منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 10 اسفند 1399

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور و از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب حاضر در کابینه در دیدار با نخبگان، جوانان، برگزیدگان و فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی استان گلستان که عصر روز شنبه برگزار شد،در ادامه ادعاهای دولتمردان مدعی تدبیر و امید، با دفاع تمام‌عیار از دولت دوازدهم گفته است: اگر نگوییم پیشرفت کشور در این دوره نسبت به دولت‌های گذشته بیشتر بوده، کمتر هم نبوده است، این جفا به مدیران کشور است که کسی فکر کند ما کاری می‌توانستیم در این دولت انجام دهیم و از آن دریغ کرده‌ایم.
معاون اول رئیس‌جمهور با مقایسه عملکرد دولت تدبیر و امید با دولت‌های گذشته با توجه به درآمد‌های نفتی آنها  همچنین گفته است: «مطمئناً این دولت در بخش نفت، گاز، سدسازی و راه‌آهن با وجود فشار تحریم‌ها بیش از دولت‌های گذشته کار کرده است و من به‌عنوان وزیر و علاقمند به دولت آقای خاتمی ‌و معاون اول دولت آقای روحانی با قاطعیت می‌گویم که ما در این دولت بیشتر از همه دولت‌های گذشته پیشرفت داشته‌ایم».
جهانگیری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز که هم در آمریکا و هم در اروپا و هم در داخل کشور همه معتقد هستند باید برجام احیا شود، گفت: حرف ما این است که آمریکایی‌ها از برجام خارج شده و مردم ایران را تحریم کرده‌اند حالا وظیفه آنها این است که این اقدامات را اصلاح کنند تا برجام دوباره احیا شود.
جهانگیری افزود: ما یک سال تحمل کردیم تا آمریکایی‌ها به تعهدات خود به برجام بازگردند، اما وقتی به تعهداتشان عمل نکردند ایران نیز بر مبنای برجام برخی از تعهدات خود را کاهش داد.
معاون اول رئیس‌جمهور اظهار امیدواری کرد: با تدبیر و با اتکا به سه اصل راهبردی سیاست خارجی عزت، حکمت و مصلحت که رهبر معظم انقلاب ‌ترسیم کردند از مشکلات عبور کرده و مسیر توسعه و پیشرفت را طی می‌کنیم.
ماه‌های پایانی دولت،
 کارنامه خالی و ادعاهای عجیب!
 گفتنی است ماه‌های پایانی  عمر دولت تدبیر و امید است و دستان خالی و کارنامه‌ای ناموفق، دولتمردان را به تقلا برای دفاع از آنچه در طی 7 سال و نیم  گذشته بر سر اقتصاد کشور و معیشت مردم آورده‌اند به مهمل‌گویی انداخته است.
بسیار روشن است هفت سال و نیم از عمر دولتی که از آغاز، «دولت وعده‌ها» نام گرفته، گذشته و اکنون‌که چند ماه دیگر تا پایان کار آن مانده است، ماحصل آن چیزی جز مشکلات اقتصادی و تورم‌های کمرشکن و افزایش نارضایتی‌ها، بروز و ظهور مشکلات و گره‌های کوری مانند «حقوق‌های نجومی»، «ارز ۴۲۰۰ تومانی»، «اختلاس صندوق ذخیره ارزی فرهنگیان و بانک سرمایه»، «برخورد گازانبری با منتقدان»، «فساد در خودروسازی»، «عدم شفافیت»، «کاهش ارزش پول ملی»، «افزایش شاخص فلاکت»، «بدهی‌های هنگفت دولتی»، «افزایش چندصددرصدی حجم نقدینگی»، «واردات بی‌رویه و رکود در صادرات» و «تعطیلی کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی» و... نبوده است.
رکوردهای تاریخی
و تأسف‌بار دولت تدبیر و امید
ادعای توام با قاطعیت آقای جهانگیری مبنی بر اینکه در دولت روحانی بیشتر همه دولت‌های گذشته پیشرفت داشته‌ایم، در حالی مطرح می‌شود که این دولت رکورد‌دار رشد منفی اقتصادی، رکوردار گرانی مسکن، خودرو و قیمت ارز، رکورد‌دار کمترین رفاه دلاری کشور و... است.
در قریب به ۸ سال دولت تدبیر و امید، برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی، دلار آمریکا در مدت چند سال بیش از ۱۰۰۰ درصد افزایش قیمت پیدا کرد که در ۱۰ دولت قبلی، چنین رشدی را حتی در دوران ۸ سال جنگ تحمیلی، تجربه نکرده بود.
قیمت مسکن، زمین، خودرو، مایحتاج عمومی و قیمت خدمات و کالاها در ۸ سال دولت تدبیر و امید، به طرز عجیب و غریبی رشدهای چندصددرصدی پیدا کرد که فرجامش، افزایش خط فقر و فقیر‌تر شدن میلیون‌ها تن از هموطنان بود. یکی از نقاط عجیب در کارنامه دولت تدبیر و امید، ریزش دستوری بود که برای اولین‌بار در ۴۵ سال تاریخ بورس کشورمان، بیش از ۵۰ درصد ظرف کمتر از ۶۰ روز، افت کرد و شاهد هیچ واکنش عملیاتی از سوی دولت برای جلوگیری از سوخت شدن سرمایه‌های ملت نبودیم. هم اکنون بیش از ۲۰ میلیون تن از هموطنان، هیچ درآمدی جز یارانه معیشتی ماهانه ندارند و قرار است تا پایان اسفند، ماهی ۱۰۰ هزار تومان به ۱۰ میلیون هموطن پرداخت شود تا دوران کرونا را با درد کمتری طی کنند. اقتصاد ایران در دوره دولت تدبیر و امید به‌خصوص دوره باورنکردنی دوم، بدترین وضعیت ممکن را تجربه کرده است.
همچنین بخش قابل توجهی از مشکلات اقتصادی امروز جامعه به‌دلیل سیاست‌گذاری اشتباه دولت است، دولت تدبیر و امید با سیاست‌گذاری ارزی باعث افزایش نرخ دلار به‌عنوان یک شاخص بازار ارز از ۳۸۰۰ تومان به نرخ کنونی (۱۲ هزار تومان) شدند و مبتکر دلار ۴۲۰۰ تومانی که هنوز هم معلوم نشد به چه کسی این دلارها را دادند خود آقای جهانگیری بود.

شعار جهانگیری با واقعیات جامعه 180 درجه فرق دارد. این شعار روزهای آخر عمر دولت نمی تواند مردم را گول بزند. اگر اعضای دولت از درد مردم ناآگاهند که این حرف ها را می زنند، به شعور مردم نیز توهین می کنند. اگر دادگاهی وجود داشت تا مسئولین بی کفایت را زیر سئوال ببرد، آقای جهانگیری جرئت نمی کرد دروغ بگوید. آنهم دروغی به این گندگی که حتی روزنامه های اصلاح طلب این گزافه گویی ها را نیز قبول ندارند.  

یک روزنامه اقتصادی متمایل به دولت می‌گوید: دولت، شهروندان را در برابر تورم بی‌پناه رها کرده است.
روزنامه جهان صنعت با اشاره به آمار رکورد بالای تورم در بهمن‌ماه امسال نوشت: رئیس‌جمهور اخیرا در نشست دولت تاکید کرد، با برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده در سال جاری به‌ویژه تمهیداتی که در بودجه سال ۱۳۹۹ دیده شده بود، توانستیم درآمدها و هزینه‌ها را مدیریت کنیم.
پیش از او نیز رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزیر اقتصاد نیز عباراتی با همین مضمون را به اطلاع افکار عمومی رسانده بودند. اما آنها به این داستان اشاره نمی‌کنند که سوخت حرکت دولت از درد و رنج شهروندان به دست آمده است.
آقای رئیس‌جمهور باید بداند و نیز احتمالا به او گفته‌اند که دولت او شهروندان را بی‌پناه و بدون پشتوانه در برابر تورم شتابان رها کرده است.
شهروندان امسال یکی از بالاترین نرخ‌های تورم را تجربه کردند. به این جمله مشاور ارشد اقتصادی سابق خود دکتر مسعود نیلی توجه کنید: «در حال‌ حاضر نیز از سال ۹۶ به بعد، متوسط تورم حدوداً در سطح ۳۵ درصد قرار دارد که به‌ معنی دو برابر شدن قیمت‌ها تنها طی دو سال است.»
دولت تنها روی کاغذ و در یک فرآیند و عملیات حسابداری توانسته دخل و خرج را در تعادل نگه دارد اما به منابع صندوق توسعه - حتی اگر قانونی بوده باشد- دست یازیده، به بهانه انتشار اوراق بهادار قرضه نسل آینده را بدهکار کرده، دارایی‌های تاریخی را به شکل‌های گوناگون فروخته و از همه مهم‌تر سفره شهروندان را کوچک و کوچک‌تر کرده است. آقای روحانی شما توانستید از راه‌هایی که هرگز کارآمد و کارساز نبوده‌اند و به کسری بودجه و تورم دامن زده‌اند دخل و خرج دولت را جمع کنید اما شهروندان نتوانستند.

عباس آرگون کارشناس اقتصادی با روزنامه آرمان در میان گذاشتها ست. این عضو اتاق بازرگانی در پاسخ به این سؤال که چرا مدیریت طرف تقاضا دچار آشفتگی شده است؟ آیا این موضوع به دلیل نبود برنامه‌ریزی است یا نبود تعادل در تولید و عرضه کالا یا نبود نظارت بر واردات کالا؟ مشکل کجاست که هر روز باید شاهد گرانی یا کمبود کالا باشیم؟، گفت: این موضوع را باید از وزارت صمت سؤال کرد چراکه تنظیم بازار از وظایف این وزارتخانه است. درست است این وزارتخانه در چند وقت اخیر دارای وزیر بوده ولی طی یک سال از یک ثبات مدیریتی لازم و کافی برخوردار نبوده است، فقط طی امسال چهار نفر سکان هدایت این وزارتخانه را در دست داشتند! این نوع نبود ثبات در راس سیستم تنظیم‌گری بازار، به سیستم‌های پایین دستی هم سرایت می‌کند. معاونان و مدیران و همه این بی‌ثباتی را حس می‌کنند و خود وزارتخانه باید از یک ثبات کافی برخوردار باشد و ثبات مدیریتی را تجربه کند و آن را به سیستم‌های پایین‌دست خودش نیز تسری بدهد و این خیلی می‌تواند به ساماندهی بازار کمک کند.
آرگون همچنین گفت: گرانی‌ها سفره مردم را کوچکتر می‌کند و به معیشت مردم فشار می‌آورد و آنها دچار مشکل می‌شوند چون متناسب با رشد قیمت‌ها درآمدها افزایش پیدا نکرده است. از سال گذشته تا امروز ۱۲۶ درصد قیمت کالاها افزایش پیدا کرد آیا به همین میزان درآمد افراد اضافه شده است؟ قطعا اضافه نشده و عملا چه اتفاقی رخ داده است؟ سفره مردم اندازه‌ای که درآمد مردم رشد نکرده، کوچکتر شده است.
یادآور می‌شود وزیر پیشین صمت اردیبهشت امسال در اثر غضب آقای روحانی عزل شد و پس از آن، وزارت صمت به مدت 5 ماه فاقد وزیر بود.

آفتاب یزد: «نگذاشتند کار کنیم» را مردم از روحانی نمی‌پذیرند
یک روزنامه اصلاح‌طلب می‌گوید روحانی حتی اگر فشارهای آمریکا را هم برای برخی کم‌کاری‌ها بهانه کند، نمی‌تواند سوءمدیریت خود را توجیه نماید.
آفتاب یزد در سرمقاله خود نوشت: روحانی و حامیان وی معتقد هستند که اگر ترامپ پیروز نمی‌شد و هیلاری کلینتون سکاندار کاخ سفید می‌شد شرایط بسیار فرق می‌کرد. یعنی برجام برقرار می‌ماند و از نظر اقتصادی کشور حال و روزاش چنین نبود و سفره مردم نیز اینقدر کوچک نمی‌شد. بهرحال کارشناسان بسیاری در مورد این گزاره اظهارنظر کرده‌اند. عده‌ای حق می‌دهند به دولت و عده‌ای خیر. لیکن در مجموع همه دولت‌ها در دنیا تحولات بین‌الملل در شرایط و وضعیت‌شان مؤثر است و هنر این دولت‌هاست که بتوانند از تهدیدها فرصت بسازند و از فرصت‌ها بیشترین سود را ببرند.
نویسنده با بیان این که پذیرفتن توجیه «می‌خواستیم کار کنیم اما نگذاشتند» سخت است، می‌افزاید: برخی امور تمام و کمال در ید رئیس‌جمهور و کابینه است اما باز هم خروجی به شکلی است که وجاهت دولت را زیر سؤال می‌برد. فی‌المثل جابه‌جایی اخیر در دولت و بردن شریعتی از استانداری خوزستان به سازمان استاندارد دیگر زیر فشار شخص یا نهادی نبوده که جان بر کفان حسن روحانی بگویند: نمی‌گذارند رئیس‌جمهور کار خود را بکند! مثل روز روشن است که این جابه‌جایی و میدان دادن به استانداری که نامطلوب است غلط بوده. اما مشخص نیست چرا رئیس‌جمهور محترم تن به چنین جابه‌جایی داده و رئیس دفتر وی نیز اینگونه در مقابل خبرنگاران توجیهات مشمئزکننده می‌آورد. واعظی در این باره گفت: «این حق یک استاندار نیست که اگر در موارد بسیاری عملکرد مناسب داشته به خاطر یک مورد خاص کنار گذاشته شود. کما اینکه به ما نامه‌هایی از استان خوزستان رسید که از ما می‌خواستند او را از استانداری برنداریم.»


:: بازدید از این مطلب : 989
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 09 اسفند 1399

درست در روزی که اصلاح‌طلبان در حسینیه جماران بدون حضور شخصیت‌های استخوان‌دار مانند عارف و لاری و تنها با اتکا به توان گروهکی از اجماع اصلاح‌طلبانه برای فتح دولت خبر می‌دانند، مشخص بود که به‌زودی قرار است اتفاق‌های مهم‌تری نیز روی‌داده و مخالفان دیکتاتور اصلاحات یک‌به‌یک از صحنه حذف شوند!

این ترورهای سیاسی حالا صدای برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب را نیز درآورده اسبت. روزنامه آفتاب یزد در تیتر اول خود با عنوان «ساز ناکوک اصلاحات» از زد و بندهای عجیب‌وغریب در ناسا خبر داده و نوشته است: اصلاح‌طلبان یکدیگر را دور می‌زنند[۱]

قاسم میرزایی نیکو نماینده لیست امیدی و سخنگوی حزب کاغذی مجمع ایثارگران به این روزنامه گفته است که برخی در جلسات با ما تفاهم می‌کنند و فردای آن روز زیر میز زده و راه خودشان را می‌روند!

البته مدتی است که اصلاح‌طلبان با عبرت گرفتن از سرنوشت محمدرضا عارف، یک‌به‌یک راه خود را از خاتمی جدا کرده و نامزد نزدیک به خودشان را برای انتخابات معرفی می‌کنند. حزب مردم‌سالاری؛ ندای ایرانیان و کارگزاران سازندگی تا امروز زیر میز مصوبات ناسا زده و به نظر راهشان از دیگر اصلاح‌طلبان جداشده است.

اما همه ماجرا به این سادگی نیست و اختلافات فقط به موضوع بر هم خوردن تفاهم‌های ساده انتخاباتی منتهی نمی‌شود. تمامیت طلبی اعضای دو حزب منحله مشارکت و مجاهدین انقلاب باعث شده ستاد انتخاباتی اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار بگیرد.

برخی از اصلاح‌طلبان اعتقاددارند که دو حزب پدرخوانده با هدایت خاتمی به دنبال ایجاد هژمونی بر سایرین است و می‌خواهند ناسا را به سود خود مصادره کنند.

ناصر قوامی از نمایندگان مجلس ششم با یک افشاگری عجیب خبر داده که بهزاد نبوی سعی دارد، ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان را تبدیل به گعده حزب مجاهدین کند.

این فعال اصلاح‌طلب دراین‌باره می‌گوید: بهزاد نبوی در جبهه اصلاح‌طلبان ایران بر اساس یک دموکراسی انتخاب‌نشده و بسیاری از احزاب حاضر در نشست جماران از انتخاب یک فرد تمامیت‌خواه مانند نبوی پشیمان هستند.[۲]

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

تندروهای محفل نزدیک به خاتمی به دنبال آن بودند تا با کمک بهزاد نبوی و انتخاب یک نامزد افراطی و نشانه‌دار با تحریم انتخابات به جنگ نظام بروند؛ اما به نظر این نقشه موردتفاهم همه اصلاح‌طلبان نیست.

احزاب معتدل‌تر نمی‌خواهند با طناب یک حزب تندرو دوباره در چاه رفته و ماجرایی چون فتنه ۸۸ را دوباره بازسازی کنند.

نشانه‌های مهمی نیز از آمادگی برای این رویداد میان اصلاح‌طلبان رادیکال وجود دارد! اکنون نیز محسن آرمین از اعضای حزب توسعه ملی (بدیل سازمان منحله مجاهدین انقلاب) در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» گفته است: احزاب اصلاح‌طلب نمی‌توانند در انتخاباتی که از پیش نتیجه آن مشخص است، نقش جوری جنس را بازی کنند. کسانی که به نام اصلاح‌طلب پذیرفته‌اند نقش گندم‌نمای جوفروش را بازی کنند، خود را رسوا خواهند کرد.

سعید حجاریان، علیرضا علوی‌تبار، مصطفی تاجزاده، عباس عبدی و محسن آرمین در زمره کسانی هستند که تمایل زیادی دارند تا بستر انتخابات را امنیتی کرده تا با تکیه بر روی کار آمدن متخصصان براندازی نرم در کاخ سفید، یک‌بار دیگر کارت‌های خودشان را در خیابان بازی دهند.

اصلاح‌طلبان تندرو دشمنی ریشه‌دار با نظام‌دارند، اما بخشی از اصلاح‌طلبان نمی‌خواهند در این بازی سیاه با آن‌ها هم‌بازی شوند. آن‌ها از نقشه‌های ناسا آگاهی پیداکرده‌اند.

اصلاح‌طلبان معتدل به‌خوبی می‌دانند که بازی دادن به گروهک‌های مرتد و منافق از سوی افراطی‌ها بدون برنامه نیست! آن‌ها می‌دانند که بی‌جهت نبود که نتانیاهو جنبش سبز و اصلاح‌طلبان تندرو را سرمایه بزرگ اسرائیل خواند و شیمون پرز گفت جنگ با ایران از داخل مرزهای این کشور آغاز می‌شود و سبزها به نیابت از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگند.

در آن روزها مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت بار مسئولیت این دستورالعمل را بر دوش کشیدند. هرچند که تیرشان به سنگ خورد!

سهم جریان مدعی اصلاح‌طلبی در این آشوب نیابتی سهم بزرگی است و این پرسش را پیش می‌کشد که چرا آن‌ها در پازل دشمن نقش ایفا کردند؟

رهبر انقلاب اردیبهشت ۷۹ از داستانی تراژیکی میان اصلاح‌طلبان سخن گفتند؛ ایشان از ظهور و ایجاد پایگاه دشمن در میان برخی جریانات مشکوک و روزنامه‌ها خبر دادند که در میان نظام رخنه کرده و این طیف مشغول شارلاتانیسم مطبوعاتی هستند. دو سال پیش از آن مهاجرانی وزیر ارشاد در وصف روزنامه‌های زنجیره‌ای که توسط دو حزب منحله مجاهدین و مشارکت مدیرت و کنترل می‌شد می‌گوید: «آن‌ها با به خدمت گرفتن برخی روزنامه‌نگاران رژیم شاه، دنبال تشنج‌آفرینی هستند و خاتمی را گورباچف و خود را یلتسین تلقی می‌کنند. آن‌ها سخنگوی نهضت آزادی هستند اما خود را طرفدار دوم خرداد جلوه می‌دهند. آن‌ها با کسانی همکاری می‌کنند که با نفس دین مسئله دارند و گروه‌هایی که در سال ۶۰ به هم پیوستند و مقابل انقلاب ایستادند، مانند جبهه ملی، نهضت آزادی و حتی گروه‌های مارکسیست».

حالا از آن غروب ۹ دی و پیام فتنه نزدیک به 10 سال است که می‌گذرد، در این سال‌ها محفل خاتمی چند باری تلاش کرده از جای خودش بلند شده و بازی گردانی کند؛ اما هر بار با بی میلی جامعه به عقب پس زده شده است. آخرین باری که این مرده متحرک تکانی به خودش داده با عناصر اغتشاشگر در آبان ۹۸ پیوند خورده است.

حالا بهزاد نبوی با سرعت آن ۷۷ نفر را در ستاد انتخاباتی سازمان دهی کرده است. حالا نوبت اصلاح‌طلبانی است که ادعا می‌کنند میانه رو هستند! آن‌ها باید مشخص کنند که فاصله واقعی آن‌ها با هواداران داعش در تهران چقدر است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2210
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 07 اسفند 1399

در پی توقف پروتکل الحاقی از سوی جمهوری اسلامی ایران ۳۰۸۸ نفر از استادان و مدرسان کشور در نامه‌ای خطاب به ملّت بزرگ ایران، ضمن شبیه دانستن عمل یک جانبه ارائه اسناد علوم و فنون هسته‌ای به بیگانگان با نظام ارباب رعیتی، از ایستادگی‌های تاریخ ساز ایرانیان برای ایجاد موقعیت برتر ایران مقابل آمریکا و اروپا قدردانی کردند.

متن نامه استادان و مدرسان دانشگاه‌ها به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ

و همچنین ما هر پیغمبری را از شیطان‌های انس و جن دشمنی در مقابل برانگیختیم که آن‌ها برخی با برخی دیگر برای اغفال مؤمنان سخنان آراسته ظاهر فریب اظهار کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس این‌ها را با دروغشان واگذار (انعام /۱۱۲)

وَلَمَّا رَءَا الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُواْ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً

و همین که مؤمنان دسته ‏هاى (لشکر دشمن) را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفتند؛ و (دیدن لشکر مهاجم) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود (احزاب /۲۲)

حضور ملّت بزرگ و تاریخ ساز ایران اسلامی!

سلام علیکم؛ اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد؛ با ابراز تواضع به پیشگاه شما ملّت نمونه تاریخ که با قدرت لایزال الهی و همبستگی ملّی، دشمنان کشور و به خصوص تحریم کنندگان خویش را به زانو درآورده و با پیروزی راهبردی دیگر، تاریخ را در آستانه قرن جدید ایرانی به ستایش از اراده ملی خویش وا داشتید.

نظام اسلامی به شکرانه الهی، مجاهدت‌ها و ایستادگی‌های شما ملّت بزرگ در پرتو تدابیر رهبر خردمند، الهی و خلف صالح بنیانگذار جمهوری اسلامی در موقعیت تعیین کننده تری نسبت به روند تحولات منطقه ای، جهانی و رقبا و دشمنانش قرار گرفته است؛ امروز پنجم اسفند ۱۳۹۹ دو روز پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ انگلیسی‌ها در ایران که به روی کار آمدن دست نشانده خودشان یعنی خاندان منحوس و سست اراده‌ی پهلوی منجر شد.

بخشی از قانون اقدام راهبردی مجلس شورای اسلامی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران اجرا شد تا نشان دهد که اقدام‌های داوطلبانه نظارتی و فراپادمانی آژانس انرژی اتمی بر گستره علوم و فنون ایران زمین و نظارت یک جانبه بر روند اکتشافات و اختراعات دانش هسته‌ای ایرانیان، صد سال عقب گرد هویتی مقابل سرشت متکبرانه‌ سیاست مداران غربی است، زیرا صدسال پیش که غرب بدون توجه به کیان ایران به کودتا و تعیین شاه در ایران دست زد در پرتو برخی نا آگاهی تاریخی کارگزاران ادوار به خود اجازه داد تا با سوء استفاده از نجابت سخاوتمندانه و البته نادرست دولت وقت در سال ۸۲، رفتار‌هایی به غایت نانجیبانه و مستکبرانه را در طی ۱۷ سال اخیر بر ایرانیان تحمیل کرده و نگاهی ارباب ـ رعیتی به ایران و دانشمندان هسته‌ای این سرزمین روا دارد.

به موجب اقدام ملّی امروز؛ پنجم اسفنده و در انطباق با بند‌های ۲۶ و ۳۶ برجام هر گونه نظارت بازرسان آژانس انرژی اتمی که پرواضح است با تدابیر آمریکا و اروپا اداره می‌شوند متوقف شده، اما در عین حال ملّت بزرگ ایران به طرف غربی مهلت می‌دهد تا در عمل به لغو تحریم‌ها اقدام عملی کرده و در این مسیر مورد ارزیابی و راستی آزمایی قرار گیرد؛ آری! ایران بزرگ و باشکوه! شما کاری کردید که مدعیان راستی آزمایی دیگر کشور‌ها و نیز مدعیان سنجش رفتار ما ایرانیان، در موقعیتی نازل و قضاوت شونده قرار گیرند، چه این که اینک خود در مقام بلند سنجش کنندگان راست یا دروغ آمریکا و اروپا نشستیم.

اینک بخش کوچکی از قدرت ملّی و انقلابی شما ملّت بزرگ، آزاد شده و آمریکا و اروپا را در موضع ضعف شدیدی قرارداده است؛ هم آن‌ها که در پی برگزاری جشن پیروزی سقوط ایران بزرگ بودند و ادعا می‌کردند که ایرانیان نخستین تماس ذلت بار را پس از پیروزی شان با آن‌ها خواهند داشت اینک پی درپی در حال تماس ذلت بار با ایرانیان هستند، اما بازهم به دلیل سرشت استکباری برآن هستند تا امتیازاتی که با قلدری، تهدید به جنگ، به پرواز درآوردن هواپیما‌ها و ناو‌های غول پیکر و تحریم اقتصادی و گفتگو از موضع زور به دست نیاوردند را اینک با لفاظی‌های دیپلماتیک و وعده‌های راستی آزمایی ناشده به دست آورند زهی خیال باطل!

ملّت بزرگ ایران! ما جمع کثیری از استادان و مدرسان دانشگاه‌ها به نمایندگی از نهضت گسترده‌ی استادان ایران اسلامی ضمن حمایت از توقف پروتکل الحاقی که متاسفانه از سال ۸۲ با دور زدن مجلس شورای اسلامی وقت و قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفت و تاکنون به شکل داوطلبانه‌ای اجراء و اسرار علمی و فنی کشور را سخاوتمندانه! و بدون دریافت هیچ گونه امتیازی به بیگانگان تحویل می‌داد؛ خواستار تمسک کارگزاران کشور به اهرم‌ها و شیو ه‌هایی ملّی و انقلابی در دفاع از منافع ایرانیان و میهن عزیز می‌باشیم تا شاید زمینه لغو تحریم‌های ظالمانه غرب علیه ملّت شریف ایران فراهم و باب هرگونه امتیاز دادن یک جانبه به بیگانگان که یادآور مناسبات ارباب ـ رعیتی در نظامات یک تا دو سده قبل بین المللی است مسدود شود؛ زیرا تداوم سیاست تحریم اقتصادی ایران و تنگ شدن سفره ملّت و هم زمان اعزام جوخه‌های ترور متخصصین و دانشمندان علوم و فنون هسته‌ای و نیز گستاخی در تعیین بُرد موشک‌های دفاعی و. به دور از کرامت ملّت‌های بزرگ و ریشه دار در تاریخ است.

نهضت استادان و مدرسان ایران اسلامی همچنین از دولت محترم انتظار دارد اکنون که اشتباه تاریخی داوطلبانگی سخاوتمندانه‌ی سال ۸۲ مقابل روحیه استکباری اروپا و آمریکا بر همگان آشکار گشت و اینک که رییس محترم جمهور، وزیر محترم خارجه و دیگر ارکان دولت با توجه به نقض عهد‌های مکرر آمریکا و اروپا، خود به روایت گری سرشت تمامیت خواهی و انحصار طلبی و خوی تجاوزکارانه آمریکا و اروپا برای مردم در سخنرانی‌ها و گفتگو‌های رسانه‌ای مبادرت روی آوردند؛ مبادا دوباره برخی شگرد‌های کهنه و نخ نمای انگلیسی ـ آمریکایی مثل ترسانیدن ایران از شورای امنیت و نظایر آن، این دشمنان درمانده از ایستادگی‌های ملی این روز‌ها را به ایجاد خلل در صف آهنین ملت و شکاف در سیاست واحد نظام و کارگزاران وسوسه و تشویق کند؛ پس بر قوای سه گانه فرض است که با اتکاء به قدرت لایزال معنوی ملّت و با عمل به فرامین رهبری حکیم در اجرای قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملّت ایران و توقف پروتکل الحاقی به کاری مشترک با شکلی قرارگاهی و توآم با وحدت و اُخوت مبادرت نمایند.

همچنین گزارش‌های میدانی از آمریکا و اروپا به خصوص اخبار رسانه‌های تخصصی آمریکا همانند فارن افرز و فارن پالیسی و نیز گزارش رییس سابق سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی را از نظر دور نگاه ندارند که این کشور ها‌ی رقیب و دشمن ایران در بغرنج ترین، نامطلوب‌ترین و ضعیف‌ترین وضع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی خویش قرار دارند؛ پس مبادا با دوری از واقع گرایی مومنانه و خردمندانه در باره توانایی رقبا و دشمنان ایران به اشتباه محاسباتی دچار شده و باری دیگر منافع ملی مورد هجوم ""در راه ماندگان غربی"" قرار گیرد!

نهضت استادی ایران اسلامی همچنین از تمامی کارگزاران و مدیران نظام می‌خواهد تا زیر سایه قانون و در اتخاد عمل هوشیارانه نسبت به خط اختلاف افکنی دشمنان ملّت ایران، برخوردی عقلانی کرده و اجازه ندهند با رفتار‌های هیجانی، بستر سوء استفاده بدخواهان ملّت از نقار‌ها و شکاف‌های سیاسی و جناحی در آستانه انتخابات شکوه‌مند پیش روی فراهم آید؛ زیرا همه باید این پیروزی که ملّت بزرگ ایران با به جان خریدن سختی‌ها و رنج‌ها به دست آورده و به خصوص آمریکا و اروپا‌ی مستکبر را به زانو زدن مقابل اقتدار و نجابت و صبر خویش وا داشته، مورد مراقبت و صیانت قرار دهند.

فرزندان دانشگاهی شما ملّت بزرگ ایران از تمامی جریان ها، احزاب، جراید و رسانه‌های مکتوب و مجازی نیز می‌خواهند تا توقف پروتکل الحاقی را یکی از گام‌های مقدماتی، اما تاریخی در رفع بخشی از مشکلات به شمار آورده و ضمن حفظ انسجام و وحدت داخلی از شرطی سازی افکار عمومی داخلی در نسبت مذاکرات خارجی پرهیز نموده و در عوض با تلاش برای اعتلای قدرت درونزای ایران راه‌های پیشرفت کشور را بر اساس ظرفیت‌های ملی به الگوی مورد وفاق تبدیل نمایند.

فرصت را در این گزارش ملی به پیشگاه ایرانیان عنیمت شمرده و به نظام سیاسی واحد آمریکا اعم از جمهوریخواهان و دموکرات‌ها و اروپاییان ریارکار و همدست شان دوباره و قاطعانه می‌گوییم انتقام از آمرین و قاتلین سپهبد اسلام و ایران؛ شهید حاج قاسم سلیمانی ازسوی جمهوری اسلامی ایران و طالبان کرامت انسان‌ها و ملت‌های آزادیخواه، سیاستی قطعی و تغییر ناپذیر است و به زودی دولت‌های تروریست و شرکای آن‌ها تاوان سنگین ترور قهرمان وطن و دانشمندان میهن را پرداخت خواهند کرد باذن الله

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پنجم اسفند ۱۳۹۹

مصادف با اجرای قانون ملّی توقف پروتکل الحاقی


:: بازدید از این مطلب : 996
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 05 اسفند 1399

 چهل و دو سال است پس از انقلاب و تشکیل نظام اسلامی بخشی از دولت اسلامی گرفتار تفکر و بینش غربگرایان است. این تفکر از بازرگان و بنی صدر شروع شد و پس از مدتی که در دهه شصت به صورت اندیشه های زیرین در میان مسئولان پنهان شده بود در دهه هفتاد مجددا خود را نشان داد و از آن زمان تا امروز گرفتاریها و خسارات زیادی برای کشور ایجاد نموده است.

این جریان غرب گرا کاش مسئولیت دوران مدیریت خود در دو قوه ی اصلی کشور یعنی مجریه و مقننه را می پذیرفت اما مشکل آن است که این جریان بدلیل سنخیت های فکری با اندیشه غربی از تقوی هم بهره ی کافی ندارد و نه تنها حاضر به پذیرش مسئولیت خود نیست بلکه طیف وقیح آن تمام مشکلات را به جریان انقلاب و بلکه رهبر انقلاب نسبت می دهد.

این جریان چون از دروغ و فریب ابائی ندارد تمام هزینه هایی را که خود از ابتدا تا کنون برای انقلاب ایجاد نموده است اکنون به نام انقلاب فاکتور نموده است و متاسفانه چون جبهه ی انقلاب دارای راهبرد واحد نبوده و دچار تشتت است لذا قدرت تبیین این امر را ندارد و در نتیجه مجبور به پرداخت این فاکتورهاست.

جریان غرب گرا نسبت به نظامات غربی که اکنون ناکارآمدی آن آشکار شده هنوز خوشبین است. جریان غرب گرا نسبت به سیاستمداران غربی خوشبین است. این جریان غرب گرا آن شرایط ایمانی و اعتقادی لازم را که در بند دوم قانون اساسی بدان تصریح شده ندارد. لذا اساسا در حقیقت این جریان مشروعیتی برای احراز مناصب دولت اسلامی ندارد.و فعلا در این سالیان بر اساس مصلحتها بر سر کار است و الا چنانچه جامعه در سطح بالاتری از بهرمندی از مبانی معرفت اسلامی باشد در عدم صلاحیت این افراد هیچ شبهه ای نیست.

خساراتی که این جریان بر انقلاب و اسلام در این کشور زده است صدام و امریکا وارد نکرده است. حال که بنا است ما از امریکا انتقام سخت بگیریم بنابراین گرفتن انتقام از این جریان به طریق اولی لازم است. اما چگونه؟ این انتقام نه از راههای پر تنش و هزینه آفرین و همراه با احساسات و اعتراضات و چالشهاست. راه این انتقام ،انتخاب است آنهم انتخابی درست. در حقیقت این مردم هستند که با انتخاب صحیح خود که به تعبیر رهبری در کنار مشارکت بالا نور علی نور می آفرینند انتقام سخت خود را از همه ی عقب ماندگیها و تاخیرها در رسیدن به اهداف و جریان مسبب آن خواهند گرفت.

اگر بناست با اخراج امریکا از منطقه از این رژیم جنایکار انتقام سخت خود را بگیریم این ممکن نمی شود الا اینکه قوی شویم. و اگر بخواهیم قوی شویم این نیز ممکن نیست جز با اخراج این جریان فکری و اخلاقی غربگرا از دستگاههای اداره کشور. اخراج جریان غربگرا با رای مردم از حکومت همان انتقام سخت داخلی است. و به این ترتیب انتقام سخت داخلی مقدمه ی واجب آن انتقام سخت خارجی خواهد بود

بدون اخراج عاشقان غرب و فکر غربی و متوهمین نسبت به تمدن غرب و ساده لوحان نسبت به وفای غرب به دنباله روان خود به تعبیر شهید بهشتی در نامه اسفند 59 به امام راحل مشکلات جاری مردم همچنان باقی خواهد ماند و ایجاد یک جامعه نمونه اسلامی ناممکن خواهد بود و اهداف بین المللی انقلاب اسلامی در پیشبرد جبهه مقاومت و سر برآوردن تمدن نوین اسلامی میسر نخواهد بود.

ضمنا باید مراقب نمونه های جهش یافته ی این ویروس مرموز در میان انقلابیون نیز بود. در دهه شصت پس از یک خونریزی شدید از انقلابیون توسط  شاخه نظامی این جریان غربگرا و پاکسازی موقت حاکمیت از این ویروس متاسفانه بر اثر عدم مراقبتهای لازم نوع دیگری از این ویروس در میان برخی انقلابیون پدید آمد تا آنجا که از دهه هفتاد تا امروز مشاهده می کنیم همانها که با لیبرالهای اول انقلاب مبارزه کردند خود به این ویروس مبتلا شده، مردم را دلخسته کردند و انقلاب را از سرعت انداختند و برای کشور هزینه ها ایجاد نمودند.

انتقام سخت داخلی مقدمه انتقام سخت خارجی است. روش مبارزه نیز تبیین این حقایق روشن برای مردم در فضایی آرام است.


:: بازدید از این مطلب : 700
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 01 اسفند 1399

محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر نمی خواهی به معیار ها و استاندارد ها پایبند باشی، حتما آنها را جا به جا کن و تغییر بده! تنها معیار ثابت، خود تویی!هیچ معیار و استاندارد ثابت دیگری وجود ندارد!

تو می توانی به ماجرای کربلا یا صلح امام حسن (ع)، و یا تعریف دوست و دشمن، از همین زاویه "اقتضای غرض"نگاه کنی!

می توانی منتقدان را بزدل و بی سواد و عصر حجری ببینی؛ و اوباما و کری و بایدن را، آقا و وفادار و مودب! این، تحریف نیست؛ نامش را نگاه مدرن و قرائت تازه بگذار! یا هر نام دیگری که دوست داری.

معیار تویی، باقی بهانه است! انسان مدرن، خود را در چهارچوب اخلاقیات و موازین مقید نمی کند؛ بلکه هر کار که کرد، همان معیار است. تیرش به هر جا خورد، همان هدف است و او، زیرک ترین تیرانداز!


:: بازدید از این مطلب : 738
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 01 اسفند 1399
 
 
انتشار فیلمی از حاشیه راهپیمایی 22 بهمن اصفهان در فضای مجازی تبدیل به حاشیه‌ای پررنگ‌تر از متن شد. گروه محدودی موتورسوار در اقدامی غیرقابل قبول پس از آنکه بلندگوی تظاهرات شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌داد، به جای تکرار این شعار، شعاری توهین‌آمیز را خطاب به رئیس‌جمهور تکرار می‌کردند. از نخستین ساعات انتشار این ویدئو در فضای مجازی می‌شد واکنش دولتی‌ها و رسانه‌های‌شان را پیش‌بینی کرد. آنها همان‌طور که انتظار می‌رفت حرکت این گروه محدود را به عنوان نشانی از هجمه به رای مردم تعریف کردند و تا جایی پیش رفتند که مصطفی تاجزاده، عنصر بدنام فتنه 88 با انتشار توئیتی، گروه مذکور را «دواعش وطنی» توصیف کرد. 
پس از موضع تاجزاده، چهره‌های دولتی نیز یکایک وارد عمل شدند و از لزوم اشد برخورد با موتورسواران سخن گفتند. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری طی نامه‌ای به رئیس دستگاه قضا نوشت: «از آنجا که پیشگیری از اینگونه اعمال مجرمانه در سایه اجرای قانون میسر است و اینگونه رفتارهای مجرمانه در روز روشن نسبت به منتخب ملت ریشه در تعلیق تبعیض‌آمیز اجرای مجازات در موارد مشابهی داشته است، خواهشمند است با دستور اقدام و پیگیری قاطع موضوع، زمینه اشاعه مفاسد اجتماعی و سیاسی آن و سوءاستفاده مخالفان ایران اسلامی و نظام مرتفع گردد». لعیا جنیدی، معاون حقوقی رئیس‌جمهور نیز در گفت‌وگو با ایرنا خواسته جهانگیری را تکرار کرد و گفت: «درباره ابعاد حقوقی، باید توجه داشت که رفتارهای مورد ارتکاب براساس مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی از جمله مواد ۶۰۸، ۶۰۹ و ۶۱۸ جرم و درخور مجازاتند. مطابق این مواد و با توجه به نوع رفتار شکل گرفته از سوی آن افراد، جرم‌های توهین، تهدید و هیاهو و اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی به وقوع پیوسته که شماری از آنها نیازمند شکایت و شماری دیگر به موجب قوانین کیفری گذشت‌ناپذیر و دارای جنبه غالب عمومی است». محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور هم در ادامه مطالبه محاکمه موتورسواران گفت: «همه باید بدانیم که اگر با عاملان این اقدام کاملا سازمان‌یافته برخورد قانونی نشود و با عناوین ناموجهی همچون «خودسر» به آنها آزادی عمل داده شود، تبعات اقدامات اینچنینی در آینده، غیرقابل کنترل خواهد بود».
با این حال همه‌ چیز به واکنش چهره‌های دولتی محدود نماند؛ چهره‌های سیاسی حامی دولت با دستاویز قرار دادن حرکت تعدادی از موتورسواران در راهپیمایی 22 بهمن اصفهان، این حادثه را نمادی از تفکر منتقدان دولت دانستند. رسانه‌های اصلاح‌طلب هم در خطی هماهنگ با مانور روی کلیدواژه «توهین به جمهوریت» سعی کردند این اقدام ساختارشکنانه را تبدیل به بهانه‌ای برای دفاع از دولت و مظلوم توصیف کردن آن کنند. روزنامه «ایران» ارگان رسمی دولت در حالی از تیتر «اهانت به جمهور» استفاده کرد که روزنامه «سازندگی» ارگان رسمی حزب کارگزاران سازندگی نیز در تیتری مشابه «هتاکی به جمهوریت» را در صفحه اول خود کار کرد. روزنامه «اعتماد» در گزارشی با تیتر «برخورد با حاملان پیام مرگ» نوشت: «قطعا به عملکرد حسن روحانی در قامت رئیس‌جمهوری نیز انتقادهای جدی از جمله ایستادگی نکردن در مقابل همین گروه وارد است اما به نظر می‌رسد هم شعارهای توهین‌آمیز سر دادن به رویه‌ای مرسوم تبدیل شده و هم عده‌ای استفاده از این رویه را حق قانونی و شهروندی خود تلقی می‌کنند». باقی رسانه‌های اصلاح‌طلب هم در خطی مشابه با روزنامه‌های مذکور تلاش کردند با مانور روی گزاره تعرض به جمهوریت، دولت را قربانی هتاکی منتقدانش نشان دهند و با تعمیم دادن الگوی یک گروه کوچک به جبهه منتقدان دولت، آنها را در جایگاه متهم قرار دهند. 
 
* هتاکی خوب؛ هتاکی بد!
یقینا اتفاق صورت‌گرفته در اصفهان به هیچ‌وجه قابل دفاع نیست، اصل توهین چه به مقامات و مسؤولان نظام و چه در مواجهه با افراد و اقشار مختلف امری مذموم است. فارغ از منطق اخلاقی این مساله که به آن اشاره شد، رفتارهایی از این سنخ همواره منتج به نتایجی واضح شده است و با قرار دادن مسؤول یا نهاد مورد نظر در جایگاه مظلوم، فرصتی را ایجاد کرده تا مقامات مورد نظر به جای پاسخگویی به مطالبات مردم در جایگاه طلبکار حاضر شوند و بیشترین بهره را از این رفتارهای نابهنجار ببرند. از همین رو رهبر حکیم انقلاب نیز بارها در سال‌های اخیر یادآور این مساله شده‌اند و با تذکر به اقشار و گروه‌های مختلف درصدد آن برآمده‌اند تا فضای نقد و نقادی وارد حیطه تندروی، هتاکی و... نشود. 
با این حال، آنچه در حادثه اخیر مورد پرسش است، جایگاهی است که دولتمردان برای خود تعریف کرده‌اند. مقامات دولتی و رسانه‌های نزدیک به دولت در شرایطی جلودار اخلاق سیاسی شده‌اند که فارغ از هتاکی‌های جریانات رسانه‌ای‌شان که بارها تا توهین به مقدسات نیز پیش رفته است، تجربه دولت حاضر گواه بر آن می‌دهد که در 7 سال گذشته دولتمردان و حامیان‌شان رکورددار توهین و هتاکی به منتقدان‌شان هستند. نیاز چندانی به یادآوری ندارد تا مردم لیست توهین‌هایی را که رئیس‌جمهور و دولتمردانش خطاب به منتقدان‌شان به زبان آورده‌اند به یاد بیاورند. بی‌سواد، بی‌شناسنامه، بزدل، ترسو، افراطی، کاسب تحریم، بی‌عقل، تازه به دوران رسیده، همنوا با اسرائیل و... تنها بخش کوچکی از سیاهه توهین‌هایی است که از سمت پاستور به سمت منتقدان دولت حواله شده است؛ توهین‌هایی که اگر یکی از آنها توسط چهره‌های جریان انقلابی و اصولگرا خطاب به اصلاح‌طلبان گفته می‌شد تا ماه‌ها باید به انتظار سلسله درس‌های اخلاق دولتی‌ها می‌نشستیم. به عبارت دیگر، ضمن محکوم کردن رفتار گروهی معدود در اصفهان، نباید اجازه داد دولت رکورددار توهین به منتقدان، خود را مظلوم و قربانی هتاکی جا بیندازد. اگر جریانی بخواهد از بدزبانی و نابهنجاری در فضای سیاسی کشور گلایه کند، یقینا دولت باید در انتهای این صف بایستد. مضاف بر این تجربه سال‌های سیاه مطبوعات در دوران حکمرانی اصلاح‌طلبان در دهه70 که مملو از توهین به مقدسات مردم بوده است، نشان از میزان پایبندی این جریان به اخلاق و ادب در مواجهه با مخالفان و منتقدان خود دارد. 
 
* معارضان به جمهوریت چه کسانی هستند؟
فارغ از هتاکی جبهه غرب‌گرایان و اصلاح‌طلبان در مواجهه با منتقدان، بررسی اجمالی الگوی رفتار سیاسی این جریان حکایت از نبود کوچک‌ترین تعهدی به جمهوریت و ساختارهای قانونی کشور دارد. جریانی که این روزها مدعی تعرض به جمهوریت به بهانه حرکت خودسرانه‌ای در جریان یک راهپیمایی است، سابقه ننگین فتنه 88 و صف‌آرایی کامل در برابر آرای مردم را در کارنامه خود دارد. اصلاح‌طلبان پس از آنکه دهه 80 را در کمال ناباوری با شکست به رقبای خود آغاز کردند، شاهد سلسله شکست‌هایی بودند که مبدأ تمام آنها صندوق رای و آرای عمومی مردم بود. جریانی که همواره رقبای خود را به اقتدارگرایی محکوم می‌کرد میدان‌های انتخابات را یکی پس از دیگری به رقبای خود واگذار کرد تا جایی که انتخابات سال 88 را به عنوان مرحله مرگ و زندگی برای خود تعریف کرد؛ آنها با تمام قوا به میدان رقابت پا نهادند اما در نهایت امر در انتخاباتی که با مشارکتی بی‌سابقه همراه بود، به رقیب خود باختند. 
مواجهه اصلاح‌طلبان با این شکست نشانی کامل از یک کودتا در مصاف با آرای عمومی مردم داشت، اعلام پیروزی پیش از پایان رای‌گیری، طرح دروغ تقلب با ادله متقن(!) داماد لرستان، دعوت هواداران به حضور و آشوب خیابانی و فریاد «مرگ» سر دادن برای رقیب انتخاباتی، عدم پذیرش پیشنهاد نهادهای نظارتی برای بررسی شکایات در چارچوب قانون، چراغ سبز نشان دادن به گروه‌های ضدانقلاب برای ادامه هنجارشکنی‌ها و تعرض به مبانی و اصول انقلاب و حتی عدم عذرخواهی پس از اقرار به افسانه بودن تقلب انتخاباتی شعار علیه اصل ولایت فقیه، حرمت شکنی روز عاشورا و...، همه و همه نشان از بزرگ‌ترین تعارض با جمهوریت و ساختارها و جایگاه‌های قانونی در سال‌های پس از انقلاب دارد. اصلاح‌طلبانی که سال 88 تمام اهتمام خود را بر مشروعیت‌زدایی از نهاد انتخابات و جمهوریت نظام گذاشته بودند، 4 سال بعد در همان چارچوبی که آن را بی‌اعتبار می‌خواندند حائز اکثریت آرا شده و پاستور را فتح کردند. اما همین پیروزی نیز باعث نشد آنها از گذشته سیاسی خود و ضرباتی که به جمهوریت نظام و انسجام اجتماعی کشور زدند عذرخواهی کنند. عمده چهره‌هایی که جلودار فتنه 88 بودند سال92 سمت‌های بالایی در دولت روحانی کسب کردند و بسیاری از آنها امروز در جایگاه وزیر، سخنگو و معاون رئیس‌جمهور قرار دارند. بازخوانی تفصیلی ضربات هدفمندی که این جریان به جمهوریت نظام وارد کردند خارج از حوصله این متن است، با این حال یادآوری سرفصل‌های فتنه 88 بخوبی روشن می‌کند چه جریانی بیشترین دشمنی را با جمهوریت داشته و هتاکی را به عنوان الگوی رفتار سیاسی خود انتخاب کرده است. شعارهای جریان فتنه در کف خیابان‌های پایتخت در سال88 و عملیات بی‌سابقه رسانه‌ای برای هتاکی به منتخب مردم در انتخابات مذکور، به گونه‌ای که در رسانه‌های خود عکس وی را با «سُم» منتشر کردند؛ یا حتی در دوره اول ریاست جمهوری‌اش در مقابل او عکسش را آتش زدند؛ شایستگی ایستادن در جایگاه منتقدان هتاکی را از این جریان می‌گیرد. به بیان ساده‌تر اگر بنا بر آن باشد که با جریان هتاک سیاسی و معارضان به جمهوریت برخوردی شود، اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران 88 به عنوان متهمان ردیف اول باید در دادگاه افکار عمومی پاسخگو باشند. اصلاح‌طلبان این روزها در حالی تومار محاکمه یک جریان هنجارشکن در حاشیه راهپیمایی 22 بهمن اصفهان را امضا می‌کنند که از پیاده‌نظام‌های فتنه 88 که فراتر از چند مقام مسؤول، به مقدسات دینی مردم نیز هتاکی کردند، به نیکی یاد می‌کنند. فتنه‌گرانی که بی‌هیچ ابایی در کف خیابان‌های شهر به عزاداران امام حسین(ع)، بنیان‌گذار انقلاب و اصل ولایت فقیه هتاکی می‌کردند و آن را نشانی از «مردم خداجو» می‌خواندند بهتر است اگر عذرخواهی نمی‌کنند لااقل در چنین مواردی سکوت پیشه کنند. 

:: بازدید از این مطلب : 910
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 28 بهمن 1399

 

یکی از وعده‌های آقای روحانی در مقطع انتخابات، توجه ویژه به شایسته‌سالاری بوده است. برای نمونه وی گفته بود: «اداره کشور باید علمی باشد، باید حکمرانی شایسته باشد و از نخبگان استفاده شود، باید با شفافیت با مردم حرف زد، باید آمارها دقیق باشد تا ما بتوانیم از پیچ تاریخی به خوبی عبور کنیم و بتوانیم حماسه‌ سیاسی و اقتصادی را بیافرینیم».

روحانی در اظهارنظری دیگر گفته بود: «مردم می‌خواهند دولت پناه آنها باشد و شایسته‌سالاری در کشور حاکم بشود ما برای پاسخگویی به مطالبات مردم برنامه تدبیر و امید را تدوین کرده‌ایم».

 

قضاوت با خوانندگان گرامی.


:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 24 بهمن 1399

هر انقلابی در گذر عمر خود با رویش ها و ریزش ها مواجه خواهد بود.انقلاب اسلامی نیز از قاعده ریزش ها و رویش ها مستثنی نیست. این انقلاب در چهار دهه ای که از عمرش سپری شده، ریزش ها و رویش های فراوانی را به خود دیده است. در صدر اسلام نیز چنین پدیده هایی وجود داشته است. در گذر زمان هوس ها، آرزوها،هواهای نفسانی در پی شکار انسان است. واقعا وقتی انسان در چنبره، پست و مقام، مال و منال، راحت طلبی ها قرار می گیرد، وسوسه ها بر گذشته درخشان او پیروز می شود و دل کندن از آنها برایش مشکل می شود. رهبر عظیم القدر انقلاب اسلامی نیز در این باره بیانات مهم و مکرری داشته و در موارد متعدد به مسأله ریزش ها و رویش ها اشاره کرده‌اند.

«بعضی از عناصر انقلابی از راه برگشتند؛ انقلاب ریزش داشته است، دلِ کسانی بسته‌ی به دنیا شد. صدر اسلام هم همین‌جور بود؛ در صدر اسلام هم یک عدّه انقلابیّونِ اوّلِ کار، بعد شدند دنیادارانِ اواسط و اواخر عمر. بله، این هست؛ امّا در کنار این ریزش، چند برابر، ما رویش داریم؛ رویش انقلاب؛ معجزه‌ی انقلاب این است. بعد از چهل سال شما می‌بینید جوان مؤمن مسلمان که نه امام را دیده است، نه انقلاب را دیده است، نه دوران دفاع مقدّس را دیده است، نه آن حماسه‌ها را از نزدیک دیده، امّا امروز با روحیه‌ی انقلابی، مثل همان جوانِ اوّلِ انقلاب -مثل همّت و خرّازی و بزرگانی از این قبیل- میرود وسط میدان و با علاقه، با احساس مسئولیّت، با شجاعت تمام در مقابل دشمن می‌ایستد. اینکه من میگویم جوانهای مؤمنِ امروز، از لحاظ انگیزه از جوان اوّل انقلاب اگر جلوتر نباشند عقب‌تر نیستند، یعنی این. اینها رویشهای انقلابند. این معجزه‌ی انقلاب است، این معجزه‌ی نظام جمهوری اسلامی است که میتواند همان روحیه‌های پُرتلاش و قوی و فولادین را بازآفرینی کند به شکل همین شهدای امروز شما.» (  بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا ۱۳۹۷/۰۹/۲۱ )

در بیانات دیگر آقا در باره رویش ها و ریزش ها می فرماید:«مسئله‌ى رویشهاى‌نوبه‌نو در نظام جمهورى اسلامى، یکى از اساسى‌ترین و مهم‌ترین مسائل است. اگر هر انقلابى و هر حرکت و نهضتى در عالم، رویشهاى نوین و پى‌درپى نداشته باشد، محکوم به زوال و فنا است. جمهورى اسلامى در طول این ۳۵ سال توانسته است در هر برهه‌اى از خود جلوه‌اى نو و متناسب با نیاز، بُروز بدهد. افرادى نگران ریزشها بودند؛ گفته شد رویشها بر ریزشها غلبه خواهند کرد؛ و همین شد. آنچه مهم است این است که نگاه نسل نو و همه‌ى کسانى که نیروى جوانى را در خدمت به اهداف و آرمانهاى بلند میخواهند، باید به آینده‌هاى روشن و دور باشد - فقط جلوى پاى خودمان را نبینیم - آینده‌ى دور، ایجاد تمدن اسلامى است؛ تمدن نوین، متناسب با نیازها و ظرفیتهاى امروز بشریتى که از حوادث گوناگون قرنهاى اخیر زخم خورده است، مجروح است، غمگین است و نسلهاى جوان آن دچار یأس و نومیدى و افسردگى‌اند. اسلام میتواند این نسلها را به آفاق جدیدى برساند، دلهاى آنها را شاد کند و آنها را آن‌چنان‌که متناسب و شایسته‌ى کرامت انسان است، کرامت ببخشد؛ تمدن نوین اسلامى یعنى این. و شما هسته‌هاى مهم و اساسى و اصلى در ایجاد این تمدنید. آینده متعلق به شما است. سازندگان آینده‌ى کشور و آینده‌ى این تمدن و در واقع آینده‌ى جهان، شما جوانهاى امروزید. بخشى از مجموعه‌ى روبه‌رشد رویشها در نظام جمهورى اسلامى در این بخش یعنى در دانشگاه امام‌حسین تحقق پیدا میکند. در هرجا هستید؛ چه آنهایى که در این دانشگاهند، و چه همه‌ى جوانها در هر نقطه‌اى از کشور که احساس تعهد میکنند، میتوانند نقش‌آفرین باشند.»(  بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام ۱۳۹۳/۰۲/۳۱)


:: بازدید از این مطلب : 2480
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 21 بهمن 1399
 
 
اینکه فائزه هاشمی، دختر مرحوم اکبر هاشمی‌رفسنجانی در سالگرد درگذشت پدرش، روز روشن اعلام می‌کند دوست داشته است دونالد ترامپ پیروز انتخابات 2020 می‌بود تا فشار بر ایران را ادامه می‌داد و باعث عقب‌نشینی ایران در مقابل زیاده‌خواهی‌های دولت آمریکا می‌شد، یک ترجمان دقیق و شفاف از مفهوم «بی‌وطنی» است. آنچه جعلق‌هایی مثل معصومه علی‌نژاد و امیرعباس فخرآور و عقب‌مانده‌های ریزه‌خوار پسمانده پهلوی در توجیه حمایت‌شان از ترامپ می‌گفتند نیز همین است که فائزه رفسنجانی گفت؛ فشار از سوی آمریکا، تشدید تحریم‌های ظالمانه و غیرانسانی و محنت مردم ایران. 
اظهارات دختر مرحوم رفسنجانی اگر چه بوی بد یک تفکر بی‌وطن را پراکنده می‌کند اما اگر قرار باشد کمی متفاوت‌تر به موضوع نگاه کنیم، شاید نه‌ تنها او را شماتت نکنیم، بلکه به واسطه صراحت و صداقتش در بیان دیدگاه ضد ملی‌اش که فاش‌کننده ماهیت یک جریان بانفوذ در کشور است، کمی مواضعش را به دیده اغماض بنگریم. 
فائزه هاشمی از اعضای هیات مؤسس و از اعضای شورای مرکزی حزب دولت‌ساخته مرحوم رفسنجانی یعنی حزب کارگزاران سازندگی است؛ حزبی که یکی از اصلی‌ترین حامیان و روی کار آورندگان دولت حسن روحانی است.
این جریان سیاسی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 با شعار رفع تحریم‌ها بر سر کار آمد. به عبارتی تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه مردم ایران، نردبان پیروزی کاندیدای این جریان یعنی حسن روحانی شد و طی 8 سال گذشته تنها مانور این دولت نیز روی همین موضوع تحریم‌ها و مذاکرات با کشورهای اروپایی و آمریکا درباره همین تحریم‌ها بوده است. 
این موضع یعنی تمایل دولت برساخته این جریان برای مذاکره با آمریکا درباره تحریم‌ها، البته محدود به دولت اوباما نشد، چرا که با روی کار آمدن دولت ترامپ نیز این جریان این بار خواستار مذاکره با ترامپ شد. با وجود خروج ترامپ از برجام، دولت روحانی و جریان سیاسی حامی او، نه تنها از برجام خارج نشد، بلکه این بار تمام تلاش خود را برای مذاکره با ترامپ به کار بست. حتی در برهه‌ای که ترامپ از برجام خارج شده بود و شدیدترین تحریم‌ها را علیه مردم ایران اعمال کرد، عده‌ای از سرشناس‌ترین چهره‌های این جریان طی نامه‌ای سرگشاده خواستار عقب‌نشینی ایران از مواضع خود، کوتاه آمدن در مقابل ترامپ و انجام مذاکره با او شدند. ماجرای عبرت‌آموز فرستاده ژاپنی ترامپ به ایران و ولع این جریان برای ابراز ارادت به آبه شینزو تا سال‌ها در اذهان باقی خواهد ماند. 
بنابراین این جریان نماد و نمودی از مطالبه مذاکره با آمریکا است. با این حال آنچه در توجیه این تمایل و مطالبه خود مطرح می‌کردند این بود که برای رفع تحریم‌ها و بهبود وضعیت معیشتی تن به این خواری و ذلت می‌دهند. 
اکنون اما اظهارات فائزه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی که از مطلعان این جریان به حساب می‌آید، نشان می‌دهد ماجرا و ماهیت تمایل این جریان سیاسی برای مذاکره با ترامپ، اساسا موضوع رفع تحریم و معیشت مردم نبوده است، بلکه آنان به تحریم و فشار خارجی به عنوان اهرمی برای تغییر سیاست‌های جمهوری اسلامی نگاه کرده و می‌کنند. اظهارات فائزه رفسنجانی دقیقا همین موضوع را می‌گوید. او در این باره گفته است: «من یک جایی قبلا هم گفته بودم که برای ایران دوست داشتم آقای ترامپ انتخاب شود ولی اگر یک آمریکایی بودم به آقای ترامپ رای نمی‌دادم». فائزه هاشمی در پاسخ به خبرنگار که از وی درباره چرایی تحلیلش مبنی بر بهتر بودن انتخاب ترامپ برای ایران سوال پرسید نیز گفت: «به خاطر همین فشارهایی که می‌آورد، بالاخره شاید یک تغییر سیاستی اتفاق بیفتد. مردم هر چه تلاش می‌کنند اصلاحات انجام بگیرد «مرغ یک پا دارد» و هیچ خبری نمی‌شود و برعکس مردم سرکوب می‌شوند، شاید اگر فشارهای آقای ترامپ ادامه پیدا می‌کرد، بالاخره ما مجبور می‌شدیم یک تغییر سیاست‌هایی را داشته باشیم. این تغییر سیاست‌ها حتما به نفع مردم می‌توانست اتفاق بیفتد. دموکرات‌ها کمی
شُل و وِل هستند. یعنی با آمدن دموکرات‌ها این موضع خطای ما بیشتر تقویت می‌شود، امیدوارم نشود ولی چنین چشم‌اندازی دارد!»
این اظهارات به واضح‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد در واقع بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان و حامیان دولت، متمایل به پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا بوده‌اند، چرا که پیروزی ترامپ را به منزله تداوم فشار بر مردم ایران می‌دانستند و از همین رو تصور می‌کردند با تشدید فشارها بر مردم ایران، می‌توانند جمهوری اسلامی را وادار به تغییر سیاست‌های خود در حوزه‌های سیاسی کنند. یعنی دقیقا همان مطالبه‌ای که جریان برانداز دست‌ساز پمپئو طی سال‌های اخیر مطرح کرده است. 
اظهارات فائزه رفسنجانی یک بعد دیگر نیز دارد و آن این است که حالا دلایل حمایت بی‌چون و چرای این جماعت از برجام مشخص می‌شود. این جریان سیاسی، برجام را به عنوان یک اهرم فشار بر ایران برای گرفتن امتیازات سیاسی به سود جریان خود تلقی کرده بود. به عبارتی اگر چه این توافق یک خسارت محض برای مردم ایران بود و باعث تشدید فشارهای اقتصادی و معیشتی بر گرده مردم شد اما به واسطه اینکه موضع آمریکا را علیه ایران تقویت کرده است، مطلوب این جریان بود. بر همین اساس، خروج ترامپ از این توافق و ورود آمریکا به کریدور تشدید فشارها بر ایران نیز مورد پسند این جریان قرار گرفت و از همین رو این بار نیز به بهانه رفع تحریم‌ها، بر طبل مذاکره با ترامپ می‌کوبیدند. 
البته قطعا این جریان تداوم سیاست تحریم ایران توسط دولت جدید آمریکا را نیز فضای مطلوب خود می‌داند اما آنگونه که فائزه رفسنجانی گفت، ترامپ برای اینها گزینه مطلوب‌تری بود، چرا که همانند یک دیوانه هر اقدامی در راستای فشار همه‌جانبه بر مردم ایران انجام می‌داد. 
فائزه هاشمی درست در روزهایی که ترامپ در حال افتادن در زباله‌دان تاریخ است، دم خود و جریان اصلاح‌طلب را به ترامپ گره زد تا در ایران بیشتر از قبل ماهیت او و اطرافیان پدرش و جریان اصلاح‌طلبی برای مردم فاش شود. 

:: بازدید از این مطلب : 587
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 بهمن 1399

این رگ گردن برآمده در ماجرای "دختر مظلوم وزیر" کجا بود؟!

اسحاق جهانگیری معاون اول اصلاح‌طلب رئیس جمهور روحانی،‌ اخیرا در مراسم اختتامیه جشنواره ملی زن و علم طی سخنانی با اشاره به بحث خرید واکسن در جامعه، گفته است: دولت مکلف است در شرایط تحریم مهمترین تلاش و تمرکز خود را برای رفع دغدغه مردم بگذارد و به مردم اطمینان دهد سلامت دغدغه اصلی نظام و دولت است.

او همچنین تصریح می‌کند: حتماً مردم مطمئن باشند که وزارت بهداشت دستورالعمل‌های شفافی تدوین و اعلام خواهد کرد و و احدی خارج از آن دستورالعمل‌ها نمی‌تواند به واکسن دسترسی پیدا کند. هیچ مقام دولتی و خانواده مقام دولتی حق ندارد خارج از آن دستورالعمل‌ها به واکسن دسترسی پیدا کند و همه مردم مشابه هم به واکسن دسترسی پیدا خواهند کرد.

 

*این رگ گردن بیرون‌زده‌ی آقای جهانگیری در حفاظت از حقوق مردم و تأکید بر اینکه خانواده مقام دولتی باید مثل همه باشد اما ایکاش در جریان "دختر مظلوم وزیر" و "حقوق‌های نجومی" بیرون می‌زد...

حقیقت اینست که مردم از اینهمه نمایش و عملکردهای واقعی اما ناقص در ستاد دولت خسته‌اند.

این مردم پیش و بیش از آنکه به شنیدن روش تسهیم واکسن در لسان معاون اول احتیاج داشته باشند؛ مایل بودند خبر مخالفت جدی آقایان با حقوق‌های نجومی را بشنوند. مایل بودند که ببینند رئیس‌جمهورشان چطور به مسئولان خاطی و مسئله گرانی تودهنی می‌زند و می‌خواستند تماشا کنند عملکرد ولایی و علوی آقای جهانگیری در مواجهه با خبر تخلفات برادرشان را.

اما به جای آن نظاره‌گر مشتی صحنه تلخ شدند. و مثلا می‌بینند که آقای روحانی هر ماه بر نظارت بر قیمت‌ها و مبارزه با گرانی تأکید می‌کند اما چیزی که در عمل رخ می‌دهد؛ گرانی بیشتر است!

بدیهیست که نوشداروی این دردها را بایستی در "رأی خوب" در انتخابات سال آینده جستجو کرد و مردم اگر به کسی رأی بدهند که پاسخگویی و عملکرد عادلانه نیز در کارنامه او وجود داشته باشد؛ قطعا پخش این سریال‌های تلخ متوقف خواهد شد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 754
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران