منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 06 بهمن 1401
پلیدی به معنای ناپاکی و چرک است.(فرهنگ فارسی‌، ج 1، ص 812) در عربی واژگانی چند بر این معنا دلالت می‌کنند از جمله رجس، رجز‌، خبیث‌، نجس و سوء. البته میان این واژگان تفاوت‌های جزیی معناداری وجود دارد که بیانگر کیفیت، شدت و ضعف ناپاکی‌ها و پلشتی‌ها و مانند آن است. این واژگان در قرآن به همین معنای پلیدی و پلشتی به کار رفته است. 
با نگاهی به مصادیق و مواردی که قرآن از آنها به عنوان پلیدی یاد می‌کند، می‌توان دریافت که پلیدی دایره وسیعی از مصادیق دارد. این مصادیق و موارد شامل اشیاء و اعمال و حتی‌اندیشه‌ها می‌شود.
خداوند اشیایی چون بتان را از مصادیق پلیدی بر می‌شمارد(مائده‌، آیه 90 و حج آیه 30) چنان‌که اعمالی چون همجنس بازی را نیز به عنوان مصداقی از پلیدی معرفی می‌کند(انبیاء‌، آیه 74 ) و گاه دیگر، از پلیدی مردان و زنان خبر می‌دهد(نور‌، آیه 26) و بی‌ایمانی و شرک را از پلیدی‌ها می‌داند.(انعام، آیه 125) این مصادیق نشان می‌دهد که پلیدی دایره‌ای وسیع را در بر می‌گیرد و هر چیزی که بر آن واژه پاکی اطلاق می‌شود می‌تواند پلشت و پلید نیز شود.
از نظر قرآن، گوشت خوک‌،مظهر پلیدی ذاتی است.(انعام‌، آیه 145) چنان‌که گوشت مردار(همان و مجمع البیان، ج 3 و 4‌، ص 583) و خون ریخته شده حیوانات (همان)‌، شراب (مائده، آیه 90)‌، ابزار قمار و چوب‌های مخصوص برد و باخت یا همان ازلام(همان) و شطرنج و نرد به عنوان ابزار قمار (حج‌، آیه 30 و نیز تفسر نورالثقلین‌، ج 3، ص 496 و تفسیر عیاشی‌، ج 1، ص 341) از نجاست و امور پلید می‌باشد. همچنین شرک‌، خباثت و پلیدی باطنی (ابراهیم‌، آیه 26 )، کفر (مائده‌، آیه 100)، از دیگر مصادیق پلیدی‌هایی است که در قرآن بصراحت بیان شده است.
لزوم اجتناب از پلیدی
چنان‌که گفته شد پلیدی دایره وسیعی از اشیاء‌، اعمال و ‌اندیشه‌ها را شامل می‌شود و فقط اختصاص به اشیا ندارد. از این رو هرگاه از پلیدی سخن به میان می‌آید تنها اشیاء مورد نظر نمی‌باشد، بلکه رفتارها و‌اندیشه‌ها را نیز شامل می‌شود و انسان‌ها باید از همه این امور اجتناب کنند. در آیه 5 سوره مدثر خداوند به پیامبر سفارش می‌کند که از هر گونه پلیدی پرهیز نماید و در آیات 90 تا 92 سوره مائده از مومنان می‌خواهد تا با دوری جستن از انواع و اقسام پلیدی‌ها در مسیر اطاعت الهی و پیامبر(ص) گام بردارند.
خداوند در تحلیل لزوم اجتناب از پلیدی به این نکته توجه می‌دهد که پلیدی از عوامل بازدارنده انسان از رستگاری و تعالی است. به این معنا که این اشیاء و اعمال و‌اندیشه‌ها می‌تواند سد راه تکامل انسان شود و آدمی را از خدایی شدن باز داشته و اجازه ندهد تا مظهر خلافت الهی گردد. از این رو آن پلیدی در رفتارها و‌اندیشه‌ها را از اعمال شیطان بر می‌شمارد که دشمن آشکار آدمی است تا نشان دهد که سرچشمه پلیدی‌های فکری و عملی در شیطان‌گرایی آدمی نهفته است. به این معنا که آدمی با اطاعت از شیطان است که به اعمال و افکار پلید و به اشیای پست و پلشت گرایش یافته و از آن استفاده می‌کند. 
خونخواری، شرابخواری و نجاست خواری با آنکه با طبیعت آدمی هماهنگ نیست ولی شیطان با وسوسه‌های خود آن را برای آدمیان زیبا و مفید جلوه می‌دهد تا این‌گونه عقلشان را بزداید و مدیریت نفس و جانشان را در اختیار گیرد.(مائده‌، آیات 90 تا 92) خداوند در آیه 157 در بیان علت حرمت برخی از اشیا، به پلیدی آنها اشاره می‌کند و در آیه 90 سوره مائده توضیح می‌دهد که اموری چون شراب و قمار به سبب آنکه عمل شیطان و متاثر از اوست، می‌بایست به عنوان خباثت و پلشتی ترک شود؛ چرا که مانع اصلی در برابر رستگاری آدمی است.(مائده‌،آیات 90 و 100)
هویت زدایی پلیدی از جسم تا جان
با توجه به اینکه پلیدی‌ها و ناپاکی‌ها در یک فرآیندی ماهیت و هویت آدمی را تغییر می‌دهد و فطرت سالم را دچار بیماری می‌کند، لازم است به‌شدت از آنها پرهیز کرد. فطرت سالم و عقل سلیم آدمی‌، با پلشتی و ناپاکی شراب و قمار آلوده می‌شود و عقل با آن زائل می‌گردد و شرک و کفر، در جان آدمی لانه می‌کند به گونه‌ای که دیگر توانایی تحول کمالی خود را از دست می‌دهد. 
شیطان که سرمنشأ همه پلیدی‌ها و پلشتی‌ها و ناپاکی‌هاست (انفال‌، آیه 11) اعمال خویش را به گونه‌ای تنظیم می‌کند تا مردمان را گرفتار نماید و از مسیر هدایت و فطرت بیرون برد و از جاده رستگاری و فلاح دور سازد(مائده‌، آیه 90) 
کسی که در مسیر شیطان در دام قمار و شراب افتد،‌اندک‌اندک فطرت سالم و عقل سلیم خویش را از دست می‌دهد و گام به گام از فسق و فجور به پلیدهای باطنی می‌رسد و هویت انسانی خود را از دست می‌دهد و همچون جانوران بلکه پست‌تر از آنان می‌شود و فسق و فجورش را چنان با خباثت‌ها و پلشتی‌ها عادت می‌دهد که دیگر جز کفر و شرک و پلیدی به چیزی گرایش نمی‌یابد.(انبیاء‌، آیه 74 )
از این رو خداوند با اشاره به قوم لوط می‌فرماید که آنها نخست در دام فسق و فجور بودند و‌اندک‌اندک گرفتار خباثت‌های ذاتی می‌شوند و ماهیت انسانی خود را از دست می‌دهند و به جای اینکه به جنس مخالف علاقه نشان دهند به همجنس گرایی متمایل می‌شوند و شرک و کفر را دین و آیین خویش می‌سازند.(همان) 
منافقان نیز همین راه را در پیش گرفته‌اند، چرا که آنان با بیماردلی خود حاضر به پذیرش حقایق آیات قرآنی نمی‌شوند (توبه‌، آیات 124 و 125) و از کارهای خیر و نیک سرباز می‌زنند و به کارهای زشت و فساد انگیز روی خوش نشان می‌دهند(توبه‌،آیه 95 ) و پس از مدتی خود جرثومه فساد و پلشتی می‌شوند.(توبه آیات 95 و 125) مردان و زنانی که گرفتار فسق و فجور می‌شوند این‌گونه هستند که پس از مدتی ذاتشان همانند خوک و سگ‌،نجس و خبیث می‌شود و ماهیت و هویت انسانی خود را از دست می‌دهد. از این رو، شایسته نیست تا انسان‌های پاک با آنها ازدواج کنند، چرا که خباثت ذاتی آنان همسران را پلشت می‌کند و فرزندان را خبیث می‌سازد.(نور،آیه 26 و مجمع البیان‌، ج 7 و 8، ص 213)
عوامل پلشتی و هویت زدایی انسانی از این افراد، بی‌ایمانی (انعام‌، آیه 125)‌، بی‌عقلی و عدم به کار بستن عقل و آلوده شدن به پلیدی‌هایی چون شراب و قمار و گناه (یونس‌،آیه 100) و شرک و کفر (اعراف‌،آیات 65 و 70 و 71) است.
البته درهمه انسان‌ها خواسته‌های نفسانی وجود دارد که گرایش به پلیدی و پلشتی را سبب می‌شود و از آنجا که وسوسه‌های شیطانی (انفال، آیه 11) به این خواسته‌ها کمک می‌کند، طبیعت حضور در دنیا نیز به یاری آنها می‌شتابد و الهامات تقوایی و فطرت سالم را کنار می‌زند و به سوی پلشتی ذاتی می‌روند،از این روست که خداوند از انسان‌ها خواسته است تا همواره به عقل سلیم خود مراجعه کرده و آن را به کار‌اندازند و در مسیر فطرت گام بردارند و تن به وسوسه‌های شیطانی و خواسته‌های نفسانی نسپارند و تقوا پیشه کنند. اگر این‌گونه رفتارکنند خداوند با عنایت خاص خود‌، طهارت و پاکی را در ذاتشان قرار می‌دهد و کاری می‌کند که هیچ گرایشی به پلیدی و پلشتی نیابند و به نوعی عصمت و طهارت باطنی دست یابند، چنان‌که چنین کاری را برای اهل بیت عصمت و طهارت‌(ع) انجام داد، چرا که ایشان ایمان واقعی خود را آشکار کردند و اراده الهی را به سمت خود جلب و جذب نمودند.(احزاب‌، آیه 33 و نیز
آل عمران‌، آیه 179 و انعام‌، آیه 125) اما اگر این‌گونه به فطرت و عقل سالم خویش پاسخ در خور ندهند و به خواسته‌های نفسانی و وسوسه‌های شیطانی توجه کنند و بدان سو گام بردارند در یک فرآیندی طبیعت انسانی خویش را از دست می‌دهند،به گونه‌ای که طهارت و پاکی را عین ناپاکی دانسته و ناپاکی را عین پاکی می‌شمارند.به این معنا که اگر طبیعت انسانی تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی خواسته‌های نفسانی و وسوسه‌های ابلیسی قرار گیرد‌، هستی وارونه جلوه کند و شخص به جای آنکه به سوی کمال و کمالیات گرایش یابد به سوی پستی‌ها میل یابد و آن راحقیقت برتر بیند و آن را هدف خود قرار دهد. اینان همانند کسانی هستند که سرشان بر زمین قرار می‌گیرد و به جهان از آن زاویه می‌نگرند. بنابراین همه چیز وارونه می‌شود و ارزش، ضد ارزش و ضد ارزش به جای ارزش می‌نشیند. بوی خوش، آنان را بیهوش می‌کند و بوی ناخوش آنها را به شعف می‌اندازد؛ چنان‌که دباغ بیچاره در داستان مولوی این‌گونه شد.
داستان دباغ مسخ شده 
مولوی داستان و قصه آن دبّاغ که در بازار عطاران از بوي عطر و مشک، بيهوش شد را در مثنوی می‌آورد تا نشان دهد که چرا بر پآیه آیه 26 سوره نور زنان پلشت به مردان پلشت گرایش دارند و منافقان، فساد خویش را عین اصلاح می‌دانند. (بقره آیه 11)
دبّاغي که کارش پيراستن پوست احشام از مدفوع و کثافات بود، روزي گذارش به بازار عطرفروشان افتاد. بوي خوش عطرهاي مختلف فضاي بازار را آکنده بود و مشام عابران را مي‌‍‌نواخت. اما اين دبّاغ نگون‌بخت از آنجا که شامه‌اش به بوي مدفوع عادت کرده بود، از بوي عطر کلافه شد و همان جا بر زمين افتاد و مدتي روي زمين بيهوش و بي‌حرکت ماند. مردم از چپ و راست گرد او جمع شدند و هر يک از آنان مي‌کوشيد او را به هوش آورد. يکي گلاب به سر و صورتش مي‌زد، ديگري عود و عنبر مي‌سوزاند. اين درمان‌ها هيچ کدام حالش را به جا نياورد و همچنان بي‌هوش بر زمين بود. تا اينکه جريان به گوش يکي از برادرانش رسيد. او به محض اطلاع مدفوعي متعفن به دست گرفت و دوان‌دوان خود را به بازار عطاران رسانيد و با چالاکي صفوف فشرده جمعيت را از هم شکافت و بر سر دبّاغ بيهوش رفت و آن مدفوع را به بيني او نزديک کرد. پس از مدتي دباغ تکاني خورد و سپس به هوش آمد و از جا برخاست. همه حضار از اين امر، سخت تعجب کردند. 
مولانا مقصود اصلي خود را از اين حکايت اين‌گونه مي‌گويد که از آنجا که مشام دل حق‌ستيزان با بوي جان‌بخش حقيقت انس ندارد، آن روايح جانفزا را برنمي‌تابند و از آن گريزانند و دل در گرو افکار بي‌اساس و مبتذل مي‌نهند. 

:: بازدید از این مطلب : 407
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 06 بهمن 1401

 

 
«نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شويد و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، هميشه با بصيرت و با چشمانى باز به دشمنان خيره شويد و آنان را آرام نگذاريد كه اگر آرام گذاريد، لحظه‏اى آرامتان نمى‏گذارند.»1
این سخن امام راحل است که ترجمه‌ای آزاد از برخی آیات و روایاتی است که به ما متذکر شده، دشمن‌شناسی یکی از اولیات حیات بشری است. آنها که «صلحِ کل» هستند خودشان نمی‌دانند که در بهترین حالت، زندگی‌شان را در حد نباتات پایین آورده‌اند و این جمله هرگز به معنای جنگ‌طلبی و خشونت نیست‌، چراکه مدیریت کردن دشمنان، همیشه و تنها وسیله‌اش جنگیدن نیست. دائم باید آماده، مراقب و بی‌اعتماد به دشمن بود و پی‌درپی قوی شد. چراکه همیشه ولیجه و عشق و وعده‌های پنهانیِ با تهدید و تطمیع، عامل نفوذ بوده و حمله و نابودی نتیجه آن. پس؛ باید برای قهر و غضب هم آماده بود. واقع‌بینی ایجاب می‌کند دنیایی که محل و مملو از تزاحم است را واقعی ببینیم. نمی‌شود هم دوست ظالم بود و هم رفیق مظلوم. یا هم ثبات رأی و شخصیت داشته باشد و هم منافقانه رفتار کند. این دروغگویی، ابدی نمی‌ماند. 
یکی از اسرار پیروزی امام خمینی که رحمت خدا بر او، این بود که به مردم خود آنچنان مطمئن بود که به گفته سپهبد شهید سلیمانی، خود را فدایی آنها می‌دانست و به همین اندازه نسبت به دشمنان بدبین و بی‌اعتماد بود. آن حکیم متألّه که اندیشه را با آیات خدا ممزوج کرده بود، معنی فرمان خدا در «خُذُوا حِذْرَكُم»2 را به خوبی فهمیده بود. این آمادگیِ همیشگی، هم در نظامی و امنیتی است و هم در اقتصاد و فرهنگ و اجتماع و همه اینها جزء پدافند غیرعامل است و فعلاً اسمی از جنگ و مرافعه نیست. اگر دولت‌های پیشین ما به این اندیشه خدایی، اهتمام داشتند، وضعیت ما از نظر مطلوبیت، بسیار بیشتر و پیش‌تر از امروزمان بود. ما پیشرفت کرده و در حال حرکت به سمت قله‌ایم ولی اگر نبودند مسئولانی که گاه‌بیگاه ترمز این قطار را با امثال برجام کشیدند و کشور را متوقف کردند ما اکنون پرچم را به قله کوبیده بودیم. قوطی خالی و حسرت‌باری که دستاوردش برای دشمن‌، همه چیز و برای ما تقریباً هیچ بود.
اعتماد بی‌جا به دشمن‌، نامش اگر خیانت نباشد‌، ساده‌لوحی است نه تدبیر و تنش‌زدایی. مگر می‌شود بین دو موجودی که موجودیت هم را نقیض اند، اتفاق ایجاد کرد؟ دشمن، به معنی کسی است که نفعش در ضرر ما و نفع ما در ضرر اوست. چگونه می‌توان بدون کوتاه آمدن یکی از این دو، بین آنها رفاقت ایجاد کرد؟ طبق این تعریف علمی، شعار «بُرد بُرد» اگر فریب افکار عمومی و توجیه خیانت نباشد‌، بی‌شک نشان حماقت، ساده‌لوحی یا مفتون‌شدگی است. مگر عاقلی هست که برای دشمنش آرزوی پیروزی بکند؟ و مگر آرزوی پیروزی برای دشمن، به معنی آرزوی شکست، برای خود نیست؟ این غصه مثل تجدید چاپ کتاب قراردادهای خسارت‌بار ترکمانچای و آخال و گلستان و امثال اینها بود که مثل قرارداد 1981 الجزایر، توسط لیبرال‌های نفوذی به ایران تحمیل شد. 
و اگر لیبرال‌های نفوذی نبودند که به قول شفاهی دشمنی که حتی به عهدنامه‌های کتبی خود هم متعهد نیست، اعتماد کنند اکنون دولت اسلامی و جامعه اسلامی شکل گرفته بود و در آستانه پیروزی نهایی بودیم. چه می‌شود کرد که یکی از آزمایش‌ها و ابتلائات سخت و کلافه‌کننده مردم ما تحمل این عناصر کارخراب‌کن و ترمیم خرابکاری‌های آنهاست که مشکل مضاعف بودند. این مرور خاطرات، به معنی نقب تجربه تلخ گذشته نیست‌، بلکه برای خاطرنشان کردن سرنخ‌هایی است که توانست دشمنان به کنج افتاده را جسور کند و به میدان بیاورد. بی‌اهمیتی به اقتصاد مقاومتی و زیرساخت‌های حیاتی و به خطر انداختن امنیت کشور با به‌کارگیری افراد نااهل و نفوذی، از دیگر خیانت‌هایی است که روزگار امروز ما را پرزحمت کرده و به دشمنان در کمین نشسته بهانه شیطنت داده است.
اگر زیرکی و هوشیاری نهادهای انقلابی و امنیتی نبود معلوم نبود که با گله‌گله جاسوس و نفوذی و نادرست، چه عاقبتی برای کشورمان رقم می‌خورد. نمونه اخیر و جالب توجه، خیانت همین جاسوس خبیث بریتانیایی است که تخلیه و نعل وارونه به او و انگلیس، تا عمق و استخوان دشمنان را سوزاند. دهانِ کف‌کرده از خشمِ دشمنانِ قسم‌خورده ما از آمریکا گرفته تا برخی کشورهای اروپایی گویای شاهکار اطلاعاتی ایران است که توانسته این کرم چاق را از عمق درخت تنومند انقلاب بیرون بکشد و سرویس‌های جاسوسی دشمن را با به بازی گرفتن، به خشم آورد. دیوانگی دشمنان با رودستی که از ما خورده‌اند طبیعی است. یادش به خیر، شهید بهشتی مظلوم که فرمود «آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر». موتوا بغیظکم. 
طبیعی است کشورهای ثروتمند پرمدعایی که در تنگنای رسوایی تأمین غذا و انرژی برای مردم خود و نیز در باتلاق جنگ روسیه و اوکراین و نیز سعودی و یمن درمانده‌اند و کرونا آنها را به مرز بی‌عرضه‌ترین‌ها نزدیک کرده و قمپزهای آنها را بی‌اثر کرده‌، اینچنین بی‌عقلی کنند. طبیعی است دیوانه شدن کسانی که میلیون‌ها دلار هزینه کردند تا در ایران آتش‌افروزی و اغتشاش کنند و امروزه تظاهرات ده‌ها هزار نفری را در پایتخت‌های خود می‌بینند و همان به آتش کشیدن‌ها را در خیابان‌های خود و آرامش و امنیت را در خیابان‌های ما مشاهده می‌کنند. طبیعی است دیوانه شدن دنیاپرستانی که دنیای خود را در حال دود شدن، و خداپرستان را در آرامش مشاهده می‌کنند. طبیعی است کسانی که ماسک و ضدعفونی را هم می‌دزدیدند و مدعی باغ اروپا بودند و اکنون در رسانه‌ها می‌خوانند که خبر زیاد شدن دزدیِ گوشت و جیره‌بندی تخم‌مرغ و یخ زدن مردمان‌شان در خانه، در جهان منتشر شده است؛ دیوانه شوند. 
همه اینها طبیعی است و اینها که گفته می‌شود برای دیوانه‌تر کردن آنهاست. ما قوی شدیم و شما روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوید. اگر یک سال از تحریم‌های 43 ساله مردم ایران را بین کشورهای اروپایی توزیع می‌کردند‌، طبق تصویری که ویل دورانت و تاریخ‌نویسان دیگر در مورد پیشینه شما نوشته‌اند‌، اکنون اروپاییان باید در کوچه‌ها کمین می‌کردند تا در خیابان‌ها همدیگر را شکار کنند و بخورند. ما سربلندیم و شما سرافکنده تاریخ هستید. به کدام گذشته‌تان افتخار می‌کنید؟ به دزدی دریایی که پیشه پدری‌تان است یا به طلا و الماسی که از آفریقا و نفت و گازی که از آسیا دزدیده‌اید؟ به مرواریدهایی که به سرقت برده‌اید یا به تمدن‌های آزتک و اینکا و مایاهایی که منقرض کردید؟ به کشتن بی‌گناهان یا جنگ‌افروزی در کشورهای دیگر و یا ناکام کردن انسان‌ها؟ رمان بینوایان و کلبه عمو تُم از کدام آپارتاید و تاریخ تاریک، گلایه می‌کند و به کدام بستر تعلق دارد؟ مثنوی و شاهنامه از کدام بوستان و گلستان برخاسته است؟
با ما محاجه کنید تا جهان‌، بیش از پیش ما را بشناسد و از شما متنفر شود. شما کم آورده‌اید و ما منعمانه سفره تمدن می‌گسترانیم. مگر تحریمی مانده که علیه ملت بزرگ ما اعمال نکرده باشید؟ خرد و کلان ما را تحریم کرده و دیده‌اید که بی‌فایده است‌، چرا از این راه غلط برنمی‌گردید و به توصیه امام ما «عاقل نمی‌شوید؟» ما با تحریم‌های شما‌، زودتر از آنچه گمان می‌کردیم به خودکفایی رسیدیم. اگر تحریم‌تان اثر داشت‌، اکنون سپاه ما آقای آسمان نبود و سنتکام را پَر و دُم نمی‌چید. اگر تحریم شما اثر داشت‌، ارتش ما پس از دوهزار و پانصد سال‌، به دریای مدیترانه و اقیانوس‌های جهان بازنمی‌گشت و اسرائیلی که هوای نیل تا فرات داشت‌، خانه‌های خود را در میان بلوک‌های هفت‌متری زندانی نمی‌کرد و به‌جای پروتکل‌های صهیونی‌، برای وعده 25 ساله ما، چانه نمی‌زد. اگر تحریم شما اثر داشت، در آشوب و اغتشاشی که اخیرا در کشور ما به راه انداختید، شکست نمی‌خوردید. ژنرال سلیمانی ما به دستور فرمانده‌اش، سپاه جهانی مقاومت را تشکیل داد و خاورمیانه جدید و رؤیاهای 7 تریلیون دلاری شما را به باد داد. اگر تحریم اثر داشت، چرا باز هم تحریم می‌کنید؟
واقعیت این است که شما شکست خوردید و می‌خواهید با فحش و دلقک‌بازی و تمسخر و تحریم، خود را مسلط نشان دهید ولی این‌گونه نیست. شما در حال مرگ هستید و تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی‌، مشکلی از شما حل نمی‌کند و تنها بی‌معرفتی شما را نمایان‌تر می‌کند. اگر سپاه نبود، داعشی که زاییدید، اروپا را ولایت الاندلس کرده و خاطرات خونبار انقلاب و جمهوری‌های فرانسه را زنده می‌کرد و زنان‌تان را به کنیزی و آمریکا را به نکاح جهادی خود درآورده بود و با آهن برج ایفل، قاشق برای انتحاری‌هایش ساخته بود. سپاه با امکانات شما، سپاه نشد که بی‌آنها، از حرکت بماند. سپاه، جریانی است که از دل جوانان به ستوه آمده از شرارت شما تنوره می‌کشد و ما با همان جوانانی که فریفتید و خیابان‌هایمان را به آشوب کشیدید‌، به مقابله شما می‌آییم و آن قدر قوی می‌شویم که هرگز دیده نشوید. بعون الله و فضله.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- صحيفه امام ج‏21، ص 329
2- آماده‌ باشيد (اسلحه خود را برگيريد)
 
محمدهادی صحرایی

:: بازدید از این مطلب : 383
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 03 بهمن 1401

از روزهایی که مرگ مهسا امینی تبدیل به اسم رمزی برای ایجاد آشوب و اغتشاش در گوشه و کنار کشور شد چهار ماه می‌گذرد؛ ماه‌هایی که منجر به از دست دادن تعدادی از مردم آگاه و ناآگاه کشورمان شد. در این ماه‌ها هم مثل همیشه رسانه‌های سعودی و صهیونیستی بی‌کار نبوده و در تنور آتش می‌دمیدند.

اما هرچه بیشتر گذشت این‌رسانه‌ها، با گاف‌های گاه و بی گاه، دست خود را با استفاده از عناصر مختلف رو کردند؛ از چهره‌هایی که به فکر ماهی گرفتن از آب گل آلود بودند و دنبال پاسپورت و اقامت تا کلیدواژه‌ها و اسامی دروغینی که در میان کشته‌ها جای می‌گرفتند همگی نشان از کمبود خوراک رسانه‌ای شبکه‌هایی مانند من و تو، BBC و ایران اینترنشنال و ... داشت.

با گذشت چهار ماه و آرام‌شدن اوضاع کشور، همه می‌دانند اخبار اعتصاب غذای افرادی مانند حسین رونقی دروغی بیش نیست. اما به‌هرحال رسانه‌هایی که با دلارهای صهیونیستی و سعودی تغذیه می‌شوند، نمی‌توانند مقابل بودجه دریافتی بی‌کار بنشینند چون در غیر این‌صورت، اخراج شده و مهره‌های دیگری جایگزین‌شان می‌شوند. و حالا این بار در قالب یک کمپین خوراک جدیدی تدارک دیده‌اند؛ کمپین «من وکالت می‌دهم» که توسط احسان کرمی راه‌اندازی شد تا ظاهرا مردم ایران به «شاهزاده رضا ربع پهلوی» وکالت دهند به نمایندگی از آنان در مجامع بین المللی دنبال احقاق حقوق ایرانیان باشد. اما ظاهرا کسی به پهلوی نگفته چه‌کسی شما را به عنوان یک شخص مهم در ایران قلمداد می‌کند و با شما بر سر مسائل ایران گفتگو می‌کند؟ یا به تعبیر خودمانی چه کسی شما را فرد مهمی در کشور ایران به حساب می‌آورد که با شما مذاکره بین المللی انجام دهد؟ البته مگر سعودی نشینان و رژیم غاصب اسرائیل که برایشان منفعت زیادی دارید.

* التماس ربع پهلوی برای مهم بودن

همه چیز از یک مصاحبه تلویزیون در شبکه من و تو آغاز شد. رضا پهلوی ملقب به ربع پهلوی در مصاحبه‌ای با این شبکه وابسته به دربار پهلوی، درباره اینکه چرا در تمام این چهار ماه اعتراضات ایرانیان پا به میدان نگذاشتید، گفت: من برای حضور در مجامع بین المللی از طرف ایرانیان باید مشروعیت داشته باشم. این‌صحبت امروز به بازی «وکالت می‌دهم» رسیده است. اما باید به آقای پهلوی گفت آیا پدر و پدربزرگ‌تان برای خیانات و جنایاتی که در حق مردم ایران روا داشتند وکالت گرفتند که حالا شما برای مهم بودن در مجامع بین المللی دنبال وکالت هستید؟ آن هم شمایی که در تمام طول دوران اقامت خود در خارج از کشور حتی یک شغل مهم نداشتید و پول توجیبی خود را از خزانه و ثروت به تاراج رفته ایران توسط مادرتان می‌گیرید.

وکالتی برای تاراج دوباره ایران؟/التماس ربع پهلوی برای مهم بودن

درست پس از التماس ربع پهلوی برای دیده‌شدن دوباره بود که احسان کرمی سلبریتی فراری از ایران، کمپینی به راه انداخت تا مخاطبان در قالب یک وکالت نمادین به نوه رضاخان پهلوی برای حضور در مجامع بین المللی اذن دهند. غافل از اینکه پس از شروع مضحک این کمپین، حتی بین عناصر تجزیه طلب هم اختلاف افتاد؛ طوری که در گفتگوی دو کارشناس شبکه BBC بر سر مشروعیت پهلوی و مجاهدین خلق برای حضور در مجامع بین‌المللی بحث و جنجال در گرفت. این‌بحث و جدل نمونه‌ای از خرواری است که در آن، بسیاری از عناصر تجزیه‌طلب، پهلوی را به مشروعیت نمی‌شناسند. برای مثال در یکی از تجمعات روزهای گذشته در فرانسه افراد پلاکاردهایی با عنوان «نه سلطنت، نه پهلوی، آزادی و برابری» در دست داشتند و جالب اینجاست که بسیاری از این افراد اذعان می‌کنند ربع پهلوی تنها گزینه موجود است. به بیان دیگر چاره‌ای جز انتخابش نیست!

در همین‌راستا علی کریمی دیگر سلبریتیِ به‌خدمت غرب‌درآمده هم اعلام کرد اگر کسی گزینه دیگری دارد بگوید تا به او وکالت بدهیم!

پس از این اختلاف نظرات بود که احسان کرمی ویدئویی از خود منتشر کرد و با خنده‌های مشمئزکننده گفت: «ما برای کاری به اینجا آمدیم و اجازه دهید که این کمپین راه خودش را برود»

* وکالتی برای تاراج دوباره ایران

در میان تمامی سوالات؛ خبرنگار من و تو چندسوال مهم را از آقای پهلوی نپرسید؛ این‌که آیا پدر و پدربزرگ شما برای حضور ۶۰ هزار مستشار نظامی و اداری آمریکا در ایران با هزینه ایران؛ اعطای حق مصونیت قضائی (کاپیتولاسیون) به مستشاران آمریکایی؛ اعطای جزیره بحرین و جزایر زیبای اطراف آن به انگلیسی و عرب‌های وهابی؛ غرق بودن شاه، خواهرانش، همسرش فرح و بقیه اعضای خانواده اش در انواع فسادهای اخلاقی؛ بیسوادی مطلق بیش از هفتاد درصد جمعیت کشور در سال ۵۷؛ عضویت ۳۸ درصد وزرا در فراماسون، ۲۴ درصد در عضویت سیا و ۲۱ درصد در عضویت ساواک؛ تبدیل ایران به بازار کال های بنجل وارداتی غرب و فقدان کارخانه‌ها و زیرساخت‌های اقتصادی از خودکفایی؛ تورم شدید با نرخ سالانه ۴۰ تا ۵۰ درصد به همراه فساد و دزدی بلندپایگان و نابرابری در توزیع درآمدها؛ وجود ترسناک‌ترین و خطرناک‌ترین سازمان جاسوسی دنیا موسوم به ساواک با کشتار هزاران بیگناه؛ حضور بیش از ۲۰۰ بهایی در بین مقامات ارشد کشور؛ تبدیل ۸۰۰ هزار کشاورز ایران به خرده مالکان بی زمین و وارد کنندگان کالاهای غربی به ایران با اصلاحات ارضی؛ شکل گیری اولین حلبی نشین های ایران در شهرهای بزرگ به خصوص تهران؛ ایجاد سه هزار فاحشه‌خانه و کاباره در ایران؛ کشتار ده‌ها هزار شهید مظلوم از مردم بیگناه ایران در جریان انقلاب؛ حمایت بی و چون و چرا از رژیم غاصب اسرائیل؛ ورود پزشکان هندی و بنگلادشی به دلیل عقب ماندگی ایران در علم و هزاران هزار مورد دیگر وکالت گرفته‌اند؟

 
منبع: مهر

:: بازدید از این مطلب : 379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 02 بهمن 1401
همیشه پای منافقین در میان است. در طول سال‌های گذشته سازمان تروریست موسوم به  مجاهدین خلق که دستش به خون هزاران نفر از مردم ایران آلوده است، پای ثابت اغلب قطعنامه‌ها و اقدامات غربی‌ها علیه ایران بوده؛ از همکاری این گروهک تروریست با صدام و جنگ علیه ایران گرفته تا لابی با غربی‌ها برای اتخاذ مواضع ضدایرانی، از جمله اقدامات این سازمان علیه ایران به شمار می‌رود. رد پای این سازمان تروریست در اقدام ضدایرانی اخیر پارلمان اروپا نیز دیده می‌شود. پنجشنبه هفته‌ای که گذشت پارلمان اروپا در اقدامی مداخله‌جویانه، قطعنامه‌ای ضدایرانی با عنوان «پاسخ به اعتراضات و اعدام‌ها در ایران» را تصویب کرد. متمم پیشنهادی مربوط به درج نام سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های به اصطلاح تروریستی اتحادیه اروپایی که یک روز قبل‌تر از آن و پس از رای‌گیری به این قطعنامه اضافه شده بود نیز در قالب این قطعنامه به تصویب رسید. قطعنامه مذکور علاوه بر این شامل بندهای دیگری است که خواستار تحریم رئیس‌جمهور و دادستان کل ایران است. انتشار تصویری از یکی از اعضای سازمان منافقین کافی بود تا حدس و گمان‌هایی که در ارتباط با لابی منافقین با پارلمان اروپا مطرح بود، به یقین تبدیل شود. درست در روزی که پارلمان اروپا متمم پیشنهادی درج نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست سازمان‌های تروریستی اتحادیه را به قطعنامه ضدایرانی خود اضافه کرد، شبنم مددزاده از اعضای فعال سازمان منافقین با انتشار تصویری از خود که در پارلمان اروپا حاضر بود، نوشت: «امروز 28 دی، پارلمان اروپا».
* شبنم مددزاده کیست؟
شبنم مددزاده (متولد ۱۳۶۷)، نایب دبیر شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم کرج بود که یکم اسفندماه ۱۳۸۷به همراه برادرش «فرزاد مددزاده» توسط نیروهای امنیتی کشورمان به دلیل همکاری با گروهک تروریست منافقین بازداشت و خردادماه سال ۱۳۸۹ به اتهام ارتباط و همکاری با منافقین به ۵ سال حبس همراه با تبعید محکوم شد و در ادامه به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد. او پس از گذراندن دوران حبس خود، بهمن ۱۳۹۲ از زندان آزاد و پس از مدتی نیز از ایران خارج شد و پس از این خروج به صورت رسمی و تشکیلاتی به عضویت گروهک تروریست منافقین درآمد. در طول بازداشت، محاکمه و حبس مددزاده، جریان رسانه‌ای سازمان منافقین با تولید اخبار کذب در ارتباط با شرایط شبنم مددزاده و برادرش در زندان، ضمن اعلام رسمی وابستگی این ۲ نفر به سازمان منافقین، از آنها حمایت می‌کرد. به طور مثال سایت رسمی منافقین آذرماه سال 91 نوشت: «شبنم و فرزاد‌ مددزاده، خواهر و برادر چند تن از مجاهدین شهید اشرفی که در زندان‌های اوین و رجایی‌شهر زندانی هستند، بیش از یک‌ سال است ممنوع‌الملاقات هستند».
مهدیه و اکبر مددزاده، خواهر و برادر بزرگ‌تر شبنم و فرزاد مددزاده از اعضای گروه تروریست منافقین بودند که فروردین‌ماه سال 90 در جریان درگیری منافقین با ارتش عراق در اردوگاه اشرف به هلاکت رسیدند. جدای از منافقین که طبیعی بود نسبت به بازداشت و محاکمه اعضای وابسته به خود واکنش نشان دهد، اصلاح‌طلبان نیز علم حمایت از مددزاده را برداشتند و با اشاره به دانشجو بودن او، سعی کردند با شعارهایی مثل جای دانشجو در زندان نیست، مددزاده را از اتهام ارتباط با منافقین تبرئه کنند.
* همیشه دشمن
همانطور که در ابتدای مطلب اشاره شد، سازمان منافقین در طول سال‌های گذشته لابی‌‌گر طرح‌ها و اقدامات ضدایرانی آمریکا و اروپایی‌ها بوده است. تلاش این سازمان برای قرار دادن نام نیروهای نظامی ایران در لیست‌ گروه‌های تروریستی، حجم بالایی از لابی‌های این سازمان را به خود اختصاص داده است. با توجه به همین سابقه تاریک بود که بلافاصله پس از تصویب طرح ضدایرانی اخیر اروپا، انگشت‌ اتهام به سوی منافقین نشانه رفت. حضور شبنم مددزاده در پارلمان اروپا نشان داد پشت طرح اخیر اروپایی‌ها در قرار دادن نام سپاه در لیست گروه‌های تروریستی نیز همچون اغلب طرح‌های ضدایرانی دیگر، بزرگ‌ترین و منفورترین سازمان تروریستی تاریخ معاصر ایران بوده است.
* دلیل این کینه‌ها چیست؟

در جریان اقدامات مسلحانه سازمان منافقین در سال‌های دهه 60، سپاه پاسداران در کنار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، بیشترین ضربه را به تروریسم فرقه رجوی وارد کرد. پس از شکست‌های پی‌درپی سازمان منافقین از سپاه که در این رابطه می‌توان به هلاکت موسی خیابانی در بهمن‌ماه سال 60 به دست پاسداران شجاع انقلاب اسلامی اشاره کرد، مرکزیت سازمان اعضا را از ایران خارج کرد و به دامان صدام پناه برد. چند سال پس از سقوط صدام و روی کار آمدن جریان تشیع در عراق نیز این گروهک آواره کشورهای اروپایی شد. منافقین، سپاه را عامل اصلی آوارگی خود می‌دانند و به این دلیل است که نسبت به سپاه پاسداران کینه عمیقی به دل گرفته‌اند. همچنین باید به حضور مقتدرانه سپاه در منطقه و مقابله با تروریسم تکفیری نیز اشاره کرد که باعث عصبانیت کارفرمای گروه‌های تکفیری شده است.

* دانشجو هم می‌تواند منافق باشد
حضور شبنم مددزاده به عنوان یکی از اعضای سازمان منافقین در پارلمان اروپا، فراتر از این سازمان مورد بحث است. در طول سالیان گذشته همواره یک جریان در کشور سعی کرده است با سوءاستفاده از عناوین مختلفی از جمله دانشجو، خبرنگار، پزشک و... بر اقدامات ضدامنیتی افرادی که در پوشش عناوین یاد‌شده فعالیت می‌کنند، سرپوش بگذارد اما ماجرای اخیر شبنم مددزاده از یک سو نشان داد همچنان نفوذ جریان نفاق در اقشار مختلف جامعه ایران فعال است و نباید به راحتی از آن چشم‌پوشی کرد و از سوی دیگر بی‌اعتباری و ساده‌انگاری افراد و جریاناتی را به تصویر کشید که صرف دانشجو، خبرنگار یا هنرمند بودن را عاملی برای تبرئه افراد منتسب به منافقین و همچنین سرویس‌های جاسوسی بیگانه می‌دانند. شبنم مددزاده نخستین منافقی نبود که اصلاح‌طلبان و جریان نفاق با پیش کشیدن دانشجو بودن او، این گزاره را طرح ‌کردند که جای دانشجو زندان نیست و یک فرد دانشجو نمی‌تواند به جریانات ضدایرانی وابستگی داشته باشد. چنانکه در ماجرای دستگیری علی یونسی و امیرحسین مرادی از دانشجویان دانشگاه شریف نیز که حین فعالیت تروریستی برای سازمان منافقین بازداشت شدند، جریان سطحی‌نگر به میدان آمده و با نخبه(!) خواندن این افراد وابسته به منافقین و به راه انداختن جو تبلیغانی، سعی کردند آنها را از وابستگی به منافقین تبرئه کنند.
 
 بیشتر بدانیم:

زمستان سال ۱۳۸۶ روزنامه کارگزاران که مواضع حزب کارگزاران سازندگی را منتشر می‌کرد دریکی از ستون‌های صفحه سیاسی خود خبر از برگزاری نشست دانشجویان دفتر تحکیم وحدت (طیف رادیکال و خود خوانده) داده و نوشته بود که در این گروهک اعضای شورای تهران خود را برگزیده است. در این خبر با معرفی اعضای جدید این گروهک شبه دانشجویی یک نام قابل‌توجه نیز ذکرشده بود، شبنم مدد زاده دانشجوی دانشکده تربیت‌معلم کرج ازجمله افرادی بود که توسط این تشکیلات رادیکال به عضویت شورای مرکزی درآمده بود.

انتخاب این عنصر ضدانقلاب در یک گروهک دانشجویی جالب‌توجه بود، خانواده مددزاده همگی سابقه عضویت در فرقه منافقین را داشته و حتی برخی از آن‌ها در کمپ تروریستی اشرف ساکن بودند، باوجود چنین سابقه سیاهی مدد زاده توانسته بود به عضویت شورای مرکزی یک تشکیلات دانشجویی تندرو درآمده که آن روزها در استخدام اصلاح‌طلبان قرار بوده و مأموریت داشت فضای دانشگاه را به سود چپ‌ها ملتهب کند.

ورود مدد زاده به تشکیلات طیف علامه نیز اتفاقی نبوده است! در جلسه‌ای که برای انتخاب اعضای جدید در منزل یکی از عناصر ضدانقلاب در اطراف دانشگاه تهران برای این موضوع تشکیل می‌شود، یکی از حاضران به انتخاب مدد زاده انتقاد کرده و مواضع تروریستی او را نزدیک گروهک منافقین می‌داند؛ اما اکثریت حاضر در نشست اعلام می‌کنند که ضدانقلاب برای ادامه حیات خود نیاز به وحدت در عین کثرت داشته و حتی باید با سازمان مجاهدین خلق (منافقین) نیز کار مشترک کرد. محمد ملکی که به‌عنوان ناظر در این جلسه حاضرشده بود در دفاع از شبنم مددزاده می‌گوید که منافقین هم بخشی از اپوزیسیون است و باید با آن کارکرد!

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

عضو گروهک منافقین مورد حمایت اصلاح‌طلبان

پرواز پرستوی فرقه روی سر ضدانقلاب

مدتی پس‌ازاین انتصابات درون فرقه‌ای شبنم مددزاده و برادرش فرزاد توسط یکی از نهادهای اطلاعاتی دستگیر شده و مشخص می‌شود این افراد سرپل همکاری منافقین بوده‌اند، این خواهر و برادر بانفوذ میان ضدانقلاب داخلی و برخی احزاب اصلاح‌طلب نقش رابط را بازی می‌کرده‌اند. عجیب آنکه پس از بازداشت این دو عضو تشکیلاتی منافقین برخی اصلاح‌طلبان با صدور بیانیه دستگیری این دو عنصر نفاق را خلاف حقوق بشر خواندند. ازجمله این افراد شیخ فتنه مهدی کروبی بود که در وب‌سایت خود تمام خبرهای مربوط به این دو فرد را پوشش لحظه‌به‌لحظه می‌داد.

مددزاده و برادرش فرزاد پس از پایان محکومیت از ایران خارج شدند، در ابتدا فرزاد مددزاده به کمپ تروریستی لیبرتی رفته و ازآنجا عازم اردوگاه مخوفی در آلبانی می‌شود، شبنم مدد زاده نیز به‌صورت پنهانی از کشور خارج‌شده و تا مدتی از او خبری در دسترس نبود، اما این عامل تروریستی منافقین به ناگهان اعلام حضور می‌کند.

دریکی از نشست‌های گروهک منافقین در پاریس مریم رجوی سرکرده گروهک از شبنم مدد زاده می‌خواهد پشت تریبون آمده و از تجربیات خود در نفوذ میان گروه‌های مختلف ضدانقلاب در ایران بگوید، در آن جلسه علاوه بر خانواده مدد زاده چند میهمان ویژه نیز در نشست منافقین حضور داشتند؛ ازجمله این افراد فرزند محمد نوری‌زاد کارگردان سابق بود. پس از انتشار تصاویری از فرزند نوری‌زاد این عنصر آشوب‌طلب در بیانیه‌ای که در سایت العربیه وابسته به سازمان استخبارات سعودی منتشرشده بود نوشت که مجاهدینِ امروز (فرقه منافقین) را، با اسلحه‌ای که به مجامع جهانی تحویل داده‌اند، معترضانی می‌دانم در هیاهو. هواداری از اینان را چه ایراد؟ که در محدودهٔ حرف، خواستار خواسته‌های خودند!

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

عکس/ سحام نیوز وب‌سایت حزب اعتماد ملی از منافقین به صورت علنی حمایت می‌کند

شبنم مدد زاده پس از حضور در نشست منافقین در یک سخنرانی نیز در مقر پارلمان اروپا نیز شرکت می‌کند، یکی از اعضای جداشده از منافقین بعدها فاش کرد که به دلیل لابی‌هایی که منافقین با خرج کردن پول‌های سیاه در پارلمان اروپا لابی داشته و هر از چند گاهی اعضای این گروهک تروریستی می‌توانند در این مقر سخنرانی ضد ایرانی انجام دهند، این عضو جداشده از منافقین در ادامه می‌گوید که پارلمان اروپا به دو دلیل از منافقین استقبال می‌کند، از سویی می‌تواند از این گروهک بدسابقه و تروریستی به‌عنوان ابزاری برای فشار سیاسی علیه مردم ایران استفاده کند و از سوی دیگر از مواهب پول‌های آلوده منافقین که اغلب از مسیر قاچاق مواد مخدر و نیز قاچاق انسان تأمین می‌شود بهره ببرد.

این عضو جداشده از فرقه منافقین تأکید می‌کند که این گروهک برای نزدیک شدن به نمایندگان پارلمان اروپا حتی از شگردهایی فریب‌دهنده چون پرستو (استفاده ابزاری از زنان در جهت بهره‌برداری سیاسی) نیز استفاده کرده است! البته شبنم مدد زاده مانند بسیاری دیگر از اعضای منافقین خیلی زود در باتلاق بردگی در کمپ تروریستی آلبانی محو می‌شود، اما تصویب یک قطعنامه ضد ایرانی در مقر پارلمان اروپا باعث شد تا نام این برده حلقه‌به‌گوش منافقین بار دیگر شنیده شود.

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

ممد زاده در کنار مریم رجوی لیدر فرقه در نشست پاریس

اهداف پنهان یک پیش‌نویس تروریستی علیه سپاه

روز پنجشنبه پارلمان اروپا پیش‌نویس قطعنامه‌ای را که خواستار قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست «گروه‌های تروریستی» اتحادیه اروپا است را به تصویب رساند. اقدامی که از میانه‌های اغتشاشات در ایران از سوی برخی مقامات اروپایی و به‌ویژه وزیر خارجه آلمان مطرح و درنهایت امروز این قطعنامه تصویب شد، البته قطعنامه مذکور بایستی در شورای اروپا بررسی‌شده و درباره آن تصمیم‌گیری شود.

پس از تصویب این پیش‌نویس نیم‌بند شبنم مددزاده از اعضای گروهک منافقین تصویری از خود در مقر پارلمان اروپا منتشر کرد که با واکنش گسترده‌ای از سوی فعالان فضای مجازی روبرو شد، به اعتقاد مفسران سیاسی این عکس نشان از آن داشت که در پشت یک قطعنامه تروریستی علیه مردم ایران بار دیگر شبح گروهک منافقین قرار دارد. عجیب‌تر آن‌که پیش از رأی‌گیری برای این پیش‌نویس تروریستی برخی از عناصر ضدانقلاب با برپایی یک تجمع چند ده‌نفره مضحک روبه‌روی پارلمان اروپا به استقبال تصویب آن رفته بودند، پس‌از برگزاری این سیرک تبلیغاتی حسین درخشان از عناصر ضدانقلاب در یک افشاگری قابل‌توجه نوشت: سالهاست همه می‌دانند که پارلمان اروپا توی مشت مجاهدین (منافقین) است. رأی درخواست افزودن سپاه هم به فهرست تروریزم را هم سال‌ها مجاهدین (منافقین) لابی کردند که امروز به ثمر نشست. ولی نمی‌دانم آن تجمع استراسبورگ برای مخفی کردن نقش مجاهدین (گروهک منافقین) در پروژه بود یا مصادره کردنش!

به نظر می‌رسد که در این اقدام ضد ایرانی بار دیگر نام منافقین به‌عنوان یک گروهک تروریستی و بدسابقه بیش از دیگران شنیده می‌شود، اگر این گروهک بدنام و جلاد در دهه شصت از کودک سه‌ساله تا پیرمرد نودساله را در خیابان ترور کور مسلحانه می‌کرد، حالا نیز پشت با ترفندهایی آلوده چون فساد جنسی، رشوه، قاچاق و پول‌شویی همچنان در نقش یک مزدور برای سرویس‌دهی به بیگانگان مشغول کار است.

سپاه پاسداران و همه دشمنان آن!

اما هدف گرفتن سپاه با گرای منافقین توسط اروپایی‌ها معنای خاصی دارد، پیش‌ازاین جیسون رضاییان جاسوس هسته‌ای در مقاله‌ای درباره پشت پرده قطعنامه علیه سپاه پاسداران آن را مقدمه اقدامات بیشتر خوانده و نوشته بود که غرب با نوشتن بیانیه‌ها و قطعنامه‌های ضد ایرانی، حجم بی‌سابقه تبلیغات جهانی و جنجال بر روی برنامه هسته‌ای به دنبال یک طوفان سیاسی است.

بر اساس تحلیل مقامات غربی، تجربه چندین دهه رویارویی با تهران نشان داده این کشور به‌آسانی در مقابل فشارهای آمریکا کوتاه نخواهد آمد و در این میان شناخت ابزارها و روش‌های مؤثر برای تغییر رفتار ایران، از ضرورت‌های جدی در هرگونه اعمال فشار علیه این کشور است. دستیابی به مدل چگونگی افزایش تأثیر و کارآمد کردن اقدامات علیه ایران نیزبسیارمهم است. تجربه ثابت کرده است که «زور و تعامل» به‌عنوان دو عنصر هم‌افزا می‌تواند راهبرد فشار «تحریم، تهدید و تحدید» مؤثر غرب علیه ایران را نیز به ارمغان آورد.

اقدامات راهبردی کشورهای غربی با محوریت آمریکا علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان یک سازمان دفاعی-امنیتی که مولد ظرفیت‌های استراتژیک است، عامل تعیین‌کننده‌ای در صیانت از نظام اسلامی و ظرفیت‌های استراتژیک آن دارد. ازاین‌رو این رفتار و احیاناً اقدام آن‌ها در پیاده‌سازی راهبردهای منطقه‌ای و بین‌المللی بر چند مفروض روشن استوار است. غرب بر اساس مفروضات محاسبه‌شده در ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این سازمان انقلاب را درکانون توجه راهبردی سیاسی، امنیتی و حقوقی خود قرار داده است.

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

۱- سپاه عامل بقای جایگاه رهبری و پیاده‌سازی سیاست‌ها و تدابیر اوست.

۲- سپاه نقش کلیدی در طراحی و تداوم و پیشبرد سیاست‌های راهبردی جمهوری اسلامی در منطقه دارد.

۳- سپاه کلید صیانت و تداوم جمهوری اسلامی در شرایط بحران و صلح است.

۴- سپاه نقش اساسی در طراحی زیرساخت‌های هسته‌ای، موشکی، پهپادی و تسلیحات راهبردی ایران دارد.

۵- تقویت جریان‌های میانه‌رو (اصلاح‌طلبان) در داخل ایران بدون تضعیف سپاه ممکن نیست.

کنار هم قرار دادن این مفروضات به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا در حال حاضر تصویب یک پیش‌نویس در پارلمان اروپا برای همه عناصر متضاد مطلوب است، در این پروژه غربی‌ها (با هدایت آمریکا)؛ گروه‌های مختلف ضدانقلاب و رفورمیست‌های داخلی هر سه ‌به ‌یک‌میزان مشخص بهره خواهند برد.

پشت پرده اقدام تروریستی اروپا علیه سپاه پاسداران/ ردیابی پرستوی گروهک منافقین در استراسبورگ!

همپوشانی تحلیلی ویژه میان آمریکایی‌ها، منافقین و اصلاح‌طلبان درباره سپاه

البته در صورت اجرای این طرح ضد ایرانی و قرار گرفتن سپاه پاسداران در لیست تروریستی هر سه ضلع این مثلث با چالش‌های محاسبه نشده روبرو خواهند شد! شهریور سال ۹۸ وقتی آمریکایی‌ها سپاه پاسداران را در لیست تروریستی FTO قراردادند واکنش جمهوری اسلامی ایران آن‌چنان قوی بود که مدتی بعد آمریکا مجبور شد یک بسته معافیت روی میز بگذارد؛ این بار نیز واکنش‌های سخت و نرم ایران علیه اروپا چنان اثری خواهد گذاشت که سرویس اطلاعاتی اروپایی مجبور است ضدانقلاب را زیر پای طرح سیاسی خود ذبح کند. بازی درخشان درگذشته به ما نشان داده هر چه غرب تهدیدها را برای مردم ایران بیشتر کند، فرصت‌های پیش رو بیشتر خواهد شد.

 

 عاقبت حمایت از دختر دانشجو بازداشتی 88!

کانال تلگرامی مرصاد نوشت:

صاحب تصویر زیر شبنم مدد زاده از اعضای سازمان منافقین است و دیروز در پارلمان اروپا حاضر بود.

عاقبت کمپین برای آزادی دختر دانشجو!

‌وی همان شخصی است که وقتی در سال ۸۸ به عنوان رابط نفاق بازداشت شد عده ای فریاد زدند جای دانشجو زندان نیست… عده ای کمپین آزادی او را راه انداختند و عده ای هم گفتند در زندان آزار دیده است…

عاقبت کمپین برای آزادی دختر دانشجو!


:: بازدید از این مطلب : 347
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 27 دی 1401

مجتبی زارعی رئیس سابق بسیج اساتید کشور در یادداشتی به شرح ذیل به اظهارات 3 نفر از اصلاح طلبان پاسخ داد:

محمود صادقی نوشت: «خودشان اختلال شناختی دارند ولی آن را به جنگ شناختی دشمن حواله می‌دهند.»

نمی‌گوییم زنگنه شما جاسوس بود اما همان دولت ائتلافی تان مگر مسول انهدام ابر پروژه ذخایر استراتژیک گاز ایران پس از دولت احمدی نژاد نبود؟! مهارت جنگ شناختیِ غرب با  برجام  کروکورتان کرده بود!


عباس عبدی نوشت : « اروپائیان پشگل سوزاندند اما از جنگ اوکراین حمایت کردند.»

می‌گوییم اولا پس قبول دارید فلاکت زمستانی مردم اروپا به دلیل روحیه استکباری در تداوم جنگ اوکراین است و درایران برای افت فشارگاز و نظام برنامه ریزی که البته مسولیت برنامه ریزی با شما بود؟! وانگهی چرا به آشکارا دروغ می گویید ؟!ملت اروپا مگر بارها در تضاد با سیاست رسمی اتحادیه اروپا به خیابان نیامد و باتوم و گاز نخورد؟ اگر ندیدید فکری برای صحت بینایی و عقل بفرمایید.

صادق زیبا کلام ۲۶ دیماه غمگنانه نوشت: « شاه فرار نکرد این کار ج.ا.ا در نوشتن تقویم است! »

می‌گوییم  فرار شاه ربطی به تقویم های کاغذی ندارد همانطور که در فتنه اخیر تان  تقویم ها و زمانبندی های  گوناگونی برای سقوط نظام و فرار کارگزاران از کشور منتشر کردید اما مگر  ثبت باسند برابر بود!

زارعی در ادامه نوشت: محمود صادقی بادیدن نشاط مردم یزد  خشمگینانه گفته بود: با دیدن صحنه های استقبال مردم از رئیسی در یزد به یاد سخنان  امام علی(ع)  افتادم که فرمود این کار شاهان است!

بنده به او می‌گویم بر فرض که این روایت با ادعای رندانه شما تطبیق کند اما چرا هلهله ی  قمه کشان و  جنگ های خیابانی  و پرتاپ گران کوکتل مولوتوف و آتش زنندگان مردم و پلیس و مسجد و قرآن و آمبولانس و کشندگان  یزدان ما در قطار باری  که به پیشواز منافقین و کوموله و دموکرات و سعودی - لندنی ها رفته بودند را جزو مردمان خداجوی اعلام کردید ؟


:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 25 دی 1401

1


:: بازدید از این مطلب : 252
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 25 دی 1401

ما نباید آن‌چنان به خدا امید و رجا داشته باشیم که نعوذبالله نسبت به اعمال و وظایف شرعی‌مان کوتاهی کنیم! آیا رجای ما بیشتر است یا رجای امام سجاد(ع) که آن‌طور گریه می‌کرد و از خدای متعال طلب بخشش و نجات از آتش جهنم داشت؟ آیا رجای ما بیشتر است یا رجای علی(ع) که در خداشناسی بی‌نظیر بود؟! آیا رجای ما بیشتر است یا رجای حضرت زهرا(س)؟! آیا ما نباید در حالاتمان تجدیدنظر کنیم و مودب شویم؟! (1)

شاخص ایمان، خوف و رجای توام با عمل

قال الامام الصادق(ع): «لایکون المومن مومنا حتی یکون خائفا راجیا و لایکون خائفا راجیا حتی یکون عاملا لما یخاف و یرجو».
امام صادق(ع) فرمود: مومن هیچ‌گاه مومن نمی‌شود مگر آنکه هم اهل خوف باشد و هم اهل رجا و هیچ‌گاه اهل خوف و رجا نخواهد بود مگر آنکه به آنچه از آن می‌ترسد و به آن امید دارد عمل کند.(2)

لزوم رجا به فضل و رحمت خدا و نه فقط با اعمال صالحه

امام باقر(ع) فرمود: پیغمبر اکرم(ص) فرمود که خداوند فرموده است: کسانی که برای رسیدن به ثواب من عمل نیک انجام می‌دهند، به اعمالشان اتکا نکنند! چرا که اگر آنان در تمام عمر تلاش کنند و در راه عبادتم خود را به زحمت بیندازند، باز هم نمی‌توانند به کنه عبادت من دست پیدا کنند و به آنچه از کرامت و بزرگواری من می‌خواهند، یعنی به بهشت و جایگاه بلند نزد من برسند. اما همه باید به رحمت من اعتماد کنند و به فضل من امیدوار باشند. دلگرمی‌شان به گمان نیکی باشد که نسبت به من دارند. چرا که در این صورت، رحمت من آنها را درمی‌یابد، و کرم من آنها را به رضوانم می‌رساند و مغفرتم لباس عفو را بر قامت آنها می‌پوشاند. زیرا من خدای رحمان و رحیم هستم و به همین خاطر به این نام نامیده شده‌ام. (3)
____________

1- ادب الهی،‌ آیت‌الله شیخ مجتبی تهرانی(ره) کتاب یکم، ص 240

2- الکافی، ج 2، ص 71
3- الکافی، ج 2، ص 71


:: بازدید از این مطلب : 420
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 25 دی 1401

شاید شما هم از آن دسته افرادی باشید که حل معماهای پیچیده از علاقه مندی‌های‌تان باشد. در این صورت، سر در آوردن از کار جاسوس‌ها یکی از معماهایی است که ذهن شما را به خود مشغول می‌کند. امروز به سراغ موضوع «فرایند جاسوسی» رفتیم و در گفت و گو با یکی از کارشناسان این حوزه درباره چگونگی کشف این آدم‌ها تا تربیت و دستگیری و حکم قانونی‌شان صحبت کرده‌ایم.

دو ویژگی مهم و جذاب برای جاسوس سرویس‌های اطلاعاتی «نخبگی» و «دسترسی به اطلاعات» است. روش‌های سازمان‌های اطلاعاتی برای فریب افراد پیچیده نیست. مثلاً چند راه ساده برای شناسایی آن‌ها در ارتباطات و مراودات وجود دارد که شخص با کمی دقت و هوشیاری می‌تواند از گرفتاری در دام جاسوسی اجتناب کنند عبارتند از:

– ارائه حق الزحمه پیش از انجام کار و بیش از حد معمول برای جذب افراد مورد نظر

– تعریف و تمجید غیرواقعی از سطح تخصص و کارآیی افراد

– افتتاح حساب برای افراد در خارج از کشور و واریز بخشی از حق الزحمه به آن حساب برای تضمین ادامه همکاری افراد

– اجتناب کارکنان سازمان‌های جاسوسی از مسافرت به کشور متبوع فردی که با آنها همکاری علمی یا اقتصادی می‌کند.

– ممانعت از عکس برداری یا فیلم برداری از آن‌ها و اجتناب از گرفتن عکس یادگاری

– انجام ملاقات‌های کاری در محیطی خارج از دانشگاه یا شرکت پوششی و انجام آن در هتل‌های مختلف و حتی کشورهای مختلف

– بیشتر شرکت های پوششی دارای وب سایتی بسیار ابتدایی و در چند صفحه محدود هستند؛ زیرا فقط برای فریب افراد طراحی شده اند و فعالیت اقتصادی واقعی ندارند.

– موضوعات همکاری مورد علاقه سازمان‌های جاسوسی معمولاً موضوعات حساسی است که اطلاعات آن در دسترس همگان قرار ندارد.

حضور در سفارتخانه

روش های نزدیک شدن به افراد ابتدا در بستر فضای مجازی که اگر در ادامه رابطه شخص توانایی حضور در خارج از کشور را داشته باشد، ملاقات حضوری می‌شود.

البته یکی از شیوه های مرسوم، حضور افراد در سفارتخانه‌ها برای اخذ ویزا می باشد که اگر مقاله یا رزومه‌ای ارائه کرده باشد یا در فرم‌ها به موقعیت شغلی خویش اشاره‌ای کرده باشد، فرآیند شناسایی تا تقرب از اینجا آغاز می‌شود. از طرق مختلف همچون ملاقات‌های حضوری و یا از طریق صرافی‌ها معمولاً پرداخت پول صورت می‌گیرد.

رزومه و مقاله

سازمان‌های جاسوسی، نخبگان و دانشمندان مورد نیاز خود را از روش های مختلفی شناسایی می کنند که عبارتند از:

الف- رزومه‌های اینترنتی و سایت‌های کاریابی: بسیاری از دانشمندان و متخصصان علمی، سوابق علمی و پژوهشی خود را در سایت های اینترنتی درج می کنند و سازمان های جاسوسی می توانند با یک جست وجوی ساده، متخصصین موردنظر خود را پیدا کنند.

ب- همایش‌ها و سمینارهای علمی: همایش‌های علمی، جولانگاه سازمان های جاسوسی است. این سازمان ها در این همایش ها است که می توانند نخبگان کشورها و مهمترین دستاوردهای علمی آنها را شناسایی کنند.

ج- تحصیل یا تدریس در دانشگاه‌های خارجی: شناسایی افراد توسط سازمان های اطلاعاتی از بین دانشگاهیان موضوع تازه ای نیست. در طول تاریخ جاسوسی موارد زیادی دیده شده که دستگاه های جاسوسی با زیر نفوذ قرار دادن جمع های دانشجویی، برای آینده خود، اشخاصی را شناسایی می کنند و انتظار دارند این افراد به جاسوسانی کارآمد تبدیل شوند. معروفترین جاسوسان دانشگاهی را سرویس اطلاعات خارجی کا.گ.ب در دانشگاه معروف کمبریج لندن پرورش داده بود که سال ها پس از جنگ، خاطرات آنها در کتابی به نام «پنج دوست کمبریجی من» توسط کنترل کننده این اشخاص به نام یوری مودین منتشر شد.

د- فرصت های مطالعاتی یا بورسیه های تحصیلی: سازمان های جاسوسی در پوشش دانشگاه های مشهور جهان برای برخی استادان و دانشجویان دعوتنامه ارسال کرده و اعلام می کنند که به آنها بورسیه یا فرصت مطالعاتی می دهند و همه ی هزینه های مسافرت و اقامت را تأمین می کنند یا اینکه از میان افرادی که خودشان داوطلب بورسیه یا فرصت مطالعاتی شده اند، افراد مورد نیاز خود را انتخاب می کنند.

جاسوسی چیست؟

عبارت است از گردآوری و گزارش مخفیانه اخبار و اطلاعات سرّی کسی یا مؤسسه‌ای و یا کشوری به طرف مقابل یا افراد و یا کشور ذی نفع. وظیفه اصلی جاسوس تحقیق در باره احوال دشمن و گزارش آن به افراد خودی بود، اما در طول تاریخ وظایف متنوع دیگری به وی محول گردید. واژه جاسوس عمدتاً معنایی منفی را به ذهن متبادر می‌کند، به طوری که جاسوس را «صاحب سرّالشر»، در برابر ناموس به معنای «صاحب سرّالخیر» دانسته اند.

در نصیحت‌نامه‌ها و کتاب‌های آداب الملوک، توصیه‌های فراوانی در باره ویژگی‌های جاسوس و نحوه به کار گرفتن او شده است. چون نظام جاسوسیِ مؤثر، به قدرت فرمانروا و پادشاه کمک می‌کند، گماشتن جاسوس در همه حکومت‌ها مورد توجه بوده است و تمام پادشاهان، بدون استثنا، برای کسب اطلاع در مورد اتباع، وزیران، صاحب منصبان، ملتزمان و خانواده‌های خود و نیز دشمنان خارجی از جاسوسان استفاده می‌کردند.

پوشش ظاهری جاسوسان حرفه‌ای

طبیعی است با اینکه جاسوسی لباس و نشان مخصوص ندارد، ولی دیده نشده بدون عنوان و نشانی که در جامعه شناخته شده است بتواند در میان مردم محل مأموریتش فعالیت موفقیت آمیز داشته باشد. مروری بر آنچه پیرامون جاسوسی نوشته شده است یا سفرنامه هایی که از جاسوسان در دسترس قرار دارد می تواند بهترین مقدمه فشرده ای برای این بحث کوتاه باشد که فهرست وار برای ذکر در این مقال در نظر گرفته ایم.

کسانی که به فعالیت جاسوسی می پرداختند، گاه افرادی عادی بودند که به صورت موردی و کوتاه مدت به این عمل گمارده می شدند. گاه افرادی با مهارت های خاص جمع آوری خبر به صورت مقطعی برای انجام مأموریتی خاص، به محل مأموریت خود گسیل می شدند. گاه جاسوسانی حرفه ای بودند که در محل مأموریت خود نفوذ می کردند و می توانستند در پوششی که برای دشمن، خودی به نظر می آمد مأموریت خود را انجام دهند. در چنین مواردی بود که گاه حضور جاسوس حس می شد، اما شخص شناخته نبود. به هر روی جاسوسان چه در مأموریت کوتاه مدت چه درازمدت، از پوشش های موجه و بعضاً طبقه متوسط جامعه استفاده می کردند. طبق گزارش های تاریخی قابل استناد و استدلال، جاسوسان گاهی با عنوان و منصب حکومتی وارد کشور دیگری می شدند، مانند گینیاز دالکورگی سفیر روس تزار که جهت اداره سفارتخانه تزار در زمان قاجار به ایران اعزام شد و به لحاظ اطلاعاتی که کسب کرده بود، از طرف تزار روس جهت مسلک سازی و شکاف بین شیعیان عراق و حکومت عثمانی به نجف اشرف رفت. او در مجلس کاظم رشتی با انتخاب و تحریک علی محمد شیرازی، مسلک گمراه بابیه را به وجود آورد یا مستر همفر انگلیسی به نام گردشگری وارد سرزمین های اسلامی شده و با انتخاب محمدبن عبدالوهاب، مسلک تکفیری وهابیت را پایه گذاشت یا به نام مدرس مانند کاظم رشتی، جاسوس عثمانی و روحانی نمایی مانند احمد احسایی که با ابداع رکن رابع فتنه شیخیه را در تشیع راه انداخت حمایت کردند. در تاریخ بسیاری از کلیساها و کنیسه ها مرکزی برای جاسوسی بوده اند، حتی در این اواخر محمد مرسی رئیس جمهور سابق مصر برای قطر و قرضاوی- که داستان عشقبازی او در مقام مفتی اهل تسنن به رسوایی کشید- برای اسرائیل غاصب کودک کش جاسوسی کرده اند. غیر از این نوع مشاغل رسمی حکومتی، طبق گزارش هایی که در متون تاریخی به ثبت رسیده است، از البسه تجار استفاده کرده به شکل و شمایل و عنوان تاجران برای جاسوسی بر ملتی وارد شده اند یا در لباس درویشان و فقیران ظاهر می شدند. این پوشش به اندازه ای برای جاسوسی شیوع داشت که طی سال ها از لباس درویشان یا خود درویشان برای جاسوسی استفاده می کردند. در سرزمین های اسلامی نیز جاسوسان در لباس فراش، مطرب، جهانگرد، صوفی، درویش، داروفروش، کنیزِ گدا و بیمارِ زمینگیر، پهلوان، دریانورد، کارگر، پزشک، مبلغ مذهبی، وقایع نگار، سوانح نگار، خفیه نویس و هر کاره، حوادث سرزمین های مختلف را به سلطان گزارش می دادند. عثمانیان حتی از جاسوسان تربیت شده مسیحی و یهودی با عنوان «مارتولوس» و اسرای دشمن و اروپاییان ناراضی و هنرمندان و پزشکان نیز برای جمع آوری خبر استفاده می کردند.

در دوره قاجار عده ای به نام راپورتچی و خفیه نویس برای پادشاه جاسوسی می کردند. در این دوره سفارتخانه ها یکی از مراکز مهم فعالیت جاسوسی بوده است. در دوره پهلوی جاسوسان در هر لباس و شغلی برای دشمن به جمع آوری خبر می پرداختند و هر وزارتخانه، سازمان، صاحب مقامی برای بقای خود در دستگاه های دیگر، جاسوسی داشتند. خنده آور این است که حتی رؤسای فرقه دار صوفیه هم در دستگاه رقبای خود جاسوس داشته اند.

انگیزه های جاسوسی

منظور از انگیزه‌های جاسوسی، آن دسته از محرک‌هایی است که سازمان‌های اطلاعاتی به کمک آنها، افراد موردنظر خود را به اقدام علیه سازمان، گروه یا کشور خود متمایل می‌کنند. معمولاً افراد مایل نیستند که علیه سازمان یا جامعه‌ای که خود بخشی از آن هستند، اقدام کنند، ولی در شرایطی، این اقدام ناپسند که خیانت نامیده می‌شود، به سراغ افراد می‌آید. مهم‌ترین سوال این است که چه عواملی باعث می‌شوند که یک فرد به سازمان یا کشور خود خیانت کند؟ سازمان‌های اطلاعاتی و ضداطلاعات دنیا به طور کلی چهار انگیزه را برای ارتکاب به جاسوسی برمی‌شمارند که در زبان انگلیسی با سرواژه MICE معادل:

۱-Money

۲-Ideology

۳- Coercion

۴- Egocentricity

شناخته می‌شوند. این چهار انگیزه عبارتند از پول، ایدئولوژی، اجبار و اضطرار و خودپسندی.

افرادی که با انگیزه مالی به کشور خود خیانت می‌کنند، معمولاً کسانی هستند که فکر می‌کنند سازمان یا جامعه حق عادلانه آنها را از چنگشان درآورده است، بنابراین تردید ندارند که به خاطر ارزش‌های‌شان این نقص باید جبران شود. در عین حال آنها معتقدند که جامعه نیز قدر توانایی‌ها و استعدادهای آنها را ندانسته و آنها را درک نکرده است. آلدریچ ایمز ازجمله افرادی بود که با انگیزه مالی جاسوسی کرد.

افراد دارای انگیزه ایدئولوژیک عمیقاً به یک نظام اعتقادی باور دارند که فکر می‌کنند این نظام، آنها، خانواده، گروه و دوستانشان را حفظ می‌کند و به آنها انرژی می‌دهد. این عده بدون چشم‌داشت مالی از جان خود مایه می‌گذارند و خدمت به آرمان خود را پاداش خویش می‌دانند. جولیوس و اتل روزنبرگ و نیز کیم فیلبی، ازجمله جاسوسان معروفی بودند که با انگیزه اعتقادی علیه کشور خود جاسوسی می‌کردند.

اجبار و اضطرار در مورد کسی به کار می‌رود که در شرایط عادی مایل به خیانت نیست، ولی در شرایط ویژه‌ای به اجبار دست به خیانت می‌زند. شانتاژ جنسی و ارتشا دو مورد از رایجترین شیوه‌های اجبار افراد به همکاری اطلاعاتی است؛ مثال کلاسیک شانتاژ جنسی دونالد مکلین است که توسط گای برگس صورت گرفت.

در خصوص رشوه، هنگامی که یک مقام دولتی رشوه می گیرد، تا مدتها در اختیار رشوه دهنده قرار می گیرد و مجبور به اطاعت می شود. چنین فردی از ترس لو رفتن، باید به گرفتن پول ادامه دهد، چه بخواهد چه نخواهد. در موارد عاشقانه نیز زور و اجبار ممکن است کارساز شود و عاشق و معشوق ممکن است به خشونت و حتی قتل تهدید شوند.

خودپسندی ناشی از شرایط روحی و روانی فرد است که تحت تاثیر هیجان به اقدامات غیرمعمول دست می زند. شاید بتوان الیزابت بنتلی را یک نمونه اصیل مطالعه هیجان به عنوان عامل محرک جاسوسی دانست. بنتلی با یک سازمان فاشیست کار جاسوسی را شروع کرد، اما خیلی زود به یک مجموعه کمونیست پیوست. وی سپس عاشق یک مامور مخفی CPUSA شد که یک چکیست بود. وقتی که او از دنیا رفت، بنتلی سمت های او را به دست آورد، اما ضربه روانی این مساله بر او تاثیر مخربی برجا نهاد. هیجان، عشق و عاشقی و روابط جنسی دلایل اصلی ورود وی به کار جاسوسی بودند، اما وقتی تمام اینها از میان رفت، او مجدداً به کشور زادگاه خود پناهنده شد.

جزئیات بیشتر آسیب‌پذیری‌های انگیزه‌های چهارگانه مذکور به شرح زیر است:

انگیزه مادی: حقوق پایین، طمع، نیاز به پول برای حل بحران مالی خانواده، بدهی

ایدئولوژی: تنفر از نظام اعتقادی خودی، تحسین نظام اعتقادی غیر

اجبار و اضطرار: آسیبپذیری در برابر ارعاب، روابط احساسی و عاشقانه یا هر عمل غیرقانونی دیگر

خودپسندی: تنهایی، به دنبال دوست بودن، محرومیت از ترفیع، علاقه به مورد تحسین وتوجه قرار گرفتن، ماجراجویی، انتقام

گاهی اوقات مرتکبان اقدامات جاسوسی تنها یک انگیزه ندارند. رابرت هنسن، از ماموران ضداطلاعاتی اف.بی.آی که با نوشتن نامه‌ای به کا.گ.ب آمادگی خود برای همکاری را اعلام کرد، چنین بود. هرچند وی پول زیادی دریافت کرد، اما دلیل اصلی وی این بود که فکر می‌کرد در سرویس خودی به او توجه لازم نشده و جاسوسی علیه آن حس خودخواهی او را ارضا می‌کرد.

احکام جاسوسی

جاسوسی، مفهومی در فقه و حقوق موضوعه ناظر به فعالیت کسی که پنهانی یا تحت عنوان نادرست به گردآوری اطلاعات به نفع دشمن پردازد؛ چنین کسی با شرایطی که در فقه و حقوق مقرر است، به عنوان مجرم شناخته می‌شود و بسته به نوع فعالیت، محکومیتهایی برای او منظور می‌گردد.

برای بیان مفهوم جاسوس واژه‌های متفاوتی به کار گرفته می‌شد که از آن میان دو واژۀ «عین» و جاسوس در زبان عربی از همه پرکاربردتر بودند. فارغ از بحث لغت‌شناسی، برخی تدقیقات عالمان دربارۀ این واژگان از حیث ارزش فرهنگی درخور توجه است. لغویان گاه در مقایسۀ میان جایگاه دو واژۀ جاسوس و ناموس، جاسوس را به «صاحب سرالشر» (ابن منظور، ذیل جسس) تفسیر کرده‌اند که خود نشان می‌دهد حتی برای آنان که فعالیت جاسوسی را در راستای منافع خود می‌دیدند، اصل این فعالیت، نوعی شرِ «لا بد منه» بوده است؛ در حالی که واژۀ «عین» که بر اساس استعاره‌گیری از مفهوم «چشم» ساخته شده بود چنین بار معنایی منفی‌ای را حمل نمی‌کرد و در کاربردهای همدلانه اغلب بر جاسوس ترجیح نهاده می‌شد.

نظر آیت الله مکارم شیرازی در مورد جاسوسی: بی شک «تجسّس» در حالات خصوصی مردم ناپسند است و قرآن از آن نهی نموده است؛ ولی گاه مواردی پیش می آید که اگر با حُسن ظنّ برخورد شود، خطراتی برای جامعه اسلامی دارد، مانند توطئه منافقان داخلی یا نقشه دشمنان خارجی که به دست مزدوران داخلی انجام می شود. در این موارد باید با سوء ظن نگریست و برای حفظ اهداف مهمتر تجسّس نمود و این همان فلسفه تشکیل دستگاه های اطّلاعاتی و ضدّ اطلاعاتی است. نوع دیگر تجسّس، تجسّس در کار مأموران حکومتی است تا معلوم شود آنها وظایف خود را به خوبی انجام می دهند یا نه.

لازم به ذکر است که طبق ثوانین جمهوری اسلامی ایران جزای جاسوسی بسته به شدت، نوع و شرایط آن از دو سال حبس تا حبس ابد و حتی اعدام می‌باشد.

پیش‌شرط‌های خیانت

به عنوان یک قاعده کلی، برای اینکه یک فرد ناراحت یا ناراضی مرتکب یک خیانت جدی مانند جاسوسی شود، چهار شرط لازم است. همین شرایط در مورد دیگر جرائم افراد مانند اختلاس، خرابکاری و تدلیس کاربرد دارد. چهار شرط موردنظر عبارتند از:

موقعیت ارتکاب جرم

انگیزه یا نیازی که با ارتکاب جرم ارضا می‌شود.

توانایی غلبه بر موانع طبیعی رفتار جنایی، مانند ارزش‌های اخلاقی، وفاداری به سازمان، گروه یا همکاران یا ترس از دستگیر شدن.

عاملی که باعث شروع ماجرا و عملی شدن خیانت می‌شود.

موقعیت ارتکاب جرم

موقعیت ارتکاب جرم دو گونه است: دسترسی به اطلاعات یا مطالبی که با پول قابل مبادله یا برای دستیابی به هدف دیگری قابل استفاده باشند و آشنایی شخصی یا دسترسی به افرادی که انتظار می‌رود به کسب چنین اطلاعات یا مطالب باارزشی علاقه‌مند هستند. پیشرفت‌های فناوری که با استفاده گسترده از دستگاه‌های رونوشت‌گیری در دهه ۱۹۵۰ آغاز شد، کنترل بر توزیع اطلاعات حساس را به نحو فزاینده‌ای دشوار کرده است. پایگاه‌های بزرگ و خودکار داده‌ها در دنیای امروز و شبکه‌های به هم پیوسته، میزان اطلاعاتی را که یک جاسوس در جایگاه مناسب میتواند جمع‌آوری یا افشا کند، به نحو خارق‌العادهای افزایش داده است. داده‌های رایانه‌ای مشکلات دیرینه جاسوسان (یعنی چگونگی سرقت همان اطلاعاتی که سازمان رقیب از آنها می‌خواهند) را برطرف کرده است.

موقعیت ارتکاب جرم با اغواگری همزاد است؛ یعنی فرد می‌تواند پشت رایانه خویش بنشیند و در حالی که مرتکب جرم می‌شود، کارهایی انجام دهد که هر ناظری آن را عادی بپندارد. در حال حاضر نسبت به گذشته افراد بیشتری به اطلاعات بیشتر دسترسی بیشتری دارند. برخی از افراد به‌ویژه کارمندان دولتی روزانه با مقادیر زیادی پول سروکار دارند و ناچارند هر روز با اغوا دست و پنجه نرم کنند. برخی نیز که به جای پول با اطلاعات سروکار دارند، باید با انواع اغواها بجنگند.

در دنیای به شدت باز و به هم پیوسته امروز، فروشندگان اطلاعات نسبت به گذشته با راحتی بسیار بیشتری خریدار خارجی موردنظر را پیدا می‌کنند. در نتیجه فروشنده در مقایسه با دوران جنگ سرد برای یافتن خریدار می‌تواند به کشورهای بیشتری رجوع کند.

به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۶ FBI حدود ۸۰۰ تحقیق علنی از جاسوسی اقتصادی صورت داد. در این تحقیقات پای ۲۳ کشور خارجی در میان بود.

همچنین شناسایی افراد مطلع و در عین حال دارای نقاط ضعف نیز برای سازمان‌های اطلاعاتی بسیار سهل‌تر شده است. مرز میان فناوری نظامی و غیرنظامی و نیز تجهیزات و فناوری دارای طبقه‌بندی و فاقد طبقه‌بندی که در تجارت جهانی میان کشورها خرید و فروش می‌شوند، به نحو فزاینده‌ای کمرنگ شده است.

انگیزه ارتکاب جرم

هنگام بررسی انگیزه‌های جاسوسی، باید به خاطر داشت که انگیزه واقعی ممکن است با آنچه در ظاهر به نظر می‌رسد، متفاوت باشد. هرچند انگیزه مالی مهم است، اما بسیاری از افرادی که سال‌ها برای پول مرتکب جاسوسی شده‌اند، نیازهای بسیار ضروری‌تری از نیازمندی‌های مالی داشته‌اند.

موارد جاسوسی که به نظر با انگیزه‌های مالی به وقوع پیوسته‌اند، ممکن است با انگیزه نیازهای عاطفی از کنترل خارج‌شده، واقع شده باشند. ارزش پول فقط به آنچه می‌توان با آن خرید نیست، بلکه بیشتر به چیزهایی است که به آن دلالت دارد - یعنی موفقیت، قدرت، نفوذ و راهی به سوی خوشبختی و اعتماد به نفس - جاسوسی همچنین می‌تواند نوعی قدرت‌نمایی برای تاثیرگذاری بر حوادث (ارضای یک احساس سرخورده خود مهم‌بینی)، مجرایی برای ابراز خشم (ترمیم وجهه صدمه‌دیده خویش با زرنگ‌تر نشان دادن خود از دیگران یا تنبیه رئیسی که استعدادهای فرد را نشناخته است)، وسیله‌ای برای انتقام یا یک منبع هیجان باشد. هنگام بررسی نحوه تاثیرگذاری تغییرات اجتماعی و اقتصادی بر انگیزه جاسوسی در سال‌های اخیر، به‌خصوص در کشورهای پیشرفته، دو چیز به طور برجسته به نظر می‌آید:

انتقال مشاغل به کشورهای خارجی و اخراج کارکنان اضافی، تغییر ساختار جهت انطباق با فشار رقابت اقتصادی جهانی، تغییرات سریع فناوری و استخدام روزافزون کارگران پاره‌وقت جهت اجتناب از پرداخت مزایا، همه و همه در حال تحلیل بردن احساس امنیت شغلی و وفاداری به کارفرما هستند. در حالت حداقلی، این مسائل آستانه وفاداری به کارفرما را که مانع از تخلف می‌شود، کاهش می‌دهد. در بدترین حالت، این مسائل انگیزه و توجیه برای ارتکاب خیانت را فراهم می‌آورد.

در حال حاضر در کشوری مانند آمریکا حدود نیمی از فارغالتحصیلان دکترا در رشته‌های فیزیک، شیمی و علوم رایانه دانشجویان خارجی هستند. یک سوم تمام مهندسین در «سیلیکن ولی» نیز خارجی هستند. این بین‌المللی‌سازی حوزه فناوری‌های پیشرفته، مضاف بر تعداد و تنوع کشورهایی که علیه آمریکا کار جاسوسی انجام می‌دهند، می‌تواند عمومیت یافتن وفاداری‌های متعارض را سرعت دهد.

تجسس در تاریخ

در تاریخ اسلام نیز نمونه‌هایی از جاسوسی در خلال درگیری‌های پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم با مشرکان به چشم می‌خورد که فرستادن افراد و گروه‌های تجسس از سوی آن حضرت برای شناسایی و گزارش اوضاع دشمنان از آن قبیل است؛ هم‌چنین گزارش‌هایی درباره شیوه حفظ اسرار محرمانه در برخورد با جاسوسان دشمن، در سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم به چشم می‌خورد.

فعالیت‌های یاد شده در زمان‌ها و اوضاع گوناگون جنگی و در ارتباط با همه دشمنان اعم از قریش، هوازن، رومیان و… گزارش شده‌اند. قرآن کریم مؤمنان را از روابط دوستانه با قوم مغضوب خداوند نهی کرده است: «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لا تَتَوَلَّوا قَومًا غَضِبَ اللّهُ عَلَیهِم».

شماری از مفسران با گزارش دیدگاه ابن عباس و مقاتل، روابط دوستانه یاد شده را جاسوسی و خبرچینی گروهی از مسلمانان فقیر و نیازمند برای یهودیان مدینه دانسته‌اند. آنان در برابر دریافت مقداری از فرآورده‌های کشاورزی، اخبار و اطلاعات مربوط به مسلمانان را در اختیار یهودیان قرار می‌داده‌اند.

غلبه بر بی‌قیدی

در کشورهای دنیا، بیشتر کارمندان دولت که به اطلاعات محرمانه دسترسی دارند در موقعیت خیانت هستند و برای بسیاری از آنها، بیش از یک انگیزه وجود دارد. خیانت بسیار نادر است تنها به این دلیل که ارزش‌های اخلاقی اساسی (وفاداری به کشور، سازمان یا همکاران یا ترس از مجازات و تنبیه) مانع آن هستند. ارزش‌های اخلاقی، وفاداری و ترس شالوده ممانعت از خیانت هستند. هر تغییر اجتماعی که این قیود بازدارنده خیانت را سست کند، احتمالاً تعداد خائنان را افزایش میدهد. کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی و اعتماد اجتماعی در هر کشوری، یکی از دلایل بروز خیانت است. همچنین تغییرات اقتصادی که رابطه بلندمدت کارمند - کارفرما را تضعیف کنند، تاثیر منفی بر وفاداری دارند. هرگونه نابرابری سبب بروز نارضایتی می‌شود و افکار فرد دال بر استحقاق رفتار بهتر می‌تواند برای توجیه رفتار غیرقانونی مورد استفاده قرار گیرد یا ممکن است موانع موجود در راه بروز رفتار غیرقانونی را سست کند. وقتی افراد احساس می‌کنند که کارفرمای‌شان به آنها خیانت کرده، خیانت کردن آنها نیز در مقابل راحت‌تر می‌شود. توجیه عام افراد در این موارد عبارتند از «حق‌شان است، تقصیر خودشان بود، من فقط تلافی کردم، اگر به من نارو نمی‌زدند من هم این کار را با آنها نمی‌کردم و…». همچنین ترس از اینکه هر لحظه ممکن است داغ و لکه ننگی بر پیشانی فرد زده شود یا نامیدن خود به عنوان یک خائن، عامل بازدارندهای در برابر خیانت است. امروزه بهخصوص پس از پایان جنگ سرد، برای برخی از افراد، فروش اطلاعات به عنوان یک مساله تجاری صرف توجیه میشود و نه یک اقدام فجیع که حیات کشور را در معرض خطر قرار میدهد. به ویژه اگر جاسوسی برای یک کشور دوست و هم‌پیمان باشد. همچنین باید یادآور شد که اگرچه بسیاری از افراد جامعه، شریف بوده و به قانون احترام می‌گذارند، ولی عده‌ای از ترس تنبیه و مجازات از قانون تبعیت می‌کنند. ترس از دستگیر شدن و مجازات، مانع مهمی بر سر راه جاسوسی است. ضمن اینکه این عامل در دهه‌های اخیر تغییر زیادی نکرده است.

عملی شدن خیانت

تصمیم به خیانت معمولاً به دلیل حوادثی در زندگی شخصی یا کاری که استرس‌های فراتر از آستانه تحمل را به فرد وارد می‌کنند، عملی می‌شود. وقایع تحریک‌کننده تصمیم به خیانت، ممکن است با دلایل و انگیزه اساسی خیانت کاملاً متفاوت باشند. بسیاری از افراد در دوره‌ای از زندگی خود شکلی از استرس و نابسامانی را تجربه می‌کنند. مانند مشکلات مالی، ناکامی در رقابت با همکاران، بی‌عدالتی کارفرما، از دست دادن شغل، خیانت همسر، طرد شدن از سوی اعضای نزدیک خانواده و…. افرادی که از نظر روحی و روانی باثبات و متعادل هستند به این تجربیات به نحو مثبت واکنش نشان می‌دهند. به عبارت دیگر از این تجربیات درس می‌گیرند، انتظارات خود را تعدیل می‌کنند، سخت‌تر کار می‌کنند یا صرفاً تحمل می‌کنند. افراد کم‌تحمل یا نامتعادل گاهی اوقات به نحوی از خود واکنش نشان می‌دهند که به خود یا سازمان خود آسیب می‌رسانند. آنها ممکن است با کم‌کاری، روی آوردن به اعتیاد یا بی‌بندوباری اخلاقی یا اقدام به خودکشی، مشکلات خود را پیچیده‌تر کنند. همچنین ممکن است آنها با اعمالی مانند اختلاس، کلاهبرداری، خرابکاری یا جاسوسی به سازمان یا جامعه خود صدمه بزنند. در حال حاضر دلیلی دال بر افزایش میزان استرس در زندگی مردم به طور کلی وجود ندارد، اما افراد زیادی تغییرات شدیدی را در میزان استرس در زندگی خود تجربه می‌کنند. مساله این است که حوادث استرس‌زا اموری عادی هستند و می‌توانند تعادل یک فرد ضعیف، مستعد یا ناراحت را برهم بزنند.

گرفتاران در تور اطلاعات ایران

 جاسوس‌هایی که به دام افتادند

 

سرپل شبکه «نفوذ»: جیسون رضاییان به‌واسطه پخش سریال جنجالی «گاندو» معروف‌ترین جاسوس شناخته‎ شده در کشورمان است؛ او که مدیر دفتر تهران روزنامه واشنگتن پست بود، در ۳۱ مرداد سال ۹۳ به همراه همسرش یگانه صالحی به دلیل جاسوسی و فعالیت تبلیغی علیه نظام دستگیر و پس از ۱۸ ماه حبس در چارچوب مبادله زندانیان آزاد شد.

«آنقدر به رئیس‌جمهور نزدیک شدم که طعم و مارک آدامسی را که می‌جوید، می‌دانستم.» جیسون رضاییان در گزارشی این خبر را به آمریکایی‌ها داد. تابعیت دوگانه جیسون رضاییان به‌خاطر پدر مشهدی‌الاصل و مادر آلمانی اوست و شاید به همین خاطر او برای جاسوسی در ایران مناسب بود.

جیسون مدت‌ها در ایران بود، هرچند پیش از حضور فیزیکی در ایران با بسیاری از سرکردگان شبکه «نفوذ» مانند مسعود بهنود و حسین باستانی در ارتباط بوده و ازجمله عناصر دیگر مرتبط با وی می‌توان به رکسانا صابری، رضا رفیعی‌فروشانی و مازیار بهاری اشاره کرد.

البته رضاییان ابتدا در مرداد ۱۳۹۲ توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده بود و مهم‌ترین اتهامات وی، نفوذ در اماکن مهم دولتی، افشای برنامه‌های ضدتحریمی ایران ازجمله هویت واسطه‌های تجاری و ماهیت شرکت‌های همکار ایران در پروسه دور زدن تحریم‌ها و جاسوسی از برنامه هسته‌ای ایران بود.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

در پوشش مذاکرات هسته‌ای، جان کری مکرر از وزیر امورخارجه کشورمان درخواست کرد که تلاش کنید جیسون آزاد شود و مدعی می‌شود او یک جاسوس نیست بلکه یک خبرنگار است.

رضاییان که به‌دلیل جاسوسی برای دولت آمریکا با اتهامات سنگینی مواجه بود به‌علت برخی ملاحظات، سرانجام در دی‎ماه ۱۳۹۴ با اعلام دادستان عمومی و انقلاب تهران در راستای مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی ایران و مصالح کلی نظام به‌همراه سه زندانی ایرانی دوتابعیتی دیگر یعنی سعید عابدینی، امیر میرزایی‌حکمتی و خسروی‌آزاد در چارچوب مبادله زندانیان با ایالات‌متحده آزاد شد.

شاه‌مهره: نزار زکا ۲۴ شهریور ۱۳۹۴ برای شرکت در یک کنفرانس کارآفرینی با دعوتنامه‌ای از شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده به تهران سفر کرد.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

او پیش از بازگشت در ۲۷ شهریور ۹۴ به جرم جاسوسی برای آمریکا بازداشت شد و به‏‌عنوان یک «گنج» به‌دلیل «ارتباط هوشمندانه با نهادهای نظامی در ایالات‌متحده» توصیف شد.

زکا پیش از سفرش به ایران نیز به‌همراه برخی چهره‌های مخالف نظام درحال تدارک برنامه‌هایی برای ایجاد موج تظاهرات علیه سیاست‌های نظام بود و بر اسناد ویکی‌لیکس، او یکی از افرادی است که با سفارت آمریکا در بیروت در ارتباط بوده است.

نزار زکا به‌عنوان یکی از موسسان «انجمن بین‌المللی مدیران ایرانی» بود که در یک پروژه امنیتی با نام «پل» مشارکت داشت؛ پروژه «پل» برنامه‎ای پوششی برای نفوذ آمریکا به ساختارهای سیاسی و اجرایی کشورمان است که براساس آن نزار زکا شاه‌مهره لبنانی-آمریکایی، ماموریتی ویژه در حوزه فناوری اطلاعات کشور داشته و به همین جهت نیز با وزارت ارتباطات مرتبط شد.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

درواقع پس از موفقیت نسبی طرح اولیه در گرجستان و لبنان و مونته‌نگرو، زکا به‌عنوان مدیر شناخته‌شده جریان «کارآفرینی اقتصادی» و «شبکه‌سازی اجتماعی» در خاورمیانه، مامور به ارتباط‌گیری با وزارت ارتباطات کشورمان شد و از طریق «ن. ج»، مدیر ارشد سازمان فناوری اطلاعات ایران، به تهران راه یافت.

بالاخره زکا در شهریور ۹۴ بازداشت و به اتهام «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» به ۱۰ سال حبس و پرداخت جریمه نقدی محکوم شد اما سرانجام با درخواست میشل عون، رئیس‌جمهور لبنان به‌صورت مشروط آزاد شد.

البته جمهوری اسلامی نظر دبیرکل حزب‎الله را در ارتباط با این درخواست جویا شد که سیدحسن نصرالله هم با توجه به جایگاه میشل عون و احترام وی درمیان محور مقاومت، موافقت حزب‌‎الله را با درخواست عون مطرح کرد.

جاسوسی از سپاه: حدود دو سال پیش غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه از صدور حکم دادگاه و نهایی شدن آن برای جاسوسی خبر داد که ضمن همکاری با سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم‌صهیونیستی، در قبال دریافت مبالغی اقدام به جمع‌آوری و انتقال اطلاعات محرمانه نیروهای مسلح ازجمله نیروهای قدس سپاه پاسداران کرده است. اسماعیلی در آن جلسه گفت که حکم اعدام محمود موسوی‌مجد ازسوی شعبه ۱۹ دیوان عالی کشور تایید شده و به‎زودی اجرا خواهد شد.

در نشست خبری سخنگوی قوه قضائیه همچنین اعلام شد که یکی از اتهامات وی اعلام محل تردد و اسکان سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی و برخی دیگر از فرماندهان سپاه به سیا و موساد بوده است. همین مساله باعث شد برخی گمان کنند وی در جریان شهادت سردار سلیمانی فعالیت داشته است، اما بعداً مشخص شد که او چندین ماه قبل از شهادت فرمانده سابق نیروهای قدس سپاه شناسایی و دستگیر شده است.

محمود موسوی‌مجد در دهه ۷۰ به‌همراه خانواده عازم سوریه می‌شود و در آنجا به تحصیل می‌پردازد. تسلط او به زبان‌های عربی و انگلیسی باعث می‌شود که چند سال پیش در یکی از شرکت‌های مرتبط با ایران در سوریه مشغول فعالیت شود و از همین مسیر هم پس از آغاز جنگ با تروریست‌ها در پوشش مترجم به همکاری با نیروهای مستشاری ایران در سوریه بپردازد.

موسوی‌مجد ابتدا با یکی از افسران سیا در غرب آسیا همکاری خود را آغاز کرد و چندی بعد با موساد وارد همکاری شد و در جریان این فعالیت‌ها تلاش کرد بخشی از اطلاعات مربوط به یگان‌های مستشاری جنگ‎افزارها و سیستم‌های مخابراتی و اطلاعات مربوط به فرماندهان کشور را به آنها منتقل کند. حکم اعدام وی که در ۱۸ مهرماه ۹۷ دستگیر شده بود، نهایتاً در صبح دوشنبه ۳۰‌ ام تیرماه ۹۹ اجرایی شد.

صنایع هوافضای وزارت دفاع: پس از دو سال کش‌وقوس در اول تیرماه ۱۳۹۸ سازمان قضایی نیروهای مسلح طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد جلال‌حاجی‌زوار کارمند وزارت دفاع به جرم جاسوسی اعدام شده است. نام اصلی ‏وی سیدسیاوش جلال‌حاجی‌زوار بود، کسی که سابقه چندین سال همکاری با سازمان هوافضای وزارت دفاع را در کارنامه داشت و در چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ و به همراه همسرش لیلا تاجیک به اتهام جاسوسی برای سازمان اطلاعات و امنیت دولت آمریکا سیا ازسوی سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع شناسایی و بازداشت شد.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

پرونده او پس از قریب به دو سال بررسی صدور حکم و تایید آن در دیوان عالی کشور پس از اجرای تشریفات قانونی در زندان رجایی‌شهر اجرا شد. همچنین همسر وی که البته بعدها گفته شد همسر سابقش بوده به جرم مشارکت در جاسوسی به تحمل ۱۵ سال حبس محکوم شد.

در اطلاعیه‌ای که سازمان قضایی نیروهای مسلح منتشر کرد، آمده بود حاجی‌زوار هفت‌سال پیش از دستگیری از این وزارتخانه منفک شده بود. هنگام دستگیری وی، تعدادی از اسناد و مدارک مربوط به فعالیت‌های جاسوسی وی نیز کشف و ضبط شد. علاوه‌بر این برخی دستگاه‌های مربوط به فعالیت‌های مخفی وی نیز در این عملیات کشف شد.

پژوهشگر تاریخ: ۲۵ تیر ۱۳۹۶ برای اولین‌بار خبر دستگیری یک جاسوس چینی-آمریکایی در تهران از سوی سخنگوی قوه‌قضائیه رسانه‌ای شد. غلامحسین محسنی‌اژه‌ای در نشست خبری خود گفت که این فرد (ژیو وانگ) به‌صورت مستقیم از ناحیه آمریکایی‌ها هدایت می‌شده و حالا با دستگیری و گذراندن فرآیند قضایی در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است.

وانگ که به‌واسطه یکی از مجموعه‌های مطالعاتی در دانشگاه پرینستون به سازمان سیا مرتبط بوده در پوشش یک دانشجو و پژوهشگر تاریخ وارد ایران می‌شود و اقدام به جمع‌آوری اطلاعات محرمانه از مجموعه‌هایی چون کتابخانه ملی می‌کند.

ناگفته نماند این حضور و فعالیت در ایران از همان ابتدای کار به‌دلیل حساسیت‌هایی که روی وی ایجاد می‌شود با رصد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور همراه شده و فعالیت‌های او زیرنظر گرفته می‌شود.

در این مسیر کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی بخشی از اسناد و اطلاعات مدنظر خود را به‌صورت مدیریت شده دراختیار وی قرار می‌دهند تا او نیز آنها را به واسطه‌های خود در آمریکا و انگلستان منتقل کند و از این طریق دیگر اعضای شبکه‌ای که او به آنها متصل است، شناسایی می‌شوند. سرانجام در آذرماه سال ۹۸ وی پس از آزادی مسعود سلیمانی از آمریکا، آزاد و بازگردانده شد.

از لندن تا تهران: نازنین زاغری شهروند ایرانی-بریتانیایی است که ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ هنگام خروج از ایران به مقصد انگلستان به اتهام مشارکت در براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران ازطریق همکاری با موسسات و شرکت‌های خارجی دستگیر و به زندان منتقل شد.زاغری پس از دستگیری به کرمان منتقل و سپس به تهران فرستاده شد.

او پس از برگزاری جلسات دادگاه توسط قاضی صلواتی به پنج سال زندان محکوم شد و این حکم به تایید نهایی رسید.وزیر امور خارجه انگلیس بارها و در مقاطع مختلف خواستار آزادی نازنین زاغری شده بود و در اقدامی عجیب و خلاف قوانین و حقوق بین‌الملل اعلام کرد نازنین زاغری، محکوم امنیتی بازداشت‌شده در ایران را تحت «حمایت دیپلماتیک» قرار داده است.

نازنین زاغری آنقدر برای دولت انگلیس مهم بود که بوریس جانسون، در سفری که به ایران داشت برای آزادی زاغری وساطت و در این سفر درباره بازپرداخت بدهی ۴۰۰ میلیون پوندی به ایران نیز مذاکره کرد و روزنامه بریتانیایی دیلی‌تلگراف خبر داده بود که دولت بریتانیا آماده است تا در ازای آزادی زاغری ۵۲۷ میلیون دلار به ایران بپردازد.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

در اسفند ۱۳۹۸، ریچارد راتکلیف، همسر نازنین زاغری اعلام کرد او موقتاً و برای دو هفته و درپی شیوع کرونا به مرخصی رفته است.

در قلب مذاکرات: عبدالرسول دری‌اصفهانی از آن پدیده‌های عجیب‌وغریب است که متاسفانه سال‌ها در بدنه اداری کشور اعم‌از مجموعه‌های دولتی و خصوصی خدمت کرده؛ کسی که با وجود داشتن تابعیت مضاعف از کشور کانادا توانسته بود تا بالاترین مراتب تیم مذاکراتی ایران و به‌عنوان نماینده بانک مرکزی نفوذ کرده و به نقش‌آفرینی بپردازد.

او در حساس‌ترین بخش مذاکرات یعنی کمیته مالی-بانکی حضور داشته و گفته می‌شود اتصال برجام به FATF و عملاً ناکام کردن تلاش‌های ایران برای تسهیل روابط بانکی ازجمله نتیجه اقدامات وی بوده است.

عبدالرضا دری‌اصفهانی که سابقه عضویت در انجمن حسابداران بریتانیا را دارد، پس از انقلاب در وزارت دفاع و به‌عنوان مسئول پیگیری مطالبات ایران از آمریکا به استخدام درمی‌آید، ولی چند سال بعد با نظر حفاظت اطلاعات این وزارتخانه، اخراج می‌شود.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

او که پس از پایان مذاکرات هسته‌ای از دست حسن روحانی نشان درجه۳ خدمت دریافت کرد، در تیر سال ۹۵ به اتهام همکاری با سرویس جاسوسی انگلیس و دریافت ماهیانه ۷۵۰۰ پوند به‌واسطه شرکتی به‌نام PWC دستگیر شد.

شرکت PWC یا «پرایز واترهاوس اینترپرایز» شرکتی چندملیتی است که دفتر مرکزی آن در انگلستان واقع است و به ارائه سرویس‌های وسیعی در حوزه خدمات حسابداری، مالی، تجاری و بیمه‌ای می‌پردازد.

ابرجاسوس انگلیس: صبح بیست و دومین روز دی‌ماه ۱۴۰۱، روز بدی برای انگلیسی‌ها بود چون حکم اعدام علیرضا اکبری، ابرجاسوس سرویس اطلاعاتی انگلستان اجرا شد و این درواقع اولین پرونده در حوزه جاسوسی برای انگلیس بود که به اعدام منجر شد. علیرضا اکبری، شاه‌مهره نفوذی ملکه که اطلاعات مهمی در حوزه‌های نظامی، هسته‌ای، دیپلماتیک و سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای ایران در اختیار سرویس جاسوسی انگلیس قرار می‌داد، صبح روز پنجشنبه به دار مجازات آویخته شد. این اتفاق درحالی بود که تنها ساعتی بعد از اعلام تایید حکم علیرضا اکبری، وزیر خارجه انگلیس با انتشار پیامی مدعی شده بود ایران باید اعدام اکبری، تبعه ایرانی-بریتانیایی را متوقف و فوراً او را آزاد کند!

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

پنج ابرجاسوس جهان

 

جاسوس جنتلمن: سیدنی ری‌لی که گفته می‌شود الهام‌بخش اصلی «ایان فلمینگ» برای خلق شخصیت «جیمز باند» بوده که اغلب به نام «جاسوس جنتلمن» شناخته شده بود. ری‌لی هم‌زمان با سه زن ازدواج کرده بود. درباره ری‌لی، تفکیک میان واقعیت‌های زندگی وی و افسانه، کار دشواری است. با این حال می‌دانیم که او در سال ۱۸۷۳ میلادی در «شلومو روزنبلوم» اوکراین متولد شده است. ری‌لی کار خود را در دوران جنگ روسیه‌ژاپن با سرویس اطلاعاتی چین آغاز کرد و سپس در دوران انقلاب بلشویک‌ها در روسیه برای انگلیس کار کرد.

ری‌لی در کار خود بسیار بی‌پروا بوده است به‌طوری که یک بار بدون اجازه و در هیئت یک دیپلمات انگلیسی که خواستار دیدار با «ولادیمیر لنین» بوده در کاخ کرملین دیده شده است. او همچنین در چند عملیات ناموفق دستگیری یا قتل رهبران اتحاد جماهیر شوروی و سرنگونی بلشویک‌ها دست داشت.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

ری‌لی در سال ۱۹۲۵ میلادی در جریان عملیاتی محرمانه در روسیه ناپدید شد. تصور می‌شود که او با یکی از گروه‌های ضدبلشویکی در روسیه موسوم به «تراست(Trust)» ارتباط برقرار کرده که در واقع عملیات نفوذی(OGPU) ، یکی از بخش‌های پیشروی سازمان اطلاعات شوروی (KGB) بوده است. او احتمالاً محرمانه دستگیر و اعدام شده است.

ری‌لی با وجود شایعاتی مبنی بر جاسوس دوجانبه بودن، مشهورترین چهره سازمان اطلاعات انگلیس باقی مانده است.

تصادف با کیف مدارک: افراد کمی وجود دارند که مانند ریچارد سورج توانسته‌اند بر نتایج جهانی جهانی دوم تاثیرگذار باشند. ریچارد سورج یک کمونیست آلمانی بود که سال‌ها به عنوان یک مقام آژانس اطلاعاتی ارتش روسیه در توکیو فعالیت داشت. سورج در سال ۱۹۳۳ میلادی به عنوان یک خبرنگار حامی نازیسم وارد ژاپن شد و به سرعت به شخصیتی محبوب در جامعه تبدیل شد و مورد توجه شخصیت‌های کلیدی از جمله همسر سفیر آلمان در ژاپن قرار گرفت.

گفته شده که سورج رفتارهای بی‌پروایی در ژاپن داشته است از جمله یک بار به‌دلیل زیاده‌روی در مصرف مشروبات الکلی در خیابان با موتورسیکلتی تصادف می‌کند در حالی که مدارک بسیار ارزشمندی را در کیف دستی خود حمل می‌کرده است.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

با این حال وی در دوران حضور خود در ژاپن اطلاعات باارزشی را برای مسکو ارسال کرده است از جمله هشدارهایی درباره معاهده ژاپن‌آلمان و حمله به بندر پرل‌هاربر.

سورج در سال ۱۹۴۱ به مسکو اطلاع داد که ژاپن از شرق به روسیه حمله نمی‌کند بلکه قصد دارد تا بر کنترل بر جنوب‌شرق آسیا تمرکز کند. بر اساس اطلاعات دریافت شده از سورج، استالین نیروهای خود را به جبهه غربی برد، جایی که روس‌ها قاطعانه در برابر حمله نیروهای نازی ایستادند.

سورج در همان سال توسط مقام‌های ژاپنی دستگیر و سه سال بعد اعدام شد. وی پس از مرگ در اتحاد جماهیر شوروی به یک قهرمان بدل شد.

تاجر مهاجر سوری: الی کوهن محصول دولتی (اسرائیل) است که سابقه طولانی در جاسوسی دارد. کوهن فرزند والدینی سوری‌یهودی بود که پیش از این ناسیونالیست عرب بودند. او در مصر متولد شد و در ۱۹۶۰ میلادی به سازمان اطلاعات اسرائیل پیوست. کوهن عرب‌زبان و سبزه‌رو از آن پس با نام مستعار «کمال امین ثابت» به عنوان تاجر مهاجر سوری به آرژانتین فرستاده شد.

کوهن تا زمان بازگشت خود به دمشق در سال ۱۹۶۲، به سرعت در میان تجار معروف و شخصیت‌های دولتی سوریه برای خود پایگاهی اجتماعی بالایی کسب کرده بود. او کم‌کم به یکی از نزدیکان مورد اطمینان مقام‌های وزارت دفاع تبدیل شد. نزدیکی او به مقام‌های وزارت دفاع به حدی بود که گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال کسب کرسی معاونت وزارت دفاع توسط او شدیداً قوت گرفته بود. کوهن در همین زمان اطلاعات بسیار بارزشی را به تل‌آویو مخابره می‌کرد از جمله شرح مفصلی از استحکامات نظامی سوریه در بلندی‌های جولان. کوهن سرانجام در سال ۱۹۶۵ توسط اطلاعات سوریه شناسایی، دستگیر و در ملاعام اعدام شد.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

شکار ماموران مخفی اطلاعاتی: جیمز جیسوس آنگلتون، نویسنده، ادیبی منتقد و از دوستان نزدیک تی‌اس الیوت و عزرا پوند بود. آنلگتون در جریان جنگ جهانی دوم با دفتر سرویس استراتژیک در لندن همکاری می‌کرد. سپس با هدف نفوذ در شوروی، یکی از موسسان سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) بود. به‌همین منظور، آنگلتون از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۷۴ میلادی گروهی (mole hunt) را رهبری می‌کرد که هدفش شکار ماموران مخفی اطلاعاتی شوروی بود. گفته شده که گروه انگلتون در این سال‌ها، برخی را بی‌گناه و از جمله برخی مخالفان اتحاد جماهیر شوروی را به اشتباه متهم کردند.

آنگلتون با وجود اشتباهات فاحش خود به مدت ۲۰ سال در سازمان اطلاعات امریکا مشغول به کار بود و همواره از اعتماد مدیران ارشد بهره می‌برد. گفته شده که احتمالاً برخی از مدیران سازمان سیا مرعوب قدرتی بودند که آنگلتون داشته است.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

آنگلتون سرانجام در سال ۱۹۷۵ میلادی و پیش از این‌که مجبور شود در برابر نمایندگان سنا درباره برخی اقدامات غیرقانونی خود توضیح دهد مجبور به استعفا شد. آنگلتون معتقد بود که تلاش سنا برای تحقیق درباره عملکرد او، در واقع توطئه‌ای بود که از جانب مسکو اداره می‌شد.

خائن به کشور: فیلیپ ایج پس از ۱۲ سال وفاداری به سرویس اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) در امریکای لاتین به یکی از سرسخت‌ترین دشمنان امریکا بدل شد به‌طوری که جورج هربرت واکر بوش (بوش پدر) وی را «خائن به کشور» خواند.

ایج در سال ۱۹۶۹ در اعتراض به کمک سیا به رژیم‌های نظامی حاکم بر کشورهای دیگر این سازمان را ترک کرد، رژیم‌های نظامی که به گفته او بر مخالفان خود فشار آورده و آن‌ها را به بدترین شکل ممکن شکنجه می‌کنند. گفته شده که تغییر ناگهانی ایج تحت تاثیر «آنجلا کامارگو سیکساس»، فعال چپ برزیلی بود که توسط رژیم نظامی وقت بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفته بود. آنجلا بعدها نامزد ایج شد!

فیلیپ ایج در سال ۱۹۷۵ میلادی کتابی با عنوان «درون سازمان؛ خاطرات سیا» را منتشر کرد. کتابی که در آن فعالیت‌های سیا در آمریکای لاتین را فاش کرده و حدود ۲۵۰ تن از ماموران مخفی این سازمان، شرکت‌ها و سازمان‌هایی که به گفته او با این سازمان همکاری می‌کردند را نام برده بود.

همه چیز درباره جاسوسی + با ۵ ابرجاسوس دنیا آشنا شوید

ایج در سال ۱۹۷۸ میلادی از برزیل اخراج شد و سرانجام در کوبا ساکن شد، جایی که تا زمان مرگ خود در سال ۲۰۰۸ همچنان به نوشتن علیه سیا ادامه داد.

فیلیپ ایج در زمان مرگ خود شایعاتی مبنی بر همکاری با ک‌گ‌ب و سازمان اطلاعات کوبا را رد کرد در حالی که این دو سازمان اطلاعاتی، وی را منبعی با ارزش خوانده بودند.

 

 

منبع: مهر

:: بازدید از این مطلب : 360
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 24 دی 1401
برخلاف باور عمومی، درد مفاصل تنها متوجه افراد سالمند یا میانسال نیست و می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله فقر ویتامین‌ها در افراد جوان هم رخ دهد. هرچند که عوامل دیگری از جمله چاقی هم می‌تواند سبب بروز درد در ناحیه مفاصل شود.
 
بنابر اعلام دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت برخی از کمبودهای ویتامینی و ارتباط آنها با درد مفاصل شناخته شده است:
 
ویتامین D: ویتامین D برای جذب کلسیم و حفظ تعادل مواد معدنی در بدن ضروری است. ویتامین D ناکافی باعث اختلال در جذب کلسیم و تضعیف استخوان‌ها به همراه درد مفاصل می‌شود. کمبود ویتامین D همچنین می‌تواند منجر به تضعیف ماهیچه‌ها شود. همه افراد باید روزانه ۱۵ میکروگرم ویتامین D را از طریق مواد غذایی، مولتی ویتامین‌ها و نور خورشید به دست بیاورند. غلات غنی شده و فرآورده‌های لبنی حاوی ویتامین D هستند.
 
ویتامین ث: اسید اسکوربیک یک ویتامین شناخته شده در تولید کلاژن است که جزو کلیدی تاندون‌ها، رباط‌ها و استخوان‌ها شناخته می‌شود. کمبود ویتامین ث منجر به تضعیف بافت همبند، درد و تورم مفاصل می‌شود. برای حفظ سلامت مفاصل، یک مرد بزرگسال باید روزانه به طور متوسط ۹۰ میلی گرم ویتامین ث دریافت کند در حالی که میزان نیاز زنان ۷۵ میلی‌گرم است. سبزیجات، میوه‌ها بخصوص توت فرنگی، فلفل قرمز و مرکبات حاوی ویتامین ث هستند.
 
ویتامین A: بدن شما برای فرایندهای مختلف از جمله رشد استخوان‌ها و تمایز سلولی نیاز به ویتامین A دارد. یک مرد به طور متوسط نیاز به ۳ هزار واحد ویتامین A در روز دارد در حالی که میزان نیاز روزانه زنان به این ویتامین قریب به ۲۳۰۰ واحد است. سیب زمینی شیرین، هویج، کدو، کلم پیج حاوی مقادیر زیادی از این ویتامین هستند. کمبود ویتامین A منجر به صدمه به بافت همبند و درد مفاصل می‌شود. با این حال مکمل‌های این ویتامین اگر بیش از حد استفاده شود نیز درد مفاصل را به همراه خواهد داشت.
 
دیگر ویتامین‌ها: کمبود برخی دیگر از ویتامین‌ها نیز با درد مفاصل ارتباط دارد. این امر بویژه در افراد با رژیم و تغذیه نامناسب رایج است. ویتامین B۱ و ویتامین E، ویتامین‌های B۶ و ویتامین B۱۲ از این دست هستند. با این حال درد مفاصل می‌تواند ناشی از مشکلات جدی دیگر هم باشد بنابراین؛ اگر با جبران ویتامین‌ها همچنان دچار درد مفاصل بودید، حتما به پزشک مراجعه کنید.
 
 
منبع: سلامت نیوز

:: بازدید از این مطلب : 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 23 دی 1401

روایت روز، تبیین بیانات رهبرمعظم انقلاب در دیدار اخیر با مردم قم :

«در اغتشاشهای اخیر هم دست دشمن خارجی عیان بود.»

 اغتشاشات ۱۴۰۱ موضوعی بود که همزمان با بازگشایی مدارس و دانشگاه‌ها و به بهانه‌ی فوت یک دختر جوان از سوی ضدانقلاب و دشمنان ملت ایران کلید خورد. اتفاقی که هزینه‌های مادی و معنوی سنگینی بر کشور تحمیل کرد و موجبِ سلب امنیت جانی و روانی مردم و بهره‌برداری حداکثری دشمنان ایران اسلامی شد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین این حوادث نکات مهمی را مطرح کرده‌اند. ایشان از جمله در دیدار روز دوشنبه ۱۹ دی ماه با مردم قم تأکید کردند: «در اغتشاشهای اخیر هم دست دشمن خارجی عیان بود که حالا یک عدّه‌ای انکار کردند... کسانی که آمدند وارد اغتشاشات شدند و اینها را راه‌ انداختند، هدفشان برطرف کردن ضعفهای کشور نبود؛ هدفشان از بین بردن نقطه‌های قوّت کشور بود.» ۱۴۰۱/۱۰/۱۹

جهت تحلیل و بررسی مجموع نکات مطرح شده از سوی رهبر معظم انقلاب درباره‌ی این موضوع و تبیین دقیقِ مواضع و نوع تحلیل ایشان از این اغتشاشات، گفتگویی تفصیلی با آقای دکتر سعدالله زارعی کارشناس ارشد مسائل سیاسی و امنیتی ترتیب داده شده است که در ادامه می‌خوانید.

دکتر زارعی در این گفتگو موارد گوناگونی چون: شواهد و مستندات برنامه‌ریزی شده بودن اغتشاشات، نقش عوامل مختلف ضدانقلاب در این حوادث، الگو و مدل طراحی شده برای اغتشاشات، نقش برخی جریانات سیاسی داخلی و در نهایت چرایی از سر انفعال بودن این طراحی دشمن و... را مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند.

اشاره به برخی جلسات داخلی گروهک‌های ضدانقلاب و نقش برخی سفارتخانه‌های خارجی در سازماندهی و شبکه‌سازی جریانات داخلی از جمله نکات خواندنی این گفتگو است. برخی نکات و گزاره‌های مهم و برجسته‌ی مطرح شده در این گفتگو به این شرح است:

- دشمن الگوی «رهبری رقیق و سیال» را برای سازماندهی اغتشاشات طراحی کرد

- تحلیل‌شان این بود که کار نظام را تمام می‌کنند لذا تمام ظرفیت‌هایشان را خرج کردند

- غرب از اینکه نیروهای همسو با او در قدرت قرار ندارند عصبانی است

- خاتمی پیام همراهی با اغتشاش‌گران فرستاد

- سفارت فرانسه در جامعه‌ی هنری شبکه‌سازی می‌کند


** رهبر انقلاب در تحلیلِ اغتشاشات اخیر بر «برنامه‌ریزی شده بودن» این حوادث و طرح و توطئه‌ی دشمن برای ایجاد اغتشاش و ناامنی در جامعه‌ی ایران مصادف با بازگشایی دانشگاه‌ها و... تأکید کردند و حادثه‌ی پیش آمده را صرفا یک بهانه برای این مسئله دانستند. از حیث مسائل سیاسی و امنیتی، این نظر از چه شواهد و مویداتی برخوردار است؟

در اوایل سال ۱۴۰۱ جلسه‌ای در لندن برگزار می‌شود. در آنجا نیروهای کردی‌ای که با هم اختلاف داشتند با حضور یک مقام ارشد سازمان سیا جلسه‌ای برگزار می‌کنند. این به تقریبا نهم یا دهم خردادماه سال ۱۴۰۱مربوط می‌شود.

گروه‌های کردی یعنی دموکرات و کومله و پژاک و.. با هم اختلافاتی داشتند، حتی بعضی‌هایشان با هم درگیر بودند. آنجا مقام ارشد سیا تحلیلی ارائه می‌دهد و می‌گوید الان وقت اختلافات نیست و باید شما یکی بشوید و وارد کردستان بشوید و اقدامات مسلحانه را شروع کنید. تقریبا آنجا یک چنین میثاقی بین گروه‌های کردی که با هم اختلافات داشتند برای ایجاد درگیری در کردستان در مناطق غربی ایران، رخ می‌دهد. خب این یک کُدی هست که آن زمان به دست آمد و چند روز بعد از این، مقام معظم رهبری در سخنرانی‌ای که در حرم حضرت امام(ره) داشتند به مناسبت سالگرد حضرت امام(ره)، تصریح کردند که می‌خواهند در ایران اغتشاش و درگیری ایجاد کنند و به خیال خودشان می‌خواهند کار خیابانی کنند، اغتشاشات خیابانی راه بیندازند. این کار حضرت آقا در واقع مبتنی بر اطلاع ایشان بود از کارهایی که داشت صورت می‌گرفتند. این یک سند.

یک سند دیگر که خب تصاویرش هم هست اینکه در پایگاه حریر که در اطراف اربیل است آمریکایی‌ها در واقع مشغولند در یک گوشه‌ای از این پادگان، یک نقطه‌ای با یک فاصله‌ای از ساختمان‌های اصلی یک موقعیت ایجاد می‌کنند و در آنجا شروع می‌کنند به آموزش‌های خاص به عناصری از همین گروه‌ها و افراد دیگر. که آمریکایی‌ها اسم این را گذاشتند نیروهای داوطلب، داوطلب عمل، داوطلب اقدام؛ اینها را آموزش می‌دهند، تسلیح می‌کنند، تجهیز می‌کنند. یک چیزی در آموزش‌هایشان بر اساس آن چیزی که در رسانه‌ها از سمت خودشان درز کرد این بود که آموزش خنثی‌سازی اقدامات پلیس را یا منفعل کردن پلیس را به اصطلاح آموزش داده بودند. این نیروهای اغتشاشگر را آموزش داده بودند که چگونه می‌توانند سوار شوند روی ابتکارها و تاکتیک‌های پلیس. این هم یک سند.

سند دیگر این است که از حدود دو هفته یا سه هفته قبل از اغتشاشات، یک مذاکراتی در دوحه بعد از سفر جوزف بورل به تهران در رابطه با بحث هسته‌ای ایران شکل گرفت. آنجا گفته شد که ایران با اروپا به توافقاتی رسیدند و چرخه‌ی گفت‌وگوهای هسته‌ای یک مقداری فعال شد. ایران هم در این فاصله در خصوص بازرسی‌ها و آن سه مرکز ادعایی آژانس انعطاف‌هایی نشان داده بود و کار داشت با گفت‌وگو جلو می‌رفت؛ هم نمایندگان اروپا بودند و با یک فاصله‌ی مکانی نمایندگان آمریکا بودند. اما حدود دو هفته قبل از آغاز اغتشاشاتی که در شهریور شروع شد یک دفعه آمریکایی‌ها مذاکرات را متوقف کردند و این آقای رابرت مالی، که هم مسئول میز ایران، هم معاون وزیر خارجه آمریکا و هم مسئول مذاکرات هسته‌ای است در پاسخ به آقای جوزف بورل که می‌گوید چرا متوقف کردید، می‌گوید دو هفته صبر کنید ایران امتیازاتی خواهد داد که تعجب خواهید کرد و اتفاقاتی در ایران می‌افتد که خودشان می‌آیند دنبال ما و امتیازات ویژه‌ای خواهند داد!! خب این هم نشان می‌دهد که قبل از آغاز اغتشاشات، وضعیت اغتشاشات و برنامه‌ها و حتی زمان آغاز اغتشاشات تا حدودی معلوم بوده است.

** آقای دکتر شما به نقش گروهک‌های ضدانقلاب و تجزیه‌طلب کُرد اشاره کردید که از خیلی قبل‌تر طراحی و برنامه داشتند. رهبر انقلاب در بحث عواملِ میدانی علاوه بر تجزیه‌طلب‌ها، به بقایای رژیم پهلوی و منافقین و... ظرفیت‌های مختلفِ دشمن هم اشاره کردند. اینها نقش‌شان چه بود؟ چقدر شبکه‌هایشان را فعال کردند و چقدر ظرفیت‌هایشان را آوردند به میدان و وارد کار عملیاتی و میدانی این اغتشاشات شدند؟

تقریباً می‌شود گفت طیف دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی حتی آن جریاناتِ نرم متصل به نظام اینها تمام ظرفیت‌هایشان را پای کار آوردند؛ از منافقین تا سلطنت‌طلب‌ها تا کمونیست‌ها تا ملی‌گراها تا جریانات شبه مذهبی مثل انجمن حجتیه تا جریانات سلفی- تکفیری‌ها تا به هر حال گروه‌هایی که رسماً توسط کشورهای خارجی ساخته شدند مثل جیش‌العدل و چه دولت‌هایی که در این مسیر هم‌گرا شدند مثل اقلیم کُردی، مثل آذربایجان، حتی از داخل ارمنستان، دوبی، در بلوچستان و پاکستان و به یک شکلی سرویس امنیتی عربستان و جریاناتی که توسط این‌ها یا از کانال این‌ها و از معبر این‌ها وارد کشور شدند اینها همه پای کار بودند؛ می‌شود گفت این استثنایی‌ترین مصاف این‌ها با جمهوری اسلامی بود؛ حالا بعضی‌ها تعبیر جنگ احزاب به کار بردند از حیث اینکه یک ائتلاف کاملی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفت ولی خب حالا از یک بعدی هم شبیه نیست به خاطر اینکه وضع جمهوری اسلامی ۱۴۰۱ با وضع پیامبر(ص) در زمان جنگ احزاب قابل تطبیق نیست. بالاخره آن‌موقع حضرت رسول(ص) در اوج مظلومیت و ضعف از نظر عِده و عُده بوده اما وضع جمهوری اسلامی که این نیست، از نظر عِده و عُده جمهوری اسلامی غلبه داشت بر مخالفان خودش ولی از حیث اینکه آنها در صور اسرافیلشان بدمند و هرچه امکانات است جمع کنند یک‌جا بیایند پای کار، از این حیث جنگ احزاب بود. خب همه‌ی اینها پای کار بودند و حرفشان هم این بود که این دفعه تا حل نشود ول نمی‌کنیم، باید برویم تا حل مسئله. لذا برای اینکه این اتفاق بیفتد آمدند رهبری حرکت را هم رقیق کردند هم سیال کردند برای اینکه بتوانند همه را زیر این خیمه جا دهند و کسی خارج از خیمه نماند. مثلاً در کنفرانس برلین که به روایت پلیس آلمان ۳۷-۳۸ هزارتا در آنجا جمع شدند در حین اغتشاشات و در زمانی که فتیله اغتشاشات یک مقدار پایین آمده بود، در آنجا به منافقین گفتند شما جلوی تریبون نباشید و بروید یک خرده عقب‌تر و جریانات بیشتر اجتماعی را آوردند جلو تا جریانات شناخته‌شده‌ی سیاسی. رهبری کار را یک مقدار رقیق کردند تا بتوانند همه را جا بدهند.

دوم آمدند سیال کردند یعنی هر روز یک اسمی مطرح شد، هر اسمی یک طلوع و غروب داشت و این افراد می‌آمدند روی صحنه مطرح می‌شدند بعد محو می‌شدند، دوباره یکی جدید می‌آمد ظهور می‌کرد و دو روز بعد افول می‌کرد و باز فرد دیگر. این را می‌چرخاندند این ماجرای رهبری را، می‌چرخاندند به خاطر اینکه به اصطلاح همه را امیدوار نگه دارند، همه‌ی طیف‌ها را امیدوار نگه دارند. از همه‌ی ظرفیت‌های نظامی استفاده شد، از ظرفیت قتل، از ظرفیت خودکشی، از ظرفیت آتش زدن، از ظرفیت اتهام‌پراکنی، دروغ‌پردازی، حتی از ظرفیت رسانه‌های معتبر استفاده کردند. مثلا واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز برای خودشان اعتباری داشتند اما اینها هم در این صحنه وارد شدند و آبروی خودشان را وسط آوردند. خودشان می‌دانستند فلان خبر دروغ است و می‌دانستند این دروغ پایدار نمی‌ماند (مثلاً ماجرای فوت رهبری یا ماجرای جانشینی رهبری بالاخره یک چیزی نبود که عقل زیادی بخواهد که این را تشخیص دهد خب چهار روز بعد رهبری می‌آمدند صحبت می‌کردند و چیزی باقی نمی‌ماند برای اعتبار این رسانه‌ها) اما با علم بر این هزینه‌ی گزا، باز این این کار را کردند.

** در واقع تمامی ظرفیت‌هایشان را خرج کردند.

بله، این کار را کردند. مثل اینکه یک کسی یک پولی کنار می‌گذارد برای روز مبادا اینها روز مبادایشان امروز بود. پس می‌توانیم بگوییم که هیچ ظرفیت ذخیره‌ای را اینها نگه نداشتند، همه‌چیز را آوردند جلو و حالا هزینه‌شان خیلی زیاد است. اینها حالا که شکست خوردند، مدتی دچار مشکل می‌شوند برای اینکه بتوانند دوباره تدارکاتی را ایجاد کنند و به میدان بیاورند. شما نگاه کنید در این صحنه خیلی سریع راجع به تجزیه ایران صحبت شد، خیلی صریح راجع به اینکه پلیس را بُکُشید صحبت کردند و هیچ جریانی در دنیا نمی‌آید اینگونه صحبت کند بگوید بُکُشید! می‌گوید من کُشته شدم اما نمی‌آید در تلویزیون بگوید که بُکُشید! پلیس را بُکُشید! یک کسی مذهبی بود بُکُشید! یک کسی ظاهر مذهبی داشت بُکُشید! مساجد را آتش بزنید! قرآن را بسوزانند بعد در وبسایت‌هایشان نمایش بدهند. این موضوعات خب خیلی موضوعات عصبی‌کننده و تحریک‌کننده‌ای بود. حالا چرا این کار را کردند؟

اولاً آمده بودند که تمام کنند و حرکتشان هم دیوانه‌وار بود. من نمی‌خواهم بگویم حساب همه‌چیز را کرده بودند، به خیال خودشان می‌شد با این روش به هدف و نتیجه رسید ولی دیوانه‌وار بود به خاطر اینکه اینها باید ملت ایران را شناخته باشند بعد از ۴۴ سال. مگر می‌شود شما قرآن را آتش بزنید و یک جمعیت عظیمی در ایران نیاید به صحنه؟ مگر می‌شود شما پلیس را بکشید یکی مثل شهید روح‌الله عجمیان، یک جوان کارگر فقیر را در خیابان بُکُشید و کشته شدن این در ایران بازتاب نداشته باشد؟ خب اینکه مشخص است، یک آدم خیلی ساده هم باید بفهمد که ایرانی‌ها چه‌جور شخصیتی دارند؟ چه چیزی آنها را دور هم جمع می‌کند؟ چه چیزی باعث وحدتشان می‌شود؟ اینها را طبیعتاً می‌دانستند ولی اقدام کردند. یعنی علی‌رغم این آمدند جلو و مثل آن ضرب‌المثلی که می‌گوید «مرگ یک‌بار شیون هم یک‌بار» گفتند می‌رویم تمام می‌کنیم ولی حرکتشان انصافاً دیوانه‌وار بود.

** آقای دکتر در سال‌های اخیر ما قضایای فتنه ۸۸ را داریم، آشوب‌های سال‌های ۹۶ و ۹۸ را داریم. اغتشاشات ۱۴۰۱ از حیث مُدل و الگو با آن موارد چه تفاوت‌هایی داشت؟

ببینید در آنجا موضوع صحنه‌ای بود، زنجیره نبود. یک صحنه‌ای بود یک جریانی را اینها می‌توانستند فعال کنند و معتقد نبودند که می‌شود کار را تمام کرد یا باید کار را تمام کرد. معتقد بودند این کارها آن نتیجه‌ای که می‌خواهیم را به دست می‌آورد کما اینکه راجع به تحریم‌ها هم همینطور فکر می‌کردند و می‌گفتند تحریم‌ها کفایت می‌کند، شما همین خطِ تحریم را بروید جلو جمهوری اسلامی یا نابود می‌شود یا تسلیم می‌شو.راجع به اغتشاشات هم اینها معتقد بودند که همین مقدار کفایت می‌کند برای چاشنی آن کاری که در تحریم‌ها ما انجام می‌دهیم برای اینکه حکومت را بترسانیم. فضای داخلی ایران هم فضای منسجمی نبود یعنی مثلاً دولت ما یک دولتی بود که نسبتش با خود جمهوری اسلامی خیلی معلوم نبود در سال ۹۸ و قبلش ۹۶. در این دوره‌ها نسبت دولت با جمهوری اسلامی خیلی روشن نبود، آنها کانال داشتند داخل دولت و دولت را مدیریت می‌کردند، خیلی راحت دولت را مدیریت می‌کردند. بعضی‌ها واقعاً نیازی به اینکه آمریکا بخواهد خرج کند برای اینکه اینها همراهی کنند ندارند.

آنجا اغتشاشات مکمل طرح دشمن و به صورت صحنه‌ای برای به ثمر رساندن آن ماجرای تحریم اقتصادی بود. اغتشاشات چاشنی بود برای اینکه جمهوری اسلامی را متقاعد کنند به اینکه راهی جز تسلیم ندارد اما در این صحنه آنها متوجه بودند که این کارزار فشار اقتصادی تمام شده و نظام از آن عبور کرده و اینجا اغتشاشات خودش شد موضوع، یعنی خود اغتشاش شد موضوع اول و راهی برای اینکه به اصطلاح ایران را به تسلیم وادار کنند لذا گسترش و توسعه پیدا کرد، خشن‌تر، عریان‌تر و پرتعدادتر شد به لحاظ سازمان‌ها و تشکیلات، ذخائر را آوردند وسط، این کارها را در پروژه‌های قبلی نکرده بودند.

** رهبر انقلاب در یک تفکیک کلی درباره‌ی عاملین این قضیه یک عده را گفتند همین جریانات معاند و گروهک‌ها و... هستند و یک عده را هم گفتند نوجوانان و جوانانی که تحت تأثیر فضای‌مجازی، هیجان‌زدگی، فریب خوردن و... درگیر شدند. یعنی زمینه‌های فرهنگی‌اجتماعی را اشاره کردند که وجود داشته و دشمن روی این سوار شده است. بالاخره بخشی از نوجوان‌ها یا جوان‌ها خیلی با سنت‌ها و عقاید دینی همراه نیستند و سبک زندگیِ به شدت مجازی‌زده‌ای هم دارند.

بسترهای فرهنگی‌اجتماعی اغتشاشات را شما چطور تحلیل می‌کنید؟ سازماندهی اتفاق افتاده در این زمینه و بحث اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی را چطور باید صورت‌بندی کنیم؟

یک تعبیری من دیدم در این کتاب " توسعه‌ی شبکه‌های سکولارلیبرال در جوامع اسلامی" که دو نفر به نام آنجلس راباسا و چریل بنارد نوشتند که اینها دو نفر از نویسندگان مرتبط با یک کانون در نیویورک هستند که در آنجا یک گروه تشکیل شدند از جمله بعضی چهره‌های ایرانی، چهره‌های سرشناس رسانه‌ای که در آنجا حضور دارند، بعضی چهره‌هایی که تابعیت دوگانه دارند مثل شیرین هانتر مثلاً یا همین جریان به اصطلاح نمازی‌ها اینها وصلند به آن حلقه‌ی مرکزی. این شبکه‌های سکولار وصل می‌شوند به یک مرکز برنامه‌ریزی و به تعبیر ما یک آشپزخانه. در آنجا در صفحه ۱۳۳ این کتاب تعبیری دارد که جالب است می‌گوید: «برخی سازمان‌های جامعه‌ی مدنی در حال ظهور در خاورمیانه را می‌توان به شبکه‌هایی مرتبط ساخت که بر دموکراسی‌سازی و ترویج اسلام میانه‌رو و لیبرال متمرکز هستند» حالا این بحث‌ها مثلاً مربوط می‌شود به ۱۵- ۱۶ سال پیش. این کتاب مربوط به ۱۵- ۱۶ سال پیش می‌شود و این بحث‌ها مربوط به ابتدای شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی است.

خب ببینید در اینجا ما سه تا اقدام کنار هم را شاهد هستیم. یک اقدام همین شبکه‌های اجتماعی‌اند و به تعبیری گروه‌های بی‌نام‌ونشانند. افراد بی‌نام‌ونشانند که اینها بر اساس یک سری تمایلات وارد یک بستر به شدت غرب‌زده و غرب‌گرا می‌شوند و بدون اینکه خیلی توجه هم داشته باشند به شدت وارد این خانه و عضو این خانه می‌شوند، عضو این خانواده می‌شوند و از اینجا مطلب می‌گیرند و به اینجا مطلب می‌دهند، تحت سرپرستی قرار می‌گیرند، به آنجا خدمت می‌رسانند یعنی هم هدایت می‌شوند و خط می‌گیرند، هم سربازی می‌کنند. تولیدات اینها در راستای آن شبکه و هدف شبکه اتفاق می‌افتد. آن‌وقت یک هویت پیدا می‌کنند، یک فرهنگ می‌شود، یک سبک زندگی پیدا می‌کنند. اینها یک جریانند که هدایت اینها پیوسته و در عین حال خیلی نرم و ناشناخته است.

دسته‌ی دوم بعضی شبکه‌ها در جامعه هستند که اینها هویت فنی خودشان را دارند، هویت تخصصیشان را دارند مثلاً انتشارات و مراکز نشر. خب مرکز نشر تخصصش این است که کتاب می‌گیرد چاپ می‌کند و در جامعه توزیع می‌کند و محصولات بر اساس ارزش ذاتی خودش در آن مرکز نشر پذیرفته می‌شوند، ارزش‌گذاری و توزیع می‌شوند. یا مثلاً کافی‌شاپ‌ها؛ خب اینها یک جریان اقتصادی و اجتماعی هستند که بر اساس نیازهایی که شهروندان پیدا می‌کنند به اینها خدمات می‌دهند و دخالت هم نمی‌کنند در محتوای آن چیزی که به آن خدمات می‌دهند. خدمات می‌دهند و پولش را می‌گیرند. یا مراکزی مثل آموزش زبان خارجی؛ خب آموزش زبان خارجی هم یک مرکز خدمات تخصصی‌ است. فرد مراجعه می‌کند و می‌خواهد زبان انگلیسی یاد بگیرد. خب زبان انگلیسی یک روش آموزشی دارد، یک زمان خاصی مورد نیاز است، اساتیدی هم که می‌توانند آموزش بدهند تخصص‌هایی دارند. اینها علی‌رغم اینکه کارکردهای تخصصی خودشان را داشتند اما کارکردهای سیاسی بهشان دادند. بعد اینها را به هم اتصال دادند، شبکه کردند؛ شبکه‌ی کافی‌شاپ‌ها، شبکه‌ی گالری‌ها در حوزه نقاشی، شبکه‌ی مراکز زبان، حتی این اواخر این مراکز جا به جایی مسافر و بعضی تاکسی‌های اینترنتی و از این قبیل و... اینها را هرکدام را جدا جدا سازمان دادند ولی اینها به هم ربط روشن نداشتند؛ مثلاً گالری‌ها یک جریان بودند، کافی‌شاپ‌ها، زبان‌کده‌ها، اینها هرکدام برای خودشان یک شبکه بودند جدا جدا و در اغتشاشات اینها دستور واحد گرفتند یک‌دفعه، مثل یگان‌هایی که جدا جدا آموزش می‌دهند و یک دستور صادر می‌شود همه‌شان به خط می‌شوند. ما یک اسنادی هم داریم و این سیاسی شدن اینها هم یک اتفاق طبیعی نبوده که حالا مثلاً من یک گالری دارم و ضمناً یک علاقه‌ی سیاسی هم دارم و حالا می‌خوام علاقه‌ی سیاسی‌ام را هم دخالت بدهم.

ما خبر داریم که سفارت فرانسه رفته به چندین گالری اطراف دانشگاه تهران مراجعه کرده و یک سری کالاهای خاص را که مربوط به یک طیف خاصی بوده که اینها مراجعه می‌کردند به آنجا با قیمت گزاف خریده؛ مثلاً تابلویی را که حداکثر ۳۰ دلار ارزش داشته را ۳۰۰۰ دلار خریده و این ارتباط گرفته. خب آن گالری برایش خیلی جذاب بوده که چه خوب! چه بازار پررونقی پیدا شد و من این کالاهایی را که روی دستم مانده بود را با چه قیمت‌های بالایی دارند از من می‌خرند و این اتصال و ارتباط برقرار می‌شود. بعد از مدتی به اینها می‌گویند شما اصلاً در این مسیر کار کنید و بعد اینها تبدیل می‌شوند به واحدهای آن مرکز عملیاتی که می‌خواهد اینها را مدیریت و هدایت کند. این در واقع نفوذِ نیمه‌سخت است چون اینجا پول رد و بدل می‌شود، سفیر دارد برنامه‌ریزی می‌کند، کالا دارد جابه‌جا می‌شود.

** دسته‌ی سوم شامل چه عواملی می‌شود؟

دسته‌ی سوم در اینجا آن سازمان‌های سیاسی هستند که این سازمان‌های سیاسی اصلاً مدعایشان سیاسی است برخلاف آن دوتا دسته‌ی دیگر، آن بچه‌ای که پشت اینترنتش نشسته و آن فرد صاحب گالری یا آن زبان‌کده، آنها ادعای سیاسی ندارند و اصلاً مبنایشان سیاسی نیست اما اینجا چرا، اینجا مبنایشان سیاسی است، یک حزب است، یک روزنامه است، یک دانشکده علوم سیاسی است. اینها در واقع باز یک فرم طبیعی دارند و یک فرم غیرطبیعی دارند. کِی غیرطبیعی می‌شود؟ موقعی که اصول مسلّم سیاسی که در هر کشوری مورد توجه است زیرپا گذاشته می‌شود. اغتشاش به هم ریختگی جامعه است، قتل، آتش زدن، به هم‌ریختن، قوانین را زیرپا گذاشتن، امنیت را از مردم سلب کردن، خب اینها در همه جای دنیا خط قرمز است. در هیچ فرهنگی در هیچ زمانی از تاریخ این موضوعات توجیه نشده، پذیرفته نشده. حتی در انقلاب‌ها این را نمی‌پذیرند یا مثلاً تجزیه‌ی یک کشور خب این اصلاً منطق ندارد و در هیچ جای دنیا هیچ ملتی و هیچ گروهی نمی‌تواند از تجزیه‌ی کشور حمایت کند یا نسبت به آن بی‌توجه باشد یا مثلاً در خصوص پرچم خب پرچم نماد ملی یک کشور است، کسی نمی‌تواند بگوید من ملی هستم اما حالا پرچم را بی‌احترامی کردم که کردم چه اهمیتی دارد این؟ خب اینها خطوط قرمز ملت‌ها هستند. این می‌شود کارکرد غیرطبیعی یک حزب، یک دانشکده علوم سیاسی، یک روزنامه.

خب در این صحنه چه شد؟ آن جریان اول که دیگر حالا یک تربیتی پیدا کرده بودند (البته حالا حجم و عددشان هم حجم و عدد خیلی غالبی هم نیست، ضرر و مسئله دارد ولی اینطور نیست که آن دسته‌ی اولی‌ها را ما بگوییم یک اکثریتی از جوان‌های ما اینگونه هستند، ضمناً همه‌شان هم اهل عملیات نیستند. این هم نیست که بگوییم هرکسی سرش در این شبکه‌ها بود حتماً اغتشاشگر هم هست) و دسته‌ی دومی‌ها که شبکه شدند و دسته‌ی سومی‌ها آن احزاب و... به هم پیوست شدند و هرکدام از اینها در این فضا مثل یک صحنه‌ی تئاتر، اینها عمل کردند.

شما نگاه کنید آقای خاتمی اول اغتشاشات یک علامت محدود می‌دهد که ما با شماییم و عناصری که مرتبطند با آقای خاتمی یک علامتی می‌دهند. بعد این تئاتر می‌آید در یک نقطه‌ای حالا نیاز به نور زرد دارد. خاتمی می‌آید بیانیه می‌دهد می‌گوید بله این شعار «زن، زندگی، آزادی» شعاری است که مردم راه خودشان را پیدا کردند و حکومت بهتر است که با آنها همراه شود و به اینها کمک کند!!

بنابراین اینها یک جریان شدند و این اصلاً اتفاقی نبوده. انتشار آن یادداشت آقای میرحسین موسوی قبل از اغتشاشات و اتهام‌زنی راجع به رهبری و جانشینی رهبری که بعد از آن در روزنامه‌ی واشنگتن‌پست تبدیل به یک مقاله‌ای شد و این ادعا آنجا مطرح شد اینها اصلاً با هم بی‌ارتباط نیستند، نمی‌توانند بی‌ارتباط باشند، جنس‌شان یکی است چون اینها همدیگر را نقد نمی‌کنند. میرحسین نمی‌گوید که بله من این را گفتم ولی این ربطی به من نداشت. آقای خاتمی نمی‌گوید اینهایی که رفتند شهید روح‌الله عجمیان را آنگونه به شهادت رساندند به من ربطی ندارند. تأیید نمی‌کند، رد هم نمی‌کند. بعداً آخر کار هم می‌آید می‌گوید حق با اینهاست که گفتند زن، زندگی، آزادی. یعنی اینجا می‌آید مشخص می‌کند. اینها اصلاً اتفاقی نیستند. به صورت تنظیم شده، برنامه‌ریزی شده آمده جلو و یک صحنه‌ی تئاتری را اینها خواستند شکل دهند ولی خب غافل بودند از اینکه آن شخصیت اعظم و آن ملت و آن تماشاچی هوشیار متوجه است که چه اتفاقی دارد روی صحنه می‌افتد.

** برخی چهره‌های فعالِ سلبریتی‌های ورزشی و هنری در این قضیه‌ی اغتشاشات هم در دسته‌ی دوم قرار می‌گیرند؟

بله در دسته‌ی دوم قرار می‌گیرند. چرا دسته‌ی دوم؟ برای اینکه اینها کارکرد تخصصی دارند اما می‌بینیم به‌عنوان نمونه علی دایی علی‌رغم اینکه برایش توضیح داده شده، مفصل کسانی رفتند توضیح دادند که آقا بیا برویم خانه‌ی این آدمی که تو ادعا کردی، بیا برویم آنجا پدرش را ببین مادرش را ببین اقوامش را ببین، این اینجوری بوده. خب حرف از این محکم‌تر نمی‌شود که آقا تو این یک موردی که برداشتی ادعا کردی را بیا تا تهش برویم ببینیم چیست. باز ایشان می‌آید دو ماه بعد از آن ماجرا برای روزهای ۱۴,۱۵,۱۶ باز مطلب می‌زند، مغازه‌اش را تعطیل می‌کند. خب این معلوم است که بحث اشتباه نیست، بحث موردی نیست، یک جریانی است. در بستر هنری‌اش هم همین است لذا می‌بینید که هرروز خبر می‌دهند که یک هنرپیشه‌ای کشف حجاب کرد و...

** در تحلیل کلان ماجرا، بحثی که رهبر انقلاب مطرح کردند این بود که اقدام دشمن و این طراحی‌ای که داشت اقدامی از روی «انفعال» بوده است. یعنی در مقابل حرکتِ پیشرفت و اقتدار کشور اینها دست به این اقدام زدند.

به عنوان سوال آخر این موضوع را چگونه تحلیل می‌کنید؟

این مسئله از دو منظر قابل بررسی است. یک منظر این است که خب غربی‌ها در سالهای اخیر به شدت نگران شدند که آن سرمایه‌گذاری که آنها طی بیست سال، شاید هم بیشتر کرده در داخل ایران و یک کسانی را از داخل جامعه‌ی جمهوری اسلامی جذب کردند که بعضی از این مجذوبین به شکل افتضاحی در خدمت آن دستگاه سیاسی آمریکا قرار گرفتند (امثال علی افشاری) و بعضی‌های دیگر هم نه، فنی‌تر کار کردند، یک خرده محترمانه‌تر کار کردند و اینها آرام آرام در نظام جمهوری اسلامی وجه حداکثری به خودشان گرفتند یعنی یک حداکثری در دولت، در مجلس، در دانشگاه، در شوراهای سیاست‌گذاری کشور، در مراکز کارشناسی، در رسانه‌های ما و جاهای مختلف حتی در صدا و سیما و در احزاب، در دسته‌های سیاسی، در آن شخصیت‌هایی که دیگر مطرح شده بودند، شخصیت‌های برجسته‌شده. خب این جریان در نظام تبدیل شده بود به یک جریان حداکثری و داشتند نظام را از داخل از بین می‌بردند. آن تعبیر صورت و سیرت نظام که حضرت آقا در دانشگاه علم‌وصنعت سال‌ها پیش فرمودند که ممکن است یک زمانی برسد که جمهوری اسلامی به لحاظ اسم باشد ولی از لحاظ محتوا نباشد ناظر به همین بود. خب اینها آمده بودند در سیستم جمهوری اسلامی وجه حداکثری پیدا کرده بودند. نظام طبیعتاً باید خودش را خلاص می‌کرد از این صحنه. پس یک مطلب این است که غربی‌ها می‌خواهند عوامل خودشان را برگردانند در صحنه‌ی جمهوری اسلامی. احساسشان این است که آقای رئیسی کارهایی دارد می‌کند که اگر به نتیجه برسد یک انتخابات پرشوری را جمهوری اسلامی رقم می‌زند و اینها را از صحن و سرا کاملاً پاکسازی می‌کند و این سرمایه‌گذاری غرب را کاملاً بر باد می‌دهد. بنابراین این کاملاً باید برگردد. این یک منظر است به این موضوع.

یک منظر دیگر خارج از این بحث‌های داخلی این است که ما در سطح بین‌الملل در یک شرایط ویژه‌ای قرار داریم. یعنی نظام جهانی در حال تغییر و دگرگونی است و غربی‌ها عقب افتادند از این قافله و همه‌چیز دارد به ضرر آنها پیش می‌رود و آنها هم نمی‌توانند روی این روند اثر بگذارند و یکی یکی هم دارند اعتراف می‌کنند که آقا اوضاع دارد تغییر می‌کند.

رئیس جمهور فرانسه می‌آید می‌گوید که غرب مرجعیتش را از دست داده، آمریکا دیگر ابرقدرت نیست. پاپ می‌آید مشابه همین را می‌گوید. در داخل کشورهای دیگر هم همین حرف است. وضعیت اتحادیه اروپا هم رو به افول است. آمریکا در حال از دست دادن نفوذش است و غرب در حال محاصره شدن توسط مخالفینش است و اینجا سه کشور نامدار وجود دارد که دارند فعال عمل می‌کنند: ایران، چین و روسیه. این سه‌تا باید ضربه بخورند. هرکدام به شکلی باید آسیب ببیند. یک کسی باید ضربه‌ی نظامی بخورد، روسیه. یک کسی باید ضربه‌ی امنیتی بخورد، ایران. یک کسی ضربه‌ی اقتصادی بخورد، چین. یک فرایند اینها تعریف کردند برای اینکه بتوانند این ارابه را اگر متوقف نمی‌شود کرد دست کم کُند کنند. فلذا این طراحی‌ها برای ایران انجام و دنبال شده و می‌شود. این هم یک منظری است که اینجا دیگر بحث این نیست که بخواهند صرفاً موافقین خودشان را برگردانند داخل دولت؛ یک کسی شبیه روحانی، شبیه میرحسین، شبیه خاتمی بیاید بالا که جمهوری اسلامی را نگه دارد و متوقف کند. فراتر از این است.

البته این دو رویکرد قابل اتصال هم هستند یعنی کاری که غربی‌ها در منظر دوم دنبال می‌کنند با تکیه بر آن منظر اول هم می‌توانند پیش ببرند یعنی تلفیق می‌شود کرد. متوقف کردن ایران با ترکیب عنصر خارجی و داخلی.

ولی من گمانم این است که الان غربی‌ها روی منظر اول بیشتر دارند کار می‌کنند و معتقدند که اگر می‌خواهند جمهوری اسلامی را متوقف کنند با داخل می‌شود متوقفش کرد با خارج نمی‌شود. اینها معتقدند و می‌گویند هم. همین چند روز پیش هم روزنامه‌ی واشنگتن‌پست یک مقاله‌ای زده بود که ترجمه‌اش در روزنامه‌ی کیهان چاپ شد. آنجا واشنگتن‌پست می‌گوید که شما دارید اشتباه می‌کنید. نمی‌توانید با آن روش‌های گذشته به نتیجه برسید. روش ترامپ جواب نداد و روش بایدن هم جواب نمی‌دهد. بروید با ایران به یک نقطه‌ای برسید و بعد اشاره می‌کند که شما بدون برساختن نیروهای داخلی نمی‌توانید درباره‌ی ایران به نتیجه برسید. بروید به دموکراسی‌خواهان در ایران کمک کنید. اینطوری دارد صحبت می‌کند. یعنی همین چیزی که من اینجا از این کتاب خواندم شما عین همین را با یک بیانی در واشنگتن‌پست می‌توانستید ببینید.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 427
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران