منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 28
:: بازدید ماه : 340
:: بازدید سال : 478
:: بازدید کلی : 478
نویسنده : rahjooyan
شنبه 25 آذر 1402

کمیته انتخاب جایزه نوبل صلح روز ۶ اکتبر، ۱۴ مهر در مقر این کمیته در اسلو پایتخت نروژ نام نرگس محمدی را به عنوان برنده نوبل صلح ۲۰۲۳ اعلام کرد و روز گذشته این جایزه به ارزش حدود یک میلیون دلار در مراسمی با حضور پادشاه نروژ و سرکرده‌ گروهک‌های تروریستی، به فرزندان وی تحویل داده شد.

این نمایش پر زرق‌وبرق، از شعار مراسم، یادبود مجرمان امنیتی، یادبود تروریست‌های منافقین تا مهمانان دعوت‌شده و برنده جایزه، همگی با رنگ و لعاب و مؤلفه‌های ضدایرانی آمیخته شده بود. فقط در موضوع مهمانانی که از سوی بنیاد نوبل به این نمایش دعوت شده بودند کافسیت تا این مراسم ماهیت ضدایرانی خود را ابراز کند.

چه کسانی به نوبل دعوت شدند

مونا سیلاوی؛ دبیرکل حزب تجزیه‌طلب تضامن دموکراتیک اهواز

شهریور ۱۴۰۲ بود که حزب تروریستی «تضامن دمکراتیک اهواز» مونا سیلاوی را به عنوان دبیرکل جدید این حزب معرفی کرد. آشنایی مونا سیلاوی با این حزب به دهه ۸۰ برمی‌گردد. خواهر او شیما سیلاوی در مصاحبه‌های خود با شبکه‌های معاند، اعتراف کرده بود که پدرش از گذشته با منصور عبدویس یا منصور سیلاوی، رئیس اول حزب تروریستی تضامن دموکراتیک اهواز، ارتباط خانوادگی داشته است. عبدویس با پدرش نسبت پسرعمو و برادر همسری را داشته. به همین سبب رئیس این حزب، دایی مونا و شیما سیلوای هم می‌شود. به سبب همین آشنایی هم مونا سیلاوی در شهریور ۱۴۰۱ به ریاست این حزب انتخاب می‌شود.

مونا سیلاوی یک دبیرکل با افکار سیاسی پراکنده و بی‌ثبات است که گاهی در شبکه تجزیه‌طلبان، اینترنشنال کارشناسی می‌کند و گاهی علیه این شبکه و رضا پهلوی موضع‌گیری می‌کند. گاهی هم عملیات روانی و هشتگ‌های سازمان منافقین را ریپورتاژ می‌کند.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

حضور مونا سیلاوی، نفر دوم از سمت راست، در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل

عبدالله مهتدی، سرکرده گروه تجزیه‌طلب و تروریستی کومله

دست راست مونا سیلاوی، عبدالله مهتدی است. او به همراه همسرش ناهید بهمنی، به نمایندگی از گروه تجزیه‌طلب و تروریستی کومله در این مراسم شرکت کرد تا علاوه بر نشان دادن بی‌اعتباری شعارهای حقوق‌بشری غربی‌ها، دروغ بزرگ جریان موسوم به زن، زندگی، آزادی در رابطه با ایران دوستی و آزادی را به تصویر بکشد. در اغتشاشات پاییز سال قبل، گروه‌های تجزیه‌طلبی مثل کومله از گردانندگان و سازمان‌دهندگان اصلی آشوب‌های خیابانی علیه امنیت ملی ایران بود و پروژه تجزیه کشورمان را علنی‌تر از هر زمان دیگری دنبال می‌کرد.

با این حساب می‌توان گفت که در مراسم اهدای جایزه نوبل به نرگس محمدی، دست‌کم خون ده‌ها هزارنفر ایرانی و غیر ایرانی نادیده گرفته شده و در ازای چهل سال جنایت از تروریستی دوستان محمدی، ضیافتی به اسم «صلح نوبل» برگزار شد.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

حضور عبدالله مهتدی همراه با همسرش، ناهید بهمنی در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

واکنش کاظم غریب آبادی، دبیر ستاد حقوق بشر به حضور رهبر احزاب تروریست‌ در مراسم صلح نوبل

مهتدی در ایام اغتشاشات مدام تأکید می‌کرد «دنبال تجزیه‌طلبی نیستیم» حالا بعدها صوتی که از او افشا شد که به‌صراحت توضیح می‌دهد که جریان ضدایرانی چطور قصد نابودی ایران با اتحاد گروه‌های تجزیه‌طلب را داشته‌اند.

مهرداد درویش‌پور، عضو گروهک مارکسیست و منحله «پیکار» بود که اکنون مقیم سوئد است و طرفداران حزب تجزیه‌طلب کومله هم به‌حساب می‌آید.

به سبب اینکه حزب پیکار وابسته به سازمان منافقین بود و بعدها از این سازمان تروریستی، منشعب و منحل شد، مهرداد درویش پور هم در اغتشاشات سال ۱۴۰۱ و هم در کنفرانس‌های خبری جایزه صلح نوبل، به‌طور ضمنی از شعارها و سیاست‌های منافقین و تجزیه‌طلبی حمایت می‌کند. با خیال خامی که مجموعه ضدانقلاب برای براندازی در سر داشت، سال گذاشته در ایام اغتشاشات پائیز، اینترنشنال درویش‌پور را به‌عنوان کارشناس مسائل سیاسی به برنامه‌های سیما ثابت دعوت می‌کند. هدف دعوت از یک چپ‌گرا باسابقه فعالیت‌های گسترده در گروهک‌های تروریستی، عادی‌سازی و زمینه‌چینی تجزیه ایران بضیافت تجزیه طلبان در ژنوود.

ریحانه طراوتی؛ خبرنگار و عکاس

سال ۱۳۹۳ چند جوان در گروهی که بعدها با عنوان «ایرانیان خوشحال» لقب گرفت، موزیک ویدیویی مبتذل با آهنگ «هپی» فارل ویلیامز تولید کرده و در یوتیوب منتشر کردند. یکی از اعضای این گروه، ریحانه طراوتی است که با حضور در این کلیپ مبتذل به شهرت رسید. طراوتی به دلیل همکاری در تولید این کلیپ بازداشت شد.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

او از حامیان حسن روحانی در انتخابات بوده و در پشت صحنه پروژه‌های مختلف سینمایی همکاری داشته است. طراوتی فیلم‌برداری پشت صحنه مغزهای کوچک زنگ‌زده، سونامی و دوئت را برعهده داشته است.

طراوتی بار دیگر در تاریخ ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۱ بازداشت می‌شود. در تاریخ اول بهمن ۱۴۰۱ اعلام شد که ریحانه طراوتی به اتهامات «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام» و همکاری با رسانه «می‌تو» محکوم شده است. اکنون پس از فرار از ایران در خارج از کشور به سر می‌برد و در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل نیز دعوت شده است.

در بخشی از ویدیویی که از مراسم اهدای جایزه صلح نوبل منتشر شده، بهمن کلباسی، خبرنگار معاند در کنار ریحانه طراوتی دیده‌شده که به‌عنوان مهمانان ایرانی دعوت شدند و در این محل با رفتارهای سبُک، مشغول شوخی و وقت‌گذرانی هستند.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

حضور ریحانه طراوتی در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل

مرجان ابراهیمی، ملقب به مرجان ساتراپی، نویسنده و انیماتور داستان‌های مصور

مرجان ساتراپی در ۱۴ سالگی از سوی خانواده مجبور به مهاجرت به اتریش شد و مدت زیادی را تنهایی در اتریش گذراند. ساتراپی با طراحی و تولید داستان‌های مصور با عنوان «پرسپولیس» او بعدها به پاریس مهاجرت کرد و حرفه‌اش نقاشی و تألیف کتاب‌های کودکان را آغاز کرد و همچنان با مجلات و روزنامه‌های متعددی همکاری دارد.

انیمیشن پرسپولیس به کارگردانی ساتراپی و ونسان پارونو در سال ۲۰۰۷، جایزه هیئت داوران را از جشنوارهٔ فیلم کن دریافت کرد. سال ۲۰۱۸ از سوی سازمان‌دهندگان جشنواره فیلم کن اعلام شد که مرجان ساتراپی، عضوی از هیئت‌داوران جشنواره کن ۲۰۰۸ برای تعیین برنده نخل طلایی، جایزه اصلی جشنواره‌ است.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

مرجان ساتراپی، جشنواره کن/۲۰۰۷

ساتراپی در اغتشاشات ۱۴۰۱ نیز با بسیاری از چهره‌های هنری فرانسوی ارتباط گرفته و آن‌ها را وادار به بازخوانی‌ اشعار و شعارهای اغتشاشات و انتشار ویدیو آن در شبکه‌های اجتماعی می‌کند.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

از دیگر فعالیت‌ها تبلیغاتی ساتراپی علیه ایران، تولید و نشر کتاب‌ها و مجله‌های مختلف ضدایرانی به زبان فرانسوی است. او همچنین هماهنگ‌کننده رقص‌های گروهی مقابل سفارت‌ جمهوری اسلامی ایران در پاریس هم هست.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

البته ساتراپی محبوب گروه‌های دیگر اپوزیسیون نیست. او در انیمیشن پرسپولیس، سکانسی از تجمعات مردم انقلابی علیه رژیم پهلوی را به تصویر کشیده که نشان می‌دهد مأموران پهلوی با اسلحه و تانک، وحشیانه به سمت مردم شلیک می‌کنند. تولید این ویدیو و انتشار آن به‌صورت کتبی و چاپی موجب شده تا سلطنت‌طلبان همواره با فحاشی و انتقاد از او استقبال کنند.

سلطنت‌طلبان حتی مدعی هستند که پشت پرده جوایز بین‌المللی نرگس محمدی، مرجان ساتراپی است که با لابی‌گری در سازمان‌ها و بنیادهای هنری، علیه ایران فعالیت می‌کند.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

حضور مرجان ساتراپی در کنار گلشیفته فراهانی در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل

مهرانگیز کار، حقوقدانان و فعالان سیاسی معاند؛ ۲۴ میلیون دلار از اموال مردم ایران رد جیب مهرانگیز کار

مهرانگیز کار ازجمله حقوقدانان و فعالان سیاسی ضدانقلاب است که در گذشته که سابقه حضور در کنفرانس برلین را دارد. او بعد از بازگشت به ایران روانه زندان شد و سپس به بهانه درمان بیماری به خارج از کشور مهاجرت کرد. عمده فعالیت مهرانگیز کار معطوف به مباحث حقوقی و به‌ویژه مسائل زنان است و در این محدوده وی مواضع فمینیستی تندی حتی در حد تجویز و ترویج هم‌جنس‌گرایی اتخاذ نموده است. مهرانگیز کار در رسانه‌ها با اشاره به قوانین جمهوری اسلامی درباره همجنسگرایی، قید جرم و خطا بودن آن را جدا کرده و نسبت به آن اعتراض کرده است. پس از فتنه ۸۸ این فرد صراحتاً علیه مبانی دینی و شرعی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی روحیه و هویت فرهنگی مردم ایران دیدگاه‌هایش را مطرح کرد.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

حضور مهرانگیز کار در مراسم اهدای جایزه صلح نوبل، نفر اول از سمت چپ

یکی از گفته‌های معروف مهرانگیز کار در سال‌های اخیر در وصف سازمان منافقین بوده است. او در مصاحبه با شبکه‌های ضدانقلاب گفته «بخواهیم و نخواهیم آنها (مجاهدین/منافقین) پاره‌ای از آینده سیاسی ایران هستند/ به مجاهدین خلق نگوید منافقین»

مهرانگیز کار، همسر سیامک پورزند، روزنامه‌نگار ضدانقلاب بود. پورزند در سال ۱۳۸۱ به اتهام جاسوسی حکم ۱۱ سال حبس خانگی گرفت. ‌سال ۱۳۹۰ خب ری منتشر شد پورزند خود را از بالکن منزل به پایین پرتاب و خودکشی کرده است. این درحالی است که مهرانگیز کار در دوران در طول مدت حبس خانگی ، همسرش را ترک کرده و پورزند ۱۰ سال به تنهایی، این حبس را تحمل کرده بود.

اما با اینحال مهرانگیز کار و دخترانش به بهانه حبس سیامک پورزند و دریافت حکم از سوی جمهوری اسلامی، به دادگاهی در ⁧‫آمریکا، از ایران ‬⁩ ش کایت کرد و پس از مدت‌ ها دوندگی ۳۴ میلیون دلار از اموال بلوکه شده ⁧‫ایران‬⁩ در نهادهای آمریکایی را به عنوان غرامت دریافت کردند.

یادبود و تزئین تصاویر اعدامی‌های منافقین در سالن صلح نوبل

در جریان مراسم اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی، دو نمایشگاه در محل اهدای جایزه طراحی شده بود. یکی نمایشگاهی که بنیاد نوبل طراحی کرده بود و با موضوع اغتشاشات و عنوان «زن زندگی آزادی» به نمایش درآمده بود. دیگری نمایشگاه «آنچه باقی ماند» بود. در نمایشگاه «آنچه باقی مانده» که با تلاش عناصر فراری اغتشاشات و خانواده جان‌باختگان آشوب‌ها ۹۸ و ۱۴۰۱، طراحی شده بود، تصاویر و اطلاعات جان‌باختگان آبان ۹۸، اعدامی‌های منافقین در دهه ۶۰، حوادث ماهشهر، خاوران و مسافران پرواز PS۷۵۲ (هواپیمای اوکراینی) ارائه شده بود.

ضیافت تجزیه طلبان در ژنو

تصاویر اعضای سازمان تروریستی منافقین که در دهه ۶۰ اعدام شدند؛ صفحات متعلق به تیم سایبری جانباختگان آبان ۹۸ و مرتبط با حامد اسماعیلیون، در توضیح این تصویر اعلام کرده‌اند که نرگس محمدی، جایزه‌اش را مدیون خون‌های ریخته شده از منافقین است.

***

تقی رحمانی و فرزندانش در کنفرانس‌های خبری برای چندمین بار از مشقت‌های نرگس محمدی در زندان ایران سخن گفتند. آخرین باری که این موضوع را در رسانه‌ها مطرح کردند صدای خانواده پهلوی را درآورد. ادعای مصاحبه تلفنی نرگس محمدی با آنجلینا جولی، گفتگو با تلویزیون سراسری svt سوئد، (از طریق ارسال نامه به خارج از زندان) و قرائت پیام نرگس محمدی در مراسم نوبل (باز هم به صورت ارسال نامه)، همگی از مشقت‌های نرگس محمدی در زندان ایران است.

هفته‌ای نیست که در رسانه‌های معاند ادعای اعتصاب غذای نرگس محمدی، جزئیات گفتگوی این زندانی امنیتی با همبندی‌ها و یا ارسال بیانیه‌ درباره موضوعات مختلف، مطرح نشود.

هرچند در این مراسم از مهمانانی دعوت شده که در یک نمایش رسانه‌ای اپوزیسیون را متحد به نمایش بگذارد، اما واکنش‌ها به این مراسم از سوی مخالفان نظام، چندان مثبت نبود. این بازتاب منفی منحصر به اهدای جایزه به شخصیتی همچون نرگس محمدی نبود، بلکه به تقی رحمانی و اظهاراتش و جز به جز رفتارهای فرزندان نرگس محمدی هم حمله شد.

تقی رحمانی در بخشی از سخنرانی خود نسبت به خروج دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا از برجام انتقاد می‌کند؛ در بخش‌هایی دیگر نسبت به سیاست آمریکا در منطقه از جمله حمله به عراق و همچنین نقض حقوق شهروندان فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی، انتقاد می‌کند. همین کافی است تا اپوزیسیون به تقی رحمانی حمله کرده و او را اصلاح طلب و «صادراتی جمهوری اسلامی» بخواند.

تجزیه‌طلبان همچنان در ژنو پرسه می‌زنند /  بازخوانی سرود چریک‌های فدایی خلق در صلح نوبل

تجزیه‌طلبان همچنان در ژنو پرسه می‌زنند /  بازخوانی سرود چریک‌های فدایی خلق در صلح نوبل

تجزیه‌طلبان همچنان در ژنو پرسه می‌زنند /  بازخوانی سرود چریک‌های فدایی خلق در صلح نوبل

یکی از مهمانان ویژه این مراسم پادشاه نروژ بود که به محض ورود به سالن، با خانواده نرگس محمدی دیدار می‌کند. این صحنه باعث شده تا سلطنت‌طلبان به فرزندان نرگس محمدی حمله کرده و این موضوع را با رفتارشان با خانواده پهلوی مقایسه کنند. پادشاهی‌خواهان حسادت خود را با فحاشی به خانواده نرگس محمدی ابراز کردند.

تجزیه‌طلبان همچنان در ژنو پرسه می‌زنند /  بازخوانی سرود چریک‌های فدایی خلق در صلح نوبل

حواشی این مراسم تا بعد از اهدای جایزه ادامه پیدا می‌کند. وقتی زمان ضیافت شام بنیاد نوبل فرا می‌رسد، گلشیفته فراهانی به همراه دو سلبریتی، ترانه «امشب شب مهتابه» را بدون دقت و هماهنگی همخوانی می‌کنند. این اقدام به حدی در تاریخ این مراسم غیرمتعارف بوده که گلشیفته فراهانی خطاب به پادشاه نروژ می‌گوید «می‌داند رعایت آداب و پروتکل‌ها در این ضیافت چه اندازه مهم است اما شکستن قواعد، راه و رسم ما ایرانی‌ها است و کاری که نرگس محمدی کرده هم شکستن همه پروتکل‌ها است.»

گلشیفته فراهانی از قول خود در رسانه‌های بین‌المللی ایرانیان را به شکستن پروتکل‌ و سنت‌ها شهره می‌کند. اما مشخص نیست که منظور وی از ایرانیانی که راه و رسمشان سنت شکنی است چیست! شاید منظور او اغتشاشگرانی است که قصد داشتند با قمه و مواد آتش‌زا در خیابان راه‌بندان کنند و یا با آتش زدن سرباز نیروی انتظامی انقلاب کنند.

تجزیه‌طلبان همچنان در ژنو پرسه می‌زنند /  بازخوانی سرود چریک‌های فدایی خلق در صلح نوبل

مهمانان و برگزار کنندگان این مراسم هرگونه که تمایل داشتند، درباره مردم ایران و رخدادهای سیاسی این کشور، اظهارنظر کردند. در بخشی از معرفی رسمی نرگس محمدی، این زندانی امنیتی را «رهبر اغتشاشات پائیز 1401» اعلام می‌کند. موضوعی که بازهم فحاشی سلطنت‌طلبان و مخالفان نرگس محمدی را در پی دارد. البته از مهمانانی که دعوت شده بود انتظاری بیشتر از این نمیتوان داشت. این مهمانان عبارت‌اند از:

* مونا سیلاوی؛ دبیرکل حزب تجزیه‌طلب تضامن دموکراتیک اهواز

* عبدالله مهتدی، سرکرده گروه تجزیه‌طلب و تروریستی کومله

* مهرداد درویش‌پور، عضو گروهک مارکسیست و منحله «پیکار» بود که اکنون مقیم سوئد است و طرفداران حزب تجزیه‌طلب کومله هم به‌حساب می‌آید

* ریحانه طراوتی؛ خبرنگار و عکاس رسانه‌های بیگانه

* مرجان ابراهیمی، ملقب به مرجان ساتراپی، نویسنده و انیماتور داستان‌های مصور

* مهرانگیز کار، از فعالان سیاسی معاند، همان کسی که به بهانه خودکشی همسرش در حبس خانگی، 24 میلیون دلار از اموال بلوکه شده ملت ایران را به جیب زد.

رفتارهای سخیف بهمن کلباسی، روزنامه‌نگار معاند و ریحانه طراوتی در مراسم رسمی بنیاد نوبل

از حواشی دیگر این مراسم همخوانی سرود «آفتابکاران جنگل» توسط کاوه مدنی و شیرین عبادی است. سرود «آفتابکاران جنگل» که به سر اومد زمستون هم معروف است، نام یکی از سرودهای سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در دوران انقلاب اسلامی است که در آلبومی بنام «شراره‌های آفتاب» منتشر شده است.

متن این ترانه توسط سعید سلطان‌پور سروده شد و موسیقی آن با الهام از یک ترانهٔ فولکلور ارمنی با نام ساری سیرون یار sari sirun yar (یار زیبای کوهستان) توسط مهرداد برآن هارمونیزه و تنظیم گردید که با صدای داوود شراره‌ها و همراهی گروه کر انجمن دانشجویان ایرانیِ واشینگتن اجرا شده‌است. همچنین در کمپین انتخاباتی میر حسین موسوی برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از بازخوانی این سرود استفاده شده بود.

نکته جالب تر این است که چند ماه پیش احسان کرمی و برزو ارجمند که پس از اغتشاشات به صف سلطنت‌طلبان پیوسته بودند، سرود «آفتابکاران جنگل» را برای مبارزه با جمهوری اسلامی همخوانی کرده‌اند. این درحالی است که سعید سلطان‌پور اتفاقا این سرود را برای مبارزه با رژیم پهلوی تولید و ارائه کرده بود.

یکی از افرادی که در این مراسم حضور داشت و کمتر به آن توجه شد، کاوه مدنی بود. بعد از بازداشت شماری از متهمان جاسوسی از مراکز نظامی (در پوشش فعالیت‌های محیط زیستی) در اواسط زمستان ۹۶، کاوه مدنی، معاون عیسی کلانتری، رئیس وقت سازمان حفاظت از محیط زیست نیز برای مدتی کوتاه بازداشت شد و پس از آزادی موقت، از کشور فرار کرد.

مدنی با جمعی بازداشت شده بود که درباره پرونده آنها گفته شد با هدایت افسران اطلاعاتی سیا و موساد مأموریت‌های سه گانه ای را شامل موضوعات زیست محیطی، نفوذ در جامعه علمی ایران و جمع آوری اطلاعات از اماکن حساس و حیاتی کشور از جمله پایگاه‌های موشکی، دنبال می‌کرده‌اند. برخی متهمان به انجام سفرهای متعدد به سرزمین‌های اشغالی از جمله به منظور شرکت در کنفرانس «منارید» که با حضور افسر اطلاعاتی موساد در رژیم صهیونیستی برگزار شده، اقرار و اذعان کرده‌اند.

در سال 1401 با حکم معاون سازمان ملل متحد، کاوه مدنی، به عنوان رئیس موسسه آب، محیط زیست و سلامت دانشگاه سازمان ملل متحد معرفی شد.

اگر واقعاً اینها مردم را دوست داشتند و «صدا»ی مردم ایران بودند، در مراسم نوبل سیاست جنایتکارانه «فشار حداکثری» و تحریم‌های «فلج‌کننده»، «خردکننده» و «وحشیانه» غرب علیه ایران را محکوم میکردند. اما دردشان این نیست. دعوایشان سر این است که کدامشان باید سر میز شام نروژی‌ها میرقصید و بشکن میزد و شیرین‌کاری میکرد.

در ضیافت شام جایزه نوبل صلح در نروژ، گلشیفته فراهانی، مهسا وحدت و مژگان شجریان ترانه‌خوانی کردند و رقصیدند!

گلشیفته فراهانی در آغوش تجزیه طلب های تروریست

گلشیفته فراهانی همواره به دلیل خاطراتی که در ذهن مردم ایران ساخته مورد تمجید بخشی از دوستدارانش بوده؛ چه زمانی که در سینمای ایران مشغول بود و چه حالا که در چند فیلم آمریکایی بازی کرده.

همین علاقه موجب شده بود تا برخی نسبت به آنچه که گلشیفته نسبت به ایران روا می‌دارد را نبینند یا نخواهند ببینند. اما ظاهرا پرده‌ها افتاده. خانم فراهانی عبدالله مهتدی رییس کومله را در آغوش می‌گیرد و می‌گوید تا ابد با شما هم‌پیمان هستیم!

فارغ از اینکه حضور مهتدی به عنوان رئیس یک گروه تر.ور.یس.تی در مراسم اهدای جایزه نوبل صلح، طنز سیاهی را رقم زده اما بد نیست که بدانیم، خانم فراهانی با چه کسانی هم پیمان است؟

گلشیفته در آغوش تجزیه‌طلب‌های تروریست

گلشیفته در آغوش تجزیه‌طلب‌های تروریست

گلشیفته در آغوش تجزیه‌طلب‌های تروریست

گلشیفته در آغوش تجزیه‌طلب‌های تروریست

 


:: بازدید از این مطلب : 384
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 21 آذر 1402

 

دقت کرده‌اید که بعضی‌ وقت‌ها با موجی در شبکه‌های اجتماعی مخالف هستیم اما جسارت ابراز نظر خودمان را نداریم؟ 

اینجور وقت‌ها فکر می‌کنیم که در اقلیت هستیم و اکثریت مقابل، به سرعت ما را متهم خواهند کرد. یعنی حتی ممکن است که ما و همفکران‌مان در موضوعی خاص، تعدادمان از بقیه بیشتر باشد، اما چون همه سکوت کرده‌ایم، هیچ‌کس جسارت ابراز نظر را ندارد. در این شرایط گرفتار «مارپیچ سکوت» شده‌ایم.

 روش های مختلف پروپانگدایی و جو سازی جهت بسیج افکار عمومی باعث می شود، تغییر گرایش دلخواه به سوی هدفی باشد که برای مخاطب هدف گیری شده و به منظور پیشبرد یک برنامهٔ سیاسی، درنظرگرفته شده است. بیتقوایی که زائیده تفکر هدف وسیله را توجیه می کند باعث شده است تا شبکه های مجازی را در چنبره خود داشته دباشد. همانطور که می‌دانیم تقوا یکی از مواردی است که در دین مبین اسلام به آن توصیه‌های فراوانی شده است و خداوند نیز در قرآن کریم تنها ملاک برتری انسان‌ها نسبت به یکدیگر را تقوا می‌داند. رعایت تقوا در تمام امورات زندگی موضوع بسیار مهمی است، همانگونه که از دید پروردگار یکتا نیز بهترین و برترین بندگان کسانی هستند که تقوا را پیشه امورات خود نموده‌اند. برای روشن شدن از شگردهای غیر اخلاقی در شبکه های مجازی دانستن نکات ذیل خوب است.

تله‌ مارپیچ‌ سکوت چیست؟

 

نظریه «مارپیچ سکوت» را خانم الیزابت نوئل نئومان در سال ۱۹۷۳ مطرح کرد. فرضیه اصلی او در این نظریه این بود که افکار عمومی نتیجه تعامل بین افراد و محیط اجتماعی است که تحت تاثیر عمیق رسانه‌ها شکل می‌گیرد. این نظریه بر اساس چند ادعای مرتبط با هم استوار است؛ اول این که مردم از انزوا و فشار گروهی می‌ترسند و نمی‌خواهند در یک موضوع درگروه اقلیت باشند؛ دوم این که مردم از ترس انزوا و زیر فشار قرارگرفتن، فرار از طعن و تمسخر و طرد سکوت می­‌کنند؛ سوم این که مردم در رفتار و ارتباطات روزمره، متاثر از ذهنیت‌های دریافتی به این ارزیابی می‌رسند که درگروه اقلیت هستند یا اکثریت.   براساس نظریه مارپیچ سکوت به موازات نشر، عقاید خاص در رسانه‌های جمعی به عنوان عقاید غالب و مسلط، حمایت میان‌فردی از یک عقیده و تفکر به مرور ضعیف می‌شود؛ تعداد افرادی که آشکارا عقیده و تفکر موجود را بیان نمی‌کنند یا به تفکر القایی گرایش متمایل می‌شوند، افزایش پیدا می‌کند. روند تزایدی گرایش به عقیده مورد نظر رسانه‌ها به شکل‌گیری «سکوت مارپیچی» در جامعه منجر می‌شود.این همان تکنیک «مارپیچ سكوت» است .در این فرآیند، مردم تحت تاثیر تصویری که امپراتوری رسانه‌ای ساخته است، بیشتر به آنچه دیگران به صورت عمومی بیان می‌کنند، اعتماد کرده تا به آنچه می‌اندیشند. رسانه‌های جمعی با بهره‌گیری از تکنیک «مارپیچ سکوت»؛ تصورات مربوط به عقاید مدنظر خود را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کنند؛ و از این طریق ذهنیت افراد راجع به این که به چه عقایدی مسلط است را شکل می‌دهند؛ و چنین القاء می‌کنندکه فرد یا گروه برای فرار از انزوا چه عقید‌ه‌ای را اختیار و ابراز کند. بر این اساس، رسانه‌ها افراد و گروه‌های مخالف را با ایجاد فضای رعب و وحشت و با کمک دیکتاتوری رسانه‌ای، افکار و عقایدی همسان و مشابه را بر جامعه تحمیل کرده و آنها را وادار به سکوت و کناره‌گیری می‌کنند .

با تغییرات تکنولوژی ارتباطات، افکار عمومی تحت تأثیر فضای غیرمنضبط و آنارشیستی مجازی قدرت تفکر و تحلیل خود را از دست می‌دهد یا در سایه دیکتاتوری رسانه‌ای ناچار به تغییر عقیده یا سکوت می‌شود. در چنین شرایطی شبکه‌های اجتماعی به عنوان رسانه‌ای قدرتمند و فراگیر، فرضیات موجود در نظریه مارپیچ سکوت را در فضای مجازی و واقعی تثبیت و نهادینه می‌کند. در شرایطی كه اینترنت مرزهای ملی کشورها را با کمک رسانه و شبکه‌های اجتماعی درنوردیده است، راهبران صفحات اجتماعی با کمک اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها، با به‌کارگیری تکنیک‌های جنگ‌روانی به شکل کاملا حرفه‌ای قادرند محاسبات مخاطبان را فارغ از میزان سواد و موقعیت اجتماعی، دستخوش تغییرات بنیادین کرده و به راحتی آنها را به تغییر عقیده وادار کنند یا درتله مارپیچ سکوت گرفتار کنند. شبکه سازمان مند در فضای مجازی با تکیه بر آمار و اطلاعات ساختگی و دروغین چنان شرایطی برای مخاطبان ایجاد می‌کنند که یک نظریه یا گفتمان اعتبار و مشروعیت خود را نزد آنها از دست بدهد و طرفداران آن حس اقلیت به خود بگیرند و احساس انزوا به آنها دست بدهد و از ترس مخاطرات احتمالی در پیله سکوت فرو بروند.  در پروژه پروپاگاندای شبکه قدرت مجازی، چنین القاء می‌شود که فرد یا گروه برای درامان‌ماندن از خشم اکثریت دو گزینه بیشتر پیش رو ندارد؛ یا باید به موج اکثریت القایی بپیوندد یا در انزوای عمومی ‌قرار خواهد گرفت و مجبور به تحمل مخاطرات مخالفت با اکثریت و پرداخت هزینه‌های آن خواهد شد. از آنجا که برخی صاحبان قدرت و منصب و بخشی از افکار عمومی به شدت از انزوا و خطرات مخالفت با اکثریت می‌ترسند، در چنین شرایطی به‌دلیل تصویر نادرستی که رسانه‌ها برای آنها ساخته‌اند، بر ضد باورها، قضاوت‌ها و ارزیابی‌های خود عمل می‌کنند، راه درامان‌ماندن را در همرنگ‌شدن با دیگران جست‌وجو می‌کنند. 
 پدیدارشدن این وضعیت در میان یک جامعه یکی از سم‌های مهلک سیاسی به شمار می‌آید. چراکه دشمنان موفق می‌شوند با کمک تکنیک‌های جنگ روانی، بر عقیده و نظری که در واقع اکثریت نیست، به ‌عنوان نظر اکثریت مردم مانور بدهند و مدافعان حقیقت و تفکر اکثریت را به سکوت در برابر تفکر باطل مجبور ‌کنند. درچنین فضایی رفته‌رفته این مارپیچ سکوت گسترده‌تر می‌شود و عقیده مطلوب دشمن در جامعه فراگیر، تثبیت و نهادینه می‌شود. در واقع، این همان مارپیچ سکوت الیزابت نئومان است که حالا خود را در شبکه‌های اجتماعی بازتولید کرده است. در دنیای حقیقی مردم از ترس انزوا و زیر فشار قرارگرفتن سکوت می­‌کنند. کاربران شبکه‌های اجتماعی مدافع حقیقت حتی میانه و بی تفاوت نیز از ترس این که دنبال‌کنندگان یا دوستان‌شان واکنش نامطلوبی نسبت به نظرشان نشان دهند، سکوت در موضوع مورد مناقشه را ترجیح می‌دهند.
 در تکنیک مارپیچ سكوت، اصحاب رسانه با کمک روش اقلیت‌سازی و اكثریت‌سازی به‌ طور مداوم صدای حقیقت را به خاموشی سوق می‌دهد، و شرایط را برای فرسایش و فروپاشی یک نظام سیاسی فراهم می‌آورد. درصورت تثبیت و نهادینه‌شدن «سکوت مارپیچ» تهدیدهای دشمن با کمترین هزینه و درکوتاه‌ترین زمان ممکن به مرحله بالفعل خواهد رسید و هر نظام قدرتمندی را با هرگونه آرمان و ماهیتی از پای درخواهد آورد. امروز دلیل سکوت طولانی برخی چهره‌هاو شخصیت‌های عافیت‌طلب را باید درگرفتارشدن آنها در«تله مارپیچ سکوت» جست‌وجو کرد. گرد و خاک‌ها که فروکش کند، عافیت‌طلبان ساکت امروز، مجددا تریبون دفاع از اسلام و نظام اسلامی رادر اختیار خواهند گرفت و ردای مدافعان را به تن خواهند کرد و آرزوی حضور در ظهر عاشورا را درآغاز و انجام سخنرانی‌ها و پاور پوینت‌های خود تکرار خواهند کرد.


:: بازدید از این مطلب : 209
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 19 آذر 1402

دوران جالبی است. چکیده و فشرده همه آنچه ده‌ها سال بر سر بشر آمده در حال رخ‌دادن است. حالا عموپورنگ دل‌رحم، نالیده که چطور ممکن است ساسی‌مانکن اینقدر بی‌رحم باشد که روح کودکان پاک ایران را اینطور آماج حمله بی‌امان کند؟ چرا و به چه قیمتی؟ چند روز قبل هم ماجرای وحشی‌بازی‌های جنسی تتلو با دخترکان کوچک برملا شد و مگر چند وقت قبل‌ترش شروین که مخاطب‌هایش همین نوجوان‌های ایرانی‌اند، ترانه‌ای درباره بچه‌دار کردن زن شوهردار نسرود و نخواند؟ اینها را کدام رسانه‌ها ترویج می‌کنند و به چشم می‌آورند؟ بی‌بی‌سی و رسانه‌های فارسی‌زبان دیگر؟ بله این هست ولی مهم نیست. چه‌کسی اسپانسر ساسی است؛ یک صهیونیست؟ بله، ولی این هم مهم نیست. اینها با این همه یال و کوپال‌شان پشت‌سر جنبشی بودند که به نام نفی اجبار و آزادی می‌خواست برده خود کند کودکان ما را؟ بله، ولی این هم مهم نیست. پس چه چیزی مهم است؟ مهم آن است که همه‌چیز در حال برملاشدن است.

داستان بیست‌سی را یادتان هست که غربگرایان پنهانی در حال تصویب و اجرایش بودند؟ آموزش و پرورش رها شده و وزارت فرهنگ از خاصیت افتاده غربگرایان را یادتان هست؟ دانش‌های «ذاتا مسموم» انسانی‌شان را که ذره‌ذره با سمومش به ذهن کودکان و جوانان ما می‌کردند را توجه داشتید؟ آن روز وقتی گفته می‌شد این تمدن «کودک‌کش» است خیلی‌ها باور نمی‌کردند. حمله به روح معصوم کودک‌ها در قالب فیلم‌های والت‌دیزنی که مفاهیم همجنس‌گرایی را رسما در ذهن و دل نوجوانان می‌کاشت را باور نکردند، فیلم‌های پورن که دیگر بازیگران اصلی‌اش کودکان و نوجوانان بودند را نیز به هیچ گرفتند. آموزش‌های جنسی و سبک زندگی پرفساد آمریکایی را هم به چیزی نگرفتند. فکر کردند قصه «زن، زندگی، آزادی» و مبارزه با «حجاب اجباری» و جنبش «مهسا و مصی» همین است که می‌گویند، اما حالا دیگر نه، همه‌چیز برملا شده. ساسی‌مانکن مجبور است رو باشد و پازل جنگ رسانه‌ای صهیونیست‌ها را پر کند؛ با پول آنها عقایدتان را و هویت‌تان را مسخره کند؛ همانطور که والت‌دیزنی هم علنا پول می‌دهد برای بمب‌های اسرائیل که روی سر کودکان بریزند.

کشتار ۵هزار کودک فلسطینی که در تاریخ بشر بی‌نظیر است، برملا کرده ذات غرب را. مگر کشتار کودکان جلوی چشم تمدن غرب رخ نمی‌دهد و مگر نمی‌بینیم که همه، کاری نمی‌کنند جز حمایت از کودک‌کش؟ این خود خود غرب است. این همه آن چیزی بود که سال‌ها پنهان کرده بودند که حالا برملا شده است.

اما یک سؤال مهم و آن اینکه چرا باید امروز این وضعیت متعفن غرب برملا شود؛ آن‌هم به‌دست معصوم‌های روی زمین یعنی کودکان؟ مگر چه شده؟ چه چیزی تغییر کرده؟

از اینجا به بعد یادداشت را بیشتر دقت کنید

اولا کودکان قدرت تسخیر قلب بزرگ‌ترها را دارند؛ چون به فطرت الهی نزدیک‌ترند. وقتی به کودکان هجوم می‌برند، یعنی به همه وجدان‌های انسان‌ها هجوم می‌برند. خب چرا؟ چرا خودشان را مقابل همه قرار می‌دهند؟ غرب هرچه دارد از پنهان‌کاری است. چرا چنین می‌کند؟ پاسخ ۲کلمه است:

یکی اینکه مجبور می‌شوند و دوم اینکه عقلشان از کار افتاده اما توضیح این دو چیست؟

واقعیت این است که اولا بشر رشد کرده. این صبر و قدرت که در غزه می‌بینید بروز و ظهور رشد انسان جبهه حق است. انسان که رشد می‌کند شیطان نمی‌تواند پنهان شود و برملا می‌شود. این ظهور گام به گام حق است. این را در ادبیات دینی می‌گویند «تمحیص» یا همان خالص‌سازی‌ تاریخی بشریت.

ثانیا انسان رشید جبهه حق، امید پیدا کرده است؛ آن‌هم نه امیدهای کوتاه‌مدت و مادی، بلکه امیدهای تاریخی و ایمانی. شبیه آنچه در دوران تولد موسی(ع) رخ می‌داد. شیطان جلوی این امید واقعی که کاملا متبلور در کودکان است مجبور می‌شود بایستد.

ثالثا انسان رشید جبهه حق اراده دشمن را خراب می‌کند. شیطنت چیست؟ عقل تدبیرگر دنیاخواه. انسان رشید جبهه حق اجازه نمی‌دهد شیطان به خواست خود برسد، جلوی اراده او را می‌گیرد. دست شیطان کوتاه می‌شود. این او را کلافه و عصبی می‌کند. عصبانی که شد، عقل و صبرش کم می‌شود، اینجاست که خود را برملا می‌کند.

اگر امروز چکیده و عصاره تمدن سیاه غرب را خلاصه‌وار در ترانه‌های ساسی، تتلو، شروین و این و آن که به روح لطیف کودکان حمله علنی می‌کنند و در بمب‌های صدتنی و فسفری غرب که روی سر کودکان می‌ریزند و در بی‌خیالی و حمایت حاکمان غربی و غربزده اسلامی از کودک‌کشی‌ها و در نفاق و دروغ برملا شده همه شعارهای این تمدن شیطانی اغواگر مشاهده می‌کنید، دلیلش آن است که شیطان در حال شکست است و حق در حال ظهور بیشتر و بیشتر است؛ یعنی انسان معاصر در جبهه حق و در دوران مقاومت در حال قدکشیدن به سمت آسمان است.

 

روزنامه همشهری: علی مهدیان


:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 19 آذر 1402

 

 سلام عزیز
 

:: بازدید از این مطلب : 189
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 17 آذر 1402

«هِدی ویتربو»، استادیار دانشگاه کویین مری در لندن و پژوهشگر حوزه خشونت علیه کودکان، در حساب خود در ایکس، رشته‌ توئیتی نوشت که در آن به مغزشویی سیستماتیک کودکان رژیم صهیونیستی علیه اعراب و فلسطینیان پرداخته است.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

ویتربو نوشت:

همانطور که خواهیم دید، به کودکان اسرائیلی 3 چیز آموزش داده می شود:

1. آن‌ها می توانند با آسیب زدن به فلسطینی‌ها از مجازات معاف شوند، به خصوص اگر بعداً در ارتش خدمت کنند.

2. خدمت در ارتش (که به فلسطینیان ظلم می کند) یک وظیفه مقدس است.

3. فلسطینی ها خطرناک و بدوی هستند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

بیایید با کتاب‌های مدرسه اسرائیل و نحوه توصیف آنها از اعراب شروع کنیم.

یک کتاب همه اعراب را "یهودی‌ستیز" می نامد.

در کتابی دیگر، اسرائیل به عنوان "بره" و کشورهای عربی به عنوان "گرگ" توصیف شده است:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
مقاله هاآرتص درباره‌ نفوذ و قدرت گروه‌های حریدی در انتشار مطالب ضدعرب افراطی در کتب درسی مدارس

کتاب‌های آموزشی اسرائیل اغلب فلسطینی‌ها را یک «مشکل» بدوی و خطرناک توصیف می‌کنند.

در این ویدئو، استاد اسرائیلی نوریت پلد الحانان در مورد تحقیقات خود در مورد این موضوع صحبت می کند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس«فلسطین در کتب مدارس اسراییلی» نوشته نوریت پلد الهانان
کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
مشروعیت‌بخشی به کشتار در کتب تاریخ مدارس اسراییل

 

بر اساس تحقیقات پلد الحانان، کتاب‌های آموزشی اسرائیل نیز به اقدام نظامی اسرائیل - و حتی قتل عام - مشروعیت می‌بخشد:

چند سال پیش، اسرائیل مدارس دبیرستان را از تدریس رمانی درباره داستان عشق یک مرد فلسطینی و یک زن اسرائیلی منع کرد.

چرا؟ زیرا این کتاب ظاهراً "هویت یهودی را تهدید می کند":

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
ممنوعیت رمان به بهانه «تهدید هویت یهودی»

در کتاب‌های درسی اسرائیل، کرانه باختری(و گاهی غزه) به عنوان بخشی از اسرائیل توصیف شده است.

تقریباً هیچ اشاره ای به فلسطینی‌های محلی یا این واقعیت که آن‌ها تحت کنترل ارتش اسرائیل زندگی می کنند، وجود ندارد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
مقاله‌ای به زبان عبری که به موضوع حذف و سانسور سرزمین‌های فلسطینی و مردم فلسطین را در کتب درسی و مدارس اسراییلی پرداخته است
کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
 
فلسطینی‌ها در کتب درسی اسراییلی همه «نامرئی» هستند!

 

نتیجه این است که بسیاری از یهودیان اسرائیلی از خشونت و تبعیض علیه فلسطینیان (از جمله شهروندان فلسطینی اسرائیل) حمایت می کنند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

علاوه بر این، مدارس دولتی در اسرائیل از نظر قانونی موظفند به دانش آموزان در مورد اهمیت خدمت سربازی آموزش دهند.

قوانین اسرائیل همچنین مدارس را از میزبانی همایش یا مراسم یا سخنرانی توسط سازمان‌هایی که از ارتش انتقاد می کنند، منع می کند.

معلمان اسرائیلی که از ارتش انتقاد کرده اند، با انگ «چپ‌گرایی» شغل خود را از دست داده اند.

در این‌جا دو نمونه وجود دارد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

در کلاس یازدهم، دانش‌آموزان یهودی (غیر ارتدوکس) در اسرائیل در اردوی شبه‌نظامی یک هفته‌ای، معروف به «گادنا» شرکت می‌کنند.

آنها لباس نظامی می پوشند، آموزش اسلحه می بینند و تیراندازی تمرین می کنند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

برخی از اردوگاه های تابستانی اسرائیل نیز کودکان خردسال را برای خدمت سربازی آموزش می دهند.

به عنوان مثال، یک اردوگاه تابستانی به کودکان (از سن 3 سالگی) تمرینات نظامی و آموزش تاریخ نظامی ارائه می دهد:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

در یک اردوگاه تابستانی دیگر، کودکان 10 ساله و بالاتر اسرائیلی تحت آموزش اسلحه گرم در سایتی "شبیه به غزه" قرار می گیرند و همچنین از شبیه سازهای هواپیمای نظامی استفاده می کنند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

حتی اردوگاه‌های تابستانی دانش‌آموزی در پایگاه های نظامی نیز وجود دارد.

کودکان در انجام کارهای خود به سربازان کمک می کنند و توسط فرماندهان در مورد تاریخ نبرد آموزش می بینند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکساردوی تابستانی دانش‌آموزی در پایگاه نظامی

در نتیجه، اکثر کودکان یهودی اسرائیلی خدمت سربازی را به عنوان یک آیین مهم برای ورود به بزرگسالی و شهروندی کامل می دانند:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس
«نظامی‌گری به عنوان جشن تکلیف دوم: خدمت رزمی به عنوان تشرف به مردانگی صهیونیستی»، مقاله‌ای به قلم دنی کاپلان

حتی قبل از اینکه به دنیا بیایند، با کودکان اسرائیلی به عنوان سربازان آینده رفتار می شود.

برای مثال آگهی زایشگاه یکی از بیمارستان های برتر اسراییل را مشاهده می کنید.

این شامل تصویری از جنین سربازمانند است:

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

در نهایت اینکه جوانان اسرائیلی در آینده در ارتش خدمت خواهند کرد، در صورت آسیب رساندن به فلسطینیان، می تواند از مجازات معاف شوند.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

 

در سال 2017، دو جوان شهرک‌نشین اسرائیلی به پرتاب سنگ به سمت خودروهای فلسطینی اعتراف کردند.

اما دادگاه آن‌ها را محکوم نکرد - به دلیل "میل آنها برای ثبت نام و خدمت در یک واحد رزمی".

دادگاه افزود: «محکومیت ممکن است مانع از استخدام [آنها] در یک واحد رزمی شود».

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

سال بعد، یک شهرک نشین 17 ساله اسرائیلی اعتراف کرد که به سمت خودروی روزنامه نگار فلسطینی سنگ پرتاب کرده و با آن برخورد کرده است.

کودکان اسرائیلی با «نفرت» از عرب و فلسطینی بزرگ می‌شوند +فیلم و عکس

اما دادگاه اسرائیل او را محکوم نکرد - زیرا او در یک برنامه مذهبی نظامی (معروف به "هسدر") نام‌نویسی شده بود:

با شهروندان فلسطینی اسرائیل (که در ارتش ثبت نام نکرده‌اند) معمولاً بسیار خشن‌تر رفتار می‌شود.

ناگفته نماند تعداد زیادی از کودکان فلسطینی از کرانه باختری و غزه توسط اسرائیل زندانی می شوند، گاهی بدون اتهام یا محاکمه.

چرا اسرائیل شهروند غیر نظامی ندارد؟

در پی روزهای گذشته، سرزمین‌های اشغالی روزهای متفاوتی را می‌گذراند. چون نیروهای مقاومت گفته‌اند «می‌خواهیم به جای اینکه هر روز بمیریم، یک بار بمیریم!». این تصمیم مقتدرانه که از نهایت مظلومیت فلسطین سرچشمه گرفت، با واکنش‌های متفاوتی مواجه شد. می‌خواهیم بعضی از واکنش‌ها را با هم مرور کنیم و پاسخی به عده‌ای بدهیم که می‌پرسند «گناه شهروندان اسرائیلی چیست؟».

از جشن در خیابان‌ها تا قرآن‌خوانی صهیونیست‌ها

روز اول «طوفان الاقصی» مردم در شهرهای مختلف به طور خودجوش به خیابان‌ها آمدند و به جشن و شادی پرداختند. این جشن‌ها محدود به ایران نبود. خیابان‌های کشورهای عربی، اروپا و آمریکا هم شاهد حضور مردم در حمایت از فلسطینیان بود. اما در این میان عده‌ای با پرسش «گناه شهروندان اسرائیلی چیست؟» حق را به اشغالگران صهیونیست دادند. از آن جالب‌تر اینکه عده‌ای از صهیونیست‌ها و عمله‌های رسانه‌ای آنها با دیدن عصبانیت مردم فلسطین، افتادند به قرآن خواندن و توصیه به انسانیت و مدارا و رعایت آداب جنگ!

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت «ایدی کوهن» روزنامه‌نگار معروف صهیونیست: خدا در قرآن به احترام زندانی دستور داده.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت تحلیل‌گر شبکه‌های ضدانقلاب که در آتش خشونت و اغتشاش در ایران می‌دمید

 

پی‌نوشت: «قاضی‌زاده» در توییت‌های بعدی ادعا کرد این زن یک توریست آلمانی بوده که برای کنسرت به سرزمین‌های اشغالی رفته بود. اما در صفحهٔ اینستاگرام این زن، عکس او با پاسپورت اسرائیلی‌اش وجود دارد. ضمناً در همان صفحه سبک پوشش این زن را می‌بینیم. نیروهای مقاومت او را برهنه نکرده بودند. او از ابتدا همین قدر لباس پوشیده بود!

صهیونیسم و قساوت بی‌پایان

«سدیروت» شهری که در «طوفان الاقصی» شاهد غرش مبارزان فلسطینی بود، سال ۲۰۱۴ روزهای متفاوتی را می‌گذراند. اشغالگران در این شهر روی تپه‌های مشرف به غزه می‌نشستند، مشروب می‌نوشیدند و کشتار فلسطینی‌ها را مثل یک نمایش جذاب و زنده تماشا می‌کردند. حتی خانه‌های این قسمت از شهر با افزایش قیمت مواجه شد!

این همه قساوت از کجا ناشی می‌شود؟

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
عده‌ای از اهالی سدیروت در حال تماشای بمباران غزه

 

یهودیت دین است یا نژاد؟!

به اعتقاد یهود، بشر دو نوع است: یهود و گوییم. یهود که قوم برگزیده و نژاد برتر است. اما «گوییم» یا غیریهود در زمرهٔ حشرات یا در بهترین حالت، احشام هستند و تقدیرشان تبدیل شدن به توده‌ای از پِهِن در تاریخ است! آنها از نژاد فاسد و پست هستند و برای خدمت به یهود آفریده شده‌اند.

یهودیان حتی خودشان را هم بر اساس نژاد دسته‌بندی می‌کنند:

۱) سفاردی‌ها: اشراف و سرمایه‌داران یهودی که با گروه‌های دیگر مراوده ندارند.

۲) اشکنازی‌ها: یهودی‌های ساکن شرق اروپا که عقب‌افتاده تلقی می‌شدند.

۳) یهودیان ایرانی و سامری: که کمتر در جامعهٔ یهود پذیرفته می‌شوند. (کتاب «یهود در قرآن، اسرائیل در فلسطین»، معصومه رامهرمزی، ص۵۹ و ۶۰)

برای آگاهی از تفکرات و مقاصد شوم صهیونیسم علیه مردم غیریهودی دنیا پیشنهاد ما مطالعهٔ بندهای ۲۴گانهٔ «پروتکل‌های دانشوران صهیون» است.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس


خاخام‌های منحرف تورات را تحریف کردند. تلمود نیز سرشار از مفاهیم کفرآمیز و شرک‌آلود است.

متهمان اصلی، تورات تحریف‌شده و تلمود

«تلمود» کتاب حجیمی است که برای یهودیان قداست و سندیت زیادی دارد. آنها تلمود را ادامه و مکمل کتب «عهد قدیم» می‌دانند. بیایید بعضی از گزاره‌های این کتاب‌های دینیِ تحریف‌شده را با هم بخوانیم:

- «هرچه غیریهودی دیدید به اندازه‌ای که در توان شماست به قتل برسانید. اگر چنین امری در توان یک یهودی باشد و انجام ندهد مرتکب خلاف شده است.»

- «تمامی دنیا و مافیها ملک یهود است و حق تسلط کامل بر آن را دارند.».

- «نطفهٔ غیریهودی، مثل نطفهٔ بقیهٔ حیوانات است.».

- «تعدی به ناموس غیریهودی بلامانع است. زیرا کفار مانند حیوانات هستند. یهودی حق دارد زنان غیریهودی را به غصب برباید و زنا و لواط با غیریهودی عقاب و کیفری ندارد.». (زنا و لواط را به طور کلی ممنوع نمی‌دانند؛ در واقع به دین طرف مقابل ماجرا وابسته می‌داند!)

- «دزدی از یهودی حرام و از غیریهودی جایز است. حیات و زندگانی دیگران، ملک یهود است. چه رسد به اموال آنها.».

- «به کسانی که یهودی نیستند، قرض ندهید. مگر آن که نزول بگیرید.».

همان‌طور که می‌بینید انسانیت‌زدایی از پیروان ادیان غیریهودی طبق آموزه‌های تلمود و تورات تحریف‌شده، صهیونیست‌ها را به جان و مال و سرزمین و ناموس غیریهود حریص و وقیح کرده است.

حالا می‌توانید ریشه‌های اظهارات «گالانت» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی را پیدا کنید که گفت: «ما در حال جنگ با حیوانات انسان‌نما هستیم و طبق آن عمل می‌کنیم!». او آموزه‌های انحرافی کتاب غیرآسمانی‌اش را نشخوار می‌کند!

پی‌نوشت: اینها آموزه‌های یهودیت تحریف‌شده است، نه دین آسمانی حضرت موسی علیه‌السلام.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
در سرزمین‌های اشغالی کودکان از سنین پایین آموزش نظامی می‌بینند

«شهروند-سرباز» عنوان درست برای شهرک‌نشینان اشغالگر

رهبر انقلاب در سخنرانی روز جهانی قدس۱۴۰۰ فرمودند: «صهیونیست‌ها فلسطین غصب‌شده را از روز اول به یک پایگاه تروریسم تبدیل کرده‌اند. اسرائیل نه یک کشور، که یک پادگان تروریستی علیه ملت فلسطین و دیگر ملت‌های مسلمان است.». تعبیر دقیق ایشان از «پادگان اسرائیل» را در ادامهٔ گزارش بررسی می‌کنیم.

اما خوب است بدانید بر اساس قوانین تدوین‌شده در اسرائیل، خدمت سربازی برای مردان ۳۲ ماه و برای زنان ۲۴ ماه است. همهٔ جوانان بالای ۱۸ سال (به‌جز یهودیان افراطی ارتدوکس و عرب‌های اسرائیلی) باید این دوره را بگذرانند. میزان فرار از سربازی آن‌قدر زیاد است که این رژیم، سربازان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم را هم پس از طی دوره‌ای آموزشی به خدمت می‌گیرد. در این رژیم حتی دانش‌آموزان هم در ابتدا برای موضوعات نظامی آموزش می‌بینند و در همهٔ مقاطع تحصیلی قبل از هر چیز باید یک سرباز نظامی باشند.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
در اسرائیل همه یا نیروی ارتش هستند یا نیروی ذخیرهٔ ارتش!

نیروهای ذخیرهٔ ارتش، سربازانِ در مرخصی

بعد از خدمت اجباری، مردان وارد نیروهای ذخیره می‌شوند و تا ۴۰سالگی هر سال چند هفته وظایف نیروی ذخیره را انجام می‌دهند. با توجه به این برنامه، اسرائیل تقریباً بالاترین درصد شهروندان با آموزش نظامی در جهان را دارد.

اگر می‌خواهید معنی نیروی ذخیره را بهتر درک کنید، توییت این روزنامه‌نگار صهیونیست را ببینید: «والدینم دوست ۶۱ساله‌ای دارند که به‌عنوان «نیروی ذخیره» برای شرکت در جنگ فراخوانده شده‌اند. او یک پزشک است، نه یک جنگجو. همسر این فرد ۶۱ساله و ۳ فرزند بزرگسال او نیز فراخوانده شده‌اند.».

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
توییت یک روزنامه‌نگار صهیونیست دربارهٔ فراخوان نیروهای ذخیره برای جنگ با مقاومت

همان‌طور که می‌بینید در اسرائیل همه یا نیروی ارتش هستند یا نیروی ذخیرهٔ ارتش؛ یعنی یا نظامی بالفعل یا نظامی بالقوه! پس در سرزمین‌های اشغالی، شهروند عادی وجود ندارد.

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس


بن‌گوریون، ایده‌پرداز نظام پادگانی اسرائیل

صهیونیست‌های اشغالگر، سربازان همیشگی

«بن‌گوریون»، اولین نخست‌وزیر و رئیس دولت اسرائیل پس از اعلام تشکیل کشور جعلی یهودی، سال‌ها برای ایجاد یک الگوی اجتماعی نظامی منطبق بر عقاید صهیونیسم نظامی مطالعه کرد. او در نهایت الگوی دولت «اسپارت» در یونان باستان را مناسب یافت. اسپارت دولتی پادگانی در یونان باستان بود که همهٔ شهروندانش نظامی بودند و در کلونی‌های نظامی زندگی می‌کردند. حتی کودکان هم از سنین کم از والدین‌شان جدا می‌شدند تا در کلونی‌های نظامی تربیت شوند. بن‌گوریون نظم مطلوب خود را در این شیوه می‌دید. پس بنا شد اسرائیل یک دولت پادگانی باشد و کیبوتص‌ها، کلونی‌های نظامی آن. (کیبوتص یعنی مزرعهٔ اشتراکی که صهیونیست‌ها در آن هر کدام به قدر توان خود کار می‌کنند و به قدر نیاز خود برداشت می‌کنند و هیچ‌کس مالک چیزی نیست.).

بن‌گوریون در جایی گفته بود: «شهروندان اسرائیل سربازانی هستند که ۱۱ ماه از سال را به مرخصی می‌روند. در اسرائیل چیزی به نام شهروند غیرنظامی وجود ندارد!».

 

چرا اسرائیل شهروند غیرنظامی ندارد؟+ عکس
وحشی‌گری عریان حساب توییتری «اسرائیل به فارسی» با یک لبخند وقیحانه!

قوم معروف به نقض عهد در طول تاریخ

اسرائیل مانند اجداد بنی‌اسرائیلی‌اش، همواره پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را نقض کرده. رژیم صهیونیستی در سال ۱۹۴۹، به شرط اجرای قطعنامهٔ ۱۹۴ سازمان ملل (بازگشت آوارگان فلسطینی و اجرای پروتکل «لوزان») عضو سازمان ملل متحد شد، ولی حتی یک کلمه از این پروتکل را اجرا نکرد! (کتاب «یهود در قرآن، اسرائیل در فلسطین»، معصومه رامهرمزی، ص۱۷۷)

قوانین سازمان ملل، دولت اشغالگر را از کتک زدن، بازداشت کردن یا کشتن کودکان (افراد کمتر از ۱۸ سال) پرهیز می‌دهد. اما اسرائیل با قانون ساختگی «بازداشت اداری» که در هیچ دولت و نظام حقوقی وجود ندارد، کودکان را دستگیر می‌کند تا باعث وحشت و سرکوب دیگران فلسطینیان شود.

«اسرائیل شاهاک» (استاد یهودی اخراجی دانشگاه عبری «قدس») می‌گوید: «اسرائیل فلسطینیان را از سرزمین‌شان راند؛ طبیعی است این عرب مظلوم به هر شکل ممکن مبارزه کند تا حق خود را بگیرد. خصوصاً که اسرائیل، مقررات کنوانسیون ژنو را دربارهٔ اسرای جنگی و ساکنان سرزمین اشغالی به راحتی زیر پا می‌گذارد.».

 

آیا انسانی و عاقلانه است چنین اشراری را بی‌گناه تلقی کنیم؟ که نه فقط برای فلسطین و مسلمانان، که برای تمام غیریهودیان دنیا و حتی برای یهودیان مخالف خود خطرناکند.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 383
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 12 آذر 1402

حملات نظامی آمریکا در آمریکای لاتین
تاریخ توسعه آمریکا نیز داستان مقاومت خونین و اشک‌بار مقاومت آمریکای لاتین است.
ایالات­‌متحده آمریکا پس از شکل‌گیری که با بیرون کردن سرخپوست‌های آمریکای شمالی از قلمروشان همراه بود یک سیاست گسترش در مقابل مکزیک، همسایه جنوبی خود اتخاذ کرد. آمریکا در جنگ نیمی از قلمرو مکزیک از جمله تمامی یا بخش‌هایی از ایالات امروزی کالیفرنیا، نوادا، یوتا، نیومکزیکو، تکزاس، آریزونا، کلرادو و وایومینگ را تصرف کرد.
مکزیک برخی از منابع چشمگیر معدنی خود را از دست داد که این مساله بر توسعه اقتصادی این کشور نیز تاثیر بسزایی گذاشت. در اواخر قرن نوزدهم آمریکا یک حمله دیگر انجام داده و در جنگ اسپانیا - آمریکا، پورتوریکو را در دریای کارائیب تصرف نمود و کوبا را نیز اشغال کرد.
در اوایل قرن بیستم تجاوزهای مکرر آمریکا در آمریکای لاتین رفته رفته کشورهای این منطقه را تحت نفوذ آمریکا قرار داد. در ۱۹۰۳ ایالات‌­متحده با اجبار و زور، بندر کوبا در دریای کارائیب یعنی گوانتانامو را اجاره نمود و آن را به نخستین پایگاه نظامی خود در خارج از خاک این کشور تبدیل کرد.افزون بر اینکه تا امروز، واشنگتن از پس دادن این بندر به کوبا خودداری کرده است.
در ۱۹۱۵، آمریکا به بهانه محافظت از «جوامع دور از وطن» در برابر ناآرامی‌های محلی، نیروهایش را برای اشغال «هائیتی» اعزام کرده و تا سال ۱۹۳۴ از آن خارج نشد.
جمهوری دومینیکن نیز از ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۴ تحت اشغال آمریکا بود. آمریکا این کار را برای جمع‌آوری بدهی‌های دولت‌های این کشور انجام داد.
واشنگتن در سال ۱۹۶۵ نیز بار دیگر و در پی سرنگونی دولت تحت حمایت آمریکا در جمهوری دومینیکن با جنگ داخلی، به این جزیره حمله کرد و ۴۰ هزار تن از نیروهایش را به بهانه «احیای نظم» به آنجا اعزام  کرد.
همچنین، در ۱۹۸۹ نیروهای ویژه‌اش را تحت پوشش «حفاظت از جان و مال شهروندان آمریکا» برای حمله به پاناما اعزام کرد و با سرنگونی حکومت نظامی در آنجا، تلاش کرد کنترل دائمی کانال پاناما را به دست گیرد.

دکترین مونرو از کجا آغاز شد؟

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین

اصول دوگانه سیاست خارجه آمریکا در پیام مونرو، رئیس­‌جمهور آمریکا در سال ۱۸۲۳ به کنگره اعلام شد. این دو اصل بر تشکیل مستعمرات جدید و دخالت سیاسی دولت‌های اروپایی در قاره آمریکا تاکید دارد.

اعلام دکترین به سبب دو مسأله بود، یکی آن‌که دولت روسیه کشتی‌های غیر روسی را از رفت وآمد در کرانه‌های شمال غربی آمریکای شمالی باز داشته بود (در آن زمان روسیه آلاسکا را در دست داشت) و دیگری ترس از اتحاد دولت‌های اروپایی(پروس، اتریش و روسیه) که ممکن بود به کمک اسپانیا بشتابند و کشورهای تازه آزاد شده آمریکای لاتین را بار دیگر زیر فرمان خود درآورند.
زمانی که اروپاییان در رقابت‌های استعماری خود در حال جنگ‌های خونین بودند و انقلاب‌های درونی آن‌ها برای برقراری حکومت‌های مدرن‌تر و دموکرات‌تر به اوج خود می‌رسید، ایالات­‌متحده آمریکا فضا را به خوبی درک کرد و خود را از مخاصمات اروپایی دور نگه داشت و هم‌چنین مناطق نفوذ خود را در قاره آمریکا (آمریکای لاتین) مشخص نمود که این امر باعث شد انرژی خود را متمرکزتر برای افزایش قدرت و ثروت در اختیار داشته و کم‌ترین صدمه را دریافت کند.
آمریکا تاکنون در توجیه کارهای خود در دریای کارائیب (از جمله در مسأله کوبا)، از این دکترین یاد کرده است.

غارت و تحریم­‌های بی‌رحمانه‌ آمریکا

واشنگتن تعرفه‌­ها و تحریم‌­های تبعیض‌­آمیز را بر کشورهای آمریکای لاتین اعمال کرده و می­‌کند و توسعه اقتصادی آنها را بیشتر محدود می­‌نماید.
ونزوئلا  از سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۴۳۰ تحریم از سوی آمریکا و متحدانش دریافت کرده و اقتصاد این کشور بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار آسیب دیده است.

تا سال ۱۹۳۰، کنترل تقریباً ۱.۴ میلیون هکتار از زمین‌های کاستاریکا، گواتمالا، هندوراس و پاناما و همچنین بیش از ۲۴۰۰ کیلومتر از راه‌آهن و گمرک، مخابرات و دیگر خدمات اساسی این کشورها در اختیار شرکت آمریکایی «یونایتد فروت» قرار داشت.
در سال ۱۹۴۷، شرکت­‌های آمریکایی به تنهایی ۳۸ درصد از هندوراس، ۲۲.۷ درصد از گواتمالا، ۱۶.۵ درصد از کاستاریکا و ۱۲.۳ درصد از پاناما را تشکیل می­‌دادند. این کشورها که توسط ایالات‌­متحده استثمار و غارت شده‌­اند، به اقتصاددانان عقب­‌مانده آمریکا به عنوان تامین­‌کننده مواد خام و زباله برای کالاهای اساسی آمریکا تبدیل شده‌اند.
علاوه بر این، واشنگتن تعرفه­‌ها و تحریم­‌های تبعیض‌آمیز را بر کشورهای آمریکای لاتین اعمال کرده و می‌­کند و توسعه اقتصادی آنها را بیشتر محدود می‌­نماید.
در سال ۱۹۶۲، آمریکا تحریم­‌های تجاری را علیه کوبا اعمال کرد که منجر به محاصره «جزیره» گشت و تا اواسط سال ۲۰۲۱، خسارت اقتصادی حدود ۱۵۰ هزار میلیون دلار به کوبا وارد شد.« برونو رودریگز» وزیر امور خارجه کوبا گفت: «این محاصره اقتصاد ما را خفه کرده، باعث کمبود کالا شده و توسعه کشورمان را با مشکل مواجه نموده است.
ونزوئلا همچنین از سال ۲۰۱۵ تاکنون بیش از ۴۳۰ تحریم از سوی آمریکا و متحدانش دریافت کرده و اقتصاد این کشور بیش از ۱۳۰ میلیارد دلار آسیب دیده است. تحریم­‌ها درآمد ونزوئلا را تا ۹۹ درصد کاهش داده و تأثیرات منفی بر همه حوزه­‌های اقتصادی و اجتماعی گذاشته است.
 

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین

آمریکای لاتین در سایه دکترین مونرو

با ورود به قرن بیست و یکم، در حالی که کشورهای آمریکای لاتین از بحران‌­های مکرر سیاسی و اقتصادی بهبود می­‌یابند، روابط آنها با واشنگتن به تدریج بحث­‌برانگیز می‌­شود.
۳۳ کشور این منطقه در سال ۲۰۱۱ «جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب» را تاسیس کردند؛ نخستین سازمان منطقه‌ای در قاره آمریکا که قید عضویت ایالات‌­متحده و کانادا را زد.
آمریکا در مواجهه با افول مداوم نفوذ خود، وادار به بازنگری در سیاست‌های خود در قبال آمریکای لاتین شد.
«جان کری»وزیر امور خارجه وقت آمریکا در سال ۲۰۱۳ در مقر «سازمان کشورهای آمریکایی» گفت که دوره دکترین مونرو به سر آمده و از طلوع دوره‌ای جدید خبر داد که «منافع و ارزش‌های مشترک» آمریکا و دیگر کشورهای این منطقه مشخصه برجسته آن است.
ردپای واشنگتن در همه کودتای نظامی ۲۰۰۹ در هندوراس، برکناری «فرناندو لوگو» از پاراگوئه در ۲۰۱۲ و «دیلما روسف» از برزیل در ۲۰۱۶، استعفای اجباری «اوو مورالس» در بولیوی در ۲۰۱۹ و بحران سیاسی جاری در ونزوئلا مشاهده می‌شود.
«برنی سندرز» نماینده دموکرات مجلس سنای آمریکا در ماه فوریه اذعان کرد که ایالات­‌متحده دولت‌های آمریکای لاتین و حوزه کارائیب را تضعیف یا سرنگون کرده است.
به گفته سندرز در ۲۰۰ سال گذشته انگلیس تحت دکترین مونرو فعالیت کرده و این پیش‌فرض را اتخاذ کرده است که آمریکا، به عنوان قدرت برتر در نیم‌کره غربی این حق را دارد تا در امور هر کشوری که ممکن است منافع ادعایی ما را تهدید نماید، مداخله کند.
این سیاستمدار انگلیسی تاکید کرد: تحت این دکترین، ما دست‌کم ده‌ها دولت را تضعیف و سرنگون کرده‌ایم.

 

«دکترین مونرو» مجوز جنایات آمریکا در آمریکای لاتین


در سال ۲۰۲۰ آمریکا «مائوریچیو کلاور-کارون» را که رویکردی تندخو و جنگ‌طلب دارد، به ریاست «بانک توسعه بین آمریکایی» برگزیده و سنت دیرینه انتصاب رئیس این پست از میان افرادی با ملیت آمریکای لاتین را زیر پا گذاشت. واشنگتن این کار را برای اعمال فشار دیپلماتیک بیشتر بر کشورهایی  مانند ونزوئلا انجام داد.
با آغاز همه‌گیری کرونا، آمریکا - که در آن زمان کانون جهانی همه‌گیری بود - به سرعت تعداد نامشخص و ثبت‌نشده‌ای از مهاجران آمریکای لاتین را بدون رعایت تدابیر حفاظتی دیپورت کرده و خطر شیوع بیماری در کشورهایی با نظام بهداشت ضعیف‌تر را افزایش داد.
مهمتر اینکه ایالات‌­متحده در واکنش به درخواست کمک منطقی کشورهای آمریکای لاتین برای مدیریت همه‌گیری، تصمیم به نادیده گرفتن آن‌ها و حتی قطع همکاری‌ با کشورهایی خارج از این منطقه گرفت و با ادعای دروغین «تله بدهی» یا «استعمارنو»، یک موضوع مربوط به سلامت را سیاسی کرده و آن‌ها را وادار کرد تا موضعی اتخاذ کنند که علیه توسعه‌شان بود.
«میگل دیاز-کانل» رئیس‌جمهوری کوبا در این زمینه تاکید کرده است: آمریکا نمی‌تواند درک کند که آمریکای لاتین و حوزه کارائیب تغییر کرده‌اند و دکترین مونرو نمی‌تواند دوباره اعمال شود.


:: بازدید از این مطلب : 383
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 07 آذر 1402

انتشار بخش‌هایی از گفت‌وگوی نرگس محمدی، زندانی امنیتی با آنجلینا جولی، بازیگر هالیوودی باعث شده تا یک بار دیگر نسبت به ادعاهای براندازان درباره وضعیت زندانیان در ایران شبهات جدی به وجود بیاید. تا پیش از این گفتگو برخی از نزدیکان نرگس محمدی ادعا می‌کردند که او در یکی از بندهای زندان اوین روی به احتضار است و حتی رسیدن دارو نیز به او ممنوع شده است، اما مصاحبه برنده جایزه صهیونیستی نوبل با بازیگر آمریکایی تمامی این شایعات را زیر سوال برده تا جایی که برخی از رسانه‌های ضدانقلاب خبر دادند که نرگس محمدی نه تنها در زندان اوین وضعیت خوبی دارد، بلکه دسترسی به تلفن ماهواره‌ای نیز داشته است!

جالب توجه آنکه در این ماجرا ضدانقلاب به عنوان منتقد جدی وارد میدان شده و نسبت به اینکه نرگس محمدی دروغ‌پراکنی کرده واکنش نشان داده‌اند! نرگس محمدی در طی دوران محکومیت عنوان کرده است که امکان دسترسی به تلفن نداشته و نمی‌تواند با فرزندانش گفتگو کند؛ پس از انتشار مصاحبه با آنجلیناجولی براندازان می‌گویند چگونه ممکن است فردی بتواند از طریق تلفن زندان با آمریکا تماس رفته اما از داشتن ارتباط با خانواده‌اش محروم باشد.

یاسمین اعتماد امینی همسر رضا ربع پهلوی نوشته است که با وجود این مصاحبه نمی‌تواند ادعاهای نرگس محمدی در مورد اجازه صحبت ندادن او با فرزندانش را باور کند. او این سوال را مطرح کرده که چگونه به یک زندانی سیاسی اجازه صحبت با آنجلینا جولی داده می‌شود، اما او نمی‌تواند اجازه گفتگو با پسرش را بگیرد. این موضوع برای بسیاری از ما یک معماست! چندی قبل در یک اقدام سیاسی و با تکیه بر لابی مشترک شیرین عبادی و منافقین، جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی داده شد. آن زمان پسرش علی به رسانه‌ها گفته بود که او و خواهرش دو سال است که نتوانسته‌اند با مادرشان تلفنی صحبت کنند.

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

مجتبی واحدی، سردبیر سابق روزنامه آفتاب یزد و از مشاور رسانه‌ای مهدی کروب در فتنه ۸۸ که این روزها ساکن آمریکاست، در یک برنامه لایو به نرگس محمدی حمله کرده و با بیان اینکه نرگس محمدی با این مصاحبه شایسته کارت قرمز است، می‌گوید: چرا باید هزینه‌ای در این حوزه بدهیم؛ در مصاحبه‌ای که دوزار حرف حساب در آن وجود ندارد. او ادامه می‌دهد که اینجا در امریکا وقتی یک امریکایی مصاحبه نرگس محمدی با آنجلینا جولی را کنار حرف‌های ما از مشکلات زندان می‌گذارد به این نتیجه می‌رسد که ما دروغ می‌گوییم. واحدی گفته است که سال ۷۹ برخی از عناصر ضدانقلاب ادعا کرده بودند که می‌خواهند به‌خاطر بی‌عرضگی خاتمی و بسته بودن فضای سیاسی در کشور اعتصاب غذا کنند؛ اما پشت دیوار محل تجمع ساندویچ می‌خوردند!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

دروغ‌گو کم حافظه است!

از قدیم گفته‌اند که دروغگو کم حافظه است؛ نرگس محمدی که تصور می‌کرد با گفتگو با یک بازیگر هالیوودی در فضای رسانه‌ای دوباره مطرح شده و می‌تواند با گرفتن مواضغ ضدایرانی پیش چشم آمریکایی‌ها بدرخشد این‌بار یادش رفته که پیش از این گفته که حق ارتباط با خارج از زندان را ندارد و برای همین در دام ضدانقلاب افتاده است. انتشار گفت‌وگوی نرگس محمدی با آنجلینا جولی در نشریه تایم، همچنین موجی از انتقاد در فضای مجازی از سوی براندازان را موجب شد.

یکی از فعالان شبکه تروریستی اینترنشنال می‌نویسد: نرگس محمدی در داخل زندان با آنجلینا جولی صحبت می‌کند، اما با فرزندان خود صحبت نمی‌کند؟ چگونه است که طی سال‌های اخیر مدام می‌گویند او از حق صحبت با فرزندان خود محروم است و خانواده‌اش تأیید می‌کنند، اما خانم محمدی مدام بیانیه می‌دهد و گفتگو می‌کند؟ مردم احمق نیستند، شما بی‌شرف هستید!

یک کاربر فضای مجازی نیز نوشته است که گفت‌وگوی تلفنی میان نرگس محمدی و آنجلینا جولی حاوی این پیام برای غرب است، که وضعیت حقوق زندانیان در جمهوری اسلامی آن‌قدر هم بد نیست. اینگونه محمدی و جولی به نظام خدمت نمودند!

در مورد ارتباط تلفنی نرگس محمدی با خارج از کشور یک مقام مطلع به «مشرق» گفته است که ایشان از طریق خانواده و با واسطه توانسته است با بازیگر آمریکایی از درون زندان ارتباط بگیرد، این ماجرا به خوبی نشان می‌دهد که تمام داستان‌سرایی‌های پیشین درباره قطع ارتباط خانم محمدی با بیرون از زندان کذب بوده است.

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

سکوتم از رضایت نیست!

نرگس محمدی تا پیش از گفتگو با آنجلینا جولی سکوت کرده بود، از او مدت‌ها انتقاد می‌شد که به عنوان برنده جایزه صلح نوبل حاضر نیست برای یک‌بار هم که شده جنایت صهیونیست‌ها در غزه را محکوم کند، او یک روز قبل از عملیات، جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ را دریافت کرده بود. سکوت نرگس محمدی درباره نسل‌کشی صهیونیست‌ها در غزه تا روز درگذشت آرمیتا گرواند ادامه پیدا کرد ... پیش از آن، یک خبرنگار در توئیتر نوشته بود که وقتی درباره سکوت نرگس محمدی در مورد نسل‌کشی غزه، به‌عنوان برنده جایزه صلح نوبل و کسی که مسئولیت جهانی بر دوش دارد پرسیده بودیم، گفتند تلفن زندان قطع است. اما پس از سه هفته سکوت، در مورد آرمیتا، بیانیه داده است، پس از انتشار این پیام فشار کاربران مختلف بر نرگس محمدی بابت عدم اعلام موضع خود درباره جنگ فلسطین و رژیم صهیونیستی افزایش پیدا کرد و نهایتاً او را ناچار کرد در یک پیامی مبهم واکنش نشان داده و خود را در این موضوع بی‌طرف اعلام کند!

یکی از نکات جالب درباره گفتگوی محمدی با آنجلینا جولی جایی است که در بخشی از این مصاحبه نرگس محمدی با عنوان «ریاضیدان و فیزیکدان که عاشق آواز خواندن و کوهنوردی است» معرفی شده است، فیزیکدان خواندن نرگس محمدی در این مصاحبه انتقادهای زیادی را در شبکه‌های اجتماعی درپی داشته است. یک روزنامه‌نگار سلطنت‌طلب در توئیتر نوشت: تا جایی که می‌دانیم نرگس محمدی لیسانس فیزیک کاربردی از دانشگاه قزوین دارد؛ و گویا به همین علت «فیزیکدان» خوانده شده!» یک روزنامه‌نگار دیگر نوشت: «ما گشتیم مقاله‌ای از نرگس محمدی درباره فیزیک و ریاضی پیدا نکردیم.»

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

 

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

در بخشی از این مصاحبه، نرگس محمدی به یکی از اقوام خود اشاره کرده است که قابل تامل است؛ اشاره او به جعفر کلانتری سلطانیه، از اعضای منافقین بوده که در سال ۶۰ اعدام شده است. محمدی در این گفتگو این گروهک تروریستی را یک گروه سیاسی خوانده که به دلیل مخالفت سیاسی اعضایش اعدام شده‌اند.

ماجرای نرگس محمدی و برملا شدن دروغی دیگر از ضدانقلاب باعث شد تا بار دیگر معاندین به جان هم افتاده و دست به افشاگری علیه یکدیگر بزنند و قعالیت سیاسی خود را کاسبی بخوانند! مجری شبکه منوتو نوشته است که مدت‌هاست می‌خواستم درباره فعالین حقوق مدنی و زنان و بشر و غیره بنویسم و بگم که خود من به‌شخصه از اینکه از تعدادی از آن‌ها حمایت کردم پشیمان نیستم اما دلشکسته‌ام!

ماجرای تماس تلفنی از زندان اوین با آنجلینا جولی چه بود؟ / ضدانقلاب: فعالیت حقوق بشری یعنی کاسبی!

پیشتر هم انتشار تصاویر نرگس محمدی پس از اعتصاب غذای او که نشان دهنده اضافه وزن او نسبت به قبل بازداشت بود، باعث طعنه‌هایی به او درباره صدق ادعای او در انجام اعتصاب غذا بود. سال گذشته هم بعد از عفو عمومی بازداشتی‌های آشوب‌های پاییز ۱۴۰۱ و آزادی دختری که سی‌ان‌ان مدعی تجاوز به او در زندان شده بود، رنگ جدید موها، سرحال بودن و لاک و کاشت ناخن‌ها دروغ دیگری را بر ملا کرد. موارد متعدد از این دست باعث شده که افکارعمومی ادعاهای ضدانقلاب و جاسوسان امنیتی درباره وضعیت نامناسب در زندان‌های جمهوری اسلامی را همواره با تردید جدی و نزدیک به تکذیب نگاه کنند.

 


:: بازدید از این مطلب : 406
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 06 آذر 1402

حسن روحانی با مشی لیبرالی و غربگرایانه، نزد افکار عمومی دارای محبوبیت سقوط کرده و کارنامه‌ای منفی است. این وضع طبعا می‌بایست اسباب شرمندگی و عذرخواهی از مردم و پاسخگویی در پیشگاه عدالت باشد اما متأسفانه این‌طور نیست! وی که در انتخابات خبرگان هم داوطلب شده، در جمعی گفته است: «... رسیدیم به سال ۹۸ و ۱۴۰۰ که دیدیم کاری کردند که شرکت‌کننده [در انتخابات] بسیار کم شد. ظاهراً بعد از ۹۸ فکر کردند که آب از سرشان گذشته و مهم نیست شرکت‌کننده کم باشد یا زیاد. کار خودشان را شدیدتر در ۱۴۰۰ انجام دادند. هدف آنها این است که اصلاح‌طلبان و اعتدالیون قهر کنند و همه کنار بروند و انتخابات را حتی با شرکت ۳۰‌ درصد هم که شده برگزار کنند.»

اظهارات روحانی در شرایطی است که در هر دو انتخابات ۹۸ و ۱۴۰۰ عناصر و رسانه‌های مدعی اصلاحات تصریح کردند که اصلاح‌طلبان به کارنامه خودشان باختند.

ما اصلاح‌طلبان نباید درباره انتخابات فرافکنی بکنیم

یک روزنامه اصلاح‌طلب اردیبهشت ۱۴۰۰ تأکید کرد: ما اصلاح‌طلبان نباید درباره انتخابات فرافکنی بکنیم، این زمین ساخته و پرداخته ما ظرف ۸ سال است.

سردبیر روزنامه حزبی‌ کارگزاران هم اسفند ۹۸ تصریح کرد: ما اصلاح‌طلبان نه به اصولگرایان بلکه به کارنامه خود می‌بازیم. یک مطلب دیگر اینکه، بهمن ۹۸ یک سایت همسو با اصلاح‌طلبان مطلبی نوشت که می‎‌تواند پاسخ دیگری به ادعاهای روحانی باشد؛ این پایگاه خبری خاطرنشان کرده بود: «با توجه به عملکرد حسن روحانی در دولت و اعضای فراکسیون امید در پارلمان دهم، آیا مردم حاضر بودند در انتخابات، آنها را به‌عنوان نماینده راهی مجلس یازدهم کنند؟... جریان اصلاحات نباید از پاسخگویی‌شانه خالی کنند. آنها الان در قدرت حضور دارند و در دولت و مجلس مسئولیت دارند و باید به مردم پاسخگو باشند... تمام آنهائی که به نام اصلاح‌طلبی به مجلس راه یافته‌اند باید پاسخگوی عملکرد خود باشند. مبادا آنها به بهانه شورای نگهبان، جا خالی بدهند.»

این مطلب نشان می‌دهد، مشکل از عملکرد مدعیان اصلاحات ـ اعتدال در دولت بوده نه موضوعی دیگر و روحانی مانند دیگر مواقع، در حال تحریف واقعیت و بی‌صداقتی است.

این نکته را هم باید گفت که کمترین میزان مشارکت انتخاباتی در دولت‌های خاتمی و روحانی اتفاق افتاده است.

یک عضو شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان هم اسفند ۹۸ تصریح کرده بود که با وضعیت سوءمدیریت دولت و فشار معیشتی بر مردم، کاهش مشارکت در انتخابات قابل پیش‌بینی بود.

علاوه‌بر این باید یادآور شد که انتخابات‌های اخیر هم مردم متفقاً به روحانی و خاتمی و مجموعا اصلاح‌طلبان برای رأی به نامزد آنها «نه» گفتند.

اما باید نگاهی دیگر هم به کارنامه سیاه روحانی و مدعیان اصلاحات در دولت وی که امروز در جایگاه طلبکار ظاهر شده‌اند، بیندازیم.

معیشت مردم را با برجام گروگان گرفتند و تباه کردند/ جان و زندگی مردم را هم با واکسن و FATF

اینها کسانی هستند که روزگار تباه و تلخ برجامی را به مردم تحمیل کردند و معیشت و جان مردم را به بهانه برجام و FATF گروگان گرفتند. توجه کنیم که مدعیان اصلاحات ۸ سال کشور را معطل برجام و اعتماد به غرب گذاشتند. شمار فوتی‌های کرونا تا روزی ۷۰۹ نفر افزایش یافته بود و مسئولین و حامیان دولت روحانی، عدم الحاق به FATF و تحریم را علت عدم واردات واکسن جا می‌زدند. معیشت مردم را با برجام گروگان گرفتند و تباه کردند، جان و زندگی مردم را هم با واکسن وFATF.

سیاست خارجی روحانی و مدعیان اصلاح‌طلبی مبتنی بر وادادگی، اعتماد و امید به دشمن بود. این طیف با تضمین اعلام کردنِ امضای کری و باهوش و مؤدب خواندن اوباما، ضعیف‌نمایی از ایران و اعتماد و امیدواری به دشمن، تحمیل سیاست تعلیق و انتظار به کشور و شرطی‌سازی اقتصاد، زیر توافقی بدون تضمین، با امتیازات نقد ایران و وعده‌های نسیه دشمن، فاقد خسارت در صورت نقض عهد دشمن و بدون جایگاه معتبر حقوقی برای شکایت در صورت بدعهدی طرف مقابل را امضا کرد که بی‌سوادترین آدم‌ها هم این‌گونه معامله نمی‌کنند. سپس کارشکنی و نقض پیمان توسط دشمن را توجیه و آمریکا و اروپا را گستاخ‌تر کرد. نتیجه آن شد که اروپا و آمریکا به راحتی تعهدات‌شان را زیر پا می‌گذاشتند و با تضمینی که روحانی به موگرینی مبنی بر پایبندی ایران به برجام حتی در صورت خروج آمریکا از توافق هسته‌ای داد، آمریکا زیر توافق زد. تحریم‌ها دو برابر شد و با سوءتدبیرهای عمدی رکوردهای تورمی جابه‌جا گردید. این طیف رفتاری نامعقول و ضد منافع ملی داشت که دشمن را تبرئه و افزایش اقتدار و توانایی‌های ایران را تخطئه می‌کرد.

آنها بی‌آنکه تضمین محکم و غیرقابل تغییری از حریف بگیرند، بسیاری از تعهدات خود را به صورت کاملا یکجانبه عملیاتی کردند. خروج بیش از ۱۲ هزار سانتریفیوژ از چرخه غنی‌سازی، توقف تحقیق و توسعه برای غنی‌سازی در فردو، بتن‌ریزی در قلب رآکتور اراک و خروج ۹۷۰۰ کیلوگرم از ده‌ هزار کیلوگرم اورانیوم غنی شده زیر ۵ درصد- که طی

۱۰ سال با تلاش دانشمندان هسته‌ای کشورمان به دست آورده بودیم- از کشور از جمله این اقدامات است. کیهان در آن ایام با دلایل کارشناسی و براساس مستندات متعدد تاکید کرد که با این رویکرد، در نهایت ضمن از دست رفتن توانایی‌های هسته‌ای کشورمان، تحریم‌ها پابرجا خواهد ماند.

عراقچی: آمریکا تقریبا هر روز تعهداتش در برجام را نقض می‌کند

ولی‌الله سیف، رئیس‌ بانک مرکزی وقت دستاورد برجام را تقریبا هیچ و عباس عراقچی، معاون ظریف و عضو تیم مذاکره‌کننده برجام دستاورد آن را نزدیک صفر خواندند.

برجامی که وزیر خارجه‌اش تحریم شد، اعتراف کرد بعد از ۲۰ ماه نمی‌تواند یک حساب بانکی در لندن افتتاح کند و در سفر به آلمان با مشکل عدم ارائه بنزین به هواپیمایش مواجه ‌شد و توافق یکطرفه‌ای که پس از انعقاد، آمریکا نامزد ویژه روحانی برای نمایندگی ایران در سازمان ملل را دیپورت ‌کرد و ویزا نداد.

عراقچی اسفند ۱۳۹۶ دو ماه پیش از خروج آمریکا از برجام در ‌اندیشکده «چتم‌هاوس» لندن گفت: «ایران برجام را داستانی موفق نمی‌داند؛ چرا که ایران از آن بهره‌مند نشده و تحریم‌ها برداشته نشده است. دلیل آن ساده است، آمریکا تقریبا هر روز تعهداتش در برجام را نقض می‌کند.»

ظریف: درباره آمریکا اشتباه می‌کردم نتایج برجام روی هواست

ظریف نیز شهریور ۹۷ در مصاحبه با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان و در پاسخ به این سؤال خبرنگار که «اگر شما احساس می‌کردید آمریکا به تحریم‌ها اعتیاد دارد، چرا توافق را ادامه دادید؟» گفت: «این شاید یک ‌اشتباه بوده است اما مشکل این‌جا بود که احساس ما این بود ایالات متحده یاد گرفته که دست‌کم در مورد ایران، تحریم‌ها علی‌رغم ایجاد مشقت‌های اقتصادی، نتایج سیاسی مدنظر آنها را به بار نمی‌آورند و من فکر می‌کردم که آمریکایی‌ها این درس را یاد گرفته‌اند. متأسفانه،‌ اشتباه می‌کردم.»

وی همچنین آذر ۹۷ در نشست بین‌المللی دوحه گفته بود: «نتایج برجام روی هواست.»

روحانی و مدعیان اصلاحات ـ اعتدال با رویکرد خسارت‌بار خود حقوق ایران را به طور مطلق تضییع کردند. کشور را معطل بهانه‌جویی‌های دشمن گذاشتند و به آمریکا و اروپا جرأت تحریم‌ها و تهدیدهای بیشتر داده و تحریم‌ها را دو برابر کردند. در داخل نیز با سوءمدیریت عمدی، اثرگذاری تحریم‌ها را بیشتر و دقیق‌تر کردند. فرصت‌ها و زمینه‌های ۸ ساله رونق و شکوفایی اقتصاد کشور را سوزاندند و میراث فاجعه‌باری را برجای گذاشتند. آنها به جای به‌کارگیری و استفاده از مولفه‌های اقتدار ایران اسلامی در عرصه سیاست خارجی، در پی معامله بر سر عوامل قدرت ملی از جمله توان خیره‌کننده موشکی و نقش‌آفرینی منطقه‌ای ایران در قالب برجام‌های ۲ و ۳ بودند.

این یک فریب بزرگ است که با وجود طفره دولت بایدن از لغو تحریم‌ها و ارائه تضمین معتبر برای عدم تکرار عبرت برجام، روحانی ادعا می‌کند می‌شد دو سال قبل توافق کرد اما از داخل ایران نگذاشتند توافق شود! با اوصاف فوق، روشن است که روحانی و مدعیان اصلاحات در پی برآوردن خواست دشمن برای واگذاری توانمندی موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران بودند.

فضای رسانه‌های بین‌المللی به‌گونه‌ای باشد که نخبگان در ایران را به این تحلیل برساند که بدون برجام، اقتصاد ایران شکست خواهد خورد!

اکنون به این مطلب توجه کنید که چندی پیش هم مکاتبات یکی از افسران موساد (با اسم مستعار «لنی») با یکی از خبرنگاران رویترز (به نام «جان آیریش») فاش شد. در بخشی از توصیه‌های افسر موساد خطاب به خبرنگار این رسانه انگلیسی آمده بود: «جمهوری اسلامی ایران به مرحله‌ای رسیده که چه با برجام و چه بدون برجام، توانایی رسیدن به سوخت ۲۰ درصد و بالاتر از آن را هم دارد و این نشان می‌دهد تحریم‌ها و تأثیر آن بر اقتصاد ایران، کارایی قبلی خود را از دست داده‌ اما باید فضای رسانه‌های بین‌المللی به‌گونه‌ای باشد که نخبگان در ایران را به این تحلیل برساند که بدون برجام، اقتصاد ایران شکست خواهد خورد.»

شباهت بیانیه‌ها و تحلیل‌های مدعیان اصلاحات با توصیه افسر موساد اینک بیانیه‌ها و تحلیل‌های امروز و دیروز روحانی و مدعیان اصلاحات را به خاطرآورید که با توصیه افسر موساد چقدر شباهت دارد. چرا اینها دارند همسو با دشمن عمل می‌کنند؟ این سند را بگذارید کنار اظهارنظر سران رژیم صهیونیستی در سال ۸۸ که افراطیون مدعی اصلاحات را «سرمایه‌های اسرائیل در ایران» نامیده بودند یا شیمون پرز که اعلام کرده بود اصلاح‌طلبان به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی می‌جنگند.

چرا اندیشکده آمریکائی کاتو تقویت این جریان در داخل ایران را شدیدا به دولت آمریکا توصیه می‌کند؟

مدعیان اصلاحات هم سبب تحریم خارجی بیشتر شدند هم عامل تحریم داخلی

باید یادآور شویم که مدعیان اصلاحات در فتنه ۸۸ از آمریکا خواستند علیه ایران دست به تحریم‌های فلج‌کننده بزند و در دولت روحانی نیز با ناچار نشان دادن ایران از توافق و درمانده جا زدن کشور از تحریم و سوءمدیریت و ترک‌فعل گسترده، آمریکا را به تحریم بیشتر تشویق کردند. هم سبب تحریم خارجی بیشتر شدند، هم عامل تحریم داخلی.

بالاترین رکوردهای منفی پولی و مالی و بانکی میراث مدیریت روحانی و مدعیان اصلاحات

در عرصه اقتصاد، رویه روحانی و مدعیان اصلاحات، شرطی‌سازی و معطل گذاشتن ظرفیت‌های رشد و رونق اقتصادی پای خسارت محض برجام بود که بالاترین رکوردهای منفی پولی و مالی و بانکی را رقم زد. آنها ۸ سال با گره زدن حیات و ممات کشور به رفع تحریم، ناامیدی را به جامعه تزریق کردند و فرصت‌ها را هدر دادند. کشور را دچار عقبگرد ساختند و نفس پیشران‌های اقتصادی را گرفتند.

آنها کارنامه‌ای انباشته از سوءمدیریت دارند. ۸ برابر کردن نقدینگی (انفجار نقدینگی)، هزینه بیش از ۶۰ میلیارد دلار از ذخایر ارزی، ۱۴ برابر کردن بدهی‌های دولت به بانک مرکزی، بر جای گذاشتن تعهدات مالی ۵۳۵ هزار میلیارد تومانی و تورم ۶۰ درصد، بدهی ۱۵۰۰ هزار میلیاردی، کسری ۴۸۰ هزار میلیاردی، شکستن رکورد تورم در تاریخ چند ده‌ساله کشور، افزایش ضریب جینی (شکاف طبقاتی) از رقم کاهشی شده ۳۶۵ در سال ۹۲ به رقم ۴۰۹ در سال ۹۷، نابودی ۱۸ میلیارد دلار و ۶۰ تن طلا از ذخایر استراتژیک، واگذاری پرفساد نیشکر هفت‌تپه، ماشین‌سازی تبریز، هپکو اراک، آلومینیوم المهدی و پالایشگاه کرمانشاه، تعطیلی شمار زیادی واحدهای تولیدی، ناترازی سنگین در تامین گاز و برق و آب، منفی بودن خزانه، انتشار ۲۰۰ هزار میلیارد تومان پول بی‌پشتوانه از میراث‌های تلخ مدیریت روحانی و مدعیان اصلاحات است.

شایان ذکر است، مابه‌التفاوت حداقل ۲۱ هزار تومانی قیمت ۴۲۰۰ تومان با قیمت ارز در بازار آزاد، یارانه‌ای معادل رقم کلان ۱۲۶۰ هزار میلیارد تومان است که به جیب رانت‌خواران رفت و تورم فزاینده آن برای مردم ماند. این طیف رانتی بی‌سابقه برای رانت‌خواران ایجاد کرد.

علاوه‌بر این، بر اساس آمار وزارت نیرو، ‌از ابتدای سال ۱۳۹۲ تا پایان سال ۱۳۹۹ ظرفیت اسمی تولید برق کشور فقط ۲۳ درصد افزایش یافت که در بین دولت‌های پس از انقلاب، به‌نوعی بدترین عملکرد محسوب می‌شود و رنج خاموشی‌ها را به مردم تحمیل کرد.

در حوزه مسکن، روحانی سال ۹۲ گفته بود «برای رفع گرانی مسکن، برنامه کوتاه مدت و بلندمدت دارم» اما با وزیری ناکارآمد که مسکن مهر را مزخرف خواند، کارنامه فاجعه‌باری را بر جای گذاشت و تورم بالای ۶۰۰ درصد را در این حوزه به ثبت رساند.

همچنین لازم به ذکر است که معطل گذاشتن کشور و تعلیق توانمندی‌های ملی پای اعتماد به غرب و بهانه‌جویی‌های دشمن، خیانت به نظام اسلامی و تلاش برای براندازی و همکاری گسترده با دشمن در فتنه‌های ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و ۱۴۰۱، التهاب‌افکنی در اقتصاد و بازار با مطالب غیرواقعی و شایعه‌پردازی، شش پله پسرفت در رتبه‌بندی اقتصادی جهان، رکود تورمی بی‌سابقه، تحمیل تورم‌های ۷۰۰ تا ۱۰۰ درصدی در بسیاری از اقلام، تحمیل رکود و تورم به اقتصاد از جمله در بخش‌های پیشرانی مثل مسکن و خودرو و کشاورزی و...، وابسته‌تر کردن اقتصاد به درآمد نفتی، حذف سهمیه‌بندی بنزین و وارد کردن خسارت ۱۴۴ هزار میلیارد تومانی به اقتصاد کشور، به تعطیلی کشاندن صدها کارخانه، فراهم آوردن مقدمات فتنه‌هایی مانند ماجرای بنزین و بورس، اصرار بر تحمیل رکود به بخش مسکن به مدت حداقل پنج سال، کوتاهی در اصلاح نظام بانکی تورم‌ساز، فساد ده‌ها هزار میلیارد تومانی در واگذاری برخی شرکت‌ها و کارخانه‌ها، دپو شدن میلیون‌ها تن کالای اساسی در گمرکات و بنادر، حقوق‌های نجومی، کاهش شرکای تجاری ایران، کوتاهی در حمایت از تولید و صادرات، اتخاذ سیاست‌های ضدشفافیت و مسبب قاچاق (حذف کارت سوخت، ایران‌کد، شبنم و...)، کوتاهی در تأمین و اخذ مالیات از فعالیت‌های غیرمولد و اقشار پردرآمد و پرمصرف، دو برابر شدن تحریم، بر باد دادن فرصت‌های گشایش اقتصادی و... نیز از جمله همان خیانت‌ها و فجایعی است که مدعیان اصلاحات ـ اعتدال به کشور تحمیل کردند و به جای طلبکاری باید در پیشگاه عدالت پاسخگو باشند.

حمله مدعیان اصلاحات به امنیت روانی جامعه

مدعیان اصلاحات با این کارنامه سیاه، امروز دستاوردها و رویدادهای امیدآفرین را سانسور و در مقابل اخبار دروغ پمپاژ می‌کنند. آنها ناجوانمردانه خود را روی دور تند خیانت و یاس‌آفرینی رها کرده و با این خط آلوده امنیت روانی جامعه را به بازی گرفته‌اند.

افزون بر این، یادآور می‌شود که مدعیان اصلاحات به‌عنوان شبکه نیابتی دشمن در داخل روزانه مطالب متعددی شامل تحریف و وارونه‌نمایی واقعیات، تبرئه و توجیه سیاست‌های ضدایرانی آمریکا و اروپا، تخطئه مواضع نظام در برابر زورگویی غرب، تشکیک در مبانی اسلام و انقلاب، دروغ‌پراکنی و تشویش اذهان و... منتشر می‌کنند و با همپوشانی با رسانه‌های معاند، مأیوس‌سازی، روایت‌سازی وارونه، انتشار اخبار دروغ و سانسور اخبار مثبت، کوچک‌نمایی نقاط پیشرفت و بزرگنمایی نقاط ضعف و القای بن‌بست و... در حال ایفای نقش در پروژه براندازی دشمن هستند.

با این حال، دولت مردمی با عبور از معضل برجام، تفکر و مدیریت جهادی و انقلابی، حرکت درون‌زا بر پایه توانمندی‌های ملی و سیاست خارجی فراگیر و چندجانبه، دروغ بزرگِ متوقف بودن کارها به برجام و FATF را برملا کرده، موفقیت‌های گسترده‌ای به دست آورده است و بر حقوق ملت ایستادگی می‌کند. دولت انقلابی بدون برجام و FATF و با وجود تحریم‌ها چتر دیپلماسی اقتصادی و سیاسی به‌ویژه در آسیا، اوراسیا و آمریکای لاتین را گسترش داده است؛ دامنه این سیاست خارجی فعال از عضویت در پیمان ‌شانگهای تا ارتقای روابط با همسایگان و توسعه تجارت خارجی را دربر می‌گیرد.

نشانه‌هایی از عمدی بودن بی‌تدبیری‌های مدعیان اصلاحات

وانگهی، نشانه‌هایی وجود دارد که مؤید عمدی بودن بی‌تدبیری‌های مدعیان اصلاحات است که معلوم می‌شود آنها برای ایجاد مانع در مسیر پیشرفت ایران حاضر شده‌اند با غرب همکاری کنند. نمونه‌هایی از این نشانه‌ها و اعترافات را مرور کنید:

سایت خبر آنلاین وابسته به دو مدیر ارشد رسانه‌ای و مطبوعاتی دولت قبل ۱۹ بهمن ۱۳۹۲؛ چند روز پس از ماجرای موهن توزیع سبد کالا در تحلیلی با عنوان «جایزه بهترین کارگردانی برای روحانی؛ در حاشیه چگونگی توزیع کالاهای اساسی» نوشت: «توزیع سبد کالا با شیوه‌ای که انجام شد، نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیش‌بینی باشد. او دقیقا همین اتفاق- ازدحام، دعوا و مرافعه و احیانا له شدن در زیر دست و پا- را پیش‌بینی می‌کرد و اصلا آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت[!] روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر وندی شرمن که گفته «شما در اخبار دیدید ایران اخیرا به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیر جامعه توزیع کرده تا نشان دهد کاهش محدود تحریم‌ها، تاثیر مستقیم داشته.» این دقیقا همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا داشته، اینکه تحریم‌ها روی مردم تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته؛ اینکه اوضاع اقتصادی مردم نه تنها رو به راه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند. درست است که روش توزیع سبد کالا چندان مناسب نبود، اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند، می‌ارزید!»

چرا روحانی چهار روز قبل از گرانی بنزین آن‌گونه سخنرانی می‌کند؟

سردبیر نشریه حزب اتحاد ملت نیز در مطلبی نوشته بود: «چرا روحانی چهار روز قبل از گرانی بنزین، آن‌گونه سخنرانی می‌کند؟ کدام رئیس‌جمهور اعلام کرده بود که فلان ‌قدر کسری بودجه داریم؟ روحانی در یزد از کسری بودجه گفت و یک سری حملات هم به رئیسی انجام داد. همین روش را در کرمان به شکلی دیگر ادامه داد. مهم‌تر از اینها، اعلام کرد به توافقات پشت ‌پرده‌ پایبند است؛ همه اینها، یعنی می‌خواهد به هر قیمتی شده، دوباره مذاکره کند. این‌جا بود که قمار کرد. وقتی دید چیزی دستش ندارد، بنزین را گران کرد تا جامعه به شرایط اقتصادی واکنش نشان دهد؛ فشار از پایین اتفاق بیفتد تا در بالا چانه‌زنی کنند که مذاکره انجام شود. می‌گویند وزیر اطلاعات در جلسه دولت هشدار داده اگر بنزین را گران کنید، ‌جامعه به هم می‌ریزد و روحانی خندیده است. اینکه می‌گویند گران کردن بنزین، تصمیم غیرکارشناسی و اطلاع‌رسانی آن هم غلط بوده؛ اتفاقاً از نظر روحانی، هم کارشناسی بوده و هم نحوه اطلاع‌رسانی- در واقع اطلاع‌نرسانی- درست بوده، تا جامعه بیشتر عصبانی شود. روحانی قمار کرد تا ببیند نتیجه‌ چه می‌شود. اما به نظر من، مقام ‌رهبری هم پاسخ رئیس‌جمهور را دادند. ایشان، مسئولیت تصمیم گرانی بنزین را پذیرفتند... در ماجرای بنزین، روحانی قمار کرد و رهبری هم ایستاد.»

علاوه‌بر این، علی مطهری، نایب‌ رئیس ‌مجلس دهم گفته بود: «حوادث آبان ۹۸ که بیشتر ناشی از بی‌تدبیری دولت بود، این خیال را در سر تندروهای آمریکا پدید آورد که پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی کاهش یافته و وقت مناسبی برای ترور سردار سلیمانی است. قبل از آن، جرأت این کار را به خود نمی‌دادند. البته با تشییع پرشکوه پیکر آن عزیز، واقعیت را دریافتند.»

پاسخ‌های روحانی، نه مجلس را قانع نه ملت را راضی ساخت

همچنین، در بیانیه کارگزاران پس از قانع نشدن نمایندگان مجلس دهم از چهار پاسخ روحانی به پنج سؤال اقتصادی آمده بود: «پاسخ‌های روحانی، نه مجلس را قانع، نه ملت را راضی ساخت. دولت، فاقد استراتژی اقتصادی روشن است. اوج این سرگشتگی را می‌توان در سیاست ارزی دید که در بهار ۹۷ بستر ویژه‌خواری اخلالگران را فراهم ساخت. متأسفانه با وجود نقدها بر سازمان برنامه و بودجه، در دولت دوم روحانی اصلاحی صورت نگرفت. فقدان استراتژی، دولت را به مجمعی از بوروکرات‌های بی‌انگیزه بدل ساخته که دولت را نه به عنوان مغز متفکر توسعه ملی بلکه به یک اداره‌ کاغذی تقلیل می‌دهند.»

کشور باید به نقطه جوش می‌رسید و اگر آدمی مثل رئیسی یا قالیباف سر کار می‌آمد کار به نقطه جوش نمی‌رسید

مدیر شبکه فاسد آمدنیوز (مورد حمایت سرویس‌های جاسوسی) هم سال ۹۷ در گفت‌وگو با یکی از شبکه‌های ضدانقلاب می‌گوید: «ما در انتخابات تحلیل داشتیم. این جوری نبود که راه بیفتیم و بگوییم اصلاح‌طلبیم، یا عاشق روحانی هستیم. مجموعه ما، تحلیل امنیتی داشت. می‌خواهم بازش نکنم تا قضایای دیگر اتفاق بیفتد تا بنشینیم و مفصل‌تر با هم صحبت بکنیم. آیا اگر رئیسی یا قالیباف سر کار بود، این مشکلاتی که در کشور وجود دارد، الان بود؟ این تظاهراتی که ایجاد شد، آیا بود؟ ما بر اساس تحلیل امنیتی...(مجری: می‌شود این طور تعبیر کرد که شما خواستید روحانی بیاید، تضاد درونی حاکمیت و عدم تدبیر و مدیریت روحانی، سبب این بشود که مردم معترض شوند؟ تدبیر شما این بود؟) می‌شود این ‌جوری هم تعبیر کرد و یک سری سناریوها را کنارش گذاشت. با توجه به شرایط سیاسی داخلی و خارجی، ما به این نتیجه رسیدیم که باید برویم پشت سر یک فردی مثل روحانی. ما شیفته و دلباخته کسی نبودیم. من همین الان هم از کاری که آمدنیوز در انتخابات ۹۶ کرد، دفاع می‌کنم. چون ما با تحلیل این کار را کردیم. کشور باید به نقطه جوش می‌رسید و اگر آدمی مثل رئیسی یا قالیباف سر کار می‌آمد، کار به نقطه جوش نمی‌رسید. آن وقت روند چهل سال ادامه پیدا می‌کرد.»

ریچارد نفیو، معمار اصلی تحریم‌های فلج‌کننده نیز در کتاب «هنر تحریم‌ها»می نویسد: «وقتی یک کشور اعتراف می‌کند که مشکل تحریم دارد، تقریباً نیمی از کار انجام شده. اساساً این نوع اعتراف، دشواری‌های خاصی برای هر دولت دارد چراکه به دشمنانش نشان می‌دهد آسیب‌پذیری‌هایی که آنها دنبالش بودند، کاملاً نمود پیدا کرده ‌است.»

با این اوصاف، روشن است که دشمن در پی بی‌ثبات‌سازی، نرمال‌سازی و مهار ایران مقتدر است و شواهد فوق حاکی است طیف غربگرا در دولت روحانی با تحریفگری و اخلال در مدیریت کشور همین هدف را دنبال کرده است اما با این وجود، امروز مدعیان اصلاحات که رسوایی‌شان آشکار است، در جایگاه مدعی می‌نشینند و چنان طلبکارانه حرف می‌زنند که گویا کسی متوجه خیانت آنها به منافع ملی و مصالح کشور نشده است!

 
 
منبع: کیهان

:: بازدید از این مطلب : 339
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 آذر 1402
 
 

به جرات میتوان گفت در سالهای اخیر هرجا که آشوب و هرج و مرجی وجود داشته است؛ رد پای مردی با نام برنارد هنری لوی دیده میشود!

با نگاهی گذرا به عمق رخدادهای حساس منطقه به روشنی میتوان حضور برنارد را مشاهده کرد، از افغانستان گرفته تا سودان، از مصر گرفته تا تونس و لیبی، از بوسنی تا اوکراین و … او همه جا حضور دارد !

در اتاق شورشیان ضد معمر قذافی، در کنار احمد شاه مسعود، در کنار رهبر شورشیان سودان جنوبی و… در آخرین حضور مهم خود در منطقه در اقلیم کردستان عراق در روز همه پرسی و دیدار با خاندان بارزانی ها ..

در کردستان عراق پس از رفراندوم

برنارد هنری لوی، خود را یک یهودی پرافتخار معرفی می کند و جدای از بیش از چهل سال کار فکری و عملی که در کتاب های فراوان و مقالات پرشمار مطبوعاتی با موضوعاتی متنوع و به روز نمود یافته است، کارنامه وی را می توان با سه شاخصه اصلی مرور کرد:

۱- مخالفت همه جانبه با مظاهر سیاسی و فقهی اسلام
لوی که در سال ۲۰۱۰ از سوی نشریه اسرائیلی جروزالم پست، چهل و پنجمین چهره پرنفوذ یهودی دنیا معرفی شده و طرفدارانش مدعی هستند بزرگترین متفکر حال حاضر فرانسه است، در یکی از آخرین کتاب هایش یعنی «عصر تاریکی چپ: مقابله با بربریت جدید» نشان داده است که درباره اسلام گرایی چگونه می اندیشد.

“برنارد هنری لوی” یکی از یهودیان پرنفوذ ساکن فرانسه است که در پشت پرده بسیاری از جنگ‌های مختلف معاصر از جمله جنگ افغانستان، لیبی، بوسنی، قائله تجزیه کردستان و… قرار داشته است. وی از نظریه پردازان تئوری “بهار عربی” بوده و اسلام گرایی را تروریسم و بربریت جدید می‌خواند.

منتقدان کتاب بر این باورند که وی در این کتاب تروریسم، اسلام گرایی و ذهنیت عربی را با یکدیگر برابر دانسته است تا ادامه خشونت استعمارگرایانه را در خاورمیانه توجیه کند. به عبارت دیگر، لوی تلاش کرده، مقاومت مردمی در کشورهای تحت استعمار و نفوذ غرب را در خشونت خلاصه کند، آن را غیرعقلانی جلوه دهد و سرکوب آن را ضروری بداند.

لوی که حجاب زنان مسلمان را وسیله ای برای انسانیت زدایی از آنان معرفی کرده، اسلام ایده آل خود را اسلام حاکم در اقلیم کردستان عراق معرفی می کند.

۲- حمایت بی قید و شرط از رژیم اسرائیل
در سال ۱۹۶۷، برنارد هنری لوی نوزده ساله وقتی که از شروع جنگ میان اعراب و رژیم اسرائیل مطلع شد، به سرعت به سفارت این رژیم در پاریس رفت تا برای رفتن به جنگ اعلام آمادگی کند، ولی جنگ شش روزه کمتر از آن به طول انجامید که لوی فرصت رساندن خود به سرزمین های اشغالی را پیدا کند.

۴۳ سال بعد، لوی با اظهار اینکه «هیچ ارتشی را دموکراتیک تر از ارتش اسرائیل نمی شناسد»، نشان داد که همچنان تعهدی ناگسستنی به این رژیم دارد؛ تعهدی که از تصاویر فراوان ملاقاتش با مقامات ارشد این رژیم نیز نمایان است.

دیدار با شیمون پرز

 ۳- حضور ثابت در آشوب های خونبار جهان اسلام

لوی نخستین کتاب مشهورش را در سال ۱۹۷۳ و دو سال پس از تجزیه پاکستان به دو بخش پاکستان و بنگلادش، درباره ملی گرایی در بنگلادش نوشت و از آن روز تاکنون، نه تنها درباره آشوب های جهان اسلام نظر داده و عمل کرده، که در بسیاری از آنها نیز حاضر بوده است.

در میانه دهه آخر قرن بیستم، لوی در بوسنی حاضر بود، سپس از افغانستان سر درآورد و با عبدالرشید دوستم و احمد شاه مسعود دیدار کرد. در دوره تجزیه طلبی در جنوب سودان حاضر بود؛ در سال ۲۰۰۸ و همزمان با درگیری روسیه و گرجستان به حمایت از مهره غرب در گرجستان پرداخت؛ در سال ۲۰۱۱ و با شروع تحولات کشورهای عربی همنشین شورشیان لیبیایی در بنغازی شد و دوست قدیمی خود، نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور وقت فرانسه را متقاعد کرد، از دخالت نظامی در لیبی حمایت کند؛ در همین سال، مدتها برای توجیه دخالت نظامی در سوریه و ساقط کردن حکومت این کشور تلاش کرد؛ در سال های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ پیگیر اهداف مخالفان روسیه در اوکراین بود و در سال جاری میلادی، به فیلم سازی برای توجیه نقشه مورد علاقه خود یعنی تجزیه کشورهای منطقه پرداخته است.

همراه با شورشیان سودان جنوبی
 
دیدار با جان گارانگ رهبر شورشیان سودان جنوبی

 

برنارد لوی در جنگ لیبی

دیدار با احمد شاه مسعود
 
در بوسنی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
حضور برنارد لوی در جبهه باخموت
 

در کردستان عراق

در بامیان افغانستان


:: بازدید از این مطلب : 359
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 آذر 1402

زمستان سال گذشته و پس از اعلام قطعی شکست اغتشاشات در برخی محلات افشای جزئیات یک خیانت بزرگ از سوی برخی از عناصر ضدانقلاب در خارج از کشور باعث بهت بسیاری از ناظران سیاسی شد. در آن زمان خبر رسید که دو تن از اعضای شورای همبستگی(معروف به سیرک براندازی) باشرکت در کنفرانس امنیتی هلیفکس خواهان ایجاد منطقه پرواز ممنوع در استان کردستان شده‌اند، در آن زمان برخی گروهک‌های تروریستی کردی درمنطقه اقلیم کردستان عراق در پایگاه‌های موساد تحت آموزش قرار گرفته و به بهانه برخی اغتشاشات در آن سوی مرز سعی داشتند از فرصت استفاده کرده و به داخل ایران نفوذ کنند.

این وقایع باعث شده بود تا دو تن فعالان ضدانقلاب (مصی علینژاد و حامد اسماعیلیون) با شرکت در کنفرانس دیپلماتیک ناتو در کانادا (هلفیکس) خواهان منطقه پرواز ممنوع در بخشی از کشور و ایجاد فرصتی برای حمله نظامی به ایران شوند! مهدی حاجتی از عناصر بهایی در خارج از کشور در آن زمان فاش ساخت که هدف از اجرای طرح پرواز ممنوع در کردستان آن بود که این منطقه مانند بنغازی در لیبی به مرکز فرماندهی تجزیه‌طلبان تبدیل شود.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

سال ۱۳۸۹ نیروهای دولتی لیبی، شهر «اجدابیا»، آخرین شهر در مسیر منتهی به بنغازی را در کنترل گرفتند و در حال آماده سازی مقدمات محاصره کامل بنغازی بودند، دولت‌های غربی که پایان کار شورشیان را محتوم می دیدند، وارد عمل شدند و با صحنه گردانی آمریکا و انگلیس، قطعنامه ۱۹۷۳ را با عنوان «حفاظت از غیرنظامیان لیبی» را به تصویب رساندند که در جو سنگینی که علیه دولت قذافی در عرصه بین المللی ایجاد شده بود، و همچنین به واسطه این که قذافی به امید نزدیکی با آمریکا روابط خود را با چین و روسیه به حداقل کاسته بود، این دو قدرت جهانی هم آن را وتو نکردند.

بلافاصله بعد از تصویب این قطعنامه که ایجاد منطقه «پرواز ممنوع» در بنغازی را در ذیل خود داشت، نیروی هوایی ایالات متحده، با همکاری متحدان اروپایی (به ویژه فرانسوی ها) وارد درگیری نظامی مستقیم با دولت لیبی شدند.

در ۳۱ مارچ ۲۰۱۱، رویترز در خبری اختصاصی گزارش داد که باراک اوباما در فرمانی سرّی، مجوز انتقال سلاح به شورشیان لیبی را صادر کرده است. به گزارش رویترز، مقامات آمریکایی به این خبرگزاری گفتند باراک اوباما در این فرمان محرمانه، به سازمان سیا(مسوول عملیات مخفی ایالات متحده در خارج از مرزها) اجازه پشتیبانی نظامی مخفی از شورشیان مسلح لیبی را با هدف براندازی دولت سرهنگ قذافی داد.

در اغتشاشات پاییزی سال گذشته نیز ضدانقلاب در تدارک آن بود که با تبدیل یکی از شهرهای مناطق کردنشین (از جمله نقده و سقز) به بنغازی آن شهر را به بارانداز تروریست‌ها بدل کند!

در مهرماه سال گذشته خالد عزیزی دبیر کل گروهک تروریستی دموکرات کردستان در دیدار با مسئولان سازمان سیا برای اولین بار طرح پروازممنوع در کردستان ایران را اعلام می‌کند، در آن روزها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی عملیات درخشان پاک‌سازی لانه تروریست‌ها در کردستان عراق را آغاز کرده بود.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

در کنفرانس هلیفکس علاوه بر حامد اسماعیلیون و مصی علینژاد افرادی چون جیسون رضاییان جاسوس هسته‌ای و نازنین افشین جم، نازنین بنیادی نیز حضور داشتند. ارائه این طرح خیانت انگیز به معنای ایجاد یک خط امتداد میان اغتشاشات و تجاوز خارجی از سوی ضدانقلاب بوده است، اختلافات درونی میان اپوزیسیون باعث شده است که این افشاگری بزرگ به بیرون رسوخ داده شود.

یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی نوشته است که دلیل عدم حمایت مردم ایران از فراخوان‌های سریالی در آشوب‌ها آن بود که وابستگی براندازان به نیروهای متجاوز خارجی مثل روز عیان شده بود!

بازگشت دوباره یک طرح شکست خورده روی میز ناتو

یک سال پس از شکست طرح تبدیل کردستان ایران به شهر بنغازی در لیبی بار دیگر مصی علی‌نژاد با شرکت در نشست امنیتی هلیفکس طرح حمله نظامی به ایران را روی میز ناتور قرار داده است، این عامل سازمان سیا در یکی از پنل‌های این نشست ایران را محرک اصلی در عملیات طوفان‌الاقصی خوانده است، علی‌نژاد در این نشست از حمله نظامی رژیم صهیونستی به تاسیسات ایران حمایت کرده و مدعی شده مردم ایران نیز از این اقدام حمایت خواهند کرد!

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به آخرین نسخه آمریکایی‌ها در ایران

لازم به ذکر است که مصی علینژاد از مدت‌ها پیش تحت کنترل دولت آمریکا بوده و بدون اجازه آن‌ها حق اظهار نظر سیاسی در هیچ موردی را ندارد، این مهره براندازی مدتی قبل اعتراف کرد گه پلیس فدرال از او خواسته خود را مخفی کند و حتی نام و نشانش را نیز عوض کند، علینژاد گفته بود که بدون اجازه دولت آمریکا حق حضور در هیچ جمعی را ندارد، به نظر می‌رسد سخنان مصی علینژاد در کنفرانس امنیتی ناتو با هماهنگی آمریکایی‌ها بیان شده باشد.

مصی‌علینژاد خواهان حمله نظامی ناتو به تاسیسات هسته‌ای ایران شد

نکته جالب توجه آنکه سال گذشته و در طی روزهایی که کنفرانس هلیفکس در حال برگزاری بود، کارزاری اینترنتی در توئیتر راه اندازی شده و هشتگ «Noflyzone۴Kurdistan_Iran» با درخواست منطقه پرواز ممنوع کردستان را مطرح شده بود، سکوی انتشار این هشتک استان کوچک نوا اسکوشیا در کانادا بود که نشان می‌داد طرح این خواسته به صورت سفارشی توسط ناتو در حال انتشار گسترده در شبکه‌های اجتماعی مختلف است.

است.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

در آن زمان علاوه بر راه افتادن هشتگ‌های سفارشی درباره حمله نظامی به ایران و ایجاد منطقه پرواز ممنوع روزنامه نیویورک تایمز در گزارشی عجیب اما قابل توجه به بررسی گروهک‌های تروریستی در اطراف مرز ایران پرداخته بود؛ در آن گزارش به این موضوع اشاره شده بود که گروهک‌ تروریستی کومله و حزب دموکرات کردستان پس از اغتشاشات در ایران فعال شده‌ و برای ادامه فعالیت نیاز به حمایت کشورهای غربی دارند.

افشای جزئیات طرح حمله نظامی به ایران پس از طوفان‌الاقصی/ چه کسی پیشنهاد بمباران اماکن هسته‌ای را به ناتو داده است؟

این نقشه پیچیده برای ایجاد کانال‌های حمله به ایران با عملیات نقطه زنی سپاه پاسداران به ایستگاه پایانی رسید؛ در این سلسه عملیات‌های تاکتیکی اگرچه سپاه تروریست‌ها را هدف قرار داده است؛ اما پیامی بلند و با برد بالا برای دشمنان و مزدوران وابسته به آن‌ها در سراسر منطقه ارسال کرد، استراتژی عبری و غربی برای تجمیع تروریست‌ها در بیرون و انتقال آن‌ها به درون و نیز ایجاد منافذ حمله هوایی به حریم ایران همواره راهبردی شکست‌خورده است؛ همکاری‌های پنهان اطلاعاتی، امنیتی، تسلیحاتی و طرح‌های مشترک سیاسی جهت مقابله با هژمونی جمهوری اسلامی ایران با افزایش فشار از درون (اغتشاش) و بیرون (ترور) رو به بن‌بست است و جمهوری اسلامی ایران بدون تعارف‌های دیپلماتیک با تروریست‌ها و عوامل مخل امنیت ملی برخورد کرده و خارج از مرزهایش ضربه پیش‌دستانه می‌زند.

مصی علینژاد سال گذشته برای توجه غربی ها جهت منزوی کردن ایران به خیلی جاه ها رفته بود.

پاریس فرانسه، تورنتوی کانادا، داووس سوئیس، مونیخ آلمان، واشنگتن آمریکا، بروکسل بلژیک و رم ایتالیا

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
جلسه دانشگاه جرج تاون در روز ۲۱ بهمن (۱۰ فوریه)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس

جلسه حاشیه‌ای مونیخ در روز ۲۹ بهمن (۱۸ فوریه)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در تورنتو کانادا (دی ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در داووس سوئیس (دی ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در واشنگتن آمریکا (بهمن ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در مونیخ آلمان (بهمن ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در بروکسل بلژیک (اسفند ۱۴۰۱)

رابطه نازی آباد با اروپاگردی مصی علینژاد چیست؟+ عکس
مصی علینژاد در رم ایتالیا (اسفند ۱۴۰۱)


:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران