منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 09 تیر 1401

نشنال‌اینترست: تصویر‌سازی منفی از ایران مأموریت رسانه‌ها در غرب است
یک رسانه مهم آمریکایی در گزارشی تاکید کرد با توجه به اهمیت و موقعیت ایران، ترویج اطلاعات غلط درباره این کشور به امری رایج در رسانه‌های غربی تبدیل شده است
نشنال‌اینترست نوشت: ایران بیش از هر کشور دیگری در منطقه خاورمیانه‌، در کانون توجهات وسیع بین‌المللی قرار دارد. جریان‌های رسانه‌ای، حجم قابل توجهی از اخبار و گزارش‌های خود را در موضوعات مختلف به ایران اختصاص می‌دهند. سال‌هاست که برخی مسائل و موضوعات در مورد ایران در رسانه‌های غربی گفته شده و تکرار می‌شود. این رویه، تصویر مناسب و دوستانه‌ای را از این کشور به جهان مخابره نمی‌کند. عمده موضوعاتی که با آوردن نام ایران به ذهن متبادر می‌شوند، تا حد زیادی برساخته‌های رسانه‌ای هستند.
سال 2013 در جریان مطالعه‌ای که از سوی «ایلاد سگِو» استاد ارتباطات بین‌المللی دانشگاه تل‌آویو انجام شد، این نکته مورد اشاره قرار گرفت که مرکزیتِ مسائل مرتبط با ایران در سازمان‌های رسانه‌ای بین‌المللی، بسیار زیاد است. در وب سایت‌های خبری جهانی، ایران پس از آمریکا، چین، فلسطین، انگلیس و فرانسه به عنوان ششمین کشوری که بیش از دیگر کشورها و ملت‌های جهان در مورد آن سخن گفته می‌شود، مورد اشاره قرار گرفته است. در وب سایت‌های آمریکایی، ایران پس از چین و بریتانیا، سومین کشوری است که هدفِ توجهات عمده رسانه‌های آمریکایی است.
حضورِ گسترده و عمیق ایران در رسانه‌های جهانی صرفا به واسطه اهمیت آن به مثابه کشوری با موقعیت راهبردی، نیست، بلکه دلیل و محرک اصلی، نوعِ پوشش خبری و رسانه‌ای از مسائل مهم مرتبط با ایران است که طی آن، ترویج اطلاعات غلط و نادرست از ایران و یا پوشش رسانه‌ای منفی از مسائل این کشور، نقش اصلی را بازی می‌کند.
کسانی که مسائل ایران را به صورت مستقل دنبال می‌کنند می‌توانند شهادت دهند که در روایت‌های رسانه‌ای از مسائل مرتبط با ایران، عیوب و کاستی‌های جدی وجود دارد. اطلاعات و مسائل نادرستی علیه ایران ترویج و تبلیغ می‌شوند که نقطه تاکید همه آنها، طرح عامدانه گزاره‌های غلط در رابطه با این کشور است. این روایت‌ها به قدری معیوب و مغرضانه هستند که نگرش جهانی به ایرانی‌ها را منفی می‌کنند، خودآگاهی مردم ایران را از بین می‌برند، عملا به تصمیم ‌سازی‌ها در مورد مسائل مرتبط با ایران تاثیرگذاری می‌کنند و در نهایت، موجب می‌شوند تا سیاست‌های غلطی در مورد ایران اتخاذ شوند.
بخش زیادی از شبکه‌های فارسی‌زبانِ مخالف با ایران که عمدتا در کشورهای غربی فعالیت دارند، رویه‌های غلطی را در مواجهه با مسائل مرتبط با تهران اتخاذ می‌کنند. این قبیل رسانه‌ها در پوشش تحولات مرتبط با ایران هموار سعی دارند تا این کشور را به مثابه موجودیتی تصویر‌سازی کنند که در آستانه فروپاشی است، مدام در آستانه وقوع شورش است، و مردم حتی از ابتدایی‌ترین اشکال سرگرمی و خوشحالی نیز بی‌بهره هستند.
در این چارچوب، شبکه «ایران اینترنشنال» شبکه تلویزیونی مستقر در لندن که وابسته به عربستان سعودی است، تا حد زیادی اقدام به ارائه اطلاعات غلط از ایران و به اصطلاح افشاگری‌های بدون منبع و مستند، آمار‌سازی‌های بی‌پشتوانه و روایت‌های پرشور و البته دروغین می‌کند. بر اساس این گزارش‌ها، گویا ایران یک منطقه جنگی و جایی است که در آن زندگی عادی و روزمره‌ای وجود ندارد و این کشور به یک اردوگاه کار اجباری تبدیل شده است. فقدان حرفه‌ای‌گری در برنامه‌های ایران اینترنشنال را می‌توان در حضور مکرر و متعدد افرادی که در مورد ایران و تمامیت ارضی این کشور، دیدگاه‌های تجزیه‌طلبانه دارند، به وضوح مشاهده کرد.
دیگر رسانه‌ها نیز عمدتا درمورد ایران و مسائل مرتبط با آن دست به ترویج اطلاعات غلط و نادرست می‌زنند. در شرایط کنونی بسیاری از گزارشگران و کارشناسان آشنایی دقیقی با زبان و فرهنگ ایران ندارند و عمدتا در مورد مسائل مرتبط با ایران، مغرضانه فکر می‌کنند علی‌رغمِ پرداختِ گسترده جریان‌های رسانه‌ای غرب به مسائل ایران، آنها عمدتا به ترویج اطلاعات نادرست در مورد این کشور می‌پردازند و متاسفانه همین پرداخت‌های غلط رسانه‌ای به افکار رهبران کشورهای غربی و تعریف سیاست‌های آنها در مورد ایران شکل می‌دهند. مسئله‌ای که عملا موجب می‌شود تا حد زیادی رویه‌ها و رویکردهای تعریف شده در رابطه با ایران، از هیچ پشتوانه محکمی برخوردار نباشند. نباید فراموش کرد که ترویج اطلاعات نادرست و مغرضانه در مورد ایران، جدای از اینکه بر تصمیم‌‌سازی‌های غلط در مورد ایران تاثیرات جدی دارد، در عین حال، راه مذاکره و گفت‌وگو با ایران را نیز مسدود می‌سازد. طرح روزانه اخبار منفی و غلط علیه ایران، تا حد زیادی افکار مردم عادی به ایران و ایرانی را منفی می‌کند. در این رابطه، عملا نوعی احساس ترس و ناامنی نسبت به مردم ایران تحت تاثیر انتشار اخبار غلط القا می‌شود.
یک استاد دانشگاه‌هاروارد می‌گوید: «یک «شبکه کنترل اجرایی» در مغز ما قرار دارد که عملکردی سطح بالا دارد و به طور خاص در حوزه تفکر انتقادی فعال است. ترس و وحشتی که در نتیجه تبلیغات دروغین در اذهان افراد جاگذاری می‌شود، عملا یکی از حربه‌هایی است که در قالب آن، عملکرد تحلیلی در مغز افراد مخدوش می‌شود».

 


:: بازدید از این مطلب : 279
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 خرداد 1401

سیدحسن تقی‌زاده که رهبری جناح اقلیت روشنفکر، تجددخواه و تندرو مجلس مشروطه را بر عهده داشت در یکی از معروف‌ترین سرمقاله‌های خود، در شروع دوره‌ی جدید روزنامه کاوه، شماره ۷، ذی‌القعده ۱۳۳۸ (ژوئیه ۱۹۲۰) نوشت:


«… ایرانیان خیال می‌کنند که آنها در گذشته یک تمدن عالی درخشان مانند تمدن یونانیان داشته‌اند. وقتی که حقایق علمیه و تاریخیه مثبته در جلوی نظر آنها گذارده شود، خواهند دید که ایران به علم و ترقی دنیا کمک زیادی نکرده و مانند ملل عالم در اغلب آنچه هم که داشته مدیون تمدن و علم یونان بوده‌اند...

امروز چیزی که به حدّ اعلا برای ایران لازم است و همه وطن‌دوستان ایران با تمام قوی باید در آن راه بکوشند و آن را بر هر چیز مقدم دارند سه چیز است که هرچه درباره شدت لزوم آنها مبالغه شود کمتر از حقیقت گفته شده: نخست قبول و ترویج تمدن اروپا بلاشرط و قید و تسلیم مطلق شدن به اروپا و اخذ آداب و عادات و رسوم و ترتیب و علوم و صنایع و زندگی و کلّ اوضاع فرنگستان بدون هیچ استثنا…

این است عقیده نگارنده‌ی این سطور در خط خدمت به ایران: ایران باید ظاهراً و باطناً، جسماً و روحاً فرنگی‌مآب شود و بس».

رئیس‌جمهور چند روز پیش در جریان سفر استانی دولت به اصفهان از بخش‌های مختلف شرکت دانش‌بنیان صنایع هواپیما‌سازی ایران (هسا) بازدید کرد و از مدیران، مهندسان و متخصصان این شرکت خواست که هواپیمای مسافربری با رعایت استانداردهای بین‌المللی تولید کنند.
ساخت جنگنده کوثر، طراحی و ساخت هواپیمای بدون سرنشین ابابیل، تولید بالگردهای شاهد ۲۷۸، ظفر ۳۰۰، شاهد ۲۷۴، شاهد ۲۸۵، ساخت پروانه با مواد کامپوزیت، تعمیرات هواناو، تولید هواپیمای آموزشی سیمرغ، هواپیمای آبپاش، ساخت و تست ترمز هواپیما، کمک به تجهیز و نو‌سازی ناوگان ریلی کشور و تأمین تجهیزات موردنیاز حوزه هوایی کشور ازجمله خدمات و تولیدات شرکت صنایع هواپیما‌سازی ایران (هسا) است. رئیسی پنج‌شنبه 26 خرداد پس از بازدید از مجموعه بالگردی و بخش‌های مختلف شرکت هِسا گفت: این شرکت مجموعه‌ای از دانایی‌ها را به توانایی تبدیل کرده و آنچه که ما از شرکت هِسا انتظار داریم ساخت هواپیمای مسافربری با رعایت تمامی استانداردهای لازم بین‌المللی است.
رئیس‌جمهور جمعه 27 خرداد هم در اجتماع مردمی هسته‌های جهاد و پیشرفت در حسینیه جماران با اشاره به این موضوع گفت: من در گذشته سفری به تاتارستان داشتم و از کارخانه هلی‌کوپتر‌سازی آنجا بازدید کردم. آنچه من دیروز در شرکت هواپیما‌سازی اصفهان دیدم، حتماً و به‌مراتب کارش ارزشمندتر و دقیق‌تر از آنجایی بود که در تاتارستان دیدم. انواع پرنده‌ها در شرکت ایرانی با استانداردهای دنیا ساخته می‌شود. من از آنها خواستم هواپیمایی با 72 سرنشین را بسازند، این انتظارِ تحقق‌ناپذیر نیست.
رئیسی در این جلسه با بیان اینکه «ما نیازمند حرکت تحولی در این دوره هستیم» به سه شرط عمده «تحول» (داشتن روحیه تحول‌گرایی، تحول در فرآیندها و تحول در ساختارها) اشاره کرد و گفت: ما چقدر در کشور پروژه نیمه‌تمام داریم. اگر کار جدید شروع نکنیم، 50 سال طول می‌کشد تا این پروژه‌ها تمام شود. تنها نیروهای تحول‌خواه و جهادی می‌توانند این گره را باز کنند.
پس از دستور رئیسی برای ساخت هواپیمای تولید داخل و تأکیدات وی مبنی بر ضرورت تحول در کشور بود که گروه‌های ضدانقلاب دست‌به‌کار شدند تا با شگردهای تبلیغی و روانی خود، اظهارات رئیس‌جمهور را به حاشیه برده و آن را دستمایه طنز و تمسخر قرار دادند.
تکلیف ضدانقلاب که روشن است اما آنچه قابل‌تأمل بوده، همنوایی برخی مدعیان اصلاحات با ضدانقلاب و واکنش منفی آنها به طرح هواپیما‌سازی دولت است.
وقتی بانیان وضع موجود
با هواپیمای برجامی عکس یادگاری گرفتند
بانیان وضع موجود که بعد از برجام با هواپیمای برجامی مست از باده پیروزی کذایی بودند و صرفاً با هواپیمایی که مقصدش جای دیگری بود عکس یادگاری گرفتند! و اساساً چاره حل همه مشکلات کشور را در وابستگی به خارج می‌دانستند دستور رئیسی برای ساخت هواپیمای مسافربری با 72 سرنشین را به حاشیه برده و با این ادعا که طرح مزبور توجیه اقتصادی ندارد، بی‌کیفیت خواهد بود و
«ما نمی‌توانیم»، بازهم ساز خودتحقیری و خودباختگی را کوک کردند.
پادوهای داخلی غرب برای محکوم کردن طرح خودکفایی در صنعت هواپیما‌سازی، پیشرفت‌های صنعتی و دانش فنی ایران را زیر سؤال برده و با برجسته‌‌سازی برخی مشکلات کشور مانند قطعی برق، وضعیت گرانی و تورم، مشکلات صنعت خودرو‌سازی و... که میراث به‌جامانده از دولت قبل است، پرداختند تا عزم و اراده دولت انقلابی برای ساخت هواپیمای مسافربری را تضعیف و مخدوش کنند.
جالب آنکه بانیان وضع موجود از دیرباز با همین شعار
«ما نمی‌توانیم» بسیاری از بخش‌های تولیدی کشور (در حوزه صنعتی و کشاورزی) را به تعطیلی و وابستگی کشاندند تا جایی که سیاست‌های آنان باعث شد محصولاتی که جزو کالاهای ضروری نیستند و حتی بعضاً لوکس و تجملی بوده و امکان تولید و حتی صادرات آنها در داخل وجود داشته (چای، برنج، پارچه، چادر و...) با هدررفت ذخایر ارزی و از طریق واردات بی‌رویه به دست مصرف‌کننده ایرانی برسد.
بدون غرب، نخ لباس هم نمی‌توانیم تولید کنیم!
سال گذشته قریب به همین روزها بود که رسانه منتسب به بانیان وضع موجود (روزنامه دنیای اقتصاد) در مطلبی با عنوان «مصائب اقتصاد بسته» استقلال‌خواهی و خودکفایی در جمهوری اسلامی ایران را به باد انتقاد گرفت و نوشت: «می‌توان فهرست بلندبالایی را برای عقبگرد اقتصاد و رفاه مردم ارائه کرد، اما هسته اصلی به نوع تفکری بازمی‌گردد که بر آن است استقلال را در بسته بودن درهای اقتصاد، به استقبال تحریم رفتن، عدم ارتباط با دنیا و توهم تأمین همه کالاهای موردنیاز تعریف کند. همچنان‌که اگر از فردا صبح قصد کنید، چایی را که می‌نوشید خود به عمل‌آورید، نخ لباسی را که به تن دارید خود از پشم گوسفندانی که پرورش می‌دهید تأمین کنید و کفشی را بپوشید که خود دوخته‌اید، ابداً امکان‌پذیر نیست.»
خودکفایی در دنیای امروز یک توهم است
محسن امین‌زاده که یکی از مدیران وزارت خارجه در دولت اصلاحات و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ بود سال گذشته در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «چرا گفته نمی‌شود که بدون باز شدن درهای اقتصاد جهانی به روی اقتصاد ایران، توسعه ملی موفق خیالی بیش نیست؟...چرا گفته نمی‌شود که خودکفایی در دنیای امروز یک تصور خیالی و یک توهم است و هیچ کشوری بدون روابط خارجی فعال و دوجانبه، به توان و قدرت اقتصادی دست پیدا نمی‌کند».
خودکفایی در گندم، غیرعملی و چیز مزخرفی است!
دولت‌های مورد حمایت مدعیان اصلاحات هم همواره در برابر طرح‌ها و پیشنهادات توسعه‌ای که مبتنی بر ظرفیت‌های داخلی بود، «ما نمی‌توانیم» را نجوا می­‌کردند. عیسی کلانتری که بیش از 20 سال در دولت‌های میرحسین موسوی، خاتمی،‌ هاشمی و روحانی یا وزیر کشاورزی بوده یا معاون رئیس‌جمهور و... گفته بود که خودکفایی در کالاهای اساسی امکان‌پذیر نیست بلکه «غیرمنطقی و غیرعلمی و دروغ» است او حتی گفته بود خودکفایی در گندم چیز «مزخرفی» است!
نیازمند مدیران اقتصادی خارجی هستیم!
محمدرضا نعمت‌زاده، وزیر صنعت دولت روحانی چند سال پیش در همایش روز ملی صادرات در اظهاراتی که تعجب افکار عمومی را برانگیخت، گفته بود: «همان‌طور که در بخش ورزشی مربی خارجی می‌آوریم، در اقتصاد نیز نیازمند آوردن مدیران اقتصادی خارجی هستیم. در این رابطه به برخی از شرکت‌ها پیشنهاد واردات مدیران خارجی را دادم که برخی از آنها نیز از این پیشنهاد استقبال و اقدام کرده‌اند.»
همین وزیر که هنوز از انتصابش در دولت روحانی یک سال نگذشته بود که برای تعطیلات نوروزی خود به آلمان رفت و برای عمل جراحی گوش که به گفته پزشکان، یک جراحی ساده و در ایران امکان‌پذیر بود، خود را به پزشکان آلمانی سپرد!
به‌جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزی
نسبت به جهان برتری نداریم
یکی دیگر از همین مدعیان اصلاحات (عضو مؤسس حزب اعتدال و توسعه) که روزگاری وزیر راه و رفاه دولت‌های‌ هاشمی و مشاور عالی روحانی در دولت یازدهم بود، در جمع مدیران خودروساز و قطعه‌ساز کشور در دفاع از صنعت خودرو‌سازی کشور و البته به بهانه مخالفت با تعرفه واردات گفته بود: «بگذارید با خود روراست باشیم، ما به‌جز پخت آبگوشت بزباش و قورمه‌سبزی در هیچ تکنولوژی صنعتی نسبت به جهان برتری نداریم.»؛ اظهاراتی که متناظر با این عبارت بود؛
«ما بیش از این نمی‌توانیم!»
همین‌ها سال گذشته و همزمان با دستور رهبر انقلاب مبنی بر «ممنوعیت واردات لوازم‌خانگی کره‌ای» ضمن همنوایی با ضدانقلاب بازهم شعار «ما نمی‌توانیم» سر دادند و برای ممانعت از واردات خارجی شرکت‌های کره‌ای به ابراز گلایه و ناراحتی روی آوردند.
وزیر نفت دولت روحانی:
هیچ‌وقت نگفته بودم در بنزین خودکفا می‌شویم
مدعیان اصلاحات سال‌ها پیش خودکفایی در بنزین و حتی اتمام ساخت فازهای پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس را غیرعملی می‌دانستند تا جایی که وزیر نفت (بیژن زنگنه) در واکنش به گزارش چند سال پیش کیهان (سال 93) که در رابطه با خودکفایی در تولید بنزین منتشر شده بود، گفت: «من هیچ‌وقت نگفته بودم در بنزین خودکفا می‌شویم، روزنامه کیهان در گزارشی گفته بود خودکفا شدیم و خودش هم باید پاسخگو باشد.» این در حالی است که اکنون نه‌تنها در تولید بنزین خودکفا شده‌ایم بلکه به کشورهای دیگر بنزین هم صادر می‌کنیم.
شبهه‌افکنی اصلاح‌طلبان درباره واکسن و نفتکش ایرانی
درخصوص تولید واکسن هم همین وضعیت بود. مدعیان اصلاحات همزمان با دوگانه‌‌سازی واکسن داخل- واکسن خارج درصدد باور‌سازی این گزاره بودند که ما نمی‌توانیم واکسن داخلی تولید کنیم و واکسن داخلی چیزی بیشتر از آب مقطر نیست!
درخصوص ساخت و صادرات نفتکش اقیانوس‌پیما که دستاورد جدید ایران بدون برجام و FATF بود هم شاهد این بودیم که برخی مدعیان اصلاحات ادعا کردند که نفتکش غول‌پیکر «افراماکس» ساخت ایران نبوده است! در حالی که به گفته مسئولان، ساخت نفتکش غول‌پیکر «افراماکس» به دست متخصصان ایرانی «به‌صورت مونتاژکاری نبوده و تمامی مراحل ساخت در کارخانه کشتی‌‌سازی جزیره صدرای بوشهر انجام شده» و «80 درصد تجهیزات و سازه نفتکش تولید داخل بوده است.»
بانیان وضع موجود، روی رزم‌آرا را هم سفید کرده‌اند!
وادادگان غرب و بانیان وضع موجود، روی رزم‌آرا را هم سفید کرده‌اند! رزم‌آرا، نخست‌وزیری که ملت ایران را بی‌لیاقت می‌دانست 70 سال پیش تعدادی از نمایندگان را به جلسه خصوصی دعوت کرده بود تا آنها را برای دادن رأی مثبت به «لایحه تمدید گس- گلشائیان» (دادن امتیاز بهره‌برداری از نفت ایران به طرف غربی) راضی کند. او در این جلسه می‌گوید: «ما لیاقت لولهنگ‌‌سازی (آفتابه گلی) هم نداریم. 50 سال است که آن را می‌‌سازیم ولی ترقی نکرده‌ایم ما چطور می‌توانیم خودمان صنعت نفتمان را اداره کنیم؟ اگر این کارهای عوام‌فریبانه ادامه پیدا کند من ناچار می‌شوم که مسجد شاه را توی سر کاشانی و مجلس را توی سر اقلیت خراب کنم.»
مدعیان اصلاحات که راهبردشان «توسعه مبتنی بر نگاه به بیرون» و شعارشان «بستن با کدخدا» است برای نابودی خودکفایی ملی و تحمیل برجام‌های غربی به کشور از هیچ کاری دریغ نمی‌کنند. آنها با بزرگنمایی ضعف‌ها و مشکلات کشور به‌ویژه در حوزه صنعت و تکنولوژی، پیشرفت‌ها و دستاوردهای صنعتی و دانش‌بنیان کشور را نادیده گرفته و از سویی دیگر در طرح‌های توسعه مبتنی بر نگاه به ظرفیت‌های داخلی (مثل همین طرح هواپیما‌سازی دولت سیزدهم) القا می‌کنند که «ما نمی‌توانیم!»


:: بازدید از این مطلب : 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 19 خرداد 1401

 

شاید این سؤال مطرح شود که افراد اصطلاحاً سلبریتی هم مثل همه مردم حق اظهارنظر و موضع‌گیری دارند، خوب در این شکی نیست، اما وقتی در برخی رفتارها و سوابق عده زیادی از این افراد دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که رفتار آنها صرفاً یک اظهار‌ نظر ساده نیست و مسئله پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.
در بسیاری از کشورهای دنیا، چهره‌های معروف و سلبریتی به صرف داشتن شهرت و معروفیت حق ندارند در هر موضوعی اظهارنظر غیر تخصصی یا گمراه‌کننده داشته باشند. اما نگاهی به انبوه مواضع عجیب و غریب و گاه آسیب‌زای سلبریتی‌ها در کشور ما که هیچ هزینه و بازخواستی هم برای آنها ندارد نشان می‌دهد که در موارد بسیاری، در مقاطع مختلف این افراد در پوشش دفاع از مردم یا دلسوزی برای کشور به خصوص در روزهای حادثه یا مواجهه کشور با یک مشکل، به جای همراهی و کمک به رفع مشکلات، مواضعی اتخاذ کرده یا موجی به راه ‌انداخته‌اند که شباهت عجیبی به خواست و ایده‌ال دشمن در آن شرایط دارد. به عبارتی مهم نیست که این نظرات تا چه حدی از واقعیت یا منفعت کشور و مردم به دور باشد، اما می‌تواند خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته تبدیل به مهمات دشمن در جنگ روانی شود. مخصوصا آن که دشمن هویت دم‌دستی این جماعت را پنهان می‌دارد تا از آنها تصور افراد صاحب‌نظر(!) را القاء کند.
متاسفانه مختصات فضای مجازی هم به این ماجرا دامن زده است به طوری که گویا هر شخصی معروف باشد یا تعداد دنبال‌کننده واقعی یا غیر‌واقعی زیادی داشته باشد، حق دارد درباره همه مسائل و موضوعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، سیاست خارجی و... بدون علم و تخصص و آشنایی حداقلی اظهار نظر کند.
وقتی که اکثریت قریب به اتفاق این قبیل اظهارنظرها رنگ و بوی منفی و سیاه‌نمایی به خود می‌گیرد و یا همسو با نظر دشمنان می‌شود باید به خیلی از چیزها شک کرد.
به عنوان مثال در سال‌های اخیر شاهد حمایت برخی از چهره‌های معروف و سلبریتی‌ها از برخی جنایتکاران و قاتلان و تروریست‌ها بوده‌ایم. در ماجرای قتل یک شهروند در استان فارس به دست «نوید افکاری» که با اعتراف صریح وی به انجام این جنایت و پس از طی سیر معمول محاکمه حکم قصاص برای این شخص صادر شد، هم‌زمان با جنگ روانی دشمن برای سوءاستفاده از این ماجرا با هدف اتهامات ضد‌حقوق بشری به ایران، موجی از حمایت‌های برخی چهره‌های سلبریتی از یک قاتل به راه افتاد بدون اینکه از خود بپرسند چرا طرف قاتل و مقابل خانواده مظلوم مقتول و در کنار رسانه‌های معاند قرار گرفته‌اند؟
در ماجرای شورش دراویش گنابادی در خیابان پاسداران و پس از حمله یکی از اعضای فرقه دراویش به نام «محمد ثلاث» به ماموران پلیس و به شهادت رساندن آنها که مشغول تامین امنیت مردم بودند، باز هم در یک روند عادلانه و پس از اعتراف صریح قاتل به انجام جنایت و صدور حکم قصاص وی، بسیاری از چهره‌های سلبریتی، به جای دفاع از خانواده و فرزندان مظلوم شهدای پلیس و محکومیت این جنایت، طرف قاتل را گرفتند و با جو‌سازی و فشار علیه دستگاه قضایی خواستار آزادی قاتل شدند.
از طرفی بارها و در مقاطعی که میهن داغدار بهترین فرزندان خود از دانشمندان شهید هسته‌ای تا سرداران سپاه و سربازان مرزبانی، نیروهای پلیس، شهدای مدافع حرم و امنیت...بود که جان خود را برای سربلندی کشور و در دفاع از میهن و مردم نثار کردند و به دست دشمنان صهیونیستی یا تروریست‌های آمریکایی و اشرار مسلح به شهادت رسیدند شاهد واکنشی در محکومیت این اقدامات از طرف بسیاری از سلبریتی‌ها نبودیم. این افراد در هنگام شیوع کرونا در کشور همنوا با رسانه‌های دشمن در سیاه‌نمایی وضعیت کشور کم نگذاشتند و یک روز در شرایط کمبود واکسن کلیپ ضجه و درخواست واردات واکسن و روزی تصاویر گدایی تحقیر‌آمیز واکسن از نخست‌وزیر کانادا منتشر می‌کردند، یک روز تعداد تلفات ایران را نشان بدبختی و درماندگی و عقب‌ماندگی معرفی کرده و بر واردات واکسن آمریکایی اصرار می‌کردند، اما وقتی به همت دولتمردان واکسن به وفور تامین شد و با تلاش دانشمندان ایرانی، کشورمان جزو معدود تولید‌کنندگان واکسن موثر کرونا قرار گرفت و تبدیل به صادر‌کننده واکسن شد و در شرایطی که آمار فوتی‌ها در ایران تک رقمی و حتی صفر شد آن هم در شرایطی که در کشورهای قبله آمال این افراد که واکسن آمریکایی هم در اختیار داشتند همچنان روزانه صدها نفر جان خود را به علت کرونا از دست می‌دهند، صدایی از این سلبریتی‌های همیشه طلب‌کار در تحسین موفقیت کشور و تشکر از دولت و دانشمندان جوان ایرانی در نیامد!
هنگامی که یک سرود مربوط به امام زمان(عج) با استقبال مردم و به ویژه کودکان و نوجوانان این کشور و حتی کشورهای دیگر رو‌به‌رو شد، برخی سلبریتی‌ها که همچون شبکه‌های معاند به خشم آمده بودند به بهانه اجرای سرود در ورزشگاه آزادی، این مراسم معنوی که در آن چندین بار با مردم آبادان همدردی شد را برگزاری جشن همزمان با عزاداری مردم آبادان در حادثه متروپل قلمداد کردند و جالب آنکه چند روز بعد تصاویر حضور یکی از همان سلبریتی‌های معترض، در جشن عروسی فلان خواننده خارج نشین معلوم‌الحال منتشر شد.
به راستی این همه تشابه در مواضع و خودنمایی یا سکوت هدفمند برخی سلبریتی‌ها با مواضع دشمنان مردم و کشور اتفاقی است؟! باور کنیم که این نوع موضع‌گیری‌ها ربطی به رزومه‌سازی برای آینده و احتمالاً گرفتن ‌گرین‌کارت و اقامت در کشورهای غربی ندارد؟ آیا این افراد می‌ترسند اگر مثلا شهادت دانشمندان یا سرداران ایرانی به دست آمریکا و صهیونیست‌ها را محکوم کنند، امتیازی منفی در برگه درخواست ‌گرین‌کارت آنها ثبت شود یا هر چه بیشتر علیه کشور سیاه‌نمایی کنند فرصت بیشتری برای رسیدن به این سراب خواهند داشت؟!
وقتی نمایندگانی از این سلبریتی‌ها خوش‌بینانه یا خائنانه در تور قرمز جشنواره‌های خوش آب و رنگ سینمایی که دیگر در سیاسی بودن آنها شکی نیست می‌افتند با فراموشی خدمت و بستری که کشور و نظام برای رشد آنها فراهم کرده است، با فیلم‌های ضعیف یا صحبت‌های خود همنوا با دشمن مشغول ترسیم چهره‌ای سیاه از کشور و مردم خود می‌شوند و وطن و مردم را به جایزه‌های کم‌ارزش می‌فروشند نباید به نیت و پشت‌پرده آنها شک کرد؟ حال آنکه اگر ذره‌ای غیرت داشتند از خود می‌پرسیدند چرا همان کشورهای میزبان که فرش قرمز زیر پای آنها پهن کرده‌اند اجازه چنین خودنمایی و بیان مواضع ناخوشایندی را به منتقدان خود نمی‌دهند؟
البته فراموش نمی‌کنیم که در کشورمان از گذشته تا‌کنون چهره‌های معروف که علاوه‌بر معروف بودن معرفتِ مردم دوستی واقعی، میهن‌پرستی، احترام به ارزش‌ها و قهرمانان واقعی وطن را نیز در وجود خود داشته و از بروز آن هم ابایی ندارند هم داشته و داریم.
چهره‌هایی که بر خلاف آن سلبریتی‌های مدعی که هنگام سختی یا حوادث طبیعی مثل زلزله، سیل، پلاسکو، متروپل و... مشغول نمک‌پاشی بر زخم مردم و ماهیگیری علیه نظام می‌شوند، از کمک و بسیج امکانات برای هموطنانشان دریغ نمی‌کنند و با الگو برداری از کاری که زمانی یک چهره معروف اما با معرفت همچون جهان پهلوان غلامرضا تختی در زلزله بوئین‌زهرا، دین خود را به هم میهنانشان ادا می‌کنند. چهره‌هایی که به جای نالیدن و سیاه‌نمایی و گرفتن ژست دفاع از مردم برای رفع مشکل هموطنان خود نه در حرف بلکه در عمل گام بر‌می‌دارند. چهره‌هایی همچون ورزشکاران بامعرفت «رسول خادم»، «یوسف کرمی» و... که خاضعانه در اردوهای جهادی مناطق محروم حاضر می‌شوند یا محمد انصاری که علاوه‌بر چشم‌پوشی طلب سه‌میلیارد تومانی خود از تیم باشگاهی‌اش و هدیه این مبلغ برای تامین جهیزیه زوج‌های جوان تحت پوشش یک خیریه، با راه‌اندازی مدرسه فوتبال به نام شهید «ابراهیم‌ هادی» برای استفاده رایگان همه کودکان کار از این مدرسه فراخوان می‌دهد، یا سایر پهلوانان و چهره‌های سرشناس که بر خلاف فلان ورزشکار که با درآمد چندین میلیاردی در سال و اتومبیل چند میلیاردی و خانه و کاخ آنچنانی در مصاحبه و توئیتر دم از دلسوزی برای مردم و محرومان می‌زند اما قدمی برای آنها بر نمی‌دارد از هر آنچه بتوانند در دستگیری از محرومان دریغ نمی‌کنند.
ممکن است هر فرد معروفی با‌معرفت نباشد اما چه بسیار افراد گمنامی که اهل معرفت و گذشت و انسانیت هستند. ممکن است فردی معروف نباشد اما بر خلاف آن سلبریتی که 80 میلیون مردم ایران را در برابر فرزندش بی‌ارزش می‌داند در دفاع از میهن و دین و مردم خود چندین فرزندش را رهسپار میدان جنگ کند، یا بر خلاف چهر‌ه‌های معروف اما کم‌معرفتی که دم از مردم و کشور می‌زنند اما از این که فرزندانشان در خاک ایران به دنیا بیایند ابا دارند، افراد غیر‌معروف اما با‌معرفتی هستند که برای وجب به وجب خاک این کشور جان خود را فدا می‌کنند.
بر خلاف چهره‌های اهل خودنمایی این روزهای فضای مجازی، سلبریتی واقعی «بابک نوری هریس» شهید مدافع حرم زیبا‌رو و خوش‌قیافه است که حتی بسیاری از سلبریتی‌های اهل خودنمایی آرزوی داشتن سیمای وی را دارند، اما برای اینکه ناموس و خاک کشورش به دست داعشی‌های جنایتکار نیفتد داوطلبانه قدم در میدان جنگ با تکفیری‌ها می‌گذارد و جان خود را فدا می‌کند.
متاسفانه در غفلت فعالان فرهنگی امروزه چهره‌های سلبریتی که بسیاری از آنها صلاحیت کافی از لحاظ اخلاقی، منش، کردار و رفتار اجتماعی را ندارند به واسطه جادوی فضای مجازی یا تریبون دادن‌های عجیب رسانه ملی به آنها تبدیل به الگوی کودکان و نوجوانان و جوانان ما شده‌اند. الگوهایی که به طور اتفاقی یا شاید هماهنگ، درست هم‌راستا با اهداف دشمن در زمینه ترویج ضد‌ارزش‌هایی چون اشاعه بی‌حجابی، سگ‌پروری، قبح‌شکنی و هنجار‌شکنی‌های متضاد با عرف و ارزش‌های جامعه و سایر زمینه‌ها مشغول آسیب رساندن به فرهنگ و آینده فرزندان این کشور هستند. به عنوان مثال افرادی که هنگام حضور در یک محفل یا حتی جشنواره‌ای مثل جشنواره فیلم فجر نشان می‌دهند که حتی توانایی انتخاب یک لباس موجه و درست برای خود را ندارند چطور می‌خواهند الگوی نوجوان ما یا مرجع مردم در انتخابات باشند؟
به قول حضرت حافظ :
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند
نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست
کلاه داری و آیینِ سروری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این‌جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
اکنون این نیاز به شدت احساس می‌شود که جوانان انقلابی و دارای دغدغه وارد گود شوند و در عرصه‌هایی همچون هنر، ورزش، فرهنگ و... تا رسیدن به قله‌ها تلاش کنند و نگذارند عرصه برای بی‌هویت‌های اکثراً بی‌سواد و نان به نرخ روزخور، خالی بماند.

 

عباس شمسعلی


:: بازدید از این مطلب : 371
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 18 خرداد 1401

 

افرادی که وزن بیشتری دارند برای داشتن سیستم ایمنی قوی برای کمک به مبارزه با عفونت‌های تنفسی از جمله کووید ۱۹و آنفلوانزا به ویتامین C بیشتری نیاز دارند.

 

کارشناسان طی مطالعات جدید خود تخمین زده‌اند که ما نسبت به وزن بدن خود به چه مقدار ویتامین C برای تقویت سیستم ایمنی و همچنین کاهش احتمال بیماری قلبی نیاز داریم. بنابراین، عاقلانه است که افراد چاق‌تر میوه‌ها و سبزیجات سرشار از ویتامین C مانند توت فرنگی، پرتقال، کیوی و کلم پیچ را به رژیم غذایی خود اضافه کنند.

 

مطالعات گذشته نشان می‌دهد: سطوح ضعیف ویتامین C در افراد دارای اضافه وزن و چاق می‌تواند باعث عدم تعادل در عملکرد آنزیم‌ها شود و این کمبود، خطر ابتلا به التهاب با درجه پایین، بیماری‌های قلبی و عروقی، عفونت‌های تنفسی و سرماخوردگی مکرر را افزایش می‌دهد.

 

محققان همچنین دریافتند: به ازای هر ۱۰ کیلوگرم اضافه وزنی که یک فرد دارد، باید ۱۰ میلی گرم ویتامین C بیشتری در روز مصرف کند تا عملکرد سیستم ایمنی خود را به حداکثر برساند.

 

به عنوان مثال، اگر یک بزرگسال ۶۰ کیلوگرمی به ۱۱۰ میلی‌گرم ویتامین C در روز نیاز داشته باشد، در آن صورت فردی که ۹۰ کیلوگرم وزن دارد، برای به دست آوردن غلظت قابل مقایسه ویتامین C در پلاسما، به ۱۴۰ میلی گرم در روز نیاز دارد.

 

پروفسور کار (Professor Carr)، سرپرست این تیم مطالعاتی درمورد موضوع فوق گفت: مطالعات پیشین، وزن بالاتر بدن را با سطوح پایین ویتامین C مرتبط دانسته‌اند، اما این اولین مطالعه‌ای است که تخمین می زند که واقعاً چه مقدار ویتامین C اضافی روزانه برای افراد نسبت به وزن بدنشان برای کمک به حداکثر رساندن سلامت و تقویت سیستم ایمنی آنها مورد نیاز است.

 

متخصصان توصیه می‌کنند: مقامات بهداشت عمومی باید دستورالعمل‌های مربوط به سطوح دریافت ویتامین C را مورد بازبینی قرار دهند، زیرا این ماده مغذی برای سیستم ایمنی مهم بوده و به محافظت از بدن ما در برابر عفونت‌های ویروسی مانند کرونا و آنفلوانزا کمک می‌کند. به همین دلیل می‌توان مدعی شد که مصرف مقدار مناسب ویتامین C می‌تواند افراد سنگین وزن را در برابر چنین بیماری‌هایی محافظت کند.

 

پروفسور کار در تکمیل توضیحات خود گفت: ما می‌دانیم که چاقی یک عامل خطر برای ابتلا به کووید-۱۹ است و بیماران چاق احتمال بیشتری دارد که پس از آلوده شدن به ویروس، دچار مشکل شوند. ما همچنین می‌دانیم که ویتامین C برای عملکرد خوب سیستم ایمنی ضروری است و با کمک به گلبول‌های سفید خون در مبارزه با عفونت عمل می‌کند.

 

گفتنی است: بررسی‌های انجام شده نشان داد بیماران مبتلا به ذات الریه ویتامین C کمی در بدن خود دارند، بنابراین یافتن سطوح مناسب ویتامین C برای مصرف در صورت اضافه وزن ممکن است به حمایت بهتر از سیستم ایمنی بدن کمک کند. بهترین راه برای دستیابی به سطوح مطلوب ویتامین C، خوردن میوه‌ها و سبزیجات غنی از ویتامین C به جای مصرف مکمل‌هاست.

 

پروفسور کار در این رابطه گفت: ضرب المثل قدیمی خوردن یک سیب در روز شما را از مراجعه به دکتر بی‌نیاز می کند، در واقع توصیه مفیدی است. یک سیب با اندازه متوسط حاوی ۱۰ میلی گرم ویتامین C است، بنابراین اگر وزن شما بین ۷۰ تا ۸۰ کیلوگرم است، دستیابی به مقدار بهینه ویتامین C مورد نیاز بدنتان می تواند به آسانی خوردن یک یا دو سیب تامین شود.

 

اگر وزن شما بیشتر از این باشد، شاید یک پرتقال حاوی ۷۰ میلی گرم ویتامین C یا یک کیوی با ۱۰۰ میلی گرم، ساده‌ترین راه حل باشد.

منبع:سیناپرس

:: بازدید از این مطلب : 284
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 16 خرداد 1401

 

روزنامه جوان در گزارشی نوشت: مرداد سال ۱۳۸۱ در هتل ویلارد شهر واشنگتن سخنگوی سازمان منافقین در برابر دوربین‌های رسانه‌های غربی حاضر شد و اعلام کرد اطلاعات دریافتی از منابع مخصوص می‌گوید جمهوری اسلامی ایران به سلاح اتمی دست یافته و لازم است جامعه جهانی یک تصمیم درست در برابر حکومت ایران بگیرد! چند روز بعد پنج سازمان اطلاعاتی در امریکا همراه با موساد اعلام کردند جزئیاتی از برنامه هسته‌ای را به دست آورده و اقدام علیه تهران مهم‌ترین دستور آن‌ها در آینده است.

در طول دو دهه گذشته یکی از مهم‌ترین ترفندهای گروهک تروریستی منافقین استفاده از «لابی‌های سیاسی» در امریکا بوده است. منافقین با پول‌پاشی در کنگره و مجلس نمایندگان امریکا برخی از شخصیت‌های سیاسی امریکا را جذب کرده و به کمک آن‌ها شگرد قدیمی ضد اطلاعات را به کار می‌گیرند. در میانه جنگ تحمیلی یکی از وظایف گروهک منافقین آن بود که از خاک عراق با داخل کشور تماس گرفته و منابع آلوده ایجاد کنند، پس از سقوط صدام این فرقه تروریستی همچنان از این شیوه استفاده و این بار هدف خود را در میان سیاستمداران غربی تعیین کرده است. گفته شده است هزینه‌های سنگین لابی سیاسی، برگزاری نشست‌های سالانه و میتینگ‌های خیابانی این گروهک را چند کانال مجزا از یکدیگر تأمین می‌کنند.

سال ۲۰۱۳ بود که سخنگوی این گروهک اعتراف کرد منابع مالی این فرقه تروریستی توسط دولت سعودی و یک دولت دیگر عربی تأمین می‌شود. روزنامه گاردین نیز در گزارشی مشابه نوشته است افسران موساد با این کالت تروریستی در ارتباط مستقیم بوده و برخی اطلاعات نادرست و ضد ایرانی به وسیله منافقین برای دفتر سناتورهای امریکایی ارسال می‌شود. در سال‌های اخیر به دلیل بدنامی سیاسی منافقین دولت‌های غربی از این گروهک تروریستی خواسته‌اند با شیوه «سفیدسازی» نیروی مزدور پروش دهد! رهگیری چند اقدام سیاسی و ضد ایرانی در کشورهای غربی به وضوح رد پای منافقین را نشان می‌دهد. گردانندگان کمپین‌هایی، چون «چهارشنبه‌های سفید» که در آن به ترویج بدحجابی پرداخته شده است، کمپین تحریم ورزش ایران و نیز تعدادی عملیات روانی با بستر ضد اسلامی نشان می‌دهد در پشت ماجرا منافقین نقش اول را بازی می‌کنند. یکی از اعضای رهایی یافته از این گروهک مخوف تروریستی در خاطرات خود نوشته است: «اعضای گروهک رجوی در دهه ۶۰ در خیابان با مسلسل به سوی مردم آتش گشوده و از پیرمرد ۹۰ ساله تا کودک سه ساله را به شهادت رساندند. همین گروه حالا رنگ عوض کرده و به جای تن کردن لباس سازمانی، در شبکه‌های اجتماعی پرسه زده و دست به ترور مجازی می‌زنند!»
این عضو سابق منافقین در ادامه نوشته است: «سازمان دستور داده است باید در ایران «بمب اجتماعی» را منفجر کرد؛ اشاره آن بود که از درون آنقدر فشار را زیاد کنیم که با تلنگری از بیرون (کمک نظامی خارجی) حکومت سقوط کند». ماجرای عجیبی است، گروهکی که روزگاری در خیابان‌های تهران با استفاده از بمب‌های مغناطیسی دست ساز دست به جنایت علنی می‌زد، این روزها با افزایش پیچیدگی در داخل بسترسازی کرده و با بازی در نقش دیده‌بان به دشمن گرای دروغین می‌دهد. گذر زمان نشان داده است اقدامات تخریبی منافقین جز هزینه سنگین افزوده‌ای برای دشمن نداشته است.

کمک‌های ایرانی و اسرائیلی به منافقین

البته این فقط شبکه پیچیده و آلوده منافقین نیست که با بزک کردن خود سعی دارد ضمن ایجاد التقاط اطلاعاتی در کشورهای غربی اهداف شوم خود را پیش ببرد. حسین هیکل روزنامه‌نگار ارشد مصری، تیرماه سال ۸۸ در گفتگو با شبکه الجزیره خبری قابل تأمل را بازگو کرده است. او گفته است: «فقط دو روز مانده به انتخابات در ایران، ۱۸ هزار پیام با محتوای تقلب در انتخابات و ضرورت اعتراض خیایانی در فیس‌بوک و توئیتر منتشر شده است. این پیام‌ها از سوی کاربران اسرائیلی ارسال شده است. دولت اسرائیل پس از سقوط رژیم پهلوی نفوذ استراتژیک خود در ایران را به صورت کامل از دست داده و حتی از سوی جمهوری اسلامی ایران مورد هدف قرار گرفته است.»
افشاگری روزنامه نگار مطرح مصری قابل تأمل است، زیرا سه روز پس از پایان انتخابات موسوی لاری وزیر کشور دولت اصلاحات و نیز محتشمی‌پور یک نشست خبری با حضور رسانه‌های خارجی در تهران برگزار و اعلام کردند در انتخابات تقلب شده و مردم باید در خیابان بمانند؛ در آن جلسه محتشمی‌پور با صدای بلند اعلام کرد آمدن مردم به خیابان یک هشدار به نظام است و تا ابطال همه صندوق‌ها ما پس نمی‌کشیم!
همزمان با ارسال این پیام از ایران به بیرون، باراک اوباما رئیس‌جمهور امریکا اعلام کرد از جنبش به اصطلاح سبز در ایران حمایت می‌کند، بعدها در ایمیل‌های فاش شده از هیلاری کلینتون مشخص گردید یک رابط از داخل ایران از جانب یکی از رهبران معترض به نتایج انتخابات (سران فتنه) با امریکایی‌ها ارتباط برقرار و درخواست کمک مالی کرده است! کلینتون در پاسخ به این نامه خواسته است نوع درخواست این رابط ایرانی مورد بررسی قرار گرفته و خواسته این فرد اجابت شود.
این سطح از خیانت به کشور تنها در ماجرای افشای ایمیل‌های وزیر خارجه امریکا باقی نماند، زیرا مدتی بعد یک ضد انقلاب فراری در لندن چند فایل صوتی منتشر کرد که در یکی از آن‌ها مهدی هاشمی رفسنجانی خواسته بود یک کانال ارتباطی با امریکا فراهم شود تا با اعمال تحریم‌های جدید علیه مردم ایران آتش فتنه روشن باقی بماند!

کنگره امریکا طبق درخواست این دست از اصلاح‌طلبان در سال ۲۰۰۹ تحریم‌های سنگینی علیه مردم کشورمان وضع کرد. بعدها مایکل لدین فاش کرد جنبش سبز شجره‌نامه‌ای تا سال ۱۹۸۰ (دهه شصت) دارد. معنای آن سخن برای مفسران سیاسی عیان و قابل تأمل است. محسن کنگرلو مشاور امنیتی موسوی (از سران فتنه) گفته است سال ۱۹۸۵ به امریکایی‌ها پاسپورت ایرلندی دادیم تا به تهران آمده و با برخی چهره‌های سیاسی دیدار کنند، ما عمداً از آن‌ها خواستیم پاسپورت جعلی با خود بیاورند! در آن روزها برخی با دادن اطلاعات غلط به واشنگتن ادعا کرده بودند در داخل ایران برخی آماده گفتگو با غرب هستند. در آن زمان امام (ره) در برابر این فتنه سنگین به تنهایی ایستادگی کرد.
 

تکرار مشاوره‌های خائنانه

دادن اطلاعات غلط به دشمن با هدف ایجاد فشار داخلی و خارجی بعدها باز هم تکرار شده؛ گراهایی، چون خالی بودن خزانه، آمادگی ایران برای گفتگو با امریکا بدون واسطه با اسم رمز کدخدا و سقوط اقتصاد کشور بدون FATF از جمله مواردی است که خسارت‌های فراوان پیش پای کشور گذاشته که به مراتب خطرناک‌تر از اقدامات اشرار مسلح ضد انقلاب در تاریخ معاصر کشورمان بوده است. اگر ضد انقلاب با دادن اخبار فیک به مقامات امریکایی سبب طراحی چند عملیات پوشالی و خفیف علیه جمهوری اسلامی ایران شده است، شبکه‌ای از کارشناسان دو تابعیتی در پوشش کارشناس در گذشته‌ای نه چندان دور سعی داشت اقتدار نظام را تحت تأثیر قرار دهد. تاوان خیانت این دست افراد کمتر از عملیات منافقین در تنگه چهار زبر نیست، آنچه رهبرانقلاب درباره خیانت مشاوران خائن در سخنرانی در حرم امام (ره) به آن اشاره کردند لایه‌هایی عمیق دارد.

***

نمایندگان اجاره ای غرب برای منافقین!

 

«منافقین» همایش سالانه خود را همواره با شرکت‌کنندگانی اجاره‌ای اداره می‌کرد، بدین شکل که به کارتن‌خواب‌ها و نیازمندان اروپایی پول‌های کلان می‌داد تا برای چند ساعت روی صندلی‌های سالن همایش بنشینند. روزنامه انگلیسی گاردین سال ۱۳۹۷ درباره نشست این گروهک در پاریس نوشته بود: «بخش زیادی از حاضران اتباع اروپای شرقی و پناهجویان سوری‌ای بودند که با وعده سفر توریستی رایگان به پاریس، به محل برگزاری این تجمع منتقل شده بودند.»

 

منافقین البته نشان داد به خاطر اشتراک منافع با غربی‌ها می‌تواند مقامات آن‌ها را هم همچون کارتن‌خواب‌های پاریس اجاره کند و به همایش خود بکشاند. چهار سال پیش و بعد از حضور جان بولتون، سیاستمدار امریکایی در همایش منافقین، روزنامه «واشنگتن پست» یادداشتی را در مورد او منتشر کرد.

 

نویسنده در این یادداشت، ضمن اشاره به اینکه گروهک منافقین مبالغی را به مقامات مختلف امریکایی پرداخت کرده است تا از آن‌ها حمایت و در همایش‌هایشان سخنرانی کنند، نوشت: «یک مقام سابق وزارت خارجه امریکا که در امور ایران فعالیت می‌کرد، به من گفت که بولتون نیز از این گروه پول دریافت کرده است.» واشنگتن پست با تأکید بر ارتباط نزدیک جان بولتون با گروه تروریستی منافقین، نوشت که او با تلاش‌هایش در سال ۲۰۱۲ توانست نام این گروه را از فهرست سازمان‌های تروریستی امریکا خارج کند.

 

این روزنامه با بیان اینکه گروهک منافقین در نظر مردم ایران به خاطر جنایت‌ها و ایستادن در کنار دشمن، به شدت منفور است، افزود: «اما این کار بولتون هم نتوانست نظر آن‌ها را درباره این گروه تغییر دهد.»

 

شبکه «ان. بی. سی» چند سال پیش در گزارشی اختصاصی به روابط میان گروهک منافقین و سیاستمداران امریکایی پرداخته بود. در بخشی از آن گزارش آمده بود: «اکنون، مجاهدین خلق هزاران دلار به سیاستگذاران امریکایی می‌پردازد تا در مراسم‌های این گروه سخنرانی کنند.»

 

«جوان استوکر» دبیر نشریه «دیفنس پست» که سال‌هاست بر فعالیت‌های این گروه متمرکز است، به ان. بی. سی گفته است که بر اساس برآورد او، «جان بولتون» ده‌ها هزار دلار از این گروهک پول دریافت و در ازای آن، برای آن‌ها تبلیغ کرده است. نشست امسال این گروهک تروریستی به صورت مجازی برگزار شد و افرادی از قبیل مایک پمپئو وزیر خارجه سابق، باب منندز رئیس کنونی دموکرات کمیته روابط خارجی سنای امریکا و برخی وزرای خارجه و دفاع پیشین فرانسه و انگلیس در آن علیه مردم ایران عقده‌گشایی کردند.

 

انتقاد ۲ تحلیلگر امریکایی از حضور مقامات این کشور در همایش منافقین

 

حالا و با شرکت دو عضو کنگره امریکا در همایش مجازی منافقین، این حضور مورد نقد و اعتراض دو تحلیلگر امریکایی قرار گرفته است. «مکس آبرامز» استاد دانشگاه و تحلیلگر ارشد امریکایی در زمینه مسائل مربوط به تروریسم که سابقه فعالیت در مرکز امنیت سایبری و داخلی اندیشکده «شورای روابط خارجی» را دارد، به نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او در دو پیام توئیتری به مواضع دولت امریکا و دستگاه حاکم بر مواضع دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در واشنگتن در قبال گروهک تروریستی منافقین تاخت.

 

مکس آبرامز به توئیت یک خبرنگار مسائل ایران درباره سخنرانی وزیر خارجه سابق امریکا در این نشست پاسخ داد. آن خبرنگار نوشته بود: «مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق ایالات متحده یکی از سخنرانان نشست سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) در برلین بود. ایرانی‌های بسیاری از این گروه که قبلاً در لیست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده بود، تنفر دارند.»

 

آبرامز، کارشناس مسائل مربوط به تروریسم در پاسخ به این توئیت نوشت: «آن‌ها (گروهک تروریستی منافقین برای امریکا) باارزش‌تر از آن هستند که تروریست باشند.» این تحلیلگر امریکایی در توئیت دیگری درباره گروهک تروریستی منافقین نوشت: «وقتی موضوع تغییر رژیم مطرح باشد، سیاست ایالات متحده این بوده است که به معنای واقعی کلمه با هر کسی غیر از خود آن رژیم همسویی کند، صرف‌نظر از اینکه آن‌ها از حمایت داخلی کمی برخوردار باشند، زنان را سرکوب کنند و حتی اسمشان القاعده باشد.»

 

«دنیل دوپتریس» یکی دیگر از تحلیلگران امریکایی مستقر در واشنگتن است که به حضور مقام‌های کنونی و سابق این کشور در نشست گروهک تروریستی منافقین واکنش نشان داد. او عضو اندیشکده امریکایی «اولویت‌های دفاعی» و ستون‌نویس بخش سیاست خارجی در «نیوزویک» است. دنیل دوپتریس در یک توئیت با استهزا نوشت: «تصورش را بکنید که یک نفر «کارشناس» مسائل ایران باشد و فکر کند سازمان مجاهدین خلق (گروهک تروریستی منافقین) یک جنبش اپوزیسیون مردمی و مشروع است و دولت ایالات متحده باید از آن حمایت کند. اوه خدای من.»

 

شرم بر دولتی که با دولت رئیسی مذاکره کند!

 

«استفان هارپر» نخست‌وزیر پیشین کانادا که سابقه طولانی در لفاظی‌ها و اقدامات ضدایرانی دارد هم در همایش منافقین شرکت کرد و یک سخنرانی ضدایرانی انجام داد. هارپر که در جریان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ نخست‌وزیری کانادا را بر عهده داشت، پیش از این در موضوع مذاکرات هسته‌ای ایران، ضمن ادامه مواضع به شدت ضدایرانی خود، کاملاً مواضعی هماهنگ با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر سابق رژیم صهیونیستی اتخاذ کرده بود.

 

اظهارات جدید هارپر در کنفرانس سالانه منافقین با موضوع «اجلاس جهانی ایران آزاد» مطرح شد و بیست‌ودومین نخست‌وزیر کانادا در این اجلاس ضدایرانی پیروزی آیت‌الله «ابراهیم رئیسی» در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران را نشانه‌ای از تشدید افراط‌گرایی در ایران توصیف کرد. هارپر در بخشی از سخنان خود با توهین به هر دولتی که با دولت آیت‌الله رئیسی همکاری کند، ادامه داد: «شرم بر هر دولتی در جهان که بنشیند و سعی کند در خصوص هر موضوعی با دولت تحت ریاست ابراهیم رئیسی مذاکره کند.»

 

مواضع دولت هارپر علیه جمهوری اسلامی به اندازه‌ای تند بود که روابط اتاوا و تهران در دوران دولت محافظه‌کار وی قطع شد. در کنفرانس سالانه منافقین، بسیاری از مقام‌های سابق از جمله «مایک پمپئو» وزیر خارجه دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور سابق امریکا لفاظی‌هایی را علیه ایران مطرح کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در اجلاس مجازی فوق، «یانز یانشا» نخست‌وزیر اسلونی، پمپئو و برخی نمایندگان کنگره از جمله «رابرت منندز»، «تد کروز»، «بن کاردین» و «کوین مک کارتی» و دیگر افراد سخنرانی کردند. پمپئو در این نشست بر لزوم پیشبرد تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران تأکید و از این تریبون برای دفاع از مواضع ضدایرانی دولت ترامپ نیز استفاده کرد.

 

انتقاد ایران از حضور برخی سیاستمداران غربی در مراسم منافقین

 

سعید خطیب‌زاده در توئیتی با انتقاد از برخی سیاستمداران غربی نوشت: «سیاستمداران خودفروخته غربی (از جمله پمپئو مفتخر به دروغگویی، تقلب و سرقت) خود را ارزان فروخته و در سیرکی به میزبانی اروپا شرکت کرده‌اند که توسط یک فرقه تروریستی برگزار شده که زمانی مورد حمایت صدام بود و دستش به خون ایرانی‌ها آغشته است. عطش سیری‌ناپذیر برای پول و عقده‌های ضدایرانی، به ریاکاری شرم‌آور غربی دامن زده است.»

 


:: بازدید از این مطلب : 352
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 16 خرداد 1401

 

در طول تاریخ سلبریتی ها ـ یعنی کسانی که در عرصه های مختلف هنری مثل سینما، تئاتر، ورزش و ... دست به شوآف و نمایش خود می‌زنند و تمام جزئیات زندگی خود را به معرض نمایش عموم می‌گذارند ـ  الگوی خیلی از جوانان در جوامع بوده اند، کشور ما نیز از این قاعده  مستثنی نیست و سبک زندگی خیلی از مردم به ویژه جوانان و نوجوانان، متأثر از سلبریتی های ظاهرسازی است که در زندگی های شخصی شان بسیار پوچ و منفعل هستند اما در ظاهر به قولی خود را خوشبخت عالم نشان می‌دهند.

از سفرهای آنچنانی شان تا سالگردهای ازدواج و تولد و جزئی ترین بخش های زندگی که به دیگران ربطی ندارد را نمایش می‌دهند و دیگران را تحریک می‌کنند که به قول خودشان چنین لایف استایلی دارند!

هر از گاهی این سلبریتی ها و هنرمندنماها تضادها و تعارضاتی با عرف جامعه پیدا می‌کنند و واکنش های منفی زیادی نسبت به رفتارها و حرف هایشان برای خود می‌خرند، مثلا همین سلبریتی هایی که به قولی داغدار فاجعه متروپل آبادان بودند، در مراسم عروسی یک سلبریتی  دیگر آنور آب سر در می آورند و فیلمشان پخش می شود.

همه ساله عده ای با ساخت فیلم های سیاه نما نسبت به جامعه ایران سعی بر نشان دادن وضعیتی چرک از سبک زندگی ایرانیان می‌کنند و تلاش دارند تا از این طریق جایزه ای در جشنواره ای خارجی کسب کنند و با فیلم های با هدف  سیاه نمایی جامعه  و سیاسی کاری جوایزی نصیب خود کنند و جامعه ایران را به سطح دنیا جامعه ای درحال فروپاشی و نابودشده نشان دهند که خانواده در آن به شدت تحت فشار است و اعضای آن همه دچار آسیب و مشکل هستند، نمونه فیلم برادران لیلا که امسال در جشنواره کن به نمایش در آمد.

اما امسال یک کارگردان دیگر در این میانه دست به ساخت فیلمی درباره یک قاتل زنجیره ای معروف یعنی «سعید حنایی» که تا به حال چندین فیلم درباره او ساخته شده، می زند. فیلم عنکبوت مقدس به دلیل ضعف های زیادی که داشت موفق به دریافت جایزه مهمی نشد اما بازیگر  این فیلم «زهرا امیرابراهیمی» به دلیل سیاسی کاری بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم کن شناخته شد. آنچه امسال در جشنواره کن رخ داد کاملا مبتنی بر سیاست زدگی و برجسته کردن یک فیلم ایرانی بود که مستقیم ضدیتش با اسلام و ایران مشخص است.

آنچه یک سلبریتی را وطن فروشی می کند/ آیا اینها می توانند الگوی جوانان ما باشند؟

درست یا غلط سلبریتی هایی از این دست که حاضر به ساخت یا بازی در فیلم هایی هستند که حتی دین را نیز به سخره می گیرد، چطور می توانند الگوی جوانان کشور قرار گیرند؟ از مدل مو تا سبک زندگی، اظهارات و رفتارهایشان همه زیر ذره بین قرار دارد اما اینها یک روز اظهار می کنند که مورد تعرض قرار گرفتند( جنبش می تو؛ بانوان سلبریتی ایرانی که ابراز هتک حرمت نسبت به خودشان در سینما داشتند) و روز دیگر فحش به زمین و زمان برای مشکلات اقتصادی و مسائل دیگر سیاسی می دهند!

این روزها علیه فیلم «عنکبوت مقدس»  به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی به دلیل توهینی که به ساحت امام هشتم شیعیان ، امام رضا(ع) داشته،  اظهارات جنبش «می تو» در زمینه هتک حرمت به بانوان زن سینما و حضورپرحاشیه  بازیگران ایرانی چون ترانه علیدوستی ، نوید محمدزاده و ... در جشنواره کن  رفتارهای غیرعرفی دیگر بازیگران روی فرش قرمز موج های رسانه ای گسترده ای راه افتاده و واکنش بسیاری از کارشناسان و مردم را برانگیخته است. «طاهره همیز، مدرس حوزه و دانشگاه» که به خاطر پرونده حجاب به خبرگزاری فارس دعوت شده نیز در این زمینه نظراتش را بیان می‌کند.

*آیا عقده های سلبریتی ها ناشی از احتیاج و فقر دیده شدن است؟

امام علی (ع) می فرمایند: برخی وقتی محتاج می شوند، هیچ تقوایی ندارند. این جمله امام حکایت خیلی از سلبریتی هایی است که عقده دیده شدن و نیاز به حمایت دارند درحالیکه از کودکی تا بزرگسالی شان احساس حقارت کرده و در مراحل مختلف زندگی شکست خورده هستند.

طاهره همیز در این رابطه می‌گوید: «خیلی از این سلبریتی ها چون انتظار داشتند در مملکت بیشتر از این دیده شوند، دست به رفتارهایی می زنند که تحسین جهانی را برانگیزد ، حتی اگر مورد نفرت داخل قرار بگیرند و وطن فروشی کنند. نمونه این هم فیلم هایی مثل عنکبوت مقدس است.

برادر حاتم طایی هم به دلیل اینکه می خواست چون او مشهور و محترم شود، در چاه آب زمزم ادرار کرد، او هم در تاریخ ماند اما چطور؟ خیلی از این سلبریتی ها چنین حکایتی برای ماندن در تاریخ دارند!»

*سلبریتی هایی که گوش به فرمان شیطان شدند

خداوند در سوره ممتهنه آیه دوازده می فرمایند: « یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَیٰ أَنْ لَا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَ...؛ الا ای پیغمبر (گرامی) چون زنان مؤمن آیند که با تو بیعت کنند که دیگر هرگز شرک به خدا نیاورند و سرقت و زنا کاری نکنند و اولاد خود را به قتل نرسانند و بر کسی افترا و بهتان میان دست و پای خود نبندند و با تو در هیچ امر معروفی مخالفت نکنند، بدین شرایط با آنها بیعت کن و بر آنان از خدا آمرزش و غفران طلب، که خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».

طاهره همیز می‌گوید: «بسیاری از این سلبریتی ها این روزها به حرف شیطان هستند، کارهایی می کنند که دور از تقواست، نمونه حضورشان بر فرش قرمز کن و رفتار سلبریتی هایی که موج رسانه ای ایجاد کرد، حتی بی حجابی و تهمت زدن هایشان نشانه گوش به فرمانی شیطان دارد.»

آنچه یک سلبریتی را وطن فروشی می کند/ آیا اینها می توانند الگوی جوانان ما باشند؟

مثلا آن عده سلبریتی هایی که جنبش «می تو» را امضا کردند، خودشان اعتراف می کنند که محیط کارشان امن نبوده و مورد هتک حرمت قرار گرفتند اما باز هم به ادامه کارشان می پرداختند و این اعترافشان هم ناشی از خوراک تهیه کردن برای رسانه های خارجی است، چون می خواهند بگویند که در ایران چه اتفاقاتی می افتد و زن ها مورد شکنجه قرار می گیرند وگرنه چرا باید به بی شرفی یا خشونتی  اعتراف کنند درحالیکه می دانند خود هنرپیشه های زن هالیوودی هم یک ابزار و عروسک دست مردان هستند که هر روز باید خود را یک طور جراحی و بزک و دوزک کنند تا در کارشان بمانند.»

*اعتراف به گناه با چه هدفی؟

قرآن کریم به دفعات تأکید می کند که اعتراف به گناه مجاز نیست و گناهتان را به زبان نیاورید چرا که آبرویتان می‌رود.  اینکه یک عده سلبریتی درحالیکه در اسلام تأکید شده به گناه اعتراف نکنید، دست به چنین کاری می زنند دلائل مختلف می تواند داشته باشد.

همیز تأکید می‌کند که عده ای به خاطر پول این کارها را می‌کنند و عده ای هم تهمت می‌زنند چرا که می‌خواهند نشان دهند امنیت شغلی در ایران وجود ندارد. بنابراین براساس آیه دوازده سوره ممتهنه که بدان اشاره شد، خداوند می فرمایند با کسانی که این چهار ویژگی را دارند، بیعت نکنید چرا که مورد تأیید اسلام نیستند. اینها نان وطن را می‌خورند اما بدان خیانت می کنند.

*سلبریتی وطن فروش نمی تواند الگوی جوانان باشد!

رهبر معظم انقلاب در مراسم سالگرد ارتحال بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران ، چهاردهم خرداد ۱۴۰۱ فرمودند که امپراطوری رسانه در دنیا به عده ای القا می‌کند که علیه مملکتشان سیاه نمایی کنند. براساس صحبت های رهبری عده ای هستند که سیاست و دین هم سرشان نمی شود، برای پول هر کاری می‌کنند ، مثل سلبریتی‌هایی که  علیه مملکتشان صحبت یا فیلم سازی می‌کنند.

افرادی مثل مسیح علینژاد که خیلی از بانوان زن ایرانی چون خانم رهبر که به سازمان ملل رفته بودند، حاضر به مصاحبه با ایشان نشدند و او مورد تحقیر قرار گرفت ، درحالیکه او زن محترمی نیست چرا که خودش اعتراف کرده بود قبل از ازدواج فحشا کرده و بچه ای از دست داده است، حال چطور انتظار دارد که جمهوری اسلامی برایش احترامی قائل شود!

همیز همچنین تأکید می کند: «سلبریتی که این روزها  در نقطه ضعف قرار دارد،مزدوری خارجی ها را می‌کند و فیلم سیاه نما علیه ایران می سازد، به امام شیعیان توهین می کند و پول می‌گیرد تا به اسلام خیانت کند، نمی تواند برای ما و جوانانمان الگو باشد. این فیلمسازها جمهوری اسلامی را تکذیب می‌کنند و به خاطر اینکه پولشان را از صهیونیسم جهانی کودک کُش می‌گیرند، آنها را تأیید می‌کنند. اینها همان وطن فروشان هستند که به جای اینکه از مملکتشان دفاع کنند ، مطرود افکار عمومی دنیا هم می شوند.

همه این سلبریتی ها با پول مردم ایران چهره شده اند، اما حال علیه قرآن، اسلام و شهدا خیانت می‌کنند. اینها باید منتظر یک سری برخوردهای سخت ملت باشند و شرایطی دادستانی می تواند فراهم کند تا مردم بتوانند از آنها شکایت کنند چرا که هویت یک ملت را به بازی گرفته اند و مجرم تلقی می شوند، درحالیکه علیه مقدسات هشتاد میلیون ایرانی داخل و خارج از کشور فیلم می سازند.یادم می آید که یک مرد عرب مشهد رفته بود و مبهوت این همه جلال و جبروت اما رضا (ع) شده بود، درخواست داده بود تا خادم امام شود بعد به او گفته بودند که باید ماه ها در نوبت باشد چرا که خیلی ها زودتر اسم نوشته اند و او تعجب کرده بود که این همه آدم با مقام و منصب چقدر ارادت به امام دارند که خادمی و کفشداری و جاروکشی او را بکنند. حال شما تصور کنید که کل جهان نسبت به امام رضای ما ارادت دارند بعد یک عده ایرانی مسلمان به این مقدسات میلیون ها مسلمان بی احترامی می کنند. اینها در ایران باید محاکمه غیابی شوند. در هر حال هنرمند نماهایی که فیلم هایی چون عنکبوت مقدس را کار می‌کنند ، مزدور صهیونیسم جهانی اند و آنقدر به لحاظ سیاسی، اقتصادی و روانی حمایت می شوند تا دست به چنین کارهایی می زنند».

«اما در ارتباط با سلبریتی هایی که این روزها دست به خودافشایی از گذشته خود زده اند. خداوند در سوره نور آیه ۵۰ می فرمایند: أَفِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ یَخَافُونَ أَنْ یَحِیفَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ؛ آیا در دلهایشان مرض (جهل و نفاق) است یا شک و ریبی دارند یا می‌ترسند که خدا و رسول (در مقام قضاوت) بر آنها جور و ستمی کنند؟ (خدا ظلم نخواهد کرد) بلکه آنها خود مردمی ظالم و متعدیند.این آیه وصف سلبریتی هایی است که با سیاه نمایی می خواهند بگویند حیف شده اند و قدرشان را در داخل کشور نمی دانند . خیر اینها در قلبشان مرض است یا دچار بیماری نفاق شده اند، وگرنه حیف نشده اند.»

همیز دراین باره نیز می گوید: «کسانی از سلبریتی ها که اعاده هتک حرمت داشته اند نیز عروسک خیمه شب بازی برای نمایش دادن خود هستند و کارهایشان همه سازمان دهی شده است.

ما باید پشت پرده این سلبریتی ها را نشان دهیم، کسانی مثل روح الله زم که تا وقتی پرده برنیافتاد، مردم نمی دانستند چه کارها کرده است تا زمانی که دست های تاریخ زندگی آنها را رو می‌کند و حلقه های به هم پیوسته سازمان دهی شده آنها رو می شود، مردم هم متوجه می شوند که اینها چه کسانی هستند و لایق الگوی جوانان شدن نیستند».

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 11 خرداد 1401

واکسن از روزانه ۷۰۰ فوتی تا پایان کرونا

براساس آمارها، ۵ شهریور ۱۴۰۰، یعنی هنگام آغاز به کار دولت سیزدهم، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به بیش از ۲۵ میلیون مورد رسید. این درحالی است که تا دیروز ۱۰ خرداد، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به نزدیک ۱۵۰ میلیون مورد رسید. علت این جهش در واکسیناسیون و مقاوم‌سازی ایرانیان مقابل کرونا، جهش در واردات واکسن مورد نیاز و زمینه‌سازی جهادی برای تحقق پویش سراسری واکسیناسیون بود.

یارانه چند برابرشدن یارانه‌ها

دولت سیزدهم حدود ۹ ماه پس از فعالیت خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد که طی آن، هم زمینه‌های فساد و رانت گسترده برچیده شد، هم یارانه‌های نقدی واریزی به حساب سرپرستان خانوار تا ۸ برابر افزایش یافت که همین امر زمینه‌ساز رفع فقر مطلق در کشور شد. مطابق آنچه مسعود میرکاظمی، پیش‌تر به روزنامه ایران اعلام کرده بود، با اجرای این طرح، در سال جاری، حدود ۲۵۳ هزار میلیارد تومان به حساب مردم واریز می‌شود.

تحریم‌شکنی مأموریت موفق در تحریم شکنی نفتی

آمار‌های متعددی که نهاد‌های داخلی و خارجی از فروش نفت ایران زیر سایه تحریم‌های سنگین امریکایی منتشر می‌کردند، نشان داد که دولت تا چه اندازه در این مسیر موفقیت بزرگی را حاصل کرده است. به گفته وزیر اقتصاد رسیدن ارزش صادرات نفت خام به ۹۵ هزار میلیارد تومان تنها در ۱۱ماهه سال گذشته در حالی صورت گرفت که دولت قبل برای سال ۱۳۹۹ معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد نفتی پیش‌بینی کرده بود که فقط یک پنجم آن محقق شد.

دیپلماسی ایستاده بر اوج دیپلماسی منطقه‌ای

ذیل رویکرد چندجانبه‌گرایی اقتصادی و تقویت سیاست همسایگی دولت بود که عضویت در سازمان همکاری منطقه‌ای «شانگهای» به عنوان دستاورد نخستین حضور رئیس جمهور در یک نشست بین‌المللی رقم خورد. دیگر دستاورد پررنگ دولت در حاشیه اجلاس سازمان همکاری اقتصادی موسوم به «اکو» رقم خورد. امضای قرارداد سه‌جانبه سوآپ گاز از خاک ایران از جمله ثمرات حضور رئیس‌جمهور در این رویداد مهم منطقه‌ای بود.

بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها

طی دو سالی که ویروس کرونا در ایران جولان می‌داد و کلاس‌های درس به صورت غیرحضوری برگزار می‌شد، بسیاری از دانش‌آموزان افت تحصیلی جدی را تجربه کردند. اواخر آذرماه سال گذشته، با واکسیناسیون بخش عمده جمعیت کشور، مهار این ویروس قطعی به نظر می‌رسید. از این رو، از همان زمان رئیس‌جمهور، حضوری شدن و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را به عنوان یک دستورکار دولت دنبال کرد.

شفافیت ابر بدهکاران بانک و شرکت‌های دولتی

در اقدامی که برخی از کارشناسان، آن را منحصر به فرد توصیف کردند، وزارت امور اقتصادی و دارایی در انتهای فروردین امسال، صورت‌های مالی حدود ۳۲۰ شرکت دولتی و عمومی را به همراه گزارش حسابرس که در آن بند‌های بازرس قانونی درج شده برای دو سال ۹۸ و ۹۹ وجود داشت، در سامانه کدال منتشر کرد. با انتشار این صورت‌های مالی، انحرافات احتمالی در این شرکت‌ها و جریان‌های مالی در آن‌ها مشخص خواهد شد.

آزادسازی آزادسازی حریم دریا‌ها در یک ماه

۸ بهمن ۱۴۰۰ که آیت‌الله رئیسی در سفر به گیلان اعلام کرد «هیچ دستگاهی در دولت حق ندارد ساحلی را که متعلق به مردم است، اشغال کند» ۶۵ درصد از ۴۳۸ کیلومتر ساحل خزر در مازندران به تصرف نهاد‌ها و اشخاص درآمده بود. در گیلان نیز از ۲۸۶ کیلومتر نوار ساحلی ۷۹ کیلومتر تصرف شده بود. اما طی کمتر از یک‌ماه، سواحلی که از سوی دستگاه‌های مختلف یا بخش خصوصی تصرف شده بود، یک به یک آزاد شد.

«فرق می‌کند چه کسی رئیس جمهور باشد»؛ واقعیتی که در آستانه یک‌سالگی دولت ابراهیم رئیسی در مقایسه با دوران ریاست هشت ساله حسن روحانی، بیش از پیش نمایان شده است. آنچه بیشتر در خاطره‌ها مانده، روز‌های سیاه کرونایی است که اگرچه قهرمانان سلامت، جان بر کف به دنبال مدیریت بحران بودند، اما همزمان «نمی‌شود»‌ها و «نمی‌توانیم‌ها»‌ی مسئولان ارشد دولت قبل برای واردات گسترده واکسن، امید‌ها برای بازگشت به شرایط عادی را کور کرده بود. اگر کمی به عقب‌تر بازگردیم، طعم تلخ شکست برجام و آوار پروژه‌های رسانه‌ای بر سر اقتصادی را خواهیم چشید که بیشتر از همیشه به «توهم» مشروط شد و ایران، آن بازیگر فعال منطقه را در شرایطی قرار داده بود که پشت به همه همسایگان خود، در حال از دست دادن سرمایه بین‌المللی بود. در داخل، اما درآمد‌های کشور به جیب کسانی می‌رفت که از قِبل بی‌تدبیری معاون اول وقت رئیس جمهور، رانت عظیم به جیب زدند و با آنکه دلار می‌گرفتند، اما هر روز بر تورم می‌افزودند. ده‌ها میلیارد دلار خرج می‌شد، اما قیمت‌ها افزایش می‌یافت و هیچ یارانه‌ای نیز به جیب ملت نمی‌رفت.

آنچه مردم در تمام این سال‌های رکود حس کردند، رخوت دولت و تنها گذاشته شدن بود؛ مردم دولتی را که به آن رأی داده بودند، در کنار خود نمی‌دیدند و دریافتند که تبلیغات، رأی آن‌ها را به جیب کسانی ریخته است که آواربرداری از اقدامات‌شان سال‌ها به طول خواهد انجامید. چه آنکه بخش مهمی از درآمد اخیر ارزی کشور نیز که با همت شخص سید ابراهیم رئیسی وصول شد، صرف جبران کسری بودجه آن‌ها گردید.

امید، اما با برآمدن یک رئیس جمهور از دل مردم که عملکرد شیرین او در آستان قدس رضوی و قوه قضائیه چشیده شده بود، نوید روز‌های بهتری برای ایران می‌داد. رئیسی جلودار دولتی شد که هرچند ممکن است در گوشه و کناری، بانیان وضع موجود در آن حضور داشته باشند، اما یکدست و هم‌جهت در راستای عمل به دستورات رئیس جمهور و بهبود همه‌جانبه شرایط قدم برمی‌دارند.

احیای امید مردم پروژه اصلی دولت سیزدهم بود که کارنامه یک‌سالگی آن، چیزی جز کار و کار و کار نشان نمی‌دهد. اگرچه مردم بخوبی می‌دانند که کنترل تورم چند ده درصدی که ۵۰ سال است گریبان اقتصاد نفتی آن‌ها را گرفته، وقت می‌خواهد، اما راه روشن و نتیجه زحمات بی‌دریغ این روزها، به گواه دوستان و دشمنان، رشد اقتصادی خواهد بود.

۱. از روزانه ۷۰۰ فوتی تا پایان کرونا

پنجم شهریور ۱۴۰۰ که نخستین جلسه دولت سیزدهم تشکیل شد، وزارت بهداشت اعلام کرد در ۲۴ ساعت گذشته ۶۹۴ نفر دیگر از ایرانیان جان خود را بر اثر بیماری کرونا از دست دادند. همچنین اعلام شد که مجموع جانباختگان تا آن تاریخ، به ۱۰۴ هزار و ۷۱۶ نفر رسیده است. ۳ ماه بعد این روند بشدت معکوس شد، تا جایی که ۲۳ آذرماه سال گذشته، میزان فوت‌شدگان ناشی از ویروس کرونا، ۴۲ نفر، اعلام شد. فرایند مهار ویروس کرونا و بیماری کووید۱۹ در دولت سیزدهم، تا آنجا پیش رفت که دوشنبه گذشته -نهم خردادماه- فقط ۲ نفراز هموطنان جان خود را به دلیل ابتلا به این ویروس از دست دادند. اما این دستاورد، یعنی مهار همه‌گیری کرونا در کشور، محصول یا نتیجه اتفاق و دستاورد مهم دیگری در کشور بود؛ یعنی واکسیناسیون گسترده ایرانیان مقابل این ویروس. براساس آمار‌های وزارت بهداشت، ۵ شهریور ۱۴۰۰، یعنی هنگام آغاز به کار دولت سیزدهم، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به بیش از ۲۵ میلیون مورد رسید. این درحالی است که تا دیروز ۱۰ خرداد، مجموع دوز‌های واکسن تزریق شده در کشور به نزدیک ۱۵۰ میلیون مورد رسید.

علت این جهش در واکسیناسیون و مقاوم‌سازی ایرانیان مقابل کرونا، جهش در واردات واکسن مورد نیاز و زمینه‌سازی جهادی برای تحقق پویش سراسری واکسیناسیون بود. براساس آمارها، از بهمن‌ماه سال ۹۹ تا پایان کار دولت دوازدهم؛ حدود ۱۸ میلیون دوز واکسن کرونا وارد کشور شد که تنها کفاف بخش کوچکی از واکسیناسیون جامعه هدف را می‌داد. اما نهایتا طی پنج ماه پس از آغاز به کار دولت سیزدهم، بیش از ۱۳۱ میلیون دوز واکسن کرونا وارد کشور شد که بنابر اطلاعات گمرک و سازمان غذا و دارو، افزایشی ۷ برابری نسبت به دولت دوازدهم را نشان می‌داد. به این ترتیب بود که دولت آیت‌الله رئیسی طی حدود ۹ ماه از فعالیت خود، توانست یکی از اصلی‌ترین شعار‌های خود، یعنی حفظ جان مردم، در کنار تأمین نان مردم را محقق کند.

۲. آزادسازی حریم دریا‌ها در یک ماه

مسأله آزادسازی سواحل و حریم دریای خزر از تصرفات و اختصاص آن‌ها برای استفاده عموم، یکی از دستور‌های رئیس‌جمهور بود که در بازه زمانی حدود یک‌ماهه عملیاتی و اجرایی شد. آنچه زمستان سال گذشته با دستور رئیس‌جمهور عملیاتی شد، قانونی با سابقه ۴۶ ساله است. ۸ بهمن ۱۴۰۰ که آیت‌الله رئیسی در سفر به گیلان اعلام کرد «هیچ دستگاهی در دولت حق ندارد ساحلی را که متعلق به مردم است، اشغال کند» ۶۵ درصد از ۴۳۸ کیلومتر ساحل خزر در مازندران به تصرف نهاد‌ها و اشخاص درآمده بود. در گیلان نیز از ۲۸۶ کیلومتر نوار ساحلی ۷۹ کیلومتر تصرف شده بود. همچنین از سال ۹۲ نزدیک به ۳۶۰ پرونده قضایی برای تخریب سازه‌های غیرمجاز در سواحل مازندران تشکیل شده که تنها حکم تخریب ۱۴۹ سازه غیرمجاز صادر شده بود. آزادسازی سواحل جنوبی کشور که البته کمتر درگیر تصرف بود نیز با این سخن معاون اجرایی رئیس‌جمهور همراه شد که هر دستگاهی از این فرمان در موعد مقرر تخلف کند، بالاترین مقام آن عزل خواهد شد. آنچه در دولت سیزدهم اتفاق افتاد، این بود که گفته رئیس‌جمهور به یک دستور عادی تبدیل نشد تا در پیچ‌وخم‌های نظام اداری فراموش شود. بلکه طی کمتر از یک‌ماه، سواحلی که از سوی دستگاه‌های مختلف یا بخش خصوصی تصرف شده بود، یک به یک آزاد شد.

۳. چند برابرشدن یارانه‌ها

دولت سیزدهم حدود ۹ ماه پس از فعالیت خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد که طی آن، هم زمینه‌های فساد و رانت گسترده برچیده شد، هم یارانه‌های نقدی واریزی به حساب سرپرستان خانوار تا ۸ برابر افزایش یافت که همین امر زمینه‌ساز رفع فقر مطلق در کشور شد. برای مثال دریافتی مجموع یارانه هر فرد در سه دهک اول از نفری ۴۵ هزار تومان به بیش از ۳۵۰ هزار تومان (بدون احتساب یارانه بنزین) رسید و موجب تقویت قدرت خرید دهک‌های پایین و اقشار کمتر برخوردار جامعه شد. به همین دلیل است که کارشناسان اقتصادی، بهبود ضریب جینی را یکی از پیامد‌های مهم طرح توزیع مردمی یارانه‌ها می‌دانند. مطابق آنچه مسعود میرکاظمی، رئیس سازمان برنامه و بودجه پیش‌تر به روزنامه ایران اعلام کرده بود، با اجرای این طرح، در سال جاری، حدود ۲۵۳ هزار میلیارد تومان به حساب مردم واریز می‌شود؛ و این، غیر از ریشه‌کنی رانت و فساد در زمینه ارز ترجیحی است که خود، یک دستاورد مهم ملی محسوب می‌شود. درباره چند برابرشدن یارانه‌های نقدی، برخی این ارقام را با ارقامی که دولت گذشته به مردم پرداخت می‌کرد، مقایسه کردند. از جمله به این مسأله اشاره کردند که «به عنوان سرپرست یک خانواده ۴ نفره در دولت گذشته ۱۸۲ هزار تومان، معادل تقریباً ۷ دلار یارانه دریافت می‌کردند، اما در دولت رئیسی، به عنوان سرپرست یک خانواده ۴ نفره یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، یا معادل تقریبی ۴۳ دلار یارانه دریافت کردند.»

۴. مأموریت موفق در تحریم شکنی نفتی

یکی از دشوارترین مأموریت‌های سید ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم در تحریم‌شکنی نفتی ایران تعریف شد.
آمار‌های متعددی که نهاد‌های اقتصادی داخلی و خارجی از فروش نفت ایران زیر سایه تحریم‌های سنگین امریکایی منتشر می‌کردند، نشان داد که دولت سیزدهم تا چه اندازه در این مسیر موفقیت بزرگی را حاصل کرده است. به گفته احسان خاندوزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی رسیدن ارزش صادرات نفت خام به ۹۵ هزار میلیارد تومان تنها در ۱۱ماهه سال گذشته در حالی صورت گرفت که دولت قبل برای سال ۱۳۹۹ معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان درآمد نفتی پیش‌بینی کرده بود که فقط یک پنجم آن محقق شده بود. این در حالی بود که با سرمایه‌گذاری ۵۰۰ میلیون دلاری دولت سیزدهم ظرفیت تولید نفت احیا شد تا ظرفیت تولید در اسفند سال گذشته به ۳ میلیون و ۸۳۸ هزار بشکه در روز برسد.

اینچنین بود که رئیس دولت سیزدهم افزایش ۴۰ درصدی صادرات نفت ایران را اعلام و وزیر نفت نیز تأکید کرد که ایران تنها نفت خود را نمی‌فروشد بلکه پول آن را نیز دریافت می‌کند. وزیر اقتصاد نیز با اعلام واریز بیش از ۱۹۰ هزار میلیارد تومان درآمد‌های صادرات نفت خام و میعانات به خزانه در سال ۱۴۰۰و مقایسه آن با رقم ۱۷ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۳۹۹ (رشد ۱۱۱۷ درصدی)، آن را نشانه‌ای از این دانست که کشور چگونه توانسته با وجود شرایط سخت تحریم از ظرفیت دیپلماسی اقتصادی برای جهش صادرات استفاده کند.

اوپک، اسفندماه سال گذشته با انتشار گزارشی از افزایش تولید و قیمت نفت ایران در ماه فوریه خبر داد. خبرگزاری «رویترز» نیز بر اساس آمار‌های مؤسسه تحقیقاتی «ریفینیتیو» اعلام کرد که ایران در حال فروش نفت است و مقادیر زیادی از نفت خام خود را به چین انتقال داده است و در عین حال، پالایشگاه‌های دولتی هند خرید نفت ایران را وارد برنامه‌های واردات سالانه خود کرده‌اند.

گفتنی است کل منابع نفتی تعیین شده در بودجه ۱۴۰۰ حدود ۳۰۳ هزار میلیارد تومان (۱۹۹ هزار میلیارد تومان سهم دولت) برآورد شده بود که طبق بررسی مرکز پژوهش‌ها از «روند صادرات نفت در دولت قبل»، کسری ۷۵ درصدی معادل ۲۲۷ هزار میلیارد تومان در بخش درآمد‌های نفتی محتمل بوده است. اما کار مهم دولت سیزدهم در کاهش بیش از ۲۲۷ هزار میلیارد تومانی از کل کسری بودجه در سال ۱۴۰۰ بوده است.

۵. ایستاده بر اوج دیپلماسی

ذیل رویکرد چندجانبه‌گرایی اقتصادی و تقویت سیاست همسایگی دولت بود که عضویت در سازمان همکاری منطقه‌ای «شانگهای» به عنوان دستاورد نخستین حضور رئیس جمهور در یک نشست بین‌المللی رقم خورد. یکی دیگر از دستاورد‌های پررنگ سیاست خارجی دولت سیزدهم در حاشیه اجلاس سازمان همکاری اقتصادی موسوم به «اکو» رقم خورد. امضای قرارداد سه‌جانبه سوآپ گاز بین ایران، ترکمنستان و آذربایجان از خاک ایران از جمله ثمرات حضور رئیس‌جمهور کشورمان در این رویداد مهم منطقه‌ای بود.

آغاز اجرای موافقتنامه ۲۵ ساله میان ایران و چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، موفقیت راهبردی دیگری برای تهران به شمار می‌رفت که پس از بازگشت رئیسی از نشست اکو صورت گرفت. این توافق برنامه بلندمدت، همکاری‌های جامع ایران و چین در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، دفاعی، فرهنگی، کشاورزی، اقتصادی، علمی، جهانگردی، نفت و انرژی، زیرساخت‌های مخابراتی و فناوری ارتباطات، تجارت، بهداشت و سلامت و... را شامل می‌شود. سفر بهمن ماه سال گذشته رئیس‌جمهور به روسیه نیز با امضای چندین سند مهم همکاری با روس‌ها برای توسعه میدان‌های نفت و گاز، پتروپالایشگاه و انتقال فناوری همراه شد. توافقات دوجانبه بر سر موضوعات نفت و انرژی، راه‌آهن و ترانزیت و تسریع در ایجاد خط اعتباری ۵ میلیارد دلاری بین دو کشور، تکمیل راهگذر شمال به جنوب از طریق ترانزیت ریلی خلیج‌فارس به اروپا، اینچه برون و رشت-آستارا و برخی توافقات جانبی دیگر مانند تأمین نهاده‌های اساسی و غلات و خرید ۲۰۰ دستگاه لوکوموتیو در نشست مقامات اقتصادی و انرژی و نفت ایران و روسیه صورت گرفت. همچنین رؤسای جمهور ایران و روسیه دستور تهیه نقشه راه همکاری بلندمدت دو کشور را صادر کردند. از سوی دیگر حضور رئیس‌جمهور در اسفندماه پیش در ششمین اجلاس سران کشور‌های صادرکننده گاز (GECF) در دوحه در حالی انجام شد که دو طرف درباره ایجاد یک سازوکار قابل اجرا برای همکاری ایران و قطر به عنوان دو کشور بزرگ دارای ذخایر گازی منطقه به منظور سرمایه‌گذاری مشترک در این زمینه دست پیدا کردند.

در جریان همین سفر امضای ۱۴ سند همکاری میان تهران و دوحه به امضا رسید. رئیس دولت سیزدهم در پنجمین سفر خارجی خود، دوم خرداد ماه جاری در سفری یک روزه به عمان رفت و در این سفر ۱۲ سند همکاری میان دو کشور به امضا رسید. در پی سفر چند روز پیش امامعلی رحمان، رئیس‌جمهور تاجیکستان، تهران و دوشنبه ۱۷ سند همکاری امضا کردند.
گسترش روابط دیپلماتیک مؤثر با اغلب کشور‌های آسیایی و منطقه خاورمیانه رویکردی است که رئیس دولت سیزدهم به منظور بازیابی نقش مهم ایران در سایه افزایش تعاملات سیاسی-اقتصادی کارآمد و فعالسازی ظرفیت تجارت با همسایگان به منظور زمینه‌سازی رشد اقتصادی پایدار دنبال کرده و تاکنون موفقیت‌های چشمگیری نیز داشته است.

۶. بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها

اواخر آذرماه سال گذشته، با کاهش آمار روزانه فوتی‌های ناشی از کرونا به کمتر از ۵۰ مورد و واکسیناسیون بخش عمده جمعیت کشور، مهار این ویروس قطعی به نظر می‌رسید. از این رو، از همان زمان رئیس جمهور، حضوری شدن و بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را به عنوان یک دستورکار دولت دنبال کرد. آیت‌الله رئیسی ۱۸ دی ماه سال گذشته در جلسه ستاد ملی کرونا، به تصمیم این ستاد برای بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها با توجه به وضعیت فعلی شیوع بیماری کرونا اشاره کرد و گفت که «با توجه به کاهش آمار ابتلا و فوتی با واکسیناسیون گسترده، ستاد ملی مقابله با کرونا به عنوان مرجع تصمیم‌گیری، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها را بلامانع دانسته است.»، اما تا آماده سازی اذهان، رفع نگرانی‌های خانواده‌ها و دانشجویان و درنهایت، اجرای دقیق‌تر شیوه‌نامه‌های بهداشتی، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها در ۱۴ فروردین ۱۴۰۱ اتفاق افتاد.

هرچند پیشتر بازار‌ها و اماکن عمومی باز بود، اما آنچه می‌توان از آن به عنوان نقطه عطف مهار کرونا در کشور یاد کرد، بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها است، اتفاقی که تنها در ۷ ماه از فعالیت دولت سیزدهم، یعنی از شهریور ۱۴۰۰ تا فروردین ۱۴۰۱ رقم خورد. تأکید بر بازگشایی مدارس، فقط به دلیل مهار کرونا نبود. طی دو سالی که ویروس کرونا در ایران جولان می‌داد و کلاس‌های درس به صورت غیرحضوری برگزار می‌شد، بسیاری از دانش‌آموزان افت تحصیلی جدی را تجربه کردند. این افت تحصیلی به گونه‌ای بود که برخی از آن با عنوان «بی سوادی پنهان» یاد می‌کردند. افت تحصیلی به اندازه‌ای جدی بود که وزارت آموزش و پرورش ناچار شد برنامه‌ای با نام «جبران و تثبیت یادگیری» اجرا کند. رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش از شرکت یک میلیون و ۶۳۹ هزار و ۲۸۰ دانش‌آموز - درس در این برنامه خبر داد و گفت که در درس فارسی از پایه اول تا ششم ۳۵۹ هزار دانش‌آموز، در درس ریاضی در شش پایه ۵۴۴ هزار دانش‌آموز و در درس علوم تجربی در شش پایه ۲۷۱ هزار نفر مشمول این طرح شدند.

۷. پیش به سوی شفافیت

دولت‌ها، اگر اراده‌ای برای شفافیت، آن هم به صورت نیم‌بند داشتند، عموماً آن را به دوره دوم فعالیت خود موکول می‌کردند. اما در دولت سیزدهم، این مهم با گذشت حدود ۹ ماه از فعالیت دولت محقق شد. یکی از مهم‌ترین اقدامات در این زمینه، انتشار فهرست ابربدهکاران بانکی بود که از سوی بانک مرکزی اعلام شد. ۳۱ فروردین امسال، بانک مرکزی آمار تسهیلات و تعهدات کلان (از بانک‌هایی که تاکنون دریافت شده) در پایان اسفندماه سال ۱۴۰۰ را منتشر کرد.

مطابق این گزارش عمومی و ملی بانک مرکزی، اطلاعات این آمار ارائه شده، از ۱۴ بانک دریافت شد و قرار است بتدریج همزمان با دریافت اطلاعات از سایر بانک‌ها جدول مربوطه کامل‌تر شود. در این مرحله بانک‌های رفاه کارگران، سامان، سپه، قرض‌الحسنه رسالت، قرض‌الحسنه مهر ایران، کارآفرین، کشاورزی، گردشگری، ملت، تجارت، پست بانک، پاسارگاد، مشترک ایران و ونزوئلا و اقتصاد نوین جزو بانک‌هایی بودند که فهرست بدهکاران بزرگ بانکی آنان از سوی بانک مرکزی منتشر شد.

اما شفافیت نظام پولی و مالی کشور تنها به این مورد متوقف نشد. در اقدامی دیگر که برخی از کارشناسان، آن را منحصر به فرد توصیف کردند، وزارت امور اقتصادی و دارایی در انتهای فروردین امسال، صورت‌های مالی حدود ۳۲۰ شرکت دولتی و عمومی را به همراه گزارش حسابرس که در آن بند‌های بازرس قانونی درج شده برای دو سال ۹۸ و ۹۹ وجود داشت، در سامانه کدال منتشر کرد و این گزارش‌ها در دسترس عموم قرار گرفت. این آمار تکانه‌های بسیاری در شبکه مدیریت دولتی کشور و نیز در افکار عمومی داشت. زیرا به این ترتیب ایرانیان دریافتند که میزان کارآیی مدیریت این شرکت‌ها در این زمینه چه میزان بوده و تا کجا توانسته‌اند سودآوری زیرمجموعه‌های خود را تأمین کنند. بویژه اینکه براساس قانون بودجه سال جاری، قریب به ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار میلیارد تومان بودجه به شرکت‌های دولتی اختصاص پیدا کرده است. در این صورت، با انتشار این صورت‌های مالی، انحرافات احتمالی در این شرکت‌ها و جریان‌های مالی در آن‌ها مشخص خواهد شد، شفافیتی که به گفته کارشناسان و ناظران، باعث افزایش نظارت‌ها و خودکنترلی درون شرکت‌ها می‌شود.


:: بازدید از این مطلب : 307
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 10 خرداد 1401
جشنواره سیاست‌زده کن در این دوره و در قالب فضایی احساسی به لطف حضور اصغر فرهادی در بین هیئت داوران و یک راهبرد رسانه‌ای از پیش تعیین شده به زهرا امیرابراهیمی نخل طلا داد. بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که دستپخت خود ایرانی‌ها باشد. «فیلم سیاه از ایران» را غرب برای توجیه تحریم‌های ظالمانه علیه سفره و سلامت مردم ایران نیاز شدید دارد و برای آن فرش قرمز پهن می‌کند.
بازیگر باید ایرانی و با یک سابقه «قابل توجه» باشد! کارگردان باید در «وطن‌فروشی» قسم خورده باشد. داوری باید درس وطن‌فروشی را قبلاً پس داده باشد. بازیگرانی که روی آنتن تلویزیون شهره شدند باید با تبریک به جایزه‌بگیران، بخشی از این جورچین وطن‌فروشی باشند. همه با هم باید هر «هنر»‌ی دارند به کار بگیرند تا اروپا و امریکا تصویری سیاه از ایران و اسلام را که برای مقاصد تحریم اقتصادی و غذایی و دارویی مردم ایران نیاز دارند به‌دست آورند. این است معنای وطن‌فروشی در زمانه جدید با نقش‌آفرینی لعبت‌کاران عرصه نمایش!
در تقسیم جوایز جشنواره کن به فیلم‌هایی که به نحوی به ایران مربوط می‌شد، فیلم برادران لیلا جایزه فیبرشی (منتقدان) را برد و نخل طلا به زهرا امیرابراهیمی رسید که گفته می‌شود بازی شاخصی در فیلم ضد ایرانی عنکبوت مقدس ارائه نداده است، اما هیئت داوران با حضور اصغر فرهادی به دلیل تمرکز غیرمتعارف روی او نگاه‌ها را به سمت او روانه کرد.
این درحالی رقم خورد که تیم فیلم برادران لیلا حاضر در جشنواره کن با شوک یک افشاگری تازه و غیرمنتظره علیه بازیگر اصلی‌اش مواجه شد. سعید پورصمیمی که در این چند روز چهره مورد توجه رسانه‌های سینمایی ایران بود و نثر‌های پرطمطراق و پرتعداد درباره کیفیت بی بدیل بازی و شخصیت او نوشته می‌شد، از سوی کتایون ریاحی متهم به آزار جنسی شد تا دامن‌زنندگان جنبش وارداتی موسوم به me too را در وضعیتی متناقض قرار دهد. جالب اینکه ترانه علیدوستی به عنوان لیدر این به اصطلاح جنبش در فیلم برادران لیلا با سعید پورصمیمی هم‌بازی است و پیش از این نیز فرهاد اصلانی دیگر بازیگر فیلم به دلیل اتهام‌زنی یک زن دیگر مورد حمله و شماتت قرار گرفته بود. ترانه علیدوستی که در کن از هیچ تریبونی برای تحقیر ایران صرف نظر نکرد و بیش از آنکه درباره فیلم و سینما سخن بگوید زیرآب مردم ایران را زد، هنوز درباره این موضوع اظهار نظر نکرده، چرا که اگر قرار باشد هر آن سینماگری از میان زنان تصمیم به اتهام‌زنی علیه مرد سینماگری بگیرد معلوم نیست ادامه این کارزار مبتذل به کجا ختم خواهد شد. جالب است که زهرا امیر ابراهیمی نیز باید نخل طلای خود را مدیون همین فضای مظلوم نمایانه ضد مرد بداند که رسانه‌های داخل تا توانستند به آن دمیدند و آن را تا خارج از کشور امتداد دادند.
عنکبوت مقدس را باید در ادامه روند تولید فیلم‌های ضد ایرانی دانست که در چند دهه گذشته با تزریق بودجه‌های کلان ناتوی فرهنگی در ایران و خارج از کشور تولید می‌شوند تا از ایران چهره‌ای عقب مانده ارائه دهند. دستپخت تازه این حمایت‌های مالی فیلمی است که ایران، اسلام و جامعه ایرانی را به طرزی افراطی و انتقام‌جویانه متحجر و سیاه نشان می‌دهد. آن‌ها که فیلم را دیده‌اند عنوان می‌کنند که عنکبوت مقدس از سیاه‌ترین فیلم‌هایی است که در چند دهه اخیر ضد ایران ساخته شده است. یک فریم از تیتراژ این فیلم همزمان با عبارت «عنکبوت مقدس» نمایی از شهر مشهد را از بالا در شب نشان می‌دهد که همه راه‌های اصلی شبیه تار عنکبوت به حرم مطهر امام هشتم در مرکز ختم می‌شود. این بی حرمتی و اسائه ادب به ساحت امام هشتم به طرزی موذیانه شکل گرفته و کلیت اثر هم در راستای تخطئه مذهب جلو می‌رود. زهرا امیر ابراهیمی البته پیش از این هم در فیلم ضد ایرانی دیگری با نام «تهران تابو» نقش‌آفرینی کرده بود که از تهران تصویر شهری به شدت غرق در فساد و تباهی جنسی ارائه می‌داد.
فیلم‌های ضد ایرانی مکمل تحریم‌های ظالمانه
فیلم‌های ایران ستیز را باید مکمل و مجوزی برای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌های ایران قلمداد کرد. در واقع بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که از سوی خود ایرانی‌ها ساخته شده باشد. نمایش این آثار در خارج از ایران افکار عمومی را متقاعد می‌کند که تحریم‌ها ابزار درستی بر ضد ایران هستند و معلوم است که فشار‌ها بیش از همه روی همان مردم محرومی سنگینی می‌کند که این سینماگران مزورانه سنگ آنان را به سینه می‌زنند.
این بار همه چیز دست به دست هم داد تا در جشنواره‌ای که به زعم خیلی‌ها سیاست‌زده‌ترین دوره را از سر می‌گذراند یک زن بازیگر ایرانی که مجبور به فراری خودخواسته از کشورش شده، مانند یک قهرمان جلوه کند. این روز‌ها به بهانه حمایت از این زن، جامعه ایران زیر شدید‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین قضاوت‌ها قرار گرفته است. گویی در ماجرای انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی شخص او هیچ سهمی نداشته و صرفاً به زعم ایران ستیزان دست پلید جامعه از آستین او بیرون آمده و او را به فلاکت و غربت کشانده است. این القای شوم سبب شده بخشی از جامعه ایران زیر بمباران رسانه‌ای بیش از پیش به ضایعه خودتحقیری دچار شود و به این باور برسد که در فلاکت زهرا امیر ابراهیمی نقشی اساسی ایفا کرده است و اینگونه القا شود که او در جامعه‌ای غربی توانست حیاتی دوباره بیابد. واضح است که این صحنه‌آرایی فرهنگی و رسانه‌ای نیازمند واکنش درخور و هوشمندانه‌ای در داخل است، هرچند این جنگ نرم فرهنگی ظرافت‌های خاص خود را می‌طلبد، اما سهم سینماگران در این خودزنی فرهنگی غیرقابل کتمان است. همایون اسعدیان، فیلمساز پیشکسوت اخیراً در یک گفتگو به مسئولیت سینما در ایجاد این وضعیت اعتراف کرده است: «من در مورد بحث آزار جنسی خودمان را مقصر می‌دانم، ما شرایطی ایجاد کردیم که دختری جوان فکر می‌کند برای اینکه وارد کار شود باید چنین عملی از او سر بزند.» در ایجاد شرایطی که باعث شد امیرابراهیمی در تور اهداف ایران‌ستیزانه غربی‌ها بیفتد و از او سوء استفاده شود نیز اگرچه رسماً به آن اعتراف نشده، اما حقیقتی غیرقابل انکار است. زهرا امیرابراهیمی ۱۶ سال پیش ابتدا در تور غفلت و سرگردانی سینمای ایران افتاد و در مرحله بعد در غفلت مدیریت ضعیف فرهنگی در دام ناتوی فرهنگی گرفتار آمد تا از جامعه خود در قالب فیلم‌های ایران‌ستیزانه انتقام بگیرد.

نخل طلای زهرا امیر ابراهیمی و ایران‌ستیزی کلامی ترانه علیدوستی در شبکه‌های اجتماعی نیز بازخورد‌های زیادی داشت:
ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر وقت جشنواره فیلم فجر نوشت: اینکه در جشنواره کن، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورتون شکایت کنید دقیقاً چه فایده‌ای دارد؟ تحریم‌های اقتصادی امریکا و اروپا علیه مردم ایران کم می‌شود، یا برعکس؟ نمیشد آنجا از تحریم‌های غرب علیه ایران شکایت کنید و انتقاد از دولت و حاکمیت را بگذارید برای وقتی که برگشتید؟
علی علیزاده، فعال رسانه‌ای ساکن لندن نیز این‌گونه به این موضوع در واکنش به توئیت تمجیدانه آذر منصوری دبیرکل‌حزب اتحاد ملت واکنش نشان داد: خانم آذر منصوری! فیلم «عنکبوت مقدس» چهره‌ای هیولایی نه فقط از جمهوری اسلامی، بلکه از اسلام و مردم ایران به غرب نشان می‌دهد. اسلام را دینی نشان می‌دهد که تحت تأثیر تعلیماتش مردان تبدیل به قاتلان سریالی می‌شوند و مردم ایران را کسانی نشان می‌دهد که این قاتلان سریالی را تشویق می‌کنند و از این قاتلان قهرمان می‌سازند. جایزه گرفتن این فیلم صراحتاً بخشی از پازل اسلام‌هراسی و ایران‌ستیزی است. خانم منصوری! شما در مقام دبیرکل یکی از مهم‌ترین احزاب اصلاح‌طلب نمی‌دانید فیلم‌های این‌چنینی در نهایت در راستای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌ها و انزوای ایران عمل می‌کنند؟ واقعاً این‌قدر با «ایران‌ستیزی فرهنگی» در غرب که ۴۰ سال قدمت دارد، ناآشنایید یا از لجبازی سیاسی کنار ایران‌ستیزان ایستاده‌اید؟
میکاییل دیانی نیز در این باره نوشت: آی مسلمونا! حواس‌تون هست فیلمی که هنوز نتوانسته‌اید ببینید و برایش کف و سوت می‌زنید، چیست؟! بروید تصویر تبلیغی فیلم عنکبوت مقدس و جسارتش به حرم مطهر امام رئوف را ببینید تا متوجه شویدپشت چه فیلمی می‌ایستید!
علیرضا سلیمانی این‌گونه توئیت زد: چه کسی جایزه گرفته؟ یک بازیگر با سابقه رابطه نامشروع اختیاری. چه کسی فیلم او را منتشر کرده؟ یک بازیگر دیگر. چه کسانی در کن او را تشویق می‌کنند؟ چند بازیگر متهم به تجاوز. محتوای فیلم چیست؟ تجاوز یک مذهبی به دیگران.
وجیهه سامانی نیز توئیت کرد: بازم دم معرفت و فهم سیمین دانشور گرم که گفت «من رخت چرک هام را هم در حیاط همسایه نمی‌شویم.» یک جنتلمن واقعی، هرگز مشکلات خانواده‌اش را بیرون مرز‌های جغرافیایی کشورش جار نمی‌زنه. لباس هنرمندی زیادی به تن‌تون گشاده!
یک کاربر فضای مجازی نوشت: جزو تماشاگران هیجان زده دیروز و ستایشگران جوزده امروز نیستیم. از دیروز تا امروز فقط چشم بستیم و تأسف خوردیم، دیروز به‌خاطر بی‌آبرو و بدنام کردن شخصی که می‌گفت به او خیانت شده است و امروز به خاطر خیانت همان شخص به کشور و بدنام کردن دین و فرهنگ یک ملت.
امیرحسین حدادیان، اما این‌گونه واکنش نشان داد: می‌دونید نتیجه این تصویر‌های سیاهی که فیلم‌ها و بازیگران‌مون از ایران و ایرانی دارن به دنیا نشون می‌دن چیه؟ آفرین؛ مشروعیت‌بخشی تو افکار مردم دنیا برای تجاوز به ایران؛ مستمسک تحریم‌ها.
کاربر دیگری نوشت: امروز «عنکبوت مقدس» در کن جایزه می‌گیرد، نه برای اینکه فیلم خوبی است بلکه برای اینکه صراحتاً بخشی از پازل ایران‌ستیزی و اسلام‌هراسی است. توی کشور خودمون هم معلوم نیست اصلاح‌طلب‌ها چرا این‌قدر دارن برای این جایزه خوشحالی می‌کنند...
نوید ایرانی نوشت: وقتی زهرا امیر ابراهیمی بشه بهترین بازیگر زن جشنواره کن، پسر خاوری اختلاس‌گر معروف هم باید بشه تاجر برگزیده الهام‌بخش! واقعاً غرب ما رو چی فرض کرده؟!
محمد علی ابطحی فعال اصطلاح‌طلب، نخل طلا را تبریک گفت و محمد صالح مفتاح زیر توئیت او کامنت گذاشت‌: فیلم ضد دین بازی کردن افتخاری نداره.
کار بر دیگری نوشت: زلنسکی را به عنوان میهمان ویژه جشنواره کن دعوت می‌کنند، فیلمسازان روس را از شرکت منع می‌کنند، فیلمی سیاه از ایران پخش می‌شود و از فیلم هالیوودی «تاپ‌گان» با موضوع بمباران تأسیسات اتمی ایران حمایت ویژه می‌کنند! تروریسم هنری یعنی همین.
یک کاربر نیز این‌گونه واکنش نشان داد: فیلم عنکبوت مقدس دهمین انتخاب مردمی شد و اولین انتخاب سیاسی جشنواره کن، باید گفت جشنواره سیاسی کن.
سلبریتی‌های جوگیر.
اما در میان این موج عصبانیت از وطن‌فروشی فیلم عنکبوت مقدس تعدادی از سلبریتی‌ها مثل همیشه جوگیر شدند و نخل طلا را به زهرا امیر ابراهیمی تبریک گفتند: بهرام رادان نوشت: حالا بر قله دنیا قرار گرفتی!
سام درخشانی هم برای این بازیگر پیام تبریک فرستاد و نوشت: زهرا جان درسی شدی برای همه بی معرفت‌ها!
واضح است که این تبریک‌های کیلویی از فهم ناقص و درک پایین این سینماگران حکایت دارد که فکر می‌کنند جایزه جشنواره سینمایی در یک رویداد سیاست‌زده مثل کاپ تورنمنت ورزشی است و جایزه را به یک قهرمان می‌دهند.
 
روزنامه جوان
 
**
بی آبرویی کن
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
«نمایشی سخیف و ضدملی»؛ این را احتمالا بتوان محترمانه‌ترین و اجمالی‌ترین تصویر ممکن از آنچه تعدادی از سلبریتی‌ها و هنرمندان ایرانی در جشنواره کن از خود به نمایش گذاشتند خواند؛ نمایشی که تمنای دیده شدن با تن دادن به هر رفتار دون شأنی و به زبان آوردن هر سخنی در آن مشهود بود. هر چند حواشی درون‌صنفی و برخی افشاگری‌ها از سوی هنرمندان علیه یکدیگر سطح رسوایی و بی‌آبرویی این نمایش را بیش از پیش افزایش داد اما طرح ادبیات ضدملی و همراه و همصدا شدن با جریاناتی که ابایی از توهین به مقدسات و باورهای مردم ندارند باعث شد افکار عمومی نیز واکنش منفی نسبت به رفتار جمعی از هنرمندان حاضر در این جشنواره نشان بدهد. 
به گزارش «وطن‌امروز»، حالا بیش از یک دهه از سناریوی مرجعیت‌بخشی به هنرمندان و سلبریتی‌ها می‌گذرد. انتخابات سال88 و حوادث بعد از آن را می‌توان نقطه آغازینی بر تلاش جریانات سیاسی و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور برای بخشیدن مرجعیت سیاسی به هنرمندان دانست؛ امری که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های 92 و 96 نیز پی گرفته شد و به موازات آن با گسترش حوزه نفوذ شبکه‌های اجتماعی تثبیت شد. در این ایام جریانات سیاسی غربگرا نیز بیشترین سرمایه‌گذاری خود را معطوف به حفظ مرجعیت این گروه و تبدیل آنها به تریبون خود در جامعه داشتند تا جایی که سال97 سعید حجاریان صراحتا از لزوم طرح سخنان جریان اصلاحات از زبان سلبریتی‌ها سخن گفت و آن را نقشه راه سیاسی این جریان دانست. در چنین فضایی هنرمندان، سلبریتی‌ها و حتی بخشی از ورزشکاران دوام خود را در میدان‌داری سیاسی و میزان همراه کردن افکارعمومی با خود دانستند. این گروه حالا در پیش و پس از هر حادثه به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود می‌گشتند که جشنواره‌های خارجی یکی از مهم‌ترین این فرصت‌ها بود. حالا دیگر فراتر از ساخت فیلم‌هایی که روایتی همسو با روایت دولت‌های غربی از داخل ایران داشت، تریبون‌های این جشنواره‌ها نیز تبدیل به یکی از مکان‌ها برای خودنمایی سلبریتی‌هایی می‌شد که عملا بدگویی علیه کشور خود را رمز بقا و پیشرفت می‌دانستند. 
جشنواره کن و حواشی فضاحت‌باری که برخی سلبریتی‌ها و هنرپیشه‌های ایرانی در آن خلق کردند را می‌توان ادامه مسیری دانست که از سال‌ها پیش شکل گرفته بود. رفتارهای عجیب از سوی بازیگری که سعی داشت با پا گذاشتن بر عرف جامعه ایرانی، خود را بیش از پیش در قاب دوربین‌ها بگنجاند، در کنار اظهارات بازیگری که خیال داشت با تخریب وطن و تکرار ادعاهای ضدایرانی جایزه‌ای برای خود دست و پا کند همگی نشان از یک واقعیت داشت و آن هم نبود هیچگونه تعهد ملی در رفتارهای یک گروه مرجع جدید بود. آبروریزی ملی آن هم از سوی چهره‌هایی که حالا موفقیت خود را در این رسوایی جست‌وجو می‌کردند تا جایی پیش رفت که حتی برخی از جریانات هنری هم این صحنه را به مثابه یک سقوط آزاد برای سینمای ایران مورد ملامت قرار دادند. 
 
* جایزه به شرط فحاشی
گذار از فحاشی علیه نظام و کشور به عنوان یک ژست روشنفکری به ابزاری برای تضمین موفقیت در جشنواره‌های خارجی تا جایی پیش رفته که یکی از هنرپیشه‌های حاضر در این جشنواره مدعی شده از اول صبح و بیدار شدن مشغول مبارزه است. هرچند این گفته مضحک با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز مواجه شد اما چنین رویه فلاکت‌‌باری که سعی دارد با توجه خریدن از غربی‌ها برای خود جایگاهی دست و پا کند باعث شده برخی هنرپیشه‌ها تن دادن به هر خفتی و تکرار هر ادعای ضدایرانی را به عنوان بخشی از کارویژه خود مدنظر قرار دهند. 
چند ماه پیش، همزمان با عدم موفقیت فیلم اصغر فرهادی در داخل و خارج از کشور بود که وی به عنوان یکی از نمادهای نمایش‌های ضدایرانی در خارج از کشور ادعاهای رادیکال و بی‌اساسی را برای افزایش احتمال موفقیت اثرش مطرح کرد. هرچند این حربه هم کمکی به موفقیت وی و کاهش فشارهایی که ناشی از برخی ادعاها درباره کپی بودن فیلمنامه اثرش بود نداشت. در این میان، یکی از عجیب‌ترین تناقض‌ها در رفتارهای این‌چنینی از سوی هنرپیشه‌ها ادعایی است که درباره استقلال خود و آثارشان دارند. برای نمونه هنرپیشه‌هایی که مهم‌ترین آثارشان پروژه‌های دولتی بوده یا با جوایز جشنواره‌های دولتی شناخته شده‌اند به یکباره خود را هنرمندانی مستقل معرفی می‌کنند که حتی در داخل کشور محدودیت‌های فراوانی داشته‌اند!
 
* لکنت زبان برای شرح جنایات خارجی علیه ایرانیان
سلبریتی‌ها به موازات همه ادعاهای‌ تند و رادیکال‌شان علیه نظام و کشور، هنگام حضور در جشنواره‌های خارجی و قرار گرفتن مقابل خبرنگاران غربی لکنت زایدالوصفی برای بیان جنایات دولت‌های غربی علیه مردم ایران دارند. تقریبا هیچ موردی در سال‌های اخیر نبوده که هنرپیشه‌ای از این تریبون برای بیان تاثیر تحریم‌های ظالمانه غرب بر زندگی و معیشت مردم، ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی و رویکرد ایران‌هراسی دولت‌ها و رسانه‌های غربی سخنی بگوید. چنین رویه مزورانه و خفت‌باری باعث شده اساسا سلبریتی‌ها هرگونه رسالت ملی را برای خود امری مذموم به حساب آورده و از آن دوری کنند. 
نمایش مفتضحانه جمعی از هنرپیشه‌های ایرانی در کن، فارغ از نتایج و سرانجام سینمایی‌اش، حامل پیام‌های سیاسی نیز بود. این نمایش بخوبی نشان داد سپردن نمایندگی مردم ایران به افرادی که هیچ رنج مشترکی با آنان ندارند و حتی موفقیت خود را در همصدا شدن با دشمنان این کشور جست‌وجو می‌کنند، می‌تواند به خلق چنین سیرکی منتهی شود. گروهی که خود هر روز پرده از رسوایی‌های جدیدی علیه یکدیگر برمی‌دارند و برای دیده شدن ابایی از توهین به مقدسات مردم ندارند، شایستگی نمایندگی این مردم و سختی‌های‌شان را ندارند.
***
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
گروه فرهنگ و هنر: آخرین باری که یک نفر از نیش عنکبوت در استرالیا درگذشت، مربوط به سال ۱۹۸۱ می‌شود اما در 5 سال اخیر صدها هزار نفر توسط سیاست‌های غرب برای فروش اسلحه و غارت منابع اولیه مردم کشته شده‌اند. «پول» سوار بر رسانه‌ها در حال قربانی گرفتن است و برای توجیه افکار عمومی و قضاوت جهانی، دشمن‌سازی می‌کند. بهترین و قدرتمندترین دشمن نیز در این عصر جدید «شیعه» است. گویی جهان غرب پشت تمام حریفان و دشمنان خود را به خاک مالیده اما در مقابل تفکر شیعی کم آورده است. وقتی 20 میلیون دلار برای یک جشنواره معتبر در سطح جهانی هزینه می‌کند و به جای آنکه «هنر را برای هنر» ببیند، «هنر را به خدمت سیاست» می‌گیرد، نشان‌دهنده آن است که کم آورده است. در پی اقدام موهن و سیاسی جشنواره فیلم کن در توجه به فیلم ضعیف و موهوم «عنکبوت مقدس» و جریحه‌دار شدن باورها و اعتقادات شیعیان جهان، سازمان سینمایی با محکومیت این اقدام، بیانیه‌ای صادر کرد. 
متن این بیانیه به این شرح است: «عرصه فرهنگی در جهان همواره محل پاسداشت ملت‌ها و ارج نهادن به ارزش‌های جامعه بشری بوده است؛ ارزش‌هایی که ریشه در اعتقادات و باورهای مردم و کشورها دارند و در این میان جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی عموما با شعار توجه به هنر هفتم و انعکاس تولیدات فاخر کشورهای جهان رخ می‌نمایند، لیکن سال‌هاست که شاهد آن هستیم اصحاب زور و تزویر با رخنه در این رویدادها یا پایه‌گذاری جشنواره‌هایی که نقش ابزار جنگی آنها را در مواجهه با آحاد آزادی‌خواهان جامعه جهانی دارند، در تلاشند که منویات سیاسی خود را بر عرصه هنر حقنه کنند و آنچه ماحصل آن شده است به اضمحلال رفتن ارزش هنری و وجه حرفه‌ای این رویدادهاست. این بار نیز در جشنواره فیلم کن که تحت سیطره و فرامین دولت فرانسه برگزار می‌شود شاهد آن بودیم که ساخته‌ای نه‌تنها صرفا سیاسی بلکه شب نامه سخیف تصویری که ماحصل ذهن مشوش فردی دانمارکی ایرانی‌تبار و برآمده از زر استکبار است و به اعتقادات و ارزش‌های میلیون‌ها مسلمان و جمعیت عظیم شیعیان جهان توهین کرده مورد توجه این جشنواره قرار گرفته است. 
این سیاهه‌ تصویری با سوگیری اجتماعی، مذهبی و تحقیر باورهای آیینی ایرانی- اسلامی درصدد است مسیری را رود که سلمان رشدی‌ها در آیات شیطانی و آتش‌زنندگان قرآن کریم رفته‌اند غافل از اینکه «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ‌الله بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». در حالی فیلم موهن «عنکبوت مقدس» با ارائه چهره‌ای مخدوش از جامعه‌ ایرانی و با توهین آشکار به باورهای متعالی شیعیان در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفته که با انتخاب سیاسی این اثر ضعیف به عقیده بسیاری از منتقدان و کارشناسان بین‌المللی جای سوال مهمی در کارنامه حرفه‌ای این جشنواره بین‌المللی به جا گذاشته است. 
سازمان سینمایی، ضمن محکومیت این اقدام جشنواره مذکور و اعلام برائت خود و سینماگران از عوامل این اثر سیاه تصویری بر این نکته تاکید می‌کند که فرانسه و جشنواره فیلم کن باید نسبت به احساسات جریحه‌دار شده میلیون‌ها شیعه مسلمان در جهان پاسخگو باشند و این لکه ننگ ضد فرهنگی را از کارنامه حرفه‌ای خود بزدایند. در انتها مطمئنیم که راه نورانی اسلام و جبهه حق در میان این آماج حملات فرهنگی بیش از پیش و متحدتر از قبل در سپهر فرهنگ و هنر خواهد درخشید».
«اقتصاد سیاسی» به صورت تخصصی از سال 1994 میلادی به بعد در جشنواره‌ها و فضای رسانه‌ای غرب حکمفرما بوده؛ سلبریتی‌سازی و معروفیت افراد با توجه به اندیشه‌های سیاسی سرمایه‌داری رخ داده است. هر چند که نمی‌توان با این نوع نگاه موج‌سواری رسانه‌ای مقابله کرد اما گاهی پیشگیری بهتر از درمان است. 
همچنین «محمود بابایی» تهیه‌کننده فیلم «بدون قرار قبلی» درباره اطلاعات خود از فرآیند ساخت فیلم «عنکبوت مقدس» گفت: تا جایی که اطلاع دارم این فیلم با همین کارگردان و 2 تهیه‌کننده ایرانی قرار بود در ایران ساخته شود اما زمانی که به جای ایران سراغ کشور اردن رفتند، می‌شد حدس زد پروژه چه سرانجامی پیدا خواهد کرد. آنها در ایران حتی کارهای پیش‌تولید را هم پیش برده و به مرحله انتخاب لوکیشن هم رسیده بودند اما در نهایت این کارگردان تصمیم گرفت فیلم خود را در اردن مقابل دوربین ببرد. همان زمان براساس فیلمنامه‌ای که خیلی از دوستان خوانده بودند، قابل حدس بود که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. من هم هنوز فیلم را ندیده‌ام اما از تیزر منتشر شده و تصویری که از شهر مشهد در این تیزر موجود است می‌توان حدس زد چه نگاهی بر فیلم حاکم است. تهیه‌کننده «بدون قرار قبلی» بیان کرد: جشنواره کن با توجه به ایدئولوژی و سیاست‌هایش به فیلم «عنکبوت مقدس» جایزه می‌دهد اما در مقابل جشنواره فجر این کار را نمی‌کند. ما بسیار به دوستان گفتیم که این بی‌توجهی را نکنید.
گفتمانی که در تقابل با این اتفاقات به صورت تجربی ثابت شده، اینکه در تمام ادوار گذشته وقتی دین و مذهب مورد هدف «اقتصاد سیاسی» و نگاه سرمایه‌داری قرار گرفته، اتحادی ناخواسته بین مردم تنیده شده است. همه طیف‌ها هر چند که با هم اختلافات ناچیزی داشته باشند، در مقابل اینگونه توهین‌ها متحد شده‌ و سوءاستفاده‌های غربی را محکوم کرده‌اند. جهان غرب با تمام لوازمش اگر چه رسانه‌های دنیا را در دست دارند و با سیاست‌های خود، یکه‌سواری بر اذهان جهانیان می‌کنند اما در این یک مورد همیشه با شکست مواجه شده‌اند. 
این شکست نیز تنها به این دلیل است که دین، مذهب و بالاخص امام رضا(ع) در میان دل‌های مردم حضور دارد. امام رضا(ع) فارغ از خط‌کشی‌های سیاسی و دوقطبی‌سازی‌های موجود در بین تمام ایرانیان و شیعیان جهان به عنوان یک خط قرمز است؛ هزاران جشنواره کن با قهرمان‌سازی و سلبریتی‌سازی‌های دروغین، قادر نیست امام رضا(ع) را از دل‌ها و اذهان شیعیان جهان پاک کند. 
فیلم «عنکبوت مقدس» در ژانر درام دلهره‌آور و جنایی، به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی محصول سال ۲۰۲۲ است که در جشنواره کن با نگاه سیاسی حاکم بر جشنواره، برای رقابت برای نخل طلای جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ انتخاب شد. 
 محمد سلحشور
 
***

** حمایت اصلاح طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا(ع)

در مراسم اختتامیه هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه(جشنواره ای که به رویکرد نژادپرستانه، سیاست زده و ضددینی مشهور است) جایزه بهترین بازیگر زن به «زهرا امیرابراهیمی» تعلق گرفت. وی این جایزه را به دلیل بازی در فیلم ضدایرانی و ضددینی «عنکبوت مقدس» دریافت کرد.

این فیلم موهن توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. فیلم عنکبوت مقدس تصویری به شدت مشمئزکننده از مردم ایران و عقاید آنان به نمایش می گذارد. این فیلم رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در اثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است!

بی بی سی فارسی آنقدر از محتوای این فیلم ضدایرانی و ضددینی ذوق زده شده بود که در مطلبی با عنوان «فیلم 'عنکبوت مقدس'؛ قتل زنان به نام خدا» نوشت: «فیلم به نقبی آشکار به دل باورهای کورکورانه مذهبی در یکی از سنتی ترین شهرهای ایران بدل می‌شود...  آشکار است فیلمساز عامدانه قصد آزار تماشاگرش را دارد...جایی که شخصیت اصلی در پایه چوبه دار عاجزانه از "امام رضا" کمک می‌طلبد.»

این سایت ضدایرانی در بخش دیگری از این مطلب نوشته است: «این فیلم دستاورد تازه‌ای را برای سینمای ایران در غربت رقم می زند: بازسازی جزء به جزء و حساب شده مشهد که تقریباً در همه صحنه‌ها تماشاگر را در فضایی که خلق کرده شریک می‌کند و مانع از فاصله احساسی ناخواسته تماشاگر (به دلیل محیط ناآشنا و غیرقابل باور) می‌شود...نمایش عبادت در کنار جنایت- و همین طور اشاره‌های آشکار به سابقه‌ قاتل در جبهه و حمایت ضمنی از او از درون حکومت، لایه‌های مختلفی را به اثر می‌افزاید و آن را به شکل جذابی، محلی و بومی می‌کند، گویی که فیلم نمی‌تواند در هیچ جایی دیگر اتفاق بیفتد جز "مشهد مقدس". و فیلمساز ابایی ندارد این تقدس را به زیر سوال ببرد.»

بی بی سی فارسی با ذوق زدگی از محتوای ضد دینی و ضدایرانی این فیلم تمجید کرده و از کارگردان این فیلم به دلیل جسارت در توهین به مقدسات مسلمانان تقدیر کرده است. در این فیلم موهن و ضد دینی و ضدایرانی، در ابتدای فیلم نمای شهر مشهد در شب نمایش داده می شود که شبیه تار عنکبوت است و در مرکز تار عنکبوت هم حرم امام رضا(ع) قرار دارد!

این فیلم موهن فراتر از یک فیلم علیه حاکمیت در ایران است و با بی شرمی و گستاخی، مقدسات مردم ایران و ارادت آنان به امام رضا(ع) را مورد هجمه و توهین قرار داده است. دیگر رسانه های ضدایرانی وابسته به آمریکا، انگلیس و آل سعود نیز به تعریف و تمجید از این فیلم پرداختند.

با اینحال روزنامه های اصلاح طلب همصدا با رسانه های ضدایرانی با ذوق زدگی از این فیلم موهن استقبال کرده اند.

در همین رابطه روزنامه سازندگی- ارگان حزب کارگزاران- که گردانندگان آن پیش از این در یک روزنامه دیگر همصدا با توهین کنندگان به ساحت پیامبر اعظم(ص) تیتر «من هم شارلی هستم» را انتخاب کرده بود، در مطلبی با عنوان «نخل طلا برای دختر فراموش شده» نوشت: «زهرا امیرابراهیمی از ابتدای این جشنواره به دور از هر حاشیه خواسته و ناخواسته ای روی فرش قرمز کن با ظاهری آراسته حاضر شد و عاقبت هم به عنوان برنده بزرگ به خانه رفت».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اصغر فرهادی به عنوان یکی از اعضای هیات داوران نقش مهمی در اهدای این جایزه به امیرابراهیمی داشت و عده ای او را مسبب اعطای نخل طلا به این بازیگر می دانند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

همچنین روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «شب تاریخی سینمای ایران» نوشت: «جایزه بازیگری نقش اول زن اما به «زهرا  امیرابراهیمی» بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» رسید؛ بازیگری که توانست با بازی خوبش در فیلم آخر «علی عباسی» چشم‌ها را خیره کند. او هنگام گرفتن جایزه از سختی‌هایی که در این سال‌ها، دور از وطن تحمل کرده است، حرف زد و گفت که سینما زندگی‌اش را نجات داده است. متاسفانه ایران و ایرانی‌ها هیچ جایزه دیگری نبردند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

روزنامه شرق نیز در مطلبی با عنوان «همدردی سینماگران ایران با دادغ دیدگان متروپل» نوشت: «دریافت اولین جایزه بازیگری زن در جشنواره کن امسال، افتخاری بود که «زهرا امیرابراهیمی» به مجموعه جوایز جهانی ایران اضافه کرد. زهرا امیرابراهیمی در فیلم «عنکبوت مقدس» نقش روزنامه‌نگاری را بازی می‌کند که وارد دنیای قاتل ۱۶ زن در مشهد می‌شود. بازی او توانست تحسین هیئت داوران را به دنبال داشته باشد و لحظات شادی را برای مردم ایران به همراه بیاورد. این جایزه با استقبال فراوان مردم ایران روبه‌رو شد که این روزها دل‌نگران و غم‌دیده، فاجعه «متروپل» آبادان را پیگیری می‌کنند.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

برخی فعالین اصلاح طلب از جمله آذر منصوری و محمدعلی ابطحی نیز از این فیلم موهن و ضددینی استقبال کرده اند. نکته قابل تأمل اینجاست که ابطحی صراحتا اذعان کرده که اصلا نمی داند محتوای این فیلم چیست اما از آن حمایت می کند! این دقیقا منطق طیف اصلاح طلب در دیگر موضوعات از جمله برجام و FATF و...است.

این اولین بار نیست که جریان اصلاح طلب از یک پروژه ضددینی و ضدایرانی حمایت می کند. با مرور روزنامه ها، سایت های خبری و کانال های تلگرامی منتسب به طیف اصلاح طلب، موارد بسیار زیادی از توهین به مقدسات و جسارت به ائمه اطهار و تمسخر باورهای دینی مردم مشاهده می شود.به عنوان نمونه «علیرضا علوی تبار» از افراطیون اصلاح طلب پیش از این در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته بود: «ما پیشرفت نمیکنم چون در جامعه ما هنوز خدا نمرده است»!

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

 

** ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

«معصومه ابتکار» معاون سابق رئیس جمهور در دولت روحانی که اکنون سالهاست فرزندش در آمریکا ساکن است، در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های ما با کاسبان تحریم در ماجرای بنزین پتروشیمی نمایان شد. به خاطر تحریم‌های سال‌های ۸۸ و ۸۹، واردات بنزین ایران تحریم شد. گروهی با یک راه‌حل غیر استاندارد پیشنهاد دادند که از طریق افزایش میزان آراماتیک بنزین، تلاش کردند حجم بنزین را بالا ببرند. در آن زمان من در شورای شهر تهران حضور داشتم و بلافاصله هشدار دادم. می‌دانستم که اثر این تولیدات در گسترش سرطان خون افراد چگونه خواهد بود. اما تهدیدات همین کاسبان تحریم گسترش پیدا کرد و فشارهای فراوانی وارد ساختند تا ما این موضوع را رها کنیم.»

وی در ادامه گفت: «مجموعه این تحرکات توسط کاسبان تحریم، برنامه‌ریزی و اجرا می‌شد و ظرفیت‌های زیادی از کشور را هدر داد. خوشبختانه بنزین پتروشیمی کاملا از رده خارج شد و تولیدات بنزین کشور در مسیر استانداردسازی قرار گرفت. البته همچنان سایه تحریم‌ها در رشد این بخش نمایان شد.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

ابتکار در اظهارات مذکور به تحریم های سال ۸۸ و ۸۹ اشاره کرده است. این تحریم ها دقیقا ماحصل اقدامات جریان فتنه در آن مقطع است. قطعنامه ۱۹۲۹ دقیقا در اولین سال فتنه ۸۸ و با هدف کمک به جریان فتنه در ایران صادر شد.

روزنامه لس آنجلس تایمز ۲۸مهر ۸۸ از زبان «جان‌ هانا» مقام وقت آمریکایی فاش کرد: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی فعالان اپوزیسیون ایران-که درمیان آنها افراد نزدیک به سران جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم باید بصورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن». بر همین اساس قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ دقیقا در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف کمک به فتنه گران به ملت ایران تحمیل شد. در حقیقت قطعنامه سنگین و ضدایرانی ۱۹۲۹ که در سالگرد فتنه ۸۸ علیه ملت ایران صادر شد، نتیجه عملکرد افراطیون اصلاح طلب است.

و اما درباره ادعای ابتکار درخصوص بنزین پتروشیمی ها گفتنی است، در مهرماه ۱۴۰۰ گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در رابطه با توقف تولید بنزین پتروشیمی‌ها به بهانه آلودگی آن و نقش دولتمردان سابق در این موضوع به قوه قضائیه ارسال شد.

در سال ۹۲ و با شروع به کار دولت روحانی، موضوع آلوده بودن بنزین تولیدی و سرطان‌زا بودن آن به واسطه میزان زیاد بنزن، موج نگرانی جدی را برای مردم به همراه داشت که درپی آن کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با دعوت از مسئولان و کارشناسان در این حوزه  به موضوع ورود کرد.

بر اساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰، زنگنه و ابتکار تعهدات شرعی و قانونی خود را در زمینه عدم اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند را نقض کرده ‌اند و این موضوع تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی، خسارت میلیاردی به بیت المال، تضییع حقوق عامه و ایجاد موانع برای کارکنان وظیفه‌شناس در انجام وظایف محوله را به همراه داشته است.

در ادامه این گزارش آمده است: به موجب مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی از دستگاه قضایی در خواست می شود نسبت به تعقیب، محاکمه و اعمال مجازات مقرر قانونی نامبردگان اقدام مقتضی بعمل آید.

علی خضریان نماینده مجلس و سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰- آبان ۱۴۰۰- گفته بود: «در نشست علنی مجلس گزارش ‌کمیسیون اصل نود درباره رسیدگی به تخلفات وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست پیرامون گزارش ناصحیح درخصوص بنزین تولیدی صنایع پتروشیمی قرائت شد. موضوعی که با ادعای آلودگی بنزین تولیدشده و بحث سرطان‌زا بودن، نگرانی‌های جدی را در سطح جامعه ایجاد کرده بود. اما در همین زمان آقای ‌بیژن زنگنه و خانم ‌معصومه ابتکار با ارائه داده‌های غلط به رسانه‌ها و نیز در مکاتبات رسمی، بحث آلودگی ریفرمیت دریافتی از پتروشیمی‌ها را مطرح می‌نمایند و با حذف تولید داخلی، واردات گسترده بنزین غیراستاندارد، از طریق واسطه‌ها آغاز می‌شود!».

سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ در ادامه تصریح کرد: «با عنایت به اینکه مدیران دستگاه اجرایی برابر ‌قانون از اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند منع شده‌اند؛ آقای زنگنه و خانم ابتکار با نقض این تعهد شرعی، قانونی و اخلاقی باعث تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی و خسارت میلیاردی به بیت‌المال شده و به قوه قضاییه جهت ‌مجازات معرفی شدند.»

لازم به ذکر است که ما در حوزه بنزین تحت تحریم قرار داشتیم. برخی مدیران دولتی- در دولت روحانی- تاکید داشتند که نباید پالایشگاه ساخته شود و ما باید واردکننده بنزین باشیم. اما با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ضمن خودکفایی در تولید بنزین، تحریم های ضدایرانی نیز بی اثر شد.

***

روزنامه کیهان نوشت: هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه، روز گذشته با برگزاری مراسم اختتامیه و اهدای جایزه به برگزیدگان تمام شد. این دوره از جشنواره کن نیز مانند دوره‌های اخیر آن، بیش از هنر و سینما به سمت تبلیغ سیاسی و ایدئولوژیک رفت. آنچنان‌که مراسم افتتاحیه این جشنواره با پخش پیام تصویری زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین برگزار شد. اتفاقی که واکنش انتقادآمیز ژان لوک گدار کارگردان نامدار فرانسوی را برانگیخت که در مصاحبه با روزنامه لیبراسیون گفت: «[جشنواره] کن هم یک سلاح تبلیغاتی است. آنها هر چه باشد کارشان تبلیغ زیبایی‌شناسی غربی است.» و ایران امسال هم مثل همیشه هدف این سلاح تبلیغاتی قرار گرفته است.

جشنواره کن ۲۰۲۲ نیز با همین رویکرد سیاست زده و ضدنژادی اقدام به انتخاب فیلم‌ها و سینماگران ایرانی زد. به این ترتیب که آثاری توهین‌آمیز علیه ایرانیان و دین اسلام را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد! بنابر اظهار نظر حاضران در جشنواره کن امسال، فیلم‌های ایرانی پذیرفته شده در کن ۲۰۲۲ بیش از قوت هنری و سینمایی به خاطر تصاویر ضدایرانی و ضداسلامی پذیرفته شدند.

یکی از این آثار، فیلم «عنکبوت مقدس» بود که بیش از فیلم سینمایی به عنوان یک تبلیغ تصویری علیه مردم ایران و دین اسلام، قابل ارزیابی است. فیلمی که توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. بنابر گزارش‌های رسیده از کن، این فیلم تصویری به شدت مشمئزکننده از هموطنانمان نمایش می‌دهد؛ اما آنچه در فیلم «عنکبوت مقدس» برجسته‌تر است، محتوای ضداسلامی فیلم و تصویرسازی غیرانسانی این فیلم از مردم متدین ایران است.

فیلم «عنکبوت مقدس» یک سوژه تکراری را دستمایه خودش قرار داده است. این فیلم درحالی موضوع یک قاتل زنجیره‌ای را انتخاب کرده که یک فیلم ایرانی دیگر نیز با همین موضوع و با نامی تقریبا مشابه، سال قبل روی پرده سینماهای کشورمان رفت. نکته قابل تأمل این است که کارگردان فیلم مذکور نیز قبلا نسبت به این سرقت سوژه توسط همکار ترک وطن کرده‌اش اعتراض نموده بود.

فیلم «عنکبوت مقدس» رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در أثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است! تا آنجا که بی‌بی سی فارسی، با تیتر «قتل زنان به نام خدا» به استقبال این فیلم رفته است!

جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن ۲۰۲۲ به بازیگر این فیلم که یک مهاجر سابقا ایرانی است اعطا شد و او در سخنان خود از درد و رنج مردم ایران و بخصوص آبادان عزیز گفت. او علی‌رغم اینکه در تمام این سال‌ها هیچ محدودیتی برای سفر به ایران نداشته ترجیح داده هرگز به ایران بازنگردد و درنتیجه سال‌هاست در انتخابی خودخواسته ارتباطی با مردم ایران نیز ندارد که اکنون داغدار رنج و درد آنها باشد! بر این اساس بهتر بود در تریبون این جشنواره از مشکلات و دردسرهای جامعه مهاجران در اروپا سخن می‌گفت. مشکلاتی که خودش در تمام این سال‌های سختی و بیکاری از نزدیک لمس کرده و طعم شهروند درجه دو بودن را چشیده است.

برای مثال فقط کافی بود اعتراف ماه گذشته پاپ فرانسیس(رهبر کاتولیک‌های جهان) را به زبان بیاورد که گفت: «ما نژادپرست هستیم. و این بد است، این واقعیت که بسیاری از کشورها بیشتر از پناهندگان اوکراینی جنگ زده استقبال می‌کنند تا پناهندگان سایر نقاط جهان، نامی ندارد جز نژادپرستی.» مسلما این درد بسیاری از مهاجران از جمله خود او در جامعه اروپا بود و مسلما با تکرار سخنان پاپ در جشنواره پناهندگی‌اش لغو نمی‌شد اگرچه ممکن بود دیگر به عنوان یک ایرانی(!) در جشنواره‌های غربی مطرح نشود. البته از کسی که برای ارتزاق روزانه‌اش مجبور به بازی در فیلمی ضدایرانی شده که نه تنها ایران بلکه حتی طعنه به بارگاه امام مهربان ایرانیان و شیعیان در مشهد را نیز روا می‌دارد؛ انتظار این حد از آزادگی بیجاست.

نظر اغلب منتقدین و کارشناسان سینمایی در کن، بازیگران دیگر بوده ولی جایزه را به بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» دادند چون روی این فیلم سرمایه‌گذاری کرده بودند اما به دلیل ضعف فیلم، نمی‌توانستند جایزه بهترین فیلم یا کارگردانی را به آن بدهند و برای اینکه این فیلم ضدایرانی و ضداسلامی را مطرح کنند، باید جایزه‌ای به آن می‌دادند که بازیگر مهاجر، به خاطر حاشیه‌هایی که در جشنواره ایجاد کرده بود مورد توجه قرار گرفت.

در قسمت دیگری از نمایش ضدایرانی کن عوامل یکی دیگر از فیلم‌های فارسی‌زبان برای هر چه بدبخت‌تر نشان دادن ایران و ایرانی گوی سبقت را در دروغ‌گویی از یکدیگر می‌ربایند. بازیگری که دیروز ادعا کرده بود شنای زنان در ایران ممنوع است و علی‌رغم دعوت مقامات فدراسیون شنای ایران برای تماشای مسابقات قهرمانی شنای زنان در کشورمان ترجیح داد سکوت کند و به روی خودش نیاورد، این بار مدعی خفقان شده و می‌گوید در ایران همه چیز ممنوع است و مردم هر روز از صبح تا شب مشغول جنگیدن با موانع هستند! و البته هیچ کس از او سؤال نکرد در صورت چنین خفقان و سرکوبی چگونه او توانسته در بیش از بیست فیلم و سریال نقش‌آفرینی کند، کتاب به بازار نشر بفرستد و از جشنواره‌های دولتی ایران جایزه دریافت کند!؟ و اصلا در صورت چنین خفقانی چه‌طور علی‌رغم این اظهارات رادیکال و خلاف واقعش در خارج از مرزها، آزادانه در داخل ایران رفت و آمد می‌کند!؟

او که در این سخنان ادعای دلسوزی برای مردم ایران را دارد پیشتر حاضر به نقش‌آفرینی در پروژه‌ای شد که فساد مالی تهیه‌کننده‌اش در غارت اموال مردم از صندوق ذخیره فرهنگیان کاملا آشکار شده بود. در واقع خانم بازیگر دستمزد میلیاردی‌اش را از اموال غارت شده فرهنگیان شریف ایران می‌گرفت و کاملا از این موضوع مطلع بود. او این روزها در حالی سردمدار مبارزه با مفاسد اخلاقی در سینمای ایران شده و هشتگ #می_تو می‌زند که تا دیروز خودش و همفکرانش از بانیان پروژه #ما_بی‌غیرتیم بودند!

نمایش ضدایرانی کن با اجرای بازیگران فارسی‌زبانش پرده‌های مضحک دیگری هم دارد. آنجا که مشخص می‌شود یکی از فیلم‌های حاضر که از قضا جایزه بهترین بازیگر زن را هم گرفته متهم به سرقت از یک فیلم‌نامه ایرانی است و کارگردانش سعی داشته با تطمیع افراد سوژه را از آن خود کرده با دور زدن قانون، برایش مجوز بگیرد و در نهایت ناکام مانده و مجبور به فیلم‌برداری یواشکی و تصویربرداری در خارج از ایران می‌شود. و یا آنجا که دیگر فیلم فارسی‌زبان حاضر در جشنواره که جایزه منتقدان را گرفته به صورت کاملا غیرقانونی و البته با همدلی مسئولان دولت قبل در ایران ساخته و به جشنواره کن فرستاده شده است. این حجم از فضای باز برای قانون شکنی بیش از آنکه نشانه آزادی در ایران باشد نشانگر هرج و مرج فرهنگی است.

اما تلخ‌ترین پرده نمایش ضدایرانی کن وقتی اتفاق افتاد که بازیگران این نمایش حتی برای یک بار حاضر نشدند با هم‌زبانان ایرانی‌شان هم‌دردی کنند و زبان به شکایت از اروپا و آمریکا به دلیل عدم پایبندی به تعهدات‌شان در قبال ایران و اعمال تحریم‌های غیرقانونی بگشایند.

آنها حتی به‌اندازه آلنا دوهان نماینده ویژه سازمان ملل در امور تحریم‌های یکجانبه، شرافت نداشتند تا در میان بدبخت‌نمایی‌های‌شان از مردم ایران فقط برای یک بار هم که شده انگشت اتهام را به سمت آمریکا و اروپا بگیرند و بگویند: «تحریم‎های یکجانبه آمریکا باعث نقض حقوق بشر می‎شود.» چون آنها اصلا با مردم ایران زندگی نمی‌کنند. آنها نشان دادند بیگانه از ایران و ایرانی، سربازان غرب برای تحقیر مردم ایران هستند. ژان لوک گدارکارگردان فرانسوی راست می‌گفت: «جشنواره کن یک سلاح تبلیغاتی است» و مردم ایران باز هم هدف این سلاح قرار گرفتند.


:: بازدید از این مطلب : 286
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 10 خرداد 1401
حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله امروز این روزنامه نوشت: 
 
 
«مارپيچ سكوت»- SILENCE SPIRAL- يكي از ترفندهاي پيچيده و پرهزينه عمليات رواني است كه از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون و مخصوصا طي دو سال اخير در حجم انبوهي عليه مردم كشورمان به كار گرفته شده است. مارپيچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولين بار در سال 1974- 1353- از سوي خانم اليزابت نئول نيومن آلماني در كتاب «افكار عمومي- پوست اجتماعي» مطرح شد.
مارپیچ سکوت، یک دالان و کریدور فرضی است که دیواره آن را رسانه‌ها می‌سازند. کاربرد مارپیچ سکوت هنگامی است که اعتقادات و باورهای مردم با اهدافی که دشمن درپی آن است همخوانی نداشته باشد. دشمن در این حالت باور اکثریت را درون مارپیچ سکوت می‌ریزد و با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارد و روزنامه‌نگاران مزدوری که به خدمت گرفته است، تلاش می‌کند تا باورها و اعتقادات مورد قبول اکثریت مردم را در اقلیت و باورهای مورد نظر خود را به عنوان باور و خواست اکثریت مردم معرفی کند! 
 
نيومن و برخي ديگر از نظريه پردازان غرب مارپيچ سكوت را يك نظريه علمي مي دانند كه مي تواند بخشي از ساز و كار و مكانيسم اجتماعي در شكل گيري افكار عمومي را توضيح داده و تشريح كند. اما به گزارش آسوشيتدپرس، چگونگي بهره گيري از اين نظريه يكي از ده ها - و اكنون صدها- ماده درسي است كه در سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اروپا به افسران عمليات رواني آموزش داده مي شود و بخش قابل توجهي از فعاليت غول هاي رسانه اي وابسته به كلان سرمايه داران غرب، نظير رابرت مرداك و برادران وارنر در اين بستر به كار گرفته مي شوند.
 
2- ترفند مارپيچ سكوت بر اين نظريه تكيه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند ديدگاه و نظر آنها در «اقليت» قرار دارد و اكثر افراد جامعه ديدگاه و نظري متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس يك قاعده فراگير- استثناها مورد نظر نيست- علاقه و تمايلي به ابراز نظر و عقيده خود نخواهند داشت و بيم آن دارند كه به خاطر ابراز عقيده و نظر متفاوت خويش در انزوا قرار گيرند و از سوي ديگر وقتي يك ديدگاه از سوي اكثريت افراد جامعه حمايت مي شود، افراد خنثي و بي تفاوت نيز ترجيح مي دهند در همان راستا ابراز عقيده كنند.
 
كارشناسان و نظريه پردازان عمليات رواني براساس قاعده فوق ترفند مارپيچ سكوت را طراحي كرده و به ميدان مي آورند. با اين توضيح كه وقتي رواج و فراگيري فلان «باور دروغين» را در جامعه حريف به سود خود ارزيابي مي كنند، با بهره گيري از رسانه ها، گروه ها، احزاب و شخصيت هاي وابسته يا تحت تاثير خود، همان ديدگاه و نظر را به عنوان ديدگاه و باور اكثريت مردم(!) تبليغ كرده و ترويج مي دهند و از آنجا كه در جوامع امروزي و در عصر ارتباطات، رسانه ها نقش برجسته اي در شكل دهي و ساخت افكار عمومي دارند، ديدگاه ترويج و تبليغ شده در يكي از دو حالت زير، شكل گرفته و تثبيت مي شود.
 
 اول؛ آن كه اكثريت مردم، ديدگاه ارائه شده را باور مي كنند! اين حالت، مطلوب ترين نتيجه مورد انتظار دشمن از عمليات رواني ياد شده است ولي معمولا در يك جامعه هوشمند و صاحب بصيرت امكان وقوع ندارد. و حالت دوم اين كه؛ شمار قابل توجهي از مخاطبان- و نه همه آنها- نظر ترويج شده را باور نمي كنند ولي آن را نظر اكثريت مردم تلقي مي كنند. اين حالت اگرچه براي دشمن مطلوب ترين حالت نيست ولي با حالت مطلوب فاصله چنداني ندارد، چرا كه در هر دو حالت، نظر و ديدگاه تبليغ شده به عنوان نظر اكثريت جامعه معرفي شده و فضا را به سمت و سوي دلخواه دشمن سوق داده است.
 
3- اما، اصلي ترين مشكل دشمن جريانات، شخصيت ها و افرادي هستند كه نه فقط ديدگاه ارائه شده را باور ندارند بلكه آن را نظر اكثريت جامعه نيز نمي دانند. اين عده چنانچه زبان و قلم به مخالفت با نظر ارائه شده بچرخانند و «واقعيت»ها را آنگونه كه هست به گوش مردم برسانند مخصوصا اگر اين شخصيت ها و جريانات از اقبال و پايگاه مردمي برخوردار باشند، عمليات فريب دشمن با شكست قطعي روبرو مي شود و كار رسانه ها و گروه هاي همراه و همسو با آن به رسوايي شكننده مي انجامد. ترفند «مارپيچ سكوت» در اين نقطه به كار گرفته مي شود.
 
4- در شگرد «مارپيچ سكوت» ماموريت اصلي برعهده رسانه ها - اعم از رسانه هاي ديداري، شنيداري، مكتوب، تريبون ها، نظر شخصيت ها- است. در اين هنگام، رسانه هاي وابسته به دشمن- به قول حضرت آقا پايگاه دشمن- و يا كم اطلاع از ترفندهاي دشمن، وظيفه پيدا مي كنند كه هر ديدگاه و نظر مخالف با نظر ارائه شده از سوي دشمن را زير اين تابلو و عنوان دروغين كه با نظر اكثريت جامعه در تضاد است، به باد مخالفت و در مواردي استهزاء بگيرند.
 
 اين هجوم در حجم انبوه و سطح گسترده صورت پذيرفته و تلاش مي كنند ارائه كننده نظر مخالف را از ابراز نظر پشيمان كرده و به «سكوت» وادارند... «مارپيچ سكوت» اينگونه شكل گرفته و به ميدان آورده مي شود.
 
5- اواخر بهمن ماه سال گذشته- چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهي از كانال يك تلويزيون نروژ براي مصاحبه به كيهان آمده بودند. خبرنگار نروژي به عنوان اولين سؤال پرسيد «ارزيابي شما از شرايط سخت اقتصادي ايران و گسترش فقر در كشورتان چيست»؟!
 
نگارنده بعد از خوش آمدگويي پرسيد «ترافيك سنگين خيابان هاي تهران برايتان دردسرآفرين نبود؟» و مصاحبه كننده نروژي كه سر درد دلش باز شده بود گفت «ترافيك فاجعه است. تهران به يك پاركينگ بزرگ شبيه است»! پرسيده شد «شايد اتومبيل ها فرسوده اند و مشكل ترافيكي ايجاد مي كنند»؟ با تعجب گفت «اكثر اتومبيل ها از بهترين هاي اروپايي و ژاپني و كره اي و آخرين مدل هاي پژو فرانسوي اند» به ايشان گفته شد «اين روزها به عيد نوروز نزديك مي شويم و مردم براي خريد به خيابان ها آمده اند» خبرنگار نروژي ابتدا پرسيد «شما با من مصاحبه مي كنيد يا من با شما»؟! و سپس گفت؛ «اكثر اتومبيل ها تك سرنشين بودند و بعيد است براي خريد عيد آمده باشند»!
 
از ايشان پرسيده شد «آيا انبوه اتومبيل هاي سواري آخرين مدل و تك سرنشين نشانه فقر و تنگدستي مردم است»؟! و او سكوت معناداري كرد و گفت مي پذيرم و پرسيد؛ آيا شما وجود فقر را در كشورتان نفي مي كنيد؟ پاسخ آن بود كه نه! ولي شما تصويري از ايران ارائه مي دهيد كه انگار هر روز پيكر بي جان تعدادي از مردم ايران را كه از گرسنگي فوت كرده اند از كنار خيابان ها جمع مي كنيم؟! و اينهمه پيشرفت و عمران و آباداني و تلاش براي فقرزدايي را ناديده مي گيريد و... سخن در اين باره به درازا كشيد ولي تلويزيون نروژ اين بخش از مصاحبه را پخش نكرد!
 
ترديدي نيست كه در عرصه اقتصاد و تامين معيشت مردم نيز مانند برخي عرصه هاي ديگر با نقطه مطلوب و ايده آل فاصله داريم ولي از نقطه شروع تاكنون گام هاي بلند و حيرت انگيزي برداشته ايم تا آنجا كه شرايط اقتصادي و اجتماعي و موقعيت علمي و تكنولوژيك كشورمان نه فقط با هيچ يك از كشورهاي منطقه قابل مقايسه نيست بلكه در مواردي از بسياري كشورهاي مدعي پيشي گرفته ايم.
 
6- اين نوشته در پي انكار برخي از پلشتي ها، نظير گراني لجام گسيخته و يا سوءاستفاده هاي كلان مالي و بي توجهي شماري از مسئولان به معيشت محرومان و اقشار مستضعف جامعه نيست. چرا كه به گواهي نسخه هاي روزنامه كه براي همگان قابل دسترسي است، كيهان بيش از ديگران و همواره پيش از آنان به اينگونه ناهنجاري ها پرداخته است.
 
اعتراض به گراني جهشي اين روزها اولين بار از سوي كيهان و در قالب ده ها يادداشت و گزارش مستند صورت پذيرفت. فساد كلان بانكي و نقش بانك آريا و مه آفريد اميرخسروي در آن، 4 ماه قبل از آن كه دستگاه هاي قضايي و امنيتي به سراغ ماجرا بروند از سوي كيهان افشا شد. تقريبا - و با جرات گفته مي شود كه- هيچ پرونده كلان فساد مالي و اقتصادي را نمي توان آدرس داد كه قبل از دستگاه قضايي و اطلاعاتي در كيهان مطرح نشده باشد و...
 
اما در اين نوشته سخن بر سر سياه نمايي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها است كه فضاي كشور را وارونه جلوه مي دهند و با بهره گيري از رسانه هاي زنجيره اي و اجاره اي، مارپيچ سكوت مي سازند و مي كوشند تا هرگونه توضيح و روشنگري درباره واقعيت هاي جاري كشور را در هزارتوي اين مارپيچ از صدا بيندازند. تا اينجاي كار اگرچه ناجوانمردانه است، اما طبيعي است چرا كه از دشمن جز كينه توزي و توهم پراكني انتظاري نيست، ولي گلايه- شما بخوانيد ملامت- متوجه برخي از خودي هاي غافل- اعم از شخصيت ها، گروه ها و رسانه ها- است كه مرعوب فضاي مجازي و دروغين «مارپيچ سكوت» مي شوند و بي آن كه بدانند يا بخواهند در اين چنبره فريب با دشمن مردم و نظام و اسلام همصدايي مي كنند!
 
سخن اين نيست كه پلشتي ها نقد نشود و مطالبات مردمي- حتي نوع حداكثري آن- از مسئولان نظام خواسته نشود، بلكه به قول حضرت آقا كه كلامي علمي و حكيمانه است، نقد دلسوزانه آن است كه در كنار ناهنجاري ها و نبايدها به هنجارها و دست آوردها نيز اشاره شود. در اين صورت، فضا آنگونه ترسيم مي شود كه واقعا هست، نه آنگونه كه دشمن مي نماياند.
 
 در اين حالت پاي مقايسه به ميان مي آيد- همان كه امام راحل ما(ره) بارها بر ضرورت آن تاكيد فرموده بود- و در اين مقايسه است كه گام هاي ناپيموده در كنار گام هاي بلند طي شده با هم به نمايش گذارده مي شوند و اين واقعيت كه نه خلاف است و نه گزاف به وضوح رخ مي نمايد كه «ناپيموده»ها اگرچه به هرحال «ناپيموده»اند و بايد پيموده شوند ولي در حد و اندازه اي نيستند كه سايه خود را بر «گام هاي بلند پيموده» تحميل كنند...
 
و اين رشته اگرچه سر دراز دارد و باز هم به آن خواهيم پرداخت ولي در پايان اشاره به اين نكته از قول روزنامه آمريكايي يو. اس. اي تودي و به نقل از گزارش «آمريكن اينترپرايز» را ضروري مي دانيم كه؛ «بزرگترين مشكل آمريكا در ايران، حضور يك حريف قدرتمند- با استفاده از واژه SUPER OPPONENT (ابرحريف) به نام [آيت الله] خامنه اي است كه نقشه راه را مي شناسد و مردم به او اعتماد آميخته به اعتقاد دارند».

:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 08 خرداد 1401

روز گذشته نیروی دریایی سپاه پاسداران دو فروند نفت‌کش یونانی را به دلیل تخلفات انجام‌گرفته در آب‌های خلیج‌فارس توقیف کرد. توقیف این دو کشتی پس‌ازآن صورت گرفته است که دولت یونان یک نفت‌کش روسی حامل نفت ایران را  به‌صورت علنی دزدیده و تحویل آمریکایی‌ها داد. اواخر فروردین‌ماه امسال گارد ساحلی یونان نفت‌کش لانا را در جزیره ائوبویا توقیف کرد. در حالی اتحادیه اروپا به بهانه تحریم نفتکش روسی را  متوقف کرده بود که بر اساس پروتکل‌های دریایی کشتی روس، نفت ایران را جابه‌جا می‌کرد و پرچم کشورمان روی عرشه آن در اهتزاز بود.

پس از اقدام غیرقانونی یونانی‌ها وزارت امور خارجه ایران سفیر یونان و نیز کاردار سوئیس در تهران را احضار کرده و سعی کرد با روش‌های دیپلماتیک به آتن اخطار لازم را بدهد، اما یونانی‌ها به‌جای اجرای قوانین کشتی‌رانی و دریانوردی در اقدامی عجیب تسلیم فشار غیرقانونی آمریکایی‌ها شده و نفت ایران را مصادره کردند. بر اساس گزارش شرکت انگلیسی اطلاعات دریایی لویدز لیست، ایالات‌متحده آمریکا نفت‌کش «آیس انرژی» را برای تحویل گرفتن محموله نفتی ایران، به یونان اعزام کرد و این محموله طبق درخواست وزارت دادگستری آمریکا، به این کشور تحویل شد. در آن زمان سازمان بنادر و دریانوردی کشورمان با صدور بیانیه‌ای، این اقدام دولت یونان را «مصداق بارز دزدی دریایی» دانست.

جمهوری اسلامی ایران سال‌ها تجربه مقابله با دزدان دریایی را در کارنامه خود دارد. نیروهای مسلح کشورمان بارها با اشرار مسلح در خلیج‌فارس، شمال باب المندب تا خطوط ساحلی سومالی و حتی اقیانوس هند مقابله و امنیت منطقه را در برابر اقدامات مسلحانه تأمین کرده‌است. اما با آغاز دوران «فشار حداکثری ترامپ» و اجرای قانون تحریم‌های ثانویه مدل دزدی دریایی تغییر کرده است! اگر روزگاری چند قایق کوچک شبانه و با تعدادی مسلسل ازکارافتاده به کشتی‌ها حمله کرده و به اموال و کارکنان آن صدمه می‌زدند؛ حالا  دولت‌های غربی به‌صورت علنی و در روز روشن کشتی‌های کشورهای مختلف را توقیف کرده و بار آن را می‌دزدند. به‌صورت طبیعی برخورد با این دزدی سازمان‌یافته و دولتی با دادن بیانیه دیپلماتیک و احضار چند سفیر و کاردار امکان‌پذیر نیست! ازاین‌رو رزمندگان سپاه پاسداران بارها با انجام عملیات‌های اطلاعاتی و تاکتیکی در خلیج‌فارس  ضربه سنگین به حیثیت این دزدان دریایی مدرن زده‌اند.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

روزنامه صهیونیستی یدیعوت اخرونوت درباره اهمیت اقدامات عملیاتی سپاه پاسداران می‌نویسد:

توقیف نفت‌کش‌های ایرانی در منطقه طرحی بود که موساد آن را به‌عنوان «جنگ جدید نفت‌کش‌ها» پیش می‌برد. هدف آن بود که تهران به‌گونه‌ای تحت فشار قرار بگیرد که با اجرای تحریم‌ها و کنترل میدانی فروش نفت، فلج شده و حتی نتواند یک قطره نفت نیز صادر کند، اما سپاه ورق‌بازی را برگرداند.

این روزنامه عبری زبان در ادامه این گزارش مهم نوشته است:

وقتی نیروی دریایی سپاه کشتی انگلیسی «استنا ایمپرو» را به‌تلافی دزدی دریایی لندن در تنگه جبل‌الطارق متوقف کرد، اتاق عملیات اطلاعاتی مشترک متوجه شد که این بازی دیگر مثل قبل نیست؛ زیرا افسران ایرانی پرچم انگلیس را پایین کشیده و روی عرشه آن اذان پخش کردند. آن زمان حیثیت انگلیس بر باد رفت. زیرا وقتی سپاه می‌خواست نفت‌کش انگلیسی را توقیف کند، یک واحد نیروی دریایی انگلیس در ناو جنگی «اچ‌ام‌اس مونتروز» در یک پیام بی‌سیمی به فرمانده «استنا ایمپرو» تأکید می‌کند که به مسیر خود ادامه دهد؛ اما یکی از افسران سپاه که این مکالمه را شنود می‌کرد روی خط گفتگو میان انگلیسی‌ها آمده و از ناو جنگلی ملکه انگلیس می‌خواهد در ماجرا دخالت نکرده و مسیرش را عوض کند. فرمانده ارتش سلطنتی بریتانیا وقتی متوجه شد سپاه در اجرای عملیات جدی بوده و تعارفی با هیچ کس ندارد، مجبور به ترک آن منطقه شد!

 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پس از بی‌حیثیت شدن نیروی دریایی ملکه در خلیج‌فارس، ارتش رژیم صهیونیستی سعی کرد با انجام چند عملیات خرابکارانه جور کم‌کاری ناوهای جنگی غربی‌ها را در منطقه بکشد، این جنگ دریایی درنهایت به‌گونه‌ای رقم خورد که ژنرال «الیعاز چنی ماروم» فرمانده سابق نیروی دریایی اسرائیل در شرح آن در روزنامه «یسرائیل هیوم» نوشت: باختیم! جنگ دریایی از دو سال پیش و در سناریوهای مختلفی اجرا شد، اسرائیل نیز با حمله به نفت‌کش‌های ایرانی حامل سوخت برای سوریه به‌صورت علنی وارد آن شد، اما درنهایت ترابری تجاری اسرائیل دچار مشکل شده و کشتی‌های در مالکیت اسرائیل در سرتاسر جهان با چالش بزرگی مواجه شوند. اجرای این عملیات مایه سرافکندگی موساد است. 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

در ماجرای سرقت محموله نفتی ایران در ساحل یونان؛ آمریکایی‌ها با نقض قوانین بین‌المللی و دریانوردی در مسیر انتقال انرژی اخلال ایجاد کردند. توقیف دو نفت‌کش یونانی نشان داد، آمادگی رزمی جمهوری اسلامی ایران در برخورد با عوامل اختلال‌گر قاطع و قطعی است. روزنامه واشنگتن‌پست در شرح این عملیات غرورآفرین نوشته است: دو نفت‌کش یونانی توقیف‌شده حامل ده‌ها هزار بشکه نفت صادراتی عراق، فروخته‌شده به ایالات‌متحده آمریکا، بودند که پس از بارگیری در بندر بصره در روز پنجشنبه، به مقصد ایالات‌متحده آمریکا به راه افتادند. نیروی دریایی سپاه پاسداران پس از شناسایی نفت‌کش‌ها و مالک محموله نفتی آن‌ها را توقف کرد.

بنا بر اطلاعات دریافتی، پهپادهای شناسایی سپاه پاسداران در آب‌های خلیج‌فارس دو کشتی یونانی را رهگیری کرده و درنهایت، پس از نزدیک شدن به موقعیت با عملیات نیروهای ویژه نیروی دریایی سپاه، توقیف‌ شده‌اند. نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایق‌های تندرو دو نفت‌کش به نام‌های «پرودنت واریور» (Prudent Warrior) و «دلتا پوزایدون» (Delta Poseidon) به ترتیب در ساعت ۱۵ و ۱۸ به‌وقت‌تهران توقیف‌ کرده است. در این عملیات پرچم یونان پایین کشیده شده و درنهایت دو نفت‌کش به سمت بندرهای جنوب ایران هدایت شدند. آمریکایی‌ها پس از توقیف این دو نفت‌کش ادعا کرده‌اند که سیستم ناوبری آن‌ها خاموش شده است، درحالی‌که قبل از اجرای عملیات خدمه کشتی سیستم‌های رهیابی را از کار انداخته تا با چراغ خاموش از تنگه هرمز عبور کنند! توقیف دو نفت‌کش یونانی اشراف اطلاعاتی و رصد سپاه را به رخ حریف کشید.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

توقیف دو کشتی یونانی در خلیج‌فارس در پاسخ به دزدی دریایی مشترک اروپایی‌ها و آمریکا چند پیام راهبردی برای منطقه دارد:

۱- در خلیج‌فارس یک قاعده ساده وجود دارد: اگر جمهوری اسلامی ایران نتواند نفت بفروشد؛ دیگران نیز نمی‌توانند!

۲- سرقت نفت‌کش ایرانی در اروپا، نشانه‌ای از قانون جنگل آمریکایی‌ها بود. در این بازی؛ حالا دزدان دریایی چشم آبی با همه تبصره‌های «قانون سپاه» در خلیج‌فارس به‌خوبی آشنایی پیداکرده‌اند.

۳- سرعت واکنش جمهوری اسلامی ایران و اشراف دقیق سپاه بر روی تنگه هرمز از یک‌سو و شناسایی سریع و عملیات هم‌زمان برای انتقال نفت‌کش‌ها از سوی دیگر هشداری مهم برای سایر کشورهای همکار با دزدان دریایی دارد. هر دولتی که برای کاخ سفید خوش‌رقصی کند باید هزینه اقدامات ضد ایرانی را نیز بپردازد. پیش‌ازاین کره جنوبی مشمول این قاعده مهم شده است. دولت‌هایی که در حمایت از «تحریم‌های ثانویه» آمریکایی‌ها با واشنگتن همکاری کنند برای عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز باید همیشه نگرانی‌های خاص داشته باشند.

۴- بچرخ تا بچرخیم! گروه دزدان دریایی بایدن نشان داد که بازگشت به شعار دیپلماسی تنها طبلی توخالی در ستاد جنگ روانی است، در عمل رئیس‌جمهور آمریکا همچنان تابع روحیات ترامپی است، بایدن اگرچه آلزایمر گرفته و بر امور شخصی خود نیز اشراف ندارد؛ اما مشاوران او به‌خوبی به یاد دارند که در دوره اوباما چگونه افسران ارشد آمریکایی در جزیره فارسی خود را خیس کرده و به‌زانو درآمدند.

۵- باز و بسته شدن تنگه هرمز معطوف به اراده جمهوری اسلامی ایران است، آنچه از خلیج‌فارس به خارج صادر می‌شود، به بازیگردانی تهران بستگی دارد و نه ناوگان پنجم دریایی متجاوزین در بحرین! کشورهای مختلف در شرایطی حق‌دارند از تنگه هرمز عبور کنند، که حرکت آن‌ها ضرری و ناامنی برای ایران نداشته باشد.

هفته گذشته وب‌سایت آمریکایی – صهیونیستی آکسیوس در گزارشی نوشت: بایدن به‌عنوان بخشی از سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به خاورمیانه در پایان ماه ژوئن، به دیدار از عربستان سعودی فکر می‌کند. در این گزارش آمده بود که چند مقام آمریکایی پیش از سفر بایدن به منطقه به‌صورت محرمانه به ریاض رفته تا درباره شیوه فروش نفت سعودی در هنگامه جنگ در شرق اروپا مذاکره کنند. به گفته برخی منابع، برت مک‌گورک هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه در کاخ سفید و آموس هوچستاین، نماینده وزارت امور خارجه در انرژی مخفیانه وارد عربستان شده‌اند.

 هم‌زمان با افزایش شعله‌های جنگ در اوکراین، دولت بایدن از عربستانی‌ها خواسته بود تا میزان صادرات نفت خود را افزایش دهند؛ در آن زمان سعودی زیر بار آن خواسته نرفت. به گفته مفسران سیاسی، حضور محرمانه دو مقام دیپلماتیک و امنیتی آمریکا به ریاض باهدف قانع کردن عربستان صورت گرفته تا آن را به‌عنوان دستاورد سفر بایدن در منطقه جا بزنند. به نظر می‌رسد که دولت عربستان به دلیل فشار شدید داخلی و گرفتاری در باتلاق جنگ در یمن با خواسته بایدن موافقت کرده و نفت بیشتری به بازار عرضه کند، در این سناریو اما یک مؤلفه مهم توسط آمریکایی‌ها نادیده گرفته‌شده است. قانون سپاه هر لحظه می‌تواند بایدن را در شطرنج منطقه مات کند؛ در این ماجرا دست روی دست زیاد است!

***

 محمد صرفی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: حدود یک ماه پیش دولت یونان نفتکش «پگاس» را توقیف کرد. یونان اعلام کرده بود این نفتکش روسی را به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا در پی جنگ اوکراین توقیف کرده است. پس از چند روز مشخص شد این نفتکش حامل نفت ایران بوده و نه روسیه، به همین دلیل یونان اقدام به آزادی نفتکش مذکور کرد.

چند روز بعد نام این نفتکش «لانا» شد و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز خود نصب کرد. پس از آن دولت یونان یک‌بار دیگر این نفتکش را توقیف کرد.

دولت یونان از روز پنجشنبه اقدام به آغاز انتقال محموله نفتی «لانا» به نفتکش «آیس انرژی» - متعلق به یک شرکت این کشور- کرده است که احتمالاً تا اواسط هفته جاری به‌طول می‌انجامد و قرار است این محموله راهی آمریکا شود. به گفته برخی منابع، این توقیف و انتقال محموله نفت ایران، به درخواست وزارت خزانه‌داری آمریکا - به‌عنوان مرکز و اتاق جنگ اقتصادی واشنگتن علیه ایران- در حال انجام است.

در پی این اقدام دولت یونان، روز جمعه دو نفتکش این کشور- «پرودنت واریور» و «دلتا پوسایدن»- در آب‌های خلیج فارس از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران توقیف شدند. برخی منابع داخلی اعلام کرده‌اند ۱۷ نفتکش دیگر یونانی هم در خلیج فارس به سر می‌برند و ادامه حماقت آتن می‌تواند تبعات بیشتری برای این کشور داشته باشد.

همچنین چهارشنبه هفته گذشته وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی که مرتبط با اتفاقات اخیر است، اسامی ۱۰ تن با تابعیت‌های کشورهای مختلف از جمله ایران و ۹ شرکت را به بهانه همکاری با سپاه پاسداران و فروش نفت ایران در فهرست تحریمی خود قرار داد. آمریکا مدعی است این شبکه بین‌المللی فروش نفت ایران را تسهیل می‌کنند.

آنچه این روزها بین ایران و یونان می‌گذرد مرحله‌ای از یک نبرد دامنه‌دار و طولانی‌مدت میان واشنگتن و تهران است که این تقابل از چند منظر قابل تأمل و بررسی است؛

۱- پیش از هر چیز، این ماجرا که نخستین‌بار هم نیست اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده وضعیت واقعی دنیای امروز است که در آن اساساًً چیزی به اسم قاعده و قانون بین‌المللی وجود خارجی ندارد. در حالی که ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحت تحریم نیست و محدودیتی در فروش نفت ندارد اما آمریکا با تکیه بر تحریم‌های یکجانبه خود و برای رسیدن به اهدافی که مدنظر دارد، از هیچ اقدامی برای ضربه‌زدن به ایران رویگردان نیست.

دزدی نفت ایران و راهزنی دریایی تنها یک نمونه از این اقدامات خصمانه است. جنگ اقتصادی همه‌جانبه، اقدام به خرابکاری، ‌ترور و بمباران تبلیغاتی علیه نظام و مردم ایران از دیگر مصادیق این دشمنی است. نکته قابل تأمل و جالب ماجرا آنجاست که آمریکا در روز روشن و برخلاف همه قوانین بین‌المللی، اقدام به دزدی نفت ایران می‌کند و هم‌زمان مدعی است جمهوری اسلامی کشوری است که صلح و ثبات را در منطقه به خطر انداخته است! این میزان از وقاحت فقط از آمریکایی‌ها برمی‌آید.

۲- آمریکا در حالی اقدام به دزدی محموله نفت ایران کرده است که همچنان مدعی است به‌دنبال احیای برجام بوده و خواهان توافق با ایران است. تناقضات سیاسی آمریکا چیز جدید و تعجب‌آوری نیست. تعجب از برخی داخلی‌هاست که این آمریکای شیاد را رنگ کرده و انگشت اتهام را در مسائل مختلف به سوی ایران دراز می‌کنند.

ایران هر حرکتی در راستای منافع خود انجام بدهد، متهم به سنگ‌اندازی برای احیای برجام می‌شود اما قبله آمال آنها اگر نفت ایران را بدزدد لابد ‌اشکالی ندارد و اصلاً تقصیر خودمان است که زودتر کوتاه نیامدیم و امتیازات مدنظر آمریکا را تقدیم نکردیم!

۳- ظاهر ماجرا اقدام آمریکا را تهاجمی نشان می‌دهد اما در واقع این راهزنی دریایی، از سر خشم و استیصال است. فراموش نکنیم که هدف آمریکا در چند سال اخیر، صفر کردن فروش نفت ایران بوده است.

این سیاست را دونالد ‌ترامپ رئیس‌جمهور سابق آمریکا کلید زد و در حالی که جو بایدن مدعی بود که این سیاست - تحت عنوان کلی فشار حداکثری- اشتباه بوده و باید در آن تجدیدنظر کرد، اما پس از راهیابی به کاخ سفید در سال ۲۰۲۰ هیچ تغییری در آن به‌وجود نیاورد و دقیقاًً همان راه ‌ترامپ را در پیش گرفت. با این حال به اذعان خود آمریکایی‌ها این سیاست که جمهوریخواه و دموکرات نیز نمی‌شناسد، منتج به نتیجه نشده و نتوانسته است ایران را به زانو درآورد.

جمهوری اسلامی ایران از طرق مختلف مشغول فروش نفت خود است، با استفاده از سیستمی که رسانه‌های غربی به آن لقب «ناوگان اشباح» داده‌اند.

درآمد حاصل از این فروش نیز با روش‌هایی خاص وارد کشور می‌شود. دو ماه پیش روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت: ایران با یک «سیستم مالی مخفی» تحریم‌ها را دور می‌زند. به نوشته این روزنامه؛ «این سیستم مالی و بانکی مخفی، تهران را قادر خواهد ساخت تا این کشور محاصره اقتصادی خود را به‌راحتی تحمل کرده و از آن به‌عنوان اهرم فشاری در مذاکرات هسته‌ای استفاده کند.

این سیستم مالی پیچیده شامل حساب‌هایی در بانک‌های تجاری خارجی، شرکت‌های نیابتی ثبت‌شده در خارج از ایران، شرکت‌هایی که تجارت ممنوعه را مدیریت می‌کنند، و یک اتاق پایاپای معاملات در داخل ایران است که به این کشور کمک می‌کند تا به راحتی در برابر فشار دولت بایدن برای پیوستن مجدد به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ مقاومت کرده و برای خود زمان بخرد تا به پیشبرد برنامه هسته‌ای خود در حین مذاکرات ادامه دهد.» از این رو راهزنی آمریکایی‌ها را باید واکنشی از سر شکست و عصبانیت دانست.

۴- اغلب راهزنی‌های دریایی آمریکا با مشارکت کشور ثالث انجام می‌شود. آمریکا با فشار به برخی کشورهای ضعیف و وابسته، آنها را به اقدام در جهت اهداف خود و علیه منافع ایران وامی‌دارد. یونان اولین کشور از این دست نیست و احتمالاً آخرین آنها نیز نباشد. اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف دو نفتکش یونانی، طبیعی‌ترین و بهترین واکنش به مشارکت آتن در این راهزنی است.

این کشورها باید بدانند که اقدامات‌شان بدون هزینه نیست و هزینه سنگین و چند برابری آن را قاطعانه و سریع متحمل می‌شوند و باید پرداخت کنند. در این میان از هزینه‌سازی برای آمریکا به‌عنوان سردسته راهزنان نیز نباید غافل بود. این هزینه‌سازی می‌تواند مستقیم و متقارن یا غیرمستقیم و نامتقارن باشد.


:: بازدید از این مطلب : 335
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران