منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 اسفند 1396

ای برادر، تاریخ دارد تکرار می شود. حق و باطل دو عنصر متفاوت و نقیض هم، نمی توانند در یک مسیر قدم بردارند، نمی توانند در یک محموعه جمع شوند. اشتراک پدیر نیستند. مسیر حق با عدالت کنترل می شود، چرخ ها درمسیر باطل روی ریل تزویر ، ریا، حرکت می کند. در مسیر حق هم هدف مهم است و هم توع وسیله ولی در مسیر باطل هدف مهم است و برای رسیدن به آن اهداف وسیله تعیین می شود، باطل برای رسیدن به هدف از انواع ابزار زور استفاده می کند. در طی طرف برای رسیدن به هدف نوع وسیله شناسایی و انتخاب می شود. برای مثال  شناخت باطل را در سطح جهان مثال می زنیم. برای به زانو در آوردن مردم ژاپن وسیله انتخابی بمب اتم است، هم آنرا روی انسانها آزمایش کنند و قدرت تخریب و آدم کشی آنرا بسنجند. در حالیکه در طول مدت جنگ جهانی دوم حتی یک گلوله به طرف این کشور زورگو شلیک نشده بود.

حدستان درست بود، این کشور همان آمریکاست که امام راحل(ره) به او شیطان بزرگ نام نهاد. چند نمونه دیگر از شالوده طرز تفکر سیاستمداران آمریکا که بر پایه ایدئولوژی لیبرالیسم نهاده شده است، مثال می زنیم، برای حمله به عراق متوسل به یک دروغ استراتژیکی شدند تحت لوای وجود ابزار کشتار جمعی درعراق، این دروغ را توسط بلندگوهای خود(روزنامه ها و شبکه های اجتماعی) به دنیا مخابره نمودند، کرکسهای دیگر امثال انگلیس و فرانسه را که به عنوان حامیان اصلی اش(تا در شکار اورا همراه نمایند و هم در تقسیم غنائم بی نسیب نمانند) می باشند و همیشه در شکار دولت های آزادیخواه اورا همراهی می کنند، به معرکه آورد. وسیله انتخاب شده برای رسیدن به این هدف، انواع بمب های شیمیایی و خوشه ای و میکربزا انتخاب شده بود، که توسط جنگنده هایشان روی مردم بریزند. برای سوریه با یک استراتژیک جدید وارد میدان شدند و برای رسیدن به اهدافش، وسیله ای انتخاب نمودندکه از جنس مردم باشد و با شعار مردم علیه مردم دست به جنایت بزند و خود به شکل غیر مستقیم به صورت راهبردی گروه تربیت شده به نام داعش را حمایت نماید.در فلسطین، افغانستان، یمن، بحرین، پاکستان، میانمار و آفریقا نیز وسیله ها متفاوت ولی اهداف مشخص بود. اگر به دقت به آدمکشی این شیطان بزرگ نگاه کنیم، می بینیم که کشورهای اسلامی را یکی یکی دارد تخریب می کند و شمن کشتن مردم مسلمان این کشورها تمام زیر ساخت های اقتصادی این کشورها را نابود می کند.شیطان یزرگ یک هدف بزرگ و چند هدف میانی را دنبال می کند هدف اصلی آن جلوگیری از رشد و نفوذ یک تفکر بزرگ به نام اسلام ناب است که توسط جمهوری اسلامی ایران رشد فزاینده ای در جهان اسلام دارد که می تواند ایدئولوژی پوشالی لیبرالیسم را به عنوان یک باطل رسوا نماید. هدف بعدی ضعیف نمودن کشورهای اسلامی الالخصوص جبهه مقاومت تا سالها عقب بمانند، و در آخر بفروش رساندن ابزارهای جنگی در کشورهایی که زیر سلطه او هستند. 

ابزارهایی که این شیطان بزرک برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، کشور صهیونیستی اسرائیل، دولت هایی که پشتوانه مردمی ندارند و بر پایه زور اداره می شوند، امروز دیکتاتورترین کشورها و مرتجع‌ترین آنها، متحدین آمریکا هستند.  و نهادهای بین المللی که به همین منظور ایجاد ظده اند مانند شورای امنیت و تمام سازمانهایی که زیر چتر این نهاد بوجود آمده اند.


:: بازدید از این مطلب : 777
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 بهمن 1396

 

قبل از اینکه به خصوصیات فکری خودم بپردازم، لازم می دانم شناختی از گزاره های مختلف زندگی که در حاشیه های آن به عنوان یک اصل جا خشک کرده اند داشته باشم.هر کس باید در طیف های مختلف زنگی خود، مانند اعتقادات، عقیده، اخلاقیات، رفتار، کار، خانواده، عشق، علاقه، افتصادی، سیاسی،روی هم رفته جهانبینی و ایدئو لوژی  خود شاخصه هایی را داشته باشد. کل بشر نسبت به خود و جهان هستی دارای یک نوع بینش و تفکری هستند که راه و روش زندگی خود را با توجه به آن بینش انجام می دهند. شدت و ضعف، بی تفاوتی و تعصب نسبت به مسائل سیاسی، مذهبی، اجتماعی، اقتصادی همه از شناخت خود و ایدئولوژی و جهان بینی که در تمام طول عمر همراه با آموزه های فرهنگی کسب کرده اند، نشات می گیرد. نوع تفکر و ذهن بعضی ها در تفهیم و تبیین کلید واژه ها یی مانند آزادی و اصلاح فرق می کند، چون مفاهیم اینگونه واژه ها وسیع است، هرکس می تواند تفاسیر مختلفی از آنها داشته باشد. مصادیقی که از تعریف اشخاص احصا می شود، پی می بریم که حق کلمه را ادا نموده و یا با آن کلمه بازی می کند، از ابهامها، سوء نیت ها، شبهه ها پی می بریم که گوینده به مفهوم واقعی کلمه می پردازد و یا برای رسیدن به هدف شنونده را به بیراهه می کشاند. اصلاح از آن کلماتی است که متاسفانه استعمارگران، غارتگران، دشمنان قسم خورده ملت ها گوی سبفت را از صالحان برده اند و ادعای اصلاح دارند. این دردی است که دامن مردمان مظلوم  تاریخ را می گیرد و گلوی آنها را می فشارد. با این وجود اگر جمعیت بالغ ایران اسلامی را به مجموعه هایی تقسیم بندی نماییم، در همه این مجموعه ها ی فکری غیر از "معاندها"، کلیدواژه هایی وجود دارد که اعضای آن محموعه ها نسبت به آن یک نوع واکنش نشان می دهند میانگین شدت و ضعف در آنها نمره نیم یا یک است نسبت به بیست.مانند منافع ملی، عرق ملی و ... عرق ملی ملتها با هم فرق دارند. در کشور ما چون یک کشور مکتبی است، عرق ملی مان با جوهره دینمان شستشو شده است.  

 اکنون برای هر محقق با انصافی عیان و آشکار است که جهان بینی و ایدئولوژی های حاکم در دنیا مردم را به چه سمت و سویی می برند و کدام به کرامت، شرافت، و ارزش های انسانی توجه می کند. برای انسان معمولی نیز قابل امتحان هستند، اگر قدری به خروجی های آن کشورها نگاه کنیم پی به انصاف و صداقت آنها خواهیم برد. 

هرچند به طور واضح اصحاب اصلاحطلب ما خطوط فکری خود را در پیشگاه ملت بزرگ ایران تبیین نکرده اند و از آن طفره می روند، ولی از بیانات و نوشته های آنها و وابستگی هایی که نسبت به جهان خارج دارند و اظهار نظرهایی که نسبت به موضوعاتی چون ارزش ها و منافع ملی می کنند به خوبی اهداف آنها مشخص می شود. اگر تاریخ دهه های گذشته روشنفکری را در ایران مطالعه کنیم، یک نوع خویشاوندی و همگرایی را بین آنها و اصلاحطلبان امروزی خواهیم یافت. که درباره  غربزدگی، سکولاریسم، عدم توانایی قدرت داخلی و جوهره ما می توانیم روی بک ریل حرکت می کنند.اصلاحات یک واژه کلیدی در متن دین و دیندارانی است که براساس آموزه های قرآن و سیره پیامبران و ائمه معصومین علیهالسلام زندگی می کنند. تمام زحمات و کوشش های پیامبران و اولیاء جانفشانی ائمه علیهالسلام در راستای اصلاحات برای جامعه و تغییر در روش و نوع زندگانی مردم بوده است. برخی از این اصلاحطلبان مفهوم اصلاحات را در زمین اندیشمندان غربی که به انسان غیر از نگاه دینی نگاه می کنند،چیده اند، پایه فکری آنها انسان محوری است که بر پایه سود و لذت می چرخد. در این دیدگاه معیار سنجش عقل است که با تجربه به حقانیت می رسد. آنچه که از اندیشمندان نصیب فرد می شود پوچگرایی است زیرا به هیچ چیز الزام آور غیر از خطوطی که چطور روی آنها حرکت کند در دستان خالی اش باقی نمی گذارند. این عقل تجربه گرای فرد ناله های کودکان گرسنه در آفریقا و یمن را می شنود؟ که حتما می شنود، عاملهای گرسنگی اورا با آموزه های عقلگرایی نگاه می کند،هیچوقت به این مطلب نخواهد رسید که انسانیت من در برابر گرسنگی این کودکان، نه اینکه ارزشی ندارد بلکه شرمسار است.    نه اصواگرای دگماتیسم و نه اصلاحطلب پوپولیسم نمی توانند مردم ولایتمدار شیعه را به آرمانهای والا سوق دهند، جز اصولگراهای اصلاحطلبی که  برای جهاد و ایثارگری ملتش سر نمی شناسد. به قول حاقظ

بر آستان جانان گر سر توان نهادن                   گلبانگ سر بلندی برآسمان توان زد

 

 


:: بازدید از این مطلب : 613
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 بهمن 1396

  

  •  

    انقلابی‌نماها به‌دنبال چه هستند؟

    حکومت پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مدینه، فصل دوم رسالت ایشان بود. پیشتر پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در مرحله‌ی سیزده ساله‌ی مکه، شالوده‌های اولیه‌ی نظام اسلامی را پی‌ریزی کرده بود، و حالا در ده سال مدینه، وقت نظام‌سازی و جامعه‌سازی بود. برای همین، دشمنی با پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم در این مرحله، هم بیشتر و هم پیچیده‌تر شده بود. از یک‌سو، دشمنان بیرونی چون کفار مکه یا یهودیان مدینه، جنگ‌هایی را بر پیامبر تحمیل می‌کردند، و از سویی دیگر، دشمنان درون جامعه‌ی اسلامی، در بزنگاه‌های حساس و سرنوشت‌ساز، موجب تحمیل هزینه‌های زیادی به حکومت نوپای پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلممی‌شدند. از این حیث، می‌توان افراد موجود در جامعه‌ی پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم را به سه دسته تقسیم کرد.

     دسته اول، اصحاب راستین: این دسته از افراد کسانی بودند که تا آخرین لحظه و قطره‌ی خون، از پیامبر و دین اسلام دفاع ‌کردند، آنها همان‌هایی بودند که قرآن در وصف‌شان چنین می‌فرماید: «مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضى نَحبَهُ و َمِنهُم مَن ینتَظِرُ و َما بَدَّلوا تَبدیلًا». امیرالمؤمنین علیه‌السلام، عمار و سلمان، نمونه‌هایی از این افرادند.

     دسته دوم، ضعیف‌الایمان‌ها: افرادی که اگرچه ایمان آورده و به پیامبر گرویده بودند، اما از آنجا که ضعف در ایمان داشتند، در حوادث و شداید، ممکن بود پایشان بلرزد و از راه به درشوند. اینها همان کسانی بودند که در ماجرای جنگ احد که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، دستور مراقبت از تنگه را به آنها داده بود، به هوای جمع‌آوری غنائم، مأموریت خود را رها کرده و سرنوشت جنگ را تغییر دادند. «مسلمان‌ها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌ای مأموریت‌ها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع‌کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند.»(۱۳۸۹/۰۴/۲۳) روش پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم، با این گروه، روش "تربیت و تزکیه و تعلیم" بود.

     دسته سوم، انقلابی‌نماها: کسانی که "ظاهرا" ایمان آورده و ادعای اسلام می‌کردند، اما رفتار آنها، دقیقا برخلاف ادعای آنان بود. اینان کسانی بودند که با کارهای خود مانند انتشار شایعه، دروغ یا سیاه‌نمایی از وضع موجود، موجب تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشویش در گروه دوم می‌شدند. مثلا در ابتدای جنگ احد، پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم مانند همیشه از اصحاب خواستند که نظر خود را درباره‌ی چگونگی جنگ بیان کنند. عده‌ای معتقد به جنگ در درون مدینه و عده‌ای موافق جنگ در خارج از مدینه بودند. بالاخره تصمیم به جنگ در خارج از مدینه گرفته شد و پیامبر با سپاه هزار نفری خود، به سمت خارج از مدینه حرکت کرد تا در مقابل سپاهی چند برابری قرار گیرد. اما در میانه‌ی راه، انقلابی‌نماها به بهانه‌ی آنکه پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم حرف آنان را گوش نکرده و در درون مدینه نجنگیده است، ساز مخالفت با پیامبر زده و ۳۰۰ نفر از او جدا شدند.

    انقلابی‌نماها در جریان جنگ احزاب هم‌ چنین کردند. «در جنگ احزاب، همه‌ی قبائل مشرك مكه و غیر مكه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروی رزمنده فراهم كردند؛ یهودی‌هایی هم كه همسایه‌ی پیغمبر بودند و امان‌یافته‌ی پیغمبر بودند، خیانت كردند؛ اینها هم با آنها همكاری كردند... یك جنگ احزاب درست كردند؛ جنگ احزابی كه دل‌ها را خیلی ترساند.»(۱۳۹۱/۰۷/۱۹) آن هنگام که پیامبر بشارت پیروزی مسلمانان بر ابرقدرت‌های آن روز دنیا (روم و ایران و یمن) را داد، این افراد با تمسخر یا ایجاد ابهام در سخنان او، این حرف‌ها را کذب و نادرست خواندند. آنها سپس با ایجاد تشویش و اضطراب در جامعه‌ی اسلامی (مثلا اینکه می‌گفتند راهی که پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم انتخاب کرده اشتباه است و این جنگی است که در آن، شکست حتمی است) سعی کردند افراد را از گرداگرد پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلم جدا کرده و آنها را از جنگیدن منصرف کنند. قرآن درباره‌ی این افراد می‌فرماید: «قَدْ یعْلَمُ ٱللَّهُ ٱلْمُعَوِّقِینَ مِنكُمْ وَٱلْقَائِلِینَ لِإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَینَا وَلَا یأْتُونَ ٱلْبَأْسَ إِلَّا قَلِیلًا» : «خداوند کسانی را به‌خوبی می‌شناسد که مردم را از جنگ باز می‌داشتند، و کسانی را که به برادران خود می‌گفتند به‌سوی ما بیائید و خود را از معرکه بیرون بکشید، و جز مقدار كمى -آن‌هم از روى اكراه و یا ریا- به سراغ جنگ نمى‌روند.» پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌وآله‌وسلمالبته با این جریان، تا آنجا که می‌شد مماشات کرده و مانند سایر افراد با آنها رفتار می‌کرد و حتی سهم آنان از بیت‌المال را نیز پرداخت می‌کرد، اما آنگاه‌که این افراد تبدیل به یک "جریان سازمان‌یافته‌ی معاند" شدند، پیامبر نیز به‌شدت با آنها برخورد کرد.
     
    * انقلاب اسلامی، و مواجهه با این دسته از افراد
    ۱۴ قرن بعد از انقلاب نبوی، انقلاب اسلامی ایران نیز در مرحله‌ی دولت‌سازی و جامعه‌سازی، با همین سه دسته از افراد مواجه است: "اصحاب راستین انقلاب اسلامی"، که با باور تام و تمام به خط انقلاب، در همه‌ی شرایط، در کنار "رهبران انقلاب اسلامی" قرار گرفتند و با کار و تلاش شبانه‌روزی، کار انقلاب را به پیش بردند؛ "ضعیف‌الایمان‌هایی" که به دلیل هوای نفس، دنیاطلبی یا ترس از دشمن، در رخدادها و حوادث تاریخی، پایشان لرزید و یا دست از انقلابی‌گری برداشته و تبدیل به یک انسان  خنثی شدند، یا حتی به سمت دشمن، میل پیدا کردند؛ و "انقلابی‌نمایی‌هایی" که شعار انقلاب داده و می‌دهند و عکس آن عمل می‌کنند. «کسی خیال نکند که مسأله‌ی نفاق مربوط به صدر اسلام یا مربوط به اوج انقلاب بود، نه، همه‌ی ما، من و شما در معرض این امتحان در تمام حالات هستیم، یک حقیقتی مطرح می‌شود که این حقیقت ممکن است با گوشه‌ای از احساسات و دریافتهای ما ناسازگار باشد: یا با خودپرستی ما، یا با ادعاهای درونی ما، یا با علمی که برای خودمان قائلیم، یا برای سابقه‌ای که برای خودمان می‌شناسیم، مثلاً باسابقه‌ی مبارزه، یا با توقعی که نسبت به شخصیت خودمان داریم، این ناسازگار است، در مقابل این حقیقت چه‌کار خواهیم کرد؟ هم می‌توان پا گذاشت روی این احساس غلط و درک باطل و تسلیم شد و حرکت کرد و در راه این حقیقت رفت، و هم می‌توان تسلیم نشد، بلکه تسلیم آن احساسات غلط درونی شد، که اگر این کار انجام گرفت آن‌وقت: «فزاد هم الله مرضا» دائم این حالت دومی یعنی نفرت و جدائی، ایجاد می‌شود و کار را به‌جاهای بسیار دشوار خواهد رساند.»(۱۳۷۰/۰۸/۲۹)

    انقلابی‌نماها سعی می‌کنند با ایجاد شایعه، شبهه، سیاه‌نمایی و لجن‌پراکنی، در دل مردم و جامعه، "ناامیدی" به وجود آورده و نسبت به راهی که انتخاب کرده‌اند، تشویش ایجاد کنند. این جریان را باید شناخت و نسبت به حربه‌های آنان آگاه بود. هرچند که «مردم قبول نمی‌کنند این را. حالا ممکن است کسی خیال کند که در مردم تأثیر می‌گذارد؛ نه، مردم آگاهند، می‌فهمند، نمی‌پذیرند این حالت را.»(۱۳۹۶/۱۰/۰۶)

    (نشریه حزب الله)


:: بازدید از این مطلب : 656
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 بهمن 1396

جناب آقای حسن روحانی در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۹۶ ، در اجلاس حقوق شهروندی ، طی سخنانی اظهار می دارد : والله پیامبر شنود نداشت !

 

باید به جناب آقای روحانی متذکر شد که پیامبر (ص) ویلای اشرافی در شمال تهران نیز نداشت . پیامبر (ص) در محل کارش ، استخر و سونا و جکوزی اختصاصی هم نداشت ! پیامبر (ص) روحیه استفاده از بیت المال برای هزینه های شخصی را هم نداشت . پیامبر (ص) فرزندان فاسدی که در کشورهای غربی مشغول عیاشی باشند را نیز نداشت . پیامبر (ص) زندگانی اشرافی هم نداشت و بیشتر اوقاتش را نیز با مرفهین بی درد نمی گذراند . پیامبر (ص) از افراد فاسد و رانت خوار در اطراف خودش استفاده نمی کرد . پیامبر (ص) ، غارتگران بیت المال را ذخایر نظام اسلامی نمی نامید . پیامبر (ص) اهل دروغ گفتن به مومنان نبود . پیامبر (ص) هیچ گاه وعده های کذب و توخالی به مردم نمی داد . پیامبر (ص) آمارهای اقتصادی خلاف واقع به مردم نمی داد . پیامبر (ص) در سفرهای خود ، در گران ترین و اشرافی ترین محل ها سکونت نمی کرد . پیامبر (ص) هیچ گاه ارتباط با مستکبران را بر ارتباط با مستضعفان ترجیح نمی داد . پیامبر (ص) از اینکه میزان دارائی و اموال خود را اعلام کند ، ترس و وحشت نداشت . پیامبر (ص) منتقدانی که در پی اصلاح امور بودند را به جهنم حواله نمی داد . پیامبر (ص) در طی جنگ های بدر و احد و خندق ، هیچ ارتباط مخفیانه ای با سران کفر و شرک علیه نیروهای رزمنده اسلام برقرار نکرد . پیامبر (ص) هیچ گاه در جهت تضعیف قدرت دفاعی اسلام ، اقدامی نکرد . پیامبر (ص) هرگز به دشمنان عنود و لجوج اسلام ، خوشبین نبود و به آنها اعتماد نداشت.

پیامبر (ص) هیچ گاه با شیاطین دست نداد و به آنها لبخند نزد و با آنها عکس یادگاری هم نگرفت ! پیامبر (ص) در برابر تحریم های اقتصادی کفار و مشرکین ، اظهار ضعف و عجز نکرد و به سبب آن فشارها ، با آنها تن به سازش های حقیرانه و ذلت آور نداد . پیامبر (ص) هیچ گاه قراردادهای خسارت باری شبیه به برجام را منعقد نکرد و دستاوردهای دانشمندان مسلمان را بر باد نداد.

پیامبر (ص) برای پیشرفت جامعه اسلامی ، منتظر الطاف و کمک های شیاطین نبود . پیامبر (ص) برای باقی ماندن در قدرت ، حاضر نبود به هر وسیله نامشروعی متوسل شود . و بالاخره اینکه والله قسم ، پیامبر (ص) هیچ ارتباط مخفیانه ای با M.I.6 نداشت !


:: بازدید از این مطلب : 858
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 بهمن 1396

شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران. كساني  ميسازند که هدف خاصی را دنبال می کنند برای به هدف رسیدن دشمنان ایران اسلامی حرف ها و یا مقاله ها و شعارهایی را خلق می کنند که با عقیده مردم و یا اقتصاد مردم گره می خورد. این روش پوپولیستی از طرف دسمنان این آب و خاک و بعضا از سوی بعضی از معاندان داخلی صورت می گیرد. مهم این است که مردم عزیز ما با طرفندهای آنها آشنا باشند و مفت و بی جهت بازیچه آنها نشوند.اما عزيزاني كه اين شعارها را باور ميكنند، ميدانند قضيه غزه و لبنان چيست؟ شايد بعضيها بر اين باورند كه قضيه غزه و فلسطين براي ما فقط جنبه اسلامي و انساني دارد. فرض كنيم كه ما اصلاً مسلمان نيستيم و به اسلام هم اعتقادي نداريم. فرض كنيم انسان هم نيستيم. اما ادعا ميكنيم كه ايران را ميخواهيم. شما فكر ميكنيد كه صهيونيستها فقط به خاطر خاك فلسطين به آن منطقه آمدند؟ به خاطر مناطق نفت خيز آمدند و لذا شعار آنها از نيل تا فرات بود؛ از مصر تا ايران. اگر تا امروز به اين نقشه خود دست پيدا نكردند به خاطر اين است كه هنوز در خاكريز اول مانده اند. اگر يك روز فلسطينيها شكست بخورند و يا تسليم شوند و اين خاكريز فتح شود مطمئن باشيد كه صهيونيستها گام بعدي را برداشت خواهند كرد و براي اشغال سرزمينهاي نفت خيز جلو خواهند آمد و آن روز ما بايد در مرز ايران با صهيونيستها بجنگيم و حضرت علي(ع) ميفرمايند: بدبخت ملتي است كه آنقدر بنشيند كه دشمن وارد منزلش شود و در داخل منزل خودش با دشمن بجنگد. امروز حمايت از فلسطين حمايت از تماميت ارضي ايران است. حمايت از مردم لبنان در حقيقت حمايت از مردم ايران است. كسي كه با آگاهی از نقشه دشمنان ایران، شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران را سر ميدهد، تا کنون در کجا ایران عزیز جانشان را فدای ایران کرده اند که این بار دوم آنها باشد. این جیره خواران دشمنان غربی هستند که بابت این سینه چاکی الکی پاداش دریافت می کنند امثال منافثین، اين جانم فداي ايران نيست. شكست غزه، فلسطين و حزب ا... لبنان يعني اين كه ايران خلع سلاح شود و آمريكا و اسرائيل به ايران حمله كند. پس اين شعار ناشي از آن است كه يا فرد متوجه نيست و يا الهام گرفته از صهيونيست هاست و اين شعار يك شعار صهيونيستي است.


:: بازدید از این مطلب : 482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 08 بهمن 1396

"اصلاح طلبی" آمریکایی همیشه یکی از نقشه های اصلی سلطه گرایی و استعماری در قاره های آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بوده است. بعد از فروپاشی شوروی مفهوم "اصلاح طلبی"به عنوان یکی از استراتژیهای بنیادین سیاست خارجی آمریکا فرم و شکل تازه ای به خود گرفت. انتخاب مفهوم و استراتژی "اصلاح طلب" به خاطر معنی مبهم و غیر روشنی است که دارد و می توان هرآن به اقتضای محیط آن را به دلخواه خود تعریف کرد. باید توجه داشت هیچ کس برنامه معینی از اصلاحات که نان و آب و هوای تمیز و سلامتی فکرو آسودگی خاطر مردم را تامین کند ارائه نداده است، ولی همه دولتمردان و مطبوعات به اصطلاح "اصلاح طلب" داخلی و خارجی از آزادی بیشتر مطبوعات (یعنی هرج و مرج بیشتر مطبوعات)، از افزونی بیشتر احزاب سیاسی و حناح ها (یعنی هرج و مرج سیاسی) و از تقلیل قدرت رهبری و حکومتی (یعنی هرج و مرج و نا امنی مملتی) و ... صحبت می کنند.

درست بعد از شکست آمریکا از ویتنام و پیروزی انقلاب اسلامی،سیاست آمریکا در استراتژی و تاکتیک سیاست جهانی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و از دست دادن بهترین دست نشانده خود یعنی شاه، همراه با شکستهایی که در برنامه های توسعه ای در زمینه های اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم سرمایه داری که در بسیاری از کشورهای تحت تسلط خویش تحمیل کرده بود، باعث گردید تا در برنامه های مداخله جویانه خود تجدید نظر نماید. بخصوص وقتی که تنها رقیبش شکست خورده بود و لازم بود در مقابله با تحولات بوجود آمده در موضع گیری و جهت گیری های جهانی خود تجدید نظر نماید. بجای اینکه از دیکتاتورها حمایت نماید،و امنیت آنها را با دستاوردهای اقتصادی تامین نماید، بحث ها و پشتیبانی از مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" در چهارچوب  لیبرالیسم و تحت لوای "اطلاح طلبی"  پیشه راه نفوذی خود در کشورها را سر لوحه کار خود قرارداد. هدف از تغییر استراتژی آمریکا بر این باور استوار بود که در جهانی که ارتباطات و اطلاعات و دانش توسعه پیدا نموده است، برای حفظ امنیت خود و گسترش تفکر لیبرالیسم، متوسل به زور تنها کافی نیست، بلکه نفوذ در عقاید با القاء توسعه سیاسی همرا با مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" که واژه هایی نو، دلنشین و مطلوبی هستند، جایگزین روش قبلی نمودند. برنامه های اصلاح گرایی لیبرالیسم و حقوق بشر و جامعه مدنی، برای استقرار دموکراسی به شیوه و روش آمریکا، به عنوان یک استراتژی  برعلیه انقلابها و خاموش کردن جنبشها برای کشورهایی که همسو با لیبرالیسم آمریکایی نیستند مانند انقلاب اسلامی ایران پیوسته به کار برده شده است.

انقلاب اسلامی ایران از جهات مختلفی  ضربه به آمریکا زد، بزرگترین پایگاه آمریکا را از بین برد، ضربه شدیدی به کسانی زد که مدعی بودند، "لیبرالیسم دموکراسی" پایان تاریخ است، رویش همزادی برعلیه لیبرالیسم دموکراسی شد، زحمات چندین دهه فعالیت استعمار پیر(انگلستان) و آمریکا را ازبین برد. از زمان استفاده از واژه "اصلاح طلبی" توسط سردمداران کاخ سفید تحت برنامه های اصلاحات مانند برنامه اصلاحات انقلاب سفید شاه تا برنامه هایی که در غرب صورت گرفته است، انقلابی نبوده است.  در تاریخ معاصر ایران از اواسط دوره قاجاریه تا پایان رژیم پهلوی، چالش بین اصلاح طلبی و انقلاب همیشه وجود داشته است. اصلاح طلبی یا در مقابل انقلاب قرار گرفته است و یا سعی نموده انقلاب را مسخ نماید، اصلاح طلبی ناطرالدین شاهی و رضاخانی و محمد رضا شاهی سه اصل مشترم داشتند، هر سه اصلاح طلبی در بستر استبداد رشد نمودند، هر سه سعی نمودند از غرب تقلید نمایند تا به قول شاه به دروازه تمدن برسند،هرسه اصلاح طلبی تحت نفوذ سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهنگی ابر قدرت های وقت و دخالت مستقیم آنها در امور داخلی ایران برنامه ریزی و اجرا شده اند. در بسط و اجرای اصلاح طلبی غربی روشنفکرانی بودند که سعی می نمودند آن اصلاحات را ترویج نمایند، امثال:  فرزندان معنوی عباس میرزا مانند طالبوف، ملکم خان و آخوندزاده، و در دوره به ظاهر متجدد پهلوی اول می توان از فروغی، تقی زاده، و... و در دوره پهلوی دوم می توان از 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 644
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 22 دی 1396

حقوق مردم هم در قاتون اساسی به خوبی مشخص شده است و در مکتب اسلام به خوبی نشان داده شده است. برای رسیدن به این امر مهم و حیاتی مردم عزیزمان، ایحاد سازکارهایی قانونی آمیخته با دستورالعملهای اسلامی صورت می پذیرد.. در قوانین دموکراسی غربی که بر اساس مکتب لیبرالیستی  صورت گرفته است، سازکارهای مناسب ایجاد شده است و خط کشی های صورت گرفته بسیار منظم و قابل کنترل و نظارت خاص قرار می گیرد. سیستم های پیچیده نظارت و کنترل در اجرای فوانین و دستوالعملها به کار گرفته شده است. تخطی هر شهروند از آن قوانین و دستورالعملها به شدت به شدت برخورد می شود. با هر شهروندی در هر پست و مقامی که خارج از خطوطی که برایش ترسیم شده است، حرکت کند به شدت برخورد می شود. دسترسی به هر لذتی برای تمام شهر وندان مهیا است، آزادی شهروند تا زمانی است که شاکی نداشته باشد. در ایران اسلامی هنوز برای اجرای دستورالعمل های اسلامی ساز و کارهای لازم ایجاد نشده است. بعضی از قوانین اسلامی سلیقه ای و بعضا پیاده نشده است و یا برای اجرای آن هنوز برنامه ای ندارند. به همین خاطر است بیشتر مسئولین بجای آنکه مجری خوبی باشند شعار گوی خوبی هستند. در شعارها از مردم مایه می گذارند ولی در عمل مردم فراموش می شوند. در غرب فصل الخطاب برای همه قوانین است. ولی در کشور ما به خاطر سیستم نامنظم و کنترل و نظارت بسیار ضعیف در ساختار عیب دار، قوانین خوب عمل نمی کنند و حقوق شهروند یایمال می شود. برای رهایی از این عیب، مدیران ما باید خدامحور باشند و تهذیب نفسی قوی داشته باشند تا بتوانند نقص ساختارها را جبران نمایند.امام خمینی (ره) می فرماید: «اگر تمام انبیاء عظام جمع شوند در یک شهری و در یک کشوری، هیچ گاه با هم اختلاف نمی‌کنند برای اینکه آنها تزکیه شده‌اند، علم و حکمت را بعد از تزکیه در نفس دارند. گرفتاری همه ما برای این است که ما تزکیه نشده‌ایم، تربیت نشدیم. تفکراتشان عمیق است، لکن تربیت نشده‌اند و آن خطری که از عالمی که تربیت نشده است و تزکیه نشده است بر بشر وارد می‌شود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. غایت بعثت این تزکیه است غایت آمدن انبیاء این تزکیه است و دنبالش آن تعلیم».(11/3/60)

بهترین راه برای احقاق حقوق شهروندی انتصاب مدیرانی است که دارای تهذیب نفس باشند. در کارهایشان فقط رضایت خداوند برایشان مهم باشد، امام خمینی(ره) می فرماید.

«اگر بخواهد کسی تهذیب بشود، با علم تهذیب نمی‌شود؛ علم انسان را تهذیب نمی‌کند. گاهی علم انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم توحید انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم عرفان انسان را به جهنّم می‌رساند؛ گاهی علم فقه انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم اخلاق انسان را به جهنّم می‌فرستد. با علم درست نمی‌شود. تزکیه می‌خواهد- «یزکّیهم»- تزکیه مقدم است بر همه چیز. طلبه‌ای که در مدرسه درس می‌خواند. همدوش با درس، همقدم با درس تزکیه لازم دارد. امام جمعه‌ای که- برای مردم- می‌خواهد هدایت کند مردم را، باید تزکیه خودش را کند تا بتواند هدایت کند. دولتی که بخواهد مردم را وادار به کار خوب بکند باید تزکیه بکند خودش را. عارفی که بخواهد مردم را به معارف الهیّه دعوت کند تا خودش را تزکیه نکند این قدرت را ندارد. فیلسوفی که بخواهد توحید را به مردم بیاموزد، تا این خصیصۀ شیطانی در او هست، این عمل را نمی‌تواند انجام بدهد؛ یعنی، زبان، زبان شیطان است و توحید می‌گوید و دل، دل شیطان است که توحید را دریافت کرده است و قلب، قلب شیطان است که فقه را آموخته و فقه را تعلیم می‌کند. تا این خصیصه هست، تما مامور لنگ است.(14/11/63)

با توجه به مقدمه:

[رئیس جمهور در اجلاس ملی گزارش اجرای حقوق شهروندی گفت : « از همه مردم می خواهم بودجه 97 را رها نکنید، همه دستگاه‌ها در سال 97 بودجه می گیرند، باید به مردم بگویند بودجه را کجا خرج کردند.»
وی افزود : «دسترسی به اطلاعات از مهم‌ترین حقوق مردم است، باید به اتاق شیشه‌ای برویم و مردم ما را مشاهده کنند.» وی تاکید کرد : «هر که از جیب مردم پول می گیرد باید به مردم بگوید کجا و چگونه خرج شده است؟»

در ظاهر سخنان زیباست و مردم پسنده، چگونه این سحنان زیبا را از شعار به عمل تبدیل کنیم؟ اگر آن مدیر تهذیب نفس نداشته باشد و سازمان نیز فاقد نظارت و کنترل کافی است چگونه باید انتظار اجرای این دستورالعملهای زیبا را داشت؟ آیا خود جناب رئیس جمهور بر اجرای حرفهای زیبای حقوق شهروندی عمل کرده و می کند تا مجموعه پایین دستی ایشان آن سحنان زیبای حقوق شهروندی را اجرا نمایند. 

همه ساله به 22 دستگاه زیر مجموعه نهاد ریاست جمهوری بودجه قابل ملاحظه‌ای اختصاص می‌یابد. تقریبا یک سوم بودجه این نهاد به عنوان کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی و دولتی در اختیار شخص رئیس جمهور است . این بودجه فارغ از چتر نظارتی دیوان محاسبات و هر نهاد حسابرسی و حساب‌کشی است . آیا رئیس جمهور به عنوان نماد رعایت حقوق شهروندی حاضر است در مورد کمک ایشان به اشخاص حقیقی و حقوقی در 4 سال گذشته به مردم بگویند این بودجه را کجا خرج کرده اند؟ رقم این بودجه سال گذشته بیش از 70 میلیارد تومان بوده است. وقتی همه دستگاه‌های زیر نظر ریاست جمهوری هر کدام بودجه خاصی دارند و خود نهاد هم جداگانه بودجه دارد چه نیازی به این بودجه «کمک» وجود دارد، به ویژه اینکه این بودجه عظیم در اختیار رئیس جمهور بیش از کل بودجه نهاد ریاست جمهوری است؟!
بد نیست بدانیم جمع جبری کمک‌هایی که رئیس جمهور طی چهار سال گذشته بر اساس این اعتبار به اشخاص حقیقی و حقوقی داده اند بیش از 280 میلیارد تومان می شود. در بودجه 97 هم بیش از 70 میلیارد تومان برای کمک و بودجه در اختیار رئیس جمهور پیش‌بینی شده است. البته بحث من در بودجه عملیاتی به موضوعی که اشاره شد مربوط نمی شود ، بحث بر سر این است که دولت و رئیس‌جمهور که عزم «شفاف سازی»، «شفاف گویی» و «حضور در اتاق شیشه ای» را دارند و دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها را دعوت به این مهم کرده اند ، معتقدند در بودجه 97 رویکرد بودجه ریزی عملیاتی را انتخاب نموده اند . اما اعداد و ارقام بودجه حکایت از چنین عزمی ندارد.
بودجه وزارت نفت در سال 97 طبق جدول شماره 7 خلاصه بودجه دستگاه‌های اصلی و زیرمجموعه ص 173 فقط 12 میلیون تومان است. تکالیفی که در تبصره یک بودجه بر عهده وزارت نفت است آیا با 12 میلیون تومان هزینه که چیزی کمتر از حقوق یک سال یکی از نگهبانان درب وزارت نفت است ، قابل اجراست ؟!
بودجه بر اساس تعریف ماده یک قانون محاسبات عمومی پیش‌بینی درآمد و برآورد هزینه است.
وزارت نفت در سال 97 چقدر هزینه و چقدر درآمد دارد؟
تبصره یک ماده واحده بودجه 97 در این مورد ساکت است . فقط می گوید 5/14 درصد درآمد حاصل از صادرات نفت ، میعانات گازی و خالص صادرات گاز به عنوان سهم شرکت ملی نفت باید به این شرکت داده شود!
مگر شرکت ملی نفت شرکت سهامی است که 5/14 درصد درآمد، نه سود شرکت به این بنگاه اقتصادی دولتی اختصاص یابد. بودجه‌ریزی عملیاتی در این مورد چه حرفی دارد؟ بودجه 97 کل کشور ساکت است. مهمتر از این خبط عظیم در بودجه‌ریزی دستگاه وزارت نفت؟!
در تبصره یک ماده واحده بودجه 97 آمده است: وقتی 5/14 درصد منابع حاصل از صادرات نفت و میعانات گازی و صادرات گاز را به شرکت ملی نفت دادید این شرکت معاف از تقسیم سود سهام دولت است یعنی بزرگ‌ترین بنگاه اقتصادی دولت سودش مال خودش است ، دولت به عنوان متولی نفت سهمی از این سود ندارد . این یعنی زیر پا گذاشتن ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومی !
آیا رئیس جمهور و وزیرنفت و نیز رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور حاضر است با حضور نیم ساعت در اتاق شیشه ای به این سوالات پاسخ دهند و بگویند عزم بودجه‌ریزی عملکرد در مورد وزارت نفت و شرکت ملی نفت چه می شود؟ بالاخره شرکت ملی نفت است که با بودجه غیرقابل احصا، وزارت نفت را اداره می کند 
یا این وزارت نفت است که شرکت ملی نفت را مدیریت می کند؟ آیا با بودجه 12 میلیون تومانی وزارت نفت می شود دستگاه عریض و طویل شرکت ملی نفت را که بودجه‌اش بیش از بودجه عمومی دولت است اداره کرد؟](برداشت ازhttp://anbarloee.ir/)

 به‌موجب اصول 113 و 121، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهور نهاده است. 

وقتی آقای رئیس جمهور در نطق بودجه ای سال 97 خود در مجلس شورای اسلامی بیان می دارد: "لایحه بودجه سال 1397 برشی از برنامه چهارساله دولت است."  بر این اساس بودجه سال 97 مغایر اصل 52 قانون اساسی است.  زیرا در همین قانون آمده است: "بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس تسلیم می گردد. هر گونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود."

آیا  بودجه سال نود و هفت برای همین مردم نیست که رئیس جمهور درگام اول آن (تهیه بودحه) فراتر از قانون عمل می کند.

انتظار این است که رئیس قوه مجریه اول از خود شفاف سازی و قانونمندی را شروع نماید تا دیگر اعضای دولت و سازمانهای زیر مجموعه آنها هم شفاف سازی نمایند و هم قانون را فصل الخطاب خود قرار دهند. به امید آنروز

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 546
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 آذر 1396

:: بازدید از این مطلب : 373
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 04 آذر 1396

 و اما پندها:

1 - حوادثی که در طبیعت رخ می دهد، اثرات فعل و انفعالاتی است که در درون و بیرون کره خاکی یعنی زمین بوجود می آید. بعضی از آن حوادث برای انسان و دیگر موجودات خوش یمن هستند، مانند باران، و بعضی از آنها برای انسان و دیگر موجودات دردسر بوجود می آورد، مانند طوفان، زلزله و... در زمانهای دور بعضی از این حوادث تمدن ها را نیز از بین می برد. هر چند آدم ها قدرت و توانایی آنرا ندارند که از وقوع آنها جلوگیری نماید ولی با نعمت عقلی که خداوند به او عطا فرموده می تواند با تمهیداتی در برابر این حوادث صدمات کمتری ببیند.

زلزله کرمانشاه که در ساعت بیست و یک و چهل و هشت دقیقه رخ داد، یکی از آن حوادث بود. متاسفانه در حادثه غم انگیز حدود چهارصد و شصت نفر از هموطنانمان جان باختند و حدود هشت هزار نفر مجروح و حدود هفتاد هزار نفر بی خانمان شدند. 

2 - وقتی حادثه ای رخ می دهد و عده بیشماری از هموطنانمان را در زندگی روزمره خود با مشکلی سخت روبرو می شوند، بدون شک تمام مردم میهن عزیزمان همراه با مصیبت دیدگان، ناراحت و اندوهبار می شوند. با دیدن صحنه های دلخراش زلزله زدگان با اشگ و غم، خود را در غم و اندوه آنها شریک می کنند. ملت یک پارچه به کمک آنها می شتابند.

3 - در این حادثه غم بار،بسیاری از سازمانها و نهادها با توجه به مسئولیتی که داشتند، عزم خود را جزم کردند و به کمک حادثه دیدگان شتافتند،الویت آنها نجات آنهایی که در زیرآوارها گرفتار بودند و برآورده ساختن نیازهای اولیه آنها بود. متاسفانه بعضی از مدیران ارشد نظام، مانند آقای جهانگیری و رئیس جمهور که در راس قوه مجریه هستند، به جای اینکه  فکر و ذکرشان آسیب دیدگان زلزله بوده باشد، و فکر انتقامجویی از منتقدین خود و دولت گذشته را  به وقت مناسب بیاندازند، عجله نمودند و یک مسیر انحرافی را برای ذهن مردم ایجاد نمودند، ( در حالیکه حدس و گمان آنها غلط از آب در آمد)،  ای کاش  قبل از پیش داوری عجولانه به این سئوال مردم توجه می کردند، که دولت شما کدام مسکن  را برای مردم محروم ساخت تا شاهد مقاوم و یا غیر مقاوم بودنش باشند؟! اینگونه اظهار نظر های بیجا باعث می شود که فکر و ذهن ها به جای اینکه از درد و آلام آسیب دیدگان کم کند، بیراهه  را به مردم نشان می دهند.

4 - در برخورد با اینگونه حوادث چهره های واقعی و غیر واقعی اشخاص خود را نشان خواهند داد. شاخص برای نشان دادن سره از ناسره، مسئولیت پذیری، انجام کار جهادی و ایثارگری است. انهایی که در این حادثه غم بار سر از پا نشناختند و بدون هیج پیش فرض حاشیه ای، با اقدامی مسئولانه و جهادی و ایثارگرانه  وارد میدان شدند، از چهره های صادقی هستند که کمتر نق می زنند، به خاطر خدا کارمی کنند، منتی به کسی ندارند و برای آنها هدف وسیله را توجیه نمی کند و بر عکس آن کسانی که در چنین موقعیت حساسی به فکر حاشیه ها غیر از اصل قضیه هستند، نه مسئولیت پذیرند، و نه با کلمه جهادی و ایثارگری آشنایند، بسیار فرافکنی می کنند و برای آنها هدف وسیله را توجیه می کند، بد بخت مردمانی هستند که دل به حرف های اینگونه اشخاص خوش می کنند.  


:: بازدید از این مطلب : 713
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 آذر 1396

این روزها شاهد دغ مرگ بودن سران کشورهایی هستیم، که هم در بوحود آمدن غده سرطانی داعش دست داشتند و هم با نیرو های انسانی و مالی داعش را حمایت کردند. شعاع جنایات این حرامیان آنقدر وسیع  و سخیه و وحشیانه بود که حیوانات از عمل آنها نیز شرم دارند. طرحی که قرار بود سی سال به طول بکشد تا صهیونیستها نفس آرامی بکشند، به همت مردم عراق و سوریه و سلحشوران ایران همراه با حزب الله و دیگر نیروهای مقاومت شیعه و سنی ناکام ماند. اگر سران کشورهای حامی داعش از غصه بمیرند نباید آنها را سرزنش نمود. این پیروزی را به همه آزادگان تبریک عرض می کنیم.


:: بازدید از این مطلب : 586
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران