منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 2
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 88
:: بازدید ماه : 214
:: بازدید سال : 541
:: بازدید کلی : 541
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 20 آذر 1401

 

 حسین مرعشی دبیر کل کارگزاران سازندگی آذرماه سال ۱۴۰۰ اعتراف کرد که روحانی سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان را سوزاند، وی صراحتا می‌گوید: «نباید اجازه می‌دادیم روحانی سرمایه اجتماعی ما را بسوزاند. ما در مواجهه با اشتباهات دولت روحانی با تسامح برخورد کردیم.»

مرعشی این بار در آذرماه سال ۱۴۰۱ در جریان آشوب ها و مشکلات مردم اما ژست سیاسی دیگری را برای احیای سرمایه اجتماعی جریان متبوعش بر می‌گزیند، مرعشی که خود و جریان متبوعش در دولت هاشمی و روحانی بیش از ۱۶ سال اداره کشور را برعهده داشتند، در مصاحبه ای تلاش کرد عامل همه مشکلات کشور را دولت یکساله رئیسی معرفی کند تا بتواند از نمد اغتشاشات برای این جریان کلاه انتخاباتی ببافد و با جریان رقیب سیاسی تسویه حساب کند.

نمایندگان مجلس و احزاب سیاسی اصولگرا در واکنش به اظهارات اخیر مرعشی، وضعیت فعلی کشور را ثمره عملکرد مرعشی و هم حزبی‌هایش خواندند:

یزدی خواه: شگرد نخ‌نمای اصلاح‌طلبان تغییر جایگاه متهم و بی‌گناه است/ ملت یقه بانیان وضع موجود را رها نمی کند

سید علی یزدی خواه در واکنش به موضع‌گیریهای جریان اعتدالیون و اصلاح طلب در مورد وقایع اخیر در کشور بیان داشت: انگشت اتهام در مورد علل بروز حوادث اخیر مشخصا سمت کارگزاران و حامی دولت روحانی در ۸ سال حکمرانی در قوه مجریه کشور است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به حضور دهه هشتادی ها در اغتشاشات اخیر گفت: این جوانان و نوجوانان، دوره دوم ابتدایی یا متوسطه تحصیلی خود را دوره ریاست جمهوری روحانی گذراندند و همه دست پرورده این دولت هستند، تعهدی که روحانی و اعضای دولت در اجرای سند ۲۰۳۰ داشتند باعث بروز این فتنه‌ها شد.

به گفته یزدی‌خواه در اغتشاشات اخیر تقسیم کاری بین عوامل داخلی و خارجی صورت گرفته است عوامل خارجی بحث مربوط به این آشوبها را با پوشش رسانه ای کلید زدند و افراد را برای حضور در فضای مجازی تشویق می کنند و با فروش اینترنت کم بها و ارزان سعی می کنند، عوامل داخل نیز زمینه حضور افراد بیشتری را در اغتشاشات فراهم می‌کنند، اما این آشوب ها عمقی ندارند و مردم با بصیرت ریشه‌های آشوب‌ها را تحلیل می‌کنند.

وی با بیان اینکه مردم به لحاظ شناخت عمیقشان از ابعاد اینگونه توطئه ها از همراهی کردن با این آشوبگران خوداری کردند گفت: آشوبگران از حمایت توده‌های مردمی برخوردار نیستند لذا دست به رفتارهای انتحاری می زنند و اقشار مختلف جامعه از جمله کسبه، بازار، رانندگان حوزه حمل و نقل، کارمندان، کارگران و بازنشستگان را به گونه های مختلف تهدید می کنند وقتی هم به دام قانون گرفتار می شوند و قانونگذار یقه آنها را می گیرد و آنها را به دست عدالت می سپارد و هشتک و کمپین تشکیل می دهند.

نماینده مردم تهران با اشاره به بازی اصلاح طلبان و اعتدالیون در زمین عوامل استکبار در اغتشاشات اخیر گفت: بانیان وضع موجود ادعا می‌کنند که« برای ما مردم ایران مهم است»، آنها بدانند که برای ما هم مردم ایران مهم هستند، اما با بررسی و تحلیل آشوب‌های اخیر ثابت شد که توطئه دشمن در راستای تجزیه ایران و تضعیف قدرت ملی است.

وی اضافه کرد: منتقدین با اینگونه عوام فریبی‌ها نمی‌توانند مردم را اقناع کرده و گریبان خود را از دست مطالبه مردم که به دنبال برخورد جدی با بانیان وضع موجود هستند، رها کنند.

به گفته نایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس اصلاح طلبان و اعتدالیون که بانیان وضع موجود هستند، تلاش دارند با فرار رو به جلو، جای متهم و بی‌گناه را عوض کنند، این شگرد نخ نما شده اصلاح طلبان است که دیگر کاربردی ندارد.

مقتدایی: سیاسیونی که در بزنگاه‌های تاریخی بصیرت ندارند،محکوم به انزوا هستند/نمد پوسیده آشوب کلاهی برای اصلاح طلبان نمی‌شود

در ادامه عباس مقتدایی درباره مواضع اصلاح طلبان و اعتدالیون در قبال آشوب‌های اخیر گفت: طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان احزاب و گروهای سیاسی به رسمیت شناخته شده است.

نایب رییس دوم کمیسیون امنیت ملی وسیاست خارجی مجلس شورای اسلامی برخی از احزاب فصلی که تعداد نفرات آن به نحوی نیست که بتوانند نماینده بخشی از جامعه باشند، در برخی از مسائل جاری کشور به گونه‌ای رفتار می‌کنند که شائبه عدم فهم آنها از قانون اساسی ایجاد می‌شود.

عضو فراکسیون انقلاب مجلس شورای اسلامی معتقد است، برخی از احزاب ورشکسته سیاسی که جایگاهی بین مردم ندارند، در تکاپو هستند که از نمد پوسیده اغتشاشات و آشوب‌ها، کلاهی برای خود دست و پا کنند.

مقتدایی با تاکید بر لزوم تفکیک احزاب طلبکار و باج خواه از احزاب قانون مدار اظهارداشت: حزب کارگزاران باید پاسخ دهد در شرایطی که تخلفات آنها درباره دست اندازی به بیت المال محرز بوده و بیشتر افراد شورای مرکزی آنها اکنون در زندان به سر می‌برند یا پرونده‌های مفتوح جدی در قوه قضاییه دارند، چگونه درباره شرایط کشور مواضعی را بیان می‌کنند.

نایب رییس کمیسیون امنیت ملی با تاکید بر اینکه احزاب اصلاح طلب باید حد و مرز خود را با اپوزیسیون‌های خارج نشین و براندازهای نظام مشخص کنند، تاکید کرد: اخیرا حجت الاسلام رسول منتجب‌نیا، سیاست‌مدار اصلاح‌طلب حرف‌هایی مطرح کرد که باید به ایشان گفت مرده سیاسی چه مفهموم ومعنایی دارد.

وی با تاکید بر اینکه در این شرایط طرح اختلافات گروه‌های سیاسی بین مردم درست نیست، تاکید کرد: دشمن با توطئه جنگ ترکیبی به سراغ مردم آمده، اصلاح طلبانی که نتوانند تشخیص دهند که در بزنگاه‌های تاریخی چه موضع‌گیریهایی باید داشته باشند، محکوم به انزوا هستند.

راستینه: اعتدالیون و اصلاحات ضربات مهلکی به اعتماد عمومی مردم وارد کردند

احمد راستینه، اصلاح طلبان و اعتدالیون را بانیان وضع موجود خواند و گفت: اصلاح‌طلبان و اعتدالیون مشکلات کشور را به مذاکرات گره زدند و عملا کشور در بلاتکلیفی قرار دادند، دولت بدهکار روحانی، کشور را با چالش بزرگ پرداخت بدهی ها مواجه کرد.

سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس با بیان اینکه در دوره هشت ساله دولت روحانی عملا سرمایه گذاری در کشور متوقف شد و در حد رایزینی سیاسی پرطمطراق باقی ماند،گفت: در یک ساله گذشته دولت مردمی در راستای توسعه روابط خارجی با کشور های همسایه گام بزرگی برداشت.

سخنگوی کمیسیون فرهنگیبا تاکید بر اینکه مدعیان اصلاحات برای خدمت به مردم باید کارنامه قابل قبولی داشته باشد، اظهار داشت: کارنامه دوره سیاسی اصلاحات و اعتدال سراسر خوش خدمتی به غربگراهاست.

وی با بیان اینکه جریان سیاسی اعتدالیون و اصلاحات ضربات مهلکی بر اعتماد عمومی مردم وارد کردند، اظهار داشت: در شرایطی که رسانه های معاند به دنبال ضربه زدن به همبستگی و اتحاد ملت ایران هستند برخی از جریانات سیاسی افق نگاه بسیار کوتاهی دارند و با دید سیاسی نسبت به مسائل اجتماعی نگاه می کنند آنها متوجه نیستند که دشمن انسجام ملی را هدف گرفته و به دنبال سیاه نمایی و کور کردن نقاط امید ملت ایران است.

جدی: وضعیت اقتصادی کشور ثمره عملکرد مرعشی و هم حزبی‌هایش است

در ادامه علی جدی با اشاره به سرمقاله حسین مرعشی در روزنامه سازندگی و در انتقاد از وضعیت اقتصادی کشور گفت: وضع کنونی اقتصاد کشور ثمره عملکرد آقای مرعشی و هم حزبی‌هایش است.

عضو فراکسیون انقلاب مجلس شورای اسلامی افزود: سوال من از آقای مرعشی این است که آیا روی انتقاد کردن از دولت فعلی را هم دارد آقای مرعشی و هم حزبی‌هایش به جای انتقاد باید پاسخگوی عملکرد خود باشند.

جدی اظهار داشت: دولت آقای روحانی به گونه‌ای عمل کرده است که هر دولتی هم بر سر کار بیاید به این زودی‌ها نمی‌تواند چالش‌های اقتصادی ایجاد شده در دولت یازدهم و دوازدهم را برطرف کند.

قائم مقام حزب جامعه اسلامی مهندسین: اصلاح‌طلبان اغتشاشات را وسیله‌ای برای تسویه حساب‌های سیاسی قرار ندهند

علیرضا خجسته‌پور، با اشاره به مواضع اصلاح‌طلبان در جریان اغتشاشات اخیر گفت: در هرجای دنیا در هرکشوری و در هر اتفاقی که می‌افتد، اولین چیزی که برای احزاب، گروه‌های سیاسی و مردم آن کشور اهمیت دارد، امنیت و منافع ملی است.

قائم مقام حزب جامعه اسلامی مهندسین اضافه کرد: شخصیت احزاب و گروه‌های سیاسی با توجه به منافع ملی کشورها تعریف می‌شود. در آشوب‌های اخیر شاهد کم‌کاری‌هایی از سوی برخی از احزاب بود. توقع می‌رفت که وقتی امنیت ملی کشور مورد تهدید قرار می‌گیرد، احزاب و گروه‌ها از این فرصت در جهت تسویه حساب‌های جناحی و سیاسی استفاده نکنند و منافع ملی را اولا بدانند.

وی ادامه داد: برخی از افراد شاخص اصلاح‌طلب در روزهای اخیر به‌رغم ابتدای اغتشاشات، سکوت اختیار کرده و خاموش شدند. البته برخی هم از این فرصت برای تسویه حساب‌های سیاسی استفاده کردند و به آتش اغتشاشات دامن زدند.

خجسته‌پور گفت: از کسانی که مدت‌ها در این نظام دارای مسئولیت بودند و خود را صاحب حزب و منصب می‌دانند توقع وجود داشت که وقتی امنیت ملی در معرض خطر قرار می‌گیرد به صحنه بیایند و از آن دفاع کنند. توقع این نیست که همه مثل هم عمل و صحبت کنند، اما از اصلاح‌طلبان توقع داریم وقتی امنیت ملی خدشه‌دار می‌شود به میدان بیایند و از آن دفاع کنند.

قائم مقام حزب جامعه اسلامی مهندسین گفت: کسانی که مسبب وضع موجود هستند و سالها در این کشور مسئولیت داشتند، در جایگاه متهم قرار دارند نباید درباره وضعیت فعلی کشور اظهار نظر کنند. نباید چرخ اقتصاد را تا این حد لنگ می‌کردند که شاهد این ناکارآمدی‌ها باشیم.

خجسته‌پور اضافه کرد: بعضی از افراد رکوردهای خود را فراموش می‌کنند؛ ما بالاترین رکورد تورم را در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی داشتیم. سال ۷۴ رکورد ۵۰درصدی را داشتیم و در چهار سال دوم ریاست جمهوری آقای روحانی انواع رکوردها را داشتیم؛ بنابراین اقتصاد ناکارآمدی به دولت سیزدهم تحویل داده شده است.

وی ادامه داد: البته وضع موجود نافی تلاش و تمرکز دولت بر رفع مشکلات و موانع نیست و دولت سیزدهم باید برای عبور از مشکلات تلاش کند و فضای اقتصادی کشور را به رونق و کاهش رکود و تورم برساند. احزاب و گروه‌ها هم باید دولت را در این زمینه همراهی کنند.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی: کارگزاران با سیاست یکی به نعل، یکی به میخ برای باقی ماندن در قدرت دست و پا می زند

حمیدرضا ترقی، با اشاره به مواضع اصلاح‌طلبان در جریان اغتشاشات اخیر گفت: مواضع اصلاح‌طلب‌ها را باید را از چند جنبه مورد بررسی قرار داد و برآیند مواضع آنها را مشخص کرد.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی اضافه کرد: گروهی از آنها مثل کارگزاران به دلیل اینکه همیشه برای در قدرت ماندن تلاش می‌کنند، سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را دنبال کرده و سعی می‌کنند به گونه‌ای موضع بگیرند که درون نظام تلقی شود، نه بیرون از نظام.

وی ادامه داد: بخشی از اصلاح‌طلبان که تندرو و افراطی هستند، بیرون از حاکمیت موضوع می‌گیرند و اظهارات ساختارشکنانه و مغایر با قانون اساسی دارند و همراهی کاملی با اغتشاشگران و اپوزسیون خارج از کشور دارند. البته برخی نیز ممکن است نقدهای منصفانه‌ای داشته باشند که الان ساکتند و ورود پیدا نمی‌کنند.

ترقی گفت: از بیانیه خرداد ماه میرحسین موسوی تا بیانیه اخیر آقای خاتمی، دعوت به اغتشاش و حمایت از شعار اغتشاشگران مشهود است. روزنامه‌ها و رسانه‌های این جریان طی این مدت آتش‌بیار این معرکه بودند و تمام موضع‌گیری‌هایشان در جهت حمایت از اغتشاشگران بوده و بعضا خواسته‌های خودشان را با نام معترضین به خورد جامعه داده‌اند.

عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی هدف موج‌سواری اصلاح‌طلبان بر روی اغتشاشات را تغییر قانون اساسی و برگزاری رفراندوم دانست و افزود: آنها به دنبال تغییر در نظام هستند تا بتوانند اهداف خود را برای تغییر ریل اسلامی به لیبرال-دموکراسی محقق کنند و مسیر سازش با غرب را پی بگیرد.

منبع: ایرنا

:: بازدید از این مطلب : 331
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 18 آذر 1401

 

آذر سال ۱۳۸۲ و در آستانه روز دانشجو میزان انتقادات اصلاح‌طلبان رادیکال از دولت خاتمی به اوج خود رسیده بود، آن روزها برخی می‌گفتند که دولت اصلاحات توان لازم برای تحول سیاسی در ایران را نداشته و بهتر است با عبور از دوم خرداد مرگ اصلاحات را اعلام کنیم! این ابراز تنفر از اصلاح‌طلبی دارای یک تئوری جالب هم شده و بحث «عبور از خاتمی» به‌عنوان راه‌کار پایان اصلاح‌طلبی در روزنامه‌های زنجیره‌ای جناح چپ تبلیغ می‌شد.

اما منظور اصلاح‌طلبان تندرو از ناکارآمدی دولت خاتمی چه بود؟ در آن روزها ماهنامه نامه متعلق به یک گروهک مارکسیستی در سرمقاله خود کنایه‌ها به دولت اصلاحات را علنی کرده و می‌نویسد که خاتمی به بدنه رأی‌دهنده به خود خیانت کرده و نتوانست نظام جمهوری اسلامی را به جمهوری دموکراتیک تبدیل کند، در ادامه این یادداشت آمده بود وقتی دولت از شعارهای خود تهی و کوچک‌تر است باید با چشمی گریان آن را پایین کشید؛ خاتمی هم برای ما از آلنده بزرگ‌تر نیست! منظور این ماهنامه رادیکال از آلنده؛ رئیس‌جمهور شیلی بود که با کودتا برکنار شده بود.

چند هفته بعد سعید حجاریان نیز در یادداشتی با ایهام نوشت که دولت خاتمی خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود! این دست انتقادات به دولت اصلاحات باهدف هُل دادن آن به سمت رادیکالیسم عریان باعث شد تا تعدادی از اعضای جبهه دوم خرداد در کنار برخی از گروهک‌های ضدانقلاب با راه‌اندازی یک وب‌سایت از مردم بخواهند با یک کلیک کوچک درخواست رفراندوم را امضا کرده تا نظام عوض شود.

این سایت بعدها معروف به «شصت میلیون دات کام» شده و هدفش آن بود که یک فراخوان اینترنتی ایجاد کرده و امضاهای آن به سازمان ملل فرستاده شود، در این درخواست اینترنتی نوشته‌شده بود که باید دولت‌های متخاصمی چون آمریکا و رژیم صهیونیستی زیر پرچم ناتو به ایران حمله نظامی کرده و پس‌ازآن نهادهای ناظر بین‌المللی روی خرابه‌های باقی‌مانده از جنگ یک انتخابات آزاد برگزار کنند.

این ادعای عجیب در حالی مطرح‌شده بود که مدتی قبل از آن در انتخابات شورای شهر تهران افرادی چون تاج‌زاده، ابوالفضل بازرگان، ابراهیم یزدی و هاشم صباغیان و نیز بسیاری از اعضای گروهک‌های چپ مارکسیستی؛ گروهک نهضت آزادی و ملی – مذهبی‌ها در آن انتخابات با فشار وزارت کشور دولت خاتمی تائید صلاحیت شده اما هیچ‌کدام کف رأی را نیز از مردم تهران نگرفته بودند!

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

نیمه پنهان شکست دو پروژه تبهکاری کلیک خور!

سایت شصت میلیون دات کام به‌عنوان مرجع نرمالیزه کردن جنگ علیه مردم ایران با استقبال رسانه‌های غربی روبه‌رو شد. وب‌سایت رادیو فردا متعلق به سازمان سیا برای آن‌یک رپورتاژ خبری بزرگ رفته و علی افشاری از اعضای گروهک افراطی دفتر تحکیم وحدت و یکی از مؤسسان این سایت در گفتگو با این رادیوی آمریکایی اعلام کرد که امضاکنندگان آن خواهان شکل‌گیری حکومتی دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند و به همین دلیل معتقدند که برای تحقق این امر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید تغییر کند.

افشاری به رادیو فردا گفته بود که علاوه بر خودش افرادی چون رضا دلبری، محمد محسن سازگارا، اکبر عطری، مهرانگیز کار، محمد ملکی و عبدالله مؤمنی به‌عنوان کمیته اقدام برای همه‌پرسی انتخاب‌شده‌اند! در میان این افراد که خواهان جنگ علیه مردم ایران بودند نام برخی جالب‌توجه بود؛ ازجمله محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران پس از انقلاب که به‌صورت علنی از گروهک منافقین حمایت کرده و معروف بود در جمعی گفته است که روزی با تانک‌های رجوی تهران را دوباره فتح خواهد کرد! حضور افرادی چون سازگارا و محمد ملکی ماهیت این سایت مروج مداخله خارجی را به‌خوبی نشان می‌داد.

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

محمد ملکی عضو گروهک منافقین در منزل اعضای فرقه ضاله بهائیت

محسن سازگارا آن روزها در موسسه خانه آزادی وابسته به وزارت خارجه آمریکا فعالیت کرده و ملکی سخنگوی رسمی گروهک منافقین در داخل کشور بود، الباقی نفرات نیز وضعیت بهتری نداشته و تعدادی از آن‌ها پس از تجاوز آمریکایی‌ها به عراق در بیانیه‌ای معروف به «بهار بغداد» به‌صورت آشکار خواهان حمله نظامی به ایران بودند تا جایی که ادعا می‌کردند آمریکایی‌ها باید با موشک ایران را فتح کرده و پس‌ازآن پول این موشک‌ها را نیز از مردم ایران بگیرند!

اما ماجرای این سایت ضدانقلاب به‌عنوان مرجع فراخوان جنگ علیه مردم ایران جالب‌توجه بود، باوجود تبلیغات سنگین رسانه‌های خارجی، امضاکنندگان آن حتی به تعداد انگشتان یکدست نیز نرسیده و خیلی زود صفحه آن بسته شد. بعدها سازگارا در وبلاگ خود نوشت که مردم به فراخوان خشونت و جنگ پاسخ منفی دادند و باید راه دیگری برای ضربه به‌نظام پیدا کرد!

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

تحصن شاخه رسانه‌ای سایت ۶۰ میلیون دات کام در تهران

سازگارا درآن یادداشت با عنوان صبح نزدیک است نوشته بود:

جنبش رفراندوم در ابتدای راه خود قرار دارد. انتشار فراخوان تنها طرح یک گفتمان بوده است. بحث‌های به‌عمل‌آمده بر عمق و وسعت این گفتمان افزوده است. دوران جنینی جنبش سپری‌شده و همسویی میان مبارزان راه آزادی برقرار شده است. سازمان‌دهی مناسب، حرکت هم‌جهت، ضرورت درک موقعیت حساس کنونی، پرهیز از خواسته‌های فردی و خودمحورانه و شتاب‌زدگی، اهمیت به کار جمعی و توافقات حداقلی و به تعلیق درآوردن تمایزات ایدئولوژیک و معرفت‌شناسانه و دیدگاه‌های چپ و راست اقتصادی تا حصول موفقیت جنبش دموکراسی خواهی، گام‌های بعدی هستند که می‌توانند مقاومت مدنی مردم را برای تأمین خواست برگزاری همه‌پرسی محقق سازند و پشتوانه اجتماعی لازم را فراهم آورند.

بعدها عبدالله مؤمنی و مهدی امینی زاده از اعضای گروهک افراطی دفتر تحکیم وحدت با انتشار یک مقاله مشترک در روزنامه شرق نوشتند که مسیر براندازی از طریق فراخوان اشتباه بوده و مردم برای این دست اقدامات ضدانقلاب تره نیز خرد نخواهند کرد. امینی زاده نوشته بود که راه عبور از نظام از صندوق رأی خارجی با حمایت تانک‌های خارجی بلکه از درون و با اعتصاب؛ براندازی نرم در مدل دموکراسی هندی می‌گذرد، نه بیانیه‌ای که گروهک منافقین برای دانشجویان بنویسد!

در جریان فتنه سال ۸۸ باز همان گروهک‌های رادیکال دوم خردادی سعی کردند با انتشار فراخوان مردم را با خود همراه کرده و با تشکیل زنجیره‌های انسانی فشار مصنوعی به‌نظام وارد کنند، در نهم دی همان سال طومار این فراخوان‌های بیهوده درهم‌پیچیده شده و عرض و دامنه ضدانقلاب برای همگان آشکار شد.

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

رد پای نفاق انگلیسی پشت یک پروژه اینترنتی

شصت میلیون دات کام آزمایش اولین پروژه اینترنتی توسط سازمان‌های اطلاعاتی غربی علیه ایران بود، بعد از آن بارها این دست پروژه‌های سفارشی مورد آزمایش قرار گرفته است. هفتاد روز پس از اغتشاشات محله محور در برخی شهرهای کشور بازهم طول و عرض جنگ احزاب علیه مردم ایران به‌خوبی مشخص‌شده است. درحالی‌که دشمن سعی داشت با راه انداختن یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار یک موج اجتماعی سنگین علیه مردم برپا کند، محتوای درونی این جنگ نیز کشاندن نیروی متجاوز خارجی به کنار مرزهای ایران و ضرب به مقاومت اسلامی و مردمی از درون بود.

در این مدت عوامل گروهکی از تمامی مدل‌های بسط زنجیره خشونت استفاده کرده تا نقطه‌چین‌های براندازی سخت را به هم پیوست کنند. حسین توقیری، کارشناس ارشد مسائل ایران در نشنال اینترست درباره مدل اغتشاشات نوشته است:

ایران در مقابل هژمونی آمریکا ایستاد اما با گسترش اهداف خود در منطقه از حـد خـود فـراتـر رفـت. ایـران با سیاست‌ها و لفاظی خود ثبـات مـتحـدان عـرب آمریکا را تهدید کرده و برتری استراتژیک اسرائیل (رژیم موقت صهیونیستی) را با برنامه هسته‌ای خود به چالش کشیده است. ایران همچنین ترسی را در میان سلطنت‌های محافظه‌کار عربی برانگیخته است که می‌خواهد بـر منطقه تسلط یابد. واشنگتن بدون شک تلافی کرد و شدیدترین تحریم‌های ممکن را اعمـال کـرد و مشکلات اقتصادی جـدی بـرای مـردم عـادی ایرانی ایجـاد کـرد و اکثریت مردم را ناراضی ساخت. حالا باید قدم آخر را برداشت، روی صندوق رأی نمی‌توان رژیم عوض کرد، دولت بایدن باید با اعمال خشونت بیشتر به جلو حرکت کند!

منظور این تحلیل‌گر آمریکایی از به جلو حرکت کردن با خشونت بیشتر، توانمندسازی گروهک‌ها برای اقدام علیه مردم ایران بود. به‌عنوان‌مثال رصد تحرکات گروهک‌های تروریستی نشان می‌دهد پس از اقدامات میدانی و آشوب ها و عملیات تروریستی اخیر گروهک‌های معاند کردی طی هفته‌های اخیر در شهرهای غربی کشور، در روزهای گذشته مبالغی از سوی سران این گروهک به‌عنوان پاداش نقدی به هسته‌های داخلی خود در شهرهای کردنشین نظیر مهاباد و ... پرداخت‌شده است.

نکته قابل‌توجه در این خصوص این است که هم‌زمان با این اقدام، پیغامی نیز از سوی سران گروهک به برخی نیروها و هسته‌های داخلی در خصوص خرابکاری و عملیات در شهرهایی مانند بوکان نیز منتقل‌شده است که جزئیات آن در اختیار دستگاه‌های امنیتی بوده و اقدامات تأمینی و پیشگیرانه لازم نیز در نظر گرفته‌شده است.

باوجود دادن تنفس مصنوعی به ضدانقلاب و گروهک‌های تروریستی در ۷۰ روز گذشته بخش قابل‌توجهی از این گروهک‌های اقماری از اغتشاشات جامانده و نتوانستند به خود پابه‌پا در آشوب‌ها برسند، ازاین‌رو بار دیگر ایده فراخوان روی میز اتاق فرمان سرویس‌های اطلاعاتی غربی قرار گرفت! اما بازهم محاسبات دشمن به‌هم‌خورده و این دست فراخوان‌های اجباری با چاشنی خشونت، تهدید به قتل و اعمال روش‌های تروریستی در خط دو نه‌تنها به نتیجه لازم نرسید، بلکه ماهیت ضدانقلاب را بیشتر مشخص کرد، اگر در فراخوان شصت میلیون دات کام رد پای انگلیسی‌ها به‌وضوح در آن ماجرا مشخص بود، این بار راه انداختن یک اکانت جعلی بانام «جوانان محلات» دست ضدانقلاب را رو کرد.

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

تصویری کمتر دیده شده از کمپ گروهک تروریستی منافقین در آلبانی

کمیته خرابکاری جوانان محلات خود را گروهکی بدون لیدر و سیال با ساختار خاکستری معرفی کرده است که به‌صورت علنی ترویج خشونت کرده و با راه انداختن کمپین‌های تحریمی ازجمله اعتصابات سعی دارد برای پروژه آشوب راه باز کند، اما با یک جستجوی ساده از مدل عملیاتی آن متوجه می‌شویم که پشت این اکانت جعلی بازهم گروهک منافقین مشغول به کار است!

 

 

 

 


1

اگر در دهه شصت گروهک منافقین هر مغازه‌داری که شبیه حزب‌اللهی‌ها بود را ترور کور می‌کرد، این بار از مقر گروهک تروریستی منافقین در آلبانی مردم را با اعتصابات اجباری ترور آنلاین می‌کند؛ این دیکتاتورهای مجازی به طرز عجیبی موبه‌مو شبیه گروهک تروریستی منافقین عمل کرده و به نظر جوانان محلات نامی انحرافی برای پوشاندن ماهیت اصلی آشوبگران است.

یک جستجوی ساده اینترنتی نشان می‌دهد که سر حلقه اول فراخوان زنجیره‌ای برای اعتصابات اجباری در خارج از ایران است که بازنمایی، پمپاژ و تبلیغات آن‌هم در شبکه سعودی اینترنشنال دنبال می‌شود، بررسی فراخوان‌ها برای اعتصابات اجباری که در آن معتقدند یا با ما همراهی می‌شوید یا با خشونت با شما برخورد می‌کنیم، آپدیت جدید اعتصابات توسط این جریان تروریستی است که اساساً مرزهای اعتراض و اعتصاب را جابه‌جا کرده است. در یک سر این طیف، حلقه‌ای قرار دارد که حتی نمی‌خواهد کمترین هزینه‌ای برای عقیده خود بدهد و اعتصاب خود را به اسم انبارگردانی تمام می‌کند و در آن‌سوی این طیف هم جریانی قرار دارد که با تیراندازی به راننده‌ها در جاده‌ها و آسیب به لاستیک کامیون‌داران می‌خواهند آن‌ها را وادار به پیوستن کنند. شکست آخرین فراخوان ضد انقلاب باهدف اعتصابات سریالی سه‌روزه، تجمعات توده‌ای و خشونت سازمان‌یافته گانگستری نشان می‌دهد که رفت‌وآمد سرویس‌های اطلاعاتی دشمن در سفارتخانه‌ها چون گذشته بدون نتیجه مانده و فراخوان‌های سریالی ازلحاظ زمانی و مکانی روزبه‌روز کوچک‌تر می‌شوند!

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

تراب ثالث از اعضای گروهک کمونیستی حکمتیست‌ها درباره ایده فراخوان ضد انقلاب در سایت ۶۰ میلیون دات کام دست به افشاگری زده و به مجله آرش گفته بود:

به نظر من آدم نمی‌تواند که راجع به این تیپ ماجراهای پشت پرده نظر قطعی و دقیقی بدهد. ما مجبوریم صرفاً بر اساس شواهد و علائم بسیاری که برای بودن‌اش وجود دارد و به خصوص واکنش دولت انگلیس، چون دولت انگلیس خیلی به ندرت مداخله می‌کند. اگر دقت کرده باشید دولت انگلیس همیشه خیلی دست به عصا روی این قضایا راه می‌رود. همین که آمده‌اند و بی خجالت راجع به این طرف حرف زده‌اند، نشان می‌دهد که مذاکراتی پشت پرده بوده است. اطلاعاتی که تاکنون بوده این است که تنها با سازگارا نبوده و نیست و این مذاکرات چندین سال است که ادامه دارد. هیئت‌هایی ظاهراً از مجلس تا لندن سفر می‌کنند، من‌جمله آقای کروبی که دائم اینجا تشریف دارند و مرتب در حال مذاکره هستند.

از شصت میلیون دات کام تا اعتصاب‌های اجباری با اسلحه توئیت توئیت بَنگ بَنگ! / در پشت پرده اکانت تروریستی «جوانان محلات» چه می‌گذرد؟

مدتی قبل یکی از اکانت‌های سایبری نزدیک به گروهک منافقین نوشته بود که اکانت‌های جوانان محلات باید از حالت کرم ابریشمی خارج‌شده و همچون احزاب کردستان کار نظامی و تشکیلاتی انجام دهند؛ باید سفر مایک پنس و پمپئو به مقر منافقین را لانسه کرد! در ادامه این یادداشت آمده بود:

واقعیت آن است که به‌زحمت می‌توان از میان ده‌ها توئیتِ روزانۀ کنش‌گران منتسب به جریان براندازی چند خبر، تحلیل یا پیام با ارزش دانش‌افزا یا روشن‌گر یافت. توئیت‌های گاه کم‌مایه و شعارگونه با چاشنی هشتگ‌هایی که به رخدادهای روز (و در واقع امور روزمرّه) میپردازد و تنها بیانگر اعلام موضع (و به تعبیر دقیقتر اظهار نظر) فعالان سیاسی منتسب به براندازی در مورد رخدادهای به اصطلاح ترند شدۀ روز هستند. این توئیت‌ها از کنشگرانی که مدت‌هاست فقط نامی از یک جنبش یا جریان سیاسی را با خود یدک می‌کشند، نسبت به روند تحولات جاری کشور و آیندۀ پیشِ روی مردمی که دو دهه به شعارها و وعده‌های ایشان دل بستند، رفع مسئولیت نمیکند. متاسفانه تنها کارکرد واقعیِ و تنها نتیجۀ عینی این حضور شبح‌وار در پسِ دستگاه های رایانه یا گوشی‌های تلفن همراهِ هوشمند، چیزی نیست جز خود خرسندسازی و مسخ هویت یک جریان مردمی و تبدیل آن به یک «اجتماع خیالی» و فروکاستن تمامیت جنبش سیاسی و مدنی به توهم کنشگری اصلاح‌طلبانه آنهم از نوع میانمایه و مجازی‌اش، به‌قصد محافظت از هویتی روبه‌زوال و در حال جایگزینی با خرده‌ هویت‌های پراکنده و ناهمگن.

روایت است که مهدی بازرگان در نامه‌ای به نمایندگان مجلس اول نوشته بود که اگر شهرداری تهران را به مسعود رجوی می‌دادند او دست به اسلحه نمی‌برد، البته بعدها مشخص شد که نظر او درباره ماهیت این گروهک تروریستی دقیق نبوده است، آن زمان حضرت امام (ره) در برابر باج‌خواهی منافقین ایستاد و مردم نیز در ۳۰ خرداد شصت تودهنی محکم به پیکره میلیشایی آن زدند؛ بی‌محلی کسب‌وکارها به فراخوان‌های سریالی این گروهک نیز از همان جنس است، این جمله ایمانی که خدای دهه شصت؛ خدای امسال هم هست تعبیری مهم در خود دارد.


:: بازدید از این مطلب : 436
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 18 آذر 1401

 

در خبر‌ها آمده بود «پائولو بنتو»، سرمربی پرتغالی تیم ملی کره‌جنوبی بعد از حذف این تیم از جام جهانی از سمت خود استعفا داد. این خبر را بگذارید کنار تصاویر «هاجیمه موریاسو» که بعد از حذف از جام جهانی، آن‌هم در ضربات پنالتی به علامت عذرخواهی و بخشش همراه بازیکنانش مقابل هواداران ژاپن تعظیم کرد. خب همیشه گفتیم و نوشتیم که تفاوت است میان فوتبالی که واقعاً حرفه‌ای است با فوتبالی که فقط ادای حرفه‌ای بودن را درمی‌آرود و از حرفه‌ای بودن میلیاردی گرفتنش را خوب آموخته است، آن‌هم میلیارد‌هایی که از جیب مردم و بیت‌المال پرداخت می‌شود. این یک تفاوت آشکار دیگر است بین فوتبال مثلاً حرفه‌ای ما با فوتبال حرفه‌ای ژاپن و کره‌جنوبی. حالا دیگر بحث تیم‌های بزرگ اروپایی و امریکای جنوبی نیست که عنوان می‌شود به گرد پایشان هم نمی‌رسیم، حرف از دو کشور آسیایی است که البته با این سرعت پیشرفت و حرفه‌ای شدنشان به گرد پای آن‌ها هم نخواهیم رسید.
کره با مربی پرتغالی، پرتغال را برد و ژاپن با مربی وطنی، اسپانیا و آلمان را تحقیر کرد. تصورش را بکنید اگر ایران چنین نتایجی به دست می‌آورد دیگر نه رئیس فدراسیون، نه بازیکنان تیم ملی و نه سرمربی پرتغالی ایران هیچ‌کدام خدا را هم بنده نبودند، اما حرف اصلی سر این است که ما حتی معذرت‌خواهی حرفه‌ای را هم یاد نگرفته‌ایم. هنوز که هنوز است کی‌روش طلبکارانه از شجاعت بازیکنانش حرف می‌زند و فدراسیون فوتبال خفه شده است، ژاپن و کره‌جنوبی سرافرازانه از جام جهانی کنار رفتند، اما با شرمندگی از مردم کشورشان عذرخواهی کردند. «بنتو» که کلاً کنار کشید، اما در اینجا نه خبری از عذرخواهی است و نه خبری از کنار کشیدن، تازه دارند نقشه می‌کشند برای جام ملت‌ها، بازیکنان هم که از خدا می‌خواهند کی‌روش بماند، بالاخره در فوتبال حرفه‌ای ما آن‌ها تصمیم می‌گیرند کدام مربی برود و کدام بیاید و بماند! حالا تصور کنید با چنین فوتبالی می‌خواهیم در جام ملت‌ها به مصاف این ژاپن و کره جنوبی برویم بقیه جای خود، اما سؤال این است که اگر بر فرض محال فوتبال ایران قهرمان آسیا شود، آیا نباید در عدالت خدا شک کرد؟ با کدام فاکتور حرفه‌ای‌گری قرار است قهرمان شویم؟
فوتبالی‌جماعت ایران حتی فرهنگ عذرخواهی کردن را هم نمی‌داند. کی‌روش در ایران نیست، یکی بگوید مهدی تاج کجاست تا بیاید و از مردم به‌خاطر بازی با روح و روان‌شان عذرخواهی کند. فوتبال ایران با این دست‌فرمان در مسیر قهقراست. جام جهانی آیینه تمام‌قد و تمام‌نمایی است از هر آنچه در فوتبال دنیا وجود دارد. آیینه‌ای که عیب‌هایمان را نشان می‌دهد. آیینه‌ای که باید تیم‌ها و رفتار حرفه‌ای آنها، چون ژاپن و کره‌جنوبی را در آن دید و از آن‌ها درس گرفت، نه اینکه مثل رفتار فوتبالی‌های ما آن را شکست و به مسیر اشتباه خود تا نابودی کامل ادامه داد. جام جهانی آوردگاهی است که فوتبال ایران با این روند دیگر جایی در آن نخواهد داشت.

 

 
منبع: روزنامه جوان
 

:: بازدید از این مطلب : 346
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 18 آذر 1401

 

 علی مرادخانی ارنگه معروف به «شیخ علی تهرانی» شب گذشته(27 مهرماه) در سن 96 سالگی فوت کرد. وی بعد از پیروزی انقلاب به‌دلیل سابقه مبارزاتی‌اش به عضویت مجلس خبرگان قانون اساسی درآمد اما در همان سال‌ها به‌دلیل گرایشات کمونیستی خود که در آثار اقتصادی‌‌اش مشهود بود، به هواداری از مجاهدین خلق(منافقین) پرداخت و در انتخابات دوره اول ریاست‌جمهوری از بنی‌صدر حمایت کرد و از نزدیکان او در دفتر هماهنگی همکاری‌های مردم با رئیس‌جمهور به‌شمار می‌رفت.

با عزل بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری و شورش مسلحانه منافقین علیه نظام و مردم، وی مدتی بازداشت بود اما با ابراز ندامت و استمداد از مسئولان آزاد شد. چندی بعد در سال 63 همزمان با حضور منافقین در عراق، به این کشور رفت و پناهنده حکومت صدام شد و در رادیوی فارسی بغداد به تبلیغ علیه نظام می‌پرداخت. 

علی مرادخانی در دوران پناهندگی به صدام، با حضور در اردوگاه‌های اسرا به فحاشی علیه مسئولان نظام و انقلاب می‌پرداخت تا روحیه اسیران را درهم بکشند. 

بعد از پایان جنگ تحمیلی و عدم اثربخشی تبلیغاتی شیخ علی تهرانی برای حکومت صدام و حتی منافقین، رژیم بعث سال 74 وی را در مرز ایران و عراق رها کرده و به مرزبانی ایران تحویل دادند!

شیخ علی تهرانی فوت کرد/ او که بود؟

علی مرادخانی ارنگه معروف به شیخ علی تهرانی در سن ۹۶ سالگی درگذشت.

شیخ علی تهرانی بعد از چند سال زندانی بودن، به‌دلیل کهولت سن و بیماری مشمول رأفت اسلامی گشته و آزاد شد تا اینکه شب گذشته بعد از مدت‌ها بیماری درگذشت.

و اما ماجرای بدری خامنه ای

علی مرادخانی ارنگه معروف به شیخ علی تهرانی شاگرد امام بود؛ بعد از انقلاب به مجاهدین خلق و بنی‌صدر نزدیک شد. بعد از آنکه خبر امامت جمعه برادر همسرش (سیدعلی خامنه‌ای) را شنید دهان به تهمت و افترا باز کرد و بعد از فرار بنی‌صدر و رجوی، مدتی بازداشت شد و بعد از آزادی ناگهان از عراق سربرآورد.

بدری نیز بعد از رفتن شوهرش به عراق، دست فرزندانش را گرفت و از طریق ترکیه به عراق رفت، در خاطرات 10 اردیبهشت سال 64 مرحوم هاشمی رفسنجانی آمده است: "آقای خامنه‌‏ای با ناراحتی، خبر فرار [خانم بدری حسینی خامنه‏‌ای] خواهرشان را ـ که همسر شیخ علی تهرانی است ـ با پنج فرزندش، از کشور دادند. از ترکیه اطلاع رسیده است که او اکنون در ترکیه است ولی می‏‌خواهد به عراق برود."

شیخ علی در عراق برای اسرای ایرانی سخنرانی می‌کرد و علیه امام بدگویی؛ پابه‌پای منافقین به صدام خدمت کرد و وقتی تاریخ مصرفش تمام شد عذرش را از عراق خواستند!

براساس خاطرات شیخ علی تهرانی، وقتی دولت عراق می‌خواست به‌نحوی از شر او خلاص شود، نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای می‌نویسد و تقاضا می‌کند که همسرش و فرزندانش به ایران بیایند؛ یک ماه بعد از این نامه، از سفارت ایران می‌آیند و مقدمات سفر بدری خانم و فرزندان به ایران فراهم می‌شود.

شیخ علی تهرانی نیز بعد از آنکه در مرز ایران و عراق رها شد، به دست قانون سپرده می‌شود و به‌رغم آنکه سزاوار اعدام بود اما بعد از چند سال حبس آزاد گشت.

اگرچه نظام و شخص رهبری با خانواده شیخ علی از در کرامت وارد شدند اما آنها راه پدر را در پناه بردن به اجنبی پیش گرفتند.
محمود مرادخانی سالهاست تحلیلگر شبکه‌های معاند است و فریده نیز برای فرح پهلوی پیام تبریک تولد می‌فرستد.

میان منسوبان رهبر انقلاب البته نظیر اینها وجود دارد؛ محمود میردامادی پسردایی ایشان نیز فعال سیاسی خارج‌نشین بود و بعد از فتنه 88 از کشور رفت؛  یا شخصی به‌نام حمیدرضا فروزان‌فر خواهرزاده رهبری که چندسال قبل علیه ایشان مصاحبه کرده بود.

این شکاف فکری و سیاسی میان بخشی از خانواده  و شخص رهبری را البته باید به‌فال نیک گرفت چراکه مهر بطلان بر دیکتاتور دانستن و تهمت موروثی بودن حکومت است.

در حکومت‌های دیکتاتوری و آنچه در سابقه سلاطین ایران هست، با تشکیل دربار و تقسیم پست‌ها و مسئولیت‌ها میان اقوام درجه‌یک و نزدیکان خود طبقه‌ای ممتاز می‌ساختند و این بذل و بخشش‌ها از اطرافیان گاه به همشهری‌ها هم سرایت می‌کرد؛ مانند آنچه صدام در حق تکریتی‌ها روا می‌داشت یا توجه ویژه رضاشاه به مازندران.

با وجود این، آیت‌الله خامنه‌ای میان بستگان خود مخالفینی دارد که مخالفت‌هایشان نه از سر دلسوزی و یا انتقاد از زیست نامعمول رهبر یک حکومت اسلامی، بلکه از سر عدم برخورداری از بذل و بخشش‌های درباری یا نداشتن مسئولیت است که نشان از خویشتن‌داری رهبر انقلاب در عدم تمتع اطرافیانشان در اداره کشور می‌باشد.

حتی در اداره بیت رهبری نیز کمتر چهره‌ای از منسوبان ایشان می‌توان یافت در حالی که شاید شیخ علی تهرانی دهانش به امام جمعه تهران یا مشهد قفل می‌شد یا دیگر اطرافیان با بهره‌مندی از رانت‌های دولتی دیگر علیه رهبری سیاه‌نمایی نمی‌کردند اما سلامت نفس و سلامت عمل رهبری مانع از گام گذاشتن در روال سابق ایران یا روال معمول حکومت‌های منطقه باشد.

این سیره رهبری امتداد همان سیره امام خمینی است؛ زمانی که نوه‌شان سید حسین را از دخالت در سیاست پرهیز داشتند یا با طرح مسئله نخست‌وزیری حاج احمد آقا مخالفت کردند‌ نشان دادند رأس نظام اسلامی با رژیم سابق و حکومت‌های منطقه تفاوت دارد.

خاطرات برخی محافظان و نزدیکان رهبری و مسئولان کشور در ادوار مختلف در باب ساده‌زیستی ایشان مؤید جمله معروف  عطاءالله مهاجرانی است که گفته بود حتی یک نقطه خاکستری در زندگی اقتصادی آیت‌الله خامنه‌ای وجود ندارد.

همسر شیخ علی تهرانی به همراه شوهرش سال ۶۳ به عراق فرار کرد، به گروهک منافقین پیوست و زیر عکس صدام علیه انقلاب اسلامی مصاحبه کرد! بعدا هم به خاطر نسبت فامیلی خود از رهبر انقلاب درخواست مصونیت قانونی کرد که رهبر انقلاب حاضر نشد به خاطر نسبت خانوادگی درخواست کمک و فرار از قانون آنها را بپذیرد.رسانه های ضد ایرانی اظهارات این فراری ۳۵ سال پیش را با سوءاستفاده از اعتراضات اخیر و با تیتر «اعلام برائت خواهر رهبری از جمهوری اسلامی» جا زدند!

ماجرای بدری خامنه‌ای خواهر آیت‌الله خامنه‌ای چیست؟/ دشمنی که ناخواسته حقانیت رهبر انقلاب را آشکارتر می‌کند

بدرالسادات خامنه‌ای

آخرین بار که نامش بر سر زبان‌ها بود از مهدی کروبی عیادت کرده بود و تصویر وی منتشر شده بود.

 

 


:: بازدید از این مطلب : 436
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 18 آذر 1401

در یک نگاه کلی ریزش ها ممکن است در سطوح مختلف رخ دهد؛ در سطح جریان های سیاسی و فرهنگی، در سطح چهره ها و شخصیت های تأثیر گذار سیاسی و در سطح عمومی و توده مردم ریزش ها در سطح چهره های تأثیر گذار سیاسی، فرهنگی، علمی، دینی و اخلاقی، به دلیل دایره نفوذ و تأثیر گذاری آنها، بارزتر و معمولاً با هیاهو و سر و صدای بیشتری همراه است. امّا در سطح توده مردم، بی صدا و پنهان صورت می گیرد. از این رو از یک نظر ریزش ها در این زمینه، خطرناکتر محسوب می گردد گرچه بخشی از این ریزش ها به دلیل تأثیر پذیری از چهره هاست.

عوامل مختلفی در بروز ریزش ها

 

1.ضعف درتقوا و باورمندی به ارزش ها؛ از عوامل اساسی ریزش ها، نداشتن تقوا و باورمندی لازم در عرصه های سیاسی و اجتماعی است.از الزامات حرکت در مسیر صحیح، تقوا و مراقبت همیشگی است. همانگونه که تقوا به انسان قدرت شناخت و تمییز حق از باطل می دهد.«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکمْ فُرْقاناً؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید برای شما وسیله ای برای جدایی حق از باطل قرار می دهد.»(سوره انفال، آیه 29) ضعف در تقوا موجب لغزش او خواهد گردید و این اختصاص به مسائل دینی و فردی نداشته و مسائل سیاسی اجتماعی را نیز در بر می گیرد.

مقام معظم رهبری فرمودند:« اگر درون خودمان را مستحکم نکنیم، اگر پایه های تقوا را در دل و در جان خودمان و به تبع آنها در اعمال خودمان مستحکم نکنیم، هر عقیده ای که داشته باشیم، هر سیاستی را که قبول داشته باشیم، نخواهیم توانست آن را بدرستی محقق کنیم. گاهی همین انحراف درونی، دید ما را نسبت به مسائل عوض می کند؛ ایمان و عقیده ما را تغییر می دهد. به هرحال، عدم پرهیز در عمل، به اعتقاد سرایت می کند، که این مضمونِ آیات متعددی از قرآن کریم است. در قرآن به کسانی که اهل دنیاطلبی و اهل لذت محوری و اهل تن دادن به شهوات و هواهای نفسانی - از هر نوع - هستند، هشدار داده شده که مراقب باشید؛ زیرا این حالت در دل، فکر، ذهن و در ایمان شما رخنه ایجاد خواهد کرد، که باید به خدا پناه برد و از او کمک خواست »(بیانات در دیدار جمعی از مسئولان وزارت امور خارجه؛ 25/ 5/ 1383.)

2.نداشتن بصیرت و بینش لازم، ضعف تحلیل سیاسی و تشخیص ندادن معیارها و مرزهای حق و باطل؛

نداشتن بصیرت و بینش لازم در برخی افراد و مجموعه های سیاسی و تشخیص ندادن معیارها و مرزهای حق و باطل، موجب می شود که دچار لغزش و انحراف شده و از مسیر انقلاب اسلامی فاصله بگیرند.

مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «در اجتماعاتی که شما برادران عزیز و جوانان مؤمن و انقلابی این دوران دارید، آنچه که بیش از همه باید مورد توجه قرار گیرد... کامل کردن آگاهی از شرایط، کامل کردن معرفت به زمان، فهم صحیح زمان و تحلیل صحیح حوادث. اگر این تحلیل صحیح نباشد، مشکلات به وجود خواهد آمد و حتّی ایمان های محکم، هم به سبب نبودن آگاهی و روشن بینی و تحلیل درست از وقایع، ممکن است در جهت خلاف قرار گیرد. همان طور که در قضیه خوارج اتفاق افتاد، خوارج اکثرشان دارای ایمان های محکمی بودند، که از آگاهی و نورانیت و معرفت، بی بهره بود، لذا در مقابل امیرالمؤمنین علیه الصلوة والسّلام قرار گرفتند ».(بیانات در دیدار فرماندهان سپاه و مسئولین دفاتر نمایندگی ولی فقیه؛ 26/ 6/ 1371.)

گاهی افراد ملاک و معیار ارزیابی ها قرار می گیرند و با لغزش و انحراف آنها، سایر افراد و گروههای سیاسی دچار لغزش می شوند.

امیر مؤمنان علیه السلام می فرمایند:«انّ الحق لا یعرف بالرجال اعرف الحق تعرف اهله؛ همانا حق به شخصیتها شناخته نمی شود، خود حق را بشناس تا پیروان آن را بشناسی»(محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم: دار الحدیث، ۱۳۷۷، ج ۳، ص ۱۲۳۸.)

همچنین فرمودند: «ان دین الله لایعرف بالرجال بل بآیه الحق فاعرف الحق تعرف اهله؛ همانا دین خدا با موقعیت اشخاص شناخته نمی شود بلکه با معیار و نشانه حق شناخته می گردد , پس حق را بشناس تا اهلش را بشناسی»(همان)

مقام معظم رهبری در این باره فرمودند: «با چهره ها نمی شود حق را تشخیص داد. یک چهره مؤجّه محترم است، مورد قبول است، مورد تکریم است؛ اما او نمی تواند شاخص حق باشد. گاهی چهره موجّهی مثل بعضی از صحابه پیغمبر راه را عوضی می روند، اشتباه می کنند. باید حق را شناخت، باید راه را تشخیص داد تا بفهمیم این شخص حق است یا باطل. هر که از این راه رفت، حق است؛ هر که از راه حق نرفت، مردود است. حق را باید شناخت. امام - کسی که پدر همه این جریان بود، حق حیات به گردن جامعه و این حرکت عظیم داشت - فرمودند اگر من از اسلام جدا شوم، مردم از من رو برخواهند گرداند. شاخص اسلام است؛ شاخص اشخاص نیستند.»(بیانات معظم له در جمع بسیجیان استان قم، 2/ 8/ 1389.)

3. دنیا طلبی و گرایش به دنیا؛ گرایش به دنیا و معیار قرار دادن آن و گرفتار روحیه اشرافی شدن، موجب می شود که معیار حبّ و و بغض ها و جهت گیری ها و...مسائل دنیوی و ارزش های مادی قرار گرفته و ارزش های اسلامی و انقلابی در نزد این افراد کمرنگ شده و به حاشیه برود و ضد ارزش ها جای ارزشها را بگیرد. با رسوخ چنین روحیه ای، اهداف و اصول نظام برای این افراد و جریان های سیاسی فاقد ارزش لازم خواهد شد.

مقام معظم رهبری فرمودند: «بعضی از عناصر انقلابی از راه برگشتند؛ انقلاب ریزش داشته است، دلِ کسانی بسته به دنیا شد. صدر اسلام هم همین جور بود؛ در صدر اسلام هم یک عدّه انقلابیّونِ اوّلِ کار، بعد شدند دنیادارانِ اواسط و اواخر عمر(بیانات در دیدار با جمعی از خانواده های شهدا؛21/ 9/ 1397.)

«خواصِ طرفدارِ حق، دو نوعند. یک نوع کسانی هستند که در مقابله با دنیا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه متاعهای خوبْ قرار دارند...اگر در مقابل این متاعها و بهره های زندگی، خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شدید که وقتی پای تکلیفِ سخت به میان آمد، نتوانستید دست بردارید، واویلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاع های دنیوی، آن جا که پای امتحان سخت پیش می آید، می توانید از آن متاع ها به راحتی دست بردارید، آن وقتْ حساب است...اگر در جامعه ای، آن نوعِ خوبِ خواصِ طرفدارِ حق؛ یعنی کسانی که می توانند در صورت لزوم از متاع دنیوی دست بردارند، در اکثریت باشند، هیچ وقت جامعه اسلامی به سرنوشت جامعه دوران امام حسین علیه السّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بیمه است. اما اگر قضیه به عکس شد و نوع دیگرِ خواصِ طرفدار حق - دل سپردگان به متاع دنیا. آنان که حق شناسند، ولی در عین حال مقابل متاع دنیا، پایشان می لرزد - در اکثریت بودند، وامصیبتاست!».(بیانات در جمع فرماندهان لشکر 27 رسول الله صلی الله علیه وآله؛ 20/ 3/ 1375.)

4.نشناختن زمان و مقتضیات آن؛ آگاهی وشناخت نسبت به تحولات زمان و شرایط آن از معیارهای مهم شناخت حق و باطل و در امان ماندن از لغزش هاست.امام صادق علیه السلام می فرمایند:« العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس؛ کسی که به زمان خویش آگاه باشد مورد هجوم اشتباهات قرار نمی گیرد».( مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار،تهران: مکتبه الاسلامیه، ج ۷۸، ص ۲۶۹.) مقام معظم رهبری فرمودند:«کسی که زمانه را می شناسد، یعنی وقتی اوضاع و احوال محیط خود و محیط پیرامونی اش و محیط جهان را می داند و می فهمد جریان های گوناگون جهانی کی هایند، کجایند، اهداف شان چیست، چه جور با هم مواجه می شوند، دچار اشتباه نمی شود؛ در قضایای گوناگون، قضاوت اشتباه نمی کند و دچار اشتباه نمی شود.»(بیانات در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها؛ 2/ 6/ 1390.)

5. خستگی از ادامه مسیر و نداشتن استقامت؛ خستگی و کم آوردن درپیمودن مسیر و کم صبری و استقامت نداشتن، موجب وادادگی در برابر مشکلات و فشارها و صرف نظر کردن از پیمودن مسیر و جدا شدن از آن می گردد.

مقام معظم رهبری فرمودند:«بله، ریزش هائی وجود دارد؛ کسانی هستند که از راه برمی گردند، کسانی هستند که احساس خستگی می کنند، کسانی هستند که به گذشته خودشان شک می کنند، کسانی هستند که به لبخند دشمنان و فریب دغلکاران از راه در می روند»(بیانات در دیدار خانواده های شهدا و ایثارگران استان خراسان شمالی، 22/ 7/ 1391.)

 6.غفلت از دشمن، مرز بندی نکردن با دشمنان و ضعف در دشمن شناسی؛

غفلت از دشمن، نداشتن مرز بندی مشخص با دشمنان و ضعف در دشمن شناسی از دیگر عوامل لغزش و زاویه پیدا کردن با نظام و جدا شدن از این مسیر است.

رهبر معظم انقلاب فرمودند:« هر آدم عاقلی تا دید دشمن برایش کف می زند، باید به فکر فرو برود و بگوید من چه غلطی کردم؛ من چه کار کردم که دشمن برای من کف می زند؟! باید به خود بیاید. این مایه غصّه است که بعضی از کف زدن دشمن خوششان می آید! اگر گلزنِ مهاجم ما در میدان فوتبال، اشتباهاً به دروازه خودش گل بزند، چه کسی در آن میدان کف خواهد زد؟ طرفداران تیم مقابل و مخالف. حالا شما وقتی که می بینی دشمن برایت کف می زند، باید بفهمی که به دروازه خودی گل زده ای! ببین چرا زدی؟ ببین چرا کردی؟ ببین چه اشتباهی کرده ای؟ ببین مشکلت کجاست؟ بگرد مشکل خودت را پیدا کن و توبه کن...( بیانات در خطبه های نماز جمعه،26/ 9/ 1378.)

7.جاه طلبی، حب و بغض ها و عقده ها؛ گاهی قدرت طلبی، کینه ها و عقده ها نسبت به یک فرد یا یک مسأله موجب فاصله گرفتن برخی از مسیر انقلاب و در ادامه جدا شدن از آن می گردد.

و ...


:: بازدید از این مطلب : 502
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 16 آذر 1401
دانشگاه و دانشجو، یک کلیت یکپارچه و همگون نیست و نباید دربارۀ آن، قضاوت‌ عام کرد. دست‌کم می‌توان سه لایه را در دانشگاه شناسایی کرد: یکی «لایه بی‌طرف‌ها و وسط‌نشینان» که همیشه بوده‌اند و نوپدید نیستند و به فراتر از زندگی روزمره خویش نمی‌اندیشند و بیش از خود را نمی‌بینند؛ دیگری «لایه نیروهای تجددی و غرب‌اندیش» که از اوایل دهۀ هفتاد، به وجود آمدند و هویت خویش را در هندسۀ درآمیختن سنت و تجدد تعریف کردند و حتی در قالب لیبرالیسم و مارکسیسم و فمینیسم و قومیت‌گرایی، به‌کلی از سنت دینی بریدند؛ و سرانجام، «نیروهای مؤمنِ انقلابی» که همزاد انقلاب هستند و به همان اصالت‌های اولیه و روایت نخستین از انقلاب و ارزش‌های آن معتقد هستند و یک هویتِ ریشه‌دارِ مستمر داشته‌اند.
جنبش دانشجویی تجددی، دچار «انسداد فکر و نظریه»، «فقدان رهبر و مغز طراح»، و «فقر هوادار و بدنۀ دانشجویی» شده است. ‌چیزی در دست ندارد جز «چاقو» و «انگشتش به‌مثابه نشانه جنسی»، و سخنی هم ندارد جز «فحاشی‌های بی‌سابقه» و «رکیک‌گویی‌های بی‌شرمانه»، و آینده‌ای هم تصور نکرده است جز «ابتذال اخلاقی» و «ولنگاری جنسی». 
البته از ابتدا نیز تا حدی این‌چنین بود و می‌کوشید با ترجمه و تقلیدِ دست‌چندمِ شبه‌روشنفکرانه، ضعف خویش را پنهان کند، اما امروز، حتی توان گرته‌برداریِ طوطی‌وار را نیز ندارد. 
همچنان که جریان «اصلاحاتِ تجددی»، مُرده و می‌خواهد با کج‌روایت، خود را زنده و با نشاط نشان بدهد، شاخۀ دانشجویی آن نیز که مقلد و دنباله‌رو بود، از رمق افتاده و دیگر بضاعتی ندارد. نه ‌فقط «زایش فکری» ندارد، بلکه قادر به «تکرار گذشته» نیز نیست. اینان از آرمان‌های معطوف به ایدئولوژیِ لیبرال دموکراسی در دهۀ هفتاد و هشتاد که بر روی «آزادی» و «مردم‌سالاری» و «حقوق فردی» و «گفت‌وگوی جهانی» و... بود، به مطالبۀ «کشف حجاب» و «غذاخوری مختلط» رسیده‌اند. 
این سقوط، نه ‌تنها «سقوط اخلاقی و معنوی» است، بلکه «انحطاط فکری» و «تنزل ایدئولوژیک» نیز هست. سقفِ آرمان‌های اینان، این‌اندازه کوتاه و خواسته‌های‌شان حقیر و پَست شده است. «خیابانی‌شدن» به معنی هرزه و هرجایی شدن، مفهومی است که می‌تواند هویت فرهنگیِ این پاره از جنبش دانشجویی را توصیف کند؛ نوعی لمپنیسمِ عریان و به‌شدت مبتذل، همۀ وجود آنها را درگیر خود کرده و از آنها، چهرۀ «اراذل و اوباش» یا «ناکسانِ بی‌ریشه» را ساخته است.
در مقابل، پارۀ انقلابی از جنبش دانشجویی به کمال و وزانت بیشتر رسیده است. کلان‌‌مسئله‌های جنبش دانشجوییِ انقلابی، «انقلابی‌گری» و «مقاومت» و «عدالت» و «جهادی‌اندیشی» و «پیشرفت» و «ایران قوی» و «حلقه‌های میانی» و «روایت» و «تمدن‌‌سازی» و «پیچ تاریخی» است و کلان‌مسئله‌های جنبش دانشجویی تجددی، «کشف حجاب» و «بدن‌نمایی» و «برهنگی» و «غذاخوریِ مشترک» و «فحاشی» و «هم‌باشی»! تاریخ «حیات هویتی» این دو بخش، به این «نقطۀ شفاف» رسیده است و اکنون بیش از هر زمان دیگری می‌توان به قضاوت نشست. 
جنبش دانشجویی انقلابی از آیت‌الله خامنه‌ای الهام گرفت و‌اندیشه‌اش را شنید و پی گرفت و «دغدغه‌های متعالی» و «آرمان‌های تمدنی» دست یافت، و جنبش دانشجویی تجددی، آن بیراهه را رفت و این‌گونه خوار و زار شد. 
در یک سو، «قانون» و «شرع» و «اخلاق» و «واقعیت» قرار دارد و در سوی دیگر، «اغتشاش» و «سکولاریسم» و «برهنگی» و «کج‌روایت». در یک سو، «تبیین» و «مباحثه» و «مناظره» و «گفت‌وگو» وجود دارد و در سوی دیگر، «کُشته‌‌سازی» و «انسان‌سوزی» و «فحاشی» و «دروغ‌پراکنی»!
جریان اغتشاش، «ظرفیت اجتماعی» جنبش دانشجویی تجددی را آشکار کرد و ما اینک از حدس‌ها و گمانه‌زنی‌ها فراتر رفتیم و دریافتیم که «واقعیت نهان» چیست. 
آن‌همه غوغا و هیاهوی روایی، با این‌چنین استقبال بی‌مایه و نحیفی رو‌به‌رو شد؛ چنان‌که در دانشگاه‌های چند هزار نفری، تنها جماعت‌هایی با حجم پانصد نفر به جریان اغتشاش پیوستند. 
این «واقعیت آشکار شده»، بسیار تعیین‌کننده است و نشان می‌دهد «روند عمومی دانشگاه»، چه سمت‌وسویی دارد و چه رویش‌ها و ریزش‌هایی رخ داده است. 
اینک مشخص شده است که ما با یک «اقلیت پُرمدعا» رو‌به‌رو هستیم که فقط «صدای بلند» دارند و می‌خواهند با «نعره‌زدن»، خود را غالب کنند و اگر به نعره‌های‌شان بی‌اعتنایی شد، «رکیک‌گویی» کنند و حرمت اخلاق را نادیده بگیرند و زشت‌ترین و بی‌سابقه‌ترین فحاشی‌ها را در دانشگاه به نمایش بگذارند. 
به‌این‌ترتیب، هم «اقل» و «اندک» بودن‌شان نمایان شد و هم «هتاک» و «بی‌اخلاق» بودن‌شان. آیا نظام جمهوری اسلامی باید تسلیم این «اقلیت مطلق» شود و در برابر «مطالبه‌های فرومایه»، سر تعظیم فرو آورد؟!
 
 
* مهدی جمشیدی
محقق و نویسنده در زمینه‌ فرهنگ‌پژوهی

:: بازدید از این مطلب : 415
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 14 آذر 1401

گروهایی در میان ما هستند که  نه اخلاص و شهامت دارند که دیدگاه باطنی خود را با جمهوری اسلامی در برابر مردم بازگو کنند نه قدرت و جرئت دارند مخالفت خود را با نظام بیان نمایند. اینها کسانی هستند که:

 با گرگ فالوده می‌خورند

و با چوپان ‌گریه می‌کنند.!

ردپای آنها را در لابلای روزنامه های اصلاح طلب که بیانشان همسو با دشمن است به خوبی می توان شناسایی کرد.


:: بازدید از این مطلب : 473
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 14 آذر 1401

 

محمد ایمانی فعال سیاسی در کانال تلگرامی خود نوشت:

روزنامه های اعتماد و شرق و هم میهن و سازندگی و آرمان؛

سید محمد خاتمی و مجمع روحانیون، حزب های کارگزاران و اتحاد ملت؛

کرباسچی و حضرتی و عبدی و شکوری راد و آذر منصوری و محمود صادقی و ...؛

علی کریمی و علی دایی و فلان و بهمان بازیگر اشرافی سینما؛

چنان ساکتند که گویا مُرده اند. نه پیش از این، حتی یک خط نسبت به جنایت و شکنجه هایی که اشرار اغتشاشگر علیه شهید "سید روح الله عجمیان" مرتکب شدند، ابراز تاسف و بیزاری کردند؛

و نه پس از این به روی خود خواهند آورد که آن شهید مظلوم، کارگر ساختمانی بود و ماهیانه سه میلیون تومان حقوق داشت. و توسط اشراری به شهادت رسید که سرکرده و تحریک کننده شان، پزشکی جنایتکار، با درآمد صد میلیون تومانی بود.

چرا؟ چون اغلب آنها به زندگی اشرافی در خانه ها و کاخ های ویلایی خو کرده اند. چون قبلا، وجدان را به هر دلیل کشته اند. چون به هزار و یک بهانه، برده و گروگان شده اند و نمی توانند آزادگی پیشه کنند. به تعبیر دقیق امیر مومنان (ع): "میّت بین الاحیاء: مرده ای میان زندگان".

بی تردید، آنها شریک و متهم اصلی در جنایات انجام شده از سوی اشرار و تروریست ها هستند.

خون شهیدان مظلوم ملت ما، روشنگر و رسواگر اشرافیت منافق است. فدیه هایی است برای بیداری مردم.

ودر جای دیگر:

جواهر فروشی، متعلق به یک فوتبالیست سابق است. اشرافیت چه می فهمد همراهی با نقشه تعطیلی کسب و کار ها، کارگر یا کاسب و مغازه دار را گرفتار چه خساراتی می کند، یا مثلا سرنوشت چک و تعهد مالی آنها چه می شود.

کاخ نشینان چه غم دارند که معیشت مردم به دست انداز بیفتد، یا اموال عمومی و خصوصی خسارت ببیند. مهم این است که اغلب مرفهین بی درد، آن طرف مرز تابعیت دارند و اگر هم دل شان آنجا نباشد -که اغلب هست- زن و فرزندشان، آن طرف گروگانند.

نمی توانند از امریه های آن طرف مرز سرپیچی کنند یا دل بکنند. گیر و گرفتاری اساسی دارند.

مثل همان فوتبالیستی بازیچه ای که در دوبی، تر و خشکش کردند و سپس به کانادا (پناهگاه دزد ها و وطن فروشان ) منتقلش کردند. یا آن دیگری، که دخترش در لندن گروگان است.

توقع دارید اینها غصه دار شوند که کاسب و کارگر از نان خوردن می افتند؟ یا به جان و مال و کسب و کار و زندگی مردم آسیب وارد می شود؟!

وقتی وجدان را کشته و حیثیت خود را برای یک برگ تابعیت و اقامت، و مُشتی دلار و یورو حراج کرده باشند، دیگر نباید سراغی از وجدان یا وطندوستی و دلسوزی برای زندگی مردم گرفت.

گروگان بی وجدان! +عکس


:: بازدید از این مطلب : 456
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 12 آذر 1401

آمریکا بدان:

ما با همین جوان‌هایی که کف خیابان آمده‌اند

سراغ‌تان خواهیم آمد.


:: بازدید از این مطلب : 400
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 08 آذر 1401

کاش غربگرایان یک جو غیرت از این تحلیلگر عرب به عاریت می گرفتند. 

عبدالباری عطوان در پیام تصویری خود گفت: من در اردوگاه پناهندگان فلسطینی در دیر البلح در نوار غزه به دنیا آمده ام. تعدادی از اعضای خانواده من به خاطر محاصره نوار غزه و نرسیدن دارو و درمان مناسب جان باختند؛ محاصره ای که آمریکا و اسرائیل علیه این منطقه اعمال کردند. این آمریکا است که از اسرائیل حماست می کند. ما از این همپیمانی شیطانی آمریکایی - اسرائیلی رنج می بریم.

وی سپس به دخالت های ویران کننده آمریکا در منطقه پرداخت و افزود: چه کسی عراق را ویران کرد؟ چه کسی عراق را اشغال کرد؟ چه کسی یک میلیون عراقی را قبل از تجاوز نظامی به این کشور به خاطره محاصره این کشور به قتل رساند؟ چه کسی یک میلیون برادر عراقی دیگر را بعد از این تجاوزگری نظامی به عراق به قتل رساند؟ چه کسی ناتو را برای ویران کردن لیبی اعزام کرد؟ آنها لیبی را ویران کردند. بیش از سیصد تا چهارصد هزار نفر جان خود را در بمباران آمریکا در لبیی از دست دادند.

عطوان افزود: چه کسی الان سوریه را محاصره کرده است؟ چه کسی لبنان الان را محاصره کرده است؟ چه کسی خانه لبنانی ها را خراب کرده است؟ چه کسی قانون (تحریم) "قصیر" را علیه سوریه اعمال کرده است؟ چه کسی الان خاک سوریه را در اشغال دارد؟ چه کسی الان چاههای نفت و گاز سوریه را در تصرف خود دارد و این منابع را به سرقت می برد؟ آیا آمریکا نیست که همه این کارها را می کند؟! مگر آمریکا نیست که از جدایی طلب ها در سوریه حمایت می کند؟!

وی تاکید کرد: چطور می توانیم کشوری را دوست بداریم که سرزمین های ما را تحت تاخت و تاز و یورش خود قرار داده و خاک ما را اشغال کرده است؟ چطور می توان برای چنین کشوری دست زد و آن را تشویق کرد؟ چنین کاری برای هر عربی شرم آور است که در کنار آمریکا قرار بگیرد و این کشور را در بازی با ایران تشویق کند.

این نویسنده مشهور عرب گفت: این مسئله برای من بسیار مهم است. آمریکا ما را محاصره می کند و به ما گرسنگی می دهد و سرزمین های ما را تخریب می کند و سراسر منطقه ما را به یک منطقه شکست خورده تبدیل می کند. آمریکایی ها سالها است که نفت ما را به سرقت می برند و به ما فشار می آورند که قیمت نفت را کاهش دهیم تا اقتصادشان و اقتصاد غرب شکوفا شود اما اقتصاد ما اصلا برای آنها مهم نیست.

وی گفت: آمریکا ما (فلسطینی ها) را به تروریسم متهم می کند و ادعای اسرائیل مبنی بر اینکه ما تروریست هستیم را قبول می کند؛ درحالی که اسرائیل اشغالگر است. حالا ما باید در مقابل اشغالگری چه کار کنیم؟ آیا باید برای اشغالگران دست بزنیم و به آنها گل بدهیم؟ این اسرائیلی سرزمین من را اشغال و محاصره کرده و ثروت های مردم من را به یغما می برد. الان می بنید که یک کابینه نژادپرست روی کار می آید که بدتر از آپارتاید سابق آفریقای جنوبی است. چطور آمریکا از چنین رژیمی حمایت می کند و انواع سلاح به آن می دهد که شبانه روز ما را به قتل برساند؟ چطور از شهرک سازی اسرائیل در کرانه باختری و قدس حمایت می کند؟

عطوان تاکید کرد: من می خواهم تیم ایران را در مقابل آمریکا تشویق کنم. من می خواهم ایران را برای پیروزی تشویق کنم. من می خواهم پرچم ایران را بالا ببرم؛ همانطور که پرچم مغرب و عربستان و تونس و قطر را بالای سر بردم. من یک ملی گرا هستم. من طائفه گرا نیستم و هرگز نژادپرست نخواهم بود.من یک انسان مسلمان و عرب هستم.

وی افزود: من در برابر حمله آمریکا به عراق ایستادم. من در برابر ویران کردن لیبی ایستادم. من االان هم علیه محاصره سوریه و لبنان ایستاده ام.

این تحلیلگر عرب افزود: می خواهم که امروز ایران آمریکا را شکست بدهد و انشاالله این چنین خواهد شد و خوشحال خواهیم شد. میلیونها مسلمان و همه ستم دیدگان جهان خوشحال خواهند شد چرا که این آمریکایی مغرور و متکبر و قلدر شکست خواهد خورد. مردم از شما (سران آمریکا) بیزارند. این نکته را بفهمید.

وی همچنین با اشاره به نفاق و دو رویی آمریکایی ها و بهره برداری از مقوله حقوق بشر و آزادی بیان برای دستیابی به اهدافش و عهد شکنی سران آمریکا گفت: چه کسی از توافق هسته ای خارج شد؟ چه کسی تنها دو سال بعد از امضای این توافق از آن خارج شد و علیه ایران تحریم وضع کرد؟ چهل سال است که تحریم ها علیه ایران وضع شده است. آیا شما در لوای دروغ پردازیهای خود گوشت و پوست ما را می خواهید؟ ما رفتار و نفاق شما را دیدیم. ما چگونگی حمایت شما از اشغالگران را دیدیم. شما حتی خانه اروپا را ویران کردید. شما اوکراین را ویران کردید. اوکراین یک کشور مستقل بود و ملت مسالمت جویی داشت. شما از آنها به عنوان گوشت قربانی برای مقابله با روسیه استفاده کردید.

عطوان در پایان پیام تصویری خود بار دیگر تاکید کرد: انشا الله فردا جلوی تلویزیون خواهیم نشست و تیم ملی ایران را تشویق خواهیم کرد.

**

وبسایت صدای آمریکا،  مطلبی آمیخته با بلاهت را تحت عنوان "حمایت وزارت خارجه آمریکا از ورزشکاران ایرانی در آستانه رویارویی در جام جهانی" (!) منتشر کرده و نوشت:

"این وزارت، پیش از بازی سه‌شنبه آمریکا مقابل ایران در جام جهانی، با بازیکنان ایرانی که در صحنه بین‌ المللی از خواندن سرود ملی جمهوری اسلامی سر باز زدند، ابراز همبستگی کرد. این وزارت‌ گفت که شانه‌ به‌ شانه ورزشکاران ایرانی که در جریان مسابقه خود با انگلیس از خواندن سرود ملی ایران خودداری کردند، می‌ایستد.

تمام ورزشکاران ایران جزئی از بدنه ملت سلحشور ایران بزرگ هستند، چطور بعد از چهاردهه سردمداران آمریکا هنوز نفهمیده اند که آنها هیچوقت گول شیطان را نخواهند خورد؟!


:: بازدید از این مطلب : 479
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران