منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 58
:: باردید دیروز : 109
:: بازدید هفته : 561
:: بازدید ماه : 1285
:: بازدید سال : 3141
:: بازدید کلی : 3141
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 مرداد 1398

جنگ‌ها همواره یادآور تراژدی‌های بزرگ انسانی بوده‌اند.

هر بار در کره خاکی جنگی روی می‌دهد ذهن‌ها به ناگاه

در تاریخ سیر می‌کند و جنگ‌های خانمان سوز دیگر را

مرور می‌کند. گویا داستان خونخواران تاریخ پایانی ندارد.


زمانی آتیلا از قوم هون را خونخوار می‌نامیدند. آتیلا در زمان فرمانروایی‌اش در اروپا یکی از مخوف‌ترین دشمنان امپراتوری‌های روم غربی و شرقی بود. رومیان به او لقب تازیانه خداوند داده بودند و به او باج می‌دادند تا کاری به کار رم نداشته باشد. آتیلا حتی به برادر خودش هم رحم نکرد و برای قدرت او را کشت. او رهبر 500 هزار جنگجوی به خون تشنه‌ بربر بود و با حملاتش به شرق امپراطوری روم مردم آن‌جا را فقط برای طلا بدون هیچ رحمی 
قتل عام کرد. می‌گویند از کشتارهای او رود خون جاری می‌شده است. منابع تاریخی می‌گویند که آتیلا بعد از کشتن سربازان، به قتل زنان و کودکان می‌پرداخت. اما آتیلا آخرین آدمکش تاریخ نبود. چنگیزخان مغول را هم به عنوان خونریزترین فرد تاریخ می‌شناسند. حدود 7 قرن بعد یعنی در قرن 12 میلادی چنگیزخان 40 میلیون نفر را به قتل رساند. وی در حمله به ایران شهرهای بسیاری را نابود و شمار زیادی از مردم را به قتل رساند. آدولف هیتلر رهبر آلمان نازی نیز در لیست جنایتکار‌ترین افراد دنیا قرار دارد. آدولف هیتلر به عنوان یک شخصیت بی‌رحم تاریخ که مرگ میلیون‌ها نفر را رقم زد شناخته می‌شود. وی با جاه طلبی‌های دیوانه وار خود دنیا را به جنگی خانمانسوز کشاند. همه او را مسئول شروع جنگ جهانی دوم می‌دانند. در این جنگ بین 50 تا 85 میلیون نفر کشته شدند. این جنگ خونین‌ترین جنگ تاریخ بشریت از زمان حضرت آدم تا به امروز محسوب می‌شود و در حدود 2.5 درصد از ساکنان کره زمین در این جنگ کشته شدند. جوزف استالین نیز ازجمله حاکمان بی‌رحم تاریخ محسوب می‌شود. او از سال ۱۹۲۲ تا ۱۹۵۳ در شوروی حکومت می‌کرد و در این سه دهه یک دیکتاتوری کامل بر پا کرده بود. بیش از ۲۰ میلیون انسان توسط او کشته یا اینکه تبعید شدند.
این تنها بخشی از فهرست خونریزترین رهبران تاریخ است. اما این داستان همچنان ادامه دارد و نسل جنایتکارهای تاریخ نه تنها منقرض نشده بلکه مدرن‌تر و پیشرفته‌تر از نسخه‌های قبلی هستند. اگر زمانی آتیلای خونخوار با ظاهری وحشی به کشتار مردم می‌پرداخت امروزه خونخواران کت و شلوارپوشی وجود دارند که با ظاهری زیبا و با رایحه عطرهای فرانسوی مردم را به خاک و خون می‌کشند. برخلاف جنگ‌های دوران کهن که معمولا سربازان قربانیان اصلی این جنگ‌ها بودند در دوران مدرن کودکان و زنان به عنوان آسیب پذیرترین قشر هر جامعه‌ای محسوب می‌شوند چرا که به شدت در برابر هرگونه حادثه‌ای ضعیف و آسیب پذیر هستند.
محمد بن سلمان ولیعهد سعودی و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی اکنون دو تن از این افراد هستند که لقب «کودک کش» حقیقتا به درستی به آنها داده شده است. اخیرا سازمان ملل، اسرائیل و عربستان را در صدر لیست کودکشی معرفی کرد. کشتن کودکان را شاید بتوان آخرین مرحله قساوت و وحشیگیری دانست. چرا که حتی قاتل‌ها و خلافکارهای حرفه‌ای نیز از کشتن کودکان ابا داشته و این کار را به سختی انجام می‌دهند. اما اسرائیلِ تحت زعامت نتانیاهو و عربستان تحت مدیریت بن سلمان نشان داده‌اند به این مرحله از قساوت رسیده‌اند. وزارت اطلاع رسانی فلسطین در کرانه باختری طی گزارشی تاکید کرده که نظامیان رژیم صهیونیستی از 28 سپتامبر 2000 ( انتفاضه الاقصی) تا اواخر ماه آوریل سال جاری بیش از سه هزار کودک فلسطینی را به شهادت رسانده‌اند. در این مدت بیش از 13 هزار کودک دیگر به ضرب گلوله نظامیان اسرائیلی زخمی شده و بیش از 12 هزار کودک هم اسیر شده‌اند که تا این لحظه نیز 300 نفر از آنها همچنان در بند اسارت هستند.
جنگ یمن نیز به یکی از بزرگ ترین تراژدی‌ها برای کودکان تبدیل شده است. این جنگ که در سال 1394 با تجاوز عربستان و امارات به یمن شروع شده و همچنان ادامه دارد به روش‌های مختلف باعث مرگ کودکان یمنی شده است. شدت حملات ائتلاف سعودی در کنار محاصره مردم یمن باعث شده است تا گرسنگی و قحطی شدیدی در یمن روی دهد. شدت حملات باعث شده تا بيش از 22 ميليون يمني يعني سه نفر از هر چهار نفر به کمک‌های فوري نيازمند باشند. در اين ميان کودکان وضعيت به‌مراتب بدتري دارند. 11 ميليون کودک يمني در وضعيت فشار جسمي و روحي زندگي می‌کنند. کودکان يمني با تهديد سه‌گانه گرسنگي، بيماري و بمب مواجه هستند. از هر 1000 کودک 42 نفر قبل از رسيدن به 5 سالگي می‌میرند و 23درصد کودکان به کار مشغول هستند. بر اساس يک برآورد، در هر شبانه‌روز 150 کودک يمني می‌میرند و حدود 400 هزار کودک نيز با سوءتغذیه حاد مواجه هستند. تخريب زیرساخت‌های يمن نيز باعث شده 14 ميليون و 500 هزار نفر ازجمله 8 ميليون کودک به آب بهداشتي دسترسي نداشته باشند. روزنامه گاردین اعلام کرده که بیش از 85 هزار کودک یمنی قربانی این جنگ شده‌اند. یونیسف نیز اخیرا در گزارشی ضمن هشدار درباره اوضاع غیرنظامیان در یمن گفته هر 2 ساعت یک مادر و 6 نوزاد یمنی به دلیل شرایط وخیم حاکم بر این کشور جان خود را از دست می‌دهند. وزارت بهداشت یمن نیز در گزارشی به حجم گسترده فاجعه‌ای که حملات ائتلاف به سرکردگی سعودی برای یمن به وجود آورده‌اشاره و اعلام کرده که به دلیل سوء تغذیه در این کشور فقیر غرب آسیا هر 10 دقیقه یک کودک یمنی جان خود را از دست می‌دهد. 
ذکر تنها گوشه‌ای از جنایت‌های نتانیاهو و بن سلمان به خوبی این دو را در ادامه لیست جنایتکارهای تاریخ قرار می‌دهد. البته این دو تنها درصد کمی از جنایتکاران معاصر هستند و در کشورهای مختلف نسخه‌های چه بسا قوی تری از این دو نیز وجود داشته باشد که در آدمکشی بسیار وحشیانه عمل می‌کنند. 
گویا آتیلاها و چنگیزها هیچ گاه در تاریخ پایانی ندارند و نسل آنها به شکل‌های مختلفی همچنان تکثیر می‌شوند. دیدن تصاویر کودکان یمنی و فلسطینی در حالی که قربانی آتیلاهای زمان شده‌اند تاریخ قساوت و وحشی‌گری در طول زمان را در اذهان زنده نگه می‌دارد.

:: بازدید از این مطلب : 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 08 مرداد 1398

پيشنهادهای انگليس و فرانسه برای ناوگان دریایی مشترک، در مقابل جمهوری اسلامی ایران در حالي مطرح شده که کاخ سفيد با وجود برخورداري از ناوگان بزرگ دريايي در جهان از رويارويي نظامي با جمهوري اسلامي ايران می‌ترسد و بعد از دیدن اقتدار بدون ملاحظه ایران و نیروهای مقاومت در منطقه در هفته‌های اخیر، از ائتلاف دریایی‌اش عقب‌نشینی کرد و ابتدا هدف از آن را جمع‌آوری اطلاعات و جاسوسی اعلام نمود و بعد ترامپ با همان نگاه تاجرمابانه خود گفت«چرا ما بايد براي چين و ژاپن، عربستان سعودي، امارات متحده عربي و کشورهای اروپایی که خیلی ثروتمند هستند، نگهباني بدهيم و ناوهاي خود را به آنجا ببريم؟. آنها صورتحساب‌هايشان را پرداخت نمي‌کنند و بسيار بد کلاه ما را برداشته‌اند!».

بعد از رد اعتلاف تشکیل ناوگان دریایی توسط اروپا ترامپ برای تحت‌الشعاع قرار دادن تحقیرش ادعا کرد«آمريکا نيازي به تنگه هرمز ندارد و نمي‌خواهد پلیس و نگهبان آنجا باشد. آمريکا نفت کمي را از طريق تنگه هرمز وارد مي‌کند و ديروز ديدم هيچ نفتکش آمريکايي آنجا نيست بيشتر نفتکش‌های چين و ژاپن و...هستند»!.گرچه ادعاهاي ترامپ اهداف تبلیغاتی- رسانه‌اي و سياسي دارد، اما با یک فریبکاری و نیرنگ همراه است چراکه آمريکا به دلايل ژئوپولیتيک پايگاه‌هاي نظامي متعددي در خليج فارس دارد و به سهولت نمی‌تواند نسبت به سرنوشت آنها بی‌تفاوت و یا حاضر به ترک منطقه باشد.


:: بازدید از این مطلب : 406
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 31 تیر 1398

ضرب شست مقتدرانه توقیف کشتی دولت انگلیس، بعد از شکار پهپاد فوق مدرن دولت آمریکا، که هر یک به نوعی حریم ایران و ایرانی را نقض کرده بودند، نقطه عطفی در تاریخ دویست ساله ایران در مواجهه با دولت‌های بیگانه علی‌الخصوص دولت انگلیس است!

باید تحقیرهای بعد از شکست‌های سنگین ایران در دو جنگ با روسیه و تحمیل شدن قراردادهای خفت‌بار گلستان و ترکمنچای را چشیده باشیم تا لذت این روزها را درک کنیم.

باید تلخی قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ مابین روسیه و انگلیس را که ایران را بین خود تقسیم کرده بودند، در ژرفای جان احساس کرده باشیم تا شیرینی فتح و ظفر این روزها را بفهمیم.

باید اندوه فلاکت ایران و ایرانی را در تحملِ گذاشتن و برداشتن شاه این مملکت به دست بیگانگان (انگلیس) در دوره پهلوی اول و دوم را تا عمق روح و جانت احساس کرده باشیم تا برق شادی این روزها در چشمانمان تجلی کند.

باید رنج ناکامی نهضت ملی شدن صنعت نفت با کودتای آمریکایی و انگلیسی آژاکس در ۲۸ مرداد سال ۳۲ را بر چهره تکیده‌ی وطن درک کرده باشیم تا بتوانیم خوشی این لحظات را تا اعماق وجودمان امتداد بدهیم.

باید در غم مظلومیت ۱۵ خردادها و ۱۷ شهریورها و ۱۶ آذرها و کاپیتولاسیون‌ها شریک شده باشیم تا احساس اقتدار این روزها در جانمان بنشیند.

باید جنایت ناو وینسنس آمریکایی در پرپر کردن مردان و زنان و کودکان عروسک به دست وطنت وجدانمان را بی‌تاب و بیقرار کرده باشد که امروز به ضرب شصت کوبنده فرزندان خمینی و خامنه‌ای افتخار کنیم و مرحبا و آفرین بگوییم!

خلاصه در یک کلام باید به پدرانمان و مادرانمان در این تاریخ دویست ساله بگوییم رنج دوران دیدن‌ها و خون دل خوردن‌ها بالاخره جواب داد و شد آنچه باید می‌شد.


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 24 تیر 1398

 

دیروز (23 تیر) مقارن بود با چهارمین سالروز امضای توافق هسته‌ای (برجام). آن روز دولتمردان و طیف مدعی اصلاحات، جشن و پایکوبی به راه انداخته و مدعی بودند که با امضا و اجرای برجام، تمام مشکلات اقتصادی کشور حل خواهد شد.
اما در چهارمین سالروز امضای برجام، روزنامه‌های زنجیره‌ای روزه سکوت گرفته و از یادآوری این واقعه امتناع کردند. گویا سینه‌چاکان برجام از یادآوری سالگرد آن خجالت کشیدند.
عیدانه فراوان شد!
23 تیر 1394، روحانی در گفت‌و‌گوی زنده تلویزیونی به مناسبت امضای برجام تاکید کرد:«عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا... امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق(دی ماه 94) تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به‌صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل‌ونقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها بالمره (یکباره) لغو خواهد شد و نه تعلیق...امروز روزی است که قدرت‌های بزرگ اعلام کرده‌اند همه تحریم‌ها برداشته و همه قطعنامه‌های ظالمانه لغو و شرایط عادی و معمولی در روابط با ایران آغاز خواهد شد. امروز یک پایان و آغاز است. پایانی برای ظلم‌ها و اتهام‌های غلط و نابجا نسبت به ملت بزرگ ایران و آغازی برای روند جدید در شروع همکاری‌های جدید در جهان. نقد دلسوزانه آزاد است، اما اجازه نمی‌دهم کسی بخواهد با دروغی و اتهامی و سخن ناروایی به امید مردم برای آینده درخشان این کشور، امید مردم برای رونق اقتصادی و امید مردم برای صلح و امنیت در کشور ما و منطقه و به اعتمادشان صدمه بزند».
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه نیز در همان روز در کنفرانس خبری گفته بود:«هیچ‌یک از برنامه‌های ما متوقف نشده و تحریم‌ها برداشته می‌شوند، برخی محدودیت‌ها باقی خواهند ماند که این نیز می‌تواند به‌عنوان یک فرصت مورد استفاده قرار گیرد...در این روز توافق اجرا می‌شود. در همان روز همه کشورها مقررات لغو تحریم‌ها را امضا خواهند کرد... هم بحث همزمانی و هم بحث تحریم‌ها و متناظر بودن اقدامات مسائلی هستند که ما در برجام درباره آنها دقت بسیاری کرده‌ایم...بعد از اجرایی شدن توافق دیگر تحریم‌ اقتصادی وجود ندارد و تمام دارایی‌های ایران آزاد خواهد شد».
روزنامه‌های اصلاح‌طلب نیز روز 24 تیرماه با هیاهوی فراوان به تعریف و تمجید از برجام پرداختند. این روزنامه‌ها با تیترهایی همچون «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»، «کلید چرخید،ایران خندید»، «انفجار اتمی، بدون بمب»، «خورشید درخشان شد»، «آغاز عصر ایرانی»، «انفجار امید»، «پیروزی بدون جنگ»، «حصر ایران شکست»، «خجسته باد این پیروزی»، «مُهر تدبیر بر پیشانی تحریم»، «توافق قهرمانانه ایران»، «ظریف گل زد، ایران خندید»، «ایران بر قله توافق»، «توافق قهرمانانه ایران»، «غروب تحریم، ساحل توافق» و...از برجام استقبال کردند.
وعده‌های برجامی
مقامات ارشد دولت و رسانه‌های زنجیره‌ای و مدعیان اصلاحات تمامی امور کشور، حتی آب خوردن مردم را به برجام گره زده و مدعی شدند که با امضای این توافق، تمام مشکلات کشور رفع خواهد شد.
در همین رابطه، حسن روحانی گفته بود:«تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط‌زیست،‌اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند».
اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور نیز در همان مقطع گفته بود:«دولت می‌تواند در دوران پساتحریم با برنامه‌ریزی جدی، انبوهی از سرمایه را وارد کشور کند».
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه (شهریور ۹۴ در کمیسیون برجام) گفته بود:«کل تحریم‌های اقتصادی، مالی و پولی اتحادیه اروپا، کل تحریم‌های ایالات متحده که بر شخصیت‌های غیرآمریکایی اعمال می‌شود از روز اجرا لغو خواهد شد، علاوه‌بر آن تحریم ۳۵ ساله هواپیمایی نیز لغو می‌شود». ظریف پیش از آن با‌ اشاره به توافق هسته‌ای گفته بود:«تمام تحریم‌ها لغو خواهد شد».
عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه نیز تاکید کرده بود:«تمامی تحریم‌ها لغو می‌شوند و نه تعلیق». 
دیگر مقامات ارشد دولت و فعالین مدعی اصلاحات نیز تاکید کرده بودند که «با امضای توافق، سرمایه خارجی به کشور سرازیر می‌شود» و « سال ۹۴ اقتصاد ایران بعد از توافق هسته‌ای شکوفا خواهد شد» و «بعد از توافق منتظر رشد اقتصادی، کاهش تورم و خروج از رکود باشید» و «با لغو تحریم‌ها مشکل عدم استطاعت مالی جوانان برای ازدواج برطرف شده و کارهای عمرانی نیز با سرعت بیشتری انجام می‌شود» و...
بتن ریزی در صنعت هسته‌ای!
در سال ۹۴ تیم مذاکره‌کننده به ریاست ظریف در اقدامی عجیب و نامتعارف پذیرفت که ایران به‌صورت پیش دستانه تعهدات خود را اجرا کند و پس از پایان تعهدات ایران، طرف مقابل از جمله آمریکا اجرای تعهدات خود را آغاز کند!
بر همین اساس ویژگی‌های بدیهی یک توافق بین‌المللی از جمله توازن در اجرای تعهدات، همزمانی اجرای تعهدات، ضمانت اجرا و مکانیسم شکایت، پیش‌بینی عهدشکنی طرف مقابل و دریافت خسارت از طرف عهدشکن به هیچ عنوان در برجام رعایت نشد!
دولت روحانی در مدت حدود ۲ ماه تمامی تعهدات خود را به‌صورت شتابزده و یکطرفه انجام داد. شتابزدگی دولت حتی تعجب رسانه‌های خارجی را نیز در پی داشت. بر همین اساس ۱۲ هزار سانتریفیوژ از چرخش ایستاد، در قلب راکتور اراک بتن ریزی شد، ۹۷۰۰ کیلو از ۱۰ هزار کیلوگرم ذخایر اورانیوم غنی شده از کشور خارج شد و حتی تحقیق و توسعه نیز متوقف شد!
پس از آن، روز اجرای تعهدات طرف مقابل آغاز شد. آمریکا در اولین روز اجرای تعهدات 1+5، برجام را نقض و تحریم‌های جدید ضدایرانی را تصویب کرد! پس از آن نیز برجام بارها و بارها توسط دولت اوباما و سپس دولت ترامپ به‌صورت فاحش نقض شد و آمریکا و اروپا هیچ‌گاه تعهدات خود را اجرا نکردند.
امضای «جان کِری» تضمین است!
مذاکرات هسته‌ای در دولت آقای روحانی درست از زمانی منحرف شد که برخی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان با بی‌توجهی به خطوط قرمز، به نفس مذاکره و توافق موضوعیت بخشیدند و با رویکرد غلط «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»، به آمریکای بدعهد، اعتماد کردند.
روزنامه زنجیره‌ای شرق- ۱ دی ۹۴- در تیتر اصلی نوشت:«امضای کِری تضمین است؛اطمینان تهران از اجرای برجام». در بخشی از گزارش مذکور آمده بود:«آقای عراقچی تأکید کرد که این نامه (نامه کِری خطاب به ظریف)، امضای وزیر خارجه آمریکا را دارد و اجرای موفق برجام را تضمین کرده است. وی تأکید کرد: آنچه برای ما مهم است این است که برجام در مرحله اجرا با هیچ‌گونه خدشه و صدمه‌ای مواجه نشود، آقای کری این تضمین را به‌عنوان وزیر خارجه آمریکا به‌صورت کتبی با امضای رسمی داده است».
مقامات ارشد دولت آقای روحانی بدون توجه به خوی سلطه‌گری آمریکا و فریبکاری مقامات این کشور، از یکسو مدعی شدند که امضای وزیر خارجه آمریکا تضمین است و از سوی دیگر مدعی شدند، باراک اوباما- رئیس‌جمهور سابق این کشور فردی مؤدب و باهوش است!
رهبر معظم انقلاب- ۱۹ بهمن ۹۷- در دیدار همافران ارتش فرمودند:«درباره آمریکا هم از چند سال قبل و در مذاکرات هسته‌ای، هم در جلسات خصوصی و هم در جلسات عمومی مکرر به مسئولان می‌گفتم به آمریکایی‌ها اعتمادی ندارم و شما هم به قول و حرف و لبخند و امضای آنها اعتماد نکنید. اکنون نتیجه این شده است مسئولانی که آن روزها مذاکره می‌کردند، خودشان می‌گویند آمریکا غیرقابل اعتماد است. باید از اول این را تشخیص می‌دادند و بر این مبنا حرکت می‌کردند».
انکار وعده‌ها!
برجام از اولین روز اجرا- دی 94- توسط دولت اوباما به‌صورت فاحش نقض شد و این عهدشکنی در دولت ترامپ نیز ادامه پیدا کرد. مقامات ارشد دولت بارها اذعان کردند که «دستاورد برجام برای ایران تقریبا هیچ بوده است» و «مزایای برجام نزدیک به صفر بوده است» و «حتی نتوانستیم یک حساب بانکی در انگلیس باز کنیم» و «آلمان حتی از دادن یک باک بنزین به هواپیمای ظریف نیز امتناع کرد» و «فرانسه اموال وزارت اطلاعات ایران را بلوکه کرد» و...
اما علی‌رغم اذعان به بی‌دستاوردی توافق هسته‌ای، دولتمردان از تغییر ریل‌گذاری خود در برجام امتناع کرده و به‌جای عذرخواهی و جبران خسارت محض برجام، به انکار وعده‌ها روی آوردند!                 
ظریف در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»! دیگر مقام دولتی گفت «برجام سایه جنگ را از ایران دور کرد»! یکی دیگر از مقامات ارشد دولت گفت «می‌گویند با برجام دولت برای ملت رفاه بیاورد، مگر ما برجام را آورده‌ایم؟ ما خادم مردم هستیم، برجام را خدا آورد»! و «از اول هم قرار نبود تحریم‌ها لغو شود»! و...
پرواز دلار در پسابرجام
دولتمردان و رسانه‌های زنجیره‌ای به‌گونه‌ای درباره نتایج اقتصادی برجام فضاسازی کرده بودند که عده‌ای از مردم در تابستان 94 به خیابان‌ها آمده و با در دست گرفتن اسکناس یک دلاری در کنار اسکناس 1000 و پانصد تومانی، به جشن و پایکوبی پرداختند. اما در نهایت از دلار 3 هزارتومانی در پیش از برجام رسیدیم به دلار 19 هزارتومانی در پسابرجام.اکنون قیمت دلار در کانال 12 هزارتومان است. قیمت مسکن در پسابرجام حدود 130 درصد افزایش یافت. قیمت اجاره بهای مسکن، خودرو، سکه، لوازم خانگی، اقلام ضروری سبد خانوار و...نیز در این مدت به‌طرز سرسام‌آوری افزایش یافت. در مجموع برجام سفره مردم را کوچک کرد.
خروج آمریکا از برجام
همان‌طور که پیش از این نیز‌ اشاره شد، یکی از نقاط ضعف جدی برجام این بود که به هیچ عنوان به عهدشکنی طرف مقابل و دریافت خسارت از طرف عهدشکن نپرداخته بود.آقای ظریف- تابستان ۹۴ -در نشست بررسی برجام در شورای راهبردی روابط خارجی تاکید کرد: «به شما اطمینان می‌دهم آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود»! اما آمریکا در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ بدون هیچ هزینه‌ای از برجام خارج شد. کارشناسان تاکید داشتند که برجام به لحاظ حقوقی حتی یک Gentleman agreement هم نیست و صرفاً یک Deal است. به همین خاطر تیم حقوقی ایران عملاًً امکان استفاده از آن را در شکایت علیه آمریکا نداشت و ناچار به عهدنامه مودت استناد کرد.دولتمردان مدعی بودند که آمریکا به این دلیل از برجام خارج شد که ایران در این توافق، بر سر آنها کلاه گذاشته بود! برخلاف این ادعا، علت اصلی خروج آمریکا از برجام، اطمینان از ماندن ایران در توافق بود. به همین دلیل بود که ترامپ که برجام را «بدترین توافق تاریخ نامیده بود» با اجرای کاهش تعهدات برجامی کشورمان، اعتراض کرد و مدعی شد که ایران باید به برجام بازگردد.
برجام اروپایی، استمرار تقریبا هیچ
پس از خروج آمریکا از برجام، منتقدان تاکید کردند که اروپا به‌دلیل سابقه سیاه در توافق سعدآباد(در دولت اصلاحات و در سال‌های 82 تا 84) و همچنین بی‌عملی در توافق هسته‌ای ایران و 1+5(از سال 94 تا 97) همصدا با آمریکا است و ماندن ایران در برجام، بازی در پازل وقت‌کشی آمریکا و اروپاست.اما دولتمردان و رسانه‌های زنجیره‌ای با حمله به منتقدان مدعی شدند که «اروپا پشت ماست»! و «اروپا بیش از انتظارات، به تعهدات خود پایبند بوده»! و «شکاف عمیقی بین اروپا و آمریکا ایجاد شده است»!. 12 ماه گذشت، اروپا به هیچ عنوان به تعهدات برجامی خود عمل نکرد. ظریف اعلام کرد که اروپا فقط حدود یک درصد تعهدات برجامی خود را انجام داده است.
ضرب‌الاجلی با تاخیر حداقل یک‌ساله
دولت روحانی با تاخیری حداقل یک‌ساله در 18 اردیبهشت 98 با اعلام یک ضرب‌الاجل 60 روزه، تعهدات برجامی خود را کاهش داد.ضرب‌الاجل 60 روزه‌، اقدامی حداقلی بود که البته طرف مقابل را غافلگیر کرد. غافلگیری طرف مقابل از این جهت بود که- با توجه به رفتار برجامی دولت- مطمئن بودند که دولت آقای روحانی به هیچ عنوان کوچک‌ترین واکنشی به عهدشکنی‌ها نشان نمی‌دهد.
اما در نهایت، اروپا در مدت زمان ضرب‌الاجل 60 روزه نیز به هیچ عنوان به تعهدات برجامی خود عمل نکرد. ظریف صراحتا اعلام کرد که اروپا 11 تعهد برجامی در قبال ایران دارد که در هیچ کدام از آنها اینستکس وجود ندارد.اروپا متعهد بود که در برجام ضمن لغو تحریم نفتی ایران و خرید نفت و پرداخت نقدی آن، مبادلات بانکی را نیز فراهم کرده و کالاهای تحریمی را نیز با ایران مبادله کند. اما به هیچ عنوان به تعهدات خود عمل نکرد.پس از پایان ضرب‌الاجل 60 روزه، دولت در اقدامی تأمل‌برانگیز، گام دوم کاهش تعهدات برجامی را با کاهش میلی‌متری تعهدات کلید زد. معمولا اقدام متقابل به‌گونه‌ای انجام می‌شود که از بیشترین میزان تاثیرگذاری در رفتار طرف مقابل برخوردار باشد. بر همین اساس، فلسفه اقدام متقابل، منصرف کردن طرف مقابل از زیاده‌خواهی‌های بیشتر و وادارکردن او به عقب‌نشینی است؛ اما متأسفانه روند کاهش تعهدات برجامی دولت و در ادامه نوع اظهارات دولتمردان، بیشتر از آن که نشان‌دهنده طلبکاری ایران در برجام و نمایش اقدام متقابل باشد، به دلجویی از اروپا و ارائه تضمین مبنی بر ماندن ایران در برجام شباهت داشت و دارد!اکنون دولت باید روند منفعلانه کاهش میلی‌متری تعهدات برجامی را تغییر داده و با اقدامی قاطع، واکنش متقابلی به عهدشکنی طرف مقابل در برجام بدهد.دولت باید ضمن اجرای دقیق اقتصاد مقاومتی و تلاش برای رونق تولید، دیپلماسی منطقه‌ای را نیز فعال کرده و وضعیت اقتصادی فعلی کشور را تغییر بدهد.
23 تیر، روز عبرت
به گزارش جهان، با تلاش‌های دولت روحانی و شخص رئیس‌جمهور در سال ۹۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی با نام‌گذاری ۲۳ تیر، روز تصویب برجام، با عنوان روز «گفت‌وگو و تعامل سازنده با دنیا» موافقت کرد. اما باید تا دیر نشده نام این روز را به نام «روز عبرت» یا «روز پشیمانی از اعتماد به کدخدا» تغییر داد.

:: بازدید از این مطلب : 395
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 24 تیر 1398

 

دیروز (23 تیر) مقارن بود با چهارمین سالروز امضای توافق هسته‌ای (برجام). آن روز دولتمردان و طیف مدعی اصلاحات، جشن و پایکوبی به راه انداخته و مدعی بودند که با امضا و اجرای برجام، تمام مشکلات اقتصادی کشور حل خواهد شد.
اما در چهارمین سالروز امضای برجام، روزنامه‌های زنجیره‌ای روزه سکوت گرفته و از یادآوری این واقعه امتناع کردند. گویا سینه‌چاکان برجام از یادآوری سالگرد آن خجالت کشیدند.
عیدانه فراوان شد!
23 تیر 1394، روحانی در گفت‌و‌گوی زنده تلویزیونی به مناسبت امضای برجام تاکید کرد:«عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا... امروز به ملت شریف ایران اعلام می‌کنم که طبق این توافق، در روز اجرای توافق(دی ماه 94) تمامی تحریم‌ها، حتی تحریم‌های تسلیحاتی، موشکی هم به‌صورتی که در قطعنامه بوده، لغو خواهد شد. تمام تحریم‌های اقتصادی شامل مالی، بانکی، بیمه، حمل‌ونقل، پتروشیمی و فلزات گرانبها بالمره (یکباره) لغو خواهد شد و نه تعلیق...امروز روزی است که قدرت‌های بزرگ اعلام کرده‌اند همه تحریم‌ها برداشته و همه قطعنامه‌های ظالمانه لغو و شرایط عادی و معمولی در روابط با ایران آغاز خواهد شد. امروز یک پایان و آغاز است. پایانی برای ظلم‌ها و اتهام‌های غلط و نابجا نسبت به ملت بزرگ ایران و آغازی برای روند جدید در شروع همکاری‌های جدید در جهان. نقد دلسوزانه آزاد است، اما اجازه نمی‌دهم کسی بخواهد با دروغی و اتهامی و سخن ناروایی به امید مردم برای آینده درخشان این کشور، امید مردم برای رونق اقتصادی و امید مردم برای صلح و امنیت در کشور ما و منطقه و به اعتمادشان صدمه بزند».
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه نیز در همان روز در کنفرانس خبری گفته بود:«هیچ‌یک از برنامه‌های ما متوقف نشده و تحریم‌ها برداشته می‌شوند، برخی محدودیت‌ها باقی خواهند ماند که این نیز می‌تواند به‌عنوان یک فرصت مورد استفاده قرار گیرد...در این روز توافق اجرا می‌شود. در همان روز همه کشورها مقررات لغو تحریم‌ها را امضا خواهند کرد... هم بحث همزمانی و هم بحث تحریم‌ها و متناظر بودن اقدامات مسائلی هستند که ما در برجام درباره آنها دقت بسیاری کرده‌ایم...بعد از اجرایی شدن توافق دیگر تحریم‌ اقتصادی وجود ندارد و تمام دارایی‌های ایران آزاد خواهد شد».
روزنامه‌های اصلاح‌طلب نیز روز 24 تیرماه با هیاهوی فراوان به تعریف و تمجید از برجام پرداختند. این روزنامه‌ها با تیترهایی همچون «فتح الفتوح دیپلماسی ایران»، «کلید چرخید،ایران خندید»، «انفجار اتمی، بدون بمب»، «خورشید درخشان شد»، «آغاز عصر ایرانی»، «انفجار امید»، «پیروزی بدون جنگ»، «حصر ایران شکست»، «خجسته باد این پیروزی»، «مُهر تدبیر بر پیشانی تحریم»، «توافق قهرمانانه ایران»، «ظریف گل زد، ایران خندید»، «ایران بر قله توافق»، «توافق قهرمانانه ایران»، «غروب تحریم، ساحل توافق» و...از برجام استقبال کردند.
وعده‌های برجامی
مقامات ارشد دولت و رسانه‌های زنجیره‌ای و مدعیان اصلاحات تمامی امور کشور، حتی آب خوردن مردم را به برجام گره زده و مدعی شدند که با امضای این توافق، تمام مشکلات کشور رفع خواهد شد.
در همین رابطه، حسن روحانی گفته بود:«تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط‌زیست،‌اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند».
اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور نیز در همان مقطع گفته بود:«دولت می‌تواند در دوران پساتحریم با برنامه‌ریزی جدی، انبوهی از سرمایه را وارد کشور کند».
محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه (شهریور ۹۴ در کمیسیون برجام) گفته بود:«کل تحریم‌های اقتصادی، مالی و پولی اتحادیه اروپا، کل تحریم‌های ایالات متحده که بر شخصیت‌های غیرآمریکایی اعمال می‌شود از روز اجرا لغو خواهد شد، علاوه‌بر آن تحریم ۳۵ ساله هواپیمایی نیز لغو می‌شود». ظریف پیش از آن با‌ اشاره به توافق هسته‌ای گفته بود:«تمام تحریم‌ها لغو خواهد شد».
عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه نیز تاکید کرده بود:«تمامی تحریم‌ها لغو می‌شوند و نه تعلیق». 
دیگر مقامات ارشد دولت و فعالین مدعی اصلاحات نیز تاکید کرده بودند که «با امضای توافق، سرمایه خارجی به کشور سرازیر می‌شود» و « سال ۹۴ اقتصاد ایران بعد از توافق هسته‌ای شکوفا خواهد شد» و «بعد از توافق منتظر رشد اقتصادی، کاهش تورم و خروج از رکود باشید» و «با لغو تحریم‌ها مشکل عدم استطاعت مالی جوانان برای ازدواج برطرف شده و کارهای عمرانی نیز با سرعت بیشتری انجام می‌شود» و...
بتن ریزی در صنعت هسته‌ای!
در سال ۹۴ تیم مذاکره‌کننده به ریاست ظریف در اقدامی عجیب و نامتعارف پذیرفت که ایران به‌صورت پیش دستانه تعهدات خود را اجرا کند و پس از پایان تعهدات ایران، طرف مقابل از جمله آمریکا اجرای تعهدات خود را آغاز کند!
بر همین اساس ویژگی‌های بدیهی یک توافق بین‌المللی از جمله توازن در اجرای تعهدات، همزمانی اجرای تعهدات، ضمانت اجرا و مکانیسم شکایت، پیش‌بینی عهدشکنی طرف مقابل و دریافت خسارت از طرف عهدشکن به هیچ عنوان در برجام رعایت نشد!
دولت روحانی در مدت حدود ۲ ماه تمامی تعهدات خود را به‌صورت شتابزده و یکطرفه انجام داد. شتابزدگی دولت حتی تعجب رسانه‌های خارجی را نیز در پی داشت. بر همین اساس ۱۲ هزار سانتریفیوژ از چرخش ایستاد، در قلب راکتور اراک بتن ریزی شد، ۹۷۰۰ کیلو از ۱۰ هزار کیلوگرم ذخایر اورانیوم غنی شده از کشور خارج شد و حتی تحقیق و توسعه نیز متوقف شد!
پس از آن، روز اجرای تعهدات طرف مقابل آغاز شد. آمریکا در اولین روز اجرای تعهدات 1+5، برجام را نقض و تحریم‌های جدید ضدایرانی را تصویب کرد! پس از آن نیز برجام بارها و بارها توسط دولت اوباما و سپس دولت ترامپ به‌صورت فاحش نقض شد و آمریکا و اروپا هیچ‌گاه تعهدات خود را اجرا نکردند.
امضای «جان کِری» تضمین است!
مذاکرات هسته‌ای در دولت آقای روحانی درست از زمانی منحرف شد که برخی تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان با بی‌توجهی به خطوط قرمز، به نفس مذاکره و توافق موضوعیت بخشیدند و با رویکرد غلط «هر توافقی بهتر از عدم توافق است»، به آمریکای بدعهد، اعتماد کردند.
روزنامه زنجیره‌ای شرق- ۱ دی ۹۴- در تیتر اصلی نوشت:«امضای کِری تضمین است؛اطمینان تهران از اجرای برجام». در بخشی از گزارش مذکور آمده بود:«آقای عراقچی تأکید کرد که این نامه (نامه کِری خطاب به ظریف)، امضای وزیر خارجه آمریکا را دارد و اجرای موفق برجام را تضمین کرده است. وی تأکید کرد: آنچه برای ما مهم است این است که برجام در مرحله اجرا با هیچ‌گونه خدشه و صدمه‌ای مواجه نشود، آقای کری این تضمین را به‌عنوان وزیر خارجه آمریکا به‌صورت کتبی با امضای رسمی داده است».
مقامات ارشد دولت آقای روحانی بدون توجه به خوی سلطه‌گری آمریکا و فریبکاری مقامات این کشور، از یکسو مدعی شدند که امضای وزیر خارجه آمریکا تضمین است و از سوی دیگر مدعی شدند، باراک اوباما- رئیس‌جمهور سابق این کشور فردی مؤدب و باهوش است!
رهبر معظم انقلاب- ۱۹ بهمن ۹۷- در دیدار همافران ارتش فرمودند:«درباره آمریکا هم از چند سال قبل و در مذاکرات هسته‌ای، هم در جلسات خصوصی و هم در جلسات عمومی مکرر به مسئولان می‌گفتم به آمریکایی‌ها اعتمادی ندارم و شما هم به قول و حرف و لبخند و امضای آنها اعتماد نکنید. اکنون نتیجه این شده است مسئولانی که آن روزها مذاکره می‌کردند، خودشان می‌گویند آمریکا غیرقابل اعتماد است. باید از اول این را تشخیص می‌دادند و بر این مبنا حرکت می‌کردند».
انکار وعده‌ها!
برجام از اولین روز اجرا- دی 94- توسط دولت اوباما به‌صورت فاحش نقض شد و این عهدشکنی در دولت ترامپ نیز ادامه پیدا کرد. مقامات ارشد دولت بارها اذعان کردند که «دستاورد برجام برای ایران تقریبا هیچ بوده است» و «مزایای برجام نزدیک به صفر بوده است» و «حتی نتوانستیم یک حساب بانکی در انگلیس باز کنیم» و «آلمان حتی از دادن یک باک بنزین به هواپیمای ظریف نیز امتناع کرد» و «فرانسه اموال وزارت اطلاعات ایران را بلوکه کرد» و...
اما علی‌رغم اذعان به بی‌دستاوردی توافق هسته‌ای، دولتمردان از تغییر ریل‌گذاری خود در برجام امتناع کرده و به‌جای عذرخواهی و جبران خسارت محض برجام، به انکار وعده‌ها روی آوردند!                 
ظریف در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»! دیگر مقام دولتی گفت «برجام سایه جنگ را از ایران دور کرد»! یکی دیگر از مقامات ارشد دولت گفت «می‌گویند با برجام دولت برای ملت رفاه بیاورد، مگر ما برجام را آورده‌ایم؟ ما خادم مردم هستیم، برجام را خدا آورد»! و «از اول هم قرار نبود تحریم‌ها لغو شود»! و...
پرواز دلار در پسابرجام
دولتمردان و رسانه‌های زنجیره‌ای به‌گونه‌ای درباره نتایج اقتصادی برجام فضاسازی کرده بودند که عده‌ای از مردم در تابستان 94 به خیابان‌ها آمده و با در دست گرفتن اسکناس یک دلاری در کنار اسکناس 1000 و پانصد تومانی، به جشن و پایکوبی پرداختند. اما در نهایت از دلار 3 هزارتومانی در پیش از برجام رسیدیم به دلار 19 هزارتومانی در پسابرجام.اکنون قیمت دلار در کانال 12 هزارتومان است. قیمت مسکن در پسابرجام حدود 130 درصد افزایش یافت. قیمت اجاره بهای مسکن، خودرو، سکه، لوازم خانگی، اقلام ضروری سبد خانوار و...نیز در این مدت به‌طرز سرسام‌آوری افزایش یافت. در مجموع برجام سفره مردم را کوچک کرد.
خروج آمریکا از برجام
همان‌طور که پیش از این نیز‌ اشاره شد، یکی از نقاط ضعف جدی برجام این بود که به هیچ عنوان به عهدشکنی طرف مقابل و دریافت خسارت از طرف عهدشکن نپرداخته بود.آقای ظریف- تابستان ۹۴ -در نشست بررسی برجام در شورای راهبردی روابط خارجی تاکید کرد: «به شما اطمینان می‌دهم آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود»! اما آمریکا در ۱۸ اردیبهشت ۹۷ بدون هیچ هزینه‌ای از برجام خارج شد. کارشناسان تاکید داشتند که برجام به لحاظ حقوقی حتی یک Gentleman agreement هم نیست و صرفاً یک Deal است. به همین خاطر تیم حقوقی ایران عملاًً امکان استفاده از آن را در شکایت علیه آمریکا نداشت و ناچار به عهدنامه مودت استناد کرد.دولتمردان مدعی بودند که آمریکا به این دلیل از برجام خارج شد که ایران در این توافق، بر سر آنها کلاه گذاشته بود! برخلاف این ادعا، علت اصلی خروج آمریکا از برجام، اطمینان از ماندن ایران در توافق بود. به همین دلیل بود که ترامپ که برجام را «بدترین توافق تاریخ نامیده بود» با اجرای کاهش تعهدات برجامی کشورمان، اعتراض کرد و مدعی شد که ایران باید به برجام بازگردد.
برجام اروپایی، استمرار تقریبا هیچ
پس از خروج آمریکا از برجام، منتقدان تاکید کردند که اروپا به‌دلیل سابقه سیاه در توافق سعدآباد(در دولت اصلاحات و در سال‌های 82 تا 84) و همچنین بی‌عملی در توافق هسته‌ای ایران و 1+5(از سال 94 تا 97) همصدا با آمریکا است و ماندن ایران در برجام، بازی در پازل وقت‌کشی آمریکا و اروپاست.اما دولتمردان و رسانه‌های زنجیره‌ای با حمله به منتقدان مدعی شدند که «اروپا پشت ماست»! و «اروپا بیش از انتظارات، به تعهدات خود پایبند بوده»! و «شکاف عمیقی بین اروپا و آمریکا ایجاد شده است»!. 12 ماه گذشت، اروپا به هیچ عنوان به تعهدات برجامی خود عمل نکرد. ظریف اعلام کرد که اروپا فقط حدود یک درصد تعهدات برجامی خود را انجام داده است.
ضرب‌الاجلی با تاخیر حداقل یک‌ساله
دولت روحانی با تاخیری حداقل یک‌ساله در 18 اردیبهشت 98 با اعلام یک ضرب‌الاجل 60 روزه، تعهدات برجامی خود را کاهش داد.ضرب‌الاجل 60 روزه‌، اقدامی حداقلی بود که البته طرف مقابل را غافلگیر کرد. غافلگیری طرف مقابل از این جهت بود که- با توجه به رفتار برجامی دولت- مطمئن بودند که دولت آقای روحانی به هیچ عنوان کوچک‌ترین واکنشی به عهدشکنی‌ها نشان نمی‌دهد.
اما در نهایت، اروپا در مدت زمان ضرب‌الاجل 60 روزه نیز به هیچ عنوان به تعهدات برجامی خود عمل نکرد. ظریف صراحتا اعلام کرد که اروپا 11 تعهد برجامی در قبال ایران دارد که در هیچ کدام از آنها اینستکس وجود ندارد.اروپا متعهد بود که در برجام ضمن لغو تحریم نفتی ایران و خرید نفت و پرداخت نقدی آن، مبادلات بانکی را نیز فراهم کرده و کالاهای تحریمی را نیز با ایران مبادله کند. اما به هیچ عنوان به تعهدات خود عمل نکرد.پس از پایان ضرب‌الاجل 60 روزه، دولت در اقدامی تأمل‌برانگیز، گام دوم کاهش تعهدات برجامی را با کاهش میلی‌متری تعهدات کلید زد. معمولا اقدام متقابل به‌گونه‌ای انجام می‌شود که از بیشترین میزان تاثیرگذاری در رفتار طرف مقابل برخوردار باشد. بر همین اساس، فلسفه اقدام متقابل، منصرف کردن طرف مقابل از زیاده‌خواهی‌های بیشتر و وادارکردن او به عقب‌نشینی است؛ اما متأسفانه روند کاهش تعهدات برجامی دولت و در ادامه نوع اظهارات دولتمردان، بیشتر از آن که نشان‌دهنده طلبکاری ایران در برجام و نمایش اقدام متقابل باشد، به دلجویی از اروپا و ارائه تضمین مبنی بر ماندن ایران در برجام شباهت داشت و دارد!اکنون دولت باید روند منفعلانه کاهش میلی‌متری تعهدات برجامی را تغییر داده و با اقدامی قاطع، واکنش متقابلی به عهدشکنی طرف مقابل در برجام بدهد.دولت باید ضمن اجرای دقیق اقتصاد مقاومتی و تلاش برای رونق تولید، دیپلماسی منطقه‌ای را نیز فعال کرده و وضعیت اقتصادی فعلی کشور را تغییر بدهد.
23 تیر، روز عبرت
به گزارش جهان، با تلاش‌های دولت روحانی و شخص رئیس‌جمهور در سال ۹۵ شورای عالی انقلاب فرهنگی با نام‌گذاری ۲۳ تیر، روز تصویب برجام، با عنوان روز «گفت‌وگو و تعامل سازنده با دنیا» موافقت کرد. اما باید تا دیر نشده نام این روز را به نام «روز عبرت» یا «روز پشیمانی از اعتماد به کدخدا» تغییر داد.

:: بازدید از این مطلب : 109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 19 تیر 1398

حساسیت و آلرژی بالای مشاور روحانی و رسانه های زنجیره ای دولت، از یک سریال با محوریت جاسوسی (گاندو) باعث سوالاتی در افکار عمومی شده است. افکار عمومی می پرسند چرا حسام الدین آشنا باید از روایت یک نفوذ در دولت چنین برآشفته و عصبی شود؟ می پرسند چرا نفوذ در رأس دولت تا این حد آسان است و چرا تحت لوای مذاکره، چنین جاسوسی باید آزاد شود؟ چرا دولت باید غرامت هنگفت آزادی این جاسوس، را به دروغ به عنوان دستاورد برجام اعلام کند؟! می پرسند ایران همیشه هدف جاسوسی بوده و وجود نفوذ طبیعی و آشکار است و به تصویر کشیدن فرآیند یک نفوذ بزرگ و نقد آن، چراغ افکندن روی حقیقت و بازدارنده نفوذهای بعدی است، پس چرا باید در برابر نمایش حقیقت، چنین حجم وسیعی از مخالفت و عصبانیت صورت بگیرد؟ از حمله به عوامل و بازیگران این سریال تا تهیه کننده اش و موسسه شهید آوینی تا محتوای واقعی آن.

 

آیا بین مشاور رئیس جمهور و این جاسوس برجسته یا سایر جاسوسهای رخنه کرده در دولت، ارتباط و علقه ای است که موج گسترده تخریب این سریال را سازماندهی می کند؟ می پرسند چطور دولتی که با شعار «آزادی» و «نبستن دهان منتقدان» از مردم رای می گیرد، با رویکردی فاشیستی، فریم به فریم یک سریال را سانسور می کند و اگر می توانست کل این سریال را هم مثل صنعت هسته ای و کارخانه های کشور پلمپ می کرد. و راستی چرا حسام الدین آشنا تا این حد به جاسوس ها حساس است ؟ چرا که پیش از این نیز به دستگیری و خودکشی کاوس سید امامی (جاسوس محیط زیستی ) واکنشی تند و جانبدارانه نشان داده بود!

 

از قضا همین حساسیت سوال برانگیز باعث شده واقعی بودن گاندو برجسته تر و این سریال محبوب تر شود. مثلا آقای آشنا که دستی در نظرسنجی های توئیتری دارد، می تواند در صفحه توئیتر خودش، درباره گاندو هم نظرسنجی بگذارد. و مثلا بپرسد مردم ایران! به نظر شما، گاندو راستگوتر است یا دولت روحانی؟ گاندو را بیشتر دوست دارید یا دولت را؟ با گاندو احساس امنیت تان بیشتر است یا بی گاندو؟ و اما بعد. 4 سال پیش تقریبا همزمان با ماجرای جیسون رضائیان، مطلبی در سرمقاله خردنامه همشهری درباره آبشخورهای فکری حسام الدین آشنا نوشتم.

 

در آن مطلب، پروژه فرهنگی وی درباره اسلام اجتماعی یا اسلام سکولار و تئوریسین آن و مراد آشنا، گلزاده غفوری و تاثیرات او بر آشنا در ترویج عقاید و آثار ضداسلامی (به اسم تکثرگرایی فرهنگی) و حتی در خلع لباسش را تشریح نمودم. از بانیان مدرسه علوی (مرکز تحصیلی انجمن حجتیه) که همپای همفکرانش در نهضت آزادی و جبهه ملی، علیه لایحه قصاص موضع گرفت و پس از اعدام پسرانش (اعضای گروهک منافقین) خلع لباس کرد. کسیکه در مرگش مریم رجوی بیانیه عزا صادر کرد! بعد از گذشت سالها، و بیان فکت های ارتباط غلیظ فکری او و امثال این فرد، هنوز آشنا پاسخ نگفته که ارتباطش با وی و امثال او چیست؟ آیا از کسی که به چنین بستر فکری منحط و سمپات سازمان تروریستی منافقین، تعلق خاطر دارد، انتظار دارید در برابر یک سریال امنیتی، سکوت کند؟! و سوال آخر که شاید بعضی بپرسند این است که اصلا جیسون رضائیان خطرناک تر است یا حسام الدین آشنا؟! شاید گاندوهای بعدی به این پرسش جواب دهد.

 

 

به هر ترتیب گاندو، یک به مثابه یک شوک هم به دوستان و هم به دشمنان، ظاهرا چُرت خیلی‌ها را پاره کرده است. مردم، کنجکاو و حساس شده‌اند؛ مانند تشنه چند روزه‌ای که حالا فقط به اندازه یک نصف لیوان آب، رفع تشنگی کرده است. عطش دانستن درباره ماجرای نفوذ، که تنها گوشه‌ای از آن، در سریال ۳۰ قسمتی گاندو به تصویر کشیده شده است.

 


مردم شوکه‌اند. هنوز باورشان نمی‌شود این حجم از نفوذ و خسارت‌های آن را. هنوز سریال را کامل و دقیق ندیده‌اند. چون تصور می‌کردند یک سریال معمولی با همه سرگرم کنندگی‌هایش را تماشا می‌کنند؛ که کنارش می‌شود کار انجام داد، گپ و گفت‌وگوی خانوادگی کرد، میوه و شام خورد و قصه را هم شنید.

 


گاندو در عین حال، نوک کوه یخ است. گاندوهای دو و سه چهار و پنج هم هستند که باید درباره شان مستند و فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی ساخت. بنی صدر، یک گاندوی بزرگ بود در جایگاه ریاست جمهوری و با اسم رمز SD LURE در لانه جاسوسی آمریکا.

 

همین طور، عباس امیر انتظام و صادق قطب زاده و کیانوری و ناخدا افضلی. یا نمایندگان مجلس و مدیران اجرایی که پس از دوره موسوم به اصلاحات، از کشورگریختند و پناهندگی گرفتند.

 


اما از تاریخ که به امروز بیاییم، در همین سه چهار سال اخیر، کم گاندو شکار نشده است. سیامک و باقر نمازی، درّی اصفهانی، نزار زکا، نازنین زاغری، کاووس سید امامی، و... این آخری، خانم «النا- الف» در ارتباط با وزارت نفت.

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 385
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 17 تیر 1398

پیرامون نشست خبری روز گذشته معاون وزیر امور خارجه و سخنگوی سازمان انرژی اتمی که بدون اعلام سطح افزایش غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران پایان یافت با دکتر فریدون عباسی گفت‌وگو کرده‌ایم. رئیس سابق سازمان انرژی اتمی معتقد است طرف‌های مقابل ما بین خودشان اظهار می‌کنند که ایران بلوف می‌زند و به همین خاطر می‌شود فشار بیشتری به ایران آورد.
***
 حضرتعالی در مصاحبه با «وطن‌‌امروز» بر شروع غنی‌سازی 20 درصد تاکید داشتید، با این حال سخنگوی سازمان انرژی اتمی دیروز در نشست مطبوعاتی گفت فعلا رسیدن به غنای مورد نیاز برای تامین سوخت رآکتور تهران (20 درصد) در دستورکار نیست. نظر شما در این باره چیست؟
همانطور که گفتم ما باید به سطح قبلی غنی‌سازی برگردیم. نتیجه کار خبط و اشتباهی که در این چند سال در کشور صورت گرفته این است که کشور از ذخیره اورانیوم غنی شده در حد 10 سالUF6  پر شده است.
لازم است که ما در سطح بالاتری به تقابل بپردازیم.
درست است که در حال حاضر ما نیازی به سوخت 20 درصد نداریم ولی باید اورانیوم غنی شده 20 درصد به صورت UF6 تبدیل به U3O8 ، 20 درصد شود و آن به صفحات سوخت و بعد آن صفحات به مجتمع یا بسته سوخت تبدیل شود. در حال حاضر چون در دولت دهم پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفت و اورانیوم به میزان کافی غنی و تولید شد، می‌شود گفت که بسته‌های سوخت برای این حد کارکردن رآکتور تهران کافی است، البته اطلاعات بنده به روز نیست و ما به حرف‌های مقامات کشور استناد می‌کنیم. اگر چنین مطلبی صحت داشته باشد این همان سوختی است که از قبل موجود بوده است. موضوعی که بنده در گفت‌وگو با «وطن‌‌امروز» گفتم این بود که بهتر است فردو راه‌اندازی و UF6 20 درصد ذخیره شود، نه اینکه به کیک زرد 20 درصد تبدیل کنیم. نکته اصلی این است که اگر شما بخواهید با انجام ندادن تعهدات طرف مقابل مقابله کنید باید در حدی با او برخورد کنید که او احساس کند باید بیاید و حقوق شما را ادا کند. ولی در حد سطح پایین آن هم به این صورت که سطح غنی‌سازی را بالا ببریم ولی عدد را اعلام نکنیم می‌شود گفت که این کار بیشتر آماده‌‌سازی شرایط داخلی و افکار عمومی برای سفیدنمایی اروپایی‌هاست. یک جریان فکری در داخل کشور ما هست که می‌خواهد اروپا را سفید نشان بدهد ولی اروپا اینقدر سفید و بی‌خطر نیست. اروپایی‌ها تا حد زیادی با آمریکا همراه هستند و به عنوان یک سوپاپ اطمینان برای آمریکایی‌ها عمل می‌کنند. اروپا همانند سال‌های 82 تا 84 که اتفاقا شخص آقای روحانی و تیم همراه او مذاکره و عقب‌نشینی کردند و دستاوردی جز قطعنامه‌های شورای حکام آژانس که منجر به صدور قطعنامه‌های شورای امنیت شد نداشتند، الان هم همان روش را دنبال می‌کند، زیرا از طرف ایران پیام مماشات و عقب‌نشینی صادر می‌شود.
 اینکه موضوع کاهش تعهدات هسته‌ای ایران به‌صورت اولتیماتوم و ضرب‌الاجل در دنیا مطرح و سپس در موعد مقرر، درصد افزایش سطح غنی‌سازی اعلام نشود، توسط طرف‌های مقابل ایران تعبیر به بلوف نمی‌شود؟
نظر بنده همین است. یعنی طرف‌های مقابل ما بین خودشان اظهار می‌کنند که ایران بلوف می‌زند و به همین خاطر می‌شود فشار بیشتری به ایران آورد. تحلیل آنها این است که ایران با این سیگنال‌هایی که می‌فرستد نیاز به مذاکره دارد و پای میز مذاکره می‌آید ولی آنها می‌خواهند از ما امتیاز گرفته و امتیازی به ایران ندهند. آمریکایی‌ها هم همینطورند. آمریکا به مرزهای اقتصادی ایران تجاوز و پیشروی کرده و از بانک گرفته تا نفت و کشتیرانی ایران را تحریم کرده است اما می‌گوید بیایید مذاکره کنیم. طبیعتا وقتی ما بخواهیم مذاکره کنیم باید دست‌های‌مان بالا باشد در غیر این صورت که نمی‌شود مذاکره کرد. احسنت به مقام معظم رهبری که مقابل مماشات محکم ایستادند و در حقیقت قهرمان ملی ما شخص ایشان هستند، نه کسانی که صرفا عنوان قهرمان هسته‌ای را یدک می‌کشند و برای خودشان پیام تبریک می‌فرستند.
 فرمودید که مواد مورد نیاز رآکتور تهران در دولت دهم تهیه و تولید شده بود؟
بله! غنی‌سازی 20 درصد همان موقع انجام شد و به نتیجه رسید و همان متخصصان توانستند این موضوع را با کمک متخصصان بخش‌های مکانیک پیش ببرند، یعنی بخش غنی‌سازی کار خودش را انجام داد و بخش سوخت هم کار خود را. بویژه در حوزه مکانیک جامدات موفق شدند صفحات سوخت را به شکل استاندارد و به تعداد زیاد تولید کنند.


:: بازدید از این مطلب : 423
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 13 تیر 1398


ارگان حزب کارگزاران، عملکرد فراکسیون امید و رئیس آن را تراژدی خواند.
روزنامه سازندگی نوشت:  اسفندماه سال ۹۴ که اصلاح‌طلبان به ضرورت عدم ورود تندروها به مجلس به لیست ائتلافی با اصولگرایان میانه‌رو رسیدند و با رای خود، خوشحال از تغییر ۷۰ درصدی ترکیب مجلس پایکوبی می‌کردند هرگز فکرش را نمی‌کردند که قرار است ۴ سال بعد در این نقطه بایستند؛ جایی که از علی مطهری در جایگاه نایب‌رئیسی مجلس به نایب‌رئیسی عبدالرضا مصری، وزیر احمدی‌نژاد برسند و ریاست کمیسیون امنیت ملی را درست در حساس‌ترین زمان به‌دست تندروترین طیف مجلس و چهره‌ای بسپارند که ۱۴ ماه پیش برجام را در صحن آتش زد. همچنین کمیسیون‌های فرهنگی و آموزش را هم که اتفاقا از مهم‌ترین کمیسیون‌ها برای بدنه رای اصلاحات هستند یک به یک به طیف نزدیک به جبهه پایداری تقدیم کنند. اما چه شد که سرانجامِ لیست امید به اینجا رسید؟ گام‌های اشتباه فراکسیون امید در این مسیر چه بود؟
شاید مهم‌ترین گام اشتباه امیدی‌ها اصرار بر داشتن هویت مستقل آن هم در صحنه رقابت‌های درون پارلمانی بود. در شرایطی که منطق ائتلاف اصلاح طلبان با اصولگرایان میانه‌رو (که بر اساس آن وارد مجلس شدند تا عرصه را بر تندروها تنگ تر کنند) هنوز به قوت خود باقی است و اتفاقا این منطق با پررنگ‌تر شدن تلاش تندروهای داخلی و خارجی قوی‌تر از گذشته هم بر مناسبات درون پارلمانی حاکم است، اصرار بر داشتن هویت مستقل و جدا کردن راه خود از اصولگرایان میانه رو در رقابت‌های درون پارلمان فقط فضا را برای تندروها گشاده‌تر کرد. کاندیداتوری محمدرضا عارف برای رقابت با علی لاریجانی در انتخابات ریاست مجلس در سال چهارم، آن هم در شرایطی که حتی همه امیدی‌ها هم حاضر نشدند به او رای بدهند و به گفته جلال میرزایی رئیس کمیته سیاسی فراکسیون در گفت‌وگو با سازندگی «۳۰ نفر از امیدی‌ها در این انتخابات به او رای ندادند»، درست به همین دلیل تصمیم اشتباهی بود. 
آنطور که خبرنگار سازندگی کسب اطلاع کرده است عارف یک حلقه فکری مخصوص خود دارد که بخشی از آن در فراکسیون امید و بخشی دیگر در بیرون از مجلس هستند. محمدرضا تاجیک، هادی خانیکی، مهدی نادمی، جعفر توفیقی، حمیده مروج (همسر عارف)، آذر منصوری، زهرا شجاعی، فائزه دولتی و فرشید گلزاده از چهره‌های خارج از مجلس این حلقه فکری و عبدالکریم حسین‌زاده، محسن علیجانی، رضا انصاری، ابوالفضل سروش و محمدی از چهره‌های درون پارلمانی این حلقه هستند که البته نقش چهره‌های بیرون از مجلس این جمع در تصمیم‌گیری‌های عارف پررنگ‌تر است. ظاهرا تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات هیئت رئیسه مجلس نیز از درون این حلقه بیرون آمده بود. هرچند که عارف به اعضای فراکسیون گفته بود این تصمیم را به اطلاع چهره‌های موثر جریان اصلاحات از جمله سیدمحمد خاتمی و سید حسن خمینی رسانده و آنها از این تصمیم حمایت کرده‌اند.
وقتی از اشتباهات فراکسیون امید سخن می‌گوییم نمی‌توانیم از کنار محمدرضا عارف به سادگی عبور کنیم. به‌خصوص که او در این مدت علاوه بر ریاست فراکسیون امید، ریاست شورای عالی اصلاح‌طلبان و شورای ۵۱ نفره امید (نمایندگان تهران و اعضای شورای شهر تهران)را نیز بر عهده داشته است؛ یعنی ریاست همه آن سازوکارهای فراحزبی اصلاح‌طلبان که در حال حاضر فعال هستند. 


:: بازدید از این مطلب : 492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 10 تیر 1398

سريال غيبت رئيس جمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام با وجود اين‎كه سه رئيس در اين مدت روي صندلي رياست اين مجمع نشسته‎اند از جمله موارد انتقادي رسانه‎هاست. رئيس جمهور عضو اين مجمع است اما از زمان رياست هاشمي رفسنجاني تا به امروز غايب جلسات آن بوده است. روحاني چه در زمان مرحوم آيت‎الله هاشمي شاهرودي و چه امروز كه آيت‎الله آملي لاريجاني رياست اين شورا را بر عهده دارد غايب اصلي اين جلسات بوده است.

همچنين جلسات ديگر شوراها هم كه البته رئيس جمهور رياست آن‎ها را به عهده دارد جلسات با عدم حضور رئيس جمهور به طور منظم برگزار نمي‎شود.

به گزارش مشرق، در همين راستا، چندي پيش «سيد عزت ا... ضرغامي»، از جمله اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي از عدم برگزاري جلسات اين شورا سخن گفت و در توئيتي بيان كرد:

«طبق برنامه، بايد امروز جلسه ش. ع. ا فرهنگي تشكيل مي‎شد.بعد از چند بار تأييد و تكذيب، مي‎گويند جلسه لغو شده است! بي‎احترامي به اعضا به كنار، موضوعات مهم و اولويت‎دار انباشته شده همچنان در بلاتكليفي ماند. قرار بود نواب محترم رئيس، در اين شرايط و بر اساس آئين نامه جلسه را تشكيل دهند.»

جالب اين جاست كه جلساتي كه رياست آن با «حسن روحاني» است وقتي وي حضور نداشته باشد اغلب برگزار نمي‎شود.

جلسه شوراي عالي فضاي مجازي هم با همين روند مواجه شده است.

در همين راستا، «احمد مازني»، نماينده تهران مي‎گويد: «خيلي وقت است كه جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي فضاي مجازي برگزار نمي‎شود.»

او مي‎گويد:

«تا جايي كه من اطلاع دارم بعضي گفت‎وگوها بين برخي اعضاي اين دو شورا با آقاي رئيس جمهوري به وجود آمد كه باعث كدورت‎هايي شد و از آن به بعد ديگر جلسات تشكيل نشد. بعد از دعواي لفظي كه بين آقاي ضرغامي و آقاي روحاني در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به‎وجود آمد، يك جلسه براي هفته بعدش پيش‎بيني شده بود كه لغو شد و از آن به بعد هم جلسه‎اي تشكيل نشد.»

عدم برگزاري جلسات نهادهاي عالي انقلابي به علت غيبت حسن روحاني در حالي است كه تاكنون چندين بار موضوع افزايش اختيارات رئيس جمهور توسط افراد مختلف از جمله مطرح شده است، اما عدم برگزاري اين جلسات بيان مي‎كند كه رئيس جمهور اختيارات و رياست نهادهاي مختلفي را دارد كه از ان استفاده نمي‎كند.

جلسات نهادهاي انقلابي برگزار نمي‎شود و وضعيت اقتصادي هم كه با نابساماني جدي روبه روست. در اين شرايط رئيس جمهور طلب اختيارات بيش‎تر مي‎كند، اما سوال اصلي اين است كه با همه اين اختياراتي كه حسن روحاني دارد وي مشغول چه كاري است كه مشكلات اقتصادي هر روز بيش‎تر مي‎شود؟ سال گذشته بود كه مجلس، رئيس جمهور را به خانه ملت دعوت و چند سوال از وي پرسيد. نمايندگان جز يك سوال در مورد توضيح روحاني براي سوالات ديگر قانع نشدند اما وضعيت اقتصادي كشور نه تنها پيشرفت نكرده است بلكه متأسفانه حتي برخي از اقلام مورد استفاده قشر ضعيف جامعه هم افزايش قيمت داشته و اين مساله وضعيت اقتصادي را وخيم‎تر كرده است.

با اين شرايط نه شاهد برگزاري درست جلسات نهادهاي انقلابي با حضور رئيس جمهور هستيم و نه شاهد بهبود روند اقتصادي كشور و اين سوال باقي مي‎ماند كه رئيس جمهور در حال انجام چه كاري است؟

 


:: بازدید از این مطلب : 397
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 10 تیر 1398

مرسی چند اشتباه بزرگ را مرتكب شده بود كه همين اشتباه‎ها موجب عزل، حصر، محاكمه و در نهايت مرگ وي شد. اشتباه اول همان گونه كه گفته شد، عدم تصفيه حكومت جديد از پسمانده‎هاي حكومت قبلي بود. در اين ميان بزرگ‎ترين اشتباه او اعتماد به ژنرال سيسي بود؛ همان شخصي كه در كم‎تر از يكسال بعد عليه مرسي كودتا كرد و او را از صحنه سياست به گوشه زندان كوچانيد. ژنرال سيسي قسم خورده بود كه به مرسي وفادار خواهد بود و به اين ترتيب از سوي مرسي نيز به‎عنوان فرمانده نيرو‎هاي مسلح منصوب شد. اما قسم و عهد اين نظامي كاركشته واقعي نبود و مرسي نفهميده بود كه در عالم سياست نبايد به قسم يك نظامي سياستمدار دل بست. اشتباه دوم او دل بستن به آمريكا و عربستان و اعتماد بيجا به اين دو كشور بود. در همان ابتداي روي كار آمدن مرسي، وزير خارجۀ وقت آمريكا يعني خانم هيلاري كلينتون به قاهره رفت. اين سفر به مثابه اعلام حمايت ايالات متحده از رئيس جمهور جديد مصر به شمار مي‎آمد. مرسي همچنين در همان ابتدابه طمع گرفتن كمك مالي به رياض رفته بود اما سعودي‎ها نه تنها كمكي به او نكردند بلكه حمايت تمام قدي از كودتاي ژنرال سيسي داشتند. اشتباه سوم مرسي نيز عدم اعتماد به مردم خود بود؛ همان مردمي كه به او راي داده و وي را به‎عنوان رئيس جمهور منتخب خود برگزيده بودند. رياست جمهوري،عزل، حصر، محاكمه و در نهايت مرگ محمد مرسي آيينه تمام نماي عبرت شخصي است كه از سرانجام ديگران درس عبرت كامل را ياد نگرفته بود، سرانجام محمدرضا شاه، حسني مبارك، چائوشسكو، صدام حسين و معمر القذافي! اكنون او خود آيينه تمام نماي عبرت ديگران شده است و اين درس روزگار است كه اگر از ديگران درس عبرت نگيريم خود درس عبرت ديگران مي‎شويم!


:: بازدید از این مطلب : 375
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران