منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 8
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 89
:: بازدید ماه : 215
:: بازدید سال : 542
:: بازدید کلی : 542
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 14 خرداد 1402

 

منافقین-مسعود رجوی-مریم رجوی
 
 

گروه‌ها و فرقه‌هایی همچون داعش، سازمان منافقین، گروهک‌های تجزیه‌طلب کردی، بلوچ، عرب و پان‌ترک به همراه اراذل شهری، قاچاقچیان موادمخدر و باندهای سرقت، مجموعه گروه‌های تبهکاری را تشکیل می‌دهند که به طور سنتی برای رسیدن به اغراض خود از شیوه‌های خشونت‌آمیز و غیرانسانی استفاده می‌کنند. پیش از ورود به بحث جزئی از الگوی رفتاری گروه‌های مسلح ضدایرانی مانند سازمان منافقین باید به صورتبندی سه‌گانه این گروه‌ها اشاره کرد. این گروه‌های تروریستی از حیث مبدأ جغرافیایی، به سه دسته خارجی، مرزی و مرکزی تقسیم می‌شوند که دسته نخست، مانند داعش و سایر گروه‌های تروریستی برون‌مرزی، از مراکزی خارج از ایران هدایت می‌شوند و عواملشان نیز عمدتاً دارای تابعیت غیرایرانی هستند. دسته دوم، گروه‌ها و احزاب تجزیه‌طلب مسلحی هستند که در نواحی مرزی کشور از جمله در مناطقی مانند بلوچستان، خراسان، خوزستان، کردستان و آذربایجان استقرار داشته و به‌واسطه خلأ حفاظت فیزیکی لازم و مسامحه برخی دولت‌های همجوار، در بیرون مرزها نیز پایگاه دارند. دسته سوم، گروه‌هایی در داخل مانند اعضای سازمان منافقین و اوباش شهری و باندهای تبهکار هستند که به لحاظ ماهوی اغلب در مناطق مرکزی فعالیت دارند. البته ارتباطاتی میان این سه دسته موجود است که به بخشی از آن اشاره خواهد شد. در این گزارش به بررسی و بازخوانی روندهای عملیاتی سازمان منافقین، بازسازی تشکیلاتی و مأموریتی بخش خارجی سازمان و به تبع آن تغییر دستورالعمل شبکه داخلی و زنجیره رسانه‌ای آن پرداخته می‌شود.

منطق عملیاتی شبکه نفاق

همان‌گونه که در گزارش‌های پیشین اشاره شد، طی شش ماهه دوم سال گذشته، پنج نوع اسلحه و تجهیزات غیرمجاز به طرق مختلف کشف و ضبط شدند که می‌توان آنها را به پنج گونه اسلحه نیمه سنگین، اسلحه سبک، تجهیزات جنگ الکترونیکی، ادوات دست‌ساز انفجاری و اسلحه سرد تقسیم کرد که اعضای شبکه داخلی نفاق هم در ماه‌های ابتدایی انقلاب اسلامی و هم در اغتشاشات اخیر، سابقه استفاده از هر پنج نوع آن را دارند. به بیان دیگر، اعضای این گروهک تروریستی در سلسله عملیات کشته‌سازی، تیراندازی به مقرهای انتظامی، ترور مقامات و شهروندان، آتش‌زدن اماکن حاکمیتی، مذهبی و فرهنگی و مدیریت جمعیت، از تمام ادوات مزبور استفاده کرده و می‌کنند.

تفصیل شیوه‌های عملیاتی سازمان منافقین در طول تاریخ، موضوعی است که فرصتی مستقل می‌طلبد، در اینجا در همین حد اشاره می‌شود که سلسله عملیات جریان نفاق به لحاظ مکانی، عمدتاً در مناطق مرکزی و شهرهای بزرگ کشور صورت می‌گیرد و همان طور که اشاره شد، ایجاد ناامنی در مناطق مرزی به عهده گروهک‌های تجزیه‌طلب گذاشته شده است که آن هم چنانکه در ادامه خواهد آمد، به‌صورت هماهنگ و مشترک با منافقین صورت می‌گیرد. بازوی عملیاتی سازمان منافقین در داخل کشور را مجموعه خانوارهای وابسته به این سازمان تروریستی تشکیل می‌دهند که پس از اخذ دستور از مرکز آن را اجرایی می‌کنند.

از میان گونه‌های مذکور سلاح، آنچه به طور سنتی بیشترین کاربرد را برای تیم‌های سازمان یافته منافقین داشته، سازه‌های انفجاری دست‌ساز بوده که از قدیم همواره به‌دلیل ارزان قیمت و سهل الوصول بودن مورد توجه اعضای رده بالای سازمان بوده است. این سازه‌ها از موارد دست ساز بسیط و ساده مانند نارنجک دستی و خمپاره‌های ساچمه‌ای و سه‌راهی انفجاری شروع می‌شوند تا راکت اندازهای دارای لانچر و موارد پیچیده‌تر. چندی پیش مستندی با عنوان «جنایات دست‌ساز» در بستر تلویزیون و فضای مجازی پخش شد که در آن از فردی به نام محسن سیاه کلاه، ملقب به «مهندس» و «برادر صمد» یاد می‌شود که قطب آموزش ساخت سازه‌های انفجاری است و نشان می‌داد که این شبه راهبرد ضدامنیتی چقدر برای سازمان اهمیت دارد.

البته همان‌طور که گفته شد سایر مهمات و ادوات نیز خصوصاً در آشوب ۱۴۰۱ مورد استفاده اعضای سازمان قرار گرفتند؛ اما سازه‌های انفجاری و بمب‌های دست‌ساز جایگاه ویژه تری دارند و بعد از آن تجهیزات مربوط به جنگ الکترونیکی (جنگال) و ادوات ارتباطی از قبیل ریموت، بی‌سیم، چاشنی‌های الکترونیکی، پودر و مواد انفجاری و... قرار دارند که با دو هدف مدیریت جمعیت در جریان آشوب از طریق دورزدن سرورهای ارتباطی مرکزی و نیز کنترل بمب‌های انفجاری در جنگ شهری مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی دیگر از شیوه‌های عملیاتی منافقین، ترور به وسیله واحدهای موتوری است که از اوایل انقلاب تاکنون مورد استفاده اعضای سازمان قرار گرفته است و نمونه متأخر آن را در ترور شهید صیاد خدایی می‌توان تشخیص داد که با دستور مستقیم موساد انجام شد. بنابراین می‌توان گفت شیوه‌های عملیاتی سازمان منافقین، عمدتاً همان شیوه‌های قدیمی هستند که فقط از جهت ابزاری به روزرسانی شده‌اند.

در تحلیل الگوهای عملیاتی منافقین، از یک ساختار رفتاری ثابت و سنتی نباید گذشت و آن استفاده از روش غیرانسانی شکنجه برای رسیدن به اطلاعات از یک سو و تخلیه کینه‌های روانی خود است که ریشه در بنیادهای گفتمانی و منش سران سازمان دارد. بازخوانی صرف شکنجه‌های ثبت شده منافقین علیه مخالفان و حتی اعضای خود سازمان و تحقیق روی علل و اهداف آن، ذیل پرونده‌ای جداگانه باید رسیدگی شود و در اینجا صرفاً در همین حد اشاره می‌شود که از دهه ۶۰ تا کنون هیچگاه این شیوه را ترک نکرده‌اند و از «عملیات مهندسی» در دهه ۶۰ تا شکنجه شهید آرمان علی وردی بر همان منش ضدانسانی خود باقی مانده‌اند.

ماشین جنگ نرم منافقین

در عین استفاده از شیوه‌های قدیمی باید به تحول در شبکه‌سازی داخلی این جریان و پیوند به بیرون اشاره کرد؛ بعد از عملیات مرصاد در سال ۶۷ و اعدام منافقینی که بر موضع خصمانه خود اصرار داشتند، ظرفیت جدیدی به این شبکه اضافه شد که از آن با عنوان «خانوارهای نفاق» می‌توان نام برد. این ظرفیت انسانی جدید، خلأ اعضای معدوم و فقدان فیزیکی رده‌های پایین‌تر از مرکزیت، یعنی کادر که به خارج از کشور رفتند را به صورت‌های دیگری پر کرده و می‌کنند. اعضای این شبکه به طور پیوسته در تجمعات اعتراضی داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی و در فعالیت‌های خرابکارانه مثل کشته‌سازی، آتش‌زدن اماکن مذهبی و دولتی و شعارنویسی و... همواره حضور دارند. البته چارت سازمانی منافقین مفصل‌تر و پیچیده‌تر این است که در فرصتی دیگر مورد بازخوانی و تحلیل قرار می‌گیرد.

تحول دیگری که نباید از آن گذشت، تحول در ابزارهای جنگ نرم و عملیات روانی است؛ تا پیش از آشوب پاییز ۱۴۰۱ آنچه در مورد رسانه‌های وابسته به سازمان منافقین گفته می‌شد، مبتنی بر یک صورت‌بندی سه‌گانه میان ابزارهای رسانه‌ای رسمی، نیمه‌رسمی و غیررسمی متعلق یا وابسته به سازمان بود، که شبکه‌ها، وب سایت‌ها و کانال‌هایی مانند PMOI، سیمای آزادی، برای آزادی (مجاهدین پلاس سابق)، پیک شادی، دومینوی اعتصابات و اعتراضات، پیک ایران، کانال شورشگران و... رسانه‌های دو بخش رسمی و نیمه رسمی سازمان تلقی می‌شدند که در کنار ابزار غیررسمی اما حیاتی نفاق، یعنی هزاران اکانت جعلی لشکر روبات‌ها، مأموریت تصویرسازی و عملیات روانی علیه ارکان انقلاب اسلامی را برعهده دارند. اما پس از اغتشاشات اخیر ملاحظه شد که علاوه بر موارد فوق، یک شبکه زنجیره‌ای نیز در پوشش جدید به نام «جوانان محلات» فعالیت می‌کند که یکی از کارویژه آن در جنگ شهری، هدایت اوباش محلی در جهت اقدامات خشونت‌بار است. در ابتدا مبدأ این زنجیره مشخص نبود و بعدها با افشای پشت پرده آن و با دستگیری یکی از نویسندگان بیانیه‌های کانال «جوانان محلات تهران»، و تکمیل قطعات مجهول، ماهیت آن افشا شد.

ذکر تمام کارکردهای زنجیره موسوم به «جوانان محلات» در این فضا امکانپذیر نیست و در این فقره به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود؛ اجمالاً دو مورد را می‌توان برشمرد: نخست، اینکه هرچند میکروکانال‌های زنجیره‌ای «جوانان محلات» پوششی وابسته به جریان نفاق هستند، اما یکی از کارکردهای آنها، فارغ از هدایت جریان آشوب در مناطق مرکزی، خبرسازی برای شهرهای مرزی و سوءاستفاده از ظرفیت محلی مناطقی است که مورد طمع گروهک‌های تجزیه‌طلب قرار دارند و از این جهت، می‌توان پیوندی ساختاری و ارگانیک میان دو گروهک نفاق و تجزیه‌طلبی در نظر گرفت. دومین کارکرد این شبکه جدید، ارتباط‌ گیری و جذب نیرو برای سازمان با وعده‌هایی همچون پناهندگی و مهاجرت است. اعضای منافقین در قبال این وعده‌ها از افراد فریب خورده برای اهداف سازمان مانند دیوارنویسی و آتش افروزی و تهیه محتوای رسانه‌ای استفاده می‌کنند که نمونه اخیر آن بازداشت یک هسته وابسته به جریان نفاق بود که توسط سربازان گمنام امام زمان در اطلاعات سپاه بابلسر کشف و متلاشی شد.

همچنان زیر سایه دولت‌های بیگانه

اما برای تکمیل پازل الگوی رفتاری جریان نفاق، علاوه بر توجه به ادوات و تجهیزات مکشوفه و تحلیل فرم عملیات مسلحانه و تروریستی این گروه، باید به احیای سیستماتیک و بازتعریف مأموریت‌های اعضای سازمان منافقین در بیرون از مرزها و تجدید حیات شبکه داخلی آن اشاره کرد که البته فارغ از برنامه و دستور دولت‌ها و سرویس‌های بیگانه نمی‌توان و نباید آن را ملاحظه کرد، چراکه این شبکه تروریستی از بدو تأسیس تاکنون ماهیتاً به دولت‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی بیگانه وابسته بوده است. از خروج نام سازمان منافقین از فهرست گروه‌های تروریستی توسط دولت باراک اوباما تا هم‌نشینی مقامات ارشد دولت ترامپ (وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی و وکیل شخصی رئیس جمهور) با سرکردگان منافقین مسأله‌ای است که نه تنها اتفاقی نبوده، بلکه بیانگر ادوار مواجهه حاکمیت ایالات متحده با این گروه تروریستی است. آخرین اقدام هیأت حاکمه امریکا در حمایت از سازمان منافقین در میان گروه‌های برانداز به صدور قطعنامه‌ای توسط نمایندگان هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه کنگره در بهمن ماه سال گذشته و نام بردن از مریم رجوی به‌عنوان «رهبری الهام بخش برای مردم ایران و جهان»! بازمی‌گردد. در این قطعنامه ضدایرانی ادعا شد که «مجلس نمایندگان امریکا در کنار مردم ایران که به طور مشروع از حقوق خود برای آزادی در برابر سرکوب دفاع می‌کنند، می‌ایستد و حقوق مردم ایران و مبارزه آنها برای ایجاد یک کشور دموکراتیک، سکولار و غیرهسته‌ای را به رسمیت می‌شناسد»!

بنابراین، با حمایت رسمی و بی‌سابقه دولت‌ها و سرویس‌های غربی از جریان نفاق و نادیده انگاشتن تاریخ خونبار و جنون آمیزش در ایران و سایر نقاط جهان و بازتعریف هویتی و مأموریتی سازمان، دست این گروه تروریستی برای ارتکاب به جنایت در ایران و سایر نقاط جهان و اقدامات تبهکارانه و نامشروع در تأمین مالی مانند پولشویی و سوءاستفاده از پوشش خیریه برای جذب منابع مالی بازتر از گذشته خواهد شد.


:: بازدید از این مطلب : 437
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 13 خرداد 1402

شاید این سئوال در بیشتر جوامع(کشورهای دیگر) صدق داشته باشد. ولی جای شگفتی است با یک فرهنگ غنی ایرانی اسلامی کشور عزیزمان شاهد اشخاصی هستیم که هیچ مرزی را برای رونق بخشیدن به زندگی خود نمی شناسند. انسانیت و شرافت بالفطره در وجود تمام خلق الله نهادینه شده است. به دین و مذهب وابسته نیست. دین و مذهب ها با نوع پر باری از جنس معرفتی به مفاهیم شرافت، انسانیت، کرامت می بخشد. اینگونه افراد آیا حتی به آن حداقل شرافت و انسانیتی را که خداوند به همه بشر ارزانی می دارد دارا هستند؟. با چه معیاری  اینگونه اشخاص  روی خون ملت خود بازی می کنند؟ که با هیج معادله انسانی همخوانی ندارد.

این هم داستان یکی از تعداد اشخاصی که در جایگاه اسفل سافلین ساکن هستند.

ژیار گل، خبرنگار ارشد بخش فارسی بی‌بی‌سی و خبرنگار بین‌الملل سرویس جهانی بی‌بی‌سی، یکی از فعال‌ترین چهره‌ها در مجموعه رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور از منظر ورود به مسائل حساس حاکمیت و جامعه ایرانی است.

در همین هفته‌های اخیر، در ۲۳ آوریل ۲۰۲۳، ژیار گل از طرف بی‌بی‌سی با رهبر پژاک، گروه شبه‌نظامی که در فهرست گروه‌های تروریستی آمریکا، ژاپن و ترکیه قرار دارد، مصاحبه کرد.[۱]

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد
ژیار گل در اقیلم کردستان

 

ارتباطات ژیار گل با پژاک از همان سال ۱۳۹۰، رسانه‌ای شد، زمانی که او از طرف بی‌بی‌سی به مقر این گروهک در اقلیم رفت و با سران آن به گفتگو نشست.[۲] او که در آن مقطع، خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در استانبول بود، پیش از آن دیدارها، چند گزارش در همدلی و تبلیغ پژاک برای بی‌بی‌سی فارسی تهیه‌کرده بود. ژیار گل به خاطر نزدیکی به گروه‌های مسلح کردی، در ژوئن سال ۲۰۱۷ توسط نیروهای امنیتی ترکیه بازداشت، بازجویی و اخراج شد.[۳] ازجمله سفر او به قندیل کردستان و مصاحبه با رهبران پ ک ک همچون جمال بایک، باعث حساسیت دستگاه امنیتی ترکیه شده بود.[۴]

ژیار گل متولد سال ۱۳۵۱ در یکی از روستاهای سنندج (در یک خانواده ۱۷ نفره) بوده و دوران هنرستان و دانشگاه را در داخل کشور گذراند. او در ایران در رشته کاردانی دام‌پروری درس خواند.

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد

 

ظاهراً بعد از یک‌بار تلاش برای خروج قاچاقی از ایران به ترکیه و بازداشت و دیپورت شدن از این کشور، در سال ۱۹۹۷ به کانادا مهاجرت کرد. به ادعای خودش در کانادا در رشته برق و الکترونیک تحصیل کرد و حدود یک دهه در کانادا بود. او مدعی است که در کانادا به مدرسه فیلم نیز رفته و با خرید یک دوربین دست‌دوم، با حمایت «نشنال فیلم برد» یا هیئت ملی فیلم کانادا، یک فیلم مستند ساخت. او اولین مستند خبری خود را درباره نماینده کردتبار مجلس ترکیه، لیلا زانا، در ترکیه تهیه کرد.

ژیار گل با ساختن مستندی به نام «داستان دو سرباز» در سال ۱۳۸۹، که ماجرای دو سرباز ایرانی و عراقی جنگ ایران و عراق است که سال‌ها بعد از جنگ در عراق دوباره با هم مواجه می‌شوند، نام خود را به‌عنوان یک مستندساز خبری در بی‌بی‌سی فارسی مطرح کرد.[۵] او در آن مستند قصد داشت که روایت رسمی از دفاع مقدس را زیر سؤال ببرد و کاملاً در جهت تخطئه کردن ارزش‌ها و فداکاری‌های صورت گرفته در جنگ گام برداشت و از همین رو، مورد توجه و حمایت مسئولان بی‌بی‌سی فارسی قرار گرفت.

در سال ۲۰۱۳ با همسرش سارا آشنا شد که کارمند سفارت آمریکا در ابوظبی بود. او به چند زبان، ازجمله فارسی، عربی و ترکی مسلط بود. او بعداً سخنگوی سفارت آمریکا در آنکارا شد و زمانی که ژیار گل از ترکیه به اقلیم کردستان دیپورت شد، همسرش از مسئولین اصلی سفارت آمریکا در ترکیه محسوب می‌شد.

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد
سارا گرو، در سال ۲۰۱۸ به سرطان خون مبتلا شد و بعد از سه سال، در ۲۰۲۱ از دنیا رفت

 

او در سال ۲۰۱۳ به‌عنوان مسئول کنسولی سفارت آمریکا در آنکارا، ویدئویی به زبان فارسی برای متقاضیان فارسی‌زبان ویزای آمریکا منتشر کرد.[۶] در ژانویه سال ۲۰۲۱، قوه قضاییه ایران نام ۴۶ مقام آمریکایی را به‌عنوان مسئولان تحریم دارویی ایران اعلام و تحت تعقیب قضایی قرارداد که در این فهرست، نام سارا کاترین گرو هم به چشم می‌خورد.[۷]

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد


نکته اینجاست که یک زن جوان آمریکایی که دارای مسؤولیت‌های دیپلماتیک سطح بالا در منطقه غرب آسیا (به‌خصوص کشورهای جنوب خلیج‌فارس) و به‌ویژه ترکیه (که هاب فعالیت‌های اطلاعاتی سرویس‌های خارجی و جولانگاه جاسوسان است)، نمی‌توانست بدون کارکردهای اطلاعاتی باشد و حتی محتمل آن است که خود یک مأمور زبده اطلاعاتی بوده باشد. البته گزارش‌هایی هم وجود دارد که سارا گرو اصولاً مأموریت دیپلماتیک خود را در منطقه به‌عنوان تحلیل‌گر اطلاعاتی آغاز کرد.

ازدواج یک پرسنل ارشد دیپماتیک آمریکایی با خبرنگار خارجی که گمانه‌های جدی درباره ارتباطات او با موساد از همان ابتدای فعالیت مطرح بود، نمی‌توانست خارج از کنترل و حتی اعمال نظر سرویس‌های اطلاعات خارجی ایالات متحده باشد. قطعاً این واقعیت هم برای اهل فن قابل انکار نیست که پیشرفت و سیر صعودی ژیار گل در مجموعه بی‌بی‌سی هم برکنار و نامتاثر از نفوذ و روابط دیپلماتیک-اطلاعاتی همسرش نبود.

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد
گل در آگوست ۲۰۲۱، سفری به سرزمین‌های اشغالی و به طور خاص، بلندی‌های جولان و بیت‌المقدس داشت تا درباره «نگاه اسراییلی‌ها به ایران» گزارش تهیه کند.[۸]


در شهریور ۱۴۰۰، به گفتگو با دبیر کل یکی از احزاب تروریستی و تجزیه‌طلب اصلی کردستان، یعنی حزب دمکرات (مصطفی هجری) پرداخت. او در سال‌های فعالیت خود در بی‌بی‌سی، بارها به گفتگوی اختصاصی با رهبران گروه‌های تروریستی و مسلح کرد، ازجمله مصطفی هجری، عبدالله مهتدی و سیامند معینی پرداخت.[۹] در واقع، جولان چهره‌هایی چون ژیار گل در بی‌بی‌سی فارسی، همن سیدی در شبکه من و تو، کاوه آهنگری در صدای آمریکا، سیما ثابت و سامان رسول‌پور و شلر حقانی‌فر، که همگی از وابستگان و مرتبطین گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح هستند، به وضوح نشان می‌دهد که دولت‌های استعماری غربی قصد دارند به نحو سیستماتیک از اهرم گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح برای تحت فشار قراردادن ایران و عادی‌سازی مفهوم تجزیه‌طلبی در افکار عمومی دست‌کم بخش‌هایی از جمعیت هدف در ایران بهره ببرند.

این اقدام، در واقع بخشی از طرح کذایی «ایرانستان»، یعنی تبدیل ایران به جامعه‌ای از هم‌گسیخته از منظر قومی و تحت شمشیر نزاع مستمر داخلی-قومیتی است. چنین طرحی پیش‌تر در جوامعی چون سوریه و عراق به کار گرفته شد. بی‌جهت نیست که ژیار گل از همان بدو فعالیت خود در بی‌بی‌سی، علاوه بر اقلیم کردستان، به طور مرتب به بخش‌های کردنشین سوره نیز تردد داشته و گزارش‌های تبلیغاتی-حماسی برای گروه‌های کردی مسلح تهیه‌کرده است.

او در سال ۲۰۱۷ به مرز ایران در اقلیم کردستان رفت تا گزارشی از وضعیت کولبران کرد تهیه کند.[۱۰]

یکی از مهم‌ترین مستندهای خبری تهیه‌شده توسط ژیار گل، گزارشی با عنوان «حرف نزن، شلیک کن» درباره عملیات نفوذ و خرابکاری موساد در ایران بود (اکتبر ۲۰۲۱) که در واقع یک رپرتاژ آگهی آشکار در تحسین موساد محسوب می‌شد.

البته احتمال رابطه ارگانیک ژیار گل با موساد، از مدت‌ها قبل از آن، یعنی زمانی که او در حیاط خلوت یا بهشت جاسوسان موساد، اقلیم کردستان، تردد داشت و برای گروه‌های مسلح و تجزیه‌طلب ضد ایران رپرتاژ می‌رفت، مطرح شده بود. گل اولین بار در نوامبر ۲۰۱۰، با یک مقام ارشد سابق موساد (ایلان میزراحی) مصاحبه اختصاصی انجام داد.[۱۱]

برای نمونه، در جریان خرابکاری در سایت هسته‌ای نطنز در اواسط تیرماه ۹۹، نخستین کسی که خبر آن را منتشر کرد، ژیار گل در بی‌بی‌سی فارسی بود که مدعی شد که ایمیلی از گروهی ناشناس به نام «یوزپلنگان وطن» دریافت کرده که مدعی بودند یک جریان نفوذی در تشکیلات امنیتی-نظامی جمهوری اسلامی هستند.[۱۲] به نظر می‌رسد که با توجه به تردد راحت و بدون دغدغه ژیار گل به سرزمین‌های اشغالی و مناطق تحت نفوذ دستگاه جاسوسی رژِیم اسراییل (به طور خاص اقلیم کردستان) که شائبه اتصال او با سرویس اسراییل را تقویت می‌کند، در آن مورد، موساد برای انتشار گسترده خبر عملیات خود، از منبع رسانه‌ای خود، یعنی ژیار گل استفاده کرد.

ژیار گل، همسو با سیاست‌های تل‌آویو، بارها تلاش کرده تا با ساخت «مستند» های پر آب و تابی حاوی ادعاهای جنجالی، برای ایران اصطلاحاً دستاویزی برای پاپوش امنیتی در مجامع بین‌المللی بتراشد. ازجمله این تلاش‌ها، ساخت و پخش گزارش تصویری با عنوان «ترور مرموز ایرانیان در اروپا» در نوامبر ۲۰۲۰ بود[۱۳] که ژیار گل سعی داشت چنین القاء کند که جمهوری اسلامی از طریق ارسال جوخه‌های ترور به خاک اروپا، حتی تهدیدی مستقیم برای کشورهای اروپایی است. بدیهی است که چنین سناریوپردازی‌ای عملاً و دقیقاً در چارچوب اقدامات آن مقطع محور واشینگتن-تل‌آویو-ریاض برای بدنام‌سازی ایران در افکار عمومی دنیا و مشروع‌سازی ایجاد تحریم‌ها و محدودیت‌های گسترده‌تر برای ملت ایران، قرار داشت.

«خبرنگار- مامور» در BBC؛ از ازدواج تشکیلاتی تا رپرتاژآگهی برای موساد
مصاحبه با مقام‌های رژیم صهیونیستی


در ماجرای مرگ مهسا امینی، در شهریور ما ۱۴۰۱، از آن‌جا که شهرهای استان کردستان به نوعی نقطه شروع ناآرامی‌های خیابانی بودند، طبیعی بود که ژیار گل، که سابقه‌ای چندین ساله در تهیه گزارش‌های تحریک‌آمیز و همدلانه با گروه‌های تجزیه‌طلب مسلح داشت، از قافله عقب نماند و یکی از فعال‌ترین خبرنگاران بی‌بی‌سی فارسی در پوشش اغتشاشات در ایران در پیوند با این ماجرا بود. او که در گزارش‌هایش مکرراً تاکید داشت که نقطه شروع ناآرامی‌های ضدجمهوری اسلامی از شهر «سقز» (زادگاه مهسا امینی) بود (برای بخشیدن صبغه‌ای قومیتی به ناآرامی‌ها)، در ۹ آذر ۱۴۰۱ مستندی به نام «خیزش زنان ایران» را روانه آنتن کرد تا چنین القاء کند که این‌بار قاطبه زنان ایران به رویارویی با جمهوری اسلامی کمر بسته‌اند.[۱۴]

به هر روی، امروز دیگر می‌توان بدون هیچ اغراقی، امثال «ژیار گل» را در ذیل مفهومی به نام «خبرنگار- مامور» دسته‌بندی کرد، چرا که امثال او، نه تنها از باب چهره شدن و صعود خود در عالم رسانه، مستظهر به حمایت ساختارهای اطلاعاتی خارجی بوده‌اند، که از باب محتوا و تاکتیک‌های فعالیت رسانه‌ای نیز کاملاً منطبق، همسو و «گوش به فرمان» اتاق‌های «عملیات روانی» و «جنگ شناختی» سرویس‌های خارجی هستند. ژیار گل و در سطحی پایین‌تر، سیما ثابت (مجری ایران اینترنشنال)، که در فضای تحریک قومیتی در ایران رشد کردند و پر و بال پیدا کردند، خبرنگار-مامور ابرپروژه «کلنگی‌سازی» جامعه ایرانی از طریق فرسایش چسب‌ها و علقه‌های اجتماعی، فرهنگی و عقیدتی پیونددهنده اقشار و گروه‌های شکل‌دهنده ملت ایران به شمار می‌آیند.


:: بازدید از این مطلب : 428
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 12 خرداد 1402
چرا دوست و دشمن به دنبال تبادل جاسوس 10 میلیارد دلاری هستند+ عکس

 در روزهای اخیر، باتوجه به سفر یکی از مقام‌های منطقه به ایران، گمانه‌زنی‌هایی از تبادل «مراد موشه طاهباز» منتشر شد. اما مراد طاهباز کیست و چه حامیانی داشته است؟ و چرا همه به دنبال تبادل این جاسوس حرفه‌ای هستند؟
 


مراد موشه طاهباز


مراد موشه طاهباز، یک یهودی با تابعیت سه‌گانه ایرانی-آمریکایی-انگلیسی، از جاسوسان اصلی و مهم مراکز حساس نظامی ایران در پوشش پروژه زیست‌محیطی بوده است که در سال ۹۶ دستگیر شد. طاهباز، رفت‌وآمد متعددی به سرزمین‌های اشغالی داشت و از مدیران شرکت «اَمریکا پارتنرز» [1] بود.
 


پروژه مراد موشه طاهباز و شرکایش در سرزمین‌های اشغالی، با حضور نیروی هوایی این رژیم


طاهباز با شرکای اسرائیلی-آمریکایی خود به نام جوزف و رالف برنشتاین در سرزمین‌های اشغالی، به ساخت مجموعه‌های تفریحی و قمارخانه برای نیروی هوایی ارتش این رژیم، تحت نظارت یک ژنرال اسرائیلی به نام «ژنرال ران رونن پکر»، مشغول بوده است.
 


از سمت راست: جوزف و رالف برنشتاین، ژنرال ران رونن پکر


طاهباز یک شکارچی قدیمی حیات وحش است و بنیانگذار موسسه «حیات وحش میراث پارسیان» در ایران بود و پدر او، قاسم طاهباز در دوران رژیم پهلوی، نماینده مجلس و از نزدیکان دربار پهلوی بود که سابقه غصب اراضی، با حمایت شاه پهلوی را داشت.
 


گزارش مجلس شورای ملی از غصب بیش از ۱۷۰۰ هکتار توسط قاسم طاهباز در دوران پهلوی


قاسم طاهباز در کنار منوچهر شاهقلی، وزیر بهداری کابینه هویدا و از سران فرقه بهائیت


مراد طاهباز و الکساندر شاهقلی، فرزند منوچهر شاهقلی وزیر بهداری پهلوی و از سران فرقه بهاییت


مراد طاهباز به راحتی در سازمان محیط زیست کشور در زمان دولت روحانی، نفوذ کرده و در جلسات مهم این سازمان، به طور علنی حضور داشت.
 


حضور مراد طاهباز در جلسه رسمی سازمان حفاظت از محیط زیست در دوران دولت روحانی


بعد از دستگیری طاهباز، برخی از کشورهای غربی به ویژه آمریکا، به حمایت از او پرداخته و خواستار آزادی وی شدند. حمایت‌های پی‌درپی از طاهباز، نشان می‌دهد که این مهره امنیتی وابسته به سازمان سیا و موساد، چه جایگاه مهمی برای سرویس‌های جاسوسی غربی دارد.
 


مراد موشه طاهباز، کاوس سیدامامی، هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، سپیده کاشانی و سایر عوامل موسسه جاسوسی میراث پارسیان


برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در دولت ترامپ و وزارت پومپئو، به حمایت همه جانبه از مراد طاهباز پرداخت. او در صحبت‌های خود مدعی شد که طاهباز «به گناه حمایت از یک حیوان در حال انقراض در ایران زندانی شده است و ایران نمی‌تواند فرق بین نجات حیوان و جاسوسی را تشخیص دهد.»

هوک مدعی شد که طاهباز بخشی از درآمد خود را برای حفاظت از محیط زیست ایران خرج کرد. او حتی طرح «یوزپلنگ ایرانی» بر لباس بازیکنان تیم ملی ایران را، نتیجه کار مراد طاهباز دانست. نکته مهم این است که برایان هوک، اذعان دارد که سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، «به طاهباز اجازه کار داد و مجوزهای لازم را برای او صادر کرد.» این اقدام در دولت روحانی و در زمان ریاست معصومه ابتکار انجام شد.

هوک در ادامه صحبت‌های خود، از فعالان محیط زیست در سراسر جهان خواست که خواهان آزادی او شوند و گفت «نمی‌توانیم اجازه دهیم که مراد ۱۰ سال در زندان باشد.»

حمایت ایالات متحده از مراد طاهباز، تنها به حمایت‌های مستقیم ختم نشد و به هر بهانه‌ای از او حمایت کرد. به عنوان مثال، بعد از حادثه سیل سال ۹۸ در ایران، مایک پمپئو، وزیر امورخارجه وقت آمریکا که از حامیان سرسخت تحریم مردم ایران بود، مدعی حمایت از سیل زدگان ایران شد و به این بهانه، از مراد طاهباز حمایت کرد. او در این رابطه گفت: «ایران حتی فعالان محیط زیست را، که سعی می‌کنند ایران را برای چنین شرایطی کمک کنند، به دلیل تلاششان به زندان می‌اندازند.»
 


بیانیه وزارت امورخارجه آمریکا و حمایت از مراد طاهباز به بهانه حادثه سیل سال ۹۸


با وجود آنکه طاهباز در دوران ریاست جمهوری ترامپ دستگیر شد، آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه فعلی آمریکا در دی ماه سال گذشته خواستار آزادی او به همراه دو جاسوس آمریکایی دیگر به نام‌های سیامک نمازی و عماد شرقی، شد.
 


حمایت آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه آمریکا از طاهباز و درخواست آزادی او


وزارت امورخارجه آمریکا همچنین گفته بود: «ما فوراً در حال رایزنی با بریتانیا برای پاسخ‌های مناسب هستیم. ما به کار شبانه روزی خود ادامه می‌دهیم تا آزادی شهروندان خود را که به اشتباه بازداشت شده‌اند، از جمله مراد طاهباز، شهروند آمریکایی-بریتانیایی را تضمین کنیم.» 

ایالات متحده درحالی که از برجام خارج شده و این مصداقی روشن از نقض تعهدات بین‌المللی است، ادامه بازداشت جاسوس آمریکایی را نقض تعهدات از سوی ایران دانست و در این رابطه گفت: «ادامه بازداشت او پیامی روشن به جامعه بین المللی می‌دهد که ایران به تعهدات خود عمل نمی‌کند. ما همچنان از مقامات ایرانی در هر فرصتی می‌خواهیم که فوراً او را آزاد کنند.»

رابرت مالی، فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران که می‌توان گفت یکی از مهمترین نقش‌ها را در تحریم‌های اقتصادی ایران ایفا کرده است، در توییتی نوشت: «ما هیچ اولویتی بالاتر از این نداریم که مطمئن شویم مراد طاهباز و سایر شهروندان ایالات متحده، عماد شرقی و سیامک نمازی که به ناحق بازداشت شده‌اند، به خانه بازگردند و به عزیزانشان بپیوندند.»
 


حمایت رابرت مالی از مراد طاهباز و درخواست آزادی او به عنوان یک اولویت


جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز خواستار آزادی طاهباز شده بود و این خواسته را از اولیت‌های اصلی دولت بایدن دانست.
 


حمایت جیک سالیوان از مراد طاهباز و درخواست آزادی او به عنوان اولویت اصلی دولت آمریکا


اگر نهادهای سیاسی در ایالات متحده آمریکا را بشناسید، حتماً می‌دانید که کنگره آمریکا و سناتورها، جایگاه و قدرت بسیار بالایی دارند. «کریس مورفی»، یکی از سناتورهای آمریکا از حزب جمهوری‌خواه، یکی دیگر از حامیان مراد طاهباز است. مورفی، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا بوده و در حمایت از   طاهباز در سال ۲۰۲۲ بیانیه صادر کرده و گفته است: «من عمیقاً نگران هستم که مراد طاهباز همچنان به ناحق در ایران بازداشت است...باید به مراد اجازه داده شود که به خانه بازگردد و فوراً به خانواده‌اش بپیوندد.»


حمایت کریس مورفی، سناتور آمریکایی از مراد طاهباز


«جو ویلسون»، یکی دیگر از نمایندگاه مجلس ایالات متحده است که در سخنرانی رسمی خود در مجلس این کشور، به حمایت مستقیم از مراد طاهباز پرداخت. 

اکانت رسمی وزارت امورخارجه آمریکا در توییتر، به عنوان یک نهاد رسمی و بسیار مهم ایالات متحده، خواستار آزادی مراد طاهباز شده و برای آن، فراخوان داده است.
 


حمایت رسمی وزارت امور خارجه آمریکا از مراد طاهباز


«تولیپ صدیق»، از نمایندگان پارلمان انگلستان، در توییتی به مظلوم‌نمایی از مراد طاهباز پرداخت و خواستار حمایت عمومی برای آزادی او شد.
 


حمایت تولیپ صدیق، نماینده مجلس انگلیس از مراد طاهباز

 

به گزارش «کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا» گروهی از نمایندگان کنگره از هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، در نامه‌ای به رئیس جمهور آمریکا، خواستار استفاده از دیپلماسی در قبال ایران شدند. در انتهای این نامه، درخواست آزادی مراد طاهباز، به عنوان یکی از مسائل مهم قید شده است.
 


گزارش کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا از درخواست آزادی مراد طاهباز در پایان نامه توسط نمایندگان کنگره


از دیگر حامیان طاهباز، «دفتر امور مشترک المنافع و توسعه وزارت خارجه انگلیس» (FCDO) است. این نهاد سلطنتی، بدون در نظر گرفتن جرائم صورت گرفته از سوی طاهباز به ویژه جرم جاسوسی، خواستار آزادی بی‌قید و شرط او شده بود. این دفتر اظهار داشت: «مراد طاهباز یک سه تابعیتی است و ما در حال همکاری نزدیک با ایالات متحده برای آزادی دائم مراد هستیم» این دفتر گفت: «ما به همکاری نزدیک با ایالات متحده ادامه می‌دهیم تا از مقامات ایرانی بخواهیم او را برای همیشه آزاد کنند و اجازه خروج او از ایران را بدهند.»

از دیگر حامیان مراد طاهباز، جریان اصلاحات است. روزنامه اصلاح طلب اعتماد به عنوان یکی از منابع اصلی در حمایت از جاسوس‌های محیط زیستی، عمل کرده‌ است، این روزنامه در گزارشی با عنوان «بخششی برای محیط زیست» نوشت: «اخبار آزادی فعالان دانشجویی و سیاسی اعتراضات اخیر درحالی در فضای مجازی جامعه پیچیده که هیچ خبری از عفو یا آزادی زندانیان پرونده جنجالی فعالان محیط زیست به گوش نمی‌رسد.»
 


حمایت روزنامه اصلاح طلب اعتماد از مراد طاهباز و سایر جاسوسان زیست‌محیطی


این رسانه اصلاح طلب، ضمن انتشار تصویر مراد طاهباز و سایر جاسوس‌ها با پوشش محیط زیستی، نگران زندانی بودن این افراد شده و در گزارش خود، همچون مقامات آمریکایی، طاهباز و همراهانش را، جاسوس عنوان نکرده است.

در عین حال، بعضی از خبرنگاران این روزنامه و دیگر رسانه‌های اصلاح‌طلب در توییتر و صفحات شخصی خود از این جاسوسان حمایت می‌کردند.
 


مژگان جمشیدی یکی از خبرنگاران روزنامه اعتماد و حمایت از جاسوسان محیط زیستی

 


با توجه به نکاتی که بیان شد، حمایت‌های بی‌دریغ و همه جانبه اشخاص و نهادهای قدرتمند ایالات متحده و انگلستان از مراد طاهباز و طبق اذعان خودشان، تلاش شبانه‌روزی برای آزادی فوری طاهباز، نشان می‌دهد که این مهره امنیتی، جایگاه بسیار مهمی برای آمریکا و سرویس‌های امنیتی غربی داشته و دارد. بنابراین، حال که چند سال از دستگیری طاهباز گذشته و اطلاعات لازم از او استخراج گردیده و صحبت از تبادل در میان است؛ لازم است این تبادل در قبال مسئله‌ای صورت گیرد که با ارزش این جاسوس برای کشورهای غربی، برابری کند.
 


حمایت دیگر روزنامه‌های و رسانه‌های اصلاح‌طلب از جاسوسان محیط زیستی


حمایت دیگر روزنامه‌های و رسانه‌های اصلاح‌طلب از جاسوسان محیط زیستی

 


:: بازدید از این مطلب : 411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 06 خرداد 1402

رویا حکاکیان، نویسنده، یهودی الاصل که در تلویزیون تروریستی اینترنشنال حضور ثابتی دارد در کنفرانسی در آمریکا پروژه عادی سازی تجزیه طلبی را کلید زده است.

البته اظهارات او موجب شد تا کاربران مختلف نسبت به این ماجرا واکنش نشان دهند. حکاکیان در این کنفرانس ادعا کرده بود که حقوق بشر از حفظ تمامیت ارضی ایران مهم‌تر است!

اما منظور حکاکیان از حقوق بشر چه بود؟ یکی از کاربران توییتری نوشته است که حقوق بشر برای افرادی چون حکاکیان تنها یک بنگاه درآمدزایی بوده است. این کاربر با انتشار اسنادی مدعی شده است که رویا حکاکیان در کنار افرادی چون مصی علی‌نژاد در غرب کاسب حقوق بشر راه انداخته‌اند. 

حکاکیان کیست و از کجا حقوق میگیرد؟

حکاکیان سال هاست که در مهاجرت کرده و در غرب به فعالیت رسانه ای و هنری می‌پردازد. حکاکیان گفته است که از سال ۲۰۰۴ وارد حوزه حقوق بشر شد. حکاکیان به همراه پیام اخوان و رامین احمدی، «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» را تاسیس کردند.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

به ترتیب از راست، رویا حکاکیان، پیام اخوان و رامین احمدی

 

حکاکیان مدعی است که هیچ گاه در استخدام هیچ نهاد حقوق بشری ایرانی ‌و یا غیر ایرانی نبوده است که پولی دریافت کند و تنها با بودجه آمریکا در سال ۲۰۰۵ مرکز اسناد را با دیگران بنیان گذاشت.

اما اسناد این مرکز نشان می‌دهد حکاکیان در سالهای بعد عضو هیئت امنا بوده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

 

درحالی که حکاکیان مدعی بوده در هیچ نهاد حقوق بشری استخدام نبوده، این کاربر با انتشار سند نوشت حکاکیان غیر از عضویت در هیئت امنای مرکز اسناد حقوق بشر از اعضای هیان مدیره Refugees International (پناهندگان جهانی) بوده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

طبق اسناد منتشر شده موسسه «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» تنها با حمایت و بودجه آمریکا تاسیس نشده، بلکه بنیاد های بسیاری در سکوت رسانه ای و در خفا این سازمان را حمایت کردند.

بنیاد های همچون: آکیلیس بودمن، بنیاد اجتماعی شیکاگو، امور مالی نانسی پیک، بنیاد دایموندستون، امور خارجه و تجارت بین المللی کانادا دفتر حقوقی هیوز هوبارد و ربید، انستیتوی جیکوب بلاوستاین برای ارتقاء حقوق بشر، بنیاد جان دوتر، بنیاد خیریه مینوو، حقوق و دموکراسی (کانادا)، دفتر حقوقی رابینسون و کول، دفتر حقوقی اسکادن، آریس، اسلیت، میگر، و فلوم، وزارت امور خارجه آمریکا.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر با انتشار گزارش مالی مرکز اسناد حقوق بشر، به دلارهای مبادله شده برای فعالیت های ایران ستیز این سازمان نیز اشاره کرده و نوشت: کسب و کار بدی نیست به خصوص که با هر خونریزی در ایران مثل جنبش سبز(فتنه سبز) مبالغ آن افزایش چشم‌گیری پیدا میکند.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر در حساب کاربری دیگر خود ادامه اسناد را منتشر کرده و اینبار به درآمد زایی سازمان قبل از اغتشاشات ۸۸ پرداخته است.

او در ادامه رشته توئیت نوشت: جهت آشنایی با مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان نیم میلیون دلار برای بشر ایرانی قبل از جنبش سبز. منبع: اسناد عمومی منتشر شده در سایت IHRDC

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

جهت آشنایی با مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان و دوستان ۱.۴ میلیون دلار برای بشر ایرانی در سال ۲۰۱۴/۲۰۱۳ . منبع: اسناد عمومی منتشر شده در اینترنت برای عملکرد مالی سازمان‌های معاف از مالیات.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

او در ادامه باقی فعالیت های مالی سازمان را افشا کرد و نوشت: آیا میدانستید ۱۰۴.۰۰۰ دلار از ۱.۴۰۰.۰۰۰ دلار مرکز اسناد حقوق بشر خانم رویا حکاکیان به گیسو نیا پرداخت میشد که هویت کاربران ناشناس را افشا کند! این مرکز با بودجه ابتدایی یک میلیون دلار از سوی وزارت خارجه آمریکا تاسیس شد. پس از آن نیز به این مرکز، سالانه بودجه نیم میلیون دلاری از سوی دولت آمریکا اختصاص داده شده است.

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

این کاربر همچنین ژرده از همکاری های شاهین صادق زاده و رویا حکاکیان برداشته و نوشت: آیا می‌دانستید شاهین صادق‌زاده میلانی مجانی به رویا حکاکیان گیسو نیای نایاکی کاوه شهروز مسیح علینژاد لیبرال دموکراسی و ... عشق می‌ورزد!؟

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

شاهین صادق زاده میلانی

اکنون با افشای این روابط و همکاری افراد به ظاهر کارشناس حقوق بشری و محیط زیستی با سرشبکه های ایجاد آشوب و اغتشاش، پرده دیگری از درآمدزایی این افراد با خون و امنیت مردم ایران برداشته شده است

. به همین منظور بسیاری از کاربران توئیتری، نسبت به این اسناد فاش شده واکنش نشان داده و متوجه شدند که به اسم فعالیت حقوق بشری، چه درآمدهای دلاری از خون مردم و ناامنی کشور کسب شده و چه کاسبی‌های پر رونقی به راه افتاده است.

بسیاری از این کاربران از عبارت «هر یه نفر کشته شه هزار دلار پشتشه» استفاده کرده و برخی نیز این پرسش را مطرح کردند: «این کدامیک از ده ها و صدها بنگاه بیزینس با خون مردمه؟»

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

بیزینس حقوق بشری با خون مردم+ عکس و فیلم

 

یکی از مواردی که دولت‌های غربی از مقوله حقوق بشر استفاده ابزاری می‌کنند در تحریم است، اوباما در کتاب «سرزمین موعود» نوشته است:

«بعد از آنکه تلاش‌هایمان برای آغاز مذاکره با ایران رد شد و در شرایطی که این کشور وارد چرخه هرج‌ومرج و سرکوبگری بیشتر می‌شد ما راهبردمان را به‌سمت دومین گام راهبرد منع اشاعه‌ای خودمان تغییر دادیم؛ یعنی بسیج کردن جامعه بین‌المللی برای اعمال تحریم‌های اقتصادی سخت و چندجانبه‌ای که می‌تواند ایران را وادار به حضور در میز مذاکره کند.»

او در ادامه می‌نویسد: «تا آن موقع، شورای امنیت چندین قطعنامه علیه ایران تصویب کرده و از این کشور خواسته بود فعالیت‌های غنی‌سازی خودش را متوقف کند. شورای امنیت، اعمال تحریم‌هایی محدود علیه ایران را مجاز کرده و گروهی شامل ۵ عضو دائم شورا به‌علاوه آلمان را تشکیل داده بود تا با امید به بازگرداندن رژیم به پایبندی به معاهده منع اشاعه با مقام‌های ایران دیدار کنند.»

اوباما در ادامه اذعان کرده است که تحریم‌ها ضعیف‌تر از آن بوده‌اند که اثری داشته باشند: «مشکل اینجا بود که تحریم‌های موجود ضعیف‌تر از آن بودند که اثر چندانی داشته باشند، حتی متحدان آمریکا مانند آلمان، کماکان تجارت قابل‌قبولی با ایران داشتند و تقریباً همه از این کشور نفت می‌خریدند. دولت بوش مضاف بر تحریم‌های بین‌المللی تحریم‌های یکجانبه‌ای را وضع کرده بود، ولی این تحریم‌ها تا حد زیادی نمادین بودند چون شرکت‌های آمریکایی از سال ۱۹۹۵ از انجام مبادله با ایران منع شده بودند.»

آن‌طور که از مستندات در اندیشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی و اظهارنظر مقام‌های کشورهای مختلف برمی‌آید از نگاه آمریکا این درک ایجاد شده است که دوگانه «تحریم ــ حقوق بشر» می‌تواند ابزاری مؤثر برای تغییر رفتار ایران در اختیار واشنگتن قرار دهد. معروف است که جان بولتون جنایتکار آمریکایی گفته است که باید اثر تحریم‌ها بر مردم ایران به حدی باشد که استخوان آن‌ها بشکند.

باند حکاکیان در آمریکا وظیفه دارد بهانه این تحریم‌ها را جور کند، گفته شده است که باند حقوق بشری شیرین عبادی نقش اساسی در جمع اوری اسناد دروغین به اسم حقوق بشر علیه مردم ایران دارند.


:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 03 خرداد 1402

 

 

چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟

:: بازدید از این مطلب : 498
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 31 اردیبهشت 1402

عطاءالله مهاجرانی در روزنامه اعتماد نوشت: «بعد از انتخابات روز شنبه ۲۴ اردیبهشت، اردوغان گرچه نتوانست اکثریت آرا را کسب کند و در دور نخست پیروز شود، اما همه قراین نشان می‌دهد که در دور دوم انتخابات در هفتم خرداد، احتمال پیروزی او از رقیبش نه‌تنها کمتر نیست، بلکه بیشتر است... اردوغان چگونه با رویکردی سنجیده ترکیه را به جایگاهی با اهمیت در اقتصاد و سیاست جهان رسانیده است؟... جنگ روسیه و اوکراین موجب شد که اختلال در صادرات گندم پیش‌ آید. تحریم‌های روسیه از سوی آمریکا و غرب هم مزید علت شد. در این میان ترکیه، با استفاده از موقعیت جغرافیایی-سیاسی بسیار مناسب، همکاری با سازمان ملل و روسیه و اوکراین وارد صحنه شد تا ابتکار صادرات گندم روسیه و اوکراین را در دست بگیرد. سیاستی که به «ابتکار صادرات غلات از دریای سیاه» مشهور شد.
این رویکرد، یعنی استراتژی مبتنی بر صلح و کسب منافع حداکثری برای ترکیه، در بیست سال گذشته، چهره اقتصادی، صنعتی و کشاورزی و خدماتی و سیاسی ترکیه را به کلی دگرگون کرده است. در یک کلام اردوغان توانسته اقتصاد ترکیه را در دو دهه تقریبا سه برابر کند. استانبول را به یکی از پررونق‌ترین و زیباترین شهرهای جهان تبدیل کند. جذب سرمایه خارجی به ارقام مهم و تعیین‌کننده‌ای در اقتصاد ترکیه رسیده است. 
از سال ۱۹۷۳ تا ۲۰۰۲، مجموعه جذب سرمایه خارجی در ترکیه ۱۵ میلیارد دلار و از ۲۰۰۳ تاکنون، تقریبا بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار بوده است! این سرمایه در صنعت ساختمان، انرژی و خدمات، رسانه و... صرف شده است. تعداد شرکت‌ها با سرمایه خارجی در سال ۲۰۰۲، یعنی ابتدای دوره اردوغان ۵۶۰۰ شرکت بوده است، اکنون بیش از صد هزار شرکت با سرمایه خارجی در ترکیه فعالند که چندین هزار شرکت ایرانی هستند! 
شرکت‌های ایرانی و اخیرا شرکت‌هایی که در حوزه علوم و تکنولوژی جدید فعالیت می‌کنند، با تشویق و تدارک و برنامه‌ریزی به ترکیه جذب می‌شوند. واحدهای صنعتی بخش خصوصی در ایران، با سرمایه‌گذاری بخش خصوصی ترکیه، به رونق اقتصاد ترکیه کمک می‌کنند... دو دهه پیش یکی از مقامات که به ژاپن رفته بود، گفت ما می‌خواهیم ژاپن اسلامی بشویم! بسیار خوب نشدیم، ترکیه را دریابیم!»
هم‌زمان، روزنامه هم‌میهن هم به قلم صادق زیباکلام نوشت: «چنین امکانی وجود ندارد که ما هم شاهد انتخاباتی مثل ترکیه باشیم... واقعیت امر این است که ترکیه سال‌ها از نظر دموکراسی از ما در ایران جلوتر است. اساسا نفس اینکه یک نفر به اسم آقای رجب ‌طیب‌اردوغان که دو دوره رئیس‌‌جمهور بوده است و بیش از دو دهه است قدرت را در اختیار دارد، مجبور شود تن به رقابت سیاسی این‌چنینی دهد که 45 درصد رای‌دهندگان بیایند و به رقیب او رای دهند، این اساسا نشان ‌دهنده دموکراتیک بودن ترکیه در مقایسه با ایران است که در این کشور، ساختار قدرت می‌تواند به این شکل مورد چالش قرار بگیرد. صدالبته که ترکیه، نروژ و سوئیس و سوئد نیست، ترکیه حتی به پای هند و ژاپن هم نمی‌رسد، اما واقع مطلب این است که قدرت در ترکیه بعد از دو دهه می‌تواند مورد چالش قرار بگیرد. همین ‌قدر که یک عده می‌‌توانند پای صندوق بروند و به رقیب کسی رای دهند که دو دهه قدرت را در اختیار داشته، به نظر من این نشانه حداقلی از توسعه سیاسی به شمار می‌رود».
درباره سخنان مهاجرانی و زیباکلام باید یادآور شد که ژاپن یا ترکیه، امثال موسوی و خاتمی و ‌هاشمی و... را نداشتند که زیر میز انتخابات بزنند و در مقابل رای اکثریت (جمهوریت) بلوا بر پا کنند. ژاپن یا ترکیه، مثل مهاجرانی را نداشت که پس از چند ده سال حضور در مناصب حکومتی، به لندن بگریزد، اتاق فکر آشوب سبز در خارج کشور تشکیل دهد و برای بورسیه کردن فرزندش از سفارت عربستان درخواست پول کند. ژاپن یا ترکیه سیاست‌بازی با مختصات آقای مهاجرانی ندارند که در میان‌سالی بگوید «اگر در جوانی وارد سیاست شدم مربوط به شیر درازگوشی بود که در کودکی خوردم و دیگر به سیاست برنمی‌گردم»، اما تا دری به تخته خورد و آتش فتنه سبز توسط مزدوران انگلیس و آمریکا و اسرائیل شعله‌ور شد، به سیاست‌بازی مبتذل برگردد و با طرح اسب تروا، چنان کمدی سیاهی به یادگار بگذارد که در میان اپوزیسیون همسو به عنوان درازگوش تروا ضرب‌المثل شود!
درباره شرایط اقتصادی هم با وجود این‌که ترکیه تحریم نیست، اما سال گذشته حتی رکورد تورم ۱۰۸ درصدی را هم ثبت کرد و پول ترکیه در یک سال، ۴۰ درصد ارزش خود را از دست داد. بدهی ترکیه ۴۶۵ میلیارد دلاری است.
هم‌چنین باید به آقای زیباکلام یادآور شد که پس از کودتای ژوئیه ۲۰۱۶ در ترکیه، دولت اردوغان ۷۷ هزار نفر را بازداشت کرد. ۱۳ هزار و ۵۰۰ نفر محاکمه شدند. ۱۳۰ فرماندار و استاندار، ۲۷۴۵ قاضی و دادستان (توأم با ضبط دارایی و املاک)، ۱۷۵۵ رئیس‌ و معاون رئیس‌دانشگاه، ۳۶ هزار معلم و ۹۰۰۰ کارمند وزارت داخله اخراج شدند. بیش از ۱۰۰ هزار نفر کارشان را از دست دادند. دولت هم‌چنین، ۴۵ روزنامه، ۱۵ مجله، ۲۳ فرستنده رادیو، ۱۶ فرستنده تلویزیون و ۲۹ بنگاه نشریاتی را تعطیل کرد. گذرنامه ۵۰ هزار نفر باطل اعلام شد. اما در ایران برخی متهمان کودتای سبز نه‌تنها با اغماض روبه‌رو شدند، بلکه در دولت روحانی به وزارت و معاونت هم رسیدند.
گفتنی است در انتخابات اخیر ترکیه، اردوغان ۲۷ میلیون و ۸۸ هزار رای (۴۹.۵ درصد) و قلیچدار اوغلو ۲۴ میلیون و ۵۶۸ هزار رای (۴۴.۸۹ درصد آرا) را به خود اختصاص داده‌اند. اما با وجود این که فاصله رای دو رقیب، 2/5 میلیون نفر بیشتر نبود، طرفداران قلیچدار اوغلو مدعی تقلب و مرتکب آشوب نشدند؛ خیانتی که مدعیان اصلاح‌طلبی (حامیان موسوی و خاتمی)، با وجود فاصله بیش از ۱۱ میلیونی رای موسوی و احمدی‌نژاد در انتخابات ۱۳۸۸ ایران مرتکب شدند.

 
 
منبع:کیهان
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 429
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1402

در پی گروگان‌گرفته شدن دو زن از استان کرمان توسط اشرار و انتقال آنان به شهرستان خاش و دستور مرجع قضایی به ماموران اداره کل اطلاعات استان، بلافاصله عملیات با همراهی و پشتیبانی پلیس شهرستان خاش به منظور رهایی گروگان ها انجام می شود.

به محض شروع عملیات، اشرار به صورت مسلحانه با ماموران درگیر شدند که در این درگیری سروان «یاسر عبدلی»، جانشین پلیس اطلاعات خاش و از افسران شجاع، متعهد و متخصص پلیس بر اثر اصابت گلوله اشرار به شهادت می رسد.

ماهیگیری جریان غرب‌گرا از انتخابات ترکیه/ سکوت حامیان شعار «زن،زندگی، آزادی» و سانسور رشادت مأمور فراجا
شهادت مامور فراجا در عملیات نجات دو گروگان زن از دست اشرار در خاش

 

نکته قابل تأمل اینجاست که رسانه های جریان غربگرا به هیچ عنوان به این حادثه اشاره نکرده و تیغ سانسور بر آن کشیدند. این در حالی است که این طیف خود را حامی حقوق زنان نیز می نامد!

سال گذشته و در جریان اغتشاشات، جریان غربگرا همصدا با دشمن، به نفرت پراکنی علیه حافظان امنیت پرداخته و آنان را تضییع کنندگان حقوق زنان جا زدند. این نفرت پراکنی و فضاسازی مسموم موجب شد که عده ای از اوباش و اشرار به خود جرأت داده و گلوی مأمور پلیس را پاره کردند و مأمور دیگر را آتش زده و طلبه بسیجی را نیز وسط خیابان شکنجه کردند.

حادثه اخیر گروگانگیری، سند دیگری بود مبنی بر رسوایی حامیان دروغین شعار «زن، زندگی، آزادی». همان طیفی که وقتی فعال سیاسی هم قبیله آنان، همسر دوم خود را با سلاح گرم به قتل رساند، در مقابل این عمل شنیع سکوت کرده و حتی پا را فراتر گذاشته و «قاتلِ یک زن» را به عنوان قهرمان معرفی کردند!

حادثه اخیر گروگانگیری یکبار دیگر ثابت کرد که حاکمیت در ایران و همچنین حافظان امنیت، حامیان اصلی شعار «زن، زندگی، آزادی» هستند و در بزنگاه ها، نه تنها به طور تمام و کمال از حقوق زنان دفاع کرده بلکه جان خود را نیز در طبق اخلاص می گذارند.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 402
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1402

 

رهبر انقلاب: 

«اگر جریان تحریف شکست بخورد، جریان تحریم هم شکست خواهد خورد.»(10/5/99)

پوستر/ کار جریان تحریف، آدرس غلط دادن برای حل مشکل تحریم است

دقت نماییم به این گزارش:

به گزارش روزنامه لس‌آنجلس تایمز در تاریخ 28 مهر 1388 که از رایزنی یک مقام آمریکایی با «سران اپوزیسیون و نمایندگان سران جنبش سبز» منتشر کرد توجه کنید.
«جان‌هانا»، عضو ارشد موسسه واشنگتن در سیاست 
خاور نزدیک و مشاور امنیت ملی دیک چنی (معاون جرج بوش) به این روزنامه می‌گوید: «مطمئناً پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیت‌های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و این تحریم باید هرچه شدیدتر باشد؛ تحریم ضعیف و یا تدریجی، فقط به رژیم این امکان را می‌دهد که با وضعیت جدید خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به صورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن... برخی از آنها نگرانند که رژیم بر اثر حمله نظامی فلج نشود و به جای آن، جنبش سبز سرکوب شود. با وجود این نگرانی، آنها پیشنهاد دادند بمباران همزمان تأسیسات هسته‌ای و مراکز سپاه پاسداران و بسیج- هر چند که تعدادی از مردم را هم نابود کند- موجبات جمع کردن بساط حکومت به دست مخالفان را تسریع خواهد کرد»!
 
چرا در بین بعضی روشنفکران ایرانی در طول این حدود 117 سال گذشته (از انقلاب مشروطه تاکنون) شعارهایی که خمیر مایع آن، فریب و اغواگری، تحریف واقعیت ها و دروغ غربی ها، را می خواهندبا شعار عزت، کرامت و شرافت ملت شریف ایران عوض نمایند.

:: بازدید از این مطلب : 313
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1402

فردا عازم کربلایم نایب زیارت همه شمایم. قسمت همه شما عزیزان بشه اینشاالله.

 

اماکن زیارتی نجف را بشناسید
 

 

 

فضای حرم مطهر امام حسین(ع) 30 برابر می‌شود + تصاویر

 


:: بازدید از این مطلب : 459
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 17 اردیبهشت 1402

اول: آیا امکان رفراندوم در ایران به طور کلی وجود دارد؟ پاسخ حتماً بله است؛ اساساً قاعده‌ی رفراندوم در خود قانون اساسی به صورت معیّنی تعبیه شده و اگر چنین اقتضائی ایجاد شود می‌توان به آن رجوع کرد. ضمن آنکه در سابقه جمهوری اسلامی همه‌پرسی‌های بنیادی مانند رفراندوم درباره خود جمهوری اسلامی در 12 فروردین 58 و همه‌پرسی درباره قانون اساسی انجام شده است. پس جمهوری اسلامی از اصلِ همه‌پرسی نه تنها واهمه‌ای نداشته بلکه تنها انقلاب بزرگ تاریخ است که پس از پیروزی، حتی برای تعیین نوع حکومت، رفراندوم برگزار کرد.

دوم: امّا درباره رفراندوم بی‌قاعده و کاریکاتوری که بعضاً لق‌لقه‌ی زبان برخی سیاستمداران است چه؟

1- اینان علیرغم همه‌ی فریادهایشان تاکنون حتی یک بار نتوانسته‌اند به روند قانونی موجود در قانون اساسی اتّکا کنند؛ علت هم مشخص است: آنها اقلیتند اما ادای اکثریت را درمی‌آورند و از آنجا که صدایشان در بعضی رسانه‌ها بلندتر از صدای مردم معمولی است، تن صدایشان را با حقانیت خواست‌شان اشتباه می‌گیرند. اینها صدایشان بلند است اما اقبالشان در افکار عمومی کوتاه؛ لذا چون می‌دانند در اقلیتند، صدایشان را بلند و کلفت می‌کنند و نهایتاً هم این ادعا که چون به حرف من گوش نداده‌اند، پس دموکرات نیستند را سر دست می‌گیرند!

2- وقتی کار از قاعده خارج شد و هر کسی که خواست بتواند بگوید: یا درباره آنچه من می‌گویم رفراندوم بگذارید و یا دیکتاتورید، این پرسش‌ها پیش می‌آید:

اولاً: چه کسی به شما برخلاف قانون این حق را داده که برای همه تعیین تکلیف کنید؟

ثانیاً: در این فرآیند بی‌قاعده، فرض کنید عده‌ای امروز گفتند همه‌پرسی، و از قضا بعد از 6 ماه تدارک چنین اقدام دشوار و مهم و هزینه‌بری، رفراندوم هم برگزار شد. دقیقاً یک هفته بعد حالا عده‌ی دیگری هم بگویند اتفاقاً عکس آن موضوع را هم باید به همه‌پرسی بگذاریم چون معتقدیم نظر مردم عوض شده است! چه استدلالی دارید که انجام ندهید؟ در این صورت آیا کشور غیر از رفراندوم‌های خنده‌دار کار دیگری می‌تواند بکند؟ اصلاً خود همین کار انجام شدنی است؟

ثالثاً: اگر هر کس دلش خواست نسخه‌ی رفراندوم‌های پی‌درپی بپیچد، پس انتخاباتی که به طور متوسط هر ساله در کشور برگزار می‌شود چیست؟ آیا خود همین انتخابات، یک رفراندوم مستمر و باقاعده برای تعیین و تغییر شیوه‌های حکمرانی نیست؟ در همین 44 سال، مجالس و روسای جمهوری انتخاب شده‌اند که کم و بیش با یکدیگر بعضاً تا 180 درجه متفاوت اندیشیده و عمل کرده‌اند. مجلس ششم با مجلس هفتم، مجلس امروز با مجلس دور قبل، خاتمی با احمدی‌نژاد، احمدی‌نژاد با روحانی و رئیسی با روحانی به لحاظ اقدام و اندیشه چه شباهتی دارند؟ آیا هرکدام بر اساس پیامی که از انتخابات آن دور دریافت شد، شیوه و مسیر متفاوتی را اتخاذ نکردند؟ لذا اگر هر چیز محل اختلافی بخواهد با رفراندوم تعیین تکلیف شود، به معنای تعطیلی یا بلاموضوع کردن انتخابات نیست؟

سوّم: مسئله دیگر خلط میان رفراندوم با انقلاب و تغییر بنیادهای یک نظام سیاسی است؛ به صورت طبیعی هیچ نظم سیاسی بعد از استقرار، طبق قانون اساسی، اصول بنیادی خود را به همه‌پرسی نمی‌گذارد. این تغییر از ریشه، موضوعِ انقلاب است نه رفراندوم. برای مثال جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی نمی‌تواند مواردی را به رفراندوم بگذارد که به معنای نفی جمهوریت و یا رویکرد اسلامی و یا استقلال آن باشد. یعنی اگر کسی گفت رفراندوم بگذاریم و اگر مردم رأی دادند از این پس انتخابات برگزار نکنیم و یا رفراندومی برگزار کنیم که بر اساس آن نظام کشور دیگر نشانه‌های اسلامیت نداشته باشد، این هیچ نسبتی با رفراندوم ندارد.

چهارم: آنچه طی سالهای مختلف در تاریخ جمهوری اسلامی از سوی برخی آقایان به عنوان ضرورت رفراندوم گفته شده، در واقع اراده‌ی رفراندوم برای تقویت دموکراسی نیست؛ لبّ کلام آنها این است که ما اوّلاً صدای بلندتر و گردن کلفت‌تری داریم و ثانیاً حتی اگر در ظاهر ادعای دیگری داشته باشیم، اما می‌دانیم که پایگاه اجتماعی لازم برای آن مسائلی که مد نظر داریم وجود ندارد، لذا قصد دیکتاتوری خود را پشتِ نمایشِ تلاش برای رفراندوم پنهان می‌کنند.

برای اینها مسئله‌ی اصلی اعمال دیکتاتوری است؛ یک روز به واسطه‌ی اردوکشی خیابانی علیه صندوق‌های رأی و روز دیگر شوآف رفرانداوم.

جنگ شناختی در میدان صفین با برافراشتن پیراهن عثمان رفراندوم

انتخابات در نظام اسلامی یک فریضه قلمداد می‌شود و در سابقه پرافتخار جمهوری اسلامی شاهد بوده و هستیم که مردم با قصد قربت و به‌مثابه یک عبادت در آن مشارکت می‌کنند و البته همواره مشارکت حداکثری مردم در همه انتخابات صرف‌نظر از نتایج محتمل هر انتخاباتی مورد تأکید و توصیه و سفارش رهبر معظم انقلاب اسلامی قرار داشته است.

کنار این کارنامه درخشان نظام و رهبری، در برهه‌هایی حساس از تاریخ انقلاب اسلامی شاهد بوده‌ایم که برخی سیاسیون و جریان‌های سیاسی سوابق و خاطرات تلخی را در عدم پای‌بندی به رأی مردم و نتایج حاصل از انتخابات در حافظه تاریخی ملت ایران باقی گذاشته‌اند.

مروری بر عملکرد این جریان‌های سیاسی در انتخابات ریاست‌جمهوری 1384 و 1388 که با بی‌تفاوتی از کنار رأی باورنکردنی نامزد رقیب خود گذشتند و حتی شرم‌آورانه برای مخدوش‌سازی رأی مردم متوسل به دسته‌بندی رأی مردم به رأی کیفی و  رأی غیرکیفی شدند و ترجیح رأی کیفی بر رأی غیرکیفی را به‌خلاف همه ادعاهای دموکراسی‌طلبانه خود تئوریزه کردند نشان می‌دهد، وقتی صرف تصدی و تصاحب قدرت ملاک باشد حاضرند مقدس‌ترین ارزش‌ها را پای منافع سیاسی و حزبی خود ذبح نمایند.

شوربختانه پس از حوادث تلخ پاییز 1401 شاهد هستیم سران این جریان و متملقان و چاپلوسان آنان به‌انحای گوناگون و برای موضوعات ریز و درشت مسئله برگزاری رفراندوم را مطرح و حتی موضوع رفراندوم را براندازی نرم جمهوری اسلامی از طریق همه‌پرسی برای تغییر قانون اساسی عنوان کردند که طبیعی بود مورد استقبال دشمنان انقلاب اسلامی و امام خمینی(ره) از جمله سیاستمداران جنایت‌کار غربی و رژیم صهیونیستی قرار بگیرد که گرفت و امپریالیسم رسانه‌ای تمام‌قد به دفاع از آن برخاست.

در روزهای اخیر هم شاهد بودیم رئیس دولتی که باید به‌خاطر ناکارآمدی و خیانتی که به‌دلیل ناکارآمدی در طول دوران تکیه بر قدرت داشت که منجر به ضربه زدن به اعتماد عمومی و ایجاد شکاف بین دولت و ملت شد، پاسخگو باشد، با توسعه دایره رفراندوم به موضوعات ریز و درشت در عرصه سیاست داخلی، سیاست خارجی و مقولات فرهنگی عرض‌اندام کرد و اگرچه اکثر مردم آن را یک پز انتخاباتی قلمداد کردند اما طبیعی بود که مورد حمایت دشمنان قرار بگیرد و دستمایه‌ای برای حمله و تهاجم به نظام مظلوم اسلامی در اختیار رسانه‌های بیگانه و مواجب‌بگیر سیاستمداران غربی و صهیونیستی قرار دهد که داد.

اکنون همه این جریاناتی که نه‌تنها کارنامه قابل‌قبولی در پای‌بندی به رأی و نظر مردم ندارند بلکه آنها را لشگر قابلمه به دست معرفی می‌کردند با بیانات اخیر مقام معظم رهبری در جمع رمضانی دانشجویان دانشگاه‌ها درباره رفراندوم که طراحی آنان برای درگیری‌سازی و مشغول‌سازی جمهوری اسلامی را بر هم زده است فریاد «وا رفراندوما» سر داده و پیراهن عثمان را بر سر نیزه کرده‌اند که "آی خلایق، بیایید و ببینید که جمهوری اسلامی به شعور مردم توهین کرده است".

حامیان این جریان در خارج از کشور (که گناهشان را بی‌شک باید به پای اربابان و صاحب‌کارانشان که از آنها بهره‌برداری سیاسی می‌کنند نوشت) با طرح موارد همه‌پرسی در کشورهای غربی مدعی شده‌اند که "آنها همه مسائلشان را به رفراندوم می‌گذارند، و شما چرا اصل اعتقاد به نظام را به رفراندوم نمی‌گذارید؟".

در پاسخ به اینان باید گفت ما همه حرف‌های شما را می‌پذیریم  به یک شرط و آن شرط این است که یک نمونه حتی یک نمونه کوچک نشان دهید که در کشورهای غربی خط‌قرمز بودن هولوکاست را به‌عنوان یک موضوعی که منجر به چالش‌های عمیق در روابط بین‌الملل و خصوصاً غرب آسیا شده است و خون‌های بسیاری از جوانان فلسطینی را به زمین ریخته است به رفراندوم گذاشته باشند یا حتی اجازه پیشنهاد آن نه به‌صورت رسمی بلکه حتی توسط یک رسانه را داده باشند.

این همه مرعوبیت نسبت به غرب و این همه بزک کردن غربی‌ها و فرو کوفتن ایران تا کنون چه دستاوردی برایتان داشته است که این مسیر را پرشتاب ادامه می‌دهید؟

واقعیت این است که برگزاری رفراندوم به‌عنوان یک راه‌کار برای تصمیم‌گیری درباره مسائل مهمی که اهمیت و ضرورت آن برای مراجعی که در قانون مشخص شده است، به اثبات رسیده باشد در قانون اساسی تعبیه و به‌رسمیت شناخته شده است لیکن جوازی برای توسعه این مسائل به مسائلی که مربوط به اصل «اسلامیت» و «جمهوریت» نظام است یا مسائلی که برای تصمیم‌سازی یا تصمیم‌گیری درباره آنها سازوکارهای قانونی و مشخصی در قانون اساسی طراحی شده است، وجود ندارد.

آنچه رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن اشاره کرده‌اند این است که رفراندوم باید ضرورت داشته باشد و این‌طور نیست که در نقاط مختلف دنیا همه مسائلشان را به رفراندوم بگذارند، ضمن این‌که با تعدد و تکرر رفراندوم نمی‌توان همیشه جامعه را در حالت دوقطبی نگه داشت آن هم کشوری که با دشمنی‌های آشکار و غیر قابل انکار مواجه است و حلقوم‌هایی با فریادهای برآمده از حقد و کینه آرزوهای براندازی آن را فریاد می‌کنند.

از این مهم‌تر کشور نیاز به پیشرفت دارد و نمی‌توان با درگیرسازی کشور از طریق رفراندوم به مقولات غیرضروری که از اهمیت لازم برای موضوع رفراندوم قرار گرفتن برخوردار نیستند قطار پیشرفت کشور را متوقف کرد.

در پایان باید به کسانی که مدعی هستند این بیانات نشانه عبور نظام از مردم‌سالاری و توهین به مردم است گفت؛ اولاً شما دارید با دروغ‌پردازی و شبهه‌افکنی به شعور مردم توهین می‌کنید چرا که با تحریف سخن رهبری، مخالفت ایشان را که مربوط به توسعه موضوعات رفراندوم به مسائل گوناگون کشور است و طبعاً موضوعات کم‌اهمیت و غیراولویت‌دار کشور را در برمی‌گیرد که برای اتخاذ تصمیم درباره آنها سازوکارهای قانونی مشخصی وجود دارد آن را به مخالفت با اصل رفراندوم و قانونی بودن آن تعبیر و تفسیر می‌کنید.

ثانیا نظامی را متهم به عبور از مردم‌سالاری دینی می‌کنید که در طول عمر پربرکت چهل و چند ساله خود کارنامه پرافتخاری از مردم‌سالاری با برگزاری تقریباً یک انتخابات در هر سال دارد.

رهبری را متهم به این امر می‌کنید که پرچمدار دفاع از جمهوریت نظام است و مردم در منظومه فکری و سیره عملی ایشان همواره از جایگاه معتبر و ممتازی برخوردار بوده‌اند و همواره در همه انتخابات رأی و نظر آنان از سوی ایشان مورد احترام قرار گرفته و فرصت خدمت و بیش از آن حمایت از منتخبان مردم نیز از سوی ایشان در اختیارشان قرار گرفته است.

تجربه تاریخی نشان می‌دهد دشمنان از این هیاهوها که با هدف دوقطبی‌سازی بین مردم و نظام و رهبری صورت گرفته است طرفی نخواهند بست و همچون بیست و دوم بهمن تاریخی شاهد انتخاباتی پرشور و تاریخی در انتهای این سال با مشارکت حداکثری توصیه‌شده توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی خواهیم بود.

 

منبع: تسنیم


:: بازدید از این مطلب : 426
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران