منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 3
:: بازدید هفته : 15
:: بازدید ماه : 331
:: بازدید سال : 465
:: بازدید کلی : 465
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 07 بهمن 1398
رئیس‌جمهور از وحدت و آشتی ملی می‌گوید. او روز ۲۵ دی ماه در بخشی از سخنانش در جلسه هیئت دولت گفت: «بیایید این مشکلات یک هفته و ۱۰روز را مقدمه کنیم و این غم و مشکلات بزرگ را به یک تصمیم بزرگ تبدیل کنیم. آن تصمیم بزرگ، آشتی ملی است. بیایید همه با هم آشتی کنیم. کینه‌ها را از دل برداریم، این انتخابات، ۲۲‌بهمن و روز‌های آینده قدم اول این حرکت باشد.»
این سخنان البته ظاهر زیبایی دارد، اما مرور مواضع رئیس‌جمهور در همین ماه‌های اخیر چندان رنگ و بوی آشتی ندارد و حتی بیشتر به چاشنی‌های انفجاری می‌ماند!

علیه قوه قضائیه
خبرگزاری فارس می‌نویسد: رئیس‌جمهور ۱۹آبان ماه سال جاری یعنی تنها چند ساعت تا شروع پرحاشیه گران کردن بنزین توسط دولت در جمع مردم یزد تصریح کرد: «اینکه چند نفر را به دادگاه کشانده و تبلیغ مبارزه با فساد شود، بدانید که سرِ مردم کلاه نمی‌رود...»

این سخنان در زمانی مطرح شد که برخی از نزدیکان دولت، چون حسین فریدون، برادر رئیس‌جمهور به اتهام اخذ رشوه به پنج سال حبس قطعی و ردمال به مبلغ ۳۱میلیارد تومان محکوم شده، پرونده شبنم نعمت‌زاده دختر محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنعت دولت یازدهم نیز به اتهام «احتکار دارو» در حال رسیدگی است، پوری حسینی رئیس سازمان خصوصی‌سازی نیز به اتهام خصوصی‌سازی‌های بدون ضابطه و افسارگسیخته در بازداشت به سر می‌برد و صحبت‌هایی از دستگیری پیوندی رئیس سازمان هلال احمر و از نزدیکان روحانی نیز به گوش می‌رسد. اما این تنها سخنان حاشیه‌دار روحانی در میدان امیر چخماق یزد نبود، روحانی در ادامه سخنرانی پرحاشیه خود بیان داشت: «یک عده آدمی که نه اخلاق و نه ایمان دارند و نه با منافع ملی آشنا هستند چنین می‌گویند که پارسال ۱۸ میلیارد دلار گم شده است!... مردم بدانند در این دولت یک ریال یا یک دلار گم نخواهد شد و آن در دوران دیگری بود که میلیارد‌ها دلار گم می‌شد و هنوز هم پیدا نشده است، بنابراین راه را اشتباه نروید... از قوه قضائیه که با فساد‌های میلیونی و میلیارد تومانی برخورد می‌کند می‌خواهم که مبارزه با فساد میلیارد دلاری را هم برای مردم توضیح دهد... اینکه هنوز بعد از گذشت چند سال برای ما روشن نیست آقایی که ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون پول مردم را خورد و او را دستگیر کرده و حتی حکم اعدام هم برایش صادر شد و اکنون در زندان است الان، این پول کجاست و چه کسانی مسئول هستند و چرا آن‌هایی که در این زمینه نقش داشتند برای مردم توضیح نمی‌دهند.»

بگم‌بگم‌های روحانی
نگاه رایج روحانی در سخنرانی‌اش در روز پرحاشیه یزد تمامی نداشت، او در ادامه سخنرانی خود بیان داشت: «می‌خواهم نهاد‌هایی که بیش از ۷۰۰ میلیون دلار بدهکارند به مردم توضیح داده شود و در همه این زمینه‌ها از وزیر نفت می‌خواهم که این آمار و ارقام را برای مردم روشن کند، همچنین رئیس بانک مرکزی را مسئول می‌کنم تا پرونده ۲ میلیارد دلاری را به مردم گزارش کند و از دستگاه‌های نظارتی نیز می‌خواهم که سرنوشت ۹۴۷ میلیون دلار را برای مردم روشن کنند.»
این سخنان روحانی هیچ گاه با افشاگری دقیق یا سپردن پرونده‌ها به قوه قضائیه همراه نشد.

نسبت رفتار خود با دیگران
ساعاتی پس از این سخنرانی روحانی در جلسه شورای اداری استان یزد باز هم همین تاکتیک را اجرا کرد و بیان داشت: «بعد از انتخابات چهار سال باید آتش‌بس اعلام شود، در زمان جاهلیت هم که همه باهم جنگ و درگیری داشتند، چهار ماه، ماه حرام بود و جنگ تعطیل می‌شد، اما گویا در کشور ما، ماه حرام هم نداریم.»
مقایسه با عصر جاهلیت جالب توجه بود، اما مهم‌تر آن بود که این خود روحانی و حامیان و دولتمردان او بودند که همچنان نیز به برخی مسئولان کشور به چشم رقیب انتخاباتی نگاه می‌کردند تا جایی که وقتی محمدباقر قالیباف برای انتخابات ثبت‌نام کرد، دولتی‌ها به رغم منع قانونی برای دخالت جناحی در انتخابات، علیه او موضع گرفتند.

شنود؛ اسم رمز ادعایی برای پرت کردن حواس مردم
برهم زدن امنیت روانی مردم در سفر رئیس‌جمهور به کرمان هم ادامه یافت. فردای همان روز سخنرانی در یزد، روحانی در مراسم افتتاح طرح‌های اقتصادی استان کرمان بدون در نظر گرفتن عدم ارتباط سخنانش با موضوع مراسم، گفت: «هر کس نقصی دارد و اگر شما در زندگی کسی شنود بگذارید، در نهایت در زندگی آن فرد خطا پیدا می‌کنید... خداوند ستارالعیوب است و چرا با پول مردم دستگاهی خریده می‌شود و سپس آن دستگاه را در زندگی و کار آنان می‌گذارند و اطلاعات جمع‌آوری می‌کنند، این راه نیست و نباید مردم را آزار دهیم و بر مبنای اخلاق اسلامی با هم رفتار کنیم و عیب‌ها را بپوشانیم که البته این به معنای عدم‌برخورد با جنایتکار و فاسد نیست. وقتی پرونده هست رسیدگی می‌کنیم، اما یک زمانی می‌خواهیم پرونده بسازیم و رسیدگی کنیم که این بد است.»

بی‌اطلاعی عجیب و خنده‌های عجیب‌تر روحانی
دو سه روز بعد از این سخنان، دولت ناگهان و بدون زمینه‌سازی عمومی قبلی، دست به سهمیه‌بندی بنزین و افزایش قیمت آن زد و جامعه را با یک شوک خبری و روانی مواجه کرد. خود این بی‌تدبیری رسانه‌ای دولت به حد کفایت متناقض با سخنان روحانی در دعوت به آشتی ملی است، اما چند روز بعد، روحانی در اظهاراتی عجیب، مدعی شد که از زمان سهمیه‌بندی بنزین نه تنها مطلع نبوده، بلکه اساساً گفته بوده که به من زمان اجرا را نگویید! این سخنان روحانی که با خنده‌های عجیب او همراه بود، انتقادات بسیاری را موجب شد و باری دیگر فضای روانی جامعه را به هم ریخت.

شورای نگهبان؛ سیبل جدید تفنگ روحانی
با شروع دی ماه فضای اعتراضی آذر ماه نیز مجدداً رو به آرامش می‌گذاشت که خبر شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی همه را شوکه کرد و در ادامه آن نیز آن حضور ده‌ها میلیونی در شهر‌های مختلف آرامش نهایی را برای کشور به ارمغان آورد، اما روحانی باز هم نتوانست از ظرفیت مشروعیت مدنی دولت استفاده کند و تنها پس از چند روز از ترور سردار ایرانی توسط امریکا و غم حادثه سقوط هواپیمای اوکراینی پیکان حملات خود را به سمت شورای نگهبان نشانه رفت، هر چند این اظهارات در چارچوب وظایف شخص رئیس‌جمهور و دولت نبود، اما دخالت در وظایف قانونی نهاد‌ها و قوای دیگر جزئی از نطق‌های روحانی است.

رئیس‌جمهور در دی ماه و پس از ۱۰ روز پرحادثه در کشور بیان داشت: «همه آن‌هایی که در این انتخابات نقش دارید از شما خواهش می‌کنم، آن جایی که روشن است تا صلاحیت فردی رد شود، آن را رد کنید، اما آن جا‌هایی که نامشخص است یا احتمالات ضعیف است، مردم را ناراحت نکنید، به مردم نگوییم که در برابر یک صندلی مجلس ۱۷نفر، ۱۷۰یا هزارو ۷۰۰ نفر کاندیدا هستند، ببینیم از چند جناح هزارو ۷۰۰ نفر کاندیدا هستند؟ ۱۷نفر از چند جناح، از یک جناح؟ اینکه انتخابات نمی‌شود. مثل اینکه در مغازه‌ای از یک جنس، ۲هزار عدد وجود داشته باشد. مردم تنوع می‌خواهند. بگذارید در میدان انتخابات همه احزاب و گروه‌ها شرکت کنند، قطعاً ضرر نمی‌کنید. با یک جناح نمی‌شود کشور را اداره کرد. کشور متعلق به همه است. اگر تمام ۸۳میلیون متحد باشیم و یک نفر مخالف، باید تلاش کنیم آن یک نفر را هم جذب کنیم. یک نفر مخالف هم برای ما زیاد است در حالی که شما یک جناح و جمعیت بزرگ را مخالف می‌کنید. باید حواسمان را جمع کنیم.»

تذکر ۶ سال پیش
مدل عصبانیت روحانی پیش از این مورد تذکر قرار گرفته بود. محسن رضایی در مناظرات انتخاباتی سال۹۲ گفته بود که اگر بخواهد با این عصبانیت و داد و بیداد کردن سکان کشور را دست بگیرد خدا رحم کند به این کشور!
حال ما باید حسن روحانی را به آشتی ملی دعوت کنیم؛ دعوت به اینکه کمتر فضای روانی جامعه را دستخوش به هم ریختگی و تفرقه کند.

کدام مصوبه تنش‌زا؟!
روز گذشته هم حسن روحانی در جلسه هیئت دولت بر حرف خود مبنی بر عدم ایجاد تنش در جامعه تأکید کرد: «اگر کسی در کشور می‌خواهد اقدامی انجام دهد که با قدرت ملی کشورمان سازگار نیست، حتماً مسئول است و باید در برابر مردم پاسخگو باشد. اگر کسی کلام، سخن و مصوبه‌اش به یک تنش غیرضروری تبدیل شود، باید به مردم پاسخگو باشد.».

اما رئیس جمهور در ادامه همین سخنان، از طعنه و کنایه به شورای نگهبان دریغ نمی‌ورزد: «بدون تردید تنها عامل ایجاد چنین شرایطی وجود فضای رقابتی است و مردم باید به سلامت، امنیت و رقابتی بودن انتخابات اطمینان داشته باشند... اگر توصیه و نصیحت به دیگران مورد رضایت آن‌ها نیست، اما به وزارت کشور، استانداران، فرمانداران و مردم عزیز توصیه می‌کنم اهمیت انتخابات را مدنظر قرار داده و با قوت به پای صندوق آرا بیایند. همه باید بدانند که بالاتر از مردم و بالاتر از قانون نداریم. هیچ نهادی مقدس نیست، مگر اینکه در چارچوب قانون و خواست مردم حرکت کند. این‌ها برای ما روشن است.»

روحانی در شش سال گذشته، بار‌ها و بار‌ها از لزوم وحدت و همدلی حرف زده، اما در عمل طوری پیش رفته که جز ایجاد تنش نتیجه‌ای در برنداشته است، بعضاً حتی همچون همین سخنرانی دیروزی در نقد سخن تنش‌زا گفته، ولی چند دقیقه بعد سراغ طعنه زدن به دیگران رفته است. از سویی تأکید روحانی بر «مصوبه تنش‌زا» و لزوم پاسخگویی به مردم در صورت داشتن چنین مصوبه‌ای، خاطرات افزایش قیمت بنزین و تنش و آشوب و اغتشاشات بعد آن را به ذهن متبادر می‌کند. عجیب است که در حالی که فقط کمی بیش از دو ماه از اغتشاشات بنزینی آبان ماه گذشته، روحانی از لزوم پاسخگو بودن به مردم در صورت داشتن مصوبه تنش‌زا می‌گوید! تناقض در سخنان او به حدی رسیده که عملاً به موضع‌گیری روحانی علیه خودش تبدیل شده است. گویا مشاوران روحانی آنقدر مشغول جدل‌های توئیتری و غیرتوئیتری با نهاد‌های دیگر هستند که اعتنایی به این تناقضات آشکار ندارند.

:: بازدید از این مطلب : 400
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 07 بهمن 1398


  1- هنوز پیکر مطهر پیامبر اعظم (ص) بر زمین بود که برخی همراهان ناهمدل درباره جانشین الهی او اختلاف به راه انداختند و دل زهرای مرضیه سلام‌الله علیها را به درد آوردند. این جفا در حالی بود که به دفعات، از پیامبر (ص) شنیده بودند «انما فاطمه بضعه منی یؤذینی ما آذاها» و «فاطمه بضعه منی، فمن أغضبها فقد أغضبنی.». فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بیازارد و به خشم آورد، مرا آزرده و به خشم آورده است. با وجود این تصریحات، چرا محبوبه خداوند را به خشم آوردند و آزردند؟ مگر امیر مومنان (ع) چه خصوصیاتی داشت که به ولایت الهی او تمکین نکردند و دوگانگی پدید آوردند؟ حضرت فاطمه (س) پاسخ این پرسش را داد، آن هنگام که در بستر بیماری بود و زنان مهاجر و انصار به عیادت آمدند. فرمود «من از دنیای شما سیر شده‌ام؛ از مردان شما کراهت دارم و به دورشان افکنده‌ام، پس از آن‌که آنان را آزمودم. زشت باد کُندی آنها، شکستگی شمشیر، سستی نیزه‌ها و تباهی رأیشان. وَ ما نَقَمُوا مِنْ اَبی الْحَسن؟ آنها چه ایرادى بر اباالحسن (علی علیه‌السلام) داشتند؟ والله آنها بر شمشیر برنده او ایراد گرفتند، و ثبات قدم و بى‌اعتنایی‌اش به مرگ در میدان نبرد، و قدرت او در جنگجویى، و ضربات درهم‌شکننده‌اش بر دشمن. به خدا سوگند هر گاه مردم از جاده حق منحرف مى‌شدند و از پذیرش دلیل روشن سر باز مى‌زدند، آنها را با نرمى و ملایمت به سوى منزل مقصود سیر مى‌داد و به سرچشمه زلال و گوارا وارد مى‌ساخت، و سرانجام، او را در پنهان و آشکار، خیرخواه خود مى‌یافتند».
2- فرض محال که محال نیست. تصور کنید پس از جنایت اردوگاه یزید، آقای ظریف، کاروان اهل بیت (ع) را هنگام عزیمت به کوفه و شام همراهی می‌کرد. هنوز پیکر مطهر شهیدان بر زمین بود و اهل بیت، عزادار. در این میان، یکی از ناظران آن جنایت بزرگ، از آقای ظریف می‌پرسید «آیا شما بعد از این قتل، امکان مذاکره با یزید را منتفی می‌دانید؟» و پاسخ می‌شنید «خیر. من هرگز این احتمال را منتفی نمی‌‌دانم که افراد، رویکرد خود را تغییر دهند و واقعیات را بپذیرند. برای ما فرقی نمی‌‌کند که چه کسی در کاخ کوفه یا شام (سفید) حضور دارد. آنچه اهمیت دارد، چگونگی رفتار آنهاست. دولت یزید (ترامپ) می‌‌تواند گذشته خود را اصلاح کند، تحریم‌‌ها را بردارد و به میز مذاکره برگردد. ما هنوز در میز مذاکره باقی مانده‌ایم. آنها طرفی هستند که میز مذاکره را ترک کرده‌اند. ما شکیبایی زیادی داریم»! آیا چنین سخنانی، چیزی جز نمک پاشیدن بر داغ جراحت وارده از جانب جنایتکاران محسوب می‌شد؟ و آیا این سخنان را در اردوگاه مقابل، جز به پای رضایت در قبال جنایت می‌نوشتند؟ به‌راستی آیا امام سجاد و زینب کبری -علیهما السلام- نعوذ بالله زبان مذاکره بلد نبودند، که با وجود شدت محاصره و تهدید، یزید و ابن زیاد را محاکمه و رسوا کردند؟
3- هنوز چند هفته از جنایت آمریکا و شهادت سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی نگذشته که ابتدا آقای روحانی و سپس آقای ظریف، پالس مذاکره به قاتلان آن شهید می‌فرستند؛ و حال آن‌که پیشاپیش، اعتماد دوباره به شیطان بزرگ را «دیوانگی» خوانده‌اند. بی‌تردید نتیجه این رفتار و گفتار، تشویق جنایتکاران به تحریم و ترور و جنایت بیشتر است. چرا چنین پالس‌های خطرناکی ارسال می‌شود و با توهین طرف مقابل مواجه می‌گردد؟ کدام مشورت مسمومی چنین القا کرده که خط قرمز، «عدم مذاکره» است و باید به هر قیمت بر مذاکره با آمریکا تاکید کرد؟ جرم آمریکا قبلا این بود که توافق را زیر پا گذاشته بود و با این وجود، دولت ما به انجام یکطرفه تعهدات، 20 ماه پس از خیانت آمریکا و اروپا ادامه می‌داد. آن زمان می‌شد گفت آمریکا تحریم‌ها را جبران کند تا بتواند به جمع 1+5 در برجام (و نه مذاکره برای دادن امتیاز جدید از سوی ایران) برگردد. اما اکنون به خیانت آمریکا، جنایتی بی‌سابقه در حد ترور «فرمانده مبارزه بین‌المللی با تروریسم» افزوده شده و دشمن در اقدامی خباثت‌آلود، فرمانده ارشد نیروی دفاعی ما را ترور کرده است. در اینجا آقای ظریف بیجا‌تر از بیجا مرتکب شده و به خبرنگار ‌اشپیگل می‌گوید آمریکا اگر تحریم‌ها را بردارد، ما آماده مذاکره دوباره هستیم! پس تکلیف غیرت و شرافت و عزت چه می‌شود؟ ترامپ و تیمش باید چه استنباطی از این ادبیات بکنند؟
4- قرار است دنیا ترامپ را بشناسد که اهل تعهد و مذاکره نیست؟ اینکه از اردیبهشت پارسال برای دنیا یقینی شده و اکنون همین فرد و تیمش، صراحتا می‌گویند ژنرال سلیمانی را در کشوری که مهمان رسمی‌اش بوده، ترور کرده‌اند. چرا وزارت خارجه یا معاون حقوقی ریاست‌جمهوری -که فقط بلد است سنگ FATF را به سینه بزند- به تعقیب کیفری تروریست‌ها و اقامه دعوا علیه آنها در محاکم بین‌المللی نمی‌پردازد؟ شرم‌آور نیست که برای چندمین بار دیپلماسی التماسی پیشه کنند؟ آقای ظریف را نه فقط به نیویورک (برای شرکت در نشست سازمان ملل)، بلکه به سوئیس (نشست داووس) هم راه ندادند تا خاطره تلخ دریغ کردن از یک باک بنزین در مونیخ آلمان تکرار شود؛ با این وجود چرا اصرار دارند خود را بفریبند؟
5- سراب اعتماد و رفاقت با شیطان بزرگ، نه با ترور شهید سلیمانی یا خروج ترامپ از برجام، بلکه در دولت اوباما با تحریم‌های ویزایی، تهدید طرف‌های همکاری ایران و تمهید تحریم‌های کاتسا و آیسا به پایان رسید. اما آقای روحانی و ظریف گویا نمی‌خواهند چشم بگشایند و ببینند سرگرم رویااندیشی در بحبوحه جنگ همه‌جانبه دشمن بوده‌اند. اما چرا؟ آیا آن چند ده میلیون نفری که در تشییع دشمن‌شکن پیکر شهید سلیمانی به خیابان‌ها آمدند، جز عزت و اقتدار و انتقام، مطالبه دیگری از دولتمردان داشتند و آیا سزاوار چنین ملت عظیم‌الشأنی، کاربست زبان ضعف و انفعال است؟ چرا باید درست در زمانی که آمریکا و رژیم صهیونیستی در تدارک رونمایی از خیانت «معامله قرن» هستند، دولت ما به جای مواجهه جدی، پالس مذاکره بفرستد و از شیطان بزرگ دهن‌کجی ببیند؟ این کار، وفاداری به خون شهید سلیمانی و مردم قدردان خدمات اوست، یا خیانت به مرام آن شهید والامقام؟
6- آقای ظریف اخیرا در مجلس گفت «آمریکایی‌‌ها، برنامه انهدام فردو را کشیدند، اما پشت آن نوشتند اگر فردو را خراب کنیم، مردم ایران، منسجم‌‌تر در برابر ما می‌ایستند. به جان کری گفتم به فرض که فردو را خراب کنید، آنگاه چه پاسخی برای ملت دارید؟ گفت برای همین است که نمی‌خواهیم با شما وارد جنگ شویم». اما آمریکایی‌ها تیم آقای ظریف را مجاب کردند فعالیت غنی‌سازی 20 درصد در سایت فردو در عمق نود متری زمین را که قابل انهدام با بمب نبود، با برجام تعطیل کنند و 95درصد سرمایه هسته‌ای کشور را واگذار یا اوراق نمایند! چهار سال بعد و در حالی که هنوز خون حاج قاسم تازه است، کسانی دم از مذاکره با قاتلان او می‌زنند. آنها با ادبیات منفعل که هیچ نسبتی با اقتدار جمهوری اسلامی ندارد، موجب جرأت دشمن برای ارتکاب جنایت اخیر شدند و با این وجود، باز همان ادبیات پر خسارت را ادامه می‌دهند. آیا خدای ناکرده قرار است باز هم از این معبر، آسیب جدیدی به کشور وارد شود؟ در حالی که دست دشمن به خون شهید سلیمانی و همرزمانش آلوده است، چرا خود را با پالس مذاکره تحقیر می‌کنند و تهدید ناشی از جسور کردن دشمن را بر سر کشور می‌کشانند؟ چه کسانی این مشورت‌های مسموم را می‌دهند؟ دنبال کدام متاع مسموم و شوم در غرب می‌گردند؟
7- انصاف و عقلانیت به این بود که آقای ظریف به ‌اشپیگل بگوید در بیست ماه گذشته، ما جز دروغ SPV و INSTEX و فریبکاری و پشت‌هم اندازی‌های فرانسه و آلمان و انگلیس، چیز دیگری ندیدیم و دیگر حاضر نیستیم وقت تلف کنیم یا وعده دروغ به مردم خود بدهیم. ظریف آخرین بار در توییتر نوشت «اروپا شرافت خود را در برجام به آمریکا فروخت و با فروختن شرافت، هرگونه پایه اخلاقی و قانونی را از دست داده است». مذاکره با آمریکا نیز که از سوی روحانی دیوانگی نامیده شده بود. با این وصف، اکنون هنگام اقدامات متقابل و خروج کامل از برجام است و نه دور خود چرخیدن و سرگرمی ساختن. به اقتضای اصل بدیهی مدیریت، دولت و وزارت خارجه نه اکنون، بلکه از همان هنگام انعقاد برجام، می‌بایست نقشه جایگزین (پلن «B») را پیش‌بینی می‌کردند تا دشمن تصور نکند مرتکب هر خباثتی شود، طرف مقابلش به میز مذاکره چسبیده است. بماند که از همان ابتدا هم متوقف کردن رونق اقتصاد به مذاکرات و توافق، خلاف عزت و حکمت و مصلحت بود. در واقع به اذعان هفت سال قبل همین تیم، حداکثر ده تا سی درصد مشکلات اقتصادی به تحریم‌های خارجی بر می‌گشت و 70 تا 90 درصد آن به سوءمدیریت دولت مربوط می‌شد. دولتمردان به جای معطلی بیشتر، باید سراغ صاحب‌نظران و انبوه ظرفیت نخبگانی کشور بروند و مسیر به بن‌بست رسیده را تغییر دهند. نباید بیش از این، کشور و ظرفیت‌های آن را معطل غرب نگه داشت.
8- بر خلاف نگاه ظاهربینانه که مقاومت و مجاهدت را پر هزینه و کوتاه آمدن مقابل دشمن را کم هزینه می‌بیند، مقاومت و مجاهدت خوش‌عاقبت است اما کوتاه آمدن مقابل دشمن، خسارت‌های غیر قابل جبران به همراه دارد. ظاهر جهاد، هزینه و خسارت است اما حقیقت آن، بازدارندگی و امنیت و اقتدار است. امیرمومنان(ع) درباره سرانجام این دو رویکرد در خطبه 27 نهج‌البلاغه فرمود «همانا جهاد، دري از درهاي بهشت است كه خداوند به روي دوستان برگزیده خود گشوده است و آن، لباس پرهيزگاري، و زره محکم الهي، و سپر استوار خداوندی است. پس هر کس به اختیار، جهاد را واگذارد، خداوند لباس ذلّت بر او پوشاند، و در طوفان فتنه و بلا سقوط كند، و در زير پا خرد و زبون شود، و عقل خود را از دست بدهد، و به كيفر این رویگردانی، حق از او رو گرداند، و سختي و مشقّت بر او فرود آيد، و عدالت از او روي بر تابد». ما و ملت‌های منطقه آخرین بار، حقانیت مسیر مقاومت را در برکات حاصل از مجاهدات سردار سلیمانی و همسنگرانش دیدیم؛ او که در وسط میدان جنگ، از دیپلماسی میدانی در بغداد و دمشق و بیروت و مسکو و اربیل هم دریغ نداشت. داغ حاج قاسم هر روز برای ما تازه‌تر می‌شود. اما در عین حال، بن‌بست‌هایی که خون پاک او می‌شکند، حیرت انگیز است. قیام و قیامتی که شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس با بذل خون پاک خویش به راه انداختند، فتنه پیچیده آمریکا و انگلیس و اسرائیل در ایران و عراق را وارونه ساخت و اسباب ضربت مردمی بی‌سابقه به دشمن شد. این معجزه واقعی، یک الگو و پشتوانه کامل برای دولت و وزارت خارجه است، اگر که جنود جهل را پس بزنند. «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین». سلیمانی به ما آموخت که می‌شود مرعوب آمریکا نشد و تمام نقشه‌های هفت هزار میلیارد دلاری‌اش را به هزیمت کشاند. «فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ». اگر کسی با وجود ستاره‌های درخشان مقاومت و مجاهدت، راه را گم کرد، حجتش برای گمراهی چیست؟

                                                                           *                       *                               *

«محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه- ۵ بهمن ۹۸- در مصاحبه با روزنامه آلمانی اشپیگل در پاسخ به این سوال که «آیا احتمال مذاکره با آمریکا پس از ترور سردار سلیمانی کمرنگ شده است؟» گفت:«خیر، من هرگز این احتمال را رد نمی‌کنم که افراد، رویکردهای خود را تغییر دهند و حقایق را درک کنند. برای ما مهم نیست که چه کسی در کاخ سفید نشسته باشد. آنچه مهم است، نوع رفتار آنها است. دولت ترامپ می‌تواند، گذشته خود را اصلاح کند، تحریم‌ها را لغو کند و به میز مذاکره بازگردد. ما همچنان در میز مذاکره هستیم. آنها میز مذاکره را ترک کردند».

ین اظهارنظر عجیب و تأمل برانگیز ظریف در حالی است که وی- بهمن ۹۷- با اشاره به تصمیم آمریکا برای خروج از پیمان منع موشک‌های میان‌برد (INF)در توئیتی نوشت:«توافق با آمریکا حتی به اندازه جوهر روی کاغذ هم ارزش ندارد؛ حتی پیمان‌هایی که به تصویب کنگره رسیده‌اند».

**مذاکره درباره چه چیزی؟!

آقای ظریف تاکید کرده است که احتمال مذاکره با آمریکا را رد نمی کند. حال سوال اینجاست؛ مذاکره درباره چه چیزی؟!

مقامات اروپایی در هفته های اخیر به صراحت موضوع مذاکره را عنوان کرده اند. به این موارد دقت کنید:

«امانوئل ماکرون» رئیس جمهور فرانسه- ۲ بهمن ۹۸- در سفر به فلسطین اشغالی  در نشست خبری با «رووین ریولین» رئیس رژیم صهیونیستی، در اظهارنظری گستاخانه گفت:«ما می‌خواهیم توافق [هسته‌ای] با ایران را به برنامه موشکی بالستیک آن گسترش دهیم»!

«آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان نیز- ۳ بهمن ۹۸- در نشست اقتصادی «داووس» گفت:«باید پیش از کنار گذاشتن برجام جایگزینی برای آن تهیه شود».

همچنین «بوریس جانسون» نخست وزیر انگلیس- ۲۴ دی ۹۸- در مصاحبه با شبکه بی بی سی گفته بود:«بهتر است "توافق با ترامپ" را جایگزین "برجام" کنیم».

در ۲۳ دی ۹۸ نیز سران انگلیس، فرانسه و آلمان در بیانیه ای ضدایرانی، صنعت هسته ای و توان موشکی و قدرت موشکی ایران را مورد حمله قرار دادند.

ر بخشی از این بیانیه گستاخانه آمده بود:«حوادث اخیر نقش بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه از جمله از طریق سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی قدس را پررنگ‌تر کرد. تعهدات ما به امنیت متحدان و شرکا در منطقه خلل ناپذیر است. ما باید از طریق دیپلماسی و به شیوه‌ای معنادار نگرانی‌ها درباره فعالیت‌های منطقه‌ای بی‌ثبات‌کننده از جمله آنهایی که مربوط به برنامه موشکی این کشور است را به‌اشتراک بگذاریم. ما آمادگی خود برای ادامه تعامل برای کاهش تنش‌ها و ثبات در منطقه را ابراز می‌داریم».

پس از اظهارات و بیانیه های مقامات تروئیکای اروپایی، «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا- ۵ بهمن ۹۸- در مصاحبه با «ان پی آر» مدعی شد:«علیه برنامه موشکی ایران ائتلاف کردیم».

**اشک تمساح جنایتکاران

تروئیکای اروپایی در هفته های اخیر در اقدامی مسبوق به سابقه، به صنعت موشکی و قدرت منطقه ای ایران حمله کرده و برای ثبات و آرامش در منطقه، اشک تمساح ریختند.

رهبر معظم انقلاب- ۱۴ خرداد ۹۷- در مراسم بیست و نهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله) فرمودند:«ساخت موشکهای گوناگون و اقتدار موشکی، موجب ایجاد امنیّت در کشور است. جوانهای ما یادشان نیست، همین شهر تهران در زیر آتش موشکهای شبانه‌روزیِ دشمن می‌سوخت! خانه‌ها خراب می‌شد، انسانها کشته می‌شدند؛ در شهر تهران! شهرهای جبهه -مثل دزفول، مثل اهواز، مثل شوش و بقیّه‌ شهرها- که جای خود دارد؛ حتّی تا شهرهای دوردست، موشکهای دشمن می‌رسید! ما موشک نداشتیم، وسیله‌ دفاع نداشتیم، مجبور بودیم دستمان را روی هم بگذاریم، تماشا کنیم! امروز جوانان ما توانسته‌اند به قدرت موشکی اوّل منطقه تبدیل بشوند. دشمن می‌داند که اگر یکی بزند، ده تا می‌خورَد. پس موشک، مایه‌ امنیّت و نقطه‌ قوّت است. ببینید؛ دشمن روی مسئله‌ موشکی متمرکز می‌شود».

اشک تمساح آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان در حالی است که این دولتها کارنامه سیاهی در جنایت علیه بشریت در اقصی نقاط جهان دارند.

در منطقه غرب آسیا(خاورمیانه) تجهیز صدام به سلاح های کشتارجمعی و از جمله سلاح شیمیایی در ۸ سال جنگ تحمیلی، ایجاد و تجهیز گروهک های تکفیری تروریستی در عراق و سوریه از جمله داعش و النصره، حمایت از رژیم کودک‌کش اسرائیل در قتل عام مردم مظلوم فلسطین و حمایت از رژیم آل‌سعود در قتل عام مردم مظلوم یمن و حمایت از گروهک تروریستی منافقین تنها بخشی از کارنامه کثیف آمریکا و تروئیکای اروپایی است.

**تحریم،جنگ،مذاکره

به اذعان اندیشکده های آمریکایی، تحریم ها اکنون به سقف خود رسیده است و هر تحریم جدیدی صرفا اقدامی نمادین خواهد بود و اثرگذاری بیشتری نسبت به وضع فعلی نخواهد داشت.

گزینه جنگ علیه ایران نیز به هیچ عنوان روی میز سران آمریکا قرار ندارد. نشان به آن نشان که پس از اقدام تحسین برانگیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حمله موشکی به پایگاه «عین الاسد»، مقامات آمریکا همچنان در بهت این سیلی سخت هستند و هر روز آمار تلفات این حمله نسبت به روزهای گذشته افزایش می یابد.

تحلیلگران بین المللی صراحتا اعلام کردند که در هفتاد سال اخیر هیچ کشوری در جهان جرأت نکرده بود که به صورت رسمی و علنی، پایگاه آمریکا را هدف حمله قرار دهد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این سیلی سخت را بر گوش آمریکا نواخت و واشنگتن ابتدا لاف زنی کرد و سپس لال شد.

بنابراین آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران و ملت بصیر ایران، تنها یک گزینه دارند؛مذاکره. پس این آمریکاست که به مذاکره با ایران محتاج است، اما مذاکره برای چه؟! آمریکا در مذاکره به دنبال آن است تا نتیجه ای که قرار بود از جنگ و یا تحریم ایران به دست آورد، از این طریق بیابد.

به عبارت دیگر، واشنگتن در مذاکره به دنبال معامله نیست،بلکه صرفا به دنبال گرفتن است.ستاندنِ مولفه های قدرت ساز.

دقیقا همان فرمولی که پیش از این در برجام و در مسئله توان هسته ای ایران اتفاق افتاد.

«وندی شرمن» از اعضای تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات هسته‌ای- مرداد ۹۷- در مقاله‌ای در فارن افرز نوشت: «حملات هوایی نهایتاً می‌توانست اندکی باعث تأخیر در برنامه هسته‌ای ایران شود نه اینکه باعث پایان پروژه هسته‌ای ایران شود. حتی اصلی‌ترین هواداران حمله نظامی ‌هم فرض می‌کردند چنین اقدامی باعث تأخیر ۳ تا ۵ ساله در برنامه ایران شود...چندین سال از وضع تحریم‌های شدید علیه تهران می‌گذشت؛ اما با وجود همه این تحریم‌ها، ایران تعداد سانتریفیوژهای خود را به ۱۹ هزار رسانده بود. تحریم‌ها ممکن است به اقتصاد ایران آسیب رسانده باشد، اما آنچنان تأثیری در برنامه هسته‌ای این کشور نداشت...برجام یک الگو برای کنار هم قرار دادن تهدید تحریم و استمرار منزوی کردن با مذاکره پیگیرانه بود... تعدادی از مواد برجام بعد ۱۰، ۱۵، ۲۰ و ۲۵ سال منقضی می‌شدند... حقیقت این است که از نظر آمریکا، این توافق به خوبی جواب داده بود».

شرمن در این مقاله تأکید کرد:«کاری که برجام با برنامه هسته‌ای ایران کرد، جنگ هم نمی‌توانست انجام دهد».

**مکانیسم ماشه بهانه است، برجام 2 نشانه است

در روزهای گذشته، تروئیکای اروپایی، مکانیسم حل اختلافات برجام را فعال کردند. اروپایی ها مدعی شدند که اگر این روند به اجرایی شدن مکانیسم ماشه منجر شود، تحریم های سنگینی علیه ایران اعمال خواهد شد.

این ادعا در حالی است که پیش از این، آمریکا و اروپا ماشه را چکانده و تمامی فشنگ های تحریم را شلیک کرده اند.

علیرغم تبلیغات گسترده حامیان برجام، در توافق هسته ای هیچگاه قطعنامه های ضدایرانی لغو نشد، بلکه همگی در قطعنامه ۲۲۳۱ تجمیع شد. حالا طرف اروپایی، با ادعای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، در پی باجگیری از کشورمان است.

«باراک اوباما» رئیس جمهور سابق آمریکا پس از امضای توافق هسته ای گفته بود:«اگر برجام نبود، تحریم ها فرو می ریخت».

پس در شرایط فعلی، مکانیسم ماشه صرفا یک ابزار روانی برای باجگیری از ایران، با هدف کلید زدن مذاکرات موشکی است.

**به قول آقای روحانی،دیوانگی است

روحانی پیش از این با اشاره به تجربه برجام گفته بود:«امروز آمریکایی‌ها به بعضی از کشورهای شرق آسیا پیغام مذاکره می‌دهند که با ما مذاکره کن‌؛ مگر دیوانه شدند که با شما مذاکره کنند؛ شما مذاکره دیروز را علنی زیر پا می‌گذارید و به مذاکره امضا شده‌ای که به تأیید شورای امنیت سازمان ملل رسیده بی‌اعتنا هستید».

 «عباس عراقچی» معاون سیاسی وزیر خارجه- آذر ۹۸- گفته بود:« یکی از درس‌هایی که ما از مسئله برجام گرفتیم این است که نتیجه توافق هسته ای و پایبندی به آن، اعمال تحریم‌های جدید بود...دیگر درسی که گرفتیم این است که مقاومت، بیش از تمایل برای همکاری جواب می‌دهد».

جناب آقای ظریف هنوز متوجه نشده‌اند که جنتلمن های پشت میز مذاکره، همان تروریست های فرودگاه بغداد هستند. حضور میلیونی و بی نظیر مردم عزیز ایران در تشییع پیکر مطهر سپهبد شهید «سردار حاج قاسم سلیمانی» و در ادامه حضور میلیونی و بی نظیر مردم عراق در اجتماع ضدآمریکایی، پیام بسیار مهمی داشت. دولت مستکبر و غارتگر و جنایتکار آمریکا، اکنون بیش از هر زمانی دیگری در تنگنا قرار گرفته و مشغول دست و پا زدن است. در این شرایط، صحبت از مذاکره، خطایی بزرگ است.


:: بازدید از این مطلب : 536
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 03 بهمن 1398

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد هستند.» ۱۳۹۸/۱۰/۲۷

 پوستر جدید سایت رهبر انقلاب درباره جنتلمن‌های پشت میز مذاکره عکس | پوستر جدید سایت رهبرانقلاب درباره جنتلمن‌های پشت میز مذاکره در کنار مقتل سردارسلیمانی


:: بازدید از این مطلب : 387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 دی 1398

 

مقدمه

تولد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشدید مداخلات نظامی آمریکا در منطقه هم‌زمان شد. پس از آنکه صدام حسین در 11 مرداد 1369 (دوم آگوست 1990) کویت را به‌تصرف خود در آورد، آمریکا به‌منظور بازسازی محوریت خود در تحولات جهانی و به نمایش گذاشتن آن در شرایط فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که نشانه‌های آن بروز کرده بود و یک سال بعد در آگوست 1991 محقق شد، حمله عراق به کویت را بهانه قرار داد و با تکیه بر قطعنامه 26 دی ماه شورای امنیت سازمان ملل یک «ائتلاف عملیاتی بین‌المللی» تشکیل داد.

ائتلاف آمریکا ترکیبی از 22 کشور بود که البته تنها نیمی از آن کشورها موضوعیت داشتند. کشورهای عضو اصلی ائتلاف شامل آمریکا و کانادا از قاره آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسپانیا از قاره اروپا، مصر از قاره افریقا و ترکیه، عربستان و پاکستان از قاره آسیا بودند. ائتلاف آمریکا در این اقدام 814064 نیروی نظامی را پای کار آورد که سهم این کشور 575 هزار نیرو و سهم اروپا 60663 نفر بود. به عبارتی سهم آمریکا و دول غربی همراه آن حدود 78 درصد بود و سهم عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان به عنوان متحدان منطقه‌ای آمریکا هم 500/142 نفر معادل 5/17 درصد بود. حدود 4 درصد باقی مانده از سوریه، کویت، امارات، مراکش، بنگلادش، عمان، نیجر، بحرین، سنگال، چکسلواکی، هلند، هندوراس و افغانستان تأمین شدند که به طور نمادین در این ائتلاف حضور داشتند و در مجموع 31401 نفر بودند.

تعداد نیرو و مجموعه امکانات نطامی که در این مواجهه به کار گرفته شد بیانگر آن است که آمریکایی ها در نظر داشتند عملیات آزادسازی کویت را به عملیات اقتدار آمریکا تبدیل کنند و از این طریق موانع را از سر راه سیطره مطلق آمریکا بر جهان بردارند؛ چنان که در همین سال جرج بوش اول در اظهارنظری که روی عرشه یک ناو آمریکایی در اقیانوس هند کرد از در پیش بودن قرنی آمریکایی خبر داد.

آمریکا برای آنکه بتواند یک «موفقیت شگرف» را شکل دهد، در جریان آزادسازی کویت، همه ظرفیت رهبری نظامی خود شامل کالین پاول، رئیس ستاد مشترک ارتش، پل ولفووویتز، معاون وزیر دفاع، و نورمن شوارتسکف، فرمانده مشهور آمریکایی را پای کار آورد؛ این در حالی که در مقابل آنان ارتشی فرسوده، منزوی و غیرمحبوب قرار داشت و از این رو چند هزار نیرو برای عقب راندن ارتش صدام از کویت کفایت می کرد. آمریکا در این عملیات بخش جنوبی عراق تا رود فرات را به اشغال در آورد، 175 هزار نیرو عراقی را به اسارت گرفت و دست کم 20 هزار نفر از آنان را به قتل رساند.

اقدامات جرج بوش اول بعدها در دوره بوش دوم و حتی باراک اوباما دنبال شد و این نشان می‌دهد که سیطره بر جهان و تک قطبی کردن آن یک «تصمیم همه جانبه» در آمریکا بوده است. در این میان اوباما هم که با ادبیات انتقادی نسبت به وضعیت دهه 2000 روی کار آمد و سیاست های دوره بوش را به باد انتقادات تند گرفت، این خط اصلی را رها نکرد. او در دومین مراسم تحلیف خود در اول بهمن 1391  (21 ژانویه 2013) از بی مرز بودن آمریکا و ظرفیت بی انتهای آن برای خطر کردن خبر داد و گفت که نیروهای نظامی آمریکا در جهان رقیب و هماوردی ندارند و اضافه کرد که آمریکا قصد دارد نهادهایش را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزها گسترش دهد. او گفت: «ما صاحب همه کیفیت های لازم برای برآوردن نیازهای بی مرز جهان امروز هستیم؛ جوانی و شوق، تنوع فرهنگی و اشتیاق و ظرفیت بی انتها برای خطر کردن به ما در این راه کمک می کنند. .. مردان و زنان آمریکایی که یونیفورم نیروهای مسلح آمریکا را به تن دارند و در نبردها آبدیده شده اند، رقیب و هماوردی ندارند. .. ما نهادهایمان را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزهایمان گسترش خواهیم داد. .. سخنان مارتین لوترکینگ را به یاد آرید که می گفت آزادی های فردی ما با آزادی های هر موجود زنده ای پیوند ناگسستنی دارد»

لشکرکشی آمریکا به عراق و شکل دهی به ائتلافی جهانی و منطقه ای و نوع ادبیاتی که آمریکایی ها در آن مقطع و پس از آن به کار می بردند، تهدیدی مهم برای جمهوری اسلامی ایران نیز به حساب می آمد؛ زیرا از یک سو گستره تهدید در جنوب و غرب ایران بود و از سوی دیگر، در آن مقطع، ایران تنها مانع مهم سر راه سیطره مطلق آمریکا به حساب می آمد.

در ایران این موضوع نگرانی هایی را به دنبال داشت. اعلام آماده باش نظامی و اعزام چندین لشکر سپاه و ارتش ایران به سمت مرزهای جنوب غربی که نزدیک یک سال به درازا انجامید، از عمق نگرانی های ایران حکایت می کرد. در این میان رهبر معظم انقلاب اسلامی با برآورد دامنه و عمق تهدید، دستور تشکیل دو نیروی مقاومت و قدس را صادر کرد. نیروی مقاومت با فلش داخلی و نیروی قدس با فلش خارجی، ابتکار عمل استراتژیک به حساب می آمد. وقتی امروز با گذشت بیش از دو دهه از رسیدن نظام به تصمیم استراتژیک، به وقایع این دوران نگاه می اندازیم، می توانیم ارزش آن را بهتر درک کنیم.

چارچوب نظری

کارامدی سازمان با توانایی آن در مواجهه با «رخدادهای غامض» محک زده می شود. یک سازمان کارامد درون خود ظرفیت هایی دارد که در مواجهه با امور غیرمترقبه از آن استفاده می کند. در این شرایط یک سازمان کارآمد تلاش می کند ابتدا موضوع را «درست» و «مطابق واقع» بفهمد و پس از آن امکانات خود را برای مدیریت آن آماده و سازماندهی کند و برای حل آن یک چشم انداز به گونه ای که مراحل آن رتبه بندی و اولویت گذاری شود، ترسیم کند.

براساس نظریه های سازمانی، سازمان ها به لحاظ هدف گذاری و رویه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنها به طور متمرکز و ریاستی تعیین می شود و سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنان تابع اراده جمعی است و به صورت شورایی انجام می شود. سازمان های دسته اول هدف گذاری معین و الزامی دارند و در این میان تشخیص رأس بر قاعده و بدنه رجحان دارد. این گونه سازمان ها شکلی «هرم گونه» دارند و بدنه و قاعده، بخش های زیرین و عملیاتی آن را تشکیل می دهند.

سازمان های دسته دوم هدف گذاری معین و الزامی ندارند و عمدتاً تابع «ضرورت ها» هستند. در این سازمان ها، رأس سازمان به نمایندگی از جمع عمل می کند و صلاحیت و کارامدی آن با «رضایت بدنه» سنجیده می شود. در این سازمان ها شکل مدور حاکم است؛ در عین حال برای اینکه از مزیت اصول ثابت برخوردار باشند، نوعاً دست به تدوین «منشور» یا «میثاق» می زنند و هر از گاهی آن را تجدید می کنند.

ساختار سازمان‌های انقلابی

یک گونه از ساختارها که نه از نوع دسته اول  ریاستی و نه از نوع دسته دوم  شورایی  هستند، ساختارهای سازمانی انقلابی هستند. در این ساختارها فرد از سوی بدنه یا از سوی نهادهای بالادستی برگزیده می شود و صلاحیت او تابع موفقیتی است که حین انجام وظیفه کسب می کند. در این نوع سازمان ها، فرد مسئول باید بتواند با سرعتی که لازمه یک سازمان فعال و دینامیک است، تصمیم گیری کند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بخشی از خطبه 21 نهج البلاغه می فرمایند: «تخفَّفوا تلحقوا، فانما ینتظِرُ باوّلکم اخرکم». سبکبال شوید و به مقصود برسید. ذیل این فراز گفته شده است: «حرکت زندگی با آگاهی به هدف اعلای آن، بسیار سبک و رها از علایق مادیات، آن چنان سریع است که گویی مافوق زمان قرار گرفته است» (جعفری، 1378: 213).

براساس این نگرش، مدیر انقلابی تابع شرایط علی و معلولی نیست؛ به این معنا که اسباب و علل مادی و معنوی او را از یافتن راه های نو بازدارد و اسیر قوانین عادی شود. از این رو بعضی حکمای اسلامی معتقدند: «رابطه حیات با پدیده ها و فعالیت هایش، رابطه علیت نیست، بلکه هر یک از آنها جزء تحول یافته ای از حیات است که در سطح عمیق روان [روح] به صورت ناب پایدار می ماند» (جعفری، 1378: 95).

براساس ساختار سازمان انقلابی، فرد کار خود را در نقطه «کمال» به انجام می رساند و بر اسباب و علل غلبه می کند. از این رو گفته شده است: «وفای به عهد انجام کار در نقطه کمالی  دو انگیزه دارد: انگیزه یکم همان ضرورت امن و اطمینان در زندگی اجتماعی است که خداوند متعال مانند یک قانون طبیعی در جوامع حکمفرما کرده است و انگیزه دوم، عامل الهی است که احترام و ایفای تعهد را اطاعت خداوندی و تخلف از آن را معصیت و جرأت به آن مقام ربوبی معرفی می کند.

احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه اول معلول جبر زندگی اجتماعی است که داخل در منطقه ارزش های والا نیست؛ ولی احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه دوم که جنبه الهی دارد، در منطقه عالی ترین ارزش های انسانی قرار دارد» (جعفری، 1378: 345).

بر مبنای سازمان انقلابی، فرد پس از پالایش و یافتن انگیزه ای خالصانه، اصلاح محیط پیرامونی را بر مبنای ارزش های الهی و انسانی، هدف خود قرار می دهد. در این ساختار، یک قلب وجود دارد که مکتب و ارزش های آن است و یک نقطه کمالی دارد که «ایصال الی الحق» است. مابین مکتب و نقطه کمال مسیری تو در تو وجود دارد که یک توی آن خود فرد و یک توی آن جامعه است و از اینجاست که بر مبنای بینش اسلامی، جهاد شکل می گیرد که به شکل جهاد با خود (جهاد با نفس) و جهاد برای جامعه (جهاد با دشمنان و موانع) تجلی پیدا می کند. اما این دو توأمان صورت می گیرند بدون آنکه از نظر زمانی، تقدم و تأخری داشته باشند. هر چند از نظر ارزشی، جهاد با نفس، گرامی تر از جهاد با دشمن است. از منظر مکتب، آن کس که با خود در جهاد نباشد، نمی تواند صحنه جهاد با دشمن را ببرد هر چند در آن پیروز شده باشد؛ چنان که آن کس که جهاد با دشمن را در سر نداشته باشد، در جهاد با خود به بن بست رسیده است هر چند اهل مناسک و مستحبات باشد.

مأموریت نیروی قدس

نیروی قدس بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سپاه بخشی از ساختار سیاسی و دفاعی کشور است و از آنجا که مأموریت برون مرزی سپاه در نیروی قدس تعین و سازمان می یابد، این نیرو تحقق بخش اصلی آن بخش از مأموریت های جمهوری اسلامی است که ناظر به ارتقای سطح «امت اسلامی» و «مستضعفان جهان» است.

در بند 16 از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ذیل عنوان «وظایف دولت جمهوری اسلامی» آمده است: «16. تنظیم سیاست خارجی کشور براساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان».

در اصل یازدهم قانون اساسی کشور نیز آمده است: «به حکم آیه شریفه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنا رَبکمْ فاعْبُدُونِ، همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش دیگر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.»

یک وجه دیگر نیروی قدس مقابله با تهدیدهای خارجی جمهوری اسلامی است؛ البته نه به این معنا که این مأمویت، تنها برعهده این نیرو قرار دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 176 ذیل وظایف «شورای عالی امنیت ملی» آورده است: «بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی».

با این وصف، نیروی قدس بخشی از ساختار تمدنی و دفاعی جمهوری اسلامی است و صلاحیت آن به طور رسمی در ساخت حقوقی جمهوری اسلامی آمده است و از آنجا که ذیل یکی از قوای سه گانه قرار نمی‌گیرد و مستقیماً زیر نظر «ولایت فقیه» قرار دارد، از مشروعیتی جامع و کامل برخوردار است و حد مشروعیت آن از نهادهای مشابهی که در ذیل یکی از قوا قرار دارد، بالاتر است و دقیقاً به همین جهت اداره پرونده های راهبردی در حوزه سیاست خارجی کشور، آنجا که به «تمدن» و «امت» و «امنیت کشور» بازمی گردد، به این نیرو سپرده شده است.

اتصال نیروی قدس به ولایت فقیه و عدم انقیاد در ذیل یکی از قوای جمهوری اسلامی، گاهی توأم با سوءتعبیرهایی بوده است. بعضی از ناظران سیاسی آن را کارکردی متمایز از دستگاه رسمی سیاست خارجی و دستگاه هایی که مأمویت مکمل در حوزه خارجی دارند، نظیر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت اطلاعات معرفی کرده و نوعی دوگانگی را به تصویر کشیده اند. این تلقی تا آنجا که به کشورهای خارجی برمی گردد، به منظور غیرمشروع معرفی کردن فعالیت نیروی قدس صورت گرفته است. طبعاً وقتی یک سازمان و فعالیت آن غیرمشروع معرفی شود، مواجهه با آن آسان تر می باشد. اما واقعیت این است که نیروی قدس یک نیروی فراقانونی و خودمختار نیست بلکه بخشی از ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی است و نفی صلاحیت آن با هدف نفی صلاحیت نظام در انجام فعالیت اصلاح گرایانه در محیط بین الملل صورت می گیرد.

مواجهه نیروی قدس با اشغال کشورهای مسلمان

در دوره حیات نیروی قدس هفت اشغال سرزمینی در قلمرو کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است. اشغال افغانستان توسط نیروهای ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال 2001، امتداد اشغال لبنان از سوی رژیم صهیونیستی در سال های 1982 تا 2000، امتداد اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی در سال های 1948 تاکنون، اشغال بخش هایی از عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال های 1990 تا 1993، اشغال عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال های 2003 تا 2011، اشغال بوسنی هرزگوین توسط صرب ها و اشغال بحرین از سوی عربستان سعودی.

اشغال های یادشده نوعاً با دو کارکرد، توأم بوده است. نقض تمامیت ارضی یک کشور مسلمان و محروم شدن شهروندان آن از امنیت و حقوق شهروندی و از سوی دیگر تهدید امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران. براساس اصول یادشده از قانون اساسی، نیروی قدس موظف بوده تمام ظرفیت و صلاحیت خود را برای رفع اشغال از کشورهای مسلمان یاد شده و اعاده امنیت و حقوق شهروندی آنان به کار گیرد.

1. مقابله با اشغال فلسطین

نام گذاری نیروی برون مرزی جمهوری اسلامی به نیروی قدس، ارتباط مستقیمی با تعهد ایران به آزادسازی فلسطین از اشغال صهیونیست ها دارد. کما اینکه این نیرو در میان پرونده های مختلف، روی فلسطین تمرکز بیشتری داشته است، تلاش این نیرو برای شکل دهی به کتائب فلسطین و تلاش گسترده برای رفع اختلاف میان گروه های مختلف فلسطینی که حل اختلاف فتح و حماس در مقاطع مختلف، از جمله آنهاست، از این موضوع حکایت می کند.

تعهد به آزادسازی فلسطین از سوی جمهوری اسلامی بر پایه یک استراتژی برتر قرار گرفته است. این استراتژی برتر، تقابل بنیادین با آن دسته از روندهای جهانی است که شکل دهنده به پدیده هایی مانند اشغال یک کشور مستقل می باشند. حضرت امام خمینی بر این اساس فرموده است: «ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که براساس این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله را در جهان ترویج نماییم» (امام خمینی، ج 21: 81).

بر این اساس نیروی قدس ظرفیت های ملی و منطقه ای را برای آزادسازی فلسطین، همگرا و عملیاتی کرده است.

توانمندی فلسطینی‌ها در جریان مواجهه و انتفاضه

تلاش نیروی قدس در حوزه فلسطین اولین بار در جریان فرار صهیونیست ها از نوار غزه بروز و ظهور پیدا کرد. کمک به مقاومت فلسطینی سبب شد که اسرائیلی ها غزه را غیرقابل تحمل بدانند. یکی از سران صهیونیستی در ایامی که غزه در اشغال اسرائیل بود، گفت: «دوست دارم یک روز که از خواب بیدار می شوم، بشنوم که غزه در دریا غرق شده و اثری از آن بر جای نمانده است» (www. Radiozamanen.com). این رژیم، غزه را «جهنم سوزان» می دانست (www.Radiozamanen.com) و در نهایت در سال 2005 کلیه نیروهای خود را از غزه بیرون برد و بدین گونه اولین بخش فلسطین آزاد گردید.

جنگ 22 روزه  رژیم صهیونیستی که از توانایی فزاینده غزه در بعد نظامی و امنیتی به وحشت افتاده بود، عملیات سنگین زمینی، هوایی و دریایی  موسوم به سرب گداخته  علیه غزه اتخاذ کرد. این عملیات ششم دی ماه تا بیست و نهم این ماه در سال 1388 به طول انجامید اما اسرائیل نتوانست به اهداف خود، نابود کردن مقاومت در غزه و حتی تضعیف توانایی نظامی مقاومت دست پیدا کند. این جنگ با اعلام یک جانبه آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی به پایان رسید و روزنامه آمریکایی «یو اس ای تودی» نوشت: «آگاهان نظامی معتقدند نیروی نظامی حماس بعد از جنگ تضعیف نشده و پابرجاست» (یواس ای تودی، 2009: 4).

جنگ 8 روزه  رژیم صهیونیستی در روز 24 آبان 91 پس از ترور «احمد الجعبری» جنگ جدیدی را تحت عنوان «ستون ابرها» علیه غزه شروع کرد و تا روز اول آذر این سال ادامه داد. ارتش این رژیم در پایان جنگ اعلام کرد که 980 سامانه شلیک موشک، 140 تونل، 42 اتاق عملیات و 26 پایگاه ساخت و ذخیره تجهیزات نظامی مقاومت اسلامی فلسطین را نابود کرده و تعدادی از فرماندهان مقاومت شامل احمد الجعبری، حابس مسامح، احمد ابوجلال، خالد الشاعر، اسامه القاضی و رامز حرب را به شهادت رسانیده است.

آمار ارائه شده توسط ارتش اسرائیل به خوبی از توانایی مقاومت فلسطین در عرصه نظامی امنیتی حکایت می کند. در عین حال گردان های مقاومت اعلام کردند که در خلال جنگ 8 روزه، 1500 گلوله موشک و توپ را به سمت مناطق اشغالی شلیک کرده و فعالیت های عادی اجتماعی و اقتصادی این رژیم را مختل کرده و باعث شده اند که حدود پنج میلیون شهروند اسرائیلی به پناهگاه ها بروند. در این میان رمضان عبدالله شلح رهبر جنبش جهاد فلسطین اعلام کرد که آنچه در این جنگ از گلوله تا موشک به سمت اسرائیل شلیک شده، متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است.» (حامیان قدس، 1392). این جنگ با میانجی گری دولت وقت مصر و پذیرش آتش بس از سوی طرفین به پایان رسید.

جنگ 51 روزه  یک بار دیگر رژیم صهیونیستی در رمضان 1393 علیه نوار غزه وارد جنگ شد این جنگ 51 روز به درازا کشید و در نهایت ارتش رژیم اسرائیل در حالی که در معرض بارانی از موشک‌های مقاومت قرار گرفته بود، به پایان جنگ تن داد. در این جنگ نزدیک به سی هزار موشک و گلوله توپ به مناطق مختلف اسرائیل از جمله تل آویو و دیمونا شلیک شد و هزاران شهروند غاصب برای همیشه فلسطین را ترک کردند.

این جنگ در حالی به پایان رسید که بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی ایرانی از جمله فرمانده کل سپاه پاسداران با صراحت از نقش ایران در تجهیز نظامی مقاومت فلسطین سخن گفتند اما مهم تر از اینها، رهبر معظم انقلاب اسلامی به صورت علنی و در جمع سفرای خارجی مقیم تهران  که به مناسبت عید فطر در حسینیه امام خمینی گرد آمده بودند  از تلاش ایران برای تجهیز نظامی کرانه باختری سخن گفت.

2. توانمندسازی نظامی امنیتی مقاومت لبنان

تأسیس حزب الله لبنان در سال 1363 ریشه در مأموریت برون مرزی سپاه پاسداران و تعهد ایران در قبال آزادی فلسطین و محو صهیونیسم داشت. حزب الله در جریان نبرد نامتقارن با اشغالگران اسرئیل در لبنان در سال 1375 ارتش اسرائیل را وادار کرد که از بیروت و سایر مناطق تا پشت نهر لیتانی  حد فاصل استان های لبنانی صیدا و صور  عقب نشینی کند و 4 سال بعد یعنی در سال 79 با قربانی کردن مزدوران خود  موسوم به ارتش جنوب به فرماندهی سرهنگ لبنانی آنتوان لحد  لبنان را تا پشت مرزهای جنوبی آن ترک گوید.

جنگ 33 روزه  این جنگ در تاریخ 21 تیر ماه 1385 به بهانه پاسخ به اقدام حزب الله لبنان علیه یک یگان نظامی اسرائیل در حومه روسای مرزی لبنان  عیتا الشعب  شروع شد. اسرائیل که گمان می کرد می تواند با بهره گیری از اطلاعات جاسوسی خود، رهبران؛ فرماندهان و مراکز حزب الله لبنان را نابود کند و به پرونده حزب الله در لبنان مهر خاتمه بزند، از زمین، دریا و هوا به لبنان حمله کرد ولی علیرغم 33 روز درگیری و برخورداری از «حمایت مطلق آمریکا»، نتوانست به اهداف خود برسد و در حالی به قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل تن داد که هیچ آسیب جدی به نفرات و تجهیزات حزب الله وارد نشده بود. در این جنگ حزب الله از حمایت مطلق ایران و سوریه برخوردار بود.

درگیری مزرعه الامل در استان سوری قنیطره  اسرائیل در اثنای جنگ ارتش و نیروهای مقاومت سوریه و حزب الله لبنان با تروریست ها، با شلیک چند موشک به یک ستوان نظامی حزب الله در منطقه مزرعه الامل واقع در شش کیلومتری منطقه اشغالی جولان حمله کرد که به شهادت 6 نفر از رزمندگان حزب الله و یک نفر از فرماندهان سپاه  شهید الله دادی  منجر شد. این عملیات در تاریخ 28 دی ماه صورت گرفت. 10 روز پس از آن، حزب الله، عملیات تلافی گرانه مشابهی را در تاریخ 8 بهمن ماه علیه یک ستون نظامی اسرائیل در مزارع اشغالی شبعا واقع در نزدیکی مرزهای جنوب لبنان  روستای مارون الراس  انجام داد که در جریان آن دست کم 20 نظامی اسرائیل کشته شدند. عملیات حزب الله در شرایط هوشیاری  آماده باش رسمی  اسرائیل صورت گرفت ولی در عین حال این رژیم نتوانست ضربه سومی وارد نماید و پرونده این درگیری بسته شد. مقامات رسمی اسرائیل در روزهای عملیات متقابل اسرائیل و حزب الله اعلام کرده اند که توانایی این جریان بعد از جنگ تابستان 85  موسوم به نبرد تموز  از جمله در بحث موشکی به چند برابر رسیده است. در این میان اظهارات صریح مقامات ایرانی به خوبی نقش ایران  و به تبع آن نیروی قدس  را در حمایت از حزب الله نشان داده است.

3. جنگ افغانستان

آمریکا به بهانه نقش داشتن طالبان و القاعده در حمله 11 سپتامبر 2001 به برج های دوقلو در نیویورک، در 15 مهر 1380  7 اکتبر 2001  به افغانستان حمله کرد. این حمله به سقوط دولت طالبان منجر شد. براساس گزارش سازمان ملل متحد تا پایان سال 2009 دست کم 9500 نفر جان باخته اند که سهم طالبان 1400 نفر بوده و بقیه به دست نیروهای ایساف  موسوم به نیروهای نظامی بین المللی  کشته شده اند (http://newsbbc.com). طبق اطلاعاتی که پروفسور «مارک هرولد» در روزنامه انگلیسی گاردین منتشر کرد، فقط در سه سال اول جنگ، بیش از 4000 نفر کشته شده اند که سهم بمب های دست ساز و مین های کنار جاده ای 1054 نفر بوده است (http://enterfilets.com).

در جریان اشغال افغانستان، نقش نیروی قدس به شکل کمک به نیروهای جهادی برای آزادسازی کشورشان از اشغال نظامی صورت گرفته است از سوی دیگر این نیرو ارتباطات منظمی را با مقامات افغانستان شامل حامد کرزای  رئیس جمهور سابق  و اعضای دولت و مجلس این کشور برقرار کرد تا در صورت آمادگی آنان به توانمندسازی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی افغانستان مدد برساند که در مواردی عملیاتی شده است.

4. جنگ دوم عراق

دولت بوش حدود یک سال و نیم پس از اشغال افغانستان، در تاریخ 29 اسفند 1381 به بهانه آنکه «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه زخم و سلاح های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده است و هم چنان درصدد است دشمنی خود را به آمریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند» (عکافان، 1388) به عراق حمله کرد و 20 روز بعد رژیم به شدت منزوی و منفور و خسته صدام حسین ساقط گردید و این کشور رسماً به اشغال نظامی آمریکا و انگلیس درآمد.

پس از فروپاشی نظم سیاسی عراق، آمریکایی ها یک سرفرماندهی نظامی به رهبری «جی گارنر» به وجود آوردند و او درصدد بود تا بدون دخالت مستقیم عراقی ها، این کشور را مطابق الگوی «کشور اشغال شده» اداره نماید. گارنر که یک ژنرال بازنشسته بود و در نظر داشت تا در سطح معاونین وزرا از نیروهای عراقی  به تعبیر او فاقد تشخیص حزبی  استفاده کند، بدون آنکه ذیحق دیده شوند. آنان در واقع در نظر داشتند مدلی مشابه ژاپن  پس از اشغال در سال 1945  را در عراق پیاده نمایند (کاظمی قمی، 1392: 50).

مدت کمی بعد از اشغال عراق  مرداد ماه 1382  شرایط تغییر کرد و فرماندهی نظامی آمریکایی ناچار شد نقش عراقی ها را جدی بگیرد از این رو بود که «شورای حکم» با حضور نزدیک به 35 نفر از شخصیت های عراقی معارض رژیم سابق شکل گرفت. اهم مصوبات این شورا عبارت بود از انحلال حزب بعث، تشکیل کمیته ریشه کنی حزب بعث و انحلال ارتش، استخبارات، سازمان امنیت عراق و سازمان امنیت عمومی (کاظمی قمی، 1392: 52).

در این میان نیروی قدس نقش مهمی در هدایت نیروهای عراق در استیفای گام به گام حقوق خود داشت. بدین گونه بود که عراق 8 سال پس از اشغال از سوی آمریکا در تاریخ 24 آذر 1390 (15 دسامبر 2011) آزاد شد. در این آزادی ایران بیش از هر کشور دیگری ایفای نقش کرد و از این رو منتقدان آمریکایی بارها بوش را به خاطر انعقاد قرارداد خروج و نیز عمل به توصیه های شورای حکم در انحلال ارتش عراق و ترد نیروهای بعثی سرزنش کردند (www.radiovoa.com).

5. جنگ بوسنی

بوسنی و هرزگوین با اکثریت نسبی مسلمان در فاصله 16 فروردین 1371 تا 23 آذر 1374 (5 آوریل 1992 تا 14 دسامبر 1995) درگیر نسل کشی ظالمانه ای بود که توسط صرب ها به رهبری میلوشویچ انجام شد صرب ها، مسلمانان را که  در دهه 1370  نزدیک به 45 درصد جمعیت 6 میلیون نفری بوسنی در مقابل 30 درصد صرب و 25 درصد کروات تشکیل می دادند، به غیراروپایی بودن متهم می کردند و در این راه از حمایت کشورهای غرب نیز برخودار بودند. در این میان ارتش که در اختیار صرب ها قرار داشت نه تنها مسلمانان بلکه حتی هر صرب حامی مسلمان را نیز به قتل می رساندند (فرگوسن، 2009: 633  626).

بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا در مصاحبه با برانچ تایلور می گوید: «متحدان اروپایی ایالات متحده با شکل گیری یک کشور مسلمان در قاره اروپا مخالف بودند و آن را غیرطبیعی می دانستند. آنان از تداوم تحریم ها حمایت می کردند چون به ضرر بوسنی بود. فرانسوا میتران  رئیس جمهور وقت فرانسه  خیلی صریح می گفت بوسنی به اروپا تعلق ندارد و مقامات رسمی انگلیس نیز از بازسازی دردناک اروپای مسیحی سخن می گفتند» (Taylor , 2009: 31).

در جریان جنگ بوسنی که دست کم به قتل عام مظلومانه 100 هزار مسلمان منجر گردید، نیروی قدس از ظرفیت خود برای کمک به مردم مظلوم بوسنی استفاده کرد این کمک ها شامل انواعی از کمک های غذایی، دارویی و دفاعی می شد و توانست تا حد زیادی جلوی وارد شدن ضایعات بیشتر به این مردم مظلوم را بگیرد. مایکل هرش معتقد است: «نیروی قدس در مقایل دیگر گروه های مسلمان که به کمک مسلمانان بوسنی شتافتند، نقش بیشتری داشت و به تجهیز مبارزان مسلمان در جنگ یوگسلاوی می پرداخت» (هرش، 2007: 25).

6. اشغال بحرین

اشغال بحرین از سوی عربستان پس از آن صورت گرفت که رژیم بحرین نتوانست انقلاب مردمی بحرین که از 14 فوریه شروع شده بود را مهار نماید. عربستان در تاریخ 22 اسفند 89، پنج هفته پس از آغاز قیام مردم، بحرین را با اعزام بیش از 1000 نیروی نظامی زبده اشغال کرد. به گفته یک مقام رسمی سعودی  در مصاحبه 23 اسفند 1389 با خبرگزاری فرانسه  این نیروها در قالب سپر جزیره  نیروی نظامی شورای همکاری خلیج فارس  شبانگاه وارد بحرین شده اند (خبرگزاری فارس، 23 اسفند 89).

بحرین اگرچه در فاصله 1971 تاکنون در معرض تبدیل جمعیتی از شیعه به سنی بوده اما کماکان شیعیان دست کم 70 درصد جمعیت نزدیک به یک میلیون نفری این کشور را به خود اختصاص داده اند و در عین حال فاقد آزادی عمل کافی و نیز فاقد نقش در حکومت می باشند. انقلاب 14 فوریه 2011 بحرین به صورت مسالمت آمیز شروع شد و تا امروز به شکل مسالمت آمیز استمرار یافته است ولی رژیم بحرین و نظامیان سعودی با توسل به خشونت سعی در ناکام گذاشتن آن داشته اند در این میان تاکنون نزدیک به 150 نفر از مردم این کشور به وسیله گلوله و در حین تظاهرات کشته شده اند. اشغال یک کشور به درخواست رژیمی که با اعتراض فراگیر مردمش مواجه است به هیچ وجه نمی تواند قانونی تلقی شود و استناد به درخواست دولت برای ادامه اشغال نظامی این کشور طبعاً با مبانی حقوق بین الملل و حقوق ملی بحرینی ها در تضاد می باشد.

در این میان نیروی قدس براساس ملاحظات محیطی بر جنبه مدنی انقلاب بحرین تأکید داشته و مردم را به صبوری فراخوانده و از این رو غربی ها بر نبود نشانه های هدایت گر در نقش آفرینی ایران تأکید کرده اند. (دویچه، 2011). مقامات بحرینی نیز اگرچه برای توجیه سرکوب مردم خود سعی کرده اند آنان را وابسته به ایران معرفی نمایند اما در عین حال بارها تأکید کرده اند که ایران نقشی در تحولات بحرین ندارد از جمله شیخ عیسی بن حمد پادشاه بحرین یک ماه پس از حضور نیروهای نظامی عربستان در منامه در شورای همکاری خلیج فارس تصریح کرد ایران نقشی در بحرین ندارد. (مشرق، 1390: 21 فروردین).

7. مواجهه نیروی قدس با تروریسم

نیروی قدس و گروه های مقاومتی که در سطح منطقه فعالیت می نمایند، از ابتدای تأسیس خود متهم بوده اند که از روش های تروریستی استفاده می کند. بعضی از سایت های مخالف انقلاب اسلامی هم نیروی قدس را متهم کردند که القاعده را از نظر نظامی تجهیز می کند (یزدان پناه، 1390).

اما عملکرد نیروی قدس در مواجهه با تروریسمی که امروزه یک تهدید عمومی و حتی جهانی خوانده می شود، این تبلیغات را به حاشیه برده است و از این رو در کنار ادامه اقدامات تبلیغاتی وهم انگیز علیه نیروی قدس شاهد اعترافات فراوان و فراگیر نسبت به قانونی عمل کردن نیروی قدس و فرمانده نام آشنای آن هستیم. مجله «وایرو»، نیروی قدس و فرمانده آن را «خطرناک ترین برای منافع و برنامه های آمریکا» نامیده است (http://www.wired.com). نیویورکر این نیرو را «تأثیرگذارترین» خوانده است (http://www.npr.org). نیویورک تایمز، فرمانده نیروی قدس را به «دشمنی که مورد تنفر و هم مورد تحسین است» تعبیر کرده و از قول «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا نوشته است «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است» (newyorker, 2014). هفته نامه نیوزویک ضمن چاپ تصویری از سردار سلیمانی روی جلد خود و با اشاره به موفقیت های سردار در مبارزه با تروریسم، نوشت: «اول با آمریکا می جنگید، الان داعش را درهم می کوبد، او فرد باهوش و عاشق جنگ است و خود او هم می داند که زبده این کار است» (http://Radiofarda.com).

عملکرد نیروی قدس در مواجهه با تروریسم، مهار گروه هایی نظیر داعش، جبه هالنصره و ارتش آزاد را در پی داشته است. این گروه ها در سوریه درصدد بودند از طریق اقدامات تروریستی و با بهره مندی از کمک کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، قطر و ترکیه حکومت را در این کشور به دست بگیرند. اگر منطق این گروه های شبه نظامی در سوریه به نتیجه می رسید، دامنه ی اقدامات خشونت آمیز، همه کشورهای اسلامی را دربرمی گرفت. کما اینکه در طول دو سال گذشته، این گروه ها لیبی، مصر، اردن، یمن، نیجریه، سومالی و لبنان را دستخوش اقدامات تروریستی کردند و کشورهای مسلمان دیگر شامل عربستان، پاکستان و افغانستان را تهدید به اقدامات تروریستی کردند و بدین منظور گروه های شبه نظامی را در این کشورها فعال نمودند.

در این میان نیروی قدس از طریق سازماندهی نیروهای مردمی در سوریه و سپس در عراق مانع تحقق اهداف تروریست ها شد. امروز در این کشورها نیروهایی تربیت و تجهیز شده اند که در کنار ارتش، امنیت را تا حد زیادی بر کشور خود حاکم کرده اند. بر این اساس امروز نیروی قدس در سطح منطقه به عنوان نیرویی بازدارنده، تعادل بخش و امنیت آفرین شناخته می شود و هر جا ناامنی پدید می آید به این نیرو به عنوان یک نقطه امید نگریسته می شود. فارین پالیسی در این باره نوشته است: «منابع غربی معتقدند نیروی قدس نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب الله لبنان، عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان، جنگ افغانستان، شکل دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، تغییر روند جنگ داخلی سوریه و مقابله با داعش در عراق داشته است» (foreignploicy, 2014).

نحوه عمل نیروی قدس

عمل نیروی قدس براساس «جهاد»، بنا گذاشته شده است این جهاد دارای دو جنبه جهاد با نفس و جهاد با دشمنان مردم است. درباره معنا و دایره جهاد گفته شده است: «به طور کلی هر حرکتی که با اعتقاد به مفید و یا ضروری بودن آن و یا به انگیزه دفع ضرر از خود و یا انسان های دیگر، که مورد خواست خداوندی است، توأم باشد، جهاد نامیده می شود» (جعفری، 1378: 56).

امیرمؤمنان درباره حرکتی که اساس آن بر تقوا  عمل به دستورات الهی  گذاشته شده است، فرموده اند: «لا یهتک علی التقوی سنخ اصل و لا یظمأ علیها زرع قوم» (اصل ریشه ای که بر تقوا روییده، هلاک نمی شود و زراعت قومی که در زمین تقوا کاشته شده، از تشنگی نخواهد خشکید) (خطبه 16، ص 61، صبحی صالح).

حضرت امام خمینی حرکت جهادی بر مبنای تقوا را به طور قطعی نتیجه بخش و پیروزمند دانسته و ورود حرکت جهادی به فضای بین الملل را وظیفه ای اسلامی برشمرده اند: «ما به تمام جهان تجربه هایمان را صادر می کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچک ترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال می دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه ها، جز شکوفه های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت های دربند نیست» (امام خمینی، 1367: 352). حضرت امام از سوی دیگر معتقد بودند عدم انجام وظیفه در حوزه بین الملل، انقلاب ایران را با شکست مواجه می گرداند: «اگر ما در محیطی دربسته بمانیم، قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد» (امام خمینی؛ 1360: 202).

نیرویی که با انگیزه جهادی وارد میدان می شود به مقتضیات رسیدن به «کمال موفقیت» تلاش می کند و ظرفیت های لازم را به وجود می آورد. خود این مسئله نیمی از پیروزی را رقم می زند کما اینکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّه وَعدُوَّکمْ» (انفال/60). بر این اساس علامه محمدتقی جعفری می گوید: «عظمت حیات تکاملی در این است که همواره با موانعی از عوامل طبیعی و هم نوعان مزاحم مواجه می شود. تکاپوگر راه کمال، برای ایجاد مقتضیات و شرایط بایستی تلاش جدی کند و تن پروری و لذت جویی و هواپرستی را به حساب عدم قدرت نیاورد. هم چنین نباید در برابر موانعی که قدرت مقاومت خود را از سست عنصری و ضعف اراده تأمین می کند، بدون سنجش و ارزیابی قدرت به زانو می آید.» (جعفری، 1378: 567).

ساختار عملیاتی نیروی قدس

ساختار نیروی قدس  براساس آنچه در عمل مشاهده شده است  بر مبنای «عمل استراتژیک» استوار می باشد به این معنا که شناخت دقیق موقعیت و سپس فراهم کردن زمینه ها و اقدامات متناسب و در نهایت «عمل بهینه» اجزاء اصلی عمل این سازمان به حساب آمده است. درباره ویژگی های تصمیم گیری استراتژیک به سه عنصر اساسی اشاره می شود: «نادر بودن»، «نتیجه محور بودن» و «هدایتگر بودن» (hichson: 2003: 87)؛ در عین حال درباره مراحل مدیریت استراتژیک به چهار مرحله اشاره و گفته می شود:

«مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی، تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی و کنترل» (هانگر، 1368: 15).

یکی از مزیت های مهم نیروی قدس، وجود نیروی ماهر و تجربه دیده است. از این رو سازمان این نیرو «چابک» یا «کیفی» دیده شده است. کم نیستند کسانی که گمان می کنند نیروی قدس برای مهار تروریسم پیچیده و تودرتوی سوریه و عراق از هزاران نیرو استفاده و در این راه میلیاردها دلار هزینه می نماید. اما واقعیت این است که این نیرو کارهای بسیار بزرگ را با کمترین نیرو و هزینه انجام می دهد. استراتژیست ها وجود نیروی زیاد و هزینه هنگفت را یکی از عوامل ناکامی ارزیابی کرده اند. در این میان «هانگر» و «ال ویلن» معتقدند: «مهم ترین رکن مدیریت منابع انسانی، استفاده از نیروهای ماهر که آموزش های مختلف و متعدد دیده اند، می باشد، این نیروها با افزایش پیچیدگی، بهتر می توانند کار کنند. تحقیقات نشان می دهد که بهره گیری از چنین گروه های کاری منجر به افزایش کیفیت و کارآیی می شود.» (هانگر، 1386: 194).

نیروی قدس بر مبنای اصلی ترین شاخص های مدیریت استراتژیک روی آموزش و کسب تجربه تأکید زیادی دارد. بر این اساس درباره توانمندی این نیرو در مهار بحران داعش گفته شده است: «در حالی که ائتلاف بیش از 40 کشور به رغم برخورداری از منابع و امکانات عظیم، نتوانست حرکت داعش را مهار کند، مبارزات نیروی قدس و فرماندهی آن نه تنها منجر به تحمیل شکست های گوناگون بر داعش گردیده است بلکه منطقه و جهان نیز به نقش برتر و مؤثرتر ایران پی برده اند» (سایت ممری اسرائیل).

با توجه به تجربه عملیاتی نیروی قدس در سوریه و عراق می توان گفت این نیرو به خوبی رموز موفقیت در عملیات را دریافته است. به جز آموزش و نیروهای مجرب، «زمان شناسی» نیز در این نیرو از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یک نیروی ماهر و با تجربه اگر در ورود به موضوع دجار تأخیر یا تعجیل گردد به موفقیت نمی رسد و حتی ممکن است موقعیت های استراتژیک را نیز از دست بدهد.

امیرمؤمنان  علیه السلام  در بخشی از نامه 53 نهج البلاغه با همه اطمینانی که به  شخصیت استراتژیک حکومت خود  مالک بن حارث اشتر نخعی دارد، خطاب به او می نویسد: «اِیاک وَالعَجَلةَ بِالامُور قَبلَ اَوِانِها او التَّسقُّطَ فِیها عِنَد اِمکانِها اَوِ اللَّجاجَه فیها اِذا تنَکرتُ اَوِ الوَهنَ عنها اِذا اسْتَوضَحَتْ فَضَعْ کلَّ امرٍ مَوضعهُ وَ اَوقَع کلَّ امرٍ مَوقِعهُ» (مبادا هرگز در کاری که وقت [انجام] آن نرسیده است، شتاب کنی یا [در انجام] کاری که وقت آن رسیده است، سستی ورزی یا در [رد یا پذیرش] چیزی که  حقیقت آن  روشن نیست، ستیزه جویی نمایی یا در [انجام] کارهای واضح و آشکار کوتاهی کنی. تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی (دشتی، 1381: 591 - 590).

انجام کار در وقت خود یک اصل استراتژیک است و زمانی که یک نیرو در محیط فرامرزی عمل می کند و عمل او باید پس از هماهنگی با نیروها در محیط بومی دنبال شود، از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. بعضی از افرد بدون در نظر گرفن این اصل، در جریان هجوم داعش به عراق و سوریه بر این نیرو خرده گرفته و آن را به «غفلت» متهم می کردند و حال آنکه در میدان عمل باید ابتدا این باور در فضای بومی شکل بگیرد تا نیروی فرامرزی بتوا ند کار خود را با اطمینان انجام دهد.

فرماندهی نیروی قدس

بدون تردید موفقیت های نیروی قدس در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی و منافع جهان اسلام با خصوصیات فرمانده آن گره خورده است. سردار «قاسم سلیمانی» به عنوان یک نفر می‌توانست به گونه های مختلفی عمل کند و در نتیجه در اثر هر گونه عملکردی نتیجه خاصی به دست آید. یکی از ویژگی های مهم تحولات منطقه خاورمیانه که اولین و مهم ترین محیط عمل نیروی قدس است، سرعت آن می باشد بر همین اساس توانایی های فردی که سکان نیروی قدس را در دست دارد، تأثیر فروانی در انتقال این تحولات از وضعیتی به وضعیت دیگر دارد.

«سلیمانی»، دوره جوانی و میانسالی خود را در «کوران حوادث» سپری کرده و هیچ گاه از کانون آن دور نبوده است. دوره مبارزه با گروهک های مسلح، دوره 8 ساله دفاع مقدس، دوره مبارزه با اشرار و دوره 10 ساله جنگ های منطقه خاورمیانه، تجربه ها و توانایی های فراوانی را فراراه او قرار داده است. نبوغ خدادادی او در فهم موقعیت‌ها و تجزیه و تحلیل دقیق تحولات و قدرت سازماندهی نیروها و امکانات و رفع موانع داخلی و خارجی و قدرت انتخاب تاکتیک های مناسب و اعتماد بالای او به خداوند و آموزه‌های مکتبی و ایمان بالای وی به دقت و صحت رهنمودهای میدانی رهبر معظم انقلاب و قدرت او در ایجاد رابطه خاص معنوی بین راس، مسئولان و بدنه سازمان و توانایی تطبیق و همراه کرده اجزاء و کل در سازمان  تاکتیک ها و راهبردها  در سازمان و نوآوری و خلق فرصت های جدید در صحنه عملیات و برخورد منسجم و متداوم با مسایل و موضوعات و وقت گذاری زیاد و پذیرش خطرات ناشی از یک ابتکار راهبردی و روحیه قوی عبادی و معنوی، اتصال جدی و روزانه به شهدا و ایثارگران، شهادت طلبی، صبوری و اغماض نسبت به زیردستان از ویژگی های «قاسم سلیمانی» است.

درباره اهمیت «مدیریت استراتژیک» گفته شده است: «یک دلیل مهم موفقیت یک سازمان در اجرای استراتژی خود، شیوه رهبری آن است که از طریق اهداف عملیاتی شفاف و مشخص و ترویج فرهنگ کارگروهی اعمال می گردد. .. و تجربیات تمام کارمندان و مدیران را به یکدیگر متصل می کند» (هانگر؛ 1386: 237).

درباره نقش باورهای دینی در کسب موفقیت های شگرف، موضوع مهم انتقال از کاستی هایی که هر انسان به لحاظ شخصی و اجتماعی، مادی و معنوی با آن مواجه است به موقعیت های الهی است که در آن هیچ نوع ضعف و کاستی راه ندارد این حرکت از ضعف به کمال، انسان را به تعدیلی مؤثر می رساند و از این رو بعضی از حکما و عرفای اسلامی گفته اند: «این تعدیل مقدس  حرکت از «من» طبیعی به هر چه جز من  انسان را در هر لحظه ای از قطب مثبت به منفی و از منفی به مثبت رو به بالا خواهد کشید. مقصود از مثبت، موقعیت فعلی است که در زندگی در جهان هستی به دست آورده است، مقصود از منفی نفی همین موقعیت برای کشش به موقعیت جدیدتر است. در این مرحله از تعین است که رابطه انسان با خدا به حد اعلای خود می رسد و تاریکی ها و مشکلات و ابهام های گوناگون که در تصور رابطه مزبور است، از میان می رود زیرا در این مرحله، دریافت های الهی خود را با «من طبیعی» درهم نمی آمیزد.» (جعفری، 1378: 344 - 343).

از آنجا که در مدیریت استراتژیک، روحیات فردی که محور عمل استراتژیک است، تعیین کننده می باشد، به آن توجه ویژه ای شده است. در بینش الهی نیز نقش یک مدیر توانمند که جز کسب رضای خدا به چیز دیگری نمی اندیشد، بسیار تعیین کننده تلقی می شود. امیرالمؤمنین  علیه السلام  در نامه 13 نهج البلاغه خطاب به دو نفر از نیروهای میدانی شاخص خود  زیاد بن نصر و شریح بن هانی  درباره دلیل لزوم تبعیت تام رزمندگان از «مالک اشتر نخعی» می نویسند: «فانه ممن لایخاف وهنه ولا سَقَطَتُه ولا بطؤه عما الاسراع الیه احزم ولا اسراعه الی ما البطء عنه امثل» (مالک را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود نه در آنجایی که شتاب لازم است، کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است، شتاب می گیرد) (دشتی، 1381: 493 - 492).

امیر مؤمنان  سلام الله علیه  درباره تأثیر موقع شناسی فرمانده در ایجاد موقعیت های پیروز در شرایط بحرانی و در زمان هایی که وحشت بر دیگران حکمفرماست و هر رونده ای را از حرکت بازمی دارد و شعله های بحران را به هر سو می پراکند، می فرمایند مرد چنین میدان هایی کسی مثل مالک اشتر است. ایشان در سال 38 هجری، آنگاه که وی را به عنوان استاندار مصر گسیل کرد، خطاب به مردم آن نوشت: «اما بعد فقد بعثت الیکم عبداً من عبادالله، لا ینام ایام الخوف و لا ینکل عن الاعداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار و هو مالک بن حارث» (من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای وحشت نمی خوابد و در لحظه های ترس از دشمن روی نمی گرداند. بر بدکاران از شعله های آتش تندتر است. او مالک پسر حارث مذحجی است.) (دشتی، 1381: 545 - 544).

این آموزه امام علی علیه السلام و شهادت او درباره فرماندهی نظیر مالک اشتر را می توان در صحنه های امروز هم از همان سلاله مشاهده کرد. سایت اسرائیلی «ممری» در رابطه با تأثیر فرمانده نیروی قدس در میدان نوشته است: «قاسم سلیمانی از شمال عراق تا مرکز آن و هر جا که درگیری و جنگی بود و پیروزی حاصل شد، حضور داشت و نیروهای عراقی، حضور وی و نیروهایش را عامل پیروزی خود می دانستند» (www.memory.com).

نتیجه‌گیری

شکل گیری نیروی قدس سپاه در دوره ای نزدیک به 25 سال، تأثیر تعیین کننده ای در مقابله جهان اسلام با دو مقوله «اشغالگری» و «تروریسم» داشته است. آزاد شدن لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی، آزادی غزه، شکست رژیم صهیونیستی در جنگ های 33 روزه، 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه، وادار شدن آمریکا به انعقاد قرارداد با دولت عراق و عملی شدن خروج نظامی غرب از عراق، شکست پروژه «تروریسم تحت الحمایه» در دو کشور سوریه و عراق، بخشی از موفقیت های بزرگ نیروی قدس طی این دوره به حساب می آید.

موفقیت های نیروی قدس در حوزه فرامرزی به این موارد محدود نمی شود اما همین مقدار هم برای استراتژیک دیدن آن کفایت می کند. نیروی استراتژیک براساس استانداردهایی که در گزاره ها و استشهادات این متن به آنها اشاره شد، «حجیم» و «پرهزینه» نیست و پرفایده بودن آن، هزینه ها و ملزومات ویژه ای را بر شانه های کشور قرار نداده است و از آن سو موفقیت های این نیرو در توسعه عمق نفوذ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی در محیط بین الملل و به خصوص در محیط منطقه ای، تأثیر ماندگاری برجای گذاشته و به شکل گیری یک «بلوک نیرومند منطقه ای» با محوریت جمهوری اسلامی ایران منتهی شده است.

بازشناسی تجربه یک نسله نیروی قدس، نیازمند بازشناسی روحیات، ساختار، بنیان های فکری، راهبردها و روش های به کار گرفته شده در این نیروست. تمرکز بیشتر موفقیت های این نیرو در دوره مسئولیت «سردار سلیمانی» بازشناسی و غور در خصوصیات فرمانده این نیرو را ضروری می سازد.

بدون شک براساس توجهی که به نقش آفرینی این نیرو در محیط منطقه ای و بین المللی به وجود آمده است، باید در انتظار موقعیت های جدید ماند. این موقعیت ها بدون شک با دو موضوع اساسی پیوند خواهد خورد؛ افزایش امنیت و مهار جریانات و روندهای امنیت ستیز در جهان اسلام و وسعت یافتن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در محیط منطقه ای و توجه به راه حل های آن.

این مقاله می تواند یک «مقدمه» در جهت تجزیه و تحلیل رفتار و موقعیت نیروی قدس تلقی شود و طبعاً جای آن دارد که اندیشمندان حوزه و دانشگاه و پژوهشگران وارد میدان شوند و ابعاد این تجربه را به عنوان راهی فراروی ملت ها تبیین نمایند.

منابع فارسی

 قرآن کریم.

 امام خمینی، صحیفه نور، جلدهای 12 و 20.

 جعفری، علامه محمدتقی (1378)، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تلخیص محمدرضا جوادی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

 جمعیت حامیان قدس (1392)، «جنگ 8روزه غزه به‌روایت آمار و ارقام»، http://hamyanequds.ir.

 خبرگزاری فارس (1389).

 دشتی، محمد (1381)، تفسیر نهج البلاغه امام علی‌بن ابی‌طالب، قم: انتشارات الهادی.

 دویچه وله فارسی (2011)، «حضور عربستان در بحرین»، 24 مارس.

 «سیاست اسرائیل در خاورمیانه هم غزه هم ایران»، www.radiozawaneh.com. شرق (1393).

 عکافان، سین (1388)، «سوابق تاریخی معاصر اشغال عراق»، خبرگزاری تابناک، 24 مرداد.

 قاسم سلیمانی روی جلد نشریه آمریکایی «نیوزویک»، رادیو فردا:

http://www.radiofarda.com/content/f2-qasem-soleimani-on-newsweek/26720797,html

 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 کاظمی قمی، حسن (1392)، کالبدشکافی نقش و تأثیر ایران در روند شکل‌گیری عراق نوین، نشر مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

 نهج البلاغه، شرح دکتر صبحی صالح، 2011، دارالکتاب المصری القاهره.

 هانگر والوین، جی دیوید و توماس (1386)، مبانی مدیریت استراتژیک، ترجمه دکتر سیدمحمد اعرابی و داوود ایزدی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

 هرش، مایکل (2007)، «دشمن جدید»، ترجمه بابک دهقان‌پیشه، نیوزویک، 15 فوریه 2007.

 یزدان‌پناه، محمدرضا (1390)، «جمهوری اسلامی القاعده را تجهیز می‌کند»، روز آن‌لاین:

www.rooz online.com/Persian/news/newstem

منابع لاتین

- Ferguson, Niall (2009), The War of the World: History 's Age of Hatred, Penguin.

- Filkins, Dester (30 September 2013), "The Shadow Commander", 10, 510, 410, 310, 210, 110, The New Yorker, Retrieved 7 February 2014.

- Hichson.D.J (2003).

- Taylor Branch (2009), The Clinton Tapes: Wresting History with the President Simon and Schuster.

- USA Today: (Januavy 2009), "Jim Michaels: "Hamas is Dattered, but Resilient".

سایت

- http://enterfilets.com/civils-morts.htm

- http: /ir. voanews.com/content/qnticle/1588097.html

- http://news.bbc.co.uk -News /8143196.stm.

- http://www.memorx.com/content/1950100/html.

- http://www.npr.org/2013/09/25 /223104144 /meet -the -iranian-commander-pulling-strings-inssyrias-war.

- http://www.wired.com/dangerroom /2012 /12 /most-dangerous-people#slide-131361 meet the Iranian commander Pulling Strings in Syria's war.

- www. radiovoa. com/content/atghanistan/1817052/html.


:: بازدید از این مطلب : 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 دی 1398

 

مقدمه

تولد نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشدید مداخلات نظامی آمریکا در منطقه هم‌زمان شد. پس از آنکه صدام حسین در 11 مرداد 1369 (دوم آگوست 1990) کویت را به‌تصرف خود در آورد، آمریکا به‌منظور بازسازی محوریت خود در تحولات جهانی و به نمایش گذاشتن آن در شرایط فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی که نشانه‌های آن بروز کرده بود و یک سال بعد در آگوست 1991 محقق شد، حمله عراق به کویت را بهانه قرار داد و با تکیه بر قطعنامه 26 دی ماه شورای امنیت سازمان ملل یک «ائتلاف عملیاتی بین‌المللی» تشکیل داد.

ائتلاف آمریکا ترکیبی از 22 کشور بود که البته تنها نیمی از آن کشورها موضوعیت داشتند. کشورهای عضو اصلی ائتلاف شامل آمریکا و کانادا از قاره آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسپانیا از قاره اروپا، مصر از قاره افریقا و ترکیه، عربستان و پاکستان از قاره آسیا بودند. ائتلاف آمریکا در این اقدام 814064 نیروی نظامی را پای کار آورد که سهم این کشور 575 هزار نیرو و سهم اروپا 60663 نفر بود. به عبارتی سهم آمریکا و دول غربی همراه آن حدود 78 درصد بود و سهم عربستان، ترکیه، مصر و پاکستان به عنوان متحدان منطقه‌ای آمریکا هم 500/142 نفر معادل 5/17 درصد بود. حدود 4 درصد باقی مانده از سوریه، کویت، امارات، مراکش، بنگلادش، عمان، نیجر، بحرین، سنگال، چکسلواکی، هلند، هندوراس و افغانستان تأمین شدند که به طور نمادین در این ائتلاف حضور داشتند و در مجموع 31401 نفر بودند.

تعداد نیرو و مجموعه امکانات نطامی که در این مواجهه به کار گرفته شد بیانگر آن است که آمریکایی ها در نظر داشتند عملیات آزادسازی کویت را به عملیات اقتدار آمریکا تبدیل کنند و از این طریق موانع را از سر راه سیطره مطلق آمریکا بر جهان بردارند؛ چنان که در همین سال جرج بوش اول در اظهارنظری که روی عرشه یک ناو آمریکایی در اقیانوس هند کرد از در پیش بودن قرنی آمریکایی خبر داد.

آمریکا برای آنکه بتواند یک «موفقیت شگرف» را شکل دهد، در جریان آزادسازی کویت، همه ظرفیت رهبری نظامی خود شامل کالین پاول، رئیس ستاد مشترک ارتش، پل ولفووویتز، معاون وزیر دفاع، و نورمن شوارتسکف، فرمانده مشهور آمریکایی را پای کار آورد؛ این در حالی که در مقابل آنان ارتشی فرسوده، منزوی و غیرمحبوب قرار داشت و از این رو چند هزار نیرو برای عقب راندن ارتش صدام از کویت کفایت می کرد. آمریکا در این عملیات بخش جنوبی عراق تا رود فرات را به اشغال در آورد، 175 هزار نیرو عراقی را به اسارت گرفت و دست کم 20 هزار نفر از آنان را به قتل رساند.

اقدامات جرج بوش اول بعدها در دوره بوش دوم و حتی باراک اوباما دنبال شد و این نشان می‌دهد که سیطره بر جهان و تک قطبی کردن آن یک «تصمیم همه جانبه» در آمریکا بوده است. در این میان اوباما هم که با ادبیات انتقادی نسبت به وضعیت دهه 2000 روی کار آمد و سیاست های دوره بوش را به باد انتقادات تند گرفت، این خط اصلی را رها نکرد. او در دومین مراسم تحلیف خود در اول بهمن 1391  (21 ژانویه 2013) از بی مرز بودن آمریکا و ظرفیت بی انتهای آن برای خطر کردن خبر داد و گفت که نیروهای نظامی آمریکا در جهان رقیب و هماوردی ندارند و اضافه کرد که آمریکا قصد دارد نهادهایش را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزها گسترش دهد. او گفت: «ما صاحب همه کیفیت های لازم برای برآوردن نیازهای بی مرز جهان امروز هستیم؛ جوانی و شوق، تنوع فرهنگی و اشتیاق و ظرفیت بی انتها برای خطر کردن به ما در این راه کمک می کنند. .. مردان و زنان آمریکایی که یونیفورم نیروهای مسلح آمریکا را به تن دارند و در نبردها آبدیده شده اند، رقیب و هماوردی ندارند. .. ما نهادهایمان را برای افزایش ظرفیت و اداره بحران ها در فرامرزهایمان گسترش خواهیم داد. .. سخنان مارتین لوترکینگ را به یاد آرید که می گفت آزادی های فردی ما با آزادی های هر موجود زنده ای پیوند ناگسستنی دارد»

لشکرکشی آمریکا به عراق و شکل دهی به ائتلافی جهانی و منطقه ای و نوع ادبیاتی که آمریکایی ها در آن مقطع و پس از آن به کار می بردند، تهدیدی مهم برای جمهوری اسلامی ایران نیز به حساب می آمد؛ زیرا از یک سو گستره تهدید در جنوب و غرب ایران بود و از سوی دیگر، در آن مقطع، ایران تنها مانع مهم سر راه سیطره مطلق آمریکا به حساب می آمد.

در ایران این موضوع نگرانی هایی را به دنبال داشت. اعلام آماده باش نظامی و اعزام چندین لشکر سپاه و ارتش ایران به سمت مرزهای جنوب غربی که نزدیک یک سال به درازا انجامید، از عمق نگرانی های ایران حکایت می کرد. در این میان رهبر معظم انقلاب اسلامی با برآورد دامنه و عمق تهدید، دستور تشکیل دو نیروی مقاومت و قدس را صادر کرد. نیروی مقاومت با فلش داخلی و نیروی قدس با فلش خارجی، ابتکار عمل استراتژیک به حساب می آمد. وقتی امروز با گذشت بیش از دو دهه از رسیدن نظام به تصمیم استراتژیک، به وقایع این دوران نگاه می اندازیم، می توانیم ارزش آن را بهتر درک کنیم.

چارچوب نظری

کارامدی سازمان با توانایی آن در مواجهه با «رخدادهای غامض» محک زده می شود. یک سازمان کارامد درون خود ظرفیت هایی دارد که در مواجهه با امور غیرمترقبه از آن استفاده می کند. در این شرایط یک سازمان کارآمد تلاش می کند ابتدا موضوع را «درست» و «مطابق واقع» بفهمد و پس از آن امکانات خود را برای مدیریت آن آماده و سازماندهی کند و برای حل آن یک چشم انداز به گونه ای که مراحل آن رتبه بندی و اولویت گذاری شود، ترسیم کند.

براساس نظریه های سازمانی، سازمان ها به لحاظ هدف گذاری و رویه به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند: سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنها به طور متمرکز و ریاستی تعیین می شود و سازمان هایی که هدف گذاری و رویه آنان تابع اراده جمعی است و به صورت شورایی انجام می شود. سازمان های دسته اول هدف گذاری معین و الزامی دارند و در این میان تشخیص رأس بر قاعده و بدنه رجحان دارد. این گونه سازمان ها شکلی «هرم گونه» دارند و بدنه و قاعده، بخش های زیرین و عملیاتی آن را تشکیل می دهند.

سازمان های دسته دوم هدف گذاری معین و الزامی ندارند و عمدتاً تابع «ضرورت ها» هستند. در این سازمان ها، رأس سازمان به نمایندگی از جمع عمل می کند و صلاحیت و کارامدی آن با «رضایت بدنه» سنجیده می شود. در این سازمان ها شکل مدور حاکم است؛ در عین حال برای اینکه از مزیت اصول ثابت برخوردار باشند، نوعاً دست به تدوین «منشور» یا «میثاق» می زنند و هر از گاهی آن را تجدید می کنند.

ساختار سازمان‌های انقلابی

یک گونه از ساختارها که نه از نوع دسته اول  ریاستی و نه از نوع دسته دوم  شورایی  هستند، ساختارهای سازمانی انقلابی هستند. در این ساختارها فرد از سوی بدنه یا از سوی نهادهای بالادستی برگزیده می شود و صلاحیت او تابع موفقیتی است که حین انجام وظیفه کسب می کند. در این نوع سازمان ها، فرد مسئول باید بتواند با سرعتی که لازمه یک سازمان فعال و دینامیک است، تصمیم گیری کند. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در بخشی از خطبه 21 نهج البلاغه می فرمایند: «تخفَّفوا تلحقوا، فانما ینتظِرُ باوّلکم اخرکم». سبکبال شوید و به مقصود برسید. ذیل این فراز گفته شده است: «حرکت زندگی با آگاهی به هدف اعلای آن، بسیار سبک و رها از علایق مادیات، آن چنان سریع است که گویی مافوق زمان قرار گرفته است» (جعفری، 1378: 213).

براساس این نگرش، مدیر انقلابی تابع شرایط علی و معلولی نیست؛ به این معنا که اسباب و علل مادی و معنوی او را از یافتن راه های نو بازدارد و اسیر قوانین عادی شود. از این رو بعضی حکمای اسلامی معتقدند: «رابطه حیات با پدیده ها و فعالیت هایش، رابطه علیت نیست، بلکه هر یک از آنها جزء تحول یافته ای از حیات است که در سطح عمیق روان [روح] به صورت ناب پایدار می ماند» (جعفری، 1378: 95).

براساس ساختار سازمان انقلابی، فرد کار خود را در نقطه «کمال» به انجام می رساند و بر اسباب و علل غلبه می کند. از این رو گفته شده است: «وفای به عهد انجام کار در نقطه کمالی  دو انگیزه دارد: انگیزه یکم همان ضرورت امن و اطمینان در زندگی اجتماعی است که خداوند متعال مانند یک قانون طبیعی در جوامع حکمفرما کرده است و انگیزه دوم، عامل الهی است که احترام و ایفای تعهد را اطاعت خداوندی و تخلف از آن را معصیت و جرأت به آن مقام ربوبی معرفی می کند.

احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه اول معلول جبر زندگی اجتماعی است که داخل در منطقه ارزش های والا نیست؛ ولی احترام و ایفای تعهد بر مبنای انگیزه دوم که جنبه الهی دارد، در منطقه عالی ترین ارزش های انسانی قرار دارد» (جعفری، 1378: 345).

بر مبنای سازمان انقلابی، فرد پس از پالایش و یافتن انگیزه ای خالصانه، اصلاح محیط پیرامونی را بر مبنای ارزش های الهی و انسانی، هدف خود قرار می دهد. در این ساختار، یک قلب وجود دارد که مکتب و ارزش های آن است و یک نقطه کمالی دارد که «ایصال الی الحق» است. مابین مکتب و نقطه کمال مسیری تو در تو وجود دارد که یک توی آن خود فرد و یک توی آن جامعه است و از اینجاست که بر مبنای بینش اسلامی، جهاد شکل می گیرد که به شکل جهاد با خود (جهاد با نفس) و جهاد برای جامعه (جهاد با دشمنان و موانع) تجلی پیدا می کند. اما این دو توأمان صورت می گیرند بدون آنکه از نظر زمانی، تقدم و تأخری داشته باشند. هر چند از نظر ارزشی، جهاد با نفس، گرامی تر از جهاد با دشمن است. از منظر مکتب، آن کس که با خود در جهاد نباشد، نمی تواند صحنه جهاد با دشمن را ببرد هر چند در آن پیروز شده باشد؛ چنان که آن کس که جهاد با دشمن را در سر نداشته باشد، در جهاد با خود به بن بست رسیده است هر چند اهل مناسک و مستحبات باشد.

مأموریت نیروی قدس

نیروی قدس بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و سپاه بخشی از ساختار سیاسی و دفاعی کشور است و از آنجا که مأموریت برون مرزی سپاه در نیروی قدس تعین و سازمان می یابد، این نیرو تحقق بخش اصلی آن بخش از مأموریت های جمهوری اسلامی است که ناظر به ارتقای سطح «امت اسلامی» و «مستضعفان جهان» است.

در بند 16 از اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ذیل عنوان «وظایف دولت جمهوری اسلامی» آمده است: «16. تنظیم سیاست خارجی کشور براساس معیارهای اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بی دریغ از مستضعفان جهان».

در اصل یازدهم قانون اساسی کشور نیز آمده است: «به حکم آیه شریفه إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنا رَبکمْ فاعْبُدُونِ، همه مسلمانان یک امت اند و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش دیگر به عمل آورد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.»

یک وجه دیگر نیروی قدس مقابله با تهدیدهای خارجی جمهوری اسلامی است؛ البته نه به این معنا که این مأمویت، تنها برعهده این نیرو قرار دارد. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 176 ذیل وظایف «شورای عالی امنیت ملی» آورده است: «بهره گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی».

با این وصف، نیروی قدس بخشی از ساختار تمدنی و دفاعی جمهوری اسلامی است و صلاحیت آن به طور رسمی در ساخت حقوقی جمهوری اسلامی آمده است و از آنجا که ذیل یکی از قوای سه گانه قرار نمی‌گیرد و مستقیماً زیر نظر «ولایت فقیه» قرار دارد، از مشروعیتی جامع و کامل برخوردار است و حد مشروعیت آن از نهادهای مشابهی که در ذیل یکی از قوا قرار دارد، بالاتر است و دقیقاً به همین جهت اداره پرونده های راهبردی در حوزه سیاست خارجی کشور، آنجا که به «تمدن» و «امت» و «امنیت کشور» بازمی گردد، به این نیرو سپرده شده است.

اتصال نیروی قدس به ولایت فقیه و عدم انقیاد در ذیل یکی از قوای جمهوری اسلامی، گاهی توأم با سوءتعبیرهایی بوده است. بعضی از ناظران سیاسی آن را کارکردی متمایز از دستگاه رسمی سیاست خارجی و دستگاه هایی که مأمویت مکمل در حوزه خارجی دارند، نظیر سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و وزارت اطلاعات معرفی کرده و نوعی دوگانگی را به تصویر کشیده اند. این تلقی تا آنجا که به کشورهای خارجی برمی گردد، به منظور غیرمشروع معرفی کردن فعالیت نیروی قدس صورت گرفته است. طبعاً وقتی یک سازمان و فعالیت آن غیرمشروع معرفی شود، مواجهه با آن آسان تر می باشد. اما واقعیت این است که نیروی قدس یک نیروی فراقانونی و خودمختار نیست بلکه بخشی از ساختار رسمی نظام جمهوری اسلامی است و نفی صلاحیت آن با هدف نفی صلاحیت نظام در انجام فعالیت اصلاح گرایانه در محیط بین الملل صورت می گیرد.

مواجهه نیروی قدس با اشغال کشورهای مسلمان

در دوره حیات نیروی قدس هفت اشغال سرزمینی در قلمرو کشورهای اسلامی اتفاق افتاده است. اشغال افغانستان توسط نیروهای ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال 2001، امتداد اشغال لبنان از سوی رژیم صهیونیستی در سال های 1982 تا 2000، امتداد اشغال فلسطین از سوی رژیم صهیونیستی در سال های 1948 تاکنون، اشغال بخش هایی از عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال های 1990 تا 1993، اشغال عراق از سوی ائتلاف غرب با محوریت آمریکا در سال های 2003 تا 2011، اشغال بوسنی هرزگوین توسط صرب ها و اشغال بحرین از سوی عربستان سعودی.

اشغال های یادشده نوعاً با دو کارکرد، توأم بوده است. نقض تمامیت ارضی یک کشور مسلمان و محروم شدن شهروندان آن از امنیت و حقوق شهروندی و از سوی دیگر تهدید امنیت مرزهای جمهوری اسلامی ایران. براساس اصول یادشده از قانون اساسی، نیروی قدس موظف بوده تمام ظرفیت و صلاحیت خود را برای رفع اشغال از کشورهای مسلمان یاد شده و اعاده امنیت و حقوق شهروندی آنان به کار گیرد.

1. مقابله با اشغال فلسطین

نام گذاری نیروی برون مرزی جمهوری اسلامی به نیروی قدس، ارتباط مستقیمی با تعهد ایران به آزادسازی فلسطین از اشغال صهیونیست ها دارد. کما اینکه این نیرو در میان پرونده های مختلف، روی فلسطین تمرکز بیشتری داشته است، تلاش این نیرو برای شکل دهی به کتائب فلسطین و تلاش گسترده برای رفع اختلاف میان گروه های مختلف فلسطینی که حل اختلاف فتح و حماس در مقاطع مختلف، از جمله آنهاست، از این موضوع حکایت می کند.

تعهد به آزادسازی فلسطین از سوی جمهوری اسلامی بر پایه یک استراتژی برتر قرار گرفته است. این استراتژی برتر، تقابل بنیادین با آن دسته از روندهای جهانی است که شکل دهنده به پدیده هایی مانند اشغال یک کشور مستقل می باشند. حضرت امام خمینی بر این اساس فرموده است: «ما در صدد خشکانیدن ریشه های فاسد صهیونیزم، سرمایه داری و کمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام هایی را که براساس این سه پایه استوار گردیده اند، نابود کنیم و نظام اسلام رسول الله را در جهان ترویج نماییم» (امام خمینی، ج 21: 81).

بر این اساس نیروی قدس ظرفیت های ملی و منطقه ای را برای آزادسازی فلسطین، همگرا و عملیاتی کرده است.

توانمندی فلسطینی‌ها در جریان مواجهه و انتفاضه

تلاش نیروی قدس در حوزه فلسطین اولین بار در جریان فرار صهیونیست ها از نوار غزه بروز و ظهور پیدا کرد. کمک به مقاومت فلسطینی سبب شد که اسرائیلی ها غزه را غیرقابل تحمل بدانند. یکی از سران صهیونیستی در ایامی که غزه در اشغال اسرائیل بود، گفت: «دوست دارم یک روز که از خواب بیدار می شوم، بشنوم که غزه در دریا غرق شده و اثری از آن بر جای نمانده است» (www. Radiozamanen.com). این رژیم، غزه را «جهنم سوزان» می دانست (www.Radiozamanen.com) و در نهایت در سال 2005 کلیه نیروهای خود را از غزه بیرون برد و بدین گونه اولین بخش فلسطین آزاد گردید.

جنگ 22 روزه  رژیم صهیونیستی که از توانایی فزاینده غزه در بعد نظامی و امنیتی به وحشت افتاده بود، عملیات سنگین زمینی، هوایی و دریایی  موسوم به سرب گداخته  علیه غزه اتخاذ کرد. این عملیات ششم دی ماه تا بیست و نهم این ماه در سال 1388 به طول انجامید اما اسرائیل نتوانست به اهداف خود، نابود کردن مقاومت در غزه و حتی تضعیف توانایی نظامی مقاومت دست پیدا کند. این جنگ با اعلام یک جانبه آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی به پایان رسید و روزنامه آمریکایی «یو اس ای تودی» نوشت: «آگاهان نظامی معتقدند نیروی نظامی حماس بعد از جنگ تضعیف نشده و پابرجاست» (یواس ای تودی، 2009: 4).

جنگ 8 روزه  رژیم صهیونیستی در روز 24 آبان 91 پس از ترور «احمد الجعبری» جنگ جدیدی را تحت عنوان «ستون ابرها» علیه غزه شروع کرد و تا روز اول آذر این سال ادامه داد. ارتش این رژیم در پایان جنگ اعلام کرد که 980 سامانه شلیک موشک، 140 تونل، 42 اتاق عملیات و 26 پایگاه ساخت و ذخیره تجهیزات نظامی مقاومت اسلامی فلسطین را نابود کرده و تعدادی از فرماندهان مقاومت شامل احمد الجعبری، حابس مسامح، احمد ابوجلال، خالد الشاعر، اسامه القاضی و رامز حرب را به شهادت رسانیده است.

آمار ارائه شده توسط ارتش اسرائیل به خوبی از توانایی مقاومت فلسطین در عرصه نظامی امنیتی حکایت می کند. در عین حال گردان های مقاومت اعلام کردند که در خلال جنگ 8 روزه، 1500 گلوله موشک و توپ را به سمت مناطق اشغالی شلیک کرده و فعالیت های عادی اجتماعی و اقتصادی این رژیم را مختل کرده و باعث شده اند که حدود پنج میلیون شهروند اسرائیلی به پناهگاه ها بروند. در این میان رمضان عبدالله شلح رهبر جنبش جهاد فلسطین اعلام کرد که آنچه در این جنگ از گلوله تا موشک به سمت اسرائیل شلیک شده، متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است.» (حامیان قدس، 1392). این جنگ با میانجی گری دولت وقت مصر و پذیرش آتش بس از سوی طرفین به پایان رسید.

جنگ 51 روزه  یک بار دیگر رژیم صهیونیستی در رمضان 1393 علیه نوار غزه وارد جنگ شد این جنگ 51 روز به درازا کشید و در نهایت ارتش رژیم اسرائیل در حالی که در معرض بارانی از موشک‌های مقاومت قرار گرفته بود، به پایان جنگ تن داد. در این جنگ نزدیک به سی هزار موشک و گلوله توپ به مناطق مختلف اسرائیل از جمله تل آویو و دیمونا شلیک شد و هزاران شهروند غاصب برای همیشه فلسطین را ترک کردند.

این جنگ در حالی به پایان رسید که بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی ایرانی از جمله فرمانده کل سپاه پاسداران با صراحت از نقش ایران در تجهیز نظامی مقاومت فلسطین سخن گفتند اما مهم تر از اینها، رهبر معظم انقلاب اسلامی به صورت علنی و در جمع سفرای خارجی مقیم تهران  که به مناسبت عید فطر در حسینیه امام خمینی گرد آمده بودند  از تلاش ایران برای تجهیز نظامی کرانه باختری سخن گفت.

2. توانمندسازی نظامی امنیتی مقاومت لبنان

تأسیس حزب الله لبنان در سال 1363 ریشه در مأموریت برون مرزی سپاه پاسداران و تعهد ایران در قبال آزادی فلسطین و محو صهیونیسم داشت. حزب الله در جریان نبرد نامتقارن با اشغالگران اسرئیل در لبنان در سال 1375 ارتش اسرائیل را وادار کرد که از بیروت و سایر مناطق تا پشت نهر لیتانی  حد فاصل استان های لبنانی صیدا و صور  عقب نشینی کند و 4 سال بعد یعنی در سال 79 با قربانی کردن مزدوران خود  موسوم به ارتش جنوب به فرماندهی سرهنگ لبنانی آنتوان لحد  لبنان را تا پشت مرزهای جنوبی آن ترک گوید.

جنگ 33 روزه  این جنگ در تاریخ 21 تیر ماه 1385 به بهانه پاسخ به اقدام حزب الله لبنان علیه یک یگان نظامی اسرائیل در حومه روسای مرزی لبنان  عیتا الشعب  شروع شد. اسرائیل که گمان می کرد می تواند با بهره گیری از اطلاعات جاسوسی خود، رهبران؛ فرماندهان و مراکز حزب الله لبنان را نابود کند و به پرونده حزب الله در لبنان مهر خاتمه بزند، از زمین، دریا و هوا به لبنان حمله کرد ولی علیرغم 33 روز درگیری و برخورداری از «حمایت مطلق آمریکا»، نتوانست به اهداف خود برسد و در حالی به قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل تن داد که هیچ آسیب جدی به نفرات و تجهیزات حزب الله وارد نشده بود. در این جنگ حزب الله از حمایت مطلق ایران و سوریه برخوردار بود.

درگیری مزرعه الامل در استان سوری قنیطره  اسرائیل در اثنای جنگ ارتش و نیروهای مقاومت سوریه و حزب الله لبنان با تروریست ها، با شلیک چند موشک به یک ستوان نظامی حزب الله در منطقه مزرعه الامل واقع در شش کیلومتری منطقه اشغالی جولان حمله کرد که به شهادت 6 نفر از رزمندگان حزب الله و یک نفر از فرماندهان سپاه  شهید الله دادی  منجر شد. این عملیات در تاریخ 28 دی ماه صورت گرفت. 10 روز پس از آن، حزب الله، عملیات تلافی گرانه مشابهی را در تاریخ 8 بهمن ماه علیه یک ستون نظامی اسرائیل در مزارع اشغالی شبعا واقع در نزدیکی مرزهای جنوب لبنان  روستای مارون الراس  انجام داد که در جریان آن دست کم 20 نظامی اسرائیل کشته شدند. عملیات حزب الله در شرایط هوشیاری  آماده باش رسمی  اسرائیل صورت گرفت ولی در عین حال این رژیم نتوانست ضربه سومی وارد نماید و پرونده این درگیری بسته شد. مقامات رسمی اسرائیل در روزهای عملیات متقابل اسرائیل و حزب الله اعلام کرده اند که توانایی این جریان بعد از جنگ تابستان 85  موسوم به نبرد تموز  از جمله در بحث موشکی به چند برابر رسیده است. در این میان اظهارات صریح مقامات ایرانی به خوبی نقش ایران  و به تبع آن نیروی قدس  را در حمایت از حزب الله نشان داده است.

3. جنگ افغانستان

آمریکا به بهانه نقش داشتن طالبان و القاعده در حمله 11 سپتامبر 2001 به برج های دوقلو در نیویورک، در 15 مهر 1380  7 اکتبر 2001  به افغانستان حمله کرد. این حمله به سقوط دولت طالبان منجر شد. براساس گزارش سازمان ملل متحد تا پایان سال 2009 دست کم 9500 نفر جان باخته اند که سهم طالبان 1400 نفر بوده و بقیه به دست نیروهای ایساف  موسوم به نیروهای نظامی بین المللی  کشته شده اند (http://newsbbc.com). طبق اطلاعاتی که پروفسور «مارک هرولد» در روزنامه انگلیسی گاردین منتشر کرد، فقط در سه سال اول جنگ، بیش از 4000 نفر کشته شده اند که سهم بمب های دست ساز و مین های کنار جاده ای 1054 نفر بوده است (http://enterfilets.com).

در جریان اشغال افغانستان، نقش نیروی قدس به شکل کمک به نیروهای جهادی برای آزادسازی کشورشان از اشغال نظامی صورت گرفته است از سوی دیگر این نیرو ارتباطات منظمی را با مقامات افغانستان شامل حامد کرزای  رئیس جمهور سابق  و اعضای دولت و مجلس این کشور برقرار کرد تا در صورت آمادگی آنان به توانمندسازی نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی افغانستان مدد برساند که در مواردی عملیاتی شده است.

4. جنگ دوم عراق

دولت بوش حدود یک سال و نیم پس از اشغال افغانستان، در تاریخ 29 اسفند 1381 به بهانه آنکه «رژیم عراق طرح تولید گاز اعصاب و سیاه زخم و سلاح های اتمی را به مدت یک دهه دنبال کرده است و هم چنان درصدد است دشمنی خود را به آمریکا نشان دهد و از ترور حمایت کند» (عکافان، 1388) به عراق حمله کرد و 20 روز بعد رژیم به شدت منزوی و منفور و خسته صدام حسین ساقط گردید و این کشور رسماً به اشغال نظامی آمریکا و انگلیس درآمد.

پس از فروپاشی نظم سیاسی عراق، آمریکایی ها یک سرفرماندهی نظامی به رهبری «جی گارنر» به وجود آوردند و او درصدد بود تا بدون دخالت مستقیم عراقی ها، این کشور را مطابق الگوی «کشور اشغال شده» اداره نماید. گارنر که یک ژنرال بازنشسته بود و در نظر داشت تا در سطح معاونین وزرا از نیروهای عراقی  به تعبیر او فاقد تشخیص حزبی  استفاده کند، بدون آنکه ذیحق دیده شوند. آنان در واقع در نظر داشتند مدلی مشابه ژاپن  پس از اشغال در سال 1945  را در عراق پیاده نمایند (کاظمی قمی، 1392: 50).

مدت کمی بعد از اشغال عراق  مرداد ماه 1382  شرایط تغییر کرد و فرماندهی نظامی آمریکایی ناچار شد نقش عراقی ها را جدی بگیرد از این رو بود که «شورای حکم» با حضور نزدیک به 35 نفر از شخصیت های عراقی معارض رژیم سابق شکل گرفت. اهم مصوبات این شورا عبارت بود از انحلال حزب بعث، تشکیل کمیته ریشه کنی حزب بعث و انحلال ارتش، استخبارات، سازمان امنیت عراق و سازمان امنیت عمومی (کاظمی قمی، 1392: 52).

در این میان نیروی قدس نقش مهمی در هدایت نیروهای عراق در استیفای گام به گام حقوق خود داشت. بدین گونه بود که عراق 8 سال پس از اشغال از سوی آمریکا در تاریخ 24 آذر 1390 (15 دسامبر 2011) آزاد شد. در این آزادی ایران بیش از هر کشور دیگری ایفای نقش کرد و از این رو منتقدان آمریکایی بارها بوش را به خاطر انعقاد قرارداد خروج و نیز عمل به توصیه های شورای حکم در انحلال ارتش عراق و ترد نیروهای بعثی سرزنش کردند (www.radiovoa.com).

5. جنگ بوسنی

بوسنی و هرزگوین با اکثریت نسبی مسلمان در فاصله 16 فروردین 1371 تا 23 آذر 1374 (5 آوریل 1992 تا 14 دسامبر 1995) درگیر نسل کشی ظالمانه ای بود که توسط صرب ها به رهبری میلوشویچ انجام شد صرب ها، مسلمانان را که  در دهه 1370  نزدیک به 45 درصد جمعیت 6 میلیون نفری بوسنی در مقابل 30 درصد صرب و 25 درصد کروات تشکیل می دادند، به غیراروپایی بودن متهم می کردند و در این راه از حمایت کشورهای غرب نیز برخودار بودند. در این میان ارتش که در اختیار صرب ها قرار داشت نه تنها مسلمانان بلکه حتی هر صرب حامی مسلمان را نیز به قتل می رساندند (فرگوسن، 2009: 633  626).

بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا در مصاحبه با برانچ تایلور می گوید: «متحدان اروپایی ایالات متحده با شکل گیری یک کشور مسلمان در قاره اروپا مخالف بودند و آن را غیرطبیعی می دانستند. آنان از تداوم تحریم ها حمایت می کردند چون به ضرر بوسنی بود. فرانسوا میتران  رئیس جمهور وقت فرانسه  خیلی صریح می گفت بوسنی به اروپا تعلق ندارد و مقامات رسمی انگلیس نیز از بازسازی دردناک اروپای مسیحی سخن می گفتند» (Taylor , 2009: 31).

در جریان جنگ بوسنی که دست کم به قتل عام مظلومانه 100 هزار مسلمان منجر گردید، نیروی قدس از ظرفیت خود برای کمک به مردم مظلوم بوسنی استفاده کرد این کمک ها شامل انواعی از کمک های غذایی، دارویی و دفاعی می شد و توانست تا حد زیادی جلوی وارد شدن ضایعات بیشتر به این مردم مظلوم را بگیرد. مایکل هرش معتقد است: «نیروی قدس در مقایل دیگر گروه های مسلمان که به کمک مسلمانان بوسنی شتافتند، نقش بیشتری داشت و به تجهیز مبارزان مسلمان در جنگ یوگسلاوی می پرداخت» (هرش، 2007: 25).

6. اشغال بحرین

اشغال بحرین از سوی عربستان پس از آن صورت گرفت که رژیم بحرین نتوانست انقلاب مردمی بحرین که از 14 فوریه شروع شده بود را مهار نماید. عربستان در تاریخ 22 اسفند 89، پنج هفته پس از آغاز قیام مردم، بحرین را با اعزام بیش از 1000 نیروی نظامی زبده اشغال کرد. به گفته یک مقام رسمی سعودی  در مصاحبه 23 اسفند 1389 با خبرگزاری فرانسه  این نیروها در قالب سپر جزیره  نیروی نظامی شورای همکاری خلیج فارس  شبانگاه وارد بحرین شده اند (خبرگزاری فارس، 23 اسفند 89).

بحرین اگرچه در فاصله 1971 تاکنون در معرض تبدیل جمعیتی از شیعه به سنی بوده اما کماکان شیعیان دست کم 70 درصد جمعیت نزدیک به یک میلیون نفری این کشور را به خود اختصاص داده اند و در عین حال فاقد آزادی عمل کافی و نیز فاقد نقش در حکومت می باشند. انقلاب 14 فوریه 2011 بحرین به صورت مسالمت آمیز شروع شد و تا امروز به شکل مسالمت آمیز استمرار یافته است ولی رژیم بحرین و نظامیان سعودی با توسل به خشونت سعی در ناکام گذاشتن آن داشته اند در این میان تاکنون نزدیک به 150 نفر از مردم این کشور به وسیله گلوله و در حین تظاهرات کشته شده اند. اشغال یک کشور به درخواست رژیمی که با اعتراض فراگیر مردمش مواجه است به هیچ وجه نمی تواند قانونی تلقی شود و استناد به درخواست دولت برای ادامه اشغال نظامی این کشور طبعاً با مبانی حقوق بین الملل و حقوق ملی بحرینی ها در تضاد می باشد.

در این میان نیروی قدس براساس ملاحظات محیطی بر جنبه مدنی انقلاب بحرین تأکید داشته و مردم را به صبوری فراخوانده و از این رو غربی ها بر نبود نشانه های هدایت گر در نقش آفرینی ایران تأکید کرده اند. (دویچه، 2011). مقامات بحرینی نیز اگرچه برای توجیه سرکوب مردم خود سعی کرده اند آنان را وابسته به ایران معرفی نمایند اما در عین حال بارها تأکید کرده اند که ایران نقشی در تحولات بحرین ندارد از جمله شیخ عیسی بن حمد پادشاه بحرین یک ماه پس از حضور نیروهای نظامی عربستان در منامه در شورای همکاری خلیج فارس تصریح کرد ایران نقشی در بحرین ندارد. (مشرق، 1390: 21 فروردین).

7. مواجهه نیروی قدس با تروریسم

نیروی قدس و گروه های مقاومتی که در سطح منطقه فعالیت می نمایند، از ابتدای تأسیس خود متهم بوده اند که از روش های تروریستی استفاده می کند. بعضی از سایت های مخالف انقلاب اسلامی هم نیروی قدس را متهم کردند که القاعده را از نظر نظامی تجهیز می کند (یزدان پناه، 1390).

اما عملکرد نیروی قدس در مواجهه با تروریسمی که امروزه یک تهدید عمومی و حتی جهانی خوانده می شود، این تبلیغات را به حاشیه برده است و از این رو در کنار ادامه اقدامات تبلیغاتی وهم انگیز علیه نیروی قدس شاهد اعترافات فراوان و فراگیر نسبت به قانونی عمل کردن نیروی قدس و فرمانده نام آشنای آن هستیم. مجله «وایرو»، نیروی قدس و فرمانده آن را «خطرناک ترین برای منافع و برنامه های آمریکا» نامیده است (http://www.wired.com). نیویورکر این نیرو را «تأثیرگذارترین» خوانده است (http://www.npr.org). نیویورک تایمز، فرمانده نیروی قدس را به «دشمنی که مورد تنفر و هم مورد تحسین است» تعبیر کرده و از قول «جان مگوایر» افسر سابق سازمان سیا نوشته است «او قوی ترین مأمور مخفی در خاورمیانه است» (newyorker, 2014). هفته نامه نیوزویک ضمن چاپ تصویری از سردار سلیمانی روی جلد خود و با اشاره به موفقیت های سردار در مبارزه با تروریسم، نوشت: «اول با آمریکا می جنگید، الان داعش را درهم می کوبد، او فرد باهوش و عاشق جنگ است و خود او هم می داند که زبده این کار است» (http://Radiofarda.com).

عملکرد نیروی قدس در مواجهه با تروریسم، مهار گروه هایی نظیر داعش، جبه هالنصره و ارتش آزاد را در پی داشته است. این گروه ها در سوریه درصدد بودند از طریق اقدامات تروریستی و با بهره مندی از کمک کشورهایی نظیر آمریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان، قطر و ترکیه حکومت را در این کشور به دست بگیرند. اگر منطق این گروه های شبه نظامی در سوریه به نتیجه می رسید، دامنه ی اقدامات خشونت آمیز، همه کشورهای اسلامی را دربرمی گرفت. کما اینکه در طول دو سال گذشته، این گروه ها لیبی، مصر، اردن، یمن، نیجریه، سومالی و لبنان را دستخوش اقدامات تروریستی کردند و کشورهای مسلمان دیگر شامل عربستان، پاکستان و افغانستان را تهدید به اقدامات تروریستی کردند و بدین منظور گروه های شبه نظامی را در این کشورها فعال نمودند.

در این میان نیروی قدس از طریق سازماندهی نیروهای مردمی در سوریه و سپس در عراق مانع تحقق اهداف تروریست ها شد. امروز در این کشورها نیروهایی تربیت و تجهیز شده اند که در کنار ارتش، امنیت را تا حد زیادی بر کشور خود حاکم کرده اند. بر این اساس امروز نیروی قدس در سطح منطقه به عنوان نیرویی بازدارنده، تعادل بخش و امنیت آفرین شناخته می شود و هر جا ناامنی پدید می آید به این نیرو به عنوان یک نقطه امید نگریسته می شود. فارین پالیسی در این باره نوشته است: «منابع غربی معتقدند نیروی قدس نقش مهمی در دادن قدرت نظامی به حزب الله لبنان، عقب راندن اسرائیل از جنوب لبنان، جنگ افغانستان، شکل دهی به فضای سیاسی عراق پس از سرنگونی رژیم صدام، تغییر روند جنگ داخلی سوریه و مقابله با داعش در عراق داشته است» (foreignploicy, 2014).

نحوه عمل نیروی قدس

عمل نیروی قدس براساس «جهاد»، بنا گذاشته شده است این جهاد دارای دو جنبه جهاد با نفس و جهاد با دشمنان مردم است. درباره معنا و دایره جهاد گفته شده است: «به طور کلی هر حرکتی که با اعتقاد به مفید و یا ضروری بودن آن و یا به انگیزه دفع ضرر از خود و یا انسان های دیگر، که مورد خواست خداوندی است، توأم باشد، جهاد نامیده می شود» (جعفری، 1378: 56).

امیرمؤمنان درباره حرکتی که اساس آن بر تقوا  عمل به دستورات الهی  گذاشته شده است، فرموده اند: «لا یهتک علی التقوی سنخ اصل و لا یظمأ علیها زرع قوم» (اصل ریشه ای که بر تقوا روییده، هلاک نمی شود و زراعت قومی که در زمین تقوا کاشته شده، از تشنگی نخواهد خشکید) (خطبه 16، ص 61، صبحی صالح).

حضرت امام خمینی حرکت جهادی بر مبنای تقوا را به طور قطعی نتیجه بخش و پیروزمند دانسته و ورود حرکت جهادی به فضای بین الملل را وظیفه ای اسلامی برشمرده اند: «ما به تمام جهان تجربه هایمان را صادر می کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچک ترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال می دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه ها، جز شکوفه های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت های دربند نیست» (امام خمینی، 1367: 352). حضرت امام از سوی دیگر معتقد بودند عدم انجام وظیفه در حوزه بین الملل، انقلاب ایران را با شکست مواجه می گرداند: «اگر ما در محیطی دربسته بمانیم، قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد» (امام خمینی؛ 1360: 202).

نیرویی که با انگیزه جهادی وارد میدان می شود به مقتضیات رسیدن به «کمال موفقیت» تلاش می کند و ظرفیت های لازم را به وجود می آورد. خود این مسئله نیمی از پیروزی را رقم می زند کما اینکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّه وَعدُوَّکمْ» (انفال/60). بر این اساس علامه محمدتقی جعفری می گوید: «عظمت حیات تکاملی در این است که همواره با موانعی از عوامل طبیعی و هم نوعان مزاحم مواجه می شود. تکاپوگر راه کمال، برای ایجاد مقتضیات و شرایط بایستی تلاش جدی کند و تن پروری و لذت جویی و هواپرستی را به حساب عدم قدرت نیاورد. هم چنین نباید در برابر موانعی که قدرت مقاومت خود را از سست عنصری و ضعف اراده تأمین می کند، بدون سنجش و ارزیابی قدرت به زانو می آید.» (جعفری، 1378: 567).

ساختار عملیاتی نیروی قدس

ساختار نیروی قدس  براساس آنچه در عمل مشاهده شده است  بر مبنای «عمل استراتژیک» استوار می باشد به این معنا که شناخت دقیق موقعیت و سپس فراهم کردن زمینه ها و اقدامات متناسب و در نهایت «عمل بهینه» اجزاء اصلی عمل این سازمان به حساب آمده است. درباره ویژگی های تصمیم گیری استراتژیک به سه عنصر اساسی اشاره می شود: «نادر بودن»، «نتیجه محور بودن» و «هدایتگر بودن» (hichson: 2003: 87)؛ در عین حال درباره مراحل مدیریت استراتژیک به چهار مرحله اشاره و گفته می شود:

«مدیریت استراتژیک عبارت است از بررسی محیطی، تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی و کنترل» (هانگر، 1368: 15).

یکی از مزیت های مهم نیروی قدس، وجود نیروی ماهر و تجربه دیده است. از این رو سازمان این نیرو «چابک» یا «کیفی» دیده شده است. کم نیستند کسانی که گمان می کنند نیروی قدس برای مهار تروریسم پیچیده و تودرتوی سوریه و عراق از هزاران نیرو استفاده و در این راه میلیاردها دلار هزینه می نماید. اما واقعیت این است که این نیرو کارهای بسیار بزرگ را با کمترین نیرو و هزینه انجام می دهد. استراتژیست ها وجود نیروی زیاد و هزینه هنگفت را یکی از عوامل ناکامی ارزیابی کرده اند. در این میان «هانگر» و «ال ویلن» معتقدند: «مهم ترین رکن مدیریت منابع انسانی، استفاده از نیروهای ماهر که آموزش های مختلف و متعدد دیده اند، می باشد، این نیروها با افزایش پیچیدگی، بهتر می توانند کار کنند. تحقیقات نشان می دهد که بهره گیری از چنین گروه های کاری منجر به افزایش کیفیت و کارآیی می شود.» (هانگر، 1386: 194).

نیروی قدس بر مبنای اصلی ترین شاخص های مدیریت استراتژیک روی آموزش و کسب تجربه تأکید زیادی دارد. بر این اساس درباره توانمندی این نیرو در مهار بحران داعش گفته شده است: «در حالی که ائتلاف بیش از 40 کشور به رغم برخورداری از منابع و امکانات عظیم، نتوانست حرکت داعش را مهار کند، مبارزات نیروی قدس و فرماندهی آن نه تنها منجر به تحمیل شکست های گوناگون بر داعش گردیده است بلکه منطقه و جهان نیز به نقش برتر و مؤثرتر ایران پی برده اند» (سایت ممری اسرائیل).

با توجه به تجربه عملیاتی نیروی قدس در سوریه و عراق می توان گفت این نیرو به خوبی رموز موفقیت در عملیات را دریافته است. به جز آموزش و نیروهای مجرب، «زمان شناسی» نیز در این نیرو از اهمیت ویژه ای برخوردار است. یک نیروی ماهر و با تجربه اگر در ورود به موضوع دجار تأخیر یا تعجیل گردد به موفقیت نمی رسد و حتی ممکن است موقعیت های استراتژیک را نیز از دست بدهد.

امیرمؤمنان  علیه السلام  در بخشی از نامه 53 نهج البلاغه با همه اطمینانی که به  شخصیت استراتژیک حکومت خود  مالک بن حارث اشتر نخعی دارد، خطاب به او می نویسد: «اِیاک وَالعَجَلةَ بِالامُور قَبلَ اَوِانِها او التَّسقُّطَ فِیها عِنَد اِمکانِها اَوِ اللَّجاجَه فیها اِذا تنَکرتُ اَوِ الوَهنَ عنها اِذا اسْتَوضَحَتْ فَضَعْ کلَّ امرٍ مَوضعهُ وَ اَوقَع کلَّ امرٍ مَوقِعهُ» (مبادا هرگز در کاری که وقت [انجام] آن نرسیده است، شتاب کنی یا [در انجام] کاری که وقت آن رسیده است، سستی ورزی یا در [رد یا پذیرش] چیزی که  حقیقت آن  روشن نیست، ستیزه جویی نمایی یا در [انجام] کارهای واضح و آشکار کوتاهی کنی. تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی (دشتی، 1381: 591 - 590).

انجام کار در وقت خود یک اصل استراتژیک است و زمانی که یک نیرو در محیط فرامرزی عمل می کند و عمل او باید پس از هماهنگی با نیروها در محیط بومی دنبال شود، از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. بعضی از افرد بدون در نظر گرفن این اصل، در جریان هجوم داعش به عراق و سوریه بر این نیرو خرده گرفته و آن را به «غفلت» متهم می کردند و حال آنکه در میدان عمل باید ابتدا این باور در فضای بومی شکل بگیرد تا نیروی فرامرزی بتوا ند کار خود را با اطمینان انجام دهد.

فرماندهی نیروی قدس

بدون تردید موفقیت های نیروی قدس در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی و منافع جهان اسلام با خصوصیات فرمانده آن گره خورده است. سردار «قاسم سلیمانی» به عنوان یک نفر می‌توانست به گونه های مختلفی عمل کند و در نتیجه در اثر هر گونه عملکردی نتیجه خاصی به دست آید. یکی از ویژگی های مهم تحولات منطقه خاورمیانه که اولین و مهم ترین محیط عمل نیروی قدس است، سرعت آن می باشد بر همین اساس توانایی های فردی که سکان نیروی قدس را در دست دارد، تأثیر فروانی در انتقال این تحولات از وضعیتی به وضعیت دیگر دارد.

«سلیمانی»، دوره جوانی و میانسالی خود را در «کوران حوادث» سپری کرده و هیچ گاه از کانون آن دور نبوده است. دوره مبارزه با گروهک های مسلح، دوره 8 ساله دفاع مقدس، دوره مبارزه با اشرار و دوره 10 ساله جنگ های منطقه خاورمیانه، تجربه ها و توانایی های فراوانی را فراراه او قرار داده است. نبوغ خدادادی او در فهم موقعیت‌ها و تجزیه و تحلیل دقیق تحولات و قدرت سازماندهی نیروها و امکانات و رفع موانع داخلی و خارجی و قدرت انتخاب تاکتیک های مناسب و اعتماد بالای او به خداوند و آموزه‌های مکتبی و ایمان بالای وی به دقت و صحت رهنمودهای میدانی رهبر معظم انقلاب و قدرت او در ایجاد رابطه خاص معنوی بین راس، مسئولان و بدنه سازمان و توانایی تطبیق و همراه کرده اجزاء و کل در سازمان  تاکتیک ها و راهبردها  در سازمان و نوآوری و خلق فرصت های جدید در صحنه عملیات و برخورد منسجم و متداوم با مسایل و موضوعات و وقت گذاری زیاد و پذیرش خطرات ناشی از یک ابتکار راهبردی و روحیه قوی عبادی و معنوی، اتصال جدی و روزانه به شهدا و ایثارگران، شهادت طلبی، صبوری و اغماض نسبت به زیردستان از ویژگی های «قاسم سلیمانی» است.

درباره اهمیت «مدیریت استراتژیک» گفته شده است: «یک دلیل مهم موفقیت یک سازمان در اجرای استراتژی خود، شیوه رهبری آن است که از طریق اهداف عملیاتی شفاف و مشخص و ترویج فرهنگ کارگروهی اعمال می گردد. .. و تجربیات تمام کارمندان و مدیران را به یکدیگر متصل می کند» (هانگر؛ 1386: 237).

درباره نقش باورهای دینی در کسب موفقیت های شگرف، موضوع مهم انتقال از کاستی هایی که هر انسان به لحاظ شخصی و اجتماعی، مادی و معنوی با آن مواجه است به موقعیت های الهی است که در آن هیچ نوع ضعف و کاستی راه ندارد این حرکت از ضعف به کمال، انسان را به تعدیلی مؤثر می رساند و از این رو بعضی از حکما و عرفای اسلامی گفته اند: «این تعدیل مقدس  حرکت از «من» طبیعی به هر چه جز من  انسان را در هر لحظه ای از قطب مثبت به منفی و از منفی به مثبت رو به بالا خواهد کشید. مقصود از مثبت، موقعیت فعلی است که در زندگی در جهان هستی به دست آورده است، مقصود از منفی نفی همین موقعیت برای کشش به موقعیت جدیدتر است. در این مرحله از تعین است که رابطه انسان با خدا به حد اعلای خود می رسد و تاریکی ها و مشکلات و ابهام های گوناگون که در تصور رابطه مزبور است، از میان می رود زیرا در این مرحله، دریافت های الهی خود را با «من طبیعی» درهم نمی آمیزد.» (جعفری، 1378: 344 - 343).

از آنجا که در مدیریت استراتژیک، روحیات فردی که محور عمل استراتژیک است، تعیین کننده می باشد، به آن توجه ویژه ای شده است. در بینش الهی نیز نقش یک مدیر توانمند که جز کسب رضای خدا به چیز دیگری نمی اندیشد، بسیار تعیین کننده تلقی می شود. امیرالمؤمنین  علیه السلام  در نامه 13 نهج البلاغه خطاب به دو نفر از نیروهای میدانی شاخص خود  زیاد بن نصر و شریح بن هانی  درباره دلیل لزوم تبعیت تام رزمندگان از «مالک اشتر نخعی» می نویسند: «فانه ممن لایخاف وهنه ولا سَقَطَتُه ولا بطؤه عما الاسراع الیه احزم ولا اسراعه الی ما البطء عنه امثل» (مالک را چونان زره و سپر نگهبان خود برگزینید زیرا که نه سستی به خرج داده و نه دچار لغزش می شود نه در آنجایی که شتاب لازم است، کندی دارد و نه آنجا که کندی پسندیده است، شتاب می گیرد) (دشتی، 1381: 493 - 492).

امیر مؤمنان  سلام الله علیه  درباره تأثیر موقع شناسی فرمانده در ایجاد موقعیت های پیروز در شرایط بحرانی و در زمان هایی که وحشت بر دیگران حکمفرماست و هر رونده ای را از حرکت بازمی دارد و شعله های بحران را به هر سو می پراکند، می فرمایند مرد چنین میدان هایی کسی مثل مالک اشتر است. ایشان در سال 38 هجری، آنگاه که وی را به عنوان استاندار مصر گسیل کرد، خطاب به مردم آن نوشت: «اما بعد فقد بعثت الیکم عبداً من عبادالله، لا ینام ایام الخوف و لا ینکل عن الاعداء ساعات الروع اشد علی الفجار من حریق النار و هو مالک بن حارث» (من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما فرستادم که در روزهای وحشت نمی خوابد و در لحظه های ترس از دشمن روی نمی گرداند. بر بدکاران از شعله های آتش تندتر است. او مالک پسر حارث مذحجی است.) (دشتی، 1381: 545 - 544).

این آموزه امام علی علیه السلام و شهادت او درباره فرماندهی نظیر مالک اشتر را می توان در صحنه های امروز هم از همان سلاله مشاهده کرد. سایت اسرائیلی «ممری» در رابطه با تأثیر فرمانده نیروی قدس در میدان نوشته است: «قاسم سلیمانی از شمال عراق تا مرکز آن و هر جا که درگیری و جنگی بود و پیروزی حاصل شد، حضور داشت و نیروهای عراقی، حضور وی و نیروهایش را عامل پیروزی خود می دانستند» (www.memory.com).

نتیجه‌گیری

شکل گیری نیروی قدس سپاه در دوره ای نزدیک به 25 سال، تأثیر تعیین کننده ای در مقابله جهان اسلام با دو مقوله «اشغالگری» و «تروریسم» داشته است. آزاد شدن لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی، آزادی غزه، شکست رژیم صهیونیستی در جنگ های 33 روزه، 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه، وادار شدن آمریکا به انعقاد قرارداد با دولت عراق و عملی شدن خروج نظامی غرب از عراق، شکست پروژه «تروریسم تحت الحمایه» در دو کشور سوریه و عراق، بخشی از موفقیت های بزرگ نیروی قدس طی این دوره به حساب می آید.

موفقیت های نیروی قدس در حوزه فرامرزی به این موارد محدود نمی شود اما همین مقدار هم برای استراتژیک دیدن آن کفایت می کند. نیروی استراتژیک براساس استانداردهایی که در گزاره ها و استشهادات این متن به آنها اشاره شد، «حجیم» و «پرهزینه» نیست و پرفایده بودن آن، هزینه ها و ملزومات ویژه ای را بر شانه های کشور قرار نداده است و از آن سو موفقیت های این نیرو در توسعه عمق نفوذ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی در محیط بین الملل و به خصوص در محیط منطقه ای، تأثیر ماندگاری برجای گذاشته و به شکل گیری یک «بلوک نیرومند منطقه ای» با محوریت جمهوری اسلامی ایران منتهی شده است.

بازشناسی تجربه یک نسله نیروی قدس، نیازمند بازشناسی روحیات، ساختار، بنیان های فکری، راهبردها و روش های به کار گرفته شده در این نیروست. تمرکز بیشتر موفقیت های این نیرو در دوره مسئولیت «سردار سلیمانی» بازشناسی و غور در خصوصیات فرمانده این نیرو را ضروری می سازد.

بدون شک براساس توجهی که به نقش آفرینی این نیرو در محیط منطقه ای و بین المللی به وجود آمده است، باید در انتظار موقعیت های جدید ماند. این موقعیت ها بدون شک با دو موضوع اساسی پیوند خواهد خورد؛ افزایش امنیت و مهار جریانات و روندهای امنیت ستیز در جهان اسلام و وسعت یافتن عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در محیط منطقه ای و توجه به راه حل های آن.

این مقاله می تواند یک «مقدمه» در جهت تجزیه و تحلیل رفتار و موقعیت نیروی قدس تلقی شود و طبعاً جای آن دارد که اندیشمندان حوزه و دانشگاه و پژوهشگران وارد میدان شوند و ابعاد این تجربه را به عنوان راهی فراروی ملت ها تبیین نمایند.

منابع فارسی

 قرآن کریم.

 امام خمینی، صحیفه نور، جلدهای 12 و 20.

 جعفری، علامه محمدتقی (1378)، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تلخیص محمدرضا جوادی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

 جمعیت حامیان قدس (1392)، «جنگ 8روزه غزه به‌روایت آمار و ارقام»، http://hamyanequds.ir.

 خبرگزاری فارس (1389).

 دشتی، محمد (1381)، تفسیر نهج البلاغه امام علی‌بن ابی‌طالب، قم: انتشارات الهادی.

 دویچه وله فارسی (2011)، «حضور عربستان در بحرین»، 24 مارس.

 «سیاست اسرائیل در خاورمیانه هم غزه هم ایران»، www.radiozawaneh.com. شرق (1393).

 عکافان، سین (1388)، «سوابق تاریخی معاصر اشغال عراق»، خبرگزاری تابناک، 24 مرداد.

 قاسم سلیمانی روی جلد نشریه آمریکایی «نیوزویک»، رادیو فردا:

http://www.radiofarda.com/content/f2-qasem-soleimani-on-newsweek/26720797,html

 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 کاظمی قمی، حسن (1392)، کالبدشکافی نقش و تأثیر ایران در روند شکل‌گیری عراق نوین، نشر مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.

 نهج البلاغه، شرح دکتر صبحی صالح، 2011، دارالکتاب المصری القاهره.

 هانگر والوین، جی دیوید و توماس (1386)، مبانی مدیریت استراتژیک، ترجمه دکتر سیدمحمد اعرابی و داوود ایزدی، تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی.

 هرش، مایکل (2007)، «دشمن جدید»، ترجمه بابک دهقان‌پیشه، نیوزویک، 15 فوریه 2007.

 یزدان‌پناه، محمدرضا (1390)، «جمهوری اسلامی القاعده را تجهیز می‌کند»، روز آن‌لاین:

www.rooz online.com/Persian/news/newstem

منابع لاتین

- Ferguson, Niall (2009), The War of the World: History 's Age of Hatred, Penguin.

- Filkins, Dester (30 September 2013), "The Shadow Commander", 10, 510, 410, 310, 210, 110, The New Yorker, Retrieved 7 February 2014.

- Hichson.D.J (2003).

- Taylor Branch (2009), The Clinton Tapes: Wresting History with the President Simon and Schuster.

- USA Today: (Januavy 2009), "Jim Michaels: "Hamas is Dattered, but Resilient".

سایت

- http://enterfilets.com/civils-morts.htm

- http: /ir. voanews.com/content/qnticle/1588097.html

- http://news.bbc.co.uk -News /8143196.stm.

- http://www.memorx.com/content/1950100/html.

- http://www.npr.org/2013/09/25 /223104144 /meet -the -iranian-commander-pulling-strings-inssyrias-war.

- http://www.wired.com/dangerroom /2012 /12 /most-dangerous-people#slide-131361 meet the Iranian commander Pulling Strings in Syria's war.

- www. radiovoa. com/content/atghanistan/1817052/html.


:: بازدید از این مطلب : 5
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 دی 1398

 

یک- انگلیس به عنوان گرداننده انواع فتنه‌ها همواره برای پشتیبانی از آشوبگران، خواستار داشتن رابطه به ظاهر دوستانه با ایران بوده اما هیچگاه دوستی خود را به ملت و دولت ایران اثبات نکرده است

وقتی گذشته تاریخی و همین‌طور حال حاضر روابط استعمار پیر، بریتانیای خبیث را بررسی می‌کنیم، می‌بینیم هیچ جا حسن نظر، احترام متقابل یا منافع طرفین مطرح نبوده است بلکه همواره انگلیسی‌ها با دورویی، نفاق، حیله، نقار، دشمنی، فریب، استعمار و چپاولگری به ملت ما نگاه کرد‌ه‌اند.
دو- بعد از انقلاب اسلامی همواره موضع دولت انگلستان در دشمنی با ایران مشخص بود؛ مواضع این کشور در طول ۸ سال جنگ تحمیلی در قبال ایران بر همگان آشکار است، مداخلات بعد از جنگ آنها در ایران نیز برای ما مسلم است. تلاش آنها در تحریم اقتصادی ما کاملا مبرهن و واضح است، همراهی آنها با سیاست‌های آمریکا در ضربه زدن به ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران کاملا اثبات شده است. کارشکنی و شیطنت آنها در روابط اقتصادی ما با کشور‌های دیگر برای ما معلوم و روشن است.
مداخله انگلستان در امور داخلی کشور ما و حمایت از جریان‌های ضدانقلاب و برانداز در طول سال‌های گذشته همواره آشکار بوده است.
پناه دادن به مخالفان مردم، منافقان و کسانی که خون این ملت از چنگال آنها می‌چکد نیازی به استدلال نداشته و کاملا واضح و روشن است.
تلاش لندن در جهت ایجاد و پیروزی انقلاب‌های رنگین و براندازی خاموش در حد اعلای خود بوده و در این مسیر هرگز از اقدامی فروگذار نکرده است.
در فتنه‌های ۷۸ و ۸۸، آشوب‌های دی‌ماه ۹۶ و آبان 98 و توطئه یک روزه اخیر حضور پررنگی داشته و از هیچ کار تحریک‌آمیزی که بر آتش این فتنه‌ها هیزم بریزد کوتاهی نکرده است. بر موج احساسات و اعتراضات مردم همواره سوار شدند، اخبار دروغی که لا‌به‌لای اخبار راست به خورد مردم دادند تا آشوب‌های خیابانی را گسترش دهند؛ تمام این دشمنی‌ها برای ما مسلم است.
با چنین پیشینه رفتاری که از دولت خبیث انگلستان شاهد بوده و هستیم، کینه و بغض دیرینه این روباه پیر بر ملت ایران مسلم و حتمی است.
سه- اینها تصور می‌کردند تجمعات و آشوب‌های اخیر بستری خواهد شد برای براندازی نظام، همین امر باعث شد در آتش این تجمعات بدمند.
همه دیدند چگونه آشکارا سفیر انگلستان در تجمعات داخلی کشور حضور پیدا کرده و به ساماندهی آن اقدام کرد.این ذوق‌زدگی آنها موجب شد در روزهای اخیر دست پنهان خود را رو کنند، این نشان‌دهنده اشتباهات محاسباتی آنهاست که تصور می‌کردند اگر آشکار و مستقیم در امور ایران مداخله داشته باشند، می‌توانند بهترین و بیشترین بهره‌برداری را از این تجمعات داشته باشند.امروز شاهد مداخله‌های همه‌جانبه و نامشروع انگلستان هستیم که برخورد جدی دستگاه دیپلماسی کشورمان را می‌طلبد. 

چهار- رفتار سفیر انگلستان غیردیپلماتیک و خصمانه بود که دولت جمهوری اسلامی ایران باید برخورد جدی نسبت به آن داشته باشد. در دولت آقای روحانی روابط ما با انگلستان به طور یک‌جانبه تقویت شد و از سطح کاردار به سفیر ارتقا یافت؛ اما در پی آن، هیچ نفعی از جانب انگلیس شامل حال ملت ما نشده است در حالی که آنها همیشه سعی در حضور در کشور ما برای داشتن یک پایگاه مهم جاسوسی داشته و دارند. انگلستان به عنوان گرداننده فتنه همواره برای پشتیبانی از آشوبگران خواستار داشتن رابطه به ظاهر دوستانه با ایران بوده اما در یک سده اخیر هیچگاه دوستی خود را به ملت و دولت ایران اثبات نکرده است.

پنج- دولت موظف است سطح روابط دیپلماتیک را کاهش داده و به عنوان کمترین اقدام برای حفظ و حراست از شأن و منزلت ملت و استقلال کشور اخراج این عنصر نامطلوب از کشور را در دستور کار قرار دهد، این امر در کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نیز پیگیری خواهد شد. 

شش- امروز شاهدیم دولت انگلستان در اوج خباثت‌های خود، از «مکانیزم ماشه» هم سخن به میان ‌آورد. دلسوزان انقلاب از همان آغاز مذاکرات دولت آقای روحانی با غرب نگران سوءاستفاده طرف‌های غربی از این مذاکرات بودند اما همواره با برچسب «دلواپس» تحت انواع حمله‌ها و توهین‌ها قرار می‌گرفتند. آن زمان که به این گونه مذاکره کردن انتقاد می‌کردیم و می‌گفتیم تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد نگذاشته و بابت هر قدمی که در مذاکرات برمی‌دارید، از طرف‌های غربی تضمین بگیرید برای این بود که می‌دانستیم اگر میدان برای آنها باز شود صحبت از مکانیزم ماشه خواهند کرد. دولت فعلی دولت مقاومت و ایستادگی نیست که از موضع اقتدار و منافع ملی ورود کرده و با طرف‌های غربی حرف بزند. دولت نه‌تنها از سر ضعف و وادادگی پای میز مذاکره نشست بلکه هیچ تضمینی از طرف‌های غربی نگرفت و این زمینه‌ای شده تا آنها دولت را بترسانند که اگر خواسته‌های نامشروع ما را قبول نکنید، کشورتان را به حالت قبل از برجام برخواهیم گرداند. غرب تاکنون هیچ تعهدی نسبت به ملت ایران نداده و در قالب برجام هم هیچ نفعی برای ما نداشته است؛ از این رو فشار، تهدید و تحریم‌های مجدد را در دستور کار قرار می‌دهند تا ما را وادار به تسلیم کنند؛ در حالی که مردم هرگز نباید نگران باشند زیرا حتی در صورت اجرای مکانیزم ماشه، تمام مشکلاتی که اقتصاد ما ناشی از تحریم متحمل شده، همین بوده که تاکنون رقم خورده است و اگر دولت فعلی رویکرد خود را از خارج و بویژه غرب به داخل تغییر دهد، به سرعت بحران اقتصادی پشت سر گذاشته خواهد شد. راه خروج از این بن‌بست فقط ایستادگی و مقابله و اقدام متقابل است.

* حجت الاسلام مجتبی ذوالنور، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس

:: بازدید از این مطلب : 424
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 19 دی 1398

به گفته رهبر انقلاب

«هر فرد ایرانی بالقوّه یک بسیجی است،

مگر عده‌ی معدودی که یا دچار خودپرستی‌اند

یا دچار شهوت‌پرستی‌اند یا دچار پول‌پرستی‌اند

یا دستشان زیر سنگ دشمن است،

آن‌ها را می‌گذاریم کنار؛ معدودند، زیاد نیستند.

اکثریّت قاطع ملت ایران بالقوه بسیجی‌اند.»

هویت انقلابی:

رهبر انقلاب در بیست و هفتمین مراسم

سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره)

در سال ۱۳۹۵ با تعریف شاخصه‌های هویت

انقلابی انجام دادند. شاخصه‌های کلان

ذکر شده از سوی ایشان عبارت بود از:

«پایبندی به مبانی و ارزش‌های اساسی

اسلام و انقلاب»، «هدفگیری آرمان‌های

انقلاب و همت بلند برای رسیدن به آن‌ها»،

«پایبندی به استقلال کشور»،

«حساسیت در برابر دشمن» و

«تقوای دینی و سیاسی». تعریف ایشان

از هر کدام از شاخصه‌ها نیز کلان و

گسترده بود به نوعی که افراد مختلف

با هر مرتبه‌ای از اعتقاد را در برمی‌گرفت.

بدین طریق چتر هویتی بزرگی فرای

«هویت اسلامی» و «هویت ایرانی»

ایجاد شد که سلایق و جهت‌گیری‌های

متنوع را در ذیل خود به وحدت می‌رساند.


:: بازدید از این مطلب : 372
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 19 دی 1398

محمد الوادی فعال عراقی هم در توئیتی تاکید کرد: بدون تحلیل‌های سطحی و غیرواقع‌بینانه باید گفت که آمریکا، ابرقدرت نخست جهان به صورت مستقیم تحقیر می‌شود و برای اولین در تاریخش، پایگاه‌هایش با ده‌ها موشک هدف قرار می‌گیرد، ... این کشور تحقیر شد و اقتدار و هیبتش در هم شکسته شد، هیچ کشوری قبل از ایران در تاریخ جرأت دست زدن به چنین اقدامی را نداشت.
پاتریوت چه کرد؟
ناصر قندیل فعال لبنانی هم در توئیتی نوشت: سوال فنی اسرائیلی‌ها از آمریکایی‌ها: تکذیب تلفات اهمیت ندارد، مسئله مهمتر این است که پاتریوت (سامانه موشکی آمریکا) برای مقابله با موشک‌های ایرانی چه کاری کرد؟ آیا این وضعیتی که رخ داد، در صورت شلیک موشک‌های مشابه به تل‌آویو هم تکرار خواهد شد، خواه منشأ این حمله از سوی حزب‌الله باشد یا سوریه یا حشدالشعبی یا غزه یا یمن یا ایران و موشک‌هایشان به اهداف خود(در رژیم صهیونیستی) خواهد رسید.


:: بازدید از این مطلب : 362
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 18 دی 1398

آمریکا با پهپادهای خود تنها

به فرماندهان مقاومت شلیک نکردند،

آنها به دو ملیارد مسلمان شلیک کردند.


:: بازدید از این مطلب : 328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 07 دی 1398

چند سالی است مبنا و هم آیندی همه جریان های زاویه دار چه معارض چه مخالف، بردن هزینه ها به سمت رهبر انقلاب و هدف گرفتن ایشان در هر رخدادی است.

جریان معارض ابتدا، با مباحث روشنفکرنمایانه و هجمه نظری و تئوریک به اصل ولایت فقیه به میدان آمد. چالش های فقهی و نظری رنگارنگ از تفاوت نظر برخی فقهای شیعه با نظریه ولایت مطلقه فقیه، پروژه های وکالت فقیه، ولایت مقیده، ولایت حسبیه به سبک آیت الله سیستانی در عراق، نظریه سلطانیسم حجاریان و ... از این رنگ بودند. بعد از آن هجمه تمام عیار این جریان با تولید روزانه شبهات مدیریتی، عملکردی، خانوادگی و شخصی علیه رهبر انقلاب سازماندهی شد و سیر هجمه ها از مباحث تئوریک و گفتمانی به سمت مباحث مدیریتی و عملکردی تغییر جهت یافت. هیاهو بر سر پاسخگویی و اختیارات رهبر انقلاب و تحدید این اختیارات، تلاش خاتمی برای تصویب لوایح دوقلو، واتیکانیزه و پاپیزه کردن رهبر انقلاب به عنوان یک پاپ اسلامی که نه در جایگاه سیاستگذاری که باید در جایگاه وعظ و نصیحت بنشیند و ... دستور کار مشترک طیف های مختلف معارض بود و همچنان نیز هست. در این میان، با وجود آنکه معارضان و لیبرالهای داخلی ظاهرا اصلاح طلب به خوبی از سلامت و پاکی خانواده رهبر انقلاب چه در مسائل مالی چه در مشی رهبر انقلاب در عمل به مرّ قانون آگاهند، از رواج شایعات حتی طرح شایعه مضحک موروثی شدن مقام رهبری ابا  نکردند.

از دیگر هجمه های اصلی جریان معارض، معرفی رهبر انقلاب به عنوان مسئول اصلی بحرا­ن­ها و مشکلات خصوصا مشکلات اقتصادی و معیشتی، و  عامل ناکارآمدی علیه حفظ و ثبات نظام است. امری که حتی جریان غربگرای حاضر در دولت نیز با هدف برداشتن خود از فشار افکار عمومی و شانه خالی کردن از ناکارآمدی اجرایی، با انداختن کامل مسئولیت ها و تقصیرها به رهبر انقلاب، از آن خوشحال بوده اند و حتی به آن دامن زده اند. در دو سال گذشته نیز روند هجمه به رهبر انقلاب به سمتی پیش رفته که گزاره­ای تحت عنوان حاکم جائر در فضای ذهنی و عمومی شکل گیرد. چنانکه در جریان آشوبهای اخیر نیز مشروعیت زدایی از رهبر انقلاب به عنوان سرفصل واحد تمام فعالیت های رسانه ای جریان معارض تعریف شده و این موضوع بخصوص با پیوند دادن موضوع کشته ها با رهبر انقلاب در خبرسازی رویترز آشکار است.

اما چرا؟

۱. ولایت فقیه جان مایه‌ انقلاب، محور و تکیه گاه عمود خیمه‌ انقلاب است و مشروعیت زدایی از آن، مهم ترین بخش فعالیت های براندازانه است. چرا که جامعه­پذیرشدن و ضریب بخشی به آن می­تواند بحران مشروعیت را برای نظام به دنبال داشته باشد و باعث فرو ریختن کل خیمه انقلاب شود.

۲. رهبر انقلاب و جایگاه ولایت فقیه، مهمترین مانع پروژه انقلابی زدایی و اسلام زدایی از کشور است، بزرگترین مانع برای پیشرفت پروژه غربگرایی و لیبرالیزه کردن ایران است. چنانکه فرانسیس فوکویاما تئوری‌پرداز نظریه «پایان تاریخ» و تحلیلگر ارشد آمریکایی در سال ۱۳۸۸ نهاد رهبری و شورای نگهبان را موانع اصلی تبدیل ایران به نظام سکولار و بی دین اعلام کرده بود.

۳. رهبر انقلاب و جایگاه ولایت فقیه، بزرگترین مانع برای پروژه فروپاشی ایران است. موضوعی که فقدان و خلأ آن در مناسبات سیاسی عراق به وضوح عیان است و اجازه تکرار مدل فروپاشی و تجزیه و تضعیف عراق را در ایران نمیدهد. ایجاد یک ایران ضعیف، فقط و فقط در صورت فقدان رهبر توانمند، تاثیرگذار و مشروع ممکن است.

۴. برآورد دقیق غربیها این است که نقطه عطف تحولات آتی در ایران، منطقه و جهان، وجود رهبر انقلاب و جایگاه تاثیرگذار ولایت فقیه است. با وجود این نهاد، امکان بسیج اجتماعی ایرانیان، شیعیان و حتی مسلمانان در امور مهم جدی است و عقیم کردن نیروی عظیم ملتهای مسلمان خصوصا در ایران و منطقه، و انجام آسان پروژه های آمریکایی، بدون اعتبارزدایی از این مقام و حذف آن، میسر نیست.

بر ماست که برای حفظ اسلام، انقلاب و خاک ایران، از این کانون محوری حراست و صیانت کنیم. اگر دل در گرو اینها داریم: اسلام، انقلاب و ایران.


:: بازدید از این مطلب : 363
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران