منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 5
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 86
:: بازدید ماه : 212
:: بازدید سال : 539
:: بازدید کلی : 539
نویسنده : rahjooyan
جمعه 21 مهر 1402

 همزمان با ورود ناو هواپیمابر آمریکایی به شرق دریای مدیترانه، اولین هواپیمای حامل مهمات این کشور نیز به فلسطین اشغالی رسید.

ورود ناو هواپیمابر به مدیترانه و هواپیمای حامل کمک‌های آمریکا به تل‌آویو

 رژیم موقت صهیونیستی بامداد چهارشنبه اعلام کرد که اولین هواپیمای حامل مهمات و تجهیزات نظامی آمریکایی دقایقی پیش در فلسطین اشغالی فرود آمده است.

سخنگوی ارتش این رژیم ادعا کرد مهمات پیشرفته آمریکایی در این هواپیما، «امکان انجام حملات بزرگ و آمادگی برای تمام سناریوها» علیه گروه‌های مقاومت فلسطینی را ممکن می‌سازد.

دقایقی بعد منابع محلی از ورود ناو هواپیمابر «جرالد فورد» به شرق دریای مدیترانه خبر دادند.

سازمان تروریستی «سنتکام» اعلام کرد که ناو هواپیمابر جرالد فورد برای نشان دادن حمایت آمریکا از رژیم موقت صهیونیستی و «بازدارندگی در برابر هر کسی که به دنبال دامن زدن به جنگ» رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطین باشد، به شرق دریای مدیترانه رسیده است.

صبح روز شنبه بود که بعد از انتشار خبرها درباره حملات بیش از دو ساعته موشکی و راکتی از نوار غزه به اهداف مختلف رژیم صهیونیستی شامل تل‌آویو، «محمد الضیف» فرمانده کل گردان‌های القسام، شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)، از آغاز عملیات طوفان الاقصی خبر داد.

***

دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم مدیترانه می‌شود

بعد از اعزام ناو هواپیمابر فورد آمریکا به مدیترانه شرقی در حمایت از رژیم صهیونیستی، کاخ سفید اعلام کرد دومین ناو هواپیمابر ایالات متحده برای استقرار عازم مدیترانه می‌شود.

دومین ناو هواپیمابر آمریکا عازم مدیترانه می‌شود

 در بحبوحه تنش‌های اخیر بین فلسطینیان و رژیم صهیونیستی، کاخ سفید چهارشنبه اعلام کرد دومین ناو هواپیمابر آمریکا برای استقرار از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده عازم مدیترانه می‌شود. 

«جان کربی» سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید اعلام کرد ناو هواپیمابر «یواس‌اس دوایت دی آیزنهاور» و گروه ضربت آن قرار است در هفته آینده مستقر شود و در مسیر خود به سمت دریای مدیترانه از اقیانوس اطلس عبور خواهد کرد. 

پیش‌تر، جنبش حزب‌الله لبنان با اشاره به اینکه حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی مسئله غافلگیرکننده‌ای نیست، تاکید کرد اعزام ناوهواپیمابر به منطقه برای حمایت از نیروهای رژیم صهیونیستی، نیروهای مقاومت را نمی‌ترساند.


:: بازدید از این مطلب : 288
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 21 مهر 1402

براساس اسناد جمع‌آوری شده توسط بنياد دفاع از حقوق كودكان فلسطيني، از سال 2000 تاكنون نیروهای صهيونيستي و شهرک‌نشینان بیش از 2300 کودک فلسطینی را به شهادت رسانده‌اند.

 .

کارنامه سیاه صهیونیست ها؛ از کشتارهای خانوادگی تا شکنجه کودکان

 

 در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۴۸ گروه‌های تروریستی یهودی شامل هاگانا و اشترن و پالماخ که تحت نظارت و آموزش انگلیسی‌ها بودند حملات وحشیانه خود را به شهرها و روستاهای فلسطینی آغاز کردند. طبق آمار موجود، بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت فلسطینیان در آن زمان از خانه و کاشانه خود آواره شدند و ۴۰۰ تا ۶۰۰ روستای فلسطینی کاملاً تخریب شد.

کارنامه سیاه صهیونیست ها؛ از کشتارهای خانوادگی تا شکنجه کودکان

 

براساس گزارش سازمان ملل متحد كه وب‌سايت دفاع از حقوق كودكان فلسطيني آن را منتشر كرده، نیروهای صهيونيستي و شهرک‌نشینان از سال 2008 تا كنون حداقل 3752 غیرنظامی فلسطینی را در سراسر کرانه باختری اشغالی از جمله بیت‌المقدس شرقی و نوار غزه به شهادت رسانده‌اند.

 

بی غیرتترین قوم همین قوم یهود است. با وجودی که می دانند خانه ای که به آنها مجانی داده اند. قبلا صاحب خانه را صهیونیست ها از این خانه با زوربیرون کرده اند، صاحب اصلی خانه ها آواره شده اند. این بی غیرت ها خانه را غصب نموده اند. آیا به کسی که منزلت را با زور غصب نماید باید رحم نمود. باید او را با زور بیرون نمود. فراموش نکنیم که اینها شهروند ساده نیستند اینها از اقصا نقاط دنیا به فلسطین اشغالی آمده اند. تا شاهد آوارگی و بی خانمانی فلسطینیان باشند.

بیش ار هفت دهه است که اشغالگران فلسطین جنایت می کنند.

عبدالرحمان شهاب آزاده فلسطینی و مدیر مرکز مطالعات اطلس در حمله جنگنده‌های اسرائیلی به خانه‌اش در شهر غزه همراه با دیگر اعضای خانواده‌اش به شهادت رسید.

 


 

 


:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 21 مهر 1402

حقوق مردم فلسطین بیش از هفتاد سال است که زیر چکمه‌های رژیم نامشروع صهیونیستی له می‌شود و این رژیم در مدت مذکور وحشیانه‌ترین جنایت‌ها را علیه این مردم مرتکب شده است.

عملیات نظامی که نیروهای فلسطینی با نام «طوفان الاقصی» در نیمه صبح شنبه همین هفته و در نیمه مهرماه امسال علیه ‌اشغالگران آغاز کردند، ادامه جنگی بود که سال‌هاست ‌اشغالگران علیه مردم فلسطین به راه ‌انداخته‌اند. 

طی دهه‌ها ‌اشغال فلسطین، رژیم صهیونیستی از هیچ جنایتی علیه فلسطینیان فروگذار نبوده است و فهرست بلندبالایی از جنایات ‌اشغالگران علیه ساکنان اولیه فلسطین و اعراب وجود دارد. در این گزارش به برخی از مهم‌ترین جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان طی چند دهه گذشته تا کنون ‌اشاره خواهیم داشت.
شروع جنایات صهیونیستی
 علیه ملت مظلوم فلسطین از روز نکبت
فلسطین بر اساس یک توطئه وحشتناک غربی با سردمداری انگلیس در دهه ۴۰ قرن بیستم، از ملت آن، غصب و به زور سلاح و کشتار و فریب، به جماعتی که عمدتاً از کشورهای اروپایی مهاجرت داده شده‌اند، واگذار شد. این غصب بزرگ که در آغاز با کشتارهای جمعیِ مردم بی‌دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و کاشانه خود به کشورهای هم‌مرز همراه بود، در طول بیش از هفت دهه همچنان با همین جنایت‌ها ادامه یافته است.
با شروع‌ اشغال رسمی فلسطین در بین سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۰ بیش از ۵۳۰ شهر و روستای فلسطینی تخریب شد. بسیاری از این تخریب‌ها به این دلیل رخ می‌داد که فلسطینی‌های آواره نتوانند به خانه‌های خود بازگردند. در طول ۷۵ سال اخیر بیش از ۱۰۰ هزار فلسطینی با گلوله مستقیم به شهادت رسیده و یک میلیون نفر نیز دستگیر شدند.
در تاریخ ۱۵ مه ۱۹۴۸ گروه‌های تروریستی یهودی شامل هاگانا و‌اشترن و پالماخ که تحت نظارت و آموزش انگلیسی‌ها بودند حملات وحشیانه خود را به شهرها و روستاهای فلسطینی آغاز کردند. طبق آمار موجود، بیش از ۷۰۰ هزار فلسطینی یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت فلسطینیان در آن زمان از خانه و کاشانه خود آواره شدند و ۴۰۰ تا ۶۰۰ روستای فلسطینی کاملاً تخریب شد.
فلسطینی‌هایی که در روز نکبت از سرزمین خود آواره شدند به کشورهای همسایه همچون اردن و مصر و لبنان و سوریه رفتند و تا امروز در اردوگاه‌های آوارگان زندگی می‌کنند و منتظر روز بازگشت هستند.
در واقع رژیم غاصب صهیونیستی از ابتدای قرن بیست جنایات زیادی را در این سرزمین مرتکب شده که در مواردی می‌توان گفت در طول تاریخ بشر کم‌نظیر یا بی‌نظیر بوده است.
جنایات صهیونیستی تا حدی بوده که رسانه‌های جهان تنها قادر بودند بخش ناچیزی از آن را گزارش دهند و انبوه دیگری از این جنایات در سینه ملت فلسطین و در حافظه تاریخی زنان و مردان و کودکان آن ذخیره شده است. از کشتارهای دسته جمعی مردم و ویران کردن خانه‌ها و مزارع آنان و دستگیری و شکنجه مردان و زنان و حتّی کودکان آنان، تا تحقیر و توهین به کرامت این ملت و سعی در نابودی و هضم آن در معده‌ حرامخوار رژیم صهیونیستی، و تا حمله به اردوگاه‌های آنان در خود فلسطین و در کشورهای همسایه که میلیونها آواره را در خود جای داده است. صبرا و شتیلا، دیر یاسین تنها بخشی از جنایات صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطین است.
جنایت دیریاسین از کشتار زنان و مردان 
تا دریدن شکم زنان باردار
نهم ‌آوریل هر سال، سالروز کشتار فجیع روستای «دیر یاسین» در غرب بیت‌المقدس است. آمار مختلفی از تعداد شهدا وجود دارد، از ۲۵۰ تا ۳۶۰ نفری که بسیاری از آنها زن و کودک بودند و با خونسردی تمام به دست صهیونیست‌ها قتل عام شدند.
کشتار در سحرگاه نهم ‌آوریل ۱۹۴۸ به دست تروریست‌های «ایتسل» و «لیحی» که مورد حمایت سازمان تروریستی «هگانا» بودند انجام شد، جنایتکارانی که بعدها هسته مرکزی ارتش را تشکیل دادند.
به گفته منابع فلسطینی، تروریست‌های یهودی گمان می‌کردند که اهالی روستا که ۷۵۰ نفر بودند، از ترس و واهمه خانه‌هایشان را رها کرده و فرار کنند، اما مقاومت اهالی بهانه شد تا صهیونیست‌ها از کشته‌ها پشته‌ها بسازند.
همچنین طبق گزارش‌ها، صهیونیست‌های جنایتکار، اقدام به مثله کردن بدن مطهر برخی اهالی کردند، حتی شکم زنان باردار را برای شرط‌بندی بر روی جنسیت جنین می‌دریدند. حدود ۲۵ نفر از مردان روستا را سوار اتوبوس کردند و مانند ارتش روم در گذشته در خیابان‌های بیت‌المقدس گرداندند و سپس آنها را با تیراندازی اعدام کردند. صهیونیست‌ها همچنین پیکر شهدا را روی هم تلنبار کرده و آنها را به آتش کشیدند.
در واقع اصل ماجرا از آنجا آغاز شد که در بامداد روز نهم ‌آوریل سال ۱۹۴۸ نیروهای موسوم به «آرگون» رژیم صهیونیستی از مناطق شرق و جنوب وارد روستای «دیر یاسین» و نیروهای «اشتیرن» نیز از قسمت شمال وارد این روستا شدند و بدین گونه روستا از هر طرفی بجز طرف غربی به محاصره درآمد.
ساکنان روستا که همگی در خواب بودند با این اقدام غافلگیر شدند؛ آنها در ابتدا به مقابله با صهیونیست‌ها پرداختند که این امر منجر به هلاکت ۴ تن از مهاجمان و زخمی شدن ۴۰ تن دیگر شد. پس از این موضوع، صهیونیست‌ها به منظور مقابله با پایداری ساکنان روستا، از نیروهای «پالماخ» در یکی از پادگان‌های نظامی در نزدیکی قدس طلب کمک گرفتند، این نیروها اقدام به گلوله‌باران توپخانه‌ای این روستا نمودند تا زمینه حمله متجاوزین را فراهم کنند و با فرا رسیدن ظهر روستا به کلی از حضور نیروهای مقاومت خالی شد، بنابراین نیروهای آرگون و‌اشتیرن به شیوه تروریستی خود برای قتل عام ساکنان روستا روی آوردند.
بدین ترتیب مهاجمان از طریق منفجر ساختن منازل ساکنان روستا، آن را ‌اشغال کردند و پس از تمام شدن دینامیت‌ها و مواد منفجره، از طریق بمب و توپخانه اقدام به کشتار عناصر مقاومت نمودند و تمامی مردان و زنان و کودکان و سالخورده‌هایی را که در داخل منازل حضور داشتند، هدف تیراندازی‌های خود قرار می‌دادند.
متجاوزین ده‌ها تن از ساکنان روستا را کنار هم قرار داده و به طرف آنان تیراندازی می‌کردند و ۲ روز کامل کشتارها و جنایت‌های خود را ادامه دادند. نظامیان صهیونیست کشتاری شامل شکنجه، هتک‌حرمت، قطع اعضا، پاره کردن شکم زنان باردار و... را به راه‌انداختند و ۵۳ کودک را از دیوارهای محله قدیمی قدس به پایین پرت کردند و ۲۵ تن از مردان این روستا را در اتوبوس‌هایی حبس کرده و همانند ارتش قدیم رومانی، آنان را به نشانه پیروزی در خیابان‌های شهر قدس چرخانده و در نهایت تیرباران کرده و به شهادت رساندند. صهیونیست‌ها اجساد قربانیان را در چاه‌های آب روستا ‌انداخته و درهای آن را به منظور سرپوش نهادن بر جنایت‌های خود بستند.
جنایت «کفر قاسم»
بیش از نیم‌قرن از زمانی که نیروهای صهیونیستی در روستای فلسطینی کفرقاسم ۴۷نفر از جمله زنان و کودکان را به ضرب گلوله کشتند، می‌گذرد، اما این رسوایی همچنان در یادها زنده است.
اندکی پس از ساعت ۱۷ روز  ۲۹اکتبر ۱۹۵۶، پلیس رژیم صهیونیستی بدون اعلام قبلی در شش روستای فلسطینی از جمله کفر قاسم پست‌های ایست و بازرسی برپا کرد. سرگرد اسرائیلی «شموئل مالینکی» در یک جلسه کوتاه به افراد خود دستور داد هر غیرنظامی فلسطینی که بعد از ساعت ۱۷ به خانه‌اش رسید به قتل برسانند و این‌گونه دومین جنایت بزرگ صهیونیستها در فلسطین پس از دیر یاسین رقم خورد و نظامیان صهیونیست ۴۷ زن و مرد و کودک فلسطینی اهل روستای کفر قاسم را به خاک و خون کشیدند.
جنایت صبرا و شتیلا
رژیم صهیونیستی در سپتامپر ۱۹۸۲ جنایت دیگری را در کارنامه سیاه خود به ثبت رساند. اردوگاه‌های «صبرا و شتیلا» دو اردوگاه از مجموع ۱۲ اردوگاه محل اسکان آوارگان فلسطینی در جنوب لبنان بودند. این رژیم جعلی از ‌شانزدهم تا هجدهم سپتامبر ۱۹۸۲ کشتاری در این اردوگاه‌ها به راه‌ انداخت که تعداد قربانیان آن بیش از دو هزار نفر اعلام شد. برخی منابع حتی شمار قربانیان را بین سه تا پنج هزار نفر تخمین زدند. این جنایت را نظامیان صهیونیست به فرماندهی «آریل شارون» وزیر جنگ وقت رژیم صهیونیستی و نیروهای «فالانژ» لبنان انجام دادند و بیشتر کشته‌ها از زنان و کودکان و سالمندان بود.
یکی از شاهدان این ماجرا به گوشه‌ای از جنایات صهیونیست‌ها‌ اشاره می‌کند:
ام عباس می‌گوید که دیده است به یک زن دیگر که حامله بود حمله کردند و بچه را از شکمش بیرون آوردند. او که در ابتدای یک کوچه باریک نشسته، به یاد می‌آورد که چگونه «یک بولدوزر اجساد را بیل می‌زد و در گودالی عمیق روی هم می‌ریخت.»
برخی از کشتارهای دسته جمعی ملت فلسطین در سرزمینشان به دست صهیونیست‌ها در سال ۱۹۴۸ م رخ داده که شامل؛ کشتار فلسطینی‌ها در سلمه، بیار عدس، طبریا، حیفا، قدس، عکا، یافا، صفد و بیسان است.
جنگ ۲۰۰9-۲۰۰8 علیه نوار غزه
در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۸ (۲۲ روزه)، ۸۰ جنگنده اسرائیلی دهها نقطه در نوار غزه را بمباران کردند و در این ضربه اول ۲۰۰ فلسطینی شهید و ۷۰۰ نفر دیگر مجروح شد که بیشتر آنها از اعضای پلیس فلسطین و در مقدمه آنها فرمانده کل پلیس «توفیق جبر» بود.
حمله رژیم صهیونیستی به غزه ‌اندکی پس از خاتمه توافقنامه شش‌ ماهه‌ای که بین اسرائیل و مقاومت به امضا رسیده بود، شروع شد. جنگنده‌های اسرائیلی در خلال ۸ روز اول به بمباران گسترده خود در مناطق مختلف غزه ادامه دادند و مقاومت در حد امکان با پرتاب موشک و راکت پاسخ داد. جنگنده‌های اسرائیلی علاوه‌بر اهداف امنیتی و بر خلاف قوانین بین‌الملل صدها منزل مسکونی‌، بیمارستان، مسجد، مدرسه‌، دانشگاه و سازمان‌های وابسته به سازمان ملل در نوار غزه را هدف قرار داد.
در سوم ژانویه ‌۲۰۰9 - 8 روز پس از شروع جنگ- رژیم صهیونیستی حمله زمینی خود به نوار غزه را آغاز کرد و صدها ‌تانک اسرائیلی با عملیات‌های هوایی همراه شدند و بر وسعت بمباران غزه افزودند.
تل‌آویو از به کارگیری هیچ سلاحی در این کشتارها دریغ نکرد. بعد از اینکه تمامی سلاح‌های خود مانند ‌تانک و جنگنده و غیره را ناکارآمد دید، به سلاح‌های تحریم شده بین‌المللی روی آورد و تحقیقات اثبات کرد این رژیم از بمب‌های حاوی فسفر سفید و اورانیوم در بمباران غزه استفاده کرده است. پس از گذشت 23 روز از جنگ، رژیم صهیونیستی به صورت یکجانبه آتش‌بس اعلام کرد.
در این حمله ۱۴۱۹ نفر از نوار غزه شهید شدند که بیشتر آنها از شهروندان عادی و زنان و کودکان بودند. تعداد مجروحان ۵۵۰۰ نفر اعلام شد که برخی از آنها همچنان از معلولیت‌های ناشی از جنگ رنج می‌برند. ۸۳ درصد از شهدا را زنان و کودکان تشکیل دادند.
مقامات اسرائیلی نیز از کشته شدن ۱۳ نظامی و مجروح شدن ۳۰۰ نفر دیگر خبر دادند اما مقاومت فلسطین تاکید کرد که در این جنگ ۱۰۰ نظامی اسرائیلی کشته شده است.
جنگ ۲۰۱۲ علیه نوار غزه
جنگ سال ۲۰۱۲ (۸ روزه) با ترور «احمد الجعبری» از فرماندهان ارشد گردان‌های «القسام» شاخه نظامی حماس آغاز شد و رژیم صهیونیستی پس از این ترور حملات هوایی گسترده خود به غزه را آغاز کرد.
مرکز اطلاعات بهداشتی فلسطین در گزارش خود اعلام کرد که در سال ۲۰۱۲ در جریان تجاوزات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه ۲۷۸ فلسطینی شهید و ۲‌هزار و ۱۵۸ نفر نیز زخمی شدند.
بر اساس این گزارش از میان این شهدا ۱۸۹ نفر در جریان جنگ ۸ روزه رژیم صهیونیستی علیه غزه به شهادت رسیدند و ۲۵۱ نفر از شهدا را مردان و ۲۷ نفر را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین تعداد زنان بالای ۱۸ سال نیز ۱۳ نفر و تعداد کودکان شهید زیر ۵ سال نیز ۱۸ نفر بوده‌اند.
در این گزارش آمده است که تعداد زخمی‌ها در سال ۲۰۱۲ نیز ۲‌هزار و ۱۵۸ نفر بوده که از این تعداد ۱۵۲۶ نفر در جنگ ۸ روزه زخمی شدند و از این تعداد ۱۶۴۱ نفر مرد و ۵۱۷ نفر نیز زنان هستند. همچنین تعداد زنان زخمی بالای ۱۸ سال ۳۲۲ نفر و تعداد کودکان زخمی زیر ۵ سال نیز ۲۱۲ نفر هستند.
 جنگ ۲۰۱۴ علیه نوار غزه
۲۲ خرداد سال ۱۳۹۳ (۱۲ ژوئن ۲۰۱۴) بود که صهیونیست‌ها از گم شدن سه اسرائیلی در کرانه باختری خبر داده و بلافاصله حماس را به ربودن آنها متهم کردند. به همین بهانه هم بود که یورش به خانه‌های فلسطینی‌ها در کرانه باختری آغاز شد و بیش از ۵۰۰ جوان فلسطینی بازداشت شدند. بعد از مدتی سخنگوی پلیس رژیم‌صهیونیستی در گفت‌وگو با خبرنگار شبکه بی‌بی‌سی اذعان کرد که گم شدن و مرگ سه اسرائیلی در کرانه باختری ارتباطی با حماس نداشته است.
یک شهرک‌نشین صهیونیست به نام «یوسف حاییم بن داوید» (۲۹ ساله) در تاریخ ۱۱ تیرماه به همراه دو شهرک‌نشین دیگر «محمد ابوخضیر» نوجوان فلسطینی را به بهانه انتقام ربایش سه اسرائیلی یادش شده ربودند و وی را به شهادت رساندند. وی در مورد جزئیات این جنایت گفته است که پس از دزدیدن ابوخضیر وی را به یک مکان دورافتاده می‌برند و با شیء سنگینی به سر وی می‌زنند و سپس او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند و در نهایت با ریختن بنزین بر این نوجوان فلسطینی جسد او را زنده زنده آتش می‌زنند، این اقدامات در کنار اتفاقات دیگر جرقه‌های جنگ سوم غزه را زد.
پس از چندین درگیری اولیه میان رژیم صهیونیستی و مقاومت، کابینه امنیتی این رژیم پس از جلسه سه ساعته تصمیم گرفت تجاوز به نوار غزه را از سه‌شنبه ۱۷تیر (۸ جولای) آغاز کند و جنگ سوم (۵۱ روزه) علیه غزه آغاز شد. رژیم اسرائیل حمله خود را تحت عنوان «صخره سخت» علیه نوار غزه آغاز کرد و گروه‌های فلسطینی در قالب عملیات «بنیان مرصوص» و «العصف المأکول» پاسخ دادند.
این تجاوز ۵۱ روزه نزدیک به ۲۲۶۰ شهید و نزدیک به ۱۱ هزار مجروح بر جای گذاشت. کودکان و زنان بخش زیادی از کشته شدگان را تشکیل دادند به نحوی که خبرها از شهادت ۵۰۰ کودک و بیش از ۲۵۰ زن حکایت داشت. رژیم صهیونیستی تعداد نظامیان کشته شده در جنگ غزه را ۶۴ نفر اعلام کرده و حماس این تعداد را ۱۶۱ نفر می‌داند این درحالی است که پایگاه خبری «پانورما» تعداد این افراد را بیش از ۶۰۰ نفر اعلام کرد.
پس از چند آتش‌بس موقت در طول جنگ، مقامات رسمی حماس چهارم شهریور (۲۶ اوت) اعلام کردند که با اسرائیل برای پایان دادن به هفت هفته درگیری در غزه به توافق رسیده‌اند.
جنگ ۲ روزه علیه نوار غزه
صبح روز شنبه (۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ / ۴ می ‌۲۰۱۹) بود که رژیم صهیونیستی به مناطقی در نوار غزه حمله کرد و مقاومت با شلیک چندین راکت پاسخ داد؛ اما این اتفاق «موقت» نبود و لحظه به لحظه بر حجم تنش‌ها میان نوار غزه و رژیم صهیونیستی افزوده شد.
حملات رژیم صهیونیستی به نوار غزه در روز و شب یکشنبه (۱۵ اردیبهشت/۵ می) نیز ادامه پیدا کرد و مقاومت نیز با شلیک راکت و موشک قاطعانه پاسخ داد. سرانجام با وساطت مصر و قطر و سازمان ملل دوشنبه (۱۶ اردیبهشت/۶ می) آتش‌بس در نوار غزه برقرار شد و آرامش این منطقه را فرا گرفت.
در حملات دو روزه رژیم صهیونیستی به نوار غزه ۲۷ فلسطینی به شهادت رسیدند که در میان آنها «سه زن، دو نوزاد دختر و دو جنین (در شکم مادر)» دیده می‌شوند.
رژیم صهیونیستی در این حملات دو روزه به ۳۲۰ هدف در نوار غزه حمله کرد که طی آن ۵۸ واحد مسکونی به صورت کامل تخریب شد و ۳۱۰ واحد مسکونی دیگر آسیب جزئی دید. 
مسجد،‌ مدرسه، پایگاه‌های آموزشی، برج مراقبت، خودرو، کارگاه، زمین‌های زراعی، سازمان‌های رسانه‌ای، موتورسیکلت و اطراف دانشگاه‌ها و امثال آن جزء اهداف رژیم صهیونیستی در این حملات بوده است. 
وزارت زیرساخت فلسطین میزان تخریب‌ها را بالاتر دانست و اعلام کرد، بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد ۱۳۰ واحد مسکونی به صورت کامل و ۷۰۰ واحد مسکونی به صورت جزئی تخریب شده‌‌اند.
گروه‌های مقاومت فلسطین ۶۹۰ موشک و راکت به سمت فلسطین ‌اشغالی شلیک کردند که در نتیجه چهار صهیونیست کشته و ۱۳۰ نفر دیگر زخمی شدند، همچنین یک نفربر و یک جیپ اسرائیلی نیز با موشک مقاومت منهدم شدند.
شکنجه زندانیان فلسطینی 
رژیم صهیونیستی که در ۲۲ اکتبر ۱۹۸۶ کنوانسیون منع شکنجه را امضا نموده و در ۳ اکتبر ۱۹۹۱، آن را تصویب کرد. در طی چندین دهه به کرات و مستمراً به ابزار شکنجه نظامیان و غیرنظامیان فلسطینی توسل جسته است.
یکی از شیوه‌های رایج شکنجه در زندان‌های اسرائیل روش شبح است که بسیار دردناک است. براساس آمار، ۸۷ درصد از بازداشت شدگان این شکنجه را چشیده‌اند. در این روش شخص بازداشت شده برای مدتی طولانی آویزان می‌شود. از شیوه‌های دیگری که بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد، نشاندن زندانی بر روی یک صندلی کج است تا فشار فزاینده‌ای بر ستون فقرات او وارد شود. ضربه زدن به سینه و اعضای حساس بدن، تکان دادن شدید تا حد بهم ریختگی روانی و بی‌هوشی در اثر تکان خوردن مغز و لخت کردن شخص در سرمای شدید در وسط برف‌ها و ریختن آب سرد بر روی بدن از دیگر روش‌های شکنجه صهیونیستی است.
کودکان فلسطینی که هرگز کودکی نکردند
یکی از مظلومیت‌های تاریخ ملت فلسطین جنایت صهیونیست‌ها علیه کودکان است. کودکانی که به دلیل تجاوزهای صهیونیستی از دوران کودکی خود بهره‌ای نبردند و در طول حیات خود شاهد صحنه‌های دلخراش کشتار والدین و یا اسارت آنها و نابودی خانه و مدارسشان بودند. در این بین کودکانی نیز هستند که زندان و شکنجه را در دوران کودکی تجربه کردند.
تنها در یک آمار، یک مؤسسه حقوقی بین‌المللی پس از دیدار با ۴۵۰ کودک فلسطینی که طی سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ در زندان‌های رژیم صهیونیستی اسیر بوده‌اند، اعلام کرد که ۹۶ درصد از آنها به طور دست و پا بسته و ۸۱ درصد با چشمانی بسته زندانی شده‌اند؛ ۶۰ درصد از این کودکان مورد آزار و شکنجه‌های بدنی قرار گرفته و ۴۹ درصد نیز از دشنام‌های صهیونیست‌ها در امان نبودند.
جنایات رژیم صهیونیستی در مسجدالاقصی
بنا به گزارش خبرگزاری «آناتولی»، بارزترین جنایات رژیم صهیونیستی در مسجدالاقصی از زمان ‌اشغال در ۷ ژوئن ۱۹۶۷ به شرح زیر است:
۲۱ اوت ۱۹۶۹: مسجدالاقصی توسط «دنیس مایکل روهان» یهودی استرالیایی به آتش کشیده شد.
۱۱‌آوریل ۱۹۸۲: به دنبال شلیک یک نظامی صهیونیست در مسجدالاقصی، ۲ فلسطینی شهید و ۶ تن دیگر مجروح شدند.
۱۰ اکتبر ۱۹۹۰: شلیک گلوله به سوی فلسطینیانی که قصد داشتند از قرار داده شدن سنگ پایه معبد سلیمان در مسجدالاقصی توسط صهیونیست‌ها جلوگیری کنند، به شهادت ۲۱ تن و مجروح شدن ۱۵۰ فلسطینی انجامید.
۲۵ سپتامبر ۱۹۹۶: گشایش تونلی در زیر دیوار غربی مسجدالاقصی، سبب شورش فلسطینیان گردید به‌طوری‌که در عرض چند روز ۶۸ فلسطینی شهید و حدود ۱۶۰۰ تن دیگر مجروح شدند.
کشتار مسجد ابراهیمی‌(ع) در الخلیل
قتل‌عام مسجد ابراهیمی‌(ع) در «الخلیل» کرانه باختری در روز عید فطر سال ۱۹۹۴ (۲۵ فوریه) توسط «باروخ گلدشتاین» که یک یهودی آمریکایی‌الاصل ساکن فلسطین ‌اشغالی بود، انجام شد.
وی هنگامی که نمازگزاران در حال سجود بودند با مسلسل از کنار یکی از ستون‌های مسجد به روی آنان آتش گشود و در نتیجه ۲۹ تن را به شهادت رساند و ۱۲۵ تن را زخمی کرد. وی نهایتاً توسط نمازگزاران دستگیر و کشته شد.
این رویداد بازتاب‌ها و اعتراضات فراوانی را علیه صهیونیست‌ها برانگیخت. ارتش اسرائیل در درگیری با فلسطینیان معترض ۲ روز پس از این رویداد ۱۹ تن دیگر را نیز به شهادت رساند.
حمله به کشتی «ماوی مرمره»
نیروهای نظامی رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۱۰ به کشتی ماوی مرمره که از ترکیه برای ارسال کمک‌های انسانی به نوار غزه راهی شده بود، حمله کرده و ضمن مجروح کردن ۶۰ فعال حقوق بشری، ۱۰ تبعه ترکیه را نیز به شهادت رساندند. بعد از این حادثه بود که روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی قطع شد.
رژیم صهیونیستی در پی آواره کردن 
ساکنان کل یک محله در قدس ‌اشغالی
اهالی محله «شیخ جراح» در قدس ‌اشغالی از سال ۱۹۷۲ با توطئه‌ای صهیونیستی مقابله می‌کنند که قصد بیرون کردن این خانواده‌ها از منازلشان را دارد.
فلسطینی‌ها به موجب توافقنامه‌ای که در سال ۱۹۶۵ میان دولت اردن و «آنروا» (آژانس امداد و کاریابی ویژه آوارگان فلسطینی وابسته به سازمان ملل) بسته شد مالک این زمین‌ها در قدس محسوب شده و منازل آنها توسط دولت اردن ساخته شد.
اما صهیونیست‌ها مدعی هستند زمینی که منازل فلسطینی‌ها در آن بنا شده قبلا متعلق به خانواده‌های یهودی بوده است. رژیم صهیونیستی اکنون با تبانی در دادگاه‌های قدس توانسته این ادعای دروغ خود را به کرسی بنشاند و صدها فلسطینی با آوارگی اجباری رو‌به‌رو هستند.
 

پایان سخن

نکته مهم در رخ داد جنایات صهیونیست‌ها علیه ملت فلسطین همکاری دولت‌های غربی بویژه آمریکا و برخی از سران کشورهای مرتجع عربی و خائن به آرمان فلسطین با این رژیم جعلی است. در بسیاری از جنایات صهیونیست‌ها از آغاز تاکنون دست رژیم‌های عربی و یا برخی از دول غربی و آمریکا در تحقق این جنایات آشکار است. از کمک‌های نظامی و اطلاعاتی گرفته تا سکوت در مجامع بین المللی در قبال جنایات وحشتناک صهیونیست‌ها.

از این رو گروه‌های مقاومت فلسطین با اتکا بر خداوند و ایمان به حقانیت خود با کمک جبهه مقاومت در غرب آسیا خود را تجهیز نمودند تا آنجا که راهبرد دفاعی و نظامی فلسطینی‌ها از سنگ به موشک و پهپاد توسعه پیدا کرد و امروز به جای اتخاذ تاکتیک دفاعی تاکتیک تهاجمی را برگزیدند، به طوری که دشمن صهیونیستی را غافلگیر کردند. چرا که کاسه صبر فلسطینی‌ها سرازیر شده و آنها خواهان آزادی قدس شریف و تمامی سرزمینشان از لوث صهیونیست‌ها هستند.


:: بازدید از این مطلب : 295
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 16 مهر 1402

نرگس محمدی محکوم امنیتی که به اقدامات براندازانه و ضد ایرانی مشهور است و بارها به‌دلیل همکاری با ضدانقلاب بازداشت و زندانی شده بود، برنده جایزه صلح نوبل شد.

 

 نرگس محمدی کیست؟ | جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی رسید +عکس

 

وی در گذشته با رفتارهایی همچون ادعای اعتصاب غذا، ملاقات نکردن با فرزندانش و ادعای دروغین دسترسی نداشتن به پزشک در زندان! به تیتر رسانه‌های ضد ایرانی تبدیل شد.

جایزه صلح نوبل که امروز به نرگس محمدی داده شد، جایزه‌ای سیاسی است که روند اهدای آن در این سالها نشان داده با  انگیزه‌های سیاسی دریافت می‌شود.

در فهرست برندگان این جایزه نام جنایتکارانی همچون هنری کسینجر، انور سادات، آنگ سان سوچی، مناخیم بگین و شیمون پرز و اسحاق رابین از سران رژیم صهیونیستی دیده می‌شود.

نگاهی به فهرست دریافت‌کنندگان نوبل صلح نشان می‌دهد عمده برندگان این جایزه بخصوص در سال‌های اخیر را چهره‌هایی تشکیل می‌دهند که علیه کشورهای مستقل و وطن‌شان اقدام کرده‌اند.

سال 2003 این جایزه به شیرین عبادی اهدا شد؛ چهره‌ای که در ایام اغتشاشات 1402، در کنار رضا پهلوی، مصی علینژاد و عبدالله مهتدی با تشکیل ائتلاف مهسا علیه ایران فعالیت می‌کرد.

کمیته نوبل نروژ روز جمعه ۶ اکتبر (۱۴ مهر) اعلام کرد جایزه سال ۲۰۲۳ خود را به نرگس محمدی، فعال حقوق بشر ایرانی، اهدا کرد.

بریت ریس اندرسون، رئیس هیات نروژی کمیته نوبل صلح، در برابر خبرنگاران قرار گرفت و نام نرگس محمدی را به‌عنوان برنده سال ۲۰۲۳ این جایزه اعلام کرد. اندرسون ابتدا به زبان فارسی شعار اغتشاشات سال گذشته یعنی «زن، زندگی، آزادی» را صدا زد.

این اولین جایزه سیاسی نرگس محمدی نیست. در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲ نیز سازمان ملل اعلام کرد که سه چهره تأثیرگذار اغتشاشات مهسا یعنی نیلوفر حامدی، نرگس محمدی و الهه محمدی، برنده مهم‌ترین جایزه این سازمان در زمینهٔ آزادی مطبوعات شده‌اند.

دومین ایرانی دریافت‌کننده جایزه صلح نوبل

پیش‌ازاین، شیرین عبادی که به اقدامات ضدایرانی و تجزیه‌طلبانه‌ مشهور است و بارها خواستار افزایش تحریم‌ها و حذف تیم‌های ورزشی ایران از رقابت‌های بین‌المللی شده، توانسته بود نظر اعضای کمیته انتخاب جایزه صلح نوبل سال ۲۰۰۳ را جلب کند. پس از این جایزه بود که شیرین عبادی در صدر توجهات رسانه‌های بین‌المللی قرار گرفته بود و چند سال بعد به بهانه اعدام نوید افکاری و اتفاقات سیاسی دیگر، خواستار محرومیت کلیه رشته‌های ورزشی ایران به‌مدت یک سال شد.

مسیح علینژاد نیز چندبار هم در سال ۲۰۲۳ و هم سال‌های گذشته نامزد دریافت جایزه صلح نوبل شده بود که در نهایت به او تعلق نگرفته بود.

نرگس محمدی کیست؟

نرگس محمدی که اکنون به جرم اجتماع و تبانی به‌قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور در زندان به سر می‌برد، سابقه پرتکراری در اقدامات ضد امنیتی علیه کشور دارد و به مناسبت این اقدامات در سال‌های اخیر خبرساز شده و به شهرت رسیده است. او بارها و بارها با اظهارات شاذ و دروغ خود را در راست توجهات رسانه‌های معاند و خارجی قرار داده است. آخرین مرتبه در ۲۱ شهریور در حساب اینستاگرامی منتسب به نرگس محمدی، مطلبی منتشر شد که ادعا می‌کرد محمدی در محل بهداری زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و همین موضوع به سوژه‌ی جدید رسانه‌های معاند تبدیل شده بود. باوجود تکذیب روابط عمومی سازمان زندان‌ها، اما رسانه‌های معاند به گزارش‌ها و تحلیل‌های دروغین خود ادامه دادند.

این ادعای کذب در شهریورماه ۱۴۰۲ و رفتارهای تبلیغاتی او در ۷ ماه گذشته، به سفارش شیرین عبادی صورت گرفته بود تا با این جلب توجهات، نظر کمیته نوبل برای اهدای جایزه به نرگس محمدی جلب شود. محمدی در ۷ ماه گذشته از حق مرخصی قانونی خود از زندان استفاده نکرده و از خانواده و وکلای خود نیز خواسته برای خروج از زندان کفیل وی نشوند. بر اساس اعلام منابع آگاه، محمدی همچنین از فرصت‌های درمانی داخل زندان استفاده نمی‌کند، دائماً در حال طراحی و اجرای اقداماتی خلاف نظم زندان و برهم زننده فضای آرامش سایر زندانیان بود و اقدامات دامنه‌دار تبلیغی را آغاز کرد که شامل دروغ‌هایی همچون تهدید جانی وی در زندان و مواردی از این دست می‌شود.

البته نرگس محمدی در دریافت این جایزه یک رقیب هم داشت. مصی علینژاد که طبق افشاگری میلاد آقایی، کارشناس پای ثابت شبکه‌های سلطنت‌طلب، از ماه‌های گذشته با لابی‌گری در شبکه تروریستی اینترنشنال، تلاش می‌کرد از پانصد استاد امضا بگیرد تا نماینده جایزه صلح نوبل شده و محمدی خط بخورد.

 جایزه‌ای آغشته به خون مردم ایران!

نرگس محمدی در جریان فعالیت‌های ضدامنیتی خود با سازمان‌های امنیتی و چهره‌های خاصی نیز در ارتباط بوده است. میرحسین موسوی و جریان فتنه ۸۸ که اصلاً در همان فتنه، محمدی سربازکرد و رسانه‌ای شد و پس از تحمل حبس آزاد شد، علاوه بر آن کیوان صمیمی، مدیرمسئول ماهنامه توقیفی نامه، یکی از بولتن‌های تبلیغاتی برای گروهک‌های کمونیستی، از دیگر پروژه‌های همکاری نرگس محمدی بود. تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی است که در جریان فتنه ۸۸ از کشور متواری شد و به فرانسه، کانون اصلی منافقین منتقل شده بود. هسته‌های بدخیم براندازی که توسط نرگس محمدی و همسرش سازمان‌دهی می‌شد، در این سال‌ها همچنان به کار خود ادامه می‌داد.

«خانواده نرگس همه مجاهد (منافق) هستند؛ برخی دهه شصت اعدام‌شده و برخی دیگر از زمان قبل از انقلاب سمپات این گروهک بوده‌اند.» این جمله را تقی رحمانی همسر نرگس محمدی بر زبان آورده است تا نشان دهد جایزه صلح نوبل نه به یک ایرانی بلکه به یک بازمانده از تروریست‌ها تعلق‌گرفته است.

تا همین چند سال قبل نرگس محمدی تقریباً یک چهره غیرسیاسی میان فعالان ضدانقلاب محسوب می‌شد، او آن‌قدر برای محافل سیاسی در خارج از کشور ناآشنا و گنگ بود که بارها عکس یک بازیگر هم نامش را به جای او استفاده می‌کردند. او در اوایل دهه هفتاد با تقی رحمانی از کادرهای گروهک تروریستی موحدین در دانشگاه تبریز آشنا شده و مدتی بعد با وی ازدواج‌کرده است.

تقی رحمانی در شرحی درباره ازدواجش با نرگس محمدی گفته است که او زنی غیرسیاسی و اهل زنجان بود که به دلیل داشتن کینه از اعدام برخی از اقوامش جذب گردید. نرگس محمدی در اوایل مجبور به خواندن آثار شریعتی بوده تا به قول تشکیلات به‌مرور سیاسی گردد.

دریکی از جلسات آشنایی پیش از ازدواج، تقی رحمانی به نرگس محمدی گفته بود که زندگی چریک شش ماه است و او می‌خواهد دوباره جذب گروهک شود، اشاره او به خروج غیرقانونی از ایران و پیوستن به منافقین در کمک اشرف بوده است، آن روزها تقی رحمانی گمان می‌کرد که پس از آزادی از زندان امکان ارتباطات ارگانیک نداشته و کلونی سیاسی تنها راه حیات او محسوب می‌شود، در این مقطع نرگس محمدی با این تصمیم مخالفت کرده و به رحمانی گفته بود که یک نیروی سازمانی در داخل باارزش‌تر از یک کادر بی‌تحرک در عراق است!

این مسئله باعث شد که تقی رحمانی پس از چند سال غیبت سیاسی جذب گروهک آمریکایی ملی-مذهبی‌ها شده و با از طریق عزت‌الله سحابی در ماهنامه ایران فردا مشغول به کار گردد، جذب شدن تقی رحمانی به شاخه افراطی گروهک نهضت آزادی مقدمه فعالیت‌های سیاسی و علنی نرگس محمدی در داخل کشور است.

ورود نرگس محمدی به محافل و گعده‌های ضدانقلاب داخلی باعث تغییر و تحول روحی و اساسی در او گردید، برداشتن روسری و بی‌حجابی و نیز ارتباط با مردان بدون رعایت ضوابط شرعی ازجمله تحولات روحی نرگس محمدی در آن زمان بوده است.

تقی رحمانی در آن زمان برای دور کردن نرگس از محافل مردانه مجبور می‌شود تا همسرش را با شیرین عبادی آشنا کند، آن روزها شیرین عبادی جایزه صلح نوبل گرفته و نقل محافل بود، شیرین عبادی با همکاری برخی وکلای حقوق بشری توانسته بود به‌واسطه دولت اصلاحات کانون وکلای حقوق بشری را راه‌اندازی کند.

نرگس محمدی باوجودآنکه حقوق نخوانده و فارغ‌التحصیل رشته فیزیک کاربردی بود اما کمک نایب‌رئیس کانون وکلای حقوق بشری گردید. در آن روزها به‌واسطه اعمال‌نظرهای عجیب نرگس محمدی و نیز دخالت‌های غیرمستقیم تقی رحمانی این تشکیلات غیرقانونی محفلی برای سفیدسازی پرونده‌های مختلف به‌ویژه سیاسی شده بود.

یکی از ترفندهای این گروه آن بود که عناصر تروریستی را به‌عنوان فعال صنفی یا سیاسی جا زده و پرونده‌های آن‌ها را در محافل خبری و بین‌المللی به‌عنوان فعال صنفی، قومی یا سیاسی جا می‌زدند! ازجمله برای اولین بار کانون فعالان حقوق بشر عبدالمالک ریگی شرور معروف را در صدای آمریکا به‌عنوان فعال سیاسی و حقوق بشری معرفی کردند.

نرگس محمدی کیست و چرا بازمانده منافقین صلح نوبل گرفت؟ / روایتی ناخوانده از زندگی یک تاجر خون در تهران!

نرگس محمدی کیست و چرا بازمانده منافقین صلح نوبل گرفت؟ / روایتی ناخوانده از زندگی یک تاجر خون در تهران!

عکس/ نرگس محمدی از همکاری با تجزیه‌طلبان تا سمپاتی منافقین

مرگ کسب و کار من است! / نرگس محمدی چگونه دلال دارو شد؟

ازجمله اقدامات کانون حقوق بشر در ایران جمع‌آوری اطلاعات، دسته‌بندی و انتقال آن به خارج از کشور بود، مهدی امینی زاده عضو دفتر تحکیم وحدت دراین‌باره گفته است که نرگس محمدی به او مأموریت داده بود تا پرونده‌های دانشجویی و سیاسی در سراسر کشور را جمع‌آوری کند و به دست کانون حقوق بشر برساند؛ او در فیس‌بوک خود نوشته بود که این اخبار از طریق شیرین عبادی به دست دیدبان حقوق بشر می‌رسید تا به‌واسطه آن مردم ایران تحریم شوند. عبدالرضا تاجیک از اعضای اولیه این کانون مدتی قبل در یک برنامه کلاب هاوسی گفته است که اغلب این گزارش‌ها دروغین بوده و بهانه‌ای برای تحریم بیشتر ایران بود!

این شواهد نشان می‌دهد که شغل خانم نرگس محمدی و شیرین عبادی خیلی ساده و شیک بوده است، آن‌ها در ایران به اسم فعال حقوق بشری گزارش‌های دروغین و سیاه تهیه‌کرده و آن را به سرویس‌های اطلاعاتی در خارج از کشور می‌فروختند. این کسب‌وکار چرب و پرسود و البته پرزرق‌وبرق باعث شد تا نرگس محمدی به‌تدریج در کنار شیرین عبادی رشد کرده و در پوشش فعال حقوق بشر مطرح گردد.

یکی از مرتبطین با کانون مدافعان حقوق بشر در شرح این ماجرا روایتی جالب داشته و گفته است: آن‌ها اخبار داخل کشور را به شیوه منافقین در دهه شصت جمع‌آوری کرده و می‌فروختند با این تفاوت که سازمان مجاهدین خلق (منافقین) این اخبار را به استخبارات داده تا بمب روی سر مردم بریزد، اما شیرین عبادی و دستیارانش این اخبار را در کادوی پرزرق‌وبرق حقوق بشر به موساد و سازمان سیا می‌فروختند تا با کمبود دارو در بازار تحریم کودکان مبتلا سندرم پروانه‌ای روی دست مادرانشان جان بدهند؛ نفاق در دهه هشتاد و نیز دهه نود این‌گونه رنگ عوض کرد. آن‌ها حتی یک ماهنامه نیز با عنوان خط صلح در کانادا تأسیس کرده که محتوای آن حقوق بشری بود اما در واقعیت سازمان تروریستی منافقین را تبلیغ می‌کرد.

نرگس محمدی کیست و چرا بازمانده منافقین صلح نوبل گرفت؟ / روایتی ناخوانده از زندگی یک تاجر خون در تهران!

پس از فتنه سال ۸۸ نرگس محمدی با یک شکست بزرگ در زندگی خانوادگی با طعم خیانت روبرو شده و همین موضوع باعث جدایی او از تقی رحمانی گردید؛ البته این جدایی غیررسمی باعث پایان شراکت سیاسی آن‌ها در تهران نشد! رحمانی به‌واسطه یک مرخصی از زندان متواری شده و با کمک یک تاجر کرد مرتبط با گروهک تروریستی کومله ابتدا به مقر تروریست‌ها و ازآنجا به پاریس (مقر سیاسی منافقین) منتقل می‌گردد، از این زمان به بعد اگرچه رابطه عاطفی میان نرگس و تقی رحمانی قطع‌شده تا جایی که حتی حاضر به گفتگوی تلفنی نیز باهم نبودند اما شراکت تجاری آن‌ها به‌واسطه بیزینس پرسود حقوق بشری پابرجا ماند.

نرگس محمدی همچنان از ایران سوژه‌های داغ حقوق بشری با طعم تحریم را برای تقی رحمانی در پاریس ارسال کرده و همسر سابق نیز آن‌ها را با عناوین مختلفی چون جایزه‌های ضد ایرانی چون ساخاروف، ۱۰۰ زن برتر بی‌بی‌سی، جایزه اولاف پالمه و جایزه صهیونیستی الکساندر لانگر نقد کرده است. حالا نرگس محمدی به‌واسطه لابی سنگین شیرین عبادی توانسته است جایزه صلح نوبل را نیز در کارنامه یک زن غیرسیاسی که ناخواسته سیاسی شده جای‌داده است، این سرنوشت عجیب حتی برای خود نرگس محمدی نیز قابل‌باور نیست!

همچنین نرگس محمدی با همکاری شیرین عبادی یک محفل پوششی با عنوان کانون مدافعان حقوق بشر ایجاد کرده و تمامی گروه‌های برانداز را زیر چتر حقوق بشر آمریکایی جمع کردند. سطح فعالیت‌های این کانون به حدی بود که یکی از وکلای همکار با این شبکه به صدای آمریکا، ارگان خبری وزارت خارجه آمریکا گفته بود که از نگاه کانون مدافعان حقوق بشر حتی عبدالمالک ریگی هم یک فعال حقوق بشر است.

یکی از هسته‌های شورشی یا همان کانون‌های سبز که باند تقی رحمانی و نرگس محمدی در ایران روی تربیت آن سرمایه‌گذاری ویژه انجام داده بود، کانون صنفی معلمان بود که در آن سال‌ها به‌مرور در حال لایه‌برداری از خود بود. گروهک غیرقانونی کانون صنفی معلمان از سال ۱۳۸۱ به آن‌سو باهدف پیگیری وضعیت معیشتی فرهنگیان تشکیل‌شده و به‌مرور به دلیل رسوخ برخی مارکسیست‌های آمریکایی در آن دچار انحراف اساسی شده بود.


1

چه کسانی تبریک گفتند:

بسیاری از رسانه‌های معاند و خبرنگارانشان، نسبت به اینکه رئیس هیات نروژی شعار اغتشاشات را به زبان فارسی گفته و این جایزه را به یک متهم امنیتی اهدا کرده است خرسند و امیدوار شدند، اما باید مروری به اتفاقات سال گذشته کنند که یکی از روسای جمهور عضو ناتو و اتحادیه اروپا، امانوئل مکرون، مقابل دوربین تلفن همراه مصی علینژاد قول کمک به اغتشاشات ایران را داد، اما در کمتر از چندماه، با دولت جمهوری اسلامی وارد مذاکره و همکاری شد. مجموعه رفتارهای دولت آمریکا، عربستان و دیگر دولت‌های اروپایی پس از اغتشاشات سال گذشته به‌قدری برای براندازان و رسانه‌هایشان درس‌آموز بود که انتظار می‌رفت با یک جایزه سوری، تا این حد هیجان‌زده نشوند.

البته ذوق‌زدگی این جایزه مختص معاندین نبود، اصلاح‌طلبان نیز نتوانستند خوشحالی خود از اهدای جایزه نوبل را پنهان کرده و چهره‌های برجسته‌شان در فضای مجازی پیام تبریک منتشر کردند؛ همچون، آذر منصوری، مصطفی تاج‌زاده در زندان، صبا شعردوست، مجید دری و آتنا دائمی و ...

حمایت‌ها از جایزه نرگس محمدی به معاندین و اصلاح‌طلبان هم ختم نمی‌شود؛ علاوه بر این‌ها وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی نیز به زبان فارسی پیامی منتشر کرد. «گاملی‌ال» در پیامی توئیتری به زبان فارسی نوشت: «امروز از شنیدن برنده شدن جایزه صلح نوبل نرگس محمدی خرسند شدم.» او پیامش را هم با این جمله تمام کرد: «باهم پیروزیم، زن، زندگی، آزادی!»

جو بایدن، رئیس‌جمهوری آمریکا هم با انتشار بیانیه‌ای به اعطای جایزه نوبل صلح به نرگس محمدی واکنش نشان داد و گفت به نرگس محمدی برای دریافت جایزه صلح نوبل ۲۰۲۳ تبریک می‌گوید و جشن می‌گیرد.

مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه این جایزه را «یک انتخاب درست» خواند و خانم محمدی را یک مبارز راه آزادی نامید.

آبرام پلی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران نیز در پیامی در توئیتر اعلام کرد: «نرگس محمدی قهرمان بسیاری از مردم ایران و جهان است.»

علی رحمانی ۱۷ ساله، پسر نرگس محمدی، در جریان یک نشست خبری در پاریس گفت که به مادرش که هشت سال است او را ندیده است، «بسیار افتخار می‌کند.»

آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد گفت: جایزه صلح نوبل که روز جمعه به نرگس محمدی کنشگر زندانی اعطا شد نشان‌دهنده ادای احترام به تمام زنانی است که درراه مبارزه برای حقوق خود، آزادی، سلامتی و حتی جان خود را به خطر می‌اندازند.

رضا پهلوی، مسیح علینژاد، مریم رجوی، عبدالله مهتدی، سیما ثابت، نازنین بنیادی و حامد اسماعیلیون هم به‌عنوان سران اپوزیسیون ای جایزه را تبریک گفتند.

 

 جایزه‌ای آغشته به خون مردم ایران!

واکنش‌های داخلی

واکنش‌های رسمی

سخنگوی وزارت امور خارجه: کمیته صلح نوبل، اقدام به اعطای جایزه صلح به شخصی کرده است که به دلیل نقض مکرر قوانین و ارتکاب اعمال مجرمانه محکوم شده است، این اقدام را حرکتی مغرضانه و سیاسی‌کاری دانسته و محکوم می‌کنیم. اقدام کمیته صلح نوبل، تحرکی سیاسی در راستای

سیاست مداخله‌جویانه و ضدایرانی برخی دولت‌های اروپایی ازجمله دولت مقر کمیته نوبل بوده که نشان‌دهنده انحراف مأیوس‌کننده آن از اهداف اولیه آن و بهره‌برداری ابزاری از کمیته صلح است.

وزیر امور خارجه در واکنش به جایزه صلح نوبل نرگس محمدی: لایق‌ترین نماد صلح جهانی، سردار فداکاری بود که دو دهه با تروریسم و خشن‌ترین جنایتکاران مبارزه کرد و امنیت منطقه و جهان را تضمین کرد. حضور ده‌ها میلیونی مردم در تشییع شهید ‌حاج قاسم سلیمانی در ایران و عراق و همدلی جهانیان، باشکوه‌ترین و ماندگارترین اعطای ⁧جایزه صلح⁩ در تاریخ بود.

 

 جایزه‌ای آغشته به خون مردم ایران!

واکنش‌های کاربران

در بین کاربران این رخداد با عنوان «جایزه صهیونیستی» بازتاب داده شده است. دیگر نکته موردتوجه کاربران، برندگان قبلی این جایزه بوده است. افرادی همچون آدولف هیتلر، نتانیاهو، جورج بوش، شیمون پرز، دونالد ترامپ، اسحاق رابین و ... همه این برندگان به‌نوبه خود عامل یک جنایت در گوشه و کنار جهان هستند و موفق شدند این جایزه سیاسی را دریافت کنند.

واکنش کابران توییتر به جایزه نرگس محمدی را اینجا ببینید:

 جایزه‌ای آغشته به خون مردم ایران!

 خانواده مادری نرگس اکثرا از منافقین بودند که اعدام شدند

تقی رحمانی همسر نرگس محمدی در اظهاراتی گفته که «خانواده مادری نرگس اکثراً از مجاهدین بودند که اعدام شدند. پسرخاله‌های نرگس، پسرعمه‌هایش ... اکثرا اعدامی دارند.»


همسر نرگس محمدی: خانواده مادری نرگس اکثراً از منافقین بودند که اعدام شدند

 سر قلاب نوبل  

محمد ایمانی در کانال تلگرامی خود نوشت:

جایزه صلح نوبل، از معتبر ترین جوایزی است که در جهان اهدا می شود! نشان به آن نشان که غالبا آن را به جنایتکاران سرشناس غربی داده اند؛ و یا به خیانتکاران در شرق که حاضر شدند پیاده نظام غرب در معارضه با حریفان شرقی باشند:

هنری کیسینجر (بانی جنایات گسترده در شرق آسیا و شیلی)

انور سادات و مناخیم بگین (زمامداران مصر و رژیم صهیونیستی) به خاطر رسمیت بخشیدن به اشغال فلسطین،

میخائیل گورباچف رئیس جمهور شوروی که سرانجام، رقیب آمریکا را از هم پاشاند

آنگ سان سو چی (حامی جنایت علیه میلمانان در میانمار)

دالایی لاما، معارض تبتی (چین)

شیرین عبادی

یاسر عرفات، اسحاق رابین و شیمون پرز به خاطر رسمیت دادن به رژیم اشغالگر فلسطین

لیو شیائوبو معارض و اپوزیسیون چینی

یان راچینسکی مهارض و اپوزیسیون روس

آلس بیالیاتسکی، معارض و اپوزیسیون بلاروسی

هیئت مدیره اهدای جایزه صلح نوبل، تمایل کاملا منفعلانه ای نسبت به آمریکا دارند، چنان که با وجود بیشتری ضربات آمریکا به صلح و امنیت جهانی، شمار زیادی از برندگان جایزه صلح نوبل، آمریکایی بوده اند؛ افرادی مانند:

وودرو ویلسون، تئودور روزولت، الیهو روت، جرج مارشال، امیلی گرین بالچ، جان رالیگ موت، کوردل هال، جین ادامز، نیکولاس مورای باتلر، فرانک بی کلاگ، رالف بونچ، جرج کتلت مارشال، لینوس کارل پولینگ، الیه ویزل، جودی ویلیامز، ال گور، جیمی کارتر و باراک اوباما.

نکته بسیار قابل تامل این که هرگز منتقد و معترض دارای نگاه اپوزیسیون نسب به نظام های آمریکایی یا اروپا را پیدا نمی کنید که همانند معارضان شرقی، نامزد جایزه صلح نوبل شود. جایزه آنها غالبا سرکوب و طرد و اخراج و سر به زیر آب شدن است.

هئیت مدیره صلح نوبل، امسال جایزه سیاسی خود را به "نرگس صفیه محمدی" دادند. همسر تقی رحمانی (از سران خارج نشین گروهک ملی مذهبی) و همکارشیرین عبادی در گروهکی موسوم به کانون مدافعان حقوق بشر که مدتی هم در گروهک شورای ملی صلح فعال بود.

او ضمنا حامی تحریم ایران بوده و با برخی گروهک های تروریست همکاری داشته است. همسرش نیز در پاریس، رابط برخی گروهک های نفاق با گروهک های تندرو تروریستی و همچنین سرویس اطلاعاتی فرانسه است.

مرور روند واگذاری این جایزه نشان می دهد که برگزار کنندگان آن تدریجا به جای حمایت گل درشت و ضد کارکردی از مقامات جنایتکار غربی به ویژه آمریکایی، به ترویج محافل همکار اپوزیسیون در جهان فرا غرب و کشورهای حریف غرب پرداخته اند.

با چنین منطقی بود که کسانی مانند آنگ سان سوچی، دالایی لاما، شیرین عبادی، لیو شیائوبو، یان راچینسکی و آلس بیالیاتسکی را به نامزد پرداخت جایزه کردند.

آنها به یک نفر پولی معادل یک میلیون یورو یا ۱٫۳ میلیون دلار می دهند و برای هزاران نفر مزدور آماده خیانت به کشور خود، دانه می پاشند و دام می چینند، بی آن که به اغلب آنها بابت خیانت های بعدی پولی بپردازند.

این، روش شکار ماهی های بیشتر و بزرگ تر بدون پرداختن هزینه، از طریق سر قلاب کردن کِرم ها یا ماهی های کوچک است.

کیهان نوشت:

 وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی و رئیس جبهه اصلاحات

اعطای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی را تبریک گفتند.

اگر نگاهی به برندگان گذشته جایزه صلح نوبل داشته باشیم، متوجه سابقه این جایزه خواهیم شد. افرادی همچون هیتلر، کیسینجر (مغز متفکر جنگ‌های مختلف آمریکا)، چرچیل
(نخست‌وزیر انگلیس در جنگ جهانی دوم)، شیمون پرز (نخست‌وزیر رژیم غاصب اسرائیل و عامل کشتار
غیر نظامیان فلسطینی)، اسحاق رابین (وزیر جنگ رژیم موقت اسرائیل)، جرج بوش (عامل حمله به عراق و افغانستان)، باراک اوباما (بنیانگذار شدیدترین تحریم‌ها علیه ایران_ بمباران و حمله به غیرنظامیان در کشورهای مختلف)، نتانیاهو (نخست‌وزیر منفور رژیم صهیونیستی و از عاملان قتل عام مردم کشورهای غرب آسیا)، دونالد ترامپ (عامل جنگ و ترور در کشورهای مختلف و ایران)، آنگ سان سوچی (عامل نسل‌کشی مردم مسلمان روهینگیا در میانمار) و افرادی دیگر که بخشی از آنها نیز علیه حاکمیت و امنیت کشور خود و در راستای حمایت از استکبار جهانی فعالیت کرده‌اند.
همه این افراد برنده شده نشان می‌دهند جایزه صلح نوبل نشان از آن دارد که این نمایش و جایزه چیزی جز شوخی و سیاست بازی غرب نیست. سیاستی که در آن سعی دارد تا کشورهای دیگر را با جنگ، فشار، تطمیع، تبلیغ و هر روش دیگری برای رسیدن به اهدافش همراه کند. شیرین عبادی برنده دیگر جایزه صلح نوبل که الان در خارج از کشور به سر می‌برد، اقدامات تجزیه‌طلبانه علیه ایران داشت.
پس از اعلام نرگس محمدی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل امسال، شاهد تبریک فتنه‌‎گران غربی و جنگ‌طلب هستیم. از تبریک وزیر اطلاعات رژیم موقت اسرائیل تا کشوری مثل آمریکا و سران برخی از کشورهای غربی همچون مکرون، و همچنین ناتو. اما نکته قابل توجه آنجاست که برخی از افراد که خود را ایرانی، دلسوز ایران و مدعی اصلاحات می‌دانند نیز پیام تبریک فرستادند.
آذر منصوری رئیس‌جبهه اصلاحات ایران در پیامی به نرگس محمدی که مشوق فتنه 88 و اغتشاشات ایران بوده است، او را خشونت پرهیز خوانده و به او تبریک گفت. بیراه نبود که نتانیاهو از مدعیان اصلاحات با عنوان سرمایه‌های اسرائیل در ایران نام برده بود.
یکی از فعالین اصلاح‌طلب در صفحه شخصی خود با کنایه خطاب به نرگس محمدی نوشت: «نمی‌شود طرفدار تحریم و در عین حال فعال حقوق بشر بود. فعال حقوق بشر یعنی مخالف تحریم!»
حمایت‌ها و سابقه نرگس محمدی
نرگس محمدی به نقل از همسرش در خانواده‌ای بوده است که سابقه فعالیت و عضویت در گروهک تروریستی منافقین را داشته‌اند. او به همراه خانواده خود از رامین حسین پناهی، (تروریست تجزیه‌طلبی که به عضویت گروه کومله درآمده بود و قصد اقدام تروریستی در ایران داشت)، حمایت کردند. از طرفی دیگر نرگس محمدی اقدام به حمایت از تحریم‌های علیه ایران کرده و خود را حامی تحریم‌های آمریکا بر علیه مردم ایران دانست.
گافی که از یک رسوایی خبر داد
پس از اعلام نرگس محمدی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل، رسانه‌های خارجی اقدام به نشر نام و تصویر این فعال به اصطلاح مدنی کردند. اما معرفی رسانه‌های خارجی گافی بزرگ داشت. این رسانه‌ها آن‌قدر با این شخص یعنی نرگس محمدی ناآشنا بودند که تصویر بازیگر ایرانی که همنام او بود را به عنوان برنده جایزه صلح نوبل کار کردند. در اخبار اولیه شاهد تصویر بازیگر ایرانی به نام نرگس محمدی بودیم نه نرگس محمدی که او را فعال به اصطلاح مدنی خطاب می‌کردند. این مسئله حاکی از آن است که جایزه صلح نوبل برای بالا آوردن مسئله اغتشاشات سال گذشته و استفاده علیه جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی بوده است. همین موضوع باید برخی جریان‌ها و افراد داخلی را به فکر وادارد که آیا همچنان باید با رژیم اسرائیل و کشورهایی که علیه ایران هستند همصدا باشند؟

*  *  *

وطن امروز نوشت:

بی‌اعتبار بود بی‌اعتبارتر شد

جایزه‌ای که پیش از این به جنایتکارانی مثل مناخیم بگین، شیمون پرز و اسحاق رابین اهدا شده بود، حالا به نرگس محمدی رسیده. روز گذشته کمیته انتخاب جایزه صلح نوبل، در مقر این کمیته در اسلو پایتخت نروژ نام نرگس محمدی را به عنوان برنده صلح نوبل ۲۰۲۳ اعلام کرد. جایزه‌ای که مشخصا بدون توجه به مسائل حقوق بشری و صرفا با اهداف سیاسی به یک زندانی امنیتی در ایران که اقدامات متعددی را علیه امنیت ملی کشورمان انجام داده، به او اهدا شد.
نرگس محمدی طی سال‌های گذشته از هر فرصتی برای ایجاد بحران امنیتی در داخل مرزهای ایران استفاده کرده است. حمایت‌های همه‌جانبه او از جریان آشوب و اغتشاشاتی که سال گذشته پروژه ناامن کردن ایران را دنبال می‌کرد، نمونه‌ای از این موارد است. همراه شدن با دولت‌های بیگانه و حمایت از تحریم‌های ظالمانه غرب علیه مردم ایران نیز از دیگر مواردی است که در کارنامه سیاه نرگس محمدی به چشم می‌خورد.
* وعده دریافت جایزه نوبل در ازای رفتارهای افراطی
اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی درحالی است که چهارم مهرماه، خبرگزاری فارس نوشت: «در حالی که کمیته نوبل در حال بررسی گزینه‌های خود برای اعطای جایزه صلح نوبل است و نیمه مهرماه جاری برگزیدگان آن معرفی خواهند شد، پیام‌هایی از سمت شیرین عبادی و عبدالکریم لاهیجی به نرگس محمدی ارسال شده که چنانچه وی رفتارهای تند و افراطی خود را تشدید کند، آنها می‌توانند نظر اعضای کمیته نوبل برای اعطای این جایزه سیاسی به وی را جلب کنند. بر این اساس برای نرگس محمدی دستورالعمل‌هایی تهیه شده که وی طی چند ماه گذشته در حال اجرای آنها بوده تا بتواند نظر اعضای کمیته نوبل را جلب و این جایزه را نصیب خود کند و البته بازی طراحی‌شده تبلیغاتی علیه وضعیت حقوق بشر در ایران را نیز پیش ببرد. اقدامات عجیبی همچون عدم استفاده از حق مرخصی یا فرصت‌های درمانی داخل زندان، همچنین اصرار به ایجاد تشنج و ناآرامی و اقدامات رسانه‌ای علیه کشور، همه در همین راستا و در سودای کسب جایزه صلح نوبل قابل ارزیابی و تحلیل است. این در حالی است که به واسطه حضور فرزندان نرگس محمدی در خارج از کشور، وی طی ماه‌های گذشته با مساعدت و همکاری مقامات زندان حتی اجازه استفاده از تلفن همراه به صورت محدود و صرفا برای تماس با فرزندان خود را نیز داشته اما او از همین امکان نیز برای پیشبرد اهداف خود در کسب جایزه صلح نوبل و پیشبرد بازی طراحی‌شده سوءاستفاده کرده است». 
اما در ارتباط با جایزه صلح نوبل باید گفت کمیته اهدای این جایزه سال‌هاست خط مشی‌ای برخلاف وصیت‌های آلفرد نوبل را دنبال می‌کند. آلفرد نوبل مخترع دینامیت در بخشی از وصیتنامه خود که سال 1895 نوشته شده، قسمت زیادی از ثروتش را برای اهدای این جایزه برای افرادی که برای پایان دادن به جنگ‌ها و خشونت‌ها در جهان فعالیت می کنند در نظر گرفته است. این در حالی است که از سال 1946میلادی برخلاف شرایط و خواسته‌های آلفرد نوبل جوایز به افرادی که جنگ‌افروز بودند و در راه صلح گامی برنداشته‌اند، اعطا شده است. در همین رابطه می‌توان به اهدای این جایزه به جنایتکاران ضدبشری همچون مناخیم بگین، شیمون پرز و اسحاق رابین، از رهبران رژیم صهیونیستی که دست‌شان به خون مردم مظلوم فلسطین آلوده است، اشاره کرد. همچنین آنگ سان سوچی قصاب مردم مسلمان میانمار نیز سابقه دریافت این جایزه به ظاهر صلح‌طلب اما در واقع سیاسی‌کار را در کارنامه خود دارد.
همچنین شیرین عبادی از فعالان و چهره‌های اصلی اپوزیسیون ایران نیز سال 2003 این جایزه را از کمیته انتخاب جایزه نوبل دریافت کرد. شیرین عبادی از جمله افرادی است که در جریان اغتشاشات سال گذشته، با همراهی دیگر گروه‌ها و چهره‌های اپوزیسیون از جمله رضا پهلوی، مسیح علینژاد و عبدالله مهتدی با اسم رمز زن، زندگی، آزادی پروژه تجزیه ایران را دنبال می‌کرد. عبادی همچنین سابقه حمایت از تحریم‌های غرب علیه ایران و درخواست تحریم ورزش کشورمان در مجامع بین‌المللی را نیز در کارنامه ننگین خود دارد.
همه این موارد و سابقه کمیته انتخاب جایزه صلح نوبل در انتخاب افراد برای اهدای جایزه، نشان از غرض‌ورزی سیاسی و به دور از حقوق بشری اهدا‌کنندگان این جایزه دارد.
اما موضوعی که در ارتباط با اهدای صلح نوبل به نرگس محمدی باید مورد توجه قرار گیرد، این است که این اقدام به رغم تمام شعارهای انسان‌دوستانه و حقوق بشری نخ‌نما که دارد، در راستای همان پروژه ناامنی و آشوب‌طلبی جریان زن، زندگی، آزادی در ایران صورت گرفته است. چنانکه مجری برنامه نیز در زمان خواندن نام محمدی، شعار زن، زندگی، آزادی سر داد. همچنین بریت ریس اندرسون، رئیس هیات نروژی کمیته صلح نوبل نیز ضمن تقدیر از نرگس محمدی، به اغتشاشات سال گذشته در ایران که به بهانه فوت مهسا امینی در کشور به راه افتاد اشاره کرد و گفت: «با شعار «زن، زندگی، آزادی» صدها هزار ایرانی در تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه خشونت و ظلم مقامات بر زنان شرکت کردند.» وی همچنین اظهار کرد: «شعار اعتراضات در ایران «زن، زندگی، آزادی» به درستی بیانگر ازخودگذشتگی و فعالیت نرگس محمدی است».
اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی به قدری سیاسی و دور از شعارهای حقوق بشری است که بسیاری از رسانه‌های مطرح بین‌المللی، حتی او را نمی‌شناسند و برای اطلاع‌رسانی این خبر از تصویر «نرگس محمدی» بازیگر معروف ایرانی سریال ستایش استفاده کرده‌اند(!) که اسکای نیوز عربی یکی از آنهاست.
اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی موجب رضایت و خوشحالی اپوزیسیون ایران و گروه‌های تجزیه‌طلب و تروریست نیز شد. در همین رابطه می‌توان به اظهارات سرکرده گروهک منفور و تروریست منافقین اشاره کرد که در حساب کاربری او منتشر شد. مریم رجوی در تمجید از نرگس محمدی نوشت: «با تبریک به خانم نرگس محمدی برای دریافت جایزه صلح نوبل با یادآوری فراخوان‌های مکرر مقاومت ایران برای آزادی وی بار دیگر خواستار مداخله جامعه جهانی برای آزادی او و دیگر زندانیان سیاسی بویژه زنان هستم».
دیکتاتورزاده پهلوی نیز در پیامی که در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد، اهدای جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی را نشانه به رسمیت شناختن جنبش «زن، زندگی، آزادی» و تلاش ملی در ایران برای دستیابی به آزادی خواند.
گیلا گاملیل، وزیر اطلاعات رژیم تروریست صهیونیستی نیز در حساب کاربری خود ضمن حمایت از جریان ضدایرانی «زن، زندگی، آزادی» به نرگس محمدی تبریک گفت.
جایزه صلح نوبل، با اهدا به مناخیم بگین، شیمون پرز، اسحاق رابین، شیرین عبادی و آنگ سان سوچی بی‌اعتبار بود اما اکنون با اهدا به حامی آشوب و ناامنی در ایران بیش از پیش بی‌اعتبار شد.

ناگفته نماند که :

مسیح علی نژاد پیشنهاد شده برای جایزه صلح نوبل بود!

main image

 

 

رقابت سر یک میلیون دلار جایزه حقوق بشری

هردو در روزنامه های اصلاح طلبان فعالیت داشتند.


البته جایزه‌ای که قبلا به گرگی مثل اوباما و کفتاری مثل سوچی داده شده، تعجبی نداره که به شغالی همچون علی‌نژاد هم برسه. دنیا رو قشنگ تبدیل کردن به مستند راز بقا!

صلحی که نامزد جایزه‌اش فردی همانند مسیح علی‌نژاد باشد از هزاران جنگ خانمان‌سوزتر است. چنین انتخابی نشان از افول جایگاه اخلاقی و ارزشی جایزه نوبل دارد. وای به حال فردای فرزندانمان وقتی ادبیات صلح چنین بازیچه و ابزار سیاست می‌شود.
 
 

:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 11 مهر 1402
شکست پروژه ضدامنیتی موسوم به «جمعه خونین» در زاهدان

یک منبع آگاه در گفت و گو با خبرگزاری فارس با اعلام خنثی سازی پروژه ضدامنیتی موسوم به « جمعه خونین» گفت: در این طرح قرار بوده که در روزهای گذشته ترور چند مولوی مطرح اهل سنت به صورت زنجیره‌ای اتفاق افتاده و شهر زاهدان و برخی دیگر از مناطق سیستان و بلوچستان در آستانه حادثه هشت مهر زاهدان در اوج احساسات و ابهام قرار بگیرد.

بر اساس این طرح ضدامنیتی که با تمرکز ویژه چند سرویس اطلاعاتی در حال پیگیری بود، قرار بود پس از عملیات ترور برخی مولوی های سرشناس، در مرحله دوم عوامل گروه‌های تروریستی در پوشش اعتراضات در سطح برخی شهرهای سیستان و بلوچستان پس از برگزاری نماز جمعه اهل سنت در تاریخ هفتم مهر  پخش شده و دست به کشته‌سازی وسیع از میان مردم شیعه و سنی بزنند.

وی ادامه داد: پس از اجرای آشوب خیابانی و کشته سازی در مرحله بعدی نیز گام سوم یعنی موضوع اعتصاب بازار در برخی شهرهای سیستان و بلوچستان اتفاق افتاده و پروژه جمعه یک بحران سیاسی و اجتماعی نیز خلق کند.

این منبع در تشریح عقبه اجرایی این طرح افزود: در این پروژه تلاش شد در ماه‌های گذشته بخشی از هدایت معنوی و مذهبی در بلوچستان به یکی از مولوی هایی که اخیرا به خارج از کشور گریخته، منتقل شود که معذوریت برخی از عناصر داخلی را ندارد و عملا  نقش عبدالمالک دو را در جنوب شرق بر عهده بگیرد و از فرصت اظهارات تحریک آمیز برخی چهره ها، برای توجیح اقدامات خشونت آمیز ضدامنیتی نهایت بهره برداری را بکنند.

وی افزود: در این مکانیزم تلاش شد از طریق فضای مجازی و رسانه های ضد ایرانی بین ضلع سیاسی همکار در جنوب شرق و ضلع تروریستی و سیاسی خارج از ایران در اسرائیل، آمریکا، انگلیس، کاناد و سوئد ارتباط دوسویه در افکار عمومی برقرار شود و نقش مکمل یکدیگر را داشته باشند.

این منبع آگاه تأکید کرد: با غافلگیری اطلاعاتی صورت گرفته، عوامل ضدامنیتی این طرح قبل از هر نوع اقدام دستگیر و تجهیزات و تسلیحات آنها ضبط شده است.

این منبع آگاه افزود: در خنثی سازی این پروژه علاوه بر اقدامات اطلاعاتی و شناسایی، همکاری و همراهی بسیاری خوبی توسط علمای اهل سنت منطقه صورت گرفته و برخی از عوامل نیز توسط بزرگان و مردم اهل سنت منطقه به نهادهای امنیتی و انتظامی تحویل داده شدند.

این منبع خاطرنشان کرد: محاسبه بزرگی که طبق معمول توسط دشمنان در نظر گرفته نشده بود، بصیرت مردم و اهمیت یافتن بیش از گذشته حفظ امنیت در میان مردم شیعه و سنی سیستان و بلوچستان است.

به گزارش خبرگزاری فارس طی خبری که امروز توسط دستگاههای امنیتی کشور منتشر شد سرویس جاسوسی و ضدامنیتی N.S.A برای آشوب سازی در زاهدان تجهیزات ارتباطی و اینترنتی استارلینک را در اختیار عوامل نفوذی خود قرار داده بود که با اقدام به موقع سربازان گمنام امام زمان (ع) پیش از هر اقدامی کشف و ضبط شد.


:: بازدید از این مطلب : 325
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 03 مهر 1402
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدابراهیم رئیسی امسال در سخنرانی سازمان ملل یک تنه به نبرد با جریان خزنده و خطرناک ضدیت با خانواده رفت؛ جریانی که چندی است در حال فتح نظامات فرهنگی و حقوقی و اجتماعی بین‌المللی به نفع خود است و قوانین کشورها را تغییر می‌دهد تا هر چه بیشتر دامنه لجن‌زار متعفن خود را گسترش دهد. جهان امروز گرفتار سم هیولای شیطانی و مهلک همجنس‌گرایی شده که می‌خواهد همه ارزش‌های بشری را  ببلعد و دستاوردهای ادیان الهی در جوامع بشری را نابود کند.
رئیسی در نطق خود روی این موضوع دست گذاشت و گفت: «امروز جنایت علیه بشریت، فقط اشغال سرزمین‌ها و کشتار بی‌گناهان و استعمار ملت‌ها نیست، بلکه هجوم به پناهگاه فطری و طبیعی بشر یعنی خانواده نیز جنایت علیه بشریت است. حفاظت از حریم خانواده و ازدواج که از وصلت یک زن و یک مرد شکل می‌گیرد، یک واقعیت جهانی است که باید به دستور کار مشترک جهانی تبدیل شود. آموزش، توسعه و تعالی انسان جز در چارچوب ارزش‌های خانوادگی به کمال نمی‌رسد. روایت‌های ساختگی از زوجیت و جنسیت، در حقیقت تلاش برای حذف مفاهیم متعالی نظیر مادر، پدر و خانواده طبیعی است؛ اقداماتی که می‌توان آن را مصادیق جنایت علیه بشریت و موجب انقطاع نسل بشر دانست. مقابله با چنین رویکردهایی وظیفه انسانی ما است».
وی از یک جنبش جهانی حرف زد و در راستای تشویق رهبران جهان به واکنش جمعی  علیه همجنس‌گرایی افزود: «ما امروز نیازمند جنبش جهانی تعهد به خانواده هستیم تا همه اعضای خانواده زندگی گرم در کنار یکدیگر را تجربه کنند. ما از همه رهبران جهان و رهبران ادیان الهی می‌خواهیم به وظیفه تاریخی خود در حمایت از جایگاه اصیل مفهوم خانواده و مقابله با روایت‌های ساختگی عمل کنند. ما از سازمان ملل انتظار داریم احترام به جایگاه والا و اصیل خانواده را در صدر دستور کار خود قرار دهد».
 در جهانی که انتقاد علیه همجنس‌گرایی موجب تحریم و مجازات می‌شود، حماقت باز گذاشتن ترنسجندریسم تا جایی پیش می‌رود که ادبیات نظامات پزشکی برخی کشورها را تغییر داده و وادار به حذف واژه‌های زنان و زایمان، مادر، زائو و..‌. می‌کند، جامعه پزشکی آمریکا رسما از لزوم حذف جنسیت در گواهی تولد می‌گوید و آکادمی پزشکی این کشور مجوز تزریق مسدودکننده‌های هورمونی به اطفال را صادر می‌کند، رئیس‌جمهور آمریکا علنا کشور اوگاندا را به خاطر تصویب قانون علیه همجنس‌گرایی تهدید به قطع روابط می‌کند و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد این اقدام اوگاندا را محکوم می‌کند، نماینده انگلیسی به خاطر انتقاد از همجنس‌گرایان توسط پلیس دستگیر می‌شود، در آلمان افراد سالی یک بار می‌توانند جنسیت خود را تغییر دهند و در مهدهای کودک این کشور همجنس‌بازی آموزش داده می‌شود. مخالفت علنی رئیس‌جمهور ایران از سکوی تریبون سازمان ملل در واقع آشکار ساختن صف‌بندی جهانی علیه کثیف‌ترین انحراف تاریخ بشر است. مواجهه‌ای قاطع و مستدل که قطعا خروش و اتحاد ملت‌های موحد علیه فساد اخلاقی را در پی خواهد داشت. مبارزه با نابودی خانواده مانند آزادی فلسطین، محوری است که می‌تواند تمام آزاداندیشان جهان را حول خود جمع کند. سخنان شجاعانه رئیس‌جمهور در سازمان ملل می‌تواند سردمداری جمهوری اسلامی ایران در این قضیه را موجب شود و جبهه‌ای متحد از آزاداندیشان و پاکان جهان را برای حفاظت از خانواده شکل دهد. به شرطی که از امروز این خط هم در دستگاه دیپلماسی برای همراهی دولت‌ها و هم در رسانه‌های ما برای جلب همراهی ملت‌ها با قدرت زیاد دنبال شود.

:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 03 مهر 1402
وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ای از کشف و خنثی‌سازی توطئه30 انفجار همزمان در تهران و بازداشت 28 تروریست توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) خبر داد.
متن این اطلاعیه به شرح زیر است:
با عرض تسلیت شهادت جانسوز حضرت امام حسن عسکری(ع) و با گرامیداشت یاد و خاطره‌ حماسه‌ عظیم دفاع‌مقدس و درودی از سویدای جان بر حماسه‌سازان غیور و شهیدان خدایی و جانبازان نستوه و بر مقتدای آن تاریخ‌سازان، حضرت امام خمینی(ره)، به استحضار ملت شریف ایران می‌رساند دانش‌آموختگان مکتب دفاع‌مقدس و سربازان جبهه گمنامی، با عنایات حضرت ولیعصر عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف، توطئه‌ سبعانه‌ انجام 30 انفجار تروریستی همزمان در مراکز پرجمعیت تهران را کشف، خنثی و تمام عوامل آن را دستگیر کردند.
 انفجارهای مورد بحث با هدف شکستن اقتدار امنیتی و ارائه‌ تصویری بی‌ثبات از کشور، ایجاد یأس و هراس در جامعه و تحریک به بلوا و اعتراض، دقیقا برای مقطع سالگرد اغتشاشات سال گذشته برنامه‌ریزی شده بود.
جان برکفان بی‌نام و نشان ایران اسلامی در روزهای اخیر طی سلسله عملیات‌هایی همزمان در استان‌های تهران، البرز و آذربایجان غربی، چندین پایگاه و خانه‌ تیمی تروریست‌ها را مورد حمله قرار داده و 28 نفر از اعضای شبکه‌ تروریستی مذکور را بازداشت کردند. این عناصر، وابسته به گروهک جنایت‌پیشه‌ داعش بوده و تعدادی از آنها سابقه‌ همراهی با تکفیری‌ها در سوریه یا حضور در افغانستان، پاکستان و اقلیم کردستان عراق را دارا هستند.
به‌رغم داعشی بودن عوامل دستگیر‌شده، مدل طراحی این عملیات و الگوی رفتاری این تروریست‌ها، به مراتب فنی‌تر و پیچیده‌تر از الگوی معمول جریان‌های تکفیری بوده و انطباق معناداری با شیوه‌ها و سازوکارهای شناخته‌شده‌ رژیم اشغالگر صهیونیستی را دارا هستند. اعمال تخصصی‌ترین شیوه‌های تشکیلاتیِ منقطع و سلولی، استفاده از روش‌هایی برای فریب و مشغول‌سازی افسران اطلاعاتی خودی، تمرکز ارتباطات بر شبکه‌های اجتماعی بیگانه بویژه واتس‌اپ، استفاده از عناصر واسط و چندگانه در ارتباطات، به‌کارگیری جاعلان کاملا حرفه‌ای برای تأمین مدارک مورد نیاز و ده‌ها مؤلفه‌ دیگر از این قبیل، جملگی نشان از وجود منشأیی فراتر از گروهک داعش در پشت صحنه‌ عوامل بازداشت شده دارند.
بخشی از ابزار و ‌آلات جرم که در عملیات‌های اخیر کشف شده‌ عبارتند از: مقادیر معتنابهی مواد انفجاری و بمب‌های آماده و حجم فراوانی مواد پیش‌ساز بمب، یک بسته 100 عددی چاشنی انفجاری و ابزار گوناگون الکترونیکی برای بمب‌های زمانی (تایمری)، 17 قبضه سلاح کمری آمریکایی همراه با گلوله‌های مربوط، دستگاه‌های متعدد ارتباطی هوشمند و ماهواره‌ای، البسه نظامی و جلیقه‌ انتحاری، مودم‌های مورد استفاده در اقلیم کردستان عراق و مبالغی ارز خارجی. شایان ذکر است هنگام عملیات علیه یکی از خانه‌های تیمی، از آنجا که تروریست‌ها قصد اجرای عملیات انتحاری داشتند که می‌توانست منجر به صدمه به ساکنان منازل همجوار شود، لذا با فداکاری و سرعت عمل دلاورمردان گمنام، از اجرای عملیات انتحاری آنها پیشگیری شد اما این اقدام، متأسفانه منجر به مجروحیت ۲ تن از سربازان گمنام امام زمان عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف شد.
در پایان با تشکر صمیمانه از همکاری‌های متعهدانه و بی‌شائبه‌ مردمی در شناسایی و مهار تروریست‌ها، از ملت شریف ایران اسلامی استدعا دارد ضمن دعا برای سلامتی ۲ برادر مجاهد آسیب‌دیده، همچون گذشته هر گونه حرکت مشکوک را به ستاد خبری این وزارتخانه به شماره 113 گزارش فرمایند.

:: بازدید از این مطلب : 315
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 01 مهر 1402

ویدئویی در روزهای اخیر از برلین منتشر شده که سطحی تازه از نزول و سقوط کرامت انسان در غرب را به تصویر می کشد.

صدها انسان که خود را به عنوان سگ معرفی می کنند در ایستگاه قطار برلین گرد هم آمدند تا از حقوق «انسان»هایی که به عنوان سگ معرفی می شوند، دفاع کنند. این موجودات با زوزه کشیدن مطالبات «سگی» خود را به دیگر انسان‌ها انتقال می دهند!

در یک حادثه غیرمعمول، روز سه‌شنبه، حدود 1000 نفر که خود را سگ‌ معرفی می‌کنند، در ایستگاه راه‌آهن برلین پوتسدامر پلاتز آلمان گرد هم آمدند. این مراسم با واکنش‌های متفاوتی در فضای مجازی مواجه شد و برخی از مردم حمایت و کنجکاوی خود را اعلام کردند و برخی دیگر شرکت‌کنندگان را به تمسخر و انتقاد گرفتند.


qd

این مراسم توسط گروهی به نام «موجودات سگی»(Canine Beings) برگزار شد.

این گردهمایی غیر متعارف سگ‌ها در پی شهرت توکو، فردی ژاپنی در شبکه‌های اجتماعی است که پس از به دست‌آوردن یک لباس سگی بسیار طبیعی به قیمت 14000 دلار، اکنون بیش از همیشه به آرزوی مادام العمر خود برای تبدیل شدن به یک سگ نزدیک شده است! به گزارش نیویورک پست، متخصصین روانشناسی خواستار تمایز میان «تریان»(therians)، افرادی که با موجودات غیرانسانی همذات‌پنداری می کنند، و «خزدار»(furries)، افرادی که از بازی در لباس حیوانات لذت می برند، شده اند.

نکته: غرب و کشورهای اروپایی با هر تعریف و مفهومی که از انسانیت و کرامت انسان برداشت می‌کنند و دم از حقوق بشر و مخصوصاً عدالت و آزادی می‌زنند، هیچ‌گاه به بزرگی و ارزشی که اسلام به انسان داده است پی نخواهند برد و در معانی و ارزش‌های واهی خود غوطه‌ور خواهند بود. 

 


:: بازدید از این مطلب : 289
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 31 شهریور 1402

ماسک‌ها از صورتک‌ها افتاد و نقاب‌های مردم دوستی خبرنگاران فارسی زبان ضد انقلاب از چهره‌هایشان برداشته شد. مدافعان سینه چاک منافع مردم ایران که صبح تا شب برای مشکلات ملت اشک تمساح می‌ریختند حالا با اصلی ترین دشمن کشور فالوده خورده و عکس یادگاری می‌گیرند تا مشخص شود در این یارکشی هر کس کجای تاریخ ایستاده است.

دیداری که رونمایی از کارفرما و اتاق فکر جدید شبکه ضدانقلاب محسوب می‌شود و اثبات همان جنگ ترکیبی است که از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی کشور تاکید شده بود.

این نشست نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی هیچگاه قصد پایان دشمنی‌های خود با کشورمان را ندارد و هر از گاهی آن را بلند هم فریاد می‌زند. هرچند این نعره‌ها آن‌هم در انتهای کوچه‌ای بن بست و پشت دیوارهای عنکبوتی‌اش است.

از سوی دیگر همزمانی و نزدیکی این نشست و وعده‌ها و ابراز روحیه‌های دروغین وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی با خبرنگاران ضد انقلاب آن‌هم در آستانه سالگرد مرگ مهسا امینی و ناآرامی‌های سال گذشته حکایت از برنامه دشمن برای حمله سنگین رسانه‌ای به منظور ایجاد بی‌ثباتی و آشوب در سالگرد اغتشاشات سال گذشته دارد.

این دیدار نشان می‌دهد که دشمن همچنان دل خوش به تضعیف و براندازی است و از هر فرصتی با استفاده از مزدورانش برای پیاده کردن این نقشه شوم استفاده می‌کند تا شاید آب رفته را به جوی بازگردانند.

ملاقات خبرنگاران ضد انقلاب شبکه‌های فارسی زبان که خود را مدافعان حقوق مردم ایران می‌دانند با وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی «گیلا گملیئل» و هم‌زبانی و همراهی فکری با یکدیگر برای کشیدن نقشه‌های جدید علیه منافع کشورمان، در عین تأسف و تلخی برگ برنده برای مردم و کشورمان خواهد بود.

رژیم صهیونیستی همواره خود را در پس پرده قرار می‌داد و علناً وارد این نمایش‌ها نمی‌شود همین نشان می‌دهد که کفگیر آنها به همراه نیروهای مزدورشان در شبکه‌های فارسی زبان به ته دیگ خورده است که اینگونه نمایشی را برقرار کردند.

این نشست یادآور دیدار رضا پهلوی با نخست وزیر رژیم صهیونیستی هم بود در حالی‌که بعد از آن دیدار اپوزسیون و شورای همبستگی اش اتفاقاً دچار فروپاشی شد و حالا این خبرنگاران نیز باید از چنین سرنوشتی درس عبرت بگیرند.

صورتک‌های بدون ماسک اپوزسیون

البته باید به این نکته نیز توجه داشت که این روزها رژیم صهیونیستی در داخل با بحران و آرامی‌ها و نارضاییتی‌های افکار عمومی خود مواجه است و با اینگونه نمایش‌ها به دنبال فرافکنی است. همچنانکه اخیراً موضوع کشتار و سرکوب اتیوپی تبارهای خود توسط پلیس این رژیم به بحران داخلی صهیونیست‌ها افزوده و آنها را دچار سردرگمی کرده است و با توجه به آنکه نیروهای مقاومت در آمادگی کامل به سر می‌برند، دیگر نمی‌تواند بحران‌های خود را کنترل کنند لذا به دنبال نمایش‌های سطحی و پروپاگاندای رسانه‌ای هستند تا کمی از فشار درونی خود رها شوند. ضمن آنکه کشورهای منطقه به همگرایی نزدیک شده‌اند و مراسم راهپیمایی اربعین هم به خوبی و باشکوه برگزار شد و صهیونیست‌ها نتوانستند در خلاف این جریان کاری انجام دهند.

عیان شدن ادعاهای پوچ مردم دوستی خبرنگاران فارسی زبان

مهدی فضایلی کارشناس رسانه و فعال سیاسی در گفتگو با مهر و در خصوص دیدار اخیر وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی با خبرنگاران ضد انقلاب گفت: این دیدار نکات متعددی را روشنگری می‌کند که اولین نکته آن حضور رژیم صهیونیستی در صف مقدم مقابله با نظام است که بارها و بارها این موضوع اتفاق افتاده است.

وی افزود: با توجه به صحبت‌هایی که وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی در این جلسه با خبرنگاران ضد انقلاب مطرح کرده است یک بار دیگر نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها دشمنان اصلی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند و به نظر من این بهترین دلایل برای حقانیت نظام ما است.

رسانه مهم‌ترین ابزار دشمنان

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اهمیت و نقش رسانه‌ها تاکید کرد: نکته دیگر از این جلسه نقش و اهمیت رسانه‌ها است و نشان می‌دهد که رسانه ما یکی از مهم‌ترین ابزار آنها در مقابله با نظام رسانه و فعالیت‌های آنان در حوزه شناختی است. موضوعی که از مدت‌ها قبل شروع شده است و روز به روز پیچیده‌تر خواهد شد و ابعاد جدیدی پیدا خواهد کرد.

فضایلی با نزدیکی سالگرد مرگ مهسا امینی و تداخل آن با این نشست تصریح کرد: تشکیل این جلسه در آستانه سالگرد حوادث پاییز سال گذشته نشان می‌دهد که نقش رسانه‌ها در این ماجرا یک نقش اصلی و در صدر فهرست ابزارهایی است که دشمنان از آن استفاده کرده و می‌کند.

این کارشناس رسانه اذعان داشت: این نشست پیوند شبکه‌های معارض با نظام را با رژیم صهیونیستی مشخص می‌کند، آنها که ادعا می‌کنند منافع اصلی مردم ایران را پیگیری می‌کنند اما با دشمن اصلی کشور که رژیم صهیونیستی است جلسه و نشست برگزار می‌کنند. آن هم با دستگاه امنیتی این رژیم که دانشمندان کشور را ترور کرده است و اقدامات تخریبی علیه صنایع کشور انجام داده‌است تا یک بار دیگر ثابت کند که ادعاهای مردم دوستی آنان پوچ و بی‌مبنا است و اتفاقاً این رسانه‌ها در صف مقدم دشمنی با مردم و منافع ما قرار دارند.

صورتک‌های بدون ماسک اپوزسیون

این نشست تأیید فرمایش رهبری در خصوص دست داشتن دشمنان در ماجراهای سال گذشته است

این کارشناس رسانه با اشاره به سخنان رهبر معظم انقلاب همزمان با حوادث و نارامی‌های پاییز گذشته گفت: تشکیل این جلسه تأییدی است بر صحت تحلیل رهبر انقلاب از حوادث سال گذشته که بر اساس نقشه دشمن این اتفاقات رقم خورد.

وی افزود: به گمان من، تشکیل این جلسه به شکل علنی نشان از حماقت دشمنان ما دارد که اینگونه خودشان را رسوا کرده و لو می‌دهند.

فضایلی تاکید کرد: نشست وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی با خبرنگاران ضد انقلاب نشان می‌دهد که دشمن دست از دشمنی‌های خود برنداشته است و مادامی که ما به نقطه بازدارندگی کامل و دست یافتن به ایران قوی در همه ابعاد از جمله در حوزه رسانه برسیم و محقق کنیم تا دشمن از اقدامات تخریبی خود مأیوس شود.

رژیم صهیونیستی پشت پرده اتفاقاتی است که در ایران رخ می‌دهد و در واقع آنها دارند این اتفاقات را مدیریت می‌کنند

دشمن به دنبال اجرای فاز دوم آشوب‌ها در ایران است

بیژن مقدم کارشناس رسانه در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص نشست وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی با خبرنگاران اپوزیسیون ضد انقلاب گفت: با دو دیدگاه می‌شود به این نشست نگاه کرد. یکی اینکه خود این شبکه‌ها مثل اینترنشنال این روزها با یک انشعاب‌ها و جدایی‌هایی روبرو شده‌اند و این در واقع برایشان یک بحران است. در واقع این شبکه‌ها از درون در حال متلاشی شدن هستند و این یک اتفاق بسیار مهم است زیرا شخصی مانند وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی با خبرنگاران این شبکه جلسه می‌گذارد تا بتوانند انسجام داخلی آنان را برگردانند.

این کارشناس رسانه اظهار داشت: در واقع آنها دارند خود را برای اجرایی کردن فاز دوم نقشه‌های خود آماده می‌کنند و این جلسه نیز می‌تواند در راستای آماده سازی و بهبود وضعیت داخلی شبکه‌های خودشان باشد.

وی در ادامه داد: از یک زاویه دیگر نیز می‌توانیم به این موضوع بنگریم و آن اینکه اعتقاد ما بر این است که رژیم صهیونیستی پشت پرده اتفاقاتی است که در ایران رخ می‌دهد و در واقع آنها دارند این اتفاقات را مدیریت می‌کنند. و حتی به‌طور مستقیم نیز ما شاهد این گونه توطئه‌ها از سوی رژیم صهیونیستی بوده‌ایم مانند ترور دانشمندان هسته‌ای، بمب گذاری ها و …بنابراین اینکه این رژیم پشت پرده آشوب‌های داخل کشور ما باشد چیز عجیبی نیست.

این تحلیلگر سیاسی متذکر شد: به‌نظر من هویت این شبکه‌ها، وابستگی آنها و منبع درآمد آنها نیز مشخص است و این جلسه در همچنین زمانی که به سالگرد مرگ خانم مهسا امینی نزدیک می‌شویم، در واقع در جهت اجرایی کردن فاز دوم نقشه‌هایشان در جهت ایجاد آشوب در کشور است زیرا فاز یک را سال گذشته اجرا کردن الان نوبت به فاز دوم نقشه‌هایشان رسیده است.

هر حرکتی که علیه منافع ملی شکل می‌گیرد با رژیم صهیونیستی ارتباط دارد

وی گفت: کسانی که الان دارند صحنه را می‌بینند باید بدانند که هر حرکتی که علیه منافع ملی شکل می‌گیرد به‌طور مستقیم با جریان رژیم صهیونیستی ارتباط دارد.

مقدم بیان داشت: این جلسه به خوبی وابستگی اپوزیسیون‌ها و این شبکه‌ها را به رژیم صهیونیستی آشکار کرده وی تاکید کرد: کسانی که با دشمنان و رژیم صهیونیستی همراهی می‌کنند هرگز نمی‌توانند برای پیشرفت و اتحاد کشور ایران گامی بردارند.

 


رضا پهلوی در کنار دیوار ندبه یهودیان


:: بازدید از این مطلب : 345
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 30 شهریور 1402
تحلیل تفصیلی طائب، رئیس سابق اطلاعات سپاه از اوضاع ایران و جهان/ انحصار واردات غذا در اختیار 4 نفر بود

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با حضور در خبرگزاری تسنیم، یک تحلیل تفصیلی از اوضاع منطقه و دنیا و همچنین مسائل ایران ارائه کرد.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام حسین طائب رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با حضور در خبرگزاری تسنیم، طی سخنانی به تبیین وضعیت جمهوری اسلامی در حوزه بین‌الملل، منطقه و داخل و تشریح روندهای قدرت‌های جهانی در پیشبرد اهداف خود و مقابله آمریکا و رژیم صهیونیستی با انقلاب اسلامی پرداخت.

وی در مقدمه این بحث گفت: امریکایی‌ها 247 سال پیش، در قرن هجدهم، با بیانیه «ارزش‌های آمریکایی» استقلالشان را از انگلیس اعلام کردند و 13 سال بعد، این ارزش‌ها را در قانون اساسی آوردند که شامل موضوعاتی نظیر زندگی، آزادی، خوشبختی، برابری، علم، پیشرفت، تعصب مذهبی می‌شد و تلاش کردند تا این مولفه‌ها را ابتدا در خود آمریکا محقق کنند و سپس با به انحصار در آوردن قدرت، ثروت و پرستیژ، آنها را جهانی کنند.

وی خاطرنشان کرد: آنها این تلاش را از دو مسیر و با دو ابزار ادامه دادند که یکی تصرف سرزمینی است و دیگری، تصرف فضای حاکم بر جهان.

طائب ادامه داد: آنها در بحث تصرف سرزمینی تلاش کردند تا با استفاده از سه عنصر قدرت نظامی، اقتصادی و دیپلماسی، اقتصاد و سیاست کشورها را به آمریکا وابسته کنند و از طریق تولید رسانه و شبکه‌سازی‌های فرهنگی و به انحصار درآوردن ابزارهای فرهنگی، ارزشهای آمریکایی را بر ارزش‌های سایر ملل، بویژه ارزش‌های اسلامی رجحان بدهند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه ادامه داد: آمریکایی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد با شوروی، تلاش کردند تا با استفاده از قدرت نرم، ارزشهای آمریکایی را بر ارزش‌های مارکسیستی غلبه دهند به این امید که پس از آن به سمت آقایی جهان بروند و این ارزش‌های آمریکایی، جهانی بشود.

وی با بیان اینکه 34 سال بعد، ناباورانه انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» برای آمریکایی‌ها و برای شرق قد علم کرد، گفت: ترس آمریکا و شوروی از ارزش‌های اسلامی بود و هر دو ابرقدرت تلاش کردند که نگذارند انقلاب اسلامی شکل بگیرد. یعنی با یکدیگر هم مسیر شدند و تجزیه‌طلبی و کودتا و... راه انداختند که این انقلاب یا شکل نگیرد یا ضعیف باشد.

طائب با تاکید بر اینکه علی رغم همه این تلاش‌های دشمن، انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد، افزود: در سال سوم دهه دوم انقلاب، شوروی با فروپاشی مواجه شد و برآورد آمریکایی‌ها این بود که با فروپاشی شوروی و تضعیف ایران، دیگر تهدیدی در مقابل ارزشهای آمریکایی وجود نخواهد داشت لذا قانون امنیت ملی‌شان را بعد از 50 سال برای ورود به قرن 21 تغییر دادند تا این قرن را قرن آمریکایی کنند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه گفت: آمریکایی‌ها متوجه شدند که برآوردهایشان به هم ریخته و امنیت ملی آمریکا در سال 1372 شمسی، اعلام کرد که ایران با تشکیل و تحقق ملل اسلامی در حال جایگزین شدن با اتحاد جماهیر شوروی است و اگر 5 سال فرصت پیدا بکند، به تهدید منطقه‌ای برای آمریکا تبدیل می‌شود.

طائب با اشاره به بیانیه امنیتی بایدن در سال 2023، افزود: این بیانیه می‌گوید آمریکا با سه چالش بین‌المللی و 6 چالش داخلی مواجه است و اگر با این موارد مواجهه درست انجام ندهند، سال 2030،سال تعیین سرنوشت آمریکا و سرنوشت جهان خواهد بود؛ طبق این  گزارش در این شرایط، روند آمریکا منفی می‌شود و آنجا ایران را به عنوان سومین چالش بین‌المللی خود معرفی می‌کند.

وی ادامه داد: این یعنی ایران دیگر از منطقه عبور کرده و برای آنها به یک چالش بین‌المللی تبدیل شده است.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه گفت: آنها به ترتیب اولویت، اولین چالش را چین می‌دانند که در سه عنصر اقتصاد، تکنولوژی و نظامی‌گری، روند بهتری نسبت به آمریکا تا سال 2030 دارد. روسیه در این برآورد آمریکایی‌ها، پس از جنگ اوکراین دیگر قدرت رقابت با آمریکا را ندارد اما تنها کشوری است که در تهدید با آنها پیش می‌رود و می‌تواند جنگ جهانی را شروع کند.

وی تصریح کرد: آمریکایی‌ها وقتی به چالش سوم می‌رسند، اول اسم کشور ما را نمی‌آورند، می‌گویند «کشورهایی که دموکراسی آمریکا را تضعیف می‌کنند و یک مدل حکمرانی جهانی ارائه می‌دهند»، بعد می‌گویند مهمترین این کشورها ایران است چون ایران هم هژمون‌شکن است هم می‌خواهد هژمون‌ساز باشد.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه خاطرنشان کرد: روند دوم، بعد از جنگ جهانی دوم، همزمان با ورود به جنگ سرد بود که طی آن، اسرائیل در منطقه شکل گرفت. امروز 75 سال از عمر رژیم صهیونیستی و 247 سال از استقلال آمریکا می‌گذرد. آمریکایی‌ها می‌گویند برای 255 سالگی، در سرنوشت خودشان تردید دارند و اسرائیلی‌ها هم -هر دو جناحشان- می‌گویند سرنوشت ما در 80 سالگی معین می‌شود. اما در طرف دیگر، انقلاب اسلامی ایران قرار دارد که در 44 سالگی مسیرش را طی می‌کند.

* منافع ملی چین، روسیه و ایران در یک مسیر قرار گرفته است

وی ادامه داد: چین و روسیه تا قبل از جنگ اوکراین بعضاً با آمریکایی‌ها در موضوع ایران هماهنگ می‌شدند. یعنی وقتی آمریکا علیه ما قطعنامه می‌داد، اگر روسیه و چین امتیاز می‌گرفتند همراهی می‌کردند و اگر امتیاز نمی‌گرفتند وتو می‌کردند اما امروز یک جبهه یکپارچه بین ایران و روسیه و چین در مقابل آمریکا شکل گرفته است.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه گفت: یک زمانی چین و روسیه از موضع ما در برابر آمریکایی‌ها سوء استفاده می‌کردند اما امروز منافع ملی و امنیت ملی ما با این دو کشور در یک مسیر قرار گرفته است. با این حال این باعث نمی‌شود که آمریکا نسبت به ایران کرنش نشان بدهد.

طائب با بیان اینکه همگرایی بین چین، روسیه و ایران روند افزایشی دارد، گفت: موضوعاتی نظیر «بریکس» و «شانگهای» در این مسیر نقش بیشتری پیدا خواهند کرد و واگرایی در جبهه غرب و همگرایی در جبهه شرق افزایشی خواهد بود.

* آمریکا به سمت تعارض امنیتی در داخل پیش می‌رود

وی در تشریح وضعیت امروز آمریکا در جهان نیز خاطرنشان کرد: آمریکا در عرصه جنگ اوکراین، حضور ضعیف در غرب آسیا و عرصه بین‌الملل با بحران اقتدار، اعتماد و منابع مواجه شده و این امر به روند تبعیت کشورها از آنها لطمه زده است و اینها باعث شده تا واگرایی کشورهای پیرامونی و بین‌المللی با آمریکا بیشتر شود. چالش‌های تعارضات سیاسی و اجتماعی در داخل آمریکا افزایشی است و احتمالاً در آستانه انتخابات آذرماه سال آینده به تعارض امنیتی می‌روند و دو قطبی سیاسی-اجتماعی در این کشور بیشتر می‌شود؛ چه ترامپ را بازداشت کنند، چه رد صلاحیتش بکنند و چه بگذارند در رقابت انتخاباتی حضور داشته باشد، این دوگانگی سیاسی-اجتماعی به دوگانگی امنیتی تبدیل می‌شود و دوباره مانند سال 2020، زمینه ریختن در کاخ سفید و ... وجود دارد.

* 6 چالش بزرگ پیش روی آمریکا

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه افزود: آمریکایی‌ها 6 چالش را برای خودشان تعریف کردند و می‌گویند اینها فقط چالش ما نیست، بلکه چالش‌های جهانی است که شامل مواردی نظیر مسائل آب و هوایی (اقلیمی)، جنگ غذا، جنگ تروریسم و بیماری‌های واگیردار می‌شود.

طائب ادامه داد: آمریکایی‌ها در بیانیه قرن بیست و یکم، چالش پیش روی خودشان در سال 2025 را نرخ افزایشی رشد جمعیت می‌دانند و می‌گویند از سوی دیگر نرخ مرگ و میر کاهشی است و همین ما را در 2025 با سه پدیده روبرو می کند. جمعیتمان افزایشی است، مرگ و میر کاهش پیدا می‌کند و در نتیجه تعداد بازنشسته‌ها افزایش می‌یابد و موجب می‌شود بیمه درمانی و حق بازنشستگی در رقم در بودجه ما رشد چشمگیری داشته باشد به طوری که  این دو بودجه با بودجه دفاعی آمریکا برابری می‌کند و اگر آمریکا این مسئله را حل نکند مجبور می‌شود در سال 2025 دست باز خودش را در دفاع به دست بسته تبدیل کند؛ نیروهایش را از سراسر جهان جمع کند و چون تهدیدات امنیتی پیرامونی داخلی هم زیاد می‌شود، نیروهای مسلحش را بیاورد پیرامون و داخل خودش.  البته امروز همین اتفاق افتاده، جمعیت آمریکا از 220 میلیون نفر به 330 میلیون نفر رسیده و 85 میلیون نفر فاقد بیمه درمانی هستند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه تصریح کرد: در موضوع انرژی و گرانی نیز روند تضعیف دلار در تجارت جهانی، یک روند افزایشی است هرچند در کوتاه مدت، دلار همچنان ارز مرجع است اما افول کاریزمای مدیریتی سران آمریکا تداوم دارد.

* روند قدرت چین در جهان، افزایشی است

طائب یادآورد شد: این در حالیست که قدرت سیاسی چین در جهان روندی افزایشی دارد، قدرت اقتصادی، علم و فناوری و دفاعی‌اش در حال رشد است و نقش چین در بازیگری منطقه‌ای و میانجیگری صلح نیز یک روند افزایشی دارد. بنابراین تنش میان چین و آمریکا فزاینده خواهد شد اما منتهی به جنگ نمی‌شود ولی چین همه تلاشش این است که برنده این میدان باشد.

وی گفت: هرچه درگیری آمریکا با روسیه تداوم پیدا بکند، چین فرصت پیدا خواهد کرد که قدرت اقتصادی، دفاعی و تکنولوژیکش را افزایش بدهد و برآوردش این است که حداقل تا سال 2027 هم به سمت تایوان نرود.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با اشاره به اینکه چین نقش‌آفرینی نظامی در شرق و نقش‌آفرینی سیاسی-امنیتی در غرب را آغاز کرده و تداوم می‌دهد، گفت: در سال 1401 غرب‌آسیا اولویت اول آمریکا بود، اما در سال 1402 روسیه آمد و غرب‌آسیا و ایران رفتند در اولویت دوم قرار گرفتند.

* سیاست روسیه در قبال آمریکا تا انتخابات 2024

طائب افزود: آمریکایی‌ها و غرب (اروپا) همه تلاششان این است که در جنگ اوکراین روسیه را شکست بدهند و داخل روسیه را هم بهم بریزند. اما روسیه هم از نظر امنیتی و هم از نظر اقتصادی می‌تواند داخل کشورش را کنترل کند و نگذارد که آمریکا او را شکست بدهد. اینکه بگوییم روسیه پیروز میدان است این هم قطعی نیست؛ خلاصه اینکه یک نبرد تنگاتنگ بین غرب و شرق در اوکراین اتفاق افتاده است که اگر روس‌ها ببینند تداوم جنگ به مصلحتشان است و هزینه‌شان بالا نمی‌رود، ادامه می‌دهند اما اگر ببینند هزینه‌شان بالا می‌رود، فشار را بر روی انرژی و غذا متمرکز می کنند. چین را واسطه مذاکره می‌کنند و به سمت یک آتش‌بس می‌روند.

وی با بیان اینکه روسیه روند ضد آمریکایی خود را حداقل تا انتخابات 2024 آمریکا و روی کار آمدن دولت بعدی ادامه می‌دهد، افزود: اگر در انتخابات آمریکا جمهوریخواهان برنده بشوند -بویژه اگر ترامپ بر سر کار بیاید- احتمال اینکه روسیه دوباره به سمت مذاکره برود، وجود دارد.

* آمریکا قادر به نهایی کردن هیچ پروژه‌ای علیه ایران نیست

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: شکسته شدن هژمونی آمریکا در جهان و خارج شدن غرب آسیا از اولویت اول آمریکا، باعث فرصت‌سازی و تولید بیشتر قدرت برای انقلاب اسلامی و ایران در صحنه بین‌الملل شده است.

طائب افزود: روند غلبه راهبردی و گفتمانی انقلاب اسلامی بر راهبردها و گفتمان غرب در مهار ایران و جبهه مقاومت افزایشی است و روند اخراج آمریکا با یک شیب ملایم تداوم پیدا می‌کند.

وی با بیان اینکه شکست جبهه غرب در بی‌ثباتی ایران منجر به اعتراف آنها بر عدم امکان براندازی جمهوری اسلامی، همگرایی کشورهای منطقه با ایران و زمینه‌سازی امتیازگیری بیشتر در مذاکرات آتی شده است، خاطرنشان کرد: دموکرات‌ها همه تلاششان این است که یک برگ برنده در انتخابات داشته باشند و برگ برنده‌شان این است که بگویند مسئله ایران را حل کردیم.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه گفت: آنها باید با ایران سه مسئله را حل بکنند؛ یکی توافق زندانیان بود که انجام دادند. بعد باید بروند در F.A.T.F و بازگشت به برجام.

طائب افزود: شکست در اغتشاشات 1401 برای ما فرصت‌سازی شد که امتیاز بیشتر بگیریم اما آمریکایی‌ها -یعنی دموکرات‌ها- هر چه به انتخابات نزدیکتر بشوند امتیاز دادنشان سخت‌تر می‌شود چون درگیری جمهوریخواهان بادموکرا‌ت‌ها افزایش پیدا می‌کند.

وی با تاکید بر اینکه آمریکا قادر به نهایی کردن هیچ پرونده‌ای علیه ایران نخواهد بود، گفت: مصوبه خود آمریکایی‌ها علیه ما دیگر اجماع بین‌المللی ایجاد نمی‌کند. فضای آمریکا هم فعلاً به سمت توافق بزرگ نمی‌تواند برود. کمرنگ شدن پروژه ایران هراسی و کم اثر شدن پروژه انزای سیاسی و اقتصادی ایران و در صحنه بین‌الملل میز اضمحلال اسرائیل به عنوان هم پیمان منطقه‌ای آمریکا روند افزایشی پیدا کرده است.

* ایران تهدید اول برای اسرائیل

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با اشاره به ارزیابی استراتژی امنیت ملی اسرائیل در سال 2023، اظهار داشت: آنها برخلاف آمریکایی‌ها می‌گویند تهدید اول ما ایران است. دیگر نمی‌گوید حماس، نمی‌گوید حزب‌الله. تهدید دوم، پیرامون است و تهدید سوم داخل است. بعد می‌گوید در این تهدیدات، ما (صهیونیست‌ها) دو فرصت را از دست می‌دهیم؛ اولین فرصت این است که آمریکا دیگر مثل گذشته پای کار ما نمی‌ایستد روند حمایت آمریکا از اسرائیل روند نزولی خواهد داشت و دلیل آن را این می‌دانند که غرب آسیا از اولویت آمریکا خارج شده و یهودی‌های آمریکا هم دیگر آن فشار بر هیئت حاکمه آمریکا را مانند گذشته ندارند.

* چالش جنگ اوکراین برای صهیونیست‌ها

طائب گفت: صهیونیست‌ها می‌گویند قبل از جنگ اوکراین، ما هم از فرصت‌های چین و روسیه استفاده می‌کردیم و هم از فرصت‌های آمریکا اما بعد از جنگ اوکراین، دوره شفافیت است و ما باید یکی را انتخاب بکنیم و مجبور هستیم آمریکا را انتخاب بکنیم اما فرصت‌های ما در چین و روسیه روند کاهشی پیدا می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: تقابل جبهه مقاومت در فلسطین و سوریه و لبنان با اسرائیل چالشی‌تر شده و به سمت جنگ نقطه‌ای پیش می‌رود و صهیونیست‌ها برای اینکه بتوانند داخل را کنترل بکنند که جنگ سیاسی-اجتماعی به مسئله امنیتی تبدیل نشود، مجبور هستند هر چند وقت یک بار، در پیرامون خود یک جنگ نقطه‌ای راه بیندازند و زود جمعش بکنند.

* تهدیدات امنیتی اسرائیل علیه ایران منجر به جنگ نمی‌شود

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با بیان اینکه تهدیدات امنیتی اسرائیلی علیه ایران افزایشی است اما منجر به جنگ نمی‌شود، گفت: آمریکایی‌ها از ترور و ناامنی و انفجارات هر چه از دستشان بر می‌آید در ایران انجام می‌دهند اما به سمت جنگ نمی‌روند چون نه آنقدر ضعیف شدند که بگویند با حمله بازی را بهم می‌زنیم، نه آنقدر در خودشان قدرت می‌بینند که با جنگ نظامی بتوانند تهدید اولشان را از بین ببرند. لذا همین جنگ امنیتی را تداوم می‌بخشند.

* سه راهبرد آمریکا و اسرائیل برای از بین بردن فرصت‌های منطقه‌ای ایران

طائب روند پیش روی ایران در منطقه را «یک فرصت» ارزیابی کرد  گفت: آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها برای آسیب زدن به این فرصت سه راهبرد را دنبال می‌کنند. راهبرد اول این است که بیایند ما را در شرق درگیر کنند.

وی ادامه داد: آمریکایی‌ها بیست سال با این ادعا به افغانستان آمدند تا مثلاً مواد مخدر و تروریسم را از بین ببرند. آن زمانی که آمدند، تنها بخشی از قدرت دست طالبان بود اما زمانی که این کشور را تحویل دادند، هم مواد مخدر زیادتر شده و هم قدرت کامل در دست طالبان است.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با بیان اینکه پرونده‌های آمریکایی‌ها یا دست وزارت خارجه است یا دست پنتاگون و یا سیا، تصریح کرد: پرونده افغانستان دست پنتاگون بود و قرار بود سیا سالانه 4.5 میلیارد دلار در افغانستان هزینه کند و این کار را برای شبکه‌سازی در همه حوزه‌های اجتماعی، سیاسی و حاکمیتی بر روی گروه‌ها انجام دادند تا وقتی پنتاگون بیرون رفت، سیا پرونده را تحویل بگیرد و آن را به چالشی برای ایران تبدیل کند اما خروج تبدیل به اخراج شد.

طائب به گزارش سنتکام به پنتاگون در این باره اشاره کرد و گفت: آنها می‌گویند ما مجبور شدیم در قالب چند پرواز از کابل، شبکه سیا را از افغانستان خارج کنیم؛ ما آنها در مقرهای خود نگه داشتیم و حالا همه اینها مدعی شهروندی آمریکایی هستند! یا باید اینها را به آمریکا ببرند و یا جایی در منطقه برایشان فراهم کنند که نشان می‌دهد بخش عمده‌ای از شبکه‌ سیا نیز بهم ریخته است.

وی افزود: آمریکایی‌ها مجدداً در تلاشند تا خود را بازسازی کرده و از آن سرمایه 4.5 میلیارد دلاری در افغانستان استفاده کنند؛ اما واقعیت صحنه چگونه است؟ واگرایی طالبان از امریکا، درگیری آنها با داعش و همگرایی‌شان با کشورهای منطقه ازجمله ایران. الان طالبان در درگیری با داعش تلفات می‌دهد و آمریکا می‌خواهد که طالبان چشمش را بر روی 5،6 هزار داعشی که در افغانستان هستند ببندد تا آنها بیایند مرزهای شرقی ما را ناامن کنند و بعد هم این را به درگیری‌های ما با طالبان تبدیل کنند.

* تغییر راهبرد دولت به سمت بهبود روابط با همسایگان

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: یکی از راهبردهایی که آمریکایی‌ها در جنگ ادراکی و جنگ ترکیبی دارند، تصویرسازی از ایران ضعیف است. ما می‌گوییم ایران قوی، آنها می‌خواهند بگویند ایران ضعیف. می‌خواهند ایران قوی را به ایران ضعیف تبدیل بکنند و بگویند شما مجبور هستید راجع به همسایگان کوتاه بیایید.

طائب افزود: وقتی دولت سیزدهم بر سر کار آمد، تصمیم گرفت بجای بستن با کدخدا، راهبرد تقویت ارتباطات با همسایگان را در پیش بگیرد و روابطمان با کشورهای همسایه را بهبود بخشد. این درحالیست که صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها می‌خواستند جلوی انقلاب‌های مردمی را در کشورها بگیرند و آنها را با همدیگر درگیر کنند؛ این درگیری‌ها سبب می‌شود تا آمریکایی‌ها پایگاه بهتری در منطقه پیدا کنند و روابط اسرائیل هم با اعراب اصلاح شود لذا ابتدا در منطقه داعش را درست کردند تا مقاومت در سوریه و عراق و لبنان با دیگر کشورهای عربی درگیر شود.

وی تصریح کرد: امروز آمریکایی‌ها می‌گویند ایران در هر پرونده‌ای حضور پیدا بکند در آن پرونده آمریکا شکست می‌خورد. الان حرفشان در اوکراین چیست؟ می‌گویند شما از اوکراین بیایید بیرون، چرا؟ چون بهانه‌گیری می‌کنند و در موضوع پهپادی می‌گویند شما دارید در اینجا هم کاری می‌کنید که آمریکایی‌ها شکست بخورند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با اشاره به ناکامی غرب در نابودی بشار اسد در سوریه، شکست عربستان در جنگ یمن و اصلاح روابط کشورهای منطقه با ایران، گفت: برای جبران این خسارات، آمریکایی‌ها به مرزهای شرق ما آمدند و صهیونیست‌ها هم به سمت مرزهای شمالی تا غرب را با شمال پیوند بدهند و یک جبهه جدید تشکیل شود چون می‌گویند ناتو امروز در عراق و افغانستان و ترکیه حضور دارد پس باید این را به آذربایجان در قفقاز و آسیای میانه متصل کنیم.

طائب ادامه داد: صهیونیست‌ها می‌آیند در قفقاز و آسیای میانه حضور پیدا می‌کنند چون برنامه‌شان در جنوب با شکست مواجه شد و تابلوی عبری، عربی،‌ غربی فروپاشید. لذا امروز می‌گویند بیاییم یک تابلوی ترکی، عبری، غربی درست کنیم. درگیری با ایران را به این حوزه ببریم و دولت آذربایجان که ملتش با ایران پیوند استراتژیک دارند را درگیر کنیم.

وی با اشاره مجدد به اهمیت هم افزایی حداکثری با همسایگان گفت: آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها نمی‌خواهند این اتفاق بیفتد. لذا تصویرسازی می‌کنند که بگویند ایران در آذربایجان کوتاه آمد، در افغانستان کوتاه می‌آید، در مخازن نفتی آرش کوتاه می‌آید و... در حالی که اینها واقعیت ندارد. ما در آذربایجان می‌خواهیم روابطمان را این دولت درست کنیم. وقتی آنها با ترکیه خواستند تغییرات جغرافیایی ایجاد کنند، ما مانور گذاشتیم، اما دوباره رفتیم روابطمان را اصلاح کنیم. در ترکمنستان بدهی داشتیم، بدهی را دادیم تا روابطمان درست بکنیم. با افغانستان و کویت هم همینطور است.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه اظهار داشت: سومین مسئله‌ای که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها دنبالش هستند این است که کریدور شمال - جنوب که چند کشور را به همدیگر پیوند می‌دهد و یک پیوند امنیتی ایجاد می‌کند، شکل نگیرد. این کریدور از روسیه، آذربایجان و ایران به آب‌های آزاد کشیده می‌شود اما آنها می‌خواهند نگذارند این اتفاق بیفتد و مسیر را به سمت روسیه، گرجستان، ترکیه، عراق و آب‌های آزاد تغییر دهند اما به فضل الهی این روند پیش می‌رود و ما الان خط اولمان که  160 کیلومتر است را شروع کردیم که تا دو سال نیم دیگر به پایان می‌رسد. خط دوم هم تفاهمنامه‌هایش در حال تبدیل به قرارداد است و امیدواریم انشاءالله تا پایان امسال تبدیل به کلنگ‌زنی شده و عملیات اجرایی آن شروع شود.

* برآورد غلط آمریکا در قبال ایران

طائب در ادامه خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها معتقد بودند با روندی که در پیش گرفتند، ایران تا سال 2030 به یک دوراهی می‌رسد که یا باید به ایران مورد پسند آمریکایی‌ها تبدیل و یا منزوی شود.

وی افزود: آنها چند برآورد غلط داشتند از جمله اینکه که ایران دوباره به حاکمیت یکپارچه برنمی‌گردد و همیشه در ایران حاکمیت دوگانه است. یعنی غرب‌گراها هستند، انقلابیون هم هستند. اگر حاکمیت غرب‌گراها باشد، آنها به سمت یک ریل‌گذاری اقتصادی و فرهنگی با یک کاتالیزور امنیتی می‌روند. یعنی اقتصاد را به گونه‌ای پیش ببرند که ایران به نفت در مقابل غذا و دارو برسد. آنها در برآوردشان می‌گویند روند جمعیتی‌ ایران افزایشی است و زیرساخت هایش یکی یکی رو به افول است.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه گفت: در حوزه فرهنگ نیز در مدارس و در حوزه هنر و ادبیات در دانشگاه‌ها و بعضی حوزه‌های دیگر شبکه‌سازی کردند. 5 مدرسه در سال 1392 راه انداختند که هر مدرسه سالانه بین یک تا 3 میلیون دلار بودجه می‌گرفت. یکی از اهدافش چگونگی تولید چالش خانگی و تبدیل آن به چالش اجتماعی و بعد چالش سیاسی بود. یعنی درگیر کردن دانش آموز با حاکمیت.

طائب افزود: در همین دوره آمدند در کنار دانشگاه‌های محوری ما مقر گرفتند تا دانشجویان نخبه را انتخاب کنند و اینها را از کشور خارج کنند. می‌گفتند قبل از 2030 تغییرات اجتماعی به گونه‌ای رقم می‌خورد که نسل چهارم می‌شود ضد نسل اول و بعد با تغییرات اقتصادی و استفاده از یک کاتالیزور امنیتی، ایران مجبور است که انتخاب کند که بشود یک کشور نرمال مطلوب آمریکایی یا یک کشور منزوی.

وی تصریح کرد: اما آنچه رخ داد برخلاف انتظارشان بود. وقتی دولت انقلابی بر سر کار آمد، تغییرات اجتماعی که آنها فکر می‌کردند دارد اتفاق می‌افتد با بروز غدیر و اربعین و مثالهایی مانند سرود سلام فرمانده و... به شکل دیگری به رخ کشیده شد.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه خاطرنشان کرد:  آنها سال 72 می‌گفتند اگر ایران 5 سال فرصت پیدا کند به تهدید منطقه‌ای تبدیل خواهد شد؛ حالا دوباره می گویند اگر اینها 5 سال فرصت پیدا بکنند به قدرت بین‌المللی و به هژمون‌شکن بین‌المللی تبدیل می‌شوند. لذا برنامه‌شان را جلو انداختند و همه تلاششان را آوردند که در سال 1401 این دو راهی را ایجاد کنند اما به فضل الهی در اغتشاشات شکست خوردند.

* انحصار واردات غذا در اختیار 4 نفر بود

طائب در بخش دیگری از سخنان خود یادآور شد: آنها می‌خواستند ما در زمینه غذا وابسته‌تر می‌شویم. درست هم فکر می‌کردند اما دولت آمد ابتدا تریدرها را از انحصار در آورد، شبکه فروش نفت را از انحصار مافیایی خارج کرد. من عدد و رقم را نمی‌گویم اما این تریدرها را سه چهار برابر کرد و نهایتاً ما از هفتصد هزار بشکه نفتی که آمریکایی‌ها فکر می‌کردند، عبور کردیم و به یک میلیون و 530 هزار بشکه رسیدیم.

وی ادامه داد: در گذشته انحصار واردات مواد غذایی در اختیار 4 نفر بود. من یادم هست از دوره‌های قبل راجع به این مسئله صحبت می‌کردیم ولی دولتی‌ها چه می‌گفتند؟ می‌گفتند به این 4 نفر دست نزنید! اگر به این 4 نفر دست بزنید، ما می‌گوییم غذا و نان نداریم و این تقصیر قوه قضائیه و سپاه است. ما می‌گفتیم چرا انحصار را نمی‌شکنید؟ طرف خارجی هم مونوپول کرده بود، بدین نحو که اگر این 4 نفر می‌خواستند گندم و جو و ذرت و 6 قلم کالای اساسی وارد بکنند به اینها سه ماه فرصت می‌دادند. اما اگر بازیگر پنجمی می خواست وارد شود، باید نقدی می‌خرید؛ لذا انحصار کاملاً دست مافیا بود و این مافیا حالا شکسته شده است. نمی‌خواهم بگویم صددرصد اما تا حد قابل توجهی این اتفاق افتاده است. از آن طرف به جای آنکه خرید مناسب از کشاورز بکنند، 4500 می‌خریدند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با اشاره به آمار گندم، اظهار داشت: ما در 9 ماهه اول 1401 نسبت به 1400، 6 میلیون تن صرفه‌جویی در واردات غذا داشتیم یعنی معادل سه میلیارد دلار. در 1401 از 13 میلیون تن گندمی که مورد نیاز کشور است 6 میلیون تن واردات داشتیم، 4.5 میلیون تن از کشاورز خریدیم و بقیه را هم از ذخایر استراتژیک برداشتیم. یعنی زمانی که همه دنبال این بودند که ذخایر استراتژیک را افزایش بدهند ما به سمت صفر می‌رفتیم تا پیام بدهیم خزانه‌ها خالی است!

طائب گفت: وقتی این دولت بر سر کار آمد، خرید از کشاورز ظرف دو سال دو برابر شد و سال گذشته به 7.5 میلیون تن رسید. الان هم در آستانه 9.5 میلیون تن هستیم و وارداتمان کاهشی شد. چرا؟ چون از کشاورز 4.5 می‌خریدیم، سال بعد کردیم 11.5، سال بعدش 13.5 و امسال کردیم 15.5. درست است هنوز کشاورز طلبکار است اما اعتمادش جلب شده است و به فضل الهی سال دیگر صادر کننده می‌شویم. همین روند در موضوع جو، کنجاله و ذرت و دانه‌های روغنی هم اتفاق افتاده است.

* موفقیت‌های اقتصادی به خوبی تبیین نشده است

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با تاکید بر اینکه روند کشور در حوزه اقتصادی و زیرساخت، روند پیشرفت با شتاب است، گفت: اما چون در حوزه تبیین و کار رسانه‌ای روندمان متاسفانه نزولی است، این موفقیت‌ها ادراک اجتماعی را عوض نمی‌کند. قبل از اینکه دولت سیزدهم بر سر کار بیاید، 45 همت یارانه به مردم داده کیشد،  الان به 400 همت رسیده است. معوقات حقوق در این دولت پرداخت می‌شود. در گندم خریدها واقعی شده تا حمایت از تولید انجام بشود. شما وقتی خرید گندم را سه برابر می‌کنید، این حجم پول، قدرت خرید را بالا می‌برد.

طائب ادامه داد: در مسئله بنزین اگر بین تولید و مصرف یک مدیریت درست صورت بگیرد، ما با مشکلی مواجه نیستیم اما رسانه‌های بیگانه با جوسازی و نشان دادن صفوف طولانی می‌خواهند ادراک مردم را بهم بریزند.

* روندهای امنیتی و دفاعی کشور رو به رشد و پیشرفت است

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه در بخش پایانی سخنان خود به موضوعات امنیتی اشاره کرد و اظهار داشت: به فضل الهی در روند امنیتی و دفاعی با رشد و پیشرفت مواجهیم.

طائب با بیان اینکه دشمن برای سال جاری نیز برنامه دارد، گفت: راهبرد دشمن این است که با ایجاد ناامنی، دوباره بستر را برای بازگشت حاکمیت دوگانه در انتخابات فراهم کند و یکی از راهکارهایش ایجاد تصویرسازی‌های ذهنی در فساد نمایی و موضوعات دیگر است.

وی ادامه داد: در موضوعی مثل شورای نگهبان حتماً خواهید دید که دشمن تبلیغ عدم رقابتی بودن انتخابات را در دستورکار می‌گذارد تا یک ناامنی ذهنی برای مردم درست شود و با ایجاد یک ناامنی عینی قصد دارند بر میزان مشارکت در انتخابات اثر منفی بگذارند.

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه خاطرنشان کرد: دشمن با ایجاد ناامنی ذهنی و عینی به دنبال دو هدف است تا هم مشارکت را در انتخابات پایین بیاورد و هم سبب به وجود آمدن حاکمیت دوگانه در کشور شوند. بنابراین عملیات روانی علیه رهبر انقلاب، سپاه و شورای نگهبان بیشتر خواهد شد.

طائب با تاکید بر اینکه شتاب‌گرفتن و کندشدن این حرکت بستگی به سرمایه اجتماعی دارد، گفت: اگر سرمایه اجتماعی انقلاب افزایشی بشود ما حرکتمان شتاب می‌گیرد.

وی تصریح کرد: اینجا تغییر در سرمایه‌ اجتماعی، به تغییر در واقعیت و تغییر در تصویر بستگی دارد. ما باید واقعیت‌هایمان را درست کنیم. با این حال بعضی جاها واقعیت خوب است اما تصویر غلط است. اینجا تصویر باید اصلاح شود.

* باید با تصویری که دشمن می‌خواهد از ایران نشان دهد مقابله کنیم

رئیس سابق سازمان اطلاعات سپاه با اشاره به نقش رسانه ها در تبیین درست واقعیات گفت: رسانه باید مطالبه‌گری کند و در تغییر واقعیت نترسد. در جایی که دارد واقعیت ما منفی می‌شود، مطالبه‌ کند تا این واقعیت درست شود.

طائب اظهار داشت: در زمینه مبارزه با مفاسد، روند ما مثبت است و فساد کاهشی شده است اما تصویر این نیست و دقیقاً برعکس است. باید مراقبت کنیم تا این روندها عوض نشود و این با مطالبه‌گری محقق می‌شود و در کنار آن باید تصویرسازی درست هم داشته باشیم. اگر این دو حوزه را رعایت کردیم آن وقت می‌توانیم آن تصویری که بیگانگان می‌خواهند از ما ارائه دهند را از بین ببریم.

وی افزود: آنها می‌خواهند کشور ما را یک کشور منزوی، دیکتاتور و عقب‌مانده نشان دهند اما ما باید تصویر واقعی خودمان را پخش بکنیم. ما یک کشور مستقلیم و هویت مردم‌سالاری دینی و جابجایی قدرت در ایران یک واقعیت است. مردم یک روز به یک جریان رای می‌دهند، یک روز دیگر به یک جریان دیگر رای می‌دهند. البته این هم باید برای مردم تبیین شود که هر جریانی که انتخاب می‌کنید عواقب مثبت و منفی‌اش را باید تحمل کنید.


:: بازدید از این مطلب : 321
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران