منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 خرداد 1403
در وهله اول می‌خواهم بگویم چرا حادثه روز تشییع سید‌ابراهیم رئیسی یک موضوع و مساله کاملا جامعه‌شناختی بوده و صلاحیت انتخاب به عنوان یک سوژه جدی علمی را دارد. بسیج اجتماعی و قدرت بسیج‌شوندگی از مسائل مهم در دانش جامعه‌شناسی است. توضیح این موضوع که جمع و اجتماعات چرا و چگونه شکل می‌گیرد از مسائل مهم و دیرین این دانش است. ما در روز تشییع رئیس‌جمهور شاهد آن بودیم که میلیون‌ها نفر از جمعیت ایران، در چند شهر بسیج شدند و برای تشییع شهدای خدمت به صحنه آمدند. از اقشار و اقوام گوناگون تا جغرافیا‌ و اقلیم‌های متعدد از تبریز تا تهران و بیرجند و مشهد مقدس در صحنه حاضر بودند. آیا حکومت یا دولت - ملت‌ دیگری در جهان وجود دارد که در آن مردم نه از روی ترس و حکومت دیکتاتوری (نظیر کره‌شمالی) و نه بر سبیل مناسک یا مناسبات قومی (همچون برخی کشور‌های عربی و آفریقایی)، چندین و چند میلیون نفر در آنها بی‌اجبار بسیج شوند و در مراسم بدرقه رئیس‌جمهور شرکت کنند؟ آیا این قدرت بسیج اجتماعی جمهوری اسلامی ایران قابلیت مطالعه اهل علوم انسانی را ندارد؟ به واقع چه شده است که این کارشناسان حتی شأنیت سوژگی را برای این موضوع لحاظ نمی‌کنند؟ طبعا محقق و متفکر در بیان نظرات خود آزاد است و انتظار این نیست که همه این واقعه را همانطور که جماعت هوادار می‌فهمد بفهمند اما این ندیدن سوژه طبیعی است؟
البته برای من که قریب 2 دهه است در فضای علوم انسانی ایران نفس می‌کشم و حساسیت‌ها و توجهات آن را می‌شناسم این بی‌توجهی غریبه نیست! در واقع این جماعت دانشگاهی، روشنفکر و علوم انسانی‌خوانده، هر وقت نیروهای اجتماعی متناسب و هماهنگ با جریان تجددخواه و غربگرا به میدان آمده‌اند، حتی اگر شده ۲۰۰ هزار نفر بوده‌اند، 10، 100 و 1000 برابر آنچه واقعیت و عینیت آن بوده به آن توجه کرده‌اند و در طرف مقابل وقایعی چون اتفاقات آبان 98 یا تشییع‌های دی ۹۸ و خرداد ۱۴۰۳ را از اساس به دست فراموشی سپرده‌اند. مساله حتی بررسی انتقادی این رویداد‌ها نیست، بلکه نادیده‌انگاری محض است، به‌گونه‌ای که یکی از این فیلسوفان فعال اجتماعی(!) معتقد بود از آنجا که محصول این تشییع ناخواسته در سبد نظام قرار می‌گیرد پس درباره آن سکوت می‌کنم و دیگر جامعه‌شناس که از تحلیل هیچ پدیده‌ای در جمهوری اسلامی فروگذار نمی‌کند، این چند روز به جریان رو به تزاید فربگی مناسک در عراق به تقلید از ایران و تحلیل شخصیت مرحوم علامه کورانی و نسبتش با مهدویت‌گرایی پرداخته است اما دریغ از یک خط تحلیل پیرامون این حادثه مهم و بزرگ.
بنابراین سوال جدی ما این است: این تناقض در رفتار و رویکرد این اساتید را چگونه باید تحلیل کنیم؟ این رفتار که  نود (Nude) دادن یک هزارم درصد چند نوجوان در خیابان ولی‌عصر اینگونه ضریب می‌خورد اما یک مشارکت چند میلیون نفری کلاً نادیده گرفته می‌شود، چگونه با ادعاهای علمی و بی‌طرف بودن آنان در عرصه علم سازگار می‌شود؟
مساله جدی در واقع آن است که از اساس هر نوع ادعای بی‌طرفی علمی در این مناسبات کاملا مزورانه و ریاکانه است. اساسا حیات سیاسی، فرهنگی و علمی این افراد در تمایزگذاری با جمهوری اسلامی ایران و هر چیز متصل به آن است. این سکوت هدفمند، همان‌قدر که نشان می‌دهد چیزی به نام جامعه علمی از اساس در این مملکت دروغ بزرگ و شاخداری است، بیانگر آن است که  سیاست‌زدگی و حیات سیاست‌زده دانشگاه جزو لاینفک علوم انسانی در ایران است، و الا سوژه آنچنان بزرگ است و آنچنان دارای عینیت که جامعه‌شناس و علوم انسانی‌خوانده نمی‌تواند در برابر آن ساکت باشد.
بررسی تطبیقی عملکرد این جریان در 2 صحنه از شورش نسلی زن، زندگی، آزادی و حادثه تشییع برای ما عیان‌کننده نکات زیادی است. در شورش سال ۱۴۰۱، تا یک سال و نیم بعد تحلیلی نبود که نگویند و ننویسند! کار به جایی رسیده بود که حتی وقتی واقعه در جریان بود و هنوز ابعاد درست آن شناخته نشده بود، صدها صفحه می‌نوشتند و میزگرد برایش برگزار می‌شد و انواع اصطلاحات شبه‌علمی و واژه‌ها را تولید می‌کردند! یکی به شورش تجزیه‌طلبانه کومله در کردستان و آذربایجان غربی لقب خودآگاهی و همبستگی با روح قیام مهسا می‌داد،‌ دیگری در ینگه دنیا و در بستر مرگ و سرطان از آن شورش نسلی با عنوان قیام ملی یاد کرد و آن دیگری قتل و غارت و هتک حرمت نوامیس ملت را جریان سیال زندگی بر بستر تنانگی و زنانگی می‌دانست. در هنگامه‌ای که برخی منافقین در زندان اوین دست به علمیات خرابکاری ‌زده بودند، برخی از  این روشنفکران برای آن ادبیات قیام ملی از هگل تا مارکس و چگوارا تدارک می‌دیدند. در حالی که برای این تشییع باشکوه دریغ از حتی یک خط تولید محتوا و واژه‌پردازی، لذا با جامعه‌ای علمی روبه‌رو هستیم که فاقد استقلال و بی‌طرفی علمی و حساسیت به مسائل دولت - ملت ایرانی است. البته این سیاست‌زدگی اهل علم ریشه در تاریخ معاصر ایران و رابطه روشنفکری و دیانت دارد. 
به باور من که جریانات را تاریخی می‌بینم، از صدر مشروطه تا امروز هیچ پرچمی در حکومت‌داری، سیاست، علم و دانشگاه بلند نشده است مگر آنکه تکلیفش را با دین و دیانت مشخص کرده باشد. امروز از پس مطالعات جامعه‌شناسی علم می‌دانیم که نه در تاریخ علم به صورت اعم و نه تاریخ علم ایرانی هیچ چیز غیرسیاسی و غیرجبهه‌ای وجود ندارد. از این جهت نباید فریفته موقعیت رسمی و علمی این افراد شد و فریب ادعایی به نام جامعه علمی را خورد.
اگرچه این نتیجه‌گیری بدین معنا نیست که روشنفکر و پژوهشگر و استاد علوم انسانی خوانده آزاده و روشن‌بینی وجود ندارد که مصالح ملی در نگاهش برجسته باشد و به تب و تاب لااقل بخشی از تود‌ه‌های مردم در سوگواری شهید جمهور توجه نکند اما به گمان نویسنده توقع مواجهه علمی و مستقل و ملی از نهاد بیمار علم در ایران انتظاری بجا نیست. اینکه چرا چنین است، طبعا در مجال اندک این یادداشت نمی‌گنجد و برای فهم آن باید به نقطه آغاز و تولد روشنفکری و دانشگاه و علوم انسانی در این مرز و بوم بازگشت.
 
 
 محمد نیازی:پژوهشگر علوم اجتماعی و تاریخ 

:: بازدید از این مطلب : 242
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 05 خرداد 1403

بخش سردبیری شبکه سنی‌نیوز از پایان فعالیت‌های خود در روزهای آتی خبر داده است، به نظر می‌رسد که کمبود منابع مالی یکی از مهمترین دلایل پایان کار این رسانه خاص بوده است.

سنی‌نیوز در حالی که مدعی بود اخبار اهل سنت در ایران را پوشش می‌دهد در سال‌های اخیر از ماموریت اصلی خود دور شده و با انتشار برخی اخبار و تحلیل‌های خاص ماموریت به ایجاد اختلافات میان هم‌وطنان اهل سنت و شیعه به ویژه در استان سیستان و بلچوستان داشت، افراط گرایی این شبکه اطلاع رسانی در حدی بود که میان اهل سنت نیز مرجعیت خود را از دست داده و بسیاری آن را رسانه مسجد مکی می‌خواندند.

سنی‌نیوز در جریان اغتشاشات پاییزی به عنوان تریبون شخصی مولوی عبدالحمید عمل کرده و این روزها به دلیل نداشتن اسپانسر مالی به ته خط رسیده است، پیش از این برخی کانال‌های خبری و حتی شبکه‌های ضدانقلاب از سرناچاری مجبور به تعطیلی شده و سنی‌نیوز نیز به همین سرنوشت دچار شده است.

سنی‌نیوز علاوه بر پوشش همه جانبه اخبار مسجدمکی یکی از حامیان شرور معروف «عبدالغفار نقشبندی» نیز بوده است، تا جایی که در مهرماه سال گذشته همراه با رسانه‌های ضدانقلاب مدعی شکنجه این شخص نیز شده بود!

شبکه تجزیه‌طلبان به کار خود پایان می‌دهد!

جالب آنکه نقشبندی پس از نقش بازی کردن در طول آشوب‌های شهر زاهدان از کشور متواری شده و به عنوان لیدر تجزیه‌طلبان با منافقین ارتباط گرفت، این ارتباط باعث اتحاد تروریست‌های تکفیری با منافقین شد.

نماینده منافقین، با انتقال پیام و قول مریم رجوی به تجزیه طلبان، به آن‌ها اطمینان داده بود که منافقین حق خودمختاری بلوچستان مانند کردستان را علنی به رسمیت خواهند شناخت.

هماهنگی عبدالغفار نقشبندی، حبیب الله بلوچ (سربازی) سرکرده جریان تجزیه طلبی سهاب و نماینده گروهک تروریستی جیش العدل با مهناز صمدی مسئول میز کانادای گروهک تروریستی منافقین باعث افزایش شرارت در مرزهای جنوب شرقی کشور شده است.

عبدالغفار نقشبندی کیست:

عبدالغفار نقشبندی پس از صدور حکم دستگیری او در اسفند ماه 1401 از بیم افشا شدن ارتباطش با سرویس‌های جاسوسی، پس از مدتی زندگی مخفیانه، به یکی از کشورهای همسایه منتقل شد.

نقشبندی مدتها نقش سرباز پیاده سرویس‌های جاسوسی را در این استان سیستان و بلوچستان ایفا می کرد و نقش مهمی در برهم زدن امنیت سیستان و بلوچستان و ایجاد آشوب‌های 1401 داشت،وقتی که عرصه را برای جولان بیشتر تنگ دید و مردم شیعه و سنی به افکار و اهداف وی پی بردند، توسط اربابان خود متواری شد.

وی تاکید کرد: مشارکت در ترور مولوی جنگی‌زهی یکی از منادیان وحدت در استان نیز از سوابق نقشبندی است که ارتباط او را با شبکه‌های معاند بهتر نمایان می‌کند.

 

image-20231205112336-1.png

با توجه به فاصله گرفتن مردم سیستان و بلوچستان از برخی شخصیت‌های مذهبی افراطی، تصمیم بر آن شده که موج تبلیغی در جمعه‌های زاهدان و شرق کشور فارغ از خطبه ‌های نمازجمعه زاهدان مدیریت شود.

در شهریور ماه ا1402 بود که جلسه ای محرمانه با حضور جواد دبیران نماینده گروهک تروریستی منافقین، عبدالغفار نقشبندی، حبیب الله بلوچ (سربازی) سرکرده گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب و نماینده گروهک تروریستی جیش العدل با هدف هماهنگی پیرامون اتحاد منافقین و این گروهک ها در شرق کشور و پرهیز از اختلاف با محوریت ۸ مهر (سالگرد حمله تروریستی به کلانتری ۱۶ زاهدان) برگزار گردید و افشای آن حواشی بسیاری همراه داشت.

اما از تحرکات گروههای تروریستی و بر اساس اعلام منابع آگاه امنیتی، ادر سال 1402 در کشور امارات جلسه دیگری میان این گروهک ها برگزار شده بود.

در این جلسه محرمانه که در شهر شارجه برگزار شد دو توافق مهم انجام گرفته است:

  1. سازمان‌دهی تیم‌های تروریستی با کارفرمایی و تامین مالی منافقینبا توجه به موازی کاری موجود میان سه گروهک مذکور در جذب، مدیریت و سازماندهی و با توجه به کمبود نیروی انسانی، مقرر گردید تا جریان مشترکی برای جذب و سازماندهی با استفاده از ظرفیت "کانون‌های شورشی، عناصر جنبش دادخواهان و آزادگان عبدالغفار نقشبندی و عناصر گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب و سایر ظرفیت‌های موجود تکفیری شرق" شکل گیرد و همچنین مدیریت جذب و سازماندهی هسته‌های جهادی-انتحاری-تبلیغی شرق کشور جهت طراحی سلسله اقدامات تروریستی در شرق کشور برعهده منافقین قرار گیرد. پس طبق این توافق، شناسایی و ایجاد فرم نشان (راه اندازی پرونده) برای نیروهای دارای ظرفیت توسط سه گروه فوق انجام گرفته و درگام بعدی برای مدیریت و سازماندهی به منافقین معرفی می شوند.

 

  1. اقدامات ایذایی و تبلیغی و شعار نویسی: با توجه به فاصله گرفتن روز به روز مردم سیستان و بلوچستان از برخی شخصیت‌های مذهبی افراطی زاهدان ، تصمیم بر آن شده که موج تبلیغی را در جمعه ‌های زاهدان و شرق کشور فارغ از خطبه ‌های نمازجمعه زاهدان مدیریت کرده و تب اعتراضات شرق کشور را به صورت تبلیغی، شعار نویسی و بازتاب رسانه‌ای و یا به صورت ایجاد هسته‌های تبلیغی میدانی در روستاها و شهرستان‌های کوچک مرزی و مدارس سلفی شرق کشور مدیریت کنند. همچنین با توجه به شکسته شدن سکوت برخی علمای اهل سنت نسبت به اقدامات افراطی و ضد اسلامی جریانات و گروهکهای شرق کشور، این هسته ‌های تبلیغی وظیفه هزینه سازی برای این علما را بر عهده دارند.

 

ناگفته نماند که افشای خبر جلسه محرمانه کویته پاکستان و توافقات شکل گرفته در آن که با تائید رسمی خبر برگزاری جلسه از سوی سخنگوی گروهک تروریستی منافقین و حبیب الله بلوچ همراه بود، منجر به شکل گیری اختلافاتی به طور ویژه میان گروهک تروریستی تجزیه طلب سهاب گردید.

از سوی دیگر برگزاری میتینگ خیابانی حبیب سربازی در تورنتو کانادا به دعوت مهناز صمدی مسئول میز کانادای منافقین، همزمان با افشای این خبر موجب جدایی چند نفر از اعضای گروهک شد و حتی در ادامه برخی عناصر مسجد مکی واکنش ها و مواضع تندی را پیرامون این جلسه محرمانه اتخاذ کردند.

لازم به ذکر است که رسوایی ایجاد شده پس از انتشار خبر دیدار محرمانه و توافقات شکل گرفته موجب شد که سربازی و منافقین ضمن تایید رسمی خبر، صراحتا به راهبردی بودن این اتحاد در حوزه شرق کشور اعتراف کنند.

نگاهی به بازیگران بی‌ثبات‌سازی بلوچستان

همان‌طور که اشاره شد چهار جریان اصلی در این تحرکات دست دارند و هر یک اهداف خاص خود را دنبال می‌کنند.

نخست باید به نقش سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه اشاره کرد که برخی مانند سرویس اطلاعات خارجی انگلیس (MI۶) در منطقه شبه قاره تا مرزهای بلوچستان به طور سنتی نفوذ دارند و منویات و اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دربار انگلستان مانند ایجاد و تشدید شکاف‌های مذهبی و قومی را دنبال می‌کنند و برخی دیگر مانند موساد به تازگی روی بی‌ثبات‌سازی این منطقه سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

دومین بازیگر ناامن‌سازی جنوب شرق کشور، یک جریان داخلی در استان است که با سوار شدن روی موج اختلاف مذهبی و تسری آن به سیاست سعی می‌کند فضای ملتهب و تنش‌آلود را تشدید و حفظ کند.

سومین جریان، گروهک منافقین است که از طریق توان سایبری و تحریک روانی مردم این پروژه را جلو می‌برد. گروهک منافقین از ابتدای آشوب‌های سال گذشته سعی کرد در مناطق مرزی نفوذ و به‌صورت ارگانیک با گروهک‌های مرزی تجزیه‌طلب علیه امنیت کشور همکاری کند. در زاهدان اما اقداماتی مانند شعارنویسی و مدیریت جریان تبدیل تظاهرات به اغتشاش و ادراک‌سازی رسانه‌ای برای مشروعیت بخشی به آشوب مسلحانه و نمادسازی از چهره‌های بدسابقه مانند مولوی متواری و عبدالغفار نقشبندی از اصلی‌ترین کارویژه‌های سازمان است.

جریان چهارم گروهک‌های تروریستی مستقر در خاک کشورهای همجوار است که با اخذ اطلاعات و دستورالعمل از سرویس‌ها به‌صورت ایذایی حملاتی را در مناطق مرزی و برخی شهرهای مرکزی استان ترتیب می‌دهند.

در حقیقت دولت‌های متخاصم و سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه بازیگران اصلی و درجه یک روند بی‌ثبات‌سازی جنوب شرق کشور هستند و گروه‌های دیگر را باید کنشگران درجه دو و تابع برنامه بیگانگان یا همراستا با آن تلقی کرد.

هدف این گروه‌ها از ناامنی استان سیستان و بلوچستان عدم توسعه این منطقه است؛ این هدف کلان از یک سو زمینه را برای طرح خواسته‌های تجزیه‌طلبانه و اقدامات مسلحانه در سطح منطقه فراهم می‌کند و از سوی دیگر، فضا را برای گسترش ناامنی، آشوب و تجزیه‌طلبی در این مناطق مهیا می‌کند.

۱۶ اقدام کور تروریستی گروهک های مسلح در 1401 و نیمه اول 1402سیستان و بلوچستان

 

نگاهی به بازیگران بی‌ثبات‌سازی در سیستان و بلوچستان/ بازتولید تروریسم با «زن، زندگی، آزادی»

حمله به گشت راهور

در روز یکم مردادماه امسال ۴ مأمور پلیس راهور استان سیستان و بلوچستان به نام‌های مهدی اله‌پور، رضا اسماعیلی، محمدرضا شیخی و حسن وحیدی حین گشت در محور خاش به تفتان استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسیدند. در این اقدام کور، تروریست‌ها با کمین در مسیر خودروی راهور آن را به رگبار بستند.

حمله به کلانتری ۱۶ زاهدان

در صبح روز ۱۷ تیرماه ۱۴۰۲ کلانتری ۱۶ زاهدان مورد حمله عوامل گروهک جیش العدل قرار گرفت که در آن حادثه دو نفر از مأموران انتظامی به نام‌های ستوان سوم «علیرضا کیخا» و سرباز وظیفه «مبین رشیدی» به شهادت رسیدند.

حمله به هنگ مرزی سراوان

اشرار مسلح در نیمه شب ۶ تیرماه ۱۴۰۲ به پاسگاه مرزی میل ۱۳۹۰ هنگ مرزی سراوان شبیخون زدند که با مقاومت مرزبانان برجک ۱۶ پاسگاه روبه‌رو شدند و به سمت خاک کشور مقابل (پاکستان) متواری شدند. در این حمله ناجوانمردانه استواریکم حسن قورزایی به شهادت رسید.

حمله به برجک «مزه سر» در گلشن

در بامداد ۳۱ اردیبهشت‌ماه 1402 گروهک جیش العدل قصد نفوذ به داخل کشور و خرابکاری داشتند که منجر به درگیری با مرزبانان منطقه «مَک سوخته» شد و تروریست‌ها با تحمل تلفات از صحنه درگیری متواری شدند. در این حمله ۲ مرزبان کادر و ۳ سرباز وظیفه به نام‌های گروهبان‌یکم حسین بادامکی، گروهبان‌یکم علی غنی باتدبیر، سرباز وظیفه محمد جمال‌زاده، سرباز وظیفه یونس سیفی‌نژاد و سرباز وظیفه ناصر حیدری به شهادت رسیدند و دو مرزبان دیگر نیز مجروح شدند.

تیراندازی به مأموران هنگ زابل

در درگیری سوداگران مرگ با مأموران مرزبانی زابل در ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ سروان قربانعلی پیری مورد اصابت گلوله اشرار قرار گرفت و پس از دو روز تحمل به علت شدت جراحات وارده به درجه رفیع شهادت نائل شد.

ترور رئیس پلیس آگاهی سراوان

در روز ۱۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ شهید علیرضا شهرکی به ضرب‌ گلوله معاندین در خودروی شخصی خود ترور شد. در این اقدام ناجوانمردانه، همسر سرهنگ شهرکی نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد، ولی به دلیل شدت جراحات به شهادت رسید.

حمله به گشت انتظامی شهرستان بمپور

در تاریخ ۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۱ اشرار مسلح به خودروی گشتی پاسگاه انتظامی شهرستان بمپور حمله کردند که در این حادثه تروریستی سروان مختار مؤمنی و ستوان‌سوم ابوذر امیدوار به شهادت رسیدند.
درگیری در ایرانشهر

۳ نفر از اشرار مسلح که قصد ایجاد ناامنی و اقدامات کور مسلحانه در منطقه را داشتند، پس از پی بردن به تور اطلاعاتی پلیس، بدون توجه به اخطارها به سوی مأموران انتظامی تیراندازی کردند. در این حادثه که در ۱۷ بهمن‌ماه ۱۴۰۱ رخ داد، دو شرور مسلح به هلاکت رسیدند.

حمله به مقر ایست و بازرسی محور زاهدان-خاش

گروهی از اشرار مسلح منطقه در تاریخ ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۱ به نیروهای مستقر در ایست و بازرسی شهید غفاری در محور زاهدان - خاش که در حال انجام وظیفه و تأمین امنیت محور بودند به صورت ناجوانمردانه حمله و از سمت ریل قطار به آنان تیراندازی می‌کنند. بر اثر حمله اشرار، سرباز وظیفه یعقوب دهمرده به علت شدت جراحات به‌رغم تلاش کادر درمان به فیض شهادت نائل آمد و ستوان محمد قیامی و استوار حسین پارسا کیا نیز مجروح شدند.

تیراندازی ‌به واحد گشتی پاسگاه شهید تردست

در روز ۸ دی‌ماه ۱۴۰۱ گشت انتظامی پاسگاهی در زاهدان مورد هدف تیراندازی اشرار مسلح یک دستگاه خودروی پژو پارس در کمربندی زاهدان قرار گرفت که در این حمله ناجوانمردانه یکی از مأموران جان برکف انتظامی مجروح شد.

تیراندازی به نیروی پلیس محور گله‌کان-گلشن

درگیری سوداگران مرگ در تاریخ ۱۶ دی‌ماه ۱۴۰۱ با نیروهای انتظامی محور گله‌کان به گلشن در استان سیستان و بلوچستان منجر به شهادت ستوان‌سوم محمد زور شد.

حمله به سربازان وظیفه انتظامی راهور در چابهار

در ۱۴ آذرماه ۱۴۰۱ در پی حمله اشرار مسلح به ۲ سرباز وظیفه پلیس راهور شهرستان چابهار، سرباز وظیفه هارف هوتی به شهادت رسید و سرباز وظیفه بنیامین فاضلی نیز مجروح شد.

حمله به هنگ مرزی زابل

۱۶ آذرماه ۱۴۰۱ حمله اشرار مسلح مرزی منجر به شهادت سرباز وظیفه معین قدمیاری شد.

حمله به مأموران پاسگاه چشمه زیارت زاهدان

اشرار ضدانقلاب در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۱۴۰۱ به مأموران گشت انتظامی پاسگاه چشمه زیارت زاهدان حمله کردند که سرباز وظیفه بهزاد براهویی‌ مقدم به شهادت رسید.

حمله به یگان تکاوری ۱۱۲ عمار ایرانشهر

حمله تروریستی اشرار مرزی در ۸ آبان‌ماه ۱۴۰۱ منجر به شهادت ستوان‌سوم محسن رضایی شد.

ترور مأمور راهور در سراوان

در ۲۵ مهرماه ۱۴۰۱ اشرار مسلح در شهر سراوان، سرگرد محمد عباسی را که در حال انجام وظیفه در محل تعویض پلاک این شهرستان بود به رگبار بسته و به شهادت رساندند.


:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 03 خرداد 1403

سلام


:: بازدید از این مطلب : 176
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 01 خرداد 1403

بهترین هدیه خداوند به انسانهای محبوب شهادت است.


:: بازدید از این مطلب : 145
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 17 اردیبهشت 1403

 

 

 
 
کاریکاتور/ سرکوب دانشجویان، دروغین بودن ادعای آزادی بیان در آمریکا را فاش کرد
 
 

:: بازدید از این مطلب : 178
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 15 اردیبهشت 1403
نشریه میدل ایست آی از قول یک دیپلمات اروپایی تاکید کرد: آمریکا ارتباط خود را
با واقعیت‌های جهان از دست داده و نهادهای اطلاعاتی آمریکا استدلال‌های مسخره‌ای نسبت به شرایط جهانی دارند.
مارکو کارنلوس (دیپلمات سابق ایتالیایی/ نماینده ویژه دولت برای هماهنگی روند صلح خاورمیانه و سفیر ایتالیا در عراق) در تحلیلی که از سوی میدل ایست آی منتشر شده، می‌نویسد: جامعه اطلاعاتی آمریکا اخیرا ارزیابی تهدید سالانه خود را منتشر کرده که
 بر تهدیدات جهانی تمرکز دارد. این سند بازتاب‌دهنده تحلیل‌ها و بینش‌های جمعی سیا، آژانس امنیت ملی، دفتر تحقیقات فدرال و دیگر آژانس‌هاست.
پیشگفتار آن گزارش حس روشنی از وجود تفکر دیستوپیایی و خودارجاعی در این جامعه اطلاعاتی را نشان می‌دهد: «در طول سال آینده ایالات متحده با نظم جهانی شکننده فزاینده‌ای مواجه می‌شود که به دلیل تسریع رقابت استراتژیک بین قدرت‌های بزرگ، چالش‌های فرا ملی شدیدتر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر و درگیری‌های منطقه‌ای متعدد با پیامد‌های گسترده‌تر ایجاد خواهد شد». در ادامه هم آمده است: «چین بلندپرواز، اما مضطرب، روسیه متخاصم، برخی از قدرت‌های منطقه‌ای مانند ایران و بازیگران غیردولتی توانمندتر، قوانین دیرینه نظام بین‌الملل و اولویت آمریکا را به چالش می‌کشند». ایران، روسیه و چین، به عنوان کشور‌های شرور برای به چالش کشیدن نظام بین‌الملل قلمداد شده‌اند.
چنین تحلیلی جای تعجب ندارد چرا که شعار سیاست ایالات متحده برای سالیان متمادی بوده است. مشکل آنجاست که مشخص نیست گزارش به کدام قواعد اشاره دارد: حقوق بین‌الملل عرفی مندرج در منشور سازمان ملل و کنوانسیون‌های آن یا نظم جهانی تحت رهبری ایالات متحده. مشکل اصلی آن است که برای تشکیلات سیاسی آمریکا و متحدان کلیدی غربی، هیچ‌گونه تمایزی وجود ندارد. آنان به شدت در اشتباه به سر می‌برند.
ذهنیت خودارجاعی که به سوی منافع واشنگتن و متحدان آن کشور منحرف شده، نظم مبتنی بر ایدئولوژی نولیبرال و آغشته به استاندارد‌های دوگانه است؛ فاجعه غزه بارزترین و تازه‌ترین نمونه این نظم است. این دستور کار را می‌توان با  یک شعار غیر رسمی خلاصه کرد: «برای دوستان من همه چیز، برای دشمنان من قانون».
جای تعجبی ندارد که گزارش جامعه اطلاعاتی آمریکا، چین، روسیه و ایران را به همراه تعدادی از بازیگران غیردولتی (از جمله حزب‌الله لبنان، حماس در فلسطین و انصارالله در یمن) متهم می‌کند. چنین رویکرد مضحکی اکنون آشکارا از سوی بسیاری از کشور‌های به اصطلاح جنوب جهانی نه تنها پذیرفته نمی‌شود بلکه به چالش کشیده شده یا دست کم مورد خشم قرار می‌گیرد. تنها تعداد کمی از کشور‌ها در اروپا و شرق آسیا برتری ایالات متحده را پیش نیاز سیستم بین‌المللی می‌دانند. نظم جهانی از پیکربندی تک قطبی به پیکربندی چند قطبی در حال تغییر است. در طول تاریخ، امپراتوری‌ها ظهور کرده و سپس از هم فروپاشیده‌اند. عاقلانه خواهد بود که سیاستگذاران ایالات متحده خود را با این قواعد تاریخ تطبیق دهند. آنان اکنون بر سر یک دو راهی برای انتخاب قرار دارند: حکم تاریخ را بپذیرند همان طور که بریتانیا به تدریج از سال ۱۹۴۵ انجام داده یا به طور فاجعه‌آمیزی در برابر آن مقاومت کند.
اشاره به بحران غزه در گزارش مذکور دید روشن‌تری درباره دیدگاه‌های دیستوپیایی نهاد‌های اطلاعاتی آمریکا ارائه می‌دهد: «فقط باید به بحران غزه نگاه کرد که توسط یک گروه تروریستی غیردولتی بسیار توانمند درون حماس آغاز شد. این اقدام با بلندپروازی ایران و با روایت تشویق شده توسط چین و روسیه برای تضعیف ایالات متحده تشدید می‌شود. این وضعیت نشان می‌دهد که چگونه یک بحران منطقه‌ای می‌تواند تاثیرات گسترده‌ای داشته باشد و همکاری بین‌المللی را در سایر موضوعات مبرم پیچیده سازد».
این بخش نشان می‌دهد که جامعه اطلاعاتی آمریکا اساسا نمی‌تواند درگیری در غزه را دقیقا ببیند: یک مبارزه آزادیبخش ملی که توسط چندین دهه اشغال بی‌رحمانه و بدون مجازات اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی آغاز شده است؛ اشغالگری‌ای که با تحویل تسلیحات گسترده از سوی آمریکا و ایجاد یک سپر سیاسی برای اسرائیل میسر شده است. هم چنین، باید به نقش حمایتی آمریکا در شورای امنیت اشاره کرد که اگر وجود نداشت، اسرائیل مسئول ارتکاب جنایات جنگی شناخته می‌شد.
عامل واقعی تضعیف جایگاه جهانی آمریکا، اقدامات ادعایی آن دولت‌ها نیست بلکه رفتار استاندارد‌های دوگانه واشنگتن است از جمله حمایت بی‌دریغ آمریکا از حمام خون 
به راه انداختن اسرائیل در غزه. دولت بایدن پس از طرح قطعنامه آتش‌بس در شورای امنیت، با آن مخالفت کرد و تلاش نمود با غیر الزام‌آور خواندن آن معنا و تاثیر قطعنامه را به حداقل سطح ممکن تقلیل دهد. بیش از ۳۴۰۰۰ نفر در غزه کشته شده‌اند.

:: بازدید از این مطلب : 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1403
در طی روزهای گذشته، بسیاری از دانشگاه‌های سطح یک آمریکایی صحنه اعتراض دانشجویان به سیاست‌های دولت آمریکا و همچنین شرکت‌های بزرگ آمریکایی در حمایت صرف و تمام و کمال از جنایات و نسل‌کشی رژیم صهیونیستی بود.
این اعتراضات که در ابتدا از دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک شروع شد به سرعت به اکثریت دانشگاه‌های آمریکایی تسری پیدا کرد. در این اعتراضات بالغ بر 200 دانشگاه آمریکایی صحنه اعتراض به حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی بود. اعتراضات دانشجویان آمریکایی در دانشگاه‌های معروف این کشور و در اکثریت دانشگاه‌های عضو آیوی لیگ پرشورتر بود. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که دانشجویان دانشگاه‌های برتری همچون کلمبیا،‌ هاروارد، ییل، مؤسسه فناوری ماساچوست(MIT)، دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس(UCLA)، پنسیلوانیا، پرینستون و... جزو برترین دانشجویان در سطح این کشور و همچنین در سطح جهان هستند. فارغ‌التحصیلان این دانشگاه‌ها نقش مهمی در بوروکراسی و دیوان‌سالاری آمریکا داشته و پیش از این نیز در زمان جنگ ویتنام، جنبش‌های دانشجویی دولت آمریکا را به توقف جنگ مجبور ساختند. در طی روزهای سپری شده از آغاز این اعتراضات نیروهای نظامی و پلیس ایالتی و نیروهای امنیتی آمریکا به شدید‌ترین شکل ممکن با این اعتراضات برخورد کرده و بسیاری از دانشجویان و اساتید معترض را مورد ضرب و شتم قرار دادند. تخمین‌ها و گزارش‌های حاکی از این است که در این اعتراضات تاکنون بیش 
از 1000 دانشجو و استاد دستگیر و مورد پیگرد قرار گرفته‌اند. گرچه محافل وابسته به دولت آمریکا، از دولت فدرال آمریکا مستقر در واشنگتن دی. ‌سی در باب این اعتراضات سلب مسئولیت کردند و برخورد‌ها را به نیروهای ایالتی و دادستانی ایالتی مرتبط دانسته‌اند ولی بررسی‌ها نشانگر این است که چه در ایالت‌های تحت فرمانداری دموکرات همچون نیویورک و چه در ایالت‌های جمهوریخواه همچون تگزاس برخورد با دانشجویان بسیار شدید و بی‌رحمانه بوده است. این اعتراضات به سرعت در دانشگاه‌های معروف اروپایی در فرانسه، آلمان‌، انگلستان و ایتالیا گسترش یافت و به موجی جهانی تبدیل شده است. 
لال شدن اپوزیسیون پرهیاهو 
معجزه اعتراضات آمریکا 
با شروع اعتراضات سراسری در دانشگاه‌های آمریکا، اپوزیسیون پرهیاهو خارج‌نشین که علی‌رغم رأفت اسلامی نظام در قبال بسیاری از دانشجویان فریب خورده، کوچک‌ترین برخورد قانونی را به دستاویزی برای حمله به نیروهای انتظامی تبدیل می‌کردند، ناگهان سیاست سکوت در قبال این برخوردهای خشن در «محیط دانشگاه» را در پیش گرفتند.
آنان در حالی در مقابل ضرب و شتم دانشجویان آزادیخواه در آمریکا و حضور پلیس و نیروهای امنیتی آمریکایی در داخل دانشگاه سکوت کرده‌اند که در کشورمان نیروهای انتظامی به محیط دانشگاه ورود پیدا نکرده و برای حریم علم و دانش ارزش بسیاری قائل هستند.
وجدان‌های بیدار در آمریکا 
بدون شک اعتراضات سراسری یکی از مهم‌ترین وقایع و تحولات چند ماه گذشته به شمار می‌آید. کمتر کسی انتظار این را داشت که در جایی از جهان که مهم‌ترین جولانگاه ثروت و رسانه لابی‌های یهودی و اوانجلیست‌ها به شمار می‌آمد به ناگاه چنین موج سهمگینی از اعتراض به جنایت‌های بی‌شمار و بی‌حد و اندازه اسرائیل شکل بگیرد. وجدان‌های بیدار در آمریکا نشان دادند که علی‌رغم میلیاردها دلار ثروت یهودیان در آمریکا و علی‌رغم حضور و تسلط آنان بر دیوان‌سالاری و اقتصاد و فرهنگ و هنر آمریکا، در آخر وجدان‌های بیدار صدای مظلومان را به ثروت و رسانه ظالمان ترجیح می‌دهند. 
پیش از این اعتراضات نیز، آرون بوشنل ۲۵ ساله یکی از اعضای نیروی هوائی ایالات‌ متحده با اقدام خود نشان داد که در قلب ماشین جنگی بزرگ‌ترین حامی اسرائیل نیز آزادگان بسیاری هستند که در آینده بلای جان حامیان ظلم و ستم خواهند شد.
پیام رهبری به جوانان غربی
پیش از این، رهبر معظم انقلاب در زمانی که شاید کمتر کسی به بیداری وجدان‌های بشری در غرب امید داشت، با امید به طینت حق‌طلب در بین جوانان غربی و همچنین امید به آزادگی مردم در غرب در بخشی از پیام خود بیان داشتند: «جوانان عزیز! من امید دارم که شما در حال یا آینده، این ذهنیّت آلوده به تزویر را تغییر دهید؛ ذهنیّتی که هنرش پنهان کردن اهداف دور و آراستن اغراض موذیانه است. به نظر من نخستین مرحله در ایجاد امنیّت و آرامش، اصلاح این اندیشه‌ خشونت‌زا است. تا زمانی که معیارهای دوگانه بر سیاست غرب مسلّط باشد، و تا وقتی که تروریسم در نگاه حامیان قدرتمندش به انواع خوب و بد تقسیم شود، و تا روزی که منافع دولت‌ها بر ارزش‌های انسانی و اخلاقی ترجیح داده شود، نباید ریشه‌های خشونت را در جای دیگر جست‌وجو کرد.» ایشان در قسمتی دیگر این پیام اشاره داشتند: «دنیای باختر قرن‌هاست که مسلمانان را به خوبی می‌شناسد؛ هم آن روز که غربیان در خاک اسلام میهمان شدند و به ثروت صاحبخانه چشم دوختند، و هم روز دیگر که میزبان بودند و از کار و فکر مسلمانان بهره جستند، اغلب جز مهربانی و شکیبایی ندیدند. بنابراین من از شما جوانان می‌خواهم که بر مبنای یک شناخت درست و با ژرف‌بینی و استفاده از تجربه‌های ناگوار، بنیان‌های یک تعامل صحیح و شرافتمندانه را با جهان اسلام پی‌ریزی کنید. در این صورت، در آینده‌ای نه‌چندان دور خواهید دید بنایی که بر چنین شالوده‌ای استوار کرده‌اید، سایه‌ اطمینان و اعتماد را بر سر معمارانش می‌گستراند، گرمای امنیّت و آرامش را به آنان هدیه می‌دهد، و فروغ امید به آینده‌ای روشن را بر صفحه‌ گیتی می‌تاباند.»
 
رهبر معظم انقلاب در این پیام با اشاره به تروریسم اسرائیلی فرمودند: «چهره‌ دیگر از تضاد، در پشتیبانی از تروریسم دولتی اسرائیل دیده می‌شود. مردم ستمدیده‌ فلسطین بیش از شصت سال است که بدترین نوع تروریسم را تجربه می‌کنند. اگر مردم اروپا اکنون چند روزی در خانه‌های خود پناه می‌گیرند و از حضور در مجامع و مراکز پرجمعیّت پرهیز می‌کنند، یک خانواده‌ فلسطینی ده‌ها سال است که حتّی در خانه‌ خود از ماشین کشتار و تخریب رژیم صهیونیست در امان نیست.»
بندگی بی‌شرمانه اپوزیسیون
برای جنایتکاران
یکی از وجوه تاسف‌برانگیز تحولات در طی ماه‌هایی که از جنگ اسرائیل و غزه می‌گذرد، بی‌شرمی اپوزیسیون فارسی زبان خارج‌نشین در حمایت از جنایتکارانی است که حتی بسیاری از رسانه‌های غربی حاضر به دفاع از آنان نیستند.
فارغ از هر تعهد دینی و ملی و زبانی‌، انسانیت و بشردوستی، آمال و ایده تمامی انسان‌ها در سرتاسر جهان به شمار می‌آید. تعجب‌برانگیر این که هنوز انسان‌نماهایی هستند که از جنایت وحشیانه و جنون صهیونیستی حمایت کرده و می‌کنند.
سؤال اساسی این است که در زمانی که قلب هر انسانی از شدت و حجم جنایت اسرائیل در غزه به درد آمده و در زمانی که حتی مقامات بسیاری در اتحادیه اروپا و آمریکا علیه جنون نتانیاهو و گالانت و گانتس و دیگر سردمداران این رژیم موضع گرفته و از آن انتقاد کرده‌اند، چگونه اپوزیسیون ضد انقلاب در وقاحت تمام حاضر به چنین حمایتی از اسرائیل شده است.
در ساده‌لوحی و حماقت آنان همین بس که به‌خاطر برداشت اشتباه آنان از ملت ایران، این حمایت حتی نفعی در جهت جذب حمایت از داخل ایران نیز ندارد.
سردمداران اپوزیسیون ضد انقلاب و بالاخص ربع پهلوی حتی این موضوع را نیز فراموش کرده‌اند که شاه مخلوع هم حاضر به حمایت از تمام جنایت‌های این رژیم نبوده و حتی در مقاطعی به کمک اعراب پرداخته بود.
کافی است ربع پهلوی نگاهی به سخنان پدرش در کیهان در سال‌های پیش از انقلاب بیندازد تا حمایت نکردن از اسرائیل در برخی از مقاطع را از وی بیاموزد.
دلیل این وقاحت اپوزیسیون بیش از هرچیز وابستگی مالی و سیاسی آنان به رژیم صهیونیستی است.
ناامیدی اربابان سابق بنگاه‌های دروغ و نفرت‌پراکنی ضد انقلاب پس از شکست آشوب‌های سالیان گذشته، منجر به مشکلات مالی عدیده برای آنان شد. نمود واضح این موضوع تعطیلی شبکه من وتو و رادیو بی‌بی سی در سال گذشته بود.
در این میان شبکه‌های همچون اینترنشنال که در طی سال‌های اخیر به دنبال ارباب جدیدی برای خود بودند، با چراغ سبز رژیم صهیونیستی به سرعت خط حمایت از این رژیم را در پیش گرفته و با وقاحت تمام علاوه‌بر کتمان جنایات اسرائیل در غزه از حمله این رژیم به خاک ایران حمایت کرده و نسخه حمله نظامی به کشورمان را توصیه می‌کردند.
در همین زمینه پیش‌تر باراک راوید، خبرنگار صهیونیست اذعان کرده بود: «موساد به طور منظم از شبکه ایران اینترنشنال، به عنوان بازوی جنگ اطلاعاتی علیه ایران استفاده می‌کند».
واکنش عاشقان غرب
در برابر سرکوب دانشگاهیان در آمریکا
اساتید و چهره‌های مدافع غرب نسبت به اتفاقات دانشگاه‌های غرب، به خصوص آمریکا، در ضرب و شتم دانشجویان و اساتید و بازداشت آنها توسط پلیس سکوت کرده و حاضر به موضع‌گیری نشدند. خبرگزاری فارس در گزارشی به واکنش این افراد پرداخته است.
به‌عنوان مثال، صادق زیباکلام، استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران توانا با کنایه گفت: در صورتی مصاحبه خواهم کرد که به من بگویید چند نفر دستگیر شده‌اند و چند نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند! و یا احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی اصلاح‌طلب نیز گفت: در صفحه شخصی خود گفته‌ام که فعلا سکوت می‌کنم و هیچ حرفی نمی‌زنم! 
همین‌طور، محسن برهانی، حقوقدان و استاد دانشگاه، در این باره گفت: من را معذور بدارید از مصاحبه، ما باید به چیزهایی بپردازیم که دیگران نپرداخته‌اند!
محمّد قوچانی، روزنامه‌نگار و مدیر مسئول و سردبیر مجله «آگاهی نو» نیز در مورد سرکوب اساتید و دانشجویان در آمریکا و اروپا مصاحبه‌ای نکرد.
حاتم قادری، پژوهشگر و استاد علوم سیاسی دانشگاه نیز در خصوص اتفاقات اخیر آمریکا و اروپا از جمله فرانسه و آلمان  و بازداشت اساتید و دانشجویان در این کشورها حاضر به مصاحبه نشد.
تنها عباس عبدی روزنامه‌نگار مدعی اصلاحات حاضر به مصاحبه شد. وی البته در این مصاحبه سعی کرد ضمن بی‌اهمیت جلوه دادن موضوع تلویحا و یا در مواردی با تصریح سمت سوی مصاحبه را به نقد جمهوری اسلامی و جریان اصولگرا هدایت کند.
وی در بخشی از این گفت‌وگو اظهار داشت: بازداشت اساتید و دانشجویان در آمریکا و اروپا موضوع حادی نیست. او با تاکید بر طبیعی بودن روند بازداشت دانشجویان و اساتید، گفت: بازداشت‌ها هم در ابتدا اتفاق می‌افتد و چیز عجیبی نیست. دانشجویان را دستگیر می‌کنند و به زندان انتقال می‌دهند و بعد هم آزاد می‌کنند و به دادگاه می‌فرستند. دادگاه‌های آمریکا نیز استقلال کافی دارند و دانشجویان می‌توانند در دادگاه از وکلا کمک بگیرند. زمانی که دانشجویان دست به اعتراض می‌زنند برای زندان‌، دستگیری و دادگاه آمادگی و آگاهی دارند.
کارنامه‌ای مملو از وطن‌فروشی
و بی‌وجدانی
 کارنامه ننگین اپوزیسیون در طی چند دهه گذشته، پر از صفحات سیاه وطن‌فروشی آنان بوده است. در طی این سال‌ها، افرادی که بعد‌تر نشان دادند هیچ دلبستگی به کشور و خاک ایران ندارند و خواستار تحریم و فشار بر مردم و همچنین حمله نظامی به کشور شدند، شعار نه غزه، نه لبنان را در فتنه 88 سر می‌دادند.
از همان سال‌ها دنباله‌های داخلی آنان بالاخص در طیف تندرو مدعی اصلاح‌طلب، همیشه خط ضدیت با کشور و منافع ملی کشور را در پیش می‌گرفتند.
این افراد که همیشه در جهت منافع اسرائیل قدم برمی‌داشتند، درست هماهنگ با صهیونیست‌ها به صحنه‌های اقتدار ایران حمله و کشور را به عقب‌نشینی و بی‌تفاوتی در برابر جنایات اسرائیل توصیه می‌کردند.
بررسی سیر فعالیت تندروهای مدعی اصلاحات در چند دهه اخیر به‌خوبی میل آنان به سمت ضدیت با انقلاب و همچنین حمایت از رژیم صهیونیستی را نشان می‌دهد.
سیر به قهقرا رفتن انسانیت و اخلاق و وجدان در بین طیف ضدانقلاب و همچنین تندروهای مدعی اصلاح‌طلبی را می‌توان در اغتشاشات 1401 به‌خوبی مشاهده کرد.
حمایت از اسرائیل ننگی است که به هیچ شکل توجیه‌پذیر نیست حتی در غرب.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 267
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 30 فروردین 1403

 

تراژدی حلبچه، نمایه ای تلخ از استاندارد چندگانه غرب در مقوله حقوق بشر

ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان یادداشتی با عنوان تراژدی حلبچه، نمایه ای تلخ از استاندارد چندگانه غرب در مقوله حقوق بشررا در صفحه توئیتر خود منتشر کرد و نوشت:

۲۵ اسفند سالروز حمله وحشیانه شیمیایی رژیم بعث عراق به مردم بی‌دفاع حلبچه بود. روزی که سرنوشت یک شهر در چند ثانیه رقم خورد و بیش از ده هزار نفر در اثر استنشاق گاز سمی و ممنوعه دیده از جهان فروبستند.

برای مردم حلبچه و نیز برای مردم شهرهای مرزی جمهوری اسلامی ایران که خود پیش از این قربانی این نوع سلاح شده بودند و در آن مقطع پذیرای مجروحان و بازماندگان این فاجعه تاریخی بودند، این روز سیاه و شوم هرگز فراموش نخواهد شد.

تلخی یادآوری فاجعه حلبچه در بستر تاریخ، زمانی مضاعف می‌شود که به یاد می‌آوریم رژیم بعث عراق توسط برخی از کشورهای اروپایی به توانایی تولید گازها و بمب‌های شیمیایی دست یافت و علی‌رغم ممنوعه بودن استفاده از این نوع سلاح غیر انسانی، بارها از آنها در جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران و نیروهای ایرانی استفاده و در نهایت نیز برای تنبیه مردم شمال شرق عراق، مبادرت به استفاده گسترده از آن نمود.

رژیم بعث در طول جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، بطور مکرر از جمله در عملیات‌های خیبر، بدر، کربلای ۴، کربلای ۵، کربلای ۸، کربلای ۱۰، تک بازپس‌گیری در مناطق فاو و خیبر، مبادرت به استفاده از انواع گازهای کشنده شیمیایی نمود.

دردناکتر از آنچه بر مردم حلبچه و سردشت و نیز جوانان برومند این سرزمین که برای دفاع از تمامیت ارضی ایران اسلامی همه هستی خود را هبه کرده بودند، گذشت، رفتار مزورانه و ناجوانمردانه برخی کشورهای غربی و حامیان رژیم صدام نسبت به استفاده از این سلاح و واکنش در خصوص آن بوده است.

بر اساس گزارش‌های منتشره توسط سازمان ملل، رژیم صدام در طول سالهای جنگ با جمهوری اسلامی ایران بیش از ۳۵۰ بار مبادرت به استفاده از سلاح های شیمیایی نموده است.

حداکثر واکنش و تلاش سیاسی نهادهای بین‌المللی و کشورهای مدعی دفاع از حقوق بشر نسبت به این رفتارهای غیرانسانی، صدور بیانیه‌های بی‌ارزش بوده که در نهایت نیز از جمهوری اسلامی ایران میخواستند به قوانین و مقررات بین المللی پایبند باشد! این در حالیست که همان دولت‌ها در روزی که وزیر خارجه وقت آمریکا با آوردن شیشه‌ای کوچک که به ادعای خودش حاوی سم کشنده "سیاه زخم" بوده و رژیم صدام به توانایی ساخت و تولید آن برای "حمله گسترده به آمریکا" دست یافته بود، رأی به تنبیه و تغییر رژیم صدام دادند.

کشورها و دولت‌هایی که در آن سالها صدام را تشویق به حمله و تجاوز نظامی به دولت نوپای جمهوری اسلامی ایران نمودند و ضمن حمایت‌های بین‌المللی و سیاسی، از هیچ تلاشی در تغذیه اطلاعاتی، نظامی و ... او دریغ ننمودند، امروزه در کمال ناباوری و با رد کردن تمام مرزهای اخلاقی، با وقاحت وصف ناپذیر مدعی دفاع از حقوق بشر هستند و نوک حملات خود را متوجه جمهوری اسلامی ایران می‌کنند.

همین کشورهای مدعی که از قضا ‌کارنامه‌ای مملو از جنایت و تباهی دارند، در قبال نسل‌کُشی رژیم صهیونیستی و قتل عام بیش از سی هزار زن و کودک و سالخورده طی ۵ ماه، سکوت کرده و تا آنجا پیش رفته‌اند که حتی افکار عمومی خود را در برابر مطامع شوم آن رژیم جعلی و نژادپرست سرکوب می‌کنند!

رنج و درد جسمی و تألمات روحی-روانی ناشی از آنچه در جبهه‌های جنگ بر رزمندگان ایرانی و در مناطقی چون سردشت، شهرهای مرزی و در نهایت حلبچه بر مردم بی‌دفاع و غیرنظامی گذشت، شاید به مدد گذر ایام و کنش‌های روزگار تدریجا آرام گیرد، اما تلخی ناشی از جملات و کلمات سخیف و بی اساس و رفتارهای دوگانه مدعیان دورغین حقوق بشر در برخی کشورهای غربی نسبت به نظام، دولت و ملت ایران، هیچگاه از ذهن و قلب مردم آزاده ایران پاک نخواهد شد.

ناصر کنعانی - سخنگوی وزارت امور خارجه

ترکیه با تمام قوا به تامین تجهیزات اسرائیل ادامه می دهد

کانال تلگرامی ایران،شهر خورشید در مطلبی به تامین تجهیزات اسرائیل از سوی ترکیه پرداخت و نوشت:

ترکیه با تمام قوا به تامین تجهیزات اسرائیل ادامه می دهد.

تحریم تجاری دروغین اسرائیل توسط ترکیه روی کاغذ است و در واقعیت وجود ندارد و عرضه به تدریج در حال افزایش است.

هم اسرائیل تامین می شود و هم عده ای در ترکیه ثروتمندتر می‌شوند.

خانواده اردوغان پشت پرده اصلی این ارتباط و تجارت هستند که در گذشته در بخش دزدیدن نفت عراق و سوریه و یا غارت شهرهای شمالی سوریه در زمان بحران 2012 نقش کاملا پررنگی داشتند.

ترکیه 70 سال است که برای حفاظت از جبهه شمالی اسرائیل تلاش زیادی کرده است.

اگر قدم بعدی ترکیه برای نجات اسرائیل جنگ با ایران باشد، جای تعجب نیست.

اردوغان برای اسرائیل حاضر است تمام مردم ترکیه را قربانی کند.

اگر فشار مقاومت و محاصره اسرائیل افزایش یابد و حزب‌الله آخرین منطقه دریایی اسرائیل را منهدم کند، و یا مقاومت راههای باقی مانده زمینی ارسال تدارکات را ناامن کند، آنگاه شاهد خواهیم بود که اردوغان و دولتش نقش ویژه ای برای کمک به اسرائیل برعهده می‌گیرد تاجاییکه ترکیه با نیروی دریایی و نیروهای هوایی خود به دنبال جنگ با حزب‌الله اقدام کند.

ترکیه با تمام قوا به تامین تجهیزات اسرائیل ادامه می دهد

ترکیه با تمام قوا به تامین تجهیزات اسرائیل ادامه می دهد


:: بازدید از این مطلب : 276
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 30 فروردین 1403
نشریه آمریکایی فارین‌پالیسی تاکید کرد: ایران قادر بود در عملیات اخیر حتی تل‌آویو را هم هدف بگیرد اما خویشتنداری کرد.
فارین‌پالیسی در تحلیل مشترکی به قلم دنیل بایمن عضو اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی و استاد دانشگاه جورج تاون و کنت پولاک، تحلیلگر انستیتوی امریکن انترپرایز نوشت: حمله ایران به اسرائیل نگرانی‌ها از فراگیر شدن یک جنگ منطقه‌ای در خاورمیانه را افزایش داده است. ایران حملاتی پهپادی و موشکی را علیه اسرائیل به اجرا گذاشت و یک کشتی کانتینری مرتبط با اسرائیل را در تنگه‌هرمز توقیف نمود. این حملات پس از آن صورت گرفت که اسرائیل در حمله‌ای هوائی به ساختمان متعلق به سفارت ایران در دمشق چند فرمانده عالی‌رتبه نظامی این کشور را ترور کرد. حمله روز شنبه ایران، اندکی شدیدتر از حمله سال ۲۰۲۰ با ۱۵ موشک بالستیک به پایگاه نظامی عین‌الاسد به تلافی ترور ژنرال قاسم سلیمانی بود. 
کسانی که در حمله اسرائیل به ساختمان سفارت ایران در دمشق کشته شدند به اندازه سلیمانی شناخته‌شده و قدرتمند نبودند، اما تلافی این ترور بزرگ‌تر و پیچیده‌تر بود. این اختلاف نشان می‌دهد که حمله اخیر هدفی بیش از بازیابی حیثیت و غرور را دنبال می‌کرده است. این حمله مربوط به عنصر بازدارندگی بوده است. 
ایران از میزان توانمندی سامانه‌های دفاع هوائی اسرائیل به خوبی آگاه است. تقریباً با قطعیت می‌توان گفت که حمله به نوعی طراحی شده بود که حداقل بخشی از پرتابه‌ها با عبور از سامانه‌های دفاعی موجب به بار آمدن میزانی از خسارات شود. ایرانی‌ها می‌توانند بگویند که حمله دو شب پیش برای اتباع اسرائیل وحشت‌آور و برای دولت‌شان هشداردهنده بوده است. ایران احتمالاً امیدوار است که این حمله به اندازه کافی برای مقامات اسرائیل ناخوشایند بوده باشد که آنها را وادار به توقف انجام عملیات‌هایی نظیر عملیات اول آوریل در آینده کند.
هرچند حمله با ۳۰۰ پهپاد و موشک حمله‌ای سهمگین به نظر می‌رسد، اما در عین حال نشانه‌هایی از خویشتنداری نیز در آن دیده می‌شود که بیانگر نگاه تهران نسبت به عدم افزایش بیشتر تنش است. اولاً، ایران می‌توانست تعداد پهپاد‌ها و موشک‌های شلیک شده را حداقل به دو برابر حمله روز شنبه برساند. ثانیاً گزارش‌های اولیه حکایت از آن دارد که تمرکز اصلی حمله بر روی یک یا دو هدف نظامی بوده است. این عامل نیز نشان می‌دهد که طرف ایرانی محتاطانه عمل کرده است. حمله ایران می‌توانست تل‌آویو یا حیفا را هدف قرار دهد یعنی مناطقی که تاثیر حمله را بسیار عمیق‌تر و تعداد تلفات غیرنظامیان را بیشتر کند.
ثالثاً، حزب‌الله در این حمله نقشی نداشت. حزب‌الله برگ برنده اصلی ایران به‌شمار می‌رود. این گروه با دارا بودن زرادخانه‌ای متشکل از بیش از ۱۵۰هزار موشک و راکت می‌توانست سامانه دفاعی اسرائیل را فلج کند. اما تهران تنها در صورتی از کارت حزب‌الله استفاده می‌کند که اقدامی که قصد انجامش را دارد بسیار حیاتی و مهم باشد.
همه این مفروضات این ارزیابی استراتژیک را تقویت می‌کند که ایران به دنبال تشدید تنش نیست. حمله ۷ اکتبر حماس ضربه‌ای کاری بر پیکره اسرائیل وارد کرد، طرح‌های اسرائیل و عربستان برای عادی‌سازی روابط را به‌هم ریخت و موجب شد تا بخش عمده خاورمیانه و سایر کشور‌های جهان اسرائیل و ایالات‌متحده را بابت تمام این قضایا سرزنش کنند. 
ایران تاکنون هرگز از خاک خود مستقیماً اسرائیل را هدف قرار نداده بود و با حمله روز شنبه اکنون این خط قرمز را زیر پا گذاشته است. اسرائیل نیز اکنون این حق را برای خود قائل است که به صورت علنی مشابه چنین حمله‌ای را به خاک ایران انجام دهد. اما محاسبات اسرائیل نیز پیچیدگی خاص خودش را دارد. ایران مسئول تجهیز، تامین مالی و آموزش تعدادی از دشمنان منطقه‌ای اسرائیل نظیر حماس و حزب‌الله است. رهبران اسرائیل در حال آماده شدن برای جنگی با حزب‌الله هستند و برخی حتی بروز چنین جنگی را اجتناب‌ناپذیر می‌دانند. ایران همچنین از حوثی‌های یمن حمایت می‌کند که در پوشش ضربه زدن به اسرائیل در حال حمله به کشتیرانی بین‌المللی هستند. تعجبی ندارد که رهبران اسرائیل معتقد باشند توقف نفوذ منطقه‌ای ایران باید اولویت نخست این کشور باشد.
 
نیویورک تایمز: حمله ایران پیروزی بزرگ منطقه‌ای بود
«حملات خسارت‌بار ایران به اسرائیل، پیروزی داخلی و دیپلماتیک در منطقه بود؛ زیرا به ایران اجازه داد تا توانمندی‌‌های خود را در مقابل اسرائیل نشان دهد و دولت‌های رقیب خاورمیانه را که اغلب بی‌سر و صدا با اسرائیل کار می‌کنند، رسوا کند».
پاتریک کینگزلی در نیویورک‌‌تایمز نوشت: پرتاب‌‌های گسترده موشکی و پهپادی آخر هفته ایران به سوی اسرائیل، جنگ سایه بلندمدت طرفین را به یک رویارویی مستقیم تبدیل و این نگرانی را ایجاد کرد که پارادایم قدیمی آنها مبنی بر ضربات دقیق‌سنجیده شده با چیزی آشکارتر، خشن و مخاطره‌‌آمیز جایگزین شده است. اما اسرائیل هنوز به حمله ایران پاسخ نداده است. مقامات اسرائیل به جای اینکه مردم را برای رویارویی با رقیب اصلی خود آماده کنند، تلاش دارند نشان دهند شرایط به حالت عادی بازگشته است، محدودیت‌ها را برای تجمعات بزرگ برداشته و به مدارس اجازه بازگشایی دادند.
برخی از سیاستمداران راست‌‌گرای اسرائیل، که از پاسخ فوری ناامید شده‌‌اند، استدلال کرده‌‌اند که اسرائیل باید با قدرت - و به زودی - حمله کند وگرنه خطر از دست دادن قدرت بازدارندگی خود را دارد. دیگر مقامات میانه‌‌روتر استدلال کرده‌‌اند که اسرائیل باید قبل از واکنش زمان لازم را بگذارد و از حمایتی که از متحدان و بازیگران منطقه‌‌ای دریافت کرده، استفاده کند؛ زیرا پیش از این ماجرا، بسیاری از قضیه جنگ اسرائیل در غزه عصبانی بودند. هرگونه پاسخ قهرآمیز اسرائیل، خشم بایدن را ممکن است در پی داشته باشد؛ زیرا بایدن، اسرائیل را برای کاهش تنش تحت فشار قرار داده و در صورت رویارویی بزرگ، اسرائیل به حمایت نظامی او نیاز دارد. به طور خلاصه، مراحل بعدی درگیری نامشخص است. به گفته تحلیلگران، ماهیت پاسخ اسرائیل می‌تواند احتمال وقوع یک جنگ منطقه‌‌ای را افزایش یا کاهش دهد و می‌تواند روابط اسرائیل با کشورهای عربی را که از جنگ غزه انتقاد می‌کنند، بهبود بخشد یا تیره کند.
حمله آخر هفته، که در آن ایران صدها پهپاد و موشک در حال انفجار را عمدتا از خاک خود به سمت اسرائیل برای اولین بار ارسال کرد، به تلافی کشته شدن هفت نظامی ایرانی در سوریه بود. از نظر نظامی، حملات ایران نشان‌دهنده تمایل این کشور برای مقابله مستقیم با اسرائیل به جای استفاده از نیروهای نیابتی منطقه‌‌ای بود، و در نتیجه فرضیات اسرائیل در مورد آستانه خطر ایران را تغییر داد.
ایران گفته است که هرگونه «اشتباه» اسرائیل در آینده با پاسخی «به طور قابل‌توجهی شدیدتر» مواجه خواهد شد. تحلیلگران می‌‌گویند که اگر اسرائیل به گونه‌‌ای به ایران واکنش نشان دهد که منطقه را به جنگ بکشاند، روابط خوبی که اسرائیل اخیرا با متحدان خود به دست آورده، به سرعت از بین می‌رود.
برای ایران، حملاتی که باعث برخی خسارات به اسرائیل شد، پیروزی داخلی و دیپلماتیک بود؛ زیرا به ایران اجازه داد تا توانمندی‌‌های خود را در مقابل اسرائیل نشان دهد. تحلیلگران گفتند که این حمله همچنین به متحدان ایران در کشورهایی مانند لبنان و یمن اطمینان داد که ایران مایل است خطر حمله به اسرائیل از خاک خود را تحمل کند و به گفته آنها، این امر به ایران اجازه داد تا رهبران رقیب خاورمیانه را که اغلب بی‌سر و صدا با اسرائیل کار می‌کنند، رسوا کند. یک  کارشناس مطالعات بین‌المللی پیشرفته در دانشگاه جانز هاپکینز در واشنگتن، گفت: ایران می‌‌خواهد «لباس محافظت از جهان اسلام را به تن کند. آنها اساسا قدرت خود را برای مخاطبان منطقه‌‌ای نشان می‌دهند و به طور همزمان، ضعف رهبران عرب در منطقه را برملا می‌کنند. ملت‌‌های عرب به این شکل مستقیم که ایران با اسرائیل مقابله کرده، برخورد 
نکرده‌‌اند.»
اما عکس این قضیه صادق بود و حداقل یک کشور عربی یعنی اردن، مستقیما در دفع حملات ایران نقش داشت و گمان می‌رود که دیگران بی‌‌سر و صدا یا از طریق اشتراک‌‌گذاری اطلاعات یا ارسال داده‌‌های جمع‌‌آوری‌‌شده از حسگرهای شناسایی موشک، به اسرائیل کمک کرده باشند. اردن، همسایه شرقی اسرائیل، دارای جمعیت زیاد فلسطینی است و به طور مرتب از جنگ در غزه انتقاد کرده است.
 
گزارش شورای آتلانتیک از سرسپردگی شاه اردن و نارضایتی مردم
اندیشکده شورای آتلانتیک اذعان کرد: شاه اردن نشان داده که حاضر است خواست مردم را قربانی کند تا بتواند همچنان متحد واشنگتن بماند. همین موجب نارضایتی مردم اردن شده است.
این اندیشکده آمریکایی در ارزیابی خود خاطرنشان کرد: حتی قبل از عملیات ۷ اکتبر حماس، مقام‌های اردنی با انتقادات زیادی مواجه بودند. نرخ بیکاری در اردن هاشمی تا ۲۲درصد افزایش یافته بود. نتایج یک نظرسنجی در آن بازه زمانی نشان می‌داد ۶۳درصد جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال اردنی به دلیل مشکلات اقتصادی به مهاجرت فکر می‌کنند. این رقم از درصد جوانان لبنان که بحران اقتصادی را تجربه می‌کند یا عراق که تحت تأثیر تنش‌های منطقه‌ای و داخلی است، بیشتر است.
در چنین وضعیتی جنگ غزه آغاز شد تا شرایط از قبل هم بدتر شود. از پائیز ۲۰۲۳، صنعت گردشگری اردن تحت تأثیر جنگ ضربه قابل‌توجهی را متحمل شد و تعداد توریست‌هایی که به این کشور سفر می‌کردند، کاهش قابل‌توجهی یافت. این مسئله اقتصاد ضعیف اردن را ضعیف‌تر کرد و به تشدید نارضایتی‌ها در داخل این کشور دامن زد.
علاوه‌بر این، ۵۰ الی ۶۰درصد جمعیت اردن را مهاجران فلسطینی تشکیل می‌دهند و حتی همسر پادشاه، ملکه رانیا اصالتی فلسطینی دارد. جای تعجب ندارد که در این شرایط بسیاری از اردنی‌ها علیه حمله نظامی اسرائیل به غزه و اقدامات ارتش اسرائیل در این منطقه موضع می‌گیرند. براساس نظرسنجی دانشگاهی در اردن، ۶۶درصد از اردنی‌ها از عملیات ۷ اکتبر که از سوی حماس علیه اسرائیل انجام شد، حمایت می‌کنند. این جمعیت، با افزایش آمار تلفات فلسطینیان صدای اعتراض‌شان را بلند کردند و صدها هزار نفر از اردنی‌ها بارها در مناطق مختلف از جمله پایتخت اردن به خیابان آمدند تا اعتراض‌شان را نسبت به این مسئله اعلام کنند.
حکومت اردن احساس خوبی به این اعتراضات پرجمعیت نداشت. در اعتراضات حمایت از فلسطین در امان، دست‌کم هزار نفر از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند. به گفته فعالان اردنی، انتقاد از مواضع شاه اردن درخصوص جنگ غزه یکی از اصلی‌ترین دلایل بازداشت بسیاری از معترضان بود.
دولت اردن پس از بازداشت فعالان در امان، درک کرد که نیاز دارد تا با افزایش انتقادات از اسرائیل، خود را بیشتر با نظرات افکار عمومی هماهنگ کند. ملکه رانیا در مصاحبه‌های بسیاری، به رهبران غربی حمله کرد که چرا اسرائیل را به قتل‌عام غیرنظامیان فلسطینی متهم نکردند. عبدالله دوم نیز کوشید در اعتراض‌ها به کاهش کمک‌ها به سازمان ملل متحد برای کمک به پناهندگان فلسطینی نقش پررنگی ایفا کند. پادشاه اردن همچنین در اقدامی تبلیغاتی در ماه فوریه با لباس نظامی سوار بر بالگرد شد تا در عملیات انتقال بسته‌های کمک به مردم فلسطین مشارکت کند.
در ۱ نوامبر ۲۰۲۳، اردن سفیر خود را از تل‌آویو فراخواند و به سفیر اسرائیل در امان دستور داد تا پایان جنگ غزه به اردن بازنگردد. سپس در ۱۶ نوامبر ۲۰۲۳، پس از کشته شدن هزاران فلسطینی در غزه، وزیر امور خارجه، اعلام کرد اردن حاضر نیست به پیشبرد توافق آب در برابر انرژی با اسرائیل و امارات ادامه دهد. او همچنین گفت که اسرائیل به‌عنوان یک «نیروی اشغالگر» نمی‌تواند از «دفاع مشروع» به‌عنوان توجیهی برای اقداماتش در غزه استفاده کند.
اردن در عمل نگران است که اگر در برابر اسرائیل سیاست سختگیرانه‌تری را در پیش گیرد یا با ایالات‌متحده در زمینه‌های مختلف همکاری نکند، کمک مالی سالیانه واشنگتن به امان قطع شود و مشکلات داخلی در اردن تشدید شود. عبدالله دوم نشان داده که حاضر است خواست مردم را قربانی کند تا بتواند همچنان متحد واشنگتن بماند.
تحلیل اندیشکده آمریکایی در حالی منتشر شده که بیگاری دادن دولت اردن به غرب و اسرائیل به هنگام حمله اخیر ایران، موجی از خشم و انزجار گسترده را در اردن و دیگر کشورهای اسلامی برانگیخته است.
 
تحلیلگر صهیونیست: حمله ایران ناتوانی ما را به نمایش گذاشت
بی‌بی‌سی عربی با وجود جانبداری از رژیم صهیونیستی اذعان کرد که ایران با حمله اخیر، تصویر بازدارندگی اسرائیل را در هم شکست.
در گزارش این بخش شبکه بی‌بی‌سی آمده است: ایران شنبه شب بیش از ۳۰۰ پهپاد و موشک به سوی اسرائیل پرتاب کرد. ایران این حمله را یک پیروزی توصیف کرده است.
دکتر اریک رونتسکی، پژوهشگر مرکز‌ موشه‌‌دایان دانشگاه تل‌آویو می‌گوید: اسرائیل به خاطر اعلام وضعیت هشدار فوق‌العاده، یک‌ امتیاز از دست داده است. این کار باعث ایجاد نگرانی و اضطراب عمومی در میان اسرائیلی‌ها شد و بسیاری اکنون نگران تکرار چنین حملاتی هستند. اسرائیل متحمل ضررهایی شد. حملات ایران نشان داد که اسرائیل درک درستی از مناسبات قدرت در خاورمیانه ندارد و ناتوانی اسرائیل را در بازدارندگی ایران برای حمله به نمایش گذاشت.
رونتسکی یادآوری می‌کند: نگرانی‌های زیادی در داخل اسرائیل وجود دارد. مشکلات و اختلافات مربوط به سیاست داخلی در اسرائیل، هم‌زمان با جنگ غزه خشم عمومی را برانگیخته و ناکامی تلاش‌ها برای آزادی گروگان‌ها بر این خشم دامن زده است.
هشام جابر، ژنرال بازنشسته لبنانی که کارشناس امور نظامی و استراتژیک و مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه در بیروت است، به بی‌بی‌سی عربی گفت: غافلگیری حملات ایران در این بود که غافلگیرکننده نبود. قبل از این حملات، دو هفته «جنگ روانی» در جریان بود که باعث شد اسرائیل در حالت بیم و هراس قرار بگیرد. همین حالت باعث آسیب روانی و میدانی شد که دلیل آن بروز اختلال در بسیاری از خدمات و امکانات عمومی و از خانه خارج نشدن بسیاری از اسرائیلی‌ها بود.
هشام جابر عملیات ایران را «پیامی از آتش» توصیف می‌کند که با هدف نمایش قدرت و قابلیت نفوذ به اعماق اسرائیل و محک زدن آمادگی پدافند هوایی اسرائیل انجام شد. او همچنین بر این باور است که حمله ایران باعث شد تهران بخشی از اعتبار سیاسی خود را باز یابد.
این کارشناس نظامی معتقد است: ایران این حجم عظیم پهپادها را با هدف مختل کردن سیستم پدافند هوایی اسرائیل فرستاد. سیستم گنبد آهنین اسرائیل نمی‌توانست تمام موشک‌هایی را که پرتاب شده بود رهگیری کند و برای این کار به کمک نیروهای آمریکا و بریتانیایی مستقر در خاورمیانه نیاز داشت. اگر اسرائیل تصمیم به واکنش نظامی بگیرد، با واکنش شدید ایران روبرو خواهد شد.
فواز جرجیس، استاد روابط بین‌الملل در مدرسه اقتصاد لندن، یک‌ جنبه منفی برای اسرائیل در نظر می‌گیرد و آن را نوعی شکست استراتژیک می‌داند که نقاط ضعف اسرائیل را نمایان می‌کند. او می‌گوید: ایران با این حملات، نفع سیاسی برده چون اراده‌اش برای درگیری مستقیم با اسرائیل را به صورتی بی‌پرده برای مردم، متحدان و دشمنانش نمایش داده است. ایران ثابت کرده که اسرائیل نمی‌تواند به تنهایی از خود دفاع کند، بلکه برای این کار نیاز به متحدان غربی خود دارد، چون بسیاری از موشک‌ها را آمریکا، بریتانیا، فرانسه و اردن منهدم کردند.
او می‌گوید: هدف اصلی اسرائیل از حملات مکرر اخیر به اهداف ایرانی این بود که نشان دهد ایران ضعیف است و جرات نمی‌کند وارد رویارویی مستقیم شود. اما ایران این تصویر را در هم شکست.
 

 


:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 22 فروردین 1403

 

اینفوگرافیک/ طوفان‌الاقصی چه بلایی بر سر اسرائیل آورد؟

 


:: بازدید از این مطلب : 283
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران