منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 117
:: بازدید ماه : 245
:: بازدید سال : 577
:: بازدید کلی : 577
نویسنده : rahjooyan
جمعه 01 اسفند 1399

محمد ایمانی فعال رسانه‌ای در کانال تلگرامی خود نوشت: اگر نمی خواهی به معیار ها و استاندارد ها پایبند باشی، حتما آنها را جا به جا کن و تغییر بده! تنها معیار ثابت، خود تویی!هیچ معیار و استاندارد ثابت دیگری وجود ندارد!

تو می توانی به ماجرای کربلا یا صلح امام حسن (ع)، و یا تعریف دوست و دشمن، از همین زاویه "اقتضای غرض"نگاه کنی!

می توانی منتقدان را بزدل و بی سواد و عصر حجری ببینی؛ و اوباما و کری و بایدن را، آقا و وفادار و مودب! این، تحریف نیست؛ نامش را نگاه مدرن و قرائت تازه بگذار! یا هر نام دیگری که دوست داری.

معیار تویی، باقی بهانه است! انسان مدرن، خود را در چهارچوب اخلاقیات و موازین مقید نمی کند؛ بلکه هر کار که کرد، همان معیار است. تیرش به هر جا خورد، همان هدف است و او، زیرک ترین تیرانداز!


:: بازدید از این مطلب : 740
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 01 اسفند 1399
 
 
انتشار فیلمی از حاشیه راهپیمایی 22 بهمن اصفهان در فضای مجازی تبدیل به حاشیه‌ای پررنگ‌تر از متن شد. گروه محدودی موتورسوار در اقدامی غیرقابل قبول پس از آنکه بلندگوی تظاهرات شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌داد، به جای تکرار این شعار، شعاری توهین‌آمیز را خطاب به رئیس‌جمهور تکرار می‌کردند. از نخستین ساعات انتشار این ویدئو در فضای مجازی می‌شد واکنش دولتی‌ها و رسانه‌های‌شان را پیش‌بینی کرد. آنها همان‌طور که انتظار می‌رفت حرکت این گروه محدود را به عنوان نشانی از هجمه به رای مردم تعریف کردند و تا جایی پیش رفتند که مصطفی تاجزاده، عنصر بدنام فتنه 88 با انتشار توئیتی، گروه مذکور را «دواعش وطنی» توصیف کرد. 
پس از موضع تاجزاده، چهره‌های دولتی نیز یکایک وارد عمل شدند و از لزوم اشد برخورد با موتورسواران سخن گفتند. اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری طی نامه‌ای به رئیس دستگاه قضا نوشت: «از آنجا که پیشگیری از اینگونه اعمال مجرمانه در سایه اجرای قانون میسر است و اینگونه رفتارهای مجرمانه در روز روشن نسبت به منتخب ملت ریشه در تعلیق تبعیض‌آمیز اجرای مجازات در موارد مشابهی داشته است، خواهشمند است با دستور اقدام و پیگیری قاطع موضوع، زمینه اشاعه مفاسد اجتماعی و سیاسی آن و سوءاستفاده مخالفان ایران اسلامی و نظام مرتفع گردد». لعیا جنیدی، معاون حقوقی رئیس‌جمهور نیز در گفت‌وگو با ایرنا خواسته جهانگیری را تکرار کرد و گفت: «درباره ابعاد حقوقی، باید توجه داشت که رفتارهای مورد ارتکاب براساس مواد متعددی از قانون مجازات اسلامی از جمله مواد ۶۰۸، ۶۰۹ و ۶۱۸ جرم و درخور مجازاتند. مطابق این مواد و با توجه به نوع رفتار شکل گرفته از سوی آن افراد، جرم‌های توهین، تهدید و هیاهو و اخلال در نظم و آسایش و آرامش عمومی به وقوع پیوسته که شماری از آنها نیازمند شکایت و شماری دیگر به موجب قوانین کیفری گذشت‌ناپذیر و دارای جنبه غالب عمومی است». محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور هم در ادامه مطالبه محاکمه موتورسواران گفت: «همه باید بدانیم که اگر با عاملان این اقدام کاملا سازمان‌یافته برخورد قانونی نشود و با عناوین ناموجهی همچون «خودسر» به آنها آزادی عمل داده شود، تبعات اقدامات اینچنینی در آینده، غیرقابل کنترل خواهد بود».
با این حال همه‌ چیز به واکنش چهره‌های دولتی محدود نماند؛ چهره‌های سیاسی حامی دولت با دستاویز قرار دادن حرکت تعدادی از موتورسواران در راهپیمایی 22 بهمن اصفهان، این حادثه را نمادی از تفکر منتقدان دولت دانستند. رسانه‌های اصلاح‌طلب هم در خطی هماهنگ با مانور روی کلیدواژه «توهین به جمهوریت» سعی کردند این اقدام ساختارشکنانه را تبدیل به بهانه‌ای برای دفاع از دولت و مظلوم توصیف کردن آن کنند. روزنامه «ایران» ارگان رسمی دولت در حالی از تیتر «اهانت به جمهور» استفاده کرد که روزنامه «سازندگی» ارگان رسمی حزب کارگزاران سازندگی نیز در تیتری مشابه «هتاکی به جمهوریت» را در صفحه اول خود کار کرد. روزنامه «اعتماد» در گزارشی با تیتر «برخورد با حاملان پیام مرگ» نوشت: «قطعا به عملکرد حسن روحانی در قامت رئیس‌جمهوری نیز انتقادهای جدی از جمله ایستادگی نکردن در مقابل همین گروه وارد است اما به نظر می‌رسد هم شعارهای توهین‌آمیز سر دادن به رویه‌ای مرسوم تبدیل شده و هم عده‌ای استفاده از این رویه را حق قانونی و شهروندی خود تلقی می‌کنند». باقی رسانه‌های اصلاح‌طلب هم در خطی مشابه با روزنامه‌های مذکور تلاش کردند با مانور روی گزاره تعرض به جمهوریت، دولت را قربانی هتاکی منتقدانش نشان دهند و با تعمیم دادن الگوی یک گروه کوچک به جبهه منتقدان دولت، آنها را در جایگاه متهم قرار دهند. 
 
* هتاکی خوب؛ هتاکی بد!
یقینا اتفاق صورت‌گرفته در اصفهان به هیچ‌وجه قابل دفاع نیست، اصل توهین چه به مقامات و مسؤولان نظام و چه در مواجهه با افراد و اقشار مختلف امری مذموم است. فارغ از منطق اخلاقی این مساله که به آن اشاره شد، رفتارهایی از این سنخ همواره منتج به نتایجی واضح شده است و با قرار دادن مسؤول یا نهاد مورد نظر در جایگاه مظلوم، فرصتی را ایجاد کرده تا مقامات مورد نظر به جای پاسخگویی به مطالبات مردم در جایگاه طلبکار حاضر شوند و بیشترین بهره را از این رفتارهای نابهنجار ببرند. از همین رو رهبر حکیم انقلاب نیز بارها در سال‌های اخیر یادآور این مساله شده‌اند و با تذکر به اقشار و گروه‌های مختلف درصدد آن برآمده‌اند تا فضای نقد و نقادی وارد حیطه تندروی، هتاکی و... نشود. 
با این حال، آنچه در حادثه اخیر مورد پرسش است، جایگاهی است که دولتمردان برای خود تعریف کرده‌اند. مقامات دولتی و رسانه‌های نزدیک به دولت در شرایطی جلودار اخلاق سیاسی شده‌اند که فارغ از هتاکی‌های جریانات رسانه‌ای‌شان که بارها تا توهین به مقدسات نیز پیش رفته است، تجربه دولت حاضر گواه بر آن می‌دهد که در 7 سال گذشته دولتمردان و حامیان‌شان رکورددار توهین و هتاکی به منتقدان‌شان هستند. نیاز چندانی به یادآوری ندارد تا مردم لیست توهین‌هایی را که رئیس‌جمهور و دولتمردانش خطاب به منتقدان‌شان به زبان آورده‌اند به یاد بیاورند. بی‌سواد، بی‌شناسنامه، بزدل، ترسو، افراطی، کاسب تحریم، بی‌عقل، تازه به دوران رسیده، همنوا با اسرائیل و... تنها بخش کوچکی از سیاهه توهین‌هایی است که از سمت پاستور به سمت منتقدان دولت حواله شده است؛ توهین‌هایی که اگر یکی از آنها توسط چهره‌های جریان انقلابی و اصولگرا خطاب به اصلاح‌طلبان گفته می‌شد تا ماه‌ها باید به انتظار سلسله درس‌های اخلاق دولتی‌ها می‌نشستیم. به عبارت دیگر، ضمن محکوم کردن رفتار گروهی معدود در اصفهان، نباید اجازه داد دولت رکورددار توهین به منتقدان، خود را مظلوم و قربانی هتاکی جا بیندازد. اگر جریانی بخواهد از بدزبانی و نابهنجاری در فضای سیاسی کشور گلایه کند، یقینا دولت باید در انتهای این صف بایستد. مضاف بر این تجربه سال‌های سیاه مطبوعات در دوران حکمرانی اصلاح‌طلبان در دهه70 که مملو از توهین به مقدسات مردم بوده است، نشان از میزان پایبندی این جریان به اخلاق و ادب در مواجهه با مخالفان و منتقدان خود دارد. 
 
* معارضان به جمهوریت چه کسانی هستند؟
فارغ از هتاکی جبهه غرب‌گرایان و اصلاح‌طلبان در مواجهه با منتقدان، بررسی اجمالی الگوی رفتار سیاسی این جریان حکایت از نبود کوچک‌ترین تعهدی به جمهوریت و ساختارهای قانونی کشور دارد. جریانی که این روزها مدعی تعرض به جمهوریت به بهانه حرکت خودسرانه‌ای در جریان یک راهپیمایی است، سابقه ننگین فتنه 88 و صف‌آرایی کامل در برابر آرای مردم را در کارنامه خود دارد. اصلاح‌طلبان پس از آنکه دهه 80 را در کمال ناباوری با شکست به رقبای خود آغاز کردند، شاهد سلسله شکست‌هایی بودند که مبدأ تمام آنها صندوق رای و آرای عمومی مردم بود. جریانی که همواره رقبای خود را به اقتدارگرایی محکوم می‌کرد میدان‌های انتخابات را یکی پس از دیگری به رقبای خود واگذار کرد تا جایی که انتخابات سال 88 را به عنوان مرحله مرگ و زندگی برای خود تعریف کرد؛ آنها با تمام قوا به میدان رقابت پا نهادند اما در نهایت امر در انتخاباتی که با مشارکتی بی‌سابقه همراه بود، به رقیب خود باختند. 
مواجهه اصلاح‌طلبان با این شکست نشانی کامل از یک کودتا در مصاف با آرای عمومی مردم داشت، اعلام پیروزی پیش از پایان رای‌گیری، طرح دروغ تقلب با ادله متقن(!) داماد لرستان، دعوت هواداران به حضور و آشوب خیابانی و فریاد «مرگ» سر دادن برای رقیب انتخاباتی، عدم پذیرش پیشنهاد نهادهای نظارتی برای بررسی شکایات در چارچوب قانون، چراغ سبز نشان دادن به گروه‌های ضدانقلاب برای ادامه هنجارشکنی‌ها و تعرض به مبانی و اصول انقلاب و حتی عدم عذرخواهی پس از اقرار به افسانه بودن تقلب انتخاباتی شعار علیه اصل ولایت فقیه، حرمت شکنی روز عاشورا و...، همه و همه نشان از بزرگ‌ترین تعارض با جمهوریت و ساختارها و جایگاه‌های قانونی در سال‌های پس از انقلاب دارد. اصلاح‌طلبانی که سال 88 تمام اهتمام خود را بر مشروعیت‌زدایی از نهاد انتخابات و جمهوریت نظام گذاشته بودند، 4 سال بعد در همان چارچوبی که آن را بی‌اعتبار می‌خواندند حائز اکثریت آرا شده و پاستور را فتح کردند. اما همین پیروزی نیز باعث نشد آنها از گذشته سیاسی خود و ضرباتی که به جمهوریت نظام و انسجام اجتماعی کشور زدند عذرخواهی کنند. عمده چهره‌هایی که جلودار فتنه 88 بودند سال92 سمت‌های بالایی در دولت روحانی کسب کردند و بسیاری از آنها امروز در جایگاه وزیر، سخنگو و معاون رئیس‌جمهور قرار دارند. بازخوانی تفصیلی ضربات هدفمندی که این جریان به جمهوریت نظام وارد کردند خارج از حوصله این متن است، با این حال یادآوری سرفصل‌های فتنه 88 بخوبی روشن می‌کند چه جریانی بیشترین دشمنی را با جمهوریت داشته و هتاکی را به عنوان الگوی رفتار سیاسی خود انتخاب کرده است. شعارهای جریان فتنه در کف خیابان‌های پایتخت در سال88 و عملیات بی‌سابقه رسانه‌ای برای هتاکی به منتخب مردم در انتخابات مذکور، به گونه‌ای که در رسانه‌های خود عکس وی را با «سُم» منتشر کردند؛ یا حتی در دوره اول ریاست جمهوری‌اش در مقابل او عکسش را آتش زدند؛ شایستگی ایستادن در جایگاه منتقدان هتاکی را از این جریان می‌گیرد. به بیان ساده‌تر اگر بنا بر آن باشد که با جریان هتاک سیاسی و معارضان به جمهوریت برخوردی شود، اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران 88 به عنوان متهمان ردیف اول باید در دادگاه افکار عمومی پاسخگو باشند. اصلاح‌طلبان این روزها در حالی تومار محاکمه یک جریان هنجارشکن در حاشیه راهپیمایی 22 بهمن اصفهان را امضا می‌کنند که از پیاده‌نظام‌های فتنه 88 که فراتر از چند مقام مسؤول، به مقدسات دینی مردم نیز هتاکی کردند، به نیکی یاد می‌کنند. فتنه‌گرانی که بی‌هیچ ابایی در کف خیابان‌های شهر به عزاداران امام حسین(ع)، بنیان‌گذار انقلاب و اصل ولایت فقیه هتاکی می‌کردند و آن را نشانی از «مردم خداجو» می‌خواندند بهتر است اگر عذرخواهی نمی‌کنند لااقل در چنین مواردی سکوت پیشه کنند. 

:: بازدید از این مطلب : 912
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 28 بهمن 1399

 

یکی از وعده‌های آقای روحانی در مقطع انتخابات، توجه ویژه به شایسته‌سالاری بوده است. برای نمونه وی گفته بود: «اداره کشور باید علمی باشد، باید حکمرانی شایسته باشد و از نخبگان استفاده شود، باید با شفافیت با مردم حرف زد، باید آمارها دقیق باشد تا ما بتوانیم از پیچ تاریخی به خوبی عبور کنیم و بتوانیم حماسه‌ سیاسی و اقتصادی را بیافرینیم».

روحانی در اظهارنظری دیگر گفته بود: «مردم می‌خواهند دولت پناه آنها باشد و شایسته‌سالاری در کشور حاکم بشود ما برای پاسخگویی به مطالبات مردم برنامه تدبیر و امید را تدوین کرده‌ایم».

 

قضاوت با خوانندگان گرامی.


:: بازدید از این مطلب : 719
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 24 بهمن 1399

هر انقلابی در گذر عمر خود با رویش ها و ریزش ها مواجه خواهد بود.انقلاب اسلامی نیز از قاعده ریزش ها و رویش ها مستثنی نیست. این انقلاب در چهار دهه ای که از عمرش سپری شده، ریزش ها و رویش های فراوانی را به خود دیده است. در صدر اسلام نیز چنین پدیده هایی وجود داشته است. در گذر زمان هوس ها، آرزوها،هواهای نفسانی در پی شکار انسان است. واقعا وقتی انسان در چنبره، پست و مقام، مال و منال، راحت طلبی ها قرار می گیرد، وسوسه ها بر گذشته درخشان او پیروز می شود و دل کندن از آنها برایش مشکل می شود. رهبر عظیم القدر انقلاب اسلامی نیز در این باره بیانات مهم و مکرری داشته و در موارد متعدد به مسأله ریزش ها و رویش ها اشاره کرده‌اند.

«بعضی از عناصر انقلابی از راه برگشتند؛ انقلاب ریزش داشته است، دلِ کسانی بسته‌ی به دنیا شد. صدر اسلام هم همین‌جور بود؛ در صدر اسلام هم یک عدّه انقلابیّونِ اوّلِ کار، بعد شدند دنیادارانِ اواسط و اواخر عمر. بله، این هست؛ امّا در کنار این ریزش، چند برابر، ما رویش داریم؛ رویش انقلاب؛ معجزه‌ی انقلاب این است. بعد از چهل سال شما می‌بینید جوان مؤمن مسلمان که نه امام را دیده است، نه انقلاب را دیده است، نه دوران دفاع مقدّس را دیده است، نه آن حماسه‌ها را از نزدیک دیده، امّا امروز با روحیه‌ی انقلابی، مثل همان جوانِ اوّلِ انقلاب -مثل همّت و خرّازی و بزرگانی از این قبیل- میرود وسط میدان و با علاقه، با احساس مسئولیّت، با شجاعت تمام در مقابل دشمن می‌ایستد. اینکه من میگویم جوانهای مؤمنِ امروز، از لحاظ انگیزه از جوان اوّل انقلاب اگر جلوتر نباشند عقب‌تر نیستند، یعنی این. اینها رویشهای انقلابند. این معجزه‌ی انقلاب است، این معجزه‌ی نظام جمهوری اسلامی است که میتواند همان روحیه‌های پُرتلاش و قوی و فولادین را بازآفرینی کند به شکل همین شهدای امروز شما.» (  بیانات در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا ۱۳۹۷/۰۹/۲۱ )

در بیانات دیگر آقا در باره رویش ها و ریزش ها می فرماید:«مسئله‌ى رویشهاى‌نوبه‌نو در نظام جمهورى اسلامى، یکى از اساسى‌ترین و مهم‌ترین مسائل است. اگر هر انقلابى و هر حرکت و نهضتى در عالم، رویشهاى نوین و پى‌درپى نداشته باشد، محکوم به زوال و فنا است. جمهورى اسلامى در طول این ۳۵ سال توانسته است در هر برهه‌اى از خود جلوه‌اى نو و متناسب با نیاز، بُروز بدهد. افرادى نگران ریزشها بودند؛ گفته شد رویشها بر ریزشها غلبه خواهند کرد؛ و همین شد. آنچه مهم است این است که نگاه نسل نو و همه‌ى کسانى که نیروى جوانى را در خدمت به اهداف و آرمانهاى بلند میخواهند، باید به آینده‌هاى روشن و دور باشد - فقط جلوى پاى خودمان را نبینیم - آینده‌ى دور، ایجاد تمدن اسلامى است؛ تمدن نوین، متناسب با نیازها و ظرفیتهاى امروز بشریتى که از حوادث گوناگون قرنهاى اخیر زخم خورده است، مجروح است، غمگین است و نسلهاى جوان آن دچار یأس و نومیدى و افسردگى‌اند. اسلام میتواند این نسلها را به آفاق جدیدى برساند، دلهاى آنها را شاد کند و آنها را آن‌چنان‌که متناسب و شایسته‌ى کرامت انسان است، کرامت ببخشد؛ تمدن نوین اسلامى یعنى این. و شما هسته‌هاى مهم و اساسى و اصلى در ایجاد این تمدنید. آینده متعلق به شما است. سازندگان آینده‌ى کشور و آینده‌ى این تمدن و در واقع آینده‌ى جهان، شما جوانهاى امروزید. بخشى از مجموعه‌ى روبه‌رشد رویشها در نظام جمهورى اسلامى در این بخش یعنى در دانشگاه امام‌حسین تحقق پیدا میکند. در هرجا هستید؛ چه آنهایى که در این دانشگاهند، و چه همه‌ى جوانها در هر نقطه‌اى از کشور که احساس تعهد میکنند، میتوانند نقش‌آفرین باشند.»(  بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام ۱۳۹۳/۰۲/۳۱)


:: بازدید از این مطلب : 2482
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 21 بهمن 1399
 
 
اینکه فائزه هاشمی، دختر مرحوم اکبر هاشمی‌رفسنجانی در سالگرد درگذشت پدرش، روز روشن اعلام می‌کند دوست داشته است دونالد ترامپ پیروز انتخابات 2020 می‌بود تا فشار بر ایران را ادامه می‌داد و باعث عقب‌نشینی ایران در مقابل زیاده‌خواهی‌های دولت آمریکا می‌شد، یک ترجمان دقیق و شفاف از مفهوم «بی‌وطنی» است. آنچه جعلق‌هایی مثل معصومه علی‌نژاد و امیرعباس فخرآور و عقب‌مانده‌های ریزه‌خوار پسمانده پهلوی در توجیه حمایت‌شان از ترامپ می‌گفتند نیز همین است که فائزه رفسنجانی گفت؛ فشار از سوی آمریکا، تشدید تحریم‌های ظالمانه و غیرانسانی و محنت مردم ایران. 
اظهارات دختر مرحوم رفسنجانی اگر چه بوی بد یک تفکر بی‌وطن را پراکنده می‌کند اما اگر قرار باشد کمی متفاوت‌تر به موضوع نگاه کنیم، شاید نه‌ تنها او را شماتت نکنیم، بلکه به واسطه صراحت و صداقتش در بیان دیدگاه ضد ملی‌اش که فاش‌کننده ماهیت یک جریان بانفوذ در کشور است، کمی مواضعش را به دیده اغماض بنگریم. 
فائزه هاشمی از اعضای هیات مؤسس و از اعضای شورای مرکزی حزب دولت‌ساخته مرحوم رفسنجانی یعنی حزب کارگزاران سازندگی است؛ حزبی که یکی از اصلی‌ترین حامیان و روی کار آورندگان دولت حسن روحانی است.
این جریان سیاسی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1392 با شعار رفع تحریم‌ها بر سر کار آمد. به عبارتی تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه مردم ایران، نردبان پیروزی کاندیدای این جریان یعنی حسن روحانی شد و طی 8 سال گذشته تنها مانور این دولت نیز روی همین موضوع تحریم‌ها و مذاکرات با کشورهای اروپایی و آمریکا درباره همین تحریم‌ها بوده است. 
این موضع یعنی تمایل دولت برساخته این جریان برای مذاکره با آمریکا درباره تحریم‌ها، البته محدود به دولت اوباما نشد، چرا که با روی کار آمدن دولت ترامپ نیز این جریان این بار خواستار مذاکره با ترامپ شد. با وجود خروج ترامپ از برجام، دولت روحانی و جریان سیاسی حامی او، نه تنها از برجام خارج نشد، بلکه این بار تمام تلاش خود را برای مذاکره با ترامپ به کار بست. حتی در برهه‌ای که ترامپ از برجام خارج شده بود و شدیدترین تحریم‌ها را علیه مردم ایران اعمال کرد، عده‌ای از سرشناس‌ترین چهره‌های این جریان طی نامه‌ای سرگشاده خواستار عقب‌نشینی ایران از مواضع خود، کوتاه آمدن در مقابل ترامپ و انجام مذاکره با او شدند. ماجرای عبرت‌آموز فرستاده ژاپنی ترامپ به ایران و ولع این جریان برای ابراز ارادت به آبه شینزو تا سال‌ها در اذهان باقی خواهد ماند. 
بنابراین این جریان نماد و نمودی از مطالبه مذاکره با آمریکا است. با این حال آنچه در توجیه این تمایل و مطالبه خود مطرح می‌کردند این بود که برای رفع تحریم‌ها و بهبود وضعیت معیشتی تن به این خواری و ذلت می‌دهند. 
اکنون اما اظهارات فائزه هاشمی، دختر هاشمی رفسنجانی که از مطلعان این جریان به حساب می‌آید، نشان می‌دهد ماجرا و ماهیت تمایل این جریان سیاسی برای مذاکره با ترامپ، اساسا موضوع رفع تحریم و معیشت مردم نبوده است، بلکه آنان به تحریم و فشار خارجی به عنوان اهرمی برای تغییر سیاست‌های جمهوری اسلامی نگاه کرده و می‌کنند. اظهارات فائزه رفسنجانی دقیقا همین موضوع را می‌گوید. او در این باره گفته است: «من یک جایی قبلا هم گفته بودم که برای ایران دوست داشتم آقای ترامپ انتخاب شود ولی اگر یک آمریکایی بودم به آقای ترامپ رای نمی‌دادم». فائزه هاشمی در پاسخ به خبرنگار که از وی درباره چرایی تحلیلش مبنی بر بهتر بودن انتخاب ترامپ برای ایران سوال پرسید نیز گفت: «به خاطر همین فشارهایی که می‌آورد، بالاخره شاید یک تغییر سیاستی اتفاق بیفتد. مردم هر چه تلاش می‌کنند اصلاحات انجام بگیرد «مرغ یک پا دارد» و هیچ خبری نمی‌شود و برعکس مردم سرکوب می‌شوند، شاید اگر فشارهای آقای ترامپ ادامه پیدا می‌کرد، بالاخره ما مجبور می‌شدیم یک تغییر سیاست‌هایی را داشته باشیم. این تغییر سیاست‌ها حتما به نفع مردم می‌توانست اتفاق بیفتد. دموکرات‌ها کمی
شُل و وِل هستند. یعنی با آمدن دموکرات‌ها این موضع خطای ما بیشتر تقویت می‌شود، امیدوارم نشود ولی چنین چشم‌اندازی دارد!»
این اظهارات به واضح‌ترین شکل ممکن نشان می‌دهد در واقع بخش عمده‌ای از اصلاح‌طلبان و حامیان دولت، متمایل به پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا بوده‌اند، چرا که پیروزی ترامپ را به منزله تداوم فشار بر مردم ایران می‌دانستند و از همین رو تصور می‌کردند با تشدید فشارها بر مردم ایران، می‌توانند جمهوری اسلامی را وادار به تغییر سیاست‌های خود در حوزه‌های سیاسی کنند. یعنی دقیقا همان مطالبه‌ای که جریان برانداز دست‌ساز پمپئو طی سال‌های اخیر مطرح کرده است. 
اظهارات فائزه رفسنجانی یک بعد دیگر نیز دارد و آن این است که حالا دلایل حمایت بی‌چون و چرای این جماعت از برجام مشخص می‌شود. این جریان سیاسی، برجام را به عنوان یک اهرم فشار بر ایران برای گرفتن امتیازات سیاسی به سود جریان خود تلقی کرده بود. به عبارتی اگر چه این توافق یک خسارت محض برای مردم ایران بود و باعث تشدید فشارهای اقتصادی و معیشتی بر گرده مردم شد اما به واسطه اینکه موضع آمریکا را علیه ایران تقویت کرده است، مطلوب این جریان بود. بر همین اساس، خروج ترامپ از این توافق و ورود آمریکا به کریدور تشدید فشارها بر ایران نیز مورد پسند این جریان قرار گرفت و از همین رو این بار نیز به بهانه رفع تحریم‌ها، بر طبل مذاکره با ترامپ می‌کوبیدند. 
البته قطعا این جریان تداوم سیاست تحریم ایران توسط دولت جدید آمریکا را نیز فضای مطلوب خود می‌داند اما آنگونه که فائزه رفسنجانی گفت، ترامپ برای اینها گزینه مطلوب‌تری بود، چرا که همانند یک دیوانه هر اقدامی در راستای فشار همه‌جانبه بر مردم ایران انجام می‌داد. 
فائزه هاشمی درست در روزهایی که ترامپ در حال افتادن در زباله‌دان تاریخ است، دم خود و جریان اصلاح‌طلب را به ترامپ گره زد تا در ایران بیشتر از قبل ماهیت او و اطرافیان پدرش و جریان اصلاح‌طلبی برای مردم فاش شود. 

:: بازدید از این مطلب : 589
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 20 بهمن 1399

این رگ گردن برآمده در ماجرای "دختر مظلوم وزیر" کجا بود؟!

اسحاق جهانگیری معاون اول اصلاح‌طلب رئیس جمهور روحانی،‌ اخیرا در مراسم اختتامیه جشنواره ملی زن و علم طی سخنانی با اشاره به بحث خرید واکسن در جامعه، گفته است: دولت مکلف است در شرایط تحریم مهمترین تلاش و تمرکز خود را برای رفع دغدغه مردم بگذارد و به مردم اطمینان دهد سلامت دغدغه اصلی نظام و دولت است.

او همچنین تصریح می‌کند: حتماً مردم مطمئن باشند که وزارت بهداشت دستورالعمل‌های شفافی تدوین و اعلام خواهد کرد و و احدی خارج از آن دستورالعمل‌ها نمی‌تواند به واکسن دسترسی پیدا کند. هیچ مقام دولتی و خانواده مقام دولتی حق ندارد خارج از آن دستورالعمل‌ها به واکسن دسترسی پیدا کند و همه مردم مشابه هم به واکسن دسترسی پیدا خواهند کرد.

 

*این رگ گردن بیرون‌زده‌ی آقای جهانگیری در حفاظت از حقوق مردم و تأکید بر اینکه خانواده مقام دولتی باید مثل همه باشد اما ایکاش در جریان "دختر مظلوم وزیر" و "حقوق‌های نجومی" بیرون می‌زد...

حقیقت اینست که مردم از اینهمه نمایش و عملکردهای واقعی اما ناقص در ستاد دولت خسته‌اند.

این مردم پیش و بیش از آنکه به شنیدن روش تسهیم واکسن در لسان معاون اول احتیاج داشته باشند؛ مایل بودند خبر مخالفت جدی آقایان با حقوق‌های نجومی را بشنوند. مایل بودند که ببینند رئیس‌جمهورشان چطور به مسئولان خاطی و مسئله گرانی تودهنی می‌زند و می‌خواستند تماشا کنند عملکرد ولایی و علوی آقای جهانگیری در مواجهه با خبر تخلفات برادرشان را.

اما به جای آن نظاره‌گر مشتی صحنه تلخ شدند. و مثلا می‌بینند که آقای روحانی هر ماه بر نظارت بر قیمت‌ها و مبارزه با گرانی تأکید می‌کند اما چیزی که در عمل رخ می‌دهد؛ گرانی بیشتر است!

بدیهیست که نوشداروی این دردها را بایستی در "رأی خوب" در انتخابات سال آینده جستجو کرد و مردم اگر به کسی رأی بدهند که پاسخگویی و عملکرد عادلانه نیز در کارنامه او وجود داشته باشد؛ قطعا پخش این سریال‌های تلخ متوقف خواهد شد.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 756
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 18 بهمن 1399

 

 نمی فهمند یا مجبورند

نفهمند؟!

یک بار دیگر پای چند چهره سرشناس عرصه بازیگری و ورزش که اصطلاحاً سلبریتی نامیده می‌شوند به حیطه‌ای که کمترین تخصص و شایستگی برای اظهار نظر را ندارند تهی بودن افکار و سطح سواد آنها را برملا کرد.


چند سالی هست که عادت کرده‌ایم پس از هر حادثه طبیعی مثل سیل یا زلزله یا مواردی همچون مجازات یک قاتل تروریست یا سقوط هواپیما و... موجی از اظهارنظرهای عجیب از سوی برخی سلبریتی‌ها و اظهار فضل آنها در حیطه‌هایی که کوچکترین شایستگی یا تخصصی در آن ندارند به راه بیفتد.
یکی سیل در کشور را نتیجه مرگ بر آمریکا گفتن می‌داند! بی‌آنکه توضیح دهد پس سیل و زلزله و آتش‌سوزی جنگل‌ها در کشورهای دیگر که مرگ بر آمریکا نمی‌گویند یا در خود آمریکا به چه علت است.
یکی با پررویی فلان قاتل عضو گروه تروریستی را وقتی دستگیر و مجازات می‌شود، فعال مدنی و فرزند ملت جا می‌زند و به جای آنکه از یتیم شدن فرزندان آن مرزداری که به دست این قاتل به شهادت رسیده است عزادار باشد تصویر صفحه مجازی خود را برای قصاص قاتل سیاه می‌کند.
آن یکی که بارها کم‌سوادی خود را ناخواسته جار زده است، یک روز به اعتبار حرف یک خواننده لس‌آنجلس نشین بدون کوچکترین آگاهی از علم پزشکی مشغول تبلیغ یک آمپول پر عارضه و خطرناک می‌شود. همین فرد یک روز دیگر اقدام به بازنشر یک حساب توئیتری جعلی با تصویر یک روحانی درباره فتوای دروغ به نکاح درآوردن زنان ایرانی برای نیروهای حشدالشعبی و فریاد واغیرتا، می‌کند، چند روز بعد خبر می‌رسد یک روحانی ساده‌زیست و فعال همدانی به دست قاتلی که تحت تاثیر چنین دروغ‌هایی قرار گرفته بود به قتل می‌رسد.
در روزهای اخیر نیز پس از فوت تاسف‌برانگیز دو فوتبالیست سابق کشورمان بر اثر ابتلا به کرونا، دوباره فضای مجازی شاهد اظهار فضل سلبریتی‌هایی است که به بهانه فوت این دو ورزشکار آنچنان مطالبه خرید واکسن را سر می‌دهند که گویا تمام مردم دنیا در برابر کرونا واکسینه شده‌اند و تنها کشور ما از قافله عقب مانده است.
کتایون ریاحی بی‌شرمانه مرحوم علی انصاریان را «شهید واکسن» می‌نامد، آن یکی از گرفتار شدن در این کشور می‌نالد، آن بازیگر درجه چندم لایو پر احساسی برپا می‌کند و با اشک و ناله از اینکه چرا واکسن وارد نمی‌شود زار می‌زند.
آن یکی کارشناس فوتبال که به عنوان تحلیلگر یک مسابقه در مقابل آنتن زنده تلویزیون قرار گرفته است به جای پرداختن به حوزه تخصصی خود با اظهار تاسف از فوت دو فوتبالیست کشورمان می‌گوید «آقای مهاجرانی که به کرونا مبتلا شده بود خوب شده و ظاهرا واکسن زده»، یعنی کسی که نمی‌داند واکسن برای پیشگیری است و نه درمان در برنامه زنده تلویزیونی به خود اجازه می‌دهد چنین اظهار نظر عجیبی را بیان کند.
در این زمینه و طی مدت اخیر نمونه‌های دیگری از خودنمایی‌ها و ژست‌های دلسوزانه برای مردم از طرف سلبریتی‌هایی که خود را همه چیزدان می‌دانند اماکمترین قرابتی به مشکلات مردم ندارند و البته صدقه سر همین مردم و رسانه‌ها چهره شده و روز به روز صفرهای حساب‌های خود را افزایش می‌دهند‌، وجود دارد که به همین مقدار اکتفا
می‌کنیم.
هرچند این اظهارنظرها کم مایه‌تر ازآن است که نیاز به پاسخ داشته باشد اما باید از این مدعیان پرسید آیا نمی‌دانند که تا کنون یک درصد مردم دنیا واکسن کرونا را دریافت کرده‌اند که بخش عمده آنها نیز هنوز به دوز دوم نرسیده است؟ آیا نمی‌بینند در همان آمریکا که قبله آمال بسیاری از هم‌قماشان آنها است با وجود شروع تزریق واکسن، کرونا روزانه سه تا چهار هزار نفر قربانی می‌گیرد؟ نمی‌بینند در آلمان و انگلیس و... تلفات روزانه از هزار نفر فراتر رفته است؟ آیا نمی‌دانند حتی اگر واکسن کرونا وارد شود که روز پنجشنبه اولین محموله آن وارد کشورمان شد، همچون همه جای دنیا اولویت با کادر درمان، گروه‌های پر خطر و افراد مسن است نه مثلا جوان 30 ساله و 40 ساله؟
این افراد در زمان موفقیت‌های کشورمان در عرصه‌های مختلف علمی و... کجا هستند؟ چرا به افتخارآفرینی دانشمندان کشورمان در عرصه‌های مختلف از جمله همین ساخت واکسن کرونا آن هم در شرایط تحریم اشاره نمی‌کنند؟ واکسن‌هایی که یکی از آنها با موفقیت در حال طی کردن آزمایش‌های بالینی است و بقیه نیز در راهند.
به نظر این افراد علاوه‌بر اینکه نمی‌فهمند، قرار نیست از این نادانی هم بیرون بیایند و شاید هم مجبور باشند به این نفهمیدن ادامه دهند چرا که وقتی با موج‌سازی کاذب و انحرافی تبدیل به ابزار فشار دشمن علیه مردم و مسئولان کشور برای سیاه‌نمایی می‌شوند پس شاید باید همچنان خوش‌رقصی کنند و سر بزنگاه‌ها وارد گود تحریف و جوسازی‌های غیر واقعی شوند.
به نظر می‌آمد این افراد از هجوم بی‌سابقه به ستادهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان و همین دولت مستقر و نتیجه فریب دادن مردم به خاطر مشکلات اقتصادی و معیشتی این روزهای آنها دیگر روی اظهار نظر در حوزه‌ای غیر تخصصی را نداشته باشند اما گویا وظیفه این افراد جای دیگر تعریف می‌شود.
واکنش کاربران فضای مجازی
اما واکنش کاربران فضای مجازی نیز به این اظهار فضل اخیر سلبریتی‌ها جالب توجه است.
*علیرضا وهاب‌زاده مشاور وزیر بهداشت در پاسخ به توئیت مهناز افشار نوشت:« از حدود ۸ میلیارد جمعیت جهان تقریباً یک درصد واکسن کرونا تزریق کردند. اکثر آنها هم تک دوز دریافت کردند که عملاً ایمنی ایجاد نمی‌کند و نمی‌تواند از مرگ کسی جلوگیری کند! سؤال اینکه چرا هیچکدام از لیدرهای مظلوم «واکسن بخرید» که در اروپا و آمریکا گیر افتادند تا امروز واکسن نزدند؟!»
*کاربر دیگری نوشت: «همچین میگه واکسن رو سیاسی کردید انگار بنده و شما که در کشور بی‌مشکل(!)هستیم واکسن زدیم.در بهترین حالت ۸-۷ ماه دیگه نوبت به ما میرسه.اگه واقعاً دلسوز مردم بودی میگفتی پروتکل بهداشتی رو رعایت کنن،که کرونا جوون و پیر و ورزشکار و غیره نمیشناسه،نه اینکه با دروغ و فریب بری روی روانشون.»
*قریشی: «کسانی از سیاسی کردن واکسن می‌نالن که نفس کشیدنشون هم سیاسیه! منهم مثل ۸۵ میلیون ایرانی سوگوار پر کشیدن علی انصاریانم. بی‌وجدانی که از مرگ علی انصاریان هم کاسبی میکنی: من دیابتی ۴۲ ساله در بریتانیا ۳ تا ۶ ماه دیگه نوبت واکسن زدنم میشه. نه تحریم هست نه جمهوری اسلامی!»
*فرشاد:«اینهایی که از فوت علی انصاریان رذیلانه درحال ماهیگیری سیاسی‌اند، همونهایی‌اند که تا دیروز هشتگ می‌زدند برای تحریم کل ورزش ایران، همونها که از شادی ملت برای فینالیست شدن پرسپولیس آتش گرفته بودند.»
*جواد نیکی ملکی: «یکی از مشکلات سلبریتی‌ها ورود به حوزه‌های تخصصی بدون داشتن سواد حداقلی مدرسه و رسانه است بنده‌خدا فکر می‌کند که بعد از ابتلا به کرونا می‌شود واکسن را زد و‌ خوب شد. »
*علی سیستانی: «محمد نصرتی: یکی از پیشکسوت‌های فوتبال کرونا گرفته واکسن زده خوب شده!! اینها فرق واکسن رو با داروی درمان یک بیماری نمیدونن بعد چطور ملت بهشون اعتماد میکنن! واقعا نگران‌کننده است!»
*علی قلهکی:«محمد نصرتی در تلویزیون گفت«اگر امکانات آماده می‌شد الان این دو عزیز پیش ما بودند، یکی از پیشکسوتان فوتبال که کرونا گرفت واکسن زد و نجات پیدا کرد!» فارغ از روایت غیردقیق نصرتی، صداوسیما شرط کند اگر سلبریتی‌ها می‌خواهند بحث علمی درخصوص کرونا‌ کنند، مقابلشان کارشناسان‌ حاضر شوند!»
 *محمداکبرزاده:«محمد نصرتی گفته حشمت مهاجرانی بعد از اینکه کرونا گرفت واکسن زد و خوب شد! متاسفانه باید گفت فهم و سواد خیلی از سلبریتی‌ها در همین حد است! فرق واکسن با دارو را هم نمی‌دانند! خب بی‌سوادها اگر مرهم زخم مردم نیستید لااقل سوهان روحشان نباشید!»
*رضا سراج، کارشناس مسائل سیاسی: «چرا برخی از چهره‌های مشهور به اصطلاح هنری، در حال قطب‌بندی جامعه پیرامون واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی هستند؟آیا با وارد کردن واکسن کرونا، مردم به سرعت واکسینه می‌شوند و این ویروس از بین می‌رود؟ ‌در پاسخ به این شیفتگان دیده شدن باید گفت، در طی دو ماهی که واکسیناسیون در برخی از کشورهای دنیا آغاز شده، آمریکا که خود تولید‌کننده واکسن است، همچنان روزانه بیش از ۳۰۰۰ نفر تلفات دارد. در انگلیس نیز که همزمان واکسیناسیون شروع شده، هر روز بیش از ۱۰۰۰ نفر فوت می‌شوند. از طرف دیگر واکسینه شدن کل مردم یک کشور مستلزم بازه زمانی شش تا یکساله است. به طور مثال افراد متقاضی واکسن در دو کشور آمریکا و انگلیس می‌بایست حداقل سه ماه در نوبت باشند.
با این تفاسیر و صرف نظر از شیفتگی دیده شدن و کم اطلاعی برخی از چهره‌های مشهور به اصطلاح هنری، باید تلاش برای قطب‌بندی جامعه پیرامون واردات واکسن آمریکایی و انگلیسی را در موضوعات دیگری جست‌وجو کرد...».
لزوم دقت صداوسیما
 در پایان باید از مسئولان صداو سیما نیز خواست از فضا دادن به چنین افرادی که کمترین شایستگی حضور در رسانه ملی را ندارند خودداری کنند.

:: بازدید از این مطلب : 879
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 15 بهمن 1399

جناب رئیس جمهور بفرمایند در زمینه راه اندازی شبکه ملی اطلاعات که این همه رهبر معظم انقلاب و کارشناسان فرهنگی در مورد ضرورت ان سخن گفته اند چه اقداماتی انجام داده اند؟

به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، محمد اسماعیلی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی با اشاره به اظهارات اخیر روحانی در حمایت از آذری جهرمی و ضرورت افزایش پهنای باند نوشت: رئیس محترم جمهور در جلسه هیئت دولت تمام قد  از اقای آذری جهرمی حمایت و تاکید کردند که پهنای باند باید در کشور افزایش  یابد. در همین خصوص نکاتی وجود دارد که به آن می پردازیم؛

قبل از هر چیز یاداور می شویم که همه ما از پهنای باند بیشتر و سرعت بالای اینترنت لذت می‌بریم خصوصا کسانی که تجربه تلخ دانلود های چند ساعته را در حافظه خود به یادگار دارند. ولی داستان پهنای باند واقعیت های دیگری هم دارد.

جناب اقای روحانی سئوال ما این است که اختصاص پهنای باند به یک شبکه اجتماعی که تنظیمات آن در خارج از کشور است و با وقاحت و بی شرمی با گذاشتن یک عکس از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی کل صفحه شما را می‌بندد چه معنایی جز وادادگی  و کمک به جریان نفوذ دارد ؟

شاید لازم باشد برای تقریب ذهن  قانون ظروف مرتبطه را که در کلاس های فیزیک دبیرستان خوانده ایم، یک بار دیگر مرور کنیم. وقتی  دو تانک اب  در کنار هم داشته باشید که در یکی  10 لیتر آب و در دیگری  1000 لیتر آب ذخیره شده باشد اگر با یک  لوله این دو ظرف را به هم مرتبط کنید چه اتفاقی می‌افتد؟

به محض برقراری ارتباط اب از ظرف هزار لیتری با سرعت  به تانک 10 لیتری منتقل می شود و هر چه لوله شما کالیبر بیشتری داشته باشد اب موجود در تانک هزار لیتری  با سرعت بیشتری به تانک دیگر منتقل می‌شود.
حال اگر مقدار اب در دو تانک تقریبا مساوی باشد تبادل صورت می گیرد یعنی اب موجود در دو تانک با یکدیگر مبادله می‌شود.

حال تصور کنید در شرایطی که در کشور حجم تولیدات فرهنگی بسیار اندک و غیر قابل مقایسه با دنیای خارج است و بودجه های کلانی که به این حوزه اختصاص داده شده است خوب مدیریت نمی  شود راه ارتباطی  با دنیای بیرون هر روز بیشتر و بیشتر شود.دقیقا همین اتفاق قانون ظروف مرتبطه تکرار می‌شود و اتفاقی می افتد که الان در فضای مجازی شاهد آن هستیم. یعنی  هر ان‌چه در دنیای خارج از مرزهای ما تولید می شود به اسانی در حال انتقال به داخل کشور است. به طوری که هم اکنون نزدیک به  700 عنوان سریال خارجی و 20 هزار فیلم سینمایی در ژانر های مختلف بدون هیچ‌گونه ممیزی  در کشور در حال بازپخش است.

جناب اقای روحانی در کنار حمایت از افزایش پهنای باند به این نکته نیز اشاره کردند که باید کار فرهنگی کنیم  و ما هم کاملا موافق هستیم. ولی  ایشان به عنوان عضو شورای عالی  انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی وبه عنوان یک مقام مسئول فرهنگی قبل از سینه سپر کردن برای افزایش پهنای باند  اول از همه گزارشی  از وضعیت تولیدات فرهنگی در 7 سال گذشته ارائه کنند.

ظاهرا منظور ایشان از افزایش پهنای باند همان ارتباط یک سویه فرهنگی است که نتیجه ای  جز تباهی و ویرانی فرهنگ ایرانی اسلامی در پی نداشته است و نتیجه عینی آن را هم  در راهرو های دادسراها و افزایش تعداد طلاق و انواع خشونت های خیابانی قابل مشاهده است.

جناب رئیس جمهور بفرمایند در زمینه راه اندازی شبکه ملی اطلاعات که این همه رهبر معظم انقلاب و کارشناسان فرهنگی در مورد ضرورت ان سخن گفته اند چه اقداماتی انجام داده اند؟ گمان می‌رود در مورد شبکه ملی اطلاعات نیز تصور ایشان در کشیدن سیم و کابل به مناطق دوردست خلاصه می شود و در حوزه خدمات فرهنگی و تولیدات فرهنگی نظر خاصی  از ایشان نشنیده ایم. 

وزیر محبوب شما گزارشی بدهند از تعداد سرور هایی که در اختیار پیام رسان های داخلی قرار دادند تا معلوم شود چه بر سر فضای مجازی کشور آمده است؟ و این پیام رسان های داخلی با چه خون دلی ادامه حیات می دهند.

تاکید می کنیم ما هم از افزایش پهنای باند استقبال می کنیم ولی به شرطی که مسئله پهنای باند تکرار ماجرای دیوار کشیدن در پیاده روها نباشد و به همان میزان که برای افزایش پهنای باند تلاش می‌کنیم  درتجهیز پیام رسان های داخلی و تولیدات فاخر فرهنگی و تامین منابع مالی برای این قبیل تولیدات نیز کوشا باشیم.

درست نیست که دست اندرکاران تولیدات فرهنگی با کمبود شدید بودجه و امکانات دست و پنجه نرم کنند و مدیران رسانه ملی به جای این که در فکر تولید باشند شبانه روز در استرس تامین حقوق اخر ماه کارمندانشان باشند و ما این چنین برای فراخ تر کردن معبر ورودی محتوای دشمن سینه چاک کنیم.


:: بازدید از این مطلب : 516
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 12 بهمن 1399

"محمدعلی ابطحی"، معاون رئیس دولت اصلاحات و عضو مجمع روحانیون مبارز به تازگی در بخشی از یک مصاحبه با شماره دوشنبه گذشته روزنامه آرمان ملی اظهار کرده است: به خاطر محدودیت‌هایی که برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 ایجاد شده بود، بزرگان اصلاحات مجبور به حمایت از دکتر روحانی شدند. در بین کاندیداهایی که برای حضور در انتخابات سال 92 و96 وجود داشت، برخی تصور می‌کردند که روحانی بهترین کاندیداست.  در دوره دوم ریاست جمهوری روحانی دو اتفاق مهم رخ داد، اول اینکه ایشان از اصلاح‌طلبان فاصله گرفتند و حتی رئیس دفتر روحانی ادعا کرد اصلاح‌طلبان هیچ نقشی در پیروزی روحانی در انتخابات نداشته‌اند، و مورد دوم این است که روحانی به دنبال آن می‌گردد تا بعد از دوران ریاست جمهوری خود فعالیت کند و مانند رئیس‌جمهورهای گذشته نشوند و باید به این نکته توجه داشت که روحانی نه تنها با اصلاح‌طلبی، بلکه با شعارهایی که خودشان در انتخابات می‌دادند، فاصله گرفت.

ابطحی در صحبت‌های خود همچنین بصورت تلویحی آقای روحانی را نامزد اجاره‌ای اصلاح‌طلبان می‌نامد و می‌گوید: احزاب و شخصیت‌های اصلاح‌طلب ماه‌ها است که برای رسیدن به یک اجماع برای اعلام کاندیدای نهایی خود در انتخابات ریاست جمهوری در حال تلاش هستنداصلاح‌طلبان نمی‌خواهند برای انتخابات 1400 کاندیدای اجاره‌ای معرفی کنند، و به دنبال آن می‌گردند که یک اصلاح‌طلب واقعی برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود و همه دوستان اصلاح‌طلب شبانه‌روز برای یک رسیدن به یک کاندیدای واحد در حال تلاش هستند.

 

*این اظهارات دوآتشه ابطحی در اجاره‌ای نامیدن رئیس‌جمهورِ اصلاح‌طلبان و ژست "کی‌بود کی‌بود من نبودم" و برائت‌جویی از آقای روحانی در حالی است که همین آقای ابطحی، در سال 96 و در همین روزنامه طی اظهاراتی گفته بود: "اصلاحات، روحانی است".

ابطحی در واقع با یک انتحار سیاسی و با این تصور که حافظه عمومی دچار آلزایمر شده؛ قصد کرده است تا با انکار یواشکی یک گذشته‌ی مشترک با آقای روحانی و شستن دامان ناپاک چپ‌ها در پدید آوردن وضع موجود کشور؛ سبب‌ساز پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات 1400 و ادامه اوضاع فعلی با یک رئیس‌جمهور اصلاح‌طلبِ دیگر شود.

و این رفتار جدای از تأملات فراوان؛ البته به معنای علاقه به ادامه گرانی‌ها و وضع موجودی است که اصلاح‌طلبان و تفکرات آنها به کشور و مردم تحمیل کرده‌اند!

ما با انتشار تصویر اظهارات ابطحی در سال 99 و البته در سال 96؛ قضاوت درباره این تناقضات آشکار اصلاح‌طلبان و خوابی که جریان چپ برای ادامه وضع موجود دیده است را بر عهده مخاطبان محترم می‌گذاریم!

*روزنامه آرمان ملی قبل از این با نام "آرمان امروز" و قبل‌تر با نام "آرمان روابط عمومی" منتشر می‌شد.

 

اظهارات ابطحی درباره روحانی در سال 96

 

اظهارات ابطحی درباره روحانی در سال 99


:: بازدید از این مطلب : 774
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 11 بهمن 1399

حجاریان اخیرا در مصاحبه‌ای با روزنامه «اعتماد» انجام داده، به زعم خود پنبه «دولت نظامی» و اصولا حضور نظامیان یا چهره‌های با سابقه نظامی در دولت را زده است و سعی کرده ثابت کند که اصولا «نظامی خوب، نظامی مرده است» و هر کجا که نظامیان حضور داشته‌اند و دارند، خراب کرده‌اند.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

این مصاحبه به توجیه و تحسین حکومت فاسد، ناکارآمد و ورشکسته مصر به رهبری دست‌نشانده‌ای چون عبدالفتاح السیسی می رسد که کشوری با عظمت و سابقه تاریخی مصر را به سرزمینی به شدت فقیر و صدقه‌بگیر آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها تبدیل کرده است:

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

و البته باید باز یادآور شد که دروغ بستن به نظام و حامیان نظام و بعد مانور رسانه‌ای سنگین روی این دروغ، از شیوه‌های قدیمی طراحی شده توسط هسته سخت اصلاحات است و حجاریان و رفیق او تاجزاده، در واقع لیدرهای استفاده از این حربه همیشگی هستند و «دولت نظامی» هم یکی از همان دروغ‌هایی است که در این محفل ساخته شده است.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

به هر روی این مصاحبه، به واسطه این که بازتاب عصاره مباحث و مذاکرات این افراد است، کلیت آن جای بررسی و تدقیق دارد، اما آن چه که به طور کلی در آن جلوه‌گر است، عداوت نسبت به سپاه و تلاش برای ترسیم یک موجودیت سراسر فساد و تباهی از آن (همسو با تبلیغات دشمنان مردم یعنی سازمان نفاق) است.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

البته حجاریان در همین گفتگو، یک کلید برای ریشه‌یابی دشمنی‌اش با سپاه پاسداران به دست می دهد. او در ابتدای گفتگو می گوید:

" فکر می‌کنم من جزو اولین کسانی باشم که از سال‌های ابتدایی انقلاب نسبت به چگونگی بازیگری نظامیان و حدود و ثغور آن -‌ چه در قالب حقوقی و چه در قالب عملیاتی- بحث کرده‌ام. "

بهتر دیدیم که در چند پرده تاریخی، ریشه‌ این موضع گیری را شفاف کنیم:

پرده نخست:

در ملتهب‌ترین سال تاریخ انقلاب اسلامی، یعنی سال ۶۰، که اتحادیه سازمان‌ها و گروه‌های مسلح به سردمداری سازمان منافقین، قصد سرنگونی نظام نوپای جمهوری اسلامی را داشتند، بعد از فرار مسعود رجوی به همراه بنی صدر از کشور، عملا مسوولیت امور داخل کشور منافقین بر عهده موسی خیابانی قرار گرفت. در این مقطع تا هلاکت موسی در بهمن همین سال، دو فاز «ضربه به راس نظام» (رهبران و مسوولین ارشد) و «ضربه به سرانگشتان نظام» (پاسداران انقلاب و نیروهای حزب اللهی و حتی مردم عادی) در دستور کار سازمان نفاق قرار داشت.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس موسی خیابانی

تحت فرماندهی خیابانی، در فاز اول، مهم ترین جنایت تروریستی منافقین، انفجار مقر نخست وزیری در ۸ شهریور ۶۰ بود که منجر به شهادت محمدعلی رجایی، رییس جمهور، و محمدجواد باهنر، نخست وزیر، و تنی چند از مسوولان نظامی و امنیتی کشور شد.

جنایت دیگر، شهادت دادستان کل انقلاب آیت الله علی قدوسی بود که با کار گذاشتن بمب در اتاق زیرین محل کارش توسط یک عامل نفوذی منافقین به نام محمود فخارزاده کرمانی صورت گرفت. سه شهید محراب (آیات شهید مدنی، اشرفی اصفهانی و دستغیب) هم در این برهه چند ماهه توسط جنایتکاران منافق تحت امر موسی به شهادت رسیدند.

در فاز دوم، کار منافقین از ترور نیروهای سپاه پاسداران، کمیته انقلاب و دادستانی، به ترور مردم کوچه و خیابان کشید. به این معنی که بسیاری از امت حزب الله، صرفا به جرم داشتن ریش یا نصب عکس امام در خانه یا محل کار خود به دست منافقینِ ناجوانمرد به شهادت می رسیدند. اما بدترین نوع جنایت منافقین، حملات تروریستی موسوم به «ترور کور» بود. به این معنی که واحدهای عملیاتی سازمان در روز روشن و بدون هیچ نقشه و برنامه قبلی ناگهان مردم کوچه و خیابان را به رگبار می بستند تا صرفا فضای رعب و وحشت در جامعه ایجاد کنند.

در ساعات اولیه روز ۱۹ بهمن ۶۰، نیروهای واحد اطلاعات سپاه به همراه تعدادی از نیروهای کمیته انقلاب اسلامی، بعد از چند ماه کار پیچیده و دشوار اطلاعاتی مقر اصلی مرکزیت منافقین را در محله زعفرانیه تهران محاصره کردند. این خانه محل سکونت راس رهبری سازمان در داخل کشور یعنی موسی خیابانی بود که به همراه او حدود ۲۰ نفر از کادرهای اصلی منافقین حضور داشتند.

علاوه بر موسی، اشرف ربیعی (همسر اول مسعود)، آذر رضایی (همسر موسی) و عوامل مهمی از مجاهدین همچون شاهرخ شمیم، ثریا سنماری، عباسعلی جابرزاده، محمد معینی، کاظم مرتضوی و...هم حضور داشتند. بعد از چند ساعت درگیری سنگین و تبادل آتش بی وقفه، همه ساکنان این خانه به جز یک کودک، کشته شدند.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس پژو ضدگلوله متعلق به موسی خیابانی بود که در حین فرار در آن به نحوی معجزه‌آسا تیر خورد و به هلاکت رسید

در پی این عملیات سنگین و به شدت موفق، زنجیره‌ای از ضربات به مرکزیت و شالوده سازمانی منافقین توسط واحد اطلاعات سپاه و همراهی و همکاری کمیته و دادستانی آغاز شد که با ضربه به محل استقرار «بخش اجتماعی» سازمان در اردیبهشت ۶۱، و ضربه به بخش روابط سازمان در ۱۰ مرداد ۶۱، عملا پرونده استقرار منافقین در داخل کشور را بست.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

 

پرده دوم:

KGB یا آن طور که در زبان فارسی معمول است، کا گ ب، یا «کمیته امنیت دولتی»، دستگاه اطلاعاتی اتحاد سوسیالیستی شوروی (ابرقدرت شرق) بود که در زمان اوج فعالیت خود، نه تنها با آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) هماوردی می کرد، که در برخی حوزه‌های جاسوسی و اطلاعاتی از سیا برتر نیز بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، کا گ ب، یک بازوی قوی، کارکشته و کهنه‌کار در داخل ایران داشت که طبق سنت و قانون سازمان‌های اقماری اتحاد شوروی در کشورهای مختلف، مطیع اوامر مسکو بود: حزب توده

بعد از اثبات جاسوسی این حزب به نفع اتحاد شوروی (به ویژه در کوران جنگ ایران با رژیم بعث عراق، که شوروی مهم‌ترین حامی نظامی و تسلیحاتی آن محسوب می شد)، واحد نوپای «اطلاعات سپاه» ، که از جمعی از جوانان مخلص و متعهد و در عین حال هوشمند و کاربلد تشکیل شده بود، بعد از مدتی کار اطلاعاتی و تسلط کامل بر شبکه این حزب، اقدام به ضربه به این حزب و سازمان مخفی آن(نوید) کرد.

ساعت ۴:۳۰ بامداد روز ۱۷ بهمن ۶۱، با دستگیری نورالدین کیانوری، دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده و همسرش مریم فرمانفرمائیان فیروز، عضو هیئت سیاسی کمیته مرکزی حزب، نخستین مرحله عملیاتی آغاز شد. باتلاش پیگیر نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فاصله‌ای کمتر از دو ماه، تمامی اطلاعات کلیدی از عملیات پنهانی حزب توده به دست آمد و سازمان‌های مخفی و نظامی و شبکه‌های جاسوسی آن نیز کشف شد.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس نورالدین کیانوری، دبیر اول حزب توده
ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس احسان طبری، ایدئولوگ حزب توده

دومین مرحله عملیات با نام «عملیات حضرت امیرالمومنین(ع)» بر مبنای اطلاعات کشف شده در مرحله نخست، در شب میلاد امام علی (ع) در ۷ اردیبهشت ۶۲ انجام شد.  در این عملیات، حدود ۱۷۰ نفر از کادرهای حزبی و اعضای سازمان‌های مخفی و نظامی و عوامل جاسوسی و نفوذی در تهران و بیش از ۵۰۰ نفر در شهرستان­ها دستگیر شدند. هم‌چنین حدود ۸۰ واحد خانه مخفی حزب، سه محل جاسازی شده اسلحه شامل ۲۰۰ قبضه انواع سلاح کمری، تفنگ ژـ ۳، کلاشینکف، آرپی. جی ۷، تیربار و مقادیر زیادی فشنگ و نارنجک، صدها دستگاه اتومبیل و موتور سیکلت، انواع وسایل چاپ و تکثیر و آرشیوهای محرمانه حزبی و قریب به نه میلیون تومان وجه نقد به دست آمد.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

 

 بعد از دستگیری عوامل توده توسط نیروهای سپاه پاسداران، امام خمینی(ره) در پیامی با تقدیر از این حرکت پاسداران برای اولین بار لفظ "سربازان گمنان امام زمان(عج) " را برای نیروی اطلاعاتی سپاه بکار بردند.

 

ذکر این نکته تاریخی هم لازم است که همزمان با عملیات تعقیب و مراقبت و در نهایت ضربه روی حزب توده، یک تشکیلات اطلاعاتی در دفتر نخست‌وزیری، با محوریت سعید حجاریان و خسرو تهرانی، فعال بود که چون ادعا داشت مقابله با «جاسوسی» جزو وظایف آن است، منتقد عملکرد واحد اطلاعات سپاه بود و حتی چند باری تلاش کرد در عملیات اطلاعات سپاه روی حزب توده اخلال ایجاد کند.

یکی از دلایلی که واحد اطلاعات سپاه حاضر به همکاری و هماهنگی با دفتر اطلاعات نخست‌وزیری در آن پرونده حساس نبود، به کارگیری گسترده نیروهای اداره هفتم و هشتم ساواک (اطلاعات خارجی و ضدجاسوسی) در اطلاعات نخست وزیری توسط تهرانی و حجاریان بود. اصولا به واسطه‌ی حضور گسترده نیروهای ساواک در دفتر اطلاعات نخست وزیری، اطلاعات سپاه حاضر نبود اطلاعات عملیات خود را درباره حزب در اختیار آن تشکیلات قرار دهد یا با آن همکاری داشته باشد. حتی محمدمهدی پرتوی(خسرو) ، از سران حزب توده و مسوول تشکیلات مخفی حزب (نوید) در مصاحبه‌ای با فارس بر این مساله تاکید می کند:

" بعد از انقلاب، در دستگاه نخست‌وزیری دولت موقت به این نتیجه رسیدند که به یک سازمان اطلاعاتی نیاز است و برای همین اداره ششم و هفتم ساواک یعنی دو اداره جاسوسی و ضد جاسوسی را احیا کردند و نام آن را ساواما (سازمان اطلاعات و امنیت ملی ایران) گذاشتند که مدیریت آن برعهده افرادی نظیر آقایان حجاریان و مادرشاهی و چند نفر دیگر بود. "[۱]

 

پرده سوم:

چندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تنی چند از افسران رژیم شاه که گروهی با نام «نقاب» تشکیل داده بودند، کودتایی را با هدف بازگرداندن شاپور بختیار، قتل حضرت امام خمینی(ره) و نابودی نظام نوپای جمهوری اسلامی طرح‌ریزی کردند که این کودتا به‌دلیل مرکز هدایت آن، که در پایگاه شهید نوژه همدان بود به کودتای نوژه موسوم شد.

ماجرا از این قرار است که ۱۷ تیر ماه ۱۳۵۹ یکی از افسران خلبان که در این عملیات مأمور بمباران بیت حضرت امام (ره) بود، خود را تسلیم و ماجرای کودتا را تشریح می‌کند؛ فرماندهی کل کودتا به‌دست سرلشکر سعید مهدیون (معاونت اسبق پدافند نیروی هوایی) و رهبری قسمت نیروی هوایی این کودتا بر عهده سرتیپ آیت محققی بود.

هدف اولیه کودتا حمله هوایی به بیت امام خمینی (ره) در تهران و به شهادت رساندن ایشان بود، حمله به برج مراقبت فرودگاه مهرآباد، دفتر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد مرکزی کمیته‌های انقلاب و بمباران چند نقطه دیگر از اهداف بعدی کودتاچیان به شمار می‌رفت و بنا بود پس از بمباران هوایی، هواپیماها با شکستن دیوار صوتی به نیروی زمینی علامت بدهند که مرحله دوم کودتا را آغاز کند.

در این مرحله باید صداوسیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران، پادگان حر، پادگان قصر و پادگان جمشیدیه به تسخیر نیروهای کودتا درمی آمد و در سطح شهر تهران با اعمال خشونت و ارعاب حالت نظامی ایجاد می شد. بازگشت بختیار آخرین حلقه اهداف این کودتا بود.

اما کودتای نوژه ابهامات و نقاط تاریکی دارد که هنوز با گذشت بیش از ۴۰ سال به خوبی موشکافی نشده است.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

یکی از این ابهامات بزرگ، فرار دست‌کم دو نفر از رهبران اصلی این کودتا بود. ناصر رکنی، از فرماندهان عملیاتی کودتا در بازجویی‌های خود، «محمدباقر عالیخانی» را به عنوان رهبر شاخه سیاسی کودتا معرفی می کند. عالیخانی، طبق اقاریر دستگیرشدگان تاکید بسیاری بر بمباران جماران، محل اقامت حضرت امام، در جریان کودتا داشت. حسین قاسمی، پژوهشگر تاریخ، درباره سرنوشت محمدباقر عالیخانی، رابطه او با شبکه‌ صهیونیستی داخل ایران که مسوولیتش را از برادرش مسعود تحویل گرفت، نوشته است:

" باقر عالیخانی در جریان کودتای نافرجام نقاب دستگیر شد. او هشت ماه زندانی بود ولی به رغم تیرباران گردانندگان شبکه فوق به طرزی مرموز آزاد شد. اخبار حاکی از ان است که محمدباقرعالیخانی تاسالها بعد درایران مانده وچندسال پیش درایران فوت کرده است. محمدباقر عالیخانی پس از انقلاب گرداننده شبکه مسعود در داخل بوده است. رابطه مهرداد عالیخانی با محمدباقر درتمام سالهای بعد انقلاب قطع نگردید. "

اما او تنها فراری مهم این پرونده بزرگ نبود. رییس شاخه مالی-تدارکاتی کودتا، یک تاجر بدنام به نام «منوچهر قربانی‌فر» بود که از پیش از انقلاب یک مهره جاسوسی مهم مرتبط با شبکه زیتون(موساد) محسوب می شد.

قربانیفر از طریق پیوند با داوود آلیانس(از شاه‌مهره‌های شبکه جهانی یهود) تامین مالی کودتا را به عهده داشت، او در جریان عملیات «پنجه عقاب» آمریکایی‌ها برای آزادی گروگان‌ها، به ایران می آید و دستگیر می شود، اما به طرز مشکوکی می گریزد! (یا آزاد می شود؟) او چند هفته به صورت مخفی در ایران می ماند تا اجرای کودتا را با دیگر رهبران آن، طراحی و هدایت کند و بعد از شکست کودتا، از ایران متواری می شود.

به بیان دیگر، در حالی که او یک زندانی امنیتی فراری و تحت تعقیب بود، در فاصله چند هفته‌ای میان واقعه طبس و کودتای نوژه، به راحتی مشغول جا به جایی پول، شرکت در جلسات طراحی و هدایت و اجرای کودتا بوده است. اما سر و کله همین عنصر خطرناک ضدامنیتی، در ماجرای مک‌فارلین(سال ۶۴) پیدا می شود. او ظاهرا از طریق برخی اعضای بیت منتظری با عناصر درون حاکمیت ارتباط می گیرد تا برای فروش سلاح به ایران دلالی کند. این مساله درست در زمانی بود که سعید حجاریان و همفکران او، گردانندگان اصلی دفتر اطلاعات نخست‌وزیری بودند و پرونده قربانیفر در اختیار آنان قرار داشت.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس منوچهر قربانیفر

به عبارت دیگر، در حالی که رهبران و عناصر عملیاتی کودتا در هفته‌های منتهی به شروع عملیات، تقریبا رو بازی می کردند و چندان هم حفاظت اطلاعات را رعایت نمی کردند، حجاریان و دوستان او در اداره دوم ارتش (مسوول اصلی کنترل امنیتی نیروهای مسلح) نتوانستند قبل از روز عملیات، شبکه را شناسایی و زیر ضرب ببرند و تازه دو تن از شاه‌مهره‌های کودتا هم از تور نیروهای خودی گریختند.

ابهام بزرگ دیگر آن کودتا، حضور یکی از شاه‌مهره‌های نفوذی سازمان منافقین، یعنی «مسعود کشمیری» ، در «ستاد خنثی‌سازی کودتای نوژه» بود. نکته بسیار مهم دیگر این‌جاست که مسعود کشمیری، معرفی‌شده و برکشیده‌ی همان حلقه‌ای بود که دفتر اطلاعات نخست وزیری را تشکیل دادند و اداره می کردند: سعید حجاریان، خسرو قنبری تهرانی و تنی چند از اعوان و انصار ایشان

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس حجاریان، خسرو تهرانی و علی یونسی(اواسط دهه ۸۰ شمسی)
ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس خسرو تهرانی

تقریبا بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، سعید حجاریان که سابقه مبارزاتی پیش از انقلاب او چیز قابل ملاحظه‌ای نبود، به همراه چند تن از دوستان خود، به اداره دوم ارتش می روند و این نهاد فوق حساس را در اختیار می گیرند. اداره دوم ارتش معروف به «رکن ۲»، در واقع سازمان اطلاعات نظامی کشور در پیش انقلاب بود که در مواردی حتی از ساواک نیز قوی‌تر و سازمان‌یافته‌تر بود.

سعید حجاریان به همراه حبیب‌الله داداشی، مسعود کشمیری، جواد قدیری، محمد رضوی و...مسوول بخش‌های مختلف اداره دوم ارتش شدند که حساس‌ترین پرونده‌های نظامی و اطلاعاتی کشور در آن بود. از این تیم، مسعود کشمیری و جواد قدیری دو تن از نفوذی‌های رده بالای سازمان منافقین در ساختار نظام انقلابی از کار درآمدند. مرتضی الویری، عضو کنونی شورای شهر و از نیروهای اصلاح‌طلب، زمانی در مصاحبه‌ای گفته بود که حکم در اختیار گرفتن اداره دوم ارتش توسط حجاریان و دوستان را او، به عنوان عضو شورای مرکزی کمیته انقلاب اسلامی، صادر کرده بود. اخیرا مدارک و شواهدی از همکاری مرتضی الویری با ساواک منتشر شده که او را وادار به پاسخگویی در قالب مصاحبه‌ای با روزنامه شرق کرد، که به جای رفع ابهام، بر ابهامات درباره سوابق او افزود.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

هم حجاریان و هم کشمیری در جریان مقابله با کودتای نقاب در پایگاه هوایی نوژه، عضو ستاد خنثی‌سازی کودتا شدند. در همین مقطع است که خسرو قنبری تهرانی، دوست صمیمی حجاریان، مسوول دفتر اطلاعات نخست وزیری می شود و حجاریان هم مسوولیت گزینش نیرو برای این دفتر و همچنین مسوول واحد ضدجاسوسی می شود که بسیاری از عناصر اداره هفتم و اداره هشتم ساواک (اطلاعات خارجی و ضدجاسوسی) در همین دوره دوباره جذب اطلاعات نخست وزیری شدند و بعدها حتی از این طریق وارد بدنه تشکیلات امنیتی کشور شدند.

حسین قاسمی، پژوهشگر تاریخ و پرونده‌های امنیتی انقلاب که روی عملکرد دفتر اطلاعات نخست وزیری مطالعه تفصیلی صورت داده، یکی از اقدامات بسیار مشکوک حجاریان و دوستان او را در دفتر اط نخست وزیری، جذب دوباره «عبدالجلیل لباف»، عنصر رده بالای ساواک و رهبر عملیات پیمان مشترک موساد-ساواک(موسوم به کریستال) می داند.

مسعود کشمیری از طریق حجاریان گزینش شد و عضو شورای امنیت کشور گردید!

 

پرده چهارم:

"دوشنبه ۹ شهریور [۱۳۶۰]... جنازه‌ها را به سالن مجلس آوردند، مشاهده کردم. سخت سوخته بودند. آقایان «باهنر» و «رجایی» را فقط از دندان‌های طلای جلو دهان و آسیابشان، می‌شد تشخیص داد. علامت دیگری نمانده بود. مقداری گوشت هم در کیسه نایلونی جمع کرده بودند به‌عنوان فرد دیگری به نام مسعود کشمیری منشی جلسه…"

متن فوق بخش از خاطرات هاشمی رفسنجانی در کتاب «عبور از بحران: خاطرات سال ۶۰» است.

مسعود کشمیری، شاه مهره‌ی نفوذی سازمان منافقین، با حمایت بهزاد نبوی، محسن سازگارا (نوچه بهزاد)، سعید حجاریان و خسرو تهرانی، چنان به شهید رجایی نزدیک شده بود که تا سطح دبیری شورای عالی امنیت ملی کشور بالا رفت!

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس بعد از ۴۲ سال این تنها تصویر از عامل جنایت نخست وزیری است!

حجت‌الاسلام علی‌اکبر ناطق‌نوری نیز در خاطرات خود (مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۴۷) درباره کشمیری می‌گوید:

" [در جلسه روز ۸ شهریور] آقای کشمیری دبیر این جلسه بود که وی هم از عوامل نفوذی بود مع‌الاسف حتی شهید رجایی هم به ایشان اعتماد پیداکرده بود. "

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

یا در کتاب «صخره سخت» (محمدحسن روزی‌طلب، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی) پیرامون وی آمده است:

 "کشمیری جایگاه مهمی در ستاد ضد کودتا داشته است به‌نحوی‌که در یکی از دیدارهای ستاد ضد کودتا با امام خمینی، مسعود کشمیری به‌عنوان نماینده به ارائه‌ی گزارش می‌پردازد. "

کشمیری در فروردین ۱۳۶۰ وارد نخست‌وزیری می‌شود، خرداد ۱۳۶۰ به شورای امنیت کشور می‌رود و قائم‌مقام و عملاً دبیر شورا می‌شود. سه ماه بعد نیز، انفجار نخست‌وزیری رخ می‌دهد.

یکی از ابهامات بزرگ تاریخ انقلاب، تلاشی بود که بعد از شهادت رجایی و باهنر، توسط حلقه فعال در دفتر نخست‌وزیری برای «جنازه‌سازی» و «شهیدنمایی» از مسعود کشمیری، عامل این جنایت صورت گرفت.

روزنامه ایران (۸ شهریور ۸۹) در گزارشی درباره این پرونده می نویسد:

" در اولین گام خبر کذبی بود که از «شهادت» مسعود کشمیری خبر می داد، این شایعات ساعت ۶ صبح فردای حادثه صورت رسمی به خود یافت. پس از جلسه محرمانه ای که میان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها برقرار می شود، اطلاعیه ای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی درنخست وزیری به صدا و سیما جهت اعلام ارسال می گردد، در این اطلاعیه که ساعت ۸ صبح از رادیو پخش می شود، «شهادت کشمیری» رسما اعلام می گردد. این در حالی است که در لحظه تنظیم این اطلاعیه علم کامل بر نبودن جنازه در محل حادثه، پزشکی قانونی و بیمارستان‌های تهران حاصل گردیده بوده است و همچنین سرتیپ شرفخواه و سرهنگ وصالی بر خروج کشمیری لحظاتی قبل از حادثه شهادت داده بودند. "

گزارش روزنامه ایران می افزاید:

" جمع کردن مقداری خاکستر در یک کیسه نایلون به عنوان جسد کشمیری، ورود شیون کنان یک زن به عنوان همسر شهید با فریادهای مسعود مسعود، تشییع باشکوه تابوت منتسب به کشمیری با شعار «کشمیری چی شد؟ کشته شد!» به روی دست مردم و خلاصه اغفال مسئولین توسط یک باند محفلی در اطلاعات نخست وزیری در حالی صورت می گرفت که مسعود کشمیری برای خروج از کشور نیاز به فرصت و عدم حساسیت بود و یقینا بر روی یک عنصر به شهادت رسیده، هیچ حساسیتی نخواهد بود. "[۲]

به هر حال، بر مبنای شواهد و قرائن آشکار و قطعی، در نقش محفل دفتر نخست وزیری و اطلاعات نخست‌وزیر در اقدام برای منحرف‌سازی روند رسیدگی به این جنایت بزرگ، تردیدی وجود دارد.

همین محفل و حامیان ذینفوذ ایشان در دستگاه‌های قضایی و امنیتی و دولت وقت، با فشارهایی سنگین، رسیدگی به این پرونده را از دست شهید اسدالله لاجوردی، دادستان نفوذناپذیر انقلاب، بیرون آوردند و او را وادار به کناره‌گیری از دادستانی کردند. رسیدگی به این پرونده به دست سیدمحمد موسوی خوئینی‌ها افتاد که امروز او را به عنوان «مرد خاکستری اصلاحات» می شناسیم.

با اعمال نفوذ خوئینی‌ها و نامه بیش از ۶۰ تن از وزرا و نمایندگان جریان چپ به حضرت امام (که امروز می توان آن را نوعی تهدید ضمنی در نظر گرفت) پیگیری ماجرا از عوامل و مسوولان مستقیم دخیل در ماجرا چون بهزاد نبوی، خسرو تهرانی و حجاریان متوقف شد و این پرونده بدون این که به سرانجام برسد، مختومه شد.

پرده آخر:

به لحاظ بررسی امنیتی، همین موارد مطروحه در خصوص عملکرد سعید حجاریان و دوستان نزدیکش در مشاغل حساس امنیتی سال‌های نخست عمر انقلاب اسلامی(که البته موارد دیگر و بعضا مهم‌تری هم درباره همین حلقه وجود دارد)، دست‌کم یک چیز را در خوشبینانه‌ترین ارزیابی روشن می سازد که حجاریان و اسامی نام برده، مرتکب قصورهایی با نتایجی مهلک، در انجام وظایف خود شدند و در بهترین حالت، صلاحیت ادامه فعالیت در مشاغل حساس حاکمیتی را نداشتند.

اما در کمال حیرت، ماجرا کاملا متفاوت ورق خورد و همین حلقه امنیتی پرحرف و حدیث، نه تنها بابت قصور یا تقصیر واضح خود بازخواست نشدند، که در مصدر یک بسیار حساس قرار گرفتند.

سعید حجاریان در چند مصاحبه در سالیان مختلف، تاکید کرده که جزو موسسان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بوده و حتی بنا بر برخی روایات، اساسنامه وزارتخانه را او نوشته است.

اما دو نکته مهم درباره نقش‌آفرینی حجاریان و دوستان او از جمله خسرو تهرانی در ماجرای تشکیل وزارت اطلاعات وجود دارد. بر اساس رویه‌ها و سنت‌ های سازمان‌های اطلاعاتی در دنیا، بخش عمده تشکیلات اطلاعاتی در کشورهای مختلف دنیا، به صورت «سازمان» تاسیس شدند. اما حجاریان و دوستان او اصرار عجیبی بر این موضوع داشتند که تشکیلات اطلاعاتی جمهوری اسلامی باید یک «وزارتخانه» زیر نظر دولت باشد. در حالی که هم شخص امام، هم سپاه پاسداران، هم رییس دستگاه قضایی و هم رییس جمهور وقت با طرح «وزارتخانه» شدن مشکل جدی داشتند، حجاریان و دوستانش توانستند این امر را با شیوه‌های مختلف محقق کنند.

محمد شریعتمداری، وزیر کار فعلی و از موسسان وزارت اطلاعات، در باره تاسیس این تشکیلات گفته است:

"‌ واقعا خاطرم نیست که چه کسانی طرفدار سازمان اطلاعات بودند. اما من و آقایان حجاریان و خسرو تهرانی فکر می‌کردیم وزارت اطلاعات از سازمان اطلاعات بهتر است. به این دلیل که موظف به پاسخ‌گویی است و بیشتر تحت نظارت و کنترل قرار می‌گیرد. "

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس ار راست: سعید حجاریان، محمد شریعتمداری و خسرو تهرانی در محضر مرحوم آیت الله مهدوی کنی(اواسط دهه ۶۰)

اما روایت خود حجاریان(مصاحبه با ایسنا/۲۱ مهر ۹۸)، به خوبی وضعیت را در آن مقطع تشریح می کند:

" مرا به عنوان عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی می‌شناختند که در دفتر نخست‌وزیری با سابقه‌ای که از کشمیری به جا مانده بود فعال بودم و ... سر سازگاری چندانی نبود. با این حال تلاش فوق‌العاده‌ای صورت گرفت که این طرح رأی لازم را بیاورد. آقای موسوی‌اردبیلی با این طرح مخالف بود و استدلال می‌کرد که اطلاعات، ذیل و ضابط قضائی است و از بازجویی، تعقیب مراقبت و دستگیری گرفته تا محصول کار آنها به کار قوه قضائیه مربوط می‌شود و در واقع یک پلیس قضائی باقدرت است. از این جهت با تشکیل وزارتخانه زیر نظر دولت مخالف بود. رئیس‌جمهور وقت هم استدلالشان این بود که برای رئیس‌جمهور ابزاری باقی نمانده است و باید دو نهاد به عنوان بازوی رئیس‌جمهور زیر نظر او باشد؛ یکی سازمان برنامه و یکی هم اطلاعات. از طرف ایشان آقای جواد مادرشاهی می‌آمد که از قدرت استدلال و نطق بالایی برخوردار بود. انصافا هم کار کرده بود و تمام سرویس‌های کشورهای مختلف را مورد مطالعه قرار داده بود. نمودار می‌آورد. چارت تشکیلاتی سرویس‌ها را روی تخته می‌کشید و خلاصه برای طرح استدلال‌های خودش معرکه می‌گرفت و من هم مجبور بودم با او مخالفت کنم. آقای هاشمی هم که رئیس مجلس بود و چون عملا فرماندهی نیروهای مسلح و ریاست شورای عالی دفاع را هم داشت با سپاهی‌ها نزدیک بود.  "

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس سعید حجاریان در کنار محسن میردامادی در جوانی

اما بخش مهم همین مصاحبه حجاریان این‌جاست که در واقع ریشه «دشمنی» این حلقه را سپاه پاسداران تا حد زیادی روشن می کند:

" سپاهی‌ها آن موقع جدی‌ترین مخالفت‌ها را می‌کردند. یادم می‌آید محسن رضایی و رضا سیف‌اللهی به من می‌گفتند تو از کشمیری بدتری. چراکه امام دو بازو دارد یکی بازوی نظامی و دیگری بازوی امنیتی. تو می‌خواهی با تمرکز اطلاعات در دولت عملا یک بازوی امام را قطع کنی و آن را بوروکراتیزه کنی. توقع آنها این بود که این دو بازو هر دو در سپاه جمع شوند. هاشمی هم طرفدار استدلال آنها بود. شهید محلاتی هم که نماینده امام در سپاه بود از این استدلال دفاع می‌کرد. همین‌ها رفتند سراغ امام که کجای دنیا اطلاعات وزارتخانه ‌است که اینها می‌خواهند اطلاعات را وزارتخانه کنند. به امام گفتند که اگر اطلاعات وزارتخانه شود، همه اطلاعات آن رو می‌شود و این با فلسفه کار اطلاعاتی مغایرت دارد. یک روز احمد آقا به من زنگ زد و گفت امام راجع به این طرح نظر مخالف دارند و می‌پرسند کجای دنیا اطلاعات وزارتخانه است که شما می‌خواهید وزارتخانه درست کنید ....."[۳]

البته مخالفت سپاه پاسداران، دلایل حرفه‌ای و فنی هم داشت. واحد اطلاعات سپاه پاسداران، اولین نهاد منسجم اطلاعاتی کشور که کاملا از نیروهای انقلابی تشکیل شده بود (و برخلاف دفتر اطلاعات نخست‌وزیری عناصر بعضا آلوده و بدنام ساواک را در تشکیلات خود نداشت)، علی‌رغم جوانی و تجربه کم نیروها و مقابله با کیس‌های اطلاعاتی بسیار سنگین و پی در پی، توفیقات عظیمی در حفظ و حراست از انقلاب و کشور در برابر توطئه های سرویس‌های جاسوسی قدرتمند بیگانه کسب کرد. همین توفیقات موجب شد که حضرت امام در پیامی تاریخی به مناسبت عملیات موفق برخورد با حزب توده، لفظ «سربازان گمنام امام زمان(عج)» را برای نیروهای این واحد به کار بردند. طبیعی بود که وقتی درست نظام به واسطه همین تلاش‌های مخلصانه سپاه و نیروهای دیگری چون دادستانی و کمیته و عناصر انقلابی ارتش به مرحله تثبیت امنیتی رسید، بحث یکپارچه شدن اطلاعات کشور و ادغام واحد اطلاعات سپاه در اطلاعات نخست وزیری و سایر تشکیلات اطلاعاتی کوچک‌تر مطرح شد (با حفظ فرادستی ساختاری اطلاعات نخست وزیری در مجموعه یکپارچه)، نیروهای سپاه ناراضی باشند.

دکتر محسن رضایی، موسس و اولین فرمانده واحد اطلاعات سپاه، در کتاب تاریخ شفاهی خاطرات خود با نام «راه» ، از این فصل تاریخ انقلاب با تعبیر «دادن آش با جاش» یاد کرده است. حتی دکتر رضایی تاکید می کند که جدا کردن اطلاعات از سپاه را در آن مقطع یک «توطئه» می دانستند که "ریشه در خارج" داشت.

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

ریشه دشمنی «سعید حجاریان» و تندروها با سپاه پاسداران چیست؟ +عکس

 

به واقع، همه دشمنی حجاریان و دوستان و همفکران او از این است که چرا همان‌طور که توانستند واحد اطلاعات سپاه را در سال ۶۳ از سپاه جدا کنند، نتوانستند پس از پایان جنگ، سپاه را هم به بهانه «تجمیع» و «یکپارچگی» ادغام کنند و بزرگ‌ترین مانع بر سر استحاله انقلاب، بعد از ولایت فقیه، را از سر راه بردارند و نه تنها این هدف شوم محقق نشد، که سپاه به به رشد و بالندگی امروز رسیده به درخت تناوری در دفاع از ولایت و انقلاب تبدیل شده است. 


:: بازدید از این مطلب : 2313
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران