منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 5
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 86
:: بازدید ماه : 212
:: بازدید سال : 539
:: بازدید کلی : 539
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 22 اسفند 1401
 
اسناد منتشرشده در سایت اطلاعات مخارج فدرال دولت آمریکا نشان می‌دهد مسیح علینژاد طی ۱۰ سال گذشته ۷۲۷ هزار دلار از آمریکایی‌ها دستمزد گرفته است. 
به گزارش تسنیم، سایت www.usaspending.gov منبع داده باز اطلاعات رسمی مخارج فدرال دولت آمریکاست. در این سایت فهرست سازمان‌ها و افرادی که به‌ صورت قراردادی یا گرنت، پولی از دولت فدرال آمریکا دریافت کرده باشند، منتشر شده است، البته این سایت شامل اطلاعات حقوق کارمندان دولت فدرال آمریکا نیست. با جست‌وجوی نام افراد و سازمان‌ها در این سایت می‌توان دریافت که آنها طی سال‌های گذشته و در چه قراردادهایی، چه‌میزان پول و دستمزد از دولت آمریکا دریافت کرده‌اند. بنا بر اطلاعات موجود در این سایت، مسیح علینژاد از سال 2013 تا 2023 در مجموع 727 هزار و 410 دلار از دولت آمریکا دریافت کرده است. این مبالغ طی سال‌های 2013 تا 2023 در قالب قراردادهای آژانس رسانه‌های جهانی دولت فدرال آمریکا با مسیح علینژاد به حساب شخصی وی واریز شده است و حقوق کارمندی او نیست. آژانس رسانه‌های جهانی دولت فدرال آمریکا (U.S. Agency for Global Media‌)
متولی امور رسانه‌ای و حمایت از منافع آمریکا در سطح جهان است که شبکه خبری VOA (صدای آمریکا) متعلق به آن است. علینژاد بسیاری از برنامه‌های رسانه‌‌ای خود را با شبکه تلویزیونی صدای آمریکا اجرا کرده است. این دریافتی‌ها از سال 2013 با مبلغ 7 هزار دلار شروع شده اما بتدریج افزایش یافته و سال 2022 به 125 هزار دلار رسیده است. همچنین وی در حالی سال 2021، 117 هزار دلار از دولت آمریکا دریافت کرده که میانگین درآمد شغلی در آمریکا سالانه 59 هزار دلار است.
پیش‌تر نیز در گزارشی اشاره شده بود که علینژاد سالانه حدود 120 هزار دلار (۲ برابر حقوق یک خبرنگار نیویورکی) از دولت آمریکا پول دریافت می‌کند تا از یک سو مدعی حمایت از بانوان ایرانی شود و از سوی دیگر خواستار تحریم همه‌جانبه ایران باشد. در آن گزارش همچنین اشاره شده که اکنون ثروت خالص مسیح علینژاد یک تا 5 میلیون دلار است و در محله بروکلین که آمریکایی‌ها به‌راحتی در آنجا نمی‌توانند صاحب خانه شوند، یک خانه فول‌امکانات دارد که 5 سال پیش یک میلیون و 706 هزار دلار قیمت‌گذاری شده بود. گفتنی است رقمی که در بالا به آن اشاره شد دریافتی از دولت آمریکاست و ممکن است مسیح علینژاد از دولت‌های دیگر نیز دستمزد گرفته باشد.

:: بازدید از این مطلب : 515
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 22 اسفند 1401

 اخیرا در حوزه نشر، کتبی منتشر شده است که با توجه به سوابق شخصیت کتاب، می‌بایست بیشتر به آن توجه شود، مقولاتی که مؤلف یا موضوع آن درباره شیطان پرستی است.

فردی به نام سحر دولتشاهی مترجم کتبی است که شخصیت محوری در این ترجمه‌ها، به عنوان یکی از چهره‌های منفور و مطرح در حوزه رفتارهای شیطان پرستی است.

اما آخرین کار ترجمه‌ای که از دولتشاهی به بازار آمده، بسیار قابل توجه است، چرا که یک نام به شدت جنجالی و چالش‌برانگیز در غرب (البته نه چندان شناخته شده در داخل کشور) روی آن خودنمایی می‌کند: مارینا آبراموویچ

پیش از این کتابی با عنوان «عبور از دیوارها» از مارینا آبراموویچ توسط دولتشاهی ترجمه شده بود که توسط نشر اورکا به چاپ رسید و در سال 1400 برای چندمین بار تجدید چاپ شد (البته تیراژ پایین کتاب‌ها را باید در نظر داشت).

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

اما تازه‌ترین ترجمهٔ دولتشاهی مربوط به امسال است که «شیوه مارینا آبرامویچ: دستور کارهای لازم برای شروع دوباره زندگی» نام دارد و توسط چاپ و نشر نظر به چاپ رسیده است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

اما مارینا آبراموویچ کیست؟

چهرهٔ پیشروی سبک هنری موسوم به «پرفورمنس»، مارینا آبراموویچ، متولد ۱۹۴۶ از تباری یهودی در شهر بلگراد یوگسلاوی سابق به دنیا آمد. زن یهودی‌تبار ۷۶ ساله، متولد شهر بلگراد (پایتخت یوگوسلاوی سابق)، به عنوان «ملکهٔ پرفورمنس» یا به تعبیر خودش، «مادربزرگ پرفورمنس» شناخته می‌شود.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

او که به مدد وجوه عجیب و اصطلاحاً گروتسک[۱] اجراهای خود و همچنین مداومت حضور در صحنه و البته پشتیبانی و حمایت بی‌وقفهٔ رسانه‌های جریان اصلی، شهرت یگانه‌ای در بین آرتیست‌های کانسپچوآل و پرفورمنس دارد، وجوه و ابعاد جدیدی را وارد این حوزه کرد که وجوهی تاریک، خوفناک و سیاه هستند.

مشخصهٔ بارز او، ابداع شاخه‌ای در پرفورمنس به نام «هنر تحمل» است. این سبک، مبتنی بر ایجاد انواع درد و اعمال انواع خشونت بر بدن است. به علاوه، او در واقع مبدع اصلی حرکات پیچیده و عجیب بدنی پرفورمر در اجراست که همراه با زجر و درد در اجراکننده و ایجاد احساسات آنی و شدید چون خشم، نفرت و هراس است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

یکی از دلایل شهرت آبراموویچ، به کارگیری خون، جسد و اجزاء بدن در به اصطلاح آثار هنری خود است. منتقدانش می گویند، او از خون واقعی و اجزاء واقعی بدن انسان استفاده می‌کند و «جادوی سیاه» را به صراحت وارد پرفورمنس کرده و بیشتر آثاری که مستقیماً ساخته یا در پشت پرده در ساخت آن‌ها نقش ایفاء کرده، در واقع «مناسک» (ریچوآل) جادوی سیاه بوده است.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

آبراموییچ نام این اقدامات تهوع آور خود روی صحنه را «پختن روح» (spirit cooking) گذاشته است و نخستین بار، در سال ۱۹۹۷ بود که پرفورمنس او با این نام منتشر شد که بسیار حیرت‌آور بود.

او در آن ویدئو، با خونی که ادعا می‌شد خون خوک است، روی دیوار دستورالعمل‌های کثیف مناسک جادوی سیاه را می‌نوشت و در طول ویدئو، بارها ظرفی حاوی خون و امحاء و احشاء یک موجود زنده را روی چیزی که شبیه کودکی مومیایی شده در کنج دیوار بود، می‌پاشید.

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها

 

 شواهد و مدارک دربارهٔ مشغولیت درازمدت و ریشه‌دار او با جادوی سیاه و مناسک شیطانی، آن اندازه زیاد بود که او مجبور شد در سال ۲۰۲۰، تلویحاً اعتراف کند که از این ابزارهای سیاه در کار و زندگی خود استفاده می‌کند اما «شیطان‌پرست» نیست.

 

ترجمه آثار زن شیطان پرست توسط برخی از سلبریتی‌ها


قرار گرفتن آبراموییچ در کنار جیکوب روتشیلد مقابل تابلوی معروف "شیطان لشگریانش را احضار می‌کند"

 

آبراموویچ «استاد» (mentor) بسیاری از ابرستارگان موسیقی همچون لیدی گاگا، بیانسه و جِی زی بوده است؛ به عبارت دیگر، طبق گزارش‌های منتشر شده، بسیاری از ستارگان زن امروز دنیای موسیقی، چند سال قبل‌تر، یک دورهٔ کارآموزی را نزد آبراموویچ گذرانده‌اند که طبق گفته‌های او در یک مصاحبه جنجالی، شامل تمرین‌ها و ریاضت‌های عجیب همچون حضور چند شب به صورت برهنه در جنگل و عذاب‌های بدنی برای افزایش تحمل درد می‌شود!

 


لیدی گاگا در کنار آبراموییچ در آیین مذهبی که به صورت نمادین از خون قربانی می‌خورند

 

او اسم این روش‌ها را، «متد آبراموویچ» گذاشته و مبنای آن دریافت «انرژی» از منبعی نامعلوم است. البته اهل فن می‌دانند که این چیزی جز نام دیگری برای ارتباط گرفتن با ارواح شریر و اجنه یا به اصطلاح فارسی «موکل» گرفتن نیست. او ورکشاپ‌هایی خاص با تعداد اندکی شاگرد از آرتیست‌های جوان (که خود شخصاً گزینش می‌کند) برگزار می‌کند و در واقع روح و جسم آن‌ها را در اختیار می‌گیرد و جهت می‌دهد.

برای این که معلوم شود آبراموویچ در خود ایالت متحده چه اندازه جنجالی و البته منفور است، فقط به این نکته اشاره می‌کنیم که افشای ارتباطات این زن با مسوول کمپین انتخاباتی کلینتون در سال ۲۰۱۶، یعنی جان پودستا و برادرش تونی (در پرونده لو رفتن صدها هزار ایمیل مرتبط با پودستا) و دعوت از این دو برادر برای حضور در یکی از همان مهمانی‌های کذایی آبراموویچ موسوم به «اسپیریت کوکینگ»، مثل یک زلزله فضای انتخاباتی آمریکا را تکان داد و کارشناسان سیاسی یکی از دلایل شکست غیرمنتظره هیلاری کلینتون را در انتخابات ریاست جمهوری آن سال افشای همین مساله می‌دانند.

به راستی این مترجم بر اساس کدام شاخص و معیاری آثار چنین فردی را برای عرضه به بازار نشر ایران انتخاب کرده است؟ آیا «شیوه‌های» کذایی آبراموویچ که در عنوان کتاب ترجمه شده توسط دولتشاهی هم آمده، مرتبط با همان متدهای سیاه و شوم از نوع «اسپیریت کوکینگ» نیست؟

[۱] - گروتسک سبکی از هنر است که با تحریف و تخریب اشکال معمول حیوانات و شخصیت‌ها پدید می‌آید. اگر بخواهیم بهتر بگوییم، گروتسک ترکیبی است از اشکال، تصاویر و چهره‌های زشتی که آراسته شده باشند و این زشتیِ همراه با آراستگی، چیزی عجیب و غریب، ترسناک، خنده‌دار و غیرواقعی را خلق کند.

 

 

منبع: قارس


:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 22 اسفند 1401

 

انتشار یک بیانیه ضد ایرانی توسط عناصر وابسته به سازمان سیا همچنان با حاشیه‌هایی خاص روبرو است.

پس از برگزاری نشست براندازی در دانشگاه جورج تاون، برخی از لیدرهای حاضر در این جلسه منشور تجزیه ایران را منتشر کرده‌اند. این جزوه براندازی در ۱۷ بند تهیه شده است که حدود ۵ بند آن مربوط به درخواست از کشورهای خارجی برای دخالت در امور داخلی کشور است، رضا پهلوی، عبدالله مهتدی، حامد اسماعیلیون، مسیح علینژاد، نازنین بنیادی و شیرین عبادی امضاکنندگان بیانیه ضدایرانی (منشور مهسا) هستند.

مطابق یکی از بندهای متنی که تحت‌عنوان منشور از جانب اپوزیسیون منتشر شده، انزوای جهانی ایران ازطریق رایزنی با دولت‌های به‌اصطلاح دموکراتیک برای اخراج سفرای جمهوری اسلامی و وابستگان جمهوری اسلامی در کشورهای متبوع مورد پیگیری قرار می‌گیرد.

در بخشی دیگر از این جزوه با ادبیاتی بزک شده خودمختاری مناطق مختلف ایران مورد تائید قرار گرفته است، عبدالله مهتدی دبیرکل گروهک تروریستی کومله در تشریح این بند گفته است که سطح خودمختاری فراتر از خودمختاری اقلیم کردستان عراق است و همه مناطق ایران می‌توانند پس از مدتی با برگزاری رفراندوم جدایی از ایران را رسمیت بدهند!

این منشور تجزیه‌طلبی چنان سطح وابستگی ضد انقلاب به کشورهای خارجی را نمایش داده است که با واکنش گسترده برخی نیروهای اپوزیسیون نیز روبرو شده است. وب‌سایت گویا نیوز وابسته به یکی از گروهک‌های چپ مارکسیستی در واکنش به این جزوه اعلام کرده است که وکالت سیاسی خود از رضا پهلوی را پس گرفته است زیرا در تمامی این متن نه اشاره‌ای به ایران شده و نه تمامیت ارضی کشور به رسمیت شناخته شده است.

جزوه منتشر شده توسط لیدرهای اغتشاشات علاوه بر داشتن لبه‌های تند تجزیه‌طلبی با ادبیات نفاق به نگارش در آمده است؛ بررسی‌های موجود نشان می‌دهد که این بیانیه توسط یکی از سمپات‌های گروهک تروریستی منافقین به نگارش درآمده و پس از تصحیح حقوقی آن توسط شیرین عبادی انتشار یافته است. حتی در لوگوی استفاده شده برای این جزوه خط التقاط به وضوح قابل مشاهده است.

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

پیش‌نویس اولیه جزوه تجزیه ایران توسط عمار ملکی فرزند محمد ملکی از عناصر گروهک تروریستی منافقین به نگارش درآمده است؛ عمار ملکی کارشناس ثابت شبکه تروریستی اینترنشنال بوده و در موسسه گمان وابسته به وزارت خارجه هلند مشغول به کار است.

عمار ملکی بارها از طرح تجزیه و حمله نظامی به کشور حمایت کرده است. حمایت از دخالت خارجی از جمله استراتژی‌های کلان گروهک تروریستی منافقین است؛ در ۱۷ خرداد ۱۳۶۵ مسعود رجوی به همراه تعداد کثیری از اعضای منافقین مقیم فرانسه به عراق رفته وبا تشکیل یم واحد نظامی تروریستی شریک جرم صدام در جنگ تحمیلی علیه مردم ایران شد.

در تاریخ سیاسی کشورهای جهان به ندرت به موردی بر می‌خوریم که یک گروه سیاسی مخالف نظام کشورش، با دشمن بیگانه که به خاک کشورشان حمله کرده ائتلاف کند و همین موجب حیرت و نفرت همگانی نسبت به فرقه رجوی شد.

پس از مذاکراتی مقدماتی بین رجوی و طارق عزیز در پاریس، ۱۷ خراد ۱۳۶۵، رجوی وارد بغداد شد و طی فراخوانی نیروهای باقی مانده را به عراق فراخواند.

منافقین با در اختیار گرفتن زمینی که صدام از عشایر عراقی در استان دیاله غصب کرده بود، اردوگاه اشرف را در سال ۶۵ تاسیس کردند.

رجوی با تشکیل ارتش آزادی بخش ملی در اشرف مدعی بود که سازمان از مرحله ترور و جنگ‌های شهری گذر کرده و اکنون می‌تواند در جنگ کلاسیک شرکت کند.

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

ردپای منافقین در انتشار منشور تجزیه‌طلبی ضد انقلاب! + فیلم

عکس/ ادای احترام سرکرده گروهک تروریستی منافقین به محمد ملکی

در این دوران، رجوی در ارتباط تنگاتنگ با استخبارات عراق بود و پس از سقوط صدام، فیلم‌هایی از دیدارهای مکرر نمایندگان سازمان با بلندپایگان دستگاه امنیتی رژیم صدام به دست آمد که در مستندی با عنوان «گرگ‌ها» در سال‌های گذشته از تلویزیون پخش شد.

بیش از سه دهه پس از خیانت گروهک منافقین به کشور، این‌بار این فرقه ترویستی با زدن ماسک حقوق بشر به صورت و استفاده از اصطلاحات آبژکتیو سعی دارد دوباره در تلاش است طرح خیانت به مردم را در همکاری مشترک با سلطنت‌طلبان، عناصر وابسته به موساد و ضدانقلاب کردی پیاده کند، رفتار این روزهای نئومنافقین مو به مو شبیه به اقدامات پدران فرقه است!

بیشتر بدانیم:

پس از برگزاری نشست براندازی توسط سازمان سیا در دانشگاه جورج تاون، برخی از لیدرهای حاضر در این جلسه منشور تجزیه ایران را منتشر کرده‌اند.

به نظر می‌رسد که عدم دستیابی به نتیجه از سوی عناصر گروهکی و اغتشاش‌گر، منجر به آن شده است که آنها تمرکز گفتمانی را از دست داده و هر دم حرف تازه‌ای بزنند.

آنها در گام اول، بحث «ائتلاف» را به میان کشیدند. ماجرای ائتلاف از شب سال نوی میلادی آغاز شد که «رضا پهلوی»، «حامد اسماعیلیون»، «مسیح علینژاد»، «علی کریمی»، «گلشیفته فراهانی» و «نازنین بنیادی» با انتشار متن مشترکی از حساب کاربری خود در توئیتر، سعی کردند جلوه‌ای از وحدت را به نمایش بگذارند.

انتشار جزوه تجزیه ایران توسط دلقک‌ها+ فیلم

اقدام مشترک این چهره‌ها خیلی زود مورد توجه رسانه‌های مخالف جمهوری اسلامی قرار گرفت. «اینترنشنال»، «بی‌بی‌سی فارسی» و «صدای آمریکا» انتشار مشترک این چند خط پیام را به گونه‌ای پوشش دادند که گویی در پی یک تحرک بی‌سابقه سیاسی، همه اختلافات برطرف شده است. در حقیقت تلاش این رسانه‌ها بر این بود که این اقدام سطحی را نتیجه‌بخش جلوه دهند.

خیلی زود مشخص شد ائتلاف نصفه نیمه و مجازی چهره‌های مخالف جمهوری اسلامی به نتیجه‌ نرسیده است. تلاش «رضا پهلوی» برای به راه انداختن هیاهوی رسانه‌ای تحت عنوان کمپین «من وکالت می‌دهم» مصداقی بود که خبر می‌داد، ائتلاف پیشین نه تنها به کاهش اختلاف‌ها منجر نشده، بلکه تفرقه میان جریان‌های اپوزیسیون را گسترش داده است.

کمپین «من وکالت می‌دهم» و حمایت شبکه «من و تو» از آن تکاپوی دیگری بود تا فرزند آخرین شاه ایران را در جایگاه هدایت‌گری بنشاند، اما این طرح نیز انشقاق میان گروه‌های مختلف برانداز از سلطنت‌طلب‌ها گرفته تا منافقین و تجزیه‌طلبان را بیش از پیش آشکار کرد.

تقلای بعدی ضد انلاب در دانشگاه جورج تاون شکل گرفت، گرچه از ابتدای انتشار اخبار واضح بود که این نشست نیز نمایشی شبیه به کمپین «من وکالت می‌دهم» و «ائتلاف توئیتری» است اما کنار هم قرار گرفتن این هشت چهره فرصت دیگری شد برای آنکه وزن و اعتبار کسانی که داعیه دموکراسی را به دوش می‌کشند، سنجیده شود. چهره‌هایی از پرده سینما و زمین فوتبال و تبلیغ قهوه گرفته تا فعال جنبش‌های ضدحجاب و مهره‌های جدید گروهک تروریستی مجاهدین خلق و حتی سران تجزیه‌طلب و سلطنت‌طلب!

اما نشست جورج تاون نیز خیلی زود با بن‌بست روبرو شده و ضد انقلاب کردی اعلام کرد که خروجی این نشست نتوانسته خواسته‌های این گروهک‌ها را تامین کند. عبدالله مهتدی پس از این نشست اعلام کرد که ممکن است گروهک تورریستی کومله به جای همکاری با لیدرهای سازمان سیا به سراغ گروهک منافقین رفته و با آنه‌ها اعلام همکاری کند، پیش از حزب تروریستی دموکرات کردستان با سازمان منافقین پیمان همکاری بسته بود. مهتدی در نشست با لیدرهای اغتشتشات از آن‌ها خواسته بود جدایی کردستان ایران از حکومت مرکزی را تائید کنند!

این درخواست در ابتدا با مخالفت رضا ربع پهلوی رویرو می‌شود؛ اما احتمال انشقاق دوباره میان دلقک‌های سازمان سیا باعث شد تا این خواسته مورد پذیرش اعضا قرار بگیرد! این جزوه در نگارش به ادبیات نفاق بسیار نزدیک است.

فشار گروهک‌های تجزیه‌طلب کردی باعث شده است تا ضد انقلاب آخرین برگ خود را نیز رو کرده و در جزوه‌ای جدید با نام منشور مهسا مواردی را مطرح کرده است که در آن حق خودمختاری و سپس تجزیه ایران به رسمیت شناخته شده است! شنیده شده است سطح این امتیازات به تجزیه‌طلبان فراتر از خواسته‌های گروهک تروریستی کومله بوده است.

داشتن حق تجزیه ایران از سوی گروهک‌ها باعث ایجاد انشقاق شدید میان تجزیه‌طلبان و ملی‌گرایان سکولار با لیدرهای سازمان سیا شده است. رضا پهلوی بازمانده سلسله‌ای نصفه نیمه که هیچ سابقه سیاسی در کارنامه خود ندارد به دلیل ماندن در لیست سازمان سیا تن به یک معامله سیاسی عجیب داده و زیر بار این خفت بزرگ رفته است.

انتشار این جزوه از سوی عناصر سازمان سیا حاکی از آن است که این لیدرهای اغتشاشات فاقد ارزش و اعتبار لازم برای رهبری یا حتی سخنگویی جمعی از مردم و یا الیت‌های سیاسی و نخبگانی داخل ایران هستند. همانطور که تاکنون از پیشبرد اهدافشان در این مسیر عاجز مانده‌اند. نکته قابل توجه دیگر در این منشور، اعتراف چهره بازمانده از خاندان مخلوع بر «حمایت بیگانگان از براندازی» بود. رضا پهلوی اذعان می‌کند که این جمع روی کمک کشورهای غربی برای براندازی حساب ویژه‌ای باز کرده‌ است. چنین گفتمانی نشان از ادامه وابستگی نسل این سلسله فراری به بیگانه دارد، به طوری که حتی برای تغییرات سیاسی که ادعا می‌کنند مردم خواهان آن هستند، به کمک دشمنان دیرینه ایران متوسل می‌شوند.

عکس/ بخشی از جزوه تجزیه‌طلبی با نام منشور مهسا

وابستگی پهلوی و چهره‌های اپوزیسیون بر حمایت اجنبی‌ها حاکی از آن است که خودشان به خوبی می‌دانند پایگاه مردمی لازم برای حصول حداقل توفیقات لازم را ندارند، بنابراین برای تحقق اهدافی که سال‌ها از آن باز مانده‌اند از همین حالا در شرایطی که در اوج خودنمایی به سر می‌برند به سراغ غرب رفته و احیا، بقا و موفقیت خود را از آنها طلب می‌کنند.

جزوه براندازی با تِم تجزیه‌طلبی نشان داد که اگرچه در شعار اهداف مترقی از جمله «آزادی»، «دموکراسی» و «توجه به جایگاه زنان» را دنبال می‌کند، اما اعضای آن در این مدت و در مواضع آشکار و رسمی خود اثبات کردند که اهداف خود را بر راه‌های غیرمترقی مانند جنگ، تحریم، انزوا و اعتراضات خشونت ناپرهیز پایه‌ریزی کرده‌اند.


:: بازدید از این مطلب : 386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 21 اسفند 1401

 

 

بازنشر مداوم خطبه های نماز جمعه توسط بی بی سی و صدای آمریکا و اینترنشنال، قطعا طبیعی و عادی نیست. پس علت را باید در محتوای مطرح شده در خطبه های آن امام جمعه جستجو کرد.

اکنون مدت هاست که رسانه های بیگانه به صورت مستمر خطبه های نماز جمعه عبدالحمید را بازنشر داده و به آن ضریب می دهند.

در جدیدترین نمونه، بی بی سی فارسی در مطلبی تحت عنوان «مولوی عبدالحمید خواستار رعایت حقوق زنان و همه مردم ایران شد» نوشته است:«مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه اهل سنت زاهدان خواستار رعایت حقوق زنان و حقوق همه مردم ایران در چارچوب قوانین بین‌اللملی شد. این روحانی سرشناس سنی با شروع اعتراضات سراسری ایران از شهریورماه امسال هر هفته در خطبه‌های نماز جمعه از حکومت به‌ دلیل سرکوب شدید معترضان انتقادات کرده است. آقای عبدالحمید در سخنان این هفته خود گفت که وضعیت تحصیل و اشتغال زنان و جوانان باید مورد توجه قرار گیرد.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

صدای آمریکا نیز که هر هفته خطبه های نماز جمعه عبدالحمید را منتشر می کند، در جدیدترین مطلب نوشت:«مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان، در خطبه‌های نماز جمعه ١٩ اسفند در زاهدان گفت تا آزادی بیان، اندیشه، و انتقاد نباشد، مشکلات کشور حل نمی‌شود. امام جمعه اهل سنت زاهدان در بخش دیگری از سخنانش بر اهمیت احترام به حقوق زنان در سراسر ایران تاکید کرد.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

صدای آمریکا در ادامه با تمجید از عبدالحمید نوشته است:«امام جمعه اهل سنت زاهدان طی ماه‌های گذشته انتقادات بی‌سابقه‌ای از جمهوری اسلامی کرده و خواستار برگزاری همه‌پرسی، احترام به حقوق آحاد ایرانیان فارغ از قومیت و جنسیت‌شان، و همچنین آزادی زندانیان سیاسی به‌ویژه معترضان بازداشتی در جریان اعتراضات پس از کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی بوده است.»

شبکه منوتو- منتسب به فرقه بهاییت- نیز مشابه رویکرد بی بی سی و صدای آمریکا، به بازنشر مداوم اظهارات عبدالحمید اقدام می کند. این شبکه ضدایرانی در جدیدترین خبر در این خصوص نوشت:«مولوی عبدالحمید با اشاره به حقوق اقلیت‌ها و حقوق زنان و جوانان،‌اصناف و همه طیف‌ها گفت: «باید حقوق همه در نظر گرفته شود و تا حقوق همه رعایت نشود، مشکلات حل نمی شود.» او تاکید کرد: «تا آزادی کامل نباشد، آزادی‌های بیان و قلم و احزاب و آزادی انتقاد و اندیشه و آزادی‌های گوناگون در کشور وجود نداشته باشد، مشکلات حل نمی‌شوند و این آزادی‌ها حق انسانند و حق بشرند.» او با تاکید بر رعایت حقوق بشر که در همه جوامع شناخته شده‌اند،‌ گفت: «باید همه در صحنه باشند و حق داشته باشند تا حقوقشان را پیگیری کنند.» او در مورد حقوق زنان و جوانان هم گفت: «ما باید امروز شرایط حاضر جهان را ببینیم و ببینیم که زنان چه پیشرفت‌هایی در زمینه‌های مختلف در جهان داشته‌اند.» مولوی عبدالحمید تاکید کرد: «زنان و مردان با هم برابرند و حقوقشان با مردان برابر است و باید حقوق زنان رعایت شود و برای آینده آنها.»

اصلاح‌طلبان از توافق با عربستان، درس مذاکره با آمریکا گرفتند!/ امام جمعه محبوب BBC و صدای آمریکا

 

هدف اصلی رسانه های بیگانه از تمرکز بر اظهارات عبدالحمید، فعال کردن گسل قومیتی و همچنین گسل شیعه-سنی است. لازم به ذکر است که قاطبه مردم غیور سیستان و بلوچستان و همچنین علمای اهل تسنن در این استان نسبت به رویکرد و اظهارات تأمل برانگیز عبدالحمید ابراز برائت کرده اند.

 

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 433
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 20 اسفند 1401

این داستان، عجیب و تلخ اما واقعی است: وقتی پای رسمیت دادن به رژیم اشغالگر صهیونیست در میان بود، عناصر اپوزیسیون ادعا می‌کردند نباید ورزش را سیاسی کرد.

اما وقتی پای تیم ملی ایران به میان آمد که همت کرده، جنگیده و به جام‌جهانی راه یافته بود، همان عناصر، ورزش را سیاسی کردند، خواستار حذف تیم ملی ایران از جام‌جهانی شدند و برای تضعیف روحیه در اولین بازی، هر شیطنت را که می‌شد، انجام دادند. چرا؟ تا مبادا درخشش تیم ملی، موجب همدلی و انسجام و اقتدار و خوشحالی ملت ایران شود!

گروهک‌های تجزیه‌طلب و رسانه‌های همسو، دیگر نمی‌توانند پنهان کنند که مو به مو، فرامین اتاق جنگ آمریکا و اسرائیل و انگلیس علیه ملت ایران را اجرا می‌کنند.

از همه نفرت‌انگیزتر، خوش‌خدمتی به اسرائیل است. ولو به تناقض‌های حیثیتی غیر قابل رفو بینجامد. عناصر اپوزیسیون، ۱۳سال قبل در فتنه سبز، «شعار نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» را دادند.

اما در واقع به صهیونیست‌هایی که اختاپوس‌وار دنبال بلعیدن غرب آسیا (نیل تا فرات) بودند خدمت کردند.

همین‌ها در اغتشاشات اخیر، لاف جانم فدای ایران را زیر پا گذاشتند و رسما نقشه تجزیه و تضعیف ایران قوی را به اجرا گذاشتند و البته از قاطبه ملت ایران تودهنی خوردند.

برخی دست‌اندرکاران فتنه سبز و فتنه اخیر، مدعی بودند که آمریکا (اوباما) دنبال توافق با ایران و برداشتن تحریم‌ها بود، اما اسرائیل کارشکنی کرد. خب، اگر اسرائیل، دشمن‌ترین دشمنان است- که هست- چرا عناصر تجزیه‌طلب و برخی افراطیون مدعی اصلاحات، با آشوب‌افکنی، پادویی اسرائیل را کردند؟ و چرا هنگام دعوت مزدوران اسرائیل به سیاسی کردن جام‌جهانی و دریغ کردن شادی و حس پیروزی از ملت ایران، با اردوگاه جنگ روانی اسرائیل، آمریکا و انگلیس همراه شدند؟

علت را باید در آلودگی عمیق برخی محافل به شبکه‌سازی موساد (و سیا و ام‌آی‌سیکس انگلیس) جست‌وجو کرد. به‌عنوان یک نمونه، هیچ تردیدی در هویت شبکه ایران اینترنشنال وجود ندارد.

چنان‌که «باراک راوید» خبرنگار صهیونیست نوشت: «موساد از ایران اینترنشنال» به‌عنوان بازوی جنگ اطلاعاتی خود علیه ایران استفاده می‌کند»... قبل از او راوید، «یوسی میلمان» تحلیلگر اطلاعاتی روزنامه هاآرتص نوشته بود: «ایران اینترنشنال، شبکه متعلق به موساد به‌شمار می‌رود.

موساد مطالبی را که نمی‌خواهد به نام خود منتشر کند، از طریق این شبکه منتشر می‌کند».

شبکه وابسته به موساد، چرا باید به هنگام انتخاب سردبیر، «معاون وزیر ارشاد دولت خاتمی» (علی‌اصغر رمضانپور) را بر این سمت بگمارد؟! جواب تلخ، همان است که اکبر گنجی (چهره شاخص اصلاح‌طلبان در زمینه عملیات روانی، در دهه هشتاد مقیم خارج) زمستان ۱۳۹۸ گفت: «ما کارمندان ‌بخش پروپاگاندای دولت ‌ترامپ، بوریس جانسون، نتانیاهو و سعودی، از طریق کروناهراسی، ایران و ایرانیان را نابود خواهیم کرد. وظیفه ما وحشت‌افکنی است تا با فرو پاشاندن سازمان اجتماعی، مردم را به خشونت جمعی بکشانیم... گمان باطل نکنید که ما «مخالف سیاسی»، «مدافع حقوق بشر»، «فمینیست» و... هستیم... ما تشنه مرگ و خون مردم ایرانیم. کاری را که شدیدترین تحریم‌های تاریخ نتوانست انجام دهد، ما موظفیم با کروناهراسی انجام دهیم».

شما می‌توانید نام کرونا را بردارید و هر بهانه دیگری را به‌جای آن بگذارید. به‌راستی چرا برخی روزنامه‌ها مثل سازندگی، هم میهن، اعتماد و شرق و کانال‌های همسو، در فضاسازی مسموم علیه تیم ملی و ناراحتی از خوشحالی ملت ایران، همان‌گونه همسو با شبکه لندنی موساد رفتار کردند، که در جریان آشوب‌افکنی ناکام، کرده بودند؟!

موساد، دو یگان مزدوران را برای ترورهای فیزیکی و ترور شخصیت استخدام کرده است.

اگر یگان اول، در زمینه خرابکاری علیه کانون‌های پیشرفت، و ترور نخبگان بزرگی مانند شهیدان فخری‌زاده، شهریاری، علیمحمدی، احمدی‌روشن، رضایی‌نژاد و صیادخدایی فعال بوده، یگان دوم مامور تخریب و ترور شخصیت ملت ایران است.

این همان یگانی است که وقتی در سال ۱۳۷۸، فتنه و آشوب یک هفته‌ای را با کمک روزنامه سلام و برخی مدیران دولت خاتمی ترتیب داد، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در تاریخ ۲۲ تیرماه ۷۸ اعلام کرد «گزارش جزءبه‌جزء بحران در ایران را از موساد دریافت می‌کنم. آشوب در تهران، کل معادلات صلح خاورمیانه(سازش و معامله فلسطین) را به نفع اسرائیل تغییر خواهد داد.».

همین یگان هر چند در خردادماه سال ۱۳۸۸ به بهانه دروغین تقلب در انتخابات، دست به کار آشوب شد، اما در اواخر شهریور ماه، روز جهانی و ضد صهیونیستی قدس را فرصتی برای حمایت از این رژیم جنایتکار (با شعار نه غزه نه لبنان) کرد.

بعدها اخباری از سفر مخفیانه برخی سران «اتاق فکر جنبش سبز در لندن» به تل‌آویو منتشر شد و تصاویری هم از سفر نامزد مرحومه ندا آقاسلطان(سوژه کشته‌سازی آن روز موساد) به نمایش درآمد.

این روند در مرور زمان، به جایی رسید که معاون وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت خاتمی، به‌عنوان سردبیر شبکه وابسته به موساد گماشته شود و ده‌ها خبرنگار فراری و بعضا مقیم داخل، در پوشش نقاب اصلاح‌طلبی، به تامین محتوای علنی یا پنهانی و با واسطه برای شبکه ماهواره‌ای وابسته به موساد و دلارهای خونین رژیم سعودی بپردازند.

بر مبنای آنچه گفته شد، هیچ جای تعجب نیست که برخی افراد متظاهر به اصلاح‌طلبی، ظرف سه ماه گذشته و همزمان با جنایات وحشیانه اشرار تروریست در کف خیابان و حمله به نوامیس و مقدسات مردم، واژه تحریف‌آمیز «اعتراضات مدنی» را بر واقعیت اغتشاش و شرارت و تروریسم بار کرده و حاشیه امنیت برای جنایتکاران ساختند.

آخرین خیانت این گروه، جنگ با عزم و اراده و روحیه امیدوار ملت ایران، به بهانه مصاف تیم ملی در جام‌جهانی بود. جنگی که موجب سرشکستگی بی‌سابقه خودشان شد.

مزدوری این گروه برای رژیم صهیونیستی، در حالی است که همین روزها می‌توان حجم انزجار گسترده ملت‌های مختلف از اشغالگران فلسطین را در حاشیه جام‌جهانی دید؛ آنجا که تماشاگران با ملیت‌های گوناگون، از گفت‌وگو با خبرنگاران شبکه‌های صهیونیستی پرهیز می‌کنند و از جنایات اسرائیل بیزاری می‌جویند.

در همان حال، صحنه‌های بسیاری را می‌توان دید که اتباع کشورهای مختلف، آرزوی موفقیت برای نماینده ایران می‌کنند. در چنین فضایی از نفرت جهانی نسبت به رژیم صهیونیستی، خوش‌رقصی برخی عناصر برای این رژیم، نمایشی از یک ورشکستگی و انحطاط کامل است.

 

کیهان: محمد ایمانی


:: بازدید از این مطلب : 405
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 18 اسفند 1401

مسمومیت تنفسی (یا هرچیز دیگری که واقعیت مطلب است) در تعدادی از مدارس دخترانه شهر قم که از اوایل آذرماه گذشته اتفاق افتاد و تکرار شد، متأسفانه به‌صورت کافی و اقناعی از سوی مسئولان مرتبط برای مردم روایت نشد و این روند مشکوک در روزهای اخیر با توسعه به چند شهر دیگر با موج جدیدی از فضاسازی و تحریک روانی و رسانه‌ای همراه گردیده که برخی از تحلیل‌گران، آن را موج جدید بحران‌سازی برای شکل‌دهی به دور جدید اغتشاشات می‌نامند. بی‌تردید، عدم تمرکز مسئولان مرتبط با این مسئله در شناسایی و کشف عوامل جنایتکار این رفتار بزدلانه و کثیف که سلامت جسمی و روحی دانش‌آموزان و آرامش جامعه را برهم زده، غفلت و ضعفی آشکار و غیرقابل اغماض است که حتماً باید جبران شود، اما اتهام‌زنی بدون سند به نظام و نیروهای مذهبی و هراس‌افکنی و التهاب‌آفرینی به بهانه این موضوع، از سوی برخی عناصر و گروه‌های فرصت‌طلب و آوازه‌گر هم نوعی همنوایی و کمک به تروریست‌ها و جنایتکاران دست‌اندرکار این ظلم و ستم آشکار به شمار می‌آید. تروریست‌هایی که با هدف قرار دادن امنیت و آرامش روانی جامعه و متهم‌سازی نظام می‌خواهند شکست در تداوم‌بخشی به اغتشاشات، و سیلی خوردن از ملت بزرگ ایران در ۲۲ بهمن را جبران نمایند.

افزایش تعداد مدارس و نقاط مسمومیت، همراه با تشدید فضاسازی رسانه‌ای و ایجاد هراس به دست تروریست‌ها، با تصور افزایش تنش در بین دانش‌آموزان و خانواده‌ها با مسئولان و همچنین نیروهای مدافع امنیت، در روزهای اخیر روندی تصاعدی یافته که در پیوند با برخی رویدادها، بوی فتنه‌انگیزی و بهانه‌جویی برای شکل‌دهی موج جدید آشوب‌طلبی می‌دهد.

رویدادهایی چون:

۱- حضور خانمی میان‌سال با رفتاری تهاجمی و ادبیات سخیف و هتاکانه جهت تحریک نیروهای مدافع امنیت برای درگیری به‌عنوان مادر دانش‌آموز، درحالی که بعداً معلوم شده هیچ فرزند دانش‌آموزی ندارد؛ ۲- اعلام فوت خانمی جوان بر اثر مسمومیت در مدرسه و مانور تبلیغی سنگین در فضای مجازی بر روی این فوت، درحالی که این خانم ۳۰ سال سن داشته و دو لیسانس دریافت کرده و دانش‌آموز نبوده است؛ ۳- به میدان آمدن گروهک معاند جوانان محلات یا همان سازمان نفاق و دادن فراخوان‌های پیاپی برای تجمع مقابل مدارس و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه و تشویق به ساخت و پرتاب مواد آتش‌زا به سمت مدارس؛ ۴- فراخوان گسترده برای تعطیلی مدارس در روزهای ۱۳ و ۱۶ اسفندماه؛ ۵- تلاش برای گسترش مسمومیت‌ها از مدارس به دانشگاه‌ها و پیوند بین دانش‌آموزان و دانشجویان و ۶- شدت‌بخشی به جنگ روانی و رسانه‌ای به موازات افزایش و گسترش مسمومیت‌ها.

‌هدف قرار دادن مدارس دخترانه، علاوه بر کاربرد ابعاد هیستریک ماجرا، با زنانگی جنبش موهوم زن، زندگی، آزادی نیز انطباق دارد و هرگونه اتفاقی می‌تواند پای طرف‌های خارجی و مدافعان حقوق زن را به میدان باز کند.

همان‌گونه که پیش از این هم، در معرکه‌گردانی اغتشاشات شاهد حمایت آشکار بیگانگان از اغتشاشگران و یکه‌تازی و جولان عناصر برانداز و گروهک‌های تجزیه‌طلب در محافل سیاسی کشورهای غربی بودیم که به بهانه مرگ مهسا به همنوایی رسیده بودند، این بار هم سلامت جسمی و روانی دختران معصوم دانش‌آموز، بهانه رقص مشترک شغال‌ها با گرگ‌ها شده است.

برای ناکام گذاشتن جنایتکاران، چاره‌ای جز روایت به‌هنگام و دقیق واقعیت‌ها نبوده و نیست و رسیدن به واقعیت‌ها نیز سرعت عمل و البته دقت دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی را نیاز دارد.

 

روزنامه جوان


:: بازدید از این مطلب : 386
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 15 اسفند 1401

 

اعضای شاخه نظامی این گروهک تروریستی که دستورات سرکردگان ساکن اروپای خود نظیر حبیب نبگان و حبیب الله چعب را اجرا می‎‌کردند، درعملیات‌های تروریستی جداگانه دو بسیجی به نام‌های علی صالحی مجد و یونس بحر در آبادان و یکی از کارکنان نیروی انتظامی به نام الله‌نظر صفری و یک سرباز وظیفه به نام محمدرضا رفیعی نسب را در بندر امام خمینی (ره) به شهادت رسانده بودند

تشریح نحوه شهادت ماموران انتظامی و بسیجی

عناصر این گروهک تروریستی که در ایران دستگیر شدند، شیوه اقدامات خود را در جلسات دادگاه به این شکل شرح داده‌اند: «اهداف علمیاتی خود را به صورت سیار انتخاب می‌کردیم، گشت نیروی انتظامی یا بسیج را تعقیب و در جای خلوت آن‌ها را غافلگیر و ترور می‌کردیم».

یکی از عاملان شهادت دو بسیجی درباره جزئیات این عملیات تروریستی گفته است: «بسیجی‌ها را در منطقه آبادان نزدیک شط دیدیم. از کنار آن‌ها عبور کردیم. آخر بلوار دور زدیم. خلاف جهت به سمت آن‌ها حرکت کردیم. گوشی را از دوستم گرفتم تا از صحنه ترور برای گروه حرکه النضال فیلم بگیرم. دو بسیجی را به رگبار بستیم، نقش بر زمین شدند. فرار کردیم به سمت خرمشهر. هدف بعدی انفجار ایستگاه گاز خرمشهر بود که به سمت آنجا رفتیم و ساعت یک‌ونیم بامداد کنار ایستگاه گاز توقف کردیم. دو نارنجک به سمت ایستگاه پرتاب کردیم. از این صحنه فیلم گرفتیم و ارسال کردیم».

یکی از متهمان نیز عملیات ترور ماموران نیروی انتظامی را اینگونه شرح داده است: «بعد از تعویض پلاک خودروها در سربندر دور می‌زدیم و می‌چرخیدیم. هرچه گشتیم پلیس یا بسیجی ندیدیم. رفتیم ماهشهر یک گشتی پلیس دیدیم، ولی به علت نامناسب بودن موقعیت آن‌ها را ترور نکردیم و در یک جاده خاکی توقف کردیم. ساعت دوازه شب در بندرامام در فلکه دوم ورودی شادگان به سربندر یک گشتی پلیس با دو سرنشین را دیدیم و آن‌ها را تا چراغ قرمز تعقیب کردیم، ماشین توقف کرد. دو اسلحه کلاشینکف با خشاب کامل همراه داشتیم. با کلاش به سمت خودرو آن‌ها تیراندازی کردم. یک خشاب هم فاروق (از متهمان پرونده) خالی کرد، به طوری که ماشین پلیس کاملا گلوله باران شد. دو نفر پلیس را کشتیم. فیلم را برای گروه فرستادیم و تایید شد».

تیراندازی به مقرهای نظامی، انتظامی و بسیج، پرتاب نارنجک، عملیات مسلحانه منجر به تیراندازی به پایگاه بسیج والفجر، پرتاب نارنجک به پمپ گاز خرمشهر، پرتاب نارنجک و تیراندازی به پایگاه بسیج کوت امیر، بمب‌گذاری جنب دیوار پاسگاه سویسه، تهیه و ساخت بمب به قصد بمب‌گذاری کلانتری ۱۲ اهواز، ساخت بمب دست‌ساز، احراق عمدی عابر بانک‌های شهرستان شادگان و بندر امام خمینی (ره)، پرتاب نارنجک به جایگاه گاز شهرستان خرمشهر، تیراندازی به حسینیه شهدای شادگان، کمین ناموفق برای ترور بسیجیان و ماموران ناجا در مسیر سه راهی شادگان ماهشهر و آبادان، تیراندازی به قرارگاه پلیس اطلاعات و امنیت در شادگان، تیراندازی به خودروی سپاه و مجروح کردن یک نفر، حمل، نگهداری و فروش سلاح جنگی از جمله اهم اقدامات تروریستی متهمان این پرونده است.

همچنین تلاش برای انفجار بمب در میان مردم در فرودگاه همزمان با بازی فوتبال تیم‌های پرسپولیس و فولاد و برنامه ریزی برای بمب‌گذاری در راهپیمایی ۲۲ بهمن از اقدامات تروریستی ناموفق این گروهک بوده است.

این افراد از اقدامات تروریستی خود تصویر برداری کرده و برای سرکردگان گروه حرکه النضال در خارج از کشور ارسال می‌کردند

سفر به امارات و ارتباط با سرپل‌های گروهک حرکة النضال

اعضای گروهک تروریستی حرکه‌النضال، با سرکردگان این گروهک ارتباط نزدیکی داشته و از طرق مختلف دستورات را دریافت می‌کردند.

علی مجدم و محمدرضا مقدم از سرکردگان گروهک در داخل ایران بارها به امارات سفر کرده و در آنجا با سرپل‌های گروهک دیدار و مبالغ مورد نظر برای عملیات‌ها را دریافت کرده‌اند.

در اعترافات متهمان پرونده آمده است؛ علی مجدم سرکرده شاخه داخلی گروهک به دوبی رفت و آمد داشته و در آنجا با شخص حبیب نبگان به صورت صوتی و تصویری از طریق فضای مجازی ارتباط داشته است.

یکی از عوامل گروهک در اعترافات خود با اشاره به سفری که به دوبی داشت، گفته است: یک نفر با خودرو میتسوبیشی به سراغم آمد و من را به شارجه برد. در هتلی مستقر شدم. مجوز پرداخت پول معمولا از طریق حبیب نبگان و در امارات انجام می‌شد

ارتباط با عناصر اصلی گروهک در اروپا

همچنین در اعترافات این افراد آمده است که به یکی از کشورهای همسایه نیز سفر کردیم و از طریق یک بانک خارجی مبالغی برای ما حواله شد.

حبیب نبگان یکی از سرکردگان اصلی گروهک حرکه النضال که در اروپا به سر می‌برد و حتی توسط دستگاه امنیتی دانمارک به اتهام جاسوسی به نفع عربستان سعودی و حمایت از اقدامات تروریستی دادگاهی شد، به صورت مستمر با عناصر داخلی گروهک در ارتباط بوده و دستورات لازم را خطاب به آن‌ها صادر می‌کرده است.

به گفته یکی از دستگیرشدگان: «از طرف حبیب نبگان در امارات دفترچه رمزی به من داده شد که براساس آن باید با گروه حرکه النضال مکالمه کنم. وقتی با او کار داشتم دو نقطه می‌فرستادم و او یک نقطه می‌فرستاد».

همچنین دستورات امنیتی و مراقبتی نیز به اعضای گروهک داده می‌شد؛ تعویض دائم سیم کارت‌ها و گوشی‌های موبایل از جمله ملاحظات مورد تاکید گروهک بود.

اعضای گروهک با یک دستورالعمل کلی کار می‌کردند که از جمله آن‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد: «در خصوص نحوه عملیات در منازل ارتباط نگیرید، اگر اهواز هستید نباید اهواز را بزنید اگر امروز شهری را زدید فردا شهر دیگری را بمب‌گذاری کنید. از خودروهای سرقتی استفاده کنید. باید عملیات‌ها درحوزه جغرافیایی اهواز باشد»

اختلاف افکنی میان اقوام

یکی از متهمان پرونده در اعترافات خود در رابطه با اقدامات گروهک در اختلاف افکنی میان اقوام مختلف در خوزستان گفته است: «جاسم البوغبیش (سرپل گروهک در دوبی) از من خواست تا جهت اختلاف انداختن میان فارس‌ها و عرب‌ها یک الاغ بیاورم و چفیه و عگال (سربند) ببندم و فیلم بگیرم و رهایش کنم و به حساب فارس‌ها بیفتد».

در نهایت متهمان این پرونده پس از انجام اقدامات گسترده اطلاعاتی-امنیتی دستگیر شدند.

صدور حکم اعدام برای اعضای اصلی گروهک تروریستی

براساس دادنامه صادر شده، دادگاه پس از برگزاری جلسات رسیدگی، اخذ دفاعیات متهمان و وکلای ایشان، با توجه مستندات و قرائن موجود در پرونده، اقاریر صریح و مقرون به واقع همراه با بیان جزییات، کشف سلاح‌های بکار رفته در عملیات‌های تروریستی توسط متهمان، قرائن و امارات علم‌آور و احراز علم مرتکبان به موضوع جرم و احراز قصد آن‌ها در ارتکاب رفتار مجرمانه اقدام به صدور رای کرد.

براساس رای صادره علی مجدم و محمدرضا مقدم، سرکردگان شاخه داخلی گروهک، به اتهام سرکردگی و عضویت در گروه باغی شاخه نظامی گروهک تروریستی حرکه النضال العربی داخل ایران، به جهت مقابله مسلحانه با اساس نظام جمهوری اسلامی ایران و معین خنفری، حبیب دریس، عدنان غبیشاوی و سالم موسوی به اتهام عضویت در گروه باغی شاخه داخلی گروهک تروریستی حرکه النضال العربی، به جهت مقابله مسلحانه با اساس نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق اقدامات تروریستی مورد اشاره به اعدام محکوم شدند.

این حکم غیر قطعی بوده و در دیوان عالی کشور قابل فرجام خواهی است.

سابقه تروریستی گروهک حرکه النضال

گفتنی است گروهک حرکه النضال اقدامات تروریستی خونباری را علیه مردم ایران ازجمله ترور، بمب‌گذاری در اماکن دولتی، جاسوسی و سرقت مسلحانه انجام داده و مکرراً برای مردم ایران ایجاد رعب و وحشت کرده است که در مجموع اقدامات تروریستی اعضای این گروهک، ۲۷۴ نفر از شهروندان ایرانی شهید یا مجروح شده‌اند.

این گروهک به‌عنوان یک سازمان تروریستی در سال ۱۳۷۸ هسته‌های اولیه خود را به سرکردگی حبیب نبگان در خوزستان تشکیل داد و با انجام عملیات‌های تروریستی در سال ۸۴ فعالیت خود را رسماً آغاز کرد.

عناصر اصلی این گروهک تروریستی در کشورهای اروپایی مانند سوئد و دانمارک حضور دارند و از داخل همین کشورها برای انجام اقدامات تروریستی علیه مردم ایران برنامه‌ریزی می‌کنند

از جمله این تروریست‌ها «حبیب الاسیود» معروف به «چعب» سرکرده گروهک تروریستی «حرکة النضال» بود. این تروریست که با هوشیاری نیروهای حافظ امینت ایران در یکی از کشورهای همسایه دستگیر شد سال‌ها در سوئد مستقر بود و از امکانات و تسهیلات دولت و دستگاه امنیتی این کشور بهره‌‍مند بود.

گروهک تروریستی مذکور در یکی از اقدامات خود در ۳۱ شهریور سال ۹۷ با همکاری سایر گروه‌های تروریستی، مراسم رژه نیروهای مسلح را مورد هدف قرار داد و ۲۵ نفر ازجمله یک کودک را شهید و ۲۴۹ نفر را مجروح کردند.

تشکیلات تروریستی گروهک حرکة النضال العربی لتحریر الاحواز در سال 1376 شمسی با پوشش فعالیت های سیاسی ،فرهنگی و در قالب یک حزب غیرقانونی و فاقد مجوز در ایران آغاز به کار کرد. 

بیوگرافی کامل گروهک تروریستی حرکت النضال

حبیب جبر نبگان سرکرده این گروهک تروریستی با همکاری سایر اعضای متواری به اروپا و آمریکا اعضای این گروهک را تشکیل می دادند.هرچند اقدامات این گروهک از همان ابتداء بر پایه مقابله با جمهوری اسلامی ایران با هدف تحریک قومیت عرب و در نهایت تجزیه طلبی خوزستان برنامه ریزی شده بود. اما کمتر از 8 سال به تشکیل شاخه نظامی به نام کتائب محی الدین آل ناصر و انجام اقدامات تروریستی انجامید.

بمب گذاری سال 1384 در اهواز حاصل تصمیم اعضای شورای مرکزی این گروهک در جلسات سری آنها بود.

بمب گذاری فرمانداری اهواز،سازمان مسکن وشهرسازی،سازمان مدیریت و برنامه ریزی،ساختمان مرکزی طرح توسعه نیشکر،سرقت مسلحانه از بانک صادرات اهواز،انفجار چاه های نفت و چندین خط لوله انتقال نفت،کشتار مردم بی دفاع و چندین عملیات تروریستی دیگر از جمله اقدامات شاخه نظامی حرکة النضال بود.

شورای مرکزی این حزب با تولید و پخش سی دی و بیانیه های رسمی در استان خوزستان مسئولیت همه ی ترورها و اقدامات مسلحانه خود را پذیرفت و حتی برای تکرار اقدامات تروریستی تهدید کرد.

سرکردگان این گروهک از کشورهای اروپایی و تحت حمایت آنان عناصر اصلی با اسامی مستعار به اقدامات تروریستی خود نظیر ، انفجار در بانک سامان اهواز ، بمب گذاری در چندین نقطه از پارک ساحلی اهواز، حمله به نیروهای نظامی و انتظامی، حمله به اماکن و تاسیسات عمومی همچون عابر بانک ها و مراکز خدمات شهری و ده ها جنایت دیگر ادامه می دهند.

اقدامات تروریستی حرکة النضال در مجموع منجر به شهادت و مجروحیت بیش از 450 تن از هموطنان بی گناه در خوزستان گردید.

حمله تروریستی به رژه نیروهای نظامی و انتظامی در 31 شهریور ماه سال 1397 در اهواز و کشتار بی رحمانه شهروندان مظلوم نیز از عملیات تروریستی حرکة النضال بوده که مسئولیت مستقیم آن را سخنگو و سرکردگان گروهک رسما بر عهده گرفتند.

24 و 25 بهمن ماه سال 1397 ورشو پایتخت لهستان میزبان نشستی بود به نام صلح و امنیت در خاورمیانه که با هماهنگی آمریکایی ها برگزار شد، پمپئو وزیر خارجه آمریکا که با لابی های گسترده سعی در برگزاری این نشست را داشت، می خواست اجلاس ورشو را به محلی برای اجماع جهانی علیه ایران تبدیل کند که البته موفق نشد. با این حال با حمایت مالی آمریکایی ها گروهک های مختلف ضد انقلاب با ترغیب و فراخوان آمریکایی ها خود را به ورشو رسانیده تا حداقل بخشی از شوی تبلیغاتی آمریکا علیه ایران را تشکیل دهند.

یکی از مسافران ورشو، حبیب فرج الله چعب از اعضای سرکرده گروهک تروریستی حرکة النضال بود.

پلیس ایران با پیگیری از طریق اینترپل در سال 1386 شمسی و با استناد به فعالیت های تروریستی حرکة النضال و نقش حبیب فرج الله چعب در این عملیات ها وانتد قرمز را درخواست کرده که توسط پلیس اینترپل این حکم صادر شد و همین حکم بین المللی موجب شد 


بعد از دستگیری این تروریست در لهستان، جمهوری اسلامی ایران براساس قوانین بین المللی که حق محاکمه قضایی فرج الله چعب را به ایران می داد، خواهان استرداد وی به ایران شد.

هم زمان با درخواست ایران عربستان سعودی و آمریکاییها نیز فشار های خود را به دولت لهستان برای جلوگیری از استرداد این مجرم به ایران آغاز کردند.

حتی آمریکایی ها با مشارکت سعودی ها، دولت سوئد را به عنوان کشور میزبان حبیب فرج الله چعب مجبور کردند تا هیئتی را برای پیگیری وضعیت این تروریست به لهستان اعزام کنند.

سرانجام علیرغم ارسال مستندات غیر قابل خدشه از نقش حبیب فرج الله چعب در اقدامات تروریستی متعدد، دادگاه لهستان با فشار کشورهای آمریکا ، سعودی و اسرائیل این تروریست را آزاد کرد.

اهم اقدامات تروریستی گروهک حرکة النضال تا سال 1389:

 

 

جنبش الاحوازیه، آنطور که دیدبان مبارزه با تروریسم می‌گوید، در سال ۱۳۷۶ برای اولین بار اعلام موجودیت کرده است. این گروه که مدعی استقلال خوزستان از ایران و تعلق جزایر سه‌گانه خلیج فارس به «خوزستان» و همچنین «عربی» بودن «خلیج فارس» است، در سایتی خبری به نام «احوازنا» به تبلیغات ضد ایرانی و تجزیه‌طلبانه می‌پردازد و در چند سال گذشته بارها مسئولیت حملات تروریستی که در استان خوزستان رخ داده را پذیرفته است.

براساس آنچه برخی سایت‌های خبری منتشر کرده‌اند، «حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز» یا همان «الاحوازیه» در انگلستان و برای مقابله با جمهوری اسلامی اعلام موجودیت کرده است.

 

 

«منصور عبدویس» معروف به «منصور سیلاوی» مسئولیت این گروهک را برعهده می‌گیرد و فردی به نام «دانیل برت» عضو حزب کارگر انگلستان را نیز با عنوان مسئول انجمن دوستی عرب‌های ایران و انگلیس در کنار الاحوازیه» قرار می‌دهد.

پس از مرگ عبدویس، «عدنان سلمان» که زمانی در ایران زندگی می‌کرد، با کنار زدن نیروهای قدیمی گروهک از جمله جلیل شرهانی، موسی شریفی، وجدان عفراوی، کریم عبدیان، ناهی ساعدی، یاسین غبیشی و ... مسئولیت گروهک را به عهده گرفت.

شاخه نظامی گروهک «الاحوازیه» به نام محی‌الدین آل ناصر، بازوی نظامی جبهه التحریر - جنبشی نظامی در عراق - بوده است.

افراد این گروهک معتقدند که باید مبارزه مسلحانه تا نابودی فارس‌ها و آزادی عربستان شامل استان‌های خوزستان، بوشهر، هرمزگان و جزایر خلیج فارس ادامه یابد. آنها در نقشه‌های خود عنوان خلیج عربی را به جای خلیج فارس برگزیده‌اند.

رهبر معنوی و نظامی این گروهک در حال حاضر «حبیب نبگان» است که در دانمارک سکونت دارد.

گفته می‌شود «طاهر آل نعمه» در کانادا، «موسوی» در حزب النهضه، «ابوبشار» و «محمود احمد» رئیس جبهه دموکراتیک خلق عرب در انگلیس و کشورهای هلند، دانمارک و سوئد و همچنین سازمان سیا از این گروهک حمایت معنوی می‌کنند.

براساس اسناد منتشره ویکی‌لیکس حبیب نبگان و احمد نیسی در سال ۱۳۸۴ بعد از فرار از کشور به اتفاق فردی به نام «فرید» مقیم امارات متحده عربی با سفیر آمریکا ملاقات داشته‌اند و ضمن توضیح در مورد چگونگی بمب‌گذاری‌های خود در اهواز از وی درخواست پناهندگی و ملاقات با اعضای سازمان سیا را کرده‌اند.

 

 

 

 
 

:: بازدید از این مطلب : 446
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 14 اسفند 1401
 
 
سابقه‌داران «حملات شیمیایی»، «ترور بیولوژیک» و «مسموم ‌سازی» در دنیا، رژیم‌های مشخصی هستند و طرفه این که همان رژیم‌های بد سابقه سعی دارند با عملیات ترکیبی «میدانی- رسانه‌ای»، جمهوری اسلامی را به مسموم ‌سازی فرزندان و شهروندان خود متهم کنند! این فرار به جلو در حالی است که ایران، یکی از بزرگ‌ترین قربانیان این‌گونه جنایات شیمیایی و بیولوژیک بوده است.
1) برخی منابع پژوهشی، آلمانی‌ها و برخی دیگر انگلیسی‌ها را اولین استفاده کنندگان تسلیحات شیمیایی و گاز‌های کشنده در دوران جدید (جنگ جهانی اول) معرفی می‌کنند. برخی منابع می‌گویند اولین بار آلمانی‌ها در حوالی شهر «نیپر» واقع در بلژیک، از گاز سبز رنگ «کلرین» استفاده کردند که باعث کشته شدن بیش از پنج هزار نفر شد. اما برخی دیگر معتقدند اولین بار، انگلیسی‌ها از گاز گوگرد علیه سربازان روسیه‌ تزاری استفاده کردند و با این وجود، شکست آلمان در جنگ جهانی اول و دوم، بهانه را به دست متفقین به ویژه انگلیسی‌ها داد تا شواهد تاریخی را بپوشانند و شیوع این سلاح‌های مرگبار را، به ژرمن‌‌ها نسبت دهند. گفته می‌شود طرفین تا پایان جنگ جهانی اول، بیش از ۱۲۴ هزار تن مواد شیمیایی از انواع گاز کلر و گاز خردل علیه یکدیگر استفاده کردند.
2) در دوران متاخرتر، دولت آمریکا رکورد دار تولید و استفاده از تسلیحات شیمیایی است. آمریکا بزرگ‌ترین زرادخانه تسلیحات شیمیایی جهان را در اختیار دارد و بزرگ‌ترین ناقض کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی هم هست. آمریکایی‌ها با سلاح شیمیایی کشنده به نام «عامل نارنجی»، مردمان ویتنام و لائوس و کامبوج را قتل عام کردند. بهانه آمریکا، جنگل‌زدایی و جلوگیری از اختفای ویتنامی‌ها بود! «عامل آبی» نیز یکی دیگر از مواد شیمیایی بود که برای نابود کردن محصولات کشاورزی و از بین بردن امنیت غذایی ویتنام شمالی، بر روی محصولات کشاورزی اسپری می‌‌شد. ارتش آمریکا، 75 میلیون و 700 هزار تن مواد شیمیایی بر روی جنگل‌‌ها و زمین‌‌های کشاورزی ریخت و آنها را نابود کرد. هنوز پس از چند دهه، برخی نوزادان در ویتنام معلول به دنیا می‌آیند.
3) نقطه اوج این بمباران ‌های سمی و شیمیایی، حد سال ‌های 1965 تا 1975 اتفاق افتاد که آمریکایی‌ها با گازهایی نظیر توکسین، دوس ‌توکسین، ساکسی‌توکسین، مایکوتوکسین و بیوتوکسین، مردم را بمباران کردند و آثار این عوامل سمی و فلج ‌کننده تا دهه‌ها ادامه داشت. در این بمباران‌ها، بیش از ۴ میلیون نفر شیمیایی شدند؛ ۴۰۰ هزار نفر هم جان باختند یا نقص عضو شدند. ۵۰۰ هزار کودک ویتنامی در اثر این جنایات، با اختلالات مادرزادی به دنیا آمدند. تاثیرات بمباران شیمیایی در ویتنام به حدی بود که این کشور دارای شالیزارهای بزرگ، تا سال‌ها مجبور به وارادت برنج بود.
4) نقطه عطف بعدی در حملات شیمیایی، تجهیز رژیم صدام توسط قدرت‌های غربی است. صدام انواع گازهای خردل، سارین، سیانی، اعصاب و گاز خفه ‌کننده را در سردشت، نودشه، حلبچه، سومار و مریوان و...، علیه کودکان و مردم عادی در ایران و عراق و همچنین رزمندگان ایرانی استفاده کرد. مواد اولیه را آمریکا و آلمان و انگلیس تامین می‌کردند. رژيم صدام در طول جنگ تحميلي (از دی ماه ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۶۶)، ۲۴۲ بار حمله شيميايي علیه ایران ترتیب داد. حمله شیمیایی سردشت در تاریخ ۷ تیر ۱۳۶۶، به شهادت ۱۱۰ نفر و مجروح شدن ۵۰۰۰ تن انجامید. هنوز هم برخی مردم سردشت با آثار این بمباران دست به‌گریبانند. صدام همچنین در تاریخ 25 اسفند 1367 شهر حلبچه را در شمال عراق هدف بمباران شیمیایی قرار داد که به شهادت پنج هزار نفر و جراحت ده هزار نفر انجامید. عراق در طول جنگ تحمیلی از ۶هزار بمب شیمیایی علیه ایران استفاده کرده بود. با همه این جنایات، غرب تا روز آخر جنگ، تسلیحات کشتار جمعی این رژیم را تامین می‌کرد.
5) پس از اتمام جنگ، اسنادی فاش شد مبنی بر این که ۸۶ شرکت آلمانی و ۶۰ شرکت انگلیسی، آمریکایی و فرانسوی به رژیم بعث کمک می‌ کردند تا انواع تسلیحات شیمیایی را تامین کند. در نوامبر سال ۱۹۸۳، جورج شولتز وزیر دفاع ریگان، روزانه گزارش ‌هایی دریافت می‌‌کرد، مبنی بر این که صدام سلاح گاز شیمیایی علیه ایران به کار می‌گیرد. رژیم بعث به عنوان متحد آمریکا در دهه ۱۹۸۰ موفق شده بود تایید وزارت بازرگانی این کشور را برای حمل و انتقال هرگونه نمونه بیولوژیکی دریافت کند. خبرگزاری «یونایتدپرس» پس از دستگیری صدام در گزارشی نوشت: «این حقیقت اکنون آشکار شده که برنامه‌‌های شیمیایی و میکروبی صدام در دهه ۸۰ میلادی بدون حمایت آمریکا ممکن نبوده ‌است». «پیترو گالبرایت»، از کارمندان وقت کمیته روابط خارجی سنا می‌‌گوید: «حقیقت این است که هرگاه رژیم عراق قوانین بین ‌المللی را نقض و از سلاح‌‌های کشتار جمعی استفاده می‌‌کرد بیش از پیش، از حمایت‌‌های مالی و سیاسی آمریکا برخوردار می‌­شد».
6) طبق گزارش روزنامه نگاران برنده جایزه «پولیتزر»، بررسی طبقه‌بندی شده مرکز اطلاعات پزشکی نیرو‌های مسلح آمریکا در ژوئن ۱۹۸۸ نشان می‌ داد رژیم عراق در حال ساخت زرادخانه بیولوژیکی تحت حمایت واشنگتن است. همچنین طبق گزارش «واشنگتن پست و پیپلز وُرد »، حمایت شیمیایی آلمان از عراق در دهه ۱۹۸۰ موضوعی است که اسناد و شواهد متعددی برای آن وجود دارد؛ تا سال ۱۹۸۹، پشتیبانی آلمان از عراق در زمینه تسلیحات شیمیایی سبب شد تا این کشور به بزرگ‌ترین تولید‌کننده گاز‌های شیمیایی جنگی خاورمیانه تبدیل شود.
7) همچنین گزارش محققان عراقی در مورد همکاری شیمیایی رژیم صدام و شرکت‌های آلمانی، به طیف گسترده ‌ای از این همکاری ‌ها پرداخته است. شش شرکت آلمانی، تجهیزات مورد نیاز عراق را برای ساخت سلاح‌‌های میکروبی سم «بوتولین» و «مایکوتوکسین» تهیه کردند. در دسامبر ۲۰۰۲، رژیم عراق در گزارشی که به سازمان ملل ارائه کرد، شرکت‌‌هایی از آمریکا، آلمان غربی، انگلیس و فرانسه را عمده‌‌ترین عوامل تأمین ‌کننده ۱۷ هزار و ۶۰۲ تُن مواد شیمیایی در طول سال‌­های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ معرفی کرد. سکوت مجامع بین‌المللی در مورد جنایات شیمیایی صدام علیه ایران، ناشی از نقش کشور‌های اروپایی و آمریکایی در وقوع این جنایات بود. برخی کشور‌های غربی، نه تنها واکنشی به این جنایت نشان ندادند، بلکه آن را انکار کردند. در نهایت نیز مصوبه شورای امنیت سازمان ملل در محکومیت استفاده از سلاح‌های شیمیایی علیه غیرنظامیان و جنایات جنگی آشکار «صدام» با وتوی آمریکا بی‌اثر ماند. طنز تلخ ماجرا، حمله کشور‌های غربی به سرکردگی آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ با ادعای نابودی تسلیحات کشتارجمعی این کشور بود!
8) ترور‌های بیولوژیک، بخش پیچیده‌تر و پرابهام‌تر ماجرای جنایات شیمیایی در دنیاست که در این حوزه نیز، آمریکا و انگلیس و اسرائیل، رژیم‌های سابقه دار محسوب می‌شوند. یاسر عرفات، خالد مشعل، برخی فرماندهان مقاومت فلسطین و هوگو چاوز از جمله چهره‌هایی هستند که در طول دو دهه اخیر گرفتار ترور‌های بیولوژیک شده‌اند. «سلاح سم»، ابزار معروف اسرائیل در ترور برخی شخصیت‌های فلسطینی است. همچنین گفته می‌شود مرحوم کاظمی آشتیانی دانشمند و فناور بزرگ ایرانی هم در اثر ترور بیولوژیک به شهادت رسیده است. رژیم صهیونیستی به شکل گسترده و بارها، از  سلاح‌های کشتار جمعی و شیمیایی و اورانیوم ضعیف شده علیه مردم غزه استفاده کرده است. تصاویر منتشر شده از برخی مجروحان فلسطینی و وجود علامت‌های سیاه روی چهره و بدن آنها نشان می‌دهد که این افراد در معرض سلاح‌های شیمیایی قرار گرفته‌اند. رژیم صهیونیستی حتی کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی و سموم در سال 1972 را که مربوط به ممنوعیت تولید و توسعه و ذخیره سلاح‌های بیولوژیک و سمی بود امضا نکرد. 
9) چند سال قبل، روزنامه‌هاآرتص با انتشار مقاله‌ای، به بررسی برخی اقدامات اسرائیل در ترور فلسطینیان با سلاح‌ بیولوژیک ظرف هفت دهه پرداخت. یکی از بارزترین عملیات‌های رژیم صهیونیستی در انجام ترور با سلاح بیولوژیک مربوط به «خالد مشعل» رئیس‌وقت دفتر سیاسی حماس در سال 1997 است. با همکاری یک پزشک زن با یکی از افسران موساد به نام «میشکا بن دیوید»، قرار بود خالد مشعل در پایتخت اردن به واسطه اسپری سمی ترور شود. این ترور نافرجام ماند. اما یاسر عرفات، رئیس‌تشکیلات خودگردان فلسطین با همین روش ترور بر بستر بیماری افتاد و نوامبر سال ۲۰۰۴ میلادی در بیمارستانی در پاریس جان باخت. گزارش کالبد شکافی، خبر از مسمومیت عرفات با ماده‌ای رادیواکتیو می‌ داد. تحقیقات روی نمونه‌های بیولوژیکی از وسایل شخصی و لباس‌های عرفات، کارشناسان را به این نتیجه رساند که روی لباس‌های عرفات، ردی از پلوتونیوم به جا مانده است. کار به نبش قبرهم کشید. متخصصانی از کشور‌های فرانسه، روسیه و سوئیس، مأمور تجزیه و تحلیل نمونه ‌ای از جسد عرفات شدند و سرانجام اعلام کردند در استخوان وی، 18 برابر‌اندازه معمول، مواد رادیواکتیو پیدا شده است. البته مقامات فرانسوی‌مانع از ادامه تحقیقات شدند و پرونده را بستند. گمانه‌زنی‌ها بر این است که مقادیری ماده‌ سمی، چندین نوبت در داخل نسکافه وی ‌ریخته شده است.
10) اما آخرین طیف سابقه دار در زمین ارتکاب جنایات شیمیایی، گروهک داعش و برخی گروهک‌های مشابه در سوریه و عراق هستند. در این زمینه، شبکه خبری «بی‌بی‌سی انگلیسی» چند سال قبل از قول یک مقام دولت آمریکا اعلام کرد: «این باور در دولت آمریکا در حال قوت گرفتن است که گروه داعش، اقدام به تولید و استفاده از سلاح شیمیایی کرده است. آمریکا دست‌کم چهار مورد استفاده از گاز خردل توسط گروه داعش در دو سوی مرز عراق و سوریه را رد یابی کرده است». همچنین روزنامه «وال استریت ژورنال» به نقل از یک فرمانده ارشد نظامی آمریکا گزارش داده بود، «اطلاعات موثقی در دست است که نشان می‌دهد گروه داعش در حمله به پیشمرگه‌های کرد احتمالا از گاز خردل استفاده کرده است».
***
با مرور مجموعه این اطلاعات و اسناد و سوابق ماجرا و همچنین نقش‌آفرینی نافرجام گروهک‌های وابسته به سیا‌، موساد و ام آی سیکس در جریان اغتشاشات چند ماه قبل، و تلاش برای به تعطیلی کشاندن مدارس و دانشگاه‌ها، می‌توان ظن قوی درباره طراحان و مجریان عملیات مسموم ‌سازی فیزیکی و مسموم‌‌سازی افکار عمومی (گاز اعصاب و جنگ اعصاب) پیدا کرد.

:: بازدید از این مطلب : 347
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 14 اسفند 1401

این روزها باز خبرهای برجامی و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک رسمی و غیررسمی برای احیای این توافق به‌ظاهر مرده داغ شده و کشورهای مختلف پادرمیانی و پیام‌ها را رد و بدل می‌کنند تا شاید تنفسی هرچند مصنوعی حاصل شود. اینکه آمریکا علی‌رغم این همه خصومت ورزیدن علیه ملت ایران به‌خصوص که با اغتشاشات و جنگ ارزی و تشدید تحریم‌ها و فضا‌سازی‌های فریبکارانه پیرامون قدرت جمهوری اسلامی به‌دنبال «باج‌گیری» از جمهوری اسلامی بود، آیا حاضر است دست از سیاست‌های خبیثانه و مخرب خود بردارد و به احقاق حقوق ملت ایران و رفع همه تحریم‌ها تن بدهد یا نه، موضوعی است که بررسی آن نیاز به وقت دیگری دارد. اما نکته مهم این است که نظام جمهوری اسلامی در شرایط کنونی با به‌دست گرفتن توازن قدرت در منطقه و رعایت اصل موازنه در
روابط بین‌المللی توانسته در این مسیر بدون دادن هیچ‌گونه باجی درست حرکت و از تمام مؤلفه‌های قدرت خود به خوبی استفاده کند. در این خصوص چند نکته مهم وجود دارد:
۱- آمریکایی‌ها با علم به اینکه نظام جمهوری اسلامی ساقط‌شدنی نیست و حنای چند سلبریتی و منافق و سلطنت‌طلبِ روسیاه پیش ملت ایران رنگی ندارد، تلاش کردند با بازی دادن آنها و راه‌اندازی آشوب‌ها و اغتشاشات، نظام را از یک‌سو دچار اختلال محاسباتی نمایند و از سوی دیگر از پشتوانه قدرتمند مردمی خود را القا و نهایتا سر میز مذاکره باج‌خواهی کنند‌، اما نه‌تنها نظام دچار اختلال و خطای محاسباتی نشد و مردم
پشت نظام را خالی نکردند‌، بلکه باز هم خودشان دچار خطای محاسباتی شدند. لذا دشمنان مجبور شدند دلقک‌های رسانه‌ای خود را پس بزنند و با اذعان به نقش بی‌بدیل جمهوری اسلامی در حل مشکلات منطقه و معادلات جهانی‌، سرشکسته‌تر از پیش‌، نخست‌وزیران‌شان خواستار تماس تلفنی با رئیس‌جمهور ایران شوند و سفرای خود را راهی تهران کنند و وزرای خارجه‌شان را که برخی از آنها در همراهی با آشوب‌ها‌، گیسو قیچی کردند، به دیدار وزیر خارجه جمهوری اسلامی بفرستند و مسئول سیاست خارجی‌شان را هم وادار کنند مدام با امیرعبداللهیان در تماس باشد. اینها همه در حالی است که جمهوری اسلامی در پاسخ به اقدامات مداخله‌جویانه و زیاده‌خواهی‌های آنها، مقتدرانه دیپلمات‌های آنها را هم به‌عنوان عنصر نامطلوب از ایران اخراج می‌کند. آمریکا نیز که با عجز خواستار نشستن سر میز مذاکره است همچنان مجبور است از پشت دربِ بسته پیام‌های خود را ارسال کند. حالا نظام و به تبع آن دولت سیزدهم به پشتوانه عظیم ۲۲ بهمنِ امسال در مسیر هرگونه گفت‌وگویی حرکت می‌کند و برخلاف دولت گذشته خود را ملزم به باج دادن نمی‌داند. علاوه‌بر این آمریکایی‌ها که نتوانستند وحدت بین قوای کشور را خدشه‌دار کنند حالا مجلس را نیز پشت دولت می‌بینند تا جایی که مسئول دیپلماسی کشور به آمریکایی‌ها هشدار می‌دهد «اگر مجلس ایران قانون جدیدی تصویب بکند ما قانون پارلمان‌مان را اجرا می‌کنیم».
۲- آمریکایی‌ها در جنگ ترکیبی خود تلاش وافری کردند
تا روابط ایران به‌خصوص در حوزه اقتصادی- تجاری با دیگر کشورها را دستخوش تنش کنند اما با دیپلماسی هوشمندانه دولت در عملیاتی کردن قراردادهای مهم اقتصادی، شریان‌های اقتصادی کشور فعال شد. اوج عصبانیت کنونی آمریکایی‌ها را باید در سفر آقای رئیسی به پکن و تبعات و گشایش‌های اقتصادی کوتاه و بلندمدت ناشی از این سفر و حضور
رئیس غول نفتی گازپروم و همچنین کلید اسرار اقتصادی روسیه در تهران تلقی کرد. بعد از توافقات مهم الکسی میلر با وزیر و مقامات نفتی کشورمان، رئیس بانک مرکزی روسیه هم قرار است در تهران تجربه خود را با
رئیس بانک مرکزی ایران به اشتراک بگذارد که تحقیقا نتایجی به‌دنبال خواهد داشت که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها از آن خشنود نخواهد بود. چراکه خانم نابیولینا در جریان جنگ اوکراین نه‌تنها توانست ارزش پول روسیه را حفظ کند بلکه توانست ارزش پول کشورش را در مقابل اعمال بی‌سابقه‌‌ترین تحریم‌های آمریکا علیه مسکو افزایش هم دهد. لذا دشمن با ناامیدی از متوقف کردن اجرای توافقات مهم جمهوری اسلامی با دیگر کشورها و انزوای اقتصاد ایران، فهمید که در جنگ ارزی هم نمی‌تواند
پای میز مذاکره از جمهوری اسلامی باجی بگیرد و نظام در این حوزه نیز
با دست پُر در مسیر هرگونه گفت‌وگویی حرکت خواهد کرد.
۳- ابراز نگرانی‌های هر روزه دشمنان از پیشرفت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی هم نشان می‌دهد در این حوزه نیز قافیه را خیلی وقت است که باخته‌اند تا جایی که مجبور شدند این‌بار مدیرکل آژانس بین‌المللی اتمی را به دیدار رئیس‌جمهور ایران بفرستند و مستقیما از وی درخواست گفت‌وگو کنند. در حوزه تحریم‌ها هم، همین که برخی شهدا و کسانی را در لیست تحریمی خود قرار دادند که در قید حیات نیستند، نشان می‌دهد که صدای خوردن کفگیر تحریمی‌شان به ته دیگ چنان بلند شده که نمی‌توانند آن را انکار کنند.
۴- اما توان و دانش دفاعی جمهوری اسلامی بدانجا رسیده که مسئولانش می‌گویند دیگر کار از مهندسی معکوس گذشته، عکس بده، پهپاد و موشک و ماهواره تحویل بگیر! فرمانده هوافضا اولین شلیک سامانه سوم خرداد در ارتفاع ۵۵۰۰۰ پایی برای ساقط کردن پیشرفته‌‌ترین پهپاد آمریکایی یعنی گلوبال ‌هاوک را آزمایشی و دستگرمی عنوان و تاکید می‌کند «آمریکایی‌ها در روز حادثه منتظر رونمایی موشک ‌هایپرسونیک با اصابت به اهداف واقعی باشند!» بعد از خارج شدن سامانه‌های
لایه پنهان پدافند هوایی از تونل‌های زیرزمینی، رویترز مهم‌‌ترین خبرگزاری انگلیسی عکس موشک خیبرشکن را به‌عنوان تیتر خود انتخاب می‌کند و خواسته یا ناخواسته به خوبی هم پیام اقتدار جمهوری اسلامی را به دوستان آمریکایی‌اش نشان و هم به صهیونیست‌ها هشدار می‌دهد که پهنای خیبرشکن رو ببینید و بعد پارس کنید! خبرگزاری مهم آمریکایی نیز با انتخاب تیتر «ایران در بین شش کشور تولید‌کننده سلاح‌های لیزری»،
به ناتو هشدار می‌دهد که «پهپادهای ایران چگونه تسلیحات ناتو را بی‌اعتبار کرده است!» حالا آمریکایی‌ها مانده‌اند که دستاورد بعدی ایران چیست که فرمانده هوافضا ترس در دل آنها انداخته که «بعد از مسئله هسته‌ای و موشک‌های نقطه‌زن و پهپادها، به‌زودی موضوع جدیدی رونمایی می‌شود که تبدیل به اولویت اول دشمن می‌شود و برای آمریکایی‌ها خطرناک‌تر و نگران‌کننده‌تر از مسائل قبلی است»! این را بگذارید کنار عمق استراتژیک سیاست ایران در آن سوی مرزها که کاخ سفید را نگران کرده است که «ایران با حضور ناوگروه‌های نظامی‌اش در سواحل برزیل، قادر شده
جای پای خود را در قاره آمریکا محکم کند»! لذا ناگزیر همان‌گونه که علنا دشمنی می‌کنند‌، علنا هم به قدرت جمهوری اسلامی اذعان می‌کنند که «پیشرفت‌های دفاعی و موشکی جمهوری اسلامی عملا جدید‌ترین تحول در سراسر جهان به‌شمار می‌رود و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکایی و اروپایی هم از این توانمندی‌های ایران به خوبی آگاه هستند»!
۵- حالا آقایانی مثل بلینکن و رابرت مالی و جوزپ بورل و انریکه مورا با دست خالی‌شان در این حوزه‌ها باید حد خودشان را بدانند و پای‌شان را فراتر از گلیم خود درازتر نکنند چون پاسخ‌های جمهوری اسلامی نقطه‌زن هستند و هر دستی که بیش از اندازه‌اش دراز شود، قطع خواهند کرد! وقتی رئیس دستگاه جاسوسی آمریکا آن هم در رسانه‌ها اذعان می‌کند «اعتقادی ندارم که سران ایران تصمیمی برای ساخت بمب اتمی داشته باشند»، ادعای اینکه «ایران اکنون در دل طوفان است و مجبور به بازگشت به توافق هسته‌ای است»، در فرهنگ ایرانیان از آن به فضولی یک بچه تعبیر می‌شود. این حضرات باید به خوبی فهم کرده باشد که نمی‌توانند فریبکارانه با بسته‌های تحریمی بی‌خاصیت و نمادین برجام مرده را احیا کنند که شدنی نیست! لذا دوست و دشمن به خوبی می‌دانند که ایران قوی و مستقل چگونه از دل طوفان‌ها و بحران‌ها عبور کرده و می‌کند و چگونه با تمام مؤلفه‌های قدرتش در مسیر هر گفت‌وگویی گام برمی‌دارد. آقایان تروریست جلتنمنِ مدعی میز مذاکره که با سلاح‌های هسته‌ای خود هزاران نفر را در یک روز قتل‌عام کردند، تا این سیاست استراتژیک رهبرمعظم انقلاب اسلامی را فهم نکنند همواره باید شاهد شکست‌های پی‌در‌پی باشند و آن اینکه «مرتب ادعا می‌کنند ما نمی‌گذاریم!، ما اگر تصمیم داشتیم شما و بزرگ‌تر از شما هم نمی‌توانستید مانع بشوید‌، شما کی و چه کاره هستید؟... ما به سلاح هسته‌ای اصلا فکر نمی‌کنیم و فتوای عقلی ما این است که امروز و فردا و هیچ وقت به سلاح هسته‌ای احتیاج نداریم. شعار ما انرژی هسته‌ای برای همه، سلاح هسته‌ای برای هیچ کس است». لذا اولا فضا‌سازی‌های اخیر درباره سفر یک مقام صهیونیستی به آمریکا و یک مقام آمریکایی به اسرائیل با اعای این که ایران محور گفت‌وگوی ماست، خود از نقاط قوت جمهوری اسلامی است که نشان می‌دهد ایران قوی و مستقل چقدر آنها را به وحشت انداخته که موضوع اولویت اول آنها شده است. ثانیا یکی از تهدیداتی که در اغتشاشات اخیر به خوبی به فرصت تبدیل شد، این بود که ملت ایران از دل بحران پروپاگاندای آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها هم عبور کردند و نسبت به فضا‌سازی‌های رسانه‌ای آنها نیز واکسینه شدند و نظام جمهوری اسلامی به مؤلفه دیگری برای اقتدار دست یافت و دیگر هر آدم بی‌سر و پایی
مثل حضرات جلتنمن تروریست نمی‌تواند افکارعمومی ایرانیان را فریب دهد و از آن به‌عنوان اهرم فشاری علیه مسئولان استفاده کند.
۶- امیدواریم آقای رافائل گروسی این تحلیل را بعداز ترک تهران در مواضع و گزارش‌هایش مدنظر داشته باشد، البته اگر در نشست آتی شورای حکام قصد فریبکاری و سیاسی‌کاری ندارد!

 


کیهان:دکتر محمدحسین محترم


:: بازدید از این مطلب : 371
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 12 اسفند 1401

 



:: بازدید از این مطلب : 391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران