جشنواره سیاستزده کن در این دوره و در قالب فضایی احساسی به لطف حضور اصغر فرهادی در بین هیئت داوران و یک راهبرد رسانهای از پیش تعیین شده به زهرا امیرابراهیمی نخل طلا داد. بهترین دستاویز برای تنگتر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلمهایی است که دستپخت خود ایرانیها باشد. «فیلم سیاه از ایران» را غرب برای توجیه تحریمهای ظالمانه علیه سفره و سلامت مردم ایران نیاز شدید دارد و برای آن فرش قرمز پهن میکند.
بازیگر باید ایرانی و با یک سابقه «قابل توجه» باشد! کارگردان باید در «وطنفروشی» قسم خورده باشد. داوری باید درس وطنفروشی را قبلاً پس داده باشد. بازیگرانی که روی آنتن تلویزیون شهره شدند باید با تبریک به جایزهبگیران، بخشی از این جورچین وطنفروشی باشند. همه با هم باید هر «هنر»ی دارند به کار بگیرند تا اروپا و امریکا تصویری سیاه از ایران و اسلام را که برای مقاصد تحریم اقتصادی و غذایی و دارویی مردم ایران نیاز دارند بهدست آورند. این است معنای وطنفروشی در زمانه جدید با نقشآفرینی لعبتکاران عرصه نمایش!
در تقسیم جوایز جشنواره کن به فیلمهایی که به نحوی به ایران مربوط میشد، فیلم برادران لیلا جایزه فیبرشی (منتقدان) را برد و نخل طلا به زهرا امیرابراهیمی رسید که گفته میشود بازی شاخصی در فیلم ضد ایرانی عنکبوت مقدس ارائه نداده است، اما هیئت داوران با حضور اصغر فرهادی به دلیل تمرکز غیرمتعارف روی او نگاهها را به سمت او روانه کرد.
این درحالی رقم خورد که تیم فیلم برادران لیلا حاضر در جشنواره کن با شوک یک افشاگری تازه و غیرمنتظره علیه بازیگر اصلیاش مواجه شد. سعید پورصمیمی که در این چند روز چهره مورد توجه رسانههای سینمایی ایران بود و نثرهای پرطمطراق و پرتعداد درباره کیفیت بی بدیل بازی و شخصیت او نوشته میشد، از سوی کتایون ریاحی متهم به آزار جنسی شد تا دامنزنندگان جنبش وارداتی موسوم به me too را در وضعیتی متناقض قرار دهد. جالب اینکه ترانه علیدوستی به عنوان لیدر این به اصطلاح جنبش در فیلم برادران لیلا با سعید پورصمیمی همبازی است و پیش از این نیز فرهاد اصلانی دیگر بازیگر فیلم به دلیل اتهامزنی یک زن دیگر مورد حمله و شماتت قرار گرفته بود. ترانه علیدوستی که در کن از هیچ تریبونی برای تحقیر ایران صرف نظر نکرد و بیش از آنکه درباره فیلم و سینما سخن بگوید زیرآب مردم ایران را زد، هنوز درباره این موضوع اظهار نظر نکرده، چرا که اگر قرار باشد هر آن سینماگری از میان زنان تصمیم به اتهامزنی علیه مرد سینماگری بگیرد معلوم نیست ادامه این کارزار مبتذل به کجا ختم خواهد شد. جالب است که زهرا امیر ابراهیمی نیز باید نخل طلای خود را مدیون همین فضای مظلوم نمایانه ضد مرد بداند که رسانههای داخل تا توانستند به آن دمیدند و آن را تا خارج از کشور امتداد دادند.
عنکبوت مقدس را باید در ادامه روند تولید فیلمهای ضد ایرانی دانست که در چند دهه گذشته با تزریق بودجههای کلان ناتوی فرهنگی در ایران و خارج از کشور تولید میشوند تا از ایران چهرهای عقب مانده ارائه دهند. دستپخت تازه این حمایتهای مالی فیلمی است که ایران، اسلام و جامعه ایرانی را به طرزی افراطی و انتقامجویانه متحجر و سیاه نشان میدهد. آنها که فیلم را دیدهاند عنوان میکنند که عنکبوت مقدس از سیاهترین فیلمهایی است که در چند دهه اخیر ضد ایران ساخته شده است. یک فریم از تیتراژ این فیلم همزمان با عبارت «عنکبوت مقدس» نمایی از شهر مشهد را از بالا در شب نشان میدهد که همه راههای اصلی شبیه تار عنکبوت به حرم مطهر امام هشتم در مرکز ختم میشود. این بی حرمتی و اسائه ادب به ساحت امام هشتم به طرزی موذیانه شکل گرفته و کلیت اثر هم در راستای تخطئه مذهب جلو میرود. زهرا امیر ابراهیمی البته پیش از این هم در فیلم ضد ایرانی دیگری با نام «تهران تابو» نقشآفرینی کرده بود که از تهران تصویر شهری به شدت غرق در فساد و تباهی جنسی ارائه میداد.
فیلمهای ضد ایرانی مکمل تحریمهای ظالمانه
فیلمهای ایران ستیز را باید مکمل و مجوزی برای مشروعیت بخشیدن به تحریمهای ایران قلمداد کرد. در واقع بهترین دستاویز برای تنگتر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلمهایی است که از سوی خود ایرانیها ساخته شده باشد. نمایش این آثار در خارج از ایران افکار عمومی را متقاعد میکند که تحریمها ابزار درستی بر ضد ایران هستند و معلوم است که فشارها بیش از همه روی همان مردم محرومی سنگینی میکند که این سینماگران مزورانه سنگ آنان را به سینه میزنند.
این بار همه چیز دست به دست هم داد تا در جشنوارهای که به زعم خیلیها سیاستزدهترین دوره را از سر میگذراند یک زن بازیگر ایرانی که مجبور به فراری خودخواسته از کشورش شده، مانند یک قهرمان جلوه کند. این روزها به بهانه حمایت از این زن، جامعه ایران زیر شدیدترین و غیرمنصفانهترین قضاوتها قرار گرفته است. گویی در ماجرای انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی شخص او هیچ سهمی نداشته و صرفاً به زعم ایران ستیزان دست پلید جامعه از آستین او بیرون آمده و او را به فلاکت و غربت کشانده است. این القای شوم سبب شده بخشی از جامعه ایران زیر بمباران رسانهای بیش از پیش به ضایعه خودتحقیری دچار شود و به این باور برسد که در فلاکت زهرا امیر ابراهیمی نقشی اساسی ایفا کرده است و اینگونه القا شود که او در جامعهای غربی توانست حیاتی دوباره بیابد. واضح است که این صحنهآرایی فرهنگی و رسانهای نیازمند واکنش درخور و هوشمندانهای در داخل است، هرچند این جنگ نرم فرهنگی ظرافتهای خاص خود را میطلبد، اما سهم سینماگران در این خودزنی فرهنگی غیرقابل کتمان است. همایون اسعدیان، فیلمساز پیشکسوت اخیراً در یک گفتگو به مسئولیت سینما در ایجاد این وضعیت اعتراف کرده است: «من در مورد بحث آزار جنسی خودمان را مقصر میدانم، ما شرایطی ایجاد کردیم که دختری جوان فکر میکند برای اینکه وارد کار شود باید چنین عملی از او سر بزند.» در ایجاد شرایطی که باعث شد امیرابراهیمی در تور اهداف ایرانستیزانه غربیها بیفتد و از او سوء استفاده شود نیز اگرچه رسماً به آن اعتراف نشده، اما حقیقتی غیرقابل انکار است. زهرا امیرابراهیمی ۱۶ سال پیش ابتدا در تور غفلت و سرگردانی سینمای ایران افتاد و در مرحله بعد در غفلت مدیریت ضعیف فرهنگی در دام ناتوی فرهنگی گرفتار آمد تا از جامعه خود در قالب فیلمهای ایرانستیزانه انتقام بگیرد.
نخل طلای زهرا امیر ابراهیمی و ایرانستیزی کلامی ترانه علیدوستی در شبکههای اجتماعی نیز بازخوردهای زیادی داشت:
ابراهیم داروغهزاده، دبیر وقت جشنواره فیلم فجر نوشت: اینکه در جشنواره کن، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورتون شکایت کنید دقیقاً چه فایدهای دارد؟ تحریمهای اقتصادی امریکا و اروپا علیه مردم ایران کم میشود، یا برعکس؟ نمیشد آنجا از تحریمهای غرب علیه ایران شکایت کنید و انتقاد از دولت و حاکمیت را بگذارید برای وقتی که برگشتید؟
علی علیزاده، فعال رسانهای ساکن لندن نیز اینگونه به این موضوع در واکنش به توئیت تمجیدانه آذر منصوری دبیرکلحزب اتحاد ملت واکنش نشان داد: خانم آذر منصوری! فیلم «عنکبوت مقدس» چهرهای هیولایی نه فقط از جمهوری اسلامی، بلکه از اسلام و مردم ایران به غرب نشان میدهد. اسلام را دینی نشان میدهد که تحت تأثیر تعلیماتش مردان تبدیل به قاتلان سریالی میشوند و مردم ایران را کسانی نشان میدهد که این قاتلان سریالی را تشویق میکنند و از این قاتلان قهرمان میسازند. جایزه گرفتن این فیلم صراحتاً بخشی از پازل اسلامهراسی و ایرانستیزی است. خانم منصوری! شما در مقام دبیرکل یکی از مهمترین احزاب اصلاحطلب نمیدانید فیلمهای اینچنینی در نهایت در راستای مشروعیت بخشیدن به تحریمها و انزوای ایران عمل میکنند؟ واقعاً اینقدر با «ایرانستیزی فرهنگی» در غرب که ۴۰ سال قدمت دارد، ناآشنایید یا از لجبازی سیاسی کنار ایرانستیزان ایستادهاید؟
میکاییل دیانی نیز در این باره نوشت: آی مسلمونا! حواستون هست فیلمی که هنوز نتوانستهاید ببینید و برایش کف و سوت میزنید، چیست؟! بروید تصویر تبلیغی فیلم عنکبوت مقدس و جسارتش به حرم مطهر امام رئوف را ببینید تا متوجه شویدپشت چه فیلمی میایستید!
علیرضا سلیمانی اینگونه توئیت زد: چه کسی جایزه گرفته؟ یک بازیگر با سابقه رابطه نامشروع اختیاری. چه کسی فیلم او را منتشر کرده؟ یک بازیگر دیگر. چه کسانی در کن او را تشویق میکنند؟ چند بازیگر متهم به تجاوز. محتوای فیلم چیست؟ تجاوز یک مذهبی به دیگران.
وجیهه سامانی نیز توئیت کرد: بازم دم معرفت و فهم سیمین دانشور گرم که گفت «من رخت چرک هام را هم در حیاط همسایه نمیشویم.» یک جنتلمن واقعی، هرگز مشکلات خانوادهاش را بیرون مرزهای جغرافیایی کشورش جار نمیزنه. لباس هنرمندی زیادی به تنتون گشاده!
یک کاربر فضای مجازی نوشت: جزو تماشاگران هیجان زده دیروز و ستایشگران جوزده امروز نیستیم. از دیروز تا امروز فقط چشم بستیم و تأسف خوردیم، دیروز بهخاطر بیآبرو و بدنام کردن شخصی که میگفت به او خیانت شده است و امروز به خاطر خیانت همان شخص به کشور و بدنام کردن دین و فرهنگ یک ملت.
امیرحسین حدادیان، اما اینگونه واکنش نشان داد: میدونید نتیجه این تصویرهای سیاهی که فیلمها و بازیگرانمون از ایران و ایرانی دارن به دنیا نشون میدن چیه؟ آفرین؛ مشروعیتبخشی تو افکار مردم دنیا برای تجاوز به ایران؛ مستمسک تحریمها.
کاربر دیگری نوشت: امروز «عنکبوت مقدس» در کن جایزه میگیرد، نه برای اینکه فیلم خوبی است بلکه برای اینکه صراحتاً بخشی از پازل ایرانستیزی و اسلامهراسی است. توی کشور خودمون هم معلوم نیست اصلاحطلبها چرا اینقدر دارن برای این جایزه خوشحالی میکنند...
نوید ایرانی نوشت: وقتی زهرا امیر ابراهیمی بشه بهترین بازیگر زن جشنواره کن، پسر خاوری اختلاسگر معروف هم باید بشه تاجر برگزیده الهامبخش! واقعاً غرب ما رو چی فرض کرده؟!
محمد علی ابطحی فعال اصطلاحطلب، نخل طلا را تبریک گفت و محمد صالح مفتاح زیر توئیت او کامنت گذاشت: فیلم ضد دین بازی کردن افتخاری نداره.
کار بر دیگری نوشت: زلنسکی را به عنوان میهمان ویژه جشنواره کن دعوت میکنند، فیلمسازان روس را از شرکت منع میکنند، فیلمی سیاه از ایران پخش میشود و از فیلم هالیوودی «تاپگان» با موضوع بمباران تأسیسات اتمی ایران حمایت ویژه میکنند! تروریسم هنری یعنی همین.
یک کاربر نیز اینگونه واکنش نشان داد: فیلم عنکبوت مقدس دهمین انتخاب مردمی شد و اولین انتخاب سیاسی جشنواره کن، باید گفت جشنواره سیاسی کن.
سلبریتیهای جوگیر.
اما در میان این موج عصبانیت از وطنفروشی فیلم عنکبوت مقدس تعدادی از سلبریتیها مثل همیشه جوگیر شدند و نخل طلا را به زهرا امیر ابراهیمی تبریک گفتند: بهرام رادان نوشت: حالا بر قله دنیا قرار گرفتی!
سام درخشانی هم برای این بازیگر پیام تبریک فرستاد و نوشت: زهرا جان درسی شدی برای همه بی معرفتها!
واضح است که این تبریکهای کیلویی از فهم ناقص و درک پایین این سینماگران حکایت دارد که فکر میکنند جایزه جشنواره سینمایی در یک رویداد سیاستزده مثل کاپ تورنمنت ورزشی است و جایزه را به یک قهرمان میدهند.
روزنامه جوان
**
بی آبرویی کن
کن، فرانسه و بازهم اسلامهراسی
«نمایشی سخیف و ضدملی»؛ این را احتمالا بتوان محترمانهترین و اجمالیترین تصویر ممکن از آنچه تعدادی از سلبریتیها و هنرمندان ایرانی در جشنواره کن از خود به نمایش گذاشتند خواند؛ نمایشی که تمنای دیده شدن با تن دادن به هر رفتار دون شأنی و به زبان آوردن هر سخنی در آن مشهود بود. هر چند حواشی درونصنفی و برخی افشاگریها از سوی هنرمندان علیه یکدیگر سطح رسوایی و بیآبرویی این نمایش را بیش از پیش افزایش داد اما طرح ادبیات ضدملی و همراه و همصدا شدن با جریاناتی که ابایی از توهین به مقدسات و باورهای مردم ندارند باعث شد افکار عمومی نیز واکنش منفی نسبت به رفتار جمعی از هنرمندان حاضر در این جشنواره نشان بدهد.
به گزارش «وطنامروز»، حالا بیش از یک دهه از سناریوی مرجعیتبخشی به هنرمندان و سلبریتیها میگذرد. انتخابات سال88 و حوادث بعد از آن را میتوان نقطه آغازینی بر تلاش جریانات سیاسی و رسانههای فارسیزبان خارج کشور برای بخشیدن مرجعیت سیاسی به هنرمندان دانست؛ امری که در انتخابات ریاستجمهوری سالهای 92 و 96 نیز پی گرفته شد و به موازات آن با گسترش حوزه نفوذ شبکههای اجتماعی تثبیت شد. در این ایام جریانات سیاسی غربگرا نیز بیشترین سرمایهگذاری خود را معطوف به حفظ مرجعیت این گروه و تبدیل آنها به تریبون خود در جامعه داشتند تا جایی که سال97 سعید حجاریان صراحتا از لزوم طرح سخنان جریان اصلاحات از زبان سلبریتیها سخن گفت و آن را نقشه راه سیاسی این جریان دانست. در چنین فضایی هنرمندان، سلبریتیها و حتی بخشی از ورزشکاران دوام خود را در میدانداری سیاسی و میزان همراه کردن افکارعمومی با خود دانستند. این گروه حالا در پیش و پس از هر حادثه به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود میگشتند که جشنوارههای خارجی یکی از مهمترین این فرصتها بود. حالا دیگر فراتر از ساخت فیلمهایی که روایتی همسو با روایت دولتهای غربی از داخل ایران داشت، تریبونهای این جشنوارهها نیز تبدیل به یکی از مکانها برای خودنمایی سلبریتیهایی میشد که عملا بدگویی علیه کشور خود را رمز بقا و پیشرفت میدانستند.
جشنواره کن و حواشی فضاحتباری که برخی سلبریتیها و هنرپیشههای ایرانی در آن خلق کردند را میتوان ادامه مسیری دانست که از سالها پیش شکل گرفته بود. رفتارهای عجیب از سوی بازیگری که سعی داشت با پا گذاشتن بر عرف جامعه ایرانی، خود را بیش از پیش در قاب دوربینها بگنجاند، در کنار اظهارات بازیگری که خیال داشت با تخریب وطن و تکرار ادعاهای ضدایرانی جایزهای برای خود دست و پا کند همگی نشان از یک واقعیت داشت و آن هم نبود هیچگونه تعهد ملی در رفتارهای یک گروه مرجع جدید بود. آبروریزی ملی آن هم از سوی چهرههایی که حالا موفقیت خود را در این رسوایی جستوجو میکردند تا جایی پیش رفت که حتی برخی از جریانات هنری هم این صحنه را به مثابه یک سقوط آزاد برای سینمای ایران مورد ملامت قرار دادند.
* جایزه به شرط فحاشی
گذار از فحاشی علیه نظام و کشور به عنوان یک ژست روشنفکری به ابزاری برای تضمین موفقیت در جشنوارههای خارجی تا جایی پیش رفته که یکی از هنرپیشههای حاضر در این جشنواره مدعی شده از اول صبح و بیدار شدن مشغول مبارزه است. هرچند این گفته مضحک با واکنش کاربران شبکههای اجتماعی نیز مواجه شد اما چنین رویه فلاکتباری که سعی دارد با توجه خریدن از غربیها برای خود جایگاهی دست و پا کند باعث شده برخی هنرپیشهها تن دادن به هر خفتی و تکرار هر ادعای ضدایرانی را به عنوان بخشی از کارویژه خود مدنظر قرار دهند.
چند ماه پیش، همزمان با عدم موفقیت فیلم اصغر فرهادی در داخل و خارج از کشور بود که وی به عنوان یکی از نمادهای نمایشهای ضدایرانی در خارج از کشور ادعاهای رادیکال و بیاساسی را برای افزایش احتمال موفقیت اثرش مطرح کرد. هرچند این حربه هم کمکی به موفقیت وی و کاهش فشارهایی که ناشی از برخی ادعاها درباره کپی بودن فیلمنامه اثرش بود نداشت. در این میان، یکی از عجیبترین تناقضها در رفتارهای اینچنینی از سوی هنرپیشهها ادعایی است که درباره استقلال خود و آثارشان دارند. برای نمونه هنرپیشههایی که مهمترین آثارشان پروژههای دولتی بوده یا با جوایز جشنوارههای دولتی شناخته شدهاند به یکباره خود را هنرمندانی مستقل معرفی میکنند که حتی در داخل کشور محدودیتهای فراوانی داشتهاند!
* لکنت زبان برای شرح جنایات خارجی علیه ایرانیان
سلبریتیها به موازات همه ادعاهای تند و رادیکالشان علیه نظام و کشور، هنگام حضور در جشنوارههای خارجی و قرار گرفتن مقابل خبرنگاران غربی لکنت زایدالوصفی برای بیان جنایات دولتهای غربی علیه مردم ایران دارند. تقریبا هیچ موردی در سالهای اخیر نبوده که هنرپیشهای از این تریبون برای بیان تاثیر تحریمهای ظالمانه غرب بر زندگی و معیشت مردم، ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی و رویکرد ایرانهراسی دولتها و رسانههای غربی سخنی بگوید. چنین رویه مزورانه و خفتباری باعث شده اساسا سلبریتیها هرگونه رسالت ملی را برای خود امری مذموم به حساب آورده و از آن دوری کنند.
نمایش مفتضحانه جمعی از هنرپیشههای ایرانی در کن، فارغ از نتایج و سرانجام سینماییاش، حامل پیامهای سیاسی نیز بود. این نمایش بخوبی نشان داد سپردن نمایندگی مردم ایران به افرادی که هیچ رنج مشترکی با آنان ندارند و حتی موفقیت خود را در همصدا شدن با دشمنان این کشور جستوجو میکنند، میتواند به خلق چنین سیرکی منتهی شود. گروهی که خود هر روز پرده از رسواییهای جدیدی علیه یکدیگر برمیدارند و برای دیده شدن ابایی از توهین به مقدسات مردم ندارند، شایستگی نمایندگی این مردم و سختیهایشان را ندارند.
***
کن، فرانسه و بازهم اسلامهراسی
گروه فرهنگ و هنر: آخرین باری که یک نفر از نیش عنکبوت در استرالیا درگذشت، مربوط به سال ۱۹۸۱ میشود اما در 5 سال اخیر صدها هزار نفر توسط سیاستهای غرب برای فروش اسلحه و غارت منابع اولیه مردم کشته شدهاند. «پول» سوار بر رسانهها در حال قربانی گرفتن است و برای توجیه افکار عمومی و قضاوت جهانی، دشمنسازی میکند. بهترین و قدرتمندترین دشمن نیز در این عصر جدید «شیعه» است. گویی جهان غرب پشت تمام حریفان و دشمنان خود را به خاک مالیده اما در مقابل تفکر شیعی کم آورده است. وقتی 20 میلیون دلار برای یک جشنواره معتبر در سطح جهانی هزینه میکند و به جای آنکه «هنر را برای هنر» ببیند، «هنر را به خدمت سیاست» میگیرد، نشاندهنده آن است که کم آورده است. در پی اقدام موهن و سیاسی جشنواره فیلم کن در توجه به فیلم ضعیف و موهوم «عنکبوت مقدس» و جریحهدار شدن باورها و اعتقادات شیعیان جهان، سازمان سینمایی با محکومیت این اقدام، بیانیهای صادر کرد.
متن این بیانیه به این شرح است: «عرصه فرهنگی در جهان همواره محل پاسداشت ملتها و ارج نهادن به ارزشهای جامعه بشری بوده است؛ ارزشهایی که ریشه در اعتقادات و باورهای مردم و کشورها دارند و در این میان جشنوارههای بینالمللی سینمایی عموما با شعار توجه به هنر هفتم و انعکاس تولیدات فاخر کشورهای جهان رخ مینمایند، لیکن سالهاست که شاهد آن هستیم اصحاب زور و تزویر با رخنه در این رویدادها یا پایهگذاری جشنوارههایی که نقش ابزار جنگی آنها را در مواجهه با آحاد آزادیخواهان جامعه جهانی دارند، در تلاشند که منویات سیاسی خود را بر عرصه هنر حقنه کنند و آنچه ماحصل آن شده است به اضمحلال رفتن ارزش هنری و وجه حرفهای این رویدادهاست. این بار نیز در جشنواره فیلم کن که تحت سیطره و فرامین دولت فرانسه برگزار میشود شاهد آن بودیم که ساختهای نهتنها صرفا سیاسی بلکه شب نامه سخیف تصویری که ماحصل ذهن مشوش فردی دانمارکی ایرانیتبار و برآمده از زر استکبار است و به اعتقادات و ارزشهای میلیونها مسلمان و جمعیت عظیم شیعیان جهان توهین کرده مورد توجه این جشنواره قرار گرفته است.
این سیاهه تصویری با سوگیری اجتماعی، مذهبی و تحقیر باورهای آیینی ایرانی- اسلامی درصدد است مسیری را رود که سلمان رشدیها در آیات شیطانی و آتشزنندگان قرآن کریم رفتهاند غافل از اینکه «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَالله بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». در حالی فیلم موهن «عنکبوت مقدس» با ارائه چهرهای مخدوش از جامعه ایرانی و با توهین آشکار به باورهای متعالی شیعیان در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفته که با انتخاب سیاسی این اثر ضعیف به عقیده بسیاری از منتقدان و کارشناسان بینالمللی جای سوال مهمی در کارنامه حرفهای این جشنواره بینالمللی به جا گذاشته است.
سازمان سینمایی، ضمن محکومیت این اقدام جشنواره مذکور و اعلام برائت خود و سینماگران از عوامل این اثر سیاه تصویری بر این نکته تاکید میکند که فرانسه و جشنواره فیلم کن باید نسبت به احساسات جریحهدار شده میلیونها شیعه مسلمان در جهان پاسخگو باشند و این لکه ننگ ضد فرهنگی را از کارنامه حرفهای خود بزدایند. در انتها مطمئنیم که راه نورانی اسلام و جبهه حق در میان این آماج حملات فرهنگی بیش از پیش و متحدتر از قبل در سپهر فرهنگ و هنر خواهد درخشید».
«اقتصاد سیاسی» به صورت تخصصی از سال 1994 میلادی به بعد در جشنوارهها و فضای رسانهای غرب حکمفرما بوده؛ سلبریتیسازی و معروفیت افراد با توجه به اندیشههای سیاسی سرمایهداری رخ داده است. هر چند که نمیتوان با این نوع نگاه موجسواری رسانهای مقابله کرد اما گاهی پیشگیری بهتر از درمان است.
همچنین «محمود بابایی» تهیهکننده فیلم «بدون قرار قبلی» درباره اطلاعات خود از فرآیند ساخت فیلم «عنکبوت مقدس» گفت: تا جایی که اطلاع دارم این فیلم با همین کارگردان و 2 تهیهکننده ایرانی قرار بود در ایران ساخته شود اما زمانی که به جای ایران سراغ کشور اردن رفتند، میشد حدس زد پروژه چه سرانجامی پیدا خواهد کرد. آنها در ایران حتی کارهای پیشتولید را هم پیش برده و به مرحله انتخاب لوکیشن هم رسیده بودند اما در نهایت این کارگردان تصمیم گرفت فیلم خود را در اردن مقابل دوربین ببرد. همان زمان براساس فیلمنامهای که خیلی از دوستان خوانده بودند، قابل حدس بود که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. من هم هنوز فیلم را ندیدهام اما از تیزر منتشر شده و تصویری که از شهر مشهد در این تیزر موجود است میتوان حدس زد چه نگاهی بر فیلم حاکم است. تهیهکننده «بدون قرار قبلی» بیان کرد: جشنواره کن با توجه به ایدئولوژی و سیاستهایش به فیلم «عنکبوت مقدس» جایزه میدهد اما در مقابل جشنواره فجر این کار را نمیکند. ما بسیار به دوستان گفتیم که این بیتوجهی را نکنید.
گفتمانی که در تقابل با این اتفاقات به صورت تجربی ثابت شده، اینکه در تمام ادوار گذشته وقتی دین و مذهب مورد هدف «اقتصاد سیاسی» و نگاه سرمایهداری قرار گرفته، اتحادی ناخواسته بین مردم تنیده شده است. همه طیفها هر چند که با هم اختلافات ناچیزی داشته باشند، در مقابل اینگونه توهینها متحد شده و سوءاستفادههای غربی را محکوم کردهاند. جهان غرب با تمام لوازمش اگر چه رسانههای دنیا را در دست دارند و با سیاستهای خود، یکهسواری بر اذهان جهانیان میکنند اما در این یک مورد همیشه با شکست مواجه شدهاند.
این شکست نیز تنها به این دلیل است که دین، مذهب و بالاخص امام رضا(ع) در میان دلهای مردم حضور دارد. امام رضا(ع) فارغ از خطکشیهای سیاسی و دوقطبیسازیهای موجود در بین تمام ایرانیان و شیعیان جهان به عنوان یک خط قرمز است؛ هزاران جشنواره کن با قهرمانسازی و سلبریتیسازیهای دروغین، قادر نیست امام رضا(ع) را از دلها و اذهان شیعیان جهان پاک کند.
فیلم «عنکبوت مقدس» در ژانر درام دلهرهآور و جنایی، به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی محصول سال ۲۰۲۲ است که در جشنواره کن با نگاه سیاسی حاکم بر جشنواره، برای رقابت برای نخل طلای جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ انتخاب شد.
محمد سلحشور
***
** حمایت اصلاح طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا(ع)
در مراسم اختتامیه هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه(جشنواره ای که به رویکرد نژادپرستانه، سیاست زده و ضددینی مشهور است) جایزه بهترین بازیگر زن به «زهرا امیرابراهیمی» تعلق گرفت. وی این جایزه را به دلیل بازی در فیلم ضدایرانی و ضددینی «عنکبوت مقدس» دریافت کرد.
این فیلم موهن توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. فیلم عنکبوت مقدس تصویری به شدت مشمئزکننده از مردم ایران و عقاید آنان به نمایش می گذارد. این فیلم رفتار یک قاتل زنجیرهای که در اثر اختلال روانی اقدام به قتل میکرد را به ارزشهای ایرانی- اسلامی نسبت داده است!
بی بی سی فارسی آنقدر از محتوای این فیلم ضدایرانی و ضددینی ذوق زده شده بود که در مطلبی با عنوان «فیلم 'عنکبوت مقدس'؛ قتل زنان به نام خدا» نوشت: «فیلم به نقبی آشکار به دل باورهای کورکورانه مذهبی در یکی از سنتی ترین شهرهای ایران بدل میشود... آشکار است فیلمساز عامدانه قصد آزار تماشاگرش را دارد...جایی که شخصیت اصلی در پایه چوبه دار عاجزانه از "امام رضا" کمک میطلبد.»
این سایت ضدایرانی در بخش دیگری از این مطلب نوشته است: «این فیلم دستاورد تازهای را برای سینمای ایران در غربت رقم می زند: بازسازی جزء به جزء و حساب شده مشهد که تقریباً در همه صحنهها تماشاگر را در فضایی که خلق کرده شریک میکند و مانع از فاصله احساسی ناخواسته تماشاگر (به دلیل محیط ناآشنا و غیرقابل باور) میشود...نمایش عبادت در کنار جنایت- و همین طور اشارههای آشکار به سابقه قاتل در جبهه و حمایت ضمنی از او از درون حکومت، لایههای مختلفی را به اثر میافزاید و آن را به شکل جذابی، محلی و بومی میکند، گویی که فیلم نمیتواند در هیچ جایی دیگر اتفاق بیفتد جز "مشهد مقدس". و فیلمساز ابایی ندارد این تقدس را به زیر سوال ببرد.»
بی بی سی فارسی با ذوق زدگی از محتوای ضد دینی و ضدایرانی این فیلم تمجید کرده و از کارگردان این فیلم به دلیل جسارت در توهین به مقدسات مسلمانان تقدیر کرده است. در این فیلم موهن و ضد دینی و ضدایرانی، در ابتدای فیلم نمای شهر مشهد در شب نمایش داده می شود که شبیه تار عنکبوت است و در مرکز تار عنکبوت هم حرم امام رضا(ع) قرار دارد!
این فیلم موهن فراتر از یک فیلم علیه حاکمیت در ایران است و با بی شرمی و گستاخی، مقدسات مردم ایران و ارادت آنان به امام رضا(ع) را مورد هجمه و توهین قرار داده است. دیگر رسانه های ضدایرانی وابسته به آمریکا، انگلیس و آل سعود نیز به تعریف و تمجید از این فیلم پرداختند.
با اینحال روزنامه های اصلاح طلب همصدا با رسانه های ضدایرانی با ذوق زدگی از این فیلم موهن استقبال کرده اند.
در همین رابطه روزنامه سازندگی- ارگان حزب کارگزاران- که گردانندگان آن پیش از این در یک روزنامه دیگر همصدا با توهین کنندگان به ساحت پیامبر اعظم(ص) تیتر «من هم شارلی هستم» را انتخاب کرده بود، در مطلبی با عنوان «نخل طلا برای دختر فراموش شده» نوشت: «زهرا امیرابراهیمی از ابتدای این جشنواره به دور از هر حاشیه خواسته و ناخواسته ای روی فرش قرمز کن با ظاهری آراسته حاضر شد و عاقبت هم به عنوان برنده بزرگ به خانه رفت».
این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اصغر فرهادی به عنوان یکی از اعضای هیات داوران نقش مهمی در اهدای این جایزه به امیرابراهیمی داشت و عده ای او را مسبب اعطای نخل طلا به این بازیگر می دانند.»

همچنین روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «شب تاریخی سینمای ایران» نوشت: «جایزه بازیگری نقش اول زن اما به «زهرا امیرابراهیمی» بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» رسید؛ بازیگری که توانست با بازی خوبش در فیلم آخر «علی عباسی» چشمها را خیره کند. او هنگام گرفتن جایزه از سختیهایی که در این سالها، دور از وطن تحمل کرده است، حرف زد و گفت که سینما زندگیاش را نجات داده است. متاسفانه ایران و ایرانیها هیچ جایزه دیگری نبردند.»

روزنامه شرق نیز در مطلبی با عنوان «همدردی سینماگران ایران با دادغ دیدگان متروپل» نوشت: «دریافت اولین جایزه بازیگری زن در جشنواره کن امسال، افتخاری بود که «زهرا امیرابراهیمی» به مجموعه جوایز جهانی ایران اضافه کرد. زهرا امیرابراهیمی در فیلم «عنکبوت مقدس» نقش روزنامهنگاری را بازی میکند که وارد دنیای قاتل ۱۶ زن در مشهد میشود. بازی او توانست تحسین هیئت داوران را به دنبال داشته باشد و لحظات شادی را برای مردم ایران به همراه بیاورد. این جایزه با استقبال فراوان مردم ایران روبهرو شد که این روزها دلنگران و غمدیده، فاجعه «متروپل» آبادان را پیگیری میکنند.»

برخی فعالین اصلاح طلب از جمله آذر منصوری و محمدعلی ابطحی نیز از این فیلم موهن و ضددینی استقبال کرده اند. نکته قابل تأمل اینجاست که ابطحی صراحتا اذعان کرده که اصلا نمی داند محتوای این فیلم چیست اما از آن حمایت می کند! این دقیقا منطق طیف اصلاح طلب در دیگر موضوعات از جمله برجام و FATF و...است.
این اولین بار نیست که جریان اصلاح طلب از یک پروژه ضددینی و ضدایرانی حمایت می کند. با مرور روزنامه ها، سایت های خبری و کانال های تلگرامی منتسب به طیف اصلاح طلب، موارد بسیار زیادی از توهین به مقدسات و جسارت به ائمه اطهار و تمسخر باورهای دینی مردم مشاهده می شود.به عنوان نمونه «علیرضا علوی تبار» از افراطیون اصلاح طلب پیش از این در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته بود: «ما پیشرفت نمیکنم چون در جامعه ما هنوز خدا نمرده است»!

** ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است
«معصومه ابتکار» معاون سابق رئیس جمهور در دولت روحانی که اکنون سالهاست فرزندش در آمریکا ساکن است، در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «یکی از مهمترین رویاروییهای ما با کاسبان تحریم در ماجرای بنزین پتروشیمی نمایان شد. به خاطر تحریمهای سالهای ۸۸ و ۸۹، واردات بنزین ایران تحریم شد. گروهی با یک راهحل غیر استاندارد پیشنهاد دادند که از طریق افزایش میزان آراماتیک بنزین، تلاش کردند حجم بنزین را بالا ببرند. در آن زمان من در شورای شهر تهران حضور داشتم و بلافاصله هشدار دادم. میدانستم که اثر این تولیدات در گسترش سرطان خون افراد چگونه خواهد بود. اما تهدیدات همین کاسبان تحریم گسترش پیدا کرد و فشارهای فراوانی وارد ساختند تا ما این موضوع را رها کنیم.»
وی در ادامه گفت: «مجموعه این تحرکات توسط کاسبان تحریم، برنامهریزی و اجرا میشد و ظرفیتهای زیادی از کشور را هدر داد. خوشبختانه بنزین پتروشیمی کاملا از رده خارج شد و تولیدات بنزین کشور در مسیر استانداردسازی قرار گرفت. البته همچنان سایه تحریمها در رشد این بخش نمایان شد.»

ابتکار در اظهارات مذکور به تحریم های سال ۸۸ و ۸۹ اشاره کرده است. این تحریم ها دقیقا ماحصل اقدامات جریان فتنه در آن مقطع است. قطعنامه ۱۹۲۹ دقیقا در اولین سال فتنه ۸۸ و با هدف کمک به جریان فتنه در ایران صادر شد.
روزنامه لس آنجلس تایمز ۲۸مهر ۸۸ از زبان «جان هانا» مقام وقت آمریکایی فاش کرد: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی فعالان اپوزیسیون ایران-که درمیان آنها افراد نزدیک به سران جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم باید بصورت شوک وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن». بر همین اساس قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ دقیقا در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف کمک به فتنه گران به ملت ایران تحمیل شد. در حقیقت قطعنامه سنگین و ضدایرانی ۱۹۲۹ که در سالگرد فتنه ۸۸ علیه ملت ایران صادر شد، نتیجه عملکرد افراطیون اصلاح طلب است.
و اما درباره ادعای ابتکار درخصوص بنزین پتروشیمی ها گفتنی است، در مهرماه ۱۴۰۰ گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در رابطه با توقف تولید بنزین پتروشیمیها به بهانه آلودگی آن و نقش دولتمردان سابق در این موضوع به قوه قضائیه ارسال شد.
در سال ۹۲ و با شروع به کار دولت روحانی، موضوع آلوده بودن بنزین تولیدی و سرطانزا بودن آن به واسطه میزان زیاد بنزن، موج نگرانی جدی را برای مردم به همراه داشت که درپی آن کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با دعوت از مسئولان و کارشناسان در این حوزه به موضوع ورود کرد.
بر اساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰، زنگنه و ابتکار تعهدات شرعی و قانونی خود را در زمینه عدم اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند را نقض کرده اند و این موضوع تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی، خسارت میلیاردی به بیت المال، تضییع حقوق عامه و ایجاد موانع برای کارکنان وظیفهشناس در انجام وظایف محوله را به همراه داشته است.
در ادامه این گزارش آمده است: به موجب مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی از دستگاه قضایی در خواست می شود نسبت به تعقیب، محاکمه و اعمال مجازات مقرر قانونی نامبردگان اقدام مقتضی بعمل آید.
علی خضریان نماینده مجلس و سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰- آبان ۱۴۰۰- گفته بود: «در نشست علنی مجلس گزارش کمیسیون اصل نود درباره رسیدگی به تخلفات وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست پیرامون گزارش ناصحیح درخصوص بنزین تولیدی صنایع پتروشیمی قرائت شد. موضوعی که با ادعای آلودگی بنزین تولیدشده و بحث سرطانزا بودن، نگرانیهای جدی را در سطح جامعه ایجاد کرده بود. اما در همین زمان آقای بیژن زنگنه و خانم معصومه ابتکار با ارائه دادههای غلط به رسانهها و نیز در مکاتبات رسمی، بحث آلودگی ریفرمیت دریافتی از پتروشیمیها را مطرح مینمایند و با حذف تولید داخلی، واردات گسترده بنزین غیراستاندارد، از طریق واسطهها آغاز میشود!».
سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ در ادامه تصریح کرد: «با عنایت به اینکه مدیران دستگاه اجرایی برابر قانون از اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند منع شدهاند؛ آقای زنگنه و خانم ابتکار با نقض این تعهد شرعی، قانونی و اخلاقی باعث تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی و خسارت میلیاردی به بیتالمال شده و به قوه قضاییه جهت مجازات معرفی شدند.»
لازم به ذکر است که ما در حوزه بنزین تحت تحریم قرار داشتیم. برخی مدیران دولتی- در دولت روحانی- تاکید داشتند که نباید پالایشگاه ساخته شود و ما باید واردکننده بنزین باشیم. اما با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ضمن خودکفایی در تولید بنزین، تحریم های ضدایرانی نیز بی اثر شد.
***
روزنامه کیهان نوشت: هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه، روز گذشته با برگزاری مراسم اختتامیه و اهدای جایزه به برگزیدگان تمام شد. این دوره از جشنواره کن نیز مانند دورههای اخیر آن، بیش از هنر و سینما به سمت تبلیغ سیاسی و ایدئولوژیک رفت. آنچنانکه مراسم افتتاحیه این جشنواره با پخش پیام تصویری زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین برگزار شد. اتفاقی که واکنش انتقادآمیز ژان لوک گدار کارگردان نامدار فرانسوی را برانگیخت که در مصاحبه با روزنامه لیبراسیون گفت: «[جشنواره] کن هم یک سلاح تبلیغاتی است. آنها هر چه باشد کارشان تبلیغ زیباییشناسی غربی است.» و ایران امسال هم مثل همیشه هدف این سلاح تبلیغاتی قرار گرفته است.
جشنواره کن ۲۰۲۲ نیز با همین رویکرد سیاست زده و ضدنژادی اقدام به انتخاب فیلمها و سینماگران ایرانی زد. به این ترتیب که آثاری توهینآمیز علیه ایرانیان و دین اسلام را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد! بنابر اظهار نظر حاضران در جشنواره کن امسال، فیلمهای ایرانی پذیرفته شده در کن ۲۰۲۲ بیش از قوت هنری و سینمایی به خاطر تصاویر ضدایرانی و ضداسلامی پذیرفته شدند.
یکی از این آثار، فیلم «عنکبوت مقدس» بود که بیش از فیلم سینمایی به عنوان یک تبلیغ تصویری علیه مردم ایران و دین اسلام، قابل ارزیابی است. فیلمی که توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. بنابر گزارشهای رسیده از کن، این فیلم تصویری به شدت مشمئزکننده از هموطنانمان نمایش میدهد؛ اما آنچه در فیلم «عنکبوت مقدس» برجستهتر است، محتوای ضداسلامی فیلم و تصویرسازی غیرانسانی این فیلم از مردم متدین ایران است.
فیلم «عنکبوت مقدس» یک سوژه تکراری را دستمایه خودش قرار داده است. این فیلم درحالی موضوع یک قاتل زنجیرهای را انتخاب کرده که یک فیلم ایرانی دیگر نیز با همین موضوع و با نامی تقریبا مشابه، سال قبل روی پرده سینماهای کشورمان رفت. نکته قابل تأمل این است که کارگردان فیلم مذکور نیز قبلا نسبت به این سرقت سوژه توسط همکار ترک وطن کردهاش اعتراض نموده بود.
فیلم «عنکبوت مقدس» رفتار یک قاتل زنجیرهای که در أثر اختلال روانی اقدام به قتل میکرد را به ارزشهای ایرانی- اسلامی نسبت داده است! تا آنجا که بیبی سی فارسی، با تیتر «قتل زنان به نام خدا» به استقبال این فیلم رفته است!
جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن ۲۰۲۲ به بازیگر این فیلم که یک مهاجر سابقا ایرانی است اعطا شد و او در سخنان خود از درد و رنج مردم ایران و بخصوص آبادان عزیز گفت. او علیرغم اینکه در تمام این سالها هیچ محدودیتی برای سفر به ایران نداشته ترجیح داده هرگز به ایران بازنگردد و درنتیجه سالهاست در انتخابی خودخواسته ارتباطی با مردم ایران نیز ندارد که اکنون داغدار رنج و درد آنها باشد! بر این اساس بهتر بود در تریبون این جشنواره از مشکلات و دردسرهای جامعه مهاجران در اروپا سخن میگفت. مشکلاتی که خودش در تمام این سالهای سختی و بیکاری از نزدیک لمس کرده و طعم شهروند درجه دو بودن را چشیده است.
برای مثال فقط کافی بود اعتراف ماه گذشته پاپ فرانسیس(رهبر کاتولیکهای جهان) را به زبان بیاورد که گفت: «ما نژادپرست هستیم. و این بد است، این واقعیت که بسیاری از کشورها بیشتر از پناهندگان اوکراینی جنگ زده استقبال میکنند تا پناهندگان سایر نقاط جهان، نامی ندارد جز نژادپرستی.» مسلما این درد بسیاری از مهاجران از جمله خود او در جامعه اروپا بود و مسلما با تکرار سخنان پاپ در جشنواره پناهندگیاش لغو نمیشد اگرچه ممکن بود دیگر به عنوان یک ایرانی(!) در جشنوارههای غربی مطرح نشود. البته از کسی که برای ارتزاق روزانهاش مجبور به بازی در فیلمی ضدایرانی شده که نه تنها ایران بلکه حتی طعنه به بارگاه امام مهربان ایرانیان و شیعیان در مشهد را نیز روا میدارد؛ انتظار این حد از آزادگی بیجاست.
نظر اغلب منتقدین و کارشناسان سینمایی در کن، بازیگران دیگر بوده ولی جایزه را به بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» دادند چون روی این فیلم سرمایهگذاری کرده بودند اما به دلیل ضعف فیلم، نمیتوانستند جایزه بهترین فیلم یا کارگردانی را به آن بدهند و برای اینکه این فیلم ضدایرانی و ضداسلامی را مطرح کنند، باید جایزهای به آن میدادند که بازیگر مهاجر، به خاطر حاشیههایی که در جشنواره ایجاد کرده بود مورد توجه قرار گرفت.
در قسمت دیگری از نمایش ضدایرانی کن عوامل یکی دیگر از فیلمهای فارسیزبان برای هر چه بدبختتر نشان دادن ایران و ایرانی گوی سبقت را در دروغگویی از یکدیگر میربایند. بازیگری که دیروز ادعا کرده بود شنای زنان در ایران ممنوع است و علیرغم دعوت مقامات فدراسیون شنای ایران برای تماشای مسابقات قهرمانی شنای زنان در کشورمان ترجیح داد سکوت کند و به روی خودش نیاورد، این بار مدعی خفقان شده و میگوید در ایران همه چیز ممنوع است و مردم هر روز از صبح تا شب مشغول جنگیدن با موانع هستند! و البته هیچ کس از او سؤال نکرد در صورت چنین خفقان و سرکوبی چگونه او توانسته در بیش از بیست فیلم و سریال نقشآفرینی کند، کتاب به بازار نشر بفرستد و از جشنوارههای دولتی ایران جایزه دریافت کند!؟ و اصلا در صورت چنین خفقانی چهطور علیرغم این اظهارات رادیکال و خلاف واقعش در خارج از مرزها، آزادانه در داخل ایران رفت و آمد میکند!؟
او که در این سخنان ادعای دلسوزی برای مردم ایران را دارد پیشتر حاضر به نقشآفرینی در پروژهای شد که فساد مالی تهیهکنندهاش در غارت اموال مردم از صندوق ذخیره فرهنگیان کاملا آشکار شده بود. در واقع خانم بازیگر دستمزد میلیاردیاش را از اموال غارت شده فرهنگیان شریف ایران میگرفت و کاملا از این موضوع مطلع بود. او این روزها در حالی سردمدار مبارزه با مفاسد اخلاقی در سینمای ایران شده و هشتگ #می_تو میزند که تا دیروز خودش و همفکرانش از بانیان پروژه #ما_بیغیرتیم بودند!
نمایش ضدایرانی کن با اجرای بازیگران فارسیزبانش پردههای مضحک دیگری هم دارد. آنجا که مشخص میشود یکی از فیلمهای حاضر که از قضا جایزه بهترین بازیگر زن را هم گرفته متهم به سرقت از یک فیلمنامه ایرانی است و کارگردانش سعی داشته با تطمیع افراد سوژه را از آن خود کرده با دور زدن قانون، برایش مجوز بگیرد و در نهایت ناکام مانده و مجبور به فیلمبرداری یواشکی و تصویربرداری در خارج از ایران میشود. و یا آنجا که دیگر فیلم فارسیزبان حاضر در جشنواره که جایزه منتقدان را گرفته به صورت کاملا غیرقانونی و البته با همدلی مسئولان دولت قبل در ایران ساخته و به جشنواره کن فرستاده شده است. این حجم از فضای باز برای قانون شکنی بیش از آنکه نشانه آزادی در ایران باشد نشانگر هرج و مرج فرهنگی است.
اما تلخترین پرده نمایش ضدایرانی کن وقتی اتفاق افتاد که بازیگران این نمایش حتی برای یک بار حاضر نشدند با همزبانان ایرانیشان همدردی کنند و زبان به شکایت از اروپا و آمریکا به دلیل عدم پایبندی به تعهداتشان در قبال ایران و اعمال تحریمهای غیرقانونی بگشایند.
آنها حتی بهاندازه آلنا دوهان نماینده ویژه سازمان ملل در امور تحریمهای یکجانبه، شرافت نداشتند تا در میان بدبختنماییهایشان از مردم ایران فقط برای یک بار هم که شده انگشت اتهام را به سمت آمریکا و اروپا بگیرند و بگویند: «تحریمهای یکجانبه آمریکا باعث نقض حقوق بشر میشود.» چون آنها اصلا با مردم ایران زندگی نمیکنند. آنها نشان دادند بیگانه از ایران و ایرانی، سربازان غرب برای تحقیر مردم ایران هستند. ژان لوک گدارکارگردان فرانسوی راست میگفت: «جشنواره کن یک سلاح تبلیغاتی است» و مردم ایران باز هم هدف این سلاح قرار گرفتند.