منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 117
:: بازدید ماه : 245
:: بازدید سال : 577
:: بازدید کلی : 577
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 17 خرداد 1400

وقتی مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری از صدا و سیما شروع شد. فکر می کردم که می توانم با برنامه های آنها در موضوعات مختلف که کشور با آن درگیر است آشنا می شوم. تا اینکه آقای مهر علیزاده مانند دوستان همفکرش در  سال 92 و 96 به جای جوای سئوال مجری، متوسل به مسائل حاشیه ای شد. یکی از آن مسائل دفاع تمام قامت از یک جاسوس امنیتی کشور بود به نام کاوه مدنی. البته این طرز دفاع از یک جاسوس در بین بعضی از اصلاح طلبان مبسوط به سابقه است.

در همه جای دنیا، مسایل امنیتی و بحث جاسوسی یک بحث تخصصی و معمولا جزو خطوط قرمز هر سیستم حکومتی است و در زمان مطرح شدن یک پرونده جاسوسی، حتی در همان کشورهایی که مدعی آزادی بی‌حد و مرز مطبوعات هستند، به شدت در اظهار نظر درخصوص چنین پرونده‌هایی محتاط عمل می‌کنند و زوایا و ابعاد این گونه پرونده‌ها معمولا سال‌ها بعد از روشن شدن ماهیت پرونده و توضیحات مسئولین امنیتی باز می‌شود. اما در کشور خود شاهد هستیم از سوی نمایندگان مجلس و برخی از چهره های اصلاح طلب و  روزنامه‌های زنجیره‌ای  خود را محق و مجاز دانسته که بر اساس حدس و گمان و شایعات، اظهارنظر کنند و شخصا و راسا حکم برائت این جاسوس راصادر کرده یا همصدا با رسانه‌های معاند، به تردیدافکنی و مظلوم‌نمایی و کم اهمیت نشان دادن موضوع جاسوسی بپردازند.

این نوع اظهارنظر بی‌پروا و بی‌ملاحظه محدود به مخاطبان مجازی بی‌نام و نشان نیست و حتی نماینده‌ مجلسی که سوگند پاسداری از منافع ملی را خورده، به راحتی به هر مسئله پیچیده و حساس امنیتی-اطلاعاتی ورود می‌کند و صرفا بر اساس حدس و گمان و نظر شخصی، در مصاحبه و کانال و صفحه اجتماعی خود نظر می‌دهد و شبهه افکنی می‌کند بدون آنکه از جزییات پرونده اطلاع داشته باشد.

یکی از آن جاسوسان، کاووس سید امامی  بود. این فرد سه تابعیتی بوده و تابعیت های ایران، آمریکا و انگلیس را داشته است. سید امامی در کنار یک تیم بزرگ که در قالب NGO ها فعالیت می کردند، پروژهای جاسوسیو زیست محیطی شامل موضوعات زیست محیطی، نفوذ در جامعه علمی ایران و جمع آوری اطلاعات از اماکن حساس و حیاتی کشور از جمله پایگاه‌های موشکی کشور و ... را پیگیری می کردند. این فرد و تیم همراهش به بهانه حفاظت از محیط زیست به استان‌های مختلف حتی شهر دامغان هم سفر کرده بودند و اعضای این شبکه در برخی از مناطق استراتژیک کشور تعدادی دوربین در ظاهر برای رصد امور زیست محیطی نصب کرده بودند که در واقع پوششی برای رصد فعالیت های موشکی کشور بوده است.امامی قبل از خودکشی همه همدستان خود را معرفی کرده و به بسیاری از فعالیت‎های خود اعتراف کرده بود. در جریان دستگیری این جاسوس هجمه های طیف بکری آقای مهر علی زاده بر علیه دستگاه های امنیتی و سپاه شروع شد. از علی مطهری که نایب‌رئیس‌مجلس و عضو فراکسیون امید در مجلس که سابقه زیادی در اظهارنظرهای شبهه برانگیز و القاء توطئه را در بر داشت بگیر تا محمود صادقی، حسام‌الدین آشنا، مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور، صادق زیباکلام ایشان در فیس بوک خود  نوشت: «آقای کلانتری، از کی تا به حال سرگین یوز هم جزو اطلاعات طبقه‌بندی‌شده است.» به گمان وی همانند فیلم‌های ۵ دهه قبل، هنوز جاسوس کسی است که عینک دودی بر چشم می‌زند و اسلحه‌ای با صداخفه‌کن دارد.روزنامه اعتماد در یادداشتی به قلم «حمیدرضا جلایی‌پور» ایجاد شبهه نمود.روزنامه وقایع اتفاقیه نیز در یادداشتی با عنوان «سیدامامی و سؤالات بی‌پاسخ» ایجاد شبهه نمود. روزنامه آرمان نیز در تیتر اصلی خود با عنوان «ورود کانادا به پرونده سید امامی» به همصدایی با رسانه‌های معاند در تشکیک مرگ این جاسوس پرداخت و نوشت: دولت کانادا از ایران خواست تا درباره مرگ کاووس سیدامامی شهروند ایرانی-کانادایی که در زندانی در تهران خودکشی کرده است، تحقیقات لازم انجام دهد. عمر الغبرا، معاون پارلمانی وزیر امور خارجه کانادا گفت که کشورش از شنیدن خبر فوت این شهروند ایرانی-کانادایی بسیار متأسف شده است. 

می‌توان و نباید از کنار حرکت هماهنگ روزنامه‌های زنجیره‌ای، برخی از نمایندگان مدعی اصلاحات و... با رسانه‌های آمریکایی و اروپایی در فضاسازی به نفع جاسوسان، به آسانی عبور کرده و این هماهنگی را تصادفی تلقی کرد. این طیف بارها به اقدامات مشابه و هماهنگی در دفاع از متهمان جاسوسی و مفاسد کلان اقتصادی دست زده‌اند.

برای نمونه پس از انتشار خبر دستگیری «عبدالرسول دری اصفهانی» جاسوس دوتابعیتی در تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، روزنامه‌های اصلاح‌طلب به دفاع تمام‌قد از این متهم پرداختند. در همین رابطه روزنامه آرمان-۳۰ مهر ۹۶- در مطلبی نوشت: «طی روزهای گذشته ماجراهای پیرامون عبدالرسول دری اصفهانی، مشاور بانکی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای، به سوژه‌ای داغ برای رسانه‌های مخالف دولت تبدیل شده و با استفاده از آن دولت حسن روحانی را تحت فشار قرار داده‌اند... به نظر می‌رسد مسئله جاسوسی دری اصفهانی نیز قسمتی از پروژه تخریب دولت توسط دلواپسان باشد». 

وظیفه ذاتی این ظیف فکری است که از جاسوسان دفاع کنند. نباید از آقای مهر علی زاده خرده گرفت. شگفتی از آنجا آغاز می شود که این شخص می خواهد رئیس جمهور بشود که این پست رئیس شورای امنیت ملی است. واقعا وای به حالمان. آما در خصوص کاوه مدنی که آقای مهر علیزاده تمام قد از او دفاع نمود. کاوه مدنی استاد کالج سلطنتی انگلیس و کارشناس BBC بود در نامه استعفایش دعوت از سوی دولتمردان روحانی را علت حضور خود در پست معاونت سازمان محیط زیست ایران عنوان کرده بود پس  از لو رفتن شبکه جاسوسان محیط زیستی و خودکشی کاووس سیدامامی از سر شبکه‌های این باند و همچنین انتشار تصاویر غیر اخلاقی‌اش از انجایی که دارای تابعیتی دوگانه بود، پس از استعفا از ایران فرار کرد. دولت اصلاح طلب در برابر محرز شدن جاسوسی کاوه مدنی واکنش نشان نداد. محمدعلی پورمختار عضو کمیسیون قضایی مجلس شورای اسلامی تاکید کردند : رئیس سازمان حفاظت محیط‌ زیست باید در مورد به‌کارگیری چنین فردی با این سابقه پاسخگو باشند و با توجه به اینکه رئیس سازمان محیط‌زیست،‌ معاون رئیس‌جمهور نیز هست، ‌آقای رئیس‌جمهور نیز در این مورد باید از آقای کلانتری توضیح بخواهد که چرا چنین افرادی را در سازمان محیط‌زیست به کار گرفته شده است.

حال سؤال اینجاست که چرا هر وقت که یک جاسوس دستگیر می‌شود، اصلاح‌طلبان و روزنامه‌های زنجیره‌ای از این جریان عصبانی شده و به دفاع تمام‌قد از متهم می‌پردازند؟!

        

 


:: بازدید از این مطلب : 836
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 خرداد 1400

*از نگاه حضرت آقا پیروزی انقلاب اسلامی آغاز عصر جدیدی است. این انقلاب داعیه مبارزه با عصر روشنگری غرب را دارد که با صدای بلند با دین مخالفت می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند غرب سرمایه‌داری مخالف دین نیست که البته کاملاً اشتباه می‌کنند.

*مقصود حضرت آقا از دولت‌سازی، دولت به معنی قوه مجریه نیست، بلکه مجموعه نظامی است که در آن حکمرانی اسلامی محقق شود. رهبری به الزامات این نظام اعم از نرم‌افزاری و سخت‌افزاری آگاهی دارند و می‌دانند که باید نیروی انسانی متناسب با این نظام تربیت شود.

*یکی از خدمات حضرت آقا ایجاد زیرساخت‌های حکومت اسلامی است و ایشان در این راستا کمک شایانی به شکل‌گیری نهضت نرم‌افزاری و بحث کرسی‌های نظریه‌پردازی و علوم انسانی اسلامی کرده‌اند.

 *یکی دیگر از خدمات حضرت آقا محافظت از انقلاب اسلامی در مقابل استحاله شدن و فاصله گرفتن از اهداف اصلی است. ایشان با تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، آن را از افتادن در دام اشرافیت و خوی پادشاهی نجات دادند. رهبریِ چنین نظامی، نیازمند فرد توانمندی است که در این مقیاس می‌اندیشد و اراده‌ای پولادین متناسب با این مقیاس دارد.

*رهبری با ارایه مراحلی پنجگانه، انقلاب اسلامی را در مقیاس عصر جدید در مقابل عصر روشنگری قرار داده و با هوشیاری پیش برده‌اند. ایشان به‌خوبی می‌دانند که حرکت‌های بزرگ برای رسیدن به نتیجه، زمان می‌برند. به همین دلیل هم با دولت‌ها مدارا می‌کنند، زیرا می‌دانند در کنار کارهای روزمره‌ دولت‌ها، کار بزرگ‌تری به عهده انقلاب اسلامی است و این انقلاب با ظرفیتی که دارد، از این دولت‌ها عبور می‌کند.

*متاسفانه دولت‌ها تا کنون هم‌تراز انقلاب اسلامی نبوده و آسیب‌هایی را به انقلاب اسلامی وارد آورده‌اند.

*بنابراین جوشش انقلاب اسلامی ارتباطی به رئیس‌جمهورها ندارد، بلکه یک حرکت عظیم الهی است که از رئیس‌جمهورها و دولت‌ها عبور می‌کند. آقا هم چندان سر به سر دولت‌ها نمی‌گذارند، چون انقلاب اسلامی ترمز آنها را کشیده است. اینها می‌خواستند انقلاب اسلامی را استحاله کنند، اما نتوانستند و انقلاب اجازه نداد دولت‌ها فرمان آن را به دست بگیرند.

*بنابراین رهبری با تئوریزه کردن انقلاب، آن را در مقابل چالش‌های بزرگ جهانی اعم از منافقین دنیای اسلام و کشورهای عربی و داعش و چالش‌های داخلی غرب‌گراها و منافقین حفظ کردند.

*من معتقدم خدای متعال ایشان را برای این مأموریت ساخته است. دوران جوانی ایشان را ببینید که چه امتحان‌های بزرگی را از سر گذراندند. مطالعات ایشان در اسلام‌شناسی یک نگاه اجتماعی است و ایشان به دنبال تحقق دین در جامعه هستند.

*بنابراین خدای متعال ایشان را به لحاظ اندیشه‌ای و به لحاظ کارآمدی کامل کرده است.

آیتـالله میرباقری


:: بازدید از این مطلب : 673
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 خرداد 1400

 


:: بازدید از این مطلب : 10
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 خرداد 1400

آنچه که بیشتر مورد توجه مخاطبان در مناظره ها قرار می گیرد، صداقت در گفتار، بدون حاشیه به سئوالات ارائه شده جواب دادن است. به حاشیه پرداختن و به دیگران پرخاش کردن و به مسائل جزئی پرداختن که هیج مناسبتی با سئوال ندارد، تفرئه رفتن به جای جواب دادن است. این اشخاص شعور مردم را به بازی می گیرند. بی خبر از آنند که مردم دارای بصیرت هستند و به اهداف آنها توجه دارند. مردم سره را از تاسره به خوبی تشخیص می دهند. مردم سالهای متمادی است که با این شیوه غیر اخلاقی آشنا هستند. در مناظره های پیشین شاهد اینگونه رفتار غیر اخلاقی از سوی گروهی که فقط به منافع خود و حزب می اندیشند، بوده اند. مردم فهیم ایران با توجه به اینکه ضربات سختی از این طیف فکری غربگرا خورده اند، تصمیم خود را گرفته اند کا رفتن به پای صندوق های رای، پای این افراد را از مدیریت کشور قطع نمایند و با انتخاب یک درد آشنا از جنس مردم، جهادگر و انقلابی، جبران خسارات بوجود آمده از این طیف اشرافگر را بنمایند. در اولین مناظره دیدیم که اتاق فکر آنها چطوری نمایندگان خود را به مناظره فرستاده است. می گویند آدم های دروغگو کم حافظه اند. متاسفانه دو نامزد ائتلاف حاکم بر دولت، اختیار خودشان را ندارند، به همین دلیل هم طبق دیکته پدرخوانده ها و اتاق های جنگ روانی، وسط مناظره اقتصادی، دیکته های سیاسی را روخوانی کردند بی آن که مثلا آقای همتی، چند جمله هم درباره کارنامه خود در ریاست بانک مرکزی، هفت برابر شدن نقدینگی، چهار برابر شدن قیمت ارز در دوره وی، یا جابجایی رکورد های تورم و بیکاری و ضریب جینی و رشد منفی اقتصادی یا زبان بی سابقه سهامداران بورس در دولت متبوع خود سخن بگوید!

 آقای مهرعلیزاده، طوری از رشد و رونق اقتصادی در دولت خاتمی، سخن گفت که انگار مردم در انتخابات سال ۸۴، بر علیه عملکرد ائتلاف دیگری جز ائتلاف حاکم بر دولت اصلاحات، قیام کردند و جز همین مردم، دست رد به سینه هاشمی و معین و کروبی و مهر علیزاده زدند. آن روز، مردم از ائتلاف اشرافی کارگزاران و مشارکت و مجمع روحانیون (ائتلاف خاتمی و هاشمی) به ستوه آمده بودند که دست رد به نامزد های آنان زدند و به نظر می رسد امروز هم بسیج ملی مشابهی برای گذاشتن نقطه پایان بر مدیریت اشرافی مدعیان اعتدال و اصلاحات در حال شکل گیری است. همین هم موجب شده تا پدرخوانده ها، نامزدهای پیاده خود را وادار به انتحار برای زدن نامزدهای دارای کارنامه و برنامه کنند. اینها بشارت پیروزی طیف خدمتگزار و مومن به توانمندی های مردم  است.


:: بازدید از این مطلب : 387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 خرداد 1400

بند دوم اصل ۱۵۶ قانون اساسی، بر احیای حقوق عامه توسط قوه قضاییه تاکید دارد؛ یکی از مظاهر حقوق عامه، حمایت از تولید داخلی است؛ از سویی دیگر با توجه به نیاز مبرم کشور به تقویت تولید داخل و اشتغال‌زایی در این شرایط سنگین تحریمی تحمیل شده از جانب دشمنان، قوه قضاییه برای حمایت از تولید داخلی در راستای احیای حقوق عامه، مسئولیت دوچندان دارد.

احیای واحدهای تولیدی یکی از دستورکارهای اصلی دستگاه قضایی در دوره تحول است. طی حدود دو سال اخیر و آغاز دوره تحول در دستگاه قضایی، اقدامات بسیار ارزنده‌ای برای احیای واحدهای تولیدی توسط قوه قضاییه در استان‌های مختلف کشور صورت گرفته است.

در ادامه به وضعیت ۵ واحد تولیدی تعطیل یا نیمه‌تعطیل که طی دو سال اخیر در نتیجه مساعدت‌های قضایی به چرخه تولید و اشتغال بازگشتند اشاره می‌کنیم:

کارخانه ماشین سازی تبریز و واگذاری بدون ضابطه

کارخانه ماشین سازی تبریز یکی از کارخانه‌هایی است که گرفتار واگذاری بدون‌ضابطه شده بود که در نتیجه ورود قاطعانه دستگاه قضایی، مشکلات مربوط به این کارخانه رفع شد.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

بازدید رئیس دستگاه قضا از کارخانه ماشین‌سازی تبریز

در آبان ۹۸، آیت‌الله رییسی در جریان سفر استانی به آذربایجان شرقی، در بدو امر از کارخانه ماشین‌سازی تبریز بازدید به عمل آورد. این کارخانه یکی از مراکز اصلی تولیدی کشور بود که گرفتار یک واگذاری غیراصولی شده بود. در سال ۹۷ سازمان خصوصی‌سازی بدون نگاه به جوانب موضوع، این کارخانه را به فردی به نام قربانعلی فرخزاد که بعدها مشخص شد ۴۰۰ میلیون دلار ارز دولتی دریافت کرده و در بازار آزاد فروخته است، واگذار کرد.

قربانعلی فرخزاد چند روز بعد از این واگذاری در نشست خبری از برنامه‌های خود برای احیای تولید سخن گفت؛ ولی در عمل چرخ تولید این کارخانه در زمان مدیریت وی از حرکت ایستاد و مبارزه قاطع دستگاه قضا با فساد اقتصادی از سوءاستفاده مالک جدید ماشین‌سازی تبریز از بیت‌المال پرده برداشت و با ورود قوه قضاییه، ماشین‌سازی مجدداً به صاحب آن قبل از خصوصی سازی، یعنی صندوق بازنشستگی فولاد برگشت.

اقدامات دستگاه قضا برای رونق تولید در کارخانه ماشین‌سازی تبریز

دستگاه قضا در کنار برنامه‌ریزی برای رونق تولید در کارخانه ماشین‌سازی تبریز، به اتهامات قربانعلی فرخزاد نیز رسیدگی کرد و سوم اردیبهشت ماه سال ۹۸، غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا از محکومیت وی به جرم مشارکت در اخلال نظام ارزی از طریق قاچاق عمده ارز به صورت شبکه‌ای به ۲۰ سال حبس، پرداخت جزای نقدی و ضبط ارزهای مکشوفه خبر داد.

آیت‌الله رییسی روز ۹ آبان ۹۸ در نشستی با صنعتگران، تولیدکنندگان و نمایندگان اتحادیه‌های کارگری استان آذربایجان شرقی، گفت: امروز از کارخانه ماشین‌سازی تبریز که شاید از مهمترین جلوه‌های صنعت در منطقه است بازدید کردیم. این کارخانه با یک خصوصی‌سازی غلط و نادرست به فردی که اهلیت قانونی، مدیریت و آورده‌ای برای این کار نداشت، واگذار شده و با مشکل مواجه شده بود. این فرد ۳۰۰ میلیون، دلار ارز می‌گیرد و با تفاوت نرخی که وجود دارد در بازار آزاد می‌فروشد و کارخانه را با مشکل مواجه می‌کند و منجر به تعطیلی کارخانه، کاهش تولید، بیکار شدن کارگران و تعویق حقوق آن‌ها می‎شود. دستگاه قضایی در این زمینه ورود، پیگیری و برخورد کرد و در حال حاضر کارخانه رونق پیدا کرده و حقوق معوقه کارگران آن پرداخت شده است.

افزایش ۶۰ درصدی تولید و ۱۹۰ درصدی فروش ماشین‌سازی

اما در نتیجه پیگیری‌های دستگاه قضا، بنا به گفته مدیرعامل کارخانه ماشین‌سازی تبریز، این کارخانه به افزایش ۶۰ درصدی تولید و ۱۹۰ درصدی فروش نسبت به دوره واگذاری رسیده است.

ورود قاطعانه دستگاه قضایی به مشکلات کارخانه نساجی سبلان و رفع مشکلات این واحد تولیدی

کارخانه نساجی سبلان در استان اردبیل یکی از واحدهای تولیدی است که پس از تملک از سوی یکی از بانک‌ها به سبب عجز در بازپرداخت تسهیلات، به شرایط نیمه تعطیلی کشیده شده بود و فقط با ۱۰ درصد ظرفیت خود کار می‌کرد و بجای ۶ هزار نیرو که قبل از تملک بانک داشت فقط با ۶۰۰ نفر به کار ادامه می‌داد!

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

بازدید سرزده رئیس قوه قضاییه از کارخانه سبلان پارچه

اما دستگاه قضایی در راستای حمایت از جهش تولید و رفع موانع تولید به موضوع کارخانه نساجی سبلان ورود پیدا کرد. آیت‌الله رئیسی، سوم مهرماه سال جاری به استان اردبیل سفر کرد و در ابتدای این سفر به صورت سرزده و از پیش اعلام نشده به بازدید از کارخانه نساجی سبلان پرداخت. کارخانه‌ای که به دلیل برخی مقررات بانکی تعطیل شده بود.

رییس قوه قضاییه در جریان این بازدید، پای حرف‌ها و درددل‌های مدیران و کارگران این کارخانه که به دلیل عدم پایبندی بانک به تعهداتش به حالت نیمه تعطیل درآمده نشست و در جریان مشکلات و نیازهای این واحد تولیدی برای بازگشت به چرخه تولید و افزایش بهره‌وری آن در سال «جهش تولید» قرار گرفت و پس از آن دستوراتی را به مسئولان مربوطه برای حل مشکلات این واحد تولیدی صادر کرد.

تسریع در پرونده اعمال ماده ۴۷۷ راجع به ورشکستگی سبلان پارچه و بازگشت کارخانه به صاحب اصلی خود

پس از سفر استانی پیگیری این موضوع به صورت ویژه در دستور کار دادگستری استان اردبیل قرار گرفت و ناصر عتباتی رئیس کل وقت دادگستری اردبیل در آبان ماه در مورد اخرین وضعیت ورود دستگاه قضا به مشکل کارخانه سبلان پارچه اظهار کرد: ۲ جلسه در تهران با حضور مسئولین عالی قوه قضاییه، مدیرعامل بانک تجارت، تعدادی از اعضای هیات مدیره و بنده برگزار شد. با دستور ویژه‌ای که ریاست قوه قضاییه در خصوص تسریع و تدقیق در پرونده اعمال ماده ۴۷۷ راجع به ورشکستگی این کارخانه صادر کرده بود، دیوان عالی موضوع را رسیدگی و هم اکنون با حکم دیوان کارخانه به مالک اصلی باز می‌گردد و بانک نیز مشارکت خواهد داشت. در نهایت روز پنجم بهمن ماه ۹۹، این کارخانه به صاحب اصلی خود بازگشت.

ایجاد کارگروهی برای پشتیبانی سبلان پارچه توسط دادگستری اردبیل

رئیس کل دادگستری اردبیل با بیان اینکه با حضور مدیران دادگستری و اداره تصفیه ورشکستگی، کارخانه سبلان پارچه طی صورتجلسه‌ای به مالک اصلی تحویل داده شد، تاکید کرد: دستگاه قضایی از اقدامات مالک اصلی در جهت تحقق دستورات ریاست قوه قضاییه دائر بر استفاده از تمام ظرفیت کارخانه در جهت افزایش تولید و توسعه اشتغال حمایت خواهد کرد. همچنین رئیس شورای قضایی استان اردبیل از ایجاد کارگروهی برای رصد، حمایت و پشتیبانی سبلان پارچه توسط دادگستری کل این استان خبر داد.

جذب ۱۲۰۰ نفر نیروی کار جدید در کارخانه سبلان پارچه، پس از احیاء توسط دستگاه قضایی

حجازی‌نیا مالک کارخانه سبلان پارچه در ۲۲ اردیبهشت ماه سال جاری طی مصاحبه‌ای خبر داد که از ۱۲۰۰ نفر برای اشتغال در این کارخانه دعوت شده است و از این ۱۲۰۰ نفر، بعد از ارائه آموزش‌ها و مهارت‌های مقدماتی در نیمه نخست خردادماه سال جاری، آزمون اخذ می‌شود و پس از آن، افراد حائز رتبه قبولی، در کارخانه سبلان پارچه مشغول به کار خواهند شد.

احیای کارخانه پارس لامع با ۲۰۰ کارگر؛ گام دیگر دستگاه قضا در رونق تولید

یکی از کارخانه‌هایی که پس از تملک از سوی یکی از بانک‌ها به سبب عجز در بازپرداخت تسهیلات، به شرایط نیمه تعطیلی کشیده شده بود، کارخانه پارس لامع بود.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

کارخانه پارس لامع صبح روز ۱۲ اسفند ۹۹ طی مراسمی با حضور معاون دادستان کل کشور، به چرخه تولید بازگشت تا یکی دیگر از ده‌ها کارخانه‌ای باشد که چرخ‌های آن طی یک سال اخیر در نتیجه ورود دستگاه قضایی و با تدابیر اتخاذ شده از ناحیه مسئولان قضایی، به حرکت درآمده است.

این کارخانه واقع در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز است که حدود ۱۱ سال قبل با داشتن بدهی به ۱۵ طلبکار از جمله ۲ بانک، ورشکسته شد؛ اما در پی سفر استانی دی ماه ۹۸ آیت‌الله رئیسی ریاست قوه قضاییه به استان البرز، به ریاست کل دادگستری کل استان البرز ماموریت داده شد تا اقدامات لازم جهت حل مشکلات این واحد تولیدی انجام شود.

در نهایت پیگیری‌های مجدانه قضایی سرانجام نتیجه داد و با اتخاذ تمهیدات قانونی، از به فروش رفتن و تعطیلی کارخانه پارس لامع جلوگیری شد و اسفندماه گذشته در مراسمی، این کارخانه احیا گردید.

اتخاذ تمهید قانونی برای جلوگیری از ورشکستگی کارخانه پارس لامع

احمد نوروزی، رئیس دادگستری شهرستان ساوجبلاغ در تشریح مشکلات این واحد تولیدی اظهار کرد: کارخانه پارس لامع حدود ۱۱ سال قبل ورشکسته و حکم ورشکستگی آن صادر شد و پس از آن مقرر گردید تا اموال این واحد تولیدی به فروش رود و در همین زمینه مزایده‌هایی صورت گرفت، اما کسی خریدار نبود. در اجرای تبصره ماده ۵۰۷ و ۵۰۸ قانون تجارت با توجه به اینکه می‌توان شرکتی که ورشکست شده را اجاره داد و طلب طلبکاران از محل درآمد شرکت تسویه کرد، از طلبکاران دعوت به عمل آمد و طی مذاکرات و جلسات متعدد تصمیم بر این شد تا به نحوی عمل شود که هم چرخه تولید از حرکت نایستد و هم طلب طلبکاران تسویه شود. در نهایت تصمیم بر این گرفته شد که این واحد تولیدی به مدیرعامل آن اجاره داده شود و در حال حاضر اجاره نامه آن تنظیم شده تا مدیرعامل آن از محل درآمد این واحد تولیدی اقدام به تسویه بدهی‌های خود به طلبکاران کند.

سعید عمرانی معاون قضایی دادستان کل کشور با بیان اینکه در حال حاضر کارخانه پارس لامع با ۲۰۰ نفر مشغول به کار است و امید داریم که در آینده‌ای نزدیک به ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر برسد، گفت: باید تمام تلاشمان را انجام دهیم تا شاهد راه‌اندازی کارخانه‌هایی باشیم که دچار مشکلاتی در تولید شده‌اند و با تلاشمان شاهد خودکفایی در این جنگ اقتصادی باشیم.

راه اندازی مجدد کارخانه پارس لامع؛ نتیجه سفر رئیس قوه قضاییه به استان البرز

در ادامه این مراسم، فاضلی هریکندی رئیس کل دادگستری البرز گفت: باید بگویم کاری که امروز در اینجا صورت گرفته است، نتیجه سفر رییس قوه قضاییه به استان البرز بوده است. در این سفر مدیرعامل این کارخانه مشکلات خود را درباره نحوه تسویه شرکت و اینکه این کارخانه در حال تعطیلی است بیان کرد و رئیس قوه قضاییه نیز با فوریت دستور رسیدگی و پیگیری آن را داشتند، بلافاصله جلساتی با این شرکت بانک ملی انجام شد.

دستور پیگیری فوری وضعیت پارس لامع از سوی رئیس دستگاه قضا

احمدرضا زمانی، صاحب کارخانه پارس لامع نیز در این مراسم اظهار داشت: این کارخانه به علت بدهی به بانک تأمین اجتماعی و دارایی دچار مشکلاتی شد و درآستانه تعطیلی قرار داشت که با حمایت‌های دستگاه قضایی این شرکت احیا شد.

صاحب کارخانه پارس لامع با بیان اینکه بانک ملی با مساعدت و صبوری اجازه دادند از محل تفکیک شرکت و از محل اجاره بدهی‌ها بازپرداخت شود، گفت: در سفر رییس قوه قضاییه به استان البرز مشکلات این واحد تولیدی را توضیح دادم؛ آیت الله رئیسی نیز دستور پیگیری فوری این مشکلات را داشتند.

تلاش برای افزایش اشتغال در پارس لامع

زمانی افزود: در حال حاضر ۲۰۰ نفر در این واحد تولیدی مشغول به کار هستند و تمام تلاشمان را می‌کنیم که تعداد افراد شاغل‌مان را به ۵۱۲ نفر که در گذشته بوده‌ایم برسانیم.

ایران ترانسفو

شهریور ماه سال ۹۸ در جریان سفر رییس قوه قضاییه به استان زنجان گروهی از کارگران کارخانه‌ ایران ترانسفو که به علت واگذاری نادرست کارخانه شان به بخش خصوصی، با مشکلات مالی و معوقات طولانی‌مدت روبرو شده بودند، با رییس قوه قضاییه دیدار و مشکلات خود را مطرح کردند.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

دستور ویژه رئیس قوه قضاییه برای حل مشکلات کارخانه ایران ترانسفو

پس از صحبت‌های کارگران آیت‌الله رییسی با تاکید بر پیگیری حل مشکلات این کارخانه به رییس کل دادگستری و استاندار زنجان دستوری ویژه برای حل مشکلات کارگران صادر کرد؛ همچنین یکی از مصوبات سفر ریاست قوه قضاییه به استان زنجان که در جلسه شورای ادرای مطرح شد؛ حل مشکلات و گره شرکت ترانسفو زنجان بود.

شرکت ایران ترانسفو یکی از شرکت‌های مهم و موثر در تولید و اقتصاد کشور است که تامین کننده ۸۵ درصد نیاز ترانس‌های برق کشور بوده و به گفته رییس کل دادگستری زنجان وجود مشکل در این شرکت، برای صنعت برق و سایر بخش‌ها هم مشکلاتی بوجود خواهد آورد و تولید و اقتصاد کشور آسیب خواهد دید.

نجات کارخانه‌ای که در مسیر ورشکستگی و تعدیل نیروی انسانی قرار داشت 

این شرکت در پی واگذاری ۲۳.۷ درصد سهام با مخاطره جدی توقف فعالیت‌های بانکی و تولیدی مواجه شده بود و در مسیر ورشکستگی و تعدیل نیروی انسانی قرار داشت که با دستور رییس قوه قضاییه، دادگستری استان زنجان به این موضوع ورود کرد و مشکلات آن را پیگیری نمود تا جایی که اولین جلسه ستاد اقتصاد مقاومتی استان زنجان در دهم اردیبهشت ماه سال ۹۹ با حضور اعضای ستاد اقتصاد مقاومتی دادگستری این استان در شرکت ایران ترانسفو، برگزار شد.

جذب ۷۰۰ نفر در ایران ترانسفو پس از احیاء این واحد تولیدی توسط دستگاه قضایی

بر این اساس با اقدامات قاطع قضایی و حقوقی این شرکت به چرخه تولید بازگشت و موجبات اشتغال حدود ۳۰۰ نفر نیروی انسانی جدید در اوخر سال ۹۸ و ۴۰۰ نفر نیروی جدید در سال ۹۹ و جبران مبالغ قابل توجهی از خسارات وارده به دولت و بیت المال فراهم شد.

 شرکت تراورس

شرکت تراورس در استان البرز از جمله شرکت‌ها و واحدهای تولیدی بود که گرفتار واگذاری معیوب و شائبه‌دار شده بود که در نتیجه ورود دستگاه قضایی، مشکلات این شرکت رفع شد.

نگاهی به وضعیت ۵ کارخانه بزرگ احیاء شده در نتیجه مساعدت‌های قضایی در دوره تحول

استان البرز، مقصد یازدهمین سفر استانی رییس قوه قضاییه، بود. این سفر در دی ماه سال ۹۸ انجام شد. بازدید آیت‌الله رییسی از زندان مرکزی کرج و بررسی پرونده زندانیان و دستور رییس قوه قضاییه برای ایجاد شورای حل اختلاف بخش‌های تولیدی به منظور حل مشکلات تولیدکنندگان در استان البرز از مهم‌ترین موضوعات و مصوبات سفر استانی یازدهم رییس قوه قضاییه بود.

همچنین در جریان سفر آیت‌الله رئیسی و هیئت قضایی همراه ایشان به استان البرز، مسائل و مشکلات شرکت تراورس نیز مورد توجه قرار گرفت و رئیس دستگاه قضا برای رفع این مسائل و مشکلات دستوراتی را نیز صادر کرد.

ابطال قرارداد واگذاری «شرکت تراورس»

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا سیزدهم آذرماه سال گذشته در جریان جلسه پیگیری مصوبات سفر استانی به استان البرز، با اشاره به دستور رییس قوه قضائیه مبنی بر پیگیری وضعیت واگذاری شرکت تراورس در حاشیه سفر به استان البرز، از قطعی شدن حکم شعبه ۲۱ دادگاه حقوقی تهران برای ابطال قرارداد واگذاری «شرکت تراورس» در استان البرز به شرکت امیرمنصور آریا در روزهای اخیر خبر داد و گفت که این شرکت با پیگیری‌های قوه قضاییه به بیت‎المال بازگردانده شده است.

بازگشت ۴۰ هزار میلیارد تومان به دولت با اقدامات قاطع دستگاه قضا در بحث واگذاری‌های شائبه‌دار

غلامحسین اسماعیلی سخنگوی دستگاه قضا در جریان نشست خبری روز ۱۸ آذر ۹۹ بیان داشت: در چهار ماهه اخیر، پرونده ۶ شرکت واگذار شده در شعبه ویژه دادگاه رسیدگی کننده به پرونده‌های خصوصی‌سازی رسیدگی شد و رأی هیئت داوری مبنی بر فسخ واگذاری با حکم دادگاه قطعیت پیدا کرد. در نتیجه در چهار ماهه اخیر، «شرکت تولید نیروی برق شاهرود»، «شرکت آب و خاک پارس»، «شرکت کشت و صنعت دامپروری مغان»، «سیلوی سنقر»، «شرکت تراورس البرز» و «شرکت فولاد میبد»، از طریق فرآیند هیئت داوری و حکم دادگاه ویژه به دولت برگشت. مجموعه ارزش این ۶ شرکت، گرچه به روز رسانی نشده و نیازمند قیمت رسانی به روز است، اما برآورد اولیه‌ای که سازمان خصوصی سازی در این ارتباط به ما داده است قریب به ۴۰ هزار میلیارد تومان در اثر فسخ واگذاری این شرکت‌ها به دولت جمهوری اسلامی ایران برگشته است.

جذب نیرو و احیای تولید و اشتغال در شرکت تراورس، در نتیجه اقدامات دستگاه قضایی

حسین فاضلی هریکندی، رئیس کل دادگستری استان البرز در آذرماه سال گذشته در دیدار رئیس و هیئت مدیره شهرک صنعتی غیردولتی هشتگرد که به منظور تقدیر از مجموعه اقدامات دادگستری استان برای حل مشکلات این مجموعه انجام شد، گفت: از مواردی که در استان البرز ملموس بوده حل مشکلات شهرک‌های صنعتی اشتهارد، واحد تولیدی پارس لامع، شرکت‌های آردداران و تراورس در جریان سفر آیت الله رئیسی به استان بود تا جایی که با دستورات ایشان و پیگیری مسئولان قضایی استان، با حل موانع و مشکلات، نه تنها از تعطیلی این واحدها و بیکار شدن صدها نیرو ممانعت شد بلکه بنا بر بازخوردهای ارائه شده این واحدها در حال جذب نیرو برای ادامه فعالیت خود هستند.

*مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.
مطابق آنچه در رسانه‌ها منتشر شده‌است، در حالی که قیمت واقعی کارخانه ۱۲ هکتاری رشت الکتریک حدود ۹۰ میلیارد تومان بود، به قیمتی تقریباً رایگان (۲ میلیارد تومان) آن هم به صورت اقساط ۱۳ ماهه، به همسر کرباسچی دبیر کل فعلی کارگزاران و همسران آقایان عبداله نوری، غلامرضا قبه (معاون و شریک تخلفات کرباسچی در شهرداری) فروخته شد.

طی سفری که رئیس قوه قضائیه بهمن سال گذشته به استان گیلان داشت، پس از بازدید از کارخانه رشت الکتریک دستور رسیدگی فوری به وضعیت این کارخانه را صادر کرد که نهایتا این واگذاری با توافق طرفین فسخ شد.

 


:: بازدید از این مطلب : 370
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 11 خرداد 1400

بعد از اعلام اسامی کاندیداهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان، تخریب ها از داخل و خارج کشور علیه شورای نگهبان شروع شد. از آنجا که شورای نگهبان طبق وظایفی که به عهده دارد عمل نموده است.  بعضی از غربگرایان همسو با بعضی رسانه های دشمن مردم ایران، از شورای نگهبان ایراد گرفته که می باست از تمام جناح ها احزاز صلاحیت می کرد تا انتخابات پر شور تر باشد. در حالیکه وظیفه شورای نگهبان احزاز صلاحیت هاست و به جناح و حزب  نگاه نمی کند.  قانون به او اجازه نمی دهد که جناحی بیاندیشد. کاندیداها از هر جناهی باشند شورای نگهبان به وظیفه خود عمل می نماید و فقط نگاه به عملکرد افراد که توسط نهادهای امنیتی تهیه شده است توجه می نماید. مردم ایران نیز به جناح ها نگاه نمی کنند زیرا سی و دو سال از چهل سال حکومت در چنگال اصلاح طلبان بوده است. و به خوبی در این مدت آنها را شناخته اند. ناتوانی آنها و عدم خلوص و صداقت آنها، ولنگاری در مدیریت آنها، موجب گردیده، اگر همه اصلاح طلبان احراز صلاحیت هم باشند مردم به آنها رای نخواهند داد. این طیف فکری، به جز خود اندیشه و تفکر دیگری را بر نمی تابند. هر دیگی بجوشد و بخار آن به مذاق و منافع اصلاح طلبان نباشد، آنرا تحریم می کنند. اگر هم در بعضی موارد اسم انقلاب و مردم را می آورند، به خاطر نردبانی است که برای رسیدن به منافع خود به آن نیاز دارند در حالیکه  هیج اقدام عملی و انقلابی و جهادی و مردمی را از هر کس که باشد قبول ندارند. در تمام دنیا احزاب در اصول حاکمیتی هیجگونه اختلافی ندارند ولی در روش و شیوه نظرهای متفاوتی دارند. در ایران بعضی احزاب برای تغییر در اصول فعالیت می کنند و با کلیت نظام مشکل دارند با این وجود معلوم نیست با چه نظر و عقیده ای قصد دارند جکومتی را در دست بگیرند که با بعضی اصول آن مغرض هستند این نیز خود از اجایب احزاب در ایران اسلامی است. همه احزاب باید قوائد بازی را که نشئت گرفته از قانون اساسی است سر منشاء تمام دستورالعملهای خود قرار دهند. نه دنبال یک اندیشه لیبرالی باشند که مردم دنیا به خاطر همین اندیشه غلط معلوم نیست به کدام ناکجا آباد حرکت می کنند. از این منظر بگذریم، مشارکت یا عدم مشارکت مردم به عملکرد مدیران حکومت های گذشته بر می گرددکه باعث شده اند با عملکرد ناموفق خود که باعث فشار اقتصادی گردیده است مردم را ناراضی نماید از آنجا که مردم ایران دارای بصیرت هستند و حساب این مدیران لیبرال و غربگرا  را با انقلاب جدا می دانند. زیرا صاحب اصلی انقلاب خود مردم هستند نه کسانی که چهل سال موج سوار انقلاب شدند، از برکت انقلاب آنقدر فربه شدند و در ناز و نعمت زندگی می کنند که بر ولی نعمت خود یعنی انقلاب دهن کجی می کنند. آنها نگران رای حداکثری نیستند، نگران آنند که دست آنها از بیت المال کوتاه می شود. فراهم آوردن زمینه مشارکت حداکثری بیش و پیش از همه بر عهده مسئولان و به‌ویژه مسئولان اجرایي کشور و عملکرد مثبت و یا منفی آنهاست. به عنوان مثال کسانی که با کم‌کاری و بی‌تدبیری‌خود، مردم را به صف مرغ می‌فرستند، به صف رای لطمه می‌زنند ! نامزدهای مطرح برای ریاست جمهوری از کره مریخ که نیامده‌اند! آنها در مسئولیت‌های قبلی خود عملکردی داشته‌اند که برای مردم نیز شناخته شده است و از میزان دلبستگی و یا بی‌خیالی و بی‌تعهدی آنان در قبال مشکلات باخبرند. بنابر این اگر در میان نامزدها افرادی را ببینند که نشانه‌ها و سوابق مثبتی از دلسوزی و پاکدستی و پاکباختگی آنها در ذهن دارند، با میل و رغبت بیشتری پای صندوق‌ها خواهند آمد. اینشاالله 


:: بازدید از این مطلب : 1305
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 04 خرداد 1400

 با معرفی آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری چه در سال نود دو و نود و شش تمام اصلاج طلبان مخصوصا طیف تندرو و رادیکال این جریان فکری غربگرا تمام قد از ایشان دفاع کردند. از آقای زیبا کلام بگیر تا اکبر گنجی و یا مصطفی تاجزاده، دریک جمع بندی شعارهایی که در ابتدا داده اند و آنچه در پایان عمر دولتشان در این هشت سال به یادگار مانده است، دروغ هایی است که با روش های مختلف جامعه شناسانه و روانشناسانه به خورد ملت داده اند.  اگر مروری به روزنامه های آنها بیاندازیم به خوبی می توان آنها را دسته بندی نمود. جالب این است که به بعضی از اصول حاکمیت اعتقادی ندارند و برای کسب ریاست جمهوری صف می کشند. یکی از آن آقایان مصطفی تاجزاده است که هم مخالف نظام است و میل دارد رئیس جمهور نظامی باشد، که در اصول باآن مشکل دارد. در این خصوص کانال اتحاد ملت، مدیحه ای برای تاجزاده نوشته؛

"رویای زنده! او اهل زدن به دل کویر و تشنگی چشیدن است. آمد، چون جان‌های یخ‌زده و رویاهای خفته را می‌دید. آرزوهای مرده و مغزهای کوچک زنگ‌زده را می‌دید. باید می‌آمد تا یخ‌ها را بشکند، تا رویاها را بیدار و آرزوها را زنده کند. بگذار آسوده بخوابیم. ما رویاهای‌مان را دیری است کشته‌ایم. به تو هم احتیاج نداریم؛ ای مصطفی! ای احیاگر رویاهای مردگان! ای زنده‌کننده رویاهای مرده!".

کمدی سوزناکی است! خیال می کنند واقعا مغز مردم زنگ زده و به یاد نمی آورند که تاجزاده اسفند ۹۵، برای تحمیل روحانی به هر قیمت، به  شرق گفت: "اگر قرار بود نرخ دلار با همان رشد دوره احمدی‌نژاد افزایش یابد، دلار الان ۱۲ هزار تومان بود، سکه چهار میلیون، و پراید به ۶۰ میلیون رسیده بود"!

اما حالا دلار ۲۲ هزار و ۹۲۰ تومان، سکه  ۱۰ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان، و پراید ۱۲۸ میلیون تومان است. تورم ۶۰۰  تا ۸۰۰ درصدی اقلام مختلف، سوغات دولتی است که تاجزاده ها سر سفره ملت گذاشتند و با این همه، از خود متشکرند و برای همدیگر شعر می گویند! شعری که قافیه اش تنگ آمده و شاعرانش...!

 

سوغات دولتی که تاج زاده سر سفره مردم گذاشت!

یک کاربر با توجه به اندیشه و بینش آقای تاجزاده نوشته:

اگه یه روزی صدام برای راهیان نور ثبت نام می کرد چی می گفتیم؟

می شد صدام برای راهیان نور ثبت نام کنه؟!

این آقایی که اکنون عاشق غرب است و قصد دارد راه تقی زاده را که گفت باید از فرق سر تا نوک پا غربی بود از نو زنده نماید. یک روزی انقلابی دو آتشه بوده است. برای اینکه بهتر در این مورد ایشان را بشناسیم، نگاه می کنیم به نوشته آقای حمید داودآبادی ازنویسندگان کشورمان که در کانال تلگرامی اش نوشت:

چند سال پیش مهمان حجت الاسلام سیدهادی خسروشاهی در منزلشان بودیم. ایشان که سال های اول پیروزی انقلاب اسلامی مسئولیتهای مهمی داشته است، درباره روحیه افراطی "مصطفی تاج زاده" گفت:

"آن اوایل تاجزاده که از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب بود، مدیرکل مطبوعات و نشریات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد. او روحیه ای بسیار افراطی داشت و خود را شدیدا مقلد امام خمینی می دانست.

آن زمان عربستان سعودی در لندن پایتخت انگلستان نشریات عرب زبان بسیاری منتشر می کرد که همه مروج تفکرات وهابی های ضد شیعه بودند. به خصوص علیه انقلاب اسلامی ایران شدیدا فعال بودند.

با توجه به این مسئله، قصد کردیم مجله ای به زبان عربی در لندن منتشر کنیم. هنگامی که خدمت حضرت امام خمینی (ره) رسیدم، قضیه را گفتم که ایشان خیلی خوششان آمد وفرمود: "کار بسیار خوبی است، انجام دهید."
به ایشان گفتم: "بنده آمده ام تا از شما یک اجازه بگیرم."
امام با تعجب فرمود: "چه اجازه ای؟"
که گفتم: "امام، با توجه به این که این مجله در انگلستان و برای مسلمانان ساکن آن جا منتشر می شود، ما می خواهیم از شما اجازه بگیریم تا در زمان انتشار این مجله، تصویر شما را روی جلد آن منتشر نکنیم."

حضرت امام با تعجب بیشتر فرمود: "مگر قرار است در هر شماره عکس بنده را روی مجله تان چاپ کنید؟ نخیر. به هیچ وجه حتی در داخل مجله عکس مرا چاپ نکنید."

با این توصیه امام، مچله "العالم" را به زبان عربی در لندن منتشر کردیم. چند شماره العالم چاپ شده بود که نامه ای از مصطفی تاجزاده مدیر کل مطبوعات وزارت ارشاد به دستم رسید که شدیدا از کار ما اظهار نارضایتی کرده بود.

یک روز در تهران بودم که تاجزاده مرا دید، جلو آمد و با عصبانیت گفت:
"آقای خسروشاهی، شما ضد ولایت فقیه هستید!"
اول فکر کردم شوخی می کند، ولی قیافه اش خیلی جدی بود و به شوخی نمی خورد. آن هم این شوخی مهم و سنگین!
با تعجب گفتم: "ببخشید آقای تاجزاده، منظورتون بنده است؟"
که گفت: بله. وقتی علت را جویا شدم، گفت:
"شما به چه حقی روی جلد مجله العالم عکس حضرت امام خمینی را منتشر نمی کنید؟"
که گفتم: "برای چی باید این کار بشود؟"
که گفت: "همین نشان می دهد که شما با امام خمینی مخالفید و ضد ولایت فقیه هستید."
وقتی توصیه شخص امام خمینی را گفتم، تاجزاده نپذیرفت.

چند روز بعد امام خمینی با مسئولین مملکتی دیدار داشتند که اتفاقا بنده و تاجزاده هم آن جا بودیم. بعد از دیدار، تاجزاده را بردم جلو و به امام عرض کردم: "حضرت امام، برخی آقایان ما را به خاطر این که روی جلد مجله العالم تصویر شما را چاپ نمی کنیم، ضد ولایت فقیه می دانند."

امام خندید و فرمود: "قبلا هم گفتم که، به هیچ وجه حتی توی صفحات داخلی مجلاتتان عکسی از بنده چاپ نکنید چه برسد روی جلد!"
از امام تشکر کردم، نگاهی به قیافه گرفته تاجزاده انداختم و رفتم.

آقای جلیل محبی، دبیر ستاد امر به معروف و نهی از منکر در توئیتر خود در باره تغییرات 180 درجه ای فکری تاجزاده اینطور می نویسد:

تاجزاده ؛ از عکس امام خمینی بر روی کارت عروسی تا زیر سوال بردن حکومت اسلامی امام خمینی...

 

 این تغییرات فکری و چرخش 180 درجه ای که در بین اکثر اطلاح طلبان به چشم می خورد سابقه دیرینه ای در انقلاب دارد. آنها با توجه به یک اندیشه سطحی از انقلاب و اسلام بر موج انقلاب سوار شدند و به خاطر اندیشه چپ گرایانه بعد از مدتی تغییر موضع دادند وبه جاده تقی زاده ها و کسروی ها غلتیدند. یکی از کارهای انقلابی گری آنها در ده شصت دنبال دیوارکشی در دانشگاه‌ها بودند، همین آقایان بخش مهمی از بدنه حامیان روحانی را در سال‌های 92 و 96 برای رسیدن به قدرت تشکیل دادند، اما اکنون روحانی با دادن آدرس غلط به مردم دروغ می گوید وضمن تطهیر حامیان خود، تندروی‌ها و افراط‌های دهه شصت را به رقیبان و مخالفان خود نسبت می‌دهد.

چپ‌های تندرو علاوه بر دیوار کشیدن در دانشگاه‌ها، اقدامات افراطی دیگری نیز در دهه شصت در جامعه انجام دادند که نمونه آن فرو کردن پونز در پیشانی بدحجاب‌هاست. اکبر گنجی از جمله افرادی است که در دهه شصت در لباس یک انقلابی، دختران بدحجاب را مجازات خیابانی می‌کرد؛ به گونه‌ای که او به اکبر پونز معروف شده بود. 

اکبر گنجی پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در حلقه نزدیکان رئیس این دولت قرار گرفت و در کنفرانس برلین شرکت کرد. گنجی پس از خروج از ایران و پناهندگی به جرگه اپوزیسون‌ها پیوست. او در سال 96 اعلام کرد که  "اپوزیسیون از ادامه دولت روحانی حمایت کند".

محمدطه عبدخدایی معاون خاتمی در وزارت ارشاد نیز سال گذشته به برخی از رفتارهای افراطی اصلاح‌طلبان در دهه 60 اشاره کرد. او گفت: «آقای میرلوحی (محمود میرلوحی عضو شورای شهر تهران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب) که دانشجوی هند بود، بعد می­‌آید رئیس کمیتۀ تهران می‌­شود و می‌­رود پیست اسکی دیزین و شمشک دستور می‌­دهد تمام عینک­‌های دودی را جمع کنند! چون این مظهر غرب است!»

او در خصوص مخالفت خاتمی و تاجزاده با آزادی ویدیو گفت: «در جلسۀ معاونین این را مطرح کردم که چرا ما این کار را می‌کنیم؟، آقای تاج­زاده روبه‌روی من بود، گفت: آقا رفته فرنگ متجدد شده! و یک‌سری آقایان ما را هو کردند که چنین سخنی را گفتیم. بعد آقای خاتمی گفت: پس مواد مخدر را هم آزاد کنیم! من گفتم: مواد مخدر ماهیتش مشکل دارد. پس شما دوربین عکاسی را هم ممنوع کنید چون ممکن است با دوربین عکاسی عکس‌­های مستهجن گرفته شود.»

پاک کردن رفتارهای افراطی دهه 60 از اذهان مردم کار سختی است، اما روحانی در خدمت به اصلاح‌طلبان تندرو و اپوزیسیون که سبد رای او را در انتخابات‌ها پر کردند، تلاش دارد عاملان آنان را افراد دیگری (مخالفان و رقیبان امروز) خود معرفی کند. روحانی با تحریف تاریخ علاوه بر تصفیه تاریخ تندروی‌های اصلاح‌طلبان، به دنبال تسویه حساب با مخالفان خود است. 


:: بازدید از این مطلب : 951
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 02 خرداد 1400

 

قبل از اینکه به شعارهای شبهه دار و تفرقه افکنانه که منجر به دوقطبی می شود نظری بیاندازیم، به این نکته باید توجه خاص داشت، چه نوع اندیشه و افکاری دنبال دوقطب کردن کشور هستند؟ از یک مسلمان واقعی و یا جهادگر و انقلابی و پیرو ولایت که به شدت مواظب صحبت هایی که می کند هست و خود را در محضر الهی می بیند، نمی تواند حرفی بزند که باعث انشقاق مردم شود. کسانی دنبال شعار های تفرقه افکنانه و شبهه دار می روند که دارای یک دیدگاه لیبرالیستی باشند که اصل سود و لذت غایت این تفکر است. یک اصل مهم در راس این دیدگاه "هدف وسیله را توجیه می کند" قرار دارد. کسانی که خارج از قائده اخلاقی دنبال هدف می گردند. این اشخاص  سعی می کنند افکار عمومی را به انحراف بکشانند تا ماهی دلخواه خود را از آب گل آلود بگیرند. دوقطب سازان به دنبال این هستند تا جای باید و نبایدها را برای مردم تغییر دهند و به نوعی باعث فریب مردم شوند. هر گاه متوجه شدید که در یک برهه‌ی زمانی معینی، یک دسته شبهات یا هجمه‌های تبلیغاتی بر علیه یک دستگاه یا جریان یا موضوع صورت می‌پذیرد، بدانید که حتماً و بدون شک هدف دیگری دنبال می‌شود که ربطی با سؤال و پاسخ آن ندارد. و جالب آن که همیشه در قالب سؤال یا شبهه، حکم هم داده می‌شود! مثلاً نمی‌پرسند: آیا با توجه به این شواهد، تبعیضی هست یا نه؟ بلکه می‌پرسند: چرا این تبعیض هست؟! که این خود نوعی القا است که از تاکتیک‌های «جنگ نرم» محسوب می‌گردد.

در دو دوره انتخابات گذشته، به وفوراز این نوع شگردها توسط آقای روحانی و اصلاح طلبان بودیم. شعارهایی انتخاباتی همچون: دیوار کشی در پیاده روها که در سالن ورزشی همدان اینکونه بیان کرد: «اگر شما جوانان در خانه بنشينيد، بدانيد كه در پياده‌روهاي ما هم ديوار خواهد بود، شما آنها را نمي‌شناسيد. من آنها را مي‌شناسم. آنها روزي در جلسه‌اي تصميم گرفتند كه در تهران و در پياده‌رو ديوار بكشند. آنها مي‌خواستند، پياده‌رو زنانه و مردانه ايجاد كنند».

اما چه كسي مي‌خواست ديوار بكشد؟

البته موضوع ديوار كشي كه روحاني اشاره كرده است، قابليت جست‌وجوي تاريخي دارد اما نه در پياده‌روها بلكه در دانشگاه‌ و آن هم از سوي اصلاح‌طلبان اما نه در دولت اصلاحات بلكه در سال 64!
ماجراي آن را رهبري انقلاب در سال 81 خطاب به خاتمي و معين نقل مي‌كند و مي‌فرمايد: «كساني كه الان (در دولت اصلاحات) اردوي مختلط برگزار مي‌كنند، همان كساني هستند كه سال 63-64 در كلاس‌هاي دانشگاه ديوار كشيدند، بنده به دستور امام رفتم در نمازجمعه گفتم اين كار بد است. من نمي‌فهمم چطور اينها اين جور عوض مي‌شوند.  180 درجه راهشان را عوض مي‌كنند! امام به من گفتند كه اين چه كاري است. من در نماز جمعه تهران گفتم كه اين كار، كار مناسبي نيست. ديوار كشيدن حرف ما نيست. حرف انقلاب نيست.»

یکی دیگر از شگردهای دوقطب سازی روحانی که توسط تیمش برایش طراحی کردند، دوقطبي دولت با تفنگ و دولت بي تفنگ؛ دوقطبي دولت و دولت موازي با دولت ناميدن نيروهاي نظامي؛ دو قطبي اقتصاد ما و اقتصاد آنها و ... برخي از دوگانه‌سازي هاست كه از چند جمله در يك مراسم افطاري بیا داشتند. حسن روحاني در حالي كه ايرانيان در سراسر جهان مسرور و مغرور  شليك‌ موشك‌هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به مقر داعش بودند، در جلسه‌اي اقتصادي گفت: «ابلاغ سياست‌هاي اصل ۴۴ براي اين بود كه اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بكشد، اما ما چه كار كرديم؟ بخشي از اقتصاد دست يك دولت بي‌تفنگ بود كه آن را به يك دولت با تفنگ تحويل داديم، اين اقتصاد و خصوصي‌سازي نيست. از آن دولتي كه تفنگ نداشت مي‌ترسيدند چه برسد به اينكه اقتصاد را به دولتي داديم كه هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختيار دارد و همه چيزي دارد و كسي جرئت ندارد با آنها رقابت كند».

اما از آن نظر که سپاه و بسیج همین مردم هستند و سپاه پاسداران محبوب مردم است و نمی‌توانند ضدتبلیغ مؤثری بر علیه آن به کاربرند، سعی دارند مباحثی را مطرح کنند که اذهان عمومی در مقابل آنها احساس ظلم به خود کرده و دچار نوعی بغض و کینه نسبت به آنان شود! مثلاً می‌گویند: چرا بین کارمندان سپاه با سایر کارمندان تبعیض است؟چرا جانبازان و خانواده شهدا سهمیه دارند؟ و چرا بین سپاه و ارتش تبعیض است و یا سؤال فوق؟! پس، با خواندن شبهات متفاوت در سایت‌ها یا سایر رسانه‌ها و یا حتی مشاهده‌ی برخی از مصادیق خطا در سازمان‌ها و ارگان‌ها، نباید به جای انتقاد سالم و تلاش برای ساختن، اصلاح و پیشرفت، زمینه‌ را برای مانور تبلیغاتی دشمن مساعد نماییم. باید بصیر بود. دیدیم که چطور دولت تدبیر و امید کارخانجات را به حراج داد و صدها کارگر را از کارخانه ها بیکار کرد.

روحانی می گوید: خداوند به پیامبرش هم می گوید تو وکیل نیستی که بخواهی بالای سر مردم باشی و به آنها امر و نهی کنی، بلکه موظف هستی راه هدایت را به مردم نشان بدهی تا هر کس خواست آن راه را برگزیند. اما برخی از ما فکر می کنیم که بالاسر مردم فرمان می دهیم و مردم مجری فرمان هستند. پیامبر و امامان خودشان هم اینچنین نبودند.

دکتر روحانی با تأکید بر اینکه همه قوا و مسئولان ذی ربط باید به بخش خصوصی امنیت بدهیم، گفت: امنیت تنها با داعش به خطر نمی افتد، بلکه دولت، مجلس و قوه قضائیه می توانند روزانه با وضع آیین نامه ها و برهم زدن آرامش بازار، امنیت را بر هم بزنند و یا  متقابلا می توانند امنیت را تقویت کنند.

آقای روحانی با ایجاد دو قطبی جدید می خواهد اگر کم کاری و بی تدبیری در این هشت سال صورت گرفت پای نهادهای دیگر بگذارد.

در حالیکه در دولت یازدهم ۱۸۳ طرح توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه به اتمام رسیده است و مردم از آن بهره‌مند شده‌اند. این طرح‌ها در حوزه حمل و نقل، نفت و گاز، سدسازی، صنعت و معدن و آی تی بوده است. با توجه به اینکه روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین وارد کشور می‌شد قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس که بزرگترین پالایشگاه در کشور است، توانست روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین تولید کند و کشور را از واردات این فرآورده بی‌نیاز کرد. فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی در دولت یازدهم به بهره‌برداری رسید و از این فازها ۴۰ میلیارد متر مکعب استخراج و شیرین‌سازی گاز انجام و وارد شبکه شده است. این کار ۱۶ میلیارد دلار برای کشور منفعت داشته است. به‌جای تشویق سپاه سزاوار نیست جوسازی علیه این نهاد انجام شود. سیاری از شرکت‌های معتبر دنیا که در زمینه‌های گوناگون فعالیت می‌کنند، نظامی هستند. برای این شرکت‌ها مشکلی ایجاد نمی‌شود اما سپاه که هم توان نظامی دارد و هم مسائل عمرانی و سازندگی کشور را حل می‌کند مورد خطاب قرار می‌گیرد. در حالی که ۲۴ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکاریم این را قبول نداریم که می‌گویند سپاه با بخش خصوصی در رقابت است. اگر به سپاه طرح‌هایی با ترک تشریفات مناقصه واگذار شده این طرح‌ها ضررده بوده است. در حالی که بانک‌ها سود بیش از ۲۰ درصد به سپرده‌ها می‌دهند چه کسی با دولتی کار می‌کند که نرخ سود طرح‌های آن هفت تا ۱۰ درصد است. در مقابل پول، اجرای طرح‌ها دولت به عنوان اسناد خزانه یا مشارکت اوراقی را به ما می‌دهد که ۳۰ تا ۳۴ درصد کاهش قیمت دارد اما سپاه چون می‌خواهد طرح‌ها نخوابد و به بیکاران کشور اضافه نشود کارها را انجام می دهد، که این خود نوعی کمک به دولت می باشد.

پیش از این نوبخت سخنگوی دولت نیز در واکنش به فعالیت‌های اقتصادی وابسته به قرارگاه خاتم و طعنه‌زنی‌های برخی عنوان کرده بود: «بنده به عنوان مسئول برنامه‌ریزی کشور با آگاهی عرض می‌کنم به هیچ وجه قرارگاه رقیب بخش خصوصی نیست و کسانی که این بخش را رقیب بخش خصوصی می‌دانند یا ناآگاهند یا مغرض و می‌خواهند تحریک کنند... ما معتقد نیستیم که قرارگاه با پیشینه، ریشه و ظرفیت فوق‌العاده‌ای که دارد در تقابل با بخش خصوصی به عرصه می‌آید؛ کدام بخش خصوصی است که بیش از 2 میلیارد دلار از دولت مطالبه داشته باشد و همچنان پای کار بایستد؛ این مسئله چیزی جز روحیه و عرق رزمندگی و دلاوری نیست... قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) رویکرد اقتصادی و انتفاعی به طرح‌ها نداشته و با نجابت درصدد یاری رساندن به دولت است».

در طول هشت سال هر کجا آقای روحانی کم آورده است سعی نموده خود را در یک طرف خط قرار دهد و آنهایی که با نیستند در طرف دیگر خط قرار دهد. آقای روحانی؟

وقتی منتقدان برجام را کاسبان تحریم خطاب کردید، یادتان هست؟ وقتی در میتینگ های انتخاباتی فریاد می زدید: «کاسبان تحریم بدانند که تحریم ها برداشته شده و دیگر باز نمی‌گردد. شما میخواهید با دنیا مذاکره کنید؟ شما بلد هستید که با دنیا مذاکره کنید و آیا اصلا زبان دنیا را می دانید».(۹۶/۲/۲۷)

شما بهبودی اوضاع را در  ۱۰۰ روزه وعده دادید، گفتید در مذاکرات با طرف‌های خارجی موفق خواهید شد سایه جنگ را از سر کشور بردارید و همه تحریم ها را لغو خواهید کرد.

فعالیت دو قطب سازی روحانی و حامیان دولت تدبیر و امید روی فیلترینگ و تعامل با دنیا کلیک خورده است. نگاه کنیم به این مطالب:

روحانی چهارشنبه- ۲۹ اردیبهشت- در جلسه هیات دولت گفت: «نباید به گونه‌ای باشد که امروز که انتخابات است فضای مجازی مورد تأیید و عالی باشد اما فردای انتخابات به دنبال فیلتر باشیم. مردم باید بدانند که افراط‌گر هستیم یا اعتدال‌گرا و مهم این است که راهبرد و اصول خود را به مردم توضیح دهیم».

وی افزود: «مردم باید بفهمند که این آقا، آقایی است که دنبال تعامل با جهان است یا دنبال دعوا با جهان است؟ این باید روشن شود. این استراتژی و راهبرد مهم است. رای مردم یک بار ۲۸ خرداد تا ۴ سال دیگر یا رای مردم هر روز؟ هر کار مهم می‌خواهیم انجام دهیم با رای مردم و نظر مردم، نه اینکه امروز که انتخابات است فضای مجازی خیلی عالی و خیلی خوب است، فردا که انتخابات تمام شد دنبال فیلتر با دست و با پا می‌گردیم، نمی‌شود».

تمام این اعمال و صحبت ها از  یک اندیشه و تفکر لیبرالیستی بوجود می آید.

 تا پایان دولت آقای روحانی شاهد دروغپردازی ها شبهه افکنی ها و انحراف افکار عمومی خواهیم بود.

زمان زیادی است که این طیف فکری با شعور مردم بازی می کنند. مردم الحمدالله هم بصیرت دارند و دانا هسنتد، صداقت این غربگرایان را قبلا دیده اند. جریان سید صفدر حسینی یکی از صدها نمونه ای است که به خاطر گرفتن حقوق نجومی سال 95 به دادگاه احضار شد و بعد از برکناری آقای نوخت او را ذخائر انقلاب نامید. و دولت تدبیر وامید بعد از استعفای صفدر حسینی، طی حکمی به‌عنوان مشاور دانشگاه پردیس کشاورزی و منابع طبیعی در کرج انتخاب‌کرد.

 


:: بازدید از این مطلب : 950
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 31 اردیبهشت 1400

 

قبل از اینکه به شعارهای شبهه دار و تفرقه افکنانه که منجر به دوقطبی می شود نظری بیاندازیم، به این نکته باید توجه خاص داشت، چه نوع اندیشه و افکاری دنبال دوقطب کردن کشور هستند؟ از یک مسلمان واقعی و یا جهادگر و انقلابی و پیرو ولایت که به شدت مواظب صحبت هایی که می کند هست و خود را در محضر الهی می بیند، نمی تواند حرفی بزند که باعث انشقاق مردم شود. کسانی دنبال شعار های تفرقه افکنانه و شبهه دار می روند که دارای یک دیدگاه لیبرالیستی باشند که اصل سود و لذت غایت این تفکر است. یک اصل مهم در راس این دیدگاه "هدف وسیله را توجیه می کند" قرار دارد. کسانی که خارج از قائده اخلاقی دنبال هدف می گردند. این اشخاص  سعی می کنند افکار عمومی را به انحراف بکشانند تا ماهی دلخواه خود را از آب گل آلود بگیرند. دوقطب سازان به دنبال این هستند تا جای باید و نبایدها را برای مردم تغییر دهند و به نوعی باعث فریب مردم شوند. هر گاه متوجه شدید که در یک برهه‌ی زمانی معینی، یک دسته شبهات یا هجمه‌های تبلیغاتی بر علیه یک دستگاه یا جریان یا موضوع صورت می‌پذیرد، بدانید که حتماً و بدون شک هدف دیگری دنبال می‌شود که ربطی با سؤال و پاسخ آن ندارد. و جالب آن که همیشه در قالب سؤال یا شبهه، حکم هم داده می‌شود! مثلاً نمی‌پرسند: آیا با توجه به این شواهد، تبعیضی هست یا نه؟ بلکه می‌پرسند: چرا این تبعیض هست؟! که این خود نوعی القا است که از تاکتیک‌های «جنگ نرم» محسوب می‌گردد.

در دو دوره انتخابات گذشته، به وفوراز این نوع شگردها توسط آقای روحانی و اصلاح طلبان بودیم. شعارهایی انتخاباتی همچون: دیوار کشی در پیاده روها که در سالن ورزشی همدان اینکونه بیان کرد: «اگر شما جوانان در خانه بنشينيد، بدانيد كه در پياده‌روهاي ما هم ديوار خواهد بود، شما آنها را نمي‌شناسيد. من آنها را مي‌شناسم. آنها روزي در جلسه‌اي تصميم گرفتند كه در تهران و در پياده‌رو ديوار بكشند. آنها مي‌خواستند، پياده‌رو زنانه و مردانه ايجاد كنند».

اما چه كسي مي‌خواست ديوار بكشد؟

البته موضوع ديوار كشي كه روحاني اشاره كرده است، قابليت جست‌وجوي تاريخي دارد اما نه در پياده‌روها بلكه در دانشگاه‌ و آن هم از سوي اصلاح‌طلبان اما نه در دولت اصلاحات بلكه در سال 64!
ماجراي آن را رهبري انقلاب در سال 81 خطاب به خاتمي و معين نقل مي‌كند و مي‌فرمايد: «كساني كه الان (در دولت اصلاحات) اردوي مختلط برگزار مي‌كنند، همان كساني هستند كه سال 63-64 در كلاس‌هاي دانشگاه ديوار كشيدند، بنده به دستور امام رفتم در نمازجمعه گفتم اين كار بد است. من نمي‌فهمم چطور اينها اين جور عوض مي‌شوند.  180 درجه راهشان را عوض مي‌كنند! امام به من گفتند كه اين چه كاري است. من در نماز جمعه تهران گفتم كه اين كار، كار مناسبي نيست. ديوار كشيدن حرف ما نيست. حرف انقلاب نيست.»

یکی دیگر از شگردهای دوقطب سازی روحانی که توسط تیمش برایش طراحی کردند، دوقطبي دولت با تفنگ و دولت بي تفنگ؛ دوقطبي دولت و دولت موازي با دولت ناميدن نيروهاي نظامي؛ دو قطبي اقتصاد ما و اقتصاد آنها و ... برخي از دوگانه‌سازي هاست كه از چند جمله در يك مراسم افطاري بیا داشتند. حسن روحاني در حالي كه ايرانيان در سراسر جهان مسرور و مغرور  شليك‌ موشك‌هاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران به مقر داعش بودند، در جلسه‌اي اقتصادي گفت: «ابلاغ سياست‌هاي اصل ۴۴ براي اين بود كه اقتصاد به مردم واگذار شود و دولت از اقتصاد دست بكشد، اما ما چه كار كرديم؟ بخشي از اقتصاد دست يك دولت بي‌تفنگ بود كه آن را به يك دولت با تفنگ تحويل داديم، اين اقتصاد و خصوصي‌سازي نيست. از آن دولتي كه تفنگ نداشت مي‌ترسيدند چه برسد به اينكه اقتصاد را به دولتي داديم كه هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختيار دارد و همه چيزي دارد و كسي جرئت ندارد با آنها رقابت كند».

اما از آن نظر که سپاه و بسیج همین مردم هستند و سپاه پاسداران محبوب مردم است و نمی‌توانند ضدتبلیغ مؤثری بر علیه آن به کاربرند، سعی دارند مباحثی را مطرح کنند که اذهان عمومی در مقابل آنها احساس ظلم به خود کرده و دچار نوعی بغض و کینه نسبت به آنان شود! مثلاً می‌گویند: چرا بین کارمندان سپاه با سایر کارمندان تبعیض است؟چرا جانبازان و خانواده شهدا سهمیه دارند؟ و چرا بین سپاه و ارتش تبعیض است و یا سؤال فوق؟! پس، با خواندن شبهات متفاوت در سایت‌ها یا سایر رسانه‌ها و یا حتی مشاهده‌ی برخی از مصادیق خطا در سازمان‌ها و ارگان‌ها، نباید به جای انتقاد سالم و تلاش برای ساختن، اصلاح و پیشرفت، زمینه‌ را برای مانور تبلیغاتی دشمن مساعد نماییم. باید بصیر بود. دیدیم که چطور دولت تدبیر و امید کارخانجات را به حراج داد و صدها کارگر را از کارخانه ها بیکار کرد.

روحانی می گوید: خداوند به پیامبرش هم می گوید تو وکیل نیستی که بخواهی بالای سر مردم باشی و به آنها امر و نهی کنی، بلکه موظف هستی راه هدایت را به مردم نشان بدهی تا هر کس خواست آن راه را برگزیند. اما برخی از ما فکر می کنیم که بالاسر مردم فرمان می دهیم و مردم مجری فرمان هستند. پیامبر و امامان خودشان هم اینچنین نبودند.

دکتر روحانی با تأکید بر اینکه همه قوا و مسئولان ذی ربط باید به بخش خصوصی امنیت بدهیم، گفت: امنیت تنها با داعش به خطر نمی افتد، بلکه دولت، مجلس و قوه قضائیه می توانند روزانه با وضع آیین نامه ها و برهم زدن آرامش بازار، امنیت را بر هم بزنند و یا  متقابلا می توانند امنیت را تقویت کنند.

آقای روحانی با ایجاد دو قطبی جدید می خواهد اگر کم کاری و بی تدبیری در این هشت سال صورت گرفت پای نهادهای دیگر بگذارد.

در حالیکه در دولت یازدهم ۱۸۳ طرح توسط قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه به اتمام رسیده است و مردم از آن بهره‌مند شده‌اند. این طرح‌ها در حوزه حمل و نقل، نفت و گاز، سدسازی، صنعت و معدن و آی تی بوده است. با توجه به اینکه روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین وارد کشور می‌شد قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس که بزرگترین پالایشگاه در کشور است، توانست روزانه ۱۲ میلیون لیتر بنزین تولید کند و کشور را از واردات این فرآورده بی‌نیاز کرد. فاز ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی در دولت یازدهم به بهره‌برداری رسید و از این فازها ۴۰ میلیارد متر مکعب استخراج و شیرین‌سازی گاز انجام و وارد شبکه شده است. این کار ۱۶ میلیارد دلار برای کشور منفعت داشته است. به‌جای تشویق سپاه سزاوار نیست جوسازی علیه این نهاد انجام شود. سیاری از شرکت‌های معتبر دنیا که در زمینه‌های گوناگون فعالیت می‌کنند، نظامی هستند. برای این شرکت‌ها مشکلی ایجاد نمی‌شود اما سپاه که هم توان نظامی دارد و هم مسائل عمرانی و سازندگی کشور را حل می‌کند مورد خطاب قرار می‌گیرد. در حالی که ۲۴ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکاریم این را قبول نداریم که می‌گویند سپاه با بخش خصوصی در رقابت است. اگر به سپاه طرح‌هایی با ترک تشریفات مناقصه واگذار شده این طرح‌ها ضررده بوده است. در حالی که بانک‌ها سود بیش از ۲۰ درصد به سپرده‌ها می‌دهند چه کسی با دولتی کار می‌کند که نرخ سود طرح‌های آن هفت تا ۱۰ درصد است. در مقابل پول، اجرای طرح‌ها دولت به عنوان اسناد خزانه یا مشارکت اوراقی را به ما می‌دهد که ۳۰ تا ۳۴ درصد کاهش قیمت دارد اما سپاه چون می‌خواهد طرح‌ها نخوابد و به بیکاران کشور اضافه نشود کارها را انجام می دهد، که این خود نوعی کمک به دولت می باشد.

پیش از این نوبخت سخنگوی دولت نیز در واکنش به فعالیت‌های اقتصادی وابسته به قرارگاه خاتم و طعنه‌زنی‌های برخی عنوان کرده بود: «بنده به عنوان مسئول برنامه‌ریزی کشور با آگاهی عرض می‌کنم به هیچ وجه قرارگاه رقیب بخش خصوصی نیست و کسانی که این بخش را رقیب بخش خصوصی می‌دانند یا ناآگاهند یا مغرض و می‌خواهند تحریک کنند... ما معتقد نیستیم که قرارگاه با پیشینه، ریشه و ظرفیت فوق‌العاده‌ای که دارد در تقابل با بخش خصوصی به عرصه می‌آید؛ کدام بخش خصوصی است که بیش از 2 میلیارد دلار از دولت مطالبه داشته باشد و همچنان پای کار بایستد؛ این مسئله چیزی جز روحیه و عرق رزمندگی و دلاوری نیست... قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) رویکرد اقتصادی و انتفاعی به طرح‌ها نداشته و با نجابت درصدد یاری رساندن به دولت است».

در طول هشت سال هر کجا آقای روحانی کم آورده است سعی نموده خود را در یک طرف خط قرار دهد و آنهایی که با نیستند در طرف دیگر خط قرار دهد. آقای روحانی؟

وقتی منتقدان برجام را کاسبان تحریم خطاب کردید، یادتان هست؟ وقتی در میتینگ های انتخاباتی فریاد می زدید: «کاسبان تحریم بدانند که تحریم ها برداشته شده و دیگر باز نمی‌گردد. شما میخواهید با دنیا مذاکره کنید؟ شما بلد هستید که با دنیا مذاکره کنید و آیا اصلا زبان دنیا را می دانید».(۹۶/۲/۲۷)

شما بهبودی اوضاع را در  ۱۰۰ روزه وعده دادید، گفتید در مذاکرات با طرف‌های خارجی موفق خواهید شد سایه جنگ را از سر کشور بردارید و همه تحریم ها را لغو خواهید کرد.

تمام این حرفها و صحبت ها از زبان یک اندیشه و تفکر لیبرالیستی تراوش می شود.

 تا پایان دولت آقای روحانی شاهد دروغپردازی ها شبهه افکنی ها و انحراف افکار عمومی خواهیم بود.

 

 

 

 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400

روزنامه جوان نوشت: حضور برخی چهره‌های امنیتی سابق و محکومان امنیتی در انتشار هدفمند و مغرضانه فایل صوتی محرمانه ظریف که قرار بوده به عنوان آرشیو دولتی بماند و در آن همزمان با ذکر مطالب «اختلافی»، به برخی مطالب «خلاف» نیز پرداخته می‌شود، یک پروژه ضد امنیت ملی و یک کار سخیف و دون شأن ملت مسلمان و علیه ایران مقتدر بود که فقط می‌توان آن را از بازنده‌های تحقیرشده به دست ملت و از سوی «نامردهای میدان» و برای انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی‌ها انتظار کشید. باید دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی سریعاً برای افشای چهره این خائنان به ملت وارد عمل شوند

انتشار فایل صوتی محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه دولت بی تدبیر و امید روحانی، در یکی از شبکه‌های معاند و نشانه‌دار ضد انقلاب، بازتاب گسترده‌ای در محافل خبری و رسانه‌ای داخل و خارج از کشور داشته است.

در این فایل صوتی سه ساعت و ۱۰ دقیقه‌ای که ادعا شده در قالب برنامه‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید» زیر نظر مرکز بررسی‌های استراتژیک به ریاست حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی و رسانه‌ای رئیس‌جمهور ضبط شده است، ظریف با کلید واژه «میدان» برخلاف آنچه تاکنون در مواضع رسمی و علنی خود به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بیان کرده است، از ادبیاتی بهره گرفته است که حتی تعجب و تأمل دوستان خود را نیز برانگیخته است.

فایل مورد اشاره، ششم اسفند ۹۹ ضبط شده و روز یک‌شنبه برای نخستین بار از شبکه سعودی «اینترنشنال» سر درآورده! ظریف با طرح ادعای حاکمیت میدان (نظامیان) در جمهوری اسلامی، دخالت‌های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس در سیاست خارجی را مورد اشاره قرار داده و مدعی شده دیپلماسی به دلیل فشارهای او فدای میدان جنگ و نظامی شد!

سردار سرافراز جبهه مقاومت اگر ۱۳ دیماه ۹۸ با دستور شقی‌ترین موجود عالم یعنی رئیس‌جمهور امریکا ترور فیزیکی شد، این بار، اما وزیر امورخارجه کشورمان با طرح ادعاهایی که دلایل آن روشن نیست، او را ترور شخصیتی کرد، تا برخلاف آنچه از خود نشان داده روی دیگر «ظریف» را به نمایش بگذارد. درباره انگیزه طرح این سخنان و انتشار آن در یک شبکه ضد انقلابی که به گفته سخنگوی وزارت خارجه دارای طبقه بندی بالا بوده، قضاوت دقیقی وجود ندارد و معلوم نیست که انتشار آن با هماهنگی ظریف بوده یا دور خورده است، اما با هر انگیزه‌ای که دست به انتشار آن زده باشند، ظریف در پازلی تعریف شده که به عنوان یک عنصر دست به اقدام انتحاری زده. انتحاری که به اعتقاد دوستان ظریف، در هر صورت گرچه ممکن است اهداف طراحان را تأمین کند، لیکن وزیر خارجه را به کام مرگ سیاسی برد. چنانکه عطاء‌الله مهاجرانی در واکنش به این فایل صوتی توئیت کرده است: «بدیهی است که آقای ظریف اگر امکان و اقبال برای شرکت در انتخابات داشت، مطلقاَ تمام شد.»

ظریف در جای جای سخنانش ضمن تکرار فدا شدن «دیپلماسی» به پای «میدان» از دوستی و رفاقت خود با سردار سلیمانی می‌گوید که به صورت هفتگی با ایشان جلسه داشته و با هم هماهنگ بوده اند، لیکن وانمود می‌کند که این دیپلماسی بوده که همواره در خدمت میدان قرار گرفته است. او که این جملات را به صورت معترضه بیان می‌کند البته توضیح نمی‌دهد که چرا طی هشت سال گذشته در مقام وزیر امورخارجه به روندی تن داده است که با آن موافق نبوده است. اینکه سردار سلیمانی توانسته است به اذعان ظریف دیپلماسی را به میدان پیوند بزند، ناشی از توانایی او بوده که اهداف نظام اسلامی را در محور مقاومت با دوبال دیپلماسی و میدان پیش ببرد، حال ظریف اگر نتوانسته و یا دیپلماسی او همسو با جبهه میدانی نبوده باید آن را در ناتوانی و ناکارآمدی خود جست‌وجو کند نه چیز دیگر.

علاوه بر این اگر بپذیریم که کشورهای جبهه مقاومت در حوزه عمل «میدان» تعریف شده و دستگاه دیپلماسی به زعم ظریف کمتر در این کشورها ایفای نقش می‌کرده، جناب وزیر خوب است توضیح دهد دستاورد او در بقیه بیش از ۱۵۰ و اندی کشور دیگر که در حوزه عمل او قرار دارند، چه دستاوردی داشته است؟ ادعاهای وزیر امورخارجه البته همگی واجد پاسخگویی مستدل و متقن است که به زمان دیگری واگذار می‌کنیم، اما آنچه در این فایل صوتی عنوان شده بیشتر به فرافکنی برای توجیه شکست‌ها شبیه است تا طرح موانع ادعایی. این در حالی است که به اذعان دوست و دشمن آنکه توانست امریکا و عوامل تروریستی‌اش را در منطقه زمین‌گیر کند مجاهدت بی‌مزد و منت سردار مقاومت در میدان بود و همین پیروزی‌ها و اقتدار توانست به عنوان پشتوانه دستگاه دیپلماسی در مداکرات دست برتر جمهوری اسلامی باشد و استراتژی امریکا را شکست دهد.

دوستان ظریف چه گفتند و نوشتند

فارغ از ذوق‌زدگی رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که با استقبال زاید الوصفی به تحلیل و تبیین مواضع ظریف و چرایی طرح این سخنان در شرایط کنونی پرداخته اند، اشخاص و روزنامه‌های اصلاح طلب و نزدیک به دولت کوشیده‌اند با احتیاط بیشتری با این موضوع برخورد کنند. روزنامه شرق نوشته: «در صحبت‌های منتشرشده ظریف، مواضعی بی‌سابقه از او درباره عملکرد سردار سلیمانی، سپاه پاسداران و نیز عملکرد روسیه در صحنه سیاست خارجی ایران نقل می‌شود». اعتماد هم کوشیده است بدون هیچ تحلیلی بخشی از این ماجرا را روایت کند و به نقل از سخنگوی دستگاه دیپلماسی نوشته است: فایل صوتی منتشر شده تقطیع شده و گزینشی است. محمد علی ابطحی فعال سیاسی اصلاح طلب هم در توئیتی جنبه امنیتی چگونگی انتشار فایل ظریف را مورد توجه قرار داده و نوشته اشت: «انتشار فایل صحبت خصوصی ظریف کاری مثل دزدیدن اسناد هسته‌ای توسط اسرائیل است.»

ترورسیاسی حاج قاسم

این سو، اما منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه که نام او چندبار در سخنان ظریف تکرار شده، معتقد است: مصاحبه ظریف کاری مطالعه شده، طراحی شده و از پیش تعیین شده جریان اصلاحات بود که در آن از آقای ظریف استفاده ابزاری شد.

متکی در گفتگو با مهر درباره صوت منتشر شده از ظریف و اظهارات او گفته: «این کلام آقای ظریف که گفته هیچ‌وقت میدان فدای دیپلماسی نشده و این دیپلماسی است که فدای میدان شده نشان می‌دهد که ایشان نه از میدان برداشت و تعریف درستی دارد و نه از دیپلماسی. کافی است ایشان به امریکا نظری بیندازد و ببیند که میدان و دیپلماسی در آن چگونه با یک خط مشی و رویکرد شانه به شانه تکمیل‌کننده هم هستند. مشکل آقای ظریف این است که فکر می‌کند حوزه نظامی در این کشور یک مقوله و حوزه دیپلماسی مقوله دیگری است. آنچه مطرح است این نیست که یکی از این دو فدای دیگری شود، بلکه آنچه مدنظر است این است که آیا این دو حوزه در راستای هم در مسیر سیاست‌های کلی نظام و آنچه حکم جلودار است و رهبر تعیین می‌کند حرکت می‌کند یا خیر.»

متکی تصریح کرد: «تا امروز حوزه میدانی و نظامی نشان داده که به حکم جلودار و آرمان‌های انقلاب وفادار است؛ اما در حوزه دیپلماسی در موارد متعددی خلاف این موضوع ثابت شده است؛ بنابراین آنجا که دیپلماسی در مسیر خود حرکت می‌کند نباید با داستان سرایی مسائل دیگری را مطرح کند.» متکی در پایان تأکید کرد: «گفت‌وگوی حاج قاسم با پوتین و دعوت او به منازعه سوریه، تیر خلاصی بود برای اینکه روسیه را متقاعد کند به این میدان وارد شود. بسیار متأسفم که این مصاحبه برای کسی که امریکا او را ترور نظامی کرد، یک ترور سیاسی ناجوانمردانه بود. «آنچه البته نباید از نظر دور داشت، این است که مواضع اختلافی ظریف که نشان داده با یک مویز گرمش می‌شود و با یک غوره سرد، نسبت به جهت‌گیری کلان انقلاب پوشیده نبود که البته با این صوت دقیق‌تر شد. اما هدف منتشرکنندگان این فایل صوتی را باید از ثمره نهایی آن تحلیل کرد. اینترنشنال پس از انتشار بخش‌هایی از این فایل صوتی در سلسله گفتگوها و گزارش هایی، به بازنمایی این فایل صوتی پرداخته است. «کشور توسط رئیس‌جمهور اداره نمی‌شود.» این همان خطی است که چند ماه است بخش رادیکال و نزدیک به براندازان داخلی آن را پی‌گیری می‌کند.

شبکه نفوذ در امنیتی‌ترین نقطه ریاست جمهوری!

نکته دیگری که باید به این گزارش اضافه کرد، خطر نفوذی است که تا بیخ گوش نهاد ریاست جمهوری پیش رفته و لانه کرده است. ظریف و مقامات وزارت خارجه و همچنین حسام الدین آشنا پیش از این نسبت به پخش سریال گاندو - با موضوع نفوذ- واکنش‌های بسیار تند و توهین آمیزی نشان دادند. اما حالا یک فایل صوتی از وزارت خارجه و مرکز بررسی‌های استراتژیک به استودیوی شبکه سعودی اینترنشنال می‌رود!

گفته می‌شود برای پیش بردن این پروژه (تاریخ‌نگاری شفاهی دولت تدبیرو امید) رقمی در حدود ۳ میلیارد تومان به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری تحت مدیریت حسام الدین آشنا تخصیص داده شده است، فارغ از اینکه به عقیده ناظران سیاسی ظریف در این گفتگو سخنان راست و دروغی را به هم آمیخته، او در مقام رئیس دستگاه دیپلماسی چگونه به این تیم مقاطعه‌کار اعتماد کرده و بسیاری از مسائل امنیت ملی را با آن‌ها در میان گذاشته است. جایگاه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در پروسه این تصمیم‌گیری کجا تعریف شده است؟ بدیهی است که با توجه با این فضاحت، مجلس شورای اسلامی و دستگاه قضائی و امنیتی نیز می‌بایست تحقیق و تفحص از این ساختار را در دستور کار خود قرار دهند. دولت مستعجل روحانی کمتر از ۱۰۰ روز دیگر به نقطه پایان می‌رسد و به تاریخ خواهد پیوست، لیکن چنان عملکرد غیر قابل دفاعی از خود به جای گذاشته است که کمتر کسی حاضر خواهد شد، بعدها به این خاطره‌گویی‌های ساختگی اقبال نشان دهد.

* سیدمحمد مرندی کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با‌اشاره به فایل صوتی منتشر شده از محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و برخی اظهارات وی درباره نقش نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه اظهار داشت: آنچه که مسلم است این است که تا قدرت و جایگاه مستحکم و امنیت نداشته باشیم، دیپلماسی فایده‌ای ندارد چون باید دستمان پر باشد تا شرایطی فراهم کنیم تا اصلا به ما اعتنا کنند.
مرندی تاکید کرد: اتفاقا نظام خیلی از میدان‌ها را هزینه دیپلماسی کرد و در خود برجام، نظام بخش عمده‌ای از صنعت هسته‌ای را برای دیپلماسی قربانی کرد و این بخشی از میدان است.
وی ضمن بیان اینکه اگر در سوریه داعش و القاعده دست بالا را می‌داشتند در حوزه دیپلماسی حرفی برای گفتن نداشتیم، تصریح کرد: اگر در عراق، داعش دست بالا را پیدا می‌کرد، دیپلمات‌های ما می‌خواستند در مورد چه چیزی صحبت کنند؟ بنابراین واقعیت‌های میدانی و داخلی و ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کشور در داخل و منطقه مجموعا شرایطی را فراهم می‌کنند تا دیپلمات‌ها بتوانند با دیگران صحبت کرده و منافع کشور را با مذاکره دنبال کنند.
این کارشناس مسائل بین‌الملل ضمن تاکید بر اینکه کاری که حاج قاسم با نجات عراق و سوریه انجام داد قدرت ما را افزایش داد و باعث شد در میز مذاکره توانمندی ده‌ها برابری داشته باشیم، اظهار داشت: قدرتمندی متحدین ایران در منطقه باعث می‌شود که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ما را به عنوان یک طرف بسیار قدرتمند ببینند و اگر این قدرت‌ها را از دست می‌دادیم انگیزه اروپا و آمریکا برای مذاکره با ما چه بود.

 

عبدالله عبداللهی روزنامه‌نگار در یادداشتی به تشریح ۵ نکته در خصوص فایل صوتی محمدجواد ظریف که اخیراً منتشر شده است، پرداخت.

 عبدالله عبداللهی در رابطه با فایل صوتی که از سخنان ظریف وزیر امور خارجه‌مان در یکی از شبکه‌های فارسی‌زبان منتشر شد، نوشت:

یکم: آشنا و دولت و ظریف مجرم درجه‌اوّل انتشار فایل صوتی‌ اخیرند و این مسئله نباید ذیل تحلیل و گمانه‌زنی‌هایی که از ماجرا داریم پنهان و‌ پوشیده بماند یا راجع به آن تعارفی شود. این‌که ظریف در حین مسئولیت دولتی چنین اظهارات کج‌، غلط و بعضاً سرشار از دروغ و ضدامنیت و منافع ملی را مطرح می‌کند، قابل چشم‌پوشی نیست، چنین دیدگاهی توسط ظریف البته با این خسارت هشت‌ساله وحشتناکی که به کشور وارد آمده است کاملاً همخوانی دارد.

این‌که حسام‌الدین آشنا که این مصاحبه ذیل پروژه تاریخ شفاهی دولت روحانی توسط او انجام شده و مسئول حفظ فایل بوده است ولی فایل سر از رسانه بن‌سلمان درآورده است، مسئول این فاجعه است، قابل اغماض نیست. و این‌که شاید فایل از وزارت خارجه به بیرون درز کرده است هم اگرچه به جرم ظریف اضافه می‌کند اما از افتضاح آشنا کم نمی‌کند، لذا این بدیهیات، سوای از تحلیلی است که از «علّت» و «کیفیت» انتشار فایل داریم.

دوم: یک گمانه این است که تیمی در دولت آقای روحانی برای از میدان به‌در کردن ظریف (و نه تفکر ظریف) در سیاست داخلی معطوف به انتخابات دست به چنین کاری زده باشد. این گمانه را می‌توان در نظر گرفت و جدی به آن فکر کرد، ولی این مسئله هم نه‌تنها باری از غم بند یک کم نمی‌کند که اوضاع را بدتر هم می‌کند.

سوم: گمانه دیگر‌ این است که خود جریان ظریف که احتمالاً می‌خواسته در انتخابات هم حاضر شود این فایل را به بیرون درز داده است؛ آن هم با دو نیّت؛ نخست اینکه دوقطبی میدان ـ دیپلماسی رقبای اصلی جریان ظریف را از دور خارج و بستر گفتمانی را برای پیروزی جریان خود فراهم کند، ضمن آنکه اگر ظریف یا جریان موافق او در مناظره‌ها و کمپین‌ها با نقدهای بنیادی روبه‌رو شد و نتوانست پاسخ را آنجا و رسماً ارائه کند، پاسخ‌ها را پیشتر و رادیکال‌تر داده باشد!

چهارم: امّا اضافه کردن این فاکتور که تلویزیون ایران اینترنشنال وابسته به بن‌سلمان محور اصلی انتشار این فایل است، یک گمانه مهمتر را پیش می‌کشد و آن تحلیل ماجرا از نقطه‌ای فراتر از دولت و ظریف است.

ایران اینترنشنال و جریان اپوزیسیون همسو با او مشخصاً طرفدار تحریم انتخاباتند؛ به‌گمانم تصور آنها این است که با انتشار این فایل یک بازی چند سر برد را برای خودشان می‌سازند که قلّۀ آن خالی‌شدن «میدان» انتخابات از مشارکت است.

بدین نحو که به‌واسطه این فایل هم دیپلماسی ایران را به‌خصوص با کشورهایی مانند روسیه و حتی چین دچار بحران می‌کنند، هم یک نزاع داخلی بزرگ آن هم حول اسطوره‌ای مانند شهید سلیمانی شکل می‌دهند، هم مردم را نسبت به تأثیر نهادهای انتخاباتی در سرنوشتشان دچار یأس می‌کنند و هم آنکه حتی اگر نهایتاً تحریم هم جدی نشد، دوقطبی انتخابات را بر سر موضوعی مانند سیاست خارجی می‌سازند که هم برای امنیت ملی بسیار خطرناک است و هم اینکه بهترین فضا برای غرب‌گرایانی است که هوای منافع سعودی را هم دارند! به‌نظر می‌رسد با حفظ موضع بند یک، این گمانه چهارم قوی‌تر است و باید برای رفع این فضا فکری کرد.

پنجم: نکته نهایی و آخر و به‌ویژه با عنایت به بند چهارم اینکه: سخنان جناب ظریف در این فایل سه‌ساعته مشحون و مملو از ضربات سنگین به مؤلفه‌های قدرت ملی و به‌سود آمریکا و پدران داعش در میدان و مشخصاً سعودی‌هاست؛ اما چه فایل با یک‌محاسبه متوهمانه و با رضایت ظریف منتشر شده باشد و چه بدون رضایت او، باید دید که همین سعودی‌ها برای بازی برد ـ برد خود ظریف را هم به جهنم بزرگ در سیاست می‌برند، و همین مسئله برای رد همۀ شطح و طامات ظریف در این فایل و اثبات عقلانیت حاج قاسم کافی است. عقلانیت معیوب نگاه ظریف خود او را هم نابود می‌کند چه رسد به ملتی که چشم به دیپلماسی او دوخته‌اند!

 

*بازوی قوی دیپلماسی، وضعیت خوب میدانی است.
اگر کسی از دیپلماسی هیچگونه اطلاعی نداشته باشد حداقل به این نکته واقف است که به هیچ عنوان نمی توان گوسفند را با گرگ سر یک میز روبروی هم نشاند، زوردار در مقابل بی زور به گفتگو نیاز ندارد بو با زور به هدفش بهتر می رسد و هیچ هزینه ای برایش ندارد. مذاکره از راه دیپلماسی زمانی اتفاق می افتد که طرف مقابل به قدرت حریف واقف است و می داند با زور نمی تواند او را شکست دهد، پناه به گفتگو می اورد، تعجب از این است که اقای ظریف به این حداقل اعتقادی ندارد!خدمات دیپلماسی و میدان در شکل صحیح و اصولی آن به شکل یک چرخه است که افزایش قدرت در میدان به افزایش قدرت در دیپلماسی منجر می‌شود. دیپلماسی نیز می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های این عرصه قدرت جمهوری اسلامی را افزایش دهد. 
این مساله چنان واضح است که عباس عراقچی، معاون ظریف در یادداشتی درباره تاثیر مثبت مقاومت بر دیپلماسی نوشته بود: «اینطور نیست که مذاکره از «هیچ» برای کشور منافع تولید کند، بلکه این توانمندی‌های ملی است که منافع ملی را تولید، تکثیر و محافظت می‌کند؛ توانمندی‌هایی که در هر کشوری ممکن است متفاوت باشد. یک کشور توانمندی نظامی دارد، دیگری از توان ‌اقتصادی برخوردار است، آن یکی توان فرهنگی یا رسانه‌ای خوبی دارد و یکی هم ممکن است دارای توان بالای گفتمانی باشد. دارایی برخی کشورها مزیت‌های طبیعی و مواهب خدادادی آنهاست، مثل مطلوبیت جغرافیایی، دسترسی‌های ترانزیتی، منابع زیر‌زمینی و... . کشورهایی هم هستند که ترکیبی از این توانایی‌ها را با هم دارند. پر واضح است که میزان قدرت مذاکره‌کننده در جریان داده/ ستانده خود را نشان خواهد داد. کنشگری که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، داده کمتر و ستانده بیشتری خواهد داشت. در برخی مواقع اگر یک واحد سیاسی از ضعف مطلق واحد سیاسی دیگر اطلاع‌ داشته باشد (یا چنین تصوری در او ایجاد شود) ممکن است تمایل به مذاکره را کنار گذاشته و تلاش کند اهداف خود را از طریق اعمال‌ قدرت محقق کند. اگر این تصور ایجاد شود که از طریق جنگ به دستاوردهای بیشتر و آسان‌تری از مذاکره می‌توان رسید، گزینه نظامی‌ جایگزین مذاکره شده و معادله برد و باخت (صفر و صد) به جای معادله برد- برد می‌نشیند».
عراقچی در بخش دیگری از یادداشت صراحتا تاکید می‌کند که وضعیت فعلی دستگاه دیپلماسی کشور متکی و وابسته به وجوه قدرتی است که توسط جریان مقاومت کسب شده و می‌شود. او این تاثیرگذاری را چنان پررنگ می‌داند که محور دیپلماسی کشور را مقاومت می‌خواند و در تعریف «دیپلماسی مقاومت‌محور» می‌گوید: «دیپلماسی مقاومت‌محور» مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد و «محور‌ مقاومت» تنها یکی از ابعاد آن است. این دیپلماسی متکی بر توانمندی‌های ملی و بومی است و مهم‌ترین شاخصه‌های آن عبارتند از: توان دفاعی موشک‌محور، حضور مقتدرانه در خلیج‌فارس، گفتمان‌سازی مقاومت در منطقه پیرامونی، خردورزی عزتمندانه در عرصه بین‌المللی و ایستادگی حکیمانه در برابر نظام سلطه؛ یاد و نام سردار سلیمانی پاینده است. 
هر چند ابزار دیپلماسی و اقدامات نظامی در تعامل با همدیگر ۲ ابزار اصلی مدیریت قدرت هستند و باید در کنار یکدیگر سبب تثبیت یا ارتقای قدرت شوند اما حداقل در 8 سال گذشته این تعامل برخلاف ادعای ظریف که مدعی است یک تعامل یک‌طرفه از سوی دیپلماسی بوده، یک تعامل یک‌سویه از جهت میدان به حساب می‌آمده است، چرا که طی سال‌های اخیر بویژه از زمان روی کار آمدن دولت روحانی و قرار گرفتن ظریف بر مسند وزارت امور خارجه، دیپلماسی هیچ‌گاه موفق به کسب یا ارتقای قدرت جمهوری اسلامی نشد اما در نتیجه مجاهدت‌های رزمندگان و در رأس آنان شهید سلیمانی ایران قدرت خود را افزایش داد و این قدرت در نهایت موضع دستگاه دیپلماسی کشور را در تعاملات بین‌المللی تقویت کرد، هر چند به دلیل رویکرد اشتباه ظریف و روحانی دیپلماسی دولت‌های یازدهم و دوازدهم، دیپلماسی پرهزینه، کم‌فایده و پرهیاهو بود. محصول عیان دستگاه دیپلماسی روحانی توافق برجام بود؛ توافقی که مولفه‌های قدرت در میدان هسته‌ای را نابود کرد و به گفته رئیس کل سابق بانک مرکزی «تقریبا هیچ» دستاوردی را برای ایران به ارمغان نیاورد. 
در مصاحبه افشا شده، ظریف برای آنکه شاهد مثالی از به خدمت گرفته شدن دیپلماسی در راستای میدان به میان آورد به مذاکرات خود و لاوروف درباره برخی مسائل منطقه‌ای از جمله مساله روسیه اشاره می‌کند، این در حالی است که ظریف اساسا به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی موفق نبوده است از ظرفیت‌های این عرصه در خدمت ارتقای قدرت منطقه‌ای ایران بهره ببرد و حتی در عرصه دیپلماسی حاج‌قاسم سلیمانی خود کم‌کاری و تنبلی وزارت امور خارجه را به دوش می‌کشید که نمونه بارز و مشهود آن سفر شهید سلیمانی به مسکو و دیدار با پوتین به منظور بهره‌گیری از ظرفیت‌های نظامی این کشور علیه جریان تکفیری بود. در واقع حاج‌قاسم سلیمانی زمانی که دید دستگاه دیپلماسی در تحقق اهداف لازم و ضروری برای تامین منافع ملی ناتوان است خود وارد عرصه شد و اتفاقا در این عرصه نیز موفق بود. 
هر چند ظریف نتوانست ظرفیت‌های دیپلماسی را در خدمت میدان قرار دهد اما از ظرفیت‌های میدان در جهت تقویت وجهه خود و پروژه مذاکراتی‌اش تمام و کمال استفاده کرد. پس از اظهارات ظریف به صورت عیان بر همگان مشخص شده است که ریشه درخواست ثابت و لایتغیر آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگو درباره قدرت منطقه‌ای و توان موشکی ایران در تمایلات و همراهی تیم مذاکره‌کننده ایرانی با این درخواست بوده است. 
اما نه‌تنها ظرفیت میدان در خدمت دیپلماسی قرار گرفت، بلکه مرد میدان نیز در نتیجه سیاست‌های منفعلانه دولت روحانی هدف حمله تروریست‌های آمریکایی قرار گرفت و به شهادت رسید. 
روحانی که از ابتدا با سیاست تساهل و تسامح با غرب روی کار آمد و بر این اساس وزارت امور خارجه دولتش را برعهده محمد‌جواد ظریف قرار داد، هرگونه اقدامی را که ممکن بود برای طرف غربی برداشتی از ایجاد تنش از سوی ایران تلقی شود کنار گذاشت. 
در نتیجه این سیاست منفعلانه، دولت روحانی و وزیر امور خارجه‌اش حتی به توقعات حداقلی از نتیجه دیپلماسی خود  با کشورهای غربی نیز دست نیافتند. نمونه بارز آن برجام است که در نتیجه اجرای این توافق، دولت روحانی تعهدات خود را از سال 94 تا چند ماه گذشته اجرایی کرد اما حاضر به این نشد در قبال بدعهدی طرف مقابل، تعهدات خود را کاهش دهد یا طرف مقابل را مجاب به پذیرش تعهداتش کند. 
در واقع تصویری که حسن روحانی و محمدجواد ظریف از دولت ایران ترسیم کردند تصویر یک دولت منفعل بود که توانایی یا اراده مقابله به مثل یا هزینه وارد آوردن به طرف مقابل را ندارد و همین سیاست منفعلانه سبب شد طی ۲ سال گذشته ضربه‌های بزرگ امنیتی به ایران وارد شود. 
بزرگ‌ترین ضربه‌ای که دشمن طی این مدت به ایران وارد آورد، ترور شهید حاج‌قاسم سلیمانی بود؛ فرمانده محور مقاومت که طی 20 سال تلاش و مجاهدت ایران را به قدرت اصلی منطقه تبدیل کرد. مدیریت و فرماندهی سردار سلیمانی در عرصه میدان جهاد و سیاست به گونه‌ای بود که از وی به عنوان قدرتمندترین فرد خاورمیانه نام می‌بردند اما سردمداران کاخ سفید بنا بر محاسبه خود از رفتار منفعلانه دولت روحانی در پرهیز از تنش، ترور حاج‌قاسم سلیمانی را در دستور کار قرار دادند و دی‌ماه سال 98 در حالی که سردار سلیمانی در راستای ماموریت خود وارد کشور عراق شده بود او را به شهادت رساندند. 
به بیان دیگر، دولت منفعل و دستگاه دیپلماسی ناکارآمد این دولت در طول فعالیت 8 ساله خود نه‌تنها نتوانستند نقش خود در جهت ارتقای قدرت جمهوری اسلامی را ایفا کنند، بلکه با سیاست مماشات و تساهل، دست دشمن را در ضربه زدن و حذف مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی از جمله فرمانده میدان مقاومت باز گذاشتند و اینگونه نه‌تنها ظرفیت‌های میدان، بلکه فرمانده میدان را نیز در راستای آنچه خود فرصت دیپلماسی می‌پنداشتند، هزینه کردند.
***
واکنش پمپئو  به نوار صوتی ظریف   
 مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا در توئیتی در واکنش به انتشار فایل صوتی اظهارات نسنجیده ظریف نوشت: حمله دقیق دولت ما به قاسم سلیمانی (ترور سردار شهید سلیمانی به دستور ترامپ) تأثیر گسترده‌ای بر ایران و خاورمیانه داشت. اگر حرف من را قبول ندارید از ظریف بپرسید.
 
** ذوق زدگی رسانه‌های غربی
رسانه‌های غربی با ذوق زدگی به بازتاب انتشار فایل صوتی ظریف پرداختند.
در همین رابطه گاردین نوشت: وزیر خارجه ایران در یک فایل صوتی از سلطه فرمانده ترور شده سپاه بر دیپلماسی کشور انتقاد و تصدیق کرد که نفوذ خود او بر سیاست خارجی ایران گاه به صفر رسیده است.
گاردین در ادامه نوشت: برخی می‌گویند انتشار این فایل صوتی بی‌اعتبار کردن ظریف در داخل کشور را هدف قرار می‌دهد و برخی دیگر مدعی‌اند که این مصاحبه تلاشی از سوی ظریف برای تبرئه خود از شکست‌های سیاست خارجی ایران است.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در بازتاب انتشار این فایل صوتی نوشت: وزیر خارجه ایران گفت سپاه سیاست‌های کشور را وضع می‌کند. وی در این گفت‌وگو رقابت با فرمانده قدرتمند سپاه را تشریح می‌کند.
این رسانه آمریکایی نوشت: ظریف در این فایل صوتی پشت پرده جنگ قدرت در بین مقام‌های ارشد ایرانی را نشان داد و بیان کرد که سپاه بر تصمیم گیری دولت سلطه دارد و به توصیه‌ها بی‌توجه است.
این رسانه به نقل از ظریف نوشت: «من دیپلماسی را فدای میدان نظامی کردم در حالی که باید در میدان دیپلماسی خدمت می‌کردم.»

:: بازدید از این مطلب : 1117
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران