منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 2
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 83
:: بازدید ماه : 209
:: بازدید سال : 536
:: بازدید کلی : 536
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 22 تیر 1402

 

ساختن دو فیلم غیرقانونی با پوششی غیرمتعارف در سال ۱۴۰۲ و حضور سال گذشته سینمای زیرزمینی ایران با فیلمی با مضمون همجنسبازانه در کارلووی‌واری نشان از ادامه ولنگاری این حوزه است.
 
 پنجاه و هفتمین دوره جشنواره فیلم «کارلو وی‌واری» در جمهوری چک روز شنبه ۱۷ تیر با اهدای دو جایزه به دو فیلم ایرانی به کار خود پایان داد. جایزه ویژه هیئت داوران این فستیوال به فیلم «تورهای خالی» ساخته بهروز کرمی‌زاده رسید و جایزه بهترین کارگردانی را نیز بابک جلالی برای فیلم «فریمونت» از آن خود کرد.
 
کارویژه «کارلو وی‌واری» برای حمایت از یک فیلم همجنسگرایانه
این جشنواره از سال گذشته تمرکز خود را متوجه سینمای ایران کرد و به صورت جدی به سینمایی زیرزمینی ایران توجه ویژه‌ای دارد. سال ۱۴۰۱ در پنجاه و ششمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم کارلووی واری فیلم «تابستان با امید» ساخته صدف فروغی موفق به دریافت گوی بلورین بهترین فیلم، در این رویداد سینمایی شد.
 
این فیلم دومین ساخته بلند فروغی بود و با تامین سرمایه از سوی یک کمپانی کانادایی در ایران به صورت زیرزمینی ساخته شد و توانست جایزه نقدی ۲۵ هزار دلاری این جشنواره را دریافت کند.
 
صدف فروغی علاوه‌بر نویسندگی و کارگردانی «تابستان با امید»، تهیه‌کنندگی این فیلم را نیز به‌همراه کیارش انوری و کریستینا پیووسان بر عهده داشته است.
این فیلم زیرزمینی بااستفاده از بازیگران مشهور ایرانی همچون لیلی رشیدی، مهدی قربانی، علیرضا کمالی در سکوت خبری در شمال ایران مقابل دوربین رفت. روایت این فیلم درباره یک شناگر جوان و مربی جوانش است که دارای تمایلات همجنسگرایانه‌ ای هستند.
 
شخصیت اصلی این فیلم امید (مهدی قربانی بازیگر ابد و یک روز و تنگه ابوقریب) پس از آنکه از مربی شنای خود ناامید می‌شود وارد رفاقتی با دومین مربی ‌اش می شود و رگه‌هایی از همجنسبازی در رابطه این دو نفر دیده می‌شود.
 
چرا تورهای خالی به تور کارلووی‌واری افتاد؟
سال گذشته صدف فروغی به صورت زیرزمینی وارد ایران شد و فیلم زیرزمینی خود را با عنوان «تابستان با امید» تولید کرد. امسال نیز فیلم «بهروز کرمی‌زاده» فیلمساز ایرانی مقیم آلمان با سرمایه‌گذاری یک کمپانی آلمانی وارد ایران شد و فیلم خود را با قواعد رایج سینمای زیرزمینی و بدون پوشش عرفی رایج تولید کرد.
 
«تورهای خالی» مانندفیلم «عصبانی نیستم » با الگویی کهنه شده به شیفتگی پسر جوانی نسبت به دختری ثروتمند می‌پردازد و القای مضامین سیاسی و تاکید روی فلج شدن اقتصاد کشور را در زیر متن این روایت کلیشه‌ای گنجانده است.
 
امیر (حمیدرضا عباسی ) به عنوان پیک موتوری شرکتی خصوصی در شهری ساحلی در شمال ایران کار می‌کند. او درآمد بسیار کمی دارد و صرفا می‌تواند هزینه‌های زندگی خودش را تامین کند و مادرش با تهیه و فروش خیارشور خانگی روزگار می‌گذارند. او شیفته نرگس (صدف عسگری ) دختر یک قناد است و و خانواده دختر از نظر اقتصادی زندگی ممتازتری دارند.
 
این دو مثل زوج فیلم «عصبانی نیستم» به دنبال فرصتی برای ازدواج با یکدیگر هستند و چون توانایی ازدواج با یکدیگر را ندارند مجبور هستند که رابطه خود را مخفی نگاه دارند تا اینکه نرگس دیگر نمی‌خواهد این رابطه ادامه پیدا کند و امیر باید شغلی پیدا کرده تا هزینه‌های یک زندگی مشترک را تامین کند. او وارد یک شغل پرمخاطره غیرقانونی می‌شود تا بتواند با دختر دلخواهش زندگی کند.
 
اگر نمایش خبرها در برادران لیلا متمرکز روی تحریم های بود در این فیلم همان الگو مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد و عمده پس زمینه خبری فیلم در چهارچوب تلویزیون متمرکز بر فشارهای مالی از طریق تحریم های اقتصادی است. فیلم با یک بیانیه سیاسی رادیکال علیه حاکمیت به پایان می‌رسد.
 
یکی از موضوعات فرامتنی این فیلم حضور صدف عسگری پس از «آیه‌ های زمینی» در جشنواره فیلم کن اخیر است . او در این فیلم یز نقش آفرینی کرده و با توجه به رفتار هنجارشکن این بازیگر سابق سینمای ایران مشخص است که رویکرد جشنواره کارلووی واری نیز همانند جشنواره های کن و برلین رویکردی کاملاً سیاسی علیه کشورمان است.
 
با تلاش عوامل این فیلم و کریم لک‌زاده و عوامل فیلم «ماده تاریک» در حاشیه جشنواره، هئیت داوران این فستیوال در بیانیه‌ای از آشوب‌های پاییز ۱۴۰۱ حمایت کردند.
 
ساختن دو فیلم غیرقانونی در ایران با پوششی غیرمتعارف در سال ۱۴۰۲ و حضور سال گذشته سینمای زیرزمینی با حمایت کمپانی‌های خارجی نشان می‌دهد، ولنگاری همچنان ادامه دارد.
 
مانند فیلم هجوم (که مضمونی همجنسگرایانه داشت)به کارگردانی شهرام مکری که در جشنواره فیلم برلین حضور داشت.
فیلم خوک به کارگردانی مانی حقیقی و بازیکنانی مانند حسن معجونی، لیلا حاتمی، لیلی رشیدی، پریناز ایزدیار، علی باقری و علی مصفا را داشت.
 

:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 22 تیر 1402

 

سرکوب معترضان به دولت نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی توسط پلیس-سرزمین‌های اشغالی

 

اعتراضات مردمی به اصلاحات قضایی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی - تل‌آویو

 

سفر جو بایدن رئیس جمهور آمریکا به انگلیس و استقبال چارلز سوم پادشاه این کشور

 

ژست دونالد ترامپ بعد از سخنرانی در کارولینای جنوبی _ آمریکا

 

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 18 تیر 1402

تجاوز جنسی یک جنایت جدی است که زندگی میلیون‌ها نفر عمدتا زنان و دختران را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ بر اساس داده‌های موجود تخمین زده می‌شود که تقریبا ۳۵ ٪ از زنان در سراسر جهان در زندگی خود آزار جنسی را تجربه کرده اند.

گزارش سازمان جهانی بهداشت (WHO) نشان می‌دهد که از هر سه زن، یک زن در طول زندگی خود خشونت جنسی را تجربه می‌کند و ۷ درصد از این زنان تجاوز جنسی یا اقدام به تجاوز جنسی را تجربه کرده اند.

این آمار عمیقا نگران کننده است.

کشورهای اروپایی در میان کشورهای دارنده بالاترین آمار تجاوز جنسی

آن چه در بررسی کشورهای دارای آمار بالای تجاوز جنسی قابل تامل است، حضور کشورهای اروپایی در جمع کشورهای مذکور است.

در میان کشورهای اروپایی، سوئد از نظر آمار تجاوز جنسی در جایگاه نامناسبی قرار دارد؛ این کشور پس از سه کشور آفریقایی بوتسوانا، لسوتو و گرانادا، در جایگاه چهارم قرار دارد.

سوئد در آمار سال ۲۰۲۱ در رتبه ششم قرار داشت؛ آن چه مشخص است بحران تجاوز جنسی در این کشور بحرانی جدیست که در مسیر وخامت قرار دارد.‌

می‌توان گفت سوئد دارای بالاترین نرخ تجاوز جنسی در اروپاست.

ایسلند دیگر کشور اروپاییست که از نظر آمار تجاوز جنسی در جهان جایگاه نامناسبی دارد؛ این کشور نهمین کشور از نظر بالاترین آمار تجاوز جنسی در سال ۲۰۲۳ قرار دارد.

پس از حضور پر تعداد کشورهای آفریقایی در میان ۱۰ کشور با بدترین آمار تجاوز جنسی، بقیه رده‌های این جدول را کشورهای اروپایی و آمریکا در اختیار دارند.

نروژ و فرانسه در رده‌های ۱۱ و ۱۲ و آمریکا در رده سیزدهم این مشکل در سطح جهان قرار گرفته اند.

در حالی که فراوانی تجاوز جنسی در آمریکا از ایالتی به ایالت دیگر متفاوت است، به طور متوسط هر ۱ تا ۲ دقیقه به یک مورد می‌رسد.

در آمریکا، زنان ۱۶ تا ۱۹ ساله چهار برابر بیشتر از جمعیت عمومی قربانی تجاوز جنسی یا تجاوز جنسی می‌شوند.

۹۴ درصد از زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را در طی دو هفته پس از تجاوز تجربه می‌کنند؛ ۳۰ درصد از این موارد PTSD حداقل ۹ ماه طول می‌کشد.

۳۳ درصد از زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، به خودکشی فکر می‌کنند.

در آمریکا، ۷۰ درصد تجاوزها توسط فردی انجام می‌شود که قربانی می‌شناسد.

دانمارک و نیوزیلند در جمع ۲۰ کشور دارای بدترین آمار تجاوز جنسی دیده می‌شوند.

بلژیک، فنلاند و انگلیس نیز در جمع ۳۰ کشور دارای بدترین آمار تجاوز جنسی قرار دارند.

البته وضعیت در ایرلند و اتریش نیز هشدار دهنده است.

نکته قابل تامل این که رژیم اشغالگر صهیونیستی در رتبه چهلم این جدول قرار دارد.

حشونت بر علیه زنان در آلمان

آمارهای ارائه شده در مقایسه با سال پیش از آن افزایشی ۹.۳ درصدی را نشان می‌دهد. هر چند که پیش از این کرونا عامل خشونت خانوادگی در جوامع غربی عنوان می‌شد اما با وجود فروکش کردن تب کرونا همچنان آمار این خشونت‌ها در حال افزایش و بیان‌گر بحرانی شدید در ساختار اجتماعی و فرهنگی آلمان است.

بر اساس گزارش منتشره؛ دو سوم از قربانیان خشونت خانگی در آلمان زنان بوده‌اند که به دلیل ترس قربانیان از مراجعه به پلیس، تخمین زده می‌شود که آمار واقعی خشونت خانگی در آلمان بیش از موارد ثبت‌شده باشند.

طبق این گزارش ایالت‌های زارلند (با ۱۹.۷ درصد)، تورینگن (۱۸.۱ درصد) و بادن وورتمبرگ (۱۳.۱ درصد) به ترتیب شاهد بیشترین افزایش موارد خشونت خانگی در سال گذشته بوده‌اند.

بنابر این آمار در میان ۱۶ ایالت، تنها در ایالت برمن (منفی ۱۳.۶ درصد) آمار خشونت خانگی کاهش داشته است.

میزان خشونت خانگی در ایالت نوردراین وستفالن که پرجمعیت‌ترین ایالت آلمان به شمار می‌رود در سال ۲۰۲۲ افزایشی ۸.۵ درصدی و تعداد موارد آسیب‌های بدنی ناشی از خشونت خانگی در این ایالت، طی پنج سال اخیر ۲۶.۲ درصد افزایش داشته است.

نکته قابل توجه آنکه خشونت علیه زنان در آلمان دارای سابقه بوده، چنانچه در سال ۲۰۲۱ نیز بیش از ۱۶۰ هزار نفر در آلمان قربانی خشونت خانگی شده‌ بودند که دو سوم آنها زن بودند.

این آمارها درباره وضعیت خشونت خانگی علیه زنان در آلمان و نوع واکنش‌ها به آن حاوی نکات مهمی است:

نخست؛ یکی از محورهای سیاست خارجی آلمان‌ را تکیه بر مسائل حقوق بشر در سایر کشورها به‌ویژه در حوزه زنان تشکیل می‌دهد. خانم «آنالنا بربوک» وزیر خارجه آلمان در دوران حضورش در این سمت در سخنرانی‌های شخصی و جمعی در مقام یک حامی و پشتیبان حقوق زنان سایر کشورها ظاهر شده است.

او مدعی است که برای حمایت از آنچه آزادی و پیشرفت زنان می‌نامد از هیچ اقدامی به‌ویژه تحریم فروگذار نخواهد کرد. نمود عینی این رفتار را در مواضع او در قبال تحولات داخلی ایران می‌توان مشاهده کرد.

سران آلمان اما، یا هیچ اقدام عملی برای مقابله با موج خشونت علیه زنان در آلمان صورت نداده، یا مانند خانم بربوک سکوت کرده‌ و یا مانند «لیزا پاوز» وزیر امور خانواده آلمان این خشونت‌ها را طبیعی و ناشی از کرونا دانسته که تا سال‌های آینده نیز ادامه می‌یابد.

البته «نانسی فزر» وزیر کشور آلمان هم خواستار آن شده که پلیس افراد مهاجم را که از خانه اخراج شده‌اند به طور مداوم کنترل کند تا آنها نتوانند پس از گذشت مدتی کوتاه، بار دیگر به خانه بازگردند.

وضعیت داخلی زنان آلمانی نشان‌گر دروغ بودن ادعاهای بشردوستانه افرادی همچون وزیر خارجه این کشور از زنان است و مقامات این کشور نه تنها حق سخن گفتن در باب حقوق زنان را ندارند بلکه به جرم بی‌توجهی به بحران خشونت علیه زنان در کشورشان باید مورد بازخواست قرار گیرند.

دوم؛ آلمان به عنوان بخشی از اتحادیه اروپاست و بخش‌های مختلف این اتحادیه همچون کمیسیون اروپا، شورای اروپا، نهادهای حقوق بشری این اتحادیه موظف به رسیدگی به وضعیت بحرانی زنان در این کشور هستند حال آنکه نه تنها اقدامی صورت نداده‌ بلکه بدون هیچ واکنشی از کنار آن گذشته‌اند.

اکنون این سوال مطرح است که اتحادیه اروپا که خود را کانون حقوق بشر می‌نامد و به ادعای بورل مسئول سیاست خارجی این اتحادیه، اروپا باغ سبزی که همه اصول دموکراتیک و بشر دوستانه در آن اجرا می‌شود، چگونه در برابر خشونت‌های شدید اعمالی علیه زنان در آلمان سکوت کرده و متقابلا به پرونده‌سازی و اعمال تحریم و تهدید علیه سایر کشورها می‌پردازد.

البته این همراهی با عاملان خشونت علیه زنان در سایر کشورهای اروپایی نیز وجود دارد. به عنوان مثال بر اساس گزارش‌های بحران تجاوز جنسی، از هر چهار زن در بریتانیا یک زن در بزرگ‌سالی مورد آزار یا تجاوز جنسی قرار گرفته اما میزان محکومیت همچنان پایین است.

سوم؛ رسانه‌های غربی از جمله فارسی‌زبانان که مدعی حقوق زنان هستند هیچ واکنشی به این آمارها نداشته و از کنار آن گذشته‌اند گویی برای این رسانه‌ها سرنوشت زنان در غرب هیچ اهمیت ندارد و همچون سرمایه‌داری حاکم بر غرب، رسانه‌ها نیز به زن همچون یک کالای قابل خرید و فروش بدون اهمیت سرنوشت می‌نگرند.

زن کشی در سوئد

تا سال‌ها پیش، خشونت علیه زنان در سوئد، تقریباً یک سوژه مخفی بود تا جایی که این کشور مرفه حوزه اسکاندیناوی از نظر برابری جنسی پیشرو قلمداد می‌شد اما اخبار و آمارها نشان می‌دهد که واقعیت چیز دیگری است و خشونت علیه زنان در آن رو به افزایش است به طوری که هر سه هفته یک زن در سوئد به دست نزدیکانش به قتل می‌رسد.

نمونه‌های زیادی وجود دارد که عمق این فاجعه را به تصویر می‌کشد. به تازگی مردی سوئدی که متهم است پس از قتل همسر ایرانی‌اش، جسد او را در قالی ایرانی پیچیده و آن را در قعر دریا پنهان کرده‌بود، محاکمه و به حبس ابد محکوم شد. جنایت علیه این زن ایرانی در حالی رقم خورده که رسانه‌های مدعی دفاع از حقوق زنان به دلیل غربی‌بودن عامل جنایت در این‌باره سکوت کرده‌اند.

قضیه از این قرار بود که فروردین‌ماه سال گذشته خانواده زنی ایرانی به نام سمیه به پلیس استکهلم سوئد خبر دادند دختر ۴۰ ساله‌شان گم شده‌است. یکی از اعضای خانواده‌اش گفت دخترمان سمیه که او را «ساشا» صدا می‌کردیم، از چند سال قبل در استکهلم زندگی می‌کند. او در این مدت با مردی سوئدی به نام «اریک وانهاتالو» که پنج سال از او بزرگ‌تر بود، آشنا شد و با هم ازدواج کردند. آن‌ها صاحب یک پسر خردسال بودند.

شوهرش اریک در نهایت به ظن قتل بازداشت شد و در جریان بازجویی‌ها ادعا کرد که از همسرش سمیه خبر ندارد، اما پس از هفت ماه قفل سکوت را شکست و مهرماه سال گذشته بود که به قتل اعتراف کرد.

او در شرح جنایت گفت: بعد از مشاجره با سمیه او را کتک زدم و بعد دست انداختم در گلویش و او را خفه کردم. در آن مدت پسر کوچکمان هم در خانه و شاهد ماجرا بود. وقتی دیدم که نفس نمی‌کشد، تصمیم گرفتم جسدش را از خانه خارج کنم. جسد را داخل قالی ایرانی که پدرش به ما هدیه داده‌بود، پیچیدم. بعد آن را به داخل خودرو منتقل کردم. سپس در حالی که بچه‌ام هم سوار خودرو کرده‌بودم پشت فرمان نشستم و به سمت خلیج سالتویکن رانندگی کردم. در محلی که از قبل در نظر گرفته‌بودم، جسد را به قعر آب فرستادم و به خانه برگشتم. صبح روز بعد هم به پلیس خبر دادم که همسرم از خانه بیرون رفته و دیگر برنگشته است.

بعد از اعتراف متهم بود که مأموران پلیس در محل حاضر شدند و جسد را از قعر ۲۳ متری آب خارج کردند. گزارش پزشکی قانونی در این‌باره نشان داد که سمیه با فشار بر عناصر حیاتی گردن به کام مرگ رفته‌است.

سمیه تنها یک نمونه از قتل و آدم‌کشی در سوئد است و سالانه ده‌ها زن و حتی مرد در این کشور مرفه اسکاندیناوی قربانی خشونت خانوادگی می‌شوند که در ادامه نگاهی آماری به این موضوع خواهیم داشت.

نگاهی آماری به خشونت مرگبار و قتل زنان در سوئد

چندی پیش آمار «شورای ملی پیشگیری از جرم» (Brå) نشان می‌داد تعداد افرادی که در سوئد توسط یک شریک یا شریک قبلی کشته شده‌اند بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ بیش از دو برابر شده‌است. تقریباً یک چهارم موارد و در مجموع ۲۶ مورد، توسط یک شریک یا شریک سابق انجام شده‌است - بیش از دو برابر سال قبل، زمانی که تنها ۱۱ مورد از این قبیل وجود داشت.

بیشتر افرادی که توسط شریک یا شریک قبلی کشته شدند، زنان بودند. بنابراین حدود ۶۷ درصد از کل این نوع قتل‌ها را زنان (۲۲ زن در سال) تشکیل می‌دادند. تنها پنج درصد از مردانی که قربانی خشونت مرگبار شده بودند توسط یک شریک یا شریک قبلی مورد حمله قرار گرفتند.

در دوره ۲۰۱۲-۲۰۱۷، به طور متوسط ۲۵ زن در هر سال به دلیل خشونت مرگبار جان خود را از دست می‌دادند اما تعداد افرادی که به دست شریک فعلی یا سابق خود جان خود را از دست داده‌اند حدود نصف این رقم بوده‌است.

بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵، هر سال به طور متوسط ۱۷ زن به دست یک شریک فعلی یا سابق جان خود را از دست می‌دادند، این رقم در دوره ۲۰۱۰-۲۰۱۵ به ۱۴ زن در هر سال کاهش یافته است.

وبسایت آماری «استاتیستا» در گزارشی با درج نموداری که در ذیل خواهد آمد، تعداد قتل‌ها را در سوئد از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ بر اساس جنسیت قربانی تفکیک کرده‌است؛ گزارشی که ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ انتشار یافت.

بر پایه این گزارش، مردان بیشتر از زنان قربانی قتل در سوئد می‌شوند. تعداد مردانی که در جرایم خشونت آمیز کشته شدند از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ افزایش یافته اما از آن زمان تاکنون ثابت مانده است. در همین حال، تعداد قربانیان قتل زن در طول دهه گذشته معمولاً بین ۲۵ تا ۳۰ نفر بوده است. در سال ۲۰۲۱، ۸۹ مرد و ۲۴ زن به عنوان قربانیان قتل در سوئد تأیید شدند. در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی، میزان قتل در سوئد در حدود متوسط بود.

چشمان بسته رسانه‌های غربی بر زن‌کُشی در سوئد

زنان در سوئد نه تنها قربانی خشونت خانگی و جامعه هستند بلکه آنها در فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز مورد بی‌مهری و تبعیض قرار می‌گیرند؛ فرصت‌هایی از اشتغال گرفته تا دستمزد.

تبعیض علیه زنان سوئد از مشاغل گرفته تا دستمزد

طبق نتایج انتشاریافته از وبسایت «یورو استات» به عنوان سایت آماری اتحادیه اروپا، میزان فقر زنان سوئد در سال ۲۰۲۱ میلادی ۱۶.۳۰ بود. تقریباً ۲۰ سال پس از معرفی سیستم بازنشستگی مبتنی بر امتیاز در سوئد، تفاوت قابل توجهی در پرداخت حقوق بازنشستگی وجود دارد و زنان به طور متوسط ۳۰ درصد کمتر از مردان دریافت می‌کنند.

بر اساس گزارش سالانه آمار سوئد در مورد برابری جنسیتی در سال ۲۰۲۲، تنها ۱۰ درصد از شرکت‌های فهرست شده در بورس اوراق بهادار استکهلم دارای رؤسای زن بوده‌اند. نرخ اشتغال در میان مردان در تمام سال‌های در نظر گرفته شده، بیشتر از زنان بود. در سال ۲۰۲۲، حدود ۷۱.۸ درصد اشتغال به مردان و ۶۶ درصد به زنان اختصاص می‌یافت.

در سال ۲۰۲۱، کارگران زن در سوئد به طور متوسط ۲۶ هزار و ۴۰۰ کرون سوئدی به صورت ماهانه درآمد داشتند، در حالی که میانگین حقوق برای مردان در همان طبقه ۳۰ هزار کرون سوئد در ماه بود. این تفاوت برای کارمندان دولتی بیشتر بود: در اینجا، مردان ۴۷ هزار و ۶۰۰ کرون در ماه حقوق می‌گرفتند، در حالی که این رقم برای زنان کمی بالاتر از ۴۰ هزار کرون بود.

چشمان بسته رسانه‌های غربی بر زن‌کُشی در سوئد

این در حالی است که زنان از سطح تحصیلات بالاتری نسبت به مردان برخوردار هستند، اما درآمد مردان در سوئد بیشتر از زنان است. میانگین درآمد زنان در کشور برابر با ۹۶ درصد از همتایان مرد آنها بوده‌است. در یک نظرسنجی (۲۰۲۲) در مورد نگرش نسبت به برابری جنسیتی، دستمزد برابر برای کار برابر، مهم‌ترین مسائلی است که زنان و دختران امروز در سوئد با آن مواجه هستند.

سال گذشته میلادی «کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری سوئد» در بیانیه‌ای اعلام کرد که از هر ۱۰ زن تنها ۴ زن به صورت تمام وقت در سوئد کار می‌کنند، به این معنی که شکاف جنسیتی واقعی در حقوق دریافتی در خانه بسیار بیشتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. در سال ۲۰۲۲، نرخ بیکاری در میان مردان ۷ درصد بود، در مقایسه با ۸ درصد برای زنان. این در حالی است که نرخ بیکاری عمومی در همان سال ۷.۵ درصد بود.

فرجام سخن

کشتار زنان در پهنه قاره اروپا تنها مختص سوئد با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر نیست. طبق برآوردها، از هر ۷ زن در اروپا، یک نفر مورد خشونت خانگی شوهر، دوست پسر یا همسر سابق قرار می‌گیرد و در برخی از این موارد، آنها جان خود را نیز بر سر رابطه از دست داده‌اند.

حال این پرسش به ذهن می‌رسد که با توجه به عمق این فاجعه، چرا سلبریتی‌ها و رسانه‌های اروپایی از قبیل سوئد در این زمینه سکوت کرده‌اند؟ آنها ورود دو زن ایرانی‌تبار برای وزارت به پارلمان سوئد را برجسته می‌کنند تا ایران را ناقض حقوق زنان در مقابل دموکراسی پوشالی غرب به تصویر بکشند در حالی که سالانه ده‌ها زن جوان در همین کشور در سینه قبرستان دفن می‌شوند.

 آمار عجیب از تجاوز جنسی در آمریکا

تا سال‌ها پیش، خشونت علیه زنان در سوئد، تقریباً یک سوژه مخفی بود تا جایی که این کشور مرفه حوزه اسکاندیناوی از نظر برابری جنسی پیشرو قلمداد می‌شد اما اخبار و آمارها نشان می‌دهد که واقعیت چیز دیگری است و خشونت علیه زنان در آن رو به افزایش است به طوری که هر سه هفته یک زن در سوئد به دست نزدیکانش به قتل می‌رسد.

نمونه‌های زیادی وجود دارد که عمق این فاجعه را به تصویر می‌کشد. به تازگی مردی سوئدی که متهم است پس از قتل همسر ایرانی‌اش، جسد او را در قالی ایرانی پیچیده و آن را در قعر دریا پنهان کرده‌بود، محاکمه و به حبس ابد محکوم شد. جنایت علیه این زن ایرانی در حالی رقم خورده که رسانه‌های مدعی دفاع از حقوق زنان به دلیل غربی‌بودن عامل جنایت در این‌باره سکوت کرده‌اند.

قضیه از این قرار بود که فروردین‌ماه سال گذشته خانواده زنی ایرانی به نام سمیه به پلیس استکهلم سوئد خبر دادند دختر ۴۰ ساله‌شان گم شده‌است. یکی از اعضای خانواده‌اش گفت دخترمان سمیه که او را «ساشا» صدا می‌کردیم، از چند سال قبل در استکهلم زندگی می‌کند. او در این مدت با مردی سوئدی به نام «اریک وانهاتالو» که پنج سال از او بزرگ‌تر بود، آشنا شد و با هم ازدواج کردند. آن‌ها صاحب یک پسر خردسال بودند.

شوهرش اریک در نهایت به ظن قتل بازداشت شد و در جریان بازجویی‌ها ادعا کرد که از همسرش سمیه خبر ندارد، اما پس از هفت ماه قفل سکوت را شکست و مهرماه سال گذشته بود که به قتل اعتراف کرد.

او در شرح جنایت گفت: بعد از مشاجره با سمیه او را کتک زدم و بعد دست انداختم در گلویش و او را خفه کردم. در آن مدت پسر کوچکمان هم در خانه و شاهد ماجرا بود. وقتی دیدم که نفس نمی‌کشد، تصمیم گرفتم جسدش را از خانه خارج کنم. جسد را داخل قالی ایرانی که پدرش به ما هدیه داده‌بود، پیچیدم. بعد آن را به داخل خودرو منتقل کردم. سپس در حالی که بچه‌ام هم سوار خودرو کرده‌بودم پشت فرمان نشستم و به سمت خلیج سالتویکن رانندگی کردم. در محلی که از قبل در نظر گرفته‌بودم، جسد را به قعر آب فرستادم و به خانه برگشتم. صبح روز بعد هم به پلیس خبر دادم که همسرم از خانه بیرون رفته و دیگر برنگشته است.

بعد از اعتراف متهم بود که مأموران پلیس در محل حاضر شدند و جسد را از قعر ۲۳ متری آب خارج کردند. گزارش پزشکی قانونی در این‌باره نشان داد که سمیه با فشار بر عناصر حیاتی گردن به کام مرگ رفته‌است.

سمیه تنها یک نمونه از قتل و آدم‌کشی در سوئد است و سالانه ده‌ها زن و حتی مرد در این کشور مرفه اسکاندیناوی قربانی خشونت خانوادگی می‌شوند که در ادامه نگاهی آماری به این موضوع خواهیم داشت.

نگاهی آماری به خشونت مرگبار و قتل زنان در سوئد

چندی پیش آمار «شورای ملی پیشگیری از جرم» (Brå) نشان می‌داد تعداد افرادی که در سوئد توسط یک شریک یا شریک قبلی کشته شده‌اند بین سال‌های ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸ بیش از دو برابر شده‌است. تقریباً یک چهارم موارد و در مجموع ۲۶ مورد، توسط یک شریک یا شریک سابق انجام شده‌است - بیش از دو برابر سال قبل، زمانی که تنها ۱۱ مورد از این قبیل وجود داشت.

بیشتر افرادی که توسط شریک یا شریک قبلی کشته شدند، زنان بودند. بنابراین حدود ۶۷ درصد از کل این نوع قتل‌ها را زنان (۲۲ زن در سال) تشکیل می‌دادند. تنها پنج درصد از مردانی که قربانی خشونت مرگبار شده بودند توسط یک شریک یا شریک قبلی مورد حمله قرار گرفتند.

در دوره ۲۰۱۲-۲۰۱۷، به طور متوسط ۲۵ زن در هر سال به دلیل خشونت مرگبار جان خود را از دست می‌دادند اما تعداد افرادی که به دست شریک فعلی یا سابق خود جان خود را از دست داده‌اند حدود نصف این رقم بوده‌است.

بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵، هر سال به طور متوسط ۱۷ زن به دست یک شریک فعلی یا سابق جان خود را از دست می‌دادند، این رقم در دوره ۲۰۱۰-۲۰۱۵ به ۱۴ زن در هر سال کاهش یافته است.

وبسایت آماری «استاتیستا» در گزارشی با درج نموداری که در ذیل خواهد آمد، تعداد قتل‌ها را در سوئد از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ بر اساس جنسیت قربانی تفکیک کرده‌است؛ گزارشی که ۱۶ ژوئن ۲۰۲۲ انتشار یافت.

بر پایه این گزارش، مردان بیشتر از زنان قربانی قتل در سوئد می‌شوند. تعداد مردانی که در جرایم خشونت آمیز کشته شدند از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ افزایش یافته اما از آن زمان تاکنون ثابت مانده است. در همین حال، تعداد قربانیان قتل زن در طول دهه گذشته معمولاً بین ۲۵ تا ۳۰ نفر بوده است. در سال ۲۰۲۱، ۸۹ مرد و ۲۴ زن به عنوان قربانیان قتل در سوئد تأیید شدند. در مقایسه با سایر کشورهای اروپایی، میزان قتل در سوئد در حدود متوسط بود.

چشمان بسته رسانه‌های غربی بر زن‌کُشی در سوئد

زنان در سوئد نه تنها قربانی خشونت خانگی و جامعه هستند بلکه آنها در فرصت‌های اجتماعی و اقتصادی نیز مورد بی‌مهری و تبعیض قرار می‌گیرند؛ فرصت‌هایی از اشتغال گرفته تا دستمزد.

تبعیض علیه زنان سوئد از مشاغل گرفته تا دستمزد

طبق نتایج انتشاریافته از وبسایت «یورو استات» به عنوان سایت آماری اتحادیه اروپا، میزان فقر زنان سوئد در سال ۲۰۲۱ میلادی ۱۶.۳۰ بود. تقریباً ۲۰ سال پس از معرفی سیستم بازنشستگی مبتنی بر امتیاز در سوئد، تفاوت قابل توجهی در پرداخت حقوق بازنشستگی وجود دارد و زنان به طور متوسط ۳۰ درصد کمتر از مردان دریافت می‌کنند.

بر اساس گزارش سالانه آمار سوئد در مورد برابری جنسیتی در سال ۲۰۲۲، تنها ۱۰ درصد از شرکت‌های فهرست شده در بورس اوراق بهادار استکهلم دارای رؤسای زن بوده‌اند. نرخ اشتغال در میان مردان در تمام سال‌های در نظر گرفته شده، بیشتر از زنان بود. در سال ۲۰۲۲، حدود ۷۱.۸ درصد اشتغال به مردان و ۶۶ درصد به زنان اختصاص می‌یافت.

در سال ۲۰۲۱، کارگران زن در سوئد به طور متوسط ۲۶ هزار و ۴۰۰ کرون سوئدی به صورت ماهانه درآمد داشتند، در حالی که میانگین حقوق برای مردان در همان طبقه ۳۰ هزار کرون سوئد در ماه بود. این تفاوت برای کارمندان دولتی بیشتر بود: در اینجا، مردان ۴۷ هزار و ۶۰۰ کرون در ماه حقوق می‌گرفتند، در حالی که این رقم برای زنان کمی بالاتر از ۴۰ هزار کرون بود.

چشمان بسته رسانه‌های غربی بر زن‌کُشی در سوئد

این در حالی است که زنان از سطح تحصیلات بالاتری نسبت به مردان برخوردار هستند، اما درآمد مردان در سوئد بیشتر از زنان است. میانگین درآمد زنان در کشور برابر با ۹۶ درصد از همتایان مرد آنها بوده‌است. در یک نظرسنجی (۲۰۲۲) در مورد نگرش نسبت به برابری جنسیتی، دستمزد برابر برای کار برابر، مهم‌ترین مسائلی است که زنان و دختران امروز در سوئد با آن مواجه هستند.

سال گذشته میلادی «کنفدراسیون اتحادیه‌های کارگری سوئد» در بیانیه‌ای اعلام کرد که از هر ۱۰ زن تنها ۴ زن به صورت تمام وقت در سوئد کار می‌کنند، به این معنی که شکاف جنسیتی واقعی در حقوق دریافتی در خانه بسیار بیشتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد. در سال ۲۰۲۲، نرخ بیکاری در میان مردان ۷ درصد بود، در مقایسه با ۸ درصد برای زنان. این در حالی است که نرخ بیکاری عمومی در همان سال ۷.۵ درصد بود.

فرجام سخن

کشتار زنان در پهنه قاره اروپا تنها مختص سوئد با جمعیتی حدود ۱۰ میلیون نفر نیست. طبق برآوردها، از هر ۷ زن در اروپا، یک نفر مورد خشونت خانگی شوهر، دوست پسر یا همسر سابق قرار می‌گیرد و در برخی از این موارد، آنها جان خود را نیز بر سر رابطه از دست داده‌اند.

حال این پرسش به ذهن می‌رسد که با توجه به عمق این فاجعه، چرا سلبریتی‌ها و رسانه‌های اروپایی از قبیل سوئد در این زمینه سکوت کرده‌اند؟ آنها ورود دو زن ایرانی‌تبار برای وزارت به پارلمان سوئد را برجسته می‌کنند تا ایران را ناقض حقوق زنان در مقابل دموکراسی پوشالی غرب به تصویر بکشند در حالی که سالانه ده‌ها زن جوان در همین کشور در سینه قبرستان دفن می‌شوند.

 

وصعیت تجاوزات جنسی در آمریکا

مردان غربی به زن نگاه نمی‌کنند؟/ آمار عجیب تجاوز و رابطه جنسی در آمریکا+ نمودار

مخالفان قانون حجاب مدعی هستند که عدم وجود این موضوع در جوامع غربی موجب عادی سازی جنسی شده است. حتی یکی از مجریان زن در شبکه منوتو برای تحقیر مردان ایرانی گفته بود که زنان در شهر ساحلی یکی از کشورهای غربی کاملاً برهنه بودند ولی هیچکس حتی نگاه هم نمی‌کرد!

برای پاسخ به این ادعا کشور ایالات متحده آمریکا را به عنوان منادی منادی لیبرالیسم در جهان درنظر می‌گیریم. نهاد موسوم به «RAINN» یک سازمان ضد خشونت جنسی در آمریکاست. این سازمان آمارهایی منتشر کرده است که خبر از وقایع فجیع زیرپوست جامعه آمریکا می‌دهد.[1] در این آمار آمده است:

۱: هر ۶۴ ثانیه یک تعرض جنسی (sexually assaulted) در آمریکا رخ می‌دهد. سنین ۱۲ تا ۳۴ سال بیشترین خطر برای تجاوز و تعرض جنسی است. یک نفر از هر ۶ زن آمریکایی در طول زندگی خود قربانی «تلاش برای تجاوز» یا «تجاوز کامل» شده است.

نهاد موسوم به مرکز ملی خشونت جنسی (NSVRC) در سال ۲۰۱۵، آمار مذکور را یک نفر از هر ۵ زن آمریکایی اعلام کرد. مضاف بر این، ۹۴% از زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند علائم اختلال استرس پس از شوک روحی (PTSD) را طی دو هفته پس از تجاوز تجربه می کنند. ۳۳% زنان قربانی به خودکشی فکر می‌کنند و ۱۳% دست به خودکشی می‌زنند.

۲: یکی از عجیب‌ترین آمارها مربوط به تجاوز به مردان است: قریب به ۳٪ مردان در آمریکا یا به تعبیری دیگر، یک نفر از هر ۳۳ مرد آمریکایی در طول زندگی خود قربانی «تلاش برای تجاوز» یا «تجاوز کامل» شده است. در آماری دیگر آمده است که مردان قربانی هر یک مورد از ۱۰ تعرض جنسی هستند. نهاد NSVRC نیز گزارش داده است که نزدیک به یک چهارم مردان در آمریکا (۲۴.۸٪) نوعی از تماس جنسی خشن را در طول زندگی خود تجربه کرده اند.[2]

دانش آموزان و دانشجویان مذکر ۵ برابر بیشتر از سایر پسران/مردان در معرض خشونت جنسی قرار دارند. یکی از دلایل این است که متجاوز پس از بلوغ در میان انواع تحریک کننده‌ها نظیر وب‌سایت‌های پورن و نیز دختران نیمه برهنه در جامعه غوطه ور است. دلیل دیگر نیز این است که عطش جنسی فرد متجاوز دیگر توسط دختران (به دلیل تعداد بالای رابطه جنسی) اطفاء نمی‌شود و او به دنبال سطح دیگری از انحرافات جنسی می‌رود. از همین روی، این عطش جنسی را با اعمال زور علیه همجنس خود به کار می‌گیرد.

۳: تخمین زده می شود که هر سال ۸۰۶۰۰ زندانی در بازداشت یا زندان خشونت جنسی را تجربه می‌کنند. نکته عجیب ماجرا اینجاست: ۶۰% از خشونت های جنسی علیه زندانیان توسط کارکنان زندان انجام می شود! پنتاگون نیز تخمین می زند که ۶.۲% از زنان و ۰.۷% از مردان در سال ۲۰۱۸ حین وظیفه مورد تعرض جنسی قرار گرفته‌اند.

۴: اکثر تعرضات جنسی در جامعه، نزدیک خانه قربانی رخ می‌دهد! این موضوع نشان می‌دهد که فرد متجاوز از قبل قربانی را می‌شناخته است. قاعدتاً قربانی باید از همسایگان یا هم‌شاگردی کالج، فردی آشنا در باشگاه یا محل کار باشد. فراوانی محل وقوع این تعرضات جنسی از این قرار است: ۵۵% داخل یا نزدیک خانه قربانی، ۱۵% در یک مکان عمومی نظیر اتوبوس، ۱۲% داخل یا نزدیک خانه خویشان(!)، ۱۰% در یک مکان عمومی ولی مسقف نظیر گاراژ و پارکینگ و ۸% در محوطه مدارس رخ داده است.

۵: هر ۹ دقیقه یک کودک در آمریکا مورد تعرض جنسی قرار می‌گیرد. یک نفر از هر ۹ دختر و یک نفر از هر ۵۳ پسر زیر ۱۸ سال در آمریکا قربانی سوءاستفاده یا تعرض جنسی به دست یک بزرگسال بوده است.

دختران ۸۲% از کل قربانیان زیر ۱۸ سال را تشکیل می‌دهند. آماری بالغ بر ۳۴% قربانیان جنسی (در سنین پایین)  در بازه سنی زیر ۱۲ سال هستند و ۶۶% در بازه سنی ۱۲ الی ۱۷ سال هستند. سالانه نیز ۷۷۵۰ تا ۱۲۵۰۰ کودک در آمریکا بر اثر تجاوز جنسی باردار می‌شود. این عدد یک تخمین بسیار کلی است و تعداد واقعی ممکن است متفاوت باشد. 

نکته اینجاست که ۹۷% قربانیان سنین پایین، فرد متجاوز را می‌شناسند. ۳۴% متجاوزین از اعضای خانواده و ۵۹% نیز از آشنایان (نظیر افراد حاضر در محل زندگی یا محل تحصیل) هستند. متجاوزین نیز فقط مرد نیستند. در میان موارد آزار جنسی گزارش شده در سال ۲۰۱۳، تعرض جنسی از سوی قریب به ۵۰۰۰ زن انجام شده بود!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرکز پیشگیری و کنترل بیماری (CDC) آمریکا گزارشی براساس داده‌های پیمایش ملی رشد خانواده (NSFG) منتشر کرد. آمار رابطه جنسی خارج از چارچوب برای دختران و پسران نوجوان و مجرد از قرار ذیل است:

۱: در سال ۲۰۰۲ بالغ بر ۴۴%، در بازه سال‌های ۲۰۰۶-۲۰۱۰ بالغ بر ۴۳%، در بازه سال‌های ۲۰۱۱-۲۰۱۵ و ۲۰۱۵-۲۰۱۷ بالغ بر ۴۲% دختران نوجوان رابطه جنسی داشته‌اند. مشابه همین آمار برای پسران ذکر شده است. به تعبیری دیگر، نیمی از نوجوانان آمریکا رابطه جنسی دارند.

۲: آخرین آمار نکته‌ جالبی دارد. [3] در گزارش مرکز پیشگیری و کنترل بیماری (CDC) میزان رابطه جنسی دختران و پسران آمریکایی تا سن ۲۰ سالگی تحمین زده شده است:

  • ۲۱% دختران تا ۱۵ سالگی، ۵۳% دختران تا ۱۷ سالگی، ۷۴% دختران تا ۱۹ سالگی و ۷۹% دختران تا ۲۰ سالگی در آمریکا با جنس مخالف رابطه جنسی برقرار کرده‌اند.
  • ۲۰% پسران تا ۱۵ سالگی، ۴۸% پسران تا ۱۷ سالگی، ۷۰% پسران تا ۱۹ سالگی و  ۷۷% پسران تا ۲۰ سالگی در آمریکا با جنس مخالف رابطه جنسی برقرار کرده‌اند.

آمارهای مذکور از قول نهادهای مستقر در آمریکا ذکر شده است. این آمار قدیمی و فقط مربوط به سه نهاد مطالعاتی «RAINN»، «NSVRC» و «CDC» بوده است. به این اعداد، آمار انحرافات جنسی نظیر رابطه جنسی با حیوانات، اشیاء، محارم  و ... را نیز باید اضافه کنیم. تخمین «رابطه جنسی ۸۰% دختران و پسران آمریکایی تا ۲۰ سالگی» و «تعرض جنسی به ۲۵% زنان» در آمریکا این گزاره را تایید می‌کند که مردان در کشورهای غربی فقط نگاه نمی‌کنند بلکه عمل می‌کنند!

بی‌نیازی جنسی مردان به ازدواج سبب شده است که آمار تجرّد در آمریکا به عنوان قدرتمندترین اقتصاد جهان بالا برود. به گونه‌ای که موسسه مطالعات خانواده (IFS) آمریکا گزارش داد[4] ۳۵% افراد ۲۵ تا ۵۰ ساله در آمریکا ( ۳۹ میلیون آمریکایی) اصلاً ازدواج نکردند. این آمار برای سال ۲۰۱۸ است. افراد مذکور قاعدتاً در مسائل جنسی مبتنی بر تعالیم مذهبی عمل نمی‌کنند و خارج از چارچوب خانواده آتش غریزه خود را اطفاء می‌کنند.

 
 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 383
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 17 تیر 1402

 

در اواسط ماه می(اردیبهشت)، خبری در رسانه‌های فرانسه منتشر شد که یک شهروند نسبتا مسن، با اسپری رنگ به یک تابلوی نقاشی حمله و آن را مخدوش کرد.

بلافاصله رسانه‌های جریان اصلی، جریان‌های به اصطلاح روشنفکری و البته سیاستمداران این کشور، وارد میدان شدند و با شعار «دفاع از آزادی بیان» این اقدام و اقدامات مشابه در برابر تجلیات «هنری» مدرن را محکوم کردند. در اوج این کارزار در دفاع از «بیان هنری»، امانوئل مکرون، رییس جمهور این کشور، خود وارد عمل شد و به دفاع از آن تابلو و نقاش آن پرداخت.

اما واقعیت ماجرا این بود که آن تابلو، یک صحنه‌ی حقیقتا هولناک و ضدبشری را به نمایش می گذاشت: متجاوز پدوفیلی که همزمان در حال آزار جنسی دو کودک بود.

ذکر این توضیح ضروری است که آن‌چه ما را به نوشتن این سطور وا می دارد، افشای ذات مخوف و تاریک مقامات سیاسی کشوری است که خود را مهد دمکراسی مدرن و پدرسالار «حقوق بشر» و «آزادی بیان» در دنیا می داند، وگرنه، آثار «ضدهنری» نقاشی که تابلوی مورد نظر مربوط به اوست، آن اندازه شنیع، هولناک و پریشان‌کننده است که اصولا در این مجال قابل نمایش نیست.

کارنامه‌ی این زن «هرزه‌نگار» که به دروغ به «هنرمند» ملقب گشته، حاوی نقاشی‌های وحشتناکی است که اشکال مختلف سوء استفاده و شکنجه جنسی را نشان می دهد. و بسیاری از این نقاشی ها به وضوح شامل کودکان می شود. این نقاشی‌ها در مکان‌های مبهم و زیرزمینی به نمایش گذاشته نمی‌شوند، آن‌ها در کاخ توکیو، یعنی یک مرکز هنر معاصر "معتبر" در پاریس به نمایش گذاشته می‌شوند.

یکی از این نقاشی ها که حتی عنوان آن هم منحط و ضداخلاقی است(عمل جنسی انتزاعی!)، آنقدر پَست است که حتی باعث خشم مردم فرانسه شد، مردمی که متاسفانه سلیقه و هاضمه‌ آن‌ها از عصر موسوم به روشنگری و دوران انقلاب فرانسه به این سو، به تابوشکنی‌های اخلاقی عادت کرده است. با این حال، آش آن اندازه شور بود که شش انجمن بزرگ - به رهبری Association de Juristes Pour L'Enfance (وکلا برای دوران کودکی) - به این دلیل که قانون فرانسه نمایش تصاویر و صحنه‌های مستهجن خردسالان را ممنوع می کند، به دنبال حذف این نقاشی بودند. دادگاه، به بهانه دفاع از «آزادی بیان» علیه انجمن‌ها حکم داد.

سپس مردی مسن در اعتراض به محتوای شنیع و ضدبشری این تابلو مقداری رنگ به سمت آن پرتاب کرد. به دنبال این اتفاق، امانوئل مکرون، رییس جمهور فرانسه، راسا و شخصا دست به کار شد و در توییتر از این «زباله‌ی متعفن» دفاع کرد. او در حساب توئیتر خود نوشت:

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

"در این هشتم ماه مه که پیروزی آزادی را جشن می‌گیریم، اقدام خرابکارانه دیروز را محکوم می‌کنم. حمله به یک اثر، حمله به ارزش‌های ماست. در فرانسه هنر همیشه آزاد است و احترام به خلق فرهنگی تضمین شده است."

این تابلویی است که مکرون این‌چنین از آن دفاع می کرد.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

همانطور که می بینید، این نقاشی، که قطعا از یک ذهن روانپریش، سادیست و جنایتکار برخاسته، به صورتی عریان کودکی را تحت تجاوز جنسی به تصویر می کشد. این نقاشی است که رئیس جمهور فرانسه - و بسیاری از مقامات دیگر - به شدت از آن دفاع کردند.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

عجیب است: تنها زمانی که این افراد، این به اصطلاح «نخبگان» می‌گویند «آزادی بیان» دفاع از فیلم‌های پدوفیلی مانند Cuties، کتاب‌های کتابخانه مدرسه حاوی مطالب مستهجن یا «اثر هنری»! مانند آن چه اشاره شد، را مد نظر دارند، نقاشی‌هایی که به معنای واقعی کلمه یک پدوفیل (آزارگر جنسی کودکان) را به تصویر می‌کشد که به یک کودک تجاوز می‌کند.

به عبارت دیگر، در حالی که این افراد طرفدار سانسور هر چیزی هستند که خلاف دستور کار آن‌ها باشد، وقتی مردم در برابر وسواس جنون آمیز آنان و همفکران و همپالگی‌های منحرف و فاسدشان برای عادی سازی پدوفیلیا مقاومت نشان می دهند، به قهرمانان آزادی بیان تبدیل می شوند.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

جالب این که طرفداران این گنداب متعفن به اصطلاح هنری، مدعی شدند که این نقاشی و خالق مریض آن، «جنایت»های در حال رخ دادن توسط روسیه در اوکراین را نشان می دهد! این یک ادعای پوچ و یک عذر بدتر از گناه بیش نیست.

مطلقاً چیزی در مورد این نقاشی وجود ندارد که به روسیه، اوکراین، جنگ یا هر چیز دیگری اشاره کند. نقاشی ها برای توضیح معنای خود نیازی به توییت ندارند. معنا با آنچه در نقاشی وجود دارد منتقل می شود. و چیزی که میلیون‌ها نفر می‌بینند یک «هنرمند» بیمار و عمیقاً آشفته است که وقت گذاشت و تجاوز به کودک را به عیان‌ترین شکل ممکن ترسیم کرد.

علاوه بر این، این مدافعان هنر منحط، واقعیت مهم دیگری را توضیح نمی دهند: «میریام کان»، خالق این اثر، صدها نقاشی وحشتناک را، با مضامین هولناک‌تر، بسیار قبل از جنگ اوکراین کشید. او علاقه‌ی شدیدی به تصویر کردن کودکان اسیرشده یا برده، کودک‌دزدی با هدف تجاوز، کودک‌خواری و تجاوز و شکنجه صریح کودکان دارد و در ادامه(با عذرخواهی از مخاطبان) تنها چند نمونه نسبتا قابل نمایش از آثار این ذهن تاریک را می آوریم، چرا که بیشتر آثار او علاوه بر غیراخلاقی بودن، به شدت روان‌آزار و از این رو غیرقابل نشان دادن هستند:

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

 

حقیقت تاریک در مورد این وضعیت اینجاست: نقاشی های میریام کان وسواس نخبگان غیبی را در مورد کنترل، شکنجه و سوء استفاده سیستماتیک از کودکان به تصویر می کشد. سبک نقاشی او به طرز وحشتناکی شبیه به هنرمندانی مانند «کیم نوبل»(قربانی سیستم کنترل ذهن موسوم به Monarch) است که او نیز سوء استفاده‌های وحشتناک از کودکان و حتی «نوزادان» را با سبکی متمایز به تصویر می کشد که کودکانه و در عین حال عمیقاً آزاردهنده و هولناک است.

میریام کان یک نقاش سوئیسی است که به عنوان "فمینیستی که دوست دارد مبارزه کند" توصیف می شود. گفته می‌شود که نقاشی‌های او شامل «فمینیسم، مضامین کودکان به خطر افتاده و آیین‌های زنانه با بازنمایی خشونت‌آمیز و تکان‌دهنده از اندام‌های جنسی» است. بله، توصیف رسمی کار او شامل کلمه "به خطر افتادن کودک" است. علی‌رغم این واقعیت، نقاشی‌های کان برای چندین دهه مورد ستایش قرار گرفته و در سراسر جهان در معرض دید قرار گرفته‌اند.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس
 
میریام کان

 

مرور مجموعه آثار کان مانند وارد شدن به ذهن یک فرد بیمار و سادیست است که از تماشای رنج مردم و به ویژه خردسالان لذت می برد. تعیین دقیق پیام پشت هر یک از این نقاشی ها دشوار است. با این حال، برخی از موضوعات تکراری واضح وجود دارد. و آنها وحشتناک هستند

نکته این جاست که، آن چیزی که امانوئل مکرون، رسانه‌های جریان اصلی و به اصطلاح «روشنفکران» فرانسوی، برای دفاع از آن یقه جر دادند و خود را به خاک کشیدند، نقاشی‌های مبهمی نیستند که توسط یک فرد خسته و تنها ساخته شده باشد. آن‌ها توسط میریام کان، یکی از مشهورترین نقاشان جهان امروزی ساخته شده اند. آثار او در کاخ توکیو - یکی از مهم‌ترین موزه‌های اروپا - به نمایش گذاشته شد. علاوه بر این، زمانی که یکی از نقاشی‌های او تخریب شد، امانوئل ماکرون خود به نجات آن پرداخت و از آن دفاع کرد – حتی گفت که این نقاشی «بخشی از فرهنگ ماست». به عنوان یادآوری، تابلویی که او از آن دفاع می کرد، یک کودک خردسال را تحت تجاوز جنسی به تصویر می کشید.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

وقتی مکرون گفت که این نقاشی «بخشی از فرهنگ ماست»، منظورش فرهنگ مردم فرانسه نبود. منظور او فرهنگ بیمار و سادیستی نخبگانی بود که سوء استفاده سیستماتیک از کودکان را جشن می گیرد. این فرهنگ کسانی است که در حلقه‌های پدوفیلی نخبگان شرکت می‌کنند و بردگان را تحت کنترل ذهن مبتنی بر تروما قرار می‌دهند. این نخبگان نه تنها یک «جنبش» هنری را ایجاد کردند که بر جنون‌های روان بیمار ایشان متمرکز است، بلکه سعی می‌کنند با نمایش دادن آن‌ها در مکان‌های «معتبر»، آن را برای توده‌ها عادی کند.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس
 
علامت معروف به «شاخ شیطان» توسط مکرون
 
 
شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس
 
علامت «هرم» توسط مکرون

در طول تاریخ، آثار هنری که در موزه‌ها به نمایش گذاشته می‌شوند، ارزش‌ها و روح فرهنگی را منعکس کرده‌اند. نقاشی‌های یک روانپریش ضدبشر چون میریان کاین، در مورد فرهنگ چه می گویند؟ اصولا از کدام فرهنگ پرده برمی دارد؟ فرهنگی در محافل بسته و مناسک رازآمیز نخبگان در جریان است؟

گفتنی است که در خود فرانسه مدتی است که به شدت انحرافات اخلاقی مکرون، و «همجنسباز» بودن احتمالی او بسیار مورد بحث است. از جمله، قرائنی دال بر این وجود دارد که «همسر» او بریژیت مکرون، اصولا یک مرد تغییر جنسیت داده است.

شیطان کت و شلواری با عطر فرانسوی در کاخ الیزه/ چرا مکرون از تابلوهای «کودک‌آزاری» حمایت کرد؟ +عکس

 

اما این فرهنگ توده‌های مردم نیست، فرهنگ «آن‌ها»ست. و از طریق قدرت تبلیغات، سعی می کنند این فرهنگ را به «هنجارهای عام» تبدیل کنند. برای ساکت کردن مخالفان، نخبگان به تاکتیک جدید مورد علاقه خود می پردازند: «راست افراطی» کسانی که آن‌ها را زیر سوال می برند. در واقع، در هفته‌های گذشته، مقالات خبری بی‌شماری از فرانسه و سراسر جهان، کسانی را که با نقاشی‌هایی که تجاوز به کودک را به تصویر می‌کشد مخالف بودند، با جریان موهومی به نام «راست افراطی» مرتبط می‌کردند.

کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه

بریژیت ماکرون، بانوی اول فرانسه، در سال ۲۰۲۱ پرونده ای را علیه دو زن که ویدئویی در یوتیوب با عنوان "بریژیت ماکرون یک مرد است" بارگذاری کردند، تشکیل داد. ویدئوی مورد بحث اعلام کرد که بریژیت در سن ۱۸ سالگی تحت عمل جراحی تغییر جنسیت قرار گرفته است.

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

حال، اخیرا منابع خبری فرانسوی گزارش داد که شکایت بریژیت در مورد این ویدئو و این دو زن توسط یک قاضی در پاریس باطل شده است. 

 

در این گزارش آمده است:

"دادگاه در تصمیم خود با مشورت خبرگزاری فرانسه، دادخواست ارایه شده از سوی بریژیت ماکرون ذیل عنوان «تجاوز به حریم خصوصی و حقوق تصویر» را باطل اعلام کرد و اقدام آن دو زن را مصداق چنین اتهامی ندانست. "

 

 

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

بر اساس این گزارش، یکی از زنانی که ویدئوی یوتیوب را تهیه کرده است، خود را یک "رسانه" معرفی کرده است، در حالی که زن دوم خاطرنشان کرد که او یک "روزنامه نگار مستقل" است.

خانواده مکرون پس از پخش این ویدئوی بی اساس در کانال یوتیوب رسانه ادعایی، در فوریه ۲۰۲۲ از دادگاه درخواست کردند که این دو زن را محکوم و به پرداخت غرامت وادار کند و افزودند که این اتهامات "یک فرضیه‌ی کاملاً غیرعادی" است. 

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

یکی دیگر از رسانه های فرانسوی، به نام Le Media، در همین زمینه نوشت:

"سخت است تصور این که که بانوی اول فرانسه، همراه با بهترین وکلا، در توصیف شکایت خود به عنوان افترا به جای تجاوز به حریم خصوصی اشتباه کرده باشد. مگر این که سعی داشته هر چه زودتر پرونده را رها کند و بیشتر از این پیش نرود. "

گزارش شده است که شایعات در مورد بریژیت توسط گروه های سیاسی راست افراطی منتهی به انتخابات ۲۰۲۲ در فرانسه شعله ور شد.

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

در واقع مفهوم این حکم دادگاه و شکست شکایت حقوقی بانوی اول فرانسه برای همسر رئیس جمهور کنونی فرانسه، بریژیت ماکرون، به مشکلی واقعی تبدیل شده است، چرا که دادگاه از تایید افتراء بودن گزارش‌های مطبوعات فرانسوی در مورد وضعیت تراجنسیتی بریژیت خودداری کرده است.

به گفته نشریات فرانسوی، بریژیت ماکرون مردی بیولوژیکی است که با عمل جراحی به یک زن تبدیل شده است. پیش از این، بریژیت نام و نام خانوادگی دیگری داشت، چنین اطلاعاتی توسط یک "روزنامه نگار مستقل" گزارش شده است که در فرانسه به آن اشاره می شود.

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس
 
گفته می شود پسرک سمت چپ تصویر، کودکی بانوی اول فرانسه است

نکته بسیار تکان‌دهنده این است اگر واقعاً بانوی اول فرانسه تراجنسیتی است، پس او مادر سه فرزند مکرون نیست. برخی رسانه‌ها، شخصیت واقعی بریژیت ماکرون را مردی به نام ژان میشل ترونیه شناسایی کرده‌اند که می توانست برادر بریژیت باشد که قبلا درگذشته است(ترونیه نام خانوادگی قبل از ازدواج بریژیت مکرون بوده است). برخی رسانه های فرانسوی این نسخه را تبلیغ می کنند که ترونیه و بریژیت اصولا یک نفر هستند، اما قبل و بعد از عمل جراحی تغییر جنسیت.

از زمان تصمیم دادگاه، هیچ اطلاعات جدیدی در مورد این موضوع وجود ندارد و خانواده مکرون نیز اظهار نظری نکرده اند.

مدت‌هاست که بحث جنسیت و هویت واقعی بریژیت مکرون در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی فرانسه مطرح است. شایعات آنلاین حاکی از آن است که بانوی اول فرانسه مردی به نام "Jean-Michel Trogneux" به دنیا آمده است، در حالی که در بیوگرافی رسمی او آمده است که نامش بریژیت ماری کلود ترونیه بوده و زن متولد شده است.

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

به عنوان «اثبات» این ادعاها، کاربران شبکه‌های اجتماعی، از جمله به کمیاب بودن عکس‌های منتشر شده از بریژیت ماکرون در دوران جوانی‌اش، و همچنین تمایل او به «پنهان کردن گردنش» اشاره می‌کنند.

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

یکی از نام‌های کلیدی این فرضیه، »ناتاشا ری»، روزنامه‌نگار است که ادعا می‌کند به مدت سه سال در مورد گذشته بریژیت ماکرون تحقیق کرده است. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۱ ری گفت که موفق به تهیه اسنادی شده است که تایید می کند بانوی اول، مرد به دنیا آمده است، و این شواهد "در یک پاکت مهر و موم شده، تحت مراقبت یک وکیل است"، و افزود که او آن را به وقت مقتضی به دادگاه ارائه خواهد کرد. این احتمال قوی وجود دارد که ارایه چنین اسنادی در دادگاه اخیر، منجر به تبرئه منتشرکنندگان آن گزارش ویدئویی درباره ترانسجندر بودن بریژیت مکرون شده باشد.

گفتنی است که به همان اندازه، شایعات و ادعای بسیار پررنگی وجود دارد که امانوئل مکرون، به صورت پنهان یک فرد همجنسباز است. شاید نخستین بار در آستانه انتخابات ۲۰۱۷ فرانسه بود که ژولیان آسانژ، موسس وبسایت ویکی‌لیکس مدعی شد که اسنادی از امانوئل مکرون در اختیار دارد که برای مفتضح کردن او و جناح سیاسی پشت او کافی است. 

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس

روزنامه بریتانیایی دیلی‌میل هم در ژانویه ۲۰۲۲ در چند گزارش شواهد و قراینی دال بر همجنسباز بودن مکرون ارایه کرد. 

بریژیت مکرون در دادگاه شکست خورد/ کلاف «جنسیت» حقیقی بانوی اول فرانسه پیچیده‌تر شد+عکس


:: بازدید از این مطلب : 455
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 14 تیر 1402

 

بعضی واژه ها در واژه یاب ها معنی خاص خود را نشان می دهند.در حالیکه همین واژه اگر برای مکانی خاص یا جای خاصی قرار گیرد معنی اش تغییر نمی کند ولی ارزش دار می شود. مثلا ذلت کلمه است که معنی آن جزء کلمات ارزشی نیست. خواری، حقارت، نکبت معنی آن است. ذلت یعنی خواری در برابر مردم ، کسی که ذلت پذیر است، به خاطر رسیدن به بعضی از متاع عای دنیوی خود را در برابر اشخاصی خوار و ذلیل می کنند. این کلمه در جای دیگر ارزش پیدا می کند. آنهم ذلت در برابر خدا. انسان هزچه در برابر خدا خود را خوار و ذلیل نشان دهد.برعکس در مقابل مردم عزت وارزش بیشتری پیدا می کند. چون از آن ذلت اولی خود را دورمی کند.

اگر تمام رفتار و خواسته های ما در گروه رضایت حق تعالی باشد و فرد خود را ذلیل و ناتوان در برابر قدرت حق تعالی قرار دهد خداوند نیز ابهت و عطوفت فرد را در دل مردم قرار می دهد. صاحب اصلی دلها خداست. چنین شخصی در مقابل بزرکترین زورگوی دنیا خم به ابرو نمی آورد و در مقابل مردم نیز مهربان است. 

این نوع نگرش در تفکر لیبرالیستی غرب غریب است، زیرا پایه تفکری چنین تفکری ریشه در معرفت و ارزش ها و کرامات انسانی دارد. در حالیکه مبنای فکری یک لیبرالیست (غربی ها) ریشه در سود و لذت دارد که نظام حکومتی اش یک نظام شهوت سالار به صورت یک جامعه مدرن و اتوکشیده است. چون زیر بنای فکری غرب بر پایه سود و لذت بی حد و حصر پی ریزی شده است برای رسیدن به این دو واژه هیچ حد و مرزی نمی شناسد. این نوع تفکر برای رسیده به هدف حتی به مردم جامعه خود نیز رحم نمی کند. مردم را چنان سرگرم خطوط ترسیم شده جامعه به اصطلاح مدنی خود می کند، که حتی نمی توانند فکر آزاد اندیشی داشته باشند، برای قدم ره قدم آنها برنامه دارند و چون برنامه های آنها آمیخته با بیبند باری و لذت های دنیوی و هوس های زودگذر است، گرفتار توهم آگاهی یک سیکل مدار بسته فکری اجتماعی می شوند. خوراک لازم را نیز با جراید کثیرالانتشار، روزنامه ها و مجلات و شبکه های مجازی برای آنها تهیه می نمایند.

یک نمونه از بیرحمی ها که غرب به نیمی از جامعه خود روا داشته است. زنان است. تفکر سود و لذت یادگار اندیشمندان غربی است که بعد از دوره رنسانس در پی جستجوی آن بوده اند. این درخت تنومند از درون پوسیده که مدعی است بدون خدا هم می توان زندگی کرد. حالا دارد ثمرش را به جامعه بشری نشان می دهد. برای بدست آوردن ثروت «سود» هدف وسیله را توجیه می کند با اصل مهم جواز تجاوز به حریم خصوصی نیز باز می شود. چا کسانی بهتر از زنان می توانند جیب سرمایه دارن پر کنند. از نوع جنسیت سوء استفاده نمودند و به سوء استفاده از اسم و واژه آزادی،ارزش، حریت، معنویت، عفاف و پاکدامنی را از زنها گرفت و آنها را به سمت و سوی سوداگرا اقتصادی در حوزه های مختلف(تبلیقاتی، تولیدی، خودفروشی به سبک مدرن) کشاندند.  

غرب از آزادی شمشیری بران ساخت، اولین ضربه ای که اندیشمندان لیبرال غربی با این شمشیر وارد کردند، پیکر خوش ترکیب خود آزادی واغعی بود که می تواند با تمام ارزش هایی که در دل خود دارد به جامعه آرامش ببخشد. آنها با همین شمشیر دودم آزادی مسیر مهرورزی، معرفت، کرامت انسانی را طوری شخم زدند که آثاری از این ارزش های انسانیت در مسیر به سوی لیبرالیسم نه خوانه زند و نه رهروان مسیر بویی از این مفاهیم عطر آلود زیبائیهای ماندگار را استشمام نمایند. از چهره آزادی واقعی می توان اثرات تازیانهایی که با نام او به آزادی زده اند، دید. تا توتنستند در همان مسیر تخم پلیدی کاشتند. که رهروان این مسیر خوش بزک کرده برداشتی جز لذت های زودگذر و کسب در آمدهای نامشروع نداشته باشند. مکملهای آزادی تحریف شده طوری در این مسیر پاشیده شده است که با ابزاری به نام قانون آنها را در میان جامعه خود به سوغات برده اند. بیچاره مردمی که با نآگاهی های خود مرام هایی را دارند که حیوانات هم ندارند.

 


:: بازدید از این مطلب : 264
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 08 تیر 1402

 دیگر رسانه‌ها- نورنیوز نوشت: اخیراً دادستان تهران با حضور در بند محکومان مالی ندامت‌گاه مرکزی زنان استان تهران، ضمن برپایی میز خدمت به صورت چهره به چهره با مددجویان این بند دیدار کرد و پاسخ‌گوی درخواست‌های آنها شد. 

یکی از پرونده‌های قابل توجه در این ملاقات حضوری، اظهارات لیلا کریمی خواهر علی کریمی درباره کلاه‌برداری برادرش از او بود که جزئیات آن در رسانه‌ها منتشر شد.

رونمایی از چک بی‌محل دیگری که علی کریمی از حساب خواهرش کشید+ سند

 

اسناد و مدارک این پرونده و همچنین اظهارات و مکاتبات خانم کریمی نشان می‌دهد دقیقاً زمانی که علی کریمی با انتشار مطالب مختلف در صفحات مجازی شخصی‌اش، خود را حامی حقوق زنان معرفی و شعار تبلیغاتی «زن، زندگی، آزادی» را تکرار می‌کرده، حتی به خواهر خود که دو فرزند ۵ و ۱۵ ساله دارد نیز رحم نکرده است.

درد و رنج‌های جان‌سوزی که به واسطه رفتار غیر انسانی و غیر اخلاقی کریمی در این ۱۷ ماه بر خواهرش با دو فرزند گذشته است، گرچه با اسناد و مدارک غیرقابل انکار منتشر شده اما کریمی بدون هیچ توضیحی سیاست فرار به جلو را در پیش گرفته است.

 

تصویر چک برگشتی خواهر علی کریمی

در این خصوص ذکر چند نکته ضروری است:

نخست؛ رنج‌های تحمیل شده توسط علی کریمی ـ که در ماه‌های گذشته ژست ناجی زنان گرفته و بر آن بوده تا به کمک پروپاگاندای رسانه‌های معاند در قامت یک اپوزیسیونِ انسان‌دوست ظاهر شود ـ به خواهرش به عنوان یک زن، رونمایی از باطن حقیقی نقاب فریبنده‌ای است که مدعیان حقوق بشر و حقوق زنان را رسوا می‌کند. 

مسلماً فردی که به خانواده و نزدیک‌ترین افراد به خود خیانت می‌کند و هیچ مسئولیتی در قبال آنها نمی‌پذیرد، ذره‌ای برای دیگران ارزش قائل نبوده و جز منافع شخصی به چیز دیگری نمی‌اندیشد، چنانچه طی ماه‌های گذشته با تحریک جوانان موجب بروز خسارات جبران‌ناپذیر به مردم و کشور شده و جیب خود را پُر کرده است. 

دوم؛ ماهیت کلاه‌بردار و ضد انسانی علی کریمی از منظر ماهیت حاضران در سیرک جورج تاون با ادعای منشور همبستگی نیز قابل بررسی است، چه، همه آن افراد یک به یک با رسوایی‌هایی از جنس فساد و کلاه‌برداری‌ در پوشش «زن زندگی آزادی» مواجه شدند. 

در این خصوص؛ اظهارات علی جوانمردی عنصر ضدایرانی مشغول در صدای آمریکا علیه کاسبی کردن پهلوی از کمک‌های مالی ضدانقلاب جالب توجه است: «مبارزه فرزندان ما به عاملی برای پول جمع کردن و تقویت بنیه مالی این افراد تبدیل شده است. فقط بیش از یک میلیون دلار در لس‌آنجلس جمع شده است، اینکه در اروپا چقدر جمع شده، مهم نیست؛ به‌زودی ما خواهیم گفت چقدر از اسرائیل گرفتند! این پول‌ها که به اسم مردم ایران برای اعتصاب سراسری، برای اعتراضات جمع شده، به کجا رسیده است؟ در مورد ثروت میلیارد دلاری در باهاما و جزایر دیگر هنوز صحبت نکرده‌ام!»

نکته اینکه؛ کاسبی به نام مردم ایران و هزینه کردن آن در سرمایه‌گذاری‌ها و خوش‌گذرانی‌های شخصی تنها شامل پهلوی نیست، چنانچه طبق شواهد موجود، حامد اسماعیلیون نیز به سرکیسه کردن و کسب منافع مالی شخصی پرداخته است که همین موضوع شکایت بسیاری از خانواده‌های هواپیمای اوکراینی را به همراه داشته است.

مسیح علی‌نژاد هم طبق آنچه در ستون هزینه‌های آژانس رسانه‌های جهانی ایالات متحده آمریکا آمده، قرارداد سالانه جدیدی به ارزش پایه ۹۹ هزار دلار برای سال مالی ۲۰۲۳ با آنها منعقد کرده است.

این وب‌گاه همچنین نشان می‌دهد که علی‌نژاد که خود را حامی و دلسوز مردم ایران نشان می‌دهد در سال مالی اول مارس ۲۰۲۲ (۱۰ اسفند ۱۴۰۰) تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۳ (۹ اسفند ۱۴۰۱) مبلغ ۱۰۸ هزار دلار پاداش از آژانس رسانه‌های جهانی آمریکا برای خوش‌خدمتی به دولت آمریکا علیه ملت ایران دریافت کرده است.

البته پیش از این در دعوای میان او و مجری من‌وتو مشخص شد که علی‌نژاد چگونه با اعتراضات تجارت می‌کند و گریه خود را می‌فروشد و برای مصاحبه‌ای که حتی پخش نشده ۱۰ هزار پوند مطالبه می‌کند.

نازنین بنیادی، گلشیفته فراهانی و دیگران هم هر یک به عناوینی زیر پوشش «زن زندگی آزادی» به کاسبی خود در قالب دریافت کمک‌های مالی و یا حضور در جشنواره‌ها و گرفتن جوایز به اصطلاح حقوق بشری و هنری پرداخته‌اند.

سوم؛ نوع رفتار رسانه‌های بیگانه از جمله فارسی‌زبانان معاند در پرونده مربوط به خواهر علی کریمی حاوی معانی بسیاری است. بی‌بی‌سی فارسی، من‌وتو، اینترنشنال، صدای آمریکا، رادیو فردا و... که همواره خود را ناجی و حامی زنان معرفی کرده و شبانه‌روز با شعار و هشتگ «زن زندگی آزادی»، خود را رهایی‌بخش زنان ایران معرفی می‌کنند، طی ۱۷ ماه زندانی بودن لیلا کریمی به دلیل کلاه‌برداری برادرش نه تنها هیچ اشاره‌ای به موضوع نداشته و هیچ کدام از دادخواهی‌ها و درخواست‌های او را پوشش نداده‌اند بلکه با حمایت‌های تهوع‌آور از علی کریمی سعی در معرفی او در قامت یک قهرمان داشته‌اند.

 این رسانه‌ها که با پردازش‌های خبری به دنبال قهرمان‌سازی از یک کلاه‌بردار بوده‌اند حتی حاضر به پوشش رنج‌های اخیر لیلا کریمی نشده و در حالی که اسناد متقن کلاه‌برداری علی کریمی به عنوان کسی که حتی به خانواده خودش هم رحم نکرده منتشر شده، فقط شعارهای علی کریمی که حکم فرار به جلو را دارد منتشر کردند! 

حقیقت کاملاً روشن است؛ برای این رسانه‌ها و اربابانشان، زن فقط ابزاری برای رسیدن به اهدافشان علیه سایر کشورهاست و در عمل هیج اعتقادی به حقوق زن و حمایت از آن ندارند.

آنچه توسط علی کریمی و رسانه‌های بیگانه علیه لیلا کریمی صورت گرفته، درسی بزرگ برای کسانی است که در خیال خود علی کریمی را قهرمان و حامی زن تصور کرده و متأثر از همین خیال، گرفتار فضاسازی‌های القایی و دروغ او و رسانه‌های حامی او شده‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 403
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 08 تیر 1402

 

مسعود اکبری در یادداشتی نوشت: «جیمز جوردانو» متخصص علوم اعصاب در بخشی از کتاب «نوروتکنولوژی در امنیت ملی و دفاع» آورده است: «مغز انسان میدان نبرد قرن بیست‌ و یکم است. هدف این است که نه تنها آنچه مردم فکر می‌کنند، بلکه نحوه تفکر و عمل آنها نیز تغییر کند.

اگر این جنگ با موفقیت انجام شود، باورها و رفتارهای فردی و گروهی را شکل داده و تحت تأثیر قرار می‌دهد تا به نفع اهداف تاکتیکی یا استراتژیک مهاجم باشد. در شکل حداکثری خود، این پتانسیل را دارد که کل جامعه را بشکند و از هم بپاشد، به‌طوری که دیگر اراده جمعی برای مقاومت در برابر نیات دشمن را نداشته باشد. در این میدان نیروی مهاجم می‌تواند بدون توسل به زور یا اجبار آشکار، جامعه را تحت سلطه خود درآورد.»

در جنگ ترکیبی، خبری از حمله نظامی نیست و دستور کار اصلی بمباران افکارعمومی است. در این جنگ، ذهن انسان‌ها به میدان نبرد تبدیل می‌شود. اغتشاشات سال گذشته یکی از مصادیق روشن در این خصوص است.

دشمن در سال گذشته عوامل فرهنگی، امنیتی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را در کنار یکدیگر بکار گرفت تا اراده ملت را سست و امیدها را خاموش کند. رهبر معظم انقلاب- 14 خرداد 1402- فرمودند: «طرّاحی آنها جوری بود که فکر می‌کردند کار جمهوری اسلامی تمام شده، فکر می‌کردند می‌توانند ملّت ایران را به خدمت بگیرند.

احمق‌ها باز هم ‌اشتباه کردند، باز هم ملّت را نشناختند. البتّه ملّت ایران به آنها بی‌اعتنائی کرد، به فراخوان آنها اعتنائی نکرد. جوان‌های متعهّد در خیابان‌ها، در دانشگاه‌ها توانستند کارهای بزرگی انجام بدهند...دشمن را ناکام کردند. نقشه‌ دشمن باطل شد ولی این هشدار به همه داده شد که از کید دشمن غفلت نکنید.»

دشمن در سال گذشته با وجود سرمایه‌گذاری هنگفت، سیلی محکمی از ملت ایران خورد. اما قطعا این جنگ پایان نیافته و باید نسبت به خدعه دشمن، آگاه و هوشیار بود. به این موارد توجه کنید:

1- براساس مصوبه شورای‌عالی انقلاب فرهنگی- در جلسه 30 خرداد سال جاری- وظیفه نظارت در حوزه سکوهای صوت و تصویر فراگیر و شبکه نمایش خانگی طبق قانون اساسی و قوانین موضوعه برعهده سازمان صدا و سیما قرار گرفت. بنابر تصریح اصل ۴۴ قانون اساسی، رادیو و تلویزیون به‌صورت مالکیت عمومی بوده و در اختیار دولت است. همچنین طبق نظر تفسیری شورای نگهبان مورخ 10 مهر 1379 انتشار و پخش برنامه‌های صوتی و تصویری از طریق سیستم‌های فنی قابل انتشارِ فراگیر (همانند ماهواره فرستنده فیبر نوری و...) برای مردم در قالب امواج رادیویی و کابلی غیر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران خلاف اصل مذکور است.

نکته آن که بلافاصله پس از انتشار خبر مربوط به مصوبه اخیر شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، رسانه‌های معاند و از جمله رسانه تروریستی «اینترنشنال» با عصبانیت نسبت به آن موضع گرفته و این اقدام را در تضاد با آزادی عمل «هنرمندان مستقل»! قلمداد کردند.
همزمان با خشم و عصبانیت رسانه‌های معاند، رسانه‌های منتسب به جریان مدعی اصلاحات در داخل نیز فریاد وامصیبتا سر داده و با تیترهایی از جمله «خطر تعطیلی صنعت سینما»، «علیه شبکه خانگی»، «سرعت‌گیر پاستور برای نمایش خانگی»، «به نام مردم، به کام صداوسیما» و... به این خبر واکنش نشان دادند.

شلوغ بازی رسانه‌های معاند و همصدایی مدعیان اصلاحات با این عملیات رسانه‌ای در حالی است که تولیدات شبکه نمایش خانگی، اعتراض گسترده عموم مردم را در پی داشته است. عادی‌سازی روابط نامشروع، شوخی‌های متعدد جنسی، ترویج خشونت- از جمله نمایش روش‌های شکنجه-، عادی‌سازی مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، توهین به باورهای دینی، پدرکُشی و هتک جایگاه پدر و مادر، تبلیغ و ترویج ازدواج سفید، به‌کارگیری الفاظ رکیک، عادی‌سازی استفاده کودکان از دخانیات و...تنها بخشی از محتوای مبتذل تولیدات شبکه نمایش خانگی است.

اما در کنار همه این موارد، تحرکات شبکه نمایش خانگی در اغتشاشات سال گذشته نیز قابل تأمل است. در اوایل شهریور سال گذشته، دست‌کم یک‌ماه قبل از آشوب‌ها به بهانه حقوق زنان، سریالی در شبکه خانگی منتشر شد که در حقیقت راهنمای اغتشاشات با تابلوی حقوق زنان بود. این سریال با استقبال ویژه رسانه‌های معاند در خارج و جریان غربگرا در داخل مواجه شد. یکی از توصیه‌های ویژه در این سریال، اقدام مسلحانه علیه نیروهای امنیتی و نیروهای منتسب به حاکمیت بود.

پیش از آن نیز سریال دیگری در شبکه نمایش خانگی با محوریت ایجاد تنفر و خشونت علیه حافظان امنیت با تبلیغات گسترده پخش شد. نکته قابل توجه اینجاست که این سریال نیز با استقبال ویژه رسانه‌های معاند در خارج و جریان غربگرا در داخل مواجه شد و همزمان اعتراض گسترده خانواده‌ها را در پی داشت.

نحوه مواجهه آشوبگران با نیروهای حافظ امنیت در اغتشاشات سال 1401 درمقایسه با فتنه‌های قبلی یک تفاوت عمده داشت و آن توحش و خشونت بی‌سابقه بود. قطعا تهییج رسانه‌های بیگانه و دنباله‌های داخلی آن، عامل اصلی در این خصوص بود اما بدون شک، تولیدات نمایش خانگی و از جمله دو نمونه ‌اشاره شده نیز در این خصوص تأثیرگذار بوده‌اند.

2- به لطف خدا، دولت سیزدهم با وجود آنکه میراث نامطلوبی از مدعیان اصلاحات و اعتدال تحویل گرفت، با «تدبیر و امید» این میدان مین را پشت سر گذاشته و با همت و تلاش شبانه‌روزی در پی رفع مشکلات و به‌خصوص مشکلات اقتصادی است و تاکنون نیز توفیقات بسیاری به دست آورده است.

حالا به این خبر توجه کنید: در روزهای گذشته دهمین دوره هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران برای انتخاب هیئت‌رئیسه این نهاد برگزار شد. کارشناسان از اتاق بازرگانی با عنوان «پارلمان اقتصادی بخش خصوصی» نام می‌برند. بخشی که موتور محرک اقتصاد کشور است. همچنین اتاق بازرگانی ایران یکی از مراکز حساس اقتصادی کشور است و دسترسی ویژه به بسیاری از اطلاعات طبقه‌بندی‌شده دارد که به‌صورت طبیعی نباید در اختیار ‌اشخاص بدون صلاحیت قرار بگیرد با این‌حال نکته قابل تأمل این‌جاست که فردی که به‌عنوان رئیس‌جدید اتاق بازرگانی ایران انتخاب شده است، در اغتشاشات سال گذشته، حامی آشوب و التهاب بوده است.

در این انتخابات، آشکارا برخلاف قانون نحوه انتصاب ‌اشخاص در مشاغل حساس عمل شده است. براساس مفاد این قانون، ریاست اتاق بازرگانی جزو مشاغل مهم و حساس محسوب می‌گردد و نهادهای نظارتی یک ماه فرصت دارند تا درخصوص صلاحیت نامزدها اعلام نظر کنند.

گفتنی است که طبق گزارش مستند، عدم صلاحیت فرد منتخب به‌صورت کتبی به اتاق بازرگانی از سوی مراجع قانونی اعلام گردیده است. علاوه‌بر این حراست وزارت صمت نیز نامه‌ای مبنی بر عدم صلاحیت وی به برگزارکنندگان انتخابات اتاق بازرگانی تحویل داده بود. اما وی به رغم رد صلاحیت در انتخابات شرکت کرده است.

پس از انتشار اخبار مربوط به روند انتخاب رئیس‌جدید اتاق بازرگانی ایران، نمایندگان مجلس، رسانه‌ها و تشکل‌های دانشجویی نسبت به آن اعتراض کرده و خواستار اجرای قانون شدند. در این مورد نیز رسانه‌های معاند و جریان غربگرا به صورت ویژه از این فرد حمایت کرده و اصرار دارند که وی در مسند ریاست اتاق بازرگانی ایران باقی بماند، آن هم شخصی که آشکارا حامی اوباش و تروریست‌ها بوده و در جنگ ترکیبی، آب به آسیاب دشمن ریخته است. به نظر شما شخصی که برای براندازی، توئیت منتشر کرده و هشتگ می‌زد، می‌تواند امانتدار اسرار نظام بوده و در جنگ اقتصادی، مقابل دشمن بایستد؟!

3- نوع واکنش رسانه‌های دشمن به این دو فقره، حاکی از آن است که هم در موضوع شبکه نمایش خانگی و هم در موضوع اتاق بازرگانی ایران، نقطه‌زنی انجام شده و همین مسئله جیغ و داد بازوهای رسانه‌ای دشمن و دنباله‌های داخلی آن را به دنبال داشته است.
بر همین اساس لازم است که دستگاه‌های ذی‌ربط به پشتوانه مطالبه قاطبه مردم عزیز ایران و بدون تأثیرپذیری از شلوغ بازی رسانه‌های معاند و دنباله‌های داخلی، قانون را اجرا کرده و نقشه دشمن را ناکام بگذارند.

در بخشی از آیه 112 سوره مبارکه هود آمده است: «فَاستَقِم کَما اُمِرتَ وَ مَن تابَ مَعَک»؛ پس، همان‌گونه که دستور یافته‌ای ایستادگی کن، و هر که با همراهی تو به خدا رجوع کرده [نیز چنین کند]...»؛ ملت ایران هوشیار است و همان‌طور که به بانیان و حامیان جنگ ترکیبی در سال گذشته سیلی زد، پس از آن نیز چنین خواهد کرد و از کید دشمن غافل نخواهد شد؛ ان شاءالله.


:: بازدید از این مطلب : 378
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 07 تیر 1402

 

در آخرین روز از بهار امسال یک خبر عجیب از شهر دورس نظر همه را به سوی خود جلب کرد، رسانه‌های آلبانی اعلام کردند که در اثر درگیری میان نیروهای پلیس و عناصر منافقین یکی از اعضای این گروهک تروریستی به هلاکت رسیده و نزدیک به ۱۰۰ نفر از ساکنین کمپ تیرانا معروف به اشرف ۳ زخمی شده‌اند.

پلیس آلبانی اعلام کرد که بر اساس حکم دادگاه آلبانی و به دلیل نقض توافقات صورت گرفته به لانه تروریستی فرقه رجوی حمله کرده است. ساعاتی پس از این ماجرا وزارت کشور آلبانی نیز یک بیانیه منتشر کرده و نوشت که پاک‌سازی مقر منافقین با تصمیم دادگاه صورت گرفته است در این بیانیه آمده بود که عملیات پلیس در راستای اجرای قانون ویژه پیگرد علیه فساد و جنایت سازمان یافته و همچنین تصمیم دادگاه ویژه مربوط به فساد و جنایت سازمان یافته انجام شده است. تصمیم دادگاه نتیجه اقدامات گروهک منافقین بوده که با تعهدات آنها در سال ۲۰۱۴ یعنی در زمان استقرار این گروه در آلبانی داده بودند در تعارض بوده است.

بر اساس گزارشات پلیس ضدتروریسم آلبانی بارها درخواست فراهم شدن امکان بازرسی از کمپ اشرف ۳ را ارائه کرده بود و برخی از این درخواست‌ها با تذکر و اخطار همراه بوده اما با این وجود منافقین به این درخواست‌ها مبنی بر حضور و بازرسی از این کمپ تن ندادند که نهایتا به دلیل نگرانی از انجام برخی عملیات خرابکارانه و تروریستی توسط این گروه در آلبانی، پلیس ضد تروریسم آلبانی وارد عمل شده است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

کلیک کلیک، بنگ بنگ در جنگ سایبری!

یکی از نکات قابل توجه در این عملیات ویژه و چند جانبه آن بود که پلیس آلبانی پس از ورود به کمپ تروریستی منافقین کلیه تجهیزات الکترونیکی و وسایل غیرمتعارفی از جمله تعدادی پهپاد، سرورهای هک و نفوذ رایاینه‌ای، تلفن‌های همراه ماهواره‌ای در کمپ اشرف ۳ را کشف و ضبط کرده است. این ابتکار عمل باعث شد از زمان اجرای عملیات پلیس ضد تروریسم آلبانی در کمپ اشرف ۳ بسیاری از حساب‌های کاربری منافقین در شبکه‌های اجتماعی به ویژه توییتر از کار افتاده و برخی حساب‌های مشهور که در آشوب‌های اخیر فعالیت بالایی داشتند یا از دسترس خارج شوند یا آنکه فعالیت‌های این اکانت‌ها به طرز قابل توجه‌ای کاهش یابد.

گروهک منافقین در طول ۵ سال اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی در جنگ سایبری انجام داده و علاوه بر راه اندازی و پروموت برخی حساب‌های کاربری مشهور تعدادی از حساب‌های پر اینترکشن را نیز خریداری کند، در حال حاضر همگی این‌حساب‌ها از کار افتاده است.

به عنوان مثال برخی اکانت‌های شتاب دهنده در اغتشاشات پاییزی که نقش لیدری آشوب‌ها را برعهده داشتند و هر توییت آن‌ها ثانیه‌ای پس از انتشار بیش از ۵۰۰۰ هزار لایک می‌خورد حالا به زحمت ۱۰ بازدید می‌گیرند! عبدالله فولادوند و نعمت، دو نفر از مسئولان فنی این فرقه گفته‌اند که پلیس آلبانی سرور اصلی را که حاوی اطلاعات تمام مرتبطین داخل ایران بوده با خود برده‌اند.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 

عکس/ اکانتی که در جریان اغتشاشات از طرف منافقین حمایت می‌شد حالا کمتر از انگشتان دو دست لایک می‌گیرد!

ابراهیم خدابنده یکی از اعضای بریده و جدا شده از گروهک تروریستی منافقین درباره فعالیت‌های این سازمان مخوف و زیرزمینی نوشته است:

روشی که اکنون سازمان از آن استفاده می‌کند، بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی است. حدود یک سال و نیم پیش، یک‌هزار دستگاه رایانه برای سازمان از طریق یک شرکت آلبانیایی وارد آلبانی و به سازمان که سفارش‌دهنده بود، داده شد. عکس‌هایی هم که اخیراً منتشر شد، مؤید همین مطلب است. اعضای سازمان تلاش می‌کنند در شبکه‌های اجتماعی، پست‌های مریم رجوی را پربیننده کنند، در این راستا از ماشین‌های ترول برای ترند کردن مریم رجوی و سازمان استفاده می‌کنند. فعالیت‌های سازمان در شبکه اجتماعی اینستاگرام افزایش پیدا کرده چون توئیتر و فیس‌بوک محیط کنترل‌شده‌تری هستند. اینها اکانت‌های فیک زیادی می‌سازند و از آن‌ها استفاده می‌کنند.

هر یک از اعضای سازمان ممکن است بیش از ۱۰ حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی داشته باشند که تصاویر بیشتر آن حساب‌ها، دخترهای جوان و با نام‌های آذر، اکرم و... است. همچنین به‌طور گسترده با فالورهایشان ارتباط برقرار می‌کنند. ترفند جذب فالورهایشان این‌گونه است که مدام فالو می‌کنند و به تمامی فالورهای خود پیام می‌دهند تا اینکه بتوانند با یک فرد ارتباط برقرار کنند. پس از اینکه ارتباط برقرار شد، ارتباط‌گیری با آن فرد با همان اکانت به فرد دیگری در سازمان سپرده می‌شود.

این عضو قدیمی منافقین درباره دلایل علاقه این گروهک به جنگ سایبری به نکته مهمی اشاره کرده و هدف از این دست فعالیت‌ها را اثرگذاری اجتماعی خوانده و می‌گوید:

موضوع گفتگوی آنان با کاربران شبکه‌های اجتماعی، مشکلات آن فرد و جامعه است، به‌طور مثال با یک فرد بیکار به گفتگو می‌نشینند و در نهایت او را به این نتیجه می‌رسانند که "دلیل بیکاری تو، جمهوری اسلامی ایران است و اگر این نظام حاکم نبود، تو اکنون شغل خوبی داشتی".تصویری که از گورخوابی برخی از مستمندان منتشر شد، به‌قدری توسط اکانت‌های سازمان بازنشر داده شد که دختر من که در انگلیس است، فکر می‌کرد نیمی از مردم تهران گورخواب هستند!

همچنین کنار آن تصویر نوشته شده بود «اگر جمهوری اسلامی نبود، اکنون این گورخواب در کاخ خوابیده بود «تلاش اعضای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در شبکه‌های اجتماعی این است که کاربران را به مرحله نفرت از نظام برسانند تا آن افراد در شرایطی که به‌وجود می‌آید، عملیات‌های ایذایی انجام بدهند، اموال عمومی را آتش بزنند و شیشه‌های بانک‌ها و مغازه‌ها را بشکنند.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

هشتگ‌های غیرفعال در جنگ غیر نرمال اینترنتی

تا پیش از ورود هدایت‌شده پلیس آلبانی به کمپ منافقین بیش از ۱۵۰۰ نفر نیروی آموزش‌دیده، شبانه‌روز به‌صورت شیفتی، مشغول تولید محتوای حرفه‌ای علیه مفاهیمی مانند اسلام، حجاب، بزرگنمایی مفاسد اقتصادی، خرافه‌نمایی مقدسات مذهبی، نفرت‌پراکنی و تولیدات محصولات مسنهجن در اینترنت به ویژه شبکه‌های اجتماعی بودند اما در حال حاضر مطابق بررسی آمار و ارقام توییت های منتشر شده و همچنین تعداد منابع به کار گرفته شده در استفاده از هشتگ‌های منتسب به سازمان منافقین، نشان میدهد برخی هشتگ ها در تاریخ حمله منافقین غیرفعال شدند.

سال ۱۳۹۸ نشریه آمریکایی مادرجونز فاش کرده که همزمان با تشدید تحریم‌های اقتصادی علیه ایران و لحن خصمانه و تهدیدآمیز آمریکایی‌ها علیه ایران، شبکه‌ای از کاربران ‌در توییتر فعال شده که پیام‌های ضد ایرانی مشابهی را منتشر می‌کنند. این شبکه شامل بیش از ۴۰۰ حساب کاربری در توییتر است که از ‌حساب‌های کاربری واقعی، ربات و سایبورگ (حساب‌های نرم‌افزاری) تشکیل شده‌اند. ‌این حساب‌ها در پیام‌های خود از سیاست تغییر نظام ‌ایران حمایت می‌کنند.

مطالعات انجام‌شده توسط یک پژوهشگر ‌مستقل اینترنتی به نام 'جف گلبرگ' نشان می‌دهد شبکه‌ای شامل ۳۵۰ حساب کاربری ‌بیش از ۵میلیون توییت برای تقریباً ۵۰۰هزار دنبال‌کننده (فالوور) خود ‌پست کرده‌اند. این حساب‌ها محتوای کاملاً یکسانی را منتشر می‌کنند و با کاربران یکسانی تعامل ‌دارند و به‌طور ‌میانگین ۱۰۰ بار در روز توییت کرده بودند.

«گلبرگ» که بنیان‌گذار یک پروژه تحقیقاتی در ارتباط با ‌رسانه‌های اجتماعی است، می‌گوید که علاقه‌ای به مسائل سیاسی ایران ندارد و به طور تصادفی در زمان انجام ‌تحقیقات خود این حساب‌های کاربری را کشف کرده است. ‌بن دکر پژوهشگر رسانه‌ای نیز ۷۵ حساب ‌کاربری را کشف کرده که پیام‌های ضد نظام ایران را در توییتر منتشر می‌کنند. دکر معتقد است که این حساب‌ها واقعی نیستند یا توسط نرم‌افزار تقویت می‌شوند زیرا پست‌های خود ‌را در تمام روزهای هفته مطابق با یک جدول زمانی مشخص ارسال می‌کنند. به عنوان مثال، پنج حساب مهم در این شبکه در ‌طول چند سال گذشته صدها هزار پست را توییت کرده‌اند. وی معتقد است محتوای منتشرشده توسط این اکانت‌ها منعکس‌کننده مواضع سازمان ‌مجاهدین خلق و همچنین شاخه سیاسی بین‌المللی آن یعنی شورای ملی ‌مقاومت ایران است. هر دو ارگان، خواستار تغییر نظام ایران ‌هستند و روابط نزدیکی با مقامات دولت ترامپ دارند.

پس از حمله پلیس آلبانی به کمپ منافقین بررسی آماری فعالیت‌های سایبری این فرقه تروریستی نتایج جالب توجهی دارد:

بر این اساس تعداد توییت‌های منتشر شده که حاوی هشتگ‌های پروموت شده توسط لشگر سایبری منافقین هستند، نشان می‌دهد که از روز سی ام خرداد، پس از حمله پلیس آلبانی به پادگان اشرف ۳، به شدت افت کرده است. این روند نزولی تا یکم تیر ماه ادامه داشته و بعد از آن با شیب ملایمی رو به رشد حرکت کرده است هرچند که با شرایط پیش از حمله به اشرف، فاصله بسیار زیادی دارد.

 

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

از طرف دیگر تعداد سکوهای استفاده کننده از هشتگ‌های فوق نیز متاثر از حادثه رخ داده افت فاحشی را تجربه کرده است. می توان به این نکته اشاره کرد که با توجه به جامعه آماری مد نظر سکوهای از دست رفته هنوز به میزان قابل توجهی احیا نشده‌اند، اما حجم فعالیت سکوهای موجود افزایش یافته است تا بدین وسیله بخشی از افت فاحش فعالیت مجازی منافقین احیا و جبران شود.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

از طرفی دیگر برای بررسی این ادعاها، میانگین کامنت تعدادی از رسانه‌های اینستاگرامی در روز ۳۰ خرداد (روز حمله به مقر سازمان) و بازه ۲۰ تا ۳۰ خرداد با یکدیگر مقایسه شده است. بر اساس یافته‌های به‌دست آمده، میانگین کامنت صفحه ایران‌اینترنشنال در روز ۳۰ خرداد، با کاهش ۴۳ درصدی نسبت به ۱۰ روز قبل از آن مواجه شده است و کامنت‌های بی‌بی‌سی فارسی نیز ۳۱ درصد کاهش داشته است. این در حالی است که میانگین کامنت‌ها تقریبا تفاوتی با قبل نداشته است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

نکته جالب توجه آنکه علاوه بر هشتگ‌ها، اکانت‌های منافق نیز پس از حمله غیرفعال شدند. این اکانت ها که به عنوان «لشگر سایبری» منافقین شناخته میشوند، پس از درگیری در پادگان اشرف و ضبط تجهیزات، ناپدید شدند. موضوعی که تولسط کاربران فضای مجازی نیز احساس شده و مدعی شدند که پس از حمله، میزان فحاشی، نفرت پراکنی و ناامیدی در شبکه های اجتماعی کاهش یافته است.

غیرفعال شدن اکانت ها به سه وضعیت، صورت گرفته است:

* برخی اکانت‌ها در ساعات حمله غیرفعال شده و پس از چند ساعت دوباره فعلایت خود را از سر گرفتند.

* برخی اکانت‌ها در ساعات حمله غیرفعال شده و پس از چند روز دوباره فعلایت خود را از سر گرفتند

* برخی اکانت‌ها در ساعات حمله غیرفعال شده و این وضعیت فقط در پلتفرم توئیتر بوده و افراد مذکور پس از چند روز در تلگرام و اینستاگرام، دوباره فعالیت خود را از سر گرفتند.

مطالب فوق در رصد صفحات برخی چهره های سرشناس ضدانقلاب نیز به خوبی مشهود است. طبق بررسی‌ها، پس از حمله پلیس آلبانی به مقر اشرف، تعداد لایک‌ها، ریتوئیت‌ها و به طور کلی بازتاب و حمایت از محتواهای منتشر شده توسط چهره های ضد انقلاب، به شدت کاهش یافتند.

لازم به ذکر است که حمله پلیس آبانی در ظهر ۲۰ ژوئن رخ داده و برای برای در فضای مجازی باید بین ۱۹ تا ۲۱ ژوئن، از یک روز پیش از جمله تا فردای آن بررسی شود.

با مقایسه دو توئیت سرکرده فرقه منافقین مریم رجوی در تاریخ ۲۰ ژوئن (۳۰ خرداد) پیش از حمله و ۲۱ ژوئن، فردای آن، مشخص میشود که تعداد لایک ها و ریتوئیت ها بشدت کاهش پیدا کردند.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

عکس/ کاهش لایک و ریتوییت اکانت سرکرده منافقین

عجیب‌تر آنکه با برسی اکانت چهره‌های دیگر که وابستگی خود را به منافقین ابراز نکردند، مشخص میشود که آن ها نیز توسط سایبری های اشرف، هدایت و وایرال می شوند. در این بین چهره هایی همچون مهدی یراحی نیز وجود دارد که پس از درگیری در اشرف، با کاهش شدید لایک و ریتوئیت مواجه شده است. یراحی در جریان اغتشاشات، قطعه آهنگ‌هایی تولید و منتشر کرده که در تمامی فراخوان‌های ضد انقلاب مورد استفاده قرار گرفته است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

عکس/ لیدرهای اغتشاشات با افت شدید در شبکه‌های اجتماعی روبرو هستند

علاوه بر این برخی اکانت ها از روز حمله به بعد، فعالیتشان متوقف شده است. برخی از آن ها هنوز فعالیت را از سر نگرفته و برخی پس از این که در شبکه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفتند، روز های بعد شروع به فعالیت گرفتند. تعدادی از اکانت ها نیز توئیترشان متوقف شده (به طور غیرعادی) متوقف شده و در دیگر پلتفرم ها فعالیت می کنند، این ماجرا احتمالا مرتبط به سروری‌هایی است که در حال حاضر در اختیار منافقین قرار ندارد.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

عکس/ اکانت‌های فروخته شده به منافقین در حال حاضر غیر فعال شده است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

عکس/ این اکانت یک هفته پس از این ماجرا اکانت خود را حذف کرد

جوانان محلات در اغتشاشات حالا کجا هستند؟

یکی از مهمترین فعالیت‌های منافقین در طول اغتشاشات پاییزی در سال گذشته استفاده از چند اکانت جعلی با عنوان «کمیته‌های جوانان محلات» بود که نقش صادرکننده فراخوان را برعهده داست. این اکانت‌های سایبری در شهرهای مختلف در امتداد استراتژی «کانون‌های شورشی» این سازمان تروریستی قرارداشته و در شبکه‌های مجازی و نیز رسانه‌های فارسی‌زبان ازجمله شبکه تروریستی اینترنشنال تبلیغ و به‌روزرسانی می‌شد، در حال حاضر این سکوهای تولید آشوب از کار افتاده و برخی رابطین و ادمین‌های آن که مرتبط یا منافقین بودند نیز توسط نهادهای امنیتی دستگیر شده‌اند، این افراد در اعترافات خود بیان کرده‌اند که توسط سرپل‌های منافقین این صفحات را راه‌اندازی کرده بودند. پس از ضربه سی خرداد به کمپ اشرف ۳ کلیه خطوط هماهنگی داخلی و خارجی قطع شده است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

عکس/ مهدیار آقاجانی در پاریس و از گردانندگان صفحات منافقین

 

اواخر زمستان سال ۱۳۹۹ دولت آمریکا اعلام کرد که یکی از مهم‌ترین پروژه‌های تبلیغاتی علیه ایران را متوقف خواهد کرد، در آن زمان وزارت خارجه آمریکا با انتشار یک بیانیه کوتاه‌ نوشت که بودجه مالی طرح ایران دیس اینفو را قطع کرده است. حذف این بودجه بزرگ مالی برای اپوزیسیون خارج از کشور و عناصر ضدانقلاب یک شوک بزرگ محسوب می‌شد، زیرا حذف کمک مالی از سوی آمریکایی‌ها باعث می‌شد برخی مؤسسات ضد ایرانی که به‌صورت شبانه‌روزی به بمباران روانی مردم دست می‌زدند دکان‌های خود را تعطیل کرده و بیکار گردند.

یک ماه پس از تعطیل شدن این پروژه تبلیغاتی، وب‌سایت اینترسپت (Intercept) جزئیات خاتمه این پروژه را منتشر کرد. در این گزارش آمده بود که دیس‌اینفو در زمره عملیات‌های گروه توانا با بودجه ده میلیون دلاری در ده سال اخیر بوده است. همچنین در این گزارش آمده بود که بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD)، اندیشکده‌ای که حمله نظامی به ایران را ترویج و تشویق می‌کند؛ بانی این پروژه بوده است.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

اما چه چیزی باعث شد که این کارزار تبلیغاتی تعطیل شود؟ اینترسپت نوشته بود که این پروژه که به‌صورت مشخص بودجه آن از مالیات آمریکایی‌ها هزینه می‌شود، بر آزار و اذیت آنلاین منتقدان سیاست خارجی ترامپ در خاورمیانه تمرکز داشت. دو نفر از نمایندگان کنگره آمریکا که در جلسه توجیهی کنگره با مرکز تعامل جهانی، بازوی مشترک وزارت دفاع و کنگره آمریکا برای مقابله با پروپاگاندا و عملیات روانی حضور داشتند، تأیید کردند سعید قاسمی نژاد، مشاور ارشد اندیشکده اف. دی. دی و پیمانکار پروژه ایران دیس‌اینفو بوده و آن را به موسسه توانا واگذار کرده بود. عوامل موسسه توانا نیز این پروژه را به سوی مقاصد ترامپ منحرف کرده بودند.

 پشت پرده غیرفعال شدن شبکه سایبری منافقین/ آغاز تسویه حساب‌های تشکیلاتی در اشرف ۳/ ادمین‌های صفحات جوانان محلات این روزها کجا هستند؟ +عکس و فیلم

به نظر می‌رسد که پس از پایان اغتشاشات اخیر لشگر سایبری منافقین نیز به همان سرنوشتی دچار شده است که پیش از این بر سر پروژه ایران دیس اینفو آمده است، کشورهای غربی از منافقین به عنوان یک دستمال کاغذی استفاده کرده و حالا پس از شکست آشوب‌ها در چند محله این گروهک فرتوت را به زباله‌دان فرستاده‌اند.

در طول اغتشاشات پاییزی پروژه جنگ سایبری آنچنان برای دشمن با اهمیت بود که سازمان سیا از آن به نام «خانه مخفی» یاد می‌کرد که این خانه تیمی و مخفی‌شده درواقع استعاره از نفوذ عناصر ادراکی بود که توسط صدها هزار اکانت و شبکه هدایت‌شده بر تغییرات نسلی اثر داشت. اما حالا این پروژه شکست خورده در وضعیتی قرار گرفته است که از کمپ اشرف ۳ خبر از حذف فیزیکی و تسویه‌حساب‌های درون تشکیلاتی می‌رسد، خبر رسیده که جنازه فهیمه آذرانی، از مهره‌های این فرقه تروریستی، بیرون از پادگان اشرف و در خیابان‌های آلبانی پیدا شده است.

این گروهک مدعی شده که فهیمه آذرانی به دلیل بیماری مرده است، اما برخی اخبار حکایت از این دارد که در هنگامه حمله پلیس آلبانی به پادگان گروهک رجوی، برخی اعضا از فرصت استفاده و فرار کرده‌اند. یکی از آن‌ها فهیمه آذرانی بوده است که دیگر حاضر نبوده نقش سرباز سایبری را برای فرقه رجوی بازی کند، با توجه به تجربه متعدد این گروهک در تسویه درون گروهی و حذف نیروهای خود پس از نافرمانی، برخی معتقدند که آذرانی را خود گروهک کشته است، انتشار خبر مرگ فهمیه آذرانی عضو ارشد و تشکیلاتی منافقین مقدمه تیرهای غیبی است که بر چشم دشمن خواهد خورد!

 

جنایت کاران در سراشیبی سقوط


تبهکاران در سراشیبی سقوط دائمی

فهرستی از اقدامات جنایت‌بار و خونین فرقه رجوی اشاره کرده و نوشته است:

گروهک نفاق در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلام‌ جنگ مسلحانه کرد و دست به اغتشاش‌های خونین و اقدامات تروریستی زد و ده‌ها نفر از نقش ‌آفرینان نهضت امام خمینی (ره) و افراد زیادی از مردم کوچه و بازار را به جرم دفاع و پاسداری از انقلاب اسلامی، در سراسر کشور به شهادت رساند که فهرست زیر، تنها بخشی از مهم‌ترین جنایت‌های این گروهک است:

۱. در ۷ تیر ۱۳۶۰ با بمب‌گذاری در حزب جمهوری اسلامی، آیت‌الله سید محمدحسین بهشتی معمار نظام نوین قضایی و رئیس قوه قضائیه و ۷۲ یار امام خمینی (ره) را به شهادت رساند

۲. در ۸ تیر ۱۳۶۰ محمد کچویی رئیس زندان اوین را ترور کرد

۳. در ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ دکتر سید حسن آیت نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را شهید کرد

۴. در ۸ شهریور ۱۳۶۰ با بمب‌گذاری در دفتر نخست وزیری، محمدعلی رجایی رئیس جمهور و حجت‌الاسلام والمسلمین محمد جواد باهنر نخست وزیر کشورمان را به شهادت رساند

۵. در ۱۴ شهریور ۱۳۶۰ آیت‌الله علی قدوسی دادستان کل انقلاب اسلامی را ترور کرد

۶. در ۲۰ شهریور ۱۳۶۰ آیت‌الله سید اسدالله مدنی امام جمعه تبریز را شهید کرد

۷. در ۷ مهر ۱۳۶۰ حجت‌الاسلام والمسلمین سید عبدالکریم هاشمی‌نژاد از اعاظم روحانیت مشهد را ترور کرد

۸. در ۲۰ آذر ۱۳۶۰ آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب امام جمعه شیراز را شهید کرد

۹. گروهک نفاق در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ بر اساس آمارهای رسمی موجود بیش از ۱۷ هزار نفر را در کوچه و خیابان در اقصی نقاط کشور شهید کرد

۱۰. در ۱۱ تیر ۱۳۶۱ آیت‌الله محمد صدوقی امام جمعه یزد را ترور کرد

۱۱. گروهک نفاق در ۱۵ شهریور ۱۳۶۱ در خیابان خیام تهران، یک اتوبوس ۲ طبقه را به آتش کشید که در این جنایت ده‌ها نفر شهید و مجروح شدند

۱۲. در ۲۳ مهر ۱۳۶۱ آیت‌الله عطاءالله اشرفی اصفهانی امام جمعه کرمانشاه را شهید کرد

۱۳. در دی ۱۳۶۱ به چهار پاسگاه مرزی در کردستان حمله کرده و ۱۵۰ پاسدار را ترور کرد

۱۴. گروهک نفاق، در بازه زمانی ۷ خرداد تا ۲۶ اسفند ۱۳۶۱، ۶۴۷ نفر را ترور کرد و به شهادت رساند

۱۵. این گروهک، همچنین در بازه زمانی ۱۱ فروردین تا پایان سال ۱۳۶۲ مسئولیت ترور ۴۵۸۳ زن و مرد ایرانی را بر عهده گرفت

۱۶. در روز عاشورای سال ۱۳۷۳ (۳۰ خرداد) با بمب‌گذاری در جوار ضریح امام رضا (ع)، تعداد ۲۶ زائر را در حرم امن رضوی به شهادت رساند و ۳۰۰ نفر را نیز مجروح کرد

۱۷. در اول شهریور ۱۳۷۷ سید اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب اسلامی تهران را ترور کرد

۱۸. در ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ امیر سپهبد علی صیاد شیرازی جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح را شهید کرد

۱۹. در فتنه سال ۱۳۸۸ گروهک نفاق نقش پررنگی داشت و دست به جنایت‌های آشکاری در روز عاشورای حسینی زد

۲۰. در دی ۱۳۸۸، آذر ۱۳۸۹ و مرداد ۱۳۹۰،سه دانشمند هسته‌ای کشورمان (مسعود علی‌محمدی، مجید شهریاری و داریوش رضایی‌نژاد) را ترور کرد

۲۱. در ۲۱ دی ۱۳۹۰ مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته‌ای نطنز را به شهادت رساند

۲۲. در فتنه ۱۴۰۱ نیز این گروهک از راه جذب حمایت خارجی و با فعال کردن ایادی داخلی خود به مبارزه علیه ملت ایران پرداخت.

پس از فاجعـه هفتم تیر ۱۳۶۰، مسعود رجوی سرکرده گروهک نفاق بـه همراه ابوالحسن بنی‌صدر رئیس جمهور معزول به فرانسه گریخت و دور جدیدی از فعالیت‌های ضد انسانی منافقین آغاز شد.

الف) رجوی با حمایت بنی‌صدر در فرانسه شورای ملی مقاومت را تشکیل داد و در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی ایران به فعالیت پرداخت.

ب) در سال ۱۳۶۵ دولت فرانسه با فشار سیاسی کشورمان گروهک نفاق را از این کشور اخراج کرد ‌

ج) رجوی طی معامله‌ای با صدام، پایگاه اصلی نفاق را به پادگان اشرف در استان دیاله عراق منتقل کرد و در کنار رژیم بعث به جنگ با ملت ایران پرداخت که این همراهی‌ها و همکاری‌ها به نتایج ذیل منتج شد:

۱. گروهک نفاق تا پایان سال ۱۳۶۶ برای خوش‌خدمتی به رژیم صدام ۹۹ عملیات را انجام‌ داد که در آن عملیات‌ها ۹۳۰۰ نفر شهید و ۸۶۰ نفر ایرانی اسیر شدند

۲. عوامل رجوی در تمام دورانی که در پادگان اشرف مستقر بودند، اقدامات تروریستی زیادی را در داخل کشورمان انجام دادند

۳. منافقین تا پایان جنگ ایران و عراق به‌ عنوان مزدور و جاسوس حزب بعث امکانات خود را در اختیار ارتش صدام گذاشتند

۴. این گروهک در ۸ فروردین ۱۳۶۷ با عملیات «آفتاب» به فکه حمله کرد و تعدادی از مردم و نیروهای نظامی را به شهادت رساند

۵. منافقین در ۲۸ خرداد ۱۳۶۷ با عملیات «چلچراغ» به پشتیبانی ارتش عراق پرداخت و شهر مهران را تصرف کرد

۶. در ۳ مرداد ۱۳۶۷ و بعد از پذیرش قطعنامه از سوی ایران، گروهک نفاق با عملیات «فروغ جاویدان» و انواع و اقسام جنایت‌ها، تصرف تهران را در سر می‌پروراند که با عملیات «مرصاد» ناکام ماند و با به جا گذاشتن بیش از ۲ هزار کشته، و انهدام ۴۳۸ تانک و نفربر و ۱۲۰۰ قبضه سلاح، به داخل خاک عراق فرار کرد

۷. آمار جنایات منافقین در سال ۱۳۶۷ تقریباً با جنایت‌های این گروهک در سال ۱۳۶۰ برابری می‌کند؛ این گروهک در سال ۱۳۶۷، ۱۵۰۳ نفر از ملت ایران را شهید کرد که ۹۰۷ نفر از آنان نظامی، ۱۵۶ نفر دانشجو و دانش‌آموز، ۱۵۹ نفر کارگر، ۴۵ نفر کارمند و ۲۰ نفر زن و کودک بودند!

۸. پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و پایان یافتن جنگ ایران و عراق فشارها برای اخراج گروهک نفاق از عراق آغاز شد

۹. آخرین گروه از جمعیت ۳۲۰۰ نفری منافقین در ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۲ از پادگان اشرف خارج شدند و دقیقاً یک سال پس از آن و به‌دنبال حمله به پادگان اشرف، این اردوگاه به‌طور کامل تخلیه شد و منافقین به قرارگاه آمریکایی لیبرتی رفتند

۱۰. در سال ۲۰۱۴ منافقین قرارگاه لیبرتی را از دست دادند و دولت آلبانی در کمپ موسوم به «تیرانا» به آنان پناه داد

۱۱. از آن پس گروهک نفاق حرکت‌های ضد ایرانی خود را در آلبانی و فرانسه و با حمایت علنی ایالات متحده آمریکا انجام‌ می‌داد

۱۲. با افول قدرت آمریکا در دنیا، و گسترش قدرت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان، گروهک نفاق نیز به سراشیبی سقوط منتقل شد:

الف) در روز سه‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ همزمان با سالگرد شورش مسلحانه گروهک نفاق، پلیس آلبانی براساس حکم دادگاه عالی مبارزه با تروریسم، با حمله به کمپ ۳ و ۴ اشرف، اقدامات تروریستی و سایبری آنها را کشف کرد

ب) دولت فرانسه نیز بعد از گذشت بیش از یک دهه میزبانی، با گردهمایی سالانه گروهک تروریستی نفاق که از سال ۲۰۰۸ در این کشور انجام می‌شد، مخالفت کرد

ج) وزارت کشور آلبانی هم به تنش‌ها و درگیری‌های رخ داده در کمپ اشرف در منطقه «مانز» واکنش نشان داد و گفت که این عملیات در راستای اجرای قانون ویژه پیگرد علیه فساد و جنایت سازمان یافته انجام شده است

د) وزارت کشور آلبانی در بیانیه‌ای تأکید کرد «سازمان مجاهدین خلق به تعهدات خود عمل نکرده و توافقاتش را نقض کرده است».

ه) پلیس آلبانی نیز اعلام کرد حدود ۱۰۰۰ نفر از ساکنان این کمپ در محوطه آن علیه آلبانی تظاهرات کردند

و) پلیس آلبانی با همین بهانه ۷۰ نفر از اعضای گروهک نفاق را بازداشت کرد

ز) البته روشن است که این برخوردها به علت بی‌خاصیت شدن راهبردهای منافقین شکل پذیرفته و قدرت سیاسی کشورمان، راه را برای استمرار حمایت از گروهک نفاق بسته است.

ح) اتفاقات اخیر، آغاز یک زندگی ذلالت‌بار برای منافقینی است که بیش از ۴۰ سال دست به کشتار وحشیانه ملت عزیز ایران زده‌اند

ط) اینجا نقطه پایان حیات ظلم‌ کنندگان به مردم مظلوم‌ و مقتدر ایران اسلامی است

ی) گروهک نفاقی که بنا داشت در ۶ تیر ۱۳۶۰ با ترور امام خامنه‌ای راه عروج نظام دینی را مسدود کند، امروز در دامی گرفتار شده، که با درایت و مدیریت رهبر حکیم انقلاب اسلامی، رهایی از آن دام برایش ممکن نیست.


:: بازدید از این مطلب : 387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 06 تیر 1402

 

یکی از فعالان توئیتری با انتشار تصویری در صفحه خود نوشت:

میدان مولوی تهران! این پیرمرد تهیدست، در میانه کار و تلاش، نه نماز را فراموش کرده و نه ناشکر خداست. در وسایل او عکس آیت الله خامنه‌ای و پرچم ایران هم مشاهده میشود. چرا غارتگران سفره انقلاب همگی به رهبری و نظام لگد میزنند و خدا را هم فراموش کرده اند؟ چرا فقرا شکرگزار هستند؟

علت ناشکری و ناسپاسی و خیانت مسئولینی که دهها سال بر سفره انقلاب چمبره زده اند و خورده اند، همان حرامخوری ها است که وجودشان را آلوده کرده و دیگر نه خدا را میشناسند و نه انسانیت و نه پایبند به انقلابی هستند که آنها را به این نقطه رساند. ننگ بر شما حرامخواران و بی وجدان.

وقتی نان حرام نخورده باشید، هم شکرگزار خدا خواهید بود و هم قدردان رهبری و مدافعان وطن... از قاسم سلیمانی تا تک تک شهیدان امنیت.

وقتی نان حرام نخورده باشید


:: بازدید از این مطلب : 357
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 05 تیر 1402

 

واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز می‌گویند «مقامات آمریکایی، از تصمیم یوگنی پریگوژین، فرمانده گروه واگنر برای شورش مطلع بوده‌اند». مارگاریتا سیمونیان، سردبیر راشا تودی و رئیس‌ تلویزیون دولتی روسیه هم گفته است: «شکی نیست که شورش اخیر گروه واگنر علیه کرملین، توسط سرویس‌های مخفی آمریکا، انگلیس و شاید 
یکی از کشورهای خاورمیانه سازماندهی شده بود».
آیا پریگوژین از سوی سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس فریب داده شده بود، اما از ادامه بازی منصرف شد؟ یا این که با غرب هماهنگ نبود، اما حرکت بدی را شروع کرد که بازی در زمین غرب و خیانت به کشورش در بحبوحه جنگ محسوب می‌شد؟ وزیر خارجه آمریکا دیروز گفت «آشوب ایجاد شده به‌ دست واگنر که چالشی بی‌سابقه را برای پوتین رقم زد، ممکن است هنوز تمام نشده باشد و هفته‌ها یا ماه‌ها ادامه یابد». آیا این فقط یک احتمال است، یا خبر از آرزو و نقشه شکست خورده دولت آمریکا می‌دهد؟!
هر چه بود، رئیس ‌واگنر پس از چند ساعت جوگیری و معرکه‌گیری، کوتاه آمد و غائله‌ای را که می‌توانست خسارت راهبردی برای کشورش به همراه داشته باشد، به پایان برد. این را مقایسه کنید با برخی مشابه‌های ایرانی که یا رسما به خدمت سیا و موساد و MI6 درآمدند؛ و یا رفتار‌شان خیانت به کشور و کمک به دشمنان بود، اما پس از تجربه اولین ناکامی‌ها، سر عقل نیامدند و خیانت‌های بعدی را هم مرتکب شدند. اولین آنها، سازمان منافقین است که ادعای انقلابیگری و مبارزه برای خلق را داشت و لاف مبارزه با امپریالیسم می‌زد، اما سرکرده آن مسعود رجوی، از زمان زندان در قبل از انقلاب، به خدمت ساواک شاه در آمده و از مرگ نجات یافته بود. رجوی و اطرافیانش، برای ارضای جاه‌طلبی و گرفتن پول و خدمات، به هیچ سفارش خارجی برای جنایت و خیانت علیه مردم خود، نه نگفتند: جاسوسی، آدم‌کشی و ترور، خرابکاری، آشوب‌افکنی و حتی حمله به خاک خود، به نیابت از صدام. نکبتی که اعضای این گروهک جنایتکار و وطن فروش، اخیرا در اردوگاه آلبانی متحمل شدند، از حوادث عبرت‌آموز تاریخ معاصر است.
دومین گروهی که مانند منافقین، روی امثال گروه  واگنر را سفید کردند، طیف منافقین جدیدی هستند که از متن جمهوری اسلامی بیرون آمدند، اما بر اساس پروژه یا از سر جاه طلبی و لجاجت و کینه و حسادت و انواع رذایل اخلاقی دیگر، پذیرفتند در زمین دشمنان تاریخی ایران نقش‌آفرینی کنند. مجنون‌های واگنری، در کمتر از ۲۴ ساعت سر عقل آمدند و از موضع خودزنی بلاهت‌آمیز عقب نشستند؛ اما ما در ایران، بدتر از واگنر‌ها را سراغ داریم
که با دروغ تقلب، انتخابات سال ۱۳۸۸ را به آشوب کشاندند و هشت ماه تمام، در حالی که یقین کرده بودند پشت‌شان را خالی کرده‌اند، رفتار‌های دشمن شادکن علیه ملت ایران را شدت بخشیدند.
پریگوژین، حداکثر رئیس‌ یک گروه پیمانکار نظامی است، 
اما ما در کشور خود سیاستمدارانی مثل موسوی و خاتمی را سراغ داریم که حماسه مشارکت ۴۰ میلیونی (۸۵ درصدی) مردم ایران را با یک دروغ محض درباره تقلب، تبدیل به تهدید امنیت ملی کردند و نمایندگان آنها در دیدار مقامات آمریکایی، برای انتقام از شکست در مقابل ملت ایران در کف خیابان، گرای «تحریم‌های فلج‌کننده» را به تیم اوباما و هیلاری کلینتون دادند.
لس آنجلس تایمز، ۲۸ مهر ۱۳۸۸ از زبان جان ‌‌هانا مقام آمریکایی نوشت: «مطمئناً پیامی که من از گردهمایی اخیر فعالان اپوزیسیون ایران- که در میان آنها بعضی شخصیت‌های نزدیک به رهبری جنبش سبز حضور داشتند- شنیدم، این بود که تحریم باید اعمال شود و این تحریم باید هرچه شدید‌تر باشد؛ تحریم ضعیف و یا تدریجی، فقط به رژیم این امکان را می‌‌دهد که با وضعیت جدید خودش را تطبیق دهد. آنها گفتند برای اینکه تحریم مؤثر باشد، باید به صورت شوک‌ وارد شود که فلج کند و نه به صورت واکسن... برخی از آنها نگرانند که 
رژیم بر اثر حمله نظامی فلج نشود و به جای آن، جنبش سبز سرکوب شود. با وجود این نگرانی، آنها پیشنهاد دادند بمباران همزمان تأسیسات هسته‌ای و مراکز سپاه پاسداران و بسیج- هر چند که تعدادی از مردم را هم نابود کند- موجبات جمع کردن بساط حکومت به دست مخالفان را تسریع خواهد کرد»!
ما واگنر‌های ایرانی را سراغ داریم که قبل و بعد از برجام، به آمریکایی‌ها پیغام دادند از تحریم‌ها دست نکشد، شاید که ملت ایران به ستوه آمدند و شورش کردند! واگنرهایی را می‌شناسیم که همین پاییز پارسال، به جای ایستادن کنار کشور و ملت خود، کنار ‌اشرار تروریست و گروهک‌های تجزیه‌طلب ایستادند و تا جایی که می‌توانستند، کشور را طبق نقشه سیا و موساد و MI6، در کام ناامنی و التهاب اقتصادی حاصل از آن بُردند.
برای ملت ما پدیده خیانت، چیز عجیبی نیست. ما خیانت کشمیری و کلاهی در دفتر نخست‌وزیر و حزب جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌ایم؛ همان‌گونه که استخدام مستقیم و غیر مستقیم رئیس‌جمهور بنی‌صدر، ناخدا افضلی، تیمسار مدنی و بعدها برخی مدیران را دیده‌ایم که در بحبوحه تهاجم سنگین آمریکا و اروپا، به جای دفاع از کشور، سر توپخانه را به سمت جبهه داخلی گرفتند و از کف خیابان تا کریدور‌های سیاسی (در دولت و مجلس و رسانه‌ها)، مهندسی بلوا کردند.
ما تجارب بسیاری را در مواجهه با خائنان به کشور،
 از سر گذرانده‌ایم و از بسیاری از کشورها در این زمینه آبدیده‌تر هستیم. سران نفاق قدیم و منافقین جدید، آبروی هر چه واگنر و پریگوژین در دنیا هست را پیشاپیش خریده‌اند! اینان همان کسانی هستند که روز شنبه، هنگامی که از خیانت سرکرده گروه واگنر به کشور خود با خبر شدند، عنان از کف دادند و با ذوق زدگی آمیخته با توهم نوشتند واگنر تا چند ساعت دیگر مسکو را فتح می‌کند و این ایران است که باید جام زهر را در مقابل آمریکا سر بکشد! در میان‌شان، مشاور ارشد دولت سابق و روزنامه‌نگار ارشد هم بود.
نابغه‌ها و اَبَر استراتژیست‌ها (!!) با این پیشگویی هیجان‌زده، روی سیاه سرکرده سازمان منافقین را سفید کردند که مرداد ۱۳۶۷ و در نشست توجیهی فرماندهان سازمان برای حمله به ایران، هدف عملیات «فروغ جاویدان» را «تصرف ۴۸ ساعته تهران» عنوان کرده و گفته بود: «فقط یک ابرقدرت می‌تواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند»! نتیجه این مزدوری بلاهت‌آمیز، گسیل 
۱۵ هزار تروریست از مسیر «چهارزبر- کرمانشاه- همدان- سه راهی بوئین‌زهرا- کرج و میدان آزادی» برای فتح دو روزه تهران بود؛ اما آنها در همان تنگه چهارزبر (مرصاد) گرفتار شدند و حدود ۲۰۰۰ نفر تلفات دادند. در برخی گزارش‌ها، آمار تلفات تا چهار هزار نفر هم عنوان شده است.
تاریخ ایران، پر از خیانت پریگوژین‌هایی مثل ابراهیم‌خان کلانتر‌، و جانوسیار و ماهیار است. لطفعلی‌خان زند اگر مقابل خواجه بی‌صفتی چون آغا محمدخان‌ قاجار شکست خورد و ظرف ۱۳۰ سال حکومت قاجار، حداقل ۴۰ درصد خاک ایران به ‌اشغال اجنبی رفت، 
زیر سر خیانت صدر اعظمی به نام ابراهیم‌خان کلانتر بود که 
درِ قلعه ورودی شیراز را در بحبوحه جنگ به روی لطفعلی‌خان زند بست. ناصرالدین شاه چند دهه بعد گفته بود: «من فراموش نمی‌کنم این یک یهودی، حاج ابراهیم کلانتر بود که کمک کرد قاجارها سلطنت را به دست آورند». بله دست بر قضا، ابراهیم‌خان کلانتر
هم مثل پریگوژین، یهودی بود. همچنین، «جانوسیار» و «ماهیار» هم دو سردار هخامنشی هستند که نام‌شان به خیانت جنگی در تاریخ مانده است. چهار قرن پیش از میلاد، هنگامی که اسکندر مقدونی علیه ایران لشکرکشی کرد، این دو به مملکت خود خیانت کردند اما پس از پیروزی اسکندر، توسط خود او به دار کشیده شدند. حکیم قاآنی ضمن یادآوری این خیانت به دارا (داریوش سوم)، می‌گوید:
رسم  عاشق  نیست با یک دل،دو دلبر داشتن                   
یا  ز  جانان  یا   زجان  بایست  دل   برداشتن
ناجوانمردی  است   چون  جانوسیار  و  ماهیار                   
 یار   دارا   بودن  و  دل   با   سکندر   داشتن
یا  اسیر   حکم   جانان  باش  یا  در  بند  جان                     
زشت باشد نو عروسی را  دو  شوهر  داشتن
 
و اما ابراهیم‌خان کلانتر‌ که بود

 

از زمان مرگ کریم‌خان، سلسله زندیه دچار هرج ‌و ‌مرج شد؛ شاهزادگان مدعی حکومت به جان هم افتادند و حکومت چندپاره شد. در نهایت لطفعلی خان، شاه شد و از معدود شاهانی شد که مردم‌داری کرد و فضایل اخلاقی برجسته داشت؛ به قول «سر هارفورد جونز بریجز»، نخستین وزیرمختار بریتانیا در ایران لطفعلی خان «آخرین پادشاه دلاور ایرانی» بود. لطفعلی خان ۶ سال بر ایران حکومت کرد و تمام مدت برای حفظ یکپارچگی حکومت ایران جنگید. رقیب اصلی‌اش هم آقا محمد خان بود که یک بار سپاهیانش شیراز، پایتخت زندیه را محاصره کردند، ولی موفق نشدند. بعد ابراهیم خان کلانتر به میدان آمد و چه آمدنی!

 

 

نگاره‌ای منسوب‌به لطفعلی خان زند

 

کودتا به نفع قاجاریه!

 

لطفعلی خان یک بار ابراهیم خان را که کلانتر یا همان حاکم ایالت فارس بود در شیراز گذاشت و رفت تا اصفهان را از چنگ قاجار درآورد که تاریخ ورق خورد! در راه، لشکریان لطفعلی خان فرار کردند و معلوم شد برادر ابراهیم خان کلانتر که جزو سرداران لشکر بود توطئه کرده تا لطفعلی خان تنها بماند. آخرین شاه زند به سمت شیراز بازگشت و این بار خود ابراهیم خان راهش نداد. وی در داخل شهر بزرگان زند را دستگیر کرده بود و در واقع به نفع قاجاریه کودتا کرده بود. لطفعلی خان نیز ناچار به سمت کرمان رفت و آنجا قاجاریه سراغش رفتند و بعد در بم او را دستگیر کردند و کور کردند و شکنجه کردند و به تهران فرستادند و کشتند. این‌گونه شد که زندیه منقرض شد و ابراهیم خان کلانتر به‌خاطر گشودن دروازه‌های شیراز و خیانت به زندیه و خوش‌خدمتی به قاجاریه مقام و مرتبت یافت.

 

 

اثر نقاشی از نبرد آقا محمد خان با لطفعلی خان زند

 

ابراهیم خان خوش گذراند!

 

ابراهیم خان کلانتر چه شد؟ معلوم است که خیلی خوش گذراند. حدود ۳ سال خدمت آقا محمد خان کرد و لقب و پول و حکومت و ریاست گرفت. دست آخر هم وزیراعظم ایران شد. درباره شخصیت وی اختلاف‌نظر هست، ولی تاریخ می‌گوید جزو یهودیان جدیدالاسلام شیراز بوده و بسیاری معتقدند در ‌واقع یهودی مخفی بوده است. بی‌دلیل نیست که از قول ناصرالدین قاجار در دیدار با «آدولف کرمیو» مؤسس اتحادیه جهانی آلیانس (سازمانی برای محافظت از یهودیان سراسر جهان) نقل شده که در مقام ستایش از ابراهیم خان گفته است: «من فراموش نمی‌کنم که این یک یهودی، حاج ابراهیم بود که کمک کرد قاجارها سلطنت را به‌ دست‌ آورند.»

 

 

ابراهیم خان کلانتر از آقا محمد خان، مقام و صدارت گرفت؛ ولی عاقبت‌به‌خیر نشد

 

عاقبت معروفترین خائن ایران

 

عاقبت ابراهیم خان کلانتر، معروف‌ترین خائن تاریخ ایران چه شد؟ ابراهیم خان مردی برای هیچوقت بود؛ نه تاریخ نه آدمیان روزگاران، چنین افرادی را دوست ندارند. ابراهیم خان معلوم شد به قاجاریه خوش‌خدمتی بی‌جا کرده است. پس از آقا محمد خان چهار سالی هم در خدمت فتحعلی‌شاه قاجار بود تا اینکه عاقبتِ خیانتکاران نصیبش شد. قدرت و نفوذ ابراهیم خان موجب بدگمانی فتحعلی‌شاه شد و با او کاری کرد که درس عبرت شد برای همه خائنان تاریخ! یک نقل‌ قول این است که کورش کردند و زبانش را بریدند و کشتندش. نقل‌ قول دیگر این است که او را با طناب از سقف مطبخ عمارت شاهی آویختند و در دیگ بزرگی آب جوشاندند و او را همان‌طور که آویزان بود آرام‌ آرام داخل دیگ آب‌ جوش فرو بردند تا بمیرد. اموالش را هم ضبط کردند و فرزندان و نزدیکان و آن‌دسته از اقوامش را که بر مسند قدرت گذاشته بود، همه را کشتند. درباره ابراهیم خان کلانتر، تاریخ حرفش را زد و درسش را داد.

 

 

نگاره‌ای منسوب ‌به ابراهیم خان کلانتر

 

 
 
 
 
 
 
   
 

:: بازدید از این مطلب : 423
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران