منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 12
:: باردید دیروز : 32
:: بازدید هفته : 93
:: بازدید ماه : 219
:: بازدید سال : 546
:: بازدید کلی : 546
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 23 آبان 1401

جبهۀ اصلاحات ایران درخصوص اعتراضات فراگیر در کشور بیانیه ای صادر کردند که متن کامل آن به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
پنجاه روز از فاجعۀ جان‌باختنِ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد و موج گستردۀ اعتراضی که برانگیخت می‌گذرد و ما نیز همچون سایر هموطنانمان سوگوار بانو مهسا امینی و ده‌ها جان‌باختۀ هفته‌های گذشته در شهرها و استان‌های مختلف کشور از جمله کردستان، سیستان و بلوچستان و تهران و نیز حرم شاهچراغ هستیم.
اعتراضات کنونی ابتدا با پیشگامی زنان و جوانان دهۀ هشتادی و با محوریت شعار “زن، زندگی، آزادی” آغاز شد، اما تحلیل آنچه در پنجاه روز گذشته در فضای مجازی، اعتراضات خیابانی و دانشگاهی و واکنش نهادهای مدنی و چهره‌ها و گروه‌ها و اقشار مختلف رخ داده نشان می‌دهد که اعتراضات، فرانسلی، فراجنسیتی، فرامنطقه‌ای، فراطبقاتی و فراقومی برای بازپس گرفتن “زندگی” است. این اعتراضات و مطالبات، برآمده از سالها “سیاستِ انکار”، “سیاست به رسمیت نشناختن”، “مسائل انباشتۀ حل ناشده”، “تحقیر شهروندان متکثر” و “سرکوب زندگی” است.
میزان نارضایتی‌های انباشته و اعتراضات، قابل فروکاهش به آنچه در هفته‌های گذشته در خیابان دیده شده، نیست. این اعتراضات علاوه بر خیابان، در نظرسنجی‌های معتبر، در عدم مشارکت اکثریتِ جامعه در انتخاباتِ سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰، در فضای مجازی و در مواضع نمایندگانِ بانفوذ اقشار و اصنافِ مختلف آشکار و قابل رهگیری است.
تحلیل ژرف‌نگرانۀ وضعیت و بحران کنونی نمی‌تواند به نقشِ زمینه‌سازها و ریشه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بی‌توجه باشد؛ حاکمیت پدرسالار و مداخله‌گر، به رسمیت نشناختن سلائق و سبک‌های مختلف زندگی شهروندان، تهی بودن عرصه سیاست از احزابی که اقشار مختلف اجتماعی را نمایندگی کنند، تبعیض‌های انباشته علیه زنان، یک دهه میانگین رشد اقتصادی “صفر”، دو برابر شدن فقر در ۵ سال، تحریم‌های اقتصادی شدید و افزایشِ محاصره و انزوای ایران، تورم حدوداً ۴۰ درصدیِ چندساله، وجود فساد افسارگسیخته و نهادینه شده، قربانی شدنِ زندگی پیش‌پای اقتدارگرایی فرهنگی و اجتماعی، کاهشِ شدیدِ ظرفیت حل مسأله‌ایِ نهادهای حکمرانی، کاهشِ شدید امید به اثربخشیِ نهادهای انتخابی، سرکوبِ شدیدِ دیجیتال و نقض گستردۀ حقوق و آزادی‌های سایبریِ ایرانیان، مکیده شدنِ شیرۀ طبیعت ایران و انباشت بحران‌های محیط زیستی، فقدان ظرفیتِ اجماع‌سازی‌ برای حل مسائل، کاربست انواع تمهیدات غیرقانونی و به‌ظاهر قانونی برای انواع طرد گروه‌های بزرگی از جمعیت ایران (به جای ایجاد سازوکارهای ادغام و همبستگی‌ساز)، تشدید نابرابریِ آموزشی، وجود نابرابری در برخورداری از سلامت و عدمِ پذیرش تشکل‌یابی و آزادی رسانه از جمله عوامل و زمینه‌هایی است که برای تحلیلی همه‌جانبه از وضعیتِ تأسف‌بار و اعتراضاتِ کنونی باید مورد توجه قرار گیرند.


به‌رغم گذشت پنجاه روز، متأسفانه هنوز در نهادهای حکمرانی نشانه‌های تحلیل واقع‌بینانه و آسیب‌شناسانه اعتراضات و ناآرامی‌های گسترده اجتماعی کنونی، ریشه‌یابی و زمینه‌شناسیِ شکل‌گیری و رویکرد حل مسأله‌ای موثر نسبت به آن، دیده نمی‌شود. برای نمونه در بیانیۀ مشترکِ وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه، مورخ شنبه ۷ آبان ۱۴۰۱، بخش بزرگی از آنچه “راهِ حلِ” برون‌رفت پایدار از بحران به شمار می‌رود، به‌عنوانِ خودِ “مسأله” و عللِ بحران تصویر شده است.
در این بیانیه، به‌جای توجه به بحران انتقال مرجعیت خبری از رسانه‌های داخلی به رسانه‌های خارجی و کاهش شدید اعتماد به رسانۀ ملی، رسانه‌های مستقل داخلی که با همۀ محدودیت‌های تحمیلی و خلاف قانون ایجاد شده توسط نهادهای امنیتی و قضایی، به فعالیت مشقت‌بار، کم‌اثر و محدود خود ادامه می‌دهند عامل بحران معرفی شده‌اند!
همچنین در این بیانیه هم‌سو با رسانه‌ها و تریبون‌های رسمی، ماجرای اعتراضات کنونی به “جنگ روایت‌ها” فروکاسته شده است؛ بدون توجه به اینکه اولاً صدا وسیما و بسیاری از رسانه‌های رسمی هم یک سوی این جنگ روایت‌ها بوده‌اند و محتوایی که منتشر می‌کنند بعضاً همچون روایت رسانه‌های وابسته‌ای مثل ایران اینترنشنال باورناپذیر و احیاناً دور از واقعیت است و ثانیاً، صرف‌نظر از توطئه‌های ایران‌ستیزان و نقش ثانویه و موج‌سوارانۀ تصویرسازی رسانه‌ها در هر دو سوی افراطی ماجرا، در ایجاد وضعیت ناگوار کنونی، علل و عواملی درونی، نقش اصلی و تعیین‌کننده داشته است.

بیانیه دو نهاد امنیتی کشور بجای توجه دادن به اینکه یکی از ریشه‌های بحران و اعتراضات بی‌سر و سازمان کنونی، “بحران نمایندگی” و ضعفِ قدرتِ تشکل‌یابی جامعه ایران است و بخش بزرگی از گروه‌های اجتماعی و سیاسی به علت نداشتن نمایندگانی در نهادهای حکمرانی، احساس تحقیر و دیده نشدن می‌کنند و برای انتقال و تحقق مسالمت‌آمیز خواسته‌های خود راهی جز اعتراض در کف خیابان نمی‌بینند، تقریباً همۀ ظرفیت‌ها و سرمایه‌های مدنی محدود و تضعیف شده جامعۀ امروز ایران، از فعالیت‌های صنفی و سندیکایی تا حزبی و رسانه‌ای را یکسره بازیچۀ بیگانگان معرفی می‌کند؛ گویی جامعۀ ایران و شهروندانش هیچ عاملیت مستقلی ندارند و هیچ اعتراض درون‌زا و مستقل از بیگانگان در آن وجود ندارد.
تحلیلِ واقع‌بینانه، ریشه‌یابانه و غیرفروکاهندۀ آنچه در پنجاه روز گذشته شاهد بودیم، پیش‌شرط برون‌رفتِ پایدار از وضعیت نگران‌کنندۀ کنونی و حل مسألۀ ریشه‌ای آن است.
شاین روزها در تریبون‌های رسمی، بسیار از ضرورت گفتگو و جداساختنِ حسابِ منتقد و معترض از اغتشاشگر سخن می‌رود ولی متاسفانه شاید بدلیل فقدان همان تحلیل واقع‌بینانه، هنوز عملاً لوازم و زمینه‌های ضروری برای این تفکیک و ارائه تعریفی روشن از منتقد و معترضی که حاکمیت وی را اغتشاشگر و عامل دشمن و بیگانه نمی‌داند و همچنین حقوقی که چنین فردی از آن برخوردار است تمهید نشده و لذا گفتگو و مذاکرۀ کارسازی عملاً شکل نمی‌گیرد. وقتی حقوق و آزادی‌های اساسیِ بخشِ بزرگی از شهروندان ایران نقض می‌شود و آنان از حق تشکل‌یابی و داشتن نماینده و رسانه رسمی محرومند، چگونه می‌توان به شکل‌گیری گفتگوی واقعی و برطرف کردن بحران امید داشت؟
جلوه دیگری از آثار فقدانِ تحلیل راهبردی صحیح آن است که بعضاً از چهره‌ها و رسانه‌های مدافع نظم موجود و سرکوب شنیده می‌ود که امتیازدهیِ حاکمیت به جامعه و پذیرشِ اصلاحاتِ نهادی، ساختاری و رویکردی در جهت بسطِ عدالت، آزادی، دموکراسی و توسعه به تشدید اعتراضات و براندازی می‌انجامد! کسانی که چنین نگاهی دارند توجه نمی‌کنند که درست برعکسِ تصورشان بسیاری از نظام‌های سیاسی در جهان کنونی، دقیقاً به دلیل تن دادن به اصلاح و انعطاف و پاسخگویی در برابر مطالبات جامعه و پرهیز از سرکوب و تصلب، بحران‌ها را پشت سر گذاشته‌ و پرقدرت‌تر از پیش به حیات خود ادامه می‌دهند. فروپاشی و براندازی، نظام‌هایی را تهدید می‌کند که یا مانند رژیم قذافی در برابر مطالبات اجتماعی به مواضع متصلبانه خود ادامه دادند یا مانند رژیم پهلوی دیرتر از آنچه باید به فکر انعطاف و تغییر افتادند.
جبهۀ اصلاحات ایران، تن دادن به تغییرات و اصلاحات درون‌زا و تأمین مطالبات مردم از جانب حاکمیت مستقر را، که خود حاصل مردمی‌ترین انقلاب تاریخ معاصر جهان است، بهترین و در عین حال کم هزینه‌ترین راه برای گذر از بحران و درافتادن کشور در ورطه‌های ایران‌سوز می‌داند و بر این اساس خواستار آن است که به سرعت در سطح نگرش‌ها، تحلیل‌ها، راهبردها و برنامه‌ها، تغییراتی شجاعانه و راه‌گشا رخ دهد تا در اولین گام، عملاً معترض و منتقد و حقوقش به رسمیت شناخته شده و زمینه گفتگوی موثر ملی و شنیدن مطالبات گروه‌های معترض بوجود آید. تصمیمات عملی حکمرانان در این زمینه، می‌تواند به نحو موثری بحران را مهار کند و افق‌های پیش‌رویِ شهروندانِ ناامید، ناراضی و خشمگین را بگشاید.
این اقدامِ اولیه حتی با تکیه بر رویکردی مردم‌سالارانه از قانون اساسی فعلی و اجرای بدون تنازل آن، از جمله فصل سوم در “حقوق ملت” و اصل پنجاه و نهم مربوط به “همه‌پرسی”، امکان‌پذیر است. هر چند برای ایجاد اصلاحات اساسی به منظور رفع کامل مشکلات مربوط به روندهای ناصحیح موجود در کشور، به نظر می‌رسد مرتفع کردن ابهامات، ایرادات و تناقضات قانون اساسی موجود، در فضایی آرام، طی روندی قانونی و براساس عقل جمعی و اراده ملی تمامی ایرانیان یکی از اقدامات موثر باشد.
ما اصلاح‌طلبان، هم مدافع حقوق و آزادی‌های اساسیِ همۀ شهروندان ایران و مطالبه‌گر اصلاحاتِ ریشه‌ای در حکمرانی ایرانیم و هم مخالف صریحِ اعمال هر نوع خشونت از جانب تمامی طرف‌ها. خشن شدن فضای کشور می‌تواند زمینه‌سازِ برهم خوردن امنیتِ مردم و تهدید تمامیتِ کشور باشد.
جبهۀ اصلاحات ایران ضمن حمایت از پیام اخیر سیدمحمد خاتمی باور دارد، خشونت‌پرهیزی و اجتناب از شکل‌گیری و تقویت چرخۀ خشونت، هم از منظر اخلاقی و هم از منظر اثربخشی و پیامداندیشی، برای تمامی طرف‌های بحران اخیر لازم و ضروری است.
حاکمیت می‌بایست حق اعتراض و بیان خواسته‌های مسالمت‌آمیز گروه‌های مطالبه‌گر مردم را، “در عمل” به رسمیت بشناسد و با نهایت رواداری با آنان مواجه شود و برای تأمین امنیت، از اعمال خشونت پرهیز کند. ما خصوصاً دقت در حفظ جان‌ها و رعایت حرمت دماء شهروندان ایرانی را اکیدا از حاکمیت خواستاریم.

به هیچ‌وجه و با هیچ دلیلی، جان باختنِ انسان‌ها، حتی یک نفر، در معرکه مواجهه معترضان و حکومت قابل پذیرش و قبول نیست، خاصه آنکه شاهد جان باختن تعداد کثیری از هموطنان‌مان در یک روز و واقعه، مانند جمعه‌های خونین زاهدان و خاش باشیم.
ما همچنین معتقدیم اجتناب از خشونت برای جریان‌های مطالبه‌گرِ عدالت، آزادی، دموکراسی، توسعه و زندگی، الزامی حتمی است. خشونت، منجر به تقویت و توجیهِ سرکوبِ بیشتر می‌شود. معترضان و سایر نیروهای سیاسی و اجتماعی ضروری است که برای رسیدن به اهدافشان از ابزارهای ناروا استفاده نکنند. اعمال هرگونه خشونت، از جملۀ این ابزارهای ناروا است.
ما بر این باوریم که درخواست اعمال تحریم و فشار بیشتر خارجی بر کشور و کمک به تحقق آن، اقدامی ضدملی است که در صورت به نتیجه رسیدن، از قضا عملاً جامعۀ ایران را بیشتر ضعیف کرده، هزاران مرگ و تشدید فقر و انزوا به همراه می‌آورد و اقتدارگرایی را تقویت می‌کند و حتی طبق گزارش اخیرِ گزارشگرِ حقوق بشرِ سازمان ملل، در سطح گسترده‌ای ناقض حقوق بشرِ ایرانیان است.
جبهۀ اصلاحات ایران ضمن عرض تسلیت مجدد به هموطنان، به ویژه داغدیدگانِ هفته‌های اخیر، اعلام می‌کند که برای برون رفت از بحران، به سهم خود پیشنهاداتی عملی و اجرایی دارد که چنانچه اراده و تمایلی در حاکمیت برای شنیدن و به کار بستن مشاهده شود، آمادگی ارائه و بحث، گفت‌وگو و تبادل نظر درخصوص آن را خواهد داشت.

نقد سلیمی نمین بر بیانیه جبهه اصلاحات

عباس سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، طی یادداشتی با عنوان « فرصت‌طلبانه و پرخاشگرانه در کدام سو؟» عنوان کرد:  بیانیه نویسان معلوم نیست با استناد به اظهارات چه کس یا کسانی توجه به سخن حق معترضان و منتقدان را عامل براندازی نظام قلمداد کرده‌اند که بر پایه این ادعای مجعول، حاکمیت را به تجربیات تاریخی و منطقه‌ای ارجاع داده‌اند؟

متن کامل این یادداشت به شرح ذیل است:

 

جامعه برخوردار از نهادهای مدنی و گروه‌های مسئولیت‌پذیر مدعی اداره بهتر امور، با سهولت بیشتری می‌تواند بر مشکلات و کاستی‌های خود فائق آید و روند رشد سیاسی و توسعه همه‌جانبه را با سرعت بیشتری طی نماید؛به عبارت دیگر، طالبان رأی مردم برای ایفای نقش مؤثرتر در مدیریت کشور به اولین اصلی که می‌بایست متعهد باشند، مسئولیت‌پذیری در قبال تصمیمات و عملکردهای ناشی از قدرت تفویضی به آنان است.

 

فقدان چنین رویکردی در وهله نخست، رقابت را بین گروه‌های دارنده برنامه‌های متفاوت برای پیشبرد امور جامعه از دایره انصاف خارج می‌سازد و سپس خصومت را جایگزین تعاملات سازنده می‌کند؛ بنابراین در صورت مسئولیت‌پذیر نبودن و همه‌ کاستی‌ها و ضعف‌ها را متوجه رقیب سیاسی خود ساختن، چگونه می‌توان از گفت‌وگو و ارتباطات سازنده در سطح ملی سخن به میان آورد؟

 

برای نمونه، این تعارض را در بیانیه هفته گذشته(۱۸ آبان) «جبهه اصلاحات ایران» به وضوح می‌توان دید. از یک سو در آخرین فراز آن می‌خوانیم: «جبهه اصلاحات ایران... برای برون رفت از بحران، به سهم خود پیشنهاداتی عملی و اجرایی دارد که چنان چه اراده و تمایلی در حاکمیت برای شنیدن و به کار بستن مشاهده شود، آمادگی ارائه و بحث، گفت‌وگو و تبادل‌نظر درخصوص آن را خواهد داشت».

 

از دیگر سو با بی‌انصافی تمام و عنایت به این‌که هنوز حتی یک سال و نیم از حاکمیت هشت ساله آنان بر امور اجرایی نگذشته (قبل از آن نیز در شوراهای شهر و قوه مقننه اکثریت را داشتند) طلبکارانه و از موضع بسیار بالا رقیب را هدف رگبار تیترهای تبلیغاتی تخریب‌کننده قرار می‌دهند. با توسل به این شیوه‌ها، چگونه می‌توان طرفدار گفت‌وگو بود در حالی که این گونه راهبردها همه بسترهای تعاملات سازنده را تخریب می‌کند؟

 

در بخش پایانی فهرست اتهامات وارده به رقیب می‌خوانیم: «فقدان ظرفیتِ اجماع‌سازی‌ برای حل مسائل، کاربست انواع تمهیدات غیرقانونی و به‌ظاهر قانونی برای انواع طرد گروه‌های بزرگی از جمعیت ایران (به جای ایجاد سازوکارهای ادغام و همبستگی‌ساز)، تشدید نابرابری آموزشی،...».

 

آیا تنظیم کنندگان بیانیه می‌توانند مشخص کنند در هشت سال دولت آقای روحانی برای استفاده از همه ظرفیت‌های جریانات مختلف سیاسی به منظور حل بهتر مسائل چه اقداماتی کردند؟  یا برای نزدیک‌تر کردن نظام آموزشی کشور به عدالت چه اقداماتی صورت گرفت؟ آیا تصور می‌شود توهین‌های بسیار ناشایست در این دوران به منتقدان جریانات رقیب از حافظه تاریخی ملت سراسر پاک شده است که اکنون خود را الگو در اجماع‌سازی معرفی می‌کنند؟! در مورد اصلاح نابرابری آموزشی نیز آیا می‌توانند اقدامات خود را برشمارند؟

 

همچنین استفاده از برخی گزاره‌ها همانند «برگرداندن زندگی»، «سیاست‌ انکار» و از این قبیل لفاظی‌ها بیشتر فرافکنی است تا تحلیل دقیق شرایط. باید اذعان داشت در این بخش، فاصله بیانیه جبهه اصلاحات ایران و بدخواهان این مرز و بوم بسیار کم می‌شود، هر چند در چند جا همچون مسئله فوت مرحومه مهسا امینی به اصلاح مواضع قبلی اعضای خود پرداخته و به گزارش مراجع قانونی همچون پزشکی قانونی تن داده‌اند.

 

در همین حال برخی تیترهای شعاری نیز به نظر می‌رسد علاوه بر اهانت به احزاب رقیب، توهین به خود نیز محسوب شود: «تهی بودن عرصه سیاست از احزابی که اقشار مختلف اجتماعی را نمایندگی کنند». صادر کنندگان بیانیه «جبهه اصلاحات ایران» ظاهراً حتی به مفهوم «جبهه» نیز عنایت نداشته‌اند. آیا به این ترتیب احزابی که جبهه اصلاحات ایران را تشکیل داده‌اند می‌پذیرند که هیچ قشری از جامعه را نمایندگی نمی‌کنند و یا تهی از محتوایند؟ این عبارت دلالت به چه دارد؟ فصلی بودن احزاب در ایران و عموماً فعال شدن در آستانه انتخابات‌ها و یا فقدان اعتماد اجتماعی به احزاب به دلیل سابقه تاریخی منفی آن، خود تحلیل مستقلی را می‌طلبد.

 

برخی شعارها نیز مفهوم روشنی ندارد و حاکی از دانشی که یک جبهه سیاسی باید از آن برخوردار باشد نیست. برای نمونه: «تحقیر شهروندان متکثر» یا «سرکوب شدید دیجیتال» و... ما جامعه متکثر داریم، اما شهروند یا شهروندان متکثر خیر. سرکوب شدید دیجیتال نیز معلوم نیست چگونه ابداع شده تا در لابلای شعارهای پی در پی دیگر، خواننده را بیشتر مقهور خود سازد!

 

همچنین بیانیه نویسان معلوم نیست با استناد به اظهارات چه کس یا کسانی توجه به سخن حق معترضان و منتقدان را عامل براندازی نظام قلمداد کرده‌اند که بر پایه این ادعای مجعول، حاکمیت را به تجربیات تاریخی و منطقه‌ای ارجاع داده‌اند؟ در این زمینه باید گفت که اولاً همه دست‌اندرکاران و تصمیم‌سازان کشور بر شنیدن سخن مصلحانه تأکید دارند؛ حتی بر اصلاح فوری خطاهای انسانی در مقام حفظ نظم و امنیت.

 

ثانیاً تجربه محمدرضا پهلوی و قذافی که به غرب اعتماد کردند و به آغوش آن‌ پناه بردند بیشتر شایسته توجه اصلاح‌طلبانی است که در مجلس ششم بیانیه موسوم به جام زهر را امضا و نظام را به تسلیم در برابر تهدیدات و هجمه‌های قلدرمآبانه بوش پسر دعوت کردند و امروز در چرخشی۱۸۰ درجه‌ای مجذوب دستاوردهای مدنی، دموکراسی و حقوق بشر غربند.

 

ثالثاً کسانی که در این بیانیه سعی وافر در فروکاستن نقش بیگانگانی دارند که آشکارا از تجزیه و نابودی ایران سخن می‌گویند بیش از همه محتاج درک شرایط کنونی و تاریخی‌اند. در این زمینه همچنین باید یادآور شد  برخلاف ادعای مطرح شده که: «جبهه اصلاحات ایران ضمن حمایت از پیام اخیر سید محمد خاتمی باور دارد...» جهت‌گیری‌ها و رویکردهای بیانیه جبهه اصلاحات ایران با بیانیه آقای خاتمی تطبیق ندارد: «در همه حال انتقاد و اعتراض باید متوجه نفی خشونت هم باشد و نباید خود به خشونت آلوده شود. مخصوصاً در شرایطی که بدخواهان ایران و ایرانی در بیرون مرزهای کشور با حربه‌های غیر انسانی مانند تحریم و یا تشویق خشونت برای بهره‌گیری از خون پاک جوانان کشور امیدهای واهی در سر دارند.» (سید محمد خاتمی، پنجم آبان ۱۴۰۱)

 

آقای خاتمی در این بیانیه هم صف متوسلان به خشونت بیانی و رفتاری را از منتقدان جدا ساخته و هم حرکت‌های خشونت‌محور دشمن و بدخواهان در کمین نشسته را کاملاً پر رنگ کرده است؛ رویکردی که در بیانیه جبهه اصلاحات ایران نمی‌توان از آن سراغ گرفت.

 

در آخرین فراز از این مقال باید گفت بیانیه‌نویسان، متأسفانه سه هدف را فرصت‌طلبانه دنبال کرده‌اند:

 

۱ـ از مطالبات صنفی و بعضاً رفتارهای فرومایه خواسته‌اند یک حرکت فرانسلی، فراجنسی، فرامنطقه‌ای، فراطبقاتی و فراقومی و... بسازند که باید گفت با بیانیه‌ای شعاری تحقق چنین امری تصوری سراب گونه است.

 

۲ـ چانه‌زنی بر سر قدرت و سهم‌خواهی در حرکتی که در آن هیچ نقش نداشتند و بعد از ۵۰ روز عقب افتادگی با یک بیانیه اسماً تحلیلی در پی ماهی گرفتن از آب گل آلود بر آمدند.

 

۳ـ تهدید توأم با ادبیات تهاجمی و انشانویسی و بازی با الفاظ برای باز شدن راه تغییرات ساختاری و تضعیف قانون اساسی (که البته اصلاح آن چارچوب قانونی خود را دارد) آیا ظرفیت اقناع عقلای کشور را داراست؟ پاسخ این پرسش نیز کاملاً روشن است.

 

ایران قوی با محوریت «توجه به قابلیت‌های خود در عرصه فکری و نظری، مشارکت همه اقشار در تصمیم‌سازی‌ها و توجه به دیدگاه‌های اصلاحی همه دلسوزان با گرایش مختلف، اما پای‌بند به قانون و مصالح ملی» راه خویش را علی‌رغم عداوت‌ورزی‌ها و دشمنی‌ها پیش خواهد برد و آبدیده‌تر خواهد شد؛ طبعاً در این مسیر پر تلاطم جایی برای فرصت‌طلبی و فرصت‌طلبان نخواهد ماند.

 

 

 


:: بازدید از این مطلب : 490
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 23 آبان 1401

«واقع‌بینی» و «آینده‌نگری» دو ویژگی بسیار مهمی است که اگر در کنار هم قرار بگیرد، نتایج بسیار خوبی در پی خواهد داشت. رویکرد مبتنی بر «واقع‌بینی و آینده‌نگری» به ما می‌گوید همان‌قدر که باید از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جست، به همان میزان نیز باید از ناامیدی بی‌جا و ترس کاذب اجتناب کرد.
این دیدگاه دقیقا در نقطه مقابل عملیات روانی پیچیده دشمن تعریف می‌شود. دستگاه تبلیغاتی دشمن این‌گونه القاء می‌کند که بر روی کره زمین، این فقط مردم ایران هستند که با مشکلات مختلف و از جمله مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم کرده و شهروندان سایر نقاط جهان و به‌خصوص شهروندان اروپایی و آمریکایی نه‌تنها هیچ مشکلی اعم از مشکلات اقتصادی ندارند بلکه از خوشی زیاد نمی‌دانند چه کنند!
رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانیه گام دوم انقلاب تاکید کردند:«در طول این چهل سال- و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعال‌‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌‌سازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیت‌ها، پنهان‌کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان ‌دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌ همیشگی هزاران رسانه صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملت ایران است؛ و البته دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می‌کنند.»
یک سؤال؛ آیا شهروندان در اروپا و آمریکا در رفاه کامل به سر برده و از خوشی زیاد، گیج شده‌اند؟! بهتر است پاسخ را در میان رسانه‌ها و نشریات اروپایی جست‌وجو کنیم. روزنامه گاردین اخیرا به نقل از نتایج پژوهش مؤسسه نظرسنجی ایپسوس که به سفارش یک سازمان غیردولتی فرانسوی انجام شده، نوشته است که از هر چهار اروپایی یک نفر وضعیت مالی خود را متزلزل دانسته و بیش از نیمی از اروپایی‌ها نیز پیش‌بینی می‌کنند که اوضاع مالی‌شان در ماه‌های آتی بدتر شود.
به نوشته این روزنامه انگلیسی، یافته‌های این نظرسنجی که از میان شهروندان در فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا، یونان و لهستان انجام شده، نشان می‌دهد که به‌دلیل افزایش هزینه‌های انرژی و تورم افسارگسیخته، هزینه‌های زندگی و اجاره‌بها افزایش یافته و بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان (۵۴ درصد) اعلام کرده‌اند که ظرف سه سال اخیر قدرت خریدشان کم شده است.
حدود 30 درصد از پاسخ‌دهندگان تاکید کرده‌اند که مجبور به حذف یکی از وعده‌های غذایی خود شده‌اند. ۴۷ درصد نیز اعلام کرده‌اند که در گرمایش صرفه‌جویی کرده‌اند. ۲۷ درصد از پاسخ دهندگان تاکید کرده‌اند که می‌ترسند بی‌خانمان شوند.
همچنین براساس گزارش رویترز، درخواست‌های مقرری بیکاری در آمریکا روزبه‌روز در حال افزایش است. بهای مواد غذایی نیز افزایش یافته است. در این گزارش تصریح شده است که پس از تورم و موضوع سقط جنین، جنایت و سیاست کنترل سلاح به‌عنوان نگران‌کننده‌‌ترین موضوع از سوی شهروندان آمریکایی عنوان شده است. علاوه‌بر این افزایش بهای بنزین خانواده‌های آمریکایی را تحت فشار قرار داده است.
صف‌های طولانی برای دریافت غذا در پاریس، اعتراضات خیابانی در لندن در واکنش به افزایش هزینه‌های زندگی و قیمت‌های نجومی قبوض انرژی، تظاهرات مردم در برلین در اعتراض به افزایش قیمت مواد غذایی و انرژی، تعطیلی بیش از 30 ایستگاه مترو در پاریس به دلیل اعتصاب کارگران بخش حمل‌ونقل و... تنها بخش کوچکی از «وضع موجود» در کشورهای غربی است. همان وضعیتی که رسانه‌های معاند فارسی‌زبان و رسانه‌های زنجیره‌ای در داخل آن را سانسور کرده و تقلا می‌کنند تا مردم در ایران به هیچ عنوان اخبار و تصاویر و ویدئوهای مرتبط با آن را نبینند.
شاید برخی بگویند که خب ببینید مردم در اروپا چگونه به راحتی اعتراض کرده و به آنها آشوبگر و اغتشاشگر گفته نمی‌شود!؛ این ادعا به هیچ عنوان نسبتی با واقعیت ندارد؛ چرا؟! به این نمونه توجه کنید: در روزهای گذشته گروهی برای اعتراض در آلمان در خیابان‌ها روی زمین می‌نشینند. دویچه‌وله(انگلیسی) به نقل از وزیر کشور آلمان نوشت: «این کار در آلمان غیرقانونی است و معترضان خود را فراتر از قانون می‌دانند. زمانی که مرتکب این جنایت(بستن خیابان) می‌شوند، حد اعتراض مشروع نقض شده است.» وزیر کشور آلمان نیز در واکنشی تند تاکید کرد که «پلیس حمایت کامل من را برای سرکوب این معترضان دارد.» در فرانسه نیز در هفته‌های گذشته پلیس با گاز اشک‌آور، دبیرستان‌های پاریس را مورد هجوم قرار داد.
این در حالی است که معترضان در اروپا گلوی پلیس آلمان و پلیس فرانسه را پاره نکردند؛ مأمور پلیس را آتش نزدند؛ شهروندی که با آنان هم‌عقیده نبود را در خیابان شکنجه نکردند؛ شهروندی که با آنان اختلاف عقیده داشت را دوره نکرده و با چاقو و پنجه‌بوکس و سنگ به جانش نیفتادند، صورت کسی که با آنها هم‌عقیده نبود را با سلاح شاتگان هدف قرار ندادند، به آمبولانس حمله نکردند، مغازه مردم را آتش نزدند، با وحشی‌گری به پوشش و لباس دیگران حمله نکردند و...
اینها را نگفتیم که بگوییم همه چیز در ایران گل و بلبل است و هیچ مشکلی وجود ندارد؛ بلکه غرض این بود که بگوییم همه مردم در اقصی نقاط جهان و از جمله مردم در اروپا و آمریکا با مشکلات ریز و درشت دست به‌گریبان هستند. مردم عزیز ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند اما یک تفاوت بسیار بزرگ در این میان وجود دارد.
مردم در آمریکا و اروپا تحت تحریم‌های ناجوانمردانه قرار ندارند؛ مردم در آمریکا و اروپا در 4 دهه اخیر جنگ تحمیلی 8 ساله را تجربه نکرده‌اند؛ دانشمندان و نخبگان اروپایی و آمریکایی وسط خیابان ترور نشدند؛ مردم آمریکا و اروپای غربی پروژه مخرب «انقلاب مخملی» را تجربه نکرده‌اند؛ دارایی‌های مردم آمریکا و اروپا توسط یک دولت متخاصم خارجی بلوکه نشده است.
و همچنین دولت‌های خارجی برای تکه‌تکه کردن دولت‌های اروپای غربی و آمریکا دست به دست هم ندادند. مردم در اروپا و آمریکا با ده‌ها شبکه تلویزیونی معاند و صدها سایت خبری وابسته به دولت‌های متخاصم و هزاران اکانت تلگرامی و اینستاگرامی و توئیتری که ذهن آنان را بمباران کرده و آنان را تحقیر کرده و اختلاف‌افکنی کنند، مواجه نیستند.
اما ما مردم ایران در بیش از 4 دهه اخیر، هم جنگ تحمیلی 8 ساله را از سر گذراندیم، هم کودتای مخملی را، هم ترور مقامات ارشد و نخبگان و دانشمندان را، هم غارت و بلوکه‌کردن اموال‌مان توسط دولت‌های متخاصم.
ما مردم ایران هم تحریم دارو و پانسمان کودکان پروانه‌ای را تجربه کردیم، هم تجهیز گروهک‌های تروریستی تکفیری و تجزیه‌طلب از طرف دشمن را و هم تحت شدید‌ترین بمباران رسانه‌ای با چاشنی تحقیر، اختلاف‌افکنی و یأس‌آفرینی مواجه هستیم، اما با وجود این همه فشار و این همه جنایت علیه این ملت، ایران در حال پیشرفت است و روزبه‌روز بر سرعت حرکت قطار پیشرفت‌های ملت ایران افزوده می‌شود.
ما علی‌رغم تحریم‌ها و کارشکنی‌ها و قصور و تقصیرهای جریان غربگرا، کرونا را به‌صورت کامل مهار کردیم، در جهت خودکفایی گندم حرکت کرده و با خرید تضمینی گندم، از کشاورزان حمایت کردیم، به دانش و فناوری تولید پانسمان مخصوص بیماران پروانه‌ای دست یافتیم، توربین‌های ایرانی را به دیگر کشورها صادر کردیم و در صنعت ساخت پهپادهای بدون سرنشین- با کاربردهای متنوع در صنایع مختلف- به رکوردی جهانی رسیدیم.
به همت جوانان این مرز و بوم پروژه عظیم آب‌رسانی در برخی استان‌ها از جمله خوزستان را اجرایی کردیم و با آب‌رسانی به 260 روستا در 8 ماه رکورد زدیم. پروژه پیچیده و فوق‌مدرن موشک‌ هایپرسونیک را با موفقیت اجرا کردیم. در حوزه نجوم و رصد به تکنولوژی‌های پیشرفته رسیدیم. راه‌آهن راهبردی زاهدان- خاش به طول 155 کیلومتر که می‌تواند نقش ویژه‌ای در توسعه اقتصادی شرق کشور داشته باشد را به بهره‌برداری رساندیم و به فضل الهی در آینده نزدیک با تکمیل راه‌آهن سراسری چابهار-زاهدان، ضمن اتصال کریدور شمال به جنوب و شرق به غرب بخش زیادی از مشکلات ترانزیتی کشور حل شده و درآمد سرشاری از طریق ترانزیت کالا به دست خواهیم آورد.
نکته قابل توجه این‌جاست که همه این اتفاقات غرورآفرین و امیدآفرین در هفته‌های اخیر و در میانه جنگ ترکیبی دشمن علیه ملت ایران، به وقوع پیوست.
رهبر معظم انقلاب- 27 مهر 1401- در بخشی از بیانات خطاب به نخبگان فرمودند: «تحلیل واقع‌بینانه... نه فقط واقعیات خوب را، بلکه واقعیات بد را هم می‌بیند. ما هرگز نقاط منفی را انکار نکرده‌ایم. بنده در ملاقات‌های مسئولان... بیشترین نقاط ضعف را تذکر می‌دهم؛ در جلسات خصوصی خیلی بیشتر. و توجه به این نقاط ضعف وجود دارد، نه اینکه نیست؛‌ من بارها گفته‌ام ما عقبیم؛ در این شکی نیست، اما آن طرف قضیه این است که ما از انتهای قافله، یک حرکت پُرشتابی را شروع کرده‌ایم حالا به نزدیک‌های جلو رسیده‌ایم؛ این یک واقعیت است. هنوز به آن جلو نرسیده‌ایم اما خیلی پیش رفته‌ایم، باز هم پیش خواهیم رفت.»
و اما در نقطه مقابل، مردم ایران در هفته‌های اخیر سکانس‌های جدیدی از «سیرک اپوزیسیون» را نظاره‌گر بودند. از دیدار مضحک رئیس‌جمهور فرانسه با پادوهای بدنام و دست‌چندم جریان ضدانقلاب تا به جانِ هم افتادن بی‌بی‌سی فارسی و اینترنشنال سعودی و از حضور آفریقایی‌ها و پناهندگان اوکراینی در تجمع مضحک برلین تا کشته‌‌سازی جعلی رسانه‌های معاند و افرادی که در روزهای بعد، زنده مقابل دوربین سخن گفتند.
در روزهای اخیر یک خبرنگار لبنانی، عکس قابل تأملی را منتشر کرد. در این عکس، تصویر قدرت موشکی و فضایی ایران در سال 2022 در کنار تصویر یک آلمانی که در حال جمع‌آوری هیزم است، منتشر شده است. مردم در کشورهای اروپای غربی هم باتوم و گاز اشک‌آور می‌خورند و هم مشغول جمع‌آوری هیزم هستند تا از سرما یخ نزنند. سران اروپایی و از جمله رئیس‌جمهور فرانسه و سران آلمان و انگلیس، به‌جای مشارکت در سیرک اپوزیسیون، بهتر است فکری به حال بحران روزافزون در اروپا بکنند. شما اگر بیل‌زن هستید، باغچه خودتان را بیل بزنید.

 


مسعود اکبری


:: بازدید از این مطلب : 406
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 22 آبان 1401
صدور مجوزهای فله‌ای برای ساخت سریال‌های شبکه نمایش خانگی، در یک ماهه آخر وزارت ارشاد دولت روحانی تبعات و تاثیرات منفی فراوانی بر بازار این حوزه و خروجی‌های آن گذاشته است. بسیاری از سریال‌هایی که اخیرا منتشر می‌شوند، تنها بر اساس یک طرح یک صفحه‌ای موفق به اخذ مجوز شده‌اند که عمده این تولیدات که هم اکنون در پلت‌فرم‌ها منتشر می‌شوند، دارای محتواهایی با خط القائات منفی نسبت به جامعه مخاطبان هدف شبکه نمایش خانگی هستند.

بازخوانی و تحلیل جزئی هر سریال به صورت مستقل نشان می‌دهد که محتوای هر کدام از این تولیدات چگونه قطعه‌ای از پازل آشوب‌های اخیر در کشور را تکمیل کرده است. این زمینه‌سازی به حدی ملموس است که حتی بسیاری از شعارها و نمادهای اصلی آشوب‌های اخیر منتج از محتواهای ارائه شده در شبکه نمایش خانگی است.  

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

با این مقدمه باید در نظر داشت بسیاری از کنش‌گران سیاسی همچون مصطفی‌تاج‌زاده و مانوک خدابخشیان (فعال سیاسی درگذشته خارج از کشور) یک انقلاب رنگی صورتی زنانه را شبیه آنچه «مادران روسری سفید» در آرژانتین پایه‌ریزی کردند را پیش‌بینی می‌کردند.

با این پیش‌فرض‌های سیاسی و ادعای مکرر کنش‌گران سیاسی می‌توان  زمینه القاء این انقلاب زنانه را در بخش عمده‌ای از سریال‌های شبکه نمایش خانگی جستجو کرد. یکی از این سریال‌ها  «شبکه مخفی زنان» است.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویرتابلوی صورتی همراه با دو مشت گره کرده با درج شعار «زن، قدرت، شکوه»، شعار آشوبگران تحت عنوان «زن، زندگی، آزادی» را در ذهن متبادر می‌کند.  

 

پرده اول: الگویی برای شبکه سازی زنانه

در سریال «شبکه مخفی زنان» میرزا محمود خان (سیامک‌انصاری) همراه با همسرش «سلطان» و سه دخترش در دوره رضاخانی(سال ۱۳۱۰) زندگی می‌کنند. او در حالی با کابوس انقراض نسل خود دست و پنجه نرم می‌کند که عنوان مدیرکلی اداره ثبت احوال را یدک می‌کشد.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

«مدبر الملک» (مهدی هاشمی) معاون اداره معارف با وزیر دربار ارتباط نزدیکی دارد و به او ماموریت داده می‌شود برای جلوگیری از انشعابات متکثر جمعیت‌های زنان، یک کانون بانوان متمرکز دولتی راه اندازی کند. برای اداره این انجمن «میرزامحمود» که چهار بار ازدواج کرده، انتخاب می‌شود.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

 مدبرالملک تشکیلات پراکنده زنانه‌ را می‌خواهد حکومتی کند و با ساختن سندیکای دولتی زنانه  قدرت احتمالی سایر شبکه‌های مخفی زنان را کنترل کند. سریال هدفگذاری محتوایی خود را با دست گذاشتن روی نقاط عطف چند همسری میرزا پیش می‌برد تا رویکردهای محتوایی و اهداف القایی‌اش را به حاشیه نمایش ببرد، اما از پایان قسمت چهارم، هدفگذاری خود را با صراحت بیشتری با مخاطبانش درمیان می‌گذارد.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

در پایان قسمت چهارم سریال نخستین جلسه ثبت‌نام و عضوگیری از زنان با حضور میرزا و دلبرجان (لیلاحاتمی) برگزار می‌شود.

میرزا در حالی که یک کراوات صورتی بر تن دارد وارد حیاط برگزاری محل جلسه می‌شود. در پشت او یک تابلوی صورتی قرار دارد که در نماهای نخست به خوبی دیده نمی‌شود اما با ورود سیامک انصاری شعار تابلو در بالای دو مشت گره کرده عیان می‌شود. شعار تابلو این است: زن، قدرت، شکوه.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

در قسمت چهارم این سریال شعار رسمی مشابه آشوب‌های اخیر  روی تابلویی اعتراضی درج شده و نکته جالب اینجاست که این قسمت از سریال در  ۲۶ آگوست ۴ شهریور ماه ۱۴۰۱  توسط پلت‌فرم «نماوا» منتشر شده است، دقیقا یکماه قبل از فوت مرحومه مهسا امینی.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

پیش از این  شعار زن، زندگی، آزادی در فیلم دختران آفتاب (اوا حسون) با بازی گلشیفته فراهانی رونمایی شده بود.

 

پرده دوم : موضوع تبیین رنجنامه‌ی زنان در تاریخ

سایر اشارات و خطوط القایی سریال بسیار قابل توجه است. میرزا و دلبرجان(انسیه) برای پذیرفتن زنان در این باشگاه با زنی با عنوان «مجهول خفته» گفت‌وگو می‌کنند. مجهول که نامش بسیار استعاری و تمثیلی است می‌گوید: در محله ما زنان همگی کچل هستند. ما می‌توانیم به عنوان انجمن زنان کچل به باشگاه شما اضافه شویم. او در ادامه می‌گوید: موهایمان را گرفته‌اند و می‌فروشند، انگار پولی خوبی در آن است.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

مجهول در ادامه مونولوگش می‌گوید: یه مشت پهلوان پنبه در بازار قیمت می‌گیرند که قیمت گیس زنان چند است. هی چرخ می‌زنند در زورخانه عاقبت زورشان به ما زنان در خانه می‌رسد. وقتی خوابیم داریم خواب چهل گیس و افسانه شاه‌پریان می‌بینیم، موهای ما را قیچی می‌کنند. صبح پا می‌شویم تن‌هایمان عرق کرده و خیس، بیرون هم فریاد غیرت و حفظ نوامیس. اول جیغ و فریاد و دعوا که ای نامردان مثل دشمن از پشت خنجر می‌زنید. گویی شیر مادرتان را نخورید  و از یک جایی فکر کردید چرا سر بی‌مو را باید پنهان کنیم، لچک را دادیم عقب به نشونه، تا آبرو برای آدم بی غیرت نماند.

در این سریالی که جنبش اعتراضی زنانه در افکار عمومی تبیین کند  به صورت کاملا در فصل‌بندی‌های مشخص به نشانه‌های یک انقلاب (آشوب) زنانه اشاره می‌شود. مثلا کاراکتر «اشرف الموک نظامی» در ادامه رنج زنانه در ادوار مختلف تاریخی در آزمون ورودی به کانون جمعیت زنان می‌گوید: "  از دانش مکتوب به زنان کاغذ پاره‌ها می‌رسد، که پدر، برادر، شوهر و مردان همسایه پیشتر مچاله‌اش کرده‌اند، اما همان  مچاله  در دستان زن بازمی‌گردد به روز اولش. به شاخه های پربرگ درخت که زن زمین است، خاک است، بارده و زاینده و مرهم برای زخم‌های تن و کاغذهای مچاله.

هدف سریال انگشت نهادن روی مسئله‌ای است که بارها توسط حامیان این جنبش در داخل و خارج مطرح شده است و منظور کاملا شفاف است که رفتار جامعه مردسالار با زنان طی قرن‌های اخیر ظالمانه بوده و خیزشی زنانه زمینه رهایی را آنان را فراهم می‌کند. مدبرالملک نیز به عنوان نماینده حاکمیت وقت، طرح صنف‌سازی از جمعیت‌های زنانه به همین بهانه مطرح می‌کند.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویرنمایی از قسمت «آنچه گذشت» سریال شبکه مخفی زنان 

 

پرده سوم :  دخل «آقایان» را بیاورید!

شروع هر قسمت سریال با یک آنچه گذشت آغاز می‌شود در قسمت پنجم راوی (افشین هاشمی کارگردان سریال) می‌گوید:" طرف درگذشت یعنی چی؟ یعنی از یک دری گذشت؟ بروید این حرف‌ها را از کسانی بپرسید که این رقم معرفت‌ها حالیشون است. ما که شغلمون شده «آنچه‌گذشت‌ خوانی» فعلا نقلی نداریم از مرگ و میر و درگذشت و این قبیل حرفای اشک‌آور. در ادامه تصویری از مردی ژنده پوش با لباس روحانیت نمایش داده می‌شود و با گذاشتن علامت سئوال و تعجب در کنار این تصویر، مفهومی خاص را درباره گذشتن از این نماد به مخاطب ارائه می‌دهد.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

در ادامه این بخش، به سخنرانی میرزامحمود اشاره می‌ شود و راوی می‌گوید: مدبرالملک به میرزا محمود می‌گوید در جمع زنان سخنرانی‌اش کند اما او  در کاسه آقایان می‌گذارد و در سخنرانی می‌گوید: نسوان محترم چه نشسته‌اید، بزنید دخل «آقایان» (با هر تفسیری) را بیاورید که دیگر جرات نکنند شما را بچزانند. مدبر الملک ناراحت می‌شود و دلبرجان، سمبلی از زنان مدرن و از اعضای ارشد این سندیکا، از این سخنرانی میرزامحمود مشعوف می‌شود.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

پرده چهارم: برای قیام علیه امنیتی‌ها باید سلاح بدست گرفت!؟

در این سریال «مه لقا» دختر میرزامحمود با یک تیم تئاتری همکاری دارد و ماموران امنیتی به شدت گروه‌های هنرمند در حوزه تئاتر(نمایش) را کنترل می‌کند.

کارگردان این گروه تئاتری شخصی به نام «ضیاخان» است که قصد دارد نمایش دختران کوچک که کاملا اشاره و نشانه‌ای سیاسی در آن وجود ندارد را روی صحنه ببرد. اما در نیمه راه به دلیل ارتباطاتش با برخی هنرمندان فعال در عرصه سیاست، توسط ماموران امنیتی فراخوانده می‌شود و به دلیل شناخت یکی از نیروهای مبارز علیه حکومت، توسط بازجوها مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد و پس از خروج از نظمیه توسط اشرار(تعبیر تاکیددار راوی سریال) مسلح می‌شود و تصمیم به اقدام مسلحانه دارد.

یکی از راه‌های گریز از ممیزی و القائات روز، بردن روایت‌های سریالی به گذشته است. شگردی  که در سریال‌های تاریخی شبکه نمایش خانگی اخیر نمود پررنگی دارد. اما شکی نیست که این‌همانی‌های فراوانی در نسبت با زیرساخت‌های گفتمانی آشوب‌های اخیر در متن این سریال تطبیق داد.

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

پرده پنجم: عوامل دخیل در تولید و پخش این سریال چه کسانی هستند؟

با اینکه در تیتراژ نامی از جواد نوروزبیگی نیامده، اما در سوابق اخبار مجله نماوا نام او به عنوان تهیه کننده درج شده است.

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

سرمایه‌گذاری این پروژه در ابتدای شروع سریال برعهده منصور حاجی امینی بود و پخش آن را کمپانی نماوا بر عهده دارد.

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

شایعه‌ای در فضاهای رسانه‌ای به صورت غیررسمی مطرح می‌شود که جواد نوروزبیگی ممنوع‌الکار است و حواشی برادران لیلا زمینه این ممنوعیت را تشدید کرده است. در تیتراژ نام فرزند و برادر او به عنوان عوامل این سریال درج شده است.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

پرده پنجم : نماوای شمالی آیدا مصباحی، نماوای جنوبی مهتاب کرامتی

سریال شبکه مخفی زنان از پلت‌فرم نماوا منتشر می‌شود. پلت‌فرمی که مدیر تولیدی آن را آیدا مصباحی بر عهده دارد. اغلب تولیدات راهبردی نماوا با مضامین قابل بررسی تا قبل از دوپاره شدن حوزه تولید برعهده مصباحی بود. مصباحی کارش را در فضای هنری و رسانه‌ای با روزنامه‌نگاری آغاز کرد و پس از آنکه سال ۱۳۸۸ به عنوان رئیس کانون جوانان حزب کارگزاران دستگیر  شد مسیر حرفه‌اش را تغییر داد و مدتی به عنوان تهیه کننده موسیقی فعالیت‌هایش را ادامه داد. تا اینکه با شروع فعالیت‌ پلت‌فرم نماوا به این مجموعه پیوست.

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویرآیدا مصباحی در فستیوال ونیز در میان هومن سیدی و محسن تنابنده 

 

اما شنیده‌ها حاکی از آن است طی چند ماه اخیر مهتاب کرامتی به عنوان تهیه کننده ارشد همکاری خود را با این کمپانی آغاز کرده  و سرزمین نماوا به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده است. حکمرانی زنانه در بخش شمالی نماوا بر عهده آیدا مصباحی و در بخش جنوبی برعهده مهتاب کرامتی است.

 

انتشار راهنمای اغتشاشات زنانه در پلتفرم «نماوا»/ شعار «زن، زندگی، آزادی» چگونه به خیابان رسید؟ +تصاویر

 

نویسندگی این سریال را محمد رحمانیان برعهده دارد. کارگردان تئاتری که آخرین حاشیه مربوط به اجرای کنسرت-نمایش ترانه‌های قدیمی پیکان جوانان است که به دلیل ارجاعات نمایش به سال ۱۳۸۸ و تک خوانی زنان به دادسرای ۲۱ ارشاد احضار شد.

اما با توجه به محتواهای قابل بررسی و تحلیل و بررسی نماوا ذکر یک نکته ضروری است.

با اینکه تعداد شمارگان افرادی که در حال حاضر به صورت فعال کاربر نماوا هستند از عدد ۴۰۰ هزارنفر تجاوز نمی‌کند، اما سریال‌های پلت‌فرم نماوا توسط سامانه روبیکا به صورت رایگان منتشر می‌شوند و علاوه بر این پخش، سریالی که شعار زن، زندگی، آزادی را تبلیغ می‌کند و برای این ایام ساخته شده، در ابعاد گسترده‌ای توسط این سامانه تبلیغ می‌شود.

در اقدامی تامل برانگیز سریال‌های این پلت‌فرم توسط روبیکا حمایت می‌شود و می‌توان روبیکا را در تبلیغ و انتشار محتوای سریال شبکه مخفی زنان به صورت رایگان سهیم دانست. انتظار می‌رود مدیران روبیکا در بازنشر و پوشش محتواهای پلتفرم نماوا حساسیت و دقت بیشتری به خرج دهند.


:: بازدید از این مطلب : 367
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 22 آبان 1401
اگر پیشرفت و حرکت رو به جلوی یک جامعه را به قطاری تشبیه کنیم به‌طور قطع امید موتور محرکه این قطار است که بدون آن امکان حرکت رو به جلو و پیشرفت نیست. به همین اندازه هم می‌توان به نقش بسیار با اهمیت امید پی برد. رهبر انقلاب نیز در دیدار با جمعی از اساتید و نخبگان در 8 خرداد 1398 فرمودند: «یک شرط اساسی برای پیشرفت عبارت است از امید...» امید برای یک فرد و یا یک جامعه هدف نیست اما ما را به اهدافمان رهنمون می‌سازد. در مقابل امید؛ ناامیدی قرار دارد. به همان اندازه که امید نقش اساسی در حرکت روبه جلوی جامعه دارد ناامیدی نیز نقشی بسیار مخرب و بی‌بدیل در بازداشتن جامعه از رسیدن به اهداف و پیشرفت‌ها دارد.
با این اوصاف می‌توان به راحتی حدس زد که با توان مخربی که ناامیدی دارد از آن در شگردهای جنگ نرم و نبرد رسانه‌ای سوءاستفاده کنند. از دیر باز حتی از تزریق ناامیدی و پمپاژ آن در یک جامعه به منظور شکستن مقاومت آنها پیش از آغاز نبرد استفاده می‌کردند. امروز اما با پیشرفت رسانه‌ها و شگردهای پیچیده آنها پمپاژ ناامیدی در جوامع هدف نیز با برنامه‌ریزی و دقت انجام می‌شود. 
ناامیدی ذره­‌بینی برای بزرگ­نمایی از مشکلات
تزریق ناامیدی در یک جامعه باعث می‌شود تا آن جامعه نتواند جایگاه اکنون خویش را به درستی نشناسد و به توانایی‌ها و دستاوردهای خود پی نبرد. به نوعی ناامیدی مشکلات و مسائل کاذب برای جامعه می‌سازد، به مشکلات واقعی ضریب می‌دهد و آنها را بزرگ‌تر از آنچه هستند نمایان می‌کند و مسیرهای حل مشکلات را می‌پوشاند. 
در این‌باره رهبر انقلاب با نکته‌بینی و دقت و مرزبندی میان امید برخاسته از واقعیت‌ها و حقایق و امید کاذب در «بیانیه گام دوم انقلاب» متذکر شده‌اند: « نخستین توصیه من امید و نگاه خوش‌بینانه به آینده است. بدون این کلید اساسیِ همه قفل‌ها، هیچ گامی نمی‌توان برداشت. آنچه می‌گویم یک امید صادق و متکی به واقعیت‌های عینی است. اینجانب همواره از امید کاذب و فریبنده‌ دوری جسته‌ام، اما خود و همه را از نومیدی بی‌جا و ترس کاذب نیز برحذر داشته‌‌ام و برحذر می‌دارم. در طول این چهل سال- و اکنون مانند همیشه- سیاست تبلیغی و رسانه‌ای دشمن و فعال‌‌ترین برنامه‌های آن، مأیوس‌‌سازی مردم و حتی مسئولان و مدیران ما از آینده است. خبرهای دروغ، تحلیل‌های مغرضانه، وارونه‌ نشان دادن واقعیت‌ها، پنهان‌کردن جلوه‌های امیدبخش، بزرگ کردن عیوب کوچک و کوچک نشان دادن یا انکار محسّنات بزرگ، برنامه‌ همیشگی هزاران رسانه صوتی و تصویری و اینترنتی دشمنان ملت ایران است؛ و البته دنباله‌های آنان در داخل کشور نیز قابل مشاهده‌اند که با استفاده از آزادی‌ها در خدمت دشمن حرکت می‌کنند.»
ناامیدی مرغ دیگران را غاز می‌نماید و مشکلات آنها را نمی‌نماید. بر همین اساس نیز از شگرد ناامیدی برای شکستن مقاومت یک ملت یا جامعه استفاده می‌شد. رهبر انقلاب در 23 اسفندماه 1397 در دیدار اعضای مجلس خبرگان فرمودند: «گاهی انسان با یک حادثه‌ای که مواجه می‌شود، توجه به توانایی‌های دشمن یا حرکت دشمن موجب می‌شود که انسان مأیوس بشود؛ حالا ممکن است وارد میدان هم بشود اما مأیوسانه وارد می‌شود؛ این یک جور مواجهه است. یک‌جور مواجهه این است که نه، انسان امیدوارانه وارد میدان بشود...» 
حال که به دو مقوله امید و ناامیدی به قدر وسع این مقال پرداختیم باید به سراغ کانال‌های ترویج ناامیدی برویم تا ببینیم دشمنان یک جامعه (و به‌طور خاص دشمنان ملت ایران) رسانه را چگونه در خدمت این شگرد می‌گیرند و نیز نکته مهم‌تر چگونه سخنان دشمنان برای جامعه باورپذیر می‌شود. 
هماهنگی برخی رسانه‌های داخلی 
با رسانه‌های دشمن
در این باره باید به 2نوع رسانه اشاره کرد: نخست رسانه‌هایی که به‌طور آشکار در اختیار دشمنان است مانند شبکه‌های فارسی‌زبان معاندی که ریشه در کشورهایی نظیر انگلستان و آمریکا و... دارند. گروه دوم اما شامل رسانه‌هایی هستند که با مجوز قانونی و در داخل جامعه وجود دارند اما آنها به‌طور بسیار نامحسوس در همان طریق و مسیر رسانه‌های دشمنان در حال حرکت هستند. با این وصف هر چقدر هم که با خوش‌بینی به عملکرد این رسانه‌ها نگاه کنیم باز هم این موضوع برای کسانی که در کار رسانه و روش‌های آن غور می‌کنند نمی‌تواند چیزی اتفاقی بوده باشد. یعنی این حد از همراهی با رسانه‌های دشمنان و روش و منش آنها گویای نوعی همگرایی و هماهنگی در خفا میان آنها است.
برای درک بهتر و ملموس‌تر از روش و منش هر کدام از این دو گروه مصادیقی را در ادامه می‌آوریم. شاید برای درک دشمنی پنهان رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی مثالی بهتر از دوره ورود کرونا به ایران نباشد. کرونا پس از مدت کوتاهی از پیدایشش در چین شروع به حرکت در جهان کرد و کشورهای جهان را یکی یکی در می‌نوردید و در این مسیر وقتی به ایران رسید رسانه‌هایی از قبیل بی‌بی‌سی فارسی ناگهان شروع به پخش گزارش‌ها و تحلیل‌ها و تصاویری کردند که هدف نهایی آنها چیزی جز پمپاژ وحشت در جامعه ایرانی نبود. این در حالی بود که مدتی قبل از آن یک گروه از پزشکان ژاپنی تحقیقاتی را در مورد کرونا و جان‌باختگان آن انجام داده و نتایجش را نیز اعلام کرده بودند که براساس یافته‌های این گروه ژاپنی بیش و پیش از آنکه ویروس کرونا جان انسان‌ها را گرفته باشد وحشت ناشی از این بیماری باعث مرگ خیلی از افراد شده چرا که به گفته آنها وحشت و ترس از ویروس کرونا نتایج مخربی در مکانیزم دفاعی بدن به‌دنبال دارد و باعث می‌شود سیستم دفاعی به‌طور کامل تسلیم این ویروس شود. عجیب است اما ناامیدی حتی برای گلبول‌های سفید داخل بدن ما نیز نتایجی گاه غیرقابل جبران در پی دارد.
خلاصه کلام آنکه بی‌بی‌سی انگلیس بر همان سیاقی که در تاریخ معاصر این سرزمین با ایجاد قحطی بزرگ 8 تا 10 میلیون ایرانی را به کام مرگ فرستاد این بار هم در فقره کرونا آرزو داشت با کمکی که به ویروس کرونا می‌دهد (آن هم با ترویج وحشت و اضطراب) سیستم‌های دفاعی بدن ایرانیان مقیم این آب و خاک را پیش از رسیدن ویروس کرونا مغلوب ساخته و آنها را به کام مرگ بفرستد. تازه این رسانه روباه پیر داشت در این روش و سیاق (ترویج وحشت و اضطراب) خود را گرم می‌کرد که ناگاه کرونا به جزیره رسید و جامعه انگلیس نیز درگیر شد. در این دوره مقایسه نوع پوشش دادن خبرهای کرونای ایران و انگلستان و تفاوت در آن، موضوع مورد توجه برخی از کاربران خوش‌ذوق و نکته‌بین توئیتر بود.
آنچه تاکنون گفته شد در مورد رسانه‌های دشمنان بود. در این بین اما بررسی عملکرد روزنامه‌ها و سایت‌های یک طیف سیاسی در داخل کشور متاسفانه نشان دهنده این است که گویا برخی عامدانه در روندی حرکت می‌کنند که مکمل شگرد رسانه‌های دشمن در ترویج ناامیدی و سانسور خبرهای امیدبخش است. 
برای غربگرایان همیشه مرغ همسایه غاز بوده
طیف موسوم به اصلاح‌طلب در رسانه‌هایشان بیانیه فلان جبهه سیاسی همسو، برای‌شان مهم است و تیتر می‌کنند. حرف‌های تکراری گروسی، انتخابات آمریکا، و هیاهوی قفقاز را هم؛ اما بهره‌برداری از راه‌آهن زاهدان- خاش به طول 155 کیلومتر که در زمینه پیشرفت شرق کشور و گسترش کریدور اقتصادی جنوب- شمال بسیار موثر است، هیچ جایی در میان انبوه تیتر و عکس‌های این رسانه‌ها ندارد!
یا مثلا خبر «رونمایی موشک بالستیک ‌هایپرسونیک»، و یا حتی کاهش قیمت ارز و سکه، که هنگام گران شدن، ضریب می‌دهند و تیتر یک می‌کنند؛ اما هنگام کاهش قیمت، ندید می‌گیرند!
منتقد بودن، محترم است. اصلا ارزشمند است، نیاز کشور است. اما منتقد تراز، کسی است که ضعف و قوت‌ها را کنار هم می‌بیند، و در بازتاب موفقیت‌های امیدوار‌کننده، بُخل نمی‌ورزد. سیاه‌نمایی مطلق برای مأیوس کردن مردم‌، کاری است که دشمن می‌پسندد.
موشک، بازدارندگی امنیتی و نظامی برای کشور می‌آورد، و راه‌اندازی خط آهن در مرز‌های جنوب شرقی، کمک به پیشرفت و رونق اقتصادی منطقه‌ای است که دشمنان، آنجا را ناامن و ویران می‌خواهند. چرا باید کسانی همیشه سمت دشمن غش کنند و خبرهای خوب و موفقیت‌ها را بپوشانند؟!
در این بین اما رسانه‌های مهم بین‌المللی (غیرفارسی‌زبان) به خوبی به ارزش بسیاری از چیزها واقف هستند. برای نمونه آزمایش موشک ماهواره بر قائم و یا ساخت موشک ‌هایپرسونیک توسط ایران بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشتند. موشک ‌هایپرسونیک به موشک‌هایی گفته می‌شود که با سرعتی بالاتر از سرعت صوت حرکت می‌کنند و به همین خاطر سیستم‌های دفاع موشکی قادر به دفع آنها نیستند و جالب است بدانید که تنها
4 کشور توانایی ساخت چنین موشک‌هایی را دارند. 
برای درک بهتر از این موضوع که روش و عملکرد رسانه‌های طیف موسوم به اصلاح‌طلب چگونه عمل می‌کنند فقط کافی است که به ماجرایی که برای آب شرب شهرهای اراک، همدان و بخشی از استان خوزستان پیش‌ آمد بازگردیم. با شروع مشکل، رسانه‌های طیف اصلاح‌طلب با آب و تاب فراوان به ترسیم و حتی بزرگنمایی از آن پرداختند اما همین که دولت به میدان آمد و در مورد این شهرها کاری کرد کارستان و مشکل آب این شهرها را در کوتاه‌‌ترین زمان ممکن حل کرد دیگری در این رسانه‌ها خبری از حل آن مشکل و چگونگی حل آن دیده نمی‌شد. برای پی‌بردن به اهمیت کاری که صورت گرفت کافی است بدانیم که برخی کارشناسان برای اتمام پروژه آب اراک دست‌کم
3 ماه زمان لازم دانسته بودند اما دولت همه امکانات ممکن را پای کار آورد تا با کاری شبانه‌روزی و بدون وقفه در 3-4 روز این پروژه را به اتمام برساند.
برخی از مصادیق خبرهای امیدبخش که در این اواخر در رسانه‌های طیف موسوم به اصلاح‌طلب سانسور شده است عبارتند از: مهار کامل کرونا، کاهش نرخ دلار، رشد شاخص بورس، آبرسانی به 260 روستا در 8 ماه، راه آهن استراتژیک خاش- زاهدان، رونمایی از موشک‌ هایپرسونیک، پروژه آبرسانی غدیر، افزایش خرید تضمینی گندم برای خودکفایی، تابستان بدون قطع برق، تولید پانسمان مخصوص بیماران پروانه‌ای، پیشرفت‌های رصدخانه ملی ایران، صادرات توربین‌های ایرانی، موفقیت‌های ورزشکاران ایرانی، پرداخت بدهی‌های کلان دولت قبل، افزایش فروش نفت و...

:: بازدید از این مطلب : 351
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 19 آبان 1401

 

 
کشور ما به دلایل مختلف یکی از اهداف مشترک و مهم برای سلطه‌گران در پیاده کردن عملیات جنگ روایت‌ها و جنگ روانی است. درخصوص علت آن باید گفت؛ پیروزی انقلاب اسلامی و پایان دادن بر سلطه همه‌جانبه آمریکا و انگلیس و قطع حمایت مستقیم ایران از رژیم صهیونیستی، شوک بزرگ و بهت‌آوری برای جهان استکباری بود تا جایی که هنوز بعد از گذشت بیش از چهار دهه نتوانسته‌اند این شکست سنگین و محرومیت از منابع سرشار نفتی و دست‌اندازی و چپاول را هضم کنند. از سوی دیگر برافراشته شدن پرچم استقلال و آزادی توسط جمهوری اسلامی و انقلاب مردم ایران که تبدیل به الگویی عینی و زنده برای سایر ملت‌ها شد سنگینی این داغ برای مستکبران شکست‌خورده از انقلاب اسلامی را چندین برابر کرده است.
به‌دلیل اهمیت انقلاب اسلامی و نگرانی از گسترش ابعاد مختلف آن بود که از همان روزهای نخست دشمن از هرآنچه برای زمین‌زدن انقلاب اسلامی به فکرش می‌رسید دریغ نکرد از ایجاد جنگ‌های تجزیه‌طلبانه در اوایل انقلاب و سپس تحمیل جنگ 8 ساله و خسارت‌بار به ایران تا اعمال انواع تحریم‌ها و فشارها. اما هرچه گذشت از تاثیر این خباثت‌ها بر پیشگیری از حرکت انقلاب اسلامی ناامید‌تر شد تا جایی که امروز همان نهال نازک و شاید به خیال دشمن آسیب‌پذیر جمهوری اسلامی به درختی تناور تبدیل شده و کشورمان در سایه جمهوری اسلامی با شتابی کم‌نظیر در بسیاری از زمینه‌های علمی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و... جهشی خیره‌کننده داشته است.
حال به نظر می‌رسد دشمنی که نتوانسته با جنگ نظامی، تحریم، ترور و انواع فشارها مانع پیشرفت و حرکت رو به جلوی جمهوری اسلامی‌شود، دست به دامن جنگ روانی شده است. ایجاد بیش از 200 شبکه فارسی‌زبان ماهواره‌ای و حمایت مالی و تجهیزاتی از آنها، بهره‌برداری از انواع امکانات شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی و تلاش برای یارگیری از نیروهای رسانه‌ای همسو با خود در داخل کشور گواه جدیت دشمن در این عرصه است.  بخش مهمی از این عملیات و کارویژه طراحی شده، سیاه‌نمایی محض از وضعیت ایران، تحقیر و تلاش برای ناامید کردن مردم از عملکرد جمهوری اسلامی است به همین علت شما هرگز در رسانه‌های اختصاصی و فراوان دشمن علیه نظام هیچ‌گونه خبر مثبت یا ذره‌ای امید به آینده را نمی‌بینید.
در این شرایط است که دشمن با وجود اطلاع دقیق از میزان پیشرفت‌ها و توفیقات ایران پس از انقلاب دست به سانسور کامل آنها می‌زند در حالی که امروز به استناد برخی از منابع خود غربی‌ها و نیز به گواه واقعیات موجود، ایران از کشور عقب‌مانده و ضعیف و وابسته دوران پهلوی به کشوری صاحب‌نام در حوزه‌های مختلف علمی تبدیل شده است که در محافل جهانی حرف برای گفتن دارد و هر از گاهی خبر شکستن انحصار تولید یک محصول استراتژیک علمی توسط جوانان دانشمند ایرانی که در اختیار آمریکا یا برخی کشورهای محدود بوده است منتشر می‌شود.
در حوزه نظامی و صنایع موشکی و ریزپرنده‌ها ایران ضعیف در دوران پهلوی و نیازمند در دوران جنگ، امروز به جرأت در بین چند کشور صاحب‌نام جهان قرار دارد و توان و قدرت نظامی آن موضوعی پذیرفته از سوی غربی‌هاست تا جایی که آزمایشات موشکی یا احتمال فروش تجهیزات نظامی از سوی ایران به کشورهای دیگر ترس بر تن آنها انداخته است.
در صنعت هسته‌ای سرعت پیشرفت ایران سال‌هاست که غربی‌ها را شگفت‌زده کرده است و آنها برای کشیدن ترمز این پیشرفت که کاربردهای فراوانی در حوزه‌های پزشکی، انرژی و آب شیرین‌کن و خدمات دیگر دارد انواع حیله‌های سیاسی و حتی ترور دانشمندان جوان کشورمان را به کار برده‌اند.
در حوزه اقتصادی و صنعتی ایران پس از انقلاب با تکیه بر توان داخلی در حوزه‌های مختلف پیشرفت‌های چشمگیری داشته است که جایگاه بیست‌ویکم اقتصادهای بزرگ جهان در آخرین رتبه‌بندی صندوق بین‌المللی پول مؤید این مطلب است آن هم در شرایطی که دشمن انواع تحریم‌های بانکی و فشارهای اقتصادی را بر کشورمان تحمیل کرده است و اگر نبود این تحریم‌های سنگین و ظالمانه و نبود برخی کم‌کاری‌ها و سوءتدبیرها و شاید تنبلی عده‌ای از مدیران، جایگاه ایران در حوزه اقتصاد بسیار فراتر از موقعیت فعلی هم می‌بود.
در حوزه نفوذ و اقتدار منطقه‌ای موقعیت ایران قابل مقایسه با قبل از انقلاب نیست.
پیشرفت‌های چشمگیر در حوزه زنان، بسط مردم‌سالاری دینی، گسترش خدمات اجتماعی و رفاهی و حتی پیشرفت‌های بزرگ ورزشی در عرصه‌های جهانی و نمونه‌های مختلف و متعدد دیگر از توفیقات نظام جمهوری اسلامی را می‌توان برشمرد که البته طبیعی است هیچ‌کدام از این توفیقات و پیشرفت‌ها جایی در رسانه‌های خبیث دشمن همچون بی.بی.سی فارسی و اینترنشنال و... ندارد و آنها فقط مامور به سیاه‌نمایی یا بزرگ‌نمایی کمبودها و مشکلات هستند.
این به‌اصطلاح رسانه‌ها مامور هستند تلفات کرونایی ایران را با تلخ‌‌ترین و سیاه‌‌ترین حالت پوشش گسترده بدهند اما موفقیت بزرگ ایران در تولید چند نوع واکسن کرونا و مهار بیماری در کشورمان همزمان با ادامه تلفات فراوان در کشورهای غربی را سانسور کنند. باید گفت در داخل کشور برخلاف داشتن ابتکار عمل و دست برتر در بخش نظامی، علمی و حتی اقتصادی، در عرصه جنگ روایت‌ها و جنگ تبلیغی و روانی برخی کم‌کاری‌ها یا کم‌توجهی‌ها، غفلت‌ها یا خیانت‌ها و سوءتدبیرها باعث ایجاد فضای مناسبی برای دشمن شده است و آنها هم متوجه این نقطه ضعف شده‌اند و قصد ندارند سرمایه‌گذاری و فعالیت در این زمینه را رها کنند. نمونه تشدید یافته این فعالیت‌ها و جنگ روانی و روایت‌ها را در ماجرای اغتشاشات اخیر می‌توان به وضوح دید.
دستور رهبر معظم انقلاب درخصوص جهاد تبیین و مقابله با جریان تحریف را می‌توان در این فضا بهتر تحلیل کرد. اینکه ایشان چرا برای موضوع تبیین از لفظ معنی‌دار جهاد استفاده کرده‌اند یا اینکه چرا جریان تحریف را با جریان تحریم همراه دانسته و زیان و خسارت آن را گوشزد می‌کنند، نشان از اهمیت موضوع و البته توجه دادن به کم‌کاری‌های گذشته است. اینکه امروز برخی یا بسیاری از مردم و جوانان و نوجوانان ما در جریان جزئیات و ابعاد بسیاری از پیشرفت‌ها و موفقیت‌های کشور نباشند و یا از دشمنی‌ها و خباثت‌های تاریخی و امروزی دشمن اطلاع کافی نداشته باشند یعنی کم‌کاری در داخل و دادن فرصت به طرف مقابل و رسانه‌های پرآب‌وتاب و متنوع آن برای پر کردن ذهن خالی از اطلاعات درست و حقیقی مردم و جوانان. امروز دشمن با انواع ابزار رسانه‌ای و به‌خصوص فضای مجازی در اثر‌گذاری بر ذهن نوجوانان و جوانان ما به‌شدت فعال است، اما آیا در داخل به همان میزان برای این موضوع کار شده است؟
آیا جوان و نوجوان عزیز ما که این روزها و در حوادث اخیر درخصوص احتمال فریب‌خوردن برخی از این فرزندان ایران سخن فراوان گفته شد، اساساً شناخت کافی از دشمن و ماهیتش دارد تا متوجه قصد و نیت سوء و زبان چرب و فریبنده‌اش باشد؟
آیا به میزان کافی و مبتنی بر اصول کاربردی و نه رفع تکلیفی در دوران تحصیل دانش‌آموزان و دانشجویان اطلاعات و اسناد جنایت‌های دشمن در حق ملت ایران به آنها داده شده است تا در بزنگاه‌ها بتواند دوست و دشمن را تشخیص دهد؟
رهبر انقلاب چندبار درخصوص معرفی صحیح دشمن به دانش‌آموزان و دانشجویان سخن گفته‌اند. ایشان در آبان‌ماه 95 فرمودند: « بعد از آنکه جوان‌های ما رفتند و این مرکز (سفارت آمریکا) را تسخیر کردند و با زحمت زیاد توانستند کاغذهایی را که خرد شده بود (مدارکی را که در کاغذخردکن ریخته شده بود) گردآوری کنند و به‌صورت کتاب دربیاورند، آن‌وقت معلوم شد که چه توطئه‌هایی در طول این مدت در داخل سفارت آمریکا وجود داشته است. این کتاب‌ها حدود ۷۰ جلد است؛ شماها خوانده‌اید اینها را؟ چرا هیچ نشانی از مضامین برگزیده این کتاب‌ها در مجموعه مدارس ما، دبیرستان‌های ما، دانشگاه‌های ما نیست؟ چرا؟ این یکی از اعتراض‌های من است. وزیر محترم آموزش ‌و پرورش؛ چرا اینها را داخل کتاب‌های درسی قرار نمی‌دهید؟ چرا نمی‌گذارید نسل جوان ما، نسل جدید ما بفهمد و بداند که آمریکا با این‌جا چه کرده است و چه توطئه‌هایی زیر سر داشته؟»
کم‌توجهی و تعلل در عمل به این دستور راهبردی باعث شد تا ایشان در جریان دیدار هفته گذشته خود با دانش‌آموزان با گلایه از کم‌توجهی‌ها بگویند: «حادثه‌ سوّم هم که یک سال بعد از آن حادثه است ـ بعد از پیروزی انقلاب ـ هجوم دانشجویان به سفارت آمریکا است و پیدا کردن اسنادی در آنجا که این اسناد، توطئه‌های آمریکا علیه ملّت ایران را نشان می‌داد؛ هفتاد هشتاد جلد شده. شماها که وقت نمی‌کنید بخوانید این کتاب‌ها را، [امّا] من یک وقتی به آموزش و پرورش گفتم مضامین این کتاب‌ها را در کتاب‌های درسی بیاورید، متأسفانه نکردند. این [اسناد] نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها در این مدتی که در ایران حضور داشتند ـ یعنی مثلاً از حدود سال ۲۸ و ۲۹ ـ چه کارهایی در ایران کردند، چه توطئه‌هایی و چه خیانت‌هایی انجام دادند.»
این همه تعلل و فرار از عمل به یک وظیفه مهم در حالی است که فراموش نمی‌کنیم در همان دولت قبل که به این دستور و توصیه مهم کم‌توجهی کرد، با سرعت و عجله‌ای عجیب موضوع تعهد و پیوستن ایران به برنامه اجرای سند مخرب 2030 که استعمار فرهنگی و تغییر ریشه‌ای در سبک زندگی ایرانی اسلامی دانش‌آموزان ما را دنبال می‌کرد به تصویب رسید و ابلاغ شد و اگر نبود روشنگری دلسوزان و رسانه‌های انقلابی و دستور صریح رهبری برای توقف آن معلوم نبود چه اتفاقات تلخی رقم می‌خورد. عجیب آنکه رئیس دولت قبل تا پایان مسئولیتش حاضر به لغو رسمی آن نشد! و در نهایت با روی کار آمدن دولت سیزدهم مصوبه اجرای سند 2030 رسماً لغو شد.
در سایه این کم کاری‌ها و فرار از مسئولیت‌هاست که بسیاری از نوجوان و جوان ایرانی وقتی اسم انگلیس را می‌شنوند در ذهن‌شان نه جنایت‌های بزرگ این دولت استعماری علیه ایران از جمله ماجرای قحطی بزرگ منجر به مرگ چندین میلیون از مردم کشورمان یا تحمیل سلسله پهلوی و... بلکه لیگ برتر جزیره و ترکیب چلسی و منچستریونایتد و منچسترسیتی و... خطور می‌کند. چرا بسیاری از نوجوانان و جوانان ایرانی وقتی نام آمریکا را می‌شنوند به جای اینکه به یاد کودتای 28 مرداد و حمایت آمریکا از رژیم پهلوی در کشتار انقلابیون و کمک به صدام در جنگ تحمیلی یا ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایرانی بیافتند نام «تام کروز» و «برد پیت» و فلان فیلم‌ هالیوودی در ذهن‌شان تداعی می‌شود؟
آیا نوجوان و جوان ما از جزئیات جنایت منافقان و ترور چندهزار نفر از مردم بی‌گناه ایران به دست آنها و همکاری‌شان با صدام خبر دارند؟ 
آیا مطمئن هستیم که همه دانشجویان ما از مناسبت 16 آذر و علت نام‌گذاری این روز به نام روز دانشجو یعنی کشتار دانشجویان معترض به سفر معاون رئیس‌جمهور آمریکا در 16 آذر سال 1332 در صحن دانشگاه تهران توسط رژیم پهلوی اطلاع دارند؟
بی‌شک اگر رسانه ملی و همه رسانه‌ها و به‌خصوص آموزش و پرورش بر روی مسئله دشمن‌شناسی و معرفی ماهیت کسانی که این روزها ماهیت پلیدشان را مخفی کرده و ژست دلسوزی برای مردم ایران گرفته‌اند درست عمل کرده و نوجوان و جوان و دانشجو و اقشار مختلف مردم جامعه به درستی و به‌طور کامل از کارنامه این گرگ‌های رفته در پوستین میش مطلع باشند هرگز فریب این نقاب دوستانه را نخواهند خورد و خود به بزرگ‌ترین مدعی و طلبکار از آنها تبدیل می‌شوند. ورود مستند و جذاب و به روز جنایت‌های دشمن به کتب درسی و یا انتشار نشریات دانش‌آموزی و دانشجویی با زبان نسل امروز با محتوای دشمن‌شناسی در کنار تولیدات قوی هنری نیاز مهمی است که دیگر نباید از آن غفلت کرد.

:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 19 آبان 1401
وزیر اطلاعات با بیان اینکه شبکه اینترنشنال از سوی دستگاه امنیتی ایران به‌ عنوان سازمان تروریستی شناخته شده و عوامل آن تحت تعقیب وزارت اطلاعات قرار خواهند گرفت، اظهار داشت: من‌بعد، هر نوع ارتباط با این سازمان تروریستی به ‌عنوان ورود به حوزه تروریستی و تهدید امنیت ملی تلقی خواهد شد. 
به گزارش «وطن‌امروز»، آشوب‌های خیابانی در 50 روز گذشته رفته رفته سیمای عملیات تروریستی و جرقه زدن یک جنگ داخلی را به خود گرفت. حالا دیگر برای اثبات این فرض که آنچه در خیابان‌های ایران می‌گذرد به یک نزاع مسلحانه می‌ماند نیاز به طرح احتمالات و بحث‌های انتزاعی نیست. صراحت مقامات آمریکایی در اقرار به مسلح کردن آشوبگران داخلی، فعال شدن گروهک‌های تروریست در مرزهای شرقی و غربی کشورمان و وقوع فجایعی همچون حوادث اکباتان و کرج پرده از سیمای حقیقی سناریوهای دشمنان برداشت. مواجهه ایران با آنچه باید صراحتا تروریسم نامید، مختصات جدیدی به مدیریت امنیتی کشور داده است. در این فضا رسانه‌های ضدانقلاب خارج از کشور مهم‌ترین ابزار روانی تروریست‌ها به حساب می‌آیند؛ رسانه‌هایی که از سویی با تشویق به خشونت و درگیری فیزیکی فضا را برای فعالیت‌های تروریستی در پوشش اعتراض هموار می‌کنند و از سوی دیگر با تریبون دادن به تجزیه‌طلبان، فروپاشی سرزمینی ایران را نرمالیزه می‌کنند. فایل صوتی افشاشده از یکی از مجری‌های شبکه بی‌بی‌سی فارسی که به دستور کار شبکه سعودی ایران اینترنشنال در تریبون دادن به جدایی‌طلبان اعتراف کرده بود از دیگر شاهدمثال‌ها برای وجود یک تروریسم رسانه‌ای علیه ایران با میدان‌داری شبکه‌های لندنی بود. در چنین فضایی مقابله با تروریست‌ها پیش‌نیازی به عنوان برخورد با بازوی رسانه‌ای تروریسم دارد؛ بازویی که نزاع‌های اجتماعی را با درگیری فیزیکی طراحی می‌کند، خشونت را توجیه و تشویق می‌کند و در نهایت با بهره‌برداری از فضای به وجود آمده، شرایط را برای میدان‌دار شدن گروهک‌های تروریستی هموار می‌کند. تجربه دولت‌های عربی در تبدیل کردن سوریه به میدان اجتماع تروریست‌های جهان، دولت سعودی را به این طمع انداخته که از ایران هم سوریه‌ای دیگر بسازد. آنچنان که ولیعهد دولت آل‌سعود چند سال پیش از رویای خود برای آوردن جنگ به داخل ایران خبر داده بود. شبکه ایران اینترنشنال به عنوان ابزار رسانه‌ای عربستان سعودی در چنین فضایی و با چنین هدفی فعالیت خود را از چند سال پیش آغاز کرد. روزنامه گاردین انگلستان سال 97 در گزارشی اعلام کرد عربستان سعودی بودجه هنگفت 250 میلیون دلاری شبکه «ایران اینترنشنال» را تأمین می‌کند! این شبکه سال 96 با جمعی از خبرنگاران BBC فارسی ـ با حقوق بالاتر ـ آغاز به کار کرد و تاکنون در راستای عادی کردن تجزیه‌طلبی و تروریسم، با بسیاری از چهره‌های ضدایرانی گفت‌وگو کرده است. تحلیل محتوای برنامه‌های این شبکه از همان ابتدا بخوبی نشان‌دهنده سناریویی خطرناک برای ایران بود؛ شبکه‌ای که ضمن پوشش همایش‌های سازمان منافقین، تریبون دادن مستمر به تجزیه‌طلبان و حرکت در مسیر فیک نیوزی، بیشترین اهتمام خود را بر فروپاشی اجتماعی و سیاسی ایران به عنوان مقدمات جنگ داخلی و فروپاشی سرزمینی ایران معطوف می‌کند. وجه غالب روایت‌های بصری و انتشار اخبار غیرمستند در اغتشاشات اخیر به ایران اینترنشنال این فرصت را داد تا به عنوان مهم‌ترین رسانه ویرانی‌طلبان یکه‌تازی کند. به همین خاطر برخورد با چنین رسانه‌ای به عنوان بازوی روانی تروریست‌ها پیش از هر چیز ضرورتی امنیتی به حساب می‌آمد. 
 
عوامل شبکه سعودی تحت تعقیب وزارت اطلاعات
حجت‌الاسلام سیداسماعیل خطیب، وزیر اطلاعات در گفت‌وگویی با khamenei.ir در تحلیل نقش رسانه‌های خارج از کشور در اغتشاشات اخیر گفت: علاوه بر هدایت شبکه‌های ماهواره‌ای توسط سرویس‌های اطلاعاتی، گزارش‌های زیادی از فعالیت‌های گروه‌های مختلف ضدانقلاب در بستر رسانه وجود دارد که تحت مدیریت سرویس‌های اطلاعاتی متخاصم ایفای نقش می‌کنند که شاخص‌ترین آن، مداخله مستقیم آمریکا برای هماهنگ‌سازی برخی گروه‌های تروریستی ضدانقلاب با شبکه اینترنشنال بوده است که عملاً سازمان تروریستی اینترنشنال را شکل داده است و در مواردی نیز رژیم صهیونیستی با برخی از اعضای گروهک‌های تروریستی ارتباطات و هدایت‌گری داشته است. وی با اشاره به فعالیت رسانه‌های ضدانقلاب در انگلیس گفت: این رسانه‌ها چه در گذشته و چه در حال حاضر، پا را از حوزه راهبری اغتشاش فراتر نهاده و به دنبال سازماندهی حرکت‌های ایذایی و تروریستی در کشور هستند. این اقدامی است که کشور انگلیس آن را شروع کرده است. در گذشته، بارها و بارها ایران مانعی برای اقدامات تروریستی علیه کشورهای اروپایی بوده است ولی انگلیس و برخی کشورهای اروپایی در مقابل از هیچ‌گونه دشمنی علیه جمهوری اسلامی ایران فروگذار نکرده‌اند. خطیب ادامه داد: ما هرگز مثل انگلیس، پشتیبان اقدامات تروریستی و ناامن‌سازی سایر کشورها نخواهیم بود ولی دیگر تعهدی برای ممانعت از بروز ناامنی در این کشورها هم نخواهیم داشت، لذا کشور انگلیس هزینه اقدامات خود را برای ناامن‌ ساختن کشور بزرگ ایران خواهد پرداخت. وزیر اطلاعات با اشاره به اینکه دولت انگلیس که شبکه‌های ماهواره‌ای بی‌بی‌سی و اینترنشنال تحت حمایت آن و در چارچوب رسانه‌ای آن فعالیت دارند، امروز نقش تروریستی گرفته و این موضوع عبور از خطوط قرمز امنیتی جمهوری اسلامی ایران است، تاکید کرد: در همین‌جا می‌گویم که شبکه ماهواره‌ای اینترنشنال از سوی دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان سازمان تروریستی شناخته شده و عوامل و دست‌اندرکاران این سازمان تحت تعقیب وزارت اطلاعات قرار خواهند گرفت و من‌بعد، هر نوع فعالیت و ارتباط با این سازمان تروریستی به‌عنوان ورود به حوزه تروریستی و تهدید امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران تلقی خواهد شد. خطیب در ادامه در تبیین اهداف دشمنان در اغتشاشات اخیر، «ویران‌سازی ایران» را مهم‌ترین پروژه دشمنان خواند و گفت: حداقل از ابتدای سال جاری، دشمن در مقاطع مختلف نظیر روز معلم یا همزمان با مردمی‌سازی یارانه‌ها یا روز حجاب و عفاف، برای ایجاد ناامنی در کشور تلاش‌های گسترده‌ای کرده است که ضربات وارده به تیم‌های تروریستی متعدد در مناطق مرزی یا آن‌سوی مرز و نیز خنثی‌سازی عملیات انفجار در یکی از صنایع هوایی اصفهان از نمونه‌های بارز آن است؛ در همین اغتشاشات، طبق آخرین آمار، قریب به ۱۰۰ تن از عناصر وابسته به منافقین، بیش از ۱۵۰ نفر از عناصر وابسته به گروه‌های تروریستی کرد و سایر گروه‌های تروریستی دستگیر شده‌اند. وی درباره نقش سلبریتی‌ها در حوادث اخیر نیز گفت: قاعدتاً در تبیین اثرگذاری دشمن بر سلبریتی‌ها به ۲ دسته کلی باید اشاره داشت؛ مواردی که تحت برنامه مشخص و مستمر با هدایت سرویس‌های اطلاعاتی یا گروه‌های ضدانقلاب رخ می‌دهد و مواردی که بدون آگاهی و تحت تأثیر فضای‌ شناختی و احساسات، بروز می‌کند. وی ادامه داد: اخیراً هم مشاهده می‌شود که برخی از همین دست سلبریتی‌ها که دنبال‌کنندگان زیادی دارند، در کمال ناباوری اکانت خود را به عوامل سیا یا برخی کشورهای مرتجع منطقه می‌فروشند یا اجاره می‌دهند تا خریداران، منویات بیگانگان را با استفاده از اسم و شهرت این افراد به جامعه القا کنند. آیا یک چهره‌ ایرانی وطن‌دوست حاضر است به قیمت دریافت پول بیگانگان، ملت خود را بفروشد؟
 
وزیر ارشاد: همکاری با ایران اینترنشنال جرم است
نخستین واکنش رسمی به سخنان اخیر وزیر اطلاعات از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. محمدمهدی اسماعیلی روز گذشته در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران با اشاره به قرار گرفتن شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» در لیست سازمان‌های تروریستی، درباره مجازات همکاری با این رسانه سعودی گفت: طبق قانون همکاری با رسانه‌های تروریستی با مجازات و محرومیت همراه است. وی افزود: البته ما شبکه‌هایی نظیر این شبکه را رسانه نمی‌دانیم، بلکه اینها یک رسانه تروریستی هستند و در 2 ماه اخیر نیز مردم عملکرد آنها را دیده‌اند. در گفت‌وگوهایی که توسط برخی از این شبه‌رسانه‌ها پخش شد، نشان داده شد اینها به ‌دنبال ایجاد ناامنی و تفرقه و از بین بردن وحدت سرزمینی هستند. 
 
۱۲۰ مصاحبه با تجزیه‌طلب‌ها در ۵۰ روز
خبرگزاری تسنیم هم روز گذشته در گزارشی به بررسی عملکرد رسانه سعودی اینترنشنال در تریبون دادن به تجزیه‌طلبان پرداخت که اثباتی بر تمام فرضیات مطرح شده درباره کارویژه اصلی این شبکه است. بر اساس این گزارش، در این شبکه در 50 روز گذشته، 25 چهره تجزیه‌طلب بیش از 120 بار در این شبکه پای تریبون آمده و صحبت کرده‌اند. این تمرکز بر چهره‌های تجزیه‌طلب منحصر به اقوام خاصی نبود و آنها تلاش کردند افراد خودفروخته از همه اقوام ایرانی را روی آنتن بیاورند و پروژه تجزیه را با تحریک به اقدامات تروریستی و آشوب‌آفرینی از طریق رسانه‌شان پیش ببرند! البته این تعداد منحصر به افرادی است که به‌عنوان تجزیه‌طلب شناخته می‌شوند و نه دیگر سیاسیونی که صحبت‌های تجزیه‌طلبانه و قوم‌گرایانه کرده باشند. از نکات جالبی که در تریبون دادن این شبکه به چهره‌های تجزیه‌طلب به چشم می‌آید تکثر قومی چهره‌های تجزیه‌طلب است، به این معنا که میهمانان تجزیه‌طلب تنها به کردها محدود نمی‌شدند و این شبکه به تجزیه‌طلبان آذری، بلوچ و عرب هم تریبون داد تا گستره عظیمی از قومیت‌ها را با این پروژه درگیر کند. 
 
اتمام حجت فرمانده نیروی زمینی ارتش با اغتشاشگران   
فرمانده نیروی زمینی ارتش گفت: افرادی که امروز بازیچه شده‌اند بدانند ایران عرصه جولان آنها نیست و نخواهیم گذاشت خون شهدا پایمال شود و در کوچه و خیابان‌هایی که به نام شهدا است دشمن قدم بگذارد. امیر سرتیپ کیومرث حیدری در حاشیه سفر به گناباد اظهار داشت: با هم بودن و اتحاد داشتن جایی برای ماندن دشمن نخواهد گذاشت، دشمنان ما باید واقعیت‌ها را ببینند؛ این مردم ولایتمدارند و با تمام توان آماده حضور در صحنه هستند. وی اظهار کرد: دشمنان انقلاب از روزی که انقلاب ما نهالی نورس بود هجمه‌ها و دشمنی‌های خود را ساماندهی و اجرا کردند ولی هیچ کاری نتوانستند بکنند. بنا به فرمایش رهبر انقلاب، زمانی که نهالی نورس بودیم کاری نتوانستید کنید، حالا که درختی تنومند شده‌ایم هیچ غلطی دشمن نخواهد توانست بکند. حیدری با بیان اینکه امروز جمهوری اسلامی ایران در قله اقتدار دفاعی، امنیتی و سیاسی ایستاده و دشمنان این را برنمی‌تابند و علیه ما توطئه می‌کنند، افزود: افرادی که امروز بازیچه شده‌اند بدانند ایران عرصه جولان آنها نیست و نخواهیم گذاشت خون شهدای مقدس پایمال شود و در کوچه و خیابان‌هایی که به نام شهدا است دشمن قدم بگذارد. وی ادامه داد: اگر امروز آنطور که جامعه انقلابی مطالبه می‌کند با این افراد برخورد نمی‌شود اراده فرمانده کل قواست ولی روزی که فرمان برخورد صادر کنند قطعا جایی در این کشور نخواهند داشت. فرمانده نیروی زمینی ارتش با اشاره به اینکه جامعه ما شهیدپرور است و انقلاب‌مان با شهدا رشد کرده، عنوان داشت: عزت و اقتدار ما، بصیرت و معنویت ما امروز رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای است و شهدا یاد دادند مبادا رهبری را تنها بگذاریم. این اقتدار با خون شهدا ادامه پیدا خواهد کرد و لازمه آن در صحنه بودن و اطاعت از فرامین رهبری است. حیدری در پایان تاکیدکرد: اگر می‌خواهیم به شهدا اقتدا کنیم راهی جز اطاعت از رهبری وجود ندارد.

:: بازدید از این مطلب : 408
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 18 آبان 1401

نظام در چهار دهه گذشته تجربه‌ای غنی از اعلام جنگ خیابانی جبهه معارضه  کسب کرده است. فرمول نیز ثابت است. بهانه‌ای علم می‌شود و این بهانه کلید رمز شروع یک پروژه خواهد شد. البته بهانه ادعایی پس از گذر زمان فراموش و بلا استفاده می‌شود. از جمله آن می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

  • ۱: رمز کارزار ۲۹۵۷ روزه ترور توسط جنایتکارترین فرقه قرن چهاردهم(رجوی): برکناری بنی‌صدر 
  • ۲:  رمز شروع غائله کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸: توقیف روزنامه سلام
  • ۳: رمز شروع کودتای ۵۸۲ روزه میرحسین موسوی: اعلام تقلب در ساعت ۲۲ روز ۲۲ خرداد
  • ۴: رمز شروع ناآرامی دی ۱۳۹۶: تخم مرغ!

پروژه ۵۰ روزه اخیر نیز با رمز مهسا امینی شروع شد. دستگاه اطلاعاتی به این نتیجه رسیده بود که روز آغاز پروژه ۱۴۰۱ اول مهر است. دو موضوع نیز به عنوان سرفصل پروژه انتخاب شده بود: اول؛ حجاب. دوم؛ معیشت. امّا حادثه مهسا امینی روز شروع را جلو انداخت و همین باعث سکته آشوب‌های داخل شد. فی‌الحال ماجرای مهسا امینی به عنوان یک حادثه قضاوت می‌شود و هنوز دستگاه امنیتی برآورد نهایی خود را از واقعه عصر ۲۲ شهریور اعلام نکردند.

طرحی که قرار بود از دانشگاه شروع شود، از سقز شروع شد. تمرکز نیز به طرز ناشیانه‌ای به سمت برهنگی و متعاقباً خشونتِ داعشی‌ رفت و همین امر باعث شد که بعضی از معترضین با پروژه همراه نشوند. وقایع اخیر حتی نتوانست بدنه کف خیابانی دی ۹۶ را همراه کند.

نکته قابل توجه استفاده متعدد از تصاویر دختران جوان تحت عنوان «کشته شده توسط نظام» است. رویه‌ای که در سال ۸۸ با ماجرای مبهم ندا آقا سلطان تجربه شد و منجر به سنگین‌ترین تحریم تاریخ علیه ایران شد. هدف نهایی نیز تشکیل یک اجماع برای تحریم ملت است. تاکنون فوت بیش از ۱۵ دختر و زن جوان از سوی رسانه‌های لندنی-سعودی و بات‌های سایبری به اسم نظام فاکتور شده. وجه مشترک اغلب این داستان سرایی‌ها ضربه باتوم به سر و بعد تمایز آن تعلق به هریک از اقوام مختلف ایرانی است!

مرضیه دشمن زیاری، ندا بیات، نگین عبدالملکی، سارینا اسماعیل زاده، آیتک رضایی، اسرا پناهی، پردیس جاوید، هانا دوزدوزانی، سارینا ساعدی، مائده جوانفر، ناهید مصطفی پور، نسرین قادری، نسیم صدقی، پارمیس همنوا، آرنیکا قائم مقامی، پریسا بهمنی و نیکا شاکرمی اسامی است که در ۵۰ روز اخیر برای نظام فاکتور کردند. ماجرای هر کدام از این دختران متفاوت اما برنامه‌ ضدانقلاب یکسان بود؛ در واقع حاکمیت تا امروز هیچ اقدام امنیتی از خود نشان نداده است و به معنای واقعی کلام، از امنیتی شدن فضای کلی کشور جلوگیری کرده است و از روش های گوناگون و غیر خشن نسبت به رفتارهای داعشی‌ گونه معترضین، از گسترده شدن آشوب جلوگیری کرده است، ولی ضد انقلاب تنها با یک روش در حال عملیات روانی است؛ آن هم استفاده از این عبارت: نظام کشته است!

* ندا بیات

یکی از کارمندان شبکه منوتو در صفحه توئیتری خود نوشت:‌ «یک نفر بهم پیام داده از کسی که در بیمارستان امام حسین زنجان کار میکنه شنیده که ندا بیات دیروز فوت شده. میگن بهش مککرر تجاوز شده و خونریزی داخلی داشته و نذاشتن عمل بشه. نوشته خانوادش حتی مراسم تشییع رو نذاشتن اعلام کنن. من زنگ زدم بیمارستان و گفتن فقط باید با حراست اونم حضوری صحبت کنین! وقتی اسم حراست میاد میدونیم یعنی چی … فقط اینکه برام نوشته بودن که این دختر ۱۵ سال بیشتر نداشت … #مهسا_امینی »

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

چهار نکته در این داستان سرایی وجود دارد:‌

اول؛ شخصی به اسم ندا بیات اصلا وجود خارجی ندارد.

دوم؛ اشاره رسانه‌های لندنی-سعودی به دختر ۲۳ ساله جوانی است که روز ۴ آبان ماه روی سقف خودروی نیروی انتظامی در خیابان سعدی زنجان رفته بود.

سوم؛ فردی که لندن نشنین ادعا کردند کشته شده، دیروز در دادگاه حاضر شده بود!

چهارم؛ اسم این دختر جوان «اعظم عمندی» است.

 

* مرضیه دشمن زیاری

یک اکانت توئیتری با شایعه سازی و ادعای دوستی با مرحومه دشمن زیاری و خانواده آن، کشته شدن وی را بر اثر ضربات باتوم ماموران در اغتشاشات عنوان کرده و یک پیج اینستاگرامی نیز به این موضوع دامن زده است. این دختر جوان اهل بوشهر بود.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

عبدالرحیم دشمن زیاری پدر مرحومه مرضیه دشمن زیاری در گفتگو با فارس در بوشهر اظهار کرد: دختر عزیزمان در هفته ‌های گذشته بر اثر سانحه تصادف که همه مستندات صحنه‌ای موجود است، فوت کرده است ... افراد مغرض در فضای مجازی شایعه سازی می‌کنند که مرگ مرحومه بر اثر تصادف نبوده که اینجانب عبدالرحیم دشمن زیاری ولی مرحومه این شایعه را به شدت تکذیب می‌نماییم و از مقامات محترم قضایی درخواست رسیدگی مجدانه و اشد مجازات از این گونه افراد داریم.»

راننده خودرویی که با مرحومه تصادف کرده، همان لحظه دستگیر و در حال گذراندن مراحل قانونی است.

* نگین عبدالملکی 

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

ابتدا داستانِ شبکه سعودی درباره نگین عبدالملکی را بخوانیم. کارمند ایران اینترنشنال روز ۲ آبان با حفظ کردن متنی پیرامون خانم عبدالملکی می‌گوید: «روز ۲۰ مهر، نگین در اعتراضاتی که در سطح همدان بوده شرکت می‌کنه و در آن جا ضربات باتوم به سرش می‌خوره، به تعداد خیلی زیاد و خیلی شدید. بعد از اعتراضات برمی‌گردد به خوابگاه. در خوابگاه جانش را از دست می‌دهد ولی در واقع توسط نیروهای امنیتی کشته می‌شود ... همون موقع وقتی حراست دانشگاه متوجه می‌شود، حمله می‌کند با نیروهای امنیتی به اتاق اون دانشجویانی که در جریان کشته شدن نگین قرار گرفته بودند

کارمند سعودی در اینجا شک می‌کند متن را درست حفظ کرده است یانه! تصویر از روی او برداشته می‌شود تا بتواند به متن سناریو نگاه کند. او ادامه می‌دهد: «بله! قرار گرفته بودند و در همانجا به آن‌ها می‌گویند که حق ندارید این موضوع را خبر رسانی کنید.» 

امّا ماجرا از چه قرار بود؟ بخش استان‌های خبرگزاری فارس روز ۲۱ مهر خبری در خصوص مصرف مشروبات الکلی تقلبیِ دست‌ساز توسط چند جوان در همدان منتشر کرد. روز ۲۴ مهرماه دادستان همدان توضیحات تکمیلی در این خصوص ارائه می‌کند: « صبح روز پنجشنبه ۲۰ مهرماه، دختر و پسر جوان با علائم شدید مسمومیت، توسط جوانی دیگر که او نیز دچار مسمومیت شده بود، به دو بیمارستان همدان انتقال داده می‌شوند ... هر سه نفر در ویلایی در همدان بر اثر مصرف مشروبات الکلی دچار مسمومیت شده اند ... با وجود اقدامات درمانی، دختر و پسری که حالشان وخیم‌تر بود، بعدازظهر روز پنجشنبه ۲۱ مهرماه فوت می‌کنند.».

تا روز ۲۴ مهرماه اصلاً اسمی از نگین عبدالملکی نیست. روز دوم آبان یورو نیوز فارسی نوشت:‌ «نگین عبدالملکی بر اثر ضربات متعدد باتوم نیروهای امنیتی در همدان جان باخت.» شبکه سعودی ایران اینترنشنال نیز داستان فوق را سرهم کرد.

پدر  این دختر جوان ادعای رسانه‌های لندنی - سعودی را تکذیب کرد. در متن نامه‌ای که به امضای پدر و عموی مرحومه نگین عبدالملکی رسیده عنوان شد: «بعد از گذشت چند روز از فوت دخترم به علت مسمومیت باخبر شدم رسانه‌های ضد انقلاب و معاند بی‌شرمانه با سوء استفاده از این حادثه دلخراش که ارتباطی با اغتشاشات اخیر ندارند قصد بهره‌برداری و ایجاد تفرقه و تشویش اذهان دیگر دانشجویان را دارند؛ من به صراحت ضمن اعلام برائت از اقدامات و خبررسانی‌های کذب رسانه‌های کردی و غیر کردی که به دنبال متشنج کردن اوضاع و احوال کشور هستند اعلام می‌کنم مرگ دخترم ارتباطی به اغتشاشات اخیر نداشته است». نگین عبدالملکی از کردتبار بود.

* سارینا اسماعیل زاده

ایران اینترنشنال روز ۱۵ مهر نوشت: «سارینا اسماعیل‌زاده، دختر ۱۶ ساله، تازه‌ترین قربانی دستگاه سرکوب حکومتی است که به گفته سازمان حقوق بشر ایران، ۳۱ شهریورماه زیر ضربات باتوم ماموران امنیتی کشته شد.» تصویر زیر نیز مربوط به پست اینستاگرامی شبکه بهائی منوتو است.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

واقعیت ماجرا چه بود؟ «سارینا» دختر نوجوان کرجی  ساعت ۲۰ دقیقه بامداد روز دوم مهر ماه متاسفانه بر اثر سقوط از ساختمان فوت کرده است. مادر سارینا نیز داستان موهوم فوت بر اثر ضربه باتوم را رد کرده است. 

* آیتک رضایی / اسرا پناهی / پردیس جاوید / هانا دوزدوزانی

بی‌بی‌سی فارسی می‌نویسد: «گزارش‌ها حاکی از جان باختن یک دانش آموز در مدرسه شاهد اردبیل به دلیل خونریزی داخلی است. شاهدان عینی گفته‌اند این دانش آموز بعد از حمله نیروهای امنیتی به دبیرستان شاهد به بیمارستان منتقل شده و در بیمارستان جان باخته، بر اساس گزارش‌ها، هفت دانش آموز هم با همکاری مدیر مدرسه به نیروهای امنیتی تحویل داده شده‌اند.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

از این سناریو دو اسم به عنوان کشته معرفی کردند. در ابتدا نام آیتک رضایی مطرح شد. کانال‌های پان ترک نیز با هدف تهییج احساسات، خبر کشته شدن یک دانش‌آموز در روز پنجشنبه ۲۱ مهرماه را نشر دادند. یکی از این کانال‌ها نوشت: «نام دانش آموزی که در دبیرستان شاهد به دست نیروهای سرکوبگر به قتل رسیده است، آیتک می‌باشد و  عکس متعلق به وی می‌باشد.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

کارمند شبکه سعودی ایران اینترنشنال نیز روز ۲۳ مهرماه،  زبان به رجزخوانی از فاصله ۵۰۰۰ کیلومتری ایران می‌گشاید و  می‌نویسد: «داغ دیگری بر تن ایران/ آیتک هم رفت کنار مهسا، نیکا، سارینا، غزاله و .... زیر بار این همه داغ دفن تان می‌کنیم.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

دروغ آتیک رضایی خیلی زود فاش شد. خبرگزاری رکنا در روز ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ (سه ماه قبل از ادعای رسانه‌های لندنی-سعودی) خبری تحت عنوان «خودکشی دانش آموز نخبه به دلیل سومدیریت کادر مدرسه» منتشر کرد. نام دانش آموز مذکور آیتک رضایی بود. 

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم
خبر رکنا درباره آیتک رضایی | تاریخ: ۱۶ خرداد ۱۴۰۱ 

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم
تصویر واقعی آیتک رضایی دانش آموز اردبی

فیلمی که رکنا از آیتک منتشر کرد

رسانه‌های لندنی با فرار رو به جلو بلافاصله یک نام دیگر را جایگزین کردند: اسرا پناهی. رادیو فردا در همین رابطه ضمن ادعای ارتباط گیری با نزدیکان خانم پناهی نوشت: « این دختر نوجوان نه خودکشی کرده و نه دچار ایست قلبی شده، بلکه بر اثر خونریزی داخلی ناشی از ضرب و جرح جان باخته است.» جالب است در کانال‌های تلگرامی برای اسرا پناهی از عکس دروغ منتسب به آیتک رضایی استفاده کردند!

عموی «اسرا پناهی» روز ۲۳ مهرماه گفت: «برادر من یک ماه پیش فوت کرد و دخترش (اسرا پناهی) هم ناراحتی مادرزادی قلبی داشت. متاسفانه سه روز پیش ساعت ۱۲:۳۰ شب حالش خراب شد و با آمبولانس او را به بیمارستان بردند و همانجا فوت کرد. به هیچ تجمع و شورشی هم ربطی ندارد.»

برادر مرحومه اسرا پناهی نیز گفت: «به درغ گفتند که [خواهرم] در مدرسه شاهد درس می‌خواند و به دست ماموران کشته شده است. این خبرهای کذب را رسانه‌های مثل بی بی سی و ایران اینترنشنال منتشر کردند.» 

00

امّا این همه ماجرا نبود. همزمان رسانه سعودی «ایندیپندنت فارسی» روز ۲۲ مهر  از شخصیتی جدید این بار در سنندج رونمایی کرد. این رسانه سعودی نوشت: «پردیس جاوید، دانشجوی ۲۰ ساله اهل سنندج، در جریان اعتراضات روز ۱۶ مهر در بلوار پاسداران سنندج، در اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی مجروح شد. به گزارش سازمان هه‌نگاو(!)، نیروهای امنیتی خانه‌ای را که پردیس در آن پناه گرفته بود، به رگبار بستند و او را با خشونت زیاد بازداشت کردند. » این رسانه از این واقعه هیچگونه فیلم و سندی منتشر نکرد. 

نکته جالب ماجرا اینجاست: عکس ادعایی پردیس جاوید همان عکسی است که برای آیتک رضایی نیز منتشر شد. این موضوع نشان می‌دهد که رسانه‌های لندنی با کمبود عکس برای داستان‌های دروغ خود روبرو شدند و در برهه زمانی یکسان، از یک عکس برای دو اسم مجزا اسفاده کردند. رسانه‌های معاند، دیگر خبری با اسم پردیس جاوید منتشر نکردند. 

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

همزمان اکانت‌های اینستاگرامی ضمن انتشار یک عکس، شایعه‌ای به این شرح منتشر کردند: «هانا دوزدوزانی دختر ۱۶ ساله دبیرستان دخترانه شاهد شهید رانی نظام بود که در حمله نیروهای نظامی به مدرسه کشته شد.»

 

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم
تکذیب خبر کذب مربوط به شخصیت خیالی هانا دوزدوزانی

پس از گسترش شایعه، صاحب عکس که یکی از فعالان اینستاگرامی بود، واکنش نشان داد. این عکس متعلق به فردی به نام هانا جعفری است و هانا دوزدوزانی اصلا وجود خارجی نداشت.  آیتک رضایی، اسراپناهی و هانا دوزدوزانی پروژه علم کردن یک دختر ترک پس از مهسا امینی کُرد بود.

* سارینا ساعدی

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

یکی از بزرگترین جنایات ضد انقلاب این است که یک خانواده عزادار را در شرایط حالی نامساعد مجبور به کنش‌گری سیاسی می‌کند. سارینا ساعدی دختر ۱۶ ساله سنندجی روز ۵ آبان در منزل فوت کرد. معارضین به دروغ مرگ این دختر را به اغتشاشات ربط داده بودند.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

 

پدر سارینا در شرایط روحی نامناسب درباره لحظه فوت دخترش می‌گوید: «من خواب بودم. مادرم صدا زد که هرچه صدا می‌زنم، دخترت [سارینا] از خواب بیدار نمی‌شود. دیدم که از دهانش کف بیرون آمد و بدنش سیاه شد. حدود ساعت ۶ و ربع به بیمارستان رسیدیم ... [گفتند] دو ساعت قبل فوت کرده است ... گفتند خودش را  مسموم کرده امّا معلوم نیست چه چیزی خورده است.»

 

* مائده جوانفر

ساعت ۱۷ روز سوم آبان ماه خانمی به اسم مائده جوانفر پس از شرکت در کلاس آموزشی خود در استان قزوین، با خودرو ۲۰۶ خود از گردنه کوهین به رشت در مسیر بازگشت به منزل بوده که به خودروی او دلیل خواب آلودگی و ایضاً سرعت غیرمجاز منحرف  شده و به گاردریل جاده برخورد می‌کند.

روز ۴ آبان ۱۴۰۱ رسانه‌های لندنی نظیر شبکه بهائی منوتو مدعی شدند: «مائده جوانفر، پرستار ۲۸ ساله یک بیمارستان در رشت، در خیزش سراسری(!) چهارم آبان‌ماه در رشت توسط نیروهای امنیتی کشته شد.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

دادستان مرکز استان گیلان شایعات منتشره درمورد فوت مائده جوانفر در اغتشاشات را مردود دانست و گفت: این فرد بر اثر تصادف فوت شده است. مائده جوانفر پرستار شاغل در گیلان بوده است که بر اثر تصادف در اتوبان رشت به قزوین جان خود را از دست داده است.

اسماعیل جوانفر پدر مرحومه روز ششم آبان در مصاحبه با ایرنا گفت: «دخترم مائده جوانفر در حادثه رانندگی جان باخت نه در اغتشاشات اخیر رشت که رسانه های بیگانه آن را اعلام می کنند  ... دخترم مائده در درگیری‌ها اخیر به هیچ عنوانی حاضر نشد و ایشان جزو پرستاران که در دوران کرونا فعالیت‌های فداکارانه ای داشتند محسوب می شد ... جای تاسف و تعجب است که در جامعه برخی برای اهداف خودشان با جو سازی باید از فوت دخترم سوء استفاده و بهره برداری کنند.»

پدر مرحومه جوانفر در ادامه پیرامون حواشی ایجاد شده حین خاکسپاری گفت:«امروز در مراسم خاکسپاری دخترم، یک جوان ناشناس یک عکس از ایشان را که شخصی و در شان دخترم نبود را از رشت به همراه خود آورده بود و به دنبال برهم زدن مراسم بود که همسرم،(مادر مائده) با ناراحتی عکس دخترم را از ایشان گرفت ...در مراسم خاکسپاری دخترم، یک دختر جوان ناشناس شروع به دادن شعار کرد که با برخورد از سوی خانواده محل خاکسپاری را ترک کرد.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

 

* ناهید مصطفی پور

تعدادی از کاربران عکسی از ناهید مصطفی پور منتشر کردند و در توضیحات آن مدعی شدند که ایشان در اغتشاشات کشته شده است! داستان سرایی اکانت‌های توئیتری بر این فرض بود که خانم مصطفی پور در تهران ربوده شده و بعد از ۹ روز جسدش تحویل خانواده‌اش شده است.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

 

یک روزنامه نگار اصلاح طلب در صفحه شخصی توییتر خود در خصوص این خبر نوشت: «مواظب خبرهای ساختگی باشیم. یکی از رفقای قدیمی‌ام – احسان رضوی – که سابقه دوستی‌مان ۲۰ سال است متاسفانه چند روز پیش همسرش ناهید (زهرا) مصطفی‌پور را به علت آنفلوانزا از دست داد. اما خبرش به دروغ با عنوان قربانی اعتراضات پخش شده. خود احسان در اینستاگرامش ماجرا را توضیح داده است.»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم
توئیت خبرنگار اصلاح طلب

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم
توهیت همسر مرحومه مصطفوی پور

ناهید مصطفی پور از اقوام لر در یاسوج بودند و پس از نیکا شاکرمی دومین موردی است که معارضین نظام، بساط پروژه کشته سازی خود را در میان این قوم پهن کرده است.

 

* نسرین قادری

نسرین قادری ۳۵ ساله اهل مریوان روز ۱۴ آبان در منزل خود در تهران فوت می‌کند اما رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی وابسته به ضدانقلاب در ادامه پروژه کشته‌سازی، فوت این مرحومه را به اغتشاشات ربط دادند.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

خانواده نسرین قادری خبر دروغ کشته شدن دخترشان را تکذیب کرده‌اند. پدر نسرین قادری درباره فوت دختر خود گفت: «دخترم تشنج داشت و به آنفلوآنزا هم مبتلا شده بود و شب همان روزی که فوت شده، برادرش تا ۱۲ شب پیش او بود و ما هم با او تماس تلفنی داشتیم و جویای حالش بودیم.» وی هرگونه شایعه درباره حضور دخترش در تجمعات اعتراضی و اغتشاشات را رد کرد.

 

* نسیم صدقی

«نسیم صدقی» دختر ۲۳ساله اهل شاهین‌دژ است که  به‌طرز مشکوکی در محلی خارج از محدوده شهر ارومیه به قتل رسید. همین موضوع باعث شد کانال‌های ضدانقلاب این موضوع را به نیروهای امنیتی منتسب کنند. کارمند بی بی سی فارسی در این رابطه می‌گوید: «روز نهم آبان در ارومیه، ماموران امنیتی با ۲ گلوله جنگی به او [نسیم صدقی] شلیک کردند.»  خانواده و نزدیکان نسیم صدقی این ادعا را تکذیب ‌کردند. رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی آذربایجان‌غربی نیز از شناسایی قاتل و دستیاران وی در ماجرای قتل نسیم صدقی خبر داد.

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

 

* پارمیس همنوا

شبکه منوتو نوشت: «پارمیس همنوا دانش آموز ایرانشهری بدلیل پاره کردن عکس خمینی در کتاب درسی کشته شد.» این شبکه درحالی این ادعا را انجام داد که اصلاً دانش آموزی به نام پارمیس همنوا در ایرانشهر وجود ندارد!

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

آموزش و پرورش ایرانشهر با صدور بیانیه‌ای کشته شدن یک دانش‌آموز در مدرسه پروین اعتصامی این شهرستان را تکذیب کرد. در متن بیانیه آمده است: «... روز گذشته یکی از کانال‌های معاند، کشته شدن یکی از دانش‌آموزان دختر با مشخصات پارمیس همنوا در دبیرستان دخترانه پروین اعتصامی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده که این خبر از اساس کذب بوده و در کل حوزه آموزش و پرورش ایرانشهر دانش‌آموزی با این مشخصات وجود نداشته و هیچ دانش‌آموزی در شهرستان کشته نشده است.»

«شمس آبادی» دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان سیستان و بلوچستان نیز گفت: «انتشار خبر کشته شدن دانش آموزی به نام پارمیس همنوا در شهرستان ایرانشهر کذب است و صحت ندارد. هیچ دانش آموزی در شهرستان ایرانشهر کشته و یا حتی برای تحقیقات احضار نشده است.»

این ادعای دروغ بدنبال اضافه کردن دختر بلوچ به چرخه کشته سازی دختران در میان اقوام مختلف ایران بود. قریب به یک ماه قبل از ادعای فوق، منطقه جنوب شرق کشور به دلیل تحریکات عبدالحمید دچار التهاب شده بود و دروغ مذکور را در همین راستا می‌توان سنجید.

 

* آرنیکا قائم مقامی

نهاد خودخوانده کانون حقوق بشر ایران در صفحه توئیتری خود مدعی شد:‌«آرنیکا قائم مقامی ۱۷ ساله، براثر ضربات باتوم از پشت سر جان سپرده و به دروغ گفته شد از طبقه چهارم پرتاب شده است! مقامات امنیتی او را عمدا به بیمارستان ارتش بردند. »

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

«ساسان قائم مقامی» پدر مرحومه آرنیکا درباره نحوه فوت دخترش گفت: «صبح روز شنبه ۲۳ مهرماه، با همسرم به اتاق دخترم رفتیم که او را برای رفتن به مدرسه بیدار کنیم که دیدیم پنجره اتاق باز است و او از آنجا به حیاط منزل سقوط کرده است.»

پدر آرنیکا قائم مقامی تصریح کرد: «فرزندم چند روز در ICU بود و شنبه هفته بعد یعنی یکم آبان ماه فوت کرد، در حالیکه توئیتی که پخش شد و خبر از فوت او می‌داد، روز جمعه منتشر شده بود و فرزندم در آن روز هنوز زنده بود ... دخترم در این اغتشاشات شرکت نمی‌کرد و بسیار درس‌خوان، هنرمند و ورزشکار بود.»

صحبت‌های پدر آرنیکا قائم مقامی  

 

قائم مقامی در مورد انتشار تصاویر دخترش در بیمارستان گفت: «نمی‌دانم چه کسی از او در آن وضعیت عکس انداخته و این خبر را منتشر کرده است. من از شخصی که این عکس را گرفته شکایت دارم و از قاضی پرونده خواستم که پیگیر این قضیه باشد.»

 

*پریسا بهمنی

پریسا بهمنی سه شنبه مورخ سوم آبان ماه حدود ساعات ۱۹ شب و در پی تصادف رانندگی در تقاطع بزرگراه‌ شهید چمران و آیت الله هاشمی رفسنجانی (نیایش) به نحوی که وی پیاده و در خط بی‌آرتی (BRT) در حال تردد بوده که یک دستگاه کامیون با مرحومه برخورد می کند و وی بر اثر آن جان خود را از دست می‌دهد. امّا شبکه منوتو روایت یک حادثه را  اینگونه می‌نویسد:‌ «دکتر پریسا بهمنی در صحنه سازی تصادف کشته شد!»

 این ۱۷ دختر را نظام کشته است!+ عکس و فیلم

مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی کل کشور گفت: دکتر پریسا بهمنی متخصص جراحی عمومی براثر تصادف جان باخته است و خبر کشته شدن وی توسط ماموران امنیتی صحت ندارد.

علی صالحی دادستان تهران در خصوص فوت دکتر پریسا بهمنی بیان کرد: فوت خانم بهمنی هیچ ارتباطی با تجمعات در مقابل سازمان نظام پزشکی نداشته و اساسا درگذشت ایشان قبل از زمان اعلام شده بوده است.

نکته اینجاست: خانم بهمنی روز سوم آبان تصادف کرده بود اما رسانه‌های معاند تلاش کردند که با جعل خبر حضور وی در اجتماع مقابل سازمان نظام پزشکی در روز چهارم آبان، فوت خانم بهمنی را به اغتشاشات مرتبط کنند!

* نیکا شاکرمی

نیکا شاکرمی در ردیف اولین اسامی بود که در پروژه کشته سازی پس از شروع اغتشاشات مطرح شد. بی بی سی مدعی شد که نیکا در تجمع ۲۹ شهریور مفقود شد و پس از ۱۱ روز جسد را به خانواده تحویل می‌دهند. ماجرای نیکا شاکرمی جز پیچیده‌ترین پرونده‌های قضائی اخیر شد. 

سه فرد دیگر به نام‌های حدیث نجفی، غزاله چلاوی و فرشته احمدی در میان کشته شدگان هستند. پرونده این افراد کماکان باز است.

حدیث نجفی اولین فردی بود که پس از شروع آشوب‌ها فوت کرد. در ابتدا برخی از اعضای خانواده مرحومه، انگشت اتهام را به سمت نیروی انتظامی دراز کردند و معتقد بودند ماموران با ۳ گلوله جنگی به حدیث شلیک کردند. امّا نیروی انتظامی حاضر در میدان مسلّح نیست. گواه آن نیز وقایع روز چهلم حدیث نجفی است که تروریست‌ها، ماموران فراجا را با قساوت تمام به خون کشیدند. اگر ماموران فراجا مسلح بودند، هرگز شاهد صحنه‌های فجیع روز جمعه ۱۳ آبان در بزرگراه تهران - کرج نبودیم. 

پدر حدیث نجفی معتقد نیست که ماموران نیروی انتظامی دخترش را به قتل رسانده باشند. او از دستگاه قضایی خواست که قاتل دخترش را پیدا کنند. 

«غزاله چلاوی» نیز بر اثر شلیک گلوله در نا آرامی های مقابل فرمانداری آمل در تاریخ ۳۰ شهریورماه جانباخت. رئیس پلیس آگاهی مازندران در این رابطه گفته است: «رد گلوله بر پیکر مرحوم چلاوی نشان می‌دهد که گلوله‌ از ارتفاع بالا (محل حضور نیروهای انتظامی) شلیک نشده بلکه فردی از بین جمعیت (هم تراز با خانم چلاوی) به وی شلیک کرده است.»

ناصر عتباتی رئیس کل دادگستری آذربایجان غربی در رابطه با جزئیات فوت خانم فرشته احمدی در شهرستان مهاباد اظهار کرد: «در حال حاضر پرونده با موضوع قتل عمد تشکیل شده و بازپرس جنایی در حال بررسی موضوع و انجام تحقیقات مقدماتی است ... طبق بررسی هایی که تا امروز انجام شده اثبات گردیده، شلیک گلوله از داخل منزل این فرد انجام شده و این موضوع را اعضای خانواده این خانم هم تایید کرده اند. حسب اعلام مراجع انتظامی و امنیتی در محدوده منزل این خانم در زمان وقوع حادثه هیچ گونه تجمع، اغتشاش و حضور پلیس نیز وجود نداشته است.»

جبهه معارضین به دنبال حقیقت نیست و صرفاً در پی جسدهای بی‌جانی است تا آن را علم کند. پیگیری‌های فارس در روز ۴ آبان نشان داد که از ابتدای اغتشاشات در شهر تهران تا روز مذکور هیچ معترضی کشته نشد و در عوض نیروهای بسیج و فراجا در پایتخت ۴ شهید را تقدیم امنیت مردم کرده‌اند. آمار دقیق شهدای اغتشاشات اخیر هنوز مشخص نیست، امّا قریب به ۴۰ اسم از شهدای فراجا و بسیج در اغتشاشات تاکنون رسانه‌ای شده است.

ایران قریب به ۹۰ میلیون جمعیت دارد. هیچ کدام معصوم نیستند و امکان ارتکاب خطا و گناه دارند. این امر در نهادهای انتظامی و امنیتی هم صادق است. امّا اگر نظام تصمیم بر سرکوب مسلحانه داشت، این تعداد از افراد انتظامی و بسیجی  ناجوانمردانه به شهادت می‌رسیدند؟ از طرفی، افرادی که در وقایع به دنبال حقایق هستند، باید این سوال را از خود بپرسند که سود کشتن یک فرد در یک تجمع نظیر ماجرای غزاله چلاوی و حدیث نجفی و سایرین چیست؟ چرا باید ماموران به حدیث ۳ گلوله شلیک کنند؟ چرا باید به فرشته احمدی در خانه‌اش شلیک کنند؟ چرا قربانیان ادعایی، جملگی از میان دختران جوان هستند؟

حقیقت روشن می‌شود.

منبع: فارس

:: بازدید از این مطلب : 503
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 17 آبان 1401

به گزارش مهر، اطلاعیه دوم وزارت اطلاعات پیرامون فاجعه تروریستی حرم شاهچراغ منتشر شد.
در این اطلاعیه آمده است:
پیرو اطلاعیه مورخ نهم آبان ماه جاری پیرامون دستگیری تعدادی از عوامل عملیاتی و پشتیبانی فاجعه تروریستی حرم حضرت احمدبن‌موسی(علیهماالسلام)، اینک بخش دیگری از اطلاعات به‌دست آمده را به استحضار ملّت شریف ایران می‌رساند:
۱. سلسله عملیاتی که سربازان گمنام امام‌زمان(عج) بلافاصله پس از وقوع فاجعه تروریستی چهارم آبان ماه آغاز کرده بودند، به‌صورت شبانه‌روزی و بی‌وقفه استمرار پیدا کرده است. این پیگیری‌ها در ابعاد اطلاعاتی، ضداطلاعاتی، امنیتی و فنی در جریان بوده و یکی از پیچیده‌‌ترین و گسترده‌‌ترین عملیات ضدتروریستی این وزارت را رقم زده است.
۲. مجموعه رصدها، تحقیقات و عملیات صورت گرفته تاکنون منجر به شناسایی و بازداشت کلیه عوامل هدایت صحنه، عملیاتی و پشتیبانی آن اقدام تروریستی شد. مضاف بر آن تعداد دیگری از عواملی که برای عملیات مشابه وارد کشور شده بودند نیز بازداشت شدند. بدین ترتیب تاکنون ۲۶ تروریست تکفیری دستگیر شده‌اند.
۳. کلیه افراد دستگیر شده، غیرایرانی و با ملیّت‌های جمهوری آذربایجان، تاجیکستان و افغانستان هستند.
۴. عنصر اصلی هدایت و هماهنگ‌کننده عملیات در داخل کشور، تبعه جمهوری آذربایجان بوده که از فرودگاه بین‌المللی حیدر علی‌اف در باکو پرواز و از مرز هوایی فرودگاه امام خمینی(ره) وارد کشور شده است. این فرد پس از رسیدن به تهران خبر حضور خود را به عنصر هماهنگ‌کننده در جمهوری آذربایجان اعلام نمود. بلافاصله از طریق سرپل عملیاتی داعش در افغانستان با شبکه اتباع خارجی داعش نیز ارتباط گرفته و حضور خود در تهران را به اطلاع آنها رسانده است.
۵. عنصر پشتیبانی‌کننده صحنه عملیات در شیراز، فردی افغانستانی به‌نام «محمد رامز رشیدی» با نام مستعار «ابوبصیر» و عامل تیراندازی در حرم مطهر به‌نام «سبحان کُمرونی» با نام مستعار «ابوعایشه» که تبعه تاجیکستان بود.
۶. تروریست‌های مذکور، در استان‌های فارس، تهران، البرز، کرمان، قم و خراسان رضوی مورد تعقیب قرار گرفته و دستگیر شده‌اند. تعدادی از آنها نیز در مرزهای شرقی و هنگام فرار از کشور بازداشت شدند.
۷. نفراتی از تروریست‌های یادشده، در حال آماده‌‌سازی و فراهم آوردن تمهیدات لازم برای عملیات تروریستی دیگری من‌جمله در زاهدان بودند. به‌عبارت دیگر، خون‌های مطهر و به ناحق ریخته شهدای مظلوم حرم حضرت احمدبن‌موسی(علیهماالسلام) موجب کشف مقاصد و اهداف بعدی جنایتکاران تکفیری و پیشگیری از چند عملیات تروریستی دیگر شد.
۸. رصد و تحقیقات همه‌جانبه اطلاعاتی و فنی، همچنان به‌صورت همه‌جانبه، شبانه‌روزی و سراسری ادامه دارد و همان‌طور که در اطلاعیه‌های پیشین اشاره شد، تا شناسایی و مجازات آخرین تروریست تکفیری دخیل در فاجعه حرم شاهچراغ، چه در داخل و چه در خارج از کشور باشند، ادامه خواهد یافت. قطعاً «آرتین»‌های مغمومِ وطن، گرفتنِ انتقامِ «آرشام»‌های پرپر شده را خواهند دید ان‌شاءالله.
در ادامه این اطلاعیه نیز آمده است: در پایان دو نکته را متذکر می‌شویم:
اولاً) چنان‌که قبلاً اعلام شد، سربازان گمنام امام‌زمان(عج) در همه مراحل تحقیقات و عملیات پیش‌گفته، از همکاری تمام‌عیار مردمی برخوردار بودند که ضمن تقدیر خاضعانه و صمیمانه به پیشگاه مردم عزیز، تقاضا دارد که همچون گذشته فرزندان مجاهد و گمنام خود را در این مأموریت حساس مساعدت فرمایند.
ثانیاً) پس از وقوع حادثه غمبار صدرالاشاره، تعدادی از بلندگوهای وابسته به دشمنانِ شناخته‌شده ملّت ایران و دنباله‌های داخلی آنها، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم عملیاتِ تروریستی شیراز را به جامعه اطلاعاتی پرافتخار کشور منتسب کردند تا (به‌زعم آنها) اغتشاشات داخلی را مهار نمایند!
وزارت اطلاعات ضمن محفوظ دانستن حق پیگرد قانونی نسبت به عناصر عنودِ دامن‌زننده به آن اتهام ناجوانمردانه و خائنانه، اعلام می‌نماید که یافته‌ها از اظهارات عناصر تکفیری بازداشت‌شده، مبین سوءاستفاده تکفیری‌ها از فضای اغتشاشات و ناامنی برای انجام اقدامات تروریستی بوده است. اعترافات جداگانه چند تن از تروریست‌ها حاکی است که به‌دنبال وقوع اغتشاشاتی در کشور، فراخوانی از عناصر تکفیری برای انجام عملیات در جای‌جای کشورمان صورت گرفته است. این دقیقاً مضمونِ همان عملیات ترکیبی است که در بیانیه تبیینی مشترک این وزارتخانه و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مورد اشاره قرار گرفت. بدین ترتیب کسانی که آن جنایت وحشیانه و بی‌سابقه را به جامعه اطلاعاتی کشور منتسب کرده‌اند، در واقع نقش مکمل عملیات تروریستی و جنگ روانی داعش را ایفا نموده‌اند و از این جهت باید پاسخگوی مشارکت خویش در سناریوی خون‌بار داعشی-صهیونیستی باشند.
«وَ سَیَعلَمُ الذینَ ظَلَمُوا اَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُون»
والسلام علی من ‌اتّبع الهدی

و اما عقبه داخلی اغتشاشات 

امام خمینی(ره) چقدر درست و حکیمانه فرمود «منافقین از کفار بدترند». در بازشناسی نفاق برخی حامیان داخلی آشوب همین بس که دم از «دغدغه زندگی خوب» برای مردم زدند (تیتر و تحلیل چند روزنامه زنجیره‌ای)، اما بانیان جنایت تحریم بودند و در همین پنجاه روز فتنه هم تا توانستند، برای ضربه زدن به زندگی و جان و مال و کسب و کار و آسایش مردم فرصت فراهم کردند. این، برای شارژ خط ناکام تحریم بود. با هوچیگری درباره فوت یک نفر، اسباب ناآرامی را تدارک کردند، اما زنجیره شرارت و جنایت و ترور در کف خیابان و به خاک و خون کشیدن ده‌ها نفر توسط اشرار اجاره‌ای و آشوبگران تروریست را ندیدند، بلکه حتی به هنگام گرفتار شدن جنایتکاران، مدعی شدند نباید آنها را مجازات کرد، چون موجب ایجاد چرخه خشونت می‌شود و خشونت، خشونت می‌آورد(!) قبل از این هم، جنایتکاران جنایت می‌کردند و اینها نه این که درباره چرخه خشونت هشدار نمی‌دادند، بلکه جنایات اوباش و تروریست‌ها را با بزک «اعتراض مدنی»، تقدیس می‌کردند!
 علت این بی‌شرافتی را باید در آلودگی عمیق آنها یافت؛ آنجا که «معاون وزیر ارشاد دولت اصلاحات»، شبکه اسرائیلی- سعودی اینترنشنال (دعوت‌کننده به ویرانی، تجزیه‌طلبی، جنایت و ترور) را اداره می‌کند و ده‌ها جاسوس- خبرنگار مشابه (فراری یا هنوز مقیم ایران)، برای این شبکه و رادیو فردا، بی‌بی‌سی و صدای آمریکا تولید محتوا می‌کنند. برخی مدعیان اصلاح‌طلبی، در موضع اتهام هستند. ظلم بزرگی که اینها می‌کنند، به لجن کشیدن واژه انتقاد و اعتراض و به حاشیه ‌انداختن مشکلات واقعی مردم است. البته قاطبه مردم، به این جماعت وطن‌فروش بی‌محلی کرده و در اجتماعات بزرگ و کم‌نظیر، تودهنی اصلی را به طراحان اغتشاشات زدند.
 اولین بار نبود که منافقین غربگرا گفتند جنایتکاران و اشرار را مجازات نکنید. در همه تحریم و ترورهای آمریکا و اسرائیل و حتی زمانی که آمریکا توافق را زیر پا گذاشت، ماموران سیاسی- رسانه‌ای غرب گفتند مقابله به‌مثل و تلافی نکنید! اما عقل و شرع، درباره طراحان، مسببان و مباشران جنایات اخیر، حکم دیگری دارد. آنها باید تاوان سنگینی بپردازند. چنانکه امیر مومنان‌(ع) حکمت 314 نهج‌البلاغه و در موضوع بازدارندگی امر فرمود: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَيْثُ جَاءَ فَإِنَّ الشَّرَّ لَا يَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّرُّ. سنگ را به همان جايى كه از آنجا آمده، برگردانيد؛ که همانا شرارت را جز شرّ بازنمی‌دارد». هدف پادوهای میدانی و رسانه‌ای، فرسایشی کردن اغتشاش ولو در فضای ذهنی است تا هم ظرفیت‌های کشور را به تحلیل ببرند و هم با سرگرم‌سازی مسئولان، نسبت به مسائل راهبردی مهم داخلی و بین‌المللی ایجاد غفلت کنند. باید این گروه را تحت تعقیب و مجازات قرار داد، اما هرگز نباید در این سطح پایین متوقف ماند. ضربات اصلی با خسارات و تلفات سنگین، در انتظار شاهرگ‌های اقتصادی، امنیتی و نظامی طراحان جنگ ترکیبی، در منطقه و فرامنطقه است. جنگ ترکیبی را یا باید با ضربات ترکیبی، نامتقارن و دردناک‌تر از گذشته پاسخ داد.


:: بازدید از این مطلب : 542
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 15 آبان 1401
به گزارش «وطن‌امروز»، حوادث پنجشنبه گذشته در کرج و حمله وحشیانه اوباش به ماموران نیروی انتظامی، یک بسیجی و یک روحانی، بیش از هر چیز شمایل رفتار گروه‌های تروریستی را تصویر می‌کرد. شهادت یک جوان بسیجی، جراحت جدی یک روحانی و در نهایت مجروح شدن 10 مامور نیروی انتظامی، نتیجه نهایی میدان‌داری وحوشی بود که با سلاح‌های سرد و گرم به مدافعان امنیت حمله کردند. از نخستین ساعات انتشار تصاویر کرج، برخورد با اوباش و عاملان این اقدام وحشیانه تبدیل به یک مطالبه عمومی شد. مردم خواستار برخورد جدی با میدان‌داران اغتشاشاتی شدند که بخشی از رفتارهای وحشیانه‌شان در رسانه‌ها منتشر شد. 
در همین زمینه روز گذشته فرمانده انتظامی البرز از دستگیری ۱۱ نفر از اغتشاشگران و عوامل حمله به ماموران پلیس در آزادراه کرج - قزوین خبر داد. سردار عباسعلی محمدیان در این باره اظهار کرد: ۹ نفر از این افراد که قصد خروج از کشور را داشتند در یکی از استان‌های غربی کشور دستگیر شدند. 
وی با بیان اینکه در حال تحقیقات از این افراد هستیم و اطلاعات تکمیلی به‌زودی اطلاع‌رسانی می‌شود افزود: ۲ نفر دیگر از این متهمان به یکی از استان‌های کشور متواری شده بودند که با ردیابی‌های صورت‌گرفته و همکاری خوب مردم، این افراد نیز دستگیر شدند. محمدیان ادامه داد: در مجموع ۱۱ نفر در ارتباط با حمله به خودروی پلیس در استان البرز شناسایی و دستگیر شدند که پس از کسب اطلاعات بیشتر، اطلاعات تکمیلی به عموم مردم اعلام خواهد شد. روز گذشته همچنین یک منبع آگاه در گفت‌وگو با فارس از دستگیری عامل اصلی شهادت سید روح‌الله عجمیان، بسیجی کرجی خبر داد. به گفته وی، یکی از عاملان شهادت این شهید امنیت توسط سربازان گمنام امام زمان(عج) شناسایی و دستگیر شده است. شهید عجمیان، متولد ۲۰ بهمن سال ۱۳۷۴ در کوهدشت لرستان و از بسیجیان حوزه ۴۱۷ شهدای کمالشهر بود که سابقه عضویت ۱۲ ساله در بسیج را داشت. یکی از دوستان این شهید درباره نحوه شهادت وی گفت: شهید عجمیان توسط آشوبگران محاصره شد و با ضربات چاقو به کمرش به فیض شهادت نایل آمد. وقتی به شهید عجمیان چاقو می‌زدنند، چند نفر دیگر از اغتشاشگران نیز به سیدروح‌الله حمله می‌کنند. وی با اشاره به ابعاد شخصیتی این شهید امنیت، ادامه داد: هنگامی که اغتشاشگران وی را محاصره می‌کنند به جهتی حرکت می‌کند که حمله اشرار به سایر بسیجیان و مدافعان امنیت را دفع کرده تا فقط به او حمله کنند. 
 
* ادعاهای یکی از عاملان شهادت شهید علی‌وردی
حوادث روز پنجشنبه کرج را اما می‌توان امتدادی بر فاجعه تروریستی 2 هفته پیش در شهرک اکباتان تهران دانست که در نهایت به شهادت مظلومانه شهید آرمان علی‌وردی پس از شکنجه فراوان منتهی شد. پنجشنبه 2 هفته پیش بود که خبر دستگیری 5 نفر از عوامل دخیل در شهادت شهید علی‌وردی منتشر شد. روزنامه همشهری با یکی از عاملان شهادت این شهید گفت‌وگو کرده و درباره جزئیات این جنایت و عواملی که منتهی به این اقدامات جنایتکارانه شد سوال پرسید. متهم دستگیرشده در شرح حادثه اکباتان گفت: شهید علی‌وردی را همان روز در میان جمعیت شناسایی کردیم. یکی از دوستان‌مان به ما پیامکی فرستاد، مشخصات مرد بسیجی را که در میان جمعیت و شلوغی بود به ما داد. من و دوستانم جوان بسیجی را دنبال کردیم و در پارکینگ یکی از بلوک‌های شهرک اکباتان او را گیر انداختیم. به او گفتم کد رمزت را بگو و سپس با چاقو او را زدم. یک نفر با سنگ به او ضربه زد و دیگری هم وی را به باد کتک گرفت. 
وی با تایید اینکه مصرف‌کننده مواد مخدر بوده درباره علل فریب خوردنش گفت: هر وقت گل مصرف می‌کنیم جرأت پیدا می‌کنیم به طوری که انگار می‌توانیم هر کاری انجام بدهیم، حتی کارهای هولناک و عجیب و غریب. پای شبکه‌های ماهواره‌ای می‌نشستم و مدام فضای مجازی را رصد می‌کردم، همین موجب شد فریب بخورم، تحت‌ تأثیر یک هیجان عجیب قرار بگیرم و ناخواسته تبدیل به یک مجرم شوم. این متهم درباره قصدش برای فرار از کشور گفت: خبر شهید شدن بسیجی را در فضای مجازی خواندیم و تصمیم گرفتیم فرار کنیم، ولی زودتر از آنچه تصور می‌کردیم دستگیر شدیم. وی درباره همدستانش در این جنایت هم گفت: همه‌ آنها از دوستانم هستند. سیکل یا نهایت دیپلم دارند. یکی از آنها، یعنی همان فردی که با سنگ به شهید ضربه می‌زد، تحت‌تأثیر هیجانات، کوکتل مولوتف درست کرده و در شلوغی‌های اخیر شرکت و از آنها استفاده می‌کرد. 

:: بازدید از این مطلب : 483
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 11 آبان 1401
پس از آن بود که وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در بیانیه مشترک تبیینی خود پیرامون حوادث اخیر تصریح‌ کردند که برخی خبرنگاران شاغل در رسانه‌های اصلاح‌طلب از جمله این دو خبرنگار بازداشت شده در دوره‌هایی که با عنوان «جنگ ترکیبی و براندازی نرم» توسط سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) برگزارشده بود، شرکت کرده بودند.
در واقع این بیانیه از چرایی نگرانی رسانه‌های معاند برای این خبرنگاران پرده برداشت، چرا که در بخشی از آن تصریح شده بود، الهه محمدی و نیلوفر حامدی خبرنگاران اصلاح‌طلب دستگیر شده در دوره‌های آموزشی سازمان جاسوسی آمریکا شرکت داشته و هر دو نفر آنها نقش منابع اولیه خبر‌سازی برای رسانه‌های بیگانه را ایفا کرده‌اند. خبرنگارانی که با اخبار جعلی و جهت‌دار پیرامون خبر درگذشت مهسا امینی، به ایجاد پروژه آشوب در ایران کمک کردند.
تقلای مدعیان اصلاحات 
برای تطهیر متهمان جاسوسی
پس از انتشار این بیانیه فعالین رسانه‌ای و روزنامه‌های اصلاح‌طلب در اقدامی هماهنگ سعی کردند با تخطئه گزارش دو نهاد امنیتی و اطلاعاتی رسمی کشور، این افراد را خبرنگارانی جا بزنند که تنها به وظیفه خبرنگاری خود عمل کرده‌اند.
مهدی رحمانیان مدیرمسئول روزنامه شرق درباره بیانیه مشترک نهاد‌های امنیتی کشور و اتهام جاسوسی و آموزش نیلوفر حامدی (خبرنگار شرق) در خارج از کشور به نیت اغتشاش، مدعی شد: این‌ها خبرنگار هستند و کار خبری خود را کرده‌اند. می‌گویند این خبرنگاران توسط بیگانگان آموزش دیده‌اند که بروند خبر تهیه کنند! خب چرا بیگانگان آنها را آموزش بدهند؟ وی در پاسخ به این پرسش که نیلوفر حامدی برای انتشار خبر و گزارش سقز با شما هماهنگ بوده است، اظهار کرد: هر چه درباره او می‌گویند دروغ است. ایشان اولین بار عکس مهسا امینی را منتشر نکرده و قبل از او عکس‌هایی منتشر شده بود. نیلوفر از ابتدا تا انتهای این موضوع با من هماهنگ بود.
غلامحسین کرباسچی مدیرمسئول روزنامه هم‌میهن نیز درباره خبرنگاران بازداشتی و اطلاعیه نهاد‌های امنیتی گفت: تا آنجایی که پرسیدیم به ما گفتند هیچ ارتباطی به مسائل روزنامه‌نگاری و خبرنگاری ندارد. اما آن چیزی هم که در اطلاعیه آمده مربوط به همین فعالیت روزنامه‌نگاری و تهیه گزارش درباره ماجرای اخیر بوده است. حالا منتظر هستیم تا ببینیم مقام‌های قضایی چه قضاوت و مدارکی دارند. خبر و حوادث در دنیای امروز مخفی نمی‌ماند هر اتفاقی در هر گوشه‌ای با تاخیر چند دقیقه‌ای یا حتی چند ثانیه‌ای بیفتد در همه جای دنیا پخش می‌شود. اگر فضای رسانه‌ای در داخل کشور به گونه‌ای باشد که خبرنگاران بتوانند خبر صحیح و درست را منتشر کنند، این بیشتر به نفع امنیت کشور خواهد بود تا اینکه فضایی در کشور ایجاد شود که خبرنگاران نتوانند سریع و سالم خبر خود را منتشر کنند.
عباس عبدی فعال سیاسی اصلاح‌طلب هم درخصوص بازداشت این دو خبرنگار نوشت: «اینکه فکر کنیم الهه محمدی پس از سال‌ها کار حرفه‌ای موفق، رفته دوره ببینه که با ارزش خبری آشنا بشود و بعد برود سقز گزارش خبری بدهد، مثل این است که دکترای ریاضی را ببریم تا جدول‌ ضرب یاد بگیره.»
 
رسوایی خبرنگاران همکار سیا و توجیه مضحک مدعیان اصلاحات
 
همزمان با روزنامه‌های زنجیره‌ای و فعالین اصلاح‌طلب رسانه‌های اپوزیسیون و معاند فارسی‌زبان ازجمله بی‌بی‌سی فارسی، اینترنشنال سعودی، رادیو فردا، صدای آمریکا و... در اخبار و گزارش‌های متعددی نسبت به دستگیری این دو خبرنگار اعتراض کرده و خواستار آزادی هرچه سریع‌تر آنان شدند.
نکته قابل تامل اینکه مدیر یکی از رسانه‌های زنجیره‌ای در حالی گفته است که خبرنگار بازداشت شده همه امور را با هماهنگی وی انجام می‌داده است، اما نگفته است که خبرنگار مذکور آیا همکاری با CIA و شرکت در دوره‌های آموزشی آنها را نیز با هماهنگی مدیرمسئول خود انجام داده است؟
همچنین روزنامه‌های زنجیره‌ای می‌گویند این افراد فقط «خبرنگار» هستند این در حالی است که تشخیص این مسئله که آیا فقط خبرنگار هستند یا در پوشش خبرنگار به ارتکاب اقداماتی مانند پادویی برای غرب مبادرت می‌ورزند برعهده نهادهایی امنیتی است نه شما!
از سوی دیگر خروجی عملکرد مدعیان اصلاحات در سال‌های گذشته موج پناهندگی و پادویی برخی خبرنگاران در این رسانه‌ها برای رسانه‌های معاند بوده است. همچنین باید از مدعیان اصلاحات پرسید که کدام دیدگاه‌های شما با دیدگاه‌های آمریکا و اسرائیل فاصله داشته است؟
رسانه‌های اصلا‌ح‌طلب‌، 
کانون اصلی پرورش پادو 
برای رسانه‌های ضدایرانی
فعالین رسانه‌ای و روزنامه‌های مدعی اصلاحات در حالی تلاش دارند، به‌زعم خود از این بیانیه اعتبارزدایی و خبرنگاران خود را از اتهامات وارده تبرئه کنند که رسانه‌های اصلاح‌طلب در سال‌های اخیر یکی از کانون‌های اصلی پرورش و تربیت پادوهای رسانه‌ای برای شبکه‌ها و رسانه‌های ضدایرانی بوده‌اند که با وطن‌فروشی به استخدام بی‌بی‌سی فارسی‌، صدای آمریکا، من وتو‌، رادیو فردا، ایران اینترنشنال‌، ایندیپندنت فارسی و... درآمدند و در حال حاضر برای این شبکه‌های معاند فعالیت می‌کنند.
این افراد در دوران اصلاحات در روزنامه‌ها و مجلات همشهری دوره اصلاحات‌، ایران، چلچراغ، شهروند امروز، تهران تایمز، شرق، اعتماد، هم‌میهن، بهار، وقایع اتفاقیه و بسیاری دیگر از نشریات مشغول به کار بوده‌اند و پس از چندی به شکل کامل جذب این رسانه‌ها شدند.
همچنین خبرنگاران و روزنامه‌نگاران رسانه‌های طیف مدعی اصلاح‌طلبی در مقاطع مختلف به‌ویژه در جریان فتنه‌ها و آشوب‌ها با تهیه گزارش‌های میدانی و مصاحبه‌ها و مقاله‌های خود به تأمین خوراک خبری برای رسانه‌های ضدانقلاب پرداخته‌اند. موضوعی که روزنامه کیهان در گزارش‌های متعددی به آن پرداخته است. 
شبکه نیابتی دشمن در داخل
 و هشدارهای کیهان 
مردادماه گذشته روزنامه کیهان در گزارشی با عنوان «رسانه داخلی یا شبکه نیابتی دشمن؟!» به بررسی نقش و عملکرد رسانه‌های اصلاح‌طلب تکمیل پروژه عملیات روانی دشمن علیه ملت ایران پرداخته و نوشته بود: «بحران‌‌سازی از مسائل و حوادث عادی با هدف ایجاد فشار روانی، اضطراب و خشم انباشته، سیاه‌نمایی از همه شئون حکومت و کشور و ایجاد نفرت نسبت به وطن‌، ناامید‌سازی از بهبود اوضاع، به‌خصوص اوضاع اقتصادی و معیشتی و بزک کردن دشمنان اصلی و واقعی کشور و جایگزین کردن دیگران به‌عنوان دشمن به‌عنوان سه محور اصلی عملیات روانی علیه ملت ایران در دستورکار این رسانه‌ها قرار گرفته و به‌صورت شبانه‌روزی در تلاشند با تثبیت ادراک‌های مدنظر خود افکار عمومی کشور را تحت تاثیر قرار دهند یا حتی بر تصمیمات کلان کشور اثر بگذارند و زمینه پیشبرد راهبردهای خود را فراهم آوردند.»
کیهان همچنین در این گزارش همچنین ضمن هشدار به نهادهای قضائی و امنیتی تصریح کرده بود: «یکی از نکات قابل تأمل این است که متاسفانه در سایه بی‌توجهی مدیران برخی رسانه‌های مدعی اصلاحات، تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران این رسانه‌ها علنا به کشف حجاب اقدام کرده و به‌صورت پیوسته، توئیت‌ها و پست‌های اینستاگرامی توهین‌آمیز و ساختارشکن منتشر کرده و ضمنا توئیت‌ها و مطالب فعالین جریان معاند در خارج از کشور را نیز بازنشر می‌دهند. 
بر همین اساس با بررسی صفحات اجتماعی برخی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مدعی اصلاح‌طلبی شاغل در رسانه‌های داخلی موارد تأمل‌برانگیزی مشاهده می‌شود. کشف حجاب، توهین به مقامات عالی نظام، سیاه‌نمایی وضع کشور، انتشار مطالب و تصاویر اروتیک، شوخی‌های جنسی، توهین به مقدسات و...تنها بخشی از مصادیق پست‌های منتشرشده از سوی برخی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران طیف مدعی اصلاحات در فضای مجازی است. عملکرد این قبیل افراد در پوشش خبرنگار، این شائبه را به وجود آورده است که برخی از آنها با چنین رویکردی در پی رزومه‌‌سازی برای حضور در رسانه‌های معاند هستند.
قصور و تقصیر مدیران برخی رسانه‌های مدعی اصلاحات موجب شده تا این‌گونه افراد به راحتی و بدون محدودیت به انتشار مطالب سخیف اقدام کرده و این رسانه‌ها را به‌عنوان «دوره کارآموزی برای حضور در رسانه‌های ضدانقلاب در خارج از کشور» در نظر بگیرند.»
از رمضان‌پور و واحدی 
و انتخابی‌فرد مزدور سعودی تا علی‌نژاد و گنجی و باستانی جاسوس غرب
از سوی دیگر نگاهی به فهرست خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و همچنین فعالین رسانه‌ای منتسب به این طیف که در سال‌های گذشته با وطن‌فروشی به استخدام رسانه‌های ضدایرانی یا دستگاه‌های جاسوسی غربی درآمدند خود گواه این مدعاست. 
 
«مسعود بهنود» یکی از این روزنامه‌نگاران فراری است که طی سال‌های گذشته در پوشش خبرنگار، مجری یا فعال رسانه‌ای مهم‌‌ترین نقش در اجرای پروژه جنگ روانی دشمن در ایران هراسی، هجمه به فرهنگ، هویت و اعتقادات مردم ایران و کودتای رنگی علیه نظام جمهوری اسلامی داشته است. او در سال 1376 در روزنامه «جامعه» به‌عنوان اولین روزنامه منتسب به جریان اصلاح‌طلب شروع به فعالیت کرد. این نشریه به‌دفعات به نشر اکاذیب و اتهام‌زنی به ارکان حاکمیت پرداخت. تشویش اذهان عمومی، انتشار اخبار محرمانه، افترا و توهین نسبت به نیروهای مسلح و مقامات نظامی، نشر اکاذیب، توهین و حمله به مقدسات مذهبی و مسئولان نظام، اشاعه و ترویج فرهنگ غرب، اشاعه فحشا و درج مطالب خلاف عفت عمومی و توهین و افترا به قوه قضائیه ازجمله اتهامات این روزنامه مدعی اصلاح‌طلبی بود. این روزنامه اصلاح‌طلب در تیرماه 1377 توقیف شد.دو روز بعد از توقیف روزنامه جامعه، روزنامه دیگری به نام توس توسط همین کادر آغاز به‌کار کرد که در شماره اوّل خود تیتر بزرگ «توس در خدمت جامعه» را چاپ کرد. این کادر که مسعود بهنود نیز جزو آنان بود، نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب را راه‌اندازی کردند. نکته قابل‌تأمل این‌جاست که تعداد قابل‌توجهی از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران شاغل در رسانه‌های معاند و ضدانقلاب، توسط اشخاصی همچون مسعود بهنود شناسایی و برای سرویس‌دهی به رسانه‌های حامی تحریم و تجزیه و آشوب در ایران هدایت شده‌اند. برخی نیز با همکاری وی جذب رسانه‌های ضدانقلاب شده‌اند.
همچنین در سال‌های گذشته تعدادی از فعالین رسانه‌ای در داخل با خیانت به مردم کشورشان به استخدام بی‌بی‌سی فارسی درآمدند و در نقش پادوهای ملکه انگلیس، در این شبکه ضدایرانی مشغول به کار شدند که «دروازه ورود» این خبرنگاران تجدیدنظرطلب به شبکه رسانه‌های فارسی زبان بیگانه «بهنود» بوده است. «مجتبی واحدی» دیگر قلم فروش فراری اصلاح‌طلب از اطرافیان و مشاوران مهدی کروبی محسوب می‌شد و تنها در سال 1379، همزمان با مقدمات برگزاری انتخابات مجلس ششم، با راه‌اندازی روزنامه آفتاب یزد به‌واسطه اعتماد خانواده کروبی به او، سردبیر این روزنامه شد. در دوران حضور در آفتاب یزد، با دیکتاتوری تحریریه آن روزنامه را اداره کرد و علاوه‌بر وارد کردن بستگان بی‌تجربه خود به روزنامه، با روزنامه‌نگاران قدیمی‌تر برخوردهای بی‌ادبانه‌ای صورت داد. مجتبی واحدی حتی در همان روزی که کشور را ترک می‌کرد، سردبیر آفتاب یزد بود و تحت هیچ‌گونه تعقیب قضایی یا اطلاعاتی نبود. وی که به آمریکا پناهنده شده، می‌گوید حاضر است حتی با گروه‌های تروریستی مخالف جمهوری اسلامی مذاکره و همکاری کند. مجتبی واحدی در مصاحبه با رادیو فرانسه- کشوری که بقایای گروهک منافقین در آن گردآوری شده‌اند- می‌گوید: من بشخصه با هر گروهی که حتی سوابق تروریستی دارد اما حاضر باشد به اشتباهات گذشته‌اش اعتراف کند مذاکره می‌کنم. وی می‌گوید: به جهتی می‌رویم که دیگر شرایط فقط شرایط انتقاد و مخالفت نیست. البته ایده کنگره ملی ایده بسیار خامی است. او در شرایط انزوا در خارج کشور می‌گوید: من اعتقاد ندارم که فقط باید با گروه‌های خارج از ایران مذاکره کرد. افرادی از داخل هم می‌توانند باشند اما نباید حضورشان موجب شناسایی آنها به وسیله حاکمیت شود. «کاملیا انتخابی‌فرد» سردبیر این روزهای رسانه سعودی ایندیپندنت فارسی نیز کار خود را در رسانه‌ای اصلاح‌طلب در ایران و در دوره اصلاحات آغاز کرد و بعدها سر از رسانه‌های بیگانه و دشمن درآورد. نیک‌آهنگ کوثر، کاریکاتوریست نشریات که سال‌هاست در کانادا اقامت دارد، مدعی شده بود انتخابی‌فرد، با استفاده از جاذبه‌های جنسی تبدیل به دامی شده بود که بسیاری از روزنامه‌نگاران پس از ارتباط نا مشروع با وی، مجبور به پذیرش شرایط خاصی می‌شدند.
«علی‌اصغر رمضانپور» از کارمندان سابق بخش فارسی بی‌بی‌سی و سردبیر خبر کنونی تلویزیون سعودی و ضدایرانی ایران اینترنشنال نیز از دیگر فعالین رسانه‌ای اصلاح‌طلب و فراری است که معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد در دولت اصلاحات و رئیس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بود. «حسین باستانی» دیگر خبرنگار فراری منتسب به طیف اصلاحات است که در روزنامه‌های دوم خردادی مانند جامعه، نشاط، صبح امروز، دوران، نوروز، بنیان، بیان، آینه، وقایع اتفاقیه و... نقشی کلیدی ایفا می‌کرد. باستانی در سال 78 به تیم رسانه‌ای رئیس‌جمهور دولت اصلاحات راه پیدا کرد. آنها وظیفه داشتند هرروز صبح تا قبل از ساعت هفت‌ونیم، بولتنی برای مطالعه آقای رئیس‌جمهور آماده کنند؛ بولتنی که به مرور برای هیئت دولت، رئیس مجلس و سایر چهره‌های کلیدی اصلاحات هم فرستاده می‌شد. وی هم اکنون در شبکه سلطنتی انگلیس علیه ملت خود پادویی می‌کنند. «مسیح علی‌نژاد» همکار این روزهای سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس نیز از همین روزنامه‌های طیف اصلاحات سر برآورد. خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه‌ «همبستگی» آغاز کرد و بعد از آن خبرنگار پارلمانی خبرگزاری «ایلنا» در مجلس ششم بود که به‌دلیل بی‌احترامی به قوانین و سرقت اسناد اداری محرمانه، از مجلس هفتم اخراج شد و همین امر علی‌نژاد را طعمه خوبی برای سرویس جاسوسی انگلیس قرار داد تا از وی یک جاسوس تربیت کنند و از همان زمان بود که وی به دام MI۶ افتاد. از علی‌نژاد در روزنامه‌های «شرق»، «بهار»، «وقایع اتفاقیه»، «هم‌میهن» نیز نوشته‌هایی منتشر شده است. وی در آخر به روزنامه «اعتماد ملی» ارگان رسمی حزب یکی از سران فتنه پیوست و در سیاه‌نمایی از اوضاع کشور و اهانت به مردم و رئیس‌جمهور قانونی کشور کم نگذاشت.
«مرجان شیخ‌الاسلامی آل آقا» از متهمین اصلی پرونده ۶/۶ میلیارد یورویی پتروشیمی و متهم به مشارکت اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال نامشروع به مبلغ هفت میلیون دلار که سال ۹۶ از کشور متواری شده نیز مدیرمسئول خبرگزاری میراث فرهنگی و همزمان به‌عنوان دبیر سرویس پارلمانی روزنامه همبستگی مشغول به فعالیت بود. وی پیش‌تر با همکاری برخی از خبرنگاران اصلاح‌طلب این خبرگزاری را راه‌اندازی کرد و از زمان اصلاحات تا دوران دولت دهم با دولت‌های مختلف همکاری کرد. او در انتخابات مجلس ششم به‌عنوان عضو جبهه مشارکت و عضو تحریریه روزنامه صبح امروز به مدیرمسئولی «سعید حجاریان» کاندیدا شد. فریبا داوودی مهاجر‌، رکسانا صابری، نفیسه کوهنورد، فرناز قاضی زاده، اکبر گنجی، ابراهیم نبوی، فرشته قاضی، رضا حقیقت نژاد، نیک آهنگ کوثر، مانا نیستانی، امید معماریان، هوشنگ اسدی، نوشابه امیری، محمد مساعد، جمشید برزگر، اردشیر امیر ارجمند، نیما راشدان و... تنها بخشی از نام‌های منتسب به رسانه‌های جریان اصلاحات است که با وطن فروشی در قامت عروس هزار داماد به سرویس‌های مختلف جاسوسی و بنیادهای گوناگون استعماری خدمات می‌دهند.
چنین افراد قلم‌فروش و وطن‌فروشی در حالی به حرفه شریف روزنامه‌نگاری، کشور و مردم خود خیانت کرده‌اند که هم‌اینک خبرنگاران و روزنامه‌نگاران بسیاری، در رسانه‌های مختلف کشور متعهدانه و دلسوزانه برای بیان آلام و مشکلات جامعه خود تلاش می‌کنند.
 

یادداشت 18 سال قبل شریعتمداری در باره امروز،«خانه عنکبوت»!

همکاران عزیزمان در خبرگزاری فارس، یادداشت ۱۸ سال قبل مدیر مسئول کیهان، با عنوان «‌شبکه عنکبوت‌» را باز نشر داده‌اند. در یادداشت مورد اشاره، به جزئیات مستندی از شبکه رسانه‌ای دشمن در داخل کشور اشاره شده بود. متن یادداشت با مقدمه‌ای که خبرگزاری فارس بر آن نوشته‌ است، از نظرتان می‌گذرد.
یادداشت پیش روی، ۱۸ سال قبل (دقیقاً ۱۸ سال قبل و در تاریخ ۸ آبان ۱۳۸۳) به قلم حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در این روزنامه نوشته شده است. دغدغه ۱۸ سال قبل شریعتمداری مشکل این روزهاست که اگر به آن توجهی شده بود و خطری که وی گوشزد کرده بود، جدی گرفته می‌شد شاهد پدیده ناهنجاری نبودیم که امروزه در عرصه رسانه‌ای کشور با آن رو‌به‌رو هستیم. پدیده تاسف‌آوری که فقط بخشی از آن در بیانیه اخیر و مشترک وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه آمده است.
توضیح آنکه زمان انتشار این یادداشت ۱۸ سال قبل است و بدیهی است که امروزه در چیدمان مراکز بیرونی دشمن و هویت برخی از بازیگران آن روزهای عرصه رسانه تغییراتی رخ داده است. اگرچه ماهیت ماجرا بدون تغییر باقی مانده است از این روی بازنشر آن را برای امروز ضروری و روشنگرانه می‌دانیم.
در عرف روزنامه‌نگاری، ستون یادداشت روز یا سرمقاله به تفسیر و تحلیل درباره یکی از اصلی‌‌ترین مسائل روز اختصاص دارد که با استناد به یک یا چند «خبر» نوشته می‌شود، اما، یادداشت امروز ما مجموعه‌ای از چند خبر است بی‌آنکه با تحلیل و تفسیر چندانی همراه باشد. در این یادداشت، نشانه‌ها و مشخصات مستندی از یک شبکه فعال در عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور فهرست شده است. این فهرست، اگرچه طولانی است و در نوشته پیش‌روی فقط به چند نمونه از آن اشاره شده ولی همین مختصر به اندازه کافی گویاست و... در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
1- این شبکه «هویت آمریکایی» و «شناسنامه ایرانی» دارد. مرکز اصلی کنترل و هدایت آن در آمریکاست و چند مرکز میانی در کشورهای اروپایی، وظیفه برقراری ارتباط میان مرکز اصلی با اعضای شبکه در داخل کشور را برعهده ‌دارند. مراکز میانی در شهرهای لندن، برلین، لاهه، بروکسل و پراگ مستقر است. هماهنگی میان مراکز اروپایی با مرکز اصلی از طریق مرکز پراگ صورت می‌پذیرد که در محل ساختمان «رادیو فردا» در شهر پراگ مستقر است. توضیح آنکه رادیو فردا نه فقط وابستگی خود به سازمان CIA را انکار نمی‌کند، بلکه بر تعلق این رادیو به سازمان اطلاعاتی آمریکا CIA تأکید هم می‌ورزد و این تأکید را برای اطمینان خاطر افرادی که به همکاری دعوت شده‌اند، ضروری می‌داند.
2- بیشترین فعالیت تخریبی این شبکه از طریق سایت‌های اینترنتی، روزنامه‌های زنجیره‌ای، محفل‌های چند گروه افراطی مدعی اصلاحات و عواملی که در دولت دارند صورت می‌پذیرد. سایت «امروز» با مرکزیت به ظاهر داخلی و سایت گویانیوز GOOYA NEWS که ابتدا در بانک اطلاعاتی مؤسسه NIKE در آمریکا ثبت شده و بعد از واقعه 11 سپتامبر، محل آن به بروکسل منتقل گردیده است، دو سایت اصلی متعلق به این شبکه هستند. علاوه‌بر دو سایت اصلی مورد اشاره، چند سایت اینترنتی دیگر نیز در این شبکه فعالیت دارند و سایت فارسی‌زبان بی‌بی‌سی نیوز(که چند سال است شبکه تلویزیونی نیز به آن افزوده شده است) این شبکه را زیر چتر حمایتی و تبلیغاتی خود گرفته است.
3- شماری از همکاران ایرانی سایت‌های یادشده در خارج از کشور حضور دارند که اسامی برخی از آنها به شرح زیر است.
عباس احمدی(مقیم آمریکا)، فرشاد بیان(مقیم بروکسل)، جمشید اسدی(مقیم پاریس)، احمد سلامتیان(مقیم پاریس)، نیما راشدان(مقیم سوئد)‌، علیرضا نوری‌زاده (مقیم لندن)، مجید محمدی(مقیم نیویورک)، سینا مطلبی(مقیم لاهه و بروکسل)، جمشید برزگر(مقیم لندن)، ابراهیم نبوی(مقیم پاریس، برلین و...) مسعود بهنود(مقیم لندن) و...
برخی از افراد فوق‌الذکر پیش از این در داخل کشور با روزنامه‌های زنجیره‌ای همکاری نزدیک و مستمر داشته‌اند و شماری از آنان هم در حالی که مقیم خارج از کشور بودند، برای روزنامه‌های زنجیره‌ای، مقاله می‌فرستادند که با نام و مشخصات خود آنها و یا نام‌های مستعار به چاپ می‌‌سید.
4- نام اختصاری تعدادی از اعضای این شبکه که هم‌اکنون به‌طور همزمان در روزنامه‌‌های زنجیره‌‌ای و سایت‌های این شبکه عنکبوتی فعالیت می‌کنند عبارت است از: 
«بابک- غ»، «فرهاد- ر»، «نیما- ر»، «بهمن- الف»، «ژیلا- ب»، «شادی- ص»، «امید- م»، «شهرام- ر»، «جعفر- گ»، «روزبه- م»، «جلال- خ»، «حنیف- م»، «مهدی- د» و... اکثر این افراد، جوانان جویای نامی بوده و هستند که ابتدا از طریق عوامل این شبکه- مخصوصاً عوامل شبکه مزبور در دو گروه افراطی مدعی اصلاحات- به‌عنوان خبرنگار جذب روزنامه‌های زنجیره‌ای شده و سپس با ترفندهای ناجوانمردانه‌ای نظیر آلودگی به فساد اخلاقی و تهیه فیلم از این صحنه‌ها و یا، وعده فروپاشی قریب‌الوقوع نظام و قول پست و مقام و یا تحصیل رایگان در کشورهای اروپایی و آمریکا و... وادار به همکاری با این شبکه شده‌اند.
5- برخی از افراد شاخص این شبکه که در مراکز نظام دارای مسئولیت بوده و یا هستند عبارتند از «محمدعلی- الف»، «عیسی- س»، «مصطفی- ت»، «بهزاد- ن»، «محسن- م»، «مصطفی- د»، «مسعود- ح» و.... این افراد، بعد از جذب اعضای جدید که عمدتاً از طریق روزنامه‌های زنجیره‌ای صورت می‌پذیرد با برپایی جلسات توجیهی، آنها را به شبکه وصل می‌کنند.
6- اعضای جذب شده بعد از مدتی فعالیت در روزنامه‌‌های زنجیره‌ای، با کمک عوامل این شبکه در وزارت ارشاد، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، کانون نویسندگان و حمایت برخی از نفوذی‌های شبکه در سیستم اجرایی و... از جشنواره مطبوعات و جشنواره‌های هنری دیگر جایزه دریافت می‌کنند و یا به روش‌های دیگری به‌عنوان روزنامه‌نگار برجسته! معرفی می‌شوند، سپس با کمک مراکز یاد شده به خارج از کشور اعزام گردیده و در آنجا با مشمئزکننده‌‌ترین لحن و قلم به لجن‌پراکنی علیه نظام، مسئولان عالی‌رتبه و ارزش‌ها و مقدسات اسلامی و انقلابی مشغول می‌شوند که افراد زیر از جمله این نمونه‌ها هستند: علی باستانی، جمشید برزگر، کاملیا انتخابی‌فر، سعید رضوی فقیه، نوشابه امیری، مهدی خلجی، نیما تمدن، کیوان حسینی، فرین عاصمی، مجید محمدی و...
7- افرادی از این شبکه که در مدیریت‌های نظام نفوذ کرده‌اند و یا مسئولیت‌هایی نظیر نمایندگی مجلس، معاونت وزیر و... داشته و دارند، اعضای جدید شبکه را به‌عنوان خبرنگار، گزارشگر، محقق و... همراه با هیئت‌های رسمی به مسافرت‌های خارج از کشور می‌فرستند. اعزام به خارج با دو هدف صورت می‌پذیرد. جاذبه‌های سفر خارجی به منظور تشویق و ترغیب افراد جذب شده، زمینه‌‌سازی برای نفوذ و حضور بعدی آنها به‌عنوان خبرنگار و گزارشگر در مراکز رسمی نظام و...
8- شرکت‌هایی که به سایت‌ها و وبلاگ‌های این شبکه سرویس می‌دهند و سرورهای مورد نیاز این سایت‌ها و وبلاگ‌ها را تأمین می‌کنند، اگرچه شناسنامه ایرانی دارند و در مراکز رسمی کشور ثبت شده‌اند ولی سایت‌ها و وبلاگ‌های این شبکه عنکبوتی قابل‌کنترل و یا فیلترینگ نبوده و نیست، چرا؟! برای آنکه، سرویس‌دهی آنها بیرون از حوزه رسمی کشور (شرکت مخابرات) بوده است و این شرکت‌ها به‌طور غیرقانونی و پنهانی با برخی از مراکز ماهواره‌ای در اروپا و آمریکا رابطه داشته و از سایت‌های ماهواره‌ای و خدمات آنها استفاده می‌کنند، بنابراین خطوط ارتباطی سایت‌ها و وبلاگ‌های این شبکه از دیتای «DATA» رسمی کشور عبور نمی‌کند که قابل کنترل و فیلترینگ باشد. به بیان دیگر، این شبکه، برخلاف قوانین جاری کشور، یک دایره مخابراتی خصوصی و جداگانه دارد که از سوی شبکه‌های ماهواره‌ای و مخابراتی آمریکا و اروپا در اختیار آن قرار گرفته است.
نام اختصاری برخی از شرکت‌ها که به‌طور غیرقانونی و پنهانی از شبکه‌های خارجی برای تغذیه سایت‌های این شبکه عنکبوتی سرویس می‌گرفته‌اند به شرح زیر است:
شرکت «ن»، شرکت «ب»، شرکت «الف»، شرکت «پ» و... آقای «مصطفی- د»، عضو شورای انفورماتیک و عضو مشارکتی دستگاه اجرایی، با تأسیس یکی از شرکت‌های فوق‌الذکر، نیاز مخابراتی سایت‌ها و وبلاگ‌های این شبکه عنکبوتی را تأمین می‌کرده است و «ح-ن» فرزند یکی از اعضای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران به اتفاق «رضا- و» رابط یکی از گروه‌های افراطی جبهه موسوم به اصلاحات از افراد فعال در این شرکت‌ها بوده‌اند. 
9- مرکز کنترل و هدایت این شبکه در آمریکا، بعد از دریافت گزارش اعضای داخلی شبکه از ایران، خط تبلیغاتی مورد نیاز خود را به صورت خبر، گزارش، تحلیل، مقاله و... به سرپل‌های اروپایی و از آنجا به رابطین اصلی شبکه در ایران منتقل می‌کند. این خط تبلیغاتی (مثلا فلان یادداشت یا گزارش) با امضای یکی از اعضای دست‌چندم شبکه روی سایت‌های «امروز»، «گویانیوز»، «پیک‌نت» و... می‌رود و یا در یکی از روزنامه‌های زنجیره‌ای چاپ می‌شود و سپس خبرگزاری‌های خارجی و مقامات آمریکایی، اروپایی و اسرائیلی با استناد به این اخبار و گزارش‌ها که ساخته و پرداخته خود آنها بوده است، تبلیغات گسترده‌ای را علیه نظام، اسلام و مسئولان عالی‌رتبه کشور تدارک می‌بینند.
10- شبکه یادشده از طریق وبلاگ‌ها و چت‌های اینترنتی، ابتدا تمایلات جنسی جوانان را تحریک می‌کند و سپس برخی از اعضای داخلی شبکه، با افرادی که از این طریق آمادگی جذب شدن دارند، تماس گرفته و آنها را به مراکز فساد و فحشاء معرفی می‌کنند و...
11- چند سال قبل جناب آقای یونسی وزیر محترم (وقت) اطلاعات اعلام کرد که این وزارتخانه عوامل نفوذی در برخی از مطبوعات را شناسایی کرده است! و معلوم نیست که اگر آن اظهارات صحت داشته است (که نمی‌تواند صحت نداشته باشد) چرا کمترین برخوردی با این شبکه صورت نپذیرفته و با چه توجیهی جوانان مظلوم این مرز و بوم در چنگال این گرگ‌های درنده رها شده‌اند؟!
12- درباره این شبکه و اهداف و چگونگی فعالیت آن گفتنی‌های دیگری نیز هست که در آینده‌ای نزدیک با جزئیات بیشتر به آن خواهیم پرداخت.
13- «خانه عنکبوت» را با توجه به آیه چهل‌ویکم از سوره مبارکه عنکبوت به‌عنوان نام این شبکه انتخاب کرده‌ایم‌، آنجا که می‌فرماید «داستان آنانی که خدا را فراموش کرده و غیر او را به دوستی گرفته‌اند، شبیه  خانه‌ای است که عنکبوت می‌سازد و حال آنکه سست‌‌ترین خانه‌ها، خانه عنکبوت است.
14- و بالاخره... این روزها با سالروز میلاد مراد غایب مان حضرت بقیهًْ‌الله‌الاعظم ارواحنا لتراب مقدمه‌الفداء همزمان است و شاید شایسته‌تر آن بود که یادداشت امروز را در عرض ادب به ساحت مقدس حضرتش می‌نوشتیم ولی از آنجا که مقابله با آنچه آن مراد غایب نمی‌پسندد، نشانه‌‌ای از انتظار است، امیدواریم بر ما خرده نگیرند و عذرمان را بپذیرند که به امید «پسند» او قلم بر کاغذ رانده‌ایم.

 

منبع:کیهان 
 
 
 
 
 

:: بازدید از این مطلب : 411
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران