منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 6
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 192
:: باردید دیروز : 109
:: بازدید هفته : 695
:: بازدید ماه : 1419
:: بازدید سال : 3275
:: بازدید کلی : 3275
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 06 تیر 1395

شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان بود. در پایان اخبار تلویزیون، بیانات رهبر معظم انقلاب را در حضور خانواده معظم شهدا هفتم تیر و شهدا دفاع حرم پخش نمود. در این تجمع بر خلاف بعضی تجمعات دیگر از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار بود. سادگی و بی آلایشی مهمانان رهبر بیشتر به چشم می خورد. در چهره های آنان نمادی از مومنین راستین موج می زد، که می توان صبر، استقامت،شجاعت، پاکی، معرفت،معصومیت را در چهره های معصوم آنها دید. بی ادعایی، شکیبایی،از صفات بارز آن عزیزان می باشد. در پس آن چهره های معصوم و بی ادعا پیامهای آنها را می توان مشاهده کرد. پیامهایی که ادامه وصیت کلیه شهدای انقلاب اسلامی است. دفاع از اسلام و پشتیبانی ولایت فقیه. به گمانم هر مسئول مملکتی با مشاهده آن صحنه بی آلایش در صورت داشتن حس مسئولیت سازمانی و اجتماعی در برابر آنها خشوع و خضوع می کرد. سئوالی در ذهن مدیران عالی رسوخ می کرد که آیا سزاوار است در برابر این مردم شاهد انواع و اقسام مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی باشیم که آبروی نظام را زیر سئول ببرد. آیا سزاوار است در برابر این مردم که عزیزترین کسان خود را به انقلاب و اسلام تقدیم کرده اند، بعضی از مسئولین به جای اینکه به فکر درد مردم باشند به فکر تفکر گروهی و حزبی و یا خانوادگی خود باشند، و وظیفه اصلی خود را فراموش کنند، شاهد: آمار ناهنجاریهای اجتماعی،آمار بیکاری، آمار اختلاس،آمار قاچاق ارز،آمار سوء استفاده های مدیریتی و . . . در جامعه می باشد. خدایا حق آنها را بر همه ما ببخش. آمین


:: بازدید از این مطلب : 2425
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 31 خرداد 1395

 

اسلام دینی است میانه رو و با اعتدال و در بیشتر موارد برای رسیدن به هدف مطلوب، تساهل و تسامح را جلوی راه مسلمانان و مدیران اسلامی قرارداده است تا ضمن مدارا،  مساعدت و رضایت خود را به طرف مقابل نشان دهند. تساهل و تسامح به مسلمانان و مدیران این امکان را می دهد که در بعضی موارد که به اصل موضوع ضرری  وارد نشود، نرمش به خرج داده و در عین رعایت اصول و حفظ اصل  از خود رفعت نشان داده تا به طرف مقابل دلگرمی بدهد، ضمن گذشت از وضع ایجاد شده، ترغیب به وضع مطلوب نماید. تسامح به معنای نوعی گذشت و كنار آمدن همراه با بخشش و بزرگواری است.(1)

با این پیش فرض اشاره ای به بعضی مسائل و مشکلات اقتصادی جامعه نظر می کنیم، که بی تفاوتی به آنها، نه در شان جمهوری اسلامی است،  و هم از چند جهت به انقلاب اسلامی و مردم شهید پرور، ضرر جبران ناپذیری وارد می سازد. اگر به کلام آقا در نوروز امسال در حرم رضوی توجه کنیم پی به مسائل و مشکلاتی می بریم که آقا در شعار امسال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل به خوبی به آنها توجه و اشاره داشته است. رهبر معظم انقلاب شعار سال 95 را  که، "یک تحلیل و یک نگاه به مجموعه‌ی مسائل کشور است"(2) انتخاب نموده است. با مطالعه به بیانات آقا پی می بریم که دقدقه رهبر فرزانه در سال 95 مانند سالهای گذشته، بیشتر روی اقتصاد مقاومتی می چرخد.

اگر یک مثال ساده از اقتصاد مقاومتی داشته باشیم، اقتصاد مقاومتی  به مثابه ظرفی سالم و پاکیزه است بدون زنگار، این ظرف  دارای محتویاتی روشن و شفاف که هیج نوع ناپاکی را نمی پذیرد. برای رسیدن به چنین اقتصادی آقا می فرمایند: "هر سه قوّه باید با یکدیگر همکاری کنند تا کار پیش برود؛ و مردم هم باید کمک کنند به اینها؛ این کمک لازم است و جدّیت مسئولین بخصوص قوّه‌ی مجریه هم لازم است."(3)

اقتصاد مقاومتی را باید از دریچه یک اقتصاد اسلامی متکی بر ارزشها، معیارها و شاخص ها بر پایه معنویت دید. در این دیدگاه هیج دریچه فکری غیر از تکنولوژی به سوی غرب سکولار باز نخواهد شد.  دیدگاه های مختلف به اقتصاد در مدیران اقتصادی دولت باعث گردیده است، که شاهد غفلت از روزی حلال در لایه های مدیریت و مسئولین باشیم!، شاهد، اخبار و گزارشاتی است که پشت سر هم در رسانه ها و شبکه های اجتماعی دیده می شود، که دل هر مسلمانی را به درد می آورد. نظارت ناقص، وابستگی به قدرت، سوء استفاده مدیریتی، نفوذ آقازادگان و یقه سفیدها بدون مانع به اقتصاد کشور باعث گردیده است که متاسفانه قبح رشوه، دور زدن قانون، سوء استفاده از مقام و قدرت، حرام خواری، اختلاس، پول شویی، فرصت طلبی،سوء استفاده مدیریتی و رانت خواری در جامعه اسلامی  کمرنگ  شوند و به یک امر عادی در آید. این صفت های ناپسند و زشت همگی باعث ایجاد آخوری عمیق می شود که هیچوقت از پولهای کثیف پر نخواهد شد و غاسب از حرام خواری سیر نمی گردد. نتیجه آن در جامعه یکی رنج یکی گنج است که شاهد هزاران کارگر بیکار، و میلیاردها  تومان را چند نفر به جیب می زنند. اقتصادی که خود این همه زخم  دارد چطور می تواند نسخه ای به پیچد تا چرخه تولید بچرخد و هزاران کارگر بیکار نباشد و مردم شهید پرور آثارش را در سفره های خود ببینند. متاسفانه تا کنون، در سخنرانی ها،  پشت تریبونها، فقط شاهد شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی،  بوده ایم. رهبر فرزانه در مقدمه فرمان هشت ماده ای که در دهم اردیبهشت هزارو سیصد و هشتاد به سران سه قوه صادر نمودند، می فرمایند: "امروز كشور ما تشنه ي فعاليت اقتصادي سالم و ايجاد اشتغال براي جوانان و سرمايه گذاري مطمئن است." (4) اگر واقعا به اقتصاد مقاومتی ایمان دارید و مطیع ولایت فقیه هستید، باید آستین ها را بالا زد..

 برای شتاخت بیشتر ظرف و محتویات  اقتصاد مقاومتی به طور خلاصه به چند نکته  مهم اشاره می کنیم.

1 – ابتدا باید به اصل دیگ اقتصاد مقاومتی توجه شود. تا از اقتصاد مقاومتی تعریف خوبی نداشته باشیم نمی توانیم  شناخت خوبی از آن داشته باشیم.

2 - دیگ اقتصاد مقاومتی همانظور که اشاره شد باید سالم باشد یعنی تمام زنگارها از اقتصاد پاک شود. تمام سوراخ های اقتصاد گرفته شود. با رانت خواری ها، مفاسد اقتصادی مبارزه انقلابی شود. در این بند وظیفه کارگزاران مبارزه با مفاسد اقتصادی از همه مهمتر است.

3 – در حین انجام این کار باید به محتویات دیگ پرداخت که شامل قوانین و دستورالعملهای اجرایی است. قوانین شفاف، بدون دست و پاگیر، سهل و آسان و به راحتی قابل نظارت باشد. شکاف ها را از بین برد،  در این بند وظیفه قانونگزاران از همه مهمتر است.

4 – ساختاراقتصاد مقاومتی بر پایه ما می توانیم، الگوی فرهنگی اسلامی،  بومی، درون زا و انقلابی پی ریزی شود. در این بند وظیفه قوه مجریه از همه مهمتر است.        

5 – حمایتها، نظارت ها، بین بنگاه های ملتی و دولتی در اجرای قوانین به صورت یکسان نوشته، پیاده و اجرا شود. در این بند وظیفه سه قوه خیلی مهم است.

6 – کلیه شاه راه ها و راه ها یی که با اقتصاد مقاومتی برخورد دارند دارای تابلوهای روشن و شفاف باشد تا هر کس نتواند به هر شکلی که می تواند براند. در این بند وظیفه قوه قضاییه از همه مهمتر است.

7 –  وظیفه محتویات اقتصاد مقاومتی، خون دهی به تمام سیستم  اقتصاد کشور است. به سالم سازی محیط اطراف اقتصاد مقاومتی توجه ویژه شود.

8 – سلامت و امنیت اقتصاد مقاومتی فقط به اجرای درست قوانین بدون تبعیض و انتخاب و انتصاب مدیران اصلح  با ویژگی های اسلامی انقلابی تامین خواهد شد.

9 - قدرت انحصاری شکسته شود، به منزلت انقلاب اسلامی توجه شود، نه به رابطه های فامیلی و قدرتی.

10 – مهمترین نکته ای که باید در اجرای اقتصاد مقاومتی مد نظر قرار گیرد، در رابطه با مدیران است، همانطوریکه در انتصاب و انتخاب مدیران توجه شود، با سوء مدیریتی آنها برخورد قاطع شود اصلی که مدیران از آن مبرا هستند.

در پایان، بی تفاوتی به فرمان هشت ماده ای، بی توجهی به اجرای اقتصاد مقاومتی، فراموشی بیانات اولین روز سال نود و پنج در حرم رضوی، و. . . رهبر معظم انقلاب، خیانت به خون شهدا، و مردم شهید پرور و همراهی با کسانی هستند که شبانه روز برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی نقشه می کشند.

منابع:

1 - (فیروزآبادی، القاموس المحیط،)

2 – بیانات رهبرفرزانه در حرم رضوی نوروز 95

3 - بیانات رهبرفرزانه در حرم رضوی نوروز 95

4 – فرمان هشت ماده ای حضرت آقا به سران سه قوه دهم اردیبهشت هزارو سیصد و هشتاد


:: بازدید از این مطلب : 3362
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 07 دی 1394

 

 

سازمانی که داعی حقوق بشر را دارد، این ننگ را چطور می پوشاند. ننگی که قوانین این نهاد بین المللی را زیر سئوال برد. یعد از چندین سال و چندین ماه که مردم سوریه در چنگال تروریستها اسیر شده بودند، نشانی و خبری از این نهاد بین المللی نبود. ولی همینکه مشاهده به دام افتادن حدود سیصد تن تروریست با نشانهای مختلف بودند، وارد عمل می شود و خود را به آب آتش می زند تا آنها را از چنگال نیروهای سوریه آزاد نماید و به کشوری ببرند که سرانش با وقاحت تمام در برابر مردم دنیا ادعا می کنند، با تروریستها رابطه ای ندارد.

چند ماه از این حرکت وقیحانه سازمان ملل نگذشته بود، که زبونی و زشتی این سازمان در برابر دلارهای نفتی عربستان به کل جهان مخابره شد. شاید جت های جنگنده ای که بر سر زنان و کودکان بمب و راکت های ساخت اسرائیل و آمریکا را می ریزند هنوز شناسایی نشده اند، تعجب از اینجاست که دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد محاصره حدود سیصد تروریست را در سوریه می بیند ولی هزاران زن و کودک یمنی را که توسط جنگنده های عربستان که کورکورانه بمب های خود را برسر زنان و کودکان یمنی می ریزند نمی بیند. وقتی تفکر لیبرالیستی بر مدیران عالی سازمان ملل سابه افکنده است، بیش از این نباید انتظار داشت، زیرا وقتی پای سود و لذت در میان باشد، نه شکمهای چسبیده کودکان آفریقایی دیده می شود و نه کودکان غزه که در دامان مادران و پدران گلوله می خورند و نه کودکان یمنی که در خواب ناز به زیر آوار مدفون می شوند. نتیجه ای از این یک بام و دو هوا دیدبانان حقوق بشر گرفته می شود، که دوربینهای آنها توان دیدن کاروان عروسی که توسط بهپادهای آمریکایی در پاکستان به بهانه مبارزه با تروریسم به خاک و خون کشیده می شوند، و یا کشتن کودکان عراقی توسط تک تیر اندازهای آمریکایی و یا بمباران خوشه ای رژیم اشغالگر قدس روی مردم غزه، و کشتار فجیه مردم عراق، سوریه، توسط تروریستهای مورد حمایت آمریکا و عربستان و رژیم اشغاگر قدس را ندارند. ولی به خوبی محاصره تروریستها را در چنگال ارتش سوریه می بینند. سکوت تایید آمیز سازمان ملل متحد همراه چراغ سبز جناح غربی آن، در برابر این همه جنایت و خونریزی، باعث گردیده است، که مردم مظلوم جهان از حمایتهای این سازمان ناامید شوند. تفکر حاکم بر استعمارگران و نهادهای  دروغین حقوق بشر که حق وتوی کشورهای عربی سایه شوم خود را برمقر سازمان ملل متحد گسترانیده است.جهالت مدرن، و اپیدمی سود و لذت، فرد را در قالب آزادی مفرط  به سوی عروس هزار چهره دنیا می کشاند. این شهد لیبرالیسم باعث گردیده است همه مردم دنیا از دید آنها بشر نباشند. بشری که حقوق بشر سازمان ملل متحد از آن نام می برد، افرادی هستند که در جاده سیقلی پر زرق و برق لیبرالیسم دموکراسی حرکت می کنند. در دیگی که غرب متمدن برای بشر بار گذاشته است، به مردم مسلمان دنیا و مظلومین جهان نسیبی نخواهد رسید. برای برون رفت از این همه جهالت محض مدرنیسم زر و زور و تزویر، مسلمانان و دیگر مظلومین جهان با تمسک به رهنمودهای وحیانی و با اتحاد خود همه به ریسمان الهی باید چنگ بزنند. "واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا". و همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشوید.(سوره آل عمران آیه 103). این وعده الهی است که مستضعفین بر مستکبرین پیروز خواهند شد.

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 3379
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 03 دی 1394

از زمان تشکیل خانواده و سپس جامعه انسانهایی ظهور نموده اند که قصد داشتند با خلق افکار نو و با روشهای مختلف، فکر و دل  انسانهای دیگر را تصاحب کنند. ازبین آنها کسانی که در حرفهای خود صادق و دلسوز مردم بودند، می توان پیامبران و اولیاء خداوند را نام برد. سعی خط وحی این بود که به مردم یاد بدهند که چطور زندگی کنند که در زندگی از راه درست به خوبی لذت ببرند. گروهی دیگر برای حفظ خود و منطقه تحت نفوذش وبا کمک روشنفکران وابسته، مردم را به دور خود جمع می کردند وبه کشور گشایی و سلطه گری می پرداختند و عده زیادی از همین مردم که به ملیونها نفر می رسد، بدون هیج گناهی در جنگهای آنان کشته شده و می شوند. گروهی دیگر بودند که برای رهایی از جور ظالمان مردم را به دور خود جمع می کردند تا با صاحب ظلم ستیز کنند. عده ای دیگر بودند که از راه صوفی گری و رهبانی سعی داشتند دلهای مردم را تصاحب نمایند.

                                            *       *        *

بعد از فروپاشی شوروی توهمی به بعضی از اندیشمندان غربی امثال فرانسیس فوکویاما، دست داد، که لیبرالیسم دموکراسی غربی به سردمداری آمریکا نه تنها تفکر و ایدئولوژی غالب در دنیاست بلکه بشر بهتر از این ایدئولوژی نخواهد دید، فوکویاما می‌گوید:" ما که در تاریخ بودیم الان به پایان تاریخ رسیدیم، حال کشورهای جهان‌سوم وارد تاریخ شده‌اند و آنها هم باید به پایان تاریخ برسند." و نظریه خود را به نام پایان تاریخ ارائه داد تا دنیا بداند تنها ایدئولوژی برتر(البته اگر لیبرالی دموکراسی را ایدئولوژی بدانیم) لیبرالیسم دموکراسی است و مهد آن نیز آمریکاست. برای حفظ این عروس هزار چهره بزک کرده، تئوریسین خبره کار کاخ سفید به نام ساموئل هانتینگتون در سال 1993نظریه برخورد تمدنها و باز سازی نظم نوین جهانی را به گردانندگان کاخ سفید ارائه داد با ارائه این تز، دشمنانی برای آن ایدئولوژی برتر به نام فرهنگ و تمدن  تراشید.  از میان فرهنگ و تمدنهای دنیا به چندتای آنها اشاره می کند مانند: تمدن غربی، تمدن کنفسیوس، تمدن ژاپنی، تمدن اسلامی، تمدن هندو، تمدن اسلاو، تمدن ارتدوکس، تمدن آمریکای لاتین، و...که خطرناکتر از همه برای لیبرالیسم دموکراسی، تمدن  اسلام را معرفی می کند.

نظریه این استراتژیست سیاسی آمریکایی  ترسی در وجود سردمداران لیبرالیسم دموکراسی انداخت. چند سال روی آن کار کردند و برایش استراتژی نوشتند، مجریان این استراتژیک، صهیونیستهای آمریکایی، رژیم اشغالگرقدس،آل سعود بودند. با شناختی که از جنگهای صلیبی داشتند، و با توجه به نتیجه جنگهایی که آمریکا مستقیما در پنجاه سال گذشته داشت  که با دهها سال جنگ و خونریزی دست آوردی نصیبشان نکرده بود. با "شیوه و دکترین" جدید، که مستقیما وارد جنگ نشود. با شناختی که از تفکر وهابیت داشتند، آنرا بهترین گزینه برای رویارویی اسلام اصیل و سرکوب بیداری مردم مسلمان کشور ها انتخاب کردند. هم مانع پیشروی  مردم مسلمان زیر یوق آنها شوند و هم با بزرگ کردن وهابیت و معرفی اسلام وهابیت به دنیا، اسلام هراسی اصیل را در دنیا راه بیاندازند.مرحله دوم این استراتژی، پرورش نیرو برای برخورد با اسلام اصیل بود. مثلث شوم مرحله سوم استراتژی را ریالهای عربستان تعیین می کرد. از فقر و عدم بصیرت مردم مسلمان کشورهای اسلامی در آفریقا، آسیا، خاورمیانه،  با ریال عربستان شروع به جذب دانش آموز و تشکیل کلاسهای دروس وهابیت نمودند. سالها گذشت، نوجوان ده تا دوازده ساله ایکه حدود ده و اندی سال پیش درهمان کلاسها وهابی آموزش دیده بودند به سن حدود بیست و پنج سال رسیده اند و با مغزی کاملا شستشو شده برای سر بریدن دیگر مسلمین مخصوصا مسلمان شیعه آماده و مهیا شده بودند.در دوره اصلاحات نیز می خواستند در ایران نیز چنان کلاسهایی را تشکیل بدهند و کم و بیش نیز موفق شدند. تربیت انسانهای قصی القلب بدون احساس که حاضر است برای رفتن به بهشت چندین انسان بی گناه را ذبح کنند و با قاشق و چنگالی که در جیب اورکتش می گذارند با انفجار خود در میان مردم بی گناه، نهار یا شام را با پیامبر (ص)بخورد.

مرحله چهارم استراتژی، پیدا کردن منطقه درگیری بود. دژهای محکم ایران اجازه هیچ حرکتی را به آنها نمی داد. بعد از ایران کدام کشور در خط مقدم جبهه مقاومت حضور فعال داشته است، کشور سوریه بود. از اوضاع عراق اشغال شده استفاده نمودند. بین مرز سوریه، رژیم اشغالگر قدس و عراق مخفیانه شروع به فعالیت نمودند. رژیم اشغالگر قدس آنها را مسلح نمود و افسران بعثی آنها را آموزش دادند.

مرحله پنجم برنامه استراتژی، اشغال عراق و سوریه بود، اشغال عراق برای رسیدن به مرزهای ایران و اشغال سوریه بخاطر کشور خط مقدم جبهه مقاومت و تنبیه آن بود که به دیگر کشورها بفهمانند سرنوشت حاکمانی که با آمریکا نیستند این خواهد بود. آمریکا هم به خیال واهی خود که داعش (همان وهابیون تربیت شده) عراق را اشغال می کند و به راحتی به مرزهای ایران یعنی چشم انداز استراتژیک مثلث شوم، می رسند، عراق را ترک کردند و تحویل داعش دادند تا به موقع کشور مسلمان عراق را تجزیه نمایند و ایران را به زحمت بیاندازد.

شق دیگر این استراتژیک، سرکوب انقلابهای بهار عربی(بیداری اسلامی) بود، که یکی پس از دیگری بوقوع می پیوست.

امپراتوری های زر و زور و تزویر، تا کنون به چند هدف خود رسیده اند، جهت جبهه مقاومت را از سمت رژیم اشغالگر قدس کم رنگ نمودند، سوریه و عراق را تخریب نمودند. به رژیم اشغالگر قدس فرصت دادند تا با خیال آسوده منازل فلسطینیان را جهت شهرک سازی تخریب نمایند و آنها آواره نمایند.

و خوبی هم داشت. چهره کریه آل سعود را که در زیر چتر خادم الحرمین پنهان کرده بودند بر ملا نمود. حاکمان سعودی فبل از این اتحادشوم، شعار می دادند که طرفدار فلسطینیان هستند. اکنون بی مهابا حاکمان خادم الحرمین دیگر نتوانستند در بین مسلمین جهان پنهان کاری نمایند، صراحتا روابط خود را با رژیم اشغالگر قدش اعلام می کنند.

 

 

ادامه دارد


:: بازدید از این مطلب : 2767
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 24 آذر 1394

                                جملات گهر بار از افتخار بشریت

                                             حضرت علی (ع)

                           دو چیز را هیچ وقت فراموش مکن:

                               1- خدا را         2- مرگ را

      دو چیز را همیشه فراموش کن

                  1- به کسی خوبی کردی       2- کسی که به تو بدی کرد

                           در مجلسی وارد شدی زبان نگهدار

                          در سفره ای حاظر شدی شکم نگهدار

                           در خانه ای وارد شدی چشم نگه دار

                             در نماز ایستادی دل نگه دار

 دنیا دو روز است

                    یکروز با توست          یک روز علیه توست

                        روزی که با توست، مغرور مباش

                      روزی که علیه توست، صبور باش

                           هر دو پایان پذیر است

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2745
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 12 آذر 1394

 

وقتی در میان انبوه انسانها سینه به سینه گذر می کنی ویا در بازاری می گذری که کالاو نیاز باعث مراوده ها شده اند. اگر به شکل خریدار به کالاهای چیده شده در قفس نگاه کنی و گوش به فروشنده ها و خریدارانی بسپاری که در بازار و یا اتاقهای شکیل در حال چانه زنی هستند. خریدار مشکوک به قیمت  و فروشنده با قسم ویا زیر و رو کردن فاکتورها سعی می کند شک خریدار را خنثی کند. اگر پلک چشمهانت با نبض قلبت باز و بسته شود، انعکاسهای مراوده ها را طوری لمس و حس می کنی که در حالت معمولی قادر به چنان دیدی نخواهی شد. بعضی ها را می بینی که با مشتری به خوبی کنار می آیند و هر دو راضی، هم حبیب خدا و هم بنده خدا، زیرا در مراوده های آنها فقط سود و منفعت قیاس نبود، بلکه عدل و انصاف چون هاله ای دور سود و منفعت  کشیده شده بود. شاید همین معیار باعث شده بودکه دلهای طرفین را به هم گره بزند. وقتی معیار نگاه ها فقط سود و منفعت نباشد آنوقت است که عقل و دل و چشم دوستند و مشترکا تصمیم می گیرند. در این نگاه ها در تصمیم گیریها، صداقت و انصاف حاکم است. مطمئن باش وفتی نور چشمانت به دریچه های دل پاک بتابد ارزشها و معیارها عوض می شود ودر نهایت برای تو آرامشی را به همراه می آورد که در زیبا ترین تفرجگاه های جهان که بعضی از این معامله گران! پیراهن سپیدها، یقه سپیدها و جامه بلندها که سالی چند بار دخلها را خالی می کنند و به جزایر و کنار دریاهای آنچنانی می روند تا به یک آرامش مصنوعی برسند، مطمعا باش آرامشی که تو بدست آورده ای نخواهند رسید.

بیایید باطری دلمان را به نور چشممان وصل کنیم تا همیشه لنز چشممان جز زیبایی نبیند. اینشاالله  


:: بازدید از این مطلب : 2851
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 13 مهر 1394
افراد در روابط ومراوده های خود با اشخاص و اقشار مختلف جامعه، همانطوری که سعی می کنند آبرو برای خود حفظ کنند باید مواظب شان و منزلت و حیثیت سازمان و گروهی که خود را متعلق به آن می دانند، نیز باشند، نمی توانند تمایلات و ذهنیات خود را در مراوده های اجتماعی بدون در نظر گرفتن موقعیت خود بکار ببندند. باید بدانند در جامعه به خانواده، فامیل، شهر، سازمان ، کشور خود وابسته هستند. با در نظر گرفتن آن وابستگی ها باید صحبت کنند، انتقاد کنند، تصمیم بگیرند و نسخه به پیچند. مخصوصا وقتی نماینده یک شهرچهارصد پانصد هزارنفری باشد که در این صورت باید در رفتار و مراوده های خود مراقبت بیشتری به عمل آورد. فردی که جنس خود را از مردم می داند مانند یک بسیجی و یا یک نماینده که خود را بسیجی می داند، به خوبی باید آگاه باشند که مجاز نیست زمانی که عصبانی هست، مانند فرهنگ گذشته خود با دیگران لحن صحبت داشته باشد و موقعیت خود را فراموش کند. باید به گوش جان ، دل بسپارد و عمل کند به تعاریف و مفاهیم بسیجی که توسط امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری که بیان فرموده اند. توجه کنید: حضرت امام(ره) در شرح ویژگی‌های بسیجیان می‌فرماید: "بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده‏اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‏خورم و از خدا می‏خواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‏ام‏." (٢/٩/٦٧) حضرت روح الله(ره) در وصف بسیجیانش چنین می‌سراید: "بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی‏نشانی گرفته‏اند." (٢/٩/٦٧) به فرموده رهبر فرزانه: "معنای بسیج، توأم کردن ایمان و عمل است؛ عمل مجاهدانه، نه صرفاً عمل شخصی. از نظر اسلام، ایمان مجرد از عمل، یک حداقل است. ایمان کامل و ایمان حقیقی آن ایمانی است که با جهاد در میدان عمل همراه باشد. "و الّذین امنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبیل اللَّه و الّذین آووا و نصروا اولئک هم المؤمنون حقّا"؛ (انفال: ٧٤) مؤمن حقیقی آن کسی است که ایمان را با جهاد و هجرت و نصرت همراه می‌کند. تشخص بسیجی به این است. این فکر غلط و انحرافی که ما ایمان را منهای عمل و منهای جهاد، برای تقرب الی اللَّه کافی بدانیم، این آیه و آیات زیادی آن را رد می‌کنند. بسیج، قائم به همین است که ایمان همراه با عمل، آن هم عمل مجاهدانه باشد." (٢/٨/٨٩) "آری، بسیج مدرسه‏ی عشق است، و در همه‏ی میدان‌های دشوار، فقط حضور عاشقانه و مخلصانه است که می‏تواند پرچم حق و عدل و راستی و ایمان را به اهتزاز درآورد و جنود شیطان را منهزم سازد." (١٤/٧/٧٧) می‌فرمایند: "بسیج سیاسى است، اما سیاست‌زده نیست، سیاسى‌کار نیست، جناحى نیست؛ بسیج مجاهد است، اما بى‌انضباط نیست، افراطى نیست؛ بسیج عمیقاً متدین و متعبد است، اما متحجر نیست، خرافى نیست؛ بسیج بابصیرت است، اما از خود راضى نیست؛ بسیج اهل جذب است - گفته‌ایم جذب حداکثرى - اما اهل تسامح در اصول نیست؛ بسیج غیور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسیج طرفدار علم است، اما علم‌زده نیست؛ بسیج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما ریاکار نیست؛ بسیج در کار آبادکردن دنیاست، اما خود اهل دنیا نیست. این شد یک فرهنگ. فرهنگ بسیجى یعنى آن مجموعه‌ى معرفت‌ها و روش‌ها و منش‌هایى که می‌تواند مجموعه‌هاى عظیمى را در ملت به وجود بیاورد که تضمین‌کننده‌ى حرکت مستقیم و پایدار اسلامى آن ملت باشند. این یک تفکر است؛ در ذهن هم نیست، در خارج و در عینیت وجود دارد."(٦/٩/١٣٩٠) "بسیجی یک فرهنگ است و اگر بخواهیم این فرهنگ را در یک جمله تعریف کنیم، باید بگوییم پیشرو بودن در همه‌ی عرصه‌های اساسی زندگی" (٥/٣/٨٤ فرموده رهبری: "بسیجی عدالت‌طلب است. عدالت‌طلبی فقط این نیست که انسان شعار عدالت‌طلبی بدهد؛ نه، باید این را واقعاً بخواهد. عدالت‌طلبی به این نیست که انسان رودرروی کسی بایستد و بگوید تو عدالت‌طلب نیستی؛ نه، این، ساز و کار دارد. باید جامعه به نقطه‌یی برسد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه در آن طراحی شود و دستگاه اجرایی طوری باشد که سیاست‌های عدالت‌طلبانه فرصت عملیاتی شدن و اجرایی شدن پیدا کند." (٥/٣/٨٤) رهبر انقلاب اسلامی "بسیج نه به پول وابسته است، نه به عنوان و جاه و جلال وابسته است، نه به دستور از بالا وابسته است. معیار بسیج، بصیرت است و ایمان. ایمان از دل او می‏جوشد، او را به کار وادار می‏کند؛ بصیرت هم به او تفهیم می‏کند که چگونه حرکت کند، معیارها را چگونه تشخیص بدهد، راه را چگونه طی کند. این معنای بسیجی است." (٤/٩/٨٨) با این توصیف و تعاریف هر کس در هر پست و یا مقامی باشد اگر خود را بسیجی بداند، باید تابع آن الگوهایی باشد که در منزلت بسیج بیان فرموده اند وگرنه جفا به بسیج نموده است، اگرانتقاد دارد،اگر کمر بسته بسیجی واربه ملت و مملکت خود خدمت کند، پشت هرتریبونی می تواند داد بزند و انتقاد کند، و از حقوق مردم دفاع کند، ولی در کنار آن اصول اخلاق ومعرفت بسیجی را نیز رعایت نماید. وگرنه بر خلاف حرکت یک بسیجی پارو می زند و فرصت به کسانی می دهد که تفکر بسیجی را زیرسئوال می برند،. یک حرکت اینچنینی در مجلس با وزیر امور خارجه آقای ظریف نشان از بی درایتی و عدم اصول خلاقی یک نماینده بسیجی است. قصد من این نیست که از آقای ظریف دفاع نمایم یا این حرکت او را تایید نمایم. بخوبی می دانم آمریکا دشمن خونی ماست وطی سالهای متمادی چه جنایاتی به مردم قهرمان ایران نموده است. بگذریم خلوص یک بسیجی به ادب و اخلاق اسلامی و معرفت اووابسته است، امام(ره) وقتی در سخنرانیهایش آمریکا را مخاطب قرار می داد می فرمود: آقای کارتر. باشد که در تمام رفتارهایمان کمال ادب و احترام را رعایت نماییم وهمیشه رهنمودهای ائمه(ع) و امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری را نصب العین خود قرار دهیم اینشاالله

:: بازدید از این مطلب : 3109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 10 مرداد 1394

 خلقت انسان روی کره خاکی بیهوده نبوده است. اصولادر قانون خلقت، هیچ چیز بیهوده خلق نشده است. انسان به عنوان اشرف مخلوقات و خلیفت الله، با در دست داشتن کتاب قانون الهی ماموریت پیدا کرد که به عنوان نماینده خداوند، صفات حق تعالی را روی زمین به پا دارند. هدف، هدایت انسانها برای ساخت شهری به نام مدینه فاضله است، شهری که همه چیز درآن زیباست که تمام انسانها در کمال آرامش در آن به صلح و صفا زندگی کنند. صفات عالیه انسانی بر روی رفتارها و کلیه مراوده های اجتماعی مردم آن شهر احاطه کامل دارد.. ما مسلمانان مدعی هستیم که با دست و پنجه ما پی و فونداسیون آن شهر ریخته می شود، و با جهد، قوت و قدرت با کلیه لوازم و ابزارهای انسان ساز سعی در انجام این وظیفه مهم باید داشته باشیم. وهمراه با سعی و کوششمان در این امر خطیر دعا می کنیم که موفق باشیم. دعا برای این است که انجام کلیه زحمتها و جهد ها، کوششها و ایثار فقط برای خدا باشد، تا بر هیچکس منتی نباشد. این وظیفه خطیر چون امر سختی است، و برای رسیدن به آن ممکن است در این عمر کوتاه، حتی نصب اسکلتهای آنرا نبینیم. به همین خاطر در این وضعیت آشفته بازار حق و حقیقت شهر پر هیاهو، از خداوند در خواست می کنیم که ما را حداقل عاقبت به خیر نماید. عاقبت به خیری هم زمانی تحقق پیدا می کند که سعی نموده باشیم عواملی که لازم و ملزوم در رسیدن به آن هستند به کار ببندیم. مثلا یکی از آن ابزارها و عوامل، رفع خودبینی در فکر و ذهنمان است. و بسیار عوامل دیگر، ولی آن عامل که قلب این نوشتار در پی آن است فرزند نیکو ست. مولای ما علی (ع) می فرمایید"بهترین ثمره زندگی فرزند نیکو است." حضرت راهکار رسیدن به این امر مهم را بطور مبسوط بیان فرموده اند. فرزند در سنین پایین مانند نهالی است که پدر و مادر آنرا می کارند و سعی می کنند از آن مواظبت نمایند، همانطوریکه به فکر غذای جسم او هستند به فکر غذای روحی او نیز باید باشند. همانطور که به موقع نهال را آب می دهید، سعی نمایند علفهای هرز در اطراف آنرا ریشه کن نمایند تا به درخت تنومندی تبدیل شود و در نهایت به ثمر برسد. اگر علفهای هرز را به موقع در اطراف آنرا وجین نکنیم نباید انتظار میوه سالم را از آن درخت داشته باشیم. در زمان قدیم مراقبت ازرفتارو کردار فرزندان به مهمی این زمان نبوده است. زمان قدیم ممکن بود اخلاق فرزندان تحت تاثیر دوست بد که در خانواده بی قید و بند بزرگ شده باشد قرار گیرد. الان چی؟ فقط باید از دوست بد ترسید؟ یا از ابزارهایی که تمام مرزها را در نوردیده است و بدون اجازه وارد منزل شما و اتاق کودکتان شده است و براحتی فرزند شما در کنج دیوار ویا زیر پتو با این رفیق ناخواسته صحبت می کند، بازی می کند، نحوه چگونه کشتن را به او یاد می دهد، اعمال او را نگاه می کند، رفتارکودک شما تحت تاثیر عکسها، بازیها، کلیپها قرار می گیرد، و ما پدر و مادرها،غ شاد و خندان فیلم حریم سلطان را تماشا می کنیم!!! دوستان بسیار عزیز فرزندان ما، اکنون جعبه جادویی است. متاسفانه سررشته جعبه های جادویی در دست کسانی است که برای رسیدن به سود سرشار و لذت، تمام اهداف را توجیه می کنند. اگر مسلمانان، آن دوران طلایی رشد علم و معرفت را، که توسط خلفای اسلام ابوسفیانی از دست نداده بودند(امویان و عباسیان)، الان باید سر رشته این جعبه های جادویی در دست مسلمانان بود، که سود را تابعه ای از معرفت می دانستند، نه معرفت را تابعه ای از سود و لذت. صاحبان این جعبه های جادویی، ماشه را طوری تعبیه کرده اند که لول آن بطرف استفاده کننده است و گلوله رنگی آن، ذهنهای را فقط به طرف لذت های حرام هدف گیری می کند. با همین تفکر لذت و منفعت است که وقتی به قفسه های جادویی قرن مانند لب تاب و مبایل نگاه می کنی می بینی، کلام خدا را در کنار کلام اهریمنی چیده اند. می بینی تصاویر ارزشی را در کنار تصاویر مستهجن قرار داده اند. کلمات گهر بار و معرفتی در کنار کلمات بد و خلاف اخلاق هم قفس شده است. و براحتی وقتی فرزند شما با نوک انگشتش وارد مجموعه عظیمی از اطلاعات خوب و بد زشت و زیبا می شود. ناخودآگاه به آدرسهایی می رود که منتظر بلعیدن ذهن و فکر کودکان هستند. آیا فکر و ذهن او" قدرت" توانایی ‏‍درک و تجزیه و تحلیل آن همه اطلاعات را دارد؟! یا خیر. کاری که حتی پدر و مادر ها هم در آن ناتوانند و غافل! اینتر نت و ماهواره بخش مهمی از تکنولوژی کشورهای غربی مانند آمریکا، انگلیس، فرانسه، کانادا و. . . که چیدمان قفسه های مطالب اینترنت، برنامه های ماهواره، شیرازه فرهنگی سیاسی آنهاست. گفتمان های زندگی، در اخلاق، سیاست، اقتصاد آنها بر گرفته از تفکر لیبرالیسم دموکراسی است، که شالوده فکر بیشتر اندیشمندان آنها بعد از رهایی در قید و بند کلیسا بوده است. نتیجه این تفکر در حوضه زندگی و خانواده، بسیار اسف انگیز و رغت بار است، بطوریکه آن درجه ارزشی که خداوند به انسان داد یعنی اشرف مخلوقات و خلیف اللهی را خدشه دار کرده است، مانند پدیده همجنس گرایی و یا وجود خیل عظیم کودکان نامشروع و بی سرپرستی است، که نصیب جوامع این کشورهای با آن همه تکنولوژی پیشرفته شده است. در حوضه سیاسی برپا نمودن جنگهای مختلف و پی در پی در کشورهای جهان سوم است. در حوضه اقتصادی، چپاول ثروت ملل جنوب با فروش تولیدات بنجول، از جمله کشورهای افریقایی و ثابت نگه داشتن آنها در فقر و تنگدستی است که دل هر انسان آزاده ای را می آزارد. تحریم کشورهایی که با آنها همگرا نیست. در حوضه حقوق بشر، کشتن هزاران زن و مرد و کودک در کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن است.. ودر حوضه زندگی، رها نمودن انسان در جاده ای سراب خیز که هزاران بیراهه را در خود جای دارد، و مردم این کشورهای پیشرفته، خلائ معرفتی خود را در شیطانپرستی، اباحه گری، فرقه های مختلف جستجو می کنند. با این اوضاح و احوال آیا سزاوار است فرزند خود را در بیشه ای که پر از جانور درنده در لباس میش است. رها کنیم،!


:: بازدید از این مطلب : 4853
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 17 تیر 1394

سقوط معرفت از قله لیبرالیسم

درایران ضرب المثلی ست که با کمک آن، خواننده می تواند مفهوم ما را بهتر دریافت کند. آن ضرب المثل این است:                              خشت اول گر نهد معمار کج          تا ثریا می رود دیوار کج

از همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بطور پیوسطه کشور عزیزمان ایران مورد هجوم قدرتهای چپاولگر قرارگرفته است. دشمنی با ملتی که با اهداء خون جوانان خود تازه از شرارت نماینده همین کشورها یعنی شاه رهایی یافته بود. قبل از   دروغ پردازیهای منافقین در باب اینکه ایران مشغول ساخت بمب اتمی است و بعد از پرداخت حق وطن فروشی منافقان توسط آمریکا، با غوغا سالاری صهیونیستها، دور جدید دشمنی وفشار توسط آمریکا، فرانسه، انگلیس شروع شد. تقریبا به اندازه عمر سی و شش سال انقلاب اسلامی به شیوه های مختلف توطعه کردند. از کودتا بگیر تا تحریکات قومی، جنگ و مداخله نظامی و انواع و اقسام شیوه های براندازی. کشورهای منطقه نیز که زیر سیطره شیطان بزرگ به (فرموده امام راحل)  بودند، از لحاظ مالی و  نیروی انسانی برای مقابله با ایران اسلامی به آنها کمک کردند.همراه با توطئه ها، فشار را به ملت ایران در طرح تحریم به اجرا گذاشتند. با توجه به اینکه نهادهای بین المللی نیز زیر نفوذ کشورهای زورگو بودند، در جنگ تمام عیار امریکا و هم پیمانانش بر علیه این ملت مظلوم آنها رایاری نمودند. قطعنامه ها بخاطر گزارشات واهی بر علیه ایران اسلامی نوشتند.در حالیکه همین کشورها از ناقضین قوانین بین المللی هستند.خودشان ناقضین حقوق بشر و تروریسم پرور هستند لذا ایران را به این انگها می چسباندند.و حالا انرژی هسته ای را بهانه قرار داده اند تا بتوانند با تحریمها ملت بزرگ ایران را به زانو در بیاورند.

در این سی و شش سال دشمنی این کشورها، مردم الحمدالله بصیرت داشتند و به دشمنی این کشورها با انقلاب اسلامی بخوبی واقف بودند. متاسفانه بعضی از روشنفکران داخلی به آمریکا به عنوان یک دشمن نگاه نمی کنند و سازش با آنرا برون رفت از مشکلات می دانند.

اساس دشمنی این کشورها ریشه عمیق دارد، که نمی توان کینه آنها را حقوق بشر و تروریسم و یا انرژی هسته ای دانست، که خود آنها زیبنده همین افعالند.  اختلاف در ایدئو لوژی هاست. اختلاف دو نوع طرز تفکر برای زندگی کردن است. پایه فکری آنها تفکر لیبرالیستی است که پایه و اساس آنرا آزادی بی حد و مرز فردی را در پی دارد. قائل به انسان محوری هستند.  فرد منقطع شده از وحی را به صورت افسار گسیخته برای یافتن سود و لذت رها نموده اند، فرد زیر سلطه سود و لذت اجیر شده است. متاسفانه بعضی از روشنفکران غربی امثال فرانسیس فوکو یاما، در کتاب پایان تاریخ خود این تفکر را  آخر تاریخ می داند یعنی بهترین مکتبی است که انسان به آن رسیده است و بهتر از آن یافت نمی شود.در مقابل چنین تفکری،  مکتب اسلام اصیل قرار دارد که متکی به وحی است و مسلمانان خدا را محور تمام کارها در نظر می گیرند. این مکتب مهرورزی، می تواند انسان را به درجه ای از کمال برساند که جز زیبایی چیزی نبیند، و آن مکتب هرآنچه فرد به آزادی مطلق جهت رسیدن به لذت را نیاز دارد مهیا می کند. اسلام اصیل برای رسیدن به هر هدفی شاخص دارد، و بدون رعایت آنها کوشیدن در راه رسیدن به هدف را مردود می داند. ولی دیگ لیبرالیسم،  با نظریه ها و تئوریهای فیلسوفان غربی که آنچه زاده پندار و تخیل خود می پنداشتند، طعم گذاری شده است. آنها به برکت رهایی از چنگال تفکر کلیسایی قرون وسطی، آزادانه انسان و هستی را در آزمایشگاه ذهن خود مورد کند و کاو قرار دادند، بعضی فرضیه دادند که انسان از نسل میمون است، و بعضی دین را افیون جامعه دانستند، چکیده این تفکر و اندیشه ها، ساخت بنایی شد که خشت اولش را این معماران نو اندیش کج بنا نهادند، نهایتا مولودی به نام لیبرالیسم از داخل این بنا متولد شد که  برای رسیدن به هدف، وسیله را توجیه می کند. یعنی اگر برای بدست آوردن منافع خود نیاز باشد، هزاران کودک و زن را به خاک و خون می کشد،  آنها فقط خود را بشر می دانند. اگر کشوری را ضد حقوق بشر نام می برند بخاطر این است که منافع آنها توسط آن کشور دارد به خطر می افتد.

 دعوای کنونی آنها بر سر انرژی هسته ای، یک بهانه است. چند کشور غربی که صاحب تکنولوژی هستند، هدفی دارند که تا ابد کشورهای در حال توسعه و جهان سوم را نیاز به خود نگه دارند، و نگذارند آنها صاحب تکنولوژی های نسل نو شوند، تولیدات خود را به قیمت نجومی به این کشورها بفروشند و منابع آنها را به غارت ببرند و روی خونهای به ناحق ریخته کشورهایی مانند افغانستان، سوریه،فلسطین و عراق برقصند و از روی سیری به سوی هم اسلحه شلینک کنند، و سیاهان را در منزل خود به خاک و خون بکشند. منافع بدست آمده را  صرف لذتهایی چون همجنس گرایی، از بین بردن معرفتهای انسانی در خانواده و جامعه، بی بند باری بی حد و مرزبکنند، و عاقبت ظهور خیل عظیمی از کودکان نامشروع را داشته باشند، آنها را تحت حمایت قرار بدهند، نهایتا آنها را به اردوگاههای آموزشی برده، شستشوی مغزی بدهند تا به راحتی آدم بکشند و به آنها افتخار کنند و جایزه نیز بگیرند،و بالاخره آماده نمودن قلبی بدون احساس برای کشتن مردم ویتنام،افغانستان،سوریه و عراق. اگر هم کشته شوند چون صاحبی ندارند مانند یک لاستیک آنرا عوض می کنند. این اعمال غیر انسانی زاده تفکر لیبرالیسم است. که با زور موشک و فانتوم، بمب اتم، سربازان بی پدر و مادر، کشورهای کوچک را زیر سلطه قرار داده اند و هر ندای آزادگی را سرکوب می کنند.

نتیجه: اینکه کشورهای چپاولگر اهدافشان را زیر مسائلی مانند حقوق بشر،انرژی هسته ای و تروریسم پنهان نموده اند، تا بتوانند به سود و لذت برسند. آنها دوست ندارند هیچ یک از کشورهای جهان سوم پیشرفت کنند زیرا می پندارند منافع آنها را به خطر می اندازند. و این اهداف را از حرفهای آنها بخوبی نمایان است. در همین بحث انرژی هسته ای وزیران همین کشورها بارها اعلام نمودند، دنبال یک توافق برد هستند. برد در چه چیزی مگر آنها برای گمراهی اظهان عمومی نمی گویند، ایران با دست یابی به بمب اتم صلح جهانی را به خطر می اندازد، ولی بمبهای اتم این کشورها و اسرائیل هیچگونه خطری برای صلح جهانی ندارد؟ این تناقض در صحبتهای آنها به وفور دیده می شود. پس برد آنها منافع آنهاست که ایران نباید به تکنولوژی جدید دست یابد، زیرا با بدست آوردن تکنولوژی جدید دیگر نیازی به این کشورهای چپاولگر نخواهد داشت و دست گدایی سوی آنها دراز نخواهد کرد.

با توجه به این دو تفکر یعنی لیبرالیسم و اسلام اصیل نمی توان آنها را بر سر یک سفره نشاند. زیرا یکی معرفت و انسانیت را هدف قرار داده و یکی با تمام توان سعی در احیای آن دارد. اگر زمانی این امر محق شود یا ما در اهدافمان که بر گرفته از وحی است کوتاه آمده ایم یا آنها.                 


:: بازدید از این مطلب : 6261
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 31 خرداد 1394

آداب حضور

 روزها و ماهها گذشت تا به تاریخ، "نامه دعوتی" که از جانب پروردگارمان برایمان نوشته شده بود، رسیدیم. مهمانی بر روی سفره ای که چیدمانش با دیگر سفره ها فرق دارد، کاسه رنگ سبز پر از مهرش آنقدربزرگ است که تمام انسانهای روی زمین هرچه از آن تناول کنند تمام نمی شود. سفره ای رنگین با تمام زیبائیهایش که هرچشمی توانایی دیدن آنرا ندارد. در این سفره رنگین هرکس با حفظ  آداب حضور، و با توجه به توان وسعش می تواند از انواع غذاهای معنوی که نیازهای دل را برآورده می کند و سودش به دیگر جوارء نیزمی رسد تناول کند. منت خالقی را که آفریده اش را به سوی خود دعوت می کند تا با او مهربان باشد.

دعوت به خوان الهی امسال مصادف بود با دیدارقواصان گلگون کفنانی که سی و اندی سال پیش برای صیانت از عزت و شرف مردم ایران دل به دریای دیار یار زدند، و حالا آمده اند که همه ما را از غفلت بیدار نمایند. پیام آنها تازگی نداشت که هرکس برای خود تفسیر کند، پیام آنها سی و اندی سال است در فضای این مرز و بوم پیچیده است، کو گوش شنوا، آنقدر درزرق و برق دنیوی غرق شده ایم که چشمه های اشک مادرانشان را نیز ندیدم، آنقدر قلبهایمان تار شده است که نجواهای  مادرانشان را که در حسرت دوری نونهالشان درتنهایی می سرودند نشنیدیم. به شکرانه جانفشانی آنها راهی دانشگاهها شدیم وغرق در نظریه پردازیهای غربیها شدیم. چه شبها موقع امتحان تفکرات ماکیاویلیسم را که تکرار نکردیم. فراموش کردیم نظریه های آنها را که در وصیت نامه شان نوشته بودند بخوانیم.عاقبت این شد که فراموش کرده ایم آنها بر ما حقی دارند،وکوچکترین حق آنها این است، عزت و شرفی که آنها با دادن خون خود برای این مرز و بوم بدست آورده اند از دست ندهیم و از این سنگر غرقه به خونشان،  بخوبی مواظبت نماییم.

وقتی هر روز تیترروزنامه ها را مطالعه می کنیم، می بینیم بعضی از آنها محیط را به چاله میدان ژورنالیستی تبدیل کرده اند که بجای دستمال یزدی و رینبوکس از کلمات و جملاتی روشنفکرمعابانه برای خونین کردن حریف استفاده می کنند، تا شاید از این اشتر ساختار مریض کوله ای بگیرند. واز اینکه بتوانند ضربه های حریف را دفع کنند، سپری به بزرگی مردم جلوی خود می گیرند، نتیجه این نبرد وارد آمدن ضربه های هولناک هر دو حریف به پیکره مردم مظلوم و  شهیدپرورایران است. این مردم که شما داعیه او را به سینه می زنید تا بتوانید برای موج سواری خود و هم فکرانتان جایگاهی برای "ترک تازی" کسب نمایید، در مکتبی پرورش یافته اند که عزت و شرف را فدای شکم نخواهند کرد آنها در چیدمان سفره های رنگ و رو رفته شان که با تار و پود عزت و شرف بافته شده است که همین گلگون کفنان در آن ارتذاق می کردند، نان و ماست و سبزی را به چیدن برنج های پاکستانی و هندی درظروف گلدار روی سفره های یک بار مصرفی که برای آنها در نظر دارید ترجیح می دهند.

وآن روشنفکران تازه به دوران رسیده ای که افاده هایشان هر از چند گاهی تیتر روزنامه های همقواره خودشان می شوند ودر هر زمانی یک نوع تعریف از آزادی می کنند هنوز خود درشناخت آ آزادی مانده اند که اگر چنین نبود تفسیر به رای نمی کردند و بدون شناخت مردم از آنها مایه نمی گذاشتند. اگر شما آزادی را می شناختید گرفتار این تفکرهای التقادی نمی شدید و بعد از گذشت 36 سال این مردم را می شناختید، شما که وامدار این مردم هستید که از مالیات آنها در دانشگاهها و یا بورسیه ها استفاده کرده اید، این چنین آنها را بی بصیرت نمی دانستید که آنها را به میتینگ در بهشت زهرا دعوت می کنید. اگر آنها به شکمهای خود بیش از عزتشان اهمیت می دادند به همفکر جنابعالی رای می دادند که در تبلیغات خود گفت من به هر ایرانی اگر رئیس جمهور شوم پنجاه هزار تومان می دهم. خوب هم میدانی، که فقط فرقه خاصی به او رای دادند آنهم بخاطر اینکه از آنان در برابر نظام دفاع کرد.

اگر واقعا مانند تیتر روزنامه هایتان (تمام طیف های فکری) به فکر مردم هستید، بیائید از این موقعیتی که حق تعالی برایمان فراهم نموده استفاده کنید، همه  با همدلی و همزبانی برسر خوانش بنشینید، با خدا و خلق خدا و یکدیگر مهربان باشید و هم به فکر عزت و شرف  مردم  باشید و هم به فکر شکمشان، و یکدست و یک زبان حق این مردم فداکار و ایثارگر و خدا جوی را از حلقوم گرگها زیاده خواه و بیرحم غربی بگیرید.

در بین ما دو کس واقعا مظلوم هستند، خدا و خلق خدا. هرکجا کم بیاوریم می گوییم خدا نخواست، خدایی که هم رحمان و هم رحیم است. و هرزمان خواستیم عقیده خودمان را به کسی تحمیل کنیم به سراغ مردم می رویم، مردم بازیچه دست نخبگان و روشنفکرانی شده اند تا با نام آنها به اهداف خود برسند. هر گروه یا حزبی اگر واقعا قصد دارد سنگ مردم را به سینه بزند باید شاخص هایی که مردم دارند بشناسند و با توجه به این شاخص ها بفکر مردم باشند. خواست این مردم آزاده، همیشه این بوده و خواهد بود وبارها این را ثابت کرده اند، صیانت از: عزت، شرف، سربلندی و.. شکم. والسلام


:: بازدید از این مطلب : 4547
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران