منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 04 اردیبهشت 1402

درد آمریکایی‌ها چیست که این روزها به پاره کردن قراردادها و پیمان‌های بین المللی و نقض حقوق بین‌الملل و نهایتاً بی‌هویتی و بی حیثیتی روی آورده‌اند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر چهره خود را پشت ویترین «جامعه جهانی» پنهان نمی کنند و این گونه عریان به صحنه آمده اند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که اکنون به عنوان بزرگترین تهدید صلح و امنیت جهانی رخ نشان می دهند و می خواهند هزینه امنیت خود را از جیب همپیمانان خود در منطقه و جهان بپردازند؟

درد آمریکایی‌ها چیست که دیگر به فکر همگرایی در جی هشت، جی بیست و دیگر پیمان‌هایی که متضمن نظم نوین جهانی به قرائت اتاق فکرهای مستقر در واشنگتن بود، نیستند؟

هیئت حاکمه آمریکا این روزها  مرد مستی را می‌ماند که بطری مشروب در دست دارد و در خیابان‌های جهانی عربده می‌کشد، فحش می‌دهد ، حرف بی‌ربط می‌زند  و مزاحمت برای عابرین جهانی ایجاد می‌کند.

ترامپیسم یک پدیده در جهان سیاست و روابط بین الملل نیست، ترامپیسم یک تصویر عریان از چهره خبیث آمریکا بدون پرده‌پوشی است.

واقعیت این است که فوران چشمه تولید اندیشه سیاسی و فکری در غرب به ویژه آمریکا متوقف شده است. از ایده‌های لیبرالیسم جز فرآورده‌های فکری فاشیسم، چیزی بیرون نمی آید. آمریکایی‌ها به همان دردی مبتلا شده اند که آلمان‌ها در اوایل قرن بیستم دچار شدند و جهان را به آتش کشیدند.

زیر کاسه نقض پیمان‌های بین‌المللی و لات‌بازی سیاسی در عرصه حقوق بین الملل از سوی سردمداران کاخ سفید، نیم کاسه‌ای وجود دارد که نخبگان جهان را به این سو هدایت کرده است که اگر جلوی آن گرفته نشود فجایع دو جنگ جهانی اول و دوم به شکل دیگری تکرار خواهد شد.

آتش بیار تنور رویکرد فاشیستی آمریکا، صهیونیست‌ها و قارون‌های عرب هستند که در پخت و پز جنگ‌های آتی نقش اساسی بازی می کنند.

اما مشکل آمریکایی‌ها با ما چیست؟ مشکل آنها با جهان، تقسیم منابع و منافع جهانی است که در هر یک از پنچ قاره جهان حساب و کتاب خاص خود را دارد و شاید به ما ربط پیدا نکند.

مشکل آمریکایی‌ها با ملت ایران این است که ملت ما به رهبری امام خمینی (ره) فرش زیرپای قدرت آمریکا در کلیدی ترین و حساس‌ترین نقطه جهان یعنی غرب آسیا را کشیده است و آمریکایی‌ها معتقدند پمپاژ بیداری اسلامی و خودباوری در کشورهای جهان به ویژه جهان اسلام از تهران صورت می‌گیرد.

آنها معتقدند باید جلوی «روشنگری‌» و «بیدارسازی» و غلبه منطق اسلام و ایران در جهان را از طریق براندازی نظام اسلامی در تهران گرفت. آمریکایی ها معتقدند ایرانی‌ها با تکیه بر اسلام به عنوان نخ تسبیح شکل‌گیری قدرت جدید، منافع واشنگتن را در منطقه و جهان تهدید می‌کنند.

آمریکایی‌ها معتقدند درخشش نام پیامبر اعظم (ص) و پیام‌های قرآن و احکام حیات بخش اسلام، سکه «لیبرالیسم» و تفکر «دموکراسی لیبرال» را بی‌اعتبار کرده است.

ایران به کمک اسلام‌شناسان آگاه و خبره، مارکسیسم را به موزه تاریخ سپرد و استخوان‌های شکسته شده ‌آن را دفن کرد. اکنون به سراغ لیبرالیسم آمده‌اند و همین سرنوشت در انتظار ایدئولوژی دموکراسی لیبرال است که قرار بود در پایان تاریخ حرف آخر را بزند.
آمریکایی‌ها به اروپایی‌ها و دیگر شرکای خود می گویند با چشم باز سرعت تحولات سیاسی و تغییر معادلات قدرت در جهان را ببینید. به آنها می گویند شما قدرت امام خمینی (ره) و پس از آن رهبر معظم انقلاب اسلامی آیت الله العظمی خامنه‌ای را دست کم گرفته‌اید، فرصت را دارید از دست می‌دهید، دیر بجنبید استخوان‌هایتان در زیر خروارها خاک خواهد پوسید.

آمریکایی‌ها می‌گویند همه دیکتاتورها در جهان و در رأس آن استکبار و استبداد جهانی در معرض خطر، فروپاشی و سقوط هستند. مردم جهان دنبال اندیشه پاک، حکومت پاکدستان و معنویت معطوف به وحی هستند. این قلم کالاها در هیچ یک از دکان های اندیشه‌های خودساز بشری به ویژه لیبرالیسم پیدا نمی‌شود.
آمریکایی‌ها دشمن شماره یک ملت ایران هستند، چرا که مردم ما با قدرت و اقتدار و عزت پشت اسلام و قرآن ایستاده ‌اند و حاضرند با شهادت هزینه‌های این ایستادگی را بپردازند.

تحلیل عمیق و بیدارساز و هوشمندانه رهبر معظم انقلاب در دیدار با فرهنگیان از فلسفه تداوم خصومت‌ورزی آمریکا علیه ملت ایران واقعاً شنیدنی است، باید ده‌ها بار آن را بازخوانی کرد تا به عمق شرارت و پستی دشمنان اسلام پی برد و از دل بستن به پیمان با آنها پرهیز کرد. ما امروز بر سر یک پیچ تاریخی قرار داریم. در مدینه، سه طایفه صهیونیستی با پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله پیمان عدم تعرض داشتند؛ بنی قینقاع، بنی نظیر و بنی قریضه هر سه پیمان شکستند و نقض عهد کردند. آنها از این نقض عهد سودی نبردند و در جنگ با مسلمانان شکست فاحشی خوردند که هنوز هم طعم تلخ این شکست‌ها در ذائقه صهیونیست‌هاست. خداوند در قرآن به مسلمانان وعده فرمود که قلعه‌های محکم و بلند دشمنی آنها فتح شدنی است. این وعده عملی شد؛ «و انزل الذین ظاهروهم من اهل الکتاب من صیاصیهم و قذف فی قلوبهم الرعب فریقاً تقتلون و تأسرون فریقا» (سوره احزاب، آیه 26)

از آموزه‌های قرآن است که همزیستی مسالمت‌آمیز با اهل کتاب تا زمانی که آنان یاور مخالفان نباشند و نقض عهد نکنند، جایز است . خداوند می‌فرماید از نیروهای نفوذی و ستون پنجم دشمن و منافقین غافل نباشید. آمریکایی‌ها نمی توانند به زیست بوم وحیانی ملت ما آسیب رسانند.

این آیه به مسلمانان امروز نوید می‌دهد که برج و بارو و قلعه‌های صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها یکی پس از دیگری به تصرف مؤمنین درخواهد آمد. عملیات اخیر در جولان نشان داد که چه قدر رژیم صهیونیستی آسیب‌پذیر است و حرفی برای زدن در این مورد ندارد.

امید آمریکایی ‌ها در براندازی، به یک مشت غرب‌زده و منافق از خدا بی‌خبر و طرفدار افکار پوسیده لیبرالیسم، فاشیسم و مارکسیسم است.

«ترس»، «عافیت طلبی»، «آماده خوری»، «خود مردم‌بینی»، «انفعال و وادادگی»، «وحدت گریزی» و بالأخره «نفاق و دورویی»، این جریان را به دامن آمریکا و اروپا انداخته است. آمریکایی‌ها به این جریان دل بسته‌اند و آنها را آلترناتیو خود، قبل و بعد از براندازی می‌دانند.

ملت در حرکت توفنده انقلابی خود در عبور از این پیچ تاریخی، از روی جنازه آنها عبور خواهد کرد. دولت و ملت و مسئولین نظام، امروز یکپارچه و یکصدا علیه مظالم آمریکا و فریب اروپا قیام کرده اند. امروز برای کندذهن‌ترین و ساده‌لوح‌ترین افراد معلوم شده است درد آمریکایی‌ها و ستیز آنها با ملت ایران، نه سلاح هسته‌ای، نه نفوذ منطقه‌ای و نه حقوق بشر می باشد. آنها به دنبال حیثیت از دست رفته خود هستند و نمی خواهند ایران الگوی اسلامی پیشرفت و توسعه و حیات طیبه برای مردم جهان و به ویژه مسلمانان باشد. ترامپ و صهیونیست‌ها گفته‌اند که نمی‌گذاریم ایران چهل سالگی انقلاب را جشن بگیرد.

آنها نمی‌دانند در چهل سالگی، تازه کار شروع می‌شود. بعثت نبی اکرم صلی الله علیه و آله از چهل سالگی این وجود نورانی شروع شد. آنچه در این چهل سال به صورت تحکیم زیرساخت‌های مقاومت در ایران و جهان شکل گرفته است مقدمه ظهور و نمود آن بعثت دائمی است. هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند جلوی این ظهور را بگیرد. درد آمریکایی‌ها را با قدرت و مقاومت، درمان می‌کنیم.

آنها لیاقت گفتگو را ندارند. ایران در مسیری قرار گرفته است که آن را می توان پایان گفتگو و آغاز مسیری دانست که آنها از آن فرار می کنند.

اینکه رهبر انقلاب به نمایندگی از کل ملت ایران در پاسخ به تهدیدات واشنگتن به ترامپ گفتند؛ شما غلط می‌کنید! اعلام یک موضع رسمی از عمق دل ملت ایران و حتی ملت‌های جهان بود. ملت ایران به جولان آمریکا در جهان و جولان رژیم صهیونیستی در منطقه پایان می‌دهد. این پاسخ از بلندی‌های جولان شروع‌شده و ان‌شاء الله ادامه خوهد یافت. دوران بزن دررو در سیاست و در حوزه نظامی گذشته است.

ضربه دوم و ضربات بعدی را باید از روز نکبت شروع کرد و به هفتاد سال غصب یک سرزمین مقدس پایان داد.

 

محمد انبارلویی


:: بازدید از این مطلب : 511
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 03 اردیبهشت 1402

موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین که به دانشگاه وین در اتریش وابسته است نشستی با عنوان «پیامدهای جنبش انقلابی ایران» برگزار کرد. این نشست با همکاری این اندیشکده اروپایی با موسسه صلح بین الملل اتریش برگزار شد. موسسه صلح بین الملل از مشاوران سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد به شمار می رود.

سخنرانان:

  • هاینز گارتنر استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه وین و استاد دانشگاه دانوب است. وی قبلاً ریاست موسسه روابط بین الملل اتریش را برعهده داشت. دکتر گارتنر چندین سال هم استاد دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا بود. وی ریاست هیئت مشورتی برای نیروهای مسلح اتریش را نیز برعهده دارد. وی مقالات و آثار متعددی درزمینه امنیت بین الملل، منع اشاعه هسته ای ، سیاست خارجی آمریکا ، خاورمیانه و مسائل ایران منتشر کرده است. وی ریاست هیئت مشورتی موسسه صلح بین الملل وین را نیز برعهده دارد.
  • هانس اسووبودا رئیس موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین
  • مهدی قدسی، اقتصاددان در موسسه مطالعات اقتصاد بین الملل وین. وی دکترای خود را از دانشگاه روابط بین الملل ورشو دریافت کرده است.
  • علی فتح الله نژاد، استاد علوم سیاسی که زمینه تخصصی او مسائل ایران، خاورمیانه و نظم جهانی پس از دنیای تک قطبی است. وی پیشتر برای اندیشکده آمریکایی بروکینگز گزارش‌های تحلیلی و تخصصی درباره ایران نوشته است. او هم‌اکنون عضو فعلی اندیشکده شورای روابط خارجی آلمان است.
  • سارا بازوبندی، کارشناس ارشد موسسه مطالعات خاورمیانه، و موسسه مطالعات بین الملل هامبورگ، کارشناس مدعو در اندیشکده شورای آتلانتیک در واشنگتن و کارشناس مرکز مطالعات سیاسی و بین الملل ایتالیا

در ادامه، آنچه در این نشست مطرح شده است به صورت خلاصه ارائه می‌شود:

کارشناسان این اندیشکده تاکید دارند که این جریان آشوب باید با حضور اقشار مختلف منجر به تغییرات در کل نظام سیاسی ایران بشود. آنها تاکید دارند که در ادامه آشوب‌ها باید متفاوت از ۸۸ و ۹۸ باشد و معترضین باید پایان رژیم را بخواهند.

این کارشناسان تاکید دارند «رهیافت» ذهن ایرانیان باید تغییر کند و القا شود که «اصلاحات از درون نظام» توهمی بیش نیست و تنها راه پیش رو «انقلاب و انحلال جمهوری اسلامی» است. نظام «دموکراسی سکولار» پیشنهاد این اندیشکده برای دوران پسا جمهوری اسلامی است.

آنها طبق ارزیابی خود یکی از سیاست‌های آتی و احتمالی جمهوری اسلامی را تقویت و برجسته‌سازی «ملی‌گرایی» در برابر «اسلام‌گرایی» اعلام کردند اما پیشنهاد می‌کنند ناکارآمد نشان دادن سپاه پاسداران و نظام جمهوری اسلامی موجب تضعیف این راهبرد جدید و کمک به پیشرانی فرآیند «انقلابی» خواهد شد.

در این نشست این گونه مطرح شد که ایران تجزیه نخواهد شد و برخی اندیشکده‌ها می‌خواهند حامی جنبش‌های جدایی طلب باشند، اما جنبش جاری چنین هدفی ندارد و اگر هم منجر به تجزیه شود، دفعتا نخواهد بود. کارشناسان تلاش کردند این آشوب‌ها را همانند آنچه در سال ۵۷ در ایران اتفاق افتاد جلوه دهند و وجوهی از شباهت را برای آن برشمردند با این ادعا که آن انقلاب اسلامی نبود و انقلابی ایرانی بود (هدفی که از آشوب‌های فعلی دنبال می‌کنند) و حامیان زیادی در میان لایه‌های اجتماعی و سیاسی ایران داشت.

حمایت بین‌المللی از آشوب‌ها و همبستگی جهانی اپوزیسیون خارج‌نشین و اجتماعات آنها در خارج از مرزهای ایران، از محورهایی است که کارشناسان این اندیشکده بر تداوم آشوب‌ها و آنچه که انقلاب می‌خوانند بسیار اثرگذار است.

کشیده شدن اعتراضات به شهرهای کوچک، استان‌ها و شهرهای مرزی بر خلاف آنچه که در آشوب‌های ۸۸ رخ داد و اعتراضات سراسری از دیگر موارد پیشنهادی کارشناسان این اندیشکده است. نترس بودن معترضین، هزینه دادن و خون دادن آنها و کشیده شدن اعتراضات (علاوه بر طبقات اجتماعی مختلف) به طبقات پایین جامعه (پایگاه اصلی جمهوری اسلامی) همچنین از دیگر پیشنهادات این اندیشکده است. این کارشناسان معتقدند با تحقق این شرایط، ایران وارد «مرحله انقلابی» می‌شود.

یکی از محورهای مورد تاکیده این اندیشکده جهت تقویت آشوب‌ها، کنار هم قرار گرفتن عوامل اقتصادی-اجتماعی با عامل سیاسی و همسویی معترضین هر دو بخش است.

پیشنهاد آنها قرار گرفتن ۴ گروه زنان، جوانان یا نسل اینترنت، دانشجویان و قومیت‌ها در خط مقدم آشوب‌های منتج شده از انباشت چندین لایه نارضایتی است.

از دیگر پیشنهادات حاضرین این نشست، سقوط اقتصادی ایران و تشدید شکاف میان حاکمیت و جامعه ایران و حفظ و تداوم روندی است که آنها «انقلابی» می‌خوانند. آنها معتقدند در چنین حالتی، ایران وارد مرحله «غیرقابل بازگشت» خواهند شد. آنها متصورند که در چنین حالتی «فرآیند انقلابی» هیچ‌گاه متوقف نخواهد شد و در صورت خاموشی، موقت خواهد بود و مجددا ظهور خواهد کرد.

آنها تشریح می‌کنند که رویکرد اتحادیه اروپا در تمرکز محض مسئله هسته‌ای در برابر ایران اشتباه بوده و اتخاد و تداوم چنین روندی منجر به کسب «مزیت راهبردی» از سوی ایران خواهد شد و اروپا را در حالت انفعال قرار می‌دهد. این کارشناسان پیشنهاد می‌کنند باید به همه مسائل مرتبط با ایران (موشکی-منطقه‌ای و ...)پرداخته شود. آنها معتقدند احیای برجام در تضاد با منافع روند آشوب در ایران است و منجر به آزادسازی منابع مالی ایران و در نتیجه منجر به محافظت جمهوری اسلامی از خودش خواهد شد. آنها تاکید دارند صرفا تحریم، منجر به تغییر رفتار سیاسی جمهوری اسلامی نخواهد شد. تحریم‌ها باید هدفمند باشند.

«انقلاب بدون خشونت» پیشنهاد دیگری از کارشناسان این نشست است. مثال آنها برای این حرکت، روند اعتراضات سال ۸۸ است. این کارشناسان تاکید دارند ممکن است در داخل ایران تغییراتی رخ دهد بدون آنکه انقلاب، خشونت بار باشد.

این اندیشکده تشریح می‌کند: آنچه که باید رخ دهد، ورود به «فرآیند انقلابی» است و قرار نیست «انقلاب یک روزه» انجام شود. «فرآیند انقلابی» باید تبدیل به خواست همه مردم ایران شود. جهت گسترش کمی و کیفی این فرآیند نیاز به افزایش مشارکت مردم در تظاهرات است. جریان کارگری و اعتصاب او باید وارد پروسه اعتراضات شود. اعتصاب در بخش‌ کلیدی نفت و گاز و افزایش شکاف در درون جریان خواص حاکم ضروری است.

این کارشناسان اذعان دارند: تحریم‌ها موجب شده تا منابع مالی دولت کاهش و قیمتها در ایران افزایش پیدا کند. همین وضعیت به صورت غیرمستقیم، مردم را به خیابان‌ها می‌کشاند. هدف ترامپ نیز دقیقا همین بود. ترامپ به دنبال تغییر رژیم بود و می خواست از مسیر تحریم‌ها ، تغییر رژیم رخ دهد. تحریم‌ها بر معیشت مردم تاثیر منفی می‌گذارد. جامعه برای حرکت کردن به یک تکانه نیاز داد و حالا تحریم‌ها همین نقش را برای غرب و آمریکا ایفا می‌کنند.

پیشنهاد حمایت مالی از مردم ایران در روزهای اعتصاب و بیکاری احتمالی به صورت رمز ارز از دیگر مواردی است که در این نشست مطرح شد.

 

منبع: فارس




:: بازدید از این مطلب : 437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 31 فروردین 1402

 

 

اختصاصی| یادداشت تفصیلی مسعود رضایی درباره مهدی نصیری: این سخنانتان مصداق بارز شیّادی نیست؟

من از این گفتار گستاخانه مهدی نصیری تعجب نمی‌کنم. این شیوه مرسوم تندروها برای پاک کردن سابقه خود و باز کردن جا در دل دیگران است. پیش از این یکی از هم‌مشربان او که قدم در این مسیر گذارد، تا پابوسی بهائیت نیز پیش رفت. حال او تا کجا پیش رود الله اعلم.

اخیراً کلیپی کوتاه از سخنان تند و تیز مهدی نصیری در یک مناظره را دیدم که با هیجان خاصی به همه چیز و همه کس حمله می‌کرد. حیفم آمد چند کلمه‌ای در مورد این سخنان هیجانی نگویم، هرچند آنچه می‌گویم به هیچ‌وجه به معنای نفی برخی کمی‌ها و کاستی‌ها و نواقص و مشکلات نیست که امیدواریم با یاری خداوند و با همت بیشتر و بهتر تمامی مسئولان و مردم مرتفع شوند.

مهدی نصیری در مقابل این گزاره که امروز مردم ایران عزیزند سؤال می‌کند آیا مردم ایران عزیزند؟ و بعد پاسخ می‌دهد شما که ذلیل کردید ملت ایران را. در ادامه هم شواهدی را برای اثبات این ادعای خود مطرح می‌کند: اعتبار پاسپورت، فقر و فلاکت، مهاجرت از ایران، و سرانجام نیز پایین آوردن تابلوی شیخ نمر را اوج ذلت می‌خواند.

در مورد اعتبار پاسپورت، باید گفت آنچه مورد نظر ایشان است، بسیار سریع امکان‌پذیر است. به عبارت دیگر کافی است یک «بله قربان» به آمریکا و متحدانش بگوییم و بشویم همان کشور تا بُن دندان وابسته دوران پهلوی و سپس آنچه آنها فرمان می‌دهند را عمل کنیم، یعنی دست از تقویت بنیه دفاعی خود برداریم و خودمان را برابر آنها خلع سلاح کنیم، دست از دانش و فناوری هسته‌ای برداریم و تا ابد در این زمینه دست گدایی خود را پیش آنها دراز کنیم، به سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آنها تن دهیم و تبدیل به دنباله آنها شویم و خلاصه هرچه می‌گویند را اجرا کنیم تا نه تنها فی‌الفور آن اعتباری که مورد نظر نصیری و امثال او است، برای پاسپورت‌هایمان مهیا شود بلکه برایمان فرش قرمز هم پهن کنند. آیا چنین اعتباری، ذلت است یا عزت؟

در مورد فقر و فلاکت البته گفتنی بسیار است و نیاز به بررسی و کنکاش در سیاست‌ها و عملکردهای اقتصادی در ادوار مختلف بعد از انقلاب دارد. اما گذشته از این بحث طولانی و پیچیده، که البته در جای خود بسیار مهم و تعیین‌کننده است، نمی‌توان نقش تحریم‌های اقتصادی مستمر و فزاینده و به تعبیر مقامات آمریکایی، فلج‌کننده و بی‌سابقه را نادیده گرفت. پر واضح است که اقتصاد کشور ما بواسطه برخی مسائل داخلی و نیز این گونه تحریم‌های شدید، تحت فشار قرار دارد و سختی‌ها و مشکلاتی را برای مردم به وجود آورده است. اما از سوی دیگر به این نکته نیز باید توجه کرد که تاب‌آوری اقتصاد ایران در زیر چنین فشارهای تحریمی، حتی دشمنان ما را نیز متعجب ساخته و نقشه‌هایشان را ناکام گذارده است. بی‌تردید نقش اول را در این مقاومت، مردم این سرزمین برعهده دارند که با کار و تلاش در زمینه‌های گوناگون، استقامت را بر تسلیم در قبال سلطه‌جویان بین‌المللی ترجیح داده‌اند.

در مورد مهاجرت از ایران نیز باید وجوه مختلف مسئله را در نظر داشت. اما اگر منظور مهدی نصیری را مهاجرت نیروهای نخبه از ایران در نظر بگیریم، البته باید در این باره نگران و متأسف بود. اما این مسئله بخشی از واقعیت است و بخش دیگری از واقعیت که او یکسره چشم خود را بر آن می‌بندد، پیشرفت‌ها و توفیقات بسیار چشمگیری است که با تلاش همین نیروهای نخبه و دانشمند در کشور ما به وقوع پیوسته است.

در این زمینه جا دارد به شکل‌گیری و فعالیت انبوهی از شرکت‌های دانش‌بنیان با نیروهای جوان و متخصص اشاره کرد که به‌ویژه در سال‌های اخیر از رشد بسیار خوبی برخوردار بوده و دستاوردهای آنها نیز در زمینه‌های گوناگون فراوان بوده است. براستی و بدون اغراق شرح مجموعه توفیقات ملت ایران در حوزه‌های مختلف علوم پایه، پزشکی، مهندسی، صنعتی، هسته‌ای، فضایی، کشاورزی، نظامی، دیجیتال و غیره، مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد. کافی است مهدی نصیری اندکی توجه خود را به این سوی ماجرا نیز معطوف دارد تا بتواند مجموعه واقعیت را و نه تنها بخشی از آن را ببیند.

درباره پایین آوردن تابلوی شیخ نمر پس از توافقات اخیر میان ایران و عربستان که مهدی نصیری آن را اوج ذلت نظام می‌خواند ابتدا نیاز به مختصری توضیح است. اساساً روابط ایران و عربستان در دوران بعد از انقلاب دارای پیچیدگی‌ها و فراز و نشیب‌های فراوانی بوده است که بحث درباره آن در این مختصر نمی‌گنجد. اما در مورد آنچه مهدی نصیری راجع به روابط 8 سال گذشته ایران و عربستان می‌گوید گفتنی است پس از اعدام شیخ نمر به همراه 46 تن دیگر در عربستان در سال 96، عده‌ای خودسر و نابخرد به سفارت این کشور در تهران و نیز کنسولگری آن در مشهد حمله کردند و خساراتی به آنها وارد ساختند. این اقدام، بلافاصله از سوی بسیاری از مقامات رسمی ایران از رهبری گرفته تا رئیس جمهور و وزیر امور خارجه و دیگران محکوم شد و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز ضمن محکوم کردن این کار خودسرانه، رسماً از این بابت اظهار تأسف کرد که در واقع به معنای عذرخواهی بود. همچنین مهاجمان نابخرد نیز دستگیر و محاکمه شدند.

اما علی‌رغم این همه، دولت عربستان که در آن هنگام در حال و هوای دیگری به سر می‌برد و خیالات خاصی را در ذهن خود داشت، به بهانه این مسئله اقدام به قطع روابط دیپلماتیک خود با ایران کرد و صدالبته با شانتاژهای سیاسی و دیپلماتیک در عرصه جهانی سعی کرد تا ایران را تحت فشار قرار دهد. بدیهی است ایران ضمن اظهار تأسف از آنچه توسط نابخردان صورت گرفته بود، حاضر نبود ذره‌ای از موضع عزتمندانه خود در قبال عربستان سعودی و هر کشور دیگری در عرصه بین‌المللی کوتاه آید.

به هرحال در طول این 8 سال اتفاقات بسیار مهمی در منطقه روی داد که ازجمله آنها شکست طرح صهیونیسم جهانی برای حاکمیت وحوش داعش در منطقه و دیگری شکست عربستان در برابر ملت یمن علی‌رغم صرف هزینه‌های گزاف در این زمینه بود، بویژه این که عدم توانایی دولت سعودی در پیروزی در این جنگ، هزینه‌های حیثیتی سنگینی نیز برای او در بر داشت. شکست‌های مفتضحانه آمریکا در این منطقه و ناچاری او از برچیدن بخش قابل توجهی از بساط نظامی خود از اینجا را نیز باید بر این مسائل افزود.

اینک در چنین شرایطی که دولت عربستان سعودی با نگاه به جمیع شرایط منطقه‌ای و بین‌المللی، از آن حال و هوای پیشین به در آمده و با واقع‌نگری بیشتری گام برمی‌دارد، بدیهی است ایران نیز که از ابتدا مخالف قطع روابط بود، از این امر استقبال کرده و البته برخی شرایط را نیز برای تسهیل و تسریع در این امر، لحاظ کند. مهدی نصیری پایین آوردن تابلوی شیخ نمر را اوج ذلت ایران در این ماجرا قلمداد می‌کند. البته برای اثبات بی‌پایه بودن این نظر می‌توان به بحث‌هایی در زمینه مسائل دیپلماتیک پرداخت و نیز تجربیات و نمونه‌های فراوانی را در زمینه فراز و نشیب‌های روابط بین کشورهای مختلف در عصر حاضر خاطرنشان ساخت. به عنوان یک نمونه ساده و تازه، دولت عربستان که روزی می‌گفت این است و جز این نیست که بشار اسد باید برود و میلیاردها دلار در این زمینه خرج کرد، امروز وزیر امور خارجه‌اش را راهی دمشق ساخته تا ضمن عادی سازی روابط با دولت بشار اسد، از وی برای حضور در نشست سران اتحادیه عرب دعوت به عمل آورد.

اما گذشته از این مباحث، از آنجا که مهدی نصیری داعیه‌های پرطمطراقی در مورد مسائل اسلامی دارد، مناسب است نگاهی به یک واقعه مهم در تاریخ صدر اسلام بیندازیم. در سال ششم از هجرت، یعنی شانزده سال بعد از بعثت و رسالت حضرت محمد(ص)، پیمانی میان آن حضرت و کفار قریش در نزدیکی مکه منعقد می‌‌شود که به پیمان صلح حدیبیه معروف است. در متن این پیمان، پیامبر(ص) حداقل سه شرط کفار قریش را می‌پذیرند. سهل‌بن‌عمرو که به نمایندگی از کفار قریش مسئول امضای این قرارداد بود اولاً با نگارش «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم» در ابتدای آن مخالفت می‌کند که آن حضرت می‌پذیرند و لذا نوشته می‌شود «باسمک‌اللهم». ثانیاً با نگارش «محمد رسول‌الله» مخالفت می‌کند که پیامبر(ص) می‌پذیرند و نوشته می‌شود «محمد ابن عبدالله»، ثالثاً ماده‌ای را در این قرارداد می‌گنجاند مبنی بر این که اگر مردی از مکه به اسلام گروید و به مدینه رفت، مسلمانان ملزم به عودت او باشند بدون این که متقابلاً کفار قریش ملزم به عودت فراریان از مدینه به مکه باشند که پیامبر(ص) این شرط را هم می‌پذیرند.

حال سؤال می‌کنم: اگر مهدی نصیری با همین مذاق و مشرب در آن زمان در جمع یاران پیامبر(ص) حضور داشت و می‌دید که آن حضرت بعد از گذشت 16 سال از رسالت‌شان و بعد از نزول آن همه آیات الهی که بر نبوت ایشان تأکید کرده است و بعد از آن همه جنگ و جهاد با کفار قریش و همپیمانان آنها و بعد از شهادت آن همه از بزرگان همچون حضرت حمزه‌ سیدالشهدا، برای به نتیجه رسیدن پیمان صلح، با این شروط قریشیان موافقت می‌کنند، چه می‌گفت و چگونه موضع می‌گرفت؟ متأسفانه باید گفت تاریخ اسلام مملو است از پرمدعاهای خشک‌مغزی که به انحراف رفتند و بسیاری از آنها تبدیل شدند به عمله و اکره دشمنان اسلام که در رأس آنها باید از خوارج پیشانی پینه بسته یاد کرد.

تحلیل مهدی نصیری از نحوه آغاز و ادامه جنگ سعودی-یمنی تا چگونگی آتش‌بس و نزدیک شدن آن به خاتمه درگیری‌های نظامی میان آنها، بخوبی بیانگر سطح نازل تحلیل و عدم پایبندی او به بیان حقایق است. او تمام این جنگ را خلاصه می‌کند در حمایت ایران از حوثی‌ها و بر همین مدار، کشته شدن هزاران یمنی و ازجمله کودکان بیگناه را ناشی از این مسئله بیان می‌دارد. گویی او اساساً ملت یمن را نادیده می‌انگارد و عزم و اراده آنها برای برخورداری از یک حاکمیت مستقل و خارج از سلطه سعودی‌ها را ولو به بهای تحمل تلفات و خسارات انبوه، به هیچ می‌انگارد و از سوی دیگر بکلی چشم خود را بر جنایات سعودی‌-‌آمریکایی در این جنگ می‌بندد.

اسف‌بارتر از همه این که او حاضر به اذعان این مسئله نیست که سعودی‌ها پس از 8 سال و صرف هزینه‌های بسیار کلان، با قبول شکست در برابر ملت مقاوم یمن، خود را ناچار از ترک مخاصمه با یمنی‌ها دیده‌اند و لاجرم در این مسیر گام برمی‌دارند. این در حالی است که هیچگونه تغییر و تحولی در موضع ایران نسبت به ملت یمن و همچنین این جنگ به وجود نیامده و همچون همیشه بر حل این معارضه از طریق گفتگو میان طرفین تأکید کرده است.

بنابراین آنچه مهدی نصیری از جنگ یمن و حواشی آن می‌گوید، دیکته‌ای پر از اغلاط فاحش است که البته از کسی مثل او جای تعجب ندارد. البته در این میان یک تناقض طنزآمیز نیز در افادات مهدی نصیری وجود دارد که اشاره به آن خالی از لطف نیست. او که از یکسو با شور و حرارت خاصی، ایران و ایرانی را ذلیل و ذله‌شده می‌خواند، از سوی دیگر می‌گوید: «و این اشاره‌ای که امروز کردند، اگر 5 سال پیش می‌کردند، این جنگ تمام می‌شد.» البته اینجانب این تحلیل را بسیار خام و نادرست می‌دانم اما با توجه به دیدگاه ایشان که می‌گوید ایران قادر بود تنها با یک اشاره جنگ سعودی-یمنی را با تمام عرض و طول آن، خاتمه بخشد، باید از او پرسید با توجه به آنچه خودتان می‌گویید آیا ایران ضعیف است یا قوی؟ ذلیل است یا عزیز؟ و شما چگونه قادرید در زیر بار این تناقض کمرشکن، کمر راست کنید؟

اما به اعتقاد اینجانب جالب‌ترین بخش سخنان مهدی نصیری آنجاست که به انتقاد از «سیاست ایدئولوژیک» ایران می‌پردازد و بدترین وجه آن را نگاه آخرالزمانی این نوع نگاه در مورد افول آمریکا و یا وقایع اوکراین بیان می‌دارد. البته ممکن است کسانی که با پیشینه فکری و رفتاری مهدی نصیری آشنا هستند و به ویژه از ماجرای آن تیترهای آتشین ضدآمریکایی بدون مأخذ مشخص و معتبر بر صفحه نخست روزنامه کیهان آگاهند، بلافاصله او را به خاطر انتقاد از «سیاست ایدئولوژیک» مورد انتقاد و بلکه تمسخر قرار دهند، اما اینجانب هرگز در مواجهه با اشخاص از این رو به آن رو شده، از این زاویه وارد بحث نمی‌شوم زیرا دیده‌ام و می‌دانم که این افراد، توبه‌نامه‌شان را آماده در جیب دارند و به محض مواجه شدن با چنین انتقاداتی، بلافاصله آن را بیرون می‌کشند و در معرض دید همگان قرار می‌دهند. بنابراین از زاویه‌ای دیگر به بررسی آنچه بیان شده است می‌پردازم.

 این جمله را مهدی نصیری گفته است: «بدترین وجه سیاست ایدئولوژیک، نگاه آخرالزمانی است؛ آمریکا در حال افول است. عزیز من مگر پیشگو هستید؟ مگر جادوگرید؟»

نخستین نکته‌ای که با شنیدن این جمله به ذهن متبادر می‌شود این است که ایشان به چشم بر هم زدنی، تمام تحلیلگران سیاسی در اقصی نقاط عالم را به پیشگویی و جاودگری منتسب می‌کند زیرا اساساً کار تحلیلگران سیاسی اعم از ایدئولوژیک یا غیرایدئولوژیک و با هر دین و مسلک و مرام و آئینی، تبیین وضعیت موجود و ارائه تحلیل درباره آینده است. البته می‌توان با محتوای یک تحلیل آینده‌نگرانه موافق یا مخالف بود و به ارائه دلیل برای اثبات نظر خود پرداخت و این یک امر کاملاً منطقی و متعارف در بین صاحبنظران است، اما این که خواسته باشیم با برچسب پیشگویی و جادوگری، به معارضه با یک تحلیل بپردازیم، این جز یک کار عوامانه و عوامفریبانه نیست.

دوم این که امروز بسیاری از تحلیلگران سیاسی در کشورهای مختلف و ازجمله حتی در خود آمریکا نیز از رو به افول بودن آمریکا سخن می‌گویند و این مطلب چیزی نیست که صرفاً از داخل ایران شنیده شود.

سوم این که حتی سعودی‌ها، تکرار می‌کنم، حتی سعودی‌ها هم با آن سابقه فهمیده‌اند که آمریکا رو به افول است و لذا تغییر رویه در رویکردهای بین‌المللی آنها کاملاً مشهود است و اتفاقاً این مسئله این روزها نقل محافل خبری و سیاسی جهان است. در همین زمینه اضافه کنید رویکردهای اخیر در اروپا را که آن هم نشانه دیگری از رو به افول بودن آمریکاست و در واقع همین مسئله، اروپائیان را به این فکر انداخته است که از وابستگی‌های عمیق خود به آمریکا بکاهند.

و چهارم این که در حالی که دیگران علی‌رغم وابستگی‌های عمیق و شدید خود به آمریکا در طول چند دهه گذشته، با مشاهده واقعیت‌های موجود در عرصه بین‌المللی سعی دارند به نحوی از این کشور فاصله بگیرند، لحن گفتار مهدی نصیری به گونه‌ای است که گویی تازه از راه رسیده و قصد دارد در کسوت وکیل مدافع شیطان به ایفای نقش بپردازد. آنچه ما می‌توانیم به این نورسیده بگوییم این است که «دیر آمدی ای نگار سرمست»، و به نظر می‌رسد زبان حال آمریکا نیز با او چیزی قریب به این مضمون باشد که «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا، بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا»

مهدی نصیری سپس با هدف اثبات تناقض‌گویی در اظهارات رهبری، می‌گوید: «بروید سخنان رهبری در مورد اوکراین را ببینید: این یک اتفاق مهم است در تاریخ! قرار است یک اتفاق مهم بیفتد! قرار است چه شود و چه شود و چه شود! اظهارات بعد را هم ببینید که اعلام رسمی این که ما حمایت نمی‌کنیم، ما سلاح نمی‌فرستیم، ما دخالت نمی‌کنیم. (یا) ما در آستانه پیچ تاریخی هستیم. دست بردارید از این شیادی‌ها به نام سیاست.»

البته حتی بدون مراجعه به متن سخنان رهبری در مورد اوکراین و با در نظر گرفتن همین مقدار که او به صورت دست و پا شکسته به نقل قول بیانات ایشان پرداخته است هم بخوبی می‌توان دریافت که هیچگونه تناقصی در این سخنان وجود ندارد. اما اینجانب از باب عمل به توصیه وی، به متن سخنان رهبری مراجعه کردم و موارد مورد اشاره مهدی نصیری را یافتم که در اینجا می‌آورم.

اولین اشاره او به سخنرانی رهبری در تاریخ ششم اردیبهشت 1401 در جمع تعدادی از دانشجویان و دانشگاهیان است. آیت‌الله خامنه‌ای در این سخنرانی می‌گویند: «امروز جهان در آستانه یک نظم جدید است؛ یک نظم بین‌المللی جدید در پیش است برای دنیا، در مقابل نظم دوقطبی‌ای که بیست و چند سال پیش بود ــ آمریکا و شوروی؛ غرب و شرق ــ و در مقابل نظم تک‌قطبی‌ای که بوش پدر بیست و چند سال پیش اعلام کرد. بعد از خراب شدن دیوار برلین و از بین رفتن دستگاه مارکسیستی دنیا و حکومت‌های سوسیالیستی، بوش گفت امروز دنیا، دنیای نظم نوین جهانی، نظم تک‌قطبی آمریکا است؛ یعنی آمریکا در رأس دنیا قرار دارد. او البته اشتباه می‌کرد؛ بد فهمیده بود. از همان بیست سال قبل، بیست و چند سال قبل تا امروز روز‌به‌روز آمریکا ضعیف‌تر شده؛ روز‌به‌روز ضعیف‌تر شده؛ هم در درون خودش و در سیاست‌های داخلی‌اش، هم در سیاست‌های خارجی‌اش، هم در اقتصادش، هم در امنیتش، در همه‌ چیزها آمریکا از بیست سال پیش تا امروز ضعیف‌تر شده، لکن به ‌هر حال امروز دنیا در آستانه‌ یک نظم جدید است. این جنگ اوکراین را به نظر من باید یک مقداری با یک دید عمیق‌تری نگاه کرد؛ این جنگ صرفاً یک حمله نظامی به یک کشور نیست. ریشه‌های این حرکتی که امروز انسان دارد در اروپا مشاهده می‌کند، ریشه‌های عمیقی است و آینده‌ پیچیده و دشواری را انسان حدس می‌زند که وجود داشته باشد. خب اگر فرض کنیم که این حدس ما حدس درستی باشد و دنیا در آستانه‌ یک نظم جدید باشد، آن وقت همه کشورها از جمله کشور ایران اسلامیِ ما وظیفه دارد جوری در این نظم جدید حضور پیدا کند ــ حضور سخت‌افزاری و حضور نرم‌افزاری ــ که بتواند امنیت کشور را، و منافع کشور را و ملت را تأمین کند، در حاشیه نماند، عقب نماند. خب اگر قرار شد که کشور بخواهد یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد یعنی حضور سخت‌افزاری و نرم‌افزاری داشته باشد در تشکیل نظم جدید جهانی، بیشترین مسئولیت به عهده‌ کیست؟ صفوف مقدم چه کسانی هستند؟ دانشجوها، دانشگاهیان؛ یعنی شماها باید جلوتر از همه باشید؛ شماها بایستی تأثیرگذارترین قشرها باشید.»

و اشاره دوم مهدی نصیری به سخنرانی اخیر رهبری در جمع زائران و مجاوران حرم رضوی در تاریخ اول فروردین 1402 است که می‌فرمایند: «حضور در جنگ اوکراین را قاطعاً رد می‌کنیم. بدروغ ادعا کردند که ایران در جنگ اوکراین مشارکت دارد؛ ابداً چنین چیزی نیست؛ ما هیچ مشارکتی نداریم. جنگ اوکراین را در واقع آمریکا راه انداخت؛ برای گسترش ناتو به سمت شرق، مقدمات این جنگ را در واقع آمریکا به وجود آورد؛ الان هم بیشترین سود را، بیشترین بهره را آمریکا از جنگ اوکراین می‌برد. مردم اوکراین  بیچاره‌ها دچار مشکلند، سودش را کارخانجات اسلحه‌سازی آمریکا می‌برند؛ لذا با اتمام جنگ اوکراین همراهی نمی‌کنند؛ آمریکا مانع کارهایی است که باید انجام بگیرد تا این جنگ تمام بشود و نمی‌گذارد؛ آنها از اتمام جنگ اوکراین ناراضی هستند.»

همانگونه که ملاحظه می‌شود تأکید رهبری در سخنرانی نخست آن است که دنیا در آستانه یک نظم نوین جهانی قرار دارد و این البته موضوعی است که امروز از سوی بسیاری از صاحبنظران و سیاستمداران حتی در خود آمریکا مطرح شده و مقالات و سخنرانی‌های بسیاری در مورد آن انتشار یافته است. رهبری آنگاه در همین چارچوب به ماجرای اوکراین اشاره می‌کنند و آن را ماجرایی مهم با ریشه‌های عمیق و تأثیرات مهم مطرح می‌سازند که می‌تواند اتفاقات مهمی را به دنبال داشته باشد. این نیز مسئله‌ای است که هم‌اکنون شاهد آثار و عوارض آن در سطح بین‌المللی هستیم، تا جایی که حتی گاه سخن از جنگ جهانی سوم و تهاجمات اتمی به میان می‌آید.

بنابراین تردیدی در این نیست که با توجه به جمیع مسائل مربوط به این جنگ و طرف‌های درگیر در آن، با یک مسئله بسیار مهم و تأثیرگذار مواجهیم به طوری که می‌توان گفت جنگ اوکراین و روند و آینده آن، امروز به مهمترین موضوع مورد بحث در محافل سیاسی و بین‌المللی تبدیل شده است و صدالبته که در تمام دنیا نیز نگرانی‌های عمیقی درباره آثار و تبعات این جنگ به چشم می‌خورد. از سوی دیگر رهبری در سخنرانی اول فروردین 1402 در پاسخ به ادعاهای برخی کشورهای غربی مبنی بر مشارکت ایران در این جنگ، ضمن مقصر دانستن آمریکا در به راه انداختن چنین غائله‌ای در جهان، قاطعانه مشارکت ایران در این جنگ را رد می‌کنند.

حال مهدی نصیری بگوید در کجای این دو موضعگیری، تناقضی وجود دارد که او این چنین با هوچیگری در پی القای آن به مخاطبان است؟ آیا آنچه او به قصد جوسازی علیه رهبری انجام می‌دهد، براستی مصداق بارز شیادی نیست؟

در پایان ذکر این نکته را لازم می‌دانم که من از این لحن و گفتار گستاخانه مهدی نصیری تعجب نمی‌کنم چراکه این شیوه مرسوم تندروها و افراطی‌ها برای پاک کردن سابقه خود و باز کردن جا در دل دیگران است. به عنوان نمونه، پیش از این یکی از هم‌مشربان او که قدم در این مسیر گذارد، تا پابوسی بهائیت نیز پیش رفت. حال او تا کجا پیش برود، الله اعلم.

مسعود رضائی_ سی‌ام فروردین 1402

 

مناظره در دانشگاه امیر کبیر

مهدی نصیری: باید به قلدری آمریکا تن دهیم

خانعلی زاده: آقایان در توهم آمریکای سال 67 مانده اند

 

مناظره در دانشگاه امیرکبیر| مهدی نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم/ خانعلی‌زاده: آقایان در توهم آمریکای سال 67 مانده‌اند

مناظره «برجام؛ جام زهر یا طلا؟» با حضور مهدی خانعلی‌زاده کارشناس مسائل بین‌الملل و مهدی نصیری فعال سیاسی برگزار شد.

 عصر امروز یکشنبه مناظره «برجام؛ جام زهر یا طلا؟» با حضور مهدی خانعلی‌زاده، کارشناس مسائل بین‌الملل و مهدی نصیری، فعال سیاسی به‌همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در این دانشگاه برگزار شد.

* نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم

مهدی نصیری در این مناظره طی سخنانی اظهار داشت: برجام ولو اینکه جام زهر باشد، احلی من العسل و از طلا باارزش‌تر است و باید آن را دریافت کرد و تعلل موجب خسارت بیشتر خواهد شد. جمهوری اسلامی در برابر برجام چهار گزینه دارد؛ اول اینکه درباره آنچه دولت قبل به آن رسیده و تعهد کرده بود، بگوید که "ما الآن آن را می‌پذیریم."، راه دوم اینکه اگر پذیرفته نشد، ایران برای مذاکرات وسیع‌تر که با تعابیر برجام 2 و 3 از آن یاد می‌شد، اعلام آمادگی کند و مذاکرات فراگیر با آمریکا، اروپا و سایر کشورها برای حل این مسئله انجام بگیرد.

وی افزود: راه سوم این است که ایران اعلام کند از برجام خارج می‌شود و باید تضمین دهد که به‌دنبال بمب هسته‌ای نیست و با سایر کشورها ارتباط برقرار کند. راه چهارم نیز اینکه با روس‌ها هم‌پیمان شود و چتر حفاظت هسته‌ای روس‌ها را داشته باشد و بخواهد آنها از ایران حمایت کنند.

این فعال سیاسی ادامه داد: هر کدام از اینها منوط به پذیرفتن طرف مقابل است. توافق با روس‌ها بدترین راه است و هیچ اعتمادی به آن‌ها نیست چون اکنون خودشان در باتلاق اوکراین هستند.

نصیری گفت: خروج از برجام و ضمانت بر اینکه دنبال بمب هسته‌ای نیستیم هم به‌نسبت بدی کمتری دارد ولی به توفیقی نمی‌رسد. بهترین راه این است که ایران با دنیا وارد مذاکره شود و ثابت کند می‌خواهد یک نظام سیاسی متعادل باشد و در چارچوب قواعد بین‌الملل و محاسبه عاقلانه و واقع‌بینانه منافع ملی حرکت کند، این بهترین راه است.

برجام | برنامه جامع اقدام مشترک , افول آمریکا ,

* نصیری: ایران روابط با آمریکا را خراب کرد

نصیری در ادامه عنوان کرد: می‌گویند آمریکا روابط با ایران را خراب کرده است؛ به‌نظر من این‌طور نیست و مشخص شده است که آمریکایی‌ها در دی ماه 1357 حاضر شدند با آقای خمینی کار کنند ولی برخی نگذاشتند، اگر آقایان روابط بین‌الملل می‌دانستند این بهترین فرصت بود. نهاد نهضت‌های آزادی‌بخش از روز اول درست شد و اپوزیسیون‌های برانداز کشورها به ایران دعوت شدند و برای فتح عالم و منطقه به آنان آموزش و بعضاً سلاح داده شد، دراین‌صورت فکر کردید آمریکا دست روی دست می‌گذارد؟ ما آغازکننده بوده‌ایم.

وی گفت: اخیراً خاطره‌ای توسط فردی برایم نقل شد که "ماه‌های اول که هیئت‌های حسن‌نیت انقلاب اسلامی اعزام می‌شد، همراه با آقای قطب‌زاده به بحرین رفته با خلیفه بحرین صحبت کردیم و جلسه خوبی بود، در انتها یکی از اعضای گروه اعلامیه‌های گروه‌های برانداز بحرینی را روی میز خلیفه گذاشت".

این فعال سیاسی عنوان کرد: البته امروز اتفاقات خوبی می‌افتد و ماجرای عربستان و پا پس کشیدن از جنگ یمن دیده می‌شود و امیدواریم ادامه یابد ولی باید بدانیم که این ما بودیم که نقش عمده در ایجاد دشمنی داشتیم.

نصیری ادامه داد: غرب و آمریکا حاضر بودند و امروز حاضر هستند در چارچوب معقول و مبتنی بر منافع با ما کار کنند، بله ممکن است چون زورش بیشتر است موارد بیشتری بگیرد، مگر با عربستان کار نمی‌کنند؟ به عربستان گفته شد "گاو شیرده" و بعد از 8 سال با همین گاو شیرده رفیق شدند. آمریکا و غرب حاضرند با ما کار کنند اما ما ناشیانه و شعارزده حاضر نیستیم در مذاکرات مستقیم با آمریکا حرف بزنیم و باید باواسطه باشد، این چه خاصیتی دارد؟

* نصیری: باید از آمریکاستیزی عقب‌نشینی کرد

وی اضافه کرد: آمریکاستیزی ابزاری برای ایجاد دوقطبی در ایران شده است که باید از آن عقب‌نشینی کرد، این نه عقلایی، نه خردمندانه و نه ایدئولوژیک بود؛ باید سیره پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) را ببینید، امام علی(ع) به ماجرای حکمیت تن می‌دهد و جنگ را می‌بازد. وقتی امام حسن(ع) دید مردم راضی به جنگ نیستند نظرسنجی کرد و وقتی مردم ایشان را نخواستند، با معاویه صلح کرد، صلحی که ظاهرش ذلیلانه است ولی باطنش عقلانیت است و حضرت خواستند خون ریخته نشود.

این فعال سیاسی ادامه داد: امام حسین(ع) آغازگر عاشورا نبودند و آن‌حضرت تا آخرین لحظات برای مذاکره تلاش کردند جنگ صورت نگیرد اما صحنه به جایی رسید که امام دید جنگ نکردن ذلت است. سیره دینی ما مملو از تقیه است و تقیه یعنی هزینه ـ فایده کردن؛ همان‌چیزی که باید اصل سیاست خارجی باشد. همه ما در این مصائبی که از سیاست خارجی بر سر ملت ایران آمده و می‌آید نقش داشته‌ایم؛ خود من هم وقتی سردبیر روزنامه کیهان بودم و از این موضع حمایت می‌کردم اشتباه کردم و همه باید برگردیم.

* نصیری: هایزر برای جلوگیری از کودتا به ایران آمد!

وی در ادامه این مناظره تصریح کرد: اکنون مشخص شده است که به‌خلاف تلقی این چند دهه، ژنرال هایزر برای جلوگیری از کودتا به ایران آمده بود و مذاکره‌اش با برخی مقامات هم به همین خاطر بود؛ ما همه این فرصت‌ها را از دست دادیم. گفته می‌شود چرا آمریکا در برابر برجام سرسختی می‌کند؟ وقتی برجام پذیرفته شد، دستور از بالا صادر شد که شرکت‌های آمریکایی حق ندارند در ایران فعالیت کنند و دوباره موشک‌پرانی با شعار محو اسراییل شروع شد. فکر می‌کنید آمریکایی‌ها ساده هستند و می‌نشینند تا شما به روند خود ادامه دهید و منافع آمریکا را در منطقه ویران کنید و او هم هیچ کاری نکند؟ نوع دیپلماسی شما این است که ادا در می‌آورید که "نمی‌خواهم مستقیماً با آمریکایی‌ها روبه‌رو شوم"، و یک واسطه می‌گذارید تا ژست‌تان حفظ شود.

نصیری خاطرنشان کرد: نه‌فقط آمریکا بلکه چین هم با مداخله‌جویی در منطقه و موشک‌پرتاب‌کردن موافق نیست و به شما نشان داد و درس سیاست داد. رییس‌جمهور چین به آقای رییسی گفت "می‌خواهیم 500 میلیارد دلار در عربستان سرمایه‌گذاری کنیم و قصد داریم همین میزان را با شما سرمایه‌گذاری کنیم و نمی‌شود در یمن جنگ راه بیندازید و منافع ما به خطر بیفتد" و گفتند "اگر می‌خواهید با ما کار کنید باید عاقلانه و خردمندانه سیاست‌ورزی کنید".

وی افزود: دست دو کشور اسلامی را یک کشور ملحد در دست هم گذاشت و آقایان ناشی از استیصال سیاسی زهر احلی من العسل را نوشیدند و با عربستان توافق کردند و باید همین روند را با آمریکا نیز در پیش بگیرند و آنجا هم می‌پذیرند و تابلوهای دیگری را پایین می‌آورند و سفارتخانه‌های ایران و آمریکا بازگشایی خواهد شد.

* نصیری: باید به قلدری آمریکا تن بدهیم

این فعال سیاسی بیان کرد: فرض می‌گیریم آمریکا عامل اصلی مقابل برجام است، ولی شما باید کوتاه بیایید و نمی‌توانید کوتاه نیایید؛ مقابل قوی‌ترین اقتصاد عالم هستید و باید به قلدری تن و رضایت دهید و اگر نکنید بیچاره می‌شوید که البته بیچاره شدیم و مردم را با این سیاست خارجی بیچاره کرده‌ایم.

وی ادامه داد: هرچه دیرتر جام زهر را بنوشید خسارت بیشتری به مردم می‌زنید، البته که شما خسارت نمی‌بینید؛ فرزند دبیر شورای‌عالی امنیت ملی شما صادرکننده نفت است و سود می‌برد و این سیاست خارجی سرشار از نعمت برای شما و آقازاده‌های‌تان بوده است. بزرگان گفته‌اند "ما از تحریم شکوفا شدیم"، دست بردارید از این مسائل.

* نصیری: مأمور به تکلیف بودن حرف غلطی است

نصیری گفت: سیاست خارجی متأثر از چپ و مارکسیسم است اما بر اساس مبانی دینی ما با هیچ‌کس تضاد آشتی‌ناپذیر نداریم. از حرف‌های غلطی که در این سال‌ها زده شد این بوده که «ما مأمور به تکلیف هستیم و مأمور به نتیجه نیستیم»، اتفاقاً مأمور به نتیجه هستیم. باید برگردیم و یک ریل‌گذاری جدید در همه ابعاد از جمله سیاست خارجی کنیم. جمهوری اسلامی باید دست از فشار بر مردم و فقر برای مردم بردارد؛ گفته‌ شده است "این‌که با شواهد و قرائن دنبال سلاح هسته‌ای بوده‌اید 1000 میلیارد دلار ضرر زده است".

وی در پاسخ به اینکه "چه شواهدی دال بر اینکه ایران به‌دنبال سلاح هسته‌ای بوده است، وجود دارد؟" گفت: دلیل اینکه درباره این مسئله فتوا دارید که سلاح هسته‌ای حرام است؛ هر بار که فشار آوردند، گفتید "غنی‌سازی را بالا می‌بریم".

این فعال سیاسی در ادامه این مناظره بیان کرد: ان‌.پی‌.تی. همان چیزی است که مجلس انقلابیِ شما بارها تهدید کرد که "از آن خارج می‌شویم" و خروج از آن یعنی "حق داریم به‌دنبال سلاح هسته‌ای برویم". واکنش شما به خروج آمریکا این بود که برجام را در مجلس آتش می‌زنید؛ باید نرمال بشوید تا بتوانید درست مذاکره کنید.

نصیری اضافه کرد: سخن از عزت مطرح شد، آیا الآن شما و مردم ایران عزیز هستند؟ وضعیت خط فقر و پاسپورت ایران را ببینید؛ پایین آوردن تابلوی شیخ نمر اوج ذلت بود و 8 سال ستیز غیرعاقلانه انجام گرفت. چه‌کسی باید پاسخ خون‌هایی را که در یمن ریخته شد، بدهد؟ با ادبیات آخرالزمانی می‌گویند "آمریکا در حال افول است"، شما مگر پیشگو هستید؟ رهبری درباره ماجرای اوکراین گفته‌اند "این اتفاق مهمی است" و بعد گفتند "ما سلاح نمی‌فروشیم و دخالتی در این جنگ نداریم".

* نصیری: برجام طلاست

وی هم‌چنین در پاسخی درباره اینکه "آیا برجام طلا و یا جام زهر است؟" عنوان کرد: برجام برای مردم طلاست اما تحریم تا الآن برای مقامات طلا بوده است، برجام برای مقامات جام زهر بوده است که باید بنوشند.

این فعال سیاسی گفت: شما از تجاوز پوتین به یک کشور حمایت کردید و به او سلاح دادید و گفتید "سلاح نداده‌ایم" و الآن از کار او دفاع می‌کنید، این چه عزتی است که چینی‌ها از بیانیه شورای خلیج فارس حمایت کردند؟ شما در مقابل چه‌کاری کردید؟ گفتند "عربستان از چینی‌ها خواسته است که با ایران ارتباط برقرار کند"، این درست است، عربستان می‌خواست از دست یک نظام مداخله‌گر خلاص شود.

خانعلی‌زاده: آقایان در توهم آمریکای 20 سال پیش مانده‌اند

مهدی خانعلی‌زاده، کارشناس روابط بین‌الملل نیز در این مناظره، با ابراز اینکه "ما در فضای دانشگاه صحبت می‌کنیم و انتظار بود سخنان آقای نصیری در حوزه برجام و به‌شکل تخصصی باشد"، اظهار داشت: مباحث مطرح‌شده از سوی آقای نصیری مجموعه‌ای از سخنانی است که در فضای مجازی و گروههای مختلف بدون نگاه تخصصی مطرح می‌شود این در حالی است که سیاست خارجی مجموعه‌ای از علم و فن است.

* خانعلی‌زاده: خود آمریکایی‌ها می‌گویند دنبال ضربه به ایران بودند

وی با اشاره به اظهارات نصیری درباره توصیه اسلام به مدارا با دشمن تصریح کرد: من متخصص مسائل فقهی نیستم اما طبق ادعاهای خود آمریکایی‌ها در نوشته‌هایشان، آمریکایی‌ها، قبل از انقلاب، حین انقلاب و بعد از آن دنبال ضربه زدن به ایران بودند.

این کارشناس مسائل بین‌الملل افزود: اولین تسخیر سفارت آمریکا در سال 57 رخ داد و امام و مسئولان کشور خواستار خروج تسخیرکنندگان از سفارت شدند اما اولین تحریم آمریکایی‌ها علیه ایران سه ماه بعد از پیروزی انقلاب انجام شد.

وی گفت: ایران و آمریکا بعد از انقلاب چندبار مذاکره کردند اما آنها (آمریکایی‌ها) به قرارداد الجزایر عمل نکردند. در ماجرای بغداد، ایران با آمریکا مذاکره کرد تا ثبات در عراق برقرار شود، در موضوع افعانستان هم همین طور ولی بعد ایران را محور شرارت اعلام کردند.

خانعلی‌زاده خطاب به نصیری با بیان این‌که چه‌کسی مدارا نکرده است؟" و این‌که "چرا توپ را در زمین ایران می‌اندازید؟"، با اشاره به نوشته‌های مسئول میز ایران در سیاست خارجه آمریکا ابراز کرد: این فرد در کتابی درباره رویکرد سیاست خارجی ایران و این‌که نگاه ایران در این بعد ایدئولوژی‌محور است یا منافع‌گرا، نتیجه‌گیری می‌کند که سیاست خارجه ایران منفعت‌گرا است اما امثال آقای نصیری به‌دور از نگاه تخصصی اظهاراتی را مطرح می‌کنند که علمی و تخصصی نیست.

برجام | برنامه جامع اقدام مشترک , افول آمریکا ,

وی ضمن انتقاد از اظهارات نصیری مبنی بر اینکه فشار داخلی اجازه نداد برجام به ثمر بنشیند، به عملکرد ترامپ درباره برجام اشاره کرد و گفت: ترامپ با افتخار از برجام خارج شد و دیدیم آمریکا زیر میز زد و رئیس بانک مرکزی آقای روحانی هم دستاورد برجام برای ایران حتی در زمان اوباما را تقریباً هیچ خواند.

* خانعلی‌زاده: به‌جای حرف مستند، صحبت‌های واتس‌آپی نکنیم

وی با تأکید بر اینکه "حضور در دانشگاه و در جمع دانشجویان ما را ملزم به ارایه فکت و سند می‌کند"، ادامه داد: برخی از اظهارات آقای نصیری از جنس همان مطالبی است که بدون سند در گروههای واتس‌آپی و گعده‌های دوستانه‌شان مطرح شده و نهایتاً به باورشان تبدیل شده است.

این کارشناس روابط بین‌الملل همچنین با تأکید بر اینکه "مطمئن هستم آقای نصیری برجام را نخوانده‌اند"، تصریح کرد: ما قبلاً با سند اثبات کردیم که ایران تخاصم با آمریکا را شروع نکرد و این آمریکا بود که دشمنی را شروع کرد.

وی با اشاره به تاریخچه مذاکرات ایران و آمریکا درباره موضوع هسته‌ای گفت: طبق نوشته‌های وندی شرمن، مذاکرات ایران و آمریکا در سال 91 شروع شد چون آمریکایی‌ها قبل از آن حق غنی‌سازی ایران را نپذیرفته بودند ولی بعد که این حق را پذیرفتند قرار شد درباره متن آن مذاکره کنند.

* خانعلی‌زاده: به‌گفته ظریف، برجام را نخوانده پذیرفتند

خانعلی‌زاده با بیان اینکه برجام همان متن و توافقنامه‌ای است که به‌گفته خود آقای ظریف، نخوانده آن را پذیرفتند، خاطرنشان کرد: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره پایبندی ایران به برجام 14 بار گزارش داد که ایران 100 درصد به تعهدات خود عمل کرده است اما رئیس بانک مرکزی ایران در آمریکا گفت "تقریباً هیچ دستاوردی از برجام در حوزه اقتصادی محقق نشده است".

این کارشناس روابط بین‌الملل تصریح کرد: آمریکا از برجام خارج شد اما ایران با اروپا این توافق را ادامه داد، دو سال شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران انجام شد و صدایی از کسی نیامد، دولت جدید آمریکا هنوز که هنوز است به برجام برنگشته است اما باز از نگاه دوستان آقای نصیری، ایران به این‌که سر سازش ندارد، متهم می‌شود.

خانعلی‌زاده در ادامه این مناظره با طرح این سؤال از نصیری که "منظور شما از نرمال شدن چیست؟"، گفت: به‌نظر شما یعنی قواعد بین‌الملل را بپذیریم؟ قواعد بین‌الملل درباره موضوع نخجوان چه می‌گوید؟ چرا قبول نمی‌کنید؟ برخی با حزب‌بازی و سیاسی نگاه کردن منافع ملی را نادیده می‌گیرند و هر اقدامی را که جمهوری اسلامی انجام دهد، اشتباه می‌دانند. ایران با چین قرارداد می‌بندد آن را وابسته معرفی می‌کنند اما عربستان که به چین نزدیک می‌شود آن را اقدامی درست و در راستای منافع ملی این کشور بیان می‌کنند.

* خانعلی‌زاده: نگاه اوباما به برجام امنیتی بود

وی در بخش دیگری از این مناظره با ابراز تأسف از بیان برخی سخنان بدون سند از سوی نصیری در محیط دانشگاه تأکید کرد: اگر آقای نصیری برای سخن خود درباره اظهارات رئیس جمهور چین به آقای رئیسی درباره سرمایه‌گذاری 500میلیاردی در عربستان و سیاست منطقه‌ای ایران یک برگ سند بیاورند من وسط دانشگاه از ایشان عذرخواهی می‌کنم.

این کارشناس روابط بین‌الملل ادامه داد: فارن پالسی در مطلبی درباره برجام می‌گوید نگاه اوباما به برجام امنیتی بود. او اجازه نداد بسیاری از شرکت‌های آمریکایی از برجام بهره ببرند چون اکثر آنها در مناطق جمهوری‌خواه بودند و ممکن بود منافع آنها در نتیجه انتخابات بعدی آمریکا اثرگذار باشد.

خانعلی‌زاده درباره مسائل موشکی ایران نیز گفت: ما توافق هسته‌ای کرده بودیم نه موشکی. برجام غنی‌سازی در ایران را زیر سه درصد کشاند بعد می‌گویند "آمریکا مطمئن نشد ایران با برجام نیز به‌سمت ساخت بمب هسته‌ای نرود"، چون اساساً نمی‌دانند برجام چیست.

* آقای نصیری شواهدی دارد که ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای است اما آمریکایی‌ها ندارند!

خانعلی‌زاده در ادامه از نصیری خواست شواهدی را درباره این ادعا که "کشورهای مذاکره‌کننده معتقدند ایران دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است"، ارائه کند و خطاب به دانشجویان گفت: آقای نصیری شواهدی دارد که ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای است اما دستگاههای اطلاعاتی آمریکا در گزارش های خود اعلام کردند شواهدی را از اینکه ایران دنبال ساخت بمب هسته‌ای باشد، به دست نیاوردند.

وی در ادامه به موضوع ان.پی.تی. پرداخت و گفت: بر اساس قوانین ان.پی.تی. ایران حق دارد تا 99 درصد غنی‌سازی داشته باشد اما جریانی مانند آقای نصیری و دوستانشان در ایران این مسئله را سیاسی می‌کنند. طبق پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای، ان.پی.تی. به کشورهای عضو کمک می‌کند تا از منافع هسته‌ای استفاده کنند و این کشورها تعهد می‌کنند به‌سمت ساخت سلاح هسته‌ای نروند البته پروتکل الحاقی داوطلبانه و موضوع دیگری است.

خانعلی‌زاده در ادامه با اشاره به اینکه اندیشمندان آمریکایی می‌گویند "نظام تک‌قطبی از بین رفته است"، افزود: در ماجرای سوریه آمریکا دیگر نقش ناظم جهان را ندارد و نقش کشورهایی مانند روسیه، ایران و ترکیه پررنگ شده است ولی این مسئله را برخی از دوستان ما نمی‌خواهند درک کنند.

* خانعلی‌زاده: عربستان فهمیده است که باید هوای چین را داشته باشد

وی خاطرنشان کرد: خود آمریکایی‌ها از چپ‌گرا و راست‌گرا از افول آمریکا می‌گویند، البته از نظر برخی از آنها افول آمریکا یکی از گزینه‌های دوران گذار و احیای آمریکاست. دوران نظام گذار بین‌الملل یعنی این‌که "نرویم با یک قدرت افول‌کرده ببندیم."، عربستان فهمیده است که باید هوای چین را داشته باشد اما برخی در ایران هنوز می‌گویند "دنبال آمریکا باشید". آقای نصیری هنوز در سال 67 و آمریکای این دوران مانده است‌، دعوت می‌کنیم کمی مقاله بخوانید و در اینترنت نظرات تخصصی و کارشناسان را جویا شوید.

* خانعلی‌زاده: بستن سفارت کار غلطی است

وی در ادامه با اشاره به سخنان نصیری درباره توافق ایران و عربستان و عزتی که از نظر نصیری در این توافق از دست رفته است، یادآور شد: روابط ایران با عربستان مثل ایران و انگلیس می‌تواند باشد که با همه چالش‌ها در کشورهای یکدیگر سفارت داشته باشند. بستن سفارت در هر شرایطی از نظر بنده اقدام نادرستی است. اوکراین و روسیه در حالی که در حال جنگ هستند هنوز در کشورهای یکدیگر سفارت دارند. بستن سفارت کار اشتباهی است مانند اقدام اروپایی‌ها در جریان حادثه میکونوس در خصوص ایران که بعد از مدتی شاهد بازگشایی سفارت‌های کشورهای اروپایی بودیم.

* خانعلی‌زاده: بن‌سلمان فهمید نباید با آمریکا ببندد ولی آقای نصیری و دوستانش هنوز دنبال آمریکا هستند

 وی با اشاره به نگاه نصیری به اروپا و آمریکا گفت: اوکراین دیگر بزرگترین کشور اروپا نیست. 20 درصد خاکش رفته است، فرانسه الآن بزرگترین کشور اروپا است، این‌ها اتفاقاتی است که نشان‌دهنده ظهور دوران گذر و بروز قدرت‌های جدید در جهان است. بن‌سلمان و هند فهمیدند نباید با آمریکا ببندند اما دوستان آقای نصیری هنوز دنبال آمریکا هستند. مکرون با آن اظهارات در اغتشاشات به قدرت ایران در حل مسائل اعتراف می‌کند و با حضور در چین دست به دامان آنها می‌شود تا اروپا را از باتلاق اوکراین نجات دهند.

وی گفت: آقای نصیری! کتاب فرید زکریا با موضوع جهان پس از آمریکا را بخوانید، می‌گوید "آمریکا 50 سال پیش چقدر سهم از اقتصاد جهان را داشت و الآن چقدر سهم دارد؟!". امروز سالروز قطع روابط آمریکا و ایران است، برادرزاده کندی در مطلبی گفته است "سیاست ما در قبال ایران شکست خورده است".

خانعلی‌زاده با بیان اینکه منافع ملی فراتر از مرزهاست، افزود: نگاه اشتباهی که دوستان ما مانند ایشان دارند به‌خاطر این است که شناخت آقای نصیری از آمریکا همان شناخت 20 سال پیش است و همان‌جا مانده و فریز شده‌ است، به‌نظرم آقای نصیری باید چند تا کشور دورتر از عراق و نجف روند و مقاله‌ها و تحلیل‌های نویسندگان غربی و آمریکایی را مطالعه کنند.

* خانعلی‌زاده: برجام به منافع کشور خسارت زد

وی با تأکید به اینکه "برجام توافق‌نامه خیلی بدی بود و به بسیاری از منافع ما خسارت زد"، در واکنش به اظهارات نصیری در خصوص قبول آن از سوی رهبر انقلاب گفت: موقعی که درباره مسئله برجام سکه دادند، مسئول سیاست خارجی ظریف بود ولی وقتی از آن آبی گرم نشد مسئول پذیرش برجام رهبری می‌شود. برجام در شرایط فعلی هیچ‌ چیزی برای ایران ندارد، توافق با کشورهای بزرگ منافع دارد اما برجام منفعتی ندارد.

این کارشناس روابط بین‌الملل درباره جنگ روسیه و اوکراین نیز تصریح کرد: جنگ را آمریکا آغاز کرد، به‌نظر من اقدام روسیه در قبال اوکراین به‌معنای تجاوز نیست هرچند آن را اقدام اشتباهی می‌دانم و می‌شد روسیه راههای دیگری را نیز دنبال کند‌.

وی درباره پهپادهای ایرانی فروخته‌شده به روسیه نیز گفت: این اقدام بر اساس منافع ملی است البته آقای نصیری و دوستانشان مخالف این مسئله هستند، فروختن سلاح جزئی از بازار جهانی اسلحه است و هیچ کشوری هم به‌خاطر فروش سلاح به عراق در جنگ با ایران محاکمه نشد. ما با فروش پهپاد به روسیه در بازار جهانی اسلحه حضور یافتیم و اوکراین هم بخواهد به او پهپاد می‌فروشیم، البته برخی از نگاههای دوستان باعث می‌شود تمام تحریم‌ها به‌سمت ایران بیاید، هرچند آقای ظریف دولت قبل را با 500 تحریم تحویل گرفت و با 1500 تحریم تحویل داد.

وی در واکنش به اظهارات نصیری درباره قدرت نرم ایران گفت: چرا عربستان سفارت اسرائیل را در کشورش باز نکرد و به عادی‌سازی تن نداد چون نگران قدرت نرم بود و افکار عمومی را می‌دید، منافع ملی و دینی با هم باید دیده شود و نباید آنها را مقابل هم قرار داد، سیاست خارجه حوزه راهبردهاست. مصاحبه آقای ظریف با روزنامه ایران فردای انتخابات آمریکا را به‌یاد بیاورید؛ آقای ظریف در آن مصاحبه گفته بود "آقای بایدن به برجام برمی‌گردد"، چون شناختشان از دنیا همین قدر بود و دیدیم که چه شد.

* خانعلی‌زاده: روابط بین‌الملل را با خاله‌بازی اشتباه گرفتند

خانعلی‌زاده در بخش پایانی سخنان خود گفت: روابط بین‌الملل را با خاله‌بازی اشتباه گرفتند.
نگاه رهبری در تمام سالهای گذشته در این حوزه بر اساس بازدارندگی و عقلانیت بوده است چه آن زمانی که رفقای آقای نصیری می‌گفتند "باید در پاسخ به حمله به کنسولگری ایران در افغانستان با طالبان جنگید" و شخص رهبری گفتند "نه"، در حالی که دولت وقت همه چیز را برای جنگ بسته بود، ایشان فرمودند؛ "افغانستان باتلاق است و هرکس در آن وارد شود فرو می‌رود"، و چه در زمان برجام که گفتند نسبت به این موضوع خوش‌بین نیستند.
به‌گفته کارشناسان بین‌المللی ایران در عرصه بین‌الملل بازیگری عقلانی بوده است.

وی افزود: انرژی هسته‌ای برای دشمن بهانه است و اگر هم حل شود باز موضوع دیگری را مطرح می‌کنند اما دوستان آقای نصیری به‌جای فریاد زدن بر سر تحریم‌کنندگان، بر سر دوستان فریاد می‌کشند. البته باید بدانیم روابط خارجی تسهیل‌کننده مسائل اقتصادی است نه عامل اصلی از بین بردن مشکلات اقتصادی، مصر با وجود ارتباطات بین‌المللی مشکلات اقتصادی عدیده‌ای دارد که بسیار بیشتر از کشور ماست.


:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 31 فروردین 1402

نقل قولی از یکی از سران اصلاحات خطاب به فعالان سیاسی و رسانه‌ای این جریان هست که هرگاه جریان رقیب به سمت همگرایی، و مفاهمه درون جریانی رفت، سعی کنید با برجسته کردن نقاط اختلافی ولو کوچک بکوشید، مانع این همگرایی شوید، اما اگر اختلافات درون اصولگرایی بالا گرفت و به سطح جامعه و رسانه‌ها کشیده شد، بدون هیچ دخالتی بنشینید و نظاره‌گر این منازعه باشید و هرگاه فروکش کرد، هیزم این آتش را فراهم کنید.

ماجرای میزبانی محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی از رؤسای ادوار مجلس که به رسم یک سنت گذشته، برای صرف افطاری، چند روز پیش با حضور لاریجانی، حداد عادل و ناطق نوری، برگزار شد، چندان بی ارتباط با این نقل قول نیست.

بسیاری لابد به یاد دارند که طی سال‌های گذشته که آقایان ناطق نوری و لاریجانی به دلایلی از سیاست به دور بودند، چگونه جریان اصلاح‌طلبی کوشید از رقیب دیروز خاتمی (نامزد انتخابات ۷۶) و علی لاریجانی اصولگرا (که در زمان ریاست او بر صدا و سیما کنفرانس ننگین برلین با صحنه‌گردانی اصلاح‌طلبان افشا شد) چهره‌های متمایل به اصلاح‌طلبی ترسیم کند و بلکه آن‌ها را از قطار انقلاب و نظام پیاده کنند.

این جماعت تا همین چند ماه پیش که از فقر چهره‌های مؤثر و موجه اصلاح طلبی رنج می‌بردند، تلاش کردند که از لاریجانی و حتی ناطق نوری به عنوان سرلیست اصلاح طلبان در انتخابات آینده مجلس بهره ببرند و یا دست‌کم حمایت آن‌ها را برای دفاع از لیست آینده اصلاح طلبان جلب نمایند.

قاب چهار نفره این چهره‌های اصولگرا، گویی تمام آرزوهای آن‌ها را بر باد داد و در چرخشی آشکار، از این میهمانی سنتی که به تعبیر حقیقت‌پور، مشاور لاریجانی نه یک دیدار با اهداف سیاسی که صرفاً برای «تحبیب قلوب» صورت گرفته، چه تفسیرهای سیاسی آنچنانی ارائه کردند.

روزنامه هم‌میهن که دیدگاه‌های حزب اصلاح‌طلب کارگزاران سازندگی را نمایندگی می‌کند در تفسیر این ضیافت افطاری ابتدا مدعی اختلاف و شکاف درون پارلمانی از یکسو و اختلافات مجلس با دولت از سوی دیگر شد و با پیوند این دیدار با فعالیت مجلس در سال پایانی و انتخابات مجلس، رفتار قالیباف را همسویی با لاریجانی و ناطق نوری و مرزبندی با جریانی در درون مجلس که به زعم هم میهن قالیباف با آن‌ها مرزبندی شدید دارد، تعبیر کرد و نوشت: «چنین است که از منظر زمانی، افطاری قالیباف و میزبانی او از محافظه‌کاران میانه‌رویی، چون ناطق‌نوری و علی لاریجانی (و حتی غلامعلی حدادعادل که در ناآرامی‌های سال گذشته مواضع نسبتاً مسالمت‌جویانه‌ای اتخاذ کرد)، واجد اهمیت است.... چه ناطق حاشیه‌نشین، چه لاریجانی فعال، اما به‌حاشیه‌رفته و چه قالیباف حاضر در مسند قدرت، در این نقطه مشترک‌اند که روند قدرت‌گرفتن راست تندرو با محوریت جبهه پایداری و همراهی رئیسی و منسوبان او، به جایی رسیده که باید متوقف شود.»

بی گمان اصلاح‌طلبان از هرگونه اختلاف و شکاف در جریان اصولگرایی استقبال و بلکه تشویق می‌کنند، بنابراین نگران مرزبندی مورد ادعای آن‌ها با بخشی از اصولگرایی نیست، نگرانی آن‌ها از همسویی و هم افزایی شخصیت‌های مؤثر اصولگراست که اکنون می‌بینند در قالب این دیدار رمضانی، تمام رشته‌هایی که آن‌ها بافته بودند، پنبه شده است.

 

منبع: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 351
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 30 فروردین 1402

در ۲۴ فوریه سال ۲۰۲۲ (۵ اسفند ۱۴۰۰) میلادی، روسیه حمله‌ای تمام عیار به خاک اوکراین انجام داد به طوری که از سه جبهه، بلاروس در شمال، شبه جزیره کریمه ضمیمه شده به روسیه در جنوب و نیز قلمرو خود روسیه در شرق، این تهاجم را آغاز کرد؛ جنگی که از آن زمان تاکنون هزاران کشته، میلیون‌ها نفر آواره و تمام شهرها را ویران کرده است. در ذیل به مهمترین رویدادهای جنگ در ۱۰ ماهه گذشته اشاره می‌شود:

ماه فوریه

۲۴ فوریه: «ولادیمیر پوتین» رئیس جمهوری روسیه طی یک سخنرانی پیش از سپیده دم این روز و آغاز تهاجم زمینی، دریایی و هوایی، تصمیم خود را برای راه اندازی «عملیات نظامی ویژه» در اوکراین اعلام کرد.

«ولودیمیر زلنسکی» رئیس جمهوری اوکراین در یک سخنرانی ملی کوتاه و جسورانه، حکومت نظامی و بسیج عمومی اعلام کرد.

«جو بایدن» رئیس‌جمهوری آمریکا، چهار بانک روسی را در لیست تحریم‌ها گنجاند و صادرات فناوری‌های حساس ایالات متحده به‌ویژه در بخش‌های هوانوردی، دریایی و دفاعی را به روسیه ممنوع کرد.

۲۶-۲۷ فوریه: زلنسکی پیشنهاد ایالات متحده برای تخلیه را رد کرد و گفت: «جنگ اینجاست. من به مهمات نیاز دارم، نه سواری».

حمله روسیه به کیف، شهر شرقی خارکف و چرنیهف در شمال متوقف شد زیرا مدافعان اوکراینی خودروهای تدارکاتی را با موشک‌های جاولین هدف قرار دادند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

اتحادیه اروپا فعالیت بانک‌های روسیه را در شبکه سوئیفت ممنوع و سپرده‌های بانک مرکزی روسیه را مسدود کرد. همچنین هواپیماهای روسی از عبور از حریم هوایی اتحادیه اروپا منع شدند.

شرکت‌های بزرگ نفتی شل، بریتیش پترولیوم و صندوق سرمایه‌گذاری مستقل نروژ از سرمایه‌گذاری مشترک روسیه خارج شدند.

۲۸ فوریه: اوکراین برای پیوستن به اتحادیه اروپا درخواست داد.

ماه مارس

۱ مارس: یک کاروان نظامی روسیه به طول ۶۵ کیلومتر (۴۰.۴ مایل) به سمت کی یف پایتخت اوکراین، حرکت کرد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

آمریکا آسمان خود را به روی ترافیک هوایی روسیه بست.

۲ مارس: نیروهای روسی وارد شهر جنوبی خرسون شدند. اکنون یک میلیون پناهنده اوکراینی از کشور فرار کرده اند.

۴ مارس: نیروهای روسی نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا به عنوان بزرگترین نیروگاه هسته‌ای اروپا را گلوله باران کردند و ترس از یک فاجعه به سبک چرنوبیل را افزایش دادند.

۸ مارس: کمیسیون اروپا، طرحی برای کاهش دو سوم وابستگی به گاز طبیعی روسیه تا پایان سال رونمایی کرد. آمریکا واردات نفت خام روسیه را ممنوع کرد. تعداد پناهندگان اوکراینی به ۲ میلیون نفر می‌رسید.

کنگره ایالات متحده ۱۳.۶ میلیارد دلار بودجه برای اوکراین را تصویب کرد که به طور مساوی بین کمک به پناهندگان و کمک‌های نظامی تقسیم می‌شد.

۱۱ مارس: زره پوش‌های روسی وارد حومه شمال غربی کیف شدند اما با کمبود نیروی انسانی مواجه شدند. پوتین با استقرار ۱۶۰۰۰ هزار جنگجو از سوریه موافقت کرد.

اتحادیه اروپا در واکنش به جنگ اوکراین اعلامیه ورسای را صادر کرد و از کشورهای عضو می‌خواست تا بودجه‌های دفاعی خود را افزایش دهند.

۱۳ مارس: روسیه اهداف خود را به سمت غرب گسترش داد و با شلیک ۳۰ موشک کروز به یک پایگاه آموزشی نظامی در یاووریف، در ۲۵ کیلومتری (۱۵.۵ مایلی) از مرز لهستان، ۳۵ نفر را کشت.

۱۴ مارس: «ویکتور زولوتوف» دستیار ارشد پوتین که ریاست گارد ملی را بر عهده دارد، اولین روس بلندپایه ای بود که اعتراف کرد جنگ در اوکراین طبق برنامه پیش نمی‌رود.

۱۶ مارس: روسیه یک تئاتر را در شهر بندری ماریوپول در جنوب بمباران کرد و حداقل ۳۰۰ غیرنظامی را که در آنجا پناه گرفته بودند، کشته شدند.

۲۳ مارس: ناتو تخمین زد که روسیه ۷۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ سرباز را در یک ماه جنگ از دست داده است و تعداد کشته‌ها، مجروحان، اسرا و مفقودان روس ۴۰۰۰۰ نفر است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۲۵ مارس: روسیه تاکید کرد در بازتعریفی آشکار از اهداف جنگی خود، بر تحکیم کنترل خود بر استان‌های لوهانسک و دونتسک در شرق اوکراین تمرکز خواهد کرد.

بیش از ۳.۷ میلیون اوکراینی پناهنده شده اند.

۲۷ مارس: زلنسکی در یک تماس ویدئویی به خبرنگاران روسی گفت که مایل است بی طرفی ژئوپلیتیکی برای اوکراین را در نظر بگیرد و در مورد وضعیت منطقه شرقی دونباس که بخشی از بهانه حمله روسیه بود، سازش کند.

۲۹ مارس: مذاکره کنندگان روسیه و اوکراین در استانبول ملاقات کردند - اولین دیدار حضوری آنها بود- اوکراین یک پیشنهاد مفصل برای بی طرفی ارائه داد.

ماه آوریل

۱ آوریل: یک گزارش الجزیره فاش کرد که روسیه از گروه‌های نیابتی در سوریه برای جذب جنگجویان برای اوکراین استفاده می‌کند.

۲ آوریل: با عقب نشینی نیروهای روسی از بوچا، شهری در شمال غربی کیف، ده‌ها جسد ظاهراً غیرنظامی در خیابان‌ها پیدا شد.

۴ آوریل: جو بایدن رئیس جمهور ایالات متحده، خواستار محاکمه پوتین در دادگاه جنایات جنگی به اتهام قتل غیرنظامیان توسط روسیه در بوچا شد.

زنان در جنگ اوکراین

۵ آوریل: اوکراینی‌های آواره داخلی اکنون ۷.۱ میلیون نفر هستند. الجزیره شهادت ساکنان بوچا را رسانه‌ای می‌کند که می‌گویند آنها توسط سربازان روسی شکنجه و کشته شده اند.

۶ آوریل: دولت بایدن سرمایه گذاری آمریکا در روسیه را ممنوع کرد و از گروه ۲۰ خواست آن را از این گروه اخراج کنند.

۷ آوریل: روسیه با شلیک مهمات خوشه‌ای به ایستگاه راه‌آهن کراماتورسک مملو از هزاران نفر از مهاجران، دست‌کم ۵۲ نفر را کشت.

مجمع عمومی سازمان ملل به تعلیق روسیه از شورای حقوق بشر این سازمان رأی داد.

۸ آوریل: کارشناسان پزشکی قانونی شروع به نبش قبر اجساد در گورهای دسته جمعی در بوچا کردند.

اتحادیه اروپا واردات زغال سنگ روسیه را ممنوع و روسیه را از ۸ میلیارد یورو (۷.۹۷ میلیارد دلار) در سال محروم می‌کند. به عنوان بخشی از دور پنجم تحریم‌ها، اتحادیه اروپا همچنین واردات الوار، سیمان، غذاهای دریایی و کودهای شیمیایی روسیه را ممنوع کرد. اتحادیه اروپا همچنین صادرات سوخت جت و فناوری‌ها و نرم افزارهای حساس به روسیه را ممنوع کرد.

«اورسولا فون در لاین» رئیس کمیسیون اروپا، متنی را به زلنسکی می‌دهد که حاوی آغاز روند درخواست عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۱۴ آوریل: اوکراین پس از اصابت دو موشک «نپتون»، کشتی پرچمدار ناوگان روسیه در دریای سیاه مسکو را غرق کرد.

۱۶ آوریل: وزارت دفاع روسیه می‌گوید که کنترل بندر ماریوپل را در اختیار دارد، اگرچه جنگ ادامه دارد.

۱۸ آوریل: نیروهای روسیه یک حمله جدید و گسترده در شرق اوکراین را برای کنترل کامل استان‌های لوهانسک و دونتسک آغاز کردند.

۲۱ آوریل: پوتین در نبرد ماریوپول اعلام پیروزی کرد، در صورتی که حدود ۲۵۰۰ تفنگدار دریایی اوکراینی در کارخانه فولاد آزوفستال محاصره شده بودند.

۲۸ آوریل: کنگره ایالات متحده تسهیلات اجاره وام را برای سرعت بخشیدن به ارسال سلاح به اوکراین احیا کرد. بایدن از کنگره خواست تا بسته هزینه‌ای ۳۳ میلیارد دلاری برای اوکراین را تصویب کند.

ماه مه

۴ مه: گزارش‌های اوکراین و روسیه می‌گویند که یک ضد حمله اوکراینی در شمال و شرق خارکف، نیروهای روسی را ۴۰ کیلومتر (۲۴.۹ مایل) از شهر عقب رانده است که این اولین موفقیت مهم اوکراین از زمان پیروزی در نبرد برای کیف است.

کمیسیون اروپا از دور ششم تحریم‌ها رونمایی کرد که از جمله ممنوعیت کامل واردات نفت، خطوط لوله، نفت خام و پالایش شده روسیه که تا پایان سال اجرایی می‌شود، در بر می‌گیرد.

۱۱ مه: اوکراین برای اولین بار ترانزیت گاز روسیه از خاک خود به اروپا را محدود کرد و یک چهارم جریان گاز را از یکی از دو خط لوله اصلی کاهش داد.

۱۲ مه: فنلاند اعلام کرد که به دنبال عضویت در ناتو است.

کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل می‌گوید که تعداد پناهندگان اوکراینی از مرز شش میلیون نفر گذشته است.

۱۵ مه: سوئد اعلام کرد که برای عضویت در ناتو درخواست داده و به دو قرن بی طرفی پایان می‌دهد.

۱۶ مه: وزارت دفاع اوکراین می‌گوید نیروهایش تا مرز روسیه در ۴۰ کیلومتری (۲۴.۹ مایلی) شمال خارکف پیشروی کرده اند و تلاش‌های دفاعی روسیه بر جلوگیری از تهاجم به سمت بلگورود در روسیه متمرکز است.

۱۷ مه: ارتش اوکراین پایان مقاومت آزوفستال در ماریوپل را اعلام کرد.

۱۸ مه: کمیسیون اروپا برنامه‌ای ۲۲۰ میلیارد یورویی (۲۱۹ میلیارد دلاری) را برای حذف تمام سوخت‌های فسیلی روسیه طی پنج سال اعلام کرد.

۱۹ مه: کنگره ایالات متحده یک بسته کمکی ۴۰ میلیارد دلاری برای اوکراین را تصویب کرد که به میزان قابل توجهی بیشتر از ۳۳ میلیارد دلاری است که بایدن در ابتدا درخواست کرده بود.

۲۱ مه: نبرد برای شهر «سورودونتسک» در شرق استان لوهانسک آغاز شد.

۲۷ مه: نیروهای روسی از سه جهت مختلف به سمت سورودونتسک پیشروی و حملات مستقیم را به بخش‌هایی از شمال شهر آغاز کردند و کنترل هتل میر را به دست گرفتند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۲۸ مه: اوکراین یک حمله متقابل را در خرسون آغاز کرد که طبق گزارش‌ها نیروهای روسی را به موقعیت دفاعی رساند تا خسارات سنگینی را متحمل شود.

۳۰ مه: پس از مدتی تردید، بایدن تصمیم گرفت «سیستم های موشکی پیشرفته تر» را به اوکراین بفرستد تا حملات توپخانه ای دقیق‌تر را انجام دهد.

۳۱ مه: نیروهای روسی مرکز سورودونتسک را در حالی که نیروهای اوکراینی عقب نشینی می‌کردند به اشغال در آوردند اما درگیری ادامه داشت.

در جنوب، نیروهای اوکراینی یک حمله متقابل به سمت خرسون انجام می‌دهند و نیروهای روسی را به شرق رودخانه اینهولتس عقب می‌رانند.

اتحادیه اروپا نفت و فرآورده‌های نفتی روسیه را به دنبال تصمیم در مورد بسته ششم تحریم‌ها علیه روسیه ممنوع کرد.

ماه ژوئن

۲ ژوئن: «هنادی لاهوتا» رئیس اداره نظامی استان خرسون گزارش کرد که اوکراین با ضدحمله خود ۲۰ روستا را آزاد کرده است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۶ ژوئن: بریتانیا اعلام کرد که سیستم‌های موشک پرتاب چندگانه M۲۷۰ با برد ۸۰ کیلومتر (۴۹.۷ مایل) را به اوکراین ارسال خواهد کرد.

۹ ژوئن: پوتین فتح اوکراین را به فتح پیتر کبیر در شمال غربی روسیه امروزی -در جنگی که در سال‌های ۱۷۰۰-۱۷۲۱ علیه سوئد انجام داد- تشبیه کرد.

۱۳ ژوئن: «ینس استولتنبرگ» دبیر کل ناتو طی یک کنفرانس مطبوعاتی در فنلاند پیشنهاد کرد که اوکراین باید در ازای صلح، از دست دادن حاکمیت یا اراضی خود را بپذیرد.

۱۵ ژوئن: روسیه تحویل گاز به اروپا از طریق خط لوله نورد استریم ۱ را تا ۴۰ درصد کاهش داد.

۲۲ ژوئن: اوکراین می‌گوید ۱۰۲۶ شهرک را از کنترل روسیه پس گرفته است.

۲۴ ژوئن: اتحادیه اروپا رسماً از اوکراین و مولداوی دعوت می‌کند تا کشورهای نامزد عضویت در اتحادیه اروپا شوند.

۲۷ ژوئن: موشک‌های روسیه یک مرکز خرید در کرمنچوک، مرکز اوکراین را هدف قرار دادند و حداقل ۱۸ نفر را کشت.

روسیه برای اولین بار پس از انقلاب بلشویکی در سال ۱۹۱۷، بدهی دولتی خود را نپرداخت زیرا مهلت ۳۰ روزه برای پرداخت ۱۰۰ میلیون دلار سود منقضی شده بود.

۲۹ ژوئن: پس از لغو وتوی ترکیه، ناتو رسماً فنلاند و سوئد را به عضویت در این ائتلاف دعوت کرد.

۳۰ ژوئن: نیروهای روسی پس از اصابت موشک‌های اوکراینی از جزیره مار در دریای سیاه عقب نشینی کردند.

ماه جولای

۳ جولای: روسیه گفت که شهر لیسیچانسک در جمهوری خلق لوهانسک را تصرف کرده است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۴ جولای: حدود ۴۰ کشور در کنفرانس بین المللی احیای اوکراین در لوگانو سوئیس شرکت کردند.

۱۷ جولای: زلنسکی گفت روسیه اکنون ۳۰۰۰ موشک کروز علیه کشورش شلیک کرده است.

۲۱ جولای: در منطقه خرسون جنوبی، اوکراین اعلام کرد که یک انبار مهمات روسیه را منهدم کرده است.

۲۲ جولای: روسیه و اوکراین با میانجیگری سازمان ملل توافق نامه‌ای را امضا کردند که به آن اجازه صادرات غلات اوکراینی از طریق دریای سیاه را می‌دهد.

۲۶ جولای: شرکت دولتی گازپروم روسیه اعلام کرد که عرضه گاز از طریق خط لوله نورد استریم ۱ را به نصف کاهش می‌دهد و به ۲۰ درصد ظرفیت می‌رساند. وزرای انرژی اتحادیه اروپا موافقت کردند که به طور داوطلبانه مصرف گاز طبیعی را بین اوت سال جاری تا مارس ۲۰۲۳ به میزان ۱۵ درصد کاهش دهند.

۲۹ جولای: حداقل ۵۰ اسرای اوکراینی هنگام انفجار بازداشتگاه آنها در اولنیوکا، دونتسک کشته شدند. روسیه می‌گوید که اوکراین افراد خود را هدف قرار داده است. اوکراین می‌گوید روسیه برای سرپوش گذاشتن بر جنایات جنگی آن را منفجر کرده است.

۳۱ جولای: یک پهپاد اوکراینی در روز نیروی دریایی روسیه به مقر ناوگان دریای سیاه روسیه در سواستوپل پرواز و اصابت کرد که پنج نفر زخمی شدند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

ماه اوت

۱ اوت: اولین کشتی بارگیری شده با غلات اوکراینی پس از توافق ۲۲ جولای برای رفع محاصره روسیه، بندر را ترک کرد.

۶ اوت: فرماندهی جنوب اوکراین می‌گوید نیروهایش ۳۹ موشک انداز روسی و یک انبار مهمات را منهدم کردند.

۷ اوت: فرماندهی جنوب اوکراین از انهدام ۲۴ موشک انداز چندگانه روسی، یک تانک تی -۶۲، پنج خودروی زرهی و یک انبار مهمات در حملات به بریسلاوسکی و یک مکان دیگر در استان خرسون خبر داد.

۹ اوت: تخمین زده می‌شود که ۹ هواپیمای جنگی روسیه در پایگاه هوایی ساکی در کریمه، در ۲۲۵ کیلومتری (۱۳۶.۷ مایلی) پشت خط مقدم، در اولین حمله مهم اوکراین به پایگاه روسیه در شبه جزیره، منهدم شدند.

۱۶ اوت: یک سری انفجارها روستای مایسکویه در کریمه را به لرزه درآورد، زیرا یک انبار مهمات مشکوک روسیه در آتش سوخت و ۳۰۰۰ نفر را مجبور به تخلیه کرد. روسیه آن را «نتیجه خرابکاری» خواند.

۱۸ اوت: «آنتونیو گوترش» دبیرکل سازمان ملل متحد هشدار داد که آسیب به نیروگاه هسته‌ای زاپوریژژیا «خودکشی» است زیرا اوکراین و روسیه یکدیگر را به گلوله باران نزدیک نیروگاه متهم می‌کنند.

۲۰ اوت: «دریا دوگینا» دختر یک ملی‌گرای برجسته روسی به نام «الکساندر دوگین» در یک انفجار خودروی بمب‌گذاری شده در نزدیکی مسکو کشته شد که احتمالاً سوءقصدی به جان پدرش بوده است. اوکراین اتهامات روسیه مبنی بر دست داشتن در این حمله را رد کرد.

۲۴ اوت: اوکراین قرار بود روز استقلال خود از حاکمیت شوروی و شش ماهه سالگرد تهاجم گسترده روسیه را جشن بگیرد. این جشن همانند جشن‌های عمومی دیگر اوکراین به دلیل ترس از تشدید حملات روسیه لغو شد.

۳۱ اوت: روسیه جت‌های جنگنده خود را از کریمه بیرون کشید و موشک‌های زمین به هوای خود را برای دفاع در برابر حملات آینده افزایش داد. همچنین روسیه به منظور انجام تعمیرات، عرضه گاز به آلمان از طریق نورد استریم ۱ را به مدت سه روز متوقف کرد.

ماه سپتامبر

۱ سپتامیر: بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی وارد نیروگاه هسته‌ای زاپوریژیا شدند. همزمان «راویل ماگانوف» رئیس هیأت مدیره ومدیرعامل شرکت نفتی «لوک اویل» در شرایطی مرموز از پنجره بیمارستانی در مسکو سقوط کرد و جان باخت. لوک اویل یکی از معدود شرکت‌های روسی بود که با جنگ در اوکراین مخالفت کرد و خواستار پایان فوری جنگ شد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۳ سپتامبر: گازپروم تعطیلی نورد استریم ۱ را بدون ارائه تاریخی برای شروع مجدد جریان گاز ادامه داد. گازپروم تحریم‌های غرب را دلیلی بر این می‌دانست که نمی‌تواند نشتی و عیب لوله را برطرف کند و بروکسل آن را یک سلاح اقتصادی دانست. همچنین نیروهای اوکراینی سه حمله اصلی به منطقه خرسون انجام دادند. اوکراین همچنین پل‌های پانتونی را که توسط نیروهای روسی استفاده می‌شد، ویران کرد.

۷ سپتامبر: ایالات متحده به دلیل نیاز به پر کردن زرادخانه‌های خود و همچنین تأمین نیازهای اوکراین به دنبال افزایش دو برابری تولید گلوله‌های ۱۵۵ میلی متری برآمد و پنتاگون از افزایش تولید موشک‌های هیمارس خبر داد.

۹ سپتامبر: نیروهای اوکراینی بخش‌هایی از استان خارکف را بازپس گرفتند.

۱۰ سپتامبر: نیروهای اوکراینی به عنوان بخشی از یک ضد حمله بزرگ، کوپیانسک و ایزیوم را بازپس گرفتند. رئیس‌جمهور اوکراین گفت که اوکراین ۲۰۰۰ کیلومتر مربع (۷۷۰ مایل مربع) را از زمان شروع ضدحمله بازپس گرفته است.

۱۱ سپتامبر: وزارت دفاع روسیه نقشه‌ای را منتشر کرد که تأیید می‌کرد نیروهای روسی در منطقه خارکف به سمت ساحل شرقی رودخانه اسکل عقب‌نشینی کرده‌اند و اینکه شهرک‌های کوزاچیا لوپان و ووچانسک و لیپتسی تحت کنترل نیروهای اوکراینی درآمده، تأیید شد. شد. عصر همان روز وزارت دفاع روسیه، خروج رسمی نیروهای روسی از تقریباً تمام استان خارکف را اعلام کرد.

پس از حمله متقابل اوکراین در خارکف، روسیه حملات موشکی با موشک‌های کروز را بر روی اشیا زیرساختی حیاتی انجام داد که باعث خاموشی کامل و قطع آب در شمال شرقی اوکراین و استان‌های خارکف و دونتسک شد.

۱۲ سپتامبر: اوکراین ادعا کرد که به مرز روسیه و اوکراین رسیده است و زلنسکی گفت که نیروهای اوکراینی در مجموع ۶۰۰۰ کیلومتر مربع (۲۳۰۰ مایل مربع) را از روسیه در جنوب و شرق بازپس گرفته اند. گروهی از سیاستمداران روسی از جمله ۶۵ نماینده شورای شهر از سن پترزبورگ طوماری را امضا کردند و خواستار استعفای پوتین شدند.

۱۴ سپتامبر: نیروهای روسی هشت موشک کروز را به سمت سد مخزن Karachunivske پرتاب کردند که باعث سیل گسترده در کی یف و افزایش ۲.۵ متری (۸ فوت) سطح آب در رودخانه شد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۱۵ سپتامبر: ایالات متحده یک بسته کمکی ۶۰۰ میلیون دلاری به اوکراین، شامل مهمات اضافی هیمارس، ده‌ها هزار گلوله توپ ۱۰۵ میلی متری، هزار گلوله ۱۵۵ میلی متری، سیستم‌های ضد هواپیماهای بدون سرنشین، تجهیزات زمستانی و دستگاه‌های دید در شب اختصاص داد.

۲۰ سپتامبر: اکثریت اعضای دومای دولتی روسیه قانونی را با هدف «افزایش همبستگی در ارتش» تصویب کرد که به موجب آن مجازات سربازان خاطی تشدید می‌شود. بر پایه اصلاحاتی که مجلس عوام روسیه تصویب کرده، مجازات عدم پیروی از دستورات، فرار از خدمت یا تسلیم شدن به دشمن تشددید شده است. به طوری که بر اساس این اصلاحیه، حبس ترک یگان نظامی در دوران جنگ از ۵ به ۱۰ سال افزایش یافته است.

همچنین سربازانی که داوطلبانه تسلیم دشمن شوند با مجازات تا ۱۰ سال زندان مواجه خواهند شد و افرادی که از رفتن به جنگ یا پیروی از دستور مافوق خود در دوران جنگ امتناع کنند با مجازات تا ۱۰ سال حبس مواجه خواهند شد.

 

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

همچنین در این روز، شورای اتحادیه اروپا ۵ میلیارد یورو کمک مالی کلان برای اوکراین تصویب کرد.

۲۳ سپتامبر: مناطق تحت اشغال روسیه همه پرسی برای پیوستن به روسیه برگزار کردند.

۲۶ سپتامبر: انگلیس به دلیل برگزاری همه پرسی توسط روسیه در سرزمین‌های اوکراین، تحریم‌های جدیدی را علیه روسیه وضع کرد. فهرست تحریم‌ها شامل ۹۲ شخص حقیقی و حقوقی از جمله ۳۳ مقام روسی اعزامی به سرزمین‌های اشغال شده اوکراین و همچنین ۵۵ مدیر ارشد شرکت‌های دولتی روسیه بود.

۲۷ سپتامبر: بیش از ۱۶۰۰ حساب تبلیغاتی روسیه توسط فیس بوک حذف شد. همچنین نتایج همه پرسی در سرزمین‌های تحت اشغال روسیه اعلام شد که همگی موافق الحاق به روسیه بودند که دونتسک ۹۹.۲۳ درصد، لوهانسک ۹۸.۴۲ درصد، خرسون ۸۷.۰۵ درصد و زاپوریژیا با ۹۳.۱۱ درصد موافق بودند.

۲۸ سپتامبر: ینس استولتنبرگ دبیرکل ناتو، نشت خط لوله نورد استریم را به اقدامات خرابکارانه نسبت داد وگارد ساحلی سوئد نشت چهارم را در نورد استریم ۲ پیدا کرد. ایالات متحده یک بسته کمکی ۱.۱ میلیارد دلاری به اوکراین را اعلام کرد.

۲۹ سپتامبر: فنلاند در نیمه شب مرزهای خود را به روی شهروندان روسیه بسته است. دولت فنلاند معتقد بود که بسیج روسیه و افزایش سریع حجم گردشگرانی که وارد کشور می‌شوند موقعیت و روابط بین المللی فنلاند را به خطر می‌اندازد.

ماه اکتبر

۱ اکتبر: سربازان اوکراینی پرچم این کشور را در ورودی شهر لیمان برافراشتند. روسیه تأیید کرد که کنترل لیمان را بعد از ظهر همان روز از دست داده است. زلنسکی اعلام کرد که سربازان اوکراینی یامپیل، شهر نزدیک لیمان را بازپس گرفتند.

همچنین کی یف از کشته شدن ۲۴ شهروند از جمله ۱۳ کودک در جریان حمله روسیه در خارکف خبر داد.

۴ اکتبر: به گفته «سرگئی شویگو» وزیر دفاع روسیه، از زمانی که روسیه اعلام بسیج کرده است، بیش از ۲۰۰ هزار نفر برای خدمت سربازی فراخوانده شده اند.

ایالات متحده یک بسته جدید ۶۲۵ میلیون دلاری به اوکراین شامل ۴ سیستم توپخانه موشکی هیمارس به اوکراین اختصاص داد.

۶ اکتبر: مقامات اوکراینی دو گور دسته جمعی را در لیمان آزاد شده پیدا کردند.

نیروهای روسی هفت موشک به ساختمان‌های آپارتمانی در زاپوریژیا پرتاب کردند که منجر به کشته شدن حداقل سه نفر و زخمی شدن دوازده نفر دیگر شد.

۸ اکتبر: انفجار در پل کریمه باعث سوختن بخشی و فروریختن بخشی دیگر شد که دست کم ۳ نفر در جریان این رخداد کشته شدند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۱۰ اکتبر: روسیه یک حمله موشکی گسترده در سراسر خاک اوکراین از جمله کی یف پایتخت این کشور انجام داد که منجر به کشته شدن حداقل ۲۳ غیرنظامی و مجروح شدن بیش از ۱۰۰ نفر شد. پوتین گفت که روسیه این حمله را به عنوان انتقام حمله به پل کریمه انجام داده است. سفارت آلمان در کیف به دلیل این حملات آسیب دید. هیچ مقامی در سفارت حضور نداشت زیرا از زمان آغاز جنگ خالی بوده است.

۱۲ اکتبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه ES-۱۱/۴ را با اکثریت بزرگ به تصویب رساند و از کشورها خواست تا چهار منطقه جدا شده از اوکراین را به رسمیت نشناسند و از مسکو خواست که مسیر خود را تغییر دهد. ۱۴۳ کشور عضو از جمله چین و هند رأی موافق و ۳۵ کشور ممتنع دادند. تنها بلاروس، کره شمالی، نیکاراگوئه، روسیه و سوریه به این قطعنامه رأی منفی دادند.

۱۵ اکتبر: در پی تیراندازی دو تیرانداز به سوی گروهی از داوطلبان در یک زمین آموزشی نظامی روسیه در سولوتی استان بلگورود، در نزدیکی مرز با اوکراین یازده نفر کشته و ۱۵ نفر زخمی شدند. دو مهاجم در جریان این حادثه کشته شدند.

۱۷ اکتبر: یک فروند جنگنده بمب افکن سوخ و-۳۴ روسیه با یک ساختمان مسکونی در شهر ییسک روسیه برخورد کرد و باعث آتش گرفتن چندین آپارتمان شد. به گفته آژانس‌های روسی، خلبانان موفق شدند به سلامت از هواپیما خارج شوند. در این رخداد ۱۳ نفر کشته و ۱۹ نفر مجروح شدند.

۱۸ اکتبر: نیروهای روسیه به «زیرساخت‌های حیاتی» در ژیتومیر در شمال کی یف حمله کردند که منجر به قطع آب و برق در ژیتومیر شد. زلنسکی مدعی شد که طی ۸ روز گذشته از ۱۰ اکتبر، یک سوم نیروگاه‌های اوکراین تخریب شده است. روستاها و شهرها به دلیل حملات به زیرساخت‌های برق بدون برق باقی مانده اند.

در مبادله زندانیان بین اوکراین و روسیه، ۱۰۸ زن از جمله ۹۷ پرسنل خدماتی و ۳۷ نفر از آزوفستال تخلیه شدند.

پارلمان اوکراین، «جمهوری چچن ایچکریا» را به عنوان سرزمینی که به طور موقت توسط روسیه اشغال شده به رسمیت شناخت.

۱۹ اکتبر: پوتین در استان‌های دونتسک، لوهانسک، خرسون و زاپوریژیا که ضمیمه شده اند، حکومت نظامی اعلام کرد.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

۲۲ اکتبر: قطع برق در سراسر اوکراین گزارش شد زیرا حملات هوایی روسیه در سراسر کشور به زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات انرژی ضربه زد.

۲۳ اکتبر: ایالات متحده ادعای روسیه از استفاده اوکراین از بمب کثیف را رد کرد و دو هفته بعد، بازرسان هسته‌ای سازمان ملل اعلام کردند که هیچ مدرکی دال بر وجود یا استفاده از بمب کثیف در اوکراین پیدا نکرده اند.

۲۶ اکتبر: ادعا شد روسیه شروع به جذب اعضای سپاه کماندوی ارتش ملی افغانستان، سربازانی کرده که توسط نیروهای دریایی ایالات متحده و نیروهای بریتانیا آموزش دیده بودند.

۳۱ اکتبر: نیروهای ارتش روسیه بیش از ۵۰ موشک را به زیرساخت‌های انرژی در کی یف و مناطق دیگر مانند خارکف، زاپوریژیا، چرکاسی و کیرووهراد پرتاب کردندکه ۱۳ نفر در این حملات زخمی شدند. ۱۸ تاسیسات مورد حمله قرار گرفته است و ۴۰ درصد از ساکنان کی یف بدون آب هستند و ۲۷۰ هزار آپارتمان بدون برق مانده اند.

ماه نوامبر

۱ نوامبر: روسیه از تکمیل بسیج نیروهای خود خبر داد.

۳ نوامبر: ایالات متحده مدعی شد که کره شمالی به صورت مخفیانه توپخانه جنگی به روسیه ارسال می‌کند. در مبادله زندانیان، ۱۰۷ سرباز به خانواده‌های خود بازگردانده شدند.

۹ نوامبر: نیروهای روسی عقب نشینی خود را از شهر خرسون به کرانه شرقی دنیپرو اعلام کردند. «کریل استرموسوف» معاون رئیس منطقه خرسون، در یک تصادف رانندگی جان باخت.

۱۰ نوامبر: یک مقام ایالات متحده از کمک نظامی ۴۰۰ میلیون دلاری به اوکراین خبر داد که شامل مهمات برای سامانه موشکی توپخانه با تحرک بالا (هیمارس)، خمپاره و موشک برای سیستم ضد هوایی هاوک و غیره است.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ +روزشمار جنگ

۱۴ نوامبر: مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامه‌ای را تصویب کرد و در آن روسیه را مسئول تمام خسارات وارده به اوکراین دانست و خواستار غرامت شد.

۱۵ نوامبر: روسیه حدود ۸۵ تا ۱۰۰ موشک به سمت از شهرهای چند شلیک کرد. این کمپین بمباران استراتژیک منجر به قطع برق و آب در شهر شده است. نیروی هوایی اوکراین مدعی شد که حدود ۷۷ موشک از ۹۶ موشک روسی سرنگون شده است.

یک موشک از مرزهای لهستان عبور کرد و به روستای پرژوودوف اصابت کرد و دو غیرنظامی کشته شدند. رهبران ارشد در لهستان یک جلسه اضطراری برگزار کردند.

۲۰ نوامبر: «پنی هانره» وزیر دفاع نیوزیلند، اولین وزیر نیوزیلند بود که از کی یف بازدید کرد. او اشاره کرده است که نیوزلند آماده است تا کمک‌های بیشتری را برای اوکراین در نظر بگیرد.

۲۳ نوامبر: اروپا، روسیه را به دلیل آنچه «حمله سیستماتیک به غیرنظامیان و ارتکاب جنایات جنگی» خوانده، «دولت حامی تروریسم» اعلام کرد. این اعلامیه نمادین، خواستار تحریم‌های بیشتر شده بود.

ارتش روسیه ۶۵ تا ۷۰ موشک به سمت شهرک‌های غیرنظامی و زیرساخت‌های انرژی پرتاب کرد که گفته می‌شد ۵۱ فروند از آنها سرنگون شده است. این حمله باعث خاموشی مناطق بیشتر شد و نیروگاه هسته‌ای را مجبور به تعطیلی کرد.

آمار جدید روسیه از تلفات و خسارات نظامی اوکراین

 

ماه دسامبر

۲ دسامبر: «میخائیلو پودولیاک» مشاور رئیس جمهور اوکراین ادعا کردد که از ۲۴ فوریه ۱۰ تا ۱۳ هزار سرباز اوکراینی کشته شده اند که آخرین آمار آن در ماه اوت ۹ هزار نفر بود.

۵ دسامبر: انفجارها در دو پایگاه هوایی روسیه گزارش شد: در پایگاه هوایی انگلس -۲ در منطقه ساراتوف به دو فروند Tu-۹۵ آسیب رسانده شد. دیگری در پایگاه هوایی نظامی دیاگیلوو در نزدیکی ریازان، یک کامیون سوخت را منهدم کرد و سه نفر را کشت و پنج نفر را مجروح کرد.

پس از این حملات، روسیه موج جدیدی از حملات موشکی را علیه اوکراین آغاز کرد که شامل حدود ۷۰ موشک کروز بود. اوکراین مدعی شد ۶۰ موشک سرنگون شده است، روسیه اما تاکید کرد ۱۷ هدف بر روی زمین مورد اصابت قرار گرفته است.

۷ دسامبر: بقایای راکت‌های روسی اوراگان، اسمرچ و اس -۳۰۰ در خارکف جمع آوری و تا ۷ دسامبر ۲۰۲۲، حدود ۵۲ هزار شیء انفجاری در منطقه خارکف خنثی شد.

۹ دسامبر: پوتین فاش کرد که در حال بررسی پذیرش مفهوم «حمله پیشگیرانه» از سوی ایالات متحده است. به گفته وی، ایالات متحده چند سال پیش آشکارا این سیاست را مورد بحث قرار داده است اما در حال حاضر روسیه فقط در مورد آن فکر می‌کند. چند ساعت پس از بیانیه پوتین، «ینس استولتنبرگ»، دبیر کل ناتو، هشدار داد که احتمال واقعی یک جنگ بزرگ بین روسیه و ناتو وجود دارد.

در نزدیکی خرسون، گزارش‌هایی مبنی بر اشغال مجدد یک جزیره آزاد شده قبلی توسط روسیه منتشر و از سوی برخی منابع غیررسمی روسی تأیید شد. ستاد کل نیروهای مسلح اوکراین بعداً در ۱۵ دسامبر ادعا کرد که روسیه روند اخراج اجباری ساکنان غیرنظامی جزیره را آغاز کرده است.

۱۰ دسامبر: ادعا شد که روسیه از هواپیماهای بدون سرنشین ساخت ایران برای ضربه زدن به دو تاسیسات انرژی در اودسا استفاده کرده و تمام زیرساخت‌های غیر حیاتی بندر ۱.۵ میلیون نفری اوکراین را بدون برق باقی گذاشته است.

همچنین اوکراین یک حمله موشکی به شهر ملیتوپل تحت اشغال روسیه از جمله در یک پادگان نظامی روس انجام داد. به گفته مدیران مستقر در روسیه، چهار موشک به شهر ملیتوپل اصابت کرده است. علاوه بر این، انفجارهایی در دونتسک و کریمه گزارش شد.

۱۱ دسامبر: زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین گفت که نیروهای روسی شهر باخموت را به «ویرانه های سوخته» تبدیل کرده اند.

نیروهای اوکراینی به ملیتوپل اشغالی، شهری واقع در جنوب شرقی این کشور حمله کردند.

۱۲ دسامبر: زلنسکی رئیس‌جمهور اوکراین از گروه هفت (جی ۷) درخواست تانک، توپخانه و تسلیحات دوربرد کرد. این گروه در پاسخ، متعهد شد که الزامات اوکراین را برآورده می‌کند.

بریتانیا فرماندهان نظامی روسیه را به دلیل حملات موشکی و بازرگانان ایرانی را به اتهام تولید و تامین پهپادهای نظامی تحریم کرد. همچنین اتحادیه اروپا ۲۰ فرد و یک نهاد ایرانی را به دلیل نقض حقوق بشر تحریم کرد. وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا نیز مدعی شده‌اند که مدارکی برای حمایت ایران از ارسال پهپادهای شاهد -۱۳۶ به روسیه علیرغم انکار هر دو کشور دارند.

۱۴ دسامبر: سه انفجار در مرکز کیف شنیده شد. رئیس جمهور اوکراین ولودیمیر زلنسکی مدعی شد که نیروهای پدافند هوایی اوکراین ۱۳ پهپاد شاهد ایرانی را سرنگون کرده اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که مقامات آمریکایی در حال نهایی کردن و آماده‌سازی طرحی برای ارائه سامانه پیشرفته پدافند هوایی پاتریوت به اوکراین هستند.

اوکراین ۱۰ ماه گذشته را چگونه گذراند؟ + روزشمار جنگ

«آندری یرماک» رئیس دفتر رئیس جمهور اوکراین گفت که آنها حدود ۶۴ پرسنل نظامی و یک شهروند آمریکایی را در جریان معامله مبادله زندانیان با روسیه آزاد کرده اند.

۱۵ دسامبر: زلنسکی گفت که روسیه باید تا کریسمس خروج نیروهای خود را به عنوان گامی برای پایان دادن به درگیری آغاز کند.

«ماریا زاخارووا» سخنگوی وزارت خارجه روسیه هشدار داد که اگر آمریکا گزارش‌هایی مبنی بر ارسال سامانه‌های پدافند هوایی پاتریوت به اوکراین را تأیید کند، «به معنای مشارکت گسترده‌تر پرسنل نظامی در خصومت‌ها و پیامدهای احتمالی است». زاخارووا استقرار احتمالی سامانه دفاع هوایی را «یک اقدام تحریک آمیز دیگر از سوی ایالات متحده» خواند. و گفت که ایالات متحده «به طور مؤثر به یک طرف» در جنگ تبدیل شده است.

مدرسه اقتصاد کیف گزارشی را منتشر کرد که تخمین می‌زند تا نوامبر ۲۰۲۲، تهاجم روسیه ۱۳۶ میلیارد دلار خسارت مستقیم به زیرساخت‌های اوکراین وارد کرده است. زیرساخت‌های انرژی، صنعت، شرکت‌های دولتی و خصوصی بیشترین اثرپذیری را داشته اند.

شهر خرسون که به تازگی آزاد شده بود، به دنبال گلوله باران اخیر روسیه که حداقل دو نفر در جریان آن کشته شدند، کاملاً بدون برق است. اداره نظامی خرسون گفت که شهر در ۲۴ ساعت گذشته ۸۶ بار با توپخانه، MLRS، تانک، خمپاره و پهپاد مورد اصابت قرار گرفته است.

«ولکر ترک» کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، خلاصه‌ای از ۴۴۱ قتل از جمله ۸ دختر در جریان درگیری را منتشر کرد.

ایالات متحده آموزش‌های خود را به ۵۰۰ اوکراینی هر ماه در آلمان گسترش می‌دهد.

۱۶ دسامبر: روسیه حدود ۷۶ موشک به کی یف، خارکف، پولتاوا و کرمنچوک شلیک کرد و زیرساخت‌های این مناطق را ویران کرد.

 

منبع: مهر


:: بازدید از این مطلب : 417
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 26 فروردین 1402

بعضی موقع ها خیلی از ماها به خاطر بعضی وابستگی ها (مالی، فکری، فامیلی و...) و یا لجاجت با طرف مقابل در قضاوت هایمان دچار خطا می شویم. ممکن است حتی پی به اشتباه خود نیز نبریم. باورمان همان هست که پنداشته ایم. اگر از مفاهیمی که زینت بخش انسان هستند اندک بهره ای داشته باشیم، شاید تلنگری به ما بزند تا گرفتار کج فهمی نشویم. 

چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی می گذرد. در طول این مدت آمریکا که پرچو دار لیبرالیسم است بر خلاف آنچه به نام آزادی تبلیغ می کندلحظه ای از دشمنی با جمهوری اسلامی غافل نبوده است. ادامه دارد


:: بازدید از این مطلب : 644
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 21 فروردین 1402

 مادر کیان پیر فلک به جایی رسیده که

قاتل پسرش را مظهر شرف می داند

همشهری: مادر کیان پیرفلک به جایی رسیده که  قاتل پسرش را مظهر شرف می داند

وقتی از جنگ روایت ها حرف میزنیم از چه چیز سخن می گوئیم؟ شاید باورتان نشود. اما قدرت جنگ روایت ها در دگرگون سازی انسان ها فراتر از تصور است.

در جنگ سخت یک نفر کشته و حذف می شود.

در جنگ نرم یکی نفر حذف می شود و به جبهه مقابل اضافه می شود.

اما در جنگ روایت ها یک نفر بدون اینکه حذف شود و در همان جبهه داخلی برای جبهه مقابل کار می کند.

در جنگ روایت ها کار با اعتقادات شما ندارند، کار با علائق شما ندارند، تنها و تنها قرارست آنچه می بینید را نبینید و بالاعکس.

این جنگ سهمگین ترین و ویران کننده ترین است. نتیجه این جنگ یک مسخ هویتی است.

یک نمونه مادر کیان پیرفلک. ببینید جنگ روایت ها با یک مادر داغدیده چه می کند.

وقتی فرزندش را کشتند، آنچنان غرق رسانه های دشمن بود که برای خونخواهی فرزندش به دامن قاتلان او پناه برد.

و حالا که قاتل اصلی کیان را یافتند و قرارست قصاص شود، مدعی بی گناهی او شده است و هشتگ نه به اعدام یک بی گناه می زند. به واقع ببینیم چه فرآیندی درون یک نفر باید طی شود که قاتل فرزندش را مظهر شرف بداند و برای آزادی اش کمر راست کند؟ اینها ثمرات یک جنگ تمام عیار ذهنی است.

مادر کیان یک نمونه است. هرچند امیدوارم این مادر بیدار شود، اما چنین روزگار تلخی در کمین خیلی هاست.

این روزها با میدان داری رسانه های ضدانقلاب، رسانه های اجتماعی نیز مملو از متن هائی است که نشان می دهد عده ای چطور چشم وگوش بسته سر قبرهای خالی گریه می کنند. عده ای که ناباورانه کشته سازی های تصنعی را باور کردند و خود را صاحب عزا می دانند. یک نمونه آشکار آن نیکا شاکرمی که داغداران او نه اطلاعیه دستگاه قضا و بلکه گزارش پزشکی قانونی را هم باور نکردند. یا نگین عبدالملکی که به بیان پدرش مرگ او بر اثر مسمومیت بوده و اما همچنان برای عده ای کشته اغتشاشات است.

اما سخن اینجا نیست....از مصداق مادر کیان و نمونه های مشابه عبور کنیم.

اصل جنگ در تسخیر روح و روان است. ابزار نیز فراتر از رسانه است. با یک جنگ ترکیبی مواجهیم که رسانه نیز جزئی از آن است. هدف نهایی این جنگ نیز تسخیر ذهن هاست.

دشمن وقتی متوجه شد خاک و جسم این مردم را نمی تواند تصرف کند، سراغ ذهن ها رفته است. هر ذهنی به تسخیر برود گوئی جسم یک نفر به بند کشیده می شود و بخشی از خاک و سرمایه کشور به غارت می رود.

در این جنگ ترکیبی، اقتصاد هم ابزار تسخیر ذهن است؛ حجاب نیز؛ اغتشاشات نیز... همه و همه ابزار است تا مادر کیان نبیند. تا من و شما نبینم. همین.

و اما در نهایت یک پیشنهاد ساده: در جهاد تبیین کم و کسری داریم. حقیقت دست مردم نمی رسد. باید تقویت شویم. اما در کوتاه مدت چاره چیست؟ چه کنیم؟

چاره اینست: هر امری را در این روزگار با اعتنا به نقشه دشمن ببینید. او چه می کند و چه می‌خواهد و سهمش چیست؟ ماجرا متفاوت خواهد شد. امتحان کنید.

 

منبع: همشهری

مروری بر گذشته

yazahramadade
yazahramadade
۵ ماه قبل
همیشه میگن چاه کن همیشه ته چاهه مصداق مادر پیر فلکه .به خاطر مکر وجهل مادر بچه طفل معصومش کشته شد شمایی که با تمام عوامل تروریستی رابطه داشتی میدونستی ساعت چند شلیک میشه اینو هم فکر میکردی اون پاسدار وبسیجی که نقشه براش میکشی هم پدر داره هم مادر داره هم زن وبچه ودرکل مثله شما یه انسانه با پرپر شدن بچت بدست جهل خودت امید وارم به عواقب کارت فکر کنی نه اینکه بری سرخاک بچت ابروی هرچی مادره به تاراج بزاری وشعر اتل متل برای کریمی جونت بخونی به قران ورهبر توهین کنی من نمیدونم کجای دنیا به تو مادر داغ دیده میگن
???? قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است..
 
 

کاربری با به اشتراک گذاشتن تصویری نوشت:

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است. استوری چند روز گذشته وی را ببینید.

دستور حمله به ماشین‌های پلاک شخصی با شیشه دودی را می‌دهد، چرا که ماشین خودشان است.

 

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است +عکس

 

قاتل اصلی کیان پیرفلک، علی کریمی است +عکس

 

 


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 16 فروردین 1402

خبرگزاری رسمی چین «شینهوا» در گزارشی تفصیلی در این خصوص نوشت:

کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد اعلام کرد تحریم ها و تحریم های ثانویه در شکل های متفاوت علاوه بر تاثیر منفی بر اقتصاد ایران منجر به تخطی های جدی حقوق بشر در چالش های انسانی از جمله حقوق بیماران در ایران شده است.

کاظم غریب آبادی معاون ارشد قوه قضاییه ایران در امور بین الملل گفت تحریم های آمریکا منبع اصلی درآمد ایران یعنی فروش نفت و بخش بانکداری را هدف قرار داده است که در نهایت حق مردم ایران برای توسعه و رفاه است. براساس گفته های یک کارشناس حقوق بشر سازمان ملل متحد این تحریم ها به علاوه تحریم های ثانویه در اشکال مختلف نه تنها بر اقتصاد ایران بلکه بر چالش های بیماران ایرانی نیز تاثیر گذاشته است.

«اپیدرمولیزیس بولوسا» که به بیماری پروانه ای معروف است یکی از نادرترین بیماری ها و اختلالات پوستی است که کودکان ایرانی از آن رنج می برند و تحریم های آمریکا نمک پاشیدن بر زخم این بیماران است. بیماری پروانه ای بیماری موروثی است که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول‌های خون‌ریزی دهندهٔ دردناک می‌کند. شیوع این بیماری ۱ در ۵۰ هزار نفر است و واگیردار نیست. به این بیماران به دلیل نازک شدن پوستشان که به نازکی بال های پروانه می شود کودکان پروانه ای گفته می شود. تاول ها و خونریزی ها ممکن است در واکنش به جراحتی کوچک و حتی سوختگی یا خاریدن موضع ایجاد شود. این اختلال بسیار دردناک است و احساس درد این بیماران مشابه سوختگی های درجه ۳ است.

بیماران «پروانه ای» را بیشتر بشناسید

 آنچه داستان بیماران پروانه ای ایران را ناراحت کننده تر می کند این است که اکثریت آنها را کودکان تشکیل می دهند. یکی از این کودکان به نام محمد رضایی در مصاحبه با خبرنگاران گفت پوستش به سرعت زخم و جراحات عفونی بسیار دردناک می شود. وی باوجود این که کودک است علاوه بر آگاهی از بیماری خود دلیل رنج مضاعفش را نیز که تحریم های آمریکاست می داند.

در ادامه این گزارش آمده است برای این کودکان لباس های مناسب وجود ندارد و یک تولیدکننده سوئدی به نام مپیلکس که یکی از شاخه های شرکت سوئدی مولنیلک است می تواند لباس های مناسب برای این افراد را تولید کند تا از درد و رنج آنها بکاهد.در واقع بقای این بیماران کاملا بستگی به استفاده در زمان مناسب از این لباس هاست. با وجود این تحریم های آمریکا برای بیماران ایرانی این فرصت را از بین برده است.

این موضوع زمانی مطرح شد که ده ها بیمار پروانه ای در ایران بدلیل فقدان داروهای لازم و مورد نیازشان جان خود را از دست دادند و بسیاری دیگر از جراحت های فیزیکی جدی از جمله قطع عضو رنج می برند.

بیماران «پروانه ای» را بیشتر بشناسید

ایران در ۴ دهه گذشته تحت فشار تحریم های آمریکا بوده است و این تحریم ها اکنون بدلیل خروج آمریکا از برنامه اقدام مشترک (برجام) در ماه مه سال ۲۰۱۸ تشدید شده است. به رغم ادعای ریاکارانه آمریکا درخصوص موارد حقوق بشری از جمله مواد غذایی و دارو که در فهرست تحریم ها نیستند، ممنوعیت های صادرات نفت و بخش بانکداری ایران در عمل، ایران را از واردات چنین کالاهایی محروم کرده است.

 

مادر یکی دیگر از بیماران ایرانی نیز گفت افراد پشت پرده تحریم ها و آنها که دسترسی به لباس های مپیلکس را در ایران غیرممکن کرده اند لحظه ای خودشان را به جای بیماران ایرانی بگذارند. اگر کودکان، آشنایان و بستگان خودشان دچار این بیماری بودند و بخاطر تحریم ها رنج مضاعف می بردند چه می کردند؟ اصلا همه این سخنان را کنار بگذاریم آیا یک انسان تا این اندازه باید رنج بکشد تا به لباسی که به راحتی امکان فراهم کردنش وجود دارد دست یابد.

باتوجه به تاثیرهای منفی تحریم های آمریکا، حمیدرضا هاشمی گلپایگانی روحانی که موسس خانه بیماران پروانه ای به عنوان سازمان غیردولتی برای کودکان پروانه ای است در مصاحبه با خبرنگاران گفت: « پیش تر ما به راحتی به لباس های مپیلکس دسترسی داشتیم. به هرحال به دلیل تحریم ها و خروج یکجانبه آمریکا از برجام تشدید فشارهای تحریم به ویژه برای بیماران قابل مشاهده است.»

وی که دخترش به مدت ۲۱ سال از این بیماری رنج می برد افزود لباس های مپیلکس طوری طراحی شده اند که بر روی زخم ها قرار می گیرند و به بیماران این امکان را می دهند که بدون آسیب به جراحات و زخم ها لباس ها را بپوشند و از تن دربیاورند تا به پوست و بافت های بدنشان نچسبند و درد کمتری بوجود آورد.این لباس ها به بیماران این امکان را می دهند تا به پشت دراز بکشند و شب ها بخوابند در عین حال خارش کمتری داشته باشند.

هاشمی گلپایگانی تصریح کرد در نامه ای که از سوی بنیاد خانه بیماران پروانه ای به مولنیلیک نوشته بوده، این شرکت دارویی در پاسخ اعلام کرده به دلیل تحریم های آمریکا امکان تامین لباس های لازم برای بیماران ایرانی را ندارد.

طی سالهای گذشته مقامات ایرانی بارها تاثیر منفی تحریم های آمریکا در مسائل حقوق بشری را نکوهش کردند و تلاش کردند تا آگاهی جامعه بین الملل را دراین باره افزایش دهند.

کاظم غریب آبادی معاون ارشد قوه قضاییه ایران در امور بین الملل و دبیر شورای عالی حقوق بشر ایران اخیرا ادعای آمریکا را به عنوان دروغ بزرگ که دارو و مواد غذایی در فهرست تحریم ها قرار ندارند رد کرد و افزود چین ادعاهایی برپایه واقعیت نیست. وی با اشاره به اینکه تحریم های آمریکا مستقیما منابع اصلی درآمدهای ایران را هدف قرار داده گفت تحریم فروش نفت و بخش بانکداری ایران در نهایت به رفاه و آسایش مردم ایران ضربه می زند.

وی در پایان سخنانش گفت این موضوع جان بیماران ایرانی را که حق زندگی و سلامتی دارند در معرض خطر جدی قرار داده است.

پس از اینکه در ماه مه سال ۲۰۲۲ آلنا دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد به ایران سفر کرد و تاثیرات منفی اقدامات یکجانبه آمریکا شامل تحریم ها و تحریم های ثانویه و اشکال دیگر آن بر روی اقتصاد ایران که منجر به تخطی های جدی درباره چالش های حقوق بشری بود دیده شد، فریاد ایران از سوی کارشناسان حقوق بشر در سازمان ملل متحد به صدا درآمد.

وی در گزارش خود نوشت نگرانی های ویژه ای درباره چالش مهم خریداری و تحویل داروهای نجات بخش و مهم که از سوی شرکت های خارجی تولید می شوند و برای بیماری های خاص، جدی و نادر وجود دارد. گزارش دوهان همچنین ادعاهای واشنگتن درباره معافیت های بشردوستانه را به چالش کشید. این کارشناس سازمان ملل دریافت باوجود اینکه اسناد تحریم ها نشان می دهند داروها و تجهیزات پزشکی معافیت دارند اما تحویل آنها به ایران به شدت تحت تاثیر تحریم های آمریکا در تجارت، سرمایه گذاری، حمل و نقل و شرکت های بیمه و محدودیت های پرداخت های بین المللی از سوی کسب و کارهای خارجی تضعیف می شوند و این موضوع موانع جدی برای حقوق انسانی در بدست آوردن بالاترین استاندارد سلامت ایرانیان ایجاد می کند.

 

منبع: ایرنا

:: بازدید از این مطلب : 452
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 15 فروردین 1402

 رضا گنجی کارشناس سیاسی طی یادداشتی نوشت: همیشه این پرسش مطرح بوده است که چرا غالبِ اصلاح طلبان و مخالفین جمهوری اسلامی، بصورت متحد تا این حد مخالف بهبود روابطِ تهران با قدرت های نزدیک، خاصه روسیه و چین هستند؟ اِصرارِ این افراد در متهم کردن این دو قدرت و تبرئه آمریکایی ها در چیست؟

آیا این مخالفت مطابقِ سیاست های رسمی رهبرانِ اصلاح طلبِ ایرانی است؟ چه گروهی با چه اهدافی در داخل این حزب، برنامه ی تضعیفِ تماس با دیگر قدرتها برای برتر جلوه دادن سلطه غرب را دنبال می کند؟

ایراد گرفتن از نشستنِ با فاصله ی روسای جمهور ایران و روسیه بخاطر شرایط کرونایی، عیب جویی از کیفیتِ استقبال و بدرقه ی مقاماتِ خُرد و کلان در این کشورها تا انتقاد از ناتوانی در سخن گفتن به زبانی دیگر، همه از سرِ غیظ شان بخاطر موفقیتِ دیپلماسی منطقه ای و فرامنطقه ای اخیرِ دولت رئیسی است یا دستور این است که این نیروهای نیابتی غرب بعنوان مدافعان دائمی واشنگتن در سرزمینِ پارسیان، باید به هر شکل ممکن مانع نفوذ این قدرتها بشوند و ایضا اجازه ندهند که محصولِ دوستی با دیگر کشورها احیانا باعثِ بهبودِ اوضاع ایرانیان و محبوبیت بیشتر نظامِ فعلی بشود؟ (البته ایراد گرفتن های بدون منطق و نق زدن های همیشگی دیگر بخشی از خصلتِ این جریان سیاسی شده است. حاکمیت چه روابط با دیگر دول را بهبود ببخشد و چه نبخشد در هر دو صورت اینها بهانه ای برای غر زدنِ بی سبب دارند.)

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

برافروختگی و عصبانیتِ جریانِ اصلاح طلب از موفقیتِ دولت فعلی در بهبود روابطِ دیپلماتیک با کشورهای منطقه خاصه عربستان و دیگر بازیگرانِ مهم در فضای بین الملل، قابل فهم است. اینکه برای کوچک شمردن تلاشِ دیپلماتیک دولت، این موفقیت ها را تنها بخاطرِ ورودِ "شمخانی" به بازی بدانید! تا دولت را ناتوان در این عرصه بخوانید، از سوزش تان است نه بیانِ حقیقت. واقعا بر این باورید که حافظه مخاطب تا این حد نحیف است که نداند شما تا دیروز چه دشنام ها که در خلوت و جَلوت، نثارِ شمخانی بخاطر گرایشات و کنش های انقلابی اش می کردید و حضورش در شورای عالی امنیت ملی را "بی خاصیت" می دانستید؟

اصلاح طلبان و براندازان به خواست و میلِ مقاماتِ مافوق شان در رسانه ها و فضاهای مجازی تا مدتها با لیست کردنِ خیانت های چین و روسیه در موضوع ایران بدنبال برهم زدن هر نوع مراوده بودند در حالی که می دانستند هرگز میزان و کیفیت خیانت های غرب، خاصه انگلیس و آمریکا در ایران در مقاسیه با بد عهدی های روسیه و چین همسنگ هم نیستند.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

نقطه اشتراک محمد خاتمی و حسن روحانی بعنوان روسای جمهور پیشین ایران با گرایش اصلاح طلبانه از نوع اصلاحات غربی، علاقه و ارادت خاص شان به جهان غرب بوده است. تملق و تعریف از غرب و فرهنگ غربی در این دولت ها از حد گذشته بود. البته هر دو در سالِ پایانی ریاست جمهوری شان تبدیل به منتقدین سیاست های غربی شده بودند اما حاضر نشدند آنطور که شایسته بود بی پروا مخالفت و نفرت شان از غرب و آمریکا را جار بزنند.

دولتِ معروف به "دولت اصلاحات" از سطح وزرا تا مقامات میانه، بخاطر عُلقه شدیدشان به غرب، برای بهبود روابط با آمریکا فشارهای بسیاری را به حاکمیت و رهبر عالی ایران آوردند. کارهایی برای نرم کردنِ دلِ دوستانِ افرنگی شان هم انجام دادند اما در نهایت، حاصلِ همه ی خوش رقصی ها و لبخند هایشان به غرب "هیچ" بود.

اسناد آشکار زیادی در بستر رسانه وجود دارد مبنی بر اینکه روسای جمهور اصلاح طلبان سرانجام به این باور رسیده بودند که دلیل شکستِ همه ی تلاش های دیپلماتیک برای حل و فصل مشکلات، بدون تردید آمریکا است اما آنها هنوز فکر می کنند که اگر سیاستِ افشاگری درباره عملکردِ سراسر مخربِ غرب در موضوع ایران را در پیش بگیرند، از سوی حامیان شان مورد شماتت قرار خواهند گرفت. چرا؟

چرا هنوز نمی خواهند بپذیرند و صادقانه به طرفداران شان بگویند که نگاه غرب به جریان اصلاح طلب و دگر اندیش، هرگز فراتر از یک نگاه ابزاری برای ایجاد تقابل با حاکمیت دینی و سیاسی در ایران نبوده و نخواهد بود؟

وقتی که بوش، رئیس جمهور وقتِ آمریکا، ایران را "محور شرارت" خواند، خاتمی فهمید که آنهمه کمک به یانکی ها در جنگِ افغانستان تاثیری در تغییر سیاستِ "ایران هراسی" نداشته است. خاتمی بعنوانِ مبدع نظریه " گفتگوی تمدنها"، معتقد به سیاستِ "تنش زدایی" و سیاستِ بکارگیری "زبان نرم در روابط بین الملل" خیلی دیر پی به این نکته برد که اساسا غرب "زبانِ نرم" نمی فهمد.

"حاکمیت نظام اسلامی، امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور هیچ زمان در طول بیست و هفت سال گذشته مورد حمایت و حتی موردِ پذیرشِ آنها (آمریکا و غرب) به صورت واقعی قرار نگرفت. تفکر حاکم بر ایران و اراده این ملت بزرگ مبتنی بر استقرار و ترویج مردم سالاری دینی و استقلال طلبی و عدالت‌خواهی هیچ‌گاه خوشایند غرب نبوده و نخواهد بود." خاتمی این سخن را در مرداد سال ۱۳۸۴ بیان کردند. سالی که مریدانش وقتی نتوانستند او را در مقابل نظام قرار بدهند، بدنبال "عبور" از او بودند. سالی که دیگر شیفته گانش نمی خواستند او "لیدر اصلاحات" باشد. سالی که خاتمی حتی شجاعت شرکت در مراسم روز دانشجو را نداشت. سالی که دوستادارنش او را با القابی چون " ممد پیرپکاجکی"، " ممد خالی بند"، "شهبانو" و "شناگر استخر" و ... صدا می زدند.

چنین رویکردهای غلطِ سیاسی مردی با عبای شکلاتی در نهایت آنقدر دولت اش را ضعیف کرد که کاندیداهای موردِ تاییدشان (هاشمی، کروبی، معین) در دور بعدی انتخابات ریاست جمهوری، به طرز بدی از یک رقیبِ گمنام شکست خوردند و عملا جریانِ دوم خرداد و زیر شاخه های آن همچون "حزبِ برادرِ بزرگتر" تا به امروز در اغلبِ انتخابات نتوانستند پیروزِ میدان باشند.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

از دید بسیاری از سیاستمداران ایرانی، سالها بعد، حسن روحانی همان خطاهایی را مرتکب شد که خاتمی مرتکب شده بود. خطای " اعتماد به غرب".

روحانی با رونمایی از مردِ اولِ دیپلماسی در دولت اصلاحات، یعنی دکتر ظریف بدنبالِ "انقلاب در دیپلماسی" بود. شعار روحانی، "تعامل سازنده با جهان در چارچوب دولت توسعه گرا" بود. وزیر خارجه وقتِ ایران بالاخره توانست بعد از سیزده سال و بعد از فراز و فرودهای بسیار، پرونده هسته ای ایران را با وجود مخالفت هایی در داخل، نهایتا با نظر مثبتِ آیت الله خامنه ای به امضا برساند.

بعد از امضای توافق، صبحِ زودِ روزی که قرار بود ظریف بعنوان "قهرمانِ دیپلماسی" وارد ایران شود عده ای برای استقبال به فرودگاه مهرآباد رفتند که به گواه مطلعین، آن جماعت بطور طبیعی آن وقت از صبح را به عمرشان ندیده بودند چه برسد به اینکه بخواهند برای استقبال از یک مقام رسمی حکومتی که خیلی هاشان منتقدش بودند از خواب شان بزنند. داستان چیز دیگری بود.

حسن روحانی همچون شاهانِ پیروز در ساختمانِ معروف به "ساختمانِ کنفرانسِ سرانِ کشورهای اسلامی" و در جمع فعالینِ رسانه با اقتدار درباره پیروزی دیپلماسی و فروپاشی تحریم ها می گوید. او "صبحِ بدون تحریم" را نوید داده بود.

در تیرماه سال ۹۴ و بعد از اعلام توافق، در خیابانهای تهران عده ای به شادی پرداختند. قرار بود دلار بعد از این "حماسه دیپلماتیک" به مبلغ هزار تومان خرید و فروش بشود. ایران در روزهای بعد به تعهداتش عمل می کرد در حالی که هیچ یک از طرفهای دیگر، گامی مثبت برای انجام مفادِ توافق بر نمی داشتند.

دونالد ترامپ که رئیس جمهور آمریکا شد، همه ی تخم مرغ های حسن روحانی را شکست. ترامپ در یک سخنرانی دوازده دقیقه ای و نسبتا طولانی برای صدور یک فرمان، رسما خروجش از برجام و بازگشت تحریم ها علیه ایران را اعلام کرد. در آن نطق که رد پای دیدگاههای صهیونیست ها مشخص بود، او ایرانیان را یک "ملتِ تروریست" نامید. توافق هسته ای را توافقی بسیار بد خواند که هرگز نمی بایست منعقد می شد و اعلام کرد که متحدان اروپایی آمریکا نیز بر "خطرناک بودن ایران" صحه گذاشته اند!

حسن روحانی بلافاصله به سخنان ترامپ واکنش نشان داد و او هم دوازده دقیقه آمریکا و غرب را برای چنین بد عهدی شماتت کرد. او گفت "آمریکا کشوری است که هیچگاه به تعهدات خود پایبند نبوده است ..." روحانی اظهار داشت که اساسا آمریکا وارد برجام نشده بود که حالا بخواهد از آن خارج شود. متعهد نبودن به تعهدات بین المللی از دیگر انتقادات روحانی به آمریکا در آن سخنرانی بود. او آمریکا را "یک موجود مزاحم" در برجام خواند.

رئیسِ دولتِ تدبیر و امید خیلی تلاش کرد که ما در آن سخنرانی متوجه شکستِ سیاستِ باور به "کدخدا" نشویم اما هر چه جلوتر رفتیم، خودش، مردِ اول سیاستِ خارجی اش، کابینه اش و بسیاری دیگر متوجه شدند که اعتمادشان به غرب برای بنا کردن هر نوع رابطه ی سالم از پایه غلط بوده است.

اصلاح طلبان پادوی غرب در شرق؟

در سالِ پایانی ریاست جمهوری حسن روحانی و سال پایانی وزارتِ جواد ظریف، این دو سعی کردند در هر فرصتی رفتارِ غرب و آمریکا را به چالش بکشند. فقط کافیست که به درستی و کامل سخنرانی ها و نوشته ها و پنل های این دو نفر را از فردای بعد از خروج آمریکا از برجام تحلیلِ محتوا بفرمایید تا متوجه منظورِ نگارنده بشوید.

خنجر بدی خورده بودند. به واقع آمریکا و غرب در حقِ اصلاح طلبان نامردی کردند نه در حق اصولگرایان. درست اش این بود که جریانِ اصلاح طلب، از صدر تا ذیل شان، شکمِ آمریکایی ها را بخاطرِ خروج از برجام، نامردی در حقِ نیروهایی که تا این حد در خیمه آنها سینه زده بودند و بی اعتبار کردن جریانِ معروف به اصلاح طلبان، بدرند اما دریغ از ذره ای غیرت، چرا که هنوز هم هستند کسانی در میانِ جریان اصلاح طلب که شیک تر از آمریکایی ها و غربی ها برای عملِ ناجوانمردانه ی آنها ماله می کشند.

اگر می خواهید درباره شکستِ اعتمادِ دولت هاشمی به غرب هم چیزهایی بدانید، شما را به نوشته ی هیچ فردِ اصولگرا و یا سخنرانی هیچ فردِ مخالفِ دولت های هاشمی ارجاع نمی دهم. کافی است که دو ساعت زمان صرف کنید و حداقل دو قسمت از مستندِ " ایران و غرب" ساخته شبکه بی بی سی را ببینید تا متوجه شوید که هیچ یک از نرمش های هاشمی هم دلِ فرنگی ها را نرم نکرد.

حداقل در سه دولتِ هاشمی، خاتمی و روحانی، یعنی ۲۴ سال از ۴۴ سال، عمده زمان و انرژی صرف این شد که جبهه غرب در ایران همیشه پررنگ تر از جبهه شرق جلوه گری بکند در حالی که نتیجه به گواه تاریخ همیشه "پوچ" بوده است.

حالا با این تجربه ها چرا هنوز عده ای از این جناحِ مشخص، تن و بدنشان می لرزد از اینکه حاکمیت بخواهد بازنگری بکند روابط اش را با غرب و آمریکا و ارتباطاتش را با چین و روسیه و دیگر کشورهای منطقه و خارج از این منطقه بهبود ببخشد؟

این جماعت با فریبِ مردم به هر شکلِ ممکن و در هر بستری، روزی هزار بار ایران را مستعمره پکن و مسکو می کنند. در لحظه دروغِ فروشِ بخشی از سرزمینِ ایران به چین را خلق می کنند. بلافاصله شایعه می کنند که روسیه در ایران پایگاه نظامی زده است. عَرَقِ شایعاتِ قبلی شان خشک نشده چو می اندازند که در توافقاتِ بلند مدت مان با این قدرت ها، طرفِ ایران همه چیزِ مملکت را داده و در مقابل هیچ چیزی بدست نیاورده و... و.

فکر نکنید که این لاطائلات یومیه، نخست و فقط از سوی رسانه های فارسی زبانِ آن طرفِ آبها تولید و منتشر می شود، نه، این ژاژها تماما تولید داخل است و اغلب هم از سوی همین جریان های سیاسی بی مایه و پر کینه ی وطنی خلق و برای بازنشر به دست رسانه های فارسی زبان می رسد.

شکی در این نیست که این جماعت با چنین تفکری، همه ی انتقادات شان و شیطنت های شان نه از سرِ دلسوزی برای ایرانیان بلکه در خوشبینانه ترین حالت و در منصفانه ترین تحلیل از سرِ جهل است و البته که سرشِناسان این جریان ها بدنبال پیاده سازی خواست آمریکا در ایران یعنی به چالش کشیدن هویت استقلال خواهی ایرانی، لوس کردنِ شعارِ اصولی و پر مفهوم "نه شرقی و نه غربی"، منفعل نشان دادن حاکمیت، ایجاد دو قطبی در داخل، گلاویز کردن مردم و نظام، پررنگ کردن ارزشهای غربی، منهدم کردنِ سیاستِ نگاه به داخل، نمایش قدرتِ غرب در حوزه های مختلف و ... ایضا باجگیری از حاکمیت برای اهداف شخصی است.

کاش دغدغه و نگرانی این جماعت این بود که قراردادی خلافِ منافع ملی و امنیت ملی ثبت نشود، ایرانِ بزرگ وامدار قدرتی دیگر نگردد، عزت اش حفظ شود، استقلال اش تداوم یابد و ... کاش.


:: بازدید از این مطلب : 445
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 14 فروردین 1402


:: بازدید از این مطلب : 448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران