منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 10 خرداد 1401
جشنواره سیاست‌زده کن در این دوره و در قالب فضایی احساسی به لطف حضور اصغر فرهادی در بین هیئت داوران و یک راهبرد رسانه‌ای از پیش تعیین شده به زهرا امیرابراهیمی نخل طلا داد. بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که دستپخت خود ایرانی‌ها باشد. «فیلم سیاه از ایران» را غرب برای توجیه تحریم‌های ظالمانه علیه سفره و سلامت مردم ایران نیاز شدید دارد و برای آن فرش قرمز پهن می‌کند.
بازیگر باید ایرانی و با یک سابقه «قابل توجه» باشد! کارگردان باید در «وطن‌فروشی» قسم خورده باشد. داوری باید درس وطن‌فروشی را قبلاً پس داده باشد. بازیگرانی که روی آنتن تلویزیون شهره شدند باید با تبریک به جایزه‌بگیران، بخشی از این جورچین وطن‌فروشی باشند. همه با هم باید هر «هنر»‌ی دارند به کار بگیرند تا اروپا و امریکا تصویری سیاه از ایران و اسلام را که برای مقاصد تحریم اقتصادی و غذایی و دارویی مردم ایران نیاز دارند به‌دست آورند. این است معنای وطن‌فروشی در زمانه جدید با نقش‌آفرینی لعبت‌کاران عرصه نمایش!
در تقسیم جوایز جشنواره کن به فیلم‌هایی که به نحوی به ایران مربوط می‌شد، فیلم برادران لیلا جایزه فیبرشی (منتقدان) را برد و نخل طلا به زهرا امیرابراهیمی رسید که گفته می‌شود بازی شاخصی در فیلم ضد ایرانی عنکبوت مقدس ارائه نداده است، اما هیئت داوران با حضور اصغر فرهادی به دلیل تمرکز غیرمتعارف روی او نگاه‌ها را به سمت او روانه کرد.
این درحالی رقم خورد که تیم فیلم برادران لیلا حاضر در جشنواره کن با شوک یک افشاگری تازه و غیرمنتظره علیه بازیگر اصلی‌اش مواجه شد. سعید پورصمیمی که در این چند روز چهره مورد توجه رسانه‌های سینمایی ایران بود و نثر‌های پرطمطراق و پرتعداد درباره کیفیت بی بدیل بازی و شخصیت او نوشته می‌شد، از سوی کتایون ریاحی متهم به آزار جنسی شد تا دامن‌زنندگان جنبش وارداتی موسوم به me too را در وضعیتی متناقض قرار دهد. جالب اینکه ترانه علیدوستی به عنوان لیدر این به اصطلاح جنبش در فیلم برادران لیلا با سعید پورصمیمی هم‌بازی است و پیش از این نیز فرهاد اصلانی دیگر بازیگر فیلم به دلیل اتهام‌زنی یک زن دیگر مورد حمله و شماتت قرار گرفته بود. ترانه علیدوستی که در کن از هیچ تریبونی برای تحقیر ایران صرف نظر نکرد و بیش از آنکه درباره فیلم و سینما سخن بگوید زیرآب مردم ایران را زد، هنوز درباره این موضوع اظهار نظر نکرده، چرا که اگر قرار باشد هر آن سینماگری از میان زنان تصمیم به اتهام‌زنی علیه مرد سینماگری بگیرد معلوم نیست ادامه این کارزار مبتذل به کجا ختم خواهد شد. جالب است که زهرا امیر ابراهیمی نیز باید نخل طلای خود را مدیون همین فضای مظلوم نمایانه ضد مرد بداند که رسانه‌های داخل تا توانستند به آن دمیدند و آن را تا خارج از کشور امتداد دادند.
عنکبوت مقدس را باید در ادامه روند تولید فیلم‌های ضد ایرانی دانست که در چند دهه گذشته با تزریق بودجه‌های کلان ناتوی فرهنگی در ایران و خارج از کشور تولید می‌شوند تا از ایران چهره‌ای عقب مانده ارائه دهند. دستپخت تازه این حمایت‌های مالی فیلمی است که ایران، اسلام و جامعه ایرانی را به طرزی افراطی و انتقام‌جویانه متحجر و سیاه نشان می‌دهد. آن‌ها که فیلم را دیده‌اند عنوان می‌کنند که عنکبوت مقدس از سیاه‌ترین فیلم‌هایی است که در چند دهه اخیر ضد ایران ساخته شده است. یک فریم از تیتراژ این فیلم همزمان با عبارت «عنکبوت مقدس» نمایی از شهر مشهد را از بالا در شب نشان می‌دهد که همه راه‌های اصلی شبیه تار عنکبوت به حرم مطهر امام هشتم در مرکز ختم می‌شود. این بی حرمتی و اسائه ادب به ساحت امام هشتم به طرزی موذیانه شکل گرفته و کلیت اثر هم در راستای تخطئه مذهب جلو می‌رود. زهرا امیر ابراهیمی البته پیش از این هم در فیلم ضد ایرانی دیگری با نام «تهران تابو» نقش‌آفرینی کرده بود که از تهران تصویر شهری به شدت غرق در فساد و تباهی جنسی ارائه می‌داد.
فیلم‌های ضد ایرانی مکمل تحریم‌های ظالمانه
فیلم‌های ایران ستیز را باید مکمل و مجوزی برای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌های ایران قلمداد کرد. در واقع بهترین دستاویز برای تنگ‌تر کردن حلقه تحریم علیه ایران فیلم‌هایی است که از سوی خود ایرانی‌ها ساخته شده باشد. نمایش این آثار در خارج از ایران افکار عمومی را متقاعد می‌کند که تحریم‌ها ابزار درستی بر ضد ایران هستند و معلوم است که فشار‌ها بیش از همه روی همان مردم محرومی سنگینی می‌کند که این سینماگران مزورانه سنگ آنان را به سینه می‌زنند.
این بار همه چیز دست به دست هم داد تا در جشنواره‌ای که به زعم خیلی‌ها سیاست‌زده‌ترین دوره را از سر می‌گذراند یک زن بازیگر ایرانی که مجبور به فراری خودخواسته از کشورش شده، مانند یک قهرمان جلوه کند. این روز‌ها به بهانه حمایت از این زن، جامعه ایران زیر شدید‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین قضاوت‌ها قرار گرفته است. گویی در ماجرای انتشار فیلم خصوصی زهرا امیر ابراهیمی شخص او هیچ سهمی نداشته و صرفاً به زعم ایران ستیزان دست پلید جامعه از آستین او بیرون آمده و او را به فلاکت و غربت کشانده است. این القای شوم سبب شده بخشی از جامعه ایران زیر بمباران رسانه‌ای بیش از پیش به ضایعه خودتحقیری دچار شود و به این باور برسد که در فلاکت زهرا امیر ابراهیمی نقشی اساسی ایفا کرده است و اینگونه القا شود که او در جامعه‌ای غربی توانست حیاتی دوباره بیابد. واضح است که این صحنه‌آرایی فرهنگی و رسانه‌ای نیازمند واکنش درخور و هوشمندانه‌ای در داخل است، هرچند این جنگ نرم فرهنگی ظرافت‌های خاص خود را می‌طلبد، اما سهم سینماگران در این خودزنی فرهنگی غیرقابل کتمان است. همایون اسعدیان، فیلمساز پیشکسوت اخیراً در یک گفتگو به مسئولیت سینما در ایجاد این وضعیت اعتراف کرده است: «من در مورد بحث آزار جنسی خودمان را مقصر می‌دانم، ما شرایطی ایجاد کردیم که دختری جوان فکر می‌کند برای اینکه وارد کار شود باید چنین عملی از او سر بزند.» در ایجاد شرایطی که باعث شد امیرابراهیمی در تور اهداف ایران‌ستیزانه غربی‌ها بیفتد و از او سوء استفاده شود نیز اگرچه رسماً به آن اعتراف نشده، اما حقیقتی غیرقابل انکار است. زهرا امیرابراهیمی ۱۶ سال پیش ابتدا در تور غفلت و سرگردانی سینمای ایران افتاد و در مرحله بعد در غفلت مدیریت ضعیف فرهنگی در دام ناتوی فرهنگی گرفتار آمد تا از جامعه خود در قالب فیلم‌های ایران‌ستیزانه انتقام بگیرد.

نخل طلای زهرا امیر ابراهیمی و ایران‌ستیزی کلامی ترانه علیدوستی در شبکه‌های اجتماعی نیز بازخورد‌های زیادی داشت:
ابراهیم داروغه‌زاده، دبیر وقت جشنواره فیلم فجر نوشت: اینکه در جشنواره کن، از وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشورتون شکایت کنید دقیقاً چه فایده‌ای دارد؟ تحریم‌های اقتصادی امریکا و اروپا علیه مردم ایران کم می‌شود، یا برعکس؟ نمیشد آنجا از تحریم‌های غرب علیه ایران شکایت کنید و انتقاد از دولت و حاکمیت را بگذارید برای وقتی که برگشتید؟
علی علیزاده، فعال رسانه‌ای ساکن لندن نیز این‌گونه به این موضوع در واکنش به توئیت تمجیدانه آذر منصوری دبیرکل‌حزب اتحاد ملت واکنش نشان داد: خانم آذر منصوری! فیلم «عنکبوت مقدس» چهره‌ای هیولایی نه فقط از جمهوری اسلامی، بلکه از اسلام و مردم ایران به غرب نشان می‌دهد. اسلام را دینی نشان می‌دهد که تحت تأثیر تعلیماتش مردان تبدیل به قاتلان سریالی می‌شوند و مردم ایران را کسانی نشان می‌دهد که این قاتلان سریالی را تشویق می‌کنند و از این قاتلان قهرمان می‌سازند. جایزه گرفتن این فیلم صراحتاً بخشی از پازل اسلام‌هراسی و ایران‌ستیزی است. خانم منصوری! شما در مقام دبیرکل یکی از مهم‌ترین احزاب اصلاح‌طلب نمی‌دانید فیلم‌های این‌چنینی در نهایت در راستای مشروعیت بخشیدن به تحریم‌ها و انزوای ایران عمل می‌کنند؟ واقعاً این‌قدر با «ایران‌ستیزی فرهنگی» در غرب که ۴۰ سال قدمت دارد، ناآشنایید یا از لجبازی سیاسی کنار ایران‌ستیزان ایستاده‌اید؟
میکاییل دیانی نیز در این باره نوشت: آی مسلمونا! حواس‌تون هست فیلمی که هنوز نتوانسته‌اید ببینید و برایش کف و سوت می‌زنید، چیست؟! بروید تصویر تبلیغی فیلم عنکبوت مقدس و جسارتش به حرم مطهر امام رئوف را ببینید تا متوجه شویدپشت چه فیلمی می‌ایستید!
علیرضا سلیمانی این‌گونه توئیت زد: چه کسی جایزه گرفته؟ یک بازیگر با سابقه رابطه نامشروع اختیاری. چه کسی فیلم او را منتشر کرده؟ یک بازیگر دیگر. چه کسانی در کن او را تشویق می‌کنند؟ چند بازیگر متهم به تجاوز. محتوای فیلم چیست؟ تجاوز یک مذهبی به دیگران.
وجیهه سامانی نیز توئیت کرد: بازم دم معرفت و فهم سیمین دانشور گرم که گفت «من رخت چرک هام را هم در حیاط همسایه نمی‌شویم.» یک جنتلمن واقعی، هرگز مشکلات خانواده‌اش را بیرون مرز‌های جغرافیایی کشورش جار نمی‌زنه. لباس هنرمندی زیادی به تن‌تون گشاده!
یک کاربر فضای مجازی نوشت: جزو تماشاگران هیجان زده دیروز و ستایشگران جوزده امروز نیستیم. از دیروز تا امروز فقط چشم بستیم و تأسف خوردیم، دیروز به‌خاطر بی‌آبرو و بدنام کردن شخصی که می‌گفت به او خیانت شده است و امروز به خاطر خیانت همان شخص به کشور و بدنام کردن دین و فرهنگ یک ملت.
امیرحسین حدادیان، اما این‌گونه واکنش نشان داد: می‌دونید نتیجه این تصویر‌های سیاهی که فیلم‌ها و بازیگران‌مون از ایران و ایرانی دارن به دنیا نشون می‌دن چیه؟ آفرین؛ مشروعیت‌بخشی تو افکار مردم دنیا برای تجاوز به ایران؛ مستمسک تحریم‌ها.
کاربر دیگری نوشت: امروز «عنکبوت مقدس» در کن جایزه می‌گیرد، نه برای اینکه فیلم خوبی است بلکه برای اینکه صراحتاً بخشی از پازل ایران‌ستیزی و اسلام‌هراسی است. توی کشور خودمون هم معلوم نیست اصلاح‌طلب‌ها چرا این‌قدر دارن برای این جایزه خوشحالی می‌کنند...
نوید ایرانی نوشت: وقتی زهرا امیر ابراهیمی بشه بهترین بازیگر زن جشنواره کن، پسر خاوری اختلاس‌گر معروف هم باید بشه تاجر برگزیده الهام‌بخش! واقعاً غرب ما رو چی فرض کرده؟!
محمد علی ابطحی فعال اصطلاح‌طلب، نخل طلا را تبریک گفت و محمد صالح مفتاح زیر توئیت او کامنت گذاشت‌: فیلم ضد دین بازی کردن افتخاری نداره.
کار بر دیگری نوشت: زلنسکی را به عنوان میهمان ویژه جشنواره کن دعوت می‌کنند، فیلمسازان روس را از شرکت منع می‌کنند، فیلمی سیاه از ایران پخش می‌شود و از فیلم هالیوودی «تاپ‌گان» با موضوع بمباران تأسیسات اتمی ایران حمایت ویژه می‌کنند! تروریسم هنری یعنی همین.
یک کاربر نیز این‌گونه واکنش نشان داد: فیلم عنکبوت مقدس دهمین انتخاب مردمی شد و اولین انتخاب سیاسی جشنواره کن، باید گفت جشنواره سیاسی کن.
سلبریتی‌های جوگیر.
اما در میان این موج عصبانیت از وطن‌فروشی فیلم عنکبوت مقدس تعدادی از سلبریتی‌ها مثل همیشه جوگیر شدند و نخل طلا را به زهرا امیر ابراهیمی تبریک گفتند: بهرام رادان نوشت: حالا بر قله دنیا قرار گرفتی!
سام درخشانی هم برای این بازیگر پیام تبریک فرستاد و نوشت: زهرا جان درسی شدی برای همه بی معرفت‌ها!
واضح است که این تبریک‌های کیلویی از فهم ناقص و درک پایین این سینماگران حکایت دارد که فکر می‌کنند جایزه جشنواره سینمایی در یک رویداد سیاست‌زده مثل کاپ تورنمنت ورزشی است و جایزه را به یک قهرمان می‌دهند.
 
روزنامه جوان
 
**
بی آبرویی کن
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
«نمایشی سخیف و ضدملی»؛ این را احتمالا بتوان محترمانه‌ترین و اجمالی‌ترین تصویر ممکن از آنچه تعدادی از سلبریتی‌ها و هنرمندان ایرانی در جشنواره کن از خود به نمایش گذاشتند خواند؛ نمایشی که تمنای دیده شدن با تن دادن به هر رفتار دون شأنی و به زبان آوردن هر سخنی در آن مشهود بود. هر چند حواشی درون‌صنفی و برخی افشاگری‌ها از سوی هنرمندان علیه یکدیگر سطح رسوایی و بی‌آبرویی این نمایش را بیش از پیش افزایش داد اما طرح ادبیات ضدملی و همراه و همصدا شدن با جریاناتی که ابایی از توهین به مقدسات و باورهای مردم ندارند باعث شد افکار عمومی نیز واکنش منفی نسبت به رفتار جمعی از هنرمندان حاضر در این جشنواره نشان بدهد. 
به گزارش «وطن‌امروز»، حالا بیش از یک دهه از سناریوی مرجعیت‌بخشی به هنرمندان و سلبریتی‌ها می‌گذرد. انتخابات سال88 و حوادث بعد از آن را می‌توان نقطه آغازینی بر تلاش جریانات سیاسی و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور برای بخشیدن مرجعیت سیاسی به هنرمندان دانست؛ امری که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌های 92 و 96 نیز پی گرفته شد و به موازات آن با گسترش حوزه نفوذ شبکه‌های اجتماعی تثبیت شد. در این ایام جریانات سیاسی غربگرا نیز بیشترین سرمایه‌گذاری خود را معطوف به حفظ مرجعیت این گروه و تبدیل آنها به تریبون خود در جامعه داشتند تا جایی که سال97 سعید حجاریان صراحتا از لزوم طرح سخنان جریان اصلاحات از زبان سلبریتی‌ها سخن گفت و آن را نقشه راه سیاسی این جریان دانست. در چنین فضایی هنرمندان، سلبریتی‌ها و حتی بخشی از ورزشکاران دوام خود را در میدان‌داری سیاسی و میزان همراه کردن افکارعمومی با خود دانستند. این گروه حالا در پیش و پس از هر حادثه به دنبال فرصتی برای مطرح کردن خود می‌گشتند که جشنواره‌های خارجی یکی از مهم‌ترین این فرصت‌ها بود. حالا دیگر فراتر از ساخت فیلم‌هایی که روایتی همسو با روایت دولت‌های غربی از داخل ایران داشت، تریبون‌های این جشنواره‌ها نیز تبدیل به یکی از مکان‌ها برای خودنمایی سلبریتی‌هایی می‌شد که عملا بدگویی علیه کشور خود را رمز بقا و پیشرفت می‌دانستند. 
جشنواره کن و حواشی فضاحت‌باری که برخی سلبریتی‌ها و هنرپیشه‌های ایرانی در آن خلق کردند را می‌توان ادامه مسیری دانست که از سال‌ها پیش شکل گرفته بود. رفتارهای عجیب از سوی بازیگری که سعی داشت با پا گذاشتن بر عرف جامعه ایرانی، خود را بیش از پیش در قاب دوربین‌ها بگنجاند، در کنار اظهارات بازیگری که خیال داشت با تخریب وطن و تکرار ادعاهای ضدایرانی جایزه‌ای برای خود دست و پا کند همگی نشان از یک واقعیت داشت و آن هم نبود هیچگونه تعهد ملی در رفتارهای یک گروه مرجع جدید بود. آبروریزی ملی آن هم از سوی چهره‌هایی که حالا موفقیت خود را در این رسوایی جست‌وجو می‌کردند تا جایی پیش رفت که حتی برخی از جریانات هنری هم این صحنه را به مثابه یک سقوط آزاد برای سینمای ایران مورد ملامت قرار دادند. 
 
* جایزه به شرط فحاشی
گذار از فحاشی علیه نظام و کشور به عنوان یک ژست روشنفکری به ابزاری برای تضمین موفقیت در جشنواره‌های خارجی تا جایی پیش رفته که یکی از هنرپیشه‌های حاضر در این جشنواره مدعی شده از اول صبح و بیدار شدن مشغول مبارزه است. هرچند این گفته مضحک با واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز مواجه شد اما چنین رویه فلاکت‌‌باری که سعی دارد با توجه خریدن از غربی‌ها برای خود جایگاهی دست و پا کند باعث شده برخی هنرپیشه‌ها تن دادن به هر خفتی و تکرار هر ادعای ضدایرانی را به عنوان بخشی از کارویژه خود مدنظر قرار دهند. 
چند ماه پیش، همزمان با عدم موفقیت فیلم اصغر فرهادی در داخل و خارج از کشور بود که وی به عنوان یکی از نمادهای نمایش‌های ضدایرانی در خارج از کشور ادعاهای رادیکال و بی‌اساسی را برای افزایش احتمال موفقیت اثرش مطرح کرد. هرچند این حربه هم کمکی به موفقیت وی و کاهش فشارهایی که ناشی از برخی ادعاها درباره کپی بودن فیلمنامه اثرش بود نداشت. در این میان، یکی از عجیب‌ترین تناقض‌ها در رفتارهای این‌چنینی از سوی هنرپیشه‌ها ادعایی است که درباره استقلال خود و آثارشان دارند. برای نمونه هنرپیشه‌هایی که مهم‌ترین آثارشان پروژه‌های دولتی بوده یا با جوایز جشنواره‌های دولتی شناخته شده‌اند به یکباره خود را هنرمندانی مستقل معرفی می‌کنند که حتی در داخل کشور محدودیت‌های فراوانی داشته‌اند!
 
* لکنت زبان برای شرح جنایات خارجی علیه ایرانیان
سلبریتی‌ها به موازات همه ادعاهای‌ تند و رادیکال‌شان علیه نظام و کشور، هنگام حضور در جشنواره‌های خارجی و قرار گرفتن مقابل خبرنگاران غربی لکنت زایدالوصفی برای بیان جنایات دولت‌های غربی علیه مردم ایران دارند. تقریبا هیچ موردی در سال‌های اخیر نبوده که هنرپیشه‌ای از این تریبون برای بیان تاثیر تحریم‌های ظالمانه غرب بر زندگی و معیشت مردم، ترور فرماندهان و دانشمندان ایرانی و رویکرد ایران‌هراسی دولت‌ها و رسانه‌های غربی سخنی بگوید. چنین رویه مزورانه و خفت‌باری باعث شده اساسا سلبریتی‌ها هرگونه رسالت ملی را برای خود امری مذموم به حساب آورده و از آن دوری کنند. 
نمایش مفتضحانه جمعی از هنرپیشه‌های ایرانی در کن، فارغ از نتایج و سرانجام سینمایی‌اش، حامل پیام‌های سیاسی نیز بود. این نمایش بخوبی نشان داد سپردن نمایندگی مردم ایران به افرادی که هیچ رنج مشترکی با آنان ندارند و حتی موفقیت خود را در همصدا شدن با دشمنان این کشور جست‌وجو می‌کنند، می‌تواند به خلق چنین سیرکی منتهی شود. گروهی که خود هر روز پرده از رسوایی‌های جدیدی علیه یکدیگر برمی‌دارند و برای دیده شدن ابایی از توهین به مقدسات مردم ندارند، شایستگی نمایندگی این مردم و سختی‌های‌شان را ندارند.
***
کن، فرانسه و بازهم اسلام‌هراسی
گروه فرهنگ و هنر: آخرین باری که یک نفر از نیش عنکبوت در استرالیا درگذشت، مربوط به سال ۱۹۸۱ می‌شود اما در 5 سال اخیر صدها هزار نفر توسط سیاست‌های غرب برای فروش اسلحه و غارت منابع اولیه مردم کشته شده‌اند. «پول» سوار بر رسانه‌ها در حال قربانی گرفتن است و برای توجیه افکار عمومی و قضاوت جهانی، دشمن‌سازی می‌کند. بهترین و قدرتمندترین دشمن نیز در این عصر جدید «شیعه» است. گویی جهان غرب پشت تمام حریفان و دشمنان خود را به خاک مالیده اما در مقابل تفکر شیعی کم آورده است. وقتی 20 میلیون دلار برای یک جشنواره معتبر در سطح جهانی هزینه می‌کند و به جای آنکه «هنر را برای هنر» ببیند، «هنر را به خدمت سیاست» می‌گیرد، نشان‌دهنده آن است که کم آورده است. در پی اقدام موهن و سیاسی جشنواره فیلم کن در توجه به فیلم ضعیف و موهوم «عنکبوت مقدس» و جریحه‌دار شدن باورها و اعتقادات شیعیان جهان، سازمان سینمایی با محکومیت این اقدام، بیانیه‌ای صادر کرد. 
متن این بیانیه به این شرح است: «عرصه فرهنگی در جهان همواره محل پاسداشت ملت‌ها و ارج نهادن به ارزش‌های جامعه بشری بوده است؛ ارزش‌هایی که ریشه در اعتقادات و باورهای مردم و کشورها دارند و در این میان جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی عموما با شعار توجه به هنر هفتم و انعکاس تولیدات فاخر کشورهای جهان رخ می‌نمایند، لیکن سال‌هاست که شاهد آن هستیم اصحاب زور و تزویر با رخنه در این رویدادها یا پایه‌گذاری جشنواره‌هایی که نقش ابزار جنگی آنها را در مواجهه با آحاد آزادی‌خواهان جامعه جهانی دارند، در تلاشند که منویات سیاسی خود را بر عرصه هنر حقنه کنند و آنچه ماحصل آن شده است به اضمحلال رفتن ارزش هنری و وجه حرفه‌ای این رویدادهاست. این بار نیز در جشنواره فیلم کن که تحت سیطره و فرامین دولت فرانسه برگزار می‌شود شاهد آن بودیم که ساخته‌ای نه‌تنها صرفا سیاسی بلکه شب نامه سخیف تصویری که ماحصل ذهن مشوش فردی دانمارکی ایرانی‌تبار و برآمده از زر استکبار است و به اعتقادات و ارزش‌های میلیون‌ها مسلمان و جمعیت عظیم شیعیان جهان توهین کرده مورد توجه این جشنواره قرار گرفته است. 
این سیاهه‌ تصویری با سوگیری اجتماعی، مذهبی و تحقیر باورهای آیینی ایرانی- اسلامی درصدد است مسیری را رود که سلمان رشدی‌ها در آیات شیطانی و آتش‌زنندگان قرآن کریم رفته‌اند غافل از اینکه «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ‌الله بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». در حالی فیلم موهن «عنکبوت مقدس» با ارائه چهره‌ای مخدوش از جامعه‌ ایرانی و با توهین آشکار به باورهای متعالی شیعیان در این جشنواره مورد تقدیر قرار گرفته که با انتخاب سیاسی این اثر ضعیف به عقیده بسیاری از منتقدان و کارشناسان بین‌المللی جای سوال مهمی در کارنامه حرفه‌ای این جشنواره بین‌المللی به جا گذاشته است. 
سازمان سینمایی، ضمن محکومیت این اقدام جشنواره مذکور و اعلام برائت خود و سینماگران از عوامل این اثر سیاه تصویری بر این نکته تاکید می‌کند که فرانسه و جشنواره فیلم کن باید نسبت به احساسات جریحه‌دار شده میلیون‌ها شیعه مسلمان در جهان پاسخگو باشند و این لکه ننگ ضد فرهنگی را از کارنامه حرفه‌ای خود بزدایند. در انتها مطمئنیم که راه نورانی اسلام و جبهه حق در میان این آماج حملات فرهنگی بیش از پیش و متحدتر از قبل در سپهر فرهنگ و هنر خواهد درخشید».
«اقتصاد سیاسی» به صورت تخصصی از سال 1994 میلادی به بعد در جشنواره‌ها و فضای رسانه‌ای غرب حکمفرما بوده؛ سلبریتی‌سازی و معروفیت افراد با توجه به اندیشه‌های سیاسی سرمایه‌داری رخ داده است. هر چند که نمی‌توان با این نوع نگاه موج‌سواری رسانه‌ای مقابله کرد اما گاهی پیشگیری بهتر از درمان است. 
همچنین «محمود بابایی» تهیه‌کننده فیلم «بدون قرار قبلی» درباره اطلاعات خود از فرآیند ساخت فیلم «عنکبوت مقدس» گفت: تا جایی که اطلاع دارم این فیلم با همین کارگردان و 2 تهیه‌کننده ایرانی قرار بود در ایران ساخته شود اما زمانی که به جای ایران سراغ کشور اردن رفتند، می‌شد حدس زد پروژه چه سرانجامی پیدا خواهد کرد. آنها در ایران حتی کارهای پیش‌تولید را هم پیش برده و به مرحله انتخاب لوکیشن هم رسیده بودند اما در نهایت این کارگردان تصمیم گرفت فیلم خود را در اردن مقابل دوربین ببرد. همان زمان براساس فیلمنامه‌ای که خیلی از دوستان خوانده بودند، قابل حدس بود که چه اتفاقی قرار است رخ دهد. من هم هنوز فیلم را ندیده‌ام اما از تیزر منتشر شده و تصویری که از شهر مشهد در این تیزر موجود است می‌توان حدس زد چه نگاهی بر فیلم حاکم است. تهیه‌کننده «بدون قرار قبلی» بیان کرد: جشنواره کن با توجه به ایدئولوژی و سیاست‌هایش به فیلم «عنکبوت مقدس» جایزه می‌دهد اما در مقابل جشنواره فجر این کار را نمی‌کند. ما بسیار به دوستان گفتیم که این بی‌توجهی را نکنید.
گفتمانی که در تقابل با این اتفاقات به صورت تجربی ثابت شده، اینکه در تمام ادوار گذشته وقتی دین و مذهب مورد هدف «اقتصاد سیاسی» و نگاه سرمایه‌داری قرار گرفته، اتحادی ناخواسته بین مردم تنیده شده است. همه طیف‌ها هر چند که با هم اختلافات ناچیزی داشته باشند، در مقابل اینگونه توهین‌ها متحد شده‌ و سوءاستفاده‌های غربی را محکوم کرده‌اند. جهان غرب با تمام لوازمش اگر چه رسانه‌های دنیا را در دست دارند و با سیاست‌های خود، یکه‌سواری بر اذهان جهانیان می‌کنند اما در این یک مورد همیشه با شکست مواجه شده‌اند. 
این شکست نیز تنها به این دلیل است که دین، مذهب و بالاخص امام رضا(ع) در میان دل‌های مردم حضور دارد. امام رضا(ع) فارغ از خط‌کشی‌های سیاسی و دوقطبی‌سازی‌های موجود در بین تمام ایرانیان و شیعیان جهان به عنوان یک خط قرمز است؛ هزاران جشنواره کن با قهرمان‌سازی و سلبریتی‌سازی‌های دروغین، قادر نیست امام رضا(ع) را از دل‌ها و اذهان شیعیان جهان پاک کند. 
فیلم «عنکبوت مقدس» در ژانر درام دلهره‌آور و جنایی، به نویسندگی علی عباسی و افشین کامران بهرامی و کارگردانی علی عباسی محصول سال ۲۰۲۲ است که در جشنواره کن با نگاه سیاسی حاکم بر جشنواره، برای رقابت برای نخل طلای جشنواره فیلم کن ۲۰۲۲ انتخاب شد. 
 محمد سلحشور
 
***

** حمایت اصلاح طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا(ع)

در مراسم اختتامیه هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه(جشنواره ای که به رویکرد نژادپرستانه، سیاست زده و ضددینی مشهور است) جایزه بهترین بازیگر زن به «زهرا امیرابراهیمی» تعلق گرفت. وی این جایزه را به دلیل بازی در فیلم ضدایرانی و ضددینی «عنکبوت مقدس» دریافت کرد.

این فیلم موهن توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. فیلم عنکبوت مقدس تصویری به شدت مشمئزکننده از مردم ایران و عقاید آنان به نمایش می گذارد. این فیلم رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در اثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است!

بی بی سی فارسی آنقدر از محتوای این فیلم ضدایرانی و ضددینی ذوق زده شده بود که در مطلبی با عنوان «فیلم 'عنکبوت مقدس'؛ قتل زنان به نام خدا» نوشت: «فیلم به نقبی آشکار به دل باورهای کورکورانه مذهبی در یکی از سنتی ترین شهرهای ایران بدل می‌شود...  آشکار است فیلمساز عامدانه قصد آزار تماشاگرش را دارد...جایی که شخصیت اصلی در پایه چوبه دار عاجزانه از "امام رضا" کمک می‌طلبد.»

این سایت ضدایرانی در بخش دیگری از این مطلب نوشته است: «این فیلم دستاورد تازه‌ای را برای سینمای ایران در غربت رقم می زند: بازسازی جزء به جزء و حساب شده مشهد که تقریباً در همه صحنه‌ها تماشاگر را در فضایی که خلق کرده شریک می‌کند و مانع از فاصله احساسی ناخواسته تماشاگر (به دلیل محیط ناآشنا و غیرقابل باور) می‌شود...نمایش عبادت در کنار جنایت- و همین طور اشاره‌های آشکار به سابقه‌ قاتل در جبهه و حمایت ضمنی از او از درون حکومت، لایه‌های مختلفی را به اثر می‌افزاید و آن را به شکل جذابی، محلی و بومی می‌کند، گویی که فیلم نمی‌تواند در هیچ جایی دیگر اتفاق بیفتد جز "مشهد مقدس". و فیلمساز ابایی ندارد این تقدس را به زیر سوال ببرد.»

بی بی سی فارسی با ذوق زدگی از محتوای ضد دینی و ضدایرانی این فیلم تمجید کرده و از کارگردان این فیلم به دلیل جسارت در توهین به مقدسات مسلمانان تقدیر کرده است. در این فیلم موهن و ضد دینی و ضدایرانی، در ابتدای فیلم نمای شهر مشهد در شب نمایش داده می شود که شبیه تار عنکبوت است و در مرکز تار عنکبوت هم حرم امام رضا(ع) قرار دارد!

این فیلم موهن فراتر از یک فیلم علیه حاکمیت در ایران است و با بی شرمی و گستاخی، مقدسات مردم ایران و ارادت آنان به امام رضا(ع) را مورد هجمه و توهین قرار داده است. دیگر رسانه های ضدایرانی وابسته به آمریکا، انگلیس و آل سعود نیز به تعریف و تمجید از این فیلم پرداختند.

با اینحال روزنامه های اصلاح طلب همصدا با رسانه های ضدایرانی با ذوق زدگی از این فیلم موهن استقبال کرده اند.

در همین رابطه روزنامه سازندگی- ارگان حزب کارگزاران- که گردانندگان آن پیش از این در یک روزنامه دیگر همصدا با توهین کنندگان به ساحت پیامبر اعظم(ص) تیتر «من هم شارلی هستم» را انتخاب کرده بود، در مطلبی با عنوان «نخل طلا برای دختر فراموش شده» نوشت: «زهرا امیرابراهیمی از ابتدای این جشنواره به دور از هر حاشیه خواسته و ناخواسته ای روی فرش قرمز کن با ظاهری آراسته حاضر شد و عاقبت هم به عنوان برنده بزرگ به خانه رفت».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت: «اصغر فرهادی به عنوان یکی از اعضای هیات داوران نقش مهمی در اهدای این جایزه به امیرابراهیمی داشت و عده ای او را مسبب اعطای نخل طلا به این بازیگر می دانند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

همچنین روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «شب تاریخی سینمای ایران» نوشت: «جایزه بازیگری نقش اول زن اما به «زهرا  امیرابراهیمی» بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» رسید؛ بازیگری که توانست با بازی خوبش در فیلم آخر «علی عباسی» چشم‌ها را خیره کند. او هنگام گرفتن جایزه از سختی‌هایی که در این سال‌ها، دور از وطن تحمل کرده است، حرف زد و گفت که سینما زندگی‌اش را نجات داده است. متاسفانه ایران و ایرانی‌ها هیچ جایزه دیگری نبردند

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

روزنامه شرق نیز در مطلبی با عنوان «همدردی سینماگران ایران با دادغ دیدگان متروپل» نوشت: «دریافت اولین جایزه بازیگری زن در جشنواره کن امسال، افتخاری بود که «زهرا امیرابراهیمی» به مجموعه جوایز جهانی ایران اضافه کرد. زهرا امیرابراهیمی در فیلم «عنکبوت مقدس» نقش روزنامه‌نگاری را بازی می‌کند که وارد دنیای قاتل ۱۶ زن در مشهد می‌شود. بازی او توانست تحسین هیئت داوران را به دنبال داشته باشد و لحظات شادی را برای مردم ایران به همراه بیاورد. این جایزه با استقبال فراوان مردم ایران روبه‌رو شد که این روزها دل‌نگران و غم‌دیده، فاجعه «متروپل» آبادان را پیگیری می‌کنند.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

برخی فعالین اصلاح طلب از جمله آذر منصوری و محمدعلی ابطحی نیز از این فیلم موهن و ضددینی استقبال کرده اند. نکته قابل تأمل اینجاست که ابطحی صراحتا اذعان کرده که اصلا نمی داند محتوای این فیلم چیست اما از آن حمایت می کند! این دقیقا منطق طیف اصلاح طلب در دیگر موضوعات از جمله برجام و FATF و...است.

این اولین بار نیست که جریان اصلاح طلب از یک پروژه ضددینی و ضدایرانی حمایت می کند. با مرور روزنامه ها، سایت های خبری و کانال های تلگرامی منتسب به طیف اصلاح طلب، موارد بسیار زیادی از توهین به مقدسات و جسارت به ائمه اطهار و تمسخر باورهای دینی مردم مشاهده می شود.به عنوان نمونه «علیرضا علوی تبار» از افراطیون اصلاح طلب پیش از این در اظهارنظری تأمل برانگیز گفته بود: «ما پیشرفت نمیکنم چون در جامعه ما هنوز خدا نمرده است»!

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

 

** ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

«معصومه ابتکار» معاون سابق رئیس جمهور در دولت روحانی که اکنون سالهاست فرزندش در آمریکا ساکن است، در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: «یکی از مهم‌ترین رویارویی‌های ما با کاسبان تحریم در ماجرای بنزین پتروشیمی نمایان شد. به خاطر تحریم‌های سال‌های ۸۸ و ۸۹، واردات بنزین ایران تحریم شد. گروهی با یک راه‌حل غیر استاندارد پیشنهاد دادند که از طریق افزایش میزان آراماتیک بنزین، تلاش کردند حجم بنزین را بالا ببرند. در آن زمان من در شورای شهر تهران حضور داشتم و بلافاصله هشدار دادم. می‌دانستم که اثر این تولیدات در گسترش سرطان خون افراد چگونه خواهد بود. اما تهدیدات همین کاسبان تحریم گسترش پیدا کرد و فشارهای فراوانی وارد ساختند تا ما این موضوع را رها کنیم.»

وی در ادامه گفت: «مجموعه این تحرکات توسط کاسبان تحریم، برنامه‌ریزی و اجرا می‌شد و ظرفیت‌های زیادی از کشور را هدر داد. خوشبختانه بنزین پتروشیمی کاملا از رده خارج شد و تولیدات بنزین کشور در مسیر استانداردسازی قرار گرفت. البته همچنان سایه تحریم‌ها در رشد این بخش نمایان شد.»

حمایت اصلاح‌طلبان از فیلم موهن علیه امام رضا (ع) / ابتکار: آلودگی هوا تقصیر کاسبان تحریم است

ابتکار در اظهارات مذکور به تحریم های سال ۸۸ و ۸۹ اشاره کرده است. این تحریم ها دقیقا ماحصل اقدامات جریان فتنه در آن مقطع است. قطعنامه ۱۹۲۹ دقیقا در اولین سال فتنه ۸۸ و با هدف کمک به جریان فتنه در ایران صادر شد.

روزنامه لس آنجلس تایمز ۲۸مهر ۸۸ از زبان «جان‌ هانا» مقام وقت آمریکایی فاش کرد: «مطمئناً پیامی که از گردهمایی فعالان اپوزیسیون ایران-که درمیان آنها افراد نزدیک به سران جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم باید بصورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن». بر همین اساس قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ دقیقا در سالگرد فتنه ۸۸ و با هدف کمک به فتنه گران به ملت ایران تحمیل شد. در حقیقت قطعنامه سنگین و ضدایرانی ۱۹۲۹ که در سالگرد فتنه ۸۸ علیه ملت ایران صادر شد، نتیجه عملکرد افراطیون اصلاح طلب است.

و اما درباره ادعای ابتکار درخصوص بنزین پتروشیمی ها گفتنی است، در مهرماه ۱۴۰۰ گزارش کمیسیون اصل ۹۰ مجلس در رابطه با توقف تولید بنزین پتروشیمی‌ها به بهانه آلودگی آن و نقش دولتمردان سابق در این موضوع به قوه قضائیه ارسال شد.

در سال ۹۲ و با شروع به کار دولت روحانی، موضوع آلوده بودن بنزین تولیدی و سرطان‌زا بودن آن به واسطه میزان زیاد بنزن، موج نگرانی جدی را برای مردم به همراه داشت که درپی آن کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با دعوت از مسئولان و کارشناسان در این حوزه  به موضوع ورود کرد.

بر اساس گزارش کمیسیون اصل ۹۰، زنگنه و ابتکار تعهدات شرعی و قانونی خود را در زمینه عدم اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند را نقض کرده ‌اند و این موضوع تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی، خسارت میلیاردی به بیت المال، تضییع حقوق عامه و ایجاد موانع برای کارکنان وظیفه‌شناس در انجام وظایف محوله را به همراه داشته است.

در ادامه این گزارش آمده است: به موجب مواد ۶۹۷ و ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی از دستگاه قضایی در خواست می شود نسبت به تعقیب، محاکمه و اعمال مجازات مقرر قانونی نامبردگان اقدام مقتضی بعمل آید.

علی خضریان نماینده مجلس و سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰- آبان ۱۴۰۰- گفته بود: «در نشست علنی مجلس گزارش ‌کمیسیون اصل نود درباره رسیدگی به تخلفات وزارت نفت و سازمان حفاظت محیط زیست پیرامون گزارش ناصحیح درخصوص بنزین تولیدی صنایع پتروشیمی قرائت شد. موضوعی که با ادعای آلودگی بنزین تولیدشده و بحث سرطان‌زا بودن، نگرانی‌های جدی را در سطح جامعه ایجاد کرده بود. اما در همین زمان آقای ‌بیژن زنگنه و خانم ‌معصومه ابتکار با ارائه داده‌های غلط به رسانه‌ها و نیز در مکاتبات رسمی، بحث آلودگی ریفرمیت دریافتی از پتروشیمی‌ها را مطرح می‌نمایند و با حذف تولید داخلی، واردات گسترده بنزین غیراستاندارد، از طریق واسطه‌ها آغاز می‌شود!».

سخنگوی کمیسیون اصل ۹۰ در ادامه تصریح کرد: «با عنایت به اینکه مدیران دستگاه اجرایی برابر ‌قانون از اعلام مطالب خلاف واقع و غیرمستند منع شده‌اند؛ آقای زنگنه و خانم ابتکار با نقض این تعهد شرعی، قانونی و اخلاقی باعث تشویش اذهان عمومی، اشتباه محاسباتی و خسارت میلیاردی به بیت‌المال شده و به قوه قضاییه جهت ‌مجازات معرفی شدند.»

لازم به ذکر است که ما در حوزه بنزین تحت تحریم قرار داشتیم. برخی مدیران دولتی- در دولت روحانی- تاکید داشتند که نباید پالایشگاه ساخته شود و ما باید واردکننده بنزین باشیم. اما با ساخت پالایشگاه ستاره خلیج فارس، ضمن خودکفایی در تولید بنزین، تحریم های ضدایرانی نیز بی اثر شد.

***

روزنامه کیهان نوشت: هفتادوپنجمین دوره جشنواره فیلم کن در فرانسه، روز گذشته با برگزاری مراسم اختتامیه و اهدای جایزه به برگزیدگان تمام شد. این دوره از جشنواره کن نیز مانند دوره‌های اخیر آن، بیش از هنر و سینما به سمت تبلیغ سیاسی و ایدئولوژیک رفت. آنچنان‌که مراسم افتتاحیه این جشنواره با پخش پیام تصویری زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین برگزار شد. اتفاقی که واکنش انتقادآمیز ژان لوک گدار کارگردان نامدار فرانسوی را برانگیخت که در مصاحبه با روزنامه لیبراسیون گفت: «[جشنواره] کن هم یک سلاح تبلیغاتی است. آنها هر چه باشد کارشان تبلیغ زیبایی‌شناسی غربی است.» و ایران امسال هم مثل همیشه هدف این سلاح تبلیغاتی قرار گرفته است.

جشنواره کن ۲۰۲۲ نیز با همین رویکرد سیاست زده و ضدنژادی اقدام به انتخاب فیلم‌ها و سینماگران ایرانی زد. به این ترتیب که آثاری توهین‌آمیز علیه ایرانیان و دین اسلام را به عنوان نماینده سینمای ایران انتخاب کرد! بنابر اظهار نظر حاضران در جشنواره کن امسال، فیلم‌های ایرانی پذیرفته شده در کن ۲۰۲۲ بیش از قوت هنری و سینمایی به خاطر تصاویر ضدایرانی و ضداسلامی پذیرفته شدند.

یکی از این آثار، فیلم «عنکبوت مقدس» بود که بیش از فیلم سینمایی به عنوان یک تبلیغ تصویری علیه مردم ایران و دین اسلام، قابل ارزیابی است. فیلمی که توسط گروهی از ایرانیان ترک وطن کرده در اردن ساخته شده است. بنابر گزارش‌های رسیده از کن، این فیلم تصویری به شدت مشمئزکننده از هموطنانمان نمایش می‌دهد؛ اما آنچه در فیلم «عنکبوت مقدس» برجسته‌تر است، محتوای ضداسلامی فیلم و تصویرسازی غیرانسانی این فیلم از مردم متدین ایران است.

فیلم «عنکبوت مقدس» یک سوژه تکراری را دستمایه خودش قرار داده است. این فیلم درحالی موضوع یک قاتل زنجیره‌ای را انتخاب کرده که یک فیلم ایرانی دیگر نیز با همین موضوع و با نامی تقریبا مشابه، سال قبل روی پرده سینماهای کشورمان رفت. نکته قابل تأمل این است که کارگردان فیلم مذکور نیز قبلا نسبت به این سرقت سوژه توسط همکار ترک وطن کرده‌اش اعتراض نموده بود.

فیلم «عنکبوت مقدس» رفتار یک قاتل زنجیره‌ای که در أثر اختلال روانی اقدام به قتل می‌کرد را به ارزش‌های ایرانی- اسلامی نسبت داده است! تا آنجا که بی‌بی سی فارسی، با تیتر «قتل زنان به نام خدا» به استقبال این فیلم رفته است!

جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن ۲۰۲۲ به بازیگر این فیلم که یک مهاجر سابقا ایرانی است اعطا شد و او در سخنان خود از درد و رنج مردم ایران و بخصوص آبادان عزیز گفت. او علی‌رغم اینکه در تمام این سال‌ها هیچ محدودیتی برای سفر به ایران نداشته ترجیح داده هرگز به ایران بازنگردد و درنتیجه سال‌هاست در انتخابی خودخواسته ارتباطی با مردم ایران نیز ندارد که اکنون داغدار رنج و درد آنها باشد! بر این اساس بهتر بود در تریبون این جشنواره از مشکلات و دردسرهای جامعه مهاجران در اروپا سخن می‌گفت. مشکلاتی که خودش در تمام این سال‌های سختی و بیکاری از نزدیک لمس کرده و طعم شهروند درجه دو بودن را چشیده است.

برای مثال فقط کافی بود اعتراف ماه گذشته پاپ فرانسیس(رهبر کاتولیک‌های جهان) را به زبان بیاورد که گفت: «ما نژادپرست هستیم. و این بد است، این واقعیت که بسیاری از کشورها بیشتر از پناهندگان اوکراینی جنگ زده استقبال می‌کنند تا پناهندگان سایر نقاط جهان، نامی ندارد جز نژادپرستی.» مسلما این درد بسیاری از مهاجران از جمله خود او در جامعه اروپا بود و مسلما با تکرار سخنان پاپ در جشنواره پناهندگی‌اش لغو نمی‌شد اگرچه ممکن بود دیگر به عنوان یک ایرانی(!) در جشنواره‌های غربی مطرح نشود. البته از کسی که برای ارتزاق روزانه‌اش مجبور به بازی در فیلمی ضدایرانی شده که نه تنها ایران بلکه حتی طعنه به بارگاه امام مهربان ایرانیان و شیعیان در مشهد را نیز روا می‌دارد؛ انتظار این حد از آزادگی بیجاست.

نظر اغلب منتقدین و کارشناسان سینمایی در کن، بازیگران دیگر بوده ولی جایزه را به بازیگر فیلم «عنکبوت مقدس» دادند چون روی این فیلم سرمایه‌گذاری کرده بودند اما به دلیل ضعف فیلم، نمی‌توانستند جایزه بهترین فیلم یا کارگردانی را به آن بدهند و برای اینکه این فیلم ضدایرانی و ضداسلامی را مطرح کنند، باید جایزه‌ای به آن می‌دادند که بازیگر مهاجر، به خاطر حاشیه‌هایی که در جشنواره ایجاد کرده بود مورد توجه قرار گرفت.

در قسمت دیگری از نمایش ضدایرانی کن عوامل یکی دیگر از فیلم‌های فارسی‌زبان برای هر چه بدبخت‌تر نشان دادن ایران و ایرانی گوی سبقت را در دروغ‌گویی از یکدیگر می‌ربایند. بازیگری که دیروز ادعا کرده بود شنای زنان در ایران ممنوع است و علی‌رغم دعوت مقامات فدراسیون شنای ایران برای تماشای مسابقات قهرمانی شنای زنان در کشورمان ترجیح داد سکوت کند و به روی خودش نیاورد، این بار مدعی خفقان شده و می‌گوید در ایران همه چیز ممنوع است و مردم هر روز از صبح تا شب مشغول جنگیدن با موانع هستند! و البته هیچ کس از او سؤال نکرد در صورت چنین خفقان و سرکوبی چگونه او توانسته در بیش از بیست فیلم و سریال نقش‌آفرینی کند، کتاب به بازار نشر بفرستد و از جشنواره‌های دولتی ایران جایزه دریافت کند!؟ و اصلا در صورت چنین خفقانی چه‌طور علی‌رغم این اظهارات رادیکال و خلاف واقعش در خارج از مرزها، آزادانه در داخل ایران رفت و آمد می‌کند!؟

او که در این سخنان ادعای دلسوزی برای مردم ایران را دارد پیشتر حاضر به نقش‌آفرینی در پروژه‌ای شد که فساد مالی تهیه‌کننده‌اش در غارت اموال مردم از صندوق ذخیره فرهنگیان کاملا آشکار شده بود. در واقع خانم بازیگر دستمزد میلیاردی‌اش را از اموال غارت شده فرهنگیان شریف ایران می‌گرفت و کاملا از این موضوع مطلع بود. او این روزها در حالی سردمدار مبارزه با مفاسد اخلاقی در سینمای ایران شده و هشتگ #می_تو می‌زند که تا دیروز خودش و همفکرانش از بانیان پروژه #ما_بی‌غیرتیم بودند!

نمایش ضدایرانی کن با اجرای بازیگران فارسی‌زبانش پرده‌های مضحک دیگری هم دارد. آنجا که مشخص می‌شود یکی از فیلم‌های حاضر که از قضا جایزه بهترین بازیگر زن را هم گرفته متهم به سرقت از یک فیلم‌نامه ایرانی است و کارگردانش سعی داشته با تطمیع افراد سوژه را از آن خود کرده با دور زدن قانون، برایش مجوز بگیرد و در نهایت ناکام مانده و مجبور به فیلم‌برداری یواشکی و تصویربرداری در خارج از ایران می‌شود. و یا آنجا که دیگر فیلم فارسی‌زبان حاضر در جشنواره که جایزه منتقدان را گرفته به صورت کاملا غیرقانونی و البته با همدلی مسئولان دولت قبل در ایران ساخته و به جشنواره کن فرستاده شده است. این حجم از فضای باز برای قانون شکنی بیش از آنکه نشانه آزادی در ایران باشد نشانگر هرج و مرج فرهنگی است.

اما تلخ‌ترین پرده نمایش ضدایرانی کن وقتی اتفاق افتاد که بازیگران این نمایش حتی برای یک بار حاضر نشدند با هم‌زبانان ایرانی‌شان هم‌دردی کنند و زبان به شکایت از اروپا و آمریکا به دلیل عدم پایبندی به تعهدات‌شان در قبال ایران و اعمال تحریم‌های غیرقانونی بگشایند.

آنها حتی به‌اندازه آلنا دوهان نماینده ویژه سازمان ملل در امور تحریم‌های یکجانبه، شرافت نداشتند تا در میان بدبخت‌نمایی‌های‌شان از مردم ایران فقط برای یک بار هم که شده انگشت اتهام را به سمت آمریکا و اروپا بگیرند و بگویند: «تحریم‎های یکجانبه آمریکا باعث نقض حقوق بشر می‎شود.» چون آنها اصلا با مردم ایران زندگی نمی‌کنند. آنها نشان دادند بیگانه از ایران و ایرانی، سربازان غرب برای تحقیر مردم ایران هستند. ژان لوک گدارکارگردان فرانسوی راست می‌گفت: «جشنواره کن یک سلاح تبلیغاتی است» و مردم ایران باز هم هدف این سلاح قرار گرفتند.


:: بازدید از این مطلب : 286
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 10 خرداد 1401
حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سرمقاله امروز این روزنامه نوشت: 
 
 
«مارپيچ سكوت»- SILENCE SPIRAL- يكي از ترفندهاي پيچيده و پرهزينه عمليات رواني است كه از نخستين روزهاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون و مخصوصا طي دو سال اخير در حجم انبوهي عليه مردم كشورمان به كار گرفته شده است. مارپيچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولين بار در سال 1974- 1353- از سوي خانم اليزابت نئول نيومن آلماني در كتاب «افكار عمومي- پوست اجتماعي» مطرح شد.
مارپیچ سکوت، یک دالان و کریدور فرضی است که دیواره آن را رسانه‌ها می‌سازند. کاربرد مارپیچ سکوت هنگامی است که اعتقادات و باورهای مردم با اهدافی که دشمن درپی آن است همخوانی نداشته باشد. دشمن در این حالت باور اکثریت را درون مارپیچ سکوت می‌ریزد و با استفاده از رسانه‌هایی که در اختیار دارد و روزنامه‌نگاران مزدوری که به خدمت گرفته است، تلاش می‌کند تا باورها و اعتقادات مورد قبول اکثریت مردم را در اقلیت و باورهای مورد نظر خود را به عنوان باور و خواست اکثریت مردم معرفی کند! 
 
نيومن و برخي ديگر از نظريه پردازان غرب مارپيچ سكوت را يك نظريه علمي مي دانند كه مي تواند بخشي از ساز و كار و مكانيسم اجتماعي در شكل گيري افكار عمومي را توضيح داده و تشريح كند. اما به گزارش آسوشيتدپرس، چگونگي بهره گيري از اين نظريه يكي از ده ها - و اكنون صدها- ماده درسي است كه در سرويس هاي اطلاعاتي آمريكا و اروپا به افسران عمليات رواني آموزش داده مي شود و بخش قابل توجهي از فعاليت غول هاي رسانه اي وابسته به كلان سرمايه داران غرب، نظير رابرت مرداك و برادران وارنر در اين بستر به كار گرفته مي شوند.
 
2- ترفند مارپيچ سكوت بر اين نظريه تكيه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند ديدگاه و نظر آنها در «اقليت» قرار دارد و اكثر افراد جامعه ديدگاه و نظري متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس يك قاعده فراگير- استثناها مورد نظر نيست- علاقه و تمايلي به ابراز نظر و عقيده خود نخواهند داشت و بيم آن دارند كه به خاطر ابراز عقيده و نظر متفاوت خويش در انزوا قرار گيرند و از سوي ديگر وقتي يك ديدگاه از سوي اكثريت افراد جامعه حمايت مي شود، افراد خنثي و بي تفاوت نيز ترجيح مي دهند در همان راستا ابراز عقيده كنند.
 
كارشناسان و نظريه پردازان عمليات رواني براساس قاعده فوق ترفند مارپيچ سكوت را طراحي كرده و به ميدان مي آورند. با اين توضيح كه وقتي رواج و فراگيري فلان «باور دروغين» را در جامعه حريف به سود خود ارزيابي مي كنند، با بهره گيري از رسانه ها، گروه ها، احزاب و شخصيت هاي وابسته يا تحت تاثير خود، همان ديدگاه و نظر را به عنوان ديدگاه و باور اكثريت مردم(!) تبليغ كرده و ترويج مي دهند و از آنجا كه در جوامع امروزي و در عصر ارتباطات، رسانه ها نقش برجسته اي در شكل دهي و ساخت افكار عمومي دارند، ديدگاه ترويج و تبليغ شده در يكي از دو حالت زير، شكل گرفته و تثبيت مي شود.
 
 اول؛ آن كه اكثريت مردم، ديدگاه ارائه شده را باور مي كنند! اين حالت، مطلوب ترين نتيجه مورد انتظار دشمن از عمليات رواني ياد شده است ولي معمولا در يك جامعه هوشمند و صاحب بصيرت امكان وقوع ندارد. و حالت دوم اين كه؛ شمار قابل توجهي از مخاطبان- و نه همه آنها- نظر ترويج شده را باور نمي كنند ولي آن را نظر اكثريت مردم تلقي مي كنند. اين حالت اگرچه براي دشمن مطلوب ترين حالت نيست ولي با حالت مطلوب فاصله چنداني ندارد، چرا كه در هر دو حالت، نظر و ديدگاه تبليغ شده به عنوان نظر اكثريت جامعه معرفي شده و فضا را به سمت و سوي دلخواه دشمن سوق داده است.
 
3- اما، اصلي ترين مشكل دشمن جريانات، شخصيت ها و افرادي هستند كه نه فقط ديدگاه ارائه شده را باور ندارند بلكه آن را نظر اكثريت جامعه نيز نمي دانند. اين عده چنانچه زبان و قلم به مخالفت با نظر ارائه شده بچرخانند و «واقعيت»ها را آنگونه كه هست به گوش مردم برسانند مخصوصا اگر اين شخصيت ها و جريانات از اقبال و پايگاه مردمي برخوردار باشند، عمليات فريب دشمن با شكست قطعي روبرو مي شود و كار رسانه ها و گروه هاي همراه و همسو با آن به رسوايي شكننده مي انجامد. ترفند «مارپيچ سكوت» در اين نقطه به كار گرفته مي شود.
 
4- در شگرد «مارپيچ سكوت» ماموريت اصلي برعهده رسانه ها - اعم از رسانه هاي ديداري، شنيداري، مكتوب، تريبون ها، نظر شخصيت ها- است. در اين هنگام، رسانه هاي وابسته به دشمن- به قول حضرت آقا پايگاه دشمن- و يا كم اطلاع از ترفندهاي دشمن، وظيفه پيدا مي كنند كه هر ديدگاه و نظر مخالف با نظر ارائه شده از سوي دشمن را زير اين تابلو و عنوان دروغين كه با نظر اكثريت جامعه در تضاد است، به باد مخالفت و در مواردي استهزاء بگيرند.
 
 اين هجوم در حجم انبوه و سطح گسترده صورت پذيرفته و تلاش مي كنند ارائه كننده نظر مخالف را از ابراز نظر پشيمان كرده و به «سكوت» وادارند... «مارپيچ سكوت» اينگونه شكل گرفته و به ميدان آورده مي شود.
 
5- اواخر بهمن ماه سال گذشته- چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهي از كانال يك تلويزيون نروژ براي مصاحبه به كيهان آمده بودند. خبرنگار نروژي به عنوان اولين سؤال پرسيد «ارزيابي شما از شرايط سخت اقتصادي ايران و گسترش فقر در كشورتان چيست»؟!
 
نگارنده بعد از خوش آمدگويي پرسيد «ترافيك سنگين خيابان هاي تهران برايتان دردسرآفرين نبود؟» و مصاحبه كننده نروژي كه سر درد دلش باز شده بود گفت «ترافيك فاجعه است. تهران به يك پاركينگ بزرگ شبيه است»! پرسيده شد «شايد اتومبيل ها فرسوده اند و مشكل ترافيكي ايجاد مي كنند»؟ با تعجب گفت «اكثر اتومبيل ها از بهترين هاي اروپايي و ژاپني و كره اي و آخرين مدل هاي پژو فرانسوي اند» به ايشان گفته شد «اين روزها به عيد نوروز نزديك مي شويم و مردم براي خريد به خيابان ها آمده اند» خبرنگار نروژي ابتدا پرسيد «شما با من مصاحبه مي كنيد يا من با شما»؟! و سپس گفت؛ «اكثر اتومبيل ها تك سرنشين بودند و بعيد است براي خريد عيد آمده باشند»!
 
از ايشان پرسيده شد «آيا انبوه اتومبيل هاي سواري آخرين مدل و تك سرنشين نشانه فقر و تنگدستي مردم است»؟! و او سكوت معناداري كرد و گفت مي پذيرم و پرسيد؛ آيا شما وجود فقر را در كشورتان نفي مي كنيد؟ پاسخ آن بود كه نه! ولي شما تصويري از ايران ارائه مي دهيد كه انگار هر روز پيكر بي جان تعدادي از مردم ايران را كه از گرسنگي فوت كرده اند از كنار خيابان ها جمع مي كنيم؟! و اينهمه پيشرفت و عمران و آباداني و تلاش براي فقرزدايي را ناديده مي گيريد و... سخن در اين باره به درازا كشيد ولي تلويزيون نروژ اين بخش از مصاحبه را پخش نكرد!
 
ترديدي نيست كه در عرصه اقتصاد و تامين معيشت مردم نيز مانند برخي عرصه هاي ديگر با نقطه مطلوب و ايده آل فاصله داريم ولي از نقطه شروع تاكنون گام هاي بلند و حيرت انگيزي برداشته ايم تا آنجا كه شرايط اقتصادي و اجتماعي و موقعيت علمي و تكنولوژيك كشورمان نه فقط با هيچ يك از كشورهاي منطقه قابل مقايسه نيست بلكه در مواردي از بسياري كشورهاي مدعي پيشي گرفته ايم.
 
6- اين نوشته در پي انكار برخي از پلشتي ها، نظير گراني لجام گسيخته و يا سوءاستفاده هاي كلان مالي و بي توجهي شماري از مسئولان به معيشت محرومان و اقشار مستضعف جامعه نيست. چرا كه به گواهي نسخه هاي روزنامه كه براي همگان قابل دسترسي است، كيهان بيش از ديگران و همواره پيش از آنان به اينگونه ناهنجاري ها پرداخته است.
 
اعتراض به گراني جهشي اين روزها اولين بار از سوي كيهان و در قالب ده ها يادداشت و گزارش مستند صورت پذيرفت. فساد كلان بانكي و نقش بانك آريا و مه آفريد اميرخسروي در آن، 4 ماه قبل از آن كه دستگاه هاي قضايي و امنيتي به سراغ ماجرا بروند از سوي كيهان افشا شد. تقريبا - و با جرات گفته مي شود كه- هيچ پرونده كلان فساد مالي و اقتصادي را نمي توان آدرس داد كه قبل از دستگاه قضايي و اطلاعاتي در كيهان مطرح نشده باشد و...
 
اما در اين نوشته سخن بر سر سياه نمايي دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها است كه فضاي كشور را وارونه جلوه مي دهند و با بهره گيري از رسانه هاي زنجيره اي و اجاره اي، مارپيچ سكوت مي سازند و مي كوشند تا هرگونه توضيح و روشنگري درباره واقعيت هاي جاري كشور را در هزارتوي اين مارپيچ از صدا بيندازند. تا اينجاي كار اگرچه ناجوانمردانه است، اما طبيعي است چرا كه از دشمن جز كينه توزي و توهم پراكني انتظاري نيست، ولي گلايه- شما بخوانيد ملامت- متوجه برخي از خودي هاي غافل- اعم از شخصيت ها، گروه ها و رسانه ها- است كه مرعوب فضاي مجازي و دروغين «مارپيچ سكوت» مي شوند و بي آن كه بدانند يا بخواهند در اين چنبره فريب با دشمن مردم و نظام و اسلام همصدايي مي كنند!
 
سخن اين نيست كه پلشتي ها نقد نشود و مطالبات مردمي- حتي نوع حداكثري آن- از مسئولان نظام خواسته نشود، بلكه به قول حضرت آقا كه كلامي علمي و حكيمانه است، نقد دلسوزانه آن است كه در كنار ناهنجاري ها و نبايدها به هنجارها و دست آوردها نيز اشاره شود. در اين صورت، فضا آنگونه ترسيم مي شود كه واقعا هست، نه آنگونه كه دشمن مي نماياند.
 
 در اين حالت پاي مقايسه به ميان مي آيد- همان كه امام راحل ما(ره) بارها بر ضرورت آن تاكيد فرموده بود- و در اين مقايسه است كه گام هاي ناپيموده در كنار گام هاي بلند طي شده با هم به نمايش گذارده مي شوند و اين واقعيت كه نه خلاف است و نه گزاف به وضوح رخ مي نمايد كه «ناپيموده»ها اگرچه به هرحال «ناپيموده»اند و بايد پيموده شوند ولي در حد و اندازه اي نيستند كه سايه خود را بر «گام هاي بلند پيموده» تحميل كنند...
 
و اين رشته اگرچه سر دراز دارد و باز هم به آن خواهيم پرداخت ولي در پايان اشاره به اين نكته از قول روزنامه آمريكايي يو. اس. اي تودي و به نقل از گزارش «آمريكن اينترپرايز» را ضروري مي دانيم كه؛ «بزرگترين مشكل آمريكا در ايران، حضور يك حريف قدرتمند- با استفاده از واژه SUPER OPPONENT (ابرحريف) به نام [آيت الله] خامنه اي است كه نقشه راه را مي شناسد و مردم به او اعتماد آميخته به اعتقاد دارند».

:: بازدید از این مطلب : 293
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 08 خرداد 1401

روز گذشته نیروی دریایی سپاه پاسداران دو فروند نفت‌کش یونانی را به دلیل تخلفات انجام‌گرفته در آب‌های خلیج‌فارس توقیف کرد. توقیف این دو کشتی پس‌ازآن صورت گرفته است که دولت یونان یک نفت‌کش روسی حامل نفت ایران را  به‌صورت علنی دزدیده و تحویل آمریکایی‌ها داد. اواخر فروردین‌ماه امسال گارد ساحلی یونان نفت‌کش لانا را در جزیره ائوبویا توقیف کرد. در حالی اتحادیه اروپا به بهانه تحریم نفتکش روسی را  متوقف کرده بود که بر اساس پروتکل‌های دریایی کشتی روس، نفت ایران را جابه‌جا می‌کرد و پرچم کشورمان روی عرشه آن در اهتزاز بود.

پس از اقدام غیرقانونی یونانی‌ها وزارت امور خارجه ایران سفیر یونان و نیز کاردار سوئیس در تهران را احضار کرده و سعی کرد با روش‌های دیپلماتیک به آتن اخطار لازم را بدهد، اما یونانی‌ها به‌جای اجرای قوانین کشتی‌رانی و دریانوردی در اقدامی عجیب تسلیم فشار غیرقانونی آمریکایی‌ها شده و نفت ایران را مصادره کردند. بر اساس گزارش شرکت انگلیسی اطلاعات دریایی لویدز لیست، ایالات‌متحده آمریکا نفت‌کش «آیس انرژی» را برای تحویل گرفتن محموله نفتی ایران، به یونان اعزام کرد و این محموله طبق درخواست وزارت دادگستری آمریکا، به این کشور تحویل شد. در آن زمان سازمان بنادر و دریانوردی کشورمان با صدور بیانیه‌ای، این اقدام دولت یونان را «مصداق بارز دزدی دریایی» دانست.

جمهوری اسلامی ایران سال‌ها تجربه مقابله با دزدان دریایی را در کارنامه خود دارد. نیروهای مسلح کشورمان بارها با اشرار مسلح در خلیج‌فارس، شمال باب المندب تا خطوط ساحلی سومالی و حتی اقیانوس هند مقابله و امنیت منطقه را در برابر اقدامات مسلحانه تأمین کرده‌است. اما با آغاز دوران «فشار حداکثری ترامپ» و اجرای قانون تحریم‌های ثانویه مدل دزدی دریایی تغییر کرده است! اگر روزگاری چند قایق کوچک شبانه و با تعدادی مسلسل ازکارافتاده به کشتی‌ها حمله کرده و به اموال و کارکنان آن صدمه می‌زدند؛ حالا  دولت‌های غربی به‌صورت علنی و در روز روشن کشتی‌های کشورهای مختلف را توقیف کرده و بار آن را می‌دزدند. به‌صورت طبیعی برخورد با این دزدی سازمان‌یافته و دولتی با دادن بیانیه دیپلماتیک و احضار چند سفیر و کاردار امکان‌پذیر نیست! ازاین‌رو رزمندگان سپاه پاسداران بارها با انجام عملیات‌های اطلاعاتی و تاکتیکی در خلیج‌فارس  ضربه سنگین به حیثیت این دزدان دریایی مدرن زده‌اند.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

روزنامه صهیونیستی یدیعوت اخرونوت درباره اهمیت اقدامات عملیاتی سپاه پاسداران می‌نویسد:

توقیف نفت‌کش‌های ایرانی در منطقه طرحی بود که موساد آن را به‌عنوان «جنگ جدید نفت‌کش‌ها» پیش می‌برد. هدف آن بود که تهران به‌گونه‌ای تحت فشار قرار بگیرد که با اجرای تحریم‌ها و کنترل میدانی فروش نفت، فلج شده و حتی نتواند یک قطره نفت نیز صادر کند، اما سپاه ورق‌بازی را برگرداند.

این روزنامه عبری زبان در ادامه این گزارش مهم نوشته است:

وقتی نیروی دریایی سپاه کشتی انگلیسی «استنا ایمپرو» را به‌تلافی دزدی دریایی لندن در تنگه جبل‌الطارق متوقف کرد، اتاق عملیات اطلاعاتی مشترک متوجه شد که این بازی دیگر مثل قبل نیست؛ زیرا افسران ایرانی پرچم انگلیس را پایین کشیده و روی عرشه آن اذان پخش کردند. آن زمان حیثیت انگلیس بر باد رفت. زیرا وقتی سپاه می‌خواست نفت‌کش انگلیسی را توقیف کند، یک واحد نیروی دریایی انگلیس در ناو جنگی «اچ‌ام‌اس مونتروز» در یک پیام بی‌سیمی به فرمانده «استنا ایمپرو» تأکید می‌کند که به مسیر خود ادامه دهد؛ اما یکی از افسران سپاه که این مکالمه را شنود می‌کرد روی خط گفتگو میان انگلیسی‌ها آمده و از ناو جنگلی ملکه انگلیس می‌خواهد در ماجرا دخالت نکرده و مسیرش را عوض کند. فرمانده ارتش سلطنتی بریتانیا وقتی متوجه شد سپاه در اجرای عملیات جدی بوده و تعارفی با هیچ کس ندارد، مجبور به ترک آن منطقه شد!

 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پس از بی‌حیثیت شدن نیروی دریایی ملکه در خلیج‌فارس، ارتش رژیم صهیونیستی سعی کرد با انجام چند عملیات خرابکارانه جور کم‌کاری ناوهای جنگی غربی‌ها را در منطقه بکشد، این جنگ دریایی درنهایت به‌گونه‌ای رقم خورد که ژنرال «الیعاز چنی ماروم» فرمانده سابق نیروی دریایی اسرائیل در شرح آن در روزنامه «یسرائیل هیوم» نوشت: باختیم! جنگ دریایی از دو سال پیش و در سناریوهای مختلفی اجرا شد، اسرائیل نیز با حمله به نفت‌کش‌های ایرانی حامل سوخت برای سوریه به‌صورت علنی وارد آن شد، اما درنهایت ترابری تجاری اسرائیل دچار مشکل شده و کشتی‌های در مالکیت اسرائیل در سرتاسر جهان با چالش بزرگی مواجه شوند. اجرای این عملیات مایه سرافکندگی موساد است. 

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

در ماجرای سرقت محموله نفتی ایران در ساحل یونان؛ آمریکایی‌ها با نقض قوانین بین‌المللی و دریانوردی در مسیر انتقال انرژی اخلال ایجاد کردند. توقیف دو نفت‌کش یونانی نشان داد، آمادگی رزمی جمهوری اسلامی ایران در برخورد با عوامل اختلال‌گر قاطع و قطعی است. روزنامه واشنگتن‌پست در شرح این عملیات غرورآفرین نوشته است: دو نفت‌کش یونانی توقیف‌شده حامل ده‌ها هزار بشکه نفت صادراتی عراق، فروخته‌شده به ایالات‌متحده آمریکا، بودند که پس از بارگیری در بندر بصره در روز پنجشنبه، به مقصد ایالات‌متحده آمریکا به راه افتادند. نیروی دریایی سپاه پاسداران پس از شناسایی نفت‌کش‌ها و مالک محموله نفتی آن‌ها را توقف کرد.

بنا بر اطلاعات دریافتی، پهپادهای شناسایی سپاه پاسداران در آب‌های خلیج‌فارس دو کشتی یونانی را رهگیری کرده و درنهایت، پس از نزدیک شدن به موقعیت با عملیات نیروهای ویژه نیروی دریایی سپاه، توقیف‌ شده‌اند. نیروی دریایی سپاه با استفاده از قایق‌های تندرو دو نفت‌کش به نام‌های «پرودنت واریور» (Prudent Warrior) و «دلتا پوزایدون» (Delta Poseidon) به ترتیب در ساعت ۱۵ و ۱۸ به‌وقت‌تهران توقیف‌ کرده است. در این عملیات پرچم یونان پایین کشیده شده و درنهایت دو نفت‌کش به سمت بندرهای جنوب ایران هدایت شدند. آمریکایی‌ها پس از توقیف این دو نفت‌کش ادعا کرده‌اند که سیستم ناوبری آن‌ها خاموش شده است، درحالی‌که قبل از اجرای عملیات خدمه کشتی سیستم‌های رهیابی را از کار انداخته تا با چراغ خاموش از تنگه هرمز عبور کنند! توقیف دو نفت‌کش یونانی اشراف اطلاعاتی و رصد سپاه را به رخ حریف کشید.

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

پنج هدف عملیات نیروی‌دریایی سپاه پاسداران در خلیج‌فارس / قانون سوم سپاه پاسداران علیه قانون جنگل آمریکایی!

توقیف دو کشتی یونانی در خلیج‌فارس در پاسخ به دزدی دریایی مشترک اروپایی‌ها و آمریکا چند پیام راهبردی برای منطقه دارد:

۱- در خلیج‌فارس یک قاعده ساده وجود دارد: اگر جمهوری اسلامی ایران نتواند نفت بفروشد؛ دیگران نیز نمی‌توانند!

۲- سرقت نفت‌کش ایرانی در اروپا، نشانه‌ای از قانون جنگل آمریکایی‌ها بود. در این بازی؛ حالا دزدان دریایی چشم آبی با همه تبصره‌های «قانون سپاه» در خلیج‌فارس به‌خوبی آشنایی پیداکرده‌اند.

۳- سرعت واکنش جمهوری اسلامی ایران و اشراف دقیق سپاه بر روی تنگه هرمز از یک‌سو و شناسایی سریع و عملیات هم‌زمان برای انتقال نفت‌کش‌ها از سوی دیگر هشداری مهم برای سایر کشورهای همکار با دزدان دریایی دارد. هر دولتی که برای کاخ سفید خوش‌رقصی کند باید هزینه اقدامات ضد ایرانی را نیز بپردازد. پیش‌ازاین کره جنوبی مشمول این قاعده مهم شده است. دولت‌هایی که در حمایت از «تحریم‌های ثانویه» آمریکایی‌ها با واشنگتن همکاری کنند برای عبور کشتی‌های خود از تنگه هرمز باید همیشه نگرانی‌های خاص داشته باشند.

۴- بچرخ تا بچرخیم! گروه دزدان دریایی بایدن نشان داد که بازگشت به شعار دیپلماسی تنها طبلی توخالی در ستاد جنگ روانی است، در عمل رئیس‌جمهور آمریکا همچنان تابع روحیات ترامپی است، بایدن اگرچه آلزایمر گرفته و بر امور شخصی خود نیز اشراف ندارد؛ اما مشاوران او به‌خوبی به یاد دارند که در دوره اوباما چگونه افسران ارشد آمریکایی در جزیره فارسی خود را خیس کرده و به‌زانو درآمدند.

۵- باز و بسته شدن تنگه هرمز معطوف به اراده جمهوری اسلامی ایران است، آنچه از خلیج‌فارس به خارج صادر می‌شود، به بازیگردانی تهران بستگی دارد و نه ناوگان پنجم دریایی متجاوزین در بحرین! کشورهای مختلف در شرایطی حق‌دارند از تنگه هرمز عبور کنند، که حرکت آن‌ها ضرری و ناامنی برای ایران نداشته باشد.

هفته گذشته وب‌سایت آمریکایی – صهیونیستی آکسیوس در گزارشی نوشت: بایدن به‌عنوان بخشی از سفر برنامه‌ریزی‌شده خود به خاورمیانه در پایان ماه ژوئن، به دیدار از عربستان سعودی فکر می‌کند. در این گزارش آمده بود که چند مقام آمریکایی پیش از سفر بایدن به منطقه به‌صورت محرمانه به ریاض رفته تا درباره شیوه فروش نفت سعودی در هنگامه جنگ در شرق اروپا مذاکره کنند. به گفته برخی منابع، برت مک‌گورک هماهنگ‌کننده امور خاورمیانه در کاخ سفید و آموس هوچستاین، نماینده وزارت امور خارجه در انرژی مخفیانه وارد عربستان شده‌اند.

 هم‌زمان با افزایش شعله‌های جنگ در اوکراین، دولت بایدن از عربستانی‌ها خواسته بود تا میزان صادرات نفت خود را افزایش دهند؛ در آن زمان سعودی زیر بار آن خواسته نرفت. به گفته مفسران سیاسی، حضور محرمانه دو مقام دیپلماتیک و امنیتی آمریکا به ریاض باهدف قانع کردن عربستان صورت گرفته تا آن را به‌عنوان دستاورد سفر بایدن در منطقه جا بزنند. به نظر می‌رسد که دولت عربستان به دلیل فشار شدید داخلی و گرفتاری در باتلاق جنگ در یمن با خواسته بایدن موافقت کرده و نفت بیشتری به بازار عرضه کند، در این سناریو اما یک مؤلفه مهم توسط آمریکایی‌ها نادیده گرفته‌شده است. قانون سپاه هر لحظه می‌تواند بایدن را در شطرنج منطقه مات کند؛ در این ماجرا دست روی دست زیاد است!

***

 محمد صرفی طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: حدود یک ماه پیش دولت یونان نفتکش «پگاس» را توقیف کرد. یونان اعلام کرده بود این نفتکش روسی را به دلیل تحریم‌های اتحادیه اروپا در پی جنگ اوکراین توقیف کرده است. پس از چند روز مشخص شد این نفتکش حامل نفت ایران بوده و نه روسیه، به همین دلیل یونان اقدام به آزادی نفتکش مذکور کرد.

چند روز بعد نام این نفتکش «لانا» شد و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز خود نصب کرد. پس از آن دولت یونان یک‌بار دیگر این نفتکش را توقیف کرد.

دولت یونان از روز پنجشنبه اقدام به آغاز انتقال محموله نفتی «لانا» به نفتکش «آیس انرژی» - متعلق به یک شرکت این کشور- کرده است که احتمالاً تا اواسط هفته جاری به‌طول می‌انجامد و قرار است این محموله راهی آمریکا شود. به گفته برخی منابع، این توقیف و انتقال محموله نفت ایران، به درخواست وزارت خزانه‌داری آمریکا - به‌عنوان مرکز و اتاق جنگ اقتصادی واشنگتن علیه ایران- در حال انجام است.

در پی این اقدام دولت یونان، روز جمعه دو نفتکش این کشور- «پرودنت واریور» و «دلتا پوسایدن»- در آب‌های خلیج فارس از سوی نیروی دریایی سپاه پاسداران توقیف شدند. برخی منابع داخلی اعلام کرده‌اند ۱۷ نفتکش دیگر یونانی هم در خلیج فارس به سر می‌برند و ادامه حماقت آتن می‌تواند تبعات بیشتری برای این کشور داشته باشد.

همچنین چهارشنبه هفته گذشته وزارت خزانه‌داری آمریکا در اقدامی که مرتبط با اتفاقات اخیر است، اسامی ۱۰ تن با تابعیت‌های کشورهای مختلف از جمله ایران و ۹ شرکت را به بهانه همکاری با سپاه پاسداران و فروش نفت ایران در فهرست تحریمی خود قرار داد. آمریکا مدعی است این شبکه بین‌المللی فروش نفت ایران را تسهیل می‌کنند.

آنچه این روزها بین ایران و یونان می‌گذرد مرحله‌ای از یک نبرد دامنه‌دار و طولانی‌مدت میان واشنگتن و تهران است که این تقابل از چند منظر قابل تأمل و بررسی است؛

۱- پیش از هر چیز، این ماجرا که نخستین‌بار هم نیست اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده وضعیت واقعی دنیای امروز است که در آن اساساًً چیزی به اسم قاعده و قانون بین‌المللی وجود خارجی ندارد. در حالی که ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل تحت تحریم نیست و محدودیتی در فروش نفت ندارد اما آمریکا با تکیه بر تحریم‌های یکجانبه خود و برای رسیدن به اهدافی که مدنظر دارد، از هیچ اقدامی برای ضربه‌زدن به ایران رویگردان نیست.

دزدی نفت ایران و راهزنی دریایی تنها یک نمونه از این اقدامات خصمانه است. جنگ اقتصادی همه‌جانبه، اقدام به خرابکاری، ‌ترور و بمباران تبلیغاتی علیه نظام و مردم ایران از دیگر مصادیق این دشمنی است. نکته قابل تأمل و جالب ماجرا آنجاست که آمریکا در روز روشن و برخلاف همه قوانین بین‌المللی، اقدام به دزدی نفت ایران می‌کند و هم‌زمان مدعی است جمهوری اسلامی کشوری است که صلح و ثبات را در منطقه به خطر انداخته است! این میزان از وقاحت فقط از آمریکایی‌ها برمی‌آید.

۲- آمریکا در حالی اقدام به دزدی محموله نفت ایران کرده است که همچنان مدعی است به‌دنبال احیای برجام بوده و خواهان توافق با ایران است. تناقضات سیاسی آمریکا چیز جدید و تعجب‌آوری نیست. تعجب از برخی داخلی‌هاست که این آمریکای شیاد را رنگ کرده و انگشت اتهام را در مسائل مختلف به سوی ایران دراز می‌کنند.

ایران هر حرکتی در راستای منافع خود انجام بدهد، متهم به سنگ‌اندازی برای احیای برجام می‌شود اما قبله آمال آنها اگر نفت ایران را بدزدد لابد ‌اشکالی ندارد و اصلاً تقصیر خودمان است که زودتر کوتاه نیامدیم و امتیازات مدنظر آمریکا را تقدیم نکردیم!

۳- ظاهر ماجرا اقدام آمریکا را تهاجمی نشان می‌دهد اما در واقع این راهزنی دریایی، از سر خشم و استیصال است. فراموش نکنیم که هدف آمریکا در چند سال اخیر، صفر کردن فروش نفت ایران بوده است.

این سیاست را دونالد ‌ترامپ رئیس‌جمهور سابق آمریکا کلید زد و در حالی که جو بایدن مدعی بود که این سیاست - تحت عنوان کلی فشار حداکثری- اشتباه بوده و باید در آن تجدیدنظر کرد، اما پس از راهیابی به کاخ سفید در سال ۲۰۲۰ هیچ تغییری در آن به‌وجود نیاورد و دقیقاًً همان راه ‌ترامپ را در پیش گرفت. با این حال به اذعان خود آمریکایی‌ها این سیاست که جمهوریخواه و دموکرات نیز نمی‌شناسد، منتج به نتیجه نشده و نتوانسته است ایران را به زانو درآورد.

جمهوری اسلامی ایران از طرق مختلف مشغول فروش نفت خود است، با استفاده از سیستمی که رسانه‌های غربی به آن لقب «ناوگان اشباح» داده‌اند.

درآمد حاصل از این فروش نیز با روش‌هایی خاص وارد کشور می‌شود. دو ماه پیش روزنامه آمریکایی وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت: ایران با یک «سیستم مالی مخفی» تحریم‌ها را دور می‌زند. به نوشته این روزنامه؛ «این سیستم مالی و بانکی مخفی، تهران را قادر خواهد ساخت تا این کشور محاصره اقتصادی خود را به‌راحتی تحمل کرده و از آن به‌عنوان اهرم فشاری در مذاکرات هسته‌ای استفاده کند.

این سیستم مالی پیچیده شامل حساب‌هایی در بانک‌های تجاری خارجی، شرکت‌های نیابتی ثبت‌شده در خارج از ایران، شرکت‌هایی که تجارت ممنوعه را مدیریت می‌کنند، و یک اتاق پایاپای معاملات در داخل ایران است که به این کشور کمک می‌کند تا به راحتی در برابر فشار دولت بایدن برای پیوستن مجدد به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ مقاومت کرده و برای خود زمان بخرد تا به پیشبرد برنامه هسته‌ای خود در حین مذاکرات ادامه دهد.» از این رو راهزنی آمریکایی‌ها را باید واکنشی از سر شکست و عصبانیت دانست.

۴- اغلب راهزنی‌های دریایی آمریکا با مشارکت کشور ثالث انجام می‌شود. آمریکا با فشار به برخی کشورهای ضعیف و وابسته، آنها را به اقدام در جهت اهداف خود و علیه منافع ایران وامی‌دارد. یونان اولین کشور از این دست نیست و احتمالاً آخرین آنها نیز نباشد. اقدام جمهوری اسلامی ایران در توقیف دو نفتکش یونانی، طبیعی‌ترین و بهترین واکنش به مشارکت آتن در این راهزنی است.

این کشورها باید بدانند که اقدامات‌شان بدون هزینه نیست و هزینه سنگین و چند برابری آن را قاطعانه و سریع متحمل می‌شوند و باید پرداخت کنند. در این میان از هزینه‌سازی برای آمریکا به‌عنوان سردسته راهزنان نیز نباید غافل بود. این هزینه‌سازی می‌تواند مستقیم و متقارن یا غیرمستقیم و نامتقارن باشد.


:: بازدید از این مطلب : 335
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 30 اردیبهشت 1401
بی‌شک مهم‌ترین اقدام اقتصادی دولت سیزدهم طی ماه‌های اخیر اجرای طرح اصلاح نظام یارانه‌ها یا همان حذف ارز ترجیحی بوده است؛ طرحی که به اذعان اغلب کارشناسان باید زودتر از اینها و در زمانی که نرخ دلار آزاد در محدوده 10 هزار تومان بود انجام می‌شد تا تبعات منفی کمتری برای سفره مردم داشته باشد اما متأسفانه مدیریت منفعل دولت قبل با امروز و فرداکردن‌های متعدد ‌ترجیح داد تا اجرای این تکلیف قانونی به دولت بعدی محول شود تا احیانا از اثرات سوء سیاسی اقتصادی‌اش در امان بماند. 
به هر حال، الان بیش از یک هفته است که تکلیف قانونی حذف ارز 4200 تومانی را دولت سیزدهم بدون توجه به منافع زودگذر سیاسی و در نخستین سال صدارتش و فقط برای رعایت مصالح نظام و مردم انجام داده که اگر این‌گونه نبود یقینا عقل سیاست‌زده حکم می‌کرد همچون مدیران قبلی و برای حفظ محبوبیت اجتماعی، اجرای این عمل جراحی دردآور به سال‌های آخر دولت موکول شود تا اگر کاهش محبوبیتی هم رخ داد دیگر برای مدیران دولت مستقر مهم نباشد اما وقتی پای رضای خدا و مصلحت عامه در میان است این حرف‌ها خریداری ندارد.
نکته عجیب اینکه حالا همان جریان سیاست‌زده که هشت سال تمام فعالیت‌های کشور را معطل غرب کرده بود و حتی آب خوردن ما را هم منوط به برجام و نتیجه مذاکرات می‌دانست این روزها به جای کمک به اجرای بهتر طرح مردمی‌سازی یارانه‌ها باز هم فیلش یاد هندوستان کرده و مدعی است «بدون حل برجام طرح حذف ارز 4200 تومانی چشم‌انداز روشنی نخواهد داشت.»
در پاسخ به این ادعای نخ‌نما باید تأکید کرد برجام اگر خاصیتی داشت اول باید خودش را حفظ می‌کرد نه اینکه با امضای یک دیوانه در آمریکا بلافاصله به ضد خودش تبدیل شود و تحریم‌هایی که قرار بود بالمره لغو شوند را دو برابر کند! ضمن اینکه برجام کذایی حتی در دوره گل و بلبلش(اواخر سال 94و سال 95) هم نتوانست گره‌ای از اقتصاد ما بگشاید؛ شاهد اینکه، ولی‌الله سیف نخستین رئیس بانک مرکزی دولت روحانی در فروردین سال 95 (سه ماه پس از شروع برجام) با حضور در نشست شورای روابط خارجی آمریکا اذعان کرد «از تاریخ اجرای برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) تقریبا هیچ چیزی اتفاق نیفتاده است... ما نمی‌توانیم از وجوه مسدود شده در خارج از کشور استفاده کنیم... شرکای ما در برجام به الزامات خود عمل نکرده‌اند.» همچنین مرحوم اسدالله عسگراولادی که سال 94 عضو اتاق بازرگانی بود با رد بازگشایی ال‌سی در ساعات اولیه اجرای برجام گفته بود: 
«بازگشایی 1000 ال‌سی در ساعات اولیه برجام را به هیچ وجه قبول ندارم، چون یکشنبه کل دنیا تعطیل بوده و اصلا امکان چنین مسئله‌ای وجود نداشته است. برای بازگشایی ال‌سی تعامل با بانک‌های خارجی نیاز است، بنابراین وقتی بانک‌های خارجی تعطیل هستند چگونه می‌توان ال‌سی باز کرد؟ متأسفانه علی‌رغم اخبار منتشر شده درباره لغو تحریم‌های سوئیفت، تحریم سوئیفت همچنان پابرجاست و لغو آن دروغ است.»
جالب اینکه خود غربی‌ها هم برخلاف شیفتگان داخلی‌شان اعتراف دارند که برجام حتی در صورت احیا، آورده‌ای برای ایران نخواهد داشت. آذرماه سال قبل،جرارد آرود، سفیر سابق فرانسه در آمریکا در توئیتی نوشت: «حتی اگر برجام دوباره از سر گرفته شود، هیچ شرکت غربی جرأت نمی‌کند که حتی یک سنت در ایران سرمایه‌گذاری کند. 
هیچ بانک غربی برای هیچ معامله‌ای، با وجود تهدید بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران در سال، در ایران سرمایه‌گذاری نمی‌کند. یک‌بار کافی بود. ایرانی‌ها می‌دانند.»
به این اعترافات نتایج اقتصاد برجام‌زده در پایان دولت قبل را هم اضافه کنید: کسری بودجه 450 هزار میلیارد تومانی، تورم 
60 درصدی، خزانه منفی تا حدی که پولی برای پرداخت حقوق یکماه کارمندان دولت هم وجود نداشت، رشد اقتصادی نزدیک به صفر،‌ نرخ جذب سرمایه منفی 4/6 درصدی، رکود شدید ناشی از کرونا که روزانه 
تا 700قربانی می‌گرفت و... همه اینها نشان می‌دهد نه تنها برجام به همان شکل و شمایل سابقش دردی از اقتصاد ما دوا نمی‌کند 
بلکه بر دردها هم می‌افزاید مثل همین ارز 4200 تومانی که زائیده همان 
برجام کذایی است که علاوه بر افزایش 6 میلیارد دلاری قاچاق، موجبات حراج ۶۰ تن طلا (سکه) و ۱۸ میلیارد دلار ارز دولتی را فراهم کرد.
کسانی که امروز موفقیت جراحی اقتصادی دولت را منوط به احیای برجام می‌کنند در حقیقت بانیان افزایش فشار به مردم و کوچکی سفره آنها در گذشته و حال هستند. اینان همانا هستند که تا پیش از اقدام دولت در حذف ارز ‌ترجیحی توئیت می‌زدند «دو پوست موز زیر پای دولت است. اول ادامه دلار ۴۲۰۰ تومانی. دوم حذف دلار ۴۲۰۰ تومانی» و حالا که دولت حذف این ارز رانتی را با همراهی مردم به خوبی انجام داده و دست رانت‌خواران را از بیت‌المال کوتاه کرده است از یکسو صدایشان درآمده که چرا مردم آشوب نمی‌کنند؟! و از سوی دیگر با احتکار ویا کارشکنی در مدیریت توزیع کالا سعی در اختلال در طرح فوق را دارند. در همین روزهای اخیر معاون یکی از دستگاه‌های اجرایی با بیان اینکه قاچاقچیان و سودجویان درصدد بر‌هم زدن آرامش و معیشت مردم هستند، تصریح کرد: «فقط در یکی از استان‌ها631 تن روغن مایع احتکار شده بود.» سرپرست دادسرای انقلاب مشهد هم گفت: «هم‌اینک حداقل 2 پرونده‌ ترک فعل مسئولان در دادسرای مشهد در دست بررسی است. طبق بررسی صورت گرفته در روز پنجشنبه هفته گذشته - در مشهد- 
۳۰۰ تن کشتار مرغ صورت گرفت، اما فقط ۱۵۰ تن آن در بازار عرضه شد»!
این کارشکنی‌ها و احتکارات در کنار هجمه سنگین رسانه‌های غربگرای داخلی و خارجی به طرح یارانه‌ای دولت و یأس‌پراکنی‌های مداوم اینان علیه آینده این اقدام مهم نشان می‌دهد تیر دولت دقیقاً به هدف اصابت کرده و جیغ بنفش دشمنان ملت ایران از کاخ سفید گرفته تا نوکران داخلی‌شان را درآورده است . البته این سخن بدان معنا نیست که طرح دولت هیچ نقصی ندارد، اما آنچه که تاکنون انجام شده نشان از درستی کلیت طرح دارد و در عین حال باید در ادامه مسیر به برخی ملاحظات توجه کرد: 
اولا موضوع ارائه کالابرگ بطور جدی از سوی دستگاه‌های مسئول دنبال شود زیرا کالابرگ اثر تورمی به مراتب کمتری از یارانه نقدی دارد ضمنا اگر می‌خواهیم در این طرح اصلاحی، حمایت به جامعه هدف برسد و کم درآمدها به حداقلی از معیشت دست یابند با شیوه کالابرگ این امر مطمئن‌تر خواهد بود، در مسیر تهیه کالابرگ هم نباید مرعوب فضاسازی رسانه‌های برجام زده شد. ثانیا تکمیل سامانه‌های اطلاعاتی کمک بزرگی به اجرای هرچه بهتر طرح اصلاح یارانه‌ها می‌کند، نبود همین سامانه موجب شد تا طیفی از حذف شدگان از دریافت یارانه نسبت به این امر معترض باشند. سامانه‌های اطلاعاتی هرچقدر شفاف، کامل و به روز باشند قطعا دولت را در مسیر اجرای عدالت یاری خواهند کرد مثلا تکمیل نهایی و افتتاح سامانه جامع تجارت تأثیر بسزایی در کاهش قاچاق و احتکار کالا و نیز شفافیت در روند واردات و صادرات خواهد داشت. همچنین اجرای کامل قانون پایانه‌های فروشگاهی موجبات کاهش شدید فرار مالیاتی می‌شود. خوشبختانه زیرساخت بسیاری از این سامانه‌ها فراهم شده و فقط بایستی با مدیریت جهادی نسبت به راه‌اندازی نهایی آنها اقدام کرد هرچند این اقدام مخالفانی هم دارد و دارندگان امضاهای طلایی تمام تلاششان را برای عدم تکمیل این سامانه‌ها به خرج می‌دهند اما رویکرد دولت سیزدهم در شفافیت هرچه بیشتر اقتصاد و اقداماتی همچون انتشار اسامی ابربدهکاران بانکی بدون رعایت هیچ ملاحظه‌ای امیدها برای افتتاح سامانه‌های فوق را مضاعف کرده است.ثالثا نظارت مداوم بر اجرای صحیح طرح اصلاح یارانه‌ها و جلوگیری از افزایش بی‌رویه قیمت‌ها در غیر از کالاهای مشمول طرح، کمک فراوانی به آرامش هرچه بیشتر بازار خواهد کرد همچنین برخورد جدی دستگاه‌های قضایی و تعزیراتی با محتکران و مفسدان اقتصادی و رسانه‌های دعوت‌کننده به آشوب اقتصادی نقش مهمی در موفقیت روزافزون اصلاح یارانه‌ها خواهد داشت.
***
اشک تمساح بانیان وضع موجود برای معیشت مردم  
 
حمایت آشکار حزب اتحاد ملت از قاچاقچیان و رانت خواران
 
دولت سیزدهم در شرایطی زیر بار مسئولیت اداره کشور رفت که فجایع مدیریتی دولت قبل همچون طاعونی به جان اقتصاد کشور و معیشت مردم افتاده بود و تبعات سنگین تصمیمات غلط، غیرکارشناسی و همچنین سوءمدیریت دولت قبل را مردم با کاهش قدرت خرید و کوچک شدن سفره‌های خود متحمل می‌شدند، از این‌رو مهم‌ترین برنامه دولت مردمی سیزدهم، نجات اقتصاد کشور و معیشت مردم از میراث شوم دولت قبل قرار گرفت. 
در این میان اصلاح تصمیم ویرانگر تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی در دولت دوازدهم که میلیاردها دلار از ذخائر کمیاب ارزی را در شرایط جنگ اقتصادی بر باد داد و موجب ایجاد رانت و فسادهای جدی در کشور شد، در دستور کار قرار گرفته و اگرچه اکثر دولت‌های گذشته تصمیم‌ها و اصلاحات مهم اقتصادی به ماه‌های پایانی عمر دولت خود می‌گذاشتند تا تبعات آن به دولت بعدی برسد، اما آیت‌الله رئیسی و دولت مردمی سیزدهم با شجاعتی مثال‌زدنی، در سال اول فعالیت خود برای حل این معضل بسیار بزرگ و اصلاحات اساسی آن اقدام کرده‌اند.
خود می‌کُشند و خود تعزیه می‌دارند! 
در این میان اما طیف مدعی اصلاحات یا همان بانیان مشکلات موجود است که اکثریت مطلق دولت روحانی را در اختیار داشتند و از طرفی کارنامه فضاحت‌بار دولت قبل در کاهش ارزش پول ملی، افزایش سرسام‌آور قیمت مسکن و اجاره‌بهای مسکن، افزایش افسارگسیخته قیمت خودرو، سکه، لوازم‌خانگی، اقلام خوراکی و...همگی از نتایج حضور این جریان در قدرت بوده است، ظاهرا از این تصمیم مردمی و ضدفساد دولت سیزدهم آشفته و پریشان شده همسو با معاندان خارجی با دروغ و فرافکنی به نفع قاچاقچیان و رانت‌خواران علیه این تصمیم مردمی و ضدفساد دولت فضا‌سازی می‌کنند.
در تازه‌ترین نمونه حزب اصلاح‌طلب اتحاد ملت در بیانیه‌ای فرا فکنانه و سراسر دروغ ضمن تلاش برای تشویش اذهان و فریب افکار عمومی درباره اصلاحات اقتصادی دولت، سعی داشته‌اند خود را دلسوز مردم نشان دهند. 
اینکه رسانه‌های وابسته به انگلیس، آمریکا، اسرائیل و سعودی، از اقدام دولت برای «بازتوزیع عادلانه یارانه‌ها» و «توقف هدررفت ذخائر ارزی ایران» عصبانی باشند، کاملاً قابل فهم است.
اما مدعیان اعتدال واصلاحات، چرا باید مثل رسانه‌های نشاندار دشمن، عصبانی باشند و فضاسازی و هوچیگری کنند؟ یا مثل همان رسانه‌های بیگانه، تحریک به ایجاد اغتشاش و ناامنی کنند و البته شرمنده درایت و متانت ملت ایران شوند؟! این حجم از تطابق و هماهنگی با بیگانه، اتفاقی است؟
تشویش اذهان و فریب افکار عمومی با هجمه به دولت مردمی
این حزب اصلاح‌طلب در بیانیه‌ خود با وانمود‌سازی این مسئله که تورم به تازگی در کشور به‌وجود آمده است و مدعی شده «جامعه این روزها شرایط سخت و ناگواری را از سر می‌گذراند و آحاد مردم زیر فشارهای کم‌سابقه معیشتی قرار گرفته‌اند و آینده ایران عزیز ما به علت بی‌تدبیری‌ها از هر جهت نگران‌کننده و دستخوش بحران به‌نظر می‌رسد.»
این حزب اصلاح‌طلب همچنین ضمن متهم کردن دولت سیزدهم به برنامگی در اداره کشور، تبعات 8 سال مدیریت فاجعه بار دولت بر آمده از اصلاحات را هم برای این دولت فاکتور کرده و مدعی شده است: «این‌بار که دولت بی‌برنامه‌تر از هر بار به تکرار تجربه‌های شکست‌خورده قبلی اقدام کرده، هرکسی که نگران حیات اجتماعی ایرانیان بوده، در یک سطح باید نگران طبقه متوسط باشد که مدام در حال فقیر شدن و فاصله گرفتن از دغدغه‌ها و ارزش‌های متعالی و مشغول شدن به بقا و معاش روزمره است و چندبرابر آن باید نگران بخش‌های فرودست و محروم جامعه باشد که به‌خصوص با سیاست‌های اخیر حاکمیت در گیرودار گرسنگی و زنده‌مانی گرفتار شده‌اند.»
این حزب اصلاح‌طلب در ادامه همچنین در حمایتی آشکار از قاچاقچیان و رانتخواران ادعا کرده است: «مردم قانع نمی‌شوند که به بهانه سهم اندک قاچاق، همه کالاهای اساسی گران شود یا در شرایط بحرانی و ناآرام اقتصادی، نسخه‌های مربوط به شرایط نرمال اقتصادی پیچیده و اجرا شود. تامین مایحتاج اولیه غذایی مردم در شرایط اقتصادی و سیاسی امروز را نباید با مدل‌های تجویزشده برای وضعیت آرام و متعادل تحلیل کرد. بیان اینکه اصل این اقدام خوب و مطلوب بوده و صرفا برای آن موج‌سازی رسانه‌ای و زمینه‌سازی کافی در افکار عمومی نشده، ناشی از ساده‌انگاری موضوع 
و مخاطبان است.»
 این حزب که عنوان اتحاد ملت را ید می‌کشد همچین در دروغی آشکار دولت را به حذف یارانه و افزایش قیمت گندم متهم کرده و مدعی شده است: «ناصواب‌ترین قسمت اقدامات اخیر دولت، حرکت به سمت حذف یارانه و افزایش قیمت گندم و دارو است که اگر ادامه یابد و به سرانجام برسد، نان و جان مردم این سرزمین را به خطر خواهد انداخت.»
حامیان مفسدین و نجومی‌بگیران 
و دلسوزی برای مردم؟!
این روزنامه همچنین در تلاش برای القای دروغ بزرگ سنگ‌اندازی در مسیر برجام و پروژه تنش‌زدایی دولت تدبیر و امید ادعا کرده است: «کاسبان تحریم و حامیان آنها که به هر بهانه‌ای در مقابل رفع تحریم‌ها سنگ‌اندازی کردند و با ابزارهای مختلف و هم صدا با تحریم‌کنندگان سنگدل نگذاشتند برجام و پروژه تنش‌زدایی در روابط خارجی به نتیجه برسد، باید پیش‌بینی می‌کردند که با این دولت فربه و اقتصاد بیمار و هزینه‌های بی‌مهار، اداره کشور بدون اتکا به منابع ارزی ممکن نیست.» 
شرکای فاجعه مدیریتی دولت قبل علیه اصلاح اقتصادی
مدعیان اصلاحات در حالی در بیانیه‌ای در حالی سعی داشته‌اند خود را حامی و دلسوز مردم جا بزند که کارنامه مشعشع این جریان در حمایت از مفسدان اقتصادی پیش روی مردم است و از یادها نرفته که این جریان با القاب و عناوینی نظیر «ذخیره نظام»، «امانتدار بزرگ کشور»، «کارآفرینی در سطح استیو جابز»، «نابغه اقتصادی» و... مدیران نجومی بگیر و مفسدان دانه درشت اقتصادی را به زعم خود تطهیر می‌کردند.
همین جریان مدعی طلبکار که سعی دارد دولت 8-9 ماهه رئیسی را مقصر فجایع مدیریتی 8 ساله دولت مورد حمایتشان معرفی کند، در سال ۹۷ و پس از اعلام سیاست‌گذاری دلار ۴۲۰۰ تومانی، آن‌قدر ذوق زده بود که بلافاصله تصویر جهانگیری را در لباس سوپرمن منتشر کردند و دولت روحانی را منجی وضع اقتصادی کشور جا زدند.
این جریان در حالی از یک طرح ویرانگر و غیرکارشناسی دفاع کردند که بعدها این طرح، خسارات هنگفتی به مردم تحمیل کرد. و اما اکنون دولت رئیسی در مسئله یارانه ها، در صدد توقف خسارت‌های بی‌تدبیری دولت روحانی و جبران تا حد ممکن آن در زندگی مردم است. به همین دلیل هم به جای پنهانکاری، شفاف‌سازی کرده و صادقانه با مردم سخن گفته است.   دولت قصد دارد برای کاهش شکاف طبقاتی تشدید شده در اثر همان سوءتدبیر، یارانه کالا‌های اساسی را که در جیب رانت‌خواران می‌ریخت، به خود مردم بپردازد؛ که البته در مرور زمان، به شکل کالا برگ خواهد بود. با این حال جریان اصلاح‌طلب به‌جای پذیرش مسئولیت اشتباه بزرگ خود وقیحانه به اقدام مثبت دولت رئیسی هجمه می‌کند.  این جریان همچنین در حالی سعی می‌کند با یک رویه ناامیدکننده در جامعه دولت را غیرکارا نشان دهند که در دو دولت گذشته با همه ناکارآمدی دولت را موفق جلوه می‌دادند اما امروز سعی می‌کنند برای پوشش دادن به ضعف عملکردی دولتی که تمام‌قد سال‌ها پشت آن ایستادند دولت رئیسی را تخریب کنند.
رسوایی کاسبان تحریم 
و بزک‌کنندگان FATF
این جریان تمام چالش‌های دولت قبل را معطوف به برجام و پس از آن ماجرای FATF می‌کردند و اینک نیز با ایجاد هر مسئله‌ای که به باور بسیاری از کارشناسان پس‌لرزهای مشکلات دولت روحانی و بیرون جهیدن مشکلات تلنبار شده 8 سال گذشته است، باز هم باورهای بر باد رفته خود یعنی ماجرای برجام و FATF را دوباره یادآور می‌شوند تا حدامکان هنوز جامعه را مجاب کنند که حرف‌های آنان درست بوده و مشکلات کشور ریشه خارجی دارد نه داخلی.
دروغ آشکار این جریان درباره سنگ‌اندازی برجام هم در حالی است که دولت روحانی با اختیارات تام و حمایت رهبری، مجلس و شورای عالی امنیت ملی برجام را امضا کرد و بعد اعلام کرد ما توافقی را امضا نمی‌کنیم مگر اینکه از فردای آن روز تحریم‌ها برداشته شود. اما با اینکه برجام را امضا کردند، چنین اتفاقی نیفتاد و بدون اینکه حتی یک امتیاز بگیرند، امتیازاتی به طرف مقابل دادند لذا نه‌تنها تحریم‌ها برداشته نشد بلکه چندبرابر هم شده است.
 همچنین سیاست موفقیت دولت در در اداره کشور بدون برجام با مصادیقی همچون، افزایش فروش نفت و بازگشت درآمدهای نفتی به کشور، واردات واکسن و کنترل موفق کشتار کرونا، آزاد‌سازی اموال مسدود شده، عضویت در پیمان همکاری شانگهای و ... به مذاق غرب‌زدگان و برخی مدعیان اصلاحات خوش نیامده و آنها می‌کوشند همچنان با دروغ و تحریف مشکلات اقتصادی را تماما به گردن تحریم‌ها بیندازند.
این حجم از هماهنگی 
و تطابق با بیگانه اتفاقی است؟! 
نکته قابل تأمل دیگر همزمانی انتشار این بیانیه با تلاش معاندین و ضدانقلاب در خارج از مرزها برای ایجاد آشوب و اغتشاش است که در شرایطی که نجابت و درایت مردم، معاندان را از فتنه‌انگیزی ناامید کرده، مدعیان اصلاحات سعی دارند با تشویش اذهان و فریب افکار عمومی به این پروژه تکراری و شکست‌خورده تنفس مصنوعی بدهند. 
ملت ما به مدد الهی و به برکت همدلی و اعتماد به دولت، این مقطع مهم در علاج بیماری اقتصاد کشور را با موفقیت پشت‌سر خواهد گذاشت؛ اما روسیاهی برای رسانه‌های اجاره‌ای و سیاست‌بازان مغرض خواهد ماند که هنوز تدبیر دولت برای توقف خسارت‌های ارز 4200 تومانی به اجرا در نیامده، فضاسازی کردند تا نگذارند درمان ضروری و به تاخیر افتاده، در محیطی آرام اتفاق بیفتد. در تاریخ ثبت شد که اغلب مردم، با التهاب افکنی آن جریان فاسد و مفسد همراهی نکردند. خباثت خودفروخته‌های وطن‌فروش، و در مقابل، درایت و نجابت قاطبه مردم ایران، در سینه تاریخ ثبت شد.

:: بازدید از این مطلب : 305
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 29 اردیبهشت 1401

به دنبال تحولات اخیر در افغانستان و روی کار آمدن طالبان موج جدیدی از مهاجران روانه کشورهای مختلف جهان شده و در حال حاضر پناهجویان در کشورهای مدعی حقوق بشر با تبعیض، فقر و مشکلات بسیار مواجه هستند.

طبق آمار سازمان ملل بیش از ۲.۷ میلیون نفر از مهاجرانی که در سراسر جهان ثبت نام شده‌اند از افغانستان هستند. این عدد افغانستان را در ردیف یکی از سه کشور با بیشترین میزان مهاجر قرار می‌دهد. 

در زیر به برخی از مشکلات افغان در کشورهای مختلف را بررسی می‌کنیم.

وضعیت اسفناک مهاجران در یونان و ترکیه 

دیده‌بان حقوق بشر در گزارش تازه خود درباره وضعیت مهاجران افغانستان گفته است که پلیس یونان پناهجویان را در مرز زمینی یونان و ترکیه بازداشت کرده و در بسیاری از موارد لباس‌های آنها را درآورده و پول، تلفن و سایر دارایی‌هایشان سرقت کرده و آنها با بدترین شرایط ممکن به ترکیه برمی‌گرداند.

در برخی موارد پلیس یونان مهاجران را تحویل مردان نقابدار داده و آنها را مجبور به سوار شدن به قایق‌های کوچک کرده و این نقاب داران که گفته می‌شود اکثرا خود نیز پناهجویان کشورهای دیگر در یونان هستند، و آنان را به داخل آب سرد کشانده و وادار می‌کنند به سمت ترکیه حرکت کنند.

بر اساس آمار نهادهای حمایت از پناهجویان در حال حاضر هزاران پناهجوی افغان که از مسیر ترکیه وارد یونان شده‌اند در نقاط مختلف این کشور دردر بدترین وضعیت ممکن قرار دارند، اکثر پناهجویان از وضعیت بد زندگی در این کشور شکایت داشته و می‌گوید آنان روزهای دشواری را تجربه می‌کنند.

وزارت کشور ترکیه در اوایل فوریه تصاویری از اجساد ۱۲ پناهجویی که از یونان به ترکیه پس فرستاده شده بودند را در مناطق مرزی این کشور پیدا کرد. به گفته سلیمان سویلو، وزیر کشور ترکیه ۱۲ نفر از ۲۲ پناهجو که توسط واحدهای مرزی یونان رانده شده بودند، لباس‌ها و کفش‌های آن‌ها دزدیده شده و بدن آنان کاملا یخ زده بوده است.

مهاجرین افغانستان بعد از گذشتن از مرز چندین کشور و با تحمل سختی‌های فراوان خود را به مرزهای یونان می رسانند.

کمیسیاریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان و سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر بارها نسبت به وضعیت بد پناهجویان و سرنوشت نامشخص آن‌ها از دولت یونان انتقاد کرده‌اند.

این اتفاق به یکی رویداد معمول تبدیل شده است که دسته‌های بزرگ پناهجویان که از سوی یونان، ترکیه و پاکستان بازگردانده شده‌اند، روزها در مناطق وسیعی میان مرزها سرگردان می‌مانند. در مواردی آن‌ها به دام دزدان و گروه‌های آدم‌ربا می‌افتند و این گروه‌ها در عوض رهایی آنها از خانواده‌های‌شان پول هنگفت خواسته و در صورت اجرا نشدن این معامله صدهاتن جان خود را از دست می‌دهند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

در تازه ترین مورد سازمان‌های دفاع از حقوق مهاجران در ترکیه گزارش داده است که بیش از 90 درصد درخواست‌های پناهندگی از سوی اداره مهاجرت ترکیه رد می‌شود، افرادی که درخواست‌ آنها از سوی اداره مهاجرت ترکیه می‌شوند، کارت‌های مهاجرت آنان باطل  و حق دسترسی به خدمات دولتی و درمان و آموزش را به صورت قطع از دست می‌دهد.

آنان می‌گویند، این افراد حتی در صورت داشتن بیماری‌های جدی نمی‌توانند از خدمات درمانی دولتی استفاده کنند.

 برخورد دوگانه با پناهجویان افغان و اوکراین

مشکلات پناهجویان افغان در ترکیه که با تقبل تمام رنج‌ها و مشکلات خودشان را به یونان رسانده به دلیل حضور مهاجرین اوکراینی مشکلات شان بیشتر شده ودولت یونان تمام توجه را به این پناهجویان جدید اختصاص داده است. 

سازمان دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید در حالی که یونان از اوکراینی‌ها به عنوان "پناهجویان واقعی" استقبال می‌کند اما با عقب راندن پناهجویان افغان به ترکیه به‌ صورت «دوگانه» و «ظالمانه» برخورد کرده است. 

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

پس از تهاجم روسیه به اوکراین و هجوم موج جنگ‌زدگان اوکراینی، فشارها و سختگیری بر پناهجویان افغان در یونان، ترکیه و اروپای شرقی افزایش یافته است.

 بیل فرلیک، از مدیران دیده‌بان حقوق بشر این برخورد دوگانه رفتاری است که ارزش‌های ادعایی اروپایی در مورد برابری، حاکمیت قانون و کرامت را به سخره می‌گیرد.

پس از بحران اوکراین برخوردها با مهاجرین افغانستانی در کشورهای اروپایی بد گزارش شده واکثر پناهجویان افغان از وضعیت بدشان شکایت کرده ومی‌گویند دیگر آنها به باد فراموشی سپرده شده است.

 من را شب به رودخانه انداختند تا بمیرم

بلال تاهی، تبعه افغانستان در گفت‌وگو با رسانه‌ها می‌گوید، سربازان یونان با مهاجران غیرقانونی خیلی بد رفتار می‌کنند، اوداستانش را اینگونه تعریف می‌کند: «به دلیل کتک زدن سرباز یونان به ناحیه سرم بی هوش شدم. ما را در یک خانه نگه داشتند و پس از آن به کنار رودخانه برده و من را شب‌هنگام به رودخانه انداختند تا بمیرم، تااینکه نیروهای مرزبانی ترکیه من را از خطر غرق شدن ومرگن جات دادند».

بر اساس داده‌های منابع امنیتی ترکیه، دولت یونان روزانه تعدادی زیادی از مهاجران غیرقانونی از شهروندان افغانستان را پس از دستگیری مورد ضرب و شتم شدید قرار داده و به زور به سوی ترکیه می‌فرستند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

بخاطری اخاذی پلیس پاکستان و وضعیت بد اقتصادی مجبوریم در جاده‌ها بخوابیم

مهاجرت افغان‌ها به پاکستان نیز موضوع تازه‌ای نیست و اما در اواخر تعداد این پناهجویان به صورت چشم‌گیر افزایش داشته است که آنان خودشان را از مسیرهای قانونی یا غیر قانونی خودشان را به این کشور رسانده است.

اکثر مهاجرین در این کشور به بدترین حالت ممکن اقتصادی گرفتار بوده و برای مهاجران در پاکستان هیچ فرصت شغلی درآمدزایی و حمایت‌ اقتصادی وجود ندارد.

کیارنگ سعادت، فعال مدنی افغان، که از ماه‌ها پیش، در پاکستان مستقر شده است، به ایندیپندنت گفت: «مهاجران افغان نمی‌توانند کرایه خانه یا اتاق هتل را بپردازند و به خاطر اخاذی‌ها مداوم پلیس‌های پاکستان آنان مجبور اند تادر خیابان‌ها چادر زده و بخوابند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

وی افزود: «من کسانی را می‌شناسم که حتی نمی‌توانند برای درمان کودک بیمارشان به دکتر مراجعه کنند. هزینه‌های زندگی در پاکستان بالا بوده و مهاجران حتی امکان تهیه غذای کافی برای زنده ماندن شان را ندارند».

از سوی دیگر، عبدالوارث صبور غفوری، شهروند افغان که از ماه‌ها پیش در راولپندی پاکستان، در هتل اقامت دارند، در صحبتی بارسانه‌ها گفت، که تعداد زیادی از افغان‌ها در هتل‌ها زندگی می‌کنند، در حالی که هزینه‌ها وحشتناک است. او افزود: «مهاجران به دلیل نداشتن اسناد مشخص اداره مهاجرت که در پلیس پاکستان ثبت شده باشد، آنها به هیچ عنوان نمی‌توانند خانه کرایه کنند».

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

مهاجران در پاکستان از اخاذی‌های پلیس گرفته تا نبودن زمینه کاری و وضعیت بداقتصادی شان شکایت داشته وزندگی وزنده ماندن شان‌را کابوس‌گونه تعریف می‌کنند.

زندگی مهاجران افغان در برزخ اندونزی

بیش از ۸هزار پناهجو و مهاجری که سازمان ملل در اندونزی ثبت کرده، از افغانستان هستند. بیشتر آن‌ها نزدیک به یک دهه است که لحظه شماری می‌کنند تا مگر قرعه به نامشان افتد و از آنچه "برزخ" می‌نامند نجات پیدا کنند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

پناهجویان افغان در اندونزی از شرایط سخت زندگی در این کشور و بی‌سرنوشتی شکایت می کنند. آنان چندین سال است که با برپایی تظاهرات و دادخواهی‌های مدنی از سازمان ملل، کشورهای مهاجرپذیر و سایر سازمان‌های حامی مهاجرین می‌خواهند به وضعیت شان رسیدگی شود.

براساس گزارش‌ها، مشکلات مهاجرین در اندونزی در سال جاری بیشتر شده تا حدی که برخی از آنان این وضعیت سخت را تحمل نتوانسته و دست به خودکشی و خودسوزی زده‌اند.

طبق آمار سازمان ملل بیش از ۲.۷ میلیون نفر از مهاجرانی که در سراسر جهان ثبت نام شده‌اند از افغانستان هستند. این عدد افغانستان را در ردیف یکی از سه کشور با بیشترین میزان مهاجر قرار می‌دهد.

مهاجرین در این کشور می‌گویند: وقتی بسیاری از پناهجویان به دفاتر سازمان ملل و سایر دفاتر مربوطه مراجعه می‌کنند و به دنبال اطلاع از وضعت خود هستند، با پاسخ سرد مواجه می‌شوند. ادارات مهاجرت هم با این‌ها برخورد درست و انسانی ندارند. مواردی هست که حتی کارمندان این سازمان به جای توجه به عمق درد و مشکلات پناهجویان به آنها گفته اند: ما شما را دعوت نکرده بودیم، وهرچه زودتر به کشور خودتان برگردید.

یک فعال حقوق مهاجرت از «تحقیر، توهین و بلاتکلیفی مهاجرین در اندونزی» انتقاد کرده و خواستار توجه سازمان ملل و کشورهای حامی مهاجرین از وضعیت اسفناک پناهجویان در اندونزی شده و گفته است که مشکلات اقتصادی، توهین و تحقیر از جمله مواردی است که باعث می شود مهاجران دست به خودسوزی، خودکشی یا دوختن دهن خود شود.

در سالهای اخیر مردم افغانستان به دلیل جنگ، فقر، بیکاری و مسایل امنیتی مجبور به ترک کشور خود شدند و  اکثر این مهاجرین در کشورهای دیگر با مشکلاتی غیرانسانی مواجه هستند و همه این موارد در کشورهای رخ می‌دهد که خود مدعی حقوق بشر هستند. 

این مهاجران با امید یافتن زندگی بهتر و با متحمل شدن خطرات فراوان خود را به کشورها مرفع اروپایی می‌رسانند، اما در آنجا برخلاف انتظار با واقعیت غربی وحشی مواجه می‌شوند.

 

اخراج پناهجویان افغان به‌خاطر اوکراینی‌ها

 

مهاجرین افغان در کشورهای یونان، ترکیه، پاکستان وکشورهای اروپای مدعی حقوق بشر با مشکلات زیادی مواجه بوده و در نهایت بسیاری از این افراد با وجود زندگی چندساله و طی کردن فرآیند پیچیده اخذ پناهندگی از این کشورها اخراج می‌شوند.

«جنگ بین روسیه و اوکراین نمایش برهنه‌ای از تبعیض نژادی غرب متمدن است. وقتی چارلر دآگاتار، خبرنگار سی‌بی‌اس، مجبور به عذرخواهی در مورد حرف‌های نژادپرستانه‌اش شد این موضوع بیش از پیش هویدا شد! همچنان در چشم غرب، نژاد و رنگ مهم‌ترین شاخص انسان بودن است. در خلال پوشش اخبار جنگ شاهد تناقضات بسیاری بودیم. از پوشش خبری قطره‌های اشک یک شهروند اوکراینی تا ساخت شایعات دراماتیک در مورد سربازان اوکراین. اما اروپایی‌ها بدون هیچ ابایی به رنگین‌تر بودن خون اوکراینی‌ها نسبت به پناه‌جویان خاورمیانه‌ای اشاره می‌کردند.» این جملات اظهار نظر یک نویسنده ایرانی در صفحه اینستاگرامش در رابطه با نگاه‌های نژادپرستانه‌ایست که بازتابش در این روزها در صفحات مختلف اینستاگرام دیده می‌شود.

چند مورد از این صحبت‌های نژادپرستانه را باهم مرور می‌کنیم:

- خبرنگار سی‌بی‌اس گفت: «اوکراین مثل عراق و افغانستان نیست. اوکراین یک جای نسبتاً «متمدن» است.» این آقا تنها کسی بود که تابه حال مجبور به عذرخواهی از حرف‌های نژادپرستانه‌اش شده است.

- گزارشگر دیگری می‌گوید: «اکنون اتفاق غیرقابل تصوری رخ داده است، کشوری جهان سوم و در حال توسعه نیست. اینجا اروپاست!»

- مهمان بی‌بی‌سی: «برای من بسیار احساسات برانگیز است که می‌بینم اروپایی‌ها با چشمان آبی و موهای بلوند و بچه‌ها هرروز توسط موشک‌های پوتین کشته می‌شوند.»

مجری بی‌بی‌سی: «مسلما من این احساس را می‌فهمم و به آن احترام می‌گذارم.»

- مجری: «به صراحت بگویم, این‌ها پناهندگانی از سوریه نیستند، از اوکراین‌اند! … آنها مسیحی، سفیدپوست و بسیار شبیه افرادی هستند که در لهستان زندگی می‌کنند.»

-- مهمان الجزیره: «اگر به پناهندگان اوکراینی و لباس آنها بنگرید می‌بینید که افرادی از طبقه متوسط و مرفه هستند… بدیهی است که این‌ها پناهندگانی نیستند که از خاورمیانه یا شمال افریقا می‌گریزند. اینها شبیه هر خانواده اروپایی‌اند که کنار شما زندگی می‌کنند.»

- مجری شبکه فرانسوی: «ما در قرن بیست و یک هستیم. در یک شهر اروپایی و موشک‌های کروز داریم. انگار در عراق یا افغانستان هستیم، می‌توانید تصور کنید؟»

- مجری شبکه فرانسوی: «ما درباره فرار سوری‌ها از بمباران رژیم سوریه با حمایت پوتین صحبت نمی‌کنیم. ما در مورد اروپایی‌ها صحبت می‌کنیم که شبیه ما هستند و برای نجات جان خود کشور را ترک می‌کنند.»

- رئیس کمیته روابط خارجی مجلس فرانسه: «و خوبی این (پناهندگی اوکراینی‌ها) این است که مهاجرتی با کیفیت عالی و مهاجرت روشن‌فکران خواهد بود و ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم.»

بازتاب در فضای مجازی

- حامد قاف در صفحه خود با انتشار چند عکس مفهومی زبان نژادپرستان را نشان داده است. این عکس‌ها که وضعیتی مشابه را در دو کشور اوکراین و یکی از کشورهای افغانستان، سوریه، یمن، لیبی و اتیوپی را نشان می‌دهد در قاب صفحه لایو طراحی شده است که و روزنامه فرهیختگان در بازنشر این تصاویر در متن زیر پست تنها یک جمله آمده است: «جنگ=جنگ است، هر جای دنیا که باشد.» فرزند خردسال اوکراینی و افغانستانی که در آغوش پدری نگران است. مادری اوکراینی و سوری که معترض از وضع جنگ در کشورش به لنز دوربین می‌نگرد. پسر بچه‌ای ۱۰-۱۲ ساله اوکراینی و یمنی. مادر و فرزندی ۲-۳ ساله که اوکراین و عراق در دو طرف تصویرند. خرابه‌های اوکراین در کنار خرابه‌های لیبی. اشک چشمان کودک مظلوم اوکراینی در کنار کودک اتیوپی. این تصاویر تنها لحظات کوچکی از تشابه این کشورهای درگیر جنگ هستند.

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

 

این مجموعه تصویر در صفحه‌های مجازی مورد استقبال قرار گرفته است و بارها بازنشر شده است.

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

 

- پرس تی‌وی هم در صفحه توئیتر خود دو تصویر را در کنار هم آورده است و بالای تصاویر نوشته است: جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم. تصویر سمت راست: «سنگی که در سازمان ملل به عنوان «ابزار ترور» توسط فلسطینی‌ها نشان داده شده است را می‌رساند و تصویر دیگر ویدئویی از آماده سازی کوکتل مولوتوف‌های اوکراینی است که به عنوان «ابزار دفاع» معرفی شده است.

- یکی از شهروندان ایرانی هم با قرار دادن فیلم‌های مذکور در صفحه خود، نوشته است: «نژادپرستی رسانه‌ای. پشت نقاب طرفداری از حقوق بشر»

- کاربر دیگری با انتشار همین فیلم‌ها نوشته است: «فقط اروپایی‌ها کشتن‌شان گناه دارد؟ فقط چند روز از جنگ گذشته است و کل دنیا مطلع شدن و تظاهرات کردند در حالی که هر روز ساله‌است در افغانستان، یمن، سوریه، فلسطین جنگ است و خیلی از کشورها هیچ اهمیتی نمی‌دهند و شاید حتی ندانند که کشورهای خودشان در حال تجاوز به کشورهای دیگرند. خودشان کشور دیگری را تخریب می‌کنند و بعد می‌گویند شما جهان سومی‌اید! معلوم است در جنگ و خونریزی و تحریم هیچ کشوری نمی‌تواند پیشرفت کند. ما همیشه تصور تمدن و فرهنگ از جهان اول داریم در حالی که خیلی چیزها خلاف ماست‌. به غیر از چیزهای قشنگ و رنگانگی که ما تصور می‌کنیم، این هم بخش تاریک غرب است.»

- کاربری نوشته است: «جنگ هم برای اروپایی‌هاست. جنگ کردن ما از نفهمی است و مال شما از دلاوری»

- کاربری دیگر: «ما که دفاع می‌کنیم تروریست هستیم، شما که دفاع می‌کنید قهرمان می‌شوید.»

- دیگری آورده است: «همه آدم‌ها با هم برابرند، اما چشم رنگی‌های اروپا مظلوم‌ترند، اما مردم خاور دور برای دلسوزی مستحق‌ترند، اما فقط دخترهایی که موی بور دارند، عشق بیشتری نسبت به معشوق سربازشان دارند، اما سربازان نبردهای اروپای شرقی، کشته‌های عاشق تری در جنگ هستند، اما آوارگی مردم خاورمیانه اهمیت کمتری دارد، جنگ در همه جا محکوم است ولی در اروپا محکوم تر است، متجاوز در همه جا بدکار است ولی اگر شرقی باشد بدکارتر است. همه آنها که برای آزادی می‌جنگند قهرمان‌اند، به شرطی که مردم خاورمیانه نباشند… البته تبعیضی در کار نیست؛ همه با هم برابرند اما بعضی‌ها برابرترند…! این خلاصه همه واکنش‌هایی هست که در جنگ‌های اوکراین و سوریه و عراق و افغانستان و یمن و غیره و ذلک شاهد هستیم…»

 

همه آدم‌ها برابرند، چشم‌رنگی‌ها برابرتر!

و اغلب پست‌های این مضمون فیلم توصیف شده از صحبت‌های خبرنگاران اروپایی نژادپرست است با کپشن: «بدون شرح!»


:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 26 اردیبهشت 1401

میانه‌های اسفند سال ۱۳۷۸ محمدرضا خاتمی سرمست از پیروزی در انتخابات مجلس ششم یک کنفرانس خبری برگزار می‌کند. در این نشست یکی از خبرنگاران از دبیر کل مشارکت می‌پرسد، برنامه شما برای چهار سال آینده در پارلمان چیست؟ خاتمی پاسخ می‌دهد که باید زیرساخت‌های سیاسی ایران را تغییر بدهیم، زمان خانه‌تکانی است. برادر رئیس‌جمهور اصلاحات ادامه می‌دهد که ما برای اصلاحات در ایران نیاز به آرامش سیاسی در قدرت داریم.

پس‌ازاین گفتگوی خبری، روزنامه کیهان با استقبال از طرح «فضای آرام سیاسی در کشور» در یادداشتی می‌نویسد که اصلاحات باید بتواند حرف بزند و در حاکمیت مشارکت داشته باشند. این سرمقاله در تاریخ معاصر انقلاب بسیار مهم است، زیرا در آن با لحنی دلسوزانه به دولت اصلاحات در عواقب رادیکالیسم هشدار داده و چپ را بخشی از نظام خوانده بود. تا پیش از انتخابات هواداران دوم خرداد در شهر شایعه کرده بودند که دولت خاتمی مستعجل است و برخی اجازه نمی‌دهند اصلاح‌طلبان سوار دولت شوند!

آن سرمقاله توطئه روانی چپ‌ها را خنثی کرد. البته رقیب اصلاحات (جناح راست) پیش‌ازاین نیز نشان داده بود که انتخابات را بخشی از مؤلفه‌های قدرت در کشور دانسته و حاضر است حتی در صورت شکست نیز به رقیب تبریک گفته و به حیاط خانه خود برود.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

اما تئوری «آرامش سیاسی» از سوی اصلاح‌طلبان عمر زیادی ندارد! یک هفته پس از سخنرانی محمدرضا خاتمی در خیابان سمیه، چند محله بالاتر و در حسینیه ارشاد سعید حجاریان یکی از مشاوران دولت، مغرور از پیروزی در انتخابات مجلس، طی یک سخنرانی تند و عصبی اعلام می‌کند که ورق‌ بازی در حاکمیت در دست جبهه دوم خرداد است.

حجاریان با اشاره به جناح رقیبش گفته بود که برای اصلاحات واقعی در کشور باید مخالفان خاتمی را جارو کرده و برای همیشه از قدرت بیرون کنیم!

ماجرای عجیبی بود؛ درحالی‌که همه کشور خود را آماده کمک به اصلاح‌طلبان برای اداره دولت کرده بود؛ رادیکال‌های محفل خاتمی پنجه به‌ صورت نظام کشیده و با توسل به تاکتیک تولید هر ۹ روز یک بحران به میدان آمده بودند. از هنجارشکنی‌های روزانه روزنامه‌های زنجیره‌ای تا غائله کوی دانشگاه، ماجرای تاج‌زاده در خرم‌آباد، پروژه نوار سازان؛ قتل‌های زنجیره‌ای تا بیانیه یک‌میلیون امضا برای رفراندوم قانون اساسی و تحصن در مجلس برای رویارویی نهایی با حاکمیت بخشی از دست‌پخت اصلاحات در آن سال‌ها بود. بعدها ماشاالله شمس‌الواعظین سردبیر چند روزنامه تندرو اصلاح‌طلب در شرح آن روزها نوشت: ما سوار پیکان بودیم، اما می‌خواستیم مثل بنز حرکت کنیم، برای همین در اولین پیچ دچار انحراف شده و اصلاحات به ته دره رفت.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

تقی رحمانی یکی از مهم‌ترین تئوریسین‌های گروهک ملی و مذهبی نیز دراین‌باره در جزوه جامعه مدنی نوشته است: متأسفم برای خودمان! من و مهندس (عزت‌الله سحابی) سوار اتوبوس شده و ۵۰ شهر را برای تبلیغ خاتمی رفتیم؛ اما آورده اجتماعی اصلاحات درنهایت هیچ بود. عضو سابق گروهک تروریستی موحدین و حامی خاتمی در انتخابات سال ۷۶ در ادامه نوشته است: اصلاح‌طلبان گمان می‌کردند که با تندروی می‌توانند مردم را به سمت خودشان جذب کنند، آن‌ها گمان می‌کردند که پس از استعفا در مجلس و تحصن مردم دسته‌دسته به میدان بهارستان آمده و بهزاد نبوی و محسن آرمین را روی شانه گرفته و در شهر می‌چرخانند، اما زهی خیال باطل حتی یک نفر نیز به استقبال آن‌ها نرفته و دوم خردادی‌ها مجبور شدند عقب‌نشینی سیاسی کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

محمدرضا تاجیک رئیس مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در شرح آن روزها گفت: همواره به این موضوع فکر می‌کنم که چه اتفاقی برای ما افتاده که ما حتی امکان خلق یک مفهوم و نظریه را از دست دادیم و فقط مصادره کردیم و به قول اسمیت، به آپولوژیست تبدیل شدیم! دیگران [مفهوم] خلق می‌کنند و می‌گوییم مال ما بوده است. [۱]

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

آشوب سازی تاج‌زاده در غائله خرم آباد

دوباره برمی‌خیزم!

بعد از انتخابات سال ۸۴ و شکست سخت دو حزب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین (انقلاب)، ابراهیم یزدی دبیر کل گروهک نهضت آزادی و عزت سحابی رئیس شورای ملی مذهبی‌ها به دعوت دفتر دانشجویان تندرو دفتر تحکیم وحدت(ظیف علامه) به یک جلسه هم‌اندیشی میان اصلاح‌طلبان دعوت می‌شوند تا برای آن‌ها تئوری داده و راه چاره‌ای پیدا کنند. یزدی در آن گفتگوی چالشی و طولانی رو به اعضای حاضر در نشست می‌گوید: اصلاحات دو راه‌حل دارد، یا باید اسلحه به دست گرفته و مبارزه مسلحانه کند؛ یا آنکه خودش را پالایش کرده و دوباره به قدرت بازگردد. یزدی در آن جلسه توصیه‌ای مهم به سران اصلاحات کرده و می‌گوید: همیشه قرار نیست ژنرال‌های اصلاحات در حاکمیت باشند، اجازه بدهید اصلاحات ریشه دوانده و در بروکراسی کشور رشد کند!

عزت‌الله سحابی نیز پس از یزدی پشت تریبون آمده و می‌گوید: در دوره خاتمی فکر می‌کردیم راه اصلاحات کوتاه است و می‌توان خیلی ساده همه‌چیز را روی انگشتمان بچرخانیم، حالا به این نتیجه رسیده‌ام که صبر استراتژیک دشوار و از گلوله خوردن نیز دردآورتر است.

احتمالاً آن روزها و در آن جلسه مهم کسی معنای سخنان یزدی و سحابی را به‌خوبی متوجه نمی‌شود، زیرا ۴ سال پس‌ازآن اصلاح‌طلبان باهدف کسب قدرت قمار بزرگی را شروع کرده و با رمز دروغین تقلب در انتخابات، ۸ ماه جنگ خیابانی را به‌نظام تحمیل می‌کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

در فتنه سال ۸۸ اصلاح‌طلبان گمان می‌کردند که برای بازگشت دوباره به حاکمیت باید به سیم آخر زده و فضا را در دست گرفت! اما بازهم مانند ماجرای تحصن در مجلس ششم در محاسبات آخر دچار اشتباه شده و در ۹ دی از مردم سیلی سخت خوردند؛ آن ضربه چنان شدید بود که سال ۹۲ تنها با تمسک به یک رحم اجاره‌ای توانستند در حاشیه حاکمیت برای خود سنگر سازی کنند. درحالی‌که قرار بود چپ‌های ستادی (سوسیال‌دموکرات‌های ایرانی) با تمسک به تئوری‌های ایوان ایلیچ (تئوریسین اتریشی و مبتکر ایده جامعه مدنی و براندازی) و با هدایت گروهک نهضت آزادی دوباره از خاکستر خود برخاسته و حاکمیت را یکدست کنند. اما چنان در چرخ‌دنده‌های کارنامه نئولیبرال های دولت روحانی له شدند که نامزد اختصاصی آن‌ها در انتخابات سال ۹۸ حتی نتوانست ۲ میلیون رأی آورد.

بعدها سرمقاله نویس روزنامه صبح امروز در یادداشتی در یک کانال تلگرامی نوشت که اصلاحات ته‌مانده اعتبار خود را ازدست‌داده و یک‌دهم رأی خود در سال ۷۶ را نیز به دست نیاورد! سعید حجاریان نیز با اعلام خبر مرگ اصلاحات و حمله به حزب کارگزاران اعلام کرد که اصلاحات پای صندوق رأی مرده است.

اصلاحات سخت یا اصلاحات ساختاری؟

اما عبور از صندوق رأی و مشارکت سیاسی در بطن انتخابات چه معنایی داشت؟ ضعف راهبردی و ادراکی از سوی اصلاح‌طلبان باعث شد آن‌ها مسیری جدید بانام «اصلاحات ساختاری» را آزمایش کنند.

مصطفی تاج‌زاده در تعریف اصلاحات ساختاری از توصیفاتی سخن می‌گوید که نشانه‌هایی از همان پروژه نرمالیزاسیون یا برجام ۳ و ۴ دارد! در این مدل سیاسی باید قدرت توسط چپ‌ها پالایش‌شده و قانون اساسی تغییرات محتوای کرده و خطوط قرمزی چون اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه حذف شود.

 تقی رحمانی در شرح اصلاحات ساختاری در جزوه جامعه مدنی می‌نویسد: باید ایران را واتیکانیزه کرد،  مدل ما چیزی است که در آن نظامی‌ها و روحانیت و بازار سنتی باید از صحنه کشور کامل حذف‌شده و یک جمهوری جدید شکل بگیرد.

سعید حجاریان نیز در شرح این مدل از اصلاح‌طلبی در وب‌سایت مشق نو نوشته است که باید برای اصلاحات ساختاری کادر حرفه‌ای ایجاد کرده و خاکستری‌ها را به‌مرور جذب کرد. حجاریان ادامه داده است که خاکستری‌ها توان مقاومت در برابر فشار اصلاحات ساختاری را نداشته و باید چپ ستادی راه چون سپری ضربه‌گیر عمل کرده تا راه برای جذب قشر خاکستری‌ها باز شود. [۲]

تعریف چپ ستادی رادیکال از اصلاحات  بیش از آنکه نمایشی از یک اقدام رفورمیستی باشد نشانه‌هایی از یک مسیر برای تغییرات سخت دارد. شاید لازم باشد دوباره سخنان ابراهیم یزدی در جلسه با دانشجویان تحکیم وحدتی را بازخوانی کنیم، آن روز دبیر کل گروهکی به اصلاح‌طلبان توصیه کرده بود که یا برای صندوق رأی بجنگید، یا آنکه با اسلحه راه منافقین در دهه شصت را بروید!

تجربه می‌گوید تیپولوژی اصلاحات آن‌قدر پتانسیل ندارد که شورش‌های گنگ و کور خیابانی (چون سال ۷۸، ۸۸، ۹۶ و سال ۹۸) را پیش ببرد. چپ رادیکال در آخرین آوردگاه خیابانی در سه روز ماجراجویی داعشی در سال ۹۸ در چند شهر نشان داد تنها می‌تواند روی موج حوادث سُر بخورد؛ اما برای آنکه به تعبیر علوی تبار بتواند اصلاحات را روی دریای خون شناور کند و یا به توصیف سعید حجاریان بتواند بالای شهری‌ها را به پایین‌شهری‌ها وصل کند باید راه طولانی‌تری را طی کند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

به‌طور حتم عباراتی سانتی مانتال چون اصلاحات ساختاری نمی‌تواند بار این حجم از تحولات سیاسی و امنیتی را بکشد. ازاین‌رو باید اصلاحات ساختاری را مقدمه اصلاحات سخت دانست. اصلاحات سخت مجموعه کنش‌هایی پراکتیکی و سیاسی است که در آن جنگ شهری، نافرمانی مدنی، عبور از قانون اساسی و درنهایت انقلاب خونین (مدل روسی) را در خود تعریف می‌کند.

البته اصلاح‌طلبان بدقلق و تندخو برای اجرای اصلاحات سخت با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند؛ برخی چون تاج‌زاده، حجاریان و علوی تبار به رویارویی زودتر با حاکمیت باور داشته و به شیوه چریک‌های فدایی خلق جنگ مستقیم را تنها راه پیش رو می‌دانند.

برخی چون محمدرضا تاجیک اصلاحات تئوریک را در این مسیر پیشنهاد داده و خودسازی را ارجح بر برون سازی می‌دانند (مدلی که باعث رویارویی مصطفی شعاعیان با حمید اشرف در سازمان چریک‌های فدایی در قبل از انقلاب شد) و گروه سوم راه‌حل دبیر کل نهضت آزادی را توصیه کرده که راه سوم قابل‌تأمل است!

بهزاد نبوی چریک پیر اصلاحات در آخرین گفتگوی خود مدلی را برای اصلاحات ترسیم کرده که جای بحث دارد.

بهزاد نبوی می‌گوید که اصلاحات ساختاری همان اصلاحات جامعه‌محور است، اما این اصلاحات به معنای قهر و عبور از صندوق رأی نیست. نبوی توضیح می‌دهد که باید هر طور که شده پایی در قدرت داشت و با کمک خاکستری‌ها مسیر اصلاحات سخت را باز کرد. [۳] برخلاف سعید حجاریان که معتقد به نیروی پیشرو برای باز کردن مسیر اصلاحات سخت داشته و به تعبیری رو بازی می‌کند، نبوی خط نفوذ در قدرت را انتخاب کرده و آن را ترویج می‌کند. همین اختلاف‌نظر باعث شده است که باوجود انتخاب مجدد نبوی به‌عنوان رئیس جبهه اصلاحات برخی چریک پیر را متهم به ترویج کهن‌سالی و خشکیده شدن اصلاحات کنند.

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

باوجود مخالفت‌های اساسی در رهبری بهزاد نبوی میان اصلاح‌طلبان مسیری که او ترسیم می‌کند؛ همان چیزی است که ابراهیم یزدی به اصلاح‌طلبان توصیه کرده بود. شاید بهتر باشد دوباره به ابتدای این نوشتار بازگشته و سخنان دبیر کل گروهک نهضت آزادی را بازخوانی و ترجمه کنیم. ورود اصلاح‌طلبان به بروکراسی همان نفوذ خاکستری‌ها به قدرت است. نفوذ خاکستری‌ها به درون دولت را حداقل بهزاد نبوی بهتر از همه اصلاح‌طلبان درک می‌کند. کسانی که با سرنوشت کشمیری و کلاهی آشنایی دارند خوب می‌دانند که معنای سخن یزدی و نبوی با فاصله ۱۶ ساله چیست!

 چپ ستادی اصلاحات سخت را کلید زد/ عکس یادگاری چریک پیر با کشمیری در تهران!

البته برخی اصلاح‌طلبان می‌گویند که از لیست امید در مجلس دهم عبرت گرفته و حاضر به قمار با خاکستری‌ها نیستند، اما کسانی که بازی‌های سیاسی را در محفل‌های زیرزمینی برای اصلاح‌طلبان جمع‌بندی می‌کنند، خوب می‌دانند که هیاهوی چپ‌های ستادی و هیجانی چون تاج‌زاده و عرب سرخی برای شورای تصمیم سازی جنگ‌های ایذایی پشیزی اعتبار اجرایی ندارد،   این روزها خط نفوذ در داخل در حال بازسازی است!


:: بازدید از این مطلب : 334
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 13 اردیبهشت 1401


وقتی باسوادترین استاد ایران تفاوت مطبوع و متبوع را نمی‌داند

 

«صادق زیباکلام» فعال اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه آرمان نوشته بود: «نسل‌های پس از انقلاب حتی موارد چندانی نمی‌توانند پیدا کنند که به آنها دل خوش کنند و از دیدگاه خود آنها را دستاورد انقلاب بدانند. سر افکندگی از حال و نا امیدی از آینده در حقیقت آن چیزی است که نسل جدید به نظرش می‌رسد و در مورد آن بیان می‌کند نسل‌های دهه هفتاد و هشتاد واقعا خاطره موثر وعمیقی نمی‌توانند ذکر کنند».

این فعال اصلاح طلب در ادامه نوشت: «هر چه هست سر گشتگی از آینده است. چرا اینگونه شد و آیا ‌این نتیجه‌ای که پس سال‌ها اینگونه شده اجتناب ناپذیر می‌بود، جای بحث است. یقینا آنچه که با ضرس قاطع می‌توان گفت به‌هیچ وجه برای مردم باور کردنی نبود که در چنین حال و روزی باشیم. محال ممکن است انقلابی که به‌خاطر آزادی و قانون برپا شده چهل و سه سال به آنچه می‌خواستیم در حد مطلوب نرسیدیم. گام اول در رهایی از وضع موجود آن است که بفهمیم چرا اینگونه شد و چه بر سر آرمان‌ها و اهداف انقلاب رفت».

زیباکلام مدعی شده است که نسل‌های پس از انقلاب حتی موارد چندانی نمی‌توانند پیدا کنند که به آنها دل خوش کنند و از دیدگاه خود آنها را دستاورد انقلاب بدانند. به این موارد دقت کنید: ایران، دومین کشور دارای توانایی ساخت دریچه قلب در جهان است؛ دومین کشور در درمان تالاسمی با شیوه پیوند مغز استخوان؛ سومین تولیدکننده دکل‌های انتقال برق؛ رتبه دهم جهانی در فناوری لیزر؛ مقام دوم جهان در زمینه تولید نانو دارو؛ چهارمین کشور در تولید اتانول در دنیا؛ رتبه سوم جهان در صنعت سدسازی.

و نهمین کشور دارای چرخه کامل فناوری فضایی؛ دومین کشور دارای فناوری تولید پهپاد رادارگریز؛ اولین کشور تولیدکننده صنعتی بیوایمپلنت؛ چهارمین قدرت موشکی جهان؛ جزو ۱۰ کشور سازنده زیردریایی در جهان؛ تولیدکننده سریعترین اژدر رادارگریز در جهان؛ دارای مولفه استراتژیک خودکفایی در بنزین؛ پنجمین کشور برتر سازنده ربات انسان نما؛ چهارمین کشور صاحب فناوری ساخت نیروگاه خورشیدی در جهان؛ اولین سازنده استارتر هواپیما در غرب آسیا؛ چهارمین قدرت دریایی جهان و… اینها تنها بخشی از توانمندی‌های غرورآفرین و افتخارآمیز جمهوری اسلامی ایران است.

اما خیلی از ما ایرانی‌ها از این توانمندی‌های غرورآفرین بی‌اطلاع هستیم؛ به قول معروف این ویژگی‌های حیرت انگیز «به چشم‌مان نیامده است»؛ علت چیست؟ این «به چشم نیامدن» دو علت اساسی دارد. علت اصلی آن در بیانیه گام دوم انقلاب توسط رهبر حکیم انقلاب اسلامی تشریح شد و آن اینکه: «در طول این چهل سال - و اکنون مانند همیشه - سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعّال‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌سازی مردم و حتّی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه نشان دادن واقعیّت‌ها، پنهان کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه همیشگی هزاران رسانه‌ صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملّت ایران است؛ و البتّه دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می‌کنند».

و اما علت دوم در اینکه این توانمندی‌های غرورآفرین «به چشممان نمی‌آید» مربوط به تقصیرها و قصورهایی است که در داخل کشور و در بخشی از حوزه‌ها مانند «اقتصاد» و همچنین برخی از صنایع از جمله «خودروسازی» رخ داده است. تقصیرها و قصورهایی که از اعتماد به دولت‌های خارجی زورگو و بدعهد ناشی می‌شود. از دیگر ویژگی‌های این رویکرد خسارت بار، بی‌اعتمادی به جوانان نخبه، مومن و انقلابی و یقین نداشتن به وعده الهی و عافیت‌طلبی و فقدان خودباوری است.

حال سوال اینجاست که آقای صادق زیباکلام و دوستان و همقطاران وی در این میان چه نقشی داشته اند!؟ همان طیفی که حداقل ۳۴ سال در مناصب ارشد در دستگاه های تصمیم گیر و تصمیم ساز حضور داشته است.

***

زیباکلام:دولت رئیسی گشایش صد در صدی ایجاد نکرد

روزنامه آرمان در یادداشتی با عنوان «تحقیق و تفحص یا مانور سیاسی؟» به قلم «صادق زیباکلام» فعال اصلاح طلب نوشت: «ظرف ۵ ماه گذشته که دولت و مجلس در دست اصولگرایان بوده گشایش صد در صدی در امور صورت نپذیرفته است. نه گرانی متوقف شده، نه بالارفتن تورم کندتر شده و نه سرخوردگی کاهش یافته است. بنابراین به تدریج حتی طرفداران جریان خاص نیز این پرسش را مطرح می‌کنند که پس اینها با داشتن قدرت توانسته‌اند چه گامی بردارند؟ ».

در ادامه این یادداشت آمده است: «بنابر این برای اقناع افکار عمومی و اینکه بگویند همه مصیبت‌ها و مشکلات بر گردن دولت روحانی بوده می‌خواهند این بساط تحقیق و تفحص(از نهاد ریاست جمهوری در دولت روحانی) را به راه بیندازند. در حالی که همه می‌دانیم که آنچه کشور را به این روز در آورده برخی سیاست‌ها، عملکردها و رویکردها در عرصه تصمیم‌گیری و اجرا بوده است».

هر وقت امور به نفع مردم در حال پیگیری است، صدای اعتراض افراطیون اصلاح طلب بلند می شود. آقای زیباکلام مدعی شده است که در این ۵ ماه گشایش ۱۰۰ درصدی رخ نداده است. این اظهارنظر توهین به شعور مردم است. گویا وی فراموش کرده است که دولت روحانی چه میراثی به دولت سیزدهم تحویل داد. تورم ۴۳ درصدی و بدهی سرسام آور، تنها بخش کوچکی از میراث «دولتِ اصلاح طلبان» است.

خدایا به قلب غربزده های ما خصوصا استاد زیباکلام رحم کن.

خدایا به قلب غربزده‌های ما خصوصا استاد زیباکلام رحم کن

 

 


:: بازدید از این مطلب : 419
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 11 اردیبهشت 1401

پرده اول: «هرکسی که با زر و زور و تزویر هم‌عقیده باشد را باید از میان برداشت، ما لیستی تهیه‌کرده تا هرکسی که به آرمان انقلابی معتقد نباشد را از میان برداریم؛ به دو شیوه هم این کار را می‌کردیم؛ برخی مثل (شهیدان) مفتح؛ مطهری و قرنی را با اسلحه و برخی دیگر را در نشریاتمان ترور شخصیتی می‌کردیم؛ معتقد بودیم که خرد کردن شخصیت این نیروها باعث حذف آن‌ها می‌شود!» این جمله بخشی از اعترافات یک قاتل زنجیره‌ای در دادگاه انقلاب است.

حسن اقرلو یکی از رهبران گروهک فرقان در دادگاه اعتراف کرد که تشکیلات او دچار چنان جمودی شده بود که هر کس با نظرات آن‌ها هم‌خوانی نداشت باید از میان برداشته می‌شود. [۱] ماجرای فرقانی‌ها و قربانیان یکی از تجربیات انقلاب اسلامی است که همواره امکان بازتولید دارد. گروهی که با خودبزرگ‌بینی و کیش شخصیت آسیب‌های مهمی به کشور وارد کرده و سرمایه‌های اجتماعی فراوانی را بر باد داد.

بر اساس آرشیو باقی‌مانده در پروندهٔ فرقان، اعضای آن ۱۲۰ نفر بودند که هستهٔ عملیاتی‌شان به پنجاه نفر می‌رسید؛ نیروهایی که مستقیماً در عملیات ترور دست داشتند ۱۷ نفر بودند. گفته می‌شود پس از پیروزی انقلاب اسلامی، انتخاب خط‌مشی مسلحانه و راه‌اندازی جوخه‌های ترور و حذف چهره‌های نظام توسط اکبر گودرزی و چند نفر از نزدیکانش صورت گرفت.

در این تصمیم‌گیری حسن آقرلو، محمد متحدی، عباس عسگری و علیرضا شاه‌بابابیگ، حمید نیکنام و غلامرضا یوسفی شرکت داشتند. این تصمیم‌گیری در خانه‌ای تیمی واقع در خیابان آزادی که توسط محسن سیاه‌پوش اجاره‌شده بود گرفته شد. [۲]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

گروه فرقان بر پایه تز علی شریعتی مبارزه با زر، زور و تزویر بنیان گذاشته‌شده است؛ این گروه معتقد بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی مسئله «عدالت اجتماعی» حل‌نشده و باید دوباره انقلاب کرد. اکبر گودرزی دریکی از یادداشت‌های باقی‌مانده نوشته است که باید آن‌قدر چرخه ترور ادامه پیدا کند؛ تا نظام سقوط کرده و گروهی صاحب عدل حاکم شود! [۳]

سطح انحراف فکری در گروه فرقان و نیز منافقین به حدی بود که امام (ره) خود به صحنه آمده و به تعبیری اولین جرقه فکری مقابله با این گروهک‌ها را رهبر انقلاب می‌زند. حضرت امام پس از ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی می‌فرمایند: «اکنون دشمنان انقلاب با سوءقصد به شما که از سلالهٔ رسول اکرم و خاندان حسین بن علی (ع) هستید و جرمی جز خدمت به اسلام و کشور اسلامی ندارید و سربازی فداکار در جبههٔ جنگ و معلمی آموزنده در محراب و خطیبی توانا در جمعه و جماعات و راهنمایی دلسوز درصحنهٔ انقلاب می‌باشید، میزان تفکر سیاسی خود و طرفداری از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اینان با سوءقصد به شما عواطف میلیون‌ها انسان متعهد را در سراسر کشور بلکه جهان جریحه‌دار نمودند. اینان آنقدر از بینش سیاسی بی نصیب‌اند که بی‌درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پیشگاه ملت به این جنایات دست زدند و به کسی سوءقصد کردند که آوای دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمین جهان طنین‌انداز است.»[۴]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

علی شریعتی در حسینیه ارشاد - برداشت ناصحیح گروهک فرقان از عدالت‌خواهی شریعتی موجب حرکت آنها به سوی عملیات مسلحانه شد

تشکیلات فرقان ازلحاظ فکری یکی از عجیب‌ترین و التقاطی‌ترین نیروهای تاریخ سیاسی معاصر در ایران است؛ در سالنامه یکم فرقان با اشاره به تاریخ خونین تشیع به پنج شهید تحت عنوان شهدای اول تا پنجم ایدئولوژی اشاره‌شده است. شهید اول (محمد بن مکی عاملی جزّینی در قرن هشتم) شهید ثانی (زین‌الدین بن علی بن احمد عاملی در سده دهم هجری)، شهید ثالث (حاج ملأ محمدتقی برغانی قزوینی قرن سیزدهم هجری قمری)، شهید چهارم مجید شریف واقفی عضو سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و شهید پنجم علی شریعتی! فرقان باوجودآنکه ادعا می‌کرد با طبقه روحانیت تضاد دارد، اما با برخی افراد منحرف چون حبیب‌الله آشوری و جلال گنجه‌ای ارتباط داشت.

روایتی شفاهی درشکه و ساختار فرقان قابل‌ تأمل است! مرتضی الویری از مجذوبان و یکی از گردانندگان گروه «فلاح» که بعد از انقلاب از تشکیل‌دهندگان «سازمان منحله مجاهدین انقلاب اسلامی» بود می‌گوید:

باخبر شدیم که تفسیرهایی از قرآن در حال انتشار است و دست‌به‌دست می‌گردد ازجمله تفسیر سوره کهف و بخش‌هایی از سوره بقره که این تفسیرها نگاهی نو به قرآن داشت. وقتی این‌ها را خواندیم برایمان بسیار جالب بود و احساس می‌کردیم قرائت دیگری از اسلام در حال مطرح‌شدن است. به نظر می‌رسید این دیدگاه‌ها مترقی‌تر و نوتر از دیدگاه دکتر شریعتی بود. این مسئله برایمان جالب بود و احساس می‌کردیم این دیدگاه عدالت‌طلب و جدید که گرایش بسیار پررنگی با مسائل اجتماعی دارد می‌تواند در جریان مبارزاتی به کارمان بیاید و به درد ما بخورد. ما در گروه فلاح برنامه‌های آموزشی مذهبی و اسلامی داشتیم. وقتی با طرز تفکر گروه فرقان روبه‌رو شدیم، تصمیم گرفتیم این را هم در گروه خودمان بررسی کرده و برای اعضا ارائه و توزیع کنیم. امکانات گروه فرقان بسیار محدود بود، ازاین‌رو ما سعی کردیم به آن‌ها برای نگهداری این جزوه‌ها کمک کنیم. به یاد دارم مقدار زیادی از این جزوه‌ها را در خانه‌یکی از دوستان در تهران‌نو نگهداری می‌کردیم و مقداری از آن را هم به باغی در دماوند بردیم و جاسازی کردیم تا به‌تدریج مورداستفاده قرار بگیرد! [۵]

البته اندیشه‌های فرقانی‌ها برخلاف زرق‌وبرق برای جذب جوانان و نیروهای خام؛ به دلیل فقدان ایدئولوژیک خیلی زود دچار فروپاشی شده است.

حجت‌الاسلام ناطق نوری در گفتگو با نشریه یادآور و در پاسخ به سؤال «یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دادگاه فرقان این بود که تعداد اعدامی‌های آن خیلی کمتر از کسانی بود که به دست آن‌ها شهید شده بودند»، می‌گوید «: فقط سه چهار نفر از این‌ها لجبازی کردند و بر مواضع خود ماندند وگرنه بقیه برگشتند. علت هم این بود که دوستان ما و ازجمله مرحوم (شهید) لاجوردی انصافاً برای بحث و روشنگری این‌ها وقت و انرژی فراوانی گذاشتند و اغلب تا سپیده صبح با این‌ها صحبت می‌کردند. گاهی هم این‌ها را با سرانشان روبرو می‌کردیم»

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

ناطق نوری در ادامه می‌گوید:

چند وقت بعد از رسیدگی به پرونده فرقان، رفتم اوین و دیدم یک خانمی مثل کارمندان آن مجموعه غذا می‌برد و می‌آورد. لاجوردی (شهید) گفت: «این را می‌شناسی؟ خودت محاکمه‌اش کردی. زن سعید مرآت بود! خودش و شوهرش خیلی هم تند بودند، حالا به خاطر نوع برخورد ما شده بود از پرسنل خدمتگزار اوین. این شیوه سبب شد که شاکله فکری این‌ها به هم بریزد و به اسلام واقعی برسند. میزان التقاط، ساده‌انگاری و نیز رجوع به‌ظاهر احکام اسلامی چنان رسوخی در دل اعضای فرقان داشت که خیلی زود این گروه واداد!

گروه تروریستی فرقان با تمسک به عدالت‌طلبی مواضعی عجیب درباره مهم‌ترین مسائل روزهای اولیه پس از انقلاب دارد. درحالی‌که دشمنان انقلاب سعی داشتند که با تحریک قومیت‌های مختلف زمینه تجزیه‌طلبی در کشور را فراهم آورند؛ فرقانی در اثر عجز شناخت مسائل و نیز قشری فکر کردن (به شیوه خوارج) هم‌راستا با خواسته دشمن می‌شود.

فرقان در اطلاعیه‌ای پیرامون مسئله کردستان و جدایی آن نوشته است:

لشکرکشی به کردستان و سرکوبی ناجوانمردانه خلق مستضعف کرد! با توجه به زمینه‌سازی‌های قبلی و نقش امپریالیست‌ها در جهت بخشیدن به تحولات سیاسی ایران، ضمن تأیید ماهیت ارتجاعی و ژاندارم گونه حکومت، ازنظر عوامل گوناگون داخلی و خارجی قابل‌بررسی است. [۶]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

حمایت گروه فرقان از تروریست های حزب دموکرات کردستان به بهانه عدالت طلبی!

فرقان در هم‌صدایی با گروهک‌های تروریست و تجزیه‌طلب در اطلاعیه‌اش مسئله «عدالت» را برجسته کرده و نوشته است: خلق مسلمان کرد هنوز هم خاطره تلخ سازش با رژیم ضد ملی قبلی و نتایج شوم آن را که به قیمت ریختن خون صدها و هزاران رزمنده کرد و بی‌خانمان و آوارگی آن‌ها و غارت سرمایه‌های مادی و معنوی‌شان تمام شد. از یاد نبرده بود که توطئه‌ها و نیرنگ‌های سیاسی و کشتارهای وحشیانه تازه‌ای آن‌هم به نام اسلام و به‌حساب ملت کرد درگیر شد.

شاید جالب باشد بدانیم، گروهی که خود را عدالت‌خواه و ضد امپریالیسم معرفی کرده و در بخش‌های مهمی از اطلاعیه‌ها و کتاب‌هایش متمسک به دست‌نوشته‌های کتاب ضاله توحید است؛ چگونه درباره مسئله تسخیر لانه جاسوسی موضع‌گیری کرده باشد. برخلاف تصورات این گروه تروریستی حتی به‌صورت ظاهری نیز از مسئله پیش‌آمده در سفارت آمریکا استقبال نکرده است! در شرایطی که حتی گروه‌های شناخته‌شده لیبرال مانند نهضت آزادی سعی درگرفتن موضعی میانه در این ماجرا دارند؛ فرقان در اثر کیش شخصیت و جمود و نیز دست‌های پشت پرده همکار با سرویس‌های خارجی به‌صورت مستقیم هم صدا با کارتر شده و در بیانیه‌ای می‌نویسد:

ما در عین آن‌که به ایثار و گذشت مردم و جنبش‌های قبلی احترام می‌گذاریم و آن را بزرگ‌ترین افتخار تاریخ و جامعه خویش تلقی می‌کنیم، ولی معتقد به انحراف جنبش از مسیر راستین خود هستیم، ‌ بنابراین اگر از دید مردم و آن‌کسانی که از سالیان دراز در نابودی رژیم ضدمردمی و طاغوتی قبلی بودند به مسئله بنگرید، انقلاب را طالب بوده‌اند، ولی اگر در رابطه با آنچه اکنون مطرح‌شده و هیئت حاکم‌های که اکنون مسلط است بنگریم، حالت کودتا به خود می‌گیرد. [۷]

این گروهک تروریستی زمانی ماهیت اصلی خود را لو داد که پس از آغاز جنگ تحمیلی به دفاع از رژیم بعث درآمده و حضور جوانان و نیروهای بسیجی در جبهه را مخالف «عدالت طلبی» می‌خواند! گروهک فرقان دراین‌باره نوشته است:

بیش از چهار ماه است که از جنگ ضدمردمی بر ایران و عراق می‌گذرد و در این مدت نظام نه‌تنها ارزش‌های انقلابی خلق مسلمان کشورمان را به باد داده است، ‌ بلکه بیشتر از هر زمان دیگری استقلال، ارزش‌های انقلابی و عدالت‌طلبانه و اخلاقی و اجتماعی خودش را چه در داخل کشور و چه در رابطه با خلق‌های محروم سراسر جهان ازدست‌داده است! [۸]

پرده دوم: رد پای یک شبکه اطلاعاتی خارجی روی رگ گردن عدالت خواهان!

پس از اشغال لانه جاسوسی امریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره)، اسنادی به دست آمد که حاکی از ارتباط گروهک فرقان با سرویس‌های آمریکایی بود.

حجت‌الاسلام سید هادی خسروشاهی درباره ارتباطات پیچیده گروهک فرقان با سفارت آمریکا در تهران می‌گوید: من در تحلیل‌ها و بررسی‌های سیاسی-تاریخی خود به این جمع‌بندی رسیده‌ام که بی‌تردید رهبری این فرقه علاوه بر عناصر و سازمان‌های ضدانقلاب داخلی، با عناصر سیا و جاسوسان بیگانه هم ارتباط داشته و از آن‌ها برای اجرای توطئه‌های خائنانه خط می‌گرفته و حتی به آن‌ها وعده «ترور هفتگی» می‌دهد!

خسروشاهی ادامه می‌دهد: به دنبال اشغال سفارت امریکا اسنادی به دست آمد که دلیلی روشن بر ارتباط همه‌جانبه با یک «طلبه قدیمی» با سفارت و وعده «ترورهای هفتگی» با وی به وزارت خارجه آمریکا بوده و به‌طور محرمانه مخابره شده است[۹]. البته دست‌نوشته‌های کشف‌شده از فرقان ماهیت وابسته این گروهک را به رخ کشیده و روشن بود که سررشته تروریست‌های عدالت‌طلب در کدام سفارتخانه ریخته شده است!

جواد منصوری، اولین فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نظری مشابه با سید هادی خسروشاهی دارد. وی می‌گوید: «اعتقاد قطعی دارم در ترور شهید مطهری، سیا یا موساد به گروه فرقان خط داده است. من مطمئنم که گروه فرقان با سفارت آمریکا رابطه داشت. در آن زمان سیا و موساد در تجزیه‌وتحلیل‌های خود به این نتیجه رسیده بودند که پس از امام، به‌احتمال قریب‌به‌یقین آقای مطهری جانشین ایشان خواهد بود، پس بهتر است که ایشان را از میان برداریم. به نظر من گروه فرقان به وجود آمد تا دشمن از این گروه استفاده کند و سران انقلاب را بزند.»[۱۰]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

خسروشاهی همچنین درباره رابط سفارت امریکا با گروهک فرقان می‌گوید: در اینجا باید اشاره‌کنم که رابط سفارت با فرقان شخصی بنام «ویکتور تامست» بوده که به هنگام اشغال سفارت و گروگان‌گیری به وزارت خارجه ایران پناهنده شد و به‌رغم درخواست رسمی و کتبی دادستانی انقلاب اسلامی از وزارت خارجه برای بازجویی از وی در رابطه با ماجرای فرقان، سرپرست وقت وزارت خارجه ایران، یعنی آقای صادق قطب‌زاده از تحویل او به دادستانی خودداری نمود و او که به عضو اصلی و فعال شبکه جاسوسی سیا در ایران و حلقه وصل سیا با فرقان بود، به کمک سفارت کانادا در ایران، به‌سلامتی به واشنگتن برگشت. این اسناد، هرگونه شک و تردیدی را در مورد رابطه رهبری فرقه فرقان با سفارت آمریکا و سیا، منتفی می‌سازد.

نکته جلب تاریخی آنکه حزب توده که خود را از گروه‌های سیاسی کمونیستی و عدالت‌خواه با مرام ماتریالیستی عنوان می‌کند دریکی از اسناد به‌دست‌آمده رد سفارت آمریکا در پرونده فرقان را پاک‌کرده است.

 احسان طبری دراین‌باره می‌گوید: با قاطعیت می‌توان گفت که ترور ایشان مطهری (شهید) نمی‌تواند کار یک گروه بی‌شعور نظیر گروه فرقان باشد. ترور استاد مطهری، طرح و برنامه ساواک بوده و صرفاً باهدف خشک‌کردن یکی از چشمه‌های جوشان معارف اسلامی صورت پذیرفته است. آکادمی عوام شوروی نیز به‌اندازه آمریکایی‌ها از تولید فکر شهید مطهری نگران بود! [۱۱]

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

احسان طبری تئورسین حزب توده

علاوه بر رهبران حزب توده، ابوالحسن بنی‌صدر نیز می‌کوشد تا رد پای ارتباط فرقان با آمریکایی‌ها را قطع کند؛ رئیس‌جمهور مخلوع دراین‌باره در یک سخنرانی پس از شهادت شهید مطهری می‌گوید:

این‌که می‌گویند مارکسیست‌ها در ترورها دست داشته‌اند بر ما ثابت نیست. کسی فریب این حرف‌ها را نمی‌خورد برای ما کاملاً روشن است که ترورها به دست ساواکی‌هایی که منافعشان را ازدست‌داده‌اند صورت گرفته است. [۱۲]

نگاهی در اسناد سفارت امریکا نشان می‌دهد که سر پل شبکه جاسوسی سفارت آمریکا از کشف هویت گروه فرقان واهمه داشتند. جاسوسان آمریکایی در گزارش‌های خود دائماً به این موضوع که پس از ترورهایی که توسط گروهک فرقان در ایران رخ‌داده، سوءظن‌ها نسبت به امریکا بیشتر شده است اشاره می‌کردند.

در ۳ می ۱۹۷۹ مصادف با ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۸، تنها یک روز بعد از ترور شهید مطهری و معرفی فرقان به‌عنوان عامل این ترور، استمپل، از سفارت امریکا گزارش داد که: «به نظر می‌رسد که سوءظن‌ها علیه آمریکا در حال افزایش باشند. نتیجه آماده‌باش‌های عمیق و همگانی، مخصوصاً اگر هویت گروه فرقان کشف‌شده و قاتلین نیز افراد سلطنت‌طلب باشند، این است که سوءظن‌های جدیدی علیه آمریکا به وجود می‌آیند.

به طور مثال به این مسئله می‌توان اشاره کرد که تماس‌ها و منابع مذهبی ما در ۳۶ ساعت گذشته به‌زحمت یافت می‌شوند. چپ‌گراها و مسلمانان رادیکال٬ این حادثه را تأییدی بر نظریات [امام] خمینی در مورد آمریکا و دخالت بیجای آن در امور ایران می‌دانند. اگر این نقطه‌نظر انعکاس بیشتری پیدا کند (که الآن ندارد) وضع هیئت ما ازلحاظ ایمنی مشکل خواهد شد.»[۱۳]

سرانجام گروهک فرقان پس از راه انداختن پروژه ترورهای هفتگی با درایت سازمان تازه تأسیس اما چابک اطلاعات سپاه شناسایی و شبکه آن منهدم می‌گردد.

حمیدرضا نقاشیان از مسئولان ارشد پرونده فرقان در این رابطه می‌گوید:

ابتدا به زندان قصر رفتم و با حمید نیکنام ملاقات کردم. من او و برادرانش را می‌شناختم. در جلسه اول فقط سکوت کرد و مثل یخ منجمد بود، ولی بعدها خیلی به ما کمک کرد. برای رسیدگی به این پرونده، بخشی را در زندان اوین در اختیار ما گذاشتند که شماره تلفن داخلی آن ۲۰۹ بود و به همین نام هم مشهور شد. هنوز هم همین اسم را دارد. ما هم امکانات شنود و پیگیری نداشتیم و محدودیت‌های خاصی داشتیم. تشکیلات ساواک از بین رفته و اتصال به بخش‌های زیادی از مخابرات غیرممکن شده بود. ما برای یک شنود ساده باید به محل می‌رفتیم و یک ضبط‌صوت را به سیم داخل کیوسک مخابرات وصل می‌کردیم و پشت سر هم نوارها را عوض می‌کردیم و وقتی برمی‌گشتیم، می‌نشستیم و آن‌ها را گوش می‌دادیم.»

سرانجام اکبر گودرزی به همراه حسن آقرلو در پایگاه خیابان جمال‌زاده دستگیرشدند. نقاشیان در مورد ضربه به خانه‌های تیمی گروه فرقان و دستگیری گودرزی این‌گونه روایت می‌کند:‌

آن شب یازده خانه تیمی را زدیم، من فرماندهی کل عملیات را داشتم و با گروه‌ها در ارتباط بودم ولی وقتی او را به اوین آوردند، دیدمش. او به‌محض این‌که چشمش به من افتاد، سخت یکه خورد. شاید پیش خودش فکر نمی‌کرد جمع‌آوری‌شان کار ماست! من قبل از انقلاب، نوعاً در جلسات سؤال پیچش می‌کردم، ولی قطعاً تصور نکرده بود که گزارش کارهای او را برای شهید مطهری و دیگران می‌برم؛ به همین دلیل برایش بسیار حیرت‌آور بود که من آنجا به عنوان کسی که قرار است از او بازجویی کند، ایستاده‌ام. من هفته‌ای یک‌بار خدمت امام (ره) می‌رفتم و به ایشان گزارش می‌دادم و با مرحوم احمد آقا صحبت می‌کردم. گاهی شکایتی داشتم که مطرح می‌کردم و امام به احمد آقا دستور رسیدگی می‌دادند.»

به روز رسانی لیست ترورهای نئوفرقانی‌ها / چه کسانی مخرج مشترک با دشمن دارند؟

حمید نقاشیان در کنار حضر امام(ره)

پرده سوم: بازتولید پروانه‌های سمی!

پرونده فرقان، بخش مهمی از تاریخ و مظلومیت انقلاب اسلامی در برابر دشمنانش را روایت می‌کند، فرقان رنج سختی برای امام (ره) بود. ایشان در پیش چشم خود می‌دید که جوانانی انقلابی که ادعای خواندن نماز شب و قرآن رادارند، در اثر جمود، غرور، کیش شخصت و قشری گری در دام افتاده و آلوده به سرویس‌های بیگانه شده و در نهایت نظام مجبور به برخورد با آن‌ها می‌شود.

حذف گروه تروریستی فرقان یکی از نمونه‌های خاص در تاریخ معاصر ایران است که در آن گروهی آرمان‌خواه و مطالبه گر را از پیله بیرون کشیده و تبدیل به پروانه‌ای زیبا؛ خوش خط‌وخال اما سمی و کشنده می‌کند.

سوالی که باید پژوهشگران به آن پاسخ دهند آن است که آیا فرقانیسم در طول تاریخ دوباره امکان رشد و ظهور پیداکرده است؟ بازگشت فرقان خطری است که باید آن را جدی بگیریم! اینکه برخی تشکل‌های دانشجویی با مرام عدالت‌خواهی گذر از مکتب شهید سلیمانی را افتخار خود نامیده یا آنکه حکومت اسلامی را نشانه‌ای از گسترش فساد می‌دانند، بی شباهت به بیانیه‌های فرقانی‌ها نیست؟

این روزها نئوفرقانی‌ها دوباره از اعماق تاریخ سر برآورده و به شکلی عجیب قدم جا پای اکبر گودرزی گذاشته‌اند؛ عبور از خط انقلاب برای آنها به حدی طبیعی است که تشکیلات دانشجویی وابسته به آنها حتی برای سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی حاضر نیست بیانیه صادر کند! زمان‌شناسی، جبهه شناسی و دوری از فضای برساخته و قشری گری، سه رکن اصلی «بصیرت نافذ» هستند که بدون آن‌ها هر نشست و برخاست و شعاری صرفاً یک بازی سیاسی خواهد بود و اثری در رفع ظلم و ستم و مبارزه با انحراف نخواهد داشت. اگر این مجلس‌آرایی به کار ستمگران و منحرفین نیاید!

خطی که نئوفرقانی ها و فرزندان راستین اکبر گودرزی این روزها طی می‌کنند؛ همان جریانی است که به‌جای دست به اسلحه بردن و ترور فیزیکی هفتگی؛ دست به کلیک برده و به ترور شخصیتی و آبروی آن‌ها دست میزند؛ بی‌آنکه سندی درخور برای آن ارائه دهد.

عجیب آنکه دریکی از ماجراهای جنجالی این گروه رد پایی از یک سرویس اطلاعاتی منطقه‌ای نیز به شهود قابل لمس است. امتداد فرقانی‌ها همان پروانه‌های زیبا اما سمی است که جوانان زیادی را آلوده کرده است، همان گونه که یاران گودرزی پس از روبه‌رو شدن با واقعیت‌ها در زندان از داخل دچار فروپاشی شدند؛ انتظار آن است که به‌زودی هیمنه این جریان جعلی و سراسر قشری نیز پاک شود.

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی راه حلی را نیز برای همه جوانان مطالبه گر و عدالت طلب راستین تعیین فرموده تا مبادا این دسته بدون اختیار آلوده به گودرزی‌ها زمان و نئوفرقانی ها گردند، معظم له می‌فرمایند که هرکجا دیدید که مخرج مشترک با دشمن یافته‌اید؛ همان نقطه مسیر انحراف از مطالبه گری است.

این جمله کلیدی همان شاه بیتی است که شهید همت رو به رزمندگان اسلام نیز بیان فرموده و امام راحل ما نیز آن را تائید کرده‌اند. خطر باز تولید فرقانی‌هایی که در ظاهر متمسک به عدالت و دوری از فاسد بوده اما در باطن در بنگاه‌های پنهانی آن را معامله می‌کنند بی شک کمتر از گروه ۲۰۰ نفری گودرزی نیست، اگر فرقانی‌ها قلب مسئولان نظام را نشانه می‌رفتند؛ نئوفرقانی ها احساس؛ ادراک و قوه تشخیص بخشی از جوانان دغدغه مند را هدف قرار داده‌اند. سوت‌زنی در جنگ ادراکی برای دشمن خطرناک‌تر از گلوله‌های مستقیم است!

 


[۱] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۸۶۴۱

[۲] اعترافات اکبر گودرزی/ آرشیو فیلم دادگاه؛ پروژه تاریخ شفاهی

[۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ ۸۷۲۱

[۴] https://www.irdc.ir/fa/news/۳۰۶۳

[۵] مجله چشم انداز ایران/ پرونده فرقان

[۶] نشریه فرقان، شماره ۲۰، مهر ۵۸

[۷] جزوه رهروان فرقان شماره دو/ صفحات ۲ و ۳ و ۴

[۸] جزوه رهروان فرقان/ دی ماه سال ۱۳۵۹

[۹] https://www.irdc.ir/fa/news/۱۰۲۳

[۱۰] پرونده فرقان/ تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی

[۱۱] مجله یادآور/ بازخوانی پرونده فرقان

[۱۲] روزنامه اطلاعات ۱۷ اردیبهشت ۵۸

[۱۳] مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ پژوهش درباره ماهیت فرقان


:: بازدید از این مطلب : 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 08 اردیبهشت 1401

 

ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَهًْ وَ الْمَسْكَنَهًْ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله‏... 1
 
[داغ‏] خوارى و نادارى بر [پيشانى‏] آنان زده شد، و به خشم خدا گرفتار آمدند؛ چرا كه آنان به نشانه‏هاى خدا كفر ورزيده بودند، و پيامبران را به ناحق مى‏كشتند؛ اين، از آن روى بود كه سركشى نموده، و از حد درگذرانيده بودند.
در سوره آل عمران آیه 112 نیز به تفکیک «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّهًْ»، «باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ الله‏» و «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَهًْ» آمده است. مهر ذلت و ناداری بر پیشانی تفکری خورده شده که پس از دیدن بیش از ده معجزه از حضرت موسی سلام‌الله علیه و گذر از دریا، با دیدن بت‌پرستان، هوس بت‌پرستی کردند و کمتر از چهل شب از یکتا‌پرستی به گوساله‌پرستی رسیدند. این آیات و ده‌ها آیه دیگر در مورد قومی است که به لجاجت و ایرادگرفتن و بهانه آوردن معروفند، دیگران را ملک خود، و خود را برتر از دیگران و قوم برگزیده دائمی خدا می‌دانند؛ در زمین فساد می‌کنند؛ علمای‌شان به تحریف و ربا و حرامخواری و پیغمبرکشی و قتل معروفند و پایه قتل امامان شیعه را نیز آنها نهاده‌اند و....
اینها متعلق به تفکر صهیونی است که جهان امروز ما با گوشت و پوست و استخوان خود آن را درک می‌کند. آنها به همان‌اندازه که در جعل کتب الهی و تاریخ استادند در تاریخ ‌سازی و روایتگری آن هم بی‌نظیرند و همان‌گونه که داستان‌نویسان، رمان یا داستان تخیلی می‌نویسند، اینها طبق نیاز آینده خود، تاریخ بافته و می‌بافند و به خورد بشریت داده و می‌دهند. آنچنان بر دروغ خود استوارند که گویی خودشان هم باور کرده و حتی از انکار هولوکاست توسط یک پیرزن هم می‌ترسند و برایش حکم زندان می‌دهند. ترسو هستند ولی در این نوع برخورد علاوه‌بر ترس، حساسیت این دروغ برای آنها را نیز می‌توان دید. مثل برخی قسمت‌های نظریه داروین یا تاریخ خلقت یا تاریخ انبیایی که نوشته‌اند یا احادیثی که جعل کرده‌اند و... و یا مثل هر اغراق و اجحاف تاریخی و رسانه‌ای که باید در آن شک کرد و دنبال ردپای «موش واره» آنها گشت. 
همپیمانی همین تفکر با قریش و غیراز آن بود که پیغمبر ما را بیش از هر قوم دیگری آزرد و همین تفکر است که همیشه ردپای خود را در تاریخ اسلام، با حماقت و جهالت اعراب بدوی و منافقین پاک کرده و خباثت‌های خود را پای آنها گذاشته و جنایت آنها را در تقابل با اسلام، مضاعف نشان داده است. تفرقه بین مسلمانان 
و فرقه‌سازی کار آنهاست که انصافاً در آن استادند و خُبره. از هیچ،
فرقه می‌تراشند و از پوچ، تفرقه می‌سازند. در سنی وهابیت را و در شیعه بهائیت را و در مسیحیت، نومسیحیان و بی‌گمان در میان بوداییان، فرقه‌ای وحشی در میانمار که مسلمانان را 
زنده زنده می‌سوزانند ساخته آنهاست. فکر پلیدشان در تجمیع خبائث، اعجاب‌آور است. می‌توانند منافقین خون‌آشام را با سلطنت‌طلبان فراری و اراذل و اوباش و بهائیان و اعدامیان و ساواکیان و اختلاسگران و جاسوسان و نادرست‌ها و.. و همه عفونت‌های بشری را در جبهه‌ای به نام ضدانقلاب جمع کنند و سر یک میز بنشانند و به همه این موجودات آب و غذای خودش را بدهند. 
اینکه امام راحل ما آنها را غده سرطانی نامید از حیا و ادب بالای او بود وگرنه حق مطلب اینان با غده سرطانی ادا نمی‌شود. تنها راه مقابله با این جرثومه‌ها همان استراتژی «هر مسلمان یک سطل آب» است که اگر همه باهم بریزند، می‌رود. تفکری که با شیطان عقد اخوت بسته و حتی گاهی او را درس می‌دهد، مأموریتش «با تمام نيرو گستردن فساد در زمين و دست‌اندازی به مال و جان‌هاست».2 «سرسخت‌ترین مردم در دشمنی با مؤمنین»3‌ اند و به‌دلیل تفکر عفنی که دارند، موذی‌ترین و مزورترین و مضرترین موجود زنده کشف شده برای گونه بشری هستند و حتی مطرود یهودیان و کلیمیان جهان‌اند و آنها دانسته‌اند که دوستی کردن با این تفکر، به همان‌اندازه خطرناک است که پَر دادن به گربه. «گربه مسکین اگر پر داشتی، تخم گنجشک از جهان برداشتی».  
بی‌شک حساب یهودیان و به ویژه کلیمیان هم میهن ما از این تفکر افراطی و تمامیت‌خواه، جداست. همان‌گونه که وهابیت و بهائیت را هرگز نباید از اهل سنت و اهل تشیع دانست. و اگرچه آبشخور همه این افراطی‌گری‌ها را باید در دربار ملکه انگلیس جست ولی قابلیت فوق‌العاده تفکر صهیون را که از زمان قابیل، پیوسته پرورش ابلیسی یافته و با تفرعن و جادوی مصری درآمیخته و با ثروت قارون‌ها و هنر سامری‌ها تلفیق شده را نباید فراموش کرد. در هر مقطع از تاریخ، قسمتی از تفکر شیطان بروز و ظهور داشته ولی می‌توان گفت اکنون در مقطعی از تاریخ به سر می‌بریم که این تفکرات خطرناک همدیگر را پیدا کرده و همداستان شده و دشمن مشترک خود و کانون آزادگی و خداخواهی که جمهوری اسلامی است را یافته‌اند.
رژیم غاصب صهیونی که سرزمین اعراب مسلمان، مسیحی و یهودی فلسطین را غصب کرده و جمعیتش را از خیابان‌های شوروی و اروپا جمع کرده و به زور قصد تحمیل به منطقه را دارد، از زمان موشه دایان و جنگ شش روزه نشان داده است که پس از فلسطین و اردن و سوریه و مصر و لبنان، به دنبال عراق و ایران و آفریقا و آمریکای جنوبی است. پول زوری که آمریکا و برخی کشورهای بزرگ اروپا از مردم خود می‌کَنند و سالیانه و بعد از هیتلر تاکنون به این 
رژیم می‌پردازند در اصل باجی است که می‌پردازند تا شرّصهیون از آنان دور بماند و در دامن منطقه اسلام بماند. منطقی که هیتلر با اخراج آنها از آلمان نشان داد که باهوش‌تر از تمام سران کنونی اروپاست و در ابراز آن از آنها شجاع‌تر است. هیتلر بیرون کرد و کشورهای اروپایی با باج دادن روزگار می‌گذرانند و با تأیید افسانه هولوکاست، به‌دنبال بهانه‌ای برای بزدلی و حقارت خود می‌گردند وگرنه اگر یهودیان را از خود می‌دانستند مثل مهاجرین چشم‌آبی اوکراینی، حتی در حد حرف و شعار، آنها را در بین خود جا می‌دادند و از این نکبت و اضطراب می‌رهاندند.
از مشکلات بزرگ دوره ما «استکبار جهانی رسانه‌ای» است. وقتی غول‌های رسانه‌ای دنیا در دست مُرداک صهیونیست و امثال آن است، باید توقع داشت که همان روحیه‌ای را که از ابتدای این وجیزه تاکنون در مورد آن گفتیم در رسانه‌های وابسته به آنها ببینیم. آنکه پیغمبر می‌کشد از کشتن انسان‌های بی‌گناه و بی‌پناه ابا دارد؟ تفکری که با زحمات صدها پیغمبری که منحصراً برای نجات آنها آمده بود، مهار نشد، با برقراری ارتباط چندکشور بی‌بنیه عربی، مهار می‌شود؟ 
آن که کتاب خدا را تحریف می‌کند از تحریف تاریخ و حقیقت‌های دیگر حیا می‌کند؟ آنکه سیاست خود را بر مبنای به لجن کشیدن شخصیت زنان می‌داند، خودش می‌تواند ریشه و عقبه‌ای پاک داشته باشد؟ و... و حقیقت امروز ما همان است که سعدی از آن واهمه داشت. گربه پر دار. 
شرایط امروز دنیا اگرچه گفته شد ولی یکطرفه بود و از شرایط امروز جبهه مقاومت و مؤمنین و مستضعفین چیزی ننوشتم. زمانی که پهلوی، به مبارزه اعراب خیانت کرد گذشت و امروزه جمهوری اسلامی از هرکس که در برابر زیاده‌خواهی صهیون مقاومت کند حمایت می‌کند. سعودی در یمن چنان مانده که یک گاو شیرده در گِل. ته مانده آبروی آمریکا را اگر فضاحت بایدن نبرد‌، بی‌شک ناتوانی در برابر امیکرون و بدهی تباه می‌کند. دست فرزندان شیعه و سنی و مسیحی مقاومت درهم گره خورده و جبهه عظیم ضداستکباری در حال شکل‌گیری است. زمان پرتاب سنگ گذشت و فلسطین، موشک نقطه‌زن دارد و سوریه حکومت مستقری که بازی ایرانی را آموخته است و لبنان، گنبد آهنین را به سخره گرفته و... و ایرانی که منتظر است تا شاید بدون جنگ، روبان جشن آزادی و ورود به قدس را قیچی کند. به همت جوانمردان حماسه‌ساز جبهه مقاومت و به زودی. و بفضل الله و عونه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ
1- سوره بقره آیه 61
2- سوره بقره آیه 205
3- سوره مائده آیه 82

 تحولات فلسطین در هفتاد و چهارمین سال اشغال آن بیانگر آن است که رژیم اسرائیل نتوانسته روند تثبیت خود را مدیریت کند و به عنوان یک دولت، «مستقر» شود. در تأسیس یک دولت که سابقه قبلی ندارد، به‌طور معمول یک دوره حداکثر ۲۵ ساله - یعنی یک نسل - زمان نیاز است تا پروسه‌ای به پدیدارشدن «پروژه‌ای» منجر گردد. یک مورد آن پدید آمدن کشور «پاکستان» است که در ۲۵ سالگی موجودیت آن تثبیت شد و هند آن را در اواخر این دوره (۱۳۵۱) به عنوان یک موجودیت قطعی پذیرفت و مراودات سیاسی با آن را شروع کرد. کما اینکه حکایت شکل‌گیری کشورهای بنگلادش، عراق، عربستان، کویت، قطر، عمان، مصر، الجزایر، تونس و... هم همین است.

اما چرا در مورد تأسیس دولت اسرائیل این اتفاق نیفتاده و ارتش آن هنوز در وضعیت آماده‌باش است؟ دلیل و تفاوت آن این است که در آنجاها اگرچه کشوری تحت نام‌هایی که ذکر شد، وجود نداشته اما برای دولتی که پدید آمده، سرزمین و ملت وجود داشته‌ است.

مردمی که مثلاً در پاکستان، صاحب کشوری به این نام شدند، از جای دیگری به این سرزمین نیامدند و اهالی لاهور، کراچی، راولپندی و... جداندر جد در این سرزمین بودند و زمین‌های این شهرها و شهرهای دیگر در اختیار و مالکیت شهروندان آن بود. این سرزمین‌ها و مردم آن وجود عینی داشتند و فقط در ذیل حاکمیت دیگری زندگی می‌کردند و لذا وقتی پاکستان از هند جدا شد، فقط یک «حاکمیت» به عناصر این محدوده جغرافیایی اضافه شد و پاکستان شکل گرفت.

در مورد رژیم اسرائیل هیچ‌کدام از سه عنصر تشکیل حکومت وجود نداشته است یعنی نه ملتی در اندازه تعیین دولت وجود داشته و نه سرزمینی وجود داشته و از آنجا که حاکمیت، محصول تلاقی ملت و سرزمین می‌باشد هم وجود نداشته است، بنابراین در اینجا جعل ‌اندر جعل ‌اندر جعل یعنی «جعل مثلث» اتفاق افتاده و یک رژیم جعلی مطلق شکل گرفته است.

ادامه مقاومت در فلسطین علی‌رغم آنکه سه نسل یعنی ۷۵ سال بر آن گذشته، خود به تنهایی جعلی بودن رژیم اسرائیل را به اثبات می‌رساند. امروز هم وقتی یک کودک فلسطینی در غزه، رام‌الله، حیفا، صفد، بئرالسبع، یافا، عکار و... به دنیا می‌آید، هیچ تردیدی ندارد که کشورش به اشغال درآمده و باید برای رهایی آن وارد عمل گردد و وارد عمل هم می‌شود و لذا امروز در همه بخش‌های این سرزمین، جنبش فلسطینی به صورت برجسته وجود دارد.

این هم نشان می‌دهد از نظر شهروندان آن، همه سرزمین‌های فلسطینی غصب شده و بین خان‌یونس در غزه، الخلیل در کرانه، بئرالسبع در جنوب و صفد در شمال هیچ تفاوتی وجود ندارد. پس تفکیک ۱۹۴۸ از بحث فلسطین دیگر خاصیت ندارد.

۷۴ سال پس از خیانت غرب در جعل اسرائیل در سرزمین اسلامی فلسطین، این رژیم هنوز نتوانسته است موضوع کلیدی اماکن مقدس را به جایی برساند. در مناسبت‌ها هنوز این اماکن به محاصره ارتش درمی‌آید و هنوز مبادی این اماکن صحنه صف‌آرایی جوانان مسلمان و شهرک‌نشینان صهیونیست است.

همین حالا که شما این یادداشت را می‌خوانید اماکن مقدس در شهرهای الخلیل، بیت‌ لحم، نابلس و قدس در محاصره ارتش قرار دارد. این به آن معناست که هنوز مسئله این اماکن حل نشده و اسرائیل بر آنها سلطه واقعی پیدا نکرده است. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که «پروتکل‌های صهیونیسم» و «آژانس یهود»، یهودیان اروپا، آفریقا و آسیا را به نام رسیدن به شهرها و اماکن مقدس، به این سرزمین فراخوانده‌اند و الان بسیاری از کسانی که فراخوانده شده‌اند، مرده‌اند و بسیاری از آنان که در جوانی به این سرزمین کوچ کرده‌اند، هم‌اینک پیر و فرتوت شده‌اند ولی نمی‌توانند بدون ترس حتی از این اماکن دیدن کنند، چه رسد به اینکه بخواهند مناسک را به‌جا بیاورند.

اینکه جمعیت‌های یهودی به‌جای اینکه در مناطق شرقی فلسطین سکونت داده شوند در مناطق غربی - که در آنها از اماکن مقدس خبری نیست - ساکن کرده‌اند، به معنای ناتوانی رژیم اسرائیل در تحقق وعده‌ای است که با آن یهودیان را به اینجا فراخوانده است. جالب این است که با همه تلاشی که برای کوچ یهودیان صورت گرفته است، هنوز در همه شهرهایی که اماکن مقدس در آنجاها قرار دارد، جمعیت‌های عرب فلسطینی

- با اکثریت قاطع مسلمانان - ساکن هستند و عمده یهودیان ساکن این شهرها، شهرک‌نشین‌های جوانی هستند که از شهرهای غربی فلسطینی به این شهرهای شرقی آورده شده‌اند و این راز اصرار رژیم اسرائیل بر تسلط بر مناطق موسوم به ۱۹۶۷ و استراتژیک بودن تداوم شهرک‌سازی‌های آن در این مناطق است. پس یک جنبه دیگر از شکست بنیادین پروژه صهیونیسم، عدم سیطره بر شهرها و اماکن مقدس می‌باشد.

دقیقاً به دلیل آنچه گفته شد، قدس قلب موضوع فلسطین است که به صورت «پرچم فلسطین» هم درآمده است. به همین دلیل در اهتزاز نگاه داشتن این پرچم، اقدامی استراتژیک است. قدس از حیث نشانه‌شناسی، علامت استیلا و اقتدار می‌باشد. بر این اساس حضرت امام می‌فرمودند:

«روز قدس، روز اسلام و روز همه کشورهای اسلامی است.» قدس اگر به اشغال صهیونیست‌ها درآید به معنای پیروزی قاطع آنان در جنگ با مسلمانان در کل دنیا است. اگر مسلمانان بتوانند قدس را به عنوان یک مکان اسلامی حفظ و تثبیت نمایند، به معنای پیروزی قاطع آنان بر صهیونیسم جهانی است و از آنجا که اصولاً شکل‌گیری این دولت، پروژه‌ای انگلیسی - آمریکایی بوده و حیات آن هم مرهون حمایت غرب است، بنابراین تثبیت قدس در جهان اسلام، پیروزی قاطع مسلمانان بر کل غرب هم می‌باشد.

تجربه نشان داده که فلسطین موضوعی نیست که کسی در جهان اسلام بتواند آن را واگذار کند. از این رو در طول این سال‌ها اگرچه خیانت‌کاران و وابستگان به ظاهر مسلمان به نفع پروژه اسرائیل، اقداماتی انجام داده‌اند و این اقدامات کم هم نبوده است، اما در نهایت همان‌ها هم نتوانسته‌اند تا آخر خط پیش بروند و لذا به ضدونقیض‌گویی افتاده‌اند؛ همین روزها ما شاهد هستیم که مثلاً اردوغان در حالی که از گرم کردن روابط با رژیم اسرائیل سخن می‌گوید اما به محض آنکه درگیری میان رژیم و فلسطینی‌ها در مسجدالاقصی پیش می‌آید، علیه اسرائیل موضع می‌گیرد؛ یا امارات درست چند روز پس از آنکه در دبی وزیر خارجه اسرائیل را می‌پذیرد، به خاطر وقایع روزهای اخیر مسجدالاقصی، سفیر اسرائیل را احضار می‌کند و یا اردن در حالی که با پیمان «وادی عربه» (۱۳۷۳) دومین گام عربی عادی‌سازی انجام داد، این روزها سفیر اسرائیل را احضار و - در مجلس - بحث اخراج سفیر آن را مطرح کرد.

اینها بیانگر آن است که فلسطین یک موضوع صرفاً سیاسی نیست. بله در جهان اسلام - عرب یا غیرعرب - درباره واگذاری بخشی از فلسطین به رژیم اسرائیل، کسانی هستند که تعهد بدهند اما در نهایت هیچ‌کدام نمی‌توانند آن را عملی کنند. این خود یکی از مشکلات اساسی رژیم اسرائیل است.

به همین دلیل درست در روزی که هیئت‌های آمریکایی و عربی در دفتر کار «داوید بن گوریون» - نخستین نخست‌وزیر و مؤسس اسرائیل - در محله «کیبوتص سده بوکر» در شهر بئرالسبع گردهم آمده بودند تا بگویند پروژه تأسیس اسرائیل به پایان رسیده است، یک جوان عرب مسلمان با حمله مسلحانه به صهیونیست‌ها در این شهر ۴ نفر از آنان را کشته و ۵ نفر دیگر را مجروح می‌کند و بعد عملیات‌های بعدی در تل‌آویو، در جنوب حیفا و در جنین به وقوع می‌پیوندند و به ماجرای درگیری مردم با ارتش اسرائیل در ورودی مسجدالاقصی می‌رسد و به طور کلی صحنه جهان عرب و جهان اسلام به نفع فلسطین تغییر می‌کند و همان‌ها که در بئرالسبع

و در دفتر کار بن‌گوریون آماده دادن امضای یادگاری! شده بودند، سفیر را احضار و بر حقوق فلسطینی‌ها تأکید می‌کنند. ریاکاری است بله ریاکاری است! اما چه چیزی اردوغان و بن‌زاید و بن سلمان و سی‌سی و سلطان محمد دوم را به ریاکاری وادار می‌کند؟ این مهم است. ریاکاری آنان، نشان از حساسیت شدید مردم مسلمان ترکیه، امارات، عربستان، مصر و مراکش نسبت به فلسطین و قدس شریف و اقصی دارد و این یعنی فلسطین ادامه دارد و رژیم اسرائیل هنوز به معنای واقعی کلمه تأسیس نشده است.

از زمانی که ارتش اسرائیل بی‌محابا و بدون ترس و برای نشان دادن سیطره خود به سمت فلسطینی‌ها شلیک می‌کرد، خیلی نگذشته است. در سال ۲۰۰۲ «شائول موفاز» وزیر جنگ و «آریل شارون» نخست‌وزیر، در واکنش به اقدام شهادت‌طلبانه یک فلسطینی در «نهاریا»، وارد اردوگاهی در جنین شد و در مقابل ۳۰ کشته یهودی نهاریا، ۲۰۰ فلسطینی را به شهادت رساند. الان طی دو هفته دستکم ۲۰ صهیونیست به دست چهار فلسطینی کشته شده و اسرائیل جرأت نمی‌کند علیه فلسطینی‌ها واکنش تندی نشان دهد.

امروز راه حرکت رژیم اسرائیل، باریک شده و راه حرکت فلسطینی‌ها، موسع و متنوع گردیده است. بر این اساس «یاکوب‌هایمن» مدیر سابق «فدراسیون تشکل‌های معبد یهودیان» با اشاره به مقابله جوانان فلسطینی در ورودی مسجدالاقصی با ارتش اسرائیل، می‌نویسد «در کوه معبد - مسجدالاقصی - ناگزیریم بسان عید پسح - یکی از سه عید بزرگ یهودیان - قربانی بدهیم تا بتوانیم جهادگران اسلامی را آرام نمائیم.»


:: بازدید از این مطلب : 362
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 04 اردیبهشت 1401

نظام جمهوری اسلامی بنابر ماهیت و موقعیت خود دشمنان بیشماری دارد

ایران جز معدود کشورهایی هست که تیم‌هایی در خارج کشور، خبرهایی تولید می‌کنند تا ذهن مردم را تخریب و نگران و ناامید کنند. حداقل در  ۵ کشور دنیا، اتاق خبر  24 ساعته به زبان فارسی  ضد ایرانی وجود دارد، در مرکز جده، منافقان در آلبانی، در لندن مثلث بی بی سی، ایران اینترنشنال و من و تو و در فرانسه و در آمریکا هم آن رسانه‌هایی که می شناسید بر ضد ایران فعالیت می‌کنند.


تاثیر امپریالیسم تبلیغاتی و رسانه ای کمتر از امپریالیسم نظامی و سلطه بر مردم و کشورهای جهان نیست. این رسانه ها با اسافاده از قوائد، مقررات و تکنیک های خاص خود از جمله تصویر سازی، افکار سازی، تحریف، دستکاری اطلاعات، بمباران خبری، جعل اخبار، مرعوب سازی، شایعه سازی، تبلیغات و جنگ روانی، بزرک نمایی و ... همان کاری را می کنند که نیروهای نظامی با هزینه های هنگفت و زمان طولانی و تلفات و ضایعات فراوان انجام می دهند.

در یک زمانی ممکن است با اغتتشاش و اختلال خبری رو به رو می شویم، اغتشاش به این معناست که حجم بسیار زیادی از داده‌ها، اطلاعات، دیدگاه و برداشت‌ها شروع به نشر کردن می‌کنند، هر کدام اظهار نظرهای متفاوتی دارند و شما با یک اغتشاش روبرو می‌شوید که صدای واحدی ندارد. اختلال نیز یعنی دو دیدگاه مقابل همدیگر قرار گرفتند و فضا مختل می شود.

تیم های شایعه ساز مثلا در روزهای اول کرونایی که در ۵ کشور دنیا مستقر است، هدفشان هم معلوم است پول می‌گیرد تا فضای منفی مخالف از یک سو، از سویی دیگر با جعل خبر دروغ، دست کاری در عکس و فیلم و هر کاری که بتواند القاء ناتوانی ضعف و شکست را به مردم تزریق کند.

به یاد داشته باشیم:

شبکه‌های فارسی‌زبان ضدانقلاب (شبکه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، من و تو، ایران اینترنشنال) مزدور وابسته به دربار ملکه انگلیس، آمریکا و رژیم آل‌سعود.

هفت رسانه فارسی زبان که با پول سعودی فعالیت دارند

شبکه ایران اینترنشنال از پایان اردیبهشت 1396 و شب انتخابات ریاست جمهوری در آن سال فعالیت خود را آغاز کرد. مهر ماه سال ۱۳۹۷، روزنامه گاردین چاپ لندن گزارشی مفصل منتشر و از حمایت حدود ۲۵۰ میلیون دلاری محمد بن سلمان از این شبکه صحبت کرد و نوشت: «مدیریت شبکه برعهده شرکتی به نام گلوبال مدیا سیرکولیتینگ است که یک تبعه عربستان سعودی به نام عادل العبدالکریم مالک آن است.» این گزارش که توسط سعید کمالی دهقان، خبرنگار گاردین نوشته شده بود، به ادعای کمالی دهقان، حتی تهدید جانی نیز علیه او به بار آورد.

بخش فارسی روزنامه ایندیپندنت با سردبیری کاملیا انتخابی‌فرد شروع به کار کرده است. این روزنامه سال 1397 توسط گروه تحقیقاتی و بازاریابی سعودی خریداری شده است.

تلاش رسانه ای سعودی‌ها علیه جمهوری اسلامی و ملت ایران تنها به این موارد نیز ختم نمی شود. در حال حاضر چهار رسانه اصلی آنلاین سعودی دارای سایت فارسی زبان هستند: خبرگزاری رسمی عربستان سعودی (واس)، شبکه الاخباریه، شبکه العربیه و نیز روزنامه الشرق الاوسط که سایت فارسی دارد.

عربستان سعودی از خرداد سال ۱۳۹۶ نیز، مرکزی جهانی را با ادعای مبارزه با افراط‌گرایی در ریاض تاسیس کرده است که ناظران معتقدند، پایگاهی برای ارتش سایبری سعودی است که رد آن‌ها را به زبان فارسی می‌توان در توییتر و حتی اینستاگرام پیدا کرد.

در حال حاضر کمتر حساب کاربری مشهور در فضای اینستاگرام فارسی هست که کاربرانی از عربستان سعودی او را دنبال نکنند.

به این ترتیب سبد رسانه‌ای سعودی‌ها برای تلاش در جهت اثرگذاری بر افکارعمومی ایران تقریبا تکمیل است؛ آن‌ها، هم یک برند معتبر از روزنامه‌های انگلیسی را در اختیار دارند و هم شبکه‌ای ۲۴ ساعته که از لندن برنامه پخش می‌کند و هم نسخه‎‌های فارسی برای رسانه‌های دولتی (الاخباریه و واس) و شبه دولتی و خصوصی خود (العربیه و الشرق الاوسط).

در این میان البته ایران هم توانسته با شبکه عربی خود یعنی العالم و نیز شبکه‌های حامی مقاومت مثل المیادین و نیز رادیو عربی جمهوری اسلامی به اقدام متقابل دست بزند. این‌گونه است که حتی اگر در فضای دیپلماتیک روزنه‌هایی از تعامل بین دو کشور وجود داشته باشد؛ فضای رسانه‌ای پر از تقابل‌هایی است که بار آن را برای دولت سعودی متأسفانه برخی هموطنان خودمان مثل مزدک میرزایی بر دوش دارند.

 


:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران