منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
شنبه 11 فروردین 1397

واکنش سیدمحمد حسینی به توئیت آشنا

مقایسه مهدی جهانگیری با برادر بنده کم‌لطفی در حق سرمایه‌دار بزرگی چون جهانگیری است

خبرگزاری فارس: مقایسه مهدی جهانگیری با برادر بنده کم‌لطفی در حق سرمایه‌دار بزرگی چون جهانگیری است

سیدمحمد حسینی در واکنش به توئیت حسام آشنا نوشت: ای کاش مشاور محترم رئیس جمهور و رئیس مرکز استراتژیک در بکارگیری تعابیر، دقت و احتیاط بیشتری به خرج می داد که منجر به مثل معروف از قیاسش خنده آمد خلق را نشود.

 

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس در پی انتشار توئیت حسام‌الدین آشنا مبنی بر مقایسه نسبت اسحاق جهانگیری و برادرش با نسبت برادران حسینی (سیدمحمد و سیدحمید)، سیدمحمد حسینی وزیر اسبق ارشاد یادداشت کوتاهی را با نام «حاشیه‌ای بر یک تشابه ناهمگون» برای فارس ارسال داشته که در ادامه آمده است:

«بعد از مشاهده تشبیه بنده و برادرم با آقایان اسحاق و مهدی جهانگیری توسط دوست آشنایم که معلوم نیست با هدف تطهیر چه کسی و یا به حاشیه بردن چه سوژه‌ای صورت گرفته، لازم دانستم تعلیقیه‌ای کوتاه براین "قیاس مع الفارق" داشته باشم، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل: 
1-نگاه سیاسی بنده و اخوی اصلاح طلبم (ازنوع خوش خیم) کاملا متفاوت است در حالیکه اخوان جهانگیری هر دو از قدیم الایام مشهور به اصلاحاتی بودند البته مهدی جهانگیری در مقطعی همکار مشایی بوده که خط و خطوط او هم در هاله‌ای از ابهام هست!
2-قبل از حضور بنده به عنوان یک فعال سیاسی و فرهنگی در مجلس پنجم و بعدها در دولت، حاج سید حمید به عنوان یک کارشناس، صاحب نظر و فعال در حوزه بازرگانی مطرح و بی نیاز از حمایت بنده بود، من هم این روحیه را نداشتم که دین خود را به دنیای اطرافیان بفروشم. همچنین برادرم جز سابقه یک دوره فعالیت در جهاد سازندگی، هیچ وقت کارمند یا مدیر دولتی نبوده، در حالیکه مهدی جهانگیری حداقل تا سال 88 مدیر دولتی بوده و علی الظاهر با بهره‌گیری از موقعیت خود و برادر ارشد، مدارج کسب سرمایه نجومی را جهشی پشت سر گذاشته و برتر از مغزها و نوابغ تجاری جهان راه ترقی چند ده ساله را در مدتی بسیار کوتاه طی کرده است و با این حمایتها در اتاق بازرگانی هم موقعیتی ممتاز یافته است.
3-الحمدلله تاکنون جرم و یا اتهامی متوجه برادر بنده نشده ولی مهدی جهانگیری مدتی به اتهام فساد اقتصادی در زندان کرمان و تهران بسر برده و اخیرا با وثیقه بی سابقه هزار میلیارد تومانی آزاد شده و اینک در انتظار حکم نهایی دادگاه است، لذا مقایسه وی با برادر بنده، اجحاف درحق سیدحمید است، و از نظر ثروت  هم قیاس این دو نفر کم لطفی در حق سرمایه‌دار بزرگی چون جهانگیری است!
4-شان معاون اول را که ید طولایی در فعالیتهای تجاری و اقتصادی داشته اجل از آن می دانم که با حقیر یک لاقبا از نظر مالی مقایسه شود که تمرکزم بر کار علمی، فرهنگی و سیاسی است و حتی از دور هم دستی برآتش فعالیتهای انتفاعی نداشته و ندارم. پس مناسب بود برمبنای پیشنهادها و اظهارنظرهای ذیل توئیت عمل می‌شد و این تشابه با آقای روحانی و فریدون صورت می گرفت تا اندکی هم ترازی رعایت شود.
وهکذا!
ای کاش مشاور محترم رئیس جمهور و رئیس مرکز استراتژیک در بکارگیری تعابیر، دقت و احتیاط بیشتری به خرج می داد که منجر به مثل معروف: "از قیاسش خنده آمد خلق را" نشود. وله الحمد.»


:: بازدید از این مطلب : 1079
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 08 فروردین 1397

یک سال دیگر به عمرمان اضافه شد و یک سال به خط پایان نزدیکتر شدیم. باقیمانده جمع و تفریق این عمل حسابی زمانی مهم است، که خروجی فرآیند زندگی محصولی با کیقیت به جامعه ارائه دهد. کیفیت محصول زندگی را نیز مردم انتخاب می کنند نه اداره استاندارد، ممکن است هریک از ما در چارچوب زندگی قردی راضی باشیم، محصول فرآیند زندگی در چنین حالتی اختصاصی است و فقط به درد خود فرد می خورد، منظور از کیفیت زندگی برای خود و تمام کسانی است که در اطرافش زندگی می کنند. برای این دوگروه باقیمانده کسر زندگی فرق می کند، برای گروهی که فقط در آینه زندگی خود را می بینند، باقیمانده مهم است، و برای گروهی که هم به خود و هم به جامعه نظر دارد، و سعی می کند از محصول زندگی اش همه بهره ببرند، با قیمانده کسر زندگی کمتر اهمیت دارد، آنجه بیشتر اهمیت دارد، نوع رضایت مردم از زنده بودنش می باشد.

***                                   ***                                       *** 

یک سال مانند سالهای دیگر سگ دو زدیم، تا چرخ زندگی بچرخد. در این دور با نظر خوش بینانه هم به حقوق دیگران ارزش قائل شدیم و هم از عدل و انصاف دور نماندیم. به وظایف خود عمل نمودیم و مراقبت ها نمودیم، اسیر خواسته های چشم ، گوش ، دل و شکم نشویم. قانع بودیم به داشته هایمان، بخشیدیم کسانی را که با زبان و کنایه و رفتار ما را رنجاندند، و حلالیت گرفتیم از کسانی که به خاطر خوی کم باروریمان از ما رنجیدند.

و اما ای دوست

انسان قطعه ای از زیبایی ها و هنر نمایی خالق هستی است. در زندگي با هرچيزي که سرو کار داریم يک اثر هنري است. زمانی که یک اثر هنری از طرف هنرمندی خلق می شود، سعی می کند صفات حسنه خود را به او منتقل نماید، خداوند وقتی انسان را آفرید، احسن الخالقین گفت. انسان دارای صفات و زیبایی ها و هنرهای خدادای است تا استعداد آنرا داشته باشد خلیفت الله باشد. به همین خاطر انسان هم دارای صفات الهی است و هم دارای صفات عالم است. هر تابلوی هنری که خلق می شود دارای هردو صفات هستند. بعضی ها این صفات را الهی نمی بینند، اگر انسان اين مسئله را فراموش کند و صفات خود را از خدا نبيند به ظلمت می رسد. همانطوریکه خالق هستی صفات و زیبایی خود را به تمام عالم هستی هدیه داده است، مانیز باید صفات حسنه و زیبایی را مانند: عشق، مهرورزی، را همچون شکوفه های رنگارنگ بهاری که به تمام هستی عرضه می شود،به همنوع خود هدیه نماییم.

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1066
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 06 فروردین 1397

 با توجه به اینکه این موضوع یکی از موضوعات مهم در جامعه اسلامی محسوب می شود و صاحب نظران زیادی به چرایی آن پاسخ داده اند، همانطوریکه در دو آیه قرآن بحث حجاب را مطرح کرده اند، آیه ۳۱ سوره نور و آیه ۵۹ سوره احزاب به طور صریح به این بحث پرداخته اند. ولی در این مورد پاسخ حاضر به تاسی از یک اصل مهم فرهنگ لیبرالیسم غربی به نام آزادی فردی که حقوق انسان ها در فرهنگ غربی بر این پایه استوار است :«انسان ها آزاد هستند مگر این  که  به حقوق فردی دیگر لطمه بزنند». پرداخته شده است، ما هم در توضیح اجباری بودن حجاب بر همین منطق تاکید می کنیم تنها فرقی که وجود دارد در تعریف «حقوق دیگران» است.

 در فرهنگ «دنیا محور» و «فردگرا»ی غربی حقوق دیگرانی که نباید به آن لطمه بخورد آزادی و «منافع» افراد دیگر جامعه است اما در فرهنگ اسلامی، دنیا محوری جای خود را به «آخرت اندیشی» و فردگرایی جای خود را به «خانواده محوری» می دهد. برای انسان مومن تلاش برای رفاه و آرامش در دنیا موضوعیت جدی دارد  اما هدف اصلی از چند ده سال زندگی  در دنیا، ساختن زندگی با طول زمان بی نهایت  در جهان پس از مرگ است به گونه ای که آن زندگی  پر از لذت های متنوع و همراه با  نعمات غیرقابل شمارش،  غیرقابل تصور و غیرقابل مقایسه با لذت های دنیا باشد. همچنین در فرهنگ اسلامی فردگرایی نمی تواند آرامش فردی و بلوغ اجتماعی پایدار ایجاد کند پس حفظ کیان خانواده به عنوان محل آرامش وسکینه فردی و  سلول اصلی  جامعه ساز از مهم ترین ارکان جامعه اسلامی و البته ایرانی است.

بر این اساس در تعریف «حقوق دیگران» در فرهنگ اسلامی به جای منافع «سعادت» می نشیند و حفظ خانواده نیز هدفی راهبردی محسوب می شود. خلاصه این می شود که در نگاه اسلامی انسان ها در زندگی اجتماعی آزادند مگر این که به آزادی یا سعادت دیگران لطمه بزنند، همچنین با هر اقدامی که باعث تضعیف ارکان خانواده شود باید مقابله کرد.  

حال با این وصف بی حجابی(منظور  نوعی از پوشش هنجارشکنانه با هدف تبرج و خودنمایی است )  یا هر اقدامی که باعث شود سعادت انسانی دیگر از جامعه به خطر بیفتد یا کانون خانواده  تضعیف شود، ممنوع است چرا که آزادی نباید «حقوق دیگران» را سلب کند . پس همان طور که حکومت به عنوان مثال وظیفه دارد اجازه ندهد مواد غذایی آلوده در جامعه توزیع شود چون سلامت دیگران لطمه می خورد، وظیفه دارد اجازه ندهد، فضای عمومی جامعه  آلوده شود چون سعادت دیگران لطمه می خورد. انسان ها اگر می خواهند به سعادت نرسند آزادند (لا اکراه فی الدین) اما اجازه ندارند مانع سعادت دیگران شوند. وقتی فردی به صورتی هنجارشکنانه با آرایشی غلیظ و برای خودنمایی به گونه ای خود را در سطح عمومی جامعه عرضه می کند که «دیده شود» به ویژه هنگامی که این افراد به تعداد قابل توجهی در جامعه تبدیل می شوند،  «ندیدن» توسط دیگران یا ناممکن یا خیلی سخت می شود و حق وجود زمینه برای رسیدن به سعادت از دیگران سلب می شود.  البته برخی معتقدند که  به جای ممنوعیت در پوشش ، مردان خود را از «دیدن» منع کنند اما این افراد اگر منصفانه  رفتار خود(اگر مرد هستند) یا نزدیکان شان(اگر زن هستند) را محور قضاوت قرار دهند، اذعان خواهند کرد که در فضایی که بخش قابل توجهی از افراد با پوشش و آرایشی  تحریک کننده، وجود دارند و شما به دلایل کاری، تحصیلی، نیازهای اطلاعاتی، خرید و فروش و... مجبور به ارتباط گرفتن هستید، نمی توانید «نبینید». یک نفر و دو نفر را شاید بتوان اما  در محیطی پر از  هنجار شکنی و خودنمایی، افراد چشم شان را چقدر باید ببندند، یا سرشان را چه میزان به زیر بیندازند؟

ضمن آن که تاثیرگذاری محیط و همچنین قدرت کشش های غریزی در برابر رفتارهای عقلانی نیز نباید نادیده گرفته شود و مهم ترین راه برای دور ماندن از خطرهای موجود در محیط، سالم سازی محیط است چون چه بخواهیم چه نخواهیم محیط بر ما تاثیر می گذارد به ویژه اگر غریزه یا لذت نیز در همان جهت محیط باشد.
  به عنوان مثال آیا منطقی است که والدین به فرزندان شان اجازه معاشرت با دوست ناباب را بدهند  با این توضیح که خودش باید مراقب باشد؟ یا چند درصد از والدین حتی غیر مذهبی اما خانواده دوست، اجازه ارتباط طولانی فرزندشان با جنس مخالف را می  دهند با این توضیح که خودش می تواند مراقب باشد ؟ به صفحه حوادث روزنامه ها مراجعه کنید تا مشخص شود قریب به اتفاق افرادی که کارشان به جاهای باریک کشیده شده است در شروع فکر کرده اند می توانند، در ارتباط با جنس مخالف، رفتاری عقلانی داشته باشند و خود را کنترل کنند.

درباب تاثیرگذاری بی حجابی بر کانون خانواده نیز حرف و استدلال زیاد است و ما فقط همین قدر تاکید کنیم، مردانی که در محیط بیرونی با انواع خانم هایی معاشرت می کنند که  برای جذاب کردن  صورت هایشان مدت ها وقت و پول صرف آرایش کرده اند و با پوششی تحریک کننده و هزینه هایی زیاد، اندام هایشان را به جلوه در آورده اند، چگونه از همسرشان احساس رضایت کنند درحالی که وی به دلیل ضرورت های مالی و انجام وظایف خانه داری(اگر شاغل باشد که شرایط بدتر می شود) نه فرصت می کند، نه شرایط محیطی منزل اجازه می دهد و نه  می تواند معادل آن همه تنوع افراد، خود را زیبا کند. تازه هنگامی که خانم های بیرونی زیباتر هم هستند، خطر تضعیف خانواده بسیار بیشتر می شود.  در طرف دیگر خانمی که برای محیط عمومی با جدیتی خاص خود را زیبا می کند اما چنین سرمایه گذاری را در محیط خانواده انجام نمی دهد، طبیعی است که پاسخ خیلی بهتری به نیاز «زیبا دیده شدن»، از مردان جامعه می گیرد تا همسرش، به ویژه اگر مرد به دلیل جذابیت های بیشتر محیط بیرونی پاسخ مناسبی به نیاز «دیده شدن» همسرش ندهد در نتیجه بی حجابی و بدپوششی در جامعه باعث بروز ظلمی مضاعف به خانم ها می شود که هم از یک طرف اسباب لذت بخشی مردان می شود و از طرف دیگر توجه و محبت همسران شان را از آن ها می گیرد.

سئوال بعضی از دختران و خانم ها این است، چرا ما باید آزاد نباشیم تا آقایان گناه نکنند؟ در حالیکه خداوند در آیه 30 از سوره نور خطاب به آقایان می فرماید:

«قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِ‌هِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُ‌وجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ‌ بِمَا یَصْنَعُونَ» 
ترجمه این آیه چنین است :
«[‍‌ای پیامبر!] به مردان با ایمان بگو: چشمان خود را [از نگاه حرام] فروگیرند و پاکدامنی خود را حفظ نمایند. این برای آنان پاکیزه تر است. بی گمان خداوند به آنچه انجام می‌دهند آگاه است»

و در آیه 31 از سوره نور برای زنان مومن مسلمان می فرماید:
«وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِ‌هِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُ‌وجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا وَلْیَضْرِ‌بْنَ بِخُمُرِ‌هِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ‌ أُولِی الْإِرْ‌بَةِ مِنَ الرِّ‌جَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُ‌وا عَلَى عَوْرَ‌اتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِ‌بْنَ بِأَرْ‌جُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّـهِ جَمِیعًا أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»
ترجمه این آیه چنین است : 
«و به زنان با ایمان بگو: چشمان خود را [از نگاه حرام] فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را آشکار نسازند مگر آنچه [به طور طبیعی] آشکار است و [برای پوشاندن گردن و سینه] مقنعه‌های خود را بر روی گریبان بیندازند و زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدرانِ شوهرانشان یا پسرانشان یا پسرانِ شوهرانشان یا برادرانشان یا پسرانِ برادرانشان یا پسرانِ خواهرانشان یا زنان (هم¬کیش) آنها یا آنچه را مالک شده اند (ازکنیز و برده) یا مردان خدمتکار که تمایل جنسی ندارند یا کودکانی که بر امور جنسی زنان آگاه نیستند. همچنین [به هنگام راه رفتن] پای خود را چنان به زمین نکوبند که زیورهای مخفی آنها آشکار شود. ای مومنان! همگی به درگاه خدا توبه کنید، باشد که رستگار شوید» 
در آیه قبل، خداوند به مردان دو فرمان داد: یکی کنترل چشم و دیگری کنترل شهوت/ این آیه نیز ابتدا همان دو دستور الهی را درباره زنان بیان می‌دارد و سپس برای حفظ زنان از نگاه های افراد ناپاک، سه مورد را مورد توجه قرار می‌دهد: یکی پوشیدن مقنعه‌ای بلند که زیبایی های طبیعی مو، گردن و سینه را از نامحرمان بپوشاند / دیگری پوشاندن زیورها و زینتهایی چون گوشواره، گردنبند و دستبند دربرابر مردان نامحرم / و سفارش سوم اینکه زنان به هنگام راه رفتن پاهاى خود را بر زمین نکوبند و طوری راه نروند که توجه دیگران به آنها جلب شود. 

در مجموع  در پاسخ به سوال چرا حجاب الزامی است؟ می توان به صورت خلاصه گفت: رعایت پوششی که محیط  جامعه را آلوده نکند، الزامی است چرا که به حق سعادت دیگران و حق داشتن خانواده ای گرم و سرشار از عشق و محبت  لطمه جدی می زند و در این میان بیشترین آسیب را خانم ها می بینند.       

منبع: روزنامه خراسان

:: بازدید از این مطلب : 836
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 02 فروردین 1397
 
اعضاي اروپايي 1+5 با ادعاي مضحك راضي كردن ترامپ براي ماندن در برجام، تحريم هاي جديدي را عليه ايران پيشنهاد كرده اند. بعد از اينكه لودريان وزير خارجه فرانسه با دست خالي از تهران به پاريس برگشت، اعلام كرد؛ «تحريم هاي شديدي در انتظار ايران است.» لذا اميد برخي به اروپا كه فكر مي كردند نقش پليس خوب را بازي كند، از بين رفت و معلوم شد سگ زرد، برادر شغال است.
همزمان با اين اعلام، سيد عباس عراقچي در گفتگويي صريحاً اعلام كرد؛ «انتظار اقتصادي مردم از برجام برآورده نشد.» چه خوب بود اعتراف مي كرد؛ محاسبات رئيس جمهور از برجام درست نبود و اعتماد به غرب به ويژه اروپا يك سراب بود.
آمريكايي‌ها هم براي اينكه از اروپا عقب نمانند، اعلام كردند تحريم هاي جديدي عليه ملت ايران به بهانه حقوق بشر دارند كه فعلاً در كميته روابط خارجي سناي آمريكا در حال پخت و پز است.
غربي‌ ها ديگر بهانه ‌اي براي فعاليت ‌هاي هسته‌اي ايران ندارند، خيالشان از آن بابت راحت است چون لحظه به لحظه دوربين ‌هاي آژانس گزارش مي‌ دهد كه در ايران چه خبر است. بهانه آنها فعلاً نفوذ ايران در منطقه و اقتدار موشكي ايران است، مسائل حقوق بشر را هم در ‌آب نمك خوابانده ‌اند!
كساني كه مي گفتند برجام براي مردم، رفاه، براي صنعت و كشاورزي، رشد و براي كشور، توسعه و پيشرفت مي آورد و چشم‌شان به چند دلار 
سرمايه ‌گذاري غرب خوش بود، هنوز از خواب بيدار نشده اند تا در برابر واقعيت تلخ بدعهدي و نقض پيمان دشمنان قسم خورده اسلام و ايران قرار گيرند.
اگر از اول دنبال اجراي سياست‌ هاي اقتصاد مقاومتي مي‌رفتيم و به استعدادها و توان ملت و ظرفيت ‌هاي بي ‌انتهاي خدادادي كشور تكيه مي كرديم، امروز با كارنامه ‌اي اميد بخش و روشن، از ركود عبور 
مي كرديم، اشتغال را در كشور سامان داده و توليد را با يك نگاه 
درون نگر، در مسير رفاه مردم قرار مي داديم. كافي بود به هشدارها و نقدهاي مشفقانه دلسوزان انقلاب توجه مي‌شد و از دستاورد «تقريباً هيچ» عبرت گرفته و از آن عبور مي كرديم.
از فردا تعطيلات عيد شروع مي شود؛ 20 روز اول سال همه چيز و همه جا تعطيل است اما «فكر» را نمي شود تعطيل كرد، «عقل» را هم 
نمي شود معطل گذاشت. اين ايام هر كس، هر جا كه هست به فكر برون رفت از بن بست «اعتماد به غرب» باشد. مردم در سالي كه گذشت انصافاً كاستي ‌هاي دولت را در پرداختن به اقتصاد مقاومتي جبران كردند، هر كس در هر جا بود در سنگر توليد به اقتصاد مقاومتي فكر مي كرد. اينكه 40 سال است ملت علي رغم همه تحريم ها سرپاست، اين است كه در متن مردم، مبارزه با تحريم ها نهادينه شده است.
اينكه «بازار» در هيچ مقطعي نشاط داد و ستد و سرزندگي خود را از دست نداده و آن را حفظ كرده است، نشان مي دهد غفلت 
تئوري‌ پردازان و برنامه ‌ريزاني كه چشم اميد به غرب داشتند توسط حضور نيرومند مردم در عرصه توليد و اشتغال، قدري جبران شده است و غرب آرزوي به زانو درآوردن كشور را به گور مي برد.
در ايام عيد مي شود به نظامات اقتصادي اسلام و نقش كليدي مردم فكر كرد. كليد حل معماي اقتصاد ايران همين است. مي شود به اقتصاد مردم محور متكي به نبوغ انديشه ايراني با سرمايه ‌ايراني بدون «يوغ» و «بوق» بيگانگان فكر كرد. اجراي دقيق سياست‌ هاي اصل 44 براي توانمند سازي حضور مردم در اقتصاد كشور، كاهش تصدي‌گري دولت، قابليت ‌هاي بزرگ مردمي در جاي جاي اقتصاد ايران، افق هاي جديدي را در برابر مسئولين دولتي خواهد گشود كه ديگر گوشه چشمي به برجام باقي نخواهد گذاشت.
بايد دنبال تدارك و تدوين يك تئوري نيرومند براي اجراي سياست ‌هاي كلي و اجراي دقيق احكام اقتصادي قانون اساسي بود. 
اين سياست ‌ها و احكام، بر زمين مانده است. اگر به سمت «عمل» و «اجرا» برويم و از «حرف» زدن پرهيز كينم، خواهيم ديد يك انقلاب بزرگ اقتصادي شكل مي‌گيرد و همه از  مواهب آن بهره‌ مند مي شوند. دولت بايد «محرمانه كاري‌ ها» را كنار بگذارد و به دنبال شفافيت باشد.
دولت، مجلس و قوه قضائيه بايد مبارزه با فساد را جدي بگيرند و در اين وادي به «صغير» و «كبير» رحم نكنند. عناصر فاسد در اقتصاد ايران نه كارآفرين هستند و نه دلشان براي مملكت مي سوزد. بايد زالوصفتان در دولت، بازار و بخش خصوصي بساط خود را از رزق و روزي حلال مردم جمع كنند و بي ‌رحمانه به  تيغ عدالت سپرده شوند.
-دولت بايد با اطلاع رساني واقعي، مردم را در جريان فعاليت هاي اقتصادي قرار دهد.
-دولت باید جلوي رانت اطلاعاتي را كه ثروت ‌هاي نجومي به بار آورده، بگيرد.
-دولت بايد از پرداخت ‌هاي نجومي پرهيز كند و به اجراي قوانين مصوب مجلس در اين باره همت كند.
-دولت بايد فكري براي شكاف طبقاتي و نابرابري‌ هاي اجتماعي بكند. كافي است به قانون و نيز تصميمات نهايي كه در اتاق فكر نظام در سطوح بالا اتخاذ مي شود، عمل كند.
-دولت بايد نظارت پذير باشد و به نهادهاي نظارتي در سه قوه و نيز نظارت‌ هاي مردمي احترام بگذارد. كاستي‌ ها و بي‌ عملي ‌ها بايد در زمان همين دولت رصد و براي آن فكر شود، نه اينكه بماند بعد از  اتمام مأموريت و پايان دوره، فهرستي از خرابي ‌ها و ناراستي ‌ها و بي ‌عملي ‌ها توسط دولت بعد رونمايي شود!
سال ‌آينده را سال شفافيت و عدالت از سوي دولت و مردم بدانيم تا بتوانيم به اهداف و آرمان ‌هاي انقلاب نزديك تر شويم. دندان طمع به برجام و ترك خصومت غرب عليه ملت ايران را براي هميشه بكَنيم و بدانيم جز با دست پر توان خود كه بر زانو خواهيم گذاشت، نمي توانيم از جا برخيزيم.روحاني بايد از خوانش‌ هاي ناروا از مطالبات مردم فاصله بگيرد و صادقانه به وعده‌ هاي برجامي و غير برجامي عمل كند. وظايف رئيس جمهور در اصول متعدد قانون اساسي و اختيارات وسيع وي در قوانين اساسي و عادي مشخص است. وي به سوگندي كه در اجراي قانون اساسي خورده است عمل كند. نبايد عمل به اين وظايف، همچنان بر زمين بماند.
 
 
محمدكاظم انبارلويي
 

:: بازدید از این مطلب : 834
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 فروردین 1397

 

 

ای تغییر دهنده دلها و دیده‏‌ها؛  ای مدبر شب و روز؛ ای گرداننده سال و حالت‌ها؛ بگردان حال ما را به نیکوترین حال.

 

حلول سال نو

و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت برای بهتر زیستن می باشد،را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض کرده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را از درگاه خداوند بزرگ و سبحان برای شما دوستان مسئلت می کنیم.


:: بازدید از این مطلب : 590
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 27 اسفند 1396

این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفت‌وگوی ملی را در هرکوچه و برزن به اهتزار درآورده‌اند ولی معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفت‌وگو کنند.

مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه اعتماد روز 19 اسفند نکات کلیدی خوبی، هم برای رونمایی آشوب‌ های 8 ماهه سال 88 داشت،‌ هم برای چند روز آشوب دی‌ ماه اخیر. این مصاحبه، نوری به تاریکخانه صف و ستاد محاربان با نظام و انقلاب بود.

وی در خلال مصاحبه از یک جریان در صفوف اصلاح ‌طلبان یاد می‌کند که به فکر براندازی نظام با روش اصلاح‌ طلبان هستند. وی می‌گوید این جریان به شکل گسترده در صفوف اصلاح ‌طلبان جای دارند و از عدم همراهی اصلاح ‌طلبان (واقعی) با اعتراضات (دی‌ ماه گذشته) برآشفته شدند!

«براندازان در هدف، اصلاح‌طلبان در روش» یا بهتر بگوییم اصلاح‌طلبان برانداز که برای اولین بار بهزاد نبوی از آن رونمایی می‌کند، چه کسانی هستند؟ چرا هدف براندازی را با روش اصلاح‌ طلبان دنبال می‌کنند؟ ارتباط آنها با اصلاح‌ طلبان چیست؟ چرا بهزاد نبوی پس از گذشت 10 سال از این جریان رونمایی می‌کند؟ در این 10 سال چه بده‌بستان‌هایی در انتخابات‌ها با آنها صورت گرفته است؟

 

واقعیت این است که غرب به ویژه آمریکا از ابتدای پیروزی انقلاب تیغ نبرد سخت و نرم را بر مردم ایران فرود آورد. غرب نمی‌خواست دموکراسی در ایران پای بگیرد. به همین دلیل از اول با حضور مردم در پای صندوق‌های رأی مخالفت می‌کرد و انتخابات اعم از ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، مجلسخبرگان رهبری و انتخابات شوراها همواره با تحریم آنها روبرو بود، اما از سال 76 آنها بنا را گذاشتند بر ترویج شرکت در انتخابات. علی رغم اینکه با مبانی اسلام و انقلاب سر جنگ داشتند، ترجیح دادند با نفوذ در ارکان حکومت، ضربه را از درون تدارک ببینند.

همان طور که بهزاد نبوی اعتراف دارد؛ براندازی را با روش «اصلاح‌طلبان» دنبال می‌کنند. آنها با این هدف در انتخابات حضور یافتند؛ اگر به قدرت نرسند،‌ بگویند «تقلب» شده است و اگر رسیدند، «خروج از حاکمیت» برای اثبات شکاف در حاکمیت و «حاکمیت دوگانه» را کلید بزنند. اگر از این گردنه به سلامت عبور کردند «خروج بر حاکمیت» را عملیاتی کنند.

سرّ اینکه بوق‌های آمریکایی و اروپایی از سال 76 تا 96 از یک ضلع رقابت در ایران، بی‌پروا حمایت می‌کنند، همین است که آنها به این نتیجه رسیدند ضربه از بیرون، انقلاب را «ضد ضربه» کرده است،‌ اما از درون، انقلاب را به دست «نااهلان» می‌اندازد و این نااهلان، انقلاب را دودستی تسلیم غرب می‌کنند.

امام (ره) با هوشمندی این جریان را شناسایی و خطرات آن را با زبان‌های مختلف فرموده بودند؛ «نباید انقلاب به دست نااهلان بیفتد.» خود ایشان در واپسین روزهای عمر خود خطر جریان منتظری را که دست در دست منافقین و لیبرال‌ها می‌خواستند از ساده‌لوحی او برای ضربه به امام و انقلاب بهره بگیرند،‌ با هوشمندی، دفع نمودند.

امام (ره) با طراحی مدل رقابت ‌در مردم سالاری دینی با انشعاب در روحانیت مبارز موافقت فرمودند و چون انقلاب منتسب به اسلام و روحانیت بود، می‌خواستند از این طریق دو جریان روحانی که به مبانی او و اسلام و انقلاب و قانون اساسی پایبند بودند و با آمریکای جهانخوار سر آشتی نداشتند و با سرمایه‌داری زالوصفت مخالفند، با هم رقابت کنند و هر جریان پیروز ‌شود،‌ به مبانی انقلاب آسیب وارد نشود.

اما مجمع روحانیون مبارز به این مبانی پایبند نماند. اولاً در اولین فرصت دچار انشعاب شد و دبیر کلش رفت یک حزب دیگر تشکیل داد. ثانیاً کسانی که دنبال عرفی‌سازی حکومت یا به اصطلاح سکولاریزاسیون بودند، دور آنها جمع شدند و آنها را به انحراف بردند. آنها متأسفانه در دو نبرد نرم آمریکا در سال‌های 78 و 88 با براندازان همراهی کردند، اما این همراهی ناقص صورت گرفت. رهبران و نخبگان مجمع و تشکل‌های وابسته، با براندازان در هدف و اصلاح‌طلبان در روش همکاری نکردند.

البته این عدم همراهی مطلق به دلیل هوشمندی رهبری معظم انقلاب در مدیریت بحران و نیز مردم به ویژه حضور حزب‌ الله در صحنه بود که نقشه‌های آنها را نقش برآب کرد.

ضد انقلاب، بریده‌ها از انقلاب و تجدیدنظر طلبان به همراه سرویس‌های امنیتی موساد و سیا برای سه ماهه آخر امسال خواب‌ها دیده بودند. در فضای مجازی بدون پرده‌پوشی، خشونت، آن هم از نوع برخورد مسلحانه را ترویج ‌کردند. در فضای مجازی نوع ساختن بمب و... را آموزش می‌دادند و به خود وعده داده بودند تا آخر امسال کار نظام را تمام خواهند کرد. آنها می‌خواستند با سوار شدن بر بستر برخی نارضایتی‌ها، کیان اسلام و نظام را هدف قرار دهند، اما ترقه‌بازی‌های آنها جواب نداد. آنها حتی از استعداد رزمی چند درویش بینوا و غنی‌سازی آنها در مکتب داعشی‌ها بی‌بهره نبودند، اما به هر جا رفتند به در بسته خوردند.

بهزاد نبوی این عقیم بودن آنها را به اسم اصلاح‌طلبان سند زده است و گفته چون ما با آنها همراهی نکردیم، شکست خوردند، اما به این سؤال پاسخ نداده است چرا در آشوب‌های 78 و 88 با آنها همراهی کردند و آن فجایع را به وجود آوردند؟! او در مصاحبه با اعتماد و سپس شرق سعی کرده با نقد گذشته حرکت‌های براندازانه، قدری از اصلاح طلبان برانداز فاصله بگیرد اما توفیقی به دست نیاورد.

بهزاد نبوی از یک طرف، خبر از جریانی خطرناک می‌دهد و می‌گوید آنها برانداز هستند، اما از روش‌های اصلاح‌طلبی استفاده می‌کنند. اما از طرف دیگر با «نظارت استصوابی» شورای نگهبان برای جلوگیری از ورود این جریان به حاکمیت مخالفت می‌کند.

این دو خبر را در ترازوی صداقت وی چگونه می‌شود جمع کرد؟!

این روزها اصلاح‌طلبان پرچم گفتگوی ملی را در هر کوچه و برزن به اهتزار درآورده‌اند. معلوم نیست با «کی» در مورد «چی» می‌خواهند گفتگو کنند؟ طرح این گفتگو در حالی است که تکلیف خود را با اصلاح طلبان برانداز مشخص نکرده اند. سعید حجاریان از یک طرف با پرچم عرفی کردن قدرت - بخوانید سکولاریزاسیون - به میدان گفتگوی ملی آمده است. از طرف  دیگر تاج زاده با پرچم انتخابات آزاد، آن هم به شرط ورود مارکسیست‌ها به رقابت‌ها، دم از گفتگوی ملی می‌زند، از این گفتگو چه نتیجه ای حاصل می شود؟!

پرچمداران گفتگوی ملی دغدغه اسلامیت نظام را ندارند و در ضرورت این گفتگو اصلاً سخنی از خدا و پیامبر (ص) و قیامت و اسلام و امام و ولایت فقیه و ربط آن با انقلاب سخن نمی گویند. لذا از پیش، حذف اسلامیت را مفروض گرفته اند و روی تقسیم قدرت عرفی شده به چانه‌زنی روی آورده اند و برای اثبات صداقت خود می گویند؛ «ببینید ما در آشوب‌های دی ماه اخیر با براندازان همراهی نکردیم!» روغن ریخته را نذر امامزاده می کنند و طرف خود را حتی گاگول هم فرض نمی کنند! بعد هم به عقبه خود می گویند؛ ایام، ایام گفتگو و سازش است، فعلاً براندازی تعطیل!

حضرت علی (ع) در جنگ جمل از هر فرصتی برای روشنگری استفاده می کرد. حتی روزی که جنگ برپا شد این فرصت را از دست نداد، اما ویروس قدرت طلبی در آن طرف میدان اجازه نداد نصیحت امام به گوش و هوش و عقل آنها راه یابد.

واقعاً اگر اصلاح طلبان در سر، سودای گفتگو دارند، سه پیش شرط را برای اثبات صداقت خود و نیز جبران اشتباهاتشان که تا مرز محاربه با نظام پیش رفتند، باید بپذیرند؛

1- اصلاح ‌طلبان تکلیف خود را با غرب به ویژه آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی مشخص کنند. اجازه ندهند آنها در رقابت‌های سیاسی، فریبکارانه مداخله کنند. اصلاح‌طلبان نباید اجازه مداخله بیگانگان در  امر انتخابات را بدهند. رژیم صهیونیستی نباید با گستاخی، اصلاح ‌طلبان را پیاده ‌نظام خود در تهران در آشوب‌ها تلقی کند و به بهانه حمایت از حقوق بشر، از حقوق براندازی نظام دفاع کند. هر وقت رسانه‌های دشمن به ویژه بی‌بی‌سی و رادیو آمریکا حمایت از اصلاح‌ طلبان را رها کردند، زمینه گفتگو خود به خود مهیا می‌شود.

2- اصلاح ‌طلبان باید صریح بگویند آیا منشور برادری امام (ره) را قبول دارند؟ آیا هنوز به قانون اساسی، ولایت فقیه و مبارزه با آمریکای جنایتکار و مبارزه با سرمایه ‌داری و زالوصفتان دولت و بازار اعتقاد دارند؟ اگر دارند، گفتگو چارچوب پیدا می‌کند و راه برای تحکیم منافع و مصالح ملی باز می‌شود.

3- چه کسانی اضلاع گفتگو را نمایندگی می‌کنند؟ ربط این گفتگو با ساماندهی رقابت ‌های سیاسی چیست؟

اغلب کسانی که پرچم گفتگو را در دست دارند، از جنس «براندازان در هدف و اصلاح‌ طلبان در روش» هستند. امروز اصلاح‌ طلبان دچار بحران «رهبری»، بحران «سازمان» ، بحران «ایدئولوژی» و بحران «گفتمان» هستند و به قول تاج زاده، کثیری از آنها اعتقادی به جمهوری اسلامی ندارند. چه طور می‌توانند یک طرف گفتگوی حقیقی و توأم با صداقت قرار بگیرند؟

به نظر می‌رسد راه برون‌رفت از این مشکل، اتخاذ مواضع «اِعمالی» است نه «اِعلامی»! برای تمهید یک گفتگوی ملی باید اصلاح‌ طلبان عملاً نشان دهند که طمع به حمایت خارجی ندارند و با اصلاح‌ طلبان برانداز نه ‌تنها مرزبندی دارند، بلکه با اصولگرایان در یک طرف برای مبارزه در برابر آنها می ‌ایستند. همچنین عملاً نشان دهند که به دنبال ترویج گفتمان امام (ره) و رهبری هستند. چون این انقلاب بدون نام و خط امام (ره) در هیچ جای دنیا شناخته ‌شده نیست.


:: بازدید از این مطلب : 810
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 19 اسفند 1396

در این آشفته بازار فکری جهانی، ناکثین بیشترین فعالیت را جهت به بیراهه بردن خلق الله دارند. ابزارهای آنها جذاب، خوش فکر، راه باز بدون خطوط، بلندگوهای قوی وچهره های بزک کرده ای را به خلق الله نشان می دهند که بعضی از مردم بنا به میل لذت جویی، بدون هیج اراده ای به سوی مسلخ روانه می شوند.


:: بازدید از این مطلب : 781
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 11 اسفند 1396

تا کی شیعه برای اثبات حقانیت خود باید شهید بدهد. تاریخ در قلب خود آثار مظلومیت شیعیان را حک شده دارد. شیعیانی که در برابر ظلم و جور ظالمان پرقدرت تمام قد می ایستد، برای دفاع از حق با مال و جان دفاع می کند، در برابر باطل مانند شیر می غرد. با بصیرت کامل ظالم و باطل را با چشم های تیز بینش می شناسد و برای جلوگیری و خنثی کردن این دوعامل ضد عدالت هیج تردیدی به خود راه نمی دهد. برای از بین بردن باطل مماشات و نسامح نمی کند. به خاطر همین خصوصیات  از طرف فرقه ها و دولت های ظالم و زورگو چه جفاهایی در طول تاریخ به خود ندیده است. بعد از حکومت پنج ساله امیر مومنان علی علیه السلام، بیشترین اهاتت ها و زجرها و شکنجه هایی که بر شیعیان در طول تاریخ حکومتها بر شیعیان که وارد نشده است. 

سی و نه سال از برپایی حکومت اسلامی می گذرد. اگر تاریخ را در این سی و نه سال جمهوری اسلامی ورق بزنیم، پی خواهیم برد که در این حکومت جمهوری اسلامی بر شیعیان  یعنی مردم ایران چه جفاهایی که روا نمی شود. به جای اینکه قانون حکومت اسلامی که با خون جوانان این مرز و بوم نوشته شده است و باید فصل الخطاب تمام احزاب و گروه ها و قوم های مختلف باشد، مسئولین  مصلحت را بر دستورات و مقررات قانون مقدم می دارند، در هر دهن کجی به قانون برای حقظ امنیت و ارزش ها و برپایی عدالت مسئولین امر بدون هیچگونه مماشاتی تمام قد باید وارد میدان شوند و قبل از ضرر رساندن به جامعه جلوی آنها را بگیرند.

 در گوشه ای از این مملکت اسلامی، ببخشید، در پایتخت این کشور اسلامی، در بالاترین نقطه اش عده ای از فرقه ضاله دراویش گنابادی برای آزاد کردت یک مجرم از هم فرقه های خود که در کلانتری پاسدارن برای تحویل به دادگاه بازداشت شده بود،جلو کلانتری پاسدارن تجمع می کنند، و با جسارت تمام در خواست آزادی فرد بازداشت شده را می نمایند.

سردار رحیمی در استودیو گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما توضیح داد: منشا­ء درگیری های روز گذشته به بیست و نهم ماه قبل بر می گردد.

او ادامه داد: وقتی گشت موتوری پلیس به­ دو پراید در سطح شهر مشکوک می شود دستور ایست می دهد اما خودروها با بی توجهی برسرعت خود­ می افزایند و متواری می شوند و­پس از دقایقی تعقیب و گریز یکی از خودروها به محاصره نیروی انتظامی در می آید و در این هنگام راننده این خودرو به خودروی مظنون دوم پناه می برد که در نهایت خودروی دوم هم متوقف می شود و سرنشینان آنها متواری می شوند و خودرو ها به کلانتری ۱۰۳ گاندی برده می شود.

سردار رحیمی افزود: پس از توقیف خودروها ، فردی به کلانتری ۱۰۳ مراجعه می کند و گزارش اعلام سرقت خودروی پرایدی با مشخصات خودروی توقیف شده می دهد بلافاصله نیروهای ما او را بازداشت و پس از تشکیل پرونده راهی دادسرا می کنند.

وی افزود:اما در طول مسیر یک دستگاه پژوه ۴۰۵ مسیر را می بندد و با یورش به سمت خودروی انتظامی و مورد ضرب و شتم قرار دادن مامورین دو متهم را فراری می دهند. در طول این اقدام یکی از متجاوزین دستگیر می شود و بقیه فرار می کنند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: ساعت ۱۲ روز بعد از حادثه حدود ۶۰ نفر از طرفداران و اعضای فرقه ای خاص، جلوی کلانتری ۱۰۳ پاسداران تحصن می کنند و خواهان آزادی متخلف ­و ضارب می شوند ، این روند تا ساعت ۵ عصر منجر به مسدود شدن خیابان پاسداران توسط این افراد می شود. آنها حتی با مردم عادی که قصد تردد داشتند هم درگیر و اقدام به ورود به کلانتری می کنند اما با تیراندازی هوایی نیروهای انتظامی ، تعدادی از آنها دستگیر و تعدادی به خانه های گلستان هفتم پاسداران پناه می برند.

سردار رحیمی تصریح کرد: تعداد زیادی از افراد بازداشت شده کسانی هستند که ماه قبل مقابل زندان اوین تجمع و خواهان آزادی چند زندانی شده بودند.

فرمانده انتظامی تهران بزرگ گفت: نیروی انتظامی ، مقتدرانه ­خیابان پاسداران را از آشوبگران و اراذل پاکسازی کرد.

 فرمانده انتظامی تهران بزرگ خاطرنشان کرد: بزرگترین حامی اغتشاش گران خیابان پاسداران ، سایت ها و شبکه های اجتماعی خارجی بوده است.

 آنچه که در این واقعه قابل هضم نیست، این است که چطور فرمانده پاسگاه  در برابر آن عده قانون شکن و قانون گریز مدت 48 ساعت مقاومت منفعلانه از خود نشان می دهد و بعد از حدود دو روز  از پافشاری آنها به پاسگاه و آتش زدن و تخریب ماشین آلات و حمله به پلیس با انواع و اقسام سلاح سرد و تفنگ های بادی و شهید نمودن 5 جوان فداکار واقعه ای شوم به وقوع می پیوندد، آنقدر تعلل می کنند تا خون جوانان این مردم کف خیابان پاسداران را رنگین نماید. مطمئنا فرمانده پاسگاه دستور بر خورد قاطعانه را با این آشوبگران نداشته است، زیرا رئیس جمهور دستور داده بود که پلیس غیر مسلح از ناموس خود که امنیت عمومی نام دارد دفاع نماید،  بعد از حادث شدن ظلم و جور و شهادت پنج تن از جوانان این مرز وبوم، فرمانده نیروی انتظامی تهران از ستاد تامین تهران دستور می گیرد که با اخلالگران قاطعانه برخورد نمایند و به قول خودش در مدت پانزده دقیقه  فائله ختم می شود. اما آنچه که از مماشات در راس نیروی انتظامی با این جریان اسف بار مشاهده می شود و ثابت می کند تا خون جوانان کف خیابانها را رنگین نکند، شورش بر علیه حکومت اسلامی برای دست مایه قراردادن معاندان خارجی و داخلی و به انحراف و حاشیه کشاندن افکار عمومی به جای رسد مطالباتشان برای عده ای از مسئولین مانعی ندارد.

برای چرایی تعلل قرمانده نیروی انتظامی در برخورد با اراذل و اوباش یک فرقه ظاله، نگاهی به تاریخ گذشته  می کنیم:

 یک جریان روشنفکری در طول یکصد سال گذشته در جامعه بوجود آمده است، هسته اولیه این جریان روشنفکری از زمانی آغاز شد که ایران در جنگ با روسیه شکست خورده بود، علل شکست را عقب ماندگی ایران در فناوری سلاح های نظامی می دانستند به همین منظور اولین بار میرزا ملکم خان معروف به ناظم الدوله و میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی معروف به طالبوف دو آقازاده در باری را برای تحصیل به غرب فرستادند، چنان فرهنگ غرب در ذهن و روح آنان تاثیر گذاشت، که اعتقاد داشتند برای برون رفت از عقب ماندگی ایران  باید از نوک پا تا موی سر غربی بود. بعد از آنها میرزا آقاخان کرمانی، میرزا فتحعلی آخوندزاده و حاج سیاح محلاتی و احمد کسروی نیز همین عقیده راداشتند، با مطاعاتی که از آثار روشنفکران و فیلسوفان مدرن فرانسوی و انگلیسی به ویژه روسو، ولتر و اسپنسر داشنتد، مجذوب افکار آنها شده و یزرگترین مانع را پیشرفت بر روال تفکر غرب دین می دانستند، معتقد به سکورالیسم بودند، وبه همین منوال در روزنامه ها فعالیت داشتند به مرور زمان به این گروه روشنفکری که به آنان منورالفکر می گفتند اضافه گردید.در جریان انقلاب مشروطه که همین طیف فکری فصد داشتند ایران را دین زدایی کنند و به عنوان اطلاحگر در پی حذف ارزش های دینی بودند، با شناخت عمیق شیخ فضل ا... نوری که در میان مذهبیون، اولین کسی است که متوجه هویت ضد دینی روشنفکران دوره خود شد و حتی در این راه هزینه‌ای سنگین پرداخت و جان شریفش را در راه روشنگری جامعه ایران فدا کرد و توطئه خاموش روشنفکران به اصطلاح اصلاحگر را افشا نمود.

بعد از ظهور کمونیستها درشوروی، در ایران طیف دیگری از روشنفکران بوجود آمدند، این گروه طرفدار غرب نبودند ولی مانند گروه اول ضد دین بودند. گروه سوم روشنفکران دینی بودند که هم در برابر روشنفکران طرفدار غرب فعالیت می کردند و روشنفکران شرق. آنچه در طی یک دوره صد ساله با مطالعات تاریخی این طیف فکری مشاهده می شود خیلی جالب است، نه این قشر منورالفکر مردم ایران را می شناختند و نه تفکر آنها برای مردم ایران قابل هضم بود، دو طیف فکری با فرسنگ ها فاصله.

بعد از انقلاب اسلامی با نشر آزادی های فراوان عده ای نیز همان راه آنها را دنبال می کنند، آنزمان بهشت منوالفکرها فرانسه بود و برای این دوره آمریکا مدینه فاضله آنهاست، آبشخور هردو  یکی است، روشنفکران و فیلسوفان غربی که خدا را از کنج دلها بیرون راندند و به جای خدا محوری، انسان محوری را در محیطی لبریز از بی بند و بار نظام گسیخته ای به نام آزادی رها نمودند.

این اصلاحگران اصولگرا و تکثرگرا که در آنزمان و در این زمان نیز با حاکمیت اجین شده اند، کلمات زیبا را در قالب مراوده های اجتماعی می گنجانند. این میراث داران میرزا ملکم خان و احمد کسروی قصد تئوریزه کردن ارزش هایی را دارند که خون امثال شیخ شهید فضل الله نوری  ریخته شد. 

به چند نمونه از افکار و عقیده آنها می پردازیم:

وابستگی آنها به غرب: فرخ ارقند در هفته نامه آبان شماره 265 ص7 می گوید"قطع رابطه با آمریکا، خواسته یک نفر بر کل مردم ایران است، دوران تک گویی به سر آمده است." به نظر می رسد ایشان تلوزیون ایران را نگاه نمی کند تا صدای مرگ بر آمریکا مردم ایران را راهپیمایی ها به بیند.

ضد تفکر شیعه: غلامرضا سالار بهزادی در روزنامه صبح امروز 78/8/23 ص 8 می گوید"تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است."

غیرت دینی: عطائ الله مهاجرانی در روزنامه آریا 79/1/16 می گوید"نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است."

حجاب و حیا: نوشین احمدی در ماهنامه جامعه سالم تیر 77 می گوید"مظاهر دینی مانند حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است."

بسیج: محمد قوچانی در روزنامه عصرآزادگان 79/1/20 ص 3 می گوید"هیئت های مذهبی، منشا خشونت اند و بسیجی ها، اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند."

انقلاب اسلامی: عباس عبدی در روزنامه راه نو 77/6/21  شماره 21 ص 4 می گوید"انقلاب اسلامی متاثر از الگوی حکومت شوروی سابق است و سر انجام آنها یکسان خواهد بود."

آمریکا: عطائ الله مهاجرانی در روزنامه جبهه 78/5/30 می گوید"سردادن شعار مرگ بر آمریکا و آتش کشیدن پرچم آمریکا، اعمالی زشت و وحشیانه است."

ارزش ها: صادق زیبا کام در هفته نامه توانا مورخه 77/5/11 شماره 22 ص6 می گوید"نفی خطوط قرمز و انکار فصل الخطاب ها ضروری است، خطوط قرمز باید پاک شود."

مشروعیت: رجبعلی مزروعی در روزنامه حریم مورخ 78/11/23 می گوید "حضرت علی مشروعیت خود را از مردم گرفته، همانطور که معاویه مشروعیت خود را از مردم گرفت."

این گروه اطلاح طلب، هر کس در ایران به عنوان  جاسوسی، مخل امنیت ملی، ضد ارزشهای دینی فعالیت نماید، طرفداری و یا حقوق نجومی بگیرباشد به آنها ذخائر انقلاب می گویند. برای تبرئه آنها دست به هر کاری می زنند و به هر طرفندی متوسل می شوند، نهادهای قانونی را مورد حمله قرار می دهند مانند، جاسوسان محیط زیست و وقایع خیابان پاسدارن، برای محکوم کردن نهادهای قانونی، به هر دروغ و تهمتی دریغ نمی کنند، اگر در خیابان اختشاشگران مردم را بکشند آنرا توجیه می کنند و اگر به حق کشته بشوند، زمین و آسمان را به هم می بافند و همصدا با دشمنان این مرز وبوم اصل نظام اسلامی را مورد حمله قرار می دهند. 

برای همین است که در دولت تدبیر و امید، خون مدافعان و مجریان قانون نرخی ندارد، باید مدافعان قانون بادست خالی جلو شمشیر و قمه و شلاق های خاردار بایستند. شیعه در طول تاریخ مظلوم بوده است برای همین است باید خون بدهد.

 


:: بازدید از این مطلب : 778
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 10 اسفند 1396


رئيس جمهور دستور داده است مسؤوليت بررسي آن‎چه حوادث ناخوشايند در بازداشتگاه‎ها خوانده شده را بر عهده كميته‎اي قرار دهند. بر اين اساس، وزيران كشور، اطلاعات، دادگستري و معاون حقوقي رئيس جمهور مأموريت يافتند تا جزئيات امر را رسيدگي و پيگيري دقيق كنند و گزارش بررسي‎هاي خود، از جمله قصور يا تقصير احتمالي را به رئيس جمهور گزارش دهند. شهيندخت مولاوردي، دستيار ويژه رئيس جمهوري در امور حقوق شهروندي، با اشاره به اتفاقات رخ داده در برخي بازداشتگاه‎ها گفته بود رئيس جمهوري دستور داده‎اند كه گزارشي جامع در اين باره تهيه شود. به اين ترتيب بعد از آن‎كه نوبخت، از ورود رئيس‎جمهور به موضوع بازداشتي‎هاي اخير خبر داد، حالا مسأله به‎صورت جدي‎تري از سوي روحاني در حال پيگيري است. در همين راستا هم حزب اتحاد ملت و هم تعدادي از وكلاي دادگستري نيز از حسن روحاني خواستند تا با استناد به شرح وظايفش در قانون اساسي، مرگ سيدامامي را پيگيري كند. حزب اتحاد ملت اما از رئيس‎جمهور خواسته است كه در رابطه با خودكشي كاووس سيدامامي كميته حقيقت ياب تشكيل دهد. به گزارش ايسنا، در بخشي از نامه اين حزب خطاب به روحاني آمده است: از جنابعالي بخصوص، با رأي تعيين كننده‎اي كه در انتخابات اخير رياست جمهوري كسب كرديد، انتظار مي‎رود، درباره اين موارد دغدغه داشته باشيد و با تشكيل كميته حقيقت‎ياب جوانب اين مساله را براي افكار عمومي روشن نماييد، همچنين با استفاده از تمام ظرفيت‎هاي قانوني، ديگر نهادها و دستگاه‎ها را نيز وادار به پاسخ گويي كنيد. تعدادي از وكلاي دادگستري هم در نامه‎اي به رئيس جمهور خواستار تعيين نماينده ويژه براي بررسي علل خودكشي چند نفر از متهمان در بازداشتگاه‎ها شدند

جالب است كه براي تحقيق و بررسي درباره علل تصادف كشتي سانچي و غرق شدن آن و شهادت 31 نفر از كاركنان كشتي تنها يك وزير آن هم وزير غير مرتبط با حادثه يعني وزير رفاه مامور بررسي شد و دو وزير نفت و راه و مسكن ظاهرا در اين رابطه هيچ وظيفه‎اي نداشتند! سرانجام نيز به طور كامل معلوم نشد داخل جعبه سياه كشتي چي بود و چرا كشتي به چنين سرنوشتي مبتلا شد!

اكنون هم سقوط هواپيما با 66 سرنشين و كادر پرواز از جمله سه استاد دانشگاه گويا چندان اهميتي نداشت زيرا تنها وزير راه مامور برررسي علل حادثه شد كه البته به طور معمول نقص فني يا خطاي خلبان فوت شده از عوامل اصلي آن اعلام خواهد شد. البته شايد هم گفته شود به دليل تحريم قطعات يدكي هواپيماها با مشكل مواجه هستند كه در پاسخ بايد گفت پس نتيجه برجام چه شد؟

 

نشریه پرتو

 


:: بازدید از این مطلب : 730
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 اسفند 1396

ای برادر، تاریخ دارد تکرار می شود. حق و باطل دو عنصر متفاوت و نقیض هم، نمی توانند در یک مسیر قدم بردارند، نمی توانند در یک محموعه جمع شوند. اشتراک پدیر نیستند. مسیر حق با عدالت کنترل می شود، چرخ ها درمسیر باطل روی ریل تزویر ، ریا، حرکت می کند. در مسیر حق هم هدف مهم است و هم توع وسیله ولی در مسیر باطل هدف مهم است و برای رسیدن به آن اهداف وسیله تعیین می شود، باطل برای رسیدن به هدف از انواع ابزار زور استفاده می کند. در طی طرف برای رسیدن به هدف نوع وسیله شناسایی و انتخاب می شود. برای مثال  شناخت باطل را در سطح جهان مثال می زنیم. برای به زانو در آوردن مردم ژاپن وسیله انتخابی بمب اتم است، هم آنرا روی انسانها آزمایش کنند و قدرت تخریب و آدم کشی آنرا بسنجند. در حالیکه در طول مدت جنگ جهانی دوم حتی یک گلوله به طرف این کشور زورگو شلیک نشده بود.

حدستان درست بود، این کشور همان آمریکاست که امام راحل(ره) به او شیطان بزرگ نام نهاد. چند نمونه دیگر از شالوده طرز تفکر سیاستمداران آمریکا که بر پایه ایدئولوژی لیبرالیسم نهاده شده است، مثال می زنیم، برای حمله به عراق متوسل به یک دروغ استراتژیکی شدند تحت لوای وجود ابزار کشتار جمعی درعراق، این دروغ را توسط بلندگوهای خود(روزنامه ها و شبکه های اجتماعی) به دنیا مخابره نمودند، کرکسهای دیگر امثال انگلیس و فرانسه را که به عنوان حامیان اصلی اش(تا در شکار اورا همراه نمایند و هم در تقسیم غنائم بی نسیب نمانند) می باشند و همیشه در شکار دولت های آزادیخواه اورا همراهی می کنند، به معرکه آورد. وسیله انتخاب شده برای رسیدن به این هدف، انواع بمب های شیمیایی و خوشه ای و میکربزا انتخاب شده بود، که توسط جنگنده هایشان روی مردم بریزند. برای سوریه با یک استراتژیک جدید وارد میدان شدند و برای رسیدن به اهدافش، وسیله ای انتخاب نمودندکه از جنس مردم باشد و با شعار مردم علیه مردم دست به جنایت بزند و خود به شکل غیر مستقیم به صورت راهبردی گروه تربیت شده به نام داعش را حمایت نماید.در فلسطین، افغانستان، یمن، بحرین، پاکستان، میانمار و آفریقا نیز وسیله ها متفاوت ولی اهداف مشخص بود. اگر به دقت به آدمکشی این شیطان بزرگ نگاه کنیم، می بینیم که کشورهای اسلامی را یکی یکی دارد تخریب می کند و شمن کشتن مردم مسلمان این کشورها تمام زیر ساخت های اقتصادی این کشورها را نابود می کند.شیطان یزرگ یک هدف بزرگ و چند هدف میانی را دنبال می کند هدف اصلی آن جلوگیری از رشد و نفوذ یک تفکر بزرگ به نام اسلام ناب است که توسط جمهوری اسلامی ایران رشد فزاینده ای در جهان اسلام دارد که می تواند ایدئولوژی پوشالی لیبرالیسم را به عنوان یک باطل رسوا نماید. هدف بعدی ضعیف نمودن کشورهای اسلامی الالخصوص جبهه مقاومت تا سالها عقب بمانند، و در آخر بفروش رساندن ابزارهای جنگی در کشورهایی که زیر سلطه او هستند. 

ابزارهایی که این شیطان بزرک برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند، کشور صهیونیستی اسرائیل، دولت هایی که پشتوانه مردمی ندارند و بر پایه زور اداره می شوند، امروز دیکتاتورترین کشورها و مرتجع‌ترین آنها، متحدین آمریکا هستند.  و نهادهای بین المللی که به همین منظور ایجاد ظده اند مانند شورای امنیت و تمام سازمانهایی که زیر چتر این نهاد بوجود آمده اند.


:: بازدید از این مطلب : 777
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران