منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 08 مهر 1400
مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی اخیرا به نکات قابل تأملی درباره مذاکرات وین و سرنوشت توافق هسته‌ای اشاره کرده است.  «جوزپ بورل» در این باره می‌گوید:
«موضوع، اعمال فشار [علیه ایران] نیست. فکر می‌کنم موضوع متقاعد کردن آنهاست که به یک توافق نیاز دارند. اقتصاد و جامعه ایران هم در وضعیت بدی قرار دارد. آنها هزینه گزافی برای مسدود شدن ظرفیت‌شان در تامین نفت می‌پردازند. آنها برای ازسرگیری فعالیت اقتصادی به یک توافق نیاز دارند. تنها راه رسیدن به این توافق، بازگشت به میز مذاکره است». بهتر است آقای بورل بداند اتفاقا مشکل کشور ما طی 8 سال گذشته، همین «احساس نیاز مطلق به برجام» و در نتیجه، اعتماد کاذب به بانیان آمریکایی و اروپایی این پروسه بود. قطعا بورل به وضوح می‌داند در فاصله ۳ ماه تا انعقاد توافق هسته‌ای با ایران (تیرماه 94)، «وندی شرمن» مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی از ورود میلیاردها دلار پول به ایران و رفت‌و‌آمد شرکت‌های خصوصی و دولتی مختلف دنیا به ایران در دوران «پسابرجام» خبر داد اما پس از اجرایی شدن توافق هسته‌ای، همین مقامات دولت اوباما به این شرکت‌ها هشدار دادند در عین رفع تحریم‌های ضدایرانی، تضمینی درباره حفظ برجام در آینده وجود ندارد! آنها از شرکت‌های مختلف دنیا خواستند در تصمیم خود مبنی بر هرگونه سرمایه‌گذاری در ایران، ریسک سرمایه خود را نیز مدنظر قرار دهند! پس از این اقدام غیرقانونی وزارتخانه‌های خزانه‌داری و خارجه آمریکا، ایران به کمیته مشترک برجام نسبت به نقض ماده 29 توافق هسته‌ای توسط واشنگتن شکایت کرد. 
در این بند آمده بود: آمریکا و اتحادیه اروپایی نباید به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، مانعی را در مسیر رفع تحریم‌های ضدایرانی ایجاد کنند. با این حال، واشنگتن چنین اقدامی را به صورت علنی و عامدانه صورت داده بود اما دولت‌های آلمان، انگلیس و فرانسه در اقدامی جمعی و وقیح، شکایت ایران را غیرمنطقی قلمداد کرده و حتی تهدید کردند در صورت اصرار ایران، مکانیسم ماشه را علیه کشورمان فعال خواهند کرد. 
در چنین شرایطی، یک ماه است دولت سیزدهم در رأس معادلات سیاسی و اجرایی ایران قرار گرفته است. بدیهی است یکی از اصلی‌ترین دلایل اقبال افکار عمومی و رای‌دهندگان کشورمان به دولت جدید، تاکید حجت‌الاسلام و المسلمین رئیسی بر استراتژی «خنثی‌سازی تحریم‌ها» است.
این دولت معتقد است نحوه مدیریت اقتصاد و سیاست خارجی کشور در دولت‌های یازدهم و دوازدهم، فاجعه‌آمیز بوده و منتج به فجایع اقتصادی سال‌های اخیر شده است. فراتر از آن، دولت جدید تاکید دارد برجام نه تنها نمی‌تواند و نباید به نقطه ثقل اقتصاد و سیاست خارجی کشورمان تبدیل شود، بلکه باید وزن استراتژیک و حتی تاکتیکی این پدیده را در پایین‌ترین حد ممکن (در حد صفر) تعریف کرد. بی‌دلیل نیست که احصای ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل جدید در محیط خارجی و داخلی کشور و عینی‌سازی (و بعضا کمی‌سازی آنها)، به اصلی‌‌‌ترین دغدغه دولت سیزدهم تبدیل شده است. در چنین شرایطی جوزپ بورل تاکید دارد باید مؤلفه‌های وابستگی دوباره ایران به «برجام» و احساس نیاز گسترده مبتنی بر احیای توافق هسته‌ای را در میان ایرانیان تقویت کرد. 
بدون شک بورل و دیگر سران اروپایی شدیدا نگران فعال شدن ظرفیت‌های جدید و غیربرجامی در حوزه سیاست خارجی و اقتصاد کشورمان هستند. این نگرانی سبب شده مقامات آمریکایی و اروپایی تلاش کنند فاکتورهای مبهم و بحران‌ساز را در فضای فعلی کشورمان تقویت کرده و به افکار عمومی اینگونه القا کنند که تنها راه نجات اقتصاد ایران، احیای توافق هسته‌ای به هر قیمت ممکن است! 
بهتر است آقای بورل بداند اگر ملت ایران قصد داشت مانند برخی سیاستمداران غربگرا، فریب این بازی نخ‌‌نما را خورده یا به صورت عامدانه در‌ این پازل خطرناک بازی کند، خروجی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400، حضور دولتی مخالف «اقتصاد برجام‌محور» در مسند قوه اجرایی کشور نبود. اتفاقا بهتر است مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی خود را برای پذیرش واقعیتی به نام‌ گذار از اقتصاد تحریم‌محور آماده کند. همان‌گونه که اشاره شد، در این معادله، استراتژی خنثی‌سازی تحریم‌ها به اصلی‌ترین استراتژی حوزه اقتصاد داخلی و خارجی کشور تبدیل خواهد شد. در صورتی که بتوانیم در این ریل‌گذاری و منظومه‌سازی اقتصادی و تجاری، موفق و پویا عمل کنیم قطعا برجام به صورت خودکار به حاشیه رانده شده یا حتی از بین خواهد رفت. این همان هدف و نقطه‌ای است که آمریکا و تروئیکای اروپایی بشدت از تحقق آن هراسان هستند. آنها نگران روزی هستند که به قول رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه کشورمان، سرنوشت معیشت مردم عزیزمان به اخم و لبخندهای برجامی دشمنان گره نخورد. تا رسیدن به این نقطه مطلوب و زیبا، زمان زیادی باقی نمانده است؛ ان‌شاءالله.

:: بازدید از این مطلب : 677
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 06 مهر 1400

فشار جدید آمریکا و اروپا به ایران با مانور روی گزارش رافائل گروسی؛

 

سخنگوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پنجشنبه گذشته در بیانیه‌ای اعلام کرد «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در آخرین گزارش خود درباره راستی‌آزمایی و نظارت در ایران، به کشورهای عضو اعلام کرد ایران روزهای ۲۰ تا ۲۲ سپتامبر (۲۹ تا ۳۱ شهریور) به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه سرویس تجهیزات نظارت آژانس را داده و اجازه داده شده تا کارت ذخیره دوربین‌ها در تمام مکان‌های ضروری در ایران به جز کارگاه ساخت تجهیزات سانتریفیوژ در مجمع تسا در کرج تعویض شود.

در این بیانیه همچنین آمده است: ایران به آژانس دسترسی به سایت کرج را برای نصب دوربین‌های نظارتی جدید یا اطمینان حاصل کردن از اینکه تولید قطعات سانتریفیوژ در این کارگاه از سر گرفته شده، نداده است. مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعا کرده تصمیم ایران در اجازه ندادن به آژانس برای دسترسی به کارگاه ساخت قطعات سانتریفیوژ «تسای» کرج برخلاف شرایط توافق‌شده در بیانیه مشترکی است که ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) با «محمد اسلامی» رئیس سازمان انرژی اتمی و معاون رئیس‌جمهور ایران حاصل شده است. 

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تکرار کرده که تمام فعالیت‌های اشاره شده آژانس در بیانیه مشترک برای تمام تجهیزات تعریف‌شده آژانس و تاسیسات و مکان‌های ایران برای حفظ ادامه اطلاع ضروری است. 

ادعای مدیرکل آژانس در حالی است که طبق گفته مقامات کشورمان، موضوع تجهیزات در مجتمع کرج جزو دستور کار و توافق ایران و آژانس در سفر اخیر رافائل گروسی به ایران قرار نداشته و مطابق معمول مدیرکل آژانس درخواستی فراتر از چارچوب و تفاهمات صورت‌گرفته‌ طلب کرده است. تیرماه سال جاری اقدامی خرابکارانه در مجتمع تسای کرج انجام شد که البته هیچگونه خسارت مالی و جانی به دنبال نداشت. با این شرایط تهران دلیلی برای در اختیار گذاشتن این مجتمع در اختیار بازرسان آژانس که بارها در نقش چشم دستگاه‌های امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی عمل کرده‌اند، نمی‌بیند. 

 واکنش ایران: ادعای آژانس فراتر از تفاهمات

پس از انتشار گزارش «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی ‌انرژی اتمی درباره عدم اجازه ایران برای نصب مجدد دوربین‌های نظارتی در مجتمع «تسا»ی کرج، کاظم غریب‌آبادی، سفیر و نماینده دائم ایران نزد سازمان‌های بین‌المللی در وین، در یک رشته توئیت نوشت: عمیقا مایه تأسف است که بعد از ۳ اقدام خرابکارانه تروریستی در تأسیسات هسته‌ای ایران در طول یک سال گذشته، آژانس هنوز این اقدامات شرورانه را برخلاف قطعنامه‌های متعدد کنفرانس عمومی آژانس و مجمع عمومی سازمان ملل و حتی به خاطر تجهیزات و اموال خود و ایمنی و امنیت بازرسانش، محکوم نکرده است. وی افزود: هر تصمیم ایران درباره تجهیزات نظارتی آژانس صرفا بر مبنای ملاحظات سیاسی بوده و نه حقوقی؛ از این رو، آژانس نمی‌تواند و نمی‌بایست حقی برای خودش در این زمینه قائل شود. 

وی اضافه کرد: بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس نیز با حسن‌نیت ایران و با هدف جایگزینی کارت‌های حافظه «تجهیزات مشخص‌شده» حاصل شد. اقدامات آژانس برای اجرای این هدف نیز ۲۰ تا ۲۲ سپتامبر انجام شد. 

غریب‌آبادی عنوان کرد: در طول گفت‌وگوها در تهران و اخیرا در وین نیز به طور واضح خاطرنشان شد از آنجا که تحقیقات امنیتی و قضایی درباره مجتمع تسای کرج همچنان ادامه دارد، تجهیزات نظارتی این مجتمع در زمره تجهیزات تحت سرویس فنی قرار نمی‌گیرد. به همین خاطر بود که از عبارت «تجهیزات مشخص‌شده» در بیانیه مشترک استفاده شد. وی یادآور شد: از این رو، گزارش ۲۶ سپتامبر مدیرکل آژانس دقیق نبوده و قطعا فراتر از تفاهمات حاصله برابر بیانیه مشترک است. 

* آژانس مراقب باشد

بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی نیز در واکنش به گزارش مدیرکل آژانس بین‌المللی اعلام کرد: در پاسخ به انتشار گزارش غلط آقای گروسی مدیرکل آژانس، نامه‌ای برای آژانس ارسال و نسبت به این اقدام غیرسازنده اعتراض شد. کمالوندی توضیح داد: آقای گروسی و همکاران ایشان بخوبی می‌دانند که تفاهم صورت‌گرفته در قالب بیانیه مشترک، مشمول تجهیزات نظارتی مجتمع کرج به این دلیل که در نتیجه خرابکاری تیرماه این مجتمع همچنان تحت تحقیقات امنیتی قرار دارد، نمی‌شد.

وی گفت: درخواست تعمیم تعویض کارت‌های حافظه به دوربین‌های این مجتمع در سفر مدیرکل به تهران و نیز دیدار حاشیه کنفرانس عمومی وین مطرح شده بود که در هر ۲ بار ضمن ارائه توضیحات توسط آقای اسلامی، پاسخ منفی و مخالفت ایران را به دنبال داشت. کمالوندی اضافه کرد که درج واژه «مشخص‌شده» در مقابل کلمه تجهیزات به همین منظور و با هدف مستثنی شدن این مجتمع از سرویس و تعویض کارت‌های حافظه انجام شده است.

سخنگوی سازمان انرژی اتمی در ادامه یادآور شد: در دیدار وین هنگامی که بار دیگر مدیرکل درخواست سرویس دوربین‌های مجتمع کرج را مطرح کرد، آقای اسلامی با صراحت کامل و ذکر دلایل مطرح‌شده در جلسه قبل، تعمیم تعویض کارت‌های حافظه به مجتمع یادشده را ناممکن و خارج از چارچوب بیانیه مشترک اعلام کرد. سخنگوی سازمان انرژی اتمی همچنین متذکر شد ضرورت دارد مسؤولان این سازمان بین‌المللی با پرهیز از موضع‌گیری‌های هدفمند سیاسی، گزارش‌های غلط و مغرضانه، روند سازنده ایجاد شده به دنبال مراودات اخیر ایران و آژانس را تخریب نکنند. 
 
* پاسکاری آژانس با آمریکا!

«لوئیز بونو» نماینده آمریکا در سازمان‌های بین‌المللی مستقر در وین طی سخنرانی در نشست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: «ما از امتناع ایران از دادن دسترسی لازم به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای سرویس تجهیزات نظارتی خود بسیار ناراحتیم. همان‌طور که در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر بین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و ایران توافق شد چنین دسترسی‌ای برای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ضروری است تا بتواند اطلاعات خود را درباره فعالیت‌های مرتبط با توافق هسته‌ای برجام حفظ کند و این برای اینکه بتواند هرگونه تفاهم درباره بازگشت متقابل برجام را به سرعت اجرا کند، مهم است».

لوئیز بونو مدعی شد: «ایران علاوه بر رد دسترسی مورد نیاز، هنوز مدیرکل را به تهران دعوت نکرده است از جمله برای بحث درباره سوالات حل نشده آژانس درباره توافق جامع پادمان، همان‌طور که ایران در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر موافقت کرد». وی در ادامه افزود: «همان‌طور که ۲ هفته پیش در جلسه شورای حکام اعلام کردیم، ایران باید به صورت فوری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری لازم را انجام دهد. در کنار بسیاری از اعضای دیگر، ما همچنین تاکید کردیم که ایران باید به تعهدات خود در بیانیه مشترک ۱۲ سپتامبر عمل کند. آنطور که گزارش مدیرکل روشن می‌کند، اقدامات ایران برخلاف شرایط توافق شده در آن بیانیه است. ما از ایران می‌خواهیم بدون تأخیر به آژانس دسترسی لازم را ارائه دهد. اگر ایران این کار را انجام ندهد، ما در روزهای آینده با سایر اعضا درباره پاسخ مناسب مشورت می‌کنیم».

اتحادیه اروپایی هم با ابراز نگرانی درباره دوربین‌های نظارتی در سایت «تسا» اعلام کرد: «اتحادیه اروپایی عمیق‌ترین نگرانی خود را از این مطلب ابراز می‌دارد که ایران به آژانس اجازه دسترسی به کارگاه تولید سانتریفیوژ در مجتمع تسا در کرج را نداده است. این یک تحول نگران‌کننده و در تضاد با بیانیه‌ مشترکی است که ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریورماه) بین مدیرکل و معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی ایران حاصل شد». اتحادیه اروپایی سپس در ادامه از ایران خواست اجازه دسترسی آژانس به این تجهیزات را فراهم آورد و اعلام کرد: «بنابراین اتحادیه اروپایی از ایران می‌خواهد بدون هرگونه تأخیر به بازرسان آژانس اجازه دسترسی به کارگاه تولید قطعات سانتریفیوژ مجتمع تسا در کرج را بدهد». اتحادیه اروپایی در پایان از گروسی خواست درباره این موضوع به شورای حکام گزارش دهد و در این باره گفت: «ما از مدیرکل دعوت می‌کنیم در صورت لزوم، درباره این موضوع مهم به شورای حکام گزارش دهد».

* آژانس توجیه می‌شود؟

رفتارهای غیرسازنده و سیاسی‌کارانه آژانس که در هماهنگی کامل با طرف غربی و آمریکایی است، پاسخ مناسبی به حسن همکاری ایران نیست. تهران اگر چه با وجود اینکه می‌توانست آرشیو چند ماه گذشته دوربین‌های نظارتی آژانس را پاک کند اما با اثبات حسن‌نیت خود از این کار خودداری کرد. رافائل گروسی و همکارانش که با خروج از وظایف حرفه‌ای، این سازمان تخصصی وابسته به سازمان ملل را تبدیل به بازوی اجرایی آمریکا در فشار بر ایران کرده‌اند، طی روزهای گذشته کوچک‌ترین واکنشی به نقض «ان‌پی‌تی» توسط آمریکا، انگلستان و استرالیا در پی پیمان امنیتی «اوکاس» و تجهیز کانبرا به ۸ فروند زیردریایی هسته‌ای نشان ندادند. 

آژانس در عوض اما با در پیش گرفتن استاندارد دوگانه و رفتار تبعیض‌آمیز در قبال اعضای NPT، سعی می‌کند هر روز به بهانه‌ای موضوعات تازه‌ای در پرونده هسته‌ای ایران مطرح کند و همچنین از تهران انتظار دارد علاوه بر پادمان، پروتکل الحاقی را هم اجرا کند. آژانس و گروسی البته خواهند دانست سقف مطالبات از ایران تا کجاست و نسبت به شرایط جدید توجیه خواهند شد. 

مدیر کل آژانس از کوری و کری در آمد؟!

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود نوشت: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به عنوان نهاد حقوقی برآمده از معاهده ان پی تی، باید دو کار را انجام دهد؛ به کشورها برای دستیابی به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای کمک کند و ضمنا مانع‌ اشاعه تسلیحات هسته‌ای شود. آژانس اما در این سال‌ها مثل خیلی از نهادهای شبه بین‌المللی دیگر، به‌عنوان گماشته آمریکا و غرب عمل کرده است. نه تنها دارندگان تسلیحات اتمی را مورد خطاب و عتاب قرار نمی‌دهد (چاقو، دسته خود را نمی‌برد!)، بلکه در مقابل ‌اشاعه فعالیت‌های غیرصلح‌آمیز از سوی دولت‌های غربی هم غالبا ساکت است. ایران در طول دو دهه اخیر در معرض بیشترین بازرسی‌های آژانس قرار داشته و صلح آمیز بودن فعالیت‌هایش محرز است. در مقابل، رژیم‌هایی مثل آمریکا و برخی دولت‌های اروپایی، ضمن تولید تسلیحات اتمی، به رژیم صهیونیستی هم کمک کرده‌اند تا به تسلیحات اتمی دسترسی پیدا کند.

اما آژانس و هیئت حاکمه غالبا غربی آن، هرگز به طور جدی معترض رژیم صهیونیستی نشده‌اند که چرا عضویت و نظارت آژانس را نمی‌پذیرد. اما از آن سو، بر اساس فضاسازی صهیونیست‌ها و غرب، ایران را بارها در مظان اتهام قرار داده و خواستار بازرسی - حتی فراپادمانی- شده است!

ایران دو بار به فاصله ۱۵ سال، همکاری داوطلبانه با آژانس برای رفع برخی ابهامات و همچنین انجام بازرسی‌های فراپادمانی را پذیرفت، اما غرب و آژانس در هر دو بار، طلبکارتر شدند و تعهدات خود برای بستن پرونده و رفع فشارهای سیاسی و تحریمی را زیر پا گذاشتند.

رافائل گروسی مدیرکل آژانس در آخرین گزارش خود، اعلام کرده «ایران به بازرسان آژانس اجازه داده کارت حافظه را در بیشتر تجهیزات جایگزین کنند. اما برخلاف توافق انجام شده، از انجام این کار در کارگاه ساخت تجهیزات سانتریفیوژ در کارگاه تولید قطعات سانتریفیوژ در مجتمع تسا در کرج، ممانعت کرده است».

کارگاه مذکور همان جایی است که چند ماه قبل عملیات خرابکاری علیه آن انجام گرفت و صهیونیست‌ها با تلویح نزدیک به تصریح، مسئولیت این اقدام تروریستی را برعهده گرفتند.

این چندمین اقدام خرابکارانه بود که از سوی صهیونیست‌ها یا آمریکا علیه مراکز هسته‌ای ایران انجام می‌گرفت و عجیب و تاسف بار اینکه، آژانس از محکومیت اصل اقدام تروریستی به مرکز تسا درمانده و عاجز بود. در مقابل جمهوری اسلامی ایران اعلام کرده که به‌خاطر بررسی‌های امنیتی و اقدامات ترمیمی این مجتمع، نمی‌تواند اجازه تعمیر و جایگزینی دوربین‌ها و تجهیزات آژانس را بدهد.موضوع مهم این است: آژانس خواستار دسترسی مجدد به مرکز تولید سانتریفیوژی است که به هنگام عملیات تروریستی و خرابکارانه علیه همان مرکز، لال شده و از امنیت مراکز هسته‌ای یک کشور عضو خود (ایران) دفاع نکرده بود. این نهایت وقاحت و اسباب سرافکندگی برای شخص رافائل گروسی است که هنگام اقدامات خرابکارانه علیه تاسیسات یک کشور عضو، کور و کر می‌شود و ناتوان از حتمی محکومیت لفظی است، اما مدتی بعد خواستار همکاری ایران برای احیای نظارت‌هایش در همان مرکز می‌شود. معنای دیگر این رفتار، نوکری و سرسپردگی مدیرکل آژانس نسبت به طرف‌های تروریستی است که هم تسلیحات هسته‌ای را تولید می‌کنند و هم مرتکب خرابکاری و ترور علیه برنامه صلح آمیز اعضای آژانس می‌شوند.

با این اوصاف و در حالی که آژانس به تعهد خود برای کمک به توسعه برنامه‌های صلح‌آمیز ایران هیچ کمکی نکرده، اما آمار مراکز و دانشمندان هسته‌ای ایران را برای خرابکاری و ترور در اختیار دشمنانش قرار داده، آیا تداوم همکاری یکطرفه با این مرکز جاسوسی هسته‌ای آمریکا منطقی به نظر نمی‌رسد و حتما باید تجدیدنظر اساسی در این باره انجام شود.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 575
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 02 مهر 1400


.

عملیات ماندگار و بلندمدت آزادی» ... از آن سوی کره خاکی لشکرکشی کرده بودند تا به زعم خودشان با کندن ریشه تروریسم، آزادی و دموکراسی و مدنیت را برای میلیون‌ها نفر از مردم افغانستان به ارمغان بیاورند. حالا ۲۰سال از آن روز می‌گذرد. ارتشی که قرار بود دموکراسی و آزادی مدنی را برای افغانستانی‌ها به ارمغان بیاورد، مشغول جمع کردن بساطی است که از پاییز ۱۳۸۰ در این کشور گسترده بود.

حالا ۲۰سال از آن روز گذشته. مرور میراث به جای مانده امریکا، عبرت‌انگیز است. ۲۰سال بعد از شروع عملیات بلندمدت آزادی، ده‌ها هزار کشته روی دست این ملت مانده است. این خون‌ها، اما نه بهای آزادی و مردم‌سالاری شده اند و نه ارتقای شاخص‌های عمومی زندگی؛ خون‌هایی که به بهانه ارمغان آوردن دموکراسی آن هم به ضرب شلیک موشک و فرود بمب روی خاک افغانستان ریخته شد، اما حالا ورق‌های تقویم برگشته به همان وضعیتی که ۲۰سال قبل حاکم بود. گویی عمر و زندگی و زمان و حتی خون آدم‌ها در شرق این کره خاکی به اندازه هم‌نوع‌های غربی‌شان اهمیتی ندارد، اصلاً همه چیز ملعبه‌ای است برای سیاست جهان‌گستری نظامی و میلیتاریستی غرب. حالا و در قرن بیست و یکم و در عصر به زعم برخی مدعیان، آزادی و جریان آزاد اطلاعات و عملیات‌های ماندگار و بلندمدت آزادی هنوز هم شرق، حاشیه و ذیل تمدن غرب است، اگر نتواند یا نخواهد روی پای خویش بایستد. وضعیت امروز افغانستان نماد تام و کامل این مفهوم است. نه در لشکرکشی به افغانستان، منافع مردم افغان اهمیت داشت و نه دلیل خروج نظامیان امریکایی، منافع این ملت خسته و زخم‌خورده بود. در این میان هم امریکا فقط متهم اصلی نیست بلکه غرب‌گرایان همسایه هم در ظلمی که به مردم افغان شده شریکند.

دولت و ساختاری که رئیس‌جمهورش مأموریت نخست خود را خوشایند امریکایی‌ها تعریف کرده بود، چنان سریع و تحقیرآمیز مجبور به فرار شد که به قول خودش حتی نتوانست کفش‌ها و لباس‌هایش را با خود همراه ببرد. امریکایی‌ها که پیشتر حتی غارها و کوه‌های افغانستان هم از شر جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌ها و پهپادهایشان در امان نبود، حالا افغانستان را به همان‌هایی واگذار کردند که ۲۰سال قبل به نیت جنگ با آن‌ها راهی این سوی کره زمین شده بودند.

مردم افغانستان نشان داده‌اند هرگاه کسی نیت خالصانه برای دفاع از شرافت و آزادگی داشته و صادقانه با آن‌ها همراه باشد، او را همراهی می‌کنند؛ مردم نجیبی که اگر سیاستمداران و روشنفکران افغان دست یاری به سوی آن‌ها دراز کرده بودند، بعید نبود حماسه اخراج ارتش اشغالگر سرخ را این مرتبه با ارتش امریکایی تکرار کنند، اما اینگونه نشد و رئیس‌جمهوری که قرار بود بلاگردان مردمش باشد هم مخفیانه و سریع، سوار هواپیما شد و گریخت. این وسط دوباره مردم رنج‌دیده و زخمی افغانستان ماندند در میان کوهی از درد و رنج و تنها در میان طوفان حوادث، بدون یار و همراه.

شاهد اصلی سلحشوری مردم نجیب افغانستان، تاریخ است؛ حماسه‌هایی از جنس دفاع مقدس و نبرد با ارتش بعث و صدام تا همراهی حماسی با سایر مجاهدان محور مقاومت در مبارزه با داعش و تروریست‌های تکفیری در عراق و سوریه؛ همراهی پررنگی که حاصلش تربیت فرماندهان برجسته مبارزات ضدتروریستی در غرب آسیا و البته تقدیم شهدای والامقام در راه دفاع از آرمان‌هاست.

همه اینها، اما چیزی از مسئولیت روشنفکران و سیاستمداران افغان کم نمی‌کند. وضعیت دردآور امروز آینه تمام‌نمای ساختارهای بین‌المللی و اعتماد و اتکای به آن است؛ ساختارهایی که از ابتدای تأسیس خود از یک قرن قبل به بعد، آنقدری که در خدمت قدرت‌های بزرگ و استعمارگر و چرخاندن چرخ صنعت و اقتصاد و سیاست آن‌ها بوده‌اند، نفعی برای دیگر مناطق جهان و به‌خصوص شرق نداشته‌اند. پوشاندن اسکلت استعماری قرون ۱۷، ۱۸ و ۱۹ استعمار با رنگ و لعاب‌های پرزرق و برق قرن بیست و یکمی. چیزی عوض نشده. استعمار همان استعمار است و ظلم و بهره‌کشی هم همان.

اعتماد و اتکا به چنین ساختار پرفریبی که به اقتضای زمان ممکن است یک ارتش خونریز باشد یا دایه مهربان‌تر از مادر، وضعیتی را به ارمغان خواهد آورد که امروز در افغانستان می‌بینیم. دردآورتر اینکه روشنفکران و سیاستمداران و رؤسای جمهوری که در جولان استعمار، مردم خود را تنها رها می‌کنند. بیراه هم نخواهد بود که در چنین وضعیتی فلان نیروی تحت امر امریکایی‌ها، هنگام توزیع نان در میان مهاجران افغان که چند دهه رنج را روی دوش انداخته و دوباره از خاک وطن دل بریده‌اند، بی‌حرمتی کند و در پاسخ به اعتراض آن افغان، متکبرانه پاسخ دهد: «تو اینجا یک مهاجر هستی، حرف نزن!»


:: بازدید از این مطلب : 592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 01 مهر 1400

پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه انگلیس با انتشار بیانیه ای به نقل از الیزابت تراس وزیر امور خارجه این کشور درباره نازنین زاغری زندانی دو تابعیتی انگلیسی-ایرانی که به اتهامات امنیتی در ایران زندانی است، مدعی شد: امروز دو هزارمین روز جدایی بی رحمانه که نازنین زاغری راتکلیف از خانواده اوست. او وضع هولناکی را از سر می گذراند.

تراس در این بیانیه افزود: ما برای اطمینان یافتن از بازگشت او نزد خانواده‌اش، بی‌وقفه تلاش می کنیم. روز گذشته  این موضوع را به وزیر امور خارجه ایران تاکید کردم و ما تا زمان بازگشت او به خانه بر این موضوع پافشاری خواهیم کرد.

بر اساس این گزارش، بیانیه تراس در پی این مطرح می شود که حسین امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و «الیزابت تراس» وزیر خارجه جدید انگلیس ظهر چهارشنبه در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به بحث و گفت‌وگو در خصوص موضوعات دوجانبه، برجام و وضعیت افغانستان به بحث و گفت‌وگو پرداختند. در این نشست همچنین در خصوص موضوعات کنسولی از جمله موضوع زندانیان دوتابعیتی بحث شد.

جرمی هانت، وزیر خارجه اسبق انگلیس  گفته بود، اعطای مصونیت دیپلماتیک به نازنین زاغری، محکوم امنیتی محبوس در ایران بدهد.


اعطای مصونیت دیپلماتیک به زاغری که از فروردین ۹۵ به جرم فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام و تلاش برای براندازی نرم بازداشت و به ۵ سال زندان محکوم شد را باید دور تازه‌ای از تلاش‌های گسترده دولت انگلیس برای آزادی این محکوم دوتابعیتی ارزیابی کرد. در صورت تحقق این تصمیم، ادامه محکومیت زاغری در واقع، در زندان نگه داشتن یک نماینده سیاسی انگلیس محسوب شده و فشارهای سیاسی بر ایران جهت آزادی او افزایش خواهد یافت. راهبرد جدید و تهاجمی بریتانیا برای آزادی این جاسوس دوتابعیتی در حالی است که زاغری به عناوین متعددی محکوم شده و برخی اتهامات او هم که هنوز مورد رسیدگی قرار نگرفته بسیار سنگین است.

آنگونه که جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران در مهرماه سال ۹۶  گفته است، شوهر زاغری تبعه انگلستان و خود وی نیز دارای تابعیت مضاعف از انگلستان بوده و در سیستم آن کشور فعالیت می‌کرده است. وی مسؤول آموزش خبرنگاری آنلاین بی‌بی‌سی فارسی بوده که با هدف جذب و آموزش افرادی برای فعالیت تبلیغی علیه ایران اقدام کرده است. چگونگی استفاده از ایمیل‌ مستعار، پسوردهای پیچیده و طولانی، ذخیره‌سازی پسوردها و استفاده از نرم‌افزارهای رمزنگاری مطالب و اطلاعات از جمله مواردی است که در این آموزش‌ها لحاظ می‌شده است و اساتید این دوره، افرادی چون مهدی یحیی‌نژاد (مدیر سایت بالاترین)، اردوان روزبه (مدیر رادیو کوچه) و محمود عنایت (مدیر گروه اسمال مدیا) بودند.

همچنین سپاه ثارالله کرمان ۲۶ خرداد سال ۹۵ (۲ ماه بعد از دستگیری) طی اطلاعیه‌ای درباره دستگیری زاغری، از وی به‌عنوان یکی از سرشبکه‌های اصلی وابسته به بیگانگان که مأموریت‌های مختلفی در راستای تحقق اهداف شوم دشمنان نظام انجام داده بود، یاد کرد و در این باره توضیح داد: «وی با عضویت در شرکت‌ها و مؤسسات بیگانه در طراحی و اجرای پروژه‌های رسانه‌ای و سایبری با موضوع براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی مشارکت داشته است. نامبرده یکی از سرشبکه‌های اصلی مؤسسات معاند بوده که تحت هدایت و حمایت سرویس‌های رسانه‌ای و جاسوسی دولت‌های بیگانه فعالیت‌های مجرمانه خود را طی سالیان گذشته انجام داده است».


نکته جالب توجه درباره زاغری اینکه او علاوه بر این اتهامات، یک پرونده مفتوح دیگر هم در دستگاه قضایی دارد که هنوز رای آن صادر نشده است. غلامحسین اسماعیلی دی‌ماه ۹۶ در این باره گفته بود: این فرد غیر از محکومیتی که هم‌اکنون در حال گذراندن آن است، یک پرونده اتهامی دیگر هم دارد که به دادگاه ارسال شده و در فرآیند دادرسی دادگاه است. به گفته این مقام قضایی، در پرونده جدید نازنین زاغری حکمی صادر نشده است و نمی‌توان هم پیش‌بینی کرد که محکوم می‌شود یا تبرئه یا اینکه در صورت محکومیت به چه مجازاتی محکوم خواهد شد، زیرا تعیین میزان مجازات به‌عهده قاضی رسیدگی‌کننده است. این پرونده هم‌اکنون در مرحله بدوی قرار دارد و در صورت صدور رأی، مرحله تجدیدنظر پیش‌رو خواهد بود.


با وجود، پرونده سنگین زاغری، تلاش گسترده دولت انگلیس برای آزادی او که از زمان دیوید کامرون و بوریس جانسون، نخست‌وزیر و وزیر خارجه سابق این کشور شروع شده بود، اکنون وارد فاز تازه‌ای شده است. جرمی هانت، وزیر خارجه انگلیس در مصاحبه‌ای با شبکه رادیو ۴ بی‌بی‌سی گفت این کشور در حال بررسی احتمال اعطای مصونیت دیپلماتیک به نازنین زاغری رتکلیف، محکوم امنیتی محبوس در ایران است. وی در این مصاحبه گفت پرونده این محکوم را با جزئیات دنبال می‌کند و در حال بررسی درخواست همسر زاغری برای اعطای مصونیت دیپلماتیک به او است.

مصونیت دیپلماتیک، ساز و کاری است که تحت قوانین بین‌المللی به کشورها اجازه می‌دهد برای کمک به یکی از اتباع خود در کشورهای دیگر از آن استفاده کنند. این مساله به این معنی خواهد بود که دیپلمات‌های انگلیسی دیگر در تلاش برای حمایت از حقوق یک شهروند انگلیسی نخواهند بود، بلکه از نظر حقوقی، از منافع کشور خود حمایت خواهند کرد. با این حال، وزیر خارجه انگلیس گفت همچنان به تصمیم‌گیری نهایی نرسیده است و افزود نکات مثبت و منفی درباره این تصمیم احتمالی وجود دارد.


تصمیم انگلیس مبنی بر اعطای مصونیت دیپلماتیک به یک محکوم امنیتی در حالی مطرح است که ۲ ماه پیش یک کشور دیگر اروپایی تصمیم به سلب مصونیت از یک دیپلمات ایرانی آن هم به خاطر اتهامی واهی گرفته بود. همزمانی این ۲ اتفاق یعنی اعطای مصونیت دیپلماتیک به مجرمی که در دادگاه محکوم شده و در حال گذراندن دوران محکومیت خود است و از سویی سلب مصونیت سیاسی از یک دیپلمات رسمی جمهوری اسلامی در اروپا آن هم به خاطر یک اتهام ثابت نشده، موجب می‌شود راهبرد تهاجمی اخیر بریتانیا در موضوع زاغری بیشتر به یک شوخی تعبیر شود. تیرماه امسال وزارت خارجه اتریش با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد این کشور مصونیت یک دیپلمات ایرانی را پس از بازداشت در آلمان با ادعای ارتباط با طرح بمب‌گذاری در گردهمایی گروهک تروریستی منافقین در فرانسه، لغو می‌کند!

در بیانیه وزارت خارجه اتریش آمده بود گمان می‌رود این دیپلمات ۴۶ساله که در آلمان بازداشت شد، با ۲ فرد بازداشتی در بلژیک مرتبط بوده است. وزارت خارجه اتریش اعلام کرد: مصونیت دیپلمات ایرانی به دلیل صدور حکم بازداشت در اروپا، ظرف ۴۸ ساعت لغو می‌شود. این بیانیه همچنین حاکی است که وزارت خارجه اتریش، سفیر ایران در وین را فراخوانده است تا امکان شفافیت موضوع مربوط به بازداشت دیپلمات ایرانی فراهم شود، البته این اقدام عجیب و خارج از عرف اتریش در سلب مصونیت از یک دیپلمات از سوی مسؤولان سیاست خارجی کشورمان بی‌پاسخ نماند و محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در شبکه اجتماعی توئیتر نوشت: چه همزمانی جالبی؛ همزمان با شروع سفر رئیس‌جمهوری به اروپا یک عملیات ایرانی افشا و عوامل آن دستگیر می‌شوند.

ایران هرگونه خشونت و ترور را در هر مکانی محکوم می‌کند و آماده همکاری با همه مقام‌های ذی‌ربط برای کشف آنچه تنها یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط است، می‌باشد. همچنین بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در این باره اعلام کرد سناریوی بی‌پایه و اساس دخالت دیپلمات ایرانی در یکی از کشورهای اروپایی، برای تخریب روابط ایران و اروپا در این مقطع مهم و حساس طراحی و اجرا شده است.


با همه اینها به نظر می‌رسد در شرایطی که کارمند رسمی سفارت ایران در اتریش به بهانه یک ادعای مضحک در آلمان دستگیر شده و تمام موازین و پروتکل‌های دیپلماتیک درباره او نادیده گرفته شده، پذیرش پوشش دیپلماتیک برای زاغری که اتهامات ضد امنیتی‌اش علیه ایران در دادگاه ثابت شده، یک اقدام خلاف امنیت ملی است و وزارت امور خارجه که در جریان دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان کوتاهی کرده، حق ندارد در مقابل برنامه جدید انگلیس کوتاه بیاید. در این راستا وزارت امور خارجه ولو به خاطر حمایت از کارمند خود در خارج از کشور نباید اجازه تحقق برنامه جدید انگلیس برای حمایت از یک مجرم امنیتی را بدهد و قاطعانه باید این توطئه را خنثی کند. عدم مقابله با این موضوع خلاف عزت و اقدامی علیه امنیت ملی و در یک کلام تحقیر شهروندان ایرانی است.

بنابراین به وزیر خارجه انگلیس باید گفت اگر به جای اعطای حمایت دیپلماتیک به این خانم جاسوس، حتی اگر او را ملکه انگلیس هم بکنید، باید مجازات جاسوسی خود را تحمل کند. از سوی دیگر درباره مصونیت و حمایت دیپلماتیک نیز باید گفت اولاً مصونیت دیپلماتیک، حتی مانع رسیدگی به جرائم اتباع بیگانه نیست و حال آنکه خانم زاغری تبعه ایران است. ثانیاً او به هنگام ارتکاب جرم، دارای همین مصونیت دیپلماتیک نیز نبوده است. ثالثاً دوره‌ای که بریتانیای صغیر (کبیر سابق) برخی اتباع ایرانی را تحت‌الحمایه خود قرار می‌داد و در ازای ارتکاب خیانت و وطن‌فروشی، پناه‌شان می‌داد، بالغ بر ۴۰ سال است که سپری شده است.

 

:: بازدید از این مطلب : 536
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 29 شهریور 1400

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند

«معصومه ابتکار» فعال اصلاح طلب که در دولت روحانی معاون رئیس جمهور بوده است و فرزندش ساکن آمریکا است در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت:«ما تلاش کردیم در طول این هشت سال با مردم صادق باشیم و در راستای مطالبات و وعده‌هایی که دولت به مردم داده بود حرکت کنیم...تلاش دولت‌های یازدهم و دوازدهم این بود که فشارها از روی مردم برداشته شود»

ابتکار در ادامه گفت:«به رغم...تحریم ها و جنگ اقتصادی...شیوع ویروس کرونا...حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله...ظهور و افول داعش...و به‌رغم همه سختی‌ها و هجمه‌هایی که علیه دولت صورت گرفت ما شاهد عملکرد قابل قبولی از سوی دولت آقای روحانی در زمینه‌های مختلف بودیم».

این عضو دولت روحانی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت:«نگذاشتید مردم ثمره شیرین تلاش دولت روحانی را بچشند...از مدعیان مسلمانی چنین رفتارهایی بعید بود. در فضای اسلامی ‌و انقلابی این رفتارها نه تنها زیبنده نیست و بلکه ریشه ها را می‌زند...دولت روحانی میدان را خالی نکرد و تلاش کرد از همه توانمندی خود برای حل مشکلات مردم استفاده کند... دولت آقای‌روحانی از همه ظرفیت‌های موجود برای پیشبرد برنامه‌های خود استفاده کرد. حتی ممکن بود گروهی عطای حضور در دولت را به لقای آن ببخشند و در مقابل این همه تهمت و هجمه کار خود را ترک کنند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

گویا از نگاه خانم ابتکار افزایش 700 درصدی قیمت مسکن و همچنین افزایش سرسام آور نرخ اجاره بهای مسکن در دولت روحانی، ثمره ای دلچسب بوده است و منتقدان نگذاشتند که مردم طعم شیرین آن را بچشند!

و شاید گرانی 10 برابری قیمت دلار نیز ثمره ای شیرین بوده که نگذاشتند مردم فواید آن را بچشند! پرواز قیمت پراید و گرانی افسارگسیخته اقلام خوراکی از جمله مرغ، تخم مرغ، گوشت قرمز و لبنیات نیز از شاهکارهای اقتصادی دولت روحانی بود که باز هم منتقدان نگذاشتند مردم ثمره شیرین آن را بچشند.

نحوه سهمیه بندی بنزین و افزایش قیمت بنزین و اظهارنظر رئیس جمهور در صبح جمعه نیز از آن دست اقداماتی است که باز هم منتقدان نگذاشتند که مردم طعم شیرین آن را بچشند.

تورم 43 درصدی در دولت روحانی نیز گویا شاهکاری اقتصادی در راستای منافع مردم بوده و این منتقدان بودند که نگذاشتند مردم ثمره شیرین تورم 43 درصدی را در سفره خود بچشند.

متاسفانه برخی فعالین اصلاح طلب که سالها در قدرت حضور داشته، اصرار دارند که بر زخم مردم نمک پاشیده و به فهم و شعور مردم عزیز کشورمان توهین کنند.

کارنامه دولت روحانی برای مردم ملموس بوده و نتایج آن را در سفره خود دیده اند. با حلوا حلوا کردن دهان شیرین نمی شود. بهتر است بجای توهین به مردم، بابت قصور و تقصیرها عذرخواهی کرده و برای جبران خسارت ها تلاش کنیم.

 

** برای بهره مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «سازمان شانگهای و FATF» نوشت:«عضویت ایران در سازمان شانگهای به معنای پایان همه چیز نیست و ایران باید کنوانسیون‌های زیرمجموعه این سازمان را در مجلس تصویب و به تأیید شورای نگهبان برساند...نکته حائز اهمیت این است که ایران قبل از عضویت در سازمان شانگهای، سابقه عضویت در پیمان‌های منطقه‌ای متعددی ازجمله اکو،CIS  و... را داشته، اما نپیوستن به FATF مانعی جدی برای بهره‌برداری و استفاده از آنها بوده است».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«بنابراین تصویب FATF در راستای رفع موانع موجود و استفاده از اقدامات و دیپلماسی فعال چندساله دولت تدبیر و امید ضروری به نظر می‌رسد. امیدواریم دولت و سیاست‌های کلی نظام موانع پیش‌رو درخصوص تصویب لوایح FATF را مورد بازبینی قرار داده و فصل جدیدی از سیاست‌های اقتصادی و امنیتی در کشور را حاکم کنند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

پیوستن ایران به FATF دقیقا در راستای منافع آمریکاست. برای همین بود که مایک پمپئو وزیر خارجه دولت ترامپ گفته بود که ایران باید فورا به این سازمان بپیوندد.

اما نکته قابل تأمل اینجاست که طیف اصلاح طلب در داخل دقیقا در راستای منافع دولت آمریکا و مغایر با منافع ملی کشورمان خواستار پیوستن ایران به FATF است.

FATF بازوی وزارت خزانه داری آمریکا در هوشمندسازی تحریم ها است. به همین منظور بخشی از طیف اصلاح طلب تاکنون با ترفندهای مختلف تلاش کرده تا ایران را به پیوستن به این سازمان وادار کند.

جریان اصلاح طلب یکروز مدعی شد که چون به FATF نپیوستیم پس نمی توانیم واکسن وارد کرده و واکسیناسیون سراسری را با شتاب انجام دهیم، اما با روی کارآمدن دولت رئیسی و در شرایطی که در لیست سیاه FATF بودیم، واردات واکسن شتاب گرفت و واکسیناسیون روزانه رکورد زد.

این طیف در ادامه مدعی شد که چون در لیست سیاه FATF هستیم نمی توانیم به عضویت شانگهای درآییم. اما در دولت رئیسی و در شرایطی که ایران در لیست سیاه FATF بود، به عضویت رسمی و دائمی در شانگهای درآمدیم.

حالا این جریان سیاسی مدعی شده است که تا به FATF نپیوندیم نمی توانیم از فواید شانگهای بهره ببریم. ای کاش رسانه های منتسب به طیف اصلاح طلب کمی هم دغدغه منافع ملی ایران را داشته و خود را در حد بلندگوی کاخ سفید کوچک نمی کردند.

 

** طرح دوگانه دروغین «موافق مذاکره-مخالف مذاکره» برای پاک کردن صورت مسئله

روزنامه اعتماد در مطلبی نوشت:«وقتی آن‌چه را که در این بازه زمانی مختصر، از بزنگاه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سیزدهم تاکنون گذشت، واکاوی کنیم و کمی در نوع موضع‌گیری اصولگرایان نسبت به برجام و مذاکرات و حتی فراتر از آن، کلیت رابطه جمهوری اسلامی با دولت‌های جهان و جامعه جهانی دقیق‌تر شویم، درخواهیم یافت که حتی آن تعبیر «دلواپسان» هم دیگر توصیف روشنی از رویکرد و راهبرد محافظه‌کاران به دست نمی‌دهد».

این روزنامه اصلاح طلب در ادامه نوشت:«آنان دیگر نه‌تنها نابرجامی  نیستند و هیچ ضدیتی با مذاکره با قدرت‌های جهانی ندارند، بلکه به‌روشنی گاردشان را پایین آورده و نسبت به آنچه روزگاری مصداق خیانت به ملت و مملکت می‌خواندند، دلواپس نیستند».

ابتکار: نگذاشتند مردم ثمره شیرین دولت روحانی را بچشند/ برای بهره‌مندی از فواید شانگهای باید FATF تصویب شود

رسانه های منتسب به جریان اصلاحات در ساخت دوگانه های کاذب و دروغین مهارت خاصی دارند. یکی از این دوگانه های دروغین، تقسیم فعالین سیاسی به دو گروه «موافق مذاکره» و «مخالف مذاکره» است.

برخلاف ادعای این طیف، منتقدین سیاست خارجی دولت روحانی هیچگاه مخالف مذاکره نبودند، بلکه با مذاکره ای که از موضع ضعف و انفعال انجام شود مخالف بودند.

ظریف- وزیر خارجه دولت روحانی- دقیقا در اوج مذاکرات هسته ای و در مقطعی که طرفین مذاکره باید در پی امتیازگیری حداکثری باشند در اظهارنظری عجیب و تحقیرآمیز گفت «امضای هر توافقی بهتر از عدم توافق است»! در همان مقطع وزیر خارجه آمریکا گفت «توافق نکردن، بهتر از توافقِ بد است».

پس از آن دقیقا در مقطعی که طرف آمریکایی و اروپایی می گفتند ایران باید درباره تعهداتی که انجام داده، مورد راستی آزمایی قرار گیرد، معاون ظریف در اظهارنظری عجیب گفت «امضای وزیر خارجه آمریکا برای ما تضمین است و ایران به اجرای برجام توسط طرف مقابل اطمینان دارد»!

منتقدین سیاست خارجی دولت روحانی به این رویکرد اعتراض داشتند، رویکردی منفعلانه و از موضع ضعف و حقارت آمیز.

اما بانیان خسارت محض برجام با پاک کردن صورت مسئله، بر دیپلماسی انفعالی سرپوش گذاشته و خود را موافق مذاکره و طرف مقابل را مخالف مذاکره جا می زنند! این در حالی است که شعار این طیف مبنی بر «دانستن حق مردم است» گوش فلک را کر کرده است.

 

سرویس سیاست مشرق -   «با کمال خرسندی اکنون سند عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای در شهر دوشنبه با حضور رئیس جمهور محترم کشورمان به تایید سران رسید. این عضویت  راهبردی تاثیر مهمی بر روند همکاری های همه جانبه ایران در راستای سیاست همسایگی و آسیا محور دارد»؛ این توئیت «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان در اعلام خبر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای است.

روز جمعه 26 شهریور و همزمان با اولین سفر خارجی آقای رئیسی در کسوت رئیس جمهور، خبر عضویت دائم ایران در سازمان همکاری شانگهای در صدر اخبار رسانه های جهان قرار گرفت.

پیش از این «نیکولا سارکوزی» رئیس‌جمهور اسبق فرانسه گفته بود: «محور جهان در حال عبور از غرب، به شرق یعنی آسیاست. ما در گذشته بر جهان تسلط داشتیم، اما حالا به هیچ وجه مسلط نیستیم».

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای در حقیقت یک نتیجه «برد-برد» برای طرفین است. از یکسو اعضای سازمان همکاری شانگهای به این مسئله واقف هستند که پذیرش و عضویت دائم ایران در این سازمان در مقطع فعلی، اعتبار ویژه ای به ماهیت و عملکرد این سازمان خواهد داد.

همان‌طور که آقای رئیسی در سخنان خود در اجلاس سران شانگهای تاکید کرد: ابتکار کمربند و جاده، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و کریدور شمال- جنوب به عنوان طرح‌های کلیدی در حوزه اتصالات زیرساختی می‌توانند در تقویت منافع مشترک کشورهای در حال توسعه و تقویت صلح در این منطقه نقش ایفا کنند. و ایران حلقه وصل ۳ طرح زیرساختی فوق است.

از سوی دیگر عضویت دائمی ایران در پیمان شانگهای، ظرفیت بزرگی برای توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی طرفین و بهره‌مندی کشورمان از تجارت 330 میلیارد دلاری کشورهای عضو دارد و درعین حال اثرگذاری تحریم‌های غرب علیه ایران را نیز کاهش می‌دهد.

اما نکته مهم اینجاست که ایران در شرایطی به سازمان همکاری شانگهای پیوست که نه از لیست سیاه FATF خارج شده بود و نه در دولت بایدن اقدامی درباره لغو تحریم ها صورت گرفته بود. سوال اینجاست که پیوستن به شانگهای چه ارتباطی با FATF و لغو تحریم ها دارد!؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

به این موارد دقت کنید:

«حشمت الله فلاحت پیشه» نماینده حامی دولت روحانی در مجلس دهم در روزهای گذشته گفته بود: «کشورهای عضو شانگهای حاضر نیستند در مسائل ایران از جمله در بحث برجام و FATF خود را درگیر کنند».

فلاحت پیشه در ادامه گفته بود: «ایران برای پیوستن به این سازمان باید تنش زدایی در روابط خارجی را در پیش بگیرد».

همچنین روزنامه اعتماد- به مدیرمسئولی «الیاس حضرتی» رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس یازدهم- چندی پیش در مطلبی نوشته بود: «تحریم، مانع پیوستن به سازمان شانگهای است».

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

«احمد شیرزاد» از اعضای طیف تندرو اصلاح طلب و نماینده مجلس ششم که به دلیل اظهارات مغایر با منافع ملی، رئیس وقت مجلس لقب  «صدای رادیو اسرائیل»  را به او داده بود، پیش از این گفته بود: «عضویت ایران در شانگهای در گروی حل مشکل تحریم ها و FATF است».

ادعای طیف اصلاح طلب و جریان غربگرا این بود که تا مسئله FATF حل نشود و تا آمریکا تحریم های ایران را لغو نکند، خبری از پیوستن به سازمان شانگهای نیست.

جدیدترین رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF/ پیوستن ایران به شانگهای؛ چه کسانی بلد هستند با دنیا مذاکره کنند؟

حالا ایران با دیپلماسی مقتدرانه و با دهن کجی به تحریم های ظالمانه آمریکا، به شانگهای پیوسته است. «حسین امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه، روز جمعه گفته بود: «برای وارد شدن به پروسه عضویت دائم که امروز این اتفاق مهم رخ داد نیازمند پیگیری‌های جدی بودیم که آقای رئیس جمهور از همه فرصت‌های تماس‌های تلفنی و مهمانانی که برای مراسم تحلیف به تهران آمدند و عضو پیمان شانگهای بودند استفاده کرده و شخصا این موضوع را پیگیری کرد و به بنده هم تکلیف کرد که در رایزنی‌ها با همتایان این موضوع را با جدیت دنبال کنیم که بتوانیم این عضویت را در دوشنبه پایتخت تاجیکستان به نتیجه برسانیم».

برخی تحلیلگران معتقدند که اظهارات آقای رئیسی در مراسم تحلیف و همچنین مراسم تنفیذ و محتوای گفت و گوهای تلفنی رئیس جمهور با مقامات سایر کشورها و در ادامه، اظهارات امیرعبداللهیان و انتصاب معاونان این وزارتخانه، همگی در کنار هم این پیام را به اعضای سازمان شانگهای داد که با پیوستن ایران به این سازمان، فصل جدیدی در فعالیت این سازمان رقم خواهد خورد.

از زمان روی کارآمدن دولت سید ابراهیم رئیسی، حداقل این دومین بار است که شاهد رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF هستیم.

در هفته ها و روزهای گذشته رکورد واکسیناسیون روزانه کرونا در ایران شکسته شد. رئیس جمهور۲۰ شهریوردر جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: «امیدواریم واکسیناسیون روزانه به زودی آمار ۲ میلیون نفر در روز را پشت سر بگذارد».

«کریم همتی» رئیس جمعیت هلال احمر نیز در روزهای گذشته گفته بود: «رئیس جمهوری و معاون اول وی، تلاش های بسزایی انجام داده اند... وزارت امورخارجه و بانک مرکزی نیز کمک‌های خوبی انجام داده اند و سازمان تدارکات پزشکی هلال احمر در این عرصه با موفقیت عمل کرد. مجموعا تا آبان ماه ۹۰ میلیون دز واکسن وارد کشور خواهد شد».

این در حالی است که در مقطعی که دولت روحانی روی کار بود، برخی مقامات ارشد دولت همصدا با جریان اصلاح طلب و طیف غربگرا با یاس آفرینی و خودتحقیری و سیاه نمایی مطلق از وضعیت کشور، مخالفت با FATF و پافشاری ایران درباره مشروط کردن احیای برجام به لغو یکباره تحریم ها را عامل کاهش واردات واکسن معرفی کردند.

حالا در دولت سیزدهم، نه ایران از لیست سیاه FATF خارج نشد و نه دولت بایدن در تحریم های ضدایرانی تجدیدنظر کرد؛ فقط یک اتفاق افتاد و آن این بود که مدیریت جهادی روی کار آمد.

ماجرای واردات انبوه واکسن و رکوردزنی واکسیناسیون در کنار پیوستن ایران به شانگهای، تنها دو نمونه از رسوایی کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF در هفته های اخیر است.

بخش قابل توجهی از جریان اصلاح طلب به عنوان مصداق اتّم کاسبان تحریم و بزک کنندگان FATF در دولت روحانی مدعی بودند که مسلط به زبان دیپلماسی بوده و طیف مقابل را با این طعنه که «مگر شما بلدید با دنیا مذاکره کنید!؟» مورد هجمه قرار می دادند.

اما این طیف علیرغم ادعاهای فراوان و فضاسازی گسترده رسانه ای، ثابت کرد که حتی با بدیهی ترین و ابتدایی ترین اصول دیپلماسی و مذاکره نیز آشنا نیست.

جماعتی که برجام را فتح الفتوح جا زد اما دلار را حدودا 9 برابر گران کرد و گرانی 700 درصدی مسکن را به جا گذاشت و تحریم ها را افزایش داد و سفره مردم را کوچک کرد.

رکوردزنی در واردات واکسن و کاهش چشمگیر فوتی ها و مبتلایان کرونا و همچنین پیوستن ایران به سازمان شانگهای و در کنار آن فروش سوخت ایران به لبنان، همگی نتایج دیپلماسی مقتدرانه و فعال و پرهیز از انفعال در سیاست خارجی است.


:: بازدید از این مطلب : 528
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 شهریور 1400

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در مطلبی تحت عنوان «بسم‌الله، بفرمائید ثبت‌نام کنید!» نوشت:

برادر عزیزمان آقای حسن عباسی نظر شنیدنی و جالبی مطرح کرده‌اند که اگر با یک پیوست اجرایی و عملیاتی همراه شود می‌تواند ادعاهای یک جریان سیاسی غربگرا و پُر مدعا را نیز به بوته راستی‌آزمایی کشانده و نقش تعیین‌کننده‌ای در جدایی آب از سراب داشته باشد. برادر عباسی نوشته‌اند:

« اصلاح‌طلبانی که امروز علم جنگ برداشته و نظام را به مداخله در فتنه ‎پنجشیر تحریص می‌کنند، همان کسانی هستند که در زمان اشغال کویت توسط صدام و حمله آمریکا به عراق، صدام را خالد بن ولید خوانده و خواستار مداخله ایران در جنگ خلیج‌فارس به نفع صدام شدند». در این باره گفتنی است:

۱- باید به نوشته ایشان اضافه کرد که مروری گذرا بر مواضع مدعیان اصلاحات به وضوح نشان می‌دهد نظری متفاوت با خواست و منافع آمریکا - و اسرائیل- نداشته‌اند به‌گونه‌ای که برای پیش‌بینی موضع آنها درباره فلان موضوع، می‌توان به موضع آمریکا در آن خصوص مراجعه کرد. این خصیصه ذلت‌بار مدعیان اصلاحات (البته برخی از آنها و نه همه آنان) بیرون از دایره ادعاست و به آسانی قابل دیدن و اثبات است. به‌عنوان مثال و فقط به عنوان مثال بخوانید؛

۲- وقتی آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن برای اشغال سوریه و خارج کردن این کشور از محور مقاومت همداستان شده و ائتلافی با نام فریبنده « دوستان سوریه» ! تشکیل داده و سیل اسلحه و مهمات را برای تروریست‌های تحت مدیریت خود به سوریه گُسیل داشتند، ایران و حزب‌الله لبنان که این حرکت را در تقابل با منافع و موجودیت مقاومت (از جمله ایران اسلامی) می‌دانستند به کمک دولت سوریه شتافتند، در آن هنگام مدعیان اصلاحات جیغ بنفش می‌کشیدند که چرا باید به سوریه برویم؟! یعنی دقیقاً همسو با آمریکا و متحدانش و در دشمنی آشکار با مردم وطن خود (بخوانید وطن‌فروشی)!

۳- آمریکا (به اعتراف صریح هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا در کتاب خاطراتش -HARD CHOICE- انتخاب سخت) تروریست‌های تکفیری داعش را ساخت و اسرائیل و انگلیس و فرانسه و عربستان و امارات و ... را به حمایت سیاسی و تسلیحاتی این گروه وحشی فراخواند. سران داعش بی‌مهابا و به صراحت اعلام کردند که هدف نهایی آنها ایران اسلامی است و حرکتی که از موصل عراق آغاز کرده‌اند در ایران به نتیجه نهایی می‌رسد! حفاظت از جان و مال و ناموس مردم ایران و عراق و سوریه و ... برای ایران یک وظیفه قطعی دینی و ملی و انسانی بود و بی‌توجهی به آن گناهی بزرگ و نابخشودنی بود. درک این نکته بدیهی برای کودن‌ترین افراد هم قابل درک بود و بسیار بعید بوده و هست که مدعیان اصلاحات از فهم آن عاجز بوده باشند! ولی این فرقه غربگرا قتل‌عام زن و مرد و کودک هموطن خویش به دست داعش و به‌اسارت و کنیزی گرفتن دختران مظلوم این مرز و بوم از سوی تروریست‌های داعش را فقط به این علت که خواست آمریکا و اسرائیل است بر مخالفت با خواست دشمنان تابلودار وطنشان ترجیح دادند و فریاد برآورده و زمین و زمان را به هم دوختند که چرا باید جوانانمان را برای مقابله با داعش به سوریه و عراق اعزام کنیم؟! و به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که انگار اعزام نیرو به سوریه و عراق، صدقه دادن به آنهاست و اصلاً به روی نامبارک خود نمی‌آوردند که ایران اسلامی در این حرکت از جان و مال و ناموس ملت خود دفاع می‌کند و ...

بیهوده نبود که نتانیاهو می‌گفت اصلاح‌طلبان اصلی‌ترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند! و گفتنی است شعار « نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را تارنمای وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به مدعیان اصلاحات پیشنهاد -بخوانید دیکته-کرده بود.

به این بخش از سخنان یکی از همین مدعیان دو آتشه اصلاحات که در اصفهان ایراد شده بود توجه کنید! می‌گوید: « مگر ما این جوان‌های عزیز را از سر راه آوردیم، همین‌طوری بفرستیم تا شهید شوند. ما دلمان می‌سوزه که جوان‌هایمان چرا باید شهید بشوند. چرا مردم باید کشته بشوند»!

یعنی ایشان و طیف غربگدای متبوعش نمی‌دانند که اگر پای داعش به ایران می‌رسید علاوه‌بر قتل‌عام وحشیانه توده‌های مردم، زنان و دخترانشان را هم به کنیزی و اسارت می‌برد و... عجب غیرتی؟! و چه وطن‌فروشی آمیخته به ذلتی؟!

۴- اکنون هم که آمریکا در افغانستان با شکست مفتضحانه‌ای روبه‌رو شده است و آرزوی دیرینه خود که برپایی جنگ مذاهب و اقوام و کشاندن پای ایران به این توطئه است را برباد رفته می‌بیند، همان فرقه سیاسی غربگدا برخلاف سر و صدای قبلی که سوریه و عراق و داعش به ما چه ربطی دارد (بخوانید چون به زیان آمریکاست) امروز جیغ می‌کشند که چرا علیه طالبان (به نفع آمریکا) وارد جنگ نمی‌شویم؟!

۵- حالا یک پیشنهاد منطقی و همه‌پسند در میان است و آن اینکه یک تیپ از مدعیان اصلاحات تشکیل شود و مدعیان اصلاحات جهت اعزام به افغانستان در آن ثبت‌نام کرده و برای مبارزه به پنجشیر و یا هر نقطه دیگر افغانستان اعزام شوند.

نام « تیپ اصلاحاتیون» ! هم اسم با مسمایی برای این تیپ است! اگر در ادعای خود صادق هستید، بسم‌الله، بفرمائید در این تیپ ثبت‌نام کنید ! بهانه نیاورید که این حرکت با سیاست‌های رسمی نظام ناهمخوان است! چرا که، اولاً ؛ تاکنون کدام حرکت شما با سیاست‌های نظام همراه بوده است ؟! ثانیاً؛ کدام موضع و اقدامتان با خواست آمریکا ناهمخوان بوده است؟!

ثالثاً؛ (بلاتشبیه و با پوزش از این تشبیه که قیاس‌مع‌الفارق است) مگر فاطمیون و زینبیون با اجازه دولت‌های خود به جنگ با داعش رفته‌اند؟! شما هم تحت عنوان تیپ «اصلاحاتیون» به افغانستان بروید با این تفاوت که آنها به دفاع و حمایت از مردم مظلوم و در مخالفت با آمریکا و عربستان و امارات و دولت‌های اجق وجق عربی برخاسته‌اند و شما ... !!!


:: بازدید از این مطلب : 785
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 شهریور 1400

بیش از چند روز از تشکیل ترکیب دولت سیزدهم نگذشته است، اصلاح طلبان از همان روز اول انتخاب آقای رئیسی به عنوان رئیس جمهور، ضمن زیر سئوال بردن انتخابات و جلوتر از آن تحریم انتخابات، در پی اهدافی هستند که در صورت توفیق مردم را نسبت به حاکمیت بد بین و دور می کنند. این طیف فکری که با اصل حاکمیت اسلامی مشکل دارند زیرکانه و هوشمندانه در پی زیر سئوال بردن اصل جاکمیت هستند، بارها کوشیدند و لی ناکام ماندند.

با کمی دقت به سرفصل بیشتر روزنامه های اصلاح طلب شاهد نظریه پردازی اصلاح طلبانی هستیم که موضوع جاکمیت یکدست را مطرح می کنند، آنها سعی می کنند که به عموم مردم القاء کنند که نهاد ریاست جمهوری و نهاد مجلس و قوه قضائیه جزئی از حاکمیت هستند که مسئولیت سه قوه را بدست گرفته اند. با این پیش فرض نتیجه می گیرند که اگر این دوره موفق نباشند مقصر ریاست سه قوه نیست بلکه حاکمیت و اسلام است که قدرت توانایی کشور داری را ندارد، و تنها نجات ایران از این گرفتاری ها که مصوب اصلی خود اصلاح طلبان هستند که سی و چند سال ریاست قوه مجریه و مقننه را در کارنامه خود دارند." پناه بردن به لیبرالیسم" است. یکی از مشخصه های بارز این طیف فکری ایراد و اشکال گرفتن از دولت مردان فعلی است، و مقایسه کردن آنها با یک مقام لیبرالی است، معیار آنها آموزه های لیبرالیستی است که شدیدا به آن اعتقاد دارند. در طرف ین نوع تفکر جایی برای اخلاقیات، کرامت، عزت وجود ندارد و یا خیلی بی مایع است.

احتمال "تکرار آبان ۹۸" در سایه ادامه القای ناامیدی

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم/ "ایران" بی‌عمل است یا شما!؟

محمدرضا خاتمی، ‌ از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ اخیراً طی اظهاراتی در کلاب‌هاوس که سایت اعتمادآنلاین آنرا منتشر کرد، گفته است:

"مردم از تغییرات سیاسی ناامید هستند و به دنبال رفع مشکلات اقتصادی هستند"! [۱]

 

* رجال سیاسی یک کشور در تمام ازمنه و در تمام حکومت‌های معاصر و گذشته تاریخ؛ ۲ شأن اصلی دارند.

یکم: امید دادن معقول به مردم

دوم: تأکید بر نقش مردم و ایجاد آشتی میان حکومت و مردمسالاری

چه رجلی که این ۲ شأن را نداشته باشد یا رعایت نکند عملا با دشمنان شمشیر به دست یک ملت هیچ تفاوتی ندارد. زیرا مملکت یا جای امیدواری است یا جای ناامنی! و کشوری که مردم در حکومتش جایی نداشته باشند رو به اضمحلال است.

با عنایت به این بدیهیات عقلانی بایستی اشاره کرد که اصلاح‌طلبان ستادی با تحریم دو انتخابات سال‌های ۹۸ و ۱۴۰۰ بصورت رسمی از مردمسالاری خارج شده‌اند.

و در بحث امید دادن به مردم نیز عملا چیزی جز آنچه که خاتمی مبنی بر ناامیدی گفته است؛ چیزی از ستاد اصلاحات شنیده نمی‌شود!

جدای از اینها اگر هم کسانی از مردم به بلیه ناامیدی دچار شده‌اند؛ این قضیه به شخص آقای خاتمی و دوستان ایشان مربوط است که یک گزینه ناکارآمد را طی ۸ سال گذشته در دامن رأی مردم گذاشتند و صراحتا خود را تضمین او نامیدند. تضمینی که البته هرگز به مسئولیت خود وفا نکرد و امروز به جای انجام وظیفه؛ به تکرار آبان ۹۸ می‌اندیشد!

مردم ایران باید دشمنان خود و کسانی که برای آنها رهاوردی جز ناکارآمدی و ناامنی ندارند را بشناسند و از آنها بر حذر باشند.

ندیده گرفتن این هشدار و میدان دادن به کسانی که نه امید می‌دهند و نه مردمسالاری را قبول دارند؛ به آنچه می‌انجامد که زمانی مصطفی تاجزاده گفته بود... "تکرار آبان ۹۸ در سطحی وسیع‌تر و خشن‌تر"!

 

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم!

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم/ "ایران" بی‌عمل است یا شما!؟

احمد حکیمی‌پور، عضو سابق شورای شهر تهران و کسی که نامش در دروغ املاک نجومی علیه کارآمدی شهردار سابق تهران زیاد برده می‌شد، در بخشی از یک مصاحبه با خبرگزاری ایلنا اظهار کرده است:

"اصلاح‌طلبان باتوجه به وعده‌هایی که دولت داده است طبیعتاً یک مدتی را مهلت می‌دهند و شرایط را رصد می‌کنند تا ببینند این وعده‌ها به کجا رسیده است و بعد از چندماه شروع به ارزیابی خواهند کرد چرا که وظیفه نهادها، احزاب، تشکل‌ها و جریانات سیاسی همین است که رقیب‌شان را رصد و کارکرد و عملکردشان را بررسی کنند تا ببینند بین وعده‌ها و آن چیزی که رخ داده چه فاصله‌ای وجود دارد و وعده‌ها به کجا رسیده است؟ لذا این کمترین وظیفه یک مجموعه سیاسی است که دولت مستقر را هم نقد و هم یاری کند و کمک کند مشکلات درست دیده شود تا به نحو احسنت برطرف شوند"[۲]

 

*اساسا شخصی و جریانی که دست به تحریم انتخابات می‌زند؛ هیچ حقی برای اظهار نظر درباره شرایط کشور و مهلت دادن یا ندادن به گزینه پیروز انتخابات ندارد.

چه اینکه او از دموکراسی خارج شده و کسی که از دموکراسی خارج شده، شرایط و فرایندهای اجرائیات کشور را نمی‌فهمد که بخواهد درباره آنها سخن بگوید. بلکه او فقط به اسلحه و شورش و پایان سیاست می‌اندیشد و در جایی که اسلحه باشد، سیاست نیست.

جالب است که مردم باید بدانند کسانی از دوستان آقای حکیمی‌پور مثل محمدرضا تاجیک و سعید حجاریان صراحتاً از پایان سیاست و پایان اصلاحات صندوق‌محور سخن گفته‌اند.

فلذاست که همه منتظر رؤیت آتش دهانه سلاح این افراد هستند نه منویات سیاسی آنها!

قابل تأمل است که آقای حکیمی‌پور، "رصد رقیب" را از وظایف جریانات سیاسی می‌داند اما درباره جنایت "تحریم انتخابات از سوی جریان خاص" هیچ سخنی نمی‌گوید...

از طرفی مگر اصلاح‌طلبان چه کارنامه مشعشعی در اجرائیات کشور و یا کارآمدی دارند که مدعی رصد عملکردی رقیب هستند؟ زیرا کسی شایسته رصد و نمره‌دهی است که خود دانای کار باشد و در سطحی بالاتر از سوی مردم شناخته شود.

در بحث وعده‌های دولت جدید به مردم نیز همان فرایندهای سابق تکرار خواهد شد.

اگر دولت موفق شود و به وعده‌هایش عمل کند؛ با اقبال عمومی مردم در بحث رضایتمندی و در انتخابات آتی مواجه خواهد شد.

و اگر موفق نشود و وعده‌هایش صرفا مجلس‌آرایی بوده باشد؛ مردم می‌فهمند و در انتخابات‌های بعدی به گفتمان‌های دیگر رأی می‌دهند. زیرا مادام که سیاست و صندوق رأی باشد؛ راه حل مشکلات هم پیدا می‌شود.

در این میانه البته هیچ جایی و هیچ شأنی برای تحریم‌کنندگان انتخابات نیست.

  

 

 


:: بازدید از این مطلب : 475
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 شهریور 1400

در روزهای گذشته و بعد از سلطه طالبان بر کشور افغانستان و فرار رئیس جمهور این کشور، برخی چهره‌های اصلاح‌طلب در فضای مجازی خواستار ورود ایران به صحنه افغانستان و جنگ با طالبان شدند؛ دستاویز آنها برای این کار حضور مخالفان طالبان در استان پنجشیر و تشکیل مقاومت دوم بود؛ حال آنکه تجربه نشان داده است که سیاست ایران در مسائل این‌چنینی اتخاذ معقول‌ترین با رعایت واقعیات میدان، حمایت از مردم آن از کشور از جمله افغانستان و حفظ منافع ملی است. اخیرا شنیده شده یکی از تئوریسین‌های جریان اصلاحات به تازگی در جلسه‌ای گفته است اصلاح طلبان باید روی سه محور صلح، ایران و عدالت به عنوان گفتمان انتخاباتی متمرکز شوند. صلح‌طلبی یکی از کلیدواژه‌هایی است که نزدیک دودهه است وارد گفتمان سیاسی اصلاح‌طلبان شده و جناح مقابل را به جنگ طلبی متهم می‌کنند. نگاهی به گذشته این جریان نشان می‌دهد برخلاف آنچه این روزها تلاش می‌کنند از خود یک چهره صلح‌طلب نشان دهند، در مقاطعی کشور را تا مرز جنگ هم پیش بردند و اگر تدابیر رهبر معظم انقلاب و برخی دلسوزان نظام نبود ممکن بود شرایط ایران را بحرانی کنند.

شکل‌گیری رسمی جریان چپ (اصلاح‌طلبان امروزی) از دهه شصت و تشکیل مجمع روحانیون مبارز در آستانه انتخابات مجلس سوم در سال 66 آغاز شد. این گروه که آن زمان توانست اکثریت مجلس را به‌دست بیاورد، جناح مقابل خود -یعنی جامعه روحانیت مبارز- را متهم به اسلام آمریکایی می‌کرد و به قول آیت‌الله مهدوی کنی، آنها (طیف مجمع روحانیون ) در تبلیغاتشان مدعی بودند سیاست خارجه جناح مقابل سیاست ارتباط با غرب است! چپ‌های جامعه روحانیت از مفاهیمی که امام در پیام حج خود با عنوان «اسلام آمریکایی» و اسلام مرفهین بی درد بیشترین بهره‌برداری را برای تخریب جناح مقابل به‌کار ببندد و آنها را متهم به غرب‌زدگی کند. سئوال اینجاست، آیا اساساً این گروه مبنا و عقلانیتی در توصیه‌های سیاست خارجی خود، به‌ویژه آنجا که مسائلی مشابه امروز افغانستان مطرح است، دارند و یا همیشه از یک تناقض و بی‌مبنایی رنج برده‌اند؟ تجربه سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبان نشان می‌دهد که آنها همواره تلاش داشتند با تصمیمات نظام در عرصه بین‌الملل مخالفت کنند، مخالفت‌هایی که اگر در مقاطعی مورد توجه مسئولان نظام قرار می‌گرفت مشخص نبود که چه بر سر منافع ملی و تمامیت ارضی می‌آمد. 

برای مثال دهه هفتاد را می‌توان اوج خطاهای محاسباتی اصلاح‌طلبان در مقوله جنگ و صلح و به‌خطر افتادن امنیت کشور دانست، از درخواست همکاری با صدام در حمله به کویت تا درخواست جنگ با طالبان در زمان تصرف این کشور به‌دست این گروه و تا درخواست همکاری با طالبان در زمان حمله آمریکا به این کشور در سال ۲۰۰۱ از جمله مواردی است که نادرستی تحلیل‌های اصلاح‌طلبان در بزنگاه‌ها را مشخص می‌کند.

اما شاید اولین نمونه از این دست اظهارنظرات که خلاف منافع ملی و واقعیات صحنه کشور و بین‌الملل بود، به دهه شصت و تلاش نهضت آزادی ـ هم‌موضع امروز دیگر اصلاح‌طلبان ـ برای پایان دادن به جنگ برگردد، همان زمان‌ها مهندس بازرگان رئیس دولت موقت در نامه‌ای سال ۶۲ به امام خمینی می‌نویسد "نظر ما تغییر کلی سیاست جنگی و برنامه، از نفی به اثبات و از تخریب و تجاوز به امنیت و دفاع است و استقبال از صلح شرافتمندانه و از سازندگی و استقلال و آزادی. "

این نامه در حالی نوشته می‌شد که ایران بعد از فتح خرمشهر مصمم به ادامه عملیات‌ها و آزادکردن سایر مناطق بود اما نهضت آزادی با بیانیه دادن و نامه‌نگاری‌های به‌ظاهر دلسوزانه و بدون توجه به خانواده‌هایی که جوانانشان را برای دفاع از مرزها می‌فرستادند، خواستار پایان جنگ بودند. این نامه‌نگاری‌ها و بیانیه‌دادن‌ها تا اردیبهشت ۶۷ ادامه پیدا کرد. در یکی از این بیانیه‌ها نهضت آزادی، ایثار شهدای جنگ تحمیلی را «عملیات فداکارانه‌ای به‌سود اسرائیل و ابرقدرت‌ها» می‌خواند!

ـ درخواست همکاری با صدام!
اصلاح‌طلبان امروز که مولودِ جریان چپ در دهه شصت به‌رهبری مجمع روحانیون مبارز هستند، با شعار مبارزه با اسلام آمریکایی و ادعای شاگردی حضرت امام توانستند اکثریت مجلس سوم را از آن خود کنند، بااین‌حال در نیمه دوم این مجلس در سال ۶۹ و زمانی که صدام حسین بعد از ناکامی در جنگ با ایران، عزم تصرف کویت را کرد، ندای حمایت از صدام را سر دادند.

با تصرف خاک کویت توسط صدام، ایالات متحده به‌همراه ائتلافی از کشورهای عربی و غربی به عراق حمله کرد که به جنگ اول خلیج فارس معروف شد؛ همین زمان بود که ناگهان گروهی در مجلس سوم خواستار حمایت از صدام شدند. مرحوم شیخ صادق خلخالی از طرفداران کمک به صدام در جنگ اول خلیج فارس، معتقد بود "جنگ ما با عراق یک مسئله است و اینجا سرنوشت اسلام مطرح است"!!

وی با بیان اینکه "این جنگ یک جنگ صلیبی علیه مسلمان‌ها است" با خطاب قرار دادن رهبر انقلاب می‌گوید "ای آیت‌الله، رهبر عالی‌قدر زمان، آقای خامنه‌ای، «سلّمکم الله تعالی»، دستور بفرمایید، همان‌طور که گفتید جهاد است، کشته شدن در راه اسلام است... ما باید در اینجا آمریکا و بوش و فهد و دولت‌های انگلی مانند حسنی مبارک و اوزال را در سنگرها به‌نابودی بکشانیم، غرق خون کنیم تا این‌ها بدانند حریم اسلام حریم بزرگی است...".

اما آتشین‌ترین نطق آن زمان متعلق به مرحوم سید علی‌اکبر محتشمی‌پور بود که صدام را به «خالدبن ولید» جنگ‌های صدر اسلام تشبیه کرد "مسلمانان جهان با پذیرش رهبری اسلامی ایران توقع دارند پرچمداری جهاد و مبارزه با آمریکا در دست ایران و انقلاب ایران باشد. حوادث و بحران اخیر یادآور رویارویی و صف‌آرایی خالدبن ‌ولید در برابر ابرقدرت‌های صدر اسلام است. او که عمری در صف کفر، شمشیر به‌روی پیامبر(ص) و مسلمانان کشید، ولی در ‌نهایت فاتح بزرگی برای مسلمانان گشت. امروز دنیای کفر در مقابل ملت مسلمان عراق و فلسطین به‌عنوان خاکریز اول قرار گرفته است و به‌یقین خاکریز بعدی، انقلاب و ملت مسلمان ایران است...".

شورای‌عالی امنیت ملی ۲۹ دی ماه ۶۹ در حضور رهبر معظم انقلاب تشکیل جلسه داد. در این جلسه که با حضور ریاست شورای‌عالی امنیت ملی و سایر اعضای این شورا و مشاورین و فرماندهان عالی نظامی برگزار شد، ‌ بررسی جامعی از اوضاع متشنج منطقه به‌عمل آمد و سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر بی‌طرفی در درگیری مورد تأیید قرار گرفت.
 
مرحوم شیخ صادق خلخالی از بنیانگذاران جناح چپ (اصلاحات) در کشور در مجلس سوم خواستار کمک ایران به صدام در جریان جنگ اول خلیج فارس شد

آیت‌الله خامنه‌ای چند روز بعد نیز در سخنانی با انتقاد از مواضع عده‌ای که می‌گویند "باید به‌کمک صدام رفت"، فرمودند "ما هرگز به‌نفع چپ، با راست دشمنی پیدا نمی‌کردیم؛ به‌نفع راست هم با چپ دشمنی پیدا نمی‌کردیم. دو اردوگاه و دو جناح‌اند که به‌خاطر اهداف غلط و غیرالهی و نامقدس ــ از نظر ما و از نظر همهٔ انسان‌های واقع‌بین ــ با هم می‌جنگند. جمهوری اسلامی، هر دو جناح را رد می‌کند؛ چون در هر دو طرف، انگیزه‌ها مادی است و به همین دلیل هم با یکدیگر تعارض پیدا کرده‌اند، آن‌ها به‌دلیل مادی بودن، با هم تعارض پیدا کرده‌اند، این‌طور نیست که یکی الهی و یکی هم مادی است، جنگ اسلام و کفر نیست، این، موضع ملت ایران ماست".

با توجه به اینکه تنها ۲ سال از پایان جنگ می‌گذشت و اسرای زیادی در دست رژیم بعث بودند و طعم تلخ تجاوز صدام به خاک ایران همچنان حس می‌شد این مواضع جناح چپ موجب تنفر و انزجار مردم از آنها شد و نتیجه مواضع غلط، افراطی و دور از تعقل طیف خالدبن ولید در دفاع از صدام حسین موجب شد در انتخابات مجلس چهارم با شکست سنگینی روبه‌رو شوند.

ماجرای افغانستان و فضاسازی‌ رادیکال‌های اصلاح‌طلب

مرحوم شیخ صادق خلخالی از بنیانگذاران جناح چپ (اصلاحات) در کشور در مجلس سوم خواستار کمک ایران به صدام در جریان جنگ اول خلیج فارس شد

ـ از جنگ با طالبان تا جنگ برای طالبان!
سال ۹۸ مناظره مکتوبی میان عباس سلیمی‌نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران و محسن امین‌زاده معاون وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات منتشر شد. این مناظره مکتوب بازخوانی یکی از کمتر گفته‌شده‌های دهه هفتاد و ماجرای درخواست بخشی از اصلاح‌طلبان برای حمله به افغانستان در زمان تصرف این کشور از سوی این گروه و عقب‌نشینی نیروهای ائتلاف شمال به‌رهبری احمد شاه مسعود بود که متن این مناظره‌های مکتوب را می‌توانید اینجا بخوانید.

ماجرا از این قرار بود که در جریان مسلط شدن طالبان بر افغانستان عواملی به کنسولگری ایران در مزارشریف وارد شدند و دیپلمات‌های ایرانی را به شهادت رساندند. جناح دوم خرداد در شورای‌عالی امنیت ملی کشور جنگ با طالبان را به‌تصویب رساند.

آن زمان نیز به‌رغم اصرار اعضای شورای‌عالی امنیت ملی که اکثراً کارگزاران دولت هستند، تدبیر رهبری مانع از ورود ایران به باتلاق جنگ افغانستان شد. سید حسین موسویان رئیس وقت کمیته سیاست خارجی شورای‌عالی امنیت ملی در گفت‌وگویی با روزنامه همشهری به‌تاریخ ۲ شهریور سال ۹۸، چنین می‌گوید: «آن زمان بحث‌های خیلی فشرده‌ای در دبیرخانه شورای امنیت داشتیم. عجیب این بود که اکثر دستگاه‌ها نظرشان این بود که ارتش ما باید برای انتقام از طالبان وارد خاک افغانستان شده و طالبان را تعقیب کند... موضوع به شورای‌عالی امنیت ملی رفت.

در آن‌جا هم اکثریت رأی به حمله نظامی دادند... معمولاً دأب (روش) آقا حداقل بر اساس تجربه ۸ساله‌ای که خودم از نزدیک داشتم این نبود که مصوبات شورای‌عالی امنیت ملی را وتو کند، خیلی وقت‌ها هم نظر موافق نداشتند اما اگر نظر اکثریت بود اجازه می‌دادند نظر اکثریت اجرا شود، ضمن این‌که ملاحظه خود را هم می‌نوشتند، این یکی از موارد نادری بود که با حمله نظامی به افغانستان برای جنگ با طالبان مخالفت و مصوبه را وتو کردند».

علی ربیعی مسئول اجرایی وقت دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی نیز در گفت‌وگویی با برنامه «دستخط»، به علاقه برخی اعضای شورای‌عالی امنیت ملی به جنگ اشاره می‌کند و می‌گوید "یک دیدگاه این بود که باید به افغانستان کمک کنیم و به نیروهای احمد شاه مسعود یا جاهای دیگر کمک کنیم که این‌ها بتوانند بازپس‌گیری کنند و لازمه این بود که بخش‌های حمایتی در داخل خاک هم صورت گیرد ولی من یاد دارم که وقتی جمع‌بندی‌ها رفت تصمیم بسیار هوشمندانه‌ای بود که ابلاغ شد ما وارد این باتلاق نخواهیم شد. بله، من ساعت ۱ یا ۲ نصف‌شب بود، جمع‌بندی را امضا کردم و فرستادم و صبح زود سر کار آمدم، نماز خواندم و به سر کار رفتم. ۷ صبح نامه روی میز من بود، ظاهراً (ساعت) ‌۵ نوشته شده بود که «ما وارد این دام نمی‌شویم» ".

ابوالفضل ظهره‌وند سفیر اسبق ایران در افغانستان سال گذشته در گفت‌وگویی با تسنیم، درباره موضع برخی در وزارت امور خارجه چنین می‌گوید: «تحلیل ما این بود که آمریکایی‌ها به‌دنبال این هستند که ما را با طالبان درگیر کنند؛ در آن مقطع دریافت بنده این بود که ایران متقاعد شده که نباید درگیر شود اما طیفی بودند که این درگیری را به‌انگیزه‌های مختلف می‌خواستند. در آن مقطع حضرت آقا به‌عنوان فرمانده‌کل قوا به این نظر رسیدند که درگیری به‌صلاح نیست و در نهایت ایشان بودند که جلوی درگیری را گرفتند».

ـ طالبان گروه جهادی است؛ همکاری کنید!
اصلاح‌طلبان اگرچه در اوایل دولت خاتمی درخواست داشتند که ایران از مرز شرقی وارد خاک افغانستان شود و این جنگ با درایت رهبر انقلاب به وقوع نپیوست اما دقیقاً در سال ۸۰ و بعد از حمله ائتلاف غربی به‌رهبری آمریکا، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب اصلی این جریان به‌رهبری بهزاد نبوی، خواستار همکاری با طالبان و اعمال نفوذ بر ائتلاف شمال (دولت قانونی افغانستان به‌ریاست برهان‌الدین ربانی) بودند.

باید توجه داشت که این بیانیه دقیقاً در مقطعی بود که اصلاح‌طلبان با عبور از شعارهای جناح چپ دهه شصت و اوایل دهه هفتاد دچار دگردیسی شده بودند و سیاست تنش‌زدایی را در روابط خارجی شعار می‌دادند و مشخص می‌شود خطاهای راهبردی آنها صرفاً شامل آن دوران نمی‌شود.

سازمان مجاهدین انقلاب وزارت امور خارجه دولت خاتمی را مورد مؤاخذه قرار می‌دهد که چرا از ائتلاف شمال حمایت و علیه طالبان موضع‌گیری می‌کنند و بی‌طرفی را نقض می‌کنند!

در بخشی از این بیانیه طولانی آمده است: «باید پرسید تصریحات علنی مقامات بلندپایه و رسمی کشور علیه طالبان، تلاش دیپلماتیک و مشارکت برای تشکیل دولتی جدید در افغانستان، اظهارات وزیر امور خارجه مبنی بر عدم موافقت جمهوری اسلامی ایران با حضور طالبان در دولت آینده افغانستان، حمایت از جبهه ائتلاف شمال علیه طالبان با کدام‌یک از اصول بی‌طرفی حتی از نوع فعال آن انطباق دارد؟

...حمایت از جبهه ائتلاف شمال که با پشتیبانی زمینی و هوایی نیروهای آمریکایی و انگلیسی در یک جنگ داخلی علیه طالبان می‌جنگد و جبهه اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را در افکار عمومی مسلمانان جهان کاملاً مخدوش خواهد ساخت و اعتبار و وجاهتی که انقلاب اسلامی طی ۲۲ سال گذشته برای ایران به‌عنوان کشوری که منادی وحدت و حل مناقشات داخلی کشورها در چارچوب منافع ملی بدون دخالت قدرتهای خارجی بوده است، کاملاً از بین خواهد برد. (!)

...جمهوری اسلامی‌ می‌باید تشکیل دولت ملی افغانستان با مشارکت کلیه گروههای جهادی افغانستان از جمله طالبان را محور تلاشهای دیپلماتیک خود قرار دهد... ایران باید از نفوذ خود بر جبهه ائتلاف شمال استفاده کرده و رسماً از این جبهه بخواهد ضمن محکوم کردن جنگ و تجاوز خارجی، آمادگی خود را برای مذاکره به‌منظور تشکیل یک دولت ملی و فراگیر در افغانستان اعلام کند. ایران همچنین می‌تواند از شرایط موجود، طی تماس با طالبان، از این گروه بخواهد ضمن پذیرش گفت‌وگو با جبهه ائتلاف شمال برای تشکیل دولت ملی، آمادگی خود را برای همکاری جهت مبارزه و شناسایی تروریسم اعلام کند.»
 
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که برخی اعضای ارشد آن مانند محسن آرمین و بهزاد نبوی نمایندگان وقت مجلس بودند، در بیانیه‌ای ۵ روز قبل از سقوط کامل دولت طالبان در سال ۸۰، خواستار همکاری جمهوری اسلامی با این گروه شدند!

بهزاد نبوی که آن زمان ریاست کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس را عهده‌دار بود در بیانیه حزب متبوعش طالبان را گروهی جهادی خوانده خواستار همکاری با طالبان شد، ۵ روز بعد از انتشار این بیانیه، با سقوط کابل، سلطه این گروه بر افغانستان پایان یافت و بحث‌های مربوط به افغانستانِ بعد از طالبان و ترکیب دولت آینده این کشور آغاز شده بود!

ماجرای افغانستان و فضاسازی‌ رادیکال‌های اصلاح‌طلب


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که برخی اعضای ارشد آن مانند محسن آرمین و بهزاد نبوی نمایندگان وقت مجلس بودند، در بیانیه‌ای ۵ روز قبل از سقوط کامل دولت طالبان در سال ۸۰، خواستار همکاری جمهوری اسلامی با این گروه شدند!

به تازگی ها صادق زیباکلام به روزنامه شرق اینظور نظر داده است که  "تندروها تصور می‌کنند حالا که آمریکا از افغانستان خارج شده، یک شکست بزرگ را تجربه کرده؛ پس ایران دست برتر را دارد و می‌توان مذاکرات را به تعویق انداخت.  توجه ندارند که اتفاقا آمریکا در افغانستان سیاست تازه‌ای را پیش گرفته و طالبان نیروی مورد اعتماد این کشور است. هیچ بعید نیست در آینده، شاهد ائتلاف عربستان، افغانستان، پاکستان و آمریکا باشیم".

اگر طالبان نیروی مورد اعتماد آمریکاست، مدعیان اعتدال و اصلاحات در ایران هم نقش مشابهی را بازی می کنند. بنابراین وقتی احمق های درجه یک  آمریکایی، برای درگیر کردن ایران در افغانستان و جنگ مذهبی بی سرانجام نقشه می کشند، بلافاصله غربگراها در ایران بر خلاف رویه همیشگی، غیرتی می شوند و از جنگ با طالبان دم می زنند!

غربگرایان باید پاسخ دهند اگر جنگ را -حتی در موقعیت دفاعی- تخطئه می کنند، حالا چرا طرفدار ورود جمهوری اسلامی به خاک افغانستان و جنگ با طالبان شده اند، بی آن که خودشان داوطلب رفتن به چنین جنگی باشند؟ (حتی تصورش هم مضحک است که مثلا زیباکلام یا تاجزاده و لافزن های شبیه آنها لباس رزم به تن کنند!!)

اما مذاکره با آمریکا. همه این فضا سازی ها و تهدید تراشی ها برای این است که ایران، از آمریکای عهدشکن و زمین خورده، بترسد و بدون اعتنا به تجربه تلخ برجام که با همدستی غربگرایان و آمریکا و اروپا تبدیل به جنازه شد، بازی مار و پله مذاکره را دوباره از صفر شروع کند و دوباره امتیاز بدهد!

شما بگویید! در این بازی کثیف، طالبان خطرناک تر است، یا پادوهای اجاره ای که عصا زیر بغل آمریکا می گذارند و موضع زیر سوال او را رفوکاری می کنند؟ آیا شنیده اید این جماعت، زبان به اعتراض گشوده و لا اقل یک بار گفته باشند آمریکای عهدشکن باید تحریم ها را بی قید و شرط (طبق تعهدات برجامی) لغو کند؟!

هرگز! فقط برای توقعات زورگویانه آمریکا توجیه می تراشند، بی آن که درباره چک برگشت خورده برجام و انبوه وعده های دروغین در هشت سال گذشته پاسخگو باشند. آنها ماموران و بازیگران نمایشی هستند که عروسک گردان آن آمریکاست. 

ـ با داعش مذاکره کنید!
خطای اصلاح‌طلبان در تحلیل شرایط منطقه و استراتژی جمهوری اسلامی در سیاست خارجه به سالهای دور مرتبط نمی‌شود بلکه آنها در سالهای اخیر نیز تئوری‌هایی داشتند که اگر مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گرفت، ممکن بود منافع ملی را به پرتگاه ببرد، برای مثال، همان‌طور که در سال ۸۰ آنها خواستار همکاری با طالبان شدند، در ماجرای جنگ سوریه نیز سعی در مهار گروه تروریستی داعش از طریق مذاکره داشتند! در حقیقت آنجا که نیاز به جنگ بود، دم از صلح می‌زدند و آنجا که باید راه‌حل گفت‌وگو و عدم تنش مبنا باشد، کشور را به‌سمت جنگ سوق می‌دادند،

برای مثال مصطفی تاج‌زاده از چهره‌های رادیکال جریان اصلاحات آبان ۹۵ در گفت‌وگو با مجله روبه‌رو خواستار مذاکره با داعش شده مدعی بود نمی‌توان به‌طریق نظامی بر داعش غلبه کرد بلکه باید اسد با آنها به مذاکره بنشیند: "مثل برجام رفتار کنیم، با قدرت‌ها بنشینیم و به توافق برسیم که این داستان، فاتح نظامی ‌ندارد. اسد نمی‌تواند مخالفان مسلح خود را نابود کند. آنها نیز نمی‌توانند اسد را به‌زیر بکشند، پس باید مذاکره کنند که چگونه می‌توانند به توافقی برسند که حداقل خواست‌های همه را پوشش دهد... داعش یک فکر و گرایش است و حالاحالاها خواهد بود...".

آبان سال ۹۶ حکومت داعش از طریق نظامی به پایان رسید و حکومت بشار اسد نیز در سوریه تثبیت شد و کشورهای عربی مجبور شدند سفارتخانه‌های خود را در سوریه بازگشایی کنند؛ اما برجام که تاج‌زاده می‌خواست مبنای حل معادلات سوریه قرار بگیرد، اردیبهشت ۹۶ با خروج آمریکا و در ماه‌های پس از آن با تن‌دادن اروپا به تحریم‌های آمریکا علیه ایران عملاً سالبه به‌انتفاع موضوع شد!

این ایده‌ها البته از زبان غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران هم مطرح شده بود و خواستار توقف حضور نیروهای نظامی ایران در سوریه و حل‌وفصل گسترش تکفیری‌ها از طریق دیپلماسی شده بود! او در سخنرانی در اصفهان در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری گفته بود «آقاجان، ما هم دلمان می‌خواهد در سوریه و لبنان و یمن و همه این‌جا صلح برقرار شود، دفاع از مظلوم شود، شیعیان آن‌جا تقویت بشوند ولی، آیا این کار فقط با پول دادن و اسلحه خریدن و کشتن و زدن این‌ها حاصل می‌شود؟ این دولت با غیرت دینی می‌گوید که "بذارید ما از توان دیپلماسی برای حل مسائل منطقه استفاده کنیم". توان دیپلماسی بزرگان دیپلماسی که شش تا ابرقدرت را جلوی خودش بنشاند و بزرگ‌ترین مسئله تحریم که شورای امنیت بوده را حل بکنه می‌تواند با توان دیپلماسی بیاید این مسائل را حل کند. مگر ما این جوان‌های عزیز را از سر راه آوردیم همین‌طوری بفرستیم تا شهید شوند. ما دلمان می‌سوزه که جوان‌هایمان چرا باید شهید بشوند. چرا مردم باید کشته بشوند».

 و اما دلیل چرا به سوریه رفتیم اما به افغانستان نه
بازار شبهه‌افکنی‌ها علیه سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی در منطقه و جهان بسیار داغ بود و با تحولات اخیر افغانستان داغ‌تر نیز شد. انتقاد برخی معاندان، معارضان و اصلاح‌طلبان نسبت به سیاست خارجی نظام مخصوص این روزها نیست و از سال‌ها قبل همزمان با شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی با انتقاد از تسخیر لانه جاسوسی از سوی نهضت آزادی و متعاقبا درخواست پایان جنگ بعد از فتح خرمشهر(در حالی که بخش‌های زیادی از سرزمین‌مان هنوز در تصرف دشمن بود) آغاز شد و بعدها با درخواست کمک به صدام در حمله آمریکا به این کشور ادامه یافت و... بازخوانی مواضع وادادگان در این 40 سال را به فرصتی دیگر می‌سپارم و در اینجا به نقد ادعاهایی درباره حمایت ایران از سوریه و مقایسه آن با افغانستان می‌پردازم. 
 با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و شکل‌گیری نظام اسلامی، رژیم‌های مرتجع و وابسته در منطقه خیلی زود به مخالفت با این پدیده مبارک پرداختند و در میان کشورهای منطقه تنها کشوری که برخلاف سایرین به حمایت از ایران پرداخت، جمهوری عربی سوریه بود. 
 خیلی زود دشمنان انقلاب اسلامی رژیم بعث عراق را به یک جنگ نیابتی علیه ایران تجهیز و تحریک کردند و کشورهای مختلف از عربستان، اردن، کویت، سودان، مصر، الجزایر، مراکش، سومالی و... میلیون‌ها دلار کمک‌های نقدی و غیرنقدی و حتی نیرو برای جنگ با ایران اعزام کردند و تنها کشور عربی منطقه که نه تنها در جبهه حامیان صدام قرار نگرفت، بلکه با حمایت سیاسی و نظامی به کمک ایران اسلامی آمد، سوریه بود. در روزهایی که جهان غرب و استکبار ما را تحریم تسلیحاتی کرده بودند و مردم ما زیر موشکباران صدامیان بودند، این سوریه بود که با واگذاری چند فروند موشک اسکاد به ایران، موازنه را در جنگ تحمیلی تغییر داد. 
 حمایت‌های سوریه از ایران به همین جا نیز ختم نشد و سوریه در شرایطی که سیاست‌های بازدارندگی ایران و حمایت از جبهه مقاومت در لبنان و فلسطین، نیاز به کریدور قابل اعتماد و مستمری داشت، به ایران اجازه داد از طریق سوریه به حمایت از جنبش‌های مقاومت در لبنان و فلسطین بپردازد؛ مسیری که اگر برای ایران فراهم نمی‌شد، قطعا برای اجرای سیاست‌های منطقه‌ای ایران مشکلاتی ایجاد می‌کرد.   در شرایطی که ایران به تنهایی در مقابل تمام جبهه استکبار و صدام و صدامیان ایستاده بود و تحریم تسلیحاتی مشکلاتی برای رزمندگان ایجاد می‌کرد، این سوریه بود که به نیابت از ما خریدهای تسلیحاتی انجام و به ایران تحویل می‌داد. 
  همکاری نزدیک ایران و سوریه بعد از جنگ تحمیلی نیز ادامه داشت و با درگذشت مرحوم «حافظ اسد» و روی کار آمدن بشار اسد او نیز همانند پدرش در کنار جمهوری اسلامی قرار گرفت و هزینه سنگینی را برای این همراهی پرداخت کرد تا اینکه با تحریک برخی عوامل خارجی، گروهی از معارضان در سوریه اقدام برای سرنگونی دولت بشار اسد را آغاز کردند و چیزی نمانده بود تا جمهوری اسلامی یکی از مهم‌ترین حامیان سنتی و یکی از پایگاه‌های استراتژیک منطقه‌ای خود را از دست بدهد. حتی معارضان تا نزدیکی کاخ ریاست‌جمهوری سوریه پیش آمدند و ایران اسلامی ۲ راه داشت؛ یا به رسم عزت و حکمت به نصرت یار دیرین خود و حفظ پایگاه منطقه‌ای بپردازد یا برخلاف مسلک و مرام ایران و ایرانی متحد دیرینه خود را رها کند و این ننگ را در تاریخ به نام خود ثبت کند و فرصت دهد تا دشمنان این آب و خاک قدمی برای نزدیک‌تر شدن به مرزهای غربی کشور بردارند و حلقه اتحاد منطقه‌ای مقاومت را از هم بگسلند. 
 سرانجام تدبیر حکیمانه ولایت فقیه و رهبر امت اسلامی بر این راهبرد استوار شد که نظام سوریه در این شرایط خاص تنها نماند و مورد حمایت قرار گیرد. این شرایط دشوار در سوریه ادامه داشت تا اینکه جریان تکفیری داعش توسط استکبار جهانی با استفاده از لشکریانی فراملیتی به یاری معارضان آمدند و خون همه را جز خودشان مباح برشمردند و با داعیه تشکیل دولت اسلامی، منطقه‌ای وسیع از شامات و عراق گرفته تا ایران و افغانستان را هدف‌گذاری کردند و منطقه‌ای به وسعت عراق و سوریه و لیبی و یمن و حتی افغانستان و بعضا در سایر کشورها را جولانگاه خود قرار دادند و از مسلمان و مسیحی و ایزدی و هر که را در مسیر خود می‌دیدند از دم تیغ گذراندند و حمامی از خون به‌راه انداختند و تا نزدیکی‌های مرز ایران هم آمدند و بیم آن می‌رفت که سرزمین مقدس جمهوری اسلامی را به قدوم نحس خود نجس کنند که شیرمردان این سرزمین به جلوداری سردار سرافراز حاج قاسم سلیمانی وارد میدان شدند و حرامیان را به قیمت خون پاک‌شان تار و مار کردند. 
 اکنون سخن این است که آیا درباره افغانستان هم شرایط مشابه سوریه، عراق و... است؟ برای پاسخ به این سوال علاوه بر آنچه در سطور بالا گفته شد، باید نگاهی به تفاوت‌های سوریه و افغانستان از منظر جمهوری اسلامی بیندازیم: 
1- در سوریه داعشی جولان می‌داد که لشکری فراملیتی برای تقابل با جبهه حق تشکیل داده بود، در حالی که در افغانستان صرفا یک جریان افغانستانی به دولت دست‌نشانده آمریکا معترض شد و در نهایت غلبه کرد.
2- تفاوت دوم سوریه و افغانستان این است که داعشیان با تفکر حکومتی گسترده‌تر از سوریه وارد نبرد شدند (جهان وطنی) و امنیت ملی ما را هم تهدید می‌کردند اما در افغانستان مطالبه طالبانی‌ها صرفا حاکمیت بر افغانستان است.
3- داعش (به اعتراف خود آمریکایی‌ها و به استناد اطلاعات به دست آمده توسط سپاه قدس و...) مورد حمایت استکبار جهانی و به عنوان اهرم فشاری علیه کشور ما و دولت‌های مستقل بود اما در افغانستان، طالب‌ها سال‌ها در حال مقابله با آمریکا بودند (اگر چه در نهایت مذاکراتی را با آمریکا برقرار کردند).
4- در افغانستان حرکت طالبان در دوره جدید مبتنی بر جنایت و کشتار سایر مذاهب و قومیت‌ها نبوده است ولی داعش از ابتدای شکل‌گیری تا زمان فروکش کردن حرکات آنها، راهی جز کشتار و بی‌رحمی و جنایت را دنبال نمی‌کرد.
5- طالبان در مدت اخیر ادعای این را داشته که اهل مذاکره است و تا حدودی این را هم عمل کرده است، در حالی که داعش اهل مذاکره و گفت‌وگو نبود.
6- طالبان براساس مبانی فکری خود (عمدتا) قائل به تکفیر بقیه مذاهب اسلامی نیست اما داعش فقط خود را مسلمان می‌داند و بقیه مذاهب را کافر دانسته و خون آنها را مباح بر می‌شمرد.
7- طالبان خاستگاه کاملا بومی در افغانستان دارد، لذا بخشی از مردم افغانستان را نمایندگی می‌کنند (بخش قابل توجه) اما داعشی‌ها خاستگاه بومی در عراق و سوریه نداشتند و از عربستان و افغانستان و چچن گرفته تا ترکیه و تاجیکستان و حتی کشورهای اروپایی را شامل می‌شدند.
8- طالبان مانند هر حکومت دیگری که در افغانستان حاکم شود به دلایل مختلف فرهنگی، مذهبی و زبان مشترک، بویژه مسائل اقتصادی احتیاج به تعامل با ایران دارد و این در حالی است که داعش و تکفیری‌ها متکی به کمک‌های استکبار و مرتجعان منطقه بودند و احساس نیازی برای تعامل با کشورهایی نظیر ایران نداشتند.
9- به درست یا غلط دولت حاکم بر افغانستان در حال حاضر طالبان‌ است اما داعش نه در سوریه و نه در عراق دولت حاکم نبود بلکه در مقابل دولت‌های قانونی عراق و سوریه قرار داشت.
10- در سوریه و عراق حضور ایران با درخواست و هماهنگی دولت‌های این 2 کشور بود، در حالی که در افغانستان نه دولت قبلی و نه شبه دولت فعلی درخواستی در این باره نداشته‌اند. 
11- شرایط متزلزل و تردیدبرانگیز در افغانستان به گونه‌ای است که نمی‌توان برای حمایت یا مقابله با طالبان تصمیم جدی گرفت و باید منتظر رفتار این دولت با مردم افغانستان و طوایف و قومیت‌ها و مذاهب مختلف بود و بعد تصمیم‌گیری کرد (سیاستی که چین، روسیه و بسیاری از کشورها هم در حال حاضر نسبت به افغانستان دارند) اما در سوریه و عراق همه چیز کاملا از همان آغاز حرکت داعش و مواضع آنها روشن و قطعی بود.
12- در سوریه و عراق فرصت برای تأمل و بررسی بیشتر درباره نحوه موضع‌گیری نسبت به داعش وجود نداشت و هر روز بخشی از مردم مظلوم این ۲ کشور قربانی و زنان و کودکان آنها مورد تجاوز و ستم قرار می‌گرفتند و مقابله با این ظلم آشکار نیاز به ارزیابی و بررسی بیشتر نداشت اما در افغانستان باید منتظر بود آیا وعده‌های طالبان تحقق می‌یابد؟
13- در عراق و سوریه جبهه مردمی مقابله با داعش به سرعت شکل گرفت (در پی فتوای آیت‌الله سیستانی برای جهاد، حشدالشعبی و گروه‌های مردمی در عراق شکل گرفت و در سوریه هم گروه‌های مقاومت مردمی به سرعت سازماندهی شدند) اما در افغانستان مقاومت مردمی خاصی در قبال طالبان وجود نداشت و فقط در منطقه پنجشیر که قابل قیاس با بقیه این کشور نیست، مقاومت محدودی شکل گرفت که البته آنها نیز در پی مذاکره و سهم‌خواهی و توافق بودند.
14- ظرفیت‌های درونی افغانستان در مقابله با ظلم و ستم به گونه‌ای است که در صورت عدم تحقق شرایط و مواضع اعلامی از سوی طالبان، افغان‌ها خیلی زود به مقاومت خواهند پرداخت، چنانکه در دوران اشغال شوروی و بعد در دوران اشغال آمریکا بخوبی امتحان پس دادند اما در سوریه و عراق ظلم و ستم زودهنگام بروز یافت و در نتیجه مقاومتی سریع شکل گرفت.
15- داعشیان بارها و بارها حمله به ایران را مطرح و تهدید می‌کردند و حتی در مرقد امام راحل و مجلس عملیات انجام دادند اما طالبان چنین گستاخی و جسارتی را تاکنون نداشته‌اند.
در پایان برای آنان که دلسوز افغانستان شده‌اند و مداخله ایران را مطالبه می‌کنند، برای فهم این تفاوت‌ها از خدای متعال توفیق مسالت می‌کنیم و اگر می‌دانند و به دنبال کندن چاهی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند، افتادن در این چاه را برای‌شان آرزو می‌کنیم.
 

ایران بی‌عمل است یا شما!؟

حکیمی‌پور: فعلا به رئیسی مهلت می‌دهیم/ "ایران" بی‌عمل است یا شما!؟

احمد مسجدجامعی، فعال چپ و عضو سابق شورای شهر تهران در بخشی از یک یادداشت در شماره پنجشنبه گذشته روزنامه اعتماد پیرامون افغانستان نوشته است: دشمنان اندیشه انسان‌دوستی قصد جان و مال و ناموس این و آن کرده‌اند. به دشمنی‌ها دامن زده‌اند و به آوارگی‌ها افزوده‌اند. حقوق مشترک انسان‌ها را فراموش کرده‌اند و پای بر شکاف‌های قومی می‌فشارند. مفهوم «ملت یکپارچه افغانستان» گرفتار چندپارگی مذهبی و قومی شده است. آیا آدمکشی بیشتری در پیش است؟ آیا نسل‌کشی مدرن گسترش خواهد یافت؟ آیا کوچ و مهاجرت‌های ناخواسته و اجباری در راه است؟ آیا حقوق زنان و کودکان به صورت سازمان‌یافته‌تری زیر پا نهاده خواهد شد؟ اگر آن روز در مدارس دخترانه و پسرانه و دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها و محافل علمی و فرهنگی و نمایشگاه‌های کتاب بمب‌گذاری می‌کردند، امروز قرار است به شکل ساختاری با درس و بحث و مدرسه و فرهنگ و هنر و آموزش‌های جدید مقابله شود؟   از نابودی مظاهر تمدن و مردم‌سالاری در افغانستان چه کسانی سود می‌برند؟ تشکیل «امارت» با حذف مردم، مطابق کدام آموزه اسلامی و انسانی است؟

او در ادامه می‌افزاید:

"و بالاخره، چه کسانی از چنین وضع آشفته‌ای سود می‌برند؟ از شرایط پیداست که همسایه غربی افغانستان، ایران، به‌رغم آن همه دلبستگی‌ها و یگانگی‌ها امروز به بی‌عملی افتاده است"!

مسجدجامعی همچنین می‌نویسد: کشوری که سال‌های طولانی میزبان صدها هزار افغانستانی بوده و در دل خود هزاران دانشمند و ادیب و آهنگساز و خوشنویس و هنرمند و نویسنده و گوینده و خواننده و فیلمساز و خبرنگار و پزشک و مهندس و صنعتگر و مدیر و صاحبان مشاغل و حرف آزاد را پرورش داده... تاثیرگذاری چندانی در این وقایع ندارد و همه ایرانیان و ایران‌دوستان و دلبستگان به پیام‌های معنوی ادبیات و زبان فارسی نگران از بین رفتن بیشتر انسان و انسانیت و انسانیات در وقایع امروز افغانستان هستند. آیا غده سرطانی دیگری در منطقه، دیوار به دیوار ما در حال شکل‌گیری است؟  [۳]

 

*پیشنهاد عقلانی به اصلاح‌طلبانی که مدعی بی‌عملی ایران در قبال رخدادهای افغانستان هستند، پیش از این و از سوی برخی تحلیلگران کشور ارائه شده و آن اعزام این افراد به افغانستان برای نبرد با طالبان است!

اما ظاهرا این پیشنهاد عقلانی به گوش آقای مسجدجامعی نرسیده و ایشان هنوز در جریان قرار ندارد که مرزهای افغانستان باز است و ایشان در صورت واقعی بودن حرف‌های فوق می‌توانند به افغانستان اعزام شوند و به جای لاف در غریبی، برای چیزهایی که مدعی آن هستند جانفشانی کنند.

دقت شود که این حرف‌ها نه یک طعنه سیاسی بلکه دقیقا یک محاجه عقلانی است.

محاجه‌ای که نشان می‌دهد رجال یک جریان سیاسی چند مرده حلاج‌اند!؟

مسئله مهمتر اما بی‌دانشی رجال جریان سیاسی خاص درباره فضای بین‌المللی و علم دیپلماسی است...

آنها نمی‌دانند که در دیپلماسی، دوست و دشمن دائمی وجود ندارد. و قدم اول در روابط بین‌المللی نیز "حفظ منافع کشور" از طرق صلح‌آمیز است.

دانستن همین دو مفهوم ساده، رویکرد عقلانی و راهبردی جمهوری اسلامی ایران نسبت به قضایای افغانستان و استیلای طالبان بر این کشور را به وضوح هرچه تمامتر برای جویندگان حقیقت توضیح می‌دهد.

         

 

 


:: بازدید از این مطلب : 772
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 شهریور 1400

دولت حسن روحانی و حامیان وی که تنها راه حل مشکلات کشور را توافق با کشورهای غربی می دانست، پس از امضای برجام، خوشحال از آنچه فتح الفتوح نامیده می شد، به استقبال دیگر معاهدات و قراردادهای بین المللی شتافتند و سعادت ملّت ایران را در همرنگی و همراهی با نظام بین الملل می دانستند. سند ۲۰۳۰ و FATF از معاهداتی بودند که طی سال های اخیر بیش ترین سر و صدا را در کشور به راه انداختند.

علی رغم اینکه بسیاری از توصیه های گروه ویژه اقدام مالی FATF توسط دولت روحانی پذیرفته و اجرایی شده بود و تنها بر سر ۲ بند آن مناقشه وجود داشت، با این حال، حامیان پیوستن به کنوانسیون های گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، نپذیرفتن برنامه‌های این گروه را عامل بسیاری از مشکلات اقتصادی و تبادلات تجاری می دانستند.

حامیان الحاق به معاهدات گروه ویژه اقدام مالی که فرصت باقی مانده تا پایان دولت روحانی را بهترین زمان برای پیشبرد همه تعهدات مربوط به FATF می دانستند از هیچ فرصتی برای بزرگنمایی تبعات نپیوستن به کنوانسیون‌های مربوط به آن نمی‌گذشتند. آنها حتی پای ورزش را نیز به این موضوع باز کردند و در حالی که مربی محبوب استقلالی ها که نتایج خوبی با این تیم گرفته بود به دلیلی عدم دریافت پول خود برای ادامه همراهی با تیم استقلال وارد ایران نشد، پای FATF را به میان کشیدند و به هواداران این تیم القاء کردند که نپذیرفتن شرایط گروه ویژه اقدام مالی مانع از این شده تا استراماچونی پول خود را دریافت کند و روند موفقیت های استقلال را ادامه دهد.

سؤال چالش برانگیز افکار عمومی پیش روی گره زنندگان واکسن و FATF

 

سؤال چالش برانگیز افکار عمومی پیش روی گره زنندگان واکسن و FATF

امّا آخرین موردی که حامیان اصلاحات - اعتدال آن را به FATF گره زدند، موضوع واکسن بود.

سؤال چالش برانگیز افکار عمومی پیش روی گره زنندگان واکسن و FATF

علی ربیعی در قامت سخنگوی دولت، ایجاد مشکل در تهیه واکسن را به FATF گره می زند و می گوید: «به طور کلی نپیوستن به FATF و در لیست سیاه قرار گرفتن آثار خود را بر تراکنش‌های مالی و تامین مالی نشان داده است و حتی در مواقعی هم که تحریم مانع نمی‌شود متاسفانه FATF این بهانه را ایجاد می‌کند».

سؤال چالش برانگیز افکار عمومی پیش روی گره زنندگان واکسن و FATF

این تنها سخنگوی دولت نبود که ناتوانی دولت در تأمین واکسن مورد نیاز کشور را به FATF مرتبط می کرد. علی مطهری نیز در مصاحبه ای می گوید: «به خاطر اینکه در لیست سیاه اف ای تی اف قرار داریم نتوانستیم ۵۰ میلیون دلار مبلغ سهمیه ایران از واکسن کرونای سازمان جهانی بهداشت برای هشت میلیون ایرانی را منتقل کنیم و سهمیه ایران باطل شد. مجمع تشخیص مصلحت نظام باید پاسخگو باشد».

سؤال چالش برانگیز افکار عمومی پیش روی گره زنندگان واکسن و FATF

امّا این روزها که با روی کار آمدن دولت رئیسی و رایزنی های انجام شده توسط دولت، واردات واکسن به کشور سرازیر شده است، چهره هایی نظیر علی مطهری در مقابل این سؤال افکار عمومی قرار گرفته اند که اگر مشکل عدم ورود واکسن به کشور به FATF ربط داشت، چرا در دولت رئیسی شاهد واردات گسترده واکسن هستیم؟

این سؤالی است که مجری یک برنامه رادیویی اخیراً از علی مطهری پرسیده است و مطهری که پاسخی ندارد، می گوید توضیح این موضوع نیم ساعت وقت می خواهد که من چنین وقتی ندارم!

سؤال چالش برانگیز مجری برنامه از علی مطهری درباره اظهار قبلی او درباره واردات واکسن

مسعود پزشکیان نیز که در رده حامیان دولت روحانی قرار می گیرد می گوید بی انصافی است که بگوییم این خرید ها ظرف مدت ۲ هفته انجام شده است. سفارش واکسن ها در دولت روحانی انجام شده بود.

نکته ای که پزشکیان به آن اشاره نمی کند این است که چالش بر سر زمان ثبت سفارش واکسن نیست. حتی اگر این سفارشات در زمان دولت روحانی ثبت شده بود، امّا دولت از ورود آن ها به کشور عاجز بود یا اینکه علاقه داشت ورود آن ها را به کشور به تأخیر بیاندازد تا شاید بتواند بازی خود در ماجرای FATF را قدری پیش ببرد.

این روزها که واردات واکسن به کشور سرازیر شده، چهره هایی نظیر علی مطهری در مقابل این سؤال افکار عمومی قرار گرفته اند که اگر مشکل عدم ورود واکسن به FATF ربط داشت، چرا در دولت رئیسی شاهد واردات گسترده واکسن هستیم؟

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 18 شهریور 1400

برخی اشخاص اصلا نباید ترشی بخورند؛ به طور مثال کسانی که اسید معده‌شان بسیار است و اشخاص مبتلا به التهاب مری که معمولا در اثر برگشت اسید معده به مری ایجاد می‌شود. بیماران دچار ریفلاکس معده که معمولا احساس ترش‌کردن و سوزش سر دل دارند، به غیر از ترشی، باید از مصرف هرگونه موادترش مانند مرکبات، لواشک و… هم پرهیز کنند زیرا مصرف این خوراکی‌ها سبب تشدید علایم بیماری‌شان می‌شود.

گروه دیگری که بهتر است ترشی نخورند، اشخاص مبتلا به زخم‌معده و اثنی‌عشر می باشند

 معمولا این بیماران در اثر زخم‌معده و زخم اثنی‌عشر دردهای شدیدی دارند.

 در مبتلایان به زخم‌معده، مصرف غذا سبب شدت بیماری می‌شود درحالی که در بیماران دچار زخم اثنی‌عشر، غذاخوردن از شدت ناراحتی‌ می‌کاهد.

داروهای تجویزشده برای این بیماران، میزان ترشح اسید را کم می‌کند تا زخم ترمیم شود و بهبود یابد اما مصرف خوراکی‌های اسیدی و ترش‌ مانند انواع ترشی، نه‌تنها بهبود زخم را به تاخیر می‌اندازد بلکه بر شدت و علایم بیماری می‌افزاید.

بیماران مبتلا به نشانگان روده تحریک‌پذیر نیز باید از ترشی خوردن اجتناب کنند به این سبب که بر شدت مشکل آنها می‌افزاید.

 در مبتلایان به سوءهاضمه هم اگرچه زخمی در معده وجود ندارد، اما در معده احساس ناراحتی می‌کنند باید برای تشدید نشدن مشکلات گوارشی از مصرف ترشی پرهیز کنند.

 در ضمن، مصرف فلفل هم که در تهیه ترشی به کار می‌رود، برای بیماران مبتلا به ناراحتی‌های گوارشی می‌تواند تحریک‌کننده و تشدیدکننده علایم بیماری باشد بنابراین اشخاص مبتلا به هیچ‌وجه نباید ترشی تند مصرف کنند.

از سوی دیگر، نتایج تحقیق‌ها نشان می‌دهد اگر ترشی، مانده و کهنه باشد، وجود قارچ‌های داخل آن نه‌تنها برای سلامت مضر است،

 بلکه می‌تواند سرطان‌زا هم باشد بنابراین باید از خوردن ترشی‌های چند ساله پرهیز کرد زیرا هرچه از زمان تولید آنها بگذرد، میزان نیتراتشان افزایش پیدا می‌کند. لازم است یادآور شوم که بررسی‌ها نشان داده‌اند در مناطقی که میزان مصرف ترشی بالاست، ابتلا به سرطان مری و معده بیشتر گزارش شده است.

 

منبع: بهداشت نیوز


:: بازدید از این مطلب : 667
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران