منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 09 دی 1399
بانیان و حامیان فتنه 88

قطعنامه ۱۹۲۹ در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف حمایت از جنبش سبز در ایران صادر شد. در حقیقت بانیان و حامیان فتنه ۸۸ با تحمیل قطعنامه ۱۹۲۹، چاقوی تحریم را تیز کرده و سفره مردم را کوچک کردند.

در هفته های گذشته وقتی «دونالد ترامپ» به نتایج انتخابات آمریکا اعتراض کرد و آن را مصداق تقلب نامید، مقامات و رسانه های آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه، به وی حمله کرده و این اظهارنظر را «شرم آور»، «دیکتاتورمأبانه»، «خطرناک»، «مستبدانه»، «قانون شکنی» و «حمله به دموکراسی» نامیدند.

نکته قابل توجه اینجاست که «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» نیز در سال ۸۸ همین ادعا را مطرح کردند.

در آن سال، در شرایطی که مردم هنوز مشغول رأی دادن بودند و انتخابات به اتمام نرسیده بود، میرحسین موسوی در اظهارنظری تأمل برانگیز گفت: «برابر اطلاعاتی که ما از ستادهایمان داریم، در سطح کشور،  برنده قطعی، برنده قطعی با نسبت آراء بسیار زیاد اینجانب هستم»!

یک نامزد انتخاباتی در ایران، در شرایطی که هنوز رای گیری به پایان نرسیده و شمارش آراء نیز آغاز نشده بود، اعلام کرد که در انتخابات تقلب شده و خود را برنده قطعی انتخابات نامید! نامزد دیگر منتسب به اصلاح طلبان-کروبی- نیز با تشکیک در انتخابات، خواستار ابطال آن شد.

لگدمال کردن رأی مردم

اقدام تأمل برانگیز میرحسین موسوی و کروبی مصداق قانون شکنی، دیکتاتوری، استبداد و لگدمال کردن آرای مردم بود، اما در آن مقطع فعالین و لیدرهای جریان اصلاحات از خاتمی و حجاریان و تاجزاده تا بهزاد نبوی و شکوری راد و زنگنه و آخوندی، نه تنها این قانون شکنی و دیکتاتوری را محکوم نکردند، بلکه به روش های مختلف بر آتش فتنه دمیدند.

لیدرهای جریان اصلاحات که خود در سالهای گذشته، مجری برگزاری انتخابات بودند در جلسات خصوصی تاکید کردند که تقلب در انتخابات، آن هم به میزان ۱۱ میلیون رأی به هیچ عنوان امکانپذیر نیست، اما این طیف هیچگاه حاضر نشد که این حقیقت را در میان افکارعمومی و به صورت آشکار اعلام کند.

چندی بعد «محمدعلی ابطحی» معاون خاتمی صراحتا اعلام کرد که «تقلب، اسم رمز آشوب بود».

اصلاح طلبان در آن سال به دلیل اینکه جنبه شکست نداشتند، کشور را ماهها دچار آشوب و التهاب کرده و خسارت های زیادی به مردم تحمیل کردند. البته ناگفته نماند که لیدرهای فتنه در سال ۸۸ خیال خام «براندازی» را در ذهن می پروراندند؛ برای همین بود که به فاصله کوتاهی از برگزاری انتخابات، شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» توسط فتنه گران سر داده شد.

تیزکردن چاقوی تحریم ها

اما یکی از اقدامات نابخشودنی فتنه گران در سال ۸۸، تیزکردن چاقوی تحریم های ضدایرانی بود.

«مایکل لدین» مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته موسسه «آمریکن اینترپرایز» - مرداد ۹۴- در یادداشتی در نشریه «فوربس» نوشته بود: سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال ۱۳۸۸ و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. دولت آمریکا تصمیم گرفت پیامی برای گروه موسوی و جنبش سبز بفرستد. سناتور شامر دوستی در وال استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد. از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام و سوالات پیوستش را به رهبران جنبش سبز منتقل کند. سوالات این بود: "ما باید چه کاری انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟ ".».

لدین در ادامه نوشت: «پاسخ این پیام در یک یادداشت ۸ صفحه ای در تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹ (۹ آذر ۸۸) دریافت شد. نویسندگان محتاط بوده اند و متن امضا نشده و من دلایل روشنی دارم که چند نفر در تهران روی آن کار کرده اند. در این نامه تصویری از ایران با عبارت های بسیار خشنی آمده است که این کشور تحت «حکومت استبدادی»، «رژیمی خشن» و «دیکتاتوری» است که با سرکوب مردم و چپاول منابع عمومی ادامه حیات می دهد. همچنین در این نامه تاکید شده است: حکومت قابل اصلاح نیست اما نیروهای حامی تغییر در داخل قوی هستند و به خوبی هدایت می شوند».

همچنین روزنامه لس آنجلس تایمز- مهر ۸۸- با اشاره به گفتگوی یک مقام آمریکایی با سران اپوزیسیون و نمایندگان سران جنبش سبز، به نقل از این مقام آمریکایی در گزارشی نوشت: «مطمئنا پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیت های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم تدریجی، فقط به رژیم این امکان را می دهد که خود را با وضعیت جدید تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم موثر باشد، باید به صورت شوک وارد شود که فلج کند، نه مانند واکسن. برخی از آنها نگرانند رژیم بر اثر حمله نظامی فلج نشود و به جای آن، جنبش سرکوب شود. با وجود این نگرانی پیشنهاد دادند بمباران تاسیسات هسته ای و مراکز سپاه پاسداران و بسیج - هر چند که تعدادی از مردم را هم نابود کند- موجبات براندازی را تسریع خواهد کرد».

بانیان قطعنامه ۱۹۲۹

در حال حاضر رژیم تحریم های ایران که هنوز پس از امضای برجام برداشته نشده است، ریشه در قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت دارد که (ژوئن ۲۰۱۰) اولین سالگرد فتنه ۸۸ صادر شد.

تمام تحریم های یکجانبه ای که اکنون به عنوان تحریم های موثر علیه ایران از آنها یاد می شود (تحریم های انرژی و مالی) در واقع براساس زیرساخت حقوقی که در این قطعنامه ایجاد شد، اعمال شده است. اما این قطعنامه اساسا نه یک قطعنامه هسته ای و نه با هدف واکنش نشان دادن به سیاست های هسته ای ایران اعمال شده بود.

قطعنامه ۱۹۲۹ در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف حمایت از جنبش سبز در ایران صادر شد. در حقیقت بانیان و حامیان فتنه ۸۸ با تحمیل قطعنامه ۱۹۲۹، چاقوی تحریم را تیز کرده و سفره مردم را کوچک کردند.

روزها و ماهها و سالها گذشت و انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ فرا رسید. متاسفانه دولت آقای روحانی آنطور که باید و شاید با فعالین فتنه ۸۸ مرزبندی نکرد و برخی از این افراد در پست های ارشد اجرایی حضور یافتند.

یکی از نکات قابل تأمل، این بود که تعداد قابل توجهی از اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی در کابینه حضور یافتند.

آخوندی، زنگنه، ربیعی، محمدعلی نجفی، حسین فریدون، نوبخت، سلطانی فر، مجید انصاری، علی یونسی، ترکان، نعمت زاده، جهانگیری، ابتکار و...تنها بخشی از افرادی هستند که در سال ۸۸ یا در ستادهای موسوی و کروبی حضور داشتند و یا از حامیان جدی این دو در انتخابات بودند.

این افراد از سال ۹۲ تاکنون قوه مجریه را با امکانات بسیار گسترده در اختیار گرفته اند. در این فاصله زمانی، برجام نیز با تبلیغات فراوان امضا شد؛ اما نه تنها بهبودی در وضعیت معیشت مردم ایجاد نشد، بلکه متاسفانه سفره مردم کوچک شد.

نقطه های خیالی!

از سال ۹۲ تاکنون تحریم های آیسا، کاتسا ۲۰۱۷، محدودیت ویزا، قانون وضعیت اضطراری علیه ایران و موارد متعدد دیگر در دولت های اوباما و ترامپ تصویب و تمدید شد.

فعالین اصلاح طلب و برخی دولتمردان، مدعی هستند که خروج ترامپ از برجام، این وضعیت را ایجاد کرد. این ادعا در حالی است که ترامپ حدودا ۲۸ ماه پس از آغاز اجرای تعهدات ۱+۵ از برجام خارج شد و در این فاصله زمانی و به خصوص در دوره اوباما، هیچگاه تحریم ها به واسطه برجام لغو نشد.

در حال حاضر طیفی که در تحمیل قطعنامه ۱۹۲۹ نقش ویژه ای داشته و سپس از برجام به صورت ویژه حمایت کرد، بجای عبرت آموزی از گذشته و بهره مندی از توان عظیم داخلی و استفاده از استعدادهای عظیم جوانان متخصص ایرانی و اهتمام به اجرای اقتصاد مقاومتی، همچنان به نقطه های خیالی از قبیل FATF و بایدن و...چشم دوخته و از تمرکز بر نقطه های حقیقی امیدبخش، غفلت می کند.


:: بازدید از این مطلب : 904
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 07 دی 1399

محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: خیانت تحریف بود که دُردانه پیامبر اعظم (ص) و عصمت الهی، حضرت زهرا (س) را مجبور کرد قد علم کند، سیلی بخورد، جراحت ببیند و آن خطبه رسوا کننده را در مسجد بیان فرماید.

جان محبوبه خدا و عصمت الهی را جنایتکارانِ تحریفگر، به جور و جفا ستاندند؛ و حال آن که او، سبب آفرینش بود.

جنایت و خیانت تحریف بود که امیر مومنان و امام حسن علیهما السلام را خانه نشین کرد، امام حسین (ع) را خارج از دین جا زد و بشریت را در کام بدبختی و بیچارگی هزار و چند صدسال بعد انداخت.


:: بازدید از این مطلب : 1094
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 17 آذر 1399

 یادداشت‌ استاد  رحیم پور ازغدی 

خون نامه" شهید پیشرفت وتمدن سازی برای "ایران قوی"،
 پاسدار متفکر، محسن فخری زاده


۱۰.  این خون‌نامه را می‌توان ادامه داد اما اگر در خانه کس است، یک حرف بس است. شخصیتی که چهل سال منتظر شهادت و بیست سال، منتظر ترور بوده است، صدایش درنیامده و دستی در بیت‌المال نبرده است.

از ابتدای تأسیس سپاه، در جبهۀ غرب و جنوب، پاسداری مشهور به روحیۀ عرفانی و مأنوس با شعر و ادبیات و علاقمند به فیزیک و ریاضیات بوده و از سال‌های دفاع مقدس تا لحظه ترور، مجاهد بود و مجاهد ماند. و این هنر «مجاهد ماندن» تا پایان را دست‌کم نگیرید. 

بودند مجاهدین سابق که قاعدین امروز و سپس خائنین لاحق شدند ، در معرکه (ثم استقاموا) بی‌توفیق ماندند، از کارنامۀ جهادی انقلاب و حتی از سابقه مختصر خود شرمنده‌اند، برخی مدیران که دیگر به هیچ چیز جز خود، اعتقاد ندارند، در محضر سران کشورهای دشمن با دهانی باز، چون دهان اسب آبی، از عمق وجود می‌خندند و در تهران، نگاه نفرت‌بار و ادبیات کینه، نثار انقلابیون وفادار می‌کنند.

آنانکه آلوده "جاه و مقام" یا "مال و منال" و "اشرافی‌گری و فساد" شدند و آنگاه با تعابیر روشنفکری مسروقه از متون ترجمه ای، عفونت درون را با ادوکلن، پذیرفتنی می‌کنند، قبله‌هایی که عوض شده، ذهن‌هایی که تسلیم شده، گناهانی که توجیه شده و شاید خیانت‌هایی که کم‌کم عادی شده است.
 
۱۱. چه شخصیت‌های علمی و جهانی در ایران، گوهرهای نایاب اما گمنام و بی‌نام، خادم ایران و ایرانی که از سر اخلاص و تواضع، اینجا دیده و حتی شنیده نمی‌شوند و در سکوت، بار یک ملت را بردوش می‌کشند، اهانت می‌بینند، تهدید می‌شنوند، درست وقتی دانشگاه‌های معتبر جهان به دلایلی، و سرویس‌های اطلاعاتی جهان به دلایل دیگری، سال‌ها رد پای آنان را می‌زنند.

نام شهید محسن علنا در فهرست ۵۰۰ شخصیت  قدرتمند جهان در نشریۀ آمریکایی فارن پالیسی منتشر شده بود. چه استعدادهای جهادی و نبوغ‌های انقلابی که تا وقتی دشمن نامشان را نبرده یا خونشان را نریخته، به اهمیت آنان پی نمی‌بریم و تا میان ما هستند، گویی نیستند و آنگاه که کف خیابان، تیرباران می‌شوند، محترم می‌شوند، احترامی نمایشی، سمبلیک، خیلی ملی و بی‌ضرر و آنقدرخنثی که نتوان سخنانشان را حتی تکرار کرد. می‌خواهند از قاسم سلیمانی‌ها و محسن فخری‌زاده‌ها مجسمه‌هایی بسازند که محترم باشد اما چیزی نگوید.

آیا می‌شود گفت با سلیمانی و فخری‌زاده در حیاتشان چه بحث‌ها می‌شد و پس از تکه‌تکه شدنشان بود که قاسم‌جان و آقامحسن شدند؟

۱۲. کاش سینمای ایران بجای اینهمه سلبریتی، هنرمندان بیشتری می‌داشت. یک هزارم هنر و تعهدی که هالیوود به صهیونیست‌ها دارد و پس از ۸۰ سال از جنگ دوم اروپایی و جهانی میان فاشیست‌ها وکمونیست‌ها و لیبرالیست‌ها که تفاله‌های مدرنیته بودند، هنوز فیلم‌های تازه جنگی با ایدئولوژی غالباً صهیونیستی و آمریکایی می‌سازد، برای ساختن صد کار سینمایی و سریال و موسیقی برای هر یک از مردان و زنان بی‌نظیر ایران کافی بود، اما افسوس، چیزی که زیاد داریم سلبریتی است و آنچه همچنان کمیاب است و حسرتش را می‌خوریم، هنرمند ملی و مردمی است. هنرمند هست، اما کم است!

۱۳.صفحه آخر«پایان نامۀ سرخ» دانشمند مجاهد:

  ترورها کم‌کم صنعتی شده‌اند. مسلسل خودکار با کنترل ازراه‌دور، بی‌آنکه کسی دیده شود. این یک جنگ است، جنگ یکطرفه ، صریح میگویندمازدیم، صهیونیست ها لبخند تمسخر می زنند و رئیس جمهور آمریکا ساعتی پس از ترور خبر آن را توییت میکنند و  همه منتظر چریک های آزادیبخش و گروه های عملیاتی  بین المللی  در دفاع از مستضعفین جهان و انتقام خون ایران هستند .

مشغول دیدن  سریال «خانه امن» بودیم که زیرنویس کردند: خانه، ناامن است. چرخۀ صنعت ترور که اهداف آن از پیش معلوم بوده، همچنان می‌چرخد. کسانی که دشمن خارجی ندارند، زندگی می‌فرمایند و بادیگارد دارند، شاید برای آنکه از مردم کتک نخورند. معلوم نیست چرا کسانی که دوپول، ضرر برای دشمن و سود برای ملت ندارند مالک پاویون‌ها و تشریفات امنیتی شده‌اند و آنان که نباید ترور شوند، ترور می‌شوند؟ قرار بود پاویون‌ها برچیده شود، اما نمی‌شود و فخری‌زاده و یارانش ترور می‌شوند. فخری‌زاده‌، خود راز بزرگی را به زبان آورده است:
 
( هر خونی که بر زمین بریزد، گل پیروزی از آن خون خواهد دمید. جبهه مقاومت، انتقام سلیمانی را بگیرد یا نگیرد که حتماً خواهد گرفت اما کمترین نتیجه این خون‌ها آن است که بلاشک  آشغال‌ها از منطقه محو خواهند شد. منهای اضمحلال بزرگی که  قدرت آمریکا را پایین می‌کشد. بگذار مارا بکشند ،جهادگران علمی ما را به خاک و خون کشند. ما نیز امید  داریم ،باشد که شهید شویم. اما آنان باید بنشینند و میزان خلوص ما را با دقت، اندازه بگیرند و ببینند تنها چیزی که برای ما مهم است، این است که هر یک از ما به میزان خلوص‌مان، چه مقاماتی در آنسو (پس از شهادت) به دست خواهد آورد.)

در خطاب دیگری با نیروهایش، دانشمندان جوان مجاهد، چه زیبا می‌گوید:
 
(برادرها!  هیچ راهی مطمئن تر از شهادت ، برای آنکه با خیال راحت از این عالم عبور کنیم، وجود ندارد.

 کمبود امکانات هست، ناملایمتی‌ها هست، بدرفتاری امثال من هست ولی تحمل کنید. بیایید از همه موانع عبور کنیم. ناملایمتی و کمبودها را با کار، جبران کنیم، نگاه‌ها همه به آن نقطۀ نورانی باشد. خواهش من اینست که برای هر مسئله‌ای آماده باشید. من برای شما یا شما برای من کار نمی‌کنید. تکلیف این است که کنار یکدیگر برای هدف مقدس بکوشیم. همه برای خدا کار می‌کنیم، خدایی که معیارش فخری‌زاده نیست، این و آن نیست، خدایی که مهربان است، من و شما را می‌بیند. خدایی که با ماست، می‌نشینیم با ماست، برمی‌خیزیم با ماست، در نماز با ماست، در گفت‌وگوهای پنهان با ماست، حاضر و ناظر بر همه حرکات و سکنات ماست. برادرها! تنها برای او عمل کنیم، او را در نظر داشته باشیم و از عنایت او ناامید نشوید بلکه خداوند، عاقبت همه ما را به شهادت ختم کند.

بی‌حسرت از جهان نرود هیچ کس بدر
الا شهید عشق به تیر از کمان دوست)  شهید سربدار،  پاسدار حاج محسن که فدای دفاع ملی وامنیت وعزت ایران شد.


:: بازدید از این مطلب : 1092
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 13 آذر 1399

روزنامه اعتماد در یادداشتی با عنوان «برجام و طرح مجلس» به قلم «کوروش احمدی» دیپلمات سابق  نوشت: «به قول یکی از تئوریسین‌های یک جریان سیاسی که از طراحان طرح اخیر مجلس است... پیش‌فرض بنیادین این طرح این است که با افزایش درصد و ظرفیت غنی‌سازی، تولید پلوتونیوم در راکتور اراک، تولید اورانیوم فلزی و حرکت در جهت لغو پروتکل الحاقی، محاسبات دشمن را به هم ریخته و او را ناچار از کاهش فشار و لغو تحریم کنند».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اما متاسفانه واقعیت خارج از ذهن ما و تجربیات عینی ما حداقل طی همین 42 سال گذشته حاکی است که سیاست خارجی نه عرصه خوش‌ خیالی است و نه عرصه هیچ یا همه ‌چیز؛ اگر هم باشد تضمینی نیست که همه‌ چیز نصیب ما و هیچ نصیب دشمن شود. در دیپلماسی هر طرفی متناسب با مبانی قدرتش اعم از قدرت نظامی و اقتصادی، قدرت نرم و توان دیپلماتیکش می‌تواند در هماوردی‌ها امتیاز بگیرد. در همین گام اول و با توجه به‌ گره خوردن تاسفبار معیشت مردم به سیاست خارجی در عمل، به هم ریختن مجدد بازار ارز و سکه و بورس تنها بعد از تصویب کلیات طرح نباید برای بانیان طرح خیلی نویدبخش باشد».

ظریف در اوج مذاکرات هسته ای ایران و 1+5 گفت «امضای هر توافقی، بهر از عدم توافق است» . در ادامه و پس از امضای برجام، دولتمردان در رویکردی نامتوازن، تعهدات ایران را با عجله و پیش دستانه در طرف مدت 2 ماه انجام دادند؛ این عجله و سرعت، تعجب رسانه های غربی را در پی داست، چرا که آمریکا و اروپا هنوز هیچکدام از تعهدات خود را آغاز نکرده بودند.

روزها گذشت و موعد اجرای تعهدات 1+5 ذیل برجام فرا رسید. دولتمردان تاکید کرده بودند که در این روز- 27 دی 94- تمامی تحریم های ایران به یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق؛ اما دولت باراک اوبامای مودب! و باهوش! - به معاون اولی «جو بایدن» - نه تنها تحریم ها را لغو نکرد، بلکه در اولین روز اجرای تعهداتش، تحریم های جدیدی علیه ایران وضع کرد.

دولت اوباما به دفعات برجام را لگدمال کرد و دولت ترامپ نیز دقیقا همین رویکرد را در قبال توافق هسته ای ادامه داد.

اکنون حدود 65 ماه از امضای توافق هسته ای سپری شده است. در این مدت، آمریکا و تروئیکای اروپایی هیچگاه تعهدات برجامی خود را انجام ندادند؛ چرا!؟ به این دلیل که به این ادراک رسیده بودند که هر بلایی بر سر برجام بیاورند، در این سو دولت آقای روحانی اقدام متقابلی انجام نخواهد داد.

حالا مجلس شورای اسلامی در اقدامی مقتدرانه، بی عملی و عهدشکنی طرف آمریکایی و اروپایی را هزینه دار کرده است، چرا که آمریکا و تروئیکای اروپا فقط زبان زور را می فهمند.

در این میان برخی از فعالین و رسانه های اصلاح طلب فریاد اعتراض برآوردند که چرا به فکر امتیازگیری از آمریکا هستید!؟ این ماییم که باید تا ابد به آمریکا و اروپا امتیاز بدهیم و بر مولفه های قدرت خود بدون هیچ چشم داشتی چوب حراج بزنیم!

متاسفانه اصلاح طلبان به هیچ عنوان به منافع ملی و عزت مردم کشورمان توجه نمی کنند. این طیف نگاه «ارباب- رعیتی» به آمریکا دارد و مدعی است که رعیت نباید از ارباب انتظار دریافت امتیاز داشته باشد!  

 

** ریشه بسیاری از معضلات کشور، دخالت نظامیان در اقتصاد است

«مرتضی مبلغ» از مدیران دولت اصلاحات در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «اگر بخواهیم یکی از مشکلات کشور را که ریشه بسیاری از معضلات است، نام ببریم، آن مورد ورود و دخالت برخی نظامیان در سیاست و اقتصاد است. اقتصاد هم مانند سیاست وظیفه اصلی نظامیان نیست، کار ویژه اصلی نظامیان حفاظت از مرزها و کیان ملت است».

مبلغ در ادامه گفت: «احتمالا به محض ورود نیروی نظامی و امنیتی در اقتصاد، بستر ناصواب و انحرافاتی هم فراهم می‌شود. این ادعا که ورود نظامیان به اقتصاد باعث بهبود وضعیت اقتصادی شده است، همین زنگ خطری است که نشان می‌دهد، شاید این موضوع یکی از عوامل مشکلات موجود باشد. این ادعا از اساس نادرست است».

چندی پیش حجت‌الاسلام «علیرضا سلیمی» عضو هیأت رئیسه مجلس گفت: «دولت 50 هزار میلیارد تومان به خاطر اجرای پروژه‌های عمرانی به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء بدهکار است و تاکنون این بدهی را پرداخت نکرده است. قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء در پروژه‌های بزرگ عمرانی در حوزه‌های مختلف از جمله پروژه آبرسانی استان خوزستان شرکت کرده و کار را به سرانجام رسانده و دولت باید مطالباتش را در پروژه‌های مختلف پرداخت کند».

سلیمی در ادامه گفت: «دولت در حالی بدهی خود به قرارگاه خاتم الانبیاء را نمی‌پردازد که جلوی شرکت‌هایی مثل توتال فرش قرمز پهن می‌کند و آنها هم کار خود را نیمه کاره رها کرده و از کشور می‌روند. از سوی دیگر دولت حقوق و دستمزد مربی تیم ملی فوتبال را پرداخت می‌کند و این آقا بابت سه مسابقه که حاصل آن دو باخت و یک تساوی بوده 7 میلیون دلار از ایران پول گرفته است».

اصلاح طلبان مدعی هستند که نیروهای نظامی و از جمله سپاه باید در موضوع اقتصاد و سیاست خارجی، رفتار خود را تغییر دهد. این ادعا در حالی است که ساخت بزرگ‌ترین پالایشگاه میعانات گازی جهان- پالایشگاه ستاره خلیج فارس- با هدف خودکفایی در تأمین بنزین و صرفه‌جویی ارزی قابل توجه و همچنین شکستن کمر داعش در منطقه و فراهم شدن بستر افزایش صادرات ایران به کشورهای همسایه- برای نمونه صادرات 9 میلیارد دلاری ایران به عراق(معادل 10 برابر صادرات ایران به اروپا در سالهای گذشته) - تنها بخش کوچکی از رفتار نیروهای نظامی در اقتصاد و سیاست خارجی و نتایج آن برای مردم است.

آقای مبلغ و همفکران وی هیچگاه از «صادرات گاز مجانی به ترکیه در زمان وزارت ژنرال! زنگنه»  ، «از دست ‌رفتن ۲۵ تا ۳۰ میلیارد دلار و حدود ۷۰ تا ۸۰ تن طلا به واسطه اجرای تصمیم غلط و غیرکارشناسی دلار ۴۲۰۰ تومانی(دلار جهانگیری)  »، «خسارت ۴۳ میلیارد دلاری قرارداد کرسنت»، خسارت ۱۵۰ هزارمیلیارد تومانی حذف کارت سوخت، خسارت توتال، خسارت برجام، خسارت اقتصادی فتنه ۸۸ و...که همگی دستپخت اصلاح طلب است، سخن نمی گویند.

 

** «امضای بایدن» را هم تضمین می دانید!؟

روزنامه سازندگی در مطلبی با عنوان «پیام بایدن به ایران» نوشت: «رئیس جمهور منتخب آمریکا در گفت و گو با نیویورک تایمز گفت به سخن پیشین اش درباره لغو تحریم های ایران و پیوستن آمریکا به برجام، پایبند است».

روزنامه شرق نیز در مطلبی با عنوان «سخت است، اما بله» نوشت: «جو بایدن، رئیس‌جمهور منتخب آمریکا در گفت‌وگویی با توماس فریدمن، تحلیلگر نیویورک‌تایمز به تشریح مواضعش درباره دیپلماسی آتی دولتش با ایران و به‌ویژه در زمینه توافق هسته‌ای پرداخت. بایدن، در پاسخ به این سؤال که آیا به دیدگاهش درباره توافق هسته‌ای ایران که پیش از این در یادداشتی در پایگاه اینترنتی شبکه سی‌ان‌ان منتشر کرده بود، پایبند است یا نه، گفت: سخت خواهد بود اما بله».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اتحادیه اروپا تأکید کرد که این اتحادیه به همراه آمریکا باید برای حفظ برنامه جامع اقدام مشترک تلاش کنند».

همچنین روزنامه ایران در گزارشی با عنوان «به برجام برمی گردیم» نوشت: «جو بایدن، رئیس‌جمهوری منتخب امریکا در نخستین موضعگیری‌اش درباره برجام بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، که در گفت‌وگو با روزنامه امریکایی «نیویورک تایمز» صورت گرفت، بار دیگر بر موضع بازگشت به برجام تأکید کرد و در عین حال آن را کاری دشوار دانست»

متاسفانه برخی رسانه های اصلاح طلب به راحتی اظهارات مقامات آمریکایی را تحریف و به نوعی آنان را بزک می کنند.

روزنامه سازندگی- به سردبیری «محمد قوچانی» از مشاورین رسانه ای رئیس جمهور- ادعا کرده است که «بایدن گفته به سخن پیشین اش درباره لغو تحریم های ایران و پیوستن آمریکا به برجام، پایبند است»!

رسانه های اصلاح طلب اینگونه وانمود می کنند که بایدن برای لغو تحریم ها و اجرای دقیق و مو به موی تعهدات برجامی آمریکا لحظه شماری می کند و این منتقدان در داخل هستند که نمی گذارند این اتفاق رخ دهد.

این ادعا در حالی است که «جو بایدن» رئیس‌جمهور منتخب آمریکا در مصاحبه با نیویورک تایمز گفته که به شرط تبعیت مجدد ایران از محدودیت‌ها، به برجام بازخواهد گشت.

بایدن در ادامه تاکید کرده که «ما از طریق مشورت با متحدان و شرکای خود، وارد مذاکرات و توافقات بعدی برای تشدید و تمدید محدودیت‌های هسته‌ای ایران خواهیم شد و همچنین به برنامه موشکی ایران و مسائل منطقه‌ای نیز خواهیم پرداخت».

جو بایدن همچنین تاکید کرده که «هر زمان نیاز باشد، آمریکا گزینه بازگشت تحریم‌ها را در اختیار دارد و ایران نیز این موضوع را می‌داند».

در حقیقت بایدن بازگشت آمریکا به برجام را مشروط به این کرده که ابتدا ایران به تمامی تعهدات خود بازگردد، وی در ادامه باز هم بازگشت آمریکا به برجام را منوط به مذاکرات حول توان موشکی و قدرت منطقه ای ایران کرده است.

در نهایت بایدن باز هم به هیچ عنوان از لغو تحریم ها سخن نگفته و صرفا بر مسئله بازگشت تحریم ها تاکید کرده است.

در اظهارات بایدن دو نکته بسیار مهم وجود دارد، اول اینکه تحریم ها برای آمریکا- هم دموکرات ها و هم جمهوری خواهان- یک ابزار قدرت است و آمریکا به هیچ عنوان این ابزار قدرت را کنار نمی گذارد. در مقابل، ایران باید این ابزار قدرت زورگویانه را بی اثر کند. یک نمونه همان راه اندازی پالایشگاه ستاره خلیج فارس و خودکفایی در تولید بنزین و بی اثر کردن تحریم های آمریکا در این خصوص است.

دومین نکته در اظهارات بایدن، شباهت آن با اظهارات ترامپ و پمپئو است. دیدگاه جو بایدن درباره برجام هیچ تفاوتی با دیدگاه دونالد ترامپ ندارد. ترامپ نیز مدعی بود که مشکل برجام این است که «توافقی ناقص است» و باید توان موشکی و قدرت منطقه ای ایران به همراه دائمی شدن محدودیت های هسته ای به این توافق ضمیمه شود.

اصلاح طلبان در سال 94 مدعی شدند که «امضای کری تضمین است و ایران از اجرای برجام اطمینان دارد» ؛ حالا همین طیف علیرغم عهدشکنی دولت های دموکرات و جمهوری خواه آمریکایی، همچنان به امضای بایدن دلخوش کرده است!


:: بازدید از این مطلب : 870
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 12 آذر 1399

روزنامه شرق در گزارشی با عنوان «مجلسِ مقابله با برجام» در مورخه 99/9/12  به شماره 3879 نوشت: «بهارستانی‌ها عزم خود را جزم کرده‌اند تا قبل از بازگشت آمریکا به برجام با الزام دولت به خروج از برجام از تداوم تحریم‌ها خیال خود را راحت کنند. اینکه کاسبان تحریم با تندروی‌های غیرمعقول همیشگی، بر طبل تداوم تحریم‌ها به بهانه‌های مختلف بکوبند، جای تعجب ندارد اما اینکه بهارستانی‌ها در مقام نمایندگی مردم به‌دنبال ادامه حصر اقتصادی کشور هستند و از هیچ گشایش اقتصادی‌ای استقبال نمی‌کنند، جای سؤال دارد».

روزنامه ایران نیز در گزارشی با عنوان «حرکت یکطرفه مجلس در جاده برجام» نوشت: «ساکنان بهارستان دیروز به یکی از آرزوهای خود مبنی بر خروج ایران از برجام نزدیک شدند. آنها ابتدا کلیات طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از ملت ایران» را بی‌توجه به نظر مخالف دولت تصویب کردند و بلافاصله رسیدگی به جزئیات را آغاز کرده و با هر ۹ ماده آن موافقت کردند. نمایندگان آنقدر برای تصویب طرح موسوم به لغو تحریم‌ها عجله داشتند که جلسه را در نوبت بعدازظهر هم ادامه دادند و کار را یکسره کردند».

روزنامه اعتماد هم در مطلبی در اعتراض به طرح مجلس نوشت: «ترور شهید محسن فخری‌زاده ضربه سرویس اطلاعاتی خارجی به سرویس اطلاعاتی و امنیتی ایران بود و منطق می‌گوید واکنش به ضربه اطلاعاتی و امنیتی باید از همان جنس و مجری هم باید سرویس‌ اطلاعاتی ایران باشد نه وزارت امور خارجه».

«عباس عبدی» فعال سیاسی اصلاح طلب نیز در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اعتراض به طرح اخیر مجلس درباره لغو تحریم ها نوشت: «برخی‌ افراد قدرت اطلاعاتی و عملیاتی اسراییل را برجسته می‌کنند در حالی که به نظر من قدرت تحلیلی آنان مهم‌تر است. همین که نبض رفتاری این جماعت را در دست داشته و می‌دانند با یک عملیات ترور، مسیری را می‌گشایند که نتیجه‌اش از وجود ترامپ هم برای اسراییل بهتر است نشانه‌ای از عمق درک تحلیلی آنان است».

 

کارشناسان اقتصادی با گرایش های مختلف سیاسی بارها تاکید کرده اند که علت اصلی مشکلات اقتصادی در کشور، سوءمدیریت در دولت است و تحریم ها حداکثر 20 الی 30 درصد در ایجاد مسکلات موجود سهیم هستند.

طیف اصلاح طلب از یکسو افرادی همچون آخوندی و زنگنه را مدیران خبره و ژنرال های دولت می نامد و کارنامه غیرقابل قبول این افراد را انکار می کند و از سوی دیگر مذاکره و توافق با آمریکا را عامل رفع تمامی مشکلات کشور قلمداد می کند.

طرح اخیر مجلس درباره لغو تحریم ها در حقیقت ابزاری قدرتمند برای وزارت خارجه و دولت و در جهت احقاق حقوق برجامی ایران است. طرح مجلس می گوید ایران نباید یکطرفه تعهدات خود را انجام داده و طرف عهدشکن باید بابت بی عملی خود هزینه بدهد.

این طرح در راستای منافع ملی و علیه منافع آمریکا و تروئیکای اروپایی است. اما عجیب اینجاست که برخی دولتمردان و رسانه ها و فعالین اصلاح طلب از اینکه زورگویی آمریکا و اروپا مورد هجمه قرار گرفته است، برآشفته و عصبانی شده اند!

 اسرائیل یا رژیم صهیونیستی؟


:: بازدید از این مطلب : 896
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 06 آبان 1399

روحانی با این انتقادات از دولت قبل در سال ۹۲ از مردم ایران رای گرفت:

«با چه حقی هر روز دست تو جیب مردم می‌کنیم و پول مردم را نصفش برداشت می‌کنیم؟ ارزش پول ملی را نصف کرده‌ایم و هنوز هم شعار می‌دهیم؟ تورم بالای ۳۰ درصد، کاهش قدرت خرید پول ملی به کمتر از نصف، بیکاری بالای ۱۳ درصد و رشد اقتصادی صفر یا حتی منفی. چقدر شرم آور است که بانک مرکزی ما سکوت کند و IMF (صندوق بین‌المللی پول) برای ما اعلام کند که رشد امسال ما منفی بود. قرار بود که رشد ۸ درصد و قرار بود نرخ تورم و بیکاری تک رقمی شود. همه ضعف‌ها و همه ناکارآمدی‌ها را نمی‌توان پای تحریم نوشت. من دولت راستگویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد.» (۲۲فروردین۹۲)

              ***                        ***                        ****

«مصطفی تاجزاده» از محکومین فتنه ۸۸- اسفند ۹۵- در مصاحبه با روزنامه شرق گفته بود: «اگر روحانی نبود...هر دلار ۱۲ هزار تومان بود. سکه به جای یک میلیون تومان، سه تا چهار میلیون شده بود. پراید ۲۰میلیونی به ۵۰، ۶۰ میلیون رسیده بود و قیمت مواد خوراکی، میوه، نان، برنج، چای و لبنیات سر به فلک کشیده بود

اصلاح طلبان در سال ۹۶ مدعی بودند که اگر آقایان رئیسی و قالیباف به ریاست جمهوری برسند، وضعیت کشور بحرانی شده و دلار به مرز ۵ هزارتومان خواهد رسید.

دولت روحانی اکنون در هفتمین سال فعالیت خود است. اصلاح طلبان در هفت سال اخیر تمامی پست های کلیدی دولت را در اختیار گرفتند. این طیف بخش قابل توجهی از مجلس دهم و همچنین شورای شهر و شهرداری پایتخت را نیز در اختیار گرفت.

نتیجه این شد که ظرف مدت ۷ سال از پراید ۱۷ میلیونی رسیدیم به پراید ۹۰ میلیونی و از دلار ۳ هزارتومانی و سکه یک میلیونی رسیدیم به دلار 25 هزارتومانی و سکه قریب به 13 میلیونی! با این وضعیت اقتصادی که مرهون زحمات عالیجنابان لیبرال در کشور هستیم، هنوز چشم امیدشان به دست شیطان است. آنها با سازش و صلحی که با غربیها بستند این بلا سر مردم آمد و راضی نیستند می خواهند صلحی دیگر کنند و کشور را یکجا به دست شیطان بزرگ بسپارند. اینکه چرا برخی در کشور تنها راه‌حل برون‌رفت از وضع موجود را «مذاکره» می‌دانند نیز مسئله جالبی است. طرفداران این روش غالباً (نه همه آنها) چند ویژگی مشخص دارند. یک) تنها کاری که بلد نیستند، همین «مذاکره» است! این را می‌توان از بلایی که با اسم مذاکره و برجام بر سر اقتصاد و معیشت این مردم آوردند فهمید. غالباً، پشت «مردم» و مشکلات آنها پنهان می‌شوند. پشت مشکلاتی که خود، عامل ایجادشان هستند! اعتقادی به توانایی داخلی و اینکه، به غیر از آمریکا، کشورهای دیگری هم هستند که بتوان با آنها تعامل کرد، ندارند، قطب‌نمایشان همیشه و تحت هر شرایطی، «غرب» را نشان می‌دهد! برای رسیدن به مقصود، از ابزار تحریف بهره می‌برند و در این راه هیچ حد و اندازه‌ای را نمی‌شناسند، حتی اسلام و اهل‌بیت علیهم‌السلام را! «چاره‌ای نداریم» دائم وِرد زبانشان است اما هیچ وقت نمی‌گویند، وضعیت را با همین استدلال‌ها و روش‌ها به این نقطه(چاره‌ای نداریم) رسانده‌اند! هیچ‌گاه مسئولیت صریح‌ترین مواضع و وعده‌هایی را که داده‌اند، برعهده نمی‌گیرند و چه‌بسا حتی، با اظهار ضعف، به دشمن پالس «موثر واقع شدن تحریم‌ها» را می‌فرستند تا باز هم تحریم شویم. آن‌قدر تحریم شویم که «آبرامز» نماینده ویژه آمریکا در امور ایران دیروز بگوید، تحریم‌های ضدایرانی، تَه کشید. چیزی برای تحریم این کشور باقی نمانده است!


:: بازدید از این مطلب : 503
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 04 آبان 1399

رئیس جمهور فرانسه جند روز پیش توهین روز نامه ها به پیامبر اعظم (ص) در فرانسه را آزاد گذاشت و اسمش را آزادی بیان گذاشت. هر زمان یک مقام بلند پایه غربی به مسلمانان توهین نمودند، بدانید آنها از اسلام سیلی خورده اند، چرا به ادیان دیگر چنین حرکت زشتی را انجام نمی دهند، برای اینکه به توهینی که کرده سرپوش بگذارد، نیت خود را پشت شعار دروغین آزادی بیان پنهان می کنند. آنهم در فرانسه که هرفرد آزاده ای شعار مکرون را به مسخره می گیرد. در شانزده دسامبر 1988 میلادی فیلسوف و نویسنده مسلمان "روژه گاردوی" را به جرم انکار جنایت علیه بشریت در فرانسه محکوم کردند. این فیلسوف مسلمان در کتاب خود به نام اسطوره های بنیادین سیاست اسرائیل ثابت کرد، که صهیونیست‏ها با نازی‏ها در جنگ جهانی دوم همکاری داشتند و صهیونیست‏ها برای اینکه در دنیا مظلوم نمایی کنند و افکار جامعه بین المللی را برای تاسیس کشوری در فلسطین مهیا نمایند جنایات هیتلر را علیه یهودیان بزرگ نشان دادند. در این کتاب ثابت کرد که رقم شش ملیون یهودی که در جنگ جهانی دوم توسط آلمانها قتل عام شده اند اغراق آمیز است، چرا که جمعیت یهودیان در آن زمان این مقدار نبوده است. ازآنزمان آزادی بیان و قلم در فرانسه مخدوش شده است. تکبر و بزرگ بینی غربی ها پیشروتر از آزادی بیانی است که شعار می دهند. مکرون حق دارد به دومیلیارد مسلمان توهین نماید ولی اگر اردوغان به او توهین کرد باید سفیرش را از ترکیه فراخواند. باید در فرانسه آ زادی بیان باشد ولی در کشورهای اسلامی نباشد. آقای مکرون باید تاریخ را بخواند تاوضعیت مسلمانان و غرب مخصوصا فرانسه در قرون وسطی را مطالعه نماید و کتابهای اندیشمندان غربی را که اذعان نموده اند، در آن دوره علوم در دست مسلمانان بوده است و غربی ها در جهالت کامل بسر می بردند. حالا که حکومت داران کشورهای اسلامی غرق در تجملات شده اند و به جز تاج و تخت خود به چیز دیگری فکر نمی کنند به مکرون چنین جسارتی می دهند که بر علیه پیامبر اعظم توهین نماید. ولی خدا  هم از دینش دفاع می کند و هم از رسولش، در قرآن کریم می قرماید:

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا گر چه كافران را ناخوش افتد نور خود را كامل خواهد گردانيد

سوره صف آیه 8


:: بازدید از این مطلب : 2379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 29 مهر 1399

عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خیّری بود که در مشهد بازار معروفی داشت. مسجد، مدرسه، آب انبار، پل و دارالایتام و اقدامات خیریه دیگری هم از این دست داشته است.

 به او خبر داده بودند در حوزه علمیه‌ای که با پول او ساخته شده، طلبه‌ای شراب می‌خورد!

ناگهان همهمه‌ای در مدرسه پیچید. طلاب صدا می‌زدند حاج عباسقلی است که به مدرسه وارد شده.
در این وقت روز چه کار دارد؟ از بازار به مدرسه آمده است!

عباسقلی خان یکسره به حجره‌ی من آمد(طلبه مورد نظر) و بقیه همراهان هم دنبالش.
داخل حجره همه نشستند. ناگهان عباسقلی خان به تنهایی از جایش بلند شد و کتابخانه کوچک من را نشانه رفت. رو به من کرد و گفت: لطفاً بفرمایید نام این کتاب قطور چیست؟ گفتم: شاهنامه فردوسی.

دلم در سینه بدجوری می‌زد. سنگی سنگین گویی به تار مویی آویخته شده است. بدنم می‌لرزید.
اگر پشت آن کتاب را نگاه کند، چه خاکی باید بر سرم بریزم؟ عباسقلی خان دستش را آرام به سوی کتاب‌های دیگر دراز کرد…

ببخشید، نام این کتاب چیست؟

بحارالانوار. عجب…! این یکی چطور؟ گلستان سعدی. چه خوب…! این یکی چیست؟ مکاسب و این یکی؟! …

لحظاتی بعد، آن چه نباید بشود، به وقوع پیوست. عباسقلی خان، آن چه را که نباید ببیند، با چشمان خودش دید.
کتاب حجیمی را نشان داد و با دستش آن را لمس کرد. سپس با چشمانی از حدقه درآمده به پشت کتاب اشاره کرد و با لحنی خاص گفت:

این چه نوع کتابی است، اسمش چیست؟ معلوم بود. عباسقلی خان پی برده بود و آن شیشه لعنتی پنهان شده در پشت همان کتاب را هدف قرار داده بود.

برای چند لحظه تمام خانه به دور سرم چرخید، چشم‌هایم سیاهی رفت، زانوهایم سست شد، آبرو و حیثیتم در معرض گردباد قرار گرفته بود. چرا این کار را کردم؟! چرا توی مدرسه؟! خدایا! کمکم کن، نفهمیدم، اشتباه کردم…

خوشبختانه همراهان عباسقلی خان هنوز روی زمین نشسته بودند و نمی‌دیدند، اما با خود او که آن را در اینجا دیده بود چه باید کرد؟

بالاخره نگفتی اسم این کتاب چیست؟

چرا آقا; الآن میگم. داشتم آب می‌شدم. خدایا! دستم به دامنت. در همین حال ناگهان فکری به مغزم خطور کرد و ناخودآگاه بر زبان راندم:
یا ستارالعیوب، و گفتم: نام این کتاب، «ستارالعیوب» است آقا!

فاصله سؤال آمرانه عباسقلی خان و جواب التماس‌آمیز من چند لحظه بیشتر نبود.

شاید اصلاً انتظار این پاسخ را نداشت.
دلم بدجوری شکسته بود و خدای شکسته دلان و متنبه شدگان این پاسخ را بر زبانم نهاده بود. حالا دیگر نوبت عباسقلی خان بود. احساس کردم در یک لحظه لرزید و خشک شد. طوری که انگار برق گرفته باشدش.

شاید انتظار این پاسخ را نداشت. چشم‌هایش را بر هم نهاد. چند قطره اشک از لابه‌لای پلک‌هایش چکید.
ایستاد و سکوت کرد. ساکت و صامت و یکباره کتاب ستارالعیوب (!) را سر جایش گذاشت و از حجره بیرون رفت. همراهانش نیز در پی او بیرون رفتند، حتی آنها هم از این موضوع سر درنیاوردند، و عباسقلی خان هم هیچ‌گاه به روی خودش هم نیاورد که چه دیده است...

اما آن محصلِ آن مدرسه، همان‌دم عادت را به عبادت مبدل کرد. سر بر خاک نهاد و اشک ریخت.

سالیانی چند از آن داستان شگفت گذشت، محصل آن روز، بعدها معلم و مدرس شد و روزی در زمره بزرگان علم، قصه زندگی‌اش را برای شاگردانش تعریف کرد. «زندگی من معجزه ستارالعیوب است»...

ستارالعیوب یکی از نام‌های احیاگر و معجزه آفرین خدا است و من آزادشده و تربیت‌یافته همان یک لحظه رازپوشی و جوانمردی عباسقلی خان هستم که باعث تغییر و تحول سازنده‌ام شد.(١)

لقب «ستار العیوب» کیست

معنای ستار بودن خدا، آن است که اعمال انسانها را از دیگر انسانها می پوشاند تا آبروی آنان حفظ گردد. اما پیامبر و امامان علیهم السلام مظهر اسما و صفات الهی هستند. همان گونه که خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پیامبر و امامان نیز چشم خدا میان خلق هستند و اعمال آنان را می بینند.


:: بازدید از این مطلب : 906
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 26 مهر 1399

 در یک گفتگوی دانشجویی با آقای حسن رحیم پور ازغدی،  یکی از پرسشگران از وی  پرسیده است در باب قیاسی که حسن روحانی درمورد ۷سال عقب نشینی بیحاصل و پیاپی خود دربرابر آمریکا و خضوع بی حساب و بی پایان دربرابر غرب  و امتیازاتی که ازجیب ملت بدون مابه‌ازائی داد و  با دست خالی، خود و برجامش، نزدیک یک دهه از عمر جمهوری اسلامی را با وعده سراب، تلف و یک ملت را معطل کرد و اینهمه مشکلات آفرید و هم چرخ‌های اقتصادکشور را متوقف کرد و هم حقوق هسته ای ملت را به باد داد، و حال با تحریف تاریخ و برای توجیه خود، امام معصوم (ع) را متهم به سازش با ظلم میکند، چه پاسخی دارید؟

 آقای رحیم پور پاسخ گفت :

  این تنهاپرسش بی پاسخ این سالها نیست. پرسشهای بسیاری در این سالها بیهوده بدنبال پاسخگو بوده است. اما در واقع، این وضعیت که امروز میبینیم، مزد ترس است. امروز همه جا و همه تیپ مردم، یکصدا شده اند که اعتمادبه دشمن دین و دنیای مردم، عین نفسانیت و خلاف عقلانیت بود.

شاید تنها دستاورد مفید اما ناخواسته تجربه شکست خورده دیپلماسی این شیخ، همین باشد که برای تاریخ ایران میماند. اما وقتی نوبت به غارت دین مردم هم برسد، سکوت، حرام تر میشود. آنکه مذهب را فدای خود و دین را ابزار استفاده سیاسی کند، از وجناتش پیداست که  از روحانیت،  تنها لباسش را دارد. حال آنکه پیش از این، روحانیت، به سوادش و به معنویت و روحانیتش بود.  هرکه به نام، روحانی است لزوما به صفت، روحانی نیست. شما درست میگویید. با وعده سراب، اقتصاد کشور را به اینجا رساندند.

پیش تر، معیشت و دنیای مردم را برجامی کردند، حال نوبت به برجامی کردن دین مردم رسیده است.   اکنون لحظه ای بود که باید کمترین شجاعت مسئولیت پذیری را داشته باشند، و دیگر حریم پاک اهلبیت ع را به وهم و ترس خودنیالایند. اما این نخستین بار نیست که به امام حسن مجتبی ع، ستم میرود. نسبت سازش را اولین بار معاویه به ایشان بست تا خوارج و افراطیون را بر ایشان بشوراند.

مظلوم بزرگ همه دورانها، حسن بن علی ع است.  شیعه حسن (ع)، آنست که عاقبت چون حسن ع، بدست دشمن، بشهادت رسد و خون بالا بیاورد. تعجبی نیست اگر غرب باوران در وقت پاسخگویی، دین ودنیای مردم را قربانی کنند. من امثال قاسم سلیمانی را واجد روحانیت و اهل معنا میدانم و امثال حسن روحانی را  فاقد آن.

مردم دارند تاوان توهم و وعده های چند سیاستمدار با ضریب هوشی پائین را میدهند که  معلوم شد نه تنها مفهوم عزت و اقتدار ملی را نمیدانند بلکه سیاست بین الملل هم نمیدانند.

پایان معامله با شیطان و اعتماد به وعده های او،  به تعبیر قرآن، فحشای سیاسی و... میشود. الشیطان یعدکم الفقرو یامرکم بالفحشا، شیطان با ارعاب و تهدید و سپس وعده اقتصادی، ضعیفان را وادار به فحشا میکند.

وضع مردم، در اقتصاد برجامی بد است. اما خوب شد که همه، همه ماجرا را  باچشم خود دیدند. در پایان ۸ سال مدیریت آرمان ستیزان، وقتی برای معلق زدن و طلبکار شدن نمانده، ضمن آنکه دیگر کسی هم پشت سرشان نمانده  و با تخیلات و دروغهایشان تنها مانده اند.

در  سالهای حاکمیت این ورژن از روحانیت، درجه اعتماد به لباس روحانیت  بطرز بیسابقه ای تنزل یافت.   اقتصادبرجامی و دیپلماسی ترس، درکنار دزدی های بی‌سابقه ای که این سالها ازبیت المال شد، ضربات سنگینی به دین ودنیای مردم زد.

اما نمیشود هربار پس از تجربه های بد، همه پرونده ها را سوزاند و دوباره بازی جدید شروع کرد. آنچه دراین سالها با اقتصاد مردم و عزت ایران شد، در تقابل مستقیم با عقلانیت بود.

این دستاورد ملی، گران تمام شد اما لازم بود یک باردیگر،   همه توهمات و وعده‌های تسلیم طلبان که نه تنها آرمانگرا نبوده‌اند بلکه هرگز واقع‌بین هم نبودند،  و این بار، پیش چشم نسل  دهه هشتاد و نود هم محک بخورد و دیگر برای ابد در تاریخ پساانقلاب، بجای آب، سراب ننوشیم.

شانس مردم مارا ببین که آن یکی میخواهد با آنجلینا جولی، خودشان دونفری مشکلات جهان را حل کنند و این یکی، در پایان هشت سال حکومتش هنوز منتظر ترحم ترامپ و تعهد اوباما و امید جدیدش، جو بایدن است.


:: بازدید از این مطلب : 2163
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 23 مهر 1399

در وضعیت کرونایی کشور، دو طیف فکری، در سه قوه اصلی  مجریه، مقننه و قضاییه حضور دارند. بدون شک اعمال  هر مسئول بر گرفته از اعتقادات و افکاری اوست. قوه مجریه را گروهی به نام اصلاح طلب بیش از سی سال است که دراختیار گرفته اند. دولت آقای روحانی که با شعائر تدبیر و امید و اعتدال ودیگر ترفندهای تبلیغاتی رای مردم را به طرف خود جلب نمود، با تحویل دادن پست های وزارت و مدیران رده بالای به اصلاح طلبان علنا هم ار اعتدال بیرون آمد و هم از تدبیر، با تفکر و اندیشه اصلاح طلبان وضعیت کشور را به سویی کشاند که هم از تدبیر نشانی نمی بینی و هم هیج روزنه امیدی برای اصلاح امور در این دولت به چشم می خورداز همان روز اولی که تبلیقات کاندیدا ها ی ریاست جمهوری (1392) بین این دو طیف فکری شروع شد، معیارهای هر کدام از دوجناح برای تبلیغات، برگرفته از بینش و اندیشه ای بود که در اندیشه خود پرورانده و به آن اعتقاد داشتند . گروه اصلاح طلب، با توجه به دیدگاه لیبرالیستی که دارد و معتقد به  آن است، برای پیروزی خود در مقابل حریف، مسیر تبلیغات خود را بر اصول مهم ایدئولوژی لیبرالیسم، یعنی اصل"هدف وسیله را توجیه می کند" بنا نهاد. از شعارهای آنها به خوبی می توان به این مهم دست یافت. آقای روجانی در اردیبهشت 96 در یک سالن ورزشی در همدان گفت: «اگر شما جوانان در خانه بنشينيد، بدانيد كه در پياده‌روهاي ما هم ديوار خواهد بود، شما آنها را نمي‌شناسيد. من آنها را مي‌شناسم. آنها روزي در جلسه‌اي تصميم گرفتند كه در تهران و در پياده‌رو ديوار بكشند. آنها مي‌خواستند، پياده‌رو زنانه و مردانه ايجاد كنند.» البته  این اظهار نظر مورد تایید بی بی سی نیز قرار گرفت، و  بلافاصله در شبكه‌هاي اجتماعي نوشتند:  كه اين يك برنامه از پيش نوشته شده براي روحاني است كه در يك ستاد مخفي براي او تنظيم شده است، قرار است آقای روحانی در جمع مردم آنرا بین نماید.

حالا دیوار کشی توسط چه کسانی و در کجا قصد اجرای آنرا داشتند، بماند .  موضوع ديوار كشي كه روحاني اشاره كرده بود، قابليت جست‌وجوي تاريخي دارد اما نه در پياده‌روها بلكه در دانشگاه‌ و آن هم از سوي اصلاح‌طلبان اما نه در دولت اصلاحات بلكه در سال 64!
ماجراي آن را رهبر فرزانه انقلاب در سال 81 خطاب به خاتمي و معين نقل مي‌كند و مي‌فرمايد: «كساني كه الان (در دولت اصلاحات) اردوي مختلط برگزار مي‌كنند، همان كساني هستند كه سال 63-64 در كلاس‌هاي دانشگاه ديوار كشيدند، بنده به دستور امام رفتم در نمازجمعه گفتم اين كار بد است. من نمي‌فهمم چطور اينها اين جور عوض مي‌شوند.  180 درجه راهشان را عوض مي‌كنند! امام به من گفتند كه اين چه كاري است. من در نماز جمعه تهران گفتم كه اين كار، كار مناسبي نيست. ديوار كشيدن حرف ما نيست. حرف انقلاب نيست.» پس اصل دیوار کشی برمی گردد به هم طیفان آقای روحانی که زمانی بین دختر و پسر در دانشگاه دیوار کشیدند، و زمانی اردوهای مختلط برگزار می کنند. در اصل اصلاح طلبان این دگراندیشی به چشم می خورد.

در جریان انتخاباتی سال 92 آنچنان وضعیت کشور را خراب نشان می داد و خود را موعود حل مشکلات قلم داد می کرد و به انتظارات مردم می افزود. به این متن از سخنرانی توجه کنید:«…ما شاهد هستیم که دلار بعد از چند ماه به چندین برابر قیمت افزایش پیدا می‌کند، مشکل کجاست؟ مشکل عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بی‌ثباتی‌هاست. مردم مدیریت کارآمد، ثبات، آرامش، قدرت آینده و آینده‌نگری را می‌خواهند...» ایشان  تصویری سیاه و در هم ریخته از شرایط اجتماعی، سیاسی جامعه را به مردم القاء می کند و خود را باکلید کزایی اش حلال مشکلات می داند. دلار هفت برابر شد،کسانی که از روی دلسوزی نقد منصفانه می کردند، چنین ناسزاهایی نثارشان می کرد: «تازه به دوران رسیده‌ها، تخریب‌گر، کاسب، مستضعف فکری، حامیان افراط، دروغ پراکنند، ترسو هستند، بزدلند، عقب‌مانده‌اند، بروند به جهنم، هراسانند چون کافر همه را به کیش خود پندارد، عصر حجری‌اند، بیکارند، متوهمند، عادت دارند از دیوار بالا بروند، خطای دید دارند، هوچی‌بازند، بی شناسنامه‌اند، کم‌سوادند، اقلیتند، از خداوند هم ایراد می‌گیرند، تازه انقلابی‌اند، کودکند.» مدیرانش با حقوق های نجومی امثال آقای"عباس آخوندی" وزیر راه و شهرسازی می گوید:"این افتخار دولت است که حتی یک واحد مسکونی را نساخت. از ابتدا قرار نبود دولت خانه ای بسازد ... "و الاآخر، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

در جریان تبلیغات انتخاباتی، و همزمان با فاجعه معدن یورت، که به نقل از رئیس جمهور توئیت کرد:"من تنها به معدن می روم تا معدنچیان برای فریاد کشیدنبر سر بالاترین مقام رسمی کشور احساس آرامش و راحتی کنند؛ این افتخار من است."

و جملاتی که در ارتباط با بازدید آقای قالیباف از مرض های کرونایی در بیمارستان داشتند، چرخش 180 درجه را نشان می دهد. حسن روحانی رئیس جمهور روز چهارشنبه ۱۶ مهر در جلسه هیأت دولت در بخشی از سخنان خود درباره علت لغو جلسه سران قوا بیان داشت:... کسی نمی‌تواند وسط سیل بایستد و بگوید نمی‌ترسم؛ خوب بایست تا آب بیاید تا تو را ببرد. وسط زلزله نمی‌توان زیر سقف ایستاد، اگر می‌خواهی بایستی خوب بایست تا سقف روی سرت خراب شود. باید به عقل و شرع و پروتکل‌های بهداشتی توجه کرده و آنها را عمل کنیم.

خوب به این جمله آقای روحانی با حرفهایی که در ارتباط با بازدید آقای قلیباف از بیماران کرونایی در بیمارستان داشتند توجه کنیم، می بینیم که آقای روحانی،روشی از عقلابیت لیبرالی که با اخلاق و معنویت قهر است، برای زیر سئوال بردن مدیران جهادی استفاده می کند. به جای آنکه ایشان به عنوان یک مسئول بلند پایه نظام وظیفه ذاتی خود را انجام دهد، و برای دلگرمی کادر درمان فداکار بیماران کرنایی، به بیمارستان سرکشی کند و خسته نباشی بگوید، برای فرار به جلو و برای اینکه ار خودش مردم خرده نگیرند و مقایشه نکنند عمل یک مدیر جهادی را با یک مدیر لیبرالی، حرکت ایثار گونه دیگران را زیر سئوال قرار می دهد. اشتباه ایشان این است که فکر می کند در انگلستان است که فقط عقلانیت مورد تقدس است، در حالی که در جمهوری اسلامی ایران که بر پایه اصول اسلام مسئولینش باید خدمت نمایند. هم باید دارای عقلانیت باشند و هم دارای ایمان. عقلانیت بدون ایمان با توجه به خصلت انسان که در عین بهره مندی از قوّة خرد، منفعت طلب، خودخواه،جاطلب و استثمارگر می شود. در عقلانیت صرف آثاری از ایثار و خود گذشتگی یافت نمی شود. ولی در ایمان ایثار، فداکاری، اخلاص و از خود گذشتگی تراوش می شود. از آقای روحانی باید پرسید: اگر سیلی بیاید، و در حال بردن هموطنانت باشدجه کار می کنی؟ اگر در یک آتش سوزی فرزند خانواده ای در داخل منزل باشد توچه کار می کنی؟ چرا آقای روحانی مغلطه می کنی؟ می خواهی ترس از جانت را با استفاده ابزاری از عقلانیت لاپوشانی نمایید. تو به تمام شهیدان، جهادگران توهین نمودی که این نیز بر گرفته از تفکر لیبرالی جنابعالی می باشد.

 


:: بازدید از این مطلب : 2306
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران