منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
جمعه 08 مرداد 1400
یکی از مسائلی که در تاریخ صدر اسلام بسیار پراهمیت جلوه می‌کند، مساله نقش خواص در انحراف مسیر خلافت رسول گرامی اسلام است. ۲ اتفاق مهم در مسیر کنشگری خواص و نخبگان جامعه بعد از رحلت پیامبر اسلام رقم خورد که سبب انزوا و غربت ولی خدا امیرمومنان حضرت علی(ع) و غصب حق مسلم ایشان توسط عده‌ای شد؛ اتفاق اول دنیاطلبی و انحراف گروهی از صحابه رسول‌الله (ص) بود که موجب ظلم و جفای آشکار به امیرالمومنین شد و اتفاق دوم بی‌اثر شدن یاران وفادار و صدیق وصی رسول خدا برای جلوگیری از انحراف مسیر خلافت. تحلیل و بررسی این دو اتفاق از آن جهت دارای اهمیت است که اگر این دو همزمان در جامعه اسلامی اتفاق بیفتد، ولی خدا منزوی و مطرود می‌شود و نتایج خطرناک و اسفباری را در پی خواهد داشت. 
در تحلیل اتفاق اول باید گفت در پی ارتحال رسول اکرم(ص) که حدود 70 روز پس از غدیر رخ داد، گروهی از خواص و سرشناسان دنیا‌طلب اصحاب رسول خدا(ص) که می‌خواستند به هر قیمتی قدرت را تصاحب کنند، با زیر پا گذاشتن مهم‌ترین رکن اسلام یعنی ولایت و امامت، توطئه سقیفه بنی‌ساعده را پی ریختند و باعث پدید آمدن بدعتی بزرگ با پیامدهایی بس ناگوار در عالم اسلام، چه در همان مقطع و چه در طول تاریخ تا به امروز شدند. 
متأسفانه قدرت‌طلبی و دنیاطلبی این خواص و سرشناسان که هم در بین مهاجران و هم انصار اصحاب رسول خدا(ص) بودند، باعث شد با وجود حضور در واقعه غدیر خم و بیعت با امیرمومنان علی(ع) به عنوان امام و ولی خود و با علم به اینکه طبق آیه شریفه «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» اگر پیامبر(ص) ولایت امیرالمومنین را ابلاغ نمی‌کرد، رسالتش را از منظر خداوند انجام نداده بود، با سوءاستفاده از برخی سخنان بی‌منطق مانند به هلاکت رسیدن بزرگان قریش در جنگ‌های صدر اسلام توسط حضرت علی(ع) یا صلابت و سختگیری حضرت در اجرای احکام الهی یا عدم پذیرش رهبری علی(ع) توسط جامعه و از این دست بهانه‌تراشی‌ها، غدیر را نادیده بگیرند و به جنگ قدرت میان خود بپردازند؛ جنگ قدرتی که میان شماری از خواص مهاجران و انصار شکل گرفت و سبب چندپاره شدن جامعه اسلامی و تنهایی و خانه‌نشینی امام جامعه شد. دسته‌ای دیگر از خواص نیز اگرچه دنیاگرا و قدرت‌طلب نبودند، لکن با سکوت و محافظه‌کاری به این ظلم علنی به ولایت و غصب حق الهی امیرالمومنین کمک کردند. آنچه باعث شد خیانت و توطئه و به تعبیری کودتای سقیفه موفق شود و ولایت را از جایگاه الهی خود دور کند و دیگران به ناحق بر کرسی رهبری اسلام تکیه بزنند، هم خیانت شماری از اصحاب قدرت‌طلب بود و هم سکوت شماری از خواص جبهه حق که می‌توانستند در میدان بمانند و با دفاع از ولایت، این توطئه را خنثی کنند. 
با کمال تأسف می‌بینیم غیر از 12 نفر که سرشناس‌ترین آنها سلمان، ابوذر، مقداد و عمار هستند، دیگر کسی در میدان برای دفاع از ولایت باقی نمی‌ماند. برخی از اصحاب همچون ابودجانه انصاری، عبدالله بن مسعود و حتی بلال حبشی که موذن و سخنگوی پیامبر(ص) بود و هر یک از آنها دارای نفوذ معنوی یا قبیله‌ای بودند، می‌توانستند با دفاع از امیرمومنان(ع) در خنثی شدن این توطئه نقش‌آفرین باشند ولی سکوت کردند و در دفاع از ولایت به میدان نیامدند و با سکوت خود راه را برای غصب حق الهی امیرمومنان هموار کردند.
یک چنین حرکتی در عوام تأثیر گذاشت و سبب شد توده‌های جامعه که با خط گرفتن از خواص و سرشناسان خود در مسائل سیاسی ـ  اجتماعی عمل می‌کردند نیز، به ولایت پشت کنند و به یاری امیرمومنان و اهل‌بیت رسول خدا(ص) برنخیزند. 
اتفاق خطرناک دومی که در این فضا افتاد، این بود که خواص یاریگر حق و به تعبیری عمارهای زمان توسط ۲ گروه قدرت‌طلبان و جاهلان مورد تخریب و هتک‌ حرمت قرار گرفتند و تلاش‌های‌شان برای دعوت و تشویق مردم برای یاری ولی خدا و تبیین مسیر حق و رسوا کردن جریان باطل، کم‌‌اثر یا حتی بی‌اثر شد. ما همیشه در تحلیل وقایع عصر ائمه با این مساله مواجه هستیم که ظالمان و کسانی که چشم به جایگاه خلافت دارند سعی می‌کنند با ایجاد جنگ روانی و فضای مسموم علیه خواص و نخبگان حامی ولایت آنها را از عرصه تاثیر‌گذاری و کنشگری در جامعه خارج کنند و در قدم بعدی پس از خالی شدن عرصه تمام هجمه‌ها و تبلیغات منفی را روی ولی خدا متمرکز کنند. متاسفانه امروز هم شاهد امتداد این مساله در جامعه خودمان هستیم. تعدادی از خواص صاحب قدرت و ثروت در کشور با تبلیغات منفی و جنگ روانی و ایجاد شایعه و تهمت علیه خواص حامی ولایت، در تلاشند یاوران ولی فقیه را از عرصه تاثیرگذاری در جامعه خارج کنند تا راه برای پیگیری اهداف غیراسلامی‌شان هموار شود. طبیعی است در شرایطی که اطرافیان ولی، هدم و هتک شده باشند، ولی خدا دچار تنهایی و غربت می‌شود و منزوی و خانه‌نشین کردن او بسیار آسان‌تر می‌شود. 
همه این موارد دست به دست هم داد تا امیرالمومنین علی(ع) خانه‌نشین شوند و حق خلافت‌شان توسط عده‌ای غصب شود. از طرفی نتیجه غصب خلافت و توطئه سقیفه آن شد که وحدت مسلمانان که دستاورد بزرگ دوران رسالت پیغمبر(ص) بود، از بین برود. اختلافی شدید میان مسلمانان پدید آمد به طوری که مهاجران و انصار با یکدیگر درافتادند و حتی در خود انصار هم اختلافاتی پدیدار شد. گذشته از این، انعکاس خبر خیانت به غدیر در عالم اسلام تبعات گسترده‌ای داشت، از جمله سرپیچی از حکومت مدینه و حتی بازگشت گروهی از قبایل از اسلام. 
همچنین برادری دینی که به برکت تعالیم پیامبر(ص) در میان مسلمانان ایجاد شده بود، از بین رفت. در دین بدعت‌ها و تحریف‌ها نهاده شده و تبعات شومی در طول تاریخ از خود باقی گذاشت. با کمال تأسف باید گفت کاری که خواص خائن کردند ـ که با سکوت برخی خواص جبهه حق در مقابل آنان همراه شد ـ نتایج فاجعه‌باری به همراه داشت که از بین رفتن حساسیت جامعه در قبال بدعت‌ها و انحرافات و عدم دفاع از خاندان رسول خدا(ص) مهم‌ترین آنهاست. 
دقیقا برخلاف آیه شریفه «قُل لَا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلَّا المَوَدَّهَ فِی القُربَی» که طبق آن مسلمانان موظف بودند محبت و دوستی و ارادت به ساحت مقدس اهل‌بیت(ع) داشته باشند، برخلاف بیعت و تعهدی که انصار با رسول خدا کرده بودند که مانند عزیزان خود از پیامبر و خاندان ایشان دفاع کنند، می‌بینیم همه این تعهدات و شروط زیر پا گذاشته می‌شود، لذا غاصبان وقتی مشاهده می‌کنند حساسیت‌ها در دفاع از اهل‌بیت(ع) به مرور از میان رفته است، به خود جرأت می‌دهند دارایی‌های اهل‌بیت(ع) مانند فدک را غصب کنند. متأسفانه تاریخ اسلام به ما می‌گوید جامعه آن زمان به دلیل انحرافات ایجادشده، توجیه خلیفه را درباره غصب فدک و سایر اموال رسول خدا(ص) که به حضرت زهرا(س) و همسران پیامبر می‌رسید، می‌پذیرد و در دفاع از حضرت زهرا(س) و حق او اقدامی نمی‌کند. 
وقتی غاصبان از این جسارت و غصب موفق عبور کردند و جامعه حساسیت نشان نداد، جسارت را بدانجا می‌رسانند که برای تسلیم کردن امیرالمومنین(ع) که حاضر به پذیرش وضع موجود و انحراف و بدعت در دین خدا نبود، دست به هر کاری می‌زنند و خواهان بیعت اجباری آن وجود مقدس می‌شوند و چون آن حضرت نمی‌پذیرند، به خانه امیرمومنان(ع) حمله می‌برند و حضرت زهرا(س) را که در این موقعیت به دفاع و حمایت از ولایت برمی‌خیزند با کمال قساوت و از روی شرارت و خباثت مورد بی‌احترامی قرار می‌دهند. کار تا آنجا پیش می‌رود که به سرور بانوان ۲ عالم ضربه وارد می‌کنند و آن وجود مقدس را مضروب و مجروح کرده و با وجود انعکاس چنین مساله‌ای در جامعه اسلامی که وظیفه داشتند به دفاع از هر مظلومی ولو غیرمسلمان هم به پا خیزند اما در برابر ظلم به ساحت قدسی نور چشم رسول خدا و سرور بانوان ۲ عالم سکوت می‌کنند و نظاره‌گر چنین هتاکی و بی‌حرمتی‌ای می‌شوند. این نتیجه خیانت خواص به ولایت و سکوت آنها در مقابل قدرت‌طلبان و بی‌اثر شدن خواص مخلص در دفاع از ولی‌الله است. در این شرایط حق صاحبان حق ولایت و رهبری پایمال می‌شود و رهبران الهی مورد هتک حرمت و حتی قتل و شهادت قرار می‌گیرند. 
طبق آیات قرآن کریم ولایت رسول خدا و ائمه اطهار سبب سعادت مومنان در دنیا و آخرت می‌شود. غدیر خم و اعلام همگانی ولایت حضرت امیرالمومنین علی(ع) توسط پیامبر در صورت تداوم می‌توانست وحدت و انسجام امت اسلام پس از پایان رسالت را حفظ کند و در سایه رهبری انسان کامل، همه انسان‌ها به مقام خلیفه.. ‌‌اللهی برسند. اگر به پیام غدیر و اهداف آن توسط جامعه اسلامی عمل شده بود، طبق وعده خداوند در قرآن کریم امت اسلام در پرتو پیروی از ولایت تبدیل به حزب‌الله می‌شد و می‌توانست بر جهان حاکم شود و مردم جهان را از بند طاغوتی قدرت‌های جهانی برهاند و سعادت دنیا و آخرت آنها را تضمین و محقق کند. 
 
 
دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی
استاد تاریخ اسلام و عضو هیأت علمی دانشگاه امام حسین(ع)

:: بازدید از این مطلب : 901
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 04 مرداد 1400

این روزها شاهد حوادثی در کشور هستیم،که برای شنیدن اخبار حوادث که هر کس بنا به میل  خود و جناح وابسته به خود ماجرا شرح و تفسیر می کند. از این چنین مسئله مهمی مانند بی آبی مردم عزیز چند شهر و روستا در خوزستان را رنجانده بسیار متاسفیم. ابتدا باید دنبال این باشیم که چرا باید مشکلی به این مهمی پیش بیاید. دوما مسبب اصلی این مشکل در خوزستان کدام سازمان و یا نهاد دولتی است. دولت قدرت مدیریت اجرایی کشور می باشد. به همین خاطر کل بوجه مملکت در جیب دولت واریز می شود. یک دفعه مشکل کم آبی بوجود نیامده است. هر پدیده ای قابل پیش بینی است، مگر حادثه ای که آنی است و یک دفعه بوقوع می پیوندد. هر استان که چندین شهر و ده ها و صدها روستا را در محیط خود جا داده است. شخص استاندار مسئول اجرائی آن استان می باشد. با این شناخت از حوزه های وظیفه، چطور، اولا پیش بینی نکرده اند که ممکن است کم آبی استان را در بر بگیرد. در حوزه آب نیز وزیر نیرو نسبت به این قضیه مهم چرا پیش بینی نکرده است. پس در کل دولت باید قبلا نسبت به قضیه کم آبی اقداماتی را انجام می داده که متاسفانه بی خیال بوده است. 

آقای روحانی روز شنبه در آیین افتتاح طرح ها  گفت: کارنامه دولت یازدهم و دوازدهم نسبت به خوزستان قابل قبول است. اگر این گفته درست باشد، پس مشکل کم آبی چرا بوجود آمده است. آقای  حسن رحیم پور ازغدی در توئیتی نوشت: "مغز علیل" ۸ سال به جای حل مشکل آب خوزستان منتظر می‌نشیند تا مشکل آب را هم آمریکا برایش حل کند. اما کدخدای او هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. اعتراض‌ها، آشوب می‌شود. سپس نوبت "زبان وقیح" است که بگوید به همه وعده‌ها عمل کردیم! 

دولت تدبیر و امید به حق مسیر را برای اصلاح طلبان تند رو برای ضربه زدن به نظام اسلامی به خوبی آماده نمود، تا برای امثال حجاریان، صادق زیبا کلام و تاجزاده بهانه ای داشته باشند و کم کاری های دولت روحانی را به گردن نظام بیاندازند و موج سواری را مانند قائله 88، 96 راه بیاندازند بی خبر ای اینکه مردم خوزستان عاقل تر از آنند که گول این لیبرالهای عاشق غرب را بخورند. تاج زاده در باره کم ابی خوزستانی وارد معرکه شده و گفته است:

"حالا که مردم ناراحتیشان را بروز دادند و اظهار کردند، هیچ گله‌ای نمی‌شود از مردم داشت. " رهبر در سخنان امروز خود حق اعتراض مردم خوزستان در روزهای اخیر را به‌رسمیت شناخت. حال باید روشن شود چه کسی مسئول و پاسخگوی خون‌های ریخته‌شده تا امروز است؟

 مسئول و پاسخگوی خون رزمندگان مظلوم ناجا و چند شهروندی که با تیر منافقین در اغتشاشات خوزستان کشته شدند؛ خیلی وقت است که مشخص شده و به نظر می‌رسد آقای تاجزاده دست را پیش گرفته‌اند که پس نخورند!

مسئول این قضایا کسی نیست جز شخص آقای تاجزاده و دوستان ستادی ایشان که یک گزینه ناکارآمد را در دو انتخابات 92 و 96 در دامن رأی مردم گذاشتند.

گزینه‌ای که مدیرانش بعضا می‌گفتند تا شیشلیک نخوریم نمی‌توانیم کار کنیم... و پس از فتنه اقتصادی آبان 98 نیز مستانه نوشتند: "حکایت همچنان باقیست..."!

اکنون آیا روا نیست که با این سابقه نتیجه بگیریم آقای تاجزاده و دوستان ایشان که سال‌هاست به دنبال ایجاد فتنه اقتصادی هستند؛ هم‌اکنون برای کم‌آبی و حوادث خوزستان عزیز سجده شکر! به جا می‌آورند!؟

اما مسئله به همینجا منوط نیست...

تاجزاده و امثال تاجزاده طی 11 سال گذشته در بحث "سیاه‌نمایی" و کتمان خدمات و توانمندی‌های نظام اسلامی در مقابل مردم نیز فجایع بزرگی را رقم زدند.

چه اینکه همین افراد هستند که به مردم عزیز خوزستان نمی‌گویند جمهوری اسلامی که در دوران جنگ توانست صد کیلومتر ریل راه آهن را طی صد روز در خوزستان بسازد، طبیعتا برای یک لوله‌گذاری ساده به منظور آبرسانی به مناطق کم‌آب خوزستان هیچ مشکلی ندارد... البته اگر برخی مدیران شیشلیک‌خور و هواخواه اغتشاش که توسط اصلاح‌طلبان روی کارآمده‌اند، بگذارند...

آیا بدیهی نیست که می‌توان به جای پاشیدن بنزین بر اغتشاشات خوزستان؛ از این توانمندی‌های بزرگ به مردم گفت و با پیگیری‌های مدنی برای رفع مشکل مردم از طرق مختلف از جمله کار جهادی اقدام عاجل کرد!؟

 


:: بازدید از این مطلب : 961
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 31 تیر 1400

 

حسن روحانی در حالی در هشت سال گذشته مدعی پیروی از شعار اعتدال‌گرایی بود و خود را مخالف افراط و تندروی می‌خواند که بیشترین حملات را به منتقدان و مخالفان خود داشت.

 حسن روحانی منتقدان خود را تندرو و افراطی می‌خواند در حالی که پس از انتخابات سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ با سخنان تحریک‌کننده به تعریض علیه رقبای خود و مردمی که به آنان رأی داده بودند می‌پرداخت.

این در حالی است که سید ابراهیم رئیسی پس از پیروزی در انتخابات ۱۴۰۰ در مصاحبه مطبوعاتی و سایر جلساتی که داشته، کاملاً بر هم‌افزایی ملت تمرکز کرده و تاکنون هیچ‌گونه کنایه و تعریضی به جریان رقیب و مردمی که به او رأی ندادند، نزده است.

برای فهم بهتر تفاوت آداب و منش اعتدالی رئیسی با رفتار افراطی حسن روحانی، کافی است نگاهی به سخنان روحانی پس از پیروزی در انتخابات سال‌های ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ بیندازیم.

 

سخنان روحانی پس از پیروزی در انتخابات سال ۱۳۹۲

متهم کردن رقبا به افراط و خودمحوری

اعتدال همان مشی و شیوه‌ای است که چه در زمینه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از تندروی افراط‌گرایی و شعارزدگی، خودمحوری و خودشیفتگی دوری کنیم.

 عقلانیت و اعتدال مبتنی بر خرد جمعی و مشورت است. خرد جمعی در برآورد هزینه‌ها و طی کردن مسیر قانونی است.

 

متهم کردن حامیان جریان رقیب به استخدام‌های اتوبوسی

 اولین قفل باز شد. اولین مسئله سرمایه اجتماعی بود که بحمدالله با حضور مردم محقق شد و ارتقا پیدا کرد چون یکی از مهم‌ترین سرمایه‌ها محسوب می‌شود.

دولت یازدهم با کلید و نه با داس در این انتخابات با رأی مردم پیروز شد.

دولت آینده کارآمدی و شایسته سالاری را مبنای کار خود قرار خواهد داد و در این رابطه از همه کسانی که در این هشت سال شایسته کار کردند، استفاده خواهد کرد. البته اگر کسی اتوبوسی و بدون بلیت وارد دولت شده باشد، کسی مسئول نیست.

 

ادعای افراط کشور تا قبل از پیروزی روحانی

خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر خورشید عقلانیت و اعتدال را بر ایران تاباند.

این پیروزی، پیروزی خرد، پیروزی اعتدال، پیروزی رشد و آگاهی و پیروزی تعهد و تدین بر افراط و بداخلاقی است که از هر گوشهٔ ایران سربلند در همه روستاها و شهرها سر برآورد و ایران و ایرانیان را یک بار دیگر در همه جای جهان سرفراز کرد.

مردم ایران به اعتدال‌گرایی و دوری از افراط و تفریط رأی مثبت داده‌اند.

 متهم کردن رقبا به توهم

اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانونگرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تاکید دارد و بنیان این موضوع را فاصله گرفتن از تخیل، توهم، تمرکز و تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌ها می‌داند.

 سخنان روحانی پس از پیروز در انتخابات ۱۳۹۶

تشبیه انتقادات به تهمت

تحمل تهمت و حرف ناروا خیلی سخت و مشکل است، اما ماه رمضان به ما می‌خواهد یاد بدهد که اگر در برابر ناملایمات صبر و تحمل کنیم آن وقت خداوند اجر می‌دهد.

 متهم کردن رقبا به دروغ‌گویی

در این انتخابات صدای مردمی که از دروغ‌ها و تهمت‌ها نالیدند و در برابر مسیرهای فریبکارانه ایستادگی کردند، شنیده شد.

مردم به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته و یا توقف در شرایط فعلی می‌خواندند "نه" گفتند و زمانه را به جلو راندند.

 وعده‌های رقبا را تخیلی خواندن

مردمی که دارای مشکلات اقتصادی هستند و در روستاها با مشکلات زندگی می‌کنند، به پول" نه" گفتند و به خوبی اعلام کردند که ما می‌فهمیم آب شور عطش را کم نمی‌کند. مردمی که به فکر اقتصاد بزرگتر هستند به درآمد ملی ۲.۵ برابری تخیلی" نه" گفتند.

 رقبا را فریبکار خواندن

"نه" مردم به فریبکاران مهمترین بخش انتخابات ۲۹ اردیبهشت‌ماه بود. دروغ‌ها کارگر نیفتاد، مردم به تخریب و سخنان غیردقیق "نه" و به وحدت، اتحاد، تعادل، تعامل، اعتدال و عقلانیت "آری" گفتند.

 تشبیه نگرانی دلسوزان به دروغ‌گویی

برخی تلاش کردند به مردم بگویند دین آنان در خطر است و سند ۲۰۳۰ که ریشه‌اش مربوط به سال ۱۹۹۰ بازمی‌گردد علیه دین مردم است سندی که نه ما بلکه هیچ کشوری آن را امضا نکرده و صرفاً یک توصیه است و دولت یازدهم نیز به صراحت نوشته است ما آن نکاتی را که با دین، فرهنگ و اخلاق ما سازگار نیست، نمی‌پذیریم.

 کنایه به ارگان‌های غیردولتی

 مردم ما در این انتخابات به همه نهادها و ارگان‌ها گفتند هر کس به جای خود هرکس بکار خود.

 کنایه به نیروهای مسلح

مردم به نیروهای مسلح ما از عمق جان عشق می‌ورزند، مردم ما به رسانه‌ها هم علاقه‌مند هستند، به قوای دیگر هم علاقه‌مند هستند، اما نمی‌پذیرند که یک نهاد ملی و یا حتی به یک معنا فراملی به یک نهاد فرو ملی و به یک جناح تبدیل شود.

مردم پایین آوردن مقام سپاه، بسیج و ارتش و نیروهای مسلح را "نه" گفتند.

 تفکیک جامعه به اکثریت و اقلیت

اصولاً انتخابات برای همین است که مردم پای صندوق آراء بگویند در ۴ سال آینده چه راهی را می‌خواهند و همه آن را قبول کردیم... بر این مبناست یعنی باید بر مبنای رأی اکثریت، جامعه اداره شود. البته به منافع اقلیت هم باید توجه شود، اما اداره کشور بر مبنای نظر اکثریتی است که در کشور رأی دادند.

طبق آنچه بر اساس نتیجه آرای ریخته شده در صندوق‌ها به ما می‌گوید، نحوه اداره کشور و مدیریت کشور، بنا به خواست مردم بر عهده و وظیفه اکثریت است. اقلیت حقوق شهروندی‌اش را دارد، اما مردم گفتند این گروه باید مدیریت جامعه را بر عهده بگیرد. ‌

آراء همه مردم برای ما محترم است اما شیوه مدیریت کشور بر مبنای نظر اکثریت خواهد بود.

 از ۲۰۳۰ نمی‌گذرم

بسیار متأسف هستم از آنهایی که در انتخابات سوء استفاده کردند. این خیلی بد است من در سخنرانی‌ام گفتم هر چه به شخص من تهمت زدند حاضرم بگذرم و می‌گذرم، به هر حال خداوند از گناه ما می‌گذرد و ما هم باید از غیبت و تهمت دیگران بگذریم. ولی نسبت به تهمت‌هایی که درباره ۲۰۳۰ گفتند، نمی‌گذرم.

 ادعای فریب خوردن طلاب

به روستاها، حاشیه شهرها و شهرهای کوچک و بزرگ رفته و در خانه‌ها اعلامیه انداختند و دروغ گفتند، من می‌دانم طلبه‌ها چقدر خوبند من می‌دانم حوزه علمیه یعنی چه، من در حوزه بزرگ شدم، یک عده‌ای رفتند طلبه‌های عزیز ما را تحریک کردند اینها را به عنوان رسالت اسلام فرستادند در روستاها و بلندگو دست‌شان دادند و در روستاها تبلیغ کردند که به این دولت رأی ندهید دین شما از دست می‌رود وا دینا وا اسلاما سر دادند. کار زشت و بدی کردند خدا از گناهشان بگذرد. مردم هم از گناهشان بگذرند، معلمین ما هم خودشان می‌دانند من هم به سهم خودم نمی‌گذرم.

 ادامه طعنه‌های مناظراتی

در مناظرات انتخاباتی حرف‌هایی مطرح می‌شود و مطرح شد. نسبت به بنده هم مواردی بود که همانجا اعلام کردم اینها تهمت و ناصحیح است. قضاوت به مردم واگذار شد که مردم قضاوت کنند و قضاوت کردند و بهترین قاضی بعد از خدا، وجدان عمومی مردم و جامعه است.

 طعنه موسیقایی به رئیسی

در انتخابات ۹۶ همه با موسیقی صلح کردند. منتها ما خیلی موسیقی‌های سطح پایین را نمی‌پسندیم.

 تقبیح شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل

ما دوست داریم در همه شعارها از "زنده باد" استفاده و ان‌شاءالله "مرگ" از شعارهای ما حذف شود. ‌

 

مقایسه سخنان روحانی و رئیسی پس از پیروزی در انتخابات

 

روحانی

رئیسی

پیام ملت ایران، پیروزی اعتدال بر افراط و اخلاق بر بی‌اخلاقی بود.

پیام حضور مردم در انتخابات، وحدت ملی و پافشاری بر ارزش‌های انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی بود.

اگر کسی اتوبوسی و بدون بلیت وارد دولت (قبل) شده باشد، دولت من مسئول (حفظ او) نیست... اداره کشور بر مبنای نظر اکثریت (پیروز در انتخابات) خواهد بود.

دولت ما از یک جناح خاص نخواهد بود و در جای جای کشور  هر کس دلش برای مردم و انقلاب بتپد همکار ما خواهد بود. در دوره‌های گذشته کسانی که در دولت مشغول بودند اگر به رئیس دولت رأی نمی‌دادند یا محبت به او نداشتند برایشان مشکل درست می‌کردند اما محور ما در انتخاب همکاران شایستگی و شایسته‌سالاری است.

خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر خورشید عقلانیت و اعتدال را بر ایران تاباند.

مراتب شکر و خاکساری خود را به درگاه با عظمت الهی ابراز می‌دارم و به ارواح پاک و مطهر شهدای پر فضیلت انقلاب اسلامی، خصوصاً حاج قاسم عزیز که یاد و نامش در این روزها، فضای کشور عزیزمان را عطرافشان کرده بود، درود و سلام می‌فرستم.

مردم ایران به اعتدال‌گرایی و دوری از افراط و تفریط رأی مثبت داده‌اند.

 ملت ایران؛ شما به عهد خود با صداقت وفا کردید و امروز نوبت این بنده خدا و خادم شماست که به عهدی که با شما بسته‌ام وفادار بمانم و لحظه‌ای در خدمت به شما، کوتاهی نکنم.

در این انتخابات صدای مردمی که از دروغ‌ها و تهمت‌ها نالیدند و در برابر مسیرهای فریبکارانه ایستادگی کردند، شنیده شد.

انتخابات مظهر خداباوری، مردم‌باوری و خودباوری ملی و جشن بزرگ سیاسی مردم در گام دوم و آغاز قرن نو بود.

مردم به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته و یا توقف در شرایط فعلی می‌خواندند "نه" گفتند. مردم به پول" نه" گفتند.

دست یکایک مردم را به خاطر خلق این حماسه بزرگ به گرمی می‌فشارم و پیروز این جلوه گری و درخشش جهانی را ملت بزرگ ایران میدانم.

"نه" مردم به فریبکاران مهمترین بخش انتخابات ۲۹ اردیبهشت‌ماه بود.

لازم می‌دانم از همه نامزدهای محترم، چه آنانی که به هر دلیلی تا انتهای رقابت باقی نماندند و چه کاندیداهایی که تا روز آخر با حضورشان گرمی‌بخش انتخابات بودند قدردانی نمایم و ان شاء الله از دیدگاه‌های ارزشمندشان برای تدبیر امور استفاده خواهم کرد.

مردم به تخریب و سخنان غیردقیق "نه" گفتند.

امروز روز مهربانی و بردباری و روز اتحاد، رفاقت و همدلی است.

 مردم ما در این انتخابات به همه نهادها و ارگان‌ها گفتند هر کس به جای خود هرکس بکار خود.

از زحمات ارزشمند همه دست‌اندرکاران نظارتی، اجرایی، نیروهای انتظامی، رسانه ملی و فعالان شبکه‌های اجتماعی و اصحاب رسانه و خبرنگاران که علیرغم شیطنت‌های دشمنان مردم، به مشارکت پرشور در انتخابات کمک کردند تقدیر می‌نمایم.

نحوه اداره کشور و مدیریت کشور، بر عهده و وظیفه اکثریت است. اقلیت حقوق شهروندی‌اش را دارد، اما مردم گفتند این گروه اکثریت باید مدیریت جامعه را بر عهده بگیرد. ‌

منتخب این انتخابات بر اساس قاعده مردم‌سالاری دینی، منتخب همه ملت و خادم همه جمهور است. چه آنانی که بنده را برگزیدند و چه عزیزانی که به نامزدهای محترم دیگر رأی دادند و چه آنانی که به هر دلیلی در پای صندوق‌های رأی حاضر نشدند.

اداره کشور بر مبنای نظر اکثریتی است که در انتخابات (به من) رأی دادند.

قبول داشتن بنده توسط وزرا، مدیران میانی، کارشناسان و کارکنان دولت شرط نیست اما حفظ کرامت مردم شرط خدمت در این دولت است.

بسیار متأسف هستم از آنهایی که در انتخابات سوء استفاده کردند.

خودم را خادم همه ملت ایران می‌دانم.

من از سند ۲۰۳۰ نمی‌گذرم.

خواست مردم این است که کوچک‌ترین حقی از آنها ضایع نشود. من هم اجازه نمی‌دهم هیچ‌کدام از حقوق ملت ضایع شود.

 


:: بازدید از این مطلب : 666
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 31 تیر 1400

شستشوی مغزی به این معناست که تحت شرایط خاص، فرد ناخودآگاه وادار به تبعیت از اندیشه یا خواسته‌های افراد دیگر می شود و تغییرات عمده‌ای در باورها و در نتیجه در رفتارهای او به وجود می آید.

ادگار شاین «ایزوله شدن از دیگران» و «دستبندهای طلایی» را دو ایده‌ی اصلی شستشوی مغزی می‌داند. ایزوله شدن از دیگران یعنی اینکه ارتباطات وی را با دیگران کم یا قطع کنیم تا از منابع دیگر ورودی نداشته باشد و دستبندهای طلایی یعنی آن که به نوعی منافعش را گره بزنیم به خودمان که تداوم وضعیت فعلی برایش جذاب باشد.

نشانه های فرآیند شستشوی مغزی چیست؟ در واقع می توان 5 شاه کلید اصلی شستشوگران را به ترتیب زیر برشمرد:

تکرار خستگی ناپذیر: یک ایده اصلی یا جمله محوری مرتب تکرار می شود تا کاملا ملکه ذهن تان شود.

ترس آفرینی از دیگران: ایده ها و دیدگاه های متفاوت با ایده اصلی معمولا به توطئه، خطای فاحش، سو نیت، ساده دلی یا فریب کاری متهم می شوند.

 تعمیق بخشی هیجانی: برای محکم کاری و رفتن ذهن شما به مراحل عمیق تر از شستشوهای احساسی و شور انگیز استفاده می شود. به این ترتیب فکر منطقی و بکارگیری ادراک مشکل تر می شود.

 قدرت انتخاب توهمی: شستشودهنده، تعدادی انتخاب جلوی شما می گذارد اما در واقع تمام انتخاب ها به یکی ختم می شوند. شستشودهندگان عاشق دادن انتخاب های فراوانی هستند که به یک محصول/ایده یکسان ختم می شوند. ایده اصلی در لباس های متفاوت پیش روی شما گذاشته می شود.

ایزوله سازی و قطع ارتباط: برای اطمینان از اینکه شما در معرض ایده های متفاوت از ایده اصلی قرار نگیرید سعی می شود به ترفندهای مختلف، ارتباط شما با دیگران و دیگر اندیشان قطع شود.

امپراطوریدهای رسانه ای معمولا از این شاه کلیدها به خوبی استفاده می کنند.

چه می توان کرد؟

راهبرد اصلی مبارزه با شستشوی مغزی سه گانه «تنوع، ارتباط و مقایسه» است.

شما باید منابع مختلف داشته باشد. چند روزنامه، چند سایت، چند حزب، چند کانال با دیدگاه های متفاوت داشته باشند.

در شبکه ارتباطی متنوع حضور داشته باشید. ارتباط محدود و در یک فضای بسته شما را به بن بست ذهنی و استبداد فکری می کشاند. گروه های فکری، اقوام متفاوت، تیم های کاری مختلف، پروژه های متنوع باعث می شود اتاق ذهن شما پنجره های متفاوتی داشته باشد. وگرنه اگر اتاق شما فقط یک پنجره در یک زاویه داشته باشد تصاویر شما تکراری خواهند شد.

هر چیزی که به شدت تکرار می شود اما دلیلی برای آن ذکر نمی شود را بگذارید در لیست سیاه. و آن را با ایده های متضاد و متفاوتش مقایسه و بررسی کنید و آن را که بر اساس شواهد و دلایل، عقلانی تر و موجه تر بود تا اطلاع ثانوی بپذیرید.

رسانه های جمعی چگونه در مردم نفوذ می کنند؟

 امروز عرصه، عرصه تنازع برای بقا از طریق نفوذ هر چه بیشتر در افکار عمومی است. در این میان صاحبان و مدیران کلان رسانه‌های جهان به‌خوبی دریافتند برای تاثیرگذاری عمیق‌تر و ماندگارتر بر افکار عمومی باید آن‌ها را در «خواب عدم هوشیاری» نگه دارند؛ یعنی چه؟ یعنی نباید هوشیاری مخاطب را تحریک کنند البته این موضوع در پوسته‌ی ظاهری تلاش برای آگاه‌سازی انجام می‌شود.

ملوین دفلور که سال‌ها درباره ارتباطات جمعی و شناخت آن فعالیت کرده است، معتقد است: تأثیرات و نفوذ رسانه‌های جمعی بر مردم را در سه سطح شناختی، عاطفی و رفتاری باید طبقه‌بندی کرد. او بر این باور است که در جنگ رسانه‌ای، دو بُعد بینش و گرایش مورد هدف قرار می‌گیرد اما درنهایت به کنش و رفتار مخاطب ختم می‌شود. 

با این تعریف باید گفت «ایجاد ابهام در مخاطب»، «برخورد اطلاعات متناقض»، «برجسته‌سازی اخبار»، «شکل‌دهی به نگرش‌ها» و ... تاثیرات بینشی یا شناختی هستند. «ایجاد انفعال در افراد»، «افزایش نفوذپذیری»، «افزایش حس نگرانی»، «افزایش عدم امنیت اجتماعی» و... از تاثیرات گرایشی بوده و «ایجاد نگرش‌های جدید»، «مبهم جلوه دادن شرایط»، «منفعل ساختن مخاطب» و... نیز از تاثیرات کنشی یا رفتاری قلمداد می‌شوند. 

امروز رسانه‌ها با بزرگنمایی، کوچک‌سازی، تکرار و تعمیم و... هم به مخاطبان می‌گویند چگونه فکر کنند و هم می‌گویند به چه چیزی با چه عمقی و از چه زاویه‌ای فکر کنند. رسانه این توان را دارد که ذهن شما را به دورترین نقطه از واقعیت برده یا یک فریب را پیش چشم واقعی جلوه دهد و شما توان انکار آن را نداشته باشید.

از سوی دیگر امروز این جمله را نباید فراموش کرد که مخاطبان دیگر سرکوب نمی‌شوند بلکه سرگرم می‌شوند. پس سرگرمی یکی دیگر از روش‌های رسانه‌ها برای نفوذ در افکار عمومی برای انتقال معناست که با تصویرسازی رخ می‌دهد. تصاویر از آن جهت مهم هستند که مردم آنچه می‌بینند را باور می‌کنند پس تصاویر دستکاری شده یا صحنه‌سازی شده یا دارای جهت مشخص بر فکر مردم اثر میگذارد.

امروز نزاع میان رسانه‌ها بر سر مهندسی توجه، تصاحب افکار و جهت‌دهی به ترجیحات و سلایق مردم جوامع برای تربیت شهروندانی یکدست و بی‌دردسر است. شهروندانی که رسانه و کارکرد آن را می‌شناسند و در عین حال دانش و مهارت مواجه با آن را (سواد رسانه‌ای) کسب کرده‌اند، پیروزان واقعی این عرصه هستند. آن‌ها فراگرفته‌اند رسانه را مدیریت کنند و نه رسانه آن‌ها را.

اغتشاش اطلاعاتی 

بیشتر اطلاعاتی که منتشر می‌شوند اطلاعات واقعی هستند که «خارج از موضوع ِخود»، مورد استفاده قرار می‌گیرند؛ دروغ‌های مبتنی بر هسته حقیقت، بسیار باورپذیرتر هستند. تمام اخبار جعلی و اطلاعات غلط از مصادیق این اغتشاش هستند. 

 ارتباط ساختگی 

ارتباط ساختگی (False connection) یکی از مدل‌های اغتشاش اطلاعاتی است. ارتباط ساختگی شیوه‌ای از ارائه اطلاعات است که در آن متن و محتوای خبر با تیتر منطبق نیست. متخصصان پروپاگاندا در اغوا کردن دیگران با استفاده از تیترها و عناوین تسلط دارند. 

محتوای فریبنده 

محتوای فریبنده (Imposter Content) نوعی دیگر از انواع اغتشاش اطلاعاتی است که از نام (مارک، آدرس سایت، لوگو)  یک منبع معتبر برای اعتباربخشی به اخبار دروغ استفاده می‌شود.

منابع خبری جعلی که به طور خاص در اتفاقات و بحران‌ها خود را به‌عنوان مطلع، نیروی میدانی یا منابع اصیل خبر جا می‌زنند و باعث گمراهی رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی می‌شوند، جزو این دسته قرار می‌گیرند.

تکنیک رسانه ای برای پرت سازی حواس مخاطب

ه این جمله دقت کنید« پهنای باند یعنی آزادی مردم در کسب‌وکار الکترونیک، یعنی از ثبت سفارش گرفته تا بانک مرکزی و گمرک و ورود کالا به انبارها همه را مردم ببینند. پهنای باند یعنی مبارزه با فساد و کسی نمی‌تواند با مبارزه با فساد مخالف باشد. اگر می‌خواهید کسی را برای مبارزه با فساد احضار کنید باید من را احضار کنید نه اینکه وزیر من را احضار کنید..»

در این استدلال از تکنیک شاه‌ماهی سرخ استفاده شده است. شاه‌ماهی سرخ یک استدلال مغلطه‌آمیز است که سازوکارش بر اساس پرت سازی حواس متکی است. در این تکنیک مرکز توجه منحرف و توجه افراد به موضوعات نامرتبط کشانده می‌شود. 

در این تکنیک یک موضوع بی‌ربط اما جذاب وارد استدلال می‌شود تا توجه از موضوع اصلی منحرف شود. در این حالت مخاطبان ممکن است مسیر غلطی را دنبال کنند. اصطلاح نعل وارونه در زبان فارسی نیز به این شگردی برای رد گم کردن اشاره دارد. نعل را که به‌صورت وارونه به‌پای اسب بزنید، اثری که بر روی جاده‌ می‌گذارد، جهتی خلاف جهت واقعی حرکت را نشان می‌دهد.

شاه‌ماهی سرخ زمانی بیشترین تاثیر را می‌گذارد که موضوع دوم، موضوعی بسیار جذاب مانند (مبارزه با فساد، عدالت ـ آزادی و..) یا بسیار حساس مانند (رسوایی جنسی ـ دزدی و..) باشد. 

پس براساس این تکنیک، مخاطبان همواره باید حواسشان به اظهارات احساسات برانگیز باشد. هدف گوینده و نسبت اظهاراتش با اصل مساله را بررسی کنیم. به موارد زیر خوب دقت کنید.

بیانات آقای روحانی پس از پیروزی بر اتنخابات

-عتدال همان مشی و شیوه‌ای است که چه در زمینه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی از تندروی افراط‌گرایی و شعارزدگی، خودمحوری و خودشیفتگی دوری کنیم.

 - عقلانیت و اعتدال مبتنی بر خرد جمعی و مشورت است. خرد جمعی در برآورد هزینه‌ها و طی کردن مسیر قانونی است.

 - اولین قفل باز شد. اولین مسئله سرمایه اجتماعی بود که بحمدالله با حضور مردم محقق شد و ارتقا پیدا کرد چون یکی از مهم‌ترین سرمایه‌ها محسوب می‌شود.

- دولت یازدهم با کلید و نه با داس در این انتخابات با رأی مردم پیروز شد.

- دولت آینده کارآمدی و شایسته سالاری را مبنای کار خود قرار خواهد داد و در این رابطه از همه کسانی که در این هشت سال شایسته کار کردند، استفاده خواهد کرد. البته اگر کسی اتوبوسی و بدون بلیت وارد دولت شده باشد، کسی مسئول نیست.

- خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر خورشید عقلانیت و اعتدال را بر ایران تاباند.

- این پیروزی، پیروزی خرد، پیروزی اعتدال، پیروزی رشد و آگاهی و پیروزی تعهد و تدین بر افراط و بداخلاقی است که از هر گوشهٔ ایران سربلند در همه روستاها و شهرها سر برآورد و ایران و ایرانیان را یک بار دیگر در همه جای جهان سرفراز کرد.

- مردم ایران به اعتدال‌گرایی و دوری از افراط و تفریط رأی مثبت داده‌اند.

- اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانونگرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تاکید دارد و بنیان این موضوع را فاصله گرفتن از تخیل، توهم، تمرکز و تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌ها می‌داند.

- در این انتخابات صدای مردمی که از دروغ‌ها و تهمت‌ها نالیدند و در برابر مسیرهای فریبکارانه ایستادگی کردند، شنیده شد.

- مردم به همه آنها که ما را به بازگشت به گذشته و یا توقف در شرایط فعلی می‌خواندند "نه" گفتند و زمانه را به جلو راندند.

- مردمی که دارای مشکلات اقتصادی هستند و در روستاها با مشکلات زندگی می‌کنند، به پول" نه" گفتند و به خوبی اعلام کردند که ما می‌فهمیم آب شور عطش را کم نمی‌کند. مردمی که به فکر اقتصاد بزرگتر هستند به درآمد ملی ۲.۵ برابری تخیلی" نه" گفتند.

- "نه" مردم به فریبکاران مهمترین بخش انتخابات ۲۹ اردیبهشت‌ماه بود. دروغ‌ها کارگر نیفتاد، مردم به تخریب و سخنان غیردقیق "نه" و به وحدت، اتحاد، تعادل، تعامل، اعتدال و عقلانیت "آری" گفتند.

- برخی تلاش کردند به مردم بگویند دین آنان در خطر است و سند ۲۰۳۰ که ریشه‌اش مربوط به سال ۱۹۹۰ بازمی‌گردد علیه دین مردم است سندی که نه ما بلکه هیچ کشوری آن را امضا نکرده و صرفاً یک توصیه است و دولت یازدهم نیز به صراحت نوشته است ما آن نکاتی را که با دین، فرهنگ و اخلاق ما سازگار نیست، نمی‌پذیریم.

- مفهوم پهنای باند در شبکه

پهنای باند بیانگر این می باشد که به طور هم زمان چند بیت می‌تواند از کنار هم رد شوند. برای ارتباطات شبکه ای پهنای باند به حداکثر میزان انتقال اطلاعات که می تواند در لحظه بر روی رسانه ارتباطی منتقل شود اشاره می کند. 

 


:: بازدید از این مطلب : 1163
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 29 تیر 1400
نوکری ارباب بخشی از وظایف غرب‌زده‌ها و خودباختگان است. ضمن اینکه برخی روشنفکران غربی و نظریه‌پردازان دنیای استکباری و امپریالیستی هم سعی می‌کنند نیت آنها را با ظاهری آراسته دنبال کنند. 
غرب‌زده‌ها همواره سر بزنگاه‌های مختلف و هنگامی که جمهوری اسلامی در پیچ‌های تاریخی قرار دارد پیدا می‌شوند و سعی می‌کنند به افکار عمومی و اذهان مردم خط و ربط داده و جهت‌دهی کنند که البته این کار آنها برگرفته از نفاق‌شان است، چراکه آنها منافع دنیای استکبار و غرب را بر منافع کشورشان ترجیح می‌دهند. 
 

                          ****                                    **** 

 دکتر یدالله جوانی در یادداشتی تحت عنوان

«عذرخواهی پیشکش! دشمن را تبرئه نکنید»

نوشت: در جملات و عبارت‌های زیر با دقت تأمل کنید؛ چرا که امام علی(ع) فرمودند: «فانما البصیر من سمع فتفکر»؛ انسان با بصیرت هر آنچه را که می‌شنود، مورد تفکر و تأمل قرار می‌دهد.

۱ـ رئیس‌جمهور در جلسه هیئت دولت در روز چهارشنبه هفته گذشته گفت: «اگر اصل ۶۰ قانون اساسی مورد احترام بود و در اوایل آذر لطمه نمی‌خورد و اگر ۱۱ آذر را نداشتیم، در اسفند ماه تحریم برداشته شده بود و امروز مردم می‌دیدند چه شرایطی بر کشور حاکم بود و فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر دیگری را می‌دیدیم.»

۲ـ حسینعلی امیری، معاون پارلمانی رئیس‌جمهور بعد از اظهارات آقای روحانی درباره اصل ۶۰ قانون اساسی گفت: «اگر اصل ۶۰ قانون اساسی تمام و کمال اجرا می‌شد و امور اجرایی کاملا به رئیس‌جمهور و وزرا واگذار می‌شد، ‌برجام به نتیجه رسیده بود و تحریم برداشته می‌شد و امروز شاهد این مسائل و مشکلاتی که در ارتباط با برجام با آن مواجه هستیم، ‌نبودیم.»

در روزهای پایانی دولت دوازدهم، این نوع سخنان از سوی دولتمردان برای افکار عمومی نسبت به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی کشور، ‌از اهمیت بالایی برخوردار است. ایجاد گشایش‌های اقتصادی با رفع تمامی تحریم‌ها، ‌ایجاد رفاه، ‌شغل و رشد اقتصادی هشت درصدی، از وعده‌های قطعی به مردم در سال‌های ۱۳۹۲، ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ از طریق مذاکره مستقیم با آمریکا به عنوان کدخدای جهان بود. پس از انعقاد برجام در تیر ماه ۱۳۹۴، توصیف‌های عجیب و غریبی از آن شد که گویا بزرگ‌ترین فتح تاریخ بشر رقم خورده است!

اما امروز، در حالی دولت آقای روحانی به پایان خود نزدیک می‌شود که با بدعهدی قابل پیش‌بینی غربی‌ها و در رأس آنها آمریکایی‌ها، ‌برجام در کما به سر می‌برد و از یک‌سو با چند برابر شدن تحریم‌ها به جای مرتفع شدن آنها،‌ و از سوی دیگر با سوءمدیریت‌ها در داخل کشور،‌ مردم در سخت‌ترین شرایط اقتصادی و معیشتی به سر می‌برند. ای کاش بانیان وضع امروز کشور و مردم،‌ صادقانه با مردم سخن می‌گفتند و با تحلیل درست مسائل و موضوعات و ریشه‌یابی صحیح از علل ناکامی‌ها، ‌مسیر تجربه‌آموزی و عبرت‌گیری از قصه پرغصه برجام را هموار می‌کردند.

در حالی که تمامی اسناد، مدارک و شواهد،‌ دلالت آشکار بر شکست برجام به دلیل بدعهدی طرف‌های غربی و خصوصاً آمریکا دارد؛ این چه منطقی است که دولتمردان ما، ‌برای نپذیرفتن اشتباه خود در انتخاب راه حل مسائل و مشکلات کشور با اعتماد به آمریکا، ‌به جای مذمت دشمن به دلیل نقض پیمان، ‌به تبرئه او همت گماشته و خودی‌ها را مقصر تمامی مشکلات مردم و کشور معرفی می‌کنند؟

آیا جوهره و چکیده آنچه رئیس‌جمهور در هیئت دولت در خصوص اصل ۶۰ و ماجرای روز ۱۱ آذر و معاون پارلمانی‌اش جناب آقای امیری می‌گویند، ‌غیر از این است؟ حاصل کلام رئیس‌جمهور و معاون پارلمانی‌اش این است که، ‌مجلس برخلاف اصل ۶۰ قانون اساسی،‌ با ورود به موضوع برجام و تصویب قانون «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها»،‌ هم خلاق قانون اساسی عمل کرد، ‌و هم مانع برداشتن تحریم‌ها شد! آیا این قضاوت و دلیل،‌از نظر حقوقی و از نظر واقعیات صحنه عمل درست است؟

از نظر حقوقی، ‌دیگر اصول قانون اساسی، به نمایندگان مجلس شورای اسلامی اجازه ورود و قانون‌گذاری در این موضوع را می‌دهد که البته محل بحث آن در این یادداشت نیست؛ اما آنچه حائز اهمیت است، ‌تبرئه دشمنان و خصوصا آمریکایی‌ها در ناکام کردن برجام و مقصر نمایی از خودی‌ها در این موضوع است. چرا آقایان به زیاده‌خواهی غربی‌ها و آمریکایی‌ها به عنوان عامل اصلی شکست برجام اشاره نمی‌کنند؟ مگر آقای اوباما نگفت،‌ تا ایرانی‌ها به روح برجام عمل نکنند، از منافع اقتصادی آن برخوردار نخواهند شد!‌ مگر ترامپ با هدف بازنگری در برجام و تحمیل برجام‌های دیگر در موضوعاتی چون موشکی و مسائل منطقه آمریکا را از برجام خارج نکرد؟ مگر آقای بایدن با همراهی اروپایی‌ها هم اکنون ‌خواستار مذاکره در موضوعات موشکی و دیگر مسائل و موضوعات مغایر با منافع ملی ما نیستند؟

آیا آمریکایی‌ها در مذاکرات وین، نگفتند برخی از تحریم‌ها غیر قابل مذاکره هستند؟ اگر اینگونه است که هست، پس چرا واقعیت را به مردم نمی‌گویید؟ چرا ماهیت شیطان بزرگ و عهدشکنی آن را برملا نمی‌کنید؟ چرا غیرقابل اعتماد بودن آمریکا را پس از یک دوره ‌تجربه‌ هشت سال فریاد نمی‌کنید؟

آقایان! این آمریکا، همان آمریکایی است که حضرت امام(ره) در مورد فرمودند: مراقب باشید اگر یک لحظه غفلت بکنید، ‌شما را نابود می‌کند، ‌حال به خاطر اشتباه در اعتماد به آمریکا و فرصت‌سوزی‌ها در این سال‌ها، اگر نمی‌خواهید از ساحت ملت بزرگ ایران عذرخواهی کنید، نکنید، این عذرخواهی پیشکش، اما دشمن و آمریکا را هم تبرئه نکنید!

 

محمد ایمانی در کانال تلگرامی خود نوشت:

 آقای روحانی و جو بایدن، یک تفاوت باهم دارند و یک اشتراک و توافق!

فرق شان در این است که دولت بایدن، کنگره را پشتوانه چانه زنی و زیاده خواهی خود می بیند. وقتی طرف ایرانی می گوید باید تضمین بدهید که دوباره توافق را زیر پا نمی گذارید"،

مقامات آمریکایی می گویند نمی توانیم، چون کنگره چنین اجازه ای نمی دهد(!)

هیچ بد و بیراهی هم علیه کنگره نمی گویند؛ چرا که نوع قوانین تحریمی شدید علیه ایران، با همراهی نمایندگان و سناتور های دموکرات به دست آمده است.

آنها در هر چه با جمهوری خواهان اختلاف داشته باشند، در دشمنی علیه ایران اتفاق نظر دارند.

متاسفانه در این طرف، آقای روحانی اصرار مشکوکی دارد بر این که نقش مشابهی برای پارلمان قائل نباشد و از ایستادگی مجلس بر حداقل حقوق ملت ایران به عنوان ابزار مقاومت و چانه زنی استفاده نشود. بر عکس، سعی می کند ناکامی حاصل از اعتماد به دشمن را گردن مجلس بیندازد!

اما اشتراک! چنان که از ادبیات مقامات آمریکایی و روحانی در چند هفته اخیر بر می آید، گویا توافق حاصل شده؛ ولی نه توافق برای احقاق حق ایران، که آمریکا نمی پذیرد؛ توافق بر سر این که هر دو، مجلس و سایر مراجع قانون ایرانی را عامل نرسیدن به توافق در وین معرفی کنند و آمریکای خبیث و عهدشکن تبرئه شود!

یعنی دولت آمریکا می تواند برای تبرئه خود از همه خیانت ها، در شورای امنیت یا دیوان لاهه، صرفا به خلاف گویی های آقای روحانی استناد کند!

مقامات دولت بایدن برای کتمان مخالفت خود با لغو همه تحریم های پسا برجامی (به شکل قابل راستی آزمایی) و ارائه تضمین روشن، ادعا می کنند توپ در زمین ایران است و رهبری ایران باید تصمیم بگیرد(!)

این دروغ در حالی است که رهبر انقلاب، موضوع را به شورای عالی امنیت ملی سپرده اند و قانون بازدارنده مجلس (با وجود دو سال تاخیر و پنج ماه تعلل دولت روحانی) تحت نظارت  و هدایت همین شورای عالی، به تصویب رسیده است.

متاسفانه آقای روحانی و مدیرانش، به جای تمکین از قانون و تصمیمات اجماعی "شورا"، هر چند وقت یک بار، مجلس یا شورای عالی امنیت ملی، شورای نگهبان، و مجمع تشخیص مصلحت را مانع توافق معرفی می کنند؛ و حال آن که جنازه برجام سه سال است روی زمین مانده.

دولت بایدن حاضر نیست به همان توافق اوباما برگردد. بلینکن، نام برجام  را "توافق سابق"! گذاشته است. آمریکایی ها در حالی که از همان سال 94 علیه لغو تحریم ها کارشکنی کرده اند، می گویند بندهای رو به پایان تعهدات ایران باید تمدید شود و تعهدات برجامی افزایش یابد!

همچنین می گویند ایران باید مذاکره برای کاهش توانمندی های دفاعی و منطقه ای خود را بپذیرد؛ بی آن که توقع ارائه تضمین از سوی آمریکا داشته باشد!

تحریم های پسا برجامی را هم چند دسته تقسیم کرده اند و نیمی از آن را همچنان اعمال خواهند کرد!

انتظار این بود که آقای روحانی اگر در انعقاد برجام، هشدار های دلسوزانه صاحب نظران را نشنید، لااقل در هفته های آخر دولتش، بهانه دست دشمن ندهد و بر خطوط قرمز برآمده از عبرت های برجام متعهد بماند.

او اما گویا با دادن آدرس های خلاف واقع و غبار آلود کردن فضا، مصمم است ثابت کند آنچه در این هفت هشت سال در زمینه بزک کردن دشمن و نشاندن جبهه خودی به جای متهم انجام شده، فراتر از خطا، و یک خط بوده است.

روزنامه کیهان در ستون اخبار ویژه خود نوشت:

وبسایت الف با «بیش فعال» توصیف کردن دولت در روزهای پایانی می‌نویسد: یکی از انتقادات جدی که به دولت یازدهم و دوازدهم توسط منتقدان طی هشت سال گذشته وارد شد، کم‌تحرکی و فعال نبودن در راستای رفع یا کاهش مشکلات بوده است. به همین دلیل اوصاف مختلفی مبتنی بر این برداشت و باور به دولت داده می‌شد که از جمله آن‌ها می‌توان به دولت بی‌تحرک، مسن و... اشاره کرد. البته نسبت دادن این صفات و ویژگی‌ها به دولت صرفاً مختص به منتقدان و مخالفان دولت نبوده بلکه حامیان دولت «تدبیر و امید» یعنی اصلاح طلبان نیز در مقاطع زمانی مختلف به آن معترف بودند. حالا دولتی که معمولاً با این ویژگی‌ها و مختصات در اذهان مردم، منتقدان و حامیان آن مشهور شده، در هفته‌های پایانی در زمینه‌های مختلف به شدت فعال شده تا جایی که اسباب تعجب را به وجود آورده است.

در دولت دوازدهم در روزهای پایانی اقداماتی در جریان است که منجر به منتفع شدن عده قلیلی از اطرافیان و حامیان آن‌ها خواهد شد.

به عنوان مثال چند روز قبل مالک شریعتی، نماینده مردم تهران در تذکری در جلسه علنی مجلس عنوان داشت: «در شرایطی که ما برای بودجه‌های پژوهشی، علمی و آموزشی مشکل داریم وزارت نفت،‌ پارک فناوری و نوآوری نفت را تأسیس کرده که خلاف رویه تأسیس این مراکز درباره آن عمل شده و مبالغ زیاد و امکانات زیادی به آن اختصاص یافته است. در واقع در حال درست کردن حیاط خلوتی برای نورچشمی‌ها هستند.

وی یادآور شد: یکی از اقدامات دیگر تعیین سفرا و افرادی به عنوان مسئولین سفارتخانه‌هاست که نوعی تقسیم غنائم است ما نسبت به این موضوع هشدار می‌دهیم و قطعاً با آن برخورد جدی خواهد شد.

شریعتی تصریح می‌کند: «به آقای رئیسی پیشنهاد می‌کنم اقدامات چند ماه پایانی دولت شامل: انتصاب و ارتقای مدیران، تبدیل وضعیت استخدامی، اعزام به مأموریت، تأسیس مؤسسات، واگذاری پروژه، جذب هیئت علمی، افزایش پایه حقوق، اعطای مجوز و... را بررسی، موارد خارج از ضابطه را در نخستین جلسه هیئت دولت خود باطل اعلام و بازگرداند.»

یکی از مواردی که در روزهای اخیر جنجال بسیاری را موجب شد موضوع واگذاری حدود شش هزار معدن بود که منتقدان بیان می‌داشتند چرا دولت در چهار هفته پایانی مبادرت به چنین کاری کرده است؟ چرا فرایند واگذاری شفاف و از طریق مزایده نیست؟ اهلیت و صلاحیت فنی و مالی افراد چگونه قرار است سنجیده و ارزیابی شود؟ و...

بعد از شدت گرفتن انتقادات بود که سعید عمرانی، معاون قضایی دادستان کل از صدور بخشنامه‌ای به دادستان‌های سراسر کشور مبنی بر به تعویق افتادن همه مزایده‌ها و مناقصه‌ها تا استقرار دولت جدید خبر داد. یکی دیگر از اقدامات دولت که موجب حرف و حدیث‌های فراوانی شد حذف سقف افزایش حقوق‌ها بود که منجر به افزایش فاصله میزان دریافتی‌ها به ویژه از سوی برخی مدیران خواهد شد. به همین دلیل بود که رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با ارسال نامه‌ای به رئیس مجلس و معاون قوانین مجلس از مصوبه اخیر دولت انتقاد کرد و آن را ابهام‌آلود و دارای نقض غرض قانون‌گذار جهت عدالت در پرداختی‌ها دانست. این مسائل نشان می‌دهد که ضرورت دارد نهادهای نظارتی در روزهای آخر به شدت به چنین اقداماتی حساسیت داشته باشند و فعالیت دولت‌ها را در این زمینه رصد کنند. *  *  *

 حسن روحانی وقتی هشت‌سال پیش قصد قوه مجریه کرد، شعار روی شعار گذاشت و وعده از پی وعده نهاد. شعارهای رأی آفرین بود؛ چه کسی نمی‌خواست هم چرخ‌های اقتصاد کشورش بچرخد و هم دوران سانتریفیوژها پابرجا بماند؛ چه کسی تعامل با دنیا را بد می‌دانست و چه کسی می‌خواست سر جنگ با دنیا داشته باشد اما آنچه در عمل حسن روحانی و یارانش برای مردم به ارمغان آوردند، نه این شد و نه آن؛ شد آنچه شد؛ ملغمه‌ای از بی‌کفایتی، ناراستی و ناکارآمدی.


 


:: بازدید از این مطلب : 724
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 28 تیر 1400

 

تا پایان کار دولت دوازدهم دیری نمانده است و عن‌قریب دولت سیزدهم پس از طی رسومات مالوف قانونی یعنی تنفیذ و تحلیف و گرفتن رأی اعتماد وزرا از مجلس، ماموریت دشوار خود برای به ریل برگرداندن کشور به صراط مستقیم را آغاز می‌کند. کار کابینه آینده آنقدر دشوار می‌نماید که بسیاری از همین الان تحلیل می‌کنند که ماموریت ویژه دولت سیزدهم در یکی، دو سال اول فعالیتش صرفا باید آواربرداری از کژراهه‌های اقتصادی و مدیریتی دولت‌های یازدهم و دوازدهم باشد. اینکه چنته تقدیر چه برای ما کنار نهاده و آینده به کدامین سمت می‌رود، سخنی است علی‌حده و سوا که قطعا به تلاش و جهاد تک‌تک مدیران آینده دولت بستگی دارد اما بررسی بنیادین آنچه طی هشت سال بر ملک و ملت رفت، وظیفه‌ای است ملی تا بلکه در آینده جلوی تکرار کژبینی‌ها و کژراهه‌ها گرفته شود.  برای باز کردن باب موجود، شاید بد نباشد فرمایشات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اولین دیدار با کابینه یازدهم به تاریخ 6شهریورماه سال 1392 را از نظر بگذرانیم و ببینیم که رهبر انقلاب به دولتمردان تازه‌نفس در آن برهه چه گفتند و فرجام آن نصایح و توصیه‌های پدرانه چه شد.

 کم‌کاری به‌جای کار جهادی
یکی از توصیه‌های مهم رهبر انقلاب در دیدار مورداشاره، توصیه دولتمردان به کار جهادی بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان اینکه در زمینه‌ خدمت، کار را باید جهادی کرد، گفت: «دو جور می‌شود کار کرد: یک کار، کار مرسوم اداری، یک کار، کار جهادی. کار جهادی یعنی از موانع عبور کردن، موانع کوچک را بزرگ ندیدن، آرمان‌ها را فراموش نکردن، جهت را فراموش نکردن، شوق به کار؛ این کار جهادی است». با وجود توصیه اکید و چندباره رهبر انقلاب به دولت برای کار جهادی، مع‌الاسف شاهد بودیم که رییس‌جمهوری در رأس کابینه نه‌تنها به این توصیه عمل نکرد، بل در انجام وظایف ابتدایی خود یعنی وقت گذاشتن برای حل مشکلات نیز کم گذاشت. یکی از موضوعات حاشیه‌ساز روحانی طی هشت سال گذشته، انتقاد حامیان سیاسی او از دیررفتن او به سر کار بود؛ برای نمونه، عبدالله ناصری، از کنشگران اصلاح‌طلب دی‌ماه سال1396 در گفت‌وگو با روزنامه فرهیختگان به گلایه علی‌اکبر ناطق‌نوری از حسن روحانی بابت کم‌کاری و وقت نگذاشتن برای حل مسائل پرداخت و تصریح کرد: «آقای روحانی در مقایسه همه روسای‌جمهور پیشین بعد از انقلاب، چه آن‌هایی که همانند بنی‌صدر عزل شدند و چه آن‌هایی که همانند رجایی شهید شدند و چه بقیه که بودند، وقت برای دولت نمی‌گذارد. می‌گویند ایشان از ساعت۹:۳۰ صبح تا ۱۹ سرکار است. این را تردید ندارم و یکی از اعتراضات و انتقاداتی است که دوستان آقای روحانی به ایشان دارند. آقای ناطق‌نوری در همین زمینه به ایشان اعتراض کردند و گفتند من که الان فقط یک حوزه علمیه در لواسان دارم، از ساعت۶:۳۰ صبح آنجا حاضر می‌شوم و شما باید کمی زودتر بروید و به سخن وزرای‌تان گوش کنید.»
گلایه ناطق‌نوری به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین حامیان سیاسی روحانی، تنها بخشی از انتقادها به رویه و مشی مدیریتی رییس‌جمهوری طی این سال‌ها بود. روحانی طی سال‌های اخیر حتی برگزاری جلسات برخی نهادهای راهبردی مثل ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، شورایعالی انقلاب فرهنگی، شورایعالی فضای مجازی و... را با فواصل زمانی بسیار زیاد برگزار کرد و با این اقدامات، حل مسائل کلان و اساسی کشور را علنا با تعلیق و تعویق مواجه کرد. روحانی حتی به‌عنوان عضو حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام، سال‌ها به‌دلیل وجود برخی اختلافات رویکردی با سایر اعضا به‌ویژه درباره FATF ، قهر سیاسی پیشه کرد و در جلسات مجمع حضور نیافت.
 
بی‌قانونی جای قانون‌مداری
توصیه مهم دیگر رهبر انقلاب در اولین دیدار با کابینه تدبیر و امید در شهریورماه سال1392، توصیه به توجه به قانون و قانون‌مداری بود. رهبر انقلاب با مهم ارزیابی کردن قانون‌گرایی تاکید کردند: «قانون ریل است؛ از این ریل اگر چنانچه خارج شدیم، حتما آسیب و صدمه است. گاهی قانون ناقص و معیوب است اما همان قانون معیوب هم اگر چنانچه عمل نشود، ضرر آن عمل نشدن، بیشتر از ضرر عمل کردن به قانون است‌». با وجود ادعای حقوقدانی حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری دوره یازدهم، او و یارانش در هشت‌سال اخیر ثابت کردند که ید طولایی در زیر پا نهادن و کم شمردن قوانین بالادستی نظام دارند. ناگفته پیداست که بی‌توجهی به برگزاری مستمر جلسات نهادهایی که در سطور قبلی به آن اشاره شد نیز در نوع خود جلوه‌ای از جلوه‌های بی‌قانونی حسن روحانی بود. بااین‌حال، یکی از بزرگ‌ترین موارد پایمالی قانون ازسوی حسن روحانی، اهمال او در اجرای ماده یک قانون هدفمند کردن یارانه‌ها بود. براساس این ماده، دولت مکلف بود قیمت حامل‌های انرژی را به‌تدریج تا پایان برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی افزایش دهد. با وجود صراحت قانون، دولت حسن روحانی هر بار به دلیلی ازجمله بهانه برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌1396 نسبت‌به افزایش قیمت بنزین ورود نکرد و طفره رفت. بااین‌حال شورایعالی هماهنگی اقتصادی سران قوا به ریاست حسن روحانی به‌یکباره در آبان‌ماه سال1398 قیمت بنزین سهمیه‌بندی در هر لیتر را 1500 و قیمت بنزین آزاد 3000تومان در نظر گرفت. تصمیم روحانی برای افزایش یکباره قیمت بنزین، ازسوی منتقدان به شوک‌درمانی لیبرالی تعبیر شد. واکنش منفی طبقات به‌ویژه طبقات ضعیف به این تصمیم نابخردانه، خسران سیاسی و اجتماعی عظیمی را پی‌آورد که مجموعه نظام را مجبور به تحمل آن کرد. نکته جالب این بود که بعدها حسن روحانی درباره تصمیم افزایش قیمت بنزین اظهار بی‌اطلاعی کرد و در اظهارنظری تاسف‌آور مدعی شد که تازه روز جمعه 24آبان 1398 (روز اجرای طرح افزایش قیمت) از افزایش قیمت مطلع شده است؛ اظهارنظری که نشان‌دهنده غایت و اوج بی‌مسوولیتی و بی‌کفایتی یک مدیر بود.

چشم‌به‌راه بیرون
 توصیه مهم دیگر رهبر انقلاب به حسن روحانی و دولتمردان او در دیدار شهریورماه سال1392، توجه دادن ایشان به توجه به امکانات و ظرفیت درون‌زای کشور بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان اینکه نگاه‌مان [باید] به بیرون نباشد، تاکید کردند: «این معنایش این نیست که از امکاناتی که در بیرون هست استفاده نکنیم؛ این دو حرف با هم اشتباه نشود. امیدمان را به بیرون از ظرفیت داخلی کشور ندوزیم. در بیرون از مجموعه‌ کشور و نظام جمهوری اسلامی، جبهه‌ بزرگی وجود دارد که با همه‌ توان از سی‌وچند سال پیش به این طرف کوشیده نگذارد که این انقلاب ریشه‌دار بشود و نگذارد که این نظام جمهوری اسلامی پایدار بماند... نمی‌شود از دشمن و روش‌های خصمانه‌ای که کرده، انتظار دوستی و محبت و صمیمیت داشت». باوجوداین توصیه صریح، دولت تدبیر و امید در این هشت‌سال عمده تمرکز خود را روی مذاکرات هسته‌ای و به نتیجه رسیدن آن قرار داد و با رویکرد «برونگرایی محض»، کشور را در وضعیت تعلیق و رکود قرار داد. ایده مرکزی روحانی و تکنوکرات‌های دولت اعتدال این بود که بدون جذب سرمایه‌گذاری خارجی، چرخ اقتصاد نخواهد چرخید و نمی‌توان اقتصاد را رشد داد. به باور روحانی، این جذب سرمایه‌گذاری صرفا و فقط از طریق مذاکره با غرب حاصل می‌شد. 
با این رویکرد، دولت روحانی عملا و علنا تمام راه‌های بدیل کشورداری را بست و عرصه حکمرانی را تک‌بعدی و تک‌پلنی کرد. خوش‌بینی روحانی و تیم سیاست خارجی او به وعده‌های غرب تا جایی بود که تصور می‌شد ساحت برجام یا همان برنامه جامع اقدام مشترک، خدشه‌ناپذیر و بی‌بازگشت است که هیچ واقعه‌ای نمی‌تواند آن را دچار اما و اگر کند اما بعدها دیدیم که دونالد ترامپ، به‌راحتی آب خوردن و با یک امضا از این معاهده کنار کشید و امکان کنشگری مستقل از بقیه اعضا به‌ویژه سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه را نیز ناممکن کرد. حکمرانی تک‌بعدی روحانی و نگاه صرف به بیرون داشتن، موجب شد تا عرصه زیرساختی کشور در حوزه‌های مختلف نظیر مسکن، برق، آب و... دست‌نخورده و بی‌توسعه باقی بماند و اقدام شایسته و به معنی واقعی کلمه راهبردی در این حوزه‌ها صورت نگیرد. گزاره ادعایی ما آنجایی درست از آب درمی‌آید که می‌بینیم مردم ایران این روزها با انواع و اقسام دشواری‌ها در زمینه آب و برق روبه‌رو هستند و زیست آن‌ها، حقیقتا دچار تنگی شده است.
سخنرانی رهبر انقلاب در اولین دیدارشان با هیات دولت یازدهم، حاوی نکات نغز بسیاری است که ذکر و تحلیل هرکدام آن‌ها در حوصله بحث موجود نمی‌گنجد. بدون شک عملیاتی شدن حداکثری سخنان رهبر انقلاب، در نوع خود می‌توانست از ایران کشوری متفاوت بسازد اما متاسفانه به دلایلی که ذکر شد، دولت روحانی بازی بی‌قاعده خود را پیش برد و وضعیت کشور را به احوال کنونی کشاند. بدون شک برای بهتر شدن اوضاع، دولت سیزدهم راه سختی در پیش دارد اما شرط به‌سلامت عبور کردن از لحظه حساس اکنون، عمل حداکثری به آن توصیه‌های حکیمانه است.


:: بازدید از این مطلب : 955
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 22 تیر 1400

 

در چند صده پیش که غرب از ظلمت رهاشده بود و به خاطر رفتار بد روحانیت مسیحی که در فرمانروایی کلیسا مردم را از هرچه دین است گریزان کرده بود. متفکران غربی که از یوغ کلیسا رها شده بودن، از وحی گریزان و به دامان نفس سرکش که دلباخته سود و لذت است گرفتار شدند. بعد از انقلاب صنعتی که غرب در حال چپاول ثروت ملل مشعول بودند، ارزش های انسانی را  در راه تولید بیشتر برای ثروت بیشتر ذبح نمودند. با همین تفکر بود که در سال 1948 در پاریش سران کشورهای غربی قانونی به نام حقوق بشر نوشتند که فقط مردم کشورهای غربی انسان هستند و بقیه ملل باید تعظیم کننده آنها باشند و نگاه چپ به آنها نکنند وگرنه گرفتار قوانین حقوق بشر خواهند شد.

طبق روال هر ساله گروهک منافقین که از آستین آنها خون های به ناحق ریخته بیش از هفده هزار انسان بیگناه مسلمان ایرانی،  بر روی قوانین حقوق بشری  غری می چکد، برای خوش خدمتی به اربابان خود و برای اینکه به اربابان خود بگوید بیکار ننشسته اند و به کمکهای انها نیاز دارند. یک گرد همآیی تشکیل داده است و چیدمان دور میز این گردهم آیی،  گرگ هایی است که مثل سران همین گروهک،  دستشان به خون انسانهای بیگناه آغشته به خون است.

 سالهای قبل این تجمع ضد جمهوری اسلامی در پاریس بر پا می شد. چرا دروازه براندنبرگ برلین محل تجمع حامیان این فرقه انتخاب شده بود را باید در مخالفت دولت فرانسه در صدور مجوز برپایی این رویداد در پاریس، نقش لابی‌های صهیونیستی در آلمان و روابط خاص رژیم صهیونیستی و گروهک تروریست منافقین جست‌وجو کرد. بر کسی پوشیده نیست منافقین خلق یکی از بازوهای اجرایی عملیات‌های ضدجمهوری اسلامی در مناطق مختلف جهان و همچنین ترور دانشمندان هسته‌ای ایران بوده‌اند. 
روزنامه «هاآرتص» در این زمینه به نقل از یک رئیس پیشین سازمان موساد نوشته: اسرائیل می‌تواند برخی برنامه‌های ضدایرانی خود را از طریق سازمان مجاهدین خلق به اجرا بگذارد. اسرائیل باید تمام احتمالات از جمله درگیری نظامی با ایران را در نظر بگیرد اما نباید ظرفیت واسطه‌هایی مانند سازمان مجاهدین را که در ترور دانشمندان هسته‌ای ایران توسط اسرائیل همکاری داشتند، استثنا کرد. اسرائیل این گروه را آموزش می‌دهد و تأمین می‌کند. 

در جهانی که تروریست ها سال هاست ما را احاطه کرده اند و با خشونت شان، بی گناهان زیادی را در سراسر جهان قربانی اهداف سیاسی و ایدئولوژیک خود کرده اند، تأمین مالی نقش کلیدی و اساسی در ادامه حیات آنها ایفا می کند. تروریست ها روش های متعددی برای تأمین مالی خود دارند. قاچاق انسان و اعضای بدن، مواد مخدر، آثار باستانی و قاچاق سوخت و سلاح، از جمله روش هایی است که به طور مشترک توسط بسیاری از گروه های تروریستی مورد بهره برداری قرار می گیرد. در کنار این ها، حمایت مالی توسط برخی سرویس های اطلاعاتی نیز همواره یکی از رایج ترین راه های دسترسی به پول و امکانات توسط این گروه ها بوده است که یکی ازدلایل  عمده آن دریافت خدمات مورد نظر آن سرویس ها می باشد.

جای بسی تعجب است که بعضی دولت مردان غربی که خود تامین کننده مالی منافقین هستند در نقشه آنان حضور دارند. این جریان نشان می دهد که جمهوری اسلامی چقدر دشمنان بدنام و پلید دارد. برای حقانیت ایران اسلامی همین کافی است. ( جنگ احزاب در مقابل اسلام صف آرایی نکرده است) بلکه کشورهایی بر علیه اسلام ایران صف آرایی نموده اند، که جمهوری اسلامی دم خروس حقوق بشری آنها را در لای عباشان به تمام مردم دنیا نشان داده است. 

برای دیدن و شنیدن جنایات این کشورها، به زحمت زیادی نیاز نیست.

اگر به تاریخ بنگری که دولت همین آقایان (گرگ ها) دور میز نشسته منافقین چه بلاهایی بر بشریت در اقسا نقاط جهان که نیاورده اند.

صفحات تاریخ جهان مملو از جنایت‌هایی است که سه کشور امریکا، انگلیس و فرانسه مرتکب آن شده‌اند. این کشورها در پوشش حقوق بشر، آزادی، امنیت انسانی و با شعارهای دموکراسی و آزادی با لعاب انسان‌دوستانه، جنایت‌های فجیع را در تاریخ کشورهای جهان ثبت کرده‌اند. به عنوان مثال، نسل‌کشی ۱۰۰ میلیون سرخ پوست آمریکایی، جنایت درسدن، فاجعه هیروشیما و ناکازاکی، قتل‌عام ۳ میلیون ویتنامی و کشتار مردم در افغانستان، عراق و ایران از جمله جنایت‌هایی است که در کارنامه امریکا ثبت شده است. انگلیس نیز جنایت‌هایی در افغانستان، هند، ایران، عراق، آفریقای جنوبی و یمن انجام داده است که در تاریخ جهان در نوع خود بی‌نظیر است. فرانسه هم به عنوان هم‌دست امریکا و انگلیس عامل ده‌ها جنایت بزرگ در طول جنگ دوم جهانی و نیز در کشورهایی چون لیبی و الجزایر بوده است. علاوه بر این، براساس اطلاعاتی که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد، فرانسه یکی از تأمین کنندگان زنجیره تولید بمب‌های شیمایی برای رژیم بعث عراق در دوران جنگ تحمیلی رژیم بعث علیه ایران بوده ‌است.

- در سال 1955 تا سال 1975 چه بلایی بر سر مردم ویتنام شمالی نیاوردند، قانون بشری آمریکایی ها همانند قانونی است که وقتی یک ویت کنگ‌ی را دستگیر و دست بسته نزد  ژنرال نگوگ لوآن آوردند. وی نیز همانجا بدون تفهیم گناهش اسلحه را به سمت سر او نشانه رفته و با شلیک گلوله‌ای وی را کشت. 

و یا آن‌روزی که یک گروهان ارتش آمریکا رفته بودند دنبال ویتنامی‌هایی که با آنان می‌جنگیدند یا همان «ویت‌کُنگ»‌ها و رسیدند به روستای «می‌لای» و هیچ ویت‌کنگی در آن‌جا نیافتند. اما به جای این‌که راهشان را بکشند و بروند افتادند به جان ساکنان روستا. چه کردند؟ ۵۰۴ نفر را کشتند و این کشتار بی‌دلیل با شکنجه، قطع عضو، تجاوز جنسی و قطعه‌قطعه‌کردن اجساد همراه بود. مورخان این ماجرا را با عباراتی نظیر سلاخی، بریدن گلوها و کشتن مردم با گلوله و نارنجک یاد می‌کنند.

«سیمور هِرش» خبرنگاری که ماجرا را افشا کرد درباره‌اش چنین نوشته است:«بسیاری به گروه‌های کوچک تقسیم شده و به ضرب گلوله به قتل رسیدند. دیگران... به آب انداخته شده و با شلیک گلوله به قتل رسیدند و بسیاری دیگر در گوشه‌ای یا در نزدیکی خانه‌هایشان کشته شدند. به برخی از زنان جوان‌تر و دختران تجاوز جنسی شد و سپس آن‌ها به قتل رسیدند». و البته یادآور شده است:«نام می‌لای فراموش نمی‌شود چون مردم این قریه بدون هیچ دلیلی و به‌طور تصادفی هدف نیروهای آمریکایی قرار گرفتند... بیشتر قتل عام‌های وحشتناک در جنگ رخ می‌دهند. این کشتار حتی در نزدیکی میدان جنگ هم رخ نداد بلکه قتل‌عامی بی‌دلیل در یک قریه بود.»

 

شوک‌آورترین واقعه جنگ ویتنام

یک عکس قابل‌انتشار از کشتار ‌»می‌لای». اغلب تصاویر باقی‌مانده از آن واقعه به‌دلیل دلخراش‌بودن در رسانه‌های عمومی قابل انتشار نیستند.

-شلیک موشک به سوی هواپیمای مسافربری ایرانی از ناو آمریکایی

جنایت همین آمریکایی های دور میز منافقین در حمله به هواپیمای مسافربری ایران ‌ایر پرواز ٦٥٥ از تهران به مقصد دوبی با شلیك موشك هدایت شونده از ناو وینسنس آمریكا بر فراز خلیج فارس و سرنگونی این هواپیما منجر به قربانی شدن 290 سرنشین آن شامل مسافران غیر ایرانی و كودكان و زنان شد. 66 كودك زیر 12 سال و 52 زن در میان قربانیان بودند. که با افتخار از چنین عمل ضد حقوق بشری ویل راجرز فرمانده ناو وینسنس مدال لژیون لیاقت را از دستان جورج بوش، رئیس جمهوری وقت آمریكا دریافت کرد. مدال لژیون لیاقت اغلب به افسران عالی‌رتبه‌ای داده می‌شود كه بتوانند مأموریت‌هایشان (به ویژه مأموریت‌های دشوار) را با موفقیت بگذرانند. موفقیتی از این بالاتر که توانسته بود، یک هواپیمای مسافربری را هدف قرار بدهد. 

- حمله به افغانستان تحت لوای حقوق بشری غربی،نمونه دیگری از جنایات همین آقایان است، آمریکاییان  با شعار دموکراسی و حقوق بشر وارد افغانستان شدند، مدارک و شواهد نشان می دهد که امريکا اواخر سال ۲۰۰۱ از مقادير زيادي مهمات ساخته‌شده از اورانيوم ضعيف‌شده در افغانستان استفاده کرده است که نظاميان امريکايي هنوز هم از اين مهمات استفاده مي‌کنند. آمریکاییها به فکر لشکر کشی و غارت افغانستان هستند و به یقین برایشان اهمیتی ندارد که این مواد با آینده این مردم چه خواهد کرد؟ آنها می خواهند به اهداف خود برسند، حال اگر چند ده هزار نفر هم در این میان قربانی شدند، بهایی است که باید ملت افغانستان به جان بخرند تا کشورشان توسط آمریکاییها آباد شود!

نمونه هایی از جنایات غربی ها زیر چتر حقوق بشر غربی

۱. کشتار و نسل‌کشی ۱۰۰ میلیون سرخ پوست آمریکایی

کشتار سرخ‌پوستان جنایت پردامنه و طولانی‌مدتی بود که به دنبال کشف قاره آمریکا توسط دریانوردان اسپانیایی در قرن شانزدهم آغاز شد. این کشتارها عمدتاً توسط کشورهای استعمارگر اروپایی خصوصاً اسپانیا، پرتغال، فرانسه و انگلستان به منظور سلطه بر مناطق مختلف قاره آمریکا و با هدف دستیابی اموال و املاک سرخ‌پوستان صورت می‌گرفت. بعدها و به خصوص در نیمه دوم قرن نوزدهم، آمریکاییان با کوچ دادن اجباری و جنگ‌هایی که به دنبال آن صورت می‌گرفت نقش پررنگی در کشتار سرخ‌پوستان آمریکای شمالی ایفا کردند.

جنگ‌های آمریکا با اولین حمله به سرخپوستان در شهر جیمزتاون در سال ۱۶۶۲ میلادی آغاز شد که به دنبال آن جنگ با سرخپوستان آلگوکین طی سال‌های ۱۶۳۵ و ۱۶۳۶ و جنگ سال‌های ۱۶۷۵ و ۱۶۷۶ که منجر به ویرانی نیمی از شهرهای ماساچوست شد را در پی داشت. دیگر جنگ‌ها و حملات امریکا به سرخپوستان تا سال ۱۹۰۰ ادامه داشت. در مجموع آمریکایی‌ها حدود ۱۰۰ میلیون سرخ پوست را به قتل رساندند.

۲. جنایت جنگی امریکا در «درسدن»

با توجه به اینکه متفقین در جنگ جهانی دوم پیروز شده بودند، هیچ کدام از جنایات جنگی ایالات متحده در جنگ جهانی توسط دادگاهی بررسی نشد. اما این به معنای آن نبود که این جنایت‌ها در تاریخ جهان ثبت نشود.

نیروهای آمریکایی در آلمان به طور مستقیم یا غیر مستقیم باعث شدند غذای کافی به اسرای جنگی آلمانی و همچنین غیر نظامیان حاضر در منطقه تحت تسلط خود نرسد که این باعث کشته شدن هزاران آلمانی بر اثر گرسنگی شد.

نیروهای آمریکایی تمام آلمانی‌های عضو وافن اس‌اس را که در داخائو در سال ۱۹۴۵ به اسارت گرفته بودند تیرباران کردند. نیروهای لشکر ۴۵ پیاده نیروی زمینی ارتش آمریکا همچنین ۷۵ اسیر جنگی ایتالیایی را در منطقه بیسکاری قتل عام کردند.

در بمباران درسدن در جنگ جهانی دوم بمب‌افکن‌های نیروی هوایی ارتش آمریکا و متحدانش ۳۹۰۰ تن بمب انفجاری قوی و بمب‌های آتش‌زا را طی ۴ یورش، در کمتر از ۱۵ ساعت بر روی درسدن ریختند و ۳۴ کیلومتر مربع از شهر را کاملا ویران کردند. در آتش‌سوزی بزرگی که در نتیجه بمباران رخ داد بقایای شهر نیز نابود شد.

به ادعای ارتش آمریکا درسدن یک مرکز مهم نظامی بود که ۱۱۰ کارخانه و ۵۰۰۰۰ شاغل در آن در حمایت از دولت نازی مشغول به فعالیت بودند. این در حالی بود که صرفاً زیرساخت‌های مخابراتی، پل‌ها و مناطق وسیع صنعتی خارج از شهر بمباران شدند و حملات بمباران مناطق، بدون هیچ فرقی بین نظامی بودن یا نبودن آنها و بی هیچ تناسبی با اهداف نظامی بود.

در تعداد کشته شدگان حاصل از این بمباران اختلاف نظر است و تعداد کشته‌ها از ۳۴۰۰۰ نفر تا تعداد بسیار بالایی ذکر شده است که اکثر قریب به اتفاق غیر نظامی بودند.

بنابر گفته "ارهارد موندرا"، عضو کمیته باتزن (مؤسسه زندانیان سیاسی سابق در جمهوری دموکرتیک آلمان)، در روزنامه "دی‌ولت": «براساس اظهارات سرهنگ دوم دی ماتس افسر سابق ستاد مشترک ارتش آلمان در منطقه نظامی درسدن، ۳۵۰۰۰ نفر از قربانیان کاملا شناسایی شدند، هویت ۵۰۰۰۰ نفر تا حدودی آشکار شد، اما در حدود ۱۶۸۰۰۰ نفر به هیچ وجه قابل شناسایی نبودند.»

۳. فاجعه هیروشیما و ناکازاکی

بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی دو عملیات اتمی بود که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام شد. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله ۳ روز بر روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد که باعث ویرانی و کشتار گسترده شهروندان این دو شهر شد.

انفجار اتمی در دو شهر هیروشیما و ناکازاکی را شاید بتوان یکی از بزرگ‌ترین جنایت های تاریخی آمریکا قلمداد کرد که به مرگ آنی ۲۲۰ هزار تن منجر شد وصدها هزار تن نیز طی سال‌های پس از آن بر اثر تاثیرات آن فاجعه دچار بیماری‌های حاد شدند.

۴. کشتار ۳ میلیون ویتنامی با مشارکت آمریکا

جنگ ویتنام نام مجموعه عملیات و درگیری‌های نظامی‌ای است که از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادی‌بخش ویتنام جنوبی معروف به "ویت‌کنگ" از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش به ویژه ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر رخ داد.

جنگ آمریکا علیه ویتنام در زمان ریاست جمهوری لیندون جانسون آغاز شد و بر اساس آمار در طی ۱۶ سال جنگ، حدود ۳ میلیون ویتنامی کشته شدند.

"کشتار می لای" به مثابه یکی از جنایت‌های جنگی آمریکا، واقعه‌ای در روز ۱۶ مارس ۱۹۶۸ میلادی است که در جریان جنگ ویتنام بود و طی آن ۳۴۷ تا ۵۰۴ شهروند غیرنظامی جمهوری ویتنام جنوبی توسط سربازان واحد گردان سوم تجسسی ارتش آمریکا به قتل رسیدند. اکثر قربانیان غیرنظامیان زن و کودک بودند. قبل از قتل، برخی از قربانیان مورد شکنجه و قطع اندام نیز قرار گرفته بودند. برخی از اجساد نیز در جریان کشتار توسط سربازان قطعه‌قطعه شده بودند. علاوه بر کشتار دهکده‌های می لای، جنایت‌هایی در می خه و سون می در جریان جنگ ویتنام رخ داد که افراد زیادی در آن کشته شدند.

از جمله مهم‌ترین جنایات آمریکا در جنگ ویتنام، سم پاشی مناطق ویت کنگ‌ها با ماده شیمیایی بود. عنصر نارنجی که توسط هواپیماهای آمریکایی بر این مناطق بارید با ماده دی اکسین، سال‌های سال منجر به بیماری‌هایی چون سرطان و معلولیت ذهنی در این منطقه شده است.

آمریکاییان سالانه ۵۰۰ هزار تن بمب به این سرزمین ریختند، جنگل‌ها را با ناپالم سوزاندند و انسان‌ها را زنده زنده بریان کردند.

از سال ۱۹۶۵ کشورهای هم‌مرز ویتنام، کامبوج و لائوس نیز به دلیل کمک سربازان این دو کشور به ویت‌کنگ‌ها هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفتند. تجاوز به زنان، شکنجه دادن آنها و کشتن مردم عادی توسط نیروهای آمریکایی‌ از ۱۹۶۷ به بعد شدت یافت و جنایت بزرگی در تاریخ جهان ثبت کرد.

۵. کشتار مردم کره توسط آمریکا در سال ۱۹۵۰

جنگ کره جنگی میان جمهوری کره (کره جنوبی) با پشتیبانی نیروهای سازمان ملل متحد به رهبری ایالات متحده و جمهوری دمکراتیک خلق کره (کره شمالی) با پشتیبانی چین و کمک نظامی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی بود که در ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ با ورود نیروهای تحت فرمان حکومت کمونیستی کیم ایل سونگ به بخش جنوبی آغاز شد.

کشتار غیرنظامیان از جنایت‌های آمریکا در این جنگ بود که حدود ۳۰۰ شهروند کره‌ای توسط نیروهای ارتش آمریکا و بین ۲۶ تا ۲۹ ژوئیه ۱۹۵۰ در روستای نو گون ری کشته شدند. این کشتار توسط واحدهای لشکر یک مکانیزه آمریکا و در زیر پل آن روستا انجام شد. این واقعه را دومین واقعه تلخ بعد از کشتار می لای می‌دانند.

۶. جنایت آمریکا در افغانستان

جنگ آمریکا در افغانستان از ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۴، دوره‌ای از جنگ است که به بهانه آمریکا مبنی بر حمله القاعده به نیویورک و واشنگتن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد.

این جنگ ده‌ها هزار تلفات مستقیم غیرنظامی برجا گذاشت. بیش از ۴۰۰۰ سرباز آیساف و پیمانکاران غیرنظامی، ۱۵۰۰۰ نیروهای امنیت ملی افغانستان و همچنین بیش از ۲۰هزار غیرنظامی کشته‌شدند. در حال حاضر آمار دقیقی از تعداد کل کشته شدگان این جنگ در دست نیست، اما طبق مطالعات پروفسور "مارک هرولد" که در روزنامه گاردین منتشر شد، فقط در سه ماه اول جنگ بیش از ۴۰۰۰ تن کشته شده‌اند. تنها در سال ۲۰۰۹ بمب‌های دست ساز و مین‌های کنارجاده‌ای ۱۰۵۴ نفر قربانی گرفته‌اند. در عین حال، ده‌ها هزار غیرنظامی از زمان آغاز حملات هوایی آمریکا در سال ۲۰۰۱ تا زمان حاضر در افغانستان جان باخته‌اند.

ارتش آمریکا ۷ اکتبر ۲۰۰۱ برای نخستین بار اهدافی را در ولایت‌های کابل، قندهار، ننگرهار، قندوز، جوزجان، لوگر، تخار، نیمروز، فراه و غزنی با جنگنده‌های B-۵۲ و موشک‌های کروز مورد حمله قرار دادند. در سه هفته اول این حملات بیش از هزار نفر در این مناطق کشته شدند.

در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۱ حداقل ۲۹ غیرنظامی در روستایی در نزدیکی قندهار در حمله یک جنگنده آمریکا کشته شدند. به گزارش روزنامه «گاردین»، کاروانی متشکل از ۱۲ خودروی حامل نمایندگان قبایل ولایت شرقی که به دعوت حکومت موقت کابل به منظور شرکت در مراسمی در حال حرکت به سوی پایتخت بودند توسط هواپیمای AC-۱۳۰ ارتش آمریکا هدف قرار گرفته و ۶۵ نفر کشته شدند. همچنین سازمان ملل متحد در ۲۱ دسامبر همان سال اعلام کرد که در ۲۹ دسامبر ۲۰۰۱ جنگنده‌های ارتش آمریکا یک روستا در نزدیکی شهر گردیز مرکز ولایت پکتیا را بمباران کرده‌اند. در این حمله حداقل ۵۲ غیرنظامی افغان از جمله تعدادی زیادی زن و کودک کشته شدند. سخنگوی پنتاگون در آن زمان مدعی شد که انبار مهمات طالبان در روستای مذکور منهدم شده است. شمار تلفات غیرنظامیان افغان در سال ۲۰۰۱-۲۰۰۲ از مرز تعداد قربانیان ۱۱ سپتامبر گذشت.

پروفسور مارک هیرالد تاکید می‌کند که ۳۸۰۰ افغان از ۷ اکتبر الی ۷ دسامبر ۲۰۰۱ توسط امریکا به قتل رسیده‌اند. خبرگزاری آسوشیتیدپرس طی گزارشی در ۳ دسامبر ۲۰۰۱، تحت عنوان «بمب ایالات متحده روستای زراعی را با خاک یکسان کرد» از کشته‌ شدن ۱۵۵ تا ۳۰۰ تن از ساکنان روستای کامه ادو در ننگرهار خبر داد. روزنامه دیلی‌گراف نیز به تاریخ ۲۰ دسامبر ۲۰۰۱ در گزارشی تحت عنوان «غیرنظامیان بهای بمب‌های منحرف شده آمریکا را می‌پردازند» اعلام کرده که ده‌ها تن کشته شده‌اند. خبرگزاری پژواک و رسانه‌های بین‌المللی دیگر نیز در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۶ از کشته‌ شدن حدود ۹۰ غیرنظامی در روستای پنجوایی قندهار خبر دادند. نیروهای آمریکایی با بمباران این روستا فاجعه بزرگی آفریدند، اما هرگز از این قتل‌عام‌ها عذرخواهی نکردند.

براساس گزارش دولت افغانستان در ماه مه ۲۰۰۷ طی دو روز بمباران جنگنده‌های آمریکایی به روستایی در نزدیکی هرات، دست‌کم ۴۲ نفر، از جمله تعدادی زن و کودک قتل‌عام شدند. در این بمباران ۱۰۰ خانه ویران و حدود ۱۶۰۰ نفر بی‌خانمان شدند. در پی حمله هوایی روز ۲۲ اوت ۲۰۰۸ به روستای عزیزآباد در ولایت هرات، نیز ۹۰ غیرنظامی کشته شدند. مقامات امنیتی افغانستان ۴ مه ۲۰۰۹ اعلام کردند که حملات هوایی ناتو به رهبری آمریکا در منطقه گرانای ولایت فراه باعث کشته شدن ۱۴۵ غیرنظامی از جمله ۹۲ کودک و ۲۲ زن شد. حملات هوایی آمریکا در ۲۳ ژوئیه ۲۰۱۰ به منطقه سنگین ولایت ننگرهار باعث کشته شدن بیش از ۵۲ زن و کودک بی‌گناه شد. بیش از ۴۰۰ نفر در خیابان‌های کابل به تظاهرات پرداخته و این حمله را محکوم کردند. هیئتی از کابل برای تحقیق به منطقه اعزام شدند. براساس بررسی‌های هیئت، تمامی کشته شدگان زنان و کودکان بودند. نیروی هوایی ایالات‌ متحده آمریکا در ۳ اکتبر ۲۰۱۵، با جنگنده لاکهید AC-۱۳۰U بیمارستان قندوز در شمال افغانستان را هدف حمله قرار داد. در این حمله دستکم ۴۲ غیرنظامی کشته و ۳۰ نفر مجروح شدند. سازمان پزشکان بدون مرز پس‌ از این فاجعه اعلام کرد که پیش‌تر کلیه هشدارها راجع به موقعیت مکانی بیمارستان به نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا داده‌ شده بود و این حمله عمدی صورت گرفته است. این سازمان در ادامه حمله به بیمارستان را نقض حقوق بین‌الملل عنوان کرد و تمامی کارمندان خود را از این شهر خارج کرد.

۷. همدستی با رژیم بعث عراق در هشت سال جنگ تحمیلی علیه ایران

جنگ رژیم بعث عراق با ایران، طولانی‌ترین جنگ متعارف در قرن بیستم میلادی و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود که نزدیک به هشت سال به طول انجامید. جنگ به صورت رسمی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد. در این روز درگیری‌های پراکنده مرزی دو کشور با یورش هم‌زمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. در طی این جنگ نابرابر که همه قدرت‌های جهانی بخصوص آمریکا از صدام حمایت می کردند، ۱۶ هزار نفر در جریان بمباران مناطق مسکونی به شهادت رسیدند و بقیه در جبهه‌های نبرد شهید شدند. شهدای بسیجی ۸۵ هزار و ارتشی ۴۸ هزار نفر بودند. بیش از ۳۳ هزار دانش‌آموز و بیش از ۳۵۰۰ دانشجو هم طی این هشت سال به شهادت رسیدند. روحانیت نیز ۳۳۱۷ شهید داشتند. در این دوران شهت ساله نیز ۸۸ مسیحی، ۱۸ کلیمی و ۹ زرتشتی در دفاع از خاک میهن شهید شدند و ۲ هزار تبعه غیرایرانی نیز با حضور در جبهه‌ها به شهادت رسیدند.

در پشت صحنه این جنایت‌های جنگی وحشیانه، آمریکا قرار داشت که تلاش داشت از اهرم‌های منطقه‌ای برای مهار ایران و قدرت روزافزون انقلاب اسلامی جلوگیری کند. تحریم اقتصادی آمریکا علیه ایران، عراق را بیش از گذشته با انگیزه‌تر کرد. ماهواره‌های آمریکا تصاویر نبرد و اطلاعات استراتژیک نظامی را ساعت به ساعت به ایستگاه‌های آمریکا منعکس می‌کردند و ایستگاه‌های ردیابی، کلیه مکالمات نیروهای مسلح ایران را ثبت کرده و در اختیار ارتش صدام حسین می‌گذاشتند. تشکیل شورای همکاری خلیج فارس و ایجاد یک نیروی نظامی امنیتی در خلیج فارس با نظارت و رهبری آمریکا، در واقع حضور نظامی آمریکا در منطقه را مشروعیت بخشید تا در صورت تضعیف عراق و برتری ایران، آمریکا مستقیما کفه ترازو را به نفع عراق سنگین‌تر کند.

رژیم بعث عراق همچنین جنگ از راه دور (جنگ نفتکش‌ها، جنگ شهرها و حملات موشکی بر علیه مراکز اقتصادی) را در رئوس اهداف نظامی خود قرار داد و آمریکا در راس کشورهایی بود که امکانات نظامی وسیعی را در این زمینه در اختیار دولت بعثی عراق قرار دادند.

۸. جنایت آمریکا در عراق

جنگ عراق یک عملیات نظامی است که در ۲۰ مارس ۲۰۰۳ با حمله یک ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده به عراق آغاز شد. این جنگ با خروج آخرین تیپ رزمی آمریکایی در ۱۹ اوت ۲۰۱۰ به‌طور رسمی خاتمه یافت. هر چند بعد از آن هم حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی عمدتاً به بهانه آموزش سربازان عراقی در این کشور باقی ماندند.

دو توجیه عمده برای آغاز این جنگ توسط جرج بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا مطرح شد که یکی از آن‌ها رابطه صدام حسین با القاعده و دیگری نابود کردن سلاح‌های کشتار جمعی عراق بنابر توافق‌نامه ۱۹۹۱ بود. تجاوز به زنان و کودکان، بهره گیری از سلاح شیمیایی، کشتار جوانان و مخالفان حمله نظامی آمریکا، تخریب نهادهای آموزشی و بهداشتی، غارت اموال مردم، کشتار بی دلیل بی گناهان، آزار و اذیت کودکان، کشتار دسته جمعی اهالی روستاهای عراق، زنده به گور کردن مخالفان، به آتش کشیدن روستاهای مخالف حضور نظامی آمریکا در عراق و... برخی از جنایت‌های آمریکا در کشور عراق است.

شمار نظامیان آمریکایی که در جنگ آمریکا در عراق کشته شدند به ۴ هزار و ۷۹۵ نفر رسید و هزینه جنگ در عراق ۷۸۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

براساس این جنگ افروزی آمریکا، در عراق تا سال ۲۰۰۷ سوءتغذیه کودکان به ۲۸٪ رسید و گزارش‌ها حاکی از آن بود که حدود ۶۰ تا ۷۰٪ از کودکان عراقی دچار مشکلات روانی شده‌اند. بیشترِ عراقی‌ها به آب آشامیدنی سالم دسترسی نداشتند. به نظر می‌رسید شیوع وبا در شمال عراق به سبب کیفیت پایین آب بوده باشد. بیش از نیمی از پزشکان عراقی بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ این کشور را ترک کردند. گفته می‌شود که کاربرد اورانیوم ضعیف‌شده و فسفر سفید در سلاح‌های آمریکایی باعث نارسایی‌های نوزادان و سرطان گسترده در فلوجه شده است.

بنابر آمارهای کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان، ۴/۴ میلیون عراقی تا پایان ۲۰۱۵ آواره شده‌اند. در طول جنگ جمعیت مسیحیان عراقی به شدت کاهش پیدا کرد به طوری که از ۱/ ۵ میلیون نفر در ۲۰۰۳ به ۵۰۰۰۰۰ نفر در ۲۰۱۵ رسید.

طبق آمار ویکی‌لیکس پیرامون گزارش‌های روزانه طبقه‌بندی‌شده جنگ عراق، از ژانویه ۲۰۰۴ تا دسامبر ۲۰۰۹ نیز ۶۶۰۸۱ غیرنظامی کشته شدند. این در حالی است که براساس پژوهش مؤسسه نظرسنجی ORB که در تاریخ اوت ۲۰۰۷ منتشر شده است، ۱۰۳۳۰۰۰ مرگ خشونت‌بار ناشی از جنگ در کشور عراق اتفادق افتاده است.

«جنایت‌های انگلستان»

۱. جنایت انگلیس در افغانستان

جنگ اول افغانستان و انگلیس (۱۸۳۹ – ۱۸۴۲) در بخش جنوبی دره هلمند روی داد. این جنگ، یکی از اولین لشکرکشی‌های بزرگ قرن نوزدهم در جریان رقابت‌ها بر سر تصاحب قدرت و نفوذ در منطقه آسیای مرکزی بود که با عنوان بازی بزرگ امپراتوری بریتانیا شناخته می‌شود. در این جنگ تعداد زیادی از مردم حوالی هلمند به قتل رسیدند و ترس و وحشت در افغانستان به وجود آمد. در عین حال، آبادانی و توسعه افغانستان متوقف شد و قتل و غارت در این کشور فزونی یافت و تعدادی از غیرنظامیان در این لشکرکشی کشته شدند.

۲. اشغال هند و قحطی‌های کشنده

طی اشغال هند توسط نیروهای بریتانیا، ‌ بر اساس منابع مختلف تاریخی، در دهه ۱۷۷۰ میلادی بیش از ۱۰ میلیون هندی تنها در ایالت بنگال این کشور، بر اثر قحطی و گرسنگی، بیماری، بدرفتاری و شکنجه به دست نظامیان انگلیس و یا بر اثر فشار کار اجباری جان خود را از دست دادند. از سال ۱۹۴۲ نیز قحطی دیگری به دلیل تصمیم استعماری دولت بریتانیا و شخص چرچیل در هندوستان به وقوع پیوست که در حدود ۵ میلیون هندی دیگر را به کام مرگ کشاند. طی سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ بین ۳ /۵ تا ۵ میلیون هندی بر اثر قحطی جان باختند. به دستور چرچیل در این سال‌ها، تمامی کشتی‌هایی که برای انتقال مواد غذایی به هند مورد استفاده قرار می‌گرفت، به انتقال تجهیزات و آذوقه برای نیروهای نظامی انگلستان در شمال آفریقا به کار گرفته شدند و بدین ترتیب قحطی بزرگی این بار نیز در ایالت بنگال هند جان میلیون‌ها هندی را گرفت.

کشتار آمریت سر در پنجاب هندوستان به تاریخ ۱۹۱۹ یکی دیگر از فجایع جنگی انگلیس در هندوستان است. در طی این کشتار، معترضین به شکل مسالمت‌آمیز در مکانی جمع شدند تا به حکومت‌داری امپراتوری بریتانیا و شرایط اقتصادی اعتراض کنند. نیروهای انگلیسی به‌جای شنیدن صدای معترضین تمام خروجی‌ها را بستند و همه را به رگبار بستند. در عرض ۱۰ دقیقه حدود ۱۰۰۰ نفر کشته و همین میزان به‌شدت زخمی شدند. پارلمان انگلستان سرتیپ ریجینالد دایر فرمانده نیروها که دستور شلیک را صادر کرده بود را احضار کرد ولی به وی مدال شجاعت داد و با پاداشی ۹۰۰ هزار دلاری وی را ناجی هندوستان نامید.

۳. جنگ بوئر در آفریقای جنوبی

انگلستان در طول جنگ‌های بوئر (۱۹۰۰ تا ۱۹۰۲) چندین هزار انسان بی‌گناه را فقط برای جلوگیری از خطرات احتمالی شورش داخلی، در اردوگاه‌های کار اجباری زندانی کرد. در عرض یک سال ۱۰ درصد از مردم بوئر در مریضی و گرسنگی این اردوگاه‌ها مردند تا دولت بریتانیا به اهداف استعماری و اقتصادی خود در آفریقا برسد. سیاست‌های انگلیس برای کنترل مردم آفریقای جنوبی حدود ۴۸ هزار کشته غیرنظامی، شامل زنان و کودکان برجای گذاشت. این آمار جدای از ۳۰ هزار کشته‌شده جنگ بوئر است.

۴. نسل کشی ایرانیان در سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹

در طول تاریخ، انگلیس جنایات متعددی را درایران مرتکب شده است. یکی از آن جنایات کشتار تقریبا ۴۰% از جمعیت ایران درطول سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ میلادی بوده است. به دیگر سخن انگلیس تقریبا ۹ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ایران را در طول این سال‌ها قتل عام کرد.

درآن دوران انگلیس نه تنها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ایران امتناع می‌کرد بلکه غلات ایران را غارت کرده و نیز اجازه نمی‌داد تا غلات و مواد غذایی از کشورهای دیگر، نظیر آمریکا، هند و ... وارد ایران شود و این امر باعث شده بود تا قیمت مواد خوراکی و غلات در ایران به شدت افزایش یابد و قحطی ایران را فرا بگیرد و در اثر گرسنگی و سوء تغذیه بین ۹ تا ۱۰ میلیون نفر از ایرانیان طی دو سال جان خود را از دست بدهند.

براساس اسناد وزارت امور خارجه آمریکا، جمعیت ایران در سال ۱۹۱۴ میلادی ۲۰ میلیون نفر بوده است. این جمعیت در ۵ سال بعد، یعنی در سال ۱۹۱۹ به ۱۱ میلیون نفر تقلیل یافته است و علت آن سیاست نسل‌کشی انگلیس در ایران بوده است.

۵. بمباران شیمایی عراق توسط انگلیس

بمباران شیمیایی عراق به دستور چرچیل یکی از فجایع انسانی در طول تاریخ است. انگلیسی‌ها سلاح‌های‌ شیمیایی‌ خود را درعراق‌ آزمایش‌ کرده‌اند که مقدمات اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ را فراهم کرد.

درسال‌ ۱۹۱۹ سرهنگ‌ آرتور هریس‌ ملقب‌ به‌ هریس‌ بمب‌ افکن‌ گفت‌: اعراب‌ و کردها اکنون‌ می‌فهمند که‌ معنی‌ واقعی‌ بمباران‌ چیست‌ زیرا ظ‌رف‌ ۴۵ دقیقه‌ می‌توانیم‌ روستاها و یک‌ سوم‌ ساکنان‌ آن‌ را نابود کنیم.

در آن‌ زمان‌ فرماندهی‌ نیروی‌ هوایی‌ انگلیس‌ در آسیای غربی، آزمایش‌ سلاح‌ شیمیایی‌ بر اعرابی‌ که‌ سرسختانه‌ مقاومت‌ می‌کردند را تقاضا کرد. وینستون‌ چرچیل‌ وزیر جنگ‌ وقت‌ حمایت‌ گسترده‌ خود را از بکارگیری گازهای‌ سمی‌ برضد عشایر عراق اعلام‌ کرد. استفاده‌ از گازهای‌ کشنده‌ در سال‌ ۱۹۲۰ نیز ادامه‌ یافت. نیروی‌ هوایی‌ انگلیس‌ بار دیگر درسال‌ ۱۹۲۵ از این‌ سلاح‌ها برای‌ سرکوب‌ اهالی‌ سلیمانیه‌ عراق‌ استفاده‌ کرد. انگلیسی‌ها پاسخ ناآرامی‌های داخل عراق را با حملات شیمیایی ارتش در جنوب، و بمباران جنگنده‌های نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در شمال و جنوب دادند. بمب‌گذاری، بمباران شبانه، بمب‌افکن‌های سنگین، بمب‌های تأخیری (که به خصوص جان کودکان را تهدید می‌کند) همه و همه در طول حملات بر روستاهای کاه‌گلی و سنگی توسط انگلیس در کشور عراق رخ داد.

نیروی هوایی سلطنتی در آغاز به منظور سرکوب شورش اعراب و کردها و محافظت از ذخایر نفتی تازه‌ اکتشاف‌شده و محافظت از شهرک‌نشینان یهودی در فلسطین و دور نگاه داشتن ترکیه به عراق اعزام شد. چرچیل به خصوص بر استفاده از سلاح‌های شیمیایی مصّر بود و می‌گفت این سلاح‌ها باید علیه "اعراب سرکش" به طور آزمایشی به کار روند. در این راستا حملات به روستاها آغاز شد.

یکی دیگر از روش‌های انگلیسی‌ها در برخورد با عراقیان به رگبار بستن اهالی قبایل در حال فرار از آلودگی شیمیایی بود. با این روش چندین هزار عراقی دیگر نیز کشته شدند.

۶. قتل عام مردم آلمان توسط انگلیس در جنگ دوم جهانی

انگلستان و فرانسه در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ علیه آلمان رایش اعلان جنگ دادند. دو روز بعد از این واقعه انگلستان بمباران شهرها و جمعیت غیرنظامی آلمان را آغاز کرد. در ۵ سپتامبر ۱۹۳۹ اولین حملات هوایی علیه شهرهای کوکس‌هاون و ویلهلم‌شاون انجام گرفت؛ در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۰ شهر وسترلند بمباران شد. در ۲۰ مارس، ۱۱۰ بمب انفجاری و آتش‌زا بر فراز شهرهای کیل و هرنوم رها شدند. در این حمله یک بیمارستان به کلی تخریب شد. در آوریل ۱۹۴۰، بمب‌افکن‌های ارتش بریتانیا حملاتی فزاینده علیه شهرهایی انجام دادند که دارای هیچ نوع تأسیسات و اهمیت نظامی نبودند. وینستون چرچیل در ۱۱ می ۱۹۴۰، و درست یک روز بعد از انتصاب به عنوان نخست‌وزیر و وزیر جنگ تصمیم گرفت دستوری مبنی بر انجام حملات هوایی وسیع علیه مردم غیرنظامی آلمان صادر کند. با این حال وی مردم انگلستان را از اتخاذ این تصمیم مطلع نکرد. قربانیان بمباران درسدن، تلفات و نحوه کشته شدن قربانیان، فجیع‌تر و فراتر از یک عملیات و بمباران ساده نظامی بود. هدف نیروهای متفقین نابود کردن مردم آلمان به ترسناکترین شکل ممکن بود. وی در صبح روز بعد از بمباران به هواپیماهای سبک دستور داد که بازماندگان بمباران‌ها را در ساحل رودخانه الب به رگبار ببندند.

۷. کشتار مردم ایرلند شمالی

در شمال ایرلند شواهد معتبری در رابطه با تعداد موارد کشتار شهروندان غیرنظامی از سوی سربازان انگلیسی موجود است. بین سال‌های ۱۹۷۰ و ۲۰۰۰ پرسنل نظامی انگلیس بیش از ۳۰۰ شهروند مرد، زن و کودک را به قتل رسانده‌اند. تمامی قربانیان غیرمسلح بودند و هیچ یک خطر جانی برای سربازان انگلیسی به شمار نمی‌رفتند. در میان کشته‌شدگان کشیشان کاتولیک، زنان مسن، کودکان و حتی دختران نوجوان به چشم می‌خورند. اسنادی از دولت انگلیس منتشر شده است که در سال ۱۹۷۲ به تمامی سربازان انگلیسی متهم به کشتار شهروندان غیرنظامی در شمال ایرلند بخشودگی تعلق گرفت.

۸. کشتار مردم یمن

شکنجه‌گاه‌های عدن در یمن طی سال‌های ۱۹۶۳-۱۹۶۶ یکی دیگر از جنایت‌های انگلستان است. در دهه ۱۹۶۰ یمنی‌ها برای در دست گرفتن بندرگاه یمن دست به کار شدند. انگلیسی‌ها بهترین راه سرکوب مخالفان را در ایجاد شکنجه‌گاه‌های مخوف دیدند. نگه‌داری مخالفان در سلول‌های یخچالی با تن کاملاً برهنه موجب شد بسیاری از آن‌ها ذات‌الریه بگیرند و از بین بروند. سوزاندن بدن‌ها با سیگار، نشاندن زندانیان برهنه روی نیزه و تجاوز جنسی از دیگر شکنجه‌های این مراکز بود.

«جنایت‌های فرانسه»

۱. جنگ الجزایر

در ۱۸ مه ۱۸۳۰ فرانسه به بهانه آن که فرمانروای الجزایر، سه سال پیش از آن، برای وصول هفت میلیون فرانک طلب این کشور از فرانسه، پاریس را تهدید کرده بود، دستور حمله به الجزایر را صادر کرد. اما بر خلاف تصور دولت‌مردان فرانسه، مردم الجزایر در مقابل حمله به کشورشان به شدت مقاومت کردند و حتی پس از اشغال این کشور توسط سربازان فرانسوی، امیر عبدالقادر الجزایری، سال‌ها با آن‌ها مبارزه کرد. با این وصف، به دلیل برتری تجهیزات فرانسویان، آنان پس از کشتار و شکنجه مردم و تجاوز به عنف در این کشور و سرکوب مقاومت آزادی‌خواهان مسلمان الجزایری، بر این کشور مسلط شدند.

سرانجام در سال ۱۹۶۲، پس از یک جنگ استقلال‌طلبانه خونین که طی آن بین ۵۰۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰۰ نفر به دست ارتش فرانسه و جبهه ملی آزادی کشته شدند، کشور الجزایر به پایتختی الجزیره اعلام استقلال کرد. بهانه حمله به الجزایر ادب کردن پادشاه آن کشور خوانده شد اما نتیجه آن تخریب آبادی الجزایر و آوارگی ملت آن و شکنجه و کشتن هزاران الجزایری و تجاوز وحشیانه به نوامیس آنان بود. از جمله جنایت‌های تاریخی این اشغال جدا کردن سر مسلمانان توسط نیروهای فرانسوی در الجزایر بود.

۲. جنایات فرانسه در جنگ جهانی دوم

کشتار آندلوت یکی از فجایع جنگی فرانسوی‌ها در ۱۲ سپتامبر ۱۹۴۴ است. در این تاریخ نیروهای فرانسوی حدود ۵۰۰ اسیر آلمانی را در انباری جمع کردند و به دستور فرمانده با تانک به جمعیت شلیک کردند. دست و پای قربانیان به همه سو پراکنده می‌شد و آن‌هایی که هنوز نفس می‌کشیدند را با مسلسل تیرباران کردند.

در دوران جنگ جهانی دوم، در آوریل ۱۹۴۵ شهر فرودنشتات در جنوب غربی آلمان مورد هجوم نیروهای فرانسوی قرار گرفت. فرانسوی‌ها این شهر را که مردم غیرنظامی در آن سکونت داشتند به مدت ۱۶ ساعت زیر توپ گرفتند. حدود ۶۰۰ ساختمان، یعنی ۹۵ درصد از کل شهر در این چند ساعت نابود و ۱۴۰۰ خانوار آواره شدند. فرانسوی‌ها طی حملات بعدیشان از هر گونه خشونت و تجاوزی استفاده کردند. سربازان فرانسوی سربازان آلمانی را آغشته به گازوئیل می‌کردند و به آتش می‌کشیدند و سوختنشان را تماشا می‌کردند. صدها اسیر آلمانی در فرودگاه لو بورژه در نزدیکی پاریس کشته شدند و بسیاری از اسرا زیر چرخ‌های تانک توسط فرانسوی‌ها از بین رفتند.

۳. کمک‌های فرانسه به رژیم بعث در جنگ تحمیلی علیه ایران

مجموعه کمک‌های نظامی و اطلاعاتی فرانسه از قبل از جنگ ایران و عراق یعنی سال ۱۹۷۳ شروع شد و با شروع جنگ ۸ ساله نیز این کمک‌ها شدت گرفت. حجم کمک‌های نظامی و فروش تجهیزات فرانسه به عراق در طول جنگ تا حدی بود که این کشور در رده دوم فروشندگان تسلیحات به عراق قرار گرفت. با توجه به سند شماره ۲۰۹۹/۴/۵۳/د مورخ ۲ آوریل ۱۹۸۷ وزارت دفاع عراق، فیلیپ روندو، از نقش خود در ارسال هواپیماهای میراژ و موشک‌های رولاند خطاب به عدنان خیرالله سخن می‌گوید. وی همچنین خبر از بحث در هیئت دولت فرانسه بر سر امکان دست‌یابی محدود عراق به سلاح هسته‌ای در جنگ می‌دهد.

دکترین نیروی هوایی عراق بیش از شوروی به فرانسه نزدیک بود. رژیم بعث از بهترین خلبانان خود بجای هواپیماهای شوروی، بر روی هواپیماهای فرانسوی استفاده می‌کرد. فرانسه قرار داد فروش ۱۳۳ فروند داسو میراژ اف۱ را بین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۷ با عراق امضا کرد. فرانسه ۵ فروند سوپر اتاندارد در اختیار عراق قرار داد که به موشک اگزوست مجهز شده و در جنگ نفتکش‌ها توسط عراق بکار گرفته شد. در همین راستا، فرانسه هلیکوپترهای آئروسپاسیال آلوئت ۴ پوما (بالگرد) سوپر فرلون را در اختیار عراق قرار داد.

اطلاعاتی که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد نشان می‌داد که فرانسه از تأمین کنندگان زنجیره تولید بمب‌های شیمایی برای عراق علیه ایران بوده‌است. ده‌ها هزار ایرانی که بخش عمده‌ای از آنان را غیر نظامیان تشکیل می‌دادند از جمله ده‌ها هزار کرد عراقی با بمب‌های شیمایی صدام قتل‌عام یا مجروح شدند و پس از تحمل سال‌ها درد و رنج از دنیا رفتند.

۴. عملیات هوایی، نظامی و اطلاعاتی فرانسه علیه لیبی

فرانسه در سال ۲۰۱۱ میلادی نقش مهمی در حملات هوایی ناتو به لیبی داشته است. پاریس همچنین تایید کرده است که یک پایگاه نظامی پیشرفته را در شمال نیجر در مرز لیبی احداث کرده است. حمله هوایی علیه ارتش لیبی اولین بار توسط نیروی هوایی فرانسه انجام شد و طی اقدامات نیروهای فرانسوی، بسیاری از غیرنظامیان کشته شدند.

 5- 

رسانه های فرانسوی، از وجود بیش از 18 هزار جمجمه پرده برداشتند که در "موزۀ انسان" در پایتخت فرانسه نگهداری می شوند. این جمجمه ها متعلق به شهروندان الجزایری است که سرهایشان توسط استعمارگران فرانسوی قطع شد. این موضوعی است که مقامات فرانسه، ده ها سال است حاضر به اعتراف به آن نیستند.

جنایاتی شبیه داعش در موزه فرانسه!+تصاویر

رسانه های فرانسوی به ویژه شبکه "فرانس 24" می گویند: از میان این جمجمه ها، صاحبان 500 جمجمه شناسی شده اند. از این تعداد، 36 جمجمه، متعلق به سران مقاومت الجزایر است که در قرن نوزدهم توسط استعمارگران فرانسوی کشته شدند و سرشان بریده شد؛ آن گاه به دلایل سیاسی و آنتروپولوژیک، به پایتخت فرانسه منتقل شد.جنایاتی شبیه داعش در موزه فرانسه!+تصاویر

شناسایی این جمجمه ها و محل نگهداری آن ها، به سال 2011 بازمی گردد. تلاش های گسترده و پژوهش های متوالی مورخی الجزایری به نام فرید بلقاضی، به کشف این جمجمه ها منجر شد. بلقاضی ثابت کرد که در حال حاضر، جمجمۀ 36 تن از رهبران مقاومت الجزایر طی سال های 1830 تا 1870، در موزۀ انسان در پاریس نگهداری می شود.

این موضوع سبب تلاش های گستردۀ مورخانی از فرانسه و الجزایر برای دامن زدن به این موضوع شد که از میان این مورخان می توان به ابراهیم السنوسی از الجزایر و پاسکال بلونشار از فرانسه اشاره کرد.جنایاتی شبیه داعش در موزه فرانسه!+تصاویر

استعمار فرانسه، از 1830 تا 1926 بر الجزایر حاکم بود و مورخان و سازمان های متخصص تاکید می کنند که استعمارگران در این مدت، جنایت های متعددی مرتکب شده و صدها هزار تن از ساکنان این کشور را آواره کردند.

انجمن حقوق بشر الجزایر که سازمان حقوقی مستقلی است، می گوید: استعمار فرانسه، در مدت حضور خود در فرانسه، دستکم 10 

جنایاتی شبیه داعش در موزه فرانسه!+تصاویر

مقامات الجزایر، خواستار اعتراف فرانسه به ارتکاب این جنایت ها و پرداخت غرامت و تاوان به بازماندگانِ کشته ها هستند؛ اما فرانسه بر این باور است که تاریخ مصرف این مبحث گذشته و این موضوع باید بایگانی شود و نگاه ها باید به آینده باشد!

«جنایات کانادا» 

6- فاجعه کشف گورهای جمعی کودکان بومی کانادا

در بازه زمانی ۱۸۸۳ تا ۱۹۹۶، حدود ۱۵۰ هزار کودک بودمی کانادایی از خانواده‌های خود به اجبار جدا شدند و به مدارس شبانه‌روزی فرستاده شدند که کلیسای کاتولیک آن را تأسیس کرده بود و هدف اصلی آن دور کردن این کودکان از جوامع بومی کانادا و جلوگیری از ترویج زبان و سنت‌های مادری‌ و تربیت آن‌ها به شیوه‌ای تحمیلی بود.

بسیاری از این کودکان بومی در مدارس شبانه‌روزی مورد آزار جسمی و جنسی قرار می‌گرفتند و به اعتقاد بسیاری این گونه مدارس زخم‌ها و آسیب‌های ماندگاری را برجای گذاشت که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است.

 

ماجرای کشف گورهای جمعی در مدارس بومی‌های کانادا

ماجرای کشف گورهای جمعی در مدارس بومی‌های کانادا

 

ماجرای کشف گورهای جمعی در مدارس بومی‌های کانادا

 

روزنامه آمریکایی واشنگتن پست گزارش داده که کمیسیون حقیقت و آشتی کانادا در گزارش سال ۲۰۱۵ خود نتیجه‌گیری کرد که آن چه در مدارس شبانه‌روزی بومی‌های کانادا رخ داده، «نسل کشی فرهنگی» بوده است.

تحقیقات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که دست‌کم سه هزار و ۲۰۰ دانش‌آموز بومی در بازه زمانی مذکور در مدارس شبانه‌روزی فوق جان خود را از دست دادند و حتی برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد که آمار واقعی دانش‌آموزان بومی که جان خود را در مدارس شبانه روزی از دست داده‌اند بسیار بیشتر از رقمی است که رسماً اعلام شده و حتی در برخی موارد بیش از چهار هزار و ۱۰۰ دانش‌آموز اعلام شده است.

بر اساس این گزارش، دانش‌آموزان در مدارس شبانه‌روزی اغلب بر اثر ابتلا به بیماری‌هایی چون سل که به سرعت در مکان‌های تنگ و فشرده و غیربهداشتی گسترش پیدا می‌کند، فوت کرده‌اند و این که اکثر این کودکان دچار سوء تغذیه بوده‌اند. همچنین طبق گزارش‌ها، بسیاری از این کودکان بومی در مدارس شبانه‌روزی بر اثر خودکشی، آتش‌سوزی و  حوادثی مرتبط با کارهای طولانی و سخت و طاقت‌فرسا یا یخ‌زدگی در حین تلاش برای فرار از مدرسه جان خود را از دست داده‌اند.

برخی مقام‌هایی که در تلاش هستند تا این گورهای جمعی را پیدا و فهرستی از کودکانی تهیه کنند که در این مدارس جان خود را از دست داده‌اند، در سال ۲۰۱۸ به روزنامه آمریکایی واشنگتن پست گفتند که فقدان منابع و اسناد گم شده مانع از پیشرفت در این زمینه شده و ترس از تخریب و نابودی گورهای بی‌نشان تا حد زیادی افزایش یافته است.

«جنایات هلند»

«سروی هولزکن» نظامی بازنشسته هلند به جنایات نظامیان این کشور در افغانستان اعتراف کرد که در سال ۲۰۰۷ میلادی در حالی که در ولایت ارزگان حضور داشت با توپخانه به سمت منازل غیرنظامیان شلیک کرده و امکان دارد که شماری را کشته باشد.

آلمان طرفدار رژیم صهیونیستی

«آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان نیز در تماس تلفنی با نتانیاهو بر حمایت دولت آلمان از اسرائیل در بحبوحه حملات این رژیم علیه مردم فلسطین تأکید کرد. سخنگوی مرکل درباره این تماس تلفنی گفت: «مرکل بار دیگر حملات راکتی از غزه به اسرائیل را شدیداً محکوم کرد و به نتانیاهو درخصوص همبستگی دولت آلمان تضمین داد.»

این در حالی است که بسیاری از مقام‌های سیاسی و نهادهای حقوق بشری در روزهای گذشته اقدامات تجاوزکارانه صهیونیست‌ها را  در قدس اشغالی محکوم کرده‌اند.

حمایت نخست وزیر هلند از جنایات رژیم صهیونیستی

دیدبان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرده  که مقام‌های اسرائیلی مرتکب جنایاتی علیه بشریت  و آزار و اذیت فلسطینی‌ها شده‌اند. این سازمان در گزارش ۲۱۳ صفحه‌ای خود  اعلام کرد: «سیاست کلی اسرائیل حفظ سلطه یهودیان بر فلسطینی‌ها و سو استفاده علیه فلسطینیان ساکن در سرزمین اشغالی از جمله شرق قدس است.»

- سی سال هلند پذیرایی یک تروریست بود. 

«علی معتمد» در روز سه‌شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴ (۱۵ دسامبر ۲۰۱۵) در مقابل خانه خود در شهر آلمیره هلند به قتل رسید. 

«علی معتمد» که دولت هلند سنگ او را به سینه می‌زند، همان «محمدرضا کلاهی صمدی» عامل انفجار تروریستی دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۷ تیر ۱۳۶۰ و شهادت ۷۲ تن از مسئولان نظام ما بود.

این تروریست شناسنامه‌دار بین‌المللی در همان تابستان سال ۶۰ از طریق گروهک تروریستی منافقین و چند تن از عناصر تروریستی عضو حزب دموکرات کردستان، از کشور فرار کرد و به قلب اروپا پناه برد.

به خاطر همایت از یک تروریست دولت هلند در روز دوشنبه ۱۷ دی ۹۷، (۷ ژانویه ۲۰۱۹)  دو دیپلمات ایرانی را به سبب مشارکت در قتل فردی به نام «علی معتمد»، اخراج کرده است!

با این وجود دولت هلند، نه تنها اقدام به استرداد تروریستی به نام «محمدرضا کلاهی» به مراجع دیپلماتیک و قضایی ایران نکرد که حتی با جعل هویت برای «کلاهی»، او را «علی معتمد» نامید و حتی شرایط استخدام وی در شرکتی هلندی به نام «اِنکو» را فراهم آورد. 

 

 

 

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 992
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 20 تیر 1400

 

حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: «أَلأَدَبُ فی الإنسانِ کَشَجَرَةٍ أَصلُهَا العَقلُ[غرر الحکم و درر الکلم، ص 247، روایت 5098]» ادب در انسان مانند درختي است كه ريشهاش عقل است. حضرت ادب را در انسان به درختی تشبیه فرموده است که ریشه او عقل است.

روایات متعدّدي داریم که در آنها رابطه بین عقل و ادب را با تعبیرات مختلفه مطرح میکند. مثلاً در روایتی از علی (علیه السلام) آمده است: « کُلُّ شَئٍ یَحتاجُ أِلَی العَقلِ وَ العَقلُ یَحتاجُ إِلَی الأَدَبِ[همان، ص 248، روایت 5102]» هر چيزي به عقل احتياج دارد و عقل محتاج ادب است.

در روايتي ديگر از علی (علیه السلام): « لَن یَنجَع أَلأَدَبُ حَتّی یُقارِنَهُ العَقلُ[همان، ص 53، روایت 426]» ادب سود نميدهد مگر آنكه همراه با عقل شود.

ادب به عقل محتاج است، و عقل به ادب. حضرت یک رابطه تنگاتنگ بین عقل و ادب برقرار میکند. تعبیرات زیاد دیگري در اين رابطه داريم. مانند: «نِعمَ قَرینُ العَقلِ أَلأَدَب[همان، ص 248، روایت 5104]» بهترين همنشين عقل ادب است. «لا أَدَبَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ[بحار الانوار، ج 75، ص 111]» كسي كه عقل ندارد، ادب ندارد.

عقل نظری قوۀ تشخیص حق از باطل است که جنبه های استدلالی دارد و در ارتباط با تشخیص حق از باطل پیش میآید. مثلاً راجع به توحید، برهان اقامه میکند كه توحید حق است و شرک باطل است. ولي در تشخیص افعال ظالمانه و عادلانه عقل عملی میگوید كه چه خوب است و چه بد است. خوبی و بدی را ما با عقل عملیمان تشخیص می­دهیم. مثلاً امانتداری خوب است، خیانت بد است، دروغ گفتن زشت است، راستی و درستی زیباست و... هيچ كدام از اینها، جنبه استدلالی ندارد که بخواهیم با عقل نظري اثبات كنيم. عقل عملی اینها را میفهمد.

اینها گویای این مطلب است که آن بذر الهی كه در درون انسان پاشیده شده است- اعم از عقل نظری كه استدلالي است و عقل عملی که قوّه و نيروي تشخیص است - این نشای الهی باید با ادب و تربیت به فعلیّت برسد و بارور شود. هر کودکی که به دنیا میآید، هر دو گونه عقل را دارد. پدر و مادر باید چه کنند؟ باید کاری کنند که این بذر بیرون بیاید، این نشا رشد کند، بارور بشود و به فعلیّت برسد،

 


:: بازدید از این مطلب : 718
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 19 تیر 1400

 

کانال تلگرامی هاون مدیا به نقل از رابرت رایش، پروفسور، نویسنده و وزیرکار بیل کلینتون نوشت:

8 میلیون نفر در فقرند

19 میلیون نفر در معرض خطر تخلیه منزلشان

26 میلیون نفر گرسنه

در همین حال، میلیاردرهای آمریکایی از ماه مارس تاکنون 1تریلیون دلار به ثروتشان اضافه کرده اند

ای بابا نگو، الان زیبا کلام و ... ناراحت میشن

 

به آقای زیباکلام بگویید که:

- دستگاه پیچیده اندازه‌گیری اکسیژن خون کاملا وارداتی بود، اما جوانان یک تیم دانش‌بنیان کشورمان بالاخره اکسیمتر ایرانی را به عنوان اولین کشور در خاورمیانه ساختند.

- تولید دستگاه های ونتیلاتور در کشور در دوران شیوع کرونا به هزار و ۵۰۰ دستگاه در ماه افزایش یافته است، در حالی که این میزان در ابتدای بحران کرونا ماهانه حدود ۵۰ دستگاه بود.

- اکنون ایران جزء معدود کشورهایی است که تمام پلتفرم‌های تولید واکسن را در اختیار دارد، البته دلیل اینکه کشورهایی زودتر از ما به واکسن رسیدند به خاطر زیرساخت‌های قدیمی آن‌ها در فرایند فعالیت‌های تحقیقاتی است که در زمینه واکسن‌های سارس و مرس داشتند وگرنه سرعت ما به صورت قدر مطلق بسیار بالاتر از کشورهای دیگر بود.

- واکسن اسپوتنیک تولید شده در ایران با حضور وزیر بهداشت رونمایی شد.

 

راه و چاره خود تحقیری این است که:

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 701
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 19 تیر 1400

 

نمایندگانی از هر دو حزب دموکرات‌ و جمهوری‌خواه آمریکا ازجمله رئیس کمیته روابط خارجی سنا قرار است در همایش این هفته منافقین که به‌صورت مجازی برگزار می‌شود، حضور یابند. این همایش با عنوان "اجلاس جهانی ایران آزاد ۲۰۲۱" در سه روز و به‌صورت وبینار برگزار شود.

 ازجمله میهمانان این جلسه کوین مک کارتی، رهبر جمهوری خواهان در مجلس نمایندگان، و باب منندز، سناتور دموکرات آمریکایی و رئیس کمیته روابط خارجی سنا هستند که قرار است در این همایش ضد ایرانی حضور یابند.

برخی سناتورهای دموکرات آمریکا ازجمله «کوری بوکر» از نیوجرسی، جین شاهین، سناتور ایالت نیوهمپشایر، ریک اسکات، نماینده فلوریدا و جان کورنین از تگزاس هم ازجمله حاضران در همایش منافقین هستند.

قرار است تد کروز، سناتور بدنام جمهوری‌خواه و شیلا جکسون لی، نماینده دموکرات مجلس آمریکا در همایش منافقین سخنرانی داشته باشند.

پیش‌ازاین روزنامه گاردین در گزارشی نوشته بود که میهمانان منافقین در این دست همایش‌ها با گرفتن پول و وعده‌های غذایی در این دست نمایش‌های فریب‌کارانه شرکت می‌کنند.

جین استوکر سردبیر «دیفنس پست» و کارشناس مسائل مربوط به منافقین، دو سال قبل در گزارشی به افشاگری دست‌زده و نوشت: جان بولتون مشاور امنیت ملی جنگ‌طلب ترامپ ۱۸۰ هزار دلار از سخنرانی‌هایش در نشست‌های منافقین درآمد کسب کرده است.

نکته قابل تامل در برگزاری این نسشت آن که؛ پس از روی کار آمدن بایدن در کاخ سفید جریان لیبرال داخلی حزب دموکرات را بزک‌کرده و سعی در فاصله‌گذاری میان دو حزب حاکم بر آمریکا داشت؛ ستاد بایدن به فارسی در دستورالعمل مشترک در رسانه های اصلاح طلب این گونه وانمود می کرد که حزب دموکرات با جمهوری خواه فرق دارد و می توان با اولی همکاری کرد.

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

 

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

 

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

حضور هم‌زمان هر دو حزب آمریکایی در نشست جنایت‌کارترین فرقه تاریخ سیاسی ایران نشان می‌دهد که این دو حزب هرچند اختلافات متعددی در برخی حوزه‌ها دارند، اما به اعتبار مافیای صهیونیسم مسیحی، درباره دشمنی و فشار بر ایران اتفاق‌نظر کامل دارند.

دموکرات‌ها در دولت اوباما، ‌ فتنه و آشوب ۸۸ را راه‌اندازی کرده و از آن در مسیر براندازی حمایت کردند. آن‌ها همچنین با استقبال از پروژه جنگ نیابتی، داعش را در عراق و سوریه راه‌اندازی کرده و تهدید نظامی را در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای، تا پشت مرزهای ایران کشاندند که با قدرت‌نمایی شجاعانه سردار سلیمانی و همرزمان منطقه‌ای‌اش، خنثی شد.

دولت اوباما حتی پیشگام نقض سیستماتیک و پیاپی برجام بود و درواقع با گروگان‌گیری برجام و وعده‌های نسیه آن، از ایران می‌خواست پای مذاکرات و امتیازدهی‌های جدید بیاید. تحریم‌های ویزا و کاتسا و آیسا، یادگار دولت اوباما و پس از انعقاد برجام برای برداشتن تحریم‌هاست.

حتی در دوران حضور ترامپ در کاخ سفید حزب دموکرات با جمهوری خواهان در اقدامات ضد ایرانی داشته و در تصویب و اعمال تحریم‌های پسا برجامی و نقض برجام، همکاری و هماهنگی کامل داشته است.

۲۶ آبان ۹۵ نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه بالا اتفاق به تمدید ۱۰ ساله تحریم‌های ایران (ایسا) رأی دادند. ۴۱۹ نماینده از تمدید تحریم‌ها حمایت کردند و تنها یک نفر رأی مخالف داد. این قانون اول‌بار سال ۱۹۹۶ میلادی تصویب‌شده بود و شرکت‌های همکار با ایران در بخش انرژی را مجازات می‌کرد.

بایدن پس از پیروزی بحث برانگیز در انتخابات آمریکا در یک توییت فارسی و با خط نستعلیق نوشت که نوبت دیپلماسی فرا رسیده است؛ در تهران حسن روحانی به استقبال چراغ سبز آمریکایی ها رفته و با مقایسه ترامپ با صدام در سخنانی گفت که ایران آماده مذاکره برجامی با طرف آمریکایی است.

الاغ و فیل‌ها در ضیافت تروریست‌ها

اما تاریخ انقضای این فریب کاری خیلی زود به پایان رسید و مشخص شد که زیر دستکش مخملین آمریکایی ها دستی چدنی قرار داشته و دموکرات ها در مذاکرات وین دقیقا همان چیزی را طلب می کنند که جنگ طلبان حزب جمهوری خواه ۴ سال در پی آن به ایران فشار می آوردند. این نمایش مضحک اخیرا با اقدام انقابی مجلسدر کور کردن چشم آژانس و تولید فلز اورانیوم ۲۰ درصدی از سوی تهران به پایان رسید.

آبروریزی بزرگ حزب دموکرات در همراهی با یک فرقه تروریست که دستش به خون بیش از ۱۷ هزار ایرانی آلوده است نشان داد؛ حزب دموکرات و بایدن همان حزب جمهوری خواه و ترامپ است؛ اما در پوششی فریبنده و به مراتب خطرناک تر!


:: بازدید از این مطلب : 928
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران