منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 08 اردیبهشت 1400

روزنامه جوان نوشت: حضور برخی چهره‌های امنیتی سابق و محکومان امنیتی در انتشار هدفمند و مغرضانه فایل صوتی محرمانه ظریف که قرار بوده به عنوان آرشیو دولتی بماند و در آن همزمان با ذکر مطالب «اختلافی»، به برخی مطالب «خلاف» نیز پرداخته می‌شود، یک پروژه ضد امنیت ملی و یک کار سخیف و دون شأن ملت مسلمان و علیه ایران مقتدر بود که فقط می‌توان آن را از بازنده‌های تحقیرشده به دست ملت و از سوی «نامردهای میدان» و برای انحراف افکار عمومی از ناکارآمدی‌ها انتظار کشید. باید دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی سریعاً برای افشای چهره این خائنان به ملت وارد عمل شوند

انتشار فایل صوتی محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه دولت بی تدبیر و امید روحانی، در یکی از شبکه‌های معاند و نشانه‌دار ضد انقلاب، بازتاب گسترده‌ای در محافل خبری و رسانه‌ای داخل و خارج از کشور داشته است.

در این فایل صوتی سه ساعت و ۱۰ دقیقه‌ای که ادعا شده در قالب برنامه‌ای با عنوان «تاریخ شفاهی دولت تدبیر و امید» زیر نظر مرکز بررسی‌های استراتژیک به ریاست حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی و رسانه‌ای رئیس‌جمهور ضبط شده است، ظریف با کلید واژه «میدان» برخلاف آنچه تاکنون در مواضع رسمی و علنی خود به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران بیان کرده است، از ادبیاتی بهره گرفته است که حتی تعجب و تأمل دوستان خود را نیز برانگیخته است.

فایل مورد اشاره، ششم اسفند ۹۹ ضبط شده و روز یک‌شنبه برای نخستین بار از شبکه سعودی «اینترنشنال» سر درآورده! ظریف با طرح ادعای حاکمیت میدان (نظامیان) در جمهوری اسلامی، دخالت‌های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس در سیاست خارجی را مورد اشاره قرار داده و مدعی شده دیپلماسی به دلیل فشارهای او فدای میدان جنگ و نظامی شد!

سردار سرافراز جبهه مقاومت اگر ۱۳ دیماه ۹۸ با دستور شقی‌ترین موجود عالم یعنی رئیس‌جمهور امریکا ترور فیزیکی شد، این بار، اما وزیر امورخارجه کشورمان با طرح ادعاهایی که دلایل آن روشن نیست، او را ترور شخصیتی کرد، تا برخلاف آنچه از خود نشان داده روی دیگر «ظریف» را به نمایش بگذارد. درباره انگیزه طرح این سخنان و انتشار آن در یک شبکه ضد انقلابی که به گفته سخنگوی وزارت خارجه دارای طبقه بندی بالا بوده، قضاوت دقیقی وجود ندارد و معلوم نیست که انتشار آن با هماهنگی ظریف بوده یا دور خورده است، اما با هر انگیزه‌ای که دست به انتشار آن زده باشند، ظریف در پازلی تعریف شده که به عنوان یک عنصر دست به اقدام انتحاری زده. انتحاری که به اعتقاد دوستان ظریف، در هر صورت گرچه ممکن است اهداف طراحان را تأمین کند، لیکن وزیر خارجه را به کام مرگ سیاسی برد. چنانکه عطاء‌الله مهاجرانی در واکنش به این فایل صوتی توئیت کرده است: «بدیهی است که آقای ظریف اگر امکان و اقبال برای شرکت در انتخابات داشت، مطلقاَ تمام شد.»

ظریف در جای جای سخنانش ضمن تکرار فدا شدن «دیپلماسی» به پای «میدان» از دوستی و رفاقت خود با سردار سلیمانی می‌گوید که به صورت هفتگی با ایشان جلسه داشته و با هم هماهنگ بوده اند، لیکن وانمود می‌کند که این دیپلماسی بوده که همواره در خدمت میدان قرار گرفته است. او که این جملات را به صورت معترضه بیان می‌کند البته توضیح نمی‌دهد که چرا طی هشت سال گذشته در مقام وزیر امورخارجه به روندی تن داده است که با آن موافق نبوده است. اینکه سردار سلیمانی توانسته است به اذعان ظریف دیپلماسی را به میدان پیوند بزند، ناشی از توانایی او بوده که اهداف نظام اسلامی را در محور مقاومت با دوبال دیپلماسی و میدان پیش ببرد، حال ظریف اگر نتوانسته و یا دیپلماسی او همسو با جبهه میدانی نبوده باید آن را در ناتوانی و ناکارآمدی خود جست‌وجو کند نه چیز دیگر.

علاوه بر این اگر بپذیریم که کشورهای جبهه مقاومت در حوزه عمل «میدان» تعریف شده و دستگاه دیپلماسی به زعم ظریف کمتر در این کشورها ایفای نقش می‌کرده، جناب وزیر خوب است توضیح دهد دستاورد او در بقیه بیش از ۱۵۰ و اندی کشور دیگر که در حوزه عمل او قرار دارند، چه دستاوردی داشته است؟ ادعاهای وزیر امورخارجه البته همگی واجد پاسخگویی مستدل و متقن است که به زمان دیگری واگذار می‌کنیم، اما آنچه در این فایل صوتی عنوان شده بیشتر به فرافکنی برای توجیه شکست‌ها شبیه است تا طرح موانع ادعایی. این در حالی است که به اذعان دوست و دشمن آنکه توانست امریکا و عوامل تروریستی‌اش را در منطقه زمین‌گیر کند مجاهدت بی‌مزد و منت سردار مقاومت در میدان بود و همین پیروزی‌ها و اقتدار توانست به عنوان پشتوانه دستگاه دیپلماسی در مداکرات دست برتر جمهوری اسلامی باشد و استراتژی امریکا را شکست دهد.

دوستان ظریف چه گفتند و نوشتند

فارغ از ذوق‌زدگی رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور که با استقبال زاید الوصفی به تحلیل و تبیین مواضع ظریف و چرایی طرح این سخنان در شرایط کنونی پرداخته اند، اشخاص و روزنامه‌های اصلاح طلب و نزدیک به دولت کوشیده‌اند با احتیاط بیشتری با این موضوع برخورد کنند. روزنامه شرق نوشته: «در صحبت‌های منتشرشده ظریف، مواضعی بی‌سابقه از او درباره عملکرد سردار سلیمانی، سپاه پاسداران و نیز عملکرد روسیه در صحنه سیاست خارجی ایران نقل می‌شود». اعتماد هم کوشیده است بدون هیچ تحلیلی بخشی از این ماجرا را روایت کند و به نقل از سخنگوی دستگاه دیپلماسی نوشته است: فایل صوتی منتشر شده تقطیع شده و گزینشی است. محمد علی ابطحی فعال سیاسی اصلاح طلب هم در توئیتی جنبه امنیتی چگونگی انتشار فایل ظریف را مورد توجه قرار داده و نوشته اشت: «انتشار فایل صحبت خصوصی ظریف کاری مثل دزدیدن اسناد هسته‌ای توسط اسرائیل است.»

ترورسیاسی حاج قاسم

این سو، اما منوچهر متکی، وزیر اسبق امور خارجه که نام او چندبار در سخنان ظریف تکرار شده، معتقد است: مصاحبه ظریف کاری مطالعه شده، طراحی شده و از پیش تعیین شده جریان اصلاحات بود که در آن از آقای ظریف استفاده ابزاری شد.

متکی در گفتگو با مهر درباره صوت منتشر شده از ظریف و اظهارات او گفته: «این کلام آقای ظریف که گفته هیچ‌وقت میدان فدای دیپلماسی نشده و این دیپلماسی است که فدای میدان شده نشان می‌دهد که ایشان نه از میدان برداشت و تعریف درستی دارد و نه از دیپلماسی. کافی است ایشان به امریکا نظری بیندازد و ببیند که میدان و دیپلماسی در آن چگونه با یک خط مشی و رویکرد شانه به شانه تکمیل‌کننده هم هستند. مشکل آقای ظریف این است که فکر می‌کند حوزه نظامی در این کشور یک مقوله و حوزه دیپلماسی مقوله دیگری است. آنچه مطرح است این نیست که یکی از این دو فدای دیگری شود، بلکه آنچه مدنظر است این است که آیا این دو حوزه در راستای هم در مسیر سیاست‌های کلی نظام و آنچه حکم جلودار است و رهبر تعیین می‌کند حرکت می‌کند یا خیر.»

متکی تصریح کرد: «تا امروز حوزه میدانی و نظامی نشان داده که به حکم جلودار و آرمان‌های انقلاب وفادار است؛ اما در حوزه دیپلماسی در موارد متعددی خلاف این موضوع ثابت شده است؛ بنابراین آنجا که دیپلماسی در مسیر خود حرکت می‌کند نباید با داستان سرایی مسائل دیگری را مطرح کند.» متکی در پایان تأکید کرد: «گفت‌وگوی حاج قاسم با پوتین و دعوت او به منازعه سوریه، تیر خلاصی بود برای اینکه روسیه را متقاعد کند به این میدان وارد شود. بسیار متأسفم که این مصاحبه برای کسی که امریکا او را ترور نظامی کرد، یک ترور سیاسی ناجوانمردانه بود. «آنچه البته نباید از نظر دور داشت، این است که مواضع اختلافی ظریف که نشان داده با یک مویز گرمش می‌شود و با یک غوره سرد، نسبت به جهت‌گیری کلان انقلاب پوشیده نبود که البته با این صوت دقیق‌تر شد. اما هدف منتشرکنندگان این فایل صوتی را باید از ثمره نهایی آن تحلیل کرد. اینترنشنال پس از انتشار بخش‌هایی از این فایل صوتی در سلسله گفتگوها و گزارش هایی، به بازنمایی این فایل صوتی پرداخته است. «کشور توسط رئیس‌جمهور اداره نمی‌شود.» این همان خطی است که چند ماه است بخش رادیکال و نزدیک به براندازان داخلی آن را پی‌گیری می‌کند.

شبکه نفوذ در امنیتی‌ترین نقطه ریاست جمهوری!

نکته دیگری که باید به این گزارش اضافه کرد، خطر نفوذی است که تا بیخ گوش نهاد ریاست جمهوری پیش رفته و لانه کرده است. ظریف و مقامات وزارت خارجه و همچنین حسام الدین آشنا پیش از این نسبت به پخش سریال گاندو - با موضوع نفوذ- واکنش‌های بسیار تند و توهین آمیزی نشان دادند. اما حالا یک فایل صوتی از وزارت خارجه و مرکز بررسی‌های استراتژیک به استودیوی شبکه سعودی اینترنشنال می‌رود!

گفته می‌شود برای پیش بردن این پروژه (تاریخ‌نگاری شفاهی دولت تدبیرو امید) رقمی در حدود ۳ میلیارد تومان به مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری تحت مدیریت حسام الدین آشنا تخصیص داده شده است، فارغ از اینکه به عقیده ناظران سیاسی ظریف در این گفتگو سخنان راست و دروغی را به هم آمیخته، او در مقام رئیس دستگاه دیپلماسی چگونه به این تیم مقاطعه‌کار اعتماد کرده و بسیاری از مسائل امنیت ملی را با آن‌ها در میان گذاشته است. جایگاه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در پروسه این تصمیم‌گیری کجا تعریف شده است؟ بدیهی است که با توجه با این فضاحت، مجلس شورای اسلامی و دستگاه قضائی و امنیتی نیز می‌بایست تحقیق و تفحص از این ساختار را در دستور کار خود قرار دهند. دولت مستعجل روحانی کمتر از ۱۰۰ روز دیگر به نقطه پایان می‌رسد و به تاریخ خواهد پیوست، لیکن چنان عملکرد غیر قابل دفاعی از خود به جای گذاشته است که کمتر کسی حاضر خواهد شد، بعدها به این خاطره‌گویی‌های ساختگی اقبال نشان دهد.

* سیدمحمد مرندی کارشناس مسائل بین‌الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با‌اشاره به فایل صوتی منتشر شده از محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و برخی اظهارات وی درباره نقش نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در منطقه اظهار داشت: آنچه که مسلم است این است که تا قدرت و جایگاه مستحکم و امنیت نداشته باشیم، دیپلماسی فایده‌ای ندارد چون باید دستمان پر باشد تا شرایطی فراهم کنیم تا اصلا به ما اعتنا کنند.
مرندی تاکید کرد: اتفاقا نظام خیلی از میدان‌ها را هزینه دیپلماسی کرد و در خود برجام، نظام بخش عمده‌ای از صنعت هسته‌ای را برای دیپلماسی قربانی کرد و این بخشی از میدان است.
وی ضمن بیان اینکه اگر در سوریه داعش و القاعده دست بالا را می‌داشتند در حوزه دیپلماسی حرفی برای گفتن نداشتیم، تصریح کرد: اگر در عراق، داعش دست بالا را پیدا می‌کرد، دیپلمات‌های ما می‌خواستند در مورد چه چیزی صحبت کنند؟ بنابراین واقعیت‌های میدانی و داخلی و ظرفیت‌ها و توانمندی‌های کشور در داخل و منطقه مجموعا شرایطی را فراهم می‌کنند تا دیپلمات‌ها بتوانند با دیگران صحبت کرده و منافع کشور را با مذاکره دنبال کنند.
این کارشناس مسائل بین‌الملل ضمن تاکید بر اینکه کاری که حاج قاسم با نجات عراق و سوریه انجام داد قدرت ما را افزایش داد و باعث شد در میز مذاکره توانمندی ده‌ها برابری داشته باشیم، اظهار داشت: قدرتمندی متحدین ایران در منطقه باعث می‌شود که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها ما را به عنوان یک طرف بسیار قدرتمند ببینند و اگر این قدرت‌ها را از دست می‌دادیم انگیزه اروپا و آمریکا برای مذاکره با ما چه بود.

 

عبدالله عبداللهی روزنامه‌نگار در یادداشتی به تشریح ۵ نکته در خصوص فایل صوتی محمدجواد ظریف که اخیراً منتشر شده است، پرداخت.

 عبدالله عبداللهی در رابطه با فایل صوتی که از سخنان ظریف وزیر امور خارجه‌مان در یکی از شبکه‌های فارسی‌زبان منتشر شد، نوشت:

یکم: آشنا و دولت و ظریف مجرم درجه‌اوّل انتشار فایل صوتی‌ اخیرند و این مسئله نباید ذیل تحلیل و گمانه‌زنی‌هایی که از ماجرا داریم پنهان و‌ پوشیده بماند یا راجع به آن تعارفی شود. این‌که ظریف در حین مسئولیت دولتی چنین اظهارات کج‌، غلط و بعضاً سرشار از دروغ و ضدامنیت و منافع ملی را مطرح می‌کند، قابل چشم‌پوشی نیست، چنین دیدگاهی توسط ظریف البته با این خسارت هشت‌ساله وحشتناکی که به کشور وارد آمده است کاملاً همخوانی دارد.

این‌که حسام‌الدین آشنا که این مصاحبه ذیل پروژه تاریخ شفاهی دولت روحانی توسط او انجام شده و مسئول حفظ فایل بوده است ولی فایل سر از رسانه بن‌سلمان درآورده است، مسئول این فاجعه است، قابل اغماض نیست. و این‌که شاید فایل از وزارت خارجه به بیرون درز کرده است هم اگرچه به جرم ظریف اضافه می‌کند اما از افتضاح آشنا کم نمی‌کند، لذا این بدیهیات، سوای از تحلیلی است که از «علّت» و «کیفیت» انتشار فایل داریم.

دوم: یک گمانه این است که تیمی در دولت آقای روحانی برای از میدان به‌در کردن ظریف (و نه تفکر ظریف) در سیاست داخلی معطوف به انتخابات دست به چنین کاری زده باشد. این گمانه را می‌توان در نظر گرفت و جدی به آن فکر کرد، ولی این مسئله هم نه‌تنها باری از غم بند یک کم نمی‌کند که اوضاع را بدتر هم می‌کند.

سوم: گمانه دیگر‌ این است که خود جریان ظریف که احتمالاً می‌خواسته در انتخابات هم حاضر شود این فایل را به بیرون درز داده است؛ آن هم با دو نیّت؛ نخست اینکه دوقطبی میدان ـ دیپلماسی رقبای اصلی جریان ظریف را از دور خارج و بستر گفتمانی را برای پیروزی جریان خود فراهم کند، ضمن آنکه اگر ظریف یا جریان موافق او در مناظره‌ها و کمپین‌ها با نقدهای بنیادی روبه‌رو شد و نتوانست پاسخ را آنجا و رسماً ارائه کند، پاسخ‌ها را پیشتر و رادیکال‌تر داده باشد!

چهارم: امّا اضافه کردن این فاکتور که تلویزیون ایران اینترنشنال وابسته به بن‌سلمان محور اصلی انتشار این فایل است، یک گمانه مهمتر را پیش می‌کشد و آن تحلیل ماجرا از نقطه‌ای فراتر از دولت و ظریف است.

ایران اینترنشنال و جریان اپوزیسیون همسو با او مشخصاً طرفدار تحریم انتخاباتند؛ به‌گمانم تصور آنها این است که با انتشار این فایل یک بازی چند سر برد را برای خودشان می‌سازند که قلّۀ آن خالی‌شدن «میدان» انتخابات از مشارکت است.

بدین نحو که به‌واسطه این فایل هم دیپلماسی ایران را به‌خصوص با کشورهایی مانند روسیه و حتی چین دچار بحران می‌کنند، هم یک نزاع داخلی بزرگ آن هم حول اسطوره‌ای مانند شهید سلیمانی شکل می‌دهند، هم مردم را نسبت به تأثیر نهادهای انتخاباتی در سرنوشتشان دچار یأس می‌کنند و هم آنکه حتی اگر نهایتاً تحریم هم جدی نشد، دوقطبی انتخابات را بر سر موضوعی مانند سیاست خارجی می‌سازند که هم برای امنیت ملی بسیار خطرناک است و هم اینکه بهترین فضا برای غرب‌گرایانی است که هوای منافع سعودی را هم دارند! به‌نظر می‌رسد با حفظ موضع بند یک، این گمانه چهارم قوی‌تر است و باید برای رفع این فضا فکری کرد.

پنجم: نکته نهایی و آخر و به‌ویژه با عنایت به بند چهارم اینکه: سخنان جناب ظریف در این فایل سه‌ساعته مشحون و مملو از ضربات سنگین به مؤلفه‌های قدرت ملی و به‌سود آمریکا و پدران داعش در میدان و مشخصاً سعودی‌هاست؛ اما چه فایل با یک‌محاسبه متوهمانه و با رضایت ظریف منتشر شده باشد و چه بدون رضایت او، باید دید که همین سعودی‌ها برای بازی برد ـ برد خود ظریف را هم به جهنم بزرگ در سیاست می‌برند، و همین مسئله برای رد همۀ شطح و طامات ظریف در این فایل و اثبات عقلانیت حاج قاسم کافی است. عقلانیت معیوب نگاه ظریف خود او را هم نابود می‌کند چه رسد به ملتی که چشم به دیپلماسی او دوخته‌اند!

 

*بازوی قوی دیپلماسی، وضعیت خوب میدانی است.
اگر کسی از دیپلماسی هیچگونه اطلاعی نداشته باشد حداقل به این نکته واقف است که به هیچ عنوان نمی توان گوسفند را با گرگ سر یک میز روبروی هم نشاند، زوردار در مقابل بی زور به گفتگو نیاز ندارد بو با زور به هدفش بهتر می رسد و هیچ هزینه ای برایش ندارد. مذاکره از راه دیپلماسی زمانی اتفاق می افتد که طرف مقابل به قدرت حریف واقف است و می داند با زور نمی تواند او را شکست دهد، پناه به گفتگو می اورد، تعجب از این است که اقای ظریف به این حداقل اعتقادی ندارد!خدمات دیپلماسی و میدان در شکل صحیح و اصولی آن به شکل یک چرخه است که افزایش قدرت در میدان به افزایش قدرت در دیپلماسی منجر می‌شود. دیپلماسی نیز می‌تواند با بهره‌گیری از ظرفیت‌های این عرصه قدرت جمهوری اسلامی را افزایش دهد. 
این مساله چنان واضح است که عباس عراقچی، معاون ظریف در یادداشتی درباره تاثیر مثبت مقاومت بر دیپلماسی نوشته بود: «اینطور نیست که مذاکره از «هیچ» برای کشور منافع تولید کند، بلکه این توانمندی‌های ملی است که منافع ملی را تولید، تکثیر و محافظت می‌کند؛ توانمندی‌هایی که در هر کشوری ممکن است متفاوت باشد. یک کشور توانمندی نظامی دارد، دیگری از توان ‌اقتصادی برخوردار است، آن یکی توان فرهنگی یا رسانه‌ای خوبی دارد و یکی هم ممکن است دارای توان بالای گفتمانی باشد. دارایی برخی کشورها مزیت‌های طبیعی و مواهب خدادادی آنهاست، مثل مطلوبیت جغرافیایی، دسترسی‌های ترانزیتی، منابع زیر‌زمینی و... . کشورهایی هم هستند که ترکیبی از این توانایی‌ها را با هم دارند. پر واضح است که میزان قدرت مذاکره‌کننده در جریان داده/ ستانده خود را نشان خواهد داد. کنشگری که از قدرت بیشتری برخوردار باشد، داده کمتر و ستانده بیشتری خواهد داشت. در برخی مواقع اگر یک واحد سیاسی از ضعف مطلق واحد سیاسی دیگر اطلاع‌ داشته باشد (یا چنین تصوری در او ایجاد شود) ممکن است تمایل به مذاکره را کنار گذاشته و تلاش کند اهداف خود را از طریق اعمال‌ قدرت محقق کند. اگر این تصور ایجاد شود که از طریق جنگ به دستاوردهای بیشتر و آسان‌تری از مذاکره می‌توان رسید، گزینه نظامی‌ جایگزین مذاکره شده و معادله برد و باخت (صفر و صد) به جای معادله برد- برد می‌نشیند».
عراقچی در بخش دیگری از یادداشت صراحتا تاکید می‌کند که وضعیت فعلی دستگاه دیپلماسی کشور متکی و وابسته به وجوه قدرتی است که توسط جریان مقاومت کسب شده و می‌شود. او این تاثیرگذاری را چنان پررنگ می‌داند که محور دیپلماسی کشور را مقاومت می‌خواند و در تعریف «دیپلماسی مقاومت‌محور» می‌گوید: «دیپلماسی مقاومت‌محور» مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می‌دهد و «محور‌ مقاومت» تنها یکی از ابعاد آن است. این دیپلماسی متکی بر توانمندی‌های ملی و بومی است و مهم‌ترین شاخصه‌های آن عبارتند از: توان دفاعی موشک‌محور، حضور مقتدرانه در خلیج‌فارس، گفتمان‌سازی مقاومت در منطقه پیرامونی، خردورزی عزتمندانه در عرصه بین‌المللی و ایستادگی حکیمانه در برابر نظام سلطه؛ یاد و نام سردار سلیمانی پاینده است. 
هر چند ابزار دیپلماسی و اقدامات نظامی در تعامل با همدیگر ۲ ابزار اصلی مدیریت قدرت هستند و باید در کنار یکدیگر سبب تثبیت یا ارتقای قدرت شوند اما حداقل در 8 سال گذشته این تعامل برخلاف ادعای ظریف که مدعی است یک تعامل یک‌طرفه از سوی دیپلماسی بوده، یک تعامل یک‌سویه از جهت میدان به حساب می‌آمده است، چرا که طی سال‌های اخیر بویژه از زمان روی کار آمدن دولت روحانی و قرار گرفتن ظریف بر مسند وزارت امور خارجه، دیپلماسی هیچ‌گاه موفق به کسب یا ارتقای قدرت جمهوری اسلامی نشد اما در نتیجه مجاهدت‌های رزمندگان و در رأس آنان شهید سلیمانی ایران قدرت خود را افزایش داد و این قدرت در نهایت موضع دستگاه دیپلماسی کشور را در تعاملات بین‌المللی تقویت کرد، هر چند به دلیل رویکرد اشتباه ظریف و روحانی دیپلماسی دولت‌های یازدهم و دوازدهم، دیپلماسی پرهزینه، کم‌فایده و پرهیاهو بود. محصول عیان دستگاه دیپلماسی روحانی توافق برجام بود؛ توافقی که مولفه‌های قدرت در میدان هسته‌ای را نابود کرد و به گفته رئیس کل سابق بانک مرکزی «تقریبا هیچ» دستاوردی را برای ایران به ارمغان نیاورد. 
در مصاحبه افشا شده، ظریف برای آنکه شاهد مثالی از به خدمت گرفته شدن دیپلماسی در راستای میدان به میان آورد به مذاکرات خود و لاوروف درباره برخی مسائل منطقه‌ای از جمله مساله روسیه اشاره می‌کند، این در حالی است که ظریف اساسا به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی موفق نبوده است از ظرفیت‌های این عرصه در خدمت ارتقای قدرت منطقه‌ای ایران بهره ببرد و حتی در عرصه دیپلماسی حاج‌قاسم سلیمانی خود کم‌کاری و تنبلی وزارت امور خارجه را به دوش می‌کشید که نمونه بارز و مشهود آن سفر شهید سلیمانی به مسکو و دیدار با پوتین به منظور بهره‌گیری از ظرفیت‌های نظامی این کشور علیه جریان تکفیری بود. در واقع حاج‌قاسم سلیمانی زمانی که دید دستگاه دیپلماسی در تحقق اهداف لازم و ضروری برای تامین منافع ملی ناتوان است خود وارد عرصه شد و اتفاقا در این عرصه نیز موفق بود. 
هر چند ظریف نتوانست ظرفیت‌های دیپلماسی را در خدمت میدان قرار دهد اما از ظرفیت‌های میدان در جهت تقویت وجهه خود و پروژه مذاکراتی‌اش تمام و کمال استفاده کرد. پس از اظهارات ظریف به صورت عیان بر همگان مشخص شده است که ریشه درخواست ثابت و لایتغیر آمریکایی‌ها مبنی بر گفت‌وگو درباره قدرت منطقه‌ای و توان موشکی ایران در تمایلات و همراهی تیم مذاکره‌کننده ایرانی با این درخواست بوده است. 
اما نه‌تنها ظرفیت میدان در خدمت دیپلماسی قرار گرفت، بلکه مرد میدان نیز در نتیجه سیاست‌های منفعلانه دولت روحانی هدف حمله تروریست‌های آمریکایی قرار گرفت و به شهادت رسید. 
روحانی که از ابتدا با سیاست تساهل و تسامح با غرب روی کار آمد و بر این اساس وزارت امور خارجه دولتش را برعهده محمد‌جواد ظریف قرار داد، هرگونه اقدامی را که ممکن بود برای طرف غربی برداشتی از ایجاد تنش از سوی ایران تلقی شود کنار گذاشت. 
در نتیجه این سیاست منفعلانه، دولت روحانی و وزیر امور خارجه‌اش حتی به توقعات حداقلی از نتیجه دیپلماسی خود  با کشورهای غربی نیز دست نیافتند. نمونه بارز آن برجام است که در نتیجه اجرای این توافق، دولت روحانی تعهدات خود را از سال 94 تا چند ماه گذشته اجرایی کرد اما حاضر به این نشد در قبال بدعهدی طرف مقابل، تعهدات خود را کاهش دهد یا طرف مقابل را مجاب به پذیرش تعهداتش کند. 
در واقع تصویری که حسن روحانی و محمدجواد ظریف از دولت ایران ترسیم کردند تصویر یک دولت منفعل بود که توانایی یا اراده مقابله به مثل یا هزینه وارد آوردن به طرف مقابل را ندارد و همین سیاست منفعلانه سبب شد طی ۲ سال گذشته ضربه‌های بزرگ امنیتی به ایران وارد شود. 
بزرگ‌ترین ضربه‌ای که دشمن طی این مدت به ایران وارد آورد، ترور شهید حاج‌قاسم سلیمانی بود؛ فرمانده محور مقاومت که طی 20 سال تلاش و مجاهدت ایران را به قدرت اصلی منطقه تبدیل کرد. مدیریت و فرماندهی سردار سلیمانی در عرصه میدان جهاد و سیاست به گونه‌ای بود که از وی به عنوان قدرتمندترین فرد خاورمیانه نام می‌بردند اما سردمداران کاخ سفید بنا بر محاسبه خود از رفتار منفعلانه دولت روحانی در پرهیز از تنش، ترور حاج‌قاسم سلیمانی را در دستور کار قرار دادند و دی‌ماه سال 98 در حالی که سردار سلیمانی در راستای ماموریت خود وارد کشور عراق شده بود او را به شهادت رساندند. 
به بیان دیگر، دولت منفعل و دستگاه دیپلماسی ناکارآمد این دولت در طول فعالیت 8 ساله خود نه‌تنها نتوانستند نقش خود در جهت ارتقای قدرت جمهوری اسلامی را ایفا کنند، بلکه با سیاست مماشات و تساهل، دست دشمن را در ضربه زدن و حذف مؤلفه‌های قدرت جمهوری اسلامی از جمله فرمانده میدان مقاومت باز گذاشتند و اینگونه نه‌تنها ظرفیت‌های میدان، بلکه فرمانده میدان را نیز در راستای آنچه خود فرصت دیپلماسی می‌پنداشتند، هزینه کردند.
***
واکنش پمپئو  به نوار صوتی ظریف   
 مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا در توئیتی در واکنش به انتشار فایل صوتی اظهارات نسنجیده ظریف نوشت: حمله دقیق دولت ما به قاسم سلیمانی (ترور سردار شهید سلیمانی به دستور ترامپ) تأثیر گسترده‌ای بر ایران و خاورمیانه داشت. اگر حرف من را قبول ندارید از ظریف بپرسید.
 
** ذوق زدگی رسانه‌های غربی
رسانه‌های غربی با ذوق زدگی به بازتاب انتشار فایل صوتی ظریف پرداختند.
در همین رابطه گاردین نوشت: وزیر خارجه ایران در یک فایل صوتی از سلطه فرمانده ترور شده سپاه بر دیپلماسی کشور انتقاد و تصدیق کرد که نفوذ خود او بر سیاست خارجی ایران گاه به صفر رسیده است.
گاردین در ادامه نوشت: برخی می‌گویند انتشار این فایل صوتی بی‌اعتبار کردن ظریف در داخل کشور را هدف قرار می‌دهد و برخی دیگر مدعی‌اند که این مصاحبه تلاشی از سوی ظریف برای تبرئه خود از شکست‌های سیاست خارجی ایران است.
روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در بازتاب انتشار این فایل صوتی نوشت: وزیر خارجه ایران گفت سپاه سیاست‌های کشور را وضع می‌کند. وی در این گفت‌وگو رقابت با فرمانده قدرتمند سپاه را تشریح می‌کند.
این رسانه آمریکایی نوشت: ظریف در این فایل صوتی پشت پرده جنگ قدرت در بین مقام‌های ارشد ایرانی را نشان داد و بیان کرد که سپاه بر تصمیم گیری دولت سلطه دارد و به توصیه‌ها بی‌توجه است.
این رسانه به نقل از ظریف نوشت: «من دیپلماسی را فدای میدان نظامی کردم در حالی که باید در میدان دیپلماسی خدمت می‌کردم.»

:: بازدید از این مطلب : 1115
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 06 اردیبهشت 1400
شبکه یورونیوز در یکی از گزارش‌های اخیر خود تحت عنوان «مسیر پاستور از وین می‌گذرد؟ اصلاح‌طلبان در انتظار معجزه برجام» به بررسی روند تاثیرگذاری مذاکرات برجامی اخیر بر سرنوشت انتخابات ریاست‌جمهوری خردادماه 1400 پرداخته است. در بخشی از این گزارش تاکید شده است: «پیروزی جو بایدن در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و تمایل این کشور به بازگشت به توافق هسته‌ای با ایران سبب شده نیروهای مختلف سیاسی با دقت بیشتری موضوع بازگشت احتمالی ایالات متحده به برجام را مورد بررسی قرار دهند، البته دست‌کم 8 سال است موضوع آینده برنامه هسته‌ای به صورت خاص و سیاست خارجی به طور عام به یکی از اصلی‌ترین اولویت‌های کارزارهای انتخاباتی ریاست‌جمهوری ایران تبدیل شده است اما این بار تفاوت مهمی با ۲ دوره قبلی مشاهده می‌شود که می‌تواند سرنوشت انتخابات را دگرگون کند!»
این گزارش و گزارش‌های مشابه در حالی منتشر می‌شود که رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مسؤولان دولتی، جریانات و رسانه‌های اصولگرا را متهم به «ارائه آدرس غلط» درباره نسبت انتخابات و مذاکرات برجام می‌کنند. حتی اخیرا آقای روحانی از مخالفان روند فعلی مذاکرات (که اتفاقا مخالفت آنها نیز با توجه به آنچه در وین می‌گذرد کاملا برحق است)، خواسته است دغدغه‌های انتخاباتی خود را به «معیشت مردم» گره نزنند! البته آقای روحانی کمترین اشاره‌ای نکرده است که چه کسی «معیشت مردم» را در گرو «لبخند دشمنان ملت ایران» نگاه داشته و به عناوین و بهانه‌های مختلف، مانع بهبود حداقلی وضع معیشتی مردم در چارچوبی غیر از «احیای برجام از دست رفته» شده است! در هر حال، کسانی که تحولات ایران و اصرار غیرطبیعی دولت فعلی کشورمان مبنی بر به نتیجه رسیدن مذاکرات به هر قیمت ممکن (حتی عدم ارائه تضمین از سوی طرف مقابل) را دنبال می‌کنند، جملگی به این درک مشترک رسیده‌اند که «انتخابات 28 خرداد 1400»، متغیر اصلی دولت در پیشبرد مذاکرات برجام محسوب می‌شود، نه اصل رفع تحریم‌های هسته‌ای ایران و چرخیدن سانتریفیوژها و حتی زندگی مردم! 
صورت‌بندی آنچه در مذاکرات وین می‌گذرد، چندان دشوار به نظر نمی‌رسد! یکی از فاکتورهای غیراعلامی اما تاثیرگذار در مذاکرات اخیر وین، انتخابات ریاست‌جمهوری ایران است. اگر چه در جریان مذاکرات رسمی، به این مساله اشاره‌ای نمی‌شود اما آمریکا و اعضای 1+4 نسبت به تعجیل دولت فعلی در این پروسه و حتی احیای ظاهری و صوری توافق هسته‌ای آگاه هستند. متاسفانه این موضوع، تبدیل به یک «اهرم فشار» از سوی واشنگتن و تروئیکای اروپا مبنی بر پذیرش طرح «احیای گام به گام برجام» از سوی ایران شده است. نگاه ابزاری دولت نسبت به مذاکرات برجامی اخیر به جایی رسیده است که حتی رئیس قوه مجریه و مقامات وزارت امور خارجه کشورمان، «راستی‌آزمایی اقدامات آمریکا» که قاعدتا در یک بازه زمانی حداقل ۳ تا ۶ ماهه باید صورت گیرد را به یک پروسه چند روزه یا حتی چند ساعته(!) تقلیل داده‌اند. از سوی دیگر، دولت در مذاکرات پذیرفته است نمی‌تواند در قبال «آینده برجام» و تکرار برخوردی مشابه آنچه دولت ترامپ در قبال توافق هسته‌ای صورت داد، تضمینی از طرف آمریکایی و تروئیکای اروپا دریافت کند! به عبارت بهتر، دولت حاضر نشده بر روی این مولفه ضروری، اصرار ویژه‌ای کند و ابایی نیز از تکرار تجربه تلخ سال‌های اخیر در آینده‌ نزدیک ندارد! به نظر می‌رسد در برهه حساس و سرنوشت‌ساز کنونی، شاهد بازپخش همان فیلم مذاکرات سال‌های 1392 تا 1394 هستیم! مذاکراتی که با خوشبینی به طرف غربی آغاز شد و با پشت پای غرب به غربگرایان داخلی به پایان رسید! 
بهتر است آقای روحانی بداند شبکه یورونیوز «اصولگرا» نبوده و اتفاقا طرفدار بقای دولتی است که «سیاست خارجی غرب‌محور» را به عنوان علاج درد معضلات اقتصادی و سیاسی ایران ترویج کند! با این حال حتی این رسانه و دیگر رسانه‌های غربی نیز درک کرده‌اند نقش متغیری به نام «انتخابات ریاست‌جمهوری 1400»، تا چه اندازه‌ای در محاسبات رفتاری، گفتاری و تاکتیکی دولت فعلی در مذاکره با اعضای 1+4 اهمیت دارد! این نقش به اندازه‌ای پررنگ است که می‌تواند مطالباتی منطقی، حقوقی و اصولی به نام‌های «ارائه تضمین‌های واقعی برای حفظ تعهدات غرب» و «راستی‌آزمایی حقیقی پروسه تعلیق تحریم‌ها» را به حاشیه برده و آنها را با «اقدامات صوری» و «بدون پشتوانه» جایگزین کند! این دقیقا همان چیزی است که واشنگتن و تروئیکای اروپا می‌خواهند! فرار به جلوی وزارت خارجه و متهم کردن منتقدان وادادگی دولت در مذاکرات برجامی اخیر درباره «نگاه ابزاری به تحولات اخیر وین» وقیح است.  چنین توهین‌هایی در دوران انعقاد توافق اولیه برجام نیز از سوی دولت خطاب به دلواپسان منافع ملی کشور وجود داشت و در نهایت مشخص شد چه کسانی دوستداران واقعی ابهت و عظمت ایران اسلامی هستند!
 

:: بازدید از این مطلب : 958
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 05 اردیبهشت 1400

کمتر از ۴ ماه به پایان دولت دوازدهم که با شعارها و وعده‌های فراوانی به قدرت رسیده بود باقی مانده است. 

باوجود وضعیت نامناسب اقتصادی دولتمردان مدعی هستند باوجود تشدید تحریم‌ها شرایط کشور بدتر از گذشته نیست و اخیرا اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور عملکرد دولت تدبیر و امید را «معجزه مدیریت» عنوان کرده است

این اظهارات در حالی عنوان می‌شود که اساسا دولت یازدهم و دوازدهم با شعار رفع تحریم‌ها و بلد بودن زبان دنیا و متخصص در امر مذاکره و دیپلماسی روی کار آمد و به همین دلیل اعلام اداره کردن کشور در شرایط تحریم و سنگین‌ترین تحریم‌های تاریخ، نمی‌تواند موضوعی قابل افتخار برای دولت دیپلماسی باشد. 

فارغ  از این بحث عملکرد اقتصادی دولت در ابعاد مختلف قابل بررسی است. باتوجه به اینکه دولت تدبیر و امید قدمی در جهت اصلاح ساختارهای اقتصاد ایران انجام نداده  است در این گزارش که اولین گزارش ارزیابی عملکرد اقتصادی دولت تدبیر و امید است، چند متغیر اصلی اقتصادی بررسی می‌شود که با پرداخت و تحلیل آن می‌توان عملکرد اقتصادی دولت تدبیر و امید را با گذشته مقایسه کرد.

آمارهای جداول زیر برگرفته از آمارهای بانک مرکزی است. بانک مرکزی معمولا به دلایل مختلفی ازجمله تغییر سال پایه و یا قطعی شدن ارقام، ارقام قبلی گزارش‌های خود را اصلاح می‌کند و در این گزارش سعی شده است از به‌روزترین آمارهای بانک مرکزی استفاده شود. آمارهای تورم از سال ۸۴ تا ۹۶ با استفاده از آمارهای بانک مرکزی است اما به دلیل عدم انتشار رسمی آمارهای تورم از نیمه سال ۹۷ به بعد توسط این نهاد، آمارهای تورم سال‌های ۹۷، ۹۸ و ۹۹ براساس آمارهای مرکز آمار ایران است. آمار صادرات غیرنفتی هم براساس آمارهای گمرک جمهوری اسلامی ایران بوده است.

 

سال رشد اقتصادی با احتساب نفت (درصد) رشد اقتصادی بدون احتساب نفت (درصد) نرخ تورم (درصد) رشد مصرف بخش خصوصی (مردم) (درصد) رشد تشکیل سرمایه ثابت (نرخ سرمایه‌گذاری) صادرات غیرنفتی/ ارقام به میلیون دلار
۱۳۸۴ ۶.۹+ ۷.۸+ ۱۰.۴ ۶.۶+ ۵.۱+ ۱۰،۵۰۰
۱۳۸۵ ۶.۶+ ۷+ ۱۱.۹ ۶.۲+ ۳.۳+ ۱۶،۳۰۰
۱۳۸۶ ۵+ ۵.۴+ ۱۸.۴ ۶.۸+ ۶.۶+ ۲۱،۰۳۳ 
۱۳۸۷ ۰.۸+ ۱.۲+ ۲۵.۴ ۴.۵- ۱۰.۹+ ۲۳،۰۲۹
۱۳۸۸ ۳+ ۳.۷+ ۱۰.۸ ۱.۱- ۰.۹- ۲۵،۵۹۶
۱۳۸۹ ۶.۵+ ۷+ ۱۲.۴ ۴.۲+ ۳.۸+ ۳۲،۶۵۶
۱۳۹۰ ۳.۱+ ۴.۴ ۲۱.۸ ۴.۴+ ۴.۶+ ۴۳،۸۶۰
۱۳۹۱ ۷.۷- ۰.۴+ ۳۰.۵ ۲.۲- ۱۹- ۴۱،۴۱۵
۱۳۹۲ ۰.۳- ۰.۵+ ۳۴.۷ ۱.۹- ۷.۸- ۴۱،۶۲۸
۱۳۹۳ ۳+ ۲.۸+ ۱۵.۶ ۲+ ۳.۵+ ۴۹،۷۴۴
۱۳۹۴ ۱.۶- ۳.۱- ۱۱.۹ ۳.۵- ۱۲- ۴۲،۴۱۵
۱۳۹۵ ۱۲.۵+ ۳.۳+ ۹ ۳.۸+ ۳.۷- ۴۳،۹۳۰
۱۳۹۶ ۳.۷+ ۴.۶+ ۹.۶ ۲.۵+ ۱.۴+ ۴۶،۷۷۳
۱۳۹۷ ۵.۴- ۱.۸- ۲۶.۹ ۲.۶- ۱۲.۳- ۴۴،۳۰۹
۱۳۹۸ ۶.۵- ۱.۱+ ۳۴.۸ ۷.۷- ۵.۳- ۴۱،۳۷۰
۹ ماهه ۱۳۹۹* ۲.۲+ ۱.۹+ ۳۶.۴ ۱.۱- ۰.۲+ ۳۴،۵۰۰

* آمار صادرات مربوط به کل سال ۹۹ است.

* وضعیت رشد اقتصادی کشور در سال‌های ۸۴ تا ۹۱

یکی از مهم‌ترین متغیرهای اقتصادی رشد اقتصادی یا تولید ناخالص داخلی است. تولید ناخالص داخلی به ارزش پولی کالاها و خدمات تولید شده در داخل منطقه جغرافیایی یک کشور گفته می‌شود. این شاخص در بررسی تغییر در سطح درآمد ملی و بهبود سطح رفاه حائز اهمیت است.  همانطور که در جدول زیر قابل مشاهد است تولید ناخالص داخلی کشور از سال ۸۴ تا ۹۱ با رشدهای ۶.۹+ درصد، ۶.۶+ درصد، ۵+ درصد، ۰.۸+ درصد، ۳+ درصد، ۶.۵+ درصد، ۳.۱+ درصد و منفی ۱۹ درصد روبرو بوده است. 

رشد اقتصادی کشور در مجموع از سال ۸۴ تا ۹۰ معادل ۳۶.۴ درصد بوده است. یعنی در مجموع ۷ سال از دولت نهم و دهم اقتصاد تولید ناخالص داخلی کشور یا به عبارت دیگر ارزش تولیدات کالا و خدمات در کشور ۳۶.۴ درصد رشد کرده است. باوجود اینکه تحریم‌ها از سال ۸۹ به صورت تدریجی اعمال می‌شود و نیمه دوم سال ۹۰ تشدید می‌شود، رشد اقتصادی سال‌ ۸۹ معادل ۶.۵ درصد و در سال ۹۰ معادل ۳.۱ درصد بوده است اما اثر عمده کاهش رشد اقتصادی در سال ۹۱ نمایان می‌شود به‌طوری که در سال ۹۱ تولید ناخالص داخلی کشور ۷.۷ درصد کاهش می‌یابد.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت (منبع: بانک مرکزی)

 

* رشد ۴۳ درصدی تولید ناخالص داخلی بدون احتساب نفت در دولت نهم و دهم 

البته همانطور که در جدول زیر قابل مشاهده است، براساس آمارهای بانک مرکزی علت اصلی رشد کاهش شدید تولید ناخالص داخلی در سال ۹۱ تحریم صادرات نفت بوده است چرا که رشد اقتصاد بدون احتساب نفت در پایان سال ۹۱ معادل ۰.۴ درصد بوده است.

در مجموع در دولت یازدهم در طول ۸ ساله ۸۴ تا ۹۱ تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت ۲۵.۹ درصد و تولید ناخالص داخلی بدون احتساب نفت در همان بازه زمانی ۴۳.۰۹ درصد رشد داشته است. به‌طور متوسط سالانه رشد اقتصادی در ۸ ساله ۸۴ تا ۹۱ بدون احتساب نفت ۳ درصد و با احتساب نفت ۵.۳ درصد بوده است.

* تولید ناخالص داخلی در سال ۹۹ کمتر از سال ۹۰

اما در ۸ ساله دولت یازدهم و دوازدهم به ترتیب با رشدهای ۰.۳- درصد، ۳+ درصد، ۱.۶- درصد، ۱۲.۵+، ۳.۷+ درصد، ۵.۴- درصد، ۶.۵- درصد و مثبت ۲.۲ درصد بوده است. در مجموع ۸ ساله دولت یازدهم (با فرض ثبت رشد ۲.۲ درصدی اقتصاد تا پایان سال ۹۹) تولید ناخالص داخلی ۱.۶ درصد کمتر از سال ۹۰ و ۶.۵ درصد بیشتر از سال ۹۱ بوده است. اینکه میزان تولید ناخالص داخلی به قیمت‌های ثابت در سال ۹۹ کمتر از سال ۹۰ است، گویای درجازدن اقتصاد ایران در طول یک دهه است.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

منبع: بانک مرکزی

رشد اقتصادی کشور در سال‌های ۹۲ تا ۹۹ تنها ۶.۵ درصد افزایش داشته است. بنابراین متوسط سالانه رشد اقتصادی در دولت تدبیر و امید ۰.۸ درصد بوده است. همچنین رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در سال‌های ۹۲ تا ۹۹ در مجموع  سال ۹.۴ درصد بوده که بیانگر رشد متوسط سالانه ۱.۱ درصد است.

متوسط رشد اقتصادی در ۸ ساله منتهی به سال ۹۹ حدود یک یک پنجم متوسط رشد اقتصادی در دوره ۸۴ تا ۹۱ است. همچنین رشد اقتصادی بدون احتساب نفت در دولت تدبیر و امید یک چهارم متوسط رشد اقتصادی سالانه در دولت نهم و دهم است.

* مقایسه تورم در سال‌های ۹۹ و ۹۱

یکی از شعارهای دولت تدبیر و امید مهار تورم بود که در سال‌های اولیه با افزایش شدید نرخ سود بانکی و سرکوب نرخ ارز در ظاهر به آن جامه عمل پوشاند. اما پس از تشدید بحران بانکی و از بین رفتن رقابت جنون آمیز بانک‌ها برای سود بانکی بالاتر و کاهش نرخ‌های سود و از بین رفتن امکان تزریق شدید ارز به بازار برای سرکوب نرخ‌ها، اقتصاد ایران شاهد جهش دوباره نرخ ارز شد.

بانک مرکزی از نیمه دوم سال ۹۷ اجازه انتشار آمار تورم را پیدا نکرد ولی در نامه‌ای که این نهاد به قوه قضائیه ارسال کرده بود، نرخ تورم در سال ۹۸ به بیش از ۴۱ درصد اعلام شد. به‌تازگی مهدی طغیانی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس گفت:« قائم مقام بانک مرکزی در جلسه کمیسیون اقتصادی مجلس نرخ تورم در پایان سال ۹۹ را ۴۳ درصد اعلام کرده است.»

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

 

اما با توجه به اینکه این نرخ به طور رسمی اعلام نشده است، برای بررسی نرخ تورم سال‌های ۹۷ تا ۹۹ از آمار مرکز آمار ایران استفاده کردیم. طبق این آمار، نرخ تورم در پایان سال ۹۹ به ۳۶.۴ درصد رسیده که در مقایسه با تورم ۲۱.۸ درصدی سال ۹۰، ۶۶ درصد بالاتر است. نرخ تورم در پایان سال ۹۱ به ۳۰.۵ درصد رسید که با این توصیف تورم سال ۹۹ به میزان ۱۹.۳ درصد بیشتر از سال ۹۱ بوده است.

* کاهش ۸.۶ درصدی قدرت خرید همه مردم ایران در دوران دولت تدبیر و امید

مصرف خصوصی معیاری برای سنجش قدرت خرید مصرف‌کننده است. این شاخص شامل همه مردم از فقیرترین تا ثروتمندترین افراد جامعه است. در دوره ۸ ساله منتهی به سال ۹۱ مصرف خصوصی بالغ بر ۲۱.۴ درصد رشد داشته است. این رشد ۲۱.۴ درصدی در شرایطی محقق شده است که از سال ۸۹ اقتصاد ایران وارد دور تحریم‌ها شد و در سال ۹۱ تحریم‌ به اوج خود رسید.

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار

اما در دوره ۸ ساله منتهی به سال ۹۹ مصرف خصوصی ۸.۶ درصد کاهش یافته است. به عبارت دیگر در مجموع مردم ایران که شامل ثروتمندترین و فقیرترین افراد جامعه می‌شوند، با کاهش  ۸.۶ درصدی قدرت خرید مواجه شده‌اند. قطعا تغییرات در سطح قدرت خرید خانوارها در دهک‌های مختلف درآمدی متفاوت بوده و دهک‌های پایین درآمدی کاهش بیشتری در قدرت خرید تجربه کرده‌اند. 

مصرف خصوصی در سال ۹۹ در مقایسه با سال ۹۰ بالغ بر ۱۰.۶ درصد کاهش داشته است.

* ثبت بدترین آمار مصرف خصوصی در سال ۹۸

در واقع سفره‌های مردم در دوران دولت تدبیر و امید کوچکتر و دایره فقرا افزایش یافته است. جهش قیمت کالاها و خدمات و در کنار تشدید نابرابری اقتصادی بین قشر فقیر و غنی و تشدید نرخ بیکاری از دلایل کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده و به عبارت دیگر شاخص مصرف خصوصی است. نکته قابل توجه آن است که این کاهش قدرت خرید ربطی به دوران کرونا ندارد چرا که در ۹ ماهه سال ۹۹ قدرت خرید نسبت به سال ۹۸ که کرونا در ۱۱ ماه از ۱۲ ماه سال وجود نداشت، ۱.۱ درصد کاهش داشته است.

سال ۹۸ یکی از بدترین سال‌های اقتصاد ایران از لحاظ افت قدرت خرید خانوار است. در سال ۹۸ مصرف خصوصی ۷.۷ درصد کاهش یافته است. بانک مرکزی از سال ۷۷ تاکنون آمار مصرف خصوصی منتشر کرده است. بررسی این آمارها نشان می‌دهد از سال ۷۷ تاکنون هیچگاه قدرت خرید مصرف کننده چنین افتی را تجربه نکرده است.

* افت ۴۴.۷ درصدی سرمایه‌گذاری در سال ۹۹ نسبت به سال ۹۰

تشکیل سرمایه ثابت ناخالص شاخص کلیدی دیگری برای سنجش میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد است. در طول سال‌های ۸۴ تا ۹۰ تشکیل سرمایه ثابت ۳۸.۱ درصد رشد کرده است. یعنی میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران ۳۸.۱ درصد افزایش یافته است. در سال ۹۱ که اقتصاد ایران با شوک تحریم‌ها مواجه شد، تشکیل سرمایه ثابت ۱۹ درصد کاهش یافت. اما در مجموع ۸ ساله سال‌های ۸۴ تا ۹۱ تشکیل سرمایه ثابت به میزان ۱۱.۸ درصد رشد داشته است. 

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار
کاهش ۳۱.۴ درصدی سرمایه‌گذاری در دوران دولت تدبیر و امید. منبع: بانک مرکزی

* تشکیل سرمایه ثابت حتی در سال‌های پسابرجام هم منفی بود

اما در دولت یازدهم و دوازدهم تشکیل سرمایه ثابت روند نزولی دارد و در اغلب سال‌ها حتی سال‌های اجرای برجام هم تشکیل سرمایه ثابت منفی است. در مجموع ۸ ساله دولت یازدهم و دوازدهم تشکیل سرمایه ثابت ۳۱.۷ درصد در مقایسه با سال ۹۱ کاهش پیدا کرده است. اگر میزان تشکیل سرمایه ثابت در سال ۹۹ را با سال ۹۰ مقایسه کنیم، مشاهده می‌کنیم که این شاخص ۴۴.۷ درصد کاهش یافته است.

درواقع در سال پایانی دولت تدبیر و امید، میزان سرمایه‌گذاری در اقتصاد ۴۴.۷ درصد از ۹۰ کمتر است. این نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دوران دولت یازدهم و دوازدهم در حوزه سرمایه‌گذاری عقب‌گرد جدی و نگران‌کننده‌ای داشته است.

* درجا زدن صادرات غیرنفتی در دولت تدبیر و امید

میزان صادرات غیرنفتی یکی دیگر از متغیرهای قابل بررسی درباره عملکرد دولت‌هاست. در دولت نهم و دهم حجم صادرات غیرنفتی ۴۵۹.۶ درصد رشد داشته و از ۷.۴ میلیارد دلار در سال ۸۳ به ۴۱ میلیارد و ۴۱۵ میلیون دلار در سال ۹۱ رسید. البته میزان صادرات در سال ۹۰ به بیش از ۴۳ میلیارد دلار دلار رسیده بود اما ملاک ارزیابی عملکرد ۸ ساله دولت قبل همان سال ۹۱ است. 

تشدید فقر معجزه مدیریت دولت تدبیر و امید +نمودار


صادرات در سال پایانی دولت تدبیر و امید به خاطر شیوع ویروس کرونا تجارت جهانی افت قابل توجهی کرد و بخشی از کاهش صادرات در سال ۹۹ منطقی است. اما اگر ملاک ارزیابی را سال ۹۸ قرار دهیم، میزان صادرات در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۰  نیزحدود ۵.۸ درصد کاهش یافته است. میزان صادرات در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۱ هم حدود ۰.۲ درصد افت داشته است.

بنابراین می‌توان گفت اقتصاد ایران در حوزه صادرات غیرنفتی در دوران دولت تدبیر و امید درجا زده و رشدی حاصل نکرده است.  

دوره ۸۴ تا ۹۰ ۸۴ تا ۹۱ ۹۱تا ۹۹ ۹۲تا۹۹
رشد اقتصادی ۳۶.۴+ درصد ۲۵.۹+ درصد ۱.۶- درصد ۶.۵+ درصد
متوسط سالانه رشد اقتصادی ۴.۹+ درصد ۳+ درصد ۰.۱۸- درصد ۰.۸+ درصد
رشد اقتصادی غیرنفتی ۴۲.۵+ درصد ۴۳.۰۹+ درصد ۹.۸+ درصد ۹.۴+ درصد
متوسط سالانه رشد اقتصادی غیرنفتی ۶+ درصد ۵.۳+ درصد ۱ درصد ۱.۱ درصد
قدرت خرید مصرف‌کننده ۲۴.۱+ درصد ۲۱.۴+ درصد ۱۰.۶- درصد ۸.۶- درصد
سرمایه‌گذاری در اقتصاد ایران ۳۸.۱+ درصد ۱۱.۸+ درصد ۴۴.۷- درصد ۳۱.۷- درصد
رشد صادرات* ۴۹۲.۷+ درصد ۴۵۹.۶+ درصد ۲۱.۳- درصد ۱۶.۷- درصد

*در صورتی که به جای سال ۹۹ که صادرات غیرنفتی تحت تاثیر کرونا بود، سال ۹۸ را با سال ۹۰ و ۹۱ مقایسه کنیم، باز هم صادرات غیرنفتی کشور در سال ۹۸ در مقایسه با سال ۹۰ و ۹۱ به ترتیب ۵.۸ درصد و ۰.۲ درصد کاهش یافته است.

* عقب‌گرد اقتصاد ایران در دولت تدبیر و امید 

به گزارش فارس، همانطور که آمارها به وضوح نشان می‌دهند، اقتصاد ایران در دوران دولت تدبیر و امید در بخش‌ شاخص‌های حیاتی و اصلی با افت مواجه شده است. وضعیت کنونی اقتصاد ایران یقینا نتیجه سیاست نگاه به بیرون و حل مشکلات اقتصادی از مسیر سیاست خارجی است. اما این رویکرد نتیجه جز شرطی شدن اقتصاد و جلوگیری از تشکیل سرمایه جدید و سرمایه‌گذاری بلند مدت در اقتصاد ایران نداشته است.

با چنین کارنامه‌ای اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور اخیرا عملکرد دولت را معجزه مدیریت عنوان کرده است. اما در واقع معجزه مدیریت دولت تدبیر کاهش درآمد ملی، کاهش سرمایه‌گذاری، کاهش صادرات، افزایش نرخ تورم، کاهش قدرت خرید مردم و شرطی کردن اقتصاد در برابر مذاکره  بوده است.

آمار و ارقام رسمی که برگرفته از آمارهای بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و گمرک جمهوری اسلامی ایران است، نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دهه ۹۰ (که ۸ سال آن در دوران دولت تدبیر و امید بوده است)، در برخی بخش‌ها نزول کرده و در برخی دیگر درجا زده است که باتوجه رشد سایر کشورهای در حال توسعه، این درجازدن به معنای افت و عقب‌ماندگی است.

* عاقبت مقاومت دولت در برابر اصلاح نظام بانکی و نظام مالیاتی 

دولت تدبیر و امید باوجود اطلاع از مشکلات ساختاری اقتصاد ایران نه تنها اقدامی در جهت حل این مشکلات نکرد، بلکه در مقابل اصلاحات ساختاری ایستاد به‌طوری که در ماجرای اصلاح نظام بانکی دو لایحه قانون بانک مرکزی و قانون بانکداری در دولت ماند و مسئولان دولتی همه تلاش‌شان را برای به نتیجه نرسیدن طرح‌های بانکی مجالس نهم، دهم و یازدهم به کار بستند. طرح قانون بانک مرکزی و طرح قانون بانکداری در دو مجلس با سنگ‌اندازی دولت به نتیجه نرسید و رئیس کل بانک مرکزی علنی در مخالفت با این طرح در مجلس صحبت کرد.

برنامه اصلاحی دیگر اصلاح قانون مالیات‌ها و ایجاد پایه‌های جدید مالیاتی بود که هیات دولت یازدهم و دوازدهم در مقابل آن ایستاد. پس از ۶ سال وزارت اقتصاد تدوین لایحه اصلاح قانون مالیات‌ها که یکی از اجزای آن مالیات بر عایدی سرمایه بود را در دستور کار قرار داد و یک سال بعد آن را به دولت تقدیم کرد. این لایحه از سال ۹۸ تاکنون در هیات دولت مانده و طبق گفت‌وگویی که وزیر اقتصاد با خبرگزاری فارس داشته است، این لایحه تا پایان دولت تدبیر و امید به تصویب نخواهد رسید. 

این اقدامات در کنار سیاست‌های غلط بودجه‌ای دولت، نشان می‌دهد دولت نه تنها اقدامی در جهت اصلاحات ساختاری انجام نداده بلکه به مانع بزرگ آن تبدیل شد.

اگر به لوایح ارسالی دولت تدبیر و امید به مجالس نهم، دهم و یازدهم نگاهی بیاندازیم، به این نکته پی می‌بریم که کمترین میزان لوایح اقتصادی در دوران دولت تدبیر و امید تدوین و ارسال شده است. در واقع این رفتار دولت نشان می‌دهد که دولت نیازی به اصلاحات اقتصادی نمی‌بیند و وضعیت موجود را یا مطلوب می‌داند و یا اینکه تمایلی برای اصلاح آن ندارد.

* تعمیق چالش‌ها و مشکلات اقتصادی با استمرار تفکر دولت تدبیر و امید در قوه مجربه 

تفکر و روش مدیریتی دولت تدبیر و امید به‌گونه‌ای است که اگر این تفکر ۸ سال دیگر و حتی ۱۶ سال دیگر هم قدرت اجرایی را در اختیار داشته باشند، مشکلات همان مشکلات است و چالش‌ها همان چالش‌ها با این تفاوت که عمق مشکلات شدیدتر و هزینه اصلاحات اقتصادی بیشتر خواهد شد.

نتیجه نبود عزم و اراده برای حل مشکلات و خلاصه کردن همه راه‌حل‌های اقتصادی در مذاکرات دیپلماتیک و رفع تحریم‌ها کشور در جداول و نمودارهای این گزارش که از آمارهای رسمی استخراج شده است. در مقطع کنونی مهم‌ترینراه‌حل مشکلات اقتصادی کشور تغییر خط ریل دولت با تغییر تفکر و فضای حاکم بر قوه مجریه است.


:: بازدید از این مطلب : 823
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 27 فروردین 1400

سال ۹۲ در کوران انتخابات ریاست جمهوری با شعار «چرخ سانتریفیوژ‌ها بچرخد، چرخ کارخانجات هم بچرخد» رقبای انتخاباتی و سیاسی خود را متهم کرد که زبان دیپلماسی وتعامل با دنیا نمی‌فهمند، اکنون، اما پس از هشت سال نه از چرخش کارخانجات خبری هست و نه از چرخش سانتریفیوژ ها، با این حال گویی همچنان در رقابت انتخاباتی به سر می‌برد. همزمان با مذاکراتی که در وین برای احیای برجام نافرجام درجریان است، تروریسم هسته‌ای دست به اقدامات خرابکارانه در تأسیسات نطنز می‌زند، اما همچنان اصرار دارد از دیپلماسی موفق دولتش بگوید: «از مذاکره وین نترسید بعضی‌ها می‌ترسند، نگران هستند که مثلاً این مذاکره زود به نتیجه برسد و فوری تحریم برداشته شود، مثلاً در انتخابات مشکل پیدا کنند اینطوری هم که نیست، مذاکره پیچیدگی‌های خودش را دارد. اینقدر نگران نباشیم.»
این جدید‌ترین موضع رئیس‌جمهور پس از خرابکاری هسته‌ای در نطنز است. به موازات اینکه تروریسم هسته‌ای و اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی را تقبیح و محکوم می‌کند، لیکن انگشت اتهام را به سمت منتقدان داخلی هم نشانه می‌رود که چرا از مذاکرات وین و نتیجه آن نگرانند؟ او منتقدانش را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید از مذاکرات وین نترسید، ما منطق قوی داریم و می‌توانیم دشمن را مجاب کنیم.
دکتر روحانی روز گذشته در جلسه هیئت دولت در نخستین واکنش به تروریسم هسته‌ای تأکید کرد: مردم ما بدانند اگر روزی علیه ملت ما توطئه کردند و اگر صهیونیست‌ها علیه ما اقدامی انجام دهند، پاسخ خواهیم داد و اولین اقدام ما این بود که اگر IR۱ را دچار مشکل کردند، IR۶ را جایگزین آن کردیم: «شما می‌خواهید در مذاکرات دست ما خالی باشد، اما ما با دست پر در مذاکرات حاضر می‌شویم و به جای غنی‌سازی ۶۷ /۳ درصدی، غنی‌سازی ۶۰ درصد انجام می‌دهیم، اما در عین حال فعالیت ما صرفاً و قطعاً صلح آمیز و همچنان تحت نظر آژانس خواهد بود.»
او با بیان اینکه چرا از مذاکرات می‌ترسیم و از حرف زدن فرار می‌کنیم، گفت: ما قدرتمند هستیم و ضعیف نیستیم، با امریکا مذاکره می‌کنیم و او را سرجایش می‌نشانیم همانطوری که قبلاً هم این کار را کرده ایم، ما منطق قوی برای مذاکره داریم و می‌توانیم دشمن را مجاب کنیم. این اظهارات در حالی است که رئیس‌جمهور طی هشت سال گذشته تمام اختیارات خود بلکه فراتر از آن را به کار گرفت تا در تعامل با دنیا به زعم خود به تفاهم برسد، که خروجی آن امضای برجامی بود که شرح وصف حال آن ملال آور شده است.

 روحانی گریزی هم به انتخابات پیش رو زد و با بیان اینکه «هیچ جناح و فردی حق ندارد معیشت مردم را برای انتخابات به گروگان بگیرد» بر ضرورت مشارکت بالا در انتخابات تأکید کرد. این درحالی است که دولت تدبیر و امید هشت سال است که به بهانه مذاکره و گفتگو‌های برجامی معیشت مردم را به گروگان گرفته است.
روحانی لازمه رسیدن به «یُسر» و آسایش و گشایش را پایان جنگ اقتصادی و تحریم ظالمانه دشمنان دانست و گفت: «باید دست ظالمی که زندگی مردم را حتی در تهیه واکسن و مواد غذایی به گروگان گرفته، قطع کنیم.» او سپس طعنه‌ای به منتقدان زد و گفت: «بعضی‌ها می‌گویند دست ظالم باید قطع شود، منتها مثلاً خوب نیست در اردیبهشت و خرداد انجام شود، و اگر مثلاً به تیرماه برسیم ایرادی ندارد. در حالی که باید دست ظالم را فوراً قطع کرد و اگر یک ساعت هم زودتر بتوانیم این کار را بکنیم، باید این کار را انجام دهیم.»‌روحانی البته به روش ابهام گویی‌های همیشگی روشن نمی‌کند این «بعضی ها» مورد اشاره او کیستند؟! که موافق نیستند دست ظالم باید قطع شود؟
نکته قابل تأمل و طنز روحانی دفاع چندباره او از مذاکره است؛ مذاکره‌ای که تاکنون دستاوردی برای ملت ایران نداشته و به اذعان اعضای کابینه دولت تدبیر و امید «تقریباً هیچ» ملموس‌ترین خروجی آن بوده است. او می‌گوید: چرا ما از مذاکرات و از حرف زدن می‌ترسیم؟ مگر قرآن نمی‌گوید با کفار هم جدال احسن کنیم، ما قدرتمند هستیم، خودمان را ضعیف نبینیم، فکر نکنید ما ضعیف هستیم. ما قدرتمند هستیم حتی با امریکا هم مذاکره کنیم. همانطور که در برجام مذاکره کردیم و او را سر جای خودش نشاندیم. دارای منطق قوی هستیم که می‌توانیم با آن دشمن را سر جای خود بنشانیم.
رئیس‌جمهور، اما توضیح نمی‌دهد آیا مذاکره را برای مذاکره می‌پسندد یا باید خروجی تعریف شده و قابل لمسی داشته باشد؟ همگان اذعان دارند که جمهوری اسلامی ایران در قالب برجام به تعهدات خود بلکه فراتر از آن عمل کرده، اما آیا در فردای امضای برجام «همه تحریم‌ها بالمره برداشته شد»؟ اگر این نیست که نیست؛ آیا مذاکره کردیم تا در مجامع حقوقی ثابت کنیم امریکا عنصر بداخلاقی در دنیاست؟
روحانی اضافه می‌کند «بنابراین از مذاکره وین نترسید بعضی‌ها می‌ترسند، نگران هستند که مثلاً این مذاکره زود به نتیجه برسد و فوری تحریم برداشته شود، مثلاً در انتخابات مشکل پیدا کنند اینطوری هم که نیست، مذاکره پیچیدگی‌های خودش را دارد اینقدر نگران نباشیم.»‌
آقای رئیس‌جمهور، سال ۹۲ هم با همین ادعا و شعار از مردم رأی گرفتید، چندین صد روز گذراندید و از مذاکره نتیجه‌ای حاصل نکردید که اکنون با صد روز پایانی عمردولتتان دنبال رفع تحریم‌ها هستید.
روحانی می‌گوید: مسیری که امروز آن را اتخاذ کردیم، مسیری است که مردم آن را می‌خواهند. رئیس‌جمهور منتخب مردم است و ۲۴ میلیون رأی و ۷۳ درصد مردم که در انتخابات شرکت کردند با رئیس‌جمهور و دولت حرف می‌زنند و دولت نظر و خواست مردم را تا روز و لحظه آخر اجرا می‌کند. اما نمی‌گوید پس از هشت سال اکنون پاسخش به آن ۷۳ درصد چیست و در مسیری که طی کرده چقدر موفق بوده؟ او اضافه کرده «همانطور که در ماه اول عمل کردیم در ماه آخر هم عمل می‌کنیم. تحریم را در ۱۰۰ روز اول شکستیم، بگذارید در ۱۰۰ روز آخر یک بار دیگر هم می‌شکنیم، دست ما را باز بگذارید مشکلی نداریم و این کار را انجام می‌دهیم.»‌
سؤال اساسی اینکه جناب رئیس‌جمهور از آن ۲۸ صد روز حضور در دولت کدام تحریم را شکستی که اکنون در صد روز پایانی شکست تحریم‌ها برای مردم باورپذیر شود؟ قضاوت با مردم وهمه آن ۲۴ میلیونی که به ایشان رأی دادند.
 
 
 
اقتباس: جوان آنلاین

:: بازدید از این مطلب : 597
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 27 فروردین 1400

تا کنون عملکرد شبکه های مجازی امثال فیس بوک، توئیتر و امثالهم، در ارتباط با ایران از یک سو و کشورهای غربی از سویی دیگر، به وضوع یک رفتار دوگانه ای را می توان از خروجی این شبکه ها مشاهده نمود. این شبکه های اجتماعی با دست آویز قرار دادن شعارهای زیبا و دروغین،مانند حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق مدنی، دموکراسی و غیره، مخصوصا در آمریکا که زیر نظر آژانس آمنیت آمریکا هدایت و کنترل می شود، سعی می کنند با دست آویز قراردادن رویدادی در کشورهای هدف مخصوصا ایران آرامش جامعه را هدف قرارداده و نا امنی و اغتشاش و آشوب را به وجود آوردند. در حالیکه در زمان بروز رویداد و حوادث که بر اثر فشار های اقتصادی، اجتماعی و تبعیض نژادی در کشورهای غربی رخ می دهد، سعی در کنترل فضای مجازی، و رساندن آرامش در سطح جامعه هستند، این نماد دوگانگی را می توان در انتخابات سال 88 و جریان بنزین و... به خوبی مشاهده نمود.

در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ ایران، شبکه اجتماعی توئیتر مورد حمایت جدی دولت دمکرات آن وقت (اوباما و بایدن) قرار گرفت و مدیران این پلتفرم نه تنها محدودیتی را برای این فعالیت‌ها اعمال نکردند، بلکه به دستور مستقیم مقامات وقت آمریکا تعمیرات دوره‌ای خود را به تاخیر انداختند تا کوچکترین اختلالی در آشوب‌های کف خیابان ایجاد نشود.

هیلاری کلینتون وزیر امورخارجه آمریکا در کابینه اول باراک اوباما، در بیست و چهارمین فصل از کتاب «انتخاب‌های سخت» که در ماه مارس سال ۲۰۱۳ منتشر شد، صراحتا به نقش ویژه شبکه اجتماعی توییتر در اغتشاشات ۸۸ اشاره می‌کند و می‌نویسد: «در ژوئن سال ۲۰۰۹، جوانان ایرانی از وب سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی به منظور ارسال پیام‌های خود در جریان اعتراضات پس از انتخابات استفاده کردند... [در این ایام] مقامات وزارت امور خارجه که پیگیر تلاش‌های مخالفان دولت ایران در فضای مجازی بودند، متوجه بروز یک مشکل شدند. توئیتر قصد داشت به منظور انجام تعمیرات دوره‌ای برای مدت زمان کوتاهی خدمات جهانی خود را محدود کند که دقیقا نیمه روز در تهران بود»

و در ادامه به همکاری مشترک وزارت امورخارجه آمریکا و توییتر برای جلوگیری از این اختلال موقت می‌پردازد و می‌نویسد: «برای حل این مسئله یکی از اعضای واحد برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه به نام "کوهن" که جوانی ۲۷ ساله بود، انتخاب شد. در آوریل همان سال او با جک دورسی یکی از بنیانگذاران و مدیران توئیتر، ملاقاتی داشت. در نتیجه همین گفتگوها، توییتر برنامه تعمیرات خود را تا نیمه شب بعد به تعویق انداخت».

علاوه بر ایران، انقلاب های توئیتری در سایر کشورهای دیگر مثل کوبا، مولداوی، فیلیپین نیز توسط آژانس امنیت ملی آمریکا پیاده شد که به نقل از گاردین (۲۰۱۴) وجه مشترک وجه مشترک همه این انقلاب ها اغتشاش، خونریزی، ناآرامی و ایجاد شکاف میان جامعه و حاکمیت بوده است.

طبق بررسی ها شبکه های اجتماعی آمریکا مثل توئیتر، فیس بوک و غیره در زمان انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا، کاملا مدیریت شده عمل کرده و با وضع قوانین سختگیرانه، سیاست آرام کردن فضای عمومی جامعه بعد از انتخابات را به خوبی پیاده سازی کردند. برای نمونه توئیتر با وضع قوانین سختگیرانه برای مدیریت فضای مجازی در انتخابات بیانیه داد: طبق بیانیه توییتر، تنها هفت رسانه «آسوشیتدپرس»، «ای‌بی‌سی نیوز»، «سی‌ان‌ان»، «سی‌بی‌اس نیوز»، «اچ کیو»، «فاکس نیوز»، «دیسیشن دسک اچ‌کیو» اجازه دارند نام برنده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را به طور رسمی اعلام کنند و اگر خبرنگار یا هر کاربری در توئیتر بدون استناد به یکی از منابع هفتگانه تایید شده، نتیجه انتخابات را توئیت کند، ممکن است توئیت او حذف شود.

همچنین توئیتر حساب کاربری دونالد ترامپ را بارها و بارها به علت انتشار محتوای دروغین و جعلی محدود و حتی برخی پست‌های وی را حذف کرده و هشدار داد که در صورت نقض سیاست‌های توئیتر این کار را باز هم ادامه می‌دهد و سختگیری در این زمینه را بعد از پایان ریاست جمهوری ترامپ تشدید می‌کند.

به گفته شانون مک گریگور دانشیار دانشگاه کارولینای شمالی، در مورد ضرورت محدود کردن حساب کاربری دونالد ترامپ در توئیتر بین دانشگاهیان، روزنامه نگاران و بخش زیادی از افکار عمومی اجماع وجود داشت. در عین حال توئیتر در این زمینه بسیار سختگیرانه تر از فیس‌بوک و یوتیوب عمل کرد و لذا ترامپ نیز در این زمینه در واکنش به توئیتر واکنش‌های تندی نشان داد.

علاوه بر این توییتر برای جلوگیری از هرگونه دودستگی و بی نظمی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اعلام کرد، به توئیت‌های کمپین‌های انتخاباتی، مقامات و حتی ترامپ رئیس جمهور کنونی و جو بایدن نامزد انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا که پیش از اعلام رسمی نتایج مدعی پیروزی شوند، «برچسب‌های هشدار» می‌زند.  مورد دیگر آنکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ، دونالد ترامپ که  با انتشار مطالبی در صفحه توئیتری اش رای‌گیری پستی را مصداق بارز تقلب در انتخابات دانسته بود، شبکه اجتماعی توئیتر در اقدامی بی سابقه عکس العمل نشان داد و   برچسبی را با عنوان راستی‌آزمایی به توییت‌های او اضافه کرد.

نتیجه آنکه مقایسه عملکرد رفتارهای دوگانه شبکه های اجتماعی خارج پایه مثل توئیتر و فیس بوک و غیره نشان می دهد حفظ نظم اجتماعی و امنیت داخلی آمریکا، خط‌قرمز جدی شبکه های اجتماعی فعال در این کشور است،  ولی این رسانه ها در کشورهای دیگر به خصوص ایران به دلیل ول بودن فضای مجازی و عدم مدیریت آن، همواره به دنبال سلب آرامش و خدشه دار کردن امنیت ملی با اغتشاش و آشوب خیابانی بوده اند که در انتخابات سال ۱۳۸۸ و حوادث سال ۹۸ و ۹۶ شاهد آن بوده ایم. مسلما طبق تجربه های کشور مختلف مثل روسیه، چین، فرانسه، آلمان و غیره، مهمترین راهکار حفظ امنیت کشور، مدیریت صحیح و اصولی و راه اندازی شبکه ملی اطلاعات و اهمیت دادن به شبکه های اجتماعی و پیامرسان های داخلی است که در قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران بدان تاکید شده است.

با توجه به اینکه عملکرد شبکه های مجازی در تخریب افکار عمومی، و تغییر جهت دادن، افکار و ساختار سیاسی کشور به سمت هدف مورد دلخواه بر کسی پوشیده نیست. جا دارد  برای حفظ امنیت در کشور به این مهم، توجه خاص شود. در حالیکه خود کشورهای غربی برای کنترل شبکه های مجازی قوانین سختی را به اجرا گذاشته اند.

در ممالکت غربی نیز در این زمینه اقدامات بسیطی در جهت کنترل فضای مجازی صورت گرفته تا از خطرات پردامنه این فضا در امان بمانند. فی‌المثال فرانسه، سختگیرانه‌ترین نظارت‌های حکومتی را بر فضای مجازی خود اعمال می‌کند؛ مطابق قوانین‌هادویی و لوپسی که در سال ۲۰۰۹ به تصویب رسید، کاربرانی که قوانین حاکم بر اینترنت را زیر پا می‌گذارند، از دسترسی به آن محروم می‌شوند؛ مضاف بر این فهرست بلندی از تارنماهای غیراخلاقی یا ایدئولوژیک مسدود شده نیز وجود دارد که شهروندان حق جست‌وجو برخی از عبارات را در آن ندارند. در آلمان نیز، محدودسازی اینترنتی بر اساس قانون فدرال و رأی دادگاه‌ها صورت می‌گیرد. در سال ۲۰۰۹ میلادی مجلس آلمان، قانونی را به تصویب رساند که در آن دسترسی به اینترنت دچار محدودیت‌های زیادی می‌شود این محدودسازی در زمینه نفی هولوکاست، نژادپرستی و نفرت‌پراکنی است که برای کاربران اعمال می‌شود.

پس از حوادث یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ میلادی، دولت آمریکا، در ۲۴ اکتبر ۲۰۰۱، قانونی با عنوان «لایحه میهن‌پرستی» را در قالب مبارزه با ‌تروریسم تصویب کرد که به موجب آن، کنترل و نظارت بر اطلاعات اینترنتی کاربران حالت قانونی به خود گرفت؛ این قانون با شدت بیشتری در سال ۲۰۰۳ توسط دیوان عالی ایالات متحده به تصویب رسید. «اف.بی.آی» موظف است همه اطلاعات مربوط به کاربران اینترنتی را حتی برای تحقیقات غیررسمی ، جمع‌آوری کند. حتی باراک اوباما نیز به‌رغم شعارهای آزادی‌خواهانه و گرایش‌های نولیبرالی خود در نهایت قانون کنترل اینترنت را امضا کرد.

کنترل فضای اینترنتی زمانی اهمیت خود را بیشتر نشان می‌دهد که ما بخواهیم به شکل مستند تأثیر شبکه‌های اجتماعی را بر فضای سیاسی یک کشور ارزیابی کنیم. طی سال‌های اخیر نقش مهم شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جست‌وجوگر اینترنتی در تعیین نتیجه انتخابات آمریکا بیش‌تر مورد بررسی قرار گرفته است که البته تحقیقات در این‌ زمینه بسیار مایه نگرانی است؛ زیرا نقش چنین فناوری‌های جدیدی به راحتی در افکار عمومی قابل ‌تشخیص نیست و در نتیجه می‌توانند به راحتی نتیجه یک انتخابات را تغییر دهند، بدون آن‌که کسی متوجه شود.

برخی آمار نشان می‌دهد نقش شبکه‌های اجتماعی در تبلیغات انتخاباتی سال ۲۰۱۶ در آمریکا بیش از هر زمان دیگری پررنگ بوده است؛ به‌طوری که بیش از نیمی ‌از یک میلیارد دلار هزینه‌های تبلیغاتی در این دوره از انتخابات، به شبکه‌های اجتماعی اختصاص داده شده بود.

در جریان کارزار انتخاباتی ریاست‌جمهوری در آمریکا در سال ۲۰۱۶ میلادی، نهایتاً پیش‌بینی‌ها اشتباه از آب درآمد و ‌ترامپ موفق به شکست «هیلاری کلینتون» شد. در این میان یک سؤال اساسی وجود دارد: چرا اکثر پیش‌بینی‌ها کلینتون را برنده انتخابات سال ۲۰۱۶ می‌دانستند اما در نهایت ‌ترامپ وارد کاخ سفید شد؟ جواب این است که هیچ فردی از تسلط بی‌نظیر کمپین ‌ترامپ در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه بر فیسبوک خبر نداشت. دونالد ‌ترامپ به‌رغم استفاده گسترده از توییتر، از قدرت شبکه‌های اجتماعی اطلاع چندانی نداشت؛ اما مدیر کمپین انتخاباتی وی، «برد پارسکیل» و تیم او از کارکرد تأثیرگذار فیس‌بوک آگاهی داشته و از آن در عمل به‌خوبی بهره بردند.

در حقیقت گوگل و فیس‌بوک به آسانی می‌توانند به کاربران خود القا کنند که به کدام نامزد رأی بدهند، بدون آن‌که کسی از ماجرا بویی ببرد. از یک طرف، گوگل با در دست داشتن اطلاعات خصوصی‌ای که از هر کاربر در اختیار دارد، الگوریتم‌هایی را به کار می‌گیرد تا رأی‌دهندگان مردد را متقاعد کند به یک نامزد خاص رأی دهند. همچنین فیس‌بوک با «دست‌کاری احساسات» کاربران خود، آنها را به رأی دادن به یک نامزد خاص تشویق می‌کند.

نامزدهای انتخابات آمریکا هم با اطلاع از این واقعیت‌ها، تمام تلاش خود را می‌کنند تا نهایت استفاده را از شبکه‌های اجتماعی ببرند. لذا می‌توان این نتیجه را گرفت که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در شکل‌دهی به افکار عمومی رأی‌دهندگان در قبال نامزدها تأثیرگذار باشند. این نفوذ گسترده می‌تواند نه تنها انتخابات در آمریکا، بلکه انتخابات در کشورهای سراسر جهان را تحت تأثیر قرار دهد.

اما سؤال اینجاست که به‌عنوان مثال گوگل چگونه رأی شما را تغییر می‌دهد؟ تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است نشان می‌دهد که امپراتوری‌های دیجیتال جدید اکنون می‌توانند «قدرت نرم» قرن بیستم را به‌گونه‌ای بسیار مؤثرتر پیاده کنند. این نسخه جدید از قدرت نرم، خود را پشت مفاهیمی ‌مانند «بهینه‌سازی موتور جست‌وجو» پنهان می‌کند. این یعنی اگر امپراتوری‌های سنتی باید برای تغییر نتایج انتخابات در یک کشور، قبل از آن‌که به سراغ گزینه «قدرت سخت» و مداخله نظامی بروند، به سازمان‌های مدنی و سیاسی متوسل می‌شدند، امپراتوری‌های دیجیتال جدید می‌توانند نتایج انتخابات را به‌طور مستقیم و البته مخفیانه تعیین کنند.

«اریک ‌اشمیت» مدیرعامل گوگل می‌گوید که اینترنت «محدود به قوانین زمینی و کشوری نیست» و در نتیجه نه تنها «بزرگ‌ترین فضای مدیریت‌نشده در دنیا»، بلکه «بزرگ‌ترین آزمایش شامل آنارشیسم در تاریخ» است. زمانی که شما عبارتی را در گوگل جست‌وجو می‌کنید، در ظاهر امر این موتور جست‌وجوگر، یک سری نتایج را به شما ارائه می‌دهد که به شکلی شفاف از محتواهای موجود در اینترنت به دست آمده‌اند و شما می‌توانید آزادانه روی هر کدام از آنها که خواستید، کلیک کنید. با این حال، واقعیت این است که گوگل «آگاهانه» یک سری نتایجی را به شما ارائه می‌دهد که اتفاقاً کاملاًً گزینش‌شده هستند. به این ‌ترتیب، کاربران اینترنتی عملاًً مجبور هستند از میان مجموعه‌ای محدود از گزینه‌هایی انتخاب کنند که گوگل قبلاًً برای آنها گزینش کرده است.

از سوی دیگر «جاناتان زیترین» مدیر «مرکز اینترنت و جامعه برکمن»، با بررسی نتایج خطرناک تأثیر فیس‌بوک بر دوره‌های انتخابات‌ آمریکا و «مهندسی اذهان» جامعه، یک سناریوی جنجالی را ارائه داده است: فرض کنید در یکی از انتخابات‌ آتی که رقابت در آن به شدت بالاست، «مارک زاکربرگ» مدیرعامل فیس‌بوک، یکی از نامزدهایی را می‌پسندد که شما تمایلی ندارید که به او رأی بدهید. او طوری برنامه‌ریزی می‌کند تا خوراک خبری خاصی که او تولید کرده، به ده‌ها میلیون کاربر فیس‌بوک مدنظر خود القا می‌کند تا در انتخابات شرکت کنند. با این حال، زاکربرگ که آگاه است «لایک»‌های فیس‌بوک نشانگر دیدگاه‌های سیاسی و وابستگی‌های حزبی کاربران است، صرفاً به کاربرانی اصرار می‌کند در رأی‌گیری شرکت کنند که پیش‌بینی می‌کند به نامزد مدنظر خودش رأی خواهند داد. در نهایت، نتیجه این انتخابات خیالی به راحتی قابل‌تغییر و دست‌کاری است.

از مطالب فوق این‌گونه می‌توان نتیجه گرفت، که فضای مجازی در ایران نیز به‌عنوان کشوری که تحولات سیاسی آن برای غرب و به‌خصوص ایالات متحده بسیار مهم است مطمئنا بسیار مدیریت شده است و بعید هم نیست که شبکه‌های اجتماعی را برای انتخابات پیش‌رو مدیریت کرده باشد تا مردم را در تصمیم‌گیری‌های خود دچار ابهام کند. جای شکی نیست که جریان مدیریت فضای مجازی با سرنوشت انقلاب گره خورده است؛ لیکن قابل مشاهد است که دولت فضای مجازی را به خوبی نشناخته، و تعریف درستی از آن ندارد و یا اینکه می‌خواهد جریان را طور دیگری نشان کند. ول بودن فضای مجازی موضوعی است که باید آن را به‌عنوان مسئله‌ای مهم در امنیت کشورمان بدانیم و برای حل مشکل «ول بودن» فضای مجازی باید کار جهادی کرد. باید افرادی که دل و جرأت این کار را دارند پای کار بیایند و نیروی انسانی سالم با افراد فاسد مبارزه کند. آن چیز که عیان است این است که ارکان قدرت در شورای عالی فضای مجازی عملاًً به دست وزارت ارتباطات می‌باشد. و ضرورت اینکه وزارت ارتباطات به‌عنوان یک وزارتخانه بسیار کلیدی و راهبردی وارد عمل بشود بسیار است؛ زیرا نقش وزارت ارتباطات در کنترل فضای مجازی بسیار پررنگ است و تا این وزارتخانه نخواهد اتفاقی نمی‌افتد. پول، بودجه و قدرت فضای مجازی در اختیار وزارت ارتباطات بوده و قانون نیز، آن را در اختیار وزارت ارتباطات قرار داده؛ لیکن مجلس اقدامی در جهت اصلاح آن انجام نداده است. متأسفانه مجلس در رابطه با پیاده‌سازی مصوبات شورای عالی فضای مجازی هیچ کاری انجام نداده و بعضاً طرح‌های مشکل‌زا نیز در این زمینه ارائه می‌دهد. امروز اگر در این خصوص سازمان‌ها به وظیفه خود عمل نمی‌کنند و حتی زور قوه قضائیه هم به گروهی که در پنهان و نهان بر عدم کنترل فضای مجازی اصرار می‌ورزند نمی‌رسد، چاره کار را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد. سؤالی که در ذهن پیش می‌آید این است که آیا عملاًً دولت می‌تواند درخصوص کنترل فضای مجازی اقدامی جدی انجام دهد؟ فراموش نمی‌کنیم که پرتاب موشک ساخت داخل ارتباطی به دولت نداشت؛ احتمالاً اگر این مهم به عهده دولت بود اتفاقی نمی‌افتاد. فرضاً اگر مقامات کشورمان همچون مقامات کشورترکیه از موضع قدرت عمل کرده بودند می‌توانستند در مذاکراتشان با مسئولان گوگل، توئیتر و اینستاگرام پرتوان‌تر و موفق‌تر عمل کنند؛ لیکن تصمیمی ‌در این‌باره گرفته نشد. برای اینکه یک فضای مجازی مطمئنی که در آن امنیت ملی کشورمان زیر سؤال نرود داشته باشیم، باید رئیس شورای عالی فضای مجازی، دبیر شورا و وزیر ارتباطات در یک مسیر به مدیریت و کنترل آن اقدام نمایند. انتخابات ۱۴۰۰ در راه است و امیدواریم که این اتحاد برای مراقبت و صیانت از افکار عمومی در فضای مجازی در برابر اخبار دروغین، تخریب‌ها، یأس‌پراکنی‌ها، شایعات و... سریع‌تر اتفاق بیفتد تا در آینده پشیمان از تعلل در این زمینه نباشیم.

 


:: بازدید از این مطلب : 1165
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 22 فروردین 1400

(اشعث بن قیس یکی از مهم ترین فرماندهان لشکر حضرت علی(ع) در جنگ صفین)بود.  
  ابن ابى الحدید(از شارحان نهج البلاغه در قرن هفتم هجری) مى‏نویسند:

هر ناراحتى در خلافت على(ع) پیش مى‏آمد و هر اضطرابى که روى داد، اصل آن اشعث ‏بود.حتى اگر اشعث نبود، جنگ نهروان پیش نمى‏آمد و حتی امام(ع) با اصحاب نهروان براى جنگ معاویه مى‏رفت و شام را تصرف مى‏کرد، زیرا آنان موافقت‏ خود را با امام اعلام نموده بودند.
  مثلا در «لیلة الهریر» یعنى شبى که کار بر معاویه در صفین تنگ‏ شده بود سخنى توسط اشعث ‏بیان شد که جاسوسان به معاویه رساندند و او تدبیر قرآن ‏بر نیزه کردن را اجرایی کرد.
اشعث‏ براى یارانش خطابه‏اى خواند و گفت: اگر فردا نیز همانند روز گذشته جنگ درگیر شود، عرب نابود خواهد گردید، من این سخن را نه از باب جنگ مى‏گویم بلکه ‏من براى زنان و فرزندان وحشت دارم اگر ما نابود شویم. سپس براى اینکه کسى گمان بد درباره او نبرد، گفت: « این نظرى است که من دارم.‏»
 این خبر به معاویه رسید و بلند گفت به خداى کعبه اشعث درست گفته است، و به شامیان دستور داد قرآنها را برسر نیزه کنید. شامیان چنین کردند و صدا مى‏زدند: «اى عراقیان اگر ما کشته شویم چه‏ کسى سرپرستى زنان و فرزندان ما را به عهده مى‏گیرد؟» و قرآن‏ها را برنیزه ها بلندکرده و گفتند:«کتاب الله بیننا و بینکم‏: کتاب خدا بین ما و شما حاکم باشد..»
 در این موقع اصحاب امام(ع) همچون ‏«مالک اشتر» و «عمرو بن حمق‏» و «عدى ‏بن حاتم‏» اطاعت‏ خود را از امام(ع) اعلام داشتند که نیرنگ معاویه را نپذیرد، ولى اشعث، خشمناک برخاسته و گفت: کسى از من علاقه مندتر به عراقیان و دشمن‏تر نسبت ‏به شامیان نیست اماحکم کتاب خدا را قبول کن که تو از آنها سزاوارترى که دوست دارند زنده باشند و از جنگ ناراحتند.
  اشعث در ادامه ی توطئه های خود به امام علی(ع) گفت: من مى‏بینم مردم خوشحال و راضیند که گفته ی شامیان را بپذیرى، اگر صلاح باشد من نزد معاویه بروم و از او بپرسم ‏مقصودش چیست؟ امام(ع) به او اجازه دادند و او نزد معاویه رفت و بازگشت، سپس مسأله ی حکمیت پیش آمد، شامیان عمرو عاص را انتخاب کردند و اشعث و کسانى که بعدا از خوارج شدند، ابوموسى اشعرى را انتخاب کردند، اما امام علی(ع)، ابوموسى را نپذیرفتند. اشعث پافشاری کرد و گفت: ما جز به ابوموسى رضایت نمی دهیم.
 هنگامى که عهدنامه مربوط به حکمین تنظیم شد، مالک اشتر را خواستند که امضاء کند، او گفت: هرگز دستم در این کار پیش نمى‏رود، مگر من نمی دانم ‏حق کجا است و یقین به گمراهى دشمنم ندارم، مگر نمى‏بینید اگر سستى نکرده‏ بودید پیروزى حتمى بود؟!! اشعث عهدنامه را برداشت و در میان صفوف به راه افتاد و براى سربازان خواند و از آنان رضایت گرفت، حتی گروهى از لشکریان بودند که به او حمله کردند و مى‏خواستند وى را بکشند، اما نجات یافت، پس از آن که به خدمت ‏امام(ع) رسید گفت: من حکمیت را به تمام شامیان و عراقیان عرضه داشتم همه رضایت دادند!  
 و بدینسان، اشعث بن قیس که خودش یکی از سران لشکر امیرالمومنین(ع) بود، با شعار دروغین «تدبیر و صلح طلبی»، حکمیت را به امام علی(ع) تحمیل نمود و مسیر تاریخ اسلام را عوض کرد.
 و چه خوب است که اشعث های زمان خود را بشناسیم و بدانیم چه کسانی با شعارهای فریبنده، از یک سو با دشمنان اسلام نرد عشق می بازند و از سوی دیگر با تابلوی تدبیر و صلح و مذاکره، «گام به گام» به دنبال بازکردن پای آمریکایی ها در این کشور هستند.


:: بازدید از این مطلب : 2408
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 22 فروردین 1400

محمدجواد ظریف برای پوشاندن کم‌کاری دولت در ماجرای توسعه روابط با چین، در گفت‌وگوی اینترنتی خود، مدعی می‌شود که علی لاریجانی را چینی‌ها نمی‌شناختند و من او را به چینی‌ها معرفی کردم! لاریجانی البته از ورود به این حاشیه‌سازی ظریف خودداری کرده، اما چهره‌های نزدیک به لاریجانی در روز‌های اخیر به تبیین موضوع پرداختند و ضمن تأکید بر بی‌میلی دولت به رابطه با چین و دلخوری دولت چین از مقامات دولت روحانی، از انتقال مسئولیت این سند از دولت به لاریجانی با نظر رهبر انقلاب گفته‌اند. همان زمانی هم که لاریجانی به چین رفت، در محافل خبری و بعضاً رسانه‌ها تصریح شد که او نه در مقام رئیس مجلس، بلکه به عنوان نماینده حاکمیت ایران و رهبر انقلاب به چین می‌رود.


علاءالدین بروجردی، رئیس گروه دوستی ایران و چین در مجلس نهم می‌گوید: «در سفر رئیس‌جمهور چین به ایران، با ایشان بد برخورد شد و حتی به محافظ رئیس‌جمهور چین اهانت کردند. به دلیل این اقدامات، مذاکره با مقامات چینی از دولت به رئیس مجلس منتقل شد.» او در مورد سند همکاری ایران و چین توضیح می‌دهد:

«هر چه پیگیری می‌کردیم، این تفاهمنامه امضا نمی‌شد. بنده خیلی پیگیری کردم. این دولت چنین فرصت‌سوزی‌هایی کرده است. رئیس‌جمهور برای معاون اول خود حکم زده بود که موضوعات اقتصادی ایران و چین را پیگیری کند، اما هیچ کاری انجام نشد و به همین دلیل این سمت به آقای لاریجانی منتقل شد.»


منصور حقیقت‌پور، مشاور لاریجانی هم دادن مسئولیت این سند همکاری به او را «حکم رهبری» می‌داند:

«مقامات چینی عنوان می‌کردند که دولت ایران پس از برجام دولت چین را تحویل نگرفت و در واقع چین را تحقیر کرد و ما حاضر به همکاری با دولت ایران نیستیم ولی اگر «نظام» جمهوری اسلامی می‌خواهد با ما تعامل کند، ما هستیم. مقام معظم رهبری در آن زمان رئیس مجلس وقت [علی لاریجانی]را مسئول پیشبرد سند همکاری با چین می‌کنند و برای وی در این باره حکم صادر و آقای لاریجانی را رسماً برای این منظور به مقامات چینی معرفی می‌کنند.»


تذکر علنی رهبری به ظریف در مورد سیستم موشکی


محمدجواد ظریف در حالی سخنش در مورد سیستم دفاعی ایران را دروغ‌پردازی یک خبرگزاری می‌داند که صریحاً در سخنرانی روز دانشجو در دانشگاه تهران گفت: «غربی‌ها از چهار تا تانک و موشک ما نمی‌ترسند، از مردم ایران می‌ترسند. آیا فکر کردید امریکا که می‌تواند با یک بمب، تمام سیستم دفاعی ما را از کار بیندازد از سیستم دفاعی ما می‌ترسد؟» و همین سخن دو بار تذکر علنی رهبری را موجب شد. آیا رهبری هم فریب دروغ‌پردازی یک خبرگزاری را خورد؟


رهبر انقلاب تیرماه ۹۳ در یک سخنرانی عمومی فرمودند: «یک وقتى یکى از مسئولین کشور درباره مسائل نظامى یک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم یک "تور نظامى" براى مسئولین کشور قرار بدهید؛ بیایند یک خرده‌اى در محیط‌هاى نظامى گردش کنند، حقایقى را، واقعیاتى را ببینند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود.»


اول فروردین ۱۴۰۰ هم رهبری فرمودند: «بعضی‌ها هستند داخل را اصلاً قبول ندارند؛ همان حرف قدیمی را می‌گویند که در داخل، فقط لولهنگ را می‌توانند [بسازند]؛ نمی‌دانند که در داخل چه خبر است. یک وقتی یکی از آقایان یک چیزی راجع به مسئله دفاعی گفته بود، من گفتم یک تور دفاعی بگذارید تا آقایان بیایند یک خرده‌ای بچرخند و ببینند از لحاظ دفاعی در کشور چه خبر است.»


معلوم نیست ظریف چه چیزی را انکار می‌کند و تقصیر دیگران می‌اندازد!


معطل کردن همکاری با چین برای FATF


ظریف می‌گوید اگر FATF را نپذیریم، اجرایی شدن سند همکاری با چین به مشکل می‌خورد. این در حالی ا‌ست که چینی‌ها با علم به وضعیت ایران در این زمینه، این سند همکاری را امضا کرده‌اند و پیش از این و حتی در اوج تحریم‌ها و فشار حداکثری امریکا بر ایران، معتقد به توسعه همکاری اقتصادی با ایران بودند و عدم پذیرش FATF را مانع ندانستند. بلکه دولت روحانی اعتقادی به این توسعه همکاری نداشت.


علاءالدین بروجردی در گفتگو با مهر با تشریح سنگ‌اندازی‌های دولتمردان روحانی در توسعه روابط ایران با چین، می‌گوید: «سفیر سابق چین در ایران نامه‌ای به من نوشت که «شما این‌گونه می‌خواهید از منافع ملی خود دفاع کنید؟ ما سه بار چنین تسهیلاتی را به روسیه داده‌ایم و این تسهیلات ویژه برای کشور‌های نزدیک به ماست» این نامه به عنوان یک سند تاریخی است.»


به نظر می‌رسد ظریف می‌خواهد نظام را تحت فشار قرار دهد که اگر FATF را نپذیریم ما هم سند همکاری را اجرایی نخواهیم کرد. گروکشی منافع ملی برای اعمال نظرات جناحی اول بار نیست که در دولت روحانی و وزارت ظریف رخ می‌دهد و خود مجالی دیگر می‌طلبد.

 
منبع: روزنامه جوان

:: بازدید از این مطلب : 605
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 20 فروردین 1400

تصویری از حضور «مهدی کروبی» کاندیدای شکست خورده انتخابات ۸۸ (با ۳۳۸ هزار رای در کل کشور) و از سران فتنه در خانه باغ «قدرت علیخانی» از فعالین اصلاح طلب در شمال شهر تهران سال 99 پخش شد.

در این تصویر حاضرین مشغول «خوش و بش» و «بگو و بخند» و صرف میوه هستند. افرادی همچون «سید محمد موسوی بجنوردی» و «سید مهدی هاشمی علیا» معروف به «امام جمارانی» از اعضای مجمع روحانیون مبارز نیز در تصویر حضور دارند.

انتشار تصویر مذکور در فضای مجازی بازتاب گسترده ای داشت. کاربران فضای مجازی و فعالین رسانه ای با تعابیری همچون «حصر لاکچری»، «قصرنشینی در ایام حصر»، «حصر VIP» به این عکس واکنش نشان دادند.

یکی از کاربران فضای مجازی نوشت: «من جای کروبی و موسوی باشم از تاجزاده به خاطر تلاش برای رفع حصر شکایت می کنم».

اما این اولین بار نیست که تصویر و اطلاعاتی درباره «حصر لاکچری» کروبی و میرحسین منتشر می شود.

در سالهای گذشته، نشریه رمزعبور «نیمه پنهان حصر» را توصیف کرد. در بخشی از گزارش مذکور آمده است: «مهدی کروبی در ایام حصر مرتب به استخر مجموعه ورزشی انقلاب می‌رفت، به گونه‌ای که در برخی هفته‌ها تا سه نوبت استخر برای حضور او قرق می‌شد. ماموران امنیتی کروبی را برای سفر به هر نقطه از ایران آزاد گذاشته بودند. کاشان، قم، کرج و چند سفر شمال تنها بخشی از سفرهای مهدی کروبی و محافظانش بود».

در بخش دیگری از گزارش نشریه رمزعبور آمده: «برخلاف مهدی کروبی، میرحسین موسوی شوق سفرهای ایران گردی در دوران تأمین حفاظتی را ندارد؛ برای مثال او در عید نوروز سال ۹۳ به همراه دخترانش به ویلای یکی از آشنایانش در شمال کشور سفر کرد. موسوی از محافظان می‌خواست که هر سه‌وعده برای او نان تازه تهیه کنند که این مسأله با مخالفت آنها رو به رو شد و به او گفته شد که می‌تواند خود شخصاً به نانوایی مراجعه کند. موسوی پس از آن که به او گفته شد خریدهای روزمره‌اش مانند خرید نان را باید خود یا همسرش انجام دهد و محافظان از انجام کارهای شخصی این خانواده معذورند، چند روزی اعتصاب کرد و سپس مجبور شد که بپذیرد یکی از نزدیکانش خریدهای منزل را انجام دهد؛ یا حضور زهرا رهنورد در بانک برای دریافت حقوق اش که تصاویرش در رسانه‌ها منتشر شد».

در این گزارش تصریح شد: «وضعیت سلامت میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی در بالاترین سطح بررسی و وضعیت این سه نفر در سطح نظارت وزیر بهداشت و درمان پیگیری می‌شود، به نحوی که چشمان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و مهدی کروبی مورد عمل جراحی قرار گرفت و عمل‌های قلب مهدی کروبی از سوی پزشکان حاذق صورت گرفت... حجت‌الاسلام اژه‌ای، سخنگوی وقت قوه‌قضاییه، در آن مقطع تصریح کرده بود:"برخی از افراد محصور که به بیمارستان رفته بودند، وقتی پرونده‌شان را برخی پزشکان دیده بودند، گفته بودند که سرویسی که به اینها داده شده به مقامات درجه یک کشور داده نشده است".».

استخر، سفر و گردش، امکانات VIP پزشکی

استخر، سفر و گردش، امکانات ویژه و درجه یک پزشکی، تیم حفاظت، دورهمی های حزبی و قبیله ای در خانه باغ های شمال تهران و...همگی در اختیار کروبی و میرحسین و رهنورد است ولی فعالین اصلاح طلب به گونه ای فضاسازی می کنند که گویی این افراد در وضعیت بسیار بغرنج و اسفناک و به دور از کوچکترین و ابتدایی ترین امکانات لازم و در رنج و مشقت روزگار میگذرانند!

اما انتشار تصویر کروبی در خانه باغی در شمال تهران، سند رسوایی «کاسبان رفع حصر» بود. به عبارت دیگر، انتشار تصویر «حصر لاکچری»، پروژه مظلوم نمایی فعالین اصلاح طلب را به حاشیه برد.

جنبه شکست نداشتند

اما هدف «کاسبان رفع حصر» از ضریب دادن به این موضوع و مظلوم نمایی برای سران فتنه چیست!؟ واقعیت این است که افرادی همچون تاجزاده، حجاریان، علوی تبار، علی مطهری، محمود صادقی و...همگی به دلیل هم قبیلگی با محصورین به خوبی به وضعیت این افراد واقف هستند و می دانند که این سه نفر به هیچ عنوان در شرایطی که نامش حصر خانگی است، قرار ندارند.

اما این افراد به عمد اینگونه القاء می کنند که محصورین شرایط بغرنجی دارند. در ادامه اینطور وانمود می کنند که مطالبه بخش قابل توجهی از مردم، «رفع حصر» است.

اما واقعیت این است که پروژه «رفع حصر سران فتنه» صرفا نقش «نارنجک دودزا» را ایفا می کند. طیف تندرو اصلاح طلب بانی و مسبب اصلی وضع موجود است و نارنجک دودزای «مطالبه برای رفع حصر»، افکارعمومی را از توجه به موضوع اصلی منحرف می کند. موضوع اصلی چیزی نیست جز مطالبه گری از بانیان وضع موجود برای پاسخگویی.

طیف تندروی اصلاح طلب در انتخابات سال ۸۸ شکست خورد. اما جنبه شکست را نداشت. سران اصلاح طلب در محافل خصوصی صراحتا اعلام کردند که تقلبی صورت نگرفته، اما پشت تریبون و در مقابل افکارعمومی با بی اخلاقی مدعی شدند که تقلب شده. «محمدعلی ابطحی» در توصیف این پروژه گفت «تقلب، اسم رمز آشوب بود».

فتنه گران ماهها کشور را دچار آشوب و التهاب کردند. سران آمریکا از این اقدام ذوق زده شدند و قطعنامه سنگین ۱۹۲۹ را در سالگرد فتنه ۸۸ تصویب کردند. مقامات ارشد آمریکایی صراحتا اعلام کردند که این قطعنامه برای کمک به جنبش سبز در ایران تصویب شد!

فتنه ۸۸ مردم را با مشکلات عدیده و از جمله مشکلات اقتصادی مواجه کرد.

فتنه ۸۸، حدود هشت ماه به طول انجامید. علیرغم اقدامات ساختارشکن و ایجاد آشوب و التهاب آفرینی سران فتنه، نظام با سعه صدر با آنها برخورد کرد.

سران فتنه گرچه با ادعای تقلب در انتخابات و پدید آوردن حوادث و ناآرامی‌های پس از انتخابات، خیانتی نابخشودنی مرتکب شده و روزی باید در دادگاه محاکمه شوند، ولیکن موارد مذکور هیچکدام دلیل حصر این افراد نیست. این حوادث در سال ۸۸ (از ۲۲ خرداد تا ۹ دی به مدت هشت ماه) به وقوع پیوست و سران فتنه تا ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ کاملاً آزاد بودند.

دلیل اصلی حصر سران فتنه، توطئه مشترک و پیچیده آمریکا، رژیم صهیونیستی، برخی کشورهای اروپایی و سران مرتجع منطقه در سال ۸۹ و پس از ناکامی در کودتای مخملی است. سران فتنه بازیگر اصلی این توطئه امنیتی بودند. توطئه‌ای که اگر هوشمندانه و به هنگام- توسط شورای عالی امنیت ملی- خنثی نشده بود، سرنوشتی شبیه عراق و سوریه طی سال‌های گذشته، می‌توانست برای ایران رقم بخورد. بنابراین حصر، دلایل امنیتی دارد و ادعای تقلب و رفتارهای ساختارشکنانه در سال ۸۸، دلیل آن نیست.

جنبه پیروزی هم نداشتند

باز هم روزها و ماهها سپری شد. سال ۹۲ فرا رسید و در انتخابات ریاست جمهوری، حسن روحانی پیروز شد.

آقای روحانی کابینه خود را انتخاب کرد. عباس آخوندی، بیژن زنگنه، محمدرضا نعمت زاده، حسین فریدون، اکبر ترکان، علی ربیعی، معصومه ابتکار، اسحاق جهانگیری، محمدباقر نوبخت، محمدعلی نجفی، محمد شریعتمداری و...از جمله افرادی بودند که در ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۸۸ حضور فعال داشتند.

به عبارت دیگر، اعضای ارشد ستادهای انتخاباتی میرحسین و کروبی در سال ۹۲ در دولت روحانی در پست های ارشد مشغول به کار شدند. در حقیقت کابینه آقای روحانی، نمونه ای از کابینه میرحسین موسوی و کروبی با ۴ سال تاخیر بود. نتیجه چه شد!؟

به عنوان مثال، عباس آخوندی در وزارت راه و شهرسازی در افزایش قیمت خرید مسکن و گران کردن هزینه اجاره بهای واحدمسکونی رکورد زد و خسارت های فراوانی به مردم وارد کرد.

بیژن زنگنه در وزارت نفت، قرارداد خسارت بار توتال، خسارت ۱۵۰ هزارمیلیارد تومانی حذف کارت سوخت، خسارت صادرات گاز مجانی به ترکیه، تبعات خسارت قرارداد کرسنت و...را در کارنامه خود ثبت کرد.

اسحاق جهانگیری با دلار ۴۲۰۰ تومانی، حداقل ۱۸ میلیارد دلار خسارت به مردم وارد کرد.

حسین فریدون، نعمت زاده، اکبر ترکان، علی ربیعی، محمدعلی نجفی، نوبخت، ابتکار و هیچکدام نتوانستند کارنامه قابل قبولی به افکارعمومی ارائه ددهند.

طیف تندروی اصلاح طلب نه جنبه شکست در انتخابات را دارد و نه جنبه پیروزی در انتخابات، برای همین با نارنجک دودزای «مظلوم نمایی برای سران فتنه» در پی پرت کردن حواس مردم از مسئله اصلی است.

اما انتشار تصویر «حصر لاکچری»، پروژه مظلوم نمایی فعالین تندروی اصلاح طلب را به حاشیه برد. الان زنگ حساب است و مردم کارنامه می خواهند.


:: بازدید از این مطلب : 1440
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 20 فروردین 1400

در سال ۸۲ در اقدامی بی‌سرو صدا و با همکاری وزارت صنایع، ۷۲ درصد از سهام کارخانه رشت الکتریک در پوشش اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی به همسران چهار نفر از اعضای حزب کارگزاران واگذار شد.
مطابق آنچه در رسانه‌ها منتشر شده‌است، در حالی که قیمت واقعی کارخانه ۱۲ هکتاری رشت الکتریک حدود ۹۰ میلیارد تومان بود، به قیمتی تقریباً رایگان (۲ میلیارد تومان) آن هم به صورت اقساط ۱۳ ماهه، به همسر کرباسچی دبیر کل فعلی کارگزاران و همسران آقایان عبداله نوری، غلامرضا قبه (معاون و شریک تخلفات کرباسچی در شهرداری) فروخته شد.

رئیس کل دادگستری گیلان در ادامه به شرکت رشت الکتریک ایران اشاره کرد و گفت: «از آنجایی که خریداران شرکت الکتریک ایران هیچ‌گونه اهلیت فنی و تخصصی و مالی جهت خرید شرکت را نداشته و پس از انتقال شرکت نیز بدون عمل به شروط مندرج در قرارداد، علاوه بر تخریب ابنیه مبادرت به تعطیلی و توقف تولید نموده‌اند، دو اقدام همزمان از سوی دادگستری کل استان گیلان صورت پذیرفته‌است.»

و اما اصل ماجرای واگذاری مشکوک و پرابهام کارخانه رشت الکتریک:

 همانطوریکه قبلا در همین وبلاک به مردم عزیز گزارش دادیم. واگذاری یکی از بزرگترین کارخانه‌های تولید محصولات الکتریکی در کشور سر زبان‌ها افتاد و داغ دل کارگران بیکار مانده آن را تازه کرد. کارخانه‌ای که روزی علاوه بر اینکه نیازهای کشور را تامین می‌کرد و نامی‌آشنا برای خود دست‌وپا کرده بود، به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم اسباب تامین رزق و روزی هزاران نفر از مردم استان‌های شمالی کشور نیز شده بود. تا اینکه گروهی هوس کارخانه‌بازی به سرشان زد.

 ماجرای رشت الکتریک چیست؟

مهرماه سال ۸۲ و در دورانی که اسحاق جهانگیری سکاندار وزارت صنایع و معدن بود، در سکوت خبری ۷۲ درصد شرکت الکتریک ایران رشت که تا آن زمان متعلق به سازمان بازنشستگی کشوری بود، طی قراردادی که در راستای خصوصی‌سازی اعلام شده بود، به صورت اقساطی و براساس برخی شنیده‌ها با تخفیف ویژه در اختیار همسران و نزدیکان برخی شخصیت‌های سیاسی قرار گرفت.

 

مالکان جدید کارخانه رشت الکتریک

براساس این سند، مالکان جدید شرکت رشت الکتریک کسانی نبودند جز خانم‌ها خیرالنساء عسگریان همسر غلامحسین کرباسچی، فاطمه صدیقیان همسر عبدالله نوری، گیتا شاه‌نواز همسر غلامرضا قبه و سوده جبلی دختر باجناق کرباسچی.

در واقع این ۴ خانم بر حسب ظاهر بدون اینکه هیچ تجربه‌ای در این زمینه داشته باشند، توانستند براساس ارتباطات خاص، یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌ها را با قدمت ۵۰ ساله با قیمت پایین و اقساط زیاد به چنگ آورند و شانس خود را در کارخانه داری بسنجند. طبق اسناد موجود از قرارداد، این کارخانه با ۱۲ هکتار زمین و تجهیزات و نیروی انسانی به قیمت ناچیز ۱ میلیارد و ۸۶۰ میلیون تومانی در اختیار خریداران قرار گرفت. در واقع همان روز  اگر تجهیزات کارخانه محاسبه میشد به همین میزان ارزشگذاری می شد.

تا اینجای کار هیچ تغییری در وضعیت کارخانه اتفاق نیفتاد اما از روزی که شرکت در اختیار این افراد قرار گرفت، نه کارخانه روی خوش به‌خود دید و نه کارگران. 

مخروبه‌ای که باقی‌ ماند

مدت زیادی نگذشته بود که خریداران علی‌رغم اینکه طبق ماده ۸ قرارداد فروش، به هیچ عنوان اجازه تعطیلی شرکت را نداشتند و مکلف بودند شرکت را به بهترین نحو ممکن در جهت افزایش تولید و بهره‌وری اداره کنند اما در عمل با فروش تجهیزات و ماشین‌آلات، علاوه بر اینکه بیکاری کارگران را آغاز کردند بلکه کارخانه را نیز به تعطیلی کشاندند. در واقع سرنوشت این کارخانه پس از واگذاری این بود که به جای توسعه تولید تمامی تجهیزات کارخانه فروخته و به تعطیلی کشیده شد.

 

ماده ۸ قرارداد اجازه تعطیلی کارخانه را نمیدهد

تعطیلی که از همان روزهای اول موجب شد کارگران بسیاری در اعتراض به عملکرد ضعیف این ۴ خانم رانت‌دار اعتراض کنند و پارچه نوشته‌هایی را در نشان دادن اعتراضشان بر در و دیوار کارخانه بزنند.

کارخانه ای که روزی محل تامین روزی آنان و خانواده‌هایشان بود و حالا نه تنها به ویرانه‌ای تبدیل شده بلکه حتی حق و حقوق باقی‌مانده کارگران را نیز تسویه نمی‌کند. و در این میان کارگرانی نیز بودند که مرگ زودتر به سراغشان آمد و در چشم‌انتظاری رسیدن به حق‌شان دنیا را ترک کردند.

 

وضعیت فعلی کارخانه

 

حال اما از زمان واگذاری کارخانه دوباره زمزمه‌هایی بر سر زبان‌ها افتاده که نشان از این دارد ۴ خانم مالک کارخانه که به خوبی موفق شدند آن را به تعطیلی بکشانند، در پی این هستند تا با واسطه‌گری و استفاده از رانت، زمین کارخانه را که به ویرانه‌ای تبدیل شده، با تعدادی خانه لوکس در شمال تهران تعویض نمایند و در واقع دوباره کارخانه را به دولت برگردانند. 

عاقبت مکانیزم رانتی

رانت در هر جایی که باشد فسادزا ست و نتیجه ای جز تخریب و از بین رفتن دارایی و سرمایه کشور در پی ندارد. تجربه نشان داده است در زمنیه‌ خصوصی ‌سازی و اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی، هرجا رانت و شائبه آن وجود داشته، نتیجه ای جز ضرر و زیان برای کشور به همراه نیاورده است.

در واقع اگر مسئولان به درستی از ماجرای واگذاری غیراصولی و رانتی شرکت رشت الکتریک درس می‌گرفتند و مایه عبرتشان می‌شد هیچگاه شاهد تکرار این فاجعه در واگذاری‌هایی همچون آلومینیوم المهدی و هرمزال و یا در همین اواخر واگذاری پالایشگاه کرمانشاه نبودیم.


:: بازدید از این مطلب : 930
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 16 فروردین 1400

اظهارات برخی دولتمردان برخی نشانه‌ها و به‌ویژه صحبت‌های شب گذشته آقای علی‌اکبر صالحی این شائبه را پیش می‌آورد که دولت یا نادانسته و یا با آرزوی کسب یک آبنبات انتخاباتی بخواهد سیاست لغو تحریم‌ها توسط آمریکا را به محاق ببرد.

علی‌اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی شب گذشته به‌مدت حدوداً 4 ساعت در فضای کلاب‌هاوس به تشریح موضوعاتی در حوزه هسته‌ای کشور پرداخت که شاید یکی از مهمترین مسائل مطرح‌شده از سوی ایشان، وعده گشایش در پرونده برجام (در واقع چالش میان ایران و آمریکا) بود. صالحی اظهار داشت: بن‌بست در حال شکسته شدن است.

آقای صالحی این موضوع را وعده‌ای نویدبخش خواند و گفت: وقتی وارد مرحله فنی می‌شویم، یعنی مسئله دارد به‌گونه‌ای مدیریت می‌شود که آن بحث "اول من، اول تو" دارد دور زده می‌شود.

اگرچه شکسته شدن بن‌بست اگر به‌معنای اجرای تمام تعهدات آمریکایی‌ها و لغو تمام تحریم‌ها باشد نوید خوبی است، اما مسئله اینجاست که اظهارات آقای صالحی مبنی بر اینکه بحث اول‌من اول‌تو دور زده می‌شود و یا برخی اخباری که از دولت به گوش می‌رسد گواه آن است که در واقع آنچه در حال دور زده شدن است سیاست عقلانی الزام طرف مقابل به لغو تحریم‌هاست و نه چیز دیگر!

آنچه شنیده می‌شود و برخی اظهارات آقای صالحی متأسفانه بر آن صحه می‌گذارد آن است که ظاهراً برخی آقایان در نظر دارند سیاست گام‌به‌گام را پیگیری کنند؛ بدین معنا که ایران و آمریکا گام‌هایی را توأمان بردارند، سیاستی که دارای چند اشکال جدی است و به‌نظر می‌رسد لغو تحریم‌ها را به محاق می‌برد.

اولین اشکال چنین رویکردی توسط برخی اعضای دولت آن است که سیاست قطعی و عقلانی کشور  را مبنی بر اینکه آمریکا باید تمام تحریم‌ها را بردارد و به تعهداتش عمل کند به یک حرف قابل مذاکره تنزل می‌دهد و این یعنی با دستان خود راه فراری برای آمریکایی‌ها فراهم کنیم تا او بتواند یا سیاست جمهوری اسلامی را بی‌اثر کند و یا آن را مشمول گذر زمان کند.

با این رویکرد، کشور وارد پروسه‌ای خواهد شد که حداقل تا مدت زمان طولانی نمی‌توان از آن خارج شد مگر اینکه امتیازهای گزافی را که آمریکا می‌خواهد به او بدهیم و مجدداً آورده چندانی نیز نصیب کشور نشود.

در ثانی این مسئله می‌تواند کشور را در معرض یک اتهام سیاسی بزرگ قرار دهد و ایران را از موضع طلبکار و دارای ابتکار عمل به موضع بدهکار و اسیر ابتکار عمل آمریکا تنزل دهد. فرض کنید طرف مقابل بعد از پذیرش حضور ایران در مذاکرات گام‌به‌گام، در ادامه حاضر به دادن امتیاز و عملی کردن تعهداتش نشود و دولت ایران بخواهد از مذاکرات کنار بکشد، آنگاه آیا ایران متهم به کارشکنی در مذاکرات نخواهد شد و ابتکار عمل سیاسی و تبلیغات سیاسی در اختیار آمریکا قرار نخواهد گرفت، درحالی که امروز همه می‌دانند عامل احتضار برجام، عدم اجرای تعهدات آمریکاست؟!

درحقیقت اتخاذ این سیاست، کشور را وارد یک مارپیچ خطرناک خواهد کرد که یا باید برای رسیدن به هدفش، امتیازات بیشتری بدهد و در واقع همان کمپین فشار هوشمند بایدن را محقق کند و یا متهم به کارشکنی خواهد شد.

متأسفانه برخی گمانه‌زنی‌ها از رفتار بعضی از دولتمردان و همچنین اخباری که به گوش می‌رسد حاکی از آن است که دولتی‌ها بی‌تمایل نیستند که با کسب یک آبنبات انتخاباتی، سیاست لغو همه تحریم‌های ظالمانه علیه مردم ایران را بفروشند و فرش‌قرمزی برای فشارهای جدید آمریکا و احتمالاً دور جدیدی از تحریم در آینده به‌امید کسب امتیازات دیگر برای آمریکا پهن کنند.

محمد جمشیدی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و کارشناس مسائل آمریکا در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم در خصوص اظهارات اخیر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی در خصوص شکسته شدن بن بست برجام و احتمال اجرای طرح گام به گام برجام از سوی ایران و آمریکا گفت: همه تمایل دارند که تحریم‌ها به صورت واقعی برداشته شود و مقام معظم رهبری هم گفتند اگر این مساله امکان پذیر است، پیگیری شود. اما مساله مهم این است که طبق برآورد ما و چیزی که از سیاست‌های آمریکا قابل مشاهده است؛ آمریکایی‌ها هیچ تمایل و اراده‌ای به برداشتن واقعی تحریم‌ها ندارند. 

وی ادامه داد: مساله بعدی هم در مورد ابتکار دیپلماتیکی است که اخیرا مطرح شده است که ایران و آمریکا به صورت غیرمستقیم در قالب برجام وارد مذاکره شوند. در این صورت این کار عملا ایران را درگیر یک فرآیند طولانی مذاکراتی خواهد کرد که نتیجه آن شکل‌گیری اجماع علیه جمهوری خواهد بود. 

این استاد دانشگاه تهران با اشاره به اینکه این روند به این معنی است که طرح مشترکی توسط ایران و آمریکا تدوین خواهد شد افرود: در این طرح ما دو راه خواهیم داشت. یک اینکه نتیجه طرح مشترک را بپذیریم و آمریکایی‌ها هم تحریم‌ها را برنخواهند داشت. دوم اینکه اگر در انتهای مسیر بخواهیم از این فرآیند عقب بکشیم هزینه سنگینی متحمل کشور خواهد شد و اینجا ایران مورد شماتت قرار خواهد گرفت ‌که چرا این فرآیند را به هم زده است.

جمشیدی با بیان اینکه رهبری بارها گفته بودند که اگر آمریکا به تعهدات خود عمل نکند بازگشت به برجام معنی نخواهد داشت و طبیعتا مذاکره با طرف آمریکایی معنی نخواهد داشت‌‌، اظهار داشت: اما آنچه که در حال حاضر رخ داده عملا مذاکره با آمریکا است که اصطلاحاً به صورت غیر مستقیم و مذاکرات مجاورتی است و به عقیده من خط قرمزی که رهبری روی اجرای تعهدات آمریکا و عدم بازگشت ایران به برجام تا برداشته شدن تحریم‌ها و اجرای کامل تعهدات داشتند رعایت نشد. عدم رعایت این مباحث برای کشور هزینه خواهد داشت و طرف مقابل هم فکر می‌کند خط قرمز‌های ایران خیلی جدی نیست و با بازی‌های سیاسی می‌شود آن را دور زد‌.


:: بازدید از این مطلب : 751
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران