منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
شنبه 29 مرداد 1401

بعد از آن‌که توافق هسته‌ای میان ایران و آمریکا (و بقیه‌ی ۱+۵) بهانه‌ی هسته‌ای غربی‌ها را در مسیر برطرف شدن قرار داد، خروج یک‌جانبه‌ی آمریکا از توافق دوباره بحران جدیدی خلق کرد که آتش آن هنوز هم دامن برجام را گرفته است. یکی از آتش‌بیارهای این معرکه شخص «جان بولتون» بود؛ نشان به این نشان که کم‌تر از یک ماه بعد از روی کار آمدن او به عنوان مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، دولت ترامپ از برجام خارج شد.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

به اذعان خود «جان بولتون» (راست)، مشاور امنیت ملی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور سابق آمریکا، بسیاری از تصمیمات افراطی ترامپ، نتیجه‌ی اصرار او بودند. از جمله‌ی این تصمیم‌ها خروج از توافق هسته‌ای با ایران و ترور شهید سلیمانی بود. 

اعلام خروج آمریکا از برجام توسط «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور وقت این کشور، در ماه می سال ۲۰۱۸ 

بولتون همیشه به عنوان یک سیاستمدار تندرو و جنگ‌طلب مشهور بوده و به طور خاص، بارها خواستار حمله‌ی نظامی به ایران شده است. بنابراین، این‌که اخیراً در یادداشتی برای روزنامه‌ی آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال تحت عنوان «چگونه عزم اروپا را بعد از توافق هسته‌ای ایران جزم کنیم» به دولت بایدن پیشنهادات دیپلماتیک برای حل مسئله‌ی هسته‌ای را داده، بسیار جای تعجب دارد. اگرچه بولتون قطعاً هنوز هم دلش می‌خواهد ایران را بمباران کند، اما می‌نویسد اکنون که دولت بایدن به دنبال دیپلماسی است، باید هیأتی عبری-عربی به اروپا بفرستد تا موضع آن‌ها را در قبال ایران سخت‌گیرانه‌تر کند. آن‌چه در ادامه می‌خوانید، متن یادداشت بولتون در وال‌استریت‌ژورنال است.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

بمباران برای صلح؛ طرح نیویورک‌تایمز برای مقاله‌ی جنجالی‌ای که «جان بولتون» سال ۲۰۱۵ تحت عنوان «برای جلوگیری از بمبِ ایران، ایران را بمباران کنید» در این روزنامه‌ی آمریکایی منتشر کرده بود. 

 فهرست بلند امتیازات اعطایی کاخ سفید در طول مذاکرات، وقت اضافی ایران برای پیشبرد برنامه‌های تسلیحات هسته‌ای و موشک‌های بالستیکش، و مسامحه در اجرای تحریم‌ها، آیت‌الله‌های تهران را به‌شدت جسور کرده. اگرچه اوضاع مبهم فعلی با ایده‌آل آن‌ها فاصله‌ی زیادی دارد، اما احتمال زیادی هم دارد به زندگی با همین اوضاع تا اطلاع ثانوی رضایت بدهند.

رئیس‌جمهور «بزدل»؛ بایدن «نمی‌تواند» یا «نمی‌خواهد» برجام را احیا کند؟ +فیلم

جو بایدن، رئیس‌جمهور آمریکا، اگر «بخواهد» می‌تواند با یک امضا، تحریم‌های ضدایرانی را لغو و برجام را احیا کند و هیچ مانعی پیش پایش وجود ندارد؛ همان‌طور که هیچ مانعی سر راه خروج دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، از توافق هسته‌ای فقط با یک امضا وجود نداشت 

 

با این حال، واشینگتن نباید به این اوضاع قناعت کند. آمریکا باید با تدوین راهبردهای دیپلماتیک، سایر طرف‌های غربیِ توافق اولیه (فرانسه، آلمان و بریتانیا) را با اسرائیل و کشورهای عربی، که هدف بیش‌ترین تهدید از جانب ایران هستند، همسو کند. دو دهه است متحدان خاورمیانه‌ای و اروپایی آمریکا دیدگاه‌های متضادی درباره‌ی بهترین روش برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ایِ قابل‌استفاده دارند. این شکاف، گاهی علنی بوده، گاهی نبوده، و سیاست‌های ترجیحی دو طرف نیز بعضاً تغییر کرده‌اند، اما به طور کلی اروپایی‌ها بر مذاکره تأکید کرده‌اند، در حالی که متحدان منطقه‌ای ما رویکرد سخت‌گیرانه‌تری را در پیش گرفته‌اند. جای تعجب نیست که با توجه به اختلاف‌نظرها میان دو گروه از متحدان آمریکا که بیش‌ترین نگرانی را در این زمینه دارند، ایران توانسته از این آب گل‌آلود ماهی بگیرد و هرچه بیش‌تر به ساخت سلاح‌های هسته‌ای قابل‌استفاده نزدیک شود. حل این مشکل یکی از بالاترین اولویت‌هاست.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

(از چپ) «جان بولتون» مشاور امنیت ملی وقت، «مایک پمپئو» وزیر خارجه‌ی جدید آمریکا، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور وقت، و «مایک پنس» معاون اول وقت ترامپ، در ساختمان وزارت خارجه‌ی آمریکا در واشینگتن در تاریخ ۲ می ۲۰۱۸، پیش از برگزاری مراسم تحلیف پمپئو و شش روز قبل از خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران 

توضیحاتی درباره‌ی کتاب «جان بولتون» مشاور امنیت ملی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور سابق آمریکا، تحت عنوان «اتاقی که اتفاق آن‌جا افتاد». بخش عمده‌ای از محتوای این کتاب علیه ترامپ است. 

از آن‌جایی که مذاکرات مکرراً با شکست مواجه شده‌اند، هدف اصلی دیپلماتیک آقای بایدن باید این باشد که اروپایی‌ها را متقاعد کند موضع اقتصادی و سیاسی سخت‌گیرانه‌تری اتخاذ کنند و بپذیرند که اقدامات نظامی مخفیانه‌ی اسرائیل و دیگران علیه برنامه‌ی هسته‌ای ایران پیشاپیش آغاز شده‌اند. ممکن است حتی اقداماتِ از این‌شدیدتری نیز لازم باشد. اگر اروپایی‌ها با آمریکا موافق هستند که هسته‌ای شدن ایران غیرقابل‌قبول است، باید آمادگی آن را داشته باشند که در راستای این عقیده، دست به عمل بزنند.

 یک گام اولیه‌ی دیپلماتیک می‌تواند این باشد که آن‌هایی که در معرض مبرم‌ترین تهدید از سوی ایران هستند (هم تهدید آرمان‌های هسته‌ایش و هم به خاطر این‌که کشور اصلی حامی تروریسم در جهان است)، رهبری ارتباط با دوستان اروپایی ما را بر عهده بگیرند. می‌توان تصور کرد که هیأتی متشکل از وزرای خارجه‌ی مثلاً اسرائیل، بحرین و امارات به دیدار همتایان اروپایی خود بروند تا آن‌ها را به حضور در یک جبهه‌ی متحد علیه ایران دعوت کنند. تصور کنید چه نمایش [و تبلیغ] برجسته‌ای در پاریس، برلین و لندن می‌شود. مقصدهای این سفر می‌تواند شامل «تالین» پایتخت استونی [که در جریان جنگ جهانی دوم ابتدا توسط شوروی، سپس توسط آلمان نازی، و بعد مجدداً توسط شوروی اشغال، و بارها توسط ارتش سرخ بمباران هوایی شد] و ورشو [که آن هم در جریان جنگ جهانی دوم قربانی جنایت‌های آلمان نازی شد] باشد تا به عنوان نماد، خطرات زندگی در نزدیکی همسایگانِ متخاصم را به سایر اروپایی‌ها یادآوری کند.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

«چگونه می‌توان از توافق هسته‌ای ایران خارج شد»؛ «جان بولتون» ماه آگوست سال ۲۰۱۷ (کم‌تر از نُه ماه قبل از خروج آمریکا از برجام) در مجله‌ی آمریکایی «نشنال‌ریویو» طرحش برای خروج آمریکا از برجام را منتشر و ترامپ را به انجام این کار تشویق کرده بود (+)

‌ «در غرب تحصیل نکرده‌اند و از حمله آمریکا نمی‌ترسند»؛ بالأخره اشکال تیم مذاکره‌کننده جدید ایران معلوم شد! +عکس و فیلم

«حتی اگر برجام احیا هم بشود، با توجه به تهدید بازگشت تحریم‌های آمریکا در سال ۲۰۲۵ [در صورت روی کار آمدن یک جمهوری‌خواه] هیچ کمپانی غربی‌ای جرأت نمی‌کند یک سِنت در ایران سرمایه‌گذاری کند و هیچ بانک غربی‌ای اقدام به تأمین مالی هیچ معامله‌ای در ایران نمی‌کند. یک بار [خوردن فریبِ وعده‌ی برداشتن تحریم‌ها] کافی بود. ایرانی‌ها این را می‌دانند.» توئیت «ژرار آرو» سفیر سابق فرانسه در آمریکا 

این «جوخه‌ی پرواز» مشترک عربی-اسرائیلی، استدلال‌های قانع‌کننده‌ای فراتر از صرفاً تهدید جهانی دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را به ارمغان خواهد برد. کاخ سفید فاش کرده که ایران در آستانه‌ی فروش چندصد پهپاد با «قابلیت حمله» به روسیه است که تقریباً مطمئناً در اوکراین از آن‌ها استفاده خواهد شد. ارسال پهپاد به روسیه مطابق با همان سیاست ایران در تأمین پهپاد و موشک‌هایی برای شورشیان حوثی [انصارالله] یمن است که اغلب برای هدف قرار دادن فرودگاه‌های غیرنظامی و زیرساخت‌های نفتی عربستان و امارات استفاده می‌شوند.

فروش نفت ایران به چین نیز افزایش چشم‌گیری داشته است؛ اقدامی که مصداق دور زدن تحریم‌های آمریکایی‌ای است که در دوران آقای بایدن تضعیف شده‌اند. در مقابل، وزرای خارجه‌ی بحرین و امارات، به نمایندگی از کشورهای تولیدکننده‌ی هیدروکربن در خلیج [فارس]، می‌توانند بخشی از راه‌حل اروپا برای جبران اشتباه فاجعه‌بارشان در وابستگی بیش‌ازحد به صادرات روسیه باشند.

این وزرای خارجه همچنین می‌توانند در سفرشان تأکید کنند که توافق اولیه، بر خلاف وعده‌هایی که به جهان داده شده بود، هرگز باعث افزایش شفافیت درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران نشد. تهران تعهداتش، هم ذیل توافق ۲۰۱۵ و هم به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را نادیده گرفته است. رهبران اروپا که طرفدار دوآتشه‌ی سازمان ملل هستند، باید از انتقادات رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از مانع‌تراشی‌های ایران به‌شدت نگران باشند. شورای حکام آژانس، ماه ژوئن، با اکثریت قاطع آرا به اتفاق‌نظر رسید که ایران را به خاطر عدم پایبندی [به تعهداتش] محکوم کند؛ تنها روسیه و چین به این اقدام رأی منفی دادند.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

«جان بولتون» (چپ) مشاور امنیت ملی وقت آمریکا، در کنار «دونالد ترامپ»، در پایگاه هوایی «عین‌الاسد» در عراق در حال گفت‌وگوی تلفنی با «عادل عبدالمهدی» نخست‌وزیر وقت این کشور 

این هیأت دیپلماتیک همچنین می‌تواند تأکید کند که ناسازگاری تهران درباره‌ی مسائل غیرهسته‌ای، در نهایت احیای توافق‌نامه‌ی ۲۰۱۵ را به شکست کشاند. درخواست حذف سپاه پاسداران ایران از فهرست سازمان‌های تروریستی خارجی واشینگتن، مطلقاً ارتباطی با مسائل هسته‌ای ندارد. سپاه پاسداران تهدیدی تروریستی برای اروپایی‌هاست؛ مثلاً حمله‌ی سال ۲۰۱۸ آن‌ها به تجمع معارضان [مجاهدین خلق که جان بولتون از حامیان پروپاقرص آن‌هاست] در پاریس که خنثی شد. آن‌چه باورکردنی نیست این‌که قانون‌گذاران بلژیکی دارند آزادی «دیپلمات» ایرانی‌ای را بررسی می‌کنند که به دست داشتن در این توطئه‌ی بمب‌گذاری محکوم شده. اصلاً چه‌بسا لازم باشد هیأت اعزامی از خاورمیانه اول در بروکسل توقف کند. علاوه بر این، سوئد (اگرچه بر مبنای مفهومِ نادرستِ «صلاحیت قضایی جهانی») اخیراً عوامل ایران را به جرم قتل اعضای همین گروه معارض در زندان، مدت کوتاهی پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، محکوم کرده است؛ یعنی به جرم اقدام تروریستی علیه هم‌وطنان خودشان.

ابوعطاخوانی قورباغه: وقتی جان بولتون از دیپلماسی با ایران می‌نویسد

«جان بولتون» (دوم از چپ) در کنار «مریم رجوی» سرکرده‌ی گروهک «مجاهدین خلق» در مراسم بزرگداشت نوروز. بولتون یکی از حامیان دوآتشه‌ی منافقین است. 

 

در مورد استفاده‌ی احتمالی از زور [و نیروی نظامی] علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، چه کسی بهتر از یائیر لاپید، نخست‌وزیر اسرائیل، می‌تواند این پیام را ارائه دهد؟ همان‌طور که در جریان سفر [خاورمیانه‌ای] آقای بایدن هم گفت: «تنها راه برای متوقف کردن آن‌ها [ایرانی‌ها]، قرار دادن یک تهدید نظامی معتبر روی میز است.» اروپایی‌ها باید این را مستقیماً، یک‌به‌یک، در پایتخت‌های خودشان، از زبان آقای لاپید بشنوند.

دیپلماسی ضداشاعه‌ی هسته‌ایِ آمریکا درباره‌ی ایران باید بسیار گسترده‌تر باشد؛ با تحریم‌های اقتصادی بسیار شدیدتر و کمک به گروه‌های معارض مشروع برای سرنگونی آیت‌الله‌ها. تشکیل یک تیم سفریِ مشترک از وزرای خارجه‌ی اسرائیلی-عربی شروع خوبی خواهد بود.

 


:: بازدید از این مطلب : 449
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 25 مرداد 1401
به نقل از خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، مجتبی توانگر نماینده مردم تهران در مجلس طی نامه‌ای صریح و سرگشاده به ۵ نفر از سران جریان اصلاحات (حسن خمینی، خاتمی، موسوی خوئینی‌ها، جهانگیری و عارف) ضمن درخواست از آن‌ها برای اعلام موضع شفاف در برابر بیانیه اخیر میرحسین موسوی و هتاکی وی به شهدای مدافع حرم، تاکید کرد: کسانی که در ماجرای شهادت شهید سلیمانی و تشییع تاریخی پیکر سید شهدای مدافع حرم توسط مردم نسبت به او و آن حرکت مردمی ابراز ارادت می‌کردند امروز باید ثابت کنند که آن ادعا و ابراز ارادت، سیاسی‌کارانه و مزورانه بوده یا برخاسته از اعتقادشان به انقلاب اسلامی.
 
متن کامل نامه به شرح زیر است:
 
بسمه تعالی
 
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سید حسن خمینی
 
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
 
حجت‌الاسلام والمسلمین جناب آقای سید محمد موسوی خوئینی‌ها
 
جناب آقای دکتر اسحاق جهانگیری
 
جناب آقای دکتر محمدرضا عارف
 
سلام علیکم
 
نوشتار اخیر آقای میرحسین موسوی نقطه عطفی در حیات سیاسی جریان اصلاحات است زیرا از یک سو ادبیات نوشتار، راوی کینه و کنایه‌های تحریف‌آمیز و غیراخلاقی است و از سوی دیگر سرانجام پس از سال‌ها تظاهر به ملی‌گرایی، ماهیت ایران‌ستیز خود را آشکار کرد. او که روزگاری به هتاکان روز عاشورا لقب «مردان خداجو» داد، امروز درکنار تکفیری‌ها علیه سربازان حضرت زینب(س) با قلم، انتحار می‌کند.
 
۱۳ سال قبل در شرایطی که جامعه جهانی آماده پذیرش و نرمش در برابر خواسته به‌حق جمهوری اسلامی در مذاکرات بود و حتی آمریکایی‌ها به صورت مکتوب اعلام نرمش و انعطاف کرده بودند، با عملکرد آقای موسوی و برچسب تقلب به انتخاباتی که ۴۰میلیون ایرانی در آن مشارکت کرده بودند، به سبب شکل‌گیری یک شکاف سیاسی و اجتماعی که کشور را تا آستانه پرتگاه جنگ داخلی پیش برد، ناگهان ورق علیه ایران برگشت و موجی از تحریم‌ها و قطعنامه‌های سنگین علیه ایران تصویب شد که تاکنون گره کور آن باز نشده است. عجیب این که امروز هم در شرایطی که از یک‌سو شواهد نشان می‌دهد منطقه غرب آسیا آبستن اتفاقاتی است و محور مقاومت از پس بیش از یک دهه نبرد با تروریست‌های تکفیری آماده زورآزمایی با ماجراجویی‌های جدید اسرائیلی‌هاست و از سوی دیگر مراودات کشور با همسایگان وارد فاز جدیدی شده و حتی مسئله عادی‌سازی روابط با عربستان نیز در حال پیشرفت است و درست در زمانی که گمانه‌ها درباره به نتیجه رسیدن مذاکرات هسته‌ای برای لغو تحریم‌ها بیش از هرزمان دیگری جدی شده تا شاید اقتصاد کشور و معیشت مردم از زیر فشار اقتصادی ناشی از این تحریم‌ها رها شود، ناگهان باز بیانیه‌ای از سوی آقای موسوی منتشر می‌شود که از یک سو ضد منافع و امنیت ملی است و از سویی مخرب انسجام و همگرایی است که در این شرایط کشور نیاز دارد تا بتواند با اتکا به آن، از برهه کنونی عبور کند؛ چیزی شبیه اتمسفر سال ۸۸ که آقای موسوی یک تنه آن را علیه منافع ملی برهم زد. 
 
برآیند تحلیلی نوشتار آقای موسوی نشان می‌دهد که او راهبردی به غایت خطرناک برای مردم شریف ایران و دلربا برای دشمنان جمهوری اسلامی را طراحی می‌کند که اقدامی ناهمسو با استیلای کانون‌های پیشرفت در نسل جدید ایران و از سوی دیگر پیوند با ویران‌طلبان ایران‌ستیز از تکفیری‌ها تا منافقین است.
 
جریان اصلاحات از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ به صورت رسمی اعلام حمایت تمام عیار نسبت به رفتار و گفتار آقای میرحسین موسوی داشته است و این روند حمایت از عملکرد وی در جریان اصلاحات، در همه این سال‌ها استمرار داشته است به نحوی که کنش‌گران سیاسی اصلاح‌طلب در کارزار رقابت سیاسی انتخابات‌های ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی، همواره خواهان رفع محدودیت‌های قانونی درباره او بوده‌اند. بنابراین در برهه کنونی که آقای میرحسین موسوی به صراحت خواهان تغییر راهبردی الگوی سیاست‌ورزی جریان اصلاحات است و آنان را به سمت رفتارهای ضدمیهنی و ضد منافع ملی راهنمایی می‌کند؛ مهم است که جامعه بداند واکنش این جریان به مواضع اخیر چهره مورد حمایت خود چیست و با او چه می‌کند؟ مسلما این نوشتار ظهور یک تناقض تاکتیکی در جریان اصلاحات نیست بلکه بزنگاهی راهبردی برای شناخت نیروهای سیاسی همسو با اصلاحات است  و قطعا تقلیل نوشتار مذکور به موضع‌گیری فردی، امری خلاف واقع است زیرا اگر به ناهنجاری‌های رفتاری آقای موسوی معتقد بودید، نباید در ادوار تاریخی گذشته، پیگیر بازگشت کنشگری آسیب‌رسان به آرمان اصلاحات می‌بودید. 
 
آقایان سیدحسن خمینی، سید محمد خاتمی، سید محمد موسوی خوئینی‌ها، اسحاق جهانگیری و محمدرضا عارف؛ محتوای موضع اخیر آقای موسوی به گونه‌ای است که اگر جریان اصلاح‌طلب، امروز با این مواضع کینه‌توزانه و ضد منافع ملی تعیین تکلیف نکند در حقیقت با خودشان تعیین تکلیف کرده و خود را مقابل مردم و انقلاب قرار داده‌اند. لذا دیگر نمی توان ادعای پرتکرار اصلاح‌طلبی در چارچوب قانون اساسی را از کسانی پذیرفت که آشکارا با مواضع ضد قانون اساسی و ضد منافع ملی آقای میرحسین موسوی تعیین تکلیف نکرده‌اند. کسانی که در ماجرای شهادت شهید سلیمانی و تشییع تاریخی پیکر سید شهدای مدافع حرم توسط مردم نسبت به او و آن حرکت مردمی ابراز ارادت می‌کردند امروز باید ثابت کنند که آن ادعا و ابراز ارادت، سیاسی‌کارانه و مزورانه بوده یا برخاسته از اعتقادشان به انقلاب اسلامی و مدافعان حرم؟
 
امیدوارم کسی در جریان اصلاحات این شرایط مهم و نقطه عطف را درک کند و یکبار برای همیشه تکلیف این جریان را با دوگانگی‌های رفتاری و گفتاری در مقابل مواضع ضد امنیت ملی و منافع مردم روشن کند.
 
والعاقبه‌للمتقین
 
مجتبی توانگر
 
نماینده مردم شریف تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس
 

:: بازدید از این مطلب : 410
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 22 مرداد 1401

انزوا، پریشان‌حالی و درماندگی سیاسی یکی از سران فتنه ۸۸، حیات سیاسی او و هوادارانش را چنان به بن‌بست کشانیده که وی در بیانیه‌ای انتحارگونه، بعد از ۱۲ سال بار دیگر به حمایت از اسرائیل و داعش پرداخته است.

یکی از سایت‌های ضدانقلاب که متعلق به هواداران میرحسین موسوی است، دیروز سه‌شنبه مطلبی را به نقل از او منتشر کرد؛ مطلبی که حاکی از مأموریت دیکته شده به میرحسین موسوی است و ساختار آن،‌ ستیز با حاکمیت، انتقادهای سخیف و ناجوانمردانه علیه گروه‌های مقاومت در یمن، سوریه و... و حمایت تمام‌قد از داعش و رژیم صهیونیستی است.

پیرمرد متوهم و رهبر فرقه فتنه ۸۸ در این بیانیه که علی‌الظاهر قرار است به‌عنوان مقدمه‌ای بر ترجمه عربی «بیانیه‌های جنبش سبز» منتشر شود، سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را «کج‌روی»، «شوم» و «ننگین‌ترین جرائم» توصیف کرده و در بخش دیگری از آن، در ادبیاتی وقیحانه به ساحت شهدای مدافع حرم به‌ویژه سردار شهید همدانی اهانت کرده و نوشته است «آن سردار بی‌افتخار جانش در غربت به قربانی مستبدی دیگر تلف شد!»

گرچه سایت‌ها و شبکه‌های اپوزیسیون و معاند از بی‌بی‌سی فارسی و صدای آمریکا گرفته تا ایندیپندنت و اینترنشنال و... بیانیه فتنه‌گر ساده‌لوح را پوشش دادند اما ادبیات حاکم بر مطلب وهن‌آلود و سخیف میرحسین موسوی حاکی از وجود بازیگران پشت‌صحنه‌ای است که می‌خواهند از یک‌سو از فتنه‌گران استفاده ابزاری کرده و آنها را به شیپور داعش و اسرائیل در داخل بدل کنند و از سوی دیگر با رادیکالی کردن فضای سیاسی داخل، سرخوردگی عمیقی که در بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان تندرو به وجود آمده را بازسازی کنند.

حرمت‌شکنی میرحسین موسوی در عاشورای ۸۸

اشاره میرحسین موسوی به عاشورای ۸۸ در این بیانیه در حالی است که افکار عمومی، اقدام وقیحانه و بی‌شرمانه او و هوادارانش در هتک حرمت به ساحت اباعبدالله الحسین‌(ع) در آن سال را فراموش نکرده‌اند.

مرد شماره یک فرقه فتنه ۸۸، نه‌فقط برای مخالفت با انتخابات ۸۸ و یا نظام جمهوری اسلامی برخاسته بود بلکه تحت امر سرویس‌های بیگانه و به خیال محقق شدن کودتای مخملی در ایران، عناد با اصل ولایت‌فقیه و هتک حرمت ساحت اهل‌بیت‌(ع) را نشانه گرفته بود؛ عملیاتی که موجب قتل دهها نفر از شهروندان و ایراد خسارات گسترده به بیت‌المال و اموال خصوصی مردم و سلب امنیت و آرامش اجتماعی و همچنین تجری نظام سلطه و صدور قطعنامه‌های تحریمی علیه ایران شد.

دی‌ماه ۸۸، تعدادی از اراذل‌واوباش حامی میرحسین موسوی در روز عاشورای حسینی، با حرمت‌شکنی بی‌سابقه به ساحت اباعبدالله الحسین، قلب میلیون‌ها مسلمان در داخل و خارج کشور را به درد آوردند.

چند روز بعد از آن بود که موسوی با انتشار بیانیه‌ای رسماً مسئولیت حرمت‌شکنی محاربان در روز عاشورای حسینی را برعهده گرفت و حرمت‌شکنان که شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه» را سر می‌دادند، «مردان خداجوی» نامید.

وقتی‌که عبدالمالک ریگی هم به جنبش سبز پیوست!

میرحسین موسوی در حالی، ادبیات ناجوانمردانه‌ای را درباره شهید همدانی به‌کار می‌برد که این شهید بزرگوار آخرین سال‌های حیات خود را صرف مبارزه با داعش کرده بود و در این راه به شهادت رسید.

البته حمایت او از داعشی‌ها شاید خیلی هم تعجب‌برانگیز نبوده باشد. دی‌ماه ۸۸ بود که گروهک تروریستی جندالشیطان به سرکردگی شرور قاتل عبدالمالک ریگی در حمایت از جنبش سبز اطلاعیه‌ای صادر کرد.

در بخش‌هایی از بیانیه‌این گروه تروریستی که به امضای عبدالمالک ریگی رسیده در حمایت از فتنه‌گران داخلی آمده است: «طی چند روز اخیر بسیاری از مردم و جوانان ایران از نقاط مختلف ایران با روابط عمومی جنبش تماس گرفته و اعلام پیوستن به جنبش مقاومت نموده‌اند و آمادگی خود را برای عملیات‌های نظامی در تهران و اصفهان و مشهد و شیراز اعلام نموده‌اند.... جنبش مقاومت از احساسات پاک جوانان ایرانی تشکر و قدردانی نموده و اعلام می‌دارد که آماده همکاری کامل با همه مبارزان ایران در هر نقطه‌ای از ایران می‌باشد و همچنین جنبش آمادگی خود را برای آموزش جوانان ایرانی در زمینه‌های جنگ چریکی و بمب‌سازی و عملیات‌های انفجاری و تشکیل هسته‌های مقاومت و روش مبارزه چریکی شهری اعلام می‌دارد.»

حمایت و هواداری میرحسین موسوی و تروریست‌ها از یکدیگر

اگرچه بیشتر از یک دهه از اقدامات هنجارشکنانه و انتحاری میرحسین موسوی (در سال‌های ۸۸ و ۸۹) می‌گذرد اما بیانیه اخیر او و حمایتش از رژیم کودک‌کش اسرائیل، داعش و تروریست‌ها در ادامه همان اقدامات رادیکالی و حمایت‌های مسبوق به سابق او از تروریست‌ها ارزیابی می‌شود.

میرحسین موسوی، ۲۰ اردیبهشت ۸۹ در واکنش به خبر اعدام ۵ تروریست که هیچ ارتباطی هم به ماجرای انتخابات نداشتند، در بیانیه سراسر موهوم به حمایت از بمب‌گذاران در شهرها و حسینیه شیراز و تروریست‌های عضو انجمن پژاک پرداخت و با «حق‌جو» معرفی کردن تروریست‌ها نوشت: «چگونه است به‌صورت ناگهانی در آستانه ماه خرداد، ماه آگاهی و حق‌جویی پنج نفر را با حواشی تردیدبرانگیز به چوبه‌های دار می‌سپارند؟»

بر همین اساس بود که یک سال قبل‌تر از آن، یعنی مردادماه ۸۸، مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین طی پیامی رسماً به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت و «هرگونه تعرض به میرحسین موسوی و خانواده و اطرافیان او از سوی نظام» را محکوم کرد!

رئیس گروهک تروریستی در بخش دیگری از این بیانیه نسبت به «امنیت و سلامت» موسوی هشدار داد و از دبیرکل و شورای امنیت سازمان ملل خواست تا نسبت به «اعزام بلادرنگ یک هیئت نظارتی» به تهران اقدام کند! حمایت تروریست‌ها از میرحسین موسوی به‌قدری مکرر، مستمر و آشکار شده بود که بیوه رجوی(مریم قجر عضدانلو ابریشمچی) چند سال بعد یعنی مردادماه ۹۳، در گفت‌وگو با شبکه العربیه اعتراف کرد که «وقتی میرحسین موسوی خواستار رد نظام آخوندی شد، ما از او حمایت کردیم!».

«ب. ح»، عضو پاریس‌نشین یک گروهک ضدانقلابی در توصیه‌ای به مخالفان جمهوری اسلامی نوشت: «مبارزه کروبی و موسوی با جمهوری اسلامی را باید مغتنم شمرد.»

در روزهایی که میرحسین موسوی حامیان خود را به تجمعات خیابانی دعوت و سعی می‌کرد بیداری اسلامی را مصادره به مطلوب کند، وزیر اطلاعات وقت رژیم صهیونیستی صراحتاً گفت که «موسوی و همسرش روح جدیدی به آزادی بخشیده‌اند».

حمایت رژیم صهیونیستی از میرحسین موسوی به‌قدری آشکارا و علنی شده بود که در واقعه آشوب ۲۵ بهمن ۸۹ که موجی از نفرت عمومی علیه سران فتنه ایجاد کرد و به حصر آنها انجامید، مسیر حرکت و شعارهای آشوبگران همزمان با دعوت سران فتنه (به‌ویژه میرحسین موسوی)، در تارنمای وزارت خارجه اسرائیل اعلام شده بود.

فتنه‌گر ساده‌لوح همان زمان در قبال شعارهای هوادارانش که علیه گفتمان حضرت امام(ره)و انقلاب بود، نه‌تنها اعلام برائت نکرد بلکه در بیانیه‌های سریالی خود از اغتشاشگران حمایت کرد.

یکی از کارشناسان رژیم صهیونیستی طی مقاله‌ای در سایت وزارت خارجه اسرائیل اعتراف کرد پروژه راهپیمایی ۲۵ بهمن ریشه اسرائیلی دارد و تأکید کرد که موسوی و کروبی اگرچه ظاهراً برای حمایت از مردم مصر درخواست مجوز راهپیمایی کرده‌اند اما قرار بود که در صورت صدور مجوز، شعارها علیه رژیم اسلامی ایران باشد و حمایت جمهوری اسلامی از آشوب‌های مصر محکوم شود!

همچنین، «تامیر پاردو» رئیس وقت سرویس جاسوسی موساد نیز در همین راستا اعلام کرد: «وظیفه اصلی ما تشکیل جنگ سرد علیه رژیم اسلامی ایران و برنامه هسته‌ای آن است.»

شایان ذکر است، پروژه تجمع غیرقانونی بهمن ۸۹ که به اعتراف خود آنها ریشه اسرائیلی داشت و در راستای تجزیه ایران و ایجاد جنگ داخلی بود، پروژه‌ای بود که بعدها به داعش سپرده شد که آن‌هم به لطف مدیریت رهبری نظام، بصیرت ملت ایران و مجاهدت سربازان حاج قاسم به شکست انجامید.

دیکته شعار «نه غزه، نه لبنان» از سوی آل‌سعود و رژیم صهیونیستی

مطالب وقیحانه میرحسین موسوی و صورت‌بندی مقابله با گروه‌های مقاومت نشان می‌دهد که سرویس‌های اطلاعاتی و جاسوسی موساد و سیا در تهیه نسخه دیکته‌شده برای او مشارکت داشته‌اند. همان‌ها که روزی شعار «نه غزه، نه لبنان» را در پلاکاردهای اغتشاشگران نقش و زمینه را برای اعمال تحریم‌ها علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آماده کردند.

شهریور ۸۸، زمانی که گروه‌های مقاومت در غزه و لبنان با رژیم کودک کش و جنایتکار اسرائیل درگیر بودند، هواداران سران فتنه در یک راهپیمایی ساختارشکنانه، شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را سر دادند؛ شعاری که از خارج دیکته شده بود و رسانه‌های وابسته به آل‌سعود و رژیم صهیونیستی در سرتیتر اخبار و گزارش‌های خود مستمر و مکرر به برجسته‌سازی آن می‌پرداختند تا به یکی از محوری‌ترین شعارهای فتنه‌گران تبدیل شود.

البته لازم به ذکر است که همین راهپیمایی ساختارشکنانه، موجب تجری دشمنان نظام اسلامی و چراغ سبز شبکه نیابتی غرب در داخل برای اعمال تحریم‌ها علیه ایران بود.

۱۰ روز پس ‌از این راهپیمایی، «رابرت گیتس» (رئیس سیا و وزیر دفاع در دولت بوش که به اعتبار تجربیاتش- در اتفاقی نادر و کم‌سابقه- در دولت اوباما ابقاء شد) به شبکه CNN گفت: «در حال حاضر به‌دلیل شکاف‌های عمیق در ایران، تحریم اثرگذارتر از گذشته است. ما در حال حاضر شکاف‌هایی را در ایران شاهدیم که در ۳۰ سال گذشته بی‌سابقه است. مخالفان به‌جای پیگیری رأی خود، برخی سیاست‌های کلی حاکمیت را هدف گرفته‌اند.»

روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز مهر ۸۸ در گزارشی نوشت: «برخلاف غرور ملی ایرانی‌ها، اپوزیسیون و جنبش سبز از فشار غرب راضی است. یکی از مخالفان می‌گوید افشای وجود یک نیروگاه هسته‌ای جدید، بر فشارها خواهد افزود و همین موجبات رضایت جنبش سبز را فراهم می‌کند. اما اغلب ایرانی‌ها مخالف سازش بر سر برنامه هسته‌ای هستند؛ این یک حس ملی است که حتی قبل از انقلاب هم وجود داشته است... افرایم‌هالوی رئیس اسبق موساد می‌گوید امیدوارم با افزایش فشار غرب، نارضایتی در داخل ایران پا بگیرد.»

«جان‌هانا» از اعضای ارشد مؤسسه واشنگتن در سیاست خاور نزدیک و مشاور امنیت ملی دیک چنی (معاون جرج بوش) ۲۸ مهرماه ۱۳۸۸ یعنی یک ماه بعد از ماجراجویی فتنه‌گران در روز قدس، از ملاقات با شخصیت‌های نزدیک به سران فتنه خبر داد و به روزنامه لس‌آنجلس‌تایمز گفت: «مطمئناً پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان ایرانی در اروپا- که در میان آنها بعضی شخصیت‌های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم این بود که تحریم باید اعمال شود و این تحریم باید هرچه شدیدتر باشد، تحریم ضعیف و یا تدریجی فقط به رژیم این امکان را می‌دهد که با وضعیت جدید خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به‌صورت شوک وارد شود که فلج کند و نه به‌صورت واکسن»! نقل کیهان

هفت نکته در نقد بیانیه موسوی 

محمدکاظم انبارلویی طی یادداشتی در واکنش به بیانیه میرحسین موسوی نوشت:

۱- نقد بیانیه بیستم موسوی نوعی لگد زدن به یک مرده سیاسی است. این بیانیه آخرین میخ به تابوت اعتبار سیاسی او بود. این بیانیه، خوانشی نو از ۱۹ بیانیه کهنه موسوی است.

۲- بیانیه موسوی یک رونمایی از کارنامه آخر عمر سیاسی اش مبنی بر همگرایی با آمریکا و صهیونیسم بین‌المللی است. نقش او امتداد داعش در ایران و تخطئه بیداری اسلامی در جهان بود که در بیانیه به وضوح دیده می‌شود. دلیل حصر او همین بود که او با این بیانیه، آن را مستند کرد.

۳- از کسی که به اهانت‌ کنندگان به شعائر الهی عاشورا و حمله به مسجد و قرآن‌سوزی در عاشورای ۸۸ لقب «مردان خداجوی» داد و شرارت سیاسی منافقان، سلطنت‌طلبان، بیگانگان و ضد انقلاب را در تأیید خود و تبلیغ دروغ «تقلب»، در آخرین بیانیه خود مُهر تایید زد، نباید انتظار بازگشت داشت.

او همچنان زیر خیمه فتنه مشغول سرویس‌دهی به امپراتوری رسانه‌ای غرب است.

۴- بارها نوشته‌ام؛ تا از ارتباط تاجزاده با یحیی کیان تاج‌بخش عضو سیا و مشاور سوروس در ایران در فتنه ۸۸ پرده برداری نکنیم، نمی‌توانیم افعال و اقوال سیاسی او را تحلیل کنیم. در مورد موسوی هم تا از ارتباط او با اردشیر امیر ارجمند، عضو سیا و عضو منافقین به عنوان مشاور حقوقی او در ستاد انتخابات وی رمزگشایی نکنیم، نمی‌توانیم تحلیل کنیم موسوی تا کجا می خواهد با این ننگ ابدی ایستادگی در برابر جمهوریت و اسلامیت نظام پیش برود؟

این عربده کشی های سیاسی برای پنهان کردن رابطه ای است که از آن بوی تعفن، خیانت و جنایت استشمام می شود.

۵- کسی که در انتخابات ۸۸ قبل از پایان رأی گیری و قبل از شمارش حتی یک رأی از صندوق‌ها، خود را پیروز انتخابات اعلام کند، نشان می دهد که با جمهوریت نظام مسئله دارد. کسی که از داعش، بی‌پروا دفاع می‌کند و بر مدافعان حرم می‌تازد، از اسلام سعودی با بی‌حیایی دفاع می‌کند، با اسلامیت نظام مسئله دارد. تا این دو مسئله را حل نکند اصلاح‌طلبان را در اردوگاه اسلام آمریکایی به گروگان گرفته است. علت سکوت خاتمی، کروبی و ایضاََ مجمع روحانیون مبارز و شرکای سیاسی او همین است!

اگر از او تبرّی بجویند، یک مشکل دارند. اگر به او تولّی کنند، دو مشکل!

هیچ راه حلی برای این سه مشکل ندارند. یعنی درست همان چیزی که عباس عبدی از آن به عنوان ورود اصلاح‌طلبان در سال ۸۸ به وادی «تناقضات» یاد می‌کند. این تناقضات، اصلاح طلبان را به ورشکستگی سیاسی کشانده است.

۶- موسوی در این بیانیه به خوبی به تفسیر دو شعار اهل فتنه در سال ۸۸ پرداخته است؛

الف- انتخابات، بهانه است، اصل نظام، نشانه است.

ب- مرگ بر اصل ولایت فقیه.

این دو شعار از اتاق فکر پیروان سوروس در تهران و منافقین و ضد انقلاب بیرون آمد و موسوی ننگ حمایت از آن را با صدور بیست بیانیه پذیرفته است.

موسوی اکنون جریانی را در کشور نمایندگی می کند که مردم ایران در زیارت عاشورا همه روزه صدها بار بر آنان لعن و نفرین می‌کنند.

۷- موسوی به عنوان یکی از کسانی که جام زهر را به امام (ره) نوشاند و با استعفای رازآلودش در زمان امام (ره) یک دوره سکوت کرد. پس از آن و بعد از کارنامه فتنه ۸۸ صفحات خیانتباری به آن افزود. او این روزها که روزهای آخر عمر خود را می‌گذراند، مشغول جمع کردن هیزم برای زیست در جهنم توهمات خود در آخرت است. بیانیه بیستم وی، یک قلم هیزم درشت از دروغ، تهمت و افترا به نظام و مردم است.فقط خداست که می‌تواند او را از این جهنم برهاند.

توقع بیجا از خاتمی

محمد ایمانی تحیلگر سیاسی و فعال رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت:

توقع بیجایی از مدعیان اصلاح طلبی است که جسارت میرحسین موسوی به شهید همدانی را محکوم کنند؛ حال آنکه همان ها در مقابل حرمت شکنی به ساحت امام حسین (ع) در عاشورای 88 خفه خون گرفتند.

اگر عمر سعد ملعون، سپاه جنایتکار یزید و عبید الله بن زیاد را "لشکر خداوند"! وانمود کرده بود، موسوی به تاسی از او، حرمت شکنان عاشورای 1388 را "مردمان خداجو خواند"!

اما خاتمی و برخی دیگر از سران اصلاح طلبان، دم فرو بستند و با حرمت شکنان همراهی کردند. "لعن الله ُأمةً قتلتْکم، و لعن اللّهُ أمةً ظلمتکم، و لعن الله أمةً سمعتْ بذلک فرضیتْ به". لعنت خدا بر آنها که این ستم بزرگ را دیدند و شنیدند و به آن راضی شدند.

امیر مومنان (ع)، بارها کسانی را که حداقل مراتب امر به معروف و نهی از منکر، و جهاد را ترک می کنند، سرزنش کرد و از جمله در حکمت 375 نهج البلاغه نهیب زد:

"من لم یعرف بقلبه معروف و لم ینکر منکرا، قُلِبَ فجُعِلَ اعلاه اسفله و اسفله اعلاه... نخستین مرحله از جهاد که باز می مانید و در آن مغلوب می شوید جهاد با دست است ، سپس جهاد با زبان و بعد جهاد با قلب. پس هرکس با قلبش معروفی را نستاید و منکری را زشت نشمارد ، دگرگون و منقلب می شود و پستی (رذیلت های) او جای بالای او (فضیلت هایش) قرار می گیرد و بالای وی جای پستی اش  می نشیند".

آن حضرت، همچنین کسانی را که از منکر اعلام بیزاری نمی کنند، "مَیِّتٌ بَینَ الأحیاءِ" خواندند؛ مرده ای میان زندگان. شاید برآمده از همین حکمت است که جناب حافظ گفت: "هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق- بر او، نمرده به فتوای من نماز کنید". از این قرار، امثال خاتمی سالهاست که سقوط کرده و مرده اند.

 

:: بازدید از این مطلب : 420
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 12 مرداد 1401

رندان تشنه‌لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت


 عاشورا، حافظ و زرین‌کوب

 

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت

 

و اما کل سوگنامه

زان یار دلنوازم شکری است با شکایت

گر نکته‌دان عشقی خوش بشنو این حکایت

بی‌مزد بود و منت هر خدمتی که کردم

یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت

رندان تشنه‌لب را آبی نمی‌دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی‌جرم و بی‌جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه‌ای برون‌آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود

زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم

یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست

کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم

جور از حبیب خوش‌تر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد آر خود به‌سان حافظ

قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

و  حافظ

 به یاد عشقی سراپا شکر بی شکایت، عشق حسینی ی عاشوراییان، در برابر شکر با شکایت خود می‌افتد و این فاصله را اعتراف می‌کند و آن فاصله او با عشق عاشوراییان است. فضایی کهان «رندان» عرصه عشق رندانه حقیقت هستی را می‌یافتند و به حقیقت ولایت معرفت می‌یافتند و شهید می‌شدند لب‌تشنه و بی شکایت و سراپا شکر و شوق بودند و آنان ولی شناس و حسین شناس و پاک‌بازان شکرگزار بی شکایت عرصه عشق ناب و بی‌شریک بودند، غرق توحید بی شرک. درجایی که از «ولی شناسان» اثری نمانده بود و در چشم ولی‌الله، با یک خارجی و خروج کرده بی‌مقدار و قدرت‌طلب فرقی نداشتند و اصلاً قادر به شناخت جایگاه حسین در هستی و جهان غیب نبودند. تا به آن‌کس که مایه حیات (آب)، مهر مادرش بود، آب را دریغ نکنند.


:: بازدید از این مطلب : 625
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 11 مرداد 1401

"ان لِلّه بقاعاً يحب ان يدعي فيها فيستجيب لمن دعاه و الحير منها". (1)

امام هادي(ع):«همانا براي خداوند سرزمين‌هايي است كه دوست دارد در آن عبادت شود و حائر الحسين(ع) يكي از آن سرزمين‌هاست.»(2)

مقصود از «حائر» قبر حسين بن علي(ع) است، و وقتي «حير» بگويند مقصود كربلاست. (3)

*کیفیت تدفین شهدای کربلا

امام رضا(ع):«آن كسي كه به علي بن حسين(ع) امكان داد به كربلا برود و كار پدرش را برعهده بگيرد به صاحب اين امر نيز امكان مي دهد كه به بغداد برود و كار پدرش(موسي بن جعفر(ع)) را عهده دار گردد.» (4)

آنگاه که امام سجاد(ع) در روز سيزدهم محرم سال 61 ق در اسارت زندان ابن زياد در كوفه بودند، به اذن الهي در كربلا حاضر شدند و بنی اسد را دیدند که کنار کشتگان گرد آمده و سرگردانند، نمیدانند چه کنند و کشتهها را نمیشناسند زیرا سپاه دشمن بین بدنها و سرهای مقدس جدایی انداخته بود. امام (ع) به آنان خبر داد که برای دفن این اجساد پاک آمده است. آنان را با نام و مشخصات معرفی کرد و هاشمیان را از دیگران شناساندند. ناله و شیون برخاست و اشکها جاری شد و زنان بنی اسد مو پریشان کردند و سیلی به صورت زدند و بلند گریه کردند. به محل قبر آمد، کمی از خاکها را کنار زد. قبر حاضر و آماده و صندوقی شکافته آشکار شد. حضرت دستان خود را زیر کمر امام حسین(ع) گشود و گفت: بسم الله و بالله وعلى ملّه رسول الله، صدق الله و رسوله، ماشاء ولا حول ولا قوة إلاّ بالله العظیم. امام به تنهایی بیآنکه بنی اسد در این کار همراهیاش کنند پیکر مطهر را وارد قبر کرد و به آنان گفت: همراه من کسی هست که یاری میکند. چون او را در قبر نهاد، صورت بر آن رگهای بریده نهاد و فرمود: «خوشا سرزمینی که پیکر پاک تو را در بر گرفت. دنیا پس از تو تاریک است و آخرت با فروغ جمالت روشن است. بعد از تو شب هايمان سخت و حزن هايمان طولاني است، تا آنکه خداوند برای خاندان تو سرای آخرت را برگزیند که تو در آنی. سلام و رحمت و برکات الهی بر تو باد از من، ای فرزند رسول خدا.»

و بر قبر نوشت:

«هذا قبر الحسين بن علي بن ابيطالب الذي قتلوه عطشانا غريبا.»

آنگاه همراه بني اسد به طرف علقمه و عمویش عباس(ع) رفت. خود را روی بدن مقدس او انداخت. رگهای بریدهاش را میبوسید و میگفت: پس از تو خاک بر سر دنیا! ای قمر بنیهاشم، از من سلام بر تو باد، ای شهید خدایی، رحمت و برکات الهی بر تو باد. برای او نیز قبری گشود و به تنهایی او را وارد قبر کرد، همان گونه که برای پدرش کرد و به بنی اسد فرمود: با من کسانیاند که یاریام میکنند. آری، برای بنی اسد مجالی گذاشت تا در دفن شهدای دیگر مشارکت کنند. دو جا برای آنان تعیین کرد و فرمود دو گودال کندند؛ در اوّلی بنیهاشم را و در دیگری اصحاب را قرار دادند. اما حر ریاحی را قبیلهاش بردند، به جایی که هم اینک قبر اوست همچنین نقل است بنی‌اسد راضی نشدند که پسر عم خویش - حبیب بن مظاهر - با دیگر یاران امام(ع) دفن شود از این‌رو او را در جایی جدا از دیگران و در محلی که امروز به قبر حبیب شناخته شده است دفن کردند. (5)

*مراحل ساخت، بازسازی و گسترش حائرالحسین(ع)

امام سجاد(ع) در روایتی افزون بر روایتی که کلام حضرت زینب کبری(س) را در آن نقل می کند، فرموده است: «... به درستی که خداوند متعال از بنده هایی از این امت پیمان گرفت، بنده هایی که ستمگران این امت آنها را نمی شناسند، بنده هایی که آسمانیان آنها را خوب می شناسند که اینان اعضای تکه تکه شده و بدن های به خاک و خون غلطیده را جمع آوری می کنند و به خاک می سپارند، و در این مکان پرچمی را برای قبر پدرت سرور شهیدان، به اهتزاز در می آورند که هیچ گاه اثرش محو نخواهد شد و با مرور روزها و شبها از منزلت آن کاسته نخواهد گشت، و سرداران کفر و پیروان گمراهان برای محو اثر و ویرانی آن کوشش فراوان کنند، که نتیجه ای جز آشکاری بیشتر برای این اثر و شکوه و عظمت برای این امر دربر نخواهد داشت.» (6)

 

امام حسین

همانطور که ذکر شد در روز سیزدهم محرم سال 61 ق، یعنی پس از گذشت سه روز از وقوع حماسه دردناک عاشورا، بدن های پاک امام حسین(ع) و اهل بیت و یاران با وفایش بنابر ترتیب و محل‌هایی که امام سجاد(ع) برای قبیله بنی اسد مشخص کرده بود، با همراهی خود ایشان به خاک سپرده شد و برای اولین بار بر فراز قبرها به دستور و عنایت امام سجاد(ع) شواهدی ساختند، تا اثر آنها محو نگردد.

ساخت و گسترش حائرالحسین(ع) تا کنون نیز ادامه دارد و شرح گسترده آن در این گزارش نمی گنجد، مواردی به اختصار ذکر می گردد:

• بنی اسد برفراز مزار امام حسین(ع) سقفی حصیری روی چهار ستون از تنه درخت خرما بنا کردند، و دور از انتظار نیست که مانند یا شبیه آن را بر فراز مزار ابا الفضل حضرت عباس(ع) نیز قرار داده باشند.

• در سال 65 یا 66 ق فرماندار وقت عراق که مختار ثقفی بود به محمد بن ابراهیم اشتر فرمان داد تا به کربلا برود و در آنجا مسجد و خیمه هایی اطراف قبر شریف برپا کند. آن بنا از آجر و گل ساخته شد و در اطراف دو مزار شریف روستایی بوجود آمد. به نظر می رسد بنایی که در دوران مختار ثقفی ساخته شد تا زمان سقوط حکومت امویان سال 132 ق پابرجا مانده باشد و آثار آن را هارون در سال 198ق از بین برده باشد.(7)

• هنگامی که مأمون به خلافت رسید در میان سال های 201 و 202 سیاست او ایجاب می نمود راه را برای زیارت امام حسین(ع) وتعمیرمزار شریفش هموار سازد، و در آنجا گنبدی باشکوه و آستانی مجلل بنا کرد، و رفته رفته مردم در آنجا ساکن شدند. (8)

 

امام حسین

• در سال 247 ق از طرف منتصر حاکم عباسی، بنای حرم مطهر از نو ساخته شد و توسعه یافت، همچنین برای راهنمایی زائران در آنجا میله ای بلند قرار داد و مردم را در ایام خلافت خویش به زیارت امام حسین(ع) فراخواند.

• در سال 250 ق حسن بن زید علوی ملقب به الداعی الکبیر دستور داد حرم های مطهر در نجف اشرف و کربلای معلی بازسازی شود.

• در سال 279 ق معتضد بالله عباسی دستور داد تا حرم های مطهر در کربلا را بازسازی کنند، بنابراین حاکم طبرستان محمد بن زید ملقب به الداعی الصغیر، برادر حسن بن زید، حرم مطهر را بازسازی کرد و آنجا را توسعه داد و بنای دو بارگاه مقدس در کربلا را به پایان رساند.(9)

امام حسین

• در سال 369ق عضدالدوله بویهی دستور تجدید بنای گنبد حرم امام حسین(ع) و بارگاه مبارک ایشان را داد و ضریح امام حسین(ع) را با عاج فیل ساخت و آن را با زیورآلات و پارچه های ابریشمی آراست و طاق هایی اطراف مرقد شریف بنا نمود و شهر را آباد ساخت و توسط آبراهایی مبادرت به آب رسانی به شهر کرد. در حائر مقدس چراغ هایی را برای تأمین روشنایی قرار داد و آنجا را توسط دیوارهایی بلند جدا کرد. همچنین عضد الدوله زمین هایی را برای سرمایه گذاری و تأمین مخارج دو بارگاه شریف وقف کرد و مبادرت به ساخت ساختمان ها و بازارهای اطراف نمود. به نظر می رسد اولین بنایی که بر مزار حضرت اباالفضل عباس (ع) بنا شد در سال 372ق در عهد حکومت عضدالدوله بویهی بوده است. در آن زمان برفراز قبر بنایی ساخته شد که گنبد بلندی متشکل از آجر و گچ بوده است.(10)

 

امام حسین

 

• در سال 656ق و بعد از سقوط دولت عباسیان، سید بن طاووس حسنی، سرپرستی را از میان طلاب معین کرد تا امر نظارت بر عتبات عالیات در نجف اشرف و کربلای معلی را به عهده گیرد. (11)

• در سال 707ق تعمیراتی توسط سلطان محمد خدابنده صورت گرفت. همچنین از سال 740ق تا سال 790ق تعمیراتی توسط سلطان های دولت ایلخانی که بر عراق حکمرانی کردند در کربلا انجام شد.

• در سال 914ق تا سال 930ق بازسازی مرقد مطهر توسط سلطان اسماعیل صفوی صورت پذیرفت.

• در سال 941ق، مرقد مطهر توسط پادشاه عثمانی سلیمان قانونی بازسازی شد اوهمچنین دستور داد تا اوقاف موجود در حرم مطهر ثبت و ضبط و نگهداری شود.

• در سال 982 ق شاه طهماسب مبادرت به کاشی کاری قبه امام حسین(ع) نمود. در سال 1032ق گنبد حرم حضرت عباس(ع) نیز با کاشی های رنگی توسط شاه عباس صفوی تزیین شد و صندوقی مشبک به عنوان ضریح روی قبر قرار گرفت و رواق ها و صحن محیط بر حرم نظم یافت. او همچنین تالار جلویی حرم را بنا نمود. (12)

امام حسین

 

• در سال 1042ق حرم مطهر توسط شاه صفی الدین صفوی بازسازی شد، گلدسته های حرم پی ریزی شد و چهار مناره کوچک در زاویه های سطح حرم مطهر ساخته شد. این چهار مناره در سال 1953م توسط شهردار وقت کربلای معلی عباس بلداوی، بدلایل نامعلومی تخریب شد. در سال 1055هـ.ق وزیر صفوی حسین مرعشی که از طرف سلطان صفی الدین در این منسب گماشته شده بود، اداره اوقافی را برای حرم مطهر مشخص نمود و برای آن اداره بودجه ای اختصاص داد و کارمندانی گماشت و گنبد مطهر را بازسازی کرد.

• در سال 1153ق نادر شاه افشار به همراه یکی از شاهزادگان، هدایا و مبالغ فراوانی از مال و عتیقه جات به حرم مطهر اهدا نمود و در بهبودی وضعیت دو حرم مشارکت داشت و با هزینه او دیوارهای حرم مطهر آراسته شد.

• در سال 1232ق فتحعلی شاه قاجار پس از آنکه با رهبر شیعیان، شیخ جعفر کاشف الغطاء دیدار نمود و در جریان حمله وهابیانبه بارگاه قرار گرفت، اقدام به تجدید آنچه به سرقت رفته بود نمود و گنبد شریف را بازسازی کرد و آن را با کاشی های کربلایی کاشی کاری کرد.(13)

امام حسین

 

 

*مراحل تخریب و تجاوز به حائر الحسین(ع)

کشتن و ترساندن زائران، تخریب و حمله به تأسیسات و نمادهای پاکی، ویژگی‌هایی است که عتبات عالیات کربلای معلی از زمان تأسیس و پس از پایان حماسه جاویدان دهم محرم سال 61ق و حتی زمانیکه این بارگاه های مطهر چیزی جز سنگ قبرهای معمولی نبوده است با خود به همراه داشته است. این حوادث بی شمار که به شکلی دیگر تا به اینک نیز ادامه دارد، نشانگرترس ستمگران و پیروان راههای گمراهی و ضلالت از این نمادهای عظیم که این خاک را مطهر نموده و را راه برای آزادگان روشن ساخته، است. بارگاه هایی نورانی که تجاوز به آن برابر با سرنگونی حکومت متجاوز است. همواره طاغوتیان در هر دوره و زمان در صدد از بین بردن نشانه ها و پنهان کردن این خورشید تابان با غربال ظلمشان اند و پیش از هر چیزی ستمدیدگان را بر می انگیزد تا با وجود تعداد کم و کمبود اسلحه علیه جنایتکاران قیام کنند و آنان را به به پیروزی بشارت می دهد. و شواهد تاریخی حاکی از این است که کسانی که گمان می بردند می‌توانند با انجام جرائم گوناگون نور خداوند را خاموش کنند و با این کار حکومت و سلطنت خود را پایدار سازند سخت در اشتباه غرق شدند و بیشترین نصیبشان تنها زیان و ضرر بود. این گواهی است بر گفتار حضرت زینب کبری دختر امیرالمؤمنین علیهما السلام به امام علی بن الحسین زین العابدین(ع): «پرچمی را برای پدرت به اهتزاز در خواهند آورد که هیچگاه اثر آن از بین نخواهد رفت و گذشت شبها و روزها آن را کهنه نخواهد ساخت و سردمداران کفر و پیروان ضلالت اقدام به محو و پنهان کردن این آثار خواهند کرد ولی چیزی جز تلألؤ روزافزون و آشکاری بیشتر دربر نخواهد داشت.» (14)

 

امام حسین

در ادامه به اختصار سیر تاریخی این وقایع بیان می گردد:

• در سال 146ق منصور عباسی جام خشم خود را بر علویان و آثار آنها سرازیر کرد و بر بارگاه مطهر امام حسین(ع) حمله برد و سقف و بنایی که در سال 65ق ساخته شده بود را ویران ساخت.

• در سال 193ق حاکم عباسی هارون الرشید دستور به تخریب کامل کربلا به همراه بناهای موجود بر مزار امام حسین و برادر بزرگوارش حضرت ابالفضل عباس علیهما السلام داد و زمین مزار مبارک امام علیه السلام را شخم زد و خانه های اطرافش را با خاک یکسان نمود و درخت سدری که سایبان قبر امام حسین(ع) بود را برید. هدف او از قطع این درخت این بود که زائرین زیر سایه آن ننشینند و محل قبر شریف را گم کنند. این اقدام وقیحانه مانند دیگراقدامات دیکتاتوران طول تاریخ برای از بین بردن آثار باقی مانده و جلوگیری از زیارت مردم و الهام گرفتن از آن اسوه پاک و قله وفاداری برای قیام های خود علیه ظالمان بود. هارون تمام این کارها را بوسیله والی خود در کوفه به نام موسی بن عیسی بن موسی انجام داد. (15)

• متوکل عباسی که نفرت شدیدی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام داشت، چهار مرتبه اقدام به تخریب قبر حضرت ابی عبدالله امام حسین علیه السلام نمود:

 

امام حسین

اولین بار: در سال 233ق بسبب شرکت کردن یکی از کنیزان ترانه سرای خود در زیارت شعبان و رفتن او به کربلا، به عمر بن فرج رخجی دستور داد آنچه را مأمون عباسی ساخته، تخریب کند و قبر امام حسین(ع) را محو ساخته و زمین آن را شخم زنند، او هنگامی که به آنجا رسید دستور داد تا قبرها را شخم زنند البته قبر امام حسین(ع) را شخم نزد. سپس دوستداران اهل بیت علیهم السلام با وجود آزار و اذیت اقدام به بازسازی حرم مطهر و ساختن خانه هایی در اطراف آن کردند.

دومین بار: در سال 236ق متوکل عباسی اقدام به تخریب ضریح مطهر و ملحقات حرم مطهر و کشت و زرع در زمین آنجا و تخریب خانه های اطراف کرد سپس از زیارت آنجا و دیگر عتبات عالیات جلوگیری کرد و زائران را تهدید به مجازات های سخت نمود و بین مردم جار زد: هر که را بعد از سه روز در کنار قبر ببینیم دستگیر کرده و به غل و زنجیر می کشیم. وی امر تخریب را به مردی یهودی به نام ابراهیم دیزج سپرد و او را به سمت کربلای معلی روانه ساخت تا قبر امام(ع) را محو نماید؛ دیزج بنابر دستور متوکل تنها به تخریب قبر شریف بسنده نکرد بلکه تمام خانه های شهر کربلا را ویران ساخت و آنجا را به صحرایی تبدیل نمود و شهر را زیر آب برد، اما هنگامی که به قبر رسید کسی جرأت جلو رفتن نداشت، لذا او گروهی از یهودیان را جمع کرد و قبر مطهر را با خاک یکسان نمود و زیر آب برد سپس با گذاشتن نگهبانان در راههای ورودی دستور داد هر زائری را در مسیر یافتند دستگیر کرده یا وی را کشته یا به شدت تنبیه کنند. همچنین متوکل مجازات زائرین امام حسین (ع) را برای بار اول بریدن دست، و بار دوم بریدن پا تعیین کرد.

امام حسین

ابو علی عماری می گوید: با ابراهیم دیزج ملاقات کردم و از او جزئیات حادثه را پرسیدم، او گفت: به همراه غلامان مخصوصم آنجا رفتم و قبر را کندم و بدن حسین بن علی علیه السلام را در حفره ای جدید یافتم که از او بوی مشک به مشام می رسید، حفره و بدن حسین را همانگونه رها کردم و دستور دادم تا روی آن را با خاک بپوشانند و روی آن آب ریختم و دستور دادم تا با گاو آنجا را شخم بزنند ولی گاوها پای به آنجا نگذاشتند و هرگاه به آنجا می رسیدند برمی گشتند، پس به غلامانم گفتم به خدا قسم اگر کسی سخنی از این ماجرا به زبان آورد او را خواهم کشت. به نظر می رسد که دوستداران اهل بیت علیهم السلام قبر مطهر را اینگونه به حال خود رها نکرده و با وجود فشارهای حکومت آن را بازسازی کردند.

سومین بار: در سال 237هـ.ق هنگامیکه به متوکل خبر رسید که اهل سواد در سرزمین نینوا برای زیارت بارگاه پاک امام حسین علیه السلام گرد هم می آیند و در آنجا جمعیت فراوانی جمع می شود، به یکی از سرداران خود به نام هارون معری دستور داد به همراه وزیر و ابراهیم دیزج و دیگر افراد قبر مطهر را تخریب کرده و آنجا را شخم زده و قبر امام حسین علیه السلام را محو نموده و از رفتن مردم به زیارت و تجمع در آنجا ممانعت ورزند؛ آنها نیز چنین کردند. در سال 240ق محمدبن حسین اشنانی یکی از دوستدارن اهل بیت علیهم السلام مخفیانه به همراهی یکی از عطاران به زیارت امام حسین علیه السلام شتافت، هنگامی که به موضع قبر رسیدند با وجود چاله های فراوان و شخم خوردن زمین به دنبال قبر مطهر گشت و آن را به گونه ای که صندوقچه روی قبر از جایش کنده شده و در کناری سوخته است یافت، پس آب را به آنجا سرازیر کردند تا جایی که آب دور قبر مطهر جمع شده و زمین فروکش نمود و خندقی دور آن به وجود آمد و پس از اتمام زیارت خود علامت های واضحی دور قبر مطهر قرار دادند. أشنانی وضعیت امنی آن زمان را اینگونه گزارش می کند: برای زیارت خارج شدیم در حالیکه در روز مخفی می شدیم و شبها حرکت می کردیم تا به نزدیکی‌های غاضریه رسیدیم، و از آنجا نصف شب حرکت کردیم و از بین دو سربازی که خواب بودند گذشتیم و خود را به موضع قبر رساندیم، و چون قبر مطهر بر ما مخفی بود شروع به بوییدن موضع آن کردیم و... (16)

چهارمین بار: در سال 247ق بار دیگر به متوکل خبر رسید که مردم و اهل سواد و کوفه دوباره به سمت کربلا برای زیارت بارگاه ملکوتی امام حسین(ع) روانه شده اند و جمعیت فراوانی بدین منظور گردهم آمده و کاروان بزرگی به راه افتاده است. او نیز سپاه بزرگی به همراه یکی از سرلشگرانش به سمت آنها گسیل ساخت و دستور داد بین مردم به بیزاری از زائران قبرمطهر امام علیه السلام جار بزنند و یک بار دیگر نبش قبر کرد و زمین آنجا را شخم زد و مردم را از رفتن به زیارت بازداشت و به تعقیب خاندان أبی طالب و شیعیان پرداخت و تعداد بیشماری از آنان را به قتل رساند. چهارمین اقدام متوکل برای تخریب قبر مطهر امام حسین علیه السلام مصادف بود با زیارت نیمه شعبان، همان زمانی که افراد زیادی مشتاقانه برای زیارت در کربلا حضور بعمل می آورند. این مرتبه نیز امر تخریب توسط ابراهیم دیزج انجام گرفت. جنایات متوکل و خبر تخریب قبر سبط رسول خدا صلی الله علیه و آله بین مردم پیچید و قلب مسلمانان را جریحه دار کرد و مردم بغداد ناسزاهای خود را بر دیوار می نوشتند و در شعرهایشان ناسزا می گفتند. متوکل نیز تمام اموال خزانه حرم مطهر امام حسین علیه السلام را به تاراج برد و آن را بین سربازانش تقسیم کرد و گفت: قبر نیازی به این اموال و خزانه ها ندارد. (17)

• در سال 269ق عتبات مقدس کربلا مورد هجوم و سرقت از طرف ضبة اسدی قرار گرفت. ضبة والی شهر عین التمر بود و به کربلا حمله کرد و آنجا را مورد سرقت قرار داد و ساکنینش را اسیر کرده و به قلعه عین التمر برد.

• در سال 858ق تخریب مرقد مطهر توسط علی بن فلاح یکی از شاهزادگان دولت مشعشعین در اهواز و حویزه ملقب به صاحب الضوء اللامع، که برخی او را مولا علی و ولی امر خطاب می کردند صورت گرفت. او در همان سال با اسب وارد حرم مطهر امام حسین(ع) شد و دستور داد تا صندوقچه روی قبر را ویران کنند و حرم مطهر را تبدیل به آشپزخانه ای برای پختن غذای سربازان خود کرد و بر مردم کربلا شمشیر کشید و اموال آنها و اموال دو حرم مطهر از جمله عتیقه جات گران قیمت و نادر موجود در آنجا را به تاراج برد.

 • حادثه حمله وهابیان که بنام حادثه طف دوم نیز شناخته می شود در سال 1216ق اتفاق افتاد. شرح این حادثه دلخراش اینگونه گزارش شده است: خبر نزدیک شدن وهابیان به کربلا در شام روز دوم آوریل، هنگامیکه اکثر مردم کربلا در شهر مقدس نجف درحال برگزاری مراسم زیارت روز غدیر بودند، پخش شد و ساکنین باقی مانده در شهر کربلا به سرعت اقدام به بستن دروازه های شهر کردند اما وهابیان - که تعدادشان به شش هزار پیاده و چهارهزار سواره می رسید- به اطراف شهر رسیده و خیمه زدند و سپاهشان را به سه بخش تقسیم کرده و از طریق یکی از راهها به نزدیکترین دروازه شهر حمله کردند و ستمگرانه توانستند آن را باز کنند و وارد شهر شدند. مردم شهر که غافلگیر شده بودند از شدت ترسشان سراسیمه به هر سویی می دویدند. وهابیان خشمگین به سمت حرم های مطهر حرکت کرده، شروع به تخریب و ویران کردن نمودند و درب های حرم و نرده های فلزی و آینه کاری حرم را کندند و اشیای قدیمی و هدایای پادشاهان و شاهزادگان ایرانی را به تاراج بردند. همچنین تزئینات دیوارها و طلاهای سقف، شمعدان ها، فرش های گرانبها، لوسترهای گران قیمت، درب های کنده کاری شده و غیره را تاراج کردند. افزون بر این کار نزدیک به پنجاه نفر را کنار ضریح و پانصد نفر را در صحن شریف به قتل رساندند. شهر کربلا را نیز ویران کردند و بی رحمانه به کشتار پیرمردان و کودکان و زنان و مردان و غارت خانه ها پرداختند و کسی از حمله وحشیانه آنها در امان نماند. بعضی افراد گفته اند که تعداد کشته شدگان نزدیک به هزار شهروند می رسید. (18)

• حادثه حمله نجیب پاشا، این حادثه اواخر سال 1258ق اتفاق افتاد و در آن تعداد زیادی از مردان و زنان و کودکان بدست نایب السلطنه محمد نجیب پاشا به قتل رسید. او که در بغداد به تخت و سلطنت رسیده بود دستور داد تا به کربلا حمله کنند اما ساکنان این شهر تسلیم او نشدند و زیر بار دستورات ستمگرانه او نرفتند. او به اهالی کربلا یک ماه فرصت داد تا سلاحهایشان را تسلیم کرده و حکومت عثمانی را به رسمیت بشناسند. پس از اتمام مدت مشخص شده و تغییر نکردن موضع اهالی کربلا، نجیب پاشا مجبور شد تا لشگری را به فرماندهی سعدالله پاشا روانه کربلا کند. سربازان، کربلا را سخت تحت محاصره قرار دادند و شهر را بوسیله توپ بمباران کردند. این درگیری ها دو روز به طول انجامید و تعداد کشته شدگان بالغ بر ده هزار نفر رسید که شامل تعداد بیشماری از علما و سادات بود. شیخ عبدالحسین احمد امینی در کتاب خود "شهداء الفضیلة" از افراد مورد اعتماد که شاهد حادثه بودند نقل می کند که آنها گفته اند: آنگاه که سربازان شهر را ترک کردند تعداد کشته شدگان را محاسبه کردیم و از گورکنان تحقیق به عمل آوریدم؛ تعداد کشته ها بیش از بیست هزار نفر مرد و زن و کودک بود و در هر قبر چهار نفر و پنج نفر الی ده نفر بدون غسل و کفن قرار داده می شد و روی آنها را با خاک می پوشاندند. به دنبال کشته شدگان می گشتیم بیشتر آنها در خانه ها بودند. در زیرزمین حرم مطهر حضرت عباس علیه السلام که زیر رواق مطهر قرار دارد بیش از سیصد کشته بود. (19)

امام حسین

• قیام مردمی شعبان 1411ق: مردم از روشهای دیکتاتوری نظام جنایتکار حاکم که بیست و سه سال بود با خون و شمشیر بر این ملت حکومت می کردند به ستوه آمده بودند، و این اعتراضات مردمی پس از حمله صدام جنایتکار به کشور کویت در تاریخ 2/8/1990م و حمله کشورهای هم پیمان غربی با فرماندهی آمریکا در شب 17/1/1991م به سربازان عراقی که باعث پاشیده شدن و شکست و عقب نشینی آنان با پای پیاده -زیرا اکثر وسایل نقلیه سربازان در بمباران هوایی از بین رفته بود- از کشور کویت شد به شکل چشم گیری افزایش یافت. تا جایی که این جنگ نابرابر و ناحق بر روحیات تعداد زیادی از سربازان تأثیر گذاشته و آنان را از حکومت دیکتاتوری متنفر ساخت. همچنین وضعیت اقتصادی کشور و عدم وجود سرمایگذاری کافی و مدیریت نالایق و جنگهای پی در پی عامل دیگر نفرت و انزجار عمومی بود. در این جنگ بسبب هدف قرار گرفتن زیرساخت های کشور از جمله کارخانه ها و تأسیسات غیر نظامی و پالایشگاه ها و تأسیسات برق و سدها و تأسیسات آبرسانی و سیلوها از طرف نیروهای یکپارچه -متجاوز- بازتابهای فراوانی افزون بر ویرانی های حاصل از بمباران هوایی و کشتار مردم داشت تا جایی که زندگی مردم را مختل نمود و شهروندان فقیر دیگر قادر به امرار معاش روزانه خود نبودند و هیچ خدماتی مانند آب و برق به آنها نمی رسید. تمام این عوامل و جنایت های نظام دیکتاتوری قبل و بعد از جنگ انگیزه¬ی مهمی برای قیام مردمی شد و اکثر سربازان و مردم و فراریان از جنگ نابرابر در اغلب استانهای هجده گانه عراق -جز مردم دو استان که قیام نکردند و دو استان دیگر که مردم تنها در بعضی از شهرها قیام کرده بودند- قیام کردند و تمام شهرهای چهارده استان دیگر قیام کردند، کربلای معلی نیز نقش عمده ای در این قیام مردمی داشت و مانند شیر در روز سه شنبه پنجم مارس 1991م بزر قیام در آن بارور شد. اهالی کربلای معلی به مقاومت دربرابر اراذل و اوباش و سربازان باقی مانده طرفدار نظام دیکتاتوری حاکم -پس از فرار دیگر سربازان و پیوستن برخی دیگر به مردم- که نظام حاکم سربازان پراکنده خود مخصوصا گارد جمهوری خواه را برای حمله به کربلای معلی جمع آوری کرده بود پرداختند. در طول مدت مقاومت 14روزه، اهالی کربلا تمام اموال و جانهای خود را فدای کشور خود کردند و تمام تلاشهای لشگریان صدام برای ورود به شهر را بی ثمر گذاشتند، مقاومتی که درنهایت نظام حاکم را مجبور به بمباران هوایی و زمینی شدید شهر کرد، بمبارانی که تاریخ هرگز به خود ندیده بود، و علی رغم ممنوعیت پرواز در آسمان عراق پس از اخراج سربازان از کشور کویت، آمریکا به صدام اجازه داد تا برای سرکوبی مردم مقاوم از بالگردهای نظامی استفاده کند!!!

 تحلیلگران این حمایت ایالت متحده آمریکا از نظام دیکتاتوری حاکم را -باوجود جنگ با نظام- ناشی از ترس پیروزی انقلاب مردمی عراق در این قیام مردمی دانسته اند، قیامی که ممکن بود منجر به تشکیل حکومتی ضد غرب در عراق به جای صدام شود، زیرا این صدام بود که بیشترین خدمت را به آمریکا و غرب رساند و دست به تخریب و ویرانی شهرها و کشتار مردم زد و در نتیجه بزرگترین خطر را که پیشرفت عراق از نظر مادی و علمی به دست فرزندان مخلص این مرزو بوم است برای کیان صهیونيستی هم پیمان استراتژیک امریکا علاوه بر دیگر مصالح آمریکا در منطقه از بین برد.

*منابع:

1 . ابن شعبه حراني، تحف العقول عن آل الرسول، 150.
2  . ابن قولويه، كامل الزيارات، ص 273؛ كليني، الفروع من الكافي، 567.
3  . عبدالجواد كليدار، تاريخ كربلا و حائر الحسين، ترجمه محمد صدر هاشمي، 39.
4  . كليني، كافي، 1/ 384-385؛ شيخ صدوق، علل الشرايع، 1/184؛ محمد بن عمر، رجال كشي، 463؛ مجلسي، بحارالانوار، 45/169.
5  . مقرم، مقتل الحسين، 414؛ محلمد باقر ملبوني، الوقايع و الحوادث، 4/59-61؛ مسعودي، مروج الذهب، 3/63.
6  .  ابن قولویه، 444؛ مجلسی، 45/179-180.
7 . عبدالامیر قریشی، تاریخ العتبة العباسیة المقدسة، باب اول،  نک: تاریخ طبری، 5/96.
8 . قریشی، بابا اول؛ دانشنامه عتبات، 8/258.
9 . کلیدار، 168.
10 . قریشی، 171-172؛ کرباسی، محمد صادق، دائرةالمعارف الحسینیة، 1/297؛ آل طعمه، سلمان هادی، تراث کربلا، 62.
11  . کلیدار، 183-184.
12 . همان، 186؛ کرباسی، 2/39-47.
13. برای اطلاع بیشتر از 90روند ساخت و توسعه حرمین نک: قریشی، باب اول کتاب؛ کرباسی، جلد 1 و 2 دائرة المعارف؛ کلیدار، 35-50.
14 . ابن قولویه، 266.
15. آل طعمه، 18-34.
16 . برای روایت اشنانی نک: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، 346.
17  . برای اطلاع از جنایات منوکل عباسی نک: تاریخ طبری، 14/6036؛ ابن کثیر، البدایة و النهایة فی تاریخ، 10/315؛ ابوالفرج اصفهانی، 395.
18 . کلیدار، 174، هدایت، رضاقلی خان، روضة الصفای ناصری، 381-382.
19 . کلیدار، 175-176.


:: بازدید از این مطلب : 448
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 08 مرداد 1401

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس‌جمهور روسیه، ناتو را موجودی خطرناک خواندند که اگر راه مقابلش باز باشد، حد و مرزی نمی‌شناسد و چنانچه روسیه در قضیه اوکراین، ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفت، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد و مدتی بعد به بهانه کریمه، همین جنگ را به راه می‌انداخت.
این بیانات رهبری بازتاب زیادی داشت و در حالی‌که در درون خود بخش مهمی از منطق این تأیید را به همراه داشت، با نادیده انگاشتن این منطق، مورد هجمه و حمله افراد و گروه‌های مختلف، ولی همسو قرار گرفت؛ از رسانه‌های متعلق به نظام سلطه تا پیاده‌نظام فارسی زبان آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی و برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای اصلاح‌طلب.
نکته طنز ماجرا این بود که بسیاری از رسانه‌ها و مهره‌های شاخص متعلق به غرب که در ضدیت کامل با اسلام و مسلمانان قرار داشته و مأموریت پروپاگاندای مستمر علیه ایران و محور مقاومت را بر عهده دارند، نگران وجه دینی و اسلامی این سخنان شده و با القای مغایرت آن با نگاه اسلامی، فریاد وااسلاما سر دادند! در این باره به برخی نکات می‌توان اشاره کرد:
۱. سخنان رهبر انقلاب در این دیدار همان‌گونه که مورد اشاره قرار دادند مبتنی بر یک نگاه کلان راهبردی به مسائل جهانی است. اینکه هندسه جهانی قدرت در حال به هم خوردن است، دیگر ادعای استراتژیست‌های غیرغربی و ذی‌نفع این ادعا نیست، بلکه بسیاری از استراتژیست‌ها و سیاسیون غربی و امریکایی بر آن صحه گذاشته‌اند. قدرت امریکا هم در عرصه بین‌المللی و هم در عرصه داخلی در حال افول است و این را خود امریکایی‌ها از حداقل دو دهه قبل متوجه شده‌اند و تاکنون برای جلوگیری از این روند تلاش زیادی کرده‌اند، به خصوص برای مهار ایران، چین و روسیه به عنوان قدرتمند‌ترین مخالفان نظم تک‌قطبی و پیشران‌های روند افول امریکا. از طرفی همزمان با افول امریکا، مخالفان یکه‌تازی امریکا و جهان تک‌قطبی نیز توانسته‌اند بر قدرت خود اضافه کنند و در این میان، ایران به صورتی کاملاً هوشمندانه و با نگرشی راهبردی توانسته ضمن خنثی‌سازی تهاجم ترکیبی همه‌جانبه دشمن علیه خود، برنامه‌های هژمونیک غرب و امریکا را در منطقه که با به کارگیری جریانات تکفیری علیه ایران و محور مقاومت در حال انجام بود به شکست بکشاند. آخرین مورد این تلاش‌ها برای تداوم هژمونی جهانی امریکا، برنامه‌ریزی ناتو به رهبری امریکا برای حمله به کریمه و الحاق اوکراین به این پیمان خطرناک بود که در صورت رخداد آن، علاوه بر تبعات شدید امنیتی- نظامی برای روسیه، راه را برای تداوم گسترش این موجودیت پلید به شرق باز و اعتماد به نفس زیادی برای اقدامات آینده آن علیه ملل مستقل، چون ایران فراهم می‌کرد. این واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که «ابتکار عمل» ذکر شده چقدر دقیق و حاوی نگرش راهبردی و آینده‌نگرانه بوده است.
۲. برای رفع نگرانی غربی‌ها و پیاده‌نظام فارس‌زبان آن از زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های اسلامی در پی تأیید این ابتکار عمل از سوی رهبری و رفع دغدغه آنان نسبت به اسلام باید گفت که از نظر شرعی، هرگاه خطری جامعه اسلامی را تهدید کند ولو در آینده نزدیک، فقه برای «دفاع مشروع» از کیان اسلامی و مسلمانان حتی همکاری فرد مسلمان با سلطان جائر بدون اذن، ولی را جایز دانسته و جهاد دفاعی را با شرایطی تجویز کرده است! در حالی که در این فقره، علاوه بر اینکه شخص پوتین را نمی‌توان مصداق سلطان جائر ذکر شده دانست، خود، ولی فقیه به عنوان رهبر اسلامی، این راهبرد دفاعی را برای مستحکم‌تر نمودن سدی در برابر پیشروی دشمن و تضعیف آنان تعیین کرده است. از طرفی یکی دیگر از مبانی شرعی «دفاع مشروع» در فقه اسلامی، قاعده‌ای به نام «تترس» است که طبق این قاعده در شرایط جنگی، هرگاه برای حفظ جان انسان‌های به مراتب بیشتر که در معـرض خطـر قطعـی یـا قریـب‌الوقـوع هستند نیاز باشد که جـان انسـان‌هـای کمتری در خطر بیفتد، عقلاً و شرعاً می‌توان جان انسان‌های کمتر را اگرچه مسلمان باشـند بـه خطـر انداخت. طبق این قاعده که فارغ از بعد فقهی آن، جنبه کاملاً عقلانی دارد، می‌توان برای دفاع از مسلمانان و مستضعفان عالم از شرارت‌های برنامه‌ریزی شده دشمنان بشریت به دفاع مشروع و بازدارنده دست زد، ولو در این دفاع جان عده‌ای معدود به خطر بیفتد.
وجه فراسرزمینی دفاع بازدارنده از مسلمانان و کیان اسلامی در سرزمین دشمن یا سرزمین ثالثی که پایگاه دشمن شده است نیز در متون دینی آمده که یک مورد مشهور آن به روشنی در کلام امام علی علیه‌السلام بیان شده است: «به خدا سوگند هر ملتی که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد.»
تجربه تاریخ دور و معاصر، این حقیقت را به روشنی نشان می‌دهد که موجودیت پلیدی به نام ناتو به رهبری امریکا صرفاً برای جلسه گذاشتن و بیانیه دادن تشکیل نشده و برای آینده بشریت و علیه کشور‌های اسلامی و مسلمانان برنامه‌های شومی در سر دارد و اگر فقط همین یک روایت را نیز مبنا قرار دهیم، لازم است همین امروز در هر نقطه‌ای که امکانش است افسار این ارتش تجهیزشده سلطه‌گر کشیده شود.
قابل ذکر است که نویسنده این سطور ادعایی در فقه ندارد و ذکر این موارد صرفاً برای اشاره به برخی ابعاد شرعی این نگاه، برای آگاه‌سازی عده معدودی است که با حسن نیت، این سخنان مغرضانه را باور می‌کنند و نیز برای راحت شدن خیال بزرگ‌ترین دشمنان اسلام است که در این مورد شدیداً دغدغه اسلام پیدا کرده‌اند! البته روشن است که این سطح از دغدغه‌مندی نسبت به اسلام و زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های آن توسط پیاده‌نظام دشمن، نه از سر علاقه به اسلام که با نیت تکرار قرآن‌های به نیزه شده در برابر، ولی فقیه به عنوان نایب حاضر امام غایب با هدف تداوم هژمونی دشمنان و سلطه آتی آنان برای نابودی اسلام و کیان اسلامی است. باور به صدق و دغدغه‌مندی و دلسوزی نسبت به اسلام و زیر پا گذاشته شدن آن در این فقره، از طرف کسانی که نسبت به برخورد با عریان‌نمایی و بی‌حجابی شدیداً مخالفت می‌کنند و پیاده‌نظام آنان صبح تا شب در حال نقش‌آفرینی در عرصه ضدیت با احکام روشن اسلامی هستند، بلاهت خاصی می‌خواهد!
۳. جمهوری اسلامی ایران برای «دفاع مشروع» از جان مردم خود و سایر مردم منطقه و مستضعفین عالم همواره به صورت فعال عمل کرده و در این باره مسامحه به خرج نداده و با کسی تعارف نکرده است و یکی از روشن‌ترین آن‌ها دفع شر جریان هدایت‌شده تکفیری از سر ملل منطقه و پیشگیری از افتادن این آتش بر جان ملت ایران بوده که با بذل جان شماری از بهترین جوانان ایران محقق شد. امروز نیز این «دفاع مشروع» ادامه دارد و وارد فاز جدید شده است و همانگونه که چندی پیش فرمان تهاجم ترکیبی علیه تهاجم ترکیبی دشمن صادر شد، امروز نیز «دفاع مشروع و پیش‌دستانه» در حال پیگیری است که ضمن تلاش برای خنثی‌سازی برنامه‌های شوم دشمن، به تقویت روند تضعیف بین‌المللی نظام سلطه و استقرار نظم جدید جهانی کمک خواهد کرد. نظمی جدید در جهانی چند قطبی که در آن اثری از هژمونی سلطه‌جویانه مسلط امریکا نیست و جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت یک قطب مؤثر جهانی بوده و نقشی اساسی در مناسبات جهانی ایفا خواهد کرد و این همان راز دغدغه‌مندی امروز بزرگ‌ترین دشمنان اسلام و بشریت نسبت به زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های اسلام در این موضوع است!

 

منبع: روزنامه جوان

 
 

:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 08 مرداد 1401
عاشورا، قیام عدالت‌خواهان
مگر نه آن است که دستور آموزنده «کُلُّ یَومٍ عاشُورا و کُلُّ أَرضٍ کَربَلا» باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین، عاشورا قیام عدالت‌خواهان، با عددی قلیل و ایمان و عشقی بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ‌نشین و مستکبران غارتگر بود و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی است در هر روز و در هر سرزمین. (16/6/58)
* * *
سیدالشهدا سلام‌الله علیه وقتی می‌بیند یک حاکم ظالمی، جائری، در بین مردم دارد حکومت می‌کند، تصریح می‌کند حضرت که اگر کسی ببیند که یک حاکم جائری در بین مردم حکومت می‌کند، ظلم دارد به مردم می‌کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند هر قدر که می‌تواند؛ با چند نفر، با چندین نفر، که در مقابل آن لشکر و بساط، هیچ نبود. لکن تکلیف اینطور می‌دانست که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه این ملت را اصلاح کند، تا اینکه این علم یزید را بخواباند و همین‌طور هم کرد و تمام شد. خونش را داد و خون پسرهایش را داد و اولادش را داد و همه چیزهای خودش را داد در راه، برای اسلام. مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهداست؟ ما چرا بترسیم از اینکه خون‌ بدهیم یا از اینکه جان می‌دهیم؟ آنها هم در برابر سلطان جائری که می‌گفت مسلمانم، مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود؛ اگر بهتر نبود، بدتر نبود، لکن چون با ملت آنطور می‌کرد و مردی بود متعدی و ظالم، و ملت را می‌خواست زیر بار اطاعت خودش بی‌جهت ببرد، سیدالشهدا لازم می‌بیند که سلطان جائر را سراغش برود ولو اینکه جان بدهد. همین است سیره انبیا؛ همین بوده است که اگر چنانچه یک سلطانی جائر بر مردم حکومت می‌خواهد بکند بایستید در مقابلش، و به هر چه، به هر جا می‌خواهد منتهی بشود، باید برویم سراغش و نهی از منکرش و امر به معروفش کنیم و بکشیم او را پایین از این تخت باطل. پس ما مبالاتی نداریم در اینکه کشته می‌دهیم، کشته بدهیم؛ البته باید هم بدهیم. (3/8/57)

:: بازدید از این مطلب : 431
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 04 مرداد 1401

 

اسپاسم روده علائمی مثل نفخ و یبوست دارد که می‌تواند دلایلی مثل عوامل روحی و هیجانی یا بیماری‌های التهابی داشته باشد اما با روش‌های مختلف می‌شود آن را تسکین داد.

 


 


:: بازدید از این مطلب : 452
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 03 مرداد 1401

 

آنچه مردم باید درباره نقش رهبری در تصمیمات دولت‌ها بدانند

محسن هاشمی‌رفسنجانی، فرزند ارشد مرحوم هاشمی طی یادداشتی در شماره سه‌شنبه گذشته روزنامه اعتماد در واکنش به مفهوم مورد اقتراح "بانیان وضع موجود" نوشته است:

"استفاده‌کنندگان این اصطلاح تخریبی، متوجه نیستند که در نظام ولایت فقیه اکثر راهبردهای کلان و کلیدی در امور مختلف از جمله روابط خارجی، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، امنیت و... در دست دولت نیست. عبور کنیم و به سبک دیگری به مساله نگاه کنیم. نمی‌توان وضع موجود را که حاصل 44 سال جمهوری اسلامی و نظام حکومت دینی است از ولایت فقیه جدا دانست و طبیعتا در ساختاری که در راس آن ولی فقیه قرار دارد، بیشترین تاثیرگذاری را در راهبردهای حاکمیت و عملکرد مسوولان مربوط به مقام رهبری است."[4]

 

*ما برادرانه به آقای هاشمی عرض می‌کنیم که سفیدسازی یا حمایت سیاسی یا تلاش برای بلاگردانی از رفقا هرگز ارزش ناجوانمردی را ندارد.

خاصّه ناجوانمردی از طرف کسی یا کسانی که قاتق نانشان را در ساحت نظام اسلامی خورده‌اند و اصول و فروع و ساختارهای آنرا بهتر از هر کس دیگری می‌شناسند.

"مقصرتراشی از رهبری نظام" یک پروژه دیرینه است که هر بار و به هر بهانه‌ای از سوی "قبیله ناکارآمدان" مورد احتجاج قرار می‌گیرد و البته به یمن بصیرت مردم هم راه به جایی نمی‌برد!

آقای هاشمی باید به مردم می‌گفت که بیش از 90 درصد بودجه و اجرائیات کشور صراحتا در اختیار رئیس جمهور و در ید قدرت اوست.

او باید به مردم می‌گفت که مسئولیت ولی فقیه به جز در 2 حوزه امنیت و دین؛ در سایر حوزه‌ها غیر مستقیم است و رهبری صرفا مکلف به "مهندسی سازه نظام" است نه دست بردن در انتخاب مردم!

هاشمی باید به مردم می‌گفت که اگر قرار است تصمیم‌ها با رهبری باشد پس چه حاجت به انتخابات؟

و اگر رهبری همه کاره کشور است پس اینهمه تفاوت در مانیفست و اجرائیات و کارنامه در دولت‌های هاشمی و احمدی‌نژاد و خاتمی و روحانی و رئیسی از چه نشأت می‌گیرد؟

و این یک ناجوانمردی آشکار است که هاشمی از این حقایق با مردم محاکات نکرده است.

و اما سخنی با مردم...

همه باید بدانند که پروژه نرمالیزاسیون در دولتین هاشمی رفسنجانی خواسته شخص هاشمی بود نه خواسته رهبری. کما اینکه اسناد مخالفت رهبری با اشرافی گری، با ریاضت اقتصادی و... موجود است.

  پروژه‌های دولت اصلاحات اعم از جامعه مدنی، مردمسالاری و آزادی صراحتا با تأکیدات رهبری بر مدینة‌النبی، هشدار برای شبیخون فرهنگی و مردمسالاری اسلامی مغایر بود.

  آنچه احمدی‌نژاد تحت عنوان اعتقاد به امام زمان و کار جهادی و مذاکره با آمریکا می‌خواست دقیقا بر خلاف چیزی بود که رهبری نظام برای مردم و ساحت عقلانیت تعریف کردند.

و برجام خواسته و اصرار شخص روحانی و اذناب او بود نه خواسته رهبری نظام. همانطور که اقدام نابجای مذاکره مستقیم با آمریکا و رها کردن امر مهم نظارت بر بازار و خفیف کردن قدرت نظامی کشور از سوی ظریف؛ هیچیک با تأکیدات و راهبردهای رهبر معظم انقلاب همسو و هم‌خوان نبودند.

مع‌الوصف تجربه 30 ساله از این خاصّه‌خوانی نشان می‌دهد که تقریبا همه این رؤسای جمهور با عنایت به رأی مردم و بسط ید وسیعی که داشته‌اند؛ امورات خود را دقیقا طبق خواسته‌ها و اصرارهای خود به پیش برده‌اند و رهبر معظم انقلاب نیز جز معدود مواردی که پای حفظ کیان و سازه نظام در میان بوده؛ اغلب ورود مستقیمی به این خواسته‌ها نداشته‌اند، برخی را با سخنرانی و موعظه در نزد مردم روشن‌سازی کرده‌اند و بخشی را نیز به دلیل ماهیت مسئولیت‌های رهبری و مسئولیت‌های رئیس‌جمهور به اختیار عمل دولت گذاشته‌اند.

اینکه محسن هاشمی علیرغم اینکه در تجربه زیسته 30 سال اخیر یک حضور اجرایی داشته و از نزدیک شاهد حقایق پیش گفته بوده اما امروز مثل یک فرد بی‌اطلاع و عوام درباره حقایق سیاسی ایران نظر می‌دهد جای تأسف دارد و از شوربختی‌های جامعه ماست.

که به قول سعدی علیه‌الرحمه:

"از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم"؟!

واین ماجرا سر دراز دارد، بخوانیم

سعید حجاریان، اخیراً در بخشی از یک نامه سرگشاده که با محتوای دستگیری مصطفی تاجزاده،‌ خطاب به دبیر شورایعالی امنیت ملی نگاشته، آورده است:

"حتماً با اصطلاح «ناتوی فرهنگی» نیز آشنایی دارید و قطعاً واقف هستید «ناتو» یک پیمان نظامی میان امریکا و شماری دیگر از کشورهاست که در برابر بلوک شرق برقرار شد. لفظ «ناتو» متأسفانه از مقطعی به حوزه فرهنگ راه یافت و اصطلاح نادرست «ناتوی فرهنگی» به قصد قطبی‌سازی این فضا وضع شد. در حالی‌که نه خبری از «ناتوی فرهنگی» بود و نه «ورشوی فرهنگی»!"[1]

 

*ناراحتی حجاریان از دستگیری رفیق گرمابه و گلستانش کاملا قابل درک است.

بماند که حجاریان خود بهتر از همه می‌داند که تاجزاده تا آنجا تند بود که حتی سعید هم با برخی تئوری‌های مصطفی همراهی نمی‌کرد. (مثل ماجرای مخالفت با تز تاجزاده مبنی بر اصلاحات ساختاری!)

مفهوم عقلانی و فلسفی "ناتوی فرهنگی" را رهبر معظم انقلاب اسلامی در دهه 80 و در تشریح تهاجمات و شبیخون فرهنگی غرب مورد اشاره قرار داده‌اند.

یک معنای کاملا فلسفی در اشاره به صف‌آرایی رسانه‌ای و فرهنگی جهان سلطه علیه ملت‌های آزاد و در صدر آنها علیه ایران و انقلاب اسلامی که مثل یک اژدهای هفت سر، ابزارآلات مختلف رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای را برای تأثیرگذاری در باورهای هویتی مردم به کار می‌گیرد.

روشن نیست کدام بخش از این توصیف عقلانی و اصولی که هرچه می‌گذرد بر اتقان آن نیز بیشتر افزوده می‌شود؛ مورد طعن و کینه آقای حجاریان واقع شده و اساسا حجاریان در کدام بخش این مفهوم منطقی و عبارت پیشانی آن توانسته به کشف یک نقض نائل آید؟

هرچه هست  چیزی خارج از گپ و گفت‌های طنزآمیز توییتری نیست! همان طنزهایی که می‌گویند دوئت تاجزاده و حجاریان مایلند هرچه می‌بینند و می‌شنوند را با الصاق یک نقص مواجه کنند و سپس به مقصرتراشی از رهبری مظلوم نظام بپردازند.

گفتنیست، مقام معظم رهبری طی یک سخنرانی در سال 85 پیرامون مفهوم ناتوی فرهنگی فرمودند:

"سررشته‌ی همین تحولات منفی در سطح بین المللی، در دست کسانی باشد که آنها به وسیله ی این تحولات می خواهند اهداف خودشان را - که یا زر است یا زور - تأمین کنند و برای آنها چیزی به نام هویت ملتها اصلاً ارزش ندارد؛ که متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنی تحولات کشورهای آسیایی و آفریقایی و امریکای لاتین در دام طراحی باندهای قدرت بین المللی افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه داران بین المللی بوده اند. برای اینها آنچه مهم بوده، کسب قدرت سیاسی است که بتوانند در کشورها و دولتهای اروپایی و غیره نفوذ کنند و قدرت سیاسی را در دست بگیرند و پول کسب کنند و این کمپانیها، سرمایه های عظیم، کارتلها و تراستها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء می کرده است که اخلاق جنسی ملتها را خراب کنند، راحت می کردند؛ مصرف گرایی را در بین آنها ترویج کنند، به راحتی این کار را انجام می دادند؛ بی اعتنایی به هویتهای ملی و مبانیِ فرهنگی را در آنها ترویج کنند، این کار را می کردند. اینها، اهداف کلان آنها بوده است که تصویر می کردند. آن وقت همیشه لشگری هم از امکانات فرهنگی و رسانه ای و روزنامه های فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات در مشت اینها بوده است، که اینها امروز یواش یواش دارد پخش می شود و من پریروز در روزنامه - البته سه، چهار ماه قبل از این، من مقاله اش را دیده بودم - گزارشی از تشکیلِ «ناتوی فرهنگی» را خواندم. یعنی در مقابل پیمان ناتو که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله ی با شوروی سابق یک مجموعه ی مقتدر نظامی به وجود آوردند؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاور میانه و آسیا و غیره از آن استفاده می کردند، حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آورده اند. این، بسیار چیز خطرناکی است. البته حالا هم نیست؛ سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه ی زنجیره ی به هم پیوسته ی رسانه های گوناگون - که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیونها و رادیوها - در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته ی تحولات جوامع را به عهده بگیرند؛ حالا که دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است.


:: بازدید از این مطلب : 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 02 مرداد 1401

محجبه های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟

بیست و هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ هم‌زمان با سالگرد کودتای آمریکایی‌ها علیه مصدق، روزنامه کیهان در یادداشتی به تلاش اعضای جبهه ملی برای راه انداختن یک تظاهرات ضد حجاب واکنش نشان داده و نوشت که اگر فردی واقعاً ادعای مبارزه با آمریکا را دارد، نباید علیه حجاب در جامعه واکنش منفی نشان دهد. در ادامه این مقاله آمده بود که چنان‌چه مردم ایران به پوشش اسلامی با محتوای مکتبی برگردند، در حقیقت یک پایگاه ضد امپریالیستی را به دست آورده‌اند. این مقاله به قلم زهرا رهنورد منتشر شده بود.

اما ۳۸ سال پس از به نگارش درآمدن این یادداشت توسط همسر نخست‌وزیر سابق در دفاع از کرامت و عفت عمومی، او در نقش دیگری ظاهر می‌شود. در یک ماجرای جنجالی گفته شد که رهنورد با ارسال پاکت پستی همراه با مقدار قابل‌توجهی تراول‌چک برای یکی از عوامل سر شبکه کشف حجاب در تهران از او حمایت کرده است. براساس مطالب منتشره در شبکه‌های اجتماعی، رهنورد همراه با پاکت پول در یادداشتی کوتاه از اقدام دختران کشف‌حجاب کرده و برهم زدن امنیت اجتماعی حمایت کرده بود.

البته ماجرای ارسال بسته‌های پول توسط سران فتنه برای برخی عوامل میدانی در شبکه اباحه‌گری خیلی زود لو رفت. یکی از افرادی که باواسطه قرار بود پاکت پول را دریافت کند، از مبلغ واریزی اظهار نارضایتی کرده و همین موضوع باعث شد تا بسیاری از داستان باخبر شوند. مصطفی تاج‌زاده عضو ارشد حزب چپ‌گرا و منحله سازمان مجاهدین انقلاب برای رفع‌ورجوع این افتضاح سیاسی بزرگ خودش را قربانی کرده و اعلام کرد که این پول باواسطه او به دختران خیابانی منتقل‌شده و رهنورد از مبلغ آن خبر نداشته است.

این اتفاق باعث شد که پشت پرده بر سر چوب زدن روسری توسط برخی افراد ناشناس در خیابان افشاشده و رد پای یک گروه سیاسی، چند سفارتخانه اروپایی، یک سرویس اطلاعاتی غربی و برخی از سران فتنه در آن ماجرا آشکار شود. بعدها دادستان وقت تهران اعلام کرد که ویدا موحد یکی از اعضای شبکه دختران خیابانی مشکل روانی داشته و برخی افراد از او برای اجرای طرح تجاهر به فساد سوءاستفاده کرده‌اند.

پروژه آمریکایی موسوم به دختران خیابان انقلاب پس از شناسایی سر شبکه‌های آن در داخل و خارج از کشور متلاشی شده و گرداننده کمپین آن در شبکه‌های اجتماعی اعتراف کرد که هدفش از کشف حجاب در خیابان آن بوده است که براندازی نظام را پیش ببرد، البته در آن زمان همکاری فتنه گران سال ۸۸ با پروژه اجتماعی سازمان سیا خیلی خوب مورد تحلیل و ارزیابی قرار نگرفت!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

 

احیای دوباره یک کارزار شکست‌خورده

در اسناد باقی‌مانده از هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا یک ایمیل جالب‌توجه خودنمایی می‌کند، در این ایمیل‌های فوق محرمانه آمده است که وزیر خارج آمریکا از منشی خود خواسته تا پس از شکست سبزها (فتنه‌گران) روزنه‌ای دوباره برای ارتباط با طبقه متوسط شهری در ایران پیدا کند. چند ماه پس از ارسال این ایمیل، دستور وزیر خارجه اوباما اجرایی شده و در شهر کلن آلمان نشستی با موضوع مسائل اجتماعی در ایران با تمرکز روی زنان برگزار می‌شود. این جلسه علاوه بر دو ضدانقلاب یک میهمان جالب‌توجه نیز دارد.

سهراب رزاقی مدیر سابق در وزارت کشور دولت اصلاحات در یکی از پنل‌های این نشست پشت تریبون آمده و می‌گوید: باید چهره سنتی جامعه مدنی در ایران را تغییر داد تا وجهه رهایی‌بخش پیدا کند. درباره وجه رهایی‌بخش جامعه مدنی رزاقی این‌گونه توضیح می‌دهد که در این وجه به جامعه مدنی به‌مثابه یک نیروی اجتماعی و حامل تغییر برای ایجاد جامعه مبتنی بر عدالت بدون تبعیض و خشونت نگریسته می‌شود.

سهراب رزاقی در ادامه به مهم‌ترین فراز از بحث خود در اجتماعی کردن محفل‌های روشن‌فکری پرداخته و می‌گوید:

باید با تمرکز روی مسائلی چون زنان بخش‌های زرد را سبز کرده و به‌صورت تکنیکی و ابزاری فضا را تغییر داد. در سه سال گذشته دولت از یک‌سو تهاجم گسترده‌ای علیه جامعه مدنی مستقل سامان داده و از سوی دیگر در حال ساختن جامعه مدنی مورد نظرش است. زمان آن رسیده است تا محفل‌های روشن‌فکری را به درون جامعه آورده تا محفلیسم تبدیل به نیروی محرکه شود!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

سهراب رزاقی در کنفرانس اسلام زدایی در ایران در شهر کلن آلمان

جالب است بدانید که سهراب رزاقی در دوران دولت اصلاحات با حکم عبدالواحد موسوی لاری مسئولیت یافته بود تا پروژه حمایت از توسعه پایدار و توانمندسازی سیاسی را در ایران اجرایی کند. یکی از اهداف سهراب رزاقی در پروژه واگذارشده آن بود که به همسان‌سازی اصول اسلامی با علوم انسانی سکولار بپردازد.

اما سهراب رزاقی چه کسی است و هدفش از اجرای یک پروژه سیاسی در ایران چه بود؟ رزاقی دستیار حسین بشیریه (استاد برجسته جریان چپ) و از رابطان بنیاد هلندی هیفوس در ایران بود. رزاقی با این مأموریت پا به تهران گذاشت که به‌تدریج سنت‌های اسلامی موجود در جامعه را تغییر داده و به اصلاح ایران را سرتاپا سکولاریزه کند.

هیفوس (HIVOS) مخفف نام «مؤسسه توسعه همکاری‌های انسان‌دوستانه» است که ۵۴ سال پیش در شهر لاهه هلند بنانهاده شد؛ بنیادی که با شعار «انسان بدون مرز»، هدف خود را گسترش همکاری‌ها و کمک‌های مالی انسان‌دوستانه به کشورها و سازمان‌های آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیا اعلام کرده است. بیشترین تمرکز این کمک‌ها و حمایت‌ها در حوزه تغییرات اجتماعی، فعالان فضای مجازی و ابتکارات محلی است.

در اساس‌نامه این بنیاد، تأکید شده است که هیفوس اساساً بنیادی غیرمذهبی یا به عبارت دقیق‌تر ضدمذهبی است که فلسفه وجودی‌اش بر پایه مقابله با سازمان‌های مذهبی شکل‌گرفته است. هیفوس حالا در کشورهای اندونزی، کاستاریکا، زیمبابوه، کنیا، بولیوی، هند، اکوادور، گواتمالا، تانزانیا، آفریقای جنوبی و تیمور دارای دفاتر منطقه‌ای و محلی است و مجموعاً در ۲۶ کشور نیز فعال است.

هیفوس از بخش‌های مختلفی تشکیل‌شده است که درمجموع چهار هدف اصلی را در کشورهای مقصد دنبال و برنامه‌هایی را با این عناوین اجرا می‌کنند: توسعه اقتصادی، دموکراسی و حقوق بشر، فرهنگ و نسل‌ها، ابزارهای ارتباط‌جمعی و رسانه و روابط خارجی.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

چارت سازمانی و نقشه پراکندگی برنامه‌های توسعه و دموکراسی هیفوس در جهان

ترویج تفکرات فمینیستی و کشف حجاب یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی بود که سهراب رزاقی با ایده گرفتن از هیفوس ذیل عنوان پروژه توسعه پایدار برای کشور تنظیم کرده بود. هدف آن بود که با برگزاری پنل‌ها و کارگاه‌های مختلف در کشور نیروی لازم برای تبلیغ لیبرال فمینیسم تربیت‌شده و شبکه‌ای از نیرو و امکانات ایجاد گردد. سهراب رزاقی قبل از آنکه پروژه خود را به مرحله اجرا بگذارد در چتر اطلاعاتی افتاده و دستگیر شد.

با وجود حذف رزاقی از عملیات هیفوس در ایران؛ این بنیاد همچنان به کار خود ادامه داد! برنامه‌های هیفوس در ایران بیشتر بر حوزه «حقوق بشر» متمرکز شده است و در سه محور «حقوق زنان»، «حقوق هم‌جنس‌بازان» و «زندانیان» با مشارکت دو گروه دنبال می‌شود؛ یکی از طریق شبکه رسانه‌ای وابسته به هیفوس در خارج و برخی دنباله‌های داخلی آن و دیگری با استفاده از اپوزیسیون داخلی و برخی فعالان مدنی.

در گزارش عملکرد هیفوس درباره فعالیت‌های این بنیاد در ایران آمده است که هیفوس تلاش می‌کند کمک‌های فنی و اقتصادی و ایجاد ظرفیت برای سازمان‌های ناظر و گزارش دهنده نقض حقوق بشر در ایران را فراهم کند، همچنین بر روی قوانین جایگزین و اجرای اصلاحات از طریق کمپین‌ها و تبلیغات کار می‌کنند.

مارسل ون در هیدن (Marcel van der Heijden) مدیر برنامه حقوق بشر و گسترش دموکراسی هیفوس اذعان کرده است که این بنیاد به افراد و سازمان‌هایی در داخل کشور پول پرداخته است، او در این باره می‌گوید: «کار با فعالان مدنی در ایران بسیار مشکل شده است. افرادی که از کشورهای غربی پول دریافت کرده‌اند به بازیچه شدن دست بیگانگان متهم شده‌اند!»

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

کتاب «جنسیت ایکس» شادی امین/ بخشی از محتوای تولید شده در راستای اهداف بنیاد هیفوس در ایران

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ بار دیگر بازار هیفوسی‌ها در ایران رونق گرفته و سروکله اعضای آن در تهران پیدا شد. سال ۹۴ ماریچه اسخاکه نماینده هلندی پارلمان اروپا از فضای پسا برجامی استفاده کرده و در پوشش دیپلماتیک به ایران سفر می‌کند. او در این سفر با افرادی خاص ارتباط گرفته و چند کارگاه آموزشی نیز برگزار می‌کند.

اسخاکه پس از بازگشت به کشورش، درباره سفر به ایران و حواشی آن در سایت شخصی‌اش می‌نویسد:

برای رسیدن به برابری زن و مرد در ایران راه درازی در پیش است. باآنکه آمار تحصیلات و اشتغال زنان در این کشور امیدوارکننده است، قوانین خانواده و کار راه را برای تبعیض باز گذاشته‌اند. حضور سیاسی زنان در عرصه‌های رسمی نیز بسیار پایین است. ما با خانم ابتکار، معاون رئیس‌جمهور، راه‌های موردنظر او برای اصلاح این وضعیت را بررسی کردیم.

اسخاکه در میانه این سفر علاوه بر دیدار با چند محکوم امنیتی در فتنه ۸۸ در ساختمان یکی از سفارتخانه‌های اروپایی یک کارگاه آموزشی برگزار کرده تا بار دیگر شبکه اسلام زدایی در پوشش فمینیسم را احیا کند. او در این جلسه به این افراد توصیه می‌کند که قدرت کمپین سازی در شبکه‌های اجتماعی را دست‌کم نگرفته و روی براندازی با اینترنت حساب ویژه باز کنند. جالب است بدانید که دو سال پس از سفر اسخاکه به تهران ماجرای کشف حجاب دختران خیابانی هم‌زمان با بروز آشوب در برخی شهرها کلید می‌خورد.

اسخاکه در کارگاه آموزشی خود به لیدرهای بدحجابی گفته بود که تکانه‌های اجتماعی در جامعه ایران در اقشار بالای شهری ایجاد نمی‌شود، باید کاری کرد که کف جامعه با آن‌ها همراه شود. اسخاکه گفته بود که برای استقرار فمینیسم در ایران باید حتی برخی چادری‌ها را نیز به خط کرد!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

تغییر در پیمانکار براندازی نرم در داخل

هدف اسخاکه از سفر به ایران آن بود که پروژه سهراب رزاقی برای برداشتن حجاب از سر زنان ایرانی را بار دیگر راه بیاندازد؛ پس از لو رفتن پروژه هیفوس در ایران؛ این بنیاد برانداز برخی از مهره‌های داخلی خود را از دست داده و برخی دیگر نیز قطع ارتباط شده بودند، هیفوس برای اجرای طرح خود در ایران احتیاج به مهره‌های بومی داشت! زیرا در ارزیابی صورت گرفته در سازمان‌های جاسوسی غربی پروژه‌های اسلام زدایی و تغییر ماهیت در نظام جمهوری اسلامی ایران تنها با تکیه‌بر اپوزیسیون خارج‌نشین پیش نرفته و نیاز به یک عامل یا عوامل ویژه در داخل نیز دارد. پوشش دیپلماتیک اسخاکه بهترین گزینه برای بازیابی شبکه در آن زمان بود.

واقعیت آن است که تجربه سال‌های گذشته به سیستم‌های اطلاعاتی غربی آموخته است که تکیه‌ بر ضدانقلاب فراری در خارج از کشور بی فایده بوده و آن‌ها به تنهایی امکان اجرایی طرح‌های ضد امنیتی را ندارند، اپوزیسیون خارجی به دلایل مختلف توانایی سازمان‌دهی در داخل را نداشته و تنها موج‌های گذرا  تولید می‌کنند، به عنوان مثال تمام قدرت آن‌ها در حد تجمعی چون ماجرای کشف حجاب زنان در میدان هفتم تیر در سال ۸۵ است.

ازاین‌رو کمپین‌هایی چون یک‌میلیون امضا برای تغییر در قانون حجاب (کمپین شیرین عبادی در سال ۸۰ تا ۸۶) و نیز کارزارهایی چون چهارشنبه‌های سفید (سال ۹۲ تا ۹۶) به‌تنهایی موتور محرک تغییرات اساسی نبوده و باید یک نیروی مؤثر درونی با هدف اجتماعی سازی نیز به میدان فراخوانده شود.

در ارزیابی نهایی صورت گرفته؛ اصلاح‌طلبان با همان چپ‌های ستادی مستعدترین نیرو برای این اقدام بودند. آن‌ها از یک‌سو انگیزه سیاسی، تبلیغاتی و انتخاباتی را داشتند و از سوی دیگر استعداد لازم را نیز برای پذیرش اندیشه‌های لیبرالیستی کسب کرده بودند. این گروه باپوست اندازی‌های مکرر به‌مرور رادیکال‌تر شده و نیروی بالقوه برای تحرکات میدانی است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پاسکاری‌های متعدد میان ضد انقلاب و چپ‌های ستادی در اجرای پروژه‌های مشترک/ یک روز سناریو چهارشنبه‌های سفید و روز دیگر کمپین محجبه‌های بی حجاب!

بر این اساس مهم‌ترین بخش از پروژه تجاهر و اسلام زدایی نه به افرادی چون شادی صدر، شادی امین، مصی علینژاد یا شیرین عبادی بلکه به یک نیروی متخصص و کارکشته در جنگ روانی و سیاسی در داخل واگذار شد. اجرای کمپین تبلیغاتی با عنوان «من محجبه هستم؛ اما با گشت ارشاد مخالفم» با به‌کارگیری مهره‌هایی چون فائزه‌هاشمی، برخی از اعضای ستادهای انتخاباتی فتنه‌گران در ۸۸، اعضای حزب منحله مشارکت؛ شاخه جوانان حزب اتحاد باتجربه به‌دست‌آمده در کمپین موج سوم در فتنه ۸۸ بخش نهایی پروژه هیفوس در ایران است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

فائزه هاشمی نمونه‌ای از محجبه‌های مخالف گشت ارشاد!

تئوریزه کردن مباحثی چون «اصلاحات ساختاری» در برخی سفارتخانه‌های اروپایی پس از سفر اسخاکه به ایران اولین فاز از عملیاتی است که در ۴ سال گذشته به‌تدریج به چپ‌های ستادی واگذارشده است. ماجرای دختران خیابانی در دی‌ماه سال ۹۶ امکان‌سنجی این گروه از ظرفیت‌های موجود برای عملیات اسلام‌ستیزی در کشور بود؛ فاز دوم این اقدام هفته گذشته و پس از انتشار سازمان‌یافته یک ویدئو کلیپ کوتاه از نحوه برخورد پلیس در طرح ارتقاء امینت اجتماعی کلید خورده است. هدف نهایی این طرح غیر مسلح کردن پلیس در امکان برخورد با قانون شکنان است، در این جنگ ترکیبی دشمن، پیاده‌نظام خود را به‌خوبی مسلح کرده است!

 


:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران