منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 25 آذر 1403
جریان اصلاحات که همواره برای رسیدن به مطامع سیاسی خود با ایجاد دوقطبی‌های کاذب جامعه را در برابر دو موضوع غیر واقعی قرار داده است، حالا یک دوقطبی نگران کننده و هراس آلود دیگر تولید می‌کند.
حربه اصلاح‌طلبان برای رسیدن به مطامع سیاسی خود همواره تولید نگرانی بوده است. این تولید نگرانی به گونه‌ای بوده که با ایجاد یک دوقطبی و قرار دادن مردم در شرایط سخت تصمیم‌گیری سعی کرده‎‌اند افکارعمومی را به سمت منافع خود هدایت کنند. این موضوع متاسفانه باعث تشویش اذهان عمومی در برهه‌های مختلف و همچنین اتخاذ تصمیمات غلط در بعد راهبردی و کلان کشور شده است.

این روزها بازهم بوقچی‌های اصلاح طلب اقدام به تولید نگرانی در کشور در راستای اهداف خود کرده‌اند. جالب است که این جریان با تقسیم کار شدید رسانه‌ای و  بکارگیری عناصر خود همواره یک حرف را از تریبون ها و زبان های مختلف می‌‌زند. ابراز نگرانی و تهمت پراکنی ازجمله مواردی است که حالا در افعال اصلاح طلبان به وفور نسبت به قوانین و مقررات کشور برای خدشه‌دار کردن و از ارزش انداختن این قانون‌ها دیده می‌شود.

«محمد عطریانفر» در همین راستا مطرح می‌کند: «این دولت با شعار شفافیت و پاسخ‌گویی روی کار آمد، اما از همان روز اول با هجمه‌های گسترده‌ای مواجه شد. جناح‌هایی که انتخابات را باختند، حالا از هر ابزاری برای زمین زدن دولت استفاده می‌کنند. از تصویب قوانین بحران‌زا گرفته تا ایجاد فشارهای اقتصادی و رسانه‌ای، همه این‌ها بخشی از یک سناریوی طراحی‌شده است.»

همین حرف پیشتر از سوی «عباس عبدی» دیگر فعال اصلاح طلب شنیده شد. وی نیز درباره ابلاغ برخی قوانین می گوید: «به نظر من هدف اصلی این افراد از اقدامات خود زمین زدن دولت پزشکیان است. و نه چیز دیگر.»

«احمد زیدآبادی» نیز با همین کلید واژه در تیتری با عنوان «مصوبه‌ای برای زمین زدن زودهنگام دولت پزشکیان» در روزنامه هم میهن نوشت: «متأسفانه در پشت این ماجرا، نوعی تلاش برای سقط کردن زودهنگام دولت پزشکیان به چشم می‌خورد. هدف این است که به رأی‌دهندۀ ایرانی برای چندمین بار تفهیم شود که رئیس‌جمهوری با گرایشات آقای پزشکیان هیچ نوع دایرۀ اختیارات اثرگذاری ندارد و تنها مجری چشم و گوش بسته و بی‌اختیار احکامی است که افرادی با حداقل رأی ممکن در میان جامعه، تحت عنوان «قانون» در برابر او می‌گذارند!»

همه این موارد حاکی از تلاش سازمان یافته اصلاح‌طلبان برای ایجاد یک دوقطبی جدید است. اصلاح‌طلبان که همواره با ایجاد دوقطبی‌های مختلف سیاسی و ایجاد دو نگرش سیاه و سفید و قرار دادن خود در بخش سفید به زیست سیاسی خود ادامه داده‌اند؛ حالا سعی دارند دست به ایجاد یک دوقطبی دیگر در حوزه حجاب بزنند. از ابتدای دولت «مسعود پزشکیان» تا به امروز اصلاح طلبان چندین دوقطبی را همزمان کلید زده اند. دوقطبی «یا مذاکره یا جنگ» بعد از انتخاب «دونالد ترامپ» در انتخابات آمریکا، دوقطبی «بی برقی یا آلودگی» برای مدیریت مردم بر اساس اهداف دولت که توسط رئیس جمهور حقیقت ماجرا آشکار شد و ... از جمله این موارد بود. حالا اصلاح طلبان بدون هیچ استراحتی دوقطبی دیگری را آغاز کرده‌اند که فضای جامعه هیچگاه از تقسیمات سیاسی مطلوب آنان خالی نباشد.

این جریان سیاسی نشان داده برای رسیدن به اهداف خود هیچ مسئله‌ای را بر نمی‌تابد و حتی اگر قانون را به عنوان مانع خود احساس کند با آن به طرق گوناگون برخورد می‌کند. جالب است اصلاح طلبان بدون توجه به دغدغه بسیاری از مردم قانون حجاب را مورد هجمه قرار می‌دهد و با تولید ترس و نگرانی در مردم سعی می کنند مشروعیت این قانون را خدشه دار کنند.

 از این رو ارزش قانونی و تغییرات مثبت آن را نادیده گرفته و از سوی دیگر در یک تحرک سیاسی قابل توجهی آنرا منافی وفاق عمومی و همچنین اقدامات دولت قلمداد می کنند. از این روست که کلید واژه «زمین زدن دولت» از افواه و زبان‌های مختلف این جرگه سیاسی خارج می‌شود. روش قطره چکانی ایجاد ترس و دلهره در مردم برای القاسازی آنچه اصلاح طلبان می خواهند. وگرنه اجرای یک قانون که کارشناسان بدان توجه دارند چرا باید در جامعه مشکلاتی ایجاد کند و چرا اجرای آن باید دولت را به زمین بزند. دولتی که خود اصلاحاتی را برای آن ارائه کرده که خود این موضوع نشان دهنده اهتمام برای اجرای آن است.

این درحالی است که قانون عفاف و حجاب یک قانون ایجابی است و بیشتر تمرکز آن نیز روی هنجارشکنان است و مردم عادی قطعا در این حوزه با توجه به سبک زندگی مناسبی که دارند نه تنها دچار مشکل نمی شوند بلکه فرهنگ عمومی جامعه نیز تقویت می شود. درواقع در دو حالت با ایجاد ترس برای جامعه سعی می کنند که فضای دلهره آور و ناامنی را برای مردم ترسیم کنند. از یک سو بگویند که یک قانون علیه مردم تصویب و اجرا می شود و از سوی دیگر گفته می شود دولتی که مردم به آن رای داده اند و قرار است کارهای اجرایی را انجام دهد نیز با همین قانون سرنگون می شود.

جالب است که اصلاح طلبان ترس و ایجاد واهمه عمومی را امر سیاسی خود دانسته و بدان برای رسیدن به منافع خود در جامعه اهتمام می ورزند. این ترس و دلهره همواره در انتخابات های ریاست جمهوری برای پیروزی نامزد متبوع اصلاح طلبان به عنوان یک تاکتیک سیاسی اجرا می شود. در حوزه های سیاست راهبردی مانند مذاکرات با کشورهای 5+1 نیز اصلاح طلبان با همین ترس و واهمه و دوقطبی سازی کشور را 8 سال معطل چیزی کردند که خودشان نسبت به ماهیت آن باخبر بودند.

در همین راستا مدیر مسئول روزنامه شرق همان جریده‌ای که تیتر «امضای کری تضمین است» را منتشر کرد، در یک گفت و گو درباره بزک کردن برجام گفت: «من مبالغه را قبول دارم. این مبالغه‌ها باید می‌شد به این خاطر که فضا خیلی فضای تنگ و ترشی بود، دولت باید در حقیقت این موضوع را قدری بزک می‌کرد که بتواند حرفش را به کرسی بنشاند.»

درواقع روزنامه های اصلاح طلب برجامی که تقریبا نتیجه هیچ داد را طوری برای مردم به عنوان یک گوهر ناب در  بسته بندی شیک و مجلسی به جامعه ارائه کردند که هیچ کس به خرمهره بودن آن شکی نکند اما همین طیف و جریان که کارنامه‌ای سیاهی در حوزه تشویش و انحراف افکارعمومی دارد حالا بازهم با بمباران مردم با اخبار نگران کننده و ایجاد دوقطبی‌های مختلف جامعه را نسبت به ایجاد یک فضای مثبت برای رسیدن به پیشرفت، آسوده و راحت نمی‌گذارد!
 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 82
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 25 آبان 1403

یک پرسش پرتکرار این روز‌ها هم در محافل سیاسی و علمی و هم در میان مردم عادی این است که چرا حس می‌کنیم همه‌چیز خوب و درست و گل‌وبلبلی است، و مثل گذشته دیگر از وضع دلار و سکه و گرانی و تحریم و آلودگی هوا یا بحث روابط خارجی و امنیت و سیاست داخلی و مسائل اجتماعی کمتر می‌شنویم، با آنکه وضع به‌قدرکافی آن‌طور هست که بیشتر درباره آن بحث کنیم؟! پاسخ کوتاه من این است که، چون آنها که درباره این همه سخن می‌گفتند و تحلیل می‌کردند، اکنون پست و منصب گرفته‌اند، همین! و به‌همین‌راحتی!

از باب مثال وقتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد می‌شود رئیس شورای اطلاع‌رسانی دولت، تیتر روزنامه‌اش در چنین روز‌هایی به فرنام رمان‌های عشقی عامه‌پسند نزدیک است: «آسمان آبی‌تر می‌شود»! همین تیتر که واکنشی است به ممنوعیت مازوت‌سوزی (و البته پنهان‌نگه‌داشتن خبر قطع منظم برق در زمستان)، اگر دولت‌های غیرهمسو سرکار بودند، با عباراتی که مخاطب را زهره‌ترک می‌کرد، انتخاب می‌شد. مثلاً «زمستان سیاه و تاریک با طرفداران وضع‌موجود!» یعنی از رخدادی مشخص، در یک مقطع که خودمان خارج از قدرتیم، روی سیاه آن را که زمستان سرد و تاریک باشد، می‌بینیم و در مقطع‌دیگر که خودمان منصب داریم، آسمان‌آبی دلربا را! 

یا ستون‌نویس ثابت همین روزنامه اعتماد و روزنامه هم‌میهن را ببینید! الان کجاست؟! و مشغول کدام تبیین و تحلیل؟! خیلی نرم و مهربانانه و «با تقدیم عشق» درباره ناترازی‌ها می‌نویسد و از اینکه دولت چهاردهم این حقیقت را که ناترازی‌ها تقصیر قبلی‌هاست فریاد نمی‌زند، تشکر می‌کند و نهایت استدلالش این است که «حالا شد»! یعنی الان که دولت پذیرفته است ناترازی وجود دارد، خودش یک گام بزرگ و اساسی به سوی هدف است! همین‌قدر ملوس و شل‌و بی‌جان و با تقدیم احترامات فائقه!

فقط هم بحث به مسائل اقتصادی و سیاست داخلی مربوط نمی‌شود. پوتین همیشه یک عنصر مطرود در رسانه‌های منتقد حکومت بود. به‌ویژه روزنامه سازندگی که هر دو هفته یک‌بار عکس‌تمام‌قد پوتین را به اصطلاح فول‌پیج کار می‌کند و از بلا‌ها و توطئه‌ها و خیانت‌های روس‌ها و پوتین به ایران می‌گوید، حالا دیدار پوتین با پزشکیان برایش مهم و سرنوشت‌ساز می‌شود و با تیتر‌های مثبت و راهبردی به استقبال آن می‌رود و دیدار نخست‌وزیر روسیه با پزشکیان در تهران را «دیدار استراتژیک» تیتر می‌کند.

روزنامه شرق روسیه‌ستیز و چین‌ستیز قهار نیز حالا دیدار پوتین با پزشکیان را مهم و راهبردی توصیف می‌کند! روزنامه سازندگی در دولت سیزدهم مسئله برجام را به قطعی گاز در زمستان مربوط می‌دانست و با تیتر «در انتظار زمستان» و عکسی از رئیس‌جمهور سیزدهم که در برف پوشیده شده است، رویکرد خاص خود را نشان می‌داد. به آسانی می‌توان منتظر ماند تا احتمالاً قطعی گاز در دولت چهاردهم را با عکس زیبایی از برف و یخبندان تهران در این روزنامه ببینیم با تیتر «زیبایی زندگی در سرمای اسکاندیناوی با شفق‌های قطبی!» 

گرایش این نوشته به طنز، عمدی نیست. ماجرا خود به‌قدر کافی خنده‌دار است. شاید اگر برخی می‌دانستند مملکت با این دلار و سکه و برق و گاز و مسائل پیچیده خارجی، در فصل پاییز اینچنین بهار دلکش و گلشن و رنگارنگ توصیف می‌شود، زودتر زمینه حضور منتقدان را در مناصب دولتی فراهم می‌کردند! و اگر نظریه‌پردازان ارتباطات که شش‌دهه قبل معتقد بودند حضور طولانی مقابل رسانه‌ها به «کاشت» باور‌های مبالغه‌آمیز درباره میزان خشونت در جامعه می‌انجامد و احساس ناامنی، قربانی‌شدن و بی‌اعتمادی میان‌فردی را دامن می‌زند، اکنون با شرایط جدید ما روبه‌رو می‌شدند، نظریه «برداشت» را خلق می‌کردند که مطابق آن حضور و مهاجرت ناگهانی منتقدان بی‌رحم از رسانه منتقد دولت به شورای رسانه‌ای دولت، منجر به «برداشت» سهم رسانه از قدرت و تغییر باور‌ها درباره جامعه و احساس امنیت و قربانی‌نبودن و «اعتماد» به دولت می‌شود!

یکدست‌شدن رسانه‌های منتقد با دولت، بسیار خطرناک‌تر از یکدست‌شدن قوای‌سه‌گانه و خالص‌سازی است. خود دانید!

 
منبع:روزنامه جوان

:: بازدید از این مطلب : 105
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 31 شهریور 1403

 

«چرا FATF بعد از برجام مهم شد؟». مسعود براتی کارشناس تحریم و FATF با طرح پرسش فوق نوشت: پاسخ دقیق به این سؤال بخش مهمی از پرونده FATF را رمزگشایی می‌کند. 
با بررسی سیر تحولات بعد از امضای برجام مشخص می‌شود که در زمانی موضوع FATF به مسئله جدی کشور تبدیل شد که ناموفق بودن پروژه برجام در حال آشکار شدن بود. 
برجام پروژه‌ای بود که دولت آقای روحانی و جریان سیاسی حامی او به مردم فروختند تا بتوانند رای آنها را از آنِ خود بکنند. بخش زیادی از این پروژه مربوط به بزرگنمایی و اغراق بیش از اندازه و تصویرسازی غیرواقعی از نتایج برجام بود. برای مثال رئیس‌جمهور روحانی در روز نهائی شدن برجام در اظهارنظری عجیب بیان کرد که با برجام تمامی تحریم‌های اقتصادی مالی و حتی تسلیحاتی بالمره لغو می‌شود.
اما با گذشت زمان و در همان ماه‌های ابتدائی بعد از اجرائی شدن برجام شواهد یکی پس از دیگری خود را بروز می‌داد که آن چیزی که تصویر شده است با آن چیزی که واقعی است فاصله بسیار زیادی دارد. مهم‌ترین شاهد مثال صحبت‌های آقای دکتر سیف رئیس وقت بانک مرکزی در شورای روابط خارجی آمریکا است او به صراحت درباره آثار برجام از عبارت تقریباً هیچ استفاده می‌کند. دکتر سیف به دلیل حضور در بانک مرکزی به خوبی از آثار و نتایج توافق برجام بر روابط بانکی آگاه بود و این جمله که از او صادر شد نشان‌دهنده نتیجه واقعی برجام در حوزه روابط اقتصادی بود. 
اما دولت روحانی و جریان سیاسی حامی او به این راحتی حاضر به پذیرش شکست ایده‌محوری خود نبود لذا از همان زمان پروژه جایگزین را برای مشغول کردن ذهن مردم و تداوم حضور آنها در قدرت آغاز شد. 
در سومین گزارش وزارت خارجه به مجلس شورای اسلامی درباره اجرای برجام کلید این پروژه زده شد و بیان شد که علی‌رغم رفع تحریم‌ها معضلی به نام حضور ایران در فهرست سیاه FATF وجود دارد و لذا مشکلاتی در حوزه برقراری روابط بانکی خارجی وجود داشته که باید برای رفع آن تلاش کرد. 
این در حالی ‌است که مشکل اصلی روابط بانکی خارجی که هم از نظر تاریخی قابل اثبات است و هم از نظر تحلیلی می‌توان آن را اثبات کرد، مربوط به تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه نظام بانکی ایران است و ارتباطی با FATF ندارد اما دولت وقت با چشمان باز، پروژه FATF را آغاز کرد و هدف اصلی آن نیز پوشاندن نقایص جدی برجام و احتمال آشکار شدن آن برای مردم بود. 
حالا که رئیس‌جمهور پزشکیان پیگیری این موضوع را اولویت خود اعلام کرده است، می‌توان نتیجه را حدس زد. زمان خوبی برای پیگیری این مسئله غیرواقعی در داخل مصرف می‌شود و تا چند وقت پروژه‌های رسانه‌ای- سیاسی فعال خواهد بود، خودی و دیگری ساخته می‌شود و در نهایت همان «تقریبا هیچ» برای مردم حاصل خواهد شد. فقط باید امیدوار بود که در این مسیر تعهدات هزینه‌دار جدید بین‌‌المللی برای ایران ایجاد نشود.

:: بازدید از این مطلب : 149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 31 شهریور 1403

123


:: بازدید از این مطلب : 92
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 05 تیر 1403

کینه مهاجران و اشتباه استراتژیک انصار عاملی شد که حکومت اسلامی در دست افرادی بیفتد که این جایگاه برای آن‌ها ساخته نشده بود.

پیامبر (ص) در دوران رسالت خود تلاش‌های بسیاری برای از بین بردن آداب و رسوم خرافی و جاهلانه و نهادینه کردن فرهنگ اسلامی در میان مردم کرده بودند؛ اما ثابت شدن و بقای فرهنگ ناب اسلامی مستلزم آن بود که مردم ولایت و رهبری دینی شخصیتی را بپذیرند که پس از رحلت نبی مکرم اسلام عهده دارد دین و دنیای آن‌ها باشد و آن‌ها را تا سرمنزل سعادت دنیایی و اخروی راهنمایی و سرپرستی کند. ماجرای غدیر، واقعه‌ای بود که این سعادت را تضمین می‌کرد و حکومت اسلامی را که اساس آن‌ها برادری و برابری و جلوگیری از پایمال شدن حقوق مردم بود، تداوم می‌بخشید. کسانی که از غدیر روی گردانند و پس از رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله، به شوق قدرت و ثروت و کینه‌ورزی مشغول شدند، در حقیقت فرهنگ اسلامی را که سعادت آن‌ها را تضمین می‌کرد، کنار زده و خوشی‌های زودگذر دنیا مشغول شدند.

خبرگزاری تسنیم در گفت‌وگویی که با دکتر محمدحسین رجبی دوانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اسلام، انجام داده به بررسی آثار و نتایج فراموشی غدیر و سر باز زدن از پذیرش ولایت حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) پرداخته است. طبق تصریح این کارشناس تاریخ اسلام، پیوند برادری در زمان نبی مکرم اسلام بسته شده بود و با رحلت آن حضرت نه تنها واقعه بزرگ غدیر، بلکه بسیاری از آموزه‌های اسلامی از یاد مردم رفت. اینکه رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرموده بودند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ مؤمنان برادر یکدیگرند» درسی بود که مردم آن را فراموش کردند. هرچند آن حضرت سعی کردند تفاخر نژادی را از میان مردم از بین ببرند، حقوق از دست رفته زنان و دختران را به آن‌ها برگردانند، حق را میان مردم جا انداخته و عدالت را جایگزین ظلم و تعدی کنند ولی مردم با رحلت آن حضرت گویا تربیت اسلامی را فراموش کردند. نبی مکرم اسلام در غدیر می‌خواستند به مردم هشدار بدهند که این آموزه‌های اسلامی با ولایت و هدایت امام علی علیه السلام پا بر جا خواهد ماند. ولی عده‌ای نتوانستند این امر را تاب بیاورند و به شوق رسیدن به حکومت و دستیابی به قدرت، غدیر را کم‌رنگ و کم‌اهمیت جلوه دادند.

ضرورت نهادینه شدن فرهنگ اسلامی

می‌دانیم که در ماجرای غدیر، پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله بنیان امامت را برای مردم ترسیم کرده و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را به عنوان امام بر حق و پیشوای اصلی پس از خود معرفی کردند. با وجود اینکه گروه زیادی از مسلمانان در حجه‌الوداع نبی مکرم اسلام حضور داشته و شاهد اعلام ولایت امام علی علیه السلام بودند، چه اتفاقی در روزگار پس از غدیر اتفاق افتاد که مردم گویا واقعه غدیر را به فراموشی سپرده و نادیده گرفتند؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم چه رویدادی عامل تشتت و انحطاط در جامعه شد که واقعه غدیر و سفارش‌های مؤکد رسول خدا صلی‌الله علیه و آله از یادها رفت؟

طبق دستور خدای متعال و سفارش مؤکد پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله، امام علی علیه السلام در جایگاه رهبری اسلام و خلافت بودند. اما جامعه به درجه‌ای از انحطاط رسید که بخشی از این جامعه خواهان ریختن خون رهبر جامعه اسلامی شدند. حتی بدتر از آن، این عمل را مصداق عبادت و حق تلقی می‌کردند.

ریشه این گونه حوادث را باید در حوادث پس از رحلت نبی مکرم اسلام جست و جو کرد. زمانی که پیامبر اسلام صلی‌الله علیه و آله به نبوت رسیدند، به خصوص در دورانی که در مدینه حکومت اسلامی را تأسیس کردند، مردم شاهد حکومتی بودند که با امپراتوری روم یا حکومت پادشاهی در ایران متفاوت بود. چون این نوع حکومت‌ها دارای پادشاهانی بودند که در قصرهای مجلل زندگی می‌کردند و نوع حکومت‌داری به گونه‌ای بود که مردم امکان اظهارنظر در امور را نداشتند.

در حالی که مردم عرب که تا آن زمان به صورت قبیله‌ای زندگی می‌کردند و با ظهور اسلام شاهد حکومت منسجم و مرکزی بر مبنای آموزه‌های اسلام بودند؛ آن هم حکومتی که در آن از پادشاه و قصر و باج و خراج خبری نبود و طرفدار حق مظلوم و رسیدگی به امور مردم بود.

نبی مکرم اسلام در واقعه غدیر این پیام را به مردم ابلاغ کردند که حکومت اسلامی با هدایت و رهبری امام علی علیه السلام پا بر جا خواهد ماند و به این منظور مردم با آن حضرت بیعت کردند تا امام علی علیه السلام پس از نبی مکرم اسلام، متولی دین و دنیای مردم باشند و آن‌ها را به سعادت دنیا و آخرت راهنمایی کنند.

به این ترتیب کسی که به مقام ولایت می‌رسد بر امور مردم حکومت می‌کند. همان گونه که خدای متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیکمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ رَاکعُونَ؛ سرپرست و ولى شما تنها خداست و پیامبر او و آن‌ها که ایمان آورده‏اند؛ همان‌ها که نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.» طبق این آیه شریفه که اشاره به مقام امام علی علیه السلام دارد، صاحب امور و ولی مردم مشخص شده است. به این ترتیب لازم بود که ولایت ادامه پیدا کند و همین موضوع را پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در غدیر تبیین فرمودند.

عوامل تشتت پس از غدیر

چه چیز عامل رویگردانی از ماجرای غدیر شد؟

در ماجرای سقیفه توطئه‌ای روی داد و بر این اساس، حق حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه السلام غصب شد. به این ترتیب هرچند نبی مکرم اسلام در غدیر و بارها قبل و بعد از آن ماجرای ولایت را تبیین فرموده بودند ولی وقتی امام علی علیه السلام از حکومت کنار زده شدند، درواقع مردم موضوع ولایت را کنار گذاشتند و از حکم خدا سرپیچی کردند.

از همان زمان بود که تباهی و کشیده شدن به قهقرا آغاز شد. زیرا اسلام افرادی را به عنوان ولی معرفی می‌کند که از سوی خدا و رسول او تعیین شده بودند، اما آن‌ها که بر این مسند تکیه زدند کسانی بودند که به تصریح امام علی علیه السلام در خطبه شقشقیه، این ردا برای آن‌ها دوخته نشده بود. در این شرایط، مردم با برداشت‌های غلطی که از اسلام داشتند و تفسیر به رأی خود زمینه برای چنین رویدادهایی را فراهم کردند.

عهد اخوت پیامبر(ص) با امام علی(ع) زمینه‌ساز غدیر بود

اما پیوند برادری که در زمان پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله بسته بودند، چه شد؟ به هر حال آن حضرت در جاهای گوناگون و در جمع مردم اعلام کرده بودند که با امام علی علیه السلام پیوند برادری و اخوت می‌بندند.

درست است ولی توجه داشته باشید که پیوند برادری در زمان نبی مکرم اسلام بسته شده بود و با رحلت آن حضرت نه تنها واقعه بزرگ غدیر، بلکه بسیاری از آموزه‌های اسلامی از یاد مردم رفت. اینکه رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرموده بودند: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ؛ مؤمنان برادر یکدیگر هستند» درسی بود که مردم آن را فراموش کردند. هرچند آن حضرت سعی کردند تفاخر نژادی را از میان مردم از بین ببرند، حقوق از دست رفته زنان و دختران را به آن‌ها برگردانند، حق را میان مردم جا انداخته و عدالت را جایگزین ظلم و تعدی کنند ولی مردم با رحلت آن حضرت گویا تربیت اسلامی را فراموش کردند.

نبی مکرم اسلام در غدیر می‌خواستند به مردم هشدار بدهند که این آموزه‌های اسلامی با ولایت و هدایت امام علی علیه السلام پا بر جا خواهد ماند. ولی عده‌ای نتوانستند این امر را تاب بیاورند و به شوق رسیدن به حکومت و دستیابی به قدرت، غدیر را کم‌رنگ و کم‌اهمیت جلوه دادند.

جلوه‌گر شدن شکاف‌ها بعد از رحلت نبی مکرم اسلام

با این توضیحات بهتر نیست که در نظر بگیریم که شیوه‌های غلط ظلم و تعدی با ظهور اسلام کمرنگ شده و فروکش کرده بود و با رحلت رسول خدا صلی‌الله علیه و آله به حالت قبل بازگشت؟

درست است. زمانی که بحران جانشینی جهان اسلام را فراگرفت، همان شکاف‌ها و شوق دستیابی به قدرت و حکومت خود را نمایان کرد و آن جریان‌هایی که در دوران نبی مکرم اسلام فروکش کرده بود، بار دیگر نمایش داده شد. این گونه بود که غدیر را به حاشیه کشانده و آن را نادیده فرض کردند تا به آرزوهای دنیایی برسند.

در میان عرب در دوران قبل از اسلام رسم‌ها و آدابی رایج بود ازجمله اینکه آن‌ها نسبت به مردم هم‌قبیله خود مراقبت ویژه داشتند. حتی اگر عضوی از قبیله آن‌ها دچار خطایی می‌شد، اجازه نمی‌دادند قبیله دیگری او را مجازات کند. به قدری که برخی از جنگ‌ها در نتیجه همین تعدی‌ها و ظلم‌ها ایجاد می‌شد.

از سوی دیگر مردم آن دوران به غارتگری خو کرده بودند و برای تأمین نیازهای خود غارتگری و کشتار دست می‌زدند و همه این‌ها به فرهنگ آن‌ها تبدیل شده بود. در عین حال نژادپرستی هم از آداب مرسوم آن‌ها بود و هر قبیله در برابر قبایل دیگر به اجداد خود افتخار می‌کرد، آن هم افتخاری بر این اساس که جد یا پدر ما در فلان جنگ ده‌ها نفر را کشته است.

این نوع ارزش‌های پست در میان مردمی رایج بود که وقتی اسلام ظهور کرد، نیاز بود که مدت‌ها در میان آن‌ها نهادینه شود تا به آن خو کرده و انس بگیرند تا بتوانند آن فرهنگ ناشایست را از یاد ببرند. اما آن‌ها بعد از رحلت نبی مکرم اسلام فرصتی به خود ندادند و فوراً با فراموش کردن سفارش‌های مؤکد آن حضرت در غدیر، به فرهنگ غلط خود برگشتند. در عین اینکه قدرت و ثروت به عنوان دو نیروی پرجاذبه در برابر آن‌ها قرار داشت و مانع از این می‌شد که بتوانند حق امام علی علیه السلام و سعادت حقیقی خود را درک کنند و متوجه آن باشند.

با این توضیحات، تلاش پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله چه نتیجه‌ای داشت که غدیر از یادها رفت؟

نبی مکرم اسلام تلاش زیادی کردند تا فرهنگ اسلامی در میان مردم جایگزین فرهنگ غلط و ناشایست آن‌ها شود، بخشی از این تلاش‌ها ثمر داد و شخصیت‌های برجسته و چهره‌های بزرگی مانند عمار یاسر، ابوذر غفاری، حبیب بن مظاهر، سلمان فارسی و مقداد و عده‌ای دیگر در همین مکتب اسلامی تربیت شدند و رشد کردند. ولی از آنجایی که همه مردم استعداد و ظرفیت درک حقایق و فرهنگ اصیل و ناب اسلامی را نداشتند، با رحلت نبی مکرم اسلام به مسیر و سبک زندگی سابق خود برگشتند.

بر همین اساس بود که حق مسلم امام علی علیه السلام که در غدیر بر آن تصریح شده بود، نادیده گرفته شد و آن فجایع و وقایع بعد از رحلت نبی مکرم اسلام روی داد. هرچند که پیغمبر اسلام صلی‌الله علیه و آله در برابر فرهنگ غلط قبل از اسلام که تعصبات قومی و قبیله‌ای داشتند، تقوا و ایمان را ملاک برتری معرفی کردند که: «إِنَّ أَکرَمَکمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکمْ؛ به درستی که گرامی‌ترین شما در نزد خدا باتقواترین شماست.» اما باز هم شوق قدرت و ثروت نگذاشت که بر این آداب اسلامی پابرجا بمانند.

غدیر، تضمین‌کننده سعادت دنیا و آخرت مردم بود

آیا می‌توان نتیجه گرفت که اگر فرمان خدای متعال در غدیر اجرا می‌شد، آن فرهنگ ناب اسلامی نهادینه می‌شد؟

بله. لازم بود تا شخصیتی مانند خود رسول خدا صلی‌الله علیه و آله که دلسوز دین و دنیا و آخرت مردم است و به علم الهی آراسته است، ولایت آن‌ها را بر عهده می‌گرفت تا آن‌ها را از پرتگاه‌های گناه و پستی نجات بدهد. این شخصیت کسی نبود جز امام علی علیه السلام که همه خصایص نبی مکرم اسلام منهای وحی را داشتند. اما متأسفانه ماجراهای بعد از رحلت این فرصت را از بین برد و مردم به فرهنگ نادرست قبل خود بازگشتند.

کینه مهاجران و اشتباه استراتژیک انصار

اشاره کردید که شوق قدرت و ثروت یکی از عوامل فراموش کردن واقعه غدیر بود. چه عوامل دیگری در نادیده گرفتن حق ولایت امام علی علیه السلام نقش داشتند؟

یکی دیگر از این عوامل کینه‌ای بود که مهاجرین از امام علی علیه السلام در دل داشتند. بخشی از آن به آثار جاهلی مربوط بود و بخشی هم به این دلیل بود که آن حضرت را قاتل خویشان خود در جنگ‌ها می‌دانستند. بر همین اساس نمی‌توانستند آن حضرت را به عنوان ولی خود بپذیرند، با وجود اینکه در غدیر حاضر بودند و سفارش و دستور رسول خدا صلی‌الله علیه و آله را شنیدند.

از طرف دیگر انصار اشتباهی مرتکب شدند. آن‌ها که می‌دانستند مهاجران نسبت به امام علی علیه السلام حساسیت دارند، ولایت آن حضرت را نادیده گرفتند. بر همین اساس بود که حکومت اسلامی در دست افرادی افتاد که این جایگاه برای آن‌ها ساخته نشده بود.

نشانه‌های بازگشت به فرهنگ پیش از اسلام در فتح ایران

نشانه‌های بازگشت به فرهنگ پیش از اسلام را در زمان جنگ با ایران هم می‌توان مشاهده کرد.

در دوران رسول خدا صلی‌الله علیه و آله برای آنکه روحیه جنگاوری مردان جهت داده شده و مسیر اسلامی و حق‌طلبی به خود بگیرد، فرهنگ جهاد در راه خدا تبیین شد تا مردم به سوی «إِحْدَى الْحُسْنَیینِ» بشتابند، یعنی به سوی دو نیکی که یا پیروزی در راه خدا باشد و یا شهادت.

اما در زمانی که خلیفه دوم مردم را به سمت قلمرو ایران ساسانی تحریک و تشویق می‌کرد تا به سرزمین عراق امروزی هجوم بیاورند، به جای آنکه وعده «إِحْدَى الْحُسْنَیینِ» را سر دهد، این بار آن‌ها را به سمت غنیمت، گنج‌های پادشاهان ایران و سرزمین‌های حاصلخیز عراق تشویق کرد. به این ترتیب همان آفاتی که در گذشته آن‌ها را تهدید می‌کرد بار دیگر بازگشت و مردم به همان فرهنگ و آداب و رسوم قبل از ظهور اسلام بازگشتند که همه این‌ها در نتیجه نادیده گرفتن واقعه غدیر بود.


:: بازدید از این مطلب : 194
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 12 خرداد 1403

صهیونیست‌ها که نزدیک به 40 هزار فلسطینی از جمله دست‌کم 7 هزار کودک و نوزاد را طی حدود 8 ماه قتل عام کرده‌اند- این عدد تا 13 هزار نفر هم گفته شده است- مدام می‌گویند «فلسطینی‌ها به دنبال نسل‌کشی یهودیان هستند» و تلاش می‌کنند خود را قربانی این جنگ معرفی کنند. این استراتژی رسوا آن‌قدر تکرار شد که خشم کارشناسان همین رژیم را برانگیخت.
وقتی سناتور «میت رامنی»، نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهوری 2012 همین چند روز پیش از وزیرخارجه آمریکا پرسید: «چرا اسرائیلی‌ها که همیشه در تبلیغات قوی بودند این‌قدر افتضاح عمل کردند؟ همه به‌جای اینکه سر حماس فریاد بزنند، سر اسرائیل فریاد می‌زنند.» در واقع می‌خواست بگوید رژیم صهیونیستی پیش از این استاد «جنگ روایت‌ها» بود و با ترفندها، تکنولوژی‌ها و کارشناسانی که در حوزه رسانه داشت و صد البته هزینه‌ای که در این حوزه به میدان آورده بود، می‌توانست تحولات را طوری روایت کند که از دل آن، از اسرائیل چهره‌ای مظلوم و قربانی ارائه شود و در عین حال، بزرگ‌ترین جنایات و ظلم‌ها را هم مرتکب شود. کارکرد افسانه «هولوکاست» نیز برای صهیونیست‌ها به همین شکل بوده است! ابزاری برای مظلوم‌انگاری از خود در عین جنایت و ظلم.
اگر به این مهم توجه کنیم که بیش از 90 درصد رسانه‌های تاثیرگذار دنیا در تملک صهیونیزم جهانی است، درک جملات بالا کمی راحت‌تر می‌شود. منتهی با آمدن گوشی‌های هوشمند و فضای مجازی، این نظم ناعادلانه رسانه‌ای در هم شکست و صهیونیست‌ها نتوانستند، در عین ارتکاب جنایت، ادای قربانی و مظلوم را بگیرند. این، همانی است که «نیر عیراد» کارشناس شبکه 12 رژیم صهیونیستی می‌گوید. «عیراد» گفت: «اسرائیل از تمام توان نظامی خود در غزه استفاده می‌کند. در مساحتی بالغ بر 350 کیلومتر مربع. در این مساحت یک میلیون جمعیت از نقطه‌ای به نقطه دیگر می‌روند. این اعداد، برآورد اسرائیل است... اسرائیل در این موضوع انگیزه انتقام [برای آزار فلسطینی‌ها را] دارد. ما باید این را درک کنیم. ادای قربانی را در آوردن کافی است. در این جنگ 7 هزار کودک در غزه کشته شدند....» این در حالی است که شمار شهدای کودک و نوزاد بسیار بیشتر از این عدد اعلامی صهیونیست‌هاست و تا 13 هزار نفر هم اعلام شده است.
اکثر صهیونیست‌ها آتش‌بس می‌خواهند
به دلیل قتل‌عام وسیع غیرنظامیان توسط رژیم صهیونیستی در غزه و بازخورد جهانی آن صهیونیست‌ها تحت شدیدترین فشارهای جهانی هستند. این رژیم بنابر اعتراف خودشان تبدیل به منفورترین رژیم شده است. سوای از افکار عمومی که صهیونیست‌ها آن را باخته‌اند، در میادین جنگ نیز این رژیم ضربات تاریخی و بی‌سابقه‌ای از جوانان مسلح فلسطینی خورده‌اند. از آنجایی که تل‌آویو روی اعلام شمار تلفات و میزان خسارات حساس است و آمار آن را به صورت قطره چکانی منتشر می‌کند، نمی‌توان به طور دقیق شمار تلفات و خسارات آن را اعلام کرد. منتهی با توجه به تجربه تاریخی گفته می‌شود اگر اعداد اعلامی این رژیم را ضربدر دو یا حتی 3کنیم، به عدد واقعی نزدیک می‌شویم. صهیونیست‌ها می‌گویند نزدیک به 1000 غیرنظامی را فقط در غزه از دست داده‌اند. این یعنی حدود 3000 کشته در میادین جنگ و این جدای از خسارات بی‌سابقه اقتصادی این رژیم است. فقط به عنوان یک قلم یادآوری می‌کنیم، صنعت گردشگری این رژیم به طور کامل و صد در صد نابود شده است.
در ادامه این وضع دیروز اعلام شد، صهیونیست‌ها اعتراف کرده‌اند فقط در ماه می‌(که دیروز روز آخر آن بود) صهیونیست‌ها 38 نظامی دیگر خود را از دست داده است. به گزارش کانال تلگرامی «فلسطین نیوز»، ارتش رژیم صهیونیستی به طور رسمی به کشته شدن 38 نظامی دیگر خود در جبهه‌های مختلف نبرد در ماه می ‌اعتراف کرده است. ️طبق آمارهای مراکز رسمی این رژیم در نبردهای محله الزیتون 4 نظامی، در نبردهای رفح 11 نظامی، در نبردهای جبالیا 14 نظامی، در نبردهای بیت حانون 3 نظامی، و ️در جبهه شمال نیز 3 نظامی و شهرک‌نشین صهیونیست در این یک ماه کشته شده‌اند. ️همچنین در جبهه کرانه باختری نیز 3 نظامی ـ دو نظامی در عملیات زیرگیری با خودرو در نابلس و یک نظامی از یگان یمام در طولکرم  به هلاکت رسیده‌اند. در همین رابطه وزیر دادگستری اسبق رژیم صهیونیستی اعلام کرد، اسرائیل در غزه شکست خورده است. «حاییم رامون» تصریح کرد که کابینه جنگ و ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی در تحقق اهداف جنگ در غزه «مفتضحانه» شکست خورده‌اند. رامون این را هم گفت که حماس در سراسر نوار غزه ثابت قدم و پابرجاست و ما در آستانه یک شکست استراتژیک هستیم.
به همین دلایل و دلایل دیگر از جمله اسرای این رژیم که در دست حماس است، اکثر صهیونیست‌ها به دنبال آتش‌بس هستند. این را نتایج نظرسنجی تازه‌ای که در همین رابطه انجام شده است، می‌گوید. بر پایه نتایج نظرسنجی دانشگاه‌های «تل‌آویو» و «قدس»، 62 درصد صهیونیست‌ها گفته‌اند توقف جنگ و آزادی اسرا را بر ادامه جنگ و کشته شدن آن‌ها ترجیح می‌دهند. بر پایه این نظرسنجی، 65 درصد طرفداران احزاب راست افراطی بر ادامه جنگ حتی اگر به کشته شدن اسرای اسرائیلی منجر شود، تاکید دارند. اما 74 درصد طرفداران احزاب اپوزیسیون گفته‌اند توقف جنگ در مقابل آزادی اسرای اسرائیلی را ترجیح می‌دهند.
روزنامه عبری «یدیعوت آحارونوت» نیز از افزایش عجیب و غریب درخواست برای بازنشستگی در میان افسران صهیونیست خبر داده است. طبق این گزارش درخواست افسران صهیونیست برای بازنشستگی از ارتش در طول جنگ دو برابر شده است.
ادامه اعتراض‌های جهانی
اعتراض‌های جهانی علیه نسل‌کشی رژیم صهیونیستی در غزه، با قوت ادامه دارد و تقریبا هیچ مراسم سیاسی، ورزشی، درمانی یا هنری نیست که از دل آن، حرکتی
-ولو کوچک- علیه رژیم صهیونیستی خارج نشود. بسیاری از بازیگران ‌هالیوودی در کنار ورزشکاران حرفه‌ای جهان و همین‌طور سیاستمداران به هر بهانه ای، علیه این رژیم موضع می‌گیرند و مظلومیت ملت فلسطین و غزه را به گوش جهانیان می‌رسانند. با این که در خیلی مواقع این موضع‌گیری‌ها برایشان گران تمام می‌شود اما نمی‌توانند وجدان بیدارشان را سرکوب کنند. در همین رابطه دیروز اعلام شد، ‌پرستار آمریکایی که جایزه NYU Langone را به دلیل مراقبت عالی از بیماران دریافت کرده بود، پس از این که خواستار توقف نسلی‌کشی در غزه شد، از بیمارستان نیویورک اخراج شد! به نوشته روزنامه گاردین بیمارستان نیویورک پس از آنکه خانم «حِسِن جبر»- برنده جایزه معتبر برای ارائه مراقبت عالی به بیمارانی که از دست دادن پری ناتال رنج می‌برند ـ در مراسم دریافت جایزه‌اش از نسل‌کشی اسرائیل در غزه سخن گفت، بلافاصله اخراج شد.
فقط دو درصد نانوایی‌ها فعالند 
دیروز گزارش تکان دهنده دیگری از غزه منتشر شد و آن این بود که تقریبا تمام نانوایی‌های باریکه غزه یا تخریب شده‌اند یا به دلیل نداشتن گاز و سوخت نمی‌توانند نان بپزند و این مسئله بحران گرسنگی ساکنان غزه را شدیدتر کرده است. دفتر اطلاع‌رسانی دولت فلسطین در نوار غزه اعلام کرد بیش از 98 درصد از نانوایی‌ها در نوار غزه به سبب نبود سوخت از کار افتاده است. دفتر مذکور اشاره کرد که بیش از 700 حلقه چاه در نتیجه حملات ارتش رژیم صهیونیستی و ممانعت از ورود سوخت به نوار غزه مسدود شده است. دفتر اطلاع‌رسانی دولت فلسطین رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا و کشورهایی که در نسل‌کشی مردم غزه دست دارند، را مسئول پیامدهای این جنگ دانست.


:: بازدید از این مطلب : 243
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 خرداد 1403
در وهله اول می‌خواهم بگویم چرا حادثه روز تشییع سید‌ابراهیم رئیسی یک موضوع و مساله کاملا جامعه‌شناختی بوده و صلاحیت انتخاب به عنوان یک سوژه جدی علمی را دارد. بسیج اجتماعی و قدرت بسیج‌شوندگی از مسائل مهم در دانش جامعه‌شناسی است. توضیح این موضوع که جمع و اجتماعات چرا و چگونه شکل می‌گیرد از مسائل مهم و دیرین این دانش است. ما در روز تشییع رئیس‌جمهور شاهد آن بودیم که میلیون‌ها نفر از جمعیت ایران، در چند شهر بسیج شدند و برای تشییع شهدای خدمت به صحنه آمدند. از اقشار و اقوام گوناگون تا جغرافیا‌ و اقلیم‌های متعدد از تبریز تا تهران و بیرجند و مشهد مقدس در صحنه حاضر بودند. آیا حکومت یا دولت - ملت‌ دیگری در جهان وجود دارد که در آن مردم نه از روی ترس و حکومت دیکتاتوری (نظیر کره‌شمالی) و نه بر سبیل مناسک یا مناسبات قومی (همچون برخی کشور‌های عربی و آفریقایی)، چندین و چند میلیون نفر در آنها بی‌اجبار بسیج شوند و در مراسم بدرقه رئیس‌جمهور شرکت کنند؟ آیا این قدرت بسیج اجتماعی جمهوری اسلامی ایران قابلیت مطالعه اهل علوم انسانی را ندارد؟ به واقع چه شده است که این کارشناسان حتی شأنیت سوژگی را برای این موضوع لحاظ نمی‌کنند؟ طبعا محقق و متفکر در بیان نظرات خود آزاد است و انتظار این نیست که همه این واقعه را همانطور که جماعت هوادار می‌فهمد بفهمند اما این ندیدن سوژه طبیعی است؟
البته برای من که قریب 2 دهه است در فضای علوم انسانی ایران نفس می‌کشم و حساسیت‌ها و توجهات آن را می‌شناسم این بی‌توجهی غریبه نیست! در واقع این جماعت دانشگاهی، روشنفکر و علوم انسانی‌خوانده، هر وقت نیروهای اجتماعی متناسب و هماهنگ با جریان تجددخواه و غربگرا به میدان آمده‌اند، حتی اگر شده ۲۰۰ هزار نفر بوده‌اند، 10، 100 و 1000 برابر آنچه واقعیت و عینیت آن بوده به آن توجه کرده‌اند و در طرف مقابل وقایعی چون اتفاقات آبان 98 یا تشییع‌های دی ۹۸ و خرداد ۱۴۰۳ را از اساس به دست فراموشی سپرده‌اند. مساله حتی بررسی انتقادی این رویداد‌ها نیست، بلکه نادیده‌انگاری محض است، به‌گونه‌ای که یکی از این فیلسوفان فعال اجتماعی(!) معتقد بود از آنجا که محصول این تشییع ناخواسته در سبد نظام قرار می‌گیرد پس درباره آن سکوت می‌کنم و دیگر جامعه‌شناس که از تحلیل هیچ پدیده‌ای در جمهوری اسلامی فروگذار نمی‌کند، این چند روز به جریان رو به تزاید فربگی مناسک در عراق به تقلید از ایران و تحلیل شخصیت مرحوم علامه کورانی و نسبتش با مهدویت‌گرایی پرداخته است اما دریغ از یک خط تحلیل پیرامون این حادثه مهم و بزرگ.
بنابراین سوال جدی ما این است: این تناقض در رفتار و رویکرد این اساتید را چگونه باید تحلیل کنیم؟ این رفتار که  نود (Nude) دادن یک هزارم درصد چند نوجوان در خیابان ولی‌عصر اینگونه ضریب می‌خورد اما یک مشارکت چند میلیون نفری کلاً نادیده گرفته می‌شود، چگونه با ادعاهای علمی و بی‌طرف بودن آنان در عرصه علم سازگار می‌شود؟
مساله جدی در واقع آن است که از اساس هر نوع ادعای بی‌طرفی علمی در این مناسبات کاملا مزورانه و ریاکانه است. اساسا حیات سیاسی، فرهنگی و علمی این افراد در تمایزگذاری با جمهوری اسلامی ایران و هر چیز متصل به آن است. این سکوت هدفمند، همان‌قدر که نشان می‌دهد چیزی به نام جامعه علمی از اساس در این مملکت دروغ بزرگ و شاخداری است، بیانگر آن است که  سیاست‌زدگی و حیات سیاست‌زده دانشگاه جزو لاینفک علوم انسانی در ایران است، و الا سوژه آنچنان بزرگ است و آنچنان دارای عینیت که جامعه‌شناس و علوم انسانی‌خوانده نمی‌تواند در برابر آن ساکت باشد.
بررسی تطبیقی عملکرد این جریان در 2 صحنه از شورش نسلی زن، زندگی، آزادی و حادثه تشییع برای ما عیان‌کننده نکات زیادی است. در شورش سال ۱۴۰۱، تا یک سال و نیم بعد تحلیلی نبود که نگویند و ننویسند! کار به جایی رسیده بود که حتی وقتی واقعه در جریان بود و هنوز ابعاد درست آن شناخته نشده بود، صدها صفحه می‌نوشتند و میزگرد برایش برگزار می‌شد و انواع اصطلاحات شبه‌علمی و واژه‌ها را تولید می‌کردند! یکی به شورش تجزیه‌طلبانه کومله در کردستان و آذربایجان غربی لقب خودآگاهی و همبستگی با روح قیام مهسا می‌داد،‌ دیگری در ینگه دنیا و در بستر مرگ و سرطان از آن شورش نسلی با عنوان قیام ملی یاد کرد و آن دیگری قتل و غارت و هتک حرمت نوامیس ملت را جریان سیال زندگی بر بستر تنانگی و زنانگی می‌دانست. در هنگامه‌ای که برخی منافقین در زندان اوین دست به علمیات خرابکاری ‌زده بودند، برخی از  این روشنفکران برای آن ادبیات قیام ملی از هگل تا مارکس و چگوارا تدارک می‌دیدند. در حالی که برای این تشییع باشکوه دریغ از حتی یک خط تولید محتوا و واژه‌پردازی، لذا با جامعه‌ای علمی روبه‌رو هستیم که فاقد استقلال و بی‌طرفی علمی و حساسیت به مسائل دولت - ملت ایرانی است. البته این سیاست‌زدگی اهل علم ریشه در تاریخ معاصر ایران و رابطه روشنفکری و دیانت دارد. 
به باور من که جریانات را تاریخی می‌بینم، از صدر مشروطه تا امروز هیچ پرچمی در حکومت‌داری، سیاست، علم و دانشگاه بلند نشده است مگر آنکه تکلیفش را با دین و دیانت مشخص کرده باشد. امروز از پس مطالعات جامعه‌شناسی علم می‌دانیم که نه در تاریخ علم به صورت اعم و نه تاریخ علم ایرانی هیچ چیز غیرسیاسی و غیرجبهه‌ای وجود ندارد. از این جهت نباید فریفته موقعیت رسمی و علمی این افراد شد و فریب ادعایی به نام جامعه علمی را خورد.
اگرچه این نتیجه‌گیری بدین معنا نیست که روشنفکر و پژوهشگر و استاد علوم انسانی خوانده آزاده و روشن‌بینی وجود ندارد که مصالح ملی در نگاهش برجسته باشد و به تب و تاب لااقل بخشی از تود‌ه‌های مردم در سوگواری شهید جمهور توجه نکند اما به گمان نویسنده توقع مواجهه علمی و مستقل و ملی از نهاد بیمار علم در ایران انتظاری بجا نیست. اینکه چرا چنین است، طبعا در مجال اندک این یادداشت نمی‌گنجد و برای فهم آن باید به نقطه آغاز و تولد روشنفکری و دانشگاه و علوم انسانی در این مرز و بوم بازگشت.
 
 
 محمد نیازی:پژوهشگر علوم اجتماعی و تاریخ 

:: بازدید از این مطلب : 240
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 05 خرداد 1403

بخش سردبیری شبکه سنی‌نیوز از پایان فعالیت‌های خود در روزهای آتی خبر داده است، به نظر می‌رسد که کمبود منابع مالی یکی از مهمترین دلایل پایان کار این رسانه خاص بوده است.

سنی‌نیوز در حالی که مدعی بود اخبار اهل سنت در ایران را پوشش می‌دهد در سال‌های اخیر از ماموریت اصلی خود دور شده و با انتشار برخی اخبار و تحلیل‌های خاص ماموریت به ایجاد اختلافات میان هم‌وطنان اهل سنت و شیعه به ویژه در استان سیستان و بلچوستان داشت، افراط گرایی این شبکه اطلاع رسانی در حدی بود که میان اهل سنت نیز مرجعیت خود را از دست داده و بسیاری آن را رسانه مسجد مکی می‌خواندند.

سنی‌نیوز در جریان اغتشاشات پاییزی به عنوان تریبون شخصی مولوی عبدالحمید عمل کرده و این روزها به دلیل نداشتن اسپانسر مالی به ته خط رسیده است، پیش از این برخی کانال‌های خبری و حتی شبکه‌های ضدانقلاب از سرناچاری مجبور به تعطیلی شده و سنی‌نیوز نیز به همین سرنوشت دچار شده است.

سنی‌نیوز علاوه بر پوشش همه جانبه اخبار مسجدمکی یکی از حامیان شرور معروف «عبدالغفار نقشبندی» نیز بوده است، تا جایی که در مهرماه سال گذشته همراه با رسانه‌های ضدانقلاب مدعی شکنجه این شخص نیز شده بود!

شبکه تجزیه‌طلبان به کار خود پایان می‌دهد!

جالب آنکه نقشبندی پس از نقش بازی کردن در طول آشوب‌های شهر زاهدان از کشور متواری شده و به عنوان لیدر تجزیه‌طلبان با منافقین ارتباط گرفت، این ارتباط باعث اتحاد تروریست‌های تکفیری با منافقین شد.

نماینده منافقین، با انتقال پیام و قول مریم رجوی به تجزیه طلبان، به آن‌ها اطمینان داده بود که منافقین حق خودمختاری بلوچستان مانند کردستان را علنی به رسمیت خواهند شناخت.

هماهنگی عبدالغفار نقشبندی، حبیب الله بلوچ (سربازی) سرکرده جریان تجزیه طلبی سهاب و نماینده گروهک تروریستی جیش العدل با مهناز صمدی مسئول میز کانادای گروهک تروریستی منافقین باعث افزایش شرارت در مرزهای جنوب شرقی کشور شده است.

عبدالغفار نقشبندی کیست:

عبدالغفار نقشبندی پس از صدور حکم دستگیری او در اسفند ماه 1401 از بیم افشا شدن ارتباطش با سرویس‌های جاسوسی، پس از مدتی زندگی مخفیانه، به یکی از کشورهای همسایه منتقل شد.

نقشبندی مدتها نقش سرباز پیاده سرویس‌های جاسوسی را در این استان سیستان و بلوچستان ایفا می کرد و نقش مهمی در برهم زدن امنیت سیستان و بلوچستان و ایجاد آشوب‌های 1401 داشت،وقتی که عرصه را برای جولان بیشتر تنگ دید و مردم شیعه و سنی به افکار و اهداف وی پی بردند، توسط اربابان خود متواری شد.

وی تاکید کرد: مشارکت در ترور مولوی جنگی‌زهی یکی از منادیان وحدت در استان نیز از سوابق نقشبندی است که ارتباط او را با شبکه‌های معاند بهتر نمایان می‌کند.

 

image-20231205112336-1.png

با توجه به فاصله گرفتن مردم سیستان و بلوچستان از برخی شخصیت‌های مذهبی افراطی، تصمیم بر آن شده که موج تبلیغی در جمعه‌های زاهدان و شرق کشور فارغ از خطبه ‌های نمازجمعه زاهدان مدیریت شود.

در شهریور ماه ا1402 بود که جلسه ای محرمانه با حضور جواد دبیران نماینده گروهک تروریستی منافقین، عبدالغفار نقشبندی، حبیب الله بلوچ (سربازی) سرکرده گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب و نماینده گروهک تروریستی جیش العدل با هدف هماهنگی پیرامون اتحاد منافقین و این گروهک ها در شرق کشور و پرهیز از اختلاف با محوریت ۸ مهر (سالگرد حمله تروریستی به کلانتری ۱۶ زاهدان) برگزار گردید و افشای آن حواشی بسیاری همراه داشت.

اما از تحرکات گروههای تروریستی و بر اساس اعلام منابع آگاه امنیتی، ادر سال 1402 در کشور امارات جلسه دیگری میان این گروهک ها برگزار شده بود.

در این جلسه محرمانه که در شهر شارجه برگزار شد دو توافق مهم انجام گرفته است:

  1. سازمان‌دهی تیم‌های تروریستی با کارفرمایی و تامین مالی منافقینبا توجه به موازی کاری موجود میان سه گروهک مذکور در جذب، مدیریت و سازماندهی و با توجه به کمبود نیروی انسانی، مقرر گردید تا جریان مشترکی برای جذب و سازماندهی با استفاده از ظرفیت "کانون‌های شورشی، عناصر جنبش دادخواهان و آزادگان عبدالغفار نقشبندی و عناصر گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب و سایر ظرفیت‌های موجود تکفیری شرق" شکل گیرد و همچنین مدیریت جذب و سازماندهی هسته‌های جهادی-انتحاری-تبلیغی شرق کشور جهت طراحی سلسله اقدامات تروریستی در شرق کشور برعهده منافقین قرار گیرد. پس طبق این توافق، شناسایی و ایجاد فرم نشان (راه اندازی پرونده) برای نیروهای دارای ظرفیت توسط سه گروه فوق انجام گرفته و درگام بعدی برای مدیریت و سازماندهی به منافقین معرفی می شوند.

 

  1. اقدامات ایذایی و تبلیغی و شعار نویسی: با توجه به فاصله گرفتن روز به روز مردم سیستان و بلوچستان از برخی شخصیت‌های مذهبی افراطی زاهدان ، تصمیم بر آن شده که موج تبلیغی را در جمعه ‌های زاهدان و شرق کشور فارغ از خطبه ‌های نمازجمعه زاهدان مدیریت کرده و تب اعتراضات شرق کشور را به صورت تبلیغی، شعار نویسی و بازتاب رسانه‌ای و یا به صورت ایجاد هسته‌های تبلیغی میدانی در روستاها و شهرستان‌های کوچک مرزی و مدارس سلفی شرق کشور مدیریت کنند. همچنین با توجه به شکسته شدن سکوت برخی علمای اهل سنت نسبت به اقدامات افراطی و ضد اسلامی جریانات و گروهکهای شرق کشور، این هسته ‌های تبلیغی وظیفه هزینه سازی برای این علما را بر عهده دارند.

 

ناگفته نماند که افشای خبر جلسه محرمانه کویته پاکستان و توافقات شکل گرفته در آن که با تائید رسمی خبر برگزاری جلسه از سوی سخنگوی گروهک تروریستی منافقین و حبیب الله بلوچ همراه بود، منجر به شکل گیری اختلافاتی به طور ویژه میان گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب گردید.

از سوی دیگر برگزاری میتینگ خیابانی حبیب سربازی در تورنتو کانادا به دعوت مهناز صمدی مسئول میز کانادای منافقین، همزمان با افشای این خبر موجب جدایی چند نفر از اعضای گروهک شد و حتی در ادامه برخی عناصر مسجد مکی واکنش ها و مواضع تندی را پیرامون این جلسه محرمانه اتخاذ کردند.

لازم به ذکر است که رسوایی ایجاد شده پس از انتشار خبر دیدار محرمانه و توافقات شکل گرفته موجب شد که سربازی و منافقین ضمن تایید رسمی خبر، صراحتا به راهبردی بودن این اتحاد در حوزه شرق کشور اعتراف کنند.

نگاهی به بازیگران بی‌ثبات‌سازی بلوچستان

همان‌طور که اشاره شد چهار جریان اصلی در این تحرکات دست دارند و هر یک اهداف خاص خود را دنبال می‌کنند.

نخست باید به نقش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه اشاره کرد که برخی مانند سرویس اطلاعات خارجی انگلیس (MI۶) در منطقه شبه قاره تا مرزهای بلوچستان به طور سنتی نفوذ دارند و منویات و اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دربار انگلستان مانند ایجاد و تشدید شکاف‌های مذهبی و قومی را دنبال می‌کنند و برخی دیگر مانند موساد به تازگی روی بی‌ثبات‌سازی این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

دومین بازیگر ناامن‌سازی جنوب شرق کشور، یک جریان داخلی در استان است که با سوار شدن روی موج اختلاف مذهبی و تسری آن به سیاست سعی می‌کند فضای ملتهب و تنش‌آلود را تشدید و حفظ کند.

سومین جریان، گروهک منافقین است که از طریق توان سایبری و تحریک روانی مردم این پروژه را جلو می‌برد. گروهک منافقین از ابتدای آشوب‌های سال گذشته سعی کرد در مناطق مرزی نفوذ و به‌صورت ارگانیک با گروهک‌های مرزی تجزیه‌طلب علیه امنیت کشور همکاری کند. در زاهدان اما اقداماتی مانند شعارنویسی و مدیریت جریان تبدیل تظاهرات به اغتشاش و ادراک‌سازی رسانه‌ای برای مشروعیت بخشی به آشوب مسلحانه و نمادسازی از چهره‌های بدسابقه مانند مولوی متواری و عبدالغفار نقشبندی از اصلی‌ترین کارویژه‌های سازمان است.

جریان چهارم گروهک‌های تروریستی مستقر در خاک کشورهای همجوار است که با اخذ اطلاعات و دستورالعمل از سرویس‌ها به‌صورت ایذایی حملاتی را در مناطق مرزی و برخی شهرهای مرکزی استان ترتیب می‌دهند.

در حقیقت دولت‌های متخاصم و سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه بازیگران اصلی و درجه یک روند بی‌ثبات‌سازی جنوب شرق کشور هستند و گروه‌های دیگر را باید کنشگران درجه دو و تابع برنامه بیگانگان یا همراستا با آن تلقی کرد.

هدف این گروه‌ها از ناامنی استان سیستان و بلوچستان عدم توسعه این منطقه است؛ این هدف کلان از یک سو زمینه را برای طرح خواسته‌های تجزیه‌طلبانه و اقدامات مسلحانه در سطح منطقه فراهم می‌کند و از سوی دیگر، فضا را برای گسترش ناامنی، آشوب و تجزیه‌طلبی در این مناطق مهیا می‌کند.

۱۶ اقدام کور تروریستی گروهک های مسلح در 1401 و نیمه اول 1402سیستان و بلوچستان

 

نگاهی به بازیگران بی‌ثبات‌سازی در سیستان و بلوچستان/ بازتولید تروریسم با «زن، زندگی، آزادی»

حمله به گشت راهور

در روز یکم مردادماه امسال ۴ مأمور پلیس راهور استان سیستان و بلوچستان به نام‌های مهدی اله‌پور، رضا اسماعیلی، محمدرضا شیخی و حسن وحیدی حین گشت در محور خاش به تفتان استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند. در این اقدام کور، تروریست‌ها با کمین در مسیر خودروی راهور آن را به رگبار بستند.

حمله به کلانتری ۱۶ زاهدان

در صبح روز ۱۷ تیرماه ۱۴۰۲ کلانتری ۱۶ زاهدان مورد حمله عوامل گروهک جیش العدل قرار گرفت که در آن حادثه دو نفر از مأموران انتظامی به نام‌های ستوان سوم «علیرضا کیخا» و سرباز وظیفه «مبین رشیدی» به شهادت رسیدند.

حمله به هنگ مرزی سراوان

اشرار مسلح در نیمه شب ۶ تیرماه ۱۴۰۲ به پاسگاه مرزی میل ۱۳۹۰ هنگ مرزی سراوان شبیخون زدند که با مقاومت مرزبانان برجک ۱۶ پاسگاه روبه‌رو شدند و به سمت خاک کشور مقابل (پاکستان) متواری شدند. در این حمله ناجوانمردانه استواریکم حسن قورزایی به شهادت رسید.

حمله به برجک «مزه سر» در گلشن

در بامداد ۳۱ اردیبهشت‌ماه 1402 گروهک جیش العدل قصد نفوذ به داخل کشور و خرابکاری داشتند که منجر به درگیری با مرزبانان منطقه «مَک سوخته» شد و تروریست‌ها با تحمل تلفات از صحنه درگیری متواری شدند. در این حمله ۲ مرزبان کادر و ۳ سرباز وظیفه به نام‌های گروهبان‌یکم حسین بادامکی، گروهبان‌یکم علی غنی باتدبیر، سرباز وظیفه محمد جمال‌زاده، سرباز وظیفه یونس سیفی‌نژاد و سرباز وظیفه ناصر حیدری به شهادت رسیدند و دو مرزبان دیگر نیز مجروح شدند.

تیراندازی به مأموران هنگ زابل

در درگیری سوداگران مرگ با مأموران مرزبانی زابل در ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ سروان قربانعلی پیری مورد اصابت گلوله اشرار قرار گرفت و پس از دو روز تحمل به علت شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل شد.

ترور رئیس پلیس آگاهی سراوان

در روز ۱۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ شهید علیرضا شهرکی به ضرب‌ گلوله معاندین در خودروی شخصی خود ترور شد. در این اقدام ناجوانمردانه، همسر سرهنگ شهرکی نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد، ولی به دلیل شدت جراحات به شهادت رسید.

حمله به گشت انتظامی شهرستان بمپور

در تاریخ ۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۱ اشرار مسلح به خودروی گشتی پاسگاه انتظامی شهرستان بمپور حمله کردند که در این حادثه تروریستی سروان مختار مؤمنی و ستوان‌سوم ابوذر امیدوار به شهادت رسیدند.
درگیری در ایرانشهر

۳ نفر از اشرار مسلح که قصد ایجاد ناامنی و اقدامات کور مسلحانه در منطقه را داشتند، پس از پی بردن به تور اطلاعاتی پلیس، بدون توجه به اخطارها به سوی مأموران انتظامی تیراندازی کردند. در این حادثه که در ۱۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۱ رخ داد، دو شرور مسلح به هلاکت رسیدند.

حمله به مقر ایست و بازرسی محور زاهدان-خاش

گروهی از اشرار مسلح منطقه در تاریخ ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۱ به نیروهای مستقر در ایست و بازرسی شهید غفاری در محور زاهدان - خاش که در حال انجام وظیفه و تأمین امنیت محور بودند به صورت ناجوانمردانه حمله و از سمت ریل قطار به آنان تیراندازی می‌کنند. بر اثر حمله اشرار، سرباز وظیفه یعقوب دهمرده به علت شدت جراحات به‌رغم تلاش کادر درمان به فیض شهادت نائل آمد و ستوان محمد قیامی و استوار حسین پارسا کیا نیز مجروح شدند.

تیراندازی ‌به واحد گشتی پاسگاه شهید تردست

در روز ۸ دی‌ماه ۱۴۰۱ گشت انتظامی پاسگاهی در زاهدان مورد هدف تیراندازی اشرار مسلح یک دستگاه خودروی پژو پارس در کمربندی زاهدان قرار گرفت که در این حمله ناجوانمردانه یکی از مأموران جان برکف انتظامی مجروح شد.

تیراندازی به نیروی پلیس محور گله‌کان-گلشن

درگیری سوداگران مرگ در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۱ با نیروهای انتظامی محور گله‌کان به گلشن در استان سیستان و بلوچستان منجر به شهادت ستوان‌سوم محمد زور شد.

حمله به سربازان وظیفه انتظامی راهور در چابهار

در ۱۴ آذرماه ۱۴۰۱ در پی حمله اشرار مسلح به ۲ سرباز وظیفه پلیس راهور شهرستان چابهار، سرباز وظیفه هارف هوتی به شهادت رسید و سرباز وظیفه بنیامین فاضلی نیز مجروح شد.

حمله به هنگ مرزی زابل

۱۶ آذرماه ۱۴۰۱ حمله اشرار مسلح مرزی منجر به شهادت سرباز وظیفه معین قدمیاری شد.

حمله به مأموران پاسگاه چشمه زیارت زاهدان

اشرار ضدانقلاب در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۱۴۰۱ به مأموران گشت انتظامی پاسگاه چشمه زیارت زاهدان حمله کردند که سرباز وظیفه بهزاد براهویی‌ مقدم به شهادت رسید.

حمله به یگان تکاوری ۱۱۲ عمار ایرانشهر

حمله تروریستی اشرار مرزی در ۸ آبان‌ماه ۱۴۰۱ منجر به شهادت ستوان‌سوم محسن رضایی شد.

ترور مأمور راهور در سراوان

در ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱ اشرار مسلح در شهر سراوان، سرگرد محمد عباسی را که در حال انجام وظیفه در محل تعویض پلاک این شهرستان بود به رگبار بسته و به شهادت رساندند.


:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 03 خرداد 1403

سلام


:: بازدید از این مطلب : 175
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 01 خرداد 1403

بهترین هدیه خداوند به انسانهای محبوب شهادت است.


:: بازدید از این مطلب : 144
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران