منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
شنبه 07 آبان 1401

 

بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه درباره اغتشاشات اخیر منتشر شد

متن کامل بیانیه مشترک و بسیار مهم وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه درباره اغتشاشات اخیر منتشر شد.

  بیانیه‌­ی تبیینی مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران پیرامون « مداخلات رژیم آمریکا در اغتشاشات اخیر کشور» منتشر شد. متن این بیانیه به شرح ذیل است:

با عرض تسلیت شهادت جمعی از هموطنان در حرم حضرت احمد بن موسی (علیه­السلام) و شهدای امنیت کشور و دعای متضرعانه در محضر خدای سبحان برای علّو درجات آن شهدا و صبر و اجر صبر برای بازماندگان داغدار آن­ها و شفای کامل و عاجل مجروحین و آسیب­دیدگان واقعه­ی تروریستی آن حرم مطهر، همراه با عهدی از سوِیدای وجود با آن شهدا و با خدای عزوجّل بر پی‌گیری اطلاعاتی همه­جانبه، دقیق و با تمام توان تا کشف و مجازات کلیّه­ی عوامل این جنایت وحشیانه و حامیان آن­ها، در هر زمان و هر مکان که باشند، به استحضار ملّت شریف ایران می­رساند: در مورد ابعادی از اغتشاشات اخیر، پیش از این و طی بیانیه­ی تبیینی مورخ 8 مهرماه گذشته، اطلاعات و توضیحاتی ارائه شد. اینک با حصول اطلاعات متقن و جدید، همچنین با رفع محذورهای حفاظتی و امنیتی از بخش دیگری از اطلاعات موجود، توضیحات بیشتری را به آگاهی مردم سربلند ایران اسلامی می­رساند و در این راستا، پیشاپیش توضیح سه نکته را ضروری می­داند:

نخست) در بیانیه­‌ی حاضر، اتقان داده­‌ها و مستند بودن آن­ها مورد تأکید ویژه­‌ای بوده است. بنابراین نهایت تلاش به­ کار رفته تا اطلاعاتِ حاصله از روش­‌های مختلف اطلاعاتی در این­جا عرضه شوند.

دوم) بر اساس اطلاعات موجود، محرز شده است که زمینه­‌سازی، مقدمه­‌چینی و نیز بخش مهمی از عملّیات اجرایی آشوب‌­های اخیر توسط سرویس­‌های جاسوسی بیگانه در قالب بسته‌یی طراحی و به واسطه برخی گروه­‌ها و شبکه­‌های مرتبط با آن­ها به روش­های مختلف درون کشور پیاده­‌سازی شده است؛ از سوی دیگر واقعیت مهم دیگری نیز وجود دارد مبنی بر این­که این سرویس­‌ها در عملّیات اخیر خود تلاش کرده­‌اند از بسترها و زمینه­‌های برخی نارضایتی‌های موجود در جامعه سوء استفاده کرده و حتی­‌المقدور پروژه­‌های اطلاعاتی خود را بر سوء استفاده از این بسترها و زمینه­‌ها استوار سازند.

سوم) رصدهای دقیق و مستمر اطلاعاتی در بیش از یک­سال گذشته، همچنین مستندات موجود از مقطع اغتشاشات اخیر و نیز اطلاعات به­ دست آمده از سناریوهای دشمن برای مقطع پسا بحران، مصادیق فراوان و استنادات غیرقابل انکاری از نقش­‌آفرینی همه جانبه­‌ی رژیم تروریستی آمریکا در طراحی، اجرا و استمرار غائله­‌ی مذکور دارد. بنابراین تمرکز مبنایی بیانیه­‌ی حاضر بر نقش رژیم مافیایی آمریکا، هم­پیمانان و پیاده نظام­شان در اغتشاشات اخیر کشور، در سه مقطعِ پیش، حین و پسا آشوب­‌های کشورمان می­‌باشد.

بخش اول) مرحله ­ی پیش از آشوب

رژیم سفاک آمریکا در وقایع اخیر با مستمسک قرار دادن ماجرایی دردناک و پیش از اعلام نتایج تحقیقات (درگذشت مرحومه امینی)، با نوعی شعف و خرسندیِ پنهان ناشدنی که در کلیه­‌ی سخنان و موضع­گیری­‌های مقامات آن رژیم موج می­‌زد، یک پروژه­ی از پیش طراحی و آماده شده
(و حتی چند نوبت به تعویق افتاده) را آغاز کرد. بدیهی است که رژیم آمریکا اساساً نسبت به رویدادهای جهان نگاهی ابزاری و سوء­استفاده­‌گر دارد. این در حالی است که آن رژیم در خصوص رویدادی عمدی، قطعی، دردناک، آشکار و ضدحقوق­‌بشری همچون قتل فجیع و مُثله­‌کردن وحشتناک جمال خاشقچی که به اذعان خودشان اقدامی تعمدی از سوی رژیم بَدَوی آل سعود بود و به وحشیانه­‌ترین شکل ممکن روی داد، بسیار آسان و سریع از کنار آن گذر کرد.

همچنین است موضع آن رژیم در قبال قتل عمد (و نه فوت ناگهانی) خانم شیرین ابوعاقله توسط صهیونیست­‌های خون­خوار، که با بی­‌تفاوتی کامل دولت تروریست­‌پَرور آمریکا مواجه شد. از همین قبیل است قت‌ل­های وحشیانه­‌ی رنگین پوستان آمریکا توسط پلیس نژادپرست آن رژیم که روزانه به چندین جنایت منجر می­‌شود و تنها تعدادی از آن­ها که تصویربرداری شده­‌اند، به اطلاع عموم می­‌رسند.

مستندات اطلاعاتی موجود نشان می­‌دهند سرویس جاسوسی سیا (C.I.A) با همکاری سرویس­‌های جاسوسی هم پیمان و نیابتی­‌های مُرتجع، پیش از آغاز آشوب­‌ها، به شیوه‌هایی که اشاره خواهد شد برای راه­‌اندازی یک غائله­‌ی سراسری در ایران با هدف ارتکاب جنایت علیه ملّت بزرگ ایران و تمامیت ارضی کشور و نیز زمینه­‌سازی برای تشدید فشارهای خارجی، طراحی مبسوطی به‌عمل آورده بود.

طبق اطلاعات موجود نقش اصلی را در این میان آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (C.I.A) به عهده داشت و از همکاری نزدیک سرویس اطلاعات خارجی انگلیس خبیث، سرویس اطلاعات خارجی رژیم کودک­‌کش صهیونیستی (موساد) و سرویس اطلاعات خارجی اَشرافیت بَدَوی آل سعود و چند کشور دیگر برخوردار بود. اطلاعات معتبری در اختیار است که برنامه­‌ریزی و اجرای عملّیاتی بخش عمده­‌ی آشوب­‌ها توسط سرویس موساد با همکاری شقی­‌ترین گروهک­‌های تروریستی صورت گرفته است.

شایان ذکر است که پیش از حادثه­‌ی اخیر و از سال گذشته، ائتلاف مذکور، موضوعات و مناسبت­‌های دیگری را برای آغاز آشوب­‌ها طراحی کرده بودند که با الطاف حضرت احدیت و تلاش­‌های سربازان گمنام امام زمان (عج) و جامعه­‌ی اطلاعاتی پرافتخار کشور خنثی شده بودند؛ مقاطعی همچون سالگرد برخی وقایع سال­‌های گذشته، مقطع اجرای طرح بزرگ و ملّی مردمی­‌سازی یارانه­‌ها در اوایل سال جاری، و پروژه­ی آمریکایی کشف حجاب در 21 تیرماه گذشته و ...

اما برخی اقدامات سرویس­های جاسوسی فوق­‌الاشاره برای زمینه­‌سازی آشوب­ها به شرح ذیل بوده است:

1- تأسیس شبکه­‌ی «سازمان­ های همدستان»

دولت تروریستی آمریکا پس از ناامیدی از مقابله با ملّت بزرگ ایران در عرصه­‌های نظامی وتحریم­‌های ظالمانه و غیر انسانی، در سال­‌های اخیر با بکارگیری شبکه­‌ای خبیث از سازمان­‌های موسوم به همدستان(1) برای شبکه­‌سازی و نفوذ در بخش­‌های اجتماعی سرمایه­‌گذاری نموده است. سازمان­‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در پوشش فعالیت­‌های حقوق بشری و ترویج دموکراسی، با اختصاص میلیاردها دلار بودجه در سال تلاش کردند عناصر مستعد را شناسایی و به شبکه­‌های همسو و غربگرا متصل نمایند. این شبکه‌ی نفوذی به عنوان پیاده نظام تغییرات اجتماعی، وظیفه ایجاد مطالبات کاذب، انحراف در مطالبات مردمی و تحریک عمومی برای ایجاد نارضایتی را برعهده دارند.

 در سال­‌های اخیر بخش­‌هایی از این شبکه در سطوح و اصناف مختلف شناسایی و با همکاری جامعه اطلاعاتی کشور مورد برخورد قرار گرفتند. با ضربه به زنجیره تأمین مالی و شناسایی عناصر این شبکه­ی نفوذی در رسانه­‌ها و سایر بخش­‌ها، پروژه محوری دولت دژخیم آمریکا در دولت ترامپ برای ایجاد اعتراضات گسترده با شکست روبرو شد. با این حال دشمن طی ماه­های اخیر با صرف بودجه­ی مضاعف و به­‌کارگیری روش­های متنوع تلاش نمود تا مجدداً زمینه شکل­‌گیری اغتشاش­‌ها را فراهم نماید.

  2– مصادیق تلاش آمریکایی‌­ها برای شکل­‌گیری و بحران­‌سازی در حوزه­‌های فرهنگی و اجتماعی:

     1/2- برگزاری نشست حقوق بشر اسلو

  این نشست سوم تا پنجم خرداد ماه سال جاری با حمایت دولت آمریکا و مؤسسات صهیونیستی در اسلو نروژ برگزار گردید. مهمترین هدف این نشست، گستراندن پوشش به اصطلاح پشتیبانی از کمپین­‌های موسوم به «حمایت از حقوق زنان و اقلیت­‌ها در ایران» و ایجاد همگرایی بین این قبیل عناصر در ایران و افغانستان بوده است. من‌جمله در مذاکرات پنهان مقامات سیا در حاشیه این اجلاس با یکی از زنان مزدور (که از سخنرانان این نشست بود)، علاوه بر موضوع زنان، به لزوم بهره‌برداری از هر حادثه­‌ای من­‌جمله حادثه­‌ی متروپل آبادان برای شکل­‌گیری اعتراضات گسترده تأکید می­‌نمایند! و البته آن عنصر ضدانقلاب پس از دریافت دستور از مقامات سازمان سیا در این زمینه بسیار تلاش کرد و تا مدت­‌ها سوءاستفاده از حادثه­‌ی غمبار برج متروپل آبادان را در دستور کار خود داشت.

2/2- القای بحران کارآمدی

عوامل آمریکایی پس از حادثه ناگوار هواپیمای اوکراینی و نیز پس از واقعه متروپل آبادان، به عوامل رسانه­‌ای خود تأکید داشتند از هر چالش و مشکلی برای القای بحران کارآمدی و استنتاج عدم مشروعیت نظام در عرصه­ی داخلی و بین­‌المللی استفاده نمایند. این خط ابلاغی عیناً، هم در نارسانه‌های آمریکایی- انگلیسی- سعودی و نظایر آن­ها و هم در آشوب­‌های اخیر از دنباله­‌روان آن بلندگوها به کرات تکرار شد.

 3/2- مطالبه سازی کاذب؛ با هدف پنهان کردن تأثیر تحریم­‌های ظالمانه

آمریکایی­‌ها با استفاده از شبکه نفوذی خود که بعضاً از عناصر تأثیرگذار اجتماعی بودند؛ تلاش کردند با مطالبه­‌سازی کاذب در حوزه­‌های فرهنگی و اجتماعی، تأثیر تحریم­‌ها بر زندگی مردم و کمبودهای موجود را به ناکارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران منتسب نمایند. اطلاعات پنهان موجود نشان از طراحی موازی توسط مافیای رسمی آمریکایی دارد. از یک سو اعمال شدیدترین تحریم­های وحشیانه علیه ملّت ایران، و از سوی دیگر ابلاغ به رسانه­‌های وابسته که برای کمبودها و مشکلاتِ مردم اشک تمساح بریزند و هر مشکل و کاستی پدید آمده را به کارگزاران نظام نسبت دهند و البته، هر جا صحبت از تعدیل تحریم­‌ها کنند، آن­‌را صرفاً در تقویت دسترسی به شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی در فضای مجازی تعریف نمایند!

4/2- تمرکز بر اقشار به اصطلاح به حاشیه رانده شده

پس از اعتراضات سال 98، آمریکایی­‌ها بر ایجاد نارضایتی و تحریک اقشاری که «به حاشیه رانده شده» می­‌خوانند، تمرکز بیشتری کردند. عوامل آمریکایی ده­‌ها پروژه که اسناد محرمانه­‌ی آن کشف شده است در این زمینه طراحی نمودند تا به نوعی ظرفیت اقشار آسیب­‌پذیر را برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بکارگیری نمایند.

 3- دوره ­های آموزش جنگ ­های ترکیبی و براندازی نرم

در بیانیه­‌ی تبیینی مورخ 8 مهرماه گذشته اشاره شد که سرویس­‌های جاسوسی غربی و صهیونیستی دوره­‌های «آموزش مربیان جنگ­‌های ترکیبی» برای تعداد قابل توجهی از عناصر مرتبط و از پیش نشان شده برگزار و به آن­ها مأموریت داده­‌اند که آموخته­‌ها را به دیگران منتقل و بر مبنای آن­ها به­ صورت تشکیلاتی عمل نمایند. اکنون اضافه می­‌شود که رصد دقیق اطلاعاتی تحرکات مؤسسات همکار ستاد نفوذ حریف در فضای حقیقی و مجازی نشان از برنامه­‌ریزی جدی و مستمر با هدفِ تأثیرگذاری در لایه‌­های مختلف اجتماعی به­‌ویژه در حوزه­‌های مربوط به زنان می‌باشد.

مأمورین رژیم دژخیم آمریکا با برنامه­‌های به­ اصطلاح «توسعه دمکراسی و آزادی» تحت پروژه­‌های گوناگونی نظیر (2)POMED و (3)NERD و نظایر آن­ها، پیاده نظام اجاره­ ای خود را تأمین مالی می­‌کنند، آموزش اقسام جنگ شهری و تکنیک­‌های شورش اجتماعی می­‌دهند، اراذل و اوباش را شناسایی و سازماندهی کرده و به جان مردم و اموال آن­ها می­‌اندازند؛ و از سوی دیگر توسط عوامل خود یا افرادِ غافل، هر آن­کس که سناریوی فوق­‌الذکر را کشف کند و آشکار نماید یا حتی مورد اشاره قرار دهد، بلافاصله به «توهم توطئه» منتسب می­‌سازند. تا آن­جا که شوربختانه، برخی خواص نیز به صورت آگاه یا ناآگاه گرفتار این دام شده و با جماعت پیش‌گفته هم­نوا می­‌شوند! شایان ذکر است مرکز فرماندهی و هدایت اقدامات آمریکا در عرصه­ی نفوذ و جریان­سازی، ضمن استقرار در وزارت امور خارجه‌ی آن کشور، از اطلاعات و ظرفیت سایر دستگاه­‌های دولتی و اطلاعاتی جهت اقدام علیه جمهوری اسلامی ایران بهره­برداری می­‌نماید. آمریکایی­‌ها به منظور جذب افراد مورد نظر خود، شبکه­‌سازی از آن­ها و انتقال ایده­‌های مبتنی بر ایجاد تغییرات اجتماعی در چارچوب اهداف پیش‌گفته، دوره‌­های آموزشی متعددی را در کشورهای ثالث و بعضاً به­صورت برخط برگزار نموده­‌اند. موضوع حائز اهمیت آن است که غالباً هماهنگی­‌های مربوط به حضور عناصر تحت آموزش در کشورهای ثالث توسط افراد و سازمان­های مُجری، از طریق دفاتر و نمایندگی­‌های وزارت امور خارجه رژیم مافیایی آمریکا صورت می­‌گیرد. اطلاعاتِ معتبر موجود پیرامون برخی دیگر از ابعاد این دوره­‌ها به­‌شرح ذیل است:

1/3- متولی دوره­‌های مذکور وزارت خارجه آمریکا می­‌باشد که از حمایت کامل سرویس جاسوسی C.I.A و تعداد معتنابهی از مؤسسات، بنیادها، دانشگاه­ ها و اندیشکده­‌های به اصطلاح غیردولتی استفاده می­‌نماید. اطلاعات موثق حاکی است که رژیم غاصب صهیونیستی و تعدادی از کشورهای اروپایی، جملگی ذیل هدایت سیا با این پروژه همکاری می­‌نمایند.

2/3- مفاد دوره­‌ها در فشرده­‌ترین تعبیر در چارچوب مؤلفه­‌های «جنگ ترکیبی و براندازی نرم» تعریف می­‌شود. ذیل این راهبرد، سرفصل­‌هایی با اسامی و عناوین موجه و غالباً انسان­ دوستانه اما در عمل پی­جوی راهبردها و خط­‌مشی دولت و دستگاه­‌های اطلاعاتی آمریکا می­ باشند؛ همچون: شبکه‌سازی و کمپین­ سازی در موضوعات گوناگون و از عناصر مختلف، توانمندسازی زنان، تولید بهانه­ های حقوق بشری علیه ایران و گزارش به مبادی تعیین شده، توانمندسازی سندیکاهای تحت امر، آموزش وجوه مختلف نافرمانی مدنی، پرورش رهبران جوانِ گوش به فرمان، کنشگری به‌اصطلاح مدنی، خبرنگاری و خبرسازی در دوره بحران، کنشگری در توسعه اجتماعی و مدنی، آموزش جنبش­ های آنلاین، آموزش امنیت ارتباطات در فضای مجازی، دوره­های آموزش وکالت رایگان برای حمایت از همکاران پروژه­های آمریکایی، دوره آموزش­ های حمایتی از حقوق گروه­ های منحرف جنسی، آموزش روند مدیریت فرآیند مطالبه برای تغییر قوانین، راه­ اندازی کلینیک­ های حقوقی با هدف القای ناکارآمدی دستگاه قضایی، تعریف اقشار و نقش­ ها برای فعالین مدنی در چارچوب کودتاهای رنگین و پشتیبانی از اغتشاشگران خیابانی، ترویج شهروند خبرنگاری مورد نیاز آمریکا، شبکه­ سازی از عناصر مشهور، همسو و تأثیرگذار اجتماعی و...

3/3- محل برگزاری دوره­ های آموزشی تاکنون کشورهایی همچون ترکیه، امارات، هلند، ارمنستان، گرجستان، مالزی، اندونزی، تایلند، جمهوری چک، آفریقای جنوبی، ایتالیا، جزیره سیشل (در اقیانوس هند) بوده که با آگاهی یا بدون آگاهی دولت­ های مذکور تشکیل داده­ اند. همچنان­ که ملاحظه می­ شود محل برگزاری دوره­ ها غالباً کشورهایی است که برای سفر اتباع ایرانی نیازمند ویزا نباشند و در مواردی که ویزا لازم باشد، با حمایت نمایندگی­ های آمریکا و تحت پوشش ویزاهای توریستی یا علمی اقدام می­ شود.

4/3- تعدادی از سازمان­ های برگزار کننده­ ی دوره­ ها تحت عناوین واقعی یا جعلی همچون اتحاد برای ایران، عدالت برای ایران، آیرکس، خانه­ ی آزادی، اِسمال مدیا، بنیاد سیامک پورزند، ائتلاف ایمپکت ایران، توانا تک، بنیاد عبدالرحمن برومند، کانون مدافعان حقوق بشر (به سرکردگی شیرین عبادی)، مؤسسه­ ی یلدا و افراد ایرانی خودفروخته­ ی شناسایی شده و عناصر آمریکایی اطلاعاتی، نظامی و سیاسی بوده ­اند. مؤسسات و افراد پیش گفته هر کدام بر یک قشر و صنف و جنسیّت تمرکز دارند.

5/3- هزینه­ ی دوره­ ها اعم از بلیط رفت و برگشت به کشور هدف، هزینه هتل محل اقامت، غذا و  برنامه­ های تفریح و سرگرمی و هدایا توسط برگزارکنندگان دوره­ ها پرداخت می­ شود. مثلاً هزینه ­ی دوره­ی آموزشی چند روزه­ی برگزار شده در کشور گرجستان توسط عنصر آواره و عضو فراکسیون اصلاحات در مجلس ششم، فاطمه حقیقت جو پرداخت شده است! (به عبارت دقیق‌تر او صرفاً مأمور پرداخت از طرف کارفرمای آمریکایی بوده است)

6/3- گرچه این دوره­ ها بیش از هر کشوری علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برگزار می‌شوند اما طبق اطلاعات موجود، حسب ضرورت (از نظر رژیم آمریکا) و در مواردی که قصد مُجاب ­سازی کشورهای دیگر را داشته باشند، از روش­ های مشابه علیه آن­ها استفاده می­ نمایند که تعدادی از مصادیق، در تبادلات اطلاعاتی با برخی از کشورها، به اطلاع آن­ها رسیده و از این پس نیز حسب مورد به اطلاع آن­ها خواهد رسید.

7/3- با توجه به حضور منابع اطلاعاتی ما در تعدادی از دوره­ های فوق­ الاشاره لذا مفاد آموزشی دوره­ های مذکور و عناصر شرکت کننده در آن­ها در اختیار بوده، و بنا به ضرورت تعدادی از شرکت کنندگان بازداشت، تعدادی از آن­ها جلب همکاری و عده­ ای دیگر تحت نظر سربازان گمنام امام زمان (عج) می­باشند و از ارتباطات آن­ها با مراکز مورد نظر برای حفظ اشراف اطلاعاتی استفاده می‌شود.

8/3- ردّ اطلاعاتی و عملّیاتی تعدادی از عناصر مذکور در اغتشاشات اخیر و پیش از آن نیز مشاهده و حسب مورد اقدام مقتضی به ­عمل آمده است. به ­عنوان مثال انتشار اولین عکس از مرحومه امینی روی تخت بیمارستان توسط «ن.ح» صورت گرفت که از آموزش ­دیدگان همین دوره ­ها در خارج از کشور بود. او با استفاده از پوشش خبرنگاری از اولین افرادی بود که در بیمارستان حضور و استقرار یافته، به تحریک بستگان متوفی و ارسال اخبار جهت­‌دار پرداخت. همچنین است اقدامات «الف.م» که با استفاده از همان پوشش با حضور فوری در شهرستان سقز، به تحریک اطرافیان مرحومه، کارگردانی برخی صحنه­‌ها و انعکاس اخبار و تصاویر جهت­‌دار از مراسم تشییع، تدفین و تجمعاتِ شکل­‌گرفته در آن شهر به ایفای مأموریت پرداخت. این فرد نیز آموزش­‌دیده­‌ی دوره­‌های رژیم مافیایی آمریکا در کشورهای خارجی است؛ ضمن آن­که هر دو نفر نقش منابع اولیه­‌ی خبرسازی برای رسانه­‌های بیگانه را ایفا کرده­‌اند.

در این­جا و به­ عنوان نمونه­‌ ای از کارکرد این مؤسسات و دوره­‌های آموزشی، اشاره­‌ ای به اظهارات صریح مدیر مؤسسه­‌ی اعانه­‌ی ملّی برای دموکراسی می­‌شود که بیانگر کارکرد اصلی و پشت پرده­‌ی آن­ها می­‌باشد. وی می­‌گوید : «کاری که 25 سال قبل سازمان C.I.A به­‌صورت پنهانی و با جاسوسی انجام می­‌داد، امروز ما از طریق مؤسسات و در بستر آموزش انجام می­‌دهیم!».

 4 – نقش اندیشکده­‌ها و مؤسسات آمریکایی و غربی

طی ماه­‌های گذشته، اندیشکده­‌ها و مؤسسات آمریکایی- صهیونیستی و غربی به نظریه­‌پردازی و انگاره­‌سازی پیرامون نقش زنان در حوادث پیش روی ایران پرداخته ­اند و این مبانی در محتویات محصولات آنان گفتمان سازی شده است. این اندیشکده­‌ها به مثابه مغز متفکر جریان تحریف، با بزرگ­نمایی یا کوچک­‌نمایی هدف­دار وقایع در قالب توصیه­‌نامه­‌هایی که به دستور کار فرمایان خود ارائه ­می­‌دهند، بر حجم توهمات مقامات رسمی آمریکا نسبت به ماهیت وقایع می­‌افزایند. به­‌عنوان نمونه به یکی از القائات اندیشکده­ی میدل ایست (4)(MEI) اشاره می­‌شود. این  اندیشکده در تاریخ 17 اسفند 1400 آورده است: «در شرایط کنونی ایران، جریانات مختلف سیاسی، از سوسیالیست­ ها گرفته تا لیبرال­‌ها و از سلطنت ­طلب­‌ها تا جمهوری خواهان، همگی با یکدیگر همکاری می­‌کنند تا جایگزینی جدی برای جمهوری اسلامی ایجاد نمایند و زنان نقش اصلی را در این تلاش ایفا می‌کنند.»

اما غالباً مأموریت این اندیشکده­‌ها با گذر از پوشش گفتمان­‌سازی و ارائه­‌ی توصیه­‌نامه، با یک یا چند واسطه وارد حوزه­‌های جنگ خیابانی می­‌شوند. نمونه­‌ی آن بنیاد ملّی برای دفاع از دموکراسی‌ها (5)(FDD) است؛ تشکیلاتی با وابستگی به دولت‌های صهیونیستی و ایالات متحده که دارای ارتباط گسترده با افسران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و سرویس­های رژیم غاصب است. این تشکیلات کاملاً اطلاعاتی عمل می­ کند و تمرکز ویژه ای بر جمهوری اسلامی تحت عنوان «پروژه­ی ایران» دارد.

 اطلاعات کاملاً معتبری که اخیراً بدست آمده حاکی است که این تشکیلات ماه­‌ها پیش از اغتشاشات اخیر، در حال فراهم آوردن تمهیداتی برای آن بوده است. از نگاه طراحان آمریکایی-صهیونیستی این پروژه، اولاً جنبش­ ها موفق نخواهند بود مگر این­که با خشونت همراه باشند. ثانیاً به پیاده نظامی نیاز است که هیچ خط قرمزی نداشته و حاضر باشند دست به هر کاری بزنند. من­‌جمله اقداماتی که به عوامل مرتبط ابلاغ کرده­‌اند، توهین به ائمه معصومین (ع) و آتش زدن مسجد و قرآن، قتل مأمورین نظامی امنیتی و انتظامی، حمله به پاسگاه­‌ها و مقرهای نظامی و انتظامی، حمله به روحانیت و... می‌باشد. اما علاوه بر تشکیلات FDD ، ده­‌ها مؤسسه­‌ی پوششی آمریکایی و پروژه­‌های متعدد دیگر تحت عناوین مختلف در حال فعالیت علیه ایران اسلامی می­‌باشند. از قبیل :

1- مؤسسه اعانه ملّی برای دموکراسی و نهادهای وابسته نظیر مؤسسه دموکراتیک ملّی و مؤسسه بین­‌المللی جمهوری خواهی

2- مرکز آمریکایی برای همبستگی کارگران

3- بنیاد جامعه باز

4- خانه آزادی

5- صندوق ژرمن مارشال آمریکا

6- بنیاد دموکراسی در ایران

7- مرکز بین­‌المللی برای انتقال دموکراسی

   5– زنجیره­‌های ارتباط مالی سرشبکه­‌های خارجی با مزدوران داخلی

انتقال و توزیع پول بیگانگان بین عوامل مزدبگیر داخلی که متولی پروژه­‌های نفوذ هستند به روش‌های مختلف و متنوعی صورت می­‌گیرد. تاکنون شیوه­‌های گوناگونی کشف و عوامل متعددی بازداشت شده­‌اند. به­‌عنوان مثال اخیراً شبکه­‌یی شناسایی و بازداشت شد که از «روش تهاتر» با افراد ایرانی متردد به خارج از کشور، همچون دانشجویان و فعالین حوزه­ ی ساخت و ساز مسکن سوء استفاده می­‌کرد. در این شیوه، عامل اصلی یا کارگزار وی در یکی از کشورهای همسایه، افراد نیازمند ارز خارجی در کشور مقصد را شناسایی کرده، مبلغ مورد نیاز آن­ها به­‌همراه پورسانت همکاری را تأمین نموده و از آنان می­‌خواستند وجه را پس از بازگشت به کشور به حساب تعیین شده (حساب پیاده نظام آمریکا) واریز کنند.

در شیوه­‌ی دیگر، انباشت یا سود برخی از وجوه سرمایه­‌گذاری شده در بسترهایی همچون کارگاه­‌های خرد، مجموعه­‌های مرتبط با بازاریابی شبکه‌ ای داخلی، سوءاستفاده از رمزارزها، بهره­‌گیری از صرافی‌های غیرمجاز و ... را به پروژه­‌های آمریکایی­‌ها در داخل کشور تزریق می­‌نمودند. با این شیوه­‌ها عملاً مبدأ و مقصد وجوه پروژه­‌های نفوذ، مخفی شده و کار شناسایی آن دشوار می­‌شد. اما به رغم اقدامات عوامل CIA برای پیچیده سازی ابعاد انتقال وجه به داخل، ردیابی اطلاعاتی – مالی چند لایه در مورد واریزکنندگان و دریافت­کنندگان وجوه مربوط به پروژه­‌ها انجام و نهایتاً تبادلات مالی و اطلاعاتی شبکه­ های یاد شده شناسایی و عوامل آن بازداشت شدند.

6- شناسایی و سازمان­دهی شبکه­ی اراذل و اوباش

سرویس­‌های اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در سال­‌های گذشته از طریق شناسایی اراذل و اوباش متردد به خارج از کشور در مراکز قمار و فساد و فحشاء و ارتباط­ گیری بعدی با آن­ها در داخل کشور، تلاش­‌های گسترده‌یی برای تزریق پول و امکانات، مسلح کردن آن­ها به سلاح گرم و انواع دیگر تجهیزات، ارائه آموزش به طرق مختلف به منظور توانمند کردن آنان برای عملّیات خرابکارانه علیه مراکز و تأسیسات مهم، راه اندازی آشوب و تولید خشونت علیه مردم عادی و همچنین نیروهای انتظامی و بسیج به عمل آورده­اند. متأسفانه حضور پرحجم و اقدامات مجرمانه اراذل و اوباش و نو پدیدها درآشوب­‌های اخیر کاملاً مشهود و حکایت از سازماندهی قبلی داشت. اما پیش از آشوب­ اخیر، حضور اراذل و اوباش در چندین طرح ترور، عملّیات ایذایی، خرابکاری، تهدید و ایجاد وحشت، احراز شده بود که در جملگی موارد به استخدام صهیونیست­‌ها، آمریکایی­‌ها یا گروهک منافقین درآمده بودند و تعداد قابل توجهی از آن­ها بازداشت و بعضاً اعترافات آن­ها از صدا و سیما پخش گردید. (همچون مستندهای وفا و لات مجازی که از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید).

 7 – سندیکا سازی و پیوند آن­ها به یکدیگر

یکی از محورهای اصلی تحرکات زمینه­‌ساز سرویس­‌های اطلاعاتی دشمن برای وقوع آشوب در کشور، تلاش برای تأثیرگذاری بر اقشار شریفی همچون معلمان، کارگران و دانشجویان از طریق ایجاد گروه‌های جعلی و آلوده و رهبر سازی برای سوءاستفاده این طبقات بوده که هوشیاری، میهن دوستی و احساس مسئولیت مثال­‌زدنی این اقشار ارجمند موجب خنثی­‌سازی توطئه­‌های بیگانه شده است. مأموران اطلاعاتی و امنیّتی کشور بر بسیاری از ابعاد آن قبیل تحرکات اشراف داشته و در مواردی مشارکت مستقیم اتباع بیگانه و مرتبط با سرویس­های اطلاعاتی کشورهای اروپایی را در این باره مورد ضربه قرار داده و نتیجه را به استحضار مردم شریف ایران رسانده­‌اند (من‌جمله مستند «داستان یک مأموریت» مربوط به اقدامات مجرمانه­‌ی دو مأمور فرانسوی که اخیراً از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد).

 8 – تشدید و ترکیب سیاست فشار حداکثری ترامپ توسط بایدن

دولت کنونی آمریکا علیرغم ادعای تغییر راهبرد نسبت به دولت قبلی، عملاً در ادامه مسیر فشار حداکثری ترامپ و با توجه به شکست آن خط مشی، به تصریح خود مقامات آمریکایی، حوزه‌های نوینی به آن افزوده است؛ منجمله با حفظ سیاست فشار حداکثری تحریمی، حوزه تأثیرگذاری در درون کشور، قطبی­ سازی و تلاش برای از بین بردن بافت اجتماعی قدرتمند مردم ایران را هدف قرار داده است. در این راستا دولت آمریکا که سابقه کودتاهای ننگین نظامی در ایران را دارد، منابع برنامه ­هایی را که در لفّافه­ ی عناوین پرزرق و برقی چون توسعه دموکراسی و مقابله با تروریسم پیچیده شده افزایش داده و درخواست ارتقای آن را برای سال مالی 2023 در موضوع ایران دارد. این برنامه اساساً معطوف به بی­ثبات سازی محیط امنیتی داخل کشور، توسعه نفرت و خشونت و ایجاد ناامنی روانی در جامعه ایران است. در این راستا علاوه بر تقویت و توسعه ساختاری و مالی بخش ویژه در واحد (6)NCS در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، بودجه و منابع انسانی حوزه ­های شبه مدنی در وزارت خارجه در موضوع ایران مانند دفتر اطلاعات و تحقیق، دفتر امنیت بین الملل، دفتر مبارزه با تروریسم و دفتر امور خاور نزدیک را افزایش داده است که در واقع منابع مالی لایه میانی مذکور را تأمین کرده­اند که در ادامه به برخی از این بودجه ­ها اشاره خواهد شد.

 9- حمایت از گروهک­های تروریستی و تلاش برای ائتلاف آن­ها!

 دولت تروریست ایالات متحده در ادوار و دولت­‌های مختلف خود سابق‌ه­ی رسوای حمایت از خون­خوارترین گروهک­‌های تروریستی را داشته و دارد. از آن جمله است تضاد رفتاری شگفت ­انگیز از مرحله­ ی قرار دادن نام جانیانِ آلبانی ­نشین در لیست سیاه تروریستی تا خارج کردن اسم جنایتکاران منافق از آن لیست، حمایت مادی و معنوی از آن­ها، تا حضور بلند پایگان رژیم مافیایی در اجلاسیه های نمایشی منافقین! مِنجمله حضور افرادی همچون جان بولتون، پمپئو و مایک پنس (مشاور امنیت ملّی اسبق رژیم، رئیس سازمان سیا و وزیر خارجه سابق و معاون اول رئیس جمهور سابق رژیم دژخیم آمریکا) و تعداد فراوانی نماینده کنگره و سناتور آمریکایی در مقر گروهک تروریستی منافقین در سال­های گذشته. برای سال جاری نیز از رئیس جمهور سابق و قاتل سردار بزرگ جهان اسلام شهید حاج قاسم سلیمانی برای حضور در جمع کفتارهای آن گروهک دعوت شده بود که بنا به گفته­‌ی اعضای گروهک منافقین، برخی حوادثِ روی داده در آستانه ­ی مراسم آن­ها در کشور آلبانی و احتمال وجود تهدید جدی به جان آن قاتل، حضور وی (ترامپ) در آن مراسم منتفی و اصولاً برگزاری مراسم مورد نظر آن­ها لغو گردید!

 از همین سنخ است تماس آمریکایی ها با گروهک جنایت پیشه و شخص عبدالمالک ریگی معدوم در گذشته تا ارتباطات این روزها با گروهک های مختلف تروریستی که نام اقوام شریف ایرانیِ کُرد، تُرک، عرب و بلوچ را بر خود می‌­نهند اما جملگی آن گروهک ها، دشمنان آن اقوامِ عزیزِ غیورِ گرامی بوده و تجزیه‌­طلبانی هستند که مأموریت آمریکا و اذنابش را دنبال می­کنند.

 بخش دوم) مرحله‌­ی حین آشوب­‌ها

در بخش اول به اختصار بخشی از تمهیداتِ ائتلاف شیطان بزرگ برای آماده­‌سازی قبلی و زدن جرقه‌ی آشوب­‌ها مورد اشاره قرار گرفت. در این بخش نیز صرفاً به گوشه‌­یی دیگر از خباثت­‌های آن ائتلاف و البته در حدّی که ملاحظات امنیتی اجازه می­‌دهند، اشاره می­‌شود. شاید در آینده با کاهش محذورهای مذکور تشریح مبسوطی از برنامه­‌های حریف به‌­عمل آید:

1- بودجه­‌ی ویژه­‌ی فضای سایبر در زمان آشوب­

 طبق اطلاعات کاملاً موثق، سازمان CIA علاوه بر بودجه سالیانه ­ی اختصاص داده شده برای سازمان‌های سابق­ الاشاره­، اخیراً و پس از آغاز آشوب­ ها در ایران، بودجه کمکی معادل حدود 53 میلیون دلار دیگر، با ترک تشریفات اداری- مالی در دو مرحله به آن سازمان­‌ها اختصاص داده و توصیه کرده است که این بودجه در درجه اول برای امور به­ اصطلاح رسانه­ یی و تقویت ابزارهای اینترنتی به­ منظور حفظ ارتباط با آشوبگران هزینه شود!

2- اقدامات آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در حوزه­‌های فناوری و رسانه

 در ماه­‌های گذشته اجرای عملّیات­‌های گسترده علیه امنیت روانی مردم ایران در قالب کمپین‌های گسترده سیاسی و اجتماعی، حوزه­ یی از تلاش­‌های سرویس اطلاعاتی آمریکا برای فشار بر مردم ایران بود. راه­‌اندازی جنگ اطلاعاتی و شناختی با عاملّیت نهادهای اطلاعاتی و نظامی مانند سیا، سایبرکام و سنتکام، امروز در خود آمریکا نیز هیاهو به راه انداخته است. به­ طوری­که افشای بخش کوچکی از عملّیات فریب سایبری گسترده آمریکا علیه افکار عمومی ملّت ایران، باعث شد تا واکنشهای مقامات آمریکایی را برانگیزد و حتی پس از آن برخی رسانه­‌های آمریکایی تلاش کردند تا برای درز گیری از رسوایی بوجود آمده برای دولت آمریکا از سطح و گستره عملّیات­‌های ننگین انجام شده بکاهند، البته خود می­دانند که پرداختن بیشتر به این موضوع و افشای ابعاد بیشتر آن و نهایتاً اعتراف به شکست­های تحمیل شده، هزینه­ های این سرویس‌­ها را به شدت افزایش خواهد داد.

ردیابی، شناسایی، ضربه و افشای چند صد هزار حساب کاربری قلابی فارسی زبان، که با توسل به اخبار جعلی و بزرگ­نمایی مشکلات و کوچک ­نمایی دستاوردها، به ­طور ناشیانه‌­یی اقدام به تولید میلیون‌ها پیام و محتوای گمراه کننده برای فریب مخاطبین فارسی زبان می کردند، ناکارآمدی توان عملّیاتی دست اندرکاران این پروژه ­ها را به کارفرمایان آمریکایی خود اثبات کرد. هدف پنهانی این کمپین‌­ها ترویج تنفر در جامعه ایرانی و ایجاد رفتارهای خشن قطبی بود. افزون براین، تأمین مالی و شبکه­‌سازی کنش­گران اجاره‌­ای ضدانقلاب برای اجرای جنگ شناختی علیه مردم ایران از طریق آن­چه که «مرکز تعامل جهانی» (7)(GEC) نامیده ­اند، نمونه­ ای از فعالیت­های ضربه خورده دیگر آمریکا در این حوزه بوده که تحت اشراف قرار گرفته است. آمریکایی­ ها در عرصه فناوری و فعالیت‌های رسانه­ ای با عنایت به افزایش اثرگذاری شبکه‌­های اجتماعی و مرجعیت خبری آن­ها، عملّیات­‌های تأثیرگذاری و جنگ ترکیبی بزرگی علیه مردم مظلوم ایران در فضای سایبر به راه انداختند که ذیلاً مواردی به اختصار مورد اشاره قرار می ­گیرند:

1/2- توییتر

 توییتر به دستور رژیم آمریکا، میدان نبرد و جنگ رسانه­ یی علیه جمهوری اسلامی ایران را با نادیده گرفتن همه قوانین بین­‌المللی و دستورالعمل‌های فنّی و حقوقی توییتر، به سود دشمنان ایران هموار کرد تا پیاده نظام اجاره ­یی و ضدانقلاب خارج نشین به هدایت سرویس­‌های اطلاعاتی، و با ساختن هزاران کاربر جعلی (ربات) و انتشار اخبار هدفمند و دروغ، افکار عمومی را در ایران و جهان فریب دهند. بر اساس پایش توییتر فقط در بازه زمانی 20 شهریور 1401 تا 20 مهر 1401 بیش از پنجاه هزار کاربر جدید فارسی زبان با هویت­‌های جعلی در توییتر ساخته شده است تا بر علیه جمهوری اسلامی ایران فعالیت کنند. این در حالی است که پیش از آن ماهانه حداکثر در حدود چهار هزار کاربر فارسی زبان در توییتر ایجاد می­‌شده است. همچنین توییتر با حداقل ده برابر کردن ظرفیت انتشار پیام برای هر کاربر در ساعت و لغو بسیاری محدودیت­‌های دیگر، نهایت سعی خود در کمک به بزرگنمایی و برجسته­ سازی اخبار جعلی و تشدید جنگ ترکیبی علیه جامعه فارسی زبان در سراسر جهان را اعمال کرد.

فراوانی این اقدامات موجب شد برخی جناح­‌های سیاسی آمریکا نسبت به این موضوع احساس خطر کرده و در گزارش­‌های متعدد مانند گزارش CNN با عنوان "کمپین دستکاری هماهنگ" به تخلفات توییتر از قوانین اعتراض نمایند!

2/2- اینستاگرام

 در پرده­ یی دیگر شرکت متا، مالک اینستاگرام و واتساپ نیز مشابه توییتر، تمام قوانین بین‌المللی و قوانین رسمی خود را در مقطع اغتشاشات ایران زیر پا گذاشت و با اقداماتی از قبیل دستکاری عمدی الگوریتم­‌های هوش مصنوعی باعث شد اخبار جعلی، موارد نفرت افکنی و اقدامات خشونت­‌آمیز با شدت بسیار زیاد برای جامعه ایرانی به صورت هدفمند منتشر شود. همچنین این شرکت همانند توییتر به دستور سرویس اطلاعاتی آمریکا، با حمایت همه جانبه از صفحه­‌های دروغ پراکن ضدانقلاب خارج نشین و مزدوران سعودی و با پر تعداد نشان دادن مخاطبین اخبار و اطلاعات این صفحات مانند صفحه­ رسمی نارسانه­ ی سفارشی کار موسوم به ایران اینترنشنال، سعی در ایجاد خطای محاسباتی در ذهن مخاطب ایرانی نمود. اینستاگرام با برانگیختن احساسات جامعه ی ایرانی خصوصاً جوانان و نوجوانان سعی در ایجاد ناامیدی، بالا بردن سطح خشونت و ایجاد شکاف اجتماعی در لایه­ های مختلف جامعه داشت و با اجرای عملّیات تأثیرگذاری سایبری بر افکار عمومی، کاربران ایرانی این فضا را مورد حملات شناختی قرار داد. یکی از معروف ­ترین شگردهای این جنگ شناختی، «اجاره انسان رسانه ­ها» نام دارد. در این روش، دشمن برخی از حساب­‌های کاربری معروف در اینستاگرام و دیگر شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی مربوط به چهره ­های معروف (سلبریتی ها) که دارای دنبال­‌کنندگان میلیونی هستند را برای مدتی اجاره می­‌کند و با انتشار اطلاعات جعلی یا جهت‌دار، از هویت آن چهره­‌ها برای باورپذیری مخاطب سوء استفاده می­‌کند. بر اساس اطلاعات موثق در اغتشاشات ایران برخی از انسان­ رسانه­‌های مقیم آلمان و امارات حساب­‌های کاربری خود را به­ طور کامل به عوامل شناخته شده ی سرویس اطلاعاتی آمریکا اجاره دادند!

جامعه فهیم ایرانی سانسور تصاویر سردار رشید اسلام حاج قاسم سلیمانی را در این شبکه ­های اجتماعی آمریکایی فراموش نکرده است و جای این سؤال وجود دارد که ابلاغیه ی مربوط به سانسور، محدودسازی و اجرای آن­را کدام تشکیلات اطلاعاتی به این شرکت ها داده است و آنها چه دلیل قانع کننده­ای برای این رفتار دوگانه و حمایت همه­ جانبه از اغتشاشگران برای افکار عمومی جامعه ایرانی دارند؟

 3/2- استارلینک

 اگر چه آزادی دسترسی به اینترنت یکی از شعارهای دروغین لیبرال دمکراسی غرب است و آن‌ها مدعی هستند که اینترنت آزاد باید در دسترس همگان باشد اما بسیاری از خدمات اینترنتی و نرم‌افزارهای مفید برای جامعه­‌ی جهانی و مردم ایران توسط دولت آمریکا مسدود شده است. این مدعیان دروغین آزادی با ارائه اینترنت­‌های خارج از حاکمیت کشورها مثل استارلینک که طبق قوانین بین­‌المللی باید با نظارت و رضایت کشور میزبان ارائه شود، سعی در گسترش دیکتاتوری اینترنتی آمریکا را دارند. مصداق روشن این تضاد رفتاری علاوه بر موارد فوق­‌الذکر، اقدام دولت آمریکا مبنی بر انسداد و محدودیت خدمات­‌رسانی ابزارها و فناوری­‌های ارتباطی و اینترنتی غیرآمریکایی در آمریکا می­‌باشد.

 کارگزاران دولت مافیایی آمریکا در اقدامی مداخله­‌جویانه به شرکت استارلینک دستور دادند بدون رعایت ضوابط و مقررات بین­‌المللی و بدون دریافت مجوزهای لازم در ایران، برای دسترسی اغتشاشگران، اینترنت غیرقانونی ارائه دهد. همزمان سرویس­‌های اطلاعاتی دشمن نیز ظرفیت­‌های مختلف خود برای قاچاق تجهیزات غیرقانونی این شبکه به داخل کشور را فعال کردند.

4/2- حملات سایبری

 حملات سایبری رژیم مافیایی آمریکا و دست پروردگان و مزدبگیران آن مقوله­‌ی مبسوطی است که به بحثی جداگانه نیاز دارد. اما صرفاً به­‌عنوان نمونه، به ده­‌ها گروه­ هکری که وابستگی آنان به آمریکا محرز است می­‌توان اشاره کرد که با حملاتِ هدفمند چه به­‌صورت حملات منع سرویس (DDOS) و چه نفوذ و از کار انداختن خدمات و روش­‌های دیگر تلاش داشتند تا ضرباتی بر روند عادی کشور وارد نمایند که با تدابیر اتخاذ شده، در بسیاری حملات، از شیطنت­‌های آن­ها پیشگیری به­‌عمل آمد. حمله به سامانه­‌هایی که خدمات عمومی و مردمی ارائه می­‌دهند، هدف مشخص و تعریف شده­‌ی آنهاست؛ چنان­که در حمله به سامانه­‌ی سوخت کشور در سال گذشته، حمله به سامانه­‌های شهرداری تهران و حمله به سامانه‌های سرویس مدارس نشان دادند که ایجاد مزاحمت برای مردم هدف اصلی آن­ها بوده است. در مقطع اغتشاشات نیز ده­‌ها حمله­‌ی هکری به سازمان­‌های خدمات­‌دهنده به مردم به عمل آمد که با تدابیر دستگاه­‌های ذی­ربط، خنثی شدند.

 اقدامات رژیم دژخیم آمریکا در عرصه ی فن­آوری و رسانه به این چهار محور خلاصه نمی­‌شود و خباثت­‌ها و مزاحمت­‌های آن رژیم مقوله­‌ی گسترده­­‌یی است که در فرصت مناسب به آن پرداخته خواهد شد.

3- حضور تیم سازمان سیا در مقر گروهک­های ضد انقلاب

در تاریخ 29 /06/ 1401 تیمی از C.I.A با پوشش وزارت خارجه­‌ی آمریکا، با حضور در مقر گروهک تجزیه­‌طلب موسوم «به حزب دمکرات کردستان ایران» در شهر اربیل کردستان عراق با سرکرده­‌ی آن گروهک بنام مصطفی هجری دیدار و گفتگو کرد. تیم سازمان جاسوسی آمریکا ضمن تقدیر از ادغام دو جناح گروهک، از آن­ها می­‌خواهند که در اغتشاشات رخ داده در برخی شهرهای کردستان ایران، بیش از این ایفای نقش نمایند. در این نشست، طاهر محمودی، کمال کریمی، محمد نظیف قادری و محمد صالح قادری، سرکرده گروهک را همراهی می­کردند. شایان ذکر است که در گذشته نیز سازمان سیا، مصطفی هجری و عبدالله مهتدی (سرکرده­ی گروهک کومله) را به آمریکا فراخوانده و به آن­ها ابلاغ نموده بود که باید با یکدیگر ادغام شوند و الّا کمک­ های مالی و تسلیحاتی رژیم مافیایی آمریکا به هر دو گروهک قطع خواهد شد! در اجرای آن دستور و به ­عنوان گام اول، دو جناح انشعابی حزب منحله­ی موسوم به دموکرات کردستان ایران در تابستان گذشته با یکدیگر ادغام شدند و در حال فراهم آوردن زمینه­ برای ادغام با گروهک کومله بودند که با افشاگری رسوا کننده­‌ی وزارت اطلاعات پیرامون وابستگی کومله به رژیم کودک­ کش صهیونیستی مواجه شدند (اطلاعیه­‌ی پنجم مرداد ماه روابط عمومی وزارت اطلاعات و مستند «عملّیات بزرگ» که اخیراً از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد) و لذا مجبور به تعویق برنامه­‌ی دستوری ادغام دو گروهک خائن و وابسته به بیگانگان شدند.

4- دیدار تیم آمریکایی از مقر گروهک موسوم به پاک

 در تاریخ 15 /7/ 1401 هیئت سازمان جاسوسی آمریکا به‌صورت پنهان و در هتل دیوان اربیل با سرکرده­‌ی گروهک پاک به­نام حسین یزدان­‌پناه ملاقات و به بررسی آخرین وضعیت گروهک پس از موشک باران مقر آن توسط دلاورمردان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پرداختند. آنها به وی قول کمک­های بیشتر و امید دادند تا زودتر اوضاع گروهک را ترمیم و به صحنه­‌ی مبارزه با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برگرداند. سپس تیم C.I.A برای دادن روحیه به گروهکِ درهم پاشیده، به همراه حسین یزدان­‌پناه و همسرش (هامِنو) از زخمی­‌های موشکباران فوق­‌الاشاره در بیمارستانی در اربیل عیادت کردند. همچنین کارشناسان نظامی همراه هیأت آمریکایی از محل اصابت موشک ­های رزمندگان اسلام در مقرهای مختلف ضدانقلاب بازدید نمودند تا توان و دقت تخریب موشک­‌های سپاهِ مقتدر اسلام را ارزیابی نمایند.

5- شبکه­ های ماهواره ای سفارشی­ کار

 جنگ رسانه ­یی و تبلیغاتی که از قدیم یکی از مهم­ترین ابزارهای استکبار جهانی برای استعمار و غارتگری و جنگ روانی و تحریف واقعیت­های جهان به نفع غارتگران و علیه ملل ستمدیده بود، از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و با پیوستن بازماندگان رژیم ساقط شده­ی پهلوی و فراریان گروهک ­های تروریستی چپ و راست و منافق و فرقه ­های منحرف و سایر فراریان سابقه­ دار به جریان مسلّط رسانه­ ای صهیونیستی، صورت و سیرتی دیگر پیدا کرد. جریان سلطه ضمن فراهم آوردن به‌روزترین امکانات و تکنولوژی رسانه­ یی (البته به ­هزینه­ ی گاو شیرده سعودی و امثالهم) و اِعمال فرماندهی واحد رسانه­ یی بر آن­ها، به خط­ دهی آمرانه و بهره­ برداری استعمارگرانه از این نارسانه­ ها پرداخت.

     اگرچه جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ پرافتخار خود و به ­ویژه در مقاطع بروز برخی رویدادهای سال­های گذشته همیشه با آوازه ­گری­های مزوّرانه­ ی این نارسانه ­ها مواجه و با شیوه­ های آن­ها آشنا بوده است؛ اما بی ­شک در جریان اغتشاشات اخیر، «بزرگترین عملّیات تأثیرگذاری» و به عبارت دیگر «جنگ جهانی رسانه­یی» علیه ملّت سرافراز ایران طراحی و اجرا شد. علاوه بر سوژه ­سازی از هر پدیده ­ی طبیعی و مصنوعی و آوازه ­گری هم­نوای شبکه ­های مُزدور فارسی زبان، موج سواری بر روی نارضایتی و خلق نارضایتی ­های سفارشی با جعل و روایت­سازی دروغین از رویدادها، تبدیل نارضایتی به اعتراضات اجتماعی، دیگرگون نمودن اعتراضات اجتماعی به سیاسی، تغییر جهت آن­ها به اعتراضات ساختاری، و در نهایت تبدیل جملگی آن­ها به اغتشاش و شورش و جنگ خیابانی و... این همان دستورالعملّی است که شبکه ­های مذکور در اغتشاشات اخیر دنبال کردند. طرفه آن­که شبکه ­یی همچون بی ­بی­ سی که از قدمتی دیرینه برخوردار است و قاعدتاً پیرامون شؤون حرفه­ یی خویش باید حساس باشد، با چرخشی گسترده و تغییر کامل برنامه ­های عادی و روزانه­ ی خود و گذشتن از دیگر اخبار مهم جهانی، عملاً به مرتبه­ ی «صحنه گردانی عملّیاتی اغتشاشگران خیابانی» تبدیل شد. همچنین است رسوایی شبکه­ ی همتای آن، اینترنشنال سعودی که علاوه بر موضوع پیش گفته، رسماً به خط تجزیه ­ی ایران مقتدر و یکپارچه روی آورد و در نهایتِ صراحت، از تجزیه­ طلبی و تجزیه ­طلبان حمایت نمود.

      چنین چرخشی در شبکه ­های مزدور و چنین هزینه­ ی حیثیّتی بالایی نمی­ تواند صرفاً ناشی از یک ارزیابی اشتباه از موقعیت توسط آن شبکه­ ها باشد، بلکه قطعاً مبتنی بر «یک راهبرد تازه، یک طرح بزرگ و یک بسته­ی اطلاعاتی- عملّیاتی» است که در سطوح بالای رژیم­های آمریکا و انگلیس اتخاذ شده و به این نوکرانِ سفارشی­کار ابلاغ شده است.

در وقایع اخیر سناریوهای نخ نمای «کشته­ سازی» و ادبیات تکراری اعتراف اجباری و خشونت سیستماتیک و نیز عوض کردن جای جلّاد و شهید و ده­ها شگرد شناخته شده‌ی دیگر، با شیوه ­یی یکسان اما با حجمی صدها برابر بیش از وقایع گذشته، نه تنها حیثیتِ نداشته­ ی شیپورهای انگلیسی، آمریکایی و گاوان شیرده آن­ها را بر باد داد، بلکه کلیه­ ی موازین حرفه ­یی و بین­ المللی را نیز درنوردید و سابقه ­ی مبتذلی بر سوابق سیاه آن­ها افزوده شد؛ که پی­گرد حقوقی آن­ها و پیاده نظام فراری نارسانه ­های یادشده در دستور کار قرار دارد.

بخش سوم) مرحله­ پساآشوب

در یک ماه و نیم گذشته، دشمن آمریکایی و هم­ پیمانان خبیث و پیاده نظام مزدور و نارسانه­‌های سفارشی­‌کار آن­ها، یقیناً با کلّ توان خویش وارد عرصه­­‌ جنگ ترکیبی تمام‌عیار و بزرگترین عملّیات تأثیرگذاری با نظام مقدس جمهوری اسلامی شدند.

برای جامعه­ اطلاعاتی پرافتخار کشور که شبانه­‌روزی و لحظه به لحظه تحرکات ائتلاف شیطان بزرگ را تعقیب می‌­کردند، کمترین تردیدی وجود ندارد که حریف کلّ سناریوهای جنگ نرم و ترکیبی و عملّیات تأثیرگذاری خویش را با همه­ توانمندی­‌های قشون خود و هم­پیمانان، وارد صحنه­ی نبرد با ملّت مقاوم و سرافراز ایران اسلامی کرد.

اذعان داریم که دشمن مزاحمت ایجاد نمود، خسارت وارد کرد، تعدادی از جوانان این مرز و بوم را به خاک و خون کشید، اما با اتقان کامل می­‌گوییم او نتوانست به هیچ­یک از اهداف اصلیِ از پیش تعیین شده­ خود دست یابد.

این ارزیابی مستدل و قطعی ماست که از قضای روزگار، دشمن آمریکایی و انگلیس خبیث نیز بدان اذعان دارند اما جرأت و جسارت اعتراف آشکار به آن­را ندارند. جامعه­ اطلاعاتی کشور، با الطاف الهی و عنایات اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به ارزیابی داخلی سازمان­‌های جاسوسی آمریکا و انگلیس دسترسی یافته است که صریحاً دربردارنده­ آن اعترافات، هم در پیرامون شکست سناریوهای مجمع شیاطین و هم در باب اذعان به ریشه­‌دار بودن «درخت تناور ایران اسلامی» و در قبول اقتدار غیرقابل انکار «ایران قوی» می­‌باشند.

امروز مصالح اطلاعاتی و امنیتی به ما اجازه نمی­‌دهند که عین ارزیابی­‌های اردوگاه سلطه را افشاء کنیم. اما شاید در آینده، محذورهای کنونی رفع و امکان بر ملاکردن آن گزارشات فراهم گردد که در آن صورت طبل رسوایی دشمنان آمریکایی، انگلیسی، صهیونیستی از بام فلک بر زمین خواهد افتاد.

علاوه بر دشمنی‌های گذشته و جاری، رژیم آمریکا در تلاش است تا سیاست فشار حداکثری ترکیبی را علیه ملّت شریف ایران در سال آتی میلادی نیز اعمال کند و بودجه­‌های متعددی را بر پایه توهمات خود برای این منظور در نظر گرفته است.

وزارت خزانه­‌داری آمریکا به اتفاق بخش­های مختلف در جامعه اطلاعاتی و وزارت امور خارجه آن رژیم، ظرفیت انسانی و مالی بی­‌سابقه‌‌ای را برای ایجاد فشار بر ایران اسلامی در قالب بسته­‌های تحریمی به­ کار گرفته است.

علاوه بر سیاست فشار حداکثری، ده­ها پروژه به­ منظور بی­‌ثبات­‌سازی محیط داخلی ایران در قالب­های گوناگونِ مذکور در نظر گرفته و صرفاً برای یکی از پروژه­‌های مذکور که در این راستا طراحی شده 55 میلیون دلار تخصیص داده شده است.

آژانس رسانه­‌های جهانی آمریکا که یکی از شکست­‌خورده­‌ترین بخش­های سیاست نفوذ آمریکا در پوشش دیپلماسی عمومی است و بودجه 840 میلیون دلاری دارد صرفاً برای مقابله رسانه­‌یی و عملّیات روانی علیه مردم ایران مبلغ 3/131 میلیون دلار در نظر گرفته است.

این پروژه­ها صرفاً معطوف به عملّیات روانی علیه مردم داخل کشور نیست؛ یکی از برنامه­‌های آتی رژیم آمریکا تخریب وجهه ملّت ایران در میان ملّت­های دوست و همسایه و در نتیجه تضعیف سیاست‌های ثبات­‌ساز جمهوری اسلامی ایران در منطقه و انتقال ناامنی­‌های پیرامونی کشور به داخل است، به­ طوری­که در جهت تحقق آن، بودجه اختصاصی تعریف کرده و برای دفتر متولی این امور 353 میلیون دلار در نظر گرفته است.

جالب توجه است که دفتر تحقیق و اطلاعات وزارت امور خارجه آمریکا برای مقابله با نفوذ قدرت­های خارجی در داخل آمریکا 87 میلیون دلار بودجه و 394 نفر نیروی کارشناس اختصاص داده است. این دفتر که یکی از اعضای جامعه اطلاعاتی آمریکا محسوب می­شود، با سوءبرداشت نسبت به وضعیت حاکم بر جامعه قطبی شده آمریکا و تبعیض­‌های سیستماتیک در آن، ریشه‌ این مشکلات را در نفوذ سایرین در محیط سیاست داخلی خود جستجو می­کند و برای موضوع ایران بودجه و پروژه مستقل تعریف کرده است.

علاوه بر این موارد دولت جنایتکار آمریکا که تنها استفاده‌کننده از سلاح کشتار جمعی هسته­‌ای در طول تاریخ بوده و هم اکنون نیز از رژیم صهیونیستی (دارنده تسلیحات هسته­ای بدون نظارت هیچ نهاد بین­المللی) حمایت می­کند، برای به­ اصطلاح مقابله و از بین بردن ظرفیت هسته­‌ای صلح‌آمیز ایران و فشار بر برخی دیگر از کشورها مبلغ 295 میلیون دلار در نظر گرفته است.

این موارد صرفاً بخشی از بودجه ­ها و امکاناتی است که رژیم تروریست آمریکا برای تضییع حقوق ملّت بزرگ ایران تحت عناوین مختلف وضع کرده است و ظرفیت­‌های مختلف دیگری را نیز در قالب­ های پنهان و غیررسمی اختصاص داده که هدف اصلی آن حمایت پنهان از عناصر تولید ناامنی و آشوب در داخل کشور و زنده نگه­داشتن کورسوی آتش اغتشاشات است.

طبق اطلاعات معتبر، پس از سیر نزولی­ یافتن پروژه­ی اغتشاشات، کانال­‌های منتهی به ائتلاف شیطانی، به پیاده نظام خود ابلاغ کرده‌اند تا آمادگی خویش را حفظ و محورهای ذیل­ الذکر را به‌عنوان خطوط اصلی اقدامات مورد تأکید قرار داده­‌اند:

1- تقویت ابزارهای مخرّب تأثیرگذاری از طریق فضای سایبر به ­هر شکل ممکن و از هر طریقی. (شبکه‌های اجتماعی آمریکایی به­ مثابه سلاح استراتژیک).

2- علاوه بر مقامات آمریکایی و انگلیسی، با دولتمردان سایر کشورهای اروپایی نیز ارتباط برقرار کرده و تلاش نمایند آن­ها را در این پروژه دخیل نمایند.

3- حفظ آهنگ تخریبی نارسانه­‌های فارسی زبانِ عمدتاً لندنی- سعودی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران.

4- تحریک به اعتصاب در صنایع مختلف به­ ویژه در صنایع نفت و گاز با هدف قطع درآمدهای نفتی و نیز فلج کردن حمل و نقل کشور.

5- دامن زدن به اعتصاب مغازه­‌ها و بستن بازارهای کشور با هدف فشار بر مردم و افزایش نارضایتی و نهایتاً پیوند اعتصابات مختلف به یکدیگر.

6- تأکید ویژه بر کشته­‌سازی از طریق انتساب هر قتل و حادثه­‌ای به نیروهای امنیتی و انتظامی، یا هدف قرار دادن اغتشاشگران در صحنه توسط تروریست­‌های اجاره­‌ای و انتساب آنها به نیروهای نظام یا بهره­‌گیری از سایر روش­ها.

7- هر اتفاق طبیعی و مصنوعی باید به سمت یک اغتشاش سیر کند و نیز هر اعتراض مدنی به شورشی خونین تبدیل شود.

8- به تعطیل کشاندن مدارس و دانشگاه‌ها.

رژیم دژخیم آمریکا نه پیشینه­‌ درخشانی دارد که به اعتبار تاریخش اکنون صلاحیت دخالت در عرصه­‌های جهانی را دارا باشد و نه آینده­‌ای که به امید آن، در اندیشه­ی حکمرانی جهانی در آینده باشد.

در باب گذشته ­آمریکا، شالوده­ مافیایی آن رژیم بر غصب سرزمین بومیان و قتل و نابودسازی حرث و نسل صاحبان آن مُلک شکل گرفته و پس از آن با ربایش و اسارت سیاه­‌پوستان آفریقایی و استثمار، شیره­ جان آن­ها و اعمال بزرگترین، عمیق­ترین و بی­‌سابقه­‌ترین تبعیض نژادی در طول تاریخ و پهنه­ جغرافیا، گرد آمدن قسی­‌ترین و حرفه­‌ای‌ترین جانیان جهان در آن جغرافیا، تشکیل گسترده‌ترین دولتِ متشکل از حرامیانِ سرگردنه‌های جهان، تنها بکار برنده‌ سلاح­‌های هسته‌­‌ای در دنیا، عامل کودتاهای متعدد و خونین در پهنه گیتی، عامل مستقیم و غیرمستقیم خونبارترین جنگ‌­های روی زمین، بانیانِ آشکار تروریسم رسمی و دولتی در عرصه ­بین­‌المللی آن‌هم بنا به شهادت سردار بزرگ جهان اسلام حاج قاسم سلیمانی، بزرگ­ترین سازنده و دلاّل تسلیحات کشتار جمعی، خالق جنایت­کارترین تروریست­‌های آدم خوار همچون داعش و گروهک­های تکفیری هم­سنخ آن، حامی پرسابقه‌ترین و خائن­‌ترین تروریست­ های جهانی از نوع تروریستهای آلبانی نشین با حداقل 12000 قربانی، پشتیبان خون­ریزترین و بَدَوی­ترین رژیم­‌های روی زمین همچون رژیم آل سعود، بزرگ­ترین و صریح­‌ترین استعمارگر جهان که در روزگار کنونی هم صریح و آشکار و با صدای بلند، دولتِ فرومایه­ تحت استعمار خود را «گاو شیرده» می­‌خواند، نمادِ توحشِ به­‌روز شده و جاهلیتِ مُدرن، و بالاخره رژیم ایالات متحده به­ عنوان عصاره ­همه ­پلیدی­‌های اهریمنی که به درستی و دقت و حکمت توسط حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران به صفت «شیطان بزرگ» متصف شد.

اکنون این جُرثومه ­همه زشت خویی­‌ها برای ملّت سربلند ایران ابراز نگرانی می­‌کند، در عین حال تنها آرزویی که برای این ملّت مستغنی می­‌نماید، استفاده از شبکه­‌های اجتماعی آمریکایی است و بس!

 و اما در پیرامون آینده، سردمداران رژیم آمریکا خوب می­دانند که «آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت». مطلع هستند که از سال­ها پیش نظم نوینی در حال شکل‌گیری است که سردمداری آن رژیم در این نظام تنها در حد وهم و خیال و در عوالم مجاز امکان‌پذیر است، در همان فضایی که اخیراً خود و پیاده نظام­شان، به کرات نظام جمهوری اسلامی را در آن ساقط کردند.

در فضای مجازی! همچنان­که پیشینیان آن­ها در 43 سال گذشته و در فواصل شش ماهه­، 86 بار حاکمیت ایران را جابجا کردند! جمهوری اسلامی ایران همان درخت تنومندی است که رهبر حکیم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) اخیراً توصیف کردند. درختی که حوادث زمانه نه تنها گزندی متوجه آن نکرده است بلکه هر رویدادی، ریشه­‌ی آن­را عمیق­‌تر، تنه­‌‌اش را نیرومندتر و سایه­‌اش را گسترده­ تر کرده و «ایران قوی» را آفریده است که به اذن الهی، روز به روز در حال قوی­تر شدن خواهد بود.

حوادث اخیر کشور نیز بیش از همه، عنایات خداوندی به این آب و خاک را نشان داد؛ «پروژه‌ی ویران سازی ایران» شکست مفتضحانه‌ای خورد. همان پروژه‌ای که قبلاً در افغانستان و عراق و سوریه و یمن و لیبی پیاده کردند، اما در ایرانِ قوی شکست سختی خورد.

طبیعی است که به انتقام‌­گیری از ملّت سرافراز و مقاوم ایران روی آورند و بدیهی است که بلافاصله، دست­‌پروردگان داعشی و تروریست‌­های تجزیه­‌طلب را وارد میدان نمایند؛ اما با عنایات صاحب اصلی این ملک و ملّت، حضرت ولیعصر ارواحنا فداه و عجل‌­الله تعالی فرجه­‌الشریف، کل توطئه‌­ها به­‌سوی آن­ها برخواهند گشت اِن­شاءالله.

همچنین آن اغتشاشات رشد و درک و فهم و بصیرت ملّتی فرهیخته را یک­بار دیگر به نمایش گذاشت که باید قدردان این ملّت عظیم‌­الشأن بود و سربازان گمنام امام زمان (عج) به نوبه‌ی خویش در برابر این ملّت تعظیم می‌نمایند. رهبری‌های داهیانه ­فرمانده­ی معظّم کل قوا (مدّظلّه العالی) را یک­بار دیگر به پیش چشمِ دوست و دشمن آورد. انسجام درونی هر چه بیشتر جامعه­ ی اطلاعاتی کشور و همراهی و همدلی و همکاری آن­ها را برای آینده بیشتر و نزدیک­تر کرد.

اما در باب گروهک­‌ها و پیاده نظام شیطان و اغتشاشگران، قصد بر ادامه­ شناسایی و تعقیب آن­ها تا آخرین نفر است که این روند هم‌اکنون جریان دارد و البته راهی هم برای افراد فریب­ خورده و نادم باز گذاشته شده تا خود را معرفی و شامل تخفیف در مجازات شوند.

 و نهایتاً در پیرامون دشمنان اصلی، جنایات آن­ها در وقایع اخیر فراموش یا بخشوده نخواهد شد و این وعده قرآن کریم است که : «اِنّا مِنَ المُجرِمینَ مُنتَقِمُون»(9).

والسلام علی من اتّبع الهدی


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 06 آبان 1401

چند روز گذشته با تبلیغاتی که از یک هفته پیشتر صورت گرفته بود، جمعی از ایرانیان مقیم اروپا و آمریکای شمالی در حمایت از اغتشاشات در ایران دست به اجتماع در برلین زدند. این اجتماع به دعوت حامد اسماعیلیون صورت گرفت؛ وی که همسر و فرزندش جزو جان‌باختگان سانحه هواپیمای اوکراینی در سال 98 بودند، از آن زمان تاکنون به همین بهانه اقدام به جوسازی علیه ایران کرده و بارها خواهان تحریم‌های مختلف علیه کشور شده است. 

با وجود تبلیغات بسیاری که صورت گرفت، رسانه‌های آلمان مدعی حضور 80 هزار نفر شده است؛ اگر حضور افغانستانی‌ها و کردهای عراق و ترکیه و آلمانی‌ها را از این جمعیت نادیده بگیریم، براساس آمار شورای عالی ایرانیان خارج کشور 1 میلیون و 184 هزار و 552 ایرانی در اروپا(براساس آمار سال 99) زندگی می‌کنند و از این جمعیت تنها 80 هزار نفر شرکت کردند که ناتوانی اپوزیسیون برای بسیج ایرانیان خارج کشور را نشان می‌دهد. 

براساس گفته‌های ایرانیان در اروپا، از برخی شهرهای دورتر اتوبوس رایگان در اختیار گذاشته شده بود و از برخی کشورها نیز با هزینه حداقلی وسیله حمل و نقل وجود داشت که اگر این امکانات  نبود قطعا میزان حضور به حداقل می‌رسید. 

با این وجود، نکته قابل توجه در برلین، اجتماع گروه‌های ضد ایرانی و تروریستی است که گرداننده مراسم بودند. پرچم‌هایی که به وفور در این اجتماع دیده می‌شد پرچم اقلیم کردستان، تجزیه‌طلبان بلوچستان و الاحوازیه و کردها و آذری‌های تجزیه‌طلب بود؛ حتی شبکه‌های فارسی زبان معاند مانند ایران اینترنشنال نیز تعمداً تلاش داشت که پرچم این گروه را پوشش دهد.

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

 

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

پرچم‌های اقلیم کردستان، تجزیه‌طلبان آذری، همجنس‌بازان و حتی پرچم رژیم صهیونیستی دیده می‌شد

از دیگر نمادهای حضور تجزیه‌طلبان خوانده شدن پیام بهروز بوچانی نویسنده کردتبار و سخنرانی شهاب شیخی فعال کرد و فریبا بلوچ بود. 

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

توئیت خبرنگار اینترنشنال و تبلیغ پرچم تجزیه‌طلبان کرد

علاوه بر اهتزاز پرچم تجزیه‌طلبان، مسئله‌ای که حتی مورد انتقاد حاضران در اجتماع بود، تریبون دادن چندباره به همجنس‌بازان و اقلیت‌های جنسی است که موجب وهن مراسم شد. در این برنامه ملیکا زر به نمایندگی از همجنسبازان پشت تریبون رفت و پرچم شش رنگ این گروه را بالا برد و گفت: جامعه ال‌جی‌بی‌تی ایران، همجنسگرایان، دوجنس‌گرایان، افراد ترنس و... در این اعتراضات در بین خیل جمعیت چه در خیابان‌های شهرهای ایران و چه در خیابان‌های خارج از ایران در تبعید و مهاجرت حضوری همدلانه داشتند!

بعد از وی، دو نفر با ظاهر زننده پشت تریبون آمدند و بیانیه LGBTQ را خواندند و خواستار آزادی برای کارگران جنسی و افراد گی و لزبین شدند! همچنین دو نفر تحت‌عنوان کالکتیو زن، زندگی، آزادی با ظاهر همجنسگرایان پشت تریبون رفتند.

 

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

همجنس‌بازانی که در اجتماع دیروز تریبون داشتند

جدا از حضور همجنس‌بازان و تجزیه‌طلب‌ها، اوج قبح شکنی اپوزیسیون تریبون دادن به گروهک منافقین بود که تا پیش از این به‌دلیل تنفر از این گروهک در داخل کشور، تلاش می‌کردند با آنها مرزبندی داشته باشند اما بخشی از هماهنگی مراسم نیز در اختیار چپ‌گراها، گروهک منافقین و حامیان آنها قرار داشت.

بالابردن پرچم‌های قرمز رنگ و همچنین شعار آنها در پیشاپیش راهپیمایی و تریبون دادن به  میهن روستا همسر رضا عصمتی از اعضای گروهک منافقین که در دهه 60 اعدام شده نشانگر نفوذ منافقین در این اجتماع است. 

سازمان مجاهدین (منافقین) , اغتشاشات 401 ,

میدان دادن به منافقین، مسئله ارتباط حامد اسماعیلیون با این گروه را بیش از پیش تقویت می‌کند. وی 23 مهرماه، کارزاری اینترنتی خطاب به سران کشورهای گروه 7 را تبلیغ کرد که اصلی‌ترین خواسته آن «اخراج سفرای ایران و نمایندگان آن در سازمان‌های بین‌المللی واقع در این کشورها» بود. این کارزار با اشاره به اعتراضات و اغتشاشات یک‌ماهه در ایران، از وزرای خارجه‌ بریتانیا، کانادا، آمریکا، ژاپن، آلمان، فرانسه و ایتالیا خواسته تا در اعتراض به رفتار ایران نسبت به معترضان، ضمن نامطلوب خواندن سفرای ایران، آنان را اخراج کند.

این کارزار از سوی کاوه شهروز از چهره‌های حامی تحریم ایران و همسو با مجاهدین خلق (منافقین) راه‌اندازی شده بود و  حامی شهروز نیز  الوین کاتلر است که لابی اصلی مجاهدین در کانادا بوده  و به آلبانی رفت و آمد دارد. 

اجتماع روز گذشته در برلین به دعوت اسماعیلیون و تبلیغ منافقین نشان می‌دهد وی در دوسال اخیر دانسته یا ندانسته وارد بازی منافقین شده و به‌دلیل سوء شهرت این گروهک میان مردم ایران، با نام وی و حادثه هواپیمای اوکراینی اهداف خود را پیش می برند. 

 

:: بازدید از این مطلب : 390
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 04 آبان 1401

 

روزنامه همشهری نوشت: آمارسازی با ادعاهای شبه‌واقعی سیاستی است که رسانه دربار سلطنتی انگلیس را وادار کرده با وجود ادعای حرفه‌ای بودنش، کشته شدن چند صدنفر در حوادث و اعتراضات اخیر ایران، آن هم به نقل از شبه‌رسانه‌ای دیگر را تیتر بزند؛ تیترهایی که البته سندی در اثباتش ارائه نمی‌شود. رسانه لندنی البته پا را از این نیز  فراتر می‌گذارد و برای تحریک بیشتر مخاطبانش از واژه «کودکان کشته» در آمار ادعایی خود بهره می‌برد؛ واژه‌ای که با ظرافت میان خبری مجعول و بدون مستند قرار گرفته است تا واکنشی در راستای سیاست استعماری خود علیه ایران بگیرد.

بعد از طراحی پروژه کشته‌سازی از «اسراء پناهی»، «نیکا شاه‌کرمی»، «ایتک رضایی»، «سارینا اسماعیل‌زاده» و... این پروژه گویا پایانی ندارد. سردمداران این کشته‌سازی در فضای رسانه‌ای همچنان در تلاشند تا سوخت لازم را برای ادامه اعتراضات در جامعه فراهم کنند؛ سوختی که با افشای پشت‌پرده جعل‌شدن‌شان «سوخت» شد.

پروژه دانش‌آموزکشی

«حمله مأموران امنیتی به هنرستان دخترانه شهید صدر منجر به کشته شدن یک دانش‌آموز این هنرستان شد.» قربانی‌ای که این بار هم باید از میان دختران انتخاب شود تا خوب دیده شود! ایران اینترنشنال به‌عنوان بازوی رسانه‌ای اغتشاشگران این خبر را با آب و تاب گزارش می‌دهد: «مأموران امنیتی برای مقابله با دختران دانش‌آموز که شعار می‌دادند وارد مدرسه شدند و مسئولان مدرسه لباس دختران را از تن آنها درآوردند و در این میان درگیری میان مأموران آغاز و یک دختر دانش‌آموز کشته می‌شود.» این شبه‌رسانه وابسته به دربار سعودی برای جذاب‌تر کردن سناریوی خود قصه‌های دیگری را هم به خبر خود اضافه می‌کند: «همسایگان گفته‌اند صدای شلیک گلوله و ادبیات تند مأموران را شنیده‌اند.

مغازه‌داران مجبور شدند که زودتر تعطیل کنند. مأموران مردم را بدون دلیل کتک می‌زنند.» این رسانه، البته برای مهیج‌تر کردن ماجرای خود از تجمع مردم در حمایت از دانش‌آموزانی که در مدرسه مورد حمله قرار گرفته‌اند، گزارش می‌دهد و تصویری را منتشر می‌کند که مشخص نیست مربوط به چه زمانی است. روایت ماجرا اما مسئله‌ای دیگر را نشان می‌دهد. آنطور که شاهدان عینی می‌گویند، برخورد مسئولان مدرسه با دانش‌آموزانی که شعار می‌دادند سبب می‌شود والدین برخی از آنان مقابل مدرسه تجمع کنند. پلیس نیز با هدایت خانواده‌ها به داخل مدرسه بدون داشتن سلاح وارد محوطه آموزشی شده و با والدین بچه‌ها و نه خود دانش‌آموزان گفت‌وگو می‌کند. هیچ درگیری میان والدین یا دانش‌آموزان رخ نمی‌دهد و ماجرا به پایان می‌رسد. در این ماجرا نه کسی کتک می‌خورد، نه کشته می‌شود و معلوم نیست چگونه خبری با این درجه از دروغ روانه آنتن شبه‌رسانه‌های لندن‌نشین می‌شود.

زندانی‌ای که اغتشاشگر نبود

«حسین جزی از دستگیرشدگان اغتشاشات اخیر در آتش‌سوزی زندان اوین کشته شده است.» این خبر را یک حساب توییتری که مدعی کسب اطلاعات دقیق از وضعیت کشته‌شدگان حوادث اخیر در ایران است، منتشر کرده است. حساب کاربری‌ای که اطلاعات ارائه شده از سوی آن، منبع معتبر برخی رسانه‌های لیدر جریان اغتشاش خارج‌نشین و منبعی برای اعلام اخبار در ایران است. بی‌بی‌سی فارسی نیز با انتشار این خبر، با سناریوسازی و انتشار عکسی از دوران نوجوانی این فرد اعلام می‌کند که او زندانی سیاسی ۲۱ساله‌ای بوده که به‌دست جمهوری اسلامی در زندان کشته شده است و مأموران امنیتی از خانواده او خواسته‌اند جسد فرزندشان را تحویل بگیرند. رسانه دربار سعودی نیز برای اینکه از «بازی» کشته‌سازی‌ عقب نماند، مدعی می‌شود «نرگس محمدی» که در زندان اوین است در نامه‌ای مدعی است «ده‌ها زندانی را در اوین کشته‌اند.» بلافاصله با طرح این ادعاها، کارشناسان همه‌فن حریف این رسانه با نظرات خود از وقوع فاجعه‌ای بزرگ در زندان اوین که با هدف «کشتن فرزندان نخبه ایران» رخ داده است، ابراز نگرانی می‌کنند.

با این حال، جوسازی رسانه‌ای ضدانقلاب با اقدام به‌موقع قوه قضاییه در اطلاع‌رسانی از آنچه در آتش‌سوزی زندان اوین رخ داده است، نقش بر آب می‌شود. حسین جزی که قرار بود کشته شده‌ای مظلوم از میان خیل کشته‌شدگان اعتراضات اخیر باشد، سارقی با بیش از ۱۰۰شاکی خصوصی از آب درمی‌آید. مشخص شد جزی هرگز در اعتراضات شرکت نداشته است؛ چراکه قبل از وقوع آن در زندان و تحت بازداشت بوده و عملا نمی‌توانسته در اعتراضاتی که بیرون از زندان شکل گرفته، شرکت کند. با برملا شدن این واقعیت، اینترنشنال سعودی و بی‌بی‌سی انگلیس بی‌سرو صدا از کنار این خبر و منبع بی‌اعتبارش عبور کردند و پرونده جزی را بدون پاسخ به افکار عمومی درباره چرایی مطرح کردن نامش به‌عنوان کشته‌شده اعتراضات اخیر، بستند.

اصرار به کشته‌سازی در سیستان و بلوچستان

«ماموران امنیتی با تیراندازی به‌خودروی یک شهروند سراوانی دختربچه ۸ساله او را به قتل رساندند.» برای اثربخشی حداکثری این خبر، سناریویی هالیوودی طراحی می‌شود. در این طراحی مأموران اداره اطلاعات متهم می‌شوند که در تعقیب فردی دیگر، «مونا» دختربچه ۸ساله‌ای با شلیک گلوله مأموران به سرش کشته شده است. در این سناریو مونا در حال بازی با دوستش در خیابان بوده است که مأموران سر رسیده و بدون هشدار قبلی به‌سوی خودروی ۴۰۵که سرویس مدرسه دانش‌آموزان بوده است، شلیک کرده‌اند. در این سناریو، مطابق معمول مأموران پدر کودک کشته‌شده را احضار و او را تهدید کرده‌اند که نباید صحبتی در این‌باره داشته باشد. با این حال، وجود دوربین‌های مداربسته پرده از واقعیت دیگری برمی‌دارد. فرماندار سراوان می‌گوید: «دوربین‌های اطراف محل حادثه تصاویر مربوط به این اتفاق را ثبت کرده‌اند و پلاک خودروها نیز در تصاویر مشخص است. این موضوع نیز به اطلاع خانواده کودک رسیده است.» سعید تجلیلی این گمانه را که ممکن است درگیری میان قاچاقچیان موادمخدر شکل گرفته باشد، رد نمی‌کند و می‌گوید: «این پرونده تا رسیدن به نتیجه پیگیری می‌شود، اما آنچه مشخص است اینکه تیراندازی از سوی مأموران در این منطقه انجام نشده است.»

نگین؛ رمز کارت سوخت اغتشاش

«روز ۲۰مهر، نگین در اعتراضات شهر همدان شرکت می‌کند و ضربات باتوم زیاد و شدیدی به سرش وارد می‌شود. بعد از آن به خوابگاهش بازمی‌گردد و در آنجا به‌دلیل ضرباتی که به سرش وارد شده است، کشته می‌شود.»؛ روایتی از کشته شدن فردی به نام «نگین عبدالملکی». اما این تمام ماجرا نیست. اینترنشنال و کارشناسش مدعی می‌شوند بعد از اطلاع حراست دانشگاهی که نگین در آن درس می‌خواند، مأموران امنیتی به خوابگاه و به اتاق دانشجویانی که در جریان ماجرا قرار گرفته بودند، مراجعه کرده و می‌گویند حق ندارند این موضوع را خبررسانی کنند و دلیل مرگ را استفاده از کنسرو فاسد اعلام می‌کنند. این رسانه، مدعی می‌شود این اتفاق ۲۲مهر رخ داده و خانواده نگین تهدید شده‌اند که در این‌باره صحبتی نکنند. رمز «کارت سوخت اغتشاش» این بار به نام نگین شماره‌گذاری شده، اما به فاصله چند ساعت بعد از موج‌سواری رسانه‌ها درباره درگذشت این دختر جوان، خانواده نگین با رد اینکه او در اغتشاشات شرکت داشته، می‌گویند اجازه نمی‌دهند رسانه‌های ضدانقلاب از درگذشت دخترشان سوءاستفاده کنند.

اما واقعیت ماجرا چیست؟ روز ۲۱ مهر خبری درخصوص مصرف مشروبات الکی تقلبی دست‌ساز توسط چند جوان در منطقه آبشینه همدان منتشر شده بود. در خبر بعدی که ۲۴ مهرماه منتشر می‌شود، دادستان همدان توضیحات تکمیلی در این خصوص را اینگونه اعلام می‌کند: «صبح روز پنجشنبه ۲۰ مهرماه، دختر و پسر جوانی با علائم شدید مسمومیت توسط جوانی دیگر که او نیز دچار مسمومیت شده بود به ۲بیمارستان همدان انتقال داده می‌شوند.» حسن خانجانی ادامه می‌دهد:‌ با تحقیقات و پیگیری‌های اولیه مشخص شد هر ۳نفر آنها در ویلایی در همدان بر اثر مصرف مشروبات الکلی دچار مسمومیت شده‌اند. وی افزود: «با وجود اقدامات درمانی دختر و پسری که حالشان وخیم‌تر بود، بعدازظهر روز پنجشنبه ۲۱مهرماه فوت می‌کنند. بررسی‌های بعدی نشان می‌دهد دختری که در این ماجرا فوت شده است، همان «نگین عبدالملکی» است که نام شناسنامه‌ای او پروین است. اکنون این سؤال وجود دارد که چگونه بنا به ادعای رسانه‌های ضدانقلاب، هم خوابگاهی‌های نگین نمی‌دانستند که نام اصلی او چیست و او را با نام مستعارش می‌شناختند و نه نام اصلی که در شناسنامه‌ درج شده است و به این سؤال پاسخ نمی‌دهند که چرا بعد از گذشت مدت‌ها از فوت دوستشان خبررسانی را شروع کرده‌اند و همان زمان این خبر را منتشر نکرده‌اند؟

خانواده،‌ شاکی نبود؛ لندن‌نشین‌ها شاکی شدند

«دختر ۱۷ساله تهرانی در محله پاسداران بر اثر ضربات باتوم مأموران امنیتی به قتل رسید.» آرنیکا قائم‌مقامی را شاید بتوان جدیدترین قربانی پروژه کشته‌سازی رسانه‌های ضدانقلاب دانست؛ قربانی‌ای که او نیز از میان دختران کم سن و سال با چهره‌ای مظلوم انتخاب شده است تا احساسات عمومی با فوتش به‌دست مأموران امنیتی! جریحه ‌دار شود. رسانه‌های ضدانقلاب ادعا می‌کنند آرنیکا در جریان اعتراض در تهران و در یکی از محله‌های شمال شهر پایتخت کشته شده است.کانون به‌اصطلاح مدافعان حقوق بشر از این خبر می‌دهد که او به‌دلیل شدت جراحات وارده در بیمارستان جان خود را از دست داده ‌ و به جمع کشته‌شدگان جوان اعتراضات اضافه شده است. گرچه این رسانه‌ها برای اثبات ادعای خود حتی نمی‌توانند مانند دیگر سوژه‌های خود از اقوام، دوستان و نزدیکان آرنیکا کسی را برای شهادت پیدا کنند، اما کارشناسان این رسانه‌ها براساس گفته‌های منابع مطلع خود که هرگز مشخص نمی‌شد چه کسانی هستند از «قتل آرنیکا» به‌دست مأموران با اطمینان کامل خبر می‌دهند؛ اقدامی که واکنش خانواده این دختر نوجوان ۱۷ساله را در پی دارد. پدر آرنیکا از اقدام این رسانه‌ها ابراز انزجار می‌کند و از واقعیتی تلخ که بر این خانواده رفته است پرده بر می‌دارد.

پدر آرنیکا تأیید می‌کند او در جریان اغتشاشات اخیر تهران، حضور نداشته است. آنطور که پدر داغدار آرنیکا می‌گوید، هنگامی که دخترش از پنجره اتاقش به پایین سقوط کرده تا مسیر بیمارستان با او حرف زده است. گرچه آرنیکا ۸ روز را در بیمارستان بستری بود اما در نهایت جان خود را از دست داد. بعد از درگذشت آرنیکا، پدرش با حضور در کلانتری اعلام کرد از کسی به‌دلیل فوت دخترش شکایت ندارد اما افرادی با هک آی‌پی‌ تلفن همراه، عکس‌های دخترش را به‌عنوان ضرب و جرح در جریان اغتشاشات توسط مأموران پلیس در فضای‌مجازی منتشر کرده‌اند که از این افراد شکایت می‌کند. در حالی که خانواده آرنیکا کسی را مقصر درگذشت دخترشان نمی‌دانند اما به‌نظر می‌رسد جریان رسانه‌ای ضدانقلاب قصد دارد به هر شکل ممکن خود را شاکی این پرونده معرفی کند تا از آرنیکا تا زمانی که نیاز باشد بهره‌برداری سیاسی کند.

غزاله چلاوی و ابهامات بسیار

«غزاله لحظه مرگ خود را ثبت کرد.» این تیتری است که رسانه‌های ضدانقلاب برای درگذشت دختری به نام «غزاله چلاوی» انتخاب کرده‌اند؛ دختری ۳۲ساله که در اعتراضات شهر آمل و مقابل فرمانداری این شهر کشته شد. صدای آمریکا رسانه رسمی دولت آمریکا مدعی می‌شود ضارب غزاله از داخل فرمانداری آمل به سمت او شلیک کرده و این دختر کوهنورد را به قتل رسانده است. در تصاویری که از دوربین تلفن همراه غزاله منتشر شده است، او در حال شعاردادن در مقابل فرمانداری آمل و تصویربرداری از فردی بوده است که از داخل محوطه این مرکز تیراندازی می‌کرده است.

گرچه ابهامات بسیاری در این‌باره وجود دارد، اما اظهارنظر مسئولان انتظامی نشان می‌دهد غزاله نه از راه دور (فاصله بین او با فرد تیرانداز که در فیلم مشخص است) هدف گلوله قرار گرفته، بلکه از سوی فردی در نزدیکی خودش مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. سرهنگ علی قیصری، رئیس پلیس آگاهی استان مازندران در این‌باره گفته است: «زاویه تیراندازی از بالا و ارتفاع به سمت پایین بوده؛ درحالی‌که رد گلوله بر پیکر مرحومه چلاوی نشان می‌دهد که گلوله از جلو به عقب، از راست به چپ و از پایین به بالا به وی شلیک شده است که این سه زاویه نشان می‌دهد هیچ‌کدام از گلوله‌ها از بالا شلیک نشده، بلکه فردی از بین جمعیت (هم‌تراز با خانم چلاوی) به وی شلیک کرده است. محمد کریمی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز مازندران نیز گفته است در اغتشاشات اخیر شاهد پروژه کشته‌سازی‌ بودیم تا این مسئله را متوجه نیروهای امنیتی و انتظامی کنند. برخی مأموران امنیتی و انتظامی نیز از داخل جمعیت هدف گلوله قرار گرفته و شهید شده‌اند.‌


:: بازدید از این مطلب : 415
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 26 مهر 1401

«مرگ» انتقال روح از بدن دنیوی به بدن اخروی و به عبارت دیگر، انتقال از نشئه دنیا به نشئه برزخ است. گاهی مرگ به معنای نداشتن قوه عاقله، انحراف، ضلالت و عدم هدایت الهی استعمال می‌شود؛ همان طور که در قرآن کریم، «موت» به معنای ضلالت، کفر و گمراهی و لفظ «حیات» به معنای هدایت و ایمان آمده است: « آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمت‌ها باشد و از آن خارج نگردد؟»(1)
مرگ به معنای اول، مرگ جسم است و مرگ به معنای دوم، مرگ دل. اولی «تن مردگی» است و دومی «دلمردگی». اولی در آخر زندگی محقّق می‌شود و دومی در متن زندگی. اولی شامل مؤمن و کافر می‌شود و دومی مختص به کافر است. اولی شامل رهیافته و گمراه می‌شود و دومی مختص به گمراه است. فرد مرده در مرگ جسم، ساکن و بی‌حرکت است و در مرگ دل، جاندار و متحرّک.
مرگ قلب‌ها
از دیدگاه معصومین‌(ع) مرده واقعی، شخص دلمرده است؛ شخصی که از هدایت الهی بی‌بهره است و گرفتار ظلمت، کفر، ضلالت و فسق شده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله )می فرماید: «لیس من مات فاستراح لمیت انّما المیت میت الاحیاء»(2)؛ مرده واقعی کسی نیست که از دار دنیا رحلت کرده و در دیار آخرت سکونت گزیده، بلکه مرده کسی است که در بین زندگان است، می‌خورد، می‌آشامد، راه می‌رود و حرکت می‌کند ولی از هدایت الهی بی‌بهره است و گرفتار فسق و کفر شده است. اینان مرده‌هایی متحرّکند، زنده‌های دلمرده‌اند، مرده‌های نه در قبرستان، بلکه در متن اجتماع هستند.
مردگان متحرّک کیانند؟
1. دروغ پردازان
یکی از مرده‌های متحرّک، شخص دروغ پرداز است. انسان کذّاب، انسان مرده است. دل و قلب دروغگو، مرده است. تفاوت بین انسان مرده با انسان زنده در وجه اطمینان به شخص زنده است. کسی که اهل دروغ است و دروغگویی وصف ثابت او شده است، هیچ اطمینانی به او نیست. علی‌(ع)می فرماید: «الکذّاب والمیّت سواء لانّ فضیلة الحیّ علی المیّت، الثقة به فاذا لم یوثق بکلامه فقد بطلت حیاته(3)؛ دروغگو و مرده مساوی‌اند، برای اینکه امتیاز شخص زنده بر شخص مرده، اطمینان داشتن به شخص زنده است. بنابراین، اگر به گفتار او اطمینان نباشد، پس حیات او تباه و باطل شده است.»
2. تارکان امر به معروف و نهی از منکر
یکی دیگر از مرده‌های متحرّک، کسی است که نسبت به مسائل اجتماعی بی‌تفاوت است و به وقوع منکرات در جامعه از خود هیچ‌گونه عکس‌العملی نشان نمی‌دهد؛ نه با زبان خود در رفع منکر کوشش می‌کند و نه با دست خود و نه در دل از وقوع آن اظهار انزجار می‌کند. علی‌(ع)فرمود: «کسی که انکار منکر را به وسیله دل و دست و زبانش ترک می‌کند، او همان مرده در بین زندگان است.»(4)
نیز فرمود: «برخی از ناهیان از منکر کسانی هستند که به وسیله دست و زبان و دل خود، منکر را انکار (نهی) می‌کنند، که آنها تمام خصلت‌های نیکو را کامل کرده‌اند و بعضی از آنها کسانی هستند که به وسیله زبان و دل خود منکر را انکار می‌کنند، نه به وسیله دست، که آنان به دو خصلت نیکو چنگ زده و دیگری را (انکار به وسیله دست) تباه ساخته‌اند و بعضی از آنان به دل، منکر را انکار (نهی) می‌کنند نه به وسیله دست و زبان، که آنها دو خصلت را ـ که شریف‌ترین خصلت بین آن سه خصلت است ـ تباه ساخته و به یک خصلت چنگ زده‌اند و بعضی منکر را به وسیله دل و زبان و دستان انکار نمی‌کنند، که اینان مرده زندگانند.»(5)
3. جاهلان
یکی دیگر از مرده‌های متحرّک، شخص جاهل است؛ شخصی که از علوم لازم انسانیت و اسلامیت بی‌بهره است. شخصی که از آنچه که او را به رستگاری و سعادت می‌رساند، محروم است، گرفتار جهل و جهالت است و جهل و جهالت، مرگ است(6)؛ میراننده زندگان(7). علی‌(ع) فرمود: «الجاهل میّت بین الاحیاء(8)؛ شخص جاهل مرده‌ای است در بین زندگان» نیز فرمود: «الجاهل میّت و ان کان حیاً(9)؛ شخص جاهل مرده است گرچه (جسمش) زنده باشد.»
آنگاه که جامعه از این مردگان پر شود، همچون قبرستانی خاموش و بی‌حرکت و ساکت خواهد شد. عالمی که دارای دانش‌های سعادت بخش است، در بین جاهلان مثل زنده در بین مردگان است. پیامبراکرم می‌فرماید: «شخص عالم در بین جاهلان مثل شخص زنده است در بین اموات.»(10)
4. مرفّهان بی‌درد
ثروتمندان بی‌درد و طغیانگر، مرده‌ای متحرّکند که جز زیاد کردن اموال و دارایی در دنیا، به چیز دیگری نمی‌اندیشند. آنان به جای آنکه مال و ثروت خود را در جهت رشد و تعالی روحی خود قرار دهند، در راه حیوانیّت به کار می‌گیرند و روح و قلب خود را می‌میرانند. پیامبراکرم (ص) می‌فرماید: «از هم‌نشینی با مردگان بپرهیزید.» عرض شد:‌ای رسول خدا! مردگان کیانند؟ فرمود: «هر ثروتمندی که ثروتش او را به طغیان وادارد.»(11)
علی‌(ع) می‌فرماید: «هلک خزّان الاموال و هم احیاء(12)؛ خزانه‌داران اموال هلاک شدند و حال آنکه آنها (در دنیا) زنده هستند.» پیامبراکرم (ص)می فرماید: «چهار چیز قلب را می‌میراند: گناه پشت سر گناه، زیاد مناقشه کردن با زنان، مجادله کردن با شخص احمق و همنشینی با مردگان.» در این هنگام عرض شد:‌ای رسول خدا! مردگان کیانند؟
فرمود: «ثروتمندان بی‌درد.»(13)
5. کفار و بی‌دینان
از مرده‌های متحرّک در بین زندگان، شخص کافر و بی‌دینی است که اعتقادی به توحید و یگانگی خداوند ندارد. اگر حیات و زندگی فرهنگی انسان به توحید است، جان کافر از آب حیات توحید بی‌بهره است. علی‌(ع)می فرماید: «التوحید، حیاهًْ النفس»(14)؛ توحید، زندگی جان است.» هَمّ و غمّ کافر، دنیاست و کوشش او برای دنیا؛ هدف او، شهوت اوست و شهوات دنیا، خدای اوست و هرکس شهوت و دنیا‌،خدای او باشد، او مرده‌ای است در بین زندگان.
6. غفلت زدگان
شخص غلفت زده، قلبش مرده است. علی‌(ع)می فرماید: «هر کس غفلت بر او غلبه کند، قلبش می‌میرد.»(15)؛امام باقر(ع)می فرماید: «از غفلت بپرهیز، چون در غفلت قساوت قلب است.»(16)
غافلان، از عذاب الهی و عقوبت‌های او غافلند، از مشکلات اقتصادی و مادی مردم غافلند، از کید و حیله دشمنان اسلام غافلند، از مسائل سیاسی و فرهنگی جامعه غافلند، از موجبات هلاکت و گمراهی و دلمردگی خود غافلند. آنان به تعبیر علی‌(ع) اشباح بلاارواح هستند(17)؛ یعنی پیکرهای بی‌جان. آنها بیدارند ولی خواب زده هستند، حاضرند ولی غایبند. اینان مرده‌های متحرّکند.
رهایی از مرگ فرهنگی
برای درمان و نجات از مرگ فرهنگی مردگان متحرّک و آنهایی که قلبشان حیات دینی و انسانی را از دست داده‌اند، بهترین راه، مراجعه به قرآن و روایات ائمه معصومین(ع) و پیامبراکرم (ص) است. در روایات معصومین‌(ع) برای درمان مرگ فرهنگی راه‌ها و وسایل متعددی پیشنهاد شده است که در این‌جا به برخی از آن داروهای حیات بخش اشاره می‌شود:
1. انس با قرآن
ارتباط با قرآن باعث حیات دل انسان است. قرآن، کفر و نفاق و تباهی و گمراهی را از دل انسان بیرون می‌کند و نور هدایت را در آن می‌افشاند و به آن زندگی ابدی می‌بخشد. علی‌(ع) در مورد ثمرات ارتباط صحیح با قرآن چنین می‌فرماید: «آگاه باشید! این قرآن پند دهنده‌ای است که نمی‌فریبد و هدایت‌کننده‌ای است که گمراه نمی‌سازد و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی‌گوید. کسی با قرآن همنشین نشد مگر آنکه بر او افزود یا از او کاست، در هدایت او افزود و از کوردلی و گمراهی اش کاست. آگاه باشید کسی با داشتن قرآن نیازی ندارد و بدون قرآن بی‌نیاز نخواهد بود، پس درمان خود را از قرآن بخواهید و در سختی‌ها از قرآن یاری بطلبید که قرآن درمان بزرگ‌ترین بیماری‌ها یعنی کفر و نفاق و سرکشی و گمراهی است، پس به وسیله قرآن خواسته‌های خود را از خدا بخواهید.»(18)
2. موعظه پذیری
علی‌(ع)خطاب به فرزندش، امام حسن‌(ع) می‌فرماید: «أحی قلبک بالموعظه(19)؛ دلت را به وسیله موعظه و‌اندرز زنده‌دار.»
3. تفکّر
عامل دیگر حیات قلب و زندگی دل، تفکّر است؛ تفکّر در آیات و نشانه‌های خداوند حکیم، تفکر در نعمت‌های الهی است که به بندگان خود عطا کرده است و تفکّر در حکمت و قدرت و صفات کمالیه خداوند می‌باشد.
امام حسن علیه‌السلام فرمود: «التفکر حیاة قلب البصیر(20)؛ تفکّر (مایه) حیات و زندگی قلب بینا است.» نیز فرمود: «بر شما باد فکر کردن! زیرا فکر (مایه) حیات و زندگی قلب بیناست.»(21)
4. همنشینی با صالحان و زنده دلان
برای حفظ حیات قلب و دوری از مرگ فرهنگی، باید در انتخاب همنشین و دوست و همراه زندگی دقت فراوان کرد. بعضی از همنشینان مایه دلمردگی و بعضی مایه حیات دل هستند. علی‌(ع)می فرماید: «معاشرت با صاحبان فضایل، (مایه) حیات قلب است.»(22)
حضرت عیسی‌(ع)می فرماید: «ای بنی اسرائیل! زانو به زانوی عالمان بنشینید! ـ به آنها زیاد مراجعه کنید.ـ زیرا خداوند قلب‌های مرده را به وسیله نور حکمت زنده می‌کند، همان طور که زمین مرده را به وسیله باران‌های پربار زنده می‌کند.»(23)
علی‌(ع)می فرماید: «مجالست با حکما (مایه) حیات عقل‌ها و شفای نفوس می‌باشد.»(24)
همان طور که همنشینی با عالمان و فرزانگان مایه حیات دل است، همنشینی با ثروتمندان بی‌درد، گمراهان، هواپرستان، اهل بدعت و انحراف و دنیازدگان، مایه مرگ دل و قلب انسان است. از این رو معصومین‌(ع)از همنشینی با آنان نهی فرموده‌اند.(25)
5. رعایت تقوا
حضرت علی‌(ع)در مورد اثرات تقوا بر روی جسم و روح انسان می‌فرماید: «تقوا و ترس از خدا داروی درد قلب‌ها، بینایی کوری دل‌ها، بهبودی بیماری تن‌ها، اصلاح فساد سینه‌ها، پاکیزگی چرک نفس‌ها، روشنی پوشش دیده‌ها، ایمنی ترس دل و نور سیاهی تاریکی (نادانی) شما می‌باشد.»(26)
6. دوری از گناهان
از جمله آثار سوء گناهان، مرگ قلب انسان است؛ قلبی که روی سعادت را نخواهد دید؛ قلبی که صاحب آن تمایلی به اعمال خیر و کارهای شایسته نخواهد داشت. علی‌(ع)فرمود: «اشک‌ها، خشک نشده‌اند مگر به خاطر قساوت قلب‌ها و قلب‌ها قساوت پیدا نکرده‌اند مگر به خاطر کثرت گناهان»(27)؛ نیز فرمود: «هیچ دردی دردناک‌تر از گناهان برای قلب‌ها نیست».(28)
7. ذکر و یاد خدا
حضرت علی(ع) فرمود: «در ذکر، حیات قلب است»(29)؛ نیز فرمود: «هرکس ذکر خداوند سبحان کند، قلبش احیا می‌شود».(30)
8. دوری از محبّت دنیا
از جمله عوامل حیات قلب‌ها و رهایی از مرگ فرهنگی، نداشتن محبّت به دنیا است. علی‌(ع)فرمود: «دنیا را ترک کن! زیرا حبّ به دنیا (قلب را) کور و کر و گنگ می‌کند.»(31)
نیز فرمود: «حبّ دنیا، عقل را تباه می‌کند و قلب را از شنیدن حکمت کر می‌کند.»(32)
منظور از دنیا، مال و فرزند و مسکن و امثال آنها نیست، چون آنها از مظاهر لطف الهی و رحمت واسعه او هستند.
خداوند که فرزند، همسر، مال و مقام و... را آفرید، محبت آنها را در دل انسان‌ها قرار داد تا نسل انسان‌ها باقی بماند.
مال دوستی، مقام دوستی و... از نیازهای فطری انسانها می‌باشد بلکه منظور از دنیا، هر چیزی است که انسان را از خداوند دور کند. منظور از دوست نداشتن دنیا، دل نبستن به آنها است.
کسی که به مال و مقام و امثال آنها دل می‌بندد، به خاطر آنها دروغ می‌گوید، ظلم می‌کند، پستی‌ها را به جان می‌خرد و این، همان دنیای مذموم است که مایه مرگ قلب انسان می‌باشد و بایستی از آن دوری کرد.
سخن آخر را با کلام امیرمؤمنان علی‌(ع)در وصف زاهدان و پارسایان به پایان می‌رسانیم:«پارسایان گروهی هستند که در ظاهر از اهل دنیا و (در باطن) اهل آن نیستند، در دنیا زندگی می‌کنند، مانند کسی که اهل آن نیست.
(چون دل بر آن نبسته و آن را سرای عاریت پنداشته‌اند.) عمل آنها در آن برای آن چیزی است که (بعد از مرگ) می‌بینند و به دفع عذابی که از آن می‌ترسند، می‌شتابند.
اگر چه با اهل دنیا همنشینند، ولی در حقیقت بین اهل آخرت در گردشند. اهل دنیا را می‌بینند که به مرگ جسدشان (مرگ فیزیکی) اهمیّت می‌دهند و ایشان از (دلمردگی) بیشتر می‌ترسند.»(33)
از: مجله فرهنگ کوثر شماره 53 (با تلخیص)
پی نوشت‌ها:
1. انعام/ 122. 2. بحارالانوار، ج 82، ص 185. 3. شرح غررالحکم، ج 2، ص 139. 4. بحارالانوار، ج 100، ص 94. 5. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش 366. 6. شرح غررالحکم، ج 1، ص 22. 7. همان، ص 386. 8. همان، ج 2، ص 143. 9. همان، ج 1، ص 293. 10. بحارالانوار، ج 11، ص 172. 11. تنبیه الخواطر، ج 2، ص 32. 12. نهج‌البلاغه، کلمات قصار، ش 139. 13. بحارالانوار، ج 73، ص 349 و ج 2، ص 128. 14. نهج‌البلاغه، خ 107. 15. همان،خ 86. 16. شرح غررالحکم، ج 5، ص 293. 17. بحارالانوار، ج 78، ص 164. 18. نهج‌البلاغه، ترجمه دشتی، ص 333. 19. نهج‌البلاغه، خ 107. 20. همان، نامه 31. 21. بحارالانوار، ج 78، ص 115.
22. نهج‌البلاغه، خ 175. 23. شرح غررالحکم، ج 6، ص 126. 24. بحارالانوار، ج 78، ص 308. 25. شرح غررالحکم، ج 6، ص 151. 26. بحارالانوار، ج 77، صص 45، 46 و 285. 27. نهج‌البلاغه، خ 189. 28. بحارالانوار، ج 73، ص 354. 29. شرح غررالحکم، ج 2، ص 72. 30. همان، ج 6، ص 137. 31. همان، ج 4، ص 30. 32. بحارالانوار، ج 73، ص 75؛ شرح غررالحکم، ج3، ص 397. 33. نهج‌البلاغه، خ 221.

 
 
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 509
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 26 مهر 1401

 

 
«زن‌ها را در دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد.» این اصطلاح فرانسوی، جان‌مایه اکثر اقداماتی بود که فرانسویان برای اشغال الجزایر انجام دادند. آنها در قالب مددکاران اجتماعی و فعالان حقوق زنان با حضور در محله‌های فقیر و گرسنه که پایگاه انقلابیون الجزایری بود به ترویج این دیدگاه یأس‌آفرین پرداختند که «شرایط زنان الجزایری مایه ننگ است.» فرانکوفیل‌ها (فرانسه‌دوستان غیر فرانسوی) زن الجزایری را از فرهنگ اصیل خود منصرف کرده و به تصرف ارزش‌های بیگانه درآوردند تا نقش اساسی او در حمایت از مردان انقلابی الجزایر را خنثی کنند. «فرانتس فانون» در توصیف اقدامات این گرو‌ه‌ها در مناطق فقیرنشین می‌نویسد: «هر کیلو آرد و بلغور که تقسیم می‌شود با مقدار معینی تحقیر نسبت به چادر سر کردن و پرده‌نشینی همراه است... دستگاه استعماری برای این مبارزه مبالغ هنگفتی را اختصاص داده است، بعد از آنکه تشخیص داد زن، محور اصلی و نقش اساسی مبارزه است تمام کوشش وی مصروف به تسلط بر زن‌ها و کنترل آنان شد.» 63 سال از آن روز می‌گذرد اما در همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد. فرانتس فانون سال 1961 درگذشت اما اگر بود شاید با دیدن تلاش استعمار برای سرنگونی انقلاب اسلامی ایران، کتاب «بررسی جامعه‌شناسی یک انقلاب» خود را با شواهد تازه‌ای به روز می‌کرد. مارس 2016 «پاتریک هنینگسن» در تارنمای «گلوبال ریسرچ» نوشت: 
«وزارت امور خارجه ایالات متحده همراه با پنتاگون از مسائل برابری اجتماعی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی استفاده می‌کنند. قوی‌ترین آنها باید سیاست هویت جنسی باشد، (که) از منظر غربی به عنوان ”حقوق زن“ دیده می‌شود. با طرح این مسئله برای یک ملت غیردوست، طراحان جنگ غربی می‌توانند به سرعت گام مهمی در جهت رسالت سیاست خارجی‌شان بردارند.» یک سال بعد در دسامبر 2017 «ینس استولتنبرگ» -دبیرکل ناتو- در مقاله‌ای با عنوان «چرا ناتو باید از «حقوق زنان» دفاع کند» برای «گاردین» نوشت: «نزدیک به 70 سال است که ناتو برای دفاع جمعی علیه تهدیدهای نظامی تشکیل شده است. اما ناتو برای دفاع از دموکراسی، آزادی فردی، حاکمیت قانون و منشور ملل متحد نیز تشکیل شده است. ما بر این باوریم که ناتو این مسئولیت و فرصت را دارد که پیشتاز حمایت از ”حقوق زنان“ باشد.» با این اظهارات، بزرگ‌ترین پیمان نظامی-امنیتی جهان روی دیگر خود را نشان می‌داد و از همپوشانی مسائل اجتماعی مانند «حقوق زنان» با اهداف «نظامی» سخن می‌گفت. مسئله چندان پیچیده نبود؛ زمانی که مهار سیاسی کشور معارض از طریق تسخیر نظامی آن سرزمین هزینه‌‌ساز باشد، موضوعات اجتماعی مثل «حقوق زنان» بستر مناسبی برای یارگیری از جامعه مدنی رقیب و تسخیر نظام فکری-فرهنگی و در نهایت تغییر نظام قانونی آن قلمداد می‌شود و یا دست کم هزینه عملیات نظامی را کاهش می‌دهد. البته تغییر نظام قانونی لزوما به معنی براندازی سیاسی نیست. لغزش مبانی قانونگذاری و تصمیم‌‌سازی از شرع به عرف نیز می‌تواند نمونه‌ای قابل قبول باشد. چیزی که مقامات آمریکایی از آن به «تغییر رفتار ایران» یاد می‌کنند. حوادث اخیر ایران بهانه خوبی است برای اینکه ماجرا را در سطحی عمیق‌تر و از این زاویه ببینیم.
قطعنامه 1325 اولین قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بود که به منظور تعیین چهارچوبی رسمی برای سازماندهی برنامه‌های پیرامون زنان در سطح جهانی در سال 2000 به تصویب رسید. این قطعنامه بعدها با تفسیر و توسعه بیشتر در قطعنامه 1889 سال 2009 مبنای اقدامات بعدی سازمان‌های دیگر بین‌المللی نظیر ناتو، یونسکو، برنامه عمران ملل متحد و مجمع جهانی اقتصاد شد و سپس در شمار برخی اهداف سند توسعه پایدار برای سال 2030 نیز قرار گرفت. موضوع زنان به عنوان ایده‌ای راهبردی در اجرای سیاست‌های جهانی‌‌سازی دنبال می‌شد و جمهوری اسلامی در نبود دستورکاری اجرایی و کارآمد مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی در حوزه زنان، میدان را برای اجرای سیاست‌های جهانی این حوزه باز گذاشته بود. این انفعال دهه‌هاست در برنامه‌ریزی حوزه زنان و خانواده ایران رخ داده و روزنه‌ای برای نفوذ فرهنگی در کشور گشوده است. یک سؤال: انتصاب سفرای زن در وزارت امور خارجه(که در دولت آقای روحانی به اوج رسید)؛ انتخاب آگاهانه ما بود یا تمهیدی مصلحتی برای ارائه گزارش به نهادهای بین‌المللی تا نشان دهیم ما نیز به هدف جهانی واگذاری یک سوم از مناصب مدیریتی به زنان پایبندیم؟ شواهد متعدد دیگری نیز می‌توان برای نشان دادن این رخنه فرهنگی یافت.
23 بهمن 95 هیئت بلندپایه دولت سوئد که بیشتر اعضایش را زنان تشکیل می‌دادند با حفظ حجاب در مقابل دولتمردان ایران ظاهر شدند و همین اتفاق، جنجالی خبری را در رسانه‌های غربی به راه‌انداخت؛ سازمان‌ها و نهادهای غربی معترض بودند که چرا مقامات سوئدی منطبق با اهدافی که در ترویج سیاست فمنیستی بر عهده گرفته‌اند با عدم رعایت حجاب در ایران به دفاع از حقوق زنان نپرداخته‌اند! اعتراضات مؤثر واقع شد و هیئت عالی‌رتبه سوئد 24 بهمن دیدار بعدی خود با مقامات دولتی ایران را در منزل سفیر سوئد در تهران برگزار کرد تا در اقدامی بی‌سابقه بدون رعایت قوانین اسلامی در خاک کشورمان به رایزنی و عقد قرارداد با مقامات ایرانی بپردازد. خبر این دیدار استثنایی هم جنجال به پا کرد این بار اما در رسانه‌های داخل ایران! سفر هیئت سوئدی به تهران یک توافقنامه همکاری خاص در حوزه زنان به دنبال داشت. توافقی میان «آن لیند» وزیر وقت تجارت و اتحادیه اروپای سوئد و معاونت وقت امور زنان و خانواده دولت ایران؛ این توافق یک شبهه را در ذهن ناظران باقی گذاشت: حوزه زنان و خانواده در ایران چه ارتباطی با وزیر تجارت و اتحادیه اروپای سوئد می‌تواند داشته باشد؟
اتفاقات بعدی نشان داد کار بر روی جامعه زنان ایران با درون‌مایه اقتصادی و با حمایت نهاد‌های مالی بین‌المللی نظیر سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، مجمع جهانی اقتصاد و... صورتی تازه به خود گرفته است و حالا نشستن وزیر وقت تجارت سوئد در مقابل شهیندخت مولاوردی معنا پیدا می‌کرد. سفارتخانه سوئد در تهران به کمک سفارتخانه فنلاند بازوی اصلی این طرح به حساب می‌آمد و در گام بعد توانست در چهارچوب تفاهمنامه همکاری دوجانبه، 
پای «انستیتو سوئد» را نیز به ایران باز کند.
«انستیتو سوئد» به پشتوانه سفارت سوئد نقش فعال خود در تأثیرگذاری بر جامعه هدفش یعنی «زنان ایران» را آغاز کرد. آنها برای این کار ابتدا سراغ ارتباط‌گیری با یکی از بخش‌های مؤثر جامعه مدنی ایران یعنی دانشجویان رفتند. پس از دیدار مسئولان سفارت فنلاند از مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران، دبیر دوم سفارت سوئد به دانشگاه اصفهان رفت و‌اندکی بعد مسئولان انستیتو سوئد در کنار برخی دیپلمات‌ها و مشاوران سوئدی به دانشگاه صنعتی شریف رفتند تا درباره توانمند‌سازی زنان ایران با مسئولان این دانشگاه صحبت کنند. در طول این مدت سفارت سوئد رویدادهای متعددی برای جذب دانشجویان ایرانی در سفارت خود برگزار می‌کرد و «انستیتو سوئد» نیز طرح‌های ویژه‌ای برای بورسیه دانشجویان دختر ایرانی به مقر این سازمان در استکهلم و آموزش در حوزه زنان ترتیب داد. آنها یک نمایشگاه عکس هم در شهرهای ایران برپا کردند؛ نمایشگاهی به نام «پدران سوئدی» در چارچوب سیاست برابری جنسیتی و با رویکرد حذف نقش تربیتی زنان در خانواده و تأکید بر حضور اقتصادی‌شان در جامعه. نهاد خانواده در ایران با عناوین عامه‌پسندی چون «توانمند‌سازی زنان»، «برابری جنسیتی»، «مبارزه با خشونت علیه زنان» و «مشارکت زنان» مورد هدف قرار گرفته بود. ابتدا به منظور دگرگونی ساختار بومی و اصیل خانواده‌ها در فرهنگ اسلامی نقش اعضای خانواده بر اساس ملاک‌های غربی بازتعریف می‌شد و طی گام‌های بعدی با تحت تأثیر قراردادن شرایط ازدواج و زندگی زناشویی همسو با ارزش‌های غربی مندرج در اسناد بین‌المللی نهاد خانواده کاملا تضعیف می‌شد و کارکرد خود در تربیت نسل متعهد و مفید برای آینده جامعه اسلامی را از دست می‌داد. در نهایت با به رسمیت شناختن تعریف جنسیت به مثابه یک برساخت اجتماعی و تثبیت این تعریف و ملزومات آن توسط سازمان‌های جهانی نهاد خانواده به معنای اصیل خود، فرومی‌پاشید.
این تنها یک نمونه تجربه شده از تلاش برای مهندسی فرهنگی جامعه ایران با محوریت ارزش‌های غربی در حوزه زنان بود. این رویداد را باید فراتر از دولت قبل و سایر دولت‌ها دید گرچه نقش قوه مجریه در ناکامی یا تسهیل چنین تلاش‌هایی تعیین‌کننده و مؤثر است. اگر برنامه نداشته باشید برای‌تان برنامه می‌نویسند؛ این اولین عبرت از انفعال فرهنگی است. در بهترین حالت با جرح و تعدیل برنامه تحمیلی به نسخه‌ای می‌رسید که اگرچه مانند نسخه اولیه در تعارض جدی با ارزش‌های بومی نیست اما همچنان فاصله‌ای معنادار با برنامه‌ای همگون دارد که مقوم شاخصه‌های فرهنگی متعالی است. در برنامه‌های تحمیلی سازمان‌های جهانی واژه‌ها بیش از آنکه واقعی باشند، تزیینی‌اند و معنایی متضاد با آنچه نشان می‌دهند، مراد می‌کنند. در این چهارچوب 
«زن؛ زندگی؛ آزادی» شعاری جذاب با واژه‌هایی زیبا است اما آنچه در واقع حاصل می‌شود «زن؛ اسارت و وابستگی» یک کشور مستقل است. «جاشوا فریس» رمان‌نویس آمریکایی در «آنگاه به پایان رسیدیم» تبلیغات رسانه‌ای آمریکا را به خوبی از زبان شخصیت اصلی داستانش توصیف می‌کند: «ترفند همیشگی ما بازی با کلمات بود... وقتی در تبلیغات می‌گفتیم مراقب جیب‌هایتان باشید در اصل منظورمان این بود که ما مواظب جیب‌هایتان هستیم. وقتی می‌گفتیم بدون کارمزد یعنی حتما باید کارمزد پرداخت می‌کردید. ما هر بلایی به سر واژ‌ه‌ها در می‌آوردیم. این را می‌دانستیم، شما هم می‌دانستید، همه می‌دانستند.»
 

:: بازدید از این مطلب : 505
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 26 مهر 1401

روزنامه همشهری نوشت: کمی بیش از یک‌ماه از فعالیت «کارخانه تولید دروغ» در اغتشاشات اخیر می‌گذرد. کارخانه‌ای که با همه توان کوشید با تولید محصولاتی با لفافی از دقت و صحت، آتش‌بیار معرکه‌ ناامنی در کشور شود و مردم را با فریب به خیابان‌ها بکشد تا شعار «کار نظام تمومه» را عینیت ببخشد. با این حال، با فرو نشستن غبار فریب و آشکار شدن حقیقت، بخشی از مخاطبان امپراتوری دروغ که در روزهای نخست «مسخ انقلاب ماهواره‌ای» شده بودند، اعتمادشان به اخبار «ستاد رسانه‌ای اغتشاش» رنگ باخت. از پرده برون افتادن حقیقت در عملکرد شبکه‌های معاند نیز روند این بی‌اعتمادی را دو چندان کرد. آنجایی که شبه‌رسانه سعودی «ایران‌اینترنشنال» در زیرنویس خبر فوری خود از حادثه «زندان اوین» پروژه کشته‌سازی را در دستورکارش قرار داد اما این پروژه اشتباها در منظر دید مخاطبان قرار گرفت و دستشان را رو کرد. پروژه‌ای که در آن تأکید شده بود: «فعلا این تیتر باشه: ۴۰کشته و صدها زخمی!» (وقتی زیرنویس شبکه این شد: «تیتر فعلاً این باشه: چهل کشته و صدها زخمی در اوین»! ظاهراً کارگردان تلویزیونی فراموش کرده است بخش اول پیامک موساد یا وزارت‌خارجه انگلیس (تیتر فعلاً این باشه) را پاک کند و همان را کاملاً زیرنویس کرده است.)این اتفاق به خوبی نشان داد اتاق فکر این شبکه چگونه کار می‌کند. اتاق فکری که در یک ماه گذشته، از این دست جعل اخبار و روایت‌ها کم نداشت. از ماجرای مهسا امینی که با کلیدواژه قتل او به‌دست گشت‌ارشاد آغاز شد تا مواردی مانند قتل «نیکا شاکرمی» و «اسراء پناهی»   و سارینا اسماعیل‌زاده و سپس آیتک رضایی و نیما شفق‌دوست،که دروغ بودن همه این ادعاها ثابت شده است.

اسراء یا پردیس جاوید!

سرعت تولید دروغ در شبکه‌های معاند که هدفی جز برافروخته نگاه داشتن اعتراض و «بازی با احساسات مردم» ندارد، آنچنان با سرعت و بدون دقت در حال انجام است که گردانندگان این شبکه‌ها را با کمبود «عکس کشته‌شدگان» ادعایی روبه‌رو کرده است! کمبودی که این شبه‌شبکه‌ها برای جبران آن از عکس‌های تکراری برای تهییج افکارعمومی استفاده کردند از نگاه مخاطبان دور نماند. به‌عنوان مثال، شبکه‌های رسانه‌ای جریان معاند با انتشار تصویری از دختری جوان که به ادعای آنان به‌دست مأموران امنیتی زخمی و سپس ربوده شد خبر دادند. آنها نام فرد ادعایی خود را «پردیس جاوید» اعلام و تصویری از او نیز منتشر کردند. کمی بعد اما، همین رسانه‌ها با انتشار همان عکس صاحب تصویر را «اسراء پناهی» معرفی کردند که به‌دست مأموران امنیتی کشته شد.

ترفندی که این‌بار نگرفت!

«مقاومت دانش‌آموزان برای رفتن به مراسم اجرای سرود «سلام فرمانده» به حمله نیروهای لباس‌شخصی به دختران دانش‌آموز دبیرستان دخترانه شاهد شهید «رانی نظام» اردبیل و جان‌باختن یکی از دانش‌آموزان منجر شده است.» ادعایی که پرچمدار این روزهای «ستاد رسانه‌ای اغتشاش» آن را با کلیدواژه سلام فرمانده روی خط خبری خود برد تا حساسیت‌ها را روی این خبر افزایش دهد. خبری که این شبه‌رسانه تلاش کرد با شاخ و برگ دادن به آن، زمینه را برای ایجاد ناامنی در اردبیل که با جریان اغتشاش همراهی نکرده بود، فراهم کند. هدف گرفتن احساسات مردم و تقطیع برخی تصاویر از حضور یک آمبولانس در مدرسه و ارتباط دادن آن به درگیری مأموران امنیتی و درنهایت کشته شدن دختری به نام «اسراء پناهی» در این اتفاق، سبب واکنش‌هایی شد. واکنش‌هایی که عمدتا ناشی از نبود آگاهی و «مسخ شدن افکار» به‌دست شبکه‌های ماهواره‌ای رخ داد. «علی پناهی» عموی اسراء در مورد واقعیت فوت برادرزاده‌اش می‌گوید: «اسراء چند روز قبل از فوتش به‌دلیل تشدید بیماری به بیمارستان مراجعه کرده بود و در بیمارستان درگذشت.» عموی اسراء از برخی چهره‌ها که بدون اطلاع از واقعیت دست به نشر اکاذیب زده‌اند گلایه کرد.

او مشخصا «علی دایی» را که با لقب قهرمان شهرش از او یاد می‌کند، خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: «قبل از اینکه کم و کیف و واقعیت ماجرا را بدانید با حرف‌هایتان در فضای مجازی خانواده عزادار ما، خودم، پدر و مادرم و کل خانواده را آزرده خاطر کردید. صریحا موضوع قتل اسراء را تکذیب می‌کنم و از شما خواهشمندیم که حرف‌های کذبی را که در فضای مجازی گفتید اصلاح کنید.» اظهارات عموی اسراء اما تنها مدرک دال بر فوت نشدن اسراء در مدرسه به‌دلیل ضرب و شتم مأموران امنیتی نیست. اسراء پناهی دانش‌آموز مدرسه‌ای که رسانه‌های معاند از وقوع درگیری فرضی میان نیروهای انتظامی و دانش‌آموزان خبر داده‌اند، نبوده است که بخواهد در این مدرسه مورد ضرب و شتم واقع شده باشد. دکترحبیب‌زاده، رئیس بیمارستان فاطمی اردبیل نیز با رد هرگونه آثار ضرب‌وشتم بر پیکر اسراء پناهی می‌گوید: «پیکر اسراء هیچ نشانی از ضرب‌وشتم و برخورد فیزیکی نداشته است. علاوه‌بر این هیچ دانش‌آموزی که دارای اثرات ضرب و جرح باشد به بیمارستان مراجعه نکرده است و هیچ موردی از فوت دانش‌آموزان نیز در این مرکز نداشته‌ایم.» با برملا شدن «دروغ‌های سیاه» جریان رسانه‌ای لندن‌نشین، بلافاصله پرونده اسراء  به محاق رفت. اتفاقی که بخش دیگری از پیاده‌نظام فریب‌خورده این جریان را با ریزش روبه‌رو و آنان را برای ادامه همراهی با امپراتوری دروغ با تردید مواجه کرده است.

نیما را چه‌کسی کشت؟

عملیات رسانه‌ای جریان فریب، دستورکار مشخصی دارد. باید همه ایران در بازی اغتشاش و ناامنی نقش‌آفرینی کنند و برای این کار، تهییج احساسات عمومی و ایجاد خشم با تولید دروغ باید قومیت‌ها و اقوام ایرانی را بیشتر از قبل هدف بگیرد. کشته‌سازی از برخی شهرهای آرام اما مهم ایران هدف این جریان است. انتشار خبر کشته‌شدن نیما شفیق نوجوان ۱۷ساله اردبیلی موجی از خشم را ایجاد می‌کند. امپراتوری دروغ به‌گونه‌ای از نحوه کشته شدن نیما در رسانه‌های خود خبر منتشر می‌کنند که بتوانند مردم را برای اعتراض به خیابان بکشانند. با این حال، ترفند جریان فریب زودتر از آنچه گمان می‌کردند ناکام می‌شود. مسئولان براساس مستندات پزشکی از فوت او ۳هفته قبل از انتشار خبر کشته شدنش به‌دست مأموران بر اثر عفونت پس از گزش سگ خبر می‌دهند. ب

راساس مستندات پزشکی که خانواده نیما نیز آن را تأکید کرده‌اند، نیما از سوی یک سگ مورد گازگرفتگی قرار گرفته و همان زمان به یک مرکز درمانی مراجعه کرده است. اما روند درمان خود را در منزل گذرانده ولی به‌دلیل عفونت ناشی از گزش حیوان جان خود را از دست می‌دهد. افشا مستمر کذب بودن اخبار رسانه‌های معاند فارسی‌زبان هر روز ابعاد جدیدی به‌خود می‌گیرد. ابعادی که منجر به ریزش شدید مخاطبان این شبکه‌ها که اکنون پشت‌پرده گردانندگان این شبکه‌ها را شناخته‌اند، شده است. مخاطبانی که هر روز رسواتر از گذشته در شیپور دروغ می‌دمند اما مشتری تازه‌ای برای خوراندن آن به مردم پیدا نمی‌کنند.


:: بازدید از این مطلب : 526
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 24 مهر 1401

 

حدود سه هفته از زمان ضایعه درگذشت مهسا امینی و بروز و ظهور ناآرامی‌های اجتماعی در برخی نقاط ایران که به بهانه آن صورت گرفت، گذشته است. برخی مدعیان اصلاحات در ابتدا انتقادات خود را متمرکز گشت ارشاد کردند ولی پس از گذشت چند روز با حمایت علنی از اغتشاشگران و تهییج افکار عمومی به آشوب‌های خیابانی، رسماً نقش پادویی و جاده ‌صاف‌کنی ضدانقلاب و معاند را برای تشدید فشارها علیه ایران برعهده گرفتند.
طی این سه هفته، روزی نبوده که طیف تندروی اصلاح‌طلبان در روزنامه‌های زنجیره‌ای خود از یک‌سو و شبکه‌های اپوزیسیون و معاند فارسی‌زبان از سوی دیگر، از اراذل اجاره‌ای حمایت نکرده و یا هجمه، تعریض و انتقادی علیه نیروهای انتظامی و حافظان امنیت صورت نداده باشند.
مختصات حملات و هجمه‌های هر دو گروه (شبکه‌های معاند و شبکه نیابتی غرب در داخل) به‌قدری مشترک و نزدیک به هم بوده که نشان‌دهنده تقسیم‌کار دقیق، در حکم قراردادی و اساساً از پیش تعیین‌شده‌ای میان آنان است.
از سویی طیف تندروی اصلاحات با همپوشانی رسانه‌ها و گروه‌های ضد انقلاب و اپوزیسیون خارج‌نشین به انتشار اکاذیب، شایعه‌‌سازی، وارونه‌نمایی و تشویش اذهان عمومی می‌پردازند و سعی می‌کنند ضمن مقصرنمایی نهادهای حاکمیتی ایران، اغتشاشگران را «مردم عادی» و آشوب را «اعتراض» و «جنبش» جا بزنند و از ضرورت تداوم اعتراضات سخن بگویند و از سوی دیگر آمریکا و اروپا به بهانه‌های حقوق بشری، ایران را تحریم می‌کنند.
روزنامه‌های زنجیره‌ای و تلویزیون ابو ارّه:
میلیون‌ها معترض در خانه‌ها هستند!
در تازه‌ترین مورد و همزمان با اعمال تحریم‌های کشورهای غربی علیه ایران، رسانه‌های زنجیره‌ای با شبکه تلویزیونی اینترنشنال، شبکه وابسته به آل‌سعود و شخص بن‌سلمان (ابوارّه) هم‌نوا شده‌اند؛ شبکه‌ای که طی 3 هفته گذشته بیش از دوسوم اخبار و گزارش‌های خبری روزانه خود را به ناآرامی‌های اجتماعی اخیر در ایران اختصاص داده است.
به‌طور مثال، روزنامه «هم‌میهن» روز گذشته در مطلبی نوشت که میلیون‌ها معترض ایرانی در خانه‌ها هستند که به دلایلی هنوز به تجمعات خیابانی نپیوسته‌اند.
هم‌میهن نوشت: «کنشگری آنلاین در شبکه‌های اجتماعی توسط هنرمندان و ورزشکاران نیز بیانگر سطوح عمیق اعتراض در جامعه است؛ حتی ۴۰ میلیون بازدید ترانه اعتراضی یکی از خواننده‌ها که در مدت‌زمان کوتاه با آن شدت وایرال شد، بیانگر همین است که ما میلیون‌ها معترض در خانه ‌داریم. کسانی که نسبت به وضع موجود ناراضی هستند، اما به دلیل ترس از برخورد یا نگرانی بابت نتیجه این اعتراضات، تاکنون در خانه ‌مانده‌اند.»
روزنامه «اعتماد» هم در مطلبی ادعا کرد: «در ایران امروز آنچه وجود ندارد حقیقت است» و «بحران ایران بحران تحقیر و تبعیض است».
در این مطلب آمده است: «یکی از اشتباهات حکومت این است که فکر می‌کند معترضین همین تعدادی هستند که در خیابان اعتراض می‌کردند؛ می‌شمرد که اینها ۴۰ هزار نفر بیشتر نیستند، این اشتباه است... تمام تناقضات سیستم یکی‌یکی دارد آثار خودش را نشان می‌دهد».
همین روزنامه چند روز پیش در مطلبی با عنوان «ترسیدن و نترسیدن» در راستای اقدام مشترک با رسانه وابسته به ابوارّه (بن‌سلمان) ضمن تلاش برای عوض کردن جای اقلیت و اکثریت نوشت: «نترسید! اعتراضاتی که از اواخر شهریورماه ۱۴۰۱ آغاز شده است انقلاب نیست، اصلاحات را آغاز کنید. روی این خبر- توصیه با آن دسته از سیاست‌گذارانی است که در خلوت خود شکست‌های سیاست‌گذاری در جمهوری اسلامی را پذیرفته‌اند، اما در دام شبیه‌‌سازی موقعیت خود با یکی، دو سال آخر حکومت پهلوی گیر افتاده‌اند!.... با این ‌همه بترسید! پدیده‌ای که در حال حاضر انقلاب نیست، می‌تواند در آینده به انقلاب تبدیل شود؛ اگر شکست‌های سیاست‌گذاری‌های خود را نپذیرید و تن به اصلاح و جبران آنها ندهید. حرف بر سر این است که سیاست ناکارآمد را می‌توان اصلاح کرد یا کنار گذاشت، اما دولت ناکارآمد را خیر. دولت در شرف ناکارآمدی اگر سیاست‌های خود را اصلاح نکند یا با استیضاح برمی‌افتد یا با تداومش زمینه وقوع انقلاب را فراهم می‌کند.»
روزنامه «شرق» هم دیروز در مطلبی درباره فیلترینگ سعی کرد در راستای اعتبارزدایی از فیلترینگ شبکه‌های اجتماعی مانند واتساپ و اینستاگرام، پلتفرم‌های ساخت ایران را زیر سؤال برده و بر آتش خاموش شده آشوب‌ها بنزین بریزد.
روزنامه مردم‌سالاری هم در پوشش خبری بیانیه‌ای که از سوی ارگان متبوع خود درباره حوادث اخیر کشور منتشر شده، رسماً از اغتشاشگران حمایت کرد و نوشت: اصلی‌ترین راه برون‌رفت از بن‌بست‌های سیاسی، رفراندوم برای بازنگری در قانون اساسی است!
در بخشی از این بیانیه آمده است: «آنچه در خیابان‌های اغلب شهرهای کشور گذشته است نیز نیاز به برخورد اقناعی و منطقی دارد، نه برخوردهای سلبی و خشن که حاصلش تاکنون کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر از هموطنان ماست. حتی اگر روایت‌های رسمی حکومت را نیز بپذیریم که معتقد به کشته شدن معترضان توسط ضدانقلاب یا حتی با سقوط از بلندی و... هستند، باز هم مسئولیت از حاکمیت برای حفظ امنیت مردم ساقط نمی‌شود.»
این بیانیه افزوده است: «مسئولان حتی از ارائه آمارهای رسمی در مورد کشته‌شدگان خودداری می‌کنند و روایت‌هایی از اتفاقات ارائه می‌دهند که با روایت‌هایی که توسط شاهدان عینی در اختیار افکار عمومی قرار می‌گیرد کاملاً متفاوت و گاه متضاد است. در چنین شرایطی چگونه انتظار داریم مردم روایت‌های رسمی را بپذیرند؟ فیلم‌هایی که از خشونت بی‌حدوحصر برخی مأموران امنیتی منتشر شده به حدی تأسف‌برانگیز است که گاه، در ایرانی بودن افرادی که با هموطنان خود این‌گونه برخورد می‌کنند، هم تردید ایجاد می‌کند.»
همین ادعاها بارها از سوی شبکه معاند اینترنشنال (شبکه ابوارّه) مطرح و تقویت شده است تا آنجا که پخش زنده آن از سویی هر روز به‌صورت لحظه‌ای آمار جعلی از تعداد هشتگ‌های توئیتری پیرامون مهسا امینی را منتشر و ادعا می‌کند که نزدیک به بیش از 250 میلیون هشتگ در این خصوص منتشر شده است! و از سویی سعی می‌کند با انتشار کلیپ‌ها و ویدئوهای تقطیع شده و آشوب‌های چند ده‌نفری در برخی شهرهای ایران، آنها را اعتراض جا زده و ابعاد آن را گسترده و ملی نشان القا کند.
اهم محورهای مشترک روزنامه‌های زنجیره‌ای 
و شبکه ابو ارّه
 اهم گزاره‌ها و محورهای مشترک روزنامه‌های زنجیره‌ای و شبکه‌های ضدانقلاب به‌ویژه شبکه تلویزیونی ابوارّه را می‌توان به‌ وضوح از نظر گذراند؛
1) ادعای به قتل رسیدن مرحومه مهسا امینی و مقصرنمایی نهادهای حاکمیتی در این ماجرا
2) جا زدن تروریست‌های مسلح و اراذل ‌و اوباش به‌عنوان «معترض» و «مردم عادی»
3) باور‌سازی گسترده بودن اغتشاشات در سطح کشور (ادعای سقوط اشنویه و...)
4) مشارکت در پروژه کشته‌‌سازی (ماجرای درگذشت نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیل‌زاده، حدیث نجفی، دختر اردبیلی و...)
5) جو‌سازی و القای برخورد پلیسی و امنیتی با دانشجویان معترض در برخی دانشگاه‌ها
6) فضا‌سازی درباره نحوه فیلترینگ اینستاگرام و واتساپ
7) فضا‌سازی درباره نحوه برخورد با دانش‌آموزان و... بوده است.
خبرنگار اسرائیلی: «ایران اینترنشنال» 
پادوی ماست!
همپوشانی و همراهی روزنامه‌های زنجیره‌ای با شبکه سعودی اینترنشنال در حالی است که بارها افشا شده این شبکه تلویزیونی که از سوی آل‌سعود تأمین مالی می‌شود، مجری برنامه‌های طراحی‌شده از سوی سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی است.
به‌عنوان نمونه، «باراک راوید»، خبرنگار اسرائیلی ماه گذشته افشا کرد که «موساد به‌طور منظم از این رسانه (ایران اینترنشنال) برای جنگ اطلاعاتی خود استفاده می‌کند.»
این خبرنگار صهیونیست وبگاه عبری «واللا» و وبگاه آمریکایی «آکسیوس» افشا کرد که موساد، به‌طور منظم از شبکه سعودی موسوم به «ایران اینترنشنال» برای جنگ اطلاعاتی علیه ایران استفاده می‌کند.
او پیش ‌از این هم به این مسئله اشاره کرده بود و خردادماه امسال در توئیتی درباره نحوه خبررسانی این شبکه نوشت: «ایران اینترنشنال» یک شبکه ایرانی نیست. این شبکه از ایران پخش نمی‌شود.... رسانه‌های اسرائیلی با تشنگی گزارش‌های این شبکه را می‌بلعند و بدون اینکه این پیشینه را به اسرائیلی‌ها بدهند، پخش می‌کنند. بسه دیگه.»
جای بسی تأسف است که برخی رسانه‌های منسوب به طیف اصلاح‌طلبان رادیکال برای خروج از انزوا و انفعال و عقده‌گشایی سیاسی بر چهره نظام اسلامی پنجه می‌کشند و عملگی شبکه‌ای را می‌کنند که خود اسرائیلی‌ها رسماً می‌گویند این شبکه پادوی ماست!
بر همین اساس بود که پس از گذشت یکی دو روز از آغاز اغتشاشات در برخی نقاط کشور، وزارت خارجه رژیم صهیونیستی، رسماً از این آشوب‌ها حمایت کرد و در اطلاعیه‌ای نوشت «ما اعتراضات مردم شجاع ایران [علیه حاکمیت] را از نزدیک دنبال می‌کنیم!»
اسرائیل در این بیانیه نوشته بود که در کنار مردم ایران ایستاده و از جامعه جهانی می‌خواهد سرکوب وحشیانه رژیم علیه ایرانیان بی‌گناه را محکوم کند!
بعد از آن هم لفاظی‌ها و اقدامات مداخله‌جویانه آمریکا و اروپا و حمایت علنی و آشکار آنها از اغتشاشگران آغاز شد.
نظام سلطه که از ایران قوی و موفقیت‌های کشور در عبور از تحریم‌ها عصبانی هستند طی سه هفته گذشته، با استفاده از همین فضا‌سازی‌های رسانه‌ای به مداخله در امور داخلی کشورمان و به انحراف بردن مذاکرات هسته‌ای و تحت‌فشار قرار دادن نظام جمهوری اسلامی ایران پرداختند.
نتیجه تلاش پادوهای داخلی؛
تشدید تهدید و تحریم غرب علیه ایران
جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا چندی پیش در بیانیه‌ای از اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران خبر داد و اعلام کرد: «من به‌شدت نگران گزارش‌های مربوط به تشدید سرکوب خشونت‌آمیز معترضان ازجمله دانشجویان و زنان در ایران هستم، افرادی که خواهان حقوق برابر و کرامت انسانی اولیه خود هستند.»
«کارین ژان‌پیر» سخنگوی کاخ سفید، «ویلیام برنز» مدیر سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) از دیگر مقامات آمریکایی بودند که مواضع دولت جو بایدن درباره ناآرامی‌های اخیر در ایران را تکرار و در تداوم دخالت در امور داخلی تهران، از اغتشاشگران حمایت کردند.
وزارت خزانه‌داری آمریکا هم، مقام‌های ارشد سازمان‌های امنیتی ایران؛ شامل پلیس امنیت اخلاقی، وزارت اطلاعات و امنیت، نیروی زمینی ارتش، نیروی مقاومت بسیج و نیروی انتظامی ایران را نیز در فهرست سیاه مربوط به دفتر کنترل دارایی‌های خارجی این وزارتخانه قرار داد.
«جیمز کلورلی» وزیر خارجه انگلیس در اظهاراتی مداخله‌جویانه درباره اوضاع داخلی ایران، گفت: ما به همکاری با شرکای‌مان جهت پاسخگو کردن مقامات ایران به خاطر نقض فاحش حقوق بشر ادامه خواهیم داد.
وی همچنین چهارشنبه ۳۰ شهریورماه در اظهاراتی تلاش کرد از اعتراضات به مرگ «مهسا امینی» بهره‌برداری کرده و آن را به مذاکرات رفع تحریم‌ها ارتباط دهد.
وی از مقامات ایران خواست «مسیری دیگر» را ازجمله پذیرش توافق هسته‌ای انتخاب کنند.
«کاترین کولونا» وزیر خارجه فرانسه هم در حمایت از آشوبگران گفت که اتحادیه اروپا به‌دنبال مسدود کردن دارایی‌ها و ممنوعیت سفر شماری از مقامات ایرانی است.
«ملانی جولی» وزیر امور خارجه کانادا با سوءاستفاده از مرگ مهسا امینی اعلام کرد که تحریم‌های جدیدی را علیه ایران اعمال می‌کند.
«آنالنا بربوک» وزیر خارجه آلمان هم در سخنانی مداخله‌جویانه از اتحادیه اروپا خواست، ایران را از ماجرای مرگ «مهسا امینی» مورد تحریم قرار دهد.
همچنین «جوزپ بورل» هم بیکار ننشست و در حمایت از آشوب‌های اخیر، از بررسی اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران خبر داد.

:: بازدید از این مطلب : 327
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 24 مهر 1401
سه هفته پس از سکوت نسبی رسانه‌های تصویری و مکتوب امریکا درباره اغتشاش، که حتی مورد اعتراض و کنایه برخی روشنفکران در ایران قرار گرفته بود، سرانجام بایدن و وزیرخارجه‌اش سکوت خود را شکستند و اعلام کردند که در کنار اغتشاشگران ایران ایستاده‌اند. از همان ابتدا این پرسش مطرح بود که چرا امریکا که قطعاً و براساس شواهد میدانی از جمله دیدار ۲۰ شهریور کارشناسان امنیتی این کشور با سران کومله و دموکرات در اقلیم شمال عراق، طراحی آشوب را برعهده گرفته بود، سکوت کرده است. دو دلیل عمده می‌توان مطرح کرد. اول، آشو‌ب‌ها کم‌مایه بود و جان و رمقی نداشت و امریکا برای ورود به صحنه باید یا منتظر اوج‌گرفتن آن می‌ماند یا منتظر فروکش‌کردن آن، زیرا در هر دو حالت، دلیلی برای صحنه‌گردانی مستقیم می‌یافت. دوم، امریکا به‌تجربه دریافته بود هرگاه مستقیماً به امید آنکه به آشوبگران پشتگرمی بدهد، وارد صحنه می‌شود، با برانگیختن احساسات ملی‌گرایانه، استقلال‌طلبانه و ضداستکباری مردم ایران، صحنه را به ضرر خود عوض می‌کند، بنابراین این‌بار سکوت کرد تا آتش معرکه شعله‌ور شود یا فروکش کند. اکنون پس از فروکش‌کردن آن باکی ندارد که از طراحی و پشتیبانی مستقیم خود در این عرصه رونمایی کند، زیرا این نقشه دوم امریکاست که همچنان روی اثرگذاری دخالت مستقیم خود در اغتشاشات ملل دیگر امیدوار است و آن را نوعی پشتگرمی می‌پندارد؛ اشتباهی که چهل‌سال است درباره ایران مرتکب می‌شود. دلیل سومی هم قابل تأمل است: لابی صهیونیست‌ها. به این معنی که برخلاف سکوت امریکا، اسرائیل از همان ابتدا به‌خاطر حملات ایران علیه پایگاه‌های موساد در مقر‌های کومله، نسبت به اغتشاشات ایران ساکت نبود و سرانجام بعد از سه هفته لابی صهیونیستی بایدن را وادار به واکنش کرد. در متن بیانیه استراتژی امنیت ملی امریکا، عبارتی هست که به‌نظر می‌رسد پس از تنظیم آن و همزمان با اغتشاش در ایران به این متن اضافه شده است: «در حالی که همه این کار‌ها (اقدامات هسته‌ای) را انجام می‌دهیم، همواره در کنار تلاش مردم ایران برای حقوق اساسی و کرامتشان که مدت‌هاست رژیم تهران آن را انکار کرده می‌ایستیم».
در حالی که موج اغتشاشات خیابانی فروکش کرده و امنیت تا حدی برقرار شده است، دولتمردان کاخ سفید دورنمای جدیدی را از این آشوب‌ها ترسیم کرده‌اند. جو بایدن در سخنان جدید خود مدعی شد خیزشی که از سوی جوانان ایرانی شروع شده است او را متحیر کرده و این موج به این زودی‌ها نمی‌خوابد. این اظهارات را اگر در کنار سخنان مداخله‌جویانه دیگر مقامات امریکایی قرار دهیم، بیانگر این است که واشنگتن برای ناامن کردن ایران به بهانه حقوق بشری برنامه دارد. 
آشوب‌های خیابانی در ایران در حالی وارد پنجمین هفته خود شده است که غربی‌ها کماکان به آتش‌افروزی‌های پیدا و پنهان خود ادامه می‌دهند. ایران بار‌ها نسبت به مداخلات غربی‌ها در امور داخلی کشورمان هشدار داده، اما مقامات امریکایی مثل همیشه به این هشدار‌ها بی‌اعتنا بوده و سعی دارند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. پس از حمایت‌های مکرر مقامات امریکا از آشوب‌های داخلی سال‌های گذشته ایران، این بار نوبت به جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا رسید تا پس از سه هفته سکوت نظر واقعی خود را درباره این اعتراضات بیان کند. طبق گزارش سی‌ان‌ان، بایدن جمعه شب گفت که از نحوه واکنش ایرانی‌ها به مرگ مهسا امینی، حیرت زده شده است. بایدن همچنین در اظهاراتی که نشان‌دهنده تلاش‌های واشنگتن برای تنفس مصنوعی به آشوب‌ها در ایران است، مدعی شد: «این تظاهرات‌ها چیزی را بیدار کرده که تا مدت‌های بسیار بسیار طولانی خاموش نخواهد شد». بایدن گفت: «من مدت بسیار بسیار زیادی است در زمینه سیاست خارجی فعالیت می‌کنم. آنچه [مرگ مهسا امینی]در ایران بیدار کرد مرا متحیر کرده. چیزی را بیدار کرده که فکر نمی‌کنم تا مدت‌های بسیار بسیار زیاد خاموش شود.»‌رئیس‌جمهور امریکا همچنین گفت: «ایران بایستی به اعمال خشونت علیه شهروندان خودش که فقط بر اساس حقوق اساسی خودشان رفتار می‌کنند پایان دهد. می‌خواهم این را بدانید که ما با شهروندان و زنان شجاع ایران هستیم.» بایدن با قدردانی ازچیزی که او آن را جامعه ایرانیان امریکا خواند، گفت: «ادامه دهید. کار مهمی انجام می‌دهید.» حمایت آشکار بایدن از آشوب‌های ایران و تداوم آن در ماه‌های آینده نشان می‌دهد که دولتمردان کاخ سفید مثل همیشه برای ناامن کردن داخل ایران برنامه‌ریزی کرده‌اند و قصد دارند آتش اعتراضات را همچنان شعله‌ور نگه دارند، زیرا ناامنی گسترده در ایران به نفع غرب و متحدان منطقه‌ای آن در خاورمیانه است. 
 برنامه واشنگتن برای تداوم بحران در ایران 
اگر سخنان بایدن را با اظهارات دیگر مقامات امریکایی تطبیق دهیم، به این جمع‌بندی می‌رسیم که واشنگتن سعی دارد آتش اعتراضات داخلی را در ایران همچنان شعله‌ور نگه دارد. این مسئله در اظهارات اخیر باراک اوباما، رئیس‌جمهور سابق امریکا هم به خوبی مشهود است که در مصاحبه‌ای با اشاره به آنچه او رویکرد عدم حمایت از اعتراضات سال ۸۸ ایران خواند، گفته است: «با نگاه به گذشته، این رویکرد اشتباه بود». او گفت: «هر جا بارقه‌ای از امید می‌درخشد و مردم در طلب آزادی هستند، باید آن را در کانون توجه قرار داده و با آن ابراز همبستگی کنیم.» به نظر می‌رسد اوباما که مدعی است در واکنش به اعتراضات در ایران سهل‌انگاری کرده است این بار به بایدن مشاوره داده تا اشتباه ادعایی دولت او را تکرار نکند و این بار و با فروکش کردن اعتراضات با همه توان در کنار معترضان ایرانی بایستد. هرچند دولت امریکا در سال ۲۰۰۹ نیز علناً از اعتراضات داخلی ایران حمایت می‌کرد و مستقیماً به آشوب‌های خیابانی دامن می‌زد. 
علاوه بر بایدن، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا نیز روز جمعه در دیدار با گروه موسوم به فعالان مدنی از حقوق معترضان در ایران گفت: «شاهد پدیده‌ای کاملاً درخور توجه در ایران هستیم که از سوی زنان و جوانان رهبری می‌شود. این مردم ایران هستند که با شجاعت فوق‌العاده برای حقوقی که از آن‌ها سلب شده، ایستادگی می‌کنند.» بلینکن در این دیدار مدعی شد: «رژیم ایران تلاش می‌کند نشان دهد که اعتراض‌ها به نحوی در خارج از ایران طراحی می‌شود. اگر آن‌ها واقعاً این موضوع را باور داشته باشند، یعنی اساساً مردم خود را درک نمی‌کنند.» او افزود: «ما در حال کار برای حمایت از کسانی هستیم که بر حقوق اساسی خود از جمله حق آزادی بیان، حق تجمع و ارتباط با یکدیگر پافشاری می‌کنند.» ند پرایس، سخنگوی وزارت خارجه امریکا هم چند روز پیش در سخنانی گفت که توافق هسته‌ای ایران، در حال حاضر تمرکز امریکا نیست و اذعان کرد دولت این کشور در عوض بر حمایت از اغتشاشگران در ایران تمرکز کرده، زیرا به ادعای او تلاش‌ها برای احیای توافق هسته‌ای به بن‌بست دیگری رسیده است. 
دولت امریکا در روز‌های گذشته در پشت صحنه و بدون علنی‌سازی، تلاش‌های فراوانی برای تنفس مصنوعی به اغتشاشات در داخل ایران انجام داده است. اما از تلاش‌های علنی ازجمله اعمال تحریم‌های جدید، صدور بیانیه‌های متعدد و تسهیل دسترسی به ابزار‌های اینترنتی برای دسترسی به سایت‌های غیرقانونی در ایران، نیز دریغ نکرده است. 
حمایت‌های مستمر امریکایی‌ها از آشوب‌ها که ظاهراً جنبه حقوق بشری آن بیشتر برجسته می‌شود تنها برای فریب افکار عمومی است، زیرا اگر امریکایی‌ها دل‌شان به حال ملت ایران می‌سوخت، تحریم‌های چهل‌ساله را لغو می‌کردند تا ایرانی‌ها از دستاورد‌های برجام منتفع شوند، اما با ادامه سیاست فشار حداکثری، بیشتر به معیشت مردم ضربه می‌زنند. 
 امتیازگیری از ایران در پرونده هسته‌ای 
باتوجه به اینکه این بار غربی‌ها و ایرانی‌های مقیم غرب از آشوب‌ها در ایران حمایت گسترده‌ای کرده‌اند، دولت بایدن هم برای اینکه از متحدانش عقب نماند، مواضع تندی گرفته است. از آنجا که انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره سه هفته آینده برگزار خواهد شد، بایدن به شدت از سوی جریان‌های سیاسی داخلی تحت فشار بود تا موضع رسمی خود را از آشوب‌های ایران بیان کند. لذا، حمایت قاطع از اغتشاشات می‌تواند افکار عمومی داخل امریکا را برای رأی دادن به نامزد‌های دموکرات‌ها تا حدی مجاب کند، زیرا جمهوریخواهان در کمین هستند تا از هرگونه ضعف و اهمال بایدن در عرصه سیاست خارجی به نفع خود بهره‌برداری کنند و سکوت در قبال تحولات داخل ایران می‌تواند فرصت مناسبی برای حزب رقیب در آستانه انتخابات کنگره باشد تا سبد آرای خود را تقویت کند. 
از سوی دیگر، باتوجه به اینکه در ماه‌های اخیر مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا بر سر احیای برجام نیز در جریان بود و واشنگتن قصد دارد در پرونده هسته‌ای هم امتیازاتی را از تهران بگیرد، بنابراین آشوب‌ها فرصت خوبی را برای کاخ سفید فراهم کرده تا بتواند در گفتگو‌های هسته‌ای که احتمالاً در آینده از سرگرفته شود، خواسته‌های فرابرجامی خود را به طرف ایرانی تحمیل کند. همچنان که اعمال تحریم‌ها علیه ایران طبق اذعان افرادی نظیر «ریچارد نفیو» که از معماران سیاست‌های تحریمی محسوب می‌شوند برای اینکه بتوانند به شکل برگ‌های چانه‌زنی در مذاکرات مورد استفاده طرف‌های غربی قرار بگیرند بایستی از طریق ایجاد «نارضایتی‌های عمومی» و تهدید به براندازی، محاسبات مسئولان حکومت را عوض کرده و آن‌ها را برای اعطای امتیاز تحت فشار قرار دهند. هرچند هیئت ایرانی بار‌ها گفته که به توافقی به هر قیمت تن نخواهد داد.
 
 
منبع: روزنامه جوان

:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 24 مهر 1401
 نزدیک به یک ماه از مرگ مهسا امینی می‌گذرد و فعالیت جریان سازمان‌یافته ضدانقلاب نیز مطابق شرایط، مسیر متفاوتی نسبت به قبل را طی می‌کند. چند روزی می‌شود که آشوب‌ و اغتشاشات معاندان و اوباش تقریبا به پایان راه رسیده و نفس‌های آخر خود را می‌کشد. از همین رو جریان ضدایرانی به دنبال کردن پروژه نخ‌نمای کشته‌سازی روی آورده است. چنانکه در روزهای اخیر، هر چند روز یک بار شاهد یک کشته‌سازی بوده‌ایم که آخرین‌شان در اردبیل طرح‌ریزی شد اما چرا «کشته‌سازی» یک پروژه نخ‌نماست؟ و اینکه هدف آشوب‌طلبان از دنبال کردن این پروژه تکراری چیست؟
 
* از سعیده پورآقایی و ترانه موسوی تا سارینا و نیکا
نخستین پروژه کشته‌سازی در اغتشاشات و آشوب‌های خیابانی به ایام فتنه سال 88 باز می‌گردد؛ فتنه‌ای که از سوی اصلاح‌طلبان به خاطر شکست‌شان در انتخابات ریاست‌جمهوری آغاز شد و 8 ماه کشور را دچار بحران کرد. «برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانه‌اش می‌رفت، نه برانداز بود نه مخملی، فقط ‌الله‌اکبر می‌گفت، تا اینکه شبی آمدند، سه زن و دو مرد او را بردند برای همیشه»، «پس از 20 روز جنازه او در یکی از سردخانه‌های جنوب تهران توسط مادرش شناسایی شد»، «نهادهای امنیتی از تحویل جنازه به خانواده پورآقایی خودداری ورزیدند و در عوض جنازه او را مخفیانه در قطعه 302 بهشت زهرا به خاک سپردند»، «مأموران دولتی به منظور محو آثار تجاوز به عنف، بخشی از بدن زن جوان را با اسید سوزانده بودند»؛ اینها گوشه‌ای از اخباری بود که درباره مرگ دختری به نام سعیده پورآقایی از سوی رسانه‌های اصلاح‌طلب و معاند ساخته و پرداخته می‌شد و کار به جایی رسید که میرحسین موسوی یکی از سران فتنه برای اثبات صدق ادعای دروغ فتنه‌گران، در ختم سعیده پورآقایی شرکت کرد. در حالی که فتنه‌گران با کشته‌سازی از سعیده پورآقایی و شرکت در مجلس ترحیم ساختگی او نیز حاضر شدند، وی مقابل دوربین‌ها حاضر شده و بر شایعات فوت خود خط بطلان کشید. 
اما پروژه کشته‌سازی فتنه‌گران به سعیده پورآقایی محدود نبود. ترانه موسوی دیگر شخصیتی بود که در روزهای فتنه سال 88 قربانی پروژه کثیف کشته‌سازی فتنه‌گران شد. بر‌اساس روایت فتنه‌گران دختر جوانی به نام ترانه موسوی در تجمع غیرقانونی هفتم تیرماه 88 در نزدیکی مسجد قبا حوالی خیابان شریعتی توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر شده و پس از تجاوز به قتل رسید! اما مردادماه همان سال بود که مشخص شد فوت ترانه موسوی نیز تکرار همان پروژه پورآقایی بوده و اصلا چنین شخصی در ایران زندگی نمی‌کرد. در همین رابطه سردار رادان در گفت‌وگویی اعلام کرد: «زمانی که موضوع خانم موسوی، کشته شدن او همچنین تعرض به وی و بعد هم سوزاندن جسد او عنوان شد، ما هم حساس شدیم که این چه اتفاقی بود که همه می‌دانند اما پلیس که باید از این اطلاعات باخبر باشد اطلاعی از این موضوع ندارد. در نتیجه پیگیری‌هایی را انجام دادیم که نتیجه‌ای در پی نداشت و در ادامه به سایت جمعیت مراجعه کردیم که اسم ۳ نفر با نام ترانه موسوی به دست آمد. یکی از این افراد، دختر ۲ ساله‌ای بود که اساسا با خبر اینها هماهنگ نبود. ۲ تن دیگر هم مورد تحقیق و پیگیری قرار گرفتند که مشخص شد خانمی که آنها اعلام کرده‌اند، چندین سال است در خارج از کشور زندگی می‌کند».
فتنه‌گران سال 88 علاوه بر پروژه کشته‌سازی، برای روشن نگه داشتن آتش ‌فتنه‌ای که به راه انداخته بودند، دست به پروژه بازداشت دروغین نیز زدند. عاطفه، دختر جواد امام از سران اصلاح‌طلبان، فردی بود که در این پروژه اصلاح‌طلبان به ایفای نقش پرداخت. نخستین اخبار درباره دستگیری عاطفه امام را سایت ضدانقلاب کلمه و سپس سایر رسانه‌های اصلاح‌طلب و وابسته به منافقین منتشر کردند. متعاقب انتشار این خبر، مادر عاطفه امام در گفت‌وگویی ادعا کرد هنگام بازداشت دخترش، از سر او چادر کشیده و وی را برای اعتراف به ارتباط با برخی افراد سیاسی تحت فشار گذاشته‌اند اما یک روز زمان کافی بود تا کذب بودن این ادعای اصلاح‌طلبان نیز ثابت شود. پس از گذشت یک روز از ادعای ربوده شدن عاطفه امام بود که وی در تماس با مادر خود ضمن اعلام رها شدنش در مرقد حضرت امام(ره)، مدعی شکنجه و تجاوز می‌شود. با پیدا شدن عاطفه امام، تحقیقات دستگاه‌های امنیتی درباره ربوده شدن وی آغاز شده و از همان ابتدا تناقضات فراوانی درباره ادعا‌های وی بروز می‌کند. به طور مثال، وی از مراجعه به پزشک قانونی برای بررسی ادعای تجاوز خودداری می‌کند. در نهایت همسر جواد امام خبر دستگیری و بازداشت دختر خود را دروغ اعلام کرد و گفت: دختر بنده در اقدامی ماجراجویانه(!) و با توجه به شرایط خاص روحی و روانی ناشی از دستگیری پدرش که موجب نگرانی خانواده و بنده شده بود،‌ چنین اقدامی را کرد که به همین خاطر از همه عذرخواهی می‌کنم. 
حالا پس از 13 سال این بار در آشوب‌هایی که در روزهای اخیر به بهانه مرگ مهسا امینی ایجاد شد، جریان ضدانقلاب به تکرار پروژه شکست‌خورده اصلاح‌طلبان روی آورده. اگر در روزهای فتنه 88 نام‌های سعیده پورآقایی و ترانه موسوی اسم رمز ادامه‌دار بودن اغتشاش بود، امروز اسم نیکا شاکرمی و سارینا اسماعیل‌زاده دستاویز جریان ضدانقلاب برای دمیدن بر آشوب قرار گرفته است؛ ۲ دختر نوجوانی که بنا بر اسناد موجود و همچنین اظهارات خانواده خود، خودکشی کردند. 
 
* ریشه اصرار ضدانقلاب برای تکرار پروژه نخ‌نما چیست؟
به رغم نخ‌نما شدن پروژه کشته‌سازی، جریان معاند ایران همچنان اصرار به استفاده از این روش دارد، کما اینکه اخیرا نیز مدعی فوت یک دختر نوجوان در اردبیل شدند. 
 
* تقلا برای زنده نگه داشتن فضای آشوب
اواخر شهریور جاری بود که مرگ مهسا امینی به خط خبری رسانه‌ها تبدیل شد. چگونگی و نحوه مرگ او و ابهاماتی که در موضوع بود، باعث جریحه‌دار شدن احساسات مردم شد. روسای قوا و دیگر مسؤولان کشورمان همان ابتدا خبر از پیگیری ماجرا داده و اعلام کردند که نتیجه تحقیقات خود را به مردم ارائه خواهند کرد. کما اینکه سازمان پزشکی قانونی نیز با بررسی دقیق ماجرای فوت و کالبد‌شکافی جسم امینی، هفته گذشته نتایج اقدامات خود را اعلام کرد. با همه اینها جریان ضدانقلاب، از گروهک‌های تروریستی و تجزیه‌طلب مثل کومله و دموکرات تا سازمان منافقین و سلطنت‌طلبان به مرگ امینی با موج‌سواری بر شرایط پیش آمده، اقدام به اغتشاش و آشوب کردند. آتش زدن ماموران نیروی انتظامی و شهادت مدافعان امنیت تا تخریب اموال عمومی و اهانت به پرچم مقدس کشورمان، از جمله اقدامات وحشیانه‌ اوباش ضدانقلاب به بهانه مرگ امینی بود. با توجه به چنین جنایت‌هایی بود که مردم ایران ضمن اعلام برائت از آشوب‌طلبان، با برپایی تجمعات مختلفی در سطح شهرها، جنایات رخ داده را محکوم کردند و از همین رو بود که جمعیت همراه‌کننده آشوب‌طلبان روز به روز کمتر شد تا جایی که در روزهای گذشته به‌رغم فراخوان‌های گسترده رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین برای اغتشاش، خبری از ناامنی نبود. 
به عبارت ساده‌تر، عیان شدن باطن متوحش اوباش از یک سو و روشن شدن ابعاد مرگ امینی از سوی دیگر، باعث شد آشوبگران برای زنده نگه داشتن فضای آشوب و ناامنی، پروژه کشته‌سازی را دنبال کنند. 
 
* اعتمادزدایی نسبت به اخبار رسمی
رسانه‌های فارسی‌زبان خارج‌نشین مثل بی‌بی‌سی فارسی، سعودی اینترنشنال، منوتو و دیگر رسانه‌های ضدانقلاب پای ثابت آشوب‌ و اغتشاش در ایران هستند. در آشوب‌های اخیر نیز شاهد بودیم این رسانه‌ها ضمن تحریک مردم به آشوب و ایجاد ناامنی، خط اعتبارزدایی از رسانه‌های رسمی را دنبال می‌کردند. مانور این رسانه‌ها روی پروژه دروغین کشته‌سازی در روزهای اخیر نیز موید این نکته است. 
این رسانه‌های فارسی‌زبان با پخش اخبار دروغ به دنبال فریز کردن فضای کشور در حالت بحران و آشوب هستند و باید گفت تا زمانی که این رسانه‌های ضدانقلاب مرجعیت رسانه‌ای داشته باشند و این امپراتوری دروغ پابرجا باشد، فضا برای پخش اخبار کذب فراهم است.
 
* تا هیجان هست، آشوب هست
هدف دیگر جریان ضدانقلاب از کشته‌سازی، تقلا برای هیجانی نگه داشتن فضای عمومی جامعه و جلوگیری از حاکم شدن استدلال و منطق است. اکنون ابعاد مرگ مهسا امینی مشخص شده و در همین رابطه می‌توان به گزارش نهایی پزشکی قانونی استناد کرد. به همین خاطر باید گفت اکنون سهل‌تر از روزهای ابتدایی می‌توان درباره حادثه رخ داده به بحث و گفت‌وگو نشست. اساسا گفت‌وگو زمانی کارساز است که جامعه از فضای هیجانی به استدلالی گذر کرده باشد اما این چیزی نیست که به مذاق جریان آشوب خوش بیاید. اوباش ضدایرانی به دنبال آن هستند که با پروژه‌هایی مثل کشته‌سازی، جامعه ایران را در فضای هیجانی و آشوب نگه داشته و جان دوباره‌ای به اغتشاشات مرده بدمند.
***
    شهادت 3 و مجروحیت 850 بسیجی در آشوب‌های تهران     
فرمانده سپاه حضرت محمد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ با اشاره به دستور فرمانده کل سپاه مبنی بر منع استفاده از اسلحه در جریان اغتشاشات گفت: از آغاز فتنه اخیر تاکنون ۸۵۰ نفر از بسیجیان در تهران مجروح و ۳ تن شهید شده‌اند. سردار حسن حسن‌زاده با اشاره به اینکه بسیج در تهران ۳۸۰ گردان آماده دارد، گفت: حامیان اغتشاشگران پیش‌بینی کرده بودند وقتی فریاد اعتراض بالا رود، نظام نمی‌تواند آن را کنترل کند و حتی برای دستیابی به موفقیت، تلفات ۲ تا ۳ هزار نفری را لحاظ کرده بودند و برای‌شان هم مهم نبود آن‌ کسی که کشته می‌شود از پلیس، بسیج، سپاه، مردم یا حتی خود اغتشاشگران باشد، زیرا فقط به دنبال افزایش کشته‌ها بودند اما پیش‌بینی‌های آنها غلط از آب درآمد، چون مردم به اغتشاشگران اضافه نشدند که این نشان‌دهنده همان قدرت نرم نظام است. فرمانده سپاه حضرت محمد رسول‌الله(ص) عنوان کرد: سردار «سلامی» فرمانده کل سپاه دستور داده بود برای مقابله با اغتشاشگران از سلاح استفاده نکنید که همین‌گونه هم شد، در برابر این اغتشاشگران فقط در یک شب ۱۸۵ مجروح دادیم و در میدان الغدیر ۴۵ دقیقه با اغتشاشگران می‌جنگیدیم، لذا با خویشتن‌داری و صبری که بسیج و فراجا در مقابله با آنها به خرج دادند، این ترفند آنها هم نتیجه‌بخش نشد. وی با تأکید بر اینکه چنانچه عناصر سپاه در تهران وارد خیابان شوند، فاتحه تمام اغتشاشگران خوانده می‌شود، خاطرنشان کرد: امروز بسیجیان در شرایطی در برابر این فتنه به پیروزی رسیده‌اند که برای این پیروزی، ۸۵۰ مجروح و ۳ شهید تقدیم انقلاب کردند اما در این رابطه خیلی از همین مسؤولانی که بعد از فوت آن خانم اظهار تأسف کردند و خواستار پیگیری واقعه شدند، در برابر آسیب‌هایی که به بسیجیان وارد شد و شهدایی که دادند، تأسف نخوردند، تسلیت نگفتند و درخواست پیگیری هم ندادند.
******
فرمانده یگان‌های ویژه فراجا می‌گوید: آشوبگران افراد عادی نبودند؛ آموزش‌دیده تظاهرات برق‌آسا و بزن‌ در رو بودند؛ در تیم‌های ۳ تا 4 نفره موتوری، مجهز به سلاح سرد و گرم که با خودشان بنزین، نارنجک و سلاح داشتند؛ سریع آتش‌ زده یا شیشه بانکی را می‌شکستند و می‌رفتند. مشکی‌پوشان، یگان‌های ویژه انتظامی کشور هستند، وظیفه‌شان تأمین امنیت و آسایش و آرامش مردم است؛‌ پلیس سخت هستند نه پلیس نرم و در عمل نشان داده‌اند در مقابله با اغتشا‌شگران و آشوبگران قاطع و مقتدر هستند اما بالعکس در برابر مردم منعطف و مهربانند. کارشان برخورد با اغتشاشگران و ناامن‌کنندگان، تروریست‌ها و گروگان‌گیران است؛ جان می‌دهند تا نکند خاری به چشم شهروندی فرو رفته یا شیشه آرامش مردم ترک بردارد. در این روزها که تعداد معدودی آشوبگر، آسایش و آرامش مردم را خدشه‌دار کرده و در برخی ساعات با ایجاد ترافیک و راهبندان و بوق زدن‌های مکرر و بعضا آتش زدن سطل آشغال و تخریب اموال خصوصی و عمومی امنیت و احساس امنیت شهروندان را به مخاطره انداخته‌اند، در خیابان‌ها،‌ معابر و میادین مستقر شده‌اند؛ پلنگی‌پوشان و سیاه‌پوشان یگان ویژه پلیس هستند که در خیابان‌ها ایستاده و اجازه نمی‌دهند جان، مال و ناموس مردم به خطر بیفتد. سردار حسن کرمی، فرمانده یگان‌های ویژه انتظامی کشور در جمع خبرنگاران‌ در پاسخ به اینکه چه نیازی احساس شد که نیروهای یگان ویژه در این مقطع به صحنه وارد شوند؟ گفت: همان‌طور که می‌دانید مهم‌ترین نیاز مردم امنیت است و یگان ویژه با توجه به شرایط موجود و در فضای فعلی وارد صحنه شد تا امنیت و احساس امنیت را که در چند روز اخیر تحت‌الشعاع جریانات و جوسازی‌های اخیر واقع شده است، تأمین کند. البته بنده فروکش کردن ناآرامی‌ها را دوم مهرماه اعلام کردم، چرا که پلیس ویژه این توانمندی را دارد که اینگونه حوادث را در بعد پلیسی و امنیتی در کمتر از ۵-۶ روز جمع کند؛ اگر چه حواشی و تبعات آن شاید مدتی طول بکشد اما آنچه مربوط به یگان ویژه در ناآرامی‌های اخیر است، باید گفت که قضیه جمع شده و پایان یافته است. وی ادامه داد: افرادی که هم‌اکنون در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند آدم‌های احساسی و بدون پشتوانه فکری و اعتقادی هستند؛ افرادی که تحریک شده‌اند، یا پول گرفته یا دنبال منافع دنیوی هستند و چون پشتوانه اعتقادی ندارند احساسی عمل می‌کنند. اگر به جریان‌سازی شبکه‌های معاند نگاه کنید آنکه آن سوی مرزها و دریاها در یک استودیو نشسته می‌گوید «بروید»؛ خودش آنجا نشسته و به واسطه پول‌هایی که خرج می‌کند، دستور می‌دهد که بروید، برای همین است که دستگیرشدگان فقط به ازای آن پولی که گرفته‌اند می‌گویند خدمت کرده‌اند؛‌ مثلا یکی از دستگیرشدگان گفت به ازای دریافت گوشی اپل برای‌شان خدمت کرد. سردار کرمی همچنین در پاسخ به اینکه تعداد عمده اغتشاشگران در سخت‌ترین شرایط در تهران چقدر بود و چگونه شد که اعتراض به اغتشاش کشید؟ گفت: تعداد آشوبگران در سخت‌ترین وضعیتی که در تهران وجود داشت به 2 هزار نفر هم نمی‌رسید؛ اگر چه عمده آنها هم افرادی سابقه‌دار بودند. بین اعتراض و اغتشاش تفاوت وجود دارد؛ ما مدافع شهروندانی هستیم که می‌خواهند اعتراض خود را بیان کنند و بیایند و حرف خود را بزنند؛ مثل اعتراض کشاورزان در اصفهان در سال گذشته که 30 تا 35 هزار نفر آمدند و اعتراض‌شان را بیان کردند و ما هم امنیت آنها را برقرار کردیم اما وضعیت این روزها دیگر اعتراض نیست، این اغتشاش است. 
 
* اغتشاشگران، مردم عادی نبودند
وی ادامه داد: ما به عنوان پلیس باید ماهیت این افرادی را که روبه‌روی‌مان قرار دارند معرفی کنیم؛ اولا اینکه اینها مردم عادی نبودند و افراد آموزش‌دیده در صحنه عملیات بودند و با تجربه، چرا که آموزش تظاهرات برق‌آسا و بزن‌دررو را دیده بودند؛ تیم‌های ۳ تا 4 نفره موتوری، مجهز به سلاح سرد و گرم، جایی که تراکم جمعیت زیاد می‌شد و می‌آمدند و شعار داده و تحریک کرده و سریع جابه‌جا می‌شدند. اینها آدم‌های عادی و مردم کوچه و بازار نبودند؛ آدم‌‌های هدف‌داری بودند که با خودشان بنزین، نارنجک و سلاح داشتند؛ سریع آتش ‌زده یا در بانکی را می‌شکستند و می‌رفتند. در چنین شرایطی با توجه به اینکه این جریانات در برخی مقاطع زمانی خیلی عمق گرفت، یگان ویژه با کار اطلاعاتی عناصر اصلی را در همان صحنه دستگیر کرد. یکی از عواملی که باعث شده اغتشاشات و ناآرامی‌ها ادامه‌دار نباشد همین موضوع دستگیری‌هاست، چرا که وقتی لیدر وجود نداشته باشد بقیه دیگر ناتوان هستند و بیشتر به دنبال تخریب و ایجاد خسارت‌های جزئی هستند. سردار کرمی اضافه کرد: درپی ناآرامی‌ها ابتدا ما اخطار می‌دهیم و روشنگری می‌کنیم تا مردم صف خود را از صف آشوبگران جدا کنند. در این بین تعدادی جدا شده و محل را ترک می‌کنند اما آنهایی که در صحنه می‌مانند مسلما آدم‌های مسأله‌دار هستند، چرا که فردی که رهگذر است صدای فرمانده یگان مستقر در محل را شنیده، اخطار را شنیده و می‌داند که بعد از اخطار دیگر پلیس تعارف ندارد. وی ادامه داد: سلاحی که در نا‌آرامی‌ها استفاده می‌کنیم پینت‌بال است و اسلحه ساچمه‌زن که پلاستیکی است تا کمترین صدمه را به افراد برساند. 
 
* آشوبگران آدم‌های خشن و مسلح هستند
 سردار کرمی که در تحریریه فارس سخن می‌گفت، تصریح کرد: آنچه مشخص است اغتشاشگران آدم‌های خشن و جسوری بودند که اسلحه داشتند و خیلی از نیروها مدافع امنیت به واسطه ساچمه و سلاح جنگی که آنها استفاده می‌کردند مصدوم و مجروح شده یا حتی به شهادت رسیدند و تلفاتی که شاهد آن بودیم ناشی از خشونت بیش از حد آنها بود. افرادی که دستگیر شده‌اند صراحتا به این موضوع اعتراف کرده‌اند که به ازای پولی که دریافت می‌کردند خدمت انجام می‌دادند، یعنی هر خرابکاری یک نرخ و قیمتی داشت. آتش زدن ماشین پلیس، آتش زدن موتور، تخریب کیوسک پلیس، حمله به مأمور پلیس،‌ زخمی کردن و شعارنویسی هر کدام از آنها برای خود قیمتی دارد. جالب است افراد دستگیرشده اعتراف کردند پول‌شان را گرفته و کار را انجام داده و رها کردند و نکته مهم‌تر اینکه اکثرا جزو اراذل شناسنامه‌دار بودند. مثلا موردی داشتیم که فردی با دوچرخه تردد می‌کرد اما گوشی‌اش آنلاین و متصل به شبکه‌های خارجی بود و به ازای هر خبر پول می‌‌گرفت، حتی اخبار ساختگی؛ تازه افراد را هدایت می‌کرد که به کدام خیابان هم بروند یا با افرادی که با چاقو به مأموران حمله کردند صحبت کردیم می‌گفتند به ما گفته و توجیه شده‌ایم تا این خشونت‌ها را انجام دهیم. حتی درباره پروژه‌ کشته‌سازی می‌گفتند وقتی صحنه را مناسب می‌دیدیم چنین اقدامی را رقم می‌زدیم، چرا که در برخی شهرها کشته‌سازی رخ داد؛ در جایی که حتی خبری نبود حمله کرده و مردم را کشتند و گفتند نیروهای دولتی این کار را کرده‌اند و در شبکه‌ها و تلویزیون‌های خارجی نمایش دادند. 
 
* دستگیری آموزش‌دیده‌های از کار انداختن دوربین‌ها!
سردار کرمی افزود: باور نمی‌کنید حتی افرادی را دستگیر کردیم که متخصص از کار انداختن دوربین‌ها بودند، یعنی آموزش دیده بودند که دکل‌ها را چطور از کار بیندازند. در صورتی که نمی‌دانند که ما متکی به دوربین‌های ثابت نیستیم و به دکل کاری نداریم؛ ما به صورت سیار و از طریق بسترهای دیگر تصویربرداری از صحنه را انجام می‌دهیم. هسته‌های اصلی اغتشاشگران از موتور استفاده می‌کردند، چرا که جابه‌جایی سریعی را برای آنها امکانپذیر می‌کرد و می‌توانستند نقاط بیشتری را پوشش دهند، مثلا با یک دسته راه افتاده و می‌رفتند و بلافاصله تغییر تاکتیک می‌دادند. از طرفی در 6-5 استان درگیری با اراذل و اوباش به صورت بسیار خشن بود؛‌ در 8-7 استان خیلی جزئی یک بار آمدند و تجمع کردند و بعد هم رفتند و در برخی استان‌ها اصلا مسأله‌ای وجود نداشت.

:: بازدید از این مطلب : 490
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 23 مهر 1401

«امپراتوری دروغ و تفرقه»، اسم و عنوانی است که مسمای آن، نیمی از تلاش خود را می‌کند تا به نام «حقیقت و آزادگی و جهانی‌شدن» شناخته شود و از همان آغاز کار با ذهن‌های عمیق و چشم‌های بصیر بر سر باوراندن این عنوان دروغین چالش دارد. بر عوام زودباور و جوان هیجان‌زده، حرجی و باکی و تقصیری نیست، اما روشنفکر و دانشگاهی و دیده‌های افق‌بین چرا؟! امپراتوری دروغ و تفرقه بار‌ها خود را در بزنگاه‌ها نشان داده است. بی‌بی‌سی جهانی و سی ان‌ان و غول رسانه‌ای غرب دوبار با دو دروغ بزرگ درباره افغانستان و عراق، حمله ارتش بی‌سرو‌ته امریکا و هم‌پیمانان اروپایی (ناتو) را به این دو سرزمین اسلامی توجیه و ضروری کردند. بعد از ویرانی این دو ملت و میلیون‌ها کشته و معلول و آواره و عقب‌راندن تمدنی ده‌ها ساله این دوکشور، برای بازپروری نگاه مخاطب‌شان به این دروغ‌ها، اعتراف کوچکی نه از زبان و جایگاه خود که از زبان سیاستمداران غربی کردند که سلاح‌های کشتارجمعی عراق دروغ بود وترس از افغانستان دروغ بود، اما بازهم در مورد بعدی سراغ دروغ بزرگ سوریه و یمن رفتند و میلیون‌ها سوری و یمنی را نیز کشته و معلول و آواره کردند. فلسطین و لبنان را هیچ‌گاه از این فهرست خارج نکردند و آن عقب‌ماندگی سرزمینی و تمدنی و کشتن و آواره‌کردن را هیچ‌وقت از آنان دریغ نداشتند. و، اما ایران! ایران همیشه در نوبت اقدام بود، اما هرگز به نوبت اجرا نرسید و این راز همه آشوب‌ها و درو‌غ‌ها و تفرقه‌انگیزی‌های امپراتور دروغ و تفرقه است.
آلکس آری، بقیه نه!
امپراتوری دروغ کسی است که الکس جونز نویسنده، مستندساز و تئوری‌پرداز توطئه را که یک منتقد رسانه‌ای است و دولت امریکا را به دست داشتن در مسائلی مانند حملات ۱۱سپتامبر، ساختگی بودن فرود بر ماه و انفجار اوکلاهماسیتی متهم کرده‌است، با اتهام انتشار اطلاعات گمراه‌کننده به پرداخت جریمه یک‌میلیارد‌دلاری محکوم می‌کند، اما به بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان و ده‌ها شبکه در پیکره غول دروغ‌پرداز خود بودجه‌های نجومی برای تفرقه در جهان دیگر که از امریکا اطاعت نمی‌کنند، می‌پردازد. این است امپراتوری دروغ و تفرقه!
پانته‌آ و بقیه دروغ‌پرداز‌های بی‌هویت
امپراتوری دروغ یعنی پانته‌آبهرام تصویر چند ماه پیش خود را که از بلندی افتاده و صورتش زخمی شده حالا و در این بحبوحه بدون هیچ توضیحی منتشر می‌کند تا آن را خرج آشوب کند. تا امپراتوری دروغ و فتنه و تفرقه سرزنشش نکنند که چرا ساکتی. این‌قدر بی‌هویت و فریبکار و دوستدار دروغ!
من بی‌بی‌سی ذات ناپاکم بر دروغ است!
امپراتوری دروغ وتفرفه یعنی بی‌بی‌سی در دو روز گذشته حتی یک تصویر با جمعیت چند ده‌نفره از خیابان‌های تهران نتوانسته روی آنتن ببرد، اما مجری‌های وطن‌فروش آن زبان باز می‌کنند که «تظاهرات گسترده در ایران ادامه دارد»! چرا از گفتن این جملات شرم نمی‌کنند؟! چون امپراتوری دروغ آنان را به اسارت گرفته، با پول، با ناممکن‌کردن هرگونه زندگی دیگر به انتخاب خودشان و با گروگان‌گرفتن خلاف‌های اخلاقی‌شان. مثل رسانه ملی ایران نیست که برای مجریانش جدا شدن و پیوستن به امپراتوری دروغ مثل آب‌خوردن باشد. در امپراتوری دروغ یا باید در خدمت باشی یا راه دیگری و راه خروجی نیست جز نیستی.
دروغ بزرگ امپراتوری فریب یعنی بخش فارسی بی‌بی‌سی حتی حاضر نیست هیچ‌یک از ژست‌های حرفه‌ای بخش انگلیسی را رعایت کند و، چون مخاطب نسبت به شخصیت حرفه‌ای آن شک کرده است، افرادی را به‌عنوان مصاحبه‌شونده بیاورد تا به بی‌بی‌سی بگویند مرجعیت خود را از دست داده‌ای بی‌بی‌سی! و مردم ایران دیگر تو را نگاه نمی‌کنند! بعد مجری بگوید پس اگر مرجع نیستیم و مورد وثوق نیستیم چرا اینستاگرام ما ۱۸ میلیون فالوور دارد و او بگوید خب حسن ریوندی هم ۱۹ میلیون دنبال‌کننده دارد، آیا مورد وثوق و مرجعیت مردم ایران است؟! و مجری بگوید درست می‌گویی؟! یعنی چی درست می‌گویی؟! یعنی پس چاره‌ای نداریم اگر به یک سایت براندازی تبدیل شده‌ایم، زیرا مردم که دنبال براندازی‌اند، فقط این‌گونه ما را مرجع خود می‌پندارند! این است امپراتوری دروغ و فتنه و توطئه و فریب!
دارو نمی‌دهیم، اینترنت به‌زور می‌دهیم!
امپراتوری وارونه‌سازی یعنی رویترز از قول وندی‌شرمن می‌نویسد با هدف حذف فیلترینگ از اینترنت در ایران با شرکت‌های فناوری امریکایی دیدار کرده است؛ و ایلان ماسک در پاسخ به پرسش یکی از کاربران که می‌پرسد آماری از استارلینک [اینترنت ماهواره‌ای]در ایران هست، بگوید در ایران چندین ترمینال فعال شده! و سخنگوی وزارت‌خارجه امریکا بگوید فعلاً روی از مذاکرات با ایران برگردانده‌ایم و متمرکز روی اغتشاشات هستیم، اما همین وندی‌خانم و امپراتوری دروغ ۲۰ سال است تحریم نان و دارو و همه اقتصاد ایران را توجیه و آن را فرصتی برای آزادی مردم ایران می‌دانند! و همین امریکا در چند ماه اخیر سی‌و‌چندبار از ایران تقاضای دیدار مستقیم برای حل مسئله هسته‌ای ایران کرده است و دو برابر این تعداد میانجی‌های منطقه‌ای خود را به سوی ما فرستاده، اما همچنان روی فریب مردم و احتمال براندازی در ایران حساب می‌کند. این‌چنین است دروغ یک امپراتور!
زشت است آوردن نام اصلاح‌طلبی!
امپراتوری مستهجن دروغ یعنی یک اصلاح‌طلب در ایران (که زشت است تکرار نامش در رسانه) آن‌هم با عنوان «سخنگوی اصلاح‌طلبان» فرصتی پیدا می‌کند تا درون این امپراتوری، ملیجک پادشاه باشد و ذات‌ناپاک خود را به نمایش بگذارد تا اندکی امپراتور را بخنداند. کسی که همه وقاحت تاریخ را یکجا درون ذات خود گرد می‌آورد و می‌نویسد: «لباس‌شخصی‌ها وارد جمعیت می‌شوند، شعار‌های زشت سر می‌دهند، می‌شکنند، تخریب می‌کنند، چادر از سر زنان می‌کشند، قرآن و مسجد آتش می‌زنند و گاهی به‌طور اتفاقی در زمره معترضان کشته می‌شوند، اما شهید تلقی شده، مراسم تشییع آن‌ها در رسانه ملی نمایش داده می‌شود و از آن‌ها تجلیل به‌عمل می‌آید.»‌این امپراتوری دروغ است که به چنین وقیح بی‌شرمی اجازه حیات و بالندگی می‌دهد. چنین نامرد دروغ‌پردازی درون لیبرالیسم امریکایی میلیون‌ها دلار جریمه می‌شود و دهانش برای همیشه بسته می‌شود، اما در ایران به او اصلاح‌طلب می‌گویند. ننگ بر این اصلاح‌طلبی شما که وهابیت داعشی سعودی و انگلیس خبیث را روسفید کردید.
دروغ عامل حیات مثل نان و آب!
امپراتوری دروغ یعنی فرصتی که پدر مهسا امینی و اقوام دیگرشان و وکیل خانوادگی‌شان می‌یابند تا بگویند دخترشان در کل عمرش فقط سرما خورده است و، چون اسنادی از بار‌ها عمل جراحی و مراجعه به پزشکان مغز و اعصاب و غدد افشا می‌شود، هیچ آب از آب تکان نخورد، چون آن امپراتوری دروغ همچنان آن‌ها را حمایت و از انتشار حقیقت جلوگیری می‌کند.
دروغ بزرگ امپراتور یعنی بی‌بی‌سی و ایران‌نال و من‌و‌تو و صدای امریکا یک ماه بر طبل بیماری رهبری انقلاب ایران بکوبند و از سفر او به خارج از تهران بنویسند، اما وقتی او به میدان رژه می‌رود یا درباره همین اغتشاشات با مردم دیدار و سخنرانی می‌کند، هیچ وقت به سابقه خبر‌های دروغ خود اشاره نکنند و به‌سادگی از کنار آن بگذرند و ساده‌لوحان مخاطب خود را در فضای دروغ دیگری ببرند.
شما‌ها ضد خشونت هستید؟!
امپراتوری دروغ یعنی یک عده آشوبگر را افرادی آزادیخواه و مهربان و اندیشه‌گر معرفی کند و در زمانی که نوشتن برای صد‌ها هزار کودک افغانستانی و یمنی و فلسطینی در دنیای غرب جرم محسوب می‌شود، «در ایالات متحده در یک هفته ۱۵۰۴ مقاله، انگلستان در ۹ روز ۷۲۰ مقاله، اتحادیه اروپا از ۱۶ تا ۲۴ سپتامبر ۱۳۴ مقاله، آلمان ۸۳۰ مقاله، فرانسه ۶۵۵ مقاله، اسپانیا ۲۰۷ مقاله و ایتالیا ۴۹۷ مقاله در رابطه با مهسا امینی نوشته شد.»‌
دروغ یعنی «در ملاقات با برخی مجروحان حوادث اخیر متوجه شویم این افراد سازمان‌یافته و آموزش‌دیده به برخی مجروحان گفته بودند که می‌خواهیم چشمت را در بیاوریم و برای همین کار تلاش هم کرده بودند!»، اما غول دروغ آنان را «مردم ایران» نامگذاری کند!
دروغ بزرگ یعنی آشوبگری را اتفاقی مردمی و خودجوش معرفی کنی و بعد «درباره یک نفر که در مقابل وزارت کشور بازداشت شده بود گفته شود هر ۱۰تا۱۵ دقیقه حدود ۲۵ تا۳۰ میلیون به حساب او واریز شده است! وهسته‌های مختلفی در ناآرامی‌ها فعال شوند و مثلاً هسته‌های سازمان‌یافته رژیم صهیونیستی به برخی برای هر کوکتل مولوتوف ۵۰۰ هزار تومان بدهند» این است امپراتوری دروغ و توطئه و فتنه فریب و آشوب!

 
منبع: روزنامه جوان

:: بازدید از این مطلب : 343
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران