منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
شنبه 08 مرداد 1401

 

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس‌جمهور روسیه، ناتو را موجودی خطرناک خواندند که اگر راه مقابلش باز باشد، حد و مرزی نمی‌شناسد و چنانچه روسیه در قضیه اوکراین، ابتکار عمل را به دست نمی‌گرفت، طرف مقابل با ابتکار خود، موجب وقوع جنگ می‌شد و مدتی بعد به بهانه کریمه، همین جنگ را به راه می‌انداخت.
این بیانات رهبری بازتاب زیادی داشت و در حالی‌که در درون خود بخش مهمی از منطق این تأیید را به همراه داشت، با نادیده انگاشتن این منطق، مورد هجمه و حمله افراد و گروه‌های مختلف، ولی همسو قرار گرفت؛ از رسانه‌های متعلق به نظام سلطه تا پیاده‌نظام فارسی زبان آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی و برخی چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای اصلاح‌طلب.
نکته طنز ماجرا این بود که بسیاری از رسانه‌ها و مهره‌های شاخص متعلق به غرب که در ضدیت کامل با اسلام و مسلمانان قرار داشته و مأموریت پروپاگاندای مستمر علیه ایران و محور مقاومت را بر عهده دارند، نگران وجه دینی و اسلامی این سخنان شده و با القای مغایرت آن با نگاه اسلامی، فریاد وااسلاما سر دادند! در این باره به برخی نکات می‌توان اشاره کرد:
۱. سخنان رهبر انقلاب در این دیدار همان‌گونه که مورد اشاره قرار دادند مبتنی بر یک نگاه کلان راهبردی به مسائل جهانی است. اینکه هندسه جهانی قدرت در حال به هم خوردن است، دیگر ادعای استراتژیست‌های غیرغربی و ذی‌نفع این ادعا نیست، بلکه بسیاری از استراتژیست‌ها و سیاسیون غربی و امریکایی بر آن صحه گذاشته‌اند. قدرت امریکا هم در عرصه بین‌المللی و هم در عرصه داخلی در حال افول است و این را خود امریکایی‌ها از حداقل دو دهه قبل متوجه شده‌اند و تاکنون برای جلوگیری از این روند تلاش زیادی کرده‌اند، به خصوص برای مهار ایران، چین و روسیه به عنوان قدرتمند‌ترین مخالفان نظم تک‌قطبی و پیشران‌های روند افول امریکا. از طرفی همزمان با افول امریکا، مخالفان یکه‌تازی امریکا و جهان تک‌قطبی نیز توانسته‌اند بر قدرت خود اضافه کنند و در این میان، ایران به صورتی کاملاً هوشمندانه و با نگرشی راهبردی توانسته ضمن خنثی‌سازی تهاجم ترکیبی همه‌جانبه دشمن علیه خود، برنامه‌های هژمونیک غرب و امریکا را در منطقه که با به کارگیری جریانات تکفیری علیه ایران و محور مقاومت در حال انجام بود به شکست بکشاند. آخرین مورد این تلاش‌ها برای تداوم هژمونی جهانی امریکا، برنامه‌ریزی ناتو به رهبری امریکا برای حمله به کریمه و الحاق اوکراین به این پیمان خطرناک بود که در صورت رخداد آن، علاوه بر تبعات شدید امنیتی- نظامی برای روسیه، راه را برای تداوم گسترش این موجودیت پلید به شرق باز و اعتماد به نفس زیادی برای اقدامات آینده آن علیه ملل مستقل، چون ایران فراهم می‌کرد. این واقعیت‌های میدانی نشان می‌دهد که «ابتکار عمل» ذکر شده چقدر دقیق و حاوی نگرش راهبردی و آینده‌نگرانه بوده است.
۲. برای رفع نگرانی غربی‌ها و پیاده‌نظام فارس‌زبان آن از زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های اسلامی در پی تأیید این ابتکار عمل از سوی رهبری و رفع دغدغه آنان نسبت به اسلام باید گفت که از نظر شرعی، هرگاه خطری جامعه اسلامی را تهدید کند ولو در آینده نزدیک، فقه برای «دفاع مشروع» از کیان اسلامی و مسلمانان حتی همکاری فرد مسلمان با سلطان جائر بدون اذن، ولی را جایز دانسته و جهاد دفاعی را با شرایطی تجویز کرده است! در حالی که در این فقره، علاوه بر اینکه شخص پوتین را نمی‌توان مصداق سلطان جائر ذکر شده دانست، خود، ولی فقیه به عنوان رهبر اسلامی، این راهبرد دفاعی را برای مستحکم‌تر نمودن سدی در برابر پیشروی دشمن و تضعیف آنان تعیین کرده است. از طرفی یکی دیگر از مبانی شرعی «دفاع مشروع» در فقه اسلامی، قاعده‌ای به نام «تترس» است که طبق این قاعده در شرایط جنگی، هرگاه برای حفظ جان انسان‌های به مراتب بیشتر که در معـرض خطـر قطعـی یـا قریـب‌الوقـوع هستند نیاز باشد که جـان انسـان‌هـای کمتری در خطر بیفتد، عقلاً و شرعاً می‌توان جان انسان‌های کمتر را اگرچه مسلمان باشـند بـه خطـر انداخت. طبق این قاعده که فارغ از بعد فقهی آن، جنبه کاملاً عقلانی دارد، می‌توان برای دفاع از مسلمانان و مستضعفان عالم از شرارت‌های برنامه‌ریزی شده دشمنان بشریت به دفاع مشروع و بازدارنده دست زد، ولو در این دفاع جان عده‌ای معدود به خطر بیفتد.
وجه فراسرزمینی دفاع بازدارنده از مسلمانان و کیان اسلامی در سرزمین دشمن یا سرزمین ثالثی که پایگاه دشمن شده است نیز در متون دینی آمده که یک مورد مشهور آن به روشنی در کلام امام علی علیه‌السلام بیان شده است: «به خدا سوگند هر ملتی که درون خانه خود مورد هجوم قرار گیرد، ذلیل خواهد شد.»
تجربه تاریخ دور و معاصر، این حقیقت را به روشنی نشان می‌دهد که موجودیت پلیدی به نام ناتو به رهبری امریکا صرفاً برای جلسه گذاشتن و بیانیه دادن تشکیل نشده و برای آینده بشریت و علیه کشور‌های اسلامی و مسلمانان برنامه‌های شومی در سر دارد و اگر فقط همین یک روایت را نیز مبنا قرار دهیم، لازم است همین امروز در هر نقطه‌ای که امکانش است افسار این ارتش تجهیزشده سلطه‌گر کشیده شود.
قابل ذکر است که نویسنده این سطور ادعایی در فقه ندارد و ذکر این موارد صرفاً برای اشاره به برخی ابعاد شرعی این نگاه، برای آگاه‌سازی عده معدودی است که با حسن نیت، این سخنان مغرضانه را باور می‌کنند و نیز برای راحت شدن خیال بزرگ‌ترین دشمنان اسلام است که در این مورد شدیداً دغدغه اسلام پیدا کرده‌اند! البته روشن است که این سطح از دغدغه‌مندی نسبت به اسلام و زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های آن توسط پیاده‌نظام دشمن، نه از سر علاقه به اسلام که با نیت تکرار قرآن‌های به نیزه شده در برابر، ولی فقیه به عنوان نایب حاضر امام غایب با هدف تداوم هژمونی دشمنان و سلطه آتی آنان برای نابودی اسلام و کیان اسلامی است. باور به صدق و دغدغه‌مندی و دلسوزی نسبت به اسلام و زیر پا گذاشته شدن آن در این فقره، از طرف کسانی که نسبت به برخورد با عریان‌نمایی و بی‌حجابی شدیداً مخالفت می‌کنند و پیاده‌نظام آنان صبح تا شب در حال نقش‌آفرینی در عرصه ضدیت با احکام روشن اسلامی هستند، بلاهت خاصی می‌خواهد!
۳. جمهوری اسلامی ایران برای «دفاع مشروع» از جان مردم خود و سایر مردم منطقه و مستضعفین عالم همواره به صورت فعال عمل کرده و در این باره مسامحه به خرج نداده و با کسی تعارف نکرده است و یکی از روشن‌ترین آن‌ها دفع شر جریان هدایت‌شده تکفیری از سر ملل منطقه و پیشگیری از افتادن این آتش بر جان ملت ایران بوده که با بذل جان شماری از بهترین جوانان ایران محقق شد. امروز نیز این «دفاع مشروع» ادامه دارد و وارد فاز جدید شده است و همانگونه که چندی پیش فرمان تهاجم ترکیبی علیه تهاجم ترکیبی دشمن صادر شد، امروز نیز «دفاع مشروع و پیش‌دستانه» در حال پیگیری است که ضمن تلاش برای خنثی‌سازی برنامه‌های شوم دشمن، به تقویت روند تضعیف بین‌المللی نظام سلطه و استقرار نظم جدید جهانی کمک خواهد کرد. نظمی جدید در جهانی چند قطبی که در آن اثری از هژمونی سلطه‌جویانه مسلط امریکا نیست و جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت یک قطب مؤثر جهانی بوده و نقشی اساسی در مناسبات جهانی ایفا خواهد کرد و این همان راز دغدغه‌مندی امروز بزرگ‌ترین دشمنان اسلام و بشریت نسبت به زیر پا گذاشته شدن آموزه‌های اسلام در این موضوع است!

 

منبع: روزنامه جوان

 
 

:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 08 مرداد 1401
عاشورا، قیام عدالت‌خواهان
مگر نه آن است که دستور آموزنده «کُلُّ یَومٍ عاشُورا و کُلُّ أَرضٍ کَربَلا» باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین، عاشورا قیام عدالت‌خواهان، با عددی قلیل و ایمان و عشقی بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ‌نشین و مستکبران غارتگر بود و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی است در هر روز و در هر سرزمین. (16/6/58)
* * *
سیدالشهدا سلام‌الله علیه وقتی می‌بیند یک حاکم ظالمی، جائری، در بین مردم دارد حکومت می‌کند، تصریح می‌کند حضرت که اگر کسی ببیند که یک حاکم جائری در بین مردم حکومت می‌کند، ظلم دارد به مردم می‌کند، باید مقابلش بایستد و جلوگیری کند هر قدر که می‌تواند؛ با چند نفر، با چندین نفر، که در مقابل آن لشکر و بساط، هیچ نبود. لکن تکلیف اینطور می‌دانست که باید قیام بکند و خونش را بدهد تا اینکه این ملت را اصلاح کند، تا اینکه این علم یزید را بخواباند و همین‌طور هم کرد و تمام شد. خونش را داد و خون پسرهایش را داد و اولادش را داد و همه چیزهای خودش را داد در راه، برای اسلام. مگر خون ما رنگین‌تر از خون سیدالشهداست؟ ما چرا بترسیم از اینکه خون‌ بدهیم یا از اینکه جان می‌دهیم؟ آنها هم در برابر سلطان جائری که می‌گفت مسلمانم، مسلمانی یزید هم مثل مسلمانی شاه بود؛ اگر بهتر نبود، بدتر نبود، لکن چون با ملت آنطور می‌کرد و مردی بود متعدی و ظالم، و ملت را می‌خواست زیر بار اطاعت خودش بی‌جهت ببرد، سیدالشهدا لازم می‌بیند که سلطان جائر را سراغش برود ولو اینکه جان بدهد. همین است سیره انبیا؛ همین بوده است که اگر چنانچه یک سلطانی جائر بر مردم حکومت می‌خواهد بکند بایستید در مقابلش، و به هر چه، به هر جا می‌خواهد منتهی بشود، باید برویم سراغش و نهی از منکرش و امر به معروفش کنیم و بکشیم او را پایین از این تخت باطل. پس ما مبالاتی نداریم در اینکه کشته می‌دهیم، کشته بدهیم؛ البته باید هم بدهیم. (3/8/57)

:: بازدید از این مطلب : 431
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 04 مرداد 1401

 

اسپاسم روده علائمی مثل نفخ و یبوست دارد که می‌تواند دلایلی مثل عوامل روحی و هیجانی یا بیماری‌های التهابی داشته باشد اما با روش‌های مختلف می‌شود آن را تسکین داد.

 


 


:: بازدید از این مطلب : 452
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 03 مرداد 1401

 

آنچه مردم باید درباره نقش رهبری در تصمیمات دولت‌ها بدانند

محسن هاشمی‌رفسنجانی، فرزند ارشد مرحوم هاشمی طی یادداشتی در شماره سه‌شنبه گذشته روزنامه اعتماد در واکنش به مفهوم مورد اقتراح "بانیان وضع موجود" نوشته است:

"استفاده‌کنندگان این اصطلاح تخریبی، متوجه نیستند که در نظام ولایت فقیه اکثر راهبردهای کلان و کلیدی در امور مختلف از جمله روابط خارجی، فرهنگ، اجتماع و اقتصاد، امنیت و... در دست دولت نیست. عبور کنیم و به سبک دیگری به مساله نگاه کنیم. نمی‌توان وضع موجود را که حاصل 44 سال جمهوری اسلامی و نظام حکومت دینی است از ولایت فقیه جدا دانست و طبیعتا در ساختاری که در راس آن ولی فقیه قرار دارد، بیشترین تاثیرگذاری را در راهبردهای حاکمیت و عملکرد مسوولان مربوط به مقام رهبری است."[4]

 

*ما برادرانه به آقای هاشمی عرض می‌کنیم که سفیدسازی یا حمایت سیاسی یا تلاش برای بلاگردانی از رفقا هرگز ارزش ناجوانمردی را ندارد.

خاصّه ناجوانمردی از طرف کسی یا کسانی که قاتق نانشان را در ساحت نظام اسلامی خورده‌اند و اصول و فروع و ساختارهای آنرا بهتر از هر کس دیگری می‌شناسند.

"مقصرتراشی از رهبری نظام" یک پروژه دیرینه است که هر بار و به هر بهانه‌ای از سوی "قبیله ناکارآمدان" مورد احتجاج قرار می‌گیرد و البته به یمن بصیرت مردم هم راه به جایی نمی‌برد!

آقای هاشمی باید به مردم می‌گفت که بیش از 90 درصد بودجه و اجرائیات کشور صراحتا در اختیار رئیس جمهور و در ید قدرت اوست.

او باید به مردم می‌گفت که مسئولیت ولی فقیه به جز در 2 حوزه امنیت و دین؛ در سایر حوزه‌ها غیر مستقیم است و رهبری صرفا مکلف به "مهندسی سازه نظام" است نه دست بردن در انتخاب مردم!

هاشمی باید به مردم می‌گفت که اگر قرار است تصمیم‌ها با رهبری باشد پس چه حاجت به انتخابات؟

و اگر رهبری همه کاره کشور است پس اینهمه تفاوت در مانیفست و اجرائیات و کارنامه در دولت‌های هاشمی و احمدی‌نژاد و خاتمی و روحانی و رئیسی از چه نشأت می‌گیرد؟

و این یک ناجوانمردی آشکار است که هاشمی از این حقایق با مردم محاکات نکرده است.

و اما سخنی با مردم...

همه باید بدانند که پروژه نرمالیزاسیون در دولتین هاشمی رفسنجانی خواسته شخص هاشمی بود نه خواسته رهبری. کما اینکه اسناد مخالفت رهبری با اشرافی گری، با ریاضت اقتصادی و... موجود است.

  پروژه‌های دولت اصلاحات اعم از جامعه مدنی، مردمسالاری و آزادی صراحتا با تأکیدات رهبری بر مدینة‌النبی، هشدار برای شبیخون فرهنگی و مردمسالاری اسلامی مغایر بود.

  آنچه احمدی‌نژاد تحت عنوان اعتقاد به امام زمان و کار جهادی و مذاکره با آمریکا می‌خواست دقیقا بر خلاف چیزی بود که رهبری نظام برای مردم و ساحت عقلانیت تعریف کردند.

و برجام خواسته و اصرار شخص روحانی و اذناب او بود نه خواسته رهبری نظام. همانطور که اقدام نابجای مذاکره مستقیم با آمریکا و رها کردن امر مهم نظارت بر بازار و خفیف کردن قدرت نظامی کشور از سوی ظریف؛ هیچیک با تأکیدات و راهبردهای رهبر معظم انقلاب همسو و هم‌خوان نبودند.

مع‌الوصف تجربه 30 ساله از این خاصّه‌خوانی نشان می‌دهد که تقریبا همه این رؤسای جمهور با عنایت به رأی مردم و بسط ید وسیعی که داشته‌اند؛ امورات خود را دقیقا طبق خواسته‌ها و اصرارهای خود به پیش برده‌اند و رهبر معظم انقلاب نیز جز معدود مواردی که پای حفظ کیان و سازه نظام در میان بوده؛ اغلب ورود مستقیمی به این خواسته‌ها نداشته‌اند، برخی را با سخنرانی و موعظه در نزد مردم روشن‌سازی کرده‌اند و بخشی را نیز به دلیل ماهیت مسئولیت‌های رهبری و مسئولیت‌های رئیس‌جمهور به اختیار عمل دولت گذاشته‌اند.

اینکه محسن هاشمی علیرغم اینکه در تجربه زیسته 30 سال اخیر یک حضور اجرایی داشته و از نزدیک شاهد حقایق پیش گفته بوده اما امروز مثل یک فرد بی‌اطلاع و عوام درباره حقایق سیاسی ایران نظر می‌دهد جای تأسف دارد و از شوربختی‌های جامعه ماست.

که به قول سعدی علیه‌الرحمه:

"از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم"؟!

واین ماجرا سر دراز دارد، بخوانیم

سعید حجاریان، اخیراً در بخشی از یک نامه سرگشاده که با محتوای دستگیری مصطفی تاجزاده،‌ خطاب به دبیر شورایعالی امنیت ملی نگاشته، آورده است:

"حتماً با اصطلاح «ناتوی فرهنگی» نیز آشنایی دارید و قطعاً واقف هستید «ناتو» یک پیمان نظامی میان امریکا و شماری دیگر از کشورهاست که در برابر بلوک شرق برقرار شد. لفظ «ناتو» متأسفانه از مقطعی به حوزه فرهنگ راه یافت و اصطلاح نادرست «ناتوی فرهنگی» به قصد قطبی‌سازی این فضا وضع شد. در حالی‌که نه خبری از «ناتوی فرهنگی» بود و نه «ورشوی فرهنگی»!"[1]

 

*ناراحتی حجاریان از دستگیری رفیق گرمابه و گلستانش کاملا قابل درک است.

بماند که حجاریان خود بهتر از همه می‌داند که تاجزاده تا آنجا تند بود که حتی سعید هم با برخی تئوری‌های مصطفی همراهی نمی‌کرد. (مثل ماجرای مخالفت با تز تاجزاده مبنی بر اصلاحات ساختاری!)

مفهوم عقلانی و فلسفی "ناتوی فرهنگی" را رهبر معظم انقلاب اسلامی در دهه 80 و در تشریح تهاجمات و شبیخون فرهنگی غرب مورد اشاره قرار داده‌اند.

یک معنای کاملا فلسفی در اشاره به صف‌آرایی رسانه‌ای و فرهنگی جهان سلطه علیه ملت‌های آزاد و در صدر آنها علیه ایران و انقلاب اسلامی که مثل یک اژدهای هفت سر، ابزارآلات مختلف رسانه‌ای و غیر رسانه‌ای را برای تأثیرگذاری در باورهای هویتی مردم به کار می‌گیرد.

روشن نیست کدام بخش از این توصیف عقلانی و اصولی که هرچه می‌گذرد بر اتقان آن نیز بیشتر افزوده می‌شود؛ مورد طعن و کینه آقای حجاریان واقع شده و اساسا حجاریان در کدام بخش این مفهوم منطقی و عبارت پیشانی آن توانسته به کشف یک نقض نائل آید؟

هرچه هست  چیزی خارج از گپ و گفت‌های طنزآمیز توییتری نیست! همان طنزهایی که می‌گویند دوئت تاجزاده و حجاریان مایلند هرچه می‌بینند و می‌شنوند را با الصاق یک نقص مواجه کنند و سپس به مقصرتراشی از رهبری مظلوم نظام بپردازند.

گفتنیست، مقام معظم رهبری طی یک سخنرانی در سال 85 پیرامون مفهوم ناتوی فرهنگی فرمودند:

"سررشته‌ی همین تحولات منفی در سطح بین المللی، در دست کسانی باشد که آنها به وسیله ی این تحولات می خواهند اهداف خودشان را - که یا زر است یا زور - تأمین کنند و برای آنها چیزی به نام هویت ملتها اصلاً ارزش ندارد؛ که متأسفانه این در صد سال، صد و پنجاه سال اخیر، در دنیا اتفاق افتاده است؛ یعنی تحولات کشورهای آسیایی و آفریقایی و امریکای لاتین در دام طراحی باندهای قدرت بین المللی افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه داران بین المللی بوده اند. برای اینها آنچه مهم بوده، کسب قدرت سیاسی است که بتوانند در کشورها و دولتهای اروپایی و غیره نفوذ کنند و قدرت سیاسی را در دست بگیرند و پول کسب کنند و این کمپانیها، سرمایه های عظیم، کارتلها و تراستها را به وجود آورند. هدف این بوده است؛ آن وقت اگر اقتضاء می کرده است که اخلاق جنسی ملتها را خراب کنند، راحت می کردند؛ مصرف گرایی را در بین آنها ترویج کنند، به راحتی این کار را انجام می دادند؛ بی اعتنایی به هویتهای ملی و مبانیِ فرهنگی را در آنها ترویج کنند، این کار را می کردند. اینها، اهداف کلان آنها بوده است که تصویر می کردند. آن وقت همیشه لشگری هم از امکانات فرهنگی و رسانه ای و روزنامه های فراوان و مسائل گوناگون تبلیغات در مشت اینها بوده است، که اینها امروز یواش یواش دارد پخش می شود و من پریروز در روزنامه - البته سه، چهار ماه قبل از این، من مقاله اش را دیده بودم - گزارشی از تشکیلِ «ناتوی فرهنگی» را خواندم. یعنی در مقابل پیمان ناتو که امریکاییها در اروپا به عنوان مقابله ی با شوروی سابق یک مجموعه ی مقتدر نظامی به وجود آوردند؛ اما برای سرکوب هر صدای معارض با خودشان در منطقه خاور میانه و آسیا و غیره از آن استفاده می کردند، حالا یک ناتوی فرهنگی هم به وجود آورده اند. این، بسیار چیز خطرناکی است. البته حالا هم نیست؛ سالهاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه ی زنجیره ی به هم پیوسته ی رسانه های گوناگون - که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیونها و رادیوها - در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته ی تحولات جوامع را به عهده بگیرند؛ حالا که دیگر خیلی هم آسان و رو راست شده است.


:: بازدید از این مطلب : 376
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 02 مرداد 1401

محجبه های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟

بیست و هشتم تیرماه سال ۱۳۵۸ هم‌زمان با سالگرد کودتای آمریکایی‌ها علیه مصدق، روزنامه کیهان در یادداشتی به تلاش اعضای جبهه ملی برای راه انداختن یک تظاهرات ضد حجاب واکنش نشان داده و نوشت که اگر فردی واقعاً ادعای مبارزه با آمریکا را دارد، نباید علیه حجاب در جامعه واکنش منفی نشان دهد. در ادامه این مقاله آمده بود که چنان‌چه مردم ایران به پوشش اسلامی با محتوای مکتبی برگردند، در حقیقت یک پایگاه ضد امپریالیستی را به دست آورده‌اند. این مقاله به قلم زهرا رهنورد منتشر شده بود.

اما ۳۸ سال پس از به نگارش درآمدن این یادداشت توسط همسر نخست‌وزیر سابق در دفاع از کرامت و عفت عمومی، او در نقش دیگری ظاهر می‌شود. در یک ماجرای جنجالی گفته شد که رهنورد با ارسال پاکت پستی همراه با مقدار قابل‌توجهی تراول‌چک برای یکی از عوامل سر شبکه کشف حجاب در تهران از او حمایت کرده است. براساس مطالب منتشره در شبکه‌های اجتماعی، رهنورد همراه با پاکت پول در یادداشتی کوتاه از اقدام دختران کشف‌حجاب کرده و برهم زدن امنیت اجتماعی حمایت کرده بود.

البته ماجرای ارسال بسته‌های پول توسط سران فتنه برای برخی عوامل میدانی در شبکه اباحه‌گری خیلی زود لو رفت. یکی از افرادی که باواسطه قرار بود پاکت پول را دریافت کند، از مبلغ واریزی اظهار نارضایتی کرده و همین موضوع باعث شد تا بسیاری از داستان باخبر شوند. مصطفی تاج‌زاده عضو ارشد حزب چپ‌گرا و منحله سازمان مجاهدین انقلاب برای رفع‌ورجوع این افتضاح سیاسی بزرگ خودش را قربانی کرده و اعلام کرد که این پول باواسطه او به دختران خیابانی منتقل‌شده و رهنورد از مبلغ آن خبر نداشته است.

این اتفاق باعث شد که پشت پرده بر سر چوب زدن روسری توسط برخی افراد ناشناس در خیابان افشاشده و رد پای یک گروه سیاسی، چند سفارتخانه اروپایی، یک سرویس اطلاعاتی غربی و برخی از سران فتنه در آن ماجرا آشکار شود. بعدها دادستان وقت تهران اعلام کرد که ویدا موحد یکی از اعضای شبکه دختران خیابانی مشکل روانی داشته و برخی افراد از او برای اجرای طرح تجاهر به فساد سوءاستفاده کرده‌اند.

پروژه آمریکایی موسوم به دختران خیابان انقلاب پس از شناسایی سر شبکه‌های آن در داخل و خارج از کشور متلاشی شده و گرداننده کمپین آن در شبکه‌های اجتماعی اعتراف کرد که هدفش از کشف حجاب در خیابان آن بوده است که براندازی نظام را پیش ببرد، البته در آن زمان همکاری فتنه گران سال ۸۸ با پروژه اجتماعی سازمان سیا خیلی خوب مورد تحلیل و ارزیابی قرار نگرفت!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

 

احیای دوباره یک کارزار شکست‌خورده

در اسناد باقی‌مانده از هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق آمریکا یک ایمیل جالب‌توجه خودنمایی می‌کند، در این ایمیل‌های فوق محرمانه آمده است که وزیر خارج آمریکا از منشی خود خواسته تا پس از شکست سبزها (فتنه‌گران) روزنه‌ای دوباره برای ارتباط با طبقه متوسط شهری در ایران پیدا کند. چند ماه پس از ارسال این ایمیل، دستور وزیر خارجه اوباما اجرایی شده و در شهر کلن آلمان نشستی با موضوع مسائل اجتماعی در ایران با تمرکز روی زنان برگزار می‌شود. این جلسه علاوه بر دو ضدانقلاب یک میهمان جالب‌توجه نیز دارد.

سهراب رزاقی مدیر سابق در وزارت کشور دولت اصلاحات در یکی از پنل‌های این نشست پشت تریبون آمده و می‌گوید: باید چهره سنتی جامعه مدنی در ایران را تغییر داد تا وجهه رهایی‌بخش پیدا کند. درباره وجه رهایی‌بخش جامعه مدنی رزاقی این‌گونه توضیح می‌دهد که در این وجه به جامعه مدنی به‌مثابه یک نیروی اجتماعی و حامل تغییر برای ایجاد جامعه مبتنی بر عدالت بدون تبعیض و خشونت نگریسته می‌شود.

سهراب رزاقی در ادامه به مهم‌ترین فراز از بحث خود در اجتماعی کردن محفل‌های روشن‌فکری پرداخته و می‌گوید:

باید با تمرکز روی مسائلی چون زنان بخش‌های زرد را سبز کرده و به‌صورت تکنیکی و ابزاری فضا را تغییر داد. در سه سال گذشته دولت از یک‌سو تهاجم گسترده‌ای علیه جامعه مدنی مستقل سامان داده و از سوی دیگر در حال ساختن جامعه مدنی مورد نظرش است. زمان آن رسیده است تا محفل‌های روشن‌فکری را به درون جامعه آورده تا محفلیسم تبدیل به نیروی محرکه شود!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

سهراب رزاقی در کنفرانس اسلام زدایی در ایران در شهر کلن آلمان

جالب است بدانید که سهراب رزاقی در دوران دولت اصلاحات با حکم عبدالواحد موسوی لاری مسئولیت یافته بود تا پروژه حمایت از توسعه پایدار و توانمندسازی سیاسی را در ایران اجرایی کند. یکی از اهداف سهراب رزاقی در پروژه واگذارشده آن بود که به همسان‌سازی اصول اسلامی با علوم انسانی سکولار بپردازد.

اما سهراب رزاقی چه کسی است و هدفش از اجرای یک پروژه سیاسی در ایران چه بود؟ رزاقی دستیار حسین بشیریه (استاد برجسته جریان چپ) و از رابطان بنیاد هلندی هیفوس در ایران بود. رزاقی با این مأموریت پا به تهران گذاشت که به‌تدریج سنت‌های اسلامی موجود در جامعه را تغییر داده و به اصلاح ایران را سرتاپا سکولاریزه کند.

هیفوس (HIVOS) مخفف نام «مؤسسه توسعه همکاری‌های انسان‌دوستانه» است که ۵۴ سال پیش در شهر لاهه هلند بنانهاده شد؛ بنیادی که با شعار «انسان بدون مرز»، هدف خود را گسترش همکاری‌ها و کمک‌های مالی انسان‌دوستانه به کشورها و سازمان‌های آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیا اعلام کرده است. بیشترین تمرکز این کمک‌ها و حمایت‌ها در حوزه تغییرات اجتماعی، فعالان فضای مجازی و ابتکارات محلی است.

در اساس‌نامه این بنیاد، تأکید شده است که هیفوس اساساً بنیادی غیرمذهبی یا به عبارت دقیق‌تر ضدمذهبی است که فلسفه وجودی‌اش بر پایه مقابله با سازمان‌های مذهبی شکل‌گرفته است. هیفوس حالا در کشورهای اندونزی، کاستاریکا، زیمبابوه، کنیا، بولیوی، هند، اکوادور، گواتمالا، تانزانیا، آفریقای جنوبی و تیمور دارای دفاتر منطقه‌ای و محلی است و مجموعاً در ۲۶ کشور نیز فعال است.

هیفوس از بخش‌های مختلفی تشکیل‌شده است که درمجموع چهار هدف اصلی را در کشورهای مقصد دنبال و برنامه‌هایی را با این عناوین اجرا می‌کنند: توسعه اقتصادی، دموکراسی و حقوق بشر، فرهنگ و نسل‌ها، ابزارهای ارتباط‌جمعی و رسانه و روابط خارجی.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

چارت سازمانی و نقشه پراکندگی برنامه‌های توسعه و دموکراسی هیفوس در جهان

ترویج تفکرات فمینیستی و کشف حجاب یکی از مهم‌ترین برنامه‌هایی بود که سهراب رزاقی با ایده گرفتن از هیفوس ذیل عنوان پروژه توسعه پایدار برای کشور تنظیم کرده بود. هدف آن بود که با برگزاری پنل‌ها و کارگاه‌های مختلف در کشور نیروی لازم برای تبلیغ لیبرال فمینیسم تربیت‌شده و شبکه‌ای از نیرو و امکانات ایجاد گردد. سهراب رزاقی قبل از آنکه پروژه خود را به مرحله اجرا بگذارد در چتر اطلاعاتی افتاده و دستگیر شد.

با وجود حذف رزاقی از عملیات هیفوس در ایران؛ این بنیاد همچنان به کار خود ادامه داد! برنامه‌های هیفوس در ایران بیشتر بر حوزه «حقوق بشر» متمرکز شده است و در سه محور «حقوق زنان»، «حقوق هم‌جنس‌بازان» و «زندانیان» با مشارکت دو گروه دنبال می‌شود؛ یکی از طریق شبکه رسانه‌ای وابسته به هیفوس در خارج و برخی دنباله‌های داخلی آن و دیگری با استفاده از اپوزیسیون داخلی و برخی فعالان مدنی.

در گزارش عملکرد هیفوس درباره فعالیت‌های این بنیاد در ایران آمده است که هیفوس تلاش می‌کند کمک‌های فنی و اقتصادی و ایجاد ظرفیت برای سازمان‌های ناظر و گزارش دهنده نقض حقوق بشر در ایران را فراهم کند، همچنین بر روی قوانین جایگزین و اجرای اصلاحات از طریق کمپین‌ها و تبلیغات کار می‌کنند.

مارسل ون در هیدن (Marcel van der Heijden) مدیر برنامه حقوق بشر و گسترش دموکراسی هیفوس اذعان کرده است که این بنیاد به افراد و سازمان‌هایی در داخل کشور پول پرداخته است، او در این باره می‌گوید: «کار با فعالان مدنی در ایران بسیار مشکل شده است. افرادی که از کشورهای غربی پول دریافت کرده‌اند به بازیچه شدن دست بیگانگان متهم شده‌اند!»

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

کتاب «جنسیت ایکس» شادی امین/ بخشی از محتوای تولید شده در راستای اهداف بنیاد هیفوس در ایران

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ بار دیگر بازار هیفوسی‌ها در ایران رونق گرفته و سروکله اعضای آن در تهران پیدا شد. سال ۹۴ ماریچه اسخاکه نماینده هلندی پارلمان اروپا از فضای پسا برجامی استفاده کرده و در پوشش دیپلماتیک به ایران سفر می‌کند. او در این سفر با افرادی خاص ارتباط گرفته و چند کارگاه آموزشی نیز برگزار می‌کند.

اسخاکه پس از بازگشت به کشورش، درباره سفر به ایران و حواشی آن در سایت شخصی‌اش می‌نویسد:

برای رسیدن به برابری زن و مرد در ایران راه درازی در پیش است. باآنکه آمار تحصیلات و اشتغال زنان در این کشور امیدوارکننده است، قوانین خانواده و کار راه را برای تبعیض باز گذاشته‌اند. حضور سیاسی زنان در عرصه‌های رسمی نیز بسیار پایین است. ما با خانم ابتکار، معاون رئیس‌جمهور، راه‌های موردنظر او برای اصلاح این وضعیت را بررسی کردیم.

اسخاکه در میانه این سفر علاوه بر دیدار با چند محکوم امنیتی در فتنه ۸۸ در ساختمان یکی از سفارتخانه‌های اروپایی یک کارگاه آموزشی برگزار کرده تا بار دیگر شبکه اسلام زدایی در پوشش فمینیسم را احیا کند. او در این جلسه به این افراد توصیه می‌کند که قدرت کمپین سازی در شبکه‌های اجتماعی را دست‌کم نگرفته و روی براندازی با اینترنت حساب ویژه باز کنند. جالب است بدانید که دو سال پس از سفر اسخاکه به تهران ماجرای کشف حجاب دختران خیابانی هم‌زمان با بروز آشوب در برخی شهرها کلید می‌خورد.

اسخاکه در کارگاه آموزشی خود به لیدرهای بدحجابی گفته بود که تکانه‌های اجتماعی در جامعه ایران در اقشار بالای شهری ایجاد نمی‌شود، باید کاری کرد که کف جامعه با آن‌ها همراه شود. اسخاکه گفته بود که برای استقرار فمینیسم در ایران باید حتی برخی چادری‌ها را نیز به خط کرد!

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

تغییر در پیمانکار براندازی نرم در داخل

هدف اسخاکه از سفر به ایران آن بود که پروژه سهراب رزاقی برای برداشتن حجاب از سر زنان ایرانی را بار دیگر راه بیاندازد؛ پس از لو رفتن پروژه هیفوس در ایران؛ این بنیاد برانداز برخی از مهره‌های داخلی خود را از دست داده و برخی دیگر نیز قطع ارتباط شده بودند، هیفوس برای اجرای طرح خود در ایران احتیاج به مهره‌های بومی داشت! زیرا در ارزیابی صورت گرفته در سازمان‌های جاسوسی غربی پروژه‌های اسلام زدایی و تغییر ماهیت در نظام جمهوری اسلامی ایران تنها با تکیه‌بر اپوزیسیون خارج‌نشین پیش نرفته و نیاز به یک عامل یا عوامل ویژه در داخل نیز دارد. پوشش دیپلماتیک اسخاکه بهترین گزینه برای بازیابی شبکه در آن زمان بود.

واقعیت آن است که تجربه سال‌های گذشته به سیستم‌های اطلاعاتی غربی آموخته است که تکیه‌ بر ضدانقلاب فراری در خارج از کشور بی فایده بوده و آن‌ها به تنهایی امکان اجرایی طرح‌های ضد امنیتی را ندارند، اپوزیسیون خارجی به دلایل مختلف توانایی سازمان‌دهی در داخل را نداشته و تنها موج‌های گذرا  تولید می‌کنند، به عنوان مثال تمام قدرت آن‌ها در حد تجمعی چون ماجرای کشف حجاب زنان در میدان هفتم تیر در سال ۸۵ است.

ازاین‌رو کمپین‌هایی چون یک‌میلیون امضا برای تغییر در قانون حجاب (کمپین شیرین عبادی در سال ۸۰ تا ۸۶) و نیز کارزارهایی چون چهارشنبه‌های سفید (سال ۹۲ تا ۹۶) به‌تنهایی موتور محرک تغییرات اساسی نبوده و باید یک نیروی مؤثر درونی با هدف اجتماعی سازی نیز به میدان فراخوانده شود.

در ارزیابی نهایی صورت گرفته؛ اصلاح‌طلبان با همان چپ‌های ستادی مستعدترین نیرو برای این اقدام بودند. آن‌ها از یک‌سو انگیزه سیاسی، تبلیغاتی و انتخاباتی را داشتند و از سوی دیگر استعداد لازم را نیز برای پذیرش اندیشه‌های لیبرالیستی کسب کرده بودند. این گروه باپوست اندازی‌های مکرر به‌مرور رادیکال‌تر شده و نیروی بالقوه برای تحرکات میدانی است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

پاسکاری‌های متعدد میان ضد انقلاب و چپ‌های ستادی در اجرای پروژه‌های مشترک/ یک روز سناریو چهارشنبه‌های سفید و روز دیگر کمپین محجبه‌های بی حجاب!

بر این اساس مهم‌ترین بخش از پروژه تجاهر و اسلام زدایی نه به افرادی چون شادی صدر، شادی امین، مصی علینژاد یا شیرین عبادی بلکه به یک نیروی متخصص و کارکشته در جنگ روانی و سیاسی در داخل واگذار شد. اجرای کمپین تبلیغاتی با عنوان «من محجبه هستم؛ اما با گشت ارشاد مخالفم» با به‌کارگیری مهره‌هایی چون فائزه‌هاشمی، برخی از اعضای ستادهای انتخاباتی فتنه‌گران در ۸۸، اعضای حزب منحله مشارکت؛ شاخه جوانان حزب اتحاد باتجربه به‌دست‌آمده در کمپین موج سوم در فتنه ۸۸ بخش نهایی پروژه هیفوس در ایران است.

پشت پرده عملیات اسلام زدایی «شبکه اسخاکه» در ایران/ محجبه‌های مخالف گشت ارشاد چه کسانی هستند؟ + تصاویر

فائزه هاشمی نمونه‌ای از محجبه‌های مخالف گشت ارشاد!

تئوریزه کردن مباحثی چون «اصلاحات ساختاری» در برخی سفارتخانه‌های اروپایی پس از سفر اسخاکه به ایران اولین فاز از عملیاتی است که در ۴ سال گذشته به‌تدریج به چپ‌های ستادی واگذارشده است. ماجرای دختران خیابانی در دی‌ماه سال ۹۶ امکان‌سنجی این گروه از ظرفیت‌های موجود برای عملیات اسلام‌ستیزی در کشور بود؛ فاز دوم این اقدام هفته گذشته و پس از انتشار سازمان‌یافته یک ویدئو کلیپ کوتاه از نحوه برخورد پلیس در طرح ارتقاء امینت اجتماعی کلید خورده است. هدف نهایی این طرح غیر مسلح کردن پلیس در امکان برخورد با قانون شکنان است، در این جنگ ترکیبی دشمن، پیاده‌نظام خود را به‌خوبی مسلح کرده است!

 


:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 30 تیر 1401

 

 

واژه «رند» را هیچ زبانی تاب ترجمه ندارد. یک تعریف «رند» ، ترک تعلقات و رسیدن به آزادی محض و رها شدن از هر دو عالم است.

اصول رندی را می شود در آثار جاودانی برخی علما ، فلاسفه ، حکما و رفتار عملی آنها رصد کرد آن‌هم در رهایی از تعلقات و نگاه تحقیرآمیز به داشته‌های مادی حتی معنوی!

رند کسی است که جز خدا نبیند، از غیرخدا آزاد باشد و از طریق شریعت و طریقت به حقیقت رسیده باشد. پاکباز ، بی‌نیاز ، بی‌حرص، دور از ریا و تظاهر!

حافظ در یک نظام معنایی، خود را «رند» می‌داند و می‌گوید: «مرا روز ازل کاری به جز رندی نفرمودند.»

او در مقام و مرتبت رندی می‌گوید:

زمانه افسر رندی نداد جز به کسی

که سرفرازی عالم در این کُله دانست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشان

چون راه گنج بر همه کس آشکار نیست

رند واقعی جان خودآگاه و جهان‌آگاه و حق‌آگاه دارد.

یک تعریف دیگری از «رند» وجود دارد که فرد تصویری از «نیست‌انگاری»، «فاشیست» و «آنارشیست» از خود نشان می‌دهد.

رند به قرائت دیگر یعنی زیرک، زرنگ، حیله‌گر، بی‌قید، لاابالی، بی‌سروپا ، دزد شب‌رو، فرصت‌طلب به قول سعدی ؛ هرزه‌گرد، غافل، حرام‌خور و یاوه‌گو یا به روایت خیام ؛

رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین

نه کفر، نه اسلام، نه دنیا و نه دین

نه حق، نه حقیقت ، نه شریعت نه یقین

اندر دو جهان که را بود زهره این!

***

ما در انقلاب گرفتار جماعتی در داخل و خارج کشور هستیم که جزء اصحاب «رند» از جنس دوم هستند.

انقلاب و نهضت‌های یکصد سال اخیر در ایران صحنه درگیری و مقابله این دو جماعت رند بودند. در مشروطه و نهضت ملی مشتی رند وارد نهضت شدند، با زیرکی ، زرنگی و فرصت‌طلبی انقلاب را به بیراهه بردند و سران مشروطه را به دار کشیدند و ترور کردند و رهبران نهضت ملی را خانه‌نشین کردند.

اما در انقلاب اسلامی به یمن هوشمندی امامین انقلاب و خیل جوانانی که با ترک تعلقات با جان خود در نهضت اسلامی امام خمینی حضور یافتند و ملت را با صبر و صبوری و بصیرت و ‌آگاهی از گردنه‌های سخت و نرمی که دشمن تدارک دیده بود عبور دادند.

انقلاب اسلامی گرفتار یک نبرد دیپلماتیک طی ۲۰ سال گذشته با افرادی «رند» در خارج و «رند» سیاسی در داخل است. داخلی‌ها گاهی پاس می‌دهند و دشمن خارجی در زمین انقلاب «آبشار» شرارت می‌کوبد و گاهی خارجی‌ها پاس می‌دهند داخلی‌ها در زمین جمهوریت آبشار می‌زنند!

زیرکی، زرنگی، حیله‌گری، بی‌قیدی، بدعهدی ، فرصت‌طلبی و یاوه‌گویی از رفتار دشمن می‌بارد.انقلاب در هماوردی با آنها ، گاهی بیراهه‌روی کرده است و آنها از غفلت انقلابیون استفاده کرده‌اند.

آدم‌هایی که رفتند با اینها مذاکره کردند از اصول رندی در سیاست نه از جنس اول بودند و نه از جنس دوم خبر داشتند لذا از زمان آقای هاشمی رفسنجانی که موضوع آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان بود تاکنون طرف آمریکایی با فریب و بدعهدی و زرنگی در این حوزه ظاهر شد و ما نمی‌خواهیم بپذیریم که با چه افراد رندی در آن طرف میز مذاکرات روبه‌رو هستیم.

کافی است ما در مذاکرات افرادی را بفرستیم که از اصول رندی درک درستی از تعلقات و رها شدن و فهم آزادی محض داشته باشند. آن‌وقت خواهیم دید مذاکرات شکل درست خود را پیدا می‌کند و مثل صلح حدیبیه منشأ تحولات و پیروزی‌های شگرفی خواهیم شد.

آقای روحانی رئیس دولت یازدهم و دوازدهم روز عید غدیر در دیدار وزرا و معاونین و استانداران کابینه‌اش در حالی که آقای همتی نامزد اصلاح‌طلبان در کنار او نشسته بود، گفته است : «اگر گرفتار مصوبه هسته‌ای مجلس نمی‌شدیم ،تحریم‌ها را اسفند ۹۹ پایان می‌دادیم» مصوبه هسته‌ای مجلس سه کلمه بیش نبود۱- تحریم‌ها به طور کلی لغو شود ۲- راستی‌آزمایی شود ۳- آمریکا تضمین بدهد زیر تعهدات و پیمان خود نزند. آقای روحانی می‌گوید اگر این مصوبه نبود ما تحریم‌ها را سال ۹۹ پایان می‌دادیم .

اولا شما ۸ سال فرصت داشتید تحریم‌ها را پایان بدهید آن‌وقت مصوبه هسته‌ای مجلس نبود!

ثانیا : این چه جور پایان دادن به تحریم‌هاست که نه راستی‌آزمایی نیاز است نه تضمین!

ثالثا: شما با غرب توافق کردید، برجام سند آن است تعهدات را نقد و یک طرفه عمل کردید اما نه‌تنها تحریم‌ها را لغو نکردید بلکه دو برابر کردید!

اولین اصل رندی در سیاست؛ صدق است؛ متأسفانه در رفتار و گفتار برخی اصحاب دولت پیشین دیده نمی شود.

دومین اصل رندی در سیاست؛ حریت و شجاعت است که قبول کند با اشتباه محض خسارت محض به کشور و ملت زده و در پیشگاه خداوند از مردم عذرخواهی کند.

سومین اصل رندی در سیاست آن است ؛ طرف ظالم؛ بدعهد و حیله‌گر و ... را به مردم معرفی کند نه اینکه جای جلاد و شهید را عوض کند.

چهارمین اصل رندی در سیاست هوشیاری و هوشمندی است . آقای روحانی براساس چه تجربه‌ای می‌گوید؛ ما سال ۹۹ تحریم‌ها را لغو می‌کردیم؟!

***

امامین انقلاب در شناخت دشمن اصلی و مقابله با آن ، راه درستی را پیمودند و همواره در مواجهه با آمریکا اصول رندی در سیاست را بازگو کردند. اما فرماندهان میدان دیپلماسی کمتر به آن توجه کردند و از همان نقطه ضربه خوردند . اگر به شروط رهبری در مذاکرات هسته‌ای توجه می‌شد ما به این نقطه کور دیپلماتیک نمی‌رسیدیم. اگر به شروط مجلس به نمایندگی از ملت بزرگ اعلام شده و به دقت‌های رهبری در اجرای این شروط توجه می‌شد ما از یک سوراخ هزار بار گزیده نمی‌شدیم.

سیر تحولات منطقه و جهان به‌ویژه پس از جنگ اوکراین و نیز تقویت روزافزون جبهه مقاومت در منطقه و اوضاع بی‌ریخت اروپا و آمریکا و نیز دیپلماسی فعال و موفق دولت رئیسی به ما می‌گوید؛ زنجیره تحریم‌ها پوسیده است. اراده پولادین ملت در خنثی‌کردن تحریم‌ها به ما می‌گوید ؛ فقط به خدا اعتماد کنیم خداوند برکات خود را از زمین و آسمان بر این کشور سرازیر می‌کند . کرکره مذاکرات را هیچ وقت پایین نکشیدیم و نخواهیم کشید کافی است به اصول «رندی» در سیاست توجه کنیم تا نتیجه بگیریم.

وضعیت بایدن در آمریکا و سیاست‌های کاخ سفید در غرب آسیا آچمز است. سفر او به منطقه هیچ نتیجه‌ای برای او و شرکای آنها در منطقه نداشت. قدرت ایران در منطقه نقد است و قدرت آمریکا نسیه است. آمریکا و شرکای منطقه‌ای آنها خوب می دانند ایران در شعاع ۳ هزار کیلومتری از خاک خود قادر است هر تهدیدی را در نطفه خفه کند .قدرت نرم ایران در منطقه و جبهه مقاومت نیز یک واقعیت انکارناپذیر است آنها به زودی در مقابل این قدرت زانو خواهند زد.

 

محمدکاظم انبارلویی 


:: بازدید از این مطلب : 506
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 29 تیر 1401

او در فرازهایی با لفاظی و تشکیک در معانی می‌کوشد یاران خود را افرادی بی‌گناه و بی‌خبر از همه‌جا نشان دهد و البته در این میان به نوعی در حال تطهیر سرویس‌های اطلاعاتی غرب نیز است. تشکیک او در مفاهیمی، چون براندازی، انقلاب مخملی و ناتوی فرهنگی تنها برای سفید کردن پادوهای سیاسی جریان تجدیدنظرطلب نیست، انکار این الگوها در واقع تلاشی برای بزک کردن کارنامه سیاه سازمان‌های جاسوسی غربی است. همین چند روز پیش بود که جان بولتون صراحتاً از نقش امریکا در سرنگونی حکومت‌های مخالف سیاست‌های واشنگتن پرده برداشت، اینک سعید مظفری سابق منکر چنین پدیده‌هایی می‌شود.

او در جایی می‌نویسد «شنیده‌ایم که گفته‌شده است عده‌ای در کشور به‌دنبال براندازی قانونی هستند.» فارغ از اینکه آیا کسی این عبارت را گفته یا نگفته که حجاریان مدعی است آن را شنیده، به نظر می‌رسد عمل حجاریان و یارانش چه با این عنوان و چه بدون آن، دقیقاً در همین مسیر است. در اینکه براندازی قانونی واژه‌ای غلط است تردیدی نیست، اما همان‌گونه که مفاهیمی، چون «کلاه‌شرعی» کنایه از تلاش عده‌ای برای دور زدن شریعت است، براندازی قانونی نیز در واقع دورزدن قانون برای زیرپا گذاردن آن است. اگر سعید حجاریان هنوز هم منکر روشن بودن مسئله است، خوب است به عملکرد خود و یارانش در سال ۸۸ مراجعه کند که در انتخابات حضور یافتند و بعد که نتیجه باب میلشان نبود زیر میز زدند و این دقیقاً یعنی سوءاستفاده از آزادی‌های قانونی برای زیر پاگذاردن قانون و این تازه یکی از نمونه‌های تلاش برای به‌اصطلاح «براندازی قانونی» است.

جالب اینجاست که معاون اسبق وزیر اطلاعات در این نامه خود حتی پا را فراتر نهاده و منکر وجود «ناتوی فرهنگی» می‌شود و کل اقدامات رسانه‌ای بلوک غرب را منحصر به رادیو اروپای آزاد می‌داند. بعید است که معاون اسبق سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک کتاب «جنگ سرد فرهنگی» ساندرز را نخوانده باشد که این‌گونه ناباورانه ناتو و غرب را سفید می‌کند! جالب اینجاست که او حتی تنظیم‌گری رسانه‌ای را که اتفاقاً میراث کشورهای غربی است (چراکه رسانه‌های خصوصی و نظام تنظیم‌گری و نظارت حکومت بر این رسانه‌ها اساساً از غرب وارد ایران شده) نیز آماج حمله خود قرار می‌دهد!

به سادگی می‌توان فهمید که نامه حجاریان مشحون از یک تناقض بزرگ است، تناقضی که البته به شخص خود او و کارنامه ۴۰ ساله‌اش برمی‌گردد. کسی که این نامه را بخواند به‌خوبی می‌فهمد که چگونه نویسنده میان سعید حجاریان کاشیِ روشنفکر دوم خرداد به بعد و سعید مظفری امنیتیِ معاون وزیر اطلاعات دهه ۶۰ در نوسان است. او گاه در قامت مؤسس شورای عالی امنیت ملی می‌کوشد تعریف ناقص و سویه‌دار خود از امنیت ملی را به مخاطب تحمیل کند و در جای دیگر این نقش خود را از یاد می‌برد و در کسوت یک روشنفکر همه مسلمات امنیتی را منکر می‌شود. این دقیقاً همان مشکل او و بسیاری از افراد مشابهش در سازمان مجاهدین انقلاب است که مایل‌اند ژست به‌اصطلاح روشنفکری بگیرند، اما نمی‌توانند صبغه امنیتی گذشته خود را هم پنهان کنند. چالش دوقطبی شخصیتی اعضای کمیته X عملاً برای جریان موسوم به اصلاحات نیز هزینه داشته و این جریان باید برای حل این مشکل فکری کند.

 

منبع: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 406
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 27 تیر 1401

ذی‌الحجه، ماه آرزوها و ماه هجرت‌ها و مهاجران الی‌الله است. ماه اطاعت بندگان خوب خدا و الگو‌پذیری ما از آنها در بندگی. ماه الگوهای آزاده و آزادگان موفق. روز اولش، فاطمه به خانه علی می‌رود تا با علی که سلام خدا و خوبان بر آنها، موفق‌ترین خانواده تاریخ را تشکیل دهند و کانون نور را در عالم افروزند. موسی به طور می‌رود و ابراهیم، اسماعیل را به قربانگاه می‌برد و حسین سیدالشهداء‌، خود و قربانیان را به کربلا می‌برد تا برای خدا و بقای دین و هدایت ما فدا شوند و پس از آنان برای کسی عذر تقصیری نماند و پیغمبر خدا در غدیر خم‌، دست علی را در دست گرفته و در پناه خداوند از گزند دشمنان و بدخواهان و کینه‌توزان‌، او را برای معرفی چندین باره به مردم و اتمام حجت به میان حاجیان می‌برد و می‌فرماید مردم‌، هرکه من مولای اویم زین پس‌، این علی مولای اوست.
و خدای متعال در بزرگ‌ترین عید خود که غدیر خم است علی را جانشین پیغمبر معرفی و در عید مباهله که روز اثبات حقانیت است او را جان پیامبر خطاب می‌کند. واقعیتی که مُنکر آن طبق قرآن، دروغگو و مستحق لعنت خداست. این دو عید بزرگ غدیر و مباهله هر دو در ذی‌حجه‌اند و برخی از بزرگان که این ماه را اعظم ماه‌های خدا دانسته‌اند به خاطر این است که این ماه، جدای از اعیاد و مناسبات و موالید بزرگش، محل ولایت است که چنین شرافتی گرفته و چنین بالا نشسته است.
اگر به حقانیت مباهله پی برده می‌شد و آن واقعه مهم و غرورآفرین‌، آن پیروزی بدون جنگ و آن روز جدا‌کننده حق و باطل را در لابلای اتفاقات دیگر گم نمی‌کردند هرگز رود از چشمه جدا نمی‌شد و اگر در مورد غدیر خم جهاد تبیین و روایتگری صورت می‌گرفت هرگز گذر صدیقین به کربلا نمی‌افتاد و عاشورا روز قربان مردان خدا نمی‌شد. و خدا را شکر که حضرت سجاد و حضرت زینب که سلام خدا و خوبان نثارشان‌، بودند و توانستند با آن همه سختی‌، روایت صحیح را بر خرافه و دروغ و نیرنگ غلبه دهند وگرنه ما از مولای شهیدمان چه می‌دانستیم؟ و در بیابان گمراهی این جاهلیت آخرین، به کجا پناه می‌بردیم؟ گویا دلیل اصرار شیعه برای زنده نگه داشتن محرم و صفر و پاسداری و تقویت شعور شیعی این باشد که جبران غفلت از مباهله و غدیر را بکند و راه را برای تکرار عاشوراهای بعدی ببندد. آن که از حقایق و واقعیت درس نیاموزد مجبور است از اتفاقات و حوادث تلخ، عبرت بگیرد و پس از آن، حَلَّت بِهِ النّدامه.
و انقلاب اسلامی توانست به فضل خدا مسیر منحرف تاریخ را اصلاح کند و رود را به چشمه زلال و جوشان غدیر برساند و تا ابد مسیر تکرار تاریخ خونین کربلا را ببندد. دریای خروشان بیداری اسلامی و تصاعد هندسی هدایت‌شدگان در جهان‌، اگرچه مسئولیت مقلدان خمینی و خامنه‌ای را در همه انواع جهاد‌، مضاعف می‌کند ولی نشان از امداد و نظر خدا به انقلاب اسلامی دارد و مژده روزهای بی‌غم و پر سرور ظهور می‌دهد.
و یکی از دلایل مهم تقابل و تمرکز حیرت آور شیاطین جن و انس با انقلاب اسلامی، فهمیدن این واقعیت و درک قدرت رو به تزاید و تضاعف جبهه حق، توسط آنان است که خواب راحت و آرامشان را بریده و چنین به اتحادشان کشانده است. تجمع تفاله‌ها و نخاله‌های تاریخی در جبهه مستکبر و مقابل، دیدنی است. از سلطنت‌طلب و ساواکی و سعودی و منافق و دزد و اختلاسگر و رقاص و بهایی و صهیون و کافر و مشرک و بی‌دین و افیونی و... اختلافاتشان را کنار گذاشته و در جنگ احزاب علیه انقلاب اسلامی صف بسته‌اند. و در جبهه حق که ملت ایران افتخار اهتزاز پرچمش را دارد، مؤمنین و مستضعفین و پابرهنگان و تازیانه خورده‌های تاریخ جمعند. جای تعجب نیست که در جبهه مقابل کسانی هستند که با دیدن روسری زنان ایرانی، جوش و کهیر می‌زنند و از غیظ، کف می‌کنند ولی در جبهه خود، زنان منافقی را دارند، روسری به سر. و آن عفریته‌ها به این عجوزه‌ها کاری ندارند!
در این معرکه و جنگ تمام‌عیار مستکبرین علیه مستضعفین، مردم ایران تا سال پیش گرفتار کسانی بودند که در فرصت‌سوزی و خرابکاری، صاحب نشان‌اند و وبال اقداماتشان را امروزه مردم با گوشت و پوست و استخوان خود درک می‌کنند. اصلاح ساختار یارانه‌ها و ارز 4200 تومانی که به ارز جهانگیری معروف است‌، برای دولت دکتر رئیسی یک انتخاب نبود‌، اضطرار بود. کمیاب شدن اقلام خوراکی و مصرفی و حتی صف کشیدن برای تهیه نان ارزان در برخی کشورهای همسایه و... همه نشان از درستی اقدام دولت ما دارد. اقدامی که به خاطر بی‌تدبیری دولت قبل‌، بر گُرده دولت جدید افتاد. مثل برجام، مثل کرسنت، مثل رتبه‌بندی، مثل توقف ساخت پالایشگاه، مثل قاچاق سازمان یافته، مثل بی‌عقلی در تعدیل بازار ارز، مثل تحریف در چگونگی تأمین واکسن، مثل برّه‌کُشان جاسوس‌ها و نفوذی‌ها و دوتابعیتی‌ها، مثل مدیران شیشلیک‌خور و تسبیح به دست، مثل گنده‌گوهای کم‌کار، مثل خندیدن در عصبانیت مردم و مثل هشت سال خون دلی که گذشت.«ای پس از سوء القضا حسن القضا»، مطلع سخن یکی از جوانان کرمانشاهی در دیدار مردمی دکتر رئیسی در سفر به کرمانشاه بود. تعبیر درست و درد دلی است با رئیس‌جمهوری که ریاست جمهوری را به مردم برگرداند و مدیریت یک‌جانشین و مردم‌گریز را به محله‌های امثال «‌ملاحسینی‌» رساند که گرچه در مرکز شهرند ولی خود، مرکز محرومیت‌اند. گذراندن تعطیلات مدیران در کیش و قشم و خارج‌، وقتی که مردم گرفتار سیل و زلزله و کرونا هستند، اگرچه بی‌انصافی است ولی کار سختی نیست که از بی‌خیال‌ها برنیاید. سخت و جوانمردانگی آن است که جمعه و تعطیل خود را هم به کار خلق خدا بپردازی و گره باز کنی. و این سخن مردم بود با رئیس‌جمهورشان که در گرمای طاقت‌فرسای تابستان، نه کولری برای خود مهیا کرده بود و نه سایه‌بانی. و مثل مردم عرق می‌ریخت. «‌سلام بر شما که نه تنها در پیاده‌رو دیوار نکشیدید، بلکه دیوار بلند بین مردم و دولتمردان را فروریختید...»

 


:: بازدید از این مطلب : 428
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 25 تیر 1401

مسئولان بلندپایه ارتش انگلیس نیز از این روند قتل عام‌های غیرقانونی در افغانستان اطلاع داشتند.

آمریکا و ناتو در سال ۲۰۰۱ به بهانه مبارزه با تروریسم به افغانستان لشکرکشی کردند و طی عملیات‌های نظامی که در نقاط مختلف افغانستان به ویژه در جنوب این کشور انجام دادند، مرتکب جنایت‌های هولناکی شدند.

گزارش تازه منتشر شده در خصوص اقدامات فراقانونی نظامیان انگلیسی در افغانستان تنها گوشه‌ای از جنایت‌هایی است که توسط ناتو و آمریکا در ۲۰ سال گذشته در افغانستان صورت گرفت. مردم افغانستان بار‌ها با حمل پیکر کشته شدگان به مقامات کابل و مقامات محلی اعتراض کردند تا مانع این کشتار‌ها شوند، اما به‌رغم واکنش‌های تند حکومت حامد کرزی این کشتار‌ها همچنان ادامه یافت و اعتراض‌ها هم راه به جایی نبرد.

واکنش وزارت دفاع انگلیس مبنی بر این که نظامیان انگلیسی «با شجاعت و حرفه‌ای‌گری در افغانستان خدمت کرده‌اند و همیشه بالاترین موازین را رعایت کرده‌اند» نشان‌دهنده چیزی جز حمایت از درنده‌خویی، سلاخی‌کردن انسان‌ها و زیر پا گذاشتن ارزش‌های انسانی نیست. گویی در قاموس غرب رعایت قوانین جنگی و مسائلی از این دست فقط بر عهده دیگران است.

این سئوال مطرح است که آمریکا و ناتو جنایت‌هایی را که توسط نظامیان آن‌ها صورت گرفته و امروز یک به یک برملا می‌شود، چه می‌نامند؟ آیا این جنایت‌ها نوع دیگری از تروریسم نیست؟ و یا این که تعریف تروریسم تنها در انحصار آمریکا است و هر نوع که مایل باشد، آن را تعریف می‌کند.

تحقیق اخیر افشا کننده بخشی از جنایت‌های انجام شده نظامیان خارجی در افغانستان است. انتظار می‌رود که جنایت‌های ۲۰ ساله آنان از سوی سازمان‌های بی‌طرف و ضد جنگ مستندسازی شود.

قتل غیرنظامیان، زندان‌های خصوصی، شکنجه هولناک زندانیان، پرتاب از هواپیما به قعر دره‌ها، ترور‌های هدفمند، حملات شبانه، ویران‌کردن خانه‌ها و انواع دیگر جنایت‌های صورت گرفته در افغانستان توسط ناتو موضوعاتی هستند که همواره در رسانه‌های محلی و بین‌المللی بازتاب یافته‌اند و شاید زمان آن فرارسیده که در مورد هر کدام از آن‌ها تحقیقات جدی صورت گیرد. بازماندگان عملیات‌های خودسرانه ناتو باید لب بگشایند و از آنچه بر آنان گذشته است، سخن بگویند.

تاریخ جنایت‌های خونبار در دو دهه گذشته باید ثبت شود. آیندگان باید بدانند که آمریکا و ناتو که خود را سردمداران مبارزه با تروریسم، داعیه‌داران حقوق بشر و پیام‌آوران آزادی و خوشبختی به جهانیان معرفی می‌کردند، چه بلایی بر سر مردم افغانستان آوردند.

متأسفانه شعار‌های رنگین آمریکا و اروپا برای مبارزه با تروریسم، تأمین حقوق بشر و حفاظت از جان انسان‌ها، بهانه‌هایی در راستای اعمال سیاست‌های خون‌بار آن‌ها است. مداخله‌های نظامی آمریکا و غرب در هر منطقه‌ای از جهان فقط به کشتار بیشتر، ویرانی و هرج و مرج منتهی شده است. واپسین میراث ناتو، افغانستان است با دولتی ورشکسته و ملتی محتاج و فقیر.

تحقیق منتشر شده به وضوح می‌رساند که بر خلاف شعار‌های حمایت از حقوق بشر انگلیسی، نظامیان این کشور هیچ ارزشی برای جان غیر نظامیان افغانستان قائل نبوده‌اند و در کمال خونسردی کشتار بدون تحقیق غیر نظامیان را بار‌ها و بار‌ها تکرار کرده‌اند.

پرونده افشای جنایات آمریکا و متحدان ناتویی آن در افغانستان تازه گشوده شده است و به یقین دردناک‌تر از عراق و ابوغریب خواهد بود. درس‌های دردناک، اما آموزنده‌ای از این تحقیقات به دست می‌آید که مهمترین آن‌ها عدم اعتماد به شعار‌های دروغین مبارزه با تروریسم و حمایت از حقوق بشر توسط سردمداران سیاسی و نظامی غرب است.



منبع: پایگاه پژوهشی بررسی تحولات افغانستان


:: بازدید از این مطلب : 373
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 22 تیر 1401

محمدکاظم انبارلویی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت: آمریکایی‌ها ۲۰ سال است با دولت‌های متفاوت در ایران پیرامون مناقشه هسته‌ای گفت‌وگو می‌کنند. آمریکایی‌ها بعد از پیروزی انقلاب به‌ویژه پس از اشغال لانه جاسوسی بنا را بر عدم رسمیت شناختن انقلاب  وجمهوری اسلامی گذاشتند و انواع توطئه‌ها از جمله راه‌اندازی جنگ داخلی و خارجی برای تجزیه ایران و حمایت آشکار از گروه‌های تجزیه‌طلب و علی الخصوص با حمایت بی‌دریغ از تجاوز حزب بعث عراق مرتکب انواع جنایات جنگی شدند.

با چنین پیشینه‌ای دیپلمات‌های ما به‌ویژه در دولت یازدهم و دوازدهم با لبخند پشت میز مذاکره می‌نشستند و برای حل مشکلات با آمریکا و رفع تحریم‌های ظالمانه و جلوگیری از ترورها و خرابکاری‌های آن‌ها گفت‌وگو می‌کردند.

دولت های یازدهم و دوازدهم به این بهانه از مردم رأی گرفتند که بروند مناقشه هسته‌ای با آمریکا را حل کنند و تحریم‌ها را لغو کنند و با برقراری روابط، شرّ آمریکایی‌ها را از سر ملت کم کنند.آن‌ها با بیان این‌که گذشتگان زبان دیپلماسی را نمی‌فهمند و زبان آمریکایی‌ها را نمی‌دانند از مردم رأی گرفتند با آنکه ردپای آن‌ها قبل از این در گفت‌وگوهای هسته‌ای وجود داشت.

۲۰ سال است که  با آمریکایی‌ها مذاکره می‌کنیم. آمریکایی‌ها ۴ کلمه با دولت و ملت ایران حرف دارند که همواره زیر سقف گفت‌وگوها تکرار و به پذیرش آن از سوی دیپلمات‌های ایران اصرار دارند:

۱- بساط هسته‌ای خود را جمع کنید. شما مجاز به داشتن فناوری‌ و دانش هسته‌ای حتی در حوزه کشاورزی، پزشکی، صنعت و تولید انرژی و ...نیستید.

۲- اگر با شما گفت‌وگو می‌کنیم و امتیازی را آن‌هم روی کاغذ می‌دهیم اجازه راستی‌آزمایی نمی‌دهیم.

۳- تضمینی هم برای قول و قرارهایمان  در گفت‌وگو نمی‌دهیم .

۴- مطالبات غرب از شما فقط در حوزه دانش هسته‌ای نیست در حوزه  نظامی  و استانداردهای دموکراسی و آزادی و حقوق بشر  شرط داریم باید بی‌چون و چرا آن‌را بپذیرید!؟ اگر نپذیرید ترور دانشمندان و خرابکاری تأسیسات هسته‌ای شما در دستور کار  خواهد بود.

آن‌ها صریح می‌گویند: با انتشار قطعنامه‌های تکراری در شورای امنیت سازمان ملل، شورای حکام آژانس و نیز قطعنامه‌های حقوق بشری همراه با تحریم‌های ظالمانه روزگارتان را سیاه می‌کنیم!

اساسا یکی از دلایل محرمانه بودن مشروح مذاکرات هسته‌ای طی ۲۰ سال گذشته همین پرت و پلاگویی و زورگویی آمریکایی‌ها بوده است. خوب این ۴ کلمه حرف زور را مردم ما می‌فهمند لذا هر روز پس از نمازهای یومیه در مساجد  فریاد مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر اسرائیل سر می‌دهند. اما برخی دیپلمات‌های ما و برخی رجال سیاسی و احزاب سیاسی که خودشیفته هستند و در نگاه به آمریکا دچار خودشگفتی می شوند، نمی‌خواهند آن‌ را بفهمند!

رئیس جمهور دولت یازدهم و دوازدهم و رئیس تیم دیپلماسی او می‌گفتند  ما زبان آمریکایی‌ها را می‌فهمیم شما نمی‌فهمید برخی از ما ۳۰ سال در آمریکا زندگی کردیم و حتی با برخی از مقامات آمریکا رفت و آمد خانوادگی داریم ما می‌دانیم چطور این مناقشه و سوءتفاهم با آمریکایی‌ها را حل کنیم. رفتند سر میز مذاکره حتی به توافق رسیدند اما با آنکه می‌گفتند زبان انگلیسی را با لهجه آمریکا می‌فهمند فرق بین «لغو» تحریم‌ها با «تعلیق» تحریم‌ها را نمی‌دانستند!

براساس توافق، امتیازات نقد به آمریکایی‌ها دادند. اما آمریکایی‌ها نه‌تنها به یک تعهد خود عمل نکردند بلکه تحریم‌ها و تهدیدها را چند برابر کردند. اینها آمدند در داخل به‌خاطر این دستاورد تقریبا هیچ به قول خودشان به همدیگر مدال دادند و خود را قهرمان دیپلماسی کشور معرفی کردند. بعد که ملت فهمیدند چه کلاهی سر دولت گذاشتند عمر دولت به سر آمد ملت از رأی خود تبری جست و به دولت جدید با رویکرد انقلابی رأی دادند. روحانی و ظریف با برجام ، دست‌وپای دولت جدید را توی پوست گردو گذاشتند و بخشی از  دیپلماسی دولت جدید را نقد کردن چک برجام با خسارات محض آن قرار دادند!

اکنون چندین دور مذاکرات در وین و اخیرا در قطر و گاهی در عمان صورت گرفته است آمریکایی‌ها می‌گویند؛ مرغ یک پا دارد و همواره زیر سقف گفت‌وگوها آن ۴ کلمه حرف زور خود را تکرار می‌کنند.

دولت رئیسی زیر بار حرف زور نمی‌رود و با تعریف واقعی و نوعی تعامل با جهان را که در چشم‌انداز برنامه ۲۰ ساله جمهوری اسلامی بود در دستور کار خود قرار داده است. نگاه به روابط دوستانه با همسایگان و  قدرت‌های بزرگ مثل چین و روسیه که با تحریم‌های ظالمانه آمریکا همکاری نکردند را در دستور کار خود قرار داد و روزبه‌روز بر حجم مراودات با جهان بدون آمریکا افزود و توفیقات خوبی را هم به دست آورد. این رویکرد، کشور را از موضع «بدهکاری» خارج و در جایگاه «طلبکاری» از غرب قرار داد.

اما برخی همچنان اصرار دارند که دولت و ملت ایران را «بدهکار» و آمریکا و سه کشور شرور اروپایی را «طلبکار» جلوه دهند. این جماعت برخی «خائن» و برخی «غافل» هستند . بنده با خائنین حرفی ندارم چون آن‌ها عمله ظلم و ستم آمریکا هستند و منافع آمریکا را در داخل نمایندگی می‌کنند اما چند کلمه با حضرات غافلین دارم.

مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم که برخی از آنان از اخیار هستند در بیانیه‌ای به مناسبت ۱۵ خرداد مطالب بی‌ربطی درباره انقلاب، مردم و نظام گفته‌اند که نقد آن حوصله و فرصت دیگری را می‌طلبد اما در بخشی از بیانیه خود آورده‌اند : «تأکید ما بر این است که رویکرد کلان سیاسی در کنار رویکرد اقتصادی کشور باید تغییر یابد تا با رفع تحریم‌ها و مذاکره مستقیم، اقتصاد ایران بتواند از رکود و تورم نجات یابد.»

حضرات مجمع محققین و مدرسین حوصله نکردند کارنامه دیپلماسی کشور را طی ۲۰ سال مذاکره بی‌حاصل با آمریکایی‌ها چه مستقیم و چه غیرمستقیم مطالعه کنند و  ببینند با این ۴ کلمه حرف زور آمریکایی‌ها چه باید بکنند؟ آن‌ها تجربه برجام آن‌هم با مذاکره مستقیم و قدم زدن ظریف و جان‌کری در خیابان‌های وین را دارند. آن‌ها تجربه دولت روحانی را دارند که به او رأی دادند و از او حمایت کردند تا معضل روابط با غرب و  مناقشه هسته‌ای حل شود چگونه باز پیشنهاد مذاکره مستقیم را می‌دهند؟!

حضرات مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم در بیانیه خود اضافه می‌کنند : «از بزرگترین خسران‌هایی که در این سال‌ها نصیب کشور شد اتکای بیش حد دیپلماسی به کشور روسیه است. روسیه در جنگ با اوکراین برجام را فدای منافع خود کرد و با کاهش قیمت نفت ضربه‌ای بزرگ به اقتصاد تک محوری ایران وارد کرد.»

اگر کمی به متن این بیانیه دقت کنیم، غفلت، بی‌خبری و عقب‌ماندگی از تحولات جهان از این عبارات می‌بارد که در زیر به آن اشاره می‌شود.

۱- آقایان در بیانیه خود از آوردن یک کلمه و واژه به شدت پرهیز کرده‌اند آن‌هم واژه «آمریکا» است . آن‌ها هیچ اشاره ای به جنایات آمریکا در ۴۰ سال اخیر به‌ویژه در ۲۰ سال جنگ نرم و مناقشه هسته‌ای نکرده‌اند و نه‌تنها آمریکا را متهم پرونده هسته‌ای معرفی نکردند بلکه تلویحا جمهوری اسلامی را متهم و «بدهکار» دشمن معرفی کرده‌اند!

۲- روسیه در مذاکرات هسته‌ای چه در زمان روحانی و چه پس از آن در کنار ایران با زیاده‌خواهی‌های آمریکا مقابله کرده در شورای امنیت با حق وتو در کنار منافع دولت ایران بوده است . چطور التماس روابط با آمریکا که خسارت محض داشته اشکال ندارد، اما روابط با روسیه آن‌هم به‌گونه‌ای راهبردی که بسیاری از تحریم‌های آمریکا را به کمک روس‌ها دور زده‌ایم خسارت‌بار بوده است!؟

۳- آمریکایی‌ها با فروپاشی شوروی کشورهای عضو پیمان ورشو را یکی پس از دیگری عضو ناتو کردند و در سند امنیتی خود از تجزیه روسیه به پنج جمهوری سخن گفته‌اند . روس‌ها برای دفاع از امنیت ملی و تمامیت ارضی خود به طور اجتناب‌ناپذیری به جنگ اوکراین کشیده شدند. کجا روس‌ها با جنگ اوکراین برجام را فدای منافع خود کردند!

آن موقع که ما با آمریکای اوباما به توافق برجام رسیدیم که اصلا جنگ اوکراینی در کار نبود بعد هم ترامپ برجام را پاره کرد و تحریم‌ها را چند برابر کرد. شما از کدام برجام یاد می‌کنید که روس‌ها آن را فدای منافع خود کردند!

قیمت نفت با جنگ اوکراین به بالای صد دلار رفت. شما از چه کاهش قیمت نفت سخن می‌گویید. این حرف‌های نادرست چیست که سرهم‌بندی می‌کنید یک ذره هم برای شعور مخاطبین خوداحترام قائل شوید!

۴- روسیه در حوزه خزر همسایه ماست. شما که می‌گفتید نظام باید با دنیا ارتباط داشته باشد چگونه است یک دولت بزرگ در همسایگی ما که یکی از قدرت‌های بزرگ جهان است را جزء دنیا نمی‌دانید و زبان به مذمت دیپلماسی کشور در بسط روابط با روسیه با رویکرد احترام متقابل گشوده‌اید؟!

امام  (ره) در منشور برادری به جناح‌های کشور توصیه فرمودند :«در موضع‌گیری‌ها حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایه‌داری غرب و در رأس آن آمریکا باشید.»

چطور می‌شود حضرات مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه به مناسبت سالگرد ارتحال امام بیانیه می‌دهند یک سطر از این بیانیه اختصاص به محکوم کردن جنایات آمریکا و نشانی از خشم و کینه از تجاوزات ظالمانه آمریکا در تحریم‌ها علیه ملت ایران دیده نمی‌شود؟!

مردم زبان آمریکایی‌ها را می‌فهمند آن‌هم همه روزه در نمازهای جمعه و جماعات روزانه خود با فریاد مرگ بر آمریکا پاسخ آن‌را می‌دهند چرا زبان آمریکایی‌ها و مواضع تجاوزکارانه آن‌ها علیه ملت را شما نمی‌فهمید؟!

این روزها گاهی ظریف در عرصه رسانه ظاهر می‌شود و حرف‌هایی می‌زند که هیچ ربطی به نقدها پیرامون دستاورد تقریبا هیچ برجام ندارد.

آمریکایی‌ها اخیراً در ترجمه جدیدی از برجام می‌گویند؛ «ما که از برجام رفتیم اما ایران باید در برجام بماند و به تعهدات خود عمل کند بدون این‌که انتظار داشته باشد ما حتی یک تحریم را برداریم!!» ظریف به جای این‌که پاسخ گستاخی آمریکایی‌ها را بدهد هنوز از میوه‌های خیالی برجام سخن می‌گوید!

ظریف حاضر نیست به این پرسش ملی پاسخ دهد که ؛ چرا میلیاردها دلار خسارت به تأسیسات هسته‌ای زدید بدون این‌که حتی یک تحریم را بردارید و صدها تحریم دیگر به آن افزودید.

ظریف باید اعتراف کند زبان انگلیسی با لهجه آمریکایی‌ها را می‌داند اما از فهم زبان دیپلماسی آمریکایی و منطق مقامات کاخ سفید عاجز است! و این عجز خسارات جبران ناپذیری به دیپلماسی خارجی کشور در طول خدمت او در وزارت خارجه به‌ویژه ۸ سال دوران دولت روحانی زد.


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران