منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 08 بهمن 1396

"اصلاح طلبی" آمریکایی همیشه یکی از نقشه های اصلی سلطه گرایی و استعماری در قاره های آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین بوده است. بعد از فروپاشی شوروی مفهوم "اصلاح طلبی"به عنوان یکی از استراتژیهای بنیادین سیاست خارجی آمریکا فرم و شکل تازه ای به خود گرفت. انتخاب مفهوم و استراتژی "اصلاح طلب" به خاطر معنی مبهم و غیر روشنی است که دارد و می توان هرآن به اقتضای محیط آن را به دلخواه خود تعریف کرد. باید توجه داشت هیچ کس برنامه معینی از اصلاحات که نان و آب و هوای تمیز و سلامتی فکرو آسودگی خاطر مردم را تامین کند ارائه نداده است، ولی همه دولتمردان و مطبوعات به اصطلاح "اصلاح طلب" داخلی و خارجی از آزادی بیشتر مطبوعات (یعنی هرج و مرج بیشتر مطبوعات)، از افزونی بیشتر احزاب سیاسی و حناح ها (یعنی هرج و مرج سیاسی) و از تقلیل قدرت رهبری و حکومتی (یعنی هرج و مرج و نا امنی مملتی) و ... صحبت می کنند.

درست بعد از شکست آمریکا از ویتنام و پیروزی انقلاب اسلامی،سیاست آمریکا در استراتژی و تاکتیک سیاست جهانی تغییر کرد. شکست آمریکا در ویتنام و از دست دادن بهترین دست نشانده خود یعنی شاه، همراه با شکستهایی که در برنامه های توسعه ای در زمینه های اقتصادی و سیاسی لیبرالیسم سرمایه داری که در بسیاری از کشورهای تحت تسلط خویش تحمیل کرده بود، باعث گردید تا در برنامه های مداخله جویانه خود تجدید نظر نماید. بخصوص وقتی که تنها رقیبش شکست خورده بود و لازم بود در مقابله با تحولات بوجود آمده در موضع گیری و جهت گیری های جهانی خود تجدید نظر نماید. بجای اینکه از دیکتاتورها حمایت نماید،و امنیت آنها را با دستاوردهای اقتصادی تامین نماید، بحث ها و پشتیبانی از مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" در چهارچوب  لیبرالیسم و تحت لوای "اطلاح طلبی"  پیشه راه نفوذی خود در کشورها را سر لوحه کار خود قرارداد. هدف از تغییر استراتژی آمریکا بر این باور استوار بود که در جهانی که ارتباطات و اطلاعات و دانش توسعه پیدا نموده است، برای حفظ امنیت خود و گسترش تفکر لیبرالیسم، متوسل به زور تنها کافی نیست، بلکه نفوذ در عقاید با القاء توسعه سیاسی همرا با مفاهیمی چون "جامعه مدنی" ،"حقوق بشر"، "دموکراسی" که واژه هایی نو، دلنشین و مطلوبی هستند، جایگزین روش قبلی نمودند. برنامه های اصلاح گرایی لیبرالیسم و حقوق بشر و جامعه مدنی، برای استقرار دموکراسی به شیوه و روش آمریکا، به عنوان یک استراتژی  برعلیه انقلابها و خاموش کردن جنبشها برای کشورهایی که همسو با لیبرالیسم آمریکایی نیستند مانند انقلاب اسلامی ایران پیوسته به کار برده شده است.

انقلاب اسلامی ایران از جهات مختلفی  ضربه به آمریکا زد، بزرگترین پایگاه آمریکا را از بین برد، ضربه شدیدی به کسانی زد که مدعی بودند، "لیبرالیسم دموکراسی" پایان تاریخ است، رویش همزادی برعلیه لیبرالیسم دموکراسی شد، زحمات چندین دهه فعالیت استعمار پیر(انگلستان) و آمریکا را ازبین برد. از زمان استفاده از واژه "اصلاح طلبی" توسط سردمداران کاخ سفید تحت برنامه های اصلاحات مانند برنامه اصلاحات انقلاب سفید شاه تا برنامه هایی که در غرب صورت گرفته است، انقلابی نبوده است.  در تاریخ معاصر ایران از اواسط دوره قاجاریه تا پایان رژیم پهلوی، چالش بین اصلاح طلبی و انقلاب همیشه وجود داشته است. اصلاح طلبی یا در مقابل انقلاب قرار گرفته است و یا سعی نموده انقلاب را مسخ نماید، اصلاح طلبی ناطرالدین شاهی و رضاخانی و محمد رضا شاهی سه اصل مشترم داشتند، هر سه اصلاح طلبی در بستر استبداد رشد نمودند، هر سه سعی نمودند از غرب تقلید نمایند تا به قول شاه به دروازه تمدن برسند،هرسه اصلاح طلبی تحت نفوذ سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیک و فرهنگی ابر قدرت های وقت و دخالت مستقیم آنها در امور داخلی ایران برنامه ریزی و اجرا شده اند. در بسط و اجرای اصلاح طلبی غربی روشنفکرانی بودند که سعی می نمودند آن اصلاحات را ترویج نمایند، امثال:  فرزندان معنوی عباس میرزا مانند طالبوف، ملکم خان و آخوندزاده، و در دوره به ظاهر متجدد پهلوی اول می توان از فروغی، تقی زاده، و... و در دوره پهلوی دوم می توان از 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 644
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 22 دی 1396

حقوق مردم هم در قاتون اساسی به خوبی مشخص شده است و در مکتب اسلام به خوبی نشان داده شده است. برای رسیدن به این امر مهم و حیاتی مردم عزیزمان، ایحاد سازکارهایی قانونی آمیخته با دستورالعملهای اسلامی صورت می پذیرد.. در قوانین دموکراسی غربی که بر اساس مکتب لیبرالیستی  صورت گرفته است، سازکارهای مناسب ایجاد شده است و خط کشی های صورت گرفته بسیار منظم و قابل کنترل و نظارت خاص قرار می گیرد. سیستم های پیچیده نظارت و کنترل در اجرای فوانین و دستوالعملها به کار گرفته شده است. تخطی هر شهروند از آن قوانین و دستورالعملها به شدت به شدت برخورد می شود. با هر شهروندی در هر پست و مقامی که خارج از خطوطی که برایش ترسیم شده است، حرکت کند به شدت برخورد می شود. دسترسی به هر لذتی برای تمام شهر وندان مهیا است، آزادی شهروند تا زمانی است که شاکی نداشته باشد. در ایران اسلامی هنوز برای اجرای دستورالعمل های اسلامی ساز و کارهای لازم ایجاد نشده است. بعضی از قوانین اسلامی سلیقه ای و بعضا پیاده نشده است و یا برای اجرای آن هنوز برنامه ای ندارند. به همین خاطر است بیشتر مسئولین بجای آنکه مجری خوبی باشند شعار گوی خوبی هستند. در شعارها از مردم مایه می گذارند ولی در عمل مردم فراموش می شوند. در غرب فصل الخطاب برای همه قوانین است. ولی در کشور ما به خاطر سیستم نامنظم و کنترل و نظارت بسیار ضعیف در ساختار عیب دار، قوانین خوب عمل نمی کنند و حقوق شهروند یایمال می شود. برای رهایی از این عیب، مدیران ما باید خدامحور باشند و تهذیب نفسی قوی داشته باشند تا بتوانند نقص ساختارها را جبران نمایند.امام خمینی (ره) می فرماید: «اگر تمام انبیاء عظام جمع شوند در یک شهری و در یک کشوری، هیچ گاه با هم اختلاف نمی‌کنند برای اینکه آنها تزکیه شده‌اند، علم و حکمت را بعد از تزکیه در نفس دارند. گرفتاری همه ما برای این است که ما تزکیه نشده‌ایم، تربیت نشدیم. تفکراتشان عمیق است، لکن تربیت نشده‌اند و آن خطری که از عالمی که تربیت نشده است و تزکیه نشده است بر بشر وارد می‌شود آن خطر از خطر مغول بالاتر است. غایت بعثت این تزکیه است غایت آمدن انبیاء این تزکیه است و دنبالش آن تعلیم».(11/3/60)

بهترین راه برای احقاق حقوق شهروندی انتصاب مدیرانی است که دارای تهذیب نفس باشند. در کارهایشان فقط رضایت خداوند برایشان مهم باشد، امام خمینی(ره) می فرماید.

«اگر بخواهد کسی تهذیب بشود، با علم تهذیب نمی‌شود؛ علم انسان را تهذیب نمی‌کند. گاهی علم انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم توحید انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم عرفان انسان را به جهنّم می‌رساند؛ گاهی علم فقه انسان را به جهنّم می‌فرستد؛ گاهی علم اخلاق انسان را به جهنّم می‌فرستد. با علم درست نمی‌شود. تزکیه می‌خواهد- «یزکّیهم»- تزکیه مقدم است بر همه چیز. طلبه‌ای که در مدرسه درس می‌خواند. همدوش با درس، همقدم با درس تزکیه لازم دارد. امام جمعه‌ای که- برای مردم- می‌خواهد هدایت کند مردم را، باید تزکیه خودش را کند تا بتواند هدایت کند. دولتی که بخواهد مردم را وادار به کار خوب بکند باید تزکیه بکند خودش را. عارفی که بخواهد مردم را به معارف الهیّه دعوت کند تا خودش را تزکیه نکند این قدرت را ندارد. فیلسوفی که بخواهد توحید را به مردم بیاموزد، تا این خصیصۀ شیطانی در او هست، این عمل را نمی‌تواند انجام بدهد؛ یعنی، زبان، زبان شیطان است و توحید می‌گوید و دل، دل شیطان است که توحید را دریافت کرده است و قلب، قلب شیطان است که فقه را آموخته و فقه را تعلیم می‌کند. تا این خصیصه هست، تما مامور لنگ است.(14/11/63)

با توجه به مقدمه:

[رئیس جمهور در اجلاس ملی گزارش اجرای حقوق شهروندی گفت : « از همه مردم می خواهم بودجه 97 را رها نکنید، همه دستگاه‌ها در سال 97 بودجه می گیرند، باید به مردم بگویند بودجه را کجا خرج کردند.»
وی افزود : «دسترسی به اطلاعات از مهم‌ترین حقوق مردم است، باید به اتاق شیشه‌ای برویم و مردم ما را مشاهده کنند.» وی تاکید کرد : «هر که از جیب مردم پول می گیرد باید به مردم بگوید کجا و چگونه خرج شده است؟»

در ظاهر سخنان زیباست و مردم پسنده، چگونه این سحنان زیبا را از شعار به عمل تبدیل کنیم؟ اگر آن مدیر تهذیب نفس نداشته باشد و سازمان نیز فاقد نظارت و کنترل کافی است چگونه باید انتظار اجرای این دستورالعملهای زیبا را داشت؟ آیا خود جناب رئیس جمهور بر اجرای حرفهای زیبای حقوق شهروندی عمل کرده و می کند تا مجموعه پایین دستی ایشان آن سحنان زیبای حقوق شهروندی را اجرا نمایند. 

همه ساله به 22 دستگاه زیر مجموعه نهاد ریاست جمهوری بودجه قابل ملاحظه‌ای اختصاص می‌یابد. تقریبا یک سوم بودجه این نهاد به عنوان کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی و دولتی در اختیار شخص رئیس جمهور است . این بودجه فارغ از چتر نظارتی دیوان محاسبات و هر نهاد حسابرسی و حساب‌کشی است . آیا رئیس جمهور به عنوان نماد رعایت حقوق شهروندی حاضر است در مورد کمک ایشان به اشخاص حقیقی و حقوقی در 4 سال گذشته به مردم بگویند این بودجه را کجا خرج کرده اند؟ رقم این بودجه سال گذشته بیش از 70 میلیارد تومان بوده است. وقتی همه دستگاه‌های زیر نظر ریاست جمهوری هر کدام بودجه خاصی دارند و خود نهاد هم جداگانه بودجه دارد چه نیازی به این بودجه «کمک» وجود دارد، به ویژه اینکه این بودجه عظیم در اختیار رئیس جمهور بیش از کل بودجه نهاد ریاست جمهوری است؟!
بد نیست بدانیم جمع جبری کمک‌هایی که رئیس جمهور طی چهار سال گذشته بر اساس این اعتبار به اشخاص حقیقی و حقوقی داده اند بیش از 280 میلیارد تومان می شود. در بودجه 97 هم بیش از 70 میلیارد تومان برای کمک و بودجه در اختیار رئیس جمهور پیش‌بینی شده است. البته بحث من در بودجه عملیاتی به موضوعی که اشاره شد مربوط نمی شود ، بحث بر سر این است که دولت و رئیس‌جمهور که عزم «شفاف سازی»، «شفاف گویی» و «حضور در اتاق شیشه ای» را دارند و دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها را دعوت به این مهم کرده اند ، معتقدند در بودجه 97 رویکرد بودجه ریزی عملیاتی را انتخاب نموده اند . اما اعداد و ارقام بودجه حکایت از چنین عزمی ندارد.
بودجه وزارت نفت در سال 97 طبق جدول شماره 7 خلاصه بودجه دستگاه‌های اصلی و زیرمجموعه ص 173 فقط 12 میلیون تومان است. تکالیفی که در تبصره یک بودجه بر عهده وزارت نفت است آیا با 12 میلیون تومان هزینه که چیزی کمتر از حقوق یک سال یکی از نگهبانان درب وزارت نفت است ، قابل اجراست ؟!
بودجه بر اساس تعریف ماده یک قانون محاسبات عمومی پیش‌بینی درآمد و برآورد هزینه است.
وزارت نفت در سال 97 چقدر هزینه و چقدر درآمد دارد؟
تبصره یک ماده واحده بودجه 97 در این مورد ساکت است . فقط می گوید 5/14 درصد درآمد حاصل از صادرات نفت ، میعانات گازی و خالص صادرات گاز به عنوان سهم شرکت ملی نفت باید به این شرکت داده شود!
مگر شرکت ملی نفت شرکت سهامی است که 5/14 درصد درآمد، نه سود شرکت به این بنگاه اقتصادی دولتی اختصاص یابد. بودجه‌ریزی عملیاتی در این مورد چه حرفی دارد؟ بودجه 97 کل کشور ساکت است. مهمتر از این خبط عظیم در بودجه‌ریزی دستگاه وزارت نفت؟!
در تبصره یک ماده واحده بودجه 97 آمده است: وقتی 5/14 درصد منابع حاصل از صادرات نفت و میعانات گازی و صادرات گاز را به شرکت ملی نفت دادید این شرکت معاف از تقسیم سود سهام دولت است یعنی بزرگ‌ترین بنگاه اقتصادی دولت سودش مال خودش است ، دولت به عنوان متولی نفت سهمی از این سود ندارد . این یعنی زیر پا گذاشتن ماده 10 و 11 قانون محاسبات عمومی !
آیا رئیس جمهور و وزیرنفت و نیز رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور حاضر است با حضور نیم ساعت در اتاق شیشه ای به این سوالات پاسخ دهند و بگویند عزم بودجه‌ریزی عملکرد در مورد وزارت نفت و شرکت ملی نفت چه می شود؟ بالاخره شرکت ملی نفت است که با بودجه غیرقابل احصا، وزارت نفت را اداره می کند 
یا این وزارت نفت است که شرکت ملی نفت را مدیریت می کند؟ آیا با بودجه 12 میلیون تومانی وزارت نفت می شود دستگاه عریض و طویل شرکت ملی نفت را که بودجه‌اش بیش از بودجه عمومی دولت است اداره کرد؟](برداشت ازhttp://anbarloee.ir/)

 به‌موجب اصول 113 و 121، مسئولیت اجرا و پاسداری از قانون اساسی را بر عهده رئیس‌جمهور نهاده است. 

وقتی آقای رئیس جمهور در نطق بودجه ای سال 97 خود در مجلس شورای اسلامی بیان می دارد: "لایحه بودجه سال 1397 برشی از برنامه چهارساله دولت است."  بر این اساس بودجه سال 97 مغایر اصل 52 قانون اساسی است.  زیرا در همین قانون آمده است: "بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس تسلیم می گردد. هر گونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود."

آیا  بودجه سال نود و هفت برای همین مردم نیست که رئیس جمهور درگام اول آن (تهیه بودحه) فراتر از قانون عمل می کند.

انتظار این است که رئیس قوه مجریه اول از خود شفاف سازی و قانونمندی را شروع نماید تا دیگر اعضای دولت و سازمانهای زیر مجموعه آنها هم شفاف سازی نمایند و هم قانون را فصل الخطاب خود قرار دهند. به امید آنروز

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 547
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 آذر 1396

:: بازدید از این مطلب : 373
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 04 آذر 1396

 و اما پندها:

1 - حوادثی که در طبیعت رخ می دهد، اثرات فعل و انفعالاتی است که در درون و بیرون کره خاکی یعنی زمین بوجود می آید. بعضی از آن حوادث برای انسان و دیگر موجودات خوش یمن هستند، مانند باران، و بعضی از آنها برای انسان و دیگر موجودات دردسر بوجود می آورد، مانند طوفان، زلزله و... در زمانهای دور بعضی از این حوادث تمدن ها را نیز از بین می برد. هر چند آدم ها قدرت و توانایی آنرا ندارند که از وقوع آنها جلوگیری نماید ولی با نعمت عقلی که خداوند به او عطا فرموده می تواند با تمهیداتی در برابر این حوادث صدمات کمتری ببیند.

زلزله کرمانشاه که در ساعت بیست و یک و چهل و هشت دقیقه رخ داد، یکی از آن حوادث بود. متاسفانه در حادثه غم انگیز حدود چهارصد و شصت نفر از هموطنانمان جان باختند و حدود هشت هزار نفر مجروح و حدود هفتاد هزار نفر بی خانمان شدند. 

2 - وقتی حادثه ای رخ می دهد و عده بیشماری از هموطنانمان را در زندگی روزمره خود با مشکلی سخت روبرو می شوند، بدون شک تمام مردم میهن عزیزمان همراه با مصیبت دیدگان، ناراحت و اندوهبار می شوند. با دیدن صحنه های دلخراش زلزله زدگان با اشگ و غم، خود را در غم و اندوه آنها شریک می کنند. ملت یک پارچه به کمک آنها می شتابند.

3 - در این حادثه غم بار،بسیاری از سازمانها و نهادها با توجه به مسئولیتی که داشتند، عزم خود را جزم کردند و به کمک حادثه دیدگان شتافتند،الویت آنها نجات آنهایی که در زیرآوارها گرفتار بودند و برآورده ساختن نیازهای اولیه آنها بود. متاسفانه بعضی از مدیران ارشد نظام، مانند آقای جهانگیری و رئیس جمهور که در راس قوه مجریه هستند، به جای اینکه  فکر و ذکرشان آسیب دیدگان زلزله بوده باشد، و فکر انتقامجویی از منتقدین خود و دولت گذشته را  به وقت مناسب بیاندازند، عجله نمودند و یک مسیر انحرافی را برای ذهن مردم ایجاد نمودند، ( در حالیکه حدس و گمان آنها غلط از آب در آمد)،  ای کاش  قبل از پیش داوری عجولانه به این سئوال مردم توجه می کردند، که دولت شما کدام مسکن  را برای مردم محروم ساخت تا شاهد مقاوم و یا غیر مقاوم بودنش باشند؟! اینگونه اظهار نظر های بیجا باعث می شود که فکر و ذهن ها به جای اینکه از درد و آلام آسیب دیدگان کم کند، بیراهه  را به مردم نشان می دهند.

4 - در برخورد با اینگونه حوادث چهره های واقعی و غیر واقعی اشخاص خود را نشان خواهند داد. شاخص برای نشان دادن سره از ناسره، مسئولیت پذیری، انجام کار جهادی و ایثارگری است. انهایی که در این حادثه غم بار سر از پا نشناختند و بدون هیج پیش فرض حاشیه ای، با اقدامی مسئولانه و جهادی و ایثارگرانه  وارد میدان شدند، از چهره های صادقی هستند که کمتر نق می زنند، به خاطر خدا کارمی کنند، منتی به کسی ندارند و برای آنها هدف وسیله را توجیه نمی کند و بر عکس آن کسانی که در چنین موقعیت حساسی به فکر حاشیه ها غیر از اصل قضیه هستند، نه مسئولیت پذیرند، و نه با کلمه جهادی و ایثارگری آشنایند، بسیار فرافکنی می کنند و برای آنها هدف وسیله را توجیه می کند، بد بخت مردمانی هستند که دل به حرف های اینگونه اشخاص خوش می کنند.  


:: بازدید از این مطلب : 713
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 آذر 1396

این روزها شاهد دغ مرگ بودن سران کشورهایی هستیم، که هم در بوحود آمدن غده سرطانی داعش دست داشتند و هم با نیرو های انسانی و مالی داعش را حمایت کردند. شعاع جنایات این حرامیان آنقدر وسیع  و سخیه و وحشیانه بود که حیوانات از عمل آنها نیز شرم دارند. طرحی که قرار بود سی سال به طول بکشد تا صهیونیستها نفس آرامی بکشند، به همت مردم عراق و سوریه و سلحشوران ایران همراه با حزب الله و دیگر نیروهای مقاومت شیعه و سنی ناکام ماند. اگر سران کشورهای حامی داعش از غصه بمیرند نباید آنها را سرزنش نمود. این پیروزی را به همه آزادگان تبریک عرض می کنیم.


:: بازدید از این مطلب : 586
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 29 مهر 1396

تقریبا چهل دهه از عمر شکوهمند انقلاب اسلامی می گذرد. در این مدت بارها سیاست مداران کاخ سفید برای شکست و یا به انحراف کشاندن انقلاب اسلامی نقشه ریختند و آنرا به شکلها و روش های مختلفی اجرایی کردند، هیچکدام از تصمیمات براندازی شیطان بزرگ بدون برنامه ریزی های دقیق و از پیش حساب شده نبوده است. کلیه اعمال و برنامه های سران کاخ سفید برپایه منافع آنهااستوار است که توسط اقتصاددانان و سیاستمدارن خبره تایید نوع و روش اجرای آنها را پیشنهاد می کردند. مانند طرح برنارد لوئیس که تجزیه کشورهای اسلامی برای اولین بار در نشست سال 1979 اعضای بیلدربرگ در اتریش سخن گفت. او طرح خود را که شامل تجزیه کشورهای خاورمیانه از جمله ایران به کشورهای کوچک که قابل مدیریت باشند، برای سران اقتصادی و سیاسی شرکت کننده در بیلدربرگ ارائه داد.این یک اصل کلی در اصول تفکر لیبرال دموکراسی است. و ساموئل هانتینگتون نظریه پرداز معروف کاخ سفید و پیش بینی جنگ تمدنها را ارائه داد و برای پیروزی آمریکا در این جنگ که بین اسلام و آمریکاست راه حلهایی را ارائه داده است. 

 

ادامه دارد

 


:: بازدید از این مطلب : 612
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 28 مهر 1396

درحرم امن همه محرمند در روند تکثیر انسان روی کره خاکی، مرکز ارزشگذاری انسان نسبت به دیگر حیوانات یعنی قدرت تفکر وتعقل به یاری و کمکش آمده است. هرچند بنا به مقتضای همین نعمت الهی انسانها برای رسیدن به خوشبختی ودست یابی به حقیقت زندگی، گفتند و نوشتند و راهها پیمودند. اگر درژرفای تاریخ اندیشه ها غور کنید، به هزاران نقشه راه دست خواهید یافت که اندیشمندان نسبت به این موضوع پیشنهاد داده اند، بیشتر آنها، یا در ابتدای راه محوشدند ویا چند صباحی ماندند و در پهنه گیتی گم شدند. آنچه نظر حق است، همخوانی نیروی تعقل و تدبر، با راهی که توسط وحی برای رسیدن انسانها به خوشبختی و حقیقت زندگی بر روی این کره خاکی در امر الهی قرار گرفته باشد. همان راه الهی نیز به بلندای عمر بشر، با امداد از عقل خدادادی، کج فهمها الکش کردند و آنرا به کوره راههای بیشماری تقسیم نمودند . برسر حقانیت هر راهی کوشیدند وتبلیغ نمودند، وبرای تحمیل به دیگران جنگهای خونینی راه انداختند و انسانهای بی گناه بسیاری در طول خط عمر انسان در در پهنه گیتی، دم نیزه و شمشیر و تفنگ و بمب به خاک و خون کشیده شدند و معلوم نیست به کدامین گناه کشته شدند. به قول عارف بزرگ جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. به لطف و شکرانه قدرت تعقل و فهم و شعور این موهبت الهی برای خلیفت الهی روی کره خاکی، دانش در چند دهه گذشته به اندازه چند قرن پیشرفت داشته است. اختراعات و اکتشافات بسیاری صورت گرفته است، ودر بیشتر زمینه ها پیشرفت علم و تکنولوژی برای انسان خیرات داشته است. به همان اندازه که علم پیشرفت نموده است، در زمینه های اجتماعی نیز تغییراتی بوجود آمده است بیشتر این تغییرات بر اثر پیشرفت تکنولوژی بوجود آمده است. قوانین مختلف روابط اجتماعی از آن جمله هستند. ملیونها کتاب در زمینه های مختلف برای دست یابی انسان به خوشبختی ورسیدن به حقیقت زندگی نوشته شده است. هرکدام از دریچه "فهمی" و "دیدی" نسبت به جهان هستی نگاه کرده اند. بعد از هزاران سال از ظهور انسان، ودست یابی انسان به بالاترین تکنولوژی، ودرنهایت رسیدن انسان به مدرنیسم و پست مدرنیسم غربی، و ارائه پیشنهادات در نظریه پردازیها و تئوریها، منتهی شد به قرن توحش در لباس زیبای لیبرالیسم دموکراسی غربی. و آثاراین همه جهان بینی این شد که مردم دنیا در منزل با ا هل و ایال نشسته باشند و ساندویچ هات داگ را گاز بزنند، شاهد دهها کودک و زن ومرد بی گناه باشند که مانند کشتارگاه دام، درپاکستان، عراق، افغانستان، کشورهای آفریقایی، سوریه، و یا یمن در خون می غلطند، و به لطف آزادیهای مدنی و فرد گرایی افراطی در غرب، شاهد ظهور تولد هزاران نوزاد نامشروع(حرامزاده) و بالا رفتن درصد جنایات در دو کشور آمریکا و انگلیس هستیم. طبق آمار رسمی دولت آمریکا، مجموع کل آمار نامشروعیت در سال 1992، سی و دو درصد بود(کتاب در سراشیبی به سوی گومورا ص 353) در صد ارتکاب به جنایات در همان سال در آمریکا پنجهزارو وهفتصد نفر در هر یکصدهزار نفربود.(همان کتاب ص 354). این آمار هر سال در حال افزایش است. باید حدس زد که نتیجه این همه تئوریها و نظریه پردازیها و این همه کتابهای رنگ و با رنگ و قطور این شده که با کمال آرامش بقیه لقمه هات داگشان را بجوند وجرعه ای کوکاکولا سر بکشند و منفعلانه از سر شرم،! سرشان را پایین بیندازند، البته. با کمال تاسف،شاهد شیفته گری و سینه چاکی بعضی از جوانان میهنمان، که شیفته رنگ کراوات و ابزار تکنولوژی و شلوار لی و فردگرایی افراطی به چنین جوامع افسار گسیخته ارزشهای اخلاقی هستیم که از بی مهری و عدم تعلق به خانواده، فامیل، و خاک و مردم کشورش به چنین دیدگاه غلطی رسیده اند، وگرنه صدای ساز از دور خوش است. سوغات تفکر فرد گرایانه چاره برون رفت از این همه سرگردانی انسان را در همجنس بازی و فمینیسم و. . .جستجو می کنند.!!! نتیجه کج فهمی و کج رویها خارج از راه الهی، اینگونه عجوجاتی است که نصیب قرن حاضر شده است. با این شناخت اندک از جهان امروز که بوق و کرنای آن گوش فلک را کرکرده است، جاهایی را سراغ دارم که معجزه قرن بیست و یکم بلکه تمام قرون است. حالا که ملیونها کتاب و نوشته و تئوری،و نظریه ها نتوانسته دست انسان سرگردان را بگیرد تا به آرامش زندگی برساند، این مکانها بدون داشتن برگه حق ورود، پرداخت حق ورود، اجازه از کسی خواستن، فضای خود را با عطور معطر بر روی هر انسان با هر رنگ و زبانی و نژادی، می گشاید. دراولین قدم تمام درون مایه های فکری، از لحاظ مادی، ذهنی،و... فراموش می شود و چشم جز زیبایی نمی بیند، گوش جز نجوای مهرورزی چیزی نمی شنود، دریچه های قلب با هر ضربه ای، صفا و مهر و عشق را به تمام سلولهای بتن ارسال می کند. ورود به این مکانها تمام داشته های ذهنی فراموش می شود وحواس پنج گانه ات به ساز قلبت، که آهنگ مهرورزی را سر می دهند، مست و سر خوش می شوند. فارس، ترک، لر،بلوچ،عرب، انگلیسی، و فرانسوی و آمریکایی در کنار هم راه می روند و تنه به تنه هم می نشینند وهرکدام در فضایی سیر می کنند که سر شار از لطف و کرم و بخشش است، در این همایش خود جوش روزانه هزاران انسان، بدون هیج برنامه انظباتی و مقرراتی  که نه خبری از برنامه خاصی که از قبل تهیه شده باشد هست و نه از پلیس، همه آزادند، آن آقا و یا خانمی که در خارج از این محیط با حرکت اشتباهی سهوی از طرف مقابل حرفهای رکیکی می زد در این مکان بامشاهده چنان حرکتی با لبخند مهربانی جواب میدهد. نه به "آن" جوامع پیشرفته که نمی توانند بیست نفر را در مکانی بدون حضور پلیس و دستورالعملهای خاص نگه دارند، نه به این مکان که هزاران هزار نفر را بدون حتی یک پلیس در کمال آرامش و بدون هیچگونه دلهره و واهمه ای نگهداری می کنند. آیا معجزه ای رخ داده است یا سری است که از عقل و فهم و شعور ما بدور است. آیا نمی شود، با روشهای خاص و دستورالعملهای مختص به این مکانها، این رفتار را به کل جامعه تعمیم داد؟ کجاست آن نظریه پردازان غربی؟ چطور حرکت ماشینی را در کویر رصد می کنند ولی چشم خود را کور و گوش خود را کر و دوربینهای تنظیم شده به حرکات دنیا، این مکانها را نمی بینند تا از آن درس بگیرند. البته آنها به این مهم واقف شده اند، و برای تخریب آنها توسط حرامی های داعش در دستور کار قرار داده اند. همراهی با ائمه(ع) به ظهور شیعه منتهی شد. به پاس عزت و احترام ائمه(ع) نزد ایزد منان، برکات آنها نیز نصیب شیعیان شد. از جمله آن برکات، مکانهای زیارتی آنهاست. چشم تیز بین دشمن به خوبی متوجه یمن و خجستگی این مکانها شده است، که توسط تروریستهای تربیت شده سعی می کنند این مکانها را تخریب نمایند تا شیعیان به گرد آنها نروند. برچسبها: خلیفت الهی- امرالهی- حقیقت زندگی- لیبرالیسم- ائمه(ع) - مهرورزی


:: بازدید از این مطلب : 5146
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 21 مهر 1396

این روزها به خوبی لمس می کنیم که انقلاب بعد از حدود چهل سال از عمر باشکوهش بر استکبار ستیزی اش در شعار و عمل موفق بوده است، آنچه که نظر رهبر کبیر انقلاب خمینی کبیر(ره) بوده در این هدف خوب عمل شده و من با غرور نماز شکر می گزارم. این پیروزی را از رفتار رهبران لیبرال دموکراسی غرب به خوبی می توان فهمید. وقتی عصبانیت شیطان بزرگ را شاهد هستیم، و علت این عصبانیت  در ناکامی های مداومی است که در حوزه های مختلف از جمهوری اسلامی ایران سیلی خورده است. نا امیدی در استراتژی طرح خاور میانه جدید با توجه به تجربه ای که بعد از جنگ جهانی دوم موفق به تجزیه امپرطوری اسلامی شدند.  روی این طرح  چندین سال نظریه پردازان و سیاستمداران آمریکا بر اساس طرح برنارد لوییس یهودی اسلام شناس کارکردند. لوییس در یک سخنرای در سال 1979 به سران اقتصادی و سیاسی استعمارگران غرب اعلام کرده بود برای موفقیت در سلطه گری،باید کشورهای خاورمیانه بر اساس بنیان های زبانی، نژادی و منطقه ای تکه پاره شوند. بر اساس این طرح نقش انگلیس خبیث، راه اندازی و حمایت شورش های قومی اقلیت هایی مانند دروزی ها در لبنان، بلوچ ها، ترک ها و کردها در ایران، علوی ها در سوریه، عیسویان در اتیوپی، فرقه های مذهبی در سودان، قبایل عرب در کشورهای مختلف عربی، کردها در ترکیه و ... بوده است. هدف این طرح تکه تکه کردن خاورمیانه و تبدیل آن به موزائیکی از کشورهای کوچک و ضعیف که همیشه در حال رقابت و کشمکش با یکدیگر باشند. شیطان بزرگ، برای اینکه هزینه کمتری برای این طرح بپردازد، اسلام هراسی شیعی را همراه با بعضی ازکشورهای غربی، تبلیغ وترویج کردند تا بتوانند ترسی در دل کشورهایی که به صورت قبیله ای اداره می شوند بیاندارند. تنها موفقیت آنها همراهی عربستان و چنگ زدن به درآمدهای نفتی بود که از چاه های نفت عربستان بدست می آمد. برای رسیدن به هدف اصلی، با استفاده از شعار همیشگی زورگویان و استعمارگران، "تفرقه بیانداز و حکومت کن" استفاده نمودند. پیچیدن این نسخه پر نیرنگ و شوم به دنبال استفاده از تجربیات تاریخی تفرقه افکنی عقیدتی در جهان اسلام بوده است، که در راس آن چشم انداز، اختلاف بین قومیت ها در کشورهای اسلامی در قالب تجزیه طلبی و استقلال خواهی توسط  مزدوران خود در کشورهای مختلف اسلامی انجام گیرد. این اهداف شوم آمریکایی صهیونیستی با پس زمینه "اشغال عراق"، در بعضی از کشورهای اسلامی، چون عراق، سوریه، لبنان، یمن و ...،را بعد از طی دوره ای آموزشی نظامی(توسط صهیونیست ها) و عقیدتی(توسط وهابیون عربستان) اجرایی نمودند.بعد از طی بازه زمانی، ظهور تولد یک مولود حرامی به نام داعش در قلب چند کشور اسلامی در خاور میانه و آفریقا شد. در قسمتی از اهداف آنها براه انداحتن یک جنگ نیابتی برای مقابله با جمهوری اسلامی اولین مخالف این طرح شیطانی بود. این مولود حرامی  برای رسیدن به مرزهای جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر به خاطر موقعیت مناسبشان فعالیت را آغاز نمودند و باعث خسارات فراوانی چه جانی و چه مالی در کشور های عراق و سوریه شدند. بعد از چند سال از وعده های رویایی که به سران داعش جهت ایجاد دولت اسلامی وهابی صهیونیستی دادند، فهمیدند رویای آنها حبابی بیش نبود، و این خواب تسلط بر خاور میانه به دل رهبران کاخ سفید ماند. حالا که به لطف خداوند و فرماندهی رهبر فرزانه و شجاعت و دلیری مدافعان حرم، پوزه شیطان در اجرای این طرح به خاک مالیده شده است آیا نباید ترامپ عصبانی باشد، هرچه او عصبانی تر باشد مطمئنا شدت سیلی که از ایران اسلامی خورده است اثرگذار بوده است. این فکر درستی است، شیطان از دست کسانی عصبانی می شود که مخالف میل او عمل کنند. ترامپ و تمام حامیانش بدانند، که مردم ایران وفتی عصبانیت آنها رامی بینند خوشحال و خوشحالتر می شوند، زیرا به حقانیت عملکرد خودشان شک نمی کنند. پیام تمام مردم ایران به شیطان بزرگ همان بیان شهید بزرگوار دکتربهشتی است، که فرمود: به آمریکا بگویید، ازدست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر. 

قل موتوا بغبضکم... بگو با همین خشم (و کینه ای که در دل دارید بمیرید). (سوره آل عمران، آیه 119)


:: بازدید از این مطلب : 570
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 مهر 1396

مهر با پرچم علم و دانش و محرم با پرچم، ایثار و شهادت و هشت سال دفاع مقدس با پرچم، مقاومت و رشادت

چه مهمانی و میزبانی مبارکی، وقتی مهر، ماه علم و دانش، میزبان محرم، ماه عشق و ایثار و شهادت و بصیرت باشد.

و هشت سال دفاع مقدس، نهال و مولود مبارک، این دو منبع رشد کرامت ، عزت انسان و آدمیت

مهر ومحرم و دفاع مقدس، هر سه میعادگاه مهرورزی،مدارس عشق و ایثار و شهادت،  مظهر بالندگی، تلاش و کوشش برای رشد وبصیرت، قدم برداشتن برای رسیدن به قله های رفیع علم ، دانش و معرفت در پی اهدافی  والا به سوی کمال انسانها.

محرم زیباترین نوع زندگی را به ما می آموزد، امروزه اکثر ماها درحاشیه های زندگی، عمر را  تلف می کنیم ، محرم اصل اساسی زندگی است. درمحرم جز زیبایی، هیج چیز نمی بینیم.

وقتی باید از گهواره تاگور پی علم و دانش باشیم،باید همه ماه ها محرم و همه سرزمین ها کربلا و همه روز ها عاشورا باشد. تا رازهای نهفته در کربلا و فرات را از نوک قلم هایمان به کنج دلمان رسوخ نماید، تا مثال آنهایی باشیم که نام حسین (ع) را بر پیشانی بستند تا سندی باشد بر این عهدی که معلم هایشان در مدارس عشق،  به آنها یاد داده بودند.عجب پدیده مبارکی، محرم مهمان مهر باشد، چقدر یادگیریمان آسان می شود،چه منطقی بالاتر از ابوالفضل علمدار(ع)در لابلای کتاب ها می یابیم که در دشت سوزان کربلا، داغ خنک کردن گلویش را به خاطر عهدی که بسته بود، بردل آب فرات بگذارد.  و فصاحت و بلاغت کلام زینب (س) در کاخ یزیدیان وایثار و عشق ورزی شهیدان هشت سال دفاع مقدس که تمام دلنوشته های عارفان و عابدان و اندیشمندان را به تعظیم واداشته است.

در سفره تعلیم و تربیت امسال مهر، رایحه ایثار و شهادت و جانبازی به مشام سفره دارانی چون جوانان و نوجوانان ایران اسلامی می رسد.


:: بازدید از این مطلب : 566
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 12 مهر 1396

خیلی از ما انسانها در زندگی روزمره از اصل زندگی قافل می شویم و زندگی مان حول محور حاشیه های زندگی می چرخد. خیلی هم به خود می بالیم که داریم زندگی کنیم! در حالیکه از ریل اصلی زندگی خارج شده ایم، فکر می کنیم داریم زندگی می کنیم. بعضی از ما ها آنقدر با حاشیه های زندگی آمیخته می شویم که مجال بررسی و ارزیابی از زندگی را فراموش می کنیم. بعضی از حاشیه های زندگی نیازهای ما را فراهم می کنند و به مقداری که زندگی را تامین می کنند لازم است، ولی ما چنان وابسته به آنها می شویم که اصل را فدای فرع می کنیم ،تعداد آنها در زندگی به مقدار دلبستگی هایمان بستگی دارد. به لطف پیشرفت تکنولوژی ماشاالله آنقدر دلبستگی ها زیاد شده اندکه نپرس.  به جرئت می توان باور کنیم که بیشتر ماه ها زندگی نمی کنیم. حاشیه های امنی پیدا کرده ایم و روزگار را به صورت روزمرگی می گزرانیم، نمی دانیم شاید از متن اصلی زندگی می ترسیم یا شاید هنوز بعد از عمری، متن اصلی را نخوانده گم کرده ایم. جوهره زندگی یا همان متن اصلی دائم در تلاطم است، عاقلان سعی می کنند تا پایشان به حاشیه ها گیر نکنند، انسانهای پخته در متن زندگی می کنند نه در حاشیه، ناآرامی یکی از ویژگی های آنهاست. همانطوریکه دریای آرام نمی تواند دریانورد خوب تربیت نماید، سگ دو های الکی نیز نمی تواند انسان پخته بسازد. رضایت و آرامش از دیگر ویژگی آنهاست، ترس در وجود آنها نیست، تحولگرا هستند و زندگی را با عینک شفاف واز دریچه ای باز نگاه می کنند.

بعضی از ماها گرفتار پول هستیم، پولی که می تواند در بخشی از نیازهای زندگی یار و یاورمان باشد، بلای جانمان می شود و تا هنگامه خداحافظی از دنیا ما را رها نمی کند. گرفتار در زرق و برق دنیا، گرفتاری در عادت ها،... همه و همه حاشیه هایی هستند که می تواند کل زندگی ما را تحت شعاع قرار دهند و ما را از اصل زندگی دور نگه دارند. ابزارهایی که جای هدف را گرفته اند، و مانیز ناشیانه و نه هوشمندانه در پی آن روزگار را سپری می کنیم.  


:: بازدید از این مطلب : 737
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران