منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 117
:: بازدید ماه : 245
:: بازدید سال : 577
:: بازدید کلی : 577
نویسنده : rahjooyan
شنبه 30 اسفند 1399

حسین طلابیگی طراح جلوه های ویژه میدانی در خصوص جای خالی سلبریتی های بی سواد در واکنش به ترور دانشمند برجسته ملی شهید محسن فخری زاده گفت: جریان نفوذی در سینما اجازه نمی دهد تا سلبریتی ها نسبت به وقایع ملی واکنش مستقل داشته باشند؛ این سلبریتی ها هیچ استقلال فکری و رفتاری ندارند و نسبت به تمامی مسائل روز کشور و حوزه بین الملل ناآگاهند و تنها با دستور دیگران است که در پاره ای مواقع نسبت به برخی مسائل واکنش نشان می دهند!

طراح جلوه های ویژه فیلم های سینمایی «آتش سبز» و «کارناوال مرگ» افزود: ویزای کشورهای غربی، ثروت اندوزی و سگ ها برای برخی سلبریتی ها مهمترینند! از این رو بنده معتقدم رسانه ها به هیچ عنوان نباید بیش از این به سلبریتی ها بها بدهند و به آن ها توجه کنند. همه ما باید بدانیم که این ها در جامعه هیچ نقش حیاتی و کلیدی ندارند و بود و نبودشان اصلاً برای ما مهم نباید باشد.

وی ادامه داد: خوشبختانه ملت فهیم و اندیشمند و شهیدپرور ایران اسلامی به خوبی این قبیل سلبریتی ها را شناخته اند و اجازه نمی دهند تا آن ها بیش از این اثرگذار باشند و در موقعیت های حساس علیه منافع ملی فعالیت نمایند. این ها توهم خود سلبریتی ها است که فکر می کنند خیلی تأثیرگذارند و مردم پیرو رفتار و گفتار آن ها هستند!

طلابیگی سپس با تأکید بر اینکه این سلبریتی ها اغلب نگران پاسپورت های غربی و ویزای شان هستند تصریح کرد: به همین علت است که این افراد ترجیح می دهند به مسائل ملی هیچ واکنشی نشان ندهند چون مسائل ملی اصلاً دغدغه آن ها نیست. دغدغه آن ها حمایت از سیاست های غربی و مستکبران است! آن ها معمولاً از گروه های معارض حمایت کرده و می کنند چرا که این غرب است که کعبه آمال آن است! 

این سینماگر تأکید کرد: بی تردید این ها برای مباحثی که واکنش نشان می دهند به شدت تحت فشارند و برای اینکه موقعیت های خود را در عرصه بین الملل و سینما و جشنواره های جهانی از دست ندهند حتی حاضر می شوند برخلاف منافع و مصالح ملی خود اظهارنظرهای سبک سرانه ای بکنند.

وی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر ما شاهد یک دسته سلبریتی های دیگری نیز هستیم که کمی از این دسته اول بهتر و با شرافت ترند! آن ها مسائل ملی برایشان به شدت حائز اهمیت است اما از آنجا که می ترسند بعدها برایشان مشکلاتی ایجاد شود یا برخی نفوذی های سینما مانع از ادامه کارشان شوند در رابطه با وقایع ملی و استراتژیک یک اظهارنظر سبک و سطحی می کنند.

طلابیگی در خاتمه اظهاراتش تأکید کرد: آنچه حائز اهمیت است اینکه مدیران فرهنگی و تمامی نهادهای ناظر بر عملکرد دستگاه های فرهنگی و هنری کشور باید به صورت جدی و قاطعانه با نفوذی هایی که در تمامی ارکان سینما رسوخ پیدا کرده اند برخورد نموده و مانع پیشروی و فعالیت بیشتر آن ها شوند چرا که اگر جلوی این افراد گرفته نشود ما تا چند سال دیگر شاهد یک باخت بزرگ و جدی در سینمای کشورمان خواهیم بود و دیگر فرصتی برای جبران پیدا نخواهیم کرد!

شخصی؛ قنبر، غلام علی(علیه السلام) را دشنام داد. قنبر خواست که دشنام او را برگرداند، حضرت او را صدا کرد و گفت: ای قنبر! آرام باش! بگذار که این شخص دشنام دهنده، خوار باشد، تو با سکوت خود، خداوند رحمان را خشنود می‌کنی و دشمن خود، شیطان را شکنجه می‌دهی!آنچه خواندید و خواهید خواند پاسخی عبرت آموز برای واکنش به یک فرد هتاک و دشنام گوست.

این یادداشت نیز در پاسخ به « سرکار خانم بهاره رهنما » است که در برنامه شام ایرانی گفته‌های  « شهرزاد کمال زاده » را به تمسخر می گیرد.

در این برنامه شهرزاد کمال زاده از رسوم و سنت‌های قوم خودش «لر» درخصوص ازدواج مبنی بر گرفتن« شیربها »از داماد سخن می گوید که خانم رهنما میان حرف ایشان می پرد و با خنده و تحقیری که ناراحتی خانم کمالزاده در چهره اش نمایان است، می‌گوید: «خنده داره ظاهر شما مثل نیکول کیدمن هست اما تفکرات و رسم تون لری، حالم بهم میخوره از این تفکرات و رسوم » و به خنده ادامه می دهد...

نگارنده در این یادداشت سعی دارد بپرسد انتظار خود خانم رهنما برای جواب به این توهینش از سوی قوم فهیم و با اصالت لر چیست؟ آیا سکوت یا همچون او چشم بر هم نهادن و دهان گشودن به بی ادبی و بی حرمتی و پاسخ بی ادب را با بی ادبی دادن.کدامیک؟

پاسخ روشن است عفو و گذشت تاجی بر سر تمام اخلاق نیک و پسندیده است. این تاج بر سر لرهاست و همچون بسیاری از موارد قوم لر اصالت دیرینش را انتخاب می‌کند و می‌گذرد از بی‌مهری‌ها و توهین های آشکار و نهان..


 مهدی بیرانوند روژمان  جواب بهاره رهنما را اینگونه می دهد.

قوم لر در طول تاریخ این سرزمین به ایمان، شجاعت و دلیری و بزرگی شهره اند این قوم اصیل قطعا با اظهارات تهی از شعور یک سلبریتی ! کوچک نخواهد شد اما در این یادداشت تنها سعی می‌شود پاسخی به سرکار خانم رهنما داده شود. نگارنده همچون او از مسیر ادب خارج نمی‌شوید و طبق آموزه های دینی خود دلسوزانه با دلی پر خون به عنوان یک جوان لر از نکاتی را تقدیم میدارد.

 

 

سرکار خانم بهاره رهنما

می‌دانید؛ کار خداست!
خدا خواست آن سخن که کاملا هویداست در درون خانواده و در تنهایی خود سر زبانتان است در یک برنامه تلویزیونی بر زبانتان جاری شود تا همه آزاد اندیشان ‌و مردم عزیزمان چه قوم لر باشد چه ترک ، کرد ،فارس و... همه و همه به فهم و شعورتان و ظرفیتتان پی ببرند! چقدر ظرفیتتان پایین است!


پس کار خداست که نشان داد چقدر آدم میتواند تهی از ادب و نزاکت باشد که به خودش اجازه بدهد در یک برنامه تلویزیونی سخنی این چنین زمخت، تلخ، نسنجیده و بی ادبانه به زبان آورد.

سخنی که قطعا بارها در جمع های صمیمانه خود بیان کرده اید اینجا کار خداست عمومی میشود و همگان به یک آن به ماهیت و شعورتان پی می‌برند.چقدر همین جوان لر شما و بازیتان را دوست داشت و اکنون چقدر از خود بیزار و متاسف شدم برای آنچه از شما انتظار داشتم.

 سرکار خانم بهاره رهنما

 لر ها با وجود انبوهی از تلخی و بی مهری و ظلم در ادوار تاریخ، نامهربانی و بی عدالتی و کج اندیشی هرگز حتی لحظه ای سادگی، صفا و مهرشان نه تنها کم نشده بلکه فراوان در پاسخ ادب و عشق به اطرافیان و خود شما هدیه داده اند .

تنها انتظار دارم اکنون که توهینی به این بزرگی به سوی لرها پرت کردید دیگر تیپ روشنفکر به خودتان نگیرید!
زیر عنوان سلبریتی هر کاری میخواهید برای جذب مخاطب و کسب درآمد انجام دهید اما شهامت داشته باشید سریعا عذرخواهی کنید.

هوشنگ توکلی بازیگر و کارگردان سینما و تلویزیون در خصوص جای خالی سلبریتی های بی سواد در واکنش به ترور دانشمند برجسته ملی شهید محسن فخری زاده گفت: متأسفانه برخی سلبریتی ها همواره مقابل جریان انقلابی و ارزشی قرار دارند و از همین رو هرگز در مورد چنین حوادث دردناک و متأثرکننده ای واکنش نشان نمی دهند! بازیگر فیلم های سینمایی «انفجار در اتاق عمل» و «زادبوم»  افزود: بی تفاوتی سلبریتی ها به مسائل پر اهمیت و استراتژیک و ملی در حالی است که آن ها از صدقه سر همین نظام و کشور مشهور و محبوب شده اند و به ثروت های نجومی دست یافته اند! این سلبریتی های یک شبه محبوب شده متأسفانه از جریانی ارتزاق می کنند که همواره مقابل جریانات انقلابی و بچه حزب اللهی ها است!

وی با تأکید بر اینکه وقتی ما به دیدگاه های سلبریتی ها نگاه می کنیم درست همان دیدگاه جریان های اصلاح طلبی را شاهد هستیم یادآور شد: طبیعی است که این دست سلبریتی های سیاست زده فقط از حوادثی جانبداری می کنند که به سیاست خودشان مربوط می شود. در واقع سلبریتی ها از حوادثی جانبداری می کنند که در راستای سیاست های اصلاح طلبان باشد!

توکلی سپس با بیان اینکه ترور شهید دکتر محسن فخری زاده اهمیت ملی دارد اظهار داشت: وقتی مسأله ای ملی مطرح می شود وقتی مسأله ای مربوط به اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران، سپاه پاسداران، ارتش و... مطرح می شود سلبریتی ها در مقابل آن سکوت پیشه می کنند چرا که تجربه ثابت کرده مسائل استراتژیک و ملی و انقلابی برای آن ها خالی از هرگونه اهمیتی است.

این سینماگر در پایان این گفتگو تأکید کرد: دوقطبی شدن جریان های فکری در حاکمیت که به بخشی از بدنه جامعه منتقل شده در جامعه هنری هم به این شکل خودش را نشان می دهد و این اتفاق بسیار دردآور و متأثرکننده است چرا که وظیفه هنرمندان این است که همواره برای جامعه و به ویژه نسل جوان تر به مثابه یک الگو باشند و رفتار و واکنش صحیح را به آن ها بیاموزند و وقتی سلبریتی های ما خود را از جریانات انقلابی دور می کنند ما با پدیده ای خطرناک و شوم روبرو می شویم که نیازمند آن است تا متولیان عرصه فرهنگ و هنر به این مقوله ورود فوری کنند.

عرب نیا با انتشار این پست از مردمان لر دلجویی و معذرت خواهی کرد.

" گفته شده که «واژه‌ها تا زمانی که بر زبان جاری نشده باشند، اسیر انسان هستند، اما آن‌گاه که بر زبان آیند، انسان اسیرشان می‌گردد!»

گروه پرشمار هنرمندان را، هم‌چون دیگر گروه‌های هر جامعه، با رفتار یا گفته‌های یک یا چند نفر از آن گروه نمی‌توان و نباید ارزیابی و ارزش‌گذاری کرد؛ با این حال، من به عنوان کسی که در نگاهِ مردم کشورم از گروه هنرمندان به شمار می‌آیم، با تمام وجود از همه‌ی شیرزنان و غیورمردانِ لر دل‌جویی کرده، از آنان و تمام اقوام و فرهنگ‌های چندگانه و رنگین‌کمانی ایران عزیز و از رشادت‌ها و دلیری‌هایشان که همواره مایه‌ی دوام و پایندگی میهن و تاریخ ما ایرانیان بوده‌اند به جان قدردان و سپاس‌گزارم و بر خود می‌بالم که با ایشان از یک کشور و یک ریشه هستم.

باشد که آن دسته از هم‌کارانم که به هنگام دهان باز کردن کم می‌اندیشند و پر می‌گویند با پوزش خواستن از هم‌میهنان عزیز لر، خطای خویش را گردن بگیرند و آزردگی بیش‌تر مردم شرافت‌مندمان را در این وانفسای رنج و درد سبب نشوند.

با مهر و احترام.

عرب‌نیا"

محمد ایمانی، فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: قطاری از سلبریتی‌های سیاسی، اقتصادی، مطبوعاتی و سینمایی را می‌شناسیم که سال ۹۲ و ۹۶ هشدار می‌دادند اگر روحانی رای نیاورد و جلیلی، یا رئیسی و قالیباف رئیس جمهور شوند، ایران ونزوئلا می‌شود؛ و قیمت دلار به پنج هزار تومان خواهد رسید.

جلایی پور، عضو حزب منحله مشارکت، یک ماه قبل از انتخابات ۹۲، در حمایت از روحانی گفت"کافی است همین آقای جلیلی بیاید تا ایران در عرض ۴ سال ونزوئلا شود... یعنی دوباره وضعیت معیشتی کشور بهم می ریزد.".

همان زمان علی مطهری مدعی شد "روحانی کشور را سوئیس نمی‎ کند اما ونزوئلا هم نمی‎ شویم". رمضان‌زاده سخنگوی دولت خاتمی، به روزنامه آفتاب یزد گفته بود: «همین که کشور در دولت آقای روحانی مثل ونزوئلا نشده باید خوشحال باشیم. در حالی که وقتی او روی کار آمد مثل ونزوئلا بودیم"(!؟)

روزنامه دنیای اقتصاد اردیبهشت ۹۶ در یادداشتی با عنوان «پیروزی قالیباف یا رئیسی قیمت دلار را به کجا می‌برد؟»  نوشت: «می‌توان انتظار داشت در صورت انتخاب رئیسی یا قالیباف، شاهد نوسانات بالا باشیم و قیمت دلار به سرعت افزایش یافته و  بالای قیمت ٥٠٠٠ تومان قرار گیرد.‌»

از جمله این سلبریتی ها، رضا رشیدپور  بود که مجری گری برنامه های تبلیغاتی آقای روحانی را بر عهده داشت. کلیپ او  که از جمعیت می خواهد شعار "غوغای روحانی نگر" را تکرار کنند، معروف است.

اما پس از آن که صحنه آرایی ها جواب داد، و غرب از پیروزی روحانی مطمئن شد، فشارها برگشت و با سوء مدیریت دولت در هم آمیخت، تا بازار های مختلف از جمله ارز متلاطم شود.

رشید پور ۲ بهمن ۱۳۹۶ در گفت و گوی تلویزیونی از روحانی پرسید "چرا دلار ۴۷۵۰ تومان است؟". و روحانی جواب داد "۴۷۵۰ تومان نیست، وسط دعوا نرخ تعیین نکنید. خیلی پایین تر از این حرفاست و پایین تر هم می آید".

همه آن سلبریتی ها، مدت هاست کِرخت و منجمد شده اند، و هیچ حرفی درباره هشت یا نه برابر شدن قیمت دلار دلار نمی‌زنند؛ مگر یکی دو آدم انگشت نما (از جنس سنگ پا) که گفتند اگر دیگران رئیس جمهور شده بودند، دلار چهل هزار تومان می شد!!

اکنون که دلار، قیمت های ۲۵ تا ۳۳ هزار تومان را تجربه کرده، آقای روحانی در جلسه هیئت دولت می گوید "در بودجه ۱۴۰۰ اعلام کردیم قیمت ارز کاهش خواهد یافت، یعنی افزایش ارزش پول ملی، ما قیمت دلار را روی ۱۱ هزار تومان تعیین کردیم و این آرزو نیست، دولت می‌ تواند این رقم را برای مردم توضیح دهد".

این حرف، دو پهلو است. دولت می خواهد دلار ۲۵ هزار تومانی کف بازار را به ۱۱ هزار تومان برساند؟ یا رقم ۵ هزار تومانی ارز دولتی را که در  قانون بودجه امسال پیش بینی شده، سال بعد دو برابر کند؛ که به مفهوم پنجاه هزار تومان شدن قیمت در بازار است؟!

هر چه هست، آن یک قطار سلبریتی فعلا ساکت خواهند بود؛ تا اردیبهشت و خرداد سال بعد، که ناگهان، دوباره به افکار عمومی شبیخون بزنند و به قول خودشان یک "نامزد اجاره ای" دیگر را به مردم تحمیل کنند.

کانال تلگرامی هاون مدیا نوشت:

چرا سلبریتی‌هایی که توی این کشور بزرگ و مشهور شدند بجای تبلیغ فرهنگ زیبا و غنی چند هزار ساله مون شدن ابزاری برای تبلیغ فرهنگ غربی؟! هر چیزی که مربوط به غرب باشه نماد روشنفکری و با کلاس بودنه؟ اینا طرفدار همون تفکری هستن که میگه بجای سفر مذهبی به فقرا کمک کنین اما خودشون چند میلیون صرف خرید درخت کاج و .... میکنند.

سالهای گذشته فقط در تهران بیش از ۱۸۰۰درخت کاج فروخته شده بود که نود درصد خریداران مسیحی نبودند.

 

 

 

 بهاره رهنما را بیشتر بشناسیم

بهاره رهنما به دعوت «سازمان زنان ایرانی انتاریو» به کانادا رفت. سازمان زنان ایرانی انتاریو از جمله انجمن‌های فمینیستی و مدافع هم‌جنس‌بازی در خارج از کشور است.

 

رهنما پیش از این هم در یکی از تئاترهایش از نمادهای هم‌جنس‌بازان استفاده کرده بود.

 منبع: سینما پرس

 بهاره رهنما در صفحه شخصی خود از در صفحات شخصی خود به ستایش از یک عضو گروهک تروریستی کومله که در حین انجام عملیات مسلحانه علیه کشورمان به هلاکت رسیده بود پرداخته‌اند و برای وی سوگوار شده‌اند! فرد مذکور به عنوان فردی آرام و محجوب یاد کرده است!

این درحالی است که پدر این فرد در مصاحبه‌ای اعلام کرده که پسرش نه در زندان، بلکه در درگیری مسلحانه گروهک کومله با نیروهای امنیتی، کشته شده است. این کار بهاره رهنما برای تطهیر یک فعال تحرکات تروریستی عضو کومله نوعی اقدام علیه امنیت ملی محسوب می‌شود.

هر چند که از کسی که چند روز قبل نیز از آشوبگرانی که اقدام به قتل مردم عادی کرده بودند حمایت کرده بود، ستایش از یک عضو گروهک‌های تروریستی نیز دور از انتظار نیست، اما از دستگاه قضایی انتظار می‌رود با این رفتار برخورد کند. حمایت تهمینه میلانی از این تروریست نیز دور از انتظار نیست، چرا که وی سابقه حمایت از چنین جریاناتی را دارد و حتی در یکی از فیلم‌هایش، چهره‌ای مثبت از تروریست‌ها نمایش داده بود.


پیش از این نیز افراد دیگری به حمایت از اغتشاشگرها پرداخته بودند و لازم است صداوسیمای جمهوری اسلامی در همکاری با این افراد حامی تروریسم تجدید نظر کند. درباره برخی از نامبردگان در این خبر، گفتنی‌هایی وجود دارد که در وقت لازم، به آگاهی می‌رسد.

بهاره رهنما بازیگر سینما و تلویزیون که شوء مدرک تحصیلی خود را پس از شوء بزرگ ازدواج دومش در فضای مجازی به رخ کشید، در یکی از توئیت های حمایتی خود از آشوبگران دی ماه 96 به جای کلمه اغتشاش از عبارت اختشاش در توییت‌هایش  استفاده کرد. او در دومین شوء نمایش مدرک تحصیلی خودبازهم دچار یک غلط املایی بزرگ شد و عبارت عجالتا را با استفاده از الف و بدین صورت نوشت: اجالتا.

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 880
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 28 اسفند 1399

«عباس عبدی» فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه اعتماد با اشاره به سند چشم انداز 1400  نوشت:«مشکل این است که سند چشم‌انداز یک سند فاقد روح بود...اگر تصمیم می‌گیریم صد متر را در ده ثانیه بدویم، نیازمند شرایط فیزیکی و تمرینی و غذایی بسیار سختگیرانه است. با گفتن آرزو آن را نمی‌توان محقق کرد. سیاست‌های اعلامی باید تناسب داشته باشد. اگر رشد سالانه 8 درصد را می‌خواهیم، باید سرمایه‌گذاری کنیم.این سرمایه و فناوری آن باید از خارج تامین شود».

عبدی در ادامه نوشت:«این کار با سیاست‌های تند در روابط با دیگر کشورها همخوانی ندارد حتی اگر محق هم باشیم. اگر می‌خواهیم فساد نباشد، فقط با آزادی بیان و رسانه این کار ممکن می‌شود. اگر رشد اقتصادی می‌خواهیم با انتخاب مدیران شایسته و نه قبیله‌ای این کار ممکن می‌شود.  با این ملاحظات اگر روند دو دهه گذشته همچنان ادامه یابد، نباید انتظار تصویر مثبتی را از آینده خود داشته باشیم. ولی اگر عناصر اصلی سیاست‌های زیان‌بار مزبور که متاسفانه ثبات نیز داشته تغییر کند، در این صورت امید دوباره‌ای شکل خواهد گرفت و می‌توان به بهبود  وضع  امیدوار  بود».

اظهارنظر درباره سند چشم انداز ایران آن هم توسط شخصی همچون عباس عبدی اصلا قابل پذیرش نیست. چرا که وی پیش از این خواستار آزادی خرید و فروش مواد مخدر در ایران و آزادی مشروب خواری شده بود. کاملا بدیهی است که این دست فرمان هیچگاه به پیشرفت جوانان کشورمان منجر نخواهد شد.

اما عبدی در این یادداشت تاکید کرده که سند چشم انداز ایران با سیاست های تند در روابط با دیگر کشورها همخوانی ندارد. اصلاح طلبان هرگونه رفتار مقتدرانه و عزتمند با دولت های سلطه گر، زورگو و غارتگر را مصداق تندی با جهان! و تنش آفرینی و ماجراجویی می نامند!

آیا زمین گیر کردن تروریست های داعشی در منطقه، مصداق تندی با جهان است؟! آیا امتناع از معامله درباره موشک ها و ابزار دفاعی ایران، تندی در روابط با کشورهای دیگر است؟!

اکنون حدود 42 سال از عمر انقلاب اسلامی سپری شده است. از این مدت، اصلاح طلبان حدود 34 سال در مناصب ارشد اجرایی و تقنینی حضور داشته و مراکز تصمیم گیر و تصمیم ساز را در اختیار داشتته اند.

خیلی راه دوری نمی رویم. در این قریب به 8 سال اخیر، اصلاح طلبان دولت را با امکانات بسیار گسترده دربست در اختیار داشته اند. اما نه تنها پیشرفتی در حوزه های مختلف و از جمله حوزه اقتصادی رقم نزدند، بلکه سفره مردم را کوچک کرده که گلایه مندی مردم را در پی داشته است.

بله درست است، تا زمانیکه فساد صندوق ذخیره فرهنگیان و قاچاق حرفه ای ارز توسط برادر معاون اول رئیس جمهور و فساد اقتصادی توسط برادر رئیس جمهور رخ می دهد و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، مدیران نجومی بگیر را «ذخائر نظام» می نامد.

و وزیر مسکن به نساختن مسکن و وزیر نفت به نساختن پالایشگاه افتخار کرده و وزیر بهداشت می گوید «خودت بمال» و وزیر کشاورزی به کشاورز می گوید «از این سبوس ها بخور» و شخصی که او را تئوریسین اصلاحات می نامند، می گوید مشروب خواری و خرید و فروش مواد مخدر برای جوانان را آزاد کنیم، با این اوصاف اهداف سند چشم انداز هیچگاه به وقوع نمی پیوندد.


:: بازدید از این مطلب : 806
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 20 اسفند 1399
 
  
روحانی در حالی از چرخیدن چرخ اقتصاد سخن گفت که آمارهای اقتصادی چیز دیگری می‌گوید
چرخید اما به عقب
حسن روحانی دیروز در هیات دولت به تمجید از سیاست‌های اقتصادی دولت خویش پرداخت. رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم، با بیان اینکه هر آنچه دولت یازدهم و دوازدهم در مسائل سیاسی، اقتصادی و داخلی بر آن تاکید کرده با نگاه به زندگی و رفاه مردم و توسعه تولید و همچنین تحقق حقوق مردم بوده است، گفت: تجارت با دنیا حق مردم است. یکی از پایه‌های اقتصاد مقاومتی، برون‌گرا بودن اقتصاد است و اینکه اقتصاد ما برون‌گرا باشد و محصولات تولید داخل را صادر کنیم، دستور مقام معظم رهبری است. روحانی تصریح کرد: دولت به این تعهد خود که هم سانتریفیوژها بچرخد و هم چرخ اقتصاد کشور، هر روز عمل کرده است و امروز اقتصاد ما بهتر از گذشته می‌چرخد و ده‌ها هزار میلیارد تومان طرح و پروژه در هر هفته به بهره‌برداری می‌رسد و از طرف دیگر سانتریفیوژها هم بهتر و با کیفیت بالایی می‌چرخد، بنابراین هم می‌شود صنعت هسته‌ای رشد و پیشرفت کند و هم می‌توان به آن مشروعیت داده و فعالیت در این زمینه را بی‌هزینه کرد.
 دفاع چندباره روحانی از شرایط اقتصادی تحت این بیان که «چرخ اقتصاد کشور چرخیده» در حالی است که مردم سخت‌ترین شرایط معیشتی پس از انقلاب را سپری می‌کنند. کاهش محسوس مصرف کالاهای اساسی‏، اخباری مبنی بر خرید گوشت اقساطی، صف‌های طولانی خرید مرغ دولتی، پدیده رونق گرفتن خرید پای مرغ، کمیاب شدن روغن خوراکی و... حال و روز این روزهای مردم است. از سوی دیگر وضعیت متغیرهای اساسی اقتصادی هم به تضعیف اقتصاد ایران شهادت می‌دهد. تورم نقطه به نقطه بیش از 50 درصدی، شکسته شدن دوباره رکورد ضریب جینی پس از دولت سازندگی‏، رشد 550 درصدی قیمت مسکن، نوسانات مکرر قیمت ارز در بازار آزاد در کنار رکوردشکنی بی‌سابقه قیمت دلار و ورود آن به کانال  33 هزار تومان و میانگین رشد اقتصادی صفر درصدی، تنها گوشه‌ای از کارنامه ضعیف دولت روحانی در اقتصاد است.
 اولین اعتراضات اقتصادی پس از انقلاب
فارغ از کارنامه آماری دولت روحانی، اوج شکست سیاست‌های اقتصادی دولت تدبیر و امید، زمانی بود که اعتراضاتی در کشور به دلیل اتفاقات اقتصادی رخ داد؛ اعتراضاتی مردمی که رفته‌رفته توسط گروه‌های معاند مصادره شد. نکته قابل توجه در ۲ رویداد دی‌ماه 96 و بهمن 98 تاثیر مستقیم سیاست‌های دولت بر آنها بود. این یعنی هیچ متغیر خارجی یا داخلی به غیر از دولت بر آنها تاثیرگذار نبوده و نیست. سال 96 عامل اصلی اتفاقات سودهای بی‌محابایی بود که موسسه‌های اعتباری بدون نظارت بانک مرکزی به مشتریان می‌پرداختند و در سال 98 هم اعتراضات ناشی از سیاست دولت در گران کردن یک ‌شبه بنزین بود که به بدترین شکل ممکن اجرا شد. 
 
درجا زدن تولید ناخالص داخلی
بررسی آمارهای رسمی نشان می‌دهد تولید ناخالص داخلی کشور در پایان سال 98 نسبت به سال 90 بدون تغییر مانده است. رشد اقتصادی کشور در سال‌های 97، 98 و نیمه سال 99 به ترتیب معادل منفی 1/4، منفی 8/6 و منفی 9/1 درصد بوده است. تنها افتخار دولت، ثبت رشد اقتصادی 14درصدی در سال 95 بود که به گواه آمارها، بخش اعظم آن، حاصل خام‌فروشی نفت بوده و هیچ ارتباطی با بخش حقیقی اقتصاد کشور ندارد. نزولی شدن مسیر اقتصاد کشور در سال‌های اخیر در حالی است که در نیمه سال 92 دولت در حالی به روحانی سپرده شد که به گواه آمارهای رسمی، اقتصاد کشور به مسیر رشد بازگشته بود تا جایی که رشد اقتصادی نیمه اول سال 92 معادل 8/4 درصد ثبت شد. با این حال رها شدن بخش حقیقی اقتصاد کشور و شرطی شدن حل مسائل اقتصادی به نتیجه مذاکرات، روند رشد اقتصادی را معکوس کرد و اقتصاد را به مسیر نزولی کشاند. با توجه به رشد جمعیت کشور در این مدت، ثابت ماندن سطح تولید ناخالص داخلی طی این سال‌ها به معنای تشدید فقر در کشور است. 
وابسته شدن برنامه نجات اقتصادی دولت به نتیجه مذاکرات هسته‌ای و بی‌توجهی به اصلاح ساختارهای اقتصادی در حوزه‌های مختلف نظیر مالیات، بودجه، بانک و ...، اقتصاد کشور را در مسیر تخریب هر چه بیشتر قرار داد. نتیجه این وضعیت، تضعیف بخش حقیقی اقتصاد کشور و همچنین تشدید فشار معیشتی به دهک‌های متوسط و کم‌درآمد جامعه بود. 
 
مقام اول با فاصله بسیار زیاد در زمینه نوسانات ارز
ترسیم نوسان قیمت ارز به شکل نمودار، تصویری را ایجاد می‌کند که پیش از هر چیزی شبیه نوار قلب یک بیمار نزار است. در دولت حسن روحانی بویژه با شروع دوره ریاست عبدالناصر همتی بر بانک مرکزی این موضوع تشدید شد، طوری که قیمت دلار بین کانال 9 تا 33 هزار تومان نوسان پیدا کرد. روحانی جدا از خلق پرنوسان‌ترین دوران ارزی کشور، دارنده رکورد بالاترین قیمت دلار هم است. قیمت هر دلار آمریکا پاییز امسال به 33 هزار تومان هم رسید. جالب اینجاست که همتی، رئیس کل بانک مرکزی در آن مقطع به مردم تلویحا گفت تا انتخابات آمریکا انجام نشود، نمی‌توان انتظار کاهش قیمت ارز را داشت. 
شرایط ارزی در دوره روحانی به قدری عجیب بود که عملا هیچ سرمایه‌گذار خارجی و داخلی جرات ورود به اقتصاد ایران را نمی‌کرد. از مصائب دیگر رشد قیمت ارز تاثیر مستقیم آن بر قیمت کالاهای مصرفی بود. نباید فراموش کنیم در سال 92 و زمان تحویل دولت، قیمت هر دلار آمریکا 3300 تومان بود که این گویای رشد 900 درصدی قیمت دلار است. 
 

 

ناتوانی دولت در حل مسأله تورم

تورم هم از دیگر شاخص‌هایی است که دولت روحانی در آن عملکرد ضعیفی از خود ثبت کرد. در حالی که روحانی از عملکرد دولت یازدهم در کنترل تورم تمجید می‌کرد، بازگشت تحریم‌ها نشان داد تورم تک‌رقمی سال‌های 95 و 96 سرابی بیش نبوده است. بازگشت تحریم‌ها همچنین رکورد تورم ۲ دهه اخیر را هم به نام روحانی ثبت کرد. در حالی که در دور قبل تحریم‌ها، نرخ تورم نقطه به نقطه حداکثر به 42 درصد رسیده بود، در ۲ سال اخیر تورم یک بار به 58 درصد در اردیبهشت 98 و بار دیگر به 46 درصد در آبان 99 رسید.

 
تهیه مسکن آرزو شد

یکی از بدترین عملکردهای دولت روحانی اما در حوزه مسکن ثبت شد. دولت روحانی بویژه عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی از ابتدای آغاز به کار در سال 92 همواره حملات تندی به پروژه مسکن مهر داشتند. تخریب پروژه مسکن مهر در حالی بود که دولت مسؤولیت تکمیل این پروژه را برعهده داشت. با این حال دولت نه‌تنها تلاشی برای اتمام هر چه سریع‌تر این پروژه نکرد، بلکه با معلق نگه داشتن این پروژه، تکمیل آن را به روزهای پایانی دولت حواله داده است. بی‌توجهی دولت به تامین مسکن مردم در آمارها هم قابل مشاهده است. طبق آمارهای وزارت راه و شهرسازی، صدور مجوز ساخت در دولت روحانی با کاهش شدید مواجه شده که به وضوح نشانگر ورود بخش مسکن به رکودی عمیق است؛ رکودی که سال گذشته و سال جاری به قیمت چند برابر شدن بهای مسکن و سخت‌تر از همیشه شدن تامین آن برای مردم تمام شد. تنها اقدام دولت برای تامین مسکن مردم تا سال گذشته، ارائه وام مسکن یکم بود که با توجه به اقساط سنگین آن، استقبالی از آن نشد و نتوانست مشکل مسکن مردم را حل کند. در نهایت دولت با پی بردن به ناکارآمدی سیاست‌های آخوندی در بخش مسکن، محمد اسلامی را جایگزین وی کرد تا بلکه در واپسین ماه‌های دولت، دستاوردی در این حوزه داشته باشد.

 حفره‌ای که تبدیل به شکاف طبقاتی شد
یکی از تلخ‌ترین رکوردهای منفی اقتصادی دولت حسن روحانی افزایش نابرابری توزیع ثروت است؛ اتفاقی که بیش از نفس نارسایی‌های اقتصادی مردم را آزار می‌دهد. افزایش ضریب جینی در این دوره به طور مستقیم متاثر از سیاست‌های دولت بوده است؛ سیاست‌هایی که در آن توسعه صرفا به معنای رشد اقتصادی است و هیچ جایگاهی برای توزیع عادلانه ثروت در آن وجود ندارد. البته دولت روحانی در رشد اقتصادی هم فشل بوده است. 
اقدامات دولت قبل برای ترمیم شکاف طبقاتی تا حدودی موثر بود. مسکن مهر، سهام عدالت، هدفمندی یارانه‌ها و رسیدگی ویژه به مناطق روستایی بخشی از این اقدامات بود که در دولت روحانی همگی به فراموشی سپرده شد و حتی مورد نکوهش قرار گرفت. 
بر این اساس رقم ضریب جینی - طبق گزارش‌های مرکز آمار- در ابتدای دولت 5/36 بود که در سال‌های اخیر به 40 درصد رسیده است.
 
 
 
سانتریفیوژها پس از 7 سال با الزام مصوبه مجلس چرخید
توفیق اجباری
گروه سیاسی: روحانی در ادامه رونمایی از دستاوردهای دولت در اظهاری عجیب، خبر از محقق شدن وعده مشهور انتخاباتی‌اش در سال92 داد و گفت: از روز اول ما با مردم عهد بستیم هم سانتریفیوژ می‌چرخد و هم چرخ اقتصاد می‌چرخد، این را عمل کردیم و تا امروز هم همین بوده است. به گزارش «وطن‌امروز»، در روزهایی که حامیان شناخته شده رئیس‌جمهور نیز سعی می‌کنند با برائت از عملکرد دولتمردان وجهه و اعتبار سیاسی خود را حفظ کنند، مقامات دولتی در بیان موفقیت‌های دولت از همدیگر سبقت می‌گیرند. روزی وضعیت موجود را نشان کارآمدی و کارکشتگی مدیران دولتی می‌خوانند و روز دیگر حتی از این دفاع حداقلی نیز فراتر می‌روند و حرف از تحقق عهد دولت با ملت می‌زنند. چند ماه پیش بود که علی ربیعی، سخنگوی دولت ادعا کرده بود: «اگر این دولت نبود، شمایی که مدعی هستید، وضع 100 برابر خراب‌تر می‌شد». پس از آن نیز اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور در اظهاراتی شبیه موضع سخنگوی دولت گفته بود: «اگر گروهی جز دولت ما سرکار بود، در مقابل جنگ اقتصادی، کل ایران را از دست می‎داد». با این حال به نظر می‌رسد گام نهایی را روز گذشته روحانی برداشت و از تحقق وعده مشهور انتخاباتی‌اش در مناظرات سال 92 خبر داد؛ اظهاراتی که فارغ از نسبت‌شان با واقعیت تنها می‌تواند به یک نقطه منتهی شود که آن هم چیزی جز عصبانیت جامعه نیست؛ جامعه‌ای که عملا بیشترین فشار اقتصادی را تجربه می‌کند و همزمان با آن هفته‌ای یک بار از زبان یکی از مسؤولان دولتی پیرامون تحقق اهداف و وعده‌های دولتمردان سخنانی جدید می‌شنود. 
تحقق عهد دولت با ملت
رئیس‌جمهور روز گذشته در جلسه هیات‌ دولت با اشاره به طرح‌های افتتاح شده از سوی دولت گفت: این طرح‌ها به عموم مردم مربوط می‌شود و تاکید می‌کنم هر آنچه دولت یازدهم و دوازدهم بر آن تاکید می‌کند، از مسائل سیاسی تا مسائل اقتصادی  به نفع رفاه، زندگی مردم و توسعه تولید است و یک نگاهش احقاق حقوق مردم است که حقوق مردم از دست نرود. وی ادامه داد: تجارت با دنیا حق مردم است، اینکه اقتصاد ما برون‌گرا باشد، دستور مقام معظم رهبری است. اقتصاد مقاومتی یعنی در درون کار و تولید کنیم و بعد محصول را به بیرون صادر کنیم. روحانی تصریح کرد: دولت یازدهم و دوازدهم برای ایجاد برجام و برای حفظ برجام تلاش کرد. دولت یازدهم این توافق مهم را به وجود آورد و دولت دوازدهم این توافق را حفظ کرد. حال باید یک جایی صحبت کنیم که چه اقدامات مهمی توسط دولت و با هدایت مقام معظم رهبری صورت گرفته تا این کار بزرگ انجام شود. رئیس‌جمهور اظهار داشت: اگر ما یک ساعت در برداشتن تحریم تعلل کنیم، امروز و فردا کنیم، حقوق مردم را پایمال کرده‌ایم. مهم‌تر اینکه این مساله حق همه مردم است که تحریم‌ها برداشته شود و مردم آزاد شوند. همه باید تلاش کنیم، البته وظیفه دولت است که این کار را انجام دهد. وی با اشاره به تغییر دولت در آمریکا افزود: لحن دولت آمریکا یک مقدار تغییر کرده و بایدن به برخی مسائل اعتراف کرده و در برخی مسائل اقدام عملی هم کرده و نامه غلطی را که دولت قبل به سازمان ملل فرستاده بود پس گرفته است اما در زمینه تحریم که مساله اصلی ما است، هنوز ندیدیم یک قدم جدی از طرف دولت آمریکا برداشته شود. روحانی تاکید کرد: به نظر من برداشتن تحریم و اجرای کامل برجام هم خیلی آسان است و هم خیلی سخت. اگر اراده جدی در همه طرف‌های برجام بویژه ایران و آمریکا باشد، این کار انجام می‌شود و در همین هفته می‌شود کار را تمام کرد. وی گفت: صهیونیست‌ها ترامپ را اغفال کردند و در یک مسیر غلط بردند، حال اگر دولت فعلی آمریکا قبول دارد که دولت قبلی‌شان اشتباه کرده، هم باید واضح‌تر و صریح‌تر بگوید و هم باید عمل و جبران کند، با صدا، شعار و سخنرانی کار پیش نمی‌رود. آمریکایی‌ها شعار می‌دهند می‌خواهیم به برجام بازگردیم اما این کافی نیست، باید در این کار عمل باشد. رئیس‌جمهور تاکید کرد: برجام یکی از مهم‌ترین کارهای تاریخ سیاسی ایران است. در برجام کار بزرگی انجام دادیم، امروز انرژی اتمی ما دارد تولید می‌کند و هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید خلاف قانون است، قبلا هم تولید می‌کرد اما قطعنامه‌های سازمان ملل بالای سر ما بود و این کار ما را نامشروع می‌دانستند. وی گفت: آنهایی که می‌گفتند صنعت هسته‌ای از بین رفت، دیدند وقتی اراده کنیم در عرض یک هفته در همه تولیدات‌مان چه کاری انجام می‌دهیم. اینکه از روز اول ما با مردم عهد بستیم هم سانتریفیوژ می‌چرخد و هم چرخ اقتصاد می‌چرخد، این را عمل کردیم و تا امروز هم همین بوده است. روحانی گفت: امروز هم اقتصاد ما بهتر می‌چرخد، هم سانتریفیوژها. شما می‌بینید هر هفته ده‌ها هزار میلیارد تومان در سراسر کشور طرح و پروژه افتتاح می‌شود، فقط دوشنبه ۷۸ هزار میلیارد تومان افتتاح داشتیم، آن هم در شرایط جنگ اقتصادی. می‌بینیم که اقتصاد ما بهتر می‌چرخد و از آن طرف هم سانتریفیوژها بهتر می‌چرخند، پس می‌شود هم در صنعت هسته‌ای که برای ما مهم است رشد بیشتر داشته باشیم و هم این صنعت را مشروع کنیم، البته این ادعایی بود که داشتند و این مسائل را برداشتیم. روحانی با اشاره به فعالیت‌های دولت در حوزه اقتصاد گفت: اگر جنگ اقتصادی نبود، همه می‌دیدند کشور چه می‌شد. وی ادامه داد: یک زمانی «‌آی‌آر ۱» می‌چرخید و امروز ‌ای‌آر 2، ‌ای‌آر 4، ‌ای‌آر 6، ‌ای‌آر 8 و حالا هم ‌ای‌آر 9 می‌چرخد، بنابراین هم در صنعت هسته‌ای که برای ما مهم است باید رشد بیشتری داشته باشیم و هم این صنعت را مشروع کنیم. البته آنها در سازمان ملل این ادعا را داشتند که ما این مسائل را برداشتیم و تولید را بی‌هزینه کردیم و باز هم ادامه می‌دهیم. 
چرخ سانتریفیوژها چگونه چرخید؟
دوگانه چرخ اقتصاد و چرخ سانتریفیوژ نخستین‌بار در مناظرات انتخاباتی سال92 مطرح شد؛ جایی که روحانی سعی کرد با در مقابل هم قرار دادن این دو، فضا را به سمت ایده مطلوبش یعنی برجسته کردن مذاکرات خارجی و توافق با آمریکا پیش ببرد و بگوید: خوب است که سانتریفیوژها بچرخند اما مهم است که چرخ کشور هم بچرخد و چرخ صنعت هم بچرخد. 
طرح این دوگانه البته بیش از هر چیز ایجاد یک فشار داخلی برای پذیرش محدودیت‌های هسته‌ای به شمار می‌آمد. در نهایت با انعقاد توافق هسته‌ای (برجام) در سال94 روند رو به رشد توانمندی‌های هسته‌ای در قالب تعهدات ایران بشدت محدود شد. البته گذر زمان زیادی نیاز نبود تا اندوخته‌های محدود اقتصادی در مقابل حجم تعهدات ایران به چشم همگان بیاید؛ مساله‌ای که در نهایت باعث شد رئیس وقت بانک مرکزی، آورده‌های برجام برای ایران را «تقریبا هیچ» بخواند. با تمام این اوصاف خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت 97 عملا حکایت از پایان مسیری داشت که دولت روحانی در حد فاصل سال‌های 92 تا 97 برای آن برنامه‌ریزی کرده بود. اما اتخاذ مواضعی همانند سخنان روز گذشته رئیس‌جمهور پیرامون چرخش سانتریفیوژها جایی تعجب‌آور می‌شود که اساسا این اتفاق را می‌توان برون‌دادی از سیاست‌هایی دانست که پس از انفعال حداکثری دولت در مواجهه با تحریم‌های خارجی از سمت مجلس یازدهم کلید ‌زده شد. پاییز امسال بود که نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی با تصویب طرح «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران» برنامه خود را معطوف به آن کردند که در برابر فشار حداکثری و عدم اجرای تعهدات برجامی حتی از سوی کشورهای اروپایی ابتکار عمل را به دست بگیرند. این طرح البته به رغم تصویب نیز چندان مورد اقبال دولتمردان قرار نگرفت، تا جایی که شخص رئیس‌جمهور چه با کنایه و چه حتی صریحا سعی کرد مخالفت خود را با این قانون اعلام کند. نیمه آذرماه بود که او در آیین بهره‌برداری از طرح‌های ملی وزارت نیرو با لحنی کنایه‌آمیز به نمایندگان مجلس گفت: برادران عزیز و همه آنهایی که در کشور و در مجلس و قوه ‌قضائیه و نیروهای مسلح مشغول خدمت هستید همه دست به دست هم بدهیم و در پی ایجاد امید و ثبات باشیم و برای حل این مساله عجله نکنیم و هول نشویم، دولت اگر موفقیتی به دست آورد، کاملا تقدیم شما می‌کند و اصلا غصه این را نخورید که این دولت مسائل را تمام ‌کند. یک هفته پس از این سخنان بود که او در نشست خبری خود با خبرنگاران این بار با صراحت، مخالفت خود را با قانون مصوب مجلس که عملا باعث پیشروی مجدد ایران در زمینه هسته‌ای و پر شدن دست کشورمان در برابر سناریوهای احتمالی دولت جدید آمریکا می‌شود اعلام کرد و گفت: دولت این قانون را مفید نمی‌داند و قبل از اینکه به تصویب نهایی برسد، من نظرم را صریحا اعلام کردم، البته این نظر شخص من نیست و در دولت اتفاق آرا وجود دارد و دولت به اتفاق آرا این قانون را برای کشور مفید نمی‌داند. در چنین شرایطی و در حالی که عملا گذشته دولت و نوع مواجهه‌اش با صنعت هسته‌ای نشان از یک عقبگرد در دوره روحانی دارد، ادعایی که روز گذشته از سمت رئیس‌جمهور طرح شد، بیش از همیشه مورد سوال قرار دارد. به عبارت دیگر در حالی که آغاز روند رو به جلوی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان در سایه قانون مصوب مجلس، البته با مخالفت‌های مقامات دولتی همراه بود، رئیس‌جمهور سعی می‌کند از آن نیز به عنوان بخشی از وعده تحقق یافته انتخاباتی خود در سال 92 یاد کند!! 
تکرار داستان برجام در سناریوی FATF
روحانی روز گذشته گریزی نیز به FATF زد و سعی کرد مسیر طی شده در برجام را این بار در موردی دیگر طی کند. رئیس‌جمهور در دفاع از پذیرش FATF گفت: یک گروه ویژه‌ای است که اقداماتی درباره مسائل مالی و تراکنش‌ها انجام می‌دهد و همه کشورها در آن هستند. اگر بد است، چطور در آن حضور دارند؟ روحانی در ادامه با بیان اینکه وقتی قانونی را وضع و اجرا می‌کنیم، تمام مشکلات عالم بشریت را حل نمی‌کند، ادامه داد: اگر این لوایح اجرا نشد، به مردم توضیح بدهیم چقدر هزینه دارد و چه کسی آن را می‌پردازد. از مجلس سابق تشکر می‌کنم که با ما همراهی و با رای خوب این لوایح را تصویب کرد. 
این اظهارات در شرایطی است که مقامات دولتی در تجربه برجام نشان دادند می‌توانند سرنوشت تمام مسائل کشور و حتی آب آشامیدنی مردم را هم به انعقاد یک توافق خارجی پیوند بزنند، تا جایی که عملا پس از خروج آمریکا از این توافق، دولت در یک شرایط ناشی از فقدان هرگونه «استراتژی» و «عمل اجرایی» قرار گرفت. با این حال طرح مساله FATF و ترسیم شرایطی مطلوب‌تر پس از پذیرش آن چندان نمی‌تواند نسخه قابل اعتمادی به نظر آید؛ آنچنان که حتی پیش از این وزیر امور خارجه نیز به نبود تضمینی برای بهبود اوضاع اقتصادی در صورت پذیرش FATF اعتراف کرده و مهرماه سال97 در صحن علنی گفته بود: «نه بنده و نه آقای رئیس‌جمهور نمی‌توانیم تضمین بدهیم با پیوستن به این کنوانسیون مشکلات حل خواهد شد»!

:: بازدید از این مطلب : 831
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 18 اسفند 1399

 

محمد پازوکی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: این روزها اگر آنقدر مستطیع باشید که توان خرید مرغ کیلویی ۲۸ هزارتومان را داشته باشید، شاید بازهم در کفِ به دندان کشیدن یک رانش بمانید!

چرا که دیگر فقط بحث پول و سرمایه نیست، امروز برای رسیدن به این گوشت سفید دلربا، باید لوکِ خوش‌شانس هم باشید. در واقع اگر شانس نداشته باشید، حتی مرغ ۲۸ هزارتومانی هم پیدا نخواهید کرد.

البته پر واضح و مبرهن است که خوردن مرغ نیز همانند گوشت قرمز و موز برای بدن مضر است. چرا؟ چراییش را نمی‌دانم، ولی از آن جهت که این واضح و مبرهن علمی را از دهان مسئولین متعددی شنیده‌ام، از باب ازدیاد سند و خبر متواتر به یقین رسیده‌ام. (یعنی مجبورم به یقین برسم آقای قاضی).

بر همین اساس، دلیل گرانی گوشت قرمز را هم چند روز پیش یکی از مسئولین گفت: خرید هیجانی و کاذب مردم در آستانه عید نوروز! بله، از هر طرف که به ماجرا نگاه کنیم، ما مردم مقصر اصلی گرانی‌ها هستیم. مگر ندیدید آن زمان که نمیتوانستیم گوشت بخریم، کشور دچار هیچ مشکلی نشده بود؟ به راستی چرا حالا که عیدی پایان سال را گرفته‌ایم و پارو نداریم برای جابجا کردن پول‌هایمان، کشور را دچار بحران گرانی و قحطی می‌کنیم؟

اصلا چه معنا میدهد که همه باهم یکدفعه هوس گوشت بکنیم و گوشت و مرغ بخریم؟ قطعا یک‌جای کار می‌لنگد، به نظر بنده که حتما پای استکبار جهانی و دولت‌های متخاصم خارجی درمیان است. اینان نخواهند گذاشت که طرح سهمیه‌بندی گوشت‌خوردن ما به ثمر بنشیند. چه اشکالی دارد که چند خانواده در دی ماه گوشت و مرغ بخورند، چند خانواده هم در اسفند؟ معدودی هم کلا نخورند، هشتاد میلیون نخورده در میان اکثریتِ پنج میلیونی گوشت‌خوار که چیزی نیست. هست؟

 ولی فارغ از نقش دشمن در این مساله، خود ماهم مقصریم، باید کمی از شکم‌پرستی دست بکشیم. باید خود را اصلاح کنیم، باید...

خب حالا که خوب متنبه شدید، برایتان یک پیشنهاد وسوسه‌انگیز نیز دارم! اگر با آمریکا مجددا مذاکره کنیم، تمامی این مشکلات بالمره حل میشود! آن زمان میتوانید هر وقت که بخواهید گوشت بخورید و هر زمان که اراده کنید لوک خوش‌شانس باشید و مرغ بخرید. البته نه مرغ ۲۸ هزارتومانیِ پر ضرر! مرغ ۱۱ هزارتومانی، هم ارزان است و هم برای بدن مفید. شاید شما ندانید اما مایی که دستی در پژوهش مقالات علمی آمریکا و اروپا داریم به قطعیت میتوانیم بگوییم که مرغ اروپایی-امریکایی یک غذای سالم و البته ارزان است.

نتیجه اینکه علاج تمام مشکلات کشور مذاکره‌ است. اگر مرغ نداریم، اگر گوشت نداریم، اگر موز نداریم، اگر به مرغداری‌ها نهاده لازم را نمیدهیم، اگر  میخواهید چندهزار جوجه را دوباره زنده به گور نکنیم، اگر به فکر آینده مملکت هستید، باید مذاکره کنیم. ما دیگر باتجربه شده‌ایم، اینبار در مذاکرات بجای گلابی، گوشت و موز مطالبه می‌کنیم، هم خوشمزه‌تر است و هم خوش‌فرم‌تر.

در انتها سخنی با مخالفانِ بی‌سواد این مطلب،   اصلا شما گوسفندان غربی را دیده‌اید!؟ اصلا شما مزه موز آمریکایی را تابحال چشیده‌اید!؟ موز آمریکایی از گلابی‌های برجام هم شیرین‌تر است. شما تندروها بگذارید ما کارمان را بکنیم، بگذارید در انتخابات ۱۴۰۰ بازهم به ما رای بدهند تا دوباره مذاکره کنیم و نتیجه را دوباره ببینید. ای بی‌سوادانِ بی‌شناسنامه و کلی فحش دیگر!


:: بازدید از این مطلب : 582
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 18 اسفند 1399

 

به نقل از صبح صادق؛ سردار یدالله جوانی؛ معاون سیاسی سپاه پاسداران در یادداشتی نوشت: رفتارهای رئیس‌جمهور سابق در ماه‌های اخیر ‌نشان می‌دهد، او تصمیم گرفته است با پیاده‌سازی چندین سناریو، آمدنش به عرصه انتخابات ۱۴۰۰ را به یک مطالبه مردمی تبدیل کند. به حکم وظیفه در این نوشتار، چند نکته را برای طرفداران ایشان یادآور می‌شوم؛ امید آنکه با تأسی به سخن مولی علی(ع) که اولین ویژگی اهل بصیرت را تفکر، اندیشیدن و خردورزی (فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکَّرَ)‌ دانستند؛ این نکات مورد توجه و تأمل مخاطب نوشتار قرار گیرد.

طرفداران امروز احمدی‌نژاد را می‌توان به دو گروه اصلی تقسیم‌ کرد:

گروه اول  از طرفداران احمدی‌نژاد،‌ توده‌هایی از مردم محروم و کم برخورداری هستند که در نگاه آنان، ‌رئیس‌جمهور سابق فردی دلسوز و اهل خدمت به محرومان نقش بسته است. مشکلات اقتصادی و معیشتی ناشی از سوءمدیریت‌ها و ناکارآمدی‌های برخی از مسئولان اجرایی در سال‌های اخیر، نگاه به کارآمدی دولت سابق را در نزد قشر یاد شده، ‌پررنگ‌تر کرده است.

تصور این طرفداران آن است که‌ تنها و تنها با تجدید ریاست‌جمهوری او می‌توان مشکلات را حل کرد. سخن با این بخش از مردم آن است که تمام آن نشانگان نقش بسته بر اذهان به عنوان مصادیق کارآمدی در سراسر کشور،‌ محصول کار و تلاش و مجاهدت‌های شبانه‌روزی کسانی بود که با انگیزه خدمت در دولت او گردهم آمده بودند؛ ولی آنان هم اکنون،‌ به دلیل حرکت وی در مسیر ناصواب، نه تنها از اطرافش پراکنده شدند، بلکه از منتقدان اصلی او هستند. بنابراین تصور تشکیل دولتی پرتلاش با رویکرد خدمت به محرومان، همانند دولت نهم، تصوری نادرست است؛ چرا که اساساً آن رویکرد معطوف به خدمت، ‌به رویکرد معطوف به قدرت تغییر جهت پیدا کرده است.

گروه دوم از طرفداران ایشان، ‌به اصطلاح آن لیدرهایی هستند که در تهران و شهرهای مختلف، ‌حلقه اتصال بین احمدی‌نژاد و آن گروه اول هستند. این افراد، ‌هر یک با انگیزه‌هایی خاص،‌ در تکاپو برای به قدرت رساندن مجدد رئیس‌جمهور سابق هستند. عمده افراد گروه دوم را به لحاظ انگیزه، ‌به دو دسته می‌توان تقسیم کرد:

الف- دسته اول کسانی هستند که‌ تصور می‌کنند با به قدرت رسیدن مجدد احمدی نژاد در موقعیت ریاست‌جمهوری،‌ آنان هم به پست و مقامی رسیده و دنیای‌شان تأمین می‌شود. سخن با این دسته از هواداران آن است که نه تنها از این تنور نانی برای آنان به عمل نمی‌آید؛ بلکه با رفتارهای ساختارشکنانه انجام گرفته تاکنون و همچنین رفتارهای مخرب پیش‌بینی‌ناپذیر در آینده از سوی احمدی‌نژاد،‌ سهم این افراد دقیقاً از دست رفتن همان چیزی است که تصور می‌کنند با به قدرت رسیدن او نصیب‌شان می‌شود!

ب - اما دسته دوم از گروه دوم،‌ کسانی هستند که بر این تصورند ‌آقای احمدی‌نژاد همچنان یک نیروی انقلابی، ‌ولایی و پیروز خط امام و رهبری است و صادقانه می‌خواهد به اسلام، ‌انقلاب،‌ کشور،‌ نظام، ‌مردم و رهبری خدمت کند. این گروه که سخن اصلی در این نوشتار با آنان است، تصویر ذهنی از احمدی‌نژاد امروز را، همان تصویر ذهنی سال ۱۳۸۴ می‌دانند. این گروه فکر می کنند تنها کسی که می‌تواند به رهبری عزیزمان برای حل مشکلات کشور کمک کرده، امور را اصلاح کند،‌ احمدی نژاد است.

در این سال‌ها، حقیر با افرادی از این گروه در شهرهای مختلف کشور صحبت کرده و بعضاً با استدلال‌های آنان در خصوص باور و دلیل اعتمادشان نسبت به رئیس‌جمهور سابق آشنایی دارم. این گروه می‌گویند تمام مطالبی که به احمدی‌نژاد و از جمله زاویه داشتن با رهبری حکیم انقلاب اسلامی ‌نسبت می‌دهند، دروغ است و این دروغ‌ها و نسبت‌های ناروا را ‌کسانی ساخته و پرداخته‌اند که‌ با تخریب و منحرف معرفی کردن او، قصد به قدرت رساندن و رئیس‌جمهور کردن فرد مورد نظر خودشان را داشتند! صادقانه به این عزیزان می‌گویم،‌ این استدلال به دور از واقعیت بوده و نادرستی‌اش،‌ با تأمل در بسیاری از سخنان و مواضع‌ سال‌های اخیر آقای احمدی‌نژاد (از نیمه دوم دولت ایشان تاکنون) آشکار می‌شود که شرح کامل آنها مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود، اما این عزیزان را به تأمل در سه نکته زیر فراخوانده،‌ برای خود و دیگران از درگاه حضرت حق طلب هدایت می‌کنم:

نکته اول: رهبر معظم انقلاب براساس شناختی که از افراد داشتند،‌ طی نامه‌ای به رئیس‌جمهور سابق، ‌از ایشان خواستند معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی را منتفی کند. ایشان اگرچه با اکراه این کار را کرد، ‌اما از همان زمان هم با کنایه‌ها به مخالفان مشایی، از جمله رهبری نقد داشت‌ و عملاً در هیئت دولت هم اختیاراتی فراتر از معاون اولی به این یار غار خود داد و هم در سال ۱۳۹۲ برای به ریاست‌جمهوری رساندنش سنگ تمام گذاشت!

نکته دوم:‌ در سال ۱۳۹۵ رهبر معظم انقلاب در یک دیدار خصوصی از ایشان خواستند از ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ صرف نظر کرده و این انصراف را اعلام کند. وقتی احمدی‌نژاد به سفرهای انتخاباتی خود به استان‌ها ادامه داد، معظم‌له در ابتدای درس خارج خود در همان سال ۱۳۹۵، با توجه به اینکه اخباری از آن جلسه انتشار یافته بود، آشکارا بیان فرمودند که به ایشان گفته شد آمدن شما برای انتخابات به مصلحت نیست؛ اما احمدی‌نژاد با نام‌نویسی برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶، عیار ولایتمداری خود را نشان داد!

نکته سوم: نامه‌نگاری‌ها و مصاحبه‌ها و تولید کلیپ‌های این روزها از سوی رئیس‌جمهور سابق، می‌تواند ‌بسیار تأمل‌برانگیز باشد برای کسانی که تصورشان بر انقلابی و ولایی بودن ایشان است. اشاره به یک مورد برای جویندگان حقیقت کافی است. ایشان در ادامه نامه‌نگاری‌ها و مصاحبه‌های هدفمند، با شبکه‌ «الجدید لبنان» که به یک رسانه با مواضع تند علیه «مقاومت» و به ویژه «حزب‌الله لبنان» شهرت دارد؛ چند روز پیش مصاحبه‌ای کرد و در این مصاحبه، خوراک مورد پسند آمریکایی‌ها،‌ صهیونیست‌ها و تمامی گروه‌های تروریستی و رسانه‌های ضد مقاومت را پخت و پز کرد.

کسانی که هنوز بر این تصور هستند که احمدی‌نژاد، یک فرد انقلابی، ‌خط امامی،‌ پیرو رهبری، ‌مخالف آمریکا و رژیم صهیونیستی و طرفدار پر و پاقرص مقاومت در منطقه است، در این بخش از مصاحبه وی با شبکه «الجدید لبنان» که خوشحالی جریان ضد مقاومت را به دنبال داشت، ‌تأمل کنند. وی با اشاره به مسائل منطقه و سوریه‌ می‌گوید: «مسائل سوریه باید مطابق خواست مردم سوریه پیش برود نه دخالت ایران،‌ حزب‌الله و دیگر نیروهای نیابتی خارجی.»

احمدی‌نژاد در این مصاحبه تلاش می‌کند مردم سوریه را همان کسانی معرفی کند که در این سال‌ها با دولت سوریه جنگیده‌اند؛ در حالی که حضور نیروهای ایرانی و حزب‌الله در سوریه به دعوت دولت قانونی سوریه،‌ آن هم برای خنثی‌سازی و شکست بزرگ‌ترین توطئه علیه جهان اسلام انجام شد؛ ولی احمدی‌نژاد در این مصاحبه از این حضور با عنوان «دخالت» یاد می‌کند! نکته قابل توجه اینکه‌ احمدی‌نژادی که در جنگ ۳۳ روزه، در کمک به حزب‌الله سنگ تمام گذاشت،‌ با آغاز بحران سوریه براساس نقشه آمریکایی‌ـ ‌صهیونیستی، نه تنها هیچ کمکی برای شکست این نقشه نکرد، ‌بلکه همواره در مسیر مبارزه با تروریسم در سوریه سنگ‌اندازی می‌کرد.

به طور قطع اگر ایران و حزب‌الله لبنان، ‌به دعوت دولت قانونی سوریه، به جنگ با تروریسم ساخته و پرداخته آمریکایی‌ها، ‌اروپایی‌ها،‌ صهیونیست‌ها و برخی از دولت‌های مرتجع عربی منطقه نمی‌رفت، اکنون از حرم و حریم و امنیت خبری نبود. نباید فراموش کرد این سخن سخنگوی داعش را، ‌که پس از تسلط بر شهر موصل عراق گفت به زودی کربلا،‌ نجف، ‌کاظمین و سامرا با خاک یکسان می‌شود و آنگاه پس از عراق،‌ نوبت ایران است! نباید فراموش کرد این سخن ترامپ را که گفت؛ داعش را آمریکا ایجاد کرد و ما در این سال‌ها، هفت تریلیون دلار در منطقه خرج کرده‌ایم و هیچ به دست نیاورده‌ایم! آری اگر ایران و حزب‌الله به سوریه نمی‌رفتند، چه بسا اکنون طرح خاورمیانه جدید آمریکا،‌ با تسلط بر کل منطقه و از جمله ایران جامه عمل به خود پوشیده بود.

آمریکایی‌ها شهید سلیمانی را ناجوانمردانه ترور کردند؛ زیرا او را عامل اصلی شکست تمامی طرح‌های خود در منطقه ارزیابی کرده بودند؛ اما چرا احمدی‌نژاد امروز در مسیر نادرست حرکت می‌کند و این گونه آشکارا حتی علیه مقاومت سخن می‌گوید؛ شاید ده‌ها دلیل داشته باشد؛ اما بدون تردید یکی از دلایلش،‌ جریان پیچیده نفوذ است. مصداق این موضوع مطلب را با توشه ای از سردار دلها به پایان می برم. در ایام دولت دهم، روزی برای سخنرانی به ستاد فرماندهی نیروی قدس سپاه رفته بودم. آن روز،‌ در سالن اجتماعات این نیرو، سیدالشهدای جبهه مقاومت حضور داشت.

توفیق یار شد و کنار او نشستم و دقایقی هم کلام شدیم. از دغدغه‌هایش نسبت به مسائل داخلی کشور و از جمله جریان نفوذ گفت... به اختصار و اشاره بگویم که جمله‌ای قریب به این مضمون گفت: «باید به جد نگران باشیم، وقتی که می‌بینیم یک پیرزن (همسر دکتر فاطمی)، که خود و فرزندانش وصل به سرویس جاسوسی انگلیس هستند، ‌حالا تا اندرونی نهاد ریاست‌جمهوری کشورمان نفوذ کرده و به اسناد و مدارک دسترسی پیدا می‌کنند!»

 


:: بازدید از این مطلب : 764
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 15 اسفند 1399

یکی از نعمت‌های الهی که در قرآن کریم بسیار بر آن تأکید شده است، درخت است. درخت از گرانبهاترین آفریده‌های خداوند دانا برای انسان است و به دلیل نقش حیاتی که در زندگی تمامی موجودات زنده، به خصوص انسانها دارا می‌باشد در اسلام مورد توجه خاص قرار گرفته است.درخت به عنوان یکی از نشانه‌های بی‌نظیر قدرت خدای یکتاست که منبع کشف و شهود زیادی برای مردم خداشناس به حساب می‌آید. ریشه، ساقه، شاخه، برگ، تنه، سایه و حتی نفس کشیدن درخت هم برای ما، انسان‌ها، منشأ خیروبرکت‌های زیادی است که اگر چشم بینا و دل هوشیار داشته باشیم می‌توانیم به اندازه ظرفیت خودمان، قدرت و حکمت خالق یکتا را در آن درک کنیم. در قرآن کریم هم ضمن اشاره به شگفتی‌های خلقت، به درخت اشاره شده و موارد بسیاری از خیروبرکت‌های این مخلوق خدا یادآوری شده است. 

گیاهان و درختان، سهمی بسزا و نقشی بسیار مهم در زندگی بشر دارند. تلطیف هوا، تعادل دمای محیط، حفاظت از خاک و تأمین بخشی از مواد غذایی مورد نیاز انسان، اندکی از سودمندی‌های فراوان آنها است. اسلام مردمان را به تماشای گیاهان سرسبز و نگاه به مناظر جذاب آنها دعوت کرده است. چنان‌که در فرموده‌های معصومین(علیهم السلام) از تأثیر مثبت گیاهان بر جسم و جان آدمی آثار بسیاری به ما رسیده است.

امام صادق علیه السلام به مفضل می‌فرماید: «... مَعَ مَا فِی النَّبَاتِ مِنَ التَّلَذُّذِ بِحُسْنِ مَنْظَرِهِ وَ نَضَارَتِهِ الَّتِی لَا یُعَدُّ لَهَا شَیْ ءٌ مِنْ مَنَاظِرِ الْعَالَمِ وَ مَلَاهِیهِ؛ (۲) نگریستن به گلهای رنگارنگ و درختان سرسبز و خرم، چنان لذتی به آدمی می‌بخشد که هیچ لذتی را با آن برابر نمی‌توان کرد.»

اگر آب مایه حیات است، رنگ سبز نشانگر طراوت و زندگی است چرا که طبیعت با این رنگ لباس حیات به تن می‌کند.

خداوند متعال این شگفتی را به صورت زیبا ترسیم کرده و می‌فرماید: "و جعلنا من الماء کل شیء حی" یعنی به وسیله آب هر چیزی را زنده قرار دادیم.

"فاخرجنا به نبات کل شیء فاخرجنا منه حقیراء" ‌به وسیله آب هر گونه گیاه برآوردیم و از آن گیاه جوانه سبزی خارج ساختیم.

در جای دیگری از کتاب آسمانی نیز خداوند متعال فرموده است: متکئین على رفرف خضر وعبقری حسان . بر بالشهاى سبز و فرشهاى زیبا تکیه می  زنند . ( سوره الرحمن، آیه 76)

همچنین فرموده: عالیهم ثیاب سندس خضر واستَبرق وحلوا أساور من فضة وسقاهم ربهم شرابا طهورا . بر اندامشان جامه هایى از حریر نازک و سبز رنگ و دیباى ستبر است و با دستبندهایى از نقره آراسته شده اند ، و پروردگارشان باده طهور به آنان می  نوشاند . ( سوره انسان، آیه 21)

رنگ سبز، رنگ گیاهان و طبیعت است و خداوند آنها را مظهر مسرت و شادی معرفی می‌کند: "فأنبتنا به حدائق ذات بهجهٔ" پس به وسیله آب باغهای بهجت انگیز رویانیدیم. در تعریف بهجت آورده که " البهجهٔ حسن اللون و ظهور السرور فیه" بهجت بهترین رنگ است و شادی و نشاط در آن ظهور دارد.

امام صادق (ع) نیز فرمایشی دارد که در آن به رنگ سبز اشاره شده است: سه چیز غم و غصه را از بین می برد آب، رنگ سبز و خوشرویی .

کلمه «شجر» به معنی درخت، 27 بار در آیه‌های قرآن به کار رفته است. در عین حال کلمه‌ها و عبارت‌های دیگری هم درباره درخت در قرآن وجود دارد که هر کدام بیان‌کننده یکی از ویژگی‌های آن هستند. به عنوان مثال نام نخل یا درخت خرما در 20 آیه قرآن کریم تکرار شده که این تعداد در مورد هیچ درخت دیگری سابقه ندارد.

نام درخت انگور هم یازده بار با عبارت‌های «عنب» و «اعناب» آمده است. در عین حال، زیتون هم درخت پربرکت و مهمی است که نامش شش بار در قرآن تکرار شده است. رمان به معنی انار هم به درخت انار گفته می‌شود و هم به میوه آن. این کلمه سه بار در قرآن آمده است، دو بار در مورد انار دنیایی و یک بار در مورد انار بهشتی. نام درخت سدر هم چهار مرتبه در قرآن آمده، یک بار در مورد سدر دنیایی، یک بار در مورد درخت سدر در بهشت و دو بار در مورد درختی که پیغمبر اکرم صلی‌الله علیه و آله در شب معراج آن را مشاهده فرمود.

«معروشه» هم یکی از انواع درخت است که نامش در قرآن آمده و منظور از آن، درختی است که مثل درخت انگور به صورت داربستی بالا می‌رود و رشد می‌کند. درواقع در قرآن یک بار به معروشات یعنی درخت‌های داربستی اشاره شده و یک بار به غیرمعروشات که درخت‌های غیر داربستی هستند.

حکمت آفرینش درخت

خداوند متعال در آیه 60 سوره مبارکه نمل به مهم‌ترین نکته در آفرینش درخت اشاره فرموده است: «أَمَّنْ خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض وَ أَنزَلَ لَکم مِّنَ السمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا بِهِ حَدَائقَ ذَات بَهْجَةٍ مَّا کانَ لَکمْ أَن تُنبِتُوا شجَرَهَاأَ ءِلَهٌ مَّعَ اللَّهِبَلْ هُمْ قَوْمٌ یعْدِلُونَ؛ آیا بت‌هایی که معبود شما هستند بهترند یا کسی که آسمان و زمین را آفریده؟ و برای شما از آسمان آبی فرستاد که با آن باغ‌هایی زیبا و سرورانگیز رویاندیم و شما قدرت نداشتید درختان آن را برویانید، آیا معبود دیگری با خداست؟ نه، آن‌ها گروهی هستند که (از روی نادانی) مخلوقات خدا را در ردیف او قرار می‌دهند.»

بر اساس این آیه شریفه، نکته اساسی در مورد خلقت درخت، همان آفرینش حیات و زندگی در درون بذر و نهال است که به مرور زمان از بذری کوچک و نهالی نازک، درخت تنومندی می‌سازد. به همین دلیل است که در این آیه بعد از اشاره به خلقت آسمان‌ها و زمین و بارش باران، به روییدن باغ‌ها و بستان‌ها اشاره فرموده و یادآوری شده که به نحوه ایجاد زندگی در درختان توجه کنید که اگر اراده خداوند حکیم و توانا بر حیات درختان قرار نمی‌گرفت، انسان‌ها به هیچ وجه نمی‌توانستند آن‌ها را رویانده از میوه و محصولشان بهره‌مند شوند.

در کتاب توحید مفضل نوشته شده که امام صادق علیه السلام در خصوص حکمت‌های مرگ درختان و تجدید حیات آن‌ها فرموده‌اند: «در انواع تدبیرها و حکمت‌های نهفته در آفرینش درخت دقت کن. می‌بینی که هر سال می‌میرد ولی حرارت غریزی آن در چوب آن می‌ماند و مواد میوه‌ها از آن زاده می‌شود و آنگاه در همه‌جا پراکنده شده و چنانکه غذاهای متنوع و لذیذ را به تو می‌دهند، میوه‌های گونه‌گون و گوارا و خوش‌طعم به تو تقدیم می‌کنند. شاخه‌ها همانند دست به‌سوی تو دراز می‌شوند و میوه‌های نیکو را در اختیارت می‌گذارند. این حساب و کتاب دقیق و حکمت عظیم جز تقدیرگر حکیم از آن کیست و چرا این‌گونه است؟ آیا جز برای آن است که آدمی را از لذت و سود این میوه‌ها بهره برسانند؟ شگفتا! که مردم به‌جای سپاس بر نعمت، انکار منعم می‌کنند.»


:: بازدید از این مطلب : 1130
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 10 اسفند 1399

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور و از چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب حاضر در کابینه در دیدار با نخبگان، جوانان، برگزیدگان و فعالان سیاسی اجتماعی و فرهنگی استان گلستان که عصر روز شنبه برگزار شد،در ادامه ادعاهای دولتمردان مدعی تدبیر و امید، با دفاع تمام‌عیار از دولت دوازدهم گفته است: اگر نگوییم پیشرفت کشور در این دوره نسبت به دولت‌های گذشته بیشتر بوده، کمتر هم نبوده است، این جفا به مدیران کشور است که کسی فکر کند ما کاری می‌توانستیم در این دولت انجام دهیم و از آن دریغ کرده‌ایم.
معاون اول رئیس‌جمهور با مقایسه عملکرد دولت تدبیر و امید با دولت‌های گذشته با توجه به درآمد‌های نفتی آنها  همچنین گفته است: «مطمئناً این دولت در بخش نفت، گاز، سدسازی و راه‌آهن با وجود فشار تحریم‌ها بیش از دولت‌های گذشته کار کرده است و من به‌عنوان وزیر و علاقمند به دولت آقای خاتمی ‌و معاون اول دولت آقای روحانی با قاطعیت می‌گویم که ما در این دولت بیشتر از همه دولت‌های گذشته پیشرفت داشته‌ایم».
جهانگیری در بخش دیگری از سخنان خود گفت: امروز که هم در آمریکا و هم در اروپا و هم در داخل کشور همه معتقد هستند باید برجام احیا شود، گفت: حرف ما این است که آمریکایی‌ها از برجام خارج شده و مردم ایران را تحریم کرده‌اند حالا وظیفه آنها این است که این اقدامات را اصلاح کنند تا برجام دوباره احیا شود.
جهانگیری افزود: ما یک سال تحمل کردیم تا آمریکایی‌ها به تعهدات خود به برجام بازگردند، اما وقتی به تعهداتشان عمل نکردند ایران نیز بر مبنای برجام برخی از تعهدات خود را کاهش داد.
معاون اول رئیس‌جمهور اظهار امیدواری کرد: با تدبیر و با اتکا به سه اصل راهبردی سیاست خارجی عزت، حکمت و مصلحت که رهبر معظم انقلاب ‌ترسیم کردند از مشکلات عبور کرده و مسیر توسعه و پیشرفت را طی می‌کنیم.
ماه‌های پایانی دولت،
 کارنامه خالی و ادعاهای عجیب!
 گفتنی است ماه‌های پایانی  عمر دولت تدبیر و امید است و دستان خالی و کارنامه‌ای ناموفق، دولتمردان را به تقلا برای دفاع از آنچه در طی 7 سال و نیم  گذشته بر سر اقتصاد کشور و معیشت مردم آورده‌اند به مهمل‌گویی انداخته است.
بسیار روشن است هفت سال و نیم از عمر دولتی که از آغاز، «دولت وعده‌ها» نام گرفته، گذشته و اکنون‌که چند ماه دیگر تا پایان کار آن مانده است، ماحصل آن چیزی جز مشکلات اقتصادی و تورم‌های کمرشکن و افزایش نارضایتی‌ها، بروز و ظهور مشکلات و گره‌های کوری مانند «حقوق‌های نجومی»، «ارز ۴۲۰۰ تومانی»، «اختلاس صندوق ذخیره ارزی فرهنگیان و بانک سرمایه»، «برخورد گازانبری با منتقدان»، «فساد در خودروسازی»، «عدم شفافیت»، «کاهش ارزش پول ملی»، «افزایش شاخص فلاکت»، «بدهی‌های هنگفت دولتی»، «افزایش چندصددرصدی حجم نقدینگی»، «واردات بی‌رویه و رکود در صادرات» و «تعطیلی کارخانجات و کارگاه‌های تولیدی» و... نبوده است.
رکوردهای تاریخی
و تأسف‌بار دولت تدبیر و امید
ادعای توام با قاطعیت آقای جهانگیری مبنی بر اینکه در دولت روحانی بیشتر همه دولت‌های گذشته پیشرفت داشته‌ایم، در حالی مطرح می‌شود که این دولت رکورد‌دار رشد منفی اقتصادی، رکوردار گرانی مسکن، خودرو و قیمت ارز، رکورد‌دار کمترین رفاه دلاری کشور و... است.
در قریب به ۸ سال دولت تدبیر و امید، برای اولین بار پس از انقلاب اسلامی، دلار آمریکا در مدت چند سال بیش از ۱۰۰۰ درصد افزایش قیمت پیدا کرد که در ۱۰ دولت قبلی، چنین رشدی را حتی در دوران ۸ سال جنگ تحمیلی، تجربه نکرده بود.
قیمت مسکن، زمین، خودرو، مایحتاج عمومی و قیمت خدمات و کالاها در ۸ سال دولت تدبیر و امید، به طرز عجیب و غریبی رشدهای چندصددرصدی پیدا کرد که فرجامش، افزایش خط فقر و فقیر‌تر شدن میلیون‌ها تن از هموطنان بود. یکی از نقاط عجیب در کارنامه دولت تدبیر و امید، ریزش دستوری بود که برای اولین‌بار در ۴۵ سال تاریخ بورس کشورمان، بیش از ۵۰ درصد ظرف کمتر از ۶۰ روز، افت کرد و شاهد هیچ واکنش عملیاتی از سوی دولت برای جلوگیری از سوخت شدن سرمایه‌های ملت نبودیم. هم اکنون بیش از ۲۰ میلیون تن از هموطنان، هیچ درآمدی جز یارانه معیشتی ماهانه ندارند و قرار است تا پایان اسفند، ماهی ۱۰۰ هزار تومان به ۱۰ میلیون هموطن پرداخت شود تا دوران کرونا را با درد کمتری طی کنند. اقتصاد ایران در دوره دولت تدبیر و امید به‌خصوص دوره باورنکردنی دوم، بدترین وضعیت ممکن را تجربه کرده است.
همچنین بخش قابل توجهی از مشکلات اقتصادی امروز جامعه به‌دلیل سیاست‌گذاری اشتباه دولت است، دولت تدبیر و امید با سیاست‌گذاری ارزی باعث افزایش نرخ دلار به‌عنوان یک شاخص بازار ارز از ۳۸۰۰ تومان به نرخ کنونی (۱۲ هزار تومان) شدند و مبتکر دلار ۴۲۰۰ تومانی که هنوز هم معلوم نشد به چه کسی این دلارها را دادند خود آقای جهانگیری بود.

شعار جهانگیری با واقعیات جامعه 180 درجه فرق دارد. این شعار روزهای آخر عمر دولت نمی تواند مردم را گول بزند. اگر اعضای دولت از درد مردم ناآگاهند که این حرف ها را می زنند، به شعور مردم نیز توهین می کنند. اگر دادگاهی وجود داشت تا مسئولین بی کفایت را زیر سئوال ببرد، آقای جهانگیری جرئت نمی کرد دروغ بگوید. آنهم دروغی به این گندگی که حتی روزنامه های اصلاح طلب این گزافه گویی ها را نیز قبول ندارند.  

یک روزنامه اقتصادی متمایل به دولت می‌گوید: دولت، شهروندان را در برابر تورم بی‌پناه رها کرده است.
روزنامه جهان صنعت با اشاره به آمار رکورد بالای تورم در بهمن‌ماه امسال نوشت: رئیس‌جمهور اخیرا در نشست دولت تاکید کرد، با برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده در سال جاری به‌ویژه تمهیداتی که در بودجه سال ۱۳۹۹ دیده شده بود، توانستیم درآمدها و هزینه‌ها را مدیریت کنیم.
پیش از او نیز رئیس سازمان برنامه و بودجه و وزیر اقتصاد نیز عباراتی با همین مضمون را به اطلاع افکار عمومی رسانده بودند. اما آنها به این داستان اشاره نمی‌کنند که سوخت حرکت دولت از درد و رنج شهروندان به دست آمده است.
آقای رئیس‌جمهور باید بداند و نیز احتمالا به او گفته‌اند که دولت او شهروندان را بی‌پناه و بدون پشتوانه در برابر تورم شتابان رها کرده است.
شهروندان امسال یکی از بالاترین نرخ‌های تورم را تجربه کردند. به این جمله مشاور ارشد اقتصادی سابق خود دکتر مسعود نیلی توجه کنید: «در حال‌ حاضر نیز از سال ۹۶ به بعد، متوسط تورم حدوداً در سطح ۳۵ درصد قرار دارد که به‌ معنی دو برابر شدن قیمت‌ها تنها طی دو سال است.»
دولت تنها روی کاغذ و در یک فرآیند و عملیات حسابداری توانسته دخل و خرج را در تعادل نگه دارد اما به منابع صندوق توسعه - حتی اگر قانونی بوده باشد- دست یازیده، به بهانه انتشار اوراق بهادار قرضه نسل آینده را بدهکار کرده، دارایی‌های تاریخی را به شکل‌های گوناگون فروخته و از همه مهم‌تر سفره شهروندان را کوچک و کوچک‌تر کرده است. آقای روحانی شما توانستید از راه‌هایی که هرگز کارآمد و کارساز نبوده‌اند و به کسری بودجه و تورم دامن زده‌اند دخل و خرج دولت را جمع کنید اما شهروندان نتوانستند.

عباس آرگون کارشناس اقتصادی با روزنامه آرمان در میان گذاشتها ست. این عضو اتاق بازرگانی در پاسخ به این سؤال که چرا مدیریت طرف تقاضا دچار آشفتگی شده است؟ آیا این موضوع به دلیل نبود برنامه‌ریزی است یا نبود تعادل در تولید و عرضه کالا یا نبود نظارت بر واردات کالا؟ مشکل کجاست که هر روز باید شاهد گرانی یا کمبود کالا باشیم؟، گفت: این موضوع را باید از وزارت صمت سؤال کرد چراکه تنظیم بازار از وظایف این وزارتخانه است. درست است این وزارتخانه در چند وقت اخیر دارای وزیر بوده ولی طی یک سال از یک ثبات مدیریتی لازم و کافی برخوردار نبوده است، فقط طی امسال چهار نفر سکان هدایت این وزارتخانه را در دست داشتند! این نوع نبود ثبات در راس سیستم تنظیم‌گری بازار، به سیستم‌های پایین دستی هم سرایت می‌کند. معاونان و مدیران و همه این بی‌ثباتی را حس می‌کنند و خود وزارتخانه باید از یک ثبات کافی برخوردار باشد و ثبات مدیریتی را تجربه کند و آن را به سیستم‌های پایین‌دست خودش نیز تسری بدهد و این خیلی می‌تواند به ساماندهی بازار کمک کند.
آرگون همچنین گفت: گرانی‌ها سفره مردم را کوچکتر می‌کند و به معیشت مردم فشار می‌آورد و آنها دچار مشکل می‌شوند چون متناسب با رشد قیمت‌ها درآمدها افزایش پیدا نکرده است. از سال گذشته تا امروز ۱۲۶ درصد قیمت کالاها افزایش پیدا کرد آیا به همین میزان درآمد افراد اضافه شده است؟ قطعا اضافه نشده و عملا چه اتفاقی رخ داده است؟ سفره مردم اندازه‌ای که درآمد مردم رشد نکرده، کوچکتر شده است.
یادآور می‌شود وزیر پیشین صمت اردیبهشت امسال در اثر غضب آقای روحانی عزل شد و پس از آن، وزارت صمت به مدت 5 ماه فاقد وزیر بود.

آفتاب یزد: «نگذاشتند کار کنیم» را مردم از روحانی نمی‌پذیرند
یک روزنامه اصلاح‌طلب می‌گوید روحانی حتی اگر فشارهای آمریکا را هم برای برخی کم‌کاری‌ها بهانه کند، نمی‌تواند سوءمدیریت خود را توجیه نماید.
آفتاب یزد در سرمقاله خود نوشت: روحانی و حامیان وی معتقد هستند که اگر ترامپ پیروز نمی‌شد و هیلاری کلینتون سکاندار کاخ سفید می‌شد شرایط بسیار فرق می‌کرد. یعنی برجام برقرار می‌ماند و از نظر اقتصادی کشور حال و روزاش چنین نبود و سفره مردم نیز اینقدر کوچک نمی‌شد. بهرحال کارشناسان بسیاری در مورد این گزاره اظهارنظر کرده‌اند. عده‌ای حق می‌دهند به دولت و عده‌ای خیر. لیکن در مجموع همه دولت‌ها در دنیا تحولات بین‌الملل در شرایط و وضعیت‌شان مؤثر است و هنر این دولت‌هاست که بتوانند از تهدیدها فرصت بسازند و از فرصت‌ها بیشترین سود را ببرند.
نویسنده با بیان این که پذیرفتن توجیه «می‌خواستیم کار کنیم اما نگذاشتند» سخت است، می‌افزاید: برخی امور تمام و کمال در ید رئیس‌جمهور و کابینه است اما باز هم خروجی به شکلی است که وجاهت دولت را زیر سؤال می‌برد. فی‌المثل جابه‌جایی اخیر در دولت و بردن شریعتی از استانداری خوزستان به سازمان استاندارد دیگر زیر فشار شخص یا نهادی نبوده که جان بر کفان حسن روحانی بگویند: نمی‌گذارند رئیس‌جمهور کار خود را بکند! مثل روز روشن است که این جابه‌جایی و میدان دادن به استانداری که نامطلوب است غلط بوده. اما مشخص نیست چرا رئیس‌جمهور محترم تن به چنین جابه‌جایی داده و رئیس دفتر وی نیز اینگونه در مقابل خبرنگاران توجیهات مشمئزکننده می‌آورد. واعظی در این باره گفت: «این حق یک استاندار نیست که اگر در موارد بسیاری عملکرد مناسب داشته به خاطر یک مورد خاص کنار گذاشته شود. کما اینکه به ما نامه‌هایی از استان خوزستان رسید که از ما می‌خواستند او را از استانداری برنداریم.»


:: بازدید از این مطلب : 991
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 09 اسفند 1399

درست در روزی که اصلاح‌طلبان در حسینیه جماران بدون حضور شخصیت‌های استخوان‌دار مانند عارف و لاری و تنها با اتکا به توان گروهکی از اجماع اصلاح‌طلبانه برای فتح دولت خبر می‌دانند، مشخص بود که به‌زودی قرار است اتفاق‌های مهم‌تری نیز روی‌داده و مخالفان دیکتاتور اصلاحات یک‌به‌یک از صحنه حذف شوند!

این ترورهای سیاسی حالا صدای برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب را نیز درآورده اسبت. روزنامه آفتاب یزد در تیتر اول خود با عنوان «ساز ناکوک اصلاحات» از زد و بندهای عجیب‌وغریب در ناسا خبر داده و نوشته است: اصلاح‌طلبان یکدیگر را دور می‌زنند[۱]

قاسم میرزایی نیکو نماینده لیست امیدی و سخنگوی حزب کاغذی مجمع ایثارگران به این روزنامه گفته است که برخی در جلسات با ما تفاهم می‌کنند و فردای آن روز زیر میز زده و راه خودشان را می‌روند!

البته مدتی است که اصلاح‌طلبان با عبرت گرفتن از سرنوشت محمدرضا عارف، یک‌به‌یک راه خود را از خاتمی جدا کرده و نامزد نزدیک به خودشان را برای انتخابات معرفی می‌کنند. حزب مردم‌سالاری؛ ندای ایرانیان و کارگزاران سازندگی تا امروز زیر میز مصوبات ناسا زده و به نظر راهشان از دیگر اصلاح‌طلبان جداشده است.

اما همه ماجرا به این سادگی نیست و اختلافات فقط به موضوع بر هم خوردن تفاهم‌های ساده انتخاباتی منتهی نمی‌شود. تمامیت طلبی اعضای دو حزب منحله مشارکت و مجاهدین انقلاب باعث شده ستاد انتخاباتی اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار بگیرد.

برخی از اصلاح‌طلبان اعتقاددارند که دو حزب پدرخوانده با هدایت خاتمی به دنبال ایجاد هژمونی بر سایرین است و می‌خواهند ناسا را به سود خود مصادره کنند.

ناصر قوامی از نمایندگان مجلس ششم با یک افشاگری عجیب خبر داده که بهزاد نبوی سعی دارد، ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان را تبدیل به گعده حزب مجاهدین کند.

این فعال اصلاح‌طلب دراین‌باره می‌گوید: بهزاد نبوی در جبهه اصلاح‌طلبان ایران بر اساس یک دموکراسی انتخاب‌نشده و بسیاری از احزاب حاضر در نشست جماران از انتخاب یک فرد تمامیت‌خواه مانند نبوی پشیمان هستند.[۲]

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

تندروهای محفل نزدیک به خاتمی به دنبال آن بودند تا با کمک بهزاد نبوی و انتخاب یک نامزد افراطی و نشانه‌دار با تحریم انتخابات به جنگ نظام بروند؛ اما به نظر این نقشه موردتفاهم همه اصلاح‌طلبان نیست.

احزاب معتدل‌تر نمی‌خواهند با طناب یک حزب تندرو دوباره در چاه رفته و ماجرایی چون فتنه ۸۸ را دوباره بازسازی کنند.

نشانه‌های مهمی نیز از آمادگی برای این رویداد میان اصلاح‌طلبان رادیکال وجود دارد! اکنون نیز محسن آرمین از اعضای حزب توسعه ملی (بدیل سازمان منحله مجاهدین انقلاب) در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» گفته است: احزاب اصلاح‌طلب نمی‌توانند در انتخاباتی که از پیش نتیجه آن مشخص است، نقش جوری جنس را بازی کنند. کسانی که به نام اصلاح‌طلب پذیرفته‌اند نقش گندم‌نمای جوفروش را بازی کنند، خود را رسوا خواهند کرد.

سعید حجاریان، علیرضا علوی‌تبار، مصطفی تاجزاده، عباس عبدی و محسن آرمین در زمره کسانی هستند که تمایل زیادی دارند تا بستر انتخابات را امنیتی کرده تا با تکیه بر روی کار آمدن متخصصان براندازی نرم در کاخ سفید، یک‌بار دیگر کارت‌های خودشان را در خیابان بازی دهند.

اصلاح‌طلبان تندرو دشمنی ریشه‌دار با نظام‌دارند، اما بخشی از اصلاح‌طلبان نمی‌خواهند در این بازی سیاه با آن‌ها هم‌بازی شوند. آن‌ها از نقشه‌های ناسا آگاهی پیداکرده‌اند.

اصلاح‌طلبان معتدل به‌خوبی می‌دانند که بازی دادن به گروهک‌های مرتد و منافق از سوی افراطی‌ها بدون برنامه نیست! آن‌ها می‌دانند که بی‌جهت نبود که نتانیاهو جنبش سبز و اصلاح‌طلبان تندرو را سرمایه بزرگ اسرائیل خواند و شیمون پرز گفت جنگ با ایران از داخل مرزهای این کشور آغاز می‌شود و سبزها به نیابت از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگند.

در آن روزها مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت بار مسئولیت این دستورالعمل را بر دوش کشیدند. هرچند که تیرشان به سنگ خورد!

سهم جریان مدعی اصلاح‌طلبی در این آشوب نیابتی سهم بزرگی است و این پرسش را پیش می‌کشد که چرا آن‌ها در پازل دشمن نقش ایفا کردند؟

رهبر انقلاب اردیبهشت ۷۹ از داستانی تراژیکی میان اصلاح‌طلبان سخن گفتند؛ ایشان از ظهور و ایجاد پایگاه دشمن در میان برخی جریانات مشکوک و روزنامه‌ها خبر دادند که در میان نظام رخنه کرده و این طیف مشغول شارلاتانیسم مطبوعاتی هستند. دو سال پیش از آن مهاجرانی وزیر ارشاد در وصف روزنامه‌های زنجیره‌ای که توسط دو حزب منحله مجاهدین و مشارکت مدیرت و کنترل می‌شد می‌گوید: «آن‌ها با به خدمت گرفتن برخی روزنامه‌نگاران رژیم شاه، دنبال تشنج‌آفرینی هستند و خاتمی را گورباچف و خود را یلتسین تلقی می‌کنند. آن‌ها سخنگوی نهضت آزادی هستند اما خود را طرفدار دوم خرداد جلوه می‌دهند. آن‌ها با کسانی همکاری می‌کنند که با نفس دین مسئله دارند و گروه‌هایی که در سال ۶۰ به هم پیوستند و مقابل انقلاب ایستادند، مانند جبهه ملی، نهضت آزادی و حتی گروه‌های مارکسیست».

حالا از آن غروب ۹ دی و پیام فتنه نزدیک به 10 سال است که می‌گذرد، در این سال‌ها محفل خاتمی چند باری تلاش کرده از جای خودش بلند شده و بازی گردانی کند؛ اما هر بار با بی میلی جامعه به عقب پس زده شده است. آخرین باری که این مرده متحرک تکانی به خودش داده با عناصر اغتشاشگر در آبان ۹۸ پیوند خورده است.

حالا بهزاد نبوی با سرعت آن ۷۷ نفر را در ستاد انتخاباتی سازمان دهی کرده است. حالا نوبت اصلاح‌طلبانی است که ادعا می‌کنند میانه رو هستند! آن‌ها باید مشخص کنند که فاصله واقعی آن‌ها با هواداران داعش در تهران چقدر است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

پشت پرده ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان: ناسا همان حزب مجاهدین است!

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 2211
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 07 اسفند 1399

در پی توقف پروتکل الحاقی از سوی جمهوری اسلامی ایران ۳۰۸۸ نفر از استادان و مدرسان کشور در نامه‌ای خطاب به ملّت بزرگ ایران، ضمن شبیه دانستن عمل یک جانبه ارائه اسناد علوم و فنون هسته‌ای به بیگانگان با نظام ارباب رعیتی، از ایستادگی‌های تاریخ ساز ایرانیان برای ایجاد موقعیت برتر ایران مقابل آمریکا و اروپا قدردانی کردند.

متن نامه استادان و مدرسان دانشگاه‌ها به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

وَکَذَٰلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ

و همچنین ما هر پیغمبری را از شیطان‌های انس و جن دشمنی در مقابل برانگیختیم که آن‌ها برخی با برخی دیگر برای اغفال مؤمنان سخنان آراسته ظاهر فریب اظهار کنند و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند، پس این‌ها را با دروغشان واگذار (انعام /۱۱۲)

وَلَمَّا رَءَا الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُواْ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِیمَاناً وَتَسْلِیماً

و همین که مؤمنان دسته ‏هاى (لشکر دشمن) را دیدند، گفتند: این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفتند؛ و (دیدن لشکر مهاجم) جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود (احزاب /۲۲)

حضور ملّت بزرگ و تاریخ ساز ایران اسلامی!

سلام علیکم؛ اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد؛ با ابراز تواضع به پیشگاه شما ملّت نمونه تاریخ که با قدرت لایزال الهی و همبستگی ملّی، دشمنان کشور و به خصوص تحریم کنندگان خویش را به زانو درآورده و با پیروزی راهبردی دیگر، تاریخ را در آستانه قرن جدید ایرانی به ستایش از اراده ملی خویش وا داشتید.

نظام اسلامی به شکرانه الهی، مجاهدت‌ها و ایستادگی‌های شما ملّت بزرگ در پرتو تدابیر رهبر خردمند، الهی و خلف صالح بنیانگذار جمهوری اسلامی در موقعیت تعیین کننده تری نسبت به روند تحولات منطقه ای، جهانی و رقبا و دشمنانش قرار گرفته است؛ امروز پنجم اسفند ۱۳۹۹ دو روز پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ انگلیسی‌ها در ایران که به روی کار آمدن دست نشانده خودشان یعنی خاندان منحوس و سست اراده‌ی پهلوی منجر شد.

بخشی از قانون اقدام راهبردی مجلس شورای اسلامی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملت ایران اجرا شد تا نشان دهد که اقدام‌های داوطلبانه نظارتی و فراپادمانی آژانس انرژی اتمی بر گستره علوم و فنون ایران زمین و نظارت یک جانبه بر روند اکتشافات و اختراعات دانش هسته‌ای ایرانیان، صد سال عقب گرد هویتی مقابل سرشت متکبرانه‌ سیاست مداران غربی است، زیرا صدسال پیش که غرب بدون توجه به کیان ایران به کودتا و تعیین شاه در ایران دست زد در پرتو برخی نا آگاهی تاریخی کارگزاران ادوار به خود اجازه داد تا با سوء استفاده از نجابت سخاوتمندانه و البته نادرست دولت وقت در سال ۸۲، رفتار‌هایی به غایت نانجیبانه و مستکبرانه را در طی ۱۷ سال اخیر بر ایرانیان تحمیل کرده و نگاهی ارباب ـ رعیتی به ایران و دانشمندان هسته‌ای این سرزمین روا دارد.

به موجب اقدام ملّی امروز؛ پنجم اسفنده و در انطباق با بند‌های ۲۶ و ۳۶ برجام هر گونه نظارت بازرسان آژانس انرژی اتمی که پرواضح است با تدابیر آمریکا و اروپا اداره می‌شوند متوقف شده، اما در عین حال ملّت بزرگ ایران به طرف غربی مهلت می‌دهد تا در عمل به لغو تحریم‌ها اقدام عملی کرده و در این مسیر مورد ارزیابی و راستی آزمایی قرار گیرد؛ آری! ایران بزرگ و باشکوه! شما کاری کردید که مدعیان راستی آزمایی دیگر کشور‌ها و نیز مدعیان سنجش رفتار ما ایرانیان، در موقعیتی نازل و قضاوت شونده قرار گیرند، چه این که اینک خود در مقام بلند سنجش کنندگان راست یا دروغ آمریکا و اروپا نشستیم.

اینک بخش کوچکی از قدرت ملّی و انقلابی شما ملّت بزرگ، آزاد شده و آمریکا و اروپا را در موضع ضعف شدیدی قرارداده است؛ هم آن‌ها که در پی برگزاری جشن پیروزی سقوط ایران بزرگ بودند و ادعا می‌کردند که ایرانیان نخستین تماس ذلت بار را پس از پیروزی شان با آن‌ها خواهند داشت اینک پی درپی در حال تماس ذلت بار با ایرانیان هستند، اما بازهم به دلیل سرشت استکباری برآن هستند تا امتیازاتی که با قلدری، تهدید به جنگ، به پرواز درآوردن هواپیما‌ها و ناو‌های غول پیکر و تحریم اقتصادی و گفتگو از موضع زور به دست نیاوردند را اینک با لفاظی‌های دیپلماتیک و وعده‌های راستی آزمایی ناشده به دست آورند زهی خیال باطل!

ملّت بزرگ ایران! ما جمع کثیری از استادان و مدرسان دانشگاه‌ها به نمایندگی از نهضت گسترده‌ی استادان ایران اسلامی ضمن حمایت از توقف پروتکل الحاقی که متاسفانه از سال ۸۲ با دور زدن مجلس شورای اسلامی وقت و قانون اساسی مترقی جمهوری اسلامی ایران صورت پذیرفت و تاکنون به شکل داوطلبانه‌ای اجراء و اسرار علمی و فنی کشور را سخاوتمندانه! و بدون دریافت هیچ گونه امتیازی به بیگانگان تحویل می‌داد؛ خواستار تمسک کارگزاران کشور به اهرم‌ها و شیو ه‌هایی ملّی و انقلابی در دفاع از منافع ایرانیان و میهن عزیز می‌باشیم تا شاید زمینه لغو تحریم‌های ظالمانه غرب علیه ملّت شریف ایران فراهم و باب هرگونه امتیاز دادن یک جانبه به بیگانگان که یادآور مناسبات ارباب ـ رعیتی در نظامات یک تا دو سده قبل بین المللی است مسدود شود؛ زیرا تداوم سیاست تحریم اقتصادی ایران و تنگ شدن سفره ملّت و هم زمان اعزام جوخه‌های ترور متخصصین و دانشمندان علوم و فنون هسته‌ای و نیز گستاخی در تعیین بُرد موشک‌های دفاعی و. به دور از کرامت ملّت‌های بزرگ و ریشه دار در تاریخ است.

نهضت استادان و مدرسان ایران اسلامی همچنین از دولت محترم انتظار دارد اکنون که اشتباه تاریخی داوطلبانگی سخاوتمندانه‌ی سال ۸۲ مقابل روحیه استکباری اروپا و آمریکا بر همگان آشکار گشت و اینک که رییس محترم جمهور، وزیر محترم خارجه و دیگر ارکان دولت با توجه به نقض عهد‌های مکرر آمریکا و اروپا، خود به روایت گری سرشت تمامیت خواهی و انحصار طلبی و خوی تجاوزکارانه آمریکا و اروپا برای مردم در سخنرانی‌ها و گفتگو‌های رسانه‌ای مبادرت روی آوردند؛ مبادا دوباره برخی شگرد‌های کهنه و نخ نمای انگلیسی ـ آمریکایی مثل ترسانیدن ایران از شورای امنیت و نظایر آن، این دشمنان درمانده از ایستادگی‌های ملی این روز‌ها را به ایجاد خلل در صف آهنین ملت و شکاف در سیاست واحد نظام و کارگزاران وسوسه و تشویق کند؛ پس بر قوای سه گانه فرض است که با اتکاء به قدرت لایزال معنوی ملّت و با عمل به فرامین رهبری حکیم در اجرای قانون اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها و صیانت از منافع ملّت ایران و توقف پروتکل الحاقی به کاری مشترک با شکلی قرارگاهی و توآم با وحدت و اُخوت مبادرت نمایند.

همچنین گزارش‌های میدانی از آمریکا و اروپا به خصوص اخبار رسانه‌های تخصصی آمریکا همانند فارن افرز و فارن پالیسی و نیز گزارش رییس سابق سازمان اطلاعات و امنیت داخلی رژیم صهیونیستی را از نظر دور نگاه ندارند که این کشور ها‌ی رقیب و دشمن ایران در بغرنج ترین، نامطلوب‌ترین و ضعیف‌ترین وضع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی خویش قرار دارند؛ پس مبادا با دوری از واقع گرایی مومنانه و خردمندانه در باره توانایی رقبا و دشمنان ایران به اشتباه محاسباتی دچار شده و باری دیگر منافع ملی مورد هجوم ""در راه ماندگان غربی"" قرار گیرد!

نهضت استادی ایران اسلامی همچنین از تمامی کارگزاران و مدیران نظام می‌خواهد تا زیر سایه قانون و در اتخاد عمل هوشیارانه نسبت به خط اختلاف افکنی دشمنان ملّت ایران، برخوردی عقلانی کرده و اجازه ندهند با رفتار‌های هیجانی، بستر سوء استفاده بدخواهان ملّت از نقار‌ها و شکاف‌های سیاسی و جناحی در آستانه انتخابات شکوه‌مند پیش روی فراهم آید؛ زیرا همه باید این پیروزی که ملّت بزرگ ایران با به جان خریدن سختی‌ها و رنج‌ها به دست آورده و به خصوص آمریکا و اروپا‌ی مستکبر را به زانو زدن مقابل اقتدار و نجابت و صبر خویش وا داشته، مورد مراقبت و صیانت قرار دهند.

فرزندان دانشگاهی شما ملّت بزرگ ایران از تمامی جریان ها، احزاب، جراید و رسانه‌های مکتوب و مجازی نیز می‌خواهند تا توقف پروتکل الحاقی را یکی از گام‌های مقدماتی، اما تاریخی در رفع بخشی از مشکلات به شمار آورده و ضمن حفظ انسجام و وحدت داخلی از شرطی سازی افکار عمومی داخلی در نسبت مذاکرات خارجی پرهیز نموده و در عوض با تلاش برای اعتلای قدرت درونزای ایران راه‌های پیشرفت کشور را بر اساس ظرفیت‌های ملی به الگوی مورد وفاق تبدیل نمایند.

فرصت را در این گزارش ملی به پیشگاه ایرانیان عنیمت شمرده و به نظام سیاسی واحد آمریکا اعم از جمهوریخواهان و دموکرات‌ها و اروپاییان ریارکار و همدست شان دوباره و قاطعانه می‌گوییم انتقام از آمرین و قاتلین سپهبد اسلام و ایران؛ شهید حاج قاسم سلیمانی ازسوی جمهوری اسلامی ایران و طالبان کرامت انسان‌ها و ملت‌های آزادیخواه، سیاستی قطعی و تغییر ناپذیر است و به زودی دولت‌های تروریست و شرکای آن‌ها تاوان سنگین ترور قهرمان وطن و دانشمندان میهن را پرداخت خواهند کرد باذن الله

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پنجم اسفند ۱۳۹۹

مصادف با اجرای قانون ملّی توقف پروتکل الحاقی


:: بازدید از این مطلب : 998
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 05 اسفند 1399

 چهل و دو سال است پس از انقلاب و تشکیل نظام اسلامی بخشی از دولت اسلامی گرفتار تفکر و بینش غربگرایان است. این تفکر از بازرگان و بنی صدر شروع شد و پس از مدتی که در دهه شصت به صورت اندیشه های زیرین در میان مسئولان پنهان شده بود در دهه هفتاد مجددا خود را نشان داد و از آن زمان تا امروز گرفتاریها و خسارات زیادی برای کشور ایجاد نموده است.

این جریان غرب گرا کاش مسئولیت دوران مدیریت خود در دو قوه ی اصلی کشور یعنی مجریه و مقننه را می پذیرفت اما مشکل آن است که این جریان بدلیل سنخیت های فکری با اندیشه غربی از تقوی هم بهره ی کافی ندارد و نه تنها حاضر به پذیرش مسئولیت خود نیست بلکه طیف وقیح آن تمام مشکلات را به جریان انقلاب و بلکه رهبر انقلاب نسبت می دهد.

این جریان چون از دروغ و فریب ابائی ندارد تمام هزینه هایی را که خود از ابتدا تا کنون برای انقلاب ایجاد نموده است اکنون به نام انقلاب فاکتور نموده است و متاسفانه چون جبهه ی انقلاب دارای راهبرد واحد نبوده و دچار تشتت است لذا قدرت تبیین این امر را ندارد و در نتیجه مجبور به پرداخت این فاکتورهاست.

جریان غرب گرا نسبت به نظامات غربی که اکنون ناکارآمدی آن آشکار شده هنوز خوشبین است. جریان غرب گرا نسبت به سیاستمداران غربی خوشبین است. این جریان غرب گرا آن شرایط ایمانی و اعتقادی لازم را که در بند دوم قانون اساسی بدان تصریح شده ندارد. لذا اساسا در حقیقت این جریان مشروعیتی برای احراز مناصب دولت اسلامی ندارد.و فعلا در این سالیان بر اساس مصلحتها بر سر کار است و الا چنانچه جامعه در سطح بالاتری از بهرمندی از مبانی معرفت اسلامی باشد در عدم صلاحیت این افراد هیچ شبهه ای نیست.

خساراتی که این جریان بر انقلاب و اسلام در این کشور زده است صدام و امریکا وارد نکرده است. حال که بنا است ما از امریکا انتقام سخت بگیریم بنابراین گرفتن انتقام از این جریان به طریق اولی لازم است. اما چگونه؟ این انتقام نه از راههای پر تنش و هزینه آفرین و همراه با احساسات و اعتراضات و چالشهاست. راه این انتقام ،انتخاب است آنهم انتخابی درست. در حقیقت این مردم هستند که با انتخاب صحیح خود که به تعبیر رهبری در کنار مشارکت بالا نور علی نور می آفرینند انتقام سخت خود را از همه ی عقب ماندگیها و تاخیرها در رسیدن به اهداف و جریان مسبب آن خواهند گرفت.

اگر بناست با اخراج امریکا از منطقه از این رژیم جنایکار انتقام سخت خود را بگیریم این ممکن نمی شود الا اینکه قوی شویم. و اگر بخواهیم قوی شویم این نیز ممکن نیست جز با اخراج این جریان فکری و اخلاقی غربگرا از دستگاههای اداره کشور. اخراج جریان غربگرا با رای مردم از حکومت همان انتقام سخت داخلی است. و به این ترتیب انتقام سخت داخلی مقدمه ی واجب آن انتقام سخت خارجی خواهد بود

بدون اخراج عاشقان غرب و فکر غربی و متوهمین نسبت به تمدن غرب و ساده لوحان نسبت به وفای غرب به دنباله روان خود به تعبیر شهید بهشتی در نامه اسفند 59 به امام راحل مشکلات جاری مردم همچنان باقی خواهد ماند و ایجاد یک جامعه نمونه اسلامی ناممکن خواهد بود و اهداف بین المللی انقلاب اسلامی در پیشبرد جبهه مقاومت و سر برآوردن تمدن نوین اسلامی میسر نخواهد بود.

ضمنا باید مراقب نمونه های جهش یافته ی این ویروس مرموز در میان انقلابیون نیز بود. در دهه شصت پس از یک خونریزی شدید از انقلابیون توسط  شاخه نظامی این جریان غربگرا و پاکسازی موقت حاکمیت از این ویروس متاسفانه بر اثر عدم مراقبتهای لازم نوع دیگری از این ویروس در میان برخی انقلابیون پدید آمد تا آنجا که از دهه هفتاد تا امروز مشاهده می کنیم همانها که با لیبرالهای اول انقلاب مبارزه کردند خود به این ویروس مبتلا شده، مردم را دلخسته کردند و انقلاب را از سرعت انداختند و برای کشور هزینه ها ایجاد نمودند.

انتقام سخت داخلی مقدمه انتقام سخت خارجی است. روش مبارزه نیز تبیین این حقایق روشن برای مردم در فضایی آرام است.


:: بازدید از این مطلب : 702
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران