منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 11 فروردین 1401

جنگ. کاش وجود نداشت. کاش می‌شد مثل کودکان از خودمان بپرسیم چرا آدم‌ها با همدیگر می‌جنگند؟ چرا مردم به جای خوبی نفرت نصیب هم می‌کنند؟ چرا با هم دعوا می‌کنند؟ اینها سوال‌هایی است که بسیاری از ما در کودکی از خودمان و دیگران می‌پرسیدیم. سوالی که جوابی برایش نداشتیم و نداریم. «ان الانسان کان ظلوما جهولا»؛ به راستی که انسان بسیار ستمکار و نادان بود. دنیایی که قرار بود بر شانه‌های ما بهشتی زیباتر از بهشت عدن باشد، تبدیل به مخروبه‌ای شده است که حتی یک روز بدون جنگ، کشتار، خون‌ریزی و ظلم ندارد. بعضی محققان می‌گویند کره زمین در قرن بیست و یک تنها سه هفته بدون جنگ داشته است؛ یعنی نزدیک به صفر!

تقریباً از ۱۵۰ سال پیش بود که با قدرت گرفتن انگلیس، وقوع انقلاب صنعتی و رقابت کشورهای متجاوز غربی برای استعمار بیشتر کشورهای ضعیف، جنگ‌ها شکلی ترسناک‌تر و کشنده‌تر به خود گرفتند. پیشرفت در ساخت سلاح‌های کشتار جمعی و ورود درگیری‌ها به عصر بمب و موشک و سلاح‌های هسته‌ای و شیمیایی و… جنگ‌های قرن ۲۱ را از همیشه تاریخ کشنده‌تر و خونین‌تر کرد. قرن ۲۱ قرنی بود که با یک بمب می‌شد جمعیتی ده‌ها هزار نفره را در یک آن تبدیل به خاکستر کرد؛ مثال آن استفاده آمریکا از بمب‌های هسته‌ای در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی است که جمعیتی بالغ بر ۲۰۰ هزار نفر در یک لحظه کشته شدند. با ساخت سلاح‌های جدید که با نیت کشتار بیشتر و استعمار بیشتر و ظلم بیشتر روز به روز پیشرفته‌تر شدند، می‌توان جنگ‌های قرنی که گذشت را خونین‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین جنگ‌های تاریخ دانست.

جنایات جنگی عساکر آسترالیایی - کاریکاتور/ سکوت مرگبار مجامع جهانی در برابر جنایات جنگی عساکر آسترالیایی

در این گزارش نگاهی مختصر به پنج تا از کشنده‌ترین، بزرگ‌ترین، طولانی‌ترین و مهم‌ترین جنگ‌های قرن چهارده هجری خورشیدی می‌پردازیم

 

جنگ جهانی دوم

این جنگ جنگی فراگیر بین کشورهای دنیا بود که اول سپتامبر ۱۹۳۹ شروع شد و تا دوم سپتامبر ۱۹۴۵ طول کشید. البته درگیری‌های مرتبط با این جنگ از چند سال پیش از آن آغاز شده بودند. این جنگ بسیاری از کشورهای جهان از جمله تمامی ابرقدرت‌های روز را درگیر خود کرد تا جایی که دو دسته از کشورهای مختلف با تشکیل اتحادهای نظامی به نام‌های متّحدین و متّفقین در مقابل یکدیگر صف‌آرایی کردند. این جنگ گسترده‌ترین جنگ جهانی تاریخ بشر بود که در آن بیش از ۱۰۰ میلیون نفر از سی کشور مختلف به صورت مستقیم در آن جنگیدند. در این جنگ از متفقین ۶۱ میلیون کشته شدند که ۴۵ میلیون از آنها غیرنظامی بودند و از متحدین ۱۲ میلیون کشته شدند که ۴ میلیون از آنها غیرنظامی بودند. جنگ جهانی دوم به تنهایی سیاه‌ترین اتفاقات جنگی تاریخ را رقم زده است. در این جنگ جدا از تعداد کشتگان و احمقانه بودن خود جنگ، جنایات ضدبشری فراوانی توسط هردو سوی جنگ انجام شد که انسان از خواندن آنها به انسانیت خودش شک می‌کند. برای آشنایی با گوشه‌ای از این جنایت‌ها «واحد ۷۳۱» ژاپن و نیز سرنوشت و زندگی «یوزف منگله» دکتر ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم را مطالعه و بررسی کنید.

ضمناً، خوب است بدانیم که ایران در این جنگ از همان آغاز اعلام بی طرفی کرد، اما متفقین به بهانه حضور کارشناسان آلمانی در کشور ما، ایران را اشغال کردند.

 

جنگ شبه جزیره کره

این جنگ بین سال‌های ۱۹۵۰ الی ۱۹۵۳ اتفاق افتاد. این جنگ نتیجه تقسیم کره پس از جنگ جهانی دوم بود که میان جمهوری کره تحت حمایت آمریکا و جمهوری دموکراتیک خلق کره تحت حمایت شوروی درگرفت. در این جنگ ۱.۵ الی ۱.۷ میلیون نفر کشته و در مجموع ۳.۵ میلیون نفر کشته و زخمی به همراه داشت.

 

جنگ آمریکا و ویتنام

این جنگ که از نوامبر ۱۹۵۵ الی آوریل ۱۹۷۵ در جریان بود طولانی‌ترین جنگ قرن اخیر به حساب می‌آید. مجموع کشته‌های آمریکا ۴۰۰ هزار سرباز با بیش از یک میلیون و ۳۴۰ هزار زخمی و مجموع کشته‌های ویتنام نزدیک به یک میلیون با ۶۵۰ هزار زخمی برآورد شده است. این جنگ که با شکست آمریکا به پایان رسید، هیمنه آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم را شکست و این کشور را تا مرز فروپاشی و تغییر حکومت پیش برد. نظریه دومینو اصلی‌ترین دلیل حمله آمریکا به ویتنام بود. طبق نظریه دومینو اگر در یک کشور آسیای جنوب شرقی کمونیسم به پیروزی برسد، بسیاری از کشورهای دیگر از آن پیروی خواهند کرد. جالب است بدانید که بعضی پژوهشگران و مراکز اطلاعاتی و جاسوسی مثل سی‌آی‌ای انگلستان کودتا علیه دولت مصدق را متأثر از نظریه دومینو می‌دانند. آنها معتقدند نزدیک بودن محمد مصدق به حزب توده و عملکرد ضعیف او در مقابل گسترش کمونیسم در ایران، آمریکا را متقاعد کرد علیه دولت ملی او کودتا کرده و با روی کار آوردن محمدرضاشاه از گسترش کمونیسم در ایران جلوگیری کند.

 

جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

دیگر جنگ بزرگ و طولانی این قرن جنگ ایران و عراق بود که توسط صدام و عراق شروع شد و هشت سال طول کشید. ایران که با وقوع انقلاب اسلامی هویت و استقلال و عزت خود را بازیافته بود، مثل خاری در چشم آمریکا و کشورهای غربی بود که در قرن‌های اخیر همواره تکه‌ای از خاک و ثروت و دارایی مردم ایران را کنده و با خود برده بودند. به همین دلیل چه کاری بهتر از تحریک صدام برای یک جنگ خانمان‌سوز علیه ایران اسلامی؟ با وجود حمایت همه کشورهای غربی از صدام در طول جنگ، خوشبختانه حتی یک وجب از خاک ایران به دست دشمن نیفتاد و این جنگ تحمیلی با پیروزی ایران به پایان رسید.

بنا بر آمار غیررسمی نزدیک به ۵۰۰ هزار نفر جان خود را در این جنگ از دست دادند. نزدیک به ۲۰۰ هزار شهید و حدود ۷۰۰ هزار جانباز در این جنگ برای عزت ایران جنگیدند و از دست درازی عراق و کشورهای غربی به خاک و هویت و استقلال ایران جلوگیری کردند. روح‌شان شاد این قهرمانان همیشگی مردم ایران.

 

جنگ آمریکا با تروریسم خودساخته

جنگی که آمریکایی‌ها از سال ۲۰۰۱ و حتی پیشتر با آنچه که به اصطلاح خود آنها علیه تروریسم خوانده می‌شود، نیز از جمله رهاوردهای دنیای مدرن برای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بود که آمار دقیقی از آن نیست. اگر کشته‌های نظامی و غیرنظامی ناشی از حملات آمریکا را در کنار کشته‌های گروه‌های تروریستی همچون القاعده، داعش، النصره بگذاریم شمار قابل توجهی از انسان‌ها در این مناقشات جان خود را از دست داده‌اند.

بطور کلی طبق تحقیقی که اواخر سال ۲۰۱۵ در گلوبال ریسرچ منتشر شد، ایالات متحده از بعد از جنگ جهانی دوم حداقل در کشتار ۲۰ میلیون انسان در جهان نقش‌آفرینی مستقیم کرده است. این آمار بدون لحاظ کردن شمار تلفات سنگینی است که در سوریه، یمن، لبنان و لیبی در سال‌های اخیر اتفاق افتاده است. از ۱۹۴ کشور دنیا، ۱۳۶ کشور جمعیتی زیر ۲۰ میلیون نفر دارند. یعنی اگر آمریکا می‌خواست تمام توان خود را روی یک کشور متمرکز کند، سه چهارم کشورهای دنیا مستعد این بودند که آمریکا با خوی انسان دوستانه (!) خود آن کشور را کان‌لم‌یکن کند. همچنین اگر مجموع جمعیت کشورها را در نظر بگیریم، نتیجتاً ایالات متحده رأساً به اندازه مجموع کل جمعیت ۴۵ کشور دنیا آدم کشته است و می‌توان در اکثر جنگ‌های یکی دو قرن اخیر دست خون‌آلود حاکمان و ارتش این کشور را دید.

 

دور نمای عروس هزار چهره غرب

چطور نقاب از چهره جنتلمن ها کنار زده شد!؟

چشم آبی داریم تا چشم آبی!+کاریکاتور

کاریکاتور اثر «کمال شرف» هنرمند یمنی می‌باشد.

 

سیاهی جنگ انقدر سنگین هست که روی تمام خوشی‌هایمان سایه بیندازد.

جنگ به جان سرزمین‌هایمان رنگ تلخی خواهد زد. مادرها لالایی‌هایشان را از یاد می‌برند، پدرها به جای فرزندان، تفنگ‌هایشان را به آغوش می‌کشند و بچه‌ها بچگی را از یاد خواهند برد، تاجایی که شهروندان دیروز یک شهر، پناهجویان وحشت زده‌ امروز سرزمین‌های دیگر می شوند .

تاریخ بشریت در همه این سالها  تصویر ماتم زده مردم جنگ زده را به خود کم ندیده است از مردم غزه، یمن، عراق و سوریه تا جنگ‌زده‌های امروز اوکراین؛ آدمهایی که هرکدام در برهه‌ای از زمان مجبور شده اند، جان خود را بردارند و به کشورهای دیگر پناه ببرند.

اما چیزی که این روزها باعث شده تا جنگ در اوکراین تلخ تر به نظر برسد واکنش برخی از رسانه‌ها و خبرنگارهای غربی با پناهجوهای اوکراینی است. رفتار دلسوزانه ای که از پس آن  می شود چهره زشت نژاد پرستی و تبعیض را دید.

جلوگیری کردن از سوار شدن سیاهپوستان آفریقایی در قطارهای اوکراین و اظهارات برخی از رسانه‌های غربی که معتقدند کشورهای دنیا باید هوای اوکراینی‌های سفیدپوست، چشم آبی و اروپایی را بیش از پناهجویان سوری و عراقی داشته باشند تا رفتار عجیب و غیرقابل باوری که به شما می‌گوید کنار همه شعارهای بشردوستانه بین المللی  درست در قرن ۲۱ هنوز در نگاه رسانه‌های غرب آدم داریم تا آدم‌، دل آدمی را بدرد می آورد.

کشته شدن چشم‌آبی‌ها دردناک‌تر است؟

اینجا اروپاست نه یک کشور جهان سومی!

بخش زیادی از مردمان غرب آسیا سالهاست که به خاطر اشغالگری‌ آمریکا و غربی‌ها مجبور به تحمل وحشت، بمباران و جنگ شده‌اند. ملت‌هایی که عده‌ای از آنها در مقطعی از زمان برای نجات جان عزیزانشان مجبور به ترک زندگی شان شده اند. از جنگ و اشغالگری آمریکا در افغانستان و عراق گرفته تا سردرآوردن غول بی‌شاخ و دمی به نام داعش یا بحران گرسنگی در یمن که طبق گزارش سازمان ملل در هر ۱۱ دقیقه یک کودک بخاطرش می میرد؛ اما نکته اینجاست که انگار طی همه این سالها خبر روزانه کشته شدن آنها انقدر برای دنیا عادی شده که کسی نخواهد مثل حوادث اخیر در اروپا یا همین جنگ اوکراین برایشان هشتگ «نه به جنگ» بزند یا شمعی روشن کند.

نمونه واضح این تبعیض رفتاری را می شود در صحبت های خبرنگار شبکه انگلیسی بریتین دید، شخصی که در لهستان رو به دوربین درباره جنگ زده‌های اوکراینی این طور می‌گوید:«باورکردنی نیست اینجا اروپاست نه یک کشور جهان سومی!»

کشته شدن چشم‌آبی‌ها دردناک‌تر است؟

ما مردمان متمدن اروپایی هستیم!

در کنار این اظهار نظر عجیب روز جمعه هم  چارلی داگاتا، خبرنگار ارشد شبکه آمریکایی CBS در کی‌یف، پایتخت اوکراین در گزارش خود از اوضاع جنگ در این کشور اظهار نظر عجیبی کرد که بعدا به خاطر آن مجبور به عذرخواهی شد او گفته بود: با تمام احترامی که که قائل هستم باید بگویم اینجا جایی مثل عراق یا افغانستان نیست که ده‌ها سال با جنگ درگیر بوده باشد، اینجا "پایتخت اوکراین" یک شهر متمدن و اروپایی است!

کشته شدن چشم‌آبی‌ها دردناک‌تر است؟

اوکراینی‌ها سوری نیستند، سفیدپوست‌اند!

مورد بعدی درباره گزارش کلی کوبیلا خبرنگار شبکه آمریکایی ان بی سی است کسی که طی روزهای گذشته خیره به دوربین و بدون هیچ واهمه‌ای طی گزارش خود از اوضاع جنگ و مردم اوکراین، کلمات خودش را پشت سر هم ردیف کرد تا به شما ثابت کند علی رغم همه شعارهای ضد تبعیض و نژادپرستانه هنوز هم باید جان سفیدپوستهای اروپایی عزیزتر از جان جنگ‌زده های غرب آسیا باشد.

گزارشی که مدتی بعد با واکنش‌ها و انتقادات زیادی همراه شد. او گفته بود: «این‌ها پناهجویان سوریه نیستند، پناهندگان اوکراینی هستند... آنها بسیار شبیه به ما، مسیحی و سفیدپوست هستند.

کشته شدن چشم‌آبی‌ها دردناک‌تر است؟

پناهجویان اوکراینی مهاجرانی روشنفکر و عالی خواهند بود

اما این اظهار نظرها فقط به یکی دو مورد ختم نشد، فرانسوی‌ها در راستای نطق‌های نژادپرستانه درباره پناهجویان اوکراینی سنگ تمام گذاشتند به عنوان مثال یک کارشناس در شبکه BFMTV فرانسه اعلام کرد: «ما در اینجا از سوری هایی که از بمباران فرار می‌کردند صحبت نمی کنیم، در مورد اروپایی‌ها حرف می‌زنیم که با اتومبیل‌هایی شبیه به ما در رفت و آمد هستند و برای نجات جان خود محل زندگی‌شان را ترک می کنند» علاوه بر این ژان لوئی بورلانژ، یکی از اعضای مجلس ملی فرانسه، نیز در یک برنامه تلویزیونی گفت که پناهندگان اوکراینی مهاجرانی روشنفکر و عالی خواهند بود.

اوکراینی‌ها، پناهجویانی آدم حسابی!

حتی خبرنگار و مجری شبکه الجزیره انگلیسی هم هنگام اعلام مشاهدات خود از اوکراین و پناهجویان این کشور به خاطر جنگ و درگیری خیلی صریح و بی‌پروا در قیاس با پناهجویان سالهای گذشته، اوکراینی‌ها را این طور توصیف می‌کند: فقط با نگاه کردن به آنها و طرز لباس پوشیدنشان می‌فهمید که این افراد آدم حسابی و از طبقه متوسط هستند و مثل پناهجویانی نیستند که از غرب آسیا و شمال آفریقا فرار می‌کنند، آنها شبیه خانواده‌های اروپایی هستند که در همسایگی‌شان زندگی می کنید.

کشته شدن چشم‌آبی‌ها برایمان دردناکتر است!

شاید بشود بدون روتوش‌ترین واکنش و تحلیل نژادپرستانه ترین رسانه‌ و کارشناس‌های خارجی را درباره جنگ اوکراین و روسیه به اظهار نظر «ساکوار لیدزه، معاون سابق دادستان کل اوکراین در مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی نسبت داد.

او با  ناراحت شدن از این اتفاق ضمن اشاره به اینکه تماشای سفیدپوستان در حال فرار از درگیری برای او سخت تر است گفت: برای من بسیار تاثربرانگیز است وقتی می‌بینم اروپایی‌ها با چشمان آبی و موهای طلایی کشته می شوند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 449
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 08 فروردین 1401


:: بازدید از این مطلب : 360
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 27 اسفند 1400

روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان «پایان پرونده جنجالی تهران-لندن» نوشت:«در شرایطی که صبح روز سه‌شنبه زمزمه‌هایی در فضای رسانه‌ای آغاز شد که از توافق تهران و لندن در ارتباط با پرونده‌های دو زندانی دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی جهت آزادی نازنین زاغری رتکلیف و انوشه آشوری در آینده‌ای نزدیک حکایت داشت و در عین‌ حال برخی ناظران که نگاه‌شان بیشتر به فراز و فرودها و امید و نوامیدی‌هایی بود که در این سال‌ها در این خصوص شاهد بودیم و به همین دلیل هم گوش‌شان بدهکار این زمزمه‌ها نبود، هر چه از نیمروز سه‌شنبه دور شده و به غروب و شامگاه نزدیک شدیم، صدایی که از آزادی این دو زندانی دوتابعیتی حکایت می‌کرد، بر فضا غالب شد و با فرارسیدن صبح چهارشنبه، حکایت آزادی این دو زندانی دوتابعیتی، به‌ مراتب فراتر از سطح گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مبتنی ‌بر شنیده‌های غیررسمی، به عنوان خبری که رویترز مستند بر اظهارات و توضیحات وکیل زاغری به دست داده بود، در فضای رسانه‌ای مطرح شد

در ادامه این مطلب آمده است:«آن‌ هم در شرایطی که نیمروز چهارشنبه حتی عکس سلفی نازنین زاغری نیز در شبکه‌های اجتماعی و متعاقبا خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری رسمی منتشر شد که او را کنار پنجره هواپیما تصویر می‌کرد، در حالی که رو به دوربین گوشی تلفن همراهش لبخند می‌زند...بوریس جانسون، نخست‌وزیر انگلیس در توییتی با ابراز خرسندی از اینکه می‌تواند این مهم را تایید کند که آنچه "حبس ناعادلانه نازنین زاغری رتکلیف و انوشه آشوری در ایران" خوانده، "به پایان رسیده و حالا (این دو زندانی دوتابعیتی ایرانی-بریتانیایی) به انگلیس بازخواهند گشت." جانسون همچنین در توییتی دیگر نوشت: "انگلیس سخت برای آزادی آنها تلاش کرده بود و از اینکه می‌توانند به خانواده و عزیزان‌شان بپیوندند، خوشحالم.

هدف از برجام موشکی، رعایت صلح و امنیت در منطقه است!/ قهرمانان اصلاح طلبان، از «قاتلِ یک زن» تا «جاسوس دوتابعیتی»

متاسفانه بخش قابل توجهی از جریان اصلاح طلب و رسانه های منتسب به این طیف به قهرمان سازی از افرادی اقدام می کنند که یا خیانت در کارنامه شان ثبت شده و یا جنایت.

نازنین زاغری، فردی است که در دادگاه و براساس مستندات متعدد به جاسوسی علیه ملت ایران محکوم شده بود. افرادی همچون زاغری، پادوهای آمریکا و انگلیس برای تسهیل فشار بر مردم ایران هستند. افرادی که با شبکه سازی در مسیر هموارسازی پروژه های ضدایرانی فعال هستند.

اما این اولین بار نیست که رسانه های اصلاح طلب از یک خائن، فردی مظلوم و قهرمان می سازند. پیش از این نیز این طیف از «قاتلِ یک زن» قهرمان ساخته و وی را جنتلمن و نخبه معرفی کرده و مدعی شدند که مقتول، مهدورالدم و مستحق مرگ بوده است!

از نگاه جریان تندروی اصلاح طلب، فردی که در پوشش فعال محیط زیستی اطلاعات سایت های دفاعی و موشکی ایران را به دشمن می دهد، مستحق تجلیل و تقدیر است. فردی که در بزنگاه مذاکرات هسته ای، اطلاعات حساس ایران را به طرف غربی می دهد، وطن پرست! است. فردی که با دختری ارتباط نامشروع برقرار کرده و او را به قتل رسانده و جسد او را مُثله و سپس جسد را مخفی کرده، یک قهرمان! است.

مدیری که با حقوق های نجومی، خون مردم را در شیشه کرده، کارآفرین برتر! و نخبه! است. مفسد دانه درشتی که مردم را با مشکلات اقتصادی و مالی مواجه کرده، مستحق تجلیل و قدرانی است و...

همانطور که پیش از این نیز ذکر شد، جریان تندروی اصلاح طلب از افرادی قهرمان می سازد که یا خائن هستند یا فاسد یا قاتل.


:: بازدید از این مطلب : 347
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 24 اسفند 1400

این روزها رسانه ها و فعالین اصلاح طلب در حجمی وسیع به القای این ادعا مشغول هستند که روسیه و ایران مسئول به بن بست رسیدن مذاکرات هستند و در این میان ایران باید با پرهیز از وقت کشی، با عقب نشینی از خواسته های خود، احیای برجام را در اسرع وقت کلید بزند.

این در حالی است که در روزهای گذشته «جو بایدن» در اقدامی خصمانه قانون وضعیت اضطراری علیه ملت ایران را تمدید کرد.

همچنین خبرگزاری آسوشیتدپرس در روزهای گذشته اعلام کرد که آمریکا محموله‌های ۲ نفتکش مظنون به انتقال نفت ایران را توقیف کرده است. این یعنی «دزدی دریایی در روز روشن و آن هم وسط مذاکرات».

«روسیه هراسی در مذاکرات» اسم رمز «کاسبان تحریم» / اصرار افراطیون اصلاح طلب برای رهایی آمریکا از مخمصه وین

- مقامات آمریکایی صراحتا اعلام کرده اند که نه تنها هیچ تضمینی برای ماندن در برجام نمی دهند بلکه صراحتا اذعان کرده اند که ایران برای لغو تحریم ها باید مذاکرات بعدی حول توان موشکی و قدرت منطقه ای را نیز کلید بزند.

و اما همزمان با اقدامات خصمانه و ضدایرانی دولت آمریکا، روزنامه اعتماد- در شماره ۲۲ اسفند- در مطلبی به قلم «کوروش احمدی» فعال اصلاح طلب نوشت: «برجام یک ترتیبات داوطلبانه است و تصمیم‌گیری در آن مقید به قوانین سفت و سخت برآمده از عهدنامه‌ای الزام‌آور با آیین کار مکتوب و مشخص نیست...مقامات ایران باید توجه داشته باشند که فرصت‌ها نه الزاما دوام دارند و نه قابل تکرارند. فرصت‌ها برای تامین منافع ملی همیشه می‌توانند به سرعت از دست بروند. ایران یک‌بار در تیرماه گذشته فرصت توافق را داشت. امروز نیز اگر از هر فرصتی برای نهایی کردن برجام استفاده نشود یا در جهت ایجاد چنین فرصتی تلاش نشود، معلوم نیست فردا خیلی خیلی دیر نباشد.»

«روسیه هراسی در مذاکرات» اسم رمز «کاسبان تحریم» / اصرار افراطیون اصلاح طلب برای رهایی آمریکا از مخمصه وین

در یک نمونه دیگر، «احمد شیرزاد» از افراطیون اصلاح طلب- ۱۹ اسفند- در مطلبی نوشت: «اراده امریکا، پایان دادن به یک بحران کهنه و قدیمی، است... بهتر است، ایران رودرروی طرف اصلی مذاکرات قرار بگیرد و مطالبات خود را با صراحت اعلام کند. تجاوز روسیه به اوکراین این فرصت را در اختیار ایران قرار داده تا مستقیما امریکا را مخاطب مطالبات خود قرار دهد. البته اصولگرایان به‌طور سنتی به برخی ظواهر اهمیت می‌دهند و معتقدند نباید به طرف مقابل رو داد. این در حالی است که از منظر روابط بین‌الملل، منافع ملی در اولویت قرار دارد و اگر منافع ملی ایجاب کند که با یک طرف بر سر یک میز بنشینند، باید به خاطر منافع ملی این ضرورت را عملیاتی سازند.»

این قبیل موضع گیری های تأمل برانگیز به این دلیل است که لغو تحریم ها اصلا برای جریان تندروی اصلاح طلب موضوعیت ندارد. این طیف صرفا به دنبال «عکس یادگاری با بایدن» است. بر همین اساس ذبح شدن صنعت هسته ای و توان دفاعی و قدرت منطقه ای برای این جماعت از کوچکترین اهمیتی نیز برخوردار نیست.

۱۶۰ نماینده مجلس- ۲۲ اسفند- با اشاره به مذاکرات وین در بیانیه ای تاکید کردند: «اکنون که بحران، نیاز غرب را به عرضه انرژی ایران افزایش داده، نباید بدون تامین خواسته های بحق ایران نیاز آمریکا به کاهش قیمت نفت تامین شود.»

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «از هیات مذاکره کننده محترم می خواهیم اخذ تضمین کافی اقتصادی، فنی و سیاسی از طرف آمریکایی بابت عدم تکرار خروج غیرقانونی این کشور از توافق را با جدیت پیگیری کند. حفظ عناصر اساسی برنامه هسته ای کشورمان در داخل، قوی ترین تضمین برای عدم تکرار خطای آمریکا در بدعهدی است و همچنین لازم است جبران خسارات آمریکا به معیشت مردم کشور نیز پیگیری شود. رفع تحریم ها می بایست جامع و موثر باشد، رفع بخشی یا صرفاً روی کاغذ تحریم ها، تامین کننده منافع ملی ما نیست. می بایست تضامین علاوه بر حقوقی بودن، حقیقی نیز باشند. اتکا به بهانه هایی به داشتن عنوان غیرهسته ای یا غیربرجامی بودن عناوین تحریمی را پذیرفتنی نمی‌دانیم.»

آمریکا اکنون به دلایل مختلف در مخمصه قرار گرفته است. از مشکلات داخلی گرفته تا تبعات جنگ در اوکراین و گران شدن نفت و انرژی و...با اینحال در این سوی میدان جریان تندروی اصلاح طلب بجای تمرکز بر امتیازگیری حداکثری ایران، در پی امتیازدهی حداکثری و یکطرفه ایران به آمریکاست.

واقعیت این است که «روسیه هراسی در مذاکرات» اسم رمز «کاسبان تحریم» برای رهایی آمریکا از مخمصه است.  مبنای موضعگیری جریان اصلاح طلب، علاوه بر رفتار قبیله ای، همسو بودن با منافع آمریکاست. متاسفانه این جریان نقش خود را در حد پادوهای آمریکا در ایران تقلیل داده و دقیقا براساس منافع آمریکا موضعگیری می کند.

لازم به ذکر است که در سال ۹۸ به فاصله کوتاهی پس از جنایت دولت تروریست آمریکا در به شهادت رساندن سردار حاج قاسم سلیمانی، افراطیون اصلاح طلب پیشنهاد مذاکره مستقیم با قاتلان حاج قاسم حول برجام را مطرح کرده و مدعی شدند که شهادت سردار سلیمانی نباید مانعی در برابر مذاکره مستقیم با آمریکا باشد!

آمریکا در پی آن است تا با وعده لغو تحریم ها به صورت گام به گام و پلکانی، مولفه های قدرت ایران را یکی پس از دیگری فشل کرده و در نهایت ساختار تحریم ها را نیز بدون تغییر در جای خود نگه دارد. نتیجه برجام خود مثال روشنی از این رفتار آمریکاست.

اما نکته قابل تأمل اینجاست که برخی در داخل علیرغم کارنامه سیاه آمریکا در برجام، ضمن تخطئه صنعت هسته ای و انکار فواید بی نظیر آن در حوزه های مختلف از جمله تأمین دارو، پزشکی هسته ای، تأمین برق و انرژی، کشاورزی و...دقیقا در پازل طرف آمریکایی بازی می کنند.

این جماعت در پی عادی انگاری معامله بر سر توان دفاعی و قدرت منطقه ای ایران است و راه برون رفت از وضع موجود را اجرای برجام های ۲ و ۳ و...معرفی میکند.  به نظر شما، این رویکرد مصداق غفلت است؟ یا خیانت؟

 


:: بازدید از این مطلب : 386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 23 اسفند 1400

1- قوی‌ترین سلاح ابر قدرت‌ها برای تسخیر کشورها کدام است؟ وجود سیاستمدارانی است که از ملت خود، خلع قدرت و اراده کنند. ایران ما،
80 سال قبل توسط قوای متفقین اشغال نشد، بلکه اشغالگری رونمایی شده در سوم شهریور 1320، در واقع با کودتای انگلیسی‌ها در سوم اسفند 1299 کلید خورده بود. آنها رضاخان را سر کار آوردند و شماری از غربزدگان را در اطراف او گماشتند. فرسودگی تدریجی ریشه‌های مقاومت، 16 سال طول کشید تا اینکه متفقین ظرف سه روز و بدون کمترین زحمت، ایران را اشغال کردند. پس از آن هم، فرزند بی‌اختیار‌تر رضاخان را به جای او گماشتند و 37 سال دیگر به استعمار ادامه دادند. 57 سال از قرن چهاردهم هجری شمسی که تا چند روز دیگر به پایان می‌رسد، با این تسخیر‌گری پنهان و پیدا سپری شد.
2- «احمد خان ملک ساسانی»، از دیپلمات‌های عصر قاجار و پهلوی، در سِمَت‌های مختلف در وزارت خارجه فعالیت کرد و سپس در سال ۱۳۲۸، از طرف محمد ساعد به معاونت نخست‌وزیری رسید. او درباره فضای تربیتی «مدرسه علوم سیاسی» پس از مشروطه و آغاز دوره رضا خان می‌نویسد «مدیران و معلمین، که اغلب ‌شان فقط برای این انتخاب شده بودند که شاگردان را از طریق وطن ‌پرستی منحرف و به خدمتگزاری اجنبی تشویق کنند، سرکلاس موضوع درس را کنار گذارده و راجع به اصل مقصود صحبت می‌‌کردند... روزی جناب سیدولی‌‌الله خان‌نصر که تشریح درس می‌‌دادند، فرمودند ایران مثل خزه‌‌ای است که به دیوار چسبیده و دولت انگلیس به منزله آن دیوار است که اگر نباشد، خزه وجود خارجی ندارد... دستور
ذکاء الملک (فروغی)، منصورالملک و باقر کاظمی همیشه این بود که نبایستی اشخاص باهوش و باسواد جزو کارمندان وزارت خارجه درآیند». همین ذکاءالملک فروغی نخست ‌وزیر رضان خان، به شاگردان گفته بود «آیا آستین لباس بدون دست می‌ جنبد؟ انگلیس همان دست داخل آستین ایران است و ایران بی‌او نمی‌تواند حرکت کند»!
3- انقلاب اسلامی به اعتراف دشمنان آن، نقطه عطف تاریخ است. بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، 5 خرداد 1390 در کنگره آمریکا گفت: «اکنون زمان گذشته و لولای تاریخ ممکن است به زودی چرخش پیدا کند. از گذرگاه خیبر [در عربستان] تا تنگه جبل‌الطارق
[در مراکش] دگرگونی عظیمی در خاورمیانه در جریان است. باید به یاد داشته باشیم که شعله‌ آرزو‌های ما می‌‌توانند سرد و خاموش شوند، مانند همان اتفاقی که سال 1979 در ایران رخ داد.... باید بپذیریم نیروهای قدرتمندی وجود دارند که با الگوی مورد نظر ما معارضه می‌کنند». او یک سال قبل‌تر (مهر 1389) در پارلمان رژیم صهیونیستی گفته بود
«برنامه هسته‌‌ای ایران با سرعت قطار تندرو پیش می‌تازد و ما مانند خودروی قراضه می‌‌ خواهیم خود را به آن برسانیم و مهار کنیم».
4- در همان ایامی که نتانیاهو درباره گردش لولای تاریخ هشدار می‌داد،‌اندیشکده آمریکایی «شوراي آتلانتيك» در گزارشي اعلام كرد «ايران به صخره اي بزرگ در برابر آمریکا تبديل شده و فراتر از ظرفيت پاسخگويي موثر ماست». همچنین، روز 22 آذر 1390، نشستي با حضور 3 مشاور امنيت ملي در دولت ‌هاي فورد، كارتر، بوش پدر و اوباما در «شوراي آتلانتيك» برگزار شد. بر اساس گزارش دویچه وله از این نشست، «برژينسكي، اسكوكرافت و جيمز جونز، هم‌عقیده بودند که جهان در نقطه عطف تاریخی از هنگام فروپاشی شوروی قرار گرفته و جنبش فراگیر در خاورمیانه نشانه این دوره تاریخی است. برژینسکی گفت: ما نیازمند درک عمیق‌‌تر از چالش‌‌های جهانی هستیم که آمریکا با آنها رو‌به‌رو شده؛ یکی از دلهره‌آورترین موضوعات این است که ما در مقایسه با گذشته با چالش‌‌های پیچیده‌تری مواجه هستیم. درگیری نظامی با ایران دارای ابعاد فاجعه‌آمیز برای آمریکا خواهد بود».
5- غرب در 10- 12 سال اخیر، یک پروژه بزرگ را برای مهار ایران به اجرا گذاشت: «ایجاد آشوب سیاسی که تحریم‌های فلج‌کننده از دل آن بیرون آمد؛ و دوم، بر کشیدن بانیان همان ضربه به عنوان جریانی که می‌تواند ایران را با مذاکره و واگذاری منابع قدرت ملی، از تحریم‌ها نجات دهد». شاید هضم این ادعا که دشمن، تحریم‌ها را با مشاهده آشوب 88 (دو قطبی ‌سازی سیاسی) طراحی کرد، برای کسانی سنگین باشد. اما گستاخ شدن حریف به واسطه مشاهده دو قطبی شدگی طرف مقابل، پدیده‌ای رایج در دنیاست؛ چنانکه اخیرا «فرانسیس فوکویاما» در ریشه یابی جنگ اوکراین و جرئت روسیه به حمله گفت: «من فکر می‌کنم حمله پوتین، ناشی از درک او از ضعف آمریکا بود که برای هر ناظر خارجی آشکار است. سیاست خارجی ما به دلیل دوقطبی شدن باور نکردنی کشور، مختل شده. از این نظر، احتمالا تحولات 6 ژانویه (حمله حامیان ترامپ به کنگره به بهانه وقوع تقلب) یک رویداد بحرانی بود. پیش از آن، روسیه ممکن بود انتظار داشته باشد که بایدن، آمریکا را به نقش سابق خود برگرداند. حمله به ساختمان کنگره و تلاش بعدی برای عادی نشان دادن آن، ثابت کرد که چیزی عمیقاً پوسیده در جامعه آمریکا وجود دارد. آمریکا واقعاً ضعیف شده، هم در ادراک و هم در واقع. این ضعف، ویژگی جامعه بشدت قطبی شده است. اجماع قدیمی دوحزبی مبنی بر حمایت از نقش بین ‌المللی قوی آمریکا در دنیا از بین رفته است. بحران اوکراین و سیاست ما در قبال آن را باید در درون جست‌وجو کرد».
6- خطرناک‌تر از منافذ برجام در تضعیف برنامه هسته‌ای و ضمنا تشدید تحریم‌ها، نقشه برجامیزاسیون بود. همان که رئیس‌وقت سرویس جاسوسی انگلیس به عنوان فرصت تدریجی نُرمالیزاسیون و انقلاب زدایی یاد کرد. در این فرآیند قرار بود شخصیت و اراده مستقل از دولت- ملت ایران مضمحل شود و پاسخ هر مطالبه ملی برای حل مشکلات متنوع، به دیدن دم کدخدا و التماس از او حوالت داده شود. سند این مدعا اظهارات برخی مدیران وقت است، مبنی بر اینکه ما در ایران فقط در زمینه پخت آبگوشت بزباش توانمندی داریم و برای حل مشکلات، از تولید و اشتغال گرفته تا آلودگی هوا و آب خوردن، باید تحریم‌ها برداشته شود و بنابراین، باید برای برجام‌های بعدی هم مذاکره کرد! این غفلت یا تغافل در حالی بود که «کریس بکمایر» معاون جان کری، سال ۹۴ در اوج هیجانات برجامی گفت: «ایران، به خاطر انقلاب ۱۹۷۹ تحریم است»!
7- همین موج غفلت و تغافل، بر سر برخی مدیران تاخته بود که آمریکای پسا برجام را طلبکار‌تر کرد. در این دوره، ادعا شد نه باید برنامه نظامی را گسترش داد و موشکی تولید یا آزمایش کرد، نه نیروگاه با سوخت فسیلی ساخت، نه مرگ بر اسرائیل گفت و نه نفوذ راهبردی در منطقه داشت و از متحدان خود حمایت کرد؛ چرا که آمریکا را می‌رنجاند! هنگامی هم که آمریکا به شکل متواتر، توافق را زیر پا می‌گذاشت، توجیه می‌شد. تا اینکه ترامپ کل توافق را زیر پا گذاشت و بررسی‌ها آشکار کرد دولتمرد ارشد ما به مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا «تضمین» داده که «حتی در صورت خروج آمریکا و برگرداندن تحریم ‌‌ها، ایران به برجام پایبند بماند»! (نشریه آمریکایی پولیتیکو، 22 اردیبهشت 97، سخنرانی موگرینی در کنفرانس اتحادیه اروپا). نباید تعجب کرد که «ریچارد‌هاویت» مسئول تهیه «سند راهبردی اتحادیه اروپا درباره روابط با ایران»، 15 آبان 95 گفته باشد «توافق با ایران، یک نقطه عطف بود. ما باید دفتر نمایندگی خود را در تهران افتتاح، و مذاکره درباره حقوق بشر را از سر بگیریم. نیروهایی در داخل ایران، در حال اعمال فشار بر حاکمیت هستند و ما امیدواریم گزارش ما باعث پیشرفت در این زمینه شود. اروپا در ایران نفوذ دارد، ولی آمریکا از این نفوذ برخوردار نیست. ما می‌‌خواهیم از این اهرم استفاده کنیم و به جنگ در سوریه و یمن پایان دهیم و به سوی ساختار جدید امنیتی در خاورمیانه حرکت کنیم».
8- نظام جمهوری اسلامی اما در گرماگرم مذاکره، از جنگ جاری دشمن غافل نشد، که این رهنمود امیر مومنان علیه‌السلام است: «ولا تدفعن صلحا دعاک الیه عدوک... و لکن الحذر کل الحذر من عدوک بعد صلحه، فان العدو ربّما قارب لیتغفل، فخذ بالحزم، و اتهم فی ذلک حسن الظن. از صلح با دشمن، وقتی او ترا بدان می‌خواند، رو مگردان... اما پس از صلح، کاملا از دشمن حذر کن، چه بسا که نزدیکی جوید تا غافلگیر کند. پس احتیاط را در پیش بگیر و حسن ظن را متهم شمار». درست در شرایطی که برخی خواص، استدلال‌های دشمن درباره ضرورت کاهش نفوذ منطقه‌ای و توانمندی نظامی ایران را تکرار می‌کردند، نظام به برکت رهبری حکیمانه رهبر انقلاب توانست نقشی تاریخ ساز در تحولات منطقه ایفا کند و دو جنگ تحمیلی به منطقه تحت عناوین جنگ جهانی چهارم و سوم را چنان مغلوبه سازد که مقدمه‌ای برای عبور از جهان تک قطبی به جهان چند قطبی باشد. بر اساس همین فرآیند بود که روزنامه آلمانی تاگس‌اشپیگل نوشت: «ایران پس از چهار دهه، به یک قدرت بزرگ تبدیل شده است»؛ نشریه آمریکایی نشنال اینترست تاکید کرد: «تجربه ۴۰ ساله می‌‌گوید آمریکا باید از منطقه خاورمیانه خارج شود» و روزنامه واشنگتن تایمز خاطر نشان کرد «نفوذ آمریکا در خاورمیانه به خاطر طراحی و نفوذ ایران، رو به نابودی است».
9- طلسم فلج‌کننده «برجامیزاسیون» شکسته است. نشریه آمریکایی فارن افرز به تازگی نوشت «اختلافات رئیس‌جمهور فعلی ایران با سَلَف خود، چشمگیر است. سیاست خارجی بر بهبود روابط با همسایگان، روسیه و چین متمرکز شده، نه آمریکا و اروپا. رئیسی، اقتصاد ایران را وابسته نمی‌‌کند. او «اقتصاد مقاومتی» مد نظر رهبر ایران را پیگیری می‌‌کند». این نشریه، همچنین آبان ماه گذشته نوشته بود: «تهران در حال تدارک دور تازه‌‌ای از سیاست خارجی تهاجمی است. ایران با باور اینکه واشنگتن بر پایه فریب و بی‌‌احترامی رفتار می‌کند، بر اهرم‌ ‌سازی ‌اقتصادی و نظامی علیه دشمن دیرین متمرکز شده است... احیای برجام، ستون اصلی دیپلماسی دولت جدید را تشکیل نمی‌‌دهد. بلکه موضع این دولت مبتنی بر دو اصل است: گسترش توانمندی برای مقابله به مثل سریع در برابر آمریکا در صورت تخطی از توافق و گسستن پیوند فرصت ‌های اقتصادی با برجام از طریق ایجاد اقتصاد خودکفا و آسیا محور. مقامات ایران که از دسترسی به مزایای برجام محروم مانده‌‌اند، اکنون با تقویت صنایع داخلی و تقویت روابط با قدرت‌های نوظهور، به دنبال ایجاد اقتصاد مقاوم در برابر تحریم‌ها هستند. ایران همچنین روی گسترش متحدانش در منطقه و نفوذ اقتصادی بیشتر تمرکز کرده است. مقامات ایرانی می‌گویند مذاکره کنندگان غربی، دستورالعملی برای طرح موضوعات دیگر، مانند نقش منطقه‌‌ای و برنامه موشکی ایران دارند و این تاکتیکی برای گرفتن امتیاز بدون دادن امتیاز، و ممانعت از یک راه‌حل واقعی است. آمریکا در برابر تلاش ایران برای آزاد ‌سازی گروگان‌‌ها در لبنان، همکاری در سرنگونی طالبان در ۲۰۰۱ و پایبندی کامل به برجام، هیچ حسن نیتی نشان نداده. از این رو، دولت جدیدی پیش ‌بینی می‌‌کند که توافق تازه، جرقه افزایش فشار آمریکا باشد تا ایران، سودی از توافق نبرد. راهبرد تهران، ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا در تمام زمینه‌‌ها و دادن پاسخ تهدید با تهدید پاسخ است».
10- تصورش را بکنید: اگر 80 سال قبل، به آن سرباز درمانده ایرانی در برابر اشغال کشورش توسط متفقین گفته می‌شد روزی می‌آید که ایران، متجاوزان را بشدت مجازات می‌کند و با موشک‌های نقطه زن، پایگاه‌های شان را در هم می‌کوبد. حتی در خیال او هم نمی‌گنجید. باورکردنی نبود که ایران تو سری خور، روزگاری چنان قدرتمند شود که زهره از دشمنان بدرد. نتانیاهو بود که چند ماه قبل در «کنست» به نفتالی بنت گفت: «ایران به خوبی می‌ داند ما ضعیف هستیم. به شهرک‌‌ها و کشتی ما حمله کرد؛ اما هیچ پاسخی ندید. این یعنی، ضعف شما را شناسایی کرده و پیشروی می‌کند». حالا دو پایگاه عملیاتی آنها در منطقه با موشک‌های دقیق نقطه زن در هم کوبیده شده است.

 

محمد ایمانی


:: بازدید از این مطلب : 402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 اسفند 1400

ما معمولا کلسیم را با نقشی که در سلامت استخوان‌ها دارد می‌شناسیم اما این ماده معدنی ضروری کارکردهای دیگری هم دارد که تثبیت فشار خون، تنظیم ترشح هورمون‌ها و هدایت صحیح سیگنال‌های عصبی از جمله آنهاست. بنابراین کمبود کلسیم می‌تواند علائم مختلفی به همراه داشته باشد. موارد زیر برخی از این علائم هستند.

خشکی پوست‌

هیپوکلسمی یا کمبود کلسیم می‌تواند در پوست هم قابل مشاهده باشد. کمبود کلسیم پوست را پوسته‌پوسته و خشک می‌کند و ارتباط نزدیکی با ایجاد مشکلات پوستی از جمله اگزما و پسوریازیس دارد.

خستگی

کمبود کلسیم می‌تواند بر سلامت کلی بدن تأثیر بگذارد. بنابراین اگر احساس خستگی مفرط، بی‌حالی، کمبود انرژی یا احساس سستی دائم دارید، کمبود کلسیم می‌تواند یکی از عوامل آن باشد.

افسردگی

کلسیم برای تنظیم خلق‌وخو نیز ضروری است. این ماده معدنی یک آرامبخش طبیعی است که اثرات آرامش‌بخشی دارد. هر چقدر کلسیم کمتری مصرف کنید، ممکن است افسردگی و تحریک‌پذیری بیشتری را تجربه کنید.

بی‌خوابی

هنگام خواب، سطح کلسیم بدن افزایش و کاهش می‌یابد و در طول خواب عمیق سطوح بالاتری از این افزایش و کاهش رخ می‌دهد. در صورت کمبود کلسیم، احتمالا خواب عمیق شبانه کافی ندارید. این مشکل به نقش کلسیم در تولید ملاتونین (هورمونی که کمک می‌کند به خواب برویم) مربوط می‌شود.

پارستزی یا خواب‌رفتگی اندام‌ها

پارستزی شامل علائم عصبی مرتبط با کمبود شدید کلسیم است. این شرایط ممکن است احساس سوزن‌سوزن‌شدن و بی‌حسی در اطراف دهان یا انگشتان دست و پا، لرزش عضلانی، اختلال در حس لامسه، ضعیف‌شدن حافظه و توهم همراه باشد.

بیمارشدن مکرر

کلسیم نقش مهمی در حفظ سیستم ایمنی سالم دارد. کمبود کلسیم مقاومت بدن را در برابر حملات پاتوژن‌ها کاهش می‌دهد و باعث می‌شود بیشتر دچار سرماخوردگی، سرفه و عطسه شوید.

ناخن‌های شکننده

ناخن‌ها هم مانند استخوان‌ها برای حفظ یکپارچگی خود به مقدار مشخصی کلسیم نیاز دارند. بنابراین در شرایط کمبود کلسیم، ناخن‌ها خشک، ضعیف و مستعد پوسته‌پوسته‌شدن و شکستن در حین ساده‌ترین فعالیت‌های روزانه می‌شوند.

مشکل در بلع

شاید عجیب به نظر برسد اما کمبود کلسیم می‌تواند به دیسفاژی یا مشکل در بلع منجر شود. دیسفاژی ــ احساس سفتی در گلو - ناشی از انقباض ضعیف عضلات این ناحیه - در موارد شدید می‌تواند به اسپاسم در حنجره منجر شود که تغییرات غیر عادی در صدا را به‌ همراه دارد.

دندان‌درد

بخش عمده کلسیم در استخوان‌ها و دندان‌ها ذخیره می‌شود. بنابراین کمبود کلسیم زودتر از همه این بخش‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. کمبود این عنصر حیاتی، زردشدن و پوسیدگی دندان‌ها را به‌ دنبال دارد و خطر ابتلا به بیماری پریودنتال (نوعی بیماری لثه) را نیز افزایش می‌دهد.

گرفتگی عضلانی

اگر معمولا هنگام شب دچار گرفتگی عضلات ران‌ها، ساق پا، بازوها و زیر بغل می‌شوید آن را از علائم اولیه کمبود کلسیم بدانید. گرفتگی عضلانی ممکن است با درد در حین حرکت همراه باشد و با گذشت زمان به اسپاسم در عضلات سراسر بدن تبدیل شود.

درمان کمبود کلسیم

همه بزرگسالان باید حدود ۱۰۰۰ میلی‌گرم کلسیم در روز مصرف کنند. سبزی‌های دارای برگ تیره، بیشتر ماهی‌های چرب از جمله سالمون، ساردین و تن و همچنین پنیر، شیر، سویا، بادام و دانه‌های کنجد از مواد غذایی غنی از کلسیم هستند. همچنین برای کمک به جذب بهتر کلسیم، باید مصرف ویتامین D را افزایش دهید که در زرده تخم‌ مرغ، صدف، میگو، قارچ و غلات یافت می‌شود.»

به نقل از جام جم

 

* پوست تخم مرغ جادوی تقویت استخوان و دندان ها

 

پوست تخم مرغ ان قدرها هم که به نظر می رسد بی فایده نیست بلکه کاملا برعکس سرشار از ماده ای است که متاسفانه امروزه افراد در تمامی سنین از کمبود ان به نوعی رنج می برند، کلسیم را می گویم ماده ای که کمبودش در بدن باعث خرابی دندان ها ، ضعف و دردهای استخوانی ، ریزش مو و... می شود.

روش تقویت استخوان و تامیل کلسیم با پوست تخم مرغ

بیشتر افراد به محض استفاده از محتوای تخم مرغ، پوست های آن را دور می اندازند در حالی که با این کار خود را از خواص آن ماده محروم می کنند. در واقع، پوست تخم مرغ سرشار از مواد معدنی مختلف همچون کلسیم است. جذب و هضم این منبع کلسیم برای بدن بسیار آسان تر از منابع دیگر است.تحقیقات نشان داده کلسیم موجود در پوست تخم مرغ شبیه به کلسیم موجود در استخوان ها و دندان ها است. این نوع کلسیم علاوه بر استحکام دندان و استخوان، کلسیم مورد نیاز بافت ها و عصب ها را تامین می کند. از طرف دیگر، پودر پوست تخم مرغ سبب کاهش فشار خون و کلسترول می شود.

نصف قاشق پودر پوست تخم مرغ حاوی حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ میلی گرم کلسیم است. برای بهره مند شدن از خواص پوست تخم مرغ ابتدا چند تخم مرغ را به مدت ۱۰ دقیقه بجوشانید تا باکتری ها و میکروب های آن زدوده شود. بگذارید سرد شوند سپس آن ها را خرد کرده تا به پودر تبدیل شوند و آن پودر را در شیشه ای تمیز نگه دارید. می توانید از آن در غذاها، نوشیدنی ها و اسموتی ها استفاده کنید.


:: بازدید از این مطلب : 422
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 20 اسفند 1400

معده خالی باعث می‌شود انسان تصمیم‌های ناگهانی نه‌چندان درستی بگیرند.

۴ کاری که نباید قبل از صبحانه انجام داد

 


:: بازدید از این مطلب : 349
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 17 اسفند 1400

همزمان با ابتکارات و انعطاف ایران برای حصول توافق در مذاکرات وین، کشورهای غربی با طرح مجدد اتهامات خود علیه فعالیت‌های صلح آمیز کشورمان، به دنبال تخریب و تضعیف توافق احتمالی در وین هستند، از این رو احیای «برجام» در وضعیتی مبهم قرار گرفته و علی رغم ابراز خوش‌بینی طرف‌های مختلف در این موضوع، همچنان دو یا سه موضوع باقی‌مانده در این گفتگوها مانع از دستیابی طرفین به یک توافق و احیای برجام شده است.

طرف‌های غربی که هیچگاه از موضع مثبت در مذاکرات حضور نداشتند، اکنون نیز حاضر به اتخاذ تصمیمات سیاسی لازم نیستند و با ایجاد جبهه‌ی روانی علیه کشورمان به دنبال فشار حداکثری و مقصر نمایی ایران هستند.

اصولا استنادات آژانس برای چنین درخواست هایی ریشه در اسنادی دارد که صحت آن ها به شدت زیر سوال بوده و حاصل ادعاهای سرویس جاسوسی رژیم صهیونیستی است. کما این که یک منبع آگاه نیز به خراسان گفت آژانس در گفت و گوهای خصوصی غیر از چند عکس هوایی مبهم و بدون ارزش اطلاعاتی سند دیگری نداشته و تنها اتکای ادعاهایش به ادعاهای تل آویو است. این که یک نهاد تخصصی سازمان ملل که باید مدافع و حافظ صلح بین المللی باشد گزارش ها و درخواست های خود را بر اساس دروغ های یک سرویس جاسوسی بد سابقه به نام موساد که دشمنی اش با ایران پوشیده نبوده و سوابق مهمی در ترور و جعل سند علیه تهران دارد مطرح می کند جای سوال و تاسف دارد.

تاریخچه‌ی شکل‌گیری این پرونده‌ی ادعایی ("PMD" با توجه به گزارش رژیم صهیونیستی آژانس از ایران خواسته است تا سه مکان مورد درخواست که مختصات جغرافیایی و نام آن را که معاون مدیرکل آژانس در ماه گذشته به ایران اعلام کرده، مورد بازرسی قرار دهد. )نیز از ابتدا به عنوان بخشی از پروژه مشترک رژیم صهیونیستی و دولتِ ترامپ در جهت تخریب برجام و مشروعیت‌زدایی از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان، ذیل کارزار فشار حداکثری مطرح و پس از آن با فشار آمریکا و سه کشور اروپایی به شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی کشیده شد. قطعنامه آژانس نیز در ژوئن ۲۰۲۰ نیز توسط همین سه کشور اروپایی (فرانسه، انگلیس و آلمان) و آمریکا پیگیری شد.


:: بازدید از این مطلب : 297
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 16 اسفند 1400

 

۱- هوا داغ و تب دار بود، ریگ‌های صحرا زیر تابش مستقیم آفتاب به گلوله‌های آتش شبیه شده بودند. حرامیان آب را بر اردوگاه حسین‌(ع) بسته بودند تشنگی امان از مردان و زنان و کودکان ربوده بود، طاقت‌ها طاق شده بود. ابوالفضل‌العباس‌(ع)، سپهسالار سپاه امام حسین‌(ع)، رفته بود تا محاصره فرات را بشکند و با آبی که می‌آورد تشنگان را سیراب کند. عباس که هماوردی در سپاه شرک نداشت، صف محاصره‌کنندگان فرات را شکافت و بر کرانه آن نشست تا مَشک‌ها را پُر کند. فرزند علی‌(ع) که خود از تشنگی می‌سوخت، مشتی از آب برگرفته و به دهان مبارک نزدیک کرد اما، عباس را چه می‌شود؟ چرا آب را نمی‌نوشد؟ به چه می‌اندیشد؟ ... بجنب عباس! چرا معطلی؟ فرصتی نیست، حرامیان هجوم آورده‌اند و خیلی زود دیر می‌شود!...

عباس اما، مشت آبی را که به دهان مبارک نزدیک کرده بود، فرو ریخت. مَشک‌ها را پر از آب کرد و راهی اردوگاه حسین شد. چرا چنین کرد؟‌ ... عقل و شرع و منطق، همه یکصدا حکم به نوشیدن می‌دادند. به یاد حسین و یاران و کودکان تشنه‌اش افتاده بود؟‌!... ولی یک مشت آب در مقایسه با شط موّاج و خروشان فرات، مثل قطره‌ای از دریا بود، یعنی هیچ نبود. ابوالفضل العباس سپهسالار سپاه بود و سیراب شدنش بر توان و قدرتش می‌افزود ... اما چرا از نوشیدن چشم پوشید؟ ...

۲- زمستان سال ۱۳۵۷ بود. دو یا سه ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی. کارکنان شرکت نفت در حمایت از انقلاب و برای پیشگیری از صدور و غارت نفت، در اعتصاب بودند.

نفت به اصلی‌ترین کالای مورد نیاز مردم تبدیل شده بود و به سختی به دست می‌آمد. حضرت امام در نوفل لوشاتوی پاریس اقامت داشتند و اروپا در آن سال با زمستان سختی روبه‌رو بود. امام به اطرافیان دستور دادند بخاری محل اقامتشان را خاموش کنند! پرسیده بودند چرا؟! در پاسخ فرموده بود؛ وقتی مردم ایران با کمبود نفت روبه‌رو هستند و این سختی را به خاطر اسلام و انقلاب تحمل می‌کنند، نمی‌توانم از محل گرم و دور از سرما برخوردار باشم. ولی شما رهبر مردم هستید و سلامت شما خواسته همه ملت است. باید به سلامت باشید تا قافله انقلاب به سلامت بماند ... امام، اما نپذیرفته بود.

۳- وقتی ظرف غذا را برای حضرت آقا آورده و نزد ایشان گذاردند، نگاهی به آن کرده و خطاب به میزبان فرمودند که آن ظرف را از جلوی ایشان بردارد. میزبان به تصور اینکه در ظرف غذا چیز نامطلوبی مثلاً مو و... وجود دارد، با ابراز تعجب، علت را جویا شده بود و حضرت آقا فرموده بودند؛ در این غذا گوشت هست و توضیح داده بودند، این روزها قیمت هر کیلو گوشت ۱۰۰ هزار تومان است و بسیاری از مردم توان خرید آن را ندارند و من نمی‌توانم از غذایی که حاوی گوشت کیلویی ۱۰۰ هزارتومانی است استفاده کنم. چرا؟!

۴- و بالاخره، این کلام نورانی از امام راحلمان - رضوان‌الله تعالی علیه- است: «آنهایی که در خانه‌های مجلل، راحت و بی‌درد آرمیده‌اند و فارغ از همه رنج‌ها و مصیبت‌های جانفرسای ستون محکم انقلاب و پابرهنه‌های محروم، تنها ناظر حوادث بوده‌اند و حتی از دور هم دستی برآتش نگرفته‌اند نباید به مسئولیت کلیدی تکیه کنند که اگر به آنجا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یک شبه بفروشند و حاصل همه زحمات ملت ایران را برباد دهند».

۵- و امروزه، یاران این‌زمانی ابوالفضل‌العباس و پیروان پاکباخته خمینی و خامنه‌ای نه فقط ‌اندک و کم‌شمار نیستند، بلکه سراسر ایران اسلامی را با رایحه روح‌بخش حضور خود معطر کرده‌اند. مشکل آن است که در برخی از مدیریت‌های حساس و گره‌گشا حضور ندارند، اگرچه هرجا به کار گرفته شده‌اند به وضوح نشان داده‌اند که مدیران لایقی هستند.

 

حسین شریعتمداری 


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 16 اسفند 1400

عبدالله گنجی طی یادداشتی در روزنامه همشهری نوشت: چند روزی است با پدیده‌ای به نام خانم «کاترین شکدم» مواجهیم که در رسانه‌های غیررسمی و معاند از وی به‌عنوان جاسوس نفوذکرده در مراکز مهم نظام، نام می‌برند. چند روز با چینش محتوایی که به‌نام وی منتشر می‌شود و مطالعه گفت‌وگوها و متونی که از وی در رسانه‌های کشور مانده است به این نتیجه رسیدم که وی نمی‌تواند جاسوس باشد.

رسم جاسوسی این نبوده و نیست که فردی مدعی نفوذ در اعماق سری یک حکومت باشد، با افراد کلیدی ارتباط برقرار کند، روش‌های نفوذ را یاد بگیرد اما خود یا سیستم امنیتی فرستنده او را بسوزاند و همه ارتباطات، آینده، ‌اعتمادسازی و...  را یک‌مرتبه بدون هیچ دلیلی دود کند.

می‌توان گفت او با احساسات و جو زدگی وارد حوزه مسلمانی شد و نتوانست چهارچوب‌های مسلمانی را در درازمدت استمرار دهد بنابراین خروج از جغرافیای مسلمانی را فروخت تا بریدن از اسلام را با دیدن «بدی‌های دین» توجیه کند.

در فرهنگ ایرانی-اسلامی ما ۲ مقوله به هر کس بسته شود از جهت سیاسی-اجتماعی نابود می‌شود. اول مسائل مالی و دوم مسائل اخلاقی است.

این دو مسئله در ایران از وابستگی و جاسوسی هم پرهزینه‌تر است. لذا مبتنی بر شناخت این دو آسیب از یک‌سو و مدعای دینداری حاکمان از سوی دیگر، پروژه بی اعتبارسازی مسئولان جمهوری اسلامی با رمز صیغه و ۳ تکنیک «ابهام»، «انتظار» و «تعمیم» توسط یک سرویس امنیتی مشرف بر فرهنگ و تعصبات اسلامی شروع شده است. وقتی مدعی ارتباط جنسی با ۱۰۰ نفر می‌شود یعنی ابهام و مخاطب را منتظر می‌گذارند که در تعقیب اسامی باشد و وقتی یک مورد با جزئیات به سناریو تبدیل شد اصل تعمیم‌پذیری اتفاق می‌افتد و ۹۹نفر دیگر نیز در دایره باور مخاطب قرار می‌گیرند.

سال‌هاست روشنفکران و غرب‌گرایان صیغه را بردگی جنسی و دست‌وپاگیر اما ولنگاری جنسی و رهاشدگی را آزادی می‌دانند و از قضا این فرد مامور است که اثبات کند شرع از نگاه مسئولان جمهوری اسلامی در روش‌های ارضای جنسی خلاصه شده است.

راستی چرا بر «صیغه» و ادبیات درون‌دینی اصرار دارد؟ چرا بر رابطه نامشروع تاکید نمی‌کند؟ چون می‌خواهند مذهبیون مدعی اسلام و انقلاب را تخریب نمایند و فساد اخلاقی را مکمل فساد اقتصادی کنند که قبلا «بود» یک مورد آن‌را به «نمود» هزار مورد تبدیل کرده‌اند.

زمان این سناریوسازی مقارن با شروع و تاکید بر جهاد تبیین است و ناگاه میدان‌داران جهاد تبیین در سپاه ازجمله دکتر جوانی یا مقدم‌فر محور هجمه قرار می‌گیرند. حال آنکه دکتر جوانی ایشان را حتی یک‌بار از نزدیک ندیده است. حتی در قالب خبرنگار مصاحبه‌ای با وی نداشته است اصلا چیزکی نبوده است که ایشان به چیز تبدیل کرده باشد.

بدون تردید محتوایی که به‌نام ایشان تولید و توزیع می‌شود توسط یک سرویس امنیتی با مشاوری ایرانی تهیه شده و حساسیت‌ها و احساسات منفی و مثبت ایرانیان را می‌داند. این مرحله حمله به قدرت نرم سپاه را برنامه‌ریزی کرده‌اند تا پرچم‌داران جهاد تبیین را از معرکه جهاد خارج کنند. اینکه از بین صدها یا هزاران نفر جوانی را سیبل می‌کنند به این دلیل است که طرف خود را رسانه‌ای جازده است و با عبارت «مسئول صبح صادق» می‌خواهد موضوع را جزیی، همسو و باورپذیر نماید.

راستی کجای دنیا یک زن ۱۰۰ مورد رابطه جنسی برای اعتمادسازی و اخذ اطلاعات و جاسوسی انجام می‌دهد و بعد از اعتمادسازی یک‌مرتبه پل را نابود می‌کند؟ بدون تردید این سناریو و پروژه برای تخریب چهره‌های موجه با اسم رمز «صیغه» است تا صیغه را معادل فحش، جاسوسی، پرستوسازی ولنگاری، ابزار حاکمیتی و نهایتا به‌مثابه جوک لوث نمایند.

هدف هم امثال جوانی نیست که بعد از پروژه «فایل صوتی» برای سپاه در حوزه اقتصادی، این پروژه در حوزه اخلاقی سناریوسازی می‌شود. نبرد با حیثیت و سرمایه اجتماعی جمهوری اسلامی چیز جدیدی نیست و این نیز خواهد گذشت. اما آنچه حتمی و قطعی است: گزینش عبارت‌های تولیدی به‌نام این زن با هدف به‌مسخره گرفتن دین، حاکمان دینی و احکام دین و درنهایت، تقابل مذهبیون با نظام به‌جای تقابل تاریخی لیبرال‌ها و غرب‌گرایان با نظام است. امید است جریانات ناکام داخلی از این سناریو مبرا باشند. این نیز بگذرد.


:: بازدید از این مطلب : 366
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران