منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 117
:: بازدید ماه : 245
:: بازدید سال : 577
:: بازدید کلی : 577
نویسنده : rahjooyan
شنبه 14 فروردین 1400

 

از شایعه تا واقعیت: از زمان انتشار خبر «وانگ‌یی» وزیر امورخارجه چین به کشورمان، هجمه‌‌ها علیه ایران و سیاست جمهوری اسلامی شدت گرفت؛ هجمه‌های تکراری ای که تیرماه سال گذشته همزمان با مطرح شدن این توافق نیز صورت گرفته بود

سایت انگلیسی «پترولیوم اکونومیست» مدعی شد: در این سند تهران و پکن برای سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چینی‌ها در صنعت نفت، گاز، پتروشیمی، صنعت و حوزه حمل ونقل ایران به توافق رسیده‌اند و شرکت‌های چینی برای حضور در هر گونه پروژه انرژی ایران در اولویت قرار خواهند گرفت.  حضور قریب الوقوع پنج هزار نیروی امنیتی چینی برای حفاظت از منافع این کشور در ایران، یکی دیگر از دروغ‌هایی بود که درباره این سند منتشر شد.

دروغ دیگر فروش جزایر از جمله کیش و قشم است؛ شایعه ای که بارها توط مسئولان تکذیب شد. حتی روز گذشته نیز، سیدعباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران بار دیگر درباره در واکنش به جوسازی‌ها علیه سند جامع همکاری ایران و چین تاکید کرد:نه از واگذاری جزایر ایرانی خبری است و نه حضور نیروی نظامی و نه سایر موهومات.

شبکه‌ای ماهواره‌ای فارسی زبان و کاربران ضدانقلاب در فضای مجازی بدون آن که اصلا از مفاد سندراهبردی مطلع باشند شروع به انتشار شایعات و دروغ‌هایی در فضای مجازی کردند. آن ها طبق یک جریان سازماندهی شده از واژه هایی مانند ترکمانچای دیگر؛ مستعمره شدن ایران و ...  استفاده کردند تا با احساسات مردم، حقیر شدن مردم ایران را در اذهان عمومی جا بیاندازند ودر ادامه دروغ‌هایی مانند فروش جزیره کیش، قشم و یا ورود نظامیان چینی به ایران را مطرح کردند.

البته آش این شایعات آن قدر داغ شده که رضا ربع پهلوی که بحرین، استان چهاردهم ایران در زمان پدرش از ایران جدا شد نیز علیه این معاهده موضع‌گیری کرده است.

البته پیش از این در زمان کنوانسیون خزر نیز، شایعه فروش سهم ایران از دریای خرر به روس ها توسط رسانه های ضدانقلاب برای مدتی سروصدای زیادی به پا کرده بود و یا در سال ۹۷ پس از سفر علی‌اکبر ولایتی به مسکو،جریانی در فضای مجازی به راه افتاد تا ایران را وابسته به روسیه نشان دهد و حتی ایران را مستعمره این کشور معرفی کرد.

واقعیت این است که توافق راهبردی ایران و چین به زعم کارشناسان امور بین الملل، راهبردی مهم برای بی اثر کردن تحریم های آمریکا علیه کشورمان است. موضوعی که رسانه‌های مطرح جهان هم برآن صحّه می‌گذارند و آن را توافقی نگران کننده برای آمریکا می‌دانند.

اما همزمان با واکنش‌های عصبی مقامات و رسانه های آمریکایی، صهیونیستی و سعودی در قبال این توافق، واکنش‌های ضد انقلاب در این رابطه بسیار جالب توجه و عبرت آموز است.

این جریان که در یک دهه گذشته مدام خواهان تحریم ایران توسط آمریکا شده بود در اقدامی مضحک ناگهان نگران منافع مردم شده و تلاش می کند با وارونه نمایی وقایع بنا به میل اربابان آمریکایی خود به هر شکل ممکن مانع این اقدام راهبردی شود.

نکته تعجب بر نگیز آن جا است که این ها همان افرادی هستند که مستقیم یا غیر مستقیم خواهان تحریم مردم ایران بوده و هستند و یا طرفداران و سلطنت‌طلبانی هستند که پیش از این خاک ایران را به فروش گذاشته بودند.

ناراحتی چهره‌هایی که خواهان افزایش تحریم‌ها علیه ایران بودند از توافق با چین

ایرانی‌هایی که خواهان تحریم ایران هستند/ چند میگیری مزدور باشی؟

بخش تامل‌برانگیز دیگر؛ نگرانی خبرنگار و مجریان شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان از «استقلال ایران» است؛ چهره‌های وابسته‌ای که زندگی و هویتشان را از آل‌سعود، آمریکا و انگلیس دارند و از هیچ هجم‌ای علیه ایران کوتاهی نکردند حالا نگران استقلال ایران شدند و دم از وطن پرستی می‌زنند!

البته در این رابطه تلاش های گسترده شبکه BBC فارسی و سعودی اینترنشنال و تحرکات آلبانی نشین منافق در روزهای گذشته با دعوت از مردم برای تجمع علیه این توافق ناکام ماند.

به گزارش خبرنگار فارس به دنبال فراخوان گسترده ضدانقلاب روز گذشته حوالی ساعت ۱۷ حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر با شعارهای مخالفت با چین در تهران و کرج تجمع محدودی داشتند و به هدفشان نرسیدند و برعکس مورد تمسخر قرار گرفتند. 

و این در حالی است که مردم ایران تحت شدیدترین تحریم های ظالمانه قرار گرفته اند، جالب است که بعضی از این وطن پرستان دروغین در بوجود آمدن این تحریم ها بی تاثیر نبوده اند. این خود فروخته گان سر در آخور آمریکا دارند و جنایات آنها نسبت به مردم شهید پرور ایران فراموش نشده است. 

واقعیت این است که آمریکایی‌ها به هر بهانه‌ای سعی می‌کنند که ایران را تحریم کنند و گاهی اوقات آنقدر آش یشان شور می‌شود که افرادی را که تحریم بوده‌اند را دوباره تحریم می‌کنند! و یا به تحریم‌های عجیب مانند تحریم ۳ زندان (زندان وکیل‌آباد مشهد، زندان عادل‌آباد شیراز،‌ زندان ارومیه) دست می‌زنند. حتی برخی تحلیلگران معتقدند وضع چنین تحریم‌های عجیبی به این دلیل است که کفگیر تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران به ته‌دیگ خورده است.

از اول خرداد ۱۳۵۹ تا هفدهم مهرماه ۱۳۹۹ (که آمریکا ۱۸ نهاد مالی ایرانی را به لیست تحریم‌هایش اضافه کرد) مردم ایران تحت شدیدترین و ظالمانه‌ترین تحریم‌ها قرار گرفته‌اند؛ هربار به یک بهانه‌ از ادعای عدم رعایت حقوق بشر گرفته تا اتهام حمایت از تروریسم و دروغ ساخت بمب هسته‌ای.

در خباثت آمریکایی‌ها شکی نیست، جنایت آن‌ها  برهمگان مشخص است اما خیانت عده‌ای از ایرانیان برای تحریم‌های بیشتر قابل تامل است، کسانی که از ایرانی بودن تنها تولد در جغرافیای آن را دارند و امروزه مزدور و وطن فروش لقب گرفته‌اند.

به همین بهانه نگاهی می‌‌اندازیم به ایرانی‌هایی که خواهان تحریم ایران و تشدید فشار بر هموطنانشان هستند.

* شیرین عبادی؛ برنده صلح نوبل که خواستار تحریم مردم کشور است

شیرین عبادی که به دلیل اظهارات ضدایرانی‌اش برنده جایزه صلح نوبل هم شده سال گذشته در سخنرانی خود در پارلمان کانادا خواستار تحریم‌های حداکثری علیه مردم ایران شد.

 

این فعال به اصلاح حقوق بشر در آخرین اظهارات خود خواستار آن شده تا کلیه رشته‌های ورزشی ایران به‌مدت یک سال محروم شوند. وی با انتشار ویدیویی خطاب به فدراسیون‌های ورزشی دیگر کشورها و سازمان‌های بین‌المللی مدعی آن شده که دخالت سیاسی جمهوری اسلامی ایران در امر ورزش منتج به نارضایتی‌های عمومی و فرار بسیاری از ورزشکاران از کشور شده است. او در این باره مدعی شد: «اعتراضات ورزشکاران به جایی نمی‌رسد، بنابراین از کلیه فدراسیون‌های ورزشی جهان خواهش می‌کنم تا به مدت یک سال ایران را محروم کنند و اجازه شرکت بین‌المللی در هیچ زمینه‌ای به دولت ایران ندهید.»

 

* رضا ربع پهلوی؛ مردم ایران قدردان تحریم‌ها هستند


رضا ربع پهلوی فرزند شاه مخلوع ایران که در تبعید برای تحقق آرزوی چهل‌ساله و براندازی حکومت اسلامی در ایران در تکاپوست، در گفتگو با نشریه آمریکایی نیوزویک با حمایت ار تحریم‌ها عنوان کرد که مردم ایران تحریم‌های آمریکارا درک و از آن قدردانی کنند!

 وی همچنین برای توجیه سیاست‌های خصمانه امریکا علیه ملت ایران، مدعی شده که واشنگتن با اقدامات محدودکننده‌ای نظیر تحریم، از بی‌ثبات‌سازی منطقه و جهان توسط جمهوری اسلامی جلوگیری می‌کند.

* مریم رجوی؛ سینه‌چاک تحریم‌ها


شکی وجود ندارد که بسیاری از تحریم‌های جنایتکارانه علیه ایران از طریق سازمان منافقین پیشنهاد می‌شود.

مریم رجوی از تحریم‌های جدید آمریکا علیه حکومت ایران استقبال کرد. رجوی در جدیدترین تحرکاتش با حضور در کنفرانس ضدایرانی " ضرورت تحریم"  از تصویب تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران استقبال کرد.

 مسیح علینژاد که سند قرادادهای مالی‌اش برای راه‌اندازی پروژه‌های ضدایرانی چند سال پیش سروصدای زیادی به پا کرده بود، حالا سراغ کمپین تحریم ورزش ایران رفته تا دلخوشی مردم ایران در شرایط سخت کرونا و تحریم اقتصادی را هم از بین ببرد.


این عنصر فراری در فرودین امسال هم عنوان کرده بود که کرونا دلیل برای پایان دادن تحریم ایران نیست و باید دولت آمریکا تحریم مردم ایران را افزایش دهد.

علینژاد بارها در محافل ضدایرانی سخنرانی کرده و درسال ۹۷ نیز علنا با مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا دیدار کرد و خواهان تحریم برخی از نهادهای ایرانی شد.

 * امیرعباس فخرآور؛ تلاش برای تحریم نفت

امیرعباس فخرآور  از فعالان سیاسی اپوزیسیون است که برای براندازی حکومت ایران و محدود کردن درآمدهای ارزی ایران تلاش کرده و کارنامه سیاهی برای خودش دست و پا کرده است. 

 

 

وی چندی پیش در شبکه من وتو به صراحت اذعان کرد که ۱۵ سال وقت گذاشته تا پرونده تحریم نفت ایران وارد کنگره آمریکا شد؛ پرونده‌ای که در نهایت در سال ۲۰۱۲ تصویب شد.

 

* شاپرک شجری زاده از خیابان انقلاب تا درخواست تحریم ایران


شاپرک شجری زاده که با کشف حجابش در پروژه ای با عنوان «دختران خیابان انقلاب» مشهور شد و سپس به خارج از کشور گریخت، با حضور در کنفرانس ضدایرانی در پارلمان کانادا شرکت کرد و علنا خواستار اعمال تحریم علیه ایران شد.

 

نازنین بنیادی؛ بازیگری که نقش ضدایرانی بازی می‌کند

 «نازنین بنیادی» بازیگر هالیوودی که با شبکه‌های ماهواره‌ای اپوزیسیون همکاری دارد، ضمن حمایت از سیاست‌های ظالمانه آمریکا علیه کشورمان، تحریم ایران را به "شیمی درمانی" تشبیه کرد و آن را برای مردم لازم دانست! تا این صحبت‌های او علاوه بر واکنش‌های داخل کشور، از سوی ایرانیان خارج از کشور هم مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

احمد باطبی؛ از پیراهن خونی تا لقمه خونی


 «احمد باطبی» از عناصر اپوزیسیونی است که با حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و با بالا بردن یک پیراهن ظاهرا خونی، اسم و رسمی در رسانه های غربی برای خود دست و پا کرد و و از این طریق توانست به آمریکا فرار کند و پناهندگی بگیرد. 

 وی در زمان روی کار آمدن دونالد ترامپ به همراه ۲۹ تن از عماصر ضدانقلاب طی نامه‌ای به رئیس جمهور آمریکا ارسال خواستار تشدید تحریم ملت ایران شدند؛ این نامه خائنانه بازتاب زیادی در بین مردم ایران داشت و به‌عنوان سندی بر مزدوری مخالفان جمهوری‌اسلامی شناخته شد.


البته به این لیست می‌توان افراد بیشتری را اضافه کرد و حتی  عوامل شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان که با دروغ‌ها و گزارش‌هایشان زمینه تحریم بیشتر را  فراهم کردند در این دایره می‌گنجند. به طور مثال ایران اینترنشنال در اوج کرونا با گزارش‌های دروغش مانع از ورود کیت‌های تشخیص  کرونا از کره جنوبی به ایران شد

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1151
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 13 فروردین 1400

توجّه داشته باشید: مهم این است که در هر دوره‌ای از دوره‌ها ما بفهمیم دشمنیِ دشمن چگونه است و چه‌کار دارد با ما میکند؛ نقشه‌ی دشمن را بفهمیم؛ درست مثل جنگ نظامی. در جنگ نظامی اگر شما توانستی حدس بزنی که نقشه‌ی دشمن چیست، پیشگیری میکنی، خودت را آماده میکنی؛ یا دفاعِ خوب میکنی یا حمله‌ی پیش‌دستانه میکنی؛ در جنگ نظامی این‌جوری است. در جنگ تبلیغاتی، در جنگ اقتصادی، در جنگ فرهنگی، در جنگ امنیّتی، در جنگ نفوذ -اینها همه جنگ است- در همه‌ی اینها قضیّه این است: باید حدس بزنید دشمن چه‌کار میخواهد بکند. امروز حدس زدن ندارد؛ برای هر آدم آگاهی، روشن است. هزاران توپخانه -توپخانه‌ی دروغ‌پردازی، توپخانه‌ی بزرگ‌نمایی مشکلات- به سمت این ملّت از راه‌هایی که امروز وجود دارد و دیروز وجود نداشت، مشغول شلّیکند. ما در مورد فضای مجازی این را میگوییم ؛ میگوییم مواظب شلّیک توپخانه‌ی دشمن باشید در این فضا؛ حواستان باشد. از این فضا، دشمن علیه هویّت شما، موجودیّت شما، نظام شما، انقلاب شما استفاده نکند. آمارهای بی‌پایه میدهند، دروغ میگویند، نسبت دروغ میدهند، چهره‌های مورد قبول مردم را -که باید مردم به اینها اعتقاد داشته باشند- تخریب میکنند، موفّقیّتهای انقلاب را کتمان میکنند، دروغ‌انگاری میکنند؛ ناموفّقیّتها را، ضعفها را، کاستی‌ها را اگر یکی است هزار تا جلوه میدهند، اگر یک‌جا است به همه‌جا تعمیم میدهند؛ کارهای دشمن اینها است دیگر؛ اینها کارهای دشمن است؛ برای چه؟ برای اینکه راز پیروزی انقلاب اسلامی را دشمن فهمیده؛ رازش اعتقاد مردم و ایمان مردم است؛ میخواهد این ایمان را از بین ببرد. حالا اگر در طبقات سنین بالا نتوانست، [میخواهد] این اعتقاد را در جوان و نوجوان و نسل نو از بین ببرد که دیگر مردم پشت سر این انقلاب و این نظام نَایستند؛ هدفش این است. اینکه مردم را ناامید کنند، مردم را بدبین کنند، اعتماد به نفس مردم را بگیرند، آینده را تاریک نشان بدهند، کاری است که امروز دشمن دارد میکند.

 متأسّفانه در داخل هم گروهی همین کار دشمن را دارند انجام میدهند؛ حالا بعضی‌ها میفهمند که چه‌کار دارند میکنند، بعضی‌ها نمیفهمند و میکنند؛ درست همان کار دشمن [است]: ناامیدکردن مردم، متّهم کردن این و آن، دروغهای شاخدارِ دشمن‌ساز را به جای راستْ وانمود کردن و قلمداد کردن در ذهن مردم. اینها کارهایی است که متأسّفانه در داخل هم یک عدّه‌ای دارند انجام میدهند. آن کسانی که کار دشمن را دارند در داخل انجام میدهند تقوا ندارند؛ دین اینها سیاسی است، بجای اینکه سیاستشان دینی باشد؛ دینشان سیاسی‌کاری است. سیاست ما باید دینی باشد، نه اینکه دینداری‌مان را در جهت سیاسی‌کاری، در جهت اهداف پست و حقیر سیاسی حرکت بدهیم؛ اینها این‌جور هستند؛ اینها تقوا ندارند؛ همان کار دشمن را میکنند برای اینکه فلان جناح را تقویت کنند، فلان جناح را بکوبند؛ فلان‌کس را بالا ببرند، فلان‌کس را پایین بیاورند. اینها کارهایی است که متأسّفانه در داخل انجام میگیرد.

 بعضی‌ها بدون رسانه‌اند، بعضی‌ها صاحبان رسانه‌اند، صاحب پایگاه خبری هستند، صاحب منبرهای تبلیغاتی هستند و میتوانند حرف بزنند؛ حرف میزنند، [امّا] بی‌ملاحظه؛ نه خدا را، نه دین را، نه انصاف را رعایت نمیکنند؛ همان کاری که دشمن میخواهد [میکنند]. دشمن هم با شوق و ذوق تمام، بمجرّدی که میبیند در داخل یک چنین چیزهایی وجود دارد، امروز که اینها میگویند، امشب شما می‌بینید در رادیوی انگلیس و رادیوی آمریکا، همینها بازتاب وسیعی پیدا میکند. اینها دشمن را شاد میکنند، اینها دشمن را علیه ملّت و علیه نظام اسلامی شاد میکنند؛ به قیمت ناامیدکردن مردم، ناامیدکردن نسل جوان و نسل نو. بخصوص کسانی که همه‌ی امکانات مدیریّتی یا امروز دستشان است یا دیروز دستشان بوده؛ فرقی نمیکند. کسانی هستند و انسان مشاهده میکند که یا امروز همه‌ی امکانات مدیریّتی کشور در اختیار اینها است یا دیروز تمام امکانات مدیریّتی در اختیار اینها بوده، آن‌وقت به قول فرنگی‌مَآب‌ها نقش اپوزیسیون به خودشان میگیرند. این کسانی که کشور در اختیارشان است یا در اختیارشان بوده، اینها دیگر حق ندارند علیه کشور حرف بزنند، موضع [بگیرند]؛ باید موضع مسئولانه [بگیرند]، باید پاسخگو باشند. بنده‌ای که امکانات در اختیارم است، نمیتوانم مدّعی باشم، [بلکه] باید پاسخگو باشم و جواب بدهم که چه‌‌کار کردم با این امکانات. به جای اینکه پاسخگویی کنند، بیایند نقش مدّعی را ایفا کنند علیه این، علیه آن حرف بزنند؛ این نمیشود؛ مردم قبول نمیکنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر میگذارد؛ نه، مردم آگاهند، میفهمند، نمیپذیرند این حالت را.

 

قسمتی از بیانات رهبر معظم در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی
در آستانه‌ی هشتمین سالگرد حماسه‌ی نهم دی‌ماه ۱۳۸۸

:: بازدید از این مطلب : 1182
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 12 فروردین 1400

پس از امضای این سند، وزارت امور خارجه کشورمان گزاره برگ برنامه همکاری جامع ایران و چین را منتشر کرد که به شرح زیر است:

الف) خط زمانی از آغاز طرح تا امضاء :

3 بهمن 1394:

 سفر رسمی آقای شی جین پینگ، رئیس جمهوری خلق چین به تهران.

جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین با صدور بیانیه‌ای، سطح روابط دو کشور را به «مشارکت جامع راهبردی» ارتقاء دادند.

 حسب پیشنهاد طرف ایرانی به منظور تنظیم روابط بلندمدت در بازه زمانی 25 ساله با چین، طرفین در بند 6 بیانیه مذکور تمایل و آمادگی خود برای رایزنی و مذاکره جهت انعقاد سند همکاری بلندمدت را اعلام نمودند.

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور چین، «توافق رؤسای جمهوری ایران و چین را برای یک روابط استراتژیک 25 ساله، کاملاً درست و حکمت‌آمیز» دانستند.

اسفند 1394 – بهمن 1397: وزارت امور خارجه در همکاری با وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف داخلی، جلسات متعددی را با هدف احصاء اولویت‌ها، تدوین پیش نویس و مفاد قابل طرح در این سند برگزار نمودند.

2 اسفند 1397: دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم وقت مجلس شورای اسلامی که در سفر رسمی به چین توسط وزرای خارجه، اقتصاد و رئیس بانک مرکزی همراهی می‌شدند، در دیدار با آقای شی جین پینگ، رئیس جمهوری خلق چین، از نهایی شدن پیش‌نویس سند 25 ساله در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

اسفند 1397- شهریور 1398: با تکمیل فرآیند بررسی‌های داخلی پیرامون سند، پیش‌نویس سند توسط طرف ایرانی نهایی و آماده ارائه به طرف چینی شد.

3 شهریور 1398: دکتر ظریف، وزیر امور خارجه در سفر رسمی به چین، پیش نویس برنامه همکاری جامع میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین را به وزیر امور خارجه چین تحویل داد.

فروردین 1399: 

طرف چینی نقطه نظرات خود را بصورت رسمی پیرامون پیش نویس دریافت شده از طرف ایرانی اعلام نمود.

نظرات طرف چینی در اختیار نهادهای ملی به منظور اعلام نظر قرار گرفت.

خرداد 1399: متن پیش‌نویس و جمع‌بندی وزارت امور خارجه از نظرات نهادهای ملی، به منظور بررسی و تصمیم‌گیری، به هیات محترم دولت ارسال شد.

3 تیرماه 1399: هیات محترم دولت به وزارت امور خارجه اجازه داد مذاکرات بر اساس جمع‌بندی فوق الذکر، برای نهایی کردن و امضای برنامه همکاری جامع میان دو کشور را بر اساس منافع بلندمدت پیگیری شود.

4 تیرماه 1399: در وبینار وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، طرف ایرانی از ارائه نقطه نظرات پیرامون اصلاحات طرف چینی بر پیش‌نویس سند در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

شهریور 1399: دومینپیش‌نویس سند از سوی طرف ایرانی به طرف چینی تحویل داده شد.

19 مهر 1399: دکتر ظریف؛ وزیر امور خارجه در سفر رسمی به چین، ابعاد مختلف این سند و چگونگی پیشبرد آن‌را با همتای چینی تبادل نظر نمودند.

نیمه اسفند 1399: طرف چینی نظرات خود را پیرامون برنامه همکاری جامع به طرف ایرانی اعلام نمود.

20 اسفند 1399: طرف چینی اعلام آمادگی نمود در صورت نهایی شدن پیش‌نویس برنامه همکاری جامع، در سفر رسمی وزیر امور خارجه چین به ایران سند مذکور به امضاء برسد.

اسفند 1399: وزارت امور خارجه مراتب را همراه با ارزیابی و پیشنهادات لازم به منظور تصمیم‌گیری به مراجع عالی کشور اطلاع‌رسانی نمود.

27 اسفند 1399: تائید مراجع عالی کشور برای امضای برنامه همکاری جامع موسوم به 25 ساله، توسط وزیر امور خارجه کشورمان در سفر رسمی وزیر امور خارجه چین به ایران، به وزارت امور خارجه ابلاغ شد.

7 فروردین  1400: برنامه جامع همکاری فیمابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، به امضای وزرای امور خارجه دو کشور رسید.

ب) برنامه همکاری جامع ایران و چین حاوی چه مفاد و محتوایی است؟

این سند به منظور عملیاتی کردن بند ششم بیانیه روسای جمهور دو کشور با هدف ارتقای عملی روابط در سطح مشارکت جامع راهبردی (منتشر شده در در بهمن ماه 1394) و  به منظور فراهم ساختن بستری مناسب برای توسعه همه جانبه همکاری‌ها تدوین گردیده است.

 سند حاضر یک برنامه جامع در بازه زمانی بلندمدت (25 ساله) رویکردی مبتنی بر احترام متقابل و منافع برد- برد  در زمینه روابط دو جانبه، منطقه‌ای و بین المللی را مدنظر قرار داده است.

اصل سند:

 دو تمدن کهن آسیایی با تاریخی دیرینه و همکاری نزدیک در عرصه‌های تجاری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دفاعی و امنیتی بر یک نقشه راه و افق بلندمدت روابط در عرصه‌های مختلف برای تحقق مشارکت جامع راهبردی و ارتقای عملی آن توافق نموده‌اند.

به رسمیت شناختن اشتراکات فرهنگی، تقویت چندجانبه‌گرایی، حمایت از حق دولت‌ها برای برخورداری از حق حاکمیت برابر و تاکید بر بومی بودن مدل توسعه از جمله موارد ذکر شده در سند می‌باشد.

اشتراک نظر دو کشور در ارتباط با بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی به ویژه مبارزه با یکجانبه‌گرایی زمینه لازم برای بسط همکاری‌ها در عرصه بین‌المللی بین ایران و چین را فراهم آورده است.   

این سند برنامه‌ای است سیاسی، راهبردی، اقتصادی و فرهنگی که عرصه‌های مختلف همکاری دو کشور ایران و چین را مدنظر قرار داده است.

ب.1) در بعد سیاسی- راهبردیبرنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- طرفین ضمن ارتقای تبادلات، رایزنی و همکاری‌های نزدیک خود در موضوعات مورد نظر و در نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش می‌دهند.

- طرفین زیرساخت‌های دفاعی، مقابله با تروریسم و همکاری در عرصه‌های مختلف دفاعی را تقویت خواهند کرد.

ب.2) در بعد اقتصادی برنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- با توجه به اتفاق نظر دو کشور بر اینکه ظرفیت‌های بالقوه برای همکاری‌ها فراتر از وضعیت کنونی است، ایران و چین همکاری‌های اقتصادی خود را به ویژه در پیوند دادن ایران به زنجیره ارزش محور از طریق تکمیل زنجیره‌های مکمل فرآوری داخلی و تولید مشترک به منظور  تامین بازارهای داخلی دو کشور و کشورهای ثالث و در نهایت بهره برداری از ظرفیت‌های ایران از جمله نیروی کار جوان و ماهر تاکید می نمایند.

- همکاری در حوزه‌های نفت، صنعت و معدن و حوزه‌های مرتبط با انرژی (نیرو، انرژی‌های تجدیدپذیر و ...) مبتنی بر دغدغه‌های توسعه ملی پایدار و زیست محیطی در سند مورد تاکید قرار دارند.

- با هدف بهره‌برداری از مزایای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک، بر مشارکت موثر ایران در ابتکار کمربند-راه طرف چینی تاکید شد.

- همکاری در زمینه‌های زیرساختی، ارتباطی (ریلی، جاده‌ای، بندری و هوایی)، مخابراتی، علمی-فناوری، آموزشی و سلامت مورد تاکید قرار گرفت.

- تسهیل همکاری‌های بخش خصوصی از طریق رفع موانع همکاری مورد توجه بوده است.

- تسهیل همکاری‌های مالی-بانکی، گمرکی، مقررات‌زدایی،  و همکاری در توسعه مناطق ویژه و آزاآزاد تجاری و صنعتی از جمله در سواحل مکران و تقویت همکاری‌های غیرنفتی با تمرکز بر حوزه کشاورزی و دانش بنیان مورد تاکید قرار گرفت.

تسهیل همکاری‌ها در زمینه سرمایه‌گذاری و تامین مالی پروژه‌ها و همکاری‌های اقتصادی؛

ب.3) در بعد فرهنگی برنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- در سند مذکور بر افزایش شناخت متقابل از طریق ارتقاء تبادلات مردمی (گردشگری)، رسانه‌ای، سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های دوستی و همکاری دانشگاهی تاکید شده است.

- طرفین در این رابطه سرمایه‌گذاری و کمک به تکمیل زیرساخت‌های لازم برای ارتقاء همکاری‌های فرهنگی در حوزه‌های مختلف از جمله صنعت گردشگری را مدنظر قرار داده‌اند.

ج) برنامه همکاری جامع ایران و چین حاوی چه مفاد و محتوایی نیست؟

این سند در راستای صلح، ثبات و توسعه منطقه ای و بین المللی تدوین شده و لذا در مخالفت با هیچ طرف ثالثی و یا برای مداخله در امور هیج کشوری نیست.

این سند یک نقشه راه برای همکاری های جامع دو کشور ایران و چین بوده و لذا حاوی هیچ قراردادی نمیباشد.

در هیچ کجای سند کمی سازی در خصوص چشم انداز همکاریها اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا راهبردی نشده است و لذا حاوی هیچ رقم و عدد خاصی از جمله در خصوص سرمایه گذاری و یا منابع مالی و پولی نمی‌باشد.

این سند 25 ساله نامگذاری شده است تا کلیت برنامه همکاری جامع دو کشور در این بازه زمانی بلندمدت دیده و پیگیری شود. بدیهی است بازه زمانی اجرای هر قرارداد دوجانبه ای بر اساس پیش بینی مندرج در خود قرارداد تعیین می شود.

در این سند، واگذاری هیچ منطقه و یا هیچ انحصار متقابل و یا یکجانبه ای مطرح نبوده و لذا فاقد اعطاء هرگونه حق انحصاری است.

در این سند مدیریت، اداره و یا بهره برداری از هیج منطقه و یا حوزه ای واگذار نشده است.


:: بازدید از این مطلب : 377
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 12 فروردین 1400

پس از امضای این سند، وزارت امور خارجه کشورمان گزاره برگ برنامه همکاری جامع ایران و چین را منتشر کرد که به شرح زیر است:

الف) خط زمانی از آغاز طرح تا امضاء :

3 بهمن 1394:

 سفر رسمی آقای شی جین پینگ، رئیس جمهوری خلق چین به تهران.

جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین با صدور بیانیه‌ای، سطح روابط دو کشور را به «مشارکت جامع راهبردی» ارتقاء دادند.

 حسب پیشنهاد طرف ایرانی به منظور تنظیم روابط بلندمدت در بازه زمانی 25 ساله با چین، طرفین در بند 6 بیانیه مذکور تمایل و آمادگی خود برای رایزنی و مذاکره جهت انعقاد سند همکاری بلندمدت را اعلام نمودند.

مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور چین، «توافق رؤسای جمهوری ایران و چین را برای یک روابط استراتژیک 25 ساله، کاملاً درست و حکمت‌آمیز» دانستند.

اسفند 1394 – بهمن 1397: وزارت امور خارجه در همکاری با وزارتخانه‌ها و نهادهای مختلف داخلی، جلسات متعددی را با هدف احصاء اولویت‌ها، تدوین پیش نویس و مفاد قابل طرح در این سند برگزار نمودند.

2 اسفند 1397: دکتر علی لاریجانی، ریاست محترم وقت مجلس شورای اسلامی که در سفر رسمی به چین توسط وزرای خارجه، اقتصاد و رئیس بانک مرکزی همراهی می‌شدند، در دیدار با آقای شی جین پینگ، رئیس جمهوری خلق چین، از نهایی شدن پیش‌نویس سند 25 ساله در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

اسفند 1397- شهریور 1398: با تکمیل فرآیند بررسی‌های داخلی پیرامون سند، پیش‌نویس سند توسط طرف ایرانی نهایی و آماده ارائه به طرف چینی شد.

3 شهریور 1398: دکتر ظریف، وزیر امور خارجه در سفر رسمی به چین، پیش نویس برنامه همکاری جامع میان جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین را به وزیر امور خارجه چین تحویل داد.

فروردین 1399: 

طرف چینی نقطه نظرات خود را بصورت رسمی پیرامون پیش نویس دریافت شده از طرف ایرانی اعلام نمود.

نظرات طرف چینی در اختیار نهادهای ملی به منظور اعلام نظر قرار گرفت.

خرداد 1399: متن پیش‌نویس و جمع‌بندی وزارت امور خارجه از نظرات نهادهای ملی، به منظور بررسی و تصمیم‌گیری، به هیات محترم دولت ارسال شد.

3 تیرماه 1399: هیات محترم دولت به وزارت امور خارجه اجازه داد مذاکرات بر اساس جمع‌بندی فوق الذکر، برای نهایی کردن و امضای برنامه همکاری جامع میان دو کشور را بر اساس منافع بلندمدت پیگیری شود.

4 تیرماه 1399: در وبینار وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، طرف ایرانی از ارائه نقطه نظرات پیرامون اصلاحات طرف چینی بر پیش‌نویس سند در آینده‌ای نزدیک خبر داد.

شهریور 1399: دومینپیش‌نویس سند از سوی طرف ایرانی به طرف چینی تحویل داده شد.

19 مهر 1399: دکتر ظریف؛ وزیر امور خارجه در سفر رسمی به چین، ابعاد مختلف این سند و چگونگی پیشبرد آن‌را با همتای چینی تبادل نظر نمودند.

نیمه اسفند 1399: طرف چینی نظرات خود را پیرامون برنامه همکاری جامع به طرف ایرانی اعلام نمود.

20 اسفند 1399: طرف چینی اعلام آمادگی نمود در صورت نهایی شدن پیش‌نویس برنامه همکاری جامع، در سفر رسمی وزیر امور خارجه چین به ایران سند مذکور به امضاء برسد.

اسفند 1399: وزارت امور خارجه مراتب را همراه با ارزیابی و پیشنهادات لازم به منظور تصمیم‌گیری به مراجع عالی کشور اطلاع‌رسانی نمود.

27 اسفند 1399: تائید مراجع عالی کشور برای امضای برنامه همکاری جامع موسوم به 25 ساله، توسط وزیر امور خارجه کشورمان در سفر رسمی وزیر امور خارجه چین به ایران، به وزارت امور خارجه ابلاغ شد.

7 فروردین  1400: برنامه جامع همکاری فیمابین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین، به امضای وزرای امور خارجه دو کشور رسید.

ب) برنامه همکاری جامع ایران و چین حاوی چه مفاد و محتوایی است؟

این سند به منظور عملیاتی کردن بند ششم بیانیه روسای جمهور دو کشور با هدف ارتقای عملی روابط در سطح مشارکت جامع راهبردی (منتشر شده در در بهمن ماه 1394) و  به منظور فراهم ساختن بستری مناسب برای توسعه همه جانبه همکاری‌ها تدوین گردیده است.

 سند حاضر یک برنامه جامع در بازه زمانی بلندمدت (25 ساله) رویکردی مبتنی بر احترام متقابل و منافع برد- برد  در زمینه روابط دو جانبه، منطقه‌ای و بین المللی را مدنظر قرار داده است.

 دو تمدن کهن آسیایی با تاریخی دیرینه و همکاری نزدیک در عرصه‌های تجاری، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دفاعی و امنیتی بر یک نقشه راه و افق بلندمدت روابط در عرصه‌های مختلف برای تحقق مشارکت جامع راهبردی و ارتقای عملی آن توافق نموده‌اند.

به رسمیت شناختن اشتراکات فرهنگی، تقویت چندجانبه‌گرایی، حمایت از حق دولت‌ها برای برخورداری از حق حاکمیت برابر و تاکید بر بومی بودن مدل توسعه از جمله موارد ذکر شده در سند می‌باشد.

اشتراک نظر دو کشور در ارتباط با بسیاری از مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی به ویژه مبارزه با یکجانبه‌گرایی زمینه لازم برای بسط همکاری‌ها در عرصه بین‌المللی بین ایران و چین را فراهم آورده است.   

این سند برنامه‌ای است سیاسی، راهبردی، اقتصادی و فرهنگی که عرصه‌های مختلف همکاری دو کشور ایران و چین را مدنظر قرار داده است.

ب.1) در بعد سیاسی- راهبردیبرنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- طرفین ضمن ارتقای تبادلات، رایزنی و همکاری‌های نزدیک خود در موضوعات مورد نظر و در نهادهای منطقه‌ای و بین‌المللی را افزایش می‌دهند.

- طرفین زیرساخت‌های دفاعی، مقابله با تروریسم و همکاری در عرصه‌های مختلف دفاعی را تقویت خواهند کرد.

ب.2) در بعد اقتصادی برنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- با توجه به اتفاق نظر دو کشور بر اینکه ظرفیت‌های بالقوه برای همکاری‌ها فراتر از وضعیت کنونی است، ایران و چین همکاری‌های اقتصادی خود را به ویژه در پیوند دادن ایران به زنجیره ارزش محور از طریق تکمیل زنجیره‌های مکمل فرآوری داخلی و تولید مشترک به منظور  تامین بازارهای داخلی دو کشور و کشورهای ثالث و در نهایت بهره برداری از ظرفیت‌های ایران از جمله نیروی کار جوان و ماهر تاکید می نمایند.

- همکاری در حوزه‌های نفت، صنعت و معدن و حوزه‌های مرتبط با انرژی (نیرو، انرژی‌های تجدیدپذیر و ...) مبتنی بر دغدغه‌های توسعه ملی پایدار و زیست محیطی در سند مورد تاکید قرار دارند.

- با هدف بهره‌برداری از مزایای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک، بر مشارکت موثر ایران در ابتکار کمربند-راه طرف چینی تاکید شد.

- همکاری در زمینه‌های زیرساختی، ارتباطی (ریلی، جاده‌ای، بندری و هوایی)، مخابراتی، علمی-فناوری، آموزشی و سلامت مورد تاکید قرار گرفت.

- تسهیل همکاری‌های بخش خصوصی از طریق رفع موانع همکاری مورد توجه بوده است.

- تسهیل همکاری‌های مالی-بانکی، گمرکی، مقررات‌زدایی،  و همکاری در توسعه مناطق ویژه و آزاآزاد تجاری و صنعتی از جمله در سواحل مکران و تقویت همکاری‌های غیرنفتی با تمرکز بر حوزه کشاورزی و دانش بنیان مورد تاکید قرار گرفت.

تسهیل همکاری‌ها در زمینه سرمایه‌گذاری و تامین مالی پروژه‌ها و همکاری‌های اقتصادی؛

ب.3) در بعد فرهنگی برنامه همکاری جامع ایران و چین چه می‌گوید؟

- در سند مذکور بر افزایش شناخت متقابل از طریق ارتقاء تبادلات مردمی (گردشگری)، رسانه‌ای، سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های دوستی و همکاری دانشگاهی تاکید شده است.

- طرفین در این رابطه سرمایه‌گذاری و کمک به تکمیل زیرساخت‌های لازم برای ارتقاء همکاری‌های فرهنگی در حوزه‌های مختلف از جمله صنعت گردشگری را مدنظر قرار داده‌اند.

ج) برنامه همکاری جامع ایران و چین حاوی چه مفاد و محتوایی نیست؟

این سند در راستای صلح، ثبات و توسعه منطقه ای و بین المللی تدوین شده و لذا در مخالفت با هیچ طرف ثالثی و یا برای مداخله در امور هیج کشوری نیست.

این سند یک نقشه راه برای همکاری های جامع دو کشور ایران و چین بوده و لذا حاوی هیچ قراردادی نمیباشد.

در هیچ کجای سند کمی سازی در خصوص چشم انداز همکاریها اعم از اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و یا راهبردی نشده است و لذا حاوی هیچ رقم و عدد خاصی از جمله در خصوص سرمایه گذاری و یا منابع مالی و پولی نمی‌باشد.

این سند 25 ساله نامگذاری شده است تا کلیت برنامه همکاری جامع دو کشور در این بازه زمانی بلندمدت دیده و پیگیری شود. بدیهی است بازه زمانی اجرای هر قرارداد دوجانبه ای بر اساس پیش بینی مندرج در خود قرارداد تعیین می شود.

در این سند، واگذاری هیچ منطقه و یا هیچ انحصار متقابل و یا یکجانبه ای مطرح نبوده و لذا فاقد اعطاء هرگونه حق انحصاری است.

در این سند مدیریت، اداره و یا بهره برداری از هیج منطقه و یا حوزه ای واگذار نشده است.


:: بازدید از این مطلب : 6
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 12 فروردین 1400

چشم انداز جمهوري اسلامي ايران در افق 1404هجري شمسي
سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران
با اتكال به قدرت لايزال الهي و در پرتو ايمان و عزم ملـي و كوشـش برنامـه ريـزي شـده و مدبرانـه
جمعي و در مسير تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي، در چشم انداز بيست ساله:
ايران كشوري است توسعه يافته با جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقـه، بـا هويـت
اسلامي و انقلابي، الهام بخش در جهان اسلام و با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بين الملل.
جامعه ايراني در افق اين چشم انداز چنين ويژگيهايي خواهد داشت:
توسعه يافته، متناسب با مقتضيات فرهنگي، جغرافيايي و تاريخي خود و متكي بر اصول اخلاقي
و ارزشهاي اسلامي، ملي و انقلابي، با تأكيد بر: مردم سالاري ديني، عدالت اجتمـاعي، آزاديهـاي
مشروع، حفظ كرامت و حقوق انسانها و بهره مند از امنيت اجتماعي و قضايي.
برخوردار از دانش پيشرفته، توانا در توليد علم و فناوري، متكي بر سـهم برتـر منـابع انـساني و
سرمايه اجتماعي در توليد ملي.
امن، مستقل و مقتدر با سامان دفـاعي مبتنـي بـر بازدارنـدگي همـه جانبـه و پيوسـتگي مـردم و
حكومت.
برخوردار از سلامت، رفاه، امنيت غذايي، تأمين اجتماعي، فرصتهاي برابر، توزيع مناسب درآمـد،
نهاد مستحكم خانواده، به دور از فقر، فساد، تبعيض و بهره مند از محيط زيست مطلوب.
فعال، مسئوليت پذير، ايثارگر، مؤمن، رضايت مند، برخوردار از وجدان كاري، انـضباط، روحيـه
تعاون و سازگاري اجتماعي، متعهد به انقلاب و نظام اسـلامي و شـكوفايي ايـران و مفتخـر بـه
ايراني بودن.
دست يافته به جايگاه اول اقتصادي، علمي و فناوري در سطح منطقه آسياي جنوب غربي )شامل
آسياي ميانه، قفقاز، خاورميانه و كشورهاي همسايه( با تأكيد بر جنبش نرم افزاري و توليد علـم،
رشد پر شتاب و مستمر اقتصادي، ارتقاء نسبي سطح درآمد سرانه و رسيدن به اشتغال . كامل
الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با تحكيم الگوي مردم سالاري دينـي، توسـعه كارآمـد،
جامعه اخلاقي، نو انديشي و پويايي فكـري و اجتمـاعي، تـأثير گـذار بـر همگرايـي اسـلامي و
منطقهاي بر اساس تعاليم اسلامي و انديشه هاي امام خميني )ره.(
داراي تعامل سازنده و مؤثر با جهان بر اساس اصول عزت، حكمت و مصلحت.
ملاحظه:
در تهيه، تدوين و تصويب برنامه هاي توسعه و بودجه هاي ساليانه، اين نكته مورد توجـه قـرار گيـرد
كه شاخصهاي كمي كلان آنها از قبيل: نرخ سرمايه گذاري، درآمد سرانه، توليد ناخالـصي ملـي، نـرخ
اشتغال و تورم، كاهش فاصله درآمد ميان دهك هاي بالا و پايين جامعـه، رشـد فرهنـگ و آمـوزش و
پژوهش و تواناييهـاي دفـاعي و امنيتـي، بايـد متناسـب بـا سياسـتهاي توسـعه و اهـداف و الزامـات
چشمانداز، تنظيم و تعيين گردد و اين سياستها و هدفها به صورت كامل مراعات شود.
جناب آقاي خاتمي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
با سلام و تحيت
در پي ابلاغ سند چشم انداز بيست سـاله كـه بـه حـول و قـوه الهـي و توجهـات حـضرت بقيـه الـه
ارواحنافداه خواهد توانست مسير توسعه و سازندگي كـشور را در جهـت هـدفهاي والاي جمهـوري
اسلامي نمايان و مشخص سازد، اينك سياستهاي كلي برنامه چهارم كه نخستين برنامه دوران
20ساله
است برابر اصل
110قانون اساسي ابلاغ مي گردد.
انتظار مي رود چارچوب اين سياستها و نقاط مورد تكيه در آن بتواند بـه تـدوين برنامـه اي جـامع و
عملياتي براي دوره پنج ساله بيانجامد. بي گمان اهتمام و دقت نظر جنابعالي و هيأت محترم دولـت و
از آن پس مجلس محترم شوراي اسلامي مي توانند در اين باره نقش تعيين كننده خود را ايفا كنند.
تأكيد بر اين معنا بدين علت ضرورت مي يابد كه برخي از سياستهاي كلي مصرح در برنامـه سـوم از
توجه كافي در تقنـين و اجـرا برخـوردار نگـشت. مجمـع محتـرم تـشخيص مـصلحت و نيـز خـود
دستگاههاي تقنيني و اجرايي مي توانند اين كمبود را به نحو شايسته اي در اين برنامه برطرف كنند.
لازم مي دانم از مجمع محترم تشخيص مصلحت و هيأت محترم دولت و سـازمان مـديريت و برنامـه
ريزي و دبيرخانه مجمع و نيز كارشناسان فعال و همكار با اين مجموعه هـا كـه در تنظـيم سياسـتهاي
كلي برنامه چهارم نقش آفريني كردند صميمانه سپاسگزاري كنم.
نسخه حاوي مجموعه سياستها همزمان براي مجلس شـوراي اسـلامي و مجمـع تـشخيص مـصلحت
ارسال مي شود.
سيد علي خامنه اي 82/9/11
سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران
امور فرهنگي، علمي و فناوري:
.1اعتلا و عمق و گسترش دادن معرفت و بصيرت ديني بر پايه قرآن و مكتب اهل بيت )ع.(
- استوار كردن ارزشهاي انقلاب اسلامي در انديشه و عمل.
- تقويت فضايل اخلاقي و ايمان، روحيه ايثار و اميد به آينده.
- برنامه ريزي براي بهبود رفتارهاي فردي و اجتماعي.
.
2زنده و نمايان نگاهداشتن انديشه ديني و سياسي حـضرت امـام خمينـي )ره( و برجـسته كـردن
نقش آن به عنوان يك معيار اساسي در تمام سياستگذاريها و برنامه ريزيها.
.
3تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و روحيه كار و ابتكار، كارآفريني، درستكاري و قناعت
و اهتمام به ارتقاء كيفيت توليد.
- فرهنگ سازي براي استفاده از توليدات داخلي، افزايش توليد و صادرات كالا و خدمات.
.
4ايجاد انگيزه و عزم ملي براي دستياري به اهداف مورد نظر در افق چشم انداز.
.
5تقويت وحدت و هويت ملي مبتني بر اسـلام و انقـلاب اسـلامي و نظـام جمهـوري اسـلامي و
آگاهي كافي درباره تاريخ ايران، فرهنگ، تمدن و هنر ايراني- اسلامي و اهتمام جـدي بـه زبـان
فارسي.
.
6تعميق روحيه دشمن شناسي و شناخت ترفندها و توطئه هاي دشمنان عليـه انقـلاب اسـلامي و
منافع ملي، ترويج روحيه ظلم ستيزي و مخالفت با سلطه گري استكبار جهاني.
.
7سالم سازي فضاي فرهنگي، رشد آگاهي ها و فضايل اخلاقي و اهتمام به امر به معروف و نهـي
از منكر.
- اطلاع رساني مناسب براي تحقق ويژگيهاي مورد نظر در افق چشم انداز.
.
8مقابله با تهاجم فرهنگي.
- گسترش فعاليت رسانههاي ملي درجهت تبيين اهداف و دستاوردهاي ايران اسلامي برايجهانيان.
.
9سازماندهي و بسيج امكانات و ظرفيتهاي كشور در جهت افزايش سهم كشور در توليدات علمي
جهان.
- تقويت نهضت نرم افزاري و ترويج پژوهش.
- كسب فناوري، به ويژه فناوريهـاي نـو شـامل ريزفنـاوري و فناوريهـاي زيـستي، اطلاعـات و
ارتباطات، زيست محيطي، هوافضا و هسته اي

10: اصلاح نظام آموزشي كشور، شامل: آموزش و پرورش، آموزش فني و حرفه اي، آموزش عالي و
كارآمد كردن آن براي تأمين منابع انساني مورد نياز در جهت تحقق اهداف چشم انداز.
.
11تلاش در جهت تبيين و استحكام مباني مردم سالاري ديني و نهادينه كردن آزاديهـاي مـشروع از
طريق آموزش، آگاهي بخشي و قانونمند كردن آن.
امور اجتماعي، سياسي، دفاعي و امنيتي:
.12تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعي و ايجاد فرصتهاي برابر و ارتقـاء سـطح شاخـصهايي از
قبيل آموزش، سلامت، تأمين غذا، افزايش درآمد سرانه و مبارزه با فساد.
.
13ايجاد نظام جامع تأمين اجتماعي براي حمايت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه با فقـر
وحمايت از نهادهاي عمومي ومؤسسات وخيريههاي مردمي بارعايت ملاحظات ديني و انقلابي.
.
14تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن درآن و در صحنه هاي اجتماعي و اسـتيفاي حقـوق شـرعي و
قانوني بانوان در همه عرصه ها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان.
.
15تقويت هويت ملي جوانان متناسب با آرمانهاي انقلاب اسلامي.
- فراهم كردن محيط رشد فكري و علمي و تلاش در جهت رفع دغدغـه هـاي شـغلي، ازدواج،
مسكن و آسيبهاي اجتماعي آنان.
- توجه به مقتضيات دوره جواني و نيازها و تواناييهاي آنان.
.
16ايجاد محيط و ساختار مناسب حقوقي، قضايي و اداري براي تحقق اهداف چشم انداز.
.
17اصلاح نظام اداري و قضايي در جهت: افزايش تحرك و كارآيي، بهبود خدمت رساني به مـردم،
تأمين كرامت و معيشت كاركنان، به كارگيري مديران و قضات لايق و امين و تأمين شغلي آنـان،
حذف يا ادغام مديريتهاي مـوازي، تأكيـد بـر تمركـز زدايـي در حـوزه هـاي اداري و اجرايـي،
پيشگيري از فساد اداري و مبارزه با آن و تنظيم قوانين مورد نياز.
.
18گسترش و عمق بخشيدن به روحيه تعاون و مـشاركت عمـومي و بهـره منـد سـاختن دولـت از
همدلي و تواناييهاي عظيم مردم.
.
19آمايش سرزميني مبتني بر اصول ذيل:
- ملاحظات امنيتي و دفاعي.
- كارآيي و بازدهي اقتصادي.
- وحدت و يكپارچگي سرزمين.
- گسترش عدالت اجتماعي و تعادلهاي منطقه اي

حفاظت محيط زيست و احياء منابع طبيعي.
- حفظ هويت اسلامي، ايراني و حراست از ميراث فرهنگي.
- تسهيل و تنظيم روابط دروني و بيروني اقتصاد كشور.
- رفع محروميتها خصوصاً در مناطق روستايي كشور.
.
20تقويت امنيت و اقتدار ملي با تأكيد بر رشد علمي و فناوري، مـشاركت و ثبـات سياسـي، ايجـاد
تعادل ميان مناطق مختلف كشور، وحدت و هويت ملـي، قـدرت اقتـصادي و دفـاعي و ارتقـاء
جايگاه جهاني ايران.
.
21هويت بخشي به سيماي شهر و روستا.
- بازآفريني و روز آمدسازي معماري ايراني- . اسلامي
- رعايت معيارهاي پيشرفته براي ايمني بناها و استحكام ساخت و سازها.
.
22تقويت و كارآمد كردن نظام بازرسي و نظارت.
- اصلاح قوانين و مقررات در جهت رفع تداخل ميان وظايف نهادهاي نظارتي و بازرسي.
.
23اولويـت دادن بـه ايثـارگران انقـلاب اسـلامي در عرضـه منـابع مـالي و فرصـتها و امكانـات و
مسئوليتهاي دولتي در صحنه هاي مختلف فرهنگي و اقتصادي.
.
24ارتقاء توان دفاعي نيروهاي مسلح براي بازدارندگي، ابتكار عمل و مقابله مؤثر در برابر تهديـدها
و حفاظت از منافع ملي و انقلاب اسلامي و منابع حياتي كشور.
.
25توجه ويژه به حضور و سهم نيروهاي مردمي در استقرار امنيت و دفـاع از كـشور و انقـلاب بـا
تقويت كمي و كيفي بسيج مستضعفين.
.
26تقويت، توسعه و نوسازي صنايع دفاعي كشور با تأكيد بر گسترش تحقيقات و سـرعت دادن بـه
انتقال فناوريهاي پيشرفته.
.
27توسعه نظم و امنيت عمومي و پيشگيري و مقابله مؤثر با جرائم و مفاسـد اجتمـاعي و امنيتـي از
طريق تقويت و هماهنگي دستگاههاي قضايي، امنيتي و نظامي و توجه جدي در تخصيص منابع
به وظايف مربوط به اعمال حاكميت دولت.
امور مربوط به مناسبات سياسي و روابط خارجي:
-.28ثبات در سياست خارجي براساس قانون اساسي و رعايت عزت، حكمت و مصلحت و تقويـت
روابط خارجي از طريق:
- گسترش همكاري هاي دوجانبه، منطقه اي و بين المللي

ادامه پرهيز از تشنج در روابط با كشورها.
- تقويت روابط سازنده با كشورهاي غيرمتخاصم.
- بهره گيري از روابط براي افزايش توان ملي.
- مقابله با افزون خواهي و اقدام متجاوزانه در روابط خارجي.
- تلاش براي رهايي منطقه از حضور نظامي بيگانگان.
- مقابله با تك قطبي شدن جهان.
- حمايت از مسلمانان و ملتهاي مظلوم و مستضعف به ويژه ملت فلسطين.
- تلاش براي همگرايي بيشتر ميان كشورهاي اسلامي.
- تلاش براي اصلاح ساختار سازمان ملل.
.
29بهره گيري از روابط سياسي با كشورها براي نهادينه كردن روابط اقتصادي، افزايش جذب منـابع
و سرمايه گذاري خارجي و فناوري پيشرفته و گسترش بازارهاي صادراتي ايران و افزايش سـهم
ايران از تجارت جهاني و رشد پرشتاب اقتصادي مورد نظر در چشم انداز.
.
30تحكيم روابط با جهان اسلام و ارائه تـصوير روشـن از انقـلاب اسـلامي و تبيـين دسـتاوردها و
تجربيات سياسي، فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي و معرفي فرهنگي غني و هنـر و تمـدن
ايراني و مردم سالاري ديني.
.
31تلاش براي تبديل مجموعه كشورهاي اسلامي و كشورهاي دوست منطقه به يك قطب منطقهاي
اقتصادي، علمي، فناوري و صنعتي.
.
32تقويت و تسهيل حـضور فرهنگـي جمهـوري اسـلامي ايـران در مجـامع جهـاني و سـازمانهاي
فرهنگي بين المللي.
.
33تقويت هويت اسلامي و ايراني ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج زبـان فارسـي در ميـان
آنان، حمايت از حقوق آنان و تسهيل مشاركت آنان در توسعه ملي.
امور اقتصادي:
.34تحقق رشد اقتصادي پيوسته، با ثبات و پرشتاب متناسب با اهداف چشم انداز.
- ايجاد اشتغال مولد و كاهش نرخ بيكاري.
.
35فراهم نمودن زمينه هاي لازم براي تحقـق رقابـت پـذيري كالاهـا و خـدمات كـشور در سـطح
بازارهاي داخلي و خارجي و ايجاد ساز و كارهاي مناسب بـراي رفـع موانـع توسـعه صـادرات
غيرنفتي

تلاش براي دستيابي به اقتصاد متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انـساني و فنـاوري
نوين.
.
37ايجاد ساز و كار مناسب براي رشد بهره وري عوامل توليد )انـرژي، سـرمايه، نيـروي كـار، آب،
خاك و .(...
- پشتيباني از كار آفريني، نوآوري و استعدادهاي فني و پژوهشي.
.
38تأمين امنيت غذايي كشور با تكيه بر توليـد از منـابع داخلـي و تأكيـد بـر خودكفـايي در توليـد
محصولات اساسي كشاورزي.
.
39مهار تورم و افزايش قدرت خريد گروههاي كم درآمد و محروم و مستـضعف و كـاهش فاصـله
بين دهك هاي بالا و پايين درآمدي جامعه و اجراي سياستهاي مناسب جبراني.
.
40توجه به ارزش اقتصادي، امنيتي، سياسي و زيست محيطي آب در استحصال، عرضه، نگهداري و
مصرف آن.
- مهار آبهايي كه از كشور خارج مي شود و اولويت استفاده از منابع آبهاي مشترك.
.
41حمايت از تأمين مسكن گروههاي كم درآمد و نيازمند.
.
42حركت در جهت تبديل درآمد نفت و گاز به دارايي هاي مولـد بـه منظـور پايدارسـازي فراينـد
توسعه و تخصيص و بهره برداري بهينه از منابع.
.
43توسعه روستاها.
- ارتقاء سطح درآمد و زندگي روستاييان و كشاورزان و رفع فقر، با تقويت زيرساختهاي مناسب
توليد و تنوع بخشي و گسترش فعاليتهاي مكمل به ويژه صنايع تبـديلي و كوچـك و خـدمات
نوين، با تأكيد بر اصلاح نظام قيمت گذاري محصولات.
.
44هم افزايي و گسترش فعاليتهاي اقتصادي در زمينه هايي كه داراي مزيت نسبي هـستند از جملـه
صنعت، معدن، تجارت، مخابرات، حمل و نقـل و گردشـگري، بـه ويـژه صـنايع نفـت، گـاز و
پتروشيمي و خدمات مهندسي پشتيبان آن، صنايع انرژي بر و زنجيره پايين دستي آنها، با اولويت
سرمايه گذاري در ايجاد زيربناها و زيرساختهاي مورد نياز، و ساماندهي سواحل و جزاير ايرانـي
خليج فارس در چارچوب سياستهاي آمايش سرزمين.
.
45تثبيت فضاي اطمينان بخش براي فعالان اقتصادي و سرمايه گذاران با تكاء به مزيتهـاي نـسبي و
رقابتي و خلق مزيتهاي جديد و حمايت از مالكيت و كليه حقوق ناشي از آن.
.
46ارتقاء بازار سرمايه ايران و اصلاح ساختار بانكي و بيمه اي كشور با تأكيد بر كـارآيي، شـفافيت،
سلامت و بهره مندي از فناوريهاي نوين

ايجاد اعتماد و حمايت از سرمايه گذاران با حفظ مسئوليت پذيري آنان.
- تشويق رقابت و پيشگيري از وقوع بحرانها و مقابله با جرمهاي مالي.
.
47توانمند سازي بخشهاي خصوصي و تعاوني به عنوان محـرك اصـلي رشـد اقتـصادي و كـاهش
تصدي دولت همراه با حضور كارآمد آن در قلمرو امور حاكميتي در چارچوب سياستهاي كلـي
اصل
44قانون اساسي كه ابلاغ خواهد شد.
.
48ارتقاء ظرفيت و توانمنديهاي بخش تعاوني از طريق تسهيل فرايند دستيابي به منـابع، اطلاعـات،
فناوري، ارتباطات و توسعه پيوندهاي فني، اقتصادي و مالي آن.
.
49توجه و عنايت جدي بر مشاركت عامه مردم در فعاليتهاي اقتصادي كشور و رعايت جهات زيـر
در امر واگذاري مؤسسات اقتصادي دولت به مردم:
- امر واگذاري در جهت تحقق اهداف برنامه باشد و خود هدف قرار نگيرد.
- در چارچوب قانون اساسي صورت پذيرد.
- موجب تهديد امنيت ملي و يا تزلزل حاكميت ارزشهاي اسلامي و انقلابي نگردد.
- به خدشه دار شدن حاكميت نظام يا تضييع حق مردم و يا ايجاد انحصار نيانجامد.
- به مديريت سالم و اداره درست كار توجه شود.
.
50اهتمام به نظم و انضباط مالي و بودجه اي و تعادل بين منابع و مصارف دولت.
.
51تلاش براي قطع اتكاي هزينه هاي جاري بـه نفـت و تـأمين آن از محـل درآمـدهاي ماليـاتي و
اختصاص عوايد نفت براي توسعه سرمايه گذاري بر اساس كارآيي و بازدهي.
.
52تنظيم سياستهاي پولي، مالي و ارزي با هدف دستيابي به ثباث اقتصادي و مهار نوسانات.
ملاحظه: شاخصهاي كمي و نحوه انطباق محتواي برنامه ها و بودجه هاي سالانه متناسب با سياستهاي
كلي برنامه چهارم تهيه و ارائه شود











:: بازدید از این مطلب : 577
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 06 فروردین 1400

مجموعه تلویزیونی «گاندو» سال گذشته و در فصل نخست خود به پرونده جیسون رضائیان جاسوس ایرانی- آمریکایی پرداخت که در پوشش خبرنگار در ایران به جاسوسی می پرداخت.

 همچنین فصل دوم این سریال نیز در نوروز روی آنتن شبکه سه سیما می رود و روایتی حول محور نفوذ و حضور افراد دو تابعیتی در وزارت خارجه و تیم مذاکرات هسته‌ای است.

در این سریال «شهرا قائدی» نقش یک جاسوس با نام موسی پور را ایفا می کند که با سیستم اطلاعاتی انگلیس(MI۶) ارتباط دارد. نام او در سریال موسی پور نام دارد که برگرفته از پرونده فردی به نام «محمدعلی شعبانی» است و سازندگان سریال تلاش کرده اند تا شباهت حداکثری در ظاهر این فرد را ایجاد کنند.

«گاندو۲» به پرونده کدام جاسوس ورود کرده است؟

 

محمدعلی شعبانی، از مشاوران سابق محمدجواد ظریف و یکی از افراد دو تابعیتی تیم مذاکرات هسته‌ای است که البته رابطه اش با دولت به حضور در مرکز بررسی‌های استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و همکاری با حسن روحانی برمی‌گردد.

شعبانی در سوئیس متولد شده و حدود سال ۸۳ برای ادامه تحصیل به انگلیس رفت و در دانشگاه «سوآز» مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد و پس از آن به تهران بازگشت.

شعبانی کارآموز سابق شورای ملی ایرانیان آمریکا یا نایاک در سال ۲۰۰۷ (۱۳۸۶) است. او همان سال به منطقه اشغالی اسرائیل سفر کرد و با نهادها و افراد بسیاری از جمله مئیر جاودانفر دیدار کرد. در نهایت سال ۹۰ به ایران برگشت و «برغم سفر به منطقه اشغالی اسرائیل و کار در نایاک» کارمند حسن روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت و سردبیر نشریه انگلیسی مرکز تحقیقات شد.

شعبانی بعدا تلاش زیادی برای فروش سرویس و خدمات و اطلاعات خود به موسسه واشنگتن یا WINEP برای خاور نزدیک کرده‌است. WINEP به صورت رسمی از نزدیکترین موسسات به لابی رژیم اشغالگر اسرائیل یا AIPAC است.

 

«گاندو۲» به پرونده کدام جاسوس ورود کرده است؟

 

شعبانی در مذاکرات هسته‌ای نقش مسئول رسانه‌ای و اطلاع رسانی تیم مذاکرات را برعهده داشت و در زمان مذاکرات هسته‌ای نیز از برجام در رسانه‌های غربی دفاع می‌کرد.

به گفته جواد کریمی قدوسی، نماینده مشهد در مجلس، شعبانی در طول مذاکرات هسته‌ای جریان رسانه ای داخل و دیگر کشورها را هماهنگ می کرده و هم اکنون فراری و ساکن انگلیس است.

مجموعه «گاندو۲» که در ابتدای راه به موضوع انتقال روح الله زم به ایران پرداخت، در ادامه و قسمت های بعدی نیز به پرونده های دیگری می پردازد.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 612
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 05 فروردین 1400

 

کمتر از پنچ ماه به پایان دو دوره دولت روحانی باقیمانده است. اگر کسی سؤال کند که بزرگترین دستاورد دولت روحانی چیست، چه پاسخی برای آن داریم؟

پاسخ آن است: بزرگترین دستاورد که میتوان آنرا بزرگترین عبرت تاریخی هم بدانیم، آن است که به آمریکا و سه کشور شرور اروپایی نمیتوان اعتماد کرد! بزرگترین دستاورد دولت کنونی آن است که با مذاکره و حتی توافق امضای ۶ قدرت جهانی پای هیچ ورق پاره ای نمیتوان ذره ای به توافقات دلخوش بود! بزرگترین دستاورد دولت روحانی آن است، منظور از مذاکره و توافق وادار کردن ملت به عقب نشینی گام به گام و واگذاری قدرت ملی و از دست دادن مؤلفه های امنیت ملی برای فرود ضربه آخر همچنانکه در لیبی و چند جای دیگر رخ داد.

بزرگترین دستاورد دولت روحانی آن است، توافق یک "سراب" و رفع تحریم های ظالمانه از طریق مذاکرات یک "توهم" است. اگر قرار است چیزی بدست آوردیم، فقط "مقاومت" جواب میدهد.

آمریکا و اروپا، ۲۷ تعهد در برجام پذیرفته اند که به هیچکدام از آن تعهدات عمل نکردند. در عوض دولت روحانی به تمامی تعهدات خود یکسویه عمل کرد و بیش از ۱۵ بار آژانس گواهی داد که ایران به تعهدات خود عمل کرد. اما آب از آب تکان نخورد. نه تنها هیچ تحریمی برداشته نشد، بلکه بر حجم و اندازة آن افزوده گشت. دمکراتها با ۷۰۰ نوع تحریم و جمهوریخواهان با ۸۰۰ نوع تحریم، رکوردار تحریم های ظالمانه علیه ملت ایران هستند.

معلوم شد آمریکا و اروپا با خباثت هرچه تمامتر زیر لبخندهای دیپلماتیک به فکر فعال کردن «مکانیسم ماشه» هستند. متأسفانه مواضع آقای روحانی در طول مذاکرات و پس از آن و حتی پس از خروج ترامپ و روی کار آمدن بایدن دنبال فعال کردن «مکانیسم باشه» میباشند.

اظهارات آخرین چهارشنبه رئیس جمهور در پایان نشست هیئت وزیران نشان میدهد که وی میخواهد همه این دستاوردها را به وعده های دروغین آمریکا و لابی پیدا و پنهان مذاکرات به باد دهد.

آقای روحانی میگوید: «اگر این اقلیت داخلی از سنگ اندازی و تخریب دست بردارند، دولت هم بلد است هم قادر است و هم میتواند به خوبی به تحریمها پایان دهد. »

 اولین اشتباه آقای روحانی این است که نمیخواهد از توهم «خوداکثریت بینی» آنهم با کارنامه عدم توفیق در دیپلماسی خارجی و عدم توفیق در پاسخگویی به نیازها و مطالبات معیشتی مردم و عدم تحقق وعده های انتخاباتی، عبور کند.

آقای روحانی حاضر نیست اعتنایی به این نظرسنجی هایی که خودشان کرده اند، کند و همچنان خود را در جایگاه اکثریت میبیند. این یک اشتباه نیست، انکار یک حقیقت و واقعیت خارج از ذهن هر ایرانی است که همه آنرا میبینند، اما او حاضر نیست آنرا ببیند.

دومین خطای روحانی آن است که آنچه منتقدین مشفق او دیدند و گفتند «سنگ اندازی» و «تخریب» تلقی میکند. منتقدین گفتند به آمریکا و اروپا و وعده های آنها دلخوش نکنید، نمیشود به آنها اعتماد کرد. اما رفتند اعتماد کردند و دستاوردی جز«خسارت محض» نداشتند.

سومین خطای روحانی آن است که میگوید؛ «دولت بلد است» این بلدم بلدم را ۸ سال است مردم گوش کردند و به آن اعتماد کردند. اما دستاورد این بلدم بلدم را در اوضاع اقتصادی کشور و صفهای مرغ و تخم مرغ میبینند.

چهارمین خطای روحانی این است که میگوید: قادر است و میتواند تحریمها را بردارد. اما نمیگوید این چیزی که نتوانسته است طی ۸ سال گذشته بردارد، چگونه میتواند ظرف این مدت کوتاه بردارد؟!

پنجمین اشتباه روحانی آن است که میگوید؛ «هر جناح و فردی حتی یکساعت به هر دلیلی که امروز فقط دلیل آن انتخابات ۱۴۰۰ است دربرداشته شده تحریمها، پایان دادن آنها را به تأخیر بیندازد، یک خیانت بزرگ به تاریخ و ملت ایران است. »

او با این گفتار دشمن را در اعمال تحریمهای ظالمانه تبرئه کرده است و متهم را یک اقلیت خیالی داخلی معرفی میکند که حتی نمیتواند آدرس آن را بدهد.

ششمین اشتباه روحانی آن است که سیاست خارجی کشور را دستخوش رقابتهای انتخاباتی قرار داد و دشمن را تحریک به مداخله در این رقابتها کرد. با این توهم که میتواند و قادر است و بلد است تحریمها را بردارد، فرصتهای بزرگی را از دست داد. فرصتهایی که میتوانست با رونق و جهش تولید و اتکاء به تولید داخلی تحریمها را بلااثر و بلاموضوع کند.

هفتمین اشتباه آقای روحانی این بود که کشوری ثروتمند مثل ایران را که در جایگاه هفتمین اقتصاد جهان نشسته است را با دولتی فقیر اداره کرد و نخواست گره های مشکلات کشور را در حوزه اقتصاد با سرانگشت تدبیر جوانان و تلاش ملت ایران حل کند. دل به وعده های پوچ و بی اساس غرب بست. بیش از دو سال معطل مذاکرات و توافق شد. با آنکه تصریح کرده بود در روز امضای قرارداد برجام، همه تحریمهای پولی، بانکی، کشتیرانی و نفتی .... برداشته میشود، ۵ سال معطل برداشتن تحریمها شد. هنوز هم معطل برداشتن تحریمهاست. فکر میکند آنها در این چهار ماه باقیمانده به پایان دولت، حتماً کاری میکنند؟!

هشتمین اشتباه آقای روحانی، بی مِهری به مصوبه راهبردی مجلس در رفع تحریمها، آنهم مطابق توافق برجام است. انتخابات مجلس نشان داد منتقدین برجام در اقلیت نیستند. آنها برای صیانت از حقوق ملت آنهم در کادر توافق برجام برای عبور از بهانه جویی آمریکا و نیز کسانی که در داخل هنوز دل در گرو عمل به وعده های غرب دارند، این تصمیم را گرفته اند. همراهی با این مصوبه، راه خروج از دستاورد «خسارت محض» است.

آقای روحانی در نشست آخر هیئت دولت در سال ۹۹، حرفهای تلخی زد و زنگ دوصدایی را در سیاست خارجی که باید یک صدا از آن بیرون آید را به صدا درآورد که متأسفانه در خوراک دهی به رسانه های دشمن از این صدا استفاده شد.

باران و باد در محوطة حیاط ریاست جمهوری در پاستور، این صدا را کوتاه کرد و رئیس جمهور محترم فرمودند؛ «تا خیس نشدیم، سخنرانی را تمام کنیم».

اما باد، عبای ایشان را تکانی داد تا مردم بدانند جنس پارچه قبای ایشان ایرانی نیست و این بهانه ای شد برای برخی در فضای مجازی که بگویند؛ کسی که در این جنگ اقتصادی به اندازه ۲ متر پارچه تولید ملی را قبول ندارد، چگونه «میتواند» و یا «بلد است» تحریمها را رفع کند و فرمانده جنگ اقتصادی با دشمن باشد؟!

جناب آقای روحانی رئیس جمهور محترم اجازه بدهید مردم در انتخابات ۱۴۰۰ با واکاوی و ارزیابی درست از کارنامه ۸ ساله شما یک رأی صائب برای شکلگیری دولت در قرن جدید داشته باشند.

با این بلدم بلدم گفتن شما، هیچ تحریمی برداشته نشده بلکه افزایش هم یافته است. میلیاردها دلار به دلیل عمل به تعهدات یکسویه در برجام به تأسیسات هسته ای ما خسارت وارد شده و فرصتهای عظیمی از دست رفته است و شما مایل نیستید سازمان حسابرسی در دولت و دیوان محاسبات در مجلس و سازمان بازرسی کل کشور در قوه قضاییه میزان این خسارت را به مردم اعلام کنند.

آقای روحانی با این بلدم بلدم گفتن شما، مردم تورم چند صد درصدی را در برخی اقلام کالاها و خدمات امروزها با رفتن بازار در جیب خود احساس میکنند و میدانند ارزش پول ملی را ۶ برابر کاهش دادید. مردم میدانند چهار عمل اصلی شما در قیمت ارز ۷۸۰ درصد، در مسکن ۶۰۰ درصد، در خودرو ۷۰۰ درصد، در مواد غذایی ۵۰۰ درصد و در بازار تلاطم ایجاد کرده است. شما نمیتوانید در این روزهای آخر با سخنان ناامیدکننده، درِ باغِ سبز نشان دهید و در تشخیص درست مردم از اوضاع کشور اخلال نمایید. خوشبختانه پس از ۸ سال از کارکرد بد دولت در حوزة سیاست خارجی و اقتصاد، همه چیز سرِ جای خود است اِلا رئیس جمهور که با وعده های خود فاصله نجومی دارد. بگذارید مردم در انتخاب رئیس دولت آینده، بدون دخالت خارجی تصمیم تاریخی خود را بگیرند. مردم میخواهند در قرن جدید، دولتی را سر کار بیاورند که؛ «خود ناتوانپنداری» را کنار بگذارد، دستش را روی زانوی ملت بگذارد و بایستد و کشور را اداره کند.

مردم میخواهند در قرن جدید، دولتی را سر کار بیاورند که؛ «آمریکا و سه کشور شرور اروپایی را بلامنازع نداند» و بداند "دنیا" در هزاره سوم و قرن جدید هجری شمسی تعریف جدیدی دارد و مناسبات خارجی نظام را در چهل سال آینده با دنیا بر مبنای محاسبات درست و واقعی پایه گذاری کند.

مردم میخواهند دولتی سر کار بیاورند که با مقاومت قهرمانانه دست آمریکا را از روی ماشه تجاوز بردارد. مردم میگویند نرم کردن دولت آمریکا با مذاکره «آرزواندیشی» است. این آرزو طی ۴۰ سال گذشته تحقق نیافته، در آینده هم تحقق نخواهد یافت.

و بالاخره مردم میخواهند دولتی سر کار بیاورند که از مؤلفه های قدرت ملی در همه حوزه های داخلی و خارجی صیانت کند و به فکر واگذاری آنها به بهانه مذاکره، آنهم با اجرای تعهدات یکسویه و دادن امتیازات نقد و گرفتن امتیازات نسیه نباشد.

و از همه مهمتر اینکه مردم میخواهند دولتی سر کار بیاورند که از دستاورد برجامِ بی فرجام عبرت بگیرد و هرگز به دشمن اعتماد نکند.

سخن آخر اینکه عقلانیت سیاسی و حکمت حکمرانی ایجاب نمیکند آقای روحانی با ایجاد دوصدایی در برابر دشمن از تنها دستاورد دولت خود همانند دولت گذشته در روزهای آخر صدارت چشم بپوشد.

 

محمدکاظم انبارلویی


:: بازدید از این مطلب : 731
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 04 فروردین 1400


یا أباذر، مَن ماتَ وَ فی قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن کِبرِ لَم یَجِد رَائِحَةَ الجَنَّةِ إلّا أن یَتُوبَ قَبلَ ذَلِک.
یا اَباذَر، أوَّلُ مَن یَدخُلُ النّارَ المُستَکبِرونَ فَقالَ رَجُلٌ: وَ هَل یَنجُو مِنَ الکِبرِ أحَدٌ یا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ: نَعَم مَن لَبِسَ الصُّوفَ وَ رَکِبَ الحِمارَ وَ جَالَسَ المَساکینِ.
ای ابوذر، کسی که بمیرد در حالی که ذرّه‌ای از تکبّر در دلش باشد بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد، مگر اینکه پیش از مرگ از آن توبه کند.
ای ابوذر، بیشتر کسانی که داخل آتش می‌شوند متکبّران هستند. مردی پرسید: ای پیامبر خدا، آیا ممکن است کسی از کبر نجات پیدا کند؟ حضرت فرمود: آری، کسی که لباس ساده بپوشد و مرکبش تکبّرآور نباشد و همنشین با فقرا و مساکین باشد.
بحارالانوار، ج 77، ص 90

نور هدایت

استکبار و تکبّر از سرچشمه‌های مهمّ بسیاری از گناهان است. در منابع اسلامی آمده، اوّل گناهی که در عالَم انجام گرفت گناه ابلیس بود و آن هم ناشی از استکبار بود که منتهی به کفر، بلکه به ستیز با خداوند شد.
تکبّر انواعی دارد که هر کدام اثر مخصوص به خود دارند:

1. تکبّر در مقابل خداوند:

یعنی عدم تسلیم که منتهی به نافرمانی پروردگار می‌شود و این همان عدم ایمان است. قرآن می‌فرماید: (إنَّ الَّذِینَ یَستکبِرُونَ عَن عِبادَتِی سَیَدخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرینَ) . (1)

2. تکبّر در مقابل بندگان خدا:
3. تکبّر در مقابل دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم):
4. تکبّر در مقابل حق:

مثلاً من دانسته‌ام که فلان چیز حق است، امّا تکبّر اجازه نمی‌دهد که زیر بار حق بروم.

شاخه‌های تکبّر

تکبّر شاخه‌های متعدّدی دارد، از جمله: خودبینی، خودپسندی، خودخواهی، خودبرتربینی، خودمحوری.
در آغاز انسان فقط خودش را می‌بیند بعد از خودش خوشش می‌آید و سپس خودش را می‌خواهد و رفته‌رفته خودش را با دیگران مقایسه می‌کند و می‌گوید: من از همه برتر و بالاترم! بعد می‌گوید: حال که از همه برتر و بالاترم باید من محور باشم و همه دور من بچرخند. و این را خودمحوری می‌گویند. چنین صفتی سبب می‌شود که برای خودش در جامعه برترین و بالاترین مقام را قائل شود و دیگران را بنده و عبید خودش بخواهد. البتّه تکبّر ممکن است شاخه‌های دیگری هم داشته باشد.

آثار تکبّر

برای تکبّر آثار زیادی شمرده‌اند از جمله:
پرده‌ای بین انسان و عیب‌هایش می‌افکنَد که باعث می‌شود عیب‌های خود را نبیند، بلکه آنها را حُسن و خوبی می‌بیند، نقاط ضعف را نقاط قوّت می‌بیند و بیچاره و بدبخت کسی که نتواند بر اثر غرور و خودخواهی، عیب‌ها و محاسن خود را از هم تشخیص دهد که این بزرگ‌ترین سدّ راه تکامل انسان است.
علمایی که درباره‌ی سیر و سلوک چیزهایی نوشته‌اند، مهم‌ترین مرحله‌ای را که بر آن تأکید می‌کنند تکبّر است. یعنی هیچ مرحله‌ای را در سیر و سلوک از این بالاتر نمی‌دانند، زیرا انسان به مقام لقاء الله و قرب به خدا نمی‌رسد مگر آنکه بتواند خودش را فراموش کند و غیر از او را نبیند و نخواهد و به غیر از او نیندیشد.
ولی اگر خودش را فراموش نکند، به خود می‌اندیشد و به خود اندیشیدن هم شرک است. موحّد حقیقی آن است که فقط محو جمال او شود و این هم بسیار مشکل است. اهل علم به شدّت با این موضوع روبه رو هستند، زیرا مردم با آنها احوال‌پرسی و احترام و اکرام می‌کنند، برایشان صلوات می‌فرستند و برخی متملّقان انسان را به عرش اعلی می‌برند. روح بسیار قوی و نیرومندی می‌خواهد که انسان خودش را گم نکند.
در ذیل حدیث آمده که کسی می‌پرسد ‌ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیا ممکن است از کبر نجات یافت؟ حضرت فرمود: آری. سپس اموری را ذکر کرد که برای مثال است، مثل اینکه لباس ساده بپوشد، مرکبش تکبّرآور نباشد، گوسفندش را خودش بدوشد و همنشین با نیازمندان و فقرا باشد. خلاصه منظور این است که بت تکبّر شکسته شود.

عوامل غرورشکن

برخی مردم با دست یافتن به امکانات مادّی و رسیدن به مال و مقام مغرور می‌شوند و این غرور، دشمنی بزرگ برای سعادت انسان‌هاست. قرآن می‌فرماید سرانجام، انسان مغرور سر از شرک و کفر درمی‌آورَد؛ به همین دلیل قرآن که کتاب عالی تربیت است از راه‌های مختلف برای درهم شکستن این غرور استفاده می‌کند:
گاه فنا و نیستی و ناپایدار بودن سرمایه‌های مادّی را مجسّم می‌کند (2) گاهی هشدار می‌دهد که همین سرمایه‌های شما ممکن است دشمن جانتان شود (3) و زمانی با ذکر سرنوشت مغروران تاریخ، همچون قارون‌ها و فرعون‌ها، به انسان بیدارباش می‌دهد. گاه دست انسان را گرفته و به گذشته‌ی زندگی او، یعنی آن‌گاه که نطفه‌ی بی ارزش یا خاک بی مقداری بود می‌بَرد و یا آینده‌ی او را که همین‌گونه است در برابر چشمانش مجسّم می‌سازد، تا بداند در میان این دو ضعف و ناتوانی، غرور کار احمقانه‌ای است. (4)
به این ترتیب از هر وسیله‌ای برای درهم شکستن این خوی شیطانی که در طول تاریخ سرچشمه‌ی جنایات بزرگی شده است بهره می‌گیرد.
ولی مسلّماً انسان‌های با ایمان و پرظرفیّت و واقع بین، هرگز با رسیدن به مقام یا ثروت گرفتار این خوی زشت نمی‌شوند. آنان نه تنها مغرور نمی‌شوند، بلکه کمترین تغییری در برنامه‌ی زندگیشان پدیدار نمی‌گردد. آنان همه‌ی این امور را زینت‌های عاریتی می‌شمرند که با وزش یک نسیم فرو می‌ریزند.

تکبّر در روایات اهل بیت (علیهم السلام)

در خطبه‌ی قاصعه از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) هنگام نکوهش کبر و خودبرتربینی می‌خوانیم که فرمود: «فَاعتَبِرُوا بِما کانَ مِن فِعلِ اللهِ بِأبلیسَ إذ أحَبطَ عَمَلهُ الطَّویلَ وَ جَهدَهُ الجَهیدَ وَ کانَ قَد عَبَدَ اللهَ سِتةَ آلافِ سَنةٍ عَن کبرِ ساعَةٍ واحِدةٍ. فَمَن ذا بَعدَ ابلیسِ یَسلَمُ عَلَی اللهِ بِمثلِ مَعصِیتهِ و أهلِ الأرِض کلا ما کان اللهُ سُبحانهُ لِیُدخِلَ الجَنَّةَ بَشراً بأمرٍ أخَرجَ بهِ مِنها مَلَکاً. اِنَّ حُکمهُ فی أهلِ السَّماءِ وَ الأرضِ لَواحِدُ؛ پند و عبرت گیرید به آنچه خداوند با ابلیس رفتار کرد آن‌گاه که اعمال و عبادات طولانی و تلاش و کوشش‌هایش را که شش هزار سال بندگی خدا کرده بود به ساعتی تکبّر ورزیدن بر باد داد. با این حال چه کسی بعد از ابلیس می‌تواند از کیفر خدا در برابر انجام دادن همان معصیت مصون بماند. نه، هرگز ممکن نیست خداوند انسانی را به بهشت بفرستد در برابر کاری که به آن فرشته‌ای را از بهشت رانده است. حکم خداوند درباره‌ی اهل آسمان و زمین یکسان است». (5)
در روایتی امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اُصُولُ الکُفرِ ثَلاثَهٌ: اَلحِرصُ وَ الإستِکبارُ وَ الحَسَدُ. فَأَمّا الحِرصُ فَإنَّ آدَمَ حِینَ نُهِیَ عَن الشَّجَرَةِ حَمَلَهُ الحِرصُ عَلَی اَن اَکَلَ مِنهَا وَ أمّا الإستِکبارُ فَإبلیسُ حَیثُ اُمِرَ بِالسُّجُودِ لِآدَمَ فَأبی وَ أمّا الحَسَدُ فَابنا آدَمَ حَیثُ قَتَلَ أحَدُهُما صَاحِبَةُ؛ اصول و ریشه‌های کفر و عصیان سه چیز است: حرص و تکبّر و حسد. حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، تکبّر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچی کند، حسد سبب شد که یکی از فرزندان آدم دیگری را بکشد». (6)
در روایتی از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) می‌خوانیم که فرمودند: «لایَدخُلُ الجَنَّةَ مَن فِی قَلبِهِ مِثقالُ ذَرَّةٍ مِن کِبرٍ؛ هر که به اندازه‌ی ذرّه‌ای کبر در قلبش باشد داخل بهشت نمی‌شود». (7)
از پندهای خداوند به موسی (علیه السلام) است که: «یا مُوسی ضَعِ الکِبرَ وَدَعِ الفَخرَ وَ اذکُر أَنَّکَ ساکِنُ القَبرِ فَلیَمنَعکَ ذَلِکَ مِنَ الشَّهَواتِ؛ تکبّر را رها کن و دست از فخرفروشی بردار و به یادآور که تو در قبر سکونت خواهی یافت. باید اینها تو را از شهوات بازدارد». (8)

پی‌نوشت‌ها:

1. سوره‌ی غافر، آیه‌ی 60.
2. سوره‌ی کهف، آیات 45 و 46.
3. سوره‌ی توبه، آیه‌ی 55.
4. ر ک: آیه‌ی 6 سوره‌ی طارق، آیه‌ی 8 سوره‌ی سجده، آیه‌ی 38 سوره‌ی قیامت.
5. نهج البلاغه، خطبه‌ی 192.
6. کافی، ج 2، ص 289، ح 1.
7. همان، ص 310، ح 6.
8. بحارالانوار، ج 77، ص 35.

منبع مقاله :
مکارم شیرازی، ناصر، (1390) انوار هدایت (مجموعه مباحث اخلاقی)؛ قم: انتشارات امام علی بن ابی طالب (ع)، چاپ اول.


:: بازدید از این مطلب : 656
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 04 فروردین 1400

 

چند روزی است رسانه‌ها و شخصیت‌های جریان اصلاحات از لزوم بازسازی و اصلاح در اصلاحات سخن می‌گویند و نقد‌های درون گفتمانی آنان در افق رسانه‌ها جلوه نمایی می‌کند. نگارنده به عنوان کسی که ذره‌ای احساس تعلق جناحی نمی‌کند، معتقد است مسئله اصلاح طلبان با جابه‌جایی مهره‌ها و تغییر ساختار‌ها حل نمی‌شود و دلسوزانه مسئله اصلی اصلاحات را مختصر عرض می‌کنم.
در درون جریان اصلاحات انسان‌های موجهی هستند که در حوزه رسانه و سیاست با آنان مرتبط هستم، حرف آنان را شنیده‌ام و معتقدم دیگرانی هستند که به این جماعت ظلم می‌کنند. کدام دیگران؟ همان‌هایی که مقابل نسل‌های متأخر همسو با انقلاب اسلامی طوری سیاست‌ورزی کرده‌اند که اصلاح‌طلبی را معادل «ضدانقلاب» جا انداخته‌اند. سخت معتقدم جان کلام در چیستی بحران اصلاح‌طلبی را جناب قوچانی در سرمقاله ۱۴ /۲ /۹۹ روزنامه سازندگی به تصویر کشیده‌اند. اگر به سؤالات مطروحه در آن یادداشت به صورت جامع توجه شود بسیاری از مشکلات اصلاح‌طلبان حل خواهد شد. باور کنید مشکل اصلاح‌طلبان نظارت استصوابی نیست که اگر بود بیش از ۲۲۰ نفر آنان وارد مجلس ششم نمی‌شدند، خاتمی رئیس‌جمهور نمی‌شد، عارف تأیید نمی‌شد، پزشکیان نایب رئیس مجلس نبود و…
مسئله این است‌که طیف‌های اصلاح‌طلبان -برخلاف اصولگرایان- بر سر اصول انقلاب اسلامی و اندیشه امام تفاهم ندارند، اما با وارونه نمایی، مشکلات را به اشخاص و ساختار‌ها ارجاع می‌دهند. سؤال اساسی این است که چه چیزی اصلاح‌طلبان را دور یک کرسی می‌نشاند؟
به نظر نگارنده اصلاً وجه مشترکی جز تعلقات تاریخی وجود ندارد. مسئله را قوچانی به درستی برجسته کرده است که: مرز «اصلاحات در حکومت» با «اصلاحات بر حکومت» باید روشن شود و دقیق‌تر نوشت که «نسبت اصلاحات هم با حاکمیت باید روشن شود هم با ملت» و بسیار دقیق موشکافی کرده است که اصلاحات دنبال مشارکت در قدرت است یا جنبشی شدن؟
مهم‌ترین شکاف درونی اصلاحات آن است که طیف‌هایی از جریان می‌خواهند فراسوی سیاست‌های کلی نظام خودشان یک جمهوری اسلامی دیگر معنا کنند که قلب ماهیت شده باشد و با استاندارد‌های غرب منطبق شود و بتوانند سرشان را بالا بگیرند. عجیب آن است که طیف‌های همسو با نظام در جریان اصلاحات مرتب تحقیر می‌شوند و علناً جرم آنان وفاداری به نظام اعلام می‌شود (مثل نظر شکوری‌راد نسبت به عارف).
عجیب آن است که سعید حجاریان می‌نویسد ایران باید از حالت انقلابی به حالت عادی برگردد و وزیر خارجه امریکا نیز هدف تحریم را همین عبارت می‌داند.
نمی‌شود جمهوری اسلامی را با مفاهیمی مانند «استبداد دینی» و «دیکتاتوری صالحان» و… معنا کرد و خود را عضو آن دانست. نمی‌شود به عنوان اصلاح‌طلب، عضو مجلس شورای اسلامی باشی سپس کشف حجاب کنی و سر بتراشی و آرزوی بازگشت شاهزاده! برای نجات میهن را بکنی؟ در سال‌های اخیر حزب کارگزاران متوجه شد که اصلاحات «بر نظام» معنا می‌شود؛ بنابراین به واقع‌گرایی روی آورد و معتقد است بالاخره ما می‌خواهیم در درون این نظام کار کنیم پس نمی‌توانیم هم اپوزیسیون باشیم هم جنبش اجتماعی راه بیندازیم و هم در صف اول ورود به قدرت باشیم.
نمی‌شود شاخه سیاسی حزب مشارکت طراحی به خاک سیاه نشاندن موسوی را انجام دهد، اما بخشی از قدرت باشد. نمی‌شود امام، امام کرد، اما آرزوی پیمودن مسیر جانشینان مائو در چین را نمود. مشکل اصلی بخش اندیشه‌ای اصلاح‌طلبان این است که می‌خواهند «روشنفکران قدرت» باشند و این امر پارادوکسیکال است. تب روشنفکری نمی‌تواند یک جریان سیاسی را به ساحل سیاست‌ورزی رساند. این تب آنقدر بالا است که امثال آخوندی و کلانتری هم به خاطر دو فنجان قهوه‌ای که با اصلاح‌طلبان خورده‌اند ژست روشنفکری به خود می‌گیرند. آخوندی بعد از ۴۰ سال حضور در قدرت معتقد است من روشنفکری بودم که وارد قدرت شدم یا کلانتری بعد از ۴۰ سال به امام دروغ می‌بندد و انقلاب دوم او را نیز زیر سؤال می‌برد و در عین حال کارگزار نظام نیز هست. مشکل طیف «برنظام» اصلاح‌طلبان این است که تکلیف خود را با سیاست‌های کلی نظام روشن نمی‌کنند یا سکوت کرده‌اند یا طعنه‌زننده و پرخاشگر از آن می‌گذرند و این بدان معناست که حتی اصل ۱۱۰ قانون اساسی را که قبلاً برای عبور از ولایت مطلقه فقیه بر اجرای آن اصرار می‌کردند نیز قبول ندارند.
این صداقت نظام جمهوری اسلامی است که به بریدگان و تجدیدنظر‌طلبان میدان نمی‌دهد. چرا؟ چون اگر حاکمان در نظام جمهوری اسلامی به دنبال قدرت و مواهب شخصی از آن بودند به رسم سیاستمداران عرفی، هرکسی را با آب‌نبات و دیناری می‌خریدند و ساکت و همراه می‌کردند. اما صداقت دینی این اجازه را به آن‌ها نمی‌دهد که برای قدرت‌خواهی به دیگرانی که تجدیدنظرطلب شده‌اند باج دهند. خوشبختانه دولت مستقر در امریکا برخلاف‌های دولت‌های قبلی حساب مجزایی روی اصلاح‌طلبان داخل کشور باز نکرد و همه را به یک چشم دید. اصلاح‌طلبان از این فرصت برای اعتمادسازی در درون نظام استفاده نکردند. اصلاح‌طلبان یک نقطه غایی مطلوب در خارج از مرز‌های نظام برای خود ساخته‌اند و هر پدیده‌ای نیز در کشور به‌وقوع می‌پیوندد، نقطه عزیمت برای حل آن را به همان نقطه غایی خود ارجاع می‌دهند. وقتی قوچانی می‌نویسد: «روی سخن ما با دکتر عارف نیست با حزب اتحاد ملت است» به این معناست که او خوب فهمیده است ضربه به جریان اصلاحات به خاطر واگرایی است نه همگرایی و می‌داند برای سیاست‌ورزی روان در درون نظام نمی‌توان با حزب مشارکت شماره ۲ پالوده خورد. این جماعت حتی در اساسنامه حزب مشارکت در ۲۲ سال پیش نیز نامی از ولایت فقیه نبردند و حال نیز آنگونه‌اند. تولید هزینه برای کسانی که می‌خواهند در چارچوب نظام سیاست‌ورزی کنند به صورتی درآمده است که کاسه صبر روبه لبریزی است. حتی برخی در درون جریان اصلاحات دنبال حمایت حداکثری از نظام نیستند، اما علاقه‌مند هستند در چارچوب قانون اساسی و قوانین موضوعه فعالیت نمایند و می‌دانند که جماعتی با رفتار و نظرات خود آنان را نیز به محاق می‌برند و درصددند وضعیت خود را روشن کنند.
تا امام در این کشور زنده است تجدیدنظرطلبان راه به جایی نمی‌برند. عرض خود می‌برند و زحمت ما می‌دارند. این موضوع را بخشی از نیرو‌های اصلاحات به خوبی متوجه شده‌اند. برخی از کسانی که متوجه این مهم شده‌اند تلاش می‌کنند در صدر جریان قرار گیرند و برخی تلاش می‌کنند صفوف خود را جدا کنند. مانیفست‌هایی که اصلاح‌طلبان در ۲۰ سال گذشته نوشته‌اند در دسترس همه است. نیرو‌های همسو با نظام در درون جریان فهمیده‌اند که نمی‌شود با نویسندگان این متون پالوده خورد و در عین حال مدعی انقلاب و امام و جمهوری اسلامی شد.
امید است روشنفکران رمانتیک به «جنبش اجتماعی» خود بپردازند و اجازه دهند جریان اصلاحات بخشی از نظام جمهوری اسلامی باقی بماند. لازمه این مهم وجود مرزبندی شفاف و ماهوی است.

 اقتباس: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 1083
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 30 اسفند 1399

اگر سال 1398 با اتحاد و همدلی مردم در یاری‌رسانی به هموطنان سیل‌زده شروع و با تشییع باشکوه حاج قاسم سلیمانی به حماسه ختم شد؛ سال 1399 نیز دست کمی از آن نداشت و با همبستگی خارق‌العاده نیروهای مردمی در مقابله با کرونا و ضدعفونی معابر شروع و با مجاهدت کادر درمان برای مهار مرگ‌های کرونایی و ساخت و تولید انبوه واکسن کرونا به حماسه ختم شد. اتفاقی که سبب شد تا ایران اسلامی مایه افتخار جهان اسلام باشد. «نعیم العبودی» نماینده پارلمان عراق در همین زمینه زبان به تحسین کشورمان گشود و نوشت: «در شرایطی که ابرقدرت‌ها در حال رقابت برای یافتن واکسن کرونا هستند، ایران اولین کشور اسلامی است که سه واکسن کرونا را در دست بررسی دارد... دستاوردی عالی که ما به خاطر آن به مسلمانان جهان تبریک می‌گوییم.»
کرونا سبک زندگی جدیدی بر ما تحمیل کرد؛ دید و بازدید‌های نوروزی را به فضای مجازی کشاند، سفرهای بین‌شهری را با محدودیت جدی مواجه کرد و کسب‌وکارها را تحت تأثیر قرار داد. در این میان اما مردم مؤمن ایران مناسک عبادی جمعی خود در ماه مبارک رمضان، محرم و صفر را با شیوه‌‌نامه‌های بهداشتی ستاد ملی مقابله با کرونا تطبیق دادند و تصاویر بدیعی را از نظم و انضباط هیئات و تجمعات مذهبی به نمایش گذاشتند. نظمی که نشان می‌داد جامعه مذهبی ایران خاضعانه در برابر قوانین کرونایی و توصیه‌های متخصصان بهداشت و درمان سر فرود می‌آورد. امری که در جوامع سکولار هم کمتر دیده ‌شد و بارها شاهد عصیان مردم در برابر قوانین کرونایی در کشورهای اروپایی بودیم. علاوه ‌بر این، یک تفاوت اساسی دیگر هم میان جامعه ما و جوامع غربی وجود داشت. گروه‌های جهادی، بسیج، مساجد، هیئات و سایر تشکل‌های مردمی در حالی رایگان و بدون چشم‌داشت مالی به تولید و توزیع ماسک و ضدعفونی معابر پرداختند که در غرب مدعی تمدن و پیشرفت، دولت آمریکا ماسک‌های سفارشی فرانسه و آلمان از چین را در میانه مسیر، توقیف و به خاک خود منتقل کرد. «اندرئاس گایزل» نماینده مجلس آلمان در اعتراض به این اقدام آمریکا آن را «راهزنی دریایی مدرن» خواند. اما راهزنی غربی‌ها از یکدیگر فقط به اینجا ختم نشد. آمریکا تجهیزات پزشکی خریداری‌شده توسط کانادا را هم در اختیار آنها قرار نداد. ماسک‌های اهدایی چین به ایتالیا نیز در مسیر رسیدن به این کشور توسط جمهوری چک و آلمان دزدیده و مصادره شد و کشتی تونسی حامل الکل طبی برای مردم تونس هم توسط دزدان دریایی ایتالیا به سرقت رفت. این بار تصویری آخرالزمانی از مبنای ایده حکمرانی عرفی «توماس هابز» در غرب وحشی شکل گرفت که می‌گفت «انسان، گرگ انسان است.» و حقیقتا در غربی که خدا را در مراسم صبحگاه یکشنبه کلیسا محصور ساخت؛ انسان، گرگ انسان بود.
برخلاف این حکمرانی گرگ‌صفتانه کمی آن‌سو‌تر حاکمیت دینی در ایران نشان داد در نهاد فرهنگ دینی چیزی نهفته که به هنگامه بلا و مصیبت، می‌تواند انسان و جامعه انسانی را از خودخواهی به دیگرخواهی سوق دهد. امری که می‌شد علاج جامعه جهانی بحران‌زده ‌امروز را در آن جست‌وجو کرد. «رزمایش مواسات» که در لبیک به پیشنهاد رهبر انقلاب توسط مردم عزیز ایران اسلامی برای کمک به محرومان و آسیب‌دیدگان اقتصادی کرونا شکل گرفت جلوه‌هایی بی‌نظیر از محبت و ایثار خلق کرد. این رویداد در شرایطی رخ داد که همه می‌دانیم سوءتدبیر برخی مسئولان چه بر سر معیشت مردم آورده است اما تنگنای اقتصادی مانع از کمک‌های همدلانه مردم به نیازمندان نشد.
همبستگی فوق‌العاده مردم در یاری‌رسانی به یکدیگر طی سال‌های 1398 و 1399 مجددا نشان داد ملت ایران در مواجهه با مشکلات تحمیلی یک‌دل و یک‌پارچه‌اند. حاکمیت دینی در ایران توانست با بسط مفاهیم اسلامی و به‌روزسانی الگوهای اجتماعی آن در جامعه امروزی علی‌رغم همه سختی‌ها و نارضایتی‌ها؛ ملتی واحد در مقابل تهدیدی که این بار به شکل بلایای طبیعی همچون سیل و بیماری همه‌گیر کرونا رخ نمایانده بود؛ بسازد. این نمایش اتحاد می‌تواند خنثی‌سازی بخشی از تهدید‌های خارجی را نیز به همراه داشته باشد. مسلما رویدادهایی اینچنین توسط تحلیلگران و جامعه‌شناسان آمریکایی به تفصیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت تا در تعیین خط مشی کاخ سفید، بی‌خاصیتی گزینه‌های روی میز را در مواجهه با ملت ایران برای دستگاه تصمیم‌ساز آنها بیش از پیش مشخص کند.

اما ملت ایران در کنار این حماسه باشکوه داغدار عزیزان خود نیز بود. بیش از 60 هزار نفر از هموطنان‌مان طی سال گذشته در اثر ویروس کرونا جان باختند. 60 هزار داغ بر دل 60 هزار خانواده نشست و این یعنی تعداد افرادی که در طول سال درگیر این بیماری و تبعات درمانی، روانی و عاطفی آن بوده‌اند چندین برابر این آمار است. درد و داغ کرونا که با فشار اقتصادی تحمیل‌شده در اثر سوءمدیریت‌ها بر مردم و افزایش سرسام‌آور قیمت برخی کالاهای اساسی مضاعف شده بود؛ نجابت و صبر مثال‌زدنی ملت را به همراه داشت آنجا که عملیات رسانه‌ای سنگین جریان‌های خارجی را ناکام گذاشتند، به فراخوان‌های اغتشاش آنها بی‌اعتنایی کردند و با حضوری متفاوت در سالروز گرامیداشت 22 بهمن، گلایه‌های اقتصادی‌شان را به پای انقلاب اسلامی ننوشتند.
سال 1399 روزهای پرحادثه دیگری هم داشت. ترور بزدلانه دانشمند شهيد حاج محسن فخرى‌زاده، كسى كه بيش از بيست سال در فهرست ترور رژيم صهيونيستى قرار داشت یکی از این روزها بود. تروری که با حمایت کشورهای غربی از بانیان آن، بار دیگر ثابت کرد غرب چشم دیدن پیشرفت ایران اسلامی را ندارد؛ آنها هنوز در تحجر قرون وسطای خود غوطه‌ورند؛ تحجری که در آن مزد دانشمندان چیزی جز مرگ نبود. اندكى پس از اين رويداد، ملت انقلابى ايران عزادار دو تن از چهره‌های برجسته انقلاب اسلامى شد. فقدان شخصیت‌هایی همچون آیت‌الله مصباح و آیت‌الله یزدی حسرتی ماندگار بر دل دوستداران و علاقه‌مندان به انقلاب خواهد بود. اما چیزی نگذشت که خون شهيد فخرى‌زاده شروع به جوشش کرد. قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران» توسط مجلس شوراى اسلامى تصویب شد و به هفت سال انفعال دولت تدبير و اميد پايان داد. قانونى كه همسو با تبيين سياست قطعى نظام جمهورى اسلامى توسط رهبر انقلاب مبنى بر «انجام تعهدات برجامى پس از راستى‌آزمايى لغو كليه تحريم‌ها»؛ اروپا و آمريكا را پس از ٥ سال نقض عهد و اطمينان خاطر از بى‌عملي دولت ايران به تكاپو انداخت. دوران امتيازدهى يك‌سويه به طرف‌هاى غربى به اتمام رسید و افق اقتدار و پیشرفت دوباره در مقابل چشم دانشمندان ایران نمایان گشت. از این پس برجام -سیاه‌چاله‌ای که پنج سال امکانات و ظرفیت‌های کشور را در خود بلعید- نه دغدغه ما که آرزوی بر باد رفته غرب خواهد شد.
سال ١٣٩٩ يك ويژگى ديگر هم داشت. اين سال اولين سال فقدان حاج قاسم سليمانى در جمع ساکنان اين كره خاكى بود. سرداری که قرار بود به زعم محاسبات مادی تروریست‌های آمریکایی 13 دی‌ماه 1398 از صحنه حذف شود اما برخلاف تصور آنها در سرتاسر جهان اسلام تکثیر شد. احمق‌های درجه یک با این حماقت‌شان حاج قاسم را از خانه ساده‌اش در شهرک دقایقی تهران خارج کردند و در خانه و محل کار همه مردم ایران نشاندند. این روزها تصویر حاج ‌قاسم بر دیوار خانه‌ها، روی شیشه اتومبیل‌ها، پشت ویترین مغازه‌ها، کنار تنور نانوایی‌ها و... به تمام مردم ایران لبخند می‌زند. سال‌های بدون او مسلماً سال‌های ناامن‌تری برای ارتش تروریستی آمریکا در منطقه خواهد بود.
در خاتمه امید است با پایان کار دولت یازدهم و دوازدهم، مردم عزيز ایران اسلامی با مشاركت حداكثرى و انتخابى آگاهانه، دولتی جوان و انقلابی و کارآمد را برای مدیریت اجرایی کشور انتخاب کنند تا مشکلات پیش‌روی را با تکیه بر ظرفیت‌ها و امکانات برزمین‌مانده داخلی و تلاش پیگیر خود و بدون گره زدن امور کشور به آمریکا و اروپا، از پیش پای بردارند.

مهم‌ترین استراتژی نیروهای انقلابی در سال 1400 باید تبدیل کردن خود به شمایلی از مطالبات حقیقی مردمی باشد که بسیاری از آنها دچار سرخوردگی نیز شده‌اند. این استراتژی ضمن آنکه مانع غلبه یافتن برخی حواشی به متن نیروهای انقلابی می‌شود، عملا غرب‌گرایان را از تغییر زمین بازی به سمت نقطه مطلوب‌شان خلع سلاح می‌کند. 
نیروهای انقلابی باید سال آینده را به عنوان یک دوربرگردان به سمت امید و پروژه احیای امید ببینند. یقینا این امید بدون ارائه تصویری واقعی از شرایط موجود، نقاط ضعف، امکان‌های تغییر، چگونگی اجرایی کردن این امکان‌ها و در نهایت ایجاد اجماع برای این تغییرات شکل نمی‌گیرد. طرح مطالبات اصلی مردم از زبان نیروهای انقلابی، ایده‌هایی که امکان این تغییرات را فراهم می‌کند و به پرسش گرفتن غرب‌گرایان و اصلاح‌طلبانی که بانیان وضع موجود به شمار می‌روند، نقشه راهی است که جریان انقلاب باید در 90 روز آینده با جدیت جلو ببرد. 
با چنین مختصاتی یقینا سال1400 را می‌توان سالی برای احیای امید و آغاز تغییرات به سمت مطالبات عمومی جامعه دانست. 
سال 99 با تمام سختی‌هایش به عنوان شمایل کاملی از ناکارآمدی و بی‌برنامگی شناخته شد. مردم ایران فارغ از فشار ناشی از شیوع ویروس کرونا کمترین روزی را به خاطر می‌آورند که با افزایش نجومی قیمت کالاها به نسبت روز پیشین روبه‌رو نشوند، یا در مواجهه با مشکلات شاهد اتخاذ موضع مصمم و قاطعی از سوی سیاست‌گذاران و دولتمردان باشند. در این میان البته هر چند روز یک بار با شنیدن سخنی جدید از مقامات دولتی به خشم آنان افزوده می‌شد. به عبارتی هر قدر فشارهای اقتصادی و بیرونی زندگی مردم را بیشتر هدف قرار می‌داد، به همان میزان تعاریف و تحسین‌های دولتمردان از مدیریت‌شان بیشتر شنیده می‌شد، تا جایی که پس از ادعای سخنگوی دولت مبنی بر دشوارتر بودن شرایط در صورت روی کار نبودن دولتمردان فعلی و سخنان معاون اول رئیس‌جمهور مبنی بر شاهکار دولت در جلوگیری از نابودی ایران، طرح موضع اخیر رئیس‌جمهور مبنی بر تحقق وعده چرخش همزمان چرخ اقتصاد و سانتریفیوژها مردم را بشدت خشمگین کرد. با این تعاریف یقینا مهم‌ترین سرفصل‌هایی که از موقعیت جامعه ایران در سال 99 می‌توان ارائه داد به شرح ذیل است:
1- احساس کامل ناکارآمدی از سوی مسؤولان دولتی
2- سرخوردگی سیاسی و اجتماعی در سایه عدم مشاهده گام عملی جدی برای برون‌رفت از شرایط موجود
3- فقدان ملموس ایده‌های اجرایی برای ترسیم مختصات تغییر شرایط عمومی
4- عدم به‌روزرسانی نیروهای سیاسی و متعاقب آن کاهش امید به امکان تغییر
5- انباشت نارضایتی‌های شکل‌گرفته در سال‌های گذشته و خطر بیگانگی جامعه با نهادهای رسمی
هر چند به این سرفصل‌ها می‌توان موارد متعدد و مهم دیگری را نیز افزود اما این 5 سرفصل به شکل کلی تعریفی جامع از دشواری‌های سال 99 و خطرهای بالقوه نهفته در آن می‌دهد. بر این اساس هر گونه نگاهی به آینده باید نسبتی مستقیم و روشن با این شرایط داشته باشد. 
 
اصلاح‌طلبان و مجموعه نیروهای غرب‌گرا که تمام اعتبار سیاسی خود را به پای دولت روحانی ریخته‌اند، بخوبی از این مساله آگاهند که ایده شکست‌خورده‌شان در قالب برجام آنها را تبدیل به جریانی بی‌اعتبار در فضای عمومی جامعه ایران کرده است. آنها مضاف بر این بی‌اعتباری با بی‌عملی مثال‌زدنی‌شان هم در افکار عمومی شناخته می‌شوند. از همین رو فارغ از نگاهی که برای احیای اعتبارشان به تحولات خارجی دارند، بیشترین سرمایه‌گذاری‌شان را روی دوقطبی‌سازی‌های اجتماعی و فرهنگی کرده‌اند. غرب‌گرایان بخوبی می‌دانند به خودی خود امکان چندانی برای همراه کردن جامعه با کاندیدای نهایی‌شان ندارند و باید بیشترین نگاه‌شان معطوف به نقاط ضعف طرف مقابل و بهره‌مندی حداکثری از آن باشد. امید به ایجاد تشتت و چندصدایی در میان نیروهای انقلابی (همانند تجربه سال 92) و تغییر محوریت بحث‌ها از سمت مطالبات اصلی مردم به سمت موج‌سازی‌های کاذب (همانند تجربه سال 96) مهم‌ترین محور کارهای آنها به حساب می‌آید. از همین رو عدم توجه به این تهدیدها و قطعی دانستن پیروزی در انتخابات سال آینده می‌تواند آزمون1400 نیروهای انقلابی را نیز با چالش جدی روبه‌رو کند. 
 
آزمون سیاسی سال1400 در کنار فضای نارضایتی‌های حاکم بر جامعه، این امکان را برای مردم فراهم می‌کند که روند تغییرات سیاسی کشور را به سمت مطالبات خود مدیریت کنند. تجربه سال‌های 92 تا 1400 بخوبی نتایج پیاده‌سازی یک ایده غلط را برای مردم روشن کرد. دولتی که می‌خواست آنچنان رونق اقتصادی ایجاد کند که مردم نیازی به دریافت یارانه نداشته باشند، حالا کرامت مردم را در صف‌هایی که برای کالاهای اساسی شکل می‌گیرد، خدشه‌دار کرده است. ژنرال‌هایی که مدعی فهم زبان دنیا و ارتباط با کشورهای توسعه‌یافته بودند، در روزگار پسابرجامی کشور را با موج تحریم‌هایی روبه‌رو کرده‌اند که تجربه روزهای پیشابرجامی را تبدیل به آرزوی خودشان کرده است. در چنین شرایط نامطلوبی که ناکارآمدی و بی‌عملی تبدیل به مهم‌ترین ممیزه‌های هویتی دولت شده، آزمون سال 1400 و میدانی که برای انتخاب مردم فراهم است می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات و ایجاد تغییرات کلان در روند مدیریتی و سپهر سیاسی کشور باشد. با چنین نگاهی، بازگشت امید به مردم فراتر از الگوی رفتاری نیروهای انقلابی، وابسته به گامی است که مردم در این راه برخواهند داشت؛ مردمی که می‌توانند سال1400 را به عنوان طلیعه‌ای برای نجات آینده ایران از تفکر غرب‌گرایان کنند. آنها یقینا از این فرصت به بهترین شکل ممکن استفاده می‌کنند و خود طالب ایجاد تغییرات در بدنه مدیران اجرایی و پیاده‌سازی تفکرات انقلابی هستند. 
 

:: بازدید از این مطلب : 526
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران