منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 02 اردیبهشت 1398

این شعاری بود که در فتنه 88 در تجمع طرفداران کروبی و موسوی در خیابان فریاد می زدند. آنها از یکطرف این شعار را می دادند و از طرف دیگر ثروت ایران را به اتش می کشیدند.

اصل خلق این شعار بین اپیسیوزیون خارج از کشور و معاندان داخلی همراه با خط و خطوطی که دشمنان دیزینه ملت ایران مانند آمریکا شیطان بزرگ و سران رژیم غاصب سهیونیستی بارها به شکلی دیگر عنوان کرده اند. آنها در خلق این شعار دو منظور داشتند، یکی بد بین کردن ملت از انقلاب و دومی مهار قدرت ایران که بر جان آنها وحشت انداخته است.

بیشتر منظور من از بیان این شعار که از زبان بعضی بی بصیرت در فتنه 88 بیان شد، این است که: ای منورفکران غرب گرا و این عاشقان اندیشمندان غربی که با اندیشه های ناب اسلامی آشنایی ندارید. بیایید و به این شعارتان جامه عمل بپوشید. الان قسمتی از کشور عزیزمان ایران که شما در شعارتان جان را فدای آن می کنید، دچار سیل زدگی شده اند . خانه و کاشانه و تمام اسباب زندگی شان را سیل خراب نموده است، هم در شمال و هم در غرب و هم در جنوب، چرا خبری از کمک شما به این مردم ایران نیست. فقط بلدید شعار تنظیم کنید و به خورد عده ای بی بصیرت بدهید. بروید و نگاه کنید و یاد بگیرید، آنهایی که شما در نوشته هایتان و شعارهایتان هر از پند یکبار مورد اهانت قرارر می دهید پطور برای همین مردم کشورشان لخت شده اند و سراپا لجن به سیل زدگان گمک می کنند. شما مردم را برای رسیدن به امیال خودتان می خواهید، شما آنقدر طرفدار غربیت طرفدار مردم ایران نیستید، اگر بودید ما الان شمار در بین این جماعت جهادی سر تا پا لجن می دیدیم. این جماعت جهادی در هر جبهه ای که احساس کند مردم کشورش در خطر قرار دارد حاضرند تا جانفشانی کنند و اهل شعار نیستند گمنام گمنامند.


:: بازدید از این مطلب : 480
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 23 فروردین 1398

سلامتی را مجموعه حالت رفاه وآسایش کامل جسمانی، روانی و اجتماعی تعریف کرده که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.

بر اين اساس تاثير متغيرهاي اجتماعي چهارگانه: اعتماد اجتماعي، تعهد اجتماعي، مسووليت اجتماعي و بيگانگي اجتماعي بر سلامت اجتماعي باید مورد بررسي قرار گیرد. همچنين تعيين ارتباط متغيرهاي زمينه اي هشت گانه مانند (جنسيت، سن، وضعيت تاهل، وضعيت شغلي، تحصيلات،  درآمد،  رابطه سرمايه اجتماعي و سلامت ) اگر مورد مطالعه قرار گیرد و شناخت درست، جهت کمی و کاستی هر کدام از عوامل و بارور نمون هر کدام از آن عوامل مارا به هدفمان یاری می رسانند. به طورکلي دو رويکرد در زمينه ارتباط بين  دو متغير سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی وجود دارد: رويکرد اول، استقلال مفهومي دو متغير را مطرح مي کند که معمولا سرمايه اجتماعي به عنوان متغير مستقل و سلامت اجتماعي به عنوان متغير وابسته فرض شده است. و ديگري رويکرد تلفيق مفهومي که قائل به فضاي مفهومي مشترکي براي اين دو است.

    عوامل مهمی مانند سطح سواد والدین ، میزان ورزش ، دیدار اقوام ، رفتار والدین در منزل ، میزان مدیریت والدین در منزل ، میزان احترام به یکدیگر ، میزان رعایت حقوق دیگران در منزل ، اعتقاد به مسایل دینی و مذهبی ، میزان صمیمیت بین اعضای خانواده،  و امید به آینده شغلی با سلامت روانی هر فرد ، وضعیت شغلی والدین ،مدت زمان سپری شده با دوستان و ساعات تماشای تلویزیون با سلامت روانی هر فرد رابطه مستقیم دارد.

سالمتی یک مسئله چند بعدی است، حتی امروزه عالوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سالمتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند . چنانچه مشکالت جسمی بر روان فرد، مشکالت روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختالالت موجود در جامعه ، بر هر دو بعد دیگر سالمتی اثر می گذارند. لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سالمتی باید به تمام جوانب سالمتی فردی ) جسمی و روانی و معنوی ( و سالمت کلی جامعه توجه داشته باشد . در اینجا برای ساده کردن مطلب ، ابعاد مختلف سالمتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عمالً قابل تفکیک از یکدیگر نیستند . بعد جسمی معمول ترین بعد سالمتی ، سالمت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سالمتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد . سالمت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است . از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سالمت جسمی است . به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سالمت جسمی عبارتست از : ظاهر خوب و طبیعی ، وزن مناسب ، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم ، اجابت مزاج منظم ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین باالتر بعد روانی : بدیهی است سنجش سالمت روانی نسبت به سالمت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکالت و حوادث زندگی جنبه مهمی از سالمت روانی را تشکیل می دهد ، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی و غیره بر روی سالمت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد . بعضی از نشانه های سالمت روانی عبارتست از :

سازگاری فرد با خودش و دیگران ، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکالت . بعد معنوی : یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکالت روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی ، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است . ایمان ، هدفدار بودن زندگی ، پایبندی اخالقی ، تعاون ، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب ، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود. بعد اجتماعی: بعد اجتماعی سالمتی از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم فرد با جامعه ، خانواده ، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سالمتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه، می توان سالمت جامعه را تعیین و با هم مقایسه کرد که بعداً در مورد شاخص های سالمتی اجتماع بحث خواهیم کرد. بررسی مفاهیم نظری سالمت عمومی از دیدگاههای مختلف : در فرهنگ علوم رفتاری ، بهداشت روانی عبارتست از : 4 -علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سالمت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی . 0 -فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از ناسازگاری شخصیتی جلوگیری می کند.

 


:: بازدید از این مطلب : 455
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 05 فروردین 1398

آقای روحانی رئیس جمهور محترم در بیست و پنجم دیماه نود و هفت در استان گلستان در جلسه شورای اداری این استان بار دیگر از مشکلاتی سخن گفت که به نظر می‌رسد به خود دولت و تصمیماتی که گرفته است باز می‌گردد. 
شرایط اقتصادی کشور به خاطر برخی تصمیمات و البته سوء استفاده سوداگران بسامان نیست، این نابسامانی‌ها مطلوب دشمنان است و البته برای مردم نیز دردسرساز و مشکل ساز، هدف هم همین است که در میان مردم ایجاد نارضایتی شود، پس از انباشت نارضایتی‌ها به خاطر برخی ناکارآمدی‌ها به اعتراض کشیده خواهد شد، برای جلوگیری از رسیدن نارضایتی به اعتراض وظیفه مسئولین است که تصمیمات اشتباه پیشین خود را اصلاح کنند و امور جاری کشور را سامان دهند. 
آقای روحانی در سخنان خود در جلسه شورای اداری استان گلستان از مخالفت خود با ارز ۴۲۰۰ تومانی خبر داد، تصمیمی که باعث تشدید مشکلات اقتصادی شد و تبعات آن همچنان وجود دارد. 
به گفته آقای رئیس جمهور، این اقدام تصمیم درستی بود، اما درست اجرا نشد، این که چرا درست اجرا شد به عملکرد دولت بستگی دارد، اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به برخی افراد که یا تولید کننده هستند یا وارد کننده و در این مسیر تخلفات گسترده ای هم مرتکب شده اند، نشان ناآشنا بودن از آن افراد و شرکت‌هایی دارد که دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته اند و با اقدامات خارج از تعهدات خود، به مردم، کشور و انقلاب زیان وارد کرده اند. 
به گفته آقای روحانی چنین عملکردهایی در شرایط جنگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران شکل داده، خیانت است. تکلیف فرد خائن بر اساس قانون روشن است. شرایط در کشور به خاطر هجمه‌های اقتصادی و سیاسی علیه ایران عادی نیست و در چنین شرایطی خیانت برخی از آنهایی که آقای روحانی به آن اشاره کرده، تأثیر بیشتری بر اقتصاد کشور می‌گذارد. 
رئیس جمهور به چند نمونه اشاره کرده است، از آن جمله عده ای ۱۰۰ میلیون دلار پول گرفتند، ۵۰ میلیون دلار جنس وارد کردند و بقیه دلارها را وارد بازار کردند. 
به چنین افرادی که با اعمال سوداگرانه خود در اندیشه سود نامشروع هستند، چرا باید اعتماد و اطمینان کرد و ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر در اختیارش گذاشت تا اینگونه خیانت کند؟ 
آیا دولت دستگاه‌های نظارتی زیر مجموعه ندارد تا بر روند این چرخه اقتصادی با دقت نظارت داشته باشد تا اینگونه اتفاقات در اقتصاد کشور آن هم با وجود جنگ اقتصادی علیه ایران، نیفتد؟! 
چرا آقای رئیس جمهور نمی‌تواند از خیانت‌هایی که می‌شود سخن بگوید؟ مانع کجاست؟ مردم و نظام اسلامی نمی‌توانند بپذیرند که چنین افراد خائنی به آسانی تسهیلات دریافت کنند آنگاه به وطن و مردم خود خیانت کنند. چه زمانی مناسب است تا بتوان درباره چنین خیانت‌هایی سخن گفت و آن‌ها را رسوا کرد؟ چه ترسی از افشاگری وجود دارد؟ 
آیا دولت و شخص آقای رئیس جمهور درباره چنین افرادی که اقدامات خائنانه در زمینه اقتصادی کشور مرتکب شده اند به قوه قضاییه گزارش داده و آنها را معرفی کرده است؟ 
آقای روحانی در سخنان خود کُدهایی داده است، اما آیا اکنون برای اقدام علیه این خائنان و سوداگران اقتصادی دیر نشده است؟ 
تا دیر نشده آن‌ها را افشا کنید تا مردم هم در جریان قرار بگیرند، شفاف سازی در این زمینه می‌تواند از فرار چنین خائنینی جلوگیری کند. اگر چنین افرادی را نمی‌توان شاید به خاطر برخی وابستگی‌ها به دست قانون سپرد، مردم می‌توانند آنها را مجازات کنند. 
غفلت از مجازات چنین افرادی که باید به آنها لقب «ناکثین» داد، تخلف بزرگی است که باعث ضایع شدن حق مردم ایران اسلامی می‌شود. 
قوه قضاییه برای برخورد با هر متخلفی با هر نام و نشانی که هست، قاطع ورود کرده، کافی است آنها به دستگاه قضایی معرفی شوند تا در شرایط جنگ اقتصادی با این خائنین برخورد قاطع شود. 
بارها گفته ایم و باز هم می‌گوییم که شرایط جنگی، قوانین خاص خود را دارد و باید بر اساس چنین شرایطی با مفاسد، متخلفین و خائنین برخورد شود. تنها راه این است. 
البته راه اول این است که به هر فرد و مجموعه ای اعتماد نشود و پول بیت المال در اختیار چنین افراد خائنی قرار نگیرد، دقت و نظارت بیشتر لازم است تا از بروز چنین خیانت‌هایی جلوگیری کند، اگر نظارت و بازرسی باز هم ضعیف باشد باید در انتظار خیانت‌های بیشتری از سوی خائنین به مردم، انقلاب و کشور باشیم.

                                                                *                   *                             *

حدود چند ماه پیش ، طرح یک فوریت الحاق دو تبصره به ماده ۱۱۹ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در صحن علنی به رای گذاشته شد. در حالی این طرح روز ۱۴ شهریور ماه به رای گذاشته شد که پیش از آن به یکی از سوژه‌های مورد توجه مردم و رسانه‌ها تبدیل شده و مطالبه‌ای عمومی در این باره شکل گرفته بود. حدود ۲۱۰ تن از نمایندگان در موضع‌گیری‌های خود اعلام کرده بودند که موافق آن هستند... اما، نتیجه ماجرا، تاسف‌انگیز، قابل تامل و در عین حال جالب بود.


در روز رای‌گیری یک‌سوم از نمایندگان مجلس غایب بودند. از ۱۹۴ نماینده حاضر تنها ۵۹ تن با فوریت شفافیت آرا اعلام موافق کردند. ۱۰۸ نفر مخالف، ۵ ممتنع و ۲۲ نفر هم اصلاً در رای‌گیری شرکت نکردند. این یعنی تقریباً از هر چهار نماینده‌ای که پیش از این در اظهار نظرهای عمومی گفته بودند موافق شفافیت آرا هستند، وقتی پای عمل به میان آمد تنها یک نفر از آنان به آنچه گفته بودند رای دادند. مسئله روشن و واضح است. موضع‌گیری و اظهار نظر و امضا پای طرح، شفاف است و در معرض سنجش و قضاوت قرار می‌گیرد اما رای‌گیری نه!


وقتی صحنه غبارآلود و غیرشفاف باشد می‌شود خیلی کارها کرد و حرف‌های مربوط و نامربوط را به هم آمیخت و به خورد خلایق داد. یکی از ترفندهای موثر در غبارآلود کردن فضا، دوقطبی کردن ماجراهاست. از سیاست گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و رقابت در انتخابات و دیپلماسی و... می‌توان گفت «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان...» و ادعای بوسیدن دستشان را کرد و هر چند روز یک بار هم به هر بهانه‌ای از آنان شکایت کرد و به دادگاه کشاند. می‌توان ادعای شفافیت کرد و ۷ ماه قانون انتشار عمومی حقوق و مزایای مدیران را پشت گوش انداخت و خم به ابرو نیاورد.

می‌گویند می‌خواهیم با CFT شفافیت بیاوریم. بله! اما برای چه کسی؟ مردم و نهادهای نظارتی خودمان یا دشمن که در این جنگ اقتصادی همچون گرگ به کمین نشسته و منتظر اندک روزنه و نشانه‌ای برای حمله‌ور شدن است؟ کاش دولتمردان و آن ۱۴۳ نماینده مجلس آنقدر که نگران دغدغه و بهانه آمریکا و اروپا هستند، نگران عدم شفافیت برای ملت و نهادهای نظارتی هم بودند که اگر بودند یک لحاف‌دوز بیچاره و سبزی‌فروش بخت برگشته برای کمتر از ۵ میلیون تومان، مورد سوءاستفاده قرار نگرفته و اینک بدهی مالیاتی ۳۰ و ۱۲ میلیارد تومانی نداشتند.


این میزان از ساده‌انگاری سیاسی و ولنگاری مدیریتی عجیب است. ماه‌ها از افتضاح ارز ۴۲۰۰ تومانی که ۱۸ میلیارد دلار از ارز مملکت را به باد داد می‌گذرد اما یکی از آن ۱۴۳ نماینده مدعی شفافیت مالی از دولت سؤال نکردند که چطور و چگونه آن میزان از ارز به یغما رفت. یکی سؤال نکرد آن آقای معاون ارزی سابق بانک مرکزی چگونه بدون یک روز سابقه کاری مرتبط از آمریکا آمد و پشت میز که نه پشت مهم‌ترین سنگر جنگ ارزی کشور نشست. کسی هم نپرسید آن آقایی که بهمن ماه حکم انفصال از خدمتش را دیوان محاسبات صادر کرده بود، چگونه به خدمت (خدمت؟!) ادامه داد و بعد از استعفا حکم مشاور رئیس‌جمهور را گرفت. چرا شفافیت را از پاسخ به این پرسش‌ها شروع نمی‌کنید؟


معضل عدم شفافیت فقط در اقتصاد نیست و فضای سیاسی کشور نیز متاثر از این آفت است. کم نیستند مطربانی که ساز عراق می‌سازند و آهنگ بازگشت به حجاز می‌کنند. تابلوی اصولگرایی در دست دارند و هلیم اصلاحات را هم می‌زنند. طرف ۲۰ سال است سر سفره اصلاح‌طلبان زانو زده و هر روز می‌گوید ما اصولگرایان چنین و چنان! نه اصولگرایی، نه اصلاح‌طلبی و نه اعتدال و خط کشی‌ها و اسامی دیگری از این دست، واجد ارزش و اعتباری ذاتی نیستند و هرکس را باید در ترازوی اعمالش سنجید اما در فضای غبارآلود و غیرشفاف، جایی برای موشکافی نمی‌ماند و هر چه فضا غیرشفاف‌تر، اعتبار سنجش‌ها کمتر. سیاستمداری که بر اساس پیش‌بینی وزش باد، صبحانه را با اصولگرایان می‌خورد و ظهر میل اعتدال می‌کند و شب هوس اصلاحات می‌کند، فرصت‌طلبی است که بیشتر به درد کار در سازمان هواشناسی می‌خورد.

 


:: بازدید از این مطلب : 744
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 04 فروردین 1398

 تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند 

 

گزارش: تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند + جدول

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

وی متولد 1364 در اهر و دانشجوی دکترای زمین‌شناسی با گرایش نفت در دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال است. مهدی‌زاده همچنین عضو ستاد سیاست‌گذاری و مشاور شورای مرکزی دبیرخانه توسعه علوم و فناوری کشورهای اسلامی، مشاور فرماندار کرج، دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه انرژی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، برنامه‌ریز مالی پژوهشگاه صنعت نفت، مشاور مدیرعامل شرکت توسعه نفت، مشاور فدراسیون کاراته و عضو هیئت رئیسه ورزش‌های رزمی IMARO و مشاور سازمان ملی جوانان است.

سمت گرفتن داماد رئیس‌جمهور در دولت بار دیگر حواشی انتصابات فامیلی حسن روحانی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم را تازه کرد چراکه یکی از شعارهای حسن روحانی در انتخابات 92 شایسته‌سالاری بود اما پس از چندی خبرهای ناخوشایندی از انتصابات اقوام و نزدیکان رئیس‌جمهور در دولت به گوش رسید.

در ادامه این گزارش به این انتصابات "فامیلی" در 2 دولت حسن روحانی به‌صورت گذرا نگاه خواهیم داشت:

  اسم  نسبت با رئیس‌جمهور سمت
1 حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دستیار سابق رئیس‌جمهور و همیشه جزو همراهان روحانی محسوب می‌‌شد
2 عبدالحسین فریدون پسرعموی حسن روحانی

مدیرکل سابق وزارتی وزارت علوم و آموزش‌عالی و سرپرست مرکز جذب اعضای هیئت علمی این وزارتخانه

3  اسماعیل سماوی خواهرزاده حسن روحانی

سرپرست سابق گروه مشاوران جوان، رئیس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور رئیس دفتر رئیس‌جمهور

4 غلامعلی خوشرو پدر داماد حسین فریدون (برادر حسن روحانی) نماینده ایران در سازمان ملل
5 اسماعیل نجار  پسرعموی شوهرخواهر روحانی  معاون وزیر کشور و رئیس ستاد بحران کشور
6 کامبیز مهدی‌زاده داماد رئیس‌جمهور معاون فعلی وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان زمین‌شناسی

البته پیشتر از علی‌اصغر پیوندی و طاهره قیومی به‌عنوان بستگان رئیس‌جمهور یاد می‌شد که در دولت یازدهم و دوازدهم مسئولیت گرفته‌اند اما پس از مدتی خود این افراد وابستگی فامیلی‌شان با رئیس جمهور را تکذیب کردند.

گفته می‌شود غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل پدر داماد برادر رئیس‌جمهور نیز مشمول قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان شده اما سایت رسمی دفتر ایران در سازمان ملل او را همچنان به‌عنوان سفیر ایران در سازمان ملل معرفی می‌کند.

علی‌اصغر پیوندی گزینه نهایی ریاست هلال احمر و رئیس پیشین دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پسرعمه روحانی نام برده می‌شد. وی نیز اخیراً اعلام کرد که با رئیس‌جمهور هیچ نسبت خانوادگی نسبی یا سببی ندارد ولی «به او ارادت کامل داشته و دارد».

طاهره قیومی مسئول سابق روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری نیز فرد دیگری است که نسبت خود با حسن روحانی را تکذیب کرد. گفته می‌شد او با حسین فریدون برادر رئیس جمهور نسبت فامیلی دارد.

البته اسامی برخی افراد دیگر به‌عنوان اقوام و بستگان حسن روحانی مطرح می‌شوند که در دولت یازدهم یا دوازدهم سمت‌ داشتند اما این نسبت‌های فامیلی نه تکذیب و نه تأیید شدند.

گفته می‌شود حسینعلی عربی از اقوام همسر روحانی است که مدتی دبیری هیئت مرکزی گزینش کارکنان وزارت علوم را به‌عهده داشته است. همچنین اسدالله وطنی را شوهرخواهر رئیس‌جمهور معرفی می‌کنند که سمت دبیری شورای عالی گزینش ریاست جمهوری را به‌عهده دارد.

حسین بهشتی فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پدر داماد روحانی یاد می‌شود و می‌گویند از واردکنندگان اصلی میوه در کشور است.


:: بازدید از این مطلب : 520
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 02 فروردین 1398

سید حسن نصرالله : هرگونه تهدیدهای اسرائیل سخنانی پوچ است. طرفی که می‌ترسد بسیار فریاد می‌کند و سعی دارد تا هول و وحشت را ایجاد کند اما به محض اینکه کسی به آن نزدیک می‌شود فرو می‌پاشد که این همان وضعیت اسرائیل است.


:: بازدید از این مطلب : 526
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 01 فروردین 1398
مرسوم است که در ابتدای هر سال نامی برای آن انتخاب می‌شود. نامی که به نوعی نشانه و راهنمای ورود و طی طریق در سال جدید است. اما در پایان سال نیز می‌توان با توجه به آنچه در آن سال آموخته‌ایم برای آن نامی انتخاب کرد. سال 1397 با تمام فراز و نشیب‌هایش آخرین روزها و ساعات خود را طی می‌کند و مروری بر رخدادهای تلخ و شیرین و ملس آن از منظرهای گوناگون، می‌تواند برای هرکس نتیجه و تجربه‌ای به دنبال داشته باشد. از منظر سیاسی سالی که گذشت را می‌توان سال «غروب توهم امید به غرب» نامید. به نظر می‌رسد این نام به دلایلی که در ادامه می‌خوانید برای سالی که گذشت، بی‌مسما نباشد. انصاف آن است که این دستآورد حاصل حرکت حکیمانه رهبر معظم انقلاب و مدیریت الهی رخدادهای سال 1397 است.
و اما، محاسبه آنچه در سال 97 گذشته، برای ورود پرانگیزه و قوی به سال آینده، ضرورتی انکارناپذیر است. این محاسبه به عدم تکرار ‌اشتباهات، برطرف کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط روشن و مثبت، کمک فراوانی می‌کند. سالی که گذشت را در حالی شروع کردیم که اغلب مسئولان کشور دچار نوعی سردرگمی استراتژیک بودند. این سردرگمی بیش از هر چیز ناشی از آن بود که منتظر بودند تا ببینند آمریکا با برجام چه می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا اوایل سال بطور رسمی از توافق هسته‌ای خارج شد و این در حالی بود که نه دولت وی و نه دولت پیشین این کشور –که برجام حاصل مذاکره و توافق با آن بود- پایبندی عملی به تعهدات خود نداشتند. الاغ‌ها (حزب دموکرات آمریکا) فقط ظاهر ماجرا را حفظ کرده و به موازات آن زیربنای تحریم‌های جدید را فراهم می‌کردند و فیل‌ها (جمهوریخواهان) نیازی به این حفظ ظاهر هم ندیدند و بر بستر فراهم شده از پیش، سنگ روی سنگ گذاشتند. 
خروج آمریکا از برجام به تلاطمی که از ماه‌ها پیش در بازار ارز ایجاد شده بود دامن زد و البته این اثر بیش از آنکه واقعی و ناظر به واقعیت‌های اقتصادی باشد، ناشی از آثار روانی و صد البته سیاست‌های غلط ارزی دولت بود. پیش از خروج آمریکا، دولت نرخ ارز را 4200 تومان اعلام کرده و در تصمیمی عجیب و بی‌منطق از اختصاص ارز به تمام کالاهای وارداتی خبر داد. این نرخ و نحوه تخصیص غلط آن، نه تنها کمکی به مهار بازار نکرد بلکه رانت‌خواران و فرصت‌طلبان را بیش از پیش برای چاپیدن بیت‌المال و خالی کردن جیب مردم، حریص کرد. وقتی ارز با نرخ ثابت دولتی و به همه کالاهای وارداتی- از خاک زیر پای گربه گرفته تا غذای سگ!- اختصاص یابد، به‌طور طبیعی و منطقی هرچه قیمت آن در بازار آزاد افزایش یابد، به نفع دریافت‌کننده است و به آن دامن می‌زند. این سیاست مخرب تا جایی پیش رفت که 18 میلیارد دلار از ذخایر ارزی به باد رفت، چنان‌که برخی ارز دولتی دریافت کردند و اساساً کالایی را وارد نکردند، یا کالایی وارد شد که هیچ ضرورت و فوریتی نداشت و یا آنکه کالای وارد شده به‌جای آنکه با قیمت ارز دولتی در بازار توزیع شود، با قیمت ارز بازار آزاد به دست مصرف‌کننده رسید. 
به این ترتیب دلار 4200 تومانی به بزرگ‌ترین معما و رانت اقتصادی کشور تبدیل شد و عجیب‌تر آنکه هیچ‌کس از مقامات دولتی حاضر به پذیرش مسئولیت آن نشد و توپ را به زمین این و آن حواله دادند. این رانت بزرگ به‌علاوه ‌برخی سودجویی‌های کلان و اخلال در نظام اقتصادی کشور که به حق می‌توان آن را تروریسم اقتصادی نامید، منجر به راه افتادن موجی جدی و تازه از برخورد قضایی با این اخلالگران شد. قوه قضائیه با اجازه‌ای که از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد، دادگاه‌های ویژه‌ای را در این مورد تشکیل داد که قاطعیت، سرعت عمل و علنی بودن، مهم‌ترین ویژگی‌های آن بود. ورود جدی و قاطعانه دستگاه قضایی به صحنه برخورد با تروریست‌های اقتصادی، با استقبال افکار عمومی مواجه شد و اعدام چند تن از دانه‌درشت‌ها، حاوی این هشدار مهم به مفسدان اقتصادی بود که پایان راه اخلال در نظام اقتصادی کشور و چپاول بیت‌المال چوبه دار است و نظام در این زمینه قاطعیت دارد. تشکیل پرونده و دادگاه برای برخی از منسوبین به مسئولان کشور نیز نشان داد، در برخورد با مفاسد اقتصادی «ملاحظه این و آن» نخواهد شد و حاشیه امن و خط قرمزی در این میان وجود ندارد.
به موازات این ماجرا در صحنه دیپلماتیک پس از خروج آمریکا از برجام، دولت اعلام کرد که مدتی اندک منتظر می‌ماند تا اروپا منافع اقتصادی ایران در برجام را تضمین کند. انتظاری که از اساس نسبتی با واقعیت نداشت و اروپا نه توان برآورده کردن چنین انتظاری را داشت و مهم‌تر از آن، اراده‌ای نیز در این زمینه نداشت. چند هفته، تبدیل به چند ماه شد و اروپایی که وعده راه‌اندازی ساز و کار مالی ویژه موسوم به SPV را برای مقابله با تحریم آمریکا علیه شرکت‌های خود که با ایران کار می‌کنند، داده بود هر روز بهانه‌ای می‌آورد و از وعده نسیه خود، چیزی می‌کاست. اروپا گام به گام از وعده‌های خود عقب نشست و در نهایت پس از تاخیری طولانی، به اینستکس رسید. ساز و کاری که نه تعهدی برای خرید نفت از ایران دارد، نه با تحریم آمریکا مواجهه‌ای می‌کند و نه پوشش‌دهنده هر نوع کالایی است. این ساز و کار معیوب و ناقص و «تقریباً هیچ» که چندی پیش از آن سخن به میان آمد، حرف و ایده‌ای روی کاغذ است و عراقچی معاون وزیر خارجه کشورمان که به‌طور منطقی باید آگاه‌ترین فرد نسبت به آن باشد، می‌گوید چیزی از نحوه عملکرد آن نمی‌داند! نکته جالب و قابل تامل‌تر آنکه اروپایی‌ها همین هیچ را نیز مشروط کرده و می‌گویند اگر می‌خواهید اجرایی شود باید به الزامات FATF تن دهید. مردم اولین دسته‌ای بودند که نتیجه بدعهدی آمریکا و گربه‌رقصانی اروپا را به عینه می‌دیدند و هرچه باید از آن فرا می‌گرفتند، گرفتند، آبی از چشم آبی‌ها گرم نمی‌شود و روی دیوار آنها نمی‌توان یادگاری نوشت. رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی که تا چندی پیش سعی می‌کردند خود را در پیروزی و دستاورد (کدام پیروزی و دستاورد؟!) سهیم نشان دهند، بی‌سر و صدا از کنار 23 تیر (روز حصول توافق هسته‌ای) و 26 دی (روز اجرای برجام که قرار بود تحریم‌ها بالمره لغو شود) گذشتند و صدایش را درنیاوردند. نه خانی آمده و نه خانی رفته است!
کم‌کم از سوی متولیان برجام و مسئولان دولتی و دستگاه دیپلماسی نیز حرف‌هایی شنیده شد که تا پیش از این چندان مسبوق به سابقه نبود و در مواردی جالب توجه و همراه با رگه‌هایی از طنز نیز بود. حرف‌هایی مانند سخنان دیروز جناب صالحی رئیس ‌سازمان انرژی اتمی که گفته است؛ «طول کشید تا خیلی‌ها باور کنند آمریکا دشمن ماست، ولی الان همه باور کرده‌اند آمریکا دشمن ماست و از موافق و مخالف و از انقلابی و ضدانقلابی موافق هستند کار دولت آمریکا، ظالمانه است. این دستاورد بزرگی است.» و یا جناب آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان که دیروز گفت؛ «دشمن اصلی را از یاد نبریم، دیشب هم در سخنرانی گفتم هرچه لعنت دارید بر کسی لعنت کنید که این شرایط را برای کشور به‌وجود آورد؛ آمریکا، صهیونیسم و ارتجاع منطقه ‌این شرایط را برای کشور به‌وجود آوردند.»
چنین موضع‌گیری‌هایی از سوی دولتمردانی که زمانی ساز برجام 2 و 3 را می‌زدند، جای تقدیر و البته شکر دارد. این موضع‌گیری‌ها در کنار برخی اقدامات و دستاوردهای عملی، نشان داد اگر دل را به نقاط روشن واقعی بسپریم، گشایش و موفقیت تضمین شده است. چند روز پیش رئیس‌جمهور در سفر به استان بوشهر، 4 فاز جدید از پارس جنوبی را افتتاح کرد. پروژه‌های بزرگ و پیچیده که به دست متخصصان توانمند داخلی در قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به نتیجه رسید و به قول فرمانده آن نشانه و نماد شکست مفتضحانه تحریم‌های آمریکاست. بله! تحریم مشکل‌زا و خسارت‌بار است اما دیوار تحریم را ذهن خلاق و پتک تلاش فرو می‌ریزد نه پشت میز مذاکره و دادن امتیاز و پرت کردن خودکار!
سفر اخیر آقای روحانی به عراق و دستاوردهای آن، نمود دیگری از ظرفیت‌های عظیمی است که با کمترین هزینه پیش روی کشور است و صرفاً باید با پیگیری مداوم و مدبرانه آنها را عملیاتی کرد. روابط و تبادلات تجاری ایران و عراق در حال حاضر 12میلیارد دلار است و با مقداری تلاش و پیگیری در سطح نهادهای اقتصادی و دیپلماتیک می‌توان آن را به راحتی به 20 میلیارد دلار رساند. فقط همین یک مورد را مقایسه کنید با مراودات اقتصادی کشورمان با اروپایی‌ها که با کوچک‌ترین تهدید آمریکا، شرکت‌هایشان صحنه را خالی کردند و رفتند و از آن همه وعده و وعید چیزی جز چند عکس یادگاری باقی نماند. 
عبور از توهم امید به غرب و پایان یافتن این سراب واهی در سطح عمومی و مسئولان جامعه، فرآیندی زمان‌بر و البته با هزینه بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال‌ها پیش و حتی از ابتدای آغاز مذاکرات هسته‌ای بارها و بارها هشدار داده بودند که توقع رفع مشکلات اقتصادی با ابزار مذاکره و توافق، توقعی غیرواقعی و امیدی واهی است. هشدارهایی که در شلوغی و هیاهوی خوش خیالان، کمتر به گوش رسید و به آن دقت شد؛
- برنامه‌های اقتصادی براساس و با فرض ماندن تحریمها بایستی برنامه‌ریزی بشود و تعقیب بشود و تحقّق پیدا بکند. فرض کنیم که این تحریمها ذرّه‌ای و سرِ سوزنی کم نخواهد شد؛ که حالا خود آنها هم همین را می‌گویند. آنها هم می‌گویند که تحریمها دست نخواهد خورد، حتّی از حالا شروع کردند که اگر در زمینه‌ هسته‌ای هم به توافق برسیم، معنای آن این نیست که همه تحریم‌ها برداشته خواهد شد؛ هنوز چیزهای دیگری هم هست؛ این همان حرفی است که ما همیشه می‌گفتیم. من بارها در همین جلسه و جلسات گوناگون دیگر عرض کرده‌ام که [موضوع] هسته‌ای بهانه است؛ مسئله‌ هسته‌ای هم نباشد، یک بهانه‌ دیگری می‌آورند...بنابراین، علاج مسئله‌ تحریم، عبارت است از همین اقتصاد مقاومتی. (16 تیر 1393 – دیدار مسئولان نظام)

- کار اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راه‌هایى هست، کارهایى هست که می‌شود کرد؛ بعضى را هم کرده‌اند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ می‌شود کارهایى کرد؛ می‌شود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر این‌کار را نکردى تحریم باقى می‌ماند» [فایده‌اى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایى‌ها با کمال وقاحت دارند می‌گویند «اگر در قضیّه‌ هسته‌اى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند می‌گویند. این نشان‌دهنده‌ این است که به این دشمن نمی‌شود اطمینان کرد نمی‌شود اعتماد کرد. من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت می‌خواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است. (17 دی 1393 – دیدار مردم قم)
- رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریمها، به واردات بی‌رویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود. (29 مهر 1394 - نامه به رئیس‌جمهور درباره الزامات اجرای برجام)
- در سال‌های اخیر، این درس گرفته شد که گره زدن حل مسائل کشور به‌خصوص مسائل اقتصادی به برجام و خارج از کشور، یک خطای بزرگ است. هنگامی که ما مسائل اقتصادی و کسب‌وکار را به برجام گره می‌زنیم، نتیجه این می‌شود که صاحبان کار و سرمایه چند ماه منتظر امضا شدن یا نشدن برجام می‌مانند و بعد از آن هم منتظر اجرا شدن و یا اجرا نشدن آن هستند و سپس نیز منتظر اینکه آیا آمریکا در برجام می‌ماند یا نمی‌ماند و در نهایت دستگاه فعال اقتصادی کشور همیشه معطل خارجی‌ها است. (3 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- اقتصاد کشور را از راه «برجام اروپایی» نمی‌توان درست کرد. برجام اروپایی البته مسئله‌ای است اما قرائن فراوان از جمله انصراف و تردید شرکت‌های بزرگ اروپایی و نیز سخنان مسئولان سه کشور اروپایی نشان می‌دهد اقتصاد کشور را از راه برجام اروپایی نمی‌توان به جلو برد... ورود 100 میلیارد دلار به کشور پس از انعقاد برجام تصوری باطل بود که متأسفانه برخی این تصور واهی را به مردم هم منتقل کردند. (3 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- سپردن کارها به خارجی‌ها با توجه به بدقولی‌های آنها باید فقط در حد اضطرار باشد و فقط وقتی از امکانات داخلی مأیوس شدیم سراغ دیگران برویم. (2 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- کار را در محدوده‌ مقدورات کشور با جدّیّت دنبال بکنید؛ منتظر این و آن نباشید. ما یک روز مشکل اقتصادی کشور را موکول کردیم به برجام، [امّا] برجام نتوانست مشکل اقتصادی کشور ما را برطرف کند و به ما کمک قابل توجّهی بکند؛ و نتیجه این شد که مردم نسبت به برجام شرطی شدند، که وقتی آن بابا (ترامپ) می‌خواهد از برجام خارج بشود، تا مدّتی که او می‌گوید خارج می‌شوم، ما همین‌طور دچار تلاطم در بازار خواهیم بود؛ ما شرطی شده‌ایم دیگر، مردم را ما شرطی کرده‌ایم. حالا هم «بسته‌ اروپایی»؛ مردم را درباره‌ بسته‌ اروپایی شرطی نکنید. (تیر 1397 – دیدار اعضای هیئت دولت)
اینها تنها چند نمونه از موارد متعدد هشدارهای رهبر انقلاب به مسئولان کشور در زمینه توهم امید به حل مشکلات با مذاکره و امتیازدهی و توافق با غرب است. بهرحال و با تمام هزینه‌هایش امروز بجایی رسیده ایم که مردم و اغلب مسئولان فهمیده اند، برای حل مشکلات اقتصادی کشور دستی از غرب برون نمی‌آید و کاری نمی‌کند و این خودمان‌ هستیم که باید دست بر زانو زده و کمر همت ببندیم. 
اما سال 1397 فقط سال تجارب پرهزینه نبود و سال پیروزی‌ها و دستاوردهای بزرگ نیز بود. سالی که نقشه‌های آمریکا و متحدان و مزدورانش برای منطقه، با مجاهدت و از خودگذشتگی مجاهدان راه حق که دل از دنیا و مافیها بریده اند، با شکست مواجه شد. نحوه سفر ترامپ و آقای روحانی به عراق ویترین این وضعیت است. ترامپ به اذعان خود علیرغم صرف هزینه 7 تریلیون دلاری در منطقه باید در تاریکی و با ترس و لرز و مخفیانه وارد عراق شود و رئیس‌جمهور ایران در روشنایی روز و با عزت و احترام و استقبال گرم مسئولان ارشد کشور همسایه. 
دشمن امید و آرزو داشت که انقلاب اسلامی چهلمین سال پیروزی خود را نبیند اما به کوری چشم آنان، مردم جشن چهلمین سال پیروزی را باشکوه‌تر از همیشه برگزار کردند و راهپیمایی 22 بهمن دشنه‌ای در چشم و دل دشمن شد که شدت درد آن را از عربده‌هایی که می‌کشند، می‌توان حدس زد. پیام راهبردی «گام دوم» رهبر انقلاب که به مثابه یک نقشه راه برای چهل سال دوم انقلاب منتشر شد، حاوی جامع‌ترین و دقیق‌ترین تحلیل و نگاه به راه طی شده و در همین حال واقع بینانه‌ترین و آرمانی‌ترین چشم انداز در مسیر پیش روست. یکی از محورها و برجسته‌ترین نکات این پیام، تاکید مکرر رهبر انقلاب بر لزوم پایان توهم امید به غرب و پراکندن امید واقعی در جامعه است؛ «جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه‌ گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر می‌شود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء می‌شود.»
بقول مولوی؛
 آنچه تو گنجش توهم می‌کنی
زان توهم گنج را گم می‌کنی
و اما در پایان سالی که گذشت و در طلیعه سال جدید، درود و سلام ملت ایران بر شهدایی که در این سال خون پاک خویش را در چهار گوشه این سرزمین پهناور نثار کردند تا ما و شما در امنیت و آرامش به استقبال بهار برویم. یا مقلب القلوب و الابصار...
 
 

:: بازدید از این مطلب : 487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 09 اسفند 1397

شکی در این نیست که اکثر نهادهای متولد شده در دل سازمان ملل متحد، به اهرم فشار کشورهای زورگو و استعمارگری همچون آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی به علیه کشورهایی که زیر بار زورگویی آنها نمی رود تبدیل شده است. با تصویب اینگونه قوانین مانند مبارزه با تروریسم و پولشویی و حمایت های مالی از تروریست ها که به ظاهر خوب و مورد پسند است، بهانه ای برای کشورهای زورگو می باشد، تا با توسل جستن به این قوانین به کشورهای آزاده ای مانند ایران انگ بزنند و برای خود وجه ای طرفدار از حقوق بشر بگیرند و توسط همان سازمان ملل و شورای امنیت، اینگونه کشورهای مستقل را تحریم، تهدید نمایند.

در ارتباط با تصویب FATF و کنوانسیون‌های وابسته به آن، که داعی «مبارزه با تروریسم و پولشویی حمایت‌های مالی از تروریست‌ها» را دارند! ریل‌گذاری برای تسلیم‌سازی کشورهای مستقل در جنگ اقتصادی است. بهترین ادعای این موضوع رجوع به صحبت ها و نوشته های همان غربی هاست.

در این زمینه می‌توان به سخنان «خوان زاراته» معاون سابق مدیریت مبارزه با تروریسم و جرائم مالی در وزارت خزانه‌داری ‌اشاره کرد. زاراته برای تبیین بهتر جایگاه FATF در فشار بر ایران، گفته بود: «برای قرار دادن ایران در تنگنا و سخت‌تر کردن شرایط برای این کشور، به حضور کامل ایران در FATF نیاز است. برای اینکه ایران از نظام مالی منزوی شود، لازم است با توسل به FATF برای تایید قضاوت‌های بین المللی پیرامون نظام مالی ضد پولشویی و مبارزه با تروریسم مداخله کند.

دنی گلاسر و چیپ پونسی، دو دیپلمات برجسته در فضای مالی جهانی و متخصص در بحث مبارزه با پولشویی از سوی ایالات متحده یک فرایند مطمئن را در درون نظام FATF گنجاندند که رژیم ایران را تحت نظارت‌های دقیق قرار می‌دهد».
همچنین «ماتیو لویت» که مدیر برنامه مقابله با تروریسم و جاسوسی در «موسسه واشنگتن در امور خاور نزدیک» است، چندی پیش گفته بود: «نظارت‌های FATF بر فعالیت‌های بین‌المللی ایران باید افزایش یابد. یکی از روش‌های تضعیف محور مقاومت و قدرت‌افزائی جنگ‌های نیابتی، گسترش نظارت بر فعالیت‌های بانکی ایران است».

با توجه به اظهارات فوق می توان نتیجه گرفت که در صورت تصویب FATF  ایران متهم به حمایت از تروریسم محکوم می شود زیرا از حزب الله حمایت می کند. از نظر آنها حزبالله تروریسم است و ایران از تروریسم حمایت می کند و بانکهای ایران نیز تحریم خواهد شد، یا سپاه قدس رابه عنوان تروریسم تلقی می کنند زیرا از نیروهای مقاومت حمایت می کند. و هزار بهانه های دیگر برای دشمنی با ایران اسلامی، از آنجا که سازمان ملل هم در چنبره آنهاست، از طریق همین قوانین براحتی از اهرم شورای امنیت سازمان ملل نیز سوء استفاده کرده تا به اهداف اهریمنی خود برسند.

 در این باره بهتر است به صحبت های یک نویسنده و تحلیلگر آمریکایی توجه کنیم.

مصاحبه| نویسنده آمریکایی: جای ایرانیها بودم یک اینچ در برابر بازی آمریکا عقب نمی‌نشستم

«دین هندرسون»، نویسنده و تحلیلگر آمریکایی مسائل سیاسی در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تسنیم «کارگروه ویژه اقدام مالی» (FATF) را یک ساختار «نواستعماری» توصیف کرد و از ایران خواست به آن نپیوندد. 

گروه کاری اقدام مالی (FATF) از سال 1989 و زیر نظر گروه هفت کشور صنعتی (G7) ایجاد شد. این گروه، به‌عنوان یک سیاستگذار پرنفوذ مدعی است برای «مبارزه با پولشویی» و «مبارزه با تأمین مالی تروریسم»، دستورالعمل ارائه می‌کند.

این کارگروه اخیراً در بیانیه‌ای ضمن تمدید تعلیق «اقدامات تقابلی» علیه ایران تا اکتبر 2018 به تهران ضرب‌الاجل داد اصلاحات لازم را برای آنچه «همسو شدن با هنجارهای بین‌المللی» خوانده شده به‌اجرا بگذارد. FATF تهدید کرد ایران در صورت خودداری از این اقدام با «عواقب» آن مواجه خواهد شد.

«هندرسون» که نویسنده پنج عنوان کتاب، عمدتاً با محوریت نظام بانکی و نقش آن در نظام سلطه جهانی است در این مصاحبه با تسنیم درباره FATF و اهدافش در خصوص ایران گفت: «همان‌طور که می‌‌دانید کارگروه ویژه اقدام مالی یک ابزار اقتصادی نواستعماری است که من فکر می‌کنم توسط بانکداران و نخبگان بین المللی ایجاد شده است که آنها از آن برای اعمال فشار به ایران استفاده می‌کنند تا کاری را انجام دهند که قادر به انجام آن نبوده‌اند».

وی در ادامه گفت: «من به ایران توصیه می‌کنم که عضو این کارگروه نشود چون اگر این کار را انجام دهد، مطالبات و دست‌آویزهای آنها بیشتر خواهد شد و در واقع این روش این بانکداران است و آنها همیشه بیشتر مطالبه می‌کنند. من دقیقاً نمی‌دانم که عواقب عدم عضویت چه خواهد بود».

«هندرسون» با بیان اینکه «ایران یکی از کشورهایی است که در مقابل بانک‌داران و نظام سرمایه‌داران در حال مقاومت» است تصریح کرد: «وقت آن رسیده است که ما همه موضع‌گیری کنیم و در برابرشان بایستیم و از تصمیم خود کوتاه نیاییم. من به شما می‌گویم که به حرفشان گوش نکنید، به مطالباتشان توجه نکنید و عضو این کارگروه مالی نشوید».

اخیراً روزنامه وال‌استریت‌ژورنال در گزارشی تصریح کرد دولت‌های تروئیکای اروپا (فرانسه، انگلیس و آلمان) که ادعا می‌کنند در تلاش برای حفظ برجام بعد از خروج آمریکا از آن هستند تحقق این هدف را به اجرای قوانین FATF در ایران گره زده‌اند.

«هندرسون» در پاسخ به سؤالی درباره انگیزه‌های اروپا از چنین اقداماتی گفت: «این نیز بخشی از نمایش کابوکی ایالات متحده است که در آن آمریکا خود را به‌عنوان تهدید و "پسر بد" معرفی می‌کند. [آمریکا] بازیگری است که باید تهدید کند و در بخشی دیگر این بانکداران بین المللی هستند که در حال اداره اقتصاد جهانی از زمان امپراطوری رم هستند و در شهر لندن زندگی می‌کنند جایی که همه تصمیمات مالی گرفته می‌شود».

«هندرسون» در یکی از کتابهایش به‌نام «نفت بزرگ و بانکدارانش در خلیج فارس» استدلال می‌کند «الیگارش‌های جهانی» با تلاش برای به‌دست گرفتن کنترل سه کالا یعنی نفت، سلاح و مواد مخدر و همچنین مالکیت بانک‌های مرکزی دنیا به‌دنبال سلطه بر اقتصاد جهان هستند.

او تأکید کرد: «آنها (کشورهای اروپایی) آنجا خواهند نشست و به شما خواهند گفت که "ما دوست شما هستیم و فقط آمریکا پسر بد است..."، این‌ها همه دروغ است زیرا نخبگان اروپایی از آمریکا به‌عنوان یک نیروی مزدور برای حفاظت از منافع بانکی، نفتی، الماس  و قاچاق مواد مخدر خود استفاده می‌کنند».

وی تصریح کرد: «همان‌قدر که به FATF اعتماد ندارم به اتحادیه اروپا نیز اعتماد ندارم، شاید استثنا وجود داشته باشد. باید منتظر ماند و دید که این اتحادیه چگونه عمل خواهد کرد. شاید بشود اعضای اتحادیه را به‌صورت انفرادی قضاوت کرد ولی در بهترین حالت اروپا "پلیس خوب" می‌شود و آمریکا "پلیس بد". آنها سعی می‌کنند شما را  فریب دهند که به FATF بپیوندید و خواهند گفت "اگر عضو شوید ما از شما محافظت می‌کنیم."، این ساختار نواستعماری اقتصادی ریشه در اروپا و بانک تسویه حساب‌های بین‌المللی در سویس دارد که یک بانک مرکزی برای همه بانکداران اصلی است. این بانک به‌طور مجزا تصمیم‌گیری قضایی انجام می‌دهد».

هندرسون تصریح کرد: «ایران به‌نظر من نماد ارزش‌های خوب همچون عدالت است، ارزشی که پیش این افراد و جهان امروز جایگاهی ندارند. ما در یک بازی شیطانی هستیم که آنها بازیگردان آن هستند. من از موضع شما (ایران) حمایت می‌کنم و  (اگر جای شما بودم) یک اینچ هم عقب نمی‌نشستم و سازش درباره هیچ موضوعی را در زمان کنونی نمی‌پذیرفتم. نسبت به تهدیدها خویشتن‌داری نشان دهید. تهدید کردن کار افراد ضعیف، کشورهای ضعیف و امپراطوری‌های ضعیف است همان‌طور که ترامپ تهدید می‌کند، امپراطوری‌هایی که به آخر خط رسیده‌اند. آنها می‌دانند که افرادی زیاد شبیه ما در سراسر دنیا هستند که وارد بازی آنها نمی‌شوند و سعی دارند به ایران و دیگر کشورهای شریف کمک کنند. آمریکا به مردم خود نیز رحم نمی‌کند. آنها همه را هدف قرار می‌دهند، من و شما را. در واقع، هر کسی را که وجدان دارد هدف قرار می‌دهند. ما باید کنار هم قوی بمانیم و سازش نکنیم. دیگر جایی برای بازی و مذاکره با شیاطین نیست. ما باید خونسرد بمانیم و شرافتمندانه به کار خود ادامه دهیم».

در این رهگذر مسئولین مذاکره با غرب تحت هر نامی باید از زوایای مختلف به نیات آن لویح نگاه کنند تا دوبار از یک سوراخ گزیده نشوندالبته مسئله اصلی آنها  برجام  و   FATF که در جای خود مهم هستند، نیست. از اینها مهم‌تر، شناخت راهبرد و نقشه کلی دشمن است که این محورهای عملیات در متن آن گشوده می‌شود. اگر آن نقشه کلی درست فهمیده شود، دیگر فلان دولتمردان با وجود عبرت برجام و چک برگشت خورده آن، برای تسریع در تصویب لوایح مذکور نامه نگاری نمی‌کنند؛ بلکه خود به این قبیل ریل‌گذاری‌ها «نه» می‌گویند. در ادبیات مقامات آمریکایی و انگلیسی، از این نقشه کلی به عنوان «نُرمالیزاسیون » یاد شده که اسم رمز یک عملیات چند لایه است و برجام و FATF و CFT و پالرمو و سند فرهنگی ۲۰۳۰ و معاهده MTCR و… ذیل آن تعریف می‌شود. بدون درک آنچه در اتاق فرماندهی دشمن می‌گذرد، دقیقاً همان خوش‌بینی بلاوجه که سال ۹۴ نسبت به برجام در میان طیفی از نخبگان دلسوز اما سهل‌اندیش اتفاق افتاد، پدید می‌آید و نقشه عملیات سنگین دشمن، دعوت به صلح و ترک مخاصمه پنداشته می‌شود. یا حجم تروریسم روانی برای رعب‌افکنی چنان بالا می‌گیرد که کوتاه آمدن در مقابل فشار دشمن «مصلحت» انگاشته می‌شود.

مارشال بیلینگزلی دستیار وزیر خزانه‌داری آمریکا که همزمان ریاست FATF هم بر عهده دارد، صراحتا اعلام کرد: تلاش های ما همراه با سوء مدیریت و فساد در اقتصاد ایران هم اکنون به نتایجی دست یافته است و من امروز به کنگره یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی این روزهای ایران را نشان می دهم و این شاخص، ارزش ریال نسبت به دلار آمریکاست. در طول تاریخ تحریم های ایران ما چنین افتی را در ارزش ریال ندیده ایم. ریال ایران اکنون به اندازه یک صد و چهل هزارم دلار معامله می شود {یک دلار معادل ۱۴۰ هزار ریال است}و دو سوم ارزش خود را از دست داده است.

بیلینگزلی در بخش دیگری از این جلسه کنگره گفت: در چارچوب کمیته امور خارجه کنگره خیلی مهم است که در سطح جهان و به ویژه جاهایی که دخالت روسیه و ایران وجود دارد، سفارتخانه های ما نیروی انسانی کامل دارند. معمولا مسئله ای درباره توانایی من برای ارتباط با سفیران تایید شده بعضی از این کشورهای کلیدی وجود ندارد، از نظر تعامل با مجلس کشورها، این ارتباط محلی برای کمک به ماست و همکاری که با بقیه دولت ها و نمایندگان مجلس وجود دارد. تاکید بر ضرورت تشکیل و اجرای رژیم های ضدپولشویی توسط کشورها به شدت مورد احتیاج است. نمی توانم به شما بگویم این کار چقدر اهمیت دارد. قبلا هم اشاره کرده بودم که شرکت های پوششی زیادی در پاناما وجود دارد. در بقیه کشورها مانند لتونی و قبرس نیز وضعیت به همین صورت است. آنها نیاز به کمک و تشویق دارند. در رابطه با اختیارات اضافی، خوشحال میشویم که با کمیته کنگره کار کنیم. من در جلوی کمیته کنگره شهادت داده ام در مورد اینکه می توانیم برای اطلاعاتی که منجر به تشخیص حساب های بانکی مشکوک و دیگر ابزارهای ارزشمند در راستای مقابله با تامین مالی تروریسم می شود، جایزه پیشنهاد دهیم. اقدامات این چنینی می تواند مفید باشد. یک نکته کلیدی برای حفظ فشار، به نظرم این نکته خوبی است که ما کارهای خود را بهتر است در چارچوب همکارهای چندجانبه پیش ببریم. البته همه جا اینگونه نیست و بعضی مواقع ما مجبوریم برای حفظ منافع مان به تنهایی عمل کنیم. اما ایران دقیقا جایی است که نیاز به همکاری گسترده داریم. ما در واقع از حمایت تمام شش کشور عضو شورای خلیج فارس برای تحریم شورای رهبری حزب الله برخوردار بودیم. چنین چیزی سابقه نداشته است و کار خیلی بزرگی است و ما از حمایت کشورهای خلیج فارس برای مقابله با ایران تشکر می کنیم.

 گفتنی است مارشال بیلینگزلی در جلسه کنگره آمریکا در تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۱۷ (۹ آذر ۱۳۹۶) یعنی دقیقا یک روز بعد از اعلام وصول لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم در صحن علنی مجلس شورای اسلامی هم صراحتا در پاسخ به یکی از نمایندگان کنگره آمریکا تاکید کرده بود که برای حفظ فشارها به ایران و جلوگیری از دور زدن تحریم‌های آمریکا توسط کشورمان بخصوص سپاه، ضرورت دارد ایران قوانینی درباره مقابله با تامین مالی تروریسم و پولشویی تصویب و اجرایی کند. 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2174
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 12 بهمن 1397

رهبر معظم انقلاب 14 خرداد 1395 در سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) تصریح کردند: «بعد از رحلت امام، هر جا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم؛ هر جا از انقلابی‌گری و حرکت جهادی غفلت کردیم عقب ماندیم. این یک واقعیت است...مخاطب این سخن نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است. همه مخاطب این سخن‌اند؛ می‌توان این راه را با شیوه‌ انقلابی حرکت کرد؛ آن‌وقت پیشرفت قطعی است.»
شیوه انقلابی چیست که با عمل به آن می‌توان از بن‌بست‌ها خارج شد و موفقیت کسب کرد؟! بی‌شک اتکا به توانمندی‌های داخلی و در یک کلام «اقتصاد مقاومتی» مهم‌ترین نسخه است، نسخه انقلاب نسخه اقتصاد درون‌زا است، اقتصادی که اخم و لبخند دشمنان در بالا و پائین شدن آن اثری نداشته باشد نه نسخه‌های رنگارنگ لیبرال دمکراسی غربی که تکنوکرات‌ها گاه و بیگاه از آن سخن می‌گویند و در باغ سبز به ملت نشان می‌دهند.


:: بازدید از این مطلب : 683
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 06 بهمن 1397

بعد از پیروزی انقلاب، کم کم افراد و گروه هایی که قلبلا با اسلام ناب محمدی (ص) میانه خوبی نداشتند، شروع به کجروی نمودند و آرام آرام نیات فکری خود را بیان می نمودند، تراوش های فکری که با رهنمودهای رهبر کبیر انقلاب سازگاری نداشت، همه آنها یا تفکری التقاطی داشتند و یا سرچشمه فکری آنها یا شرقی بود(تمام گروه های کمونیستی) و یا غربی بود.تا سال 63 تمام آنها زور خود را زدند تا به کمک حامیان شرقی و یا غربی حکومت نوپای جمهوری اسلامی را از بین ببرند. تا این فاصله زمانی از عمر جمهوری اسلامی ضربات زیادی به انقلاب مخصوصا مردم زدند بیش از بیست و پنجهزار از انقلاب شهید گرفتند. از نصرت الهی همه ناکام شدند. تا اینکه عده ای موج سوار انقلاب در سر سفره انقلاب زیاد فربه شدند، بطوریکه به صاحب عزت و اعتبار خود پشت نمودندو شروع به تحریف و تفسیر به رای بر علیه ریشه ها و بازوهای اصلی انقلاب نمودند.

خلاصه این شد تا دشمنان قسم خورده انقلاب به آنها اینطور پیغام دهد

"مقامات ارشد رژیم صهیونیستی در سال 88 آنان را سرمایه اسرائیل در ایران خواندند. "

وعده ای از خبرنگاران اصلاح‌طلب نیز به اسرئیل و آمریکا و انگلیس و فرانسه برای نشان دادن اینکه واقعا سرمایه این عجنبی ها هستند، نوشتند"شورش هرج و مرج طلبانه علیه قانون در این کشور آمریکای لاتین (ونزوئلا)را با تظاهرات غیرقانونی حامیان موسوی در 25 خرداد ماه 88 مقایسه کردند"و امید. ت. در صفحه خود با انتشار تصاویری از تجمع شورشیان در ونزوئلا نوشت : «25 خرداد 88 هم‌اکنون در ونزوئلا»

این گروه همانهایی هستند که وقتی کم در مقابل خواست و مطالبه مردم کم می آرند در هر بزنگاهی در انقلاب بیش از آنکه به دنبال حقیقتی باشند، بیشتر به دنبال عملیات روانی هستند و برای ادامه حیات سیاسی همه صحنه کشور را یک میز بزرگ جنگ روانی می‌بینند.


:: بازدید از این مطلب : 792
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 06 بهمن 1397

ایران باید حقوق بشر را از عربستان یاد بگیرد. حقوق بشر سفارش شده سران لیبرال دمو کراکسی امریکا به دیکتاتورترین و مرتجع‌ترین رژیم‌ بشری که با اره منتقدان را زنده زنده ریز ریز می‌کنند. بوی گند این تفکر مشام هر آزاده ای را اذیت می کند، در فرانسه طرفداران همین تفکر به جان مردم افتاده اند. هر نفسی که خارج از خواسته آنها کشیده شود. خفه خواهد شد.

انگار در مرام ایدئولوژی لیبرال دموکراسی غرب عنصری به نام شرم وجود ندارد. رئیس بزرگترین کشور مدعی مهد دموکراسی مانند آمریکا وقتی در برابر دروغی که در بین سران کشورهای جهان می گوید مورد تمسخر و خنده آنها قرار می گیرد، در مقابل این تحقیر ترامپ رئیس جمهور آمریکا می خندد. 

در پی دخالتهای آمریکا در ونزوئلا رئیس پارلمان ونزوئلا(خوان گوایدو) طرفدار غرب انتخاب نیکلاس مادرو رئیس جمهور قانونی را با تقلب می داند و با این دروغ در کشور ایجاد بحران می نماید و طرفداران آمریکا با این حیله کشور را دچار آشوب و بحران قرار می دهند. این آشوب تا جایی پیش می رود که در بین هواداران خود را رئیس جمهور می خواند به محض شنیدن این خبر ترامپ حمایت هخود را از گوایدو اعلام می نماید و پس از آن رئیس جمهور فرانسه و انگلیس حمایت هود را اعلام می نمایند.

آنچه که باعث حیرت و تعجب است، بی شرمی رئسای جمهور کشورهایی است که مهد دمو کراسی  بر پایه تفکر لیبرالیسم هستند.

سئوالی دارم از کسانی که تعصبات ایدئولوژیک شدیدی  به مبانی لیبرالیسم دارند، آیا این اقایان که با فلفل خوری سران لیبرالیسم عطسه را می کنند و سعی دارند با آسمان ئ ریسمان های عیر واقع کشور را با تصویب لوایح استعماری دو دستی تحویل غرب ردهند


:: بازدید از این مطلب : 800
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران