منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 2
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 07 خرداد 1399

محمد ایمانی تحلیلگر مسائل سیاسی و فعال رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت: از برجام چه می خواستند که از شکست تحریم شادمان نیستند؟!   کسانی که ادعا می کردند بنزین صادراتی ایران به خاطر گل روی برجام به ونزوئلا رسید، می توانند توضیح

دهند چرا روزنامه های بزک کننده برجام، از رسیدن نفتکش های ایران به ونزوئلا خوشحال نشده و از پرداختن به این رویداد مهم در تیتر های اصلی خودداری کرده اند؟!

 کافی است این نوع پرداخت- نپرداختن و سانسور!- را با نوع پرداخت نشریات انقلابی مقایسه کنید که اتفاق راهبردی "شکستن حصار تحریم ها" با وجود لافزنی های آمریکا را تیتر اول خود کردند. راز این استقبال و آن ناخرسندی در

چیست؟ چرا نشریاتی در کشور، از تحقیر آمریکا و شکست تحریم ها ناشادند؟ مگر همین ها وعده لغو تحریم ها در ازای واگذاری امتیازات هنگفت را نمی دادند و وعده شان بر عکس شد؟!

 چرا در حالی که آمریکا عزادار ضرب شست ایران است، نشریات بزک کننده برجام هم ناخرسند به نظر می رسند؟ هدف آنها لغو تحریم ها بود یا پیشبرد اراده زورگویانه غرب؟ با هدف اول، فروش بنزین و دریافت پیشاپیش هزینه

آنشادی بخش است. اما در صورت داشتن هدف دوم، عزادار شدن طبیعی است.

 


:: بازدید از این مطلب : 462
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399

 

دو سال از خروج آمریکا از برجام می‌گذرد. 5 سال از تلاش‌های دولت برای بر سر عقل آوردن حکام کاخ سفید و امضای قرارداد برجام می‌گذرد. هنوز رئیس دولت به این قرارداد خوشبین است و در جلسه هیئت دولت چهارشنبه گذشته گفته است؛ «برجام خیر و برکت زیادی برای کشور داشته و در تاریخ بی‌نظیر است!»

دو روز پس از این موضع خوشبینانه و فتح‌الفتوح‌گونه، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، آقای ظریف نامه‌ای به آقای آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد نوشته و گفته است؛ «تداوم اخلال آمریکا در روابط ایران با جهان و نیز تشدید تحریم‌ها ممکن است شرایط مناسبات ایران و آمریکا و اروپا را به وضع غیرقابل کنترل بکشاند.»

وی در این نامه آورده است:


1- آمریکا برخلاف قرارداد برجام و قطعنامه 2231 تمام تحریم‌ها را مجددا اعمال می‌کند.
2- آمریکا در مسیر اجرای تعهدات سایر اعضای برجام و دول عضو سازمان ملل مانع‌تراشی می‌کند.
3- آمریکا پس از پاره کردن برجام، 129 تحریم جدید علاوه بر تحریم‌های قدیم اعمال کرده است.

در این نامه از گوترش خواسته شده شورای امنیت بیاید اقدام آمریکا در نقض قطعنامه 2231 و نقض برجام را محکوم و خسارت وارده به ملت ایران را جبران کند.

همچنین در این نامه از دبیرکل سازمان ملل خواسته آمریکا را به دلیل نقض اعتبار شورای امنیت و منشور این سازمان، به چالش بکشد و پاسخگو کند.

نامه وزیر خارجه و معمار مذاکرت برجام نشان می‌دهد، برجام نه‌تنها خیر و برکتی نداشته، بلکه خسارت زیادی به کشور وارد کرده و از دبیرکل می‌خواهد آمریکا را وادار به جبران کند.

اما این که رئیس‌جمهور می‌فرماید؛ «این قرارداد در تاریخ بی‌نظیر بوده است!» حرف درستی است چون تاریخ سراغ ندارد یک دولتی با چند دولت قرارداد امضا کند، به همه تعهدات خود عمل کند، اما طرف مقابل نه‌تنها به تعهدات خود عمل نکند، بلکه دو قورت و نیم آن را هم انتظار داشته باشد!

چقدر در رسانه‌ها در مذمت بند بند این قرارداد و عدم دقت‌های حقوقی و دیپلماتیک آن دلیل آورده شد، آقایان قبول نمی‌کردند. چقدر نقد مشفقانه مطرح شد که نمی‌شود به آمریکا و هم‌پیمانان آن اعتماد کرد. ​​​آقایان نپذیرفتند، رفتند کشور را در یک باتلاق دیپلماتیک فرو بردند که هرچه دست و پا می‌زنند، بیشتر در آن فرو می‌روند و جالب این که هنوز انتظار دارند از این چراغ جادویی، غولی درآید و همه آرزوهای آن ها را در آشتی با غرب عملی کند.

برجام یک کلاهبرداری مفتضح است که دولت آمریکا با چند کشور اروپایی بر سر ما آوردند، به طوری که نه می‌توان به یک مرجع بین‌المللی شکایت کرد و نه می‌توان طرف مقابل را از دست زدن به اقدام‌های خطرناک باز داشت.

برجام نشان داد که کل سیستم بانکی جهان به فرمان خزانه‌داری آمریکا عمل می‌کند و گریزی از تحریم‌های بانکی نیست. آمریکایی‌ها اموال ملت را بی هیچ دلیلی مصادره کرده‌اند، به طوری که حتی صدای برخی عناصر ضدانقلاب مثل اردشیر زاهدی وزیر خارجه شاه هم درآمد.

تا الان هم هیچ کس یک فهرست از «خیر» و «برکت» برجام نه در وزارت خارجه، نه در وزارت اقتصاد و دارایی و نه در بانک مرکزی ارائه نداده است. معلوم نیست رئیس‌جمهور این خیر را در چه دیده و آن برکت را کجا رصد کرده است.

10 سال زحمت کشیدیم، 10 هزار کیلو اورانیوم غنی‌شده تولید کردیم، برجام، آن را از دست ما خارج کرد. ارزش این میزان اورانیوم غنی‌شده در بازار جهانی بیش از 18 میلیارد دلار است. قلب رآکتور اراک را بتن ریختیم، شاید دل آمریکایی‌ها به رحم بیاید و تحریم‌ها را بردارد، اما نشد.

فهرست خسارت‌های برجام را باید نهادهای نظارتی احصا کنند و مجلس آینده یک گزارش تحقیق و تفحص در این باره بیاورد و تقویم درست خسارت‌های مالی را به ملت گزارش دهد تا میزان این خیر و برکت برای همگان روشن شود.

من نمی‌دانم با این لات‌بازی‌های ترامپ و تهدیدات وزیر خارجه شیرین‌مغزش چرا ما هنوز تضمین می‌دهیم که از برجام خارج نمی‌شویم. از آن مهم‌تر چرا با این همه بدعهدی دشمن هنوز در NPT حضور داریم. سازمانی که جز مانع تراشیدن برای پیشرفت هسته‌ای ایران، کارکرد دیگری ندارد.

اگر  رئیس‌جمهور از تقدیس، تکریم و تعظیم برجام دست بردارد، راه برای نشان دادن قدرت ملت ایران برای آمریکا و جبران خسارت‌های برجام باز می‌شود.

البته باید انصاف به خرج داد و تهدید وزیر خارجه ما علیه آمریکا را، هم جدی گرفت و هم تشکر کرد که گفته است: «گزینه‌های ایران همان‌طور که قبلا به اعضای باقیمانده در برجام اطلاع داده شده، قاطع خواهد بود و همه مسئولیت آن به عهده آمریکاست.»

خب، «این اقدام قاطع» را که به اطلاع دشمن رسانده‌اید، به اطلاع ملت هم برسانید تا مردم بدانند اگر در برجام، خیر و برکت نیست، در «اقدام قاطع» هست تا دلگرم شوند و بدانند خیر و برکت وجود خواهد داشت.

 

 محمدکاظم انبارلویی 


:: بازدید از این مطلب : 389
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399

عکسی که وزرای خارجه ایران و 1+5 پس از توافق بر سر برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) در 24 تیر 1394 به عنوان یادگاری انداختند، یک غایب داشت: «سرگئی لاوروف». ظاهرا وزیر خارجه روسیه تمایلی به حضور در این قاب نداشت و شاید ناراضی به نظر می‌رسید. اندکی بعد اظهارات لاوروف در میان خبرنگاران نشان می‌داد او از برخی روندهای
طی شده در دستیابی به توافق رضایت نداشت. او گفت:
«در طول مذاکرات منتهی به توافق، روسیه و چین می‌خواستند تحریم‌‌ تسلیحاتی علیه ایران، در میان اولین تحریم‌هایی باشد که برداشته می‌شود اما ایالات متحده و متحدانش اصرار داشتند که تحریم تسلیحاتی برای 8 و یا 10 سال دیگر باقی بماند.
[در نهایت] تهران پذیرفت که تحریم تسلیحاتی 5 سال دیگر باقی بماند.» یک سال بعد سرگی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به این قسمت از نارضایتی روس‌ها از توافق ‌اشاره کرد و گفت: «روسیه طی مذاکرات هسته‌ای حامی رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران در زودترین موعد ممکن بود، ما حتی در مقاطعی پیشنهادهایی را تدوین کردیم که بر اساس آن تحریم تسلیحاتی یک ماه پس از اجرای برجام رفع شود، اما نتیجه متفاوت بود.»
با این اوصاف مذاکره‌کنندگان ایران علی‌رغم حمایت روسیه و چین برای رفع تحریم تسلیحاتی، چندان به چانه‌زنی نپرداختند و حاضر شدند این تحریم، 5 سال دیگر بر کشورمان اعمال شود. به نظر می‌رسید برای تیم ایرانی «حصول توافق» از «کیفیت توافق» مهم‌تر بود. این راهبرد دقیقا منطبق با همان شعاری بود که ابتدای مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم توسط وزارت خارجه در یک کارزار تبلیغاتی با محوریت برخی کارگردانان سینمای ایران ترویج شد: «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست.» اولویت وزارت خارجه ایران «توافق» بود نه «محتوای» آن؛ به همین دلیل با شتاب زیاد برای دستیابی به هدفشان که «حصول توافق» بود، از توجه و چانه‌زنی بر روی جزئیات چشم‌پوشی می‌کردند. 7 آذر 1395 رهبر انقلاب در جمع فرماندهان نیروی دریایی به مضرات این شتاب‌زدگی ‌اشاره کردند: «مشکلات فعلی در توافق هسته‌ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است. وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ سلبی در آن کار می‌شود.»
اما پذیرش «تحریم تسلیحاتی» از جانب نمایندگان ایران، تنها مورد عجیب توافق‌نامه برجام نبود! موارد دیگری نیز وجود داشت که می‌توانست مصداق عجله و غفلت از جزئیات باشد. «ساز و کار حل اختلافات» که در بندهای 36 و 37 برجام آمده بود یکی از همین موارد بود. این ساز و کار به نحوی طراحی شده بود که ابتکار عمل را از ایران می‌گرفت. مطابق این ساز و کار با شکایت یکی از طرفین برجام و پس از فیصله نیافتن دعوی در کمیسیون‌ها و جلسات مشخص شده طی زمان تعیین شده، در نهایت کار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می‌شد. این شکایت یا طی زمان تعیین شده، در شورای امنیت به نتیجه می‌رسید(اعم از حل و فصل شکایت یا تصویب قطعنامه) و یا در غیر این صورت پس از زمان تعیین شده؛ کلیه قطعنامه‌های تحریمی گذشته شورا به صورت خودکار باز می‌گشت. چیزی که آن را «مکانیسم ماشه» نامیدند. در این حالت حتی اگر طرف شاکی ایران باشد، به علت حق وتوی کشورهای غربی و جلوگیری از تصویب قطعنامه، شکایت ایران هم می‌تواند منجر به بازگشت تمامی تحریم‌های قبلی شورای امنیت شود. در واقع ایران در صورت شکایت و ارجاع موضوع به شورای امنیت یا باید قانع شود و شکایتش را پس بگیرد و یا اگر قانع نشد همه تحریم‌های شورای امنیت باز می‌گردند!
شاید به همین دلیل باشد که علی‌رغم اذعان مسئولان وزارت خارجه ایران به نقض مکرر تعهدات توسط طرف‌های غربی؛ آنها تمایلی به ارجاع شکایت ایران به شورای امنیت سازمان ملل ندارند و پیش‌تر ترجیح دادند تا به مفاد پیمان مودت در سال 1334(1957) رجوع کنند. وقتی ایران در واکنش به نقض عهد طرف‌های غربی، اقدام به کاهش تعهدات خود در توافق هسته‌ای کرد؛ این طرف‌های غربی بودند که ایران را به فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از طریق ساز و کار حل اختلاف «تهدید» کردند. دانیل لاکاله تحلیل‌گر اقتصادی و استاد دانشگاه در توصیف این اقدام کشورهای اروپایی گفت: «مکانیزم حل اختلاف تصمیمی از سوی کشورهای اروپایی، برای بازگرداندن ایران به تعهداتش است.» با این اوصاف ساز و کار حل اختلاف در برجام به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده بود. واهمه از چنین ساز و کاری بود که باعث می‌شد دولت‌مردان به جای آنکه با تهدید «خروج از برجام» به چانه‌زنی و ایفای حقوق ملت ایران بپردازند، ترجیح دهند در اظهارات متعدد طی زمان‌های مختلف طرف غربی را مطمئن سازند که ایران قصد خروج از برجام را ندارد. پیش از خروج آمریکا از برجام دست کم دو بار رئیس‌جمهور و معاونش این پیام را مخابره کردند که در صورت خروج آمریکا، ایران از برجام خارج نخواهد شد: «اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم.»(علی‌اکبر صالحی؛ 17 شهریور1396)؛ «اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر!»(حسن روحانی؛ 17 اردیبهشت 1397) حتی وقتی علی‌رغم مهلت چند هفته‌ای ایران به اروپا، کشورهای اروپایی پس از گذشت چند ماه همچنان از راه‌اندازی ساز و کار ارتباطات مالی امتناع می‌کردند، باز هم این رئیس‌جمهور ایران بود که سعی می‌کرد به طرف غربی اطمینان دهد ایران از برجام خارج نخواهد شد: «یکی از ویژگی‌های ما ایرانی‌ها، این است که وقتی توافقی را امضا کردیم در هیچ شرایطی امضاءمان را زیر پا نخواهیم گذاشت.»؛ «به دنیا ثابت کردیم که پای تعهدات خودمان می‌ایستیم و علی‌رغم اینکه طرف تعهد به بخشی از تعهداتش عمل نکرده و یا یکی از آنها به‌طور کامل خارج شده ما همچنان در تعهد خودمان باقی هستیم.»(دکتر روحانی؛ 30 آذر 1398) «مکانیسم ماشه» و متعاقب آن بازگشت تمامی قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت آنقدر برای دولتمردان هراس داشت که با چنین اظهاراتی به زعم خود از وقوع آن جلوگیری کنند.
اکنون بگذارید به موضوع خبری این روزها نگاهی بیندازیم. با پایان یافتن زمان پنج ساله تحریم تسلیحاتی ایران که با موافقت مذاکره‌کنندگان کشورمان اعمال شده بود؛ آمریکا برای دائمی‌ شدن این تحریم تسلیحاتی تلاش می‌کند. طبق گزارش نیویورک تایمز طرح وزارت خارجه آمریکا در این زمینه مبتنی بر تفسیری حقوقی است که نشان دهد ایالات متحده با وجود خروج از برجام همچنان یکی از اعضا/طرفین آن محسوب می‌شود: «طبق آن آمریکا ذاتا یکی از مشارکت کنندگان در برجام تلقی خواهد شد و هدف آن استفاده از تهدید مکانیسم ماشه است که می‌تواند همه تحریم‌های قبل از امضای برجام را علیه ایران مجددا اعمال کند و اگر تحریم‌های تسلیحاتی در شورای امنیت تمدید نشود واشنگتن از این حق ادعایی خود به عنوان یکی از طرف‌های توافق استفاده کند.» در واقع برجام حتی برای سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ هم گزینه مطلوبی قلمداد می‌شود!
به دلیل راهبرد غلط در مذاکرات هسته‌ای و تعجیل در «حصول توافق» و مقدم دانستن آن بر «کیفیت توافق»، این روزها «برنامه جامع اقدام مشترک» نه تنها از معنای خود تهی شده بلکه در مسیر اقدامات یک‌طرفه علیه ایران قرار دارد. دیگر خبری از «روح برجام» نیست؛ حالا توافقی که قرار بود به کاهش فشار بر ایران بینجامد به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده است.


:: بازدید از این مطلب : 474
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 21 اردیبهشت 1399
عکسی که وزرای خارجه ایران و 1+5 پس از توافق بر سر برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) در 24 تیر 1394 به عنوان یادگاری انداختند، یک غایب داشت: «سرگئی لاوروف». ظاهرا وزیر خارجه روسیه تمایلی به حضور در این قاب نداشت و شاید ناراضی به نظر می‌رسید. اندکی بعد اظهارات لاوروف در میان خبرنگاران نشان می‌داد او از برخی روندهای
طی شده در دستیابی به توافق رضایت نداشت. او گفت:
«در طول مذاکرات منتهی به توافق، روسیه و چین می‌خواستند تحریم‌‌ تسلیحاتی علیه ایران، در میان اولین تحریم‌هایی باشد که برداشته می‌شود اما ایالات متحده و متحدانش اصرار داشتند که تحریم تسلیحاتی برای 8 و یا 10 سال دیگر باقی بماند.
[در نهایت] تهران پذیرفت که تحریم تسلیحاتی 5 سال دیگر باقی بماند.» یک سال بعد سرگی ریابکوف، معاون وزیر خارجه روسیه در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به این قسمت از نارضایتی روس‌ها از توافق ‌اشاره کرد و گفت: «روسیه طی مذاکرات هسته‌ای حامی رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران در زودترین موعد ممکن بود، ما حتی در مقاطعی پیشنهادهایی را تدوین کردیم که بر اساس آن تحریم تسلیحاتی یک ماه پس از اجرای برجام رفع شود، اما نتیجه متفاوت بود.»
با این اوصاف مذاکره‌کنندگان ایران علی‌رغم حمایت روسیه و چین برای رفع تحریم تسلیحاتی، چندان به چانه‌زنی نپرداختند و حاضر شدند این تحریم، 5 سال دیگر بر کشورمان اعمال شود. به نظر می‌رسید برای تیم ایرانی «حصول توافق» از «کیفیت توافق» مهم‌تر بود. این راهبرد دقیقا منطبق با همان شعاری بود که ابتدای مذاکرات هسته‌ای در دولت یازدهم توسط وزارت خارجه در یک کارزار تبلیغاتی با محوریت برخی کارگردانان سینمای ایران ترویج شد: «هیچ توافقی بدتر از عدم توافق نیست.» اولویت وزارت خارجه ایران «توافق» بود نه «محتوای» آن؛ به همین دلیل با شتاب زیاد برای دستیابی به هدفشان که «حصول توافق» بود، از توجه و چانه‌زنی بر روی جزئیات چشم‌پوشی می‌کردند. 7 آذر 1395 رهبر انقلاب در جمع فرماندهان نیروی دریایی به مضرات این شتاب‌زدگی ‌اشاره کردند: «مشکلات فعلی در توافق هسته‌ای به خاطر عجله در زودتر به سرانجام رساندن توافق است. وقتی عجله داریم که کار را زودتر تمام کنیم و به جایی برسانیم، از جزئیات غفلت می‌کنیم و گاهی غفلت از یک امر جزئی، موجب ایجاد رخنه و نقطه‌ سلبی در آن کار می‌شود.»
اما پذیرش «تحریم تسلیحاتی» از جانب نمایندگان ایران، تنها مورد عجیب توافق‌نامه برجام نبود! موارد دیگری نیز وجود داشت که می‌توانست مصداق عجله و غفلت از جزئیات باشد. «ساز و کار حل اختلافات» که در بندهای 36 و 37 برجام آمده بود یکی از همین موارد بود. این ساز و کار به نحوی طراحی شده بود که ابتکار عمل را از ایران می‌گرفت. مطابق این ساز و کار با شکایت یکی از طرفین برجام و پس از فیصله نیافتن دعوی در کمیسیون‌ها و جلسات مشخص شده طی زمان تعیین شده، در نهایت کار به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده می‌شد. این شکایت یا طی زمان تعیین شده، در شورای امنیت به نتیجه می‌رسید(اعم از حل و فصل شکایت یا تصویب قطعنامه) و یا در غیر این صورت پس از زمان تعیین شده؛ کلیه قطعنامه‌های تحریمی گذشته شورا به صورت خودکار باز می‌گشت. چیزی که آن را «مکانیسم ماشه» نامیدند. در این حالت حتی اگر طرف شاکی ایران باشد، به علت حق وتوی کشورهای غربی و جلوگیری از تصویب قطعنامه، شکایت ایران هم می‌تواند منجر به بازگشت تمامی تحریم‌های قبلی شورای امنیت شود. در واقع ایران در صورت شکایت و ارجاع موضوع به شورای امنیت یا باید قانع شود و شکایتش را پس بگیرد و یا اگر قانع نشد همه تحریم‌های شورای امنیت باز می‌گردند!
شاید به همین دلیل باشد که علی‌رغم اذعان مسئولان وزارت خارجه ایران به نقض مکرر تعهدات توسط طرف‌های غربی؛ آنها تمایلی به ارجاع شکایت ایران به شورای امنیت سازمان ملل ندارند و پیش‌تر ترجیح دادند تا به مفاد پیمان مودت در سال 1334(1957) رجوع کنند. وقتی ایران در واکنش به نقض عهد طرف‌های غربی، اقدام به کاهش تعهدات خود در توافق هسته‌ای کرد؛ این طرف‌های غربی بودند که ایران را به فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» از طریق ساز و کار حل اختلاف «تهدید» کردند. دانیل لاکاله تحلیل‌گر اقتصادی و استاد دانشگاه در توصیف این اقدام کشورهای اروپایی گفت: «مکانیزم حل اختلاف تصمیمی از سوی کشورهای اروپایی، برای بازگرداندن ایران به تعهداتش است.» با این اوصاف ساز و کار حل اختلاف در برجام به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده بود. واهمه از چنین ساز و کاری بود که باعث می‌شد دولت‌مردان به جای آنکه با تهدید «خروج از برجام» به چانه‌زنی و ایفای حقوق ملت ایران بپردازند، ترجیح دهند در اظهارات متعدد طی زمان‌های مختلف طرف غربی را مطمئن سازند که ایران قصد خروج از برجام را ندارد. پیش از خروج آمریکا از برجام دست کم دو بار رئیس‌جمهور و معاونش این پیام را مخابره کردند که در صورت خروج آمریکا، ایران از برجام خارج نخواهد شد: «اگر فقط آمریکا برجام را ترک کند، ما متعهد می‌مانیم.»(علی‌اکبر صالحی؛ 17 شهریور1396)؛ «اگر اهداف برجام بدون آمریکا محقق شود، چه بهتر!»(حسن روحانی؛ 17 اردیبهشت 1397) حتی وقتی علی‌رغم مهلت چند هفته‌ای ایران به اروپا، کشورهای اروپایی پس از گذشت چند ماه همچنان از راه‌اندازی ساز و کار ارتباطات مالی امتناع می‌کردند، باز هم این رئیس‌جمهور ایران بود که سعی می‌کرد به طرف غربی اطمینان دهد ایران از برجام خارج نخواهد شد: «یکی از ویژگی‌های ما ایرانی‌ها، این است که وقتی توافقی را امضا کردیم در هیچ شرایطی امضاءمان را زیر پا نخواهیم گذاشت.»؛ «به دنیا ثابت کردیم که پای تعهدات خودمان می‌ایستیم و علی‌رغم اینکه طرف تعهد به بخشی از تعهداتش عمل نکرده و یا یکی از آنها به‌طور کامل خارج شده ما همچنان در تعهد خودمان باقی هستیم.»(دکتر روحانی؛ 30 آذر 1398) «مکانیسم ماشه» و متعاقب آن بازگشت تمامی قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت آنقدر برای دولتمردان هراس داشت که با چنین اظهاراتی به زعم خود از وقوع آن جلوگیری کنند.
اکنون بگذارید به موضوع خبری این روزها نگاهی بیندازیم. با پایان یافتن زمان پنج ساله تحریم تسلیحاتی ایران که با موافقت مذاکره‌کنندگان کشورمان اعمال شده بود؛ آمریکا برای دائمی‌ شدن این تحریم تسلیحاتی تلاش می‌کند. طبق گزارش نیویورک تایمز طرح وزارت خارجه آمریکا در این زمینه مبتنی بر تفسیری حقوقی است که نشان دهد ایالات متحده با وجود خروج از برجام همچنان یکی از اعضا/طرفین آن محسوب می‌شود: «طبق آن آمریکا ذاتا یکی از مشارکت کنندگان در برجام تلقی خواهد شد و هدف آن استفاده از تهدید مکانیسم ماشه است که می‌تواند همه تحریم‌های قبل از امضای برجام را علیه ایران مجددا اعمال کند و اگر تحریم‌های تسلیحاتی در شورای امنیت تمدید نشود واشنگتن از این حق ادعایی خود به عنوان یکی از طرف‌های توافق استفاده کند.» در واقع برجام حتی برای سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ هم گزینه مطلوبی قلمداد می‌شود!
به دلیل راهبرد غلط در مذاکرات هسته‌ای و تعجیل در «حصول توافق» و مقدم دانستن آن بر «کیفیت توافق»، این روزها «برنامه جامع اقدام مشترک» نه تنها از معنای خود تهی شده بلکه در مسیر اقدامات یک‌طرفه علیه ایران قرار دارد. دیگر خبری از «روح برجام» نیست؛ حالا توافقی که قرار بود به کاهش فشار بر ایران بینجامد به ابزاری برای اعمال فشار بر ایران تبدیل شده است.

 


:: بازدید از این مطلب : 15
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 27 فروردین 1399

 

گروه اقتصادی: نشست علنی روز گذشته مجلس شورای اسلامی میزبان عادل آذر، رئیس دیوان محاسبات کشور بود تا وی گزارش نهایی این نهاد از تفریغ بودجه سال 97 کشور را به نمایندگان مجلس ارائه کند. پس از نشست علنی مجلس، متن گزارش تفریغ بودجه سال 97 دیوان محاسبات منتشر شد. این گزارش 18 صفحه‌ای در 4 بخش «منابع و مصارف»، «تبصره‌های ماده واحده»، «حسابرسی عملکرد» و «نظرات و پیشنهادها» تنظیم و منتشر شده است. جنجالی‌ترین بخش این گزارش اما «حسابرسی عملکرد» بود که به تشریح نتایج اجرای سیاست ارز 4200 تومانی پرداخته است. بررسی این قسمت از گزارش دیوان محاسبات، درستی نقدهای کارشناسان اقتصادی درباره تبعات مخرب توزیع ارز 4200 تومانی و رانت ایجادشده در نتیجه این سیاست را کاملا تایید کرد. از همین رو «وطن امروز» در ادامه به بررسی مهم‌ترین بخش‌های گزارش تفریغ بودجه سال 97 پرداخته است.
 
* سرانجام رانت‌پاشی با ارز دولتی
شاید تلخ‌ترین بخش گزارش دیوان محاسبات از بودجه سال 97 مربوط به عملکرد ارز 4200 تومانی است. بنا بر گزارش دیوان محاسبات، از مجموع بیش از 31 میلیارد دلار ارز دولتی اختصاص داده شده به واردکنندگان، بیش از 8 میلیارد دلار مربوط به واردات کالاهای غیراساسی بوده است. اتلاف منابع ارزی البته تنها مربوط به واردات کالاهای غیراساسی نبوده است. نوع دیگری از اتلاف منابع ارزی کشور، مربوط به سفارش‌های وارداتی بوده که هرگز محقق نشده است. 
طبق این گزارش از مجموع بیش از 23 میلیارد دلار ارز 4200 اختصاص داده شده به واردات کالاهای اساسی، بیش از 8/2 میلیارد دلار آن هرگز محقق نشده است. همچنین از حدود 8 میلیارد دلار سفارش واردات کالاهای غیراساسی، حدود 2 میلیارد دلار آن صرف هیچ وارداتی نشده است. 
به طور خلاصه از کل 31 میلیارد دلار ارز 4200 اختصاص یافته به واردات، نزدیک به 5 میلیارد دلار از این منابع مصروف هیچ وارداتی نشده و سرنوشت آن هنوز مشخص نیست.
 
* بسیاری از سفارش‌دهندگان، هیچ وارداتی نداشتند
طبق گزارش دیوان محاسبات، بخش زیادی از اشخاص حقیقی و حقوقی که برای واردات ارز 4200 تومانی دریافت کردند، هیچ وارداتی نداشته‌اند و سرنوشت ارز اختصاص یافته به آنها مشخص نیست. در همین راستا دیوان محاسبات به این مسأله اینگونه اشاره کرده است:
تعداد 9 هزار و 658 ردیف تامین اعتبار ثبت‌سفارش توسط اشخاص حقیقی و حقوقی، مجموعا بالغ بر 4 میلیارد و 821 میلیون دلار به‌رغم دریافت ارز 42000 ریالی، وارداتی صورت نگرفته است. برای نمونه:
1- از تعداد ۳۷ شخص حقیقی و حقوقی با دریافت ارز بیش از یکصد میلیون (۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰) دلار، تعداد ۳۲ شخص حقیقی و حقوقی مجموعا بالغ بر یک میلیارد و دویست میلیون (۱,۲۰۰,۰۰۰,۰۰۰) دلار وارداتی نداشته‌اند.
2- از تعداد ۴۸ شخص حقیقی و حقوقی با دریافت ارز بین 50 میلیون (۵۰,۰۰۰,۰۰۰ ) تا یکصد میلیون (۱۰۰,۰۰۰,۰۰۰) دلار، تعداد ۳۱ شخص حقیقی و حقوقی مجموعا بالغ بر 852 میلیون (۸۵۲,۰۰۰,۰۰۰) دلار کالایی وارد ننموده‌اند.
3- از تعداد ۳۸۵ شخص حقیقی و حقوقی با دریافت ارز بین 10 میلیون (۱۰,۰۰۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰,۰۰۰) دلار، تعداد ۲۱۲ شخص حقیقی و حقوقی مجموعا بالغ بر یک میلیارد و دویست و سی و هفت میلیون (۱,۲۳۷,۰۰۰,۰۰۰) دلار واردات انجام نداده‌اند.
4- تعداد ۹۹ فقره از تأمین ارز ثبت‌سفارش‌های بالای 5‌میلیون (۵,۰۰۰,۰۰۰ ) دلار، جمعا بالغ بر یک میلیارد و نود و نه میلیون (۱,۰۹۹,۰۰۰,۰۰۰) دلار هیچ‌گونه وارداتی بابت ارز دریافتی نداشته‌اند.
 
* بیش‌اظهاری قیمت برای دریافت ارز بیشتر
مسأله دیگری که همچون سایر اشکالات ارز 4200 تومانی مورد توجه و تذکر کارشناسان بود، بیش‌اظهاری قیمت اقلام وارداتی از سوی واردکنندگان بود؛ مسأله‌ای که در گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات، اینچنین بدان پرداخته شده است:
در ۷۰ فقره ثبت‌سفارش به ارزش 2 میلیارد و نود و چهار میلیون (۲,۰۹۴,۰۰۰,۰۰0) دلار، تعداد ۲۲ شرکت نسبت به تعیین ارزش کالاهای وارداتی بیش‌اظهاری کرده‌اند که این اقدام خلاف قانون، موجب دریافت حداقل یکصد و هفتاد و دو میلیون (۱۷۲,۰۰۰,۰۰۰) دلار بیش از ارزش کالاهای وارداتی توسط اشخاص مذکور شده است.
 
* هدررفت منابع ارزی برای کالاهای غیرضرور؛ از نخ دندان تا غذای سگ و گربه
بررسی اقلام تأمین ارز بانک مرکزی نشان از آن دارد؛ در شرایطی که بخش صنعت بیشترین نیاز ارزی برای تأمین مواد اولیه و تجهیزات را داشته و کشور دست به گریبان تأمین ارز کالاهای اساسی بویژه غذا و دارو بوده و بدون توجه به شرایط کشور و تحریم ظالمانه استکبار جهانی، در سال ۱۳۹۷ معادل دو میلیارد و هفتصد و شش میلیون (۲،۷۰۶،۰۰۰،۰۰۰ ) دلار ارز به نرخ دولتی ۴۲۰۰۰ ریالی به واردات کالاهای غیراساسی از قبیل نخ دندان، عروسک، اسباب‌بازی، تشک، لوازم آشپزخانه، لوازم بدنسازی، لامپ، در قوطی، درپوش، غذای سگ و گربه، چوب بستنی، انواع خاک، پاک‌کننده و پارچه اختصاص یافته که بعضا دارای تولید مشابه داخلی بوده است.
 
* واردکنندگان مابه‌التفاوت ریالی ارز 4200 تومانی را برنمی‌گردانند
به موجب تصویب نامه شماره ۷۰۲۲۰/ت۵۵۶۳۳ه مورخ 29/5/1397 هیأت وزیران، بانک‌های عامل موظف شده‌اند درباره تأمین ارز قبل از تاریخ 16/5/1397 از طریق بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران یا سامانه نیما، مربوط به کالای ترخیص نشده، به استثنای کالاهای اساسی، با اخذ تعهدنامه از وارد‌کننده مبنی بر پذیرش پرداخت مابه‌التفاوت نرخ ارز معادل ۲۸۰۰۰ ریالی به ازای هر دلار و واریز آن به حساب خزانه‌داری کل کشور اقدام کنند.
گزارش حسابرسی عملکرد ارز ۴۲۰۰ تومانی حاکی است، از مجموع دوازده هزار و پانصد و شصت و سه میلیارد (۱۲,۵۶۳,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) تومان مابه‌التفاوت نرخ ارز که باید توسط ۲۱ بانک عامل وصول شود، حدود 14 درصد آن تا تاریخ 1/9/1398 وصول شده و بیش از 10 هزار و 800 میلیارد (۱۰,۸۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰) تومان آن وصول نشده است.
 
ارسال به دوستان

:: بازدید از این مطلب : 408
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 12 فروردین 1399

عوامل پیدایش تعصب مذموم

جهل، نادانی، غرور و تکبر از عوامل پیدایش تعصب جاهلانه هستند. امام علی(ع) در بیانی درباره ابلیس می‌فرمایند: «تعصب او را فرا گرفت و بدبختی بر او چیره گشت و به اینکه از آتش آفریده شده است مغرور شد و تکبر ورزید و آدم را برای اینکه از پاره‌ای گل خشکیده آفریده شده بود خوار شمرد.»[1]

یکی دیگر از عوامل پیدایش تعصب کورکورانه، شخصیت‌زدگی است. گاه فردی در نظر انسان آنچنان جایگاه و قداستی پیدا می‌کند که گفتار و کردار و اعمال او از محدوه‌ی نقد خارج می‌شود و به همین جهت، چشم و گوش بسته به دنبال او راه می‌افتد و به خاطر او از جان و مال خویش می‌گذرد.

همچنین رسانه‌ها نیز یکی از مهمترین ابزارهایی هستند که با پوشاندن حقیقت سعی در تبدیل ارزشها به ضد ارزش دارند و به گونه‌ای به گسترش تعصب جاهلانه کمک می‌نمایند.

 

پیامدهای تعصب مذموم

مهمترین اثر تعصب جاهلانه انحراف از عدالت است. بسیاری از مخالفتهایی که با عدالت می‌شود و تحقق آن را در جامعه دچار مشکل می‌سازد تعصبات مردم نسبت به اقوام و خویشان و نژادشان است.

بسیاری از کشتارها و نسل‌کشی‌هایی که در جوامعی همانند بوسنی، عراق و فلسطین شاهد آن هستیم ناشی از همین خصلت ناپسند است.

یکی دیگر از آثار زیانبار تعصب جاهلانه گمراهی از دین است. اشخاص متعصب در روابط اجتماعی خود بیشتر ممکن است به بزهکاری گرایش یابند و از مناسبات سالم اجتماعی دور بمانند و همین امر سبب دوری و جدایی دوستان از یکدیگر می‌شود.

 

تعصب ممدوح

تعصبی که از صفات نیکو شمرده می‌شود با عنوان غیرت تعبیر شده است. در حقیقت، غیرت و تعصب در زمینه امور دینی به این معناست که انسان تمام سعی خود را در جهت حفظ دین از بدعت‌ها و آسیب‌ها کرده و اجازه ندهد کسی به ارزش‌های دینی او اهانت نماید.

امام خمینی(ره) درباره علامت تعصب پسندیده می‌فرمایند: «علامت آن این است که حق با هر طرف هست از آن طرف حمایت کند گرچه از متعلقان تو نباشد بلکه از دشمنان تو باشد. چنین شخصی از حمایت کنندگان حقیقت و در زمره طرفداران فضیلت و حامیان مدینه فاضله به شمار می‌آید و عضو صالح جامعه و مصلح مفاسد جمعیت است.»[2]

امیرالمومنین علی(ع) در بیانی می‌فرمایند: «اگر قرار است تعصبی در کار باشد تعصب خود را در اخلاق پسندیده، افعال نیکو، کارهای خوب و اعمال و اموری که افراد باشخصیت و شجاع از خاندان‌های برجسته عرب داشته‌اند قرار دهید. تعصب شما در راه حفظ صفات باارزش همچون حفظ حقوق همسایگان، وفای به عهد، اطاعت از نیکی‌ها، سرپیچی از تکبر، جود و بخشش و خودداری از ستم باشد.»[3]

یکی از مثال‎‌های خوب درباره تعصب پسندیده، تعصب حمزه بن عبدالمطلب نسبت به پیامبر(ص) است. در روایات آمده است که تعصب آن بزرگوار به حدی پسندیده بوده است که هیچ متعصبی وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه همچون او بوده باشد. چرا که این بزرگوار زمانی که دید از روی بی‌احترامی بر سر پیامبر(ص) بچه‌دان حیوانی را فکندند خشمگین شد و به یاری حضرت شتافت و اسلام را پذیرا شد.[4]

پی‌نوشت:

[۱]. نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۲
[2]. چهل حدیث، امام خمینی، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ص۱۴۶
[3]. نهج‌البلاغه، ح۱۹۲، بند۷۹-۷۶
[4]. اصول کافی، ج۲، ص۳۰۸

:: بازدید از این مطلب : 732
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 04 فروردین 1399

قرآن کریمی فرماید: ویژگی مومنان حقیقی و حزب الله این است که به هنگام تعارض محبت فرزندان و بستگان و منافع حزبی و گروهی با اهداف الهی و دینی،جانب ایمان و اهل ایمان را می گیرند و با دشمنان ایمان و اهل ایمان دشمنی می ورزند،هرچند که فرزندان و بستگان و هم حزبان و طرفداران آنان باشند:

لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

"هرگز مردمی را که ایمان به خدا و روز قیامت آورده‌اند چنین نخواهی یافت که دوستی با دشمنان خدا و رسول او کنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند. این مردم پایدارند که خدا بر دلهاشان (نور) ایمان نگاشته و به روح (قدسی) خود آنها را مؤید و منصور گردانیده و آنها را به بهشتی داخل کند که نهرها زیر درختانش جاری است و جاودان در آنجا متنعّمند، خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند، اینان به حقیقت حزب خدا هستند، الا (ای اهل ایمان) بدانید که حزب خدا رستگاران عالمند."

مقام رضا، بالاتر از مقام تسلیم است، یعنى بنده نه فقط تسلیم مقدّرات الهى و امر و نهى اوست، بلکه در دل نیز به آن راضى است و از سر رضایت آن را مى‏ پذیرد.
ایمان با کفر سازگار نیست. به نوح درباره‏ فرزندش گفته مى‏شود: «انه لیس من اهلک» هنگامى که براى ابراهیم ثابت شد عموى او منحرف است، از او برائت جست. «فلما تبیّن له انه عدوّ للّه تبرّأ منه» حتّى پیامبر اسلام‏ از استغفار براى مشرکان منع مى‏شود. «ما کان للنبى والّذین آمنوا ان یستغفروا للمشرکین ولو کانوا اولى قربى من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم»
تولّى و تبرّى‏
در سوره مجادله بارها سخن از تولّى و تبرّى مطرح شده است که بیانگر اهمیّت دوستى با دوستان خدا و دشمنى با دشمنان خداست:
«تولّوا قوماً غضب اللّه علیهم»، «لاتجد... یوادون من حادّ اللّه»
امام رضا (ع) فرمود: «کمال الدین ولایتنا والبرائة من عدّونا» کمال دین، در پذیرش ولایت ما و دورى از دشمنان ماست.
به امام صادق‏ (ع) گفتند: فلانى به شما محبت مى‏ورزد ولى نسبت به برائت از دشمنان شما ضعیف عمل مى‏ کند. حضرت فرمودند: دروغ مى ‏گوید کسى که ادّعاى محبت ما را دارد و از دشمن ما دورى نجسته است.
امام صادق‏ (ع) فرمود: «اوحى اللّه الى نبىّ من انبیائه قل للمؤمنین لاتلبسوا لباس اعدایى و لاتطعموا مطاعم اعدایى و لاتسلکوا مسالک اعدایى فتکونوا اعدایى کما هم اعدایى» خداوند متعال به پیامبرى از پیامبرانش وحى فرمود که به مؤمنان بگو: مانند دشمنان من لباس نپوشند و مانند دشمنان من غذا نخورند و در چگونگى زندگى و رفتار، مانند دشمنان من نباشند، چرا که در این صورت دشمنان من محسوب مى‏ شوند. هم چنانکه آنان دشمنان من هستند.
در حدیث آمده است: «هل الدین الاّ الحبّ والبغض» آیا دین، جز حبّ و بغض است؟


:: بازدید از این مطلب : 1147
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 01 فروردین 1399

سال نو بر همه عزیزان مبارک


:: بازدید از این مطلب : 532
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 14 اسفند 1398
برخی اظهارنظرها و واکنش‌ها پس از شیوع ویروس کرونا بهانه‌ای شد تا درباره نسبت میان ایمان و عقل یا دین و علم مباحثی صورت بگیرد. این مصاف بیش از هر چیز ریشه در سده میانه اروپا یا قرون‌وسطی دارد که تفسیری جزم‌اندیش از مسیحیت به مصاف عقل و اندیشه رفت و خانه دین را بیرون از زمین عقل ساخت.


جدا کردن زندگی دنیایی از زندگی اخروی ثمره اندیشه ارتدوکس مسیحیت قرون وسطی بود که در نوشته‌های « آگوستین قدیس» به روشنی پیداست. او زمین، دنیا و حیات دنیایی را کفاره گناه نخستین آدم می‌داند و بر شر بودن دنیا تکیه می‌کند. از نظر او که شاید از مهم‌ترین متفکران سده میانه باشد تنها کلیساست که می‌تواند پناهگاهی برای انسان درمانده و بیچاره روی زمین باشد. و در عوض 
«شهر خدا» منزلگاه ابدی انسان مؤمن مسیحی است. در این اندیشه، انسان تارک دنیا و عزلت‌نشین می‌شود و عقل و اختیار را کنار می‌نهد و بدون جهد و تلاش دل به تقدیر می‌سپارد. در این اندیشه انحرافی است که راه ایمان از عقل و دنیا از آخرت جدا می‌شود و زندگی دنیایی تباه و نابود می‌شود.
از دل این تقدیرگرایی اما تفکر متعادل امثال « آکوییناس» بیرون آمد تا با استفاده از عقل ارسطویی میان دین و عقل آشتی برقرار کند اما کار از کار گذشته بود چراکه اندیشه «پروتستان» پایانی بود بر آشتی کلیسای قرون وسطی با عقل و حقوق طبیعی. نهضت اصلاح مذهبی با ادعای بازگشت به مسیحیت ناب علیه کلیسا شورید و دنیایی شدن را برای انسان مسیحی تجویز کرد. روی دیگر مسیحیت قرون وسطایی، مسیحیت پروتستان است که اولی عقل را یکسره تقبیح می‌کند و دومی دین را به گوشه‌ای فرستاده و تفسیر صرف فردی از آن ارائه می‌دهد.
غرض آنکه انحراف کلیسای قرون وسطی در دین‌مداری ریشه اصلی مصاف میان ایمان و عقل است که در نهایت آن افراط به تفریط مسیحیت سکولار انجامید. از همین رو این مصاف ، مصافی وارداتی از غرب به شرق است. علاوه بر انبوه روایات و احادیث و آیات در متون اسلامی پیرامون تلازم عقل و ایمان و همراهی علم و دین، در تاریخ اسلام، 
قرون وسطی به شکل مسیحیت نداریم. قرار دادن تقوا به‌عنوان ملاک اصلی سنجش در مقابل رنگ پوست و قوم و قبیله ، توجه به دنیا به‌عنوان مزرعه آخرت، مقابله با خرافه گرایی و عادات جاهلی ، بزرگ‌ترین دشمنان اسلام را از جاهلان و افراد لجوج قرار داد.
تفسیر مجتهدان از اسلام که تفسیری منطقی و متعادل از امور بود در مقابل تفاسیر «اخباری‌ها» و «اشعریون» خطر شکل گرفتن تفاسیر بنیادگرایانه را به حداقل تقلیل داد گرچه در این میان تفاسیر رادیکال در مقابل جهان جدید به سربرآوردن «القاعده» و «داعش» انجامید و راهی که «ابن‌تیمیه» و «محمدبن‌عبدالوهاب» گشودند را به رادیکالیسم و خشونت ختم کرد. با همه این احوال چنان چراغ عقل، دانش و آگاهی در جهان اسلام روشن است، که بی‌خردان را راهی به دل جماعت مومنان نیست.

فاصله‌اندازی بین علم و ایمان
شیوع کرونا از سوی برخی کج‌اندیشان و برخی بددلان فرصتی برای فاصله انداختن میان عقل و علم با دین و ایمان بود. هم آنان که در حرم رفتار شنیع لیس زدن انجام دادند و هم آنان که چنین رفتار سبک سرانه‌ای را به تمامی دینداران و مومنان نسبت دادند. نگاه مجتهدان اما بهداشت را که حاصل تجربه و علم بشر است در عرض دین نمی‌داند و حکم به رفتار غیرعقلانی نمی‌دهد. ایمان به خدا، توکل و دعا و نیایش صورت دیگر جزم‌گرایی و جبرگرایی نیست. همانگونه که اعتماد به علم و پزشک روی دیگر بی‌ایمانی نیست. در چنین بلایایی هم می‌توان جانب عقل و علم نگاه داشت و هم به خداوند توکل کرد. انسان مؤمن انسانی معتدل است که این امت وسط بودن در تعادل میان دل و عقل جان می‌گیرد. جان مؤمن مهم است که شهادت در راه خدا در کلام الهی معامله با پروردگار نام می‌گیرد؛ معامله‌ای که بها و قیمتش را خداوند می‌پردازد. اهمیت جان بشر است که خداوند کشته‌شدن یک نفس را معادل کشته‌شدن تمام بشریت می‌داند پس اگر حکم عقل در تأیید حفظ جان انسان باشد حتماً آن حکم ملازم با حکم شرع است . عبودیت و بندگی انسان که در ایمان او متجلی می‌شود کیفیت و معنای زندگی انسان را در دنیا معین می‌کند. اگر عقل و دانش چراغ راه بشر برای عبور از سختی‌های دنیا باشند ، ایمان و توکل قدرت و نیروی معنوی بشر برای معنادار کردن زندگی 
هستند.
دینداری در دنیای جدید در دنیای واپسگرایان و آتئیست‌ها ، در دو قطبی بنیادگرایان و بی‌مذهبان، از راه همراهی ایمان و عقل می‌گذرد. جهان جدید گرچه از رازها پرده برداشته و جهانی افسون‌زدایی شده است ، اما هرگز نتوانسته معنا و معنویت را مغلوب کند. مؤمنانه زیستن گرچه در دنیای جدید دشمنان جدید و مجهزی دارد و سخت و پیچیده شده اما هم مقدور است و هم مطلوب. هم لذت‌بخش است و هم پسندیده. هم زیستن در دنیا و هم حفظ جان و هم تلاش برای زندگی بهتر هم توصیه شرع است هم توصیه عقل. همانگونه که عالم دینی طبیب روح و جان انسان است، پزشک هم طبیب جسم انسان است. جسم و جان را باید ساخت و پرداخت.
کرونا برای مومنان هم نشانه‌ای از کمبودها و ضعف‌های دنیای مدرن است و هم نمادی از ضعف انسان که خود تذکری است برای اهل ایمان و هم آزمونی برای مواجهه عاقلانه و عالمانه برای مواجهه با یک بلای طبیعی.
سخنان روز گذشته رهبر معظم انقلاب تأییدی بر همراهی دین و علم است. آنجا كه می فرمایند:  خدا ما را موظف كرده است در قبال سلامت خود و دیگران احساس مسئولیت كنیم . لذا هر چه به جلوگیری از شیوع این بیماری كمك كند حسنه و هر چه به شیوع آن كمك كند سیئه است. نمونه كاملی از روشن بینی در نگاه رهبر سیاسی و مجتهد و عالم دینی.

 
 

:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 07 بهمن 1398
رئیس‌جمهور از وحدت و آشتی ملی می‌گوید. او روز ۲۵ دی ماه در بخشی از سخنانش در جلسه هیئت دولت گفت: «بیایید این مشکلات یک هفته و ۱۰روز را مقدمه کنیم و این غم و مشکلات بزرگ را به یک تصمیم بزرگ تبدیل کنیم. آن تصمیم بزرگ، آشتی ملی است. بیایید همه با هم آشتی کنیم. کینه‌ها را از دل برداریم، این انتخابات، ۲۲‌بهمن و روز‌های آینده قدم اول این حرکت باشد.»
این سخنان البته ظاهر زیبایی دارد، اما مرور مواضع رئیس‌جمهور در همین ماه‌های اخیر چندان رنگ و بوی آشتی ندارد و حتی بیشتر به چاشنی‌های انفجاری می‌ماند!

علیه قوه قضائیه
خبرگزاری فارس می‌نویسد: رئیس‌جمهور ۱۹آبان ماه سال جاری یعنی تنها چند ساعت تا شروع پرحاشیه گران کردن بنزین توسط دولت در جمع مردم یزد تصریح کرد: «اینکه چند نفر را به دادگاه کشانده و تبلیغ مبارزه با فساد شود، بدانید که سرِ مردم کلاه نمی‌رود...»

این سخنان در زمانی مطرح شد که برخی از نزدیکان دولت، چون حسین فریدون، برادر رئیس‌جمهور به اتهام اخذ رشوه به پنج سال حبس قطعی و ردمال به مبلغ ۳۱میلیارد تومان محکوم شده، پرونده شبنم نعمت‌زاده دختر محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنعت دولت یازدهم نیز به اتهام «احتکار دارو» در حال رسیدگی است، پوری حسینی رئیس سازمان خصوصی‌سازی نیز به اتهام خصوصی‌سازی‌های بدون ضابطه و افسارگسیخته در بازداشت به سر می‌برد و صحبت‌هایی از دستگیری پیوندی رئیس سازمان هلال احمر و از نزدیکان روحانی نیز به گوش می‌رسد. اما این تنها سخنان حاشیه‌دار روحانی در میدان امیر چخماق یزد نبود، روحانی در ادامه سخنرانی پرحاشیه خود بیان داشت: «یک عده آدمی که نه اخلاق و نه ایمان دارند و نه با منافع ملی آشنا هستند چنین می‌گویند که پارسال ۱۸ میلیارد دلار گم شده است!... مردم بدانند در این دولت یک ریال یا یک دلار گم نخواهد شد و آن در دوران دیگری بود که میلیارد‌ها دلار گم می‌شد و هنوز هم پیدا نشده است، بنابراین راه را اشتباه نروید... از قوه قضائیه که با فساد‌های میلیونی و میلیارد تومانی برخورد می‌کند می‌خواهم که مبارزه با فساد میلیارد دلاری را هم برای مردم توضیح دهد... اینکه هنوز بعد از گذشت چند سال برای ما روشن نیست آقایی که ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون پول مردم را خورد و او را دستگیر کرده و حتی حکم اعدام هم برایش صادر شد و اکنون در زندان است الان، این پول کجاست و چه کسانی مسئول هستند و چرا آن‌هایی که در این زمینه نقش داشتند برای مردم توضیح نمی‌دهند.»

بگم‌بگم‌های روحانی
نگاه رایج روحانی در سخنرانی‌اش در روز پرحاشیه یزد تمامی نداشت، او در ادامه سخنرانی خود بیان داشت: «می‌خواهم نهاد‌هایی که بیش از ۷۰۰ میلیون دلار بدهکارند به مردم توضیح داده شود و در همه این زمینه‌ها از وزیر نفت می‌خواهم که این آمار و ارقام را برای مردم روشن کند، همچنین رئیس بانک مرکزی را مسئول می‌کنم تا پرونده ۲ میلیارد دلاری را به مردم گزارش کند و از دستگاه‌های نظارتی نیز می‌خواهم که سرنوشت ۹۴۷ میلیون دلار را برای مردم روشن کنند.»
این سخنان روحانی هیچ گاه با افشاگری دقیق یا سپردن پرونده‌ها به قوه قضائیه همراه نشد.

نسبت رفتار خود با دیگران
ساعاتی پس از این سخنرانی روحانی در جلسه شورای اداری استان یزد باز هم همین تاکتیک را اجرا کرد و بیان داشت: «بعد از انتخابات چهار سال باید آتش‌بس اعلام شود، در زمان جاهلیت هم که همه باهم جنگ و درگیری داشتند، چهار ماه، ماه حرام بود و جنگ تعطیل می‌شد، اما گویا در کشور ما، ماه حرام هم نداریم.»
مقایسه با عصر جاهلیت جالب توجه بود، اما مهم‌تر آن بود که این خود روحانی و حامیان و دولتمردان او بودند که همچنان نیز به برخی مسئولان کشور به چشم رقیب انتخاباتی نگاه می‌کردند تا جایی که وقتی محمدباقر قالیباف برای انتخابات ثبت‌نام کرد، دولتی‌ها به رغم منع قانونی برای دخالت جناحی در انتخابات، علیه او موضع گرفتند.

شنود؛ اسم رمز ادعایی برای پرت کردن حواس مردم
برهم زدن امنیت روانی مردم در سفر رئیس‌جمهور به کرمان هم ادامه یافت. فردای همان روز سخنرانی در یزد، روحانی در مراسم افتتاح طرح‌های اقتصادی استان کرمان بدون در نظر گرفتن عدم ارتباط سخنانش با موضوع مراسم، گفت: «هر کس نقصی دارد و اگر شما در زندگی کسی شنود بگذارید، در نهایت در زندگی آن فرد خطا پیدا می‌کنید... خداوند ستارالعیوب است و چرا با پول مردم دستگاهی خریده می‌شود و سپس آن دستگاه را در زندگی و کار آنان می‌گذارند و اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند، این راه نیست و نباید مردم را آزار دهیم و بر مبنای اخلاق اسلامی با هم رفتار کنیم و عیب‌ها را بپوشانیم که البته این به معنای عدم‌برخورد با جنایتکار و فاسد نیست. وقتی پرونده هست رسیدگی می‌کنیم، اما یک زمانی می‌خواهیم پرونده بسازیم و رسیدگی کنیم که این بد است.»

بی‌اطلاعی عجیب و خنده‌های عجیب‌تر روحانی
دو سه روز بعد از این سخنان، دولت ناگهان و بدون زمینه‌سازی عمومی قبلی، دست به سهمیه‌بندی بنزین و افزایش قیمت آن زد و جامعه را با یک شوک خبری و روانی مواجه کرد. خود این بی‌تدبیری رسانه‌ای دولت به حد کفایت متناقض با سخنان روحانی در دعوت به آشتی ملی است، اما چند روز بعد، روحانی در اظهاراتی عجیب، مدعی شد که از زمان سهمیه‌بندی بنزین نه تنها مطلع نبوده، بلکه اساساً گفته بوده که به من زمان اجرا را نگویید! این سخنان روحانی که با خنده‌های عجیب او همراه بود، انتقادات بسیاری را موجب شد و باری دیگر فضای روانی جامعه را به هم ریخت.

شورای نگهبان؛ سیبل جدید تفنگ روحانی
با شروع دی ماه فضای اعتراضی آذر ماه نیز مجدداً رو به آرامش می‌گذاشت که خبر شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی همه را شوکه کرد و در ادامه آن نیز آن حضور ده‌ها میلیونی در شهر‌های مختلف آرامش نهایی را برای کشور به ارمغان آورد، اما روحانی باز هم نتوانست از ظرفیت مشروعیت مدنی دولت استفاده کند و تنها پس از چند روز از ترور سردار ایرانی توسط امریکا و غم حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی پیکان حملات خود را به سمت شورای نگهبان نشانه رفت، هر چند این اظهارات در چارچوب وظایف شخص رئیس‌جمهور و دولت نبود، اما دخالت در وظایف قانونی نهاد‌ها و قوای دیگر جزئی از نطق‌های روحانی است.

رئیس‌جمهور در دی ماه و پس از ۱۰ روز پرحادثه در کشور بیان داشت: «همه آن‌هایی که در این انتخابات نقش دارید از شما خواهش می‌کنم، آن جایی که روشن است تا صلاحیت فردی رد شود، آن را رد کنید، اما آن جا‌هایی که نامشخص است یا احتمالات ضعیف است، مردم را ناراحت نکنید، به مردم نگوییم که در برابر یک صندلی مجلس ۱۷نفر، ۱۷۰یا هزارو ۷۰۰ نفر کاندیدا هستند، ببینیم از چند جناح هزارو ۷۰۰ نفر کاندیدا هستند؟ ۱۷نفر از چند جناح، از یک جناح؟ اینکه انتخابات نمی‌شود. مثل اینکه در مغازه‌ای از یک جنس، ۲هزار عدد وجود داشته باشد. مردم تنوع می‌خواهند. بگذارید در میدان انتخابات همه احزاب و گروه‌ها شرکت کنند، قطعاً ضرر نمی‌کنید. با یک جناح نمی‌شود کشور را اداره کرد. کشور متعلق به همه است. اگر تمام ۸۳میلیون متحد باشیم و یک نفر مخالف، باید تلاش کنیم آن یک نفر را هم جذب کنیم. یک نفر مخالف هم برای ما زیاد است در حالی که شما یک جناح و جمعیت بزرگ را مخالف می‌کنید. باید حواسمان را جمع کنیم.»

تذکر ۶ سال پیش
مدل عصبانیت روحانی پیش از این مورد تذکر قرار گرفته بود. محسن رضایی در مناظرات انتخاباتی سال۹۲ گفته بود که اگر بخواهد با این عصبانیت و داد و بیداد کردن سکان کشور را دست بگیرد خدا رحم کند به این کشور!
حال ما باید حسن روحانی را به آشتی ملی دعوت کنیم؛ دعوت به اینکه کمتر فضای روانی جامعه را دستخوش به هم ریختگی و تفرقه کند.

کدام مصوبه تنش‌زا؟!
روز گذشته هم حسن روحانی در جلسه هیئت دولت بر حرف خود مبنی بر عدم ایجاد تنش در جامعه تأکید کرد: «اگر کسی در کشور می‌خواهد اقدامی انجام دهد که با قدرت ملی کشورمان سازگار نیست، حتماً مسئول است و باید در برابر مردم پاسخگو باشد. اگر کسی کلام، سخن و مصوبه‌اش به یک تنش غیرضروری تبدیل شود، باید به مردم پاسخگو باشد.».

اما رئیس جمهور در ادامه همین سخنان، از طعنه و کنایه به شورای نگهبان دریغ نمی‌ورزد: «بدون تردید تنها عامل ایجاد چنین شرایطی وجود فضای رقابتی است و مردم باید به سلامت، امنیت و رقابتی بودن انتخابات اطمینان داشته باشند... اگر توصیه و نصیحت به دیگران مورد رضایت آن‌ها نیست، اما به وزارت کشور، استانداران، فرمانداران و مردم عزیز توصیه می‌کنم اهمیت انتخابات را مدنظر قرار داده و با قوت به پای صندوق آرا بیایند. همه باید بدانند که بالاتر از مردم و بالاتر از قانون نداریم. هیچ نهادی مقدس نیست، مگر اینکه در چارچوب قانون و خواست مردم حرکت کند. این‌ها برای ما روشن است.»

روحانی در شش سال گذشته، بار‌ها و بار‌ها از لزوم وحدت و همدلی حرف زده، اما در عمل طوری پیش رفته که جز ایجاد تنش نتیجه‌ای در برنداشته است، بعضاً حتی همچون همین سخنرانی دیروزی در نقد سخن تنش‌زا گفته، ولی چند دقیقه بعد سراغ طعنه زدن به دیگران رفته است. از سویی تأکید روحانی بر «مصوبه تنش‌زا» و لزوم پاسخگویی به مردم در صورت داشتن چنین مصوبه‌ای، خاطرات افزایش قیمت بنزین و تنش و آشوب و اغتشاشات بعد آن را به ذهن متبادر می‌کند. عجیب است که در حالی که فقط کمی بیش از دو ماه از اغتشاشات بنزینی آبان ماه گذشته، روحانی از لزوم پاسخگو بودن به مردم در صورت داشتن مصوبه تنش‌زا می‌گوید! تناقض در سخنان او به حدی رسیده که عملاً به موضع‌گیری روحانی علیه خودش تبدیل شده است. گویا مشاوران روحانی آنقدر مشغول جدل‌های توئیتری و غیرتوئیتری با نهاد‌های دیگر هستند که اعتنایی به این تناقضات آشکار ندارند.

:: بازدید از این مطلب : 400
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران