منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 656
:: کل نظرات : 11

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 4
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 49
:: باردید دیروز : 40
:: بازدید هفته : 207
:: بازدید ماه : 353
:: بازدید سال : 685
:: بازدید کلی : 685
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 17 تیر 1398

پیرامون نشست خبری روز گذشته معاون وزیر امور خارجه و سخنگوی سازمان انرژی اتمی که بدون اعلام سطح افزایش غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران پایان یافت با دکتر فریدون عباسی گفت‌وگو کرده‌ایم. رئیس سابق سازمان انرژی اتمی معتقد است طرف‌های مقابل ما بین خودشان اظهار می‌کنند که ایران بلوف می‌زند و به همین خاطر می‌شود فشار بیشتری به ایران آورد.
***
 حضرتعالی در مصاحبه با «وطن‌‌امروز» بر شروع غنی‌سازی 20 درصد تاکید داشتید، با این حال سخنگوی سازمان انرژی اتمی دیروز در نشست مطبوعاتی گفت فعلا رسیدن به غنای مورد نیاز برای تامین سوخت رآکتور تهران (20 درصد) در دستورکار نیست. نظر شما در این باره چیست؟
همانطور که گفتم ما باید به سطح قبلی غنی‌سازی برگردیم. نتیجه کار خبط و اشتباهی که در این چند سال در کشور صورت گرفته این است که کشور از ذخیره اورانیوم غنی شده در حد 10 سالUF6  پر شده است.
لازم است که ما در سطح بالاتری به تقابل بپردازیم.
درست است که در حال حاضر ما نیازی به سوخت 20 درصد نداریم ولی باید اورانیوم غنی شده 20 درصد به صورت UF6 تبدیل به U3O8 ، 20 درصد شود و آن به صفحات سوخت و بعد آن صفحات به مجتمع یا بسته سوخت تبدیل شود. در حال حاضر چون در دولت دهم پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفت و اورانیوم به میزان کافی غنی و تولید شد، می‌شود گفت که بسته‌های سوخت برای این حد کارکردن رآکتور تهران کافی است، البته اطلاعات بنده به روز نیست و ما به حرف‌های مقامات کشور استناد می‌کنیم. اگر چنین مطلبی صحت داشته باشد این همان سوختی است که از قبل موجود بوده است. موضوعی که بنده در گفت‌وگو با «وطن‌‌امروز» گفتم این بود که بهتر است فردو راه‌اندازی و UF6 20 درصد ذخیره شود، نه اینکه به کیک زرد 20 درصد تبدیل کنیم. نکته اصلی این است که اگر شما بخواهید با انجام ندادن تعهدات طرف مقابل مقابله کنید باید در حدی با او برخورد کنید که او احساس کند باید بیاید و حقوق شما را ادا کند. ولی در حد سطح پایین آن هم به این صورت که سطح غنی‌سازی را بالا ببریم ولی عدد را اعلام نکنیم می‌شود گفت که این کار بیشتر آماده‌‌سازی شرایط داخلی و افکار عمومی برای سفیدنمایی اروپایی‌هاست. یک جریان فکری در داخل کشور ما هست که می‌خواهد اروپا را سفید نشان بدهد ولی اروپا اینقدر سفید و بی‌خطر نیست. اروپایی‌ها تا حد زیادی با آمریکا همراه هستند و به عنوان یک سوپاپ اطمینان برای آمریکایی‌ها عمل می‌کنند. اروپا همانند سال‌های 82 تا 84 که اتفاقا شخص آقای روحانی و تیم همراه او مذاکره و عقب‌نشینی کردند و دستاوردی جز قطعنامه‌های شورای حکام آژانس که منجر به صدور قطعنامه‌های شورای امنیت شد نداشتند، الان هم همان روش را دنبال می‌کند، زیرا از طرف ایران پیام مماشات و عقب‌نشینی صادر می‌شود.
 اینکه موضوع کاهش تعهدات هسته‌ای ایران به‌صورت اولتیماتوم و ضرب‌الاجل در دنیا مطرح و سپس در موعد مقرر، درصد افزایش سطح غنی‌سازی اعلام نشود، توسط طرف‌های مقابل ایران تعبیر به بلوف نمی‌شود؟
نظر بنده همین است. یعنی طرف‌های مقابل ما بین خودشان اظهار می‌کنند که ایران بلوف می‌زند و به همین خاطر می‌شود فشار بیشتری به ایران آورد. تحلیل آنها این است که ایران با این سیگنال‌هایی که می‌فرستد نیاز به مذاکره دارد و پای میز مذاکره می‌آید ولی آنها می‌خواهند از ما امتیاز گرفته و امتیازی به ایران ندهند. آمریکایی‌ها هم همینطورند. آمریکا به مرزهای اقتصادی ایران تجاوز و پیشروی کرده و از بانک گرفته تا نفت و کشتیرانی ایران را تحریم کرده است اما می‌گوید بیایید مذاکره کنیم. طبیعتا وقتی ما بخواهیم مذاکره کنیم باید دست‌های‌مان بالا باشد در غیر این صورت که نمی‌شود مذاکره کرد. احسنت به مقام معظم رهبری که مقابل مماشات محکم ایستادند و در حقیقت قهرمان ملی ما شخص ایشان هستند، نه کسانی که صرفا عنوان قهرمان هسته‌ای را یدک می‌کشند و برای خودشان پیام تبریک می‌فرستند.
 فرمودید که مواد مورد نیاز رآکتور تهران در دولت دهم تهیه و تولید شده بود؟
بله! غنی‌سازی 20 درصد همان موقع انجام شد و به نتیجه رسید و همان متخصصان توانستند این موضوع را با کمک متخصصان بخش‌های مکانیک پیش ببرند، یعنی بخش غنی‌سازی کار خودش را انجام داد و بخش سوخت هم کار خود را. بویژه در حوزه مکانیک جامدات موفق شدند صفحات سوخت را به شکل استاندارد و به تعداد زیاد تولید کنند.


:: بازدید از این مطلب : 419
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 13 تیر 1398


ارگان حزب کارگزاران، عملکرد فراکسیون امید و رئیس آن را تراژدی خواند.
روزنامه سازندگی نوشت:  اسفندماه سال ۹۴ که اصلاح‌طلبان به ضرورت عدم ورود تندروها به مجلس به لیست ائتلافی با اصولگرایان میانه‌رو رسیدند و با رای خود، خوشحال از تغییر ۷۰ درصدی ترکیب مجلس پایکوبی می‌کردند هرگز فکرش را نمی‌کردند که قرار است ۴ سال بعد در این نقطه بایستند؛ جایی که از علی مطهری در جایگاه نایب‌رئیسی مجلس به نایب‌رئیسی عبدالرضا مصری، وزیر احمدی‌نژاد برسند و ریاست کمیسیون امنیت ملی را درست در حساس‌ترین زمان به‌دست تندروترین طیف مجلس و چهره‌ای بسپارند که ۱۴ ماه پیش برجام را در صحن آتش زد. همچنین کمیسیون‌های فرهنگی و آموزش را هم که اتفاقا از مهم‌ترین کمیسیون‌ها برای بدنه رای اصلاحات هستند یک به یک به طیف نزدیک به جبهه پایداری تقدیم کنند. اما چه شد که سرانجامِ لیست امید به اینجا رسید؟ گام‌های اشتباه فراکسیون امید در این مسیر چه بود؟
شاید مهم‌ترین گام اشتباه امیدی‌ها اصرار بر داشتن هویت مستقل آن هم در صحنه رقابت‌های درون پارلمانی بود. در شرایطی که منطق ائتلاف اصلاح طلبان با اصولگرایان میانه‌رو (که بر اساس آن وارد مجلس شدند تا عرصه را بر تندروها تنگ تر کنند) هنوز به قوت خود باقی است و اتفاقا این منطق با پررنگ‌تر شدن تلاش تندروهای داخلی و خارجی قوی‌تر از گذشته هم بر مناسبات درون پارلمانی حاکم است، اصرار بر داشتن هویت مستقل و جدا کردن راه خود از اصولگرایان میانه رو در رقابت‌های درون پارلمان فقط فضا را برای تندروها گشاده‌تر کرد. کاندیداتوری محمدرضا عارف برای رقابت با علی لاریجانی در انتخابات ریاست مجلس در سال چهارم، آن هم در شرایطی که حتی همه امیدی‌ها هم حاضر نشدند به او رای بدهند و به گفته جلال میرزایی رئیس کمیته سیاسی فراکسیون در گفت‌وگو با سازندگی «۳۰ نفر از امیدی‌ها در این انتخابات به او رای ندادند»، درست به همین دلیل تصمیم اشتباهی بود. 
آنطور که خبرنگار سازندگی کسب اطلاع کرده است عارف یک حلقه فکری مخصوص خود دارد که بخشی از آن در فراکسیون امید و بخشی دیگر در بیرون از مجلس هستند. محمدرضا تاجیک، هادی خانیکی، مهدی نادمی، جعفر توفیقی، حمیده مروج (همسر عارف)، آذر منصوری، زهرا شجاعی، فائزه دولتی و فرشید گلزاده از چهره‌های خارج از مجلس این حلقه فکری و عبدالکریم حسین‌زاده، محسن علیجانی، رضا انصاری، ابوالفضل سروش و محمدی از چهره‌های درون پارلمانی این حلقه هستند که البته نقش چهره‌های بیرون از مجلس این جمع در تصمیم‌گیری‌های عارف پررنگ‌تر است. ظاهرا تصمیم عارف برای کاندیداتوری در انتخابات هیئت رئیسه مجلس نیز از درون این حلقه بیرون آمده بود. هرچند که عارف به اعضای فراکسیون گفته بود این تصمیم را به اطلاع چهره‌های موثر جریان اصلاحات از جمله سیدمحمد خاتمی و سید حسن خمینی رسانده و آنها از این تصمیم حمایت کرده‌اند.
وقتی از اشتباهات فراکسیون امید سخن می‌گوییم نمی‌توانیم از کنار محمدرضا عارف به سادگی عبور کنیم. به‌خصوص که او در این مدت علاوه بر ریاست فراکسیون امید، ریاست شورای عالی اصلاح‌طلبان و شورای ۵۱ نفره امید (نمایندگان تهران و اعضای شورای شهر تهران)را نیز بر عهده داشته است؛ یعنی ریاست همه آن سازوکارهای فراحزبی اصلاح‌طلبان که در حال حاضر فعال هستند. 


:: بازدید از این مطلب : 487
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 10 تیر 1398

سريال غيبت رئيس جمهور در جلسات مجمع تشخيص مصلحت نظام با وجود اين‎كه سه رئيس در اين مدت روي صندلي رياست اين مجمع نشسته‎اند از جمله موارد انتقادي رسانه‎هاست. رئيس جمهور عضو اين مجمع است اما از زمان رياست هاشمي رفسنجاني تا به امروز غايب جلسات آن بوده است. روحاني چه در زمان مرحوم آيت‎الله هاشمي شاهرودي و چه امروز كه آيت‎الله آملي لاريجاني رياست اين شورا را بر عهده دارد غايب اصلي اين جلسات بوده است.

همچنين جلسات ديگر شوراها هم كه البته رئيس جمهور رياست آن‎ها را به عهده دارد جلسات با عدم حضور رئيس جمهور به طور منظم برگزار نمي‎شود.

به گزارش مشرق، در همين راستا، چندي پيش «سيد عزت ا... ضرغامي»، از جمله اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي از عدم برگزاري جلسات اين شورا سخن گفت و در توئيتي بيان كرد:

«طبق برنامه، بايد امروز جلسه ش. ع. ا فرهنگي تشكيل مي‎شد.بعد از چند بار تأييد و تكذيب، مي‎گويند جلسه لغو شده است! بي‎احترامي به اعضا به كنار، موضوعات مهم و اولويت‎دار انباشته شده همچنان در بلاتكليفي ماند. قرار بود نواب محترم رئيس، در اين شرايط و بر اساس آئين نامه جلسه را تشكيل دهند.»

جالب اين جاست كه جلساتي كه رياست آن با «حسن روحاني» است وقتي وي حضور نداشته باشد اغلب برگزار نمي‎شود.

جلسه شوراي عالي فضاي مجازي هم با همين روند مواجه شده است.

در همين راستا، «احمد مازني»، نماينده تهران مي‎گويد: «خيلي وقت است كه جلسات شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي فضاي مجازي برگزار نمي‎شود.»

او مي‎گويد:

«تا جايي كه من اطلاع دارم بعضي گفت‎وگوها بين برخي اعضاي اين دو شورا با آقاي رئيس جمهوري به وجود آمد كه باعث كدورت‎هايي شد و از آن به بعد ديگر جلسات تشكيل نشد. بعد از دعواي لفظي كه بين آقاي ضرغامي و آقاي روحاني در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي به‎وجود آمد، يك جلسه براي هفته بعدش پيش‎بيني شده بود كه لغو شد و از آن به بعد هم جلسه‎اي تشكيل نشد.»

عدم برگزاري جلسات نهادهاي عالي انقلابي به علت غيبت حسن روحاني در حالي است كه تاكنون چندين بار موضوع افزايش اختيارات رئيس جمهور توسط افراد مختلف از جمله مطرح شده است، اما عدم برگزاري اين جلسات بيان مي‎كند كه رئيس جمهور اختيارات و رياست نهادهاي مختلفي را دارد كه از ان استفاده نمي‎كند.

جلسات نهادهاي انقلابي برگزار نمي‎شود و وضعيت اقتصادي هم كه با نابساماني جدي روبه روست. در اين شرايط رئيس جمهور طلب اختيارات بيش‎تر مي‎كند، اما سوال اصلي اين است كه با همه اين اختياراتي كه حسن روحاني دارد وي مشغول چه كاري است كه مشكلات اقتصادي هر روز بيش‎تر مي‎شود؟ سال گذشته بود كه مجلس، رئيس جمهور را به خانه ملت دعوت و چند سوال از وي پرسيد. نمايندگان جز يك سوال در مورد توضيح روحاني براي سوالات ديگر قانع نشدند اما وضعيت اقتصادي كشور نه تنها پيشرفت نكرده است بلكه متأسفانه حتي برخي از اقلام مورد استفاده قشر ضعيف جامعه هم افزايش قيمت داشته و اين مساله وضعيت اقتصادي را وخيم‎تر كرده است.

با اين شرايط نه شاهد برگزاري درست جلسات نهادهاي انقلابي با حضور رئيس جمهور هستيم و نه شاهد بهبود روند اقتصادي كشور و اين سوال باقي مي‎ماند كه رئيس جمهور در حال انجام چه كاري است؟

 


:: بازدید از این مطلب : 393
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
دوشنبه 10 تیر 1398

مرسی چند اشتباه بزرگ را مرتكب شده بود كه همين اشتباه‎ها موجب عزل، حصر، محاكمه و در نهايت مرگ وي شد. اشتباه اول همان گونه كه گفته شد، عدم تصفيه حكومت جديد از پسمانده‎هاي حكومت قبلي بود. در اين ميان بزرگ‎ترين اشتباه او اعتماد به ژنرال سيسي بود؛ همان شخصي كه در كم‎تر از يكسال بعد عليه مرسي كودتا كرد و او را از صحنه سياست به گوشه زندان كوچانيد. ژنرال سيسي قسم خورده بود كه به مرسي وفادار خواهد بود و به اين ترتيب از سوي مرسي نيز به‎عنوان فرمانده نيرو‎هاي مسلح منصوب شد. اما قسم و عهد اين نظامي كاركشته واقعي نبود و مرسي نفهميده بود كه در عالم سياست نبايد به قسم يك نظامي سياستمدار دل بست. اشتباه دوم او دل بستن به آمريكا و عربستان و اعتماد بيجا به اين دو كشور بود. در همان ابتداي روي كار آمدن مرسي، وزير خارجۀ وقت آمريكا يعني خانم هيلاري كلينتون به قاهره رفت. اين سفر به مثابه اعلام حمايت ايالات متحده از رئيس جمهور جديد مصر به شمار مي‎آمد. مرسي همچنين در همان ابتدابه طمع گرفتن كمك مالي به رياض رفته بود اما سعودي‎ها نه تنها كمكي به او نكردند بلكه حمايت تمام قدي از كودتاي ژنرال سيسي داشتند. اشتباه سوم مرسي نيز عدم اعتماد به مردم خود بود؛ همان مردمي كه به او راي داده و وي را به‎عنوان رئيس جمهور منتخب خود برگزيده بودند. رياست جمهوري،عزل، حصر، محاكمه و در نهايت مرگ محمد مرسي آيينه تمام نماي عبرت شخصي است كه از سرانجام ديگران درس عبرت كامل را ياد نگرفته بود، سرانجام محمدرضا شاه، حسني مبارك، چائوشسكو، صدام حسين و معمر القذافي! اكنون او خود آيينه تمام نماي عبرت ديگران شده است و اين درس روزگار است كه اگر از ديگران درس عبرت نگيريم خود درس عبرت ديگران مي‎شويم!


:: بازدید از این مطلب : 370
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 01 تیر 1398

 

قال‌النبی(ص):

 لولا ثلاثه فی ابن ادم ماطأطأ راسه شیئ:

 المرض و الموت و الفقر

وکلهن فیه و انه لمعهن لوثاب»

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: اگر سه (نقطه ضعف) در آدمی نبود، چیزی سر او را فرود نمی‌آورد (و خم نمی‌کرد): بیماری، مرگ و فقر. این هر سه را دارد و با این حال گردنکشی و چموشی می‌کند.‌(1)
 
1- بحارالانوار، ج 69، ص 5
3

:: بازدید از این مطلب : 401
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
شنبه 18 خرداد 1398

در کنار انسان‌هایی که همچون فرشتگان در مواقع بحران‌ها به هر ابزار و هر هنر و تخصصی که دارند به یاری بحران‌زدگان می‌شتابند، جمهوری اسلامی ایران دشمنان و البته به‌ظاهر دوستانی هم دارد که با رویکردهای متفاوت به تشدید بحران کمک می‌کنند

 
ایران و بحران‌ها؛ کبک‌ها و مگس‌ها و کرکس‌ها

هر کشوری  قلمرو‌ئی دارد و طبیعتی و جمعیتی، ایران نیز مانند تمام کشورهای دنیا مستعد رخداد بحران‌ها و رویدادهاست. در ایران هم زلزله رخ می‌دهد، همچنان که در کشورهای دیگر مانند ژاپن و اندونزی و امثالهم نیز زلزله را حتی بسیار شدیدتر و مستمرتر از ایران تجربه می‌کنند؛ ایران نیز با بحران‌های طبیعی مانند سیل مواجه است‌، همچنان که در ژاپن و آمریکا و خیلی از کشورهای دیگر نیز رخ می‌دهد و ... این روایت درباره اکثر رویدادها و بحران‌ها، چه از جنس طبیعی و چه از جنس غیرطبیعی آن، صادق است. اما به نظر می‌رسد نحوه‌ی مواجهه با بحران‌ها در ایران از برخی جهات منحصر به فرد و اختصاصی است.

در کنار انسان‌هایی که همچون فرشتگانی در مواقع بحران‌ها، هم در میدان نظر «واقع‌بین» هستند و هم در میدان عمل، خالصانه و مخلصانه به هر ابزار و هر هنر و تخصصی که دارند به یاری بحران‌زدگان می‌شتابند و در این سیل اخیر نیز صحنه‌های شگفت‌انگیزی را از این فداکاری‌ها شاهد بودیم، اما جمهوری اسلامی ایران دشمنان و البته به‌ظاهر دوستانی با رهیافت‌ها و رویکردهای متفاوت دارد که در مواقع رخداد بحران نه تنها به حل معضل کمک نمی‌کنند و موجب نمی‌شوند که از این تهدید به عنوان فرصتی برای اصلاح برخی امور و پیشگیری حتی‌المقدور از بحران‌ها در آینده بهره‌برداری شود، بلکه خود به تشدید این بحران‌ها عمیقاً کمک می‌کنند.

این نوشتار برای توصیف گروه‌های حاضر در دسته‌ی دوم از تکنیک «استعاره» کمک می‌گیرد؛ قاعدتاً هدف از این استعاره‌ها اهانت به آنها نیست، بلکه صرفاً بهره‌گیری از آن برای توصیفی است که حتی‌المقدور ویژگی‌های یک طیف را برای مخاطب «قریب به ذهن» کنند.

دسته اول ظاهراً دوستان و مشفقان جمهوری اسلامی‌اند و احتمالاً بسیاری از آنها نیّت‌های خوبی هم دارند، اما مهمترین رسالتی که برای خود قائلند «توجیه» همه‌ی رویدادها و اتفاقات بر اساس منطق طبیعی است، گویی که هیچ‌وقت در هیچ کجای این مملکت، حتی در سطح بخشدار و دهدار هم خطا و گناهی رخ نمی‌دهد که حادثه تلخی را موجب شود! توجیه‌گرایان با خود می‌اندیشند اگر ما قبول کنیم که فلان بخشدار یا شهردار دست‌کم در بخشی از خسارت وارده از سیل مقصر بوده، در واقع تسلسل‌وار خود خدا را متهم کرده‌ایم! چرا که در جمهوری اسلامی بخشدار را فرماندار، فرماندار را استاندار و استاندار را هم دولتی منصوب می‌کند که حکمش را رهبر انقلاب تنفیذ کرده و ایشان هم که نائب عام امام زمان است و امام زمان هم از سوی خدا به امامت منصوب شده؛ لذا اگر بپذیریم بخشداری گناه کرده، خود خدا را زیر سوال برده‌ایم و یا دست‌کم به جمهوری اسلامی که حاصل خون صدها هزار شهید است جفا کرده‌ایم! لذا بهترین کار آن است که مانند «کبک» سر زیر برف کنیم و بگوییم هرچه رخداده قضا و قدر خداوندی بوده و هیچ خطایی و کاستی‌ای در هیچ سطحی در کار نبوده است!

در همین حادثه‌ی سیل پلدختر بسیاری از خانه‌هایی که در معرض سیل قرار گرفته و به آنها آسیب‌های جدی وارد شده، در بستری قرار گرفته که در گذشته‌ی نه‌چندان دور حریم رودخانه بوده است، اما پس از چند دهه خشکسالی، به این تصور که اینجا تا ابد خشک خواهد ماند مجوز ساخت و ساز داده شده و اینک سیل ویرانگری اکثر آن خانه‌ها را خراب کرده. وقتی با یکی از مسئولان شهری پلدختر صحبت کردیم، حرف و توجیه ایشان این بود که این منطقه سالهاست دیگر حریم رودخانه محسوب نمی‌شود بلکه از فلان دیوار سنگی که توسط مسئولان شهری ساخته شده به آن سو  حریم رودخانه است و این سو دیگر اینگونه نیست! به ایشان گفتیم حالا شما در وسط رودخانه‌ی سابق دیوار کشیدید و گفتید آنطرف رودخانه است و اینطرف نیست، آیا مطمئن هستید رودخانه هم از شما اینقدر حرف‌شنوی دارد که دیگر تا ابد این سمت خودش را رودخانه محسوب نکند یا خیر؟!

بدتر اینکه وقتی باز از ایشان پرسیدیم انشاءالله از این پس دیگر در این شاهد هیچ خانه‌ای نخواهیم بود و همگی به بخشی که هیچگاه در تاریخ، رودخانه نبوده منتقل خواهد شد؟ همان مسئول پاسخ داد به خانه‌هایی که آسیب جدی‌ای دیده‌اند اصلاً مجوز ساخت در آن نقطه نخواهیم داد، بلکه زمینی در بخش دیگری از شهر می‌دهیم ولی آن بخش که خسارت خیلی جزئی دیده یا اصلاً ندیده مشکلی ندارد و همانجا می‌ماند! وقتی دلیل را پرسیدیم گفت: بر اساس نظر کارشناسان ما، دوره‌ی بازگشت این سیل 2000 ساله است؛ یعنی تا 2هزار سال دیگر در این منطقه شاهد چنین سیلی نخواهیم بود! به ایشان باید گفت کارشناسان شما که 2000 سال را اینطور دقیق پیشگویی می‌کنند، چطور دو ماه پیش همین سیل اخیر را در این حدّ پیش‌بینی‌ نکردند؟!!

مشخص است که چنین مسئولانی در افزایش خسارت بحران‌ها می‌توانند مقصر باشند! یا آن مسئولی که مسیل سیلاب در دروازه قرآن شیراز را تبدیل به جاده کرده، اگر مقصر نیست پس چیست؟ و یا آن مقامی که با عدم لایروبی رودخانه‌ها در گلستان، دست‌کم در بخشی از حادثه مقصر بوده، تکلیفش چیست؟ اینکه نقد را چه «زمانی» و با چه «روشی» باید گفت و به آسیب‌شناسی چه زمانی و چگونه باید پرداخت، بخشی از درایت و جزئی از «قول سدید» است، اما عده‌ای به هر حال معتقدند که اساساً همه چیز را به قضا و قدر طبیعی متصل و با آن توجیه کردن، بسیار برای جمهوری اسلامی کم‌هزینه‌تر است تا اینکه گناه یک مسئولی را هم بپذیریم و به آن رسیدگی کنیم! اینها احتمالاً متوجه نیستند که از این طریق بیش و پیش از آنکه جمهوری اسلامی را تبرئه کنند، خود خدا را بیشتر متهم می‌کنند! درحالیکه خداوند می‌فرماید: "ما أَصابَكَ مِن حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَما أَصابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَفسِكَ"(سوره مبارکه النساء آیه 79) (آنچه از نیکیها به تو می‌رسد، از طرف خداست؛ و آنچه از بدی به تو می‌رسد، از سوی خود توست)

دسته دوم، ویژگی اصلی‌شان ارتزاق از بحران به سود منافع شخصی و یا جناحی است. اینها همچون «مگس» که یک زخم را منبع خوبی برای تغذیه می‌بیند، بر روی آن می‌نیشنند و بی آنکه دغدغه اصلی‌شان کمک به حل مسئله و رفع آلام بحران‌زدگان باشد، درصدد بافتن کلاهی از این پشم‌اند. این منفعت، لزوماً مادّی یا سیاسی هم نیست؛ شهرت‌طلبی و یا انتقام‌‌جویی و یا پرده‌دری نیز جزئی از این منفعت‌طلبی می‌تواند محسوب شود؛ برای این گروه «دروغ‌»گفتن و یا آگراندیسمان و کوچک‌نمایی‌ها و بزرگ‌نمایی‌های مصلحتی کاملاً مباح است. مثلاً فردی که همه‌ی دغدغه و همتش طی این روزها چه در گلستان و چه در لرستان و حتی خوزستان این است که با دروغ شاخداری اینطور وانمود کند که سپاه سدّ کوچکی را در بالادست لرستان منفجر کرده تا پلدختر و شهرها و روستاهای بالا و پایینش را آب ببرد، چه تفاوتی از نظر بیولوژیکی با ماهیت یک مگس دارد که از زخم ارتزاق می‌کند؟ و یا آنچنان که  گزارش شده، برخی وهابیون که در خوزستان به سراغ مردم رفته و شیعه بودنشان را عامل بحران می‌دانند! در حالی که کشورِ پدرجّد وهابیت را همین چند ماه پیش سیل بزرگی دربرگرفت!

یا آن سلبریتی منفعت‌طلبی که از این فرصت برای پرده‌دری استفاده می‌کند و یا انتقامش را از سیستم می‌گیرد و یا هشتگی می‌زند تا نیّت‌های ارزشی و معنوی جهادگران را منتفی کند و دوگانه‌ی #حب‌_الایران - #حب_الحسین بسازد؛ چه نیّتی غیر از بهره‌گیری فردی از بدبختی یک جمع دارد؟

دسته سوم اما «کرکس‌ها» هستند؛ کرکس‌ها با مگس‌ها در آگراندیسمان و دروغگویی و ... مشترکند اما موضع روشنتر و بالاتری دارند؛ آنها در همه‌ی این بحران‌ها اولین نتیجه‌‌گیریشان این است که هربلایی که رخ می‌دهد، عامل اول و آخرش خود جمهوری اسلامی است؛ یعنی حتی خود زلزله‌ را هم جمهوری اسلامی می‌سازد تا مردمش را بکشد و ابرها را هم بارور می‌کند تا مردمش را آب ببرد؛ یا دست‌‌کم نفس حضور جمهوری اسلامی باعث شده که طبیعت هم با ملت ایران بجنگند! اینها از نظر تفکر شبیه کبک‌ها و از نظر عمل دقیقاً عکس‌ آنها هستند؛ اینها می‌گویند حتی اگر یک دهیار هم در جایی اشتباه کرد، باید گفت اصل جمهوری اسلامی زیر سوال است!

مثلاً در همین سیل اخیر، در استدلالی احمقانه عنوان شد علت اصلی سیل و مرگ جمعی از هموطنان این بوده است که مردم ایران 22 بهمن شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند! این استدلال آنقدر احمقانه است که برایش ماه‌ها می‌توان طنز ساخت و خندید؛ چه آنکه نمونه هایی از طنزهای مبتکرانه در این باره را طی هفته‌های قبل شاهد بودیم؛ مثلاً طوفان مهیبی که چند ماه پیش در کالیفرنیا رخ داد هم احتمالاً به این دلیل بوده که خود آمریکایی‌ها هم دست‌کم یک روز در سال شعار «مرگ بر خودمان» سر می‌دهند! یا مردم ژاپن که زلزله و سیل بسیار وحشتناک‌تری تجربه کردند، کجا شعار مرگ بر آمریکا می‌دادند و قس علی هذا!

به هر تقدیر، هر بحرانی مصیبتی است و طبیعتاً قلب هر انسانی را رنجور می‌کند، اما خرد حکم می‌کند که از هر بحران و تهدیدی فرصتی برای اصلاح امور و پیشگیری در آینده ساخت؛ مثلاً مسئولان کم‌کار را از مسئولان کاربلد و فداکار بازشناخت و کم‌کاران و مقصران را به گونه‌ای تنبیه کرد که افراد کارنابلد و غیرمتخصص از این پس کمتر جرات  کنند مسئولیت‌های سنگین را پذیرفته و صرفاً از مواهب آن استفاده کنند و سفرهای خارجی بروند؛ امّا این سه‌دسته‌ی کبک‌ها و مگس‌ها و کرکس‌ها معمولاً در ایران فضایی را تولید می‌کنند که از یک سو بسیاری از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌ها صرف چنین فرسایش هایی می‌شود و ثانیاً امکان تولید فرصت از این تهدیدات، کاهش یابد.

 


:: بازدید از این مطلب : 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
پنج‌شنبه 16 خرداد 1398

مشاور ارشد رئیس‌جمهور کشورمان، شهردار سابق تهران، همان که به دلیل بیماری از سمتش استعفا داد!! 
وزیر سال‌های گذشته آموزش و پرورش کشورمان، رتبه نخست کنکور و محصل دانشگاه شریف، در یک روز بهاری با ۵ گلوله همسر دومش را کشت! اما هم‌طیف‌های سیاسی‌اش به جای تحلیل چرایی ماجرا از پرداختن رسانه‌های رقیب به ماجرا تا حدی عصبانی شدند که شاهدیم کم‌کم جای قاتل و مقتول در حال تغییر است و دفاع از مظلومیت قاتل به حدی شدت گرفته که اگر اصل ماجرا را نمی‌دانستیم شک می‌کردیم استاد نجفی را کشته باشد تا نجفی استاد را! 
به همین سادگی ماجرایی که در چند روز گذشته رخ داده طوری سناریو نویسی می‌شود که قاتل در مقام مقتول نشسته و برایش دلسوزی می‌شود! این مساله به جز اینکه می‌تواند به شناخت جامعه از برخی از هم‌حزبی‌های نجفی کمک کند تا بهتر بتوانند باور کنند که چطور آنها برای رای‌گیری در انتخابات یکبار دیگر با ایجاد مظلومیت ساختگی برای منافقین اعدام شده جای قاتل و مقتول را تغییر دادند، می‌تواند زنگ هشداری را به صدا درآورد، زنگ هشدار به قهقرا رفتن انسانیت و نادیده گرفتن آن در مواجهه با منفعت! که این دیگر در آرمان‌های انقلاب و تعریفمان از انقلابی‌ها به هیچ‌وجه گنجانده نمی‌شود. 
این اولین باری نیست که از برخی اصلاحاتی‌ها دلسوزی برای قاتل و نادیده گرفتن حقوق مقتول را می‌بینیم، یادمان مانده که با چه وقاحتی از منافقین اعدامی حمایت کردند و قاضی را در مقام قاتل قرار دادند تا با ایجاد شبهه رای بخرند! از این جماعت که دست‌های خون‌آلود منافقینی که ۱۷ هزار شهید روی دست انقلاب گذاشتند را ندیدند و تا جایی از آنها حمایت کردند، که رهبری در سخنانشان توضیح دادند و خواستند جای مقتول و قاتل تغییر نکند، بعید نیست که اسلحه نجفی و دستان خون‌آلودش را انکار کرده و دنبال انگ جدیدی برای مقتولی که نمی‌تواند از خودش دفاع کند باشند، تا یک‌ روز او را خائن نامیده و روز دیگر به او پرستو بگوید!! برای آنهایی که عادت کردند طرف رفیق‌هایشان باشند حق یعنی رفیق و هم‌کیش و هم‌مسلک و ناحق یعنی اویی که نمی‌شناسیم و نتوانسته لابی‌گری کند! این چهره کریه و زشت همه رفیق‌بازهایی می‌تواند باشد که یادشان می‌رود منافع عمومی چیست و حق کجاست. 
درست است که این روزها و در چندین موارد این رویه را از برخی از اصلاحاتی‌ها شاهد بودیم که برای تبرئه رفیقشان تلاش‌هایی کردند که به تضییع حقوق دیگران منجر شده است اما آن اصولگرایی هم که بدون فکر از بازنشسته چندصد شغله دفاع می‌‌کنند تنها به این دلیل که رفیقشان است و رفتارهای مشابه ناحقی دارند نیز در این دسته‌بندی جای می‌گیرند. اصلا حزب و جناح‌بازی و نادیده گرفتن حق با انقلابی‌گری در یک ظرف نمی‌تواند قرار بگیرد، که اگر جز این بودحضرت امام خمینی(ره) در برخورد با نوه خاطی طوری دیگری رفتار می‌کرد، اگر رفیق‌بازی در آرمان‌های انقلاب جای داشت پسری به دست پدر به جرم تلاش برای نابودی انقلاب به جوخه اعدام سپرده نمی‌شد. 
کم نیستند متخلفانی که فامیل سرشناس دارند اما کم هستند آن فامیل‌هایی که چشمشان را روی تخلف فامیلشان می‌بندند و شاکی را به جای مجرم مجازات می‌کنند. تکلیف آنهایی که عناد دارند و منتظر بهانه هستند تا با انقلاب و انقلابی‌ها در هر جناح و سمتی مبارزه کرده و اینطور به مردم کشور القا کنند که افراد هر دو جناح کشور فاسد هستند و باید بروند مشخص است اما انتظارمان از افرادی که درون کشور هستند و دلشان برای خاکشان می‌تپد این است که جز به حق حرف نزنند و در مواجه بین دوراهی حق و رفیق طرف حق را بگیرند هر چند این جانبداری از حق رفیقشان را مجرم کند و تبعات آن به حزب و جناحش برسد. (که اگر حق گویند بعید است که تبعات جرم رفیق و هم‌مسلک به هم‌طیف‌های سالم دیگر برسد) 
انتظار زیادی نیست که از جناحین کشور بخواهیم از ناحق دفاع نکرده و اگر هنوز مطمئن به حق بودن نیستند موضعی نگیرند تا افکار عمومی را از رسیدن به پاسخ صحیح محروم کنند. انتظارمان این است که اگر یک اصلاح‌طلب قتل کرد و به کشور خیانت کرد و یا اگر فرار کرد و... بدون توجه به حزب و جناحش بلند خطای او را فریاد زده و به اشد مجازات با او برخورد کنند تا همه بدانند جمهوری اسلامی اهل تساهل و تتامع با هیچ کسی نیست. همانطور که انتظار داریم اصولگرایان از رفتارهای ناپسند و ناحق هم‌کیش‌هایشان حمایت نکرده و مردم را در مواجه با حق از انقلاب دلسرد نکنند. ژ
برای یک انقلابی ‌واقعی نباید فرق کند که نجفی جرم کرده یا ولایتی و یا... برای یک انقلابی ‌واقعی باید این مهم باشد که تشخیص دهد ملاک حال افراد است و هر فردی هر چقدر هم خدوم به انقلاب اگر کاری کرد باید مجازاتش را هم ببیند و به صرف رفاقت با جناحین از مجازات معاف نشده و طرف مقابلش به جرمی ناکرده مجازات نشود. امروز همانقدر که تهمت بی‌جا به نجفی گناه است دفاع بی‌جا و بی‌گناه خواندن او نیز تبعات سنگین دارد، امروز باید سکوت کرد و اجازه داد تا قانون مجرم و قاتل را شناخته و دلایل قتل را بازگو کند. 
امروز نباید اجازه داد حقی از یک مظلوم حتی به اندازه دانه گندم ضایع شود، امروز منتظریم تا آنهایی را که داعیه حمایت از زنان داشتند و برای استادیوم رفتن و دوچرخه‌سواری‌شان تلاش می‌کردند ببینیم که از زنی مقتول که دائم تهمت می‌خورد دفاع کنند، امروز جامعه خلا مولاوردی‌ها، ابتکارها و همه مدافعان تصنعی مبارزه با خشونت علیه زنان را حس کرده و می‌فهمد که این شعارها تا جایی برای این طیف درست است که علیه هم‌طیفشان به کار نرود! سکوت زنان اصلاح‌طلب بخصوص سیاستمدارانی که در این عرصه جزو تابلوداران این جریان هستند نیز بسیار قابل تأمل است. «معصومه ابتکار» یکی از همین سیاسیون زن است. در اینجا آنچنان سکوت کرده که گویی یکی از زنان اصلی اردوگاه اصلاحات نیست. حضور ابتکار در سمت «معاون زنان و خانواده» رئیس‌جمهور نیز این سکوت را بیشتر تأمل‌برانگیز کرده است.
شهیندخت مولاوردی هم از جمله کسانی است که در موارد مختلف خصوصاً حضور زنان در ورزشگاه‌ها و تقلیل جایگاه آنان به یک تماشاچی فوتبال تلاش فراوانی کرده است. در ماجرای اسیدپاشی مرموز به زنان نیز مولاوردی وارد معرکه شد. اما حالا معاون سابق زنان و خانواده رئیس‌جمهور هم سکوت کرده است؛ بدتر از سکوت. او توییت می‌زند «گاهی سکوت از سر رضایت نیست. گاهی سکوت سرشار از ناگفته‌هاست و شاید سکوت بره‌ها! همه سکوتها از یک جنس نیستند. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...»!
به این لیست می‌توان زنان اصلاح‌طلب مجلس از جمله «پروانه سلحشوری»، «فاطمه حسینی»، فائزه هاشمی «طیبه سیاوشی» و... را افزود. این دایره سکوت به سلبریتی‌ها نیز می‌رسد. «مهناز افشار» از جمله سلبریتی‌هایی است که حاشیه‌های زیادی اخیراً ایجاد کرده است. وی که خود را به عنوان یک حامی دوآتیشه هم جنس‌های خود معرفی کرده حالا در برابر این موضوع تنها بیان می‌کند که نباید وارد بازی سیاسی شد. به این لیست زنان سلبریتی دیگر از جمله «ترانه علیدوستی» و... را نیز باید افزود.امروز جامعه می‌بیند، می‌شنود و قضاوت می‌کند که مدافع واقعی حق کیست و چه کسی تنها برای گرفتن دستخوش و پست ادای حمایت از حقوق فلان طیف را سر می‌دهد. یادمان نرود وقتی از اطلاعات سخن به میان می‌آوریم یکبار دیگر این جمله رهبری را بخوانیم که در دیدار وزیر و مدیران و کارکنان وزارت اطلاعات در ۲۹ فروردین ۹۷ بیان کردند: «جناح‌بازی در اطلاعات وجود ندارد، در وزارت اطلاعات یک جناح وجود دارد و آن، جناحِ انقلاب است.» 

***
درحالی که قاطبه اصولگرایان در ماجرای رسوایی اخیر شهردار اسبق تهران به جهت رعایت ملاحظات شرعی و اخلاقی سکوت کرده‌اند، بخشی از جریان اصلاحات با طرح ادعاهای عجیب تلاش دارند مطابق رویه این جریان، برای رسوایی اخیر شریک جرم پیدا کرده یا حتی‌المقدور آن را به جریان رقیبشان نسبت دهند. 
در همین رابطه یک کارشناس مسائل امنیتی با اشاره به شواهد موجود پرونده گفت: ادعاهای عجیب برخی افراد و جریانات که در ظاهر قصد حمایت از نجفی را دارند، به زودی به رسوایی بیشتر این افراد منجر خواهد شد. طرح مسائلی مانند دام گذاشتن برای سیاسیون توسط یک زن با معیارهای شرعی، حرفه‌ای و اخلاقی دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی مغایر است و چنین سناریوهایی توسط ذهن بیمار ضد انقلاب مطرح می‌شود. 
وی با اشاره با شیوه‌های غیرانسانی سرویس‌های جاسوسی و اطلاعاتی صهیونیست‌ها و برخی کشورهای غربی گفت: متاسفانه در مواردی مشاهده شده که این سرویس‌ها با اجیر کردن زنان، سعی در سوء‌استفاده و تخلیه اطلاعاتی یا باج‌گیری از سیاسیون کرده‌اند. اما این روش‌های ناصواب با مبانی فکری جمهوری اسلامی در تضاد است و به هیچ عنوان دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی از این روش‌ها حتی برای دشمنان خود نیز استفاده نمی‌کند. 
این کارشناس حوزه امنیتی افزود: اگر مسئولین ذیربط به پاسخ استعلام‌های دستگاه‌های اطلاعاتی توجه می‌کردند شاید امروز شاهد این اتفاقات تلخ نبودیم. وی اخذ استعلام دستگاه‌های اجرایی از نهادهای قانونی برای واگذاری و بکارگیری مسئولیت‌های مهم را لازم و با هدف صیانت از دستگاه‌ها و نهادهای دولتی و مسئولین دانست و ابراز امیدواری کرد من بعد کمتر شاهد مقاومت‌های دولتمردان در این زمینه باشیم. 


:: بازدید از این مطلب : 409
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 07 خرداد 1398

در قرآن مجید آیات فراوانی داریم که به بیان و اثبات امامت حضرت علی (علیه السلام) و دیگر ائمه طاهرین دلالت دارد. و البته دلالت این آیات با توجه به احادیث بسیار زیاد (متواتر) است که از رسول گرامی اسلام صلی الله و علیه وآله در شأن نزول این آیات وارد شده است. احادیثی که مورد قبول شیعه و سنی است.

 در کتاب های اهل سنت روایتی آمده است که پیامبراکرم (صلی الله و علیه وآله) خطاب به حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند تو امیر مؤمنان، پیشوای باتقوایان، آقای جانشینان پیامبران، وارث علم 124 هزار پیامبر، بهترین صدیق، والا مقام ترین انسان خوب، همسر سرور تمام زنان جهانیان و چراغ بعد از من بر تمام مردم هستی و هر کسی تو را ولی خود انتخاب کند، بهشت بر او واجب می شود؛ کسی هم که تو را از زندگی خویش حذف کند، جهنم بر او واجب می شود؛ سپس پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) ادامه می دهند که «ای علی به حق کسی که مرا به پیامبری انتخاب کرد و من را به تمام جنبندگان عالم برتری داد، اگر انسانی هزار سال خدا را عبادت کند، عبادتش بدون ولایت تو و ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) قبول نمی شود؛ خدای متعال ولایت تو را هم از کسی نمی پذیرد مگر این که از دشمنان تو و دشمنان ائمه معصومین (علیهم السلام) برائت داشته باشد» [سیوطی در کتاب جامع الصغیر ج ۲ ص ۵۶]

در ادامه به آیاتی در باب ولایت امیر مؤمنان (علیه السلام) است اشاره می کنیم:

آیه ولایت

«إِنَّما وَلِیکم الله وَرَسوله وَالَّذِینَ آمَنوا الَّذِینَ یقِیمونَ الصَّلاةَ وَیؤْتونَ الزَّکاةَ وَهمْ راکِعونَ» [مائدة/55] تنها ولی شما خداست و پیغمبر و آن کسانی که ایمان آوردند و نماز را به پا دارند و زکات دهنده در حالی که رکوع می کنند.

«سیوطی» از دانشمندان اهل سنت در تفسیر «الدر المنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می کند که: «علی (علیه السلام) در حال رکوع نماز بود که سائلی تقاضای کمک کرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد، پیامبر (صلی الله و علیه وآله) از سائل پرسید: چه کسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟ سائل به حضرت علی (علیه السلام) اشاره کرد و گفت: آن مرد که در حال رکوع است»، در این هنگام این آیه نازل شد. [ الدرالمنثور، ج 2، ص 293.]

همچنین از دانشمندان اهل سنت «واحدی [اسباب النزول، ص 148]» و «زمخشری [تفسیر کشاف، ج 1، ص 649]» این روایت را نقل کرده و تصریح کرده اند که آیه «انما و لیکم الله ...» درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.

فخر رازی در تفسیر خود از عبدالله بن سلام نقل می کند، هنگامی که این آیه نازل شد، من به رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) عرض کردم که با چشم خود دیدم که علی (علیه السلام) انگشترش را در حال رکوع به نیازمندی صدقه داد به همین دلیل ما ولایت او را می پذیریم!

وی همچنین روایت دیگری نظیر همین روایت را از ابوذر در شأن نزول این آیه نقل می کند.[ تفسیر فخر رازی، ج 12، ص 26.]

طبری نیز در تفسیر خود روایات متعددی در ذیل این آیه و شأن نزول آن نقل می کند که اکثر آنها می گویند: درباره حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است. [ تفسیر طبری، ج 6، ص 186]

مرحوم علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر، نزول این آیه درباره حضرت علی علیه السلام  را با روایاتی از حدود بیست کتاب معتبر از کتاب های اهل سنت، با ذکر دقیق مدارک و منابع آن، نقل کرده است.[ الغدیر، ج 2، ص 52 و 53]

در این آیه، ولایت حضرت علی (علیه السلام) در ردیف ولایت خدا و پیامبر (صلی الله و علیه وآله) قرار داده شد.

آیه اكمال دین

«أَكْمَلْت لَكمْ دِینَكمْ وَأَتْمَمْت عَلَیْكمْ نِعْمَتِی وَرَضِیت لَكمْ الاْسْلاَمَ دِیناً» (مائده، 3) امروز، دین شما را برایتان كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

خطیب بغدادی با سند معتبر نقل كرده است كه این آیه بعد از معرفی امیرمؤمنان علیه السلام در غدیر خم، نازل شده است:روز غدیر خم، زمانی كه پیامبر دست علی بن ابی طالب را گرفت، سپس فرمود: آیا من سرپرست مومنان نیستم؟ گفتند: بله ای رسول خدا! فرمود: هركس كه من مولای او هستم پس علی مولای اوست. پس از آن، عمر بن خطاب گفت: تبریك تبریك بر تو ای فرزند ابی طالب؛ زیرا از این پس تو مولای من و مولای كل مسلمانان هستی، سپس این آیه نازل شد: امروز، دین شما را برایتان كامل كردم. (تاریخ بغداد ج8 ص284)

ابن كثیر نقل كرده است كه عمر خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت:أصبحت الیوم ولی كل مؤمن. (البدایة والنهایة ج 7 ص350.) تو از این پس، سرپرست تمام مؤمنان شدی.

آیه ابلاغ

«یَا أَیّهَا الرَّسول بَلِّغْ مَا انزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه وَاللَّه یَعْصِمكَ مِنَ النَّاسِ» (المائدة: 67) ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن؛ و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای. خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، حفظ می كند.

ابن أبی حاتم در تفسیر خود از ابو سعید خدری نقل كرده است: این آیه درباره علی بن ابی طالب نازل شده است. (تفسیر ابن أبی حاتم، ج 4 ص1172)

آلوسی در تفسیر خود می نویسد: ابن مردویه از ابن مسعود نقل می كند كه ما در زمان رسول الله صلی الله علیه واله وسلم این آیه را این گونه می خواندیم: آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است كه «علی ولی مومنین است» را به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن، و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای. (روح المعانی، ج6، ص193)

و سیوطی این روایت را این چنین نقل كرده است: بَلِّغْ مَا انزِلَ إِلَیْكَ مِن رَّبِّكَ إنّ علیاً مَولَی المؤمنین وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَه (الدر المنثور ج2ص298 و فتح القدیر ج 2 ص60 والمنار: ج 6ص463) آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است كه «علی مولای مومنین است» را به طور كامل (به مردم) ابلاغ كن، و اگر چنین نكنی، رسالت او را انجام نداده ای.
 
استدلال به آیه «إنما ولیکم الله...» بر ولایت

حال پس از آنکه نزول آیه مبارکه درباره خاتم بخشی علی علیه السلام از طریق شیعه و سنی اثبات شد اکنون به چگونگی استدلال این آیه شریف بر ولایت امیر المؤمنین علیه السلام می پردازیم بنابر اینکه می گوئیم مراد از "والذین آمنوا" علی علیه السلام است و مراد از "یؤتون الزکاة و هم راکعون" صدقه علی علیه السلام در رکوع باشد.

ابتدای سخن اینکه مراد از مؤمنین در عبارت "والذین آمنوا" عموم مردم مؤمن و گروه مسلمین نمی باشد زیرا در ابتدای آیه شریفه در کلمه "ولیکم" خطاب به همه مؤمنین است چرا که ضمیر "کم" عمومیتش به قدری است که خود پیغمبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام را هم شامل می شود ولی چون بلا فاصله می فرماید: "و رسوله" می فهمیم مراد از مؤمنین پیغمبر صلی الله علیه و آله نیستند و گرنه لازمه این مطلب آن است که پیغمبر صلی الله علیه و آله ولی بر خودشان باشند یعنی مثلا اطاعت امر خودشان بر خودشان واجب باشد و این مطلب از نظر عقل غلط است زیرا حاکم و محکوم باید دو چیز باشند ولی و مولی علیه باید از یکدیگر تباین داشته باشند تا یکی بر دیگری ولایت کند.

عبارت "الذین آمنوا"، گر چه به صورت جمع است؛ اما مقصود از آن یک فرد است و این کاربرد در محاورات عرفی صحیح است، چنانچه پادشاهان در فرامین خود می نویسند ما چنین گفتیم و چنان کردیم و به جهت تعظیم و بزرگداشت خود از افراد تعبیر به جمع می کنند .

همچنین در قرآن مجید این طرز استعمال زیاد است چنانکه می فرماید: «إِنَّا نَحْن  نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَه لَحَافِظونَ»[ الحجر/9] یعنی ما خودمان قرآن را نازل کردیم و ما خود حفظ کنندگان آن می باشیم، با آنکه قرآن کریم را فقط خداوند متعال نازل کرده است و حضرتش وحدت حقه حقیقیه دارد و همچنین حضرت سلیمان علی نبینا و علی آله و علیه السلام با آنکه خود به تنهایی زبان مرغان را می داند می فرماید: «علِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ»[نمل/16] ما زبان پرندگان را آموختیم و نیز شخصی که از دنیا رفت در فبر می گوید:« رَبِّ ارْجِعونِ»

 با این همه دلایل و براهین،داماد پیامبر(ص)، سردار بزرگ اسلام در بدرو احد و حنین و خیبر و انتخاب ایشان به عنوان وصی پیامبر(ص) در غدیر، اولین تبریک گویان این انتخاب عمرخطاب و ابوبکر بودند.با این وجود در ساعات آخر عمر پیامبر از وصیت کردنش جلوگیری نمودند و وقتی جنازه آن پیامبر عظیم (ص) هنوز به خاک نسپرده بودند به سقیفه رفتند و بدون اینکه حتی یک نفر از خاندان پیامبر حضور داشته باشد، ابوبکر خود را کاندیدا جانشین پیامبر نمود، و عمر مامور جلب رضایت مردم شد به شرطی که بعد از ابوبکر جانشین او با شد و با جعل حدیث دروغین و با ترفندهای مختلف و با نارضایتی بیشتر مهاجرین تنها کاندیداتور خلافت ابوبکر انتخاب شد. در این مسیر عیر الهی حکومتهای غصبی بوجود آمدند و باعث بدبختی جهان اسلام تا کنون گردیدند. امروزه بیش از یک ملیارد و هفتصد ملیون مسلمان در دنیا وجود دارد. آیا نباید پرسید علت ذلالت این یک ملیارد و هفتصد ملیون مسلمان چیست آیا این همه بدبختی برای مسلمانان ریشه در  سقیفه ندارد که باعث ذلالت و بدبختی جهان اسلام شده اند. و اقلیتی بر این تعداد مسلمین هم زور می گویند و هم به زن و کودک و مردم رحم نمی کنند، و تفکر سقیفه باعث گردیده است با ترفند های مختلف این اقلیت مسلمانان را به حان هم بیاندازد و خود به چپاول اموال مسلمین بپردازد. تنها ایران شیعه است که با تفکر علوی زیر بار ذلت نرفته و مانند امامشان علی (ع)و امام حسین (ع) مرگ را به دلت ترجیح می دهند. و برادران اهل سنت با دسیسه های روباه مکار انگلیس و فرزند نامشروعش رژیم غاصب کودک کش اسرائیل با حامیان شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار خلیفه جعلی برای برادران اهل سنت مانند ابوبکر بغدادی درست می کنند، تا به راحتی خون همدیگر را بریزند، چه بسا در بین آن جوانان که اسیر این بیراهه می شوند حافظ قرآن باشند، متاسفانه هیجگونه بصیرت قرآنی هم ندارند و چه خونهایی که ریخته نشد، آیا داعش فرزند همان تفکر سقیفه نبود.


:: بازدید از این مطلب : 430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
سه‌شنبه 07 خرداد 1398
 

مرگ جامعه آمریکایی

با تولید انبوه نوزادان

نامشروع




نهاد خانواده سالم بدون تردید یکی از بنیادهای انکارناپذیر برخورداری از جامعه‌ای سالم و پیش‌رو است؛ برخورداری از روابطی تحت حمایت قانون و به تبع آن تولد نوزادانی که از ازدواج‌های قانونی حاصل شده‌اند، یکی از مصادیق نهاد خانوادگی سالم و به تبع آن سلامت اجتماعی است.
به نظر می‌رسد این مسئله در جامعه آمریکا به‌ویژه طی دهه‌های اخیر دست‌خوش چالش‌های قابل توجهی شده است.
به گزارش تسنیم، آمریکا با وجود پیشرفت‌هایی که به مدد استیلای قدرت نظامی و به عنوان یک ابرقدرت در حوزه علم و تکنولوژی داشته است اما در زمینه سلامت اجتماعی و نهاد خانواده با بحران عمیقی مواجه است؛ این بحران صرفا به افزایش نرخ تبهکاری، تبعیض علیه مناطق حاشیه‌نشین و مواردی از این دست محدود نمی‌شود بلکه «افزایش نوزادان ناشی از ارتباط‌هایی خارج از ازدواج» از جمله مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی در جامعه امروز آمریکا به شمار می‌رود.
بنا به آمار رسمی ایالات متحده آمریکا، میزان افزایش زادوولد نوزادانی که در اثر ارتباط‌هایی به غیر از ازدواج حاصل شده‌اند طی 50 سال اخیر به نحو قابل توجهی افزایش پیدا کرده است؛ در حالیکه نرخ تولد نوزادان ناشی از ارتباط‌هایی خارج از ازدواج در سال 1960 تنها 5 درصد بوده در سال 1995 به رقم 32 درصد و در سال 2008 به رقم حیرت‌انگیز 41 درصد رسیده است!
برخی از آمارهای دیگر حکایت از آن دارد که نرخ این زادوولدهای نامشروع در دو سال 2007 و 2008 به 51 درصد نیز رسیده است. هر چند که برخی تلاش‌ها برای کاهش این نرخ باعث شد تا کودکان ناشی از روابط غیر خانوادگی در سال 2017 به 35 درصد کاهش پیدا کند البته نباید فراموش کرد که نرخ کلی تولد در سال 2017 به نسبت سال قبل از آن 2 درصد کاهش پیدا کرده بود.
این تحقیق به صورت جامع طی دهه‌های مختلف و در همه ایالت‌های آمریکا انجام شده است و مهم‌ترین منبع آن نیز مدارک هویتی مادران بوده تا مشخص شود که آنها به طور قانونی ازدواج کرده‌اند یا خیر.
یکی از جدی‌ترین دلایل مربوط به افزایش زادوولدهایی خارج از ازدواج به افزایش ارتباط‌های غیر رسمی که از آن به ازدواج سفید یاد می‌شود، مربوط است؛ به همین دلیل در میان برخی از قومیت‌های آمریکایی که تمایل بیشتری به این نوع از روابط دارند، چنین تولدهایی بیشتر دیده می‌شود.
در سال 2017 تقریبا 37 درصد از زنان سیاه‌پوست هیسپانیک، کودکانی خارج از ازدواج به دنیا آورده‌اند این در حالی است که این رقم نزد زنان با تبار آسیایی و غیر هیسپانیک به ترتیب 27 و 13 درصد بوده است.
به طور کلی میزان زاد‌و‌ولدهای ناشی از ارتباط‌هایی به غیر از ازدواج در سال 2017 در آمریکا رقم یک میلیون و 533 هزار و 901 نوزاد بوده است؛ کل نوزدانی که در این سال در این کشور متولد شده‌اند، 3 میلیون و 855 هزار و 500 نوزارد بوده است.
در عین حال«سن» نیز نقش قابل توجهی در تولدهای خارج از خانواده داشته است؛ به این ترتیب، چنین تولدهایی آمار بالاتری در میان جوانان دارد و نشان‌دهنده آن است که هر چه جامعه آمریکا به سوی سنین‌ پایین‌تر می‌رود، این نوع از تولدهای نامشروع نیز در این جامعه رشد بیشتری دارد.
در سال 2017، 92 درصد نوزادانی که از مادران کمتر از 15 سال متولد شدند، ناشی از روابط غیر از ازدواج رسمی بودند؛ این رقم برای زنان 15 تا 19 ساله به 81 درصد می‌رسد.
زنان 20 تا 24 ساله، نرخ 59 درصد را به جا گذاشته‌اند؛ کمترین آمار نیز متعلق به زنان 35 تا 39 ساله است که 21 درصد نوزادان ناشی از روابط غیر ازدواج را به دنیا آورده‌اند.
 
 
 



 
 

:: بازدید از این مطلب : 492
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
نویسنده : rahjooyan
چهارشنبه 01 خرداد 1398



رئیس جمهور در دیدار با جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر گفت: «بالاترین امتیاز هنرمندان خلاقیت است و این قدرت تخیل از فکر اندیشه و عقل بالاتر است. هنرمندان با این قدرت عجیب و سرمایه تخیل، آثار هنری خود را به جامعه عرضه می‌کنند.»
روزنامه رسالت در این زمینه نوشت: جناب رئیس‌جمهور، حرف دلشان را زدند و حکم به برتری تخیل بر عقل دادند و انصافا هم قول و فعل ایشان در این زمینه یکی است. این را می‌شود از تصمیم های سرنوشت سازی که برای کشور و مردم گرفتند تشخیص داد.
عقل می‌گفت وعده صد روزه دادن اشتباه است، اما تخیلات مؤید دادن این وعده ها بود، اما بعد از آنکه تخیل نتیجه نداد گفتند کسی که وعده ۱۰۰روزه بدهد عقل ندارد.
عقل می‌گفت به مذاکره با دشمن، بدبین باش، اما تخیل گفت به مذاکره خوش‌بین باشید و البته بعد از چند سال انتظار برای چیدن گلابی‌های برجام، شد آنچه شد.
عقل گفت دشمن را به دشمنی بگیرید، فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا اما تخیل گفت لبخند بزنید و نتیجه دیپلماسی لبخند را بعد از چند سال فرصت سوزی دیدیم.
عقل گفت با خدا ببندید، اوست قادر مطلق؛ اوست که عزیز و شکست ناپذیر است، ولی تخیل گفت با کدخدا می بندیم قدرت دست اوست. به زعم خودشان با کدخدا بستند و رفیق نیمه راهشان بزرگ‌ترین دستاوردشان را پاره کرد.
عقل گفت به تدریج و در فاصله‌های طولانی هم دشمن از دشمنی و تحریم دست برنمی‌دارد، اما تخیل گفت بالمره تحریم‌ها برداشته می‌شود. حالا اندرخم یک کوچه‌اند تا نفت‌شان را بشکه بشکه به این و آن بفروشند، چراکه هنوز سپیده صبح بدون تحریم، نزده است.
اصلا عقل چیست؟ بگذارید از لسان صادق آل محمد (ع) بخوانیم. از ایشان سؤال شد: «عقل چیست؟» فرمود: عقل آن است که به وسیله آن خدای رحمان پرستش شود و بهشت به‌دست آید. راوی گوید، عرض کردم: «پس آن‏چه معاویه داشت چه بود؟» حضرت فرمود: آن نیرنگ است، آن شیطنت است! آن نمایش عقل را دارد ولی عقل نیست.»تخیل اما خیال پردازی است؛ از واقع، بویی نبرده و شما و مُلک و ملت را به سرمنزل مقصود نمی رساند. شاید اشکال کار ما همین‌جا بوده که گمان کردیم برای غیرهنرمندان هم این خیال‌پردازی‌ها نقطه مثبت تلقی می‌شود. حالا هم بهتر است آقایان خیال‌پرداز به حرف عقلای کشور که دنبال مذاکره نیستند گوش دهند نه اینکه هنوز بگویند ما اهل مذاکره‌ایم.


:: بازدید از این مطلب : 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
.:: This Template By : LoxBlog.Com ::.
درباره ما
به وبلاگ من خوش آمدید
منو اصلی
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب پربازدید
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران