منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 17 مرداد 1396

1- با وجود اینکه من خوش بین نبودم به مذاکرات با آمریکا، با این مذاکرات موردی،مخالفت نکردم، موافقت کردم،از مذاکره کنندگان هم با همه وجود خمایت کردم، الان هم حمایت می کنم.

2- از رسیدن به یک توافقی که منافع ملت ایران را تامین کندو عزت ملت ایران را حفظ کند، صد در صد حمایت می کنم.

 3 - توافق نکردن از توافق کردنی که در آن، منافع ملت پامال بشود، عزت ملت از بین رود،ملت ایران با این عظمت، تحقیر بشود،توافق نکردن شرف دارد بر یک چنین توافق کردنی.

4- مطالبه بعدی ما از مسئولین این بوده است که گفتیم به طرف مقابل اعتماد نکنید.

 


:: بازدید از این مطلب : 589
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 06 مرداد 1396

چکیده:

 امروزه برای کسب موفقیت در بعضی از حوزه های اجتماعی به جلب و رای مردم نیاز می باشد. بعضی ها  در نوشته ها و سخنرانی ها یشان به وفور این جمله  که "مردم "ولی نعمت ما هستند دیده و شنیده می شود، شعار اغلب کسانی است که به خواننده  و شنونده به قبولانند  دلسوز مردم هستند. وسعی می کنند به روش های روانشناختی فکر و ذهن مردم را به سوی خود جلب نمایند، برای توفیق در این کار به فعل حرام متوسل می شوند و به خیالپردازی، فرضیه پردازی، تشدد و آدرس غلط به مردم دادن به روش های پوپولیستی سعی می کنند خیر خواهی و مظلوم نمایی کنند..  این روش ماکیاولی این روزها برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری، شورا های اسلامی به وفور دیده می شوند و این جمله امام راحل[مردم ولی نعمتان ما هستند]  به وفور شنیده می شود. بیشتر روشنفکران نیز برای حقانیت بخشیدن به نوشته های خود برای طرفداری از شخص مورد نظر خود از مردم مایه می گذارند. هر چند این جمله برای مدیران و کسانی که از کیسه مردم(بیت المال) ارتذاق صحیح می کنند بجاست،به نظر من نیز اصل انسانیت روی همین جمله می چرخد زیرا رضایت خدا در جلب رضایت خلق خدا است. اگر انسان این همه به تهذیب نفس، تقوا، اخلاق حسنه، پرهیزکاری سفارش شده است، برای این است که بتواند در حالت عادی و معمولی بدون داشتن پست و مقام گره ای از مشکلات مردم را باز کند. حالا بر پایه کدام تفکر بعضی ها که از بیت المال ارتذاق می کنند، با نام اسلام در حکومت اسلامی به شیوه های ماکیاولی متوصل می شوند که با اسلام منافات دارد، جای بسی تعجب است.

شناخت موقعیت:

 خطوط سبز و قرمز به صورت بشارت ها و ممنوعیت ها برای انسان ها"مردم" در کلام خدا زیاد دیده می شود. این رهنمودهای قرآنی برای سعادت مردم در دو دنیا مد نظر قرار گرفته است. خداوند از بین مردم پیامبرانی را که دارای فاکتورهای عالی انسانی الهی بودند،برای هدایت قوم و قبیله و بشریت، به پیامبری برگزید این گزینش یک نعمت الهی بود، که خداوند به بشر عطا فرموده است، زیرا در گزینش های مردم به خاطر بعضی بد اخلاقی هایی که صورت می گیرد، مردم نمی توانند اصلح شناسی کنند در نتیجه شناخت سره از ناسره  مشکل می شود. قرآن به صورت تئوری به پیامبراعظم(ص) نازل شد و پیامبر آنرا به شکل عملی در حکومت داری نشان داد. تا مردم روش آیینی وحیانی را در زندگی یاد بگیرند. شاگرد ممتاز این مکتب وحیانی علی بن ابوطالب علیهالسلام است، این ابر مرد تاریخ نیز به دستور الهی در آیه ای که در آهرین سفر حج به پیامبر برای انتخاب جانشین خود نازل گردید، علی علیه السلام را در محلی به نام غدیر خم برای جانشینی خود انتخاب کردند، شاهد پژوهش های مرحوم علامه امینی در چندین جلد نهج البلاغه از علمای بزرگ اهل سنت است. این انتخاب بدون رای مردم صورت پذیرفت. بعضی از شاگردانی که در این مکتب الهی نیز پرورش یافته بودند، مانند سلمان فارسی، ابوزر غفاری، عمار یاسر، بلال حبشی، و... که دارای شاخصه های کامل انسانیت به تمام معنا بودند تربیت  شدند که تا پایان زنگی بشر، اسوه و الگو باشند. از زمان آن بزرگان تاکنون بیش از هزار و سیصد و اندی سال می گذرد، در این دوران طولانی دانشمندان و متفکرین زیادی در کره خاکی پا به عرصه هستی گذاشته اند و به بررسی و تحلیل حل مسائل و مشکلات انسان در طیف های فکری مختلف الهی و غیر الهی به روش های متفاوت  پرداخته اند. در این دوره طولانی در سرزمین پهناور ایران نیز اندیشمندانی مسلمانی در حوزه های مختلف معرفتی ، جهان بینی، پزشکی و... به پژوهش پرداخته اند، از بین آن همه اندیشه های کهنه و جدید الهی و عیر الهی تنها ایدئولوژی اسلام شیعی است  که توانسته است در بین دیگر مکاتب الهی و چه غیر الهی برای کلیه بشر، صداقت، کرامت، عشق را به ارمغان بیاورد هرچند هنوز جمهوری اسلامی ایران در ابتدای راه است و می طلبد اندیشمندان اسلامی برای تک راه سعادت بشر تلاش نمایند که ابزار و لوازم لازم را جهت پیمودن این راه در مقابل کژ راه هایی که بر مبنای تفکر سود و لذت ارائه می شود در اختیاربشریت قرار دهند.

خواص و انتظار مردم

 بعضی از خواص در این کشور شیعی که دارای عقبه عظیم فکری و عقیدتی است، برای رسیدن به هدف و به تبع آن اشخاص دیگر، شان و جایگاه و تعلقات خود را متاسفانه فراموش می کنند و به جای اینکه از دستورالعمل های عظیم وحیانی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند دست به دامان اندیشمندان غربی می شوند که هیچگونه سنخیتی با این پشتوانه عظیم فکری ایرانی اسلامی شیعی ندارد. عموم مردم از خواص و مدیران عالی انتظار دارند در تمام اموراتشان  به دستورالعمل های اعتقادی که در آن پرورش یافته اند،و الگویی مانند علی بن ابی طالب علیه السلام دارند ، تمسک جویند، نه آنطور عمل نمایند که مخالف راه و روش آن بزرگان باشد. مردم انتظار دارند به کسانی که قصد دارند تفویض قدرت دهند با آنها صادق باشند، ولی متاسفانه  شاهد رفتارهایی از بعضی خواص می شویم که جای تامل دارد. آنهم برای کسب پست و مقام در حکومت و ولایت های اسلامی که چشم انداز حکومت داری آن رسیدن به تمام زیبایی ها، عدالت به تمام معنا، عشق به همدیگر، ایثار و... است که توسط فرزند دیار خوبان صورت خواهد پذیرفت، آنطور که تا کنون بشر در هیج حکومتی به خود ندیده است.

همانطوری که مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز به مدیران لایق نیازمندند. یک نفر به جای مردم انتخاب می شود و پی گیری حقوق آنها می شود. مردم قدرت خود را به یک نفر انتقال می دهند تا او قدرت و وجاهت پیدا نماید وبرای مردم خدمت کند. برای نمایندگی مردم در امورات مختلف مانند ریاست جمهوری، مجلس، شورا های اسلامی، کسانی در خود این جرئت را می دهند تا دین مردم را به گردن بگیرند واقعا اشخاص با شجاعتی هستند، هرچه شعاع فعالیت بیشتر باشد مسئولیت بیشتر است و دین بیشتری را متقبل خواهند شد. نیت افرادی که کاندیداتور در عرصه های مختلف می شوند باید خدمت به مردم و انجام خدماتی که مردم به آنها در حوزه های مختلف نیاز دارند با حفظ کرامت، منزلت، و سیانت از ارزش های آنهاست  خدمت رسانی نمایند. برای این که خدمت رسانی منتخبین در بین راه به بیراهه تبدیل  نشود، قانون اساسی ، میثاق میراث داران فداکاری ها و ایثارگری ها و خون شهیدانی است که توسط بزرگان و اندیشمندان در حوزه های مختلف اسلامی و ... تهیه گردیده و مورد قبول مردم نیز بوده است. کاندیداها با داشتن نقشه راه و مردمی ایثارگر، خدامحور و نوع دوست، باید دارای خصوصیاتی باشد که در شان چنین مردمی باشند.

فعالیت میدانی کاندیدا ها:

هر کاندیدا با توجه به موقعیت جا و مکان مسئولیتش شعاع انتخاباتی متفاوتی دارند. کانداتور ریاست جمهوری با نماینده مجلس و شورا های اسلامی دایره انتخاباتی وسیعتری دارد، هر کدام در هر حوزه مسئولیتی در انجام تبلیغاتی هزینه های متفاوتی را می پردازند، شعارهای انتخاباتی آنها نیز باید در حوزه مسئولیتشان تعریف شده باشد. آنچه که بیشتر در شعارهای تمام این کاندیدا ها به چشم می خورد، کلمه" مردم ولی نعمتان ما هستند" در نوشتار طرفداران آنها که وابستگی جناهی دارند و در بلندگوه های آنها می شنویم و می بینیم همه خادم مردم هستند، حالا تا چه زمانی؟ خدا میداند.  اصل هم همین است که تمام آنها که جرات به خرج داده اند تا وکیل مردم باشند در حقیقت خدمتگزار مردم باشند، مصداق همان جمله ی حضرت امام راحل فرمودند. همین مردمی که تمام کاندیدا ها سنگ آنها را به سینه می زنند، آنچه که مردم از تمام کاندیدا ها انتظار دارند صداقت است و وفاداری به شعارهایی که در زمان انتخابات گوش آنها را کر می کرد.، اگر صداقت در گفتار و نوشتار باشد حتما در عمل نیز وجود خواهد داشت. خدمتگزاری به مردم از وظایف اصلی آنهایی است که برای کسب و انتقال قدرت از سوی مردم کاندید می شوند. اگر قصد و نیت برای خدمتگزاری است، باید با وسواس خاصی پا به عرصه بگذارند، زیرا دینی به این بزرگی برای پرهیزکاران  کار بسی دشوار است، دینی که متاسفانه برای قشر زیادی از مدیران نادیده و یا به فراموشی گرفته می شود.

شاید مثمرترین راه جلب توجه مردم در انتخابات، شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها باشد، هرچند سوابق، تجربیات، وفاداری و اعتقاد قلبی به انقلاب اسلامی، نظام و ولایت فقیه نیز از دیگر معیارهای مردم برای انتخاب بوده است. در گشت میدانی شاهد بودیم که تعدادی از کاندیداه های ریاست جمهوری و شورای شهر به روش هایی متوسل شده بودند که شان و شعور مردم را خدشه دار می کردند، هر چند سعی می نمودند وجه مردم داری را حفظ نمایند اما از شیوه تبلیغاتی پوپولیستی استفاده می کردند و از در صداقت با مردم خارج می شدند. گرچه مردم به صورت ریشه ای شناختی از عمق اهداف و تفکرات آنها نداشتند. شیوه های ناصحیح، تهمت های ناروا به حریف، انحراف در اهداف و رسالت ها با شبه ها و گزاره های نادرست. در حوزه ریاست جمهوری بیشتر به چشم می خورد. به جند نمونه از شیوه های غیر اخلاقی شعارهای تبلیغاتی بر می خوریم که بسی  جای تامل دارد، واقعا  آیا نیاز بود برای جلب رضایت مردم برای رای دادن به آنها خارج از شیوه های صحیح عمل نماییم. در مناظرات تلویزیونی که بین کاندیداها صورت گرفت، نقش آقای روحانی و معاون اولش آقای جهانگیری که به یک رسم غیر متعارف برای دفاع از اقای روحانی وارد صحنه شده بود، با دیگر کاندیدا ها فرق داشت زیرا این آقایان مدت چهار سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشتند و می بایست از دوره چهار ساله خدمتگزاری خود دفاع کنند و کارهای مهمی را که در حوزه های مختلف انجام داده اند برای مردم شرح دهند تا مردم متوجه زحمات گذشته آنها شوند. متاسفانه شاهد آن بودیم که در بیشتر موارد تفرئه رفتند و آدرس عوضی به مردم می دادند و سعی می نمودند نظر و دیدگاه مردم را عوض نمایند. آنطور القاء کنند، که اگر به آنها رای ندهند، حریف آنها باعث مشکلاتی برای آنها خواهد شد. مثلا دوباره جنگ می شود و در خیابانها بین زن و مرد دیوار می کشند، و جریفش در دهه شصت عده ای را اعدام نموده است،و حتی تحریم بهتر از کیس رقیب است. و همچنین برای فریب افکار عمومی از قومیت و تبعیض در قومیت ها در شعارهای انتخاباتی شان دم می زنند که باعث تفرقه شود.اگر هم در منطقه ای به خاطر سوء مدیرت و ناکارآمدی مدیران چه محلی و چه مرکزی  که خود چهار سال در راس قوه مجریه بوده است،نتوانسته اند ایجاد توسعه و رشد و شکوفایی شود با کدام موازین شرعی و عرفی به مردم آدرس غلط می دهند.در انتخابات های مختلف شعارهایی که از حلقوم کاندیداتورها ی مختلف برای شوراها، نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری شنیده می شود"مردم ولی نعمتان ما هستند" می باشد. بعضی از آنها با داشتن روزنامه، روشنفکران، دگر اندیشان،  و یا شبکه های مجازی ارتباط جمعی سعی می کنند به روش پوپولیستی، با شبهه، دروغ، اخبار نادرست، ذهن مردم را به طرف خود جلب کنند، تا بتوانند رای بیشتری را بدست بیاورند. من نمی دانم، این گروه آدم ها چگونه فکر می کنند، که با هر وسیله ای دوست دارند دین مردم را به گردن خود بیاندازند، آیا دنیا ارزش این رادارد؟ اکثر این اشخاص در بیانات و گفتارشان سعی می کنند خود را پیرو حضرت علی علیه السلام نشان دهند، پیرو کسی که به مالک اشتر نخعی در انتخاب مسئولین حکومتی می فرماید«کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان های پاکیزه و با "تقوا"، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ...»  

عجیب آنجاست که، در شعارشان مردم را نیز ولی نعمتان خود می دانند ولی با سخنرانی ها، نوشتار روشنفکرانشان امثال آقای زیبا کلام که سعی می کند با القائات و یک طرفه به قضاوت نشستن، به قول خودش به روش پوپولیستی با شعور همان مردمی که ولی نعمتشان اصحاب خواص طیف فکری شان هستند بازی کنند. داد مردم از گرانی، بیکاری، حقوق های نجومی انحراف های اخلاقی، طلاق، رابطه بازی، رانت خواری، رشوه خواری، بی اخلاقی و... به درد آمده است، آقای زیبا کلام همه را به گردن کسی می اندازد که چهار سال است در دولت هیچ نقشی ندارد. اگر حرام خواری صفت بدی است، حرام نوشتن و به روش حرام رای جمع کردن نیز پسندیده نیست. بیشتر بحث من روی کسانی هستند که دین بیش از هفتاد ملیون نفر را به گردن گرفته اند، به جای اینکه از عملکرد چهار سال قدرت داری خودشان دفاع کنند آدرس عوضی به مردم می دهند، شبهه ایجاد کنند، به جای اینکه بگویند، مجاهدت جوان ها و نوجوان های مردم سایه جنگ را از بین برده است، با دست بیعت به آمریکا (شیطان بزرگ)دادن آنرا نسبت می دهند. 

نتیجه

هر کس میل به خدمتگذاری به ولی نعمتان خود را دارد، باید به شعارهای اولیه انقلاب که برای احقاق هر یک از آنها خون زنان و جوانان   سنگفرش های خیابان را در سال 57 رنگین کرده بود وفادار باشد و حفظ نظام را به اهداف گروه ها و حزب ها ارجح بدارد، هیچگونه چشم امیدی به غرب علی الخصوص شیطان بزرگ نداشته باشد که امید به شیطان حبابی بیش نیست، و بداند که ولی نعمتان اصلی مردم اول آنهایی بودند که برای آرامش و آسایش و امنیت مردم ایثار نمودند و پوزه گروهک ها چپی و التقاطی امثال منافقین و تمام آنهایی که قصد تعرض به آب و خاک ایران اسلامی داشتند به خاک مالیدند و از عزیزترین چیز خود یعنی جانشان گذشتند. دوم آنهایی هستند که در صدها کیلومتر آنطرف مرزهای این مرز و بوم با حرامی ها و اهریمنانی که برای مردم ایران نقشه ها کشیده اند تا نگذارند آب خوشی از گلویشان پایین برود در نبردند، در نهایت این را نیز بدانند، اگر آمریکا و متحدانش توانایی آنرا داشتند به ایران حمله کنند در این حدود سی سال بعد از جنگ تحمیلی انجام می دادند، تمام این آقایان پوپولیستی می دانند که تفکر لیبرالیسم بر اساس سود و لذت می چرخد، اگر آمریکاییان می دانستند در حمله به ایران برایشان منفعتی دارد بدون شک این کار را می کردند، آنها توانایی نگه داری بک وجب از خاک ایران عزیز را ندارند امریکایی ها از این عالی جنابان بهتر می دانند که جوان ایرانی، شجاعت و شهامت و ایثار را از علی اکبر حسین و دختر و زن ایرانی، عفاف و پاکدامنی و حریت، را از شیر زن کربلا آموخته اند، و مشت آهنین آنها بارها سینه دشمنان این مرز و بوم را شکافته است.

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 930
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 23 تیر 1396

امروزه برای خیل زیادی از کسانی که فرصتی به دست می آورند تا در مسیر رودی قرار بگیرند در حالیکه در ذهن و فکر شان یا شناخت عمیقی از آن مسیر ندارند. ویا اعتقاد قلبی به آن مسیر ندارند. در حالیکه در آن مسیر و جریان  بیشمار کسانی با عقیده های والای الهی به فرمان مرید و رهبر خود در آبرفت این مسیر ایثارگری ها، فداکاری ها، شهامت ها، شهادت ها نموده اند،و بدون توجه به همه آنها موج سواری می کنند، و رشادتهای آن عزیزان را زیر سئوال می برند.


:: بازدید از این مطلب : 605
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 22 تیر 1396

چکیده:

 امروزه برای کسب موفقیت در بعضی از حوزه های اجتماعی به جلب و رای مردم نیاز می باشد. بعضی ها  در نوشته ها و سخنرانی ها یشان به وفور این جمله  که "مردم "ولی نعمت ما هستند دیده و شنیده می شود، شعار اغلب کسانی است که به خواننده  و شنونده به قبولانند  دلسوز مردم هستند. وسعی می کنند به روش های روانشناختی فکر و ذهن مردم را به سوی خود جلب نمایند، برای توفیق در این کار به فعل حرام متوسل می شوند و به خیالپردازی، فرضیه پردازی، تشدد و آدرس غلط به مردم دادن به روش های پوپولیستی سعی می کنند خیر خواهی و مظلوم نمایی کنند..  این روش ماکیاولی این روزها برای جلب رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری، شورا های اسلامی به وفور دیده می شوند و این جمله امام راحل[مردم ولی نعمتان ما هستند]  به وفور شنیده می شود. بیشتر روشنفکران نیز برای حقانیت بخشیدن به نوشته های خود برای طرفداری از شخص مورد نظر خود از مردم مایه می گذارند. هر چند این جمله برای مدیران و کسانی که از کیسه مردم(بیت المال) ارتذاق صحیح می کنند بجاست،به نظر من نیز اصل انسانیت روی همین جمله می چرخد زیرا رضایت خدا در جلب رضایت خلق خدا است. اگر انسان این همه به تهذیب نفس، تقوا، اخلاق حسنه، پرهیزکاری سفارش شده است، برای این است که بتواند در حالت عادی و معمولی بدون داشتن پست و مقام گره ای از مشکلات مردم را باز کند. حالا بر پایه کدام تفکر بعضی ها که از بیت المال ارتذاق می کنند، با نام اسلام در حکومت اسلامی به شیوه های ماکیاولی متوصل می شوند که با اسلام منافات دارد، جای بسی تعجب است.

شناخت موقعیت:

 خطوط سبز و قرمز به صورت بشارت ها و ممنوعیت ها برای انسان ها"مردم" در کلام خدا زیاد دیده می شود. این رهنمودهای قرآنی برای سعادت مردم در دو دنیا مد نظر قرار گرفته است. خداوند از بین مردم پیامبرانی را که دارای فاکتورهای عالی انسانی الهی بودند،برای هدایت قوم و قبیله و بشریت، به پیامبری برگزید این گزینش یک نعمت الهی بود، که خداوند به بشر عطا فرموده است، زیرا در گزینش های مردم به خاطر بعضی بد اخلاقی هایی که صورت می گیرد، مردم نمی توانند اصلح شناسی کنند در نتیجه شناخت سره از ناسره  مشکل می شود. قرآن به صورت تئوری به پیامبراعظم(ص) نازل شد و پیامبر آنرا به شکل عملی در حکومت داری نشان داد. تا مردم روش آیینی وحیانی را در زندگی یاد بگیرند. شاگرد ممتاز این مکتب وحیانی علی بن ابوطالب علیهالسلام است، این ابر مرد تاریخ نیز به دستور الهی در آیه ای که در آهرین سفر حج به پیامبر برای انتخاب جانشین خود نازل گردید، علی علیه السلام را در محلی به نام غدیر خم برای جانشینی خود انتخاب کردند، شاهد پژوهش های مرحوم علامه امینی در چندین جلد نهج البلاغه از علمای بزرگ اهل سنت است. این انتخاب بدون رای مردم صورت پذیرفت. بعضی از شاگردانی که در این مکتب الهی نیز پرورش یافته بودند، مانند سلمان فارسی، ابوزر غفاری، عمار یاسر، بلال حبشی، و... که دارای شاخصه های کامل انسانیت به تمام معنا بودند تربیت  شدند که تا پایان زنگی بشر، اسوه و الگو باشند. از زمان آن بزرگان تاکنون بیش از هزار و سیصد و اندی سال می گذرد، در این دوران طولانی دانشمندان و متفکرین زیادی در کره خاکی پا به عرصه هستی گذاشته اند و به بررسی و تحلیل حل مسائل و مشکلات انسان در طیف های فکری مختلف الهی و غیر الهی به روش های متفاوت  پرداخته اند. در این دوره طولانی در سرزمین پهناور ایران نیز اندیشمندانی مسلمانی در حوزه های مختلف معرفتی ، جهان بینی، پزشکی و... به پژوهش پرداخته اند، از بین آن همه اندیشه های کهنه و جدید الهی و عیر الهی تنها ایدئولوژی اسلام شیعی است  که توانسته است در بین دیگر مکاتب الهی و چه غیر الهی برای کلیه بشر، صداقت، کرامت، عشق را به ارمغان بیاورد هرچند هنوز جمهوری اسلامی ایران در ابتدای راه است و می طلبد اندیشمندان اسلامی برای تک راه سعادت بشر تلاش نمایند که ابزار و لوازم لازم را جهت پیمودن این راه در مقابل کژ راه هایی که بر مبنای تفکر سود و لذت ارائه می شود در اختیاربشریت قرار دهند.

خواص و انتظار مردم

 بعضی از خواص در این کشور شیعی که دارای عقبه عظیم فکری و عقیدتی است، برای رسیدن به هدف و به تبع آن اشخاص دیگر، شان و جایگاه و تعلقات خود را متاسفانه فراموش می کنند و به جای اینکه از دستورالعمل های عظیم وحیانی برای رسیدن به هدف استفاده نمایند دست به دامان اندیشمندان غربی می شوند که هیچگونه سنخیتی با این پشتوانه عظیم فکری ایرانی اسلامی شیعی ندارد. عموم مردم از خواص و مدیران عالی انتظار دارند در تمام اموراتشان  به دستورالعمل های اعتقادی که در آن پرورش یافته اند،و الگویی مانند علی بن ابی طالب علیه السلام دارند ، تمسک جویند، نه آنطور عمل نمایند که مخالف راه و روش آن بزرگان باشد. مردم انتظار دارند به کسانی که قصد دارند تفویض قدرت دهند با آنها صادق باشند، ولی متاسفانه  شاهد رفتارهایی از بعضی خواص می شویم که جای تامل دارد. آنهم برای کسب پست و مقام در حکومت و ولایت های اسلامی که چشم انداز حکومت داری آن رسیدن به تمام زیبایی ها، عدالت به تمام معنا، عشق به همدیگر، ایثار و... است که توسط فرزند دیار خوبان صورت خواهد پذیرفت، آنطور که تا کنون بشر در هیج حکومتی به خود ندیده است.

همانطوری که مدیران به مردم نیاز دارند، مردم نیز به مدیران لایق نیازمندند. یک نفر به جای مردم انتخاب می شود و پی گیری حقوق آنها می شود. مردم قدرت خود را به یک نفر انتقال می دهند تا او قدرت و وجاهت پیدا نماید وبرای مردم خدمت کند. برای نمایندگی مردم در امورات مختلف مانند ریاست جمهوری، مجلس، شورا های اسلامی، کسانی در خود این جرئت را می دهند تا دین مردم را به گردن بگیرند واقعا اشخاص با شجاعتی هستند، هرچه شعاع فعالیت بیشتر باشد مسئولیت بیشتر است و دین بیشتری را متقبل خواهند شد. نیت افرادی که کاندیداتور در عرصه های مختلف می شوند باید خدمت به مردم و انجام خدماتی که مردم به آنها در حوزه های مختلف نیاز دارند با حفظ کرامت، منزلت، و سیانت از ارزش های آنهاست  خدمت رسانی نمایند. برای این که خدمت رسانی منتخبین در بین راه به بیراهه تبدیل  نشود، قانون اساسی ، میثاق میراث داران فداکاری ها و ایثارگری ها و خون شهیدانی است که توسط بزرگان و اندیشمندان در حوزه های مختلف اسلامی و ... تهیه گردیده و مورد قبول مردم نیز بوده است. کاندیداها با داشتن نقشه راه و مردمی ایثارگر، خدامحور و نوع دوست، باید دارای خصوصیاتی باشد که در شان چنین مردمی باشند.

فعالیت میدانی کاندیداه ها:

هر کاندیدا با توجه به موقعیت جا و مکان مسئولیتش شعاع انتخاباتی متفاوتی دارند. کانداتور ریاست جمهوری با نماینده مجلس و شورا های اسلامی دایره انتخاباتی وسیعتری دارد، هر کدام در هر حوزه مسئولیتی در انجام تبلیغاتی هزینه های متفاوتی را می پردازند، شعارهای انتخاباتی آنها نیز باید در حوزه مسئولیتشان تعریف شده باشد. آنچه که بیشتر در شعارهای تمام این کاندیدا ها به چشم می خورد، کلمه" مردم ولی نعمتان ما هستند" در نوشتار طرفداران آنها که وابستگی جناهی دارند و در بلندگوه های آنها می شنویم و می بینیم همه خادم مردم هستند، حالا تا چه زمانی؟ خدا میداند.  اصل هم همین است که تمام آنها که جرات به خرج داده اند تا وکیل مردم باشند در حقیقت خدمتگزار مردم باشند، مصداق همان جمله ی حضرت امام راحل فرمودند. همین مردمی که تمام کاندیدا ها سنگ آنها را به سینه می زنند، آنچه که مردم از تمام کاندیدا ها انتظار دارند صداقت است و وفاداری به شعارهایی که در زمان انتخابات گوش آنها را کر می کرد.، اگر صداقت در گفتار و نوشتار باشد حتما در عمل نیز وجود خواهد داشت. خدمتگزاری به مردم از وظایف اصلی آنهایی است که برای کسب و انتقال قدرت از سوی مردم کاندید می شوند. اگر قصد و نیت برای خدمتگزاری است، باید با وسواس خاصی پا به عرصه بگذارند، زیرا دینی به این بزرگی برای پرهیزکاران  کار بسی دشوار است، دینی که متاسفانه برای قشر زیادی از مدیران نادیده و یا به فراموشی گرفته می شود.

شاید مثمرترین راه جلب توجه مردم در انتخابات، شعارهای انتخاباتی و تبلیغاتی کاندیداها باشد، هرچند سوابق، تجربیات، وفاداری و اعتقاد قلبی به انقلاب اسلامی، نظام و ولایت فقیه نیز از دیگر معیارهای مردم برای انتخاب بوده است. در گشت میدانی شاهد بودیم که تعدادی از کاندیداه های ریاست جمهوری و شورای شهر به روش هایی متوسل شده بودند که شان و شعور مردم را خدشه دار می کردند، هر چند سعی می نمودند وجه مردم داری را حفظ نمایند اما از شیوه تبلیغاتی پوپولیستی استفاده می کردند و از در صداقت با مردم خارج می شدند. گرچه مردم به صورت ریشه ای شناختی از عمق اهداف و تفکرات آنها نداشتند. شیوه های ناصحیح، تهمت های ناروا به حریف، انحراف در اهداف و رسالت ها با شبه ها و گزاره های نادرست. در حوزه ریاست جمهوری بیشتر به چشم می خورد. به جند نمونه از شیوه های غیر اخلاقی شعارهای تبلیغاتی بر می خوریم که بسی  جای تامل دارد، واقعا  آیا نیاز بود برای جلب رضایت مردم برای رای دادن به آنها خارج از شیوه های صحیح عمل نماییم. در مناظرات تلویزیونی که بین کاندیداها صورت گرفت، نقش آقای روحانی و معاون اولش آقای جهانگیری با دیگر کاندیدا ها فرق داشت زیرا این آقایان مدت چهار سال مدیریت اجرایی کشور را در دست داشتند و می بایست از دوره چهار ساله خدمتگزاری خود دفاع کنند و کارهای مهمی را که در حوزه های مختلف انجام داده اند برای مردم شرح دهند تا مردم متوجه زحمات گذشته آنها شوند. متاسفانه شاهد آن بودیم که در بیشتر موارد تفرئه رفتند و آدرس عوضی به مردم می دادند و سعی می نمودند نظر و دیدگاه مردم را عوض نمایند. آنطور القاء کنند، که اگر به آنها رای ندهند، حریف آنها باعث مشکلاتی برای آنها خواهد شد. مثلا دوباره جنگ می شود و در خیابانها بین زن و مرد دیوار می کشند، و جریفش در دهه شصت عده ای را اعدام نموده است،و حتی تحریم بهتر از کیس رقیب است. و همچنین برای فریب افکار عمومی از قومیت و تبعیض در قومیت ها در شعارهای انتخاباتی شان دم می زنند که باعث تفرقه شود.اگر هم در منطقه ای به خاطر سوء مدیرت و ناکارآمدی مدیران چه محلی و چه مرکزی  که خود چهار سال در راس قوه مجریه بوده است،نتوانسته اند ایجاد توسعه و رشد و شکوفایی شود با کدام موازین شرعی و عرفی به مردم آدرس غلط می دهند.در انتخابات های مختلف شعارهایی که از حلقوم کاندیداتورها ی مختلف برای شوراها، نمایندگان مجلس، رئیس جمهوری شنیده می شود"مردم ولی نعمتان ما هستند" می باشد. بعضی از آنها با داشتن روزنامه، روشنفکران، دگر اندیشان،  و یا شبکه های مجازی ارتباط جمعی سعی می کنند به روش پوپولیستی، با شبهه، دروغ، اخبار نادرست، ذهن مردم را به طرف خود جلب کنند، تا بتوانند رای بیشتری را بدست بیاورند. من نمی دانم، این گروه آدم ها چگونه فکر می کنند، که با هر وسیله ای دوست دارند دین مردم را به گردن خود بیاندازند، آیا دنیا ارزش این رادارد؟ اکثر این اشخاص در بیانات و گفتارشان سعی می کنند خود را پیرو حضرت علی علیه السلام نشان دهند، پیرو کسی که به مالک اشتر نخعی در انتخاب مسئولین حکومتی می فرماید«کارگزاران دولتی را از میان مردمی با تجربه و با حیا، از خاندان های پاکیزه و با تقوا، که در مسلمانی سابقه درخشانی دارند انتخاب کن ...»  

عجیب آنجاست که، در شعارشان مردم را نیز ولی نعمتان خود می دانند ولی با سخنرانی ها، نوشتار روشنفکرانشان امثال آقای زیبا کلام که سعی می کند با القائات و یک طرفه به قضاوت نشستن، به قول خودش به روش پوپولیستی با شعور همان مردمی که ولی نعمتشان اصحاب خواص طیف فکری شان هستند بازی کنند. داد مردم از گرانی، بیکاری، حقوق های نجومی انحراف های اخلاقی، طلاق، رابطه بازی، رانت خواری، رشوه خواری، بی اخلاقی و... درآمده است، آقای زیبا کلام همه را به گردن کسی می اندازد که چهار سال است در دولت هیچ نقشی ندارد. اگر حرام خواری صفت بدی است، حرام نوشتن و به روش حرام رای جمع کردن نیز پسندیده نیست. بیشتر بحث من روی کسانی هستند که دین بیش از هفتاد ملیون نفر را به گردن گرفته اند، به جای اینکه از عملکرد چهار سال قدرت داری خودشان دفاع کنند آدرس عوضی به مردم می دهند، شبهه ایجاد کنند، به جای اینکه بگویند، مجاهدت جوان ها و نوجوان های مردم سایه جنگ را از بین برده است، با دست بیعت به آمریکا (شیطان بزرگ)دادن آنرا نسبت می دهند. 

نتیجه

با وجودی که می دانند، اگر آمریکا و متحدانش توانایی آنرا داشتند به ایران حمله کنند در این حدود سی سال بعد از جنگ تحمیلی انجام می دادند، تمام این آقایان پوپولیستی می دانند که تفکر لیبرالیسم بر اساس سود و لذت می چرخد، اگر آمریکاییان می دانستند در حمله به ایران برایشان منفعتی دارد بدون شک این کار را می کردند، آنها توانایی نگه داری بک وجب از خاک ایران عزیز را ندارند امریکایی ها از این عالی جنابان بهتر می دانند که مردم ایران، جوان ایرانی، شجاعت و شهامت و ایثار را از علی اکبر حسین و دختر و زن ایرانی، عفاف و پاکدامنی و حریت، را از شیر زن کربلا یاد گرفته اند، و مشت آهنین آنها بارها سینه دشمنان این مرز و بوم را شکافته است.


:: بازدید از این مطلب : 3
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 03 تیر 1396

:: بازدید از این مطلب : 461
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 12 خرداد 1396

درخلوت خود بودم و دفترچه ای که درآن عکس شهدا را چسبیده بودند نگاه می کردم در کنار عکس نوجوان شهید بسیجی، کلاهی به زمین افتاده بود، که در آن دو سوراخ داشت. تازه از کنار بچه های همسالش که در کوچه با یک توب پلاستیکی بازی می کردند، رد شده بودم. یک نوع داوری بدهکارانه در ذهنم بوجود آمد، تو کجا، من کجا، نگاه به عکست نیز پیام دارد، آنچه که من و امثال منوتا ته دل می سوزاند پیام سرخت بود، روی گونی سنگری که به آن تکیه داده بودی وآن کلاهی که دو سوراخ داشت. درشرق و غرب و جنوب کشورم صاحبان همان گلوله ایکه دو سوراخ در کلاهت گذاشت با ساخت فرقه ها با رنگ و بوی به ظاهر اسلامی به جان مسلمانانی افتاده اند که پیامت را شنیده و به آن لبیک گفته اند:«هیهات من ا لذله» و تو در آنزمان چه کردی! ای خوب تر از خوبان، تو با آن تن نحیفت وبا آن سن کمت که می بایست سرگرم بازیهای بچگی ات باشی چطور اسلحه را دردستان کوچکت و نارنجک را لای انگشتان ظریفت می گرفتی و بسوی نامحرمان پرتاب می کردی، درسی به من و امثال من پرمدعا دادی که سالهای متمادی در لابلای کتابها نتوانستیم بیاموزیم.

جای پای برهنه ات با قدمهای استوارت را در رملهای جنوب و روی تپه های بازی درازو ماسه های شلمچه شناختم  وتیرکمان خونینت را در«الشجاعیه والجبالیه »غزه دیدم.

ومن حالا افسوس می خورم که بزرگان قوم‏«فرهنگی» چطوردوستانت را رها نموده اند تا به سادگی در دام آنهایی بیافتند که گلوله هایش کلاهت را سوراخ نمودند.ونتوانستند پیام تو را به گوش دوستانت برسانند،کوتاهی تنها ازمسئولین فرهنگی نیست برمن نسل اول انقلاب نیز هست که نتوانستیم به خوبی پیام تو را که بر دوشمان گذاشته ای به دوستان هم سالت برسانیم واین نافرمانی چنان برروحمان اثر گذاشته که دربرابرعکستان نیز خجالت می کشیم، آیا به همین خاطرنیست که تعدادی از آنها گرفتارابتذالگری فیلمهای ماهواره ای وتعدادی جوان دلپاک در کوچه های پر پیچ و خم فرقه ها!  سرگردان و سر کارند.

من شریعت را در چشمان تیز بینت دیدم وطریقت را در بازوان ستبرت وحقیقت را در لای انگشانت که به  نارنجک چسبیده بود، آنچه را که در لای خروارها کتاب این لافزنها دروغین ندیدم.

 


:: بازدید از این مطلب : 8125
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 14 فروردین 1396

 

ای کاش بی مهابا می آمدی، دستم را در این کویر غم می گرفتی و به بالا می کشاندی، مانند پتوی سربازی می تکاندی تا تمام گرد و غبارهای زندگی، که جسم مرا همانند میخ های طویله، به زمین میخکوب نموده اند و فکر و جسم و دلم را زمینگیر کرده است، رها می ساختی و سبکبال مرا به دیاری می بردی که لحاف مهر را با تار و پود دلهای عاشقان بافته اند و تابلو کلبه هایشان پر از تصاویر وامق و عذرا، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون،  و ... باشد. تا بیاموزم، چگونه صحبت نمایم که کسی نرنجد، چگونه راه بروم که با تکبر همراه نباشد، آنطور نگاه کنم که جز زیبایی نبینم. و راضی باشم به رضای آنکه عشق را در دلها نهاد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 892
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 28 آذر 1395

همانطوری که مفهوم لیبرالیسم در ایدئولوژی غربی، به عنوان آزادی بیان شده است. این مفهوم بعد از دوره رنسانس در غرب نمود  پیدا کرد. لفظ آزادی یعنی آزادی از قید و بند دین کلیسایی که عرصه علمی و اجتماعی را در غرب تنگ کرده بود. بعد از دوره رنسانس اندیشمندان غربی با فراق بالی که از دین کلسایی پیدا کرده بودند، هر کدام شروع به نظریه پردازی در حوزه های مختلف نمودند. در طی دوره رنسانس، غرب در حیطه سیاسی وضعیت استکباری خود را بر اکثر کشورهای کره زمین در بر داشتند، با قدرت نظامی  سلطه خود را به حاکمان جاه  طلب اکثر کشور ها به شیوه های مختلف نشان داده بودند. و به انواع گوناگون مشغول چپاول همان کشورهایی بودند که در مستعمره داشتند.  با این اوضاع و احوال نظریه و تئوری های اندیشمندان این کشور های با قدرت و صاحب ثروت و رها شده از قید و بند کلیسا، با توجه به دیدگاه لیبرالیستی  با تجربه گرایی همراه بود و هیج نظریه ای را خارج از تجربه گرایی قبول نداشته و ندارند. دستاورد و نتیجه و ماحصل آن نظریه و تئوریهای چند صد ساله در تمام حوزه های فکری، در وضعیت حلب آزاد شده بیشتر خود را نشان داد. امروزه رهبر هر جامعه ای نماینده فکری، قرهنگی، اجتماعی، ایدئولوژیکی هر جامعه ای است. ببینیم انحراف فکری حاکمان لیبرالیستی چگونه آبروی چند صد ساله اندیشمندان لیبرالیستی را می برند و چگونه چهره حاکمان کلیسای قرون وسطی را سفید نمودند. ادبیات به کار رفته از جانب این سردمداران کمتر از رفتار قرون وسطی نیست. در ادبیا آنها تروریست انواع گوناگون دارد، تروریستی که در جهت اهداف آنها فعالیت کند تروریست خوب و تروریستی  که فعالیتش همسو با اهداف آمریکا، انگلیس و فرانسه باشد تروریست خوب نامیده می شود. اگر شهر کشوری که عضو سازمان ملل متحدی باشد که خودشان بنا نهاده اند مورد تجاوز و اشغال  توسط تروریست خوب انجام گیرد و جاکمیت یک کشور را زیر سئول ببرد چون همسو با اهداف کشور های غربی است اشکالی ندارد. اگر همین تروریست های خوب گروه گروه از مردم شهر های اشغال شده را به طرز فجیهی به شهادت برساند، اگر فکر می کنی که وجدان خفته آنها ناراحت می شود و عمل گروه تروریستی را در سازمان ملل محکوم می کنند اشتباه فکر کرده ای، زیرا این کشور های آخر تمدن که بوق و کرنای آنها در مدنیت و گوش فلک را کر نموده است. سومین افتتاحیه، وقتی حلب بدست ارتش و بسیج مردمی از دست تروریست ها  آزاد شد. رهبران لیبرالیستی کشورهای، آمریکا، فرانسه، انگلیس عنوان نمودند که شهر حلب سقوط کرد، یعنی در این مدت چهار سالی که تروریست ها شهر حلب را اشغال کرده بودند و زن و بچه، پیر و جوان حلبی را به خاک و خون کشیدند و مردم این شهر توسط تروریست ها مورد تجاوز و آزار و اذیت قرار گرفتند، آزاد بودند و جنایات تروریست ها برای این رهبران لیبرالیستی توجیه پذیر است!! چهارمین افتتاحیه، زمانی بود که تروریستها در محاصره ارتش سوریه و جبهه مقاومت گرفتار بودند، این سه کشور غربی چندین بار در شورای امنیت خود سعی نمودند به داد تروریست های گرفتار برسند،نمایندگان همین کشورهای متکبر و سلطه گر در شورای امنیت سازمان ملل متحد، سعی نمودند با چماق این شورا که در دست آنهاست با دروغگویی حمایت از مردم شهر حلب، در پی نجات جان تروریست ها در برابر ارتش مردمی سوریه و جبهه مقاومت باشند. پنجمین افتتاحیه دروغگویی این سردمداران لیبرالیستی است، آن زمان که هزارها زن و بچه در شهر های سوریه توسط همین تروریستها به مسلخ می بردند، سکوت آنها زضایت آنها را نشان می داد ولی زمانی که جان تروریستها در در خطر بود به خاطر تنویر افکار عمومی به خاطر مردم سوره اشک تمساح می ریزند. در حالی که پدر نامیمون این مولودهای حرامی  مثل النصره و داعش همان نظام های سلطه بین المللی است و با سرمایه ای که حاکمان  عربستان و قطر تامین می شود و در اختیار آنها قرار می گیرند. سرمایه کشورهای عربی و تجهیزات نظامی  و سیستم های اطلاعاتی  پیشرفته  نتوانست حلب را برای تروریست ها نگه داری نماید، بلکه اراده الهی در دستان جبهه مقاومت و ارتش سوریه باعث گردید که کشورهایی مانند ترکیه، قطر، عربستان،آمریکا، انگلیس، فرانسه، رژیم اشغالگر قدس در برابر آنها زانو بزنند زیرا در قانون الهی دست خدا بالاترین دست هاست که درک آن برای رهبران اینگونه کشورها غیر ممکن است.

 

 

ادامه دارد


:: بازدید از این مطلب : 2149
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 21 آذر 1395

چهار دهه از عمر شکوهمند انقلاب اسلامی که به تعبیر امام (ره) هدیء غیبی و تحفه ی الاهی بودمی گذرد. انقلاب اسلامی مانند انقلاب های دیگری  که در دنیا اتفاق افتاده است، به خاطر ماهیت ش در آرمانها و اهداف و ماموریت، هم دارای جاذبه است و هم دافعه، هم دوستانی دارد و هم دشمنانی،ظهور انقلاب اسلامی با بیان اهداف و آرمانهایش ازطرف رهبر فقید انقلاب اسلامی حمینی کبیر(ره)، اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی به مزاج بعضی ها ناسازگاری داشت. در این چهاردهه انقلاب اسلامی تمام کسانی که از انقلاب اسلامی خوششان نیامده است، به انحاء مختلف ناسازگاری و دشمنی خود را در نهان و آشکار به رخ کشیده اند. هر کدام از این معاندان چه داخلی و چه خارجی به روش های مختلف دشمنی و معارضی خود به صورت جنگ های سخت و یا از طریق نفوذ و استحاله ، تحرک های قومی،به شهادت رساندن متفکران دینی، کودتا و ...را نشان داده اند، که در نوع خود با انقلاب های دیگر دنیا بینذیر است، هم از لحاظ نوع دشمنی و هم در بعد زمانی و مکانی.شهیدمطهری، معارضان و دشمنان نظام را به سه دسته تقسیم می‌کند: غیرخودی‌هایی که دشمنی‌شان آشکار و علنی است و همگان می‌دانند که اینان قصد براندازی دارند؛ غیرخودی‌هایی که دشمنی‌شان ناپیدا و پنهان است و با وجود این‌که خود را در ظاهر، خودی می‌نمایانند، اما در پی اضمحلال ما هستند؛ و خودی‌های بی‌بصیرت و ساده لوحی که هر چند قصد خیر و مساعدت دارند، اما حاصل عمل‌شان همان است که غیرخودی‌ها می‌پسندند.1هستند.2

انقلاب اسلامی در جنگ سخت با دشمنان خود با ایثار و از خود گذشتگی جوانان با غیرت، درس عبرتی به دشمنان خود داد که هیچوفت از خوف و شجاعت این دلیر مردان، چشم طمع نداشته باشند. آنچه که در این مدت به انقلاب دارد صدمه می زند از تیپ نوع دوم و سوم دشمنان این مرز و بوم است.شاید بتوان گفت که خطرناکتر از همه جریان نفوذ و استحاله است که با زیرکی و فریبکاری، خود را به بدنه انقلاب می چسبانند و به شکل انقلابی به درون هسته های مرکزی انقلاب رسوخ می کنند ولی اعراض و مقاصد ضد انقلابی خود را پی می گیرند و به شکل ناجوانمردانه از پشت به انقلاب اسلامی خنجر می کشند. شهید مطهری در باره این گروه بیان می دارد:اینان تظاهر به اسلام و انقلابی گری می کنند تا امکان نفوذ برای شان فراهم شود و دیگران آنان را غیر خودی نخوانند، اما در دل، باوری به اسلام و انقلاب ندارند و اگر مجال فراهم گردد، به موقع ضربه خود را می زنند. دشواری کار نیز از تشخیص همین "تظاهر" و :دوگانگی میان دعاوی و نیات" ناشی می شود. هر اندازه تعداد خودی های بی بصیرت بیشتر باشد، نیرو های منافق به هدف های خود نزدیکتر می شوند و مسیر حرکت شان هموارتر می گردد. بنابراین،مبارزه با حماقت و بی بصیرتی، مبارزه با نفاق نیز هست.3.دست پنهان رهبری این گونه قضایا در کدام تاریکخانه به کمین نشسته است که برای اهداف استراتژی  اربابانشان از سیاه لشگرهایی استفاده می کند که وجه اجتماعی داشته باشند. سعی آنها این است که سیاه لشکرها  مارک خوش نامی از جانب پدر داشته باشند.

در زمانی که کشور با مشکلات عدیده ای دست به گریبان است علی مطهری با کدام قاعده از راهنمایی های شهید مطهری قدم بر می دارد. آیا آزادی گروه برانداز از بحران اقتصادی کشور که بردوش مردم سنگینی می کند مهمتر است؟ ایا سوء مدیریت مدیران  بی مسئولیت که به بیت المال رحم نمی کنند با اهمیت است یا حصر عده ای که شهید مطهری  آنها را غیر خودی می خواند.. آقای علی مطهری با کدام اندیشه انقلابی پدرانه سعی به تنویر افکار عمومی می کنید؟ آیا به این فکر کرده اید که گروه نفاق با نزدیکی انتخابات به امثال  تو نیاز و بسیار کار دارند. آیا به قول پدر بزرگوارت هیچ میدانی ناآگاهی و بی‌بصیرتی افراد، خطر بزرگی برای حیات و بقای یک جامعه است؛ چون دشمن می‌تواند بر این ضعف و نقص تکیه کند و جامعه را دچار بحران نماید.4

تو که قسم خورده ای که حافظ منافع مردم باشی، چرا وقتی صحبت از قاچاق این پدیده خانمانسوز اقتصاد می شود، یا در باره حقوق های نجومی بحث می شود و یا از دشمنی آمریکا با ملت بزرگ ایران در رابطه با برجام نا فرجام صحبت می شود و خیلی مسائل دیگر هم گوشتان کر می شود و هم زبانتان لال. حالا که انتخابات نزدیک است کوک شده ای تا فکر مردم را با مشکلاتی که دولت مطبوعت نتوانسته آنها را حل کند به فکر عده ای باشی که در روز عاشورا طرفدارانش روسیاهی به بار آوردند. آیا این اعمال شما تنویر افکار مردم و تشویش اذعان عمومی نیست؟ آیا این همان رسالت قسم خورده ای است که بر دوشتان سنگینی می کند!؟ هیچ میدانی این بازیچه ها به چه قیمتی تمام می شود؟ جناب دکتر سهمیه ای برای یک بار هم که شده کتاب پیرامون انقلاب اسلامی پدر بزرگوارت را به خوان تا به راحتی بازیچه دشمنان انقلاب اسلامی نشوی.

کلید واژه ها: انقلاب اسلامی- علی مطهری- برجام- حصر – حقوق نجومی

 

1-(مرتضی مطهری، آشنایی با قرآن، ج۷، ص ۲۰۲.)

2-(پانزده گفتار ص 125-126)

3-(همان، پانزده گفتار، ص 158).

4-(آشنایی با قرآن، جلد4، ص، 36-35)

 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 1210
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 26 شهریور 1395

وقتی معیار یک تفکر و ایدئولوژی بر پایه مادیات تعیین شود، نباید تعجب نمود که مدیر اول سازمان ملل متحد شاهد ملیونها کودک گرسنه در آفریفا باشدکه سالهای زیادی است با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند. و اکنون نیز شاهد کشته شدن چند هزار کودک در یمن توسط آل سعود است و هزاران کودک که باگرسنگی و سوء تغذیه مواجهند بی تفاوت باشد. اگر فانتومهای آمریکایی توسط خلبانان سعودی با هدایت آواکس ها،خانه ها را روی زن و بچه یمنی خراب می کند برای سردمداران لیبرالیستی اهمیتی ندارد، ولی اگر مدافعان مرز و بوم یمنی چند سر باز سعودی (فرزندان خوارج)را که تصمیم داشتند خاک وطنشان را اشغال کنند، شجاعانه بجنگند و آنهارا از بین ببرند، بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد "باید" برای آنها نگران باشد البته او برای جان سربازان آل سعود نگران نیست برای دلارهای رنگینی که با مواد سیاه تعویض شده نگران است. امروزه به خاطر بی حرمتی به ارزشهای والای انسانی از سوی غرب، قوانین سازمان ملل متحد بیشتر به فکر قاچاقچیان و تروریست هایی است که قصد شهادت مردمان مظلوم کشورمان و یا معتاد کردن و به بیراهه بردن جوانان کشور عزیزمان را دارند، که هر از چندگاهی با بی آبرو کردن قوانین حقوق بشر سازمانهای ملل، به دفاع از این مخربین، ایران را به نقض حقوق بشر محکوم می کنند صاحبان تفکر لیبرالیستی و حاکمیت آنها بر حاکمان بعضی کشورها، که ذلیلانه مرعوب غربی ها شده اند بطوریکه اگر در منا درجوار محل امن خانه خدا، مهمانان خدا توسط آل سعود غریبانه، مظلومانه، وقیحانه به شهادت می رسند، ولی حاضر نیستند از خون به ناحق ریخته حاجیان وطن خود دفاع کنند. سازمان ملل متحد بازیچه ای در دست قدرت های غربی راست.

دبیرکل سازمان ملل متحد

ادامه دارد


:: بازدید از این مطلب : 2157
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران