منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
شنبه 29 مهر 1396

تقریبا چهل دهه از عمر شکوهمند انقلاب اسلامی می گذرد. در این مدت بارها سیاست مداران کاخ سفید برای شکست و یا به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی نقشه ریختند و آنرا به شکلها و روش های مختلفی اجرایی کردند، هیچکدام از تصمیمات براندازی شیطان بزرگ بدون برنامه ریزی های دقیق و از پیش حساب شده نبوده است. کلیه اعمال و برنامه های سران کاخ سفید برپایه منافع آنهااستوار است که توسط اقتصاددانان و سیاستمدارن خبره تایید نوع و روش اجرای آنها را پیشنهاد می کردند. مانند طرح برنارد لوئیس که تجزیه کشورهای اسلامی برای اولین بار در نشست سال 1979 اعضای بیلدربرگ در اتریش سخن گفت. او طرح خود را که شامل تجزیه کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به کشورهای کوچک که قابل مدیریت باشند، برای سران اقتصادی و سیاسی شرکت کننده در بیلدربرگ ارائه داد.این یک اصل کلی در اصول تفکر لیبرال دموکراسی است. و ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز معروف کاخ سفید و پیش بینی جنگ تمدنها را ارائه داد و برای پیروزی آمریکا در این جنگ که بین اسلام و آمریکاست راه حلهایی را ارائه داده است. 

 

ادامه دارد

 


:: بازدید از این مطلب : 611
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 28 مهر 1396

درحرم امن همه محرمند در روند تکثیر انسان روی کره خاکی، مرکز ارزشگذاری انسان نسبت به دیگر حیوانات یعنی قدرت تفکر وتعقل به یاری و کمکش آمده است. هرچند بنا به مقتضای همین نعمت الهی انسانها برای رسیدن به خوشبختی ودست یابی به حقیقت زندگی، گفتند و نوشتند و راهها پیمودند. اگر درژرفای تاریخ اندیشه ها غور کنید، به هزاران نقشه راه دست خواهید یافت که اندیشمندان نسبت به این موضوع پیشنهاد داده اند، بیشتر آنها، یا در ابتدای راه محوشدند ویا چند صباحی ماندند و در پهنه گیتی گم شدند. آنچه نظر حق است، همخوانی نیروی تعقل و تدبر، با راهی که توسط وحی برای رسیدن انسانها به خوشبختی و حقیقت زندگی بر روی این کره خاکی در امر الهی قرار گرفته باشد. همان راه الهی نیز به بلندای عمر بشر، با امداد از عقل خدادادی، کج فهمها الکش کردند و آنرا به کوره راههای بیشماری تقسیم نمودند . برسر حقانیت هر راهی کوشیدند وتبلیغ نمودند، وبرای تحمیل به دیگران جنگهای خونینی راه انداختند و انسانهای بی گناه بسیاری در طول خط عمر انسان در در پهنه گیتی، دم نیزه و شمشیر و تفنگ و بمب به خاک و خون کشیده شدند و معلوم نیست به کدامین گناه کشته شدند. به قول عارف بزرگ جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. به لطف و شکرانه قدرت تعقل و فهم و شعور این موهبت الهی برای خلیفت الهی روی کره خاکی، دانش در چند دهه گذشته به اندازه چند قرن پیشرفت داشته است. اختراعات و اکتشافات بسیاری صورت گرفته است، ودر بیشتر زمینه ها پیشرفت علم و تکنولوژی برای انسان خیرات داشته است. به همان اندازه که علم پیشرفت نموده است، در زمینه های اجتماعی نیز تغییراتی بوجود آمده است بیشتر این تغییرات بر اثر پیشرفت تکنولوژی بوجود آمده است. قوانین مختلف روابط اجتماعی از آن جمله هستند. ملیونها کتاب در زمینه های مختلف برای دست یابی انسان به خوشبختی ورسیدن به حقیقت زندگی نوشته شده است. هرکدام از دریچه "فهمی" و "دیدی" نسبت به جهان هستی نگاه کرده اند. بعد از هزاران سال از ظهور انسان، ودست یابی انسان به بالاترین تکنولوژی، ودرنهایت رسیدن انسان به مدرنیسم و پست مدرنیسم غربی، و ارائه پیشنهادات در نظریه پردازیها و تئوریها، منتهی شد به قرن توحش در لباس زیبای لیبرالیسم دموکراسی غربی. و آثاراین همه جهان بینی این شد که مردم دنیا در منزل با ا هل و ایال نشسته باشند و ساندویچ هات داگ را گاز بزنند، شاهد دهها کودک و زن ومرد بی گناه باشند که مانند کشتارگاه دام، درپاکستان، عراق، افغانستان، کشورهای آفریقایی، سوریه، و یا یمن در خون می غلطند، و به لطف آزادیهای مدنی و فرد گرایی افراطی در غرب، شاهد ظهور تولد هزاران نوزاد نامشروع(حرامزاده) و بالا رفتن درصد جنایات در دو کشور آمریکا و انگلیس هستیم. طبق آمار رسمی دولت آمریکا، مجموع کل آمار نامشروعیت در سال 1992، سی و دو درصد بود(کتاب در سراشیبی به سوی گومورا ص 353) در صد ارتکاب به جنایات در همان سال در آمریکا پنجهزارو وهفتصد نفر در هر یکصدهزار نفربود.(همان کتاب ص 354). این آمار هر سال در حال افزایش است. باید حدس زد که نتیجه این همه تئوریها و نظریه پردازیها و این همه کتابهای رنگ و با رنگ و قطور این شده که با کمال آرامش بقیه لقمه هات داگشان را بجوند وجرعه ای کوکاکولا سر بکشند و منفعلانه از سر شرم،! سرشان را پایین بیندازند، البته. با کمال تاسف،شاهد شیفته گری و سینه چاکی بعضی از جوانان میهنمان، که شیفته رنگ کراوات و ابزار تکنولوژی و شلوار لی و فردگرایی افراطی به چنین جوامع افسار گسیخته ارزشهای اخلاقی هستیم که از بی مهری و عدم تعلق به خانواده، فامیل، و خاک و مردم کشورش به چنین دیدگاه غلطی رسیده اند، وگرنه صدای ساز از دور خوش است. سوغات تفکر فرد گرایانه چاره برون رفت از این همه سرگردانی انسان را در همجنس بازی و فمینیسم و. . .جستجو می کنند.!!! نتیجه کج فهمی و کج رویها خارج از راه الهی، اینگونه عجوجاتی است که نصیب قرن حاضر شده است. با این شناخت اندک از جهان امروز که بوق و کرنای آن گوش فلک را کرکرده است، جاهایی را سراغ دارم که معجزه قرن بیست و یکم بلکه تمام قرون است. حالا که ملیونها کتاب و نوشته و تئوری،و نظریه ها نتوانسته دست انسان سرگردان را بگیرد تا به آرامش زندگی برساند، این مکانها بدون داشتن برگه حق ورود، پرداخت حق ورود، اجازه از کسی خواستن، فضای خود را با عطور معطر بر روی هر انسان با هر رنگ و زبانی و نژادی، می گشاید. دراولین قدم تمام درون مایه های فکری، از لحاظ مادی، ذهنی،و... فراموش می شود و چشم جز زیبایی نمی بیند، گوش جز نجوای مهرورزی چیزی نمی شنود، دریچه های قلب با هر ضربه ای، صفا و مهر و عشق را به تمام سلولهای بتن ارسال می کند. ورود به این مکانها تمام داشته های ذهنی فراموش می شود وحواس پنج گانه ات به ساز قلبت، که آهنگ مهرورزی را سر می دهند، مست و سر خوش می شوند. فارس، ترک، لر،بلوچ،عرب، انگلیسی، و فرانسوی و آمریکایی در کنار هم راه می روند و تنه به تنه هم می نشینند وهرکدام در فضایی سیر می کنند که سر شار از لطف و کرم و بخشش است، در این همایش خود جوش روزانه هزاران انسان، بدون هیج برنامه انظباتی و مقرراتی  که نه خبری از برنامه خاصی که از قبل تهیه شده باشد هست و نه از پلیس، همه آزادند، آن آقا و یا خانمی که در خارج از این محیط با حرکت اشتباهی سهوی از طرف مقابل حرفهای رکیکی می زد در این مکان بامشاهده چنان حرکتی با لبخند مهربانی جواب میدهد. نه به "آن" جوامع پیشرفته که نمی توانند بیست نفر را در مکانی بدون حضور پلیس و دستورالعملهای خاص نگه دارند، نه به این مکان که هزاران هزار نفر را بدون حتی یک پلیس در کمال آرامش و بدون هیچگونه دلهره و واهمه ای نگهداری می کنند. آیا معجزه ای رخ داده است یا سری است که از عقل و فهم و شعور ما بدور است. آیا نمی شود، با روشهای خاص و دستورالعملهای مختص به این مکانها، این رفتار را به کل جامعه تعمیم داد؟ کجاست آن نظریه پردازان غربی؟ چطور حرکت ماشینی را در کویر رصد می کنند ولی چشم خود را کور و گوش خود را کر و دوربینهای تنظیم شده به حرکات دنیا، این مکانها را نمی بینند تا از آن درس بگیرند. البته آنها به این مهم واقف شده اند، و برای تخریب آنها توسط حرامی های داعش در دستور کار قرار داده اند. همراهی با ائمه(ع) به ظهور شیعه منتهی شد. به پاس عزت و احترام ائمه(ع) نزد ایزد منان، برکات آنها نیز نصیب شیعیان شد. از جمله آن برکات، مکانهای زیارتی آنهاست. چشم تیز بین دشمن به خوبی متوجه یمن و خجستگی این مکانها شده است، که توسط تروریستهای تربیت شده سعی می کنند این مکانها را تخریب نمایند تا شیعیان به گرد آنها نروند. برچسبها: خلیفت الهی- امرالهی- حقیقت زندگی- لیبرالیسم- ائمه(ع) - مهرورزی


:: بازدید از این مطلب : 5146
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 21 مهر 1396

این روزها به خوبی لمس می کنیم که انقلاب بعد از حدود چهل سال از عمر باشکوهش بر استکبار ستیزی اش در شعار و عمل موفق بوده است، آنچه که نظر رهبر کبیر انقلاب خمینی کبیر(ره) بوده در این هدف خوب عمل شده و من با غرور نماز شکر می گزارم. این پیروزی را از رفتار رهبران لیبرال دموکراسی غرب به خوبی می توان فهمید. وقتی عصبانیت شیطان بزرگ را شاهد هستیم، و علت این عصبانیت  در ناکامی های مداومی است که در حوزه های مختلف از جمهوری اسلامی ایران سیلی خورده است. نا امیدی در استراتژی طرح خاور میانه جدید با توجه به تجربه ای که بعد از جنگ جهانی دوم موفق به تجزیه امپرطوری اسلامی شدند.  روی این طرح  چندین سال نظریه پردازان و سیاستمداران آمریکا بر اساس طرح برنارد لوییس یهودی اسلام شناس کارکردند. لوییس در یک سخنرای در سال 1979 به سران اقتصادی و سیاسی استعمارگران غرب اعلام کرده بود برای موفقیت در سلطه گری،باید کشورهای خاورمیانه بر اساس بنیان های زبانی، نژادی و منطقه ای تکه پاره شوند. بر اساس این طرح نقش انگلیس خبیث، راه اندازی و حمایت شورش های قومی اقلیت هایی مانند دروزی ها در لبنان، بلوچ ها، ترک ها و کردها در ایران، علوی ها در سوریه، عیسویان در اتیوپی، فرقه های مذهبی در سودان، قبایل عرب در کشورهای مختلف عربی، کردها در ترکیه و ... بوده است. هدف این طرح تکه تکه کردن خاورمیانه و تبدیل آن به موزائیکی از کشورهای کوچک و ضعیف که همیشه در حال رقابت و کشمکش با یکدیگر باشند. شیطان بزرگ، برای اینکه هزینه کمتری برای این طرح بپردازد، اسلام هراسی شیعی را همراه با بعضی ازکشورهای غربی، تبلیغ وترویج کردند تا بتوانند ترسی در دل کشورهایی که به صورت قبیله ای اداره می شوند بیاندارند. تنها موفقیت آنها همراهی عربستان و چنگ زدن به درآمدهای نفتی بود که از چاه های نفت عربستان بدست می آمد. برای رسیدن به هدف اصلی، با استفاده از شعار همیشگی زورگویان و استعمارگران، "تفرقه بیانداز و حکومت کن" استفاده نمودند. پیچیدن این نسخه پر نیرنگ و شوم به دنبال استفاده از تجربیات تاریخی تفرقه افکنی عقیدتی در جهان اسلام بوده است، که در راس آن چشم انداز، اختلاف بین قومیت ها در کشورهای اسلامی در قالب تجزیه طلبی و استقلال خواهی توسط  مزدوران خود در کشورهای مختلف اسلامی انجام گیرد. این اهداف شوم آمریکایی صهیونیستی با پس زمینه "اشغال عراق"، در بعضی از کشورهای اسلامی، چون عراق، سوریه، لبنان، یمن و ...،را بعد از طی دوره ای آموزشی نظامی(توسط صهیونیست ها) و عقیدتی(توسط وهابیون عربستان) اجرایی نمودند.بعد از طی بازه زمانی، ظهور تولد یک مولود حرامی به نام داعش در قلب چند کشور اسلامی در خاور میانه و آفریقا شد. در قسمتی از اهداف آنها براه انداحتن یک جنگ نیابتی برای مقابله با جمهوری اسلامی اولین مخالف این طرح شیطانی بود. این مولود حرامی  برای رسیدن به مرزهای جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر به خاطر موقعیت مناسبشان فعالیت را آغاز نمودند و باعث خسارات فراوانی چه جانی و چه مالی در کشور های عراق و سوریه شدند. بعد از چند سال از وعده های رویایی که به سران داعش جهت ایجاد دولت اسلامی وهابی صهیونیستی دادند، فهمیدند رویای آنها حبابی بیش نبود، و این خواب تسلط بر خاور میانه به دل رهبران کاخ سفید ماند. حالا که به لطف خداوند و فرماندهی رهبر فرزانه و شجاعت و دلیری مدافعان حرم، پوزه شیطان در اجرای این طرح به خاک مالیده شده است آیا نباید ترامپ عصبانی باشد، هرچه او عصبانی تر باشد مطمئنا شدت سیلی که از ایران اسلامی خورده است اثرگذار بوده است. این فکر درستی است، شیطان از دست کسانی عصبانی می شود که مخالف میل او عمل کنند. ترامپ و تمام حامیانش بدانند، که مردم ایران وفتی عصبانیت آنها رامی بینند خوشحال و خوشحالتر می شوند، زیرا به حقانیت عملکرد خودشان شک نمی کنند. پیام تمام مردم ایران به شیطان بزرگ همان بیان شهید بزرگوار دکتربهشتی است، که فرمود: به آمریکا بگویید، ازدست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. 

قل موتوا بغبضکم... بگو با همین خشم (و کینه ای که در دل دارید بمیرید). (سوره آل عمران، آیه 119)


:: بازدید از این مطلب : 570
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 مهر 1396

مهر با پرچم علم و دانش و محرم با پرچم، ایثار و شهادت و هشت سال دفاع مقدس با پرچم، مقاومت و رشادت

چه مهمانی و میزبانی مبارکی، وقتی مهر، ماه علم و دانش، میزبان محرم، ماه عشق و ایثار و شهادت و بصیرت باشد.

و هشت سال دفاع مقدس، نهال و مولود مبارک، این دو منبع رشد کرامت ، عزت انسان و آدمیت

مهر ومحرم و دفاع مقدس، هر سه میعادگاه مهرورزی،مدارس عشق و ایثار و شهادت،  مظهر بالندگی، تلاش و کوشش برای رشد وبصیرت، قدم برداشتن برای رسیدن به قله های رفیع علم ، دانش و معرفت در پی اهدافی  والا به سوی کمال انسانها.

محرم زیباترین نوع زندگی را به ما می آموزد، امروزه اکثر ماها درحاشیه های زندگی، عمر را  تلف می کنیم ، محرم اصل اساسی زندگی است. درمحرم جز زیبایی، هیج چیز نمی بینیم.

وقتی باید از گهواره تاگور پی علم و دانش باشیم،باید همه ماه ها محرم و همه سرزمین ها کربلا و همه روز ها عاشورا باشد. تا رازهای نهفته در کربلا و فرات را از نوک قلم هایمان به کنج دلمان رسوخ نماید، تا مثال آنهایی باشیم که نام حسین (ع) را بر پیشانی بستند تا سندی باشد بر این عهدی که معلم هایشان در مدارس عشق،  به آنها یاد داده بودند.عجب پدیده مبارکی، محرم مهمان مهر باشد، چقدر یادگیریمان آسان می شود،چه منطقی بالاتر از ابوالفضل علمدار(ع)در لابلای کتاب ها می یابیم که در دشت سوزان کربلا، داغ خنک کردن گلویش را به خاطر عهدی که بسته بود، بردل آب فرات بگذارد.  و فصاحت و بلاغت کلام زینب (س) در کاخ یزیدیان وایثار و عشق ورزی شهیدان هشت سال دفاع مقدس که تمام دلنوشته های عارفان و عابدان و اندیشمندان را به تعظیم واداشته است.

در سفره تعلیم و تربیت امسال مهر، رایحه ایثار و شهادت و جانبازی به مشام سفره دارانی چون جوانان و نوجوانان ایران اسلامی می رسد.


:: بازدید از این مطلب : 566
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 12 مهر 1396

خیلی از ما انسانها در زندگی روزمره از اصل زندگی قافل می شویم و زندگی مان حول محور حاشیه های زندگی می چرخد. خیلی هم به خود می بالیم که داریم زندگی کنیم! در حالیکه از ریل اصلی زندگی خارج شده ایم، فکر می کنیم داریم زندگی می کنیم. بعضی از ما ها آنقدر با حاشیه های زندگی آمیخته می شویم که مجال بررسی و ارزیابی از زندگی را فراموش می کنیم. بعضی از حاشیه های زندگی نیازهای ما را فراهم می کنند و به مقداری که زندگی را تامین می کنند لازم است، ولی ما چنان وابسته به آنها می شویم که اصل را فدای فرع می کنیم ،تعداد آنها در زندگی به مقدار دلبستگی هایمان بستگی دارد. به لطف پیشرفت تکنولوژی ماشاالله آنقدر دلبستگی ها زیاد شده اندکه نپرس.  به جرئت می توان باور کنیم که بیشتر ماه ها زندگی نمی کنیم. حاشیه های امنی پیدا کرده ایم و روزگار را به صورت روزمرگی می گزرانیم، نمی دانیم شاید از متن اصلی زندگی می ترسیم یا شاید هنوز بعد از عمری، متن اصلی را نخوانده گم کرده ایم. جوهره زندگی یا همان متن اصلی دائم در تلاطم است، عاقلان سعی می کنند تا پایشان به حاشیه ها گیر نکنند، انسانهای پخته در متن زندگی می کنند نه در حاشیه، ناآرامی یکی از ویژگی های آنهاست. همانطوریکه دریای آرام نمی تواند دریانورد خوب تربیت نماید، سگ دو های الکی نیز نمی تواند انسان پخته بسازد. رضایت و آرامش از دیگر ویژگی آنهاست، ترس در وجود آنها نیست، تحولگرا هستند و زندگی را با عینک شفاف واز دریچه ای باز نگاه می کنند.

بعضی از ماها گرفتار پول هستیم، پولی که می تواند در بخشی از نیازهای زندگی یار و یاورمان باشد، بلای جانمان می شود و تا هنگامه خداحافظی از دنیا ما را رها نمی کند. گرفتار در زرق و برق دنیا، گرفتاری در عادت ها،... همه و همه حاشیه هایی هستند که می تواند کل زندگی ما را تحت شعاع قرار دهند و ما را از اصل زندگی دور نگه دارند. ابزارهایی که جای هدف را گرفته اند، و مانیز ناشیانه و نه هوشمندانه در پی آن روزگار را سپری می کنیم.  


:: بازدید از این مطلب : 736
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 09 مهر 1396

هر ایامی که به مناسبت های خاصی نامگذاری شده است، دارای شعاع و برد محدودی هستند.با وجودیکه نامگذاری بعضی از ایام توسط سازمانهای مختلف جهانی مانند یونسکو انجام گرفته است ولی شعاع بردشان فقط تبلیغاتی و رسانه ای است و در بین جوامع بشری اثر ماندگاری ندارد. دربین تمام این ایام عاشورا جایگاه خاصی دارد که تمام افکار را وادار به تفکر و تمام دلها را تسخیر می کند، در این سناریو تمام واژه ها درس می نشینند تا بیاموزند رمز عشق ورزیدن را.


:: بازدید از این مطلب : 525
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 17 مرداد 1396

1- با وجود اینکه من خوش بین نبودم به مذاکرات با آمریکا، با این مذاکرات موردی،مخالفت نکردم، موافقت کردم،از مذاکره کنندگان هم با همه وجود خمایت کردم، الان هم حمایت می کنم.

2- از رسیدن به یک توافقی که منافع ملت ایران را تامین کندو عزت ملت ایران را حفظ کند، صد در صد حمایت می کنم.

 3 - توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملت پامال بشود، عزت ملت از بین رود،ملت ایران با این عظمت، تحقیر بشود،توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی.

4- مطالبه بعدی ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید.

 


:: بازدید از این مطلب : 589
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 06 مرداد 1396

چکیده:

 امروزه برای کسب موفقیت در بعضی از حوزه های اجتماعی به جلب و رای مردم نیاز می باشد. بعضی ها  در نوشته ها و سخنرانی ها یشان به وفور این جمله  که "مردم "ولی نعمت ما هستند دیده و شنیده می شود، شعار اغلب کسانی است که به خواننده  و شنونده به قبولانند  دلسوز مردم هستند. وسعی می کنند به روش های روانشناختی فکر و ذهن مردم را به سوی خود جلب نمایند، برای توفیق در این کار به فعل حرام متوسل می شوند و به خیالپردازی، فرضیه پردازی، تشدد و آدرس غلط به مردم دادن به روش های پوپولیستی سعی می کنند خیر خواهی و مظلوم نمایی کنند..  این روش ماکیاولی این روزها برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری، شورا های اسلامی به وفور دیده می شوند و این جمله امام راحل[مردم ولی نعمتان ما هستند]  به وفور شنیده می شود. بیشتر روشنفکران نیز برای حقانیت بخشیدن به نوشته های خود برای طرفداری از شخص مورد نظر خود از مردم مایه می گذارند. هر چند این جمله برای مدیران و کسانی که از کیسه مردم(بیت المال) ارتذاق صحیح می کنند بجاست،به نظر من نیز اصل انسانیت روی همین جمله می چرخد زیرا رضایت خدا در جلب رضایت خلق خدا است. اگر انسان این همه به تهذیب نفس، تقوا، اخلاق حسنه، پرهیزکاری سفارش شده است، برای این است که بتواند در حالت عادی و معمولی بدون داشتن پست و مقام گره ای از مشکلات مردم را باز کند. حالا بر پایه کدام تفکر بعضی ها که از بیت المال ارتذاق می کنند، با نام اسلام در حکومت اسلامی به شیوه های ماکیاولی متوصل می شوند که با اسلام منافات دارد، جای بسی تعجب است.

شناخت موقعیت:

 خطوط سبز و قرمز به صورت بشارت ها و ممنوعیت ها برای انسان ها"مردم" در کلام خدا زیاد دیده می شود. این رهنمودهای قرآنی برای سعادت مردم در دو دنیا مد نظر قرار گرفته است. خداوند از بین مردم پیامبرانی را که دارای فاکتورهای عالی انسانی الهی بودند،برای هدایت قوم و قبیله و بشریت، به پیامبری برگزید این گزینش یک نعمت الهی بود، که خداوند به بشر عطا فرموده است، زیرا در گزینش های مردم به خاطر بعضی بد اخلاقی هایی که صورت می گیرد، مردم نمی توانند اصلح شناسی کنند در نتیجه شناخت سره از ناسره  مشکل می شود. قرآن به صورت تئوری به پیامبراعظم(ص) نازل شد و پیامبر آنرا به شکل عملی در حکومت داری نشان داد. تا مردم روش آیینی وحیانی را در زندگی یاد بگیرند. شاگرد ممتاز این مکتب وحیانی علی بن ابوطالب علیهالسلام است، این ابر مرد تاریخ نیز به دستور الهی در آیه ای که در آهرین سفر حج به پیامبر برای انتخاب جانشین خود نازل گردید، علی علیه السلام را در محلی به نام غدیر خم برای جانشینی خود انتخاب کردند، شاهد پژوهش های مرحوم علامه امینی در چندین جلد نهج البلاغه از علمای بزرگ اهل سنت است. این انتخاب بدون رای مردم صورت پذیرفت. بعضی از شاگردانی که در این مکتب الهی نیز پرورش یافته بودند، مانند سلمان فارسی، ابوزر غفاری، عمار یاسر، بلال حبشی، و... که دارای شاخصه های کامل انسانیت به تمام معنا بودند تربیت  شدند که تا پایان زنگی بشر، اسوه و الگو باشند. از زمان آن بزرگان تاکنون بیش از هزار و سیصد و اندی سال می گذرد، در این دوران طولانی دانشمندان و متفکرین زیادی در کره خاکی پا به عرصه هستی گذاشته اند و به بررسی و تحلیل حل مسائل و مشکلات انسان در طیف های فکری مختلف الهی و غیر الهی به روش های متفاوت  پرداخته اند. در این دوره طولانی در سرزمین پهناور ایران نیز اندیشمندانی مسلمانی در حوزه های مختلف معرفتی ، جهان بینی، پزشکی و... به پژوهش پرداخته اند، از بین آن همه اندیشه های کهنه و جدید الهی و عیر الهی تنها ایدئولوژی اسلام شیعی است  که توانسته است در بین دیگر مکاتب الهی و چه غیر الهی برای کلیه بشر، صداقت، کرامت، عشق را به ارمغان بیاورد هرچند هنوز جمهوری اسلامی ایران در ابتدای راه است و می طلبد اندیشمندان اسلامی برای تک راه سعادت بشر تلاش نمایند که ابزار و لوازم لازم را جهت پیمودن این راه در مقابل کژ راه هایی که بر مبنای تفکر سود و لذت ارائه می شود در اختیاربشریت قرار دهند.

خواص و انتظار مردم

 بعضی از خواص در این کشور شیعی که دارای عقبه عظیم فکری و عقیدتی است، برای رسیدن به هدف و به تبع آن اشخاص دیگر، شان و جایگاه و تعلقات خود را متاسفانه فراموش می کنند و به جای اینکه از دستورالعمل های عظیم وحیانی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند دست به دامان اندیشمندان غربی می شوند که هیچگونه سنخیتی با این پشتوانه عظیم فکری ایرانی اسلامی شیعی ندارد. عموم مردم از خواص و مدیران عالی انتظار دارند در تمام اموراتشان  به دستورالعمل های اعتقادی که در آن پرورش یافته اند،و الگویی مانند علی بن ابی طالب علیه السلام دارند ، تمسک جویند، نه آنطور عمل نمایند که مخالف راه و روش آن بزرگان باشد. مردم انتظار دارند به کسانی که قصد دارند تفویض قدرت دهند با آنها صادق باشند، ولی متاسفانه  شاهد رفتارهایی از بعضی خواص می شویم که جای تامل دارد. آنهم برای کسب پست و مقام در حکومت و ولایت های اسلامی که چشم انداز حکومت داری آن رسیدن به تمام زیبایی ها، عدالت به تمام معنا، عشق به همدیگر، ایثار و... است که توسط فرزند دیار خوبان صورت خواهد پذیرفت، آنطور که تا کنون بشر در هیج حکومتی به خود ندیده است.

همانطوری که مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز به مدیران لایق نیازمندند. یک نفر به جای مردم انتخاب می شود و پی گیری حقوق آنها می شود. مردم قدرت خود را به یک نفر انتقال می دهند تا او قدرت و وجاهت پیدا نماید وبرای مردم خدمت کند. برای نمایندگی مردم در امورات مختلف مانند ریاست جمهوری، مجلس، شورا های اسلامی، کسانی در خود این جرئت را می دهند تا دین مردم را به گردن بگیرند واقعا اشخاص با شجاعتی هستند، هرچه شعاع فعالیت بیشتر باشد مسئولیت بیشتر است و دین بیشتری را متقبل خواهند شد. نیت افرادی که کاندیداتور در عرصه های مختلف می شوند باید خدمت به مردم و انجام خدماتی که مردم به آنها در حوزه های مختلف نیاز دارند با حفظ کرامت، منزلت، و سیانت از ارزش های آنهاست  خدمت رسانی نمایند. برای این که خدمت رسانی منتخبین در بین راه به بیراهه تبدیل  نشود، قانون اساسی ، میثاق میراث داران فداکاری ها و ایثارگری ها و خون شهیدانی است که توسط بزرگان و اندیشمندان در حوزه های مختلف اسلامی و ... تهیه گردیده و مورد قبول مردم نیز بوده است. کاندیداها با داشتن نقشه راه و مردمی ایثارگر، خدامحور و نوع دوست، باید دارای خصوصیاتی باشد که در شان چنین مردمی باشند.

فعالیت میدانی کاندیدا ها:

هر کاندیدا با توجه به موقعیت جا و مکان مسئولیتش شعاع انتخاباتی متفاوتی دارند. کانداتور ریاست جمهوری با نماینده مجلس و شورا های اسلامی دایره انتخاباتی وسیعتری دارد، هر کدام در هر حوزه مسئولیتی در انجام تبلیغاتی هزینه های متفاوتی را می پردازند، شعارهای انتخاباتی آنها نیز باید در حوزه مسئولیتشان تعریف شده باشد. آنچه که بیشتر در شعارهای تمام این کاندیدا ها به چشم می خورد، کلمه" مردم ولی نعمتان ما هستند" در نوشتار طرفداران آنها که وابستگی جناهی دارند و در بلندگوه های آنها می شنویم و می بینیم همه خادم مردم هستند، حالا تا چه زمانی؟ خدا میداند.  اصل هم همین است که تمام آنها که جرات به خرج داده اند تا وکیل مردم باشند در حقیقت خدمتگزار مردم باشند، مصداق همان جمله ی حضرت امام راحل فرمودند. همین مردمی که تمام کاندیدا ها سنگ آنها را به سینه می زنند، آنچه که مردم از تمام کاندیدا ها انتظار دارند صداقت است و وفاداری به شعارهایی که در زمان انتخابات گوش آنها را کر می کرد.، اگر صداقت در گفتار و نوشتار باشد حتما در عمل نیز وجود خواهد داشت. خدمتگزاری به مردم از وظایف اصلی آنهایی است که برای کسب و انتقال قدرت از سوی مردم کاندید می شوند. اگر قصد و نیت برای خدمتگزاری است، باید با وسواس خاصی پا به عرصه بگذارند، زیرا دینی به این بزرگی برای پرهیزکاران  کار بسی دشوار است، دینی که متاسفانه برای قشر زیادی از مدیران نادیده و یا به فراموشی گرفته می شود.

شاید مثمرترین راه جلب توجه مردم در انتخابات، شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها باشد، هرچند سوابق، تجربیات، وفاداری و اعتقاد قلبی به انقلاب اسلامی، نظام و ولایت فقیه نیز از دیگر معیارهای مردم برای انتخاب بوده است. در گشت میدانی شاهد بودیم که تعدادی از کاندیداه های ریاست جمهوری و شورای شهر به روش هایی متوسل شده بودند که شان و شعور مردم را خدشه دار می کردند، هر چند سعی می نمودند وجه مردم داری را حفظ نمایند اما از شیوه تبلیغاتی پوپولیستی استفاده می کردند و از در صداقت با مردم خارج می شدند. گرچه مردم به صورت ریشه ای شناختی از عمق اهداف و تفکرات آنها نداشتند. شیوه های ناصحیح، تهمت های ناروا به حریف، انحراف در اهداف و رسالت ها با شبه ها و گزاره های نادرست. در حوزه ریاست جمهوری بیشتر به چشم می خورد. به جند نمونه از شیوه های غیر اخلاقی شعارهای تبلیغاتی بر می خوریم که بسی  جای تامل دارد، واقعا  آیا نیاز بود برای جلب رضایت مردم برای رای دادن به آنها خارج از شیوه های صحیح عمل نماییم. در مناظرات تلویزیونی که بین کاندیداها صورت گرفت، نقش آقای روحانی و معاون اولش آقای جهانگیری که به یک رسم غیر متعارف برای دفاع از اقای روحانی وارد صحنه شده بود، با دیگر کاندیدا ها فرق داشت زیرا این آقایان مدت چهار سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشتند و می بایست از دوره چهار ساله خدمتگزاری خود دفاع کنند و کارهای مهمی را که در حوزه های مختلف انجام داده اند برای مردم شرح دهند تا مردم متوجه زحمات گذشته آنها شوند. متاسفانه شاهد آن بودیم که در بیشتر موارد تفرئه رفتند و آدرس عوضی به مردم می دادند و سعی می نمودند نظر و دیدگاه مردم را عوض نمایند. آنطور القاء کنند، که اگر به آنها رای ندهند، حریف آنها باعث مشکلاتی برای آنها خواهد شد. مثلا دوباره جنگ می شود و در خیابانها بین زن و مرد دیوار می کشند، و جریفش در دهه شصت عده ای را اعدام نموده است،و حتی تحریم بهتر از کیس رقیب است. و همچنین برای فریب افکار عمومی از قومیت و تبعیض در قومیت ها در شعارهای انتخاباتی شان دم می زنند که باعث تفرقه شود.اگر هم در منطقه ای به خاطر سوء مدیرت و ناکارآمدی مدیران چه محلی و چه مرکزی  که خود چهار سال در راس قوه مجریه بوده است،نتوانسته اند ایجاد توسعه و رشد و شکوفایی شود با کدام موازین شرعی و عرفی به مردم آدرس غلط می دهند.در انتخابات های مختلف شعارهایی که از حلقوم کاندیداتورها ی مختلف برای شوراها، نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری شنیده می شود"مردم ولی نعمتان ما هستند" می باشد. بعضی از آنها با داشتن روزنامه، روشنفکران، دگر اندیشان،  و یا شبکه های مجازی ارتباط جمعی سعی می کنند به روش پوپولیستی، با شبهه، دروغ، اخبار نادرست، ذهن مردم را به طرف خود جلب کنند، تا بتوانند رای بیشتری را بدست بیاورند. من نمی دانم، این گروه آدم ها چگونه فکر می کنند، که با هر وسیله ای دوست دارند دین مردم را به گردن خود بیاندازند، آیا دنیا ارزش این رادارد؟ اکثر این اشخاص در بیانات و گفتارشان سعی می کنند خود را پیرو حضرت علی علیه السلام نشان دهند، پیرو کسی که به مالک اشتر نخعی در انتخاب مسئولین حکومتی می فرماید«کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان های پاکیزه و با "تقوا"، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ...»  

عجیب آنجاست که، در شعارشان مردم را نیز ولی نعمتان خود می دانند ولی با سخنرانی ها، نوشتار روشنفکرانشان امثال آقای زیبا کلام که سعی می کند با القائات و یک طرفه به قضاوت نشستن، به قول خودش به روش پوپولیستی با شعور همان مردمی که ولی نعمتشان اصحاب خواص طیف فکری شان هستند بازی کنند. داد مردم از گرانی، بیکاری، حقوق های نجومی انحراف های اخلاقی، طلاق، رابطه بازی، رانت خواری، رشوه خواری، بی اخلاقی و... به درد آمده است، آقای زیبا کلام همه را به گردن کسی می اندازد که چهار سال است در دولت هیچ نقشی ندارد. اگر حرام خواری صفت بدی است، حرام نوشتن و به روش حرام رای جمع کردن نیز پسندیده نیست. بیشتر بحث من روی کسانی هستند که دین بیش از هفتاد ملیون نفر را به گردن گرفته اند، به جای اینکه از عملکرد چهار سال قدرت داری خودشان دفاع کنند آدرس عوضی به مردم می دهند، شبهه ایجاد کنند، به جای اینکه بگویند، مجاهدت جوان ها و نوجوان های مردم سایه جنگ را از بین برده است، با دست بیعت به آمریکا (شیطان بزرگ)دادن آنرا نسبت می دهند. 

نتیجه

هر کس میل به خدمتگذاری به ولی نعمتان خود را دارد، باید به شعارهای اولیه انقلاب که برای احقاق هر یک از آنها خون زنان و جوانان   سنگفرش های خیابان را در سال 57 رنگین کرده بود وفادار باشد و حفظ نظام را به اهداف گروه ها و حزب ها ارجح بدارد، هیچگونه چشم امیدی به غرب علی الخصوص شیطان بزرگ نداشته باشد که امید به شیطان حبابی بیش نیست، و بداند که ولی نعمتان اصلی مردم اول آنهایی بودند که برای آرامش و آسایش و امنیت مردم ایثار نمودند و پوزه گروهک ها چپی و التقاطی امثال منافقین و تمام آنهایی که قصد تعرض به آب و خاک ایران اسلامی داشتند به خاک مالیدند و از عزیزترین چیز خود یعنی جانشان گذشتند. دوم آنهایی هستند که در صدها کیلومتر آنطرف مرزهای این مرز و بوم با حرامی ها و اهریمنانی که برای مردم ایران نقشه ها کشیده اند تا نگذارند آب خوشی از گلویشان پایین برود در نبردند، در نهایت این را نیز بدانند، اگر آمریکا و متحدانش توانایی آنرا داشتند به ایران حمله کنند در این حدود سی سال بعد از جنگ تحمیلی انجام می دادند، تمام این آقایان پوپولیستی می دانند که تفکر لیبرالیسم بر اساس سود و لذت می چرخد، اگر آمریکاییان می دانستند در حمله به ایران برایشان منفعتی دارد بدون شک این کار را می کردند، آنها توانایی نگه داری بک وجب از خاک ایران عزیز را ندارند امریکایی ها از این عالی جنابان بهتر می دانند که جوان ایرانی، شجاعت و شهامت و ایثار را از علی اکبر حسین و دختر و زن ایرانی، عفاف و پاکدامنی و حریت، را از شیر زن کربلا آموخته اند، و مشت آهنین آنها بارها سینه دشمنان این مرز و بوم را شکافته است.

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 930
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 23 تیر 1396

امروزه برای خیل زیادی از کسانی که فرصتی به دست می آورند تا در مسیر رودی قرار بگیرند در حالیکه در ذهن و فکر شان یا شناخت عمیقی از آن مسیر ندارند. ویا اعتقاد قلبی به آن مسیر ندارند. در حالیکه در آن مسیر و جریان  بیشمار کسانی با عقیده های والای الهی به فرمان مرید و رهبر خود در آبرفت این مسیر ایثارگری ها، فداکاری ها، شهامت ها، شهادت ها نموده اند،و بدون توجه به همه آنها موج سواری می کنند، و رشادتهای آن عزیزان را زیر سئوال می برند.


:: بازدید از این مطلب : 605
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 22 تیر 1396

چکیده:

 امروزه برای کسب موفقیت در بعضی از حوزه های اجتماعی به جلب و رای مردم نیاز می باشد. بعضی ها  در نوشته ها و سخنرانی ها یشان به وفور این جمله  که "مردم "ولی نعمت ما هستند دیده و شنیده می شود، شعار اغلب کسانی است که به خواننده  و شنونده به قبولانند  دلسوز مردم هستند. وسعی می کنند به روش های روانشناختی فکر و ذهن مردم را به سوی خود جلب نمایند، برای توفیق در این کار به فعل حرام متوسل می شوند و به خیالپردازی، فرضیه پردازی، تشدد و آدرس غلط به مردم دادن به روش های پوپولیستی سعی می کنند خیر خواهی و مظلوم نمایی کنند..  این روش ماکیاولی این روزها برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری، شورا های اسلامی به وفور دیده می شوند و این جمله امام راحل[مردم ولی نعمتان ما هستند]  به وفور شنیده می شود. بیشتر روشنفکران نیز برای حقانیت بخشیدن به نوشته های خود برای طرفداری از شخص مورد نظر خود از مردم مایه می گذارند. هر چند این جمله برای مدیران و کسانی که از کیسه مردم(بیت المال) ارتذاق صحیح می کنند بجاست،به نظر من نیز اصل انسانیت روی همین جمله می چرخد زیرا رضایت خدا در جلب رضایت خلق خدا است. اگر انسان این همه به تهذیب نفس، تقوا، اخلاق حسنه، پرهیزکاری سفارش شده است، برای این است که بتواند در حالت عادی و معمولی بدون داشتن پست و مقام گره ای از مشکلات مردم را باز کند. حالا بر پایه کدام تفکر بعضی ها که از بیت المال ارتذاق می کنند، با نام اسلام در حکومت اسلامی به شیوه های ماکیاولی متوصل می شوند که با اسلام منافات دارد، جای بسی تعجب است.

شناخت موقعیت:

 خطوط سبز و قرمز به صورت بشارت ها و ممنوعیت ها برای انسان ها"مردم" در کلام خدا زیاد دیده می شود. این رهنمودهای قرآنی برای سعادت مردم در دو دنیا مد نظر قرار گرفته است. خداوند از بین مردم پیامبرانی را که دارای فاکتورهای عالی انسانی الهی بودند،برای هدایت قوم و قبیله و بشریت، به پیامبری برگزید این گزینش یک نعمت الهی بود، که خداوند به بشر عطا فرموده است، زیرا در گزینش های مردم به خاطر بعضی بد اخلاقی هایی که صورت می گیرد، مردم نمی توانند اصلح شناسی کنند در نتیجه شناخت سره از ناسره  مشکل می شود. قرآن به صورت تئوری به پیامبراعظم(ص) نازل شد و پیامبر آنرا به شکل عملی در حکومت داری نشان داد. تا مردم روش آیینی وحیانی را در زندگی یاد بگیرند. شاگرد ممتاز این مکتب وحیانی علی بن ابوطالب علیهالسلام است، این ابر مرد تاریخ نیز به دستور الهی در آیه ای که در آهرین سفر حج به پیامبر برای انتخاب جانشین خود نازل گردید، علی علیه السلام را در محلی به نام غدیر خم برای جانشینی خود انتخاب کردند، شاهد پژوهش های مرحوم علامه امینی در چندین جلد نهج البلاغه از علمای بزرگ اهل سنت است. این انتخاب بدون رای مردم صورت پذیرفت. بعضی از شاگردانی که در این مکتب الهی نیز پرورش یافته بودند، مانند سلمان فارسی، ابوزر غفاری، عمار یاسر، بلال حبشی، و... که دارای شاخصه های کامل انسانیت به تمام معنا بودند تربیت  شدند که تا پایان زنگی بشر، اسوه و الگو باشند. از زمان آن بزرگان تاکنون بیش از هزار و سیصد و اندی سال می گذرد، در این دوران طولانی دانشمندان و متفکرین زیادی در کره خاکی پا به عرصه هستی گذاشته اند و به بررسی و تحلیل حل مسائل و مشکلات انسان در طیف های فکری مختلف الهی و غیر الهی به روش های متفاوت  پرداخته اند. در این دوره طولانی در سرزمین پهناور ایران نیز اندیشمندانی مسلمانی در حوزه های مختلف معرفتی ، جهان بینی، پزشکی و... به پژوهش پرداخته اند، از بین آن همه اندیشه های کهنه و جدید الهی و عیر الهی تنها ایدئولوژی اسلام شیعی است  که توانسته است در بین دیگر مکاتب الهی و چه غیر الهی برای کلیه بشر، صداقت، کرامت، عشق را به ارمغان بیاورد هرچند هنوز جمهوری اسلامی ایران در ابتدای راه است و می طلبد اندیشمندان اسلامی برای تک راه سعادت بشر تلاش نمایند که ابزار و لوازم لازم را جهت پیمودن این راه در مقابل کژ راه هایی که بر مبنای تفکر سود و لذت ارائه می شود در اختیاربشریت قرار دهند.

خواص و انتظار مردم

 بعضی از خواص در این کشور شیعی که دارای عقبه عظیم فکری و عقیدتی است، برای رسیدن به هدف و به تبع آن اشخاص دیگر، شان و جایگاه و تعلقات خود را متاسفانه فراموش می کنند و به جای اینکه از دستورالعمل های عظیم وحیانی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند دست به دامان اندیشمندان غربی می شوند که هیچگونه سنخیتی با این پشتوانه عظیم فکری ایرانی اسلامی شیعی ندارد. عموم مردم از خواص و مدیران عالی انتظار دارند در تمام اموراتشان  به دستورالعمل های اعتقادی که در آن پرورش یافته اند،و الگویی مانند علی بن ابی طالب علیه السلام دارند ، تمسک جویند، نه آنطور عمل نمایند که مخالف راه و روش آن بزرگان باشد. مردم انتظار دارند به کسانی که قصد دارند تفویض قدرت دهند با آنها صادق باشند، ولی متاسفانه  شاهد رفتارهایی از بعضی خواص می شویم که جای تامل دارد. آنهم برای کسب پست و مقام در حکومت و ولایت های اسلامی که چشم انداز حکومت داری آن رسیدن به تمام زیبایی ها، عدالت به تمام معنا، عشق به همدیگر، ایثار و... است که توسط فرزند دیار خوبان صورت خواهد پذیرفت، آنطور که تا کنون بشر در هیج حکومتی به خود ندیده است.

همانطوری که مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز به مدیران لایق نیازمندند. یک نفر به جای مردم انتخاب می شود و پی گیری حقوق آنها می شود. مردم قدرت خود را به یک نفر انتقال می دهند تا او قدرت و وجاهت پیدا نماید وبرای مردم خدمت کند. برای نمایندگی مردم در امورات مختلف مانند ریاست جمهوری، مجلس، شورا های اسلامی، کسانی در خود این جرئت را می دهند تا دین مردم را به گردن بگیرند واقعا اشخاص با شجاعتی هستند، هرچه شعاع فعالیت بیشتر باشد مسئولیت بیشتر است و دین بیشتری را متقبل خواهند شد. نیت افرادی که کاندیداتور در عرصه های مختلف می شوند باید خدمت به مردم و انجام خدماتی که مردم به آنها در حوزه های مختلف نیاز دارند با حفظ کرامت، منزلت، و سیانت از ارزش های آنهاست  خدمت رسانی نمایند. برای این که خدمت رسانی منتخبین در بین راه به بیراهه تبدیل  نشود، قانون اساسی ، میثاق میراث داران فداکاری ها و ایثارگری ها و خون شهیدانی است که توسط بزرگان و اندیشمندان در حوزه های مختلف اسلامی و ... تهیه گردیده و مورد قبول مردم نیز بوده است. کاندیداها با داشتن نقشه راه و مردمی ایثارگر، خدامحور و نوع دوست، باید دارای خصوصیاتی باشد که در شان چنین مردمی باشند.

فعالیت میدانی کاندیداه ها:

هر کاندیدا با توجه به موقعیت جا و مکان مسئولیتش شعاع انتخاباتی متفاوتی دارند. کانداتور ریاست جمهوری با نماینده مجلس و شورا های اسلامی دایره انتخاباتی وسیعتری دارد، هر کدام در هر حوزه مسئولیتی در انجام تبلیغاتی هزینه های متفاوتی را می پردازند، شعارهای انتخاباتی آنها نیز باید در حوزه مسئولیتشان تعریف شده باشد. آنچه که بیشتر در شعارهای تمام این کاندیدا ها به چشم می خورد، کلمه" مردم ولی نعمتان ما هستند" در نوشتار طرفداران آنها که وابستگی جناهی دارند و در بلندگوه های آنها می شنویم و می بینیم همه خادم مردم هستند، حالا تا چه زمانی؟ خدا میداند.  اصل هم همین است که تمام آنها که جرات به خرج داده اند تا وکیل مردم باشند در حقیقت خدمتگزار مردم باشند، مصداق همان جمله ی حضرت امام راحل فرمودند. همین مردمی که تمام کاندیدا ها سنگ آنها را به سینه می زنند، آنچه که مردم از تمام کاندیدا ها انتظار دارند صداقت است و وفاداری به شعارهایی که در زمان انتخابات گوش آنها را کر می کرد.، اگر صداقت در گفتار و نوشتار باشد حتما در عمل نیز وجود خواهد داشت. خدمتگزاری به مردم از وظایف اصلی آنهایی است که برای کسب و انتقال قدرت از سوی مردم کاندید می شوند. اگر قصد و نیت برای خدمتگزاری است، باید با وسواس خاصی پا به عرصه بگذارند، زیرا دینی به این بزرگی برای پرهیزکاران  کار بسی دشوار است، دینی که متاسفانه برای قشر زیادی از مدیران نادیده و یا به فراموشی گرفته می شود.

شاید مثمرترین راه جلب توجه مردم در انتخابات، شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها باشد، هرچند سوابق، تجربیات، وفاداری و اعتقاد قلبی به انقلاب اسلامی، نظام و ولایت فقیه نیز از دیگر معیارهای مردم برای انتخاب بوده است. در گشت میدانی شاهد بودیم که تعدادی از کاندیداه های ریاست جمهوری و شورای شهر به روش هایی متوسل شده بودند که شان و شعور مردم را خدشه دار می کردند، هر چند سعی می نمودند وجه مردم داری را حفظ نمایند اما از شیوه تبلیغاتی پوپولیستی استفاده می کردند و از در صداقت با مردم خارج می شدند. گرچه مردم به صورت ریشه ای شناختی از عمق اهداف و تفکرات آنها نداشتند. شیوه های ناصحیح، تهمت های ناروا به حریف، انحراف در اهداف و رسالت ها با شبه ها و گزاره های نادرست. در حوزه ریاست جمهوری بیشتر به چشم می خورد. به جند نمونه از شیوه های غیر اخلاقی شعارهای تبلیغاتی بر می خوریم که بسی  جای تامل دارد، واقعا  آیا نیاز بود برای جلب رضایت مردم برای رای دادن به آنها خارج از شیوه های صحیح عمل نماییم. در مناظرات تلویزیونی که بین کاندیداها صورت گرفت، نقش آقای روحانی و معاون اولش آقای جهانگیری با دیگر کاندیدا ها فرق داشت زیرا این آقایان مدت چهار سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشتند و می بایست از دوره چهار ساله خدمتگزاری خود دفاع کنند و کارهای مهمی را که در حوزه های مختلف انجام داده اند برای مردم شرح دهند تا مردم متوجه زحمات گذشته آنها شوند. متاسفانه شاهد آن بودیم که در بیشتر موارد تفرئه رفتند و آدرس عوضی به مردم می دادند و سعی می نمودند نظر و دیدگاه مردم را عوض نمایند. آنطور القاء کنند، که اگر به آنها رای ندهند، حریف آنها باعث مشکلاتی برای آنها خواهد شد. مثلا دوباره جنگ می شود و در خیابانها بین زن و مرد دیوار می کشند، و جریفش در دهه شصت عده ای را اعدام نموده است،و حتی تحریم بهتر از کیس رقیب است. و همچنین برای فریب افکار عمومی از قومیت و تبعیض در قومیت ها در شعارهای انتخاباتی شان دم می زنند که باعث تفرقه شود.اگر هم در منطقه ای به خاطر سوء مدیرت و ناکارآمدی مدیران چه محلی و چه مرکزی  که خود چهار سال در راس قوه مجریه بوده است،نتوانسته اند ایجاد توسعه و رشد و شکوفایی شود با کدام موازین شرعی و عرفی به مردم آدرس غلط می دهند.در انتخابات های مختلف شعارهایی که از حلقوم کاندیداتورها ی مختلف برای شوراها، نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری شنیده می شود"مردم ولی نعمتان ما هستند" می باشد. بعضی از آنها با داشتن روزنامه، روشنفکران، دگر اندیشان،  و یا شبکه های مجازی ارتباط جمعی سعی می کنند به روش پوپولیستی، با شبهه، دروغ، اخبار نادرست، ذهن مردم را به طرف خود جلب کنند، تا بتوانند رای بیشتری را بدست بیاورند. من نمی دانم، این گروه آدم ها چگونه فکر می کنند، که با هر وسیله ای دوست دارند دین مردم را به گردن خود بیاندازند، آیا دنیا ارزش این رادارد؟ اکثر این اشخاص در بیانات و گفتارشان سعی می کنند خود را پیرو حضرت علی علیه السلام نشان دهند، پیرو کسی که به مالک اشتر نخعی در انتخاب مسئولین حکومتی می فرماید«کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان های پاکیزه و با تقوا، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ...»  

عجیب آنجاست که، در شعارشان مردم را نیز ولی نعمتان خود می دانند ولی با سخنرانی ها، نوشتار روشنفکرانشان امثال آقای زیبا کلام که سعی می کند با القائات و یک طرفه به قضاوت نشستن، به قول خودش به روش پوپولیستی با شعور همان مردمی که ولی نعمتشان اصحاب خواص طیف فکری شان هستند بازی کنند. داد مردم از گرانی، بیکاری، حقوق های نجومی انحراف های اخلاقی، طلاق، رابطه بازی، رانت خواری، رشوه خواری، بی اخلاقی و... درآمده است، آقای زیبا کلام همه را به گردن کسی می اندازد که چهار سال است در دولت هیچ نقشی ندارد. اگر حرام خواری صفت بدی است، حرام نوشتن و به روش حرام رای جمع کردن نیز پسندیده نیست. بیشتر بحث من روی کسانی هستند که دین بیش از هفتاد ملیون نفر را به گردن گرفته اند، به جای اینکه از عملکرد چهار سال قدرت داری خودشان دفاع کنند آدرس عوضی به مردم می دهند، شبهه ایجاد کنند، به جای اینکه بگویند، مجاهدت جوان ها و نوجوان های مردم سایه جنگ را از بین برده است، با دست بیعت به آمریکا (شیطان بزرگ)دادن آنرا نسبت می دهند. 

نتیجه

با وجودی که می دانند، اگر آمریکا و متحدانش توانایی آنرا داشتند به ایران حمله کنند در این حدود سی سال بعد از جنگ تحمیلی انجام می دادند، تمام این آقایان پوپولیستی می دانند که تفکر لیبرالیسم بر اساس سود و لذت می چرخد، اگر آمریکاییان می دانستند در حمله به ایران برایشان منفعتی دارد بدون شک این کار را می کردند، آنها توانایی نگه داری بک وجب از خاک ایران عزیز را ندارند امریکایی ها از این عالی جنابان بهتر می دانند که مردم ایران، جوان ایرانی، شجاعت و شهامت و ایثار را از علی اکبر حسین و دختر و زن ایرانی، عفاف و پاکدامنی و حریت، را از شیر زن کربلا یاد گرفته اند، و مشت آهنین آنها بارها سینه دشمنان این مرز و بوم را شکافته است.


:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران