منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 13
:: بازدید ماه : 329
:: بازدید سال : 463
:: بازدید کلی : 463
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 11 بهمن 1400

 

«عباس عبدی» فعال اصلاح طلب که پیش از این چندین بار بر لزوم آزادی خرید و فروش مواد مخدر و آزادی مشروبخواری تاکید کرده بود، در یادداشتی در روزنامه اعتماد با عنوان «مهم تر از جرم و آسیب» نوشت: «معاون وزیر کشور و رییس سازمان امور اجتماعی...گفت: نرخ شیوع الکل در کشور ۹ تا ۱۰ درصد میان افراد ۱۵ تا ۶۴ سال است و سالانه بیش از پنج میلیون نفر در کشور الکل مصرف می‌کنند. سالانه ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر در کشور بر اثر مصرف دخانیات می‌میرند. نگرش ۲۷ درصد مردم به مصرف مواد مخدر، مثبت است. سالانه در کشور حدود ۱۰۰ هزار نفر اقدام به خودکشی می‌کنند».

وی در ادامه نوشت:«مشکل اینجاست که نگاه مدیریت فعلی در حل آسیب‌ها، نگاهی سنتی است. آنان هر کس که مرتکب جرم یا آسیب می‌شود را به عنوان افراد پلید و شرور تلقی می‌کنند و تنها راه‌حل را مجازات و حذف آنان می‌دانند. در حالی که در جامعه جدید، آنان هم ذی‌حق هستند و جرم و آسیب بیش از آنکه یک مساله شخصی و ناشی از پلیدی و شرارت فردی باشد، یک امر اجتماعی است... در جامعه‌ای که رتبه فساد آن بالا، نابرابری و بیکاری و تورم چشمگیر، فقر گسترده، مشارکت عمومی کم، فقدان پاسخگویی امری رایج باشد و حداقل نیمی از مردم احساس کنند که حاکمیت قانون وجود ندارد و... پس چندان غیرطبیعی نیست که شاخص‌های جرایم و آسیب‌ها بالا برود».

مشروب و موادمخدر برای جوانان مردم، صندوق فرهنگیان و هفت تپه برای ما/ شرق: بانیان مشکلات موجود را کنار نگذارید!

افراطیون اصلاح طلب استاد مغلطه و سفسطه هستند. این طیف از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون حداقل 34 سال در مناصب ارشد اجرایی، تقنینی و قضایی حضور داشته است. طیف اصلاح طلب از سال 92 تا 1400 دولت را قبضه کرده و از سال 96 تا 1400 نیز شورای شهر و شهرداری پایتخت را دربست در اختیار گرفت. جریان اصلاح طلب از سال 94 تا 98 نیز در مجلس دهم حضور داشته و فراکسیون امید را تشکیل داد.

در مقطعی که طیف اصلاح طلب دولت را دربست در اختیار گرفته بود، تنها در یک نمونه فساد صندوق ذخیره فرهنگیان رخ داد و حدود 15 هزار میلیاردتومان از سرمایه فرهنگیان و معلمان عزیز کشورمان به جیب مفت خورها رفت. دستگاه قضا عوامل این فساد را دستگیر و دادگاه متهمان برگزار شد. با اینحال رسانه های منتسب به اصلاح طلبان بجای حمایت از معلمان و فرهنگیان، از متهمان و مفسدان حمایت کرد.

در یک نمونه دیگر در مقطعی که اصلاح طلبان دولت را قبضه کرده بودند، شرکت هفت تپه به صورت غیرقانونی به شخصی فاقد صلاحیت واگذار شد و این امر موجب شد که حقوق کارگران زحمتکش در این کارخانه ضایع شود. در این مورد نیز دستگاه قضا مدیر متخلف را بازداشت و دادگاه رسیدگی به جرایم او برگزار شد اما باز هم اصلاح طلبان تمام قد از متهم و مدیر متخلف دفاع کرده و به کارگران دهن کجی کردند.

پرونده حسین فریدون، مهدی جهانگیری، فرزند عباس آخوندی، فرزند نعمت زاده، داماد محمد شریعتمداری و...در دولتِ اصلاح طلبان مطرح شده و اسناد متعددی از فساد این افراد منتشر شد.

از سال 92 تا 1400 ساخت مسکن برای جوانان از سوی دولت تقریبا متوقف شد. دولتمردان تاکید کردند که استعداد جوانان ایرانی در حد طبخ آبگوشت بزباش و قرمه سبزی است. قیمت خودرو سر به فلک کشید. دلار تا 10 برابر گران و به نسبت آن ارزش پول ملی سقوط کرد و...

حالا بانیان و عاملان اصلی این وضعیت، با توهین به جوانان و ملت ایران و با سیاه نمایی و القای بن بست در آینده کشور، اینگونه القاء می کنند که جوانان ایرانی یک مشت انسان مشروبخوار و معتاد هستند و حاکمیت نیز نتوانسته خواسته های آنان را برآورده کند و با بگیر و ببند در پی مدیریت امور است.

افراطیون اصلاح طلب می بایست بجای این قبیل توهین ها، از مردم عذرخواهی کرده و برای جبران خسارت هایی که به کشور وارد کردند، ریل گذاری خود را تغییر دهند.

 

** شرق: بانیان مشکلات موجود را کنار نگذارید!

روزنامه شرق در مطلبی با عنوان «برکناری به بهانه بانیان وضع موجود؟» نوشت:«رئیسی برخلاف روزهای ابتدایی خدمتش از «بانیان وضع موجود» که مشخص است منظور از آن مدیران و مسئولان دولت حسن روحانی است، گلایه دارد و از حذف آنان سخن می‌گوید. حذف مدیران قبلی و جایگزینی مدیران همسو به «آوردن مدیران اتوبوسی» معروف است».

در ادامه این مطلب آمده است:«این در حالی است که در سال 86 مجلس با تصویب قانونی به دنبال ممانعت از تغییرات اتوبوسی بود... باید دید دولت در چند ماه آینده به این مصوبه عنایت خواهد داشت یا همچنان باید شاهد حذف بانیان وضع موجود باشیم».

مشروب و موادمخدر برای جوانان مردم، صندوق فرهنگیان و هفت تپه برای ما/ شرق: بانیان مشکلات موجود را کنار نگذارید!

جریان اصلاح طلب اصلا با شایسته سالاری و گردش مدیران میانه خوبی ندارد. برخی از مدیران این طیف که خود را «ژنرال» نیز می نامند از ابتدای پیروزی انقلاب تا همین تابستان 1400 در مناصب ارشد حضور داشته و اکنون نیز گلایه دارند که چرا در تغییرات جدید، این افراد کنار رفته اند.

از نگاه جریان اصلاح طلب، تا وقتی ژنرال های خودخوانده و آقازاده ها هستند، دیگر چه نیازی به جوانان متخصص و مدیران موفق است؟! حالا اگر دولت دست به تغییر این افراد بزند، متهم به جابجایی اتوبوسی مدیران می شود!

برخلاف ادعای این روزنامه اصلاح طلب، قرار نیست نگاهی حزبی و جناحی حکم‌فرما باشد؛ بلکه مسئله اصلی اجرای شایسته‌سالاری و کنارزدن بانیان مشکلات موجود است. براساس‌این صحبت از کنارگذاشتن اتوبوسی و انتصابات اتوبوسی نیست؛ بلکه حرف اصلی تلاش برای اصلاح ساختار و کنارگذاشتن بانیان مشکلات موجود است.

لازم به ذکر است که آقای رئیسی- 5 بهمن- در گفت و گوی زنده تلویزیونی گفته بود:«دولت استقبال می‌کند از اینکه مثلاً بگویید چرا انتصابات با کندی انجام می‌شود، می‌گویم بله این انتقاد را قبول دارم، در دولت تأکید کردم که حتماً با سرعت انتصابات صورت گیرد و گفتم هر کس شایسته است و کارآمده است باید به کار گرفته شود، هر کس هم بانی وضع موجود است، حتماً نباید از آن استفاده شود.»

 

** عصبانیت اصلاح طلبان از دیپلماسی فعال منطقه ای دولت

روزنامه سازندگی در مطلبی با عنوان «مرز تحقیر کجاست؟» با انتشار کاریکاتوری توهین آمیز نوشت:«سفر قابل تأمل رستم قاسمی وزیر مسکن و شهرسازی به کشور جمهوری آذربایجان و دیدار مجازی با رئیس جمهور آن کشور به انتقادات از وی دامن زد و این پرسش را پیش کشید که اگر قرار بر دیدار مجازی است، چرا باید به چنین سفرهایی رفت؟».

مشروب و موادمخدر برای جوانان مردم، صندوق فرهنگیان و هفت تپه برای ما/ شرق: بانیان مشکلات موجود را کنار نگذارید!

اما انتشار این کاریکاتور توهین آمیز، نشان از عصبانیت است. عصبانیت از دیپلماسی فعال منطقه ای دولت سیزدهم. در روزهای گذشته یکی از فعالین رسانه ای در مطلبی نوشته بود:«سفر چند روز اخیر ذاکر حسن اف وزیر دفاع جمهوری آذربایجان به ایران در هیاهوی رسانه‌ای تقریبا گم شد... سفر وزیر دفاع آذربایجان بعد از سفر بسیار مهم رئیسی به روسیه که معادلات منطقه‌ای را تحت تاثیر قرارداد، صورت گرفت. سفر روسیه و نزدیک شدن بیش از پیش تهران و مسکو به هم و همچنین تلاش دو کشور برای نهایی کردن قرارداد بلندمدت همکاری،اثرات زیادی در مناسبات منطقه گذاشته است.»

این فعال رسانه ای در ادامه نوشت:«پیش از سفر وزیر دفاع جمهوری آذربایجان به تهران، وزیر راه ایران به باکو رفت و درخواست رسمی مقامات باکو برای مشارکت ایران در بازسازی قره‌باغ را دریافت کرد. اینها نشان داد که عزم ایران در ورود جدی‌تر به مناسبات منطقه‌ای در قفقاز، جدی است...».

و اما رستم قاسمی، وزیر راه و شهرسازی در پاسخ به فضاسازی ها درباره حواشی سفیر وی به آذربایجان گفت:« در سفر به جمهوری‌آذربایجان بر سر موضوعات گوناگون مذاکرات خیلی خوبی داشتیم. علاوه بر ملاقات با همتای آذربایجانی، جلسه وبیناری با رئیس جمهور کشور میزبان نیز برگزار شد. ابتلای به کرونا در تیم همراه مانع نشست حضوری شد. جلسه نیم‌ساعته با آقای علی‌اف، یک ساعت و ۴۵ دقیقه طول کشید. مصوبات سفرهای خارجی دولت یک‌به یک اجرایی می‌شوند».

یکی از فعالین رسانه ای نیز در واکنش به فضاسازی ها درباره حواشی سفر وزیر راه و شهرسازی به آذربایجان، در مطلبی نوشت:« بدون اشاره به دستاوردهای مهم سفر راه و شهرسازی به باکو، دیدار مجازی الهام علی اف با هیات ایرانی را سوژه میکنند اما نمیگویند بخاطر تشدید وضعیت کرونا در جمهوری آذربایجان، علی‌اف با دبیرکل سازمان جهانی گمرک (۸ بهمن) و رئیس مجلس مونت نگرو (۲۶ دی) هم دیدار مجازی برگزار کرد».

این فعال رسانه ای در ادامه نوشت:«امضای قرارداد ساخت پل آستاراچای برای افزایش تردد کامیونها به ۱۰۰۰ دستگاه در روز و بهبود مسیر تجاری ایران به سمت اروپا شرقی و روسیه است و تفاهم برای حضور شرکتهای ایرانی در بازسازی قره باغ دستاوردهای این سفر است؛ خوب است حاشیه سازان پاسخ دهند سفرهای  نماینده روحانی چه نتیجه‌ای داشت؟».

واقعیت این است که دیپلماسی فعال اقتصادی دولت، افزایش صادرات نفتی و غیرنفتی را در پی داشته است. آن هم بدون برجام و بدون FATF و همین مسئله عصبانیت جریان غربگرا را در پی داشته است.


:: بازدید از این مطلب : 214
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 دی 1400

ایران‌اینترنشنال رسانه حامی تروریست‌های ضدایرانی است که هزینه‌اش را هم سعودی‌ها می‌دهند. کارشکنی‌ها و دشمنی سعودی‌ها با ایران هم که اظهر من الشمس است، حال چه کسی در ایران دوست دارد مخاطب و بیننده شبکه‌ای باشد که روی جان و مال مردم ایران بنا شده است؟

ایران‌اینترنشنال از همان آغاز که آمد، یک کپی حرفه‌ای و البته فارسی شده از العربیه بود. برخلاف العربیه، نام ایران را بر خود داشت تا حس همراهی ایران‌دوستان را با خود داشته باشد و تلاش هم کرد در ظواهر موضوعات، ایرانیزه شده باشد، با این حال وطن‌دوستی ایرانی از مسیر دربار آل‌سعود، خروجی مضحکی خواهد داشت. نمی‌شود از عربستان سعودی پول گرفت و برای ایران دغدغه‌مندانه نوشت.

سردبیر جدا شده ایران‌اینترنشنال، اخیراً گفت‌وگویی با شهرام همایون، مجری سلطنت‌طلب شبکه‌های ضدایرانی انجام داده و در بخشی از صحبت‌هایش به دلیل جدا شدنش از اینترنشنال اشاره کرده است.

محمد منظرپور گفته است: «یکی از مدیران سابق بی‌بی‌سی با من تماس گرفت و گفت ما درصدد راه‌اندازی یک شبکه تلویزیونی تحت عنوان ایران‌اینترنشنال هستیم. خدمت ایشان عرض کردم که من شنیده‌ام این شبکه توسط عربستان سعودی بودجه‌اش تأمین می‌شود. وی گفت: من به شما اطمینان می‌دهم که یک ریال از طرف سعودی وارد این شبکه نمی‌شود و ما ظرف سه ماه تلویزیون را روی آنتن بردیم. قرار بود مبنای سیاست سردبیری ما همان سیاست سردبیری سرویس جهانی بی‌بی‌سی باشد.»

او در ادامه از یک تغییر در این شبکه گفته است: «بعد در ریاض تحولاتی رخ داد و کودتایی شد و یکسری مدیریت‌ها عوض شد، از آنجا بود که در سیاست‌های سردبیری ما هم تغییراتی رخ داد که من احساس کردم خط بسیار خطرناکی را دنبال می‌کنند، مثل پوشش مجمع سالانه مجاهدین خلق، پوشش حمله طرفداران آقای شیرازی با قمه به سفارت ایران و پوشش حمله گروهک الاحوازیه به رژه نظامی ایران در اهواز توسط این شبکه، این آغاز پایان من در ایران‌اینترنشنال بود.»

ایرانیان سعودی!

ایران‌اینترنشنال، اما از ابتدا هویت مشکوکی داشت و اینگونه نبود که ناگاه خط مشی عوض کند. در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان گفت شاید امثال منظرپورها فریب خورده‌اند، ولی حتی در این صورت هم آیا برای امثال او مهم نبود که از منبع مالی شبکه‌ای که تأسیس می‌کنند، مطلع باشند؟ یک رسانه تلویزیونی با هزینه‌های گزاف و بدون پخش آگهی از کجا هزینه‌های خود را تأمین می‌کند؟ خود منظرپور هم که خاطره‌ای از صحبتش با یکی از مدیران بی‌بی‌سی، قبل از تأسیس اینترنشنال را نقل می‌کند، می‌گوید: «من شنیده‌ام این شبکه توسط عربستان سعودی بودجه‌اش تأمین می‌شود»، یعنی اینگونه هم نبوده که شک و شبهه‌ای در این میان نبوده باشد.

ایران‌اینترنشنال همزمان با انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ در ایران، فعالیت خود را در لندن آغاز کرد و تلاشش را بر این گذاشت که رسانه‌ای حرفه‌ای، دغدغه‌مند علیه جمهوری اسلامی، ایران‌دوست و مستقل به نظر برسد، با این حال گذر زمان نشان داد تغذیه از منابع مالی سعودی چه بلایی بر سر وطن‌دوستی یک ایرانی می‌تواند بیاورد. گرچه ایرانی بودن فقط یک عنوان هویتی ولی در واقع تهی باشد. گذر زمان نشان داد هر کس در ایران به دنیا آمده و به زبان فارسی صحبت می‌کند، ایرانی نیست.

خبرهای مغرضانه ایران‌اینترنشنال از همان ابتدا روشن بود؛ دامن زدن به شلوغی و آشوب، دوقطبی کردن جامعه، اخبار دروغ، تخریب وجهه ایران و حمایت از تحریم‌کنندگان ضدایرانی، جمع فعالیت‌های این شبکه بود، با این حال چند تصویر خیلی وقیح از ایران‌اینترنشنال، تعفنی را که دلار و ریال‌های سعودی ساخته بود، بسیار آشکار کرد.

پخش همایش منافقین

تابستان سال ۹۷ این شبکه تنها رسانه‌ای بود که گردهمایی گروهک تروریستی منافقین را پوشش خبری می‌داد. آن‌ها حتی در توئیتر سخنان مریم رجوی سرکرده این فرقه را به صورت لحظه به لحظه و با عنوان «فوری» توئیت می‌کردند! مردمی از ایران هم لابد آن را تماشا می‌کردند و دیدند که آنتن زنده اینترنشنال در اختیار تروریست‌هایی است که دست‌شان به خون ۱۶ هزار ایرانی آلوده است، بارها مردم و مسئولان ایرانی را ترور کرده‌اند و سال ۶۷ برای فتح تهران! به ایران حمله نظامی کرده‌اند.

حمایت از تروریست‌های «پژاک»

همان ایام، عوامل گروهک تروریستی پژاک به یک پایگاه بسیج روستایی در مریوان حمله کردند و ۱۱ بسیجی را که کرد و اهل سنت بودند، به شهادت رساندند. ایران‌اینترنشنال امکاناتش را به یکی از اعضای گروهک پژاک اختصاص داد تا او بتواند دلایلشان را برای این حمله تروریستی شرح و خود را محق جلوه دهد.

تریبون دادن به تروریست‌های الاحوازیه

پس از حمله تروریستی گروهک الاحوازیه به مراسم رژه نیروهای مسلح در ۳۱ شهریور ۱۳۹۷ ایران‌اینترنشنال در اقدامی غیرحرفه‌ای که مصداق تبلیغ تروریسم است، تریبون زنده‌اش را در اختیار تروریست‌هایی قرار داد که چند ساعت قبل چندین زن و کودک بی‌گناه حاضر در مراسم را هم به رگبار بسته بودند. هنوز پیکرهای خونین مردم ایران به طور کامل از کف خیابان جمع نشده بود که آنتن این شبکه در اختیار سخنگوی گروهک تروریستی عامل حادثه قرار گرفت و او از طریق این شبکه، مسئولیت این حادثه را پذیرفت!

پوشش همایش تجزیه‌طلبان

پوشش ویژه همایشی که تحت عنوان «آینده اقوام ایران» شکل گرفته بود و هدف آن تجزیه‌طلبی و صدتکه کردن ایران بود هم انتقادات زیادی را به این شبکه وارد کرد. این رویکرد رسانه‌ای نشان داد آن‌ها دغدغه ایران یکپارچه را ندارند و مخالفت با جمهوری اسلامی بهانه‌شان است تا کل ایران را هدف قرار دهند.

سیاست منجی‌سازی از امریکایی‌ها، اخبار دروغ برای تشویش اذهان عمومی در ایام اوج‌گیری کرونا و حمله به اعتقادات دینی مردم از جمله دیگر رویکردهای محوری این شبکه است.

پشت پرده‌هایی که عیان شده است

شهریور امسال، پایگاه خبری الخنادق نوشت: «عربستان سعودی رفتارهای خصمانه خود را تغییر نمی‌دهد و اگر نتواند با سلاح در برابر کشوری بایستد با استفاده از دلارهای نفتی خود و خریدن مؤسسات رسانه‌ای و روزنامه‌نگاران کمپین‌های رسانه‌ای علیه آن کشور راه‌اندازی می‌کند.

در همین راستا از آنجا که عربستان هرگز نتوانسته رودررو با جمهوری اسلامی ایران مواجه شود، همیشه به منظور مقابله با این کشور از عناصری همچون گروه‌های تروریستی و سرویس‌های اطلاعاتی استفاده کرده است. تأسیس یک شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان به نام «ایران اینترنشنال» با هزینه‌های سعودی نیز در چارچوب همین اهداف عربستان بوده است. عربستان از سال ۲۰۱۷ تأمین بودجه مالی و مدیریت این شبکه را همزمان با دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران بر عهده گرفت.»

گاردین چند سال پیش در گزارش خود درباره این شبکه افشا کرد: «شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان «ایران‌اینترنشنال» که در بریتانیا مستقر است، از طریق یک کمپانی خارجی حمایت مالی می‌شود که رئیس آن روابط نزدیکی با «محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی دارد.»

یک منبع خبری به گاردین اعلام کرده است: «سعود القحطانی، مشاور اطلاعاتی محمد بن سلمان که پس از ارتباط با موضوع قتل جمال خاشقجی از سمت خود برکنار شده بود، یکی از چهره‌های پشت پرده حمایت مالی از شبکه ایران‌اینترنشنال است. تصور کنید که چگونه این غول‌های رسانه‌ای سعودی با پول‌هایی که از ولیعهد دریافت می‌کنند در تلاش برای تغییر دنیا از طریق خریدن رسانه‌ها هستند. این پولی است که از دربار سلطنتی سعودی می‌آید. عربستان سعودی، ۲۵۰میلیون دلار برای کمک به ایجاد شبکه تلویزیونی ایران‌اینترنشنال کمک کرده است که هیچ آگهی تبلیغاتی ندارد. همچنین تحقیقات درباره اجاره‌بهای پرداختی این شبکه و حقوق پرداختی به کارکنان، حاکی از هزینه سالانه ۵۰ میلیون دلاری آن است.»

ایران‌اینترنشنال برخلاف اسمش و برخلاف زبان آن که فارسی است، یک رسانه حامی تروریست‌های ضدایرانی است که هزینه‌اش را هم سعودی‌ها می‌دهند. کارشکنی‌ها و دشمنی سعودی‌ها با ایران هم که اظهر من الشمس است. حال چه کسی در ایران دوست دارد مخاطب و بیننده شبکه‌ای باشد که روی جان و مال مردم ایران بنا شده است؟

 

منبع: روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 13 دی 1400

«محمد ایمانی»، فعال رسانه‌ای در روزنامه کیهان نوشت:

رازآلودگی کار جهان، اسباب ‌تربیت در مسیر توحید است. وگرنه موسی کلیم‌الله، مأمور سفری دور و دراز در طلب جناب خضر نمی‌شد و در آغاز و انجام این ملاقات نمی‌شنید «إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْرًا و َکَیْفَ تَصْبِرُ عَلَی مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا». دنیا پر از حیرت و حسرت‌هاست که اگر درست دیده شود، سرمایه تنبّه و ‌تربیت است. معمای «قاسم سلیمانی»، یکی از دلایل حیرت و حسرت - برای دوست و دشمن- است.

انسان از مرگ و درد و رنج ‌گریزان است و همین ‌ترس، ابزار دست قدرت‌ها بوده است. اما عاقله مردی را که تدابیرش، پشت ابرقدرت‌ها را به لرزه درآورده و در عین حال می‌گوید «به‌دنبال قاتلم می‌گردم، چقدر مشتاق دیدارش هستم، او مرا به قله سعادت خواهد رساند»، چگونه می‌توان ‌ترساند؟ کدام فرمانده‌ای در دنیا مانند او به میان رزمندگان در خط مقدم نبرد جنگ رفته و مانند یک عاشق بی‌قرار گفته است «سخت‌ترین روزهای عمر من در کربلای پنج و در کانال ماهی گذشت؛ تنگِ تنگ و پر از جنازه. سر را نمی‌شد بالا آورد... آن روزها گذشت و تمام شد.  اگر از من بپرسند بهترین روز عمرت کِی بوده، می‌گویم آن روزی که در کانال ماهی بودم... این روزها مثل همان روزهاست، استفاده کنید».

ما چه می‌دانیم «سرلشکر»، دنیا را چگونه می‌دید که خود را «سرباز» می‌خواند؟ «سرباز، قاسم سلیمانی»، هنوز پر از رمز و راز، و معمایی سربسته است. اهل دقت می‌پرسند اگر گستره تغییراتی که در منطقه بلکه دنیا پدید آمد، حاصل تکاپوی مرد شجاع و مدبّری است که خود را «سرباز» می‌داند، کدام تغییرات هنوز انجام نشده، به دست لشکر آخرالزمانی «فرمانده»، پدید خواهد آمد؟! کدام رزمنده را می‌شناسید که بدون تجهیزات نظامی لازم و با لباس غیرنظامی، به قلب منطقه‌ای محاصره شده توسط وحشی‌ترین گروه‌ها زده باشد؟ کدام رزمنده را در دنیا سراغ دارید که چهل سال جنگیده باشد و حالا سر پیری، مهیب‌ترین جنگ‌ها («جنگ سوم جهانی» به تعبیر هنری کیسینجر و موشه یعلون) را این‌گونه تحقیر کند؟

اگر او را ‌ترور کردند تا از مخمصه رها شوند، چرا یک روز بعد از جنایت، سناتور آمریکایی گفت «ژنرال سلیمانی به‌عنوان یک شهید، می‌تواند برای آمریکا به مراتب خطرناک‌تر باشد. سؤالی که باید از خود بپرسیم این است که او زمانی که زنده بود، خطرناک‌تر بود یا الان که کشته شده؟». سلیمانی، دشمنان خود را به تسخیر درآورده بود. چنانکه همرزمانش گفته‌اند، از شهادت خود آگاه بود، و با این یقین، دشمنان غدّار را وادار به بازی در زمین حق کرد. هنگامی که طواغیت عالم، دستور ‌ترور میهمان رسمی دولت عراق را دادند، تازه، آغاز رازگشایی از حاج قاسم بود.

او بدون شهادتی آن چنان، نمی‌توانست آخرین مأموریت‌هایش را عملیاتی کند. او با شهادتش، جادوی برجامی آمریکا و غرب را به هم ریخت و ورق را برگرداند. و آن شهادتی بود که هزاران نخبه را در تراز عقلانیت انقلابی، به تکاپو درآورد.

سرشار بودن از ایمان و امید و اراده در دشوارترین مصاف‌ها و محاصره ها، بزرگ‌ترین آورده حاج قاسم برای ما و دیگر ملت هاست. او مرد تغییرات معجزه‌آسا در میادینی است که تغییرناپذیر به‌نظر می‌رسیدند. هیبت فاتحان جنگ جهانی کجا، و مغلوب شدن در «جنگ جهانی چهارم» ادعایی‌شان کجا؟ منطقه چنان در قبضه‌شان بود که نام آن را بر حسب موقعیت خود، Middle East گذاشتند و حالا هم از تغییر نقشه منطقه سخن می‌گفتند. اما سلیمانی و همرزمانش در نبردی نابرابر، تمام آن نقشه را به هم ریختند و با زدن داغ شکست بر پیشانی آمریکا و اسرائیل، بر حقانیت این آیه شریفه شهادت دادند: «إِنَّمَا ذَلِکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ».

کبک آمریکایی‌ها در بحبوحه توافق برجام چنان خروس می‌خواند که روزنامه نیویورک‌تایمز به قلم توماس فریدمن نوشت: «توافق پیش‌رو با ایران به اوباما این امکان را می‌دهد تا به کنگره و اسرائیل بگوید این بهترین توافقی است که با یک غلاف خالی از اسلحه می‌توان به دست آورد و تا بروز دگرگونی‌ها در ایران زمان می‌خرد».

اوباما هم ۲۱ دی ۹۵ در شیکاگو گفت: «اگر ۸ سال پیش به شما گفته بودم می‌توانیم برنامه هسته‌ای ایران را بدون شلیک یک گلوله تعطیل کنیم، احتمالا می‌گفتید بیش از حد بلند پروازانه است، اما با توافق توانستیم».

این روند بنا بود با برجام دو و سه، طومار اقتدار ایران را در هم بپیچد؛ همان که سردار سلیمانی صراحتا درباره‌اش هشدار داد؛ و فراتر از هشدار، با جان گرامی خویش، راه شبیخون بزرگ را بست. پس از شهادت سردار بود که تدریجا، توقف تعهدات یکطرفه آغاز شد و پیشرفت، به برنامه هسته‌ای، موشکی و ماهواره‌ای بازگشت.

کاری که سلیمانی با آمریکا کرد، بیش از اینهاست. وب‌سایت الجزیره اواخر تیر ۹۴، به قلم یکی از اعضای اپوزیسیون جمهوری اسلامی (حمید- د) تصریح کرد: «طبق تعریف توماس فریدمن از دکترین اوباما، مشارکت دادن ایران، بیش از انزوا قادر به برآوردن نیازهای آمریکاست... آنچه از نگاه جمهوری‌خواهان، تلاش برای به دست آوردن دل ایران تلقی می‌شود، در حقیقت نوع بسیار زیرکانه‌تری از امپریالیسم است که مثل یک شطرنج باز عمل می‌کند... اگر توافق، از نقشه‌های کنگره یا مخالفان در ایران جان سالم در ببرد، تبدیل به گل سرسبد دستاوردهای اوباما به‌عنوان تجلی قدرت هوشمند خواهد شد... به تعبیر جوزف نای، این ‌ترکیب قدرت نرم و سخت است. دکترین اوباما در حوزه قدرت هوشمند، اهدافی فراتر از ایران و برنامه هسته‌ای‌اش دارد؛ اما همیشه میان نیات مؤلف یک دکترین و شیوه‌خوانش و شکستن ساختار آن توسط دیگران، اختلاف وجود دارد.

برای دکترین اوباما هر نامی که انتخاب کنید، او و جوزف نای باید کوله‌بار خود را ببندند و به قم بروند تا بفهمند قدرت هوشمند چیست... از همان مرزهای پرمنفذی که قرار است بازرسان سازمان ملل (و در میان آنها جاسوسان اسرائیل) به ایران بروند و تأسیسات هسته‌ای را رصد کنند، از همان مرزها، قاسم سلیمانی خیلی زودتر نفوذ کرده و اوباما و جوزف نای را دور زده است».

داعش در خرداد ۱۳۹۳ به ۴۰ کیلومتری مرز ایران رسید. این تاریخ، حدفاصل توافق موقت ژنو در پاییز ۹۲ و توافق برجام در تیر ۹۴ است. چند ماه بعد (دی‌ماه ۹۳) در حالی که آقای ظریف، مشغول قدم زدن با جان کری در ژنو بود، سیا و پنتاگون در حال تجهیز داعش پشت مرزهای ایران بودند.

همان زمان سردار سلیمانی، از طریق آقای امیرعبداللهیان به آقای ظریف پیغام داد: «ما اسناد دقیقی داریم که در جریان سقوط موصل، چند هواپیمای آمریکایی در فرودگاه به زمین نشسته و ژنرال‌های آمریکایی پیاده می‌شوند و فرماندهان داعش، روی فرش قرمز به استقبال آنها می‌روند. آنها به مدت ۵ ساعت در سالن vip فرودگاه مذاکره می‌ کنند و سلاح‌ها و تجهیزات پیشرفته آمریکایی در اختیار داعش قرار می‌گیرد.».

نقشه از این پیچیده‌تر نمی‌توانست باشد که بخواهند طرف مذاکره را با ادعای توافق خام کنند و همزمان، جنگ را تا پشت مرزهای او بکشانند. اما مرد میدان بیدار بود که به دل خطر در مناطق محاصره شده زد و ظرف سه سال، جنگ را مغلوبه کرد. بی‌تردید اگر آمریکایی‌ها قهرمانی شبیه او داشتند، به جای افسانه «مرد ۶ میلیون دلاری»، سریال «مرد ۸۰۰۰ میلیارد دلاری» را می‌ساختند.

با شکست نقشه جنگی آمریکا، خسارت دست‌کم ۱۰۰۰ میلیارد دلاری از ایران دفع شد. جنگ نیابتی صدام، طبق برآورد سازمان ملل، هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران به همراه داشت و اگر جنگ نیابتی اخیر می‌توانست به ایران سرریز شود، خسارتی به مراتب بیشتر برجا می‌گذاشت.

اما این تنها ضربه حاج قاسم به دشمن نبود. صدای آمریکا اواخر خرداد ۱۳۹۳ گفته بود «آمریکا می‌داند حرف اول را در عراق، ایران می‌زند و ژنرال بدون سایه ایران قاسم سلیمانی، از افغانستان تا عراق و لبنان و غزه و سوریه نفوذ دارد.».

یکی از چند داغی که او بر پشت بوش، اوباما و ‌ترامپ گذاشت، نابودی ۷۰۰۰ میلیارد دلاری بود که برای جنگ در منطقه هزینه کرده بودند. ‌ترامپ، مدتی پس از آنکه دی ماه ۹۷، با هواپیمای چراغ خاموش، به پایگاه عین‌الاسد عراق سفر کرد، گفت: «هنگام فرود آمدن، تمام چراغ‌های هواپیما را به دلایل امنیتی خاموش کردند.

فکرش را بکنید! ما هفت ‌تریلیون دلار در خاورمیانه خرج کردیم و نمی‌توانیم با چراغ‌ روش واردش شویم! این خیلی غم‌انگیز است که با آن هزینه، ناچار باشی سفرت را تا این حد فوق‌العاده سرّی نگه داری».

اگر کاری ناشدنی در حد شکست آمریکا در میدان، ممکن است، پس دیگر مأموریت‌های کمتر دشوار، به شرط صدق و اخلاص شدنی است. همین درس‌های موفق سردار سلیمانی بود که او را در میان ملت ما و ملت‌های منطقه دوست داشتنی کرد. نظرسنجی بهمن ۹۶ دانشگاه مریلند نشان می‌داد «در حالی که از محبوبیت روحانی و ظریف، ۱۷ و ۱۰ درصد کاسته شده، محبوبیت قاسم سلیمانی ۱۷ درصد افزایش یافته و به ۸۳ درصد رسیده است».

آقای ظریف هم اگرچه در فایل صوتی کذایی با کم‌لطفی، میدان را در تعارض و تزاحم با دیپلماسی وانمود کرده بود، اما اذعان می‌کرد: «قبل از شهادت شهید سلیمانی در تمامی نظرسنجی‌ها از سال ۹۶ تا ۹۹، محبوبیت من از ۹۰ آمد روی ۶۰ درصد، و محبوبیت شهید سلیمانی رفت روی ۹۰ درصد. مردم ما قهرمان بودن در منطقه را می‌پسندند. ما هم نوکر مردم و هم نوکر آنچه می‌پسندند هستیم. من برای شهید سلیمانی ‌گریه کردم».

زمان لازم بود تا خیلی‌ها به معرفتی که شهید سلیمانی داشت، اندکی نزدیک شوند. آقای صادق خرازی، معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات، چندی قبل در کلاب‌هاوس گفت: «در روزهایی که آقای روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب اما هنوز مستقر نشده بود، در جلسه‌ای نزد رهبر انقلاب صحبت‌هایی در مخالفت با حضور ایران در سوریه کرد. رهبر انقلاب در جواب فرمودند شما حالا از راه برس، کمی با مسائل از نزدیک آشنا بشو، بعد نظر بده». ز

مان برد و جان‌های گرامی هزینه شد، تا آقای روحانی اواخر دولتش بگوید: «شاید برخی‌ها فراموش کرده باشند روزهایی بود که هیچ‌کس جرأت نمی‌کرد به میدان داعش برود. برخی یادشان نیست که نه کربلا و نجف و حرمت حرم اهل‌بیت(ع) و حتی کسی جرأت نمی‌کرد از منطقه سبز بغداد خارج شود.

کسی که راه افتاد و نیمه‌های شب تنها به عتبات، بغداد و شمال عراق رفت و توطئه صهیونیست‌ها و آمریکا را در منطقه خنثی کرد، سردار سلیمانی بود».

اگر نقشه به‌روز شده آمریکا پس از شکست در منطقه، خواب کردن ملت‌ها با جنگ نرم بود، جنایت ‌ترور سردار سلیمانی، پنبه آن نقشه را زد. گزارش رسانه‌های غربی پس از تشییع باشکوه سردار سلیمانی خواندنی است: «رویترز؛ حجم جمعیت حاضران در این تشییع، شبیه جمعیتی بود که برای تشییع آیت‌الله خمینی به خیابان‌ها آمدند».

خبرنگار نیویورک‌تایمز: «دریایی بیکران از مردم در مراسم حضور یافته‌اند. سیل بی‌پایان و چند میلیونی مردم از ساعت ۶ صبح در خیابان هستند. در ٢۵ سالی که ایران را پوشش می‌دهم، هرگز چیزی شبیه به این ندیدم».

خبرگزاری فرانسه: «دریای سوگواران با ادای احترام به ژنرال سلیمانی، خواستار انتقام سخت شدند». خبرنگار لوفیگارو: «این تشییع، گسترده‌ترین تجمع بعد از رحلت آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۸۸ میلادی است».

سال گذشته هم مجله نیوزویک نوشت: «‌ترور قاسم سلیمانی، او را به قهرمانی تبدیل کرده که حالا بیلبوردهای بزرگش سرتاسر خاورمیانه را فرا گرفته است؛ نه تنها مناطق شیعه‌نشین، بلکه مناطق سنی‌نشین مثل کرکوک، غزه و کرانه باختری رود اردن. این، روند سلیمانیزاسیون خاورمیانه و گسترش نفوذ ایران است».

این پاداش دنیایی مردی است که دوست داشت گمنام باشد و نوشته بود «باید به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم. آن‌کس که باید ببیند، می‌بیند».


:: بازدید از این مطلب : 338
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 13 دی 1400

«روزنامه کیهان» در اخبار ویژه خود نوشت:

سایت دیپلماسی ایران وابسته به صادق خرازی، در مقاله‌ای به قلم «صادق ملکی» می‌نویسد: «عرصه سیاست، عرصه تدبیر است. در این عرصه عدالت و حق و باطل جایی ندارند.

برد - برد در روابط بین‌الملل نه بر اساس حق برابر، بلکه بر اساس ظرفیت است. در عرصه سیاست و هر آنچه در صحنه آن شکل می گیرد تنها قدرت و منافع حاصل از آن عامل تعیین کننده است.

ما به عنوان ایران باید این نکته را فهم و به درک راهبردی تبدیل کنیم که در عرصه سیاست و در نظام بین‌الملل متکی بر قدرت، یک با یک مساوی نیست. بازنده کشوری است که این واقعیت حاصل از قدرت و ثروت را درک نکرده باشد.

بیش از یک قرن است که حکمرانی در ایران از درک معادله قدرت در جهان عاجز بوده و نتایج تلخ آن، قراردادهای گلستان، ترکمنچای، جام زهر و برجام بوده است.

لذا به مذاکرات دولت سیزدهم در خصوص برجام امید بستن، بدون درک معادله قدرت و الزامات ناشی از آن سرابی بیش نخواهد بود. مگر آنکه برجام آغازی برای تغییر و درک واقعیت‌های حاکم بر نظام بین‌الملل باشد.

با خروج آمریکا از برجام، برجام مرد و امروز نیز بدون آمریکا برجام معنا نخواهد داشت. آنانی که تا دیروز به برجام می تاختند، امروز ثابت کردند که نه با برجام، بلکه با بازیگران داخلی برجام مشکل داشتند. داستان برجام، داستان تلخ تاریخ معاصر ایران و رنجی است که مردم آن کشیده و می‌کشند. سرنوشتی که حاصل آن شکست ها و تحقیرهای تلخی بوده که کام‌ها را تا ابد تلخ کرده و می‌کند.

به برجام و احیای آن امید بستن بدون درک این نکته که برجام باید نقطه آغاز حل و فصل اختلافات ایران و آمریکا باشد حاصلی جز شکست نخواهد داشت. نگاه تنفسی و ابزاری به احیای برجام، افتادن در گرداب بازی‌های تکراری و پیچیده سیاسی است و دیری نخواهد پائید که تحریم‌ها به بهانه‌ها و در قالب‌های دیگر تکرار و حتی خروج دوباره از آن امری بسیار محتمل خواهد بود.

تنها راه خروج از بن‌بست سیاسی و اقتصادی ایران مذاکرات فرا برجامی میان تهران و واشنگتن است که مسئله هسته‌ای جزئی از مذاکرات موضوعات متعدد آن باشد. برجام اگر پروژه باشد شکست آن حتمی است و اگر تبدیل به روند شود می توان بدان امید بست. باید توجه داشت تا روابط ایران و آمریکا عادی نشود رسیدن به توافق در برجام، نقش چندانی در ایجاد تحولات بنیادی در شرایط داخلی و روابط خارجی ما ایجاد نخواهد کرد.

ما به عنوان ایران از نظر تاریخی از یک تنهایی استراتژیک رنج می‌بریم که این تنهائی با تعارضات جهانی، منطقه‌ای و شرایط سخت داخلی که داریم امروز بسیار تشدید شده به شکلی که کیان کشور را با خطر مواجه کرده است. نباید آدرس اشتباه داد. ورود به منطقه و تعامل با جهان با توجه به قدرت و ظرفیت تاثیرگذاری آمریکا بر معادلات تنها با بهبود روابط با آمریکا امکان پذیر است.»

از نویسنده این تحلیل پر از غلط باید پرسید:

۱- مگر درباره توافق برجام هم ادعا نمی‌کردید که توافق «برد - برد» است، اما معلوم شد که یک کلاهبرداری تمام عیار (به کمک تحریف کنندگان و بزک‌کنندگان داخلی است؟ اصلاً چگونه می‌توان واگذاری بخشی از حقوق و منابع قدرت و پیشرفت خود را توافق برد- برد گذاشت؟!

۲- اگر به بیان شما برجام، چیزی شبیه ترکمانچای است، چرا زمان انعقاد آن مدعی بودند سه گل به آمریکا زده و دو گل خورده‌اید و این، فتح‌الفتوح و بزرگ‌ترین پیروزی قرن است؟! به این معنا آیا نباید به جای تجویز نسخه تازه، پاسخگوی خسارت‌های اقتصادی و امنیتی و سیاسی و فنی چند لایه‌ای باشید که با برجام به کشور و ملت تحمیل کردید؟ فراتر از آن، وقتی کسانی با بی‌تدبیری، موجب قبولاندن چک بی‌محل دشمن به عنوان پیروزی، به ملت خود شده‌اند، صلاحیت ندارند که پیشنهاد معامله‌ای بزرگ‌تر برای واگذاری امتیازات بیشتر در ازای وعده‌های جدید را بدهند؟

۳- برجام مرد، جمله‌ای نارسا نیست. برجام خود به خود نمرد، بلکه به قتل رسید. و قاتل آن هم کسی جز آمریکا نیست. شما در حالی پیشنهاد می‌کنید پروژه خسارت‌بار برجام تبدیل به رویه و روند با آمریکا شود، که اذعان دارید قاتل آن هم طرفی جز همین آمریکا نبوده است. برجام در حالی از پا درآمد که مورد تأیید قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل هم بود.

۴- مذاکره امروز تیم مذاکره کننده نه ارزش انتخاب و تمایل دولت جدید، بلکه برای درآوردن سنگی است که با ندانم‌کاری در چاه ویل انداخته و کشور را گرفتار کرده‌اید. در حقیقت امتیازات نقد را شما ظرف کمتر از ۲ ماه پرداخته‌اید و ۶ سال است که مردم منتظرند وعده‌های شما درباره برجام جامه عمل بپوشد.

۵- وقتی آمریکا و غرب به شهادت «قرارداد الجزایر، توافق بوش پدر با دولت هاشمی برای آزادی گروگان‌های آمریکا در لبنان و لغو برخی تحریم‌ها، همکاری دولت خاتمی با آمریکا در اشغال افغانستان و قرار گرفتن در محور شرارت، توافقات هسته‌ای سعدآباد و پاریس و بروکسل، و سرانجام برجام»، ثابت کرده‌اند هیچ عهد و پیمانی را نمی‌شناسند و به سادگی، زیر تعهدات خود می‌زنند، چرا باید یک ایرانی نسخه مذاکره جدید و اعتمادافزون‌تر و واگذاری امتیازات بیشتر مثلاً در حوزه دفاعی، نظامی یا اقتدار منطقه‌ای را درست همان‌گونه که آمریکایی‌ها می‌خواهند، بپیچد؟ چنین پیشنهاددهندگانی چه تفاوتی با مستخدمان رسانه‌ای و سیاسی و دیپلماتیک آمریکا دارند؟!

۶- دولت جدید در همین ۳ ماه چگونه توانست بدون مذاکره و توافق با آمریکا و با وجود تداوم تحریم‌های گسترده، صادرات نفتی و غیرنفتی را افزایش دهد، بخشی از منابع ارزی بلوکه شده را به کشور برگرداند، ۱۵۰ میلیون دز واکسن وارد کشور کند و... در مقابل چرا در دولت قبل با وجود اعتمادسازی یکطرفه (از سال ۹۲ و ماقبل برجام۷ تا سال ۹۹)، کشور را حتی در حوزه‌های غذا و دارو هم گرفتار تحریم کرد؟! آیا عبرت‌آموز نیست؟!


:: بازدید از این مطلب : 287
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 11 دی 1400

 دکتر محمدحسین محترم طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: دور هشتم مذاکرات وین برای لغو تحریم‌ها در حالی آغاز شده که هفتمین دور با تثبیت اصول ایران پایان یافت. به گفته دیپلمات‌های حاضر در وین و تحلیلگران، ابتکار عمل تیم ایرانی، طرف غربی را دچار سردرگمی و مجبور کرد تا پیشنهادهای ایران را روی میز وین بگذارند. به‌طوری که علی‌رغم فضاسازی‌های صهیونیست‌ها و رسانه‌های غربی در خارج از اتاق مذاکرات، به گفته برخی منابع اروپایی، در اتاق وین ۸۰ درصد این پیشنهادها از طرف سه کشور غربی پذیرفته شده است.

نماینده روسیه نیز توئیت کرد که «کشورهای غربی گرچه ابتدا مخالفت کردند اما پذیرفتند که این پیشنهادها حق مسلم طرف ایرانی است»؛ با این وجود هرچند هیچ اتفاقی از جمله پذیرش لغو تحریم‌ها از سوی طرف آمریکایی و غربی بعید نیست، اما با توجه به پیشینه فریبکارانه آمریکا و اعتماد بخش نبودن مواضع اروپایی‌ها و هشدار وزیر خارجه ایران به طرف‌های مقابل که «هیچ‌وقت زیر بار گرفتن یک امتیاز و دادن ده امتیاز نخواهیم رفت» و همچنین مخالفت جمهوری اسلامی با درخواست آمریکایی‌ها برای مذاکره مزورانه مستقیم با هدف طولانی کردن گفت‌وگوها و بهره‌برداری از عکس‌های یادگاری، مسیر مذاکرات وین پر چالش و میز دور هشتم صعب‌العبور و پیچیده است.

وزیر خارجه عراق آن‌گونه که از نشست خبری مشترک با همتای ایرانی‌اش در سفر به تهران استنباط شد، حامل پیام هم آمریکایی‌ها برای گفت‌وگوی مستقیم و هم سعودی‌ها برای ادامه گفت‌وگوها با ایرانی‌ها بود. فوادحسین در حالی ‌که میزبان دور پنجم مذاکرات ایران و عربستان در روزهای آینده در بغداد است؛ در این مصاحبه علناً خواستار مذاکره مستقیم تهران- واشنگتن شد و گفت «صرفاً پیام‌رسان نیستم و موضوع مذاکره مستقیم را با هر دو طرف مطرح کرده‌ام»! که با پاسخ حسین امیرعبداللهیان روبه رو شد که «اگر غربی‌ها خواستار برطرف شدن نگرانی‌هایشان هستند؛ قبل از هر چیز باید تحریم‌ها را بردارند». لذا فعلاً برای قضاوت درباره آنچه که از آن به انعطاف غربی‌ها و پذیرش پیش‌نویس ایرانی‌ها یاد شده، زود است و باید منتظر ماند و دید که آیا در عمل نیز واقعاً شاهد آن خواهیم بود یا نه؟! اما هرچند آمریکایی‌ها و رسانه‌های غربی خیلی تلاش دارند تا با وارونه‌نمایی تحولات منطقه و فضاسازی‌های سیاسی- رسانه‌ای به ادعاهای رژیم صهیونیستی «رسمیت و اعتباربخشی» بدهند و برای گزافه‌گویی‌های این رژیم قدرت‌نمایی القا و از مواضع ایران «اعتبار زدایی» کنند، اما شلیک هم‌زمان ده‌ها موشک هوشمند کروز ضدکشتی، موشک‌های بالستیک زمین به زمین و موشک‌های ضد زره هدایت‌شونده از جمله شلیک هم‌زمان ۱۶ موشک بالستیک به ماکت مرکز هسته‌ای دیمونا در رزمایش اخیر سپاه، همه آن «اعتباربخشی‌های کاذب» را فروریخت و برای تیم مذاکره‌کننده ایرانی «اعتبارزایی» کرد. اهمیت رزمایش سپاه در مقطع کنونی علاوه بر همه دستاوردهایش، در این است که:

اول- جمهوری اسلامی برخلاف صهیونیست‌ها و غربی‌ها که در اتاق‌های شیشه‌ای رسانه‌ها با حرافی فضاسازی می‌کنند، «در میدان عمل» قدرت‌نمایی کرد و این رزمایش نشان داد «میدان پشتیبان دیپلماسی» است و هماهنگی میدان و دیپلماسی می‌تواند دستاوردهای اقتصادی- سیاسی به دنبال داشته باشد.

دوم- جمهوری اسلامی به موشک‌های پیشرفتهِ مانور پذیری با مشخصات موشک‌های هاپیرسونیک دست پیدا کرده که به مخاطبان پیام رزمایش فهماند شلیک موشک‌های ایرانی با اهداف واقعی هزینه‌های گزافی بر مدعیان هر حماقتی تحمیل خواهد کرد.

سوم- نشان داد نه تنها اهداف گوناگون با هر بردی در تیررس موشک‌های ایرانی قرار دارند، بلکه هم صهیونیست‌ها و هم آمریکایی‌ها فهمیدند که ایران همه‌ جای آنها را می‌تواند هدف قرار دهد! لذا هم صهیونیست‌ها فهمیدند که امنیت و منافع آنها دیگر اولویت آمریکا نیست و هم آمریکایی‌ها فهمیدند اولویت بودن منافع و امنیت رژیم صهیونیستی، منافع و امنیت خود آنها را به خطر می‌اندازد.

چهارم- هم‌زمان با برگزاری مذاکرات وین به طرف‌های غربی و آمریکایی مذاکره‌کننده پیام داد که برد و قدرت موشکی ایران تحت هیچ شرایطی قابل مذاکره نیست و بستن تنگه هرمز چندان هم مشکل نیست و آماده آن روز باشند ! کما اینکه قایق‌های تندرویی که چند هفته قبل از آنها رونمایی شد و در ادبیات خارجی‌ها به «نیش زنبورهای سرخ» معروف‌اند، نیز همین کارکردها را دارند.

پنجم- اما رزمایش پیامبر اعظم علاوه بر اینکه محاسبات خیالی و متوهمانه صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها را به هم ریخت، فرصت‌طلبی و منفعت‌طلبی منافقانه برخی سیاسیون داخلی را هم به‌هم ریخت. عده‌ای ورشکسته سیاسی و «کاسبان برجام و تحریم» که حقیرانه منافع مالی و اقتصادی خود را در ذبح منافع ملی با پادویی برای آمریکا جست وجو می‌کنند، در مقابل «پیشنهاد بستن تنگه هرمز»، از سر ترس ادعا کردند «چرا برخی در بدترین زمان‌ها، بدترین پیشنهادها را می‌دهند»! اولاً اینکه به جای آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها این جماعت ترسیدند، خود جای سؤال است؟! ثانیاً در چند ماه اخیر که ده‌ها بار مقامات آمریکایی و اسرائیلی - قبل و حین و بعد از مذاکرات وین - در گزافه‌گویی‌های متوهمانه ادعای استفاده از گزینه نظامی علیه ایران را داشتند، این جماعت مفلس کجا بودند که خطاب به دوستان آمریکایی و صهیونیستی خود بگویند چرا بدترین پیشنهاد را در بدترین شرایط داده‌اند؟! همین تناقض خیانت‌آمیز آنها نشان می‌دهد که اکنون این «بهترین پیشنهاد در بهترین زمان» بود، هرچند کسی که اندک عقل سیاسی و غیرت ایرانی و شم دیپلماتیک داشته باشد، این موضوع را درک خواهد کرد. لذا این جماعت نگران‌اند با توسل به بهترین پیشنهاد، بهترین نتیجه حاصل شود و کسب‌وکارهای تحریمی و برجامی آنها کساد شود! همچنین ادعا کردند «چرا یک‌بار برای همیشه به این پیشنهاد عمل نمی‌شود تا خیال همه راحت شود؟».

در پاسخ باید گفت: اولاً نکته مهمش همین است که شما درک و فهم آن را ندارید که این پیشنهاد برای همین است که خیال شما و اربابان شما راحت نباشد و شب و روز در فکر آن کابوس ببینید و دست از پا خطا نکنید!

ثانیاً منتظر بمانید هر وقت «بدترین گزینه آمریکا» عملیاتی شد، آنگاه خواهید دید که «بهترین پیشنهاد ایران» هم خودبه‌خود عملیاتی خواهد شد، اما در این فکریم که در آن زمان احتمالی، احتمالاً این جماعت مدعی در کدام سوراخ خزیده‌اند؟!

ثالثاً این جماعتِ سَر در برف کرده اگر قدرت بینایی داشتند، مقدمات و زمینه‌های عملیاتی شدن این پیشنهاد را می‌دیدند، از رزمایش پیامبر اعظم سپاه در جنوب کشور و رزمایش رسول اعظمِ ارتش در دریای عمان و رونمایی از نیش زنبورهای سرخ در تنگه هرمز تا زدن پهپاد فوق سری و فوق پیشرفته آمریکا در خلیج ‌فارس و پس گرفتن نفت‌کش سرقت شده از سوی آمریکا و اسارت نظامیان آمریکایی و ملوانان انگلیسی و زدن عین‌الاسد و...؛ و آنهایی که هنوز رسانه‌ای نشده! و به گفته کارشناس بی‌بی‌سی «ایرانی‌ها سال ‌به ‌سال قدم‌های محکم‌تری برمی‌دارند و توان و دقت موشک‌ها را بالا می‌برند و رزمایش سپاه نشان داد برنامه موشکی ایران به‌خوبی پیش می‌رود» و... . اکنون جای آن است که از جماعت مورد اشاره و سر در برف فرو کرده پرسید دیگر چگونه باید به شما فهماند که گزینه نظامی آمریکا یک بلوف بیش نیست، در غیر این صورت هم خیال شما و هم خیال ملت ایران از وطن‌فروشی‌های منافقانه و سیاسی- رسانه‌ای شما برای همیشه راحت می‌شد! البته بماند که انتشار نقشه سرزمین‌های اشغالی با ۳۰۰ هدف علامت‌گذاری شده با پرچم‌های قرمز ذهن و محاسبات صهیونیست‌ها را به شدت درگیر کرد و به قول محافل خود صهیونیست‌ها، از جمله تحلیلگر نظامی کانال یازده تلویزیون رژیم صهیونیستی و سخنگوی سابق ارتش این رژیم، «ایران با انتشار این نقشه به اهداف خود، از جمله وحشت‌افکنی میان مقامات اسرائیلی با جنگ روانی رسید و این عبرت سیاسی را داد که مقام‌های اسرائیلی باید صدایشان را پایین بیاورند»، به عبارتی خفه شوند! لذا اظهارات رئیس پیشین دایره تحقیقات و تحلیل مرکز اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی در بی‌بی‌سی فارسی یک روز بعد از اتمام رزمایش نشان داد صهیونیست‌ها به‌ خوبی پیام رزمایش در بستن تنگه هرمز را دریافت کرده اند. به همین علت در یک عقب‌نشینی آشکار اعلام کردند «خواستار توافق خوب بین غرب و ایران هستند»! مهمان بی‌بی‌سی در ارتباط مستقیم از تل‌آویو نیز اذعان کرد «از بین بردن تأسیسات هسته‌ای ایران غیرممکن و جنگ با ایران و جبهه مقاومت بسیار سخت و از ذهن اسرائیلی‌ها به دور است و راهی جز پذیرش برجام نداریم»! لذا برخلاف توهمات جماعت منافق داخلی، اکنون پیام‌های رزمایش سپاه روی میز مذاکرات وین است و به اذعان رسانه‌های منطقه «این رزمایش بی‌سابقه‌ترین رزمایش نظامی در بی‌سابقه‌ترین برهه زمانی بود که تأثیر خود را بر دور هشتم گفت‌وگوها خواهد گذاشت»!


:: بازدید از این مطلب : 291
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 11 دی 1400

جربه ثابت کرده است که در دنیایی که قانون جنگل بر آن حاکم است، باید با زبان اقتدار در عرصه بین المللی حضور یافت.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون- فارغ از اینکه کدام دولت روی کار بوده است- همواره «میدان» در خدمت «دیپلماسی» بوده است.

برای نمونه در دولت قبل، سربازان حاج قاسم و دلاورمردان مدافع حرم، با شکستن کمر داعش و نواختن سیلی بر گوش آمریکا، تروئیکای اروپا و حکام مرتجع منطقه، دست تیم مذاکره کننده در مذاکرات هسته ای را پُر کرده و از قرارگرفتن ایران در موضع ضعف جلوگیری کردند. در هفته های اخیر نیز رزمایش پیامبر اعظم(ص) ۱۷ دقیقا در همین راستا انجام شد.

نظام سلطه همواره در پی آن است تا با برتری در عرصه های مختلف علمی و نظامی و صنعتی و با تقسیم بندی جهان به «کشورهای سلطه گر-کشورهای سلطه پذیر»، برای دیگر کشورها تعیین تکلیف کرده و رفتار «ارباب-رعیتی» با ملت ها و دولت های دیگر داشته باشد.

با توجه به این مسئله، از آغاز به کار دولت سیزدهم، دیپلماسی اقتدار با بهره مندی از ظرفیت های گوناگون و متنوع کشورمان، به صورت جدی در دستور کار دولت قرار گرفته است.

در همین راستا همزمان با مذاکرات وین، در روزهای گذشته ماهواره بر سیمرغ، ۳ محموله تحقیقاتی را به فضا پرتاب کرد. پس از پرتاب موفق ماهواره بر سیمرغ، «عیسی زارع پور» وزیر ارتباطات در صفحه اینستاگرام خود نوشت: دقیقا یک ماه قبل، اولین جلسه شورای عالی فضایی با حضور رییس محترم جمهور بعد از یازده سال برگزار شد.  یکی از مصوبات جلسه، تثبیت فناوری تزریق ماهواره در لایه لئو تا پایان سال ۱۴۰۱ بود. مسیر سختی  که امروز اولین مرحله آن با دستان پرتوان متخصصان صنعت فضایی کشور رقم خورد.

گزینه های روی میز «دیپلماسی اقتدار» / از «ماهواره بر سیمرغ» تا «شبیه سازی حمله به دیمونا»

با اینکه فعالین و رسانه های اصلاح طلب مدعی بودند که در دولت سیزدهم و همزمان با مذاکرات، دیگر خبری از پرتاب موشک و ماهواره نخواهد بود، در روزهای گذشته رزمایش پیامبر اعظم(ص) ۱۷ و پرتاب ماهواره بر سیمرغ با موفقیت انجام شد. این رزمایش و پرتاب ماهواره، بازتاب بسیار گسترده ای در رسانه های جهان داشت.

متاسفانه در دولت قبل به مدت ۸ سال همه امور کشور به مذاکره و نشست و برخاست با مقامات غربی گره خورد و همین مسئله، علاوه بر شرطی سازی اقتصاد و کاهش ارزش پول ملی، موجب اخلال و کندشدن حرکت در حوزه های قدرت ساز و از جمله صنعت فضایی شد.

بر همین اساس با آغاز به کار دولت سیزدهم تاکید شد که معیشت مردم و اقتصاد کشور به مذاکرات هسته ای گره نخواهد خورد و در حوزه هایی از جمله صنعت فضایی نیز تغییرات قابل توجهی رخ داد.

مجموعه رفتار ایران در ماههای اخیر در حوزه میدان و دیپلماسی و از میز مذاکره تا پرتاب ماهواره، پالس اقتدار و قدرت به طرف خارجی ارسال کرد. بر همین اساس در روزهای اخیر مقامات صهیونیستی و آمریکایی بیش از پیش بر توانمندی ایران و ناتوانی خود اذعان کرده اند. برای نمونه،   «دانیل فریدمن» وزیر پیشین دادگستری اسرائیل در روزهای گذشته گفت «حمله نظامی به ایران مثل کوبیدن سر به دیوار است». در روزهای گذشته ژنرال «کنت مک‌کنزی» فرمانده نیروهای تروریستی سنتکام نیز در اظهارنظری گفت: «ایرانی ها در حمله به عین الاسد، هرجایی را خواستند زدند».

همچنین اخیرا «جک کین» ژنرال بازنشسته آمریکایی در مصاحبه با شبکه «فاکس نیوز» گفت:‌ «دولت آمریکا نسبت به دولت ایران برای حصول توافق مشتاق‌تر است و این بخشی از مشکل است...ایرانی‌ها قرار نیست نرمش چندانی داشته باشند...ایرانی‌ها این را می‌خواهند که کل تحریم‌ها لغو شوند و این چیزی است که از سوی آن‌ها روی میز است.»

 

گزینه های روی میز «دیپلماسی اقتدار» / از «ماهواره بر سیمرغ» تا «شبیه سازی حمله به دیمونا»

یکی از فعالین رسانه ای در روزهای گذشته در مطلبی نوشته بود: «معلوم است تمرین نابودی تاسیسات دیمونا با موشک‌های نقطه‌زن، چه ولوله‌ای در تل‌آویو برپا می‌کند. اهل دقت می‌فهمند موشک‌های فوق‌مدرن که کابوسی برای هر دشمن است، در دوران تحریم مطلق ساخته شد وحاشیه امنیت آمریکا و اسرائیل را نابود کرد. این روند تولید و کاربست قدرت، شاخص «عقلانیت انقلابی» در بُردار پیشرفت تمدنی است و صهیونیست‌ها، عزم و تدبیر درهم تنیده سرداران ایرانی را می‌شناسند». 

گزینه های روی میز «دیپلماسی اقتدار» / از «ماهواره بر سیمرغ» تا «شبیه سازی حمله به دیمونا»

اکنون گزینه های روی میز «دیپلماسی اقتدار»، دشمن را در موضع ضعف و انفعال قرار داده است. این جمهوری اسلامی ایران است که ابتکار عمل را در دست گرفته و دشمن را سردرگم کرده است، دشمن نه قادر است که صنعت هسته ای را متوقف کند و نه قادر به مقابله با صنعت فضایی ایران است. دیپلماسی منطقه ای نیز با شتاب در حال حرکت است و موشک های ایران نیز برای دفاع از مردم عزیز ایران، آماده است و به قول سرلشکر سلامی «فقط کافی است زاویه موشک ها را تغییر دهیم».


:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 11 دی 1400

خوردن برخی مواد غذایی با پنیر نه تنها طعم قوی و خوشمزه این خوراکی پرخاصیت را تحت تاثیر قرار داده و کاهش می‌دهد، بلکه برای سلامتی هم مضر است. در این مقاله به شما می‌گوییم که چه چیزی را با پنیر نباید بخوریم، خوردن چه خوراکی‌هایی با پنیر مفید و خوردن چه خوراکی‌هایی با پنیر ممنوع است است و زمان مناسب برای خوردن پنیر چه موقع از روز است.

زمان مناسب برای خوردن پنیر

شاید شما هم جزو افرادی باشید که عادت کرده‌اید خوردن پنیر را به وعده صبحانه بیندازید. اما پژوهشگران و حتی متخصصان طب سنتی توصیه دیگری دارند. آن‌ها می‌گویند خوردن پنیر آن هم به عنوان اولین وعده غذایی در روز، اصلا کار درستی نیست. بهتر است پنیر را برای وعده شام و قبل از خواب بخورید.

شاید جالب باشد بدانید که مصرف پنیر برای سلامت دندان‌ها، مخصوصا قبل از خواب مفید است، البته فراموش نکنید که جای مسواک زدن و دهانشویه را نمی‌گیرد. اما دلیل این موضوع چیست؟ شیر و فرآورده‌های آن مثل پنیر، در طب سنتی طبع سرد وتر دارند. حتما می‌دانید که بهترین روش درست کردن پنیر هم پاستوریزه کردن شیر و بعد درست کردن پنیر است.

هر چند برخی انواع پنیر صبحانه با شیری که پاستوریزه نشده است، تهیه می‌شوند. به هر حال بعد از پاستوریزه شدن شیرها، برخی افزودنی‌ها و نگهدارنده‌ها با شیر افزوده می‌شوند. این موضوع هم مضاف بر سردی این فرآورده لبنی می‌شود.

به همین دلیل می‌تواند خوردن پنیر با نفخ شکم یا کولیت همراه باشد و مشکلات گوارشی را به وجود بیاورد. در عین حال اگر پنیر را با مواد غذایی که آن‌ها هم طبع سرد دارند، استفاده کنید، وضعیت کمی پیچیده‌تر می‌شود و مصرف مداوم آن‌ها، خطراتی را برای سلامتی به همراه دارد.

پنیر را با چی نخوریم؟

خوردن پنیر با هندوانه

همان‌طور که گفتیم پنیر طبع سرد وتر دارد، هندوانه هم یکی از میوه‌هایی است که به خاطر طبع سرد خود، معروف است. هر چند ترکیب پنیر و هندوانه بسیار لذیذ است و کلی هم طرفدار دارد، ولی مصرف آن‌ها با همدیگر باعث بروز عارضه‌ها و بیماری‌های مختلف شامل دیابت، اختلالات عصبی، گوارشی و … می‌شود. حتی مصرف سردی‌های زیاد می‌تواند عمر را کوتاه کند.

از طرفی پنیر پروتئین زیادی دارد و بدن برای تجزیه کردن این مولکول‌های پروتئینی پیچیده، نیاز به انرژی زیادی دارد. این انرژی باید توسط بدن دریافت شود. وقتی پنیر را با هندوانه می‌خورید، تجزیه این مولکول‌ها به انرژی بیشتری هم نیاز پیدا می‌کند؛ بنابراین بهتر است پنیر را به صورت مداوم و زیاد با هندوانه مصرف نکنید.

خوردن پنیر با خیار و گوجه فرنگی

خیار و گوجه فرنگی هم طبع سردی دارند و مصرف آن‌ها با هم مثل مصرف هندوانه با پنیر، باعث ایجاد نفخ و سردی و در نتیجه موجب بروز بیماری‌های گوارشی می‌شود. توصیه می‌شود که پنیر را اگر با خیار و گوجه یا هندوانه مصرف کنید، گردو را هم به این ترکیب اضافه کنید.

میزان مناسب برای این ترکیب هم نصف/ نصف است، یعنی ۵۰ درصد را گردو و ۵۰ درصد دیگر را پنیر، هندوانه، گوجه فرنگی و خیار. در این صورت سردی غالب نمی‌شود و به نوعی خنثی خواهد شد.

خوردن پنیر با حبوبات

یکی از چیزهایی که نباید با پنیر بخوریم انواع حبوبات است. ترکیب پنیر با حبوبات پخته یک ترکیب متداول مخصوصا در غذاها و سالادهای مکزیکی است. پنیر، لوبیا، سس تند و گواکامول، یک دستور العمل مطمئن برای ایجاد نفخ، تشکیل گاز معده و سایر مشکلات مربوط به هضم غذا است.

لوبیا به خودی خود باعث ایجاد نفخ معده می‌شود و به همین دلیل هم توصیه می‌شود که آن را قبل از طبخ، برای حداقل ۸ ساعت در مقداری آب خیس کنید تا میزان نفخ آن کم شود. ولی اگر سیستم گوارشی ضعیفی دارید، سعی کنید پنیر را از لوبیا جدا کنید، چون این کار باعث تشدید مشکلات گوارشی می‌شود.

خوردن پنیر با گوشت

انواع پنیر پخت و پز در تهیه غذاهای مختلف استفاده می‌شوند. کوفته‌های پنیری، گوشت در فوندو، املت گوشت با پنیر و … جزو غذاهایی هستند که پروتئین بسیار بالایی دارند. در نتیجه طبیعتا هضمشان هم بسیار سخت است؛ بنابراین برای کاهش مشکلات گوارشی به فوندو باید سبزیجات خرد شده اضافه کنید، از به کار بردن پنیر در کوفته هم پرهیز کنید.

در ضمن املت با گوشت نیز غذای سنگینی است که با پنیر سنگین‌تر هم می‌شود. پس یا مقدار گوشت را کم کنید یا میزان پنیر را در غذا کاهش دهید.

مصرف پنیر با بادام؛ خوب است یا بد؟

پنیر را با چی نخوریم؟ بادام یکی از مواد غذایی است که اگر با پنیر مصرف شود، باعث بروز مشکلات گوارشی می‌شود. ترکیب پنیر و بادام می‌تواند به ایجاد سنگ کلیه و مثانه منتهی شود؛ بنابراین تا حد ممکن این ترکیب را مصرف نکنید.

خوردن پنیر با ماست چکیده

ماست چکیده یکی دیگر از مواد لبنی است که در صورت مصرف کردن با پنیر می‌تواند باعث ایجاد لک و پیس روی پوست شود.

خوردن پنیر با سبزیجات

البته که سبزیجات طیف وسیع و مختلفی را شامل می‌شوند، به همین دلیل هم ممکن است کمی این دسته‌بندی بزرگ به نظر برسد، ولی تقسیم‌بندی آن ها، کار را راحت‌تر می‌کند. برای مصرف سبزیجات با پنیر، از نمونه‌هایی استفاده کنید که طعم نسبتا ملایمی دارند. مثلا رازیانه، گزینه خوبی است. اگر هم به فکر درست کردن یک سالاد با پنیر هستید، سبزی‌هایی که کمی طعم فلفلی دارند مثل آرگوولا و رادیکیو (نوعی کاهوی قرمز که از نظر ظاهری شبیه کلم قرمز است) ترکیبی عالی می‌سازند.

از طرف دیگر از ترکیب سبزی‌هایی مثل کلم بروکلی، هویج، لوبیا سبز، کرفس و گل کلم با پنیر اجتناب کنید. این سبزیجات برای اضافه کردن به پنیر چندان مناسب نیستند، مخصوصا اگر به صورت پخته یا آبپز شده آن‌ها را به کار ببرید. در صورت امکان این سبزی‌ها را به صورت خام به پنیر اضافه کنید.

پنیر با مرکبات یا میوه‌های پر اسید

درست است که پرتقال، گریپ فروت، کیوی و آناناس طعم‌های دل‌انگیزی دارند، اما نه برای ترکیب کردن با پنیر. این در حالی است که میوه‌هایی مثل سیب، گلابی، انگور و انجیر، حسابی با پنیر هماهنگ می‌شوند، حتی اگر آن‌ها را به صورت میوه خشک به کار ببرید.

پنیر را با چه مواد غذایی بخوریم؟

در کنار موادی که خوردن آن‌ها همراه با پنیر توصیه نمی‌شود و مضر است، برخی از خوراکی‌ها هم یک ترکیب مفید با پنیر می‌سازند. گردو، زیره، سیاه دانه، ترخون، کشمش، انگور و آویشن جزو مواردی هستند که ترکیب عالی با پنیر می‌سازند. علاوه بر این خوردن این مواد غذایی با پنیر به عنوان غذا برای شام توصیه می‌شود.

عسل هم یکی دیگر از مواد غذایی است که به خاطر خاطر طعم گرم، می‌تواند باعث متعادل شدن طبع سرد وتر پنیر شود. برخی هم پنیر را با مربا می‌خورند. ترکیب پنیر و انواع مربا هم علاوه بر خوشمزه بودن، از میزان سردی طبع پنیر می‌کاهد.

چرا باید پنیر را با گردو بخوریم؟

دلیل توصیه به خوردن پنیر با گردو این است که غده پاراتیروئید، کلسیم و فسفر بدن را تنظیم می‌کند و جذب این مواد به بدن آسان خواهد شد. این غده نیز کلسیم و فسفر را در کنار هم می‌شناسد، به همین خاطر هم وقتی ماده غذایی کلسیم‌دار مصرف می‌کنیم، باید فسفر را هم به همراه آن به کار ببریم تا میزان تاثیرپذیری‌اش افزایش پیدا کند.

در غیر این صورت، غده پاراتیروئید فسفر مورد نیاز خود را از مغز تامین می‌کند. به همین دلیل هم گفته می‌شود که خوردن مداوم پنیر، بدون مصرف گردو باعث مشکلات مغزی با کم هوشی می‌شود. در ضمن گردو را بهتر است به صورت تازه مصرف کنید. یعنی بلافاصله قبل از مصرف با پنیر، آن‌ها را پوسته خارج کنید و بشکنید.


:: بازدید از این مطلب : 304
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 04 دی 1400

سایت اصلاح طلب انصاف نیوز با فائزه هاشمی، مدیرمسئول روزنامه «زن» که در سال های دولت اصلاحات منتشر می‌شد گفتگو کرده است که بخش هایی از آن را در ادامه خواهید خواند:

*مسعود بهنود هم مشاور من در روزنامه زن بود. ایشان مدتها قبل از انتشار زن، کلاس‌های آموزشی برای تحریریه گذاشت و اصول روزنامه نگاری را به آنها آموخت.

* «سرنوشت تیم روزنامه زن چه شد؟» عده‌ای در جاهای دیگر مشغول شدند اما اغلب در خارج از کشور مشغول به کار شدند. فرناز قاضی زاده و فرج بال افکن برای بی‌بی‌سی کار می‌کنند و آقای بهنود، و ابراهیم نبوی هم خارج از ایران کار می‌کنند. علی اصغر رمضان‌پور سردبیر ایران اینترنشنال و کاملیا انتخابی‌فرد سردبیر ایندیپنت فارسی است.

*من ذاتا تند هستم و قابل کنترل نیستم. اعتقاد دارم که باید حقیقت را بگویم حتی اگر گزنده باشد.

*اگر اصلاح طلبان بابا را تخریب می‌کردند من از ایشان دفاع می‌کردم. ولی هیچ وقت از مشی اصلاح طلبی خود فاصله نمی‌گرفتم.

*عیسی سحرخیز و عطاالله مهاجرانی کمک زیادی به من کردند تا این روزنامه پا بگیرد.

*همان موقع که زن را توقیف کردند آقای یزدی رییس وقت قوه قضاییه در نماز جمعه به من حمله و مرا سلطنت طلب خواند. بابا اصرار داشت که من باید جواب ایشان را بدهم. من متن تند و تیزی تهیه کردم و به بابا دادم تا آن را بخواند. بابا مواردی را به این جوابیه اضافه کرد که وقتی آن را خواندم دیدم متن نه تنها تعدیل نشده، بلکه به مراتب تندتر شده است.


:: بازدید از این مطلب : 290
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 28 آذر 1400

افسردگی یکی از شایع ترین مشکلات روانی است.

میزان شیوع این مساله تا حدی است که از آن با عنوان سرماخوردگی روانی نیز یاد می شود.

این مطلب به این معناست که افسردگی می تواند بسیار فراگیر باشد و علی رغم ظاهر ساده و مزمن خود، تاثیرات قابل توجهی بر سلامت جسمی و روانی تان داشته باشد.

آیا احساس دلمردگی می کنید و دلمرده هستید؟

به نقل از سایت مشاورکو: در صورتی که با افسردگی دست به گریبان هستید، ممکن است احساس کنید زندگی بیش از حد سخت و طاقت فرسا شده است و حتی جذاب ترین فعالیت ها نیز قادر به خوشحال کردن تان نیست.

در صورتی که در چنین وضعیتی قرار گرفته اید و احساس خستگی، دلمردگی، پوچی، تنهایی و دلمردگی بر زندگی تان سایه افکنده است با ادامه ی مطلب همراه شوید تا شما را با مهم ترین راه های غلبه بر غول افسردگی آشنا کنیم.

چگونه با افسردگی مقابله کنیم؟ تکنیک های مشاورانه

تجربه ی احساساتی از قبیل غم و اندوه، بی حوصلگی، خستگی مداوم و احساس تنهایی، بغض و شکست می تواند تا حد زیادی پیش بینی کننده ی افسردگی باشد.

در این حالت ممکن است افکاری مبنی بر خودکشی یا بی ارزشی و بودن فکرتان را اشغال کند و تجربه ی آنها به مدت بیشتر از ۶ ماه می تواند نشان دهنده ی افسردگی و نیاز ضروری به درخواست کمک تخصصی باشد.

فرد افسرده علی رغم میلش نمی تواند اری را پیش ببرد، کلاس های مختلف ثبت نام می کند اما در هیچکدام شرکت نمی کند، کارهای ناتمام زیادی دارد.

او ممکن است حالاتی مانند کاهش یا افزایش میل جنسی، ساعات خواب، اشتها و خلق و خود را نیز تجربه کند.

امروزه افسردگی به عنوان بیماری رایج قرن شناخته شده و عدم اقدام برای درمان آن می تواند شرایط را بسیار سخت و غیر قابل کنترل کند.

افسردگی یکی از مقاوم ترین انواع اختلالات در برابر درمان است و بهتر است برای رفع آن حتماً از یک متخصص کمک بگیرید.

چگونه با غول افسردگی مقابله کنیم؟

به عنوان یک فرد افسرده ممکن است احساس کنید افسردگی همه ی زندگی تان را فراگرفته و از طریق آن فلج شده اید.

بسیاری از افراد افسرده ممکن است در مقابل افسردگی شان احساس ناتوانی و یاس کنند و آن را بسیار قدرتمند تر از خودشان ادراک کنند.

اگر قصد دارید تا بتوانید به یک زندگی شاد، پر نشاط و فعال برگردید و از افسردگی رها شوید، لازم است چند نکته ی طلایی را بدانید.

 

با احساس افسردگی تان کاری نداشته باشید.

واقعیت آن است که تمرکز کردن بر احساس افسردگی، یاس، ناامیدی و سعی در رها شدن از آن کاری بیهوده است.
این احساسات همواره به قوت خود باقی خواهند بود مگر آنکه تصمیم بگیرید تا برای تغییرشان دست به “رفتار تازه ای” بزنید.

راه رفتن با ژست آدم های افسرده، حالات چهره ی غم زده، نشستن در کنار اتاق و فکر کردن به گذشته، تنها می تواند مشکلات را برتر کند.

آنچه لازم دارید آن است که رفتارهای تازه ای را تمرین کنید.

به عنوان مثال ایده های زیر می تواند برای تان بسیار کارساز باشد:

۱- دکور اتاق تان و یا خانه را به طور کلی تغییر دهید.

۲- در خانه لباس های شاد بپوشید، آرایش کنید و آراسته باشید. حتی در زمان هایی که تنها هستید.

۳- در آینه به خودتان نگاه کنید و لبخند زدن را تمرین کنید. شاید ساده به نظر برسد اما بر اساس تجارب بالینی، حالات غیر کلامی فرد افسرده نقش زیادی در تداوم افسردگی دارند.

۴- به مهمانی بروید و یا دوستان تان را دورتان جمع کنید.

۵- در یک کلاس ورزشی شرکت کنید و یا برای مدتی در خانه برقصید.

۶- یکی از کارهای مورد علاقه تان را شروع کنید.

۷- در طی روز ساعتی را در مقابل نور آفتاب قدم بزنید و یا بنشینید.

چگونه با قدرت فکرتان افسردگی را شکست دهید؟

هنگامی که تصمیم می گیرید تا بر اساس رفتارهای تازه عمل کنید، ممکن است احساس کنید در حال بازی کردن نقش هستید.

این مساله به این خاطر است که انجام رفتارهای تازه، گام اول و ضروری ترین گام برای غلبه بر مساله ی افسردگی است اما به تنهایی کافی نخواهد بود.

موقعیتی را تصور کنید که د جمعی نشسته اید و به صورت ناخودآگاه، حالات غم و اندده و افسردگی به سراغ تان می آید و حوصله هیچکس حتی خودتان را هم ندارید.

در این شرایط از خودتان این سوال طلایی را بپرسید:

 چه فکری به دهنم آمد که پر از غم و اندوه شدم؟ ”
افکارتان را بررسی کنید و تفکرات غیر منطقی، مقایسه ها، پیش گویی های منفی در مورد آینده، غرق شدن در گذشته را ردیابی کنید.

در بسیاری از موارد فکر کردن به شیوه ی غیر منطقی باعت می شود تا خلق تان تنگ بشود و در افسردگی غرق شوید.

کنترل افسردگی در دو قدم

بر اساس توضیحات داده شده برای کنترل افسردگی تان دو گام اساسی بردارید:

۱ لیستی از رفتارهای تازه بنویسید و شروع به اجرای آنها کنید.

۲ در شراطی که خلق تان پایین است و افسرده اید، سوال طلایی مربوط به افکار را از خودتان بپرسید.

سپس فکر تان را متوقف کرده و با آن به صورت منطقی چالش کنید.

چالش با افکار باعث می شود تا احساس تان نیز تغییر کند و از حالت یاس و ناامیدی به سمت امیدواری و شادی حرکت کنید.

به عنوان مثال اگر فکری مانند ” شرایط زندگی م اصلاً خوب نیست. خیلی اوضاع افتضاحه” در ذهن تان رژه می رود می توانید با آن به شکل زیر چالش کنید:

 درسته که از زندگی ام صد در صد راضی نیستم اما برای تغییر شرایط در حال تلاشم و اوضاع همیشه اینطور نمی مونه. همچنین در زندگی ام شرایط خوبی نیز دارم که ممکن است خیلی از افراد دیگر نداشته باشند “.

با انجام مستمر دو گام طلایی بالا می توانید بر افسردگی تان غلبه کنید و کنترل زندگی تان را با قدرتی دوباره در دست بگیرید.

یادتان باشد که در این شرایط نیاز به حمایت، تایید و تشویق خودتان دارید و سرزنش و منفی گویی می تواند برای تان در حکم سمی مهلک باشد.

معرفی سایت مشاوره روانشناسی مشاورانه

سایت مشاورانه با بیش از ۱۰۰۰ محتوای روانشناسی به ارائه خدمات:

مشاوره حضوری

مشاوره آنلاین رایگان

مشاوره تلفنی

در زمینه های تخصصی: مشاوره خانواده، مشاوره ازدواج، مشاوره روانشناسی، مشاوره زناشویی، اختلال افسردگی، اضطراب، وسواس فکری و عملی، فوبیا، تربیت کودک و نوجوان، تست روانشناسی و غیره می پردازد.

منبع: مرکز مشاوره مشاورانه


:: بازدید از این مطلب : 342
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 آذر 1400

«مصطفی تاجزاده» از افراطیون اصلاح طلب و از دستگیرشدگان فتنه ۸۸ در مصاحبه با روزنامه آرمان در پاسخ به این سوال که «درست است که هدف ایران رسیدن به توافق مطلوب است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند این شرط که بازگشت آمریکا به برجام منوط به لغو همه تحریم‌هاست، سبب خواهد شد که بازگشت آمریکا به برجام و دستیابی به یک توافق خوب آسان نباشد. این طور فکر نمی‌کنید؟» گفت: «مشخص است که این شرط محقق نمی‌شود...اکنون از ترس مردم است که دیگر برجام را خسارت نمی‌خوانند و آن را آتش نمی‌زنند. حتی اگر مذاکرات به نتایج مطلوبی منجر نشود هم، به مردم خواهند گفت که با آمریکا، اروپا و دنیا مذاکره کردیم، ولی آنها توافق نکردند».

تاجزاده در ادامه گفت: «اگر آنان حتی در دل به نعمت بودن تحریم‌ها معتقد و درعمل به آن تداوم بخشیده تا همچنان از منافع اقتصادی آن بهره ببرند، هرگز به دلیل هراس از مردم این خواست قلبی خود را عیان نمی‌کنند، حتی اگر به قیمت کنترل فضای سیاسی و ممانعت از فعالیت منتقدان باشد. مردم خواهان لغو تحریم‌ها هستند و بارها این مطالبه را با صدای بلند اعلام کرده‌اند. افرادی که در گذشته می‌گفتند تحریم نعمت است، اکنون برای لغو تحریم‌ها به مذاکره می‌نشینند. اگر آنان واقعا اعتقاد داشتند که تحریم‌ها نعمت است، چرا اکنون برای از بین رفتن این نعمت در حال تلاش هستند؟ ».

این محکوم فتنه ۸۸ در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: «اگر در موضوعاتی مثل احیای برجام و لغو تحریم‌ها موفق شدید از شما حمایت می‌کنیم، زیرا منافع کشور است. ایرادی هم ندارد که بگویید دولت آقای روحانی عرضه نداشت و ما عرضه داشتیم و توانستیم تحریم‌ها را لغو کنیم. تمام تلاش خود را برا ی لغو تحریم‌ها از طریق احیای برجام به عمل آورید و ما هرگز یادآوری نخواهیم کرد که برجام را خیانت محض دانسته و می‌گفتید که حق مذاکره با آمریکا را ندارید. به هرحال سهوا به منافع ملی از دریچه رقابت‌های سیاسی می‌نگریستید و برای تضعیف رقیب و دولت روحانی چنین شعارهایی را می‌دادید، اما حالا که دولت روحانی وجود ندارد و خودتان در مصدر امور هستید، پس مشکلات را حل کنید».

تاجزاده: تحریم را لغو کنید نمی‌گوییم برجام را خسارت محض می‌دانستید/ عبدی: آشوب‌ها را به عوامل خارجی نسبت ندهید

تاجزاده به مغلطه کردن و ریختن ماست ها در قیمه عادت دارد. جماعتی که در سال ۹۲ با شعار لغو تحریم ها روی کار آمد و سپس تاکید کرد که به واسطه برجام قطعا تحریم ها در دی ماه ۹۴ یکباره لغو خواهد شد و نه تعلیق، حالا نعل وارونه زده و طرف مقابل را محکوم می کند. اینها همان طیفی هستند که ابتدا گفتند هدف از برجام لغو تمامی تحریم ها است و سپس مدعی شدند که «هدف از برجام اصلا اقتصادی نبود»!

همقطاران تاجزاده در کنار برخی مقامات دولت قبل، پیش از روی کار آمدن دولت سیزدهم با فضاسازی گسترده مدعی شدند که چون به FATF نپیوستیم و چون برجام هنوز احیا نشده است، پس تا اطلاع ثانوی هیچ خبری از شتاب در واکیسناسیون سراسری نخواهد بود و آمار کشته ها به ۱۰۰۰ نفر در روز هم خواهد رسید.

اما در دولت رئیسی، در شرایطی که هنوز به FATF نپیوسته بودیم و هنوز برجام احیا نشده بود، واکسیناسیون شتاب گرفت و این شتاب روزافزون که نتیجه مدیریت جهادی بود، تعداد کشته ها را از روزی ۷۰۰ نفر به حدود ۸۰ نفر کاهش داد. اما تاجزاده و همفکران وی به دلیل ابتلا به نفاق و بی صداقتی با مردم، خود را به ندیدن زده و تقلا کردند تا بر رسوایی اظهارات خود سرپوش بگذارند.

اکنون نیز منتقدان، برجام را خسارت محض می دانند، برای همین اکنون مطالبه ایران این است که اولا آمریکا باید تضمین بدهد، ثانیا همه تحریم ها به هر بهانه ای باید لغو شود و ثالثا، اقدامات آمریکا باید توسط ایران راستی آزمایی و تایید شود.

تاجزاده: تحریم را لغو کنید نمی‌گوییم برجام را خسارت محض می‌دانستید/ عبدی: آشوب‌ها را به عوامل خارجی نسبت ندهید

اما کاسبان تحریم و از جمله تاجزاده، مطالبه ایران درباره لغو تمامی تحریم ها را تضعیف کرده و با آن مخالفت می کنند. اینها همان جماعتی هستند که دیروز برای بتن ریزی در قلب راکتور هسته ای- که ماحصل تلاش جوانان عزیز کشورمان بود- سوت و کف زدند و هورا کشیدند و حالا زمزمه بتن ریزی در قلب توان دفاعی و قدرت منطقه ای ایران را زمزمه می کنند.

دولت رئیسی با دیپلماسی فعال اقتصادی هم به دنبال لغو تحریم هاست و هم رویکرد بسیار مهم «خنثی سازی تحریم ها» را دنبال می کند.

تاجزاده بجای این فرافکنی های تکراری بهتر است بابت قطعنامه ۱۹۲۹ که به واسطه فتنه ۸۸ با همقطاران خود به مردم تحمیل کرد و عکس یادگاری با حسین فریدون و سکوت و جانبداری از مقصران در تضییع حقوق معلمان عزیز کشورمان در ماجرای فساد صندوق ذخیره فرهنگیان و همچنین سکوت و فرافکنی در ماجرای تضییع حقوق کارگران عزیز و زحمتکش در ماجرای هفت تپه، از مردم عزیز ایران عذرخواهی کند.

 

** عبدی: آشوب ها را به عوامل خارجی نسبت ندهید

«عباس عبدی» فعال اصلاح طلب که در دولت اصلاحات به اتهام فروش اطلاعات به بیگانگان به ۸ سال زندان محکوم شد در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: «اعتراضات اصفهان از چند جهت با اعتراضات دیگری که در کشور بوده و هست تفاوت جدی داشتولی پایان این اعتراضات از دو سو تغییر جهت داد. اول با آتش‌زده شدن چادرها و تنش مقدماتی در پایان ماجرا و سپس انتقال آن به داخل شهر و حضور معترضین جدید و جوان با شعارها و رفتارهای کاملا متفاوت و از سوی دیگر و تحولی مهم‌تر، برخورد خشن میان دو طرف و بازتاب این برخوردها میان جامعه و مردم است که اثرات سوئی بر روند یک هفته گذشته گذاشت».

عبدی در ادامه نوشت: «به‌طور قطع این نحوه برخورد مستقیم ممکن است حاضران را زودتر پراکنده کند، ولی مگر همه‌چیز در زودتر پراکنده شدن خلاصه می‌شود؟ اقدامات پلیسی و امنیتی در مقابله با اعتراضات نباید به گونه‌ای باشد که کینه و نفرت را تشدید کند...اصرار سیاست‌های رسمی در پیوند دادن اعتراضات مشابه به دست‌های خارجی، شاید برای اقناع عده‌ای یا توجیه برخی رفتارها اثرگذاری موقت داشته باشد، ولی در عین حال نگاه مردم را به خارج سوق می‌دهد، زیرا معترضین را هم به این نتیجه خواهد رساند که راه‌حل در خارج است، چون سیاست رسمی نیز دارد آنها را به آن سوی آب منتسب می‌کند، به علاوه قبح ارتباط با خارج را نباید ریخت. باید به گونه‌ای عمل کرد که مردم از انتساب اعتراضات به خارج ناراحت شوند، اگر این ادعا خیلی تکرار شود، به معنای ریخته شدن قبح و زشتی چنین ارتباطی است».

این فعال اصلاح طلب تصریح کرد: «بهتر است سیاست چگونگی مواجهه با هر پدیده‌ای از جمله اعتراضات را صرفا برحسب متغیرها و عوامل داخلی توضیح داد. حتی اگر خارجی‌ها نیز از آن سوءاستفاده کنند، این امر فرع بر اصل قضیه است که موضوعی داخلی است. با این ملاحظات انتظار می‌رود که نحوه مدیریت در برابر اعتراضات با فرض مزبور باشد، یعنی اصل مشکلات را داخلی دید، حتی اگر دست‌هایی از خارج نیز در آن دیده شوند. باید قدری خویشتنداری کرد. بروز این عوارض و انتشار تصاویر آن نوعی نمک پاشیدن روی زخم است. زخمی که باید التیام پیدا کند و نه اینکه ناسور شود».

تاجزاده: تحریم را لغو کنید نمی‌گوییم برجام را خسارت محض می‌دانستید/ عبدی: آشوب‌ها را به عوامل خارجی نسبت ندهید

کشاورزان عزیز اصفهانی در هفته های گذشته در اعتراضی مسالمت آمیز خواسته ها و مطالبات خود را مطرح کرده و پس از رایزنی نمایندگان معترضین با مقامات و مسئولین استانی و دستورات اتخاذ شده توسط مقامات ارشد کشور، این تجمع خاتمه یافت.

در ادامه، عده ای آشوبگر و اوباش در غیبت کشاورزان و مردم غیور اصفهان، اقدام به اغتشاش کرده و به تخریب آمبولانس، شکستن شیشه های بانک، آتش زدن موتور مأمور ناجا و چاقوکشی و آتش زدن چادر کشاورزان اقدام کردند.

این آشوبگری و اغتشاش با رفتار مدبرانه نیروی انتظامی و درایت مردم غیور اصفهان، ناکام مانده و به هدف اصلی خود نرسید. اما بلافاصله پس از آنکه چادر کشاورزان توسط اوباش آتش زده شد و سپس اراذل به خیابان ها ریخته و نظم عمومی را به هم زدند، رسانه های بیگانه از جمله بی بی سی فارسی و اینترنشنال سعودی و صدای آمریکا به خط شده و آشوبگران را به تعرض به اموال عمومی و خصوصی تشویق کردند.

پس از پایان آشوب، ماموران انتظامی، از عده ای از اوباش سبلح گرم کشف کردند. تجربه فتنه ۸۸ و آبان ۹۸ بیش از پیش ثابت کرد که دشمن در کمین است تا به بهانه های مختلف، آشوب و التهاب به راه انداخته و مردم کشورمان را دچار خسارت و آسیب کند.

با اینحال رسانه های اصلاح طلب با بزک اقدامات ضدایرانی دشمنان ملت ایران، ردپای خارجی را پاک کرده و آن را انکار می کنند.

 

** ترکیب جدید تیم ایران در مذاکرات، نقطه قوت است

روزنامه شرق در مطلبی نوشت: «پس از چند ماه وقفه، مذاکرات ایران با قدرت‌های جهان از روز گذشته در هتل کوبورک وین از سر گرفته شد. منابع خبری هیئت ایرانی را قریب به ۴۰ نفر تخمین زده‌اند. برخلاف انتقادهایی که ممکن است از سوی عناصر ناآشنا به «تعداد» هیئت ایرانی وارد شود، در صورت برخورداری از «عزم و اراده‌ای جدی برای نیل به تفاهم» باید آن را از ویژگی‌های مثبت ترکیب تیم ایران در دور جدید مذاکرات برشمرد».

تاجزاده: تحریم را لغو کنید نمی‌گوییم برجام را خسارت محض می‌دانستید/ عبدی: آشوب‌ها را به عوامل خارجی نسبت ندهید

چینش و انتخاب اعضای تیم مذاکره کننده جدید ایران در مذاکرات وین، بازتاب وسیعی در رسانه های خارجی داشته و رسانه های اسرائیلی نیز نسبت به چینش جدید تیم مذاکرات کشورمان ابراز نگرانی کرده اند.

نکته قابل تأمل اینجاست که همزمان با نگرانی اسرائیل از تیم جدید مذاکرات، برخی افراطیون اصلاح طلب در داخل نیز به ترکیب جدید تیم مذاکره کننده ایران اعتراض کرده و حتی آن را مورد تمسخر قرار دادند.

اما همانطور که این روزنامه اصلاح طلب اذعان کرده است، ترکیب جدید تیم مذاکره کننده ایران، نقطه قوت کشورمان در مذاکرات است.

«علی اکبر صالحی» رئیس سابق انرژی اتمی- شهریور ۹۵گفته بود: «در بعد تحریم و مسائل دیگر سیاسی، امریکایی‌ها از شیوه نادرستی استفاده می‌کنند، اگر ما وقتی برجام را تنظیم می‌کردیم دقت بیشتری می‌کردیم این فرصت برای امریکا پیش نمی‌آمد که از این قابلیت تفسیر بودن سوء استفاده کند».

روزنامه اعتماد نیز- آذر ۹۷- در مطلبی نوشته بود: «متاسفانه در تیم کارشناسان مذاکره کننده ما تعداد کافی از متخصصان به ویژه در حوزه‌های مالی، تجاری و بانکی حضور نداشتند که خط به خط و بند و به بند توافق را دقیق و به طور تخصصی بررسی کنند تا امروز دچار چنین شرایط ناشی از بی تعهدی آمریکا و اروپا نشویم».

گویا افراطیون اصلاح طلب عادت دارند که نقطه قوت را ضعف و نقطه ضعف را قوت جا زده و جای طلبکار و بدهکار را عوض کنند. البته از جماعتی که در سال ۸۸ از آنان به عنوان «سرمایه های اسرائیل در ایران» نام برده شده بود، انتظاری غیر از این نیست.

 


:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران