منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 26 آبان 1400

دل‌پری از برخی همکارانش دارد. می‌گویدآن‌ها مرا به خاطر مواضعم مسخره می‌کنند! بسیاری از روایت‌های او از باند شیرین عبادی قابل‌انتشار نبوده و چند بار تأکید می‌کند که برای بیان آن‌ها نیاز به زمان بیشتر دارد. می‌گوید کم‌کاری برخی وکلا باعث شد افرادی چون شادی صدر و شیرین عبادی در خارج از کشور رشد کرده و صدای نامشروع حقوق بشر شوند. نعمت احمدی را بسیاری از اهل سیاست به‌خوبی می‌شناسند. این وکیل قدیمی و اصلاح‌طلب سال‌ها با اعضای شبکه موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر عبادی در ارتباط بوده و  جنس آن‌ها را می‌شناسد.

 او در بعدازظهر یک روز پاییزی و هم‌زمان با برگزاری دادگاه نمایشی آبان۹۸ در لندن به گفتگو با «مشرق» پرداخته و پرده از چهره واقعی برخی دلال‌های حقوق بشری در خارج از کشور برمی‌دارد.

نعمت احمدی می‌گوید: آن‌ها مأموریت دارند سیاه نمایی کنند؛ هر چه‌بهتر کارشان را انجام دهند، پول بیشتری هم دریافت می‌کنند. اشاره او به چند فعال سیاسی برانداز در خارج از کشور است که به نام «حقوق بشر» دکان ساخته و در پروژه دشمن نقش بازی می‌کنند.

نعمت احمدی یک وکیل منتقد است؛ در طول بحث فرازوفرودهای بسیاری داشته و گاهی پرسش و پاسخ میان ما به جلسه بحث  تبدیل می‌شود. به او می‌گویم حضورش در رسانه‌های خارجی اهداف بیگانگان را تأمین می‌کند؛ در پاسخ بارها سخن ما را تائید کرده ولی اصل کارش را تشریح می‌کند! او صادقانه ساعتی با ما سخن گفته و پرده از رازهای جالب‌توجهی برمی‌دارد.

نعمت احمدی حافظه تاریخی خوبی دارد و گاهی در میانه بحث کمکش می‌کنیم تا پرونده‌های سیاسی قدیمی را بازکرده و بر ابعاد تاریک آن نور بی افشاند. با او  از ماجرای پرونده نوار سازان تا حکم سنگسار سکینه محمدی آشتیانی را باهم مرور می‌کنیم. این گفتگوی جذاب می‌تواند سندی بر سال‌ها خیانت و دروغ‌های مدعیان حقوق بشر باشد.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

در ادامه این گفتگوی چالشی را می‌خوانید؛ شایان‌ذکر است بنا بر برخی ملاحظات از نام بردن برخی افراد و نیز ذکر جزییات پرونده‌های‌ آن‌ها پرهیز کرده‌ایم.

******************

** برای اصلاح‌طلبان پرونده آبان ۹۸ هنوز باز است؛ برخی ادعا می‌کنند که هرلحظه امکان دارد دوباره آن روزها تکرار شد؛ دلیل استفاده مکرر ازاین‌دست جملات چیست؟

آبان ۹۸ تجربه‌ای سخت برای جامعه ایران است، آبان ۹۸ محصول اقدامات نسنجیده برخی مسئولین وقت است. به نظرم در کنار دولت روحانی؛ مجلس دهم نیز نقش جدی در بروز آن داشته است.

** مجلس دهم یا همان لیست امیدی‌ها که اصلاح‌طلبان اکثریت آن را تشکیل می‌دادند.

بله؛ این مجلس در ابتدا با افزایش قیمت حامل‌های انرژی مخالفت کرد؛ البته تغییر قیمت سوخت غیرقابل‌اجتناب بود، اما مسئولان وقت در اجرای آن بد عمل کردند. این باعث نگرانی و ناراحتی بخش‌های زیادی از جامعه شد. مردم ما صبور هستند؛ مشکلات کشور و تحریم‌ها را درک می‌کنند. اما وقتی فردی در قامت رئیس‌جمهور مردم را ناآگاه فرض کرده و می‌گوید من هم مانند شما در صبح جمعه متوجه شدم که قیمت بنزین عوض‌شده است، این طرز سخن گفتن باعث عصبانیت می‌شود.

** اولین جرقه ماجرای اعتراضات بنزینی را روحانی زد.

بله؛ ایشان به مردم ایران توهین کرد و با سخنان نسنجیده بر خرمن نگرانی‌های دهک‌های پایین جامعه آتش نهاد؛ به تعبیری او عامل اصلی این اغتشاشات است. وقتی آتش ایجاد شود؛ خشک و تر باهم می‌سوزند. من بر این باورم که اعتراض حق مردم است. ما درزمینهٔ بروز اعتراضات قوانین خوبی داریم. در قانون اساسی به‌صورت مصرح درباره حق برگزاری راهپیمایی بحث شده است. اما یک سری سلایق شخصی باعث می‌شود مفهوم اعتراض دچار سوءبرداشت شود. وقتی یک نماینده مجلس درباره اعتراضات سخن گفته و به تبعات آن نمی‌اندیشد باعث بروز ناراحتی‌ها در جامعه می‌شود.

** سخنان ایشان تقطیع و تحریف شد.

بله فضای مجازی ممکن است حرف من و شما را هم تغییر بدهد؛ اما لزومی نداشت ایشان درباره این موضوع نظرات شخصی بدهد. من به‌عنوان یک معلم حقوق می‌گویم که در جامعه امروز ما مشکلات و گرفتاری‌های اقتصادی زیاد است؛ تناسبی بین درآمدو هزینه‌ها وجود ندارد. می‌خواهم بگویم که جامعه ای که مورد هجمه خارجی‌ها قرار دارد، باید در آن لحن سخن گفتن کنترل‌شده باشد. معتقدم مسئله آبان هنوز حل‌نشده است و نیاز به بررسی و اقدامات کارشناسی شده دارد.

** بعد از ماجرای آبان مقام معظم رهبری واردشده و دستور بررسی موضوع و دلجویی از افرادی را دادند که ناخواسته آسیبی دیده‌اند؛ دبیر شورای امنیت ملی به منازل بسیاری از آن‌ها رفته و بحث دیه و حتی اهدای عنوان شهید مطرح شد؛ این بدان معناست که در ارکان نظام مسئله آبان حل‌شده است.

ما در سلسله‌مراتب بالای نظام مشکلی نداریم؛ دستور رفع مشکلات صادر شد؛ اما در پایین برخی درست عمل نکردند. مثلاً چرا اجازه برگزاری مراسم ختم به برخی داده نشد؟

** همه‌کسانی که آسیب‌دیده بودند توانستند مراسم خود را برگزار کرده و حتی مقامات هم در آن شرکت داشتند...

من موردهایی سراغ دارم که این‌گونه نبوده است.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

** مسئله این بود که برخی خانواده‌های خاص روز قبل از مراسم پذیرای مقامات بوده و مورد دلجویی و تکریم قرار گرفتند؛ اما فردای آن روز در رسانه‌های ضدانقلاب بازیچه می‌شدند و مورد سوءاستفاده قرار می‌گرفتند اما با همه این شرایط باز کسی جلوی مراسم آن‌ها را نگرفت.

ما ۸۵ میلیون جمعیت با سلایق و طبع متفاوت داریم، من می‌پذیرم که برخی ابزار دست دشمن می‌شوند؛ اما جامعه نیاز به صبوری بیشتر دارد. من بیشتر عمر خودم را با این مدل پرونده‌ها سپری کرده‌ام، می‌دانم این دست خانواده‌ها مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. این را بپذیرید که باید در مورد پرونده‌های مختلف به‌صورت موردی اقدامات متفاوتی انجام داد. این خانواده‌ها آسیب‌پذیر هستند و خیلی سریع مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند. به‌عنوان‌مثال اخیراً  دادگاهی درباره ماجرای آبان در لندن برگزارشده است، این نشان می‌دهد در خارج از کشور روی  مسائل داخلی ما برنامه دارند؛ ما باید هوشیارانه تر عمل کنیم.

** چه کسانی پشت این دادگاه نمایشی هستند؟

این دادگاه انگلیسی مضحک است.

** اسباب سرگرمی بود؛ به‌هرحال دولت‌های غربی با کمک آل سعود پول‌های کلانی برای برگزاری آن خرج کردند.

این دادگاه؛ های و هوی و طبل توخالی بود. شما ببینید چه کسی این دادگاه را برگزار کرد؟ شنیدم خانم مصی علی نژاد پشت این دادگاه است. من سر کلاس‌هایم نظر دانشجویانم را درباره پروژه‌های این خانم پرسیده‌ام.

** پروژه تظاهر به بدحجابی و  دختران خیابان انقلاب و همکاری با سازمان سیا را در کارنامه دارد...

تعدادشان زیاد است. این پروژه‌ها آمریکایی است. من شاهدم که مردم مصی علی نژاد را به خاطر ترویج بی‌حجابی لعنت می‌کنند.

** چرا؟ این تاکید شما روی آمریکایی بودن و پروژه ای بودن کارهایش جالب است...

به‌هرحال او محصول جامعه ایران نیست؛ من با این خانم دریکی از تلویزیون‌های خارجی بحث کرده‌ام، او به من گفت شما از مردم بریده‌اید. من به او گفتم؛ جمع کنید خودتان را! ۱۲ هزار کیلومتر آن‌سوتر نشسته‌اید، برای مردم نسخه می‌پیچید! گفتم خودتان را جمع کنید. آن‌سوی دنیا مردم را تحریک می‌کنید. امثال علی نژاد و کوتوله‌هایی مانند او روی مردم تأثیر مستقیم ندارند؛ اما می‌توانند روی موج‌های اجتماعی سوار شوند؛ خطر این افراد را باید از این زاویه نگریست. این دادگاه جالب بود؛ دریکی از بخش‌های این برنامه خانمی ادعا کرد در بازداشتگاه ۵ نفر به او تجاوز کرده‌اند، این واقعاً شدنی است؟ درجایی مانند بازداشتگاه با آن سطح از تمهیدات امنیتی چنین ادعاهایی غیرقابل‌پذیرش است؛ یاوه‌گویی است.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

 علی‌نژاد همراه با ماموران امنیتی در هلند!

** تجربه‌ای به‌عنوان وکیل در این مورد ادعاهای کذب دارید؟

از این موارد به من مراجعه کرده‌اند؛ یادم هست خانمی در سنندج ادعا کرد در زندان مورد تجاوز قرارگرفته است (نام این فرد نزد مشرق محفوظ است) پرونده او را نزد من آوردند؛ من متوجه شدم تمام این پرونده دروغ است. جالب است بدانید که من همین خانم را آمریکا دیدم و باز ماجرا را پرسیدم او گفت همه این داستان دروغ بود. او به من گفت یکی از وکلای حقوق بشری به من گفت پرونده تو سنگین است؛ این دروغ‌ها را بگو تا فشار برداشته شود! من به او گفتم اگر جای تو بودم حتماً اعلام می‌کردم که دروغ گفته‌ام. سخنان این شاهد دادگاه در لندن از همین دست ادعاها برای گرفتن کیس پناهندگی است. بیشتر این دست پرونده‌های حقوق بشری برای گرفتن پناهندگی ساخته می‌شود. همه وکلا به‌خوبی می‌دانند که چنین دست ادعاهایی غیرممکن و دروغین است.

** سال ۸۸ هم بحث تجاوز و شکنجه در زندان را برخی اصلاح‌طلبان مطرح کردند و  کروبی و موسوی روی آن تا توانستند بازی راه انداختند. سپیده پور آقایی و ترانه موسوی ازجمله این کیس ها است.

من همان اول ماجرا در سال ۸۸ نزد آقای کروبی رفتم و به او گفتم که حاج‌آقا شما سادگی کردید. امکان ندارد چنین اتفاقی در بازداشتگاه روی دهد.

** کروبی چه جوابی به شما داد؟

کروبی گفت فردی که این ماجرا را تعریف کرد صمیمانه حرف زد! به او گفتم مگر می‌شود موضوع به این مهمی صمیمانه گفته شود و شما باور کنید!

** این سادگی به تعبیر شما یا ساده‌لوحی به‌هرحال به کشور خسارت زد...

بگذارید ماجرای جالبی را برای شما تعریف کنم؛ سال ۸۶ فردی به من گفت در بلژیک دفتری وجود دارد که درخواست‌های پناهندگی سیاسی را بررسی می‌کند؛ آن فرد از من خواست به‌عنوان وکیل مستقل این پرونده‌ها را بررسی کنم. من به راوی ماجرا گفتم که چنین کاری را انجام نمی‌دهم؛ اما شما بگویید چه مدل پرونده‌هایی در آنجا مطرح می‌شود؟ آن فرد به من گفت به‌عنوان نمونه خانمی باوجود داشتن همسر به ما مراجعه کرده و گفته است با یکی از خویشاوندانش رابطه جنسی داشته و از کشور فرار کرده است یا اینکه ماجرای یک پرونده یک فرد هم‌جنس‌باز را مطرح کرد.

** واکنش شما چه بود؟

من واقعاً خنده‌ام گرفت که در اروپا این دست موارد شنیع تبدیل به پرونده سیاسی برای گرفتن پناهندگی می‌شود!

** مطلع هستید بلژیک مقر پارلمان اروپایی است و منافقین در آنجا فعال هستند؛ آن‌ها در آنجا شیطنت سیاسی می‌کنند.

بله؛ من به فردی که مرا دعوت کرده بود گفتم به نظر شما این دست پرونده‌ها متعارف است؟ شما مرا به بلژیک ببرید؛ هزینه سفر مرا هم بدهید تا این پرونده‌های کثیف را بخوانم! من پیغام دادم شما که می‌دانید این دست پرونده‌ها دروغ است؛ اما تصمیم گرفته‌اید که به این افراد پناهندگی بدهید پس به وکیل چه نیازی است! تمام کیس هایی که در خارج مطرح می‌شود دروغ است.

** پشت این پرونده‌سازی‌های دروغین چه کسانی هستند؟

برخی فکر می‌کنند خانم علی نژاد است؛ این را بی‌خودی بزرگ کرده‌اند. برخی در مجامع حقوق بشری جاه و مقام پیداکرده‌اند که در این حد و معیارها نیستند. مثلاً نسرین ستوده برای چه باید در رسانه بزرگ شود؟ تنها کار بزرگ او آن بود که روسری‌اش را برداشت ولی او را در رسانه‌ها در سطح یک مبارز سیاسی بزرگ کردند. در مورد شیرین عبادی نیز همین‌گونه است؛ من صدها پرونده مهم‌تر از او انجام داده‌ام اما امثال عبادی در رسانه‌ها بزرگ‌نمایی می‌شوند.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

** البته امثال شیرین عبادی؛ علی نژاد؛ شادی صدر و دیگرانی ازاین‌دست پروژه هستند، پشت سر این‌ها سازمان‌های امنیتی غربی بازی می‌کنند.

در مورد عبادی نکته جالبی را به یاد دارم، بار اول امیر فرشاد ابراهیمی نزد من آمد؛ به او گفتم من وارد چنین پرونده‌هایی نمی‌شوم؛ او سپس نزد عبادی رفت و پرونده او را دست گرفت.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

شادی صدر در دادگاه نمایشی انگلیسی

** منظورتان ماجرای پرونده‌ای است که به‌عنوان «نوارسازان» معروف شد. هدف آن پرونده جنگ روانی علیه نظام و تخریب چهره نیروها انقلاب بود.

بله؛ بعدها شیرین عبادی به من گفت این پرونده برای من بسیار سنگین بود. برای من روشن بود که این ماجرای نوار سازان دروغ است.

** رهامی نماینده اصلاح‌طلب مجلس هم درگیر آن شد.

ایشان هم مانند من گفتند که این پرونده سنگین است؛ اما صحبت‌های متهم را ضبط کرده و به چند نهاد خاص ازجمله دفتر خاتمی رئیس‌جمهور وقت فرستاد که به پرونده نوار سازان معروف شد.

** مقدمه‌ای شد برای گرفتن نوبل توسط عبادی...

او با این پرونده معروف شد؛ نوبل را در دامن این خانم انداختند.

** این وکلای حقوق بشری و کانون مدافعان حقوق بشر پروژه طراحی‌شده از سوی دشمن بود.

ببینید من این خانم شادی صدر که این روزها معروف شده را به‌خوبی می‌شناسم؛ او دانشجوی من بود. شادی صدر به من زنگ می‌زد و می‌گفت اگر این پرونده‌های لواط و زنای محصنه  به دستت رسید؛ برای من بفرست تا آن را مثل توپ منفجر کنم.

** خانم عبادی این روزها در اروپا حرف‌های بزرگ می‌زند که در قد و قواره‌اش نیست؛ می‌گوید ایران باید تجزیه شود...

این خانم (عبادی) بسیار شیاداست؛ او به من زنگ می‌زد و می‌گفت تو روابط عمومی خوبی داری، پرونده‌های اخلاقی را برایم بفرست تا بزرگش کنم. من به او گفتم مگر جامعه ایران کثیف است که این دست پرونده‌ها مثل نقل‌ونبات ریخته باشد!

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

** یکی از این پرونده‌های جالب‌توجه درباره این مورد یک پرونده جنجالی اخلاقی بود؛ یکی از شاگردان عبادی به نام اولیایی فرد آن را برعهده‌گرفته و پس‌ازآن  معروف شده و به یک کشور در شمال اروپا متواری شد.

آن ماجرا را به‌خوبی در یاد دارم؛ مربوط به پرونده سکینه محمدی آشتیانی است. پسر آن خانم نزد من آمد و گفت با این کار آبرو ما را در شهر بردند. پروانه وکالت روزگاری ارج‌وقرب داشت؛ حالا برخی حیثیت این شغل را زیر سؤال برده‌اند!

** برخی همکاران شما این حرفه را از حالت عادی درآورده و به‌اصطلاح کاسبی حقوق بشری راه انداختند؛ ایراد از شماست که اگر معترض هستید؛ در برابر این موج ایستادگی نکردید.

حرف شمارا قبول دارم. ما باید با این‌ها می‌جنگیدیم و نکردیم این ایراد به ما وارد است.

** این کار باعث شد صدای وکلای شریف شنیده نشود...

یک دلیل آن است که به ما اجازه نمی‌دهند با رسانه‌های خارجی گفتگو کنیم و صدای واقعی جامعه باشیم.

** البته شما که چنین گفتگوهایی را انجام می‌دهید، اما یادتان باشد ما نباید مسائل داخل خانه را به خارج خانه خودمان ببریم. گفتگو با رسانه خارجی دقیقاً چنین مصداقی دارد. شما الآن به‌راحتی با رسانه داخلی می‌توانید صحبت کنید.

بله؛ روزی که آقای اژه‌ای انتخاب شد؛ بی‌بی‌سی فارسی با من تماس گرفت و من با آن‌ها صحبت کردم. پس‌ازاین مکالمه از دفتر آقای اژه‌ای با من تماس گرفته و گفتند کانال ارتباطی بازشده تا شما بتوانید انتقادات خود را انجام دهید. من هفت نامه برای ایشان نوشته‌ام.

** این نشان می‌دهد که فضای گفتگو باز است و شما کمی عجله کرده‌اید.

دلیلش آن است که سابقه نداشت کسی از دفتر رئیس قوه قضائیه تماس بگیرد و بخواهد انتقادات یا پیشنهادهای امثال ما را بشنود.

** بگذارید روشن‌تر بحث بکنیم؛ بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا؛ رادیو فردا (ارگان سازمان سیا) و گروه تروریستی اینترنشنال رسانه نیستند؛ اینها ابزار هستند؛ به تعبیر بهتر عملکردشان شبیه همان هواپیماهای دشمن در جنگ تحمیلی است که شهرها را بمباران می‌کردند؛ مردم بی‌گناه را به شهادت می‌رساندند، و پس از انجام عملیات روی سر مردم اطلاعیه پخش می‌کردند. شما با ورود به این رسانه‌ها در چنین پروژه‌ای مشارکت می‌کنید.

من از دهه هفتاد با این‌ها صحبت کرده‌ام؛ اما نگذاشته‌ام روی من تأثیر بگذارند. من حرف خودم را میزنم.

** عملکرد آقای اژه‌ای را چگونه تحلیل می‌کنید؟

آقای اژه‌ای کارستان کرده است، ایشان مستقیم به بندهای امنیتی رفته و با مجرمینی که قطعاً جرم انجام داده‌اند به‌صورت مستقیم گفتگو می‌کند؛ من شنیده‌ام که پس‌ازاین دیدارها تغییراتی روی‌داده و این نشان می‌دهد این دیدارها تشریفاتی نیست. من باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم. من بشدت از او حمایت می‌کنم؛ برخی برای این حمایت شدید به من می‌خندند.

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

جرقه آبان ۹۸ را روحانی زد/ خانواده برخی از کشته‌شدگان مورد سوءاستفاده رسانه‌های خارجی قرار گرفتند/ دادگاه انگلیسی آبان مضحک بود/ مردم در خیابان مصی علی نژاد را لعنت می‌کنند/ ماجرای شکنجه در زندان کذب محض است/ باید تا کمر در برابر اژه‌ای خم‌شده و از او تشکر کنم

** چه کسانی شمارا استهزا می‌کنند.

رفقای وکیل.

** باورتان می‌شد آقای اژه‌ای این‌چنین عملکردی داشته باشند؟

بدون تعارف بگویم؛ روز اول انتخاب ایشان من نوشتم إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ... َ.

** چرا چنین حرفی زدید؟

گمان نمی‌کردم ایشان چنین شخصیتی داشته باشند؛ واقعاً کارهای بزرگی انجام‌شده است.

** پس یک حلالیت لازم دارد از ایشان بگیرد (با خنده)

به ایشان گفته‌ام و حتی نوشته‌ام از ایشان عذرخواهم! ایشان قلبی رئوف و پاک دارد.

** در ماجرای ۲۵ آبان آقای رئیسی به زندان‌ها سرزده و پرونده‌ها بررسی می‌کردند؛ آقای اژه‌ای نیز به‌صورت مستقیم پرونده‌ها را مطالعه کرده و حتی با خانواده برخی مجرمین دیدار کرد.

روسای قوه قضائیه همگی مجتهد بوده‌اند؛ اما برخی طرح‌های حقوقی توسط مشاورین این روسا به‌درستی تبیین نمی‌شد؛ اما در سال‌های اخیر افرادی در قوه قضائیه توسط رهبر انقلاب منصوب شدند که هم مجتهد بودند و هم حقوق‌دان بودند. شنیده‌ام که آقای اژه‌ای گفته است آیت‌الله نیست؛ اما ایشان حتماً آیت‌الله حقوق هستند.

  

همکاری شبکه حقوق بشری با تروریست ها

فروردین سال ۱۳۸۹ سه ماه پس از پایان شورش‌های خیابانی، یک پرونده جنجالی مطبوعاتی نظر رسانه‌ها را به خود جلب کرد. شیرین عبادی، شادی صدر و عبدالفتاح سلطانی هسته اصلی محفلی موسوم به «کانون مدافعان حقوق بشر» از روزنامه کیهان شکایت کرده و شعبه ۷۶ دادگاه کیفری مسئول رسیدگی به درخواست آن‌ها می‌شود. در اتفاقی جالب‌توجه این دادگاه به‌صورت زنده از رسانه ملی پخش‌شده و هیئت‌منصفه نیز در روند رسیدگی به پرونده نقش دارد.

در اولین جلسه از دادگاه، نسرین ستوده به نیابت از شیرین عبادی پشت تریبون رفته و رو به قاضی مدیر خراسانی می‌گوید: آقای حسین شریعتمداری موکلان بنده را متهم به همکاری با خارجی‌ها کرده؛ ایشان باید ثابت کند که کانون مدافعان حقوق بشر از خارج از کشور پول گرفته است. هجمه مجموعه وکلای شیرین عبادی شروع می‌شود، هرکدام به‌نوبت به صحنه آمده و برای مدیرمسئول روزنامه کیهان رجزخوانی می‌کنند. هدف از این سناریو آن است که با فشار رسانه‌ای بر روزنامه کیهان و طرح شکایت‌های فله‌ای جهت بازی عوض‌شده و نیمه پنهان ناتوی فرهنگی و عوامل سفارتخانه‌های اروپایی فرصت فرار پیدا کنند. بعدها مشخص می‌شود که این دادگاه آخرین تیر اتاق فکر جریان فتنه برای دمیدن روح بر کالبد بی‌جان آن جریان است!

در آن دادگاه سریالی صحنه‌های عجیبی روی می‌دهد، یکی از همکاران شیرین عبادی بی‌آنکه در پرونده سمتی داشته باشد؛ به روالی غیرعادی با عنوان وکیل «انجمن دفاع از زندانیان سیاسی» پشت تریبون رفته و نزدیک به یک ساعت به فحاشی و ناسزاگویی‌های بعضاً رکیک علیه مدیرمسئول کیهان می‌پردازد. چنان فضای دادگاه از هیجانات آقای وکیل به هم می‌ریزد که رئیس دادگاه و اعضای هیئت‌منصفه مجبور به دادن تذکر به تیم وکلای عبادی می‌شوند.

رئیس دادگاه بارها از وکلای عبادی می‌خواهد به‌جای خواندن بیانیه سیاسی تنها به طرح شکایت خود بپردازد و از فحاشی خودداری کنند. مدیرمسئول کیهان که فقط شنونده ادعاهای هیجانی و توهین‌های پی‌درپی وکلا و کارمندان عبادی بوده از محضر دادگاه اجازه گرفته و رو به قاضی می‌گوید: ملاحظه می‌فرمائید که ایشان به‌شدت از عصبانیت می‌لرزند. من برای سلامتی ایشان نگرانم ضمن آن‌که در ناسزاهای آقای وکیل به بنده هیچ فحش جدیدی که قبلاً از سوی رادیوهای بیگانه و گروه‌های ضدانقلاب علیه بنده مطرح نشده باشد وجود ندارد و من به ناسزا شنیدن ازاین‌گونه افراد و جریانات عادت دارم! [۱]

حسین شریعتمداری در طول چند جلسه از آن دادگاه به‌تنهایی در برابر لشگری از همکاران؛ دوستان و نیز اعضای شبکه دلالی عبادی قرار گرفته و پس از پایان آخرین دفاعیات رو به خبرنگاران در برابر دادگاه گفت: آنچه از شبکه عبادی مطرح کردم تنها یک درصد از ناگفته‌هایم بود، اگر اسناد ارتباطات او با بیگانگان را منتشر کنم؛ سنگ روی سنگ بند نمی‌شود

برملا شدن نقش سرویس های خارجی در ارتباط گیری با همکاران عبادی در دادگاه تاریخی روزنامه کیهان

ارتباط شبکه شیرین عبادی و تروریست‌ها؛ هم استراتژی هم تاکتیک

شبکه عبادی در اویل دهه هشتاد با هدف بهره‌برداری سیاسی از برخی پرونده‌های قضایی با عنوان کانون مدافعان حقوق بشر تشکیل می‌شود. این مجموعه سازمان‌یافته در ارتباط با سرپل‌های خود در لندن، بروکسل و پاریس به‌صورت مستقیم با افسران عملیاتی سرویس خارجی انگلیس و رژیم صهیونیستی ارتباط گرفته و در برهه‌ای نیز چند سازمان تروریستی مسئولیت هماهنگی با عوامل خارجی را برای این گروه میسر می‌کنند.

در آن برهه برنامه سرویس‌های امنیتی غربی آن بود که یک شبکه درهم‌تنیده برای پرونده‌سازی علیه نهادها و شخصیت‌های کشورمان در مجامع بین‌المللی تشکیل شود. هدف آن بود اعتبار جمهوری اسلامی ایران زیر سوال رفته و برای مخاطب غربی، تصویر کشوری با برنامه هسته‌ای پیشرفته و ناقض کرامت انسانی ساخته و پرداخته شود.

گروهک نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز، باند ملی مذهبی‌ها، برخی عناصر حزب منحله مشارکت؛ دفتر تحکیم وحدت؛ انجمن صنفی معلمان؛ فعالان زن و کارگری چپ از جمله نیروهایی هستند که در مسیر این پروژه با عبادی هماهنگ شده و اخبار کانالیزه شده صنفی از طریق آن‌ها به عنوان موارد نقض حقوق بشر در بولتن کانون ثبت و برای مجامع بین المللی ارسال می‌شد.

در این پروژه بزرگ بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا و رادیو فردا (ارگان رسانه‌ای سازمان سیا)، رادیو زمانه (برنامه تحت پوشش دولت هلند)؛ وب‌سایت روز آنلاین؛ شبکه بالاترین و چند هزار وبلاگ، مأمور به خدمت شده و هرکدام نقش خاصی را بر عهده می‌گیرند. از نگاه افسران امنیتی در غرب، عبادی با توجه به سابقه همکاری با رژیم پهلوی و نیز به دست آوردن نشان سفارشی صلح نوبل می‌توانست در نقش «هماهنگ‌کننده مادر» عمل کرده و طراحی دشمن را به‌خوبی پیش ببرد.

در یک نمونه از عملیات اجرا شده توسط این شبکه عنکبوتی، در کوران جنگ خیابانی فتنه گران در تهران، ناگهان پای جاسوسان غربی به ایران باز می‌شود! باربارا لخ میلر مسئول حقوق بشر اتحادیه اروپا اعلام می‌کند قصد آمدن به ایران را دارد. او در مصاحبه مطبوعاتی در بروکسل رو به خبرنگاران می‌گوید: به تهران می‌روم تا با خانواده برخی از اصلاح‌طلبان دیدار کنم. هماهنگی سفر مسئول دیپلماتیک اروپایی به تهران را شیرین عبادی بر عهده دارد. در آن روزها خیابان‌های لندن، پاریس و برلین صحنه برخورد خشن پلیس با معترضان جهانی‌شدن است؛ اما مسئول حقوق بشر اروپا تصمیم گرفته است به تهران سفر کند.

البته سفر او به تهران برای دیدار با خانواده برخی بازداشت‌شدگان تنها بهانه‌ای برای اقدامات خرابکارانه و جاسوسی است! او قرار است در هتل لاله تهران با برخی از عوامل اصلی درگیری‌های خیابانی و لیدرهای صحنه‌گردان دیدار پنهانی داشته باشد. مسئول هماهنگ‌کننده این ملاقات سیامک فرید از اعضای فرقه تروریستی منافقین است.

او در ارتباط ایمیلی با یک فعال سیاسی اصلاح‌طلب از او می‌خواهد لیستی از افراد مؤثر و مهم در تهران را مشخص کرده و در اختیار سازمان او قرار دهد تا نماینده اروپا با آن‌ها دیدار انجام دهد! فرید به این چهره اصلاح‌طلب اعلام می‌کند سفر باربارا لخ میلر به تهران با هماهنگی خانم عبادی میسر شده و سازمان منافقین (به دلیل سابقه جنایتکارانه) نمی‌تواند به‌صورت مستقیم خود را درگیر این ماجرا کند! این مأموریت شوم با رصد نیروهای امنیتی شناسایی و عوامل داخلی و برخی رابطین بین‌المللی آن بازداشت می‌شوند.

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

کیفرخواست لیدرهای خیابانی همکار با شبکه حقوق بشری در حرمت شکنی روز عاشورا

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

 اقرار یکی از متهمان به همکاری با سرپل گروهک منافقین

 

با روی کار آمدن روحانی و آغوش باز دولت تدبیر به سوی اروپایی‌ها اجرای مأموریت قدیمی بار دیگر در شبکه شیرین عبادی مطرح می‌شود، در سفر کاترین اشتون به تهران نرگس محمدی  مأمور می‌شود فعالان فمینیست را به دیدار مسئول سیاست خارجی اروپا ببرد. اشتون پس از دیدار با روحانی و ظریف در اقدامی خلاف عرف دیپلماتیک و به‌صورت پنهانی با برخی اعضای شبکه عبادی و نیز تعدادی از عوامل ضدانقلاب و خانواده‌های آن‌ها دریکی از سفارتخانه‌های اروپایی دیدار کرد.

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

کاترین اشتون به بهانه دیدار با ظریف و حسن روحانی به تهران آمده و با نرگس محمدی دیدار می کند

جوخه‌های ترور به هم متصل می‌شوند

شیرین عبادی و همکارانش همواره همکاری عیان با سرویس‌های خارجی را تکذیب می‌کنند؛ آن‌ها همیشه با مظلوم‌نمایی سعی می‌کنند خود را چند وکیل ساده باهدف خیرخواهانه نشان داده و رد پای خود را در همکاری با جنایتکاران بین‌المللی را پاک کنند.

عبادی در گفتگو با شبکه یورو نیوز می‌گوید: «به ما انگ همکاری با خارجی‌ها را می‌زنند، ما یک مجموعه حقوق بشری هستیم که با فشارهای داخلی امکان ادامه فعالیت را ازدست‌ داده‌ایم!» البته قضاوت سخنان خانم عبادی و همکارانش بسیار ساده است؛ می‌توان با یک جستجوی ساده  انبوهی از اقدامات ساده اما ضد ایرانی خانم وکیل مدعی حقوق بشر را پیدا کرد. عمق کینه او نسبت به مردم ایران چنان زیاد است که در نشست جامعه بین‌المللی حقوق بشر (IGFM) می‌گوید: تحریم‌های وضع‌شده آمریکا علیه ایران کافی نیست؛ باید چنان گره تحریم‌ها محکم شود که فقط مردم نان خشک برای خوردن داشته باشند.

عبادی و همکارانش در سال‌های اخیر به‌صورت علنی با تروریست‌های تجزیه‌طلب همکاری کرده و از آن ها به عنوان فعالان مدنی و قومی یاد می‌کنند. هم‌زمان با سالگرد جنایت تروریستی گروهک «حرکة النضال» در شهر اهواز شادی صدر دست راست عبادی در نشست این گروهک تروریستی سخنرانی کرده است. در ماه‌های اخیر حبیب اسیود؛ سرکرده گروهک تروریستی و تجزیه‌طلب الاحواز در ترکیه بازداشت و به تهران منتقل‌ شده است. او در بخشی از اعترافات تلویزیونی خود گفته است که منابع مالی این تشکیلات را سرویس امنیتی سعودی (رئاسة الاستخبارات العامة) تأمین کرده و آن‌ها با کمک فعالان حقوق بشری ساکن اروپا برای خود اعتبار بین‌المللی ایجاد می‌کنند.

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

تکرار ترفند شکایت‌های فله‌ای سال ۸۸ همکاران شیرین عبادی/ همکاری شبکه وکلای حقوق بشری با تروریست‌ها در روز روشن ثابت شد + عکس و فیلم

حضور همکار وکلای حقوق بشری در نشست عاملین جنایت اهواز

مشرق در گزارشی با عنوان «شناسایی خانه شیطان در تهران» [۲] سندهای مهمی درباره برخی وکلای همکار با عبادی را منتشر کرد. ارتباط معنادار بازوی عبادی با تروریست‌های ماجرای اهواز برگی جدید از همکاری‌های پیچیده داخلی و خارجی این شبکه را رو کرده است. البته افشاگری‌های مشرق باعث شده تا شبکه موسوم به وکلای حقوق بشری همانند سال ۸۸، به شکایت‌ فله‌ای از رسانه افشاکننده روی بیاورند و یکی پس از دیگری علیه مشرق طرح شکایت کنند.

هم‌زمان با فشار دولت‌های غربی برای رسیدن به یک توافق با ایران، قلاده تروریست‌ها توسط صاحبان آن در اطراف مرزهای ایران بازشده است. ۱۱ سال قبل نسرین ستوده در شکایت نامه‌اش از قاضی دادگاه خواسته بود دلایل ارتباط شیرین عبادی و شادی صدر با بیگانگان منتشر شود، حالا آن نیمه پنهان از همکاری این شبکه با تروریست‌ها به صورت کامل قابل مشاهده است.

 

همکاری وکلای حقوق بشری با شبکه بین المللی تحریم

 

«آن‌قدر به مردم ایران فشار بیاورید تا نظام مجبور به مذاکره با آمریکایی‌ها شود» شاید با شنیدن این جمله گمان کنید که این عبارت در وصف افزایش تحریم‌ها را یکی از سرکردگان رژیم صهیونیستی یا عضوی از وزارت خارجه دولت آمریکا به‌کاربرده است، اما با یک جستجوی ساده متوجه می‌شویم گوینده این جملات یکی از اعضای ارشد کانون مدافعان حقوق بشر در ایران است! 

تشکیلاتی که با همکاری چند وکیل و تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب تشکیل‌شده و نقش آن دیدبانی و رصد فعالیت‌های حقوق بشری و تهیه گزارش علیه ایران و ارسال آن به نهادهای بین‌المللی است. سردسته این شبکه شیرین عبادی دارنده مدال نوبل صلح حقوق بشر است که مدتی قبل از کشور متواری شده، اما برخی از اعضای این تشکیلات همچنان در کشور فعال بوده و به‌صورت سیستماتیک با این وکیل ضد ایرانی در ارتباط هستند.

البته شیرین عبادی  چهره‌ ای منفور میان ایرانیان محسوب می‌شود؛ او مدتی قبل از آغاز بازی‌های المپیک از چند کشور غربی خواسته بود کل ورزش ایران را تحریم کرده و اجازه حضور ورزشکاران کشورمان در این بازی‌ها را ندهد.

عبادی در توجیه این اقدام گفته بود: اعتراضات ورزشکاران به‌جایی نمی‌رسد، بنابراین از کلیه فدراسیون‌های ورزشی جهان خواهش می‌کنم تا به مدت یک سال ایران را محروم کنند و اجازه شرکت بین‌المللی در هیچ زمینه‌ای به دولت ایران ندهید. به ندای مردم ایران گوش کنید، مردم ایران مخالف دخالت سیاست در امری مانند ورزش هستند.

این اظهارنظر جنجالی از سوی وکیل آمریکایی‌ها در ایران با واکنش گسترده عمومی و بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی روبرو شد. یکی از کاربران این رسانه‌ها در واکنش به اقدام رئیس کانون مدافعان حقوق بشر نوشت: خانم عبادی شما غلط می‌کنید به‌جای من اظهارنظر می‌کنید! یکی دیگر از کاربران نیز در وصف حال عبادی او را «وکیل مدافع شیطان» خوانده بود.

آش این اظهارات آنقدر شور بود که عباس عبدی روزنامه نگار  اصلاح‌طلب، با تشبیه عبادی به «جلاد روهینگیا» که او نیز پیش از این برنده جایزه صلح نوبل بوده، نوشت: «برخی ایرانیان آن سوی آب نیز هیزم‌کش این جنایت شده‌اند. هنگامی که آنگ‌سان سوچیِ ایرانی خواهان تحریم این مردم شود از ترامپ و پمپئو چه انتظاری می‌توان داشت.»

 

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

 

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

 

تأسیس خانه شیطان در مرکز تهران

 کانون مدافعان حقوق بشر سال ۱۳۸۱ با هدایت چند سرویس امنیتی خارجی توسط شیرین عبادی تشکیل می‌شود. علاوه بر خانم عبادی چند وکیل پرحاشیه استخوان‌بندی اصلی این شبکه را تشکیل می‌دهند.

عبادی اعلام می‌کند از محل درآمدهای حاصل از جایزه نوبل هزینه‌های کانون را پرداخت کرده است؛ اما مدت زمانی بعدمشخص می‌شود که «کانون مدافعان حقوق بشر» تنها یک سازمان پوششی برای انجام اقدامات ضدانقلاب بوده و نقش این محفل حقوقی بیش از یک‌نهاد ناظر قضایی است. ژینوس سحابی ازجمله افرادی است که با این مجموعه به‌اصطلاح حقوق بشری ارتباط سازمانی دارد. سحابی از اعضای اصلی فرقه ضاله بهاییت در ایران است. سبحانی بعدها در اعترافات خود از ارتباط میان دفتر عبادی و رهبران فرقه بهاییت پرده برداشت.

 بنا به دستور بیت العدل (مرکز اداری فرقه) بهاییان در ایران نباید به‌صورت آشکار در امور سیاسی واردشده و تبلیغات اولویت فعالیت آن‌ها محسوب می‌شود. اما شیرین عبادی با انتخاب سبحانی به‌عنوان منشی دفترش او را سر پل ارتباط میان اعضای کانون؛ اعضای فرقه بهائیت و برخی روزنامه نگاران و فعالان سیاسی اصلاح طلب می‌کند.

 

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

ژینوس سبحانی در کارگاه آموزش روزنامه نگاری شمس الواعظین

 سبحانی پس از انتخابات سال ۸۸ در کوران فتنه روز عاشورا و در حین انجام اقدامات هتاکانه همراه با تعدادی دیگر از اعضای فرقه ضاله بهائیت بازداشت شد. او در اعترافات صریح خود به نقش سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی (موساد) در سازمان‌دهی تجمعات و ارتباط با کانون به‌اصطلاح حقوق بشری عبادی اعتراف کرد.

فعالیت شیرین عبادی در جهت حمایت از بهاییت به حدی است که مرکز جهانی بهاییت موسوم به «بیت العدل اعظم» واقع در «سرزمین‌های تحت اشغال رژیم صهیونیستی» از ایشان تقدیر می‌کند. در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۰۷ در گزارشی که به بیت العدل ارسال می‌شود از شیرین عبادی و کانون مدافعان حقوق بشر به دلیل برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی با عنوان «حق آموزش‌وپرورش» در ۲۶ مهر ۱۳۸۶ قدردانی می‌گردد. در این گزارش از شیرین عبادی و اعضای کانون غیرقانونی مدافعان حقوق بشر در ایران با عنوان «احبای عزیز» نام‌برده می‌شود و در ادامه چنین می‌آید: «برگزاری این کنفرانس، نشانه‌ای از حسن نیت و صداقت مسئولین کانون می‌باشد. بیت العدل توصیه می‌کند که هیئت یاران در نامه‌ای خطاب به کانون مدافعان حقوق بشر از حسن نیت، صداقت و شجاعت ایشان در دفاع از حقوق جامعه بهایی تشکر کنند.»

وابستگی عبادی به رژیم صهیونیستی به حدی است که جورج سورس نیز از او تقدیر می‌کند. شیرین عبادی به دعوت «جان وستون» و «اسکات رید»، نمایندگان حزب محافظه‌کار پارلمان کانادا وارد این کشور شده و قرار می‌شود سخنرانی‌های مختلفی را علیه جمهوری اسلامی ایران در شهرهای کانادا ایراد کند. اسکات رید، نماینده پارلمان کانادا، از مادری یهودی زاده شده است و جزء سیاستمداران حامی رژیم صهیونیستی در این کشور به‌حساب می‌آید. جان وستون نیز رابط دولت کانادا با جامعهٔ ایرانیان مقیم این کشور است. دراین‌بین اسکات رید نماینده پارلمان کانادا و حامی صهیونیست‌ها، عبادی را هم‌ردیف با بهاییان، هم‌جنس‌بازان و فراریان مخالف جمهوری اسلامی قرار می‌دهد و می‌گوید: «عبادی تنها کسی است که از آن‌ها دفاع می‌کند».

یکی از افرادی که در جلسات کانون مدافعان حقوق بشر شرکت داشته و با اعضای آن ارتباط گرفته درباره این تشکیلات می‌گوید

«کانون عبادی به همه‌چیز شبیه بود جز دفتر کار؛ در اولین روزی که به جلسه این مجموعه رفتم؛ تعدادی زن و مرد را دیدم که بدون رعایت موازین شرعی باهم در ارتباط هستند؛ مشروبات الکلی مصرف می‌کنند و حقوق بشر برایشان سوژه ای سیاسی برای ایجاد فشار بر گردن مردم ایران ذیل عنوان تحریم است. دریکی از جلسات با عنوان شورای ملی صلح از آن‌ها شنیدم که باید ایران را متهم به جنگ‌افروزی کنیم تا با فشار خارجی حکومت خلع سلاح شود!» شورای ملی صلح طرح عقیم مانده عبادی در همکاری با اعضای نهضت آزادی (منافقین) و گروهک ملی مذهبی بود؛ پروژه این گروه برجسته کردن نقش ایران به‌عنوان یک عامل خطرآفرین در جهان بود.

شیرین عبادی پس از اعلام استرداد ایران از طریق اینترپل تحت حمایت مستقیم وزارت خارجه آمریکا درآمده و فاز دوم عملیات روانی تحت پوشش حقوق بشر در ایران را آغاز می‌کند. او در اولین سخنرانی خود در هلند اسلام را زن‌ستیز خوانده و در جملاتی موهوم آن را یک بیماری مانند بیماری هموفیلی خوانده که از مادر به فرزند نسل به نسل منتقل‌شده است.

کینه‌توزی این پیرزن به ایران و اسلام به‌قدری است که در آن سخنرانی می‌گوید: اگر به این پناه‌جویان زبان و فرهنگ یاد بدهید می‌توانند شهروندانی بدون خطر برای شما باشند! سخنان عبادی مورد توجه گروه‌های نئونازی و دست راستی در اروپا قرارگرفته و یکی از نمایندگان افراطی هلندی پس از سخنرانی شیرین عبادی مسلمانان خاورمیانه را ویروسی می‌نامد که باید اروپا را از آن واکسینه کرد.

سر حلقه‌های شبکه پیرزن فتنه‌گر

پس از متواری شدن عبادی از ایران، چند همکار او سعی کردند جای خالی او را در تهران پر کنند. این افراد با ایجاد ارتباط مستقیم با عبادی دستورات ارجاع شده توسط میز ایران در وزارت خارجه آمریکا را موبه‌مو اجرا می کنند.

قاسم شعله‌سعدی، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی، امیرسالار داوودی، هدی عمید، آرش کیخسروی، شادی صدر، هوتن کیان، مصطفی دانشجو، امیر اسلامی، امید بهروزی، فرشید یدالهی، محمدعلی دادخواه، ملیحه دادخواه، امیر رییسیان، سارا صباغیان، بهاره دولو، فرخ فروزان، پیام درفشان، مصطفی نیلی، لیلا حیدری؛ مهدی محمودیان؛ محمدرضا فقیهی، محمدهادی عرفانیان کاسب، مریم افرافراز و لیلا حیدری از جمله افرادی هستند که در داخل و خارج از کشور با عنوان پوششی وکیل با شیرین عبادی همکاری کرده‌اند.

تحریک جامعه به مقابله با قوانین کشور از جمله حجاب؛ تولید گزارش‌های جعلی از وضعیت حقوق بشر در ایران و ارسال منظم آن به گزارشگر سازمان ملل و ارتباط با برخی از گروه‌های معاند و برانداز بخشی از کارنامه این گروه در سال‌های اخیر  است.

نکته قابل‌تأمل آنکه در طی سال‌های اخیر شبکه ضدانقلاب عبادی دست به یارگیری‌های جدید نیز زده است. این شبکه محفلی با اغفال برخی وکلا و دادن وعده‌هایی چون گرفتن اقامت در خارج از کشور و کسب جایزه‌های بین‌المللی برای جذب نیرو تلاش کرده است.

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

 نسرین ستوده از جمله اعضای این حلقه است که برخی اقدامات ضدامنیتی به او سپرده شده است

تحریم دارو و درخواست واکسن!

با آغاز فراگیری بیماری کرونا در جهان درحالی‌که کشورمان با تحریم‌های شدید مالی از سوی غرب روبرو بود؛ عبادی و دستیارانش با پرونده‌سازی سعی کردند مانع از فروش واکسن به ایران شوند.

عبادی با شرکت در پنل های های پوششی حقوق بشری همراه با تجزیه طلبان و گروه های معاند دولت های غربی را تشویق به تحریم مالی ایران کرده و از سوی دیگر با انتشار بیانیه برای روند واکسیناسیون اشک تمساح می ریخت.

وزیر بهداشت در واکنش به این طراحی جنایت کارانه اعلام کرد که ایران به دنبال آن است که واکسن بخرد؛ اما دولت های غربی تمامی مسیرهای مالی انتقال پول به ایران را بسته اند! سعید نمکی اعلام کرد حتی سازو کار کواکس نیز حاضر نیست به ایران واکسن بدهد.

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

اخیرا باند مدافعان حقوق بشر با تهیه یک نامه و انتشار آن در فضای مجازی سعی کردند با وارونه نمایی؛ جنایت علیه بشریت از سوی دشمنان انقلاب اسلامی را تحریف کنند.

این گروه به‌اصطلاح حقوق بشری به‌جای آنکه دولت‌های متخاصم را به خاطر محروم کردن ۸۵ میلیون ایرانی از دسترسی سریع به خدمات بهداشتی (ازجمله خط تولید واکسن) محکوم کنند. در همکاری با رسانه‌های متصل به سازمان سیا جای جلاد و شهید را عوض کرده و دست به سیاه نمایی زده‌اند.

این گروه دست‌نشانده در حالی با جمع‌آوری امضا به دنبال تحریک اذهان عمومی است که پیش‌ازاین عبادی از دولت‌های غربی خواسته است که ایران تحریم همه‌جانبه شود! برخی از امضاکنندگان این نامه ارتباط تشکیلاتی با محفل حقوق بشری عبادی دارند.

این گروه در حالی ایران را متهم به عدم واردات واکسن از دولت متخاصم آمریکا کرده است که واشنگتن تا آخر اردیبهشت ماه امسال به هیچ عنوان واکسن‌های تولیدی‌اش رو صادر نکرد. حتی به متحدینی مانند کانادا که سیصد میلیون دز پیش‌خرید کرده بود هم واکسن نداد!

از اواخر اردیبهشت آمریکایی ها تحت فشار جامعه بین المللی تنها ۲۰ میلیون دوز واکسن صادر کردند، بخش زیادی از این عدد تنها به دو کشور کانادا؛ مکزیک و نیز ترکیه به عنوان شرکای کاخ سفید صادر شد. واضح  است که حتی اگر واردات واکسن از آمریکا ممنوع نمی شد؛ باز هم آن ها حاضر نبودند حتی یک دوز واکسن به ایران بدهند.

اما کانون ضدحقوق بشری عبادی به جای آنکه به سیاست های آپارتایدی آمریکایی ها اعتراض کنند، با تشکیل یک کمپین حقوقی به سفیدسازی تحریم ها پرداخته اند. عادی کردن تحریم های دولت های غربی هم ردیف با جنایت جنگی بوده و لازم است  دستگاه قضایی و نهادهای ناظر با عوامل همکار با دولت های متخاصم برخورد های قانونی لازم را انجام دهند.

پشت پرده شبکه بین‌المللی تحریم دارو در ایران/ شناسایی خانه شیطان در تهران! +تصاویر

در همراهی شبکه جنایتکار عبادی با سرویس های امنیتی و خرابکار غرب همین بس که دو سال قبل این گروه به‌جای اعتراض به تروریسم اقتصادی و افزایش بار تحریم‌های تروریستی علیه ایران؛ خواهان ورود پزشکان بدون مرز به ایران شده‌اند. در بررسی‌های صورت گرفته مشخص‌شده است که گروه متقاضی ورود به ایران هیچ‌کدام پزشک نبوده و به‌جای متخصص پنج مهندس همراه با چندتخته پتو در پوشش پزشک قصد ورود به ایران را داشته‌اند.

شبکه پیچیده و هرمی عبادی با همکاری چند شبکه رسانه‌ای فارسی زبان به‌صورت ۲۴ ساعته در حال برنامه‌ریزی علیه کشور است؛ این گروه ساخته‌وپرداخته جایزه‌های غرب است که کارکردشان ‌تولید رهبران مصنوعی و جنبش‌های دروغین، تزریقی و وارداتی است.

آخرین حکومت تربیت‌شده توسط غربی‌ها و عناصری چون عبادی و همکاران داخلی‌اش در منطقه (افغانستان) هفته قبل با ضربه‌ای کوچک از هم پاشید و غرب‌پرستان مدعی وکالت و حقوق بشر، از چرخ‌های هواپیمای آمریکا سقوط کردند.

 


:: بازدید از این مطلب : 339
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 23 آبان 1400

محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: روزنامه اعتماد به طعنه تیتر زده؛ "دلار 4200 تومانی، استخوانی در گلوی دولت". بله "ارز جهانگیری"! استخوان در گلوی دولت و پیش از آن، در گلوی ملت است.

کاش روزنامه آقای حضرتی (رفیق فابریک شهرام جزایری) و نویسنده آن، شهامت داشتند و می نوشتند که این مصیبت را دولت مدعی اصلاحات و اعتدال بر سفره ملت گذاشت؛ و حاصل آن بر باد دادن 60 میلیارد دلار بود. در مقابل بیش از پانصد هزار میلیارد تومان رانت برای رانت خواران فراهم کردند.

کاش شهامت و صداقت داشتند و می نوشتند که سه سال قبل وقتی دولت روحانی، قیمت 4200 تومان را  تعیین کرد -و حال آن که در بازار چهار برابر آن بود- نشریات اصلاح طلب چگونه از معاون اول روحانی، سوپرمن ساختند!

آنها هنگام تحویل دولت، قیمت دلار را به تقریبا هفت برابر ارز 4200 تومانی رسانده بودند؛ و حال آن که در تبلیغات 6-7 سال قبل وانمود می کردند نرخ دلار به 500 تومان یا هزار تومان کاهش می یابد!

هر چه زمان سپری می شود، بیشتر به این کلام حکیمانه رهبر انقلاب باور می آوریم، که اگر تحریف شکست بخورد، تحریم شکست می خورد.

مجسمه‌های وقاحت و توهین به شعور ملت


:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 09 آبان 1400

زیباکلام: حیف که دیگر روحانی نیست

«صادق زیباکلام» فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه آرمان با عنوان «حیف که دیگر روحانی نیست!» نوشت:«همه ما می‌دانستیم که دولت گذشته چه کارکرد مهمی برای اصولگرایان، به خصوص جریانات تندرویی که همه قدرت را امروز به دست گرفته‌اند، داشت. دولت آقای روحانی برای جریانات تندرو در حقیقت حکم «گل گیر» اتومبیل را پیدا کرده بود که تمام گل و لای و تمام ناکامی‌ها را تندروها بر سر دولت ایشان می‌ریختند».

زیباکلام در ادامه نوشت:«این گفتمان که تندروها از همان ابتدای دولت دوم آقای روحانی شروع کردند که همه مصیبت‌ها، همه تلخی‌ها، همه ناکامی‌ها، همه مشکلات اقتصاد، مفاسد، بیکاری، تورم و... ناشی از سوء مدیریت و سوء عملکرد دولت روحانی است، بعید به نظر می‌رسد که خودشان هم به گونه‌ای جدی آن را باور داشتند. به هر حال اگر این گونه هم می‌بود و همه مصیبت‌ها مملکت زیر سر دولت روحانی می‌بود، آن دولت دیگر الان نیست. در نتیجه کاستی‌ها، ضعف‌ها و مشکلات را نمی‌توان دیگر بر سر دولت روحانی انداخت».

در بخش دیگری از این یادداشت آمده است:«اگر کسی قبلا انتقاد می کرد؛ تندروها بلافاصله در پاسخ انتقادات، انگشت اتهام را به سوی روحانی می‌گرفتند. اما چون دولت روحانی نیست، چه بکنند؟ انگشت اتهام را به سمت کدام نهاد و شخصیت بگیرند؟ بگویند مشکل در دولت سیزدهم است، مشکل در وزرای رئیسی است. همان سناریو دولت روحانی را تکرار کنند که نمی‌شود! آن سناریو را فقط با مخالفشان که روحانی باشد به کار گرفته‌اند، اما در مورد خودی‌ها دیگر نمی‌توانند بگویند که مشکل دولت روحانی است، بلکه مجبور هستند که بگویند اساسا مشکلی وجود ندارد».

 

جریان اصلاح طلب حتی در ماههای پایانی دولت روحانی نیز مدعی بود که هنوز آواربرداری از میراث دولت قبل تمام نشده است. فعالین این طیف مدعی بودند که آواربرداری از میراثی که دولت روحانی تحویل گرفته حداقل ۱۶ سال زمان می برد.

حالا همان جریان در ماههای ابتدایی دولت سیزدهم تاکید دارد که به هیچ عنوان نباید درباره میراث دولت روحانی سخن گفت و تحول اساسی در امور کشور باید بلافاصله و بدون فوت زمان انجام شود.

انگار نه انگار که دولت روحانی، کلید پاستور را با تورم ۴۳ درصدی تحول داد. و انگار نه انگار که در دولت روحانی، ساخت مسکن متوقف شد و بازار خودرو رها شد و قیمت دلار حدود ۱۰ برابر افزایش یافت.

یکی از ویژگی های اصلی جریان اصلاح طلب، بی مسئولیتی است. این طیف به هیچ عنوان مسئولیت اقدامات خود را نپذیرفته و از آن شانه خالی می کند.

فعالین اصلاح طلب با سانسور نقاط قوت دولت سیزدهم و همچنین سانسور میراث دولت روحانی، در تلاش است تا وجهه خود را در افکار عمومی ترمیم کند.

یک سوال؛ به نظر شما اگر اخلال بنزینی در دولت روحانی اتفاق می افتاد، شاهد چه وضعیتی بودیم؟! رئیس جمهور یکی دو روز بعد تازه واکنش نشان می داد و با خنده می گفت من خودم هم تازه امروز صبح متوجه اخلال بنزینی شدم.

وزیر نفت در واکنش به این مسئله می گفت مردم فعلا بنزین نزنند تا مشکل در روزهای بعد حل شود. دیگر مقام دولتی می گفت با چند روز بنزین نزدن مشکلی برای کسی پیش نمی آید پس صبر کنید؛ شایعه افزایش قیمت بنزین بدون واکنش دولتمردان به سرعت در میان افکارعمومی پخش می شد و...

 

** کاسبان تحریم مخالف پیوستن به FATF هستند

روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «اصولگرایان مدافع حضور در لیست سیاه» نوشت:«ادامه حضور ایران در لیست سیاه ‌FATF که با واکنش‌های منفی رسانه‌ها و افکار عمومی در داخل کشور همراه شده است، از دید منتقدان پیوستن ایران به گروه اقدام ویژه مالی اهمیتی ندارد؛ زیرا معتقدند مراودات تجاری و مالی ایران به‌خوبی برقرار است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«با گذشت ماه‌ها خبری از بررسی لوایح (مرتبط با FATF) نیست و تداوم حضور ایران در لیست سیاه، هم برای اصولگرایان خوشایند بوده و هم برای کاسبان تحریم و فقط مردم ایران در شرایط نابسامان اقتصادی مجبور به گذران سخت زندگی خود هستند».

زیباکلام: حیف که دیگر روحانی نیست/ کاسبان تحریم مخالف پیوستن به FATF هستند

یکی از کارویژه های اصلی رسانه های اصلاح طلب، عوض کردن جای بدهکار و طلبکار است. اکنون ایران در پرونده FATF طلبکار است. دولت روحانی از ۴۱ بند دستورات این سازمان، ۳۹ بند را عینا انجام داده است. این در حالی است که تعداد قابل توجهی از اعضای FATF به هیچ عنوان این تعداد از دستورات را انجام نداده اند.

با اینحال این سازمان مدعی شده است که حتی اگر ایران هر ۴۱ بند را هم اجرا کند، تضمینی برای خروج از لیست سیاه وجود نداشته و تازه وارد گام های بعدی می شویم که موضوعاتی همچون توان دفاعی و قدرت موشکی را شامل می شود.

علاوه بر این این سازمان اصلا در مقابل پولشویی و تروریسم کارکردی ندارد. چندی پیش رسانه های غربی تاکید کردند که آمریکا و انگلیس به عنوان اعضای اصلی FATF پایتخت های پولشویی در جهان هستند. از سوی دیگر آمریکا و تروئیکای اروپا از حامیان اصلی تروریسم و آدمکشی در جهان هستند.

کارکرد اصلی FATF این است که وزارت خزانه داری آمریکا- اتاق جنگ اقتصادی علیه مردم ایران- را تجهیز و مسلح می کند. با اینحال طیف اصلاح طلب با پاک کردن صورت مسئله مدعی است که مخالفان FATF کاسبان تحریم هستند.

برخلاف این ادعا اتفاقا کسانی کاسب تحریم هستند که با هموارکردن مسیر FATF شرایط را برای هوشمندسازی تحریم های ضدایرانی فراهم می کنند.

 

** گلایه بانیان وضع موجود از هزینه کمرشکن مسکن

روزنامه اعتماد در گزارشی با عنوان «هزینه کمرشکن مسکن» نوشت:«در شرایطی که براساس تازه‌ترین گزارش بانک مرکزی، متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در پایتخت با کاهشی ۰.۲درصدی در مهر به ۳۱ میلیون و ۶۳۱ هزار تومان رسیده، خطر افزایش جمعیت در فقر مطلق مسکن در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰ همچنان بالا و نگران‌کننده است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«براساس آنچه بانک مرکزی از تحولات بازار مسکن پایتخت تعداد معاملات در اولین ماه از پاییز به ۵۴۷۱ فقره رسیده که نسبت به شهریور و مهر ماه سال ۹۹ به ترتیب کاهشی ۳۰ و ۳۶.۸ درصدی داشته است. بیشترین قیمت متوسط قیمت مربوط به منطقه یک با حدود ۷۰ میلیون تومان و کمترین متوسط قیمت نیز به منطقه ۱۸ با ۱۵ میلیون تومان اختصاص داشت».

زیباکلام: حیف که دیگر روحانی نیست/ کاسبان تحریم مخالف پیوستن به FATF هستند

جریان اصلاح طلب تازه یادش افتاده که وضعیت مسکن در کشور چه فشاری به مردم وارد می کند. رسانه های اصلاح طلب تا همین چند ماه پیش به دفعات مقاله و مصاحبه با عباس آخوندی را منتشر کرده و وی را کاندیدایی مناسب برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ معرفی می کردند.

حالا همین جماعت فریاد وامصیبتا سر داده اند که این چه وضع قیمت مسکن است؟! این در حالی است که وضع فعلی نتیجه عملکرد ۸ ساله دولت روحانی است. وقتی وزیر دولت بعد از ۵ سال و اندی می گوید به خانه نساختن برای مردم افتخار می کنم، کاملا طبیعی است که با چنین وضع ناراحت کننده ای مواجه شویم.

دولت روحانی در حوزه مسکن دست روی دست گذاشت و همین اقدام تأسف برانگیز موجب شد تا قیمت خرید مسکن در تهران ظرف ۸ سال حدود ۱۰ برابر افزایش یابد. قیمت اجاره بهای مسکن نیز با افزایش سرسام آوری مواجه شد.

ژست مطالبه گری درباره وضع مسکن به قیافه جریانی که حامی اصلی وزیر اشرافی بود و مدافع اصلی لیدرهای فتنه و مدیران نجومی بگیر و مفسدان اقتصادی است، زار می زند. این طیف بجای توهین به افکارعمومی باید ضمن عذرخواهی از مردم، برای جبران خسارت هایی که به جامعه زده است تلاش کند.


:: بازدید از این مطلب : 441
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 08 مهر 1400
مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی اخیرا به نکات قابل تأملی درباره مذاکرات وین و سرنوشت توافق هسته‌ای اشاره کرده است.  «جوزپ بورل» در این باره می‌گوید:
«موضوع، اعمال فشار [علیه ایران] نیست. فکر می‌کنم موضوع متقاعد کردن آنهاست که به یک توافق نیاز دارند. اقتصاد و جامعه ایران هم در وضعیت بدی قرار دارد. آنها هزینه گزافی برای مسدود شدن ظرفیت‌شان در تامین نفت می‌پردازند. آنها برای ازسرگیری فعالیت اقتصادی به یک توافق نیاز دارند. تنها راه رسیدن به این توافق، بازگشت به میز مذاکره است». بهتر است آقای بورل بداند اتفاقا مشکل کشور ما طی 8 سال گذشته، همین «احساس نیاز مطلق به برجام» و در نتیجه، اعتماد کاذب به بانیان آمریکایی و اروپایی این پروسه بود. قطعا بورل به وضوح می‌داند در فاصله ۳ ماه تا انعقاد توافق هسته‌ای با ایران (تیرماه 94)، «وندی شرمن» مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی از ورود میلیاردها دلار پول به ایران و رفت‌و‌آمد شرکت‌های خصوصی و دولتی مختلف دنیا به ایران در دوران «پسابرجام» خبر داد اما پس از اجرایی شدن توافق هسته‌ای، همین مقامات دولت اوباما به این شرکت‌ها هشدار دادند در عین رفع تحریم‌های ضدایرانی، تضمینی درباره حفظ برجام در آینده وجود ندارد! آنها از شرکت‌های مختلف دنیا خواستند در تصمیم خود مبنی بر هرگونه سرمایه‌گذاری در ایران، ریسک سرمایه خود را نیز مدنظر قرار دهند! پس از این اقدام غیرقانونی وزارتخانه‌های خزانه‌داری و خارجه آمریکا، ایران به کمیته مشترک برجام نسبت به نقض ماده 29 توافق هسته‌ای توسط واشنگتن شکایت کرد. 
در این بند آمده بود: آمریکا و اتحادیه اروپایی نباید به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، مانعی را در مسیر رفع تحریم‌های ضدایرانی ایجاد کنند. با این حال، واشنگتن چنین اقدامی را به صورت علنی و عامدانه صورت داده بود اما دولت‌های آلمان، انگلیس و فرانسه در اقدامی جمعی و وقیح، شکایت ایران را غیرمنطقی قلمداد کرده و حتی تهدید کردند در صورت اصرار ایران، مکانیسم ماشه را علیه کشورمان فعال خواهند کرد. 
در چنین شرایطی، یک ماه است دولت سیزدهم در رأس معادلات سیاسی و اجرایی ایران قرار گرفته است. بدیهی است یکی از اصلی‌ترین دلایل اقبال افکار عمومی و رای‌دهندگان کشورمان به دولت جدید، تاکید حجت‌الاسلام و المسلمین رئیسی بر استراتژی «خنثی‌سازی تحریم‌ها» است.
این دولت معتقد است نحوه مدیریت اقتصاد و سیاست خارجی کشور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، فاجعه‌آمیز بوده و منتج به فجایع اقتصادی سال‌های اخیر شده است. فراتر از آن، دولت جدید تاکید دارد برجام نه تنها نمی‌تواند و نباید به نقطه ثقل اقتصاد و سیاست خارجی کشورمان تبدیل شود، بلکه باید وزن استراتژیک و حتی تاکتیکی این پدیده را در پایین‌ترین حد ممکن (در حد صفر) تعریف کرد. بی‌دلیل نیست که احصای ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل جدید در محیط خارجی و داخلی کشور و عینی‌سازی (و بعضا کمی‌سازی آنها)، به اصلی‌‌‌ترین دغدغه دولت سیزدهم تبدیل شده است. در چنین شرایطی جوزپ بورل تاکید دارد باید مؤلفه‌های وابستگی دوباره ایران به «برجام» و احساس نیاز گسترده مبتنی بر احیای توافق هسته‌ای را در میان ایرانیان تقویت کرد. 
بدون شک بورل و دیگر سران اروپایی شدیدا نگران فعال شدن ظرفیت‌های جدید و غیربرجامی در حوزه سیاست خارجی و اقتصاد کشورمان هستند. این نگرانی سبب شده مقامات آمریکایی و اروپایی تلاش کنند فاکتورهای مبهم و بحران‌ساز را در فضای فعلی کشورمان تقویت کرده و به افکار عمومی اینگونه القا کنند که تنها راه نجات اقتصاد ایران، احیای توافق هسته‌ای به هر قیمت ممکن است! 
بهتر است آقای بورل بداند اگر ملت ایران قصد داشت مانند برخی سیاستمداران غربگرا، فریب این بازی نخ‌‌نما را خورده یا به صورت عامدانه در‌ این پازل خطرناک بازی کند، خروجی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400، حضور دولتی مخالف «اقتصاد برجام‌محور» در مسند قوه اجرایی کشور نبود. اتفاقا بهتر است مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی خود را برای پذیرش واقعیتی به نام‌ گذار از اقتصاد تحریم‌محور آماده کند. همان‌گونه که اشاره شد، در این معادله، استراتژی خنثی‌سازی تحریم‌ها به اصلی‌ترین استراتژی حوزه اقتصاد داخلی و خارجی کشور تبدیل خواهد شد. در صورتی که بتوانیم در این ریل‌گذاری و منظومه‌سازی اقتصادی و تجاری، موفق و پویا عمل کنیم قطعا برجام به صورت خودکار به حاشیه رانده شده یا حتی از بین خواهد رفت. این همان هدف و نقطه‌ای است که آمریکا و تروئیکای اروپایی بشدت از تحقق آن هراسان هستند. آنها نگران روزی هستند که به قول رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان، سرنوشت معیشت مردم عزیزمان به اخم و لبخندهای برجامی دشمنان گره نخورد. تا رسیدن به این نقطه مطلوب و زیبا، زمان زیادی باقی نمانده است؛ ان‌شاءالله.

:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 06 مهر 1400

فشار جدید آمریکا و اروپا به ایران با مانور روی گزارش رافائل گروسی؛

 

سخنگوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پنجشنبه گذشته در بیانیه‌ای اعلام کرد «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود درباره راستی‌آزمایی و نظارت در ایران، به کشورهای عضو اعلام کرد ایران روزهای ۲۰ تا ۲۲ سپتامبر (۲۹ تا ۳۱ شهریور) به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه سرویس تجهیزات نظارت آژانس را داده و اجازه داده شده تا کارت ذخیره دوربین‌ها در تمام مکان‌های ضروری در ایران به جز کارگاه ساخت تجهیزات سانتریفیوژ در مجمع تسا در کرج تعویض شود.

در این بیانیه همچنین آمده است: ایران به آژانس دسترسی به سایت کرج را برای نصب دوربین‌های نظارتی جدید یا اطمینان حاصل کردن از اینکه تولید قطعات سانتریفیوژ در این کارگاه از سر گرفته شده، نداده است. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعا کرده تصمیم ایران در اجازه ندادن به آژانس برای دسترسی به کارگاه ساخت قطعات سانتریفیوژ «تسای» کرج برخلاف شرایط توافق‌شده در بیانیه مشترکی است که ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) با «محمد اسلامی» رئیس سازمان انرژی اتمی و معاون رئیس‌جمهور ایران حاصل شده است. 

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تکرار کرده که تمام فعالیت‌های اشاره شده آژانس در بیانیه مشترک برای تمام تجهیزات تعریف‌شده آژانس و تاسیسات و مکان‌های ایران برای حفظ ادامه اطلاع ضروری است. 

ادعای مدیرکل آژانس در حالی است که طبق گفته مقامات کشورمان، موضوع تجهیزات در مجتمع کرج جزو دستور کار و توافق ایران و آژانس در سفر اخیر رافائل گروسی به ایران قرار نداشته و مطابق معمول مدیرکل آژانس درخواستی فراتر از چارچوب و تفاهمات صورت‌گرفته‌ طلب کرده است. تیرماه سال جاری اقدامی خرابکارانه در مجتمع تسای کرج انجام شد که البته هیچگونه خسارت مالی و جانی به دنبال نداشت. با این شرایط تهران دلیلی برای در اختیار گذاشتن این مجتمع در اختیار بازرسان آژانس که بارها در نقش چشم دستگاه‌های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند، نمی‌بیند. 

 واکنش ایران: ادعای آژانس فراتر از تفاهمات

پس از انتشار گزارش «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی ‌انرژی اتمی درباره عدم اجازه ایران برای نصب مجدد دوربین‌های نظارتی در مجتمع «تسا»ی کرج، کاظم غریب‌آبادی، سفیر و نماینده دائم ایران نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین، در یک رشته توئیت نوشت: عمیقا مایه تأسف است که بعد از ۳ اقدام خرابکارانه تروریستی در تأسیسات هسته‌ای ایران در طول یک سال گذشته، آژانس هنوز این اقدامات شرورانه را برخلاف قطعنامه‌های متعدد کنفرانس عمومی آژانس و مجمع عمومی سازمان ملل و حتی به خاطر تجهیزات و اموال خود و ایمنی و امنیت بازرسانش، محکوم نکرده است. وی افزود: هر تصمیم ایران درباره تجهیزات نظارتی آژانس صرفا بر مبنای ملاحظات سیاسی بوده و نه حقوقی؛ از این رو، آژانس نمی‌تواند و نمی‌بایست حقی برای خودش در این زمینه قائل شود. 

وی اضافه کرد: بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس نیز با حسن‌نیت ایران و با هدف جایگزینی کارت‌های حافظه «تجهیزات مشخص‌شده» حاصل شد. اقدامات آژانس برای اجرای این هدف نیز ۲۰ تا ۲۲ سپتامبر انجام شد. 

غریب‌آبادی عنوان کرد: در طول گفت‌وگوها در تهران و اخیرا در وین نیز به طور واضح خاطرنشان شد از آنجا که تحقیقات امنیتی و قضایی درباره مجتمع تسای کرج همچنان ادامه دارد، تجهیزات نظارتی این مجتمع در زمره تجهیزات تحت سرویس فنی قرار نمی‌گیرد. به همین خاطر بود که از عبارت «تجهیزات مشخص‌شده» در بیانیه مشترک استفاده شد. وی یادآور شد: از این رو، گزارش ۲۶ سپتامبر مدیرکل آژانس دقیق نبوده و قطعا فراتر از تفاهمات حاصله برابر بیانیه مشترک است. 

* آژانس مراقب باشد

بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز در واکنش به گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی اعلام کرد: در پاسخ به انتشار گزارش غلط آقای گروسی مدیرکل آژانس، نامه‌ای برای آژانس ارسال و نسبت به این اقدام غیرسازنده اعتراض شد. کمالوندی توضیح داد: آقای گروسی و همکاران ایشان بخوبی می‌دانند که تفاهم صورت‌گرفته در قالب بیانیه مشترک، مشمول تجهیزات نظارتی مجتمع کرج به این دلیل که در نتیجه خرابکاری تیرماه این مجتمع همچنان تحت تحقیقات امنیتی قرار دارد، نمی‌شد.

وی گفت: درخواست تعمیم تعویض کارت‌های حافظه به دوربین‌های این مجتمع در سفر مدیرکل به تهران و نیز دیدار حاشیه کنفرانس عمومی وین مطرح شده بود که در هر ۲ بار ضمن ارائه توضیحات توسط آقای اسلامی، پاسخ منفی و مخالفت ایران را به دنبال داشت. کمالوندی اضافه کرد که درج واژه «مشخص‌شده» در مقابل کلمه تجهیزات به همین منظور و با هدف مستثنی شدن این مجتمع از سرویس و تعویض کارت‌های حافظه انجام شده است.

سخنگوی سازمان انرژی اتمی در ادامه یادآور شد: در دیدار وین هنگامی که بار دیگر مدیرکل درخواست سرویس دوربین‌های مجتمع کرج را مطرح کرد، آقای اسلامی با صراحت کامل و ذکر دلایل مطرح‌شده در جلسه قبل، تعمیم تعویض کارت‌های حافظه به مجتمع یادشده را ناممکن و خارج از چارچوب بیانیه مشترک اعلام کرد. سخنگوی سازمان انرژی اتمی همچنین متذکر شد ضرورت دارد مسؤولان این سازمان بین‌المللی با پرهیز از موضع‌گیری‌های هدفمند سیاسی، گزارش‌های غلط و مغرضانه، روند سازنده ایجاد شده به دنبال مراودات اخیر ایران و آژانس را تخریب نکنند. 
 
* پاسکاری آژانس با آمریکا!

«لوئیز بونو» نماینده آمریکا در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین طی سخنرانی در نشست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: «ما از امتناع ایران از دادن دسترسی لازم به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای سرویس تجهیزات نظارتی خود بسیار ناراحتیم. همان‌طور که در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ایران توافق شد چنین دسترسی‌ای برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ضروری است تا بتواند اطلاعات خود را درباره فعالیت‌های مرتبط با توافق هسته‌ای برجام حفظ کند و این برای اینکه بتواند هرگونه تفاهم درباره بازگشت متقابل برجام را به سرعت اجرا کند، مهم است».

لوئیز بونو مدعی شد: «ایران علاوه بر رد دسترسی مورد نیاز، هنوز مدیرکل را به تهران دعوت نکرده است از جمله برای بحث درباره سوالات حل نشده آژانس درباره توافق جامع پادمان، همان‌طور که ایران در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر موافقت کرد». وی در ادامه افزود: «همان‌طور که ۲ هفته پیش در جلسه شورای حکام اعلام کردیم، ایران باید به صورت فوری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری لازم را انجام دهد. در کنار بسیاری از اعضای دیگر، ما همچنین تاکید کردیم که ایران باید به تعهدات خود در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر عمل کند. آنطور که گزارش مدیرکل روشن می‌کند، اقدامات ایران برخلاف شرایط توافق شده در آن بیانیه است. ما از ایران می‌خواهیم بدون تأخیر به آژانس دسترسی لازم را ارائه دهد. اگر ایران این کار را انجام ندهد، ما در روزهای آینده با سایر اعضا درباره پاسخ مناسب مشورت می‌کنیم».

اتحادیه اروپایی هم با ابراز نگرانی درباره دوربین‌های نظارتی در سایت «تسا» اعلام کرد: «اتحادیه اروپایی عمیق‌ترین نگرانی خود را از این مطلب ابراز می‌دارد که ایران به آژانس اجازه دسترسی به کارگاه تولید سانتریفیوژ در مجتمع تسا در کرج را نداده است. این یک تحول نگران‌کننده و در تضاد با بیانیه‌ مشترکی است که ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریورماه) بین مدیرکل و معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران حاصل شد». اتحادیه اروپایی سپس در ادامه از ایران خواست اجازه دسترسی آژانس به این تجهیزات را فراهم آورد و اعلام کرد: «بنابراین اتحادیه اروپایی از ایران می‌خواهد بدون هرگونه تأخیر به بازرسان آژانس اجازه دسترسی به کارگاه تولید قطعات سانتریفیوژ مجتمع تسا در کرج را بدهد». اتحادیه اروپایی در پایان از گروسی خواست درباره این موضوع به شورای حکام گزارش دهد و در این باره گفت: «ما از مدیرکل دعوت می‌کنیم در صورت لزوم، درباره این موضوع مهم به شورای حکام گزارش دهد».

* آژانس توجیه می‌شود؟

رفتارهای غیرسازنده و سیاسی‌کارانه آژانس که در هماهنگی کامل با طرف غربی و آمریکایی است، پاسخ مناسبی به حسن همکاری ایران نیست. تهران اگر چه با وجود اینکه می‌توانست آرشیو چند ماه گذشته دوربین‌های نظارتی آژانس را پاک کند اما با اثبات حسن‌نیت خود از این کار خودداری کرد. رافائل گروسی و همکارانش که با خروج از وظایف حرفه‌ای، این سازمان تخصصی وابسته به سازمان ملل را تبدیل به بازوی اجرایی آمریکا در فشار بر ایران کرده‌اند، طی روزهای گذشته کوچک‌ترین واکنشی به نقض «ان‌پی‌تی» توسط آمریکا، انگلستان و استرالیا در پی پیمان امنیتی «اوکاس» و تجهیز کانبرا به ۸ فروند زیردریایی هسته‌ای نشان ندادند. 

آژانس در عوض اما با در پیش گرفتن استاندارد دوگانه و رفتار تبعیض‌آمیز در قبال اعضای NPT، سعی می‌کند هر روز به بهانه‌ای موضوعات تازه‌ای در پرونده هسته‌ای ایران مطرح کند و همچنین از تهران انتظار دارد علاوه بر پادمان، پروتکل الحاقی را هم اجرا کند. آژانس و گروسی البته خواهند دانست سقف مطالبات از ایران تا کجاست و نسبت به شرایط جدید توجیه خواهند شد. 

مدیر کل آژانس از کوری و کری در آمد؟!

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود نوشت: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به عنوان نهاد حقوقی برآمده از معاهده ان پی تی، باید دو کار را انجام دهد؛ به کشورها برای دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای کمک کند و ضمنا مانع‌ اشاعه تسلیحات هسته‌ای شود. آژانس اما در این سال‌ها مثل خیلی از نهادهای شبه بین‌المللی دیگر، به‌عنوان گماشته آمریکا و غرب عمل کرده است. نه تنها دارندگان تسلیحات اتمی را مورد خطاب و عتاب قرار نمی‌دهد (چاقو، دسته خود را نمی‌برد!)، بلکه در مقابل ‌اشاعه فعالیت‌های غیرصلح‌آمیز از سوی دولت‌های غربی هم غالبا ساکت است. ایران در طول دو دهه اخیر در معرض بیشترین بازرسی‌های آژانس قرار داشته و صلح آمیز بودن فعالیت‌هایش محرز است. در مقابل، رژیم‌هایی مثل آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی، ضمن تولید تسلیحات اتمی، به رژیم صهیونیستی هم کمک کرده‌اند تا به تسلیحات اتمی دسترسی پیدا کند.

اما آژانس و هیئت حاکمه غالبا غربی آن، هرگز به طور جدی معترض رژیم صهیونیستی نشده‌اند که چرا عضویت و نظارت آژانس را نمی‌پذیرد. اما از آن سو، بر اساس فضاسازی صهیونیست‌ها و غرب، ایران را بارها در مظان اتهام قرار داده و خواستار بازرسی - حتی فراپادمانی- شده است!

ایران دو بار به فاصله ۱۵ سال، همکاری داوطلبانه با آژانس برای رفع برخی ابهامات و همچنین انجام بازرسی‌های فراپادمانی را پذیرفت، اما غرب و آژانس در هر دو بار، طلبکارتر شدند و تعهدات خود برای بستن پرونده و رفع فشارهای سیاسی و تحریمی را زیر پا گذاشتند.

رافائل گروسی مدیرکل آژانس در آخرین گزارش خود، اعلام کرده «ایران به بازرسان آژانس اجازه داده کارت حافظه را در بیشتر تجهیزات جایگزین کنند. اما برخلاف توافق انجام شده، از انجام این کار در کارگاه ساخت تجهیزات سانتریفیوژ در کارگاه تولید قطعات سانتریفیوژ در مجتمع تسا در کرج، ممانعت کرده است».

کارگاه مذکور همان جایی است که چند ماه قبل عملیات خرابکاری علیه آن انجام گرفت و صهیونیست‌ها با تلویح نزدیک به تصریح، مسئولیت این اقدام تروریستی را برعهده گرفتند.

این چندمین اقدام خرابکارانه بود که از سوی صهیونیست‌ها یا آمریکا علیه مراکز هسته‌ای ایران انجام می‌گرفت و عجیب و تاسف بار اینکه، آژانس از محکومیت اصل اقدام تروریستی به مرکز تسا درمانده و عاجز بود. در مقابل جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که به‌خاطر بررسی‌های امنیتی و اقدامات ترمیمی این مجتمع، نمی‌تواند اجازه تعمیر و جایگزینی دوربین‌ها و تجهیزات آژانس را بدهد.موضوع مهم این است: آژانس خواستار دسترسی مجدد به مرکز تولید سانتریفیوژی است که به هنگام عملیات تروریستی و خرابکارانه علیه همان مرکز، لال شده و از امنیت مراکز هسته‌ای یک کشور عضو خود (ایران) دفاع نکرده بود. این نهایت وقاحت و اسباب سرافکندگی برای شخص رافائل گروسی است که هنگام اقدامات خرابکارانه علیه تاسیسات یک کشور عضو، کور و کر می‌شود و ناتوان از حتمی محکومیت لفظی است، اما مدتی بعد خواستار همکاری ایران برای احیای نظارت‌هایش در همان مرکز می‌شود. معنای دیگر این رفتار، نوکری و سرسپردگی مدیرکل آژانس نسبت به طرف‌های تروریستی است که هم تسلیحات هسته‌ای را تولید می‌کنند و هم مرتکب خرابکاری و ترور علیه برنامه صلح آمیز اعضای آژانس می‌شوند.

با این اوصاف و در حالی که آژانس به تعهد خود برای کمک به توسعه برنامه‌های صلح‌آمیز ایران هیچ کمکی نکرده، اما آمار مراکز و دانشمندان هسته‌ای ایران را برای خرابکاری و ترور در اختیار دشمنانش قرار داده، آیا تداوم همکاری یکطرفه با این مرکز جاسوسی هسته‌ای آمریکا منطقی به نظر نمی‌رسد و حتما باید تجدیدنظر اساسی در این باره انجام شود.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 575
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 02 مهر 1400


.

عملیات ماندگار و بلندمدت آزادی» ... از آن سوی کره خاکی لشکرکشی کرده بودند تا به زعم خودشان با کندن ریشه تروریسم، آزادی و دموکراسی و مدنیت را برای میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان به ارمغان بیاورند. حالا ۲۰سال از آن روز می‌گذرد. ارتشی که قرار بود دموکراسی و آزادی مدنی را برای افغانستانی‌ها به ارمغان بیاورد، مشغول جمع کردن بساطی است که از پاییز ۱۳۸۰ در این کشور گسترده بود.

حالا ۲۰سال از آن روز گذشته. مرور میراث به جای مانده امریکا، عبرت‌انگیز است. ۲۰سال بعد از شروع عملیات بلندمدت آزادی، ده‌ها هزار کشته روی دست این ملت مانده است. این خون‌ها، اما نه بهای آزادی و مردم‌سالاری شده اند و نه ارتقای شاخص‌های عمومی زندگی؛ خون‌هایی که به بهانه ارمغان آوردن دموکراسی آن هم به ضرب شلیک موشک و فرود بمب روی خاک افغانستان ریخته شد، اما حالا ورق‌های تقویم برگشته به همان وضعیتی که ۲۰سال قبل حاکم بود. گویی عمر و زندگی و زمان و حتی خون آدم‌ها در شرق این کره خاکی به اندازه هم‌نوع‌های غربی‌شان اهمیتی ندارد، اصلاً همه چیز ملعبه‌ای است برای سیاست جهان‌گستری نظامی و میلیتاریستی غرب. حالا و در قرن بیست و یکم و در عصر به زعم برخی مدعیان، آزادی و جریان آزاد اطلاعات و عملیات‌های ماندگار و بلندمدت آزادی هنوز هم شرق، حاشیه و ذیل تمدن غرب است، اگر نتواند یا نخواهد روی پای خویش بایستد. وضعیت امروز افغانستان نماد تام و کامل این مفهوم است. نه در لشکرکشی به افغانستان، منافع مردم افغان اهمیت داشت و نه دلیل خروج نظامیان امریکایی، منافع این ملت خسته و زخم‌خورده بود. در این میان هم امریکا فقط متهم اصلی نیست بلکه غرب‌گرایان همسایه هم در ظلمی که به مردم افغان شده شریکند.

دولت و ساختاری که رئیس‌جمهورش مأموریت نخست خود را خوشایند امریکایی‌ها تعریف کرده بود، چنان سریع و تحقیرآمیز مجبور به فرار شد که به قول خودش حتی نتوانست کفش‌ها و لباس‌هایش را با خود همراه ببرد. امریکایی‌ها که پیشتر حتی غارها و کوه‌های افغانستان هم از شر جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها و پهپادهایشان در امان نبود، حالا افغانستان را به همان‌هایی واگذار کردند که ۲۰سال قبل به نیت جنگ با آن‌ها راهی این سوی کره زمین شده بودند.

مردم افغانستان نشان داده‌اند هرگاه کسی نیت خالصانه برای دفاع از شرافت و آزادگی داشته و صادقانه با آن‌ها همراه باشد، او را همراهی می‌کنند؛ مردم نجیبی که اگر سیاستمداران و روشنفکران افغان دست یاری به سوی آن‌ها دراز کرده بودند، بعید نبود حماسه اخراج ارتش اشغالگر سرخ را این مرتبه با ارتش امریکایی تکرار کنند، اما اینگونه نشد و رئیس‌جمهوری که قرار بود بلاگردان مردمش باشد هم مخفیانه و سریع، سوار هواپیما شد و گریخت. این وسط دوباره مردم رنج‌دیده و زخمی افغانستان ماندند در میان کوهی از درد و رنج و تنها در میان طوفان حوادث، بدون یار و همراه.

شاهد اصلی سلحشوری مردم نجیب افغانستان، تاریخ است؛ حماسه‌هایی از جنس دفاع مقدس و نبرد با ارتش بعث و صدام تا همراهی حماسی با سایر مجاهدان محور مقاومت در مبارزه با داعش و تروریست‌های تکفیری در عراق و سوریه؛ همراهی پررنگی که حاصلش تربیت فرماندهان برجسته مبارزات ضدتروریستی در غرب آسیا و البته تقدیم شهدای والامقام در راه دفاع از آرمان‌هاست.

همه اینها، اما چیزی از مسئولیت روشنفکران و سیاستمداران افغان کم نمی‌کند. وضعیت دردآور امروز آینه تمام‌نمای ساختارهای بین‌المللی و اعتماد و اتکای به آن است؛ ساختارهایی که از ابتدای تأسیس خود از یک قرن قبل به بعد، آنقدری که در خدمت قدرت‌های بزرگ و استعمارگر و چرخاندن چرخ صنعت و اقتصاد و سیاست آن‌ها بوده‌اند، نفعی برای دیگر مناطق جهان و به‌خصوص شرق نداشته‌اند. پوشاندن اسکلت استعماری قرون ۱۷، ۱۸ و ۱۹ استعمار با رنگ و لعاب‌های پرزرق و برق قرن بیست و یکمی. چیزی عوض نشده. استعمار همان استعمار است و ظلم و بهره‌کشی هم همان.

اعتماد و اتکا به چنین ساختار پرفریبی که به اقتضای زمان ممکن است یک ارتش خونریز باشد یا دایه مهربان‌تر از مادر، وضعیتی را به ارمغان خواهد آورد که امروز در افغانستان می‌بینیم. دردآورتر اینکه روشنفکران و سیاستمداران و رؤسای جمهوری که در جولان استعمار، مردم خود را تنها رها می‌کنند. بیراه هم نخواهد بود که در چنین وضعیتی فلان نیروی تحت امر امریکایی‌ها، هنگام توزیع نان در میان مهاجران افغان که چند دهه رنج را روی دوش انداخته و دوباره از خاک وطن دل بریده‌اند، بی‌حرمتی کند و در پاسخ به اعتراض آن افغان، متکبرانه پاسخ دهد: «تو اینجا یک مهاجر هستی، حرف نزن!»


:: بازدید از این مطلب : 592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 01 مهر 1400

پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه انگلیس با انتشار بیانیه ای به نقل از الیزابت تراس وزیر امور خارجه این کشور درباره نازنین زاغری زندانی دو تابعیتی انگلیسی-ایرانی که به اتهامات امنیتی در ایران زندانی است، مدعی شد: امروز دو هزارمین روز جدایی بی رحمانه که نازنین زاغری راتکلیف از خانواده اوست. او وضع هولناکی را از سر می گذراند.

تراس در این بیانیه افزود: ما برای اطمینان یافتن از بازگشت او نزد خانواده‌اش، بی‌وقفه تلاش می کنیم. روز گذشته  این موضوع را به وزیر امور خارجه ایران تاکید کردم و ما تا زمان بازگشت او به خانه بر این موضوع پافشاری خواهیم کرد.

بر اساس این گزارش، بیانیه تراس در پی این مطرح می شود که حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و «الیزابت تراس» وزیر خارجه جدید انگلیس ظهر چهارشنبه در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به بحث و گفت‌وگو در خصوص موضوعات دوجانبه، برجام و وضعیت افغانستان به بحث و گفت‌وگو پرداختند. در این نشست همچنین در خصوص موضوعات کنسولی از جمله موضوع زندانیان دوتابعیتی بحث شد.

جرمی هانت، وزیر خارجه اسبق انگلیس  گفته بود، اعطای مصونیت دیپلماتیک به نازنین زاغری، محکوم امنیتی محبوس در ایران بدهد.


اعطای مصونیت دیپلماتیک به زاغری که از فروردین ۹۵ به جرم فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام و تلاش برای براندازی نرم بازداشت و به ۵ سال زندان محکوم شد را باید دور تازه‌ای از تلاش‌های گسترده دولت انگلیس برای آزادی این محکوم دوتابعیتی ارزیابی کرد. در صورت تحقق این تصمیم، ادامه محکومیت زاغری در واقع، در زندان نگه داشتن یک نماینده سیاسی انگلیس محسوب شده و فشارهای سیاسی بر ایران جهت آزادی او افزایش خواهد یافت. راهبرد جدید و تهاجمی بریتانیا برای آزادی این جاسوس دوتابعیتی در حالی است که زاغری به عناوین متعددی محکوم شده و برخی اتهامات او هم که هنوز مورد رسیدگی قرار نگرفته بسیار سنگین است.

آنگونه که جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در مهرماه سال ۹۶  گفته است، شوهر زاغری تبعه انگلستان و خود وی نیز دارای تابعیت مضاعف از انگلستان بوده و در سیستم آن کشور فعالیت می‌کرده است. وی مسؤول آموزش خبرنگاری آنلاین بی‌بی‌سی فارسی بوده که با هدف جذب و آموزش افرادی برای فعالیت تبلیغی علیه ایران اقدام کرده است. چگونگی استفاده از ایمیل‌ مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره‌سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری مطالب و اطلاعات از جمله مواردی است که در این آموزش‌ها لحاظ می‌شده است و اساتید این دوره، افرادی چون مهدی یحیی‌نژاد (مدیر سایت بالاترین)، اردوان روزبه (مدیر رادیو کوچه) و محمود عنایت (مدیر گروه اسمال مدیا) بودند.

همچنین سپاه ثارالله کرمان ۲۶ خرداد سال ۹۵ (۲ ماه بعد از دستگیری) طی اطلاعیه‌ای درباره دستگیری زاغری، از وی به‌عنوان یکی از سرشبکه‌های اصلی وابسته به بیگانگان که مأموریت‌های مختلفی در راستای تحقق اهداف شوم دشمنان نظام انجام داده بود، یاد کرد و در این باره توضیح داد: «وی با عضویت در شرکت‌ها و مؤسسات بیگانه در طراحی و اجرای پروژه‌های رسانه‌ای و سایبری با موضوع براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی مشارکت داشته است. نامبرده یکی از سرشبکه‌های اصلی مؤسسات معاند بوده که تحت هدایت و حمایت سرویس‌های رسانه‌ای و جاسوسی دولت‌های بیگانه فعالیت‌های مجرمانه خود را طی سالیان گذشته انجام داده است».


نکته جالب توجه درباره زاغری اینکه او علاوه بر این اتهامات، یک پرونده مفتوح دیگر هم در دستگاه قضایی دارد که هنوز رای آن صادر نشده است. غلامحسین اسماعیلی دی‌ماه ۹۶ در این باره گفته بود: این فرد غیر از محکومیتی که هم‌اکنون در حال گذراندن آن است، یک پرونده اتهامی دیگر هم دارد که به دادگاه ارسال شده و در فرآیند دادرسی دادگاه است. به گفته این مقام قضایی، در پرونده جدید نازنین زاغری حکمی صادر نشده است و نمی‌توان هم پیش‌بینی کرد که محکوم می‌شود یا تبرئه یا اینکه در صورت محکومیت به چه مجازاتی محکوم خواهد شد، زیرا تعیین میزان مجازات به‌عهده قاضی رسیدگی‌کننده است. این پرونده هم‌اکنون در مرحله بدوی قرار دارد و در صورت صدور رأی، مرحله تجدیدنظر پیش‌رو خواهد بود.


با وجود، پرونده سنگین زاغری، تلاش گسترده دولت انگلیس برای آزادی او که از زمان دیوید کامرون و بوریس جانسون، نخست‌وزیر و وزیر خارجه سابق این کشور شروع شده بود، اکنون وارد فاز تازه‌ای شده است. جرمی هانت، وزیر خارجه انگلیس در مصاحبه‌ای با شبکه رادیو ۴ بی‌بی‌سی گفت این کشور در حال بررسی احتمال اعطای مصونیت دیپلماتیک به نازنین زاغری رتکلیف، محکوم امنیتی محبوس در ایران است. وی در این مصاحبه گفت پرونده این محکوم را با جزئیات دنبال می‌کند و در حال بررسی درخواست همسر زاغری برای اعطای مصونیت دیپلماتیک به او است.

مصونیت دیپلماتیک، ساز و کاری است که تحت قوانین بین‌المللی به کشورها اجازه می‌دهد برای کمک به یکی از اتباع خود در کشورهای دیگر از آن استفاده کنند. این مساله به این معنی خواهد بود که دیپلمات‌های انگلیسی دیگر در تلاش برای حمایت از حقوق یک شهروند انگلیسی نخواهند بود، بلکه از نظر حقوقی، از منافع کشور خود حمایت خواهند کرد. با این حال، وزیر خارجه انگلیس گفت همچنان به تصمیم‌گیری نهایی نرسیده است و افزود نکات مثبت و منفی درباره این تصمیم احتمالی وجود دارد.


تصمیم انگلیس مبنی بر اعطای مصونیت دیپلماتیک به یک محکوم امنیتی در حالی مطرح است که ۲ ماه پیش یک کشور دیگر اروپایی تصمیم به سلب مصونیت از یک دیپلمات ایرانی آن هم به خاطر اتهامی واهی گرفته بود. همزمانی این ۲ اتفاق یعنی اعطای مصونیت دیپلماتیک به مجرمی که در دادگاه محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است و از سویی سلب مصونیت سیاسی از یک دیپلمات رسمی جمهوری اسلامی در اروپا آن هم به خاطر یک اتهام ثابت نشده، موجب می‌شود راهبرد تهاجمی اخیر بریتانیا در موضوع زاغری بیشتر به یک شوخی تعبیر شود. تیرماه امسال وزارت خارجه اتریش با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد این کشور مصونیت یک دیپلمات ایرانی را پس از بازداشت در آلمان با ادعای ارتباط با طرح بمب‌گذاری در گردهمایی گروهک تروریستی منافقین در فرانسه، لغو می‌کند!

در بیانیه وزارت خارجه اتریش آمده بود گمان می‌رود این دیپلمات ۴۶ساله که در آلمان بازداشت شد، با ۲ فرد بازداشتی در بلژیک مرتبط بوده است. وزارت خارجه اتریش اعلام کرد: مصونیت دیپلمات ایرانی به دلیل صدور حکم بازداشت در اروپا، ظرف ۴۸ ساعت لغو می‌شود. این بیانیه همچنین حاکی است که وزارت خارجه اتریش، سفیر ایران در وین را فراخوانده است تا امکان شفافیت موضوع مربوط به بازداشت دیپلمات ایرانی فراهم شود، البته این اقدام عجیب و خارج از عرف اتریش در سلب مصونیت از یک دیپلمات از سوی مسؤولان سیاست خارجی کشورمان بی‌پاسخ نماند و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در شبکه اجتماعی توئیتر نوشت: چه همزمانی جالبی؛ همزمان با شروع سفر رئیس‌جمهوری به اروپا یک عملیات ایرانی افشا و عوامل آن دستگیر می‌شوند.

ایران هرگونه خشونت و ترور را در هر مکانی محکوم می‌کند و آماده همکاری با همه مقام‌های ذی‌ربط برای کشف آنچه تنها یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط است، می‌باشد. همچنین بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در این باره اعلام کرد سناریوی بی‌پایه و اساس دخالت دیپلمات ایرانی در یکی از کشورهای اروپایی، برای تخریب روابط ایران و اروپا در این مقطع مهم و حساس طراحی و اجرا شده است.


با همه اینها به نظر می‌رسد در شرایطی که کارمند رسمی سفارت ایران در اتریش به بهانه یک ادعای مضحک در آلمان دستگیر شده و تمام موازین و پروتکل‌های دیپلماتیک درباره او نادیده گرفته شده، پذیرش پوشش دیپلماتیک برای زاغری که اتهامات ضد امنیتی‌اش علیه ایران در دادگاه ثابت شده، یک اقدام خلاف امنیت ملی است و وزارت امور خارجه که در جریان دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان کوتاهی کرده، حق ندارد در مقابل برنامه جدید انگلیس کوتاه بیاید. در این راستا وزارت امور خارجه ولو به خاطر حمایت از کارمند خود در خارج از کشور نباید اجازه تحقق برنامه جدید انگلیس برای حمایت از یک مجرم امنیتی را بدهد و قاطعانه باید این توطئه را خنثی کند. عدم مقابله با این موضوع خلاف عزت و اقدامی علیه امنیت ملی و در یک کلام تحقیر شهروندان ایرانی است.

بنابراین به وزیر خارجه انگلیس باید گفت اگر به جای اعطای حمایت دیپلماتیک به این خانم جاسوس، حتی اگر او را ملکه انگلیس هم بکنید، باید مجازات جاسوسی خود را تحمل کند. از سوی دیگر درباره مصونیت و حمایت دیپلماتیک نیز باید گفت اولاً مصونیت دیپلماتیک، حتی مانع رسیدگی به جرائم اتباع بیگانه نیست و حال آنکه خانم زاغری تبعه ایران است. ثانیاً او به هنگام ارتکاب جرم، دارای همین مصونیت دیپلماتیک نیز نبوده است. ثالثاً دوره‌ای که بریتانیای صغیر (کبیر سابق) برخی اتباع ایرانی را تحت‌الحمایه خود قرار می‌داد و در ازای ارتکاب خیانت و وطن‌فروشی، پناه‌شان می‌داد، بالغ بر ۴۰ سال است که سپری شده است.

 

:: بازدید از این مطلب : 536
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 29 شهریور 1400

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند

«معصومه ابتکار» فعال اصلاح طلب که در دولت روحانی معاون رئیس جمهور بوده است و فرزندش ساکن آمریکا است در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«ما تلاش کردیم در طول این هشت سال با مردم صادق باشیم و در راستای مطالبات و وعده‌هایی که دولت به مردم داده بود حرکت کنیم...تلاش دولت‌های یازدهم و دوازدهم این بود که فشارها از روی مردم برداشته شود»

ابتکار در ادامه گفت:«به رغم...تحریم ها و جنگ اقتصادی...شیوع ویروس کرونا...حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله...ظهور و افول داعش...و به‌رغم همه سختی‌ها و هجمه‌هایی که علیه دولت صورت گرفت ما شاهد عملکرد قابل قبولی از سوی دولت آقای روحانی در زمینه‌های مختلف بودیم».

این عضو دولت روحانی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت:«نگذاشتید مردم ثمره شیرین تلاش دولت روحانی را بچشند...از مدعیان مسلمانی چنین رفتارهایی بعید بود. در فضای اسلامی ‌و انقلابی این رفتارها نه تنها زیبنده نیست و بلکه ریشه ها را می‌زند...دولت روحانی میدان را خالی نکرد و تلاش کرد از همه توانمندی خود برای حل مشکلات مردم استفاده کند... دولت آقای‌روحانی از همه ظرفیت‌های موجود برای پیشبرد برنامه‌های خود استفاده کرد. حتی ممکن بود گروهی عطای حضور در دولت را به لقای آن ببخشند و در مقابل این همه تهمت و هجمه کار خود را ترک کنند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

گویا از نگاه خانم ابتکار افزایش 700 درصدی قیمت مسکن و همچنین افزایش سرسام آور نرخ اجاره بهای مسکن در دولت روحانی، ثمره ای دلچسب بوده است و منتقدان نگذاشتند که مردم طعم شیرین آن را بچشند!

و شاید گرانی 10 برابری قیمت دلار نیز ثمره ای شیرین بوده که نگذاشتند مردم فواید آن را بچشند! پرواز قیمت پراید و گرانی افسارگسیخته اقلام خوراکی از جمله مرغ، تخم مرغ، گوشت قرمز و لبنیات نیز از شاهکارهای اقتصادی دولت روحانی بود که باز هم منتقدان نگذاشتند مردم ثمره شیرین آن را بچشند.

نحوه سهمیه بندی بنزین و افزایش قیمت بنزین و اظهارنظر رئیس جمهور در صبح جمعه نیز از آن دست اقداماتی است که باز هم منتقدان نگذاشتند که مردم طعم شیرین آن را بچشند.

تورم 43 درصدی در دولت روحانی نیز گویا شاهکاری اقتصادی در راستای منافع مردم بوده و این منتقدان بودند که نگذاشتند مردم ثمره شیرین تورم 43 درصدی را در سفره خود بچشند.

متاسفانه برخی فعالین اصلاح طلب که سالها در قدرت حضور داشته، اصرار دارند که بر زخم مردم نمک پاشیده و به فهم و شعور مردم عزیز کشورمان توهین کنند.

کارنامه دولت روحانی برای مردم ملموس بوده و نتایج آن را در سفره خود دیده اند. با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود. بهتر است بجای توهین به مردم، بابت قصور و تقصیرها عذرخواهی کرده و برای جبران خسارت ها تلاش کنیم.

 

** برای بهره مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «سازمان شانگهای و FATF» نوشت:«عضویت ایران در سازمان شانگهای به معنای پایان همه چیز نیست و ایران باید کنوانسیون‌های زیرمجموعه این سازمان را در مجلس تصویب و به تأیید شورای نگهبان برساند...نکته حائز اهمیت این است که ایران قبل از عضویت در سازمان شانگهای، سابقه عضویت در پیمان‌های منطقه‌ای متعددی ازجمله اکو،CIS  و... را داشته، اما نپیوستن به FATF مانعی جدی برای بهره‌برداری و استفاده از آنها بوده است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«بنابراین تصویب FATF در راستای رفع موانع موجود و استفاده از اقدامات و دیپلماسی فعال چندساله دولت تدبیر و امید ضروری به نظر می‌رسد. امیدواریم دولت و سیاست‌های کلی نظام موانع پیش‌رو درخصوص تصویب لوایح FATF را مورد بازبینی قرار داده و فصل جدیدی از سیاست‌های اقتصادی و امنیتی در کشور را حاکم کنند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

پیوستن ایران به FATF دقیقا در راستای منافع آمریکاست. برای همین بود که مایک پمپئو وزیر خارجه دولت ترامپ گفته بود که ایران باید فورا به این سازمان بپیوندد.

اما نکته قابل تأمل اینجاست که طیف اصلاح طلب در داخل دقیقا در راستای منافع دولت آمریکا و مغایر با منافع ملی کشورمان خواستار پیوستن ایران به FATF است.

FATF بازوی وزارت خزانه داری آمریکا در هوشمندسازی تحریم ها است. به همین منظور بخشی از طیف اصلاح طلب تاکنون با ترفندهای مختلف تلاش کرده تا ایران را به پیوستن به این سازمان وادار کند.

جریان اصلاح طلب یکروز مدعی شد که چون به FATF نپیوستیم پس نمی توانیم واکسن وارد کرده و واکسیناسیون سراسری را با شتاب انجام دهیم، اما با روی کارآمدن دولت رئیسی و در شرایطی که در لیست سیاه FATF بودیم، واردات واکسن شتاب گرفت و واکسیناسیون روزانه رکورد زد.

این طیف در ادامه مدعی شد که چون در لیست سیاه FATF هستیم نمی توانیم به عضویت شانگهای درآییم. اما در دولت رئیسی و در شرایطی که ایران در لیست سیاه FATF بود، به عضویت رسمی و دائمی در شانگهای درآمدیم.

حالا این جریان سیاسی مدعی شده است که تا به FATF نپیوندیم نمی توانیم از فواید شانگهای بهره ببریم. ای کاش رسانه های منتسب به طیف اصلاح طلب کمی هم دغدغه منافع ملی ایران را داشته و خود را در حد بلندگوی کاخ سفید کوچک نمی کردند.

 

** طرح دوگانه دروغین «موافق مذاکره-مخالف مذاکره» برای پاک کردن صورت مسئله

روزنامه اعتماد در مطلبی نوشت:«وقتی آن‌چه را که در این بازه زمانی مختصر، از بزنگاه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم تاکنون گذشت، واکاوی کنیم و کمی در نوع موضع‌گیری اصولگرایان نسبت به برجام و مذاکرات و حتی فراتر از آن، کلیت رابطه جمهوری اسلامی با دولت‌های جهان و جامعه جهانی دقیق‌تر شویم، درخواهیم یافت که حتی آن تعبیر «دلواپسان» هم دیگر توصیف روشنی از رویکرد و راهبرد محافظه‌کاران به دست نمی‌دهد».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«آنان دیگر نه‌تنها نابرجامی  نیستند و هیچ ضدیتی با مذاکره با قدرت‌های جهانی ندارند، بلکه به‌روشنی گاردشان را پایین آورده و نسبت به آنچه روزگاری مصداق خیانت به ملت و مملکت می‌خواندند، دلواپس نیستند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

رسانه های منتسب به جریان اصلاحات در ساخت دوگانه های کاذب و دروغین مهارت خاصی دارند. یکی از این دوگانه های دروغین، تقسیم فعالین سیاسی به دو گروه «موافق مذاکره» و «مخالف مذاکره» است.

برخلاف ادعای این طیف، منتقدین سیاست خارجی دولت روحانی هیچگاه مخالف مذاکره نبودند، بلکه با مذاکره ای که از موضع ضعف و انفعال انجام شود مخالف بودند.

ظریف- وزیر خارجه دولت روحانی- دقیقا در اوج مذاکرات هسته ای و در مقطعی که طرفین مذاکره باید در پی امتیازگیری حداکثری باشند در اظهارنظری عجیب و تحقیرآمیز گفت «امضای هر توافقی بهتر از عدم توافق است»! در همان مقطع وزیر خارجه آمریکا گفت «توافق نکردن، بهتر از توافقِ بد است».

پس از آن دقیقا در مقطعی که طرف آمریکایی و اروپایی می گفتند ایران باید درباره تعهداتی که انجام داده، مورد راستی آزمایی قرار گیرد، معاون ظریف در اظهارنظری عجیب گفت «امضای وزیر خارجه آمریکا برای ما تضمین است و ایران به اجرای برجام توسط طرف مقابل اطمینان دارد»!

منتقدین سیاست خارجی دولت روحانی به این رویکرد اعتراض داشتند، رویکردی منفعلانه و از موضع ضعف و حقارت آمیز.

اما بانیان خسارت محض برجام با پاک کردن صورت مسئله، بر دیپلماسی انفعالی سرپوش گذاشته و خود را موافق مذاکره و طرف مقابل را مخالف مذاکره جا می زنند! این در حالی است که شعار این طیف مبنی بر «دانستن حق مردم است» گوش فلک را کر کرده است.

 

سرویس سیاست مشرق -   «با کمال خرسندی اکنون سند عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای در شهر دوشنبه با حضور رئیس جمهور محترم کشورمان به تایید سران رسید. این عضویت  راهبردی تاثیر مهمی بر روند همکاری های همه جانبه ایران در راستای سیاست همسایگی و آسیا محور دارد»؛ این توئیت «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان در اعلام خبر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای است.

روز جمعه 26 شهریور و همزمان با اولین سفر خارجی آقای رئیسی در کسوت رئیس جمهور، خبر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفت.

پیش از این «نیکولا سارکوزی» رئیس‌جمهور اسبق فرانسه گفته بود: «محور جهان در حال عبور از غرب، به شرق یعنی آسیاست. ما در گذشته بر جهان تسلط داشتیم، اما حالا به هیچ وجه مسلط نیستیم».

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در حقیقت یک نتیجه «برد-برد» برای طرفین است. از یکسو اعضای سازمان همکاری شانگهای به این مسئله واقف هستند که پذیرش و عضویت دائم ایران در این سازمان در مقطع فعلی، اعتبار ویژه ای به ماهیت و عملکرد این سازمان خواهد داد.

همان‌طور که آقای رئیسی در سخنان خود در اجلاس سران شانگهای تاکید کرد: ابتکار کمربند و جاده، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کریدور شمال- جنوب به عنوان طرح‌های کلیدی در حوزه اتصالات زیرساختی می‌توانند در تقویت منافع مشترک کشورهای در حال توسعه و تقویت صلح در این منطقه نقش ایفا کنند. و ایران حلقه وصل ۳ طرح زیرساختی فوق است.

از سوی دیگر عضویت دائمی ایران در پیمان شانگهای، ظرفیت بزرگی برای توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی طرفین و بهره‌مندی کشورمان از تجارت 330 میلیارد دلاری کشورهای عضو دارد و درعین حال اثرگذاری تحریم‌های غرب علیه ایران را نیز کاهش می‌دهد.

اما نکته مهم اینجاست که ایران در شرایطی به سازمان همکاری شانگهای پیوست که نه از لیست سیاه FATF خارج شده بود و نه در دولت بایدن اقدامی درباره لغو تحریم ها صورت گرفته بود. سوال اینجاست که پیوستن به شانگهای چه ارتباطی با FATF و لغو تحریم ها دارد!؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

به این موارد دقت کنید:

«حشمت الله فلاحت پیشه» نماینده حامی دولت روحانی در مجلس دهم در روزهای گذشته گفته بود: «کشورهای عضو شانگهای حاضر نیستند در مسائل ایران از جمله در بحث برجام و FATF خود را درگیر کنند».

فلاحت پیشه در ادامه گفته بود: «ایران برای پیوستن به این سازمان باید تنش زدایی در روابط خارجی را در پیش بگیرد».

همچنین روزنامه اعتماد- به مدیرمسئولی «الیاس حضرتی» رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم- چندی پیش در مطلبی نوشته بود: «تحریم، مانع پیوستن به سازمان شانگهای است».

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

«احمد شیرزاد» از اعضای طیف تندرو اصلاح طلب و نماینده مجلس ششم که به دلیل اظهارات مغایر با منافع ملی، رئیس وقت مجلس لقب  «صدای رادیو اسرائیل»  را به او داده بود، پیش از این گفته بود: «عضویت ایران در شانگهای در گروی حل مشکل تحریم ها و FATF است».

ادعای طیف اصلاح طلب و جریان غربگرا این بود که تا مسئله FATF حل نشود و تا آمریکا تحریم های ایران را لغو نکند، خبری از پیوستن به سازمان شانگهای نیست.

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

حالا ایران با دیپلماسی مقتدرانه و با دهن کجی به تحریم های ظالمانه آمریکا، به شانگهای پیوسته است. «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه، روز جمعه گفته بود: «برای وارد شدن به پروسه عضویت دائم که امروز این اتفاق مهم رخ داد نیازمند پیگیری‌های جدی بودیم که آقای رئیس جمهور از همه فرصت‌های تماس‌های تلفنی و مهمانانی که برای مراسم تحلیف به تهران آمدند و عضو پیمان شانگهای بودند استفاده کرده و شخصا این موضوع را پیگیری کرد و به بنده هم تکلیف کرد که در رایزنی‌ها با همتایان این موضوع را با جدیت دنبال کنیم که بتوانیم این عضویت را در دوشنبه پایتخت تاجیکستان به نتیجه برسانیم».

برخی تحلیلگران معتقدند که اظهارات آقای رئیسی در مراسم تحلیف و همچنین مراسم تنفیذ و محتوای گفت و گوهای تلفنی رئیس جمهور با مقامات سایر کشورها و در ادامه، اظهارات امیرعبداللهیان و انتصاب معاونان این وزارتخانه، همگی در کنار هم این پیام را به اعضای سازمان شانگهای داد که با پیوستن ایران به این سازمان، فصل جدیدی در فعالیت این سازمان رقم خواهد خورد.

از زمان روی کارآمدن دولت سید ابراهیم رئیسی، حداقل این دومین بار است که شاهد رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF هستیم.

در هفته ها و روزهای گذشته رکورد واکسیناسیون روزانه کرونا در ایران شکسته شد. رئیس جمهور۲۰ شهریوردر جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: «امیدواریم واکسیناسیون روزانه به زودی آمار ۲ میلیون نفر در روز را پشت سر بگذارد».

«کریم همتی» رئیس جمعیت هلال احمر نیز در روزهای گذشته گفته بود: «رئیس جمهوری و معاون اول وی، تلاش های بسزایی انجام داده اند... وزارت امورخارجه و بانک مرکزی نیز کمک‌های خوبی انجام داده اند و سازمان تدارکات پزشکی هلال احمر در این عرصه با موفقیت عمل کرد. مجموعا تا آبان ماه ۹۰ میلیون دز واکسن وارد کشور خواهد شد».

این در حالی است که در مقطعی که دولت روحانی روی کار بود، برخی مقامات ارشد دولت همصدا با جریان اصلاح طلب و طیف غربگرا با یاس آفرینی و خودتحقیری و سیاه نمایی مطلق از وضعیت کشور، مخالفت با FATF و پافشاری ایران درباره مشروط کردن احیای برجام به لغو یکباره تحریم ها را عامل کاهش واردات واکسن معرفی کردند.

حالا در دولت سیزدهم، نه ایران از لیست سیاه FATF خارج نشد و نه دولت بایدن در تحریم های ضدایرانی تجدیدنظر کرد؛ فقط یک اتفاق افتاد و آن این بود که مدیریت جهادی روی کار آمد.

ماجرای واردات انبوه واکسن و رکوردزنی واکسیناسیون در کنار پیوستن ایران به شانگهای، تنها دو نمونه از رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF در هفته های اخیر است.

بخش قابل توجهی از جریان اصلاح طلب به عنوان مصداق اتّم کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF در دولت روحانی مدعی بودند که مسلط به زبان دیپلماسی بوده و طیف مقابل را با این طعنه که «مگر شما بلدید با دنیا مذاکره کنید!؟» مورد هجمه قرار می دادند.

اما این طیف علیرغم ادعاهای فراوان و فضاسازی گسترده رسانه ای، ثابت کرد که حتی با بدیهی ترین و ابتدایی ترین اصول دیپلماسی و مذاکره نیز آشنا نیست.

جماعتی که برجام را فتح الفتوح جا زد اما دلار را حدودا 9 برابر گران کرد و گرانی 700 درصدی مسکن را به جا گذاشت و تحریم ها را افزایش داد و سفره مردم را کوچک کرد.

رکوردزنی در واردات واکسن و کاهش چشمگیر فوتی ها و مبتلایان کرونا و همچنین پیوستن ایران به سازمان شانگهای و در کنار آن فروش سوخت ایران به لبنان، همگی نتایج دیپلماسی مقتدرانه و فعال و پرهیز از انفعال در سیاست خارجی است.


:: بازدید از این مطلب : 528
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 شهریور 1400

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در مطلبی تحت عنوان «بسم‌الله، بفرمائید ثبت‌نام کنید!» نوشت:

برادر عزیزمان آقای حسن عباسی نظر شنیدنی و جالبی مطرح کرده‌اند که اگر با یک پیوست اجرایی و عملیاتی همراه شود می‌تواند ادعاهای یک جریان سیاسی غربگرا و پُر مدعا را نیز به بوته راستی‌آزمایی کشانده و نقش تعیین‌کننده‌ای در جدایی آب از سراب داشته باشد. برادر عباسی نوشته‌اند:

« اصلاح‌طلبانی که امروز علم جنگ برداشته و نظام را به مداخله در فتنه ‎پنجشیر تحریص می‌کنند، همان کسانی هستند که در زمان اشغال کویت توسط صدام و حمله آمریکا به عراق، صدام را خالد بن ولید خوانده و خواستار مداخله ایران در جنگ خلیج‌فارس به نفع صدام شدند». در این باره گفتنی است:

۱- باید به نوشته ایشان اضافه کرد که مروری گذرا بر مواضع مدعیان اصلاحات به وضوح نشان می‌دهد نظری متفاوت با خواست و منافع آمریکا - و اسرائیل- نداشته‌اند به‌گونه‌ای که برای پیش‌بینی موضع آنها درباره فلان موضوع، می‌توان به موضع آمریکا در آن خصوص مراجعه کرد. این خصیصه ذلت‌بار مدعیان اصلاحات (البته برخی از آنها و نه همه آنان) بیرون از دایره ادعاست و به آسانی قابل دیدن و اثبات است. به‌عنوان مثال و فقط به عنوان مثال بخوانید؛

۲- وقتی آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن برای اشغال سوریه و خارج کردن این کشور از محور مقاومت همداستان شده و ائتلافی با نام فریبنده « دوستان سوریه» ! تشکیل داده و سیل اسلحه و مهمات را برای تروریست‌های تحت مدیریت خود به سوریه گُسیل داشتند، ایران و حزب‌الله لبنان که این حرکت را در تقابل با منافع و موجودیت مقاومت (از جمله ایران اسلامی) می‌دانستند به کمک دولت سوریه شتافتند، در آن هنگام مدعیان اصلاحات جیغ بنفش می‌کشیدند که چرا باید به سوریه برویم؟! یعنی دقیقاً همسو با آمریکا و متحدانش و در دشمنی آشکار با مردم وطن خود (بخوانید وطن‌فروشی)!

۳- آمریکا (به اعتراف صریح هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا در کتاب خاطراتش -HARD CHOICE- انتخاب سخت) تروریست‌های تکفیری داعش را ساخت و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و عربستان و امارات و ... را به حمایت سیاسی و تسلیحاتی این گروه وحشی فراخواند. سران داعش بی‌مهابا و به صراحت اعلام کردند که هدف نهایی آنها ایران اسلامی است و حرکتی که از موصل عراق آغاز کرده‌اند در ایران به نتیجه نهایی می‌رسد! حفاظت از جان و مال و ناموس مردم ایران و عراق و سوریه و ... برای ایران یک وظیفه قطعی دینی و ملی و انسانی بود و بی‌توجهی به آن گناهی بزرگ و نابخشودنی بود. درک این نکته بدیهی برای کودن‌ترین افراد هم قابل درک بود و بسیار بعید بوده و هست که مدعیان اصلاحات از فهم آن عاجز بوده باشند! ولی این فرقه غربگرا قتل‌عام زن و مرد و کودک هموطن خویش به دست داعش و به‌اسارت و کنیزی گرفتن دختران مظلوم این مرز و بوم از سوی تروریست‌های داعش را فقط به این علت که خواست آمریکا و اسرائیل است بر مخالفت با خواست دشمنان تابلودار وطنشان ترجیح دادند و فریاد برآورده و زمین و زمان را به هم دوختند که چرا باید جوانانمان را برای مقابله با داعش به سوریه و عراق اعزام کنیم؟! و به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که انگار اعزام نیرو به سوریه و عراق، صدقه دادن به آنهاست و اصلاً به روی نامبارک خود نمی‌آوردند که ایران اسلامی در این حرکت از جان و مال و ناموس ملت خود دفاع می‌کند و ...

بیهوده نبود که نتانیاهو می‌گفت اصلاح‌طلبان اصلی‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند! و گفتنی است شعار « نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را تارنمای وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به مدعیان اصلاحات پیشنهاد -بخوانید دیکته-کرده بود.

به این بخش از سخنان یکی از همین مدعیان دو آتشه اصلاحات که در اصفهان ایراد شده بود توجه کنید! می‌گوید: « مگر ما این جوان‌های عزیز را از سر راه آوردیم، همین‌طوری بفرستیم تا شهید شوند. ما دلمان می‌سوزه که جوان‌هایمان چرا باید شهید بشوند. چرا مردم باید کشته بشوند»!

یعنی ایشان و طیف غربگدای متبوعش نمی‌دانند که اگر پای داعش به ایران می‌رسید علاوه‌بر قتل‌عام وحشیانه توده‌های مردم، زنان و دخترانشان را هم به کنیزی و اسارت می‌برد و... عجب غیرتی؟! و چه وطن‌فروشی آمیخته به ذلتی؟!

۴- اکنون هم که آمریکا در افغانستان با شکست مفتضحانه‌ای روبه‌رو شده است و آرزوی دیرینه خود که برپایی جنگ مذاهب و اقوام و کشاندن پای ایران به این توطئه است را برباد رفته می‌بیند، همان فرقه سیاسی غربگدا برخلاف سر و صدای قبلی که سوریه و عراق و داعش به ما چه ربطی دارد (بخوانید چون به زیان آمریکاست) امروز جیغ می‌کشند که چرا علیه طالبان (به نفع آمریکا) وارد جنگ نمی‌شویم؟!

۵- حالا یک پیشنهاد منطقی و همه‌پسند در میان است و آن اینکه یک تیپ از مدعیان اصلاحات تشکیل شود و مدعیان اصلاحات جهت اعزام به افغانستان در آن ثبت‌نام کرده و برای مبارزه به پنجشیر و یا هر نقطه دیگر افغانستان اعزام شوند.

نام « تیپ اصلاحاتیون» ! هم اسم با مسمایی برای این تیپ است! اگر در ادعای خود صادق هستید، بسم‌الله، بفرمائید در این تیپ ثبت‌نام کنید ! بهانه نیاورید که این حرکت با سیاست‌های رسمی نظام ناهمخوان است! چرا که، اولاً ؛ تاکنون کدام حرکت شما با سیاست‌های نظام همراه بوده است ؟! ثانیاً؛ کدام موضع و اقدامتان با خواست آمریکا ناهمخوان بوده است؟!

ثالثاً؛ (بلاتشبیه و با پوزش از این تشبیه که قیاس‌مع‌الفارق است) مگر فاطمیون و زینبیون با اجازه دولت‌های خود به جنگ با داعش رفته‌اند؟! شما هم تحت عنوان تیپ «اصلاحاتیون» به افغانستان بروید با این تفاوت که آنها به دفاع و حمایت از مردم مظلوم و در مخالفت با آمریکا و عربستان و امارات و دولت‌های اجق وجق عربی برخاسته‌اند و شما ... !!!


:: بازدید از این مطلب : 785
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 شهریور 1400

بیش از چند روز از تشکیل ترکیب دولت سیزدهم نگذشته است، اصلاح طلبان از همان روز اول انتخاب آقای رئیسی به عنوان رئیس جمهور، ضمن زیر سئوال بردن انتخابات و جلوتر از آن تحریم انتخابات، در پی اهدافی هستند که در صورت توفیق مردم را نسبت به حاکمیت بد بین و دور می کنند. این طیف فکری که با اصل حاکمیت اسلامی مشکل دارند زیرکانه و هوشمندانه در پی زیر سئوال بردن اصل جاکمیت هستند، بارها کوشیدند و لی ناکام ماندند.

با کمی دقت به سرفصل بیشتر روزنامه های اصلاح طلب شاهد نظریه پردازی اصلاح طلبانی هستیم که موضوع جاکمیت یکدست را مطرح می کنند، آنها سعی می کنند که به عموم مردم القاء کنند که نهاد ریاست جمهوری و نهاد مجلس و قوه قضائیه جزئی از حاکمیت هستند که مسئولیت سه قوه را بدست گرفته اند. با این پیش فرض نتیجه می گیرند که اگر این دوره موفق نباشند مقصر ریاست سه قوه نیست بلکه حاکمیت و اسلام است که قدرت توانایی کشور داری را ندارد، و تنها نجات ایران از این گرفتاری ها که مصوب اصلی خود اصلاح طلبان هستند که سی و چند سال ریاست قوه مجریه و مقننه را در کارنامه خود دارند." پناه بردن به لیبرالیسم" است. یکی از مشخصه های بارز این طیف فکری ایراد و اشکال گرفتن از دولت مردان فعلی است، و مقایسه کردن آنها با یک مقام لیبرالی است، معیار آنها آموزه های لیبرالیستی است که شدیدا به آن اعتقاد دارند. در طرف ین نوع تفکر جایی برای اخلاقیات، کرامت، عزت وجود ندارد و یا خیلی بی مایع است.

احتمال "تکرار آبان ۹۸" در سایه ادامه القای ناامیدی

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم/ "ایران" بی‌عمل است یا شما!؟

محمدرضا خاتمی، ‌ از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ اخیراً طی اظهاراتی در کلاب‌هاوس که سایت اعتمادآنلاین آنرا منتشر کرد، گفته است:

"مردم از تغییرات سیاسی ناامید هستند و به دنبال رفع مشکلات اقتصادی هستند"! [۱]

 

* رجال سیاسی یک کشور در تمام ازمنه و در تمام حکومت‌های معاصر و گذشته تاریخ؛ ۲ شأن اصلی دارند.

یکم: امید دادن معقول به مردم

دوم: تأکید بر نقش مردم و ایجاد آشتی میان حکومت و مردمسالاری

چه رجلی که این ۲ شأن را نداشته باشد یا رعایت نکند عملا با دشمنان شمشیر به دست یک ملت هیچ تفاوتی ندارد. زیرا مملکت یا جای امیدواری است یا جای ناامنی! و کشوری که مردم در حکومتش جایی نداشته باشند رو به اضمحلال است.

با عنایت به این بدیهیات عقلانی بایستی اشاره کرد که اصلاح‌طلبان ستادی با تحریم دو انتخابات سال‌های ۹۸ و ۱۴۰۰ بصورت رسمی از مردمسالاری خارج شده‌اند.

و در بحث امید دادن به مردم نیز عملا چیزی جز آنچه که خاتمی مبنی بر ناامیدی گفته است؛ چیزی از ستاد اصلاحات شنیده نمی‌شود!

جدای از اینها اگر هم کسانی از مردم به بلیه ناامیدی دچار شده‌اند؛ این قضیه به شخص آقای خاتمی و دوستان ایشان مربوط است که یک گزینه ناکارآمد را طی ۸ سال گذشته در دامن رأی مردم گذاشتند و صراحتا خود را تضمین او نامیدند. تضمینی که البته هرگز به مسئولیت خود وفا نکرد و امروز به جای انجام وظیفه؛ به تکرار آبان ۹۸ می‌اندیشد!

مردم ایران باید دشمنان خود و کسانی که برای آنها رهاوردی جز ناکارآمدی و ناامنی ندارند را بشناسند و از آنها بر حذر باشند.

ندیده گرفتن این هشدار و میدان دادن به کسانی که نه امید می‌دهند و نه مردمسالاری را قبول دارند؛ به آنچه می‌انجامد که زمانی مصطفی تاجزاده گفته بود... "تکرار آبان ۹۸ در سطحی وسیع‌تر و خشن‌تر"!

 

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم!

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم/ "ایران" بی‌عمل است یا شما!؟

احمد حکیمی‌پور، عضو سابق شورای شهر تهران و کسی که نامش در دروغ املاک نجومی علیه کارآمدی شهردار سابق تهران زیاد برده می‌شد، در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اظهار کرده است:

"اصلاح‌طلبان باتوجه به وعده‌هایی که دولت داده است طبیعتاً یک مدتی را مهلت می‌دهند و شرایط را رصد می‌کنند تا ببینند این وعده‌ها به کجا رسیده است و بعد از چندماه شروع به ارزیابی خواهند کرد چرا که وظیفه نهادها، احزاب، تشکل‌ها و جریانات سیاسی همین است که رقیب‌شان را رصد و کارکرد و عملکردشان را بررسی کنند تا ببینند بین وعده‌ها و آن چیزی که رخ داده چه فاصله‌ای وجود دارد و وعده‌ها به کجا رسیده است؟ لذا این کمترین وظیفه یک مجموعه سیاسی است که دولت مستقر را هم نقد و هم یاری کند و کمک کند مشکلات درست دیده شود تا به نحو احسنت برطرف شوند"[۲]

 

*اساسا شخصی و جریانی که دست به تحریم انتخابات می‌زند؛ هیچ حقی برای اظهار نظر درباره شرایط کشور و مهلت دادن یا ندادن به گزینه پیروز انتخابات ندارد.

چه اینکه او از دموکراسی خارج شده و کسی که از دموکراسی خارج شده، شرایط و فرایندهای اجرائیات کشور را نمی‌فهمد که بخواهد درباره آنها سخن بگوید. بلکه او فقط به اسلحه و شورش و پایان سیاست می‌اندیشد و در جایی که اسلحه باشد، سیاست نیست.

جالب است که مردم باید بدانند کسانی از دوستان آقای حکیمی‌پور مثل محمدرضا تاجیک و سعید حجاریان صراحتاً از پایان سیاست و پایان اصلاحات صندوق‌محور سخن گفته‌اند.

فلذاست که همه منتظر رؤیت آتش دهانه سلاح این افراد هستند نه منویات سیاسی آنها!

قابل تأمل است که آقای حکیمی‌پور، "رصد رقیب" را از وظایف جریانات سیاسی می‌داند اما درباره جنایت "تحریم انتخابات از سوی جریان خاص" هیچ سخنی نمی‌گوید...

از طرفی مگر اصلاح‌طلبان چه کارنامه مشعشعی در اجرائیات کشور و یا کارآمدی دارند که مدعی رصد عملکردی رقیب هستند؟ زیرا کسی شایسته رصد و نمره‌دهی است که خود دانای کار باشد و در سطحی بالاتر از سوی مردم شناخته شود.

در بحث وعده‌های دولت جدید به مردم نیز همان فرایندهای سابق تکرار خواهد شد.

اگر دولت موفق شود و به وعده‌هایش عمل کند؛ با اقبال عمومی مردم در بحث رضایتمندی و در انتخابات آتی مواجه خواهد شد.

و اگر موفق نشود و وعده‌هایش صرفا مجلس‌آرایی بوده باشد؛ مردم می‌فهمند و در انتخابات‌های بعدی به گفتمان‌های دیگر رأی می‌دهند. زیرا مادام که سیاست و صندوق رأی باشد؛ راه حل مشکلات هم پیدا می‌شود.

در این میانه البته هیچ جایی و هیچ شأنی برای تحریم‌کنندگان انتخابات نیست.

  

 

 


:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران