منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 10
:: باردید دیروز : 31
:: بازدید هفته : 115
:: بازدید ماه : 243
:: بازدید سال : 575
:: بازدید کلی : 575
نویسنده : rahjooyan
شنبه 27 آبان 1402

بسیاری تصور می‌کنند که جاسوس‌ها یعنی افرادی چون "جیمز باند" که کارهای عجیب و غریب می‌کنند و توانایی و قدرت غیرمتعارف دارند. چنین تصوری درباره جاسوسی در عصر حاضر از اساس غلط و اشتباه است. جاسوس‌ها طبیعی‌تر و معمولی‌تر از آن هستند که مورد توجه قرار بگیرند و یا انگشت‌نما شوند. این جماعت به قدری "شبیه همه" هستند که تفاوت و تمایزشان از دیگران دشوار و سخت است. شخص جاسوس نیز برای اینکه به اهدافی که مدنظرش است، برسد، به صورت طبیعی در پوشش‌های مختلفی وارد می شود و به همین دلیل این افراد هزار شغل و هزار عنوان دارند و به طور عمومی با مشاغل و عناوینی چون توریست، ورزشکار، روزنامه‌نگار، هنرمند، دانشمند، محقق، پژوهشگر، بازرگان و... همزیستی دارند. هیچ‌کس در هیچ کجای دنیا به نام و عنوان جاسوس پاسپورت نمی‌گیرد. هویت‌ها چیزی دیگری را نشان می‌دهند اما در واقع آنها کار دیگری می‌کنند.

سرویس‌های جاسوسی همواره سعی دارند افراد مختلفی را به استخدام خود درآورند تا مخفیانه‌تر و مطلوب‌تر به اطلاعات مهم مد نظر خود دست پیدا کنند که در این میان، خبرنگاران و عکاسان و افرادی که فعالیت‌های رسانه ای انجام می‌دهند از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند. بسیاری از خبرنگاران خارجی با دستورالعمل‌های اطلاعاتی و امنیتی ارائه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی وارد کشور هدف می‌شوند که این اتفاق در مورد "ایران" به عنوان یک کشور هدف نیز صدق می‌کند.

در این گزارش به بعضی از این افراد که در قالب خبرنگار و محقق و عکاس که اقدام به جاسوسی و فعالیت‌ علیه امنیت ملی کشور کردند و به دام افتند، پرداخته ایم که در ادامه جزئیات آن را می‌خوانید.

کاسپین ماکان؛ جاسوسی که به دیدار کارفرمای خود رفت

در آشوب های سال ۸۸ و پس از کشته شدن ندا آقاسلطان شهروند ایرانی به دست عوامل خارج نشین، عوامل بیگانه بلندگوهایشان را در دست گرفتند و با نشان دادن تصاویر و کلیپ های مختلفی که از زاویه های گوناگون از لحظه به قتل رساندن ندا آقاسلطان تهیه کرده بودند سعی در جوسازی و به دست گرفتن فضای روانی جامعه کردند.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

در همان ایام و در گیر و دار اتهام زنی رسانه های بیگانه به جمهوری اسلامی پیرامون کشته شدن این دختر، یک عکاس و خبرنگار سودجو با نام کاسپین ماکان که از قضا ندا آقاسلطان نیز بود، با در دست گرفتن تلفن و تماس با خبرنگاران شبکه های خارجی کشته شدن ندا را به حکومت اسلامی نسبت داده و به دروغ پراکنی پرداخت.

هرچند که خانواده ندا آقاسلطان از این امر اطمینان نداشتند و هیچ صحبتی به میان نیاوردند، اما این خبرنگار جاسوس که بعد ها شماره عضویت رسمی اش برای موساد در اینترنت انتشار یافت، با انعکاس تصاویری خصوصی از ندا آقاسلطان که بعدا اعتراف کرد آنها را در منزل شخصی اش از او گرفته است راه خود را برای خروج از ایران و ورود به کشورهای غربی باز کرد. وی نه تنها موفق شد اقامت کانادا را به دست آورد بلکه به اسرائیل رفته و با شیمون پرز دیدار خصوصی برگزار کرد و جایزه جاسوسی خود را از دست کارفرمای اسرائیلی خود دریافت کرد.

طعمه سرویس جاسوسی انگلیس؛ معصومه ای که مسیح شد

معصومه علی‌نژاد قُمی‌کُلایی، ملقب به مسیح علی‌نژاد در سال‌های گذشته یکی از مهم‌ترین بازوهای رسانه‌ای جریان اپوزیسیون برای فعالیت علیه جمهوری اسلامی ایران بود، مسیح خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه‌ «همبستگی» آغاز کرد و بعد از آن خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا» در مجلس ششم بود که به دلیل بی احترامی به قوانین و سرقت اسناد اداری محرمانه، از مجلس هفتم اخراج شد و همین امر علی نژاد را طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی یک جاسوس تربیت کنند و از همان زمان بود که وی به دام MI۶ افتاد.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

او که از دهه ۸۰ شروع به فعالیت علیه جمهوری اسلامی کرده بود، در سال‌های اخیر همکاری بیشتری با سرویس‌های جاسوسی کشورهای غربی داشت به حدی که اجازه ملاقات با وزیر امور خارجه آمریکا و رئیس‌جمهور فرانسه را پیدا کرد.

از آنجایی که تحصیلات علی‌نژاد در ایران به دیپلم خلاصه شده بود، در سال ۱۳۸۶، به بهانه ادامه تحصیل راهی لندن شد و شهر گران قیمت لندن و دانشگاه «آکسفورد بروکز» را انتخاب کرد.

علی‌نژاد طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس بود، در این مدت به خوبی تربیت شد و این چنین، نقش خود در فتنه ۸۸ را به خوبی ایفا کرد و به حمایت علنی از سران فتنه پرداخت.در ادامه هم خروج وی از کشور به بهانه ادامه تحصیل مقدمه ای برای آموزش‌های تکمیلی جاسوسی در دانشگاه آکسفورد بود تا طی آن علی نژاد با اکانت «OXFORD GIRL» در شبکه اجتماعی توییتر به هدایت آشوب‌ها و اغتشاشات داخل ایران بپردازد و توانست نقش مهمی در تحریک احساسی طرفداران فتنه سبز و پروژه کشته‌سازی در آن ایام ایفاء کند.

نیما زم؛ جاسوسی در قامت خبرنگار

نیما زم که نام اصلی او روح الله است، فعالیت رسانه ای خود را در دهه هشتاد آغاز کرد و بعدها با تحریریهٔ سحام‌نیوز (سایت حزب اعتماد ملی) همکاری می‌کرد، پس از رخدادهای پس از انتخابات آن سال بازداشت شد. او در خرداد ۱۳۹۰ با پاسپورت خودش از مرز قانونی گذشت و به مالزی رفت اما پس از این سفر به «فرار» متهم شد.

زم از مالزی به ترکیه و از آنجا به فرانسه پناهنده شد. همکاری‌اش با سحام‌نیوز قطع شد و آمدنیوز را تأسیس کرد. عمده فعالیت رسانه‌ای آمد نیوز انتشار و اشتراک‌گذاری اخبار تحریف شده، جعلی و کذب پیرامون اتفاقات داخلی ایران با هدف القاء نادرست موضوعات به افکار عمومی و ایجاد تشنج در جامعه ایران بود؛ زم برای این مزدوری مبالغ هنگفتی را از جانب مرتبطین سرویس‌های جاسوسی بیگانه به جیب می‌زد؛ این موضوعی بود که همکاران سابقش در چندین نوبت بر آن صحه گذاشتند؛ به‌گونه‌ای که نامبرده نه تنها در داخل ایران میان فعالان سیاسی و رسانه‌ای بعنوان فردی منفور و خائن شناخته می‌شد بلکه در میان هم‌پالگان خارج نشین‌اش نیز از او به عنوان فردی فاسد و حریص پول یاد می‌شد.

افشاگری دوست سابق زم پیرامون پشت‌پرده آمدنیوز

«پیمان عارف» کارشناس بی‌بی‌سی فارسی و شریک سابق زم طی ویدئویی که اوایل اسفندماه ۹۵ منتشر شد، برای اولین بار در خصوص پشت پرده سایت و کانال ضدایرانی «آمدنیوز» و چگونگی حمایت «نیابتی» یک سازمان جاسوسی بیگانه از این سایت و کانال سخن گفت.
عارف در ویدئو مزبور تصریح می‌کند، آمدنیوز پروژه مفصلی است که سازمان‌های جاسوسی بیگانه، با کارگزاری و مزدوری زم که در پاریس مستقر است، نه علیه جمهوری اسلامی بلکه علیه ایران بکار بسته‌اند.

شاه مهره ای به اسم جیسون

اواخر تیرماه سال ۹۳ جیسیون رضاییان خبرنگار واشنگتن پست به همراه همسرش یگانه صالحی و یک عکاس خبری و همسر این عکاس که با رضاییان همکاری می‌کردند، توسط ماموران امنیتی در تهران به جرم جاسوسی بازداشت شدند. زوج دوم مدتی بعد آزاد شدند و همسر جیسون رضاییان که خبرنگار روزنامه انگلیسی زبان نشنال مستقر در امارات عربی متحده بود، مهرماه همان سال به قید وثیقه آزاد شد. جیسون رضاییان که از سال ۲۰۱۲ به عنوان خبرنگار در ایران فعالیت می‌کرد، تابعیت دوگانه ایرانی - آمریکایی داشت و از همین رو با گذرنامه ایرانی خود وارد خاک کشورمان شده بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

به رغم جوسازی شدید مقامات آمریکایی و جریان غربگرا در ایران مبنی بر بیگناهی جیسون رضاییان، اتهامات سنگین امنیتی که متوجه وی بود، عبارت بود از نفوذ در اماکن مهم دولتی، افشای برنامه های ضدتحریمی ایران از جمله هویت واسطه های تجاری و ماهیت شرکت های همکار ایران در پروسه دور زدن تحریم ها و البته جاسوسی از برنامه هسته ای ایران. رضاییان مدتی مسؤول پایگاه اطلاعاتی آمریکایی ها در تهران بود و از فردای دستگیری، آمریکایی ها درخواست داشتند او آزاد شود، به ویژه در پوشش مذاکرات هسته ای جان کری مکرر از وزیر وقت امور خارجه کشورمان درخواست می‌کند که جیسون آزاد شود. در یکی از جلسات نیز ظریف در پاسخ به اصرار آمریکایی ها می‌گوید در تهران او را جاسوس میخوانند و جان کری در پاسخ میگوید نه! او یک جاسوس نیست بلکه یک خبرنگار است، اما فقط آمریکایی ها نبودند که خواستار آزادی بی قید و شرط جاسوسشان بودند. در داخل کشور نیز از وزیر امور خارجه گرفته تا مشاور عالی رئیس جمهور، با اظهارات و مصاحبه هایشان، سعی در بیگناه جلوه دادن جیسون رضاییان داشتند.

جواد ظریف در سخنرانی خود که در ایام بازداشت جیسون رضاییان در دانشگاه نیویورک ایراد کرده بود، در ارتباط با موضوع این جاسوس آمریکایی خطاب به حضار آمریکایی گفته بود متاسفانه دوست شما و دوست من، جیسون، به یک جرم خیلی جدی متهم شده و من امیدوارم تبرئه شود اما او باید در دادگاه با اتهاماتش روبهرو شود. او شهروند ایران است. باعث تاسف است که یک عامل پایین رتبه سعی کرده از او بهره برداری کند. اظهارات عجیب ظریف در حالی بود که جیسون رضاییان پس از مبادله، از طرف باراک اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا، به همراه خانواده به کاخ سفید دعوت می‌شود و جدا از این، نامه نگاری های جیسون رضاییان با شخص اوباما مبین این است که رابطه این جاسوس با آمریکایی ها نه در سطح یک مامور رتبه پایین که در سطح عالیترین مقام سیاسی آمریکا بوده است.

رکسنا در تور سیا

بازداشت رکسانا صابری در بهمن سال ۱۳۸۷ نیز یکی از پر سر و صداترین پرونده های جاسوسی در ایران به شمار می‌رفت. صابری که تابعیت ایرانی- آمریکایی داشت، از پدری ایرانی و مادری ژاپنی در داکوتای شمالی متولد شده و از سال۸۳ یعنی چهار سال قبل از دستگیری در ایران با مجوز دولت برای رسانه هایی چون رادیوی عمومی آمریکا ان پی آر و بی بی سی مشغول کار بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

پس از بازداشت صابری، رسانه های غربی مدعی شدند او در حال مطالعه برای تکمیل تحصیلات خود در رشته مطالعات ایران و روابط بین الملل در سطح فوق لیسانس و همچنین نوشتن کتابی درباره ایران بوده است اما این در حالی بود که وی به عنوان مترجم در مجمع تشخیص مصلحت نظام کار و فعالیت می‌کرد و در حال جمع آوری اسناد محرمانه درباره حمله عراق به آمریکا بود. چنانکه روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز در گزارشی درباره رکسانا صابری نوشت: او در حال جمع آوری اطالعاتی مربوط به جنگ آمریکا در عراق بوده است.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

رکسانا صابری برای جاسوسی به نفع ایالات متحده و سیا، توسط دادگاه به هشت سال زندان و پنج سال تعلیق از فعالیت خبرنگاری محکوم شد اما این مجازات در دادگاه تجدید نظر به دو سال حبس تعلیقی تخفیف داده شد. وی پس از گذراندن چهار ماه در زندان به اتهام جاسوسی در اردیبهشت سال ۸۸ از زندان آزاد و به همراه پدر و مادر خود ایران را به سمت آمریکا ترک کرد. رکسانا صابری بعد از آزادی همچنان فعالیت خود علیه جمهوری اسلامی ایران را ادامه می‌دهد و به عنوان نمونه در کنسرتی که در آستانه انتخابات سال ۹۲ در برلین توسط سازمان‌ اطلاعاتی آلمان برای "حمایت از سران فتنه و اغتشاشات" برگزار شد، به عنوان مجری ایفای نقش کرده بود.

جاسوس - خبرنگاران آلمانی در تبریز

۲ خبرنگار آلمانی در مهرماه سال ۸۹ برای راه انداختن یک کمپین بین المللی علیه جمهوری اسالمی ایران، به خانواده یک زن ایرانی در تبریز که به اتهام قتل و ارتکاب زنا محکوم به مرگ شده بود، نزدیک شده بودند تا از آن‌ها برای اهداف خود استفاده کنند اما با هوشمندی ماموران امنیتی قبل از هر کاری دستگیر شدند. این دو که در نشریه بیلد ام زون تاگ آلمان فعالیت می‌کردند، با ویزای توریستی وارد ایران شده بودند و نه به عنوان خبرنگار اما در این پوشش با شبکه های ضد انقالب خارجی در ارتباط بودند و همکاری می کردند.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

آنها در دادگاه برای جرم اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور جمهوری اسالمی ایران ابتدا به ۲۰ ماه حبس تعزیری محکوم شدند که در نهایت این حکم به جزای نقدی تبدیل شد و این ۲ آلمانی با پرداخت جریمه و پس از ۴ ماه بازداشت در ابتدای اسفند ۸۹ به همراه وزیر خارجه وقت آلمان گیدو وستروله به کشورشان بازگشتند.

جاسوسِ تایم

رضا رفیعی روزنامه‌نگار و نماینده سابق «مجله تایم» در ایران بود که در اوایل تیرماه سال ۸۸ توسط نیروهای امنیتی به اتهام جاسوسی دستگیر شد. وی به اقدام علیه امنیت ملی کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان و اجانب، تلاش در جهت راه‌اندازی شبکه‌های غیرقانونی ماهواره‌ای خصوصی برای "حزب اعتماد ملی" و برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و امارات متحده عربی متهم شده بود.رفیعی بعد از انتخابات با حضور مستقیم در اغتشاشات ۸۸، گزارش لحظه به لحظه حوادث و شلوغی‌های تهران را از طریق عکس‌برداری و تصویربرداری به وسیله تلفن ماهواره‌ای، ایمیل و سایت فیس بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویس‌های جاسوسی آمریکا و امارات متحده عربی منتقل می‌نمود. همچنین وظایفی از جمله جمع‌آوری اطلاعات آثار اجتماعی و اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا درایران و انتخابات برای شبکه‌های ماهواره‌ای و نفوذ دراحزاب سیاسی و تاسیس NGO با هدف تاثیرگذاری و استحاله چهره‌های سیاسی در راستای براندازی نرم را به عهده داشت.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

این جاسوس به مدت دوسال به عنوان "منبع کد دار" با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که به طور مستقیم با سرویس اطلاعات آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند، فعالیت می‌کرد که دادگاه بدوی برای این اتهامات، او را به ۷ سال زندان محکوم کرد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به سه و نیم سال حبس قطعی تعزیری کاهش یافت. وی پس از حدود دو سال حبس در خرداد سال ۹۰ از زندان آزاد شد.

پژوهشگری که جاسوس سیا شد

۲۵ تیر ۱۳۹۶ برای اولین بار خبر دستگیری یک جاسوس چینی - آمریکایی در تهران از سوی سخنگوی وقت قوه قضائیه رسانه ای شد. غلام حسین محسنی اژه ای در نشست خبری خود گفت این فرد ژیو وانگ به صورت مستقیم از ناحیه آمریکایی ها هدایت می شده و حال با دستگیری و گذراندن فرآیند قضایی در دادگاه بدوی به ۱۰ سال حبس محکوم شده است. وانگ که به واسطه یکی از مجموعه های مطالعاتی در دانشگاه پرینستون به سازمان سیا مرتبط بوده در پوشش یک دانشجو و پژوهشگر تاریخ وارد ایران می‌شود و اقدام به جمع آوری اطلاعات محرمانه از مجموعه هایی چون کتابخانه ملی می‌کند.

ناگفته نماند این حضور و فعالیت در ایران از همان ابتدای کار به دلیل حساسیت هایی که روی وی ایجاد می‌شود با رصد نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور همراه شده و فعالیت های ژیو وانگ زیرنظر گرفته می شود. در این مسیر کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی بخشی از اسناد و اطلاعات مدنظر خود را به صورت مدیریت شده در اختیار وی قرار می دهند تا او نیز آنها را به واسطه های خود در آمریکا و انگلستان منتقل کند و از این طریق دیگر اعضای شبکه ای که او به آن ها متصل است، شناسایی شوند. سرانجام در آذرماه سال ۹۸ وی پس از آزادی مسعود سلیمانی از آمریکا، آزاد و به کشورش بازگردانده شد.

جاسوس خبرنگار ایرانی_کانادایی

مازیار بهاری خبرنگار «نشریه نیوزویک» که تابعیت ایرانی و کانادایی دارد، سال ۸۸ به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار انتخابات ریاست جمهوری وارد ایران شده بود که در اواخر خرداد ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شد.بهاری که فارغ‌التحصیل رشته‌های علوم سیاسی و سینما از دانشگاه کاناداست، از سال ۱۳۷۳ فعالیت مستند سازی و خبرنگاری را آغاز کرد، و در طول سال‌های گذشته در رسانه‌های مختلف و در کشورهای گوناگون در منطقه خاورمیانه، آفریقا و آسیای جنوب شرقی به فعالیت خبری مشغول بوده و با آنکه تاکید می‌کرد کارمند BBC و شبکه ۴ تلویزیون انگلیس نیست، فیلم‌هایی را برای این رسانه‌ها تهیه ‌کرده بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

دادگاه انقلاب ایران مازیار بهاری را به جهت جرائم «اجتماع و تبانی با قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور، جمع‌آوری و نگهداری اسناد محرمانه و طبقه‌بندی شده، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به رهبر انقلاب و رئیس جمهور و اخلال در نظم عمومی» به بیش از ۱۳ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. وی که با وثیقه سه میلیارد ریالی آزاد بود، قبل از اعتراض به حکم دادگاه از کشور به صورت غیرقانونی گریخت و همچنان به فعالیت خود علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهد. فیلم ضدایرانی «گلاب» نیز توسط "جان استوارت" بر اساس کتابی که "بهاری" پس فرار از ایران نوشته است، ساخته شد.

کوهنورد، خبرنگار، جاسوس!

اوایل مرداد ۱۳۸۸ سه کوهنورد آمریکایی که یکی از آنان خبرنگار نیز بود، در حالی که از عراق وارد خاک ایران شده بودند، به اتهام جاسوسی توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند. این افراد شامل "شِین بائر" که در رسانه‌های غربی خبرنگار آزاد معرفی شد، به همراه "سارا شورد" که دانش‌آموختهٔ رشته ادبیات انگلیسی بود، در دمشق زندگی می‌کرد. شورد در آنجا به تدریس زبان انگلیسی و یادگیری زبان عربی مشغول بود. همچنین به همراه این دو نفر "جاش فَتال" که فعال محیط زیست معرفی گردید نیز جزو بازداشتی‌ها بود.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

ایران سارا شورد را در شهریور ۱۳۸۹ و پس از چهارده ماه، قبل از صدور حکم دادگاه، به دلایل پزشکی با قرار وثیقه ۵۰۰ هزار دلاری که از طرف شاه عمان تامین شد، آزاد گردید و به آمریکا رفت. یک سال بعد دادگاه شِین بائر و جاش فَتال را به اتهام جاسوسی مجموعاً به تحمل ۱۶ سال حبس محکوم کرد؛ سپس دادگاه تجدید نظر برای هریک از این دو نفر قرار وثیقه ۵۰۰ هزار دلاری تعیین کرد که باز پادشاه عمان با پرداخت این هزینه زمینه آزادی این دو نفر را فراهم کرد و آنان نیز ایران را ترک کردند. این افراد بعد از خارج شدن از ایران به اتهام زنی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداختند.

نازنین، جاسوس بریتانیا

نازنین زاغری، شهروند ایرانی - بریتانیایی بود که ۱۵ فروردین ۱۳۹۵ هنگام خروج از ایران به مقصد انگلستان به اتهام مشارکت در براندازی نرم جمهوری اسلامی ایران از طریق همکاری با موسسات و شرکت های خارجی دستگیر و به زندان منتقل شد. زاغری از جمله جاسوسانی است که در پوشش خبرنگار برای انگلیس در ایران جاسوسی می‌کرد، دستگیری زاغری در سال ۹۵ منجر به دستگیری ۵۰ نفر از عوامل جاسوس انگلیس در ایران شده بود و به این شکل یکی از مهلک‌ترین ضربه‌ها به سرویس اطلاعاتی بریتانیا با دستگیری زاغری وارد شد.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

زاغری مسئول شبکه‌سازی ام آی ۶ و وزارت خارجه انگلیس در جنوب غرب آسیا و شمال آفریقا بود که در شبکه‌سازی‌های جاسوسی تحت پوشش خبرنگار و شکل‌دهی به انقلاب‌های رنگی در برخی کشورها نقش فعالی داشته است.این جاسوس از طریق برگزاری دوره‌هایی تحت پوشش آموزش خبرنگاری اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌کرد و از سویی در شکل‌گیری ناآرامی‌ها نقش قابل توجهی بر عهده داشت. پروژه‌هایی هم‌چون شبکه‌سازی برای زنان و ناآرام کردن زنان از جمله مسئولیت‌های زاغری در کشور بوده است.در نهایت نازنین زاغری پس از پایان دوره محکومیت ۵ ساله خود و در ازای آزادسازی ۵۳۰ میلیون دلار اموال بلوکه شده ایران و آزادی یک ایرانی با گذراندن تشریفات اداری به تیم انگلیسی تحویل داده شد و با یک هواپیمای عُمّانی به سمت انگلستان پرواز کرد.

دو خبرنگار شرق و هم میهن در تور سرویس های خارجی

در روزهای ابتدایی آشوب های زن، زندگی، آزادی بود که نیلوفر حامدی و الهه محمدی، خبرنگاران روزنامه های شرق و هم میهن، از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شدند. در حالی که جریان رسانه ای آشوب و البته اصلاح طلبان سعی در ربط دادن بازداشت آن ها به ماجرای فوت مهسا امینی داشتند، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه تبیینی مشترکی که نسبت به اغتشاشات صادر کردند، به ارائه جزئیاتی از ماجرای دستگیری ۲ خبرنگار یادشده پرداختند؛ جزئیاتی که نشان از جاسوسی نیلوفر حامدی و الهه محمدی برای سرویس های اطلاعاتی بیگانه داشت.

 

۴۰ جاسوس خبرنگاری که در ایران فعالیت می‌کردند+ عکس

 

در بیانیه مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در ارتباط با اغتشاشات، با اشاره به دستگیری این دو، آمده بود: «سرویس های جاسوسی غربی و صهیونیستی، دوره های آموزش مربیان جنگ های ترکیبی برای تعداد قابل توجهی از عناصر مرتبط را برگزار کرده و به آن ها ماموریت دادهاند بر مبنای آنها به صورت تشکیالتی عمل کنند، متولی دوره های مذکور وزارت خارجه آمریکاست که از حمایت کامل سرویس جاسوسی CIA استفاده می‌کند، مفاد دوره ها در فشرده ترین تعبیر در چارچوب مؤلفه های جنگ ترکیبی و براندازی نرم تعریف می‌شود، انتشار نخستین عکس از مرحومه امینی روی تخت بیمارستان توسط نیلوفر حامدی صورت گرفت که از آموزش دیدگان همین دوره ها در خارج از کشور بود. او با استفاده از پوشش خبرنگاری از نخستین افرادی بود که در بیمارستان حضور و استقرار یافته و به تحریک بستگان متوفی و ارسال اخبار جهت دار پرداخت. همچنین اقدامات الهه محمدی که با استفاده از همان پوشش با حضور فوری در شهرستان سقز، به تحریک اطرافیان مرحومه، کارگردانی برخی صحنه ها و انعکاس اخبار و تصاویر جهتدار از مراسم تشییع، تدفین و تجمعات شکل گرفته در آن شهر به ایفای ماموریت پرداخت. این فرد نیز آموزش دیده دوره های رژیم مافیایی آمریکا در کشورهای خارجی است.»

با این حال اصلاح طلبان نمی‌خواهند این واقعیت را بپذیرند که خبرنگار هم مثل سایر افراد دیگر می‌تواند جاسوس باشد. روزهای پایانی فروردین امسال روزنامه اصلاح طلب هم میهن در گزارشی با عنوان رسانه های داخلی و خبرنگاران آن‌ها جاسوس دشمن نیستند نوشت: «در حال حاضر خبرنگاران و روزنامه نگاران ایرانی بیش از مطالبه هر نوع گشایشی در وضع و حال خود، نیازمند تغییر نگاه مسؤولان مربوط و نهادهای امنیتی نسبت به حرفه خود هستند. اینکه بپذیرند رسانه های داخل کشور، ابزار دشمن و خبرنگاران آن ها، جاسوس نیستند».

آمریکا پاداش خیانت خبرنگاران نیابتی را داد

اما به فاصله ۴۰ روز از انتشار این مطلب، هشتم مرداد امسال نیلوفر حامدی و الهه محمدی برنده جایزه آزادی باشگاه ملی مطبوعات آمریکا در سال ۲۰۲۳ شدند؛ جایزهایی که جان ابوشن نام دارد و شاخص ترین جایزه این نهاد خبرنگاری و مطبوعات در آمریکاست؛ جایزهایی که نشان داد برخالف تلاش اصلاح طلبان برای تطهیر جاسوس - خبرنگارها، وابستگی نیلوفر حامدی و الهه محمدی به سرویس اطلاعاتی آمریکا به واقعیت نزدیکتر از بیگناهی آن‌هاست.

گفتنی است رسانه‌های مدعی اصلاحات از دو دهه پیش تاکنون محلی برای استقرار و پرورش نیرو برای شبکه های ضدایرانی خارج‌نشین بوده‌اند. با نگاهی به کادر رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال، ایندیپندنت فارسی و ... درمی‌یابیم که بسیاری از اعضای آن‌ها، در گذشته خبرنگار و روزنامه نگار رسانه های اصلاح طلب بوده اند و امروز سرباز رسانه ای غرب.

مسعود بهنود، مجتبی واحدی، علی اصغر رمضانپور، مسیح علی نژاد، کاملیا انتخابی فرد، فریبا داوودی مهاجر، رکسانا صابری، نفیسه کوهنورد، فرناز قاضی زاده، اکبر گنجی، ابراهیم نبوی، حسین باستانی، فرشته قاضی، رضا حقیقت نژاد، نیک آهنگ کوثر، مانا نیستانی، امید معماریان، هوشنگ اسدی، نوشابه امیری، محمد مساعد، جمشید برزگر، اردشیر امیر ارجمند، نیما راشدان و ... تنها برخی از اعضای تحریریه روزنامه های مدعیان اصلاحات بودند که امروزه با مواجب گرفتن از دشمنان قسم خورده مردم ایران، به دروغ پراکنی، بزرگنمایی اخبار منفی، ناامیدسازی مردم و تخریب وجهه نظام مقدس جمهوری اسلامی می‌پردازند.در این میان افرادی چون علی اصغر رمضانپور (سردبیر شبکه تروریستی ضدایرانی ایران اینترنشنال) حتی در دولت اصلاحات به مقاماتی از جمله معاونت وزیر فرهنگ و ارشاد نیز دست یافته بودند و امروزه اگاهانه به ملت خود خیانت می کنند.

جاسوسی از بین نمی‌رود، فقط از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود

دشمنی جریان صهیونیستی که حکومت‌های غربی را تحت اراده خود درآورده با ایران همچنان ادامه دارد و این یعنی نیروهای امنیتی همیشه باید مراقب باشند. غربی‌ها و هم‌پیمانان عربی آنها با از دست دادن جاسوس‌های خود در ایران، کار جمع‌آوری اطلاعات جهت ضربه زدن به منافع ملی ایران را متوقف نمی‌کنند و افراد جدید را جایگزین می‌کنند. وظیفه "نیروهای امنیتی" دستگیری آنها و وظایف رسانه‌های داخلی اطلاع رسانی دقیق به مردم و دفاع دربرابر هجمه سنگین دستگاه تبلیغاتی غرب است تا مردم ایران هر روز برای مقابله با این دشمنان، با "بصیرت‌"تر به "مقاومت" خود ادامه دهند تا بتوانند "استقلال" خود را در تمام زمینه‌ها نهادینه کنند.

 

منبع: فارس


:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 25 آبان 1402

 پدیده انحرافی همجنس بازی به اندازه‌ای در سرزمین‌های اشغالی گسترش پیدا کرده که اسرائیل به عنوان بهشت همجنس بازان دنیا معرفی شده است.

تصویب قانون یهودیتی که دولت اسرائیل آنرا اجرا نمود بار دیگر به تبعیض نژادی و آپارتاید رسمیت داد و نقاب دروغین دموکراسی و حقوق بشر را از چهره متزلزل رژیم صهیونیستی برداشته شد. رژیم اسرائیل با تصویب این قانون عملا اعلام کرد که به هیچ یک از مبانی اساسی پذیرفته شده در عرف و منشورهای بین‌المللی پایبند نیست و قانون شهروندی و مساوات میان شهروندان و پذیرش حق تمامیت ارضی دیگران جز بهانه‌ای برای اعمال سیاست‌های تجاوزطلبانه این رژیم، ارزشی برای آنها ندارد. از همین رو بسیاری از تحلیلگران و نظریه پردازان مسایل سیاسی و اجتماعی، تصویب این قانون را اقدامی نشان دهنده استیصال تل‌آویو و رقابت با زمان بر سر نزدیک شدن موعد فروپاشی رژیم جعلی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی می‌دانند.

از سوی دیگر نگاهی به درون رژیم صهیونیستی نیز نشان دهنده تناقض‌های ساختاری میان این جامعه 72 ملت بوده و رشد بالای پدیده‌های ناهنجار اجتماعی و اخلاقی نظیر فسادهای جنسی و اداری و اخلاقی آنها را بیش از پیش به سمت اضمحلال پیش می‌برد. آنچه در این مقاله بررسی می‌شود، اختلال‌های رفتاری و انحطاط اخلاقی صهیونیست‌ها در عرصه‌های مختلف است.  

الف: همجنس‌بازی در سرزمین‌های اشغالی

پدیده همجنس‌بازی یک انحراف روانی و اخلاقی است که متاسفانه طی سالهای اخیر به بهانه آزادی و دموکراسی مورد پذیرش جامعه سکولار و دین‌ستیز در برخی کشورها قرار گرفته است. شمول این پدیده مخرب به علت پیامدهای منفی بسیار زیادی که دارد، همچنان محدود به چندین کشور انگشت‌شمار می‌شود، اما تلاش‌های زیادی برای عمومیت بخشیدن به این اقدامات بویژه در دوران جهانی سازی دنبال می‌شود.  

همچنس‌بازی در سرزمین‌های اشغالی یک پدیده با کارکرد دوگانه است. از یک سو تل‌آویو با حمایت از همجنس‌بازان درصدد ارائه تصویری دموکرات از خود به جهان غرب است و از سوی دیگر نگران تضادها و پیامدهای داخلی و خارجی مرتبط با آن است.


گزارشی که موسسه توریستی همجنس‌گرایان اروپا منتشر کرده است، نشان می‌دهد همجنس‌گرایان اروپایی سالانه نزدیک به یک میلیارد دلار در تل‌آویو هزینه می‌کنند. در سال 2011، یک نظرسنجی توسط شرکت‌های هوایی آمریکایی انجام شد که در نتیجه آن تل‌آویو به عنوان مرکز همجنس‌گرایان دنیا معرفی شد.

رژیم صهیونیستی یکی از ترویج‌کنندگان همجنس‌ بازی در جهان است و اقدامات تبلیغی فراوانی مانند برگزاری رژه همجنس‌بازان در کشورهای مختلف را سامان می‌دهد. «مایکل اورن»، سفیر رژیم صهیونیستی در کنفرانس سالانه همجنس‌‌بازان در آمریکا می‌گوید: "همجنس‌بازان بخشی جدا نشدنی از جامعه ما هستند و چنین افرادی در بخش‌های مختلف جامعه اعم از ارتش، کنست، قوه قضائیه، پزشکان، مهندسان، مدرسان و فلاسفه دیده می‌شوند؛ وی می‌گوید: «اسرائیل بهشت همجنس‌ بازان است.»

وی یکی از افتخارات رژیم صهیونیستی را سازماندهی راهپیمایی جهانی همجنس‌‌بازان طی سال‌‌های اخیر می‌داند. رژیم صهیونیستی در عرصه سیاسی داخلی نیز دست همجنس‌بازان را باز گذاشته است تا جایی که «دان سلیور» نماینده همجنس‌‌بازان در حزب کار این رژیم، خود را برای راهیابی به کنست در فهرست انتخاباتی این حزب نامزد کرد. او اولین همجنس‌بازی بود که به طور آشکارا خود را نامزد انتخابات کنست کرد که مورد موافقت «شلی یاحی موویچ»، رئیس حزب کار نیز قرار گرفت. اهمیت حمایت از همجنس بازی برای اسرائیل به حدی رسیده است که در مدرسه علوم دینی یهودیان محافظه کار، مسئله خاخام شدن همجنس‌بازان زن و مرد مورد موافقت قرار گرفته و بر این اساس همجنس بازان می‌توانند خاخام شده و به برگزاری آیین‌های تلمودی یهود بپردازند!

سرزمین‌های اشغالی یکی از معدود رژیم‌های پیشرو در زمینه مشروعیت بخشیدن به حقوق همجنس گرایان یهودی به عنوان اولین گروههای همجنس گرای جهانی محسوب می شود. قوانین اسرائیلی در مقایسه با آمریکا و دیگر کشورهای حامی حقوق همجنس‌گرایان، در جهت حمایت از همجنس‌گرایی وضعیت مساعدتری یافته است.

همین چند سال پیش بود که هم‌جنس بازان رژیم صهیونیستی تظاهراتی 80 هزار نفره در اعتراض به قانون استثناء هم‌جنس بازان از تسهیلات مربوط به اجاره رحم برگزار کردند. تعداد زیادی از شخصیت‌های هنری و اعضای پارلمان رژیم صهیونیستی نیز در این تظاهرات شرکت داشتند.

تظاهرات مشابهی نیز در حیفا و بئر السبع و قدس برپا شد و هزاران هم جنس باز اسرائیلی خیابان‌های اصلی سرزمین‌های اشغالی را به روی مردم بستند.

تاریخچه مشروعیت هم‌جنس بازان در سرزمین‌های اشغالی

در سال 1975 انجمن همجنس گرایان اسرائیلی (Aguda) به عنوان یک سازمان ملی و به منظور پیشبرد حقوق جامعه ملی و به منظور پیشبرد حقوق جامعه همجنس گرای اسرائیلی در تل‌آویو تأسیس و راه اندازی شد. مقامات اسرائیلی به مسئله انحرافات جنسی با تسامح نگاه می کنند و از همین رو هیچ فردی را تاکنون به جرم انحرافات جنسی یا همجنس گرایی محاکمه نکرده اند. در سال 1988 کنست با وجود مخالفت یهودیان ارتدوکس، قانونی که به موجب آن همجنس گرایی جرم شناخته می شد را لغو و دادگاه عالی اسرائیل نیز مجازات لواط را باطل اعلام کرد. از سال 1989 چاپ و نشر مجلات غیراخلاقی با موضوع همجنس گرایی به دو زبان انگلیسی و عبری، جای پای خود را در جامعه اسرائیل باز کرد.

همجنس‌گرایان اسرائیل در سال 1997 در شهر مذهبی قدس و در سایه حمایت‌های رژیم صهیونیستی آزادانه به راهپیمایی پرداختند. اکنون می‌توان در جای جای شهرهایسرزمین‌های اشغالی نظیر تل‌آویو، حیفا، نتانیا و حتی شهر قدس، اماکن ویژه و اختصاصی مردان و زنان همجنس‌گرا را مشاهده کرد که دست در دست یکدیگر با بهره‌گیری از امتیازات قانونی به گردش و سیاحت یا فعالیتهای روزمره خود می‌پردازند.

در سال 2001 اولین زوج همجنس‌گرای مرد یهودی، "دانیل گراس" و "استیون گلواشتایس" در مونترال کانادا با یکدیگر ازدواج و یک سال بعد گروهی از حاخامهای لیبرال و اومانیست با صدور بیانیه هایی ضمن حمایت از ازدواج همجنس گرایان، مراسم پیوند آنان را برگزار کردند. مناخیم مازوز دادستان کل کشور در سال 2004 مراکز مربوط به ازدواج همجنس گرایان را به رسمیت شناخت.

اماکن ویژه و اختصاصی همجنس گرایان در اسرائیل از جمله منطقه معاشیریم (Mea Shearim) در شهر قدس و پارک گان ها آتزماوت (Gan Ha Atzmaut) به عنوان پارک اختصاصی و مستقل همجنس گرایان که اتفاقا از سطح امنیتی بالایی نیز برخوردار است، از مراکز مهم همجنس گرایان در اسرائیل به شمار می رود.

این در حالی است که تورات صراحتا همجنس‌گرایی را گناه کبیره دانسته، آن را حرام و مجازات مردانی که به این عمل تن می‌دهند را اعدام اعلام می کند. تلمود نیز با اعتقاد به مقدس بودن بنیاد خانواده و اینکه همجنس گرایی زنان و مردان این بنیان مقدس را تضعیف و تهدید می کند هر گونه همجنس گرایی میان زنان و مردان را ممنوع و حرام می داند.

پس از سال 1988، مجلات مربوط به همجنس بازی به دو زبان عبری و انگلیسی در اسرائیل منتشر شد. در ژوئن 1991، سومین کنفرانس بین‌المللی همجنس بازان مرد، زن و دوجنسه‌ها در تل‌آویو برگزار گردید. اکنون گرایش به آزادی‌های بیشتر برای هم جنس بازان بسیار به چشم می خورد. یائیل دایان، دختر موشه دایان، تصریح کرده است که رابطه ملک داوود [ داود پیامبر] و یوناتان رابطه‌ای جنسی بوده است! همچنین نمایشنامه‌ای در اسرائیل اجرا شد که زندگی ملک داوود را با همین دیدگاه نمایش می داد. افزون بر آن، فیلمها و آثاری در این زمینه وجود دارد، همگی چنین دیدگاهی دارند.

عوامل مؤثر بر رواج همجنس‌گرایی در سرزمین‌های اشغالی

هر چند منحصر کردن عوامل مؤثر بر شکل‌گیری و رواج یک پدیده اجتماعی نظیر همجنس گرایی، به یک یا چند عامل خاص و برجسته، تا حدودی ناممکن است، اما مهمترین عوامل رواج هم‌جنس‌گرایی و حمایت‌های دولتی از آن در جامعه صهیونیستیرا می‌توان در موارد زیر دانست:

ـ اهداف تبلیغاتی سرکردگان رژیم صهیونیستی:

رژیم صهیونیستی همیشه به خاطر نقض آشکار حقوق بشر مورد مؤاخذه بوده است. گذشته از نابرابری های اجتماعی که در بین یهودیان با خاستگاه های مختلف وجود دارد و یا تبعض علیه جمعیت عربدر سرزمین‌های اشغالی و جرایم جنگی که ضد حماس یا سایر فلسطینی های مبارز اعمال می شود، همیشه این رژیم را در موقعیت متزلزلی نسبت به اجرای حقوق بشر قرار داده است. از این رو رژیم صهیونیستی تلاش کرده با تأکید بر مسائل حاشیه‌ای نظیر، حقوق همجنس گرایان، تصویری دموکراتیک از خود در سطح جهانی ارایه دهد و خود را آنگونه بنمایاند که در آن همه اقلیت‌ها، حتی اقلیت‌هایی که در مخالفت با رویکردهای مذهبی جامعه هستند، از حق زندگی برخوردارند.

رژیم صهیونیستی تلاش نموده تا از این طریق تبعیض‌ها و بی عدالتی‌هایی را که هر روزه از سوی نیروهای امنیتی، انتظامی و دادگاههای کیفری ضد زندگی روزمره فلسطینی‌ها اعمال می‌کند را از تیررس نگاه‌های منتقد خارج کند. از سوی دیگر رژیم مذکور می‌کوشد بیش از پیش از تصویر یک جامعه دینی فاصله گرفته و خود را کشوری مدرن و سکولار تعریف کند. کشوری که به ادعای این رژیم شبیه‌ترین مدل منطقه‌ای به مدلهای غربی است.

 -گسترش صنعت گردشگری:

رژیم صهیونیستی برنامه های زیادی برای گسترش صنعت گردشگری داشته است. چرا که از نظر تل‌آویو صنعت گردشگری ابزاری برای معرفی قابلیت‌های این رژیم به جهانیان است و از سوی دیگر درآمدهای زیادی نصیب اقتصاد آن می‌کند. از این رو، رژیم مذکور تلاش کرده تا تمامی ابزارها و امکانات لازم برای جذب توریست را فراهم نماید. در این میان اعطای حقوق و آزادیهای همجنس خواهانه در گسترش صنعت گردشگری این رژیم سهم داشته است.

از آنجا که همجنس گرایی در کشورهای بسیاری هنوز جرم محسوب می شود، آزادی روابط همجنس خواهانه می‌تواند به جذابیت گردشگری رژیم صهیونیستی بیفزاید و هم‌جنس بازانی که نمی‌توانند در نقاط دیگر دنیا به گردش بپردازند را جذب اراضی اشغالی فلسطین کند. "مایکل همل" رئیس انجمن همجنس گرایان اسرائیل "تدارک امکانات همجنس گرایی به عنوان مشوق سفر گردشگران همجنس‌گرا به اسرائیل را پروژه‌ای می داند که این انجمن با همکاری دولت درصدد اجرای آن است.

همچنین، مالک آلمانی تبار یکی از کلوپ های شبانه قدس در تبیین دلایل ارائه خدمات ویژه به همجنس گرایان در این کلوپ می گوید: من دوستان همجنس گرای زیادی دارم که زمانی که به اسرائیل می آیند هیچ کلوپ و مکان اختصاصی برای خود ندارند. هدف من از بازگشایی کلوپ مذکور، تدارک چنین فضای اختصاصی بوده است.

از نظر کابینه رژیم صهیونیستی صنعت توریسم ابزاری برای معرفی اسرائیل به جهانیان است. بنابراین، دولت می‌بایست تمامی ابزارها و امکانات لازم برای جذب توریست را فراهم آورد. رژیم صهیونیستی بر آن است تا با تبدیل تل‌آویو به آمستردام دوم از امکانات بالقوه این مکان برای جذب توریست‌های همجنس‌گرا بهره برداری کند.

-مهاجر محوری جامعه صهیونیستی

جامعه اسرائیل از نظر اخلاقی "جامعه‌ای منحرف" محسوب می شود و دلیل اصلی این مسئله در مهاجر محور بودن آن است. در نتیجه موج گسترده مهاجرتهای قبایل و جوامع مختلف به اسرائیل، نوعی نسبی‌گرایی اخلاقی و نبود معیار اخلاقی مطلق در جامعه اسرائیل به وضوح دیده می شود. این نسبی‌گرایی به شکل‌گیری فساد در کلیه حوزه‌ها اعم از اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مخصوصا اخلاقی انجامیده است.

ـ سکولاریسم پذیری جامعه صهیونیستی:

گسترش حاکمیت سکولاریسم و نهادهای سکولاریستی در نظام سیاسی اسرائیل معادل تضعیف دین یهود و معیارها و هنجارهای اخلاقی جامعه به نفع نهادها و هنجارهای عرفی است. رواج مجلات غیراخلاقی به زبان عبری و انگلیسی و حتی پیشنهاد چاپ مجلات غیراخلاقی به زبان عبری مظهر این سیاست است. با این وجود مخالفان همجنس گرایی معتقدند تضعیف بنیادهای خانواده از جانب همجنس گرایان، به کاهش جمعیت اسرائیل انجامیده و نتیجه آن افزایش جمعیت عرب و مسلمان اسرائیل خواهد بود.

یکی از دلایلی که تل‌آویو را به "خانه همجنس‌گرایان" دنیا تبدیل کرده است، پذیرش عمومی صهیونیست‌ها به این مساله است. صهیونیست‌ها که به هیچ نوع اخلاقیاتی پایبند نیستند، و به ارزش‌های خانوادگی ارج نمی‌گذارند با این مساله نیز مشکلی ندارند.

سیاستمداران هم‌جنس باز در سرزمین‌های اشغالی

از نظر جامعه همجنس گرایان اسرائیلی اجازه فعالیت به همجنس گرایان نماد تعهد دولت به دموکراسی است و از این طریق اسرائیل می تواند یک تصویر بشردوستانه از حقوق بشر و دموکراسی به اروپاییان و آمریکاییها نشان دهد.

حاییم اوروناز حزب میرتس ـ که در اکثر راه پیماییها پرچم این حزب به همراه پرچمهای رنگین همجنس گرایان و شعارهای حقوق بشر در جلو تظاهرکنندگان دیده می شود ـ معتقد است که مبارزات جامعه همجنس گرا به خلق یک جامعه اهل مدارا و پلورالیست کمک خواهد کرد.

یال گلمن شهردار هرتزلیا خواهان برگزاری راهپیمایی افتخار در تمامی شهرهای محل سکونت همجنس گرایان است. وی از تمامی شهرداران می خواهد تا به شهر قدس آمده و به همراه راه پیمایان در راه پیمایی شرکت کنند. او از حق همجنس گرایان به عنوان یک حق بنیادین در اسرائیل یاد کرده است.

در سطح مقامات اجرایی نیز ایهود اولمرت نخست‌وزیر اسبق اسرائیل، اگرچه در موضعی مخالف با راهپیمایی همجنس گرایی، آن را یک عمل تحریک کننده شهوت می داند، اما دانا اولمرتدختر وی به شرکت کنندگان در راهپیمایی هم‌جنس بازان افتخار می کند.

زیپی لیونی وزیر امور خارجه سابق اسرائیل نیز از تلاشهای همجنس گرایان به عنوان نماد تعهد اسرائیل به لوازم دموکراسی و حقوق بشر حمایت می کند.

پیش از این یک وزیر پیشین اسرائیل و یک روزنامه نگار آمریکایی از همجنس باز بودن زیپی لیونی وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی خبر داده و از وجود روابط جنسی وی با کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه وقت آمریکا پرده برداشتند. گلن کاسلر روزنامه‌نگار آمریکایی در کتاب خود از "همجنس باز" بودن لیونی پرده برداشته ومی‌نویسد: زیپی لیونی با دوست دختر خود که "رندی بین" نام داشت، معاشرت جنسی داشته است.

"لیمور لیونات" وزیر پیشین آموزش رژیم صهیونیستی نیز پیش از این از وجود روابط جنسی میان لیونی و رایس خبر داده بود.

تسهیلات حقوقی رژیم صهیونیستی برای هم‌جنس بازان

اگرچه تا سال 1988 قانونی که همجنس گرایی در رژیم صهیونیستی را جرم اعمال می کرد، لغو نشده بود، اما دستگاه قضایی این رژیم نسبت به این مسأله، همیشه از خود مدارا نشان می داد و به ندرت به خاطر همجنس گرایی علیه کسی اعلام جرم می کرد. از سال 1988 که کنست این قانون را لغو کرد، همجنس گرایان اسرائیل از امتیازات مدنی برخوردار شدند. امتیازاتی چون: ثبت رسمی ازدواج، برخورداری از حقوق قانونی زوجهای غیرهمجنس مانند حقوق مالی و ارثی، حق حضانت فرزند، حق عائله مندی، حق اشتغال در همه سطوح و رفع همه تبعیض هایی که ممکن است به خاطر گرایش های جنسی شان بر آنها تحمیل شود.

گرچه حاخامهای اصلاح طلب از اواخر دهه 1990 زوجیت افراد همجنس را پذیرفته بودند، در سال 2003، کنست، ثبت ازدواج زوج های همجنس گرا را تصویب کرد. پس از آن زوج های همجنس گرا، از دولت خواستند تا مانند سایر زوج ها بتوانند برای شرکای همجنس خود - حتی بدون ثبت ازدواج - ویزای اقامت در اسرائیل بگیرند.

رژیم صهیونیستی برای افرادی که همسران عرفی صهیونیست‌ها یا شریک جنسی همجنس گرای آنها به شمار می‌روند، تسهیلات ویژه‌ای مصوب کرده و آنها قادر خواهند بود، برای دریافت مجوز اقامت دائم، درخواست دهند. طبق قوانین مهاجرت که سابقاً اعمال می‌شد، افراد خارجی که به طور قانونی با شهروندان اسرائیلی ازدواج نکرده بودند، فقط می‌توانستند ویزای گردشگری و مجوز کار دریافت کنند. اما بر اساس قانون جدید وزارت کشور، همسران خارجی همجنس خواهان نیز قادر خواهند بود تا شهروند دائم رژیم صهیونیستی شده و از حقوق مدنی و اجتماعی برخوردار گردند.

در سرزمین‌های اشغالی همچنین همجنس‌گرایان در مورد مالیات و مستغلات از حقوق قانونی برخوردار بوده و به آنان اجازه داده می‌شود تا بدون پرداخت "مالیات زندگی مشترک بدون ازدواج"، اموال را میان خود تقسیم کنند.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس بازان

همه چیز در مورد اختلال همجنس گرایی (Homosexual)

پرچم همجنس گرایان

فعالان شبکه‌های اجتماعی این روزها در میانه آتش شعله‌ور جنگ غزه، تصاویر و ویدئوهایی از نظامیان اسرائیلی منتشر کرده‌اند که نشان می‌دهند آن‌ها در حالی که در غزه دست به جنایت می‌زنند، در فضای دیگری نیز به سر می‌برند؛ تعدادی پرچم‌های همجنس‌بازان را حمل می‌کنند و تعدادی نیز در حال عیش و نوش و عیاشی هستند.

در یکی از این ویدئوها سربازان صهیونیست در اطراف غزه در حالی که عریان هستند جشن گرفته و حرکات عجیب و غریب انجام می‌دهند که نشان از مصرف بیش از حد مواد مخدر و مشروبات الکی دارد. (امکان انتشار تصاویر وجود ندارد).

همچنین یک نظامی اشغالگر در حالی که پرچم همجنس‌بازان را در دست دارد، در کنار ادوات نظامی در نوار غزه ایستاده و عکس گرفته است. این فرد به نام «یوآو آتزمونی» به روزنامه واشنگتن پست گفت که به خودش قول داده بود تا پرچم رنگین کمانی را به نمایندگی از تمامی هم‌قطاران خود به جنگ با حماس ببرد و از اینکه توانسته به قولش عمل کند، احساس غرور می‌کند!.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس‌بازان

وبسایت اینسایدر آمریکا نیز تصویری از یک نظامی اسرائیلی را منتشر کرد که پرچم این رژیم را همراه با نشانه همجنس‌بازان در بالا و پایین آن در دست گرفته و در کنار یک تانک مرکاوا عکس گرفته است.

حضور نظامیان همجنس‌باز در جنگ غزه در حالی است که تعداد همجنس‌بازان در ارتش رژیم اشغالگر به شکل فزاینده‌ای در حال افزایش است تا جایی که ارتش اسرائیل جزو ۱۰ ارتش دارای بیشترین تعداد همجنس‌باز است.

ارتش اسرائیل در قبضه همجنس‌بازان

طی سال‌های اخیر پژوهش جدیدی در این باره صورت نگرفته است، اما در سال ۲۰۱۴ روزنامه یدیعوت احارانوت نوشت که طبق گزارش مرکز مطالعات استراتژیک «هاجو» متعلق به ارتش اسرائیل، تعداد همجنس‌بازان درون ارتش این رژیم به شدت در حال افزایش است؛ تا جایی که ارتش اسرائیل از این حیث در رتبه نهم جهانی قرار گرفته است. طبق گزارش این مرکز ارتش نیوزلند در رتبه اول، هلند در رتبه دوم و ارتش انگلیس در رتبه سوم قرار دارد.

همجنس‌بازی در رژیم اسرائیل از سال ۱۹۸۸ قانونی شد و رژیم اسرائیل در سال ۲۰۰۶ شروع به قانونی کردن ازدواج همجنس‌بازان کرد؛ دو سال بعد در سال ۲۰۰۸ آن‌ها مجوز سرپرستی فرزند را دریافت کردند و در سال ۲۰۲۰ نیز پارلمان اسرائیل مجوز اجاره رحم برای آن‌ها را صادر کرد؛ با این حال هنوز ازدواج همجنس‌بازان کاملا به شکل قانونی در نیامده است.

همچنین به شکل روتین حضور نظامیان در تظاهرات و اعتراضات در اسرائیل ممنوع است، اما در سال ۲۰۱۶ نظامیان همجنس‌باز و دیگر اقلیت‌های جنسی در نامه‌ای خواستار حضور در رژه همجنس‌بازان شدند که این مجوز به آن‌ها داده شد، اتفاقی که با تعجب و اعتراض دیگر نظامیان مواجه شد و آن‌ها نیز خواستار دادن مجوز به آن‌ها برای حضور در اعتراضات و تظاهرات مدنی شدند.

یک سال بعد «شارون افک»، رئیس وقت دادستان نظامی اسرائیل به عنوان اولین مقام همجنس‌باز به طور علنی در بخش فرماندهی ارتش اسرائیل مشغول به فعالیت شد و به شکل علنی اعلام کرد که یک همجنس‌باز است.

در اقدامی دیگر پارلمان اسرائیل (کنست) در ابتدای ماه جاری میلادی قوانین مربوط به نظامیان همجنس‌بازان را تغییر داد و برای آن‌ها امتیازاتی همچون دیگر نظامیان در نظر گرفت. نمایندگان عمدتا راستگرای پارلمان اسرائیل قانونی را به تصویب رساندند که به موجب آن در صورت کشته شدن یک نظامی همجنس‌باز در جنگ غزه، شریک جنسی او به عنوان همسرش می‌تواند تسهیلات و مزایا دریافت کند!.

فساد اخلاقی در ارتش اشغالگر قدس البته به همجنس‌بازی محدود نمی‌شود، به طوریکه آمار تجاوز به نظامیان زن موجب نگرانی مقامات ارتش صهیونیستی شده است؛ در این راستا در آگوست گذشته افشای تجاوز یک فرمانده نظامی به ۲۱ سرباز زن موجب جنجال رسانه‌ای شد.

روزنامه یدیعوت آحارانوت سال گذشته در این زمینه گزارش داد که تاکنون بیش از ۱۵۰۰ مورد تجاوز جنسی در ارتش اسرائیل گزارش شده اما مقامات تنها به ۳۱ مورد رسیدگی کرده‌اند. در سال ۲۰۲۰ ، ۲۶ مورد آزار جنسی در ارتش اسرائیل گزارش شده بود و این میزان در سال ۲۰۲۱ به ۴۶ مورد رسید. البته منابع صهیونیستی اعلام کردند که این تعداد تنها مربوط به آن دسته تجاوزات جنسی است که قربانیان شکایت خود را ثبت کرده‌اند و بیشتر آمار مربوط به این تجاوزات بدون شکایت طرف‌های مربوطه پنهان می‌ماند.

طبق گزارش بانک جهانی، اسرائیل یکی از خطرناک‌ترین مکانها در دنیای غرب به حساب می‌آید و این امر ناشی از بی‌ثباتی و بی‌کفایتی مسئولان و عدم پاسخگویی آنها و میزان بالای فساد و نیز عدم اجرای قانون است.

در گزارشی نیز که وزارت امور خارجه آمریکا هر ساله در مورد وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف جهان ارائه می کند، نشان داده شده است که در دولت اسرائیل نمونه‌های بارز نقض حقوق بشر به چشم می‌خورند. در رده بندی جهانی کشورهای دارای دموکراسی نیز، اسرائیل در بین 36 کشور حاضر در این رده بندی جایگاه بیستم را به خود اختصاص داده است.

دلایل شیوع فساد اداری در اسرائیل:

یکی از دلایل بروز فساد اداری و ناتوانی دولت اسرائیل در مهار آن، این است که 15 درصد فعالیتهای اقتصادی در اسرائیل با استفاده از سرمایه سیاه صورت می گیرد. این نشان می دهد که اسرائیل علاوه بر بلژیک و ایتالیا در صف اول کشورهای غربی قرار دارد که کیفیت درآمدها از چشم مقامات مالیاتی مخفی می‌ماند. اصطلاح سرمایه سیاه نشان دهنده حجم فعالیتهای مخفیانه اقتصادی است. این فعالیتها خرید و فروش مواد مخدر، شرط بندیها، تجارت زنان و تأمین اقدامات تروریستی را شامل می‌شود.

خفیف بودن مجازاتهای مربوط به فساد اداری یکی دیگر از دلایل همه گیر شدن این ویژگی در اسرائیل است، زیرا برملا شدن فساد اداری افراد، تنها مدتی خوراک تبلیغاتی جراید را فراهم آورده و نهایتا در قالب پرونده‌ای دیگر بایگانی می‌شود. مشارکت نابجای سیاستمداران، در فعالیتهای تخصصی نهادهای اداری، عامل دیگری است که لیندن اشتراوس در گزارش شش ماهه خود به عنوان یکی از عوامل دامن زننده به فساد اداری اسرائیل از آن نام می برد.

ناسالم بودن روند انتخابات در اسرائیل نیز عامل دیگری است که حاکمیت نظام دموکراتیک در این کشور را مورد تردید قرار می‌دهد. دولت اسرائیل که در زمره کشورهای توسعه یافته طبقه بندی می شود، صراحتا از امضای پیمان بین‌المللی مبارزه با فساد سرباز زده است، زیرا این پیمان مانع اعطای رشوه در جریان حصول توافقات امنیتی بین‌المللی است.

براساس یک نظرسنجی که در گزارش سالانه مؤسسه دموکراسی اسرائیل منتشر شد، 62 درصد از اسرائیلیها معتقدند که سرزمین‌های اشغالی با فساد زیادی روبه رو است.50 درصد آنها معتقدند هر کاندیدایی باید به منظور تصاحب یک پست بالا به فساد متوسل شود و تنها 10 درصد پاسخ دهندگان بر این باورند که سردمداران کشور نگران سعادت اسرائیل هستند.

الف ـ مصادیق ارتشاء و فساد مالی در میان رهبران سیاسی:

فساد اداری و مالی در جامعه بیمار صهیونیستی طی دهه‌های اخیر به اوج خود رسیده است. در این رابطه گرچه تلاش‌هایی برای مبارزه با فساد صورت گرفته که به حذف برخی چهره‌های سیاسی انجامیده است، اما فرار بسیاری از دولتمردان صهیونیستی از مجازات و اعمال نفود بسیاری از آنها برای جلوگیری از افشای پرونده‌های فساد مالی و اخلاقی آنها، روند مبارزه با فساد در سرزمین‌های اشغالی را با مشکل جدی مواجه کرده است.

آریل شارون نخست‌وزیر پیشین، دو بار به جرم فساد مالی و اخذ رشوه از طرف پلیس مورد بازجویی قرار گرفت. فرزندان وی (گیلعاد و عمری) و همچنین ایهود اولمرت نخست‌وزیر بعد از شارون و حتی بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر کنونی نیز به همین جرم بازجویی شده‌اند.

در سال 2007 نیز آوراهام هیرچسون وزیر دارایی اسرائیل به اختلاس از اتحادیه کارگران ملی متهم شده است. از جمله افراد دیگری که در اسرائیل مرتکب فساد مالی شده‌اند، وایزمن رئیس سابق رژیم صهیونیستی، شیمون شوز مدیر کل دفتر اسحاق رابین نخست وزیر اسبق اسرائیل، بنیزی نماینده مذهبی حزب شاس، آریل درعی (در زمان تصدی رهبری شاس)، دالیا ایتسیک نماینده سابق حزب کارگر، زاهی هنگبی وزیر سابق محیط زیست، موشه کرت رئیس صنایع هوایی و صالح طریف اولین وزیر عرب در کابینه اسرائیل و عضو حزب کارگر می‌باشند.

1.فساد مالی آریل شارون:

آریل شارون نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی، نخستین بار در سال 1999 از طرف پلیس مورد بازجویی قرار گرفت و معلوم شد که در سال 1997 وی سفری به روسیه، هدفی غیر از مسائل دولتی داشته است. اتهام وی در این زمان این بود که برای کمک به یک تاجر اسرائیلی به نام آویگدور بن کال، سفر رسمی (با استفاده از بودجه دولت) به روسیه داشته تا یک قرارداد چند میلیون دلاری گاز طبیعی را نصیب این فرد کند و در مقابل، قرار بود این تاجر که بازنشسته ارتش اسرائیل است، در جریان شکایت آریل شارون از یک روزنامه اسرائیلی شهادت دروغ بدهد. چند سال بعد برای دومین بار آریل شارون، دو فرزند وی (گیلعاد و عمری) و ایهود اولمرت قائم مقام وقت نخست وزیر در مظان اتهام اخذ رشوه از داوید اپل بازرگان اسرائیلی قرار گرفتند که به موجب پیشبرد مقاصد معاملاتی خود به افراد مذکور رشوه داده بود.

ماجرای معروف به "ماجرای کرن" نیز از دیگر مواردی بود که پرده از فساد مالی شارون برداشت. در این پرونده، شارون متهم بود که کمکهایی به مبلغ 7/1 میلیون دلار از "سیریل کرن" تاجر مقیم آفریقای جنوبی و دوست قدیمی خود برای فعالیتهای سیاسی - انتخاباتی نخست وزیری گرفته است، در حالی که طبق قوانین رژیم صهیونیستی پذیرفتن کمکهای خارجی برای فعالیتهای سیاسی داخلی ممنوع است.

شرکت سیکامور رانچ (Sicamor Ranch)نیز که متعلق به آریل شارون بود، نیز متهم شد که بدون کسب مجوز از اداره اراضی اسرائیل و بدون ثبت مشخصات ارضی، اقدام به تملک غیرقانونی صدهاجریب زمین در منطقه نقب کرده است.

  1. پرونده‌های فساد و کلاهبرداری ایهود اولمرت

پروژه هالی‌لند (سرزمین مقدس) در اراضی اشغالی سال 1948 در بیت المقدس، سبب بازگشایی پرونده‌ای شد که از آن با عنوان بزرگترین پرونده فساد در تاریخ رژیم صهیونیستی یاد می‌شود.
هالی لند، مربوط به ساخت واحدهای فاخر و لوکسی است که در جنوب غربی قدس اشغالی بنا شده و شکل ظاهری آن با بافت منطقه مذکور کاملا متفاوت است.


پلیس رژیم صهیونیستی معتقد است که یک شرکت ساختمانی‌، از سال 1999 تا سال 2008 میلادی به کارکنان و مسئولان عالی‌رتبه شهرداری قدس مبالغی رشوه داد. دادگاه مرکزی تل آویو در همین رابطه ایهود اولمرت را به دریافت 921 هزار دلار رشوه از سازندگان مجتمع عظیم مسکونی هالی لند در زمان تصدی شهرداری قدس متهم کرد.
اولمرت پیش از این نیز به اتهام پولشویی از طریق حساب‌های بانکی دخترش و 2 مورد قضایی دیگر تحت پیگرد قرار گرفته بود، اما از همه این موارد تبرئه شده بود.
این بار اما مدارک کامل و متقنی در مورد اتهامات فساد اولمرت وجود داشت. «اوری لوبولیانسکی» شهردار سابق قدس که تا سال 2003 متصدی این پست بود، به اتهام دریافت رشوه به مقدار 600 هزار یورو بازداشت شد و اعتراف کرد که اولمرت در این فساد مالی دخیل بوده و مسئول آن است.

موریس تالانسکی بازرگان میلیونر آمریکایی نیز در دادگاه به پرداخت مبالغ هنگفتی به اولمرت اعتراف کرد.
اولمرت خودش نیز در دادگاه اعتراف کرد که زمانی که شهردار بیت المقدس بود، در رسوایی بزرگ مربوط به خرید و فروش ملک در این شهر دست داشته و رشوه دریافت کرده است. وی از سال 1993 تا 2003 شهردار بیت المقدس بود.
نخست‌وزیر مستعفی رژیم اسرائیل به همراه دوازده تن دیگر از مسئولان بلندپایه شهرداری بیت المقدس در این پرونده تحت پیگرد قرار داشتند که سه تن از متهمان پرونده به دستور مقامات قضایی تبرئه شدند.

  1. فساد و رسوایی نتانیاهو و همسرش:

نتانیاهو سومین نخست وزیر پیاپی رژیم صهیونیستی است که به فساد مالی و اداری متهم شده است. در سال 1999 یعنی همان سالی که وایزمن استعفا کرد، بنیامین نتانیاهو و همسرش در دو پرونده رسوا شدند؛ یکی دریافت غیرقانونی و بدون مجوز هدایا از رهبران مختلف جهان و دیگری سوء استفاده مالی از پست دولتی و دریافت رشوه از یک تاجر اسرائیلی. اما دادستانی ‌کل درصدد برآمد توصیه پلیس را نادیده گرفته و کیفرخواستی را در این زمینه ارائه ندهد.

فاکتورسازی به‌عنوان هزینه‌های رسمی نخست وزیر، سوء استفاده از حساب رسمی نخست ‌وزیری برای اداره و تعمیرات خانه‌های شخصی، استخدام پرستار خصوصی برای پدرش با بودجه حکومتی، استخدام برخی افراد با حقوق‌های نامتعارف و سوءاستفاده از جایگاهش از جمله مواردی است که پرونده فساد مالی "سارا نتانیاهو" همسر "بنیامین نتانیاهو" نخست وزیر رژیم صهیونیستی را سنگین کرده است.

بر اساس گزارش وزارت دادگستری رژیم صهیونیستی، کیفرخواستی تنظیم شده که سارا نتانیاهو در آن متهم است در طول سه سال 350 هزار شیکل (تقریباً 100 هزار دلار) از اموال دولتی را برای سفارش غذا از رستوران‌های گران‌قیمت هزینه کرده است. این در حالی است که با توجه به اینکه اقامتگاه نخست‌وزیری آشپز رسمی دارد، تهیه غذا از هر مکانی به ‌دلایل امنیتی و تشریفاتی ممنوع است.

ماجرای زیردریایی‌های آلمانیمهم‌ترین پرونده‌ای است که نتانیاهو و کابینه‌اش با آن دست به گریبان هستند. ابعاد خارجی این پرونده و جایگاه شخصیت‌های نظامی که در این قضیه دست دارند، از عوامل اهمیت این پرونده است. این پرونده در اسرائیل به قضیه 3000 معروف شد.


:: بازدید از این مطلب : 366
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 25 آبان 1402

فهرستی از شرکت‌های صهیونیستی یا شریک در اشغالگری رژیم اشغالگر اسرائیل را منتشر کردند، آن هم در شرایطی که درخواست‌ها در کشورهای اسلامی برای تحریم اقتصادی اسرائیل و اعمال فشار بر اقتصاد این رژیم و شرکت‌های حامی آن شدت گرفته است.

چه شرکت‌هایی حامی اقتصادی رژیم صهیونیستی هستند؟

 

  فهرستی از محصولات و برندهایی که در بازارهای جهانی یافت می‌شوند و به طور مستقیم از اشغالگری اسرائیل و شهرک‌سازی و آپارتاید این رژیم و آوارگی فلسطینیان حمایت می‌کنند، در وب سایت جنبش تحریم  BDS  منتشر شده که در ادامه آمده است:

اچ پی

شرکت اچ پی، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های چند ملیتی و فعال در زمینه فناوری اطلاعات است که به استفاده اسرائیل از سیستم شناسایی بیومتریک  برای محدود کردن رفت و آمد فلسطینی‌ها کمک می‌کند.

شرکت‌های دارای برند HP فناوری‌هایی را ارائه می‌کنند که اسرائیل از آن برای حفظ آپارتاید، اشغالگری و شهرک‌سازی علیه مردم فلسطین استفاده می‌کند.

زیمنس و نکسانز
شرکت آلمانی زیمنس، در پروژه آپارتاید اسرائیل و شهرک سازی‌های غیرقانونی اسرائیل نیز شریک است آن هم  از طریق ساخت خطوط اتصال که شبکه برق اسرائیل را به شبکه برق اروپا متصل می‌کند و به شهرک‌های غیرقانونی ایجاد شده در زمین‌های فلسطین اجازه می‌دهد از تجارت برق تولید شده از گاز فسیلی بین اسرائیل و اتحادیه اروپا بهره‌مند شوند.

همچنین مشخص شده که شرکت خدمات برق نروژی نکسانز Nexans اخیراً قرارداد بخش کابل‌های اتصال رژیم صهیونیستی را منعقد کرده است . در 19 ژوئیه، Nexans در وب سایت خود اعلام کرد که این خط در اعماق بیش از 3000 متر از کف دریای مدیترانه امتداد خواهد داشت. کابل های زیردریایی به صورت عمده در تاسیسات شرکت Nexans  در Halden (نروژ) و Futtsu (ژاپن) ساخته می‌شوند و توسط کشتی های کابل کشی پیشرفته Nexans Aurora و Nexans Skagerrak نصب می‌شوند.

شرکت بیمه آکسا
شرکت فرانسوی فعال در حوزه بیمه آکسا، در بانک‌های رژیم صهیونیستی سرمایه‌گذاری می‌کند که سرقت زمین‌ها و منابع طبیعی فلسطین را تامین مالی می کنند.

جنبش BDS توصیه می‌کند از خرید بیمه نامه با AXA خودداری کنید، یا اگر در حال حاضر بیمه نامه‌ای با آنها دارید، سعی کنید آن را لغو کنید.

در 14 ژوئن، بیانیه کمیته ملی فلسطین برای بایکوت اسرائیل (BNC) اعلام کرد که شرکت بیمه چندملیتی فرانسوی AXA به سرمایه گذاری 15.6 میلیون دلاری در بانک‌های اسرائیل، بانک هاپوالیم (6.53 میلیون دلار)، بانک لئومی (5.63 میلیون دلار)، بانک دیسکونت (3.08 میلیون دلار) و بانک مزراحی تفاهت (600 هزار دلار) ادامه می‌دهد.
شرکت پوما(Puma)
پوما حامی مالی فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی است که شامل تیم‌هایی از شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطین است.
پوما به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان پوشاک ورزشی در جهان و تنها حامی بین‌المللی فدراسیون فوتبال اسرائیل است که به گفته دیده‌بان حقوق بشر، شامل باشگاه‌های فوتبال مستقر در شهرک‌های غیرقانونی اسرائیل است.

بر اساس گزارش BDS، دارندگان مجوز انحصاری فعلی و قبلی پوما در اسرائیل در شهرک‌های غیرقانونی صهیونیست‌نشین فعالیت دارند.

حمایت پوما از فدراسیون فوتبال رژیم صهیونیستی حمایت از دخالت مستقیم آن را در نقض حقوق بشر و قوانین بین‌المللی محسوب می شود و به سیستم شهرک‌سازی اسرائیل اجازه ادامه و گسترش می‌دهد.
شرکت‌های سودا استریم (SodaStream ) و ادن اسپرینگز(Eden Springs)
به گفته جنبش‌های تحریم رژیم صهیونیستی، سودا-استریم، کمپانی تولید دستگاه‌‌های خانگی تهیه آب و نوشابه گازدار در اسرائیل در سیاست این رژیم برای آواره ساختن شهروندان بومی فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی النقب نقش داشته و شریک دیرینه این رژیم در بدرفتاری و تبعیض علیه کارگران فلسطینی بوده است.

Eden Springs  نیز همچنین در بسیاری از کشورهای جهان آب معدنی می فروشد و یک کارخانه آب معدنی در بلندی‌های جولان اشغالی سوریه راه اندازی کرده است.

میوه‌ها و سبزیجات اسرائیلی

صادرات عمده اسرائیل میوه‌ها و سبزیجات هستند که در زمین‌های غصب شده از فلسطینی ها کشت می‌شوند. صادرات اصلی اسرائیل شامل خرما، آووکادو و فلفل رنگی است.
در حالی که قوانینی وجود دارد که همه بازرگانان و واردکنندگان را ملزم می‌کند که برچسب کشور مبدا را روی کالا بگذارند، گاهی اوقات محصولات اسرائیلی با دستکاری در داده‌های کشور مبدأ از طریق یک کشور واسطه به کشورهای عربی صادر می شود.
کاترپیلار(CAT) و آهاوا( Ahava)
نیروهای اشغالگر از بولدوزرهای  شرکت صنایع سنگین آمریکایی کاترپیلار  CAT برای تخریب منازل فلسطینی‌ها و مزارع آنها استفاده می‌کنند و همچنین از آنها در جرایم اسرائیل در غزه استفاده کرده است. این شرکت یک بولدوزر مستحکم را به طور خاص برای ارتش اسرائیل طراحی کرده است.

لوازم آرایشی آهاوا نیز به منابع طبیعی که به طور غیرقانونی از سواحل بحر المیت در سرزمین‌های اشغالی فلسطین استخراج می‌شود، متکی است. این یکی از شناخته شده ترین شرکت های صادرکننده اسرائیلی در جهان است، زیرا محصولات آن نه تنها در فروشگاه‌ها به فروش می‌رسد، بلکه از طریق اینترنت نیز به بازار عرضه می‌شود و از طریق دفتر مرکزی خود در بریتانیا، خدمات ارسال را به تمام کشورهای از جمله کشورهای عربی ارائه می‌دهد.

هیوندای  Hyundai
مقامات رژیم صهیونیستی از بولدوزرهای صنایع سنگین هیوندای برای شهرک‌سازی و فعالیت به طور خاص در منطقه صنعتی شهرک صهیونیست‌نشین برکان استفاده می‌کنند. تجهیزات این شرکت همچنین برای تخریب خانه‌های فلسطینی‌ها به ویژه در قدس و نقب و همچنین برای تخریب منازل در جولان اشغالی سوریه استفاده می‌شود.

 

هوموس  صبرا Sabra

Sabra Hummus یک سرمایه گذاری مشترک بین PepsiCo و Strauss Group، یک شرکت غذایی اسرائیلی است که از ارتش اسرائیل حمایت مالی می‌کند.

 بسیاری از شرکت‌های مطرحی که در زندگی روزمره ما حضور پررنگی دارند؛ مستقیم یا غیرمستقیم پیوندی با اقتصاد رژیم صهیونیستی داشته و با کمک‌های خود، سوخت موشک‌های این رژیم علیه کودکان فلسطینی را تأمین می‌کنند. 

شرکت «کوکاکولا» یکی از شرکت‌های چندملیتی طرفدار رژیم صهیونیستی است و سالانه ۱۷% از درآمد خود را به پروژه ارض موعود صهیونیست‌ها اختصاص می‌دهد. کوکاکولا در سال ۱۹۶۶ با تأسیس یک کارخانه در فلسطین اشغالی ضمن شکستن تحریم اقتصادی اعراب علیه رژیم صهیونیستی، گام مهمی را در تثبیت این رژیم برداشت. وزارت خارجه رژیم اشغالگر قدس در روزنگاری که در این سال منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم رژیم صهیونیستی از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است.

روزنامه هاآرتص در تاریخ ۱۹ جولای ۲۰۰۲ اعلام کرد کوکاکولا در ازای کمک‌های میلیونی دولت رژیم اشغالگر قدس (در قالب حدود ۵۰ میلیون دلار معافیت مالیاتی)، می‌خواهد یک کارخانه جدید در فلسطین اشغالی در شهرک «کیریات گات» جهت به‌کارگیری ۷۰۰ صهیونیست بسازد.

در سال ۲۰۰۳ نیز آژانس یهودی دیاسابورا، با انتشار گزارشی، از حمایت گسترده شرکت‌های بزرگ جهان به صهیونیسم و رژیم صهیونیستی پرده برداشت. در این گزارش آمده است شرکت‌های نوشابه‌سازی کوکاکولا و پپسی، هر کدام معادل ۳/۲ میلیارد دلار در سال برای تحقق آرمان‌های این آژانس کمک می‌کنند که این رقم ۴/۵ % کل فروش سالانه این شرکت‌ها که بالغ بر ۷۰ میلیارد دلار است را تشکیل می‌دهد. 

شرکت پپسی نیز تا سال ۱۹۹۱ به تحریم این رژیم از سوی کشورهای عربی پایبند بود؛ ولی ازآن‌پس تجارت خود را با این رژیم از سر گرفت و چنان که ذکر شد هم اکنون در ردیف حامیان مالی این رژیم محسوب می‌شود.

نستله نیز در سال ۱۹۹۸ میلادی، جایزه جوبیلی (Jubilee Award) را از دست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، دریافت کرد. این جایزه به بزرگ‌ترین شرکت‌های تأمین‌کننده اقتصاد رژیم صهیونیستی اعطا می‌شود.

علاوه بر این شرکت‌ها، پویش‌های مختلف تحریم دولت اشغالگر قدس، فهرستی از برندهای تجاری مشهوری را تهیه کردند که آشکارا حمایت خود را از رژیم اشغالگر اعلام کرده یا با شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و آسیایی ارتباط دارند که کشورهایشان از جنگ رژیم صهیونیستی حمایت کردند.

این فهرست شامل رستوران مک‌دونالد، هاردیز، برگر کینگ و مشروبات نستله، کوکاکولا، لیپتون، استارباکس، خودروهای هیوندای، کره جنوبی، مواد شوینده با برند «تاید» و «آریل» و لوازم آرایشی آمریکایی «کایلی جنر» و «لوریا» و شرکت فناوری اطلاعات «اچ پی» و شرکت IBM که سخت‌افزار رایانه، میان‌افزار و نرم‌افزار را تولید و به بازار عرضه می‌کند و پوشاک و لوازم ورزشی با مارک‌های و «Nike» و «Puma» است.

رفعت سید احمد، کارشناس در موضوع مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی و رئیس مرکز پژوهش‏های یافای مصر نیز می‌گوید تحریم اقتصادی سلاحی است که در جریان انتفاضه سال ۲۰۰۰ فلسطین کارساز بودن خود را ثابت کرده است؛ به‌نحوی‌که حدود ۷۵۰ میلیون دلار به کالاهای آمریکایی زیان دهد.

با یک جست‌وجوی کوچک می‌توانیم کالاهای اسرائیلی که در بازار ایران نیز فراوان است را پیدا کنیم؛ سرلاک، کیت کت، مگی، کافی میت، نسکافه، کوکاکولا، پپسی، دنت، دامستوس و داو.

به نظر می‌رسد گروه‌های مردمی می‌توانند با تشکیل کمپین حذف محصولاتی که مستقیم یا غیرمستقیم بر اقتصاد رژیم صهیونیستی تأثیرگذار هستند از سبد خرید خانوارها، ضربه کاری برای ضعیف ساختن رژیم صهیونیستی به اقتصاد او بزنند تا سوخت موشک‌هایی که روزانه بیش از ۱۰۰ نفر را در نوار غزه به شهادت می‌رساند به‌زودی به پایان برسد.

*   *     *  بیشتر بدانیم

شرکت نوکیا NOKIA

این شرکت حضور خود در اسراییل را با یک سرمایه‌گذاری ۵۰۰میلیارد دلاری در سال ۱۳۷۹ آغاز کرد و بخش عمده‌ی این سرمایه در اختیار شرکت‌های اسراییلی قرار گرفته است.نوکیا چند مجتمع تحقیقاتی و صنعتی را در سرزمین‌های اشغالی راه‌اندازی کرده و بخشی از فرآیند طراحی و تولید محصولاتی مانند باتری گوشی‌های تلفن همراه در این مجتمع‌ها انجام می‌شود.

شرکت اینتل Intel corp

اینتل یک واحد توسعه‌ی خود را در سال ۱۳۵۳ در حیفا و یک مجتمع تولید ریزپردازنده را در سال ۱۳۶۴ در قدس بنا نهاد. این واحدها نخستین مراکزی بودند که این شرکت خارج از مرزهای ایالات متحده ایجاد کرده بود.

شرکت نستله Nestle

شرکت نستله که بزرگترین تولیدکننده‌ی مواد غذایی دنیا محسوب می‌شود، به پاس خدماتش به رژیم اشغال‌گر قدس، جایزه‌ی جوبیلی را از نتانیاهو (نخست‌وزیر وقت اسراییل) گرفته است. این شرکت بیش از دویست‌میلیارد تومان در اسراییل سرمایه‌گذاری کرده و در مقابل این خوش‌خدمتی، سالانه حدود بیست و چهارمیلیارد تومان کمک مالی از ایالات متحده دریافت می‌کند.

نشان‌های وابسته: نسکافه، کافی‌میت، نان، سرلاک، مگی

شرکت کوکا کولا Coca Cola

وزارت خارجه‌ی رژیم اشغال‌گر قدس در روزنگاری که برای سال ۱۳۴۵ منتشر کرده، شش واقعه را حیاتی خوانده است. مخالفت صریح شرکت کوکاکولا با تحریم اسراییل از سوی کشورهای اسلامی یکی از این وقایع است.

نشان‌های وابسته: کوکاکولا، فانتا، آب معدنی داسانی، خوشگوارکوکا، خوشگوار پرتقالی

شرکت آی بی ام IBM

شرکت آی‌بی‌ام یک‌سال پس از اعلام تشکیل دولت اسراییل نخسیتن سرمایه‌گذاری‌هایش را در سرزمین‌های اشغالی شروع کرد و در سال ۱۳۸۱، به پاس نیم‌قرن خدمات چشمگیرش به این دولت، جایزه‌ی سفیر را از شیمون پرز (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) دریافت نمود.

شرکت بابیلون Babylon Ltd

شرکت سازنده و ناشر فرهنگنامه‌ی بابل (که به اشتباه بابیلون خوانده می‌شود؛ در حالیکه بابیلون برگردان انگلیسی واژه‌ی بابل است) که این روزها نام کمابیش شناخته‌شده‌ای است، در سال ۱۳۷۵ در سرزمین‌های اشغالی تاسیس شده است. این شرکت هم‌اکنون با به‌کارگیری حدود هشتاد نفر، دفاتری در اسراییل و آلمان دارد.

شرکت تیمبرلند Timberland

جفری سوارتز مدیرعامل و رییس هیات‌ مدیرهی شرکت در پایان یک سفر چهارروزه به سرزمین‌های اشغالی، در گفتگو با نشریه‌ی یهودی جروزالم‌پست تاکید کرد که اسراییل باید پیامش را به گوش جهانیان برساند.شرکت تیمبرلند بیش از بیست فروشگاه در سرزمین‌های اشغالی دایر کرده و یکی از تولیدکنندگان پوتین‌های سربازان ارتش رژیم اشغالگر قدس است.

شرکت تایم وارنر Time Warner

همان‌گونه که از نامش پیداست، این شرکت نتیجه‌ی پیوستن چند شرکت رسانه‌ای آمریکایی به یک‌دیگر است. شرکت‌هایی همچون برادران وارنر، تایم و AOL که هرکدام در رشته‌ی خود یکی از بزرگترین‌ها بودند.تایم وارنر جایزه‌ی جوبیلی را به پاس پشتیبانی طولانی و همه‌جانبه از اسراییل، از بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر پیشین این رژیم) دریافت کرده است.

شرکت والت دیسنی WaltDisney

شرکت سرمایه‌گذاری خانواده‌ی دیسنی، بیش از پانصدمیلیارد تومان در سرزمین‌های اشغالی سرمایه‌گذاری کرده است. این شرکت اعلام کرده که می‌خواهد فعالیت اقتصادی جدیدی را آغاز کند که حجم آن دست‌کم دویست و پنجاه‌میلیارد تومان است . شرکت نیوز یکی از بزرگترین مجموعه‌های رسانه‌ای دنیاست که بیش از ۱۷۵ روزنامه و دهها شبکه‌ی تلویزیونی و رادیویی را در اختیار دارد. روپرت مرداخ، مالک این غول رسانه‌ای که به گورکن کثیف مشهور است، به تازگی سرمایه‌گذاریهای سنگینی را در سرزمین‌های اشغالی آغاز کرده است.

شرکت سارالی Sara Lee

سارالی بزرگترین تولیدکننده‌ی پوشاک دنیاست. این شرکت مالک بیش از چهل‌درصد سهام شرکت دلتاجلیل (بزرگترین تولیدکننده‌ی پوشاک اسراییل) و مهم‌ترین شریک تجاری آن است. تولیدات این شرکت با عناوین و نشان‌های مختلفی در کشورهای مختلف به فروش می‌رسد.

شرکت دلتا جلیل DELTA GALIL

داو لاتمن یکی از دوستان نزدیک ایهود باراک (نخست‌وزیر پیشین اسراییل) است. او دلتاجلیل را در سال ۱۳۵۴ در اسراییل بنا نهاد و هم‌اکنون مهمترین سهام‌دار و مدیر آن است. سارالی (بزرگترین شرکت تولیدکننده‌ی پوشاک دنیا) دومین سهام‌دار دلتا و شریک اصلی آن محسوب می‌شود.هوارد شولتز مدیرعامل شرکت، از سوی یکی از موسسات یهودی به عنوان «پشتیبان صهیون» مورد تقدیر قرار گرفت. یکی از مقامات وزارت امور خارجه‌ی رژیم صهیونیستی نیز فعالیت یهودیان ثروتمندی چون شولتز را یکی از عوامل موفقیت تبلیغاتی اسراییل می‌داند.

شرکت اوریل L’OREAL

اسراییل مرکز منطقه‌ای این شرکت در جنوب غربی آسیاست. کنگره‌ی یهودیان آمریکا در بیانیه‌ای خشنودی خود را از پشتیبانی شرکت L’oreal از دولت اسراییل اعلام کرده است.

شرکت لیمیتد برندز Limitedbrands

لس وگزنر، بنیان‌گذار، مدیرعامل و رییس هیات مدیره‌ی شرکت، یکی از اعضای کمیته‌ی اِمِت است. این کمیته یک «اتاق جنگ رسانه‌ای» است که برای اطمینان از پوشش رسانه‌ای حوادث جهانی به سود اسراییل تشکیل شده است.

آنچه مسلم است مصرف کالاهای اینچنینی می تواند طول عمر این زالوی بزرگ را افزایش دهد و زمینه را برای افزایش بودجه های نظامی رژیم غاصب صهیونیستی فراهم کند، حال سوال اینجاست که ما چقدر می توانیم با تحریم این کالاها جلوی بزرگ شدن این غده سرطانی را بگیریم و مسئولین چقدر در جلوگیری از واردات این کالاها باید حساس باشند و جلوی ورود این کالاها را بگیرند؟


:: بازدید از این مطلب : 308
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 آبان 1402
کسانی که هنوز در محکومیت کودک‌کشی اسرائیل تردید دارند، اگر بدانند این کشتار مطابق با آموزه‌های صهیونیست‌ها مجاز یا حتی لازم است، موضع متفاوتی خواهند گرفت. آنها که به جای «مرگ بر اسرائیل» شعار «مرگ بر جنگ» می‌نویسند تصور می‌کنند در هیچ مکتبی کودک‌کشی جایز نیست و کودکان در جنگ‌ غزه ناخواسته و بدون دستور قبلی کشته می‌شوند. اما این طور نیست. کتاب‌ها و مکاتب صهیونیستی، کودک‌کشی را مجاز یا حتی لازم می‌دانند.
صهیونیست‌ها نخست با تحریف تورات اندیشه‌های کودک‌کشی را در نسخه تحریف‌شده این کتاب گنجانده‌اند. این کتاب که بیش از هر کتابی در غرب منتشر و خوانده شده است، نخستین کتابی است که بارها از قتل عام کودکان و زنان به عنوان بخشی از روش جنگی بنی‌اسرائیل دفاع کرده است. در این کتاب نژاد و خون معیار برتری بنی‌اسرائیل است و زنان و کودکان سایر اقوام و نژادها محکوم به مرگ یا بردگی برای این قوم هستند. به این عبارات توجه کنید: 
«خداي تو، بندة خود موسي را امر کرده بود که تمامي اين زمين را به شما بدهد، و همة ساکنان زمين را پيش روي شما هلاک کند.» (يوشع، 10:‌25) «پس الان هر ذکوري از اطفال را بکشيد و هر زني را...» (اعداد، 31:‌17) «ايشان را بالکلّ هلاک کن، و با ايشان عهد مبند و بر ايشان ترحم منما... زيرا تو براي يهوه، خدايت، قوم مقدس هستي. يهوه خدايت تو را برگزيده است تا از جميع قوم‌هايي که بر روي زمين‌اند، قوم مخصوص براي خود او باشي.» (تثنيه، 7:‌3-7) 
این دستور به نسل‌کشی مدام تکرار می‌شود و این کتاب داستان‌های کودک‌کشی را با افتخار از زبان بنی‌اسرائیل گزارش می‌کند: «مردان و زنان و اطفال هر شهر را هلاک کرديم که يکي را باقي نگذاشتيم.» (تثنيه، 214، 2:‌34 و 3:‌6 و استر، 8:‌11) «و هر آنچه در شهر بود از مرد و زن و جوان و پير و حتي گاو و گوسفند و الاغ را به دم شمشير هلاک کردند. (يوشع، 6:‌21) «و شهر را با آنچه در آن بود به آتش سوزانيدند.» (يوشع، 6:‌24) 
این نمونه‌های تاریخی به اندازه‌ای زیاد است که تورات تحریف شده در بسیاری از جنگ‌ها به جای اینکه به کودک‌کشی دستور بدهد، فقط اشاره می‌کند که همان گونه رفتار کن که با سایر اقوام باید رفتار کنی: «و به عاي و ملکش به طوري که به اريحا و ملکش عمل نمودي بکن.... پس شهر را به آتش بسوزانيد» (يوشع، 8:‌2 و 9) «و ايشان را مي‌کشتند به حدي که کسي از آنها باقي نماند و نجات نيافت.» (يوشع، 8:‌22) «آن را با همة کساني که در آن بودند، هلاک ساخت.... و همة شهرهايش را گرفت و ايشان را از دم شمشير زدند و همة کساني را که در آن بودند هلاک ساختند و او کسي را باقي نگذاشت.» (ـيوشع، 10:‌37- 39) «و يوشع ايشان را با شهرهاي ايشان بالکلّ هلاک کرد.» (يوشع، 11:‌21)
سلاح‌های کشتار جمعی بر اساس همین الگو و برای نابودی مدنیت طراحی شده است. با اینکه تکنولوژی امروز بشر امکان جنگ با کمترین کشتار و تخریب را فراهم کرده است، اما هدف جنگ‌های مدرن نابودی شهرها و کشتار زن و مرد و جوان است. در این الگوی جنگ حتی حیوانات نیز باید نابود شوند تا رعب و هراس در دلها ایجاد شود و امکان تسلط بر جهان فراهم شود. 
این بخش‌ها از نسخه تحریف‌شده تورات که در آن بنی‌اسرائیل از نژادگرایی دفاع می‌کنند و به کودک‌کشی افتخار می‌کنند، تحریفی آشکار در دین حضرت موسی علیه‌السلام است و خلاف عقل و اخلاق و در برابر آموزه‌های الهی و توحیدی است. در ادیان الهی برتری انسان‌ها به خون و نژاد نیست. تمام انسان‌ها از نگاه دین از نسل یک پدر و مادر هستند، خدای واحدی دارند که به رحمت و مهربانی امر می‌کند و هر انسانی با پذیرش این حقیقت و عمل به اخلاق و احکام الهی می‌تواند به سعادت برسد. 
ساموئل اسرائيلي نيز معتقد بود 
برخي از انسان‌ها ذاتا برده هستند
صهیونیست‌ها که فقط نژاد خودشان را اهل سعادت می‌دانند، هیچ گاه نمی‌توانند دیگر اقوام را با صراحت دعوت کنند که این باور را بپذیرند. آنها در عوض مکاتبی را ترویج می‌دهند که با آنها می‌توانند از این بخش از باورهای تورات تحریف شده دفاع کنند. متفکرین یهود در این مکاتب ابتدا با صراحت از نژادگرایی دفاع می‌کردند. به عنوان نمونه در قرن 12 ابن ميمون تصريح مي‌کرد که ترک‌ها و ساير کساني که در نقاط دور زمين زندگي مي‌کنند هر چند از بوزينه برتر هستند، اما فاقد عقل هستند و انسان تلقي نمي‌شوند.۱ ساموئل اسرائيلي۲ نيز معتقد بود برخي از انسان‌ها ذاتا برده هستند اما مکاتب بعدی با این صراحت از نژادگرایی دفاع نمی‌کنند و به گونه‌ای تنظیم شده‌اند که به طور غیر مستقیم نه تنها از نژادگرایی که حتی از کودک‌کشی نیز دفاع می‌کنند. 
به عنوان نمونه در فلسفة مدرن مکاتب زیادی تولید شده است که از شکاکیّت و نسبی‌گرایی اخلاقی و تکثرگرایی دفاع می‌کنند. اگر شکاکیت درست باشد تمام قضاوت‌های انسانی مورد تردید خواهند بود و هیچ کسی با قطعیت نمی‌تواند ادعا کند «کودک‌کشی بد است». نسبی‌گرایی نیز به این معناست که هر قوم و جامعه‌ای حق دارد ارزش‌ها و باورهای خود را داشته باشد. در این صورت نمی‌توان انتظار داشت صهیونیست‌ها بر اساس ارزش‌های سایر اقوام رفتار کنند و این حق آنهاست که بر اساس مکتب خودشان کودک‌کشی را مجاز بدانند. 
متفکرینی که سال‌هاست از شک و نسبیت و تکثرگرایی دفاع می‌کنند هیچ گاه نمی‌توانند کودک‌کشی را محکوم کنند
تکثرگرایی نیز به این نتیجه می‌رسد که تکثری از نظام‌های اخلاقی وجود دارد که هیچ یک برتر از دیگری نیست. در این صورت نژادگرایی و کودک‌کشی نیز می‌تواند بخشی از نظام‌های اخلاقی متکثر باشد. در تکثرگرایی نیز دیگران نمی‌توانند با تکیه بر نظام فکری خودشان قومی را محکوم کنند که خود را نژاد برتر می‌داند. متفکرینی که سالهاست از شک و نسبیت و تکثرگرایی دفاع می‌کنند این روزها ناخواسته و نادانسته در تلة صهیونیست‌ها گرفتار هستند و بر اساس مبانی فکری خود هیچ گاه نمی‌توانند کودک‌کشی را محکوم کنند. این دسته از متفکرین بدون اینکه از مزایای برتری نژادی ادعائی صهیونیست‌ها برخوردار باشند، در هزینه‌های آن شریک هستند. نگاه مادی به انسان و پراگماتیسم نیز مکاتب رایج در دوران معاصر هستند که در نهایت به همین نتیجه می‌رسند. در نگاه مادی ادعا می‌شود انسان یک جسم است و رفتار هر انسانی حاصل نیروهایی مادی است که تحت کنترل او نیست. اگر نگاه مادی درست باشد و کودکان یک جسم بدون روح باشند صهیونیست‌ها حق دارند مانند یک ربات با آنها برخورد کنند. آنها می‌توانند با تکیه بر نگاهی مادی استدلال کنند که قطعه‌قطعه کردن یک ربات که کار بدی نیست. به ویژه اگر این رفتار توسط کسی انجام شود که او نیز یک جسم است و تحت تأثیر نیروهای مادی و بدون هیچ آزادی و اختیاری این کار را انجام می‌دهد. در برخورد اجسام آنچه ضعیف و شکننده است ماندگار نیست. از نگاه مادی جنگ نیز برخورد دو نیروی مادی است که در آن نیروهای ضعیف یعنی کودکان و بیماران به حکم قوانین جبری محکوم به نابودی هستند. 
پراگماتیسم نیز یکی از آخرین مکتب‌های فکری معاصر است که قوانین اخلاق را بر اساس سود و فایده تنظیم می‌کند. در این مکتب هر رفتاری که در آن سود و فایده‌ای باشد مجاز و بلکه لازم است. صهیونیست‌ها با تکیه بر این مکتب می‌توانند استدلال کنند که اکنون در غزه کودک‌کشی برای آنها سود و فایده دارد و برای آنها حتی تخریب بیمارستان‌ها نیز در عمل مفید است. بسیاری از کسانی که از پراگماتیسم آمریکایی دفاع می‌کنند اکنون هنگام مشاهدة صحنه‌های کودک‌کشی دچار تضادی فکری می‌شوند و متوجه می‌شوند که ناخواسته گرفتار دام صهیونیسم بوده‌اند.
نهیلیست‌ها و نیست‌انگارها نیز از پوچی و بی‌معنایی دفاع می‌کنند. آنها به هیچ ارزش و قانون اخلاقی ثابتی باور ندارند و بنابراین نمی‌توانند کشتار کودکان را از نظر اخلاقی بد بدانند. بارزترین نمونه از پوچ‌گرایی در آثار نیچه است که با صراحت قتل افراد ناتوان و بیمار را لازم می‌داند. نیچه گرچه در ظاهر خود را مقابل کتاب مقدس معرفی می‌کند، اما عمیقا تحت تأثیر این کتاب است. به عنوان نمونه تعبير «قوي باش» در تورات تحریف شده زياد به کار رفته است. (تواريخ 1، 28، 20 و يوشع، 10:‌25 و 23:‌7) در چند جاي این کتاب نیز نگاه تحقیرآمیزی به زن شده است و اينکه انسان از زن متولد مي‌شود به عنوان بزرگ‌ترین نقطه ضعف انسان معرفي شده است. این تورات تغییریافته در چند جا می‌گوید: «کسي که از زن زاييده شده چگونه پاک باشد؟» (کتاب ايوب، 25:4 و 15:‌14) 
مفهوم محوری فلسفة نیچه نیز قدرتی مردانه است که با عنوان «اراده معطوف به قدرت» مطرح شده است. او از اخلاق ابرانسانی دفاع می‌کند که با اختیار خودش ارزش‌های خود را می‌سازد. در نظام اخلاقی آرمانی نیچه جنگ به نخستین نیک‌بختی تبدیل می‌شود و نابود کردن افراد ناتوان و بیمار به عنوان نخستین اصل بشردوستی معرفی می‌شود. او در قطعه 2 دجال مي‌نويسد: « ناتوانان و ناتندرستان بايد نابود شوند. اين است نخستين اصل بشردوستي ما. چه چيز زيان بخش‌تر از هر تباهي است؟ همدردي فعال نسبت به ناتوانان و ناتندرستان.» (نيچه، 1376، 27) 
بیشتر کسانی که تسلیم این اندیشه شده‌اند هیچ تمایلی ندارند که چنین رویدادهایی را محکوم کنند. آنها صهیونیست‌های بی‌نامی هستند که اغلب ناخواسته زمینه‌های فکری سیطرة این گروه بر جهان را فراهم می‌کنند. بسیاری از کسانی که هنگام بمباران بیمارستان غزه شوکه شدند خبر ندارند که این بخشی از اندیشة نیچه که با صراحت دستور به کشتار بیماران و ضعفا می‌دهد، سالهاست در دانشگاه‌های کشور ترجمه و تدریس می‌شود. 
کشتار غزه ظهوری از یک اندیشه است 
که به نابودی اقوام ضعیف دستور می‌دهد
بنابراین کودک‌کشی در غزه و نسل‌کشی در فلسطین یک اتفاق نیست. کشتار غزه ظهوری از یک اندیشه است که به نابودی اقوام ضعیف دستور می‌دهد. صهیونیست‌ها این اندیشه را نخست در تورات تحریف‌شده گنجانده‌اند و سپس به شیوه‌های مختلفی با تکیه بر مکاتب و آثاری که با نام فلسفة مدرن منتشر می‌شود زمینة ترویج آن را فراهم کرده‌اند. شعار «مرگ بر جنگ» نمی‌تواند جایگزین شعار «مرگ بر اسرائیل» شود. این شعار به معنای مرگ بر فرزندان یعقوب نیست. اسرائیل نام مبارکی است که حضرت یعقوب به دلیل بندگی خداوند و تسلیم در برابر دستورات او، به این نام خوانده شد. اما در تورات تحریف شده معنای اسرائیل نیز تحریف شده است و نامی که می‌توانست به معنای خضوع در برابر حقیقت باشد، به معنای استکبار در برابر انسان و خدا به کار رفته است. متن تورات تحریف‌شده این است که: « از این پس نام تو یعقوب خوانده نشود، بلکه اسرائیل؛ زیرا با خدا و انسان جنگیدی و پیروز شدی.» (پیدایش، 32:‌29) بنابراین «مرگ بر اسرائیل» به معنای مرگ بر جنگ با خدا و انسان و دعوت به ایستادگی در برابر گروهی محدود است که آرمان آنها سلطه بر تمام هستی است. 
1.Hannaford, 1996.,112
دلاله الحائرين Guide for the Perplexed 3:51
2. Samawal al-Israel
 
 
کیهان:صادقی

:: بازدید از این مطلب : 328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 24 آبان 1402

محمد قوچانی در گفت‌وگو با انصاف نیوز اظهار کرد: می‌توانیم به شکل‌های مختلفی به مفهوم ملی‌گرایی نگاه کنیم. با این شبهه خیلی مواجه شدم که می‌گویند منظورتان از ملی‌گرایی «فارس‌گرایی» است. این شبهه در ابتدای انقلاب هم مطرح می‌شد و از «خلق‌های ایران» صحبت می‌کردند و گفتند ما یک کشور «کثیرالمله» هستیم. این نگاه را مارکسیست‌ها وارد ادبیات سیاسی ایران کردند و متاسفانه مذهبیون هم پیرو آن شدند.

وی درباره‌ موضوع فراکسیون قومی در مجلس گفت: تاسیس فراکسیون در مجلس و یا فرهنگستان زبان ترکی از عوامل تضعیف‌کننده وحدت ملی است. در باب تشکیل فراکسیون در مجلس باید توجه داشت که در همه دنیا مجلس نهادی است که در آن اکثریت و اقلیت شکل می‌گیرد و از درون اکثریت و اقلیت دو سه حزب بر می‌آید. همان‌طور که دولت‌ساخته بودن احزاب بد است، مجلس‌ساخته بودن احزاب خوب است. چون ما احزاب را از بین بردیم و ضعیف کردیم و جایی برایشان در نظام سیاسی و حزبی نداریم نتیجه‌اش این می‌شود که فراکسیون ترک‌زبان‌ها شکل می‌گیرد یا فراکسیون لرها شکل می‌دهند و بر سر اینکه چند وزیر ترک و لر داریم با هم درگیر هستند. مرحوم دکتر سیدجواد طباطبایی جزو اولین کسانی بود که نسبت به این موضوع هشدار داد. این مجلس که الان داریم مجلس شورای ملی نیست؛ مجلس شورای ملی یعنی بنا بر آنچه قانون اساسی می‌گوید، هر نماینده‌ مجلس نماینده کل ملت ایران است. یعنی نماینده‌ اردبیل می‌تواند نسبت به سیل در خوزستان هشدار دهد و دولت را زیر سؤال ببرد و نباید فقط درباره‌ منطقه‌ خودش حرف بزند.

قوچانی گفت: در ابتدای انقلاب فکر می‌کردیم که نام مجلس شورای ملی نماد شاه است و به مجلس شورای اسلامی تغییر نام داد. در حالی که مجلس شورای اسلامی یعنی شورای نگهبان. ما نیازمند یک مجلس دومی هستیم که منتخب و مرکب از فقها و حقوقدان‌ها و رجال سیاسی باشد که این مثل یک مجلس سنا بتواند از نظر مبانی شرع و قانون اساسی مجلس اول را کنترل کند. اسم آن را شورای نگهبان گذاشتیم و حالا اساسا چیزی به اسم مجلس شورای ملی در ایران وجود ندارد و یکی از اصلاحات اساسی که باید صورت بگیرد احیای مجلس شورای ملی است.

او در پاسخ به سؤالی پیرامون نسبت میان «ایران» و «اسلام» گفت: مرحوم مهندس بازرگان پرسشی تاریخی را در این ارتباط مطرح کرده ‌است که ما ایران را برای اسلام می‌خواهیم، یا اسلام را برای ایران می‌خواهیم. نتایج این دو راهبرد کاملا متفاوت است. این جدال در شوروی هم وجود داشت که ما باید سیستم سوسیالیستی را در کشور روسیه به‌سامان کنیم و از آنجا بقیه دنیا را مدیریت کنیم یا ابتدا باید انقلاب سوسیالیستی در همه جا پیروز شود و بعد روسیه هم سوسیالیستی شود. جمهوری اسلامی هویتی دارد که بخشی از آن مذهب شیعه است، بخشی زبان فارسی، بخشی ایران باستان، بخشی ایران پس از اسلام. و همه‌ اینها با هم و در کنار هم معنابخش خواهد بود.

درباره اظهارات رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران گفتنی است:

۱) هر چند برخی محافل اشرافی غربگرا مانند همین حزب گارگزاران سعی می‌کنند اسلام و ایران را مقابل هم قرار دهند، اما عملکرد غالب این طیف نه در خدمت اسلام بود و نه در خدمت ملت و ایران. اشرافیگری، ایجاد شکاف طبقاتی، امتیازطلبی، انحصارطلبی، نرمش در برابر باج خواهی‌های غربی، اباحی‌گری و به حاشیه راندن احکام اسلامی در ادوار سه گانه‌ای که این طیف در مصدر دولت و برخی نهادهای دیگر بوده‌اند، شاهدی بر مدعای اخیر است که آنها نه ایرانی می‌اندیشند و نه اسلامی.

۲) عملکرد طیف مذکور در مجلس مانند مجلس ششم و نهم و دهم، شاهد روشن دیگری بر ادعای مذکور است. سیاست بازی، بی‌اعتنایی به مشکلات معیشتی مردم و کمونیست خواندن هر کس که از مشکلات مردم دم می‌زد و تسلیم‌طلبی در مقابل فشار آمریکا، ویژگی بارز مجلس ششم با اکثریت مدعی اصلاح‌طلبی بود که موجب انزجار مردم شد، به حدی که وقتی همان اکثریت مدعی تحصن در مجلس برای مقابله با نظام شدند، هیچ حمایتی از جانب مردم، متوجه این رویکرد سیاسی‌کارانه نشد. همچنین است عملکرد طیف مذکور در تایید ۲۰ دقیقه‌ای توافق یکطرفه و خسارت‌بار برجام، با وجود ۴۴ روز بررسی کارشناسی دقیق در کمیسیون ویژه رسیدگی به توافق و اعلام ده‌ها ایراد بزرگ در متن آن. بعدها هم که کلاهبرداری و عهدشکنی آمریکا علنی شد، همان مدعیان ملی‌گرایی دست روی دست گذاشتند و اجرای یکطرفه توافق (بخوانید بیگاری) را توجیه کردند. کجای این رفتارها بوی ملی‌گرایی و وطن‌دوستی می‌داد؟!

۳) رئیس کمیته سیاسی حزب کارگزاران می‌گوید «همان‌طور که دولت‌ساخته بودن احزاب بد است، مجلس‌ساخته بودن احزاب خوب است». واقعا؟! پس حزب کارگزاران از کجا نازل شد؟ آیا مصداق حزب دولت‌ساخته، چیزی جز همین حزب است که با رانت دولت‌ هاشمی فربه شد و در عین حال تورم نزدیک ۵۰ درصد را سر سفره مردم آورد؟

۴) عضو حزب کارگزاران به جای ترویج شبهه درباره نسبت ایران و اسلام و دوگانه و متناقض وانمود کردن این دو به تبعیت از مهندس بازرگان، کافی بود کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران به قلم استاد شهید مطهری(ره) را مطالعه کند و ببیند که چگونه این دو، به گسترش و اقتدار دیگری کمک کرده‌اند. ضمنا اگر در روزگار صفویه و سپس در دوره متعالی جمهوری اسلامی، اسلام و تشیع نبود، امروز اثری از ایران باقی نمانده بود تا کسانی در آن ژست ملی‌گرایی جدا از دین بگیرند. در حالی که برخی مدعیان اصلی ملی‌گرایی در دوره جنگ تحمیلی، به عنوان ستون پنجم آمریکا و ارتش صدام عمل می‌کردند، این رزمندگان باورمند به اسلام و جمهوری اسلامی بودند که ایران را با عزت تمام حفظ کردند.

۵) این ادعا که نمایندگان فعلی نمی‌توانند درباره مسائل کل کشور اظهار نظر کنند و موضع بگیرند، خلاف قانون و خلاف رویه جاری در مجلس است.

۶) پیشاهنگان اشرافیت غربگرا در ایران، همان‌هایی بودند که پس از پیروزی نهضت مشروطیت، نام اسلام را حذف کرده و عنوان «مجلس شورای ملی» را برای پارلمان نهادند و همان‌ها مدت کوتاهی پس از قلع و قمع سران روحانی نهضت که پیشاهنگان نهضت هم بودند، استبداد رضاخانی را به مدیریت انگلیس سر کار آوردند و سپس، تبدیل به ابواب جمعی استبداد و استعمار شدند. همان نسبت کارفرمایی و کارگزاری، امروز هم میان برخی دولت‌های غربی و غربگرایان جاری است، با این تفاوت که دست‌شان رو شده است.


:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 18 آبان 1402

یکی از صدها خانواده فلسطینی در غزه که همه اعضای آن در حملات رژیم جنایتکار "اسرائیل" قتل عام شده و کسی از آن‌ها در قید حیات باقی نمانده است.

 


 


:: بازدید از این مطلب : 355
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 17 آبان 1402
1- غزه صحنه شکست پیش‌فرض‌ها شده است. بدبین‌ترین انسان‌های جهان نیز گمان نمی‌کردند روزی رژیم جنایت‌پیشه و خونخوار به این شکل مقابل دیدگان جهان کودکان را به قتل برساند و بگوید اهداف نظامی را منهدم کرده است. حتی آنانی که تی‌شرت محبوب صهیونیست‌ها را که در کانون تصویرش یک زن باردار هدف گرفته‌شده با شعار «۲ هدف با یک گلوله» حک شده بود، یادشان هست هم به سختی فکر می‌کردند اشغالگران بعد از بستن آب بر 2 میلیون و 500 هزار انسان مقابل دوربین‌ها حاضر شوند و بگویند به جنگ «حیوانات» می‌رویم. حتی افرادی که تاریخ جنایات رژیم صهیونیستی را خوانده‌اند هم حدس نمی‌زدند این روزها پرتکرارترین محتوای تولیدی در شبکه‌های اجتماعی اسرائیل، تمسخر زنان فلسطینی باشد که در عزای کودکان‌شان نشسته‌اند. حتی آنها که به جهان به چشم یک طنز تلخ و سیاه نگاه می‌کنند، هنگام خواندن نامه درخواست 1000پزشک اسرائیلی برای بمباران بیمارستان‌های غزه چند ثانیه لبخند روی لب‌شان خشک شد و حیرت‌زده دنبال یک کلمه شوخی در نامه این قصابان سفیدپوش می‌گشتند.
غزه این روزها صحنه شکست تمام پیش‌فرض‌هاست. رژیمی که هیچ حد یقفی برای کشتار قائل نیست، می‌کشد و تمام نهادهای حقوق بشری تصدیق می‌کنند که کشتن هم جزئی از حقوق ضحاک است. کودکان جدی جدی می‌میرند و رهبران سفیدپوست قاره سبز از گسترش یهودستیزی ابزار تاسف می‌کنند. بمب‌های آمریکایی شوخی شوخی بیمارستان‌ها را قبرستان می‌کنند و شبکه‌های اجتماعی صفحات حامی فلسطین را با برچسب «گسترش خشونت» مسدود می‌کنند. حالا با هر کودکی که با زخم‌های صورتش بازی می‌کند، یک نام دیگر به لیست گروه‌های تروریستی غربی‌ها اضافه می‌شود. غزه صحنه شکست تمام پیش‌فرض‌ها شده است؛ فرض اینکه شب‌ها آدم‌ها می‌خوابند تا صبح بیدار شوند، فرض اینکه نام‌ها برای شناختن زندگان است، فرض اینکه پناهگاه امن‌ترین جا برای کودکان است و البته این فرض که فلسطین را می‌توان با بمباران فسفری از مقاومت کردن منصرف کرد!
2- به موازات صحنه‌های دلخراشی که وحوش صهیونیست در غزه خلق می‌کنند، بی‌بدیل‌ترین دفاع جریان مقاومت لرزه بر اندام یک ارتش تا بن دندان مسلح انداخته است. بعد از سیلی فراموش‌نشدنی و ترمیم‌ناپذیر قهرمانان فلسطینی در «توفان الاقصی»، ورود ارتش رژیم صهیونیستی به بخش‌هایی از نواره غزه که 15سال در محاصره مطلق بوده، با خلق صحنه‌هایی از مقاومت گردان‌های قسام همراه شده است. در میان تصاویری که از نبرد زمینی غزه منتشر شده، مشهورترین قاب مربوط به جوانانی است با یک شلوار گرم‌کن سه‌خط که از دل تونل‌های زیرزمینی مقاومت خارج می‌شوند و با منهدم کردن تانک‌های مرکاوا که روزی صدای چرخ‌شان برای به شکست واداشتن یک ارتش کفایت می‌کرد، دوباره در تونل‌ها مخفی می‌شوند.
ارتش‌های جهان برای حفظ دیسیپلین خود هزینه‌های انبوهی می‌کنند. نظامی‌ها می‌کوشند حتی شمایل جنگی‌شان را به گونه‌ای تدارک ببینند که لشکر مقابل را به دلهره بیندازند. در غزه و در میان تمام پیش‌فرض‌هایی که شکست می‌خورند، فرض شکست‌ناپذیری صهیونیست‌ها قبل از هر چیز شکست خورده است. آنها که دهه‌های متمادی برای تثبیت شکست‌ناپذیری و نفوذناپذیری‌شان جنایت‌های متعددی کردند، حالا باید اقرار کنند در مواجهه با جوانان کم‌سن و سالی قافیه را باخته‌اند که آخرین چیزی که به ظاهرشان می‌آید، جنگجو بودن است.
ظاهر عجیب و به دور از عرف نظامی جوانان مقاومت فلسطین باعث شده عجز ارتشی که سابقا افسانه‌ای به نظر می‌آمد، چشمگیرتر شود. دور از ذهن نیست که حالا شلوار سه‌خط رزمندگان مقاومت تبدیل به نماد و استعاره‌ای برای دیگر جوانان منطقه شود که مبارزه با این غده سرطانی را آرمان تعطیلی‌ناپذیر خود در نظر می‌گیرند.
3- عبارت «جنگ با اشباح» عبارت آشنایی برای اشغالگران است. آنها نخستین‌بار در نبرد زمینی با نیروهای مقاومت لبنان بود که احساس کردند مشغول جنگیدن با اشباحی هستند که به یک‌باره ظاهر می‌شوند و سپس ردی از آنها در افق دیدشان باقی نمی‌ماند. زمانی که مرکاواهای باشکوه صهیونیست‌ها در جنگ تموز (33 روزه) وارد دشت خیام لبنان می‌شدند، همه چیز حکایت از آن داشت که نیروی زنده‌ای مقابل‌شان نیست اما هر چند ساعت یکی از این مرکاواها با سربازانش در آتش می‌سوخت. جوانانی از زیر زمین بیرون می‌آمدند تا دخل نمادین‌ترین سلاح جنگی متجاوزان را دربیاورند. مصاف در جنگ اشباح صهیونیست‌ها را با گزینه‌ای جز شکست مواجه نساخت.
ضربه‌ای که مقاومت فلسطین در توفان الاقصی بر هیمنه اشغالگران وارد کرد، باعث شده آنها جز با ادعای نابودی حماس نتوانند هیچ افق دیگری را برای دفاع از حیثیت از دست‌ رفته‌شان طرح کنند. با این حال غزه میدان جنگیدن با همان اشباحی شده که در محاصره‌ای سنگین، ارتشی مسلح و مجهز را به قربانگاه می‌فرستد. صهیونیست‌ها دوست دارند اشباح را در قامت کماندوهایی مجهز تعریف کنند اما تصاویر منتشر شده از جوانان آماده شهادت فلسطینی که از هر منفذی به اشغالگران ضربه می‌زنند و محو می‌شوند، باعث شده انتشار این تصاویر الهام‌بخش به کابوس ارتشی مجهز تبدیل شود. آنها می‌دانند همین ظاهر به ظاهر متناقض نیروهای مقاومت چه اعتماد به نفسی به دیگر جوانان فلسطینی می‌دهد. صهیونیست‌ها درک می‌کنند ارزش نمادین همین لباس‌ها چگونه می‌تواند نقطه آغاز تجربه‌هایی تلخی برای‌شان شود. در جهانی که نشان هندوانه به علت ترکیب رنگی‌اش که آمیزه‌ای از رنگ‌های پرچم فلسطین است، تبدیل به شمایل مقاومت شده است، دور از ذهن نیست این گرم‌کن‌های سه‌خط نیز لباس چریکی اشباحی شود که ناامن کردن زمین اشغال شده برای اشغالگران را رسالت خود می‌دانند.
4- مردمی شدن الگوی مقاومت در فلسطین و به طور ویژه در نوار غزه، جنگیدن با مقاومت را به امری محال برای اشغالگران تبدیل کرده است. صهیونیست‌ها با حمایت بین‌المللی در دهه‌های متمادی تلاش کردند با نشانه گرفتن تمام مولفه‌هایی که امکان سرزمین شدن را به مناطق اشغال نشده‌ای که فلسطینی‌ها در آن ساکن هستند می‌دهد، مانع از آن شوند که موجودیت فلسطین انسجام سرزمینی به دست آورد؛ آنچنان که برخلاف خیال خوشبینانه طرفداران سازش که در اسلو بر سر تشکیل دولت فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه به توافق رسیدند، عملا با شهرک‌سازی در کرانه غیرمسلح باختری یکپارچگی جغرافیایی آنجا را از میان برداشتند. از میان اهرم‌هایی که برای ممانعت از موجودیت سرزمینی فلسطین مورد حمله قرار گرفت، اسرائیل بیش از همه چشم بر غیرمسلح نگه داشتن فلسطینی‌ها داشت. در این فضا هرچند فلسطین هیچگاه صاحب یک ارتش کلاسیک نشد اما در صحنه عمل با مردمی‌سازی مبارزه مسلحانه، یک شبکه پرنفوذ را برای مقاومت سامان بخشید. رژیم صهیونیستی که ارتش‌های مجهز عربی را در چند جنگ شکست داده بود، حالا با شبکه مقاومتی مواجه است که همانند توفان الاقصی می‌تواند به یک‌باره غافلگیرش کرده و تاریخی‌ترین ضربه را به موجودیتش وارد کند. مقاومت، امروز یونیفرم رایج نظامیان را ندارد اما با یک لباس ورزشی، ابزار جنگی ارتشی را شجاعانه نابود می‌کند که سابقه شکست چند ارتش بزرگ عربی را دارد.
پروسه مردمی‌سازی مقاومت که حاصل تجربه و آگاهی تاریخی فلسطینیانی است که در 7 دهه گذشته همه گزینه‌های موجود را آزموده‌اند، تبدیل به کابوس اشغالگران شده است؛ به همین خاطر است که پس از هر تهدید رسمی مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر نابودی حماس، تحلیلگران این رژیم با صدای آرام می‌گویند «امکان‌پذیر نیست».
ابوعبیده، سخنگوی گردان‌های قسام چندی پیش اذعان کرده بود 85 درصد نفرات این گردان کودکانی هستند که پدر و مادرشان را در جریان حمله‌های اشغالگران از دست داده‌اند و حالا بزرگ شده‌اند و قلب‌شان در شعله انتقام می‌سوزد. جوانانی که با شلواری سه‌خط مرکاواهای صهیونیست‌ها را منهدم می‌کنند، آنها را در توفان الاقصی به روز سیاه می‌نشانند و تبدیل به کابوسی شبح‌وار شده‌اند، فرزندان جوانانی هستند که زور سنگ‌های‌شان به هیچ تانک و نفربری نمی‌رسید. تکثیر مقاومت و پروسه مردمی شدن آن نمی‌گذارد این خط مبارزه شکست بخورد.
 
 
محمد سلحشور

:: بازدید از این مطلب : 307
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 17 آبان 1402
سر بریدن اومانیسم پیش پای صهیونیسم
 
دکتر عبدالحسین خسروپناه*: رژیم صهیونیستی که توسط انگلیس تشکیل شد و بعد آن پیوسته مورد حمایت ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپایی بود یک رژیم صددرصد ضداسلامی و به دنبال این است با جهان اسلام مبارزه کند و مکان مبارزه‌اش را فلسطین اشغالی تعیین کرده است، بنابراین رهبران انقلاب اسلامی ایران مکررا فرمودند مساله فلسطین مساله اول جهان اسلام است. اگر مساله فلسطین را مساله اول جهان اسلام ندانیم به این معناست که جهان اسلام و استقرار و استحکام دین برای ما اهمیت ندارد. از این جهت مساله فلسطین پیوند وثیقی با تحکیم جهان اسلام دارد، به طوری که اگر مساله فلسطین به فراموشی سپرده شود قطعا تحکیم جهان اسلام آسیب می‌بیند و متزلزل می‌شود. امروز فلسطین صرفا به عنوان یک کشور اسلامی مطرح نیست که مورد ظلم قرار گرفته است، بلکه این کشور کانون و خط مقدم حملات رژیم صهیونیستی به جهان اسلام تلقی می‌شود. صهیونیست‌ها هرگونه  فشار اقتصادی، سیاسی و امنیتی را بر آنها بار کردند تا جهان اسلام آسیب ببیند، چرا که رژیم صهیونیستی می‌خواهد بر خواسته جهان اسلام که استقلال فلسطین است، غلبه پیدا کند و این بسیار خطرناک است. در زمینه واکنش جهان اسلام به جنایت‌های رژیم صهیونیستی بین ملت‌های اسلامی و دولت‌های کشورهای اسلامی باید فرق گذاشت، متأسفانه دولت‌ها ضعیف عمل می‌کنند و اگر هم برخی دولت‌ها حمایتی می‌کنند، عمدتا از باب این است که از چشم ملت‌شان نیفتند. جز جمهوری اسلامی ایران، باقی دولت‌ها معمولا اقتضایی و گاهی برای منافع سیاسی و حزبی خودشان دفاعی از فلسطین می‌کنند  اما می‌بینیم با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کردند و در تل‌آویو سفارت دارند لذا دولت‌های کشورهای اسلامی در این زمینه  نمره بدی می‌گیرند. اینها در درگاه خدای سبحان مسؤول هستند و باید روز قیامت در قبال  این عملکرد سیاسی خود پاسخگو باشند. ملت‌های کشورهای اسلامی اما اینگونه نبودند؛ در همین قضیه توفان الاقصی مردم کشورهای اسلامی و حتی غیراسلامی و مسلمانان و غیرمسلمانانی که در آمریکا، کانادا، آلمان، فرانسه، انگلستان و سایر کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند، چه تظاهرات‌های باشکوهی علیه رژیم صهیونیستی برگزار کردند. ملت‌های کشورهای اسلامی، ملت‌های آگاه و بیداری هستند و نسبت به قضیه فلسطین حساسند و از رژیم صهیونیستی انزجار دارند. کشورهای غربی مانند آمریکا، کانادا و اتحادیه اروپایی حمایت‌شان از رژیم صهیونیستی یک حمایت استراتژیک است. یعنی حمایت‌شان تاکتیکی نیست که صرفا اینها با یک پدیده‌ای مواجه و ناچارند حمایت کنند بلکه حمایت استراتژیک و ایدئولوژیک است. ایدئولوژی لیبرالیستی و ایدئولوژی ماتریالیستی این کشورها سبب می‌شود از رژیم صهیونیستی حمایت کنند، زیرا رژیم صهیونیستی رژیمی است که از نظر فکری ایدئولوژی‌های مختلف را تصرف کرده است. رژیم صهیونیستی خشونت را کاملا تئوریزه کرده است. از کشتار ‌جمعی مردم غزه و نسل‌کشی آنها تفسیر انسانی می‌کنند و می‌گویند اینها انسان نیستند و حقوق بشر بر آنها صدق نمی‌کند. این تفکر پسامدرنی که رژیم صهیونیستی مطرح کرده، دقیقا به این سمت می‌رود. از طرفی حرکات و حمایت‌های کشورهای غربی از جنایات رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد اینها حتی به اومانیسم و ادعاهای  اخلاقی خود هم باور ندارند. شعارهای حقوق بشری و انسان‌گرایی اینها منافقانه است و خودشان حتی به ارزش‌های خود باورمند نیستند و اصلا اعتقادی به تفکر اومانیستی و ارزش‌های اخلاقی ندارند به همین جهت اسلحه‌های خود را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار می‌دهند. حمایت آنها از این رژیم منحوس تا آنجا پیش رفت که سران آمریکا به اسرائیل آمدند و رهبری و فرماندهی مبارزه با غزه را به عهده گرفتند. توجه به این نکته حائز اهمیت است که این وضعیت و حضور سران کشورهای غربی در اسرائیل و حمایت همه‌جانبه از این رژیم نشان از پیروزی بزرگ مقاومت دارد چرا که زمانی کل کشورهای عربی در مقابل رژیم صهیونیستی 6 روز نتوانستند دوام بیاورند و با تفکر ناسیونالیسم و سوسیالیسم عربی شکست خوردند اما الان آمریکا و اروپا به قدری نگران نابودی رژیم صهیونیستی شده‌اند که به
سرزمین‌های اشغالی سفر می‌کنند تا رژیم صهیونیستی را در برابر منطقه کوچکی به نام غزه حمایت کنند و موفق هم نمی‌شوند. آنها از انواع سلاح‌ها استفاده می‌کنند برای اینکه بتوانند مردم مظلوم و بی‌گناه غزه را به شهادت برسانند، حتی اجازه رساندن غذا و دارو و امکانات پزشکی هم به مردم غزه نمی‌دهند. همه اینها دلالت بر ضعف و شکست اینها می‌کند. اگر ضعیف نبودند، اگر خوار نبودند، اگر ذلیل نبودند، قطعا دست به چنین جنایت‌های غیرانسانی‌ای نمی‌زدند. به لطف الهی رژیم صهیونیستی با این کشتار ‌جمعی در لجنزار خود غرق می‌شود و مردم مظلوم فلسطین در این نبرد پیروز خواهند شد.
 
 
دبیر شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی *

:: بازدید از این مطلب : 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 16 آبان 1402

راستی! چه اتحادی از این برای امت بالاتر که میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید عرب و عجم شیعه دارد. و مکروا و مکر الله ... و تنها نصر من الله و بی شک و فتح قریب.

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

میلیون‌ها عرب اهل سنت، چشم به دهان دو سید شیعه

 

نقاشی کودکانه فلسطین 

نقاشی ساده و آسان فلسطین و غزه 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 331
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 13 آبان 1402
پیام حملات روز گذشته به پایگاه‌های ارتش آمریکا چیست؟ + نقشه
 

 ضلع عراقی محور مقاومت در شامگاه ۱ آبان اعلام کرد که به مواضع ارتش آمریکا مستقر در میدان نفتی العمر (استان دیرالزور سوریه) و پایگاه ائتلاف آمریکایی در منطقه الشدادی (استان الحسکه سوریه) حمله پهپادی انجام داده است. این دو هدف در منطقه شرق فرات واقع شده‌اند که در اشغال ارتش آمریکا و مزدورانش است. 


بیانیه المقاومه الاسلامیه فی العراق: هدف قرار دادن العمر و الشدادی

پنتاگون نیز اعلام کرد که پایگاه التنف ارتش اشغالگر آمریکا هدف حمله قرار گرفته‌اند. روز ۲۷ مهرماه نیز مواضع نیروهای ائتلاف آمریکا در تاسیسات گازی کونکو و میدان نفتی العمر ( استان دیرالزور سوریه) و پایگاه التنف هدف حمله قرار گرفته است.


نقشه میدان نفتی العمر و تاسیسات گازی کونکو در سوریه
رود فرات مرز قلمروی اشغالی آمریکا و قلمرو دولت سوریه است

 

آمریکا در سوریه چه می‌کند؟

با استناد به آمار موسسه جسور للدراسات (وابسته به معارضین نظام سوریه)، آمریکا دارای ۳۰ مقر نظامی در سوریه است.  ارتش آمریکا در دو منطقه شرق فرات و التنف سوریه نیرو پیاده کرده است. 

منطقه «التنف» یک گذرگاه مرزی در مجاورت سه کشور عراق، اردن و سوریه است که از سال ۱۳۹۵ در اشغال ارتش آمریکاست. دو دلیل برای این این اشغال وجود دارد:‌ اول؛  کریدور تهران - مدیترانه در بلند مدت بخشی از کمربند شرق به غرب جهان (BRI) خواهد شد و شرق و جنوب شرق آسیا را به مدیترانه متصل می‌کند. دوم؛ قطع خط پشتیبانی حزب الله لبنان و حمایت از رژیم صهیونیستی. بر همین اساس، ارتش آمریکا دقیقاً روی جاده پایگاه ایجاده کرده است! آمریکا به دنبال اشغال البوکمال نیز بود امّا در رقابت با ایران، پیروزی نصیب محور مقاومت شد.


کریدورهای عبوری از مرز مشترک عراق و سوریه

منطقه  «شرق فرات» در اختیار نیروهای موسوم به دموکراتیک سوریه (قسد) است. امّا در واقع این منطقه در اشغال ارتش آمریکاست. این منطقه بار رنگ زرد در نفشه مشخص است. آمریکا روزانه ۷۰ هزار بشکه نفت از میادین نفتی شرق فرات غارت می‌کند. این میادین تا سال ۲۰۱۷ در اختیار داعش بود و از این سال به بعد، وظیفه غارت به ارتش آمریکا رسید! 

از طرفی، حدود ۱۰۰۰۰ داعشی در بازداشتگاه‌های شرق فرات هستند. حدود ۲۰۰۰ نفرشان از جنگجویان خارجی از بیش از ۴۰ کشور هستند. سناریوی احتمالی، ری‌برندینگ داعشی‌هاست تا در قالب معارض میانه‌رو علیه محور مقاومت مورد استفاده قرار بگیرند. نظیر آنچه که درباره القاعده سوریه (جبهه النصره) اتفاق افتاد و امروز در قالب هیئت تحریرالشام فعالیت می‌کنند.


شرق سوریه: نحوه استقرار پایگاه‌های آمریکا و محور مقاومت
 «جسور للدراسات» پایگاه‌های محور مقاومت را با پرچم ایران نشان داده است
مناطق زیر ضربه ارتش آمریکا در شرق فرات (علامت قرمز)

 پس از حمله هوایی رژیم اسرائیل به مردم غزه و نیز حمله روز ۲۰ مهر این رژیم به فرودگاه دمشق، تاکنون ۷ حمله به پایگاه‌های آمریکایی فقط در سوریه انجام شده است. دو مورد به پایگاه التنف، دو مورد به میدان نفتی العمر، یک مورد تاسیسات گازی کونکو، یک مورد منطقه الشدادی و یک مورد الرکبان (نزدیک مرز اردن - سوریه) زیر ضربه رفته‌اند. 

ارتش آمریکا ناو هواپیمابر جرالد فورد و آیزنهاور را در شرق دریای مدیترانه مستقر کرده تا این پیام را به حزب الله و دیگر اضلاع مقاومت ارسال کند که آماده مداخله است. اکنون قرائن نشان می‌دهد، نیروهای محور مقاومت با ضربات یک هفته اخیر به پایگاه‌های آمریکا در سوریه و عراق (نظیر عین الاسد)، در حال ارسال این سیگنال هستند که مداخله آمریکا علیه حزب الله و شکسته شدن خطوط قرمز در فلسطین اشغالی به معنای شعله‌ور شدن کل جغرافیای تحت تسلط محور مقاومت علیه محور آمریکاست. 

 

آرایش جنگی ارتش آمریکا مقابل محور مقاومت

 

آرایش جنگی ارتش آمریکا مقابل محور مقاومت + عکس و نقشه

 

  روز پانزدهم مهر، پس از عملیات طوفان الاقصی، پشت دیوارهای حائل در اراضی اشغالی اتفاقی رخ داد که بلوک غرب به رهبری آمریکا سعی در پنهان کردن آن دارد. از همین روی است که ارتش آمریکا درحال چینش نیرو در سطح منطقه برای ایجاد چند لایه حفاظتی برای رژیم صهیونیستی است. همزمان نیز سران آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان به صورت قطاری طی دو هفته گذشته عازم تل آویو شدند تا مانع فروپاشی ساختارهای داخلی رژیم صهیونیستی شوند. به نحوی که رئیس جمهور آمریکا، شخصاً در نشست امنیتی اسرائیل حاضر می‌شود.

پنتاگون پس از عملیات طوفان الاقصی در حال گسیل قابل توجهی از نیرو و تجهیزات به غرب آسیاست. این تجهیزات شامل سامانه‌های پدافندی و موشکی می‌باشد.  از طرفی، بین ایران و فلسطین اشغالی قریب به ۵۰/۰۰۰ نظامی آمریکا مستقر است. این تعداد منهای نیروهای حاضر در اراضی اشغالی و ناوگان‌های اعزامی است.

 


آخرین وضعیت استقرار نظامیان ارتش آمریکا در غرب آسیا

 

ناوگانی از نیروی دریایی آمریکا در محیط پیرامون اراضی اشغالی واقع در مدیترانه شرقی مستقر شدند. ناو هواپیمابر «USS Gerald Ford» به عنوان پیشرفته‌ترین و بزرگترین ناو هواپیمابر جهان با اسکورت شش کشتی جنگی و ناو هوایپمابر «USS Eisenhower» با اسکورت ۵ کشتی جنگی هر کدام به استعداد ۷۵۰۰ نیروی نظامی اعزام شده‌اند.

ناو هواپیمابر «USS Gerald Ford» قادر به حمل قریب به ۹۰ هواپیمای جنگی و ۸ بالگرد «سیکورسکی اس اچ-۶۰ سی‌هاوک» است.گروه ضربتی «Ford» متشکل از رزمناو «نرماندی»، ناوشکن «توماس هادنر»، ناوشکن «رامیج» ، ناوشکن «کارنی»، ناوشکن «روزولت» است.

 


گروه ضربت ناو هواپیمابر فورد (Ford) در یک نگاه

 

ناو هواپیمابر «USS Eisenhower» نیز قابلیت حمل بیش از ۶۰ جنگنده نظیر F/A-۱۸ را دارد. گروه ضربتی آیزنهاور مشتمل بر ناوشکن «Gravely»، ناوشکن «Mason» و ناوشکن «Philippine Sea» می‌باشد. آمریکا همزمان در حال تقویت کمی جنگنده‌های F-۳۵، F-۱۵ و F-۱۶ در غرب آسیا است. تعداد مشخصی از جنگنده‌های مذکور ذکر نشده است.

 


گروه ضربت ناو هواپیمابر آیزنهاور (Eisenhower) در یک نگاه

 

موازی با موارد فوق، ناو گروه رزمیِ آبی-خاکی باتان (Bataan) در ناحیه دریای سرخ مستقر شده است. این ناوگروه در تابستان ۱۴۰۲ برای مقابله با نیروی دریایی سپاه به خلیج فارس اعزام شده بود. اکنون ناوگان دریایی آمریکا در سه نقطه خلیج فارس، دریای سرخ و مدیترانه شرقی مستقر شده‌اند.

 

آخرین آرایش استقرار ناوگان اعزامی ارتش آمریکا پس از عملیات طوفان الاقصی | تاریخ: یازدهم آبان
ناو هواپیمابر USS Gerald Ford با حروف (CVN-78)
ناو هواپیمابر USS Eisenhower با حروف (CVN-69)
ناو گروه  USS Bataan با حروف (LHD-5)

 


مواضع ناوگروه‌های ضربتی و  آبی-خاکی نیروی دریایی آمریکا در سراسر جهان | تاریخ: ۸ آبان

آمریکا بزرگترین حامی رژیم صهیونیستی است. رژیم از زمان تشکیل حدود ۲۶۳ میلیارد دلار دریافتی از آمریکا داشته که ۱۳۰ میلیارد دلار آن، کمک‌های نظامی بوده است.از جمله این تجهیزات می‌توان به سامانه گنبدآهنین اشاره کرد که با پشتیبانی مالی واشنگتن توسعه یافت. پس از عملیات طوفان الاقصی، آمریکا از ارسال دو باتری گنبد آهنین به اسرائیل خبر داد. 

سامانه دفاع هوایی «گنبد آهنین» مسئول مقابله با حملات راکتی نیروهای مقاومت فلسطینی است. اسرائیل ۱۰ سامانه دفاع هوایی «گنبد آهنین» در اختیار دارد. عمده اجزای موشک‌های مورد استفاده سامانه «گنبد آهنین» از سوی شرکت ریتون (Raytheon) در آمریکا تولید می‌شود. این شرکت یکی از بزرگترین شرکت‌های فعال در زمینه صنایع نظامی در آمریکا است.

مضاف بر این، آمریکا از طریق هواپیمای جاسوسی خود تحت عنوان «نورثروپ گرومن یی-۲ هاوکی» تحرکات جبهه مقابل خود را شناسایی می‌کند و به اطلاع نیروهای میدانی می‌رساند. روز ۲۷ مهر نیز گزارش شد که آمریکا ده‌ها هزار گلوله توپ ۱۵۵ میلی‌متری که مقرر شده بود به اوکراین ارسال شود، به اسرائیل انتقال خواهد داد.

آمریکا از سال ۱۹۸۴ میلادی شروع به ذخیره تجهیزات نظامی در خاک فلسطین اشغالی کرده است. این انبار موسوم به انبار ذخایر جنگی متفقین-اسرائیل (WRSA-I) است. در این انبار مهمات هدایت شونده دقیق، گلوله‌های توپخانه و سایر تجهیزات ذخیره می‌شوند.اکنون این انبار در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی است. این اتفاق در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶ و جنگ ۲۰۱۴ غزه نیز انجام شد.

«لوید آستین» وزیر دفاع آمریکا روز ۳۰ مهر در بیانیه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد که سامانه دفاع موشکی  تاد (THAAD) و همچنین چندین سامانه موشکی پاتریوت زمین به هوا را در سراسر منطقه غرب آسیا مستقر خواهند کرد.این شبکه پدافندی در زمین، به همراه ناوگان اعزامی آمریکا در دریا، موظف به مقابله با اضلاع محور مقاومت و به طور خاص انصار الله یمن هستند.

کیفیت حضور نظامیان آمریکا در اراضی اشغالی در هاله‌ای از ابهام است. امری که البته از گذشته بدین نحو بوده است. اما این کشور حداقل یک پایگاه نظامی در این کشور دارد. داده‌های آشکار نشان می‌دهد که حداقل یک پایگاه راداری با اسم رمز «سایت ۵۱۲» از سال‌ها پیش در اراضی اشغالی مستقر شده است. اینترسپت نیز اخیراً در گزارشی نوشت که آمریکا یک پایگاه نظامی مخفی در ۳۲کیلومتری نوار غزه به‌عنوان پایگاه راداری هشدار اولیه تأسیس کرده که به «۵۱۲» معروف است.

از طرفی، روزنامه «نیویورک تایمز» گزارش داد که آمریکا شماری از افسران ارتش از جمله ژنرال «جیمز گلین» از سپاه تفنگداران دریایی آمریکا را برای هدایت عملیات نظامی در نوار غزه به اراضی اشغالی اعزام کرده است. برآوردها بر این است که عددی بالغ ۵۰۰۰ نظامی آمریکا مستقیماً در حمله زمینی به نوار غزه حضور دارند. 


ژنرال «جیمز گلین» از سپاه تفنگداران دریایی آمریکا مسئول هدایت عملیات زمینی علیه غزه شد
هفتم آبان گزارش شد که او به آمریکا بازگشته است!

 

آنچه ذکر شد مبتنی بر اطلاعات آشکار بود. رهبر انقلاب روز ۲۵ مهر فرمودند: «آن‌طوری که اطّلاعات متعدّد به ما میگوید، سیاستِ جاریِ این روزها، یعنی همین هفته‌ی اخیرِ داخلِ رژیمِ صهیونیستی را آمریکایی‌ها دارند تنظیم میکنند؛ یعنی سیاست‌گذار، آنها هستند و این کارهایی که دارد انجام میگیرد سیاست‌ آمریکایی‌ها است.» (بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی)

 نحوه استقرار تجهیزات و نیروهای آمریکا به گونه‌ای است که کریدورهای زمینی، هوایی و دریایی مابین اضلاع محور مقاومت و رژیم صهیونیستی، تا حد ممکن و با هدف نابودی حداکثری نوار غزه مسدود شود. این قبیل اقدامات، در حال سوق دادن منطقه به نقطه‌ای بی‌بازگشت است. «امیرعبداللهیان» وزیر امور خارجه کشورمان روز دهم آبان در ترکیه اعلام کرد که مسئولیت از کنترل خارج شدن شرایط منطقه، متوجه آمریکا و رژیم اسرائیل است.

رهبر انقلاب در روز ۲۵ مهر فرمودند: «چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمان‌ها بی‌تاب میشوند، نیروهای مقاومت بی‌تاب میشوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمیتواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که «نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند»؛ کسی نمیتواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بی‌تاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد.»

*        *        *

۶ ارتش محور مقاومت مقابل رژیم صهیونیستی؛ یادگاران حاج قاسم

رهبر انقلاب روز سه شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲ پیرامون جنایات رژیم صهیونیستی در غزه فرمودند: «اگر چنانچه این جنایت ادامه پیدا کند، مسلمان‌ها بی‌تاب می‌شوند، نیروهای مقاومت بی‌تاب می‌شوند، دیگر کسی جلوی اینها را نمی‌تواند بگیرد؛ این را بدانند. [بعد،] از کسانی توقّع نکنند که «نگذارید فلان گروه، فلان کار را بکند»؛ کسی نمی‌تواند جلوی اینها را بگیرد وقتی بی‌تاب شدند؛ این یک واقعیّتی است که وجود دارد. البتّه رژیم صهیونیستی هر کار هم بکند، جبران شکست مفتضحانه‌ای را که در این قضیّه خورد نخواهد توانست بکند.»

 

بیانات فرمانده کل قوا نشان داد که نیروهای محور مقاومت متفق شدند تا در صورت شکسته شدن خطوط قرمز، جغرافیای تحت تسلط خود را به صورت یکپارچه علیه هدفی واحد فعال کنند. اما کیفیت این جغرافیا چگونه است؟

سپهبد قاسم سلیمانی ۳ ماه قبل از شهادت خود در جلسه‌ای با فرماندهان ارشد نیرو‌های مسلح، جغرافیای محور مقاومت را تشریح کرد. در این جغرافیا ۶ ارتش خارج از مرزهای ایران سازماندهی و در کانالی به طول ۱۵۰۰ کیلومتر و عرض ۱۰۰۰ کیلومتر تا سواحل مدیترانه مستقر شده است. عمق این کانال تا اعماق اراضی اشغالی کشیده شده است.

بلوک آمریکا برای تسلط بر منطقه باید از این ۶ ارتش عبور کند. سردار سلیمانی این ۶ ارتش را به شرح ذیل معرفی می‌کنند: دو ارتش در فلسطین اشغالی به نام‌های «حماس» و «جهاد اسلامی»، یک ارتش در لبنان به نام «حزب الله»، یک ارتش در عراق به نام «حشدالشعبی»، یک ارتش در یمن به نام «انصارالله» و یک ارتش در سوریه.

حزب الله‌لبنان:  تعداد نیروهای تحت امر حزب الله بیش از ۱۰۰ هزار تن برآورد شده است. اندیشکده مطالعات بین‌الملل و استراتژیک (CSIS) در این رابطه می‌نویسد: «حزب‌الله مسلح‌ترین بازیگر غیردولتی جهان است که دارای انبار وسیع و متنوعی از راکت‌های توپخانه‌ای و نیز موشک‌های بالستیک، ضدهوایی، ضد تانک و ضد کشتی است.»

موشک بالستیک «فاتح ۱۱۰»، «زلزال»، «خیبر»، «فجر ۵»، «فجر ۳»، «شاهین ۱»، «فلق ۲»، «فلق ۱» از جمله تسلیحات موشکی/راکتی زمین به زمین در اختیار حزب الله به ادعای اندیشکده آمریکایی است.

موشک «AT-۵» ،«AT-۱۳» ،«AT-۱۴» و «AT-۴» در زمره تسلیحات ضدتانک، موشک «یاخونت» و «C-802» در زمره تسلیحات ضد کشتی و موشک «SA-۱۷» و «SA-۸» در زمره تسلیحات ضدهوایی حزب الله عنوان شده است. عناوین آن در اینفوگرافی زیر آمده است. 


زرادخانه حزب الله به ادعای اندیشکده مطالعات بین‌الملل و استراتژیک (CSIS)

اندیشکده شورای آتلانتیک (Atlantic Council of United States) برآورد کرده که زرادخانه موشکی حزب الله به عدد ۱۵۰ هزار رسیده است.اندیشکده بگین- سادات (BESA) نیز همین عدد را تخمین زده و در بیان قدرت حزب‌الله نوشت که مجهز به ۱۵۰ هزار موشک/راکت است و می‌تواند هر نقطه از اسرائیل را هدف قرار دهد.

مرکز آموزش و تحقیقات آلما (Alma) یک اندیشکده صهیونیستی مستقر در اراضی اشغالی است که کار ویژه آن رصد پایش تهدیدات رژیم از سوی مرزهای شمالی فلسطین اشغالی است. اندیشکده آلما (Alma) برآورد کرده است که زرادخانه پهپادی حزب الله در سال ۲۰۲۱ میلادی ۴۰ برابر دوران جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ شده است.


زرادخانه هواپیمای بدون سرنشین حزب الله به ادعا اندیشکده صهیونیستی آلما (Alma)
«حزب الله ۲۰۰۰ پهپاد دارد»

حماس و جهاد اسلامی: «عزالدین قسام» نام شاخه نظامی حماس و «سرایا القدس» نام شاخه نظامی جهاد اسلامی فلسطین است. رژیم صهیونیستی تخمین زده است که حماس و جهاد اسلامی در غزه عددی بالغ بر ۳۰ هزار موشک و خمپاره در زرادخانه خود دارند. 

رویترز به نقل از یک منبع ادعایی در غزه نوشته است که حماس دارای یک آکادمی نظامی است و طیفی از تخصص‌ها از جمله امنیت سایبری را آموزش می‌دهد و دارای یک یگان کماندوی دریایی است. مجموع نیروهای آن نیز ۴۰ هزار نفر برآورد کرده است.

یکی از سران جنبش «حماس» نیز به اسپوتنیک گفته بود: «ما ۲ هزار رزمنده را به عملیات نظامی علیه اسرائیل فرستادیم و هنوز ۴۰ هزار رزمنده دیگر در نوار غزه داریم».  

ضربه ۱۵ مهر نیروهای مقاومت فلسطین به ارتش رژیم صهیونیستی تنها با ۲۰۰۰ نیرو به وقوع پیوست. نیروهای مقاومت فلسطین درحالی بزرگترین شکست تاریخ رژیم اسرائیل را رقم زدند که در منطقه به وسعت نصف شهر تهران و در محاصره نظامی ۱۰۰% هوایی، زمینی و دریایی قرار دارند. این ارتش در منطقه‌ای ایجاد شده که ملقب به بزرگترین زندان جهان است و حصارهای مرزی اطراف آن، پیشرفته‌ترین حصار امنیتی روی کره زمین است.


حصار امنیتی رژیم صهیونیستی  در مرزهای غزه پیشرفته‌ترین مرز ساخته شده روی کره زمین از منظر تکنولوژی است
محیط پیرامونی حصار ۲۴ ساعته توسط پاسگاه‌های نظامی رژیم روی زمین و پهپادها آن بر فراز آسمان رصد می‌شود

حشدالشعبی: بسیج مردمی عراق (به عربی: حشدالشعبی) سال ۱۳۹۳ ه.ش پس از حمله داعش به شهرهای این کشور تشکیل شد. این سازمان به صورت رسمی بخشی از نیروهای مسلح عراق و تحت فرمان نخست وزیر است.

موسسه واشنگتن (The Washington Institute) درباره حشدالشعبی نوشت: در گزارش ۱۷ آوریل کمیته مالی پارلمان عراق آمده است که تعداد نیروهای حشدالشعبی در بودجه ۲۰۲۳ میلادی، ۹۵% افزایش یافته و از ۱۲۲ هزار به ۲۳۰ هزار نفر رسیده است. این عدد البته از سوی سران حشد ۲۰۴ هزار تن اعلام شده است.

موسسه واشنگتن مدعی است که بودجه حشدالشعبی از ۲.۱۶ میلیارد دلار در بودجه ۲۰۲۱ میلادی به ۲.۶ میلیارد دلار افزایش یافته است. برای فهم این عدد کافیست بدانید که بودجه سپاه در بودجه ۱۴۰۲ کشورمان به ۱۱۹ هزار میلیارد تومان رسید.معادل دلاری این عدد (با ارز ۵۰ هزار تومانی) حدود ۲.۴ میلیارد دلار است. یعنی بودجه حشدالشعبی بیشتر از بودجه سپاه پاسداران است. 


رشد عددی نیروی حشد الشعبی طی ۴ سال اخیر | منبع: The Washington Institute

اکنون حشدالشعبی عملاً به یک ارتش کلاسیک تبدیل شده است. در رژه این سازمان به تاریخ ۲ مرداد ۱۴۰۱ ه.ش، طیف متنوعی از تسلیحات سبک، متوسط و سنگین رونمایی شد که مهمترین آن، تانک T-۷۲ و T-۵۲، توپخانه، پهپادهای راصد و حسیب، سیستم پیشرفته راهبری پهپاد، انواع رادارها و تجهیزات جنگ الکترونیک، موشک اندازها، سیستم های مخابراتی و... بود.

انصارالله یمن: این نهاد بازوی نظامی دولت قانونی یمن به پایتختی «صنعا» پس از انقلاب مردم در سال ۲۰۱۵ میلادی است. انصارالله نیز نظیر حشدالشعبی تبدیل به یک ارتش شده است.

قدرت انصارالله به اندازه‌ای است که تاسیسات «آرامکو» در روز ۲۳ شهریور ۱۳۹۸ را در ضد حمله ترکیبی (موشکی/پهپادی) به نحوی هدف قرار داد که تبدیل به بزرگترین حمله به زیرساخت‌های نفتی در تاریخ جهان شد. 

پایگاه آماری استاتیستا (Statista) در سال ۲۰۱۸ میلادی نمای بخشی از زرادخانه موشکی انصارالله یمن و نیز برد آن را در قالب اینفوگرافی ارائه کرده است. موشک «برکان-۲» با برد ۱۴۰۰ کیلومتر، موشک «برکان-۱» با برد ۸۰۰ کیلومتر، موشک «هواسونگ-۶» با برد ۵۰۰ کیلومتر، موشک «اسکاد B» با برد ۳۰۰ کیلومتر، موشک «زلزال -۳» با برد ۲۵۰ کیلومتر از جمله تسلیحات موشکی انصارالله یمن عنوان شده است. 


 نمای کلی از زرادخانه موشکی انصارالله یمن | منبع: Statista

پهپادهای «ابابیل-۲»، «صماد ۱-۲-۳» «قاصف-۱» و «قاصف-۲K» نیز از جمله هواپیماهای بدون سرنشین مورد استفاده توسط انصارالله یمن است.  از طرفی، انصارالله یمن در مراسم رژه نهمین سالگرد انقلاب مردمی یمن در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ ه.ش تعدادی تسلیحات جدید و غافلگیرکننده به نمایش گذاشت. 

موشک‌های کروز قدس ۱، قدس ۲، قدس ۳ در گذشته رونمایی شده بودند. اما در این رژه از موشک قدس ۴ نیز رونمایی شد که برد آن ۲۰۰۰ کیلومتر است. این برد یعنی نیروهای رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی در تیررس انصارالله یمن هستند. 

 رژه نیروهای مسلح یمن در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۲

سوریه: دولت و ارتش سوریه بخشی از محور مقاومت است. اما موضوع به همین نقطه ختم نمی‌شود. اندیشکده صهیونیستی موسوم به مطالعات امنیت ملّی (INSS) مستقر در اراضی اشغالی زمستان سال ۱۳۹۹ در گزارشی مدعی شد که نیروهای حزب‌الله در جنوب سوریه در قالب دو موجودیت تحت عنوان «فرماندهی جنوب» و «پرونده جولان» سازماندهی شده‌اند. 

به ادعای این نهاد صهیونیستی، فرماندهی جنوب (Southern Command) شامل افسران حزب‌الله است که به عنوان مشاور و مباشر در ارتش سوریه حضور دارند. واحد پرونده جولان (Golan File Unite) نیز تحت فرماندهی مستقیم حزب‌الله، درحال ایجاد سلول‌های [رزم] از میان سوری‌های محلّی می‌باشد. 


محل استقرار واحد «پرونده جولان» و «فرماندهی جنوب» حزب‌الله
در مرزهای سوریه با اراضی اشغالی (جولان)

روزنامه یدیعوت آحارانوت (Yedioth Ahronoth) سال ۲۰۱۹ در گزارشی مدعی شد که نیروی قدس در ۳۰ کیلومتری مرزهای فلسطین اشغالی در حال آموزش و تجهیز نیروهای محلی در قالب واحدی به نام گردان ۳۱۳ است که البته بعدها تبدیل به تیپ ۳۱۳ شد.

مجله نیوزویک (Newsweek) تیر ۱۴۰۲ مدعی شد که  یک واحد به‌شدت مسلح و متشکل از هزاران رزمنده از سراسر منطقه تشکیل شده که قادر به انجام عملیات علیه ارتش اشغالگر آمریکا در سوریه و همچنین رژیم صهیونیستی است. نام این واحد «لشکر امام حسین» است که توسط سردار سلیمانی در سال ۲۰۱۶ میلادی ایجاد شده است. 

این نشریه آمریکایی مدعی دو عملیات موشکی «لشکر امام حسین» علیه رژیم صهیونیستی  در ژانویه ۲۰۱۹ و ژوئن ۲۰۱۹ شده است. این نشریه ادعا کرده که پایگاه ارتش آمریکا در منطقه التنف سوریه در اکتبر ۲۰۲۱ نیز توسط این واحد نظامی تحت حمله حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته است.منبع اطلاعاتی این نشریه آمریکا از لشکر امام حسین تحت عنوان حزب الله ۲ در سوریه نام برده است.

سیلی سخت‌تر در راه است؟

«سید عبدالملک بدرالدین الحوثی» رهبر جنبش انصارالله یمن روز ۱۸ مهر اعلام کرد: مردم ما آماده هستند که با صدها هزار نفر وارد عمل شده و به مردم فلسطین برای رویارویی با دشمن ملحق شوند و ما در انجام هر آنچه که ممکن است، تردید نخواهیم کرد.

شهید سلیمانی ایشان سه ماه قبل از شهادت در جلسه با فرماندهان نیرو‌های مسلح گفت که اکنون شش ارتش را بیرون از سرزمین ایران سازماندهی کردم و کانالی به طول هزار و ۵۰۰ کیلومتر و عرض هزار کیلومتر تا سواحل مدیترانه ایجاد کرده‌ام که در درون این کانال، شش لشکر اعتقادی و مردمی به سر می‌برند

وزیر دفاع دولت یمن روز ۲۲ مهرماه گفت: «نیروهای مسلح یمن، گوش به فرمان رهبر انقلاب (سید بدرالدین الحوثی) هستند و خطاب به ایشان می‌گویند که ما در هر کجا که شما بگویید و دشمنان در هر کجا که باشند، مانند آتشفشان مرگبار بر سر آنها فرود خواهیم آمد. به خدا قسم اگر به ما فرمان بدهی با موشک ها و پهپادهایمان بدون هیچ تردیدی، به سمت ارض الرباط (فلسطین) حمله خواهیم کرد.»

«فالح الفیاض» فرمانده «حشد الشعبی» عراق روز ۲۲ مهرماه گفت: «ما حامی اصلی مقاومت هستیم و عراق به آمریکا اجازه نخواهد داد به اسرائیل کمک کند. تبعات رخدادهای غزه نیز بزرگ است و نتایج آن به زودی علنی خواهد شد.»

«اسماعیل هنیه» ارشدترین مقام حماس روز ۲۷ مهرماه گفت: «آنچه در نوار غزه رخ می‌دهد، ممکن است به درگیری منطقه‌ای تبدیل شود که در آن صورت دشمن و حامیان آن هرگز نخواهند توانست آن را کنترل کنند.»

شواهد نشان می‌دهد که اضلاع محور مقاومت در حالت آماده باش قرار گرفته‌اند و اراده بر پاسخ قطعی در صورت ادامه شرارت و شکست خطوط قرمز است. امری که رهبری از آن تحت عنوان سیلی سنگین‌تر یاد کردند. رهبر انقلاب روز ۲۲ مهرماه خطاب به رژیم صهیونیستی فرمودند:

  • «حمله به غزّه، حمله به خانه‌های مردم، حمله به غیر نظامیان، قتل‌عام و کشتار دسته‌جمعی مردم غزّه؛ این مظلوم‌نمایی دستاویزی است برای اینکه باز بتواند این جنایات را چند برابر کند؛ با مظلوم‌نمایی میخواهد این جنایات خودش را توجیه کند. عرض کردم، این هم یک محاسبه‌ی غلط است. سران و تصمیم‌گیران رژیم غاصب و حمایت‌کنندگان‌شان بدانند که همین کار، بلای بزرگ‌تری بر سر آنها خواهد آورد؛ بدانند واکنش این ظلمها سیلیِ سنگین‌تری بر رخسار زشت آنها است.»

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 354
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران