منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 0
:: باردید دیروز : 13
:: بازدید هفته : 28
:: بازدید ماه : 340
:: بازدید سال : 478
:: بازدید کلی : 478
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 10 اسفند 1402

کبری آسوپار طی یادداشتی در روزنامه جوان نوشت: انتخابات آغاز شده بود و شهر در قرق نیروهای مسلح خلق ترکمن بود، آنچنان که مردم ترکمن از ترس جان خود امکان حضور در پای صندوق‌های رأی را نداشتند. همه ماجرا هم همین درگیری‌های از قبل شروع شده نبود؛ ستاد خلق ترکمن، هم همه‌پرسی فروردین ۵۸ را تحریم کرده بود و هم نیروهای ضدانقلاب تهدید کرده بودند که با رأی‌دهندگان برخورد خواهند کرد!

ایرانیان ساکن سوئد و انگلیس و دانمارک به یکی از مراکز دیپلماتیک ایران در این کشورها رفته‌اند، بعضاً ده‌ها کیلومتر راه طی کرده‌اند تا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ شرکت کنند. جمعی از منافقین و سلطنت‌طلب‌ها تجمع کرده‌اند، ناسزا می‌گویند و اگر پلیس مانع نمی‌شد حتماً حمله هم می‌کردند.

مرداد ۶۰ دومین دور انتخابات ریاست جمهوری در ایران برگزار می‌شد و ترورهای منافقین در آن روز بخصوص و از میان شهروندان عادی شدت گرفته بود تا مردم بترسند و پای صندوق‌های رأی نروند. به صندوق‌های رأی هم دستشان نرسید، وگرنه اصل ماجرا را منفجر می‌کردند! یک ماه بعد هم نتیجه انتخابات را که رئیس‌جمهور بود، ترور کردند تا مردم ایران را برای شرکت در انتخابات و البته نظام را تنبیه کنند و فکر می‌کردند از این مسیر می‌توانند امتیاز بگیرند. این روایت‌های کوتاه فقط بخشی از تاریخ سختی است که مردم ایران برای حاکمیت رأی خود در این سرزمین از سر گذرانده‌اند. از همان مشروطه تا همه‌پرسی جمهوری اسلامی که آغاز نظامی بر مبنای رأی مردم در ایران و پایان پادشاهی بوده، چنان مسیر پر و پیچ و خم بوده که باید گفت مردم ایران برای رسیدن به دموکراسی، به معنای واقعی کلمه جنگیده‌اند، از انقلاب مقابل طاغوت تا نبرد در برابر بعثی‌ها تا مقاومت مقابل هر استکبار و هر تروریسمی. جنگیده‌اند تا خود حاکم بر سرنوشت خود باشند و دیگری برایشان تصمیم نگیرد.

ماجرای فتنه تقلب در دور دهم انتخابات ریاست جمهوری و ایستادن مقابل رأی مردم هم فصل دیگری از دشمنی‌ها با حق رأی مردم ایران بود. فتنه‌ای که از ماه‌ها قبل از انتخابات ۸۸ تا همین اکنون می‌کوشد مردم را از صندوق رأی، سلامت آن و نتیجه بخشی آن ناامید کند.

واقعیت این است که رأی دادن در ایران همیشه این‌قدر سهل و لطیف نبوده که با ترانه وطنم، وطنم و ذوق رأی اولی‌ها و شادی مدنی همراه باشد. برخی برای آن حتی جان داده‌اند. گذر از سلطنت تا رسیدن به جمهوریت، مسیر پر پیچ و خم و پر خطری بوده است که این مردم – فراتر از جناح‌بندی‌های کنونی، فراتر از قومیت‌ها، بعضاً حتی فراتر از دین خود- آن را پیموده‌اند. حالا در این نقطه که ساده‌ترین بخش نقش آفرینی مردم در حاکمیت دموکراسی در کشور است، برخی باز از تحریم می‌گویند و می‌گویند از این حق خود که برای آن خطرها کرده‌اید، خون‌دل‌ها خورده‌اید و رنج دوران برده‌اید، صرف نظر کنید، فقط، چون کاندیدایی که ما دوست داریم در انتخابات نیست، گرچه همفکران دیگر ما حضور دارند! این خودخواهی سیاسی و دیکتاتوری به اسم دموکراسی، یکی از مؤلفه‌های سیاستمداری به سبک اصلاح‌طلبی در ایران است!

براندازان که تکلیف روشنی دارند و طبعاً باید انتخابات را تحریم کنند و من هم اگر یک برانداز بودم، رأی نمی‌دادم. وقتی کسی در تلاش – هر چند متوهمانه- برای سرنگونی نظام حاکم است، حضورش در انتخاباتی که همان نظام برگزار می‌کند، وجهی ندارد، اما بخش تندرو اصلاح‌طلبان که این روزها فکر می‌کند با تحریم انتخابات می‌تواند نقش متفاوتی ایفا کند و امتیاز بگیرد، هر گاه بوی قدرت حس می‌کند، فعال و بلکه بیش‌فعال انتخاباتی می‌شود و تا جایی که مقدور شود، وارد حاکمیت می‌شود، وقتی هم که ببیند رأیی ندارد و نتیجه انتخابات، نشستن آن‌ها بر کرسی انتخابات نیست، زیر میز دموکراسی می‌زند. کسی اگر دلسوز مردم است، باید این دورویی اصلاح‌طلبان تحریمی را به مردم نشان دهد تا کسی ابزار سیاسی بازی این جماعت قرار نگیرد.


:: بازدید از این مطلب : 333
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 10 اسفند 1402

کانال تلگرامی اشراق مطلبی با عنوان پایان نظام جهانی حقوق بشر که برگرفته از یادداشت اگنس‌کالامار، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، است را منتشر کرد:

اگنس‌کالامار، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، طی یادداشتی در «فارن‌افرز» مورخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، «جنایات جنگی و نقض قوانین بین‌المللی» توسط اسرائیل در غزه و وتوی قطعنامه‌های آتش‌بس توسط آمریکا را به معنای پایان «نظم مبتنی بر حقوق بین‌الملل» خوانده است.

وی بمباران مناطق مسکونی، محاصره و منع ورود مواد غذایی و بهداشتی و سوخت به غزه را مصداق «مجازات دسته‌جمعی» مردم غزه از سوی اسرائیل دانسته است. کالامار، رفتار امروز اسرائیل را نتیجه راهبرد به‌اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر می‌داند که کارزاری را بر این مبنا آغاز کرد که «هر کاری در تعقیب تروریست‌ها، مجاز است» و پیامد این سیاست در کشتار گسترده غیرنظامیان توسط «حملات هوایی آمریکا در افغانستان، عراق، پاکستان، سومالی و سوریه» نمود یافت و بعدها روسیه نیز از همین توجیهات برای حملات هوایی در اوکراین و چین نیز از همین توجیه برای سرکوب اویغورها، سوءاستفاده کردند.

دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، حمایت جدی مالی و تسلیحاتی آمریکا و حتی سکوت حمایت‌آمیز اروپا از اسرائیل را به منزله «فرسایش نظام جهان‌شمول حقوق‌بشر» قلمداد کرده که طبق آن «همه افراد، بدون استثنا، فارغ از نژاد و جغرافیا، از حقوق برابر برخوردارند». وی حمله اسرائیل به غزه را مصداق نقض آشکار «علامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون نسل‌کشی، هر دو مصوب ۱۹۴۸» عنوان نموده است. به‌ویژه که دادگاه لاهه نیز ادعای آفریقای جنوبی را رد نکرد. محدودسازی آنروا نیز به عنوان آژانس رسمی سازمان ملل، توسط آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی، با ادعای حقوق‌بشری آنان منافات دارد.

نویسنده با تشبیه رفتار اسرائیل با فلسطینیان از ابتدای تشکیل این حکومت در ۱۹۴۸ به رفتار فاشیسم نازی با یهودیان در ماجرای هولوکاست، اخراج گسترده و آوارگی فلسطینیان از موطن‌شان را مصداقی برجسته از «فراموشی درس‌های اخلاقی جنگ جهانی دوم» در طول قرن بیستم خوانده است. علاوه بر اینکه نویسنده ضمن محکومیت عملیات طوفان‌الاقصی، آن را نتیجه «۵۶ سال اشغال‌گری اسرائیل» می‌داند.

به نظر کالامار «اسرائیل و بزرگترین حامی آن، ایالات متحده، باید بپذیرند که هدف نظامی اعلام‌شده مبنی بر حذف حماس، هزینه هنگفتی برای جان غیرنظامیان و زیرساخت‌های غزه داشته که از منظر قوانین بین‌الملل، توجیه‌پذیر نیست». وی توقف نبرد، مبادله اسیران و در نهایت «لغو سیستم آپارتاید اسرائیل» را راه‌حلی می‌داند که به صلح بلندمدت در خاورمیانه منجر خواهد شد.

علی‌رغم انتقادات گوناگون از آمریکا، دولت بایدن هم‌چنان بر تداوم حمایت‌ها از جنایات اسرائیل در غزه، پافشاری می‌کند. امری که ناظر به نیازمندی آمریکا به احیای بازدارندگی اسرائیل برای حفظ بلوک متحدانش در منطقه حکایت دارد. سیاستی که پیش‌نیاز کاهش تمرکز آمریکا بر منطقه برای چرخش به سوی شرق آسیا و مهار چین است.کانال تلگرامی اشراق مطلبی با عنوان پایان نظام جهانی حقوق بشر که برگرفته از یادداشت اگنس‌کالامار، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، است را منتشر کرد:

اگنس‌کالامار، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، طی یادداشتی در «فارن‌افرز» مورخ ۲۶ بهمن ۱۴۰۲، «جنایات جنگی و نقض قوانین بین‌المللی» توسط اسرائیل در غزه و وتوی قطعنامه‌های آتش‌بس توسط آمریکا را به معنای پایان «نظم مبتنی بر حقوق بین‌الملل» خوانده است.

وی بمباران مناطق مسکونی، محاصره و منع ورود مواد غذایی و بهداشتی و سوخت به غزه را مصداق «مجازات دسته‌جمعی» مردم غزه از سوی اسرائیل دانسته است. کالامار، رفتار امروز اسرائیل را نتیجه راهبرد به‌اصطلاح «جنگ علیه تروریسم» آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر می‌داند که کارزاری را بر این مبنا آغاز کرد که «هر کاری در تعقیب تروریست‌ها، مجاز است» و پیامد این سیاست در کشتار گسترده غیرنظامیان توسط «حملات هوایی آمریکا در افغانستان، عراق، پاکستان، سومالی و سوریه» نمود یافت و بعدها روسیه نیز از همین توجیهات برای حملات هوایی در اوکراین و چین نیز از همین توجیه برای سرکوب اویغورها، سوءاستفاده کردند.

دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل، حمایت جدی مالی و تسلیحاتی آمریکا و حتی سکوت حمایت‌آمیز اروپا از اسرائیل را به منزله «فرسایش نظام جهان‌شمول حقوق‌بشر» قلمداد کرده که طبق آن «همه افراد، بدون استثنا، فارغ از نژاد و جغرافیا، از حقوق برابر برخوردارند». وی حمله اسرائیل به غزه را مصداق نقض آشکار «علامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون نسل‌کشی، هر دو مصوب ۱۹۴۸» عنوان نموده است. به‌ویژه که دادگاه لاهه نیز ادعای آفریقای جنوبی را رد نکرد. محدودسازی آنروا نیز به عنوان آژانس رسمی سازمان ملل، توسط آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای اروپایی، با ادعای حقوق‌بشری آنان منافات دارد.

نویسنده با تشبیه رفتار اسرائیل با فلسطینیان از ابتدای تشکیل این حکومت در ۱۹۴۸ به رفتار فاشیسم نازی با یهودیان در ماجرای هولوکاست، اخراج گسترده و آوارگی فلسطینیان از موطن‌شان را مصداقی برجسته از «فراموشی درس‌های اخلاقی جنگ جهانی دوم» در طول قرن بیستم خوانده است. علاوه بر اینکه نویسنده ضمن محکومیت عملیات طوفان‌الاقصی، آن را نتیجه «۵۶ سال اشغال‌گری اسرائیل» می‌داند.

به نظر کالامار «اسرائیل و بزرگترین حامی آن، ایالات متحده، باید بپذیرند که هدف نظامی اعلام‌شده مبنی بر حذف حماس، هزینه هنگفتی برای جان غیرنظامیان و زیرساخت‌های غزه داشته که از منظر قوانین بین‌الملل، توجیه‌پذیر نیست». وی توقف نبرد، مبادله اسیران و در نهایت «لغو سیستم آپارتاید اسرائیل» را راه‌حلی می‌داند که به صلح بلندمدت در خاورمیانه منجر خواهد شد.

علی‌رغم انتقادات گوناگون از آمریکا، دولت بایدن هم‌چنان بر تداوم حمایت‌ها از جنایات اسرائیل در غزه، پافشاری می‌کند. امری که ناظر به نیازمندی آمریکا به احیای بازدارندگی اسرائیل برای حفظ بلوک متحدانش در منطقه حکایت دارد. سیاستی که پیش‌نیاز کاهش تمرکز آمریکا بر منطقه برای چرخش به سوی شرق آسیا و مهار چین است.


:: بازدید از این مطلب : 332
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 09 اسفند 1402

«عبدالباری عطوان» تحلیلگر مشهور جهان عرب در مطلبی در روزنامه رای الیوم با اشاره به تحولات دریای سرخ آورده است: در شرایطی که بسیاری از کشورهای عربی با داشتن صدها جنگنده و هزاران تانک و پهپاد تماشاگر کشتار ساکنان غزه به دست اشغالگران هستند، دولت صنعا تمام توان خود را روی جنگ گذاشته و نه تنها کشتی های تجاری اسرائیلی یا کشتی هایی را که حامل کالا به رژیم اشغالگر هستند، هدف قرار می دهند بلکه ناوهای جنگی کشورهای حامی و همسو با این رژیم مانند آمریکا و انگلیس را نیز هدف قرار می دهند.

وی افزود: نیروی دریایی یمن به موازات تشدید جنایات اسرائیل در غزه، اقدام به تشدید اقدامات علیه کشتی های اشغالگران و ناوهای جنگی و کشتی های آمریکایی می کنند و تهدیدات و حملات به عمق یمن و به ویژه صنعا نتوانسته رهبران یا ملت یمن را بترساند بلکه نتیجه عکس داده است.

عطوان نوشت: تاریخ این شجاعت یمنی ها را در زمانه سکوت و همسویی کشورهای عربی ثبت خواهد کرد. همچنین تاریخ عبور ملت یمن و نیروهای مسلح آن از همه خطوط قرمز و هدف قرار دادن کشتی های دو امپراتوری بزرگ تاریخ نوین یعنی انگلیس که ستاره آن افول کرده اما هنوز ابزار قدرت را در اختیار دارد و آمریکا به عنوان قدرت بزرگی که بیش از شش هزار کلاهک هسته ای در اختیار دارد، ثبت خواهد کرد.

این تحلیلگر نوشت: نیروهای مسلح یمن به دنبال ادب کردن قدرتهای بزرگ غربی پس از تنبیه کردن قدرتهای منطقه ای و کشاندن نبرد از دریای عرب و سرخ به آبهای منطقه ای فلسطین اشغالی هستند.

این تحلیلگر در پایان آورده است: برادران یمنی اعم از ملت و دولت و نیروهای مسلح آن، با ترس بیگانه هستند و از ناوهای جنگی آمریکا هراسی ندارند. آنها رژیم اشغالگر را خوار و خفیف کردند و دریای سرخ و تنگه باب المندب را به روی آن بستند؛ بدون اینکه این رژیم جرات شلیک یک گلوله را هم داشته باشد و بعید نمی دانیم که آنها دامنه تهدیدات و حمایت خود از برادرانشان در غزه را گسترش دهند و کشتی حامل کمک به ساحل غزه بفرستند. ما مطمئن هستیم که آنها در تحمیل شکست فراموش نشدنی به آمریکا، از افغانستانی ها و ویتنامی ها نیز پیشه خواهند گرفت و این آغازی بر پایان آمریکا در منطقه خواهد بود.


:: بازدید از این مطلب : 329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 02 اسفند 1402

کنشگری سیاسی با توجه به ماهیت پیچیده و درهم‌تنیده با روابط مختلف طبعا نیازمند مقداری نخبگی و سطحی از دانش است. از این رو این پرسش که سیاست امری نخبگانی است یا همگانی شاید در بدو امر پاسخ روشنی داشته و انسان آن را امری نخبگانی بداند. با این حال می‌توان پرسش دیگری را نیز طرح کرد: آیا سیاست امری صرفا نخبگانی است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت قطعا خیر! حداقل آنچه قطعی بوده آن است که در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی که در تار و پود جمهوری اسلامی تنیده شده، کنشگری سیاسی نباید امری متعلق به خواص باشد. برای این موضوع می‌توان استنادات مختلفی ارائه کرد اما به نحو مختصر گویاترین سند برای این مدعا، بخشی از بیانات امام خمینی در ۹ اسفند ۱۳۶۲ است که می‌فرمایند: «بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئه‌های‌شان می‌خواهند کار را انجام بدهند، ‎‌نمی‌توانند با دخالت نظامی کار بکنند، اینها می‌خواهند با شیطنت‌های‌شان کار خودشان را‌‎ ‎‌انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به‌‎ ‎‌ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند. این مطلب شکست خورده.‎ ‎‌حالا می‌گویند سیاست حق مجتهدان است، یعنی در امور سیاسی در ایران 500 نفر ‎‌دخالت کنند، باقی‌شان بروند سراغ کارشان. یعنی مردم بروند سراغ کارشان، هیچ کار به‎ ‎‌مسائل اجتماعی نداشته باشند و چند نفر پیرمرد ملا بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه‌‎ ‎‌سابق بدتر است برای ایران». 

دنباله‌های این موضوع را در دیگر مسائل نیز می‌توان جست. برای نمونه رهبر معظم انقلاب نیز پیرامون سیاسی بودن دانشگاه چنین بیان فرمودند: «صرفا حکومت‌های دیکتاتوری هستند که می‌خواهند مردم سیاسی نباشند و خدا لعنت کند دست‌هایی را که تلاش می‌کنند دانشگاه غیرسیاسی باشد». 
اما پرسش جدی در تبیین این رویکرد آن است که سیاست غیرمردمی ولو آنکه در دست صالحان و برجستگان یک جامعه باشد (همان‌گونه که در کلام امام خمینی، انتقاد از واگذاری سیاست به مجتهدان است) دارای چه اشکالی است؟ در پاسخ باید گفت سیاست بدون مردم به معنای سیاست بدون پشتوانه، فسادبرانگیز و بدون آینده است. 
این سیاست پشتوانه ندارد، چرا که در فرض سیاست‌زدایی از مردم، آنان تبدیل به توده‌های بی‌تفاوتی خواهند شد که قرار‌گیری در دوراهی‌ها و انتخاب برای آنان موجد هیچ حسی نخواهد بود. هدف از الگوی سیاست‌ورزی امامین انقلاب اسلامی تبدیل کردن مردم به هسته‌های سخت فعال، مقاوم و پیش‌برنده است که اصل انتخاب‌گری آنها در یک برآیند کلی منجر به رشد و سعادت کشور خواهد شد. هرچند در این برآیند کلی مردم ممکن است انتخاب‌های اشتباهی را نیز داشته باشند. 
سیاست بدون مردم فسادبرانگیز است، چرا که مردم مهم‌ترین ناظر ضد فساد در دل یک جامعه هستند. چنانچه مردم نسبت به وقایع سیاسی اطراف خود بی‌تفاوت باشند، کارآمدی، اصلاح و... نیز به حاشیه رفته و سیاست تبدیل به عرصه تولید ثروت برای جریان‌های قدرت خواهد شد. سیاست بدون مردم، بدون آینده است، چرا که «نیروی پیشران یک جامعه مردم هستند». 
جدی‌ترین گروهی که می‌توانند خیر عمومی را در یک فرآیند بلندمدت تأمین کرده و با اصلاح وضعیت، زندگی بهتری را تضمین کنند مردمند. نفع جریان‌های سیاسی و صاحبان قدرت، حفظ وضعیت موجود است، لذا اگر مردم از سیاست حذف شوند به معنای فقدان گروه تحول‌خواه و پیشران برای کشور است. این موضوعی است که می‌توان در حادثه‌های تاریخی نیز دنباله‌های آن را جست‌وجو کرد و با بررسی مصادیق مختلف از آن عبرت گرفت. سیاست بدون مردم یا میدان فریب نخبگان بود یا قتلگاه آنان. این موضوعی است که در تاریخ ایران معاصر، یک بار در مشروطه و یک بار در نهضت ملی شدن نفت رخ داد. در نهضت نفت با کنار گذاشته شدن مردم و تکیه بر امر سیاسی شاهد ناکامی و فریب سیاستمداران هستیم. در جنبش مشروطه نیز فقدان حضور مردم در نهایت منجر به سیطره جریان‌های وابسته به استعمار و شهادت ‌آیت‌الله شیخ‌فضل‌الله نوری شد، لذا سیاست بدون حضور مردم در نهایت همچنان که هابز می‌گوید امری به ذات شر و مخرب است، لذا سیاست سازنده، سیاستی است که از دل کنشگری مردمی بیرون آمده باشد.

:: بازدید از این مطلب : 355
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 01 اسفند 1402

محمدکاظم انبارلویی طی یادداشتی در روزنامه رسالت نوشت:

۱- سکتاریسم به معنای فرقه و گروه است و معمولا در مورد دسته‌بندی‌ها و فرقه‌گرایی‌های درون احزاب و گروه‌ها اطلاق می‌شود. سکتاریسم بیشتر در احزاب و گروه‌های چپ رواج دارد که هرازچندی دچار انشعاب می‌شوند.

آنتاگونیسم یا ستیهندگی به معاشرت‌های غیراجتماعی گفته می‌شود و به معنی دشمنی و خصومت‌ورزی ،تعارض وجدل نیز هست.

ستیهندگی معادل فارسی آنتاگونیسم است. معنای دقیق آن تضاد آشتی‌ناپذیر، ستیزی است که با لجاجت، سرکشی و نافرمانی است.

۲- یک سؤال کلیدی در تحلیل مسائل سیاسی کشور همواره در حوزه علوم سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی، ذهن پژوهشگران را به خود مشغول داشته است و آن اینکه چرا احزاب و گروه‌ها در کشور پا نمی‌گیرند؟!

پاسخ کوتاه و مختصر آن این است که برخی احزاب و گروه‌ها در۱۰۰ سال اخیر که پس از مشروطیت سروکله آن‌ها پیدا شد دچار بیماری فرقه‌گرایی و ستیهندگی هستند.

این دو بیماری از درون، آن‌ها را روبه فروپاشی می‌برد و نفوذ خارجی و سوزن‌بانی سرویس‌های امنیتی دشمن به‌ویژه آمریکا به این فروپاشی کمک می‌کند.

۳- پاسخ فنی‌تر به این سؤال به لحاظ هستی‌شناسی و فلسفی این است که احزاب و گروه‌ها در ایران نوعی کپی‌برداری از نظم اجتماعی در غرب است که ریشه در مدرنیسم و نگاه سکولار و لائیک به مسائل سیاسی و اجتماعی در جوامع بشری دارد.

احزابی که سر در آخور و آبشخور فلسفه سیاسی غرب و مدل‌های رقابت در این جوامع دارند طی ۱۰۰ سال گذشته در سپهر سیاست ورزی بزرگ‌ترین ضربه را به اقتدار سیاسی و قدرت ملی در ایران زدند.

رهاورد این احزاب در انقلاب مشروطه و نهضت ملی شدن نفت و نهضت امام خمینی دو کلمه بیشتر نبود:

الف- فرمان‌برداری به‌اصطلاح مدنی از اقطاب قدرت در شرق و غرب.

ب- نافرمانی مدنی در برابر پدیداری دولت‌های ملی و مذهبی و بر باد دادن دستاوردهای انقلاب و ایستادن در برابر رهبران واقعی نهضت.

۴- نیروهای انقلاب اسلامی پس از انقلاب برای گریز از بیماری فرقه‌گرایی و ستیهندگی حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تأسیس کردند . منافقین در ۷تیر ۱۳۶۰ اولین چوب را به این بار شیشه زدند و دومین چوب را در ۸ شهریور همین سال در انفجار نخست‌وزیری فرود آوردند . کادرهای اصلی حزب و مجاهدین انقلاب در اعداد ۱۷ هزار شهید ترور و ده‌ها هزار شهید جنگ تحمیلی آسیب دیدند. اما خوشبختانه کادرهای باقیمانده و تربیت‌شده‌ای که با نفس شهید بهشتی و شهید باهنر و بزرگانی چون امام خامنه‌ای تربیت‌شده بودند بار اداره کشور را در حوزه سیاسی به دوش کشیدند.

اینکه امروز با چه مختصاتی از آرایش نیروهای انقلابی روبه‌رو هستیم یک بحث مفصل را طلب می‌کند. اما اینکه در آستانه برگزاری انتخابات نسبت به «فرقه‌گرایی» و «ستیهندگی» به‌عنوان دو بیماری در سازماندهی نیروهای انقلاب هشدار دهیم و به سمت اتحاد ملی و انسجام اسلامی حرکت کنیم، یک وظیفه و تکلیف محتوم است.

۵- باید دست آمریکا را در مداخله در امور داخلی خود به‌ویژه انتخابات بخوانیم و باید یک وحدت رویه و یک وحدت ساحات در کلیه خطوط و لایه‌های «مشارکت» و «رقابت» را مدیریت کنیم. این مدیریت باید متضمن امنیت ملی، اقتدار ملی و ناظر به حل مشکلات مردم به‌ویژه در حوزه معیشت باشد. امید است صورت‌بندی رقابت و افزایش سطح مشارکت به‌گونه‌ای باشد که یک‌پایه جدید برای رقابت‌ها در سطح ملی پیدا شود. پدیداری این پایه قطعا باید بتواند جلوی فرقه‌گرایی و ستیهندگی نیروهای پای کار انقلاب را بگیرد.

نیروهای پای کار انقلاب اسلامی باید از دو سیئه فرقه‌گرایی و ستیهندگی پرهیز کنند.

مقام معظم رهبری در دیدار با مردم آذربایجان شرقی ،کسانی که وارد میدان انتخابات شده‌اند را از بددهنی و بیان مطالب دروغ و خلاف واقع برای جلب نظرات مردم پرهیز دادند. این رویکرد فضای رقابت و مشارکت را به سمت ستیهندگی می‌برد.

۶- جبهه موسوم به اصلاحات منهای آن ۱۱۰ رجال سیاسی و مذهبی، در آخرین اطلاعیه خود گفته‌اند: در تهران و شهرستان‌ها لیست نمی‌دهند.به یک معنی انتخابات را تحریم کرده‌اند.

برخی عناصر آن نیز پرچم نافرمانی مدنی را به دوش گرفته‌اند. با تأسف باید گفت آن‌ها آخر صف تحریم کنندگان خارج نشین پشت سر رضا پهلوی، احزاب تجزیه‌طلب و ضدانقلاب با رویکرد فرقه‌گرایی و ستیهندگی نشسته‌اند.

***

چرا دشمنان تحریم انتخابات را پیگیری می کنند؟

دو هفته دیگر تا زمان برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری باقی مانده است. صدای تحریم انتخابات از جبهه دشمنان جمهوری اسلامی بلندتر شده است. سوال این است که چرا دشمنان جمهوری اسلامی ایران بیش از هر زمان دیگری بر تحریم انتخابات از سوی مردم تأکید می‌ورزند؟

رهبر معظم انقلاب چهار راهبرد رقابت واقعی، سلامت حقیقی، امنیت کامل و مشارکت قوی و پرشور را برای انتخابات یکم مارس (۱۱ اسفند آینده) مطرح کردند. در مقابل این چهار راهبرد، دشمنان نظام جمهوری اسلامی با زیر سوال بردن رقابت و سلامت انتخابات، خواستار تحریم انتخابات از سوی مردم هستند. البته این رفتار در درون خود تناقض نیز دارد، زیرا دشمن از یک سو انتخابات را فرمایشی و زینتی توصیف می‌کند که اهمیتی ندارد و از سوی دیگر از همه ابزارهای در اختیار بهره می‌گیرد تا مردم را متقاعد کنند نباید در انتخابات شرکت کنند.

 

اما چرا چنین تلاشی از سوی دشمنان جمهوری اسلامی ایران انجام می‌شود؟

 

۱. انتخابات در ایران نمایشی نیست

 

نخستین دلیل این است که دشمن اساساً آگاه است و می‌داند که انتخابات نه تنها در ایران نمایشی و زینتی نیست بلکه بستر چرخش مسالمت‌آمیز قدرت را فراهم می‌کند. آنچه در سال‌های اخیر توسط دشمنان نظام جمهوری اسلامی پیگیری شد، فراهم کردن زمینه اغتشاش و خشونت در ایران است در حالی که انتخابات در مقابل این هدف قرار می‌گیرد. بنابراین، کارکرد انتخابات در چرخش قدرت و به تعبیر رهبر معظم انقلاب جلوگیری از دیکتاتوری حائز اهمیت است.

 

۲. انتخابات، اقتدارآفرین است

 

دومین دلیل این است که انتخابات همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب عنوان کردند زمینه‌ساز وحدت ملی است و وحدت ملی به امنیت ملی منجر خواهد شد و امنیت ملی نیز اقتدار ملی را در پی خواهد داشت. دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران از یک سو خواستار وحدت ملی و از سوی دیگر نیز خواستار اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران نیستند. منافع دشمنان با اختلاف و تفرقه در میان مردم و با تضعیف قدرت و موقعیت داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران تأمین می‌شود. بنابراین، به خصوص در یک دهه اخیر هر زمان که انتخابات در ایران برگزار می‌شود، دشمنان بر طبل تحریم می‌کوبند و این رویکرد در انتخابات اخیر قوی‌تر و جدی‌تر از زمان‌های دیگر پیگیری می‌شود، زیرا دشمنان از اغتشاشات سال گذشته در ایران به اهداف خود ضد نظام دست پیدا نکردند و اکنون سعی دارند با ترغیب مردم به مشارکت نکردن در انتخابات، مشروعیت و مقبولیت مردمی نظام جمهوری اسلامی ایران را زیر سوال ببرند.

 

۳. پشتوانه مردم از مهم‌ترین منابع قدرت جمهوری اسلامی است

 

سومین دلیل این است که دشمنان در سال‌های اخیر سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دادند. حتی شدت بخشیدن به تحریم‌ها نیز با هدف تحت فشار قرار گرفتن مردم به لحاظ اقتصادی و ایجاد نارضایتی از نظام نزد مردم پیگیری می‌شود. انتخابات از جمله زمینه‌هایی است که به واسطه سر و کار داشتن با اعداد و ارقام واقعی نه حدودی، زمینه مانور دشمنان را فراهم می‌کند. مخالفان جمهوری اسلامی ایران که آروز داشتند نظام جمهوری اسلامی ۴۰ سالگی خود را نبیند، اکنون جدا کردن مردم از نظام را هدف اصلی و مهم خود قرار داده‌اند تا با بهره‌گیری از امپراطوری رسانه‌ای خود، این گونه تبلیغ کنند که جمهوری اسلامی ایران سرمایه اجتماعی و پشتوانه مردمی خود را از دست داده است. ترغیب مردم به مشارکت نکردن در انتخابات را باید از این زاویه نیز مورد توجه قرار داد.

 

۴. تضعیف موقعیت منطقه‌ای و جهانی دولت و مجلس

 

چهارمین دلیل برای ترغیب مردم به مشارکت نکردن در انتخابات نیز تضعیف موقعیت دولت و مجلس در سطح منطقه‌ای و جهانی است. دشمنان بر این باور هستند که هر اندازه میزان مشارکت در انتخابات پایین‌تر باشد، دولت و مجلس در سطح منطقه‌ای و جهانی از موقعیت ضعیف‌تری برخوردار خواهند بود و قدرت چانه‌زنی کمتری برای تعقیب منافع ملی خواهند داشت.

 

نتیجه

 

هیچ تردیدی وجود ندارد که جمهوری اسلامی ایران بیش از هر کشور دیگر در جهان با دشمنی مواجه است. دشمنان از استقلال‌خواهی ایران و جلوگیری از مداخله قدرت‌ها در امور داخلی ایران ناراضی هستند. اساساً از دید قدرت‌های غربی مقوله‌های مهمی نظیر استقلال و مخالفت با مداخله برای کشورهای منطقه غرب آسیا قابل توجیه نیست. کشوری که خواهان استقلال است و اجازه مداخله نمی‌دهد نیز با فشار همه‌جانبه‌ای مواجه خواهد شد و جنگ شناختی نیز در دستور کار قرار خواهد گرفت. بدون تردید مردم آگاه و بصیر ایران روز ۱۱ اسفند با حضور پرشور و قوی پای صندوق‌های رأی بار دیگر توطئه‌ها را با شکست مواجه خواهند کرد.

 

منبع:پایگاه بصیرت

 


:: بازدید از این مطلب : 368
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 30 بهمن 1402

روزنامه کیهان در ستون خبر ویژه خود نوشت: روزنامه سنگاپوری استریتس تایمز که مواضع ضدایرانی هم دارد، در تحلیل تحولات منطقه غرب آسیا نوشت: حملات موشکی ایران به سوریه، عراق و پاکستان در هفته‌های گذشته، به جاه‌طلبی تهران به عنوان یک هژمون منطقه‌ای اشاره دارد. ابتدا سوریه، پس از آن عراق و سپس پاکستان. در اواخر سال ۲۰۲۳، پنتاگون، ایران را به حمله پهپادی به یک نفتکش در اقیانوس هند متهم کرد. هر یک از این حملات، توجیهات فوری خود را داشت. اما همه این عملیات‌ها که در یک دوره کوتاه و در شعاع جغرافیایی گسترده‌ای رخ داده‌اند، نشان‌دهنده یک رویداد بسیار مهم‌تر است: ظهور ایران به عنوان یک ابرقدرت خاورمیانه، که دیگر تنها به استفاده از شبه‌نظامیان نیابتی بسنده نمی‌کند. برای دستیابی به اهداف استراتژیک خود، آماده به کارگیری نیروهای مسلح خود است.

این یک تحول نگران‌کننده است- ما شاهد آغاز یک دوره جدید و حتی خطرناک‌تر در خاورمیانه هستیم. احساس غرور ملی با مضمون برتری آن، همیشه محرک قوی فرهنگ سیاسی استراتژیک ایران بوده است. تردیدی نیست که جمهوری اسلامی ایران در طول ۴۵ سال گذشته، درآمدهای قابل‌توجه صادرات نفت و گاز و نیز درایت ملت خود را تا حد زیادی در جهت حرکت موفق برای برتری منطقه‌ای به کار گرفته است. رهبران ایران این کار را به این دلیل انجام داده‌اند که سرنوشت تأسف‌بار انقلاب قبلی خود (ملی شدن صنعت نفت) را در اوایل دهه ۱۹۵۰ به خاطر می‌آورند، انقلابی که ایالات متحده و سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس، آن را خفه کردند. احساس استحقاق تاریخی، آرمان‌های ایران را تغذیه می‌کرد، که به دلیل نارضایتی عمیق از سرنوشت شیعیان در سراسر خاورمیانه تشدید شده بود.

تغییرات استراتژیک گسترده‌تر نیز حرکت منطقه‌ای ایران را تسهیل کرد. در بیشتر دوران قرن بیستم، دو دولت جانشین امپراتوری‌های قدیمی که بر خاورمیانه تسلط داشتند- عثمانی و پارس- فقط نقش محدودی داشتند. اما همه چیز از اواخر دهه ۱۹۹۰ به‌خصوص در دو دهه گذشته تغییر کرده است. حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، نه تنها صدام دشمن سرسخت ایران را سرنگون و مهم‌ترین مانع نفوذ ایران را از میان برداشت، بلکه قدرت را در عراق به اکثریت شیعه منتقل کرد. با خارج شدن عراق از معادله، هیچ کشور عربی دیگر آن‌قدر اقتدار نظامی نداشت که در مقابل ایران بایستد. بهار عربی ۲۰۱۱ باقی دولت‌های عربی را بی‌ثبات کرد. کسوف دولت‌های عربی و ناتوانی آنها به‌واسطه یک دهه جنگ داخلی در سوریه کاملا آشکار شد، جایی که بازیگران اصلی آن ایران، ترکیه و قدرت‌های خارجی مانند روسیه بودند. تنها کاری که کشورهای عربی در نهایت می‌توانستند انجام دهند این بود که بپذیرند بشار اسد، رهبر سوریه بماند.

ایران دهه‌ها را صرف تاسیس یا پرورش حزب‌الله در لبنان، حماس در غزه و حوثی‌ها در یمن و همچنین مجموعه‌ای از شبه‌نظامیان عمدتا شیعه‌ در سوریه و عراق کرده است. حزب‌الله به تدریج تبدیل به قدرتمندترین بازیگر لبنان شد. در جاهای دیگر، گروه‌های طرفدار ایران به اندازه کافی قدرتمند شدند که به حق وتو بر دولت دست یابند. با این حال، طی چند سال گذشته این استراتژی نیابتی بیشتر تحول پیدا کرد. ایران به جای تامین پول و تسلیحات شبه‌نظامیان مختلف خود، شروع به انتقال قابلیت‌های تولید موشک به آنها کرد تا نیروهای نیابتی بتوانند تاسیسات خود را داشته باشند.

ایرانی‌ها متقاعد شده‌اند که همه روندهای فعلی به نفع آنها حرکت می‌کند. آنها که شاهد تقریبا یک سال آشفتگی داخلی گسترده در اسرائیل بودند و آن را رو به زوال می‌بینند. دولت بایدن هم هر روز می‌گوید که مایل است دست‌های خود را از کل خاورمیانه بیرون بکشد.

حزب‌الله لبنان اکنون به عنوان یک سرمایه بسیار مهم تلقی می‌شود که با گشودن جبهه‌ای جدید علیه اسرائیل در معرض نابودی قرار نمی‌گیرد. حزب‌الله برای رویارویی آینده با اسرائیل در ذخیره نگه داشته می‌شود. اما اکنون می‌توان از حوثی‌ها برای اعمال فشار بر اسرائیل استفاده کرد، شبه‌نظامیان شیعه در عراق می‌توانند برای حفظ فشار بر آمریکایی‌ها فعال شوند. ایران هم‌اکنون به‌عنوان هژمون منطقه‌ای، با ادعاهای جهانی گسترده‌تر رفتار می‌کند.


:: بازدید از این مطلب : 356
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 28 بهمن 1402

در آستانه انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی هستیم. یکی از مسائلی که پیوسته امامین انقلاب بر آن تاکید داشته‌اند و همگان از جمله مردم و مسؤولان را به آن دعوت کرده‌اند، مساله انتخابات بوده‌ است. حضرت امام(ره) در زمانه‌ای که عده‌ای از علما توصیه‌هایی مبنی بر کنار گذاشتن مردم از عرصه‌های اجتماعی و سیاسی بعد از پیروزی انقلاب می‌کردند، فرمودند این نظرات از سکولاریزم و منزوی کردن دین و علمای دینی از سیاست نیز خطرناک‌تر است؛ خطری که متاسفانه 45 سال پس از پیروزی انقلاب سراغ دستگاه محاسباتی برخی مسؤولان نظام اسلامی آمده است تا با کنار گذاشتن مردم از عرصه‌های حکمرانی بویژه انتخابات، مقاصد خود را پیگیری کنند. به منظور بررسی بیشتر این موضوع و با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس شورای اسلامی  به پای صحبت های حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی می نشینیم.

* جناب آقای دکتر خسروپناه! در آستانه دوازدهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی هستیم. یکی از مسائلی که پیوسته امامین انقلاب بر آن تاکید داشته‌اند و همگان از جمله مردم و مسؤولان را به آن دعوت ‌کرده‌اند، مساله انتخابات است. به نظر شما این تاکیدات زیاد امام و رهبری در این 45 سال مبتنی بر چه مبانی‌ای بوده است؟
ببینید! جمهوریت و اسلامیت 2 عنوان جدا از هم نیستند، بلکه یک حقیقت هستند. مثل انسان که ترکیبی از روح و بدن است، نمی‌شود بگویید بدن انسان و روح انسان جدا هستند. تا زمانی که انسان زنده است روح و بدن درهم‌تنیده است و یک حقیقت را تشکیل می‌دهد. قرآن هم خیلی زیبا وقتی مراحل تطور و دوره جنینی انسان را ذکر می‌کند تا دوره 3 ماه و نیم که مرحله نطفه است تا مرحله‌ای که روح در بدن دمیده می‌شود، دیگر نمی‌گوید این بدن و روح است، بلکه می‌گوید این نفس است، از انسان به نفس تعبیر می‌کند؛ علیکم بانفسهم. 
انسان نفس است و نفس یعنی روح و بدن و خود و من و هویت و شخصیت انسان. 
جمهوری اسلامی هم جمهوریتش از اسلامیتش جدا نیست و بالعکس. کدام اسلام؟ اسلامی که امام به ما معرفی کرده، چون به هر حال قرائت‌ها از اسلام یکسان نیست. اگر یک تأملی کنیم تا زمانی که نمایندگان مجلس و به طور کلی همه مسؤولان حکومتی جمهوریت و اسلامیت را باور داشته باشند، مجلس  و دولت  کارآمد خواهد بود اما اگر به یکی از این دو، آسیب بزنند، یکی را بخواهند مطرح کنند و دیگری را حذف یا کمرنگ کنند، این دولت به همان اندازه آسیب می‌بیند و ناکارآمد خواهد شد، از این رو خیلی مهم است انتخاب مجلسی که قائل به جمهوری اسلامی باشد. وقتی می‌گویم که قائل به جمهوری اسلامی باشد، ممکن است شما بگویید وقتی اینها کاندیدا شدند به هر حال امضا می‌کنند و می‌گویند ما قانون اساسی و جمهوری اسلامی را قبول داریم، این مشخص است اما کسانی که در مقام عمل و باور قلبی، بینشی و منشی و کنشی، جمهوری اسلامی را قبول داشته باشند، واقعا نادر هستند، این افراد کم هستند. مسؤولان باورمند به جمهوری اسلامی کم هستند. 
بگذارید مقداری کاربردی‌تر صحبت کنم. ناچار هستیم گاهی از احزاب و  اسامی برخی افراد نام ببریم. جریان اصولگرا عمدتا تاکیدشان بر اسلام و ارزش‌های اسلامی است. یک وقت‌هایی هم می‌گویند مردم هم نقش دارند اما مردم نقش فرمانبر دارند، مردم یک انتخابی کنند و دیگر دستورات نظام را اطاعت کنند، یعنی گویا نقش مردم فقط در انتخابات است و لاغیر. 
معمولا تأکیدشان بر ارزش‌های اسلام و احکام اسلامی است و جمهوریت در ذهن برخی از این  اصولگرایان کمرنگ است. گاهی خیلی مساله‌شان مردم نیست. 
* شاید از بیان شما این سوءتفاهم ایجاد شود که هر کس، حتی از مردم، خود را جزو جریان‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب بداند نیز شامل این نقدهای حضرت عالی می‌شود. 
باید دقت کنید بنده اصولگرایان حزبی و سیاسی را می‌گویم، یا اصلاح‌طلبان حزبی و سیاسی را ذکر می‌کنم، اگرنه توده مردم که یک وقت به اصلاح‌طلبان یا اصولگرایان رأی می‌دهند، جزو هیچ‌یک از این جریان‌های سیاسی نیستند. اصولا کشور ما برخلاف کشوری مثل سوئد کشور حزبی نیست. در سوئد ساختار جامعه‌شان طوری بود که حتی بعضی از کسبه جزو احزاب بودند اما در ایران این چنین نیست. در ایران عمده دانشگاهیان و بازاریان و کارمندان و کارگران و حتی حزب کارگری که داریم، بررسی کنید چه تعداد از کارگران عضو حزب کارگر هستند. اصلا مردم ما از قبل انقلاب به لحاظ جامعه‌شناختی گرایش حزبی نداشتند. وقتی اصولگرایان به قدرت می‌رسند، ارزش‌های اسلامی را مطرح می‌کنند اما مردم در حاشیه هستند. اصلاح‌طلبان بر عکس هستند، اصلاح‌طلبان می‌گویند مردم و جمهوریت مهم است، ارزش‌های اسلامی و انقلاب خیلی اهمیت ندارد. در دولت آقای خاتمی حتی بعضا در روزنامه‌ها می‌گفتند اشکالی ندارد علیه خدا و پیامبر راهپیمایی شود! یا یک وقت‌هایی می‌گفتند چه اشکالی دارد ما در قانون همجنس‌بازی را بیاوریم، یعنی هر چیزی که تعارضی با اسلام دارد، آن را پررنگ می‌کنند.  مردم ما الان به نان شب محتاج هستند و گرفتار مشکلات اشتغال اما می‌روند سراغ مسائل حاشیه‌ای که مساله اصلی جامعه نیست. 
اینکه چقدر اصلاح‌طلبان در گفتارشان نسبت به دغدغه جمهوریت صادق هستند، این را داوری کنید. چقدر اصولگرایان در گفتارشان نسبت به دغدغه اسلامیت صادق هستند، داوری کنید. من نمی‌دانم. نمی‌گویم ندارند، من می‌گویم آنقدر که اینها دم از ارزش‌های اسلام و انقلاب می‌زنند، واقعا خودشان در عمل پایبند هستند؟! آنقدر که آقای روحانی و خاتمی و کسانی که به هر حال می‌گویند ما گرایش اصلاح‌طلب داریم و دم از مردم می‌زنند، واقعا مردم دغدغه‌شان هست؟ چقدر در میان مردم هستند و ارتباط مردمی دارند؟ 
کسانی که دم از جمهوریت می‌زنند ولی اسلامیت را کنار می‌گذارند یا کمرنگ می‌کنند، چون می‌خواهند نسبت به اسلامیت ان‌قلت‌ها و اشکالاتی وارد کنند، آرام‌آرام جمهوریت را هم فراموش می‌کنند و آنهایی که دم از اسلامیت می‌زنند و دغدغه جمهوریت ندارند، به مرور زمان اسلامیت‌شان هم کمرنگ می‌شود. 
* به عبارتی می‌شود گفت باور به اسلام و مردم یک رابطه مستقیم با یکدیگر دارد که با تضعیف یکی، دیگری هم تضعیف می‌شود. به نظر می‌رسد هر یک از این دو اگر در دستگاه محاسباتی مسؤولان ما کمرنگ شود، در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سایر حوزه‌های سبک زندگی آنها اثرگذار خواهد بود؛ اینطور نیست؟
بله! الان اگر کسی از بنده سوال کند مهم‌ترین معضل اقتصادی کشور چیست،‌ ام‌الفساد و‌ ام‌الانحراف چیست، بنده پاسخ می‌دهم بانک‌ها هستند اما نه این اشکالی که استاد بزرگوار آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی می‌گیرند و می‌گویند بانک‌ها ربوی هستند. بانک ربوی را که با چند عقد شرعی می‌توانید مشکل ربوی بودنش را حل کنید. مشکل بانک‌های ما این است که تبدیل به بنگاه شده‌اند. خودشان شروع می‌کنند به خرید و فروش زمین، سکه و دلار. بورس دست اینهاست. عملا بخش خصوصی واقعی که باید سرمایه‌گذاری کند و تولید را رشد دهد، بانک‌ها اجازه نمی‌دهند. در آمریکا 100 بانک هست ولی ۸ - ۷ بانک  اجازه خلق پول دارند و باقی فقط وظیفه خدمات عمومی دارند. مشکل اصلی ما بنگاه‌داری بانک‌هاست. این بنگاه‌داری بانک‌ها برای اصولگرایان است یا اصلاح‌طلبان؟ برای هر دو! یعنی اختاپوس‌های اقتصادی که تولید را زمین زدند. وقتی تولید زمین بخورد گردش ثروت نیست. قرآن می‌فرماید مراقب باشید که انباشت ثروت نشود و بین اغنیا نچرخد. شورای فقهی بانک فقط دغدغه‌اش ربا است، دغدغه باید گردش ثروت باشد، گردش ثروت اینگونه است که این آقایان چند میلیارد به برخی از افراد وام می‌دهند، اقساط را هم نمی‌گیرند، یا دلار با قیمت دولتی می‌دهند و واردات می‌کنند. 
به نظر شما آیا اینها جمهوریت را باور دارند؟ باور ندارند ولو اصلاح‌طلب باشند. اینها به نظرتان اسلامیت را باور دارند؟ باور ندارند ولو اصولگرا باشند. ما یک طایفه‌ای در اسلام داریم به نام طالبان و داعش، اینها می‌گویند مردم اهمیتی ندارند، مردم کاره‌ای نیستند. ما خودمان جمع می‌شویم و خلیفه مسلمین را تعیین می‌کنیم، همه هم باید بیعت کنند. مردم فقط وظیفه‌شان بیعت است. حق ندارند ان‌قلت بیاورند، هر کسی که مخالفت کرد از جمله شیعه و سنی سر از تنش جداست. شیعه را که می‌کشتند اما حتی اگر سنی هم مخالف باشد، مردان‌شان کشته و زنان‌شان اسیر می‌شوند چون خلیفه، خلیفه مسلمین است. 
یک گروه دیگر هم در ایران داریم که انجمن‌ حجتیه هستند. اینها اصلا می‌گویند اسلام ورود در سیاست نکند، اسلام ورود در مسائل انتخابات نکند، مردم هم کاره‌ای نیستند یعنی انجمن حجتیه نه مردم را باور دارد و نه اسلام را بلکه اسلام تحجر را قبول دارد. یک گروه دیگر هم ما در ایران داریم که ادعا می‌کنند ما روشنفکر هستیم. من می‌گویم که اینها روشنفکر‌مآب هستند، اینها از وقتی در ایران و جهان اسلام شکل گرفتند، نه اسلام را باور دارند و نه مردم را. 
من نمونه‌های تاریخی برای‌تان می‌گویم و تاریخ به هر حال بخشی از عمر ما است. در ایران هم تنها نیست. در انقلاب فرانسه در 1789 تا 1799 درگیری‌هایی بود. طولی نکشید که سال 1804 ناپلئون پناپارت سرکار آمد، مستبدترین آدم بود. یعنی یک استبداد جدیدی راه انداخت، می‌دانید که روشنفکران ما هم از فرانسه الگو می‌گیرند. نظام سلطنتی رفت، لویی شانزدهم کشته شد و جمهوری دموکراتیک آمد، چند سال بعد ناپلئون بناپارت سر کار آمد و یک استبداد جدید شکل گرفت. 
در ایران چرا مردم سراغ مشروطه رفتند، چون استبداد محمدعلی شاه بود، گفتند باید سراغ مشروطه برویم. 
به هر حال مشروطه‌خواهان پیروز شدند. همین‌هایی که دم از آزادی می‌زدند، آمدند شیخ فضل‌الله نوری را اعدام کردند چون شیخ فضل‌الله مخالف آن نوع مشروطه بود. مگر شیخ فضل‌الله قیام مسلحانه داشت، می‌گفت مشروطه مشروعه نیستید، اعدامش کردند. بعد هر مشروطه‌خواهی که با آنان مخالفت می‌کرد ترور می‌کردند. یکی از مشروطه‌خواهان سیدعبدالله بهبهانی‌ روحانی معروف در تهران بود که به دستور تقی‌زاده او را ترور کردند. تقی‌زاده یک فرد انقلابی بود که دم از روشنفکری و آزادی می‌زد. 
آنقدر استبداد به خرج دادند که مردم گفتند ما مستبدی مثل رضاخان قلدر می‌خواهیم. علما هم حتی پذیرفته بودند. از بس استبداد مشروطه شکل گرفت. اینها نه اسلام و نه مردم را باور ندارند. آقای سیدجواد طباطبایی یکی از روشنفکران منتقد سروش است. ایشان 2 بار به دفتر ما در موسسه حکمت و فلسفه آمد و این را مطرح کرد که بعدها در رسانه‌ها هم مطرح شد، یک نقدی به آقای عبدالکریم سروش‌ کرده بود و سروش عصبانی شد و گفت باید دهان طباطبایی را دوخت و قلمش را شکست. آقای طباطبایی اعتقادی به انقلاب و اسلام و تشیع ندارد و نقدهایی در این موضوعات دارد. یعنی یک آدم حزب‌اللهی و طرفدار انقلاب نبود که بگوییم سروش عصبانی شده و یک چیزی گفته، شاید مشترکات طباطبایی با سروش خیلی بیشتر بود. آقای طباطبایی گفت من برای سروش نوشتم و چاپ کردم و گفتم این آقای خامنه‌ای که قدرت دستش هست و این همه نقد کردم، یک بار نگفت که باید در دهان طباطبایی زد و قلمش را شکست. تو که قدرت دستت نیست اینچنین می‌گویی، به قدرت برسی چه می‌کنی؟! آنقدر اینها دروغ و تهمت می‌زنند. من سال‌ها در انجمن حکمت و فلسفه با اینها زندگی کردم، آنقدر به من تهمت زدند و دروغ گفتند با اینکه برخی از اینها در بیمارستان بودند و من هزینه عمل جراحی آنها را هم می‌دادم. اصلا اعتقادی به اخلاق هم ندارند ولی دم از اخلاق می‌زنند. اینهایی که مدعی روشنفکری هستند نه مردم را باور دارند و نه اسلام را.
اصلا نمی‌شود یک کسی با خدا و پیغمبر بجنگد اما اعتقاد به مردم داشته باشد. سارتر جمله جالبی دارد و می‌گوید کسی که اعتقاد به خدا نداشته باشد، همه چیز برایش مجاز است. من نمی‌خواهم بگویم همه روشنفکران معتقد به خدا نیستند، برخی‌شان خدا را قبول دارند اما خدایی را که قبول دارند معلوم نیست در کدام قوطی عطاری پیدا می‌شود، بنابراین هم در روشنفکری افرادی داریم که اعتقادی به مردم و جمهوریت و اسلام ندارند، مشروطه این افراد را دیدیم. همین اول انقلاب مگر دم از روشنفکری نمی‌زدند، چه کردند با مردم. تا مردم کنارشان زدند، به جنایت و قتل عام مردم دست زدند. الان جنایت‌های‌شان در فضای مجازی است و قدرت‌شان این است و اگر بیشتر از این قدرت داشته باشند، دست به ترور هم می‌زنند و زدند. آقای مطهری را همین روشنفکران زدند ولی ما می‌گوییم اینها متحجر هستند ولی گروهک فرقان خودشان را روشنفکر می‌دانستند، می‌گفتند ما طرفدار روشنفکری مرحوم شریعتی هستیم، البته شریعتی را هم اینها نفهمیده بودند، اصلا اینها نسبت به مرحوم شریعتی آشنایی دقیقی نداشتند. 
پس یکی روشنفکری است که جمهوریت و اسلامیت را قبول ندارد، دم از جمهوریت و دموکراسی می‌زند تا به قدرت برسد و بدترین استبداد را مثل دوره مشروطه پیاده کند، یک عده هم از متحجرانی مثل انجمن حجتیه، اسلام ناب و جمهوریت را قبول نداشتند. حضرت امام می‌فرمودند من وقتی می‌گویم اسلام، حواس‌تان باشد اسلام ضد استکبار، اسلام ضد فساد و ویژه‌خواری. اسلام ضد تحجر، التقاط و اشرافی‌گری، در یک جمله اسلام آمریکایی. 
* قاعدتا یک دسته سومی هم هستند به جمهوریت و اسلامیت معتقدند.
بنده کسانی را که بدون اینکه خودشان را جزو اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بدانند و در این کشور خدمت کردند، من اینها را مرور که می‌کنم، می‌بینم اینها کسانی هستند که هم اسلامیت و هم جمهوریت را قبول دارند. مثلا در عرصه مقاومت و امنیت منطقه‌ای که مرزهای ایران در امنیت بماند، حاج‌قاسم سلیمانی. بعد از لشکر ثارالله کرمان در دوران دفاع‌مقدس، مبارزه با اشرار را به ایشان دادند، اشراری که داخل کشور در منطقه سیستان‌وبلوچستان و کرمان بسیار ناامنی ایجاد کرده بودند. من یادم هست سال 70 بود، من یک ماموریتی داشتم، از حوزه دزفول به قم آمدم و مشغول درس خارج شدم و در موسسه امام صادق رشته تخصصی کلام را می‌خواندم. بعد که به ما ماموریتی دادند و به کهنوج رفتیم، آنقدر این جاده‌ها ناامن بود که خدا می‌داند. من شب باید از جیرفت به کهنوج می‌رفتم. همراه ما می‌گفت که خطر دارد و نرو. می‌گفتم دوستان نیاز دارند، واقعا در مسیر خدا به ما رحم کرد، جلوی ماشین ما را گرفتند و با یک ترفندی توانستیم فرار کنیم. جاده‌ها بسیار ناامن بود و حاج‌قاسم این امنیت را ایجاد کرد. سپس فرمانده سپاه قدس شد و امنیت در منطقه را ایجاد کرد. اگر رشادت‌های ایشان در مبارزه با داعش نبود، ما الان کجا بودیم. سر مرزها و داخل کشور باید با اینها می‌جنگیدیم. رحم در وجودشان نبود، دین در وجودشان نبود. سوال من این است که حاج‌قاسم سلیمانی به معنای حزبی اصولگرا بود یا اصلاح‌طلب؟ ایشان اصولگرا و اصلاح‌طلب واقعی بود؛ نه حزبی. هم جمهوریت مردم را قبول داشت و هم اسلامیت را. اسلامیت را دیدید که چه معنویت و توکلی به خدا داشت. مردم‌داری هم دیدید که مردم برای او چه کردند. 
شهید فخری‌زاده که یک دانشمند هسته‌ای بود و  می‌دانید که مدیر مدیران دانشمندان هسته‌ای بود، من 10 سال با ایشان رفاقت داشتم. انسان بسیار عجیبی بود و 5 سال فقط مباحثات مستمر فلسفه و فیزیک با هم داشتیم، انسان فرهیخته‌ای بود، اهل فلسفه و فیزیک بود و مدیر بسیار توانمندی بود و اهل شعر و ادبیات و عرفان بود، خیلی‌ها او را نمی‌شناختند و وقتی شهید شد نام او مطرح شد و به عنوان دکتر محسنی می‌شناختند. ما هم به ایشان می‌گفتیم محسنی.
این آدم این همه خدمت کرد. این اواخر که امکانات هسته‌ای را از ایشان گرفتند و دولت حمایت و کمک نمی‌کرد، کرونا که  پیش آمد، خدماتی در حوزه کرونا داشت و یکی از کارهای‌شان تولید واکسن بود که به مراحل خوبی هم رسید. شهید فخری‌زاده اصولگرا یا اصلاح‌طلب بود؟ هم جمهوریت را قبول داشت و هم اسلامیت را. اگر دغدغه مردم را نداشت که این همه خدمت نمی‌کرد. انسانی که متدین به تدین واقعی باشد، واقعا اسلام ناب محمدی را قبول داشته باشد، نمی‌تواند از مردم جدا شود. حضرت علی(ع) مگر می‌توانست از مردم جدا شود. هر یک از اصحاب پیغمبر که واقعا اسلام خالص را داشت نمی‌توانست از مردم جدا شود. شهید فخری‌زاده همین‌طور بود. ما الان در حوزه نانو طبق اعتراف آمریکایی‌ها سومین یا چهارمین کشور دنیا هستیم. دوستانی که من می‌شناسم که خدمات ارزشمندی در زمینه نانوتکنولوژی انجام دادند اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودند؟ اینها جمهوریت و اسلامیت را قبول داشتند، اسلام ناب محمدی را قبول داشتند که اسلام ناب می‌گوید به مردم خود اعتماد کنید اما روابط بین‌الملل را داشته باشید، نه اعتماد به استکبار. مرحوم آقای کاظمی‌آشتیانی که در حوزه سلول‌های بنیادین کار کرد، همه اینها را من می‌شناختم. دانشمندان هسته‌ای و دانشمندانی که در حوزه ماهواره کار کردند، دانشمندانی که در حوزه موشک کار کردند، شهید طهرانی‌مقدم، اینها حزبی و اصولگرا یا اصلاح‌طلب بودند؟ هیچ‌کدام نبودند. من می‌خواهم جمله‌ام را اینطور جمع‌بندی کنم و بگویم یک جریان تنها وقتی می‌تواند یک مجلس کارآمد داشته باشد که جمهوریت و اسلامیت را باور داشته باشد، نگوید مردم ابزار هستند. مردم در برنامه‌ریزی در حکمرانی باید نقش داشته باشند، چون اسلام این را می‌خواهد. رهبر انقلاب فرمودند بعضی‌ها که امام و اندیشه‌های او را نشناخته بودند می‌گفتند امام برای اینکه دهان غربی‌ها را ببندد جمهوریت را گفته اگرنه اعتقاد به حکوت اسلامی داشت! بعد حضرت آقا فرمودند این حرف بسیار غلط بود، بلکه امام خمینی باور عمیق به حضور مردم در صحنه‌های اجتماعی و سیاسی داشتند. انقلابی‌گری یعنی جمهوریت و اسلامیت را بپذیرید. 
شاید چندصد گروه جهادی داریم، در پزشکان، در قم بنده با خیلی از پزشکان ارتباط دارم که حرکت‌های جهادی انجام می‌دهند و هر هفته به مناطق محروم می‌روند و رایگان طبابت می‌کنند. پزشکان متعددی که از نزدیک می‌شناسم، به مناطق محروم می‌روند، همان‌طور که عده‌ای خدمات ساخت‌وساز می‌کنند و در کشاورزی کمک می‌کنند، یک عده پزشک که کم هم نیستند، حرکت‌های جهادی انجام می‌دهند. اینها اصولگرا یا اصلاح‌طلب حزبی هستند؟ اینها مسلمانان معتقد به مردم هستند. بعضی افراد هستند که موظفی را در بیمارستان انجام نمی‌دهند و کارانه دریافت می‌کنند به اسم اصولگرایی و اصلاح‌طلبی. 
مردم از اسلام‌ زده نشده‌اند. اگر مردم از اسلام‌ زده شده‌اند چطور اینطوری برای حاج‌قاسم می‌آیند. مردم ما با شعور و درک و معرفت هستند، می‌فهمند دارند چکار می‌کنند. مردم از انقلاب‌ زده نشده‌اند، مردم اگر مشارکت‌شان در انتخابات کم می‌شود برای ناکارآمدی‌هاست. 
من نه اصولگرا هستم و نه اصلاح‌طلب و عضو هیچ حزبی نبودم و در هیچ یک از جلسات اینها شرکت نکردم البته نمی‌گویم مخالف حزب هستم. 
امام فرمودند حزب‌الله یعنی حزب مستضعفان. امام ‌فرمودند ما تابع آرای ملت هستیم، انتخاب با ملت است، ملت باید ناظر بر امور باشد، اینجا آرای ملت حکومت می‌کند و اینجا ملت است که حکومت را در دست دارد و تخلف از حکم ملت برای هیچ یک از ما جایز نیست و امکان ندارد. شهید مطهری وقتی از فرانسه برگشت گفتند امام را چگونه دیدید، گفت آمن بالله و بسبیله و باقوم؛ یعنی به مردم خود باور داشت و  مردم هم به او ایمان داشتند. او به مردم ایمان داشت و مردم را باور داشت.
هر دولتی که دم از جمهوریت بزند و بر سر اسلامیت بزند، یا دم از اسلامیت بزند و بر سر جمهوریت بزند این دولت، دولت ناکارآمدی است. تاریخ و تجربه معاصر ما هم نشان داده است. 
واقعا اگر اسلام ناب محمدی بیاید می‌تواند جمهوریت را نپذیرد؟! جمهوریت یعنی همین مردمی که معتقد به اسلام و ارزش‌های اسلامی هستند. ۳۵ سال از جنگ گذشته هنوز شهید می‌آورند، می‌بینید که مردم چه می‌کنند. این مردم هستند نه احزابی که متأسفانه وقتی هر دولتی هم به قدرت می‌رسد همین‌ها هستند و بین خودشان تقسیم می‌کنند. دولت آینده هر کسی که رای آورد اگر ‌بخواهد در همان کانتکس قبلی‌ها مدیریت کند، شکست می‌خورد. باید پارادایم عوض کرد. یعنی دوباره به جمهوری اسلامی برگردیم که حضرت امام فرمودند و مقام معظم رهبری تحت عنوان مردم‌سالاری دینی از آن یاد کردند.

:: بازدید از این مطلب : 374
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 25 بهمن 1402

تبیان در کانال تلگرامی خود نوشت:

تجمل‌گرایی؛ اژدهای هفت سر!

تجمل‌گرایی، که بهش می‌گن "Materialism" یا "Luxury-seeking"، یعنی وقتی آدم‌ها خیلی به داشتن و نشون دادن چیزای گرون‌قیمت و شیک اهمیت می‌دن. این کار ممکنه به خاطر خواستن برتری تو جامعه، نشون دادن قدرت یا ثروت، یا حتی برای گرفتن اعتماد به نفس و احترام از بقیه باشه.

تجمل‌گرایی رو می‌شه از زاویه‌های مختلفی مثل روانشناسی، تاثیرات فرهنگی و اجتماعی، و اقتصادی نگاه کرد. این رفتار چطور روی خودارزیابی، رقابت، و مقایسه اجتماعی تاثیر می‌ذاره و چه تاثیراتی روی سلامت روان داره، قراره کم‌کم به این مسائل می‌پردازیم.

برای فهمیدن نیازهای روانشناختی که با تجمل‌گرایی در ارتباطن، می‌شه از چند جنبه بهش نگاه کرد:

دنبال کردن تایید و احترام: یکی از مهم‌ترین قسمت‌های روانشناختی تجمل‌گرایی، تلاش برای گرفتن تایید و احترام با داشتن چیزهای لوکسه. این می‌تونه نشونه کمبود اعتماد به نفس باشه. کسایی که از درون احساس ناکامی یا ناامنی می‌کنن، ممکنه بخوان این کمبودها رو با داشتن چیزهایی که نماد موفقیت و احترام اجتماعی‌ان جبران کنن.

نیاز به تعلق و پذیرفته شدن: تجمل‌گرایی ممکنه نشونه‌ای از تلاش برای پیوستن به یک گروه خاص باشه، مخصوصا تو جوامعی که خیلی به مصرف و ثروت اهمیت می‌دن. آدم‌ها ممکنه حس کنن برای پذیرفته شدن تو این گروه‌ها باید چیزهای گرون و شیک داشته باشن.

تلاش برای خودشکوفایی: گاهی تجمل‌گرایی می‌تونه راهی برای خودشکوفایی باشه. بعضی‌ها فکر می‌کنن داشتن و استفاده از چیزهای لوکس بهشون کمک می‌کنه تا توانایی‌ها و علاقه‌هاشون رو بهتر نشون بدن. این می‌تونه به عنوان تلاش برای رفع نیازهای درونی و رسیدن به رضایت شخصی تلقی شه.

کنترل و قدرت: تجمل می‌تونه نشانه تلاش برای دست یافتن به کنترل و قدرت باشه. با داشتن چیزهای گران‌قیمت و کمیاب، بعضی‌ها حس می‌کنن می‌تونن روی دیگران تاثیر بذارن و کنترلی روی محیطشون داشته باشن.

فرار از واقعیت و مشکلات: برخی مواقع تجمل‌گرایی می‌تونه راهی برای فرار از واقعیت یا مشکلات عاطفی باشه. بعضی‌ها ممکنه به خرید چیزهای لوکس به عنوان راهی برای فراموش کردن استرس‌ها و نگرانی‌های روزمره روی بیارن.

 


:: بازدید از این مطلب : 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 25 بهمن 1402

 

مرتضی سیمیاری در یادداشتی در روزنامه وطن امروز با اشاره به بیانیه ۱۱۰ فعال سیاسی اصلاح‌طلب برای مشارکت در انتخابات نوشت:

۱۰ روز قبل از برگزاری انتخابات مجلس ششم، سعید حجاریان به دعوت دفتر تحکیم وحدت، در حسینیه ارشاد یک سخنرانی جنجالی کرده و گفته بود ماشین اصلاحات در حال عبور از گردنه است و باید از این نقطه عبور کنیم. تئوریسین اصلاحات سپس انگشت اشاره خود را به سوی حاضران در جلسه گرفته و ادامه داده بود: پس از این پیروزی آنها را جارو می‌کنیم!

منظور حجاریان از «آنها» همان جناح راست بود که طبق نظرسنجی‌ها شانس بالایی برای پیروزی در انتخابات نداشت و روی تک‌چهره‌ها و تشکیل یک فراکسیون اقلیت سرمایه‌گذاری کرده بود. فردای آن روز، روزنامه رسالت در سرمقاله خود نوشت: ماشین حجاریان با این دست فرمان با سر به ته دره خواهد رفت، زیرا دوم خردادی‌ها نه جنبه پیروزی دارند و نه شکست پس از آن را. اما جارو کردن مخالفان توسط اصلاح‌طلبان تنها معنای رقابت سیاسی نداشت، یکی از اعضای گروهک ملی - مذهبی، بعدها در جزوه‌ای با نام «منش کار جمعی» که در میانه فتنه ۸۸ با هدف شبکه‌سازی منتشر کرده بود، نوشت اگر در بهار اصلاحات دولت خاتمی آنقدر جسارت داشت که مخالفان اصلاحات را حذف کند، امروز در برزخ خیابان و پارلمان گرفتار نبودیم. قبضه کردن تمام مناسبات سیاسی یکی از سنت‌های عجیب جناح چپ در تاریخ معاصر ایران است.

این بوالهوسی شدید باعث شده است اصلاح‌طلبان در بزنگاه‌های مهم تصمیم‌گیری، گاه در آغوش اپورتونیسم افتاده و زمانی دیگر در سطح یک کالت سیاسی خطرناک ظاهر شده و برای تحمیل هژمونی تا حذف رقبا نیز پیش روند. تنها نمونه تاریخی در تحلیل این رفتار به دورانی بازمی‌گردد که تقی شهرام در اوایل دهه ۵۰ با نوشتن جزوه سبز کوچک‌ترین منتقدانش را نیز ترور کرد و حتی به زنی ساده‌دل چون فاطمه فرتوک‌زاده نیز رحم نکرد. رهبر مجاهدین (منافقین) به علیرضا سپاسی‌آشتیانی پیام داده بود هر کسی که مارکسیست نشود حتما مساله دارد و باید او را ترور کرد. این روزها نیز جبهه اصلاحات با تمسک به یک زن به همان شیوه عمل کرده و هر کسی را که کوچک‌ترین زاویه با خط تحریم انتخابات دارد ترور شخصیت می‌کند!

اعمال فشار سنگین به احزاب اصلاح‌طلب برای ندادن لیست انتخاباتی و تهدید برخی نامزدهای تایید صلاحیت‌شده برای تغییر حوزه با هدف خالی کردن مشارکت در تهران و نیز بیرون دادن یک بیانیه با عنوان «راهبرد انتخاباتی جبهه اصلاحات» برای سکولاریزه کردن فعالیت سیاسی، بخشی از این کوشش‌هاست که به نام تولید اصلاح‌طلب ساختاری، چپ‌ها را به سوی فرقه‌گرایی سخت و رادیکالیسم خشن سوق داده است.

 

1

یکی از کانال‌های تلگرامی نزدیک به موساد همزمان با انتشار خبر تحریم انتخابات از سوی جبهه اصلاحات، نوشته بود ۲ ماه توفانی در پیش است!

 

رادیکال‌ها با دادن تزهای انتزاعی در تلاش هستند اردوگاه فکری چپ‌ها را جارو و به نام کادرسازی، اصلاح‌طلبان را غربال‌گری کرده و چپ ناب را جایگزین چپ‌های ستادی کنند. از نگاه این شاخه بدخیم، اصلاح‌طلب ناب همان افسران جنگ خیابانی هستند که نه ذیل صندوق‌محوری دوم خرداد، بلکه حول بیانیه ۱۵ ماده‌ای خاتمی، آمادگی ایجاد کانون‌های شورش در بزنگاه‌های خاص را دارند. اصلاح‌طلبان ساختاری اعتقاد دارند جناح چپ دچار ریزش شدید اجتماعی شده و کنش‌های سیاسی زمانی قوام پیدا می‌کند که ساختارهای اصلی نظام را نشانه گرفته باشد. البته این عصیان سیاسی در میان اصلاح‌طلبان مخالفانی نیز دارد؛ برخی احزاب اصلاح‌طلب بدون توجه به مصوبه جبهه اصلاحات، در تدارک دادن لیست مشترک با بروکرات‌ها بوده و برخی چهره‌های شاخص اصلاح‌طلب با وجود تماس‌های شبانه از سوی محافل خاص در جماران، همچنان بر نامزد شدن از حوزه تهران اصرار دارند.

این تحرک سیاسی با اعلام موضع ۱۱۰ فعال سیاسی اصلاح‌طلب معنای خاصی نیز پیدا کرده است. در حالی که در امتداد اغتشاشات سال گذشته خاتمی به عنوان لیدر اصلاحات به دنبال رفتارهای گزنده سیاسی است، بیانیه تعداد قابل توجهی از اصلاح‌طلبان استخوان‌دار، حکایت از آن دارد که برخی چپ‌ها تمایل ندارند این اردوگاه سیاسی به محلی برای جولان افرادی چون تاج‌زاده و بقایای حزب منحله مشارکت (حزب اتحاد ملت) بدل شده و آنها با جزوه‌نویسی و کودتای سیاسی، اصل اصلاح‌طلبی را قبضه کنند.

این ۱۱۰ نفر در بیانیه خود نوشته‌اند راهبردهایی چون تحریم انتخابات مکانیسمی مشابه تحریم‌های اقتصادی اعمال شده توسط آمریکایی‌ها را داشته و هر ۲، یک هدف مشابه با یکدیگر دارند. گفته شده این بیانیه توسط یکی از اصلاح‌طلبان که سابقه کمپین‌سازی داشته نگارش شده است. این دسته از چپ‌ها اعتقاد دارند بقای آنها به گرفتن مواضع صریح نسبت به رادیکال‌ها بستگی دارد و اگر امروز در برابر کودتای رادیکال‌ها قیام نکنند، فردا باید با شاخه مسلح شده و نظامی جناح چپ بجنگند که در راهبردها دست‌کمی از میلیشیای رجوی ندارد.

البته کش و قوس سیاسی علاوه بر روزنه‌گشایی تشکیلاتی برای اصلاح‌طلبان مشارکت‌جو، باعث نور انداختن به عقبه فکری رادیکال‌ها نیز شده است. یکی از کانال‌های تلگرامی نزدیک به موساد همزمان با انتشار خبر تحریم انتخابات از سوی جبهه اصلاحات، نوشته بود ۲ ماه توفانی در پیش است و باید در ساعت صفر به خیابان آمد. گویی بازندگان ۷ اکتبر این ‌بار توپخانه خود را با توسل به رادیکال‌های اصلاحات از میانه اسفندماه آماده شلیک کرده‌اند.

کنش‌های مشترک میان هسته سخت اصلاحات با عوامل راه‌اندازی «بهار داغ» در تهران شواهد دقیقی دارد؛ در حالی که اصلاح‌طلبان رادیکال به شیوه ستاد داخله منافقین در حال پیاده کردن اجزای عملیات راهگشا هستند، ۱۱۰ اصلاح‌طلب با روزنه‌گشایی در برابر این گروه بدخیم صف‌آرایی کرده‌اند. در جبهه اصلاحات اصل بقا حرف اول را می‌زند!


:: بازدید از این مطلب : 348
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 بهمن 1402

عطوان تحلیلگر معروف جهان عرب در مطلبی در رای الیوم با اشاره به اقدام سه کشور عربی در کمک به رژیم صهیونیستی برای مقابله با محاصره دریایی اعمال شده از سوی ارتش یمن، آورده است: در شرایطی که برادران یمنی تاوان مالی و انسانی سنگینی به سبب بستن دریای سرخ و باب المندب به روی کشتی‌های اسرائیلی می‌دهند و هدف حملات هوایی آمریکا و انگلیس قرار دارند، برخی کشورهای عربی مانند امارات، عربستان و اردن با گشودن گذرگاه زمینی دوبی - حیفا هر آنچه رژیم اشغالگر از کالاها و غذاهای تازه نیاز دارد و با قیمت کمتر به این رژیم می‌رسانند.

وی نوشت: درحالیکه کشورهایی که این کریدور زمینی از آن عبور می‌کند سکوت مطلق در پیش گرفته‌اند و به دنبال توجیه و عذر و بهانه آوردن به خاطر این اقدام عادی سازی خطرناک و خفت بار و همسویی با جنگ کشتار پاکسازی نژادی در غزه هستند؛ رسانه‌های رژیم صهیونیستی گزارش‌های تصویری از عبور صدها کامیون از این کریدور به تصویر کشانده‌اند و آنچه این کشورها به دنبال سرپوش نهادن از آن و مخفی نگه داشتن از ملت‌هایشان هستند را برملا کرده‌اند. چند روز قبل کانال ۱۳ رژیم صهیونیستی صدها کامیون حامل کالا و غذای تازه منتشر کرد. این اقدام سه کشور عربی به مثابه مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم در جنگ کشتار جمعی و خونریزی غزه است.

این تحلیلگر در ادامه به عذر و بهانه‌های دولت اردن در این زمینه اشاره کرده است.

وی همچنین این کریدور را به مثابه پایمال کردن خون شهیدان، کودکان، زنان و سالخوردگان در غزه دانست که حامی کرامت امت اسلامی و حافظ هویت عربی و اسلامی در قدس اشغالی هستد.

عطوان بیان کرد: حرکت شتابان برای رساندن کالا و غذا به صهیونیست‌ها به مثابه مشارکت مستقیم در جنگ کشتار و گرسنه نگه داشتن ساکنان غزه و کرانه باختری است همانطور که مقامات مصر با نگشودن گذرگاه رفح با زور و اجازه ندادن به عبور کمک‌های بشردوستانه به غزه و وضع عوارض پنج هزار دلاری برای عبور هر کامیون اقدامی مشابه انجام می‌دهند. گزارش‌ها از صف طولانی بیش از ۲ هزار و پانصد کامیون از العریش تا گذرگاه رفح حکایت دارد.

این تحلیلگر در ادامه با اشاره به اشتباه بودن انتظاری که از این سه کشور داشته، آورده است: اگر شهادت بیش از ۳۰ هزار نفر که همچنان شمار زیادی از آنها زیر آوار هستند و زخمی شدن هفتاد هزار نفر دیگر و ویرانی ۸۶ درصد از منازل غزه این کشورها را به حرکت وانمی دارد، پس چه چیزی آن را به حرکت درخواهد آورد؟

عطوان نوشت: ما از اردن، امارات و عربستان انتظار نداریم که مانند یمنی‌ها عمل کنند و با ناوهای آمریکایی و انگلیسی که به دنبال شکستن محاصره دریایی رژیم صهیونیستی هستند، بجنگند و عدم انتظار ما نیز به این دلیل است که آنها گوش شنوایی ندارند بلکه خواسته ما این است که به ملت‌های خود که در حال غلیان هستند گوش فرا دهند. اردن این روزها در غلیان بی سابقه به سبب کشتار ساکنان غزه و کرانه باختری و نیز اخباری که درباره مشارکت جنگنده‌های این کشور علیه اهدافی در عمق عراق مخابره شده است در کنار جنگنده‌های آمریکایی برای انتقام گرفتن از مقاومت اسلامی عراق به خاطر حمله به پایگاه آمریکایی در شمال اردن، به سر می‌برد.

وی در پایان از کشورهای عربی خواست که به جای روی آوردن به رژیم صهیونیستی به مقاومت تکیه کنند.

**

صف کامیون‌‌های حامل کالا از امارات و عربستان برای اسرائیل

دهها کامیون حامل کالا از مقصد بنادر امارات و عربستان سعودی راهی سرزمین اشغالی فلسطین شده‌اند، آن هم نه برای کمک‌ به غزه، بلکه برای شکستن محاصره‌ای که یمنی‌ها در دریای سرخ بر اسرائیل تحمیل کرده‌اند.

رسانه‌های اسرائیلی چندین بار به این موضوع پرداخته و نوشته‌اند که اسرائیل در شرایطی که «حوثی‌ها» مانع حرکت کشتی‌ها به سمت بندر ایلات می‌شوند، کمک سعودی‌ها و اماراتی‌ها را یک موهبت می‌دانند.

این بار اما شبکه ۱۳ اسرائیل به مرز اردن رفته است، گذرگاه «شیخ حسین/ نهر الاردن» گذرگاهی که اردن را به کرانه باختری متصل می‌کند. به گفته گزارشگر شبکه، اینجا اتفاقی به شکل محرمانه در حال رخ دادن است، جایی که دهها کامیون از امارات و عربستان برای اسرائیل کالا وارد می‌کنند.

شبکه ۱۳ اسرائیل با استفاده از یک پهپاد نشان می‌دهد که دهها کامیون پشت مرز صف کشیده‌اند تا وارد اراضی اشغالی شوند.

یک راننده کامیون به نام «جهاد» به مأمور گمرک اسرائیل می‌گوید که از دبی آمده و بارش تجهیزات الکترونیکی است، به طور دقیق مشخص نیست که روزانه چه تعداد کامیون از این گذرگاه وارد اسرائیل می‌شود، اما چندی پیش «حنان فریدمن» رئیس شرکت «تراکنت» اسرائیل که اداره این گذرگاه را در دست دارد به روزنامه یدیعوت احارانوت گفته بود که این گذرگاه ظرفیت پذیرش روزانه ۳۰۰ کامیون را داراست.

 صف کامیون‌‌های حامل کالا از امارات و عربستان برای اسرائیل+فیلم

با حملات نیروهای مسلح یمن به کشتی‌های اسرائیلی یا کشتی‌هایی که عازم بندر ایلات هستند، فشار اقتصادی شدیدی متوجه تل آویو شده است، اما به قول روزنامه یدیعوت احارانوت، ریاض و ابوظبی تلاش دارند برای کاهش فشار اقتصادی به اسرائیل کمک کنند.

شرکت‌های کشتیرانی اسرائیلی به جای دور زدن آفریقا و رسیدن به اسرائیل از طریق یک مسیر طولانی و گران‌قیمت، محموله‌های خود را در بنادر امارات و عربستان در خلیج فارس تخلیه می‌کنند و از آن‌جا کالاها با کامیون از طریق خاک عربستان و سپس اردن به سمت فلسطین اشغالی منتقل می‌شوند.

به گفته رسانه‌های اسرائیلی در ماه گذشته دهها کامیون از طریق خشکی کالاهای تخلیه شده در بنادر امارات، بحرین و عربستان را به اسرائیل برده‌اند، کالاهایی که پیش از این از طریق دریای سرخ وارد می‌شد.

 

شبکه 12 اسرائیل نیز گزارش داده است که تا پیش از حملات یمنی‌ها، هزینه هر کانتینر ۲۰۰۰ دلار بود و اما اکنون به ۸۰۰۰ دلار افزایش یافته است و اگر پیش از این کشتی‌ها یک ماهه خود را به اسرائیل می‌رساندند، اکنون این زمان دو برابر شده است. در این میان حمل کانتینرهای یک کشتی از عربستان یا بحرین و امارات به اسرائیل بین ۱۵ الی ۲۰ روز طول می‌کشد.

طبق این گزارش، در پی ممانعت «حوثی‌ها» از حرکت کشتی‌ها به سمت بندر ایلات، کشتی‌ها مجبور شده‌اند با دور زدن قاره آفریقا و عبور از دماغه «امید نیک» و صرف یک ماه زمان بیشتر خود را به بنادر غربی اسرائیل برسانند. همچنین بسیاری از شرکت‌های آفریقایی از ترس اقدام یمنی‌ها، کالاهای خود را در ایتالیا یا قبرس تخلیه می‌کنند تا از آن‌جا به اسرائیل منتقل شود.

از سوی دیگر سخنگوی نیروهای مسلح یمن می‌گوید که «کشتیهای اسرائیلی یا کشتیهایی که به هر طریقی با آنها مرتبط هستند کوچکترین فرصتی برای عبور از دریای سرخ نخواهند داشت». 

البخیتی در مصاحبه با یک شبکه روسی درباره نگرانی سایر کشورها  برای عبور و مرور از دریای سرخ گفت: نیروهای مسلح یمن، عبور امن کشتیهای تجاری سایر کشورها از حمله کشتیهای روسی و چینی را تضمین می‌کنند.

باب المندب، تنگه‌ای است میان آفریقا و شبه جزیره عربستان و مسیر خروجی دریای سرخ به اقیانوس هند که معمولاً ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت دریایی از این مسیر جریان دارد که در مجموع ۸۵ درصد از کل تجارت جهانی را شامل می شود.

مراد منصور، پژوهشگر اقتصادی یمن در گفت‌وگو با العربی الجدید گفت که رژیم صهیونیستی به خاطر حملات یمن در دریای سرخ تا کنون بیش از ۳ میلیارد دلار متضرر شده است و با حساب اینکه نیروهای مسلح یمن تصمیم گرفته‌ مانع همه کشتی‌های عازم بنادر اسرائیل صرف نظر از ملیت‌ آنها شود، این رقم خسارت احتمالاً  به بیش از ۶.۵ میلیارد دلار خواهد رسید.

به دنبال حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه و محاصره همه جانبه مردم، انصارالله یمن اعلام کرد تا زمانیکه اسرائیل مانع از ورود کمکهای بشردوستانه به مردم غزه شود کشتیهای تجاری که عازم بنادر این رژیم هستند را در دریای سرخ هدف حمله قرار خواهد داد. یمنی‌ها تا کنون چندین کشتی مرتبط با رژیم صهیونیستی را توقیف و به دهها کشتی آمریکایی و اسرائیلی حمله کردند و البته دهها کشتی دیگر نیز مجبور به تغییر مسیر و یا بازگشت به مبدا شده‌اند.

مسیر زمینی از امارات، بحرین و عربستان

برای انتقال کالا به اسرائیل و مصر

 
 
کد خبر : ۳۵۷۶۴۲

شفقنا- «هانان فریدمن»، مدیر عامل شرکت شبکه کامیون‌های اسرائیل (Trucknet Enterprise Ltd) اعلام کرد: «این شرکت کالاهایی از جمله مواد غذایی، پلاستیک، مواد شیمیایی و الکتریکی را از بنادر امارات و بحرین از طریق عربستان و اردن به اسرائیل و سپس به اروپا ارسال می‌کند.»

به گزارش شفقنا به نقل از العربی الجدید، این اولین بار است که مسیرهای تجاری از قلب خاورمیانه می‌گذرد تا دریای سرخ را دور بزند و از ورود به باب المندب و در معرض حملات انصارالله یمن قرار گرفتن، پرهیز کند.

شرکت Hapag-Lloyd AG که پنجمین شرکت بزرگ کانتینری در جهان است به دنبال اتصال بندر جبل علی در دبی و دو بندر شرقی عربستان به جده در ساحل غربی است. گزینه دیگر هم اتصال جبل علی به اردن است.

فریدمن به بلومبرگ گفت: «کالاهایی از هند، تایلند، کره جنوبی و چین در هفته‌های اخیر با کامیون ارسال شده است. کالاهای مقصد آسیا نیز در جهت مخالف حرکت می‌کنند که به کاهش هزینه‌های کلی منجر می‌شود.

با این حال، کارایی بلندمدت این مسیر به ثبات در منطقه بستگی دارد. همچنین، مقادیری که کامیون‌ها می‌توانند حمل کنند بسیار کمتر از مقادیری است که توسط کشتی‌ها حمل می‌شود.

فریدمن گفت که مسیر زمینی هنوز یک جایگزین برای برخی کالاها فراهم می‌کند.

«نیلز هاوپت»، سخنگوی شرکت Hapag-Lloyd اذعان کرد این مسیرهای برنامه‌ریزی‌شده یک راه حل کوتاه مدت برای کشتیرانی است که مقدار محدودی محموله را حمل می کنند، نه هزاران کانتینر.

او گفت که پل زمینی نه سریع و نه آسان است، اما ممکن است به افزایش جریان تجارت از طریق بنادر منطقه، مانند جده، که عملاً از پیوندهای معمول خود با اقتصاد جهانی قطع شده است، کمک کند.

اما از سوی دیگر، سفر از بندر جبل علی تا دروازه تجاری اسرائیل در حیفا حدودا سه یا چهار روز طول می‌کشد که ‌در مقایسه سفر ۱۰ روزه یا بیشتر به دور دماغه امید نیک در آفریقا، جذابتر است.

کریس راجرز، رئیس گروه تحقیقاتی صادرات «استاندارد اند پورز»، گفت: پل زمینی، اگرچه حجم قابل توجهی از ترافیک را حمل می‌کند، اما به طور خاص یک راه حل ویژه برای محموله‌ها به اسرائیل باقی خواهد ماند.

شرکت های همکاری کننده

شرکت تراک نت، کامیون‌های خود را با شرکت هایی از جمله PureTrans FZCO در دبی، Cox Logistics در بحرین و WWCs که در زمینه آژانس های تجاری و کشتیرانی در مصر فعالیت می‌کند، اداره می‌کند.

عملیات آزمایشی از منطقه خلیج فارس به اسرائیل در اوایل سال ۲۰۲۳ آغاز شد و زمانی که حوثی‌ها پس از جنگ با غزه، کشتی‌هایی را که به سمت اسرائیل در دریای سرخ در حرکت بودند، تهدید کردند، تراک‌نت طرح خود را پیش برد.

فریدمن تاکید کرد: «ما در نوامبر چند سفر آزمایشی انجام دادیم.« وی با اشاره به اینکه اولین محموله ها در دسامبر ارسال شد، از اعلام تعداد کامیون‌هایی که در این مسیر تردد کرده اند یا میزان کالای حمل شده خودداری کرد.

فریدمن گفت: «ما فقط باید محموله‌هایی را که به اروپا می‌روند و محموله‌هایی که به آسیا می‌روند مطابقت دهیم.»

متن این خبر در العربی الجدید

 

 


:: بازدید از این مطلب : 385
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران