منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 4
:: باردید دیروز : 15
:: بازدید هفته : 121
:: بازدید ماه : 252
:: بازدید سال : 584
:: بازدید کلی : 584
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 26 اردیبهشت 1398

1- روان‌شناسان می‌گویند، ترس عامل «موثری» است. این عامل چون موثر است، همچون سایر عوامل تاثیرگذار طبیعتا از سوی عده‌ای مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه وقتی پای «سیاست» در میان است. اصلا مگر آمریکا بیشتر سیاست‌های خود را در سرتاسر جهان با همین عامل پیش نمی‌برد؟ فلسفه اعزام گاه و بی‌گاه ناوهای غول‌پیکر این کشور به این نقطه یا آن نقطه از دنیا مگر چیزی جز ترساندن و امتیاز گرفتن است؟ ترامپ مگر در دیدار با رهبران کره جنوبی نگفت، بروید بگویید ترامپ دیوانه است و مذاکرات را پیش ببرید؟ یا آن یکی؛ خانم «نیکی هیلی»، نماینده مستعفی آمریکا در سازمان ملل طی کنفرانس شارلوت مگر نگفت، اصلا ماموریتش تند مزاج نشان دادن ترامپ برای ترساندن کشورها بوده:
«من همواره ترامپ را به عنوان فردی تندمزاج، و در مذاکرات غیرقابل پیش‌بینی به تصویر می‌کشیدم تا باعث ترس طرف دیگر شوم. این کار من در چارچوب سیاست و تئوری «مرد دیوانه در دیپلماسی» صورت می‌گرفت. این تئوری را قبلا «ریچارد نیکسون» (رئیس‌جمهور پیشین آمریکا) تعریف کرده است...
وقتی با همتای چینی خود درباره مسئله کره شمالی پس از پرتاب موشک توسط این کشور در سپتامبر 2017 چانه‌زنی می‌کردم، به او گفتم رئیس ‌من آدم غیرقابل پیش‌بینی است و من نمی‌دانم چه خواهد کرد. تهدید حمله آمریکا به کره شمالی آنقدر کافی بود که چین را وادار کرد تحریم‌های جدی علیه کره شمالی را در شورای امنیت سازمان ملل بپذیرد. من به رئیس‌جمهور(ترامپ) گفته‌ام که همواره این کار را انجام می‌دهم و او کاملا با این ایده من موافق بوده است.»
با وجود این همه شواهد، چرا برخی می‌ترسند؟ یا نه بهتر بگوییم، به دنبال ترساندن مردم هستند؟ برای یافتن پاسخ این سؤال باید دید، ضمن ترسیدن یا ترساندن، آدرس کجا را می‌دهند، پاسخ همانجاست. آنها آدرس «مذاکره با ترامپ» را می‌دهند آن هم وقتی تمام دنیا به این نتیجه رسیده که این آدم غیر قابل اعتماد است و روزانه چیزی بین 4 یا 5 بار دروغ می‌گوید.
 سؤال بعدی «مذاکره بر سر چه؟» است. پاسخ توان موشکی‌مان است! آن هم در بحبوحه اعلام این دروغ بزرگ که «ممکن است جنگ شود». دوباره دقت کنید! می‌گویند سایه جنگ آمده پس برویم بر سر سلاح‌هایمان معامله کنیم! کدام آدم ذی‌شعوری در آستانه جنگ بر سر سلاحش معامله می‌کند؟ در چنین شرایطی به قول رهبر معظم انقلاب، مذاکره سم است و هیچ ایرانی با شعوری دنبال مذاکره نمی‌رود.
2- یمنی‌ها که بیش از 4 سال است تحت شدیدترین و وحشیانه‌ترین حملات ائتلاف سعودی قرار دارند و تقریبا صد در صد کشورشان از سوی این ائتلاف به ظاهر سعودی و به واقع آمریکایی-صهیونیستی نابود شده، طی این مدت به توانایی‌های نظامی خوبی دست یافته‌اند. با 7 پهپاد هجومی بزرگ‌ترین و یکی از موثرترین حملات پهپادی انتحاری را به مراکز نفتی عربستان انجام داده و ترس! را بر اندام فرزندان ابولهب انداخته‌اند. شاید عملیات «فجیره» در امارات نیز کار همین انقلابیون یمن باشد، نمی‌دانیم. (تا این لحظه مسئولیت عملیات علیه نفت‌کش‌های این بندر مهم استراتژیک را کسی بر عهده نگرفته است). بیایید دوباره مرور کنیم: پس از 4 سال حملات شبانه‌روزی وحشیانه سعودی اماراتی به یمن، و شهادت صدها هزار زن و کودک، بیماری میلیون‌ها انسان به دلیل نابودی زیرساخت‌های اقتصادی و درمانی و محاصره کامل آن، حمله پهپادی بزرگی از سوی قربانیان این جنگ علیه این ائتلاف انجام شده است. بازنشر همراه با شادی این خبر، ترسوها را به لرزه انداخته است!
 می‌گویند خوشحالی فلان روزنامه یا توییت فلان خبرنگار منافع ملی را به خطر می‌اندازد! آری درست شنیدید از منافع ملی می‌گویند که با توییت زدن به خطر می‌افتد! چه کسانی اینگونه تحلیل می‌کنند؟ همان‌هایی که به دنبال مذاکره با ترامپ برای معامله بر سر منافع ملی‌اند. می‌گویند «سایه جنگ را نمی‌بینی؟ تحریم‌های نفتی را نگاه! برویم بر سر موشک‌هایمان مذاکره کنیم؟» این منطق یعنی، سایه جنگ که آمد سلاح را بردار و تقدیم دشمن کن! حالا که اصلا از سایه جنگ هم خبری نیست! امروز نه در وضعیت جنگی (نظامی) قرار داریم، نه زمان مذاکره است. اگر هم بود، آدم عاقل در وضعیت جنگی بر سر سلاحش مذاکره نمی‌کند. 
3- می‌گویند: هر چقدر دشمن جلو آمد و هر غلطی که کرد نباید تهدیدش کرد، اگر در کشور دیگری علیه دشمنان ما عملیاتی شد نباید خوشحال شد! باید مشکلات را تحت هر شرایطی با مذاکره و لبخند حل کرد. دنیا، دنیای گفتمان است. 6 سال است که این را می‌گویند. اسمش را هم گذاشته‌اند، «تنش‌زدایی، گفت‌و‌گو با زبان دنیا، دیپلماسی، فهم منافع ملی و...». زیباست. عقلانی و همه‌پسند است اما تا وقتی که، آن کشورهایی که «دنیا» جا می‌زنندش هم با همین دست فرمان حرکت کنند. اینکه ما لبخند بزنیم، به تعهداتمان مو به مو و بیش از آنچه وعده داده‌ایم عمل کنیم اما آنها تحریم‌مان کنند، تحقیرمان کنند، زیر تعهداتشان بزنند صحبت از دیپلماسی، شبیه به جوک است... و چه جوک تلخی!
استدلال می‌کنند، اگر از حملات انصارالله به بنادر نفتی امارات و پالایشگاه‌های نفتی عربستان ابراز خوشحالی کنیم، علیه کشور یک اجماع جهانی درست می‌شود. اما نمی‌گویند، چگونه با خوشحالی کردن اجماع جهانی درست می‌شود. صغری و کبری می‌چینند تا بگویند، موفق شده‌ایم بین اروپا و آمریکا اختلاف اندازیم اما نمی‌گویند خانم موگرینی همین دو سه روز پیش گفت اگر قرار باشد جنگی رخ دهد، ما قطعا در کنار آمریکا خواهیم ایستاد! کاری که امروز کاسبان ترس می‌کنند، دقیقا همان کاری است که نیکی هیلی می‌کرد. یعنی همصدا شدن با ترامپ برای ترساندن مردم برای دادن سایر مولفه‌های قدرت. 
4- وضعیت اقتصادی که امروز در آنیم، حاصل همین نوع تفکر است. 6 سال لبخند، 6 سال چشم دوختن به خارج از مرزها، انتظار کشیدن برای اینکه از فرانسه بیایند و مشکل بیکاری جوانان ایرانی را حل کنند. تعطیلی مسکن مهر و عدم جایگزینی آن با یک طرح -به قول خودشان- غیر مزخرف! جمع‌آوری کارت‌های سوخت، حمله به مراکز دینی و فرهنگی، تبلیغ کنسرت و تماشای مختلط فوتبال، حجاب اجباری اختیاری، مذاکره امام حسین(ع) با یزید، تقصیر دولت قبل بود، نمی‌گذارند و این روزها اختیار نداریم و جمهوری سوم... اینها بازخوردهای دست فرمان همین آقایانی است که از منافع ملی و سواد دیپلماسی می‌نویسند و مدتی است در حال تئوری‌بافی و نظریه‌سازی درباره جمهوری سومند! 
5- یک بیانیه برجامی نه چندان قوی اما نسبتا خوب از سوی شورای عالی امنیت ملی و پس از مدتها تاخیر علیه اتحادیه اروپا خوانده شد. نتیجه: وزرای خارجه و رهبران این کشورها به تکاپو افتادند. 
 نیروهای مقاومت یمن پس از 4 سال حملات شبانه‌روزی ائتلاف سعودی به کشورشان، یک حمله پهپادی درست و حسابی به مراکز نفتی و حساس دشمنانشان کردند نتیجه:
- زمزمه اخراج جان بولتون و خبر خروج دیپلمات‌های آمریکایی از عراق بلند شد که چه نشسته‌اید! دوستان ایران دست به کار شده‌اند.(انتشار خبر اخراج قریب‌الوقوع جان بولتون، ضدایرانی‌ترین مقام حال حاضر آمریکا در این شرایط، می‌تواند پیامی از سوی آمریکایی‌ها به ایران باشد. یعنی جنگ بی‌جنگ)
- ناوچه اسپانیایی از ناو عزیمت یافته آمریکا به سمت خلیج‌فارس جدا شد تا مبادا احیانا درگیر جنگی شود.(این یعنی هنوز اتفاق خاصی نیفتاده، اختلافات بین اعضای ناتو شروع شد.)
-پمپئو وزیر خارجه آمریکا و سفیر این کشور در ریاض که یک ژنرال کارکشته است هر دو گفتند قصد جنگ ندارند و جنگ به صلاح هیچ کس نیست، ترامپ خبر اعزام 120 هزار نیروی آمریکایی را کذب خواند، بورس کشورهای مرتجع عربی سقوط کرد، ریاض 31 میلیارد دلار خسارت دید و...
حالا پاسخ بدهید؛ وقتی دشمن می‌بیند با بدعهدی و ماجراجویی علیه کشورمان، هیچ هزینه‌ای نمی‌دهد، چرا به تعهداتش عمل کند؟ آیا وقتی در پوشش سواد دیپلماسی، پیام ضعف می‌فرستیم، دشمن برای ضربه زدن جری می‌شود یا وقتی با اقتدار پاسخش را بدهیم؟ کسانی که از روی جهل یا خیانت، در این مدت بر طبل «ترس از جنگ» کوفتند بدانند، نه شرایط ایران مثل شرایط عراق، افغانستان یا سوریه است نه آمریکا و نوچه‌های منطقه‌ای آن آنقدر احمقند که جنگی را علیه کشورمان شروع کنند پس نترسید! نه مذاکره می‌کنیم نه جنگ می‌شود.
 «ترس» زمانی موثر واقع می‌شود که «ترسویی» وجود داشته باشد وگر نه کسانی که «عقلانیت» و «جسارت» را توأمان داشته باشند، به این سادگی‌ها مرعوب نمی‌شوند.
 


:: بازدید از این مطلب : 494
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 24 اردیبهشت 1398

حجت‌الاسلام سید محمود نبویان نماینده سابق مردم تهران در مناظره خود با سید مصطفی تاج‌زاده فعال اصلاح‌طلب به بررسی وضعیت پرونده هسته ای و تحریم‌ها و مسائل پیرامونی سیاست خارجی کشور می‌پردازد.

 
مناظره|نبویان: برجام نتیجه تفکر غربگرای اصلاح‌طلبان است/ تحریم‌ها 5 برابر قبل برجام شده است

مناظره نبویان و تاجزاده؛ عصر امروز در دانشگاه شریف

وی اضافه کرد: آیات زیادی در قرآن داریم که با آمریکا رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم. آنان گفتند اگر توافق شود همه مشکلات حل می‌شود. چشم دوختن به دست دشمنان یک نوع تفکر است. اما ببینیم این تفکر برای ما چه آورده است؟ این تفکر دو دستاورد داشت. یکی برجام و یکی CFT که به دنبالش آمد. دولت مصمم است هیچ‌کس به‌ویژه دانشگاهیان و دانشجویان از متن برجام خبر نداشته باشد. تفکر غربگرا که اصلاح طلبان نمایندگی می‌کنند و دیپلماسی غرب‌گرا برای ما برجام آورده است.

نبویان گفت: من دبیر کمیسیون بررسی برجام بودم. آیا برجام برد-برد بود؟ این تفکر چه چیزی برای مردم آورده است؟ آقای ظریف به کمیسیون آمد و گفت اولین مذاکره سال 92 بود و من کری را دیدم و رهبری به من تذکر داد که چرا در سلام و علیک با کری آنقدر مکث کردید، آقای ظریف چند ساعت با کری صحبت کرد.

وی گفت: سایت نطنز ظرفیت 52 هزار سانتریفیوژ دارد. ملت ایران قبل از این دولت بیست درصد اورانیوم غنی‌سازی شده داشت اما تقریبا هرچه آمریکایی‌ها گفتند را آقایان پذیرفتند.

نماینده سابق مجلس با بیان اینکه آقای تاج‌زاده به این جلسه آمده‌اند که بگویند مردم از نظام زده شده‌اند و ولایت فقیه نباشد، مشکلات حل می‌شود، اظهار داشت: شما معاون سیاسی وزارت کشور بودید، اما می‌گویید بر اساس چرا براساس دین بررسی می‌کنید؟ شما می‌توانی بگویی اسلام را قبول نداری، اما اگر کسی اسلام را پذیرفت باید احکام اسلام اجرا شود. 

وی افزود: در نطنز ما قرار بود ده سایت دیگر بزنیم اما آقای ظریف در مذاکرات در هر بار یک قدم عقب آمد. در لوزان گفتند نطنز باید تنها مرکز غنی سازی ایران شود یعنی فردو را درش را گِل بگیرید. در نطنز 16000 سانتریفیوژ داشتیم و آمریکا گفت باید به 50،60 تا برسد و همه را جمع کردند. در نطنز بیست درصد غنی سازی می‌کردیم. در برجام غنی سازی ما  به 3.67  رسید. در فردو بیش از 2000 سانتریفیوژ داشتیم و آمریکا گفت سانتریفیوژها جمع شود. رهبری فشار آوردند که 1044 سانتریفیوژ باید باشد و ظریف رفت و به آمریکایی‌ها گفت. 

نماینده سابق مردم تهران در مجلس خاطر نشان کرد:  بین لوزان و برجام یکی از مذاکره کنندگان در مجلس آمد و گفت می‌خواهیم از آمریکایی درخواست کنیم که دانش غنی سازی بماند. تفکر غربگرای ضددین حل همه مشکلات را به دست آمریکا می‌داند. متخصصین ما رآکتوری در اراک تولیدکردند که سالانه می‌توانست 9 کیلو پلوتونیوم بدهد که مصارف مختلف دارد و یکی از دلایلی که اسرائیل جرات حمله به ما را نداشت همین بود اما در برجام این رآکتور را بتن ریزی کردند. 

حجت الاسلام نبویان اضافه کرد: می‌گویید اگر برجام بد است، چرا بیست دقیقه ای به برجام رای دادید؟ برجام در مجلس نیامد؛ طرح نه ماده‌ای آقای لاریجانی بیست دقیقه‌ای مصوب شد و این طرح هیچ ربطی به برجام نداشت و اصلا برجام به مجلس نیامد. 

وی افزود: برجام به شورای عالی امنیت ملی، مجلس و شورای نگهبان نرفت و برجام زیر سر علی لاریجانی، حسن روحانی، ظریف و شمخانی بود. می‌گویند در برجام حق غنی‌سازی حفظ شد، چرا به دروغ این حرف ها را می‌زنید؟

نماینده سابق مردم تهران تصریح کرد: ما دنبال بمب اتم نیستیم، به فتوای مقام معظم رهبری بمب اتمی برای ما حرام است، بلکه دنبال اقتدار ملت هستیم و باید امنیت کشور را حفظ کنیم. عامل دومی که اسراییل به ما حمله نمی‌کرد این بود که رآکتور بوشهر یک پس‌ماندی داشت و این یعنی امنیت برای مردم که از آن می‌توان پلوتونیوم استخراج کرد. از ما تعهد گرفتند ملت ایران حق نگهداری یک گرم سوخت مصرف شده را ندارد. آقای ظریف تعهد دادند که این کار را انجام دهند. 

نبویان ادامه داد: برجام را ذیل قطعنامه 2231 بردند و آقای ظریف در مجلس گفت کسی نمی‌تواند از آن خارج شود و دیدیم که آمریکا از آن خارج شد. در ضمیمه اول برجام در بند اول درباره سوخت‌های مصرف شده مطرح شده  و در متن آمده که ایران قصد دارد تمام سوخت‌های مصرف شده را به خارج از کشور ارسال کند. در متن آمده ایران تمامی سوختهای مصرف شده تمامی رآکتورهای حال و آینده ملت ایران را به خارج از کشور بفرستد. در برجام، تعهدات ده و بیست ساله نیست بلکه تعهداتی با زمان بی‌نهایت وجود دارد. چرا این تعهد را دادید؟ در برجام تعهد دادند ملت ایران تا ابد بازفرآوری نمی‌خواهند و متعهد شدند که ملت ایران تا ابد دانش بازفرآوری را نمی‌خواهد. 

وی در ادامه درباره اینکه چرا رهبری با برجام موافقت کرد، اظهار داشت: آقای روحانی گفت ای مردم اگر می‌خواهید مشکل آب و همه مشکلات  حل شود، چاره کار برجام است. با رونق کارخانه‌ها مشکلات حل می‌شود و نه با آمریکا. رهبری 28 شرط برای پذیرش برجام گذاشتند. آقای روحانی از برجام به عنوان آفتاب تابان یاد کرد. کدام شرطِ رهبری را اجرا کردند؟ رهبری گفت مذاکرات باید گام به گام باشد. آقایان کل تعهدات را انجام دادند، گفتند چون امضای جان کری تضمین است.

نماینده سابق مردم تهران اظهار داشت: رهبر انقلاب گفتند آنها باید امضای کتبی بر تعهدات خود دهند. برجام به ضرر ملت شد. آمریکا چرا از برجام خارج شد؟ ملت سه اقتدار داشت. اول هسته ای بود که رفت، دوم موشکی و سوم قدرت منطقه‌ای است. ترامپ گفت از برجام خارج می‌شوم و با اروپا ساخت و پاخت می‌کند که ایران در برجام بماند و به تعهدات خود عمل کند. عالم و آدم از برجام خارج شود ظریف و روحانی از آن خارج نمی‌شوند. 

نبویان خاطرنشان کرد: تاج زاده می‌گوید تمامی مشکلات در دولت قبل بود و پرونده ایران به شورای امنیت رفت در حالی‌که بهانه شورای امنیت این بود که ایران تعلیق را شکسته و روحانی می‌گوید من تعلیق کردم و آن را هم شکستم و در تمام قطعنامه‌ها آمده عامل اصلی به شورای امنیت رفتن پرونده ما، شکستن تعلیق‌هاست. 

وی تصریح کرد: آقای روحانی در کتاب خود آورده که تعلیق نطنز در دولت نهم ادامه یافته و می‌گوید عده‌ای که برای شش ماه تعلیق آن همه سروصدا کردند درباره هشت ماه تعلیق در دولت نهم حرفی نزدند. دولت نهم در هیچ موردی تعلیق را به انتخاب خود نشکست و تعلیق اصفهان در دولت هشتم شکسته شد. آقای جلیلی هسته‌ای را حفظ کرد و تحریم‌ها یک پنجمِ الان بود و آقای ظریف هسته‌ای را نابود کرد ولی تحریم‌ها پنج برابر شده است.

نبویان تصریح کرد: سیاست تدبیر و امید ارزش پول ما را از افغانستان پایین تر آورده است. خروجی برجام منجر به نابودی اقتصاد ما شد. اوباما خودش  می‌گوید من نمی‌توانم با ایران بجنگم.

وی گفت: ما قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم را بر اساس منافع ملی مان تصویب کردیم. 22 اسفند 94 آقای لاریجانی به اقای روحانی نامه زده که این قانون را اجرایی کنید. پنج روز بعد و در 27 اسفند 94 روحانی به دو وزارتخانه‌های دادگستری و اقتصاد نامه می‌زند که این قانون را اجرا کنید. مسئولین "اف ای تی اف" که اسراییل عضو آن است می‌گویند این قانون را دور اندازید و باید براساس چارچوب ما عمل کنید. علی‌طیب نیا خرداد 95 به اف ای تی اف تعهد «اکشن پلن 41 بندی» می‌دهد. طیب نیا در مصاحبه خود می‌گوید که اف ای تی اف درباره تعریف گروه‌های تروریستی ایراد می‌گیرد. اف ای تی اف گفته هر چه ما گفتیم را باید اجرا کنید.


:: بازدید از این مطلب : 460
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 اردیبهشت 1398
یک خبرنگار با بررسی لیست دریافت‌کنندگان ارز ۴۲۰۰ تومانی نکات جالب توجهی در مورد اختصاص ارز دولتی به واردکنندگان غذای حیوانات خانگی نوشته است. او در اولین توئیت خود نوشته است: «شرکت مانوک سبز دشت یکی از دریافت کنندگان پر شمار ارز دولتی است که مبلغ ۱۹۷ هزارو ۹۴۰ لیر ترکیه با نرخ معادل ٤۲۰۰ تومان دریافت کرده است. این شرکت وارد کننده لوازم حیوانات خانگی است.» و توئیت بعدی: «شرکت ساعی گل تهران که در سایت شرکت، خود را «یکی از شرکت‌های بزرگ در تأمین غذای حیوانات خانگی در کشور» معرفی کرده نیز توانسته در مجموع این شرکت یک میلیون و ۳۵۶ هزار و ۳۶۳ یورو دولتی و ۶۹۱ هزار و ۴۲۴ یوان دولتی دریافت دریافت کند.» شرکت نستله محصولات متنوعی از جمله غذای گربه عرضه می‌کنداین شرکت توانسته است در بازه مذکور، ۱۲۳ میلیون و ۱۱۲ هزار و ۴۲۸ لیر دولتی و ۱۰ میلیون و ۳۴۳ هزار و ۶۵۸ یورو دولتی دریافت کند.» 
این خبرنگار در ادامه می‌نویسد: «شرکت آراد طب سامان نیز ۱۶ هزار و ۸۴۵ یورو دولتی جهت واردات دریافت کرده است و ظاهراً تعداد شرکت‌های وارد کننده غذا و لوازم حیوانات خانگی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند بیش از این‌ها است. تا کنون نه بانک مرکزی نه وزارت صمت حاضر نشده‌اند لیست کالا‌های وارد شده دریافت کنندگان ارز دولتی را اعلام کنند.» این در حالی است که رئیس جمهور روحانی سال گذشته گفت که در مقطعی در بهار ۹۷ ذخیره ارزی کشور به صفر رسیده است! با این حال هر از چندی اخباری مبنی بر اختصاص ارز دولتی به کالا‌هایی پخش می‌شود که نشان از اوج بی تدبیری در تخصیص ارز دولتی، خصوصاً در وضعیت نه چندان مناسب یک سال اخیر دارد. نکته قابل تأمل افزایش چند برابری قیمت غذای حیوانات خانگی در سال گذشته بود و همین نشان می‌دهد با آن ارز‌های دولتی کار دیگری غیراز واردات غذای حیوان انجام شده است.
 

:: بازدید از این مطلب : 455
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 21 اردیبهشت 1398
یک خبرنگار با بررسی لیست دریافت‌کنندگان ارز ۴۲۰۰ تومانی نکات جالب توجهی در مورد اختصاص ارز دولتی به واردکنندگان غذای حیوانات خانگی نوشته است. او در اولین توئیت خود نوشته است: «شرکت مانوک سبز دشت یکی از دریافت کنندگان پر شمار ارز دولتی است که مبلغ ۱۹۷ هزارو ۹۴۰ لیر ترکیه با نرخ معادل ٤۲۰۰ تومان دریافت کرده است. این شرکت وارد کننده لوازم حیوانات خانگی است.» و توئیت بعدی: «شرکت ساعی گل تهران که در سایت شرکت، خود را «یکی از شرکت‌های بزرگ در تأمین غذای حیوانات خانگی در کشور» معرفی کرده نیز توانسته در مجموع این شرکت یک میلیون و ۳۵۶ هزار و ۳۶۳ یورو دولتی و ۶۹۱ هزار و ۴۲۴ یوان دولتی دریافت دریافت کند.» شرکت نستله محصولات متنوعی از جمله غذای گربه عرضه می‌کنداین شرکت توانسته است در بازه مذکور، ۱۲۳ میلیون و ۱۱۲ هزار و ۴۲۸ لیر دولتی و ۱۰ میلیون و ۳۴۳ هزار و ۶۵۸ یورو دولتی دریافت کند.» 
این خبرنگار در ادامه می‌نویسد: «شرکت آراد طب سامان نیز ۱۶ هزار و ۸۴۵ یورو دولتی جهت واردات دریافت کرده است و ظاهراً تعداد شرکت‌های وارد کننده غذا و لوازم حیوانات خانگی که ارز دولتی دریافت کرده‌اند بیش از این‌ها است. تا کنون نه بانک مرکزی نه وزارت صمت حاضر نشده‌اند لیست کالا‌های وارد شده دریافت کنندگان ارز دولتی را اعلام کنند.» این در حالی است که رئیس جمهور روحانی سال گذشته گفت که در مقطعی در بهار ۹۷ ذخیره ارزی کشور به صفر رسیده است! با این حال هر از چندی اخباری مبنی بر اختصاص ارز دولتی به کالا‌هایی پخش می‌شود که نشان از اوج بی تدبیری در تخصیص ارز دولتی، خصوصاً در وضعیت نه چندان مناسب یک سال اخیر دارد. نکته قابل تأمل افزایش چند برابری قیمت غذای حیوانات خانگی در سال گذشته بود و همین نشان می‌دهد با آن ارز‌های دولتی کار دیگری غیراز واردات غذای حیوان انجام شده است.
 

:: بازدید از این مطلب : 11
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 02 اردیبهشت 1398

این شعاری بود که در فتنه 88 در تجمع طرفداران کروبی و موسوی در خیابان فریاد می زدند. آنها از یکطرف این شعار را می دادند و از طرف دیگر ثروت ایران را به اتش می کشیدند.

اصل خلق این شعار بین اپیسیوزیون خارج از کشور و معاندان داخلی همراه با خط و خطوطی که دشمنان دیزینه ملت ایران مانند آمریکا شیطان بزرگ و سران رژیم غاصب سهیونیستی بارها به شکلی دیگر عنوان کرده اند. آنها در خلق این شعار دو منظور داشتند، یکی بد بین کردن ملت از انقلاب و دومی مهار قدرت ایران که بر جان آنها وحشت انداخته است.

بیشتر منظور من از بیان این شعار که از زبان بعضی بی بصیرت در فتنه 88 بیان شد، این است که: ای منورفکران غرب گرا و این عاشقان اندیشمندان غربی که با اندیشه های ناب اسلامی آشنایی ندارید. بیایید و به این شعارتان جامه عمل بپوشید. الان قسمتی از کشور عزیزمان ایران که شما در شعارتان جان را فدای آن می کنید، دچار سیل زدگی شده اند . خانه و کاشانه و تمام اسباب زندگی شان را سیل خراب نموده است، هم در شمال و هم در غرب و هم در جنوب، چرا خبری از کمک شما به این مردم ایران نیست. فقط بلدید شعار تنظیم کنید و به خورد عده ای بی بصیرت بدهید. بروید و نگاه کنید و یاد بگیرید، آنهایی که شما در نوشته هایتان و شعارهایتان هر از پند یکبار مورد اهانت قرارر می دهید پطور برای همین مردم کشورشان لخت شده اند و سراپا لجن به سیل زدگان گمک می کنند. شما مردم را برای رسیدن به امیال خودتان می خواهید، شما آنقدر طرفدار غربیت طرفدار مردم ایران نیستید، اگر بودید ما الان شمار در بین این جماعت جهادی سر تا پا لجن می دیدیم. این جماعت جهادی در هر جبهه ای که احساس کند مردم کشورش در خطر قرار دارد حاضرند تا جانفشانی کنند و اهل شعار نیستند گمنام گمنامند.


:: بازدید از این مطلب : 481
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 23 فروردین 1398

سلامتی را مجموعه حالت رفاه وآسایش کامل جسمانی، روانی و اجتماعی تعریف کرده که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.

بر اين اساس تاثير متغيرهاي اجتماعي چهارگانه: اعتماد اجتماعي، تعهد اجتماعي، مسووليت اجتماعي و بيگانگي اجتماعي بر سلامت اجتماعي باید مورد بررسي قرار گیرد. همچنين تعيين ارتباط متغيرهاي زمينه اي هشت گانه مانند (جنسيت، سن، وضعيت تاهل، وضعيت شغلي، تحصيلات،  درآمد،  رابطه سرمايه اجتماعي و سلامت ) اگر مورد مطالعه قرار گیرد و شناخت درست، جهت کمی و کاستی هر کدام از عوامل و بارور نمون هر کدام از آن عوامل مارا به هدفمان یاری می رسانند. به طورکلي دو رويکرد در زمينه ارتباط بين  دو متغير سرمایه اجتماعی و سلامت اجتماعی وجود دارد: رويکرد اول، استقلال مفهومي دو متغير را مطرح مي کند که معمولا سرمايه اجتماعي به عنوان متغير مستقل و سلامت اجتماعي به عنوان متغير وابسته فرض شده است. و ديگري رويکرد تلفيق مفهومي که قائل به فضاي مفهومي مشترکي براي اين دو است.

    عوامل مهمی مانند سطح سواد والدین ، میزان ورزش ، دیدار اقوام ، رفتار والدین در منزل ، میزان مدیریت والدین در منزل ، میزان احترام به یکدیگر ، میزان رعایت حقوق دیگران در منزل ، اعتقاد به مسایل دینی و مذهبی ، میزان صمیمیت بین اعضای خانواده،  و امید به آینده شغلی با سلامت روانی هر فرد ، وضعیت شغلی والدین ،مدت زمان سپری شده با دوستان و ساعات تماشای تلویزیون با سلامت روانی هر فرد رابطه مستقیم دارد.

سالمتی یک مسئله چند بعدی است، حتی امروزه عالوه بر بعد جسمی ، روانی و اجتماعی ، جنبه معنوی را هم در نظر می گیرند و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سالمتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تاثیر یکدیگر قرار دارند . چنانچه مشکالت جسمی بر روان فرد، مشکالت روانی بر جسم او و نیز هر دوی آنها بر جامعه و اختالالت موجود در جامعه ، بر هر دو بعد دیگر سالمتی اثر می گذارند. لذا اقدامات انجام شده برای ارتقای سالمتی باید به تمام جوانب سالمتی فردی ) جسمی و روانی و معنوی ( و سالمت کلی جامعه توجه داشته باشد . در اینجا برای ساده کردن مطلب ، ابعاد مختلف سالمتی را جداگانه شرح می دهیم گرچه عمالً قابل تفکیک از یکدیگر نیستند . بعد جسمی معمول ترین بعد سالمتی ، سالمت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سالمتی ساده تر می توان آن را ارزیابی کرد . سالمت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است . از نظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها با هم نشانه سالمت جسمی است . به عنوان نمونه بعضی از نشانه های سالمت جسمی عبارتست از : ظاهر خوب و طبیعی ، وزن مناسب ، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم ، اجابت مزاج منظم ، اندام مناسب ، حرکات بدنی هماهنگ ، طبیعی بودن نبض و فشار خون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتا ثابت در سنین باالتر بعد روانی : بدیهی است سنجش سالمت روانی نسبت به سالمت جسمی مشکل تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مد نظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس العمل مناسب در برابر مشکالت و حوادث زندگی جنبه مهمی از سالمت روانی را تشکیل می دهد ، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری های روانی نظیر اضطراب ، افسردگی و غیره بر روی سالمت جسمی تاثیر گذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری های روانی و جسمی وجود دارد . بعضی از نشانه های سالمت روانی عبارتست از :

سازگاری فرد با خودش و دیگران ، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقاد پذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکالت . بعد معنوی : یکی از زمینه های عمده بیماری ها و مشکالت روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی ، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است . ایمان ، هدفدار بودن زندگی ، پایبندی اخالقی ، تعاون ، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب ، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می شود. بعد اجتماعی: بعد اجتماعی سالمتی از دو جنبه قابل بررسی است یکی ارتباط سالم فرد با جامعه ، خانواده ، مدرسه و محیط شغلی و دیگری سالمتی کلی جامعه که با توجه به شاخص های بهداشتی قابل محاسبه، می توان سالمت جامعه را تعیین و با هم مقایسه کرد که بعداً در مورد شاخص های سالمتی اجتماع بحث خواهیم کرد. بررسی مفاهیم نظری سالمت عمومی از دیدگاههای مختلف : در فرهنگ علوم رفتاری ، بهداشت روانی عبارتست از : 4 -علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سالمت روانی و پیشگیری از بیماریهای روانی . 0 -فراهم آوردن اوضاع و احوال محیطی ، نظرات هیجانی و عادتهای تفکر که از ناسازگاری شخصیتی جلوگیری می کند.

 


:: بازدید از این مطلب : 455
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 05 فروردین 1398

آقای روحانی رئیس جمهور محترم در بیست و پنجم دیماه نود و هفت در استان گلستان در جلسه شورای اداری این استان بار دیگر از مشکلاتی سخن گفت که به نظر می‌رسد به خود دولت و تصمیماتی که گرفته است باز می‌گردد. 
شرایط اقتصادی کشور به خاطر برخی تصمیمات و البته سوء استفاده سوداگران بسامان نیست، این نابسامانی‌ها مطلوب دشمنان است و البته برای مردم نیز دردسرساز و مشکل ساز، هدف هم همین است که در میان مردم ایجاد نارضایتی شود، پس از انباشت نارضایتی‌ها به خاطر برخی ناکارآمدی‌ها به اعتراض کشیده خواهد شد، برای جلوگیری از رسیدن نارضایتی به اعتراض وظیفه مسئولین است که تصمیمات اشتباه پیشین خود را اصلاح کنند و امور جاری کشور را سامان دهند. 
آقای روحانی در سخنان خود در جلسه شورای اداری استان گلستان از مخالفت خود با ارز ۴۲۰۰ تومانی خبر داد، تصمیمی که باعث تشدید مشکلات اقتصادی شد و تبعات آن همچنان وجود دارد. 
به گفته آقای رئیس جمهور، این اقدام تصمیم درستی بود، اما درست اجرا نشد، این که چرا درست اجرا شد به عملکرد دولت بستگی دارد، اختصاص ارز ۴۲۰۰ تومانی به برخی افراد که یا تولید کننده هستند یا وارد کننده و در این مسیر تخلفات گسترده ای هم مرتکب شده اند، نشان ناآشنا بودن از آن افراد و شرکت‌هایی دارد که دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفته اند و با اقدامات خارج از تعهدات خود، به مردم، کشور و انقلاب زیان وارد کرده اند. 
به گفته آقای روحانی چنین عملکردهایی در شرایط جنگ اقتصادی که آمریکا علیه ایران شکل داده، خیانت است. تکلیف فرد خائن بر اساس قانون روشن است. شرایط در کشور به خاطر هجمه‌های اقتصادی و سیاسی علیه ایران عادی نیست و در چنین شرایطی خیانت برخی از آنهایی که آقای روحانی به آن اشاره کرده، تأثیر بیشتری بر اقتصاد کشور می‌گذارد. 
رئیس جمهور به چند نمونه اشاره کرده است، از آن جمله عده ای ۱۰۰ میلیون دلار پول گرفتند، ۵۰ میلیون دلار جنس وارد کردند و بقیه دلارها را وارد بازار کردند. 
به چنین افرادی که با اعمال سوداگرانه خود در اندیشه سود نامشروع هستند، چرا باید اعتماد و اطمینان کرد و ۱۰۰ میلیون دلار یا بیشتر در اختیارش گذاشت تا اینگونه خیانت کند؟ 
آیا دولت دستگاه‌های نظارتی زیر مجموعه ندارد تا بر روند این چرخه اقتصادی با دقت نظارت داشته باشد تا اینگونه اتفاقات در اقتصاد کشور آن هم با وجود جنگ اقتصادی علیه ایران، نیفتد؟! 
چرا آقای رئیس جمهور نمی‌تواند از خیانت‌هایی که می‌شود سخن بگوید؟ مانع کجاست؟ مردم و نظام اسلامی نمی‌توانند بپذیرند که چنین افراد خائنی به آسانی تسهیلات دریافت کنند آنگاه به وطن و مردم خود خیانت کنند. چه زمانی مناسب است تا بتوان درباره چنین خیانت‌هایی سخن گفت و آن‌ها را رسوا کرد؟ چه ترسی از افشاگری وجود دارد؟ 
آیا دولت و شخص آقای رئیس جمهور درباره چنین افرادی که اقدامات خائنانه در زمینه اقتصادی کشور مرتکب شده اند به قوه قضاییه گزارش داده و آنها را معرفی کرده است؟ 
آقای روحانی در سخنان خود کُدهایی داده است، اما آیا اکنون برای اقدام علیه این خائنان و سوداگران اقتصادی دیر نشده است؟ 
تا دیر نشده آن‌ها را افشا کنید تا مردم هم در جریان قرار بگیرند، شفاف سازی در این زمینه می‌تواند از فرار چنین خائنینی جلوگیری کند. اگر چنین افرادی را نمی‌توان شاید به خاطر برخی وابستگی‌ها به دست قانون سپرد، مردم می‌توانند آنها را مجازات کنند. 
غفلت از مجازات چنین افرادی که باید به آنها لقب «ناکثین» داد، تخلف بزرگی است که باعث ضایع شدن حق مردم ایران اسلامی می‌شود. 
قوه قضاییه برای برخورد با هر متخلفی با هر نام و نشانی که هست، قاطع ورود کرده، کافی است آنها به دستگاه قضایی معرفی شوند تا در شرایط جنگ اقتصادی با این خائنین برخورد قاطع شود. 
بارها گفته ایم و باز هم می‌گوییم که شرایط جنگی، قوانین خاص خود را دارد و باید بر اساس چنین شرایطی با مفاسد، متخلفین و خائنین برخورد شود. تنها راه این است. 
البته راه اول این است که به هر فرد و مجموعه ای اعتماد نشود و پول بیت المال در اختیار چنین افراد خائنی قرار نگیرد، دقت و نظارت بیشتر لازم است تا از بروز چنین خیانت‌هایی جلوگیری کند، اگر نظارت و بازرسی باز هم ضعیف باشد باید در انتظار خیانت‌های بیشتری از سوی خائنین به مردم، انقلاب و کشور باشیم.

                                                                *                   *                             *

حدود چند ماه پیش ، طرح یک فوریت الحاق دو تبصره به ماده ۱۱۹ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در صحن علنی به رای گذاشته شد. در حالی این طرح روز ۱۴ شهریور ماه به رای گذاشته شد که پیش از آن به یکی از سوژه‌های مورد توجه مردم و رسانه‌ها تبدیل شده و مطالبه‌ای عمومی در این باره شکل گرفته بود. حدود ۲۱۰ تن از نمایندگان در موضع‌گیری‌های خود اعلام کرده بودند که موافق آن هستند... اما، نتیجه ماجرا، تاسف‌انگیز، قابل تامل و در عین حال جالب بود.


در روز رای‌گیری یک‌سوم از نمایندگان مجلس غایب بودند. از ۱۹۴ نماینده حاضر تنها ۵۹ تن با فوریت شفافیت آرا اعلام موافق کردند. ۱۰۸ نفر مخالف، ۵ ممتنع و ۲۲ نفر هم اصلاً در رای‌گیری شرکت نکردند. این یعنی تقریباً از هر چهار نماینده‌ای که پیش از این در اظهار نظرهای عمومی گفته بودند موافق شفافیت آرا هستند، وقتی پای عمل به میان آمد تنها یک نفر از آنان به آنچه گفته بودند رای دادند. مسئله روشن و واضح است. موضع‌گیری و اظهار نظر و امضا پای طرح، شفاف است و در معرض سنجش و قضاوت قرار می‌گیرد اما رای‌گیری نه!


وقتی صحنه غبارآلود و غیرشفاف باشد می‌شود خیلی کارها کرد و حرف‌های مربوط و نامربوط را به هم آمیخت و به خورد خلایق داد. یکی از ترفندهای موثر در غبارآلود کردن فضا، دوقطبی کردن ماجراهاست. از سیاست گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و رقابت در انتخابات و دیپلماسی و... می‌توان گفت «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان...» و ادعای بوسیدن دستشان را کرد و هر چند روز یک بار هم به هر بهانه‌ای از آنان شکایت کرد و به دادگاه کشاند. می‌توان ادعای شفافیت کرد و ۷ ماه قانون انتشار عمومی حقوق و مزایای مدیران را پشت گوش انداخت و خم به ابرو نیاورد.

می‌گویند می‌خواهیم با CFT شفافیت بیاوریم. بله! اما برای چه کسی؟ مردم و نهادهای نظارتی خودمان یا دشمن که در این جنگ اقتصادی همچون گرگ به کمین نشسته و منتظر اندک روزنه و نشانه‌ای برای حمله‌ور شدن است؟ کاش دولتمردان و آن ۱۴۳ نماینده مجلس آنقدر که نگران دغدغه و بهانه آمریکا و اروپا هستند، نگران عدم شفافیت برای ملت و نهادهای نظارتی هم بودند که اگر بودند یک لحاف‌دوز بیچاره و سبزی‌فروش بخت برگشته برای کمتر از ۵ میلیون تومان، مورد سوءاستفاده قرار نگرفته و اینک بدهی مالیاتی ۳۰ و ۱۲ میلیارد تومانی نداشتند.


این میزان از ساده‌انگاری سیاسی و ولنگاری مدیریتی عجیب است. ماه‌ها از افتضاح ارز ۴۲۰۰ تومانی که ۱۸ میلیارد دلار از ارز مملکت را به باد داد می‌گذرد اما یکی از آن ۱۴۳ نماینده مدعی شفافیت مالی از دولت سؤال نکردند که چطور و چگونه آن میزان از ارز به یغما رفت. یکی سؤال نکرد آن آقای معاون ارزی سابق بانک مرکزی چگونه بدون یک روز سابقه کاری مرتبط از آمریکا آمد و پشت میز که نه پشت مهم‌ترین سنگر جنگ ارزی کشور نشست. کسی هم نپرسید آن آقایی که بهمن ماه حکم انفصال از خدمتش را دیوان محاسبات صادر کرده بود، چگونه به خدمت (خدمت؟!) ادامه داد و بعد از استعفا حکم مشاور رئیس‌جمهور را گرفت. چرا شفافیت را از پاسخ به این پرسش‌ها شروع نمی‌کنید؟


معضل عدم شفافیت فقط در اقتصاد نیست و فضای سیاسی کشور نیز متاثر از این آفت است. کم نیستند مطربانی که ساز عراق می‌سازند و آهنگ بازگشت به حجاز می‌کنند. تابلوی اصولگرایی در دست دارند و هلیم اصلاحات را هم می‌زنند. طرف ۲۰ سال است سر سفره اصلاح‌طلبان زانو زده و هر روز می‌گوید ما اصولگرایان چنین و چنان! نه اصولگرایی، نه اصلاح‌طلبی و نه اعتدال و خط کشی‌ها و اسامی دیگری از این دست، واجد ارزش و اعتباری ذاتی نیستند و هرکس را باید در ترازوی اعمالش سنجید اما در فضای غبارآلود و غیرشفاف، جایی برای موشکافی نمی‌ماند و هر چه فضا غیرشفاف‌تر، اعتبار سنجش‌ها کمتر. سیاستمداری که بر اساس پیش‌بینی وزش باد، صبحانه را با اصولگرایان می‌خورد و ظهر میل اعتدال می‌کند و شب هوس اصلاحات می‌کند، فرصت‌طلبی است که بیشتر به درد کار در سازمان هواشناسی می‌خورد.

 


:: بازدید از این مطلب : 748
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
یکشنبه 04 فروردین 1398

 تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند 

 

گزارش: تمام اقوام حسن روحانی که در دولت پست گرفتند + جدول

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

به گزارش خبرنگار  سیاسی خبرگزاری تسنیم روز گذشته خبری در رسانه‌ها منتشر شد که نشان می‌داد "داماد رئیس‌جمهور" به‌عنوان معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت منصوب شده است. کامبیز مهدی‌زاده همان شخصی است که بر اساس حکم رضا رحمانی بر صندلی یکی از معاونین وزیر در وزارتخانه صنعت، معدن و تجارت نشست.

وی متولد 1364 در اهر و دانشجوی دکترای زمین‌شناسی با گرایش نفت در دانشگاه آزاد اسلامی تهران شمال است. مهدی‌زاده همچنین عضو ستاد سیاست‌گذاری و مشاور شورای مرکزی دبیرخانه توسعه علوم و فناوری کشورهای اسلامی، مشاور فرماندار کرج، دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه انرژی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، برنامه‌ریز مالی پژوهشگاه صنعت نفت، مشاور مدیرعامل شرکت توسعه نفت، مشاور فدراسیون کاراته و عضو هیئت رئیسه ورزش‌های رزمی IMARO و مشاور سازمان ملی جوانان است.

سمت گرفتن داماد رئیس‌جمهور در دولت بار دیگر حواشی انتصابات فامیلی حسن روحانی در دولت‌های یازدهم و دوازدهم را تازه کرد چراکه یکی از شعارهای حسن روحانی در انتخابات 92 شایسته‌سالاری بود اما پس از چندی خبرهای ناخوشایندی از انتصابات اقوام و نزدیکان رئیس‌جمهور در دولت به گوش رسید.

در ادامه این گزارش به این انتصابات "فامیلی" در 2 دولت حسن روحانی به‌صورت گذرا نگاه خواهیم داشت:

  اسم  نسبت با رئیس‌جمهور سمت
1 حسین فریدون برادر رئیس‌جمهور دستیار سابق رئیس‌جمهور و همیشه جزو همراهان روحانی محسوب می‌‌شد
2 عبدالحسین فریدون پسرعموی حسن روحانی

مدیرکل سابق وزارتی وزارت علوم و آموزش‌عالی و سرپرست مرکز جذب اعضای هیئت علمی این وزارتخانه

3  اسماعیل سماوی خواهرزاده حسن روحانی

سرپرست سابق گروه مشاوران جوان، رئیس مرکز ارتباطات مردمی نهاد ریاست‌جمهوری و مشاور رئیس دفتر رئیس‌جمهور

4 غلامعلی خوشرو پدر داماد حسین فریدون (برادر حسن روحانی) نماینده ایران در سازمان ملل
5 اسماعیل نجار  پسرعموی شوهرخواهر روحانی  معاون وزیر کشور و رئیس ستاد بحران کشور
6 کامبیز مهدی‌زاده داماد رئیس‌جمهور معاون فعلی وزیر صنعت، معدن و تجارت و رئیس سازمان زمین‌شناسی

البته پیشتر از علی‌اصغر پیوندی و طاهره قیومی به‌عنوان بستگان رئیس‌جمهور یاد می‌شد که در دولت یازدهم و دوازدهم مسئولیت گرفته‌اند اما پس از مدتی خود این افراد وابستگی فامیلی‌شان با رئیس جمهور را تکذیب کردند.

گفته می‌شود غلامعلی خوشرو سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل پدر داماد برادر رئیس‌جمهور نیز مشمول قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان شده اما سایت رسمی دفتر ایران در سازمان ملل او را همچنان به‌عنوان سفیر ایران در سازمان ملل معرفی می‌کند.

علی‌اصغر پیوندی گزینه نهایی ریاست هلال احمر و رئیس پیشین دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نیز فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پسرعمه روحانی نام برده می‌شد. وی نیز اخیراً اعلام کرد که با رئیس‌جمهور هیچ نسبت خانوادگی نسبی یا سببی ندارد ولی «به او ارادت کامل داشته و دارد».

طاهره قیومی مسئول سابق روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری نیز فرد دیگری است که نسبت خود با حسن روحانی را تکذیب کرد. گفته می‌شد او با حسین فریدون برادر رئیس جمهور نسبت فامیلی دارد.

البته اسامی برخی افراد دیگر به‌عنوان اقوام و بستگان حسن روحانی مطرح می‌شوند که در دولت یازدهم یا دوازدهم سمت‌ داشتند اما این نسبت‌های فامیلی نه تکذیب و نه تأیید شدند.

گفته می‌شود حسینعلی عربی از اقوام همسر روحانی است که مدتی دبیری هیئت مرکزی گزینش کارکنان وزارت علوم را به‌عهده داشته است. همچنین اسدالله وطنی را شوهرخواهر رئیس‌جمهور معرفی می‌کنند که سمت دبیری شورای عالی گزینش ریاست جمهوری را به‌عهده دارد.

حسین بهشتی فرد دیگری است که از وی به‌عنوان پدر داماد روحانی یاد می‌شود و می‌گویند از واردکنندگان اصلی میوه در کشور است.


:: بازدید از این مطلب : 523
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
جمعه 02 فروردین 1398

سید حسن نصرالله : هرگونه تهدیدهای اسرائیل سخنانی پوچ است. طرفی که می‌ترسد بسیار فریاد می‌کند و سعی دارد تا هول و وحشت را ایجاد کند اما به محض اینکه کسی به آن نزدیک می‌شود فرو می‌پاشد که این همان وضعیت اسرائیل است.


:: بازدید از این مطلب : 526
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 01 فروردین 1398
مرسوم است که در ابتدای هر سال نامی برای آن انتخاب می‌شود. نامی که به نوعی نشانه و راهنمای ورود و طی طریق در سال جدید است. اما در پایان سال نیز می‌توان با توجه به آنچه در آن سال آموخته‌ایم برای آن نامی انتخاب کرد. سال 1397 با تمام فراز و نشیب‌هایش آخرین روزها و ساعات خود را طی می‌کند و مروری بر رخدادهای تلخ و شیرین و ملس آن از منظرهای گوناگون، می‌تواند برای هرکس نتیجه و تجربه‌ای به دنبال داشته باشد. از منظر سیاسی سالی که گذشت را می‌توان سال «غروب توهم امید به غرب» نامید. به نظر می‌رسد این نام به دلایلی که در ادامه می‌خوانید برای سالی که گذشت، بی‌مسما نباشد. انصاف آن است که این دستآورد حاصل حرکت حکیمانه رهبر معظم انقلاب و مدیریت الهی رخدادهای سال 1397 است.
و اما، محاسبه آنچه در سال 97 گذشته، برای ورود پرانگیزه و قوی به سال آینده، ضرورتی انکارناپذیر است. این محاسبه به عدم تکرار ‌اشتباهات، برطرف کردن نقاط ضعف و تقویت نقاط روشن و مثبت، کمک فراوانی می‌کند. سالی که گذشت را در حالی شروع کردیم که اغلب مسئولان کشور دچار نوعی سردرگمی استراتژیک بودند. این سردرگمی بیش از هر چیز ناشی از آن بود که منتظر بودند تا ببینند آمریکا با برجام چه می‌کند. رئیس‌جمهور آمریکا اوایل سال بطور رسمی از توافق هسته‌ای خارج شد و این در حالی بود که نه دولت وی و نه دولت پیشین این کشور –که برجام حاصل مذاکره و توافق با آن بود- پایبندی عملی به تعهدات خود نداشتند. الاغ‌ها (حزب دموکرات آمریکا) فقط ظاهر ماجرا را حفظ کرده و به موازات آن زیربنای تحریم‌های جدید را فراهم می‌کردند و فیل‌ها (جمهوریخواهان) نیازی به این حفظ ظاهر هم ندیدند و بر بستر فراهم شده از پیش، سنگ روی سنگ گذاشتند. 
خروج آمریکا از برجام به تلاطمی که از ماه‌ها پیش در بازار ارز ایجاد شده بود دامن زد و البته این اثر بیش از آنکه واقعی و ناظر به واقعیت‌های اقتصادی باشد، ناشی از آثار روانی و صد البته سیاست‌های غلط ارزی دولت بود. پیش از خروج آمریکا، دولت نرخ ارز را 4200 تومان اعلام کرده و در تصمیمی عجیب و بی‌منطق از اختصاص ارز به تمام کالاهای وارداتی خبر داد. این نرخ و نحوه تخصیص غلط آن، نه تنها کمکی به مهار بازار نکرد بلکه رانت‌خواران و فرصت‌طلبان را بیش از پیش برای چاپیدن بیت‌المال و خالی کردن جیب مردم، حریص کرد. وقتی ارز با نرخ ثابت دولتی و به همه کالاهای وارداتی- از خاک زیر پای گربه گرفته تا غذای سگ!- اختصاص یابد، به‌طور طبیعی و منطقی هرچه قیمت آن در بازار آزاد افزایش یابد، به نفع دریافت‌کننده است و به آن دامن می‌زند. این سیاست مخرب تا جایی پیش رفت که 18 میلیارد دلار از ذخایر ارزی به باد رفت، چنان‌که برخی ارز دولتی دریافت کردند و اساساً کالایی را وارد نکردند، یا کالایی وارد شد که هیچ ضرورت و فوریتی نداشت و یا آنکه کالای وارد شده به‌جای آنکه با قیمت ارز دولتی در بازار توزیع شود، با قیمت ارز بازار آزاد به دست مصرف‌کننده رسید. 
به این ترتیب دلار 4200 تومانی به بزرگ‌ترین معما و رانت اقتصادی کشور تبدیل شد و عجیب‌تر آنکه هیچ‌کس از مقامات دولتی حاضر به پذیرش مسئولیت آن نشد و توپ را به زمین این و آن حواله دادند. این رانت بزرگ به‌علاوه ‌برخی سودجویی‌های کلان و اخلال در نظام اقتصادی کشور که به حق می‌توان آن را تروریسم اقتصادی نامید، منجر به راه افتادن موجی جدی و تازه از برخورد قضایی با این اخلالگران شد. قوه قضائیه با اجازه‌ای که از رهبر معظم انقلاب دریافت کرد، دادگاه‌های ویژه‌ای را در این مورد تشکیل داد که قاطعیت، سرعت عمل و علنی بودن، مهم‌ترین ویژگی‌های آن بود. ورود جدی و قاطعانه دستگاه قضایی به صحنه برخورد با تروریست‌های اقتصادی، با استقبال افکار عمومی مواجه شد و اعدام چند تن از دانه‌درشت‌ها، حاوی این هشدار مهم به مفسدان اقتصادی بود که پایان راه اخلال در نظام اقتصادی کشور و چپاول بیت‌المال چوبه دار است و نظام در این زمینه قاطعیت دارد. تشکیل پرونده و دادگاه برای برخی از منسوبین به مسئولان کشور نیز نشان داد، در برخورد با مفاسد اقتصادی «ملاحظه این و آن» نخواهد شد و حاشیه امن و خط قرمزی در این میان وجود ندارد.
به موازات این ماجرا در صحنه دیپلماتیک پس از خروج آمریکا از برجام، دولت اعلام کرد که مدتی اندک منتظر می‌ماند تا اروپا منافع اقتصادی ایران در برجام را تضمین کند. انتظاری که از اساس نسبتی با واقعیت نداشت و اروپا نه توان برآورده کردن چنین انتظاری را داشت و مهم‌تر از آن، اراده‌ای نیز در این زمینه نداشت. چند هفته، تبدیل به چند ماه شد و اروپایی که وعده راه‌اندازی ساز و کار مالی ویژه موسوم به SPV را برای مقابله با تحریم آمریکا علیه شرکت‌های خود که با ایران کار می‌کنند، داده بود هر روز بهانه‌ای می‌آورد و از وعده نسیه خود، چیزی می‌کاست. اروپا گام به گام از وعده‌های خود عقب نشست و در نهایت پس از تاخیری طولانی، به اینستکس رسید. ساز و کاری که نه تعهدی برای خرید نفت از ایران دارد، نه با تحریم آمریکا مواجهه‌ای می‌کند و نه پوشش‌دهنده هر نوع کالایی است. این ساز و کار معیوب و ناقص و «تقریباً هیچ» که چندی پیش از آن سخن به میان آمد، حرف و ایده‌ای روی کاغذ است و عراقچی معاون وزیر خارجه کشورمان که به‌طور منطقی باید آگاه‌ترین فرد نسبت به آن باشد، می‌گوید چیزی از نحوه عملکرد آن نمی‌داند! نکته جالب و قابل تامل‌تر آنکه اروپایی‌ها همین هیچ را نیز مشروط کرده و می‌گویند اگر می‌خواهید اجرایی شود باید به الزامات FATF تن دهید. مردم اولین دسته‌ای بودند که نتیجه بدعهدی آمریکا و گربه‌رقصانی اروپا را به عینه می‌دیدند و هرچه باید از آن فرا می‌گرفتند، گرفتند، آبی از چشم آبی‌ها گرم نمی‌شود و روی دیوار آنها نمی‌توان یادگاری نوشت. رسانه‌ها و چهره‌های سیاسی که تا چندی پیش سعی می‌کردند خود را در پیروزی و دستاورد (کدام پیروزی و دستاورد؟!) سهیم نشان دهند، بی‌سر و صدا از کنار 23 تیر (روز حصول توافق هسته‌ای) و 26 دی (روز اجرای برجام که قرار بود تحریم‌ها بالمره لغو شود) گذشتند و صدایش را درنیاوردند. نه خانی آمده و نه خانی رفته است!
کم‌کم از سوی متولیان برجام و مسئولان دولتی و دستگاه دیپلماسی نیز حرف‌هایی شنیده شد که تا پیش از این چندان مسبوق به سابقه نبود و در مواردی جالب توجه و همراه با رگه‌هایی از طنز نیز بود. حرف‌هایی مانند سخنان دیروز جناب صالحی رئیس ‌سازمان انرژی اتمی که گفته است؛ «طول کشید تا خیلی‌ها باور کنند آمریکا دشمن ماست، ولی الان همه باور کرده‌اند آمریکا دشمن ماست و از موافق و مخالف و از انقلابی و ضدانقلابی موافق هستند کار دولت آمریکا، ظالمانه است. این دستاورد بزرگی است.» و یا جناب آقای روحانی رئیس‌جمهور کشورمان که دیروز گفت؛ «دشمن اصلی را از یاد نبریم، دیشب هم در سخنرانی گفتم هرچه لعنت دارید بر کسی لعنت کنید که این شرایط را برای کشور به‌وجود آورد؛ آمریکا، صهیونیسم و ارتجاع منطقه ‌این شرایط را برای کشور به‌وجود آوردند.»
چنین موضع‌گیری‌هایی از سوی دولتمردانی که زمانی ساز برجام 2 و 3 را می‌زدند، جای تقدیر و البته شکر دارد. این موضع‌گیری‌ها در کنار برخی اقدامات و دستاوردهای عملی، نشان داد اگر دل را به نقاط روشن واقعی بسپریم، گشایش و موفقیت تضمین شده است. چند روز پیش رئیس‌جمهور در سفر به استان بوشهر، 4 فاز جدید از پارس جنوبی را افتتاح کرد. پروژه‌های بزرگ و پیچیده که به دست متخصصان توانمند داخلی در قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به نتیجه رسید و به قول فرمانده آن نشانه و نماد شکست مفتضحانه تحریم‌های آمریکاست. بله! تحریم مشکل‌زا و خسارت‌بار است اما دیوار تحریم را ذهن خلاق و پتک تلاش فرو می‌ریزد نه پشت میز مذاکره و دادن امتیاز و پرت کردن خودکار!
سفر اخیر آقای روحانی به عراق و دستاوردهای آن، نمود دیگری از ظرفیت‌های عظیمی است که با کمترین هزینه پیش روی کشور است و صرفاً باید با پیگیری مداوم و مدبرانه آنها را عملیاتی کرد. روابط و تبادلات تجاری ایران و عراق در حال حاضر 12میلیارد دلار است و با مقداری تلاش و پیگیری در سطح نهادهای اقتصادی و دیپلماتیک می‌توان آن را به راحتی به 20 میلیارد دلار رساند. فقط همین یک مورد را مقایسه کنید با مراودات اقتصادی کشورمان با اروپایی‌ها که با کوچک‌ترین تهدید آمریکا، شرکت‌هایشان صحنه را خالی کردند و رفتند و از آن همه وعده و وعید چیزی جز چند عکس یادگاری باقی نماند. 
عبور از توهم امید به غرب و پایان یافتن این سراب واهی در سطح عمومی و مسئولان جامعه، فرآیندی زمان‌بر و البته با هزینه بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال‌ها پیش و حتی از ابتدای آغاز مذاکرات هسته‌ای بارها و بارها هشدار داده بودند که توقع رفع مشکلات اقتصادی با ابزار مذاکره و توافق، توقعی غیرواقعی و امیدی واهی است. هشدارهایی که در شلوغی و هیاهوی خوش خیالان، کمتر به گوش رسید و به آن دقت شد؛
- برنامه‌های اقتصادی براساس و با فرض ماندن تحریمها بایستی برنامه‌ریزی بشود و تعقیب بشود و تحقّق پیدا بکند. فرض کنیم که این تحریمها ذرّه‌ای و سرِ سوزنی کم نخواهد شد؛ که حالا خود آنها هم همین را می‌گویند. آنها هم می‌گویند که تحریمها دست نخواهد خورد، حتّی از حالا شروع کردند که اگر در زمینه‌ هسته‌ای هم به توافق برسیم، معنای آن این نیست که همه تحریم‌ها برداشته خواهد شد؛ هنوز چیزهای دیگری هم هست؛ این همان حرفی است که ما همیشه می‌گفتیم. من بارها در همین جلسه و جلسات گوناگون دیگر عرض کرده‌ام که [موضوع] هسته‌ای بهانه است؛ مسئله‌ هسته‌ای هم نباشد، یک بهانه‌ دیگری می‌آورند...بنابراین، علاج مسئله‌ تحریم، عبارت است از همین اقتصاد مقاومتی. (16 تیر 1393 – دیدار مسئولان نظام)

- کار اساسى این است که کارى کنید که کشور از اَخم دشمن ضربه نبیند، از تحریم دشمن لطمه نخورد؛ و راه‌هایى هست، کارهایى هست که می‌شود کرد؛ بعضى را هم کرده‌اند و موفّق بوده است و جواب داده است؛ می‌شود کارهایى کرد؛ می‌شود این حربه را از دست دشمن گرفت، والّا اگر چنانچه چشم ما به دست دشمن باشد که «آقا، اگر این‌کار را نکردى تحریم باقى می‌ماند» [فایده‌اى ندارد]؛ کمااینکه آمریکایى‌ها با کمال وقاحت دارند می‌گویند «اگر در قضیّه‌ هسته‌اى ایران کوتاه هم بیاید، تحریمها یکجا و همه برداشته نخواهد شد»، این را صریح دارند می‌گویند. این نشان‌دهنده‌ این است که به این دشمن نمی‌شود اطمینان کرد نمی‌شود اعتماد کرد. من با مذاکره کردن مخالف نیستم؛ مذاکره کنند؛ تا هروقت می‌خواهند مذاکره کنند! من معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى، آنچه لازم است این است. (17 دی 1393 – دیدار مردم قم)
- رفع تحریمها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدّی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی میسّر نخواهد شـد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدّیّت تمام دنبال شود و بخصوص به تقویت تولید ملّی توجّه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیّت پس از برداشته شدن تحریمها، به واردات بی‌رویّه نینجامد، و بخصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود. (29 مهر 1394 - نامه به رئیس‌جمهور درباره الزامات اجرای برجام)
- در سال‌های اخیر، این درس گرفته شد که گره زدن حل مسائل کشور به‌خصوص مسائل اقتصادی به برجام و خارج از کشور، یک خطای بزرگ است. هنگامی که ما مسائل اقتصادی و کسب‌وکار را به برجام گره می‌زنیم، نتیجه این می‌شود که صاحبان کار و سرمایه چند ماه منتظر امضا شدن یا نشدن برجام می‌مانند و بعد از آن هم منتظر اجرا شدن و یا اجرا نشدن آن هستند و سپس نیز منتظر اینکه آیا آمریکا در برجام می‌ماند یا نمی‌ماند و در نهایت دستگاه فعال اقتصادی کشور همیشه معطل خارجی‌ها است. (3 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- اقتصاد کشور را از راه «برجام اروپایی» نمی‌توان درست کرد. برجام اروپایی البته مسئله‌ای است اما قرائن فراوان از جمله انصراف و تردید شرکت‌های بزرگ اروپایی و نیز سخنان مسئولان سه کشور اروپایی نشان می‌دهد اقتصاد کشور را از راه برجام اروپایی نمی‌توان به جلو برد... ورود 100 میلیارد دلار به کشور پس از انعقاد برجام تصوری باطل بود که متأسفانه برخی این تصور واهی را به مردم هم منتقل کردند. (3 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- سپردن کارها به خارجی‌ها با توجه به بدقولی‌های آنها باید فقط در حد اضطرار باشد و فقط وقتی از امکانات داخلی مأیوس شدیم سراغ دیگران برویم. (2 خرداد 1397- دیدار مسئولان نظام)
- کار را در محدوده‌ مقدورات کشور با جدّیّت دنبال بکنید؛ منتظر این و آن نباشید. ما یک روز مشکل اقتصادی کشور را موکول کردیم به برجام، [امّا] برجام نتوانست مشکل اقتصادی کشور ما را برطرف کند و به ما کمک قابل توجّهی بکند؛ و نتیجه این شد که مردم نسبت به برجام شرطی شدند، که وقتی آن بابا (ترامپ) می‌خواهد از برجام خارج بشود، تا مدّتی که او می‌گوید خارج می‌شوم، ما همین‌طور دچار تلاطم در بازار خواهیم بود؛ ما شرطی شده‌ایم دیگر، مردم را ما شرطی کرده‌ایم. حالا هم «بسته‌ اروپایی»؛ مردم را درباره‌ بسته‌ اروپایی شرطی نکنید. (تیر 1397 – دیدار اعضای هیئت دولت)
اینها تنها چند نمونه از موارد متعدد هشدارهای رهبر انقلاب به مسئولان کشور در زمینه توهم امید به حل مشکلات با مذاکره و امتیازدهی و توافق با غرب است. بهرحال و با تمام هزینه‌هایش امروز بجایی رسیده ایم که مردم و اغلب مسئولان فهمیده اند، برای حل مشکلات اقتصادی کشور دستی از غرب برون نمی‌آید و کاری نمی‌کند و این خودمان‌ هستیم که باید دست بر زانو زده و کمر همت ببندیم. 
اما سال 1397 فقط سال تجارب پرهزینه نبود و سال پیروزی‌ها و دستاوردهای بزرگ نیز بود. سالی که نقشه‌های آمریکا و متحدان و مزدورانش برای منطقه، با مجاهدت و از خودگذشتگی مجاهدان راه حق که دل از دنیا و مافیها بریده اند، با شکست مواجه شد. نحوه سفر ترامپ و آقای روحانی به عراق ویترین این وضعیت است. ترامپ به اذعان خود علیرغم صرف هزینه 7 تریلیون دلاری در منطقه باید در تاریکی و با ترس و لرز و مخفیانه وارد عراق شود و رئیس‌جمهور ایران در روشنایی روز و با عزت و احترام و استقبال گرم مسئولان ارشد کشور همسایه. 
دشمن امید و آرزو داشت که انقلاب اسلامی چهلمین سال پیروزی خود را نبیند اما به کوری چشم آنان، مردم جشن چهلمین سال پیروزی را باشکوه‌تر از همیشه برگزار کردند و راهپیمایی 22 بهمن دشنه‌ای در چشم و دل دشمن شد که شدت درد آن را از عربده‌هایی که می‌کشند، می‌توان حدس زد. پیام راهبردی «گام دوم» رهبر انقلاب که به مثابه یک نقشه راه برای چهل سال دوم انقلاب منتشر شد، حاوی جامع‌ترین و دقیق‌ترین تحلیل و نگاه به راه طی شده و در همین حال واقع بینانه‌ترین و آرمانی‌ترین چشم انداز در مسیر پیش روست. یکی از محورها و برجسته‌ترین نکات این پیام، تاکید مکرر رهبر انقلاب بر لزوم پایان توهم امید به غرب و پراکندن امید واقعی در جامعه است؛ «جوانان عزیز در سراسر کشور بدانند که همه‌ راه‌حل‌ها در داخل کشور است. اینکه کسی گمان کند که «مشکلات اقتصادی صرفاً ناشی از تحریم است و علّت تحریم هم مقاومت ضدّ استکباری و تسلیم نشدن در برابر دشمن است؛ پس راه‌حل، زانو زدن در برابر دشمن و بوسه زدن بر پنجه‌ گرگ است» خطایی نابخشودنی است. این تحلیل سراپا غلط، هرچند گاه از زبان و قلم برخی غفلت‌زدگان داخلی صادر می‌شود، امّا منشأ آن، کانونهای فکر و توطئه‌ خارجی است که با صد زبان به تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران و افکار عمومی داخلی القاء می‌شود.»
بقول مولوی؛
 آنچه تو گنجش توهم می‌کنی
زان توهم گنج را گم می‌کنی
و اما در پایان سالی که گذشت و در طلیعه سال جدید، درود و سلام ملت ایران بر شهدایی که در این سال خون پاک خویش را در چهار گوشه این سرزمین پهناور نثار کردند تا ما و شما در امنیت و آرامش به استقبال بهار برویم. یا مقلب القلوب و الابصار...
 
 

:: بازدید از این مطلب : 489
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران