منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 آبان 1398

چهل سال از انقلاب می گذرد و چهل سال از زیر یوق استعمارگران رها یافته ایم. متاسفانه در بخش هایی از ابعاد فرهنگی آثار استعمار در کوچه و خیابانهای ایران اسلامی پاک نشده است. اگر به سر در فروشگاه ها و مراکز خدمات دهی نگاهی بیافکنیم خواهیم دید استقبال از اسامی غربی و لاتین جای اسامی اصیل ایرانی را پر کرده است. جای بسی تاسف است که در دیگر کشورها این گونه غربزدگی دیده نمی شود.  تمام ادبیات، قلسفه،قراردادهای احتماعی،قرهنگی بر پایه تولید می چزخد و هدف از تولید رسیدن به سود و در نهایت لذت افسارگسیخته است. حدود پنجاه سال پیش مرحوم جلال آل احمد به خوبی حرکت غربزدگی را حس کرده بود و در مقابل آن موضع گرفت.در کتاب غربزدگی می نویسد:{ما نتوانسته ایم شخصیت « فرهنگی- تاریخی-» خودمان را در قبال ماشین و هجوم جبری اش حفظ کنیم. بلکه مضمحل شده ایم. حرف در این است که ما نتوانسته ایم موقعیت سنجیده و حساب شده ای در قبال این هیولای قرون جدید بگیریم. حرف در این است که ما تا وقتی ماهیت و اساس و فلسفه ی تمدن غرب را نیافته ایم و تنها به صورت و به ظاهر، ادای غرب را در می آوریم، با مصرف کردن ماشین هایش - درست همچون آن خریم که در پوست شیر رفت و دیدیم که چه به روزش آمد.}

باید دنبال این حرکت غربزدگی جستجو کنیم، آیا هنوز منورالفکرانی داریم که عاشق غرب هستند. این گروه در زیر لحاف کدام جریان فکری پنهان شده اند، و چرا مسئولین فرهنگی بی تفاوت هستند خدا می داند.


:: بازدید از این مطلب : 330
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 13 آبان 1398

مرور تاریخ و نگاهی به آمارهای اقتصادی نشان میدهد که دولت 6 سال گذشته را سرگرم امضای برجام، اجرای برجام و پسابرجام بوده است و حاصل تمام این سال‌ها برای اقتصاد کشور و مردم که 6 سال معطل و منتظر مذاکرات و برجام بودند، "تقریباً هیچ" بوده است.

آقای اکبر ترکان مشاور عالی سابق رئیس جمهور اخیراً در برنامه ی میدان انقلاب، برای 6 سال گذشته دولت دسته بندی خوبی ارائه کرده که کاربردی است! دسته بندی ای که طرف مقابلش هم به او کمک کرد تا اسم بامسمّایی برای آن بگذارند؛ طبق دسته بندی صورت گرفته، از 6 سال ریاست جمهوری آقای روحانی، 2 سالش به «امضای برجام» گذشت؛ دو سال دیگرش به «اجرای برجام» و دو سال اخیر به «احیای برجام»! و این صورت کلی کارنامه ی آقای روحانی اسکارنامه آقای روحانی درحالی با محوریت مذاکره پر شده است که سهم اقتصاد در آن تقریباً هیچ است؛ آنهم درحالی که اقتصاد سالهاست به مسئله و فوریت اول کشور تبدیل شده است و در دو سه سال اخیر مشکلات اقتصادی موجب تحت فشار قرار گرفتن مردم و اقشار ضعیف شده است؛ البته عوامل گوناگونی از ساخت نامحکم  و غیراصولی زیرساخت های اقتصاد که یک عامل درونی است تا تحریم های حداکثری که عامل بیرونی است دست به دست هم دادند تا اقتصاد به یک مسئله ی اصلی و به عبارت بهتر مسئله ی اول، کشور تبدیل شود.

با این حال اما راهکار نجات اقتصادی اصلاً مبهم و البته پیچیده نبود؛ در طول سال های گذشته تقریباً تمام گروه ها و جناح های سیاسی و اقتصادی بر مقاومتی کردن اقتصاد اجماع داشتند؛ بعبارتی در تمام سال های بعد از انقلاب و بخصوص سال های اخیر «اولویت» اصلی کشور اقتصاد مقاومتی بوده (و هست)، و آنچه باید در «متن» قرار می گرفت، قرار گرفتن بر مدار اقتصاد مقاومتی بود و نه مدار توسعه ی غربی که مهمترین پیش شرطش راضی کردن دشمنان و معامله با آنان بود!

اما دولت چند سال بعد از معطلی و انتظار اقتصاد برای اجرای برجام و بعد از خروج امریکا از برجام و نمایان شدن دستاوردهای پوچ برجام، و البته تشدید نقدها به عدم کارایی برجام در اقتصاد اذعان کرد که هدف برجام اقتصادی نبوده است! هرچند اعتراف بی‌سابقه‌ی دولت" به منفعت "تحقیقاً هیچ" اقتصادی ایران از برجام ارزیابی و تحلیل شد.

جست‌وجو در مرورگرهای اینترنتی بیانگر آن است که تقریباً هیچ دولتمردی در کابینه آقای روحانی وجود ندارد که از سال 92 به این سو و حتی پیش از آن، اقتصاد ایران که هیچ، حتی آب خوردن مردم را به مذاکرات هسته‌ای و برجام گره نزده باشد.

آقای روحانی در خرداد 94 در این باره می‌گوید: "تحریم های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند."، و چندی بعد (25 خرداد 94)، اسحاق جهانگیری در تأیید اظهارات رئیس‌جمهور عنوان می‌کند که "واقعاً تحریمها روی آب آشامیدنی مردم هم تأثیر می‌گذارد!".

غیر از این دو، ولی‌الله سیف رئیس کل وقت بانک مرکزی نیز در همان سال 94 شکوفایی اقتصاد ایران را در گروی توافق هسته‌ای توصیف کرده و می‌گوید: "اقتصاد ایران بعد از توافق هسته‌ای شکوفا خواهد شد."، و محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس‌جمهور نیز تأکید می‌کند "بعد از توافق هسته‌ای، منتظر رشد اقتصادی، کاهش تورم و خروج از رکود باشید!".

علی طیب‌نیا وزیر وقت اقتصاد هم تأکید می‌کند که بعد از توافق هسته‌ای بذر اقتصاد ایران به‌ثمر می‌نشیند! و بالاتر از همه اینها اکبر ترکان رئیس مناطق آزاد در دولت یازدهم می‌گوید "منتظر هجوم سرمایه‌های خارجی بعد از توافق هسته‌ای باشید!".

فکتها و مستندات بسیار زیادی از اظهارات و مواضع دولتمردان آقای روحانی وجود دارد که ضمن معطل کردن همه امور اقتصاد به مذاکرات و برجام، اساساً توافق هسته‌ای را با آورده و منفعت اقتصادی توجیه می‌کردند و بالاتر از همه اینها وعده‌های انتخاباتی جناب حجت‌الاسلام روحانی در سال 92 است که می‌گفت با کلیدی که در دست دارد مسئله‌ هسته‌ای را حل خواهد کرد و بعد از آن اقتصاد شکوفا خواهد شد تا حدی که مردم آن‌قدر بی‌نیاز می‌شوند که اساساً هیچ نیازی به یارانه هم نخواهند داشت!

بر مبنای همین وعده‌ها هم مردم به ایشان در سال 92 اقبال کرده رأی دادند، وعده‌هایی که اگر امروز برای رئیس‌جمهور محترم "خاطره‌" است، برای مردم حکم "لطیفه" پیدا کرده که فیلم این اظهارات، برای تفریح و البته افسوس در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود!

با این حال اما دولت و هم طیفان دولت که معتقدند راه پیشرفت ایران از غرب می گذرد و بر همین اساس تمام این سالها اقتصاد کشور را منتظر و معطل مذاکرات و برجام کرده بودند، حال بعد از تلاش نافرجام به مذاکره مجدد با آمریکا به پیوستن به گروه اقدام مالی FATF اصرار دارند و اینبار هم از همان جریان روانی استفاده کرده اند که 6 سال قبل کشور را به سمت برجام بردند و حاصل آنهم معطلی 6 ساله مردم و اقتصاد بود!

بعد از برجام و با عدم عادی شدن روابط بانکی خارجی، خصوصاً پرهیز بانک‌های بزرگ خارجی از همکاری با ایران،‌ دولت به‌اشتباه، قرار داشتن ایران در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی FATF را به‌عنوان مانع اصلی شناسایی کرد و برای خارج شدن از این لیست وارد مذاکره با FATF شد.

بهانه‌ی جدید جریان غربگرا در کشور بعد از برجام، با FATF به‌دست آمد و از آن به بعد کار این گروه تبلیغ برای ضرورت پیوستن به FATF شد؛ جریان روانی درحالی حمایت از FATF را در دستور کار قرار داد که اصرار داشت "راه نجات کشور از غرب می‌گذرد و اگر ارتباطی با خارجی‌ها نداشته باشیم نمی‌توانیم قدم از قدم برداریم". فرایند بررسی ورود به FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام چند ماه طول کشید و در نهایت هم به‌دلیل مخالف اکثریتی تصویب نشد.

جریان غربگرا این‌بار تلاش دارد تا عملیات روانی خود را به‌روی یک گزاره سلبی قرار دهد؛ این جریان به‌خوبی از مزایای "نداشته‌ی" FATF آگاه است و تلاش دارد عملیات روانی خود را با ایجاد ترس در جامعه مدیریت کند؛ این‌بار به‌مانند تجربه برجام، مدافعان FATF موجی را راه انداخته‌اند و به مردم می‌گویند اگر FATF نباشد خسارت‌زاست و آنها که مخالف پیوستن به آن هستند باید در قبال آن پاسخگو باشند.

تاکتیک جذاب و البته تکراری جریان غربگرا درحالی مجدداً در دستور کار قرار گرفته است که انتخابات مجلس پیشِ‌روست و این دوقطبی کاربردی می‌تواند دستاوردهایی را برای این جریان در انتخابات امسال داشته باشد. این گروه بنا دارند چند سال باقی مانده از دولت را نیز صرف رایزنی برای پیوستن به FATF کنند و بازهم با امید واهی، دست روی دست بگذارند تا فرجی حاصل شود و کلید حل مشکلات از غرب به دست‌شان برسد!

اما سخنان دیروز رهبر انقلاب در دیدار با دانش‌آموزان، رسماً می تواند دستوری برای پایان این انتظار توخالی باشد؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صراحتاً اعلام کردند: برای رفع مشکلات کشور نمی شود به انتظار دیگران و خارجی‌ها ماند؛ این انتظار ضربه میزند به پیشرفت اقتصادی کشور. یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمریکا آن مهلت سه ماه ‌سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید میکند یا نه؛ [یعنی] وِیورِ رئیس ‌جمهور آمریکا تمدید میشود یا نمیشود؛ یک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی فرانسوی‌ها و رئیس ‌جمهور فرانسه [چه میشود]، خب همه‌اش شد انتظار.

مقام معظم رهبری همچنین تأکید کردند: در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نمیکند، تکلیفش معلوم نیست، فعّال اقتصادی تکلیفش معلوم نیست، خود این انتظار کشور را به رکود و عقب‌ماندگی می کشانَد. چقدر انتظار بکشیم؟ رها کنید؛ حالا من نمیگویم رابطه‌ها را قطع کنید، نه؛ رابطه‌ها هم باشد، [اگر] کسی میتواند کاری بکند، بکند، منتها دل نبندید به آنها، دل ببندید به داخل، در داخل، ظرفیّتها خیلی زیاد است.

ناگفته نماند که «تجربه‌» برجام دستاورد مهمی برای کشور داشته و آن اینکه به‌رغم تمام تبلیغات برخی دولتمردان فعلی و رسانه‌های همسو و یا وابسته به آنها، برای مردم شفاف شده است که راه شکوفایی یا بهبود اوضاع اقتصادی از نیویورک و لوزان و ژنو نمی‌گذرد و باید اتکا را به داخل داشت، هرچند انتظار می‌رفت بیش از مردم، این تجربه برای دولتمردان کشور شکل بگیرد.

اکنون کشور گرفتارتفکر کسانی است که چشم امیدشان به غرب است، تفکری که تاریخچه صد ساله دارد. از زمان مشروطه تا کنون این گروه لیبرالها هیجوقت مردم ایران را نشناخته اند و گرفتار توهمات خود هستند، این لیبرالهای دو تابعیتی که تاکنون سوار بر موج انقلاب شده اند و هیجوقت حتی لحظه ای دلشان برای مردم نتپید، در این چهل سال میلیاردر شده اند و در این مدت شش سال گرفتار دیدگاههای غربی خود هستندو مردم را گرفتار خط فکری خود نموده اند. چون در این شش سال به هیچیک از شعارهای خود جامه عمل نپوشیده اند با طرفندهای خاص شعار جدید سر می دهند که اقتصاد با پیوستن به  FATF  حل می شوند متاسفانه این گروه غرب گرا فراموشی دارند که برای رسیدن به اهداف خود در انتخابات چه شعارهایی دادند و چطوری مردم را گول زدند. حالا با شعار های جدید قصد انحراف فکری مردم را دارند که ار آنها نپرسند " کلید شما نه تنها مشکلات را حل نکرد بلکه بر مشکلات مردم اضافه نمود". در رابطه با مذاکره با آمریکا آقای رحیم پور اذغدی بیان می دارد:

حسن رحیم‌پور ازغدی در برنامه «استکبارستیزی» که به همت انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، گفت: چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، کشورهای غربی پیش‌بینی می‌کردند با وجودِ مشکلات اقتصادی و با شکل‌گیری هرج و مرج، مردم نسبت به نظام و امام خمینی(ره) کودتا می‌کنند و حکومت از بین می‌رود، اما هم‌زمان با این‌ تحلیل‌ها، لانه جاسوسی فتح شد و بعد از آن توطئه‌ها ادامه پیدا کرد.

 وی ادامه داد: تلاش برای کودتا، ترور، تحریم، جنگ و حمله صدام به ایران و... نمونه این توطئه ها بود. در حکومت داخلی نیز دودستگی شکل گرفت، که یک جریان بنی‌صدر و بازرگان بود که به جریان لیبرال و روشن‌فکر معروف بودند و تمایل به آمریکا و غرب داشتند و دیگری انقلابیون یا به قول آن‌ها، افراطیون بودند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: در اسناد لانه جاسوسی تعدادی از اساتید دانشگاه‌ها و مدیران و دانشجویانِ چندین دانشگاه از جمله دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی) به عنوان جاسوس نام برده شده‌اند که برخی از ایران فرار کرده و برخی نیز در دانشگاه‌ها به کار خود ادامه دادند.

وی عنوان کرد: زمانی که استکبار جهانی نتواند یک انقلاب را سرکوب کند، در جهت کادرسازی و نفوذ در ذهن افراد تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز تلاش می‌کند؛ مثلا فردی که چهل سال پیش جزو افراد انقلابی بوده، الان دارای یک سِمتی است و با حقوق‌های نجومی که دریافت می‌کند، تصمیماتی می‌گیرد که طبق اسناد لانه جاسوسی زمانی این تصمیمات را امریکایی‌ها می‌گرفتند. همین افراد معتقدند که مذاکره با آمریکا هیچ اشکالی ندارد.

حسن رحیم‌پور ازغدی در ادامه گفت: ما نمی‌گوییم این افرادی که امروز دم از مذاکره و صلح می‌زنند، همانند همان جاسوسانی هستند که در اسناد لانه جاسوسی ذکر شده‌اند، اما خط فکری این افراد همان خط است.

  خط فکری مذاکره با امریکا همان خط فکری جاسوسان امریکایی است

 وی همچنین گفت: زمانی که لانه جاسوسی تسخیر شد، بازرگان و بنی‌صدر گفتند این‌ها دانشجویان خط امام نیستند، این‌ها دانشجویان خط شیاطین هستند که لانه را تسخیر کردند و در اسناد لانه جاسوسی متوجه شدیم که بازرگان و بنی‌صدر و... خود با غربی‌ها در ارتباط بودند و به همین دلیل از تسخیر لانه جاسوسی عصبانی شدند. اگر ما تاریخ گذشته را بخوانیم متوجه می‌شویم مشکلات امروز همان مشکلات است، توطئه‌ها هم همان است، فقط ابزارها فرق کرده و تجربیات بیشتری به دست آمده، اما خطوط کلی و اصلی همان است.

عضو شورای نمایندگان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها اظهار کرد: مذاکره وسیله است، چه مذاکره خادمانه باشد، چه مذاکره خائنانه. کسی با کلمه مذاکره و اصل آن ذاتاً مشکلی ندارد، بستگی دارد چه‌ کسی با چه‌کسی و بر سرِ چه‌چیزی و چگونه مذاکره کند. آدم قوی و ملی می‌تواند مذاکره کند؛ اما آدم ضعیف و منفعل و ذلیل نمی‌تواند مذاکره کند، چرا که چنین آدمی نمایندۀ ملت ضعیف است.

وی ادامه داد" مذاکره باید بر سرِ دفاع از منافع و حقوق و عزت کشور باشد و نباید برای باج‌دادن به دشمن و عقب‌نشینی حقوق و عزت ملت باشد. هدف مذاکره نیز باید دفاع از استقلال کشور باشد.

ازغدی یادآور شد: برخی می‌گویند پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم مذاکره کرد، اما باید گفت چطور و چگونه مذاکره کرد و چه نتیجه‌ای داشت! پیامبری که با مذاکرۀ صلح حدیبیه راه مسلمان را به مکه باز کرد؛ در صورتی که تا قبل از آن حق ورود به خانه خدا را نداشتند و سایه‌شان را با تیر می‌زدند. سایر مذاکرات از جمله امام حسن(علیه السلام) و امام علی(علیه السلام) و... نیز با هدف و نتیجۀ خاصی بود، آن مذاکرات کجا و برجام کجا!

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: ما بعد از این مذاکره بیشتر از چهل سال قبل تحریم شدیم. کشورهای اروپایی نیز در بیشترشدن تحریم‌ها در تلاش هستند و هدفشان این است که ایران را وادار کنند به غلط کردن بیفتد و از رسیدن به اهدافش بازبماند. می‌توان گفت برجام یک دوره برای تجربه بود که ایران صدمات اقتصادی زیادی در آن دید و تنها نکته مثبتی که داشت این بود که نسل‌ جوان الان متوجه شده است که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد و دیگر تا پنجاه سال آینده نسل جوان متوجه این بی‌اعتمادی شد.

حسن رحیم‌پور در پایان گفت: الان‌ کدام‌ احمقی‌ با آمریکا مذاکره‌ می‌کند؟ چه‌کسی الان می‌تواند از خوش‌بینی نسبت به آمریکا صحبت کند؟


:: بازدید از این مطلب : 327
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 13 آبان 1398

مرور تاریخ و نگاهی به آمارهای اقتصادی نشان میدهد که دولت 6 سال گذشته را سرگرم امضای برجام، اجرای برجام و پسابرجام بوده است و حاصل تمام این سال‌ها برای اقتصاد کشور و مردم که 6 سال معطل و منتظر مذاکرات و برجام بودند، "تقریباً هیچ" بوده است.

آقای اکبر ترکان مشاور عالی سابق رئیس جمهور اخیراً در برنامه ی میدان انقلاب، برای 6 سال گذشته دولت دسته بندی خوبی ارائه کرده که کاربردی است! دسته بندی ای که طرف مقابلش هم به او کمک کرد تا اسم بامسمّایی برای آن بگذارند؛ طبق دسته بندی صورت گرفته، از 6 سال ریاست جمهوری آقای روحانی، 2 سالش به «امضای برجام» گذشت؛ دو سال دیگرش به «اجرای برجام» و دو سال اخیر به «احیای برجام»! و این صورت کلی کارنامه ی آقای روحانی اسکارنامه آقای روحانی درحالی با محوریت مذاکره پر شده است که سهم اقتصاد در آن تقریباً هیچ است؛ آنهم درحالی که اقتصاد سالهاست به مسئله و فوریت اول کشور تبدیل شده است و در دو سه سال اخیر مشکلات اقتصادی موجب تحت فشار قرار گرفتن مردم و اقشار ضعیف شده است؛ البته عوامل گوناگونی از ساخت نامحکم  و غیراصولی زیرساخت های اقتصاد که یک عامل درونی است تا تحریم های حداکثری که عامل بیرونی است دست به دست هم دادند تا اقتصاد به یک مسئله ی اصلی و به عبارت بهتر مسئله ی اول، کشور تبدیل شود.

با این حال اما راهکار نجات اقتصادی اصلاً مبهم و البته پیچیده نبود؛ در طول سال های گذشته تقریباً تمام گروه ها و جناح های سیاسی و اقتصادی بر مقاومتی کردن اقتصاد اجماع داشتند؛ بعبارتی در تمام سال های بعد از انقلاب و بخصوص سال های اخیر «اولویت» اصلی کشور اقتصاد مقاومتی بوده (و هست)، و آنچه باید در «متن» قرار می گرفت، قرار گرفتن بر مدار اقتصاد مقاومتی بود و نه مدار توسعه ی غربی که مهمترین پیش شرطش راضی کردن دشمنان و معامله با آنان بود!

اما دولت چند سال بعد از معطلی و انتظار اقتصاد برای اجرای برجام و بعد از خروج امریکا از برجام و نمایان شدن دستاوردهای پوچ برجام، و البته تشدید نقدها به عدم کارایی برجام در اقتصاد اذعان کرد که هدف برجام اقتصادی نبوده است! هرچند اعتراف بی‌سابقه‌ی دولت" به منفعت "تحقیقاً هیچ" اقتصادی ایران از برجام ارزیابی و تحلیل شد.

جست‌وجو در مرورگرهای اینترنتی بیانگر آن است که تقریباً هیچ دولتمردی در کابینه آقای روحانی وجود ندارد که از سال 92 به این سو و حتی پیش از آن، اقتصاد ایران که هیچ، حتی آب خوردن مردم را به مذاکرات هسته‌ای و برجام گره نزده باشد.

آقای روحانی در خرداد 94 در این باره می‌گوید: "تحریم های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال، صنعت و آب خوردن مردم حل شود، منابع آبی زیاد شده و بانک‌ها احیا شوند."، و چندی بعد (25 خرداد 94)، اسحاق جهانگیری در تأیید اظهارات رئیس‌جمهور عنوان می‌کند که "واقعاً تحریمها روی آب آشامیدنی مردم هم تأثیر می‌گذارد!".

غیر از این دو، ولی‌الله سیف رئیس کل وقت بانک مرکزی نیز در همان سال 94 شکوفایی اقتصاد ایران را در گروی توافق هسته‌ای توصیف کرده و می‌گوید: "اقتصاد ایران بعد از توافق هسته‌ای شکوفا خواهد شد."، و محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس‌جمهور نیز تأکید می‌کند "بعد از توافق هسته‌ای، منتظر رشد اقتصادی، کاهش تورم و خروج از رکود باشید!".

علی طیب‌نیا وزیر وقت اقتصاد هم تأکید می‌کند که بعد از توافق هسته‌ای بذر اقتصاد ایران به‌ثمر می‌نشیند! و بالاتر از همه اینها اکبر ترکان رئیس مناطق آزاد در دولت یازدهم می‌گوید "منتظر هجوم سرمایه‌های خارجی بعد از توافق هسته‌ای باشید!".

فکتها و مستندات بسیار زیادی از اظهارات و مواضع دولتمردان آقای روحانی وجود دارد که ضمن معطل کردن همه امور اقتصاد به مذاکرات و برجام، اساساً توافق هسته‌ای را با آورده و منفعت اقتصادی توجیه می‌کردند و بالاتر از همه اینها وعده‌های انتخاباتی جناب حجت‌الاسلام روحانی در سال 92 است که می‌گفت با کلیدی که در دست دارد مسئله‌ هسته‌ای را حل خواهد کرد و بعد از آن اقتصاد شکوفا خواهد شد تا حدی که مردم آن‌قدر بی‌نیاز می‌شوند که اساساً هیچ نیازی به یارانه هم نخواهند داشت!

بر مبنای همین وعده‌ها هم مردم به ایشان در سال 92 اقبال کرده رأی دادند، وعده‌هایی که اگر امروز برای رئیس‌جمهور محترم "خاطره‌" است، برای مردم حکم "لطیفه" پیدا کرده که فیلم این اظهارات، برای تفریح و البته افسوس در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود!

با این حال اما دولت و هم طیفان دولت که معتقدند راه پیشرفت ایران از غرب می گذرد و بر همین اساس تمام این سالها اقتصاد کشور را منتظر و معطل مذاکرات و برجام کرده بودند، حال بعد از تلاش نافرجام به مذاکره مجدد با آمریکا به پیوستن به گروه اقدام مالی FATF اصرار دارند و اینبار هم از همان جریان روانی استفاده کرده اند که 6 سال قبل کشور را به سمت برجام بردند و حاصل آنهم معطلی 6 ساله مردم و اقتصاد بود!

بعد از برجام و با عدم عادی شدن روابط بانکی خارجی، خصوصاً پرهیز بانک‌های بزرگ خارجی از همکاری با ایران،‌ دولت به‌اشتباه، قرار داشتن ایران در لیست سیاه گروه ویژه اقدام مالی FATF را به‌عنوان مانع اصلی شناسایی کرد و برای خارج شدن از این لیست وارد مذاکره با FATF شد.

بهانه‌ی جدید جریان غربگرا در کشور بعد از برجام، با FATF به‌دست آمد و از آن به بعد کار این گروه تبلیغ برای ضرورت پیوستن به FATF شد؛ جریان روانی درحالی حمایت از FATF را در دستور کار قرار داد که اصرار داشت "راه نجات کشور از غرب می‌گذرد و اگر ارتباطی با خارجی‌ها نداشته باشیم نمی‌توانیم قدم از قدم برداریم". فرایند بررسی ورود به FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام چند ماه طول کشید و در نهایت هم به‌دلیل مخالف اکثریتی تصویب نشد.

جریان غربگرا این‌بار تلاش دارد تا عملیات روانی خود را به‌روی یک گزاره سلبی قرار دهد؛ این جریان به‌خوبی از مزایای "نداشته‌ی" FATF آگاه است و تلاش دارد عملیات روانی خود را با ایجاد ترس در جامعه مدیریت کند؛ این‌بار به‌مانند تجربه برجام، مدافعان FATF موجی را راه انداخته‌اند و به مردم می‌گویند اگر FATF نباشد خسارت‌زاست و آنها که مخالف پیوستن به آن هستند باید در قبال آن پاسخگو باشند.

تاکتیک جذاب و البته تکراری جریان غربگرا درحالی مجدداً در دستور کار قرار گرفته است که انتخابات مجلس پیشِ‌روست و این دوقطبی کاربردی می‌تواند دستاوردهایی را برای این جریان در انتخابات امسال داشته باشد. این گروه بنا دارند چند سال باقی مانده از دولت را نیز صرف رایزنی برای پیوستن به FATF کنند و بازهم با امید واهی، دست روی دست بگذارند تا فرجی حاصل شود و کلید حل مشکلات از غرب به دست‌شان برسد!

اما سخنان دیروز رهبر انقلاب در دیدار با دانش‌آموزان، رسماً می تواند دستوری برای پایان این انتظار توخالی باشد؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای صراحتاً اعلام کردند: برای رفع مشکلات کشور نمی شود به انتظار دیگران و خارجی‌ها ماند؛ این انتظار ضربه میزند به پیشرفت اقتصادی کشور. یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر برجام؛ یک مدّتی منتظر بمانیم به خاطر اینکه ببینیم آیا رئیس ‌جمهور آمریکا آن مهلت سه ماه ‌سه ماه را که در قراردادِ برجام متأسفانه گذاشتند -وِیوِر- تمدید میکند یا نه؛ [یعنی] وِیورِ رئیس ‌جمهور آمریکا تمدید میشود یا نمیشود؛ یک مدّتی معطّل بمانیم برای اینکه ببینیم برنامه‌ی فرانسوی‌ها و رئیس ‌جمهور فرانسه [چه میشود]، خب همه‌اش شد انتظار.

مقام معظم رهبری همچنین تأکید کردند: در حال وجود انتظار، سرمایه‌گذار اقتصادی سرمایه‌گذاری نمیکند، تکلیفش معلوم نیست، فعّال اقتصادی تکلیفش معلوم نیست، خود این انتظار کشور را به رکود و عقب‌ماندگی می کشانَد. چقدر انتظار بکشیم؟ رها کنید؛ حالا من نمیگویم رابطه‌ها را قطع کنید، نه؛ رابطه‌ها هم باشد، [اگر] کسی میتواند کاری بکند، بکند، منتها دل نبندید به آنها، دل ببندید به داخل، در داخل، ظرفیّتها خیلی زیاد است.

ناگفته نماند که «تجربه‌» برجام دستاورد مهمی برای کشور داشته و آن اینکه به‌رغم تمام تبلیغات برخی دولتمردان فعلی و رسانه‌های همسو و یا وابسته به آنها، برای مردم شفاف شده است که راه شکوفایی یا بهبود اوضاع اقتصادی از نیویورک و لوزان و ژنو نمی‌گذرد و باید اتکا را به داخل داشت، هرچند انتظار می‌رفت بیش از مردم، این تجربه برای دولتمردان کشور شکل بگیرد.

اکنون کشور گرفتارتفکر کسانی است که چشم امیدشان به غرب است، تفکری که تاریخچه صد ساله دارد. از زمان مشروطه تا کنون این گروه لیبرالها هیجوقت مردم ایران را نشناخته اند و گرفتار توهمات خود هستند، این لیبرالهای دو تابعیتی که تاکنون سوار بر موج انقلاب شده اند و هیجوقت حتی لحظه ای دلشان برای مردم نتپید، در این چهل سال میلیاردر شده اند و در این مدت شش سال گرفتار دیدگاههای غربی خود شده اند و مردم را گرفتار خط فکری خود نموده اند. چون در این شش سال به هیچیک از شعارهای خود جامه عمل نپوشیده اند با طرفندهای خاص شعار جدید سر می دهند که اقتصاد با پیوستن به  FATF  حل می شوند متاسفانه این گروه غبرگرا فراموشی دارند که برای رسیدن به اهداف خود در انتخابات چه شعارهایی دادند و چطوری مردم را گول زدند. حالا با شعار های جدید قصد انحراف فکری مردم را دارند که ار آنها نپرسند " کلید شما نه تنها مشکلات را حل نکرد بلکه بر مشکلات مردم اضافه نمود. در رابطه با مذاکره با آمریکا رحیم پور اذغدی بیان می دارد:

حسن رحیم‌پور ازغدی در برنامه «استکبارستیزی» که به همت انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، گفت: چند روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، کشورهای غربی پیش‌بینی می‌کردند با وجودِ مشکلات اقتصادی و با شکل‌گیری هرج و مرج، مردم نسبت به نظام و امام خمینی(ره) کودتا می‌کنند و حکومت از بین می‌رود، اما هم‌زمان با این‌ تحلیل‌ها، لانه جاسوسی فتح شد و بعد از آن توطئه‌ها ادامه پیدا کرد.

 وی ادامه داد: تلاش برای کودتا، ترور، تحریم، جنگ و حمله صدام به ایران و... نمونه این توطئه ها بود. در حکومت داخلی نیز دودستگی شکل گرفت، که یک جریان بنی‌صدر و بازرگان بود که به جریان لیبرال و روشن‌فکر معروف بودند و تمایل به آمریکا و غرب داشتند و دیگری انقلابیون یا به قول آن‌ها، افراطیون بودند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه گفت: در اسناد لانه جاسوسی تعدادی از اساتید دانشگاه‌ها و مدیران و دانشجویانِ چندین دانشگاه از جمله دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی) به عنوان جاسوس نام برده شده‌اند که برخی از ایران فرار کرده و برخی نیز در دانشگاه‌ها به کار خود ادامه دادند.

وی عنوان کرد: زمانی که استکبار جهانی نتواند یک انقلاب را سرکوب کند، در جهت کادرسازی و نفوذ در ذهن افراد تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز تلاش می‌کند؛ مثلا فردی که چهل سال پیش جزو افراد انقلابی بوده، الان دارای یک سِمتی است و با حقوق‌های نجومی که دریافت می‌کند، تصمیماتی می‌گیرد که طبق اسناد لانه جاسوسی زمانی این تصمیمات را امریکایی‌ها می‌گرفتند. همین افراد معتقدند که مذاکره با آمریکا هیچ اشکالی ندارد.

حسن رحیم‌پور ازغدی در ادامه گفت: ما نمی‌گوییم این افرادی که امروز دم از مذاکره و صلح می‌زنند، همانند همان جاسوسانی هستند که در اسناد لانه جاسوسی ذکر شده‌اند، اما خط فکری این افراد همان خط است.

  خط فکری مذاکره با امریکا همان خط فکری جاسوسان امریکایی است

 وی همچنین گفت: زمانی که لانه جاسوسی تسخیر شد، بازرگان و بنی‌صدر گفتند این‌ها دانشجویان خط امام نیستند، این‌ها دانشجویان خط شیاطین هستند که لانه را تسخیر کردند و در اسناد لانه جاسوسی متوجه شدیم که بازرگان و بنی‌صدر و... خود با غربی‌ها در ارتباط بودند و به همین دلیل از تسخیر لانه جاسوسی عصبانی شدند. اگر ما تاریخ گذشته را بخوانیم متوجه می‌شویم مشکلات امروز همان مشکلات است، توطئه‌ها هم همان است، فقط ابزارها فرق کرده و تجربیات بیشتری به دست آمده، اما خطوط کلی و اصلی همان است.

عضو شورای نمایندگان نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها اظهار کرد: مذاکره وسیله است، چه مذاکره خادمانه باشد، چه مذاکره خائنانه. کسی با کلمه مذاکره و اصل آن ذاتاً مشکلی ندارد، بستگی دارد چه‌ کسی با چه‌کسی و بر سرِ چه‌چیزی و چگونه مذاکره کند. آدم قوی و ملی می‌تواند مذاکره کند؛ اما آدم ضعیف و منفعل و ذلیل نمی‌تواند مذاکره کند، چرا که چنین آدمی نمایندۀ ملت ضعیف است.

وی ادامه داد" مذاکره باید بر سرِ دفاع از منافع و حقوق و عزت کشور باشد و نباید برای باج‌دادن به دشمن و عقب‌نشینی حقوق و عزت ملت باشد. هدف مذاکره نیز باید دفاع از استقلال کشور باشد.

ازغدی یادآور شد: برخی می‌گویند پیامبر(صلی الله علیه و آله) هم مذاکره کرد، اما باید گفت چطور و چگونه مذاکره کرد و چه نتیجه‌ای داشت! پیامبری که با مذاکرۀ صلح حدیبیه راه مسلمان را به مکه باز کرد؛ در صورتی که تا قبل از آن حق ورود به خانه خدا را نداشتند و سایه‌شان را با تیر می‌زدند. سایر مذاکرات از جمله امام حسن(علیه السلام) و امام علی(علیه السلام) و... نیز با هدف و نتیجۀ خاصی بود، آن مذاکرات کجا و برجام کجا!

رحیم‌پور ازغدی ادامه داد: ما بعد از این مذاکره بیشتر از چهل سال قبل تحریم شدیم. کشورهای اروپایی نیز در بیشترشدن تحریم‌ها در تلاش هستند و هدفشان این است که ایران را وادار کنند به غلط کردن بیفتد و از رسیدن به اهدافش بازبماند. می‌توان گفت برجام یک دوره برای تجربه بود که ایران صدمات اقتصادی زیادی در آن دید و تنها نکته مثبتی که داشت این بود که نسل‌ جوان الان متوجه شده است که نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد و دیگر تا پنجاه سال آینده نسل جوان متوجه این بی‌اعتمادی شد.

حسن رحیم‌پور در پایان گفت: الان‌ کدام‌ احمقی‌ با آمریکا مذاکره‌ می‌کند؟ چه‌کسی الان می‌تواند از خوش‌بینی نسبت به آمریکا صحبت کند؟


:: بازدید از این مطلب : 4
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 07 آبان 1398

کدام یک از مسوولان کشور دو تابعیتی هستند + لیست دوتابعیتی ها

 
 
 
 
 
کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از افراد دارای تابعیت مضاعف، گرین کارت یا اقامت برای نخستین بار منتشر شد.
 

به گزارش خبرگزاری موج، جواد کریمی قدوسی عضو کمیسیون امنیت ملی و نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی برای نخستین بار گزارش کمیته تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی از افراد دارای تابعیت مضاعف، گرین کارت یا اقامت برای نخستین را در اختیار خبرنگار پارلمانی خبرگزاری موج قرار داد.

این فهرست به دو بخش تقسیم می شود. بخش نخست مربوط به کسانی است که بر اساس شواهد و قرائن احتمال دو تابعیتی بودن آنها وجود دارد.

بخش دوم مربوط به اسامی مدیرانی است که بر اساس مدارک موجود ظن قوی در مورد دو تابعیتی بودن آنها وجود دارد.

گفتگوی تفصیلی جواد کریمی قدوسی در این زمینه متعاقبا توسط خبرگزاری موج منتشر خواهد شد.

فهرست افرادی که بر اساس شواهد و قرائت احتمال داشتن تابعیت مضاعف یا اقامت آنها وجود دارد به این شرح است:

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس شواهد و قرائن 1

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس شواهد و قرائن 2

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس شواهد و قرائن 3

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس شواهد و قرائن 4

 

فهرست افرادی که بر اساس مدارک موجود ظن قوی برداشتن تابعیت مضاعف یا اقامت آنها وجود دارد به این شرح است:

 

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس ظن قوی

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس ظن قوی 1

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس ظن قوی 2

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس ظن قوی 3

لیست افراد دو تابعیتی بر اساس ظن قوی 4

 


:: بازدید از این مطلب : 365
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 03 آبان 1398

اسحاق جهانگیری، معاون اوّل رئیس‌جمهور، روز گذشته در دیدار جمعی از علما و اندیشمندان گفته است: «با توجه به تصویب لوایح FATF و CFT در جلسه سران سه قوه و تایید مقام معظم رهبری، مجمع تشخیص مصلحت نظام هر چه سریعتر این لوایح را تصویب کند».

اگرچه در روزهایی که لوایح مرتبط با FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام مسکوت مانده است، اظهارات جهانگیری، در ظاهر می‌توانست دربرگیرنده خبری جدید از این لوایح باشد، امّا در واقع، این سبک و سیاق سخن گفتن درباره لوایح مرتبط با FATF، تازگی ندارد و پیش‌تر نیز رئیس‌جمهور از موافقت رهبر انقلاب با این لوایح سخن گفته بود!

روحانی، اسفند ۹۷ در جمع مدیران بانک مرکزی با اشاره به ضرورت تصویب لوایح مرتبط با FATF گفته بود: «تصمیم‌گیر در این کشور دولت، مجلس و رهبری است؛ رهبری چند بار به من گفتند، نه یکبار، که با این لوایح چهارگانه مخالفتی ندارم. اینکه موضع رهبری، دولت هم که لایحه داده، مجلس هم تصویب کرده است، پس چه کسی مخالف است؟»

استنادات گاه و بیگاه مقامات دولتی به رهبر انقلاب درباره لوایح مرتبط با FATF، در حالی است که اولاً این استنادات، غیررسمی محسوب می‌شود، چراکه هیچ‌گاه از سوی رهبر انقلاب یا دفتر ایشان اعلام نشده است. ثانیاً در تضاد آشکار با منطق  حاکم بر سخنان علنی رهبر انقلاب درباره کنوانسیون‌های بین‌المللی است.

رهبر معظّم انقلاب در تاریخ ۳۰ خرداد ۹۷ در دیدار نمایندگان مجلس فرمودند:

«همین‌جا من اشاره کنم به این مسائل کنوانسیون‌ها و این معاهدات بین‌المللی. ببینید؛ این معاهدات بین‌المللی که به آن در لغت فرنگی گفته می‌شود کنوانسیون، در اصل در یک نقطه‌ای پخت‌وپز می‌شود که اطراف قضیّه، مِن‌باب مثال آن ۱۰۰ کشور یا ١۵۰ کشور که بعداً به آن می‌پیوندند، هیچ تأثیری در آن پخت‌وپز اوّلیّه ندارند. یک جایی بالاخره چند قدرت بزرگ در مجموعه‌های هیئت‌های فکری‌شان ـ به قول خودشان اتاق فکرشان ـ می‌نشینند برای یک منافعی و مصالحی که برای خودشان تعریف کردند، یک چیزی را پخت‌وپز می‌کنند، بعد این را به‌وسیله‌ دولتهایی که همسوی با آنها هستند یا مرعوب آنها هستند یا دنباله‌رو آنها هستند و خیلی منافعی هم در این کار ندارند، تصویب می‌کنند؛ اگر یک دولت مستقلّی هم پیدا بشود ـ حالا مثل جمهوری اسلامی ـ که مثلاً بگوید «من این را قبول ندارم؛ این کنوانسیون را، این معاهده‌ی بین‌المللی را قبول ندارم»، سرش می‌ریزند که «آقا! ۱۲۰ کشور، ١۵۰ کشور، ۲۰۰ کشور این را قبول کردند؛ شما چطور قبول نمی‌کنید؟» کنوانسیون‌ها غالباً این [جور] است».

رهبر انقلاب در این دیدار، پا را فراتر می‌گذارند و به شبهه‌ای مبنی بر اینکه برخی از این کنوانسیون‌ها، حاوی مواد مفیدی هستند، پاسخ می‌دهند. پاسخی که بیانگر تأکید ایشان بر زدن دست رد به کنوانسیون‌های نظیر FATF است:

«[گفته می‌شود] حالا چه‌کار بکنیم؟ بعضی از این معاهدات بین‌المللی و کنوانسیون‌ها موادّ مفیدی دارند. خیلی خوب، اشکالی ندارد؛ بنده هم در مورد همین چیزهایی که اخیراً در مجلس مطرح شد در این چند ماه اخیر، گفتم مجلس مستقلّاً خودش قانون بگذراند. فرض کنیم [موضوع] مبارزه‌ با تروریسم یا با پولشویی است؛ خیلی خب، مجلس شورای اسلامی یک مجلس رشید و عاقل و بالغی است و پشتوانه‌های کاریِ خیلی خوبی هم دارد؛ بنشینند یک قانون بگذرانند؛ این قانون، قانون مبارزه‌ی با پولشویی است، هیچ مشکلی هم ندارد، شرایط زیادی‌ای هم ندارد و همان کاری که خود شماها می‌خواهید بکنید، در این قانون مندرج است؛ این مهم است. هیچ لزومی ندارد که ما برویم چیزهایی را که نمی‌دانیم تَه آن چیست یا حتّی می‌دانیم که مشکلاتی هم دارد، به‌خاطر آن جهاتِ مثبت و جنبه‌های مثبت، قبول بکنیم.»

علاوه بر منطق کلّی حاکم بر نظرات رهبر انقلاب درباره کنوانسیون‌های بین‌المللی، نکته  حائز اهمیت دیگر، تأکید ایشان بر طی شدن روال قانونی تصمیم‌گیری نسبت به پذیرش یا عدم پذیرش این کنوانسیون‌ها در داخل کشور است. این واقعیت، درباره لوایح مرتبط با FATF، دست کم در دو مقطع، خود را نشان داده است.

نخست پاسخ رهبر انقلاب به استفساریه علی لاریجانی، رئیس مجلس، پس از بیانات رهبر انقلاب درجمع نمایندگان بود. ایشان در پاسخ به رئیس‌مجلس می‌فرمایند: «آنچه که من در دیدار با نمایندگان راجع به لوایح چهارگانه و کنوانسیون‌ها گفته‌ام مربوط به اصل کنوانسیون‌ها بود و نه کنوانسیون خاص. لذا با «بررسی» این لوایح در مجلس مخالفتی ندارم تا مسیر قانونی خود را طی کند. تدبیر فوق قبلاً در زمان استفسار به طور شفاهی به جنابعالی ابلاغ شده بود».

همچنین عدم پاسخ مثبت رهبر انقلاب به نامه تعدادی از وزرای دولت که درخواست تصویب لوایح مرتبط با FATF را کرده بودند، خود مؤید دیگری بر این است که رهبر انقلاب نمی‌خواهند در روند تصمیم‌گیری مراجع قانونی نسبت به لوایح مزبور، دخالت کنند.

محمود واعظی، رئیس‌دفتر رئیس جمهور، بهمن ۹۷ بدون اینکه به محتوای پاسخ رهبر انقلاب به نامه وزرا اشاره‌ای بکند، اعلام می‌کند که رهبر انقلاب پاسخ این نامه را داده‌اند.

بدیهی است چنانچه رهبر انقلاب، پاسخ مثبتی به نامه وزرا می‌دادند، تکلیف لوایح مرتبط با FATF تاکنون در مجمع تشخیص مصلحت نظام روشن شده بود.

اگرچه با اطّلاعیه دیروز (چهارشنبه اول آبان) مجمع تشخیص مصلحت نظام مبنی بر خلاف واقع بودن ادعای معاون اوّل رئیس‌جمهور، تکلیف سخنان وی روشن شد، امّا اصرار مکرر مقامات دولتی، از شخص رئیس‌جمهور و معاون اوّل گرفته تا برخی وزرای دیگر برای کشاندن پای رهبر انقلاب به موضوع FATF دو واقعیت را عیان می‌کند: نخست اینکه دولتی‌ها با خبرسازی‌های پیاپی درباره موافقت رهبر انقلاب با پیوستن ایران به FATF، قصد پوشاندن منطق مخالفت رهبر انقلاب درباره کنوانسیون‌های بین‌المللی را دارند. حال اینکه سخنان رهبر انقلاب در دیدار نمایندگان مجلس به‌خوبی بیانگر نوع نگاه ایشان به کنوانسیون‌هایی نظیر کنوانسیون‌های مرتبط با FATF است و خبرسازی‌هایی که درباره موافقت ایشان با این لوایح انجام می‌شود، آشکارا به‌دنبال نادیده گرفته شدن این بخش از سخنان رهبر انقلاب است. 

دومین واقعیتی که دولتی‌ها اصرار در وارونه کردن آن دارند، طی شدن روال قانونی تصمیم‌گیری درباره FATF در مراجع قانونی است. در حالی که رهبر انقلاب تأکید دارند تا FATF نیز همانند برجام از کانال نهادهای قانونی کشور عبور کند، دولتی‌ها اصرار دارند تا با فشارهای خود، تکلیف لوایح مرتبط با FATF در خارج از نهادهای قانونی کشور، مشخص شود.

سؤالی که وجود دارد این است که به راستی چرا دولتی‌ها در ماجرای FATF، نظر و مصلحت خود را به عقبه کارشناسی کشور و نهادهای تصمیم‌گیر نظام، ترجیح می‌دهند؟

یشنویم کدب بودن چنین سخنانی:

احمد توکلی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تلاش دولت برای تصویب لوایح مرتبط با FATF گفت: استناد دولت به تبصره‌ای از آیین نامه مجمع تشخیص مصلحت نظام است که می‌گوید چنانچه بررسی لایحه‌ای بیش از یک سال طول بکشد، از دایره اثرگذاری مجمع خارج است.

وابط عمومی‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهارات اسحاق جهانگیری مبنی بر  نظر موافق مقام معظم رهبری درخصوص لوایح پالرمو و CFT را رد کرد. در اطلاعیه روابط عمومی ‌مجمع آمده است، رهبر معظم انقلاب هیچ‌گونه اظهارنظر یا مکتوبی دال بر موافقت با تصویب و اجرای لوایح پالرمو و CFT نداشته‌اند لذا انتظار می‌رود مسئولین دولتی در نقل قول از مقام معظم رهبری جانب امانتداری را رعایت کنند. مجمع تشخیص مصلحت نظام جلسات و بررسی‌های خود را درخصوص این لوایح فارغ از هرگونه فشار و اعمال نظر و با در نظر گرفتن منافع ملی پیگیری خواهد کرد.

 در این باره آقای توکلی با اشاره به اظهارات اسحاق جهانگیری مبنی بر اینکه لوایح مرتبط با FATF در جلسه سران قوا تصویب شده و به تأیید رهبر انقلاب هم رسیده است، گفت: درباره اینکه رهبر انقلاب چنین موضوعی را تأیید کرده است، هیچ خبری به ما نرسیده است.

وی ادامه داد: مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس دارد و اگر تصمیمی از سوی رهبر انقلاب درباره لوایح مرتبط با FATF اتخاذ می‌شد، به رئیس مجمع ابلاغ می‌شد؛ حال اینکه رئیس مجمع از چنین خبری بی اطّلاع است. دفتر آقای رئیسی هم گفته است که چنین موضوعی در جلسه سران قوا مطرح نشده است.

توکلی با بیان اینکه تعجب می‌کنیم که چرا جهانگیری خبر غیرموثقی را به رهبری نسبت داده، گفت: مصالح کشور باید دیده شود و نباید زمینه بحث استدلالی، تنگ شود و با سخنانی از این قبیل که رهبر انقلاب FATF را تأیید کرده است، همه را به سکوت وا دارند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: به نفع کشور است که موضوع FATF با دقت و حساسیت بررسی شود و پس از طی مراحل قانونی، نتیجه‌ آن هرچه شد، همه تمکین کنند.

همچنین محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز در توئیتی نوشت: صحبت آقای جهانگیری تکذیب می‌شود. رهبر معظم انقلاب نه شفاها و نه کتبا کنوانسیون‌های پالرمو و سی‌اف‌تی را تایید نکرده است.


همچنین غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضائیه گفت: برخلاف ادعاهای مطروحه، از زمان انتصاب آیت‌الله رئیسی به‌عنوان رئیس قوه قضائیه و حضور ایشان در جلسه سران قوا، هیچ‌گونه بحثی پیرامون FATF مطرح نگردیده است و ادعای تصویب این موضوع در جلسه سران قوا، در این دوره نادرست است.

روحانی در جلسه هیئت دولت گفت: افتخار ما این است که با ‌تروریست‌ها و فساد می‌جنگیم و مقابله می‌کنیم، لذا نباید اجازه دهیم که در سیستم بانکی‌مان اتهام پولشویی به ما بچسبد و این به زیان کشور است، البته درخصوص FATF که برخی به آن حساسیت دارند سخنی نمی‌گویم، اما چرا یک عده در مقابل ۴ لایحه‌ای که در دولت و مجلس به تصویب رسیده، مانع‌تراشی می‌کنند و جلوی دولت و مجلس ایستاده‌اند؛ این‌گونه اقدامات به نفع کشور نیست.


لازم به ذکر است که لوایح خسارت‌بار مرتبط با FATF به تایید شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نرسیده است. بر همین اساس، اظهارات قابل تأمل دولتمردان در حقیقت ایستادگی مقابل قانون است.

دل هر ایرانی از سخنان این دو و دیگر اصلاح طلبان از آنجا به درد می آید که انگار همه هم کرند و هم بی سواد، که تازگی ها آمریکا دشمن شماره یک مردم ایران سپاه پاسداران را در لیست تروریسم گنجانده است و منافقین را از لیست تروریسم بودن پاک کرده است. این آدم ها با قیمانده همان هایی هستند که نان مصدق می خوردند و در خیابان جاوید شاه شعار می دادند.!


:: بازدید از این مطلب : 360
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 29 مهر 1398

 صورت مساله چیست؟

حسن روحانی، رئیس‌جمهور عصر دوشنبه بیست و دوم مهردر نشستی با خبرنگاران رسانه‌های داخلی و بین‌المللی با اشاره به اصل ۱۱۳ قانون اساسی گفت: «اشکال کار از اینجا شروع می‌شود، رئیس‌جمهور طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی چون مسئول اجرای قانون اساسی است، باید مداوم توجهش به قانون اساسی باشد، کجا نقض‌شده، کجا اجراشده، چگونه اجراشده، ‌کجا اجراشده، کجا متوقف شده، کجا اعتنا نشده و کجا فراموش شده است. وقتی در سخنرانی‌ها به بعضی از اصل‌های قانون اساسی اشاره می‌کنیم بعضی‌ها عصبانی می‌شوند مثل اینکه از قانون اساسی آسمان هفتم حرف می‌زنم، این اصل‌ها در همین قانون اساسی است، همه‌پرسی در همین قانون اساسی است. اگر بد است بیاییم حذف کنیم، اگر خوب است چرا نگران و ناراحت هستیم.»

رئیس‌جمهور نهایتا حرف آخر را زد و گفت: «معتقدم بهترین راه برای ثبات این نظام و پایداری نظام، همان‌هایی است که قانون اساسی پیش‌بینی کرده است، ازجمله مساله همه‌پرسی در مسائل مهم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی.»

این را داشته باشید و سخنرانی رئیس‌جمهور دو روز بعد یعنی 24 مهر در آیین آغاز رسمی سال تحصیلی دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی و فناوری کشور که در تالار علامه‌امینی دانشگاه تهران را هم در ادامه بخوانید.حسن روحانی صبح روز چهارشنبه با طرح این سوال که پیشرفت و آینده کشور در سایه تعامل یا تقابل با دنیاست، گفت: «ممکن است پاسخ به این سوال آسان باشد اما این مساله‌ای راهبردی است که ۴۱ سال است به جواب روشن و قاطع در این زمینه نرسیده‌ایم. یک عده بر تعامل سازنده و عده‌ای نیز بر تقابل مستمر با جهان تاکید دارند.» و ادامه داد: «ده‌ها مورد داریم که دانشگاه‌ها باید به‌عنوان مسائل مهم و استراتژیک وارد شوند و اگر با راهکارهای ارائه‌شده برای موضوعاتی که بیش از۴۰ سال است راجع به آنها بحث می‌کنیم به نتیجه نرسیدیم، باید همه‌پرسی کنیم.»واضح است که رئیس‌جمهور در هر دو این سخنرانی‌ها که البته یک ایده مشابه و البته کاملا تکراری را مطرح کرده است، تلاش کرده به‌صورتی فضای سیاسی کشور را توصیف کند، گویی که اختیارات رئیس‌جمهور بسیار محدود است و عده‌ای در تلاشند این اختیارات را محدودتر هم بکنند و در این مسیر برای رفع‌شدن مشکلات، باید به  اصل ۵۹ قانون اساسی و مساله همه‌پرسی مراجعه شود. اما همان‌طور که گفتیم بررسی اینکه چرا رئیس‌جمهور در سال ششم از محدود بودن اختیارات خود سخن می‌گوید و به‌جای گزارش‌دهی از عملکرد دولت  و همچنین بیان  ایده‌ها و اقدامات جدید برای پیشرفت و توسعه کشور، دوباره افکارعمومی را به همه‌پرسی ارجاع می‌دهد، باید زمینه‌های این اظهارنظر بررسی و ارزیابی شوند.

اول: وضعیت ایده‌های دولت برای اداره کشور

خوب یا بد، دولت حسن روحانی برای اداره کشور در بهترین حالت دو ایده اصلی و مرکزی داشت؛ یکی برای سیاست خارجی که اصل بود و دیگری برای مسائل داخلی که در حاشیه اولی قرار داشت. امروز و در روزهای پایانی مهرماه ۱۳۹۸، برجام به‌عنوان ایده مرکزی دولت برای اداره کشور از هر زمان دیگری ضعیف‌تر و بی‌اثر شده است. نه‌تنها آمریکا که در میدان عمل به وعده‌ها سه کشور اروپایی نیز از برجام خارج شده‌اند و مذاکرات فشرده تیم سیاست خارجی دولت دوازدهم با آنها نیز به‌جایی نرسیده است، نه اینستکس یا همان سازوکار مالی همکاری اقتصادی اروپا با ایران و اجرایش آن‌طور که انتظار می‌رفت عملیاتی شده و نه مذاکرات برای راه‌اندازی کانال ۱۵ میلیارد یورویی (تحت فشار آمریکا) به‌جایی رسیده است. از میانجیگری فرانسوی‌ها هم از چندی‌پیش و به‌عبارت دقیق‌تر بعد از نشست سازمان‌ملل، خبری نیست و بعید هم به‌نظر می‌رسد که اتفاق ویژه‌ای در این زمینه رخ دهد. از طرف دیگر تنها حدود دو هفته دیگر تا پایان مهلت دوماهه ایران به اروپایی‌ها برای عمل به وعده‌هایشان در برجام باقی‌مانده و دولت حسن روحانی برخلاف میلش که توسعه و بهبود روابط با اروپاست، باید آماده شود گام دیگری را در مسیر کاهش تعهدات خود بردارد. بسیاری از کارشناسان و حتی اعضای دولت پیش از این ابراز کرده‌اند ممکن است در این گام اتفاق‌های بزرگ‌تری رخ دهد و توافق هسته‌ای را تا مرز فروپاشی کامل پیش ببرد. این وضعیت شاید افول‌یافته‌ترین شرایط ۶ سال گذشته برای تیم دولت باشد و قطعا قدرت مانور روی عملکرد و ارائه گزارش و کارنامه را از آنها می‌گیرد. از طرف دیگر وضعیت طرح تحول سلامت هم که البته حالا مدت‌هاست از آن خبری نیست و با رفتن حسن قاضی‌زاده، این طرح مسکوت  مانده جنجالی شده است. اخیرا شوکت عضو هیات‌امنای سازمان تامین اجتماعی درباره فاجعه اقتصادی این طرح برای کشور گفته طرح تحول سلامت باعث خالی شدن جیب دولت شده و تاکید کرده است: «اجرای طرح تحول سلامت باعث شد ماهانه هفت تا ۱۰ هزار میلیارد تومان به تامین اجتماعی تحمیل شود و بار مالی داشته باشد که این موضوع به ضرر بیمه‌شدگان، کارگران و تامین اجتماعی است.»

دوم: وضعیت اقتصادی کشور

قطعا مهم‌ترین چالش حسن روحانی در اداره کشور و آن چیزی که باعث شده نظرسنجی‌ها از ریزش بدنه اجتماعی و حامیان دولت دوازدهم سخن بگویند، افزایش مشکلات اقتصادی و تعمیق آنهاست. بعد از تلاطم‌های سنگینی که در بازار ارز، طلا، خودرو و نهایتا مسکن ایجاد شد، سطوح قیمت‌های این کالاها بعضا تا سه برابر نرخ‌های گذشته تثبیت شد و از همین منظر هم زندگی مردم چه در شهرهای بزرگ و چه در شهرهای کوچک با چالش‌های بسیار زیادی مواجه شده است.

در یک سال گذشته با وجود آنکه تحریم‌های سنگینی علیه کشور وضع شده و دولت هم تلاش می‌کند تمامی مشکلات و چالش‌های اقتصادی را به گردن این تحریم‌ها و دولت ترامپ بیندازد، اما کارشناسان و مراکز آماری معتقدند نه‌تنها این تحریم‌ها بخش عمده ریشه‌های مشکلات اقتصادی امروز را به خود اختصاص نمی‌دهند که همان فشارهای محدود هم در حال تخلیه شدن هستند و زین پس افزایش نمی‌یابند و به مرور زمان هم تاثیر قبلی را نیز از دست خواهند داد. در این میان اما آن چیزی که باقی مانده، ناکارآمدی و ناتوانی برخی مدیران در اداره اقتصاد کشور است. اخیرا گزارش قابل توجهی از صندوق بین‌المللی پول درباره اقتصاد ایران منتشر شده که به خوبی توصیف‌کننده چنین فضایی برای کشور است.

این گزارش توضیح می‌دهد در سال جاری میلادی یعنی سال ۲۰۱۹ رشد اقتصادی ایران رکورد خواهد زد و به پایین‌ترین سطح خود خواهد رسید. منفی ۹.۵ درصد، رقم تخمینی صندوق بین‌المللی پول است، این رقم وقتی در کنار تورم ۳۵.۷درصدی کنونی قرار می‌گیرد، عمق ماجرا را بیشتر مشخص می‌کند.

از آنجایی که صندوق بین‌المللی پول پیش از این تاکید کرده بود که فشار تحریمی آمریکا بر ایران در حال کم اثر شدن است و علاوه‌بر این وقتی که این رقم‌ها با ارقام سالیان گذشته دولت روحانی و زمانی که برجام زنده بود و فشار تحریمی آمریکا در کمترین سطح خود قرار داشت، مقایسه می‌شوند به‌خوبی این برداشت حاصل می‌شود که دولت حسن روحانی عملکرد ناموفقی در مدیریت اقتصادی کشور داشته و نتایج آن امروز بیشتر از گذشته مشخص شده است. میانگین نرخ رشد اقتصادی ایران در دوران تصدی حسن روحانی بر قوه مجریه نشان‌دهنده رقمی کمتر از یک درصد است و تورم میانگین عدد ۱۸.۷۳ را نشان می‌دهد، اعدادی که شاید پشت پرده و بستر اظهارات هفته گذشته حسن روحانی باشند.

سوم: نظر جامعه درمورد دولت، ایده‌‎ها و برنامه‌ها

هفته گذشته دوباره نتایج نظرسنجی دانشگاه مریلند که پیش از این تحلیل‌های نسبت دقیقی از جامعه ایران بیان کرده بود، دوباره منتشر شد. یکی از محورهای این نظرسنجی محبوبیت چهره‌های سیاسی در ایران است که مطالعه آن عدد و رقم‌های جالبی را عنوان می‌کند.

بر این اساس، فرمانده سپاه قدس ایران، سرلشکر حاج‌قاسم سلیمانی با اختلاف زیاد از چهره‌های دیگر حاضر در نظرسنجی در صدر قرار دارد، به این معنا که ۸۲ درصد از شرکت‌کنندگان درباره او دیدگاه مثبتی داشته‌اند. جایگاه دوم این نظرسنجی مربوط به وزیر امور خارجه یعنی محمدجواد ظریف است. رقم ۶۷ درصد مربوط به نظر مثبت شرکت‌کنندگان در این نظرسنجی درباره دیپلمات ارشد کشورمان است و با اختلاف اندکی نسبت به او، سیدابراهیم رئیسی قرار گرفته است؛ کسی که حالا با مبارزه‌های گسترده‌ای که در کشور با مفسدان داشته توانسته نظر مثبت ۶۴ درصد از شرکت‌کنندگان در نظرسنجی را به خود اختصاص دهد و سومین چهره محبوب در این نظرسنجی باشد.

رده بعدی متعلق به محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران است. عدد ۵۹ درصد در مقابل نام او در این نظرسنجی ثبت شده و بعد از او محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق ایران با ۵۲ درصد در رده پنجم قرار گرفته است. اما نکته عجیب و قابل‌تامل این نظرسنجی مربوط به نفر ششم است؛ جایی که حسن روحانی رئیس‌جمهور فعلی قرار دارد. با وجود اینکه نظرسنجی‌های پیشین همواره محبوبیت وی را بیش از ۵۰ درصد عنوان می‌کرد اما حالا این نظرسنجی می‌گوید میزان محبوبیت وی تنها ۴۲ درصد است. البته این رقم در شرایطی است که اصلاح‌طلبان در داخل نظر به‌شدت رادیکال‌تری درباره محبوبیت حسن روحانی دارند. اسفندماه سال ۹۷ علی صوفی از فعالان اصلاح‌طلب و رئیس ستاد انتخاباتی تهران این جریان در انتخابات گذشته با حضور در رسانه ملی و گفت‌وگو با برنامه «دست‌خط» عنوان کرد محبوبیت حسن روحانی به زیر ۱۰ درصد رسیده است. او البته از راهبرد آتی جریانش هم سخن گفت و اظهار کرد: «وصل‌شدن به چنین دولتی با چنین نارضایتی که وجود دارد جز هزینه‌کردن چیز دیگری ندارد.»

به گزارش دانشگاه مریلند برگردیم؛ چراکه نظرسنجی این نهاد دانشگاهی بخش دیگری هم دارد و قسمتی که از نظر منطقی با بخش اول همخوانی بالایی دارد. در این بخش از گزارش نظرسنجی مریلند که از سوی «فارس» منتشر شده آمده است: «حدود ۵۹ درصد از ایرانی‌ها معتقدند ایران باید مانند آمریکا از این توافق هسته‌ای خارج شود.» در این گزارش آمده است: «۷۴ درصد از مردم ایران از سیاست جدید این کشور مبنی‌بر عبور تدریجی از محدودیت‌های برجام و تهدید دیگر امضاکنندگان توافق به خروج درصورت حاصل‌نشدن عایدی از این توافق، حمایت می‌کنند. همچنین حدود ۷۵ درصد معتقدند حتی اگر آمریکا قول دهد که تحریم‌ها را تسهیل می‌کند، بازهم ایران نباید غنی‌سازی هسته‌ای را متوقف کند.» دانشگاه مریلند توضیح می‌دهد: «برای اولین‌بار، حمایت ایرانی‌ها از برجام به کمتر از نصف جامعه یعنی حدود ۴۲ درصد رسیده است. همچنین برای اولین‌بار، اکثریت قابل‌توجهی از مردم یعنی حدود ۶۹ درصد به اینکه سایر کشورهای باقی‌مانده در برجام به تعهدات خود عمل کنند، اعتمادی ندارند که این رقم نسبت به نظرسنجی ژانویه ۲۰۱۸ به میزان ۳۳ درصد افزایش یافته است.»

چهارم: وضعیت داخلی دولت

وضعیت درونی دولت هم خاص  است. از معرفی و رای اعتماد مجلس به  اعضای کابینه در سال ۹۶ تا به‌امروز، طی بازه‌ای حدودا دوساله هفت تن از اعضای کابینه به انحای مختلف از دولت جدا شده‌اند و در جریان این جداشدن بعضا هزینه‌های سنگینی را هم برای دولت ایجاد کرده‌اند. بیایید با هم این هفت مورد را مرور کنیم. اولین تغییر مربوط به مرداد ۹۷ و رفتن محمدباقر نوبخت از جایگاه سخنگویی بعد از چالش‌های فراوانی است که حزب اعتدال و توسعه با کارگزاران سازندگی در یک‌سال ابتدایی تشکیل دولت دوازدهم داشت. دومین مورد جدایی علی ربیعی در همان مردادماه سال گذشته است، جایی که چالش‌های وی با عضو دیگر کابینه یعنی سیدحسن قاضی‌زاده به اوج رسید و اختلاف‌نظری میان دولت و مجلس توانست او را از دولت کنار بگذارد. سومین نفر مسعود کرباسیان، وزیر اقتصاد و امور دارایی بود که تنها ۱۲ ماه توانست خود را در دولت نگه دارد و در شهریورماه ۹۷ از کابینه کنار رفت. در مهرماه سال گذشته دولت شاهد دو تغییر عمده دیگر هم بود؛ جایی که عباس آخوندی، وزیر راه‌وشهرسازی با حاشیه فراوان و نقد و گلایه از دولت و رئیس‌جمهور استعفا داد و از کابینه خارج شد؛ همچنین محمد شریعتمداری که کارش به استیضاح کشید و در دقیقه ۹۰ با استعفا در مقابل استیضاح جا خالی داد و در قامت وزیر پیشنهادی برای جایگزینی علی ریبیعی به مجلس معرفی شد.

دی‌ماه سال ۹۷ اما موعد جدایی مجری طرح تحول سلامت از دولت بود. سیدحسن قاضی‌زاده‌هاشمی وزیر دیگری بود که با گلایه بسیار از دولت و رئیس‌جمهور از کابینه استعفا کرد و کنار رفت. آخرین عضو جداشده از کابینه بار خود را در خردادماه ۹۸ بست و از پاستور بیرون آمد. او کسی نبود جز سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش‌وپرورش که به‌دلیل اختلاف‌هایی که با دولت داشت، استعفا کرد و از جمع تیم دولت دوازدهم خارج شد.

اینها اعضای اصلی و مهم کابینه بودند ولی نمی‌توان از هشتمین فرد و جدایی یکی از اعضای مهم تیم اطلاع‌رسانی دولت هم گذشت. پرویز اسماعیلی، معاون ارتباطات و اطلاع‌رسانی دفتر رئیس‌جمهور که انتصابش برای حامیان اصلاح‌طلب دولت خیلی سخت بود، نهایتا در ۲۱ مهرماه از دولت خارج شد تا او هم تا پایان راه کنار حسن روحانی نمانده باشد. این البته صرف نظر از حواشی اخیر رحمانی وزیر صمت است،کسی که برخی رسانه های حامی دولت مدعی هستندروزهای پایانی حضورش در دولت را می گذراند.

پنجم: صندلی‌های خالی از ۹۷ تا ۹۸

حواشی سخنرانی حسن روحانی در دانشگاه تهران در هفته گذشته بیشتر از یک امر عادی بود که بتوان ساده از کنار آن گذشت. ماجرای صندلی‌های خالی را فعلا گوشه ذهن نگه‌ دارید تا به یک‌سال پیش یعنی ۲۲ مهرماه سال ۹۷ برگردیم. روزی که حسن روحانی قرار بود در دانشگاه تهران حضور یابد و سال تحصیلی جدید را رسما افتتاح کند.  در این روز اتفاق مهمی در دانشگاه تهران رخ داد. برخلاف خیلی از مواقع که منتقدان حسن روحانی در جریان حضور و سخنرانی وی دست به انتقاد می‌زدند، این‌بار دانشجویان حامی وی در دانشگاه تهران تجمع کردند و تندترین شعارها را علیه او سر دادند. دانشجویان اصلاح‌طلب دانشگاه تهران که در برخی رسانه‌ها به شاخه دانشجویی بنیاد باران و احزاب نزدیک به دفتر رئیس دولت اصلاحات معرفی شدند، در جریان این تجمع مقابل سالن علامه‌امینی، اعتراض خود را نسبت به عدم تحقق شعارهای انتخاباتی حسن روحانی سر دادند و همچنین خواستار کنار رفتن برخی اعضای دولت ازجمله سیدمحمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور و عضو ارشد حزب اعتدال و توسعه شدند.

برخی کارشناسان سیاسی هرچند نسبت به ریشه‌های این اعتراض نظرات متفاوتی داشتند، اما پیش‌بینی‌هایی را درباره ادامه این روند افولی و نزولی دولت داشتند و می‌گفتند احتمال تشدید این روند زیاد است. به سخنرانی هفته گذشته روحانی در دانشگاه تهران برمی‌گردیم، جایی که صندلی‌های اختصاص داده شده به دانشجویان خالی بود و همین تصاویر هم باعث شد تحلیل‌های زیادی درباره ریزش پایگاه اجتماعی دولت حتی میان نخبگان و دانشگاهیان بیان شود. این خالی‌بودن صندلی‌ها البته وقتی بیشتر به چشم آمد که رئیس‌جمهور در مقابل درخواست تنی چند از دانشجویان برای ارائه نظرات‌شان مخالفت کرد و همین هم باعث شد آنها به‌صورت گروهی در اعتراض به سخنرانی یک‌طرفه رئیس‌جمهور سالن مراسم را ترک کنند تا با کم‌شدن جدی تعداد دانشجویان، این مراسم صرفا با حضور اساتید و کارکنان دانشگاه برگزار شود.

ششم: آستانه انتخابات

در آستانه انتخابات مجلس، احزاب حامی دولت به وضوح می‌بینند و البته معترفند که ریزش سنگینی در بدنه اجتماعی خود داشته‌اند و با این روند احتمالا توفیق قابل‌توجهی در انتخابات نخواهند داشت. همین اتفاق باعث شده برخی فعالان سیاسی این جریان با بهانه‌گیری و رفتارهای سیاسی از همین حالا برای عدم موفقیت‌شان در انتخابات دلیل بتراشند و از حضور مشروط یا اقلیت موثر به‌عنوان هدف نهایی در انتخابات مجلس نام ببرند.

در این میان البته راهبردهای مختلفی برای تحریک بدنه اجتماعی و بازگرداندن سبد رای ازدست‌رفته در پیش گرفته شده است که به وضوح طی یکی، دو ماه اخیر از جانب اعضای این جریان پیگیری می‌شود. ایجاد چالش با شورای نگهبان و تهدید این شورا به اینکه کشور نیازمند تایید صلاحیت همه اعضای این جریان سیاسی است، مانند ادوار گذشته محور این فعالیت‌هاست و تلاش برای ایجاد دوقطبی‌های کاذب در عرصه سیاست خارجی مانند دوقطبی جنگ - صلح یا ایجاد دوقطبی جعلی باحجاب - بی‌حجاب در بستر فضای فرهنگی راهبردهای دیگر آنها. حالا و در میانه این شرایط دشوار برای اصلاح‌طلبان، سعید شریعتی، عضو حزب اتحاد ملت روایت تازه و جالبی از اظهارنظرهای هفته گذشته حسن روحانی دارد و آنها را شروع خوبی برای فعالیت‌های انتخاباتی می‌داند. این فعال سیاسی اصلاح‌طلب متنی با عنوان «مضمونی برای انتخابات یازدهم» عنوان کرد: «حرف‌های روز چهارشنبه روحانی در دانشگاه تهران نقطه عزیمت خوبی برای «مضمون‌بخشی» به انتخابات آینده است. طبق آخرین نظرسنجی‌ها نزدیک‌ به چهارماه مانده به انتخابات، برآوردها نشان از عدم تحرک سیاسی طبقه متوسط به‌عنوان حاملان اصلی رای اصلاح‌طلبان می‌دهد.» این عضو حزب اتحاد ملت با ابراز نگرانی از حضور طرفداران سرلشکر قاسم سلیمانی یا رئیس قوه قضائیه در انتخابات ابراز می‌کند: «تنها ۳۳ درصد در کلانشهرها و ۲۸ درصد در تهران گفته‌اند قطعا در انتخابات شرکت می‌کنند. با تقاطع گرفتن این یافته با نتیجه، گویه دیگر این نظرسنجی که حاکی از بالا بودن سهم طرفداران احمدی‌نژاد، رئیسی و سلیمانی در کسانی که قطعا شرکت می‌کنند، به‌روشنی می‌توان دید انتخابات مجلس هنوز جذابیت چندانی برای طبقه متوسط رو به بالای جامعه ندارد.» او نهایتا با بیان اینکه «در چند هفته آینده اصلاح‌طلبان ناگزیرند با هماهنگی و هم‌صدایی در کمپینی فشرده به انتخابات ۹۸ مضمونی قابل درک و بسیج‌گر منضم کنند»، برداشت جدیدی از سخنان رئیس‌جمهور ارائه کرد و گفت: «حسن روحانی در سخنان خود اشارات روشنی داشت که فارغ از اینکه لزوما قصدی‌ در این زمینه داشته باشد، می‌تواند نقطه عزیمت «مضمون‌بخشی» به انتخابات آتی باشد.»


:: بازدید از این مطلب : 322
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 مهر 1398

روز شنبه جهت یک کار اداری همراه دخترم راهی مرکز استان شدیم. کار دخترم  در اداره کل آموزش و پروزش پود. در مسیر بروکراسی اداری، برای گرفتن یک امضاء به اتاق یکی از معاونین مدیر کل رفتیم. آقای معاون مشغول تلفن بود. برای گذراندن وقت به عکس ها و تابلوهای داخل دفتر جناب معاون، نگاه می کردم. چشمم افتاد به تابلو نوشته ای، که در آن با خط بزرگ یکی  از شعارهای جناب آقای خاتمی رئیس جمهور در زمان انتخابات، نوشته شده بود. متن شعار جناب رئیس جمهور این بود. "من دولت راستگویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد. "!!!

بهتر است اصل سخنان جناب رئیس جمهور را که در 22\1\92 بیان داشتند نگاهی کنیم.

 

حسن روحانی با انتقاد از شرایط ناهنجار اقتصادی كشور تاكید كرد:

 

دولت راستگویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد

 

دولت راستگویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد

 

باید پرسید امروز چه بلایی برسر قانونمندی و قانون‌گرایی آمده است؟ بخاطر بداخلاقی‌ها و گسترش فساد، امروز به سمت بی‌اعتمادی و عدم رضایت عمومی درحال حرکت هستیم. در زمینه عدالت و امنیت اجتماعی نیز ناامنی به شکل خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و غیره گسترش پیدا کرده است.

 

ایلنا: حسن روحانی(رئیس مرکز مطالعات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام) پیش از ظهر امروز(22 فروردین) با حضور در همایشی که از سوی حامیان وی برگزار شده بود، گفت: دولت سازندگی درآمدی که در اختیار داشت کمتر از ۲۴ درصد درآمد ارزی این ۸ سال بود. علاوه براین وضعیت امروز در مقایسه با دولت اصلاحات نیز به همین شکل است. متاسفانه این اولین باری است که رشد اقتصادی کشور منفی شده است.

 

به گزارش خبرنگار ایلنا، وی افزود: از کارآمدی بگویم که در این مدت سخن‌های زیادی ازآن گفته شده اما فعالیت زیربنایی کمتر دیده شده است. باید پرسید امروز چه بلایی برسر قانونمندی و قانون‌گرایی آمده است؟ از اعتماد و رضایت عمومی بگویم که بخاطر بداخلاقی‌ها و گسترش فساد امروز به سمت بی‌اعتمادی و عدم رضایت عمومی درحال حرکت است. در زمینه عدالت و امنیت اجتماعی نیز ناامنی به شکل خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و غیره گسترش پیدا کرده است.

 

حسن روحانی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: امروز كه ما روزهای حساس و سخت ایران را می‌گذرانیم، زمان فداکاری و حماسه است. دلیل حساسیت امروز این است که متاسفانه با چالش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بخاطر تحریم‌ها و سوءمدیریت‌ها مواجه شده‌ایم.

 

وی با انتقاد از نحوه مدیریت امروز کشور عنوان کرد: مدیریت اقتصادی کشور به جای اینکه در این شرایط حساس با تکیه بر قدرت و مقاومت مردم پیام رشد پایدار را به جهانیان بدهد، پیام ضعف به تحریم کنندگان می‌دهد.

 

این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: همه ضعف‌ها و ناکارآمدی‌ها را نمی‌توان به پای تحریم‌ها نوشت همین مدیریت بود که تحریم را به سخره می‌گرفت و آن را کاغذ پاره می‌خواند در حالی که می‌توانستیم با تدبیر عزتمندانه این تحریم‌ها را تقلیل دهیم.

 

وی با تاکید براینکه ما در عرض ۵ ماه در زمینه ارز شاهد ۶۰ تصمیم مختلف بودیم، گفت: جانشین شدن تصمیمات فردی به جای عقل جمعی و گسستگی پیوند نظام اجرایی با نخبگان علمی، عدم استفاده از مشورت فعالان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و بازگشت به عقب در رویکرد تصدی گرایانه دولت در اقتصاد موجب شده که ایران روزهای سختی را بگذراند. من به عنوان فرزند ایران و سرباز انقلاب باید وظیفه‌ای را بر دوش خود احساس کنم مگر آنچه من در حوزه و دانشگاه آموختم هدیه مردم نیست بنابراین آیا نباید رئیس جمهوری بار مسئولیت را به دوش گیرد که ملی بیاندیشد و نه حزبی.

 

روحانی ادامه داد: در شرایط حساس و ویژه کنونی من بخاطر احساس مسئولیت شخصی و فردی و به دلیل نظر مشورتی بزرگان نظام وارد عرصه شده‌ام. بزرگانی که همواره برای من مورد تکریم و احترام بودند و سال‌ها با آن‌ها کار کرده‌ام. عزیزانی که با هم در مجالس و مجامع مختلف کنار هم بودیم. در این میان تشکل‌ها و احزاب و کسانی بودند که با زبان مختلف به من گفتند وظیفه داری بار مسئولیت را به دوش گیری و من بخاطر امیدی که به راه حل مشکلات دارم آن را پذیرفتم.

 

وی با تاکید براینکه من پیش پای این ملت بن بستی نمی‌بینم، گفت: باید تدبیر جای بی‌تدبیری را بگیرد و باید کاری کنیم که مردم حاکمان اصلی این کشور باشند. روزگار، روزگار فداکاری است و دوران تن‌آسایی و عافیت‌طلبی به پایان رسیده است.

 

روحانی خطاب به حاضران و فعالان سیاسی خاطرنشان کرد: بیایید آبرو‌ها را هزینه کنیم و برای عظمت این کشور بزرگ کمر همت را ببندیم. ما دارای توان و قدرت بالا و نیروهای تحصیل کرده هستیم در حالیکه متاسفانه سرمایه‌های صنعتی گسترده ما تعطیل و نیمه تعطیل هستند و بخش کشاورزی ما بخاطر بی‌تدبیری حداکثر استفاده بی‌بهره است.

 

وی افزود: مهارت‌های مذاکراتی ما باید در مسیر برد برد قرار گیرد چراکه سیاست خارجی تنها یک شعار نیست بلکه علم و هنر است و نیاز به دانشمندی هنرمند برای اجرای آن داریم.
این کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تاکید براینکه باید دوران جدیدی در مدیریت کشور آغاز شود، گفت: این دوره نه بر پای ستیزه جویی‌ها و کنار گذاشتن بخش بزرگی از ظرفیت‌های داخلی بلکه با گردهمایی‌ها و وحدت‌ها میسر می‌شود.

 

روحانی گفت: ‌ امروز دولتی موفق خواهد بود که فراجناحی باشد مگر می‌توان با یک جناح کشور را اداره کرد؟ اگر می‌شود پس حتما همه مردم نیز باید از این ۸ سال راضی باشند. من معتقدم کشور را ملت اداره می‌کنند نه یک حزب و جناح.

 

وی افزود: ما باید همه انسان‌های کارآمد را به کار گیریم و از هر کس که در فکر فداکاری برای نظام است، بهره جوییم. سوال بزرگ این است که چرا با دلایل واهی امروز بخش بزرگی از مدیران و نخبگان کشور را منزوی کردیم؟ چرا این همه بازنشستگی‌های زودهنگام با توجیه‌های بی‌دلیل در دانشگاه‌ها اتفاق می‌افتد؟ مگر شما حق دارید سرمایه‌های ملی را تلف کنید؟

 

روحانی با تاکید براینکه نخبگان و بزرگان کشور سرمایه ملی هستند، گفت: مگر شما حق دارید چهره سرمایه‌های ملی و کسانی که همواره در راه خدمت به نظام بوده‌اند را با تهمت، افترا و دروغ مخدوش کنید؟

 

وی ادامه داد: باید باور ما این باشد که ما مالک کشور نیستیم. رئیس جمهور باید ایمان داشته باشد که صرفا و صرفا و صرفا یک امانت دار از سوی مردم است و احساس مالکانه را کنار بگذارد. شما با چه حقی هر روز دست در جیب مردم می‌کنید و نصف پول آن‌ها را برداشت می‌کنید با همین کار‌ها ارزش پول ملی را نصف کردیم و تنها شعار می‌دهید.

 

روحانی با بیان اینکه در دوران جدید مدیریت ملاک شایستگی است نه وابستگی، تصریح کرد: دوران جدید مدیریت کشور باید راه‌حل رفع تنش‌های داخلی و خارجی را با ابتکار ارائه کرده و آن را تحقق بخشد. من معتقدم همه این‌ها با تدبیر و امید شدنی است.

 

وی ادامه داد: ما امروز نیاز به فرهنگ پویا، اقتصاد شکوفا و سیاست راه گشا داریم و اداره کشور باید براساس استفاده از همه نیروهای لایق و کارآمد باشد به گونه‌ای که همه مردم ایران باید احساس عدالت به معنای فرصت برابر را داشته باشند.

 

روحانی با تاکید براینکه قانون اساسی برای همه اقوام و مردم حقوق برابری را مقرر کرده است، گفت: شیعه و سنی، ترک و کرد و بلوچ و همه اقوام مذاهب و حتی اقلیت‌های دینی باید این عدالت را احساس کنند. اگر مردم بار مسئولیت اجرایی کشور را بر دوش من بگذارند منشور حقوق شهروندی تدوین خواهم کرد که در این منشور تمام مردم احساس برابری می‌کنند.

 

وی با بیان اینکه دولت من دولت امید خواهد بود، گفت: من دولت راست گویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد. من آمده‌ام تا برای ایران اسلامی نجات اقتصاد ایران تعامل سازنده با جهان و احیای اخلاق جامعه تدبیر و امید را تشکیل دهم.

 

وی در ادامه سخنان خود بیان کرد: زنده باد اخلاق، زنده باد صداقت، زنده باد حقوق شهروندی، زنده باد اعتدال، زنده باد تدبیر، زنده باد تدبیر و امید، زنده باد اسلام، زنده باد ایران.

 

وی در پایان خاطرنشان کرد: ما حماسه سیاسی را به فرمان مقام معظم رهبری در ۲۴ خرداد ماه با دولت تدبیر و امید خواهیم آفرید و با این دولت حماسه اقتصادی را نیز رقم خواهیم زد.

 


:: بازدید از این مطلب : 357
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 مهر 1398

روز شنبه 20\ 7\98 جهت یک کار اداری همراه دخترم راهی مرکز استان شدیم. کار دخترم  در اداره کل آموزش و پروزش پود. در مسیر بروکراسی اداری، برای گرفتن یک امضاء به اتاق یکی از معاونین مدیر کل رفتیم. آقای معاون مشغول تلفن بود. برای گذراندن وقت به عکس ها و تابلوهای داخل دفتر جناب معاون، نگاه می کردم. چشمم افتاد به تابلو نوشته ای، که در آن با خط بزرگ یکی  از شعارهای جناب آقای خاتمی رئیس جمهور در زمان انتخابات، نوشته شده بود. متن شعار جناب رئیس جمهور این بود. "من دولت راستگویان و درستکاران را تشکیل خواهم داد. "!!!


:: بازدید از این مطلب : 7
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 22 شهریور 1398

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، در ظهر روز عاشورای حسینی سال 98 درباره مسائل مختلف منطقه‌ای سخنرانی کرد.

او در سخنرانی خود گفت: همه ما مخاطب صدای یاری‌طلبی امام حسین علیه السلام هستیم. امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در وسط صحرای کربلا و در میانه محاصره و خطر و درگیری خونین ندایی سر داد که گویی تمام آیندگان را خطاب قرار می‌دهد گویی تمام کسانی را که در زمان‌های ظلم و ستم و اشغالگری و استبداد و استکبار حضور دارند خطاب قرار می‌دهد و می‌فرماید «هل من ناصر ینصرنی، هل من ذابٍّ یذب عن حرم رسول الله». این ندای حسینی است که هم اکنون از حنجره مظلومان عالم به گوش می‌رسد.

دبیرکل حزب‌الله لبنان خطاب به عزاداران حسینی گفت: حضور گسترده شما در مراسم روز عاشورا نشان از پاسخ مثبت ما و شما به آن ندای تاریخی دارد.

سید حسن نصرالله افزود: بر فراز این محور، این اردوگاه و این پادگان حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای قرار دارد. ما از لبنان به تمامی جهانیان اعلام می‌کنیم، امام ما، رهبر ما، آقای ما، عزیز ما و حسین (ع) ما در این زمان، حضرت آیت‌الله امام سید علی خامنه‌ای (دام ظله) است و جمهوری اسلامی ایران قلب این محور و مرکز اصلی و قوی‌ترین حامی محور مقاومت است. از این رو ما در روز عاشورا به کسانی که با تطمیع و تهدید به جنگ و تحریم می‌خواهند که ما از این محور خارج شویم می‌گوییم ما پسران و دختران آن امامی هستیم که در روز دهم محرم موضع خود را به روشنی اعلام کرد و حاضر شد هزینه آن را هرچقدر هم که باشد بدهد، امام ما فریاد زد «حرامزاده، فرزند حرامزاده، مرا میان دو چیز مخیر کرده است میان کشته شدن و ذلت (در حالی که ذلت از ما به دور است)».

او اضافه کرد: به آقا و اماممان آیت‌الله سید علی خامنه‌ای می‌گوییم‌ ای آقای ما،‌ای امام ما،‌ ای حسین (ع) ما، ما همان حرفی را به شما می‌زنیم که اصحاب امام حسین علیه السلام در شب عاشورا به او زدند و گفتند‌ای آقای ما،‌ ای امام ما،‌ ای رهبر ما اگر ما می‌دانستیم که کشته می‌شویم و سپس سوزانده می‌شویم و آنگاه خاکستر ما بر باد داده می‌شود و سپس زنده می‌شدیم و باز هم کشته می‌شدیم و سوزانده می‌شدیم و خاکسترمان بر باد داده می‌شد و این کار هزار بار با ما می‌شد و آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها این کار را با ما هزار بار بکنند‌، ای فرزند حسین تو را رها نخواهیم کرد.

دبیر کل حزب‌الله در ادامه سخنرانی خود گفت: ما همان حرفی را به تو می‌زنیم که اصحاب امام حسین در روز دهم محرم به او زدند، گفتند «آیا پس از تو زنده بمانیم (انبقی بعدک)، زندگی پس از تو گوارا مباد‌ ای حسین (ع)».


:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 15 شهریور 1398

شکی نیست که اگر از شخص رئیس جمهور و یکایک اعضای دولت یازدهم سوال شود که بزرگترین افتخار 4 ساله نخست دولت تدبیر و امید چه بوده، قطعاً درخشش آفتاب برجام را مهمترین افتخار دولت یازدهم می‌دانند؛ آفتابی که مدافعانش تابیدن آن در 23 تیرماه 94 را فصل جدیدی بر فضای کشور می‌دانستند و ثمراتش را سیب سرخی برای سیاست و اقتصاد ایران؛ فصلی که قرار بود با شروع آن و رفع تحریم‌ها و موانع پیش‌ِروی تجارت ایران و جهان، شرایط در همه حوزه ها و علی‌الخصوص در حوزه تجارت را تغییر دهد و حتی ساختارهای تجاری ایران با جهان را تعمیق بخشد اما آنچه رخ داد، فرصت برجام نه تنها باعث تعمیق تجارت ایران با جهان نشد بلکه تنها ماه عسلی بود برای اروپایی‌هایی که البته شیرینی‌اش برای ما چندان هم طولانی نبود و با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها، شرایط در بسیاری از حوزه‌ها و بخصوص تجارت خارجی ایران به شرایطی به مراتب سخت‌تر از دوره تحریم‌های قبلی بازگشت و ایران نتوانست از فرصت 1029 روزی که تا پیش از خروج آمریکا از برجام در اختیار داشت برای تقویت ساختارهای تجاری کشور استفاده کند.

این یک واقعیت است که در دوره تحریم‌های قبلی، مهمترین شرکای ایران، چین و بلوک شرقی بودند که علی‌رغم تحریم‌های گسترده شورای امنیت، اتحادیه اروپا و البته آمریکا، حاضر شدند تجارت‌شان با ایران را ادامه دهند ولی با سربرآوردن برجام، سیاست‌گذاران تجارت خارجی ایران ترجیح دادند به جای مومشکی‌های هندی و آسیایی و چشم بادامی‌های چینی، با چشم‌رنگی‌های موبور اروپایی و آمریکایی‌ها طرف شوند و در چرخشی آشکار که برخی از کشورهای شریک دوران سختی ما، آن را پشت‌پا زدن به رفاقت دوران تحریم قلمداد می‌کردند، تجارت خارجی ایران با کشورهای آسیایی کاهش یافت و به سمت اروپایی‌ها و بلوک غرب متمایل شد.

به عبارت دیگر از سال 85 همزمان با کاهش سهم کشورهای غیر آسیایی در تجارت خارجی ایران و به‌ویژه حذف بازارهای اروپایی از سبد صادرات غیرنفتی کشور، سهم بازارهای آسیایی به تدریج بالا رفت تا جاییکه که سهمشان از 92 درصد در 1385، به 98 درصد در سال 92 رسید ولی با روی کار آمدن دولت یازدهم و البته درخشش برجام، این سهم در سال 94 به 93 درصد کاهش یافت و حتی در دولت یازدهم، از حجم تجارت خارجی ایران با 10 کشور اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا یا همان "آسه‌آن"،  25 درصد کاسته شد؛ یعنی چیزی حدود 4 میلیارد دلار.

این یعنی بعد از برجام، ایران متاسفانه شرکای تجاری خود در شرایط سخت تحریم را رها کرد و سمت و سوی تجارت خارجی خود را به اروپا و غرب متمایل کرد؛ اروپایی‌هایی که بعد از 1029 روز و با خروج آمریکا از برجام، دست رد به سینه ایران زدند و تجارت خارجی ایران ماند و اروپایی‌هایی که دیگر نه تنها حاضر به خرید نفت ایران نبودند، بلکه از فروش دارو به ایران هم هراس داشتند؛ حالا ایران مجبور بود دوباره به سمت شرکای دوران سختی تحریم‌های قبلی متمایل شود؛ شرکایی که البته از چرخش تجاری ایران پس از برجام، حسابی دلخور بودند و همه این‌ها یعنی «پایه‌های تجارت خارجی ایران، نه تنها تقویت نشد، بلکه جهت‌گیری سیاست‌های تجاری ایران پس از برجام، این پایه را سست‌تر از گذشته کرد».

* چشم‌ سیاست‌گذاران تجارت خارجی ایران «ضعیف» بود/ چرا تجارت خارجی ایران «خروج آمریکا از برجام» را «ندید»؟

شکی نبود که با پایان عمر دولت اوباما و به میان آمدن نام «ترامپ» که از همان روزهای آغازین فعالیتش در کمپین‌های انتخاباتی، موضع‌گیری‌های تندی نسبت به برجام داشت، آینده برجام نمی‌توانست چندان امیدوارکننده باشد؛ گمانه‌ای که حتی در نظر گرفتن کمترین احتمال وقوع آن، نیازمند طراحی پلن و نقشه‌ای بود تا در صورت وقوع این احتمال، از خسارت‌های وارده بکاهد؛ حتی با روی کار آمدن ترامپ و تکرار مواضع تند او نسبت به ایران و برجام، این گمانه تقویت هم شد و از اواخر شهریور ماه سال 1396، خیلی‌ها معتقد بودند که احتمال باقی ماندن آمریکا در برجام به مراتب کمتر از احتمال خروجش از این توافق است ولی به نظر می‌رسید آنچه در ایران و در فضای سیاست‌گذاری تجارت خارجی کشورمان می‌گذشت، بی توجه به این اتفاقات بود و سیاست‌گذاران اقتصادی کشور ترجیح می‌دادند همه این نشانه‌ها را نادیده بگیرند و سرمستانه از فتوحات سابق، در همان مسیر بتازند؛ برای همین هم بود که با خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم‌ها، تجارت خارجی ایران آنچنان غافلگیر شد که بازار داخلی هم به تلاطم افتاد و حتی نگرانی از تامین کالاهای اساسی هم به یک دغدغه برای مردم تبدیل شد.

این غافلگیری به قدری بود که حتی موضوع کوپن و سهمیه‌بندی‌ هم مطرح شد و اقتصاد بزرگی همچون اقتصاد کشور ایران با 15 کشور همسایه و مرزهای آبی و خاکی گسترده، متاثر از تحریم‌های آمریکا دچار چالشی شد که به گفته بسیاری از کارشناسان، ایران حتی در زمان جنگ هم چنین چالش‌هایی را به خود ندیده بود و تورم و گرانی در ایران، همه رکوردهای قبلی خود را شکست.

شرایط ناگوار اقتصادی سال‌های 97 و 98 درحالی بود که به گفته برخی از کارشناسان، سیاست گذاران تجارت خارجی کشور می‌توانستند با طراحی مدل‌ها و پلن‌های جایگزین و تمرکز بر مسیرهای تجاری دیگر و حتی انعقاد قراردادهای تجاری با کشورهای مختلف و تقویت مراودات تجاری بلندمدت و ده‌ها راه دیگری که وجود داشت، تا اندازه زیادی، شرایط را مدیریت کنند.

* حذف سه چهارم رایزنان بازرگانی ایران «کاریکاتور» واقعی از برخی تفکرات دولت در حوزه تجارت خارجی

در 2 سال گذشته، فرصت‌سوزی‌های تجارت خارجی ایران آنقدر بوده که تهیه لیستی از این فرصت‌های برباد رفته چندان سخت نباشد، ولی شاید یکی از اصلی‌ترین فرصت‌هایی که در همین مدت سوخت، فرصت استفاده از شرایط ارزی به وجود آمده برای مدیریت تجارت و توسعه صادرات غیرنفتی کشور بود.

به گزارش تسنیم، در شرایطی که با بازگشت تحریم‌ها، تامین مواد اولیه و قطعات، صادرات کالا و تامین ارز مورد نیاز برای کالاهای اساسی مصرفی کشور با مشکلات جدی مواجه شد، شکی نبود که نه تنها بهترین، بلکه تنها راه باقی مانده، استفاده از ظرفیت بزرگ کشورهای همسایه است؛ کشورهایی که علاوه بر بازار مصرفی چند صد میلیون نفری‌شان، اشتراکات بعضاً مذهبی، زبانی، فرهنگی و خلاصه همجواری‌شان با ما می‌توانست راهی برای حل بسیاری از مشکلات دیگر کشورمان باشد؛ اما در چنین شرایطی اخباری منتشر شد که نشان می‌داد، سیاست‌گذاری‌های تجاری و اقتصادی تا چه اندازه نسبت به این مهم، بی توجه است؛ اخباری که شاید مهمترین آن خبر بازگشت سه‌چهارم رایزنان بازرگانی به کشور بود؛ موضوعی که باعث شد تا رایزنان بازرگانی ایران از 21 رایزن به 8 رایزن کاهش یابد و این در شرایطی بود که راه حل بسیاری از مشکلات، توسعه تجارت کشور در حوزه خارجی و بین الملل بود.

شاید دردناک‌تر از همه این بود که بهانه کاهش تعداد رایزنان بازرگانی، هزینه‌ 1.5 میلیارد تومانی سالانه هر رایزن ایرانی در کشورهای همسایه بود؛ هزینه‌ای که وقتی آن را در کنار فساد ارزی چند صد میلیون دلاری و یا حتی چند میلیارد دلاری یک سال اخیر می‌گذاریم، شبیه یک شوخی است که بیش از هرچیز نمایانگر کاریکاتوری بودن تفکرات دولت در حوزه تجارت خارجی است.

* بخشنامه‌هایی که هر 5 روز عوض می‌شد

از فساد و رانتی که تصمیم دولت در تعیین نرخ 4200 تومانی برای هر دلار به جیب برخی‌ها سرازیر کرد آنقدر گفته شده که شاید گفتن مجددش چیزی جز کسالت به دنبال نداشته باشد؛  ولی در این بین، عدم ثبات در سیاست گذاری‌های ارزی، به شدت تجارت خارجی ایران را متاثر کرد؛ عدم ثباتی که نتیجه‌اش سردرگمی فعالان اقتصادی بود و صدور بخشنامه‌های مختلف تجاری و ارزی که بعضا با یکدیگر در تناقض بودند، تبدیل شد به یکی از چالش‌های اصلی فضای کسب‌وکار.

به گفته فعالان اقتصادی و کارشناسان، دولت در یک سال و نیم گذشته و حتی ماه‌های اخیر، سیاست‌های متعددی را درعرصه اقتصادی اجرا کرده که نه‌تنها به تثبیت شرایط منجر نشده است، بلکه باعث سردرگمی تجار و بازرگانان شده. به طوریکه تعداد بخشنامه‌های صادره تا حدی زیاد بوده که حتی سرپرست سابق سازمان توسعه تجارت هم در نشست خبری اخیر خود در پاسخ سوالی در این مورد اظهار کرد که آمار دقیقی از تعداد بخشنامه‌های ارزی ماه‌های اخیر ندارد. اما مسعود خوانساری، رئیس اتاق تهران گفته است که در 5 ماه گذشته 33 بخشنامه ارزی صادر شده است که باعث تشدید مشکلات در بخش کسب‌وکار شده است. این تعداد بخشنامه به این معنا است که از ابتدای امسال به‌طور متوسط هر 5 روز یک بخشنامه ارزی از سوی دولت ابلاغ شده است.

* بازاری که پیچ تنظیمش خراب شد

اما عملکرد یا شاید به عبارت دقیق‌تر، «عملنکرد» دولت در حوزه تجارت و بازرگانی، تنها محدود به تجارت خارجی نیست بلکه در حوزه بازرگانی داخلی هم به سادگی می‌توان لیست بلند بالایی از این اقدامات انجام نشده را تهیه کرد؛ لیستی که «تنظیم بازار» در ردیف‌های بالایی آن قرار دارد و خراب شدن پیچ تنظیمش در یکسال و نیم گذشته، صدای بسیاری را درآورد؛حتی محمدرضا نعمت‌زاده وزیر اسبق صنعت، معدن و تجارت؛ او معتقد است بازار، با جلسات پشت میز، تنظیم نمی‌شود و این موضوع را به رحمانی وزیر فعلی صنعت، معدن و تجارت هم گفته است.

این عدم تنظیم بازار کالاهای اساسی در شرایطی رخ داد، که سال گذشته بیش از 15 میلیارد دلار برای تامین کالاهای اساسی اختصاص یافت ولی متاسفانه به دلیل سیاست‌گذاری‌های اشتباه، مدیریت ناکارآمد، فساد و ناکارآمدی، نتیجه‌اش تبدیل شد به تورم و گرانی و حتی کمبود شدید در بسیاری از اقلام و کالاها؛ از لاستیک گرفته تا گوشت و چای. جالب آنجا بود که با تجربه‌ای که دولت در این یکسال اخیر به دست آورد و البته هزینه‌های سرسام آوری را هم به مردم و بودجه کشور تحمیل کرد، دست آخر به این نتیجه رسید که پیچ تنظیم بازار، با ارز دولتی سازگار نیست و بعد از آنکه میلیاردها دلار یا حیف و میل و یا سرازیر جیب عده‌ای خاص شد، تصمیم به حذف تخصیص ارز دولتی برخی اقلام و کالاها گرفت.

به گزارش تسنیم، به هرحال دولت و مسئولان دولتی تلاش‌هایی را برای حل مشکلات کشور و حرکت به سمت آینده‌ای بهتر داشته‌اند ولی نکته قابل توجه اینجاست که به نظر می‌رسد بسیاری از تصمیمات اشتباه گرفته شده و یا حتی تصمیماتی که جای خالی‌شان در شرایط این روزهای کشور به شدت آشکار است، یا بارها و بارها در سال‌های گذشته تجربه شده و یا بسیاری از کارشناسان نسبت به پیامدهای تلخ اتخاذ آن‌ سیاست‌ها و یا تعلل در تصمیم‌گیری و انجام این اقدامات هشدار داده بودند ولی متاسفانه این تصمیمات هزینه‌های سنگینی را به کشور و مردم تحمیل کرد و قطعاً نمی‌توان به سادگی از کنار این هزینه‌های سنگین گذشت.

انتهای پیام/


:: بازدید از این مطلب : 354
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران